بررسی رابطه شیوه های فرزند پروری والدین با مسئولیت پذیری در نوجوانان دختر

۲-۱-۶- نیازهای اجتماعی نوجوان. ۱۸

۲-۲- تعریف خانواده وعملکرد آن. ۱۹

۲-۲-۱-  خانواده و اهیمت آن. ۲۱

۲-۲-۲-  ویژگی های خانواده. ۲۲

۲-۲-۳- کارکردهای خانواده. ۲۴

۲-۲-۴- انواع خانواده. ۲۴

۲-۳- سبک های فرزند پروری. ۲۶

۲-۳-۱- تاریخچه سبک های فرزند پروری. ۲۸

۲-۳-۲- تنوع فرهنگ و فرزند پروری. ۳۰

۲-۳-۳- نظریه بامریند. ۳۱

۲-۳-۴- انواع متفاوت والدین در فرزند پروری. ۳۲

۲-۳-۵-  نظریه اریکسون. ۳۳

۲-۳-۶- الگوی زیگلمن. ۳۴

۲-۳-۷- الگوی شفر. ۳۶

۲-۳-۸- نظریه آدلر. ۳۷

۲-۳-۹- طبقه اجتماعی و سبک فرزندپروری. ۳۸

۲-۴- تعریف هویت. ۳۹

۲-۴-۱- انواع هویت. ۴۰

۲-۴-۲- هویت ازدیدگاه روزنبرگ. ۴۳

۲-۴-۳- دیدگاه اریکسون درباره هویت. ۴۷

۲-۴-۴- دیدگاه مارسیا درباره هویت. ۴۸

۲-۴-۵- دیدگاه بروزنسکی درباره هویت. ۵۰

۲-۵- پیشرفت تحصیلی. ۵۱

۲-۶- مسئولیت پذیری. ۵۳

۲-۶-۱- خود مختاری ومسئولیت پذیری. ۵۴

۲-۶-۲- عزت نفس ومسئولیت پذیری. ۵۴

۲-۷- واقعیت درمانی گلاسر. ۵۵

۲-۸- زمینه پژوهش در داخل ایران. ۵۷

۲-۹- زمینه پژوهش خارج از کشور. ۶۲

فصل سوم روش پژوهش. ۶۵

۳-۱- روش پژوهش. ۶۶

۳-۲- جامعه آماری. ۶۶

۳-۳- حجم نمونه و شیوه نمونه گیری. ۶۶

۳-۴- ابزار پژوهش. ۶۶

۳-۴-۱- پرسشنامه محیط خانوادگی. ۶۷

۳-۴-۲- پرسشنامه مسئولیت پذیری. ۶۸

فصل چهارم یافته های پژوهش. ۷۰

۴-۱- بررسی وضعیت پاسخ گویان. ۷۱

۴-۱-۱- سن پاسخ گویان. ۷۱

۴-۱-۲- مقطع تحصیلی. ۷۲

۴-۱-۳- رشته تحصیلی. ۷۲

۴-۲- بررسی وضعیت والدین پاسخ گویان. ۷۳

۴-۲-۱- سن پدر. ۷۳

۴-۲-۲- سن مادر. ۷۴

۴-۳- بررسی وضعیت پاسخ گویان در خانواده. ۷۴

۴-۳-۱- چندمین فرزند بودن. ۷۴

۴-۴-۲- تعداد فرزندان خانواده. ۷۵

۴-۵- داده های استنباطی. ۷۵

۴-۵-۱- همبستگی پیرسون بین سبک آزاد گذار و مسؤلیت پذیر نوجوانان   ۷۶

۴-۵-۲- همبستگی اسپیرمن بین سبک استبدادی و مسئولیت پذیر نوجوانان   ۷۶

فصل پنجم بحث ونتیجه گیری. ۷۷

۵-۱- بحث ونتیجه گیری. ۷۹

نتیجه فرضیه اول. ۷۹

نتیجه فرضیه دوم. ۷۹

نتیجه فرضیه سوم. ۷۹

۵-۲- محدودیتها. ۸۲

۵-۳- پیشنهادات کاربردی. ۸۲

۵-۴- پیشنهادات پژوهشی. ۸۲

منابع. ۸۴

منابع فارسی. ۸۴

منابع لاتین. ۹۳

پیوست ها. ۹۷

چکیده

هدف تحقیق: این پژوهش با هدف بررسی رابطه شیوه های فرزند پروری والدین با مسئولیت پذیری در نوجوانان دختر ۱۵ تا ۱۸ ساله شهرستان دالاهو، صورت گرفت.

روش تحقیق: پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه گردآوری داده ها ، همبستگی است. جامعه این پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر دبیرستان های شهرستان دالاهو،  که در سال۹۲-۹۳ مشغول به تحصیل بوده اند، تشکیل داد. با بهره گرفتن از روش نمونه گیری تصادفی ساده ۲۰۰ دانش آموز دختراز جامعه مورد تحقیق انتخاب شدند که با ابزارهای پرسشنامه مسئولیت پذیری ومحیط خانوادگی مورد اندازه گیری قرار گرفتند.

نتایج: نتایج در همبستگی پیرسون نشان می­دهد که بین سبک مقتدرانه و مسئولیت پذیری نوجوانان رابطه وجود دارد. همچنین نتایج در همبستگی پیرسون و رگرسیون چند گانه نشان می دهند که ۱- بین سبک آزاد گذار و مسئولیت پذیری نوجوانان رابطه وجود ندارد .۲- بین سبک استبدادی و مسئولیت پذیری نوجوانان رابطه وجود دارد.

کلید واژه گان: شیوه های فرزند پروری، مسئولیت پذیری، نوجوانان دختر

مطلب دیگر :

فصل یکم

مقدمه پژوهش

 ۱-۱- مقدمه

خانواده مهمترین نهاد تربیتی جامعه و نخستین پرورشگاه فرد محسوب می­شود. بیان هر سخنی در باره تربیت کودک و نوجوان، بدون توجه به نقش حیاتی خانواده ناقص است(به پژوه،۱۳۸۰)عملکرد خانواده به زمینه های مانند خانواده در هماهنگی با تغییرات ،حل تعارضات وتضاد ها ،همبستگی بین اعضا، موفقیت در اعمال الگوهای انضباطی ،رعایت حدومرزبین افراد واجرای مقررات واصول بر این نهاد با هدف حفاظت از کل سیستم خانواده بستگی دارد(گلدنبرگ [۱]وگلدنبرگ،۱۹۹۸). امروز جامعه در حال پیشرفت، نیازمند افرادی مسئول و خودکفا است و آموزش مسئولیت پذیری به کودکان نیازمند جوی خاص در خانه و مدرسه است.بایستی شرایطی فراهم کرد تا کودکان و نوجوانان، ابزارهای نگرش و ارزشیابی پیدا کنند تا به کمک آنها بتوانند بهتر تصمیم گیری کنند. تصمیماتی که آنان را در این دنیای پیچیده به سوی زندگی بارور و رضایت بخش رهنمون کند. انسانهای امروز بیش از بیش نیازمند پذیرش مسئولیت برای زندگی و سرنوشت خود هستند و این امر میسر نمی شود مگر اینکه مبنای آموزش و پرورش آنها مبتنی بر افزایش درک کودکان و نوجوانان در مورد نقش خود آنها به تعیین سرنوشت و ساخت کیفیت زندگیشان باشد و برای رسیدن به این اهداف، سعی و کوشش و برنامه ریزی دقیق لازم است.  اصل مسئولیت عبارت است از: «افزایش مقاومت فرد در برابر شرایط، تا به جای پیروی از فشار های بیرونی از الزام‏های درونی تبعیت کند که احساس مسئولیت یا احساس تکلیف نامیده می‏شود (باقری،۱۳۷۴) به عبارت دیگر، معنای مسئولیت این است که مددجو دیگران را به خاطر احساسات، افکار، تکانه‏ها و رفتارهای خود سرزنش نکند و مسئولیت آنها را بپذیرد و بداند آنچه را به دیگران نسبت می‏دهد (فرافکنی‏ها) در واقع متعلق به خود اوست.(ساسانی، ۱۳۸۲).

حوزه مسئولیت انسان شامل مسئولیت فردی، خانوادگی، اجتماعی، نزدیکان، و مسئولیت در برابر عهد و پیمان الهی است. (فرهادیان ، ۱۳۷۸) تناسب تکلیف با توان فرد و عمل به تکالیف از جمله نکات مهم در جهت افزایش مسئولیت است. تناسب تکلیف با ظرفیت و توان نوجوان از بروز احساس شکست در او جلوگیری می‏کند؛ احساسی که منجر به تسلیم شدن و سلب مسئولیت فرد می‏شود. در حوزه عمل قرار گرفتن نیز موجب افزایش حس مسئولیت شده، یک احساس ارزشمند و عشق را در دل انسان پدید می‏آورد، اما قرار گرفتن در دایره «آرزوها»، به بی‏اعتنایی نسبت به پذیرش مسئولیت و سلب اختیار و در نتیجه، شکست می‏انجامد؛ شکستی که احساس بی‏ارزشی را در پی دارد. امام علی )ع) در این زمینه می‏فرمایند: «عمل را رفیق خود قرار ده، اما آرزویت دشمن توست».(ساسانی، ۱۳۸۲). پژوهشهای وسیعی که در زمینه برخورد والدین با فرزندانشان صورت گرفته حاکی از آن است که روش های تربیتی، الگوهای رفتاری و واکنشهای والدین، که تحت عنوان شیوه های فرزند پروری که مورد بحث قرار می گیرد اثرات طولانی مدت و عمیقیبر رفتار، عملکرد، ایجاد سازگاریها و مهارتهای مختلف در فرزندان و بطور کل رشد همه جانبه آنان دارد. در اینجا محقق در نظر دارد تا رابطه شیوه های فرزند پروری والدین با مسئولیت پذیری نوجوانان را مورد بررسی قرار دهد.

۱-۲- بیان مساله

خانواده نخستین پایگاه تربیتی و قطعاً اولین و مهمترین کانون پرورش صحیح احیاء و شکوفایی استعدادهای کودکان است. بخش عمده ای از پرورش صحیح عقل و عاطفه که پایه­ اساس سعادت انسان را تشکیل می دهد بر عهده­ والدین می­باشد که باید از کودکی شروع شود (رحیم زاده،۱۳۸۱).  آدلر اولین کسی بود که به تاسیس درمانگاه های مشاوره و راهنمایی کودک پرداخت تا جائیکه شاگردانش اموزش فرزند پروری را در فهرست کارهایشان قرار دادند( علیزاه، ۱۳۸۳). به نظر آدلر[۲] پدر باید کودک را طوری تربیت کند که آزادانه سوال بپرسد، پاسخ های کامل دریافت کند. به پیگیری علایق شخصی تشویق کند، فرزند را دست کم نگیرد، برای مادر وی جانشین پیدا نکند و در فراهم کردن نیازهای مادی وی کوشا باشد. وی معتقد است که این وظایف و رفتارها از سبک زندگی پیروی می کند و اگر سبک زندگی سالمی داشته باشد به این وظایف ونقشها آگاهی داشته و پایبند هستند، در غیر اینصورت نمی توانند حمایت کننده خوبی برای فرزندانشان باشند.(آلن ، ۱۹۹۴، به نقل از چاکرالحسینی ابرقویی،۱۳۸۵). شیوه های تربیتی والدین از عوامل مهم  و تاثیر گذار در تکوین شخصیت و ساز گاری او با شرایط مختلف اجتماعی و تحصیلی است (حسینی،۱۳۸۷). طبق دسته بندی بامریند در یکی از سبکهای فرزندپروری استبدادی، مقتدر و سهل گیرانه قرار می گیرد. والدین مستبد معمولاً دارای تعامل سرد همراه با کنترل زیاد با فرزندان هستند، در حالیکه والدین مقتدر کنترل همراه با رابطه گرم و پاسخگویی به فرزندان را شیوه خود می دانند، در مقابل والدین سهل گیر از فرزندان خود انتظارات اندکی داشته و هیچگونه کنترل و پاسخگویی نسبت به آنان ندارند(رجایی ،۱۳۸۷). همچنین عملکرد خانواده یکی از شاخصهای مهم تضمین کننده زندگی وسلامت روانی خانواده و اعضای آن است. تحقیقات نشان دادند در خانواده هایی که ارتباط میان اعضا و تعاملات داخل خانواده براساس صمیمت وتفاهم بین افراد استوار است همه اعضا نسبتاً علیه فشارهای زندگی مقاوم ومصون هستند. عملکرد خانواده با سلامت روانی اعضاء ارتباط دارد (قمری،۱۳۹۰). تحقیقات مختلف رابطه اختلال در عملکرد خانواده ومشکلات متعدد اعضای آن را نشان دادند، از جمله میلر[۳] وهمکاران ۲۰۰۲؛ فرانکر[۴]، کمبل[۵]، سیدز [۶]،۲۰۰۲؛پرکوم [۷]وهمکاران،۲۰۰۵؛ کای- کن [۸]و همکاران،۲۰۰۶؛ هر ، هامن و برنان [۹]، ۲۰۰۸؛ صیادی، ۱۳۸۱؛یوسف نژاد، ۱۳۸۶؛ عباسی وهمکاران ، ۱۳۸۸(قمری،۱۳۹۰).  نویکی وکانتون (۱۹۹۴) نشان دادند که کنترل وصمیمیت والدین متغیرهای مهمی در رشد کودک هستند و همچنین محیطی که فرزندان در آن رشد می یابند در رشد انتظارات تعمیم یافته آنها بسیار مهم است . والدین که انتظارات درونی بیشتری از فرزندان خود دارند و به فعالیتهای فرزندان پاداش می دهند فرزند انها دارای کنترل دورنی می شود . چون در چنین موقعیتهایی مهمترین و اساسی ترین نکته ای که کودک می آموزد احتمال اخذ تقویت در قبال رفتارهای خود است. ولی چنانچه والدین رفتاری منع کننده، محدود کننده وطرد کننده همراه با انتقاد و خصومت به فرزندانشان اعمال نمایند، فرزند آنها دارای مکان کنترل بیرونی می شود.( یاسائی،۱۳۹۰(. در واقع چون عامل اصلی پرورش کودک والدینش هستند، ونگرش ورفتار والدین طبق نظریه روانشناسی فرد نگر آدلر[۱۰] درباره سبک زندگی از الگوی مشخصی تبعیت می کند؛ می توان رابطه رویه مشخص والدین با روش های تربیتی آنها را مورد بررسی قرار داد. نتایج پژوهشهای زیادی بیانگر این است که بین شیوه ای فرزند پروری والدین وعملکرد والدین با اختلالات روانشناختی فرزندان ارتباط معناداری وجود دارد.(ملسون[۱۱]،۲۰۱۲؛ بشارت،عزیزی،پورشریفی.۱۳۹۰). پژوهشهای متعددی در رابطه با شیوه های فرزند پروری والدین ومسئولیت پذیری و بلوغ و سازگاری اجتماعی صورت گرفته است، که از آن جمله می توان به پژوهش سهرابی،(۱۳۹۱)، تحت عنوان رابطه عملکرد خانواده و سبکهای فرزند پروری با سازگاری اجتماعی دانش آموزان اشاره نمود؛ ونیز به پژوهش احمدی(۱۳۹۲)، تحت عنوان نقش شیوه های فرزند پروری بر خودپنداره وبلوغ اجتماعی دانش آموزان اشاره نمود. همچنین پژوهش هدایتی، فاتحی زاده، بهرامی ، اعتمادی وآکوچکیان(۱۳۸۹)، تحت عنوان رابطه شیوه های فرزند پروری والدین و مسئولیت پذیری نوجوانان دختر و پسر اشاره نمود. این پژوهش به طور خاص، میزان تأثیر سبک‏های والدینی (شیوه‏های فرزندپروری) را بر مسئولیت‏پذیری نوجوان بررسی می‏نماید.

این مطلب را هم بخوانید :  بررسی رابطه تیپ های شخصیتی با چابکی کارکنان دانشگاه علوم پزشکی یاسوج

۱-۳- اهمیت وضرورت تحقیق

اهمیت وضرورت رفتار والدین و مربیان به طور کلی بزرگترها با نوجوانان وکودکان خود ازاهمیت خاصی بر خورد است وآنها هستند که باکنش های بهنجار و ناهنجار خویش گاهی سر نوشت کودکان خود را تغییر می دهند و او را بیراهه می کشانند و یا راه درست زندگی را به او نشان می دهند دانستن این موضوع که فرزندان ما در سنین نوجوانی دستخوش چنین تغییراتی می شود و او باید خود را با تمام این تغییرات هماهنگ کند و به جای ایجاد نگرانی در نوجوانان احساس امید را در او پرورش داد پدر و مادر آگاه و فهمیده محیطی سرشار از محبت و تفاهم را به وجود می آورند و به فرزندان خود فرصت می دهند مشکلات و مسائل دوره­ نوجوانی را به آسانی درمحیط خانواده حل نمایند والدین با مهرو محبت این حمایت را در نوجوان ایجاد کر ده و منجر به ارتقای سلامت روانی کودک و نوجوان می گردد . از آنجا که دانش آموزان از اقشار مستعد وبرگزیده جامعه و سازندگان آینده کشور وجامعه خویش هستند، توجه با مسائل آنها تاثیر بسزایی در یادگیری وافزایش آگاهی علمی و موفقیتهای تحصیلی و آموزشی آنها خواهد داشت. محیط دبیرستان به خاطر مسائل وچالشهایی که دارد، برای افراد استرسهای خاصی را به همراه دارد. بنابراین این مساله نیازمند آن است که فرد سازگاری و مقاومت بیشتری را در برابر مشکلاتی که با آنها مواجه است، داشته باشد. از آنجا که فرد با ورود به دبیرستان با افراد از خانواده های متنوع روبرو می شود ، نیازمند آن است که مسئولیت رفتارها و کارهای خودرا قبول کنند است. این عوامل باعث می شود که روانشناسان ومشاوران به مسئولیت پذیز بودن دانش آموزان توجه بیشتری نشان دهند. با توجه به اینکه خانواده نخستین و بادوام ترین عامل تاثیر گذار در رشد شخصیت وعملکرد و نحوه تربیت فرزندان می باشد، لذا مهم ترین نقش را در چگونگی رفتار وخصایص بعدی دارد. در واقع این پژوهش در صدد یافتن بهترین روش های تربیتی والدین برای بهبود وافزایش مسئولیت پذیزی فرزندانشان می باشد.

۱-۴- اهداف پژوهش

۱-۴-۱- هدف اصلی

هدف اصلی پژوهش مطالعه حاضر بررسی رابطه­ شیوه های فرزند پروری والدین با مسؤلیت پذیری در نوجوانان دختر ۱۸-۱۵ساله در شهر ستان دالاهو در سال ۱۳۹۳ است.

۱-۴-۲-هدف فرعی

هدف پژوهش حاضرتعیین رابطه بین سبک مقتدرانه ،استبدادی وسهل گیرانه با مسئولیت پذیری در نوجوانان است .

۱-۵- فرضیه های پژوهش

۱) بین سبک مقتدرانه ومسؤلیت پذیری نوجوانان رابطه وجود دارد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *