مکاتب و نظریه‌های اخلاق حرفه‌ای

دانلود پایان نامه

 مکاتب و نظریهای اخلاق حرفه ای

اخلاق حرفه ای در سنت با محوریت آدم و انگیزه خدمت به بقیه بوده که در طول تاریخ از ان رو به اون رو گردیده؛ اما این روزا بعضی وقتا آدم در خدمت حرفه و حرفه هم ابزاری در جهت اهداف فقط مادی اون بدل شده. در نظامای غربی، مکاتب اخلاقی مثل سودانگاری، عدالت توزیعی، آزادی فردی و تکلیف گرایی درصدد رسوندن آدم به خوشبختی بودن. اما در نظام اخلاق اسلامی، ملاک پایانی و خوشبختی حقیقی بشر تقرب به «الله» است و آدم به عنوان خلیفه و جانشین الهی روی زمین محور توجهات اخلاقیه. بررسی نظامای جور واجور اخلاقی در اخلاق حرفه ای ما رو در شناخت عمیق تر علم اخلاق حرفه ای کمک می کنه (دلیلی،1388).

2-3-4-1-مکتب سود انگاری

در تعریف مکتب سودانگاریآورده ان: «مکتبی که عقیده داره کار صواب به اینه که نه و سود هرچه بیشتر به جهانی ارزانی داره.» (داگوبرت، ترجمه اردوبادی،1380).

بالاترین سود واسه بیشترین کسان همراه با کمترین زیان عادی ترین ملاک نهاییه که در اخلاق حرفه ای به میان آمده. این ملاک در پایه از نظام اخلاقی فایده گرایی اخذ شده ( قراملکی، 1382). تعدادی از با نفوذترین فلاسفه در جهان غرب (مثل جرمی بنتام و جی.اس. میل) اعلام داشتن ارزش اخلاقی رفتارشخصی رو میشه به وسیله یافته های اون رفتار تعیین کرد. هدف خلق بزرگ ترین اندازه منافع واسه بیشترین مردم با کمترین اندازه آسیب هاست. ایراد سودمندگرایی امکان استثمارآنه(هس مر 1382).یکی از نقاط ضعف این مکتب که به عنوان مکتبی اخلاقی مطرح گردیده عبارت  است از اینکه مقصود صاحبان این اندیشه از مصلحت و سود، تنها سود و بهره دنیویه و تکیه اون بر منافع و لذات دنیاییه، در حالی که لذات اخروی موجب بیشترین و پایدارترین خوشی واسه انسانه         (مصباح یزدی،1377).

2-3-4-2- مکتب تکلیف گرایی

طبق مکتب تکلیف گراییاخلاق تکلیف گرایانه، بر اینه که خوبی و بدی یه عمل تنها بر اساس یافته های اون نیس، بلکه ویژگیای خود عمل یا انگیزه اون طرف اون، خوبی و بدی عمل رو مشخص می کنه. یافته های عمل هر چی باشه، تأثیری در خوبی و بدی اون نمی ذاره. مدافع برجسته این نوع نگاه ایمانوئل کانته (لیدبیتر،2005). نظریه کانت در بررسی کاربردگرایانه (در برابر بررسی فقط نظری و نظریه) دو ضعفه کلی داره:

اول اینکهً: نبود توانایی در برطرف کردن اختلافات اخلاقی در موقعیت. از طرفی طبق وظیفه اخلاقی رازداری نباید راست گفت، چون راست گفتن افشای رازی رو دلیل می شه و از طرف دیگه طبق وظیفه اخلاقی راستگویی نباید حقیقت رو کتمان کرد و از راستگویی دوری کرد. در اینجور موقعیتی وظیفه اخلاقی چیه؟

دوم اینکهً: ضعفه دوم، پایانی نبودن ملاک کانته. نظریه کانت فقط نشونه، شاخص و ملاک تشخیص خوب و بد در شرایط خاصه. اما این نظریه شامل ملاک پایانی نیس. چون به تعبیر کی یر کیگارد فیلسوف بزرگ اگزیستانسیالیزم هر چند ما در گذر از زندگی استحسانی (زندگی حیوونی) به اولین سپهر وجودی آدمی (زندگی اخلاقی عقلانی) خودمون رو با عمل به وظیفه عقلانی با معنی می کنیم. اما به سرعت دست ما پی چیزی خواهد گشت تا وظیفه رو با معنی کنه؟ به چه دلیل باید به وظیفه عمل کرد؟ و جواب درست به این سئوال که سکوی پرش به دومین سپهر وجودیه، دست پیدا کردن به ملاک برتریه که روشن کننده عمل به وظیفه س. پس نظریه وظیفه گرایی کانت شامل ملاک پایانی نیس، بلکه خود محتاج ملاک پایانی اخلاقه (قراملکی،1382).

2-3-4-3- مکتب عدالت توزیعی

از نظر مکتب عدالت توزیعیاخلاق عدالتی از دو مکتب سرچشمه میگیره:

یکی در قرن 17 در آثار هابز، کانت، و نزدیکانی مثل راولز و کوبرگ و دیگری ریشه اش در آثار فیلسوفانی چون آریستوتل روزاو، هگل، مارکس و دیویی. مکتب اولی دریافت افراد رو مرکز، و روابط اجتماعی رو به عنوان قراردادی در بین آدما به کار می بره.  و مکتب دومی به وجود مرکز باور نداره و تلاش می کنه به آدما بیاموزد که در جامعه چیجوری رفتار کنن. در این مکتب عدالت از توافق اجتماعی بدست میاد. در این دیدگاه فیلسوفان و نویسندگان به بحث درباره طبیعت جهان، ذات خدا، تقدیر در برابر اراده آزاد، نه و شر و روابط بین آدم و شرایطش می پرازن (استارات،1994). نظریه عدالت توزیعی به عنوان مکتبی اخلاقی به وسیله فیلسوف آمریکایی و نظریه پرداز سیاسی، جون رالز متولد 1921 م در «بالتیمور» و عضو دانشگاه هاروارد پیشنهاد شده که با تلاش در دهه 1950 تا 1960 نظریه عدالت رو طبق برتری یه ارزش واحد به نام عدالت، مطرح کرد. از اونجا که دو مکتب سودانگاری و تکلیف گرایی نمی تونن تنها ملاک اساسی صواب و خطای قانع کننده در اخلاق باشن باید اصلی رو درباره عدالت معتبر بدونیم تا ما رو در پخش خوبی و بدی در جهان کمک کنه و اون مکتب عدالت توزیعیه (دلیلی،1388).

نظریه عدالت توزیعی «جون رالز» رو به عنوان یه مکتب اخلاقی میشه از یه سیستم اقتصادی خاص پخش منافع به یه سیستم اخلاقی واسه آزمایش رفتار گسترش داد که طبق اون می تونه یه عمل رو در صورتی که باعث افزایش همکاری بین اعضای جامعه می شه، «درست»، «مساوی» و «مناسب» نامید و هر چی مخالف این جریان باشه «نادرست»، «ناعادلانه» و «ناجور» دونست (هس مر، ترجمه اعرابی و ایزدی،1382). آورده ان که عدالت توزیعی از طرف قدرت حاکمه به اجرا درمی آید و عبارتست از تقسیم خوبیا و بدیا طبق لیاقت افراد؛ به عبارت بهتر «عدالت توزیعی یعنی چیزی که مربوطه به تقسیم افتخارات، اموال یا هرگونه امتیازات دیگری که بشه بین کسائی که درزندگی اجتماعی دستی دارن، تقسیم کرد و جز به تقسیم امتیازات و ثروت اجتماعی به چیز دیگری گفته نمی شه.» (لالاند، ترجمه وثیق،1377).

یعنی عدالت توزیعی به تناسب بین کارا و رفتار و لیاقت و فضایل اونا مربوطه. از دیدگاه ارسطو عدالت یا جزئیه یا کلی؛ عدالت جزئی هم خود به دوگونهه: اول، عدالت در پخش شرافت و ثروت در بین شهروندان و دیگری، عدالت جبرانی در روابط بین مردم (راس، ترجمه قوام صفری،1377). عدالت توزیعی به انصاف در پخش منابع مربوط می شه، و پخش انصاف، توزیعیه که در اون به یه معنا، سوده؛ بعضی هم ذکر می کنن که پخش انصاف، پخش هر چیزی که از بازار آزاد نتیجه می شه، است (آئودی،1999).عدالت گسترده، بدون دودلی یکی از مهم ترین اصول راهبردی اخلاقه و در آموزهای دینی هم ایجاد اون از اهداف نبوت تلقی شده. اما عدالت ملاک پایانی اخلاق نیس، چون اول اینکه اون همه احکام اخلاقی رو توضیح نمی ده. مثلا تفضل بالاتر از عدالت، فداکاری و ایثار، عشق و… رو نمیشه به ترازوی عدالت سبک و سنگین کرد. دوم اینکه خود محتاج ملاک واسه تبیین شدنه، چون که همیشه میشه پرسید: به چه دلیل باید مساوی انجام داد؟ (قراملکی،1382).

2-3-4-4- مکتب آزادی فردی

نظریه آزادی فردی از ابتکارات «رابرت نوزیک» است که طبق تقدم یه ارزش به نام «آزادی فردی» طراحی گردیده. طبق مکتب آزادی فردی، همه باید واسه آزادی بیشتر فعالیت کنن، چون موجب افزایش رد و بدل کردن بازار می شه که واسه به کار گیری کردن اجتماعی لازمه مثل انتقادات وارد بر این نظریه اخلاقی یعنی اینکه این معنی طبق تعریفی کوتاه بینانه از آزادی بنا شده و به حق منفی محدوده. و افراد دیگه حق دخالت ندارن؛ با اینکه حق مثبتی واسه بهره مندی از بعضی منافع که نصیب بقیه شده وجود داشته باشه (هس مر،1382).

[1]- Utilitarianism

[2]- De ontological theory

[3]- Ledbetter

[4]- Distributive Justice

[5]- Starratt

[6]- John Rowls

[7]- Baltimore

[8]- Robert Audi

 

1- Personal Liberality

2- Robert Nozick