پایان نامه خلاقیت و افزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران-دانلود پایان نامه روانشناسی


دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

عنوان کامل پایان نامه :

 اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران

تکه هایی از این پایان نامه :

هفدهم :

برقراری ارتباط مجدد بین ریسک و کارآفرینی در قرن هفدهم شکل گرفت ، به طوری که کارآفرین به شخصی اطلاق می شد که به منظور عرضه خدمات یا تهیه محصولات مقرر با دولت قرارداد می بست از آنجا که قیمت قرارداد ثابت بود ، نتیجه سود یا زیان ازآن کارآفرین بود . یکی ازکارآفرینان فرانسوی  این دوره جان لا [1]بودکه مجوز تأسیس بانک سلطنتی را دریافت کرد. بانک مزبور درنهایت امتیاز نمایندگی انحصاری برای تأسیس شرکت تجاری می سی سی پی درنیو ورد[2] را گرفت متأسفانه ، زمانیکه لا تلاش کرد قیمت سهام شرکت را بالاتر از ارزش داراییهای آن ببرد ، همین حق انحصاری در بازرگانی فرانسوی منجر به ورشکستگی و از بین رفتن شرکت شد (مقصودی, 1384).

ریچاردکانتیلون ، مقاله نویس اقتصادی و نویسنده دهه 1700 ، متوجه اشتباه لاشد . کانتیلون یکی از نخستین نظریه ها را در مورد کارآفرینی عرضه کرد و به همین دلیل برخی او را بنیانگذار این وا‌ژه می شناسند . او کارآفرین را فردی می داند که اهل ریسک باشد و بنا به مشاهداتش ریسک شامل حال بازرگانان ، کشاورزان ، صنعتگران و سایر مالکان شخصی ای می شد که « به قیمت معلوم می خریدند و به قیمت نامعلوم می فروختند ، از این رو در معرض خطر بودند »  (هیسریچ و پیترز ، ترجمه: فیض بخش ،  1383 ) .

قرن هجدهم : سرانجام در قرن هجدهم ، بین صاحب سرمایه و فردی که به سرمایه نیاز دارد تفاوت گذاشته شد . به بیان دیگر ، کارآفرین از تأمین کننده سرمایه ( به بیان امروز سرمایه گذار فعالیت کارآفرینانه ) متمایز شد . یکی از دلایل این تمایز ، صنعتی شدن همه جانبه ای بود که در جهان به وقوع پیوست . بسیاری از اختراعهایی که در این دوران تحقق یافت واکنشهایی در مقابل تغییرات دنیای آن روز بود ، آن چنان که اختراعهای الی ویتنی و توماس ادیسون نیز همین گونه به وقوع پیوستند. ویتنی و ادیسون فناوریهای جدیدی را به وجود آوردند و هر دو در تأمین منابع مالی اختراعهایشان ناتوان بودند . ویتنی پول مورد نیاز برای تولید پارچه جین کتانی را از دارایی سلب شده خانواده سلطنتی انگلیس فراهم ساخت و ادیسون برای بهره برداری و انجام آزمایش در زمینه های برق و شیمی از منابع مالی خصوصی بهره برد . هردو بکار برندگان سرمایه بودند ( کارآفرینان ) نه تأمین کنندگان آن ( سرمایه گذاران فعالیتهای کارآفرینانه ) سرمایه گذار فعالیت کارآفرینانه ، مدیر حرفه ای پول است که سرمایه های مخاطره آمیز را از سرمایه های ثابت و به منظور کسب ضریب بالای بازگشت سرمایه فراهم می کند  ( هیسریچ و پیترز ، ترجمه: فیض بخش ،  1383 ).

سرانجام در قرن هیجدهم بین صاحب سرمایه و فردی که به سرمایه نیاز دارد تفاوت گذاشته شد , به بیان دیگر, کارآفرین از تامین کننده سرمایه ( به بیان امروزی  سرمایه گذ ار فعالیت کارآفرینانه 9 متمایز شد (مقصودی, 13849.

قرن نوزدهم و بیستم :

در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم ، غالباً کارآفرینان را از مدیران تمایز نمی دادند و عموماً از جنبه اقتصادی به آنها نگاه می کردند :

مختصراً اینکه ، کارآفرین بنگاه اقتصادی را به منظور منفعت شخصی سازماندهی و اداره می کند برای مواد مصرفی در کارش ، استفاده از فضا ، خدمات افرادی که به کار گرفته و سرمایه ای که نیاز دارد بهای لازم را می پردازد. قدرت ابتکار ، مهارت و هوش خود را دربرنامه ریزی ، سازماندهی و اداره بنگاه اقتصادی به کار می گیرد همچنین احتمال سود و زیان ناشی از موقعیتهای غیر قابل پیش بینی یا غیر قابل کنترل را لحاظ می کند. باقیمانده خالص دریافت سالیانه بنگاه اقتصادی پس از پرداخت کلیه هزینه ها ، چیزی است که برایش باقی می ماند  ( هیسریچ و پیترز ، ترجمه: فیض بخش ،  1383 ).

آندرو کارنگی[3] یکی از بهترین مثالهای این تعریف است. کارنگی چیزی اختراع نکرد اما درعوض ، به منظور احیای اقتصادی ، فناوری جدید را صرف تولید محصولات کرد و این امر را گسترش داد .

کارنگی ، که از خانواده ای فقیر و اسکاتلندی بود ، صنعت استیل آمریکا را به یکی از اعجاب انگیزترین صنایع دنیا تبدیل کرد . در این راه رقابت مداوم او بیش از ابداع و خلاقیتش نقش داشت  ( هیسریچ و پیترز ، ترجمه: فیض بخش ،  1383 ).

در اواسط قرن بیستم ، نظریه کارآفرین نوآور پایه ریزی شد :

وظیفه کارآفرین عبارت است از اصلاح و متحول ساختن الگوی تولید با بهره برداری از اختراع یا به طور عمومی تر امکان فنی امتحان نشده در تولید کالای جدید یا تولید کالای قدیمی به روشی جدید ، بازگشایی منابع جدید برای دسترسی به مواد یا بازار جدید محصولات با سازماندهی صنعتی جدید .

مفهوم نوآوری و تازگی ، جزء تفکیک ناپذیرکارآفرینی در این تعریف است. در حقیقت ، نوآوری ، به معنی معرفی چیزی جدید ، یکی از مشکل ترین وظایف کارآفرین است. این کار نه تنها نیازمند توانایی خلق کردن و مفهومی کردن چیزی است ، بلکه نیازمند توانایی درک تمامی نیروهای کار موجود در محیط نیز هست  ( هیسریچ و پیترز ، ترجمه: فیض بخش ،  1383 ).

در آخرین دهه های قرن بیستم , با رونق تکنولوژی اطلاعات سر فصل دیگری در مبحث کارآفرینی تکنولوژیک پدید آمد . کارآفرینانی چون بیل گیتس , مفهوم تخریب خلاقانه شومپیتر را با تکیه بر تکنولوژی اطلاعات به تصویر کشیده اند . در سالهای اخیر رشد کارآفرینی تکنولوژیک بر مبنای تکنولوژی اطلاعات به حدی بوده است که برخی صاحبنظران , اطلاق  «عصر کارآفرینی» به عصر حاضر را ناشی از از همین رویداد می دانند (مقصودی, 1384).

کارآفرینی و مکاتب :

وا‌‍‌ژه کارآفرینی بیش از دو قرن نیست که در ادبیات مدیریت و اقتصاد وارد شده و مانند سایر وا‌‍‌ژه ها تغییرات زیادی را به خود گرفته و از رشد تکاملی برخوردار بوده است. سیر تکامل فعالان اقتصادی یا کارآفرینان نشان می دهد که کارآفرینی در نظریه های اقتصادی تبلور یافته و به عنوان عامل اصلی ایجاد ثروت یا موجد ارزش اقتصادی شناخته شده و از قرن پانزدهم تاکنون ، در کانون مکاتب مختلف اقتصادی قرار داشته است. پیروان مکتب سوداگری یا مرکانتلیست ها که « توماس مان » موجد آن است ، بازرگانانی را که در کار تجارت طلا و نقره دست داشتند کارآفرین می دانستند ، فیزیوکراتها یا طبیعت گرایان منشأ ایجاد ثروت را زمین و فعالان کشاورزی را کارآفرین می گفتند کلاسیکها یعنی آدام اسمیت ، ‌ژان باتیست سه و جان استوارت میل ، عوامل اصلی ثروت آفرینی را نیروی کار ، سرمایه و مواد اولیه معرفی کرده اند و کشورهایی مثل ایتالیا و انگلیس بعد از دوران رنسانس فعالیتهای زیادی را روی این مسئله انجام دادند. بعد از مکتب کلاسیکها ، فرد جدیدی به نام شومپیتر مقوله ای را به نام کارآفرینی مطرح کرد و آن را به عنوان موتور توسعه اقتصادی معرفی کرد. شومپیتر که از اعضای مکتب اقتصادی آلمان است و در واقع پدرکارآفرینی محسوب می شود ، در سال 1948 چنین بیان می کند این تولید هست که فعالیتی دارای ارزش می شود این تولید از طریق عامل موجد ارزش نوآوری است ، چیزی که تاکنون به آن توجه نشده است اساس حرف در این است که تخریب خلاق باعث می شود تا زاد و ولد و ایجاد رشد شرکتها از طریق نوآوران به وجود آید او می گوید : کسانی که در هر فعالیت و کسب و کار تجاری ، محصول جدیدی تولید می کنند ، یا روشهای جدیدی در فرآیند تولید ، بازاریابی و ...... به کار می گیرند و یا از منابع جدیدی استفاده می کنند و یا مؤسسه جدیدی را تأسیس می کنند ، دارای ویژگیهای کارآفرینی هستند و نوآور محسوب می شوند (احمدپور , 1383).

رابینز در تعریف کارآفرینی میگوید : « کارآفرینی عبارت است از قبول مخاطره ، تعقیب فرصتها و ارضای نیازها و خواستها از طریق نوآوری و تأسیس یک کسب و کار ، وکارآفرین ها افرادی هستند که چنین نقشی را ایفاء می کنند » مطالعه کارآفرینی حیطه گسترده ای از رشته های مدیریت ، اقتصاد ، جامعه شناسی و روانشناسی را در بر می گیرد و دارای ماهیت میان رشته ای است. در این جا بود که روان شناسان به کمک علم اقتصاد آمدند و تلاش آنها در سه دهه 50 تا 70 به این نکته بود که آیا می توان افرادی را شناخت که نشدنیها را شدنی کنند ، افرادی که خیلی خلاق و جدی هستند ، عزم و اراده و پشت کارشان زیاد است و.... طبق نگرش روانشناختی ، ویژگیهای شخصیتی و معینی ، افراد را مستعدکارآفرینی می کند. بنابر این یکی از مباحثی که درباره آن تحقیق شده ، جستجو برای تعیین ویژگیهای روانشناختی مشترک کارآفرینها است (احمدپور , 1383).

سؤالی که در این جا مطرح می شود این است که آیا فقط ویژگیهای فردی است که باعث موفقیت فرد می شود و یک مؤسسه را موفق می کند یا نه ؟ در این رابطه جامعه شناسان به کمک روانشناسان آمدند و مسایل اجتماعی را مطرح کردند که در واقع اصل موضوع شبیه به مثال معروف است که می گوید : اگر شما بذر خوبی داشته باشید ولی زمین مناسبی نداشته باشید ممکن است آن بذر در آن زمین رشد کند. اما اگر زمین مناسبی داشته باشید ولی بذر خوبی نداشته باشید ممکن است در آن زمین مناسب بذر هرطور شده رشد کند. این دو اندیشه با هم تلاقی دارند و به همین دلیل جوامع ، دولتها و سازمانها به فکر شناسایی بستر مناسب برای رشد و پرورش کارآفرینان افتادند که مقوله جدیدی است (هاشمی, 1380).

کارآفرینی از سویی نشان دهنده گستردگی و اهمیت موضوع است که می تواند از زوایای مختلف مورد بررسی قرار گیرد و از سوی دیگر نشان دهنده پویائی موضوع است که زمینه ارائه مدلها ، تئوریها و نظرات متفاوتی را فراهم می آورد .

اقتصاددانان بیشتر نقشهای کارکردی کارآفرین را مورد مطالعه قرار داده و جامعه شناسان و روانشناسان نیز ابعاد فرهنگی و اجتماعی تأثیرات محیط بر فرد و ویژگیهای شخصی وی را بررسی کرده اند (احمدپور, 1382).

دیدگاههای جدید:

یکی ازمهمترین دیدگاههای ارائه شده که درهمین راستا است بوم شناسی جمعیت می باشد این دیدگاه نسبتاً جدید ، توانایی سازمانهای موفق دروفق دادن خود با تغییرات محیطی را یکی از ویژگیهای برجسته آنها می داند ، و تأکید دارد که چنین سازمانهایی بقاء خواهند یافت. از طریقی این ساز و کار انتخاب ، محیط ، ویژگیهای ضروری جمعیت سازمانها را تعیین می کند و تأثیر نهایی را بر تخصیص منابع کارآفرینانه می گذارد . نظریه دیگر که برخلاف دیدگاه بوم شناسی جمعیت می باشد ، انطباق پذیری استراتژیک نامیده می شود ، تنوع رفتاری را که براساس آن سازمانهای انطباق پذیر انتخاب شده  و بقاء می یابند ، به عنوان یکی از ضروری ترین ویژگی های سازمان ها ، معرفی می نماید . در حالی که پیش از این بیشتر محققین معتقد بودند که تنها تصمیمات کارآفرین به موفقیت او و سازمانش منجر می شوند . این دیدگاه ، انطباق استراتژیک و پیش بینی شرایط محیطی را در تأسیس و موفقیت شرکت مؤثر می داند (احمدپور , 1382).

تحلیلی بر تعاریف ارائه شده درخصوص کارآفرینی :

         

به طور کلی با مروری بر سیر تعاریف کارآفرین و کارآفرینی ، موارد زیر قابل تأمل بوده و پرداختن به آنها ضروری است :

  • مفهوم کارآفرینی به تدریج دگرگون گردیده و تکامل یافته است .
  • تعریف واحد و مشابهی که به طور کامل مورد قبول یا رد باشد ، وجود ندارد .
  • مفهوم کارآفرینی ریشه در تفکر ، زیربنای فکری ، سطح تجزیه و تحلیل و زاویه دید افراد مختلف از ابعاد مکاتب اقتصادی ، جامعه شناسی ، روانشناسی ، جمعیت شناسی و اندیشمندان مدیریت و غیره دارد .
  • تلاش برای مفهوم سازی کارآفرین ازمکاتب اقتصادی آغازگردید و توسط روان شناسان و سپس جامعه شناسان و محققین علم مدیریت ادامه یافت .
  • در سیرتطورمفهوم کارآفرین ، مفاهیم دیگری از قبیل تفاوت مدیر با کارآفرین ، شرکتهای کوچک با شرکتهای کارآفرینانه ، کارآفرینی سازمانی ، کارآفرینی شرکتی ، انواع کارآفرینان و تفاوتهای سرمایه گذار با کارآفرین را می توان مشاهده کرد که توسط محققین مورد مطالعه قرار گرفته اند (احمدپور, 1383).

وقتی در غرب صحبت از کارآفرینی می شود عمدتا منظور این است که از طریق کسب و کار, درآمدی برای امور اجتماعی و عام المنفعه حاصل نماید و  ساختار اجتماعی, سیاسی یا فرهنگی کشورشان را برای تسهیل و حمایت از کارآفرینی اقتصادی تغییر, اصلاح یا تکمیل نماید.( اینترنت , فصلنامه خلاقیت و کارآفرینی 1386).

با بررسی نظریه های اقتصادی کارآفرینی در مرحله اول ، مشاهده می شود که دراندیشه و تفکر اقتصادی ، هیچ نظریه و تعریفی که مورد قبول همه صاحبنظران باشد وجود ندارد و اقتصاد دانان از دیدگاههای متفاوت به بررسی این موضوع پرداخته اند . به طور کلی ، خاستگاه بحث کارآفرینی علیرغم دیدگاهها و تعاریف متفاوت و بعضاً مغایر در تفکر و مکاتب اقتصادی قرار دارد . دیدگاههای مربوط به کارآفرینی همانند سایر مفاهیم اقتصادی

 مانند : تعادل ، بازار ، قیمت ، تحت تأثیر دیدگاههای مکاتب اقتصادی و صاحبنظران مطرح در آن مکاتب بوده است (احمدپور , 1383).

بر اساس رویکرد قیاسی , کارآفرینی عبارت است از ارزش کارآفرینی و کار آفرین کسی است که بتواند ارزشی را در جامعه خلق کند چه ارزش مادی, چه ارزش معنوی , سیاسی, فر هنگی, اجتماعی یا اقتصادی باشد. (اینترنت,  فصلنامه خلاقیت و کارآفرینی , 1386).

نظریه های اقتصاد با دو سؤال اساسی راجع به جامعه روبرو هستند . اول اینکه چگونه یک جامعه ثروت جدید را ایجاد می کند . دوم اینکه چگونه یک جامعه ثروت را میان اعضای خود توزیع می نماید . بدیهی است که پاسخ به این دو سوال که پیشرفت اجتماعی را تضمین میکند مستلزم وجود ساز وکارهای است که راه حل های ارائه شده را عملی میسازد . در این میان کارآفرینی یکی از ساز و کارهای مهمی به شمار می رود که ایجاد و توزیع ثروت را تضمین می کند . با مروری بر نظرات اقتصادی ارائه شده در این فصل ، یکی از کارکردهای مهم کارآفرینی در رابطه با ایجاد و توزیع ثروت توضیح داده شد (احمدپور,1383).

بررسی نظریهای اقتصادی کارآفرینی نشان می دهد که سه دوره متمایز را می توان تشخیص داد :

دوره اول: ارائه بحث کارآفرینی در اقتصاد و اوج گیری آن .

دوره دوم: کم رنگ شدن این موضوع در مباحث اقتصادی .

دوره سوم: طرح مجدد آن از سوی بعضی از صاحبنظران (احمدپور, 1383).

 

در رویکرد ویژگیها :

بیشتر تحقیقات در جستجوی تعیین عوامل روانشناختی و شخصیتی کارآفرینان موفق بوده است . یکی از دلایل اصلی انجام این مطالعات شناسایی ویژگی های منحصر به فرد کارآفرینان موفق است . با شناخت این ویژگی ها می توان افراد دارای این ویژگی ها را به کارآفرین شدن تشویق و افراد فاقد این ویژگی ها را به اجتناب از کارآفرینی هدایت نمود که در این صورت به افزایش تعداد شرکتهای نوپای موفق ، می انجامد . علیرغم این تلاشها به نظر می رسد که هم اکنون نیز هیچگونه الگوی قابل استناد برای تشخیص کارآفرینان موفق از غیر موفق وجود ندارد . به همین جهت ، این گونه مطالعات مورد انتقاد واقع شده است .

رویکرد دیگری که مورد استفاده محققین قرار گرفته ، رویکرد رفتاری می باشد . در این رویکرد عملکرد کارآفرین مورد توجه قرار می گیرد . در واقع رویکرد رفتاری در برگیرنده رویکرد شخصیتی نیز می باشد و فرد کارآفرین بسته به نقشهایی که در فرآیند تأسیس یک شرکت نوپا دارد ، مورد تحلیل قرار می گیرد (احمدپور, 1383).

در واقع ، با این دیدگاه علاوه بر ویژگیهای شخصیتی که در رویکرد ویژگیها مورد تأکید است ، عوامل محیطی و ویژگیهای رفتاری فرد ، شامل تجارب و سوابق شخصی و فردی وی نیز مورد توجه قرار می گیرد (احمدپور, 1383).

از جمله مهمترین عوامل مورد بررسی در رویکرد رفتاری که می توان به تأثیرات محیطی و فرهنگی بر فرد و به عبارتی سابقه و تجربیات او اشاره نمود که عواملی همچون عوامل ذیل را در بر می گیرد :

  • شرایط کودکی و تأثیر خانواده .
  • الگوی نقش .
  • تجارب شغلی قبلی .
  • عدم قرار گرفتن در پایگاه اجتماعی .
  • تحصیلات .
  • مهاجرت (احمدپور, 1383).

انواع مدلها :

فرایند کارآفرینی تنها خلق محصول جدید و یا خدمتی جدید نیست بکله خلق محصول جدیدی است که متناسب با نیازهای بازار و تقاضای موجود باشد و بتوان آن را به جامعه ارائه داد . در مجموع می توان گفت کارآفرینی فرایندی است که منجر به ایجاد رضامندی و یا تقاضای جدید می شود . کار آفرینی عبارست است از: فرایند ایجاد ارزش از راه تشکیل مجموعه ای منحصر به فردی از منابع، به منظور بهره گیری از فرصتها .

به عبارت دیگر فرایند کارآفرینی، فرایندی است که فرد کار آفرین با ایده های نو و خلاق و شناسایی فرصتهای جدید به معرفی محصول یا خدمت جدیدی و یا بهبود ساختار تولید ، که توام با پذیرش مخاطرات مالی، روانی و اجتماعی است و دریافت منابع مالی و رضایمندی شخص و استقلال او می باشد ، مبادرت می ورزد، (کیا، 1385)

تلاش محققین در ارائه مدلهای کارآفرینی با توجه به جنبه های رویکرد رفتاری و رویکرد ویژگی ها و تعاریف کارآفرینی انجام می گردد . در واقع ، می توان دو دسته مدل را ارائه نمود : مدلهای فرآیندی و مدلهای محتوایی[4] .

مدلهای محتوایی : کلیه تلاش های محققین در خصوص مطالعه رویکرد ویژگی ها که منجر به شناسایی خصوصیات فردی و شخصی افراد می گردد ، جزئی از این طبقه بندی محسوب می گردد .

آنچه که می بایستی مورد توجه قرار گیرد این است که هدف محققین در رویکرد ویژگی ها و مدلهای محتوایی ، یافتن یک چارچوب روانشناسانه و ارائه تعریف کارآفرینی بر مبنای یکسری ویژگی های فردی بوده است که با توجه به محدودیت تحقیقات در پرداختن و اظهار نظر قطعی راجع به این ویژگی های فردی ، ارائه مدل محتوایی فراگیر همواره عقیم مانده است . بر این اساس ، محققین به جای پرداختن به رویکرد ویژگی ها ، به رویکرد رفتاری و مدلهای فرآیندی روی آورده اند (احمدپور, 1383).

مدلهای فرآیندی :

مدلهای فرآیندی شامل دو دسته اصلی از مدلها می باشند ، که در ادامه تحت بررسی قرار خواهند گرفت :

الف – فرآیندهای رویدادی [5] :

در این دیدگاه ، کارآفرینی فرآیندی است که در آن فرد کلیه فعالیتهای کارآفرینانه را برنامه ریزی ، اجرا و کنترل می نماید . به علاوه ، در این بین مفاهیمی وجود دارد که بر هر رویداد در فرآیند کارآفرینانه تأثیر می گذارند . طرفداران این دیدگاه معتقدند که بروز برخی عوامل محیطی و تأثیر آن برفرد ، نقش بسیار تعیین کننده ای درتصمیم وی به کارآفرین شدن ، دارد (احمدپور, 1383).

ب- فرآیند چند بعدی :

در این دیدگاه ، کارآفرینی یک چارچوب چند بعدی و پیچیده می باشد که کلیه عوامل شامل فرد کارآفرین و ویژگیهای او ، مهارتها و سبکهای مدیریتی او ، فرهنگ ، استراتژی ، ساختار ، نظام و سازمان را در بر می گیرد . (احمدپور, 1383).

تعریف کارآفرینی :

کارآفرین در ز بان فرانسه ابتدا به کسی اطلاق می شد که گروه موزیک یا دیگر فعالیتهای تفریحی و سرگرم کننده را سازمانی می کرد . سپس در قرن شانزدهم میلادی این مفهوم برای کسانی بکار برده می شد که به ماموریتهای نظامی اعزام می شد (احمدپور و مقیمی, 1385).

از واژه کارآفرینی تعاریف متعددی شده است . ابتدا به چند نمونه از تعاریف اشاره می شود و سپس از جمع بندی تعاریف مزبور ، تعریفی نهایی به وسیله نگارنده ارائه خواهد شد .

  1. John Law
  2. New World
  3. Andrew Carnegie
  4. Content Models
  5. 2. Event Process

فرضیه های پژوهش :

فرضیه اصلی: آموزش خلاقیت بر افزایش نگرش کارآفرینانه بیکاران مؤثر است .

فرضیه های فرعی:

 1) آموزش خلاقیت بر افزایش رفتار کارآفرینانه مؤثر است.

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان :اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران با فرمت ورد

 

متن کامل در سایت امید فایل