دانلود پایان نامه درمورد توسعه شهر، حمل ونقل، حمل و نقل، الگوی شهری

شهری تعریف شده (مفهوم مورفولوژیک)
۲- یک واحد عملکردی
۳- یک نهاد قانونی (مفهوم اداری)( eurostate Statistics in focus 82/2008) .
۲-۲-تبیین نظریه های مربوط به ساخت اکولوژیک
فرم شهر از نظرلینچ حاصل رابطه میان عناصر مرئی شهر و شناسایی گفتاری آن عناصر بوسیله استفاده کنندگان محیط شهری است .بنابراین تحقیقات مربوط به ساخت شهر در سالهای اخیر نشان می دهد که در همه شهرها نمی توان از الگوی واحدی تبعیت کرده یا نظریه معینی را بکار برد.
در ذیل به عمدهترین الگوهاواستراتژی های مرتبط با ساخت شهر اشاره میگردد:
۲-۲-۱- فرم شهر با دوایر متحدالمرکز ۶
واضع این نظریه ارنست برگس از مکتب اکولوژی شیکاگو میباشد. الگوی ساخت شهر براین اصل استوار است که توسعه شهر از ناحیه مرکزی به خارج شهر صورت گرفته و این مناطق ،با ناحیه مشاغل مرکزی شروع و به وسیله منطقه در حال تحول احاطه می شود .
شکل(۲-۱) اکولوژی شهری ارنست برگس مأخذ : شکویی، ۱۳۸۷ :۵۱۰
مطابق این نظریه در ابتدای پیدایش شهر، همه فعالیتهای تجاری و صنعتی و همچنین منطقه ی واحدهای مسکونی در داخل دایره اول به وجود میآید. با گذشت زمان و توسعه تدریجی شهر، دایره اولی را دایره دیگری احاطه میکند. در منطقه سوم، واحدهای مسکونی کارگران بیشتر بصورت ساختمانهای دو طبقه شهری ایجاد میشود که در بیشتر موارد طبقه اول ساختمان برای سکونت افراد خانواده و طبقه دوم برای اجاره اختصاص مییابد. پیرامون منطقه سوم، منطقه چهارمی تشکیل میشود که واحدهای مسکونی طبقه پردرآمد شهری در آن قرار گرفته است و در نهایت در بیرون از این منطقه، محل سکونت افرادی است که برای انجام دادن کارهای روزانه و اشتغال به مرکز شهر عزیمت میکنند. مخالفان نظریه فوق چنین اظهار نظر میکنند:
۱- شهرها با چنان نظمی که برگس بیان می کند توسعه نمییابند. ۲- در بیشتر موارد توسعه و گسترش مناطق صنعتی، بازرگانی و مسکونی مثلثی شکل است. ۳- صنایع در مجاورت ایستگاههای راهآهن و راههای آبی تأسیس میشود. ۴- منطقه ی واحدهای مسکونی طبقه پایین و فقیر جامعه شهری در مجاورت منطقه ی صنعتی و حمل و نقل بوجود میآید. ۵- در بیشتر موارد مؤسسات، شرکتها و مراکز فعالیتهای تجاری در بخشهای حساس خیابان هایی تمرکز مییابند که از بخش مرکزی شهرها منشعب می شوند (شکوئی،۱۳۸۷: ۵۱۲-۵۰۹ ).
۲-۲-۲-فرم قطاعی ۷
همرهویت با توجه به عامل حد متوسط اجارهخانه در مناطق مسکونی نظریه خود را مطرح نموده است. نظریه ی وی متأثر از نظریه ی ارنست برگس میباشد؛ با این تفاوت که در نظریه ی همرهویت گسترش شهر به جای قالبهای دایرهای و جانبی به صورت قطاع دایره و در شکل شعاعی خود ، که از مرکز شهر آغاز شده و در طول راههای اصلی پیش میرود صورت می گیرد. در نظریه همر هویت در هیچ یک از بخشهای متفاوت اجارهخا نه ثابت و دائمی نمیماند. به عبارت دیگر به موازات توسعه شهر، در منطقه واحدهای مسکونی طبقه اول جا به جایی دیده می شود ، ولی توسعه ی آن در بیشتر موارد در مسیرهای همان قطعه ی شعاعی است. از نظر وی اصل و منشأ منطقه ی مسکونی طبقه اول از مجاورت مرکز اداری و خرده فروشی شهر آغاز میگردد؛ جائیکه در آن، فعالیتهای اقتصادی طبقه ی پردرآمد شهری عرضه میشود .در ساخت قطاعی شهر، راههای شعاعی از مرکز شهر به اطراف کشیده میشود و عامل دسترسی به این راهها و یادآوری آنها، قیمت زمینهای شهری را در مناطق مختلف شهر تعیین میکند (شکویی،۱۳۸۷: ۵۱۴و۵۱۳ ).
بنابراین مهمترین اصول شکل گیری اینگونه الگوی شهری را می توان چنین تشریح نمود که منطقه واحدهای مسکونی گران قیمت ازکانون اصلی خود درطول خطوط شبکه رفت وآمد شروع به توسعه می کند؛ وچنین واحدهایی، به طرف زمینهای دور ازخطر سیلاب وعوامل آلوده کننده محیط زیست ، قرارگرفته است.
واحدهای مسکونی با اجاره بهای بیشتر، به سوی فضاهای باز ودور ازمحدودیتهای نامساعد طبیعی قراردارد وجابجایی ساختمانهای اداری وتجاری، توسعه واحدهای مسکونی گران قیمت را درجهت عمومی عملی می سازند.
آپارتمانهای لوکس اجاره ای ، درمجاورت بخشهای تجاری ومنطقه مسکونی قدیمی شهر، به وجود می آیند، واین درحالی است که واحدهای خودیار گران قیمت شهر، به طور اتفاقی وبی هدف ونامنظم جابجا نمی شوند. بلکه چنین مناطقی یک یا چند قطعه زمین معین را جهت توسعه انتخاب می کنند. مناطق صنعتی شهر نیز، درطول خطوط راه آهن وراهها ودردسترس منابع آب به وجود می آیند وبصورت زنجیره ای توسعه پیدا می کنند.ازطرف دیگر، تمایل به توسعه مثلثی شکل درمناطق داخلی شهرها ، بیش ازحالت دایره ای می باشد.
شکل(۲-۲)ساخت قطاعی شهر مأخذ :شکویی، ۱۳۸۷ : ۵۱۴
۲-۲-۳- فرم ستاره ای (شعاعی )
چنین شهری دارای یک مرکز شهری عمده، با تراکم زیاد و کاربریهای مختلف است که ۴ تا ۸ راه ارتباطی اصلی به آن منتهی میشود.این الگو با رشد سریع مراکز شهری فشرده در گذشته در امتداد خطوط ارتباطی عمومی جدید التاسیس به صورت خود بخودی پدیدار گشته است (کوین لینچ، ۱۳۸۴: ۴۹۶).
الگوی شهری حاضر به موازات افزایش جمعیت ، سازمانها وتاسیسات بخش مرکزی شهرها، مراحل مختلف اکولوژی شهری( جدایی گزینی، هجوم وجایگزینی ، توالی وتسلسل و…) ظاهر می شود؛ ودراثرایجاد موج توسعه، شهر به نواحی اطراف وبیرونی خود توسعه می یابد. حرکت جمعیت ،تاسیسات، صنایع وسازمانهای شهری به اطراف شهرها ، به یک شکل عمل نمی نمایند، وازجهات مختلف شهر به سوی ناحیه مرکزی ، به یک مقیاس صورت نمی گیرند. درمقابل توسعه شهر، وجود موانع طبیعی مانند شیبهای تند، تپه ها وکوهها، عاملی بازدارنده است؛ ولذا شهر یا بدان جهات توسعه پیدا نمی کند ویا درصورت توسعه، مشکلات و هزینه هایی را به دنبال دارد.
مسیرهای حمل ونقل، شاهراه ها ، خیابانها وخطوط راه آهن ، همه تحت تاثیروجود عوامل نامنظم ونامساعد طبیعی شهرها واطراف آنها واقع می شوند. چنین شبکه های ارتباطی سعی دارند که درشکل شعاعی بوجود آیند. ولی عملاً تعداد معدودی ازآنها به حداکثر ظرفیت وکارآیی خود دست می یابند. لذا، امکانات دستیابی به مسیرهای حمل ونقل، میزان تراکم را درسطوح شهری افزایش می دهد وزمینهای شهری با امکانات وسیع حمل ونقل نسبت به سایر زمینها ، دارای ارزش بیشتری می شوند.
درجریان دگرگونیهایی که درنتیجه عملکرد امکانات حمل ونقل وشبکه راهها درسطوح شهری مشاهده می گردد، شکل دایره ای مناطق متحد المرکز تعدیل یافته وبه شکل شعاعی (ستاره ای) تبدیل می شود وبه توسعه شهر،ساخت ستاره ای می بخشد (شکوئی ،۱۳۸۷ :۵۱۸-۵۱۹).
شکل(۲-۳) الگوی شهر ستاره ای مأخذ : رهنما و همکار ، ۱۳۸۷ : ۲۲
۲-۲-۴- فرم چند هسته ای ۸
چنسی هریس و ادوارد اولمن۹ دو محقق برجسته آمریکایی با استفاده از نظریههای مناطق دایرهای شکل ارنست برگس و ساختار قطاعی همر هویت به تنظیم و ارائه نظریه تازهای توفیق یافتند که با عنوان ساخت چند هستهای معروف است. این دو عقیده دارند استفاده از زمینهای شهر اغلب در اطراف چند هسته مستقل شهری و در کنارههای یک هسته یا یک مرکز معین ظاهر میشوند. در این نظریه ،هسته و مرکز به عواملی اطلاق میگردد که در اطراف آن امکان توسعه شهر وجود دارد، مانند عوامل مسکونی، تجاری، صنعتی، دانشگاهی، خرده فروشی، عمده فروشی، مذهبی، زیارتگاهی و گذران اوقات فراغت (شکوئی ،۱۳۸۷: ۵۲۰ ).
ریچارد چورلی و پتر هاگت جغرافیدانان انگلیسی تعداد و موقع هسته های اصلی شهر را مربوط به وسعت ، جمعیت و عوامل تاریخی آن می دانند . در شکل گیری هسته های متعدد درون شهری عواملی از قبیل :
فعالیت های ناهمسان و ناهماهنگ در منطقه ای از شهر،فعالیت های ویژه و تخصص در منطقه ای از شهر ، تفاوت فاحش در میزان اجاره،تمرکز و تراکم بخشی از فعالیت های شهری می توانند نقش داشته باشند .
بخش مرکز تجاری شهر؛ ۲- منطقه صنایع سبک؛ ۳- منطقه مسکونی طبقه سوم؛ ۴- منطقه مسکونی طبقه متوسط؛ ۵- منطقه مسکونی طبقه اول؛ ۶- منطقه صنایع سنگین؛ ۷- منطقه تجاری دور از مرکز شهر؛ ۸- حومه مسکونی؛ ۹- حومه صنعتی
شکل(۲-۲-۴)ساخت چندهسته ای شهر مأخذ: شکوئی، ۱۳۸۷ : ۵۲۱
۲-۲-۵- فرم اقماری
نظریه شهرهای اقماری بیارتباط با شهرهای ستارهای شکل نیست. به این ترتیب که همهی شهر مرکزی باید بوسیله اقماری که به اندازه محدود و فواصل معین در اطراف آن قرار میگیرند، محصور شود. مرکز اصلی و شکل کلی شعاعی شهر حفظ شده، لیکن رشد اضافی به جای اینکه سبب توسعه مداوم شهر در طول خطوط شعاعی گردد، به صورت شهرکهایی جدا از شهر اصلی درمیآید.هر شهرک اقماری دارای مرکز و خدمات خاص خود بوده و مقداری نیز فعالیت های تولیدی دارد. رفت و آمد روزانه معمولاً محلی بوده و در داخل شهرک صورت میگیرد (لینچ، ۱۳۸۴ : ۴۹۷و۴۹۶ ).
محدودیت ابعاد منطقه از معایب کلی این طرح است؛ زیرا هنگامی که شهر از ابعاد خاص خود گذشت؛ هم بازدهی و هم کیفیت خود را از دست میدهد.
شکل(۲-۵)الگوی شهر اقماری مأخذ: شیعه، ۱۳۸۱: ۷۱
۲-۲-۶-فرم خطی (کریدوری) ۱۰
تمرکز رشد در راستای کناره های خطی تقویت شده از بخش تجاری مرکزی و حمایت شده توسط زیر ساختار حمل و نقل عمومی را ساختار کریدوری یک شهر می نامند (ویلیامز و دیگران، ۷۹:۱۳۸۳).
کنزو تانگه۱۱ را باید یکی از پیشگامان طراحی شهری بر اساس طراحی ساختار و استخوان بندی اصلی دانست. تانگه ایده اصلی خود را با الهام از موجودات زنده بر تغییر ساختار تک مرکزی شهر، که الگویی مرکزی- شعاعی دارد، به یک “الگوی خطی” استوار می کند. وی برای طرح پیشنهادی خود اهداف ذیل را مطرح می نماید:
۱. جایگزینی یک سیستم شعاعی متمایل به مرکز با یک سیستم توسعه ی خطی.
۲. تبدیل استخوان بندی اصلی شهر ، سیستم حمل و نقل و معماری شهری به یک ارگانیسم واحد.
۳. یافتن یک نظام فضایی جدید متناسب با سازمان فضایی شهر و جابجایی جمعیت (پاپلی وهمکار، ۱۱۲:۱۳۸۲).در سالهای گذشته در بیشتر موارد، توسعه ی حوزه های شهری از شکل ستاره ای آغاز می شد و بعدها به شکل نزدیک به دایره می رسید. در سالهای اخیر، ایجاد بزرگراهها، باعث توسعه ی شکل “خطی یا کریدوری” در مسیر این بزرگراهها و گسترش تراکم فشرده ای در سطوح همین کریدورها شده است. (شکوئی، ۵۳۴:۱۳۷۹)
شکل(۲-۶) الگوی شهر خطی مأخذ: رهنما و همکار ، ۱۳۸۷ : ۲۳
۲-۲-۷- فرم شطرنجی (گسترده )
شبکه مستطیل شکلی از جاده، اراضی شهر را به بلوکهای همسان تقسیم کرده و این وضعیت را میتوان در هر سو ادامه داد. در وضعیت مطلوب ، نه حدود و ثغوری نیاز دارد و نه نقاط مرکزی، هر کاربری می تواند در هر نقطهای از شهر قرار بگیرد زیرا کلیه نقاط، دارای دسترسیهای

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *