دانلود مقالات : تاریخچه هوش اخلاقی

دانلود پایان نامه

نخستین بار اصطلاح هوش اخلاقی توسط بوربا[۱] در روانشناسی وارد شد. وی هوش اخلاقی را ظرفیت و توانایی درک درست از خلاف، داشتن اعتقادات اخلاقی قوی و عمل به آنها و رفتار در جهت صحیح و درست، تعریف می کند. هوش اخلاقی به معنی توجه به زندگی انسان و طبیعت، رفاه اقتصادی و اجتماعی، ارتباطات آزاد و صادقانه و حقوق شهروندی است. هوش اخلاقی به این حقیقت اشاره دارد که ما به صورت ذاتی، اخلاقی یا غیر اخلاقی متولد نمی شویم؛ بلکه یاد می گیریم که چگونه خوب باشیم. یادگیری برای خوب بودن، شامل ارتباطات، بازخورد، جامعه پذیری و آموزش است که هرگز پایان پذیر نیست. آنچه که ما برای انجام کارهای درست به آن نیاز داریم، همان هوش اخلاقی است که با بهره گرفتن از آن به یادگیری عمل هوشمندانه و دستیابی به بهترین عمل خوب نزدیک می شویم. در هر بخشی از زندگی به بهترین اطلاعات قابل دسترس می رسیم، خطرات را به حداقل می رسانیم و نسبت به پیامدهای آن خوشبین هستیم. افراد با هوش اخلاقی بالا کار درست را انجام می دهند، اعمال آنها پیوسته با ارزش ها و عقایدشان هماهنگ است، عملکرد بالایی دارند و همیشه کارها را با اصول اخلاقی پیوند می دهند(بوربا،۲۰۰۵).

 

تعریف هوش اخلاقی

هوش اخلاقی را ظرفیت و توانایی درک درست از خلاف، داشتن اعتقادات اخلاقی قوی و عمل به   آن ها و رفتار درجهت صحیح  و درست تعریف می کنند. چهار اصل از هوش اخلاقی برای موفقیت مداوم سازمانی و شخصی ضروری است:

  1. درستکاری: یعنی ایجاد هماهنگی بین آنچه که به آن معتقدیم و آنچه که به آن عمل می کنیم. انجام آنچه که می دانیم درست است وگفتن حرف راست در تمام زمان ها ؛
  2. مسئولیت پذیری: کسی که هوش اخلاقی بالایی دارد، مسئولیت اعمال خود و پیامدهای آن اعمال، هم چنین اشتباهات و شکست های خود را نیز می پذیرد؛
  3. دلسوزی: توجه به دیگران که دارای تأثیر متقابل است. اگر نسبت به دیگران مهربان ودلسوز باشیم، آنان نیز موقع نیاز با ما همدردی می کنند؛
  4. بخشش: آگاهی از عیوب واشتباهات خود و دیگران و بخشیدن خود و دیگران. بنابراین دانش آموزان با هوش اخلاقی بالا کار درست را درست انجام می دهند، اعمال آنها پیوسته با ارزش ها و عقایدشان هماهنگ است، عملکرد تحصیلی بالای دارند و خلاقیت آنها افزایش پیدا می کند)بوربا،۲۰۰۵).

ترنر و بارلینگ[۲](۲۰۰۲)معتقدند هوش اخلاقی به معنای توجه به زندگی انسان و طبیعت، رفاه اقتصادی و اجتماعی، ارتباطات آزاد و صادقانه و حقوق شهروندی است.

پایان نامه:رابطه هوش اخلاقی با تعهد سازمانی و اعتماد سازمانی

لینک و کیل[۳] (۲۰۰۵) هوش اخلاقی را توانایی تشخیص درست از اشتباه می دانند که با اصول جهانی سازگار است(مختاری،۱۳۸۸).

ناروائز[۴] (۲۰۱۰) معتقد است هوش اخلاقی با احساسات و عقل گره خورده و رفتار های اخلاقی به احساسات یکپارچه، شهود و استدلال وابسته است(آراسته و همکاران،۱۳۸۹).

براساس مطالعه ی تحقیقات پیشین می توان به این نتیجه رسید که هوش اخلاقی به این حقیقت اشاره دارد که ما به صورت ذاتی اخلاقی یا غیراخلاقی متولد نمی شویم، بلکه یاد می گیریم که چگونه خوب باشیم. یادگیری برای خوب بودن شامل ارتباطات بازخورد جامعه پذیری و آموزش است که هرگز پایان پذیر نیست آنچه که ما برای انجام کارهای درست به آن نیاز داریم، هوش اخلاقی است که با بهره گرفتن از آن به یادگیری عمل هوشمندانه و دستیابی به بهترین عمل خوب نزدیک می شویم. در هر بخشی از زندگی به بهترین اطلاعات قابل دسترس می رسیم، خطرات را به حداقل می رسانیم و نسبت به پیامد های آن خوشبین هستیم. افراد با هوش اخلاقی بالا کار درست را انجام می دهند، اعمال آنها پیوسته با ارزش ها و عقایدشان هماهنگ است،عملکرد بالایی دارند و همیشه کارها را با اصول اخلاقی پیوند می دهند(مختاری،۱۳۸۸).

 

ذهن اخلاق مدار

ویژگی ها: ترسیم ویژگی ها و الزامات اساسی خاص، جایگاه حرفه ای و شهروندی در ذهن و عمل در راستای این ویژگی ها و الزامات و همچنین تلاش برای انجام خوب وظایف شهروندی و حرفه ای.

مثال(آموزش رسمی): تامل درباره ی نقش کنونی تحصیلی یا نقش آتی حرفه ای و تلاش به منظور ایفای صحیح و مسئولانه ی نقش ها.

آدرس سایت برای متن کامل پایان نامه ها

مثال(محل کار): شناسایی ارزش های محوری حرفه ای و انجام تلاش های سنجیده به منظور حفظ و انتقال این ارزش ها، حتی در زمان بروز تغییرات سریع و غیر منتظره؛ایفای نقش فردی امین که سرپرستی حوزه ای را بر عهده می گیرد و حاضر است به قیمت ضرر و زیان فردی در مسیر تحقق اهداف دیگر افراد تلاش کند؛ شناسایی وظایف شهروندی، اجتماعی، منطقه ای، ملی، جهانی و عمل به آن ها.

زمان پرورش: پس از اینکه فرد بتواند درخصوص وظایف حرفه ای و شهروندی خود به شیوه ای انتزاعی بیندیشد؛ انجام رفتار اخلاق محور نشانگر برخورداری از شخصیتی قوی است، پرورش آن نیازمند حمایت همسالان، همکاران، والدین، اجتماع و محیط کار، همچنین فراهم آوردن زمینه ی آشنایی متناوب با الگوهای خوب و بد، اخلاق مداری است.

اشکال کاذب : اتخاذ رویکردی مسئولانه و اخلاق محور در شعار و عدم تلاش برای تحقق آن در عمل، انجام رفتارهای مسئولانه و اخلاق محور در حوزه های محدود و انجام خلاف آن در حوزه گسترده تر، سازش در انجام خوب و اخلاق مدارانه ی کارها در درازمدت یا کوتاه مدت(کریمی،۱۳۹۲).

 

ابعاد هوش اخلاقی

لینک و کیل(۲۰۰۵)معتقدند هوش اخلاقی دارای ابعاد مختلفی است که عبارتند از:

۱- عمل کردن مبتنی بر اصول، ارزش ها و باورها: یعنی ایجاد هماهنگی بین آنچه که بر آن باور داریم و آنچه که به آن عمل می کنیم. انجام آنچه که می دانیم درست است و عمل کردن به آن در تمام زمان ها.

۲- راستگویی: انجام آنچه که می دانیم درست است و گفتن حرف راست در تمام زمان ها.

۳- استقامت و پافشاری برای حق(ایستادگی بخاطر حقیقت): براساس باورها و ارزش های خود به خاطر حقیقت بر امور پافشاری نمودن.

۴- وفای به عهد: داشتن صداقت کامل به معنای این است که آنچه را نمی توانیم انجام دهیم، قول ندهیم و وفای به عهد در تمام زمان ها.

۵- مسئولیت پذیری برای تصمیمات شخصی: مسئولیت اعمال و پیامد های آن اعمال را در هر صورت پذیرفتن.

۶- اقرار به اشتباهات و شکست ها: پذیرفتن مسئولیت اشتباهات و شکست های خود.

۷- قبول مسئولیت برای خدمت به دیگران: قبول مسئولیت و توجه به دیگران مطابق ارزش ها و باورها در هر صورت و زمان.

۸- فعالانه علاقمند بودن به دیگران(اهمیت دادن خودجوش به دیگران): آنچه برای دیگران انجام    می دهیم نه بر اساس دستور و یا دریافت پاداشی باشد.

۹- توانایی در بخشش اشتباهات خود: آگاهی از عیوب خود و توانایی بخشش خود در قبال اشتباهات.

۱۰- توانایی در بخشش اشتباهات دیگران: قبول افراد همانگونه که هستند و تحمل اشتباهات آنان و بخشش آن(لینک و کیل،۲۰۰۵ص۵۵).

 

هفت اصل ضروری هوش اخلاقی

اصول هوش اخلاقی از دیدگاه بوربا(۲۰۰۵) به شرح زیر می باشد:

۱.  هم دردی: تشخیص احساسات و علایق افراد که شامل مراحل زیر است:

الف . پرورش آگاهی؛

ب.  افزایش حساسیت نسبت به احساس های دیگران؛

ج.  همدردی با دیدگاه اشخاص دیگر.

۲.  هوشیاری: دانستن راه صحیح و درست و عمل در همان راه، که شامل:

الف . ایجاد زمینه های برای رشد اخلاقی؛

ب .  ترویج معنویت برای تقویت هوشیاری و هدایت رفتار؛

ج.  پرورش انضباط اخلاقی برای کمک به افراد به منظور یادگیری درست از خلاف.

۳. خودکنترلی: کنترل و تنظیم تفکرات و اعمال خود به طوری که بر هر فشار از درون

و بیرون ایستادگی کنیم و در همان راهی عمل کنیم که احساس می کنیم درست است،

که شامل:

الف . الگوسازی و اولویت بندی خودکنترلی افراد؛

ب . تشویق افراد به خودانگیزشی؛

ج . آموزش راه هایی به افراد برای رویارویی با وسوسه ها و تفکر قبل از عمل.

۴ . توجه و احترام: ارزش قائل شدن برای دیگران با رفتار مؤدبانه و با ملاحظه، که شامل:

الف . انتقال معانی توجه به افراد از طریق آموزش دادن؛

ب . افزایش توجه به اقتدار و بی توجهی به بی ادبی و بی احترامی؛

ج . تأکید بر رفتارهای خوب، ادب و تواضع که به عنوان تعارف در نظر گرفته می شود.

۵. مهربانی:  توجه به نیازها و احساس های دیگران، که شامل:

الف.  تدریس معنی و ارزش مهربانی؛

ب . ایجاد آستانه تحمل صفر برای زشتی و بدی؛

ج . تشویق مهربانی و خاطر نشان کردن اثرهای مثبت آن.

۶.  صبر و بردباری :توجه به شأن و حقوق تمام افراد حتی آنان که عقاید و رفتارشان با

ما مخالف است، که شامل:

الف . پرورش صبر و تحمل از سنین پایین؛

ب . القای درک تنوع و گوناگونی؛

ج . مخالفت با کلیشه سازی و عدم تحمل تعصبات بی جهت.

۷.  انصاف: انتخاب های عقلانی و عمل به شیوه منصفانه، که شامل:

الف.  رفتار با دیگران به طور منصفانه؛

ب.  کمک به دیگران برای داشتن رفتار منصفانه؛

ج . تدریس روش هایی به افراد برای مقاومت در مقابل بی انصافی و بی عدالتی.

[۱] – George Borba

[۲] – Turner&Barling

[۳] – Lennick&Kiel

[۴] – D.Naraez

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *