تعریف صبر در تعالیم اسلامی

اما می­توان این رابطه را به نوعی دیگر بیان کرد که شرح صدر و سعه صدر، «حالت روانی خاص» و صبر «عمل و فرایند نگه­داری نفس برای حالت» است، نه خود آن حالت. ولی پایداری هنگام مواجهه با مشکلات، مهار خشم و شهوت، و تحمل فعالیت­های دشوار، نتیجه و ثمره­ی آن حالت روانی خاص است. به­عبارت دیگر وقتی فردی به دلایل انگیزشی خاص، نفس خود را در آن حالت حفظ کرد و نگه داشت، پایداری، حلم و عفت در او به وجود می­آید (نوری،1387).

 صبر در عرفان اسلامی

عرفان اسلامی نیز، با استناد  به قرآن و روایات، شواهدی فراوان از اهمیت صبر بیان می­کند. در بینش عرفا صبر از مراحل مهم سیر و سلوک است و در مسیر تعالی سالک، نقشی سازنده دارد.

به­علت نقش اساسی و بنیادین صبر در سیر و سلوک، بخش­هایی از کتب مهم صوفیه به صبر اختصاص دارد. در کتاب اسرارالتوحید آمده است: « لایصِلَ المخلوقُ اِلی المخلوقِ الا باالسَیر الیهِ و لا یصِلُ المخلوقُ الٌا بالصٌبرِ علیه بِقَتلِ النفسِ و الهوی . . .»(محمدبن منور،1387).

و در تذکره­الاولیا از قول ابوعلی جوزجانی آمده است: «هرکه ملازمت کند بر درگاه مولا، بعد از ملازمت چه بود جز در گشادن؟ و هر که صبر کند به خدای، بعد از صبر چه بود جز وصول به حق؟»(عطار نیشابوری،1351).

به علت نقش مهمی که صبر در سیر الی الله دارد، صوفیه آن را یکی از مقامات مهم عرفانی می­دانند. در شرح تعرف آمده است:« و صبر مقامی بزرگ باشد و خدا مصطفی را علیه­السلام صبر فرمود و گفت: اصبرو ما صبرُکَ الٌا بالله» (مستملی بخاری،1365).

امام خمینی(ره)، هنگامیکه از مراتب صبر نزد عرفا و اهل سلوک و اولیا یاد می­کند، مراتبی برای صبر ذکر می­نماید: اولین مرتبه صبر فی الله که « ثبات در مجاهده است و ترک مألوفات و مأنوسات بلکه ترک خویشتن است در راه محبوب » و در مرتبه بعد صبر مع الله است و آن « راجع به اهل حضور و مشاهده جمال است در وقت خروج از جلبات بشریت . . . و متجلی شدن قلب به تجلیات سماء و صفات » و درجه بعدی از صبر عن الله یاد می­کند و آن « از درجات عشاق و مشتاقین است از اهل شهود و عیان . . . و این اشقّ مراتب صبر و مشکلترین مقامات است » و مرتبه بعد صبر بالله است که « از برای اهل تمکین و استقامت است . . . و پس از تخلق به اخلاق­الله برای آنها رخ می­دهد» (امام خمینی،1361).

مولانا در مثنوی، آنقدر به نقش صبر در سیر و سلوک اهمیت می­دهد که معتقد است پیامبر بر اثر صبر توانست به آسمانها عروج کند و در عرش، حق را ملاقات نماید.

سختی­ها و مشکلات و دردها و رنج­ها از دیدگاه عرفان و تصوف، سازنده و تکامل­بخش است، زیرا صبر و استقامت در برابر آنها موجب می­شود نیروها و استعدادهای نهفته و پنهان روح شکوفا شود و انسان را به سرچشمه­ی کمال و عظمت می­رساند وبا خداوند پیوند دهد (خوشحال دستجردی،1383).

مولانا معتقد است قرار گرفتن جسم در معرض انواع رنج­ها و سختی­ها اگرچه موجب تضعیف جسم می­شود، اما قدرتمند شدن روح و بقا و جاودانگی آن را درپی دارد.

در بینش مولانا، راه رسیدن به نجات و رستگاری از طریق ریاضت و تحمل انواع رنج­ها و سختی­ها امکان­پذیر است و کسانی که اهل ریاضت نیستند و یا نمی­توانند باشند گاهی خداوند با فرستادن انواع بلا آنها را ریاضت می­دهد تا وجودشان از آلودگی­ها پاک و مطهر شود؛ بدین­جهت باید در برابر اراده­ی خداوند تسلیم باشند و به­خاطر لطف و محبتی که به آنان داشته او را شکر و سپاس گویند.

 

ور نمی­تانی رضا ده ای عیار                        گر خدا رنجت دهد بی­اختیار

که بلای دوست تطهیر شماست                   علم او بالای تدبیر شماست

(مثنوی،1372)

از انواع صبر که مولانا ذکر کرده است صبر و استقامت در ذکر و صبر انسان کامل و اولیای الهی در برابر آزار جاهلان است. وی می­گوید اولیای حق باید در برابر رنج­ها و آزار جاهلان با عقلی که از جانب خدا به آنها داده شده است و مربوط به عالم غیب است صبر کنند؛ زیرا صبر در برابر جاهلان، قلب و روح را صفا می­دهد. سپس به صبر پیامبران بزرگ الهی در برابر معاندان اشاره می­کند. همچون آتش نمرود که درون و باطن ابراهیم را صفا و درخشش داد و صبر طولانی نوح در برابر آزار قومش که روح او را صیقل داد (خوشحال دستجردی،1383).

نوع دیگر صبر در مقابل تمایل به سخن گفتن است. سکوت و صبر بر تمایل نفس به سخن گفتن و روی آوردن به ذکر خدا از راه­های سیرالی­الله است. نوع دیگر صبر در فقر است که موجب رسیدن به مقام فنا یعنی محو صفات انسانی و تجلی صفات الهی من جمله استغنا و بی­نیازی از دنیا در وجود عارف می­گردد. مولانا معتقد است گرایش به نفس و تمایلات نفسانی، کار انسانهای کمال­نایافته همانند کودکان است و پایداری و صبر در برابر آن، کار انسانهای کامل و خردمند است که با آن کارهای مهم انجام می­دهند. هرکس در مقابل نفس، صبر کند می­تواند به آسمانها عروج کند، اما گرایش­های نفس روزبه­روز موجب انحطاط و تنزل انسانها می­شود (همان منبع).

 مفهوم صبر در قرآن

در قرآن فراوان بر صبر و اجر صابران تأکید شده است و واژه­ی صبر همراه مشتقات آن، 103 بار در 93 آیه و 45 سوره­ی قرآن به­کار رفته است. در این راستا می­توان ادعا کرد مفهوم صبر به معنای فضیلتی اخلاقی و غیرقابل­انکار مورد توجه وتأکید قرآن است (تمری،1389).

در لغت عربی، صبر به معنای «خود را بازداشتن» و «خودداری کردن» است؛ در آیه 28 سوره کهف، صبر به همین معنی آمده است: «وَاصبِر نَفسَکَ مَعَ الذینَ یدعونَ رَبٌَهُم بِالغَداهِ وَ العَشِی یریدونَ وَجهَهُ وَ لا تَعًدُ عَیناکَ عَنًهُم تُریدُ زینۀَ الًحَیاۀِ الدٌُنیا وَ لا تُطِع مَن أَغًفَلنا قَلًبًهُ عَن ذِکرنا وَاتَّبَع هَواهُ وَ کانَ اَمرُهُ فُرُطا»

« و با کسانی که پروردگارشان را صبح و شام می­خوانند و خشنودی او را می­خواهند شکیبایی پیشه کن و دو دیده­ات را از آنان برمگیر که زیور زندگی دنیا را بخواهی و ازآن کس که قلبش را از یاد خود غافل ساختیم و از هوس خود پیروی کرده است و کارش زیاده­روی است، اطاعت مکن.»

نقطه­ی مقابل آن «جزع» یا «بیتابی» است که در آیه 21 سوره ابراهیم به آن برمی­خوریم:« وَ بَرَزوا لِلّهِ جَمیعاً فَقالَ الضُّعَفاءِ لِلَّذینَ استَکبِروا إِنا کُنّا لَکُم تَبَعاً فَهَل أَنتُم مُغنونَ عَنّا مِن عَذابِ اللهِ مِن شَیءٍ قالوا لَو هَدانا اللهُ لَهَدَیناکُم سَواءُ عَلَینا أَجَزِعنا أَم صَبَرنا مالَنا مِن مَحِیصٍ »

«و همگی در برابر خدا ظاهر می­شوند. پس ناتوانان به گردنکشان می­گویند: ما پیروان شما بودیم آیا چیزی از عذاب خدا را از ما دور می­کنید؟ می­گویند: اگر خدا ما را هدایت کرده بود قطعاً شما را هدایت می­کردیم. چه بیتابی کنیم چه صبر نماییم برای ما یکسان است؛ ما را راه گریزی نیست.»

در واقع صبر در قرآن عبارت است از اینکه انسان آنچه را برایش ناخوشایند است برای رسیدن به خشنودی خداوند بر خویشتن هموار گرداند (قرضاوی،1360؛ به نقل از                      ).این معنا را می­توان از آیه 22  سوره رعد به خوبی دریافت: « وَالَذینَ صَبَروا ابتِغاءَ وَجهِ رَبِّهِم وَأَقاموا الصَلاهَ وَ أَنفَقوا مِمّا رَزَقناهُم سِرَّا وَ عَلانیهً وَ یدرؤنَ بِالحَسَنَهِ السَیئَهَ أُولئِکَ لَهُم عُقبی الدّار»

« وهم در طلب رضای خدا صبر پیش می­گیرند و نماز به­پامی­دارند و از آنچه نصیبشان کردیم به فقرا پنهان و آشکار انفاق می­کنند و در عوض بدی­های مردم نیکی می­کنند؛ اینان هستند که عاقبت منزلگاه نیک یافتند.»

مفسران صبر کردن در راه خدا را که در این آیه در کنار سایر ویژگی­ها مطرح شده است، از صفات مؤمنان حقیقی می­دانند و این جمله را دلیلی می­دانند بر اینکه صبر و شکیبایی و هرگونه عمل خیر در صورتی ارزش دارد که برای رضایت خدا باشد و اگر انگیزه­های دیگری از قبیل ریاکاری و جلب توجه مردم درکار باشد، بی­ارزش است (مکارم شیرازی،1374).

نکته­ی حائز اهمیت این است که این آیه به نوعی انگیزه مؤمن از صبر و شکیبایی را مطرح می­کند. از آنجا که عمل و حالتی نیازمند انگیزه­ای است و این هدف است که انگیزه می­آفریند، در قرآن بالاترین هدف مؤمن یعنی کسب رضایت خدا به عنوان انگیزه صبر معرفی می­شود. چنانکه در آیه 7 سوره مدثر می­فرماید:

«وَ لِرَبِّکَ فَالصبِر»

«برای پروردگارت شکیبایی کن»

در آیه 42 سوره نحل، ارزشمندی این هدف (صبر) را اینگونه بیان می­کند:

«اَلَذینَ صَبَروا وَ علی رَبِّهِم یتَوَکَّلون»

«این اجر بزرگ در دنیا و عقبی به کسانی عطا می­شود که در راه دین صبر کردند و بر خدای خود در کارها توکل نمودند »

اهمیت صبر و بردبارى خالصانه را همین بس که اجر و پاداش هر چیزى در عالم محدود و طبق حساب است. فقط صبر میباشد که اجر و پاداش آن بدون حساب خواهد بود. خداوند با اشاره به پاداش صابران در آیه 10 سوره زمر، اجر اخروی و دنیوی را به­نوعی ایجادکننده­ی انگیزه و اشتیاق برای شکیبایی قرار می­دهد:

«قُلْ یا عِبادِ الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّکُمْ لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا فِی هذِهِ الدُّنْیا حَسَنَهٌ وَ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَهٌ إِنَّما یوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیرِ حِسابٍ »

« بی تردید پاداش شکیبایان بدون حساب و بطور کامل داده می­شود »

   علامه طباطبایی در ذیل این آیه می­نوید: « صابران اجرشان داده نمی­شود مگر دادنی بی­حساب. پس صابران برخلاف سایر مردم، حسابشان رسیدگی نمی­شود و اصلاً نامه­ای از اعمالشان باز نمی­گردد و اجرشان همسنگ اعمالشان نیست (علامه طباطبایی، به نقل از امین­الدوله، 1387).

   همچنین در باب چگونگی پاداش صابران در آخرت در آیه 96 سوره نحل به آنها وعده پاداشی بهتر از آنچه عمل کرده­اند می­دهد: