اثر قصه درمانی بر کاهش علائم پرخاشگری- قسمت 4

حوادث قصه باید مرتبط با یکدیگر باشد و در مخاطب صورت های ذهنی قوی ایجاد کند.
3- زبان داستان باید ساده باشد تا کودک قادر به فهم و تقلید از آن گردد.
4- از آنجا که کودکان بیشتر به محسوسات توجه دارند، تمام داستان می بایست دربارۀ اندرز و مسایل محسوس باشد نه امــور معقول و معنوی که از تصور آنان به دور است. آنچه از نظر تـربیت نیز اهمیت دارد.
5- تصویر داستان باید به گونه ای باشد که صحنه های آن کاملاً مجسم شود و کودک یا نوجوان خود را در آن صحنه ببیند و این روشی است که در قرآن کریم به آن برمی خوریم. صحنه های داستانی قرآن اغلب مجسم، روشن و قابل تجسم در ذهن هستند.
– داستان متناسب سطح سن، درک و موقعیت کودک یا نوجوان باشد.
– با توجه به هدف تربیتی یا درمانی تهیه شود.
– جنبه های مورد نظر از آداب و راه و روش زندگی را به کودک یا نوجوان بیاموزد.
– موجب ترس و خیالات بی حساب، وحشت و اضطراب نگردد.
– داستان ها در عین اینکه در مواردی مولد خیالند، باید سهمی از واقعیت داشته باشند و یــا لااقل گوشه هایی از حیات واقعی و انسانی را به کودک بیاموزد.
– داستان باید بتواند آموزنده راه و روش زندگی باشند، آگاهی بدهند، پیامد رفتارها را نشان بدهند و قوانین و مقررات مربوط به امور مختلف را بیاموزند.
– داستان بــاید قادر باشد خاطره ها، افکار، اطلاعات و تجربه ای مفید را به کودکان الهام کند و تجربه های تازه ای در اختیار آنها قرار دهد. داستان باید دارای رنگ عاطفی باشد و هیجان های متعددی را در شنونده برانگیزد (شعاری نژاد، 1378).
– کودک یا نوجوان قصه ای را می پسندد که در آن معمایی حل نشدنی مطرح شده و نیازمند راه حل باشد، مشکلی رفع شدنی یا هدفی دست یافتنی مطرح شده باشد (حل مسأله).
– مهم ترین ویژگی های داستان خوب آن است که هدفی اخلاقی داشته باشد (شعاری نژاد، 1378).
– و آداب اجتماعی را نیز به کودک آموزش دهد (منصوری، 1374).

2-2-پرخاشگری
جامعه شناسان و روانشناسان از ابعاد گوناگون به اختلالات رفتاری پرداخته تا به شناسایی عوامل و علل زمینه ها و پیامدهای آن دست یابند و در نتیجه راهکارها و شیوه های مقابله با این اختلالات را تدوین نمایند . کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلالات رفتاری غالبا در بزرگسالی با ارتکاب به رفتارهای نابهنجار اعمال خلاف قوانین و تجاوز به حقوق دیگران و حاکمیت موجب اختلال در نظم اجتماعی می شوند و هزینه های زیادی را به جامعه تحمیل می کنند . یکی از عواطف متداول کودکان خشم است که در اثر برخورد آنها به مانعی که بر سر هدفشان قرار می گیرد حاصل می شود و به پرخاشگری که یک واکنش عمومی به ناکامی امیال است منجر می شود(افتخار صعادی ، مهرابی زاده ، نجاریان ، احدی و عسگری 1389).

2-2-1-تعاریف پرخاشگری:
محققان علوم رفتاری در کشورهای مختلف هرگز تعریف روشن و واحدی از مفهوم پرخاشگری ارایه نکرده اند زیرا تعریف پرخاشگری تحت تاثیر فرهنگ تجربه و اعتقادات جوامع متفاوت است.(ایزدی، طامه و همکاران 1389).
به هر حال رفتارهای پرخاشگرانه یکی از مشکلات اجتماعی و مهم اساسی در هر جامعه است که به دلیل اهمیت آن به خصوص در دوران کودکی توجه ی ویژه ای به آن می شود .در زیر به مهمترین تعاریف ارایه شده در خصوص پرخاشگری اشاره می شود :
از دیدگاه ارونسون ، (1987 ترجمه شکر کن 1387) پرخاشگری رفتار آگاهانه ای است که هدفش اعمال درد و رنج جسمانی و یا روانی باشد. به عبارت بهتر عمل آگاهانه ای است که با هدف وارد آوردن صدمه و رنج انجام می گیرد . این عمل ممکن است بدنی یا کلامی باشد خواه در نیل به هدف موفق بشود ویا نشود در هر صورتی پرخاشگری است.
هیلگارد و اتکینسون (1998 به نقل از بازرگان صادقی لواسانی و غلامعلی 1382) پرخاشگری را رفتاری می دانند که قصد آن صدمه زدن (جسمانی و کلامی ) به فرد دیگر یا نابود کردن دارایی آنهاست . مفهوم اساسی در این تعریف قصد است . اگر کسی پای شما را لگد می کند قصد وی نشان دهنده پرخاشگرانه بودن یا نبودن رفتار است.
خشونت و پرخاشگری رفتارهایی هستند که به قصد آسیب رساندن صدمه زدن به دیگران یا اموال آنها ابراز می شوند . پرخاشگری ممکن است بدنی (زدن لگد گاز گرفتن ) لفظی (فریاد زدن دشنام دادن ) یا زور گویی و قلدری باشد . اغلب کودکان خیلی زود در می یابند که می توانند از طریق کج خلقی خشونت و پرخاشگری به یک سلسله از نیازها و خواسته های خود برسند. (نوابی نژاد 1377)
به طور کلی رفتار پرخاشگرانه واجد چهار شرط زیر است ”
1-فردی که رفتارش پرخاشگرانه است آن رفتار را عمدا انجام می دهد .
2-آن رفتار در روابط بین فردی که حاکی از تعارض و ناکامی است رخ می دهد.
3-شخصی که دارای رفتار پرخاشگرانه است قصدش برتری یافتن بر فردی است که مقابل او رفتار پرخاشگرانه داشته است.
4-شخصی که چنین رفتاری از او سر می زند یا در جهت جدال تحریک شده یا حد اعلای شدت آن مسیر را پیموده است . (ایزدی ، طامه و همکاران )
با توجه به جمیع تعاریف مربوط به پرخاشگری مهمترین مفاهیم مستتر در این تعاریف عبارتند از :
1-نیت مندی : رفتار پرخاشگرانه همراه با قصد و نیت صورت می گیرد
2-جلوه رفتاری : عامل پرخاشگری به نوعی (کلامی یا جسمانی ) قصد و نیت خود را آشکار می سازد .
3-قربانی پرخاشگری همواره معطوف به شخصی یا چیزی می باشد.
محرک هایی که اغلب منجر به واکنش های خشم آلود در کودکان می شوند عبارتند از:
1-ایجاد محدودیت های جسمی و حرکتی کودک خواه به وسیله دیگران یا بر اثرناتوانی خود کودک
2-جلوگیری از انجام فعالیتهای کودک ایجاد مانع در رسیدن کودک به خواسته ها برنامه ها و هدف هایش.
3-مجموعه ای از ناراحتی هایی که موجب ناکامی کودک می شود.
4-ایراد گرفتن دائم از آنها.
5-اذیت کردن آنها.
6-مقایسه نامناسب بین کودک و سایر همسالانش .
7-نصیحت کردن های پی در پی.(ماسن و همکاران 1373).

2-2-2-انواع پرخاشگری
پرخاشگری به طور کلی به دو نوع تقسیم می شود :
پرخاشگری خصمانه و پرخاشگری وسیله ای .
پرخاشگری خصمانه عملی پرخاشگرانه است که از احساس خشم ناشی می شود و هدفش اعمال درد و آسیب است. اما در پرخاشگری وسیله ای قصد و نیت آسیب رساندن به شخص دیگر وجود دارد لیکن آسیب رسانی به عنوان وسیله ای برای رسیدن به هدفی غیر از ایجاد درد و رنج صورت می گیرد . پرخاشگری خصمانه دو حالت پرخاشگری آشکار و پرخاشگری رابطه ای می باشد . در پرخاشگری آشکار کودک به دیگران صدمه بدنی وارد می کند یا او را به چنین صدمه ای تهدید می کند. مثلا کتک زدن لگد زدن یا تهدید کردن یک همسال به کتک زدن . اما پرخاشگری رابطه ای که شامل دو نوع مستقیم و غیر مستقیم می شود در مورد کودکانی به کار می رود که به طور عمد سایر کودکان را از گروه طرد و منزوی می کنند . برخی از محققان این نوع رفتار را پرخاشگری اجتماعی و مستقل از پرخاشگری آشکار تعریف می کنند (جوادی، سهرابی، فلسفی نژاد و برجعلی 1387).
کودکان در طول رشد خود از توانایی بیشتری برای درک نیات دیگران برخوردار می شوند ولی این موضوع که تشخیص و قضاوت آنها چه اندازه درست است جای بحث دارد .
برای مثال کودکان پرخاشگر همواره به همه چیز با بد بینی نگاه می کنند و از اعمال دیگران برداشت دیگری دارند . در چنین شرایطی طبیعی است که به میزان پرخاشگری خود می افزایند. (سلحشور 1387).

2-2-3-مبانی نظری پرخاشگری:
2-2-3-1- تئوری رفتار غریزی فروید:
کهن ترین و شناخته شده ترین تببین در مورد پرخاشگری معطوف به این نگرش است که انسان به دلیل طبیعت زیستی اش تا حدودی برای ارتکاب پرخاشگری و خشونت برنامه ریزی شده است . و تنها راه کنترل این سائق فطری تنبیه است . از منظر این تئوری رفتار پرخاشگرانه نتیجه یک انگیزه عمده درونی به سوی عمل است و نه عکس العمل در برابر شرایط طبیعی و تنها یک محرک طبیعی این عمل را آزاد می کند ( سادوک و سادوک 2003 ترجمه رضایی 1382)
کسانی که در چار چوب تئوری رفتار غریزی فعالیت می کنند بعضا معتقدند که پرخاشگری کودکان و نوجوانان می تواند مفید باشد استدلال آنها این است که علی رقم اینکه پرخاشگری ممکن است برای دیگران مضر باشد اما برای فرد پرخاشگر می تواند مفید و جنبه مثبت داشته باشد در همین زمینه فروید با طرح مفهوم پالایش هیجانی معتقد است اگر انسان راهی برای ابراز پرخاشگری نیابد پرخاشگری در وجود او انباشته می شود و سرانجام به شکل خشونت مفرط یا بیماری روانی ظاهر می شود . به طور کلی فروید درباره امکان از بین بردن پرخاشگری نظر خوبی نداشت و معتقد بود می توان شدت و مسیر آن را تغییر داد. ( ارنسون 1987 ترجمه شکر کن 1387).
2-2-3-2- نظریه ناکامی – پرخاشگری :
پرخاشگری می تواند معلول هر موقعیت ناخوشایند یا ملال انگیز از قبیل درد دلتنگی باشد . مهمترین عامل ایجاد پرخاشگری از میان همه موقعیت های ملال انگیز ناکامی است . اگر فرد در نیل به هدف خود با شکست مواجه شود ناکامی حاصل احتمال رفتار پرخاشگرانه او را افزایش می دهد ( سادوک و سادوک 2003 ترجمه رضایی 1382) . در تفسیر و توضیح این نظریه می توان گفت که اگر کودکان و نوجوانان در رسیدن به اهداف خود با شکست مواجه شوند یا خواسته های آنها برآورده نشود احساس ناکامی می کنند و این احساس با پرخاشگری نمایش داده می شود ( درتاج، مصائبی و اسد زاده 1388).

2-2-3-3- نظریه یادگیری اجتماعی :
براساس این نظریه همان گونه که کودکان مهارت های شناختی و اجتماعی را از طریق مشاهده عملکرد اطرافیان می آموزند با تماشای اعمال پرخاشگرانه و خشونت آمیز یاد می گیرند که پرخاشگرانه رفتار کنند ( حسینی انجدانی 1387). آلبرت بندورا نظریه پرداز اصلی این دیدگاه معتقد است که از آنجا که بخش اعظم یادگیری مردم از طریق مشاهده در محیط پیرامونشان صورت می گیرد و می توان نتیجه گرفت که فرایندهای مشابهی مانند رسانه های گروهی نیز همین تاثیر را بر مخاطبان دارند . مطالعات نشان می دهد که کودکان و نوجوانان آنچه را از صفحه تلویزیون می بینند تقلید می کنند یا به ذخیره رفتاری خویش می افزایند . شاخه دیگری از این نظریه به نقش فرایندهای شناختی توجه می کند . اگر رفتارهای خشونت آمیز نشان داده شده از تلویزیون موفقیت به دنبال داشته باشد در نتیجه تماشای زیاد تلویزیون قالب بندی نگرش ها و رفتار کودکان را در پی دارد . ( گانتر 1987 ترجمه ی عابدی نایینی 1388)
با توجه به دیدگاه مطرح شده در نظریه یادگیری اجتماعی کودکانی که در معرض تماشای برنامه های پر خاشگرانه و خشونت آمیز تلویزیونی و ماهواره ای و یا حتی بازی های کامپیوتری هستند نسبت به سایرکودکان از میزان پرخاشگری بالاتری برخوردارند.( عاشوری، ترکمن، ملایری و فدایی 1387 ).
2-2-3-4- دیدگاه شناختی :
بر طبق این دیدگاه فرایندهایی مانند ادراک های فرد از رویدادها تعبیرها و استنباط های فرد از عوامل اصلی به وجود آورنده ی هر گونه رفتار از جمله رفتار پرخاشگرانه است . طبق این تئوری کودکان پرخاشگر رفتار دیگران را به عنوان رفتار پرخاشگرانه تعبیر می کنند و بر اساس اینگونه نحوه ی پردازش اطلاعات عمل می کنند ( نلسون و ایزارییا 1993 ترجمه ی منشی طوسی 1372).

2-2-3-5- نظریه پرخاشگری – پرخاشگری
بد رفتاری و اهانت کلامی دیگران اغلب عامل عمده ای در آشکار ساختن اعمال پرخاشگرانه در طرف مقابل است ( معتمدین و عبادی 1386 به نقل از یعقوبی سهرابی و مفیدی 1390 ) طبق این دیدگاه کودکان و نوجوانی که در معرض خشونت و پرخاشگری دیگران شامل اعضای خانواده همکلاسی ها و دوستان یا سایر افراد قرار می گیرند به وجود آمدن حس انتقام جویی در آنها به صورت رفتار پرخاشگرانه واکنش نشان می دهند ( واحدی و فتحی آذر 1385).

2-2-3-6-نظریه لورنز
به عقیده لورنز پرخاشگری که موجب آسیب رساندن به دیگران می گردد از غریزه جنگیدن بر می خیزد که مشترک بین انسان و سایر ارگانیسم هاست . انرژی مربوط به این غریزه به طور خود به خود با عیاری کم و بیش ثابت در ارگانیسم تولید می شود . احتمال پرخاشگری در نتیجه بالا رفتن میزان انرژی انبار شده و وجود و شدت محرک های آزاد کننده پرخاشگری افزایش می یابد . پرخاشگری غیر قابل اجتناب است و گاهی حملات خود به خودی آن روی می دهد. طرفداران فروید خشونت در عصر ماشینی حاضر را بازتاب خصومت فطری انسانها می دانند . به همان صورتی که در کردارشناسان چون لورنز معتقدند حیوانات برای آزاد کردن پرخاشگری غریزه دارند فروید نیز از غریزی بودن خشونت و ویرانگری در انسان خبر می دهد.
2-2-4- عوامل موثر بر پرخاشگری کودکان و نوجوانان:
با مطالعه و بررسی نظریات مختلف در حوزه پرخاشگری و خشونت به طور کلی و پرخاشگری کودکان و نوجوانان به طور خاص موارد ذیل را به عنوان مهمترین عوامل موثر بر پرخاشگری شناسایی و معرفی می نماییم:
1-خانواده : خانواده یکی از عوامل موثر و اساسی در رفتار افراد می باشد . کودک از بدو تولد خصوصیاتی را از والدین خود ارث می برد و زمینه های رشد وی را فراهم می کند . نفوذ والدین در کودکان تنها جنبه ی ارثی و وراثتی ندارند بلکه در آشنایی کودک با زندگی اجتماعی و فرهنگ پذیری وی خانواده و جامعه ای که خانواده در آن زندگی می کند در بیشتر موارد همسانی ندارند لذا رفتار و تاثیر خانواده ها در افراد متفاوت است و رفتار متضاد پدر و مادر جدایی والدین از هم غیبت طولانی مدت یکی از والدین وجود جونامساعد در خانواده پرخاشگر بودن پدر و مادر و یا هر دو تبعیض و بی عدالتی در مورد کودکان تحقیر کودکان و احساس ناامنی دخالت بیش از حد در کار آنها و رفتار تهدید آمیز از علل روانی اجتماعی مهم در پرخاشگری نوجوانان محسوب می شود ( گراترز فیلد کلبرت بل بلاسیک کامیک گریسلرو کینر 2007).
بدیهی است هیچ پدر و مادری عمدا فرزند خود را به پرخاشگری تشویق نمی کند ولی گاهی والدین از این که می بینند فرزندشان در دفاع از خود قلدری به خرج می دهد و می تواند حق خود را بگیرد لذت می برند . البته پدر و مادر تنها کسانی نیستند که باعث بروز پرخاشگری در کودک می شوند بلکه سایر اعضای خانواده یا دوستان صمیمی کودک هم که کمی از او بزرگ تر هستند بهترین الگوهای رفتارهای پرخاشگری برای کودک به شمار می روند . گروهی از پژوهشگران دریافته اند که عدم نظارت والدین بر فعالیت ها و روابط اجتماعی کودکان و نوجوانان به نوعی کوتاهی در امر آموزش آنان به حساب می آید. این بی توجهی والدین موجب بروز درصد بالاتری از بزهکاری و رفتارهای خشونت آمیز در بین کودکان 11 تا 14 ساله می شود . (پاترسون و همکاران 1991).
2-دوستان و همسالان: هنگامی که رفتارهای خشونت آمیز کودک پیامدهای مثبتی برای او به همراه داشته باشد بدیهی است که او آنها را تکرار خواهد کرد. برای مثال شرایطی را در نظر بگیرید که کودک با سرو صدا راه انداختن به هدف خود می رسد . در مقابل اگر رفتارهای خشونت آمیز کودک پیامدهای منفی برای او به همراه داشته باشد احتمال تکرار این گونه رفتارها از سوی او کاهش می یابد . برای مثال وقتی که کودک سعی می کند با زورگویی و قلدری به هدف خود برسد ولی با بی اعتنایی و کم محلی دیگران روبرو می شود سعی خواهد کرد با تغییر رفتار و ملایمت خواسته خود را مطرح کند. (سلحشور1387).

3-جنسیت: تفاوت در پرخاشگری میان دو جنس از دو – سه سالگی مشهود است . در مهد کودک پرخاشگری کلامی و بدنی در پسرها بیش از دختران است و معمولا پسرها بیشتر در صدد تلافی بر می آیند و این تفاوت در پرخاشگری دختران و پسران در همه ی فرهنگ ها و طبقات اجتماعی دیده می شود که دختران به طور ذاتی نسبت به پسران پرخاشگری کمتری دارند و در حالی که پسران بیشتر از پرخاشگری فیزیکی استفاده می کنند دختران پرخاشگری کلامی از خود نشان می دهند و دلیل آن این است که دختران در مواجهه با مشکلات بیشتر به صورت درونی یعنی افسردگی و اضطراب پاسخ می دهند . همچنین پسران وقتی که مورد تهاجم قرار بگیرند سریعتر دست به تلافی می زنند و با شدت بیشتری پاسخ می دهند . علاوه بران دختران نسبت به پسران گرایش کمتری به تقلید رفتارهای پرخاشگرانه دارند مگر آنکه به دلیل چنین رفتارهایی از سوی دیگران تقویت شوند و البته در اجتماع ما کمتر پرخاشگری دختران را تقویت می کنند ( محسنی تبریزی 1383).
4-سن: معمولا هر چه کودکان بزرگتر می شوند کمتر دست به رفتارهایی می زنند که پرخاشگرانه باشد زیرا می توانندبا بیان کلامی به خواسته های خود دست یابند . البته چنانچه که کودکان در سنین مدرسه رفتارهای پرخاشگرانه از خود نشان دهند غالبا این نوع رفتار از نوع خصمانه آن خواهد بود . به عبارت دیگر برای رسیدن به خواسته ها و تمایلات خود با قصد و برنامه ریزی قبلی عمل می کنند و بیشتر به پرخاشگری های کلامی مثل : انتقاد تمسخر یاوه گویی و فحاشی یا مخالفت های کلامی می پردازند (مجتهد زاده و نیسی 1388).
5-رسانه ها : رسانه یکی از مهمترین عوامل تاثثیر گذار در بروز رفتارهای پرخاشگرانه محسوب می شود .رسانه ها و بخصوص تلویزیون نقش اساسی در اجتماعی کردن کودکان ایفا می کنند و هر چه افراد در کودکی خشونت بیشتری را در تلویزیون تماشا کنند بعدها پرخاشگر تر می شوند (معتمدین و عبادی 1386).
6-بازی های رایانه ای : پرخاشگری و خشونت از جمله موضوعات اساسی مطرح شده در بازی های رایانه ای به شمار می آید . بررسی