خصوصیات افراد سازگار در اجتماع

شاید کلی ترین ویژگی فرد سازگار آن است که نسبت به خود واقع بین است، به این معنا که درباره انگیزه هایش خود را فریب نمی دهد و هدف های قابل دسترسی برای خود طرح می کند، لذا از تعارضات غیرلازم پرهیز می کند و با مشکلات شخصی خود به طور عینی برخورد می کند. شخص سازگار کسی است که می تواند انگیزه ها و هدف هایش را تغییر دهد بدون آنکه آنها را با مکانیزم های دفاعی تغییر شکل دهد. فرد خوب سازگار یافته کسی است که صفات و ویژگی های گوناگون او با هم در ارتباطند. در عین حال که سازگاری کامل وجود ندارد، ولی سازگاری مطلوب احتمالاً هنگامی رخ می دهد که بین آنچه فرد راجع به خود می اندیشد با آنچه دیگران درباره او می اندیشند توافق منطقی وجود داشته باشد.

مک دونالد[1] (1998)در مورد سازگاری و همچنین ناسازگاری معتقد است: فردی سازگار است که پاسخ هایی که او را به تعامل با محیطش قادر می کنند آموخته باشد تا در نتیجه در حالی که به طرق قابل قبول اعضای جامعه خود رفتار می کند، احتیاجاتی که در او هست نیز ارضا شوند.

از طرفی لااقل دو معنی را می توان با ناسازگاری مرتبط ساخت؛ یک معنا اساساً مفهومی اجتماعی است، فردی سازگار نیست که نتواند به طور مناسبی در محیط معلومی تعامل کند. معنای دیگر زمانی است که او نتواند ارضای احتیاج کند، حتی اگر رفتارش برای جامعه مناسب باشد. اشکال دائم در ارضای احتیاج یا عدم توانایی در یادگیری طرق مورد قبول اجتماعی برای ارضای آنها غالباً منجر به ایجاد الگوهای رفتاری ناسازگاری می شوند به طوری که فرد نمی تواند به طریق مناسبی در هر موقعیتی خود را سازگار کند.

فرد سازگار به میزان کافی می تواند فعالیت کند و برای کاری که به عهده گرفته است شایستگی لازم را دارد و لزومی نمی بیند که شغل خود را مرتب تغییر دهد.  از اضطراب و تعارضی که او را از فعالیت سودبخشی باز دارد، دوری می جوید. بتواند با مشکلات مواجه شود، درباره آنها بیندیشد و تصمیم بگیرد و عمل کند. از زندگی خانوادگی لذت ببرد و به بچه دار شدن و تربیت فرزندان علاقه مند باشد. بتواند نیازها و افکار و عواطف دیگران را بشناسد و پاسخ ها یا واکنش های متناسب از خود نشان بدهد. بیماری های جسمی نتواند شایستگی و فعالیت های او را کاهش دهد. بتواند با بهره گرفتن از امکانات وجودی خود و امکانات محیطش تا حد ممکن با مردم همکاری اقتصادی و اجتماعی داشته باشد.

دانستن این نکته که عوامل خارجی را نمی توان متناسب با احتیاجات خود تغییر داد و پذیرفت و از آنهایی که نمی توان تغییرشان داد، بدون رنجش عبور کرد. گسترش دادن صلاحیت و شایستگی خود برای تغییر اوضاع و کسب مهارت های لازم در روابط اجتماعی.تصدیق و قبول کردن عواطف خود. مشغول شدن شخص به کار سازنده ای که شخصاً آن را ارزشمند می داند. پرورش شوخ طبعی به خصوص درباره خود.شرکت کردن در فعالیت ها و مسئولیت های اجتماعی.

انسان سازگار خود واقعی را منشأ اعمال، افکار و رفتار می داند.انسان سازگار یا سالم مسئولیت همه اعمال، افکار و رفتار خود را می پذیرد و عاقلانه به آن نتایج می اندیشد.خودداری از به کارگیری دائم و طولانی مدت مکانیزم های دفاعی: استفاده همیشگی از مکانیزم های دفاعی شخص را به تدریج از واقعیت دور می کند، در حالی که شخص سازگار مقدار معینی از اضطراب را می پذیرد و طبعاً وقتی وجود اضطراب را بپذیریم بسیار کم احتیاج به استفاده از روش های دفاعی خواهیم داشت. برای شناخت انگیزه های خود تلاش می کند. روش های کاهش تعارض و ناکامی را می داند و به کار می گیرد.

شخص سازگار باید بپذیرد بعضی از ناکامی ها را تحمل کند، زیرا در حقیقت تحمل ناکامی مانند پذیرش اضطراب نشانه سازگاری مطلوب در شخص است و شخص سالم یاد می گیرد که ناکامی را به عنوان یک واقعیت عادی زندگی بپذیرد.  سرگرم شدن به کارهای مفید یکی دیگر از نشانه های فرد سازگار و سالم است.