انواع تعلل ورزی و علت گرایش افراد به آن

 

5-1-2 انواع تعلل­ورزی

بحث در مورد انواع تعلل­ورزی موضوعی نسبتاً پیچیده­ای است. میلگرام (1987؛ نقل در رجب­پور، فرمانی و امانی، 1391) معتقد است که جدا کردن و تقسیم انواع تعلل­ورزی، امری ذهنی است و در عمل این موارد با همدیگر هم­پوشی زیادی دارند، به نظر او تقسیم­بندی انواع تعلل­ورزی، به خاطر راحتی درک آن است و فقط امری ذهنی است و امکان وجود همه­ی آن­چه که ما انواع تعلل­ورزی می­نامیم، در افراد وجود دارد. آن­چه سبب ایجاد مفهومی به عنوان انواع تعلل­ورزی شده است، تفاوت در مؤلفه­های شناختی، عاطفی و رفتاری است که افراد تعلل­ورز با هم دارند. در ادامه در مورد انواع تعلل­ورزی که مورد توجه پژوهشگران نیز واقع شده توضیحاتی ارائه می­شود.

 

1-5-1-2 تعلل­ورزی در تصمیم­گیری[1]

از ویژگی­های افراد تعلل­ورز تأخیر در تصمیم­گیری است. تعلل­ورزی مزمن در تصمیم­گیری باعث تعلل­ورزی مزمن در انجام وظایف می­شود. زیرا فرد تعلل­ورز نمی­تواند تصمیم بگیرد چه فعالیت­هایی را در چه زمانی و بر اساس چه اولویت­بندی باید انجام دهد (بسویک، راثبلوم و مان، 1988؛ نقل در شکفته، 1393). تعلل­ورزی در تصمیم­گیری، به وسیله­ی سه واژه تعریف می­شود: عملکرد پایین­تر از سطح استاندارد در تصمیم­گیری، آشفتگی هیجانی به خاطر تعلل­ورزیدن و تعلل­ورزی برای تصمیمات مهم و تصمیمات غیرمهم. شخصی که نتواند تصمیمات به موقع و درست برای انجام امور و تکالیف خود بگیرد عملکرد پایینی داشته، میزان زیادی از زمان و انرژی خود را هدر می­دهد و خود را به عنوان فردی ناکارآمد درک می­کند (شیرزادی، 1389).

 

2-5-1-2 تعلل­ورزی وسواس­گونه[2]

عبارت از تعلل­ورزی در گرفتن تصمیمات رفتاری است (فراری، 1991؛ نقل در شیرزادی، 1389). تحقیقات نشان می­دهد که وسواس­های فکری در افراد ارتباط زیادی با تعلل­ورزی در تصمیم­گیری دارد و وسواس­های عملی دارای ارتباط زیادی با وسواس اجتماعی و تصمیم­گیری هستند. نتایج نشان می­دهد که افراد مبتلا به تمایلات بالینی وسواس فکری و عملی در واقع دچار نوعی بی­ارادگی­اند. فردی که دچار تعلل­ورزی وسواس­گونه است، نمی­داند کاری که می­خواهد انجام دهد، درست است یا اشتباه. بنابراین یا وظیفه­اش را انجام نمی­دهد یا خیلی دیر دست به کار می­شود؛ هرچند همان موقع هم دچار تردید و شک است (فراری، 1991؛ نقل در شکفته، 1393).

 

3-5-1-2 تعلل­ورزی عمومی یا روزمره[3]

به عنوان مشکلاتی که فرد در اجرای تکالیف روزانه و ناتوانی در ساماندهی زمان و مدیریت مؤثر دارد تعریف می­شود (فراری، 1995؛ نقل در بالکیس، دورو و دورو[4]، 2009). بر این اساس فرد بدون شک در همه­ی امور روزانه­ی خود از قبیل امور مهم و یا غیر مهم تعلل می­ورزد و انجام آنها را به تأخیر می­اندازد. در واقع او به این کار عادت دارد و روال عادی زندگی او انجام دادن همه­ی وظایف در آخرین دقایق می­باشد (رضایی، 1390).

 

4-5-1-2 تعلل­ورزی روان­رنجور (نوروتیک)[5]

این نوع که به عنوان تمایل به تصمیم­گیری­های مهم زندگی معرفی می­شود (الیس و ناوس، 1979؛ نقل در حسینی و خیر، 1388) و با نارضایتی از وضع موجود، احساس عدم مسؤلیت در برابر دیگران، لجبازی با دیگران، تلاش برای جلب رضایت همگان، پرخاشگری انفعالی و عوامل هوس­انگیز و سرگرم­کننده و توقع بیش از حد از دیگران مشخص می­گردد (نینان و درایدن، 2002؛ نقل در شکفته، 1393)؛ و اشاره به یک الگوی مادام­العمر از تأخیر و تعویق در تصمیمات مهم زندگی و کامل کردن وظایف و تعهدات ­بخش­های مختلف زندگی از قبیل کار، ازدواج، روابط اجتماعی، تفریح و سرگرمی در آخرین دقایق دارد (الیس و ناوس، 1975؛ نقل در شیرزادی، 1389).

 

5-5-1-2 تعلل­ورزی تحصیلی[6]

متداول­ترین نوع تعلل­ورزی، تعلل­ورزی تحصیلی است. استیل (2007؛ نقل در شکفته، 1393) تعلل­ورزی تحصیلی را تأخیر عمدی در تکمیل یک تکلیف تحصیلی در چارچوب زمانی مطلوب یا مورد انتظار، علی­رغم انتظار بدتر شدن اوضاع تعریف کرده است. دانش­آموز ممکن است در زمینه­ی تصمیم­گیری در انجام یک تکلیف مشکل داشته باشد، یا اینکه در مورد تکلیف فکر کرده و برای آن برنامه­ریزی کند اما به آن عمل نکرده و تا زمانی که وقت آن تکلیف رو به پایان است به این کار ادامه دهد، یا ممکن است در مورد تکلیفی نه فکر کرده و نه برنامه­ریزی کند و در پایان مهلت به یادش بیاید که باید تکلیفی را انجام دهد، در این زمان است که دچار اضطراب، استرس و ناامیدی می­گردد (میلگرام، 1988؛ نقل در شکفته، 1393). نمونه­ی بارز تعلل­ورزی تحصیلی، به تعویق انداختن مطالعه­ی درس تا شب امتحان و شتاب و اضطراب ناشی از آن است (شیرزادی، 1389).

پژوهش­هایی که در مورد انواع تعلل­ورزی تحصیلی انجام گرفته، نشان می­دهد که تعلل­ورزی همیشه با نتایج تحصیلی رابطه­ی منفی ندارد؛ این بدان معناست که میزان قابل توجهی از دانش­آموزان تعلل­ورزی دارند و در عین حال، عملکرد تحصیلی خوبی هم دارند (راثبلوم، سولومون و موراکامی، 1986؛ نقل در شیرزادی، 1389).

 

6-1-2 علل گرایش به تعلل­ورزی

تقسیم­بندی ارائه شده برای علل تعلل­ورزی کامل نیست، که این به خاطر طبیعت پیچیده و تازگی این پدیده در مطالعات روانشناختی است. با این حال مرور پیشینه­ی پژوهشی در زمینه­ی تعلل­ورزی نشان می­دهد پژوهشگران به ویژگی­های فردی و محیطی توجه داشته و علل مختلفی را برای تعلل­ورزی بیان کرده­اند و گاهاً نتایج متضادی به دست آورده­اند (رجب­پور، فرمانی و امانی، 1391). در ادامه به برخی از عوامل فردی و محیطی مؤثر در بروز تعلل­ورزی اشاره می­شود.

 

1-6-1-2 علل فردی گرایش به تعلل­ورزی

پژوهش­ها و نظریه­پردازی­هایی که در زمینه­ی عوامل مرتبط با تعلل­ورزی انجام شده است، به این نکته اشاره کرده­اند که بخشی از تعلل­ورزی مربوط به عوامل فردی و شخصیتی است. از جمله­ی این عوامل می­توان به این موارد اشاره کرد: روان­رنجورخویی، باورهای غیرمنطقی، خودکارآمدی و عزت نفس پایین، خودناتوان­سازی، افسردگی، برون­گرایی، انگیزش پیشرفت، بیزاری از تکلیف، ترس از شکست، فقدان مهارت مدیریت زمان، خودتنظیمی و کمال­گرایی که در ادامه توضیحات مختصری درباره­ی هریک از این عوامل ارائه می­شود.

  1. روان­رنجورخویی: روان­رنجورخویی بسیار مشابه با نگران بودن، صفت اضطراب، یا عواطف منفی است. بطور کلی پژوهشگران بیان کرده­اند افراد به خاطر اینکه ناراضی و یا مضطرب هستند در انجام تکالیف تعلل­ می­کنند، پس آنهایی که بیشتر در معرض استرس هستند بیشتر باید تعلل­ورزی کنند (استیل، 2007؛ نقل در رجب­پور، فرمانی و امانی، 1391).
  2. باورهای غیرمنطقی: باور، شناخت یا فکر غیرمنطقی یک اصطلاح کلی است که چندین دیدگاه ناکارآمد یا اضطراب­زا را دربرمی­گیرد. الیس (1973؛ نقل در رجب­پور، فرمانی و امانی، 1391) ویژگی این باورها را سنگ­اندازی در راه رسیدن به شادی و خواسته­ها، خودسری و نداشتن قابلیت اثبات یا ابطال دانست. به خاطر اینکه این باورها اضطراب­زا هستند، رابطه­شان با تعلل­ورزی مشابه با روان­رنجورخویی است. افراد با باورهای غیرمنطقی انجام وظایف خاصی را بطور فزاینده­ای ناخوشایند درک می­کنند.
  3. خودکارآمدی و عزت ­نفس پایین: خودکارآمدی به قضاوت افراد در مورد توانایی­هایشان برای سازماندهی و اجرای یک سلسله کارهای مورد نیاز برای رسیدن به انواع تعیین شده­ی عملکردها اشاره دارد (بندورا، 1986؛ نقل در رجب­پور، فرمانی و امانی، 1391). بندورا معتقد است که خودکارآمدی به شدت تحت تأثیر انتخاب­های فرد، تلاش­های وی و مدت زمانی که فرد در مواجهه با چالش­ها مقاومت می­کند، قرار دارد (رجب­پور، فرمانی و امانی، 1391).
  4. خودناتوان­سازی: تعلل­ورزان ممکن است که احساس کنند که اعمالشان موقعیت آنها را تغییر نمی­دهد و بنابراین به جای مدیریت موقعیت، بر واکنش احساسی­شان نسبت به موقعیت متمرکز می­شوند، در نتیجه این افراد برای مقابله با مسائل گرایش دارند از یک سبک احساسی به جای یک سبک مسئله­مدار استفاده کنند (رجب­پور، فرمانی و امانی، 1391). خودناتوان­سازی همچنین با سبک هویتی سردرگم برزونسکی[7] مرتبط است (استیل، 2007؛ نقل در رجب­پور، فرمانی و امانی، 1391).
  5. افسردگی: افسردگی، کم انرژی بودن، درماندگی آموخته شده و بدبینی، رابطه­ی نزدیکی با روان­رنجورخویی، باورهای غیر منطقی، خودکارآمدی و عزت­نفس پایین دارد. یکی از نتایج عقاید غیرمنطقی، افسردگی است. افراد افسرده نمی­توانند از فعالیت­های زندگی خود لذت ببرند و در تمرکز بر تکالیف خود مشکل دارند؛ لذا افسردگی می­تواند از علل تعلل­ورزی باشد (استیل، 2007؛ نقل در رجب­پور، فرمانی و امانی، 1391).
  6. برون­گرایی: برون­گرایی یکی از دلایل جالب تعلل­ورزی است، اما همچنین یکی از پیچیده­ترین آنها نیز است. برون­گرایی عمدتاً به عنوان خوش­مشربی، خوش­بین بودن، پر انرژی بودن، رک بودن و تکانشی بودن معرفی شده است (براند و گیلفورد[8]، 1977؛ نقل در رجب­پور، فرمانی و امانی، 1391). دقت داشته باشید که معنای تکانشی بودن و ساختار آن تا حدودی مبهم است، بطور معمول تکانشی بودن، خودانگیختگی آنی و عمل براساس عواطف و امیال را نشان می­دهد.
  7. انگیزش پیشرفت: یکی از دلایل عمده­ای که افراد از انجام وظایف خود طفره می­روند، این است که فاقد انگیزه­ی لازم برای کنترل اهداف، و حتی زندگی روزمره­ی خود هستند. تعیین هدف و کنترل درونی، برای ایجاد انگیزه و غلبه بر تعلل­ورزی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. آنهایی که انگیزه­ی بالایی دارند، اهداف دشوارتری برای خود انتخاب می­کنند و اغلب از انجام اعمال­شان لذت می­برند (کوستا و مک­کرا[9]، 1992؛ نقل در رجب­پور، فرمانی و امانی، 1391).
  8. بیزاری از تکلیف: یکی از دلایل اصلی تعلل­ورزی، بیزاری از تکلیف است که از فقدان انرژی و ناخوشایندی تکلیف ناشی می­شود (سولومون و راثبلوم، 1988؛ نقل در شیرزادی، 1389). افراد همیشه در پی اجتناب از محرک­های بیزارکننده و بیش از آن موقعیت­های بیزارکننده هستند (استیل، 2007؛ نقل در شیرزادی، 1389).
  9. ترس از شکست: از عوامل اصلی تعلل و مسامحه­کاری محسوب می­شود که در واقع ریشه­ی روانی دارد. افراد تعلل­ورز یا از نداشتن اعتماد به نفس رنج می­برند و یا اینکه در کار خود وسواس بیش از حد داشته و می­خواهند هر کاری را به نحو احسن انجام دهند (هلیر، رابینسون و شروود، بی­تا: ترجمه­ی اشرف­العقلایی، 1387؛ نقل در شیرزادی، 1389). این افراد اغلب ترس غیرمنطقی از موفقیت یا شکست نشان می­دهند که ممکن است به اجتناب از انجام تکلیف منجر شود (رجب­پور، فرمانی و امانی، 1391). همچنین راثبلوم (1984؛ نقل در رجب­پور، فرمانی و امانی، 1391) اضافه می­کند که افراد تعلل­ورز ممکن است مضطرب، غرق در اندیشه­ها و افکار و هیجانی باشند. نیاز کمی به پیچیدگی دارند و اغلب موقعیت خود را به عوامل بیرونی و ناپایدار اسناد می­دهند (اوسایا[10]، 2010؛ نقل در رجب­پور، فرمانی و امانی، 1391).
  10. فقدان مهارت مدیریت زمان: افراد تعلل­ورز در مدیریت صحیح زمان ناتوان هستند، که به معنای عدم اطمینان از اولویت­ها، اهداف و مقاصد فرد با توجه به زمان است. فرد انجام دادن تکلیف ضروری را به تعویق می­اندازد در حالی که بر کارهای بی­نتیجه و کمتر ضروری متمرکز شده است (اوسایا، 2010؛ نقل در رجب­پور، فرمانی و امانی، 1391).
  11. خودتنظیمی: افرادی که مهارت­های خودتنظیمی دارند، از نظر تعلل­ورزی در سطوح پایینی قرار می­گیرند. پژوهش­های متعددی نشان داده­اند که بین تعلل­ورزی و خودتنظیمی رابطه­ی معکوس وجود دارد. تعلل­ورزی بر خلاف خودتنظیمی به سطوح پایینی از انگیزه و نداشتن رویکرد برنامه­دار به یادگیری اشاره دارد. نداشتن مهارت­های خودتنظیمی، از قبیل خودتنظیمی شناختی و انگیزشی از عوامل مهمی است که موجب تعلل­ورزی می­شود (کلاسن، راجانی و کراچانک، 2008).
  12. کمال­گرایی: افراد تعلل­ورز باور دارند که به سبب انتظارات بالایی که برای تکمیل کردن یک تکلیف خاص دارند و آنچه که دیگران در موردشان می­گویند باید از خود بسیار انتقاد کنند (اوسایا، 2010؛ نقل در رجب­پور، فرمانی و امانی، 1391). کمال­گرایی تحت تأثیر انتظارات و انتقادات خانواده و اطرافیان نیز قرار دارد که موجب تعلل­ورزی می­شود (فراری و همکاران، 1993؛ نقل در رجب­پور، فرمانی و امانی، 1391).

 

2-6-1-2 علل محیطی گرایش به تعلل­ورزی

عمده­ی پژوهش­های انجام شده در زمینه­ی تعلل­ورزی بر این فرض استوارند که تعلل­ورزی یک ویژگی شخصیتی ثابت است، ولی این واقعیت نادیده گرفته شده که علاوه بر عوامل فردی، عوامل محیطی نیز در ایجاد انگیزه نسبت به تکلیف و اجتناب از تعلل­ورزی مؤثرند. از جمله­ی این عوامل می­توان به عوامل اجتماعی و خانوادگی، وظایف خارج از توان و ویژگی­های تکلیف اشاره کرد (شیرزادی، 1389). در زیر هریک از این عوامل به اختصار توضیح داده می­شود.

  1. عوامل اجتماعی و خانوادگی: انتظارات اطرافیان از فرد، میزان تحصیلات والدین و تعداد فرزندان خانواده در تعلل­ورزی فرد نقش دارند. براساس نتایج پژوهش­ها هرچه جمعیت خانواده بیشتر باشد، سطح تحصیلات والدین و انتظار اطرافیان از فرد کمتر باشد، فرد تمایل کمتری به انجام تکلیف یا مسؤلیت دارد و بیشتر تعلل می­ورزد (رجب­پور، فرمانی و امانی، 1391).
  2. وظایف خارج از توان: گاهی فرد یک تکلیف را به دلیل بار سنگینی که دارد به تعویق می­اندازد. برای کنترل و غلبه بر کار یا وظیفه­ی خارج از توان باید آن را به بخش­های کوچک­تر تقسیم نموده و به صورت مرحله­ به مرحله انجام داد (هلیر، رابینسون و شروود، بی­تا: ترجمه­ی اشرف­العقلایی، 1387؛ نقل در شیرزادی، 1389).

3. ویژگی­های تکلیف: ویژگی­های تکلیف شامل اهمیت، جاذبه و سطح دشواری در بروز تعلل­ورزی نقش دارد (شیرزادی، 1389). هرچه تکلیف غیرجذاب­تر باشد فرد تمایل کمتری برای انجامش دارد و دست به تعلل­ورزی می­زند. تکالیفی که فراتر از توانایی­های فرد باشد نیز منجر به تعلل­ورزی می­گردد (رجب­پور، فرمانی و امانی، 1391). با مشخص کردن ویژگی­های مؤثر تکلیف در تعلل­ورزی، مربیان می­توانند تکالیف درسی را به گونه­ای که کاهش­دهنده­ی تعلل­ورزی و افزایش­دهنده­ی عملکرد و پیشرفت فراگیران باشد، تنظیم و طراحی کنند (شیرزادی، 1389).

[1] Decisional Procrastination

[2] Compulsive Procrastination

[3] Daily Postponing

[4] Balkis, duru & duru

[5] Neurotic Procrastination

[6] Academic Procrastination

[7] Berzonsky

[8] Brand & Guilford

[9] Costa & McCrae

[10] Asikhia