بررسی پنج عامل شخصیتی نئو (Neo PI-R)

یکی از ابعاد وسیع شخصیت مقایسه سازگاری، ثبات عاطفی فرد، ناسازگاری و عصبیت یا روان نژندی است. هرچند که متخصصین امور بالینی، بسیاری از انواع ناراحتیهای هیجانی را از ترس اجتماعی، افسردگی، تهیجی (نوعی از افسردگی که توام با بیقراری است) تا کینهتوزی تفکیک نمودهاند. بسیاری از مطالعات در این زمینه جنبههای مورد بحث دیگری را نیز نشان دادهاند (کاستا و مک کری1990،84) تمایل فراگیر به احساسات منفی همچون ترس، غم، برانگیختگی، خشم، احساس گناه و کلافگی مبنای مقیاس عصبیت (N) را تشکیل میدهند. در هر صورت N دربرگیرنده عناصری بیش از آسیبپذیری به ناخوش احوالی روانشناختی  میباشد. از آنجا که شاید هیجانهای مخرب میتواند در سازگاری فرد و محیط تاثیر داشته باشد، در زن و مردی که دارای نمرات بالا در N باشند احتمال بیشتری وجود دارد که دارای افکار غیر منطقی، قدرت کمتر در کنترل تکانهها  بوده و دارای درجات انطباق ضعیفتر با دیگران و شرایط استرسزا باشد. همانطور که از نامش پیداست، بیمارانی که به طور مرسوم تشخیص نوروتیک یا عصبی میگیرند معمولا در شاخص N نمره بیشتری میگیرند. شاخص N در آزمون NEO PI-R همانند سایر شاخصهای این آزمون بعدی از شخصیت بهنجار را میسنجد. افراد دارای نمره بالا در این شاخص ممکن است در ریسک به ابتلاء به برخی از اختلالات روانپزشکی باشند. اما شاخص N نبایستی به دیده یک وسیله برای اندازگیری آسیبشناسی روانی نگریسته شود. ممکن است در مواردی نمرات بالا در این شاخص بدست آید بدون اینکه بتوان هیچگونه تشخیص اختلال روانپزشکی را برای فرد برقرار نمود. از طرف دیگر بایستی در نظر داشت که همه مواردی که دارای تشخیص روانپزشکی هستند ضرورتاً نمره بالا در شاخص N ندارند. به عنوان مثال فرد ممکن است دارای شخصیت ضداجتماعی باشد اما نمره او درN در حد بالایی قرار نداشته باشد. افرادی که دارای نمرات کم در شاخص عصبیت یا روان نژندی هستند افرادیاند که از نظر عاطفی با ثباتاند. این افراد معمولا آرام، دارای خلقی یکنواخت و راحت بوده و به راحتی میتوانند با موقعیتهای بغرنج و استرسزا بدون برآشفتگی و یا رفتارهای نارسا برخورد نمایند.

برونگرایی (E)

همانطور که میدانیم برونگراها افرادی اجتماعیاند اما اجتماعی بودن فقط یکی از ویژگیاین افراد در شاخص برونگرایی آزمون NEO PI-R است. علاوه بر دوستدار دیگران بودن و ترجیح اجتماعات و مهمانیها، این افراد همچنین در عمل قاطع، فعال و حراف یا اهل گفتگو میباشند. این افراد هیجان و تحریک را دوست دارند و برآنند که امیدوار به موقعیت و آینده باشند. بازاریابهای موفق کشورهای در حال توسعه و رشد یافته نمونهای از افراد برونگرا هستند. مقیاسهای شاخص E نشاندهنده علاقه افراد به توسعه صنعت و کار خود میباشند. (کاستاو مک کری  1985،217)

در مقابل برونگرا که بسیار روان قابل توصیف میباشند درونگرا کمتر دارای نمونه های قابل نشان دادن میباشند. در برخی از جنبهها، درونگرایی را میتوان به فقدان ویژگیهای برونگرایی توصیف نمود. درونگراها افرادی محافظه کاراند اما نه اینکه دوستداشتنی نباشند، مستقلاند و نه اینکه گل سر سبد و تکرواند اما نه تنبل و کند هستند، درونگراها معمولا خجالتی هستند اما در جایی که ترجیح بدهند که میخواهند تنها باشند، و این مطلب نبایستی این طور تلقی شود که آنها دارای اضطراب اجتماعی هستند. آخرین کلام اینکه هرچند درونگراها به سرخوشی و فعالی برونگراها نیستند اما افراد ناخشنودی نیز نیستند. یکی از ویژگیهای برجسته این افراد کنجکاوی است. این افراد (درونگراها) بسیار علاقمند به تحقیق و پژوهش میباشند و این یافته در پژوهشهای متعدد و مرتبط با طرح پنج عاملی شخصیت نشان داده شده است (کاستا و مک کری 1980،125-123)باتوجه به گفتار فوق به نظر میرسد که شکستن قانون «همه یا هیچ» یا دو بعدنگری «راضی- ناراضی». «دشمنی- دوستی»، «درونگرایی- شرمرو» میتواندبعد وسیعتری به شناختشناسی شخصیت ارائه نماید.

بازبودن (O )،

بعنوان یکی از ابعاد اصلی شخصیت، باز بودن تجربه ها بسیار کمتر از عصبیت و برونگرایی در نزد اهل فن، شناخته شده است. عناصر تشکیلدهنده باز بودن (تصورات فعال  بسیار کمتر از عصبیت و برونگرایی در نزد اهل فن، شناخته شده است.

عناصر تشکیلدهنده باز بودن (تصورات فعال، حساسیت به زیبایی  ، توجه به تجربه های عاطفی درونی ، و قضاوت مستقل ) اغلب در نظریهها و ارزیابی شخصیت نقش قابل توجهی را ایفا نمودهاند و غالباً وحدت این ویژگیها در یک شاخص مورد نظر قرار گرفته است. شاخص بازبودن در آزمون Neo PI-R احتمالا یکی از محدودههایی است که بسیار مورد پژوهش قرار گرفته است (برای اطلاعات بیشتر به کاستا و مک کری 1985 رجوع شود).

افراد «باز» انسانهایی هستند که نسبت به تجربهای درونی و دنیای پیرامون کنجکاو بوده و زندگی آنها سرشار از تجربه است. این افراد طالب لذت بردن از نظریات جدید و ارزشهای غیرمتعارف هستند و دارای احساسات مثبت و منفی فراوان در مقایسه با افراد «بسته» هستند.

معمولا شاخص O یا «باز بودن» ارتباط مثبتی با هوش دارد و افراد دارای تحصیلات بالاتر نمره بیشتری در این مقیاس میآورند. باز بودن به خصوص با آن جنبههایی از هوش سروکار دارد که کمتر در معرض سنجش در آزمونهای هوش است که از جمله میتوان از تفکر چندوجهی  را میتوان نام برد که با خلاقیت ارتباط نزدیکی دارد (مک کری 1985،165) ولی بایستی در نظر گرفت که باز بودن معادل و همسنگ هوش نیست. برخی از افراد بسیار باهوش، افراد بستهای به تجربه ها هستند و برخی افراد بسیار باز به تجربه ها، دارای ظرفیت هوشی پایینی هستند.

مردان و زنان دارای نمرات پایین در O افرادی هستند که در رفتار متعارف و در ظاهر محافظه کار به نظر میرسند. آنها موضوعات رایج را بهتر از موارد نادر میپسندند و پاسخهای هیجانی آنها نسبتاً آرام و نهفته است. هرچند که برخی از شواهد وجود دارد که نشان میدهد باز یا بسته بودن در فرم دفاعهای روانی  مورد استفاده اثر دارد که «بسته بودن» نشان دهنده فراگیر از واکنشدفاعی نمیباشد. در عوض چنین به نظر میرسد که با کلام ساده افراد «بسته»دارای نظر گاه های محدودتر و دارای طیف علائق محدودتر میباشند. مشابهاً میشود گفت که افراد بسته به نظر اجتماعی و سیاسی محافظهکارتر بوده ولی با این همه نمیتوان آنها را افرادی مطیع و وابسته به منابع قدرت دانست.

همینطور «بسته بودن» را نبایستی با کینهورزی و یا مقابلهجویی با منابع قدرت همبسته نمود. موارد ذکر شده در فوق را میتوان علائمی از دارندگان نمرات بسیار پایین در شاخص توافق  مشاهده نمود.

برای قطب باز بودن بایستی یک وجه تمایز در نظر گرفت. افراد باز، افرادی غیرمتعارف، مایل به زیر سوال بردن منبع قدرت، و علاقمند به آزادی در اخلاقیات، امور اجتماعی و دیدگاهی سیاسی باشند. در هر صورت چنین تمایلاتی نبایستی بر مبنای غیراصولی بودن تفسیر گردد. یک فرد باز ممکن است سیستم ارزشگذاری متحرک و متحول خود را توام با وجدان قوی در حد یک سنتگرا بکار گیرد. درنظر بسیاری از روانشناسان «بازبودن» ممکن است معادل سالمتر بودن به نظر آید اما ارزش باز بودن وابسته به ضرورتها در موقعیتهاست و هم افراد باز و هم افراد بسته دارای عملکردهای مفید در جامعه میباشند.

توافق (A)

همانند برونگرایی شاخص توافق بر گرایشات ارتباط بینفردی تاکید دارد. فردموافق اساسا نوعدوست است. احساس همدردی با دیگران میکند و مشتاق به کمک به آنان است و معتقد است که دیگران نیز با او همین رابطه را دارند. در مقایسه شخص ناموافق  یا مخالف  خود محور، مظنون به قصد و نیت دیگران است و بیشتر اهل رقابت است تا همکاری.

به نظر میرسد که سمت توافق این شاخص به نفع جنبههای مثبت اجتماعی و هم سلامت بیشتر روانی بیشتر سوق دارد. البته همینطور هم هست، افراد موافق محبوبتر از افراد مخالف هستند (البته در جوامع متوازن). در هر صورت آمادگی برای دفاع از حق فردی اولویت دارد و داشتن توافق در صحنه نبرد و یا دادگاه، حسن و فضیلت نیست. همانطور که داشتن دیدگاه انتقادی و داشتن علمی میتواند برای یک دانشمند، حسن و فضیلت باشد.

هیچیک از دو قطب این شاخص دارای منزلت اجتماعی برتر نیستند، همینطور نمیتوانیم بگوییم کدام گروه از افرادی که در قطبهای این شاخص قرار میگیرند. دارای بهداشت روانی بهتری هستند. هورنای  (1945) دو تمایل عصبی را مورد بحث قرار داده است (حرکت در جهت مخالف دیگران، حرکت به سمت دیگران) که نشاندهنده جنبههای بیمارگونه توافق و مخالفت است. نمره پایین درA معمولا با ویژگیهای اختلال شخصیت خود شیفتگی، ضداجتماعی، و پارانوئید همراه است در حالی که نمره بالا در A معمولا با اختلال شخصیت وابسته همراهی دارد(کاستا و مک کری 1990،204)

وجدانی بودن (C)

یکی از موضوعات مهم یک نظریه شخصیت و به خصوص در نظریه روان پویایی  موضوع کنترل تکانهها  است. در طی تکوین و رشد فردی اغلب افراد میآموزند که چگونه کششها و نیازهای خود را اداره کنند. ناتوانی در مقابل تکانهها و هوسها به طورکلی نشاندهنده N بالا در بالغین است. از طرف دیگر کنترل خویشتن میتواند به فرایند فعال طراحی، سازماندهی واجرای وظایف نیز اطلاق شود و تفاوتهای فردی در این زمینه مبنای شاخص وجدانی بودن در آزمون NEO PI-R است. به طور خلاصه دو ویژگی عمده توانایی در کنترل تکانهها و هوسها و اعمال طرح و برنامه در رفتار برای رسیدن به اهداف مورد پرسش و شاخص C آزمون NEO PI-R میباشد.