مقاله درمورد دانلود قرآن کریم، پیشگیری از جرم، نهی از منکر، امر به معروف

چکیده
در طول تاریخ بشر، جرم و گناه در سطح جامعه باعث بروز مشکلات متعددی گردیده و همیشه بشر در اندیشه‌ی صیانت از فرد و پیشگیری از وقوع جرم و گناه بوده است. نیروی انتظامی با توجه به این‌که مسئول حفظ آرامش و برقراری امنیت کشور می‌باشد، به همین علت در معرض آسیب‌ها و تهدیدهای فراوانی بوده و این مهم مسئولان و مدیران ارشد را به اندیشه‌ی راهکارهای صیانت از کارکنان ناجا و پیشگیری از وقوع جرم و گناه بین آنان واداشته است.
این نوشتار با روش توصیفی- تحلیلی پس از تبیین جرم و گناه از منظر قرآن کریم و رابطه‌ی جرم و گناه؛ به بیان صیانت در قرآن(هدایت، اعتقاد به معاد، اقامه نماز، عفاف، ازدواج، اعتصام، انفاق، ادای دین و تقوا)، انواع صیانت(فردی وسازمانی)، شیوه‌های صیانت(علمی و عملی)، روش‌های پیشگیری(اعتقاد به توحید، معاد، اقامه نماز، امربه معروف و نهی از منکر)، تدابیر پیشگیرانه(اصلاح بسترهای اجتماعی جرم و گناه، اجرای عدالت، احترام و تکریم، تامین نیازهای اقتصادی و معیشتی، تعلیم و آموزش عمومی و نظارت و کنترل)، راهکارهای صیانت کارکنان ناجا و پیشگیری از وقوع جرم و گناه بین آنان با توجه به آموزه‌های قرآن کریم پرداخته است.
واژگان کلیدی : صیانت- پیشگیری – جرم – گناه
فهرست مطالب
عنوان
صفحه
فصل اول- کلیات
مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………………….
۲
۱-۲-بیان مسأله…………………………………………………………………………………………………………………..
۴
۱-۳- سوال های تحقیق……………………………………………………………………………………………………….
۵
۱-۳-۱- سوال اصلی …………………………………………………………………………………………………………….
۵
۱-۳-۲- سوال های فرعی…………………………………………………………………………………………………….
۵
۱-۴- اهمیت و ضرورت تحقیق………………………………………………………………………………………………
۶
۱-۵-اهداف تحقیق………………………………………………………………………………………………………………
۷
۱-۵-۱-هدف اصلی……………………………………………………………………………………………………………….
۷
۱-۵-۲-اهداف فرعی ……………………………………………………………………………………………………………
۷
۱-۶-پیشینه تحقیق……………………………………………………………………………………………………………..
۸
۱-۷-کاربردهای تحقیق…………………………………………………………………………………………………………
۱۰
۱-۸-روش تحقیق………………………………………………………………………………………………………………..
۱۱
۱-۹-تعریف واژگان کلیدی……………………………………………………………………………………………………
۱۱
۱-۹-۱-صیانت………………………………………………………………………………………………………………………
۱۱
۱-۹-۲-پیشگیری…………………………………………………………………………………………………………………
۱۱
۱-۹-۳-جرم…………………………………………………………………………………………………………………………
۱۲
۱-۹-۴-گناه…………………………………………………………………………………………………………………………
۱۲
فصل دوم- صیانت
۲-۱- مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………..
۱۴
۲-۲- معنا و مفهوم صیانت………………………………………………………………………………………………………
۱۴
۲-۳- اهمیت و ضرورت صیانت………………………………………………………………………………………………
۱۹
۲-۴- صیانت در قرآن کریم……………………………………………………………………………………………………
۲۱
۲-۴-۱- هدایت و صیانت………………………………………………………………………………………………………
۲۱
۲-۴-۲- اعتقاد به معاد و صیانت……………………………………………………………………………………………
۲۳
۲-۴-۳- اقامه نماز و صیانت………………………………………………………………………………………………….
۲۴
۲-۴-۴- عفاف و صیانت………………………………………………………………………………………………………..
۲۵
۲-۴-۵- ازدواج و صیانت……………………………………………………………………………………………………….
۳۰
۲-۴-۶- اعتصام و صیانت……………………………………………………………………………………………………..
۳۸
۲-۴-۶- ۱- اعتصام به خدا و اعتصام به ریسمان الهی ……………………………………………………………
۴۰
۲-۴-۶-۲- انواع اعتصام …………………………………………………………………………………………………….
۴۰
۲-۴-۷- عصمت و صیانت……………………………………………………………………………………………………..
۴۱
۲-۴-۸- انفاق و صیانت………………………………………………………………………………………………………….
۴۷
۲-۴-۹- ادای دین و صیانت………………………………………………………………………………………………….
۵۰
۲-۴-۱۰- تقوا(صیانت)…………………………………………………………………………………………………………..
۵۲
۲-۴-۱۰-۱-دستاوردهای تقوا(صیانت)……………………………………………………………………………………
۵۳
۲-۵- انواع صیانت………………………………………………………………………………………………………………..
۶۱
۲-۵-۱- صیانت فردی…………………………………………………………………………………………………………….
۶۲
۲-۵-۲-صیانت سازمانی……………………………………………………………………………………………………….
۶۴
۲-۶-شیوه های صیانت………………………………………………………………………………………………………….
۶۷
۲-۶-۱-شیوه علمی………………………………………………………………………………………………………………
۶۷
۲-۶-۲-شیوه عملی …………………………………………………………………………………………………………….
۶۹
فصل سوم- پیشگیری
۳-۱- مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………….
۷۹
۳-۲- معنا و مفهوم پیشگیری……………………………………………………………………………………………….
۸۱
۳-۳- واژه شناسی پیشگیری از جرم………………………………………………………………………………………
۸۳
۳-۴- مصادیق جرم و گناه در قرآن کریم……………………………………………………………………………….
۸۴
۳-۵- رابطه جرم و گناه………………………………………………………………………………………………………..
۸۷
۳-۶-پیشگیری از جرم و گناه در قرآن کریم………………………………………………………………………….
۸۹
۳-۷-روش های پیشگیری از جرم و گناه از دیدگاه قرآن کریم………………………………………………..
۹۱
۳-۷-۱- اعتقاد به توحید……………………………………………………………………………………………………….
۹۳
۳-۷-۲- اعتقاد به معاد…………………………………………………………………………………………………………..
۱۰۰
۳-۷-۳- اقامه نماز………………………………………………………………………………………………………………..
۱۰۴
۳-۷-۴- امر به معروف و نهی از منکر……………………………………………………………………………………
۱۰۴
۳-۸- تدابیر پیشگیرانه………………………………………………………………………………………………………….
۱۱۳
۳-۸-۱- اصلاح بسترهای اجتماعی جرم و گناه……………………………………………………………………….
۱۱۳
۳-۸-۲- اجرای

منبع پایان نامه ارشد با موضوع بنیادگرایی، جهانی شدن، سیاست خارجی، ایالات متحده

جوامع بشری به یکی از مهمترین مباحث روز جهان مبدل شده و توجه بسیاری از کشورهای جهان را به خود معطوف کرده است بطور کلی در تعریف فناوری اطلاعات و ارتباطات می‌توان گفت؛ فناوری عبارت است از گردآوری، سازماندهی، ذخیره و نشر اطلاعات اعم از صوت، تصویر، متن یا عدد که با استفاده از ابزار رایانه‌ای و مخابرات صورت پذیرد.
صرفنظر از تعاریف متنوع و دامنه وسیع کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در بخشهای مختلف زندگی بشری، دسترسی سریع به اطلاعات و انجام امور بدون در نظر گرفتن فواصل جغرافیایی و فارغ از محدودیتهای زمانی محوری ترین دستاورد این فناوری است.
می‌توان از ارتباطات مطمئن و در دسترس بصورت کارآمد، به عنوان بخشی از ابزار مطرح‏سازی مشکلات جهانی بهره‌گرفت. ممکن است فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی عواملی بیش از پیش و با اهمیت هستند که رشد اقتصادی و برابری اجتماعی را به حرکت درمی‌آورند.
جهانی شدن (Globalization)
واژه جهانی شدن در سال‌های اخیر یکی از پرکاربردترین واژه‌های عرصه سیاستگذاری اقتصادی، فرهنگی و سیاسی داخلی و بین‏المللی کشورها و نیز موضوع بحث‌های آکادمیک و ژورنالیستی بوده است. برغم کاربرد گسترده‏ای که واژه جهانی شدن در بیش از یک دهه گذشته پیدا کرده، هنوز معنا و مفهوم آن همچنان مناقشه آمیز است و بسته به اینکه از چه زاویه و با چه نگرشی به آن نگریسته شود معنا و مفهوم متفاوت پیدا خواهد کرد، که ظهور واژه‏های مختلفی همچون “جهانی شدن”، “جهانی‏سازی”، “جهانگرایی” و… بیانگر این امر می‏باشد. این اختلاف دیدگاهها باعث شده تا در حالی که گروهی از جوامع و افراد با نگاه کاملا مثبت به پدیده جهانی شدن می‏نگرند و آن را یک فرایند می‏دانند که در بردارنده فرصت‏های زیادی برای جوامع است گروه دیگری از افراد و جوامع این پدیده را یک امر منفی تلقی می‏کنند و آن را پروژه‏ای می‏دانند که از سوی صاحبان قدرت در جهان در جهت منافعشان طراحی شده است. البته در این پژوهش جهانی شدن به عنوان پدیده ناشی از رشد و تکامل جامع بشری تلقی می‏شود. لذا همچون هر پدید دیگری در ذات خود فرصت و چالش‏هایی دارد و کشورها و جوامع باید با شناخت دقیق آن از فرصت‏های آن به نفع خویش سود جویند و از چالش‏های احتمالی آن بدور مانند.
صرف نظر از اختلاف نظرها، پدیده جهانی شدن شامل طیف گسترده‏ای از روندهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است که در کاربرد عمومی خود بر معانی مختلفی همچون تعقیب سیاست‏های بازار آزاد در عرصه اقتصاد جهان(آزادسازی اقتصادی)، گسترش تکنولوژیهای جدید اطلاعاتی (انقلاب اینترنتی) و نیز این که بشریت در آستانه تحقق یک جامعه واحد متحد که در آن عوامل عمده منازعه اجتماعی از بین‏رفته‏اند (همگرایی جهانی) قرار گرفته، دلالت می‏کند.
دومینوی اقتصاد جهانی
یکپارچگی بازارهای مالی معلول پدیده جهانی شدن است . همین امر موجب تعامل، تاثیرگذاری و تاثیرپذیری نظام‏های اقتصادی در جهان امروز از یکدیگر شده است. بنحویکه بحران مالی – اقتصادی کنونی جهان که عمق و شدت آن از سپتامبر ۲۰۰۸ و با سقوط سهام وال استریت بیشتر شد به سرعت و شدت بر اقتصاد سایر کشورها تاثیر گذاشت و با عبور از مرزهای اروپا بخش‏های وسیعی از آسیا را هم در برگرفت. صرفنظر از لزوم بررسی و شناخت ریشه‏های شکل‏گیری این بحران، پرسشی که مطرح می‌شود این است که چگونه بحران ۲۰۰۸ در یک کشور (ایالات متحده آمریکا) می‌تواند تبدیل به یک بحران جهانی شود که نه ‌تنها کشورهای بزرگ بلکه کشور‌های کوچک‌تر و در حال توسعه را نیز تحت‌ تأثیر قرار دهد؟ پاسخ نخست آنکه سهم ایالات متحده آمریکا از محصول ناخالص جهان در حدود ۲۰ درصد و با وزنی معادل یک پنجم اقتصاد جهان است. دوم آنکه، با تشدید روند جهانی شدن در دهه‌های قبل، و وابستگی بازارهای مالی، طبیعی است که کارکرد اقتصاد آمریکا بر اقتصاد دنیا اثرگذار باشد و حتی اقتصاد‌های کوچک نیز از این بحران متاثر شوند. در حال حاضر و در مقایسه با ارزش محصول ناخالص داخلی، اقتصاد ایران، اقتصادی در حد یکی از ایالت‌های آمریکا – معادل اقتصاد ایالت آلاباما در جنوب آمریکا – محاسبه می‌شود؛ حتی ارزش تولیدات روسیه بزرگ در حد اقتصاد نیویورک است.
البته بزرگی و کوچکی، خود ممکن است دلیل کافی برای متاثر شدن (و میزان تاثر) نباشد، ولی وقتی طرق تاثیر را تحت بررسی قرار می‌دهیم و کاهش جریان تجارت و عوامل تولید (خصوصا منابع مالی) را در کنار اقتصاد تک محصولی و در حال، نظیر ایران را که قیمت آن محصول می‌تواند به‌شدت متاثر از بحران مالی – اقتصادی حاضر شود مد نظر قرار دهیم، اثر بحران اقتصادی جهان بر کشورهایی چون ما آشکار‌تر می‌گردد. تشبیه این پدیده و آثار آن به بازی دومینو، برای درک روشن از پیامدهای بحران اقتصادی بین‏المللی بر تحولات سیاسی و اجتماعی بویژه بهار عربی لازم است.
اسلام بنیادگراIslamic fundamentalism))
بنیادگرایی، آنگونه که امروزه به کار برده می‌شود، صرفا یک اصطلاح تازه ‌است که تا حد زیادی به بافتهای تاریخی و فرهنگی پروتستانیزم (به عنوان مثال جدال بین‏بنیادگرایان و نوگرایان در کلیسای پرسبای ترین) در سالهای دهه ۱۹۲۰ ایالات متحده مرتبط می‌شود از آن زمان به بعد این اصطلاح به کشورهای دیگر صادر و در مورد ادیان مختلفی از جمله بودایسم، یهودیت و اسلام به کار برده شده ‌است. این واژه برای بار نخست در جنبش اعتراضی بر ضد گرایشهای «عصری سازی» در درون شاخه پروتستانیسم ایالات متحده آمریکا در اواسط سده ۱۹ میلادی به کار رفت. واژه بنیادگرایی به وسیله سلسله مقالاتی که در آغاز سده ۱۹ در آمریکا زیر عنوان بنیادهای حقیقت
(the Fundamentals of Truth) نشر و پدیدار گردید و بر ضد خدا‌شناسی نوین بود.
بسیاری از گروه‏هایی که از آنها به عنوان بنیادگرا یاد می‌شود، غالبا به خاطر معانی ضمنی منفی این اصطلاح، یا به خاطر اینکه آنها را با بعضی گروههای مخالف در یک دسته قرار می‌دهد، مخالف بکارگیری و تعمیم این اصطلاح در مورد آنها هستند.
بنابراین بنیادگرایی جنبشی است که پیروانش ازطریق آن تلاش می‌کنند هویت دینی را از حل شدن در فرهنگ غربی سازی/غربی مدرن نجات دهند، فرهنگی که از دید جامعه بسته بنیادگرایان این ذوب شدن در آن پیشرفت برگشت ناپذیری در جامعه گسترده‏تر دینی داشته، و همین اعلام یک هویت متمایز بر پایه اصول بنیادین یا اساسی دین را الزامی کرده ‌است.
چنانکه‏ گفته شد، بنیادگرایی اسلامی یا اصول‌گرایی اسلامی معنا و مفهوم بازگشتن به اصول و اعتقادات‏اصلی اسلامی را دربردارد. تعریف دقیق این واژه بسته به منبع آن متغیر و متفاوت بوده است.
بنیادگرایی اسلامی به معنای پایبندی بر اصول بنیادین اسلام است. پیشینه بنیادگرایی اسلامی به سید جمال الدین اسدآبادی و پس از آن جنبش اخوان المسلمین مصر به ‌وسیله حسن البنا، سیدقطب، محمد قطب و دیگران که در آنزمان به ‌وسیله حکام مصر شدیداً سرکوب شدند، باز می‌گردد، که بیش‌تر شکل مبارزه با استعمار را داشت.
برداشتی که امروزه بیش‌تر در جوامع مسلمان رواج دارد، باورهای مسلمانان سنتی‌ای را شامل می‌شود که خود را به تفسیرهای تحت الفظی از متون مقدسشان، قرآن و حدیث محدود می‌کنند. این دیدگاه ممکن است توصیف کننده دیدگاههای دینی خاص افراد باشد و هیچ ارتباطی با گروههای بزرگتر اجتماعی نداشته باشد. این دیدگاه توصیف کننده جنبش‌های مذهبی و احزاب سیاسی متعدد در جوامع مسلمان است.
برداشتی که در غرب از «بنیادگرایی اسلامی» وجود دارد برای توصیف افراد و گروههای مسلمانی به کار می‌رود که از اسلامگرایی، یعنی یک ایدئولوژی سیاسی که خواستار جایگزینی قوانین سکولار دولتی با قوانین اسلامی است حمایت می‌کنند. نمونه «رادیکال» این اسلامگرایان ممکن است از سرنگون کردن خشونت آمیز دولت‌های سکولار، یا حتی تروریسم اسلامی حمایت کند.
نوع دیگری از بنیادگرایی نیز وجود دارد که در راستای اهداف گروه‌های خاصی انجام می‌شود. نمونه این گروه‌ها طالبان و القاعده هستند. این بنیادگرایی بیشتر به گروه‌های مرتجعی اطلاق می‌شود که میخواهند زیر نام اسلام مقاصد سیاسی خود را تامین کنند. در واقع این نوع از بنیادگرایی اسلامی سوءاستفاده از مذهب و عقاید مردم برای کسب خواسته‏های سیاسی گروه‌هایی خاص است.
( http://fa.wikipedia.org)
سیاست سدبندی جدید(new containment policy)
ترومن رئیس جمهور وقت آمریکا، بینش روزولتی هژمونی آمریکا (one – worldliest ) را به بینش « جهان آزاد» ( Free – Wordlist) تبدیل کرد که سیاست ” سدبندی” (Containment) علیه اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی را تحمیل می‏نمود. با این همه نمونه سیاست برای جهان آزاد که سیاست سدبندی را دیکته می‏کرد، در اساس همان سیاستی بود که بنا بر بینش روزولت؛ یعنی قدرت نظامی گسترده آمریکا در مقیاس جهانی، سیستم پولی جدید بر پایه دلار، کمک اقتصادی به کشورهای ویران شده در چارچوب طرح مارشال، رابطه‏های سیاسی تدوین شده توسط سازمان ملل متحد و دیگر ارگان‏های بین‏المللی طراحی شده بود. (Franz. Schurmann, 1974,P.39.)
کمونیسم ستیزی، شوروی ستیزی و سیاست سد بندی، عناصر تعیین کننده سیاست خارجی آمریکا طی دوره جنگ سرد بودند. در واقع سدبندی اتحاد شوروی به عنوان هدف درجه اول سیاست خارجی آمریکا به عنوان جهت‏گیری اصلی سیاست خارجی تا پایان جنگ سرد، علی رغم تغییرات فوق العاده در اوضاع و احوال خارجی و داخلی کشور باقی ماند.
سیاست خارجی آمریکا در دوران بعد از جنگ سرد با تغییرات الگویی و رفتاری همراه بوده است. تغییرات الگویی ناشی از دگرگونی در ساختار نظام بین‏الملل می‏باشد؛ در هر ساختار بین‏المللی شکل خاصی از تعامل بین‏بازیگران وجود دارد. در ساختار دوقطبی، آمریکا و اتحاد شوروی یکدیگر را در چارچوب «موازنه واقع‏گرایانه» کنترل می‏کردند. این الگو، رفتارهای خاص خود را به وجود می‏آورد. از جمله «رفتارهای الگویی» این دوران می‏توان به سیاست‏هایی از جمله “سیاست سدبندی”، “بازدارندگی” و “موازنه قدرت استراتژیک” اشاره داشت. جنگ سرد آغاز اتخاذ سیاست سدبندی در اروپا و خاور دور بود. تعقیب این سیاست‏ در دوره‏های ریاست جمهوری آیزنهاور، کندی‏ و جانسون در شکل‏های متفاوت و تلفیق با گرایش آمریکا به سیاست‏ تشنج‏زدایی در دوره نیکسون و بازگشت به‏ نوعی انزواگرایی جدید در عصر کارتر و سرانجام احیای سیاست سدبندی در دوران‏ ریگان با توجه به تغییرات در ساختار نظام بین‏الملل تجزیه و تحلیل می‏شود. در دوران بعد از جنگ سرد، الگوهای رفتاری آمریکا با تغییر رو به رو شد بخشی از این تغییرات، ناشی از دگرگونی ساختاری در نظام بین‏الملل است، یعنی اینکه چگونگی توزیع قدرت بین‏بازیگران با تغییرات فراگیر و گسترده‏ای همراه گردیده و از سوی دیگر، چگونگی

پایان نامه رایگان با موضوع امام خمینی، دین و سیاست، مبانی معرفتی، عدل و انصاف

همه‌جانبه که در آن، بعد فرهنگی و معنوی دارای اصالت است، برمی‌گردد. حال آنکه در غرب، تکامل به تطور انسان از صورت‌های پست‌تر حیوانی به صورت‌های تکامل یافته اطلاق می‌گردد…. لذا توجه به از بین بردن فقر مالی در اسلام امری تبعی است نه اصلی، و هدف از آن دستیابی به عدالت اجتماعی است نه توسعه به مفهوم غربی آن» (آوینی، ۱۳۹۰: ۱۹ـ۲۰).
چاپرا نیز خاطرنشان می‌کند که غایت شناسی توسعه اسلامی با هدف‌هایی آغاز می‌شود که از راه وحی نازل و ابلاغ شده و به صورت قوانین شریعت تعیّن یافته‌اند (Chapra,1992). لذا، تشخیص و درک رابطه میان توسعه و وحی است که نهادینه شدن قوانین شرع را ضرورتی مؤکد می‌سازد: تا غایات دینی نهادینه نشوند پیشرفت اقتصادی و سیاسی و … حاصل نمی‌شود (کانتوری، ۱۳۹۱: ۴۵۵). اما گفتمان غربی توسعه منکر هرگونه غایت شناختی برای انسان و جامعه بوده و صرفاً بر «تغییر» به مثابه حرکت مستمر تأکید دارد، به تعبیر اسماعیل فاروقی (Farooqi) از اندیشمندان مسلمان آمریکایی:
«روایت غربی توسعه با تکیه بر «فرآیند» (Process) و انکار هرگونه نمود غایت شناختی واقعیت، آدمی را به «ذره‌ای فانی» در کائنات و مسیر تبدیل می‌کند که نه ریشه‌ای دارد، نه تکیه‌گاهی و نه غایتی. توسعه موجب نوعی خودشیفتگی است، و برای رهایی از مخمصه‌ای که بدان گرفتار آمده به جعل نوعی معرفت شناسی و نظریه علمی دست زده است» (Association of Muslim social Scientists:1966).
در حالی که به تعبیر خورشید احمد اندیشمند اسلامگرای پاکستانی: «توسعه اسلام مدار نیازهای روحی و مادی را توأمان برمی‌آورد، و از این گذشته در از میان برداشتن موانع برابری، کارآمدتر است». او توحید به مفهوم گسترده آن، و خلیفۀاللهی انسان و تزکیه را مبانی معرفتی رهیافت اسلامی توسعه معرفی می‌کند و به انسان به عنوان هدف توسعه، ابعاد اجتماعی و فرهنگی و معنوی انسان، تعادل و ایجاد توسعه، عوامل کیفی توسعه و عدالت و کفر و ظلم‌ستیزی توجهی ویژه دارد. به نظر وی توسعه منابع انسانی، اولین هدف سیاست توسعه‌ای اسلامی است. در این توسعه، تولید کالاهای مفید، بهبود کیفیت زندگی (تأمین شغل، تأمین اجتماعی و عدالت اجتماعی)، توسعه متعادل، توجه به فن‌آوری‌های جدید و کاهش وابستگی به جهان خارج و همگرایی بیشتر در جهان اسلام مدّ نظر است.(Ahmed,1980:178-182).
امام خمینی نیز همانگونه که به تفصیل در پی خواهد آمد، هدف نهایی توسعه را دستیابی جامعه به سعادت و تعالی مادی و معنوی می‌داند. وی غربی شدن و پیروی از آن را مردود می‌شمارد و ضمن انتقاد از سرمایه‌داری، معتقد است که افراد در کسب ثروت آزادند اما همواره در برابر خداوند مسئول‌اند. بنابراین، مؤمنان باید در کنار انباشت سرمایه، برای حذف فقر و نابرابری بکوشند. ایشان، محور قرار دادن اسلام و با تأکید بر آنکه مکتب اسلام یک مکتب مادی ـ معنوی است که مادیت را در پناه معنویت اسلام قبول دارد، غایت توسعه را همان مقصد انبیاء یعنی تربیت انسان مختار و وصول او به سعادت و فضیلت واقعی می‌داند (عزتی، ۱۳۷۶: ۳۰ـ۴۸). در ادامه و با توجه به ضرورت بحث و به اختصار به «توسعه سیاسی» می‌پردازیم.
۲ـ۶ ـ سیاست و توسعه از نگاه امام خمینی
«سیاست» از واژه‌های کلیدی است که امام خمینی در طول زندگی و مبارزات خود بارها به آن اشاره کرده و بر مفهوم آن، براساس دلالت ها و مبانی معرفتی خود تأکید نموده است. لذا می‌توان ایشان را یکی از احیاگران فلسفه سیاسی اسلامی دانست (جمشیدی، ۱۳۸۸: ۱۹۲).
امام خمینی، برخلاف آنچه در قالب راهبردها و سیاست‌های اجرایی حکومت‌های دنیوی و به ویژه مستبدان صورت می‌گیرد، «سیاست» را راه بردن انسان در مسیر هدایت و کمال جامعه به سوی مصالح آن می‌داند. لذا دانش سیاست نیز دانش هدایت، کمال‌جویی، تربیت، پرورش آدمیان، حذف موانع و حجاب‌ها برای رسیدن به سعادت راستین است. این نگرش به مفهوم سیاست، مرتبط با نگرش او به مسائلی چون شناخت هستی و انسان، ابعاد وجودی و ضرورت راهیابی‌ انسان به سوی سعادت راستین است. لذا می‌گوید:
«سیاست این است که جامعه را هدایت کند و راه ببرد، تمام مصالح جامعه را در نظر بگیرد و تمام ابعاد انسان و جامعه را در نظر بگیرد، و اینها را هدایت کند به طرف آن چیزی که صلاحشان هست…» (امام خمینی، صحیفه امام، ج ۱۳، ص ۴۳۲).
بنابراین، در اندیشه امام، دین و سیاست به گونه‌ای توأمان و همراه است که اساساً اسلام را دین سیاست می‌نامد و در حقیقت دین را متعلق به حوزه عمومی می‌داند:
«اسلام دین سیاست است با تمام شؤونی که سیاست دارد. این نکته برای هرکس که کمترین تدبری در احکام حکومتی، سیاسی، اجتماعی‌واقتصادی اسلام بکند آشکار می‌گردد» (امام خمینی، تحریرالوسیله، ج ۲).
زیرا اساساً، «اسلام در مقایسه با دیگر ادیان تنها یک دین نیست بلکه نظامی دولتی نیز بوده و نظریه سیاسی و حقوقی آن به اشکال مختلف اجرا گردیده است … بدین سان اسلام از آغاز، هم جنبشی دینی و هم حرکتی سیاسی بوده است.» (بشیریه، ۱۳۸۳: ۲۴۳). از منظری دیگر « دین تنها به زندگی شخصی مردم و شؤون مربوط به حیات دنیوی آنان اختصاص نیافته و صرفاً برای ساختن آخرت مردم نیست، بلکه امری است که جامع مدیریت امور مادی و معنوی مردم بوده و تأمین سعادت مادی و معنوی انسان‌ها از اهداف دین است. در این منطق، سیاست نیز به عنوان امری برای تدبیر امور جامعه و اصلاح آن، جهت بهسانی مادی و معنوی مردم، معنا و هویت خود را از متن دین به دست آورده است» (ایزدهی، ۱۳۹۰: ۶۳ـ۶۴). به تعبیر عمید زنجانی:
«در اسلام رابطه دین و سیاست، یک رابطه منطقی و ماهوی است و این دو، لازم و ملزوم یکدیگرند و جدایی‌ناپذیر، و به عبارت دیگر این رابطه به عنوان یک اصل و یک مبنای کلی و زیربنایی در تفکر اسلامی غیرقابل انکار می‌باشد» (عمید زنجانی، ۱۳۸۴: ۷۷).
در ادامه، هدف دین و سیاست، برقراری عدالت در جامعه است همانگونه که اساس و معیار آن نیز عدالت است؛ لذا امام می‌گوید:
«اسلام همان حکومت است با شؤونی که دارد و احکام، قوانین اسلام و شأنی از شؤون حکومت اسلام است، بلکه مطلوب است بالعرض و امور آلیه هستند که برای حکومت و اقامه عدل در جامعه وضع شده‌اند» (امام خمینی، کتاب البیع، ج ۲، ص ۴۷۲)
و این امر، به مثابه سعادت انسان و تحقق‌بخشی به عدالت در همه ابعادش در جامعه و از اهداف انبیاء بوده است:
«و انبیاء اینکه به دنبال این بودند که یک حکومت عدلی در دنیا متحقق کنند، برای این است که حکومت عدل اگر باشد، حکومتی باشد با انگیزه الهی، با انگیزه اخلاق و ارزش‌های معنوی انسان، یک همچو حکومتی اگر تحقق پیدا کند، جامعه را … تا حد زیادی اصلاح می‌کند» (امام خمینی، صحیفه امام، ج ۱۶، ص ۱۶۲).
بنابراین در نگرش امام خمینی، «سیاست» همان: «راه بردن جامعه به موازین عقل و عدل و انصاف و …» است (امام خمینی، صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۴۰۵). و هدف اساسی سیاست جلوگیری از مفاسد و رعایت مصالح است:
«مگر سیاست چیست؟ روابط مابین حاکم و ملت، روابط مابین حاکم با سایر حکومت‌ها ـ عرض می‌کنم که ـ جلوگیری از مفاسدی که هست، همه اینها سیاساتی است که هست» (امام خمینی، صحیفه امام، ج ۳، ص ۲۲۷).
این تعریف از سیاست به مثابه یک دانش، جهت‌گیری مشخصی در جلوگیری از مفاسد و رعایت مصالح دارد. لذا از مهمترین ارکان مفهوم «سیاست» از نظر امام، همین جهت‌گیری ارزشی آن است که راهبری آن را متعیّن می‌کند.
«سیاست این است که جامعه را هدایت کند و راه ببرد، تمام مصالح جامعه را در نظر بگیرد و تمام ابعاد انسان و جامعه را در نظر بگیرد، و اینها را هدایت کند به طرف آن چیزی که صلاحشان هست، صلاح ملت هست، صلاح افراد هست و این مختص به انبیاء است. دیگران این سیاست را نمی‌توانند اداره کنند» (امام خمینی، صحیفه امام، ج ۱۳، ص ۴۳۲).
در نگاه امام خمینی، اساس سیاست و سیاسی بودن را سه اصل بنیادین کمال‌جویی انسان و جامعه انسانی تشکیل می‌دهد که عبارتند از: “آزادی”، “استقلال” و “مصالح عمومی”:
«سیاست ما همیشه بر مبنای حفظ آزادی و استقلال و حفظ منافع مردم است که این اصل را هرگز فدای چیزی نمی‌کنیم» (همان، ج ۴، ص ۳۶۴۵).
و اینها چیزی نیستند که به مرور زمان کهنه شوند و همچون سنت‌های قدیمی بتوان آنها را کنار گذارد تا وارد دوران مدرن گردید، بلکه اینها در ذات و فطرت انسان و جامعه انسانی قرار دارند:
«اجرای قوانین … آزادی بر معیار عقل و عدل و استقلال … بر میزان عدل برای جلوگیری از فساد و تباهی یک جامعه، و سیاست و راه بردن جامعه به موازین عقل و عدل و انصاف و صدها از این قبیل، چیزهایی نیست که با مرور زمان در طول تاریخ بشر و زندگی اجتماعی کهنه شود» (همان، ج ۲۱، ص ۴۰۵).
در همین چارچوب نیز، امام خمینی معتقد است در نظام سیاسی اسلامی واقعی، حکومت دارای دو وظیفه عمده و اساسی است: یکی، اجرای احکام الزامی مبتنی بر وحی و عقل، و دیگری، تحقق مصالح مردمی و اجرای قواعد عرفی است که با شرع مغایرت نداشته باشد. لذا به اعتقاد وی، پس از پایان عصر نبوت، رسالت رهایی بشر، راهنمایی امت و تشکیل حکومت، بر عهده پیشوایان معصوم است و در دوران غیبت امام معصوم، این وظیفه بر عهده فقهای واجد شرایط است. به همین خاطر می‌گوید:
«حکومت در نظر مجتهد واقعی، فلسفه عملی تمامی فقه در تمامی زوایای زندگی بشریت است، و حکومت نشان‌دهنده جنبه عملی فقه در برخورد با تمامی معضلات اجتماعی و سیاسی و نظامی و فرهنگی است» (امام خمینی، صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۲۸۹).
بدین ترتیب، نظام سیاسی اسلام متکفل هدایت و خدمت به مردم است و چون در تعامل و روابط دوسویه با مردم قرار دارد قهراً باید به مردم نیز پاسخگو باشد. لذا در همه حال، حق اعتراض برای مردم و در چارچوب شواهد و شئونات برقرار است.
«اساساً حکومت کردن و زمامداری در اسلام یک تکلیف و وظیفه الهی است که یک فرد در مقام حکومت و زمامداری، گذشته از وظایفی که بر همه مسلمین واجب است، یک سلسله تکالیف سنگین دیگری نیز بر عهده اوست که باید انجام دهد. حکومت و زمامداری در دست فرد یا افراد، وسیله فخر و بزرگی بر دیگران نیست که از این مقام بخواهد به نفع خود حقوق ملی را پایمال کند. هر فردی از افراد ملت حق دارد که مستقیماً در برابر سایرین، زمامدار مسلمین را استیضاح کند و به او انتقاد کند و او باید جواب قانع‌کننده بدهد و در غیر اینصورت، اگر برخلاف وظایف اسلامی خود عمل کرده باشد ـ خود به خود ـ از مقام زمامداری معزول است و ضوابط دیگری وجود دارد که این مشکل را حل می‌کند» (امام خمینی، صحیفه امام، ج ۵، ص ۴۰۹).
امام خمینی براساس نگرش خود به جهان هستی و جایگاه انسان در آن و نقشی که به او محول شده و هدفی که سیاست معطوف به آن است. در خلال

منبع پایان نامه ارشد با موضوع خاورمیانه، ژئوپلیتیک، ژئوپلیتیک شیعه، منافع ملی

تدبیر قدرت‏های بزرگ در کنترل و مهار جنبش‏های منطقه و اتخاذ سیاست سدبندی جدید معنا پیدا می‏کند. مصر نمونه روشن این سیاست است، پیروزی جنبش اخوان المسلمین در انتخابات ریاست جمهوری، و انتخاب محمد مرسی به عنوان اولین رئیس جمهور غیرنظامی مصر، پس از مهار اخوان المسلمین و سرکوب شدید آن توسط دولت‏های نظامی مصر در چندین دهه، جنبش اخوان المسلمین را به نیرویی تبدیل کرد که توانایی تفوق مطلق را در بهار عربی مصر از دست داد. از مجموع حدود ۵۰ میلیون نفر دارای حق‏رای در مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری مصر تنها حدود ۱۳ میلیون نفر به محمد مرسی، و حدود ۱۲ میلیون نفر به احمد شفیق، جریان حاکم نظامی، رای دادند و مابقی در انتخابات شرکت نکردند. این مهار سبب ایجاد تعادل قوا در مصر شده است به نحویکه هیچکدام از نیروها قدرت مطلق محسوب نمی‏شوند.
با این حال، می‏توان گفت همگرایی ایران با شیعیان منطقه، بیشتر از آن که از منظر منافع ملی باشد از زاویه ایدئولوژیک و شیعه گری است. به عنوان مثال، روابط ایران و سوریه و به تبع آن لبنان، حاکی از آن است که در منظر هر یک از واحدهای سیاسی این اتحاد، الویت منافع ایدئولوژیک و منافع ملی کاملاً متفاوت است. از اینرو مقابله مثلاً سوریه و لبنان با اسرائیل بیش از این که ایدئولوژیک باشد امنیتی و استراتژیک است. درحالیکه برای ایران عمدتاً جنبه ایدئولوژیک دارد و سایر سلسله مراتب منافع در محاق ایدئولوژیک است. وجود منافع متفاوت از اهمیت اتحاد نمی‏کاهد لیکن تحولات منطقه‏ای و بین‏المللی نظیر آنچه در صحنه خاورمیانه در جریان است، پایداری و هزینه این اتحاد را در میان و بلند مدت بخصوص برای ایران با تردید و تهدید جدی مواجه کرده است.
با این اوصاف، می‏توان گفت آنچه در سوریه می‏گذرد بر موقعیت ژئوپلیتیک شیعه و منافع ایدئولوژیک ایران تاثیر مستقیم خواهد داشت.
۲- اهداف تحقیق:
هدف اصلی:
این پژوهش در پی آن است که تجزیه و تحلیل و درک جدیدی از دوران گذار نظام بین‏الملل، از نظم کهن به نظم نوین بر بستر پدیده جهانی‏سازی و عصر فناوری ارتباطات و اطلاعات، و آثار آن بر تحولات خاورمیانه و بطور مشخص کشور سوریه و بازتاب آن بر موقعیت ژئوپلیتیک شیعه و منافع ملی ایران به دست دهد.
۳- اهمیت موضوع تحقیق و انگیزه انتخاب آن:
از آنجائیکه سوریه یکی از مهمترین شرکای استراتژیک ایران بویژه در منطقه ژئوپلیتیک شیعه است، شایسته آن است که امکانات، چالش‏ها و سناریوی مرتبط با تحولات جاری، عمیقاً مورد تامل و ژرف اندیشی قرار گیرد.
۴- سوالات و فرضیه‏های تحقیق:
سوال اصلی:
جابجایی قدرت در سوریه چه تاثیری بر ژئوپلیتیک شیعه و منافع ملی ایران خواهد داشت؟
فرضیه اصلی:
جابجایی قدرت در سوریه بطور مستقیم بر ژئوپلیتیک شیعه و منافع استراتژیک ایران تاثیرگذار خواهد بود.
۵- مدل تحقیق (سازماندهی پژوهش):
این پژوهش متشکل از ۷ فصل زیر می‏باشد:
فصل اول شامل کلیات پژوهش است.
فصل دوم در قالب مطالعات نظری با عنوان فرایند تکوین ژئوپلیتیک شیعه و نقش آن در معادلات قدرت منطقه‏ای و بین‏المللی شامل؛ موقعیت ژئوپلیتیک خاورمیانه، سیاست آمریکا در مقابله با توسعه کمونیسم، ضرورت مقابله با اسلام‏گرایی (بنیادگرایی اسلامی)، طرح خاورمیانه بزرگ، دکترین ‏‏بوش‏ اول، دکترین ‏کلینتن و دکترین ‏بوش‏ دوم، شکل‏گیری هلال شیعه و پیشینه تحقیق می‏باشد.
در فصل سوم به روش شناسی تحقیق (متدولوژی) پرداخته شده است که شامل روش تحقیق، جامعه آماری، حجم نمونه و روش اندازه گیری، ابزار جمع آوری اطلاعات و روش تجزیه و تحلیل داده ها می باشد.
فصل چهارم با عنوان تبیین نظام بین‏الملل پس از فروپاشی کمونیسم و پایان جنگ سرد شامل استقرار نظام دوقطبی، خاورمیانه و نظام دوقطبی، فروپاشی کمونیسم، پایان جنگ سرد، تاثیر فروپاشی کمونیسم بر خاورمیانه، استقرار نطم نوین بین الملل، جایگاه خاورمیانه در نظم نوین بین‏الملل می باشد.
فصل پنجم با عنوان تاثیرپذیری و تاثیرگذاری واحدهای سیاسی/کشورهای متشکله ژئوپلیتیک شیعه در نسبت با منافع ملی آنان شامل جمهوری اسلامی ایران و منافع ملی و اهداف ایدئولوژیک(تقدم و تاخر یکی بر دیگری)، ژئوپلیتیک و سیاست خارجی ایران، لبنان و منافع ملی و اهداف ایدئولوژیک، سوریه و منافع ملی و اهداف ایدئولوژیک و عراق و منافه ملی و اهداف ایدئولوژیک می باشد.
در فصل ششم یافته های تحقیق با عنوان تجزیه و تحلیل تحولات خاورمیانه/ بهار عربی و بویژه سوریه و تاثیر آن بر ژئوپلیتیک شیعه و منافع ملی ایران مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد که شامل تحولات خاورمیانه/ بهار عربی و تحولات سوریه و تاثیر آن بر ژئوپلیتیک شیعه و منافع ملی ایران، عوامل دخیل با رویکرد تاثیر تحولات منطقه ای بر ج.ا.ایران به ویژه در تعامل با تحولات سوریه و آثار آن بر خط مقدم مقابله با اسرائیل و آمریکا و نظام بین الملل و اتخاذ سیاست سدبندی جدید در چارچوب نظم نوین جهانی می باشد.
فصل هفتم شامل نتیجه گیری و پیشنهادات پژوهش می باشد.
۶- متغیرها و واژه‏های کلیدی:
متغیر مستقل: تحولات جامعه سوریه و جابجایی در ارکان قدرت
متغیر وابسته: دگرگونی در ژئوپلیتیک شیعه و تاثیر بر منافع ملی ایران
متغیر واسطه: توسعه فناوری‏های نوین ارتباطات و اطلاعات
متغییر مداخله گر: پیوند نرونی و دومینوی اقتصاد جهانی
در این پژوهش واژه‏های کلیدی عبارتند از: نظام بین‏الملل، ژئوپلیتیک شیعه، بهار عربی، خاورمیانه بزرگ، فناوری‏های نوین ارتباطات و اطلاعات، جهانی شدن، دومینوی اقتصاد جهانی، اسلام بنیادگرا، سیاست سدبندی جدید و سکولاریسم
نظام بین‏الملل
نظام از مجموعه‏ای متغیرهای وابسته به یکدیگر تشکیل شده است و هرگونه تغییر در هر یک از عناصر متشکله نظام به سایر بخشهای آن نیز سرایت می‏کند و آنها را تحت تاثیر قرار می‏دهد.
نظام بین‏الملل محیطی است که در آن، واحدهای سیاست بین‏الملل (کشور) عمل می‏کنند. بطوریکه رفتارها، جهت‏گیری‏ها، نیت‏ها و خواسته‏های واحدهای مزبور، از نظام بین‏المللی تاثیر می‏پذیرد. (قوام، ۱۳۸۸: ۲۹)
ژئوپلیتیک شیعه (هلال شیعی)
مفهومی جدید است که ریشه در تفکر شیعه و پیام معنوی آن یعنی بازگشت امام غایب و عدم تکامل تاریخ تا ظهور او متمرکز است و از این حیث به آنچه که در مذهب مسیحسیت (بازگشت مسیح) آمده و دال بر نوعی قضاوت اخروی است، شباهت دارد. این مهدویت‏گرایی که به دوران آخرالزمان یا پایان تاریخ نظر دارد، دارای محتوای سیاسی انقلابی است. (موحدیان عطار، ۱۳۸۶: ۱۲۵)
اصطلاح هلال شیعی واژه‏ای جدید در ژئوپلیتیک می‏باشد و اشاره به مناطق شیعه‏نشین در خاورمیانه بزرگ با مرکزیت ایران دارد. هلال شیعه ناظر بر جغرافیای سیاسی شامل کشورهای مختلف از جبل عامل لبنان و بین‏النهرین و سواحل خلیج فارس به ویژه مناطق نفت خیز شرق عربستان سعودی و فلات ایران تا قلب کوه‏های خراسان بزرگ می‏شود.
ملک عبدالله، پادشاه وقت اردن اولین شخصی بود که در اواخر سال ۲۰۰۴ میلادی از شکل‏گیری هلال شیعی در خاورمیانه سخن گفت. هدف از طرح هلال شیعی را “نگرانی‏های امنیتی” در خاورمیانه عنوان کرد.
بهار عربی
این واژه اشاره به تحولات اجتماعی و سیاسی کشورهای شرق آفریقا و خاورمیانه در سال ۲۰۱۱ میلادی دارد که از تونس شروع، به مصر سرایت و پس از تاثیرگذاری بر یمن و بحرین در لیبی منجر به تغییر رژیم معمر قذافی شد و هم اکنون در سوریه بصورت خاص و جهان عرب بصورت عام جریان دارد.
بهار عربی (Arab Spring) حاوی دو پیام اساسی است. اول، تحولات منطقه شرق آفریقا و جهان عرب حکایت از تغییر رژیم‏های موروثی و گذار به دموکراسی در این منطقه از جهان می‏باشد. دوم، تاکید بر نوعی تفکیک جغرافیایی بمنظور جداسازی تحولات جهان عرب بدون ارتباط با انقلاب اسلامی ایران و پیامدهای آن است.
فرانسیس فوکویاما معتقد است؛ تحولاتی که در جهان عرب جریان دارد بسیار منسجم و گریزناپذیر است. او ادعا می‏کند که حوادث جاری خاورمیانه ارتباط چشمگیری با تئوری تغییرات اجتماعی ‏هانتینگتون دارد. طبق نظریه‏هانتینگتون ناپایداری سیاسی ناشی از عدم توازن در توسعه سطوح مختلف نظام‏های اقتصاد، اجتماعی و تعارض آن با نظام سیاسی است که در آن طبقات متوسط و تحصیلکرده جامعه فاقد قدرت سیاسی می‏باشند.( Denison, Jim, http://www.informedfaith.com)
خاورمیانه بزرگ
چنانکه گفته شد، با سقوط امپراتوری عثمانی در سال ۱۹۱۸، واژه خاور نزدیک Near East (بالکان و امپراتوری عثمانی) مترود شد و خاورمیانه کاربرد گسترده‏ای برای کشورهای عربی درحال ظهور یافت. این اصطلاح را می‏توان در کلیه شرایط متغیر سیاسی و فرهنگی بکار برد. عنوان دنیای عرب دربرگیرنده همه ابعاد وسیع این منطقه نیست چون مسلمانان غیرعرب را شامل نمی‏شود. دیپلماسی کشورهای صنعتی گروه ۸ به خاورمیانه بزرگ اشاره دارد که کلیه کشورهای عضو اتحادیه عرب، ازجمله همه اعضای آفریقایی آن بعلاوه کشورهای ترکیه، ایران، پاکستان، افغانستان و اسرائیل را در بر می‏گیرد. بنابراین “خاورمیانه بزرگ” را می‏توان به تمامی کشورها و سرزمین‏های اسلامی از غرب آفریقا تا شبه قاره هند و از آسیای مرکزی و قفقاز تا آسیای جنوب شرقی تعمیم داد. (موحدیان عطار، ۱۳۸۶: ۹۹)
فناوری‏های نوین ارتباطات و اطلاعات
( Information & Communication Technology)
مفهوم لغوی فناوری: تکنولوژی از نظر لغوی ترکیبی از دو واژه یونانی (Techno) به معنای فن، هنر، مهارت و پیشه و (logic) به معنای شناخت، علم و اگاهی است”که فرهنگستان زبان معادل “فناوری” را برای آن برگزیده است.”
در پنجاه سال گذشته بروز تحولات گسترده در زمینه کامپیوتر و ارتباطات، تغییرات عمده‏ای را در عرصه‏های متفاوت حیات بشری به دنبال داشته است. انسان همواره از فناوری استفاده نموده و کارنامه حیات بشری مملو از ابداع فناوری‏های اطلاعات و ارتباطات که از آنان به عنوان فناوریهای جدید یاد می‏شود بیشترین تاثیر را در حیات بشری داشته اند. دنیای ارتباطات و تولید اطلاعات به سرعت در حال تغییر بوده و ما امروزه شاهد همگرایی آنان بیش از گذشته با یکدیگر بوده، بگونه‌ای که داده‌ها و اطلاعات بسرعت و در زمانی غیرقابل تصور به اقصی نقاط جهان منتقل و در دسترس استفاده کنندگان قرار می‌گیرد.
فناوری ‌‌اطلاعات ‌و ارتباطات یا ICT، بدون شک تحولات گسترده‏ای را در تمامی عرصه‌های اجتماعی و اقتصادی بشریت به دنبال داشته و تاثیر آن بر جوامع بشری بگونه‌ای است که جهان امروز به سرعت در حال تبدیل شدن به یک جامعه اطلاعاتی (Information Society ) است. جامعه‏ای که در آن دانایی و میزان دسترسی و استفاده مفید از دانش، دارای نقشی محوری و تعیین کننده است. گستره کاربرد و تاثیرات آن در ابعاد مختلف زندگی امروزی و آینده

منبع پایان نامه ارشد با موضوع ژئوپلیتیک، ژئوپلیتیک شیعه، خاورمیانه، خاورمیانه بزرگ

ن سوم در امور بین‏المللى، این محور همچنان با وجود ناکافى بودن (به‏عنوان تنها معیار) به مثابه شاخص مهم روابط بین‏المللى، در این دوره پا بر جا ماند.
جنگ سرد را مى‏توان به نبردى اساسى بین‏منافع و اندیشه‏ها تعریف کرد که تاحد یک جنگ کلاسیک پیش نمى‏رود. عامل اصلى بروز چنین جنگى در سال‏هاى ‏بعد از جنگ جهانى دوم، سلاح اتمى بود که مانع بروز یک جنگ گرم‏ مى‏شد. (نقیب زاده، ۱۳۷۷: ۲۰۰)
از لحاظ پژوهش نظرى، مى‏توان خصوصیات اصلى جنگ سرد را این ‏گونه جمع‏بندى کرد که تضاد و درگیرى دو بلوک شرق و غرب در سه حوزه اساسى؛ سیاسى، اقتصادى و ایدئولوژیک جریان داشته است. به عبارت دیگر، این دو بلوک در این سه‏ حوزه عمده از یکدیگر متمایز مى‏شده‏اند.
در دوران جنگ سرد، کشورهاى جهان سوم، عرصه رقابت‏ها و ستیزهاى قدرت‏هاى‏ بزرگ بودند. در گذشته، بسیارى از تعارض‏هاى بین‏المللى، میان خود قدرت‏هاى بزرگ ‏بود که اوج این گونه ستیزها را در وقوع جنگ‏هاى بین‏المللى اول و دوم مشاهده نمودیم؛ ولى بعد از جنگ جهانى دوم، بیش‏تر تعارض‏ها را در میان کشورهاى جهان سوم ‏مشاهده کرده‏ایم. در واقع کشورهاى بزرگ شمال سعى کرده‏اند تا موارد منازعه میان‏ خود را به کشورهاى جهان سوم منتقل و از رویارویى مستقیم با یکدیگر احتراز نمایند.
محورهای عمده در وضعیت جدید جهانی را می‌توان در موارد زیر خلاصه کرد:
۱- پس از پایان جنگ سرد، تفکیک میان دو مفهوم “نظام بین‌المللی” که میدان تعامل واحدهای ملی است و مفهوم “وضعیت جهانی” که فضای کلی جهانی اعم از نظام بین‌المللی، تعاملات و روندهای فرانظامی را شامل می‌شود، ضرورت دارد.
۲- گفتمان حاکم بر نظام بین‌المللی، گفتمان اقتصادی و گفتمان حاکم بر وضعیت جهانی، گفتمان امنیتی است.
۳- برخلاف روندها و تعاملات درون نظامی که به دلیل رفتار عمدتاً معقول واحدهای ملی امکان درک و شناسایی آنها وجود دارد، روندها و فرآیندهای فرانظامی مسیرهای متناقضی را طی می‌کنند. عمده‌ترین این روندها عبارتنداز:
الف- در حالیکه جهانی شدن فرآیند مسلط در وضعیت جهانی را شکل می‌دهد، بومی‌گرایی، محلی‌گرایی و منطقه‌گرایی نیز در حال رشد می‌باشند.
ب – در حالیکه تمرکز قدرت و از بین‏رفتن تعارضات میان قدرت‌های بزرگ، انتظار نظم و امنیت را افزایش داده است، ‌آسیب‌پذیری و منابع ناامنی نیز به دلیل ورود بازیگران جدید به عرصه تعاملات جهانی افزایش یافته است.
ج – در حالیکه پیشرفت‌های تکنولوژیک و انقلاب ارتباطات امکان تأثیرگذاری فرهنگ مسلط جهانی را بر سایر فرهنگ‌ها و خرده فرهنگ‌ها تشدید می‌کند، در عین حال همین مسئله به فرهنگ‌های غیر مسلط و خرده فرهنگ‌ها امکان تداوم حیات می‌بخشد.
د – در حالیکه بنا به دلایل مختلف تصور می‌شود که حاکمیت دولت‌ها در حال فرسایش است (مسئله جهانی شدن، مداخله بشردوستانه، انقلاب ارتباطات و…)، امکان و فرصت بازیگری برای دولت‌ها همچنان به قوت خود باقی است و در برخی حوزه‌ها افزایش نیز یافته است.
۲- فرایند تکوین ژئوپلیتیک شیعه و نقش آن در معادلات قدرت منطقه‏ای و بین‏المللی.
حادثه ۱۱ سپتامبر و متعاقب آن حمله ایالات متحده آمریکا و متحدان اروپایی‏اش در قالب جنگ‏های پیش گیرانه در افغانستان و عراق ضمن تغییر ژئوپلیتیک منطقه، بطور راهبردی در جهت منافع دراز مدت شیعیان و ایران عمل کرد. دشمنان منطقه‏ای ایران، طالبان و صدام، یکی پس از دیگری ساقط شدند. تحولات سال‏های بعد به رشد پدیده‏ای در عرصه سیاست بین‏الملل کمک نمود که به نام “ژئوپلیتیک شیعه” شناخته می‏شود. ظهور ژئوپلیتیک شیعه به مفهوم تغییر قواعد و بستر بازی راهبردی سنتی در منطقه خاورمیانه بزرگ می‏باشد و تبعات و ملازمات مربوط به خود را در پی دارد. شکل‏گیری هر نوع موازنه جدید منطقه‏ای منبعث از ژئوپلیتیک شیعه بر نوع رفتارها و مناسبات کشورهای خرده نظام منطقه‏ای و همچنین شکل مراودات و تعاملات آنها با بازیگران فرامنطقه‏ای و جهانی اثرات جدی می‏گذارد. (موحدیان عطار، ۱۳۸۶ :۱۲۱ )
۳- تاثیرپذیری و تاثیرگذاری واحدهای سیاسی /کشورهای متشکله ژئوپلیتیک شیعه در نسبت با منافع ملی آنان، (کشورهای لبنان، سوریه، عراق، عربستان سعودی، کویت، بحرین، ایران، افغانستان، پاکستان، آذربایجان، هندوستان، عمان، قطر، امارات متحده، ترکیه و یمن).
کشورهای خاورمیانه بزرگ وضعیت همسو و مشابه‏ای ندارند. کمتر دو کشوری را در این منطقه وسیع می‏توان یافت که فارغ از اختلافات مرزی و امنیتی دوجانبه و مشکلات ناشی از تداخل منافع اقتصادی و بازرگانی باشند. بنابراین، همپیمانی راهبردی در خاورمیانه بزرگ وجهی آرمانی بوده و طیف روابط کشورها، عمدتاً از وضعیت عادی مناسبات تا مناقشه رو در رو در نوسان می‏باشد. در خاورمیانه بزرگ دلایل و علل بسیاری برای برقراری مناسباتی متفاوت با کشورها و قدرت‏های گوناگون غیرمنطقه‏ای، فرامنطقه‏ای و جهانی وجود دارد که خود یکی از عوامل تفرق در رویکردهای درون منطقه‏ای به حساب می‏آید. اغلب کشورهای عربی در هسته مرکزی نظام منطقه‏ای خاورمیانه بزرگ منافع ملی و استراتژی‏های امنیتی خود را در تعارض با کشورهای غیرعرب حاشیه‏ای تعریف نموده و به پیش می‏برند. خاورمیانه بزرگ در بین‏کلیه مناطق جهان از نازل‏ترین میزان همبستگی، ارتباطات، همکاری و همسویی در رویکردهای درون منطقه‏ای برخوردار می‏باشد و اساساً فاقد حداقل عناصر لازم برای شکل‏دهی به یک خورده نظام منطقه‏ای منسجم است. در مجموع آنچه بتواند به این منطقه وسیع براساس مبانی ساختاری و کارکردی در سطح دولت‏های ملی، هویت و نظم همسو و بطور نسبی یکپارچه ببخشد، عملاً وجود نداشته و تا آینده نزدیک قابل پیش بینی نخواهد بود. (همان: ۱۴۶- ۱۴۴)
بنابراین برای دولت‏های ملی بویژه ایران چشم‏اندازی برای همگرایی جز بهره‏گیری از جغرافیای ایدئولوژیک بمنظور دستیابی به اتحاد، یکپارچگی و نقش رهبری در چارچوب ژئوپلیتیک شیعه متصور نمی‏باشد.
۴- تجزیه‏وتحلیل تحولات خاورمیانه/بهار عربی‏و بویژه سوریه و تاثیر آن بر ژئوپلیتیک شیعه.
موج جدید تحولات خاورمیانه موسوم به بهار عرب در سه سطح ملی، منطقه‏ای و فرامنطقه‏ای (جهانی) قابل تحلیل است. از اینرو تحولات سوریه نیز در سطوح فوق‏الذکر قابل درک می‏باشد. از آنجاییکه تحولات سوریه بیش از سایر کشورهای منطقه در عمق منافع استراتژیک ایران (ژئوپلیتیک شیعه) تاثیر بسزایی دارد، شناخت فرایند تحولات کنونی و آینده آن، با توجه به حاکمیت علویان در سوریه و نقش محوری حکومت بشار اسد در ثبات و یا تغییر معادلات سیاسی و امنیتی منطقه و به مثابه درگاه ورود ایران به بخش مهمی از ژئوپلیتیک شیعه حائز اهمیت می‏باشد.
۵-عوامل دخیل چون پدیده جهانی شدن، رشد و توسعه فناوری‏های نوین ارتباطات و اطلاعات و تشکیل جامعه اطلاعاتی و جهان شبکه‏ای، با رویکرد تاثیر تحولات منطقه‏ای بر جمهوری اسلامی ایران بویژه در تعامل با تحولات سوریه، و آثار آن بر خط مقدم مقابله با اسرائیل و آمریکا و نظام بین‏الملل .
بطور کلی به نظر می‏رسد پدیده جهانی شدن نقش موثری در شکل‏گیری جنبش‏های اجتماعی داشته است. به این دلیل جنبش‏های اجتماعی جایگاه خاصی در جامعه‏شناسی سیاسی ایفا می‏کنند. این جنبش‏ها، جدید تلقی می‏شوند چرا که نمونه و نمادی از روابط اجتماعی و سیاسی جدید و متاثر از پدیده جهانی شدن هستند. ویژگی‏های این نوع جنبش‏ها از لحاظ جهت گیری، سازمان و نوع، آنان را از دیگر جنبش‏ها متمایز ساخته است. ازجمله:
۱- این جنبش‏ها غیرابزاری (non- instrumental) هستند، یعنی بیان کننده علایق و نگرانی‏های جهان شمول و اغلب اعتراض آمیز نسبت به وضعیت اخلاقی و نه نماینده منافع مستقیم گروه‏های اجتماعی خاص هستند.
۲- بیشتر به سوی جامعه مدنی و نه دولت جهت‏گیری شده‏اند.
الف- این جنبش‏ها نسبت به ساختارهای بوروکراتیک متمرکز بدگمان هستند و به سوی تغییر عقاید عمومی جهت‏گیری شده‏اند و نه تغییر نهادهای حاکم.
ب- این جنبش‏ها بیشتر به جنبه‏هایی نظیر فرهنگ، شیوه زندگی و مشارکت در سیاست اعتراض سمبلیک توجه دارند تا به ادعای حقوق اجتماعی- اقتصادی.
۳- این جنبش‏ها به شیوه‏های غیررسمی، “باز” و انعطاف پذیر سازماندهی شده‏اند و حداقل در بعضی از زمینه‏ها از سلسله مراتب، بوروکراسی و حتی گاهی اوقات قراردادن شرایطی برای عضویت اجتناب می‏کنند.
۴- این جنبش‏ها به شدت به رسانه‏های جمعی متکی‏اند و از طریق آنها درخواست‏هایشان مطرح می‏شود، اعتراضاتشان نمایش داده می‏شود و اندیشه‏هایشان برای تسخیر اندیشه و احساس عمومی به گونه‏ای موثر بیان می‏گردد.
بعضی از جنبه‏های سازمانی جنبش‏های اجتماعی جدید، آشکارا آنها را از سازمان‏های سیاسی رسمی متمایز می‏کند، تا جایی که اصطلاح “شبکه” بر آنها صدق می‏نماید.(نش، ۱۳۸۹: ۱۳۳-۱۳۱)
۶- اتخاذسیاست سدبندی جدید (New-containment policy)در چارچوب نظم‏نوین جهانی
آمریکا و متحدان اروپایی در برخورد با شکل‏گیری شبکه‏های اجتماعی ناشی از پدیده جهانی شدن وکنترل این شبکه‏ها و ممانعت از تبدیل آنها به حکومت‏های اسلامی بنیادگرا در منطقه خاورمیانه در صدد برآمده‏اند با موج سواری بر تحولات جاری و تسهیل تغییر حکومت‏های سنتی و دیکتاتوری خاورمیانه و جایگزینی آن با حکومت‏های شبه دموکراتیک و اسلام سکولاریستی از تفوق اسلام بنیادگرا و تکوین ژئوپلیتیک شیعه به عنوان بازیگر اصلی منطقه‏ای و تاثیرگذار در سیاست بین‏الملل جلوگیری نمایند. بنابراین ناگزیر به اتخاذ سیاست سدبندی جدید و دخالت مستقیم و غیرمستقیم سیاسی و نظامی در منطقه شده اند.
برخلاف الگوهای اسلام انقلابی در ایران و سودان که منجر به تاسیس نظام سیاسی جدید شد، و در برخی از کشورها جنبش‏های اسلامی مبدل به جزئی از ساختار قدرت شدند و با رژیم مستقر همکاری کردند، جنبش‏های اسلامی جدید در برخی موارد غیرقانونی اعلام یا همچنان به مخالفت انقلابی با رژیم سیاسی مستقر می‏پرداخته اند. در بسیاری کشورها، جنبش‏های طرفدار احیاگری فعال اسلامی سرکوب شده اند. در دهه ۱۹۸۰، حکومت سوریه جنبش اخوان المسلمین را با کشتن هزاران نفر درهم شکست. در مراکش طرفداران اصلی احیاء گری اسلامی به شدت محدود شدند. در ترکیه کاربرد اسلام در مقام پایه‏ای برای شناسایی سازمان سیاسی ممنوع است. هرچند احزاب اسلامی در سال‏های اخیر توفیقاتی داشته‏اند، در این میان دو نمونه از مهم‏ترین و مشهودترین سازمان‏های فعال اسلامی جدید، که گاهی به شکل غیرقانونی نیز فعالیت کرده‏اند، مصر و الجزایر هستند. (اسپوزیتو / وال، ۱۳۸۹ :۲۹-۲۸) سرکوب جنبش‏های اسلامی در کشورهای منطقه و جلوگیری از مشارکت سیاسی آنها در حکومت، موجب تقویت گرایشات بنیادگرایانه، براندازی، ایجاد بستر مناسب و قریب الوقوع تشکیل حکومت‏های بنیادگرای اسلامی گردید. بدین سبب

پایان نامه رایگان با موضوع توسعه سیاسی، امام خمینی، قرآن کریم، نظام سیاسی

۱۵۷).
زیرا ایجاد فضیلت در وجود «انسان» و راهبری وی به «سعادت حقیقی» جز در مدینه‌ای فاضله و تحت رهبری حکومت و یا ریاست فاضله امکان‌پذیر نیست؛ چون میان کل هستی و کائنات و انسان سنخیتی وجود دارد (طباطبایی، ۱۳۷۴: ۸).از آنجا که آنچه حاکم بر تمام هستی است مبتنی بر «علم» و «عدالت» است؛ لذا در نظریه سیاسی امام، «ولایت فقیه» دارای دو عنصر اصلی «علم» و «عدالت» است؛ و سیاستمدار و نظام سیاسی اسلام کارکردی تربیتی دارد، همانگونه که انبیاء و اولیاء چنین کرده و بر این صراط مستقیم قرار دارند. به تعبیر قرآن کریم:
«لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنامعهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط …» (حدید: ۲۵)
ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنها کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم [با تربیت انبیاء] قیام به عدالت کنند.
بدین ترتیب و بنابر آنچه گفته شد، نگاه امام خمینی به هستی و انسان، تأثیری خاص بر اندیشه سیاسی ایشان نهاده است، به گونه‌ای که از نظر ایشان، «سیاست» نیز باید در جهت ایجاد محیطی مناسب برای رشد و تعالی انسان تعریف شود (فوزی، ۱۳۸۰: ۷۸). به تعبیری روشن‌تر، اگر قرار باشد، حرکت انسان، معقول شده و سامان پیدا کند باید بتوان خردترین حرکت را به کمال مطلق ربط داده و براساس آن تعریف نمود؛ و اثبات چنین ارتباطی جز با عقلانیت وحیانی ممکن نیست. این گونه نیست که در رفتار خرد، ارتباط با کمال، معنا داشته باشد اما در دو سطح کلان و توسعه بتوان با اغماض از آن کمال، به تعریف رفتار در چنین سطوحی پرداخت. بنابراین در این دو عرصه نیز باید به ایجاد چنین پیوندی همت گمارد و البته چنین امری جز بر پایه وحی قابل تحقق نیست. در دیدگاه امام خمینی، توسعه متوازن در تمامی شؤون سیاسی، اقتصادی، علمی و فرهنگی جامعه مورد تأیید و تأکید قرار گرفته و این فرآیند را برای تعالی جامعه و بستر سعادت و رشد مردم ضروری می‌داند در نتیجه، ایشان هرچند نظریه‌پرداز توسعه به مفهوم رایج آن نیست اما پیش از آنکه به مفهوم رایج توسعه نظر داشته باشد به هدف‌های عمده‌ای که می‌بایست برآورده سازد توجه دارد. در اندیشه امام، «توسعه» با آنکه اصول، مبانی و ملزومات خاص خود را دارد، می‌بایست برآورنده اهدافی بلند و متعالی باشد که در رأس همه «خداباوری و حاکمیت توحید در جامعه» است. توسعه‌ای که باید در مجموع به استحکام پایه‌های دین، تقویت مبانی اسلام، استقرار نظام سیاسی اسلام، تربیت و هدایت و رشد معنوی انسان، حاکمیت قانون، استقلال و خودکفایی و سربلندی کشور، قطع وابستگی و رهایی از سلطه استعمارگران، عزت و کرامت مردم، علم و خلاقیت و فن‌آوری، مشارکت مردمی و ارتباط دولت و ملت، کار و تولید، عدالت اجتماعی، فقرزدایی و رفاه عمومی منتهی گردد. و هدف غایی آن نیز «کسب رضایت الهی و سعادت و رستگاری انسان» است.
با مروری بر آثار امام، می‌توان مهمترین ارزش‌های مثبت از نظر ایشان را برای جامعه مورد نظر در فضای واژگانی ایشان چنین برمی‌شمرد: اسلام، استقلال، آزادی، عدالت، وحدت، مبارزه با ظلم (استقامت، جهاد، شهادت)، حکومت اسلامی، ولایت فقیه، حضور مردم در صحنه، تزکیه، تعلیم و تربیت، خدمت به محرومین و مستضعفین. و مهمترین واژگان ارزش‌های منفی در جامعه: استبداد، استکبار، استبدادپذیری، فردپرستی، دنیادوستی، کاخ‌نشینی و خوی کاخ‌نشینی، اختلاف و تفرقه، مفاسد و انحرافات اجتماعی، فرهنگ غربی، توطئه و صدمه به اسلام و جمهوری اسلامی، وابستگی و … است (مروی، ۱۳۸۹: ۲۷۲ـ۲۷۳).
در ادامه ، برای تبیین الگوی توسعه سیاسی مورد نظر امام خمینی، به بررسی چیستی، چرایی و چگونگی توسعه سیاسی از دیدگاه ایشان می‌پردازیم.
فصل ۶ـ ماهیت توسعه سیاسی با قرائت امام خمینی [چیستی]
۱ـ۶ـ مفهوم «توسعه» در آموزه‌های اسلامی
توسعه از ریشه (و س ع) به معنی گشادگی، وسعت، توانایی، افزایش ظرفیت‌ها و قابلیت‌ها، غنا و رفاه، آسایش و راحتی، کثرت و فراوانی است و نقیض آن، «ضیق» و در تنگنا قرار گرفتن و ناتوانی است (آذرنوش، ۱۳۸۱: ۷۴۷ـ۷۴۸/ خرمشاهی، ۱۳۷۷: ج ۲، ص ۲۳۰۷). در قرآن کریم، سرچشمه گسترش جهان و توانایی‌ها و ظرفیت‌ها به خدای متعال بازمی‌گردد که سراسر عالم خلقت، فراخنای وسیع و گسترده رحمت اوست.
… و رحمتی وسعت کل شیئ (اعراف: ۱۵۶)
و رحمت من (خداوند) همه چیز را فراگرفته است
و اساساً رشد و توسعه و گسترش جهان هستی در سیطره علم و قدرت بی‌پایان الهی است.
… وسع کرسیه السموات و الارض (بقره: ۲۵۵)
کرسی (حکومت) او آسمانها و زمینی را دربرگرفته است.
و السماء بنینها بایید و انّا لموسعون (ذاریات: ۴۷)
ما آسمان را با قدرت بنا کردیم و همواره آن را وسعت می‌بخشیم.
این گستردگی و وسعت بخشیدن تنها به امور مادی محدود نبوده و به «شرح» و گستردن گنجایش معنوی نیز اشاره شده است (خرمشاهی، ۱۳۶۷: ج ۲، ص ۱۲۹۶).
فمن یردالله ان یهدیه یشرح صدره للاسلام (انعام: ۱۲۵)
آن فرد را که خدا بخواهد هدایت کند سینه‌اش را برای پذیرش اسلام (رسیدن به مطلوب حقیقی) گشاده می‌سازد.
البته در مقابل این گشادگی و وسعت و توانایی، مفهوم «ضیق» و «تنگنا» و «سختی» و «ناتوانی» قرار دارد که در قرآن کریم نیز به آن اشاره شده است.
… و من یرد ان یضله یجعل صدره ضیقاً حرجا (انعام: ۱۲۵)
و آن فرد را که خدا بخواهد گمراه سازد سینه‌اش را آن چنان تنگ می‌کند که گویا می‌خواهد به آسمان بالا رود.
این امر در حوزه معیشت و اقتصاد و روزی انسان نیز چنان است که به تعبیر «معیشت ضنک» یا اقتصاد بسته، در قرآن یاد شده است.
«و من اعرض عن ذکری فان له معیشه ضنکا و نحشره یوم القیامه اعمی» (طه: ۱۲۴)
اما آنها که هدایت را پیروی نمی‌کنند و از یاد من اعراض می‌کنند در دنیا گرفتار تنگی معیشت شده و در قیامت در حالی محشورشان می‌کنیم که کورند.
دلیل آن نیز روشن است زیرا «زندگی کافران همیشه در دو بعد خلاصه می‌شود: نارضایتی به آنچه دارند و دلتنگی به آنچه ندارند» (پورسیف: ۱۳۸۳، ص ۶۸۶).
در روایات وارده و سنت پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) علاوه بر رشد معنوی و نفسانی و عرفانی و اخلاقی، بر مفهوم گشادگی رزق و معیشت و تلاش برای ارتقای سطح زندگی، پوشاک، وسایل رفاهی و مسکن تأکید شده و به شاخص‌های برابری اقتصادی ـ اجتماعی، امنیت، نظافت و بهداشت عمومی، دارو و درمان، سوادآموزی، اشتغال و کار، عمران و آبادانی زمین، مشارکت عمومی، نظم و انضباط اجتماعی، قانون‌مندی و بینش عقلانی اشاره شده است (اخترشهر، ۱۳۸۶: ۲۱ـ۳۶).
بدین ترتیب در اسلام (به عنوان نمونه در حوزه اقتصاد)، توسعه تنها فرآیند تولید نیست، بلکه فرآیند خودکفایی در تولید همراه با عدالت در توزیع است و این یک فرآیند مادی نیست، بلکه فرآیندی انسانی است که هدف آن توسعه و پیشرفت فرد در هر دو زمینه مادی و معنوی است (همان، ۱۶).
در زمینه شاخص توسعه سیاسی نیز، اسلام در نخستین گام به اهمیت و ارزش والای «انسان» معطوف است. بنابر تفکر قرآنی، «انسان خلیفه خدا بر روی زمین» است. او دارای فطرتی خداجو و برخوردار از ابزاری قاطع و روشنگر به نام «عقل» است که به تعبیر امام علی (ع): « العقل یهدی و ینجی و …»عقل هدایتگر و نجات‌بخش انسانهاست (تمیمی آمدی، ۱۳۷۶: ج ۳، ص ۱۵۲). پس انسان از همان بدو تولد دارای شرافت و کرامت است و علم‌آموزی برای او ضروری است. اسلام بر مشارکت عمومی تأکید دارد، قدرت اجتماع را با ارزش می‌داند و میزان مشروعیت نظام را به اعتماد مردم به دولتمردان مرتبط می‌داند (نهج‌البلاغه: خطبه ۳) بر عدم تبعیض پای می‌فشرد (نهج‌البلاغه، نامه ۵۹) و مشارکت سیاسی را در حوزه‌های مختلف، همچون تعیین مسئولان، نظارت بر امور، نصیحت و بیان حقایق، بازخواست و استیضاح و حق اعتراض، پاسخگویی دولت به نیازهای مردم در تحقق عدالت در جامعه (نهج‌البلاغه، نامه ۵۳)، تأمین امنیت (نهج‌البلاغه، حکمت ۱۳۱)، تأمین رفاه عمومی (نهج‌البلاغه، حکمت ۳۷۱) و رعایت کرامت انسانی و اهمیت دادن به مردم و گسترش آزادی‌های اساسی، اصلاح‌پذیری و اصلاح‌نگری به دولت و جامعه (نهج‌البلاغه، خطبه ۲۰۰) و شایسته سالاری (نهج‌البلاغه، خطبه ۲۱۶) تبیین می‌نماید. به تعبیر عمید زنجانی:
«خصلت مذهبی بودن نظام اسلامی و ایدئولوژیک بودن حاکمیت در آن، بزرگترین و مؤثرترین عامل زمینه‌ساز توسعه به مفهوم عام آن است و قدرت ناشی از این عنصر معنوی در دولت، نه تنها بازدارنده نیست بلکه خود عامل حرکت و نوسازی و توسعه همه‌جانبه است» (عمید زنجانی، ۱۳۸۴: ۳۷۵).
طبیعی است که چنین وضعی، قدرت فراوانی به حکومت برای توسعه پایدار قرار می‌دهد، زیرا:
«اسلام با تلفیق دو عنصر اصلی نوسازی و توسعه، و تأکید بر سایر عوامل مؤثر در نوسازی و توسعه، اقتدار دولت را در حد متمرکز، و مشارکت مردمی را تا درجه ایثار و شهادت پیش می‌برد» (همان، ۳۸۱).
لذا، در اسلام بدون اشاره مستقیم به لفظ «توسعه»، تمام جنبه‌های مثبت آن در نظر گرفته شده است. اما با یک تفاوت اساسی و تعیین‌کننده، آن هم در چارچوب هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی الهی، و با هدف رشد و تکامل انسان برای دستیابی به سعادت و رستگاری واقعی. برخلاف آنچه در الگوی غربی توسعه، که بر مبنای انسان خودبنیاد و اقتدارگرا شکل گرفته است و صرفاً در پی سلطه بیشتر بر جهان طبیعت و کسب لذات و منافع مادی و مصرف فزونتر است.
در حقیقت، «انسان توسعه‌یافته و تکامل‌گرای غربی، در منطق لیبرالیسم با تمام قدرت برای تسلط بر طبیعت و کسب لذت‌های مادی بیشتر تلاش می‌کند و آزادی در قاموس این منطق، یعنی عدم هرگونه محدودیت (از جمله دین و احکام شریعت)، در حالی که در عقلانیت مبتنی بر آموزه‌های اسلامی، مبنای شناخت حیات و تنظیم‌کننده روابط انسان با جهان، خالق هستی است و انسان توسعه‌یافته و تکامل‌گرا در این مکتب، ضمن پیشرفت‌های مادی، به آخرت و جهان دیگر نیز توجه کامل دارد لذا «آزادی» را از مسیر «عبودیت الله» پی می‌گیرد (اعراف: ۱۵۷) و تکامل و توسعه را نیز در همین چارچوب می‌پذیرد. بنابراین، عقل معاش (ابزاری) نیز که از مهمترین شاخصه‌های تکامل و توسعه‌یافتگی است مبتنی بر عقلانیت اخلاقی و عقلانیت ایمانی و ارزشی است» (رحیم‌پور ازغدی، ۱۳۷۸).
به کوتاه سخن، گفتمان توسعه اسلامی «توسعه خدا محور» و در راستای عبودیت حق است و گفتمان توسعه غربی «توسعه انسان محور» و در جهت غیر عبودیت حق. به تعبیر لوسین پای:
«در حقیقت، این تباین بر یک دیدگاه عمومی جهانی با سمت‌گیری ایدئولوژیکی (دوسویه) براساس در کنار هم قرار دادن جهان‌بینی سنتی خدا محور و جهان‌بینی عقلانی انسان محور فرهنگ‌های مدرن مبتنی است» (پای و دیگران، ۱۳۸۰: ۷۶).
و یا به تعبیر درون دینی:
«تکامل و تعالی در معارف اسلام به یک حرکت

منبع پایان نامه ارشد با موضوع خاورمیانه، ژئوپلیتیک، منافع ملی، شبکه های اجتماعی

………………………………………………………………………………………………………………..۶۳
۳-حجم نمونه و روش اندازه گیری …………………………………………………………………………………….۶۳
۴-ابزار جمع آوری اطلاعات ………………………………………………………………………………………………۶۳
۵-روش تجزیه و تحلیل داده ها ………………………………………………………………………………………….۶۳
فصل چهارم: تبیین نظام بین الملل پس از فروپاشی کمونیسم و پایان جنگ سرد ………………..۶۴
مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………………………۶۵
۱-استقرار نظام دوقطبی ……………………………………………………………………………………………………..۶۵
۱-۱-خاورمیانه و نظام دوقطبی …………………………………………………………………………………………..۶۹
۲-۱-فروپاشی کمونیسم …………………………………………………………………………………………………….۷۳
۳-۱-پایان جنگ سرد ………………………………………………………………………………………………………..۷۵
۲-فناوری های نوین ارتباطی و اطلاعاتی و تاثیر آن در فروپاشی نظام دوقطبی و پایان جنگ سرد..۷۷
۱-۲-تاثیر فروپاشی کمونیسم در خاورمیانه …………………………………………………………………………..۷۸
۲-۲-استقرار نظم نوین بین الملل ………………………………………………………………………………………..۷۹
۳-۲-ویژگی های نظام بین الملل پس از جنگ سرد ………………………………………………………………۷۹
۴-۲-کشورهای کوچک پس از جنگ سرد …………………………………………………………………………..۸۲
۵-۲-نهادهای بین المللی ……………………………………………………………………………………………………۸۷
۶-۲-ساختار نظام بین الملل ……………………………………………………………………………………………….۸۹
۷-۲-پویش قدرت ……………………………………………………………………………………………………………۸۹
۸-۲-جایگاه خاورمیانه در نظام نوین بین الملل …………………………………………………………………….۹۵
فصل پنجم : تاثیرپذیری و تاثیرگذاری واحدهای سیاسی / کشورهای متشکله ژئوپلتیک شیعه در نسبت با منابع ملی آنان ……………………………………………………………………………………………..۹۸
مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………………………۹۹
۱-جمهوری اسلامی ایران و منافع ملی و اهدا ایدئولوژیک (تقدم و تاخر یکی بر دیگری) ………….۹۹
۱-۱-ژئوپلیتیک و سیاست خارجی ایران ……………………………………………………………………………۱۰۱
۲-۱-لبنان و منافع ملی و اهداف ایدئولوژیک ……………………………………………………………………..۱۱۲
۳-۱-سوریه، منافع ملی و اهداف ایدئولوژیک …………………………………………………………………….۱۱۴
۴-۱-عراق و منافع ملی و اهداف ایدئولوژیک …………………………………………………………………….۱۱۸
فصل ششم : تجزیه و تحلیل تحولات خاورمیانه / بهارعربی، بویژه سوریه و تاثیر آن به ژئوپلیتیک شیعه و منافع ملی ایران …………………………………………………………………………….۱۲۱
مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………………….۱۲۲
۱-تحولات خاورمیانه / بهار عربی …………………………………………………………………………………….۱۲۳
۱-۱-کالبد شکافی تحولات خاورمیانه ……………………………………………………………………………….۱۲۳
۲-۱-ویژگی های جنبش دموکراسی خواهی اعراب …………………………………………………………….۱۲۴
۳-۱-انقلاب ارتباطات و گسترش شبکه های اجتماعی و تاثیر آنها در شکل گیری تحولات منطقه خاورمیانه ……………………………………………………………………………………………………………………….۱۲۴
۴-۱-نقش قدرت های بزرگ در شکل گیری تحولات خاورمیانه ………………………………………….۱۲۶
۵-۱-نقش ج.ا.ایران در شکل گیری تحولات منطقه خاورمیانه ………………………………………………۱۲۷
۶-۱-نقش نظام های سنتی در شکل گیری تحولات منطقه خاورمیانه …………………………………….۱۳۰
۷-۱-آینده تحولات خاورمیانه و تاثیر آن بر ژئوپلیتیک شیعه …………………………………………………۱۳۲
۲-تحولات سوریه و تاثیر ان بر ژئوپلیتیک شیعه و منافع ملی ایران ………………………………………..۱۳۴
۱-۲-جایگاه سوریه در ژئوپلیتیک شیعه ……………………………………………………………………………..۱۳۴
۲-۲-دلایل تحولات سوریه ……………………………………………………………………………………………..۱۳۷
۳-۲-تحولات سوریه و منافع قدرت های منطقه ای و جهان ………………………………………………..۱۳۷
۴-۲-آثار تحولات سوریه بر تغییر ژئوپلیتیک خاورمیانه ……………………………………………………….۱۳۹
۳-عوامل دخیل چون پدیده جهانی شدن، رشد و توسعه فناوری های نوین ارتباطات ………………۱۴۱
۱-۳-جامعه اطلاعاتی محصول جهانی شدن ……………………………………………………………………….۱۴۱
۲-۳-جهان شبکه ای و شبکه های اجتماعی ……………………………………………………………………….۱۴۴
۳-۳-آثار شبکه های اجتماعی در شکل گیری و گسترش جنبش های دموکراسی خواهی …………۱۴۷
۴-۳-شبکه های اجتماعی و بهار عربی ………………………………………………………………………………۱۵۱
۴-اتخاذ سیاست سدبندی جدید ……………………………………………………………………………………….۱۵۴
فصل هفتم : نتیجه گیری و پیشنهادات ……………………………………………………………………….۱۵۸
۱-نتیجه گیری ………………………………………………………………………………………………………………..۱۵۹
۲-پیشنهادات ………………………………………………………………………………………………………………….۱۶۱
۱-۲-پیشنهادات حاصل تحقیق …………………………………………………………………………………………۱۶۱
۲-۲-پیشنهادات جانبی …………………………………………………………………………………………………….۱۶۱
۳-۲-پیشنهادات برای محقیق بعدی …………………………………………………………………………………..۱۶۲
منابع و مآخذ ………………………………………………………………………………………………………………….۱۶۳
فصل اول
کلیات پژوهش
مقدمه:
یقیناً تحولات جاری در سوریه، مهمترین بخش از زنجیره تحولات شمال آفریقا و خاورمیانه موسوم به بهار عربی است. تاکید بر این معنا، از اهمیت تحولات در سایر کشورها و تاثیر آن بر مهندسی مجدد ژئوپلیتیک منطقه نمی‏کاهد. چرا که دومینوی قدرت برای تغییر نظام بین‏الملل و استقرار نظم نوین جهانی با استفاده از ابزار سیاست سدبندی جدید، بازی قدرت را به زمین سوریه کشانده است. از طرفی جابجایی قدرت و تغییر رژیم در سوریه نه تنها برای اپوزیسیون غیرمتشکل این کشور مهم است، بلکه با انسداد مهمترین دروازه ورود ایران به کشورهای خاورمیانه، یعنی سوریه، موجب دگرگونی بنیادین در ساختار هلال شیعه و محاق آن و در نتیجه تغییر معادلات قدرت منطقه‏ای و بین‏المللی خواهد شد.
بدیهی است دومینوی تغییرات قدرت به سوریه ختم نخواهد شد و پس لرزه‏های آن سایر کشورهای منطقه اعم از دوستان سنتی غرب، چون عربستان سعودی، بحرین، یمن، امارات متحده عربی و مخالفین غرب چون ایران و جنبش‏های رادیکال منطقه، حماس و حزب الله و سرانجام روسیه را نیز در بر خواهد گرفت.
بر این اساس، کالبدشکافی و آینده پژوهی آنچه که در سوریه می‏گذرد، به عنوان هدف اصلی این پژوهش در درک نخبگان سیاسی و اصلاح جهت‏گیری‏های اساسی آنها موثر خواهد بود.
۱- بیان مسئله :
در ارتباط با تحولات اخیر سوریه می‏بایست چند مولفه را مورد توجه و تحلیل قرار داد؛
۱- تبیین نظام بین‏الملل پس از فروپاشی کمونیسم و پایان جنگ سرد .
دوره‏اى که از سال ۱۹۴۵ آغاز و تا فروپاشى اتحاد شوروى ادامه پیدا مى‏کند، به‏ دوره جنگ سرد معروف است. شاخص روابط بین‏الملل در این دوره محور مسکو – واشنگتن است که به عنوان سمبل روابط شرق و غرب در جهان دو قطبى، اساس تجزیه و تحلیل رویدادهاى بین‏المللى محسوب مى‏شود. على رغم پیچیده‏تر شدن روابط و مسائل بین‏المللى در سال‏هاى دهه ۵۰ و پس از آن، ظهور قدرت‏هاى منطقه‏اى، پیدایش قدرت‏هاى نظامى چون چین و قدرت‏هاى اقتصادى مانند ژاپن و بازار مشترک و نقش فزاینده جها

پایان نامه رایگان با موضوع امام خمینی، فلسفه سیاسی، اندیشه سیاسی، نظام سیاسی

و آثار و سخنان ایشان ـ از همان آغاز جوانی و با اثری همچون «مصباح‌الهدایه الی الخلافۀ و الولایه» تا پایان عمر و سخنان و وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی‌اش ـ بخوبی نمایانگر زیرساخت روشن، منسجم و دقیق معرفتی وی برای تبیین اندیشه سیاسی‌اش است.
اندیشه‌ای که بر شالوده‌ای وحیانی، عقلانی، شهودی و تجربی استوار است و هستی‌شناسی و انسان‌شناسی توحیدمحور و تکامل‌جویانه‌ای را در پی دارد. در غایت امر نیز وی به همان جامعه فضیلت‌محوری می‌رسد که ریاستش را باید فقیهی عالم و عادل عهده‌دار بوده (امام‌ خمینی، ولایت فقیه، ۱۳۷۷: ۲۹) و فرآیندهایش نیز بر اجتهاد (تعامل عقل و نقل) و اقامه عدل استوار باشد.
در حقیقت، فلسفه سیاسی امام خمینی مبتنی بر دلالت ها و مبانی معرفتی‌ای است که از دل آن، نظریه سیاسی وی تحت عنوان «ولایت فقیه» و «جمهوری اسلامی» و غایت مفاهیمی همچون «توسعه سیاسی» حاصل می‌گردد. لذا در باب تطبیق نظریات ایشان با مفاهیم فلسفه سیاسی نیز اگر بپذیریم که به تعبیر اشتراوس:
«فلسفه سیاسی کوششی است برای نشاندن معرفت به ماهیت امر سیاسی به جای گمان درباره آنها. امور سیاسی به دلیل ماهیت‌شان، موضوع طرد یا انتخاب، ستایش و یا مذمت واقع می‌شوند. اموری که به دلیل طبیعت‌شان خنثی نیستند و از آدمی اطاعت، تصمیم و یا قضاوت طلب می‌کنند (اشتراوس، ۱۳۸۷: ۴).
پس می‌توان گفت نظریات سیاسی امام خمینی از حیث انسجام منطقی، استدلال عقلی و حفظ شؤون و مصالح و سعادت انسانی، از اهمیت فراوان برخوردار بوده و در مقابله با خصیصه اثبات‌گرایی عصر جدید برای طرد فلسفه سیاسی (همان: ۲۱۳)، که بر مبنای معرفت عینیت‌گرا، که خرد انسان‌ها را مثله کرده و آن را تماماً در عرصه نظریه و عمل علمی فرد برده است۳ (شفیعی، ۱۳۸۹: ۲۶)؛ به عنوان اندیشه سیاسی اصیلی که بر موضوعات بسیار مهم: انسان و جامعه (از ارکان علم سیاست) می‌پردازد، پایدار خواهد بود. و از این حیث در تطابق با نظر همپتن است که می‌گوید:
«فلسفه سیاسی درباره جوامع سیاسی است، یعنی اینکه جوامع سیاسی چه هستند. کدام صورتشان توجیه‌پذیرند و باید چه باشند. فیلسوفان سیاسی سیاست‌های روز به روز دولت‌ها را در کانون توجه قرار نمی‌دهند و علاقه‌شان در مرحله نخست درک و فهم هیچ نهاد بخصوصی در دوران‌های موجود نیست. وظیفه فلسفه سیاسی توصیف سطحی جوامع سیاسی خاص نیست. در عوض فیلسوف سیاسی می‌خواهد در عمق لایه‌ها و شالوده‌ها، دولت‌ها و توجیه اخلاقی آنها را درک کند. یک جامعه چگونه باید باشد تا بتوان آن را جامعه سیاسی نامید؟ جوامع سیاسی چگونه بسر می‌برند؟ چرا باید این جوامع را از نظر اخلاقی مشروع دانست؟ ملاک و معیار ما برای تمییز جامعه سیاسی خوب از جامعه سیاسی بد چیست؟ مردم در این جوامع چگونه به هم پیوند می‌یابند (همپتن، ۱۳۸۵: ۱۲).
لذا از آنجا که دغدغه اصلی و غایت اندیشه امام خمینی به «تکامل و سعادت انسان» بازمی‌گردد، او نیز همچون فارابی که سیاست را به مثابه راه بردن انسان در مسیر هدایت، و کمال جامعه را رسیدن به سوی مصالح آن یاد می‌کند (فارابی، ۱۳۷۱: ۱۰۷)، در عصر جدید می‌گوید:
«سیاست این است که جامعه را هدایت کند و راه ببرد و تمام مصالح جامعه را در نظر بگیرد و امت‌ها را هدایت کند به طرف آن چیزی که صلاحشان هست» (امام خمینی، ۱۳۷۶: ج ۲۲، ص ۳۹۵ـ۳۹۶).
بدین ترتیب و در اندیشه شفاف و روشن وی، سعادت در جامعه و در تعاملات اجتماعی و سیاسی حاصل می‌شود نه در کنج خلوت. لذا او در نهایت، بین دین و سیاست، و عمل و نظر تفکیک قائل نمی‌شود. در منظومه فکری امام خمینی، نظام مدنی نمی‌تواند منفک از نظام عمومی عالم و خلقت به کار خود ادامه دهد و مدعی حقانیت نیز باشد. بر همین مبنا نیز مرتبت کمالیه در سیاست مورد نظرش، «سعادت و رستگاری پایدار انسان» را فراهم می‌سازد که به مثابه غایت توسعه سیاسی در اندیشه وی است. و روشن است که: «براساس ترجیح فضیلت بر قدرت سیاسی یا ترجیح قدرت سیاسی بر فضیلت، دوگونه سیاست و نظریه دولت خواهیم داشت» (برزگر، ۱۳۹۰: ۱۳۴).
۲-۵- منطق درونی
برای بررسی اندیشه‌های سیاسی، دو گرایش عمده وجود دارد: یکی مطالعاتی که در چارچوب «تاریخ اندیشه سیاسی» زمینه محور قرار می‌گیرد که در آن، با توصیف و تفسیر وقایع، اندیشه‌های سیاسی هم از جهت حدوثی و ایجادی و هم از جنبه سیر تحول و تطور درونی آن مورد مطالعه قرار می‌گیرد و بر آن است که مفاهیم و عقاید انتزاعی و ذهنی را در بافت و موقعیت تاریخی‌شان قرار داده و حتی‌الامکان به آنها کیفیتی انضمامی و عینی بخشد. بدین ترتیب، قدرت و سیاست عمیقاً با زمینه تاریخی و اجتماعی برآمده از آن پیوند می‌یابند (کرون، ۱۳۸۹: ۳۰). اما، دیگری مطالعات و تأملاتی است که قطع نظر از تاریخ و زمان شکل‌گیری و فرآیند تطور اندیشه سیاسی به دنبال فهم منطق درونی و ساختار آن است. در این گرایش، با توجه به محوریت کمک به فهم و درک حقیقت، منابع و آثار و اسناد ویژه نقش‌ها مد نظر قرار می‌گیرد تا کار فهم و درک را آسان سازند (حسن عباس حسن، ۱۳۸۹: ۲۲).
این منطق درونی، زمینه اصلی فهم «نظریه» است. بر طبق فهم نظریه اسپریگنز: «منطق درونی یعنی قدم به قدم با سوژه به عنوان یک اندیشمند حرکت می‌کنیم تا به نتیجه (علت اصلی شکل گرفتن نظریه) نائل آئیم.» (اسپریگنز، ۱۳۷۰). مروری بر مبانی معرفتی امام خمینی و هستی‌شناسی و انسان‌شناسی او که در طول دوران زندگی‌اش در خلال رساله‌ها، آثار مکتوب و سخنان ایشان مطرح گردیده است ما را به یک دال مرکزی در سپهر اندیشه وی که در تمامی مراحل ثابت است، هدایت می‌کند. در حقیقت، منطق درونی اندیشه امام در همه این ادوار را می‌توان محوریت «توحید» دانست که سرتاسر زندگی ایشان را در پرتو خود قرار داده است. به نحوی که، چه در آغاز و چه در نهایت، همه چیز به خدای یگانه بازمی‌گردد، زیرا جهان هستی ماهیتی از اویی و به سوی اویی دارد: انا لله و انا الیه راجعون (جوادی آملی، ۱۳۷۳: ۱۰). و هم اوست که هدایتگر انسان به سوی سعادت واقعی و خیر و نیک‌بختی است. این غایت‌مندی جهان هستی و انسان، واگویه تمامی اندیشه امام و منطق درونی اوست که در موضوعات مختلف سیاسی، اخلاقی، اجتماعی و سلوکی وی بازتاب می‌یابد. از همین نقطه عزیمت است که امام به محوری‌ترین بحران انسان دوران مدرن، یعنی مقابله با «نیست‌انگاری» و عدم اعتقاد به خدا می‌رسد (نامه امام به گورباچف، صحیفه نور، ج ۲۱، ص ۶۶) ، لذا می‌توان گفت دغدغه اصلی امام، انسان بی‌خدای عصر نوگرایی و فرانوگرایی است … حتی در انقلاب اسلامی نیز، انحطاط سیاسی و اخلاقی و معرفتی رژیم پهلوی، مهمترین دلیل امام برای مقابله با آن بوده است. بدین ترتیب، «توحید» محور اصلی اندیشه امام خمینی و «سعادت و رستگاری انسان» هدف غایی نظریه اوست. در نتیجه غایت دولت و سیاست مورد نظر وی نیز فرع بر غایت مد نظر او از انسان و زندگی است. بنابراین در «سیاست معطوف به سعادتِ» امام که مبتنی بر نگرش غایت‌مندانه اوست، تحقق کل غایات انسانی اعم از رفاه مادی، اصلاح و شکل دادن اعتقادات و جلوگیری از انحرافات؛ و نیز تهذیب اخلاقی شهروندان و تربیت آنان، در کانون شرح وظایف دولت و سیاستمداران قرار می‌گیرد. زیرا غایت‌گرایی با «مطلق‌گرایی اخلاقی» و نه نسبی‌گرایی اخلاقی در رابطه‌ای نزدیک است؛ همانگونه که به وحدت‌گرایی و نه کثرت‌گرایی گرایش دارد. غایت‌گرایی بر اصالت جمع و حوزه جمعی و سیاست نجات دنیوی و اخروی؛ و نفی غایت‌گرایی به ترجیح اصالت فرد، اصالت سیاست، رفاه دنیوی و سیاست غیرمتمرکز و محدود می‌انجامد. بنابراین دو نوع سیاست متفاوت در مقابل یکدیگر شکل می‌گیرند. «سیاست معطوف به سعادت و نجات» و «سیاست معطوف به آسایش و رفاه» (Tinder,1995:203). لذا در سیاست معطوف به قدرت و رفاه دنیوی، دولت‌ها فاقد کارکرد اعتقادی و اخلاقی‌اند و به همین سبب نیز «مبنای تفکر در دوران جدید، سلطه بر عالم و آدم است» (طباطبایی، ۱۳۷۷: ۱۸).
اما در اندیشه توحیدی امام، هر فعلی و مخلوقی از آغاز وجودش به سوی کمال در حرکت است و کل خلقت، غایت دارد. و هدف از بعثت انبیاء رساندن انسان به غایت خلقت اوست که همان «کمال مقدّر» وی است. در پرتو این هدایت‌هاست که انسان می‌تواند استعدادهای بالقوه را به فعلیت برساند و هدف خلقت و زندگی و سیاست نیز همین است. اما از آنجا که انسان باید راه خودش را آزادانه انتخاب کند، از این رو، هدایت انسان، «هدایت تکلیفی و تشریعی» است نه «هدایت تکوینی و غریزی و جبری». «او گاه حسن انتخاب و گاه سوء انتخاب را دارد: انا هدیناه السبیل اما شاکراً و اما کفوراً (دهر/ ۳۱)» (مطهری، هدف زندگی: ۷ـ۸). بدین ترتیب، امام خمینی در ادامه راه انبیاء و امامان معصوم، سیاست و حکومت را مبتنی بر تربیت و هدایت دانسته، و دین و سیاست را در راستای اختیار آزادانه انسان‌ها در انتخاب نظام سیاسی و مسؤولان آن، به وحدت معنایی برای دستیابی به کمال و سعادت می‌رساند. در حقیقت پیش‌فرض نظام سیاسی اسلامی مورد نظر وی برای همه جهانیان و همه انسان‌ها وجود طبیعت مشترک آنهاست. لذا رسالت این نظام، شکوفاسازی هرچه بیشتر این استعدادهای بالقوه و مشترکات آن است.
این منطق درونی و غایت‌شناسانه اندیشه امام به نحوی است که ایشان همه موجودات عالم و حتی فزون‌طلبی‌های انسان‌های طاغی و قدرت‌های سیاسی را نیز در راستای همان کمال‌جویی سرشتی و غایت‌مداری وجودی خویش می‌داند. امّا، مشکل آنان این است که در تشخیص مصداق دچار اشتباه شده‌اند. به تعبیر ایشان:
«آنان به دنبال قدرت مطلق‌اند، اما نمی‌دانند که اگر بر کل کره زمین و حکومت جهانی آن توفیق سروری یابند، باز احساس سعادت و بی‌نیازی نخواهند کرد و همچنان در راه‌اند. زیرا کمال مطلق و قدرت مطلق که در جستجوی آن‌اند، خداوند است (امام خمینی، صحیفه نور، ج ۲۲: ۳۴۲ـ۳۴۶).
در این نگاه غایت‌ انگار، جدایی دین از سیاست نه تنها مفهومی ندارد بلکه بین «ساحت تکوین» و «ساحت تشریع» رابطه‌ای هماهنگ و ناگسستنی وجود دارد، که براساس آن گذر از ظاهر به باطن، تبدیل زمان به مکان و وحدت عقل و وحی میسر می‌شود. از همین رو در متون اسلامی، انسان‌شناسی کامل، معادل خداشناسی پروردگار دانسته شده است: «من عرف نفسه، فقد عرف ربّه» (بحارالانوار، ج ۲: ۳۲)؛ و انسان‌شناسی جامع نیز بدون اتکا به متون وحیانی ممکن نیست، که در قالب دین به بشر عرضه شده است. بدین ترتیب، خداوند، خالق انسان و خالق هستی است و همان خداوند که در سرشت هستی و انسان، غایت او را تعیین کرده است، واضع دین و شریعت است. لذا اندیشمند غایت‌محور [مانند امام خمینی]، برای تحقق غایت انسانی، چاره‌ای ندارد جز آنکه در تحقق مدینه فاضله بکوشد و آن نیز جز با ریاست فاضل امکان‌پذیر نیست (برزگر، ۱۳۹۰:

پایان نامه رایگان با موضوع انقلاب اسلامی، انقلاب ایران، امام خمینی، دین و سیاست

این شکاف‌ها در دوره پهلوی دوم و مشخصاً در دهه ۴۰ و ۵۰ با اقدامات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دولت تعمیق یافت» (شفیعی، ۱۳۸۹: ۲۷۴ـ۲۷۵).
بدین ترتیب، حکومت محمدرضا پهلوی هرگز بطور گسترده مشروع تلقی نشد و همواره متزلزل و بی‌ثبات بود. فساد سیاسی نیز که از ویژگی‌های عمده سلسله پهلوی بود. از دیگر شاخص‌های عمده توسعه نیافتگی سیاسی بود. این عوامل موجب شد که “انقلاب اسلامی ایران، انقلاب تمام ملت در مقابل دولت باشد (کاتوزیان، ۱۳۷۱: ۱۲ـ۱۳). به همین سبب نیز علاوه بر پژوهشگرانی چون آبراهامیان و کاتوزیان که تحلیل خود را از انقلاب ایران، عمدتاً بر محور توسعه نیافتگی سیاسی جامعه مدرن ایران و دولت مطلقه پهلوی استوار ساخته‌اند (آبراهامیان، ۱۳۷۸: ۴۸۷ـ۴۸۹)، اساساً توسعه‌نیافتگی سیاسی به عنوان یکی از ویژگی‌های ثابت رژیم پهلوی تا آستانه انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ توسط عمده کارشناسان ایرانی و غیرایرانی مورد تأیید و تأکید قرار گرفته است (کمالی، ۱۳۸۱: ۲۵۵ـ۲۵۶).
بدین ترتیب و در شرایطی که قدرت مذهبی در لایه‌های اجتماعی ایران رو به افزایش بود، کاهش نقش دولت سنتی استبدادی و ظهور دولت مدرن مطلقه، زمینه را برای افزایش تضادهای دین و دولت در ایران فراهم آورد (مصلی‌نژاد، ۱۳۸۹: ۲۵۲). زیرا، باید توجه داشت که اساساً قدرت مطلقه [مانند رژیم شاه] نه تنها مبتنی بر روابط شخصی است، بلکه موجب نهادزدایی از سیاست و گسترش روابط شخصی و غیررسمی شدن فرآیندهای سیاسی نیز می‌گردد» (بشیریه، ۱۳۸۰: ۱۰۴).
بنابراین، ذات و درون مایه انقلاب، سمت و سوی دگرگونی در الگوهای مسلط یافت که در رهیافت عمومی مردم به سوی حاکمیت دین در عرصه عمومی سیاست و اجتماع، به مثابه تضمین‌کننده شؤون و ارزش‌های والای انسان آزاد و مختار، تجلی یافت. مفهومی که در لابه‌لای آثار متفکران دوران انقلاب اسلامی به وضوح به چشم می‌خورد. شریعتی، بازرگان، مطهری و صدر هر کدام به گونه‌ای در لابه‌لای آثارشان به مبحث «آزادی و کرامت انسانی» پرداخته‌اند. شریعتی در «چهار زندان انسان»، گرفتاری او را در بند جبرهای تاریخ، جامعه، طبیعت و خویشتن مطرح کرد و کمال آزادی او را در آزادی از این زندان‌ها دانست. مطهری در چندین اثرش از جمله «انسان و سرنوشت»، انسان را موجودی سرنوشت‌ساز تعریف کرد و بازرگان سخنرانی‌هایی را تحت عنوان «اختیار» ایراد نمود. سیدمحمدباقر صدر نیز در اثری که به فارسی تحت عنوان «انسان مسئول و تاریخ ساز از دیدگاه قرآن» ترجمه شده است به آیه «ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم» (رعد : ۱۱) اشاره کرده و می‌گوید: «قرآن روی اراده و اختیار انسان تأکید دارد و دیگر قوانین تاریخ و هستی تأثیری در اختیار و آزادی او ندارند» (نوری، ۱۳۸۵: ج ۲)
بدین ترتیب، زمینه‌های تحول اجتماعی عظیم و گسترده انقلاب اسلامی ایران بر محمل‌های فرهنگی و مفاهیم توسعه انسانی، و همسو با مبانی معرفتی امام خمینی که در بعد بدان اشاره می‌شود، شکل گرفت. انقلابی که متضمن مفهوم انقلاب درونی در افراد جامعه، ظلم‌ستیزی و مقابله با حکومت مطلقه و وابسته، و ارائه طرحی روشن برای مشروعیت بخشیدن مردمی به نظامی نوین و مبتنی بر رویکرد پیوند دین و دنیا و سیاست بود. اگر به تعبیری گفته شود:
«هر انقلاب دینی به مدلولات نیاز دارد که بدون آن تحقق‌اش مقدور نیست. اول فرض، امکان انقلاب است که بر پایه یک رشته فرض‌های معرفت‌شناختی و جامعه‌شناختی استوار است. انقلاب دینی در گرو دین انقلابی است و کسی که دست به انقلاب دینی می‌برد، باید باور داشته باشد که «دین» متضمن یک تئوری انقلابی است. دومین مسأله طرح مفهوم «مشروعیت» است. تئوری‌پردازان انقلاب دینی برای مفهوم، باید نظریه و طرح روشنی داشته باشد. و سوم آنکه از مدلولات تئوریک انقلاب دینی، مسأله دنیاگرایی دین است. انقلاب دینی معطوف به دنیا. یک تئوری مأخوذ از دین که معطوف به دنیا باشد لازم دارد تا از این راه، تاریخ دین و رسالت دینی را به نوعی بازخوانی کند» (سروش، «مدلولات معرفت‌شناسی و کلامی انقلاب اسلامی»، ۱۳۸۵: ج ۲).
امام خمینی، نیز در زمینه همین نوع مفهوم‌یابی انقلاب دینی می‌گوید:
«این نهضت چون یک نهضت الهی بود… مسأله اصلی این نبود که رژیم سلطنتی برود … مقصود اصلی این بود که توحید را در عالم منتشر کنند، این حق را در عالم منتشر کنند …. مقصد این بود که دین اسلام را منتشر کنند، و حکومت، حکومت قرآن باشد، حکومت اسلام باشد» (امام خمینی، صحیفه امام، ج ۸، ص ۴۰ـ۴۱).
لذا بنو عزیزی نیز از زاویه طرح جایگزین رژیم پهلوی در این انقلاب دینی، در مقاله «رویکردهای اجتماعی ـ روانی توسعه سیاسی» می‌گوید:
«با برداشت ابتکاری آیۀ‌الله خمینی از ولایت فقیه که حکومت مستقیم علمای شیعه را برای اولین بار در تاریخ شیعه در پی آورد، او و پیروان مبارزش نه تنها یک ایدئولوژی مناسب برای الهام بخشیدن به توده‌ها جهت انقلاب داشتند، بلکه طرحی برای جایگزینی رژیم فاسد و شیطانی پهلوی با حکومت اسلامی عرضه کردند …. و لذا، انقلاب اسلامی یک مبارزه‌خواهی در برابر ایده سکولاریسم بود» (واینر، هانتینگتون، ۱۳۷۹: ۳۴۶ـ۳۴۷).
در این صورت، انقلاب اسلامی به عنوان یک انقلاب دینی و در یک تفکر منظومه‌ای و کل گر‌ایانه توحیدی، نقطه عزیمت و تحریک‌اش، فرهنگ دین‌مدارانه بوده است که مفاهیم آزادی، عدالت، استقلال و معنویت را از اهداف خود محسوب می‌دارد. و لذا می‌توان گفت:
«انقلاب اسلامی ایران یکی از شاخص‌ترین مظاهر بکر نقد مدرنیته و مدرنیسم به حساب آمده است ـ و خواسته‌ها و اهداف اصلی مردم در مجموع، خواسته‌های غیرمتداول و به عبارتی فرهنگی بود. این خواسته‌ها در شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» متجلی بود» (خرمشاد، ۱۳۸۶: «بازتاب انقلاب اسلامی ایران بر نظریه‌های انقلاب»، ص ۱۱۶ـ۱۱۸).
بازتاب گسترده این انقلاب در جهان نیز مؤید دیگری بر این معنا است. به تعبیر بیمن (William,O.Beeman):
«برای مردم در سرتاسر جهان اسلام، انقلاب ایران یک حادثه مهم سمبولیک بود. این انقلاب به جهان اعلام کرد که یک رژیم سکولار تحت نفوذ غرب را می‌توان با نیروهای مخالف سازمان یافته تحت رهبری اصلاح‌طلبان، ساقط کرد. از آنجا که احیاگران اسلامی، مدافع چنین تغییراتی، اما ناموفق از اواخر قرن نوزدهم به این سو بودند، این انقلاب به آنان نیروی جدیدی جهت مبارزه بخشید و موجب ظهور فعالیت‌های بنیادگرایی اسلامی از مراکش، تا جنوب شرقی آسیا شد …. برای مسلمانان مشتاق اصلاح و گریزان از سلطه غرب، در ایران و سایر ملت‌ها، این انقلاب یک حادثه معنوی عمیق بود» (بیمن، ۱۳۸۸: ۵۷۹).
انقلابی که با اسقاط رژیم پهلوی و تشکیل حکومت، عملاً پیوند دین و سیاست و دنیا را در قالب نظام سیاسی نوین به منصه ظهور رساند.
لذا به نظر صاحب‌نظران توسعه سیاسی:
«آنچه باعث می‌شود انقلاب ایران، از نظرگاه‌ها دارای اهمیت خاصی باشد، این است که انقلاب مزبور، تنها نمونه یک جنبش احیاگر اسلامی است که عملاً توانسته است یک نظام اسلامی بنیادگرا را به قدرت برساند، و خود را به اسلامی کردن کامل همه جنبه‌های حیات سیاسی اجتماعی متعهد می‌داند» (واینر، هانتینگتون، ۱۳۷۹: ۳۴۳).
و این نکته، بیانگر عمق معرفت دینی در حیات سیاسی و اجتماعی مردم ایران است که به رغم تلاش طولانی اندیشه‌ورزان غیردینی، در انقلاب ایران بازتاب یافته است. به تعبیر چلکوفسکی:
«طی بیش از دویست سال نفوذ اندیشه‌ها و آراء غیرمذهبی (سکولار) چه از نوع رادیکال و چه از نوع لیبرال، این اندیشه‌ها در انقلاب اسلامی تأثیر عمده‌ای برجای نگذاشت، بلکه انقلاب ایران در قالب هویت اسلامی خود را معرفی و نهادینه کرد» (Cehlkowski,2000:32).
در نتیجه می‌توان گفت: «پیروزی انقلاب اسلامی در واقع پیروزی گفتمان مشروعه است» (مروی، ۱۳۸۹: ۴۷۹). و همین امر نیز زمینه‌ساز تحولات اساسی در رابطه دین و سیاست و تغییرات بنیادین بعدی شد. لذا، باید پذیرفت که:
«انقلاب اسلامی ایران، بر مبنای اندیشه‌ای سیاسی رخ داد که عوامل فرهنگی در آن نقشی تعیین‌کننده داشته است. یکی از محورهای کلان این اندیشه نوین، دگرگونی در الگوی مسلط رابطه دین و سیاست در دنیای مدرن بوده است. تحول اساسی در رابطه دین و سیاست در عرصه کارگزار تغییرات اجتماعی بنیادین، در عرصه بنیان‌گذاری نظام سیاسی و متفاوت و مدرن اسلامی، ایجاد نوعی مردم سالاری دینی، متمایز از نوع متعارف آن در دنیا، بخشی از این نوآوری‌ها است» (برزگر، ۱۳۹۱: ۲۳۱).
در نتیجه، وقوع این انقلاب در یکی از کشورهای مسلمان تمدن‌ساز، به یکباره معمای یکصد و پنجاه ساله جهان اسلام را در فضای سنگین حاکمیت سکولاریسم جهانی و چهارصد ساله، حل کرد. شیوه حل معمایی که نه تنها بصورت نظری، بلکه بصورت «تحقق عملی» و «فعلیت اندیشه‌ای» انجام گرفت. و در واقع نوعی تقارب بین هنجارهای مطلوب اسلامی و هنجارهای مسلمانان ایرانی صورت گرفت و جامعه ایران دچار تحول درونی شد. و در همین راستا، با ابداع سازوکار «مردم سالاری دینی» و ایجاد نظام جمهوری اسلامی، عملاً گفتمان‌های مشروعیت و رضایت را به صورت توأمان در عرصه سیاست به کار گرفت (همان: ۲۳۶ـ۲۴۲). به همین دلیل است که اگر «علما و روحانیون [این بار] برخلاف رسم دوران مشروطه، بتدریج از حمایت قانون اساسی در مقابل قدرت مطلقه دست کشیده و از قانون و شرع اسلام و نظام سیاسی اسلام حمایت کردند» (بشیریه، ۱۳۸۰: ۱۵۰)؛ مردم نیز در الهام‌پذیری گسترده و تعیین‌کننده‌ای از این رویکرد، به صحنه آمدند؛ و این امر انعکاس روح ایرانی در پیوند با قالب‌های دینی بود که با جلوه‌هایی از برجسته‌سازی موقعیت و جایگاه امام خمینی (ره) همراه گردید (مصلی‌نژاد، ۱۳۸۹: ۱۲۴).
به تعبیر جان فوران:
«در جریان انقلاب اسلامی ایران، فرهنگ‌های مردمی ـ اسلامی، غیردینی و چپ نیز در اردوی انقلاب مطرح می‌شد، اما از میان این جریان‌ها، فرهنگ سیاسی مسلط و در حال گسترش به اسلام [مطرح از سوی] آیۀ‌الله خمینی تعلق داشت. همچنانکه در طول انقلاب واژه‌های سیاسی غیردینی نیز مطرح می‌شد اما به اهمیت واژه‌های دینی نبود …. و سرانجام، مضمون‌هایی است که انقلاب مردمی حول آنها شکل گرفت: «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» (که از ۱۳ شهریور ۱۳۵۷ به بعد شنیده شد) و « زنده باد خمینی»، «اسلام، دموکراسی، آزادی، برابری» (فوران، ۱۳۷۷: ۵۷۴ـ۵۷۶).
واقعیت‌های یادشده، باعث گردیده است که بسیاری از نظریه‌پردازان انقلاب در جهان (بویژه ساخت‌گرایان) را وادار سازد نسبت به نظریات قبلی خود در ایجاد انقلاب‌ها براساس تضاد منافع اقتصادی و یا طبقاتی و صرفاً سیاسی تجدید نظر نمایند (فوران، بهار ۱۳۷۵: ۲۲۹ـ۲۳۰).
به تعبیر تدا اسکاچپول نظریه‌پرداز معروف انقلاب‌ها:
«اگر در واقع بتوان گفت

منبع پایان نامه ارشد با موضوع پایان نامه، ایدئولوژی، منافع ملی، استاد راهنما

صبر و بردباری اشان.
تشکر و قدردانی:
خداوند سبحان را سپاسگزارم که فرصتی دیگر به من داد تا بتوانم در عرصه علم و دانش، گامی دیگر برداشته و همت و تلاش خود را برای موفقیت‏های آتی دو چندان کنم.
پژوهش حاضر با راهنمائی‏ها، مشاوره‏ها و تجارب ارزشمند اساتید ارجمند؛
آقایان دکتر علی اکبر امینی استاد راهنما، دکتر بابک نادرپور استاد مشاور و
دکتر عباس سلطانلو به سرانجام رسید، لذا از این سه بزرگوار تشکر و قدردانی ویژه می‏کنم و از ایزد یکتا آرزوی بهروزی و سلامتی برایشان مسئلت دارم.
تعهدنامه اصالت پایان نامه کارشناسی ارشد
اینجانب مرجان صالحی دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد به شماره دانشجویی ۸۸۰۸۳۷۳۷۲۰۰ در رشته علوم سیاسی که در تاریخ ۱۶/۶/۹۱ از پایان نامه خود تحت عنوان آینده پژوهی بازتاب جابجایی قدرت در سوریه بر ژئوپلیتیک شیعه و منافع ملی ایران با کسب نمره ۵/۱۹ و درجه عالی دفاع نموده ام بدینوسیله متعهد می شوم:
۱- این پایان نامه حاصل تحقیق رو پژوهش انجام شده توسط اینجانب بوده و در مواردی که از دستاوردهای علمی و پژوهشی دیگران (اعم از پایان نامه، کتاب، مقاله و …) استفاده نموده ام، مطابق ضوابط و رویه های موجود نام منبع مورد استفاده و سایر مشخصات آن را در فهرست ذکر و درج کرده ام.
۲- این پایان نامه قبلاً برای دریافت هیچ مدرک تحصیلی(هم سطح، پایین تر یا بالاتر) در سایر دانشگاهها و موسسات آموزش عالی ارائه نشده است.
۳- چنانچه بعد از فراغت از تحصیل، قصد استفاده و هرگونه بهره برداری اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و … از این پایان نامه داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشی واحد مجوزهای مربوطه را اخذ نمایم.
۴- چنانچه در هر مقطع زمانی خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشی از آن را بپذیرم و واحد دانشگاهی مجاز است با اینجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک تحصیلی ام هیچگونه ادعایی نخواهم داشت.
نام و نام خانوادگی:
تاریخ و امضاء:
بسمه تعالی
در تاریخ ۱۶/۶/۹۱
مرجان صالحی دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی از پایان نامه خود دفاع نموده و با نمره به حروف ۵/۱۹ و با درجه عالی مورد تصویب قرار گرفت.
امضاء استاد راهنما
بسمه تعالی
دانشکده علوم سیاسی
این چکیده به منظور چاپ در پژوهش نامه دانشکده تهیه شده است
کد شناسایی پایان نامه : ۱۰۱۲۰۸۱۲۹۰۲۰۵۶
نام واحد دانشگاهی : تهران مرکزی کد واحد : ۱۰۱
عنوان پایان نامه : آینده پژوهی بازتاب جابجایی قدرت در سوریه بر ژئوپلیتیک شیعه و منافع ملی ایران
تاریخ شروع پایان نامه: نیمسال دوم ۹۱
تاریخ اتمام پایان نامه: ۱۶/۶/۹۱
نام ونام خانوادگی دانشجو: مرجان صالحی
شماره دانشجویی: ۸۸۰۸۳۷۳۷۲۰۰
رشته تحصیلی: علوم سیاسی
استاد راهنما: جناب آقای دکتر علی اکبر امینی
استاد مشاور: جناب آقای دکتر بابک نادرپور
آدرس و شماره تلفن: تهران – خیابان نیاوران – کوی مینا – آبکوه هفتم – پلاک ۱۲ ۱۸۳۲۰۶۷-۰۹۱۲
چکیده پایان نامه(شامل خلاصه، اهداف، روش های اجرا و نتایج به دست آمده):
این پژوهش در پی آن است که تجزیه و تحلیل و درک جدیدی از دوران گذار نظام بین الملل، از نظم کهن به نظم نوین بر بستر پدیده جهانی سازی و عصر فناوری ارتباطات و اطلاعات، و آثار آن بر تحولات خاورمیانه و به طور مشخص کشور سوریه به عنوان یکی از مهمترین شرکای استراتژیک ایران و بازتاب آن بر موقعیت ژئوپلیتیک شیعه و منافع ملی ایران به دست دهد.
بازتاب تحولات منطقه ای و بویژه جابجایی قدرت در سوریه و تاثیر آن بر ژئوپلیتیک شیعه و منافع ملی ایران، بیش از آنکه از منظر منافع ملی باشد، اساسا از زاویه اهداف ایدئولوژیک و گسترش هلال شیعه‏ است. روابط ایران و سوریه و به تبع آن لبنان، حاکی از آن است که در منظر هر یک از واحدهای سیاسی این اتحاد، الویت منافع ایدئولوژیک و منافع ملی کاملاً متفاوت است. مقابله سوریه و لبنان با اسرائیل بیش از اینکه ایدئولوژیک باشد، امنیتی و استراتژیک است. در حالی که برای ایران عمدتاً جنبه ایدئولوژیک دارد و سایر سلسله مراتب منافع در محاق اهداف ایدئولوژیک است. وجود منافع متفاوت از اهمیت اتحاد نمی‏کاهد، لیکن پایداری و هزینه این اتحاد در میان و بلندمدت ایران را با تحدید و تهدیدی جدی مواجه کرده است.
نظر استاد راهنما برای چاپ در پژوهشنامه دانشکده مناسب است _ مناسب نیست تاریخ و امضاء
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول :کلیات طرح ……………………………………………………………………………………………….۱
مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………………………..۲
۱-بیان مسئله ………………………………………………………………………………………………………………………۳
۲-اهداف تحقیق …………………………………………………………………………………………………………………۹
۳-اهمیت موضوع تحقیق و انگیزه انتخاب آن …………………………………………………………………………۹
۴-سوالات و فرضیه های تحقیق …………………………………………………………………………………………..۹
۵-مدل تحقیق (سازماندهی پژوهش) …………………………………………………………………………………..۱۰
۶-متغیرها و واژه های کلیدی ……………………………………………………………………………………………..۱۱
۷-روش تحقیق …………………………………………………………………………………………………………………۲۰
۸-قلمرو تحقیق ………………………………………………………………………………………………………………..۲۱
۹-جامعه و حجم نمونه ……………………………………………………………………………………………………..۲۱
۱۰-محدودیت ها و مشکلات تحقیق …………………………………………………………………………………..۲۱
فصل دوم: مطالعات نظری …………………………………………………………………………………………۲۲
مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………………………۲۳
۱-فرایند تکوین ژئوپلتیک شیعه و نقش آن در معادلات قدرت منطقه ای و بین المللی ………………۲۳
۱-۱-موقعیت ژئوپلتیک خاورمیانه ………………………………………………………………………………………۲۳
۱-۱-۱-محدوده جغرافیایی ………………………………………………………………………………………………..۲۳
۲-۱-۱-اهمیت تاریخی و مذهبی ………………………………………………………………………………………..۲۴
۳-۱-۱-اهمیت اقتصادی ……………………………………………………………………………………………………۲۴
۴-۱-۱-اهمیت استراتژیک و نظامی …………………………………………………………………………………….۲۶
۲-۱-سیاست آمریکا در مقابله با توسعه کمونسیم ………………………………………………………………….۲۸
۳-۱-ضرورت مقابله با اسلام گرایی (بنیادگرایی اسلامی) ………………………………………………………۳۲
۴-۱-طرح خاورمیانه بزرگ ………………………………………………………………………………………………..۴۰
۵-۱-دکترین بوش اول، دکترین کلینتون و دکترین بوش دوم ………………………………………………….۴۷
۱-۵-۱-دکترین بوش (بوش اول) ……………………………………………………………………………………….۴۷
۲-۵-۱-دکترین کلینتون ……………………………………………………………………………………………………..۴۸
۳-۵-۱-دکترین جورج دبلیوبوش (بوش دوم) ………………………………………………………………………۴۹
۶-۱-شکل گیری هلال شیعی …………………………………………………………………………………………….۵۰
۱-۶-۱-اختلافات مرزی و سرزمینی ……………………………………………………………………………………۵۱
۲-۶-۱-اختلافات قومی و مذهبی ……………………………………………………………………………………….۵۱
۳-۶-۱-کشف و استخراج نقت ………………………………………………………………………………………….۵۲
۴-۶-۱-تعارضات ایدئولوژیکی ………………………………………………………………………………………….۵۳
فصل سوم : روش شناسائی تحقیق ……………………………………………………………………………..۶۲
مقدمه ……………………………………………………………………………………………………………………………..۶۳
۱-روش تحقیق …………………………………………………………………………………………………………………۶۳
۲-جامعه آماری