دانلود پایان نامه درمورد کیفیت زندگی، زندگی شهری، کیفیت زندگی شهری، اندازه گیری

صورت می گیرد و فقط تعداد کمی ازشهرکها و چشم انداز های فرهنگی به صورت پراکنده ودر محدوده غیر مسکونی قرار دارند (Haller&Others,1999:563 ).
۲-۵-روشهای تعیین میزان فشردگی وپراکندگی شهری
از جمله مطالعات جامعی که در زمینه تعیین میزان پراکندگی وفشردگی صورت گرفته است ، مطالعه گالستر ۱۶ و همکارانش بر روی ۱۳کلان شهر امریکا با هدف اندازه گیری شدت و ضعف پراکندگی بوده است . وی هشت مشخصه مجزارا با هدف گذاری کاربری زمین برای توصیف ابعاد مختلف پراکندگی نواحی شهری شامل :تراکم ۱۷ ، تداوم ۱۸ ، تمرکز۱۹ ، خوشه ای بودن ۲۰ ، مرکزیت ۲۱ ، هسته داری ۲۲ ، اختلاط کاربری ها ۲۳ ، وهمجواری ۲۴ راارائه نمود.بر اساس نتایج به دست آمده، نیویورک و فیلادلفیا کمترین پراکندگی و آتلانتا و میامی بیشترین میزان پراکندگی را داشته اند (.(Galester et al., 2001, 15- 28
پژوهش دیگری که در زمینه بررسی و سنجش پراکندگی وپیامدهای آن بر کیفیت زندگی توسط رید اوینگ و همکاران صورت گرفته است ؛ توسعه مسکونی کم تراکم همراه با نواحی ادا ری و تجاری و مسکونی کاملاً جدا از یکدیگر، و همچنین ضعف مراکز فعالیت و محدودیت انتخاب ها در مسیرهای سفر تعریف شده اند. مجموعه این عوامل از ۲۲ متغیر شکل گرفته که هر یک نشانگر ویژگی های پراکندگی شهری است . از طریق همین متغیرها و عوامل به دست آمده، پراکندگی در ۱۰۱ منطقه شهری در امریکا اندازه گیری شده است . نتایج نشان می دهند که شهرریورساید کالیفرنیا۲۵ با نمره ۱۴.۲۲بیشترین میزان پراکندگی و شهر نیویورک ۲۶کمترین میزان پراکندگی را داشته است. این ویژگی ها در قالب چهار عاملِ قابل سنجش و اندازه گیری، عبارت بوده اند از:
الف) تراکم مسکونی
ب) ترکیب واحدهای همسایگی ، اشتغال و خدمات۲۷ (اختلاط کاربری ها)
ج) توان مراکز فعالیت و مرکز شهر۲۸
د) دسترسی شبکه معابر۲۹ (.(Ewing et al., 2002, 2- 31
تورنز۳۰ ویژگی های پراکندگی را براساس هزینه ها، فواید، چگونگی رشد شهر، جنبه های زیبایی شناختی تمرکززدایی، دسترسی، تراکم، فضای باز، و پویایی دسته بندی کرده است.از دیدگاه وی، رشد جمعیت و نیز کاهش بعد خانوار و افزایش تعداد آن و متعاقب این امر گسترش فیزیکی شهر از عوامل پراکندگی محسوب می شوند. وی مجموعه سنجه هایی را برای تعیین کمیت از قبیل :شیب ،چگالی، رویکردهای مبتنی بر سطح،تکنیک های هندسی، بعد فرکتال۳۱، تکنیک تصویرسنجی ۳۲ ، اندازه گیری از ترکیب چشم اندازفضایی، و قابلیت دسترسی را معرفی و ارائه کرده است .(Torrens and Alberti, 2000, 3- 34)
فرنکل و اشکنازی۳۳ بر ای بررسی و محاسبه میزان پراکندگی بر روی شش منطقه شهری بااستفاده از۱۳ شاخص در قالب پنج عامل تراکم جمعیتی، بی قاعدگی شکل نواحی ساخته شده، گسستگی، جدایی کاربر یها، و ترکیب کاربری ها بر پایه چشم انداز شهری۳۴ پرداختند . شاخص ها از دیدتخصص های متنوعی چون پژوهش های شهری، تحقیقات اکولوژیکی و هندسه فرکتال جمع آوری گردیدند.
شاخص ها به دو گروه شکل و ترکیب دسته بندی شدند. گروه اول عمدتاً شامل عوامل کالبدی فضایی و هر چیزی است که در انسجام شکلی فضای شهری نقش دارند، مانند تراکم خالص و ناخالص جمعیت، و بعد شکستگی؛ و گروه دوم شامل ویژگی های مرتبط با ساختار تفکیک شده کالبد شهر(کاربری زمین) است .(Frankel and Ashkenazi, 2008:1- 58)
از نظر فالتون، هر گاه مصرف زمین با نرخ رشدی بیش از جمعیت صورت گیرد، پراکند گی افزایش می یابد. از دیدگاه فالتون پراکندگی ارتباط نزدیکی با تراکم داشته ومهاجرت به کلان شهرها میل به افزایش زمین های شهری را افزایش می دهد(۳۵.(Fulton, 1996, 1- 5
۲-۶- کیفیت زندگی۳۶ واژه کیفیت (Qol) به مفهوم چگونگی و Quality به معنی چیزی و چه و (Qual) واژۀ کیفیت در لاتین چگونگی زندگی و دربرگیرنده تفاوت های آن است که برای هر فرد، ویژه و یگانه و متفاوت با دیگران است (کردزنگنه، ۱۳۸۵ : ۲۰).
از منظردال گارد، گریس تن سن و کانجی کیفیت همانند تئوری نیست بلکه مفهومی نسبی است که می تواند برای افراد مختلف معانی متفاوت داشته باشد (Dahlyaard ,etal, 1998, 13).دراین رابطه درزیر به برخی از مفاهیم و معانی آن اشاره می گردد.
-کیفیت زندگی ارتباط متقابل میان جامعه، سلامت، اقتصاد و شرایط محیطی است که انسان و توسعه اجتماعی را تحت تاثیر قرار می دهد(Schyns & Boelhouwer, 2004:5).
-کیفیت زندگی رابرخی افراد به عنوان قابلیت زیست پذیری یک ناحیه و برخی به عنوان سنجه ای برای میزان جذابیت و برخی آن را رفاه عمومی، بهزیستی اجتماعی، شادکامی ، رضایتمندی و … تفسیر می نمایند (Epleyand Menon , 2008:1,2).
– مولر ۳۷ ( ۱۹۸۳) کیفیت زندگی را میزان رفاه افراد و گروه ها ی تحت شرایط اجتماعی و اقتصاد عمومی بیان می کند.
– پسیون ۳۸ ( ۲۰۰۳ )کیفیت زندگی را در وضعیت محیطی که انسان در آن زندگی می کند (مثل آلودگی و کیفیت مسکن) و برخی ازصفات درونی او مانند سلامت و میزان تحصیلات می داند.
-کوستانزا ۳۹( ۲۰۰۷ )کیفیت زندگی را به عنوان میزان تامین نیازهای انسانی در ارتباط با ادراک افراد از بهزیستی ذهنی تعریف می نماید.
– داس ۴۰ ( ۲۰۰۸ )کیفیت زندگی را در بهزیستی و یا عدم بهزیستی مردم و محیط زندگی آنان می داند .
فوتوان سیک ( ۲۰۰۰) کیفیت زندگی را معادل احساس رضایت افراد از زندگی می داند (seik, 2000:46).
– کیفیت زندگی را به عنوان برهم کنش میان میزان برآورده شدن نیازهای انسانی و رضایت افراد و گروه ها از تأمین نیازها ی خود در یک ناحیه خاص تعریف کرد(رضوانی و همکاران ،۱۳۸۸ :۶۳).
از برآیند تعاریف بالا می توان کیفیت زندگی را محصول فعل و انفعال در میان محیط های اجتماعی، بهداشتی، اقتصادی و شرایط محیطی موثر بر توسعه انسانی و اجتماعی دانستOntariO Social Development Council, 1997:7-13 )).
۲-۷-کیفیت زندگی شهری
کیفیت زندگی شهری را می توان مقوله ای میان رشته ای ۴۱پیچیده، چند بعدی و مرتبط با جنبه های ذهنی (کیفی) و عینی (کمی)دانست که در رابطه با شرایط و وضعیت جامعه در یک مقیاس جغرافیایی خاص (شهر، منطقه، محله و بخش،…) دربرگیرنده ابعاد روانی است و شاخص هایی همچون رضایت، شادمانی و امنیت را در بر می گیرد. لذا از این منظر آن را رضایت اجتماعی ۴۲ نیز می نامند و بر اساس آن به شاخص های دسترسی به فرصت های اجتماعی مانند اشتغال، ثروت و اوقات فراغت توجه می شود (سیف الدینی ، ۱۳۸۱ : ۳۷۵).
با توجه به مفهوم فراگیر و پویای آن بر سلامت فیزیکی، رشد شخصی، حالات روان شناختی، سطح استقلال وروابط اجتماعی ، از نهادهای برجسته ی محیط تاثیر نپذیرفته و بر ادراک فرد مبتنی است در واقع گستره ی کیفیت زندگی، در برگیرنده ابعاد عینی و ذهنی که در تعادل با یکدیگر قرار دارندرا شامل می شود . از سوی دیگر باید توجه داشت که ارزش ها و خود ارزشیابی ها ممکن است در طی زمان در واکنش به رویدادها، تجارب زندگی و سلامتی دگرگون شوند، هم چنین هر حوزه از کیفیت زندگی می تواند آثار قابل ملاحظه ای بر دیگر حوزه ها بگذارد Newa chek P &Taylor W.1992 :364-371)).
جوهره اصلی کیفیت زندگی شهری، تامین و ارضای نیازهای مادی و معنوی انسان به طور توامان است. در واقع برنامه ریزی برای مسکن،اشتغال و حمل ونقل بدون تامین نیازهای روانی، عاطفی واجتماعی شهروندان
مانند: نیاز به امنیت، زیبایی،آرامش خاطر، تعلق اجتماعی، شادی، تفریح و . ناقص خواهد بود(کوکبی، ۱۳۸۹ : ۷۷).
بنابراین زیر چتر کیفیت زندگی شهری رویکردی متفاوت می توان مشاهده نمود زیرادر درون آن خصوصیات مشترک و تغییرات قابل توجه و گسترده ای وجود دارد.
۲-۸- شاخص های کیفیت زندگی شهری تولید ناخالص داخلی۴۳( :(GDPاولین شاخص کیفیت زندگی در پیشرفت اجتماعی است که در سال ۱۹۴۰ معرفی شد، معمولی ترین شاخص مورد استفاده برای مقایسه ثروت کشورها و منحصراً معیاری برای بهزیستی و توسعه براساس ثروت مادی است.
ازدیدگاه منتقدان ازاینکه میان هزینه، منفعت مطلوب ،نامطلوب و فعالیتهای مولد آسیب رسان تمایزی قائل نمی شود، نمی تواند معرف کیفیت زندگی باشد. از سوی دیگر مطالعات علمی نشان داد ه اندکه رابطه میان پیشرفت اقتصادی و کیفیت زندگی رابطه خطی نیست، این دو همسو و هم جهت حرکت می کنند. این همسویی آن است که حداقل شرایط مطلوب مادی برای زیست انسان فراهم شده باشد، ولی از آن به بعد دیگر نمی توان انتظار داشت که تامین نیازهای اقتصادی به بهبود کیفیت زندگی کمک کند، زیرا انسان موجودی چندوجهی و پیچیده است و منطق اقتصادی نمی تواند بسیاری از رفتارهای او را تبیین کند.
– شاخص پیشرفت اصلی۴۴ (GPI):این شاخص نخستین بار توسط سازمان تعریف مجدد پیشرفت مطرح شد و دارای ۱۸ مولفه است که پیشرفت اجتماعی را در قالب ارزش پولی می سنجد. مهمترین مولفه های این شاخص عبارتند از:زیرساخت های عمومی، آلودگی، توزیع درآمد، بیکاری، مرگ ومیر در تصادفات و …
-شاخص سلامت اجتماعی۴۵ (SHI) : توسط دکتر مارک میرینگاف و همکارانش در موسسه “نوآوری در سیاست اجتماعی ” وابسته به دانشگاه فوردهام تهیه شد. این شاخص از ۱۶ مولفه تشکیل شده، که همه مراحل زندگی، همچنین فرد و جامعه را پوشش می دهد. مهمترین مولفه های این شاخص عبارتند از:مر گ و میر نوزادان، خودکشی نوجوانان، پوشش بیمه درمانی،مسکن، استفاده از مواد مخدر، متوسط درآمد هفتگی و …
-شاخص توسعه انسانی۴۶ (HDI ):این شاخص که در سال ۱۹۹۰توسط برنامه سازمان ملل ۴۷(UNDP ) ارائه شد، هر ساله از طریق یک شاخص مرکب ،دستاورد کشورها را در توسعه انسانی می سنجد و بر اساس آن کشورها رادرجه بندی می کند.
-شاخص فقر انسانی۴۸(HPI) سه بعد، امید به زندگی، دانش و استاندارد زندگی مناسب را اندازه می گیرد. در این راستا شاخص های دیگری درزمینه ی کیفیت زندگی مانند، شاخص کیفیت طبیعی زندگی۴۹ ( PQOL )( 1996 )و شاخص کیفیت زندگی که آزادی های مدنی و قوانین سیاسی را دربرمی گیرد مطرح شدند.
از آنجایی که سنجه های کیفیت زندگی در واحدهای همسایگی،سطوح شهری و کشوری قابل استناد است. بنابراین برای تدوین معیارها و شاخص کیفیت زندگی شهری با هدف مدل سازی و تعیین اولویت ها و نیازمندی های واقعی شهروندان در مقیاس های گوناگون توسط دو شاخص عینی و ذهنی انجام پذیر می باشد( Schyns & Boelhouwer, 2004: 10).
شاخص های ذهنی با جمع آوری ادراکات ذهنی و میزان رضایت شهروندان از زندگی شهری از طریق پرسشنامه و بصورت پیمایشی ارزیابی گردیده و شاخص های عینی با استفاده از داده های ثانویه و وزن دهی به هر یک از شاخص ها در محیط شهری قابلیت اندازه گیری می یابد.
از سوی دیگر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *