مفهوم مقابله و انواع ان از نظر علم روانشناسی

مفهوم مقابله:

مفهوم مقابله برای مدت طولانی است که در روانشناسی مطرح می باشد و شروع آن به صورت رسمی به دهه های 1960 و 1970 بر می گردد. به طور کلی قبل از دهه 80 و قبل از رواج اصطلاح مقابله، مفاهیمی چون سازگاری، ساز و کارهای سازگار شدن و تعادل یابی به گونه ای گسترده به کار می رفت . روانشناسان شخصیت، زیست شناسان تکاملی و زیست روانشناسان معتقدند انسان و سایر جانوران،در مواقع ضروری مانند بروز تعارضات درونی، به خطر افتادن  زندگی و تحریک شدن نیازهای روانی جسمانی ، در جستجوی تعادل و رفع تنش برمی آید. به عبارتی برای سازگاری تلاش می کنند.گسترده ترین موضوعات مطالعه شده در روانشناسی معاصر، شیوه های مقابله است، دسترسی و شیوه های مقابله با آن کانون بسیاری از تحقیقات در دو دهه گذشته است.هریک از ما ناچاریم که در برابر رخدادهای زندگی واکنش نشان دهیم.پاسخی که هریک از ما به این رخدادها می دهیم ، یک پاسخ مشخص و منحصر به فرد است. برخورد با استرس در واقع تلاش و کوششی است که هریک از ما برای کاهش و یا تعدیل استرس انجام می دهیم (قاسم زاده، 1376).

مفهوم مقابله برای اولین بار در سال 1996 توسط لازاروس معرفی شد. او معتقد بود که استرس شامل سه مرحله می شود ابتدا ارزیابی اولیه می باشد که مشاهده یک خطر است.مرحله دوم شامل ارزیابی ثانویه می شود که جستجوی یک پاسخ در ذهن است.مرحله سوم به کارگیری آن پاسخ یا عبارتی مقابله نظر می باشد (کاست2 ،1990).

افراد برای مقابله با استرس از راهبردهای مقابله ای مختلفی استفاده می کنند.انتخاب راهبردهای مقابله ای مناسب در برابر فشارهای روانی می تواند از تاثیر فشارها بر سلامت روان کاسته و در نتیجه به سازگاری هرچه بیشتر فرد منجر شود. [1]

فشارهای زندگی به تنهایی نمی توانند وضعیت سلامت روانی افراد را تبیین کند و لازم است متغیرهایی مانند مهارت های مقابله ای،شبکه حمایت اجتماعی و جنبه های شناختی مانند (سبک تفکر) را نیز در نظر گرفت (کاترین و پاتریس1، 2000، به نقل ازشاکری  و همکاران ،1385).در رابطه با راهبردهای مقابله ای ، پژوهش های متعددی انجام گرفته است. در یک پژوهش داده شده که افراد اقدام کننده به خودکشی ارزیابی بالاتری از میزان فشار روانی ناشی از استرس های زندگی داشته اند و کمتر شیوه مقابله متمرکز بر حل مسئله را به کار برده اند (شاکری و دیگران،1385).

2-3-9راهبردها مقابله ای:

در این پژوهش راهبردهای مقابله ای به عنوان یکی از متغیرهای اساسی مورد بررسی قرار می گیرد.سپس تعریف مقابله ارائه شده و تدابیر و منابع مقابله ای شرح داده می شود و انواع مقابله شامل مقابله کارآمد،مقابله متمرکز بر مسئله (مقابله فعال،مقابله مبتنی بر برنامه ریزی ، مقابله بردبارانه و مقابله جستجوی حمایت اجتماعی کارآمد ) و  مقابله متمرکز هیجان (مقابله مبتنی ر جستجوی حمایت عاطفی ، مقابله مبتنی بر تفسیر مجدد مثبت ، مقابله مبتنی بر مذهب و مقابله مبتنی بر پذیرش) و مقابله ناکارآمد (پرداختن  به احساسات دردناک از طریق تفکر آرزومندانه ، استفاده از دارو برای فرار از رنج ، تفکرمنفی ، رفتارهای تکانشی، عدم درگیری ذهنی و رفتاری و مقابله به صورت انکار )شرح داده می شود.

2-3-10تدابیر و منابع مقابله ای:

منابع مقابله ای ویژگی های خود شخص هستند که قبل از وقوع استرس وجود دارند، مانند برخورداری از عزت نفس ، احساس تسلط بر موقعیت ، سبک های شناختی ،منبع کنترل ، خود اثر بخشی و توانایی حل مسئله (وفایی بور بور ، 1378).

از جمله امور مهم تدابیر مقابله ای افکار و رفتارهایی هستند که پس از رو به رو شدن فرد با رویداد استرس زا به کار گرفته می شود در حالی که در این رابطه ارزیابی فرد از توانایی های خودش برای رویارویی با مسئله است.این ارزیابی ها ممکن است مطابق با واقعیت ها و توانایی های او نباشد، ولی آن چه هست برداشت های فرد از توانایی  ها و قابلیت هایش تعیین کننده اصلی برای مقابله با دشواری ها  می باشد.اگر فرد احساس ناتوانی بکند با وجود همه مهارت هایی که آموخته نخواهد توانست از عهده مشکل برآید.ارزیابی افراد از توانایی خود برای رویارویی با مسائل طی سه مرحله شکل می گیرد که در شکل دادن رفتارهای مقابله ای خیلی موثر است.

[2]

1- در این مرحله فرد به ارزیابی موقعیت پیش بینی کننده استرس و تهدید می پردازد مثلاَ شخص این سوال را از خود می پرسد که آیا موقعیت تهدید کننده است یا خیر؟

2- در این مرحله فرد به ارزیابی توانایی خود جهت انجام دادن کاری در ارتباط با موقعیت استرس زا می پردازد، در این باره فرد از خود می پرسد برای حل مشکل پیش آمده چه می توان کرد؟

در مرحله سوم فرد به ارزیابی مجدد موقعیت می پردازد که آیا قضاوت او از موقعیت یا منابع موجود برای رویارویی درست بوده است یا نه ؟ او رفتارهای خود را بر این اساس تعدیل و بازسازی می کند.

2-3-11انواع مقابله:

به طور کلی در برخورد با وضعیت های استرس زا دو نوع مقابله از طرف افراد به کار گرفته می شود :

مقابله های کارآمد

مقابله های ناکارآمد

آنچه تحت عنوان مهارت های مقابله ای مطرح می شود همان روش های برخورد با مسائل است که از طرف فرد به طور آگاهانه طراحی و به اجرا در می آید و نتیجه آن حل مسئله و یا افزایش ظرفیت روانشناختی فرد برای از سر گذراندن موفقیت آمیز شرایط بحرانی و دور ماندن از آسیب های ناشی از بحران های روحی پیش آمده است. مقابله های ناکارآمد نیز تلاش هایی هستند که گرچه برای مقابله با شرایط دشوار به کار گرفته می شوند ولی نوعاَ به بدتر شدن اوضاع و پیچیده شدن وضعیت منجر می شوند، لذا نمی توان از این دسته مقابله ها به مهارت تعبیر کرد. مثلاَ فردی که برای کاستن استرس به مواد مخدر روی می آورد ، گرچه  نوعی مقابله با استرس و هیجان منفی درکوتاه مدت به وقوع می پیوندد ولی باید هزینه این لذت های کوتاه مدت را به صورت تحمل اعتیاد و عوارض شوم آن بپردازد (ریو1،1997 ترجمه سید محمدی ).

2-3-12انواع مقابله های کارآمد:

مقابله های موثر و کارآمد که ما را در برابر استرس ها و شرایط دشوار یاری می دهد به دو دسته تقسیم می شوند:

2-3-12-1مقابله متمرکز بر مسئله:

مقابله های متمرکز بر مسئله ، عبارت از عملکرد های مستقیم فکری و رفتاری فرد می باشد که به منظور تغییرو [3]

اصلاح شرایط تهدید کننده محیطی انجام می شود. به بیان دیگر مقابله متمرکز مسئله به تلاش های فرد برای تغییر وضعیت و گلاویزی مستقیم با مشکل مربوط می شود.هیچکس بدون تلاش نمی تواند به چیزی دست یابد.تصمیم گیری در مورد اینکه فرد هنگام استرسچه کار باید بکند نیازمند به قضاوت خود اوست  که این قضاوت ها متاسفانه به وسیله هیجانات منفی که در اثر تجارب منفی گذشته به وجود آمده اند تحت تاثیر قرار می گیرند. مثلاَ فردی که بحران زده است اگر در گذشته به ندرت تجربه ای موفقیت آمیز در تاثیر گذاردن بر دنیا برای تغییر اوضاع داشته و علاوه برآن افسردگی در او تولید ناامیدی کرده باشد.احتمالاَ حتی با وجود کارهای فراوانی که می تواند برای اصلاح وضعیت خود انجام بدهد درصدد مقابله با مسئله بر نمی آید این افراد به جای اینکه خود را بازیگر نقش اصلی در ندگی بدانند خود را قربانی اعمال، رفتار و تلقینات دیگران می دانند. ناباوری نسبت به کارایی خود مانع بزرگی برای حل مسئله است، چون در این حالت فرد کمترین تلاشی برای حل مسئله انجام نمی دهد (پاری1، 1991 ترجمه مقدسی ).

کامپاز و همکاران2 (1988) در پژوهشی که در زمینه چگونگی رویارویی نوجوانان با تنش ها انجام دادند به این نتیجه رسیدند که افراد در موقعیت هایی که از روش متمرکز بر مسئله  استفاده می کنند کنترل بیشتری بر آن موقعیت ها دارند. آنها خاطر نشان کردند که نوجوانان در رویارویی با رویدادهای تنش زای تحصیلی بیشتر از روی متمرکز بر مسئله استفاده می کنند ، چون فکر می کنند این تنش ها بیشتر قابل کنترل هستند و بر عکس در رویداد های تنش زای اجتماعی به این دلیل که کمتر قابل کنترل هستند عمدتاَ روش متمرکز بر هیجان به کار گرفته می شود. در پژوهشی که والینگ و مارتینک (1995) انجام داده اند ، نتیجه گرفتند افرادی که دچار استیصال می شوند در فعالیت های بدنی و تحصیلی خود کنترل کمتری بر موقعیت دارند.آنها اضافه کردند دانش آموزانی که احساس می کنند بر موقعیت تسلط دارند می توانند پیامدهای عملکرد خوشان را نیز کنترل کنند و در برابر فعالیت هایی که یادگیری آنها مشکل است از روشهای حل مسئله استفاده می کنند ( پاری، 1991 ترجمه مقدسی).

بر اساس بررسی های انجام گرفته روشهای مقابله ای متمرکز بر مسئله در موقعیت های قابل کنترل موثرتر هستند. در صورتی که برای موقعیت های غیر قابل کنترل (مرگ یکی از عزیزان ) عمدتاَ مقابله متمرکزبر هیجان مناسب تر است (دافعی).[4]

در مقابله متمرکز بر مسئله افرد تدابیری را به کار می گیرند که به چند مورد از این تدابیر اشاره می نمائیم. [5]

  • مقابله فعال : فرآیندی است که شخص در طی آن به طور فعالانه برای تغییر منبع فشار روانی تلاش می کند.
  • مقابله مبتنی بر برنامه ریزی : در این مقابله فرد برای کنترل و حل مشکل با تکیه بر فکر و اندیشه خود به ارزیابی راه حلهای مختلف می پردازد و بعد از آن با انتخاب بهترین شیوه به حل مسئله اقدام می کند.
  • مقابله بردبارانه : عبارت است از خویشتن داری و اجتناب از فعالیت های ناپخته ای که منجر به پیچیده شدن مسئله و ایجاد اخلال در روند حل مسئله می شود.
  • مقابله جستجوی حمایت اجتماعی کارآمد : هنگامی که فرد خود را برای حل مسئله ناتوان می بیند به راحتی ازکمک های یاورانه افراد دیگر استفاده می کند، این کمک به تناسبنیاز و نوع مشکل می تواند کسب اطلاعات از طریق خدمات راهنمایی، مشاوره و جذب امکانات مادی یا معنوی ازدیگران باشد.

2-3-12-2مقابله متمرکز بر هیجان:

این مقابله شامل کلیه فعالیت ها یا افکاری می شود که فرد به منظور کنترل و بهبود احساسات نامطلوب ناشی از شرایط فشارزا به کار می گیرد ، این مقابله ها عبارتند از :

  • مقابله مبتنی برجستجوی حمایت عاطفی: تلاش های فردبرای به دست آوردن حمایت اخلاقی ، همدلی ، همدردی و جو تفاهم و احساس درک شدن توسط دیگران را شامل می شود.
  • مقابله مبتنی بر تفسیر مجدد مثبت : ارزیابی مثبت از حوادث و موقعیت ها که مبتنی بر نگرش خوشبینانه به رویداد های زندگی است ، این مقابله بیشتر برای اداره و کنترل عواطف و آشفتگی روان به کار می رود تا مربوط به منبع استرس باشد (لازاروس و فولکمن ، 1984).
  • مقابله مبتنی بر مذهب: در این مقابله، فرد برای رهایی از ناراحتی های خود به انجام اعمال مذهبی مثل دعا
  • و نیایش،توکل و توسل به خداوند و معصومین (ع) روی می آورد.یافته های پژوهش مک کری1 و کنسا2 نشان می دهد که این نوع مقابله برای همه افراد مفید واقع می شود زیرا هم به عنوان منبع حمایت و هم وسیله ای برای تغییر مثبت عمل می کند و لذا مقابله های بعدی را تسهیل می کند.
  • مقابله مبتنی بر پذیرش : عبارت است از یک پاسخ مقابله ای کنشی که در آن شخص واقعیت شرایط فشارزا

را می پذیرد.این امر در شرایطی که منبع فشار قابل تغییر نیست (فوت یکی از عزیزان ) مهم و موثر است (کارورو همکاران1 به نقل ازعلیمحمدی ).

13-3-2مقابله های ناکارآمد و غیر مفید

مجموعه ای از شیوه های مقابله ای را در بر می گیرد که اگر چه برای تغییر منبع فشارها و بهبود احساسات ناشی از موقعیت فشارزا به کار گرفته می شوند ولی متاسفانه این شیوه وضع را بدتر می کنند و لذا نمی توان از این عوامل مقابله ای به مهارت مقابله ای تعبیر نمود ، این مقابله ها عبارتند از :

  • پرداختن به احساسات دردناک از طریق تفکر آرزومندانه : این مقابله ، شیوهای برای خنثی کردن آنچه اتفاق افتاده می باشد. این افکار نوعاَ با عبارتی از قبیل : اگر فقط … یا ای کاش حقیقت نداشته باشد که … شروع ی شود.

گاهی اوقات این افکار به شکل آنچه باید اتفاق می افتاد، اگر فقط…. یک روش مقابله ای مسکن برای طفره رفتن موقتی از رنج ناشی از حقیقت است. زیان این حالت آن است که هیچ مقدار از آرزو ها جای حقایق را نخواهد گرفت و دیر یا زود واقعیت جهره خود را نمایان خواهد کرد.در این حالت زمان و فرصتی که می توانست برای یافتن راههای جدید مواجهه با واقعیت و مشکل اتفاق افتاده مورد استفاده قرار بگیرد به هدر می رود.

  • استفاده از دارو برای فرار از رنج : گاهی اوقات افراد برای رهایی از رنج ناشی از استرس و بحران ها از داروهایی مانند الکل،نیکوتین،تریاک،هروئین و مسکن های خواب آور و ضد افسردگی بدو تجویز پزشک استفاده می کند.استفاده از این داروها و داروهایی که اخیراَ به این عوامل افزوده شده و با نام های مختلف به بازار وارد می شود مانند اکستازی ، خطرات زیادی را به همراه می آورد و ضمن مشکل تر کردن روند بازسازیروانی ، اکثراَ خود منبع جدیدی برای افزایش رنج برای فرد استفاده کننده می شوند، مثلاَ الکل موجب از دست رفتن نیروی مهار درونی یا خویشتن داری می شود و فرد به هنگام خشم به خشونت روی می آورد.استفاده نادرست از مواد بر

فرآیندهای ذهنی ماهم قبلاَ توسط استرس و هیجان شدید بی کفایت شده است . به طور جانبی اثر می گذارد و توانایی هایی مانند قضاوت ، برنامه ریزی ، استدلال وتمرکز که برای حل مشکل لازم است آسیب مضاعف می بیند ( پاری ، 1991 ، ترجمه علیمحمدی ). [6]

1-atkinson

2-kast

 

 

1-Rio

1-Parr

2-Kampas & et al

1-Mac carry

2-kensa

1-keroro

 

-3-2تفکر منفی :

در این حالت فرد به طور غیر واقع گرایانه ای به موارد منفی مشکل تاکید کرده و مشکلات را بیشتر از آنچه هست و به صورت غیر قابل حل ارزیابی می کند (پی ستین1، می یر2، 1989 ، ترجمه علیمحمدی ).

15-3-2رفتارهای تکانشی :

به شیوه های خاصی از مقابله اطلاق می شود که طی آن فرد بدون فکر، اندیشه و ارزیابی درست از آنچه رخ داده و یا رخ خواهد داد فوراَ دست به اقدام و عمل می زند و نوعاَ منجر به بدتر شدن وضعیت می شود.

2-3-16عدم درگیری ذهنی و رفتاری:

در این مقابله ، فرد با انجام رفتارهای متنوع و با رفتارهای مختلف خود را مشغول می کند و به این وسیله سعی می کند به مسئله فکر نکند مثلاَ سرگرم شدن با یک فرد دیگر، پناه بردن به رویاهای روزانه، فرار از مسئله به صورت خوابیدن یا تماشای تلویزیون و دیدن فیلم (لازاروس و فولکمن، 1984، به نقل از علیمحمدی).

2-3-17مقابله به صورت انکار:

در این مقابله فرد به گونه ای برخورد می کند که انگار مسئله ای روی نداده است. انکار واقعیت رخ داده و حادثه پیش آمده بر وخامت مسئله می افزاید و مانع مقابله موثر بعدی می شود( ماتیوز و همکاران3 ، 1983 ، به نقل از ابراهیمی ).

2-3-18تاریخچه راهبردهای مقابله:

پژوهش های زیست شناختی و روان شناسی درزمینه روش های سازگاری با محیط، قدمت دیرینه دارد. مفهوم راهبرد برای مدت طولانی است که در روان شناسی مطرح می باشد و شروع آن به صورت رسمی به دهه های 1960 و 1970 بر می گردد.

به طور کلی قبل از دهه 80 و قبل از رواج اصطلاح مقابله ، مفاهیمی چون سازگاری، ساز و کارها سازگار شدن و تعادل یابی به گونه ای گسترده به کار می رفت. روانشناسان شخصیت و  زیست شناسان تکاملی معتقدند انسان و

سایر جانداران در مواقع ضروری مانند بروز تعارضات درونی ، به خطر افتادن زندگی و تحریک شدن نیازهای

[1]

روانی –جسمانی در جستجوی تعادل و رفع تنش بر می آید.لذا گسترده ترین موضوعات مطالعه شدهدر روان شناسی معاصر، شیوه های مقابله است.استرس و شیوه های مقابله یا آن، بسیاری از تحقیقات در دو دهه گذشته را به خود اختصاص داده است.

در سال 1980، موس1 و بی لینگز2 برای اولین بار دست به طبقه بندی شیوه های مقابله با تاکید روی پاسخ های مقابله ایزدند. در سال 1986،مات ون و همکارانش2، روش های مقابله ای را به صورت منسجم و با استفاده از نظریه فولکمن و لازاروس (1980) طبقه بندی کردند (رایس ،1992).

1-pee stain

2-Mayer

3-Matiz