مکانیزم‎های ریاضت طلبی و عقلی سازی

مکانیزم‎های ریاضت طلبی و عقلی سازی

در دوره‎ی بلوغ و نوجوانی آنا فروید دو مکانیزم دفاعی اختصاصی را مشخص و از‎یکدیگر تمیز می‎دهد: ریاضت طلبی و عقلی سازی که به منظور متوقف ساختن دلهره‎ی وابسته به هجوم توقعات کشاننده‎ای جدید به کار می‎افتند.

 

2-2-1 ریاضت طلبی

ریاضت طلبی بلوغ با طرد دربست تمام کشاننده‎های جنسی شده‎یا بهتر بگوییم با امتناع (که شدت و شکل آن بر حسب موارد متغیر است) از همه چیزهایی که می‎توانند لذتی فراهم سازند وفق می‎دهد.‎این بازخورد که به بازفعال گردیدگی مسآله ادیپی و به احساس گنهکاری وابسته به آن ارتباط دارد ممکن است ابعاد مرضی به خود بگیرد. مثلا پاره‎ای از بی اشتهایی‎های روانی دوره نوجوانی از‎این دسته محسوب می‎شوند. اما در حالات دیگر‎این بازخورد تنها به شکل رفتارهای کیفری‎یا تحقیری کم و بیش نا آشکار در می‎آیدوبه همین دلیل است که می‎توان شاهد نوجوانانی بود که خود را قاطعانه از تمام لذات عادی غذایی‎یا لذات دیگر محروم می‎سازندیا روی زمین خشک و خالی می‎خوابندو به خود راحت رختخواب را روا نمی‎دارند.

در روان آزردگی‎ها طرد از راه سرکوب گری‎یک کشاننده همواره به ماهیت‎یا کیفیت آن کشاننده وابسته است. سرکوبگری مربوط به زمینه‎ای اختصاصی است در حالی که ریاضت طلبی به تمام ارضاهای کشاننده پشت پا می‎زند. ریاضت طلبی نوجوان فرایندی ابتدایی تر و از سرکوب گری به معنای دقیق کلمه ناپخته تر است. شاید ریاضت طلبی‎یک مرحله مقدماتی پراکنده وکمتر اختصاصی سرکوب گری است (منصور و دادستان، 1385).

 

2-2-2 عقلی سازی

نوجوان در بکار‎انداختن فعالیتهای مفهومی‎خود چندان تشویشی به دل راه نمی‎دهد و به نظر می‎رسد که عقلی سازی تنها در رویا پردازی‎های روزانه مواد و مصالحی برای وی فراهم می‎آورد. در عقلی سازی نوجوان به جای آنکه از مقابل کشاننده‎ها همانند وضعی که درریاضت طلبی وجودداشت بگریزد رغبت خود را متوجه آن می‎سازد. اما‎این توجه صرفاجنبه انتزاعی وعقلی دارد ودر نتیجه با چنین رفتاری درصدد انجام وظایفی که واقعیت بر او تحمیل می‎کند نیست.

اگر توجه بر کشاننده‎ها متمرکز است تنها به‎این منظور است که آنها را در سطحی متفاوت قرار دهدتا بهتر بر آنها تسلط‎یابد. پس صحبت ازامتناع‎یا نادیده انگاشتن فرآیندهای کشاننده‎ای نیست بلکه ترجمان آنها در قالب افکار کلی وانتزاعی درقالب مفاهیم کم وبیش متافیزیکی است‎یعنی در آن چیزی که به نحوی آنها را خنثی می‎سازد. هدف اصلی عقلی سازی درفاصله نگهداشتن عواطفی است که نوجوان به جای تجربه کردن به دست آوردن واحساس کردن آنها خطرناکشان می‎شمارد. عقلی سازی به کار به هم متصل کردن تنگاتنگ فرایندهای کشاننده‎ای با محتواهای تجسمی‎می‎آیدتا از‎این راه آنها را در سطح هشیاری دست‎یافتنی و در نتیجه مهارکردنی سازد.

ریاظت طلبی و عقلی سازی فقط مکانیزم‎های دفایی موقت‎اند اما مکانیزم‎هایی هستند که برای نوجوانی لازمند چه به کمک‎این مکانیزم‎هاست که نوجوان می‎تواند بر آخرین مرحله بحرانی تحول عاطفی خود غلبه کند. (منصور و دادستان، 1385).

از زمان طرح مفهوم مکانیزم‎ها توسط فروید تاکنون شمار مکانیزم‎های دفاعی به گونه‎ای متفاوت ارائه گردیده است. گرچه آنا فروید ده مکانیزم دفاعی را توصیف می‎کند و بر تعداد اولیه آن، آنگونه که فروید مطرح کرده بود می‎افزاید (فروید، 1938 به نقل از حیدری نسب و همکاران1390) اما‎هارتمن، کریس و لوین اشتاین در 1964 به تعداد‎این مکانیزم‎ها به تدریج افزودند و پاره‎ای از مولفان تعداد‎این مکانیزم‎ها را حتی تا 101 دفاع گسترش بخشیدند (بلاکمن، 2004 به نقل از حیدری نسب و همکاران1390).

جرج ویلانت[1] (2000) به فهرست مکانیسم‎های فروید اضافه کرد که در جدول1 فهرست مکانیسم‎های دفاعی را مطابق با طبقه بندی جرج ویلانت در 4 طبقه نشان می‎دهیم (رضایی، 1387).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول 2-1 طبقه بندی مکانیسم‎های دفاعی

 

دفاع‎های خودشیفته وار[2]
امتناع از وقوف به برخی جنبه‎های دردناک واقعیّت از طریق نفی داده‎های حسّی. هر چند واپس زنی، در مقابل عواطف و مشتقات ساءق دفاع می‎کند، امّا انکار واقعیّت بیر

ونی را محو می‎کند. انکار، ممکن است هم در حالات بهنجار و هم در حالات مرضی مورد ببررسی قرار گیرد

انکار

(Denial)

واقعیّت بیرونی واضحاً تحریف می‎شود تا با نیازهای درونی (از جمله باود‎های خود بزرگ بینانه غیر واقعی، توهمات، هذیان‎های خود کام بخش) متناسب شود، از احساس‎های پایدار و هذیان گونه‎ی برتری‎یا استحقاق استفاده میشود تحریف

(Distortion)

تکانه‎های درونی نا مقبول و مشتقات آن به گونه‎ای که انگار به دنیای خارج از خود مربوطند درک می‎شوند و در برابر انها واکنش نشان داده میشود. فرافکنی (برون فکنی)

(Projection)

 
دفاع‎های ناپخته
ابراز مستقیم‎یک تکانه‎یا آرزوی ناخودآگاه از طریق عمل، به منظور اجتناب از وقوف به احساس همراه آن. تخیل ناخودآگاه به شکلی تکانشی در رفتار تظاهر می‎کند که در نتیجه، تکانه بجای مهار، ارضا می‎شود. کنش نمایی، مستلزم تسلیم مزمن در برابر تکانه‎ها است تا از تنش به تعویق‎انداختن ارضای آنها اجتناب شود. کنش نمایی

(Acting out)

مهار موقتی‎یا زودگذر تفکر. عواطف و تکانه‎ها نیز ممکن است تحت تاثیر قرار گیرند. انسداد به واپس زنی شباهت نزدیکی دارد، اما تفاوت آنها در‎این است که در‎این حالت، مهار تکانه، عاطفه،‎یا تفکر موجب بروز تنش هم می‎شود انسداد

(Blocking)

بزرگ کردن و تاکید مفرط روی بیماری به منظور گریز و پسرفت. در خودبیمارانگاری، شخص از مسئولیت پذیری طفره می‎رود، و می‎تواند احساس گناه را از خود دور کرده، از تکانه‎های غریزی اجتناب کند. از آنجا که درون فکنده‎های خودبیمارانگاری، ناهماهنگ با‎ایگو هستند، بیمار احساس ملال و گرفتاری می‎کند. خود بیمار انگاری
درونی سازی کیفیات‎یک ابژه. هرچند درون فکنی برای رشد اهمیت اساسی دارد، اما در خدمت اعمال دفاعی خاصی نیز به کار گرفته می‎شود. درون فکنی هنگامی‎که به عنوان دفاع به کار می‎رود، می‎تواند تمایز بین سوژه و ابژه را حذف کند. از طریق درون فکنی ابژه محبوب، از آگاهی دردناک به جدایی‎یا تهدید فقدان، اجتناب می‎شود. درون فکنی ابژه ترساننده، موجب

می‎شود خصوصیات پرخاشگرانه‎ی ابژه درونی شده و پرخاشگری را در

کنترل شخص قرار می‎دهد و از‎این طریق مانع بروز اضطراب می‎شود.

درون فکنی

(Introjection)

ابراز پرخاشگری نسبت به دیگران بطور غیر مستقیم از طریق اعمال انفعالی، آزارخواهی (مازوخیسم) ومقابله‎ای با نفس. تظاهرات رفتار پرخاشگری انفعالی عبارتند از شکست، طفره رفتن و بیماری‎هایی که بردیگران بیشتر تاثیر می‎گذارند تا خود شخص رفتارپرخاشگری انفعالی

(Passive aggressive)

شخص از طریق پسرفت سعی می‎کند برای اجتناب از تنش و تعارض برانگیخته شده در سطح فعلی رشد، به سطح پایین تری از مرحله‎ی لیبیدویی عملکرد باز گردد.‎این مکانیزم بازتاب میل به اقناع غریزی در دوره‎ی پایین تری از رشد است. پسرفت پدیده‎ای بهنجار نیز هست، چرا که درجاتی از آن برای احساس آرامش، خواب و ارگاسم در جریان رابطه‎ی جنسی اهمیت اساسی دارد. پسرفت همچنین‎یکی از ملازمین اساسی پردازش خلاق محسوب می‎شود. پسرفت

(Regression)

شخص برای حل تعارض‎ها و کسب رضایت به طور افراطی به عقب نشینی اوتیستیک پناه می‎برد و از صمیمیت بین فردی اجتناب می‎کند. در‎این مکانیسم‎ها از غرابت برای راندن دیگران استفاده میشود. شخص باور کامل به تخیلات خود ندارد و اصراری برای عمل روی آنها نشان نمی‎دهد. تخیل اسکیزوئید

(Schizoidfantasy)

تبدیل مشتقات روانی به نشانه‎های بدنی و تمایل به ابراز واکنش از طریق تظاهرات جسمانی بجای تظاهرات روانی. در جسمانی زدایی تفکر و عاطفه جایگزین پاسخ‎های تنی شیرخواری می‎شود، در جسمانی کردن دوباره شخص در مواجهه با تعارض‎های حل نشده به انواع ابتدایی تر واکنش جسمی‎عقب نشینی می‎کند. جسمانی سازی

(Somatization)

 
دفاع‎های نوروتیک (روان نژندانه)

سعی مفرط برای مهار‎یا تنظیم رویدادها‎یا اشیا در محیط، برای به حداقل رساندن اضطراب و حل تعارض‎های درونی. کنترل کردن

(Controlling)

تغییر نیرو گذاری هیجانی‎یا سائقی از‎یک عقیده‎یا ابژه به‎یک عقیده‎یا ابژه دیگر که از برخی لحاظ‎یا کیفیات با آن مشابه است. به کمک جابجایی، باز نمودن نمادین‎یک عقیده‎یا ابژه اصلی، با صرف انرژی کمتر‎یا به شکلی که ناراحتی کمتری برمی‎انگیزد امکان پذیر می‎شود. جابه جایی

(Displacement)

 

 

تمایل فرد به‎اینکه در جهان خارج ودر اشیای بیرونی، اجزایی از شخصیت خود، ازجمله تکانه‎های غریزی، تعارض‎ها، خلق‎ها، نگرش‎ها و سبک‎های‎اندیشه را ادراک کند. برونی سازی اصطلاحی کلی تراز فرافکنی است. برونی سازی

(Externalization)

محدود سازی‎یا چشم پوشی خودآگاه از برخی اعمال‎ایگو، بصورت واحد با مرکب، به منظور اجتناب از اضطراب ناشی از تعارض همراه با تکانه‎های غریزی؛ سوپرایگو و‎یا نیروها‎یا چهرهای محیطی. بازداری

(Inhibition)

استفاده مفرط از فرآیندهای عقلی و ذهنی برای اجتناب از ابراز عاطفه‎یا تجربه آن، تاکید بیش از‎اندازه روی اشیای بیجان بخاطر اجتانب از صمیمیت با دیگران، به منظور اجتناب از ابرازاحساسات درونی؛ توجه معطوف به واقعیت بیرونی است وبرای اجتناب از ادراک کل تاکید زیادی روی جزئیات نا مربوط می‎شود. عقلانی سازی ارتباط نزدیکی با دلیل تراشی دارد. عقلانی سازی

(Intellectualization)

گسستن‎یا جداکردن‎یک عقیده از عاطفه همراه آن که واپس زده می‎شود. انزوای اجتماعی، به فقدان روابط ابژه‎ای اطلاق می‎شود. جدا سازی

(Isolation)

شخص در تلاش برای توجیه نگرش‎ها، باورها‎یا رفتارهایی که ممکن است نامقبول تلقی شوند، به ارائه توضیحات منطقی می‎پردازد.‎این انگیزه‎های پنهانی معمولا ریشه غریزی دارند. دلیل تراشی

(Rationalization)

تغییر موقتی اما چشمگیر منش فرد‎یا حس هویت شخصی او به منظور اجتناب لز ناراحتی‎های هیجانی. حالا گریز fugue) ) و واکنش‎های تبدیل هیستریک cinversion) ) تظاهرات شایع تجزیه هستند. تجزیه همچنین ممکن است در رفتار ضد هراس counterphobic) ) ، اختلال هویت تجزیه‎ای و مصرف داروهای نشئه آور‎یا خلسه مذهبی دیده شود. تجزیه

(Dissociation)

تکانه‎ای نا مقبول به تکانه‎ای متضاد آن تبدیل می‎شود. واکنش وارونه؛ مشخصه روان نژندی وسواس است، اما ممکن است در سایر انواع روان نژندی‎ها نیز دیده شود. اگر از‎این مکانیسم در مراحل اولیه رشد‎ایگو به کرات استفاده شود، به صورت صفت منش پایداری در می‎آید (مانند منش وسواسی). واکنش وارونه

(Reactionformation)

در‎این مکانیسم،‎اندیشه‎یا احساسی از حیطه خودآگاهی زلنده شده‎یا از قلمرو آن دورنگاه داشته می‎شود. واپس زنی اولیه به مهار‎اندیشه‎ها و احساسات پیش از ورود به خودآگاه گفته می‎شود؛ در واپس زنی ثانوی آنچه قبلا در سطح آگاهی تجربه شده کنار زده می‎شود. واپس زنی معادل فراموشی واقعی نیست چون تظاهر نمادین آن در رفتار ممکن است وجود داشته باشد. تفاوت واپس زنی با سرکوب در‎این است که واپس زنی با مهار آگاهانه تکانه‎ها تا حد خلاصی کامل ازآنها همراه است نه به تعویق افتادن صرف اهداف مطلوب. در واپس زنی؛ ادراک آگاهانه غرایز واحساسات مسدود می‎شود. واپس زنی

(Repression)

دادن اهمیت جنسی به ابژه‎یا علمی‎که قبلا فاقد آن بوده‎یا به درجاتی کمتر چنان اهمیتی داشته است، به منظور رد اضطراب‎های مربوط به تکانه‎های مهار شده‎یا مشتقات آنها. جنسی سازی

(Sexualization)

دفاع‎های بالغ‎یا پخته (کمال‎یافته)  
شخصی به نحو سازنده‎ای به دیگرا خدمت می‎کند که‎این خدمت با ارضای غرایز خود او همراه است و هدف از آن، تجربه‎ای نیابتی است. نوع دوستی شامل واکنش وارونه خوش خیم و سازنده است.‎این مکانیسم دفاعی را باید از تسلیم نوعدوستانه، که مستلزم چشم پوشی از ارضای مستقیم نیازهای غریزی برای تسهیل برآورده شدن نیازهای دیگران به زیان خود شخص است تفکیک نمود. در حالت تسلیم نوعدوستانه، اقناع نیابتی فقط از طریق درون فکنی حاصل می‎شود.

 

 

 

نوعدوستی

Altruism) )

پیش بینی‎یا طرح ریزی واقع بینانه برای تحمل ناراحتی درونی آتی.‎این مکانیسم معطوف به هدفgoal-directed) ) است وبه طور ضمنی با طرح ریزی دقیق، دلواپسی و پیش بینی زودرس اما واقع بینانه و موثر نتایج احتمالی شوم و ناگوار مربوط است.  

پیش بینی

Anticipaton) )

 

حذف آثار لذت بخش تجارب. در تعیین ارزش‎های لذائذ خاص،‎یک جزء اخلاقی وجود دارد. ریاضت کشی معطوف به تمام لذائذ بنیادی است که آگاهانه درک می‎شوند و ارضا ار ظریق چشم پوشی حاصل می‎شود.

 

ریاضت کشی

Asceticism) )

استفاده از شوخی برای ابراز آشکار احساسات و افکار، بدون‎ایجاد ناراحتی‎یا بی تحرکی وبدون تاثیر نا مطلوب بر دیگران. شوخی به شخص امکان می‎دهد وضعیتی را که بسیار وحشتناک بنظر می‎رسد تحمل کند وحتی روی آن تمرکز نماید. شوخی با بذله گویی متفاوت است؛ بذله گویی نوعی جابه جایی است که درآن حواس وفکر از موضوع عاطفی منحرف می‎شود.  

شوخ طبعیHumor) )

دستیابی به ارضای‎یک تکانه و حفظ اهداف آن و در عین حال تغییر نتایج آن از حالت نا خوشایند برای اجتماع، به حالتی قابل قبول از لحاظ اجتماعی والایش امکان آن را فراهم می‎کند که غرایز بجای آنکه دچار انسداد‎یا انحراف شوند در مجرایی هدایت شوند. بنابراین در والایش، شخص به احساسات خود معترف است و آن را تعدیل نموده و متوجه هدف‎یا شخص مهمی‎می‎سازد و در نتیجه ارضای غریزی معتدل امکان پذیر می‎شود. والایش

Sublimation) )

تصمیم آگاهانه‎یا نیمه آگاهانه برای به تعویق‎انداختن توجه به‎یک تکانه‎یا تعارض خودآگاه. شخص ممکن است عمدا از پرداخت به موضوع خودداری کند اما حالت اجتنابی نسبت به آنه ندارد. ناراحتی احساس می‎شود. اما میزان آ« به حداقل می‎رسد. سرکوب

Suppression) )

 

جرج ویلانت (2000) شواهدی پیدا کرده است که نشان می‎دهند برخی از آنها روان رنجورند (مانند، واکنش وارونه، آرمانی کردن و عمل زدایی) ، برخی ناپخته و ناسازگارانه هستند (مانند، فرافکنی، جداسازی، انکار، جابه جایی و تجزیه) و برخی دیگر، پخته و سازگارنه‎اند (مانند، والایش، منع‎یاجلوگیری، شوخی،‎ایثار). مکانیزمهای دفاعی روان رنجور در کوتاه مدت موفق هستند؛ دفاعهای ناپخته ناموفق هستند و بیش از همه واقعیت را تحریف می‎کنند؛ درحالی که دفاعهای پخته و سازگارانه در دراز مدت موفق هستند، خشنودی و مسرت را به حداکثر می‎رسانند و کمتر از همه واقعیت را تحریف می‎کنند (سیدمحمدی، 1387).

ویلانت (2000) نتایج سه برسی طولی خود را درباره دفاعهای سازگارانه والایش، منع و‎ایثار‎یا نوعدوستی، خلاصه کرده است. والایش عبارت است ازتبدیل کردن عقاید و امیال غیر قابل قبول به عقاید و امیال جامعه پسند، که معمولا به شکل فعالیتهای خلاق صورت می‎گیرد.

منع‎ یا جلوگیری، برخلاف سرکوبی، عبارت است ازتلاش فعال و هشیار در جهت دور کردن افکار‎یا احساسات آزارنده (“من اصلانمی‎خواهم به آن فکرکنم”). سازگار بودن منع در مواقع بحرانی و مخاطره آمیز، بسیار مشهود است. فروید درباره‎ی‎ایثار‎یا نوعدوستی بحث نکرد، ولی ویلانت (2000) آن را به‎این صورت تعریف می‎کند:”لذت بردن از دادن چیزی به افراد که خود آنها دوست دارند آن را دریافت کنند” (سیدمحمدی، 1387).

ویلانت نشان داد که دفاع‎های پخته همبستگی مثبتی با سازگاری خوب بزرگسالان در همه‎ی حوزه‎های زندگی، شامل موفقیت در ازدواج و کار و بهبود سلامت بدنی دارد. پختگی دفاع‎ها همچنین پاسخ مطلوب به درمان را پیش بینی می‎کند (شاو، ریست و استینر، 1996)

 

[1] – George Villant

[2] – در مورد طبقه بندی‎این دفاعها تحت عنوان خودشیفته وار، اختلاف نظر وجود دارد. بسیاری از روان کاوان، دفاعهای مزبور را تحت عنوان دفاعهای ناپخته طبقه بندی می‎کنند.