در چه فصل به کدام کشور اروپایی سفر کنیم؟

در قاره اروپا حدود 50 کشور مستقل وجود دارد که هرکدام از آنها می‌توانند ماه‌ها میزبان گردشگران از سراسر دنیا باشند؛ اما وقت سفر و بودجه ما محدود است و باید بتوانیم در بهترین زمان سفر به این کشورها، تور موردنظرمان را انتخاب کنیم تا لذت بیشتری از سفر ببریم.
سوال مهم این است که به‌راستی بهترین وقت سفر به کشورهای اروپا چه زمانی است؟ اگر شما هم به دنبال پاسخ این سوال هستید با فاینداتور همراه باشید.

در چه فصل به کدام کشور اروپایی سفر کنیم؟

1- گرجستان | Georgia
اولین و شاید به جرات ارزان‌ترین تور اروپایی، سفر به کشور گرجستان و بازدید از دو شهر زیبای تفلیس و باتومی است. دو شهر تاریخی و دیدنی که جاذبه‌های گردشگری فراوانی دارند. از غذاهای معروف گرجی و سوغاتی‌های متنوع آن گرفته تا جاذبه‌های تاریخی و تفریحی که می‌توانند بهانه‌ی خوبی برای سفری ارزان، بی‌دغدغه و جذاب باشند. از آنجاکه ایرانی‌ها برای سفر به گرجستان نیاز به دریافت ویزا ندارند در سال‌های اخیر تور گرجستان، باتومی و تفلیس مورد استقبال ایرانیان قرارگرفته است. بنابراین اگر قصد سفر به این کشور رویایی را دارید، می توانید به سفارتخانه‌ی گرجستان به آدرس بزرگراه صیاد شیرازی، بین گلستان اول و دوم، جنب خیابان پایدارفرد مراجعه نمائید.
بهترین زمان سفر به گرجستان: ژوئن تا اوت- خرداد تا شهریور

پربازدیدترین ها:

در چه فصل به کدام کشور اروپایی سفر کنیم؟

2- بلغارستان | Bulgaria
بیشتر گردشگران در هنگام خرید تور بلغارستان به شهرهای وارنا و صوفیه سفر می‌کنند. غالبا افرادی که به دنبال تفریحات ساحلی هستند، به شهر باتومی می‌روند و گردشگرانی که قصد بازدید از جاذبه‌های تاریخی- فرهنگی دارند و یا با هدف خرید سفر می کنند، شهر تفلیس را در برنامه سفر خود قرار می‌دهند. البته برای سفر به بلغارستان نیاز به ویزا دارید که می‌توانید با مراجعه به سفارت بلغارستان در خیابان توانیر برای دریافت آن اقدام کنید.
بهترین زمان سفر به بلغارستان: آوریل تا می (فروردین تا اردیبهشت) – سپتامبر (شهریور تا مهر)

در چه فصل به کدام کشور اروپایی سفر کنیم؟

3- مجارستان | Hungary
مجارستان (به زبان مجاری: Magyarország) از جمله زیباترین کشورها در اروپای مرکزی است که پایتخت آن بوداپست می‌باشد. کشور مجارستان بیش از 144 شهر دارد اما بیشتر مردم دنیا و گردشگران به پایتخت مجارستان یعنی شهر بوداپست سفر می‌کنند. به‌جز بوداپست (Budapest) شهرهای دیگر مجارستان ازجمله دبرسن (Debrecen)، سگد (Szeged)، میشکولتس (Miskolc)، پچ (Pécs)، گیور (Gyor)، کاپشوار (Kaposvár)، نیرگهزا (Nyíregyháza) میزبان گردشگران هستند. برای سفر به مجارستان نیاز به اخذ ویزای شینگن دارید اما با گرفتن ویزای شینگنِ مجارستان می‌توان علاوه بر سفر به کشورهای عضو اتحادیه اروپا ازجمله کشورهای نروژ، ایسلند و سوئیس به کشورهایی هم که عضو اتحادیه اروپا نیستند نیز سفر کرد.
بهترین زمان سفر به مجارستان: ماه مارس تا می (اواخر اسفند تا اردیبهشت)- ماه سپتامبر تا نوامبر (شهریور تا آذر)

در چه فصل به کدام کشور اروپایی سفر کنیم؟

4- صربستان | Serbia
صربستان مقصد ایده آلی برای سفر در تابستان است و برای علاقه‌مندان به طبیعت‌گردی کشور مناسبی محسوب می‌شود. جالب است بدانید شهرت بلگراد بیشتر از نام خود کشور صربستان است به همین دلیل بیشتر گردشگران به بلگراد سفر می‌کنند زیرا شهرت زیادی دارد. به‌جز فصل تابستان و آب‌وهوای عالی آن برای سفر؛ صربستان به‌واسطه پیست اسکی کوپانیک (Kopaonik) ‌در زمستان میزبان علاقه‌مندان به اسکی و ورزش‌های زمستانی است. تا مهر سال 97 برای سفر به صربستان و خرید تور صربستان نیاز به ویزا نبود اما از این ماه به بعد ایرانی‌ها برای سفر خود باید اقدام به تهیه ویزای صربستان کنند.
بهترین زمان سفر به صربستان: آگوست تا اکتبر (مرداد تا آبان)

در چه فصل به کدام کشور اروپایی سفر کنیم؟

5- کرواسی | Croatia
بیشتر گردشگران کرواسی را به‌واسطه ساحل و طبیعت زیبای آن می‌شناسند. اگر به دنبال هیجان و ماجراجویی هستید، هزاران تفریح و ورزش آبی در نواحی ساحلی کرواسی منتظر حضور شما هستند مانند غواصی، قایق‌سواری، موج‌سواری و… برای سفر به کرواسی نیاز به اخذ ویزا دارید. عموما این ویزا به مدت اعتبار 6 ماهه دارد و می‌توانید با مراجعه به سفارت کرواسی در ایران در خیابان پاسداران برای اخذ آن اقدام کنید.
بهترین زمان سفر به کرواسی: می تا ژوئن (اردیبهشت تا خرداد)- سپتامبر تا اکتبر (شهریور تا اوایل آبان)

در چه فصل به کدام کشور اروپایی سفر کنیم؟

6- سوئیس | Switzerland
ساعت سوئیسی، داستان بچه‌های کوه آلپ، پنیر سوئیس و علامت صلیب سرخ اولین نمادهایی هستند که با شنیدن نام این کشور به ذهن می‌رسند. این کشور کوچک و زیبا در اروپا مقصد ایده‌آلی برای سفر در تمام چهارفصل سال است؛ اما اگر بخواهیم آب‌وهوای سوئیس را ملاک سفر قرار دهیم فصل بهار و زمستان عالی‌ترین زمان برای تفریح و لذت بردن از سفر به این کشور کوهستانی و خرید تور سوئیس است؛ به‌خصوص اگر طرف‌دار اسکی و ورزش‌های زمستانی هستید.
ازآنجایی‌که سوئیس از اعضای پیمان شینگن است، ورود به خاک آن پیش از سفر مستلزم دریافت ویزا خواهد بود و برای دریافت ویزای آن می‌توانید به خیابان الهیه و سفارت سوئیس در ایران مراجعه کنید.
بهترین زمان سفر به سوئیس: ژوئن تا اکتبر (خرداد تا آبان)

در چه فصل به کدام کشور اروپایی سفر کنیم؟

7- قبرس | Cyprus
اگر زیاد به ترکیه سفرکرده باشید گزینه بعدی پیشنهادی برای سفر، انتخاب تور قبرس و سفر به شهرهای زیبا لارناکا و لیماسول است. این جزیره زیبا در دریای مدیترانه قرار دارد بنابراین دارای تابستان‌های گرم و شرجی و زمستان‌های معتدل است. برای دریافت ویزا باید دقت کنید به کدام قسمت قبرس سفر می‌کنید چراکه شرایط ویزای قبرس شمالی و قبرس جنوبی باهم متفاوت هستند. سفارت قبرس در خیابان شهید کریمی تجریش قرار دارد. بد نیست بدانید که عموما گردشگران برای راحتی سفر به سایر کشورهای اروپایی اقدام به دریافت ویزای قبرس جنوبی می‌کنند.
بهترین زمان سفر به قبرس: آوریل تا اکتبر (فروردین تا اوایل آبان)

در چه فصل به کدام کشور اروپایی سفر کنیم؟

8- فرانسه | France
بسیاری از گردشگران معتقدند که فرانسه مقصد خوبی برای سفر است. کمتر دیده شده که گردشگران به اروپا سفر کنند و از فرانسه بازدید نکنند. شهر پاریس، مارسی، شامونیکس و نیس جزو زیباترین و بی‌همتاترین شهرهای دنیا هستند. فرانسه کشور چهارفصل دنیاست و هر زمانی که بخواهید، می‌توانید به این کشور رویایی و تاریخی سفر کنید.
6 نوع ویزا برای کشور فرانسه وجود دارد و ویزای شینگن توریستی را به‌صورت کوتاه‌مدت و بلندمدت ارائه می‌کنند. متقاضیان باید علاوه بر فرم درخواست ویزا با تعیین وقت قبلی مصاحبه‌ حضوری هم انجام بدهند.
بهترین زمان سفر به فرانسه: آوریل (فروردین)- آگوست (مرداد)- سپتامبر (شهریور تا مهر)

در چه فصل به کدام کشور اروپایی سفر کنیم؟

9- ایتالیا | Italy
سفر به کشور باستانی و تاریخی ایتالیا آرزوی هر گردشگر و جهانگردی است. بازدید از معماری کلیسای فلورانس، مُد میلان، تاریخ رُم و زیبایی‌های ونیز در صدر لیست مکان‌های مورد علاقه گردشگران قرار دارد. جالب است بدانید ما ایرانی‌ها علاقه خاصی به فرهنگ ایتالیایی داریم. از محبوبیت غذاهایی چون ماکارونی، پیتزا و پاستا گرفته تا معماری و فرهنگ بومی شباهت عجیبی بین ایرانی‌ها و ایتالیایی‌هاست. شاید دلیل این شباهت سال‌ها حضور فرماندهان سلوکی در ایران زمین باشد.
قبل از انتخاب تور ایتالیا با قیمت مناسب باید برای دریافت ویزا اقدام کنید. سفارت ایتالیا در خیابان نوفل نوشاتو قرار دارد و می‌توانید از بین 9 نوع مختلف ویزا ایتالیا متناسب با هدف سفر خود اقدام کنید.
بهترین زمان سفر به ایتالیا: آوریل تا می (فروردین تا اردیبهشت)- سپتامبر تا اکتبر (مهر و آبان)

در چه فصل به کدام کشور اروپایی سفر کنیم؟

10-اسپانیا | spain
کاتالان ها، کاخ الحمرا و تیم فوتبال رئال مادرید و بارسلونا شاید آشناترین نام‌هایی باشند که ما از کشور اسپانیا در ذهن خود داریم. بیشتر سفر گردشگران به کشور اسپانیا به دو مقصد شهر بارسلونا و مادرید انجام می‌شود و یا گردشگران با خرید تور ترکیبی اروپا به اسپانیا، ایتالیا و یک کشور دیگر سفر می‌کنند. سفارت اسپانیا در ایران در خیابان دروس، بلوار شهرزاد قرار دارد و عموم گردشگران، ویزای شینگن یا ویزای توریستی را تهیه می‌کنند.
بهترین زمان سفر به اسپانیا: آوریل تا می (فروردین تا اردیبهشت)- ژوئن (خرداد تا تیر)- سپتامبر تا اکتبر (مهر و آبان)

در این مطلب به معرفی 10 کشور پربازدید اروپا پرداختیم که بر اساس تورهای سفر به اروپا و تمایل سفر ایرانی‌ها انتخاب شدند. امیدواریم سفر خوبی داشته باشید.

منبع

امروز چندمه ؟

دنیای امروز با دیروز کاملا متفاوته و به نحوی ساده تر شده؛ کوچک­ترین تا بزرگ­ترین مسائل تغییر کرده.

شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشه که تاریخ و روز از دستتون در رفته باشه و بخایید بدونید امروز چندمه یا به دنبال یک مناسبت به تاریخ شمسی، قمری با حتی میلادی بگردید، اما به تقویم روز دسترسی نداشته باشین.

این اتفاق چند روز قبل برای من رخ داد و نمیدونستم امروز چندمه  حتی نرم افزار تقویم ایرانی هم از تلفن همراهم پاک شده بود.

اما خوشبختانه به اینترنت دسترسی داشتم و خیلی راحت در گوگل، کلمه تاریخ امروز رو جست و جو کردم تا از تقویم­ آنلاین استفاده کنم و یکی از اولین سایت هایی که اومد رو باز کردم: سایت زمانها

این سایت واقعا جامع هست و علاوه بر اینکه میفهمی امروز چندمه  کار باهاش هم راحته و من تونستم تاریخ امروز مورد نظرم رو به راحتی پیدا کنم و مناسبت­های امروز و هر روزی رو ببینم. راستش رو بخواین هفته آینده تولد دخترم هستم و می­خواستم مطمئن شم که رحلت یا شهادتی براساس تقویم قمری نباشه تا مهمون­ها رو دعوت کنم.

در این سایت حتی تونستم به راحتی به اوقات شرعی و طلوع و غروب آفتاب دسترسی پیدا کنم.

امروز هم این سایت دوباره مشکلم رو حل کرد. امیدوارم خدا هیچ­کس رو از عزیزانش دور نکنه، بعد از چند سال می­خوام برم و پسرم رو ببینم، آخه خارج از کشور هست. به خاطر همین امروز رفتم که پاسپورت بگیرم. وقتی خواستم فرم رو پر کنم، دوباره به مشکلات تاریخی بر­خوردم و رفتم به سایت زمان ها و از تقویم فارسی استفاده کردم و خیلی راحت تاریخ امروز و  تاریخ های مورد نظر رو نوشتم و تاریخ تولدم رو از تقویم شمسی به میلادی تبدیل کردم و با تقویم میلادی موجود در این سایت می­تونم برای رفتنم برنامه­ریزی کنم.

تازه این سایت هر روز یک ویدئو جالب نشون می­ده که وقتم رو پر می­کنه و سرگرم می­شم .

یه نکته دیگه هم بگم: zamanha.com  حتی زمان تحویل سال به وقت ایران رو هم نشون می­ده و میتونین ببینین دقیقا چند ساعت تا لحظه تحویل سال باقی مونده از تاریخ امروز.

به هر حال از وقتی با این سایت آشنا شدم، تمام مشکلاتم حل شده و دیگه هیچ مشکلی از بابت تاریخ تو زندگیم ندارم.

zamanha مرسی که هستی. I love you

 

کلمات کلیدی: تاریخ امروز, تقویم, تقویم روز, تقویم فارسی, تقویم میلادی, تاریخ روز, تاریخ شمسی, تاریخ ایرانی, تاریخ, ساعت, تقویم شمسی, تقویم شمسی به میلادی, زمان ها, زمانها, zamanha ,zamanha.com مناسبت های امروز, تقویم آنلاین, تقویم شمسی, تقویم ایرانی, تبدیل تقویم شمسی به میلادی , میلادی, تاریخ قمری, تبدیل تاریخ, اوقات شرعی, اوقات, طلوع آفتاب, تحویل سال, زمان تحویل سال, تحویل سال به وقت ایران, امروز چندمه  , تماس با ما

کسب و کار اینترنتی – لوکساور

راهت رو گم کردی؟

چیزی گم کردی؟

یا یه حس پوچی داری؟

ولی به گذشته خودت نگاه نکن و بگی چرا من ؟ بلکه به پیش رویت نگاه کن و به خودت بگو چرا من نه ؟
همین الآن از خودت بپرس چرا من نه ؟

کسب و کار اینترنتی

همه ما ترس هایی داریم و از خیلی چیز ها می ترسیم، آیا واقعا من موفق خواهم شد ؟ راهی که پیش رو دارم راه درستی است ؟ آیا واقعا تاثیر مثبتی در زندگی مشتریانم دارم ؟

اما وقتی پای اهداف و رویاهایمان میاد وسط ترس فقط یکی از ۴ کلمه های دیگر است، نباید اجازه دهی ترس از اینکه چه اتفاقاتی ممکن است بیوفتد، تلاش های تو را متوقف سازد.

زندگی کوتاه است و هر هفته فقط هفت روز را دارد و هیچ روزش نمی تواند جای روز دیگر بیاید و ما برای رشد سریع، وقت زیادی برای تجربه کردن نداریم، پس باید از راه روش هایی استفاده کنیم که موفقیت ما را در راه اندازی کسب و کار اینترنتی تضمین کند ! نگران این موضوع نباش تمام راه روش ها را در اختیارتان قرار خواهم داد .

چند دقیقه وقتت را به من بده تا بگم چرا تا الآن موفق نشده ای !

حقیقت این است که امسال هم هزاران آدم معمولی دیگر کسب و کار اینترنتی شان را راه اندازی می کنند. اما در پایان سال فقط ۲ درصد از آنها موفق می شوند. مطمئنا این افراد پس از شکست های زیاد راه صحیح را پیدا کرده اند و یا از فردی که قبلا این راه را رفته است کمک گرفته اند !

می دانی چرا موفق نمی شوی ؟ چون تمام وقتت را مشغول کارهایی می کنی که هیچ سودی برای خودت و کسب و کارت ندارد و تنها زمان و پولت را هدر میدهی

کسب و کار اینترنتی

شاید شما نیز هم اکنون درگیر این مشکلات هستی و نتیجه ای نمی گیری و کار مهمی را فراموش کرده ای و آن چیزی نیست جز ” اعتماد سازی ” درست است قبول می کنم شاید در دید اول بسیار ساده بنظر برسد ولی تنها کاری است که با انجام دادنش می توانی در بین رقبا بهترین باشی. در این مقاله در مورد اعتماد سازی نیز توضیح داده خواهد شد .

ولی این ها مشکلات اصلی ما نیستند مشکل مهم این است که نمی توانیم ” بازار هدف “ مناسبی انتخاب کنیم، تقریبا تنها اشتباهی است که در قدم اول باعث می شود رویای کسب و کار چند میلیونی تان محقق نشود.

وقتی شما بازار هدف تان را عموم افراد قرار می دهی مجبور هستی محصولاتی را بسازی و بفروشی که قیمتش بسیار ناچیز و پایین باشد چون بازار هدفت توان خرید محصول گران را ندارد. شاید شما هم بازار هدفتان را این افراد قرار داده اید و به همین دلیل نیز نتیجه ای نگرفته و نخواهی گرفت میدانید چرا ؟

  • رقیبان بیشتر : در این لولی که کار می کنی قطعا رقیبان بسیار زیادی است که شاید زودتر از تو فعالیت شان را شروع کرده اند و تبلیغات عظیمی کرده اند، پس رقابت در این لول بسیار بالا است و تو نمی توانی به آسانی در سریعترین زمان به موفقیت های بیشتری برسی اگر هم برسی چون قیمت محصول ات پایین است سود زیاد نخواهی کرد و در آخر زخماتتان بی ثمر خواهد ماند .
  • نتیجه کمتر : با پایین بودن قیمت در این لول، نمی توانی محصول و خدماتی را ارائه کنی که مخاطبین کاملا نتیجه بگیرند و علاوه بر این موضوع مخاطبین نیز علاقه زیادی به عمل کردن به موارد گفته شده نخواهند داشت چون هزینه زیادی را نپرداخته اند.
  • انتظارات بیشتر : این نوع بازار هدف، همیشه دوست دارند با کمترین هزینه کلی نتیجه بگیرند و انتظارات بسیاز زیادی از فروشنده دارند.
  • درآمد کمتر : حتی  اگر در این لول موفق به فروش شده باشی ولی بعد از مدتی متوجه خواهید شد که به آزادی مالی و درآمد دلخواهت نرسیده ای.

پیشنهاد ما ۱۰۰ میلیون در ماه است، اما راه حل ما برای رسیدن به این درآمد در مدت زمان کم چیست ؟

کافیست برای رسیدن به این درآمد، بازار هدفت را عوض کنی! شاید ساده بنظر برسد اما مهم است به چی کسی محصولات و خدماتتان را ارائه کنی .

 کسب و کار اینترنتی

تنها کاری که باید انجام دهی این است که خدمات و فرصت های گران قیمتی بسازی و به بازار هدف ثروتمند و سرمایه دار ارائه کنی.

تصور کن قیمت محصولت ۵۰۰ هزار تومان باشد، هر ماه برای رسیدن به ۱۰۰ میلیون درآمد باید ۲۰۰ مشتری پیدا کنی که حاضر باشد محصول یا خدماتت را بخرد، مطمئنم می دانی کار آسانی نیست، اما تا کی می توانی این کار سخت را ادامه دهی ؟

مطئنا الآن که این مقاله را می خوانی، از این روش استفاده می کنی، اما الآن پیشنهادی را خواهم داد تا دیدت به کسب و کار های اینترنتی برای همیشه تغیر کند .

پیشنهاد ما این است هر سال فقط ۱۰۰ مشتری داشته باشی که در ازای محصول یا خدماتت ۳ میلیون پرداخت کند. به همین سادگی، راز موفق و گران ترین مشاور بودن همین است !

  • بدون رقیب : هنگامی که محصول گران قیمت و لوکس چند میلیونی می سازی دیکر رقبایی نخواهی داشت تا با آن ها رقابت کنی چون آنها در مردابی پر از رقیب قرار دارند، بنابر این سریعتر می توانی رشد کرده و مشتریانت را پیدا کنی ! و مهمتر از همه شما مشتریانتان را انتخاب خواهید کرد نه آنها .
  • نتیجه بیشتر : زمانی که محصول لوکس می سازید، تمام تلاشتان را برای موفقیت آنها می کنید، در نتیجه آنها نیز نتیجه بهتری خواهند گرفت چون هزینه خوبی را پرداخته کرده اند بیشتر به موارد گفته شده عمل می کنند .
  • فروش بیشتر : تصور کن از خدماتت استفاده کنند و به نتیجه برسند، شما در ذهن آنها به عنوان یک مشاور حرفه ای و کاربلد شناخته خواهی شد و در نتیجه شما را به افراد مشابه زیادی معرفی خواهند کرد که حاضرند بهای خدماتت را پرداخت کنند .
  • درآمد بیشتر : علاوه بر اینکه دیگر با مشتریان دردسر ساز کار نخواهی کرد، مطمئنا درآمدت چندین برابر خواهد شد .


مراحل راه اندازی امپراطوری آنلاین ( کسب و کار اینترنتی ) اگر این مراحل را قدم به قدم و به درستی انجام بدهی در کمتر از ۳ ماه می توانی به درآمد دلخواهت برسی

آموزش بازاریابی اینترنتی

  • قدم اول، انتخاب بازار هدف

در کسب و کار اینترنتی ما باید تمام وقتمان را صرف جذب افرادی بکنیم که توان خرید محصول ما را داشته باشند، پس باید باید شناخت کاملی نسبت به مخاطبین مان داشته باشیم.

اکثر افراد همیشه دوست دارند برای همه یک نوع خدمات بفروشند و می خواهند محصولات و خدمات شان را برای عموم بازار ارائه کنند. و این وقت تلف کردن است . اما افراد موفق و میلیونر بازاری را انتخاب می کنند که توان خرید محصولات شان را داشته باشند.

  • قدم دوم، طراحی و تولید خدمات لوکس

مهمترین بخش از کسب و کار طراحی و تولید محصولی است که واقعا همه خواهان آن باشند، باید خدمات شما به عنوان فرصت دیده شود، فرصتی که مخاطبین تان می تواند از وضعیت فعلیش به وضعیت ایده آل برسد.

تنها نکته ای که در ساخت خدمات و محصولات مهم است، این است که مشتریان تان نتیجه بگیرند! اگر نتواند نتیجه مناسب را نگیرند تقریبا شکست تان حتمیست .

تاریخ ثابت کرده است که بازاریابی روش مناسب و مداومی برای فروش نمی باشد !

در زمان قدیم که تکنیک های بازاریابی وجود نداشت، فروشندگان و افراد موفقی مانند ( David Ogilvy ) فعالیت داشتند و درآمدشان بسیار بالا بود

سوال اینجاست که روش آنها چه بود ؟

روش آن ها استفاده از علم تبلیغ نویسی بود ! آنها پیام قابل فهم و درست را در زمان مناسب برای مخاطبینان شان ارسال می کردند .

تمام روش های بازاریابی که می شناسیم در زمان قدیم وجود نداشتند اما با این حال، پدر تبلیغ نویسی دنیا ( David Ogilvy ) در آن زمان درآمد بیلیون دلاری کسب کرده بود .

هنگامی که از فروش و تبلیغات صحبت می کنیم، تنها مهارتی که می تواند شما را یاری کند تبلیغ نویسی می باشد.

کسب و کار اینترنتی

شاید برایتان سوال باشد تبلیغ نویسی در چه جاهای بدرد می خورد ؟

  • می توانید در صفحه محصول موجود سایت خودتان از تبلیغ نویسی استفاده کنید
  • می توانید در طراحی پوستر و بروشور های تبلیغاتی استفاده کنید
  • حتی در بیلبورد های تبلیغاتی که گاها فرصت دومی برای ارتباط با افراد وجود ندارد

کسب و کار اینترنتی

اولین کاری که تو را در تبلیغ نویسی به موفقیت می رساند چیست ؟

کلیدی و مهمترین کار در تبلیغ نویسی، شناخت بازار مخاطب هست، یعنی باید مخاطبینی را که قرار است تبلیغ شما را ببیند بشناسید و اطلاعات کامل آن ها را جمع آوری کنید، اطلاعاتی مانند:

  • مشکلاتی که در استفاده از محصولات مشابه دارند
  • بزرگترین ترس این مخاطبین چیست ؟
  • دوست دارند به چه نتیجه ای برسند ؟
  • ماندن در این وضعیت چقدر می تواند برایش هزینه ایجاد کند ؟

ادامه مطلب در سایت منبع 

چگونه به استراتژی دیگران در مذاکره پی ببریم : – فروش پایان نامه

 

 

چگونه به استراتژی دیگران پی ببریم :

استراتژی به معنی “ترکیبی از عواملی چون انواع تصورات  درونی، کیفیتهای حسی لازم و ترتیب این عوامل است که ما را به نتیجه معینی می رساند.” کلید موفقیت ما در کشف استراتژی دیگران این است که بدانیم افراد تمام اطلاعات لازم مربوط به استراتژی خود را بصورت کلمات، حرکات بدن حتی با حرکات چشم و ایما و اشاره به شما انتقال می دهند.قبل از اینکه بتوانید استراتژیهای دیگران را دریابید، لازم است که بدانید هریک از علائم، بازگو کننده چیست؟ دو راه برای یافتن درک صحیح از مردم و استراتژی آنها ذکر شده است :

  • نظر متعادلی نسبت به دیگران و خودتان پیدا کنید ضمن تماس با دیگران این نکته را مورد توجه قرار دهید که دیگران انسانهای مهمی هستند ولی به خاطر داشته باشید شما هم انسان با ارزش و مهمی هستید.·  نگرش عاقلانه ای نسبت به دیگران اتخاذ کنید  سعی کنید با دیدی عاقلانه به رفتار و کردار و نظریات دیگران، نگاه کنید. عده ای خواهان رشد شما هستند و عده ای ممکن است به شما حسد بورزند، آماده ضربه خوردن از طرف حسودان باشید.ترس از مردم ترس بزرگی است ولی راه غلبه بر آن این است که درک درستی از مردم داشته باشید و از آنها شناخت کافی پیدا کنید، ملاحظه خواهید کردکه واقعاً اینگونه نیست وخواهید توانست بر ترس خود از آنها غلبه کنید.امام صادق می فرمایند :” می خواهید بدانید دیگران نسبت به شما چگونه قضاوت می کنند به خود بنگردید که نسبت به آنها چگونه نگاه می کنید.”

 

ایجاد ارتباط موثر با دیگران :

 

ارتباط به معنای برخوردهای متفاوت با اشخاص متفاوت است،اما بعضی از مردم در این زمینه دچار گرفتاریهایی میشوند، علت اصلی گرفتاریهای آنها در برقراری ارتباط با یکدیگر،این است که هر کدام به شیوه خود با دیگران ارتباط برقرار میکنند.

“ارتباط موثر با دیگران، نیاز به خلاقیت دارد.”

هر یک از ما در هر لحظه در شرایط ادراکی ویژه ای به سر می بریم. اگر از شیوه مورد علاقه شخص مخاطب خود استفاده کنید و خود را در سطح دیگران قرار دهید و از زبان آنها برای انتقال نقطه نظرهای خود استفاده نمایید، او به اقدام و خواسته شما پاسخ مثبت خواهد داد و اغلب به نتیجه دلخواه مورد نظر خود یعنی ارتباط موثر خواهید رسید.در بحث ایجاد ارتباط و چگونگی برقراری آن، متقاعد نمودن دیگران، هنر بدست آوردن حمایت و همکاری افراد و فرآهم آوردن شرایطی که افراد بتوانند مطابق میل و خواسته شما رفتار کنند، عناصری اصلی و تعیین کننده هستند.

راه های ایجاد ارتباط موثر با اطرافیان :

ایجاد ارتباط از راه های مختلفی صورت می پذیرد. سه راه حل کلی عبارتند از :

الف)به حرفهای دیگران خوب گوش دهید

یکی از روشهای مهم در برقراری ارتباط موثر و درک بهتر مخاطب خود و ایجاد شرایطی که او نیز بتواند شما را بهتر درک کند، گوش دادن پویا است، که هنریست همپای سخن گفتن و کسی که بخوبی به صحبتهای دیگران گوش می سپارد می تواند رابطه خوبی با آنها برقرار کند. واژه” گوش دادن” توسط “کارل راجرز” در بررسیهای روانشناختی دهه های 1940 و 1950 مورد توجه قرار گرفت. “راجرز” به مهمترین مانع بر سر راه ایجاد ارتباط موثر اشاره می کند و در ضمن آن، درباره گرایش افراد به ارزیابی و داوری کردن در رابطه با نقطه نظرهای دیگران توضیح می دهد. او میگوید :

“ارتباط واقعی زمانی ایجاد می شود که به سخنان مخاطب خود به خوبی گوش فرادهیم، منظور این است که به گفته ها و طرز تلقی و نقطه نظر های مخاطب خود به گونه ای خاص گوش فرادهیم، متوجه گردیم او چه منظوری و چه احساسی دارد و به قالب فکری او در مورد حرفی که می زند دقیق شویم. درک همدلانه، روش بسیار موثری است که می تواند تغییرات فراوانی در شخصیت ایجاد کند” بنا براین گوش دادن موثر به مخاطب بدین معناست که بتوان مانند او دید، شنید و احساس کرد. در واقع این نوعی همگام شده و برقراری ارتباط مؤثر است.در رابطه با همگام شدن و همزبانی روحیه شما با مخاطبان، سرعت صحبت و حتی هم نفس شدن شما با آنها، ارتباط موثرتری ایجاد می کند و درک متقابل شما و او را به حداکثر می رساند. با همسان کردن روشهای ادراکی خود با مخاطبتان تضمین می کنید که شما و او در سطح مشابهی ارتباط برقرار می سازید.اما باید به این مساله توجه داشت که حتی اگر منظور و نیت مخاطب خود را به درستی درک کنید، ممکن است هنوز در بسیاری مواقع اشخاص از معنای پنهان در پس پرده سخن خود آگاه نباشند. از جمله راه های اطلاع از معانی پنهان و در پس پرده، استفاده از کلید “چرا” است، اما کلمه پرسشی “چرا؟” نیز می تواند مشکلاتی ایجاد کند. وقتی از ما می خواهند برای گفته یا رفتار خود دلیلی بیاوریم، از ما سوالی شبیه”چرا دیر کردی؟” یا “چرا آن کار رابموقع انجام ندادی؟” می شود.این طرز سوال کردن گاه در شخص مخاطب احساس تحقیر و یا جبهه گیری ایجاد میکند، بخصوص اگر با لحنی متهم کننده مطرح شود، داوری منفی را به مخاطب شماانتقال می دهد.راه دیگر برای اطلاع از معانی پنهان در پس سخنان دیگران،طرح کلمه سوالی “چه” است. این کلمه پرسشی و کلماتی چون چه کسی؟ کدام؟ کجا؟ اگر به شکل تهدید کننده ای مطرح نگردداغلب جواب های مشخصی فراهم میآورد.در کل باید به این نکته توجه داشت که سؤالاتی که با “چه؟” شروع می شوند، درمقایسه با جملاتی که با “چرا؟” شروع میشوند جواب مشخصتری به دست می دهد. طرح جملات سوالی با “چرا؟” اغلب منجر به تعمیم دادن یا گرفتن موضع تدافعی، میشود.

در انتها ضمن صحبت با مخاطب خود اقدامات زیر را انجام دهید:

¨      با آرامش خاطر و اطمینان بنشینید و نگاهتان را به چشمان مخاطب خود بدوزید.

¨      با دقتی وسواس گونه به حرفهایش گوش دهید.

¨      در صورت نیاز از او توضیح بخواهید، زیرا افراد خوششان می آید و این تصور ایجاد می شود که مطالبشان مهم بوده و شما به آن توجه دارید.

¨      اگر صلاح دانستید، درپایان صحبتهایتان با دیگران با صراحت اظهار نظر کنید و در صورت نیاز پیشنهاد داده ولی بیاد داشته باشید که اگر می خواهید پیشنهادی ارائه دهید، سعی کنید اصول و ضوابط لازم را در نظر بگیرید، پیشنهاد و طرحهایی که فقط موارد ایراد را در نظر می گیرند، پذیرفته نخواهند گردید.

 

ب ) چگونه سخن گفتن را بیاموزید

این موضوع که طرف صحبت شما چه کسی است، اهمیت ندارد مهم آن است که به هنگام گفتگو رفتار و گفتاری پسندیده داشته باشید تا به نتیجه دلخواه و مورد نظر دست یابیدو ارتباط مناسبی را با آنها برقرار سازید.

رعایت نکات زیر به شما در روند یک مذاکره سودمند یاری می رساند:

¨      در سخن گفتن شتاب نکنید.

¨      موضوع بحث و گفتگو را چندین بار قبلاً با خود با صدای بلند تکرار کنید تا هنگام ادای آنها دچار فراموشی یا لکنت زبان نشوید.

¨      جملات ساده، کوتاه و رسا بکار ببرید و شیوه خلاصه گویی را در پیش بگیرید.

¨      گفته های خویش را با اطمینان و اعتماد به نفس ادا کنید و انتظار نداشته باشید دیگران آنچه را که شما با شک و تردید بر زبان می آورید، باور کنند.

¨      اگر در حین مذاکره متوجه شدید که مخاطبتان مایل به صحبت کردن است به او مجال دهید افکارش را بروز دهد و اطلاعات و معلوماتش را برای شما بیان کند.

¨      در برابر ترشروترین و عبوس ترین اشخاص هرگز بشاشیت خود را از دست ندهید و هنگام گفتگو نیز تمام قوایتان را برای کسب کامیابی متمرکز سازید.

¨      در اکثر مذاکرات باید ابتدا بین طرفین، تمایل اولیه به صحبت کردن وجود داشته باشد. در این زمان است که میدان برای ارائه تفکر و تبادل اندیشه گسترده تر شده و در نتیجه امکان موفقیت بیشتر میشود.

¨      در سخن گفتن و مذاکره باید شیوه ای درست و مبتنی بر اندیشه ، دقت و حوصله و تعقیب اصولی مطالب، در پیش گرفت و گرنه موفقیت از آن ما نخواهد بود.

ج)    همگام شدن راهی برای ایجاد ارتباط موثر

یکی از قدیمیترین شیوه های ایجاد ارتباط موثر را “میلتون اریکسون” ارائه داده است، او مشهورترین پزشک متخصص هیپتونیزم بود و می توانست بر مقاوم ترین بیمارانی که سایر روان درمانگرها توان خواب کردن آنان را نداشتند غلبه کند. روش مورد استفاده ” اریکسون” را “همگام شدن” نامیده اند.در این مضمون برای همگام شدن با بیمار در موضع او قرار میگیرید و تا حدی که موافق هستید با او هم رای و همصدا میشوید. همگام شدن روش ویژه ای برای برقراری ارتباط موثر با اشخاص است. در این روش با جلب دوستی دیگران به آنان کمک می کنید.همگام شدن با دیگران روشهای مختلفی دارد. می توانید با روحیه، با زبان بدن و انگاره های سخن وری او(لحن صدا و بلندی و کوتاهی آن و کلمات و عبارات و تصاویری که شخص از آن استفاده می کند)و یا باورها و اعتقادات اشخاص همگام شوید. هرچه دامنه درک و رفتار شما وسیعتر باشد، ساده تر می توانید با انواع طرز رفتار دیگران و یا انواع تیپهای شخصیتی آنان کنار بیایید.

 

با روحیه دیگران همراه شوید

هر کس با هر روحیه ای خواهان معاشرت و همراهی است. درست به همان گونه که که اشخاص بیکار و ناباب، دوستانی هم طراز خود انتخاب می کنند،اشخاص مشتاق و بشاش هم می خواهند با اشخاصی مانند خود معاشرت کنند.درحالیکه بعضی ها وقتی صبح از خواب برمیخیزند کاملا مطیع و مقهور هستند، گروه دیگری، برعکس و نقطه مقابل گروه نخست هستند و وقتی از خواب برمی خیزند کاملا بیدار و گوش به زنگ هستند.دنیا لزوما به طور یکسان میان این دو گروه تقسیم نشده است. اما اگر روزی با چشمان کاملا باز سرکار بیایید و با همکار خود که هنوز خواب را در چشمان پف کرده اش احساس می کنید، روبرو شوید و باید با او ارتباط برقرار کنید، بهتر است لحن صدای خود را با روحیه او تطبیق دهید.به همین شکل اگر شخصیت خونسردی هستید توصیه می شود راهی برای نیرو دادن به خویشتن بیابید. بی حالی و رخوت شما احتمالا با روحیه کسی که می خواهد برق چشمان شما را ببیند مطابقت نمی کند. “ویلیام جیمز” در این مورد می گوید:”به نظر می رسد که عمل از احساس شما تبعیت می کند. اما در واقع عمل و احساس دست در دست هم دارند. می توانیم با تنظیم عمل که بیشتر تحت کنترل ماست به طور غیر مستقیم احساس رانیز منظم و کنترل کنیم.”او در ادامه مطلب می گوید:” بنابراین راه بشاش شدن این است که خندان بنشینید و با شور و شوق به اطراف خود نگاه کنید و طوری حرف بزنید و رفتار کنید که انگار کاملا بشاش هستید. اگر این طرز برخورد شما را شاداب نکرد، هیچ عامل دیگری نمی تواند چنین کاری کند و به عبارت دیگر اگر احساس خمودگی می کنید، خود را بشاش نشان دهید، دیری نمیگذرد که احساس بشاش بودن میکنید.”اشخاص کسانی را دوست دارند که مانند خود آنها باشند. اگر شما پرحرارت باشید و بخواهید روی کسی که به مراتب از ذوق و شوق کمتری برخوردار است اثر بگذارید، باید از روشهای همگام شدن استفاده کنید. در این مورد زمانی را انتخاب کنید که که فرد مخاطبتان در وضعیت روحی و جسمی مناسبی قرار داشته باشدو در غیر اینصورت ممکن است نقطه نظر شما با مقاومت شدیدی روبرو شود که البته به معنای ضعیف بودن نقطه نظر شما نیست، بلکه ناراحتی مخاطب شما می تواند باعث بروز این مساله شده باشد.اهمیت همگام شدن را می توان اینگونه تعریف کرد:”وقتی شما با کسی همگام می شوید در واقع به او می گویی، من مثل تو هستم و می توانی روی من حساب کنی.”

همگام شدن راهی برای ایجاد اعتماد و اطمینان در طرف مقابل است. البته راه های دیگری نیز برای کسب اعتبار و جلب نظر موافق مخاطب وجود دارد، از جمله می توان به استفاده از زبان و کلام مناسب اشاره کرد.

همگام شدن روش فوق العاده مفیدی بوده که در مورد هر رویارویی و گفت و گویی مصداق دارد.همگام شدن با روحیه یا رفتار دیگران همیشه ساده نیست. اما دست کم می توانید در حد رفتار دیگران ظاهر شوید. پدیده ای که با آن روبرو هستیم این است که وقتی با کسی همگام می شوید، در قدم بعدی، او همگام با شما شده است. یکی از بهترین راه های تغییر رفتار دیگران این است که ابتدا خود را با یک یا جند جنبه از رفتار او همگام نمایید وبعد خود را تغییر دهید. اگر شما شخصیت غیرقابل انعطافی برای خود برنامه ریزی کرده باشید، از انعطاف لازم برای اینکه در سطح دیگران ظاهر شوید برخوردار نخواهید بود. اما اگر دامنه روحیه شما از مخاطبتان متغیرتر و انطباق پذیرتر باشد، نه تنها می توانید خود را در سطح او قرار دهید و رابطه مؤثر ایجاد کنید، بلکه می توانید آنها را در جهتی جدید که مورد نظر شماست به حرکت درآورید. اگر در سطح دیگران ظاهر شوید آنها براساس راهنمایی و هدایت شما حرکت خواهند کرد.

 

بفهمیم که دیگران چگونه می فهمند

 

افراد مختلف اطلاعات را به شیوه های مختلف پردازش می کنند، طرز این پردازش در برقراری ارتباط نقش مهمی دارد. البته ارتباط در اینجا به معنای برخوردهای متفاوت با اشخاص متفاوت است. در این زمینه، هر یک از افراد باید طوری با یکدیگر ارتباط برقرار کنند که مخاطبشان بتواند آن را درک کند، زیرا هر انسانی در هر لحظه در شرایط ادراکی ویژه ای بسر می برد. در این زمینه “رابرت سومر”پروفسر روانشناس می گوید:” اشخاص تصویری از دنیای احساسی متفاوتی در مقایسه با دیگران دارند.” حال، برای اینکه منظور خود را به دیگران منتقل کنید، ابتدا باید بفهمید که آنها چگونه می فهمند و یا دستکم برای درک کردن چه کوششی به خرج می دهند. وقتی بدانید دیگران اطلاعات را چگونه پردازش می کنند، می توانید اطلاعات خود را به گونه ای انتقال دهید که با درک آنها همخوانی داشته باشد. همچنین باید بدانید که افراد شیوه ارتباطشان چگونه است و ادراک آنها از چه راهی صورت می پذیرد. زیرا افراد و مخاطبانی که با آنها در ارتباط هستیم دارای شیوه های ارتباطی  و ادراکی متفاوتی هستند، که اگر از آنها اطلاع داشته باشیم، مطمئنا در برقراری ارتباط با آنها، فهم و درک آنها و گفته هایشان در وضعیت بهتری قرار خواهیم گرفت و امکان بیشتری برای موفقیت نفوذ در آنها به وجود خواهد آمد. بر همین اساس انسانها را به دسته های زیر تقسیم کرده ایم:

الف- اشخاص پدیداری(تصویری)

این افراد دنیای روانی خود را بر اساس تصاویر و فضاسازی تنظیم می نمایند. این افراد فضا را دوست دارند و دوست داراند که با شما ارتباط نزدیکتری داشته باشند و بیشتر تعامل شخصی را دوست دارند. این افراد از واژه هایی مانند من تصور میکنم، فضای اجتماعی اینگونه به نظر می رسد و… استفاده کرده و اغلب در انتهای جلسات مینشینند.

 

ب- اشخاص احساسی(همجواری)

دنیای روانی خود را با احساسهای درونی و بیرونی ترسیم می کنند و واژه های احساسی مانند دوست دارم، احساس می کنم و… بیشتر استفاده می کنند. از نظر ارتباط خیلی به شما نزدیک می شوند هرچند که ممکن است فکر شود حالت تهاجمی دارند و بیشتر میز و صندلی خود را نزدیک به شما می گذارند و در جلوی جلسات می نشینند.

ج- اشخاص شنیداری(صوتی)

این افراد دنیای روانی خود را با صداها دارند.آنها به چشمان مخاطب خود نگاه نمی کنند و گوش خود را میزان کرده اند. ضمن مکالمه یا ارائه یک مطلب ممکن است به نقطه دیگری نگاه کنند، زیرا آنان با گوش فرا دادن سعی به گرفتن مطالب مینمایند. قصد بی ادبی و بی اعتنایی ندارند و سعی میکنند آنچه گفته می شود را بفهمند. این افراد بجای خوب فهمیدی میگویند خوب شنیدی و از زیر و بم صدا خوششان می آید.

د- اشخاص ارقامی(زبانی)

این گروه ترکیبی از سه دسته پیشین هستند. آنان قبل از اینکه بتوانند دنیای روانی خود را ترسیم کنند، مجبورند دریافتهای خام حسی را به یک زبان خاص، از طریق کلمات، اعداد یا علایم کامپیوتری منتقل نمایند. آنها دوست دارند اطلاعات مکتوب و به سبک منطقی به آنان ارائه شود، واژه ها باید تعریف شده باشند و از نظر املائی، علایم نقطه گذاری، دستوری، حواشی و صفحه بندی درست باشد و همچنین عناوین، پاراگرافها و فواصل کوتاه را در نگارش دوست دارند. برای جلب توجه آنها کافیست بخشهایی از پیام بصورت 1- 2- 3 و یا الف- ب- ج تنظیم شود.

 

چگونه شرایطی فراهم آوریم که دیگران ما را درک کنند

 

وقتی از شیوهء مورد علاقه شخص مخاطب خود و اطرافیان استفاده می کنید، آنها به اقدام و خواستهء شما پاسخ مثبت میدهند. ممکن است مجبور باشید که کمی بیشتر تلاش کنید، این تلاشی ارزشمند است که به اجرا و انجام آن می ارزد، زیرا در وقت و نیروی آینده شما صرفه جویی می کند . شخص مخاطب شماو اطرافیانتان نیز از اقدامی که کرده اید استقبال خواهند کرد زیرا می فهمند که برای تماس با شما از چه شیوهای باید استفاده کنند تا آنها را به نتیجه دلخواهشان برساند. یکی از بهترین راه های کسب اطلاع در این زمینه که مخاطب شما چه روشی را می پسندد این است که از او مستقیما سوال کنید و نظرش را جویا شوید در مواقعی که اطلاع یافتن از روش برقراری ارتباط با اطرافیان و مخاطبان دشوار به نظر می رسد، بهتر است از روش آزمایش و خطا استفاده کنید. به عبارت دیگر اگر ندانید که آنها از میان انواع شخصیتهای ارتباطی دیداری ،شنیداری،احساسی، ارقامی کدام را بیشتر می پسندند، می توانید در فواصل صحبتها با او گاهی لحظه ای مکث کنید و از او بپرسید : ( آیا این نقطه نظر را قبول دارید؟)،(آیا می توانید خود را ببینید که به این روش کار میکنید؟) یا ( این مطلب به نظرتان چگونه است؟)،….

اگر نتوانید پاسخ مورد نظرتان را دریافت کنید به روش دیگری متوسل شوید. مثلا از روش دیداری به روش شنیداری روی آورید و اگر روش شنیداری خواسته شما را برآورده نساخت ، از روش احساسی استفاده کنید.یکی از اشتباهات رایجی که اشخاص مرتکب می شوند این است که وقتی از مخاطب خود جواب مساعد نمی گیرد، فورا فرض را بر این می گذارند که روش مورد استفاده آنان مناسب  نبوده، حال آنکه در واقع ممکن است روش مورد استفاده آنان مناسب بوده باشد و خود آنان نتوانسته اند به شکل مناسب و حساب شده از روش مورد اشاره استفاده کنند. در واقع تقصیر از خود شخص است که نمی تواند با مخاطب خود ارتباط سازنده و مؤثر برقرار کند. با داشتن انعطاف در سبک رفتاری می توانیم از یک شیوه ادراکی به شیوه دیگر روی آوریم، می توانیم به اشخاص بیشتری دسترسی پیدا کنیم و آنان نیز به نحو بهتری از خواسته های ما آگاه می شوند. این کار به ما امکان می دهد که همکاری و حمایت آنان را جلب کنیم.

 

مردم را دوست داشته باشید

موفقیت هر شخصی به حمایت دیگران بستگی دارد پس مردم را دوست داشته باشید تا شما را دوست داشته باشند و از شما حمایت کنند. شما در انجام کارهایتان به حمایت و پشتیبانی آنها نیاز دارید، زیرا برخی از کارها فقط با همکاری دیگران امکانپذیر خواهد بود. ولی در این مورد همواره به یاد داشته باشید که با چه کسانی ارتباط دارید و چه کسانی از شما حمایت می کنند.هنر شناخت و ارتباط با افراد با تملق ها و چاپلوسیهای رایج بسیار متفاوت می با شد. برخی سعی دارند با تملق به اهداف خود دست یابند. تملق یقینا تباه کننده هر رابطه مپبت است. همکاری با دیگران مستلزم شناختی عمیق از شخصیت آنهاست واز این طریق است که به اطلاعاتی دست می یابیدو در مذاکرات و مباحثات به کارتان خواهد آمد.

رعایت نکات زیر از شما مصاحبی صدیق و مطلع می سازد:

  • سعی کنید روحیه اطرافیان خود را خوب بشناسید.
  • با آگاهی از قلق ها وشیوه های مورد پسند مخاطب خود، هیچگاه درایجاد ارتباط و گفتگو با او، درگیر نخواهید شد.
  • برای ایجاد رابطه ای سالم با طرف مخاطب هرگز از حربه تهدید و گوشه و کنایه استفاده نکنید، بهترین راه نرمش، حوصله و دقت در طرز فکر طرف مقابل است.

اصول زیر را بکار گیرید زیرا باعث می شود مورد حمایت قرار گرفته و شما را آسان تر به اوج موفقیت برسانند:

  • سعی کنید اسامی افراد را به خاطر بسپارید. این نشان می دهد به آنها اهمیت می دهید.
  • فرد راحتی باشید تا هیچکس در معاشرت با شما احساس ناراحتی و اجبار نکند.
  • این اعتقاد را در خودتان تقویت کنید که ” هرچه پیش آید، خوش آید” در اینصورت هیچ چیز نمی تواند آرامشتان را بهم بزند. این به شما کمک می کند که برای مقابله با هر موقعیتی همواره آماده باشید.
  • خودپرست نباشید و بیهوده تظاهر نکنید که به همه چیز آگاهی دارید، به یادداشته باشید عالمان متواضع ترند.
  • خصوصیاتی را در خودتان پرورش بدهید که جالب توجه باشد و مردم در معاشرت با شما به برداشتهای ارزشمندی برسند.
  • شخصیت خودتان را زیر ذره بین ببرید، تا بتوانید عوامل ” ناهنجار” را از آن خارج کنید. زیرا هممین عوامل ناهنجار منفی هستند که باعث دور شدن دیگران از اطراف ما می شوند.
  • صمیمانه وباروحیه سعی کنیدخودتان را ازشر سوء تفاهم ها خلاص کرده وگلایه ها را از ذهنتان بیرون کنید.
  • آنقدر دوست داشتن افراد را تمرین کنید که این کار به صورت یک عادت ثانویه در شما درآید.
  • همیشه از فرصتهایی که برای تیریک گفتن یا احساس همدردی در غم، اندوه و ناکامیهای افراد پیش می آید استفاده کنید. و سعی کنید این کار را در همان زمان خودش انجام دهید و به آینده موکول نکنید.
  • به مردم قدرت روحی بدهید تا محبت بی ریایشان را نصیبتان کنند.

به کار بردن بعضی عبارات، در دیگران ایجاد مقاومت می کند و سبب از دست دادن حمایت دیگران می شود. سه عبارت است که در هنگام محاوره و ایجاد ارتباط با دیگران می توان به کار برد، بطوریکه هم احترام طرف مقابل را حفظ کنید و هم مطلب خود را منتقل سازید:

  • با شما موافقم
  • نظر شما را تحسین می کنم
  • به عقیده شما احترام می گذارم

برداشت و باور:

اغلب مسائل ارتباطی ریشه در برداشت مردم از واقعیتها دارد، هرکسی دنیا را به زعم خود معنی میکند و برداشتها و استنباطهای ما می توانند منجر به “تضاد شخصیت” و یا “فروپاشی ارتباط ” شوند. حل و فصل مسائل استنباطی دشوار است، زیرا همه معتقدند که دنیا به همان شکلی است که آنها استنباط می کنند و در واقع این اشخاص می گویند “اگر با من مخالفت کنی، خود به خود در اشتباهی زیرا تردید ندارم که حق با من است”، اگر افراد بدانند که مشکل اصلی در ارتباط برداشت آنها از واقعیتهاست، اغلب مشکلات ارتباطی حل و فصل می شوند.

نگرشها و رفتارها :

 برای ایجاد ارتباط بهتر به نگرشهای ویژه ای احتیاج داریم.

نگرشها :

  • به تو ایمان دارم، صمیمیت تو را مورد تردید قرار نمی دهم.
  • به روابطمان بها می دهم و می خواهم اختلافاتمان را بر طرف کنم.
  • من حرف حساب را می پذیرم و به راحتی تغییر می کنم.

رفتارها :

  • گوش کنید تا بفهمید.
  • حرف بزنید تا شما را بفهمند.
  • از موارد مورد توافق شروع کنید و به تدریج به موارد مورد اختلاف بروید.

وقتی این سه نگرش در شما ایجاد شد، تقریباً تمام مسائل استنباطی را می توانید حل کنید. وقتی فردی این موضوع را درک کند طرز سخنش را تغییر می دهد به جای اینکه بگوید “همانطور است که من میگویم”می گوید : “من چنین نظری دارم” به جای “من درست می گویم” می گوید : “به نظر من…” یا به “اعتقاد من…” یا ” آنطور که من استنباط می کنم…” وقتی این چنین با دیگران برخورد می کنیم در واقع به آنها می گوییم” تو هم مهم هستی و حق داری احساسات و نظراتت را مطرح کنی.” وقتی دیگران در مورد ما قضاوت می کنند یا نظر دیگری دارند، می توانیم به آنها بگوییم ” شما طور دیگری به مساله نگاه می کنید مایلم بدانم شما چه استنباطی دارید”.زمانیکه با نظر کسی مخالفیم به جای گفتن “من درست می گویم و تو در اشتباهی” می توانیم بگوییم “من طور دیگری فکر میکنم. بگذار نظرم را با تو در میان بگذارم.”

کلمات و مناسبات :

بعد مهم در برقراری ارتباط، رابطه است. بسیاری از مشکلات از ارتباط ناشی می شود. وقتی روابط خوب نیست باید مراقب کلماتی باشیم که به کار می بریم در غیر اینصورت ممکن است سوء تفاهم ایجاد شود. وقتی روابط خوب نیست طبیعتاً افراد به هم سوء ظن پیدا می کنند و اعتمادشان را به یکدیگر از دست می دهند و به جای توجه به نیت و منظور گوینده به عبارات او استناد می کنند و حرفهایشان را به حساب توهین می گذارند.

از سوی دیگر وقتی روابط هماهنگ باشد، حتی بدون کلمه هم می توانیم ارتباط برقرار کنیم وقتی اعتماد و احساس خوبی جاری باشد نیازی نیست مراقب کلاممان باشیم.می توانیم در صورت تمایل لبخند بزنیم یا نزنیم و با این حال منظورمان را مخابره کنیم و به تفاهم برسیم. وقتی روابط حسنه نیست حتی یک فصل کلمه برای مخابره پیام کافی نیست زیرا معانی را نمیتوان در کلمات یافت، معانی در اشخاص هستند.

نکته مهم در ارتباط موثر رابطه شخص با شخص است، به محض اینکه با کسی اینگونه ارتباط برقرار میکنیم در یکدیگر اعتماد و اطمینان به وجود می آوریم. در همین زمینه ببینید که ملاقات خصوصی مدیران با کارکنان و صحبت خصوصی با یک مشتری یا موکل تا چه اندازه اهمیت دارد.

نقشه و قلمرو :

ایجاد روابط هماهنگ و رسیدن به تفاهم متقابل می تواند دشوار باشد، همه ما در دو دنیا زندگی میکنیم. یکی دنیای خصوصی ذهنی که در سر ماست و دیگری دنیای عینی که بیرون از ما قرار دارد. میتوانیم اولی را نقشه های شخصی و دومی را قلمرو در نظر بگیریم.

هیچ کس نقشه صد در صد کامل و بی کم و کاستی از قلمرو و یا دنیای عینی و حقیقی ندارد، هر ا ز گاهی تجاربی پیدا می کنیم که استنباط یا نقشه ذهنی ما از قلمرو یا از جهان عینی را تغییر می دهد. وقتی این اتفاق می افتد، رفتارمان تغییر میکند و استنباط جدیدی پیدا می کنیم. در واقع سریع ترین راه تغییر رفتار یک شخص این است که نقشه یا قالبهای استنباطی او را تغییر دهیم و این کار میسر نیست مگر اینکه به آن شخص نقش یا مسئولیت جدیدی واگذار کنیم ویا او رادر موقعیت متفاوتی قرار دهیم.

مهارت و امنیت :

مهارتهای ارتباطی شبیه یک کوه یخ شناور هستند، بخش کوچکی از کوه یخ شناور که از آب بیرون آمده سطح مهارت ارتباط است. توده عظیم کوه یخ که پنهان از دید ماست سطح عمیق تری را در بر گرفته است می توانیم این سطح را مبنای امنیت شخصی در نظر بگیریم، برای اینکه بهبود بلند مدت معنی داری در توانایی برقراری ارتباط خود ایجاد کنیم باید به دو سطح مهارت و امنیت توجه داشته باشیم.ارتباط موثر مستلزم مهارت است، برای بهبود مهارتهای میان فردی باید تمرین کرد و احتیاج به صرف وقت دارد ولی متاسفانه بعضی ها اصلاً علاقه ای به آموختن مهارتهای جدید ندارند و نمی خواهند در مقام بهبود مهارتهای همدلانه باشند.گوش فرادادن با تمام وجود به گفته دیگران به امنیت خاطر بسیار زیادی احتیاج دارد، آسیب پذیریهای انسان را بروز میدهد. ممکن است تغییر کنیم و اگر در اعماق وجود خود احساس عدم امنیت کنیم جرات تغییر یافتن را به خود نخواهیم داد و خیلیها از دور نمای تغییر وحشت دارند. اگر در اثر گوش دادن همدلانه تغییر کنیم و یا تحت تاثیر قرار بگیریم باید بتوانیم بگوئیم که : “اشکالی ندارد، تفاوت چندانی ایجاد نمی کند.” زیرا اعماق وجود ما بدون تغییر باقی مانده است. در اعماق وجود ما مجموعه ارزشها و احساساتی وجود دارند که خویشتن حقیقی ما را نشان می دهد.احساس ارزشمندی که مستقل از رفتار دیگران با ماست این خویشتن مخدوش نشدنی هویت واقعی ماست.

منطق و احساس :

ارتباط موثر ایجاب می کند که به زبان منطق و احساس صحبت کنیم، زبان منطق و زبان احساس دو زبان متفاوت هستند و در این میان زبان احساس و عاطفه بسیار قدرتمندتر و انگیزه بخش تر است. به همین دلیل است که می گوییم باید با تمام وجود یعنی ابتدا با چشمان و با دل گوش کنیم و بعد از گوشهایمان برای شنیدن استفاده نماییم.

برای ابراز موثر نقطه نظر خود باید نظرات دیگران را درک کرد.

همدردی و همدلی :

توجه با تمام وجود ، حضور داشتن کامل، خود را به جای دیگران گذاشتن و از دریچه چشم آنان نگاه کردن مستلزم شجاعت، شکیبایی و احساس امنیت خاطر است، به معنای آمادگی برای یادگرفتن و تغییر کردن است، به معنای رفتن به اذهان و دلهای دیگران به منظور نگاه کردن از زاویه دید آنان است. بدین معنانیست که احساس آنها را داشته باشید،این همدردی است. بلکه منظور این است که احساس آنها را درک کنید و ببینید که چگونه به دنیا نظر می کنند، این همدلی است. همدلی شما را پذیرا، باز و گشوده نگاه می دارد، دیگران احساس می کنند که چیزی می آموزید. به این نتیجه می رسند که نفوذ پذیر هستید. برای نفوذ بر دیگران ، آنها ابتدا باید به این نتیجه برسند که میتوانند روی شما نفوذ کنند.وقتی گوش دادن را می آموزیم و برای فهمیدن تلاش می کنیم ، درباره ارتباط به درک تازه ای می رسیم. به این نتیجه می رسیم که استفاده از ذهن برای غلبه بر دل تلاشی بیهوده است. به این نتیجه می رسیم که که با دو زبان روبرو هستیم، یکی زبان منطق و دیگری زبان احساس و اینکه اشخاص بیش از آن مقدار که فکر می کنند از روی احساس خود حرف می زنند، به این نتیجه می رسیم اگر میان اشخاص احساس خوبی وجود نداشته باشد، تحت تاثیر موانع احساسی نمی توانند به زبان منطق با هم حرف بزنند. ارتباط موضوعی مربوط به اعتماد کردن به دیگران و پذیرفتن آنهاست و پذیرفتن عقاید و احساسات آنهاست. پذیرفتن این حقیقت است که آنها متفاوت از دیگران هستند و اینکه خود را بر حق می دانند.

 

ارتباط چشمی با دختر یا پسر (با جنس مخالف)
ارتباط چشمی با دختر یا پسر (منظور این که اگر جنس مخالف ما باشند) به دلیل حجب و حیا ممکنه که کمی کمتر از حالت معمول باشه و بخاطر موذب بودن یکی از طرفین یا دو طرف ارتباط چشمی به میزان خیلی کمتری ایجاد بشه.
دلیل این موضوع کاملا مشخص است و در اینجا معمولا افراد متوجه می شوند که بخاطر حجب و حیا چشم ها از هم دیگر دزدیده می شود و دلیلش بی احترامی نیست.
احتمالا همانطور که می دانید اگر کسی نگاهش را از ما بدزدد یا در طول گفتگو به ما نگاه نکند یک نوع بی احترامی تلقی می شود، اما در ارتباط چشمی با دختر یا پسر، همانطور که خدمتتان بیان کردم، این موضوع کاملا توجیح دارد و قابل قبول است.
بنابراین اگر شخصی از جنس مخالف ما، با ما ارتباط چشمی موثری برقرار نکرد دلیلش بی احترامی نیست (البته در خیلی از مواقع ما خودمان متوجه این موضوع می شویم.)

توجه به حالت صورت و چشم ها
در زمانی که با دیگران ارتباط چشمی برقرار می کنیم می بایست حواسمان به حالات صورت و چشم هایمان باشد تا از نوع نگاه ما برداشت اشتباه انجام نگیرد.
همانطور که می دانید چشم های افراد هم با ما صحبت می کنند و البته برعکس هم صادق هست.
بنابراین می بایست حواسمان به نوع نگاهمان باشد.
چگونه ارتباط چشمی خود را تقویت کنیم
برای تقویت ارتباط چشمی موثر می بایست یکسری تمرینات را انجام دهیم که در زمان گفتگو های واقعی بتوانیم یک ارتباط چشمی موثر و خوبی را با دیگران برقرار کنیم.
در ادامه دو مورد از قدرتمندترین تمرینات را که می توانیم در منزل برای تقویت ارتباط چشمی خودمان انجام دهیم خدمتتان معرفی می کنم.

تمرین نگاه کردن به اجسام
در این تمرین می توانیم از اجسام کمک بگیریم و فرض کنیم که آن اجسام مانند یک شخص هستند و به آنها نگاه می کنیم.
برای مثال می توانیم چندین نمکدان را با فاصله روی میز قرار دهیم و تصور کنیم که آنها چشم هستند و سعی کنیم که به تمام این نمکدان ها نگاه کنیم و با آنها ارتباط چشمی موثر برقرار کنیم.
شاگردی داشتم که از برقراری ارتباط چشمی با مردان خیلی موذب می شد، پیشنهاد دادم که بر روی سی دی عکس سیبیل بکشد و تصور کند که آن سی دی ها مرد هستند و باید تلاش کند که با آنها ارتباط چشمی موثری برقرار کند.
این تمرین را مدتی انجام داد و بعد از حدود یکی دو هفته این مسئله برایش حل شد و توانست به راحتی با مردانی که به عنوان ارباب رجوع در محل کارش حضور پیدا می کند و یا در جلساتی که شرکت می کند ارتباط چشمی خوب و موثری برقرار کند و در یک کلام اینکه توانست ارتباط چشمی خودش را با دیگران تقویت کند.

تمرین نگاه کردن به عکس ها
ما علاوه بر استفاده از اجسام می توانیم از عکس های بریده شده مجلات یا پوسترها هم استفاده کنیم.
به این صورت که می توانیم آن عکس های بریده شده را روی دیوار یا صندلی بچسبانیم و سعی کنیم که در هنگام صحبت کردن با تمام آنها ارتباط چشمی خوب و موثری برقرار کنیم.
استفاده از این دو تکنیک می تواند نتیجه فوق العاده ای را داشته باشد و برای تقویت ارتباط چشمی می توانیم از این موارد استفاده کنیم.

یادگیری نکته های فن بیان ،آداب معاشرت،سخنرانی و مهارت های ارتباطی

 

افراد مختلف اطلاعات را به شیوه های مختلف پردازش می کنند، طرز این پردازش در برقراری ارتباط نقش مهمی دارد. البته ارتباط در اینجا به معنای برخوردهای متفاوت با اشخاص متفاوت است. در این زمینه، هر یک از افراد باید طوری با یکدیگر ارتباط برقرار کنند که مخاطبشان بتواند آن را درک کند، زیرا هر انسانی در هر لحظه در شرایط ادراکی ویژه ای بسر می برد. در این زمینه “رابرت سومر”پروفسر روانشناس می گوید:” اشخاص تصویری از دنیای احساسی متفاوتی در مقایسه با دیگران دارند.” حال، برای اینکه منظور خود را به دیگران منتقل کنید، ابتدا باید بفهمید که آنها چگونه می فهمند و یا دستکم برای درک کردن چه کوششی به خرج می دهند. وقتی بدانید دیگران اطلاعات را چگونه پردازش می کنند، می توانید اطلاعات خود را به گونه ای انتقال دهید که با درک آنها همخوانی داشته باشد. همچنین باید بدانید که افراد شیوه ارتباطشان چگونه است و ادراک آنها از چه راهی صورت می پذیرد. زیرا افراد و مخاطبانی که با آنها در ارتباط هستیم دارای شیوه های ارتباطی  و ادراکی متفاوتی هستند، که اگر از آنها اطلاع داشته باشیم، مطمئنا در برقراری ارتباط با آنها، فهم و درک آنها و گفته هایشان در وضعیت بهتری قرار خواهیم گرفت و امکان بیشتری برای موفقیت نفوذ در آنها به وجود خواهد آمد. بر همین اساس انسانها را به دسته های زیر تقسیم کرده ایم:

الف- اشخاص پدیداری(تصویری)

این افراد دنیای روانی خود را بر اساس تصاویر و فضاسازی تنظیم می نمایند. این افراد فضا را دوست دارند و دوست داراند که با شما ارتباط نزدیکتری داشته باشند و بیشتر تعامل شخصی را دوست دارند. این افراد از واژه هایی مانند من تصور میکنم، فضای اجتماعی اینگونه به نظر می رسد و… استفاده کرده و اغلب در انتهای جلسات مینشینند.

ب- اشخاص احساسی(همجواری)

دنیای روانی خود را با احساسهای درونی و بیرونی ترسیم می کنند و واژه های احساسی مانند دوست دارم، احساس می کنم و… بیشتر استفاده می کنند. از نظر ارتباط خیلی به شما نزدیک می شوند هرچند که ممکن است فکر شود حالت تهاجمی دارند و بیشتر میز و صندلی خود را نزدیک به شما می گذارند و در جلوی جلسات می نشینند.

ج- اشخاص شنیداری(صوتی)

این افراد دنیای روانی خود را با صداها دارند.آنها به چشمان مخاطب خود نگاه نمی کنند و گوش خود را میزان کرده اند. ضمن مکالمه یا ارائه یک مطلب ممکن است به نقطه دیگری نگاه کنند، زیرا آنان با گوش فرا دادن سعی به گرفتن مطالب مینمایند. قصد بی ادبی و بی اعتنایی ندارند و سعی میکنند آنچه گفته می شود را بفهمند. این افراد بجای خوب فهمیدی میگویند خوب شنیدی و از زیر و بم صدا خوششان می آید.

آداب معاشرت صحبت با تلفن

مطالب جامع تر و کاملتر درباره آموزش سخنرانی ، فن بیان و مهارتهای ارتباطی در سایت احمد انصاری : www.ahmadansari.com

آداب معاشرت صحبت با تلفن هم مثل دیگر آداب معاشرت ها جزو جدایی ناپذیر از زندگی ما محسوب می شود و اگر ندانیم که چطور با تلفن صحبت کنیم و یکسری از آداب مکالمه با تلفن را ندانیم به احتمال زیاد دیگران روی ما حسابی باز نخواهند کرد و یا شاید هم از ما دوری کنند و تمایلی به برقراری ارتباط با ما را نداشته باشند.
من امیر مصطفی، مدرس فن بیان، سخنرانی و مذاکره هستم و قصد دارم مهم ترین باید ها و نباید های آداب معاشرت تلفن را در ادامه با شما به اشتراک بگذارم.

خاموش کردن تلفن همراه
در مکان هایی مثل، سینما، تئاتر، کتابخانه، کلاس یا هر جای شبیه به این ها بهتر است که ما گوشی تلفن همراه خودمان را خاموش کنیم و یا اگر آن را خاموش نمی کنیم می توانیم حداقل آن را در حالت بی صدا قرار دهیم.
تصور کنید برای دیدن یک فیلم به سینما رفته اید و دقیقا در نقطه حساس فیلم صدای گوشی بغل دستی یا نفر جلویی تان به صدا در می آید و بدتر از آن، آن شخص شروع به صحبت کردن می کند.

این نوع کارها جزو آن نباید ها در آداب معاشرت برای استفاده از تلفن همراه است.
بنابراین در یکسری از مکان های عمومی بهتر است گوشی خودمان را خاموش و یا در حالت بی صدا قرار دهیم تا موجب آزار دیگران نشویم.

پچ پچ کردن با تلفن در وسط کلاس یا جلسه کاری
این مورد هم جزو آن دسته از کارهایی است که نباید در آداب معاشرت تلفن انجام شود.
من خودم به عنوان یک مدرس زیاد روی این مورد حساس نیستم و خیلی تاکید داشته باشم افرادی که سر کلاس من حضور پیدا می کنند حتما باید تلفن همراه خودشان را خاموش کنند یا در حالت بی صدا قرار دهند.
حتی هیچ مسئله ای هم با جواب دادن تلفن در سر کلاس از سمت شاگردانم ندارم.
اما هر فردی با انجام دادن یا ندادن یکسری از کارها است که شخصیت خودش را به نمایش می گذارد، بنابراین آن فرد با انجام این کار شخصیت خودش را در بین دیگران پایین می آورد.
به هرحال اشخاصی که در کلاس یا در جلسه حضور دارند اصلا تمایلی به شنیدن پچ پچ های ما با تلفن را ندارند.
متاسفانه خیلی از افراد تصور می کنند که وقتی پچ پچ وار با تلفن صحبت کنند هیچ کس صحبت هایش را نمی شنوند.
ولی اتفاقا ۸۰ درصد از صحبت های آن شخص از طرف دیگران شنیده می شود.
پس اگر قصد دارید که آداب معاشرت تلفن را رعایت کنید، زمانیکه در جلسه ای حضور دارید بهتر است یا گوشی خودتان را خاموش کنید و یا در حالت بی صدا قرار دهید و زمانی که کسی با شما تماس گرفت، می توانید جلسه یا کلاس را ترک کنید و یا با بهره گرفتن از اس ام اس های از پیش تعریف شده ای که در تلفن همراه خودتان هست (که البته خودتان هم می توانید پیام های مناسب را در تلفن همراهتان تنظیم کنید) پیامی برای شخص تماس گیرنده ارسال کنید.
برای مثال:

الان در جلسه کاری هستم، در اولین فرصت با شما تماس می گیرم.
یا

الان سر کلاس هستم، بعد از کلاس با شما تماس می گیرم.
ما با انجام این کارها نشان می دهیم که به حریم دیگران احترام می گذاریم و از طرفی هم با انجام دادن یا ندادن این کارها شخصیت ما بین دیگران رشد می کند.

استفاده از زنگ های بلند نامتعارف و ناهنجار
واقعا این مورد توضیح خاصی ندارد، یکسری از آهنگ های زنگخور به قدری ناهنجار و گوش خراش هستند که اگر در یک جای عمومی به صدا در بیاد همه به آدم چپ چپ نگاه می کنند.
پس سعی کنید که یک آهنگ زنگخور با ریتم و صدای مناسب بر روی تلفن همراه خودتان بگذارید.

حواسمان به میزان بلندی صدایمان باشد
اگر تلفن همراهتان آنتن نمی دهد و طرف مقابل صدای تان را به سختی می شنود، با بلند صحبت کردن صدایتان بهتر و واضح تر به شخص پشت تلفن منتقل نمی شود.
یکسری از افراد به قدری پشت تلفن بلند صحبت می کنند که تا ده تا ساختمان آن طرف تر هم صدایشان شنیده می شود.
روی این مورد واقعا تاکید دارم که در زمان صحبت با تلفن باید حواستان به میزان بلندی صدایتان باشد.
دیگران هیچ گناهی ندارند که به اجبار باید صدای بلند و گوش خراش ما را بشنوند کنند.

رابطه زبان بدن و فن بیان

رابطه زبان بدن و فن بیان را فراموش نکنید
در مورد اهمیت زبان بدن در سخنرانی ها، به اندازه ی کافی صحبت شده است.

تاکید بر این نکات در حدی است که گاه، استفاده از حرکات بدن بسیار افراطی شده و از حالت طبیعی خارج می شود.

شاید شما هم سخنران هایی را دیده باشید که حرکات دست و پای آنها آن قدر زیاد و افراطی و تصنعی است که خاطرات اجرای دکلمه در دوران دبستان را برای ما زنده می کند.

اما به هر حال، افراط یا تفریط در به کارگیری زبان بدن می تواند اثربخشی سخنرانی ما را کاهش دهد.

اگر قصد دارید زبان بدن را به شکلی موثرتر در سخنرانی ها به کار بگیرید، یکی از راهکارهای ساده، در نظر گرفتن زبان بدن به عنوان ابزار علامت گذاری در سخنرانی است.

زبان بدن و نقش آن در فن بیان

به عنوان مثال می توانید به این سوال فکر کنید:

وقتی قصد دارید در سخنرانی یک سوال مطرح کنید، بدن خود را چگونه با وضعیت سوالیِ پیام، همراه می کنید؟

آموزش زبان بدن

اما اگر فعلاً قصد یا فرصت ندارید همه ی مباحث مربوط به زبان بدن را پیگیری کنید، پیشنهاد می کنیم حداقل کلیپ آموزشی زیر را ببینید:

استفاده از حرکات دست هنگام سخنرانی و صحبت کردن

اهمیت ارتباط چشمی در سخنرانی و فن بیان
در مورد ارتباط چشمی و نقش آن در فن بیان، ما درس مستقلی را در متمم در نظر گرفته ایم:

تکنیکهای برقراری ارتباط چشمی در سخنرانی

با این حال، اجازه بدهید که یک نکته ی بسیار مهم را در همین جا خدمت شما یادآوری کنیم:

نقطه های امن، مهم ترین تکیه گاه های شما هستند
انبوهی توصیه وجود دارد که چشم های خود را هنگام سخنرانی چگونه حرکت دهید.

به کجاها نگاه کنید و به کجاها نگاه نکنید.

مثلث طلایی و مربع نقره ای و شش ضلعی پلاتینیومی و صفحه ی هدف و انواع اصطلاحات، بخش مهمی از کتاب های فن بیان و سخنرانی را در اختیار خود گرفته اند.

اما یک نکته را فراموش نکنیم:

نقطه های امن هنگام صحبت کردن

اگر خیلی بدشانس نباشید، حتی در یک جمع کوچک چند ده نفری هم، همیشه دو یا سه نفر انسان مثبت پیدا می کنید.

کسانی که حتی وقتی غلط هم صحبت کنید، به شما لبخند می زنند.

حتی از حرف های بی خاصیت هم با دقت یادداشت برمی دارند.

و یا اینکه با شما احساس همدلی می کنند و به شدت مراقب هستند که هر بار نگاه شان می کنید لبخند بزنند تا روحیه بگیرید.

اگر چنین مخاطب هایی در میان مخاطبان وجود داشته باشد، این افراد را بی تردید می توان مخاطب های طلایی دانست.

در همان دقیقه های اول به سادگی می توانید آنها را کشف کنید.

حتماً گاه و بیگاه به آنها نگاه کنید و اجازه دهید با نگاه شان از شما حمایت کنند.

اگر در میان جمع دوستانی دارید که شما را می شناسند و دوست دارند، حتی قبل از شروع سخنرانی می توانید به آنها یادآوری کنید که چنین نقشی داشته باشند.

کافی است به آنها بگویید که روی لبخند حمایت آنها حساب می کنید.

این هم شکلی از حمایت اجتماعی است و مطمئناً دوستان تان هم از اینکه چنین فرصتی دارند خوشحال خواهند شد.

اکثر ما در طول زندگی سعی داریم مهارت ها خود را بهبود داده و وظیفه ای را که به عهده داریم به بهترین شکل ممکن به انجام برسانیم. اما حتما شما هم متوجه شده اید که در بسیاری از موارد، با تمام تلاش و سخت کوشی که برای بهبود مهارت خود انجام می دهیم، به پیشرفت و موفقیت مورد نظر دست پیدا نکرده و در گسترش توانمندی های خود دچار ایستایی و رکود می شویم. افزایش توانایی و مهارت در زمینه فن بیان، سخنرانی و مهارتهای ارتباطی نیز از این امر مستثنی نیست.

آموزش نکته های فن بیان ،آداب معاشرت،سخنرانی و مهارت های ارتباطی

 

واسه گفتن حرف دلمون خیلی ساده اونو بگیم
حالا با در نظر گرفتن مواردی که در بالا خدمت شما گفتم در وقتی که می خوایم حرف دلمون رو بزنیم باید خیلی ساده و بدون کنارهای زیاد اونو بگیم.
اصلا نیاز نیس که واسه هر چیزی خیلی مقدمه چینی کنیم و یا درخواستی که داریم اون قدر پیچیده اش کنیم تا طرف مقابل متوجهش نشه.
تلاش کنیم در کوتاه ترین جملات و در کمترین زمان، حس، خواسته و یا نظر خودمون رو بگیم تا باعث گرگیجگی طرف مقابلمون نشیم.

حرف دلمون رو مثبت بگیم
حالا واسه اینکه حرف دلمون رو بزنیم تا اثر بهتر و بیشتری داشته باشه باید اونو به شکل مثبتی بگیم تا طرف مقابلمون حس خوبی از ما بگیره.

معمولا آدمایی که مثبت حرف میزنن دوست داشتنی تر هستن.

درخواست خودمون رو بگیم

تا وقتی که درخواستی نباشه پاسخی هم وجود نداره، اگه ما خواسته و یا احساس خودمون رو در مورد چیزی که می خوایم نگیم هیچ بازخوردی هم نمی گیریم.
خیلی از افراد تصور می کنن که خودِ طرف مقابل باید از طرز نگاه ما و حرکات و رفتار ما خیلی از موارد رو فهمیده باشه، اما در واقع اینطوری نیس، دست کم این موضوع واسه آقایون نسبت به خانوما ناتوون تره، چون خانوما حس قوی تری نسبت به آقایون دارن و با دقت تر هستن.
پس اگه ما خواستی رو بیان نمی کنیم، انتظار الکی ایه که منتظر عکس العمل یا پاسخی از طرف مقابل مون باشیم.

حرف دلمون رو تو یه موقعیت مناسب بگیم
شاید موردی که خیلی از آدما به اون دقت نکنن این باشه که حرفشون رو تو یه موقعیت مناسب بیان نمی کنن و دقیقا در وقتی که نباید شروع به صحبت می کنن.
ما باید موقعیت طرف مقابلمون رو در نظر بگیریم که در چه وضعیتی قرار داره و متوجه باشیم صحبتی که می خوایم بگیم در موقعیت مناسبیه یا نه.
خیلی مواقع سر طرف مقابلمون شلوغه و ما حرف دلمون رو به طرف مقابل می زنیم اما نتیجه خوب یا عکس العمل خوبی از طرف مقابلمون دریافت نمی کنیم و این موضوع باعث می شه که در زمانای بعدی نتونیم حرف دلمون رو به اون شخص یا افراد دیگه بگیم.

این موضوع که چیجوری با ادب صحبت کنیم واسه خیلی از افراد مهمه و نشونه اینه که این افراد دوست دارن با بقیه با ادب برخورد کنن و همین طور یه رفتار با ادب دوطرفه دریافت کنن.
با ادب صحبت کردن باعث می شه که ما یه شخص محترم، متشخص و با ادب شناخته بشیم.
خیلی از افراد تصور می کنن که با ادب صحبت کردن یعنی اینکه ما باید اتوکشیده یا خیلی رسمی صحبت کنیم، اما واقعیت اینطوری نیس. ما میتونیم خیلی خودمونی و صمیمی صحبت کنیم اما در صحبتای خودمون از لحن و جملات با ادب به کار گیری کنیم.
نقطه مقابل با ادب صحبت کردن اینه که ما بخوایم خیلی لاتی و به دور از ادب با بقیه صحبت کنیم.
آدمایی که به این سبک صحبت می کنن معمولا می گن که “با ادب صحبت کردن واسه بچه سوسولاست و ما بچه سوسول نیستیم”.
به هرحال این طرز فکر این افراده و من به شکل فکرشون احترام می ذارم، چون قرار نیس هممون مثل هم فکر کنیم.
این تضادا هستن که باعث می شه چیزی خوب به نظر برسه یا بد.

و این برداشت ما از هر موقعیته که فرق بین خوب و بد بودن رو مشخص می کنه.
شاید از نظر شخصی، لاتی صحبت کردن خوب جلوه کنه اما از نظر شخص دیگه با ادب صحبت کردن.
در ادامه این نوشته سئوال چیجوری با ادب صحبت کنیم رو بررسی می کنیم.

گوش دادن به صحبتای طرف مقابل
اگه می خوایم با ادب صحبت کنیم یکی از الزاماتش اینه که یه شنونده خوب باشیم و به صحبتای طرف مقابل موثر گوش بدیم.
به هرحال در مکالمات روزمره قرار نیس ما متکلم الوحده باشیم، یعنی قرار نیس فقط ما صحبت کنیم.
پس یه تیکه از صحبت صرف گوش دادن می شه.
معمولا خیلی از افراد مهارت خوب گوش دادن رو ندارن، در واقع کسی نبوده که از بچگی به ما این آموزشا رو بده.
شاید واسه شمام پیش اومده که در حال صحبت کردن باشین اما طرف مقابل شما اصلا به صحبت هاتون گوش نمی ده و به جای گوش کردن به شما سرش در موبایلش گرمه یا به در و دیوار نگاه می کنه.
این نوع رفتار موقع صحبتای روزمره و یا کاری واقعا ناشایسته و از یه شخص مودب انتظار نمی ره که اینجور رفتاری داشته باشه.

پس اینکه چیجوری با ادب صحبت کنیم فقط مربوط به صحبت کردن و بیان واژهامون نمی شه.
رفتار با ادب باید در تک تک لحظهامون وجود داشته باشه.
اگه کسی به صحبتامون به شکل موثر گوش نده این حس واسه ما به وجود میاد که:

شخص شنونده واسه ما احترام قائل نیس
شخص شنونده به صحبتام توجهی نمی کنه
شخص شنونده تمایلی نداره که به صحبتام گوش دهد
شخص شنونده ازم خوشش نمیاد
و خیلی موارد دیگه
اما وقتی که شخص شنونده به صحبتامون خوب و موثر گوش میده این حس واسه ما به وجود میاد که:

من شخص مهمی هستم
شخص شنونده خیلی آدم مودب و باشخصیتیه
خوب شنیده شدن صحبتام، به من حس خوبی میده
من مورد احترام بقیه هستم
بقیه منو دوست دارن
بقیه از صحبت کردن من حال می کنن
و خیلی موارد مثبت دیگه
پس خوب و موثر گوش دادن باعث می شه که ما به عنوان شنونده، یه شخص مودب و محترم باشیم.

همونجوریکه گفتم افراد خیلی کمی هستن که این مهارت رو دارن و از این مهارت به شکل به طور کامل آگاهانه به کار گیری می کنن اما اگه شما بتونین این مهارت رو به دست بیارین ازجمله افراد مودب و دوست داشتنی هستین.

نگاه کردن به طرف مقابل
نگاه کردن به طرف مقابل هم دقیقا مثل گوش دادن موثره.
اگه شخص مقابل در حال صحبته و یا اگه ما در حال صحبت کردن با شخص یا اشخاصی هستیم باید با طرف مقابل مون یه رابطه چشمی موثر برقرار کنیم.
وگرنه این موضوع یه بی احترامیه.

زیاد درباره خودمون صحبت نکنیم
یه فرد مودب زیاد ازحد درباره خودش صحبت نمی کنه. چه دلیلی داره که همش در بین دوستان و آشنایان “من من” کنیم.
تنها دلیلش اینه که ما یه آدم مغرور و خودشیفته هستیم.
من نمی گم که خودمون رو دوست نداشته باشیم، منظورم اینه که این طور نباشه که هر جا میریم همش از دستاوردا و خاطره موفقیتای خودمون بگیم.

بهتره که اگه در مورد ما و یا موفقیت هامون سئوال شد در مورد خودمون صحبت کنیم، وگرنه اصلا احتیاجی به این کار نیس.

از جملات و واژگان مناسب واسه با ادب صحبت کردن به کار گیری کنیم

لطفا به این جملات دقت کنین:

بشین
بتمرگ
بفرمایید بشینید
خواهش می کنم بفرمایید بشینید
هر سه اینا یه معنی رو میدن اما ازلحاظ با ادب بودن باهم خیلی فرق می کنه.
انتخاب واژگان و جملات مناسب خیلی خیلی واسه با ادب صحبت کردن مهمه.
در انتخاب واژگان و جملات مناسب ما باید به این موضوع دقت داشته باشیم که:

اول اینکه، شخص مقابل ما چه کسیه.
دوم اینکه، ما در چه موقعیتی قرار داریم.
و سوم اینکه، کی هستیم؟
۱- شخص مقابل ما چه کسیه؟
اگه شخص ما همسرمون باشه میتونیم واسه صدا کردنش از کلمات مختلفی به کار گیری کنیم، مثلا بگیم عشقم، عزیزم…
اما اگه شخص مقابل ما رئیس مون باشه دیگه نمی تونیم از این کلمات به کار گیری کنیم، و اگه بخوایم از این کلمات واسه صدا کردن رئیس مون به کار گیری کنیم یه نوع بی احترامیه و به احتمال خیلی زیاد باعث اخراج شدن ما بشه.
پس به این موضوع باید دقت داشته باشیم که طرف مقابل ما چه کسیه و واسه با ادب صحبت کردن از واژگان مناسب به کار گیری کنیم.

۲- ما در چه موقعیتی قرار داریم؟
فرض کنین که تو یه جلسه رسمی نشسته ایم و همسر ما هم روبروی مائه، اگه اینجا بخوایم واسه صدا زدنش از عشقم، عزیزم، فدات شم … به کار گیری کنیم اصلا جلوه خوبی در بین افراد دیگه نداره و به خاص که این یه موقعیت کاری و رسمیه.
پس باید حواسمون به موقعیتی که در اون حضور داریم باشه.

۳- ما کی هستیم؟
شک نداشته باشین واسه یه دکتر اصلا زیبنده نیس که بخواد با همکارانش یا بیمارانش خیلی کوچه بازاری صحبت کنه و این موضوع نشون از بی ادبی اون دکتر هستش.
و یا شاید هم واسه یه شخص بازاری خیلی اتوکشیده صحبت کردن زیاد باحال نباشه.
به هرحال ما با در نظر گرفتن شخصیت، شغل و جایگاهی که داریم باید به این موضوع دقت کنیم که چه نوع طرز بیانی مناسب مائه.

ما در صحبتای روزمره خودمون واسه اینکه با ادب صحبت کنیم میتونیم به جای جملات قبلی که به کار گیری می کردیم جملات جدید و با ادب تری رو به کار گیری کنیم.
از طرفی هم این جملات، جملات مثبتی هستن و باعث می شه که شخص شنونده حس خوبی رو به صحبت ما دریافت کنه.

به جای اینکه بگیم: خدا بد نده
بگیم: خدا سلامتی بده
به جای اینکه بگیم: شکست خوردم
بگیم: یه تجربه جدید به دست آوردم
به جای اینکه بگیم: به خودت سخت نگیر
بگیم: با خودت مهربون تر باش
به جای اینکه بگیم: دروغ نگو
بگیم: واقعا؟ راستی میگی؟
به جای اینکه بگیم: بابام دراومد
بگیم: خیلی هم راحت نبود
به جای اینکه بگیم: دستت درد نکنه
بگیم: ممنونم از محبتت
به جای اینکه بگیم: به درد مننمی خوره
بگیم: واسه من مناسب نیس
به جای اینکه بگیم: الان وقت ندارم
بگیم: توی یه فرصت مناسب با هم هماهنگ میشیم
پس انتخاب واژگان و جملات مناسب می تونه روی با ادب صحبت کردن ما بسیار اثر داشته باشه.
خوبه که همیشه تلاش کنیم از جملات مثبت و هم اینکه با ادب به کار گیری کنیم.

سخن پایانی
اینکه چیجوری با ادب صحبت کنیم باعث می شه تا ما هم شخصیت خودمون رو بالا ببریم و هم شخصیت طرف مقابل مون رو.
به احتمال زیاد هیچ کسی دوست نداره که برخورد بقیه نسبت به خودش غیر قابل احترام باشه.
امام علی (ع) فرموده ان که: هر چیزی که رو که واسه خودت پسند می کردی واسه بقیه هم بپسند.

اگه ما قابل احترام و با ادب صحبت کردن رو واسه خودمون می خوایم باید با شخص مقابل با ادب صحبت کنیم.
رفتار ما دقیقا مثل یه آیینهه که به خودمون نشون داده می شه.
اگه با بقیه خوب رفتار کنیم، رفتار خوبی هم دریافت می کنیم، اما اگه نه، پس باید منتظر رفتارای غیر منتظره از افراد دیگه نسبت به خودمون باشیم.
اینکه بدونیم چیجوری مثبت حرف بزنیم باعث می شه تا به زندگی و دور و برمون دید بهتر و خوشگل تری داشته باشیم.
از طرفی هم مثبت حرف زدن باعث می شه که ما آدم مثبت تر، خوشحال تر و جذاب تری باشیم.
خیلی از افراد هستن که منفی صحبت می کنن و کلا آدمای منفی نگری هستن و از همه کس و همه چیز انتظار و توقع دارن.
این آدما به جای اینکه به بقیه حس خوبی منتقل کنن از صبح تا شب غٌر میزنن، گله و شکایت می کنن و حال بقیه رو می گیرن.
در تاکسی می شینیم راننده تاکسی همش از وضعیت معاش و خرج و مخارج گله و شکایت می کنه.
پیش دوستمون میریم از وضعیت بیکاری صحبت می کنه.
حتی اون شخصی هم که درآمدش خوبه بازم می نالد.

بدیش اینه افکار خیلی از افراد جهان منفیه و همش به چیزای بد فکر می کنن.
اما از آن طرف هم افراد خیلی کمی هستن که افکار مثبتی دارن، مثبت حرف میزنن، مثبت رفتار می کنن و واقعا از زندگی شون حال می کنن.
باحال اینجاس که افراد مثبت رو خیلیا دوست می دارن.
وقتی ما مثبت فکر می کنیم، مثبت حرف می زنیم و مثبت عمل می کنیم انرژی که بقیه از ما می گیرن هم مثبت تره.
همه آدما (حتی خیلی از آدمای منفی، از آدمای مثبت خوششون میاد.)
کلمات رو ازلحاظ آوایی روشن بگید
ما واسه اینکه بتونیم شمرده صحبت کنیم باید کلمات رو ازلحاظ آوایی روشن بگیم.
یعنی ما باید تلفظ درست کلمات رو بگیم (البته اگه لهجه نداشته باشیم، وگرنه با همون لهجه ای که داریم تلفظ درست رو بگیم) و از طرفی هم کلمات رو به اصطلاح نخوریم.
وقتی که ما کلمات رو ازلحاظ آوایی روشن بگیم و مخاطب ما کلمات و جملات ما رو روشن بشنوه میتونیم بگیم که ما شمرده صحبت می کنیم.
یه تمرین واسه اینکه ما شمرده تر صحبت کنیم و همین طور کلمات رو ازلحاظ آوایی روشن تر بگیم اینه که تمرین مشدد خوانی رو انجام بدیم.
تمرین مشدد خوانی، واسه این انجام می شه که ما بتونیم کلمات و جملات خودمون رو روشن تر و شمرده تر بگیم.
این تمرین به دلیل اینکه عضلات لب، زبون و فک ما رو درگیر می کنه باعث می شه که اونا واسه صحبت کردن تقویت شن و درنتیجه کلمات ما ازلحاظ آوایی روشن تر و شمرده تر شنیده می شن.
تمرین مشدد خوانی به این صورت انجام می شه:
روزی دومرتبه یه پاراگراف از کتابی رو به این صورت که روی هر کلمه زیاد می ذاریم و اونو باکمی بزرگ نمایی و صدایی تقریبا بلند می خونیم.

تنفس مناسب داشته باشین
ما واسه اینکه بتونیم شمرده صحبت کنیم باید تنفس درست و مناسبی داشته باشیم.
اگه چگونگی نفس کشیدن ما درست نباشه صحبت ما بریده بریده می شه این موضوع باعث می شه که از جذابیت صحبت کردن ما کم کرده شه و مخاطب به ما گوش نده و از آن بدتر اینکه بریده بریده صحبت کردن به معنی نبود اعتماد به نفسه.

من همیشه تلاش کردم در آموزشایی که ارائه میدم راه حلای علمی و عملی رو داشته باشم تا همه افراد بتونن ازش به کار گیری کنن تا خودشون رو به وسیله این تمرینات رشد بدن.
شاید سئوال شما این باشه که چیجوری تنفس مناسبی واسه شمرده صحبت کردن داشته باشیم.
در اصل چگونگی تنفس درست واسه شمرده و درست صحبت کردن اینه که ما باید تنفس دیافراگمی داشته باشیم.
تنفس دیافراگمی تنفسیه که از راه شش ها انجام می شه، اگه چگونگی تنفس نوزادا رو دیده باشین، این همون تنفس درست دیافراگمیه.
نوزادا وقتی میخوان نفس بکشن شکمشون بالا و پایین میره، خیلی از ما با گذشت زمان این چگونگی تنفس رو فراموش می کنیم و کم کم به جای هدایت هوا به شش ها، هوا رو به سینه خودمون هدایت می کنیم و یه تنفس نقض کننده انجام می دیم.
پس واسه اینکه تنفس صحیحی داشته باشین باید تنفس شما به وسیله دیافراگم و شش ها باشه.
این طرز نفس کشیدن باعث می شه تا موقع صحبت کردن نفس کم نیاریم و خیلی روان صحبت خودمون رو انجام بدیم.

سرعت صحبت کردن خودتون رو کنترل کنین
سرعت صحبت کردن ما واسه جذب مخاطبمان خیلی با اهمیته. همونجوریکه در اول گفتم خیلی از مقالات و آموزشا می گن که باید سرعت صحبت کردن شما آروم باشه تا طرف مقابلتون بتونه اونو درک کنه.
اما این موارد شاید ۲۰ سال پیش درست بوده باشه، ولی با در نظر گرفتن تغییر سبک زندگی ما آروم صحبت کردن در خیلی از جاها به خاص در ملاقات کاری و یا سخنرانیا اصلا مناسب نیس.
چند سالیه که سرعت همه چیز در دنیا چند برابر شده، زمان پخت وپز غذا، زمان ارسال و دریافت پیام، سرعت اینترنت، سرعت جابجایی پول و خیلی چیزای دیگه.

حتی اگه در تبلیغات و یا موزیکای تلوزیونی هم دقت کنین یه تصویر رو بیشتر از چند ثانیه نشون نمی دن و این کارشون فقط یه دلیل داره و اونم جذب مخاطب به صفحه نمایشه.
حالا شما تصور کنیم که در دنیای امروز و بااین همه وسایل حواس پرت کن مثل موبایل بخوایم با سرعتی آروم با مخاطب خودمون صحبت کنیم.
منظور من این نیس که خیلی تند و تند تند صحبت کنیم، پیشنهاد من به عنوان مدرس فن بیان اینه که سرعت صحبت کردن ما باید یه پله از سرعت افراد معمولی بالاتر باشه.
شاید فکر کنین که اگه سرعت صحبت کردن ما بالاتر بره ما نمی تونیم روشن و شمرده صحبت کنیم.
من در جواب می گم که می شه هم سرعت مناسبی در صحبت کردن داشت و هم ادای کلمات و جملات ما خیلی شمرده و روشن باشه.
اگه تمریناتی که در دو تیتر قبلی گفتم رو در برنامه خودتون بذارین و اونو انجام بدین می تونین هم با سرعت مناسب صحبت کنین که بقیه جذب شما شن و هم شمرده و روشن صحبت کنین.

پس پیشنهاد من به شما واسه داشتن سرعت صحبت کردن مناسب اینه که سرعت صحبت شما بهتره یه پله از همه مردم بالاتر باشه.

اما یه نکته رو توجه کنین، آدمایی که در شمال و جنوب کشور عزیزمون ایران زندگی می کنن معمولا سرعت صحبت کردنشون نسبت به افراد شهرای دیگه خیلی بیشتره، مثلا اگه یه شخص شمالی به تهران بیاد و با همون سرعتی که در شهر خودشون صحبت کنه، به احتمال خیلی زیاد آدمایی که تو تهران هستن به سختی می تونن متوجه صحبت اون فرد شن.
در اینجاس که باید سرعت صحبت کردن خودتون رو کنترل کنین، واسه این کار به سرعت صحبت کردن مردمون اون شهر دقت کنین و شمام تلاش کنین که خودتون رو با سرعت این افراد تطبیق بدین.

سر صحبت رو با سئوال باز کنیم
همونجوریکه بیان کردن بیشتر افراد واسه باز کردن سر صحبت دچار مسئله می شن و معمولا راه حلی واسه این کار پیدا نمی کنن.
این افراد اگه بتونن سر صحبت رو با بقیه باز کنن می تونن خوب ادامه صحبت شون رو مدیریت کنن و عالی با بقیه صحبت کنن.
یکی از تکینکایی که واسه باز کردن سر صحبت هست اینه که با یه سئوال باز، سر صحبت رو باز کنیم.
حالا سئوال باز چی هست؟
سئوال باز سوالی هست که جوابش به “بله” یا “نه” ختم نمی شه.
اگه می خوایم با شخصی صحبت کنیم و سر صحبت رو باز کنیم به جای اینکه سئوال کنیم، مثلا، چایی میل دارین؟
سئوال کنیم، شما چایی رو چیجوری دوست دارین؟
اگه بخواین سوالات بسته سئوال کنین احتمال داره که طرف مقابل فقط به یه جواب “بله” یا “نه” اکتفا کنه و صحبت شما در همون جا به پایان برسه اما گر سوالات باز سئوال کنین سر صحبت باز می شه.
سوالات باز معمولا با این موارد شروع می شه:

چیجوری؟
چجوری؟
واسه چی؟
کی؟
کجا؟
به عبارت دیگه اگه ما از مخاطبمان بخوایم که اطلاعات بیشتری رو در مورد اون موضوع بگه اون سئوال بازه.
علاوه بر این ما میتونیم دیدگاه خودمون رو درباره یه موضوع بگیم و دیدگاه طرف مقابلمون رو سئوال کنیم.
مثلا، من بین غذاهای خونگی باقالی پلو با گوشت رو خیلی دوست دارم، شما معمولا چه غذایی دوست دارین؟
پس فوت وفن سئوال پرسیدن می تونه واسه شروع یه رابطه بسیار خوب و اثر داشته باشه.

از بقیه تشکر کنیم
تشکر کردن از بقیه باعث می شه که طرف مقابل حس خیلی خوبی رو نسبت به ما و صحبتی که انجام شده داشته باشه.
دست کم تشکری که میتونیم از طرف مقابلمون انجام بدیم اینه که ازش واسه وقتی که واسه ما گذاشته تشکر کنیم.
مثلا میتونیم بگیم، مرسی از وقتی که واسه من گذاشتین 🙂
که باید لحن رو راست و با مهربونی داشته باشیم.
وقتی که ما از کسی تشکر می کنیم به اون شخص به شکل غیرمستقیم می گیم که “تو و کارایی که واسه من انجام داده ای واسه من ارزشمنده” و این موضوع واقعا یه حس خوب رو به طرف مقابل ما میده.

پس قدرت تشکر کردن رو دست کم نگیرید و حتما در وقتی که با بقیه صحبت می کنین ازش بهترین به کار گیری رو ببرین.

خوب گوش بدیم
شاید سئوال کنین که خوب گوش دادن چه ربطی به چیجوری با بقیه صحبت کردن داره؟
ربطش اینه که ما همه آدم هستیم و آدما نیاز به شنیده شدن داره.
این سئوال رو واسه خودتون جواب بدین، حاضر هستین واسه کسی که اصلا به صحبتاتون گوش نمی ده و یا حواسش کلا جای دیگه هست صحبت کنین؟
پس اگه شما می خواید با بقیه صحبت کنین باید گوش شنوا واسه شنیدن حرفای این افراد هم داشته باشیم.
یه فرقی بین گوش دادن و شنیدنه.
فرقش اینه که در شنیدن ما به طور کامل درک می کنیم که گوینده چه حرفایی زده و اونو پردازش می کنیم اما در شنیدن درکی از صحبتای طرف مقابل نداریم، به عبارت دیگه جسممون در اونجا حضور داره و می شنوه اما حواسمون جای دیگه س.
پس در وقتی که با بقیه صحبت می کنیم خوبه که یه شنونده فعال باشیم و حرفای طرف مقابل رو هم خوب درک کنیم.

یه نکته که اینجا هست اینه که، خیلی از ما وقتی طرف مقابل در حال صحبت کردنه به صحبت هاش گوش نمی بدیم و به جای اون در حال فکر کردن به این هستیم که چه جوابی بدیم که کوبنده باشه.
بدیش اینه خیلی از سوء تفاهما از همین جا نشئت میگیره چون هیچکی به صحبتای طرف مقابل گوش نمی ده و هر کسی حرف خودشو می زنه.
پس اگه می خواین عالی با بقیه صحبت کنین باید یه شنونده فعال باشین و خوب به صحبتای طرف مقابلتون گوش کنین، اونو پردازش کنین و بعد جواب مناسب بدین.

لبخند رو یادمون نره
معمولا خیلی چیزها در آموزش تکراری شدن، مثل همین که میگن لبخند بزنین.
و اگه چیزی تکراری شه بی اهمیت می شه
و چیزی هم که بی اهمیت باشه انجام نمی شه و خیلی سَرسَری از کنارش رد میشیم.
لبخند زدن به خاص واسه شکل گرفتن یه رابطه جدید می تونه خیلی اثر داشته باشه.
من نمی گم که همیشه لبخند بر لبتان باشه و به قولی نیشمان تا بناگوش باز باشه.
ما آدما در بیشتر اوقات به طرف آدمایی که خوشحال و لبخند بر لبشان دارن کشیده میشیم.

فرض کنین در ایستگاه اتوبوس نشسته اید و یه شخص اخمو و عصبی و یه شخص آروم و خوش رو در اونجا هست و شمام نیاز دارین که چند سئوال واسه رسیدن به مقصدتان سئوال کنین.
به طرف کدوم شخص می رید؟
به احتمال خیلی زیاد به طرف اون شخصی که خوش روه می رید و سوالات خودتون رو می پرسین.
و یا حتی خودتون هم که می خواین از شخصی سوالی سئوال کنین و یا اینکه سرصحبت رو با ایشون باز کنین به احتمال زیاد اخم نمی کنین.
خیلی خوش رو و با یه لبخند ملایم بر لبانتان این کار رو انجام می دین.
پس واسه اینکه با بقیه صحبت کنین لبخند رو بر لبانتان یادتون نره.

از بقیه تعریف و تعریف کنیم
تعریف و تعریف کردن از بقیه هم دقیقا مثل تشکر کردن از بقیه حس خوبی رو به طرف مقابلمون میده.
واقعا حس خوبی داره که یه نفر از ما تعریف کنه، البته باید دقت داشته باشیم که نوع تعریف کردن فرق می کنه.
معمولا در کشور ما همه چیز برعکسه، اگه میخوان از کسی تعریف کنن حرفای بد میزنن و وقتی با کسی دعوا کردن و قهر هستن خیلی قابل احترام با اون فرد صحبت می کنن.
اما اگه ما بتونیم به درستی از کسی تعریف کنیم میتونیم تاثیر خیلی مثبتی روی اون شخص بسازیم و حس خیلی خوبی رو به اون طرف بدیم.
فرض کنین دوستتون ویندوز کامپیوتر شما رو عوض کرده،
تعریفایی خیلی عامیانه و غیرحرفه ای: بابا، مهندس دمت گرم خیلی کارت درسته
تعریف خاص و حرفه ای: علی جون واقعا به کارت وارد هستی، چون دیدم که خیلی تند و با اعتماد به نفس ویندوز کامپیوترم رو عوض کردی و از این واسه هم ازت ممنونم.
این تعریف کجا و اون کجا

از این به بعد تلاش کنین که در صحبتای خودتون از بقیه بیشتر تعریف کنین و این حس خوب رو به اونا منتقل کنین.
نکته: از تعریف کردنای الکی و دروغین دوری کنین چون باعث می شه که شما فردی پاچه خوار به نظر برسین و این موضوع اصلا خوب نیس.

با صدای رسا صحبت کنیم
اگه می خوایم با بقیه صحبت کنیم خوبه که این کار رو با صدایی رسا انجام بدیم.
معمولا آدمایی که صدای آرومی دارن، آدمایی هستن که اعتماد به نفس کمتری دارن به خودشون و کارشون اطمینان ندارن.
از طرفی هم اگه صدای ما رسا نباشه، صحبتامون شنیده نمی شه.
پس تلاش کنین که با یه صدای رسا و شفاف با بقیه صحبت کنین.

نکته: طبق شرایطی که هست اندازه صدای خودتون رو بالا یا پایین بیارین، مثلا تو یه کتابخونه با صدای بلند صحبت کردن جایز نیس و برعکس اون در محیطی باز که رفت وآمد خودروا زیاد هست با صدای آروم صحبت کردن مناسب نیس، چون در این صورت اصلا صدای شما شنیده نمی شه.

خیلی از آدمایی که صحبت هاشون روشن نیس این سئوال براشون ساخته میشه که چیجوری شمرده صحبت کنیم .
در خیلی از مقالات، کتابا و یا آموزشا میبینم که واسه شمرده صحبت کردن می گن باید سرعت صحبت کردنمون رو پایین بیاریم، خیلی با ملایمت و آرامش صحبت کنیم و در کل اینکه سرعت صحبت کردن ما باید پایین باشه تا مخاطب ما جذب صحبتامون شه.
اما الان و در واقعیت اینطوری نیس، شاید ۲۰ سال پیش این پیشنهادا و راه حلا مناسب بودن اما با در نظر گرفتن پیشرفت ما آدما و هم اینکه تغییر سبک زندگی ما باید راه حلای جدیدتر و تأثیرگذارتری رو جانشین کرد.

در خیلی از موارد آدمایی که خوب صحبت می کنن یه ویژگی مشترک دارن، و اون ویژگی مشترک چیزی نیس جز داشتن زبون بدن خوب و متناسب.
فردی که خوب صحبت می کنه به احتمال زیاد از بدن و حرکاتی که موقع صحبت کردنش انجام میده آگاهی داره و می تونه خوب اونو مدیریت کنه.
به احتمال زیاد فردی که موقع صحبت کردن همش سر و صورتش رو می خاراند و یا به این طرف و اون طرف نگاه می کنه و یا نمی توند تو یه جا بند شه و این پا و اون پا می کنه نمی توند فردی باشه که خوب صحبت می کنه.
ما به عنوان فردی که می خوایم در بین بقیه خوب صحبت کنیم باید به زبون بدن خودمون بدونیم.
پیشنهاد می کنم به شکل تمرینی شروع به صحبت کنین و از خودتون فیلم بگیرین و یا اینکه به جلوی آینه برید و شروع به صحبت کنین، که یه آینه قدی باشه بهتره.

و بعد به زبون بدن خودتون دقت کنین و اگه مشاهده می کنین که چیزی اضافیه یا یه تیک خاص موقع صحبت کردن دارین و یا دست و پاتون رو به این طرف و اون طرف پرت می کنین تلاش کنین که خیلی آگاهانه این موارد رو انجام ندین.
معمولا خیلی از این موارد با دونستن و کمی توجه به اون حل می شه.

سخن پایانی
در جواب به سئوال چیجوری خوب صحبت کنیم ؟ به شکل کلی میتونم بگم که واسه خوب صحبت کردن نیاز به چند فاکتوره که اونا رو با هم بررسی کردیم و اگه بخوام به شکل تیتروار بگم این موارد می شن:

با اعتماد به نفس صحبت کنیم
رابطه چشمی خوبی برقرار کنیم
واسه خوب حرف زدن باید شنونده خوبی باشیم
صدای رسا داشته باشیم
زیاده گویی نکنیم
تپق نزنیم
و اینکه زبون بدن خوب و متناسبی داشته باشیم
پس با در نظر گرفتن رعایت این موارد ما میتونیم با کمی تمرین خوب صحبت کنیم و هر روز و هر روز صحبت کردن خودمون رو تقویت کنیم.

چیجوری با بقیه صحبت کنیم یکی از سوالات و نگرانیای خیلی از افراده که نمی دونن چیجوری سر صحبت رو با بقیه باز کنن و از طرفی هم در زمان صحبت کردن چی رو بگن.
در زمونه ای که ما زندگی می کنیم ارتباطات نقش اساسی رو در پیش بردن اهداف و موفقیت ما اجرا می کنه، اگه کار ما فروشندگیه نیاز داریم که با بقیه رابطه برقرار کنیم، مثلا فروشنده بیمه عمر باید با افراد زیادی درباره امتیازات بیمه ای که داره صحبت کنه، یا شخصی که به عنوان دانشجو در کلاسی حضور داره واسه اینکه درس رو بهتر فهمیده باشه و یا از کسی جزوه بگیره باید بتونه با بقیه صحبت کنه و رابطه بگیره.
اگه ما نتونیم با بقیه صحبت کنیم و یا به خاطر خجالتی بودنمون، داخل گرا بودنمون یا هر دلیل دیگه این کار رو انجام بدیم به احتمال خیلی زیاد با مشکل روبه رو میشیم.
خوبی این کارا اینه که به شکل اکتسابی هستن و اینطور نیس که بگیم اگه من نمی تونم این کار رو انجام دهم پس نمی شه و امکانش نیس.

پس ما با انجام دادن این کارا میتونیم اونو به شکل یه مهارت تبدیل کنیم و هر روز و هر روز در اون کار بهتر عمل کنیم.

صدای رسا داشته باشیم
صدای رسا، یکی از ملزومات خوب صحبت کردنه.
شما فرض کنین که از کلمات خیلی فوق العاده ای به کار گیری می کنین، زبون بدن مناسبی دارین، رابطه چشمی خوبی برقرار می کنین و یه شنونده خوب هستین، اما اگه صدای رسایی نداشته باشین و صحبتاتون شنیده نشه نمی تونین بگید که خوب صحبت می کنین.
تموم این موضوعات مثل یه پازل به هم در رابطه هستن، اگه همه رو داشته باشیم و یکی رو نداشته باشیم تأثیرگذاری صحبتامون شدیدا کم میشه.
اگه بخوام یه تمرین واسه رساتر شدن صدا به شما بگم، تمرین بلندخوانی رو پیشنهاد می کنم.
تمرین بلندخوانی دقیقا مثل وقتی هست که ما در کلاس مدرسه از روی کتاب بلند می خونیدم.
تارهای صوتی و حنجره ما باید دقیقا مثل عضلات بدن ما می مونن، اگه اونا رو به حال خودشون رها کنیم از رسایی و تُن صدای ما کم کرده می شه.

زیاده گویی نکنیم
اگه واقعا می خواین که خوب صحبت کنین و صحبتاتون تأثیرگذار باشه باید زیاده گویی نکنیم.
ما با زیاده گویی اثر صحبتای خودمون رو از بین می بریم (البته این موضوع در مورد صحبتای معلم یا استاد در سر کلاس صدق نمی کنه)
اگه ما بین دوستان یا همکارانمون باشیم و بخوایم متکلم الوحده باشیم و به قولی زیاده گویی کنیم شک نداشته باشین از جذابیت خودمون و صحبتامون کم کرده می شه.

از قدیم گفتن که:

کم گوی و گزیده گوی

تپق نزنیم
معمولا آدمایی که تپق میزنن و همش مِن مِن می کنن آدمایی هستن که نمی تونن خوب صحبت کنن.
تپق زدن به شکل غیرمستقیم به طرف مقابل این پیام رو میرسونه که من نمی تونم خوب صحبت کنم و من اطلاعات و اطمینان کافی در مورد موضوعی که می خوام صحبت کنم رو ندارم.
به شما پیشنهاد می کنم مکالمات یه روز تلفنی یا رو در رویی که با دوستان و آشنایان خودتون دارین رو ضبط کنین و ببینین که واقعا در صحبتای خودتون تپق می زنید یا نه.
اگه تپق می زنید تلاش کنین واسه یه یا دو هفته به شکل آگاهانه حواستون به صحبت هاتون باشه و تا اونجا که می تونین تلاش کنین منظم و بدون تپق صحبت کنین.

پیدا کردن نقاط ضعف در صحبت کردن
و حالا که می خواید فن بیان خودتون رو تقویت کنین باید از نقاط ضعف خود باخبر باشین تا بتونین روی اون کار کنین و اونو بهتر کنین.
واسه این کار می تونین صدای خودتون رو با هر وسیله ای که دم دستتون هست ضبط کنین و بعد صدای خودتون رو بشنوین و ایرادات احتمالی رو استخراج کنین.
وسایلی که می تونین واسه ضبط کردن صدای خودتون به کار گیری کنین می تونه یکی از این موارد باشه:
گوشی موبایل هوشمند – کامپیوتر رو میزی یا لپ تاپ – ضبط کننده صدا (وویس ریکوردر)

اصلا مهم نیس که کیفیت صدای شما موقع ضبط کردن خوب باشه یا بد، فقط این کار رو با دست کم امکاناتی که دارین انجام بدین.
واسه ضبط کردن صدای خودتون می تونین یه موضوع انتخاب کنین و در مورد اون صحبت کنین، مثلا می تونین ۲ دقیقه در مورد “کتاب” صحبت کنین.
بعد از اینکه صدای خودتون رو ضبط کردین به اون گوش کنین.
البته احتمال داره که مثل خیلی از افراد صدای خودتون رو دوست نداشته باشین، اما با این حال به کارتون ادامه بدین و صدای خودتون رو گوش کنین.
حالا به اشکالاتی که ممکنه در صحبت کردن شما وجود داشته باشه دقت کنین.
این نکات می تونه یه یا چند مورد پایین باشه:

ادای نادرست کلمات
لحن ناصحیح در جملات
کُند یا تند صحبت کردن
بی حس و حال صحبت کردن
جملات رو پس وپیش گفتن
کم آوردن جمله و کلمه
اِاِاِ اِاِاِ گفتنِ زیاد
تیکه کلاما
نامفهوم صحبت کردن
فراموش کردن حرف
کم آوردن نفس
بدون فراز و فرود صحبت کردن (صدای مونوتون)
لرزش در صدا
خش دار بودن صدا
پایین یا بم بودن صدا
و …
پس ایراداتی که در صحبت کردن تون هست رو یادداشت کنین.

در روابط اجتماعی که با بقیه داریم در خیلی از مواقع افراد باکلاس می تونن روابط بهتری با بقیه برقرار کنن.
معمولا افراد باکلاس علاوه بر نوع صحبت کردنشون، روی چگونگی رفتار و نوع پوشش خودشون هم دقیق هستن و تلاش می کنن در تموم این موارد جزو بهترینا باشن.

داشتن فن بیان قوی یکی از عواملیه که می تونه باعث رشد و پیشرفت شخصی و شغلی ما شه.
سال هاست میبینم آدمایی که فن بیان قوی دارن و می تونن با دور و بریا شون خوب رابطه برقرار کنن نسبت به افراد دیگه خوشحال تر هستن و همیشه هم موقعیتای خوبی براشون پیش میاد.
شمام حتما افراد زیادی رو دیدید که می تونن در هر شرایطی خوب صحبت کنن، شاید خیلی از این آدما به شکل ذاتی این مهارت رو داشته باشن و ما به خودمون بگیم که خوش به حال فلانی، چقدر خوب صحبت می کنه، چقدر فن بیان قوی داره، کاش منم می تونستم مثل ایشون صحبت کنم.
شاید این واسه شما یه آرزو باشه که بتونین فن بیان قوی داشته باشین، اما خبر خوب اینه که شمام می تونین با آموزش به این مهارت دست پیدا کنین.
خاصیت کارای مهارتی دقیقا همینه که میتونیم اونو با تمرین و تکرار و آموزش خوب یاد بگیریم و انجامش بدیم.
کارای مهارتی که بیشتر افراد اونو می تونن بکنن مثل دوچرخه سواری، رانندگی، خوندن و نوشتن، شنا کردن و خیلی کارای دیگه، مهارتی هستن.
یادتون میاد وقتی که می خواستین دوچرخه سواری یاد بگیرین چقدر شوق وذوق داشتین، حتی شبا در خواب هم دوچرخه سواری رو تمرین می کردین.

داشتن فن بیان قوی هم دقیقا مثل یادگیری دوچرخه سواریه.
ما باید اونو یاد بگیریم، تمرین کنیم، تمرین کنیم و تمرین کنیم تا جزئی از وجود ما شه.
تا وقتی که می خوایم در جمع صحبت کنیم دیگه نیاز نباشه تا فکر کنیم که چه بگیم و در این مرحله س که خیلی از صحبتامون به شکل ناخودآگاه انجام می شه، یعنی اصلا نیاز نداریم تا فکر کنیم که چه بگیم.
البته داشتن فن بیان قوی فقط در بیان جملات خلاصه نمی شه.
صحبت کردن و فن بیان ما باید دارای فاکتورای دیگه هم باشه تا بتونیم فن بیان قوی داشته باشیم و بتونیم در هر موقعیتی و با هر شخصی به شکل موثر صحبت کنیم.

وضوح در صدا
یکی از عوامل اصلی واسه خوب صحبت کردن و داشتن فن بیان قوی اینه که صدای ما وضوح و بلندی کافی واسه شنیده شدن رو داشته باشه.
اگه صدای ما خیلی آهسته باشه و یا وضوح نداشته باشه دقیقا مثل اینه که داریم آب در هاونگ می کوبیم.
بلندی صدا یه موضوعه و وضوح اونم یه موضوع دیگه.
شاید خیلی از افراد صدای بلندی داشته باشن اما جملات و کلماتی که از دهانشون بیرون میاد اون وضوح رو نداشته باشه.
یه تمرین که واسه وضوح صدا در صحبت کردن خیلی می تونه اثر داشته باشه، تمرین مشدد خوانیه.
در این تمرین ما یه پاراگراف از کتابی رو انتخاب می کنیم و به شکل مشدد خوانی می خونیم.
واسه مشدد خوانی ما باید روی همه کلمات زیاد بذاریم و اونو با بزرگ نمایی و با صدای تقریبا بلند بخونیم.

واسه بلندی صدا و قوی شدنش هم می تونین یه تمرین دیگه رو انجام بدین به نام بلند خوانی.
در این تمرین شما باید تلاش کنین که شروع به بلند بلند صحبت کردن کنین. مثلا می تونین یه قسمت از کتابی رو انتخاب کنین و اونو بلند بلند بخونین، علاوه بر این می تونین این کار رو در خودروی شخصی تون انجام بدین و وقتی که در حال رانندگی هستین با خودتون شروع به بلند بلند صحبت کردن کنین، فقط یه نکته رو در نظر داشته باشین که قرار نیس به تارهای صوتی شما زیاد فشار وارد شه، این کار رو در حد متعادلی انجام بدین.

معمولا خیلی از آدمایی که اعتماد به نفس پایینی دارن تُن صداشون پایینه و اصلا هم روشن صحبت نمی کنن و این موضوع موجب می شه که ما آدم ضعیفی شناخته بشیم و فن بیان قوی هم نداشته باشیم.
پس واسه اینکه ما فن بیان قوی داشته باشیم یکی از مهم ترین عواملش اینه که صدای ما روشن و بلند باشه و خیلی راحت شنیده شه.

داشتن اعتمادبه نفس واسه داشتن فن بیان قوی لازمه
داشتن اعتماد به نفس واسه داشتن فن بیان قوی واقعا لازمه.
در خیلی از مواقع شخصی که فن بیان قوی داره و می تونه خوب صحبت کنه شخصیه که اعتماد به نفس بالایی در ارتباطات داره.
خیلی کم شخصی رو دیده ام که فن بیان قوی داشته باشه اما اعتماد به نفس نداشته باشه.
یعنی، فن بیان قوی با داشتن اعتماد به نفس گره خورده.

به کار گیری زبون بدن مناسب
تا حالا دیدین شخصی که خوب صحبت می کنه زبون بدن نامتناسبی هم داشته باشه؟
در موارد زیادی زیادی مشاهده کردم آدمایی که فن بیان قوی دارن آدمایی هستن که زبون بدن خوبی دارن و این زبون بدن به ما حس اعتماد و اطمینان منتقل می کنه.
یعنی، اگه شخصی در حال صحبت کردن همش در و دیوار رو نگاه کنه، سر و چانه اش رو بخاراند و یه حس نامطمئن بودن رو به ما منتقل کنه شخصی نیس که بتونه خوب صحبت کنه و فن بیان قوی داشته باشه.

اندازه بلندی صدامون رو کنترل کنیم
یه شخص باکلاس موقع حرف زدن صداش از کیلومترا دورتر شنیده نمیشه.
اگه صدای رسایی داشته باشیم شکی نیس که خوبه، اما این صدای رسا باید کنترل شده باشه.
مثلا تو یه اتاق ۱۲ متری که چار نفر در اون هستن نباید صدای ما به اندازه یه سالن همایش یه صد نفری باشه.
پیشنهاد می کنم که از این به بعد به اندازه بلندی صدای خودتون و بقیه توجه کنین، اگه نمی دونین که اندازه بلندی صداتون به چه میزانه از چندین نفر از دوستان خودتون نظرخواهی کنین تا متوجه این موضوع شید.

اگه صداتون نسبت به اون محلی که درش حضور دارین یا نسبت به فاصله شما با طرف مقابل بلند باشه روشنه که باید صداتون رو کنترل شده تر کنین، اما اگه نه باید تلاش کنین که اندازه صدا و رسایی اونو بیشتر کنین.
افراد باکلاس صداشون روشن و رساه و از طرفی هم صداشون باعث آزار و اذیت بقیه نمی شه.

داشتن یه صدای خوب یکی از مهم ترین موارد در باکلاس حرف زدنه.

در همه حالات ادب رو حفظ کنیم
اگه به آدمایی که باکلاس حرف میزنن دقت کرده باشین در همه حالات ادب رو حفظ می کنن و عصبانیتشون باعث نمی شه که از کوره در برن و هر اون چیزی که به زبانشون جاری می شه رو بگن.
شاید واسه خیلی از افراد رعایت کردن یه همچین موردی خیلی سخت و نشدنی به نظر برسه.
خیلی از افراد وقتی با من مشاوره می گیرن میگن که نمی تونن عصبانیتشون رو کنترل کنن و خیلی زود از کوره در می رن.
پیشنهاد من به این افراد اینه که فقط کمی صبور باشن و تلاش کنن که خودشون رو به جای طرف مقابل بذارن و یا از زاویه ای دیگه به مسائلی که براشون پیش اومده نگاه کنن.
ما در زمونه ای زندگی می کنیم که با صحبت کردن میتونیم خیلی از مسائل رو بر طرف کردن کنیم، پس دلیلی نداره آرامش خودمون و بقیه رو با عصبانیت خودمون بر هم بزنیم.
این نکته رو در نظر داشته باشین که افراد باکلاس خیلی کم عصبانی می شن و یا اگه هم عصبی شن اونو بروز نمی دن و عوضش تلاش می کنن با دعوت کردن خودشون و بقیه به آرامش، صحبت کنن و به نتیجه برسن.

بقیه رو با الفاظ خوب و خوشگل خطاب می کنن
افراد باکلاس وقتی که میخوان بقیه رو صدا کنن اونا رو با الفاظ خوشگل خطاب می کنن.

مثلا به جای اینکه دوستشون رو صدا بزنن: ممد
می گن محمد جون
یا واسه اینکه همسرمون رو صدا بزنیم میتونیم از الفاظ زیبایی مثل، عزیزم، خانمم، قشنگم، ملکه من و مواردی مثل این در اول صحبت هامون بیاریم.

قدرت این کلمات رو جدی بگیرین و تلاش کنین که حتما در صحبتای روزمره اتون در حد قابل قبولی از این الفاظ به کار گیری کنین.
این نکته رو در نظر داشته باشین که حواستون به موقعیتی که در اون حضور دارین و یا اینکه شخص مقابلتون چه کسیه باشه.
شاید ما در خونه، همسرمون رو عشقم صدا کنیم.
اما باید در جایی مثل محل کارمون و پیش مدیران دیگه تو یه جلسه رسمی همسرمون رو با نام خانوادگی اش خطاب کنیم.

احتیاجی نیس در مورد باکلاسی خودمون صحبت کنیم
آدمایی که باکلاس هستن هیچ وقت نمی گن که من فرد باکلاسی هستم. این بقیه هستن که در مورد باکلاس بودن یا نبودن هر شخصی اعلام نظر می کنن.
ما فقط باید تلاش کنیم که از دید آداب رفت و اومد و نوع پوشش، رفتار و حرف زدنمون یه سری اصول رو رعایت کنیم.
البته منظورم این نیس که به حرف مردم اهمیت بدیم و دقیقا طبق گفته بقیه رفتار کنیم.

لحن صحبت مون باید با مهربونی باشه
آدمایی که باکلاس هستن همیشه لحن صحبت کردنشون مهربانانهه و هیچ وقت از موضع بالا به پایین صحبت نمی کنن.
مهربانی در لحن ما باعث می شه که طرف مقابل بیشتر به طرف ما جذب شه.
تصور کنین لحن خشن ای داشته باشیم، مشخصه که بقیه از این نوع لحن خوششون نمیاد و از ما فراری هستن.
چند سال پیش در شرکتی که کار می کردم مدیری داشتم که خیلی عالی صحبت می کرد، تیپ فوق العاده ای داشت و همه چیز به ظاهر عالی بود، اما در خیلی از مواقع لحن صحبت کردنش بسیار زننده و خشن بود و بخاطر این خیلی از همکاران دیگه تلاش می کردن که از این شخص دوری کنن.

واژه ها رو به شکل درست تلفظ کنیم
به کار گیری کردن تلفظ درست واژه ها واسه هر شخصی جزو یکی از الزاماته.
و اگه هم می خوایم که ما جزو افراد باکلاس باشیم باید تلفظ درست واژه ها رو بدونیم. (اینجا کاری با لهجه نداریم)
اگه تلفظ درست واژه ای رو نمی دونیم بهتره که کمی جستجو کنیم و طرز تلفظ درست اونو بدونیم و بعدازآن به کار گیری کنیم.
مثلا به جای اینکه بگیم اینستاگرام بگیم ایستاگرام، به احتمال زیاد در بین خیلی از افراد مورد تمسخر قرار می گیریم و این نشون میدن که ما سواد و علم کافی نداریم.
حالا اگه تعداد واژه هایی که اشتباه تلفظ کنیم زیاد شه به این معنیه که ما فقط ادای آدمای باکلاس رو درمی بیاریم و این موضوع اصلا خوب نیس.
این یعنی ظاهرسازی.

منظم و روان صحبت کنیم
اگه بخوایم از هر دری سخنی بگیم و از این شاخه به اون شاخه بپریم به این معنیه که ما ذهن پریشونی داریم و نمی تونیم تمرکزمون رو روی یه موضوع متمرکز کنیم.
افراد باکلاس اگه در مورد موضوعی صحبت می کنن تا انتها اونو تموم می کنن و از این شاخه به اون شاخه نمی رن.
روان صحبت کردن هم خیلی واسه باکلاس حرف زدن ما موثره.
تابه حال فرد باکلاسی رو ندیده ام که بخواد موقع صحبت کردن مِن مِن کنه و حرفش رو از یاد ببره.

باید اندازه بلندی صدامون رو کنترل کنیم
در همه حالات ادب رو حفظ کنیم
بقیه رو با الفاظ خوب و خوشگل خطاب کنیم
احتیاجی نیس در مورد باکلاسی خودمون با بقیه صحبت کنیم
لحن صحبتمون باید با مهربونی باشه
واژه ها رو به شکل درست تلفظ کنیم
منظم و روان صحبت کنیم
شاید خیلی از افراد اصلا موقعیتی براشون پیش نیاد که بخوان در جایی سخنرانی کنن و یا با آدمایی بر سر معامله ای گفتگو کنن.
اینکه چیجوری خوب صحبت کنیم می تونه واسه هر شخصی مهم باشه.
شک نداشته باشین ما به عنوان یه آدم می خوایم با بقیه ارتباطات خوبی داشته باشیم پس اینکه بخوایم خوب صحبت کنیم یه چیز به طور کامل طبیعیه.

با اعتمادبه نفس حرف بزنیم
یکی از مهم ترین مواردی که در خوب صحبت کردن مهمه اینه که ما بتونیم عالی و با اعتماد به نفس با بقیه یا در جمع صحبت کنیم، ما هرچقدر هم جملات و کلمات فوق العاده ای رو در صحبتای خودمون بگیم ولی نتونیم اونو با اطمینان و اعتماد به نفس بالا بگیم به احتمال زیاد واسه حرفامون تره هم خورد نمی کنن.
مثلا فرض کنین که در بین دوستانتون هستین و موضوعی رو میگید، اما اون قدر در بیان اون موضوع ناتوون و بدون اعتماد به نفس عمل کردین که اصلا اهمیتی به صحبتاتون نمی دن، حالا در همین بین یکی دیگه از دوستان شما خیلی قاطع و با اعتماد به نفس دقیقا همون موضوع رو میگه و از طرف دوستان دیگرتون مورد استقبال قرار میگیره.
در ظاهر شاید هر دو نفر یه منظور و یا یه جمله رو گفته باشن اما تأثیرگذاری هرکدوم با دیگری فرق داره.
خودتون کلاه خودتون رو قاضی کنین، فرض کنین می خواین پولتون رو پیش یه شرکت سرمایه گذاری کنین و واسه انتخاب اون شرکت دو گزینه رو پیش رو دارین.

با این فرض که هر دو شرکت سود برابری رو ارائه میدن و تموم کاراشون هم مشابهه.
اما وقتی با مدیرعامل شرکت اول صحبت می کنین خیلی بی اعتماد به نفس میگه:
اگه در شرکت ما سرمایه گذاری کنین ما سود + اصل سرمایه شما رو تلاش می کنیم تو یه سال، سه برابرش به شما باز می گردونیم.
اما مدیرعامل شرکت دوم خیلی با اطمینان و با اعتماد به نفس به شما میگه:
اگه در شرکت ما سرمایه گذاری کنین ما سود + اصل سرمایه شما رو تو یه سال، سه برابر به شما باز می گردونیم.
حالا اگه شما بودین در شرکت اول سرمایه گذاری می کردین یا در شرکت دوم؟
گفتیم که تموم موارد و خدمات هر دو شرکت مثل به هم هستن اما چگونگی بیان مدیرعامل شرکت اول با شرکت دوم فرق داره.

به احتمال خیلی زیاد ما شرکت دوم رو انتخاب می کنیم، چون شخصی که به صحبتای خودش اطمینان نداره و نمی توند اونو با اعتماد به نفس بگه چیجوری می تونه قابل اعتماد باشه؟
پس اگه ما بتونیم خیلی با اطمینان و با اعتماد به نفس صحبت کنیم میتونیم یکی از فاکتورای اصلی واسه خوب صحبت کردن رو داشته باشیم و بقیه رو جذب صحبتای خودمون کنیم و اعتماد اونا رو به خودمون جلب کنیم.

رابطه چشمی خوبی برقرار کنیم
شاید از خودتون سئوال کنین که سئوال چیجوری خوب صحبت کنیم چه ربطی به رابطه چشمی داره؟
این نکته رو در نظر داشته باشین که خوب صحبت کردن فقط در بیان جملات خوب و خوشگل خلاصه نمی شه.
اگه ما می خوایم خوب صحبت کنیم باید پکیجی از رفتارها و کارا رو باهم داشته باشیم تا صحبتامون خوب و عالی باشه.
پس علاوه بر جملاتی که میگیم، چگونگی بیان اون، داشتن رابطه چشمی خوب، زبون بدن خوب، بالا و پایین بردن صدا و رسا بودن صدا هم می تونه نقش مهمی در خوب صحبت کردن داشته باشه.
داشتن رابطه چشمی خوب باعث می شه که مخاطب ما حس خوبی نسبت به ما بگیره.
این سئوال رو واسه خودتون جواب بدین:
اگه شخصی موقع صحبت کردن با شما به در و دیوار و زمین و هوا نگاه کنه چه حسی به شما دست میده؟
به احتمال زیاد حس خوبی نخواهید گرفت.

این مورد رو من بارها در کلاسایی که برگزار می کنم امتحان کردم و هر بار هم یه جواب گرفتم و اونم این بود که، اگه من نتونم با بقیه رابطه چشمی خوب و موثری برقرار کنم نمی تونم اثر خوبی روی اونا بذارم و یا شاید حواس مخاطبانم به جای دیگری جلب شه.

یا اصلا یه مثال قابل لمس تر می تونه در زمان مدرسه ما وقتی که معلم در حال درس دادن بود رو واسه رابطه چشمی گفت.
شاید در زمان مدرسه وقتی معلم به ما نگاه می کرد، شش دُنگ حواسمون رو به صحبتای معلم می دادیم اما وقتی که رابطه چشمی اش رو از روی ما بر می داشت ما دیگه به صحبت هاش زیاد اهمیت نمی دادیم.
منظورم این نیس که وقتی در حال صحبت کردن هستیم روی یه نفر زوم کنیم، اینجا می خوام اهمیت رابطه چشمی رو بگم.

پس واسه خوب صحبت کردن علاوه بر جملاتی که میگیم باید حواسمون به موارد دیگری هم باشه تا بتونیم صحبتای موثر تری رو ارائه بدیم.

واسه خوب حرف زدن باید شنونده خوبی باشیم
در اینکه واسه خوب حرف زدن باید شنونده خوبی باشیم شکی نیس.
به چه دلیل؟
چون اگه ما نتونیم صحبتای طرف مقابل رو خوب بشنویم و درک کنیم نمی تونیم جواب مناسبی ارائه بدیم.
معمولا افراد وقتی که طرف مقابلشون در حال صحبت کردن هست به صحبت هاش گوش نمی دن، عوضش به این فکر می کنن که چه جواب دندان شکنی بدهم که طرف کلا نابود شه. :-

موثر گوش دادن هم دقیقا مثل رابطه چشمیه، همونجوریکه وقتی دو نفر در حال صحبت هستن و یکی از آن دو نفر با دیگری رابطه چشمی برقرار نکنه یه نوع بی احترامیه، گوش ندادن به صحبتای طرف مقابل هم یه نوع بی احترامیه و باعث می شه که صحبت ما با طرف مقابلمون رو تحت اثر بذاره.
پس از قدرت و تأثیرگذاری رابطه چشمی و خوب گوش دادن غافل نشید.