پایان نامه درباره مفهوم طفل از نظر قرآن

دانلود پایان نامه


گفتار دوم:مفهوم طفل  از نظر قرآن

با بهره گرفتن از آیات قرآن کریم می توان طفولیت را دوره ای دانست که از تولد آغاز می گردد و با بلوغ خاتمه می یابد. خداوند حکیم می فرماید((و نَقرٌ فی الأرحام ما نشاء الی اجل مسمی ثم نخرجکم طفلأ ثم لتبلغوا أشدکم…..))

ترجمه…واز نطفه ها انچه مشیت ما تعلق گیرد در رحمها قرار می دهیم تا بوقت معین شما را که طفل هستید بیرون آریم تا زندگی کنید و به حد بلوغ برسید.

همچنین در ایه شریفه دیگری امده است((هو الذی خلقکم من تراب  ثم من نطفه ثم من علقه ثم یخرجکم طفلا ثم لتبلغوا اشدکم ثم لتکونوا شیوخا و منکم من یتوفی من قبل ولتبلغوا اجلا مسمی ولعلکم تعقلون)) سوره غافر آیه ۶۷

ترجمه:((او کسی است که شما را از خاکی افرید،سپس از علقه ای،سپس شما را بصورت طفلی از شکم مادر بیرون اورد، بعد به مرحله کمال قوت می رسید،وبعد از آن پیر می شوید؛و گروهی از شما پیش از رسیدن به این مرحله می میرند،و در نهایت به عجل حتمی خود می رسید؛شاید بیندیشید.

همچنین در آیه شریفه دیگری راجع به بلوغ که یکی از علائم آن احتلام است و شروع مرحله جدیدی پس از بلوغ است چنین می فرماید:((و اذا بلغ الاطفال منکم الحلم فلیستا ذنوا کما استاذن الذین من قبلهم….))(سوره نور آیه۵۹)

ترجمه((و انگاه که اطفال شما به حد بلوغ و احتلام رسیدند باید مانند سایر افراد بالغ پیش از خود با کسب اجازه وارد شوند.

گفتار سوم:تعریف طفل درفقه

باتوجه به اینکه قانونگذار این سن بلوغ را(یعنی ۹و۱۵ سالگی)با معیارهای اسلامی وفقهی تعیین کرده است بد نیست برای اینکه بتوانیم تعریف دقیقی از کودک داشته باشیم،تفحصی در فقه بنماییم. صغیر در لغت به معنای خردسال است،مرحوم امام خمینی در تحریر الوسیله در تعریف صغیر می فرمایند:(صغیر کسی است که به حد بلوغ شرعی نرسیده باشد.(خمینی،۱۴۲۵: ص۲۱) بنابر این صغیر جمیع مراتب قبل از بلوغ را شامل می گردد.البته تعریف دیگری نیز از صغیر شده است:(صغیر کسی است که به حد بلوغ شرعی نرسید باشد یا به سن بلوغ شرعی رسیده باشد ولی رشید نباشد)این تعریف دامنه شمول واژه صغیر را توسعه می دهد و خلاف نظر مشهور بین فقها است.مطابق تعریف اول با رسیدن به حد بلوغ، دوره صغیر خاتمه می یابد خواه رشد حاصل شده یا خیر؟واز طرف دیگر نظر مشهور بین فقها این است که مادام که بلوغ حاصل نشده است صغر باقی است حتی اگر رشد و کمال عقل حاصل گردیده باشد.

فقهای شیعه در حقیقت بلوغ دارای دو دیدگاه هستند:(محمدی همدانی،۱۳۸۷:ص۲۶۶)

اول این که بلوغ را یک امر طبیعی و عرفی میدانند و عقیده دارند چون بلوغ از موضوعات عرفی است نه شرعی از سوی شریعت نمی شود ،تعیین کرد.

این نظر از عبارات مرحوم صاحب جواهر کاملا روشن می شود،ایشان می فرمایند((در این صورت بلوغ کمال طبیعی انسان محسوب می شود.چیزی که مایه بقای نسل و قدرت گرفتن عقل است و بلوغ حالت انتقال کودک از طفولیت به کمال یعنی رسیدن به مرتبه زنان و مردان است.از همین نکته در می یابیم که اگر احتلام در وقت خودش رخ دهد،بلوغ حاصل می شود و متوقف به بیان شارع نیست؛زیرا بلوغ از امور طبیعی است.اموری که برای شناخت آن باید سراغ فرهنگ و عرف مردم رفت.بلوغ از موضوعات شرع نیست تا مثل واژه های رایج درباره عبادات،از سوی شریعت تعریف گردد.))این دیدگاه محمد حسن نجفی((نویسنده جواهر الکلام))بلوغ را عرف تعریف می کنند.شریعت اصلأ در این مسئله دخالتی ندارد.زیرا بلوغ موضوع شرعی نیست؛موضوع عرفی و طبیعی است.

۲-دیدگاه دوم مربوط به مشهور فقهاست که معتقدند:بلوغ  از موضوعات شرعی است و فقه باید آن را تعریف نماید تا حقیقت آن به مکلفین معلوم شود.بلوغ رسیدن طفل است به حالت احتلام (در مرد)وحیض یا حمل (درمورد  زنان).(جعفری لنگرودی،۱۳۸۱: ص ۱۱۲) بلوغ به  یکی از سه امر ذیل دانسته می شود:

الف)-رویدن موهای خشن بر پشت آلت تناسلی یعنی بالاتر از عورت(در پسر یا دختر)

ب)خروج منی از مخرج معتاد به هر وسیله که باشد(در پسر یا دختر)

پایان نامه : اثر توافق زوجین بر حضانت فرزندان

ج)سن،وآن پانزده سال تمام قمری در پسر ونه سال تمام قمری در دختر است.

هریک از این سه امر که در صغیر موجود شود،بالغ شناخته می شود.حیض و حمل در زن بلوغ نیست بلکه کاشف از آن است که قبلأ بالغ شده است.(عبادی،۱۳۸۷: ص۱۱)

در فقه اسلامی سن بلوغ مورد اجماع قرار نگرفته است وتعدادی از فقها به این عقیده اند که اگر شریعت مقدس اسلام سن۹و۱۵ سالگی را برای دختر وپسر اعلام کرده است ناظر به امور عبادی است.ودر دیگر امور(ازجمله امور کیفری و مدنی)بلوغ امری اعتباری است یعنی در هر مورد بر حسب زمان و مکان می تواند به سنین دیگر قایل بود.برخی از فقها باتوجه به روایاتی که از امام جعفر صادق(ع)وجود دارد به این عقیده هستند که دوران کودکی به سه دوره۷ساله تقسیم می شود وبه این ترتیب می توان پایان کودکی را تاسن۲۱ سالگی افزایش داد و باعنایت به امور فوق افزایش قانونی سن بلوغ منع شرعی ندارد وبا توجه به شرایط اجتماعی ایران این نیاز احساس می شود که قانونأ سن بلوغ را افزایش می دهد.

قریب به اتفاق فقها، طفل را کسی دانسته اند که به حد بلوغ شرعی نرسیده است. علما و فقهای اسلام برای طفولیت ادواری را ذکر کرده اند و آن را به سه دوره تقسیم نموده اند.

الف. از ولادت تاهفت سالگی

طفل در این دوره «صبی غیر ممیز» نامیده می شود که مرحله قبل از سن تمییز است و اکثر قریب به اتفاق فقها و علما در مورد این دوره و تعیین سن آن، توافق دارند و معتقدند که طفل در این دوره تحت هیچ عنوان، مسئولیت جزایی و کیفری ندارد و نمی توان او را به هیچ وجه تحت عنوان تأدیب و اصلاح و به مفهوم خاص آن مجازات نمود و صبی غیر ممیز در این دوره مانند مجنون هیچ اهلیتی ندارد و گفته شده که صغر از عوارض است و لازمه ماهیت انسان نیست و صغر با اهلیت، منافات دارد و اگر مرتکب جرایم مستوجب حدّ یا تعزیر شود مسئولیت و مجازات ندارد البته از نظر مدنی مسئول در اموال خودش می باشد، اگر ضرری به کسی برساند.

ب. از هفت سالگی تا ظهور بلوغ

این دوره گاهی با رسیدن سن و گاهی با علایم آن و گاهی با هر دو شروع و پایان می پذیرد. طفل در این دوره «صبی ممیز» خوانده می شود ولی فقها در تعیین سن آن دوره و سن بلوغ اختلاف دارند. صبی ممیز کسی است که بتواند اجمالاً بین نفع و ضرر خود فرق گذارد و معاملات سودآور را از زیانبار تشخیص دهد.

حنفیه تصرفات صبی ممیز را بدون اذن ولی اگر منجر به نفع او گردد، جایز دانسته اما تصرفاتی که احتمال ضرر و سود هر دو را دارند تنها با اذن ولی صحیح دانسته اند. حنابله تصرف ممیز را با اذن ولی صحیح دانسته و بدون اذن ولی در چیزهای کوچک و کم خطر مانند خرید یک گنجشک جایز می دانند. امامیه و شافعیه معامله صبی را غیر شرعی و ناصحیح می دانند و شیخ انصاری بر این مطلب اجماع نموده و قانون مدنی هم در صورتی که ولی معامله را اجازه کند، آن را صحیح دانسته است.

ج. از سن بلوغ به بعد

در این دوره شخص دارای مسئولیت کامل می باشد و در صورت ارتکاب جرم و نبود موانع، مجازات می شود.

گفتار چهارم:کودکی از دیدگاه حقوقی

کودک یا صغیر در اصطلاح حقوقی به کسی گفته می شود که از نظر سن به نمو جسمی و روحی لازم برای زندگی اجتماعی نرسیده باشد، چون حیات واقعی با تولد شروع می شود بنابراین دوران کودکی هم با تولد آغاز می گردد. ماده ۹۵۶ قانون مدنی مقرر می دارد: «اهلیت برای دارای بودن حقوق، با زنده متولد شدن انسان شروع و با مرگ او تمام می شود». اما نبایستی فراموش کرد که کودک قبل از آنکه متولد شود، یعنی در حالی که جنین است، نیز دارای حیات است و بدین جهت شایسته است که مورد حمایت قرار گیرد. بدین اعتبار شاید بتوان ادعا کرد که شروع کودکی درواقع از تاریخ انعقاد نطفه می باشد، زیرا از این زمان است که کودک به عنوان موجودی زنده و مستقل از پدر و مادر مورد توجه مقنن قرار گرفته و برای او حقوقی مقرر می گردد.طبق تبصره ۱ ماده ۱۲۱۰ قانون مدنی ،سن بلوغ در دختران ۹ سال تمام قمری و در پسران ۱۵ سال تمام قمری است و قبل از این شخص صغیر می باشد و کودک قلمدتد می گردد.البته این سن در مورد نکاح اندکی تفاوت دارد.ماده ۱۰۴۱ ق.م مقرر می دارد.بر این اساس در ازدواج سن بلوغ ۱۵ سال شمسی برای پسران و ۱۳ سال شمسی برای دختران است.

مطابق مقررات قانون مدنی، حمل یعنی کودکی که هنوز متولد نشده، از تاریخ انعقاد نطفه عیناً مانند کودکی که به دنیا آمده از کلیه حقوق مدنی برخوردار می گردد، مشروط بر آنکه زنده متولد شود، اگرچه پس از تولد هم فوراً بمیرد.

علامتی که نوعاً برای زنده متولد شدن نوزاد در نظر گرفته می شود، گریه کردن و حرکت بعضی از اعضای بدن نوزاد است و این امور از علایم معمولی حیات است، اما اگر علایم دیگری دائر بر زنده متولد شدن موجود باشد مانند آنکه در اثر کالبد شکافی معلوم گردد که ریه های کودک تنفس نموده، برای اثبات وراثت او کافی است. از نظر مناسبات و روابط حقوقی، حمل یعنی کودکی که هنوز متولد نشده است به عنوان موجودی زنده و مستقل از پدر و مادر خود مورد نظر مقنن قرار گرفته و از این جهت می توان شروع کودکی را از زمان انعقاد نطفه دانست.

گذشته از مفاهیم لغوی در نظام حقوقی هر کشور علی الاصول طفل یا صغیر دارای تعریف معینی است که البته بین این تعاریف اختلافاتی وجود دارد.هرچند در سالهای اخیر تلاشهای بین المللی در نزدیک ساختن این تعاریف اعمال شده است،در اعلامیه جهانی حقوق کودک سال ۱۹۵۹راجع به حقوق کودک مطالب مهمی ذکر گردیده است ولی تعریف مشخصی از کودک در آن دیده نمی شود.در گزارش دبیر کل سازمان ملل متحد در دهه ی۱۹۶۰-۱۹۷۰بدون این که تعریفی از کودک شده باشد کودکان در یکی از طبقات زیر قرار گرفته اند و از هم متمایز می شوند:(اشتیاق،۱۳۷۳:ص ۲۸)

کودکانی که کاملأ وابسته به خود هستند و هنوز به مدرسه نمی روند(سن بین ۶تا۸سال)
کودکانی که در آن واحد برای رشد وتکامل خود هم به خانواده وهم به مدرسه در جهت اجرای تعلیمات اجباری وابستگی دارند(سنین۱۲تا۱۳سال)

جوانان و نوجوانانی که مرحله آخر قبل از رسیدن به رشد کامل و بالغ شدن را می گذرانند و کلیه موسسات دولتی تصدی امور آنها را بر عهده داشته و رسیدگی می نمایند.

مقاله - متن کامل - پایان نامه

چنانکه ملاحضه می شود در گزارش مزبور نیز تعریف و حدود سنی دقیق برای کودک ذکر نشده است تا قابلیت انطباق به تعاریف مختلف کشورها را حفظ نماید لیکن در مقایسه با اعلامیه ی جهانی کودک سال۱۹۵۹قدمهایی را به این سمت برداشته است.بالاخره در ماده ۱ ازکنوانسیون حقوق کودک سال۱۹۸۹چنین آمده است: (از نظر این کنوانسیون منظور از کودک،  افراد انسانی زیر سن هجده سال است،مگر اینکه طبق قانون قابل اجرادر مورد کودک،سن بلوغ کمتر تشخیص داده شود.) در این ماده پایان سن بلوغ ۱۸ سال تمام یا کمتر از آن مطابق قانون تعیین شده است.در اکثر کشورها علاوه بر تعریفی که از طفل نموده اند به تقسیم بندی اطفال به حداقل دو گروه سنی نیز مبادرت ورزیده اند.گروه سنی که از بدو تولد آغاز می شود و مطلقأ فاقد مسئولیت است و هیچ واکنشی علیه او نسبت به عمل هرچند به ظاهر مجرمانه  وی نشان داده نمی شود. وگروه دیگری که ممکن است مشمول اقداماتی تامینی وتربیتی گردد.در برخی مواد سن خاص فاصله بین این دو طبقه تعیین نشده است بلکه ظهور عواملی نظیر قوه تمیز ملاک قرار گرفته است.     در مورد تعریف کودک و تعیین محدوده دوران کودکی نمی توان به صورت قاطع صحبت کرد،زیرا اختلاف نظرهای بسیاری در مورد تعریف طفل وجود دارد.این اختلافهای موجود در تعیین دامنه دوران کودکی امری نیست که نتیجه اختلاف سلیقه های شخصی باشد در واقع این امر ناشی از متغیر بودن دوران کودکی در افراد مختلف است.بر اساس دیدگاه روانشناسان و کارشناسان تربیتی پایان دوران کودکی در افراد مختلف،متفاوت است؛در یکی زود پایان می پذیرد ودر دیگری دیرتر واین امری نیست که در کنترل افراد باشد،بلکه مقوله ای  غیر ارادی و غیر قابل کنترل است و همین عامل باعث می شود که هرگاه نوبت به تعریف کودک و تعیین محدوده دوران کودکی می رسد تعاریف گوناگونی ارائه می شود.و هر گروه با توجه به متغیر های رشته تخصصی خود تعریفهای متفاوتی را از کودک و دوران کودکی ارائه می دهد. اما به ناچار  باید کودک را بطور دقیق بشناسیم تا بتوانیم در این دوران،که مهمترین دوران زندگی او محسوب می شود،اطفال را مورد حمایت قانون قرار دهیم.منظور از کودک و نوجوان در حقوق کیفری، فردی است که((فاقد شرایط لازم روحی-ذهنی، جسمی و اجتماعی برای پذیرش مسئولیت یا مسئولیت کامل در پاسخگویی نسبت به نقض قوانین کیفری است.))(موذن زادگان،۱۳۸۳: ۱۶۳)

به عبارت دیگر،کودک به معنای وسیع کلمه به کسی گفته می شود که از نظر سن به نمو جسمی و روحی لازم برای زندگی اجتماعی نرسیده باشد.(عبادی،۱۳۸۷: ص۵)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *