اعتماد اجتماعی

زمینه ساز مشارکت و همکاری میان اعضای جامعه است. اعتماد مبادلات را در زمینه های مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی وسعت می بخشد. در فضای مبتنی بر اعتماد ابزارهایی چون زور و اجبار به تضمین داد و ستدها، کارایی خود را از دست می دهند و در عوض قصد افراد برای بازپرداختها و اعتقاد به درستکاری افزایش می یابد .اعتماد، بازار کار را رونق می بخشد، تمایل افراد را به تعامل و همکاری با گروهها افزایش می دهد و شبکه ای پررونق از تجمع های داوطلبانه در ابعاد مختلف زندگی اجتماعی ایجاد می کند. اعتماد، رضایت را جانشین اجبار می کند و این یکی از اهداف مهمی است که نخبگان واداره کنندگان جامعه درصدد دستیابی به آن هستند. (لارسون، ۲۰۰۷،ص ۲۲۲).

انواع اعتماد
اعتماد بنیادی:  نگرشی است نسبت به خود و دنیای پیرامون که رفتار و اعمال ما را متأثر می سازد و موجب تقویت این تفکر  میگردد که افراد و امور جهان قابل اعتمادند و بر استمرار و ثبات این باور صحه می گذارد.
اعتماد بین شخصی:  شکل دیگری از اعتماد است که در روابط چهره به چهره خود را نشان می دهد. این شکل از اعتماد موانع ارتباطی را مرتفع می سازد و با کاستن از حالت دفاعی، بسیاری از تعاملات مؤثر را موجب می شود.
اعتماد عام یا تعمیم یافته: اعتماد عام یا تعمیم یافته را می توان داشتن حسن ظن نسبت به افراد جامعه جدای ازتعلق آنها به گروههای قومی و قبیله ای تعریف کرد. (اوجاقلوو زاهدی، ۱۳۸۴،ص ۱۰۲-۱۰۰)
عناصر اعتماد
اعتماد مجموعه اعتقادات فرد به ویژگیهای طرف مقابل مثل وفای به عهد،  صلاحیت تخصصی،  خیرخواهی،  پیش بینی پذیری و تمایل فرد به احساس وابستگی به اوست. (خداپرست مشهدی،۱۳۹۰،ص ۳)همچنین اعتماد را می توان داشتن حسن ظن در روابط اجتماعی دانست که دارای دو طرف اعتمادکننده و اعتمادشونده (فرد یا گروه) است و آسانکننده روابط اجتماعی بوده، امکان سود یا زیان را در خود نهفته دارد. از این رو عناصر اعتماد به شرح زیر است:
۱-ویژگی روابط اجتماعی
۲- وابستگی امور به آیندهو فاصله بین انتظارها و اعمال فرد
۳- عدم قطعیت
۴- ریسک
۵- حسن ظن به افراد دیگر
۶- سود و زیان
۷- ایجاد انتظارهای متقابل
۸- نسبیت در تعریف اعتماد به خاطر وابسته بودن تعریف اعتماد به موقعیت ها و مکان های مختلف (بختیاری ،۱۳۸۹،ص ۶۸)
اعتماد عمومی
بررسی ادبیات موجود در زمینه اعتماد و اعتماد عمومی نشان دهنده نبود یک تعریف مورد اجماع از معنای این واژه است. با این حال در تعاریفی که از اعتماد ارائه شده است آن را عموماً انتظار رفتارهای صادقانه و فاقد منفعت جویی از دیگران می دانند(دانایی فرد، ۱۳۸۲) بر همین اساس اعتماد عمومی نیز باور مردم نسبت به رفتارها و اقدامات خاصی است که انتظار دارند از دولت ببینند(لومن ، ۱۹۷۹) وقتی اعتماد عمومی مطرح می شود مردم انتظار دارند مقامات و سازمانهای دولتی با اقدامات خود در تعامل با آنها که در این تعامل نوعی عدم اطمینان و عدم شناخت از نحوه انجام امور در سازمان های دولتی وجود دارد، به انتظارات آنها پاسخ داده شود. به عبارت دیگر اعتماد عمومی، یعنی انتظار مردم از دریافت مثبت به خواسته های آنان از طریق متولیان امور عمومی(الوانی و دانایی فرد، ۱۳۸۰) اعتماد عمومی ماهیتی جامعه شناختی دارد و می توان آن را در عرصه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جامعه رصد کرد. ( نیه و وزلیکو ، ۱۹۹۷) اعتماد عمومی حاصل باور افراد به توانایی های آنان در اثرگذاری بر فراگرد توسعه سیاسی و تصور آنان از مراتب پاسخ گویی وحساب پس دهی دولت اشاره دارد. (بلانگرو  نادیو ، ۲۰۰۵)
وقتی سخن از اعتماد عمومی به میان می آید به این معنی است که عامه مردم انتظار دارند مقامات و کارکنان سازمان های دولتی با اقدامات خود در تعامل با عامه، به انتظارهای آنها به خوبی پاسخ دهند. در این تعامل نوعی عدم اطمینان و عدم شناخت ازنحوه ی انجام امور در سازمانهای دولتی وجود دارد. به عبارت دیگر اعتماد عمومی میزان یا سطح انتظار عموم برای دریافت پاسخ مثبت از طرف متولیان امور عمومی به خواسته هایشان؛(خانباشی،زاهدی والوانی،۱۳۹۰،ص ۳۲). لذا اعتماد به عنوان مبنایی برای نظم اجتماعی در رشته ها و سطوح تحلیلی مختلف راه یافته است. درک اینکه چرا مردم اعتماد می کنند و همین طور اینکه چگونه اعتماد، روابط اجتماعی را شکل می دهد، محور مهم بحث روانشناسان، جامعه شناسان اندیشمندان سیاسی، اقتصاددانان، انسان شناسان و محققان رفتار سازمانی بوده است. همچنین اعتماد عمومی یکی از محورهای اصلی نظریه های دولت و نظریه های سازمان دولتی در مدیریت دولتی است.(الوانی،میرسپاسی ومحمدیان ساروی،۱۳۸۵،ص ۴).
اعتماد عمومی شهروندان را به نهادها و سازمانهایی که نمایندگان آنها هستند پیوند می دهد و از این طریق مشروعیت و اثربخشی دولت دموکراتیک افزایش می یابد. همچنین بر این نکته تأکید می شود که تنها سطح متوسطی از اعتماد، کارکردی و سازنده است به این معنی که اعتماد احساسی و افراطی مردم نسبت به دولت و مدیران دولتی، مانع نقد و اصلاح عملکرد آنها می شود و کاهش اعتماد عمومی نیز مشروعیت مدیریت دولتی و نظام سیاسی را زیر سوال خواهد برد(خانباشی، زاهدی و الوانی، ۱۳۹۰،ص ۳۳).
انواع اعتماد عمومی
۱-اعتماد اعتباری: یکی از مفاهیم دیرینه اعتماد عمومی منبعث از ایده روابط اعتباری است که بر اساس آن ، فردی نسبت به دیگری در انجام اقدامی نسبت به خود اعتماد می کند. اعتماد اعتباری در روابط اصیل- وکیل زمان
ی متجلی می شود که اصیل قادر به نظارت یا کنترل عملکرد وکیل نیست و بنابراین نسبت به خطا کاری و همین تخطی وکیل از قانون آسیب پذیر است. اعتماد اعتباری بخش مهمی از اعتماد عمومی نسبت به دولت است. در اینجا رابطه اعتباری بسیار مناسب است زیرا دانستن این نکته توسط شهروندان که وکلایشان در دولت چه کاری انجام می دهند و نظارت بر کنترل عملکرد آنها، دشوار است. بنابراین شهروندان باید به سازمان ها، کارکنان و مدیران از نظر عمل در راستای منفعتشان اعتماد کنند.( الوانی و دانایی فرد، ۱۳۸۰،ص ۱۴)
۲-اعتماد متقابل: اعتماد متقابل بخشی از اعتماد عمومی نسبت به دولت و سازمان های دولتی است. به دلیل اینکه شکل میان فردی دارد، همیشه نسبت به اعتماد اعتباری متفاوت است. در حالی که دریافت کننده اعتماد اعتباری، سازمان های دولتی هستند و اعتماد متقابل بر مبنای روابط بین فردی قرار دارد. از آنجا که بورکراتهای عملیاتی سازمان های دولتی نقطه اولیه تماس با شهروندان هستند، درک نحوه ایجاد اعتماد متقابل و طرق تقویت اعتماد اعتباری به وسیله اعتماد متقابل از اهمیت وافری برخوردار است. یقینا برای مستخدمان دولتی امکان تحقق تعهدات اعتباری و ایجاد روابط باز و مبتنی بر اعتماد متقابل شهروندان وجود دارد و با ترکیب این دو نوع اعتماد از شکیل گیری روابط بر مبنای تزویر و قوانین خشک اداری جلوگیری کنند. اتکای صرف بر اعتماد اعتباری بعنوان ابزاری برای پرورش و حفظ اعتماد عمومی، فرصت بوروکراتهای عملیاتی برای ایجاد اعتماد متقابل با شهروندان را تحت الشعاع قرار می دهد. بنابراین ترکیب این دو نوع اعتماد، باعث اعتماد بیشتر شهروندان به سازمان های دولتی خواهد شد.(الوانی و دانایی فرد، ۱۳۸۰،ص ۱۶)
۳-اعتماد اجتماعی: شکلی از سرمایه اجتماعی است که جامعه آن را در گذر زمان، به تدریج و از طریق تعاملات افراد به “صورت فرد به فرد” بدست آورده و آنگاه به نوعی “خیرعامه” تبدیل می شود که مبنای اعتماد سایر افراد جامعه قرار می گیرد. اعتماد اجتماعی برخلاف اعتماد فردی، از شبکه های موجود در امور اجتماعی، مدنی و هنجارهای روابط متقابل ناشی می شود. حق کنترل رفتار و اعمال فرد، صرفاً از آن وی نبوده، بلکه به طور جمعی از سوی جامعه ای که در آن قرار دارد بر وی اعمال می شود و علت آن عمدتاً این است که ممکن است این اعمال نتایج ناخواسته ای را بر دیگران تحمیل کند. اگر چه اعتماد اجتماعی به صورت کلی ایجاد می شود ولی نمی تواند به طور واضح ازاعتماد متقابل یا اعتماد اعتباری تفکیک و تمیز داده شود. آنها در هم تنیده اند و به صورت متقابل تقویت کننده یکدیگر می باشند. اعتماد متقابل که از روابط میان فردی تشکیل می شود خود شاکله اعتماد اجتماعی را تشکیل می دهد. همین طور اعتماد اجتماعی توانایی افراد به ایجاد اعتماد متقابل را زیاد می کند. اعتماد متقابل، احساس تعهد اخلاقی را محکم تر می نماید و بین ترتیب اعتماد اعتباری را پایدارتر می سازد.(الوانی، میرسپاسی ومحمدیان ساروی،۱۳۸۵،ص۵)
ابعاد اعتماد عمومی
ا- اطمینان: نوعی احساس مثبت است که مردم با گذشت زمان نسبت به دولت، مقامات سازمانهای دولتی، عملکرد و تعمیمات آنها پیدا می کنند.
۲- خطر پذیری: بیان کننده میزان خطرپذیری مردم در برقراری ارتباط با دولت و مقامات سازمانهای دولتی برای ارائه آزادانه انتقادت و پیشنهادات آنان می باشد.
۳- درست کاری: درجه باور مردم به صداقت و درست کاری و انجام صحیح امور محول شده به وسیله دولت و مقامات دولتی را نشان می دهد.)منوریان وهمکاران ، ۱۳۸۸،ص۲۵۸).
اهمیت اعتمادعمومی
نمی توان انکار کرد که یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر تشکیل سرمایه انسانی و اجتماعی برخورداری از اعتماد عمومی است. (پور عزت ، قلی پور و پیران نژاد، ۱۳۸۸: ۲) با افزایش اعتماد عمومی سطح بدبینی به حکومت کاهش یافته هزینه کنترل متقابل حکومت و ملت کاهش می یابد.( اوسلانر، ۲۰۰۲) به نظر می رسد که این وضع هر سه عرصه فعالیت اقتصادی، سیاسی، و فرهنگی حکومت را تحت تأثیر قرار می دهد. (چورتن، ۲۰۰۰) اغلب شهروندان افزایش اعتماد عمومی بین یکدیگر را در مشارکت خود در فعالیتهای شهری مؤثر می دانند و به عبارتی شهروندان در صورتی که به اطرافیان خود از اطمینان و اعتماد کافی برخوردار باشند تمایل بیشتری به مشارکت در امور مختلف خواهند داشت. (شریف زاده و صدقی، ۱۳۸۸) اعتماد به دولت می تواند سبب همراهی شهروندان با سیاست های دولت بدون توجه به زور شود. (دانایی فر، ۱۳۸۷)اعتماد به پشتیبانی مردم از نظام های سیاسی منجر خواهد شد و همچنین فرصت لازم را در اختیار رهبران سیاسی قرار می دهد تا به اصلاحات ارتباط و گفتگو بپردازند بدون اعتماد هیچ کنش متقابل و مطمئنی صورت نخواهد پذیرفت. (درانی ورشیدی ، ۱۳۸۷،ص۱۲) اعتماد سازی در سطح اتکای عمیق متقابل بر این فرض قرار دارد که طرفین توجیهات و جهان بینی همدیگر را قلباً قبول دارند. بویژه زمانی که آنها در ارتباط با اموری باشند که نیاز به  پیش بینی یا استنباطی به عنوان پیامدهای اتکای متقابل دارند.( احمدی مهربانی، ۱۳۸۲،ص۵۳) برای رسیدن به وحدت شاخصه های مختلفی وجود دارد ولی مهمترین شاخصه  آن اعتماد عمومی به رفتارها و کنشهای افراد جامعه به یکدیگر است. (اشراقی، ۱۳۹۱،ص۷۹) اعتماد عمومی یکی از مهم ترین ابعاد سرمایه اجتماعی است که آسیب دیدن آن می توان زیان و هزینه بسیار سنگینی را برای نظام اداری و در مقیاس وسیع تر به نظام سیاسی تحمیل کند کاهش اعتماد شهروندان به دولت و نهادهای
دولتی از بحران های جهان امروز به شمار می رود. (الوانی، ۱۳۷۹).

پیامدهای اعتماد اجتماعی
• ایجاد امنیت علمی
• افزایش انسجام اجتماعی
• ایجاد تعاون و مشارکت ملی
• قانون مندی و جامعه پذیری
• همبستگی ملی
• توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی
• ارتقای ارزش های اخلاقی
• جلوگیری از مهاجرت خارجی و فرار مغزها
• کاهش جرائم و آسیب های اجتماعی (رضاپناه، ۱۳۸۵،ص ۱۱۶)
 پاسخ گویی و اعتماد عمومی
به نظر (دنهارت ، ۲۰۰۲ ) هیچ چیز نه خطاهای قضاوت، نه ناکارایی، نه ضایعات، نه مالیات سنگین، نه مقررات بیش از حد و نه حتی شکست در جنگ دولت را از پایه نمی لرزاند به جز وجود این باور که عامه مردم تصور کنند حاکمان و مدیران دولتی به جای توجه به منفعت عامه موکلین خود به منفعت شخصی خود بیندیشند. به منظور اعتماد سازی بیشتر مردم باید قانع شوند که کارگزاران سیاسی و مدیران بخش عمومی واجد ویژگی های زیر می باشند:
۱-ترجیح منافع عمومی بر شخصی
۲-پرهیز از اتلاف بیت المال
۳-احساس وظیفه و تعهد، تخصص، تجربه و مهارت لازم برای انجام دادن وظایف
۴-توان اجرایی بالا
۵-تدبیر و دور اندیشی در حل مشکلات و …. ( دانایی فر ، ۱۳۸۷)
پاسخ گویی عمل مسئول دانستن فرد یا افرادی مشخص در قبال وظائف، به عبارتی دلیل آوردن یا دلیل خواستن برای کارهای انجام شده و وظایف انجام نشده .( زاهدی ۱۳۹۰،ص۷۷)
موضوع پاسخ گویی در بخش خصوص همواره مورد توجه بوده و کوشش شده تا با ایجاد ساختارها و شیوه های مناسب تحقق این امر میسر شود. اما در بخش عمومی موضوع پاسخگویی اهمیت دوچندان پیدا می کند. چرا که در اینجا بحث مصالح و منافع عمومی مطرح می شود. تغییر پارادایم و ظهور شیوه های نوین حکومت داری همچون مدیریت دولتی نوین، مسأله پاسخ گویی با شدت بیشتری مطرح کرده است و در واقع تحت پارادایم جدید مدیریت گرایی دولت و سازمانهای دولتی تحت آزمون جدی تر از پاسخ گویی و پرسش مسئولیت قرار دارد. ( فتاحی و واثق، ۱۳۸۵).  پاسخ گویی عمومی از مفاهیمی است که مقبول همه است و در گفتمان سیاسی و ادبیات خط مشی گذاری بسیار مورد استفاده می باشد. دلیل این امر آن است که این مفهوم تصویری از شفافیت و اعتمادعمومی را به ذهن متبادر می کند. (بوونس ، ۲۰۰۵ ،ص۲)  پاسخگویی عمومی می تواند از طریق مشارکت عمومی بر میزان اعتماد عمومی اثرگذار باشد، یعنی حالتی که ضعف در پاسخگویی  باعث کاهش مشارکت عمومی می شود و این امر سبب پایین آمدن سطح متوسط اعتماد عمومی می شود. (منوریان و همکاران ، ۱۳۸۹،ص ۲۵۳) ادراک عمومی از سطح پاسخگویی سازمانها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *