تعریف صبر در حوزه ی روانشناسی

   برخی از منابع روانشناسی مفهوم «خودگردانی» را با «خودمهارگری» و «کنترل تکانه» الفاظ مترادف و ناظر به یک معنا در نظر گرفته­اند اما دیگران خودگردانی و خودمهارگری را دو نوع کنترل و دارای سه تفاوت دانسته­اند. نخست آنکه افراد خودگردان، قصد و تعمد[5]بیشتری از افراد خودمهارگر دارند. دوم اینکه خودگردانی با هیجانات مثبت همراه است، در حالیکه خودمهارگری با هیجانات منفی پیوند بیشتری دارد. سوم اینکه خوگردانی، انتقال آموزش را بیشتر از خودمهارگری میسر می­سازد.

   همچنین صبر در برابر شهوتها و گرایشات جنسی را می­توان در روانشناسی تحت عنوان مفهوم «خویشتن­داری»[6] مطرح کرد؛ هرچند این واژه در روانشناسی به دو معنای «کنترل ادرار» و « کنترل تکانه­های جنسی» به کار برده می­شود.

   این نوع صبر را می­توان در روانشناسی تحت عنوان «سرسختی[7]» جستجو کرد. همچنین صبر در مصیبت را که مستلزم تحمل ناملایمات و رویدادهای ناخوشایند است، می­توان تحت عنوان تحمل[8] بررسی نمود، هرچند واژه تحمل در روانشناسی به دو معنا به کار رفته است: 1. میزان تحمل افراد نسبت به مواد روان­گردان 2. توانایی مقاومت در برابر تنیدگی،درد و فشار روانی ناشی از رویدادهای تنش­زا (نوری،1387).

   بر این اساس می­توان گفت مراد از صبر نه برخورد منفعلانه و عقب­نشینی است و نه محبوس کردن دردها در سینه و سد کردن راه بروز آنها. آنچه مهم است به­کارگیری مهارت صبر به عنوان راهبردی مقابله­ای با تمرکز بر مسئله برای غلبه بر فشارهاست.

 

 



[1] – Self regulation

[2] – Higgins and Tory

[3] – Hedonic principle

[4] – Ibid

[5] – Intention

[6] – Continence

[7] – Hardiness