تعارض و هیجانات مربوط به آن

هرم تعارض[1]

اگر تعارض حل نشود، به رشد خود ادامه مي دهد. در اين قسمت بر فرايند سلسله مراتبي تعارض تمركز كرده و در مورد ارزش تصميم گيري سر يع در پيش گيري از مشكلات و بحران ها، صحبت خواهيم كرد. براي درك بهتر مراحل تعارض به شكل الف نگاه كنيد، تعارض را م ي توان به صورت يك پيوستار از دامنه بحث درباره مسايل روزانه تا بحران ها در نظر گرفت . سه سطح پاييني در هرم تعارض، دلايل شايعي كه افراد را در بحث و ارتباط با هم قرار مي دهد، مثل گپ زدن درباره وقايع روزانه، بحث كردن درباره عقايد خود، بيان احساسات خود و نظير آن نشان مي دهد. اين بحث ها عموماً داراي سطح پاييني از تنش است و براي هر نوع تصميم گيري فشار كمي وجود دارد.  با چهار سطح بعدي هرم، تنش افزايش مي يابد و نياز به تصميم گيري به وجود مي آيد و آگاهي از نياز به تصميم گيري مقدم بر تصميم گيري است. اگر تصميمي كه بايد گرفته شود، اتخاذ نشود، مي تواند باعث ايجاد مشكلي شود كه نياز به حل دارد. اگر مشكل حل نشود، منجر به بحراني مي شود كه حل آن دشوارتر مي شود(السون، 1995؛ به نقل از صحت، 1393).

 

2-1-9- عوارض تعارض:

اولسون و همکاران(1999؛ به نقل از نعیمی، 1392) در زمینه چگونگی مبارزه منصفانه در روابط عاشقانه و ازدواج چنین بحث می شود که تعارض کلامی اگر سازنده باشد نه تنها قابل پذیرش است، بلکه مطلوب هم می باشد. طبق گفته های ایشان آن زوج هایی که با هم می جنگند در کنار هم می مانند زیرا می دانند که چطور با یکدیگر معقولانه تر بجنگند. زوج هایی که نمی جنگند و مسائل شان را حل نمی کنند. ممکن است از نظر هیجانی از یکدیگر فاصله بگیرند. زمانی که همسران از تعارض و احساسات همراه با آن مثل خشم، حسادت، تنفر برای توجه به جنبه هایی از رابطه شان که نیاز به تأمل و کار دارد استفاده کنند این تعارض می تواند پشتیبان آن ها باشد. اگر همسران روش سازنده ای را برای مقابله با تعارض به کار نگیرند، ممکن است به تدریج از یکدیگر جدا شوند.

 

2-1-10- تعارض و هیجانات مربوط به آن

هرچه روابط صمیمانه تر باشد تعارض بیشتری محصول آن است. اما اکثر زوج ها از تعارض و هیجانات منفی همراه با آن خشم، رنجش، حسادت، دلخوری، آزار، تنفر، انزجار، می ترسند و مشکلاتی در یادگیری چگونگی مقابله با آن دارند. یک روش رایج برای مقابله با این هیجانات، فرونشانی آنها با این آرزو است که خود هیجانات در طول زمان ناپدید می شوند. دو دلیل قدرتمند برای فرونشانی هیجانات منفی وجود دارد، یکی دلیل اجتماعی و دیگری دلیل روان شناسی.

دلیل اجتماعی: بسیاری از فرهنگ ها دارای تابوهایی علیه ابراز خشم هستند. این پیام چه کلامی و چه غیر کلامی از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است و می گوید «افراد شایسته و خوب خشمشان را نشان نمی دهند خشم غلط است و نشان می دهد که برای رابطه اتفاقی وحشتناک رخ داده است» با این پیام لازم است که افراد احساسات درست و خالص شان را انکار کنند و آن را دور از دسترس نگه دارند.

دلیل روان شناسی:  فرونشانی هیجانات منفی با عدم اعتماد به نفس و نا ایمنی انسان مرتبط است افراد فکر می کنند «اگر اجازه بدهم دیگران بدانند واقعاً چه فکر می کنیم و واقعاً چه کسی هستیم، ما را دوست نخواهند داشت و حتماً طرد می شویم» و از این جهت خشم و تعارض خود را نشان نمی دهند. در روابط صمیمانه همسران برای  یافتن یک تعادل ظریف بین وابستگی به یکدیگر و استقلال از یکدیگر در حال کشمکش اند. برخی ناظران آن را تعادل وابستگی متقابل نامیده اند. در خانواده ها نیز کودکان و نوجوانان برای افتراق خودشان از والدین و همشیرانشان و برای مراقبت از قلمرو و اعتقاداتشان کمشکمش می کنند. افراد در جستجوی فردیت اند و در همان حال سعی می کنند روابط صمیمانه شان را حفظ کنند. به طور کلی افراد به دلیل این فرض مشهور که عشق متضاد تنفر است، نسبت به تعارض دارای نگرش منفی هستند ولی حقیقت این است که هم عشق و هم تنفر دو احساس شدیدند به جای تضاد آن ها بیشتر شبیه به دو روی سکه اند. مرز میان آن دو بسیار ظریف است ولی احساسات عشق اغلب مقدم بر احساسات تنفر است. بنابراین هنگامی که احساسات منفی سرکوب شوند احساسات مثبت نیز می میرند( شیری، 1387).

 

2-1-11-  مسائل مولد تعارض

هنگامی که تعارضی به وجود می‌آید، در پس پرده زوجین در زمینه‌های مختلفی با یکدیگر تفاهم کامل را ندارند که عوامل زیادی در بروز مشکل دخیل است اما مهم‌ترین موارد عبارتند از: عوامل مذهبی؛ شامل تفاوت‌های مذهبی (غالباً تضاد مذهبی)، رفتار و عقاید خلاف اعتقادات مذهبی.

عوامل فرهنگی؛ شامل تفاوت‌هایی در نوع نگاه به زندگی مشترک، تفاوت‌های قومی یا شهری- روستایی.
عوامل زیستی؛ شامل نازایی، وضعیت چهره و مشکلات مربوط به سلامت و بیماری

عوامل عاطفی؛ شامل عواطف خشک و سرد و عدم درک یکدیگر، مشکلات در روابط جنسی، تندخویی و پرخاشگری.
عوامل اجتماعی؛ شامل داشتن دوستان منحرف و اعتیاد، دخالت اطرافیان و عدم استقلال از خانواده پدری. عوامل اقتصادی؛ شامل بی‌کاری، ولخرجی، فقر، تجمل‌گرایی و… همه ما می‌دانیم هنگامی که مشکلی رخ می‌دهد، شیوه‌های حل آن هم وجود دارد اما به چه روشی این کار صورت می‌گیرد را این‌جا بیان می‌کنیم(لهسایی زاده و همکاران، 1392).

2-1-12- مراحل تعارض:

وقتي زوجين به طور پيوسته در حل مشکلاتشان ناموفق باشند ممکن است به حد بالايي از تعارض برسند هر چه تعارضات شديدتر باشند مداخلات بيشتري را مي‌طلبد به طور کلي مراحل رشدي تعارضات زناشويي شامل چهار مرحله است:

مرحله اول: در اين مرحله حد پاييني از تعارضات وجود دارد و معمولاً در زوجين پيش مي‌آيد که در فاصله کوتاهي پس از آشنايي با هم ازدواج کرده‌اند. اين تعارضات عمده بيشتر از 6 ماه طول مي‌کشد و تنش هم ايجاد نمي‌کند اکثر اين زوجين به درمانهاي روان‌شناختي پاسخ مي‌دهند.

مرحله دوم: زوجين تعارضات فرضي را بيشتر از 6 ماه تجربه مي‌کنند ارتباط بين همسران باز اما هر دوي آنها مي‌توانند نارضايتي خود را بيان کنند با وجود سرزشن کردن مثلث‌سازي افزايش مي‌يابد. زوجين به گذراندن زمان با همديگر ادامه مي‌دهند. اما رنجش آنها آشکار است. به عنوان يک واکنش نسبت به اينگونه تنش‌ها ممکن است الگوهايي از جدايي پيگيري، يادآوري، مسالحه يا فرزند ولي‌گونه را نشان مي‌دهد. در اين مرحله درمان متمرکز بر کاهش اضطراب و تنش همچنين ايجاد دوباره تمرکز و كنترل بر خود است.

مرحله سوم: در اين مرحله زوجين تعارضات شديدي را از خود نشان مي دهند که حدود 6 ماه با دوره‌هايي از اضطراب شديد همراه است. سرزنش و قطبيت در تنازع قدرت ديده مي‌شود. خشم و کنترل بحث‌هاي مقدماتي هستند و ممکن است به طور موقت با افزايش مثلث‌سازي ديگري قرار گيرد اين تلاش‌ها براي کاهش تعارض وقتي است که تعارضات تا حد زيادي استرس‌زا باشد. در اين مرحله رابطه بسته است و اعتماد پايين مي‌باشد. درمان بر کاهش واکنشهاي هيجاني منفي و قطعي نشده همچنين ايجاد دوباره اعتماد متمرکز است و اين مستلزم اين است که بحث‌هاي مخرب کنار گذاشته شود تا زوجين سرزنش را کاهش دهند و بتوانند درجاتي از مهارت‌هاي حل مسأله را در روابط خود استفاده کنند.

مرحله چهارم در اين مرحله زوجين بيشترين حد تنشي را در همه ابعاد آن در روابط خود دارند. ارتباط ضعيف، تنازع قدرت و سرزنش و مقصر دانستن طرف مقابل تا حد زيادي ديده مي‌شود. انتقادگري زياد است و خودافشاگري وجود ندارد. مثلث‌سازي و به عبارتي شکلي از يک يک وکيل وجود دارد  رابطه درماني به دليل بالا بودن خشم برقرار نمي‌شود درمان ممکن است متمرکز بر مباحث فرزند ولي‌گونه يا واکنش همسر نسبت به فرايند طلاق باشد. ميانجي‌گري بيشتر از يك فرايند رقيبانه درمان انتخابي است(رایس[2]، 1996؛ به نقل از عسکری، 1392).

[1] Conflict Hierarchy

[2] Rayse