چرا زنان پس از زایمان دچار افسردگی می شوند

دانلود پایان نامه

افسردگی پس از زایمان
افسردگی یک اختلال شایع است که شیوع آن در زنان حدود 25%است(کاپلان و سادوک ،2007).
افسردگی سرماخوردگی بیماران روانی است. احساس منفی، بی حوصلگی ، غمگینی، ناامیدی ، دلسردی و ناخوشنودی، همگی تجربیات افسردگی رایج هستند. عملا چهار مجموعه نشانه افسردگی وجود دارد. علاوه بر نشانه های خلقی یا هیجانی، نشانه های فکری و شناختی، نشانه های انگیزشی و نشانه های جسمانی یا تنی نیز وجود دارند. لازم نیست یک نفر تمام این نشانه ها را داشته باشد تا به درستی «افسرده» تشخیص داده شود، بلکه هرچه او نشانه های بیشتری داشته باشد و هرچه این مجموعه از نشانه ها شدیدتر باشد، بیشتر می توانیم مطمئن باشیم که به افسردگی مبتلا است(روزنهان، سلیگمن،1379).
افسردگی پس از زایمان یکی از مشکلات مهم بهداشتی است که منجر به کاهش ارتباط سالم بین مادر و نوزاد(سانتوز و همکاران ،2007) کاهش سطح سلامت مادر و نهایتا اختلال در رشد نوزاد(موراز و همکاران ،2006) می گردد. این اختلال خلقی با احساس غم، ناامیدی و بی کفایتی، گناه، ترس و بی ارزشی( میلیز و کورنیلنت ،1992) تحریک پذیری، اضطراب و کاهش اعتماد به نفس، سرگیجه، اختلال در خواب (تانوس و همکاران ، 2008) و بالاخره کاهش سطح مراقبت از نوزاد ( موراز و همکاران،2006) همراه است.
به دلیل بسیاری از تغییرات فیزیولوژیک دوران بارداری نظیر عدم تعادل هورمونی و یا مسائل روحی روانی ، این دوران می تواند زمینه ساز مشکلات بعد از زایمان باشد. زمان بعد از تولد نوزاد زمان بسیار حساسی از نظر وقوع اختلالات خلقی در زنان است که دارای طیف متفاوتی از غم بعد از زایمان تا دیوانگی پس از زایمان می باشد( دنیس و همکاران ، 2005).
غم پس از زایمان اختلال شایعی است که معمولا برطرف شده و مشکل حادی را برای فرد ایجاد نمی کند اما افسردگی پس از زایمان اختلالی است که در 13درصد زنان در دوره نفاس به وقوع می پیوندد و در مواردی مشکلات جدی را سبب می شود. شواهدی موجود است که نشان می دهد حدود نصف افرادی که مبتلا به افسردگی بعد از زایمان هستند شناسایی نمی گردند. بیماران روانی پس از زایمان از اختلالات جدی پس از زایمان با شیوع 1-2 به ازای هر 1000 زن است که به ندرت در افرادی مشاهده می شود( گیل و هارلو، 2003).
شیوع افسردگی بعد از زایمان در مطالعات مختلف متفاوت است(موراز و همکاران،2006: تانوس و همکاران،2008). به نظر می رسد تفاوت در ابزارهای سنجش افسردگی، نحوه انتخاب افراد مورد مطالعه و خصوصیات شناختی افراد و هم چنین تفاوت های فرهنگی می تواند دلیلی بر اختلاف شیوع این مشکل بهداشتی در جوامع مختلف باشد ( موراز و همکاران،2006).
افسردگی پس از زایمان علاوه بر اثرات زیان بخش در روابط مادر و کودک، ارتباط با همسر را نیز مختل می کند و همسران زنان افسرده ، اغلب افسرده می شوند که در صورت عدم درمان، گاه منجر به طلاق و جدایی می شود (احمدی و همکاران ،2003).
زنان در دوره ی بعد از زایمان به خصوص در یک ماه اول آن احتمالا بالاترین میزان تنش را تجربه می کنند و بنابراین احتمال ایجاد اختلالات روانی در آن افزایش می یابد (رابرتسون و همکاران ،2004).
انواع اختلالات روانی در بعد از زایمان شامل 3دسته ی اندوه بعد از زایمان ، افسردگی بعد از زایمان و سایکوز بعد از زایمان می باشد(هالبریچ وکارکان ،2006).
افسردگی بعد از زایمان، یک اختلال افسردگی غیر روان پریشی با شدت متغیر است که در 10تا15 درصد زنان در اولین سال بعد از زایمان ایجاد می شود. در ارتباط با شیوع آن اختلاف نظر وجود دارد زیرا پژوهشگران مختلف برای توصیف این بیماری از معیارهای متفاوتی استفاده می کنند. علایم افسردگی بعد از زایمان مشابه افسردگی اساسی است که در زمان های دیگر، غیر از دوره ی بعد از زایمان ایجاد می شود(کاپلان و سادوک ،2003).