تعریف نوروزگرایی در علم روان شناسی

همچنین بنابر تعریف لانسبری، سودارگاس،گیبسون و لئونگ (2005) نوروزگرایی رگهای از شخصیت است که ثبات عاطفی بالا و اضطراب پایین در یک سوی پیوستار و در سوی دیگر آن، بی ثباتی عاطفی و اضطراب بالا قرار دارد. مردان و زنان با نمره بالا در نورزگرایی دارای عواطف غیرمنطقی، بیشتر، و کم توانی در مهار رفتارهای برانگیختگی وار ، و ضعف در کنار آمدن با مشکلات هستند. افرادی که نمره های آنها در نوروزگرایی پایین است با برخورداری از ثبات عاطفی، معمولاً آرام، معتدل و راحت هستند و قادرند با موقعیت های تنیدگی زا بدون آشفتگی یا اضطراب مقابله کنند. از دیگر ویژگی های افراد با نمره بالا در این رگه اضطراب خشم (خصومت) ، افسردگی، کمرویی  و آسیب پذیری  است. جامعه گرایی از ویژگی های افراد برونگراست و براساس علاقه به مردم، ترجیح گروه های بزرگ، جرئت، فعالیت و پرحرفی، برانگیختگی جنسی، بشاشیت، خوشبینی، قاطعیت و هیجان خواهی متمایز می شوند.

گشودگی کمتر از برون گرایی شناخته شده است. اشخاص دارای نمره بالا در این رگه هم درباره جهان درونی و هم درباره دنیای بیرونی کنجکاوند و زندگی آنها  از لحاظ تجربه غنی است. آنها تنوعطلب، دارای کنجکاوی و زندگی آنها از لحاظ تجربه غنی است. آنها تنوع طلب، دارای کنجکاوی ذهنی و استقلال در قضاوت هستند. از دیگر ویژگی های فرعی این رگه میتوان به تخیل  و زیباپسندی ، اشاره کرد.

همانند برونگرایی،مقبولیت نیز بعدی از تمایلات بین فردی است. یک فرد سازشیافته اساساً نوع دوست است، با دیگران همدردی میکند و تمایل دارد تا به آنها کمک کند و باور دارد که دیگران نیزمتقابلاً کمک کننده هستند. از ویژگیهای افراد دارای نمره بالا در رگه مقبولیت میتوان به اعتماد ، رکگویی ، دیگردوستی ، همراهی ، تواضع ، و دل رحم بودن  اشاره کرد.

آخرین رگه از رگه های پنجگانه شخصیتی وظیفه شناسی است. بهترین توصیف برای این رگه مفهوم اراده است. فرد باوجدان، هدفمند، بااراده و مصمم است. نمره بالا در وظیفهشناسی با موفقیت شغلی و تحصیلی همراه است. از دیگر ویژگیهای افراد با نمره بالا در این رگه، دقت، خوشقولی، قابلیت اعتماد، وظیفه شناسی ، تلاش برای موفقیت  و منضبط بودن  است (گروسیفرشی1380،85).

در زمینه تبیین های روان پویشی، از فروید تا عصر حاضر، بیش از همه نظریه کارل یونگ   با این پژوهش ارتباط دارد. یونگ از مشهورترین بخش های نظریه خویش را از نظر تیپ شناسی به دو جهت گیری پایه نسبت به زندگی به نام درونگرایی  و برونگرایی  اختصاص داد که هریک ممکن است شامل یکی از چهار کارکرد روانشناختی فکری، احساسی، حواسی و شهودی باشند. یونگ سپس خصوصیات رفتاری هریک از هشت تیپ شخصیتی فوق را به خوبی مشخص کرد. پژوهشهای زیادی در مورد رابطه تیپهای روانشناختی یونگ با بهره گرفتن از آزمون مایرز- بریگرز  با جنبههای مختلف رفتاری انجام شده که از میان آنها میتوان به پژوهشهای استریکر و راس  در 1962 یا هینویتز  در 1978 در مورد علایق شغلی، کارلسونولوی  در 1973 در مورد پاسخگویی به محرکهای خنثی و محرک های انسانی؛ کارس کادون  در 1978، در مورد شرکت و کیفیت بحث کلاسی، پروین  در 1984، در مورد تلفیق پذیری و فعالیت جنسی اشاره کرد. نتایج کلیه پژوهش ها تفاوت معناداری را بین تیپ شخصیتی درونگرا و برونگرا و رفتارهای مذکور برجسته ساخته اند (شولتز ودیگران 1995،175)