اثر قصه درمانی بر کاهش علائم پرخاشگری- قسمت 3

ا در خاطره زنده می کند. وقتی کودکان داستانی را می شنوند دائما حوادث و شخصیت های داستان را با تجربیات خود از وقایع ارتباط می دهند . فرایند تطابق یابی در سطحی ناهشار رخ می دهد . برای یکی از دوستانتان تجربه ناخوشایندی را تعریف کنید که زمانی با یک مغازه دار داشته اید . به محض اینکه تعریف شما تمام شد دوست شما تجربه مشابهی را به یاد
می آورد که خودش با مغازه دار دیگری داشته است . یا مثلا یک لطیفه بگویید و خواهید دید که شنونده هم لطیفه ای یادش می آید . چه اتفاقی می افتد؟ شما به راحتی یک تطابق یابی را فعال کرده اید.(روشن1391).
مطالعات فراوان در زمینه ارتباط نشان می دهد که مهمترین عامل در قصه گویی ایجاد حسن تفاهم و رابطه دوستانه است. قصه شما وقتی موثر خواهد شد که کودکتان احساس راحتی و آرامش کند . شناخت(( زبان )) فرزندتان یکی از راه های تسهیل ایجاد حسن تفاهم است.علاوه بر صحبت کردن به زبان کودک روش دیگری نیز جهت تقویت حسن تفاهم وجود دارد . این روش غیر کلامی است . با منعکس کردن قسمتی از روش های ارتباط غیر کلامی کودک می توانیم وارد دنیا و الگوهای او شوید. (روشن1391).

2-1-4- فنون قصه درمانی
1-بازی کلمه قصه مرا حدس بزن : در این فن هر کودک از میان کارت هایی که کلمات مرتبط با زمینه های مربوط به مشکلاتشان روی آن نوشته شده است کارتی را انتخاب می کند و با آن کلمه قصه ای دارای آغاز پایان میانه می سازد . سایر کودکان ضمن شنیدن قصه ی کودک باید کلمه ی اصلی قصه را حدس بزنند و در پایان درمانگر پیام های درمانی قصه ی کودک را گفته و با خود کودک مورد بحث و بررسی قرار می دهد (بارت 1998).

2-قصه گویی با استعاره ها : در این فن که مبنای روان تحلیلی دارد درمانگر با شنیدن نظرات کودک با جهان او آشنا می شود و نیازها و توانایی ها و ترس های کودک را می شناسد. در این فن بر مبنای این یافته های تشخیصی درمانگر قصه ای را که قهرمان آن تعارض ها رفتارها و خود ضعیف مشابهی دارد اما از راه یادگیری مهارت های جدید و سازوکارهای رویارویی موثر بتواند برآنها غلبه کند تعریف می کند. پایان قصه ها همیشه مثبت و پر از موفقیت است. این فن در مورد کودکانی که قدرت تخیل وخیال پردازی دارند و کودکانی که ترس های بیمارگونه افسردگی اضطراب و پرخاشگری و آسیب جسمانی موثری دارند سودمند است.(فورگان ).
3-بازی با کلمات احساسی : در این فن از راه بازی با کارت های احساسات از قبیل (خوشحال غمگین نگرانی عصبانیت موفقیت و… ) احساسات به طور کلی شناسایی و معنی می شود. سپس از راه قصه ای که کودک ارائه می دهد احساساتش را به درون قصه فرافکنی می کند و این کار به درمانگر امکان می دهد مشکل اصلی و فعلی کودک راشناسایی کرده وبه او کمک کند تا با احساساتش روبه رو شود. این روش برای کودکان دارای مشکلات رفتاری و اضطرابی و به ویژه کودکان دارای نارسایی توجه و بیش فعالی و نیز دارای پرخاشگری مفید است (تگلاسی و روتمن 2009).

4- قصه گویی رایانه ای: در این شیوه از کودک خواسته می شود به وسیله رایانه قصه ای بنویسد یا بخشی را خودش تایپ کندو بقیه ی قصه را بگوید ودرمانگر تایپ کند آنگاه ممکن است درمانگر بخواهد قصه گفته شده کودک را با یک پایان متفاوت اما سالم تر بازگو کند تا راه حل های سازنده تر و مناسب تری ارائه دهد . این روش برای کودکان گوشه گیر و پرخاشگر مناسب است. (ایزدی برجعلی دلاور اسکندری 1389).
5-قصه گویی با اشیاء: این فن در اغلب کودکان به کار گرفته می شود . در این فن از کودک خواسته می شود که از میان یک سری اشیای مشخص یک شیء را انتخاب کرده و با استفاده از آن قصه ای ساخته و بیان کند قصه ای که آغاز میانه و پایان و نکته ای آموزنده و اخلاقی داشته باشد. درمانگر قصه ی کودک را تکرار و سپس به صورت راه حل گشایی یا حل مسئله بازگو می کند . هدف از این بازگویی آموزش پیامدها و شناخت احساسات انسان است. (فورگان ).
6-قصه گویی با استعاره های هنری یا کلامی (کوک تایلر و سیلورمن 2004 ):
این فن برای کودکانی مفید است که تجربه فقدان دارند در این فن درمانگر از کودک می خواهد تصویری بکشد که بیانگر احساسات او پیش از فقدان (مثلا جدایی والدین ) باشد و در مورد آن قصه ای بگوید . پس از آن از او می خواهند تصویری بکشد که بیانگر احساسات او پس از فقدان باشد و قصه ی آن را بیان کند . به این ترتیب کودک در شناسایی و بیان احساساتش مهارت پیدا می کند.
7-قصه گویی اسناد جانوری (آراد 2004 به نقل از سیلور 2007): این فن مستلزم مشارکت اعضای خانواده است در این فن به هر یک از اعضای خانواده نقش یک جانور داده می شود سپس از هر یک از اعضای خانواده خواسته می شود قصه ی کوتاهی درباره شخصیت جانوری خودشان بگویند. به گونه ای که قصه آنها دارای آغاز پایان و میانه باشد . در این فن همه ی کودکان از سنین مختلف می توانند شرکت کنند . اسناد اسامی جانور به اعضای خانواده فضایی سرگرم کننده و بدون تهدید فراهم می کند به گونه ای که آنها می توانند از راه شخصیت جانوری ویژگی های شخصیتی و روابط بین فردی را توصیف می کنند و بدین شیوه آزادانه فرصت می یابند احساسات و آرزوها و افکار و ترس ها و تخیلات و حتی احساسات پرخاشگرانه خود را در قالب شخصیت های جانوری ابراز کنند. درمانگر قصه ها را ثبت و یا ضبط می کند . پس از اینکه همه ی اعضای خانواده قصه هایشان را بیان کردند درمانگر از آنان می خواهد برای قصه هایشان یک عنوان انتخاب کند و به یک جنبه ی اخلاقی آن اشاره کنند اگر کودکان قادر به درک جنبه ی اخلاقی آن نبودند از آنها پرسیده می شود قصه ی مورد علاقه ی آنها چه بوده است و از آن چه آموخته اند . همچنین از کودکان خواسته می شود تصویری از قصه ای که خودشان گفته اند ترسیم کنند . سپس درمانگر به نخستین قصه ی ارائه شده در گروه بر می گردد و آن را با صدای بلند می خواند و آنگاه با پرسش هایی اعضای خانواده را به بحث وارد می کنند . این پرسش ها می توانند در مورد بخش های خوشایند یا ناخوشایند قصه از نظر اعضاء افکار و احساسات جاری در قصه و پیامدها ونتایج قصه باشد.

8-قصه گویی با نمد: در این روش کودکان ترغیب می شوند تا با تخته های نمد و قطعات نمد سیاه و برخی وسایل دیگر متناسب با صفحه های نمد به صورت کلامی و دیداری قصه هایی ساخته و بگویند . همچنین در این روش تصاویر و کلمات از صفحات چاپ شده کتاب ها بریده می شود و به آن حیات و حرکت داده می شود . پس از بیان قصه توسط کودک درمانگر بر مبنای زمینه های شخصی و فردی کودک نمادهای قابل تفسیر در قصه را در می یابد . سپس با تعبیر قصه برای کودک به او در درک احساساتش و نوع مشکلات موجود کمک می نماید . قصه گویی با نمد به ویژه در کلاس درس و محیط های آموزشگاهی بازدهی خوبی دارد . (بالفر 2005 ).

9-تغییر قصه زندگی خود: دیلالو و همکارانش (2002 به نقل از طهوریان 1384) فن دیگری ارائه کردند . به این صورت که می توان از کودکان خواست تا قصه ای در مورد زندگی خودشان بنویسند قصه ای که بیانگر تجربه ها و احساسات و افکار و شیوه ی زندگی خودشان باشد و پس از ارائه قصه توسط کودک از او خواسته می شود که قصه جدیدی را با نقش تازه ای بنویسد . نقشی که نشانگر رویارویی موثر او با موضوعات روزمره زندگیش باشد . آنها به مراجعانشان کمک می کردند تا به قصه های شخصی خودشان درباره لکنت پایان دهند و قصه های دیگری برای خودشان بسازند به گونه ای که در این قصه ها خیلی روان و سلیس می توانستند صحبت کنند.

10-ایجاد تغییرات زبانی – نمادی (مانتیگل 2004 پریرخ و مجدی 1388): ایجاد تغییرات زبانی – نمادی از شیوه های دیگر قصه گویی است. روش اجرا به این صورت است که ابتدا از کودک خواسته می شود قصه ای که آغاز میانه و پایان داشته باشد بنویسد . سپس به گفتگو درباره ی احساسات و افکار قهرمان قصه هنگام استفاده از این نمادها پرداخته می شود و سپس از کودک خواسته می شود احساسات و افکار قهرمان قصه هنگام استفاده از این نمادها را بازگو گند . گام سوم تلاش برای معنی سازی جدید با استفاده از ادبیات سازنده و مثبت است به این صورت که از کودک خواسته می شود قصه ای را با تغییر واژه ها و جمله ها به این معنی است که کودک واژه ها و جمله هایی که بار منفی دارند را تغییر می دهد. مثلا در ادبیات مطلق گرایانه مانند من باید 20 شوم یا ادبیات ناتوان کننده مانند من نمی توانم یا ادبیات سلب مسئولیت مانند من خیلی بدبخت و بی لیاقتم یا ادبیات فاجعه ساز و پرخاشگرانه دیگر را به واژه ها و جمله های مثبت و سازنده تغییر دهد. مانند من تلاش می کنم 20 بگیرم وسعی خواهم کرد من اشتباه کردم در این کار موفق نبودم ولی در کارهای دیگر موفق بودم.
11-فن جعبه دکمه: این روش برای کودکان و نوجوانانی مناسب است که در برقراری ارتباط پیش قدم نمی شوند . یک جعبه ی بزرگ پر از دکمه ای که احساس می کند حرفی می زند انتخاب و علت انتخاب خود را در قالب قصه ای بیان کند و سپس دکمه را روی لباس خود
( یا تکه پارچه ای ) بدوزد. (دهقان و پریرخ 1385).

12-بازی نوشتن قصه ی دوجانبه (اسکات 1995 به نقل از چهارمحالی 1384): در این شیوه درمانگر قصه ای را نیمه تمام ارائه می کند و از کودک می خواهد آن را تکمیل کند یا قصه را شروع کند و تکمیل بخش هایی از آن را به کودک واگذار می کند . برای مثال درمانگر میگوید امروز می خواهیم برای یکدیگر قصه تعریف کنیم من قصه را شروع می کنم ولی دوست دارم بخش هایی از قصه را خودت بسازی و بگویی و بعد دوباره من می گویم و باز جایی از قصه را خالی می گذارم تا تو بگویی . بدین ترتیب درمانگر مثلا می گوید روزی بود و روزگاری شاهزاده ای که دوست داشت ….. اینجا از کودک دعوت می کند بگوید که شاهزاده چه دوست داشت . شاید کودک بگوید که دوست داشت: در حوالی شهر اسب بازی کند . درمانگر ادامه می دهد : همین که شاهزاده اطراف شهر اسب سواری می کرد به خاطر آورد که …. دوباره قصه را متوقف می کند و از کودک می خواهد قسمت بعدی قصه را تکمیل کند.

13-موجز گویی : در این فن قصه گو از کودک می خواهد با طرح و شخصیت های داستان ارتباط بر قرار کند تا سرانجام او را به سوی تغییر رفتار سوق دهد. در خلق قصه باید مجموعه حوادثی آورده شوند که همانند و یا مشابه شرایط واقعی کودک است و نباید جزییات خاص آن را بیان کرد از آنجا که هیچ گاه دقیقا نمی دانیم که ماهیت مسئله مورد نظر چیست و کودک چه درکی از آن دارد و شرایط را چگونه احساس می کند. بنابراین قصه باید جزییات را به کودک واگذارد . کودکان توصیفات کلی و تصریح نشده را با تصورات خود پر می کنند. (مک 2002).
14-مکث و نشانه گذاری: مکث در گفتگوهای روزمره معنای خاصی دارد نخست موجب جلب توجه شنونده می شود و دوم وقتی بین دو جمله یا کلمه مکث می کنیم آنچه را که دقیقا پس از آن مکث می گوییم از بقیه ی کلام خود جدا کرده ایم و به آن معنای خاصی بخشیده ایم . در اینجا مکث روند یادگیری ناخودآگاه را تسهیل می کند . اگر تمام عناصر مهم به وجود آورنده ی یک قصه خوشایند مهیا باشد آنگاه کودک احساس آرامش ناشی از بازی با دیگران را به عنوان راه حلی برای مسئله اش در می یابد. ابزار مکمل مکث کردن نشانه گذاری است. نشانه گذاری اسبابی شنیداری برای تقویت واژگان کلیدی پس از مکث است در مثال بالا مطلب مورد توصیه را نمی توانید در قسمت هایی از داستان که از اهمیت خاصی برخوردار است اسم کودک را بیاورید زیرا نام او در بخش مهمی از داستان ذکر شده است . (گلچین 1389).
15- تعویض چارچوب یا تغییر شکل دادن : در این فن درمانگر چارچوب عادت یا رفتارهای نامطلوب مشخصی را عوض می کند . درک این نکته که بدرفتاری بچه ها می تواند در زمینه ای دیگر مفید واقع شود چشم انداز وسیع تری در ارتباط با رفتار کودکان ایجاد می کند . اصرار و سماجت کودک برای داشتن اسباب بازی می تواند در زندگیش بسیار مفید باشد . سماجت او نشان می دهد می داند چه می خواهد و آنقدر پافشاری می کند تا آنچه را که می خواهد به دست بیاورد یا وقتی کودکی اسباب بازیش را به کودکان دیگر نمی دهد نشان دهنده این است که برای دارایی خود ارزش قائل است. بنابراین اگر این اصل را در نظر داشته باشیم می توانیم اغلب بدرفتاری های کودکان را رفتارهای بالقوه مثبتی را در نظر بگیریم که در شرایط دیگر مفید و لازم اند. (بهرامی 1384).
16-فن شخصیت خلاق (بروکس 2001 به نقل از حسینی انجدانی 1387): در این فن از کودک خواسته می شود چند شخصیت یا عنصری که کودک می خواهد در قصه اش استفاده کند ابتدا نوشته و یک شخصیت عاقل را نیز در نظر بگیرد . سپس از او می خواهد قصه ای را با استفاده از آن عناصر بنویسد به طوری که این شخصیت عاقل بتواند افکار و احساسات شخصیت های دیگر را بخواند . شخصیت عاقل کسی است که به دیگران کمک می کند پشت رفتارها راببیند . به کودکان گفته می شود قصه ای را که می نویسد باید تازه باشد نه جایی خوانده و نه جایی دیده باشند و نباید عاریه ای باشد . پس از اینکه کودکان قصه هایشان را نوشتند درمانگر با آنها درباره ی شخصیت هایی که در قصه آورند و تصویری از خودشان در قصه نشان دادند و نیز چگونه دیده شدن خود از نگاه شخصیت خردمند گفتگو می کند. اگر قرار باشد قهرمان با نگاه شخصیت خردمند زندگی را دنبال کند و روند متعالی را در پیش بگیرد چگونه حرکت می کند. اگر بخواهد هدف های عینی تری برای خود انتخاب کند و روابط موثرتری داشته باشد چگونه باید حرکت کند. این فن بر دو محور بازسازی شناختی و تقویت احساس شایستگی و کفایت متمرکز است .(مک 2002).
قصه ها الگوهای طبیعی از فکر کردن هستند که پیش از آغاز تحصیل از راه افسانه ها قصه های کودکانه و تاریخچه ی خانوادگی فرا گرفته می شوند به گونه ای که برخی از پژوهشگران ادعا می کنند دانش امروزی ما از قصه ها می آیند .
اجزایی که همیشه باید در داستان وجود داشته باشد:
1-داستان هدفمند باشد
2-انعطاف پذیر باشد
3-در داستان می توان از خود کودک راه حل گرفت
4-کودک می تواند احساسات خودش را در داستان بگوید
5-گروه باید همگن باشد مثلا همه باید پرخاشگر یا بیش فعال باشند آنچه که بسیار مهم است کلام است قصه اول باید به دل بنشیند و همراه با هیجان و عاطفه باشد
6-داستان را طوری بگوییم که در حافظه بماند قصه باید ملکه ذهن کودک شود این موارد کمک می کند که قصه بیشتر در حافظه کودک بماند.
7-نتیجه داستان نباید منفی باشد و یک احساس گناه در کودک ایجاد شود.
8-داستان باید مناسب سن جنس و علایق کودک باشد.
9- در داستان راه حل ها مطرح می شود. (شنگ و آبلسون 1995 به نقل از شیبانی لویه و دلاوری 1385) .

2-1-5- فواید قصه گویی
از جمله فواید قصه گفتن ممارست کودکان در مهارت هایی نظیر گوش دادن تجسم تصور وخیالپردازی است . وقتی شما داستانی را به جای خواندن از روی کتاب برای آنها تعریف می کنید آزاد هستید که از تخیل خود استفاده کنید و بعضی کلمات را حس می کنید برای کودک مناسب تر است در آن بگنجانید . این حالت خود جوشی داستان را برای شنونده چیزی منحصر به فرد می کند.(روشن1391).
قصه می تواند سرگذشت انسانی باشد که از جمع خسته شده است واز آن دوری می کند. ولی همین دوری نیاز او را برای برگشتن وپیوستن به جمع برای خود او روشن می کند و فرد گریزان از جمع را به جمع باز می گرداند. به این ترتیب درمانجو از طریق قصه های مناسب با مشکلات و مسایل زندگی آشنا می شود و مهارت اجتماعی بیشتری به دست می آورد داستان شنل قرمزی ممکن است در نظر اول خیلی پیش پا افتاده به نظز بیاید اما تمثیل خیلی خوبی برای یاد دادن این موضوع است که هر کسی شایسته دوستی نیست نباید هرگز به غریبه ها اعتماد کرد. (سیدی 1379).
2-1-6- قصه برای کودکان دبستانی
در این دوره که کودک خواندن و نوشتن را می آموزد لازم است نخستین تجربه هایش در مطالعه لذت بخش و موفقیت آمیز باشد. کنجکاوی او نسبت به جهان اطرافش افزایش می یابد و همچنین دوره استقلال کودک از بزرگسال آغاز می گردد. حس کنجکاوی و استقلال کودک را می توان با کتاب های مفیدی که در اختیار او قرار داده می شود، ارضا کرد. کودک در این سنین از خواندن مستقل لـــذت می برد و مطالعه را به عنوان وسیله ای سرگرم کننده می پذیرد. در این سنین می توان جلسه هایی را برای بحث گروهی درباره داستان ها و تهیه و اجـــرای نمایشنامه ها تـرتیب داد (حجازی، 1374).
2-1-7 ویژگی های قصه
قصه یا داستان نیز از نظر تربیتی شرایط و ویژگی هایی دارد از جمله :
از آنجا که وقتی کودک قصه ای را می شنود خود را به جای قهرمان آن قصه می گذارد. بنابراین یکی از ویژگیهای قصه باید آن باشد که :
1- قهرمان قصه، خواه انسان، خواه پری یا حیوان به تنهایی از شایستگی لازم برای عبور از موانعی که بر سر راه او قرار گرفته برخوردار باشد (وزیری، 1357).

در کودکان حالت ایده آل جویی و قهرمان پرستی وجود دارد که با شنیدن داستانی از یک الگو، خود را غیرمستقیم با آن الگوها تطابق میدهند و زمینۀ مورد نظر را در خود ایجاد می کنند (قائمی، 1376).
2-