پایان نامه رایگان با موضوع توسعه سیاسی، امام خمینی، قرآن کریم، نظام سیاسی

۱۵۷).
زیرا ایجاد فضیلت در وجود «انسان» و راهبری وی به «سعادت حقیقی» جز در مدینه‌ای فاضله و تحت رهبری حکومت و یا ریاست فاضله امکان‌پذیر نیست؛ چون میان کل هستی و کائنات و انسان سنخیتی وجود دارد (طباطبایی، ۱۳۷۴: ۸).از آنجا که آنچه حاکم بر تمام هستی است مبتنی بر «علم» و «عدالت» است؛ لذا در نظریه سیاسی امام، «ولایت فقیه» دارای دو عنصر اصلی «علم» و «عدالت» است؛ و سیاستمدار و نظام سیاسی اسلام کارکردی تربیتی دارد، همانگونه که انبیاء و اولیاء چنین کرده و بر این صراط مستقیم قرار دارند. به تعبیر قرآن کریم:
«لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنامعهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط …» (حدید: ۲۵)
ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنها کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم [با تربیت انبیاء] قیام به عدالت کنند.
بدین ترتیب و بنابر آنچه گفته شد، نگاه امام خمینی به هستی و انسان، تأثیری خاص بر اندیشه سیاسی ایشان نهاده است، به گونه‌ای که از نظر ایشان، «سیاست» نیز باید در جهت ایجاد محیطی مناسب برای رشد و تعالی انسان تعریف شود (فوزی، ۱۳۸۰: ۷۸). به تعبیری روشن‌تر، اگر قرار باشد، حرکت انسان، معقول شده و سامان پیدا کند باید بتوان خردترین حرکت را به کمال مطلق ربط داده و براساس آن تعریف نمود؛ و اثبات چنین ارتباطی جز با عقلانیت وحیانی ممکن نیست. این گونه نیست که در رفتار خرد، ارتباط با کمال، معنا داشته باشد اما در دو سطح کلان و توسعه بتوان با اغماض از آن کمال، به تعریف رفتار در چنین سطوحی پرداخت. بنابراین در این دو عرصه نیز باید به ایجاد چنین پیوندی همت گمارد و البته چنین امری جز بر پایه وحی قابل تحقق نیست. در دیدگاه امام خمینی، توسعه متوازن در تمامی شؤون سیاسی، اقتصادی، علمی و فرهنگی جامعه مورد تأیید و تأکید قرار گرفته و این فرآیند را برای تعالی جامعه و بستر سعادت و رشد مردم ضروری می‌داند در نتیجه، ایشان هرچند نظریه‌پرداز توسعه به مفهوم رایج آن نیست اما پیش از آنکه به مفهوم رایج توسعه نظر داشته باشد به هدف‌های عمده‌ای که می‌بایست برآورده سازد توجه دارد. در اندیشه امام، «توسعه» با آنکه اصول، مبانی و ملزومات خاص خود را دارد، می‌بایست برآورنده اهدافی بلند و متعالی باشد که در رأس همه «خداباوری و حاکمیت توحید در جامعه» است. توسعه‌ای که باید در مجموع به استحکام پایه‌های دین، تقویت مبانی اسلام، استقرار نظام سیاسی اسلام، تربیت و هدایت و رشد معنوی انسان، حاکمیت قانون، استقلال و خودکفایی و سربلندی کشور، قطع وابستگی و رهایی از سلطه استعمارگران، عزت و کرامت مردم، علم و خلاقیت و فن‌آوری، مشارکت مردمی و ارتباط دولت و ملت، کار و تولید، عدالت اجتماعی، فقرزدایی و رفاه عمومی منتهی گردد. و هدف غایی آن نیز «کسب رضایت الهی و سعادت و رستگاری انسان» است.
با مروری بر آثار امام، می‌توان مهمترین ارزش‌های مثبت از نظر ایشان را برای جامعه مورد نظر در فضای واژگانی ایشان چنین برمی‌شمرد: اسلام، استقلال، آزادی، عدالت، وحدت، مبارزه با ظلم (استقامت، جهاد، شهادت)، حکومت اسلامی، ولایت فقیه، حضور مردم در صحنه، تزکیه، تعلیم و تربیت، خدمت به محرومین و مستضعفین. و مهمترین واژگان ارزش‌های منفی در جامعه: استبداد، استکبار، استبدادپذیری، فردپرستی، دنیادوستی، کاخ‌نشینی و خوی کاخ‌نشینی، اختلاف و تفرقه، مفاسد و انحرافات اجتماعی، فرهنگ غربی، توطئه و صدمه به اسلام و جمهوری اسلامی، وابستگی و … است (مروی، ۱۳۸۹: ۲۷۲ـ۲۷۳).
در ادامه ، برای تبیین الگوی توسعه سیاسی مورد نظر امام خمینی، به بررسی چیستی، چرایی و چگونگی توسعه سیاسی از دیدگاه ایشان می‌پردازیم.
فصل ۶ـ ماهیت توسعه سیاسی با قرائت امام خمینی [چیستی]
۱ـ۶ـ مفهوم «توسعه» در آموزه‌های اسلامی
توسعه از ریشه (و س ع) به معنی گشادگی، وسعت، توانایی، افزایش ظرفیت‌ها و قابلیت‌ها، غنا و رفاه، آسایش و راحتی، کثرت و فراوانی است و نقیض آن، «ضیق» و در تنگنا قرار گرفتن و ناتوانی است (آذرنوش، ۱۳۸۱: ۷۴۷ـ۷۴۸/ خرمشاهی، ۱۳۷۷: ج ۲، ص ۲۳۰۷). در قرآن کریم، سرچشمه گسترش جهان و توانایی‌ها و ظرفیت‌ها به خدای متعال بازمی‌گردد که سراسر عالم خلقت، فراخنای وسیع و گسترده رحمت اوست.
… و رحمتی وسعت کل شیئ (اعراف: ۱۵۶)
و رحمت من (خداوند) همه چیز را فراگرفته است
و اساساً رشد و توسعه و گسترش جهان هستی در سیطره علم و قدرت بی‌پایان الهی است.
… وسع کرسیه السموات و الارض (بقره: ۲۵۵)
کرسی (حکومت) او آسمانها و زمینی را دربرگرفته است.
و السماء بنینها بایید و انّا لموسعون (ذاریات: ۴۷)
ما آسمان را با قدرت بنا کردیم و همواره آن را وسعت می‌بخشیم.
این گستردگی و وسعت بخشیدن تنها به امور مادی محدود نبوده و به «شرح» و گستردن گنجایش معنوی نیز اشاره شده است (خرمشاهی، ۱۳۶۷: ج ۲، ص ۱۲۹۶).
فمن یردالله ان یهدیه یشرح صدره للاسلام (انعام: ۱۲۵)
آن فرد را که خدا بخواهد هدایت کند سینه‌اش را برای پذیرش اسلام (رسیدن به مطلوب حقیقی) گشاده می‌سازد.
البته در مقابل این گشادگی و وسعت و توانایی، مفهوم «ضیق» و «تنگنا» و «سختی» و «ناتوانی» قرار دارد که در قرآن کریم نیز به آن اشاره شده است.
… و من یرد ان یضله یجعل صدره ضیقاً حرجا (انعام: ۱۲۵)
و آن فرد را که خدا بخواهد گمراه سازد سینه‌اش را آن چنان تنگ می‌کند که گویا می‌خواهد به آسمان بالا رود.
این امر در حوزه معیشت و اقتصاد و روزی انسان نیز چنان است که به تعبیر «معیشت ضنک» یا اقتصاد بسته، در قرآن یاد شده است.
«و من اعرض عن ذکری فان له معیشه ضنکا و نحشره یوم القیامه اعمی» (طه: ۱۲۴)
اما آنها که هدایت را پیروی نمی‌کنند و از یاد من اعراض می‌کنند در دنیا گرفتار تنگی معیشت شده و در قیامت در حالی محشورشان می‌کنیم که کورند.
دلیل آن نیز روشن است زیرا «زندگی کافران همیشه در دو بعد خلاصه می‌شود: نارضایتی به آنچه دارند و دلتنگی به آنچه ندارند» (پورسیف: ۱۳۸۳، ص ۶۸۶).
در روایات وارده و سنت پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) علاوه بر رشد معنوی و نفسانی و عرفانی و اخلاقی، بر مفهوم گشادگی رزق و معیشت و تلاش برای ارتقای سطح زندگی، پوشاک، وسایل رفاهی و مسکن تأکید شده و به شاخص‌های برابری اقتصادی ـ اجتماعی، امنیت، نظافت و بهداشت عمومی، دارو و درمان، سوادآموزی، اشتغال و کار، عمران و آبادانی زمین، مشارکت عمومی، نظم و انضباط اجتماعی، قانون‌مندی و بینش عقلانی اشاره شده است (اخترشهر، ۱۳۸۶: ۲۱ـ۳۶).
بدین ترتیب در اسلام (به عنوان نمونه در حوزه اقتصاد)، توسعه تنها فرآیند تولید نیست، بلکه فرآیند خودکفایی در تولید همراه با عدالت در توزیع است و این یک فرآیند مادی نیست، بلکه فرآیندی انسانی است که هدف آن توسعه و پیشرفت فرد در هر دو زمینه مادی و معنوی است (همان، ۱۶).
در زمینه شاخص توسعه سیاسی نیز، اسلام در نخستین گام به اهمیت و ارزش والای «انسان» معطوف است. بنابر تفکر قرآنی، «انسان خلیفه خدا بر روی زمین» است. او دارای فطرتی خداجو و برخوردار از ابزاری قاطع و روشنگر به نام «عقل» است که به تعبیر امام علی (ع): « العقل یهدی و ینجی و …»عقل هدایتگر و نجات‌بخش انسانهاست (تمیمی آمدی، ۱۳۷۶: ج ۳، ص ۱۵۲). پس انسان از همان بدو تولد دارای شرافت و کرامت است و علم‌آموزی برای او ضروری است. اسلام بر مشارکت عمومی تأکید دارد، قدرت اجتماع را با ارزش می‌داند و میزان مشروعیت نظام را به اعتماد مردم به دولتمردان مرتبط می‌داند (نهج‌البلاغه: خطبه ۳) بر عدم تبعیض پای می‌فشرد (نهج‌البلاغه، نامه ۵۹) و مشارکت سیاسی را در حوزه‌های مختلف، همچون تعیین مسئولان، نظارت بر امور، نصیحت و بیان حقایق، بازخواست و استیضاح و حق اعتراض، پاسخگویی دولت به نیازهای مردم در تحقق عدالت در جامعه (نهج‌البلاغه، نامه ۵۳)، تأمین امنیت (نهج‌البلاغه، حکمت ۱۳۱)، تأمین رفاه عمومی (نهج‌البلاغه، حکمت ۳۷۱) و رعایت کرامت انسانی و اهمیت دادن به مردم و گسترش آزادی‌های اساسی، اصلاح‌پذیری و اصلاح‌نگری به دولت و جامعه (نهج‌البلاغه، خطبه ۲۰۰) و شایسته سالاری (نهج‌البلاغه، خطبه ۲۱۶) تبیین می‌نماید. به تعبیر عمید زنجانی:
«خصلت مذهبی بودن نظام اسلامی و ایدئولوژیک بودن حاکمیت در آن، بزرگترین و مؤثرترین عامل زمینه‌ساز توسعه به مفهوم عام آن است و قدرت ناشی از این عنصر معنوی در دولت، نه تنها بازدارنده نیست بلکه خود عامل حرکت و نوسازی و توسعه همه‌جانبه است» (عمید زنجانی، ۱۳۸۴: ۳۷۵).
طبیعی است که چنین وضعی، قدرت فراوانی به حکومت برای توسعه پایدار قرار می‌دهد، زیرا:
«اسلام با تلفیق دو عنصر اصلی نوسازی و توسعه، و تأکید بر سایر عوامل مؤثر در نوسازی و توسعه، اقتدار دولت را در حد متمرکز، و مشارکت مردمی را تا درجه ایثار و شهادت پیش می‌برد» (همان، ۳۸۱).
لذا، در اسلام بدون اشاره مستقیم به لفظ «توسعه»، تمام جنبه‌های مثبت آن در نظر گرفته شده است. اما با یک تفاوت اساسی و تعیین‌کننده، آن هم در چارچوب هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی الهی، و با هدف رشد و تکامل انسان برای دستیابی به سعادت و رستگاری واقعی. برخلاف آنچه در الگوی غربی توسعه، که بر مبنای انسان خودبنیاد و اقتدارگرا شکل گرفته است و صرفاً در پی سلطه بیشتر بر جهان طبیعت و کسب لذات و منافع مادی و مصرف فزونتر است.
در حقیقت، «انسان توسعه‌یافته و تکامل‌گرای غربی، در منطق لیبرالیسم با تمام قدرت برای تسلط بر طبیعت و کسب لذت‌های مادی بیشتر تلاش می‌کند و آزادی در قاموس این منطق، یعنی عدم هرگونه محدودیت (از جمله دین و احکام شریعت)، در حالی که در عقلانیت مبتنی بر آموزه‌های اسلامی، مبنای شناخت حیات و تنظیم‌کننده روابط انسان با جهان، خالق هستی است و انسان توسعه‌یافته و تکامل‌گرا در این مکتب، ضمن پیشرفت‌های مادی، به آخرت و جهان دیگر نیز توجه کامل دارد لذا «آزادی» را از مسیر «عبودیت الله» پی می‌گیرد (اعراف: ۱۵۷) و تکامل و توسعه را نیز در همین چارچوب می‌پذیرد. بنابراین، عقل معاش (ابزاری) نیز که از مهمترین شاخصه‌های تکامل و توسعه‌یافتگی است مبتنی بر عقلانیت اخلاقی و عقلانیت ایمانی و ارزشی است» (رحیم‌پور ازغدی، ۱۳۷۸).
به کوتاه سخن، گفتمان توسعه اسلامی «توسعه خدا محور» و در راستای عبودیت حق است و گفتمان توسعه غربی «توسعه انسان محور» و در جهت غیر عبودیت حق. به تعبیر لوسین پای:
«در حقیقت، این تباین بر یک دیدگاه عمومی جهانی با سمت‌گیری ایدئولوژیکی (دوسویه) براساس در کنار هم قرار دادن جهان‌بینی سنتی خدا محور و جهان‌بینی عقلانی انسان محور فرهنگ‌های مدرن مبتنی است» (پای و دیگران، ۱۳۸۰: ۷۶).
و یا به تعبیر درون دینی:
«تکامل و تعالی در معارف اسلام به یک حرکت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *