فرضیه ها و اصول مربوط به امید و وجود آدم

دانلود پایان نامه

فرضیه ها و اصول مربوط به امید و وجود آدم

امید درمانی یه الگوی شناختی از انگیزه انسانه. همه افراد ظرفیت افکار امیدوارانه دارن. سطح تفکر امیدوارانه می­تونه زیاد شه. تقریباً همه موقعیت­ها طبق امید قابل تفسیر هستن. تجارب افراد و انتظارات اجتماعی بررشد امید اثر می­گذارن. تعاملهای حمایتی دکتر و مراجع باعث بهتر شدن امید می­شه. افزایش امید در جلسات بر موقعیت­هایی که بیرون از بافت درمانی وجود دارن هم گسترش داده می­شه. خیلی از افراد با افکار خودکار منفی مواجه می­شن که این افکار مانع ادامه راه بسوی هدف می­شه . خیلی از این فرضیه ها به وسیله تحقیقات ساپورت شده­ان. این فرضیه ها اصول امید درمانی رو تقویت می­کندکه اول اینکهً امید درمانی یه مراحل تعلیمیه و هدف اصلی اون آموزش مراجعانه تا بتونن از عهده مشکلاتشون برآمده و هدفهایشان رو تعقیب کنن. دوم اینکهً امید درمانی با تغییر در سطح شناخت و تمرکز برعوامل خود ارجاعی مراجع و اندیشه گذرگاه و عامل مبتنی برهدف شروع می­شه . سوم اینکهً امید درمانی با کامل سازی عوامل درمانگرایانه و تکنیکای روایتی، رفتاری- شناختی و متمرکز بر راه حل  راهی به طرف یه سیستم درمانی جدید باز شده(اشنایدر و همکاران، 2002).

دور و بر اصول و بنیادهای امید واینکه این سازه در بین دوره کودکی و نوجوونی به چه نحوی رشد می­یابد، شناخت کمی هست هر چند اشنایدر بعضی از این موضوعات رو بصورت نظری مورد بحث قرار داده ولی پژوهشایی که متغیرهای رشدی رو بصورت تجربی مورد بررسی قرار داده باشه، وجود نداره. بهرحال مطالعه وال (2006) دلایلی جفت و جور کرده که امید یه توان روان شناختیه و می­تونه جلو ضربات وقایع منفی که در زندگی همه کودکان و نوجوانان ً به اتفاق می­پیوندد رو بگیره. مراقبان، معلمان و مربیان و دوستان نقش و سهم مهمی در رشد تفکر امیدوارانه واسه فرد دارن (وال، 2006).

خانواده

با اینحال پژوهشهای گذشته برروی جنبه­های قابل انعطاف امید به عنوان یه عامل قوی تغییر متمرکز شده. کودکان با امید بالا یاد می­گیرند که گذرگاهها رسیدن به اهدافشون رو به شکل منظم در بیارن. مراقبان، پدر و مادران، مشاوران، معلمان و دوستان می­تونن به کودکان کمک کنن تا گذرگاههائی واسه اهداف ابتدایی وانگیزه لازم واسه رسیدن اونا رو پیدا کنن. طبیعیه که فرض کنیم سطح امید کودک بطور نزدیکی با ویژگی­های فردی دیگه مثل عزت نفس، بالا یا پائین شه. تفکر امیدوارنه در بچه­ها تا حدی به مراحل ایمن سازی و تاب بیاری  شبیهه. تحقیقات درباره تاب­بیاری نشون داد که تفکر امیدوارانه به عنوان یه عملکرد قوی موافق شدن افراد هنگام مواجه شدن با رقابت­ها در مراحل رشد کمک می­کنه. به این معنا که هدف موفقیت­آمیز ابتدایی که در اون افراد بر مشکلات مسلط می­شن و نتیجه های موردانتظار رو بدست می­بیارن، به اونا اجازه می­بده بعدا اگه با مشکلات واسه رسیدن به هدف بر بخورن از اسنادهای مثبت به کار گیری کنن(وال، 2006).

بدیش اینه واقعیت اینه که بچه­های بسیاری وجود دارن که ممکنه به دو دلیل توانایی فکر کردن از روی امیدواری درباره آینده رو از دست بدن: اول اینکه اونا بچه­هایی هستن که از زمان تولد هیچوقت محبت، مراقبت و توجهی که به اونا اجازه­ی ایجاد تفکر امیدوارانه رو بده دریافت نکرده­ان. دوم اینکه بچه­هایی هم هستن که در شروع یاد می­گیرند که امیدوارانه فکر کنن، اما امیدشون بوسیله وقایع پراسترس زندگی در طول زمان رشد تخریب می­شه. پس، غفلت واهمالکاری نسبت به مراقبت موثر در سنین ابتدایی از کودک و بهره کشی به شکل داغون کننده تری امید بچه­ها رو به خطر می­اندازد و مورد حمله قرار می­بده. هم اینکه عوامل دیگری مثل از دست دادن والدین (مردن، جدایی یا طلاق) و محیط ناپایدار، حس امید رو در بچه­ها نابود می­کنه مثلا، هینتون- نلسون- روبرت و اشنایدر (1996) نشون دادن که سطوح پائین­تر امید در بچه­هایی دیده می­شه که تماشاگر خشونت بین فردی برعلیه خونواده و دوستان بوده­ان( به نقل از وال، 2006).

مقاومت و ساپورت در طول رشد به بچه­ها اجازه یادگیری مطمئن از قوانین اجتماعی رو می­بده تا رفتار هدفگرای مناسب خود رو کنترل ­کنه. والدین، مراقبان، معلمان ودیگر افراد موثر بر رشد کودکان باید به خاطر داشته باشن که ایده­ی تفکر هدفگرا و تشویق فرزندان، به خاطر رسیدن به هدفها و آرزوهای اونا می­باشه و به زور مجبور کردن اونا واسه دنبال کردن رویاها و آرزوهای بقیه، ممکنه مانع تفکر امیدوارانه فرزندان شه، به ویژه  اگه هدفهای  شخصی شون قربونی یا مورد غفلت قرار گرفته شه(وال، 2006).