راهبردهای پیش گیرانه برای بهبود رضایت زناشویی

  • – راهبردهای پیش گیرانه برای بهبود رضایت زناشویی

نظریه چرخه زندگی خانواده[1] چارچوبی برای فهم بهتر فشارهای روانی مشترک زندگی زناشویی مهیا کرده است و راهبردهایی را برای بهبود رضایت زناشویی مهیا کرده است. طبق این نظریه نقش بالین گران در این باره بایستی به دو صورت ایفا شود: (کیسر[2]،1998).

الف: شناسایی زوجین درگیر در بحران.

ب: تدوین راهبردهای پیش گیری برای کمک به زوجین برای دستیابی به حالت قبل از بحران، یا سطوح بالای عملکرد.

اساساً راهبردهای مداخله ی پیش گیرانه زناشویی را می توان بر طبق سه رویکرد طبقه بندی کرد، و اساس افتراق آنها را نحوه ی انتخاب گروههای هدف و نیز اثرات مورد انتظار مداخله قرار داد. این سه مقوله که شامل مداخلات همگانی، انتخابی و نشان یافته است به ترتیب با سطوح پیش گیری اولیه، ثانویه و ثالث منطبق هستند. ویژگی های هر یک از مقولات به شرح زیر است: (کیسر،1998).

الف- مداخله ی پیش گیرانه ی همگانی: هدف این نوع راهبردها به حای تأکید بر گروههای پرخطر، برجمعیت گسترده متمرکز است. برنامه های تقویت رابطه ی پیش از ازدواج که به منظور تقویت مهارتهای ارتباط و حل مسئله زوج دارای قصد ازدواج تدوین شده اند، نمونه ای از این نوع برنامه هاست.

ب- مداخله ی پیش گیرانه انتخابی: هدف این نوع برنامه ها، کار بروی خرده گروههای جمعیت عمومی است که از میزان بالای خطر برای رشد مشکلات زناشویی برخوردارند، اما در حال حاضر علائمی ندارند، مانند افرادی که یک نفر از والدین یا هردوی آنها از خانواده های مطلقه هستند و در نتیجه میزان بالای خطر برای رشد مشکلات زناشویی در خصوص آنان اجتناب ناپذیر است(کیسر،1998).

ج- مداخله ی پیش گیرانه نشان یافته: این نوع برنامه های مداخله، گروههای با میزان خطر بالا را هدف قرار می دهد. زیرا این گرووها در گذشته دارای برخی از نشانه ها و علائم آشکار رشد یک مشکل بوده اند، بدون این که ضرورتاً همه نشانه ها و علائم اختلال حاضر موجود باشند، این برنامه ها در متون پیش گیری عمومی غالباً شبیه درمان های به کار رفته در موارد شناخته شده ی اختلال هستند، اما تأکید آن برای پیش گیری تمام عیار رشد اختلال نیست. مشابه آن چه درباره ی ناسازگاری زناشویی مطرح است. مداخله ی پیش گیرانه نشان یافته بایستی بر گزینش زوج هایی مبتنی باشد که خودشان را دارای برخی علائم پریشانی رابطه بدانند، اما خود را در گروه زوج های پریشان نیازمند به درمان قرار ندهند.اساساً موفقیت برنامه های پیش گیری از آسیب های زندگی زناشویی و برنامه های آماده سازی ازدواج براین اصل مبتنی است که برنامه سازان از اصول علم پیش گیری بهره مند شوند. اصول علم پیش گیری بایستی ما را به سوی ایجاد مدلی از اختلال زناشویی رهنمون سازد که حداقل این مولفه های اساسی را شامل شود:

الف) بتواند عوامل خطرساز اختلال را بشناسد.

ب) عوامل حمایتی اختلال را شناسی کند.

ج) سازو کارهایی تغییر را در حوزه ی بافت یک مدل رشدی مشخص کند.

در نتیجه با بهره گیری از چنین مدلی می توان یک برنامه ی پیش گیری به منظور تقویت عوامل حمایتی و کاهش عوامل خطرساز طراحی کرد(کیسر،1998).

با توجه به مطالب فوق می توان گفت عوامل بسیاری در رضایت زناشویی افراد دخلیند. که در این  در این قسمت به بررسی سن ازدواج  و تفاوت سنی  و سپس خودکارآمدی جنسی پرداخته می شود

[1] .Family life cycle theory

[2].kaiser