مساله زمان و تاثیر آن بر سرطان

دانلود پایان نامه

2چشم انداز زمان

زمان همواره از پیچیده ترین و بحث برانگیزترین مسائل فلسفی بوده است. بی تردید، بشر زمان گذرا را رام نشدنی ترین و آزاردهنده ترین وجه زندگی این جهانی می داند؛ زیرا در طول قرون اعصار متمادی تا حدودی توانسته است،  بر دشواری ها و ناملایمات زندگی غلبه کند، و با تسخیر طبیعت رفاهی نسبی برای زندگی دنیوی خویش رقم بزند، اما در جلوگیری از حرکت شتابان زمان به سوی آینده سر تسلیم فرود آورده است. زیرا زمان می گذرد بشر هم خواسته و یا ناخواسته با آن همراه می شود؛ آدمیان هم چون نوباوگانی هستند که تازه راه رفتن آموخته اند، درپی زمان می روند و اسیر و دربند آن می شوند، و هیچ راه گریزی نیز ندارند. تاریخ تفکر نشان می دهد که شناخت (زمان) و تعریف آن سابقه ای دیرینه دارد؛ کانت[1] اولین کسی بودکه به طور خلاصه جنبه های فکر (نگرش) زمان را تدوین کرد. او زمان را به عنوان ویژگی اولیه مغز انسان تصورکرد که انسان را قادر به مشاهده آن می کرد. مثبت نگری بار دیگر زمان را به عنوان امری مستقل از تجربه های فردی و اجتماعی تبیین می کند (ریسی بیتی[2]، 1988).

(کانت، 1965؛ به نقل ازمارسیا دی آسیو) اعتقاد داشت، تصور این که زمان توانایی درونی است بیان می‎کند، این روشی که مردم و سپس فیلسوفان و روان شناسان دنیا زمان را با آن تجربه می کنند، بیان خودش را در مورد زمان شرح داد. به هرحال کانت ارتباط بین رفتار آدمی و مفهوم زمان را مطالعه کرد. تفکراو از زمان به فرایند اجتماعی شدن خیلی وابسته بود. قوانین جامع که در همسان کردن و جامع کردن زمان حضور دارند، درونی شده است. کانت زمان رایک پدیده دو بعدی درنظرگرفت: از یک سو انسان خود را با آن هماهنگ می کند و از سوی دیگر آن را ایجاد می کند (هدگر[3]، 1972؛هاسرل[4]، 1964).

انقلاب کوپرنیکی نیوتونی[5] زمان را به عنوان یک امر خطیر توجیه کرد. به عبارت دیگر زمان را به یک پدیدۀ واقعی، قابل مشاهده و قابل اندازه گیری تبدیل کرد که وابستگی زیادی به شخص ندارد. اگرچه تئوری انیشتین ماهیت غیرعینی و درعین حال شگفت انگیز و فیزیکی زمان را تفسیرکرد، اهمیت روان شناختی این پدیده وابسته به یک مباحثه برای فیلسوفان، روان شناسان و دانشمندان فیزیک تبدیل شد (سادن درف و کاربالیز[6]، 1997).

 

2-2-2-1مفهوم چشم انداز زمان[7]

زمان حقیقتی است که با وجود انسان پیوند یافته است و انسان همیشه خود را در چنبره آن می یابد، گویا انسان اسیر زمان است، و راهی برای بیرون رفتن از این اسارت ندارد. یکی از کلیدهای موفقیت در زندگی، داشتن دانش و مهارت لازم در زمینه استفاده بهینه از زمان است. مدیریت زمان عبارت است از آگاهی به علم و فن و هنر استفاده بهینه از زمان و انجام کارها و امور به طور اثربخش و به موقع(به پژوه، 1390، 6).

هر فعالیت بشر، جنبه های زمانی را در برمی گیرد. در واقع برتری انسان نسبت به سایر موجودات زنده این است که ما توانایی سفر در زمان را داریم (سادن درف، 1994). ضرب المثل ایتالیایی: مردم زمان را می سنجند و زمان، مردم را می سنجد. زمان فقط یک پدیده فیزیکی نیست ولی فضا برای بحث روانی باز است (جیمز1890؛به نقل ازبلاک، 1990). مشاهده گذر زمان ممکن است یکی از عملکردهای پیشرفت انسان باشد، که این امری حیاتی در ارزیابی عملکردهای شناخت انسان بود (سادن درف و کاربالیز، 1997).

کوربالیس[8](1997) اظهار داشت که نظارت بر زمان، عملکرد شناختی را در پی دارد. از آن جایی که زمان

به طور مستقل درشخص وجود ندارد و در واقع یک ساختار روانی است، پس این یکی از آن دسته مفاهیم است که توسط فرد دائما شناخته و تصفیه می شود (بلک[9]، 1990). ویلیام جیمز زمان را به عنوان یک امر اساسی در روانشناسی در نظر گرفته و یک فصل کامل را به ادراک زمان اختصاص داده است. کورت لوین درایده روانشناسی، رفتار گرایی را به یک کانون محدود بر پایه نتیجه رفتاری تجربه های زمانی تبدیل شده می داند این نمای محدود توسط لوین[10] (1942) که نظریه هایش سازگاری بیش تری با آن فیلسوفان ذاتی داشت رد شد. مدل فضایی زندگی کورت لوین شامل تاثیر هر دو زمان گذشته و آینده بر روی رفتارهای رایج وی درآن زمان بود. لوین(1951) چشم انداز زمانی را به عنوان نماهایی که یک کلیت از نماهای فردی که در یک زمان معین داده شده و در گذشته و آینده رخ داده است، تعریف کرد. این مجموعه دیدگاه ها همه قالب های زمانی که درون زمان ارائه شده اند، وابسته به تصورات بوداهایی که ساکن شرق خاورمیانه هستند که در مورد زمان که بیش تر مدور (دایروی) است، می باشد. مفهوم دایروی بودن زمان، همان مبحث تناسخ است که بیش تر در تفکر شرق ریشه دارد. در این دیدگاه انسان چند مرتبه از صور مختلف پا به عرصه وجود گذاشته، و با صور و حالات مختلف زمان، حیات برای او تکرارمی شود تا این که نهایتا با تحمل رنج ها و مراودت های دنیوی رستگار شده و به حقیقت بپیوندد و البته این دیدگاه سرانجامی برای بشر قائل است و فلسفه درآخر به انجام می رسد. (سی اماستم[11]، 1975؛به نقل ازفیلیپ وهمکارن، 1999) و دیدگاه سنتی غرب که عبارت است از زمان در یک ارزیابی خطی ثابت می گذرد، هم چنان اصلاح نشده باقی مانده است و می ماند. اخیرا نوتین[12] (1985-1964) از فضای زندگی لوین که در یک بازه زمانی معین بود، پشتیبانی کرد. فضایی که وقایع گذشته و آینده خیلی با رفتار ارائه شده درتماس بود که آن ها در واقع، ارائه شده در مرحله عملکرد شناختی رفتاری بودند. بعدها فرایس[13](1975؛به نقل ازآلسیو، 2000) روشی  را مورد بررسی قرار داد که انسان خود را با زمان مطابقت می دهد. و موقعیت انتزاعی ایجاد می کند او سه سطح از واکنش را نشان داد:

1)زمان روانشناسی[14]

2)گذر زمان یا درک زمان[15]

3)انتظارزمان[16]

 

با نگرش به مرحله سوم (انتظار زمان )فرایس، مفهوم زمان را درغالب وسعت ومحدود کردن درنظر می گیرد که شامل  فاکتورهای شناختی وانگیزشی می باشند که با زندگی واقعی در ارتباط هستند و در نتیجه مفهوم زمان به تجربه زمان[17] تبدیل می شود. وهمچنین لوین بر تاثیر چشم انداز زمان بر موقعیت روان شناسی تاکیدکرد. واین مفهوم توسط فرانک[18](1939، به نقل ازریسی بیتی، 1988)، کسی که آن را به عنوان گذر زمانی که شامل یک رفتار شخصی و گسترش بازنمایی آن در گذشته و آینده تعریف کرده بود تائید شد (ریسی بیتی، 1988).

چشم انداز زمانی طبق نظر زیمباردو بوید، فرایند ناهوشیاری است که به موجب آن تجارب شخصی و اجتماعی در طبقات زمانی گذاشته می شوند و با این که اثرش بر بسیاری از رفتارهای آدمی شناخته نشده اما قدرتمند و فراگیر است در واقع مفهوم چشم انداز توصیف می کند که چطور افراد حوادث آینده را مفهوم

سازی می کنند (اپل[19]، بندورا[20] و زیمباردو[21]، 1999، زیمباردو، 1994؛ به نقل از شورز[22] و اسکات[23]، 2007 ).

گون زالز[24] و زیمباردو (1985) باور داشتند راهی که ما برای جدا و تقسیم کردن و یا احاطه کردن قطعات زمان جستجو می کنیم، یکی از قدیمی ترین و فراگیرترین ویژگی تجربیات انسان می باشند. از آن جایی که علاقه به زمان، بسیار افزایش داشته، پژوهشگران واژگان فنی برآمدند تا رویه های مختلف آن را شرح دهند. این لزوما باعث گیجی و بیگانگی نمی شود اما چند مفاهیم مبهم و سازه ها به مطالعه زمان موجود مربوط می شدند (نوتین[25]، 1985 ).

چشم انداز زمانی یک ساختار روان شناختی است که تاثیر درک از گذشته، حال و آینده را بر تصمیم ها و عملکرد افراد توصیف می کند. ( زیمباردو وبوید، 1999) نگرش زمان، چشم انداز زمان، تشخیص موقعیت زمان، ادراک زمان غالبا با هم مترادف بوده واغلب به جای یکدیگر به کار می روند (هالبرت و لنز، 1988).

بخش هایی دیگر از قبیل حس زمان، تجربه غیر عینی زمان، همه به تفکری اشاره دارند که اشخاص از گذر زمان آگاهی داشته باشند و امکان دارد زمان را بطور خام به دوره ها و قالب هایی تقسیم کنند. هنگامی که نگرش زمانی، واکنش انفعالی به سوی قالب های زمانی به زمان گذشته، حال و آینده است (نوتین، 1985).

نوتین (1985) مفهوم زمان را به عنوان داوری بخشی از خود زمان تعریف می کند. اما مشاهده می کند چشم انداز زمانی به عنوان یک ساختار پیچیده از چند ریز عامل به نام های گستردگی، بنیان گذاری و واقع‎گرایی که می تواند برای هر دو چشم انداز گذشته و آینده مورد استفاده واقع شود قابل تقسیم بندی می‎باشد (همان منبع).

زیمباردو و بوید(1999)چشم انداز زمانی رایک گرایش شناختی و غیر انتزاعی تلقی می کنند که با تاکید بر گذشته، حال وآینده تصمیم گیری افراد راتحت تاثیر قرار می دهد. والاس چشم انداز زمانی را به عنوان ایجاد ترتیب زمانی رخدادهای شخصی در نظر گرفت که به گذشته وآینده تقسیم می شود (مارگارت[26]، 1988).

به طور کل چشم انداز زمانی یک سازه روان شناختی است و چگونگی ادراک یا ارزیابی شخص از گذشته، حال و آینده را مشخص می کند. این سازه ساختار شناختی ناهوشیاری هست که اهداف کوتاه مدت وبلندمدت افراد را تحت تاثیر قرار می دهد و شامل ابعاد زمانی گذشته (مثبت یا منفی)، حال (لذت گرا یاقضاو قدری) و آینده است (زیمباردو و بوید، 1999).

2-2-2-2چهار چوب چشم انداز زمان

زمان تنها یک پدیده ی فیزیکی نیست، بلکه جریانی رو به تفسیر روانی است (جامس[27]. 1880/1950). در واقع سودن دورف و کوربالیز [28](1997) خاطر نشان کردند که نظارت زمان بنیان گذار عملکرد شناختی است. بنابراین، یادگیری مقابله با زمان، هم در سطح ذهنی و هم در سطح عینی بسیار حیاتی است چون زمان به طور مستقل از فرد وجود ندارد و در واقع یک ساختار روانی است، پس موردی است که فرد بطور مداوم با آن آشناست و آن را تصحیح می کند (بلاک[29]. 1990). گنزالس و زیمباردو[30] (1985) براین باورند که مسیری که در آن ما به دنبال جداسازی و تقسیم یا محاصره تکه های زمان هستیم یک ویژگی قدرتمند و فراگیر از تجربه ی انسانی است.

همزمان که علاقمندی به مطالعه ی زمان افزایش یافته است به همان میزان استفاده ی محققان واژه شناسی به منظور توصیف جنبه های مختلف نیز افزایش بیش از اندازه ای داشته است (والس و رابین[31] 1960. هورنرس[32] 1973. هالبرت و لنز[33] 1988. ناتلین[34] 1985 ). اصطلاحات دیگر مانند احساس زمان، تجربه ی ذهنی و تجربه ی زمانی تمامی نقاط این مفهوم است که افراد از گذشت زمان آگاه هستند (ناتلین، 1985). جهت گیری زمان با تعیین اینکه یک فرد به کدام یک از این چارچوبهای زمانی تمایل دارد، ارتباط دارد (دوولدر[35]، 1979). ناتلین (1985) مفهوم زمان را به عنوان قضاوت و قاضی مسیر خود زمان تعریف می کند، اما چشم انداز زمان را به عنوان ساختاری پیچیده برای 4 عامل جزئی و زیرین با نام توسعه، ساختار، واقع‎گرایی که می تواند هم در چشم انداز گذشته و هم چشم انداز آینده به کار رود، می بیند. تمرکز بر اینکه چگونه زیمباردو و همکارانش TP را تعریف و اجرا می کنند انتخاب می کند. اینجاست که TP به صورت “شیوه ای که در آن افراد، فرهنگها، بخش جریان تجربه ی فردی در دسته های زمانی متمایز از گذشته، حال و آینده” می باشد (زیمباردو. 1997 – 2008 ). زیمباردو و همکارانش همچنین به بررسی این قالبهای زمانی گذشته، حال و آینده به طور کامل با توسعه و گسترش مقیاسی برای اندازه گیری چشم انداز زمان، با نام پرسشنامه چشم انداز زمان زیمباردو پرداختند.

در اینجا چارچوبهای زمانی آینده، حال و گذشته به 5 زیر مجموعه تقسیم شده اند.

در ابتدا چارچوب زمانی گذشته منفی وجود دارد. این مورد یک نگرش بدبینانه را در برابر گذشته و احتمالا تجربه ای آسیب زا از وقایع زندگی را بازتاب می دهد. در ثانی، گذشته ی مثبت  است که بیشتر با یک نگرش احساسی و مثبت از گذشته ی فرد مشخص شده است. ثالثا، حال لذت گرا با تمایل به لذت خود بخودی با توجه اندکی به خطر یا نگرانی برای عواقب آینده ارتباط دارد. سپس قالب حال جبری وجود دارد که به عنوان عدم امید به آینده و اعتقاد به اینکه نیروهای غیر قابل کنترل، سرنوشت را تعیین می کنند، تعریف شده است. و بعد پنجم و نهایی، آینده است که با وابستگی به پاداش رخ می دهد که به عنوان نتیجه‎ی دستیابی به اهداف بلند مدت خاص رخ می دهد.

 

2-2-2-3 چشم انداز زمان گذشته

زیمباردو و بوید[36] (1999)، دو رویکرد به زمان گذشته را تشخیص داده اند. چشم انداز زمان گذشته ی منفی بازتابنده ی یک نگرش عموما ناراضی و تنفر از گذشته است که با ثبات احساسی، اعتماد به نفس ارتباط منفی و با افسردگی ارتباط مثبت دارد.

چشم انداز مثبت زمان گذشته، بازتابنده ی یک نگرش احساسی و گرم به گذشته و ارتباط مثبت با اعتماد به نفس دارد. چشم انداز زمان گذشته ی افراد با تمرکز بر نگرش کلی افراد ( مثبت و منفی ) از گذشته فعالیت کرده است (زیمباردو و بوید. 1999) و بر تجربیات خاصی از گذشته نیست. چشم انداز زمان گذشته ی افراد بنابراین بر وزن متصل شده به ملاحظات مثبت و منفی در تفسیر رفتارهای خاص دور – آینده تاثیر ندارد (زیمبارد 1997. هنسان[37]، 2006. کلاپورس[38]، 2008).

 

2-2-2-4چشم انداز زمان حال

افراد زمان گرای حال حاضر بر زمان حال تمرکز می کنند، چون آنها هیچ کنترلی را بر زمان آینده ندارند. چشم انداز زمان حال بنابراین به احتمال زیاد تنزیل ملاحظات ممکن -“چگونگی” نتیجه ی رفتاری – را در هنگام استنباط رفتار آینده ی دور افزایش می دهد (تراپ و لیبرمان[39]، 2003). علاوه بر این، چشم انداز زمان حال لذت گرا بر نگرش ریسک پذیری نسبت به زمان و زندگی (کئوگ[40]، 1999) و جهت گیری به سوی لذت بردن از زمان حال، با نگرانی و توجه کمی برای نتایج و عواقب آینده دلالت دارد (زیمباردو و بوید، 1999 زیمباردو ایتال، 1997). بر همین اساس، از مردم لذت گرای حال حاضر انتظار می رود تا وزن بیشتری را به ملاحظات مطلوب مثبت از یک محصول جدیدشان – منافع و مزایای کاربردی و سمبلیکی محصول – هنگام استنباط رفتار خرید از راه آینده دور، با در نظر گرفتن توجه کمی به عدم قاطعیت محصول ضمیمه نمایند(کاستانو، 2008).

بنابراین، بیشتر مشتریان حال لذت گرا احتمالا اهداف خرید بیشتری را ابراز می نمایند و بنابراین سازگاری و انسجام رفتاری هدفمند کاهش می یابد.

در مقابل، چشم انداز زمان حال جبری نشان دهنده ی یک نگرش ناامیدانه و درمانده به آینده است که با اعتقاد براین که آینده مقدر است برای فعالیت های فردی غیرقابل نفوذ است، توام می باشد (زیمباردو و بوید، 1999). آنها به مقادیر نگرانی نمره ی بالایی دادند. بنابراین، هنگامی که درباره ی نیتشان برای خرید یک محصول در آینده پرسش شده است، از افراد حال جبری انتظار می رود که وزن بیشتری را به ملاحظات منفی دارای محصول جدید – عدم قطعیت محصول و نگرانی مربوطه- باوجود رفتار خرید تفسیری آینده دور، با توجه کمی به عملکرد و مزایای سمبلیکی محصول الحاق نمایند ( کاستانو، 2008). بنابراین مصرف کنندگان حال جبری بیشتر احتمالا قصد خرید کمتری را بروز می دهند و در نتیجه ثبات رفتاری – قصدی کمتری دارند.

 

2-2-2-5چشم انداز زمان آینده

با یک چشم انداز زمان آینده، رفتار فردی با تلاش برای اهداف آینده و پاداشها حکمفرما بوده است (زیمباردو و بوید، 1999). تصمیمات فردی آینده گرا در هر لحظه داده شده است تا حد زیادی تحت تاثیر بازنمایی ذهنی انتزاعی از پیامدهای آینده و نگرانی هایی درباره ی مسئولیت، منافع اطمینان و اعتماد و خسارت هاست (استریتمان[41]، 1994). این چشم انداز مربوط به نتایج مختلف مثبت است، نظیر دستاورد برتر، وضعیت اجتماعی- اقتصادی بالا و رفتارهایی با خطر کمتر (کئوگ ایتال، 1999). وبه طور مثبت با وجدان و در نظر گرفتن رویدادهای آتی ارتباط دارد. علاوه بر این افراد آینده گرا، ثبات را ترجیح می دهند.

زمانی که درباره ی پا سخشان برای خرید یک محصول جدید پرسش می شود، در تلاششان برای دقت، مردم آینده گرا احتمالا هم مطلوبیت (“چرا”) و هم مشاهدات امکان پذیری ( چگونه ) را در هنگام استنباط رفتار خرید آینده را موزون می کنند. در حالیکه ملاحظات و مشاهدات مطلوبیت احتمالا ملاحظات امکان سنجی را در هنگام استنباط رفتار آینده شان زیاد از حد سنگین می کند، چشم انداز زمان آینده به احتمال زیاد ملاحظات تنزیل امکان سنجی را کاهش می دهد.

علاوه براین، افراد آینده گرا احتمالا وزن های مثبت و منفی ملاحظات مطلوب را متعادل قرار می دهند. همانگونه که مردم تمایلی کلی و عمومی به غلو اهدافشان دارند (لیبرمن و تراپ[42]، 1998)، از بیشتر مردم آینده گرا انتظار می رود تا قصد خرید کمتری را از خود نشان دهند اما ثبات رفتاری هدفدار و مقصود بالاتر در افراد زمان گرای آینده کمتر می شود.

 

[1]. Janet

[2]. Ricci Bitti

[3]. Hedegger

[4]. Husserl

[5]. Copernican Newwtonian

[6]. Suddendorf    And   Carbalis

[7]. Time Prespactive

[8]. Korbalize

[9]. Black

[10]. Lewin

[11]. See Omastem

[12]. Nuttin

[13]. Fraisse

[14]. Physicohogical Time

[15]. Time Past Or  Percepation Of Time

[16]. Speculation On  Time

[17]. Time Experience

[18]. Frank

[19]. Apple

[20]. Bandora

[21]. Zimbardo

[22]. Shores

[23]. Skott

[24]. Gownzales

[25]. Nuttin

[26]. Megrath

[27]. James

[28]. Suddendorf & Corballis

[29]. Block

[30]. Gonzales & Zimbardo

[31]. Wallace & Rabin

[32]. Hoornaert

[33]. Hulbert & Lens

[34]. Nutlin

[35]. dolowerd

[36]. Boyd

[37]. Henson

[38]. Klapporth

[39]. Trope  and Liberman

[40]. Keogh

[41]. Strathman

[42]. Liberman & Trope