چگونه به استراتژی دیگران در مذاکره پی ببریم : – فروش پایان نامه

 

 

چگونه به استراتژی دیگران پی ببریم :

استراتژی به معنی “ترکیبی از عواملی چون انواع تصورات  درونی، کیفیتهای حسی لازم و ترتیب این عوامل است که ما را به نتیجه معینی می رساند.” کلید موفقیت ما در کشف استراتژی دیگران این است که بدانیم افراد تمام اطلاعات لازم مربوط به استراتژی خود را بصورت کلمات، حرکات بدن حتی با حرکات چشم و ایما و اشاره به شما انتقال می دهند.قبل از اینکه بتوانید استراتژیهای دیگران را دریابید، لازم است که بدانید هریک از علائم، بازگو کننده چیست؟ دو راه برای یافتن درک صحیح از مردم و استراتژی آنها ذکر شده است :

  • نظر متعادلی نسبت به دیگران و خودتان پیدا کنید ضمن تماس با دیگران این نکته را مورد توجه قرار دهید که دیگران انسانهای مهمی هستند ولی به خاطر داشته باشید شما هم انسان با ارزش و مهمی هستید.·  نگرش عاقلانه ای نسبت به دیگران اتخاذ کنید  سعی کنید با دیدی عاقلانه به رفتار و کردار و نظریات دیگران، نگاه کنید. عده ای خواهان رشد شما هستند و عده ای ممکن است به شما حسد بورزند، آماده ضربه خوردن از طرف حسودان باشید.ترس از مردم ترس بزرگی است ولی راه غلبه بر آن این است که درک درستی از مردم داشته باشید و از آنها شناخت کافی پیدا کنید، ملاحظه خواهید کردکه واقعاً اینگونه نیست وخواهید توانست بر ترس خود از آنها غلبه کنید.امام صادق می فرمایند :” می خواهید بدانید دیگران نسبت به شما چگونه قضاوت می کنند به خود بنگردید که نسبت به آنها چگونه نگاه می کنید.”

 

ایجاد ارتباط موثر با دیگران :

 

ارتباط به معنای برخوردهای متفاوت با اشخاص متفاوت است،اما بعضی از مردم در این زمینه دچار گرفتاریهایی میشوند، علت اصلی گرفتاریهای آنها در برقراری ارتباط با یکدیگر،این است که هر کدام به شیوه خود با دیگران ارتباط برقرار میکنند.

“ارتباط موثر با دیگران، نیاز به خلاقیت دارد.”

هر یک از ما در هر لحظه در شرایط ادراکی ویژه ای به سر می بریم. اگر از شیوه مورد علاقه شخص مخاطب خود استفاده کنید و خود را در سطح دیگران قرار دهید و از زبان آنها برای انتقال نقطه نظرهای خود استفاده نمایید، او به اقدام و خواسته شما پاسخ مثبت خواهد داد و اغلب به نتیجه دلخواه مورد نظر خود یعنی ارتباط موثر خواهید رسید.در بحث ایجاد ارتباط و چگونگی برقراری آن، متقاعد نمودن دیگران، هنر بدست آوردن حمایت و همکاری افراد و فرآهم آوردن شرایطی که افراد بتوانند مطابق میل و خواسته شما رفتار کنند، عناصری اصلی و تعیین کننده هستند.

راه های ایجاد ارتباط موثر با اطرافیان :

ایجاد ارتباط از راه های مختلفی صورت می پذیرد. سه راه حل کلی عبارتند از :

الف)به حرفهای دیگران خوب گوش دهید

یکی از روشهای مهم در برقراری ارتباط موثر و درک بهتر مخاطب خود و ایجاد شرایطی که او نیز بتواند شما را بهتر درک کند، گوش دادن پویا است، که هنریست همپای سخن گفتن و کسی که بخوبی به صحبتهای دیگران گوش می سپارد می تواند رابطه خوبی با آنها برقرار کند. واژه” گوش دادن” توسط “کارل راجرز” در بررسیهای روانشناختی دهه های 1940 و 1950 مورد توجه قرار گرفت. “راجرز” به مهمترین مانع بر سر راه ایجاد ارتباط موثر اشاره می کند و در ضمن آن، درباره گرایش افراد به ارزیابی و داوری کردن در رابطه با نقطه نظرهای دیگران توضیح می دهد. او میگوید :

“ارتباط واقعی زمانی ایجاد می شود که به سخنان مخاطب خود به خوبی گوش فرادهیم، منظور این است که به گفته ها و طرز تلقی و نقطه نظر های مخاطب خود به گونه ای خاص گوش فرادهیم، متوجه گردیم او چه منظوری و چه احساسی دارد و به قالب فکری او در مورد حرفی که می زند دقیق شویم. درک همدلانه، روش بسیار موثری است که می تواند تغییرات فراوانی در شخصیت ایجاد کند” بنا براین گوش دادن موثر به مخاطب بدین معناست که بتوان مانند او دید، شنید و احساس کرد. در واقع این نوعی همگام شده و برقراری ارتباط مؤثر است.در رابطه با همگام شدن و همزبانی روحیه شما با مخاطبان، سرعت صحبت و حتی هم نفس شدن شما با آنها، ارتباط موثرتری ایجاد می کند و درک متقابل شما و او را به حداکثر می رساند. با همسان کردن روشهای ادراکی خود با مخاطبتان تضمین می کنید که شما و او در سطح مشابهی ارتباط برقرار می سازید.اما باید به این مساله توجه داشت که حتی اگر منظور و نیت مخاطب خود را به درستی درک کنید، ممکن است هنوز در بسیاری مواقع اشخاص از معنای پنهان در پس پرده سخن خود آگاه نباشند. از جمله راه های اطلاع از معانی پنهان و در پس پرده، استفاده از کلید “چرا” است، اما کلمه پرسشی “چرا؟” نیز می تواند مشکلاتی ایجاد کند. وقتی از ما می خواهند برای گفته یا رفتار خود دلیلی بیاوریم، از ما سوالی شبیه”چرا دیر کردی؟” یا “چرا آن کار رابموقع انجام ندادی؟” می شود.این طرز سوال کردن گاه در شخص مخاطب احساس تحقیر و یا جبهه گیری ایجاد میکند، بخصوص اگر با لحنی متهم کننده مطرح شود، داوری منفی را به مخاطب شماانتقال می دهد.راه دیگر برای اطلاع از معانی پنهان در پس سخنان دیگران،طرح کلمه سوالی “چه” است. این کلمه پرسشی و کلماتی چون چه کسی؟ کدام؟ کجا؟ اگر به شکل تهدید کننده ای مطرح نگردداغلب جواب های مشخصی فراهم میآورد.در کل باید به این نکته توجه داشت که سؤالاتی که با “چه؟” شروع می شوند، درمقایسه با جملاتی که با “چرا؟” شروع میشوند جواب مشخصتری به دست می دهد. طرح جملات سوالی با “چرا؟” اغلب منجر به تعمیم دادن یا گرفتن موضع تدافعی، میشود.

در انتها ضمن صحبت با مخاطب خود اقدامات زیر را انجام دهید:

¨      با آرامش خاطر و اطمینان بنشینید و نگاهتان را به چشمان مخاطب خود بدوزید.

¨      با دقتی وسواس گونه به حرفهایش گوش دهید.

¨      در صورت نیاز از او توضیح بخواهید، زیرا افراد خوششان می آید و این تصور ایجاد می شود که مطالبشان مهم بوده و شما به آن توجه دارید.

¨      اگر صلاح دانستید، درپایان صحبتهایتان با دیگران با صراحت اظهار نظر کنید و در صورت نیاز پیشنهاد داده ولی بیاد داشته باشید که اگر می خواهید پیشنهادی ارائه دهید، سعی کنید اصول و ضوابط لازم را در نظر بگیرید، پیشنهاد و طرحهایی که فقط موارد ایراد را در نظر می گیرند، پذیرفته نخواهند گردید.

 

ب ) چگونه سخن گفتن را بیاموزید

این موضوع که طرف صحبت شما چه کسی است، اهمیت ندارد مهم آن است که به هنگام گفتگو رفتار و گفتاری پسندیده داشته باشید تا به نتیجه دلخواه و مورد نظر دست یابیدو ارتباط مناسبی را با آنها برقرار سازید.

رعایت نکات زیر به شما در روند یک مذاکره سودمند یاری می رساند:

¨      در سخن گفتن شتاب نکنید.

¨      موضوع بحث و گفتگو را چندین بار قبلاً با خود با صدای بلند تکرار کنید تا هنگام ادای آنها دچار فراموشی یا لکنت زبان نشوید.

¨      جملات ساده، کوتاه و رسا بکار ببرید و شیوه خلاصه گویی را در پیش بگیرید.

¨      گفته های خویش را با اطمینان و اعتماد به نفس ادا کنید و انتظار نداشته باشید دیگران آنچه را که شما با شک و تردید بر زبان می آورید، باور کنند.

¨      اگر در حین مذاکره متوجه شدید که مخاطبتان مایل به صحبت کردن است به او مجال دهید افکارش را بروز دهد و اطلاعات و معلوماتش را برای شما بیان کند.

¨      در برابر ترشروترین و عبوس ترین اشخاص هرگز بشاشیت خود را از دست ندهید و هنگام گفتگو نیز تمام قوایتان را برای کسب کامیابی متمرکز سازید.

¨      در اکثر مذاکرات باید ابتدا بین طرفین، تمایل اولیه به صحبت کردن وجود داشته باشد. در این زمان است که میدان برای ارائه تفکر و تبادل اندیشه گسترده تر شده و در نتیجه امکان موفقیت بیشتر میشود.

¨      در سخن گفتن و مذاکره باید شیوه ای درست و مبتنی بر اندیشه ، دقت و حوصله و تعقیب اصولی مطالب، در پیش گرفت و گرنه موفقیت از آن ما نخواهد بود.

ج)    همگام شدن راهی برای ایجاد ارتباط موثر

یکی از قدیمیترین شیوه های ایجاد ارتباط موثر را “میلتون اریکسون” ارائه داده است، او مشهورترین پزشک متخصص هیپتونیزم بود و می توانست بر مقاوم ترین بیمارانی که سایر روان درمانگرها توان خواب کردن آنان را نداشتند غلبه کند. روش مورد استفاده ” اریکسون” را “همگام شدن” نامیده اند.در این مضمون برای همگام شدن با بیمار در موضع او قرار میگیرید و تا حدی که موافق هستید با او هم رای و همصدا میشوید. همگام شدن روش ویژه ای برای برقراری ارتباط موثر با اشخاص است. در این روش با جلب دوستی دیگران به آنان کمک می کنید.همگام شدن با دیگران روشهای مختلفی دارد. می توانید با روحیه، با زبان بدن و انگاره های سخن وری او(لحن صدا و بلندی و کوتاهی آن و کلمات و عبارات و تصاویری که شخص از آن استفاده می کند)و یا باورها و اعتقادات اشخاص همگام شوید. هرچه دامنه درک و رفتار شما وسیعتر باشد، ساده تر می توانید با انواع طرز رفتار دیگران و یا انواع تیپهای شخصیتی آنان کنار بیایید.

 

با روحیه دیگران همراه شوید

هر کس با هر روحیه ای خواهان معاشرت و همراهی است. درست به همان گونه که که اشخاص بیکار و ناباب، دوستانی هم طراز خود انتخاب می کنند،اشخاص مشتاق و بشاش هم می خواهند با اشخاصی مانند خود معاشرت کنند.درحالیکه بعضی ها وقتی صبح از خواب برمیخیزند کاملا مطیع و مقهور هستند، گروه دیگری، برعکس و نقطه مقابل گروه نخست هستند و وقتی از خواب برمی خیزند کاملا بیدار و گوش به زنگ هستند.دنیا لزوما به طور یکسان میان این دو گروه تقسیم نشده است. اما اگر روزی با چشمان کاملا باز سرکار بیایید و با همکار خود که هنوز خواب را در چشمان پف کرده اش احساس می کنید، روبرو شوید و باید با او ارتباط برقرار کنید، بهتر است لحن صدای خود را با روحیه او تطبیق دهید.به همین شکل اگر شخصیت خونسردی هستید توصیه می شود راهی برای نیرو دادن به خویشتن بیابید. بی حالی و رخوت شما احتمالا با روحیه کسی که می خواهد برق چشمان شما را ببیند مطابقت نمی کند. “ویلیام جیمز” در این مورد می گوید:”به نظر می رسد که عمل از احساس شما تبعیت می کند. اما در واقع عمل و احساس دست در دست هم دارند. می توانیم با تنظیم عمل که بیشتر تحت کنترل ماست به طور غیر مستقیم احساس رانیز منظم و کنترل کنیم.”او در ادامه مطلب می گوید:” بنابراین راه بشاش شدن این است که خندان بنشینید و با شور و شوق به اطراف خود نگاه کنید و طوری حرف بزنید و رفتار کنید که انگار کاملا بشاش هستید. اگر این طرز برخورد شما را شاداب نکرد، هیچ عامل دیگری نمی تواند چنین کاری کند و به عبارت دیگر اگر احساس خمودگی می کنید، خود را بشاش نشان دهید، دیری نمیگذرد که احساس بشاش بودن میکنید.”اشخاص کسانی را دوست دارند که مانند خود آنها باشند. اگر شما پرحرارت باشید و بخواهید روی کسی که به مراتب از ذوق و شوق کمتری برخوردار است اثر بگذارید، باید از روشهای همگام شدن استفاده کنید. در این مورد زمانی را انتخاب کنید که که فرد مخاطبتان در وضعیت روحی و جسمی مناسبی قرار داشته باشدو در غیر اینصورت ممکن است نقطه نظر شما با مقاومت شدیدی روبرو شود که البته به معنای ضعیف بودن نقطه نظر شما نیست، بلکه ناراحتی مخاطب شما می تواند باعث بروز این مساله شده باشد.اهمیت همگام شدن را می توان اینگونه تعریف کرد:”وقتی شما با کسی همگام می شوید در واقع به او می گویی، من مثل تو هستم و می توانی روی من حساب کنی.”

همگام شدن راهی برای ایجاد اعتماد و اطمینان در طرف مقابل است. البته راه های دیگری نیز برای کسب اعتبار و جلب نظر موافق مخاطب وجود دارد، از جمله می توان به استفاده از زبان و کلام مناسب اشاره کرد.

همگام شدن روش فوق العاده مفیدی بوده که در مورد هر رویارویی و گفت و گویی مصداق دارد.همگام شدن با روحیه یا رفتار دیگران همیشه ساده نیست. اما دست کم می توانید در حد رفتار دیگران ظاهر شوید. پدیده ای که با آن روبرو هستیم این است که وقتی با کسی همگام می شوید، در قدم بعدی، او همگام با شما شده است. یکی از بهترین راه های تغییر رفتار دیگران این است که ابتدا خود را با یک یا جند جنبه از رفتار او همگام نمایید وبعد خود را تغییر دهید. اگر شما شخصیت غیرقابل انعطافی برای خود برنامه ریزی کرده باشید، از انعطاف لازم برای اینکه در سطح دیگران ظاهر شوید برخوردار نخواهید بود. اما اگر دامنه روحیه شما از مخاطبتان متغیرتر و انطباق پذیرتر باشد، نه تنها می توانید خود را در سطح او قرار دهید و رابطه مؤثر ایجاد کنید، بلکه می توانید آنها را در جهتی جدید که مورد نظر شماست به حرکت درآورید. اگر در سطح دیگران ظاهر شوید آنها براساس راهنمایی و هدایت شما حرکت خواهند کرد.

 

بفهمیم که دیگران چگونه می فهمند

 

افراد مختلف اطلاعات را به شیوه های مختلف پردازش می کنند، طرز این پردازش در برقراری ارتباط نقش مهمی دارد. البته ارتباط در اینجا به معنای برخوردهای متفاوت با اشخاص متفاوت است. در این زمینه، هر یک از افراد باید طوری با یکدیگر ارتباط برقرار کنند که مخاطبشان بتواند آن را درک کند، زیرا هر انسانی در هر لحظه در شرایط ادراکی ویژه ای بسر می برد. در این زمینه “رابرت سومر”پروفسر روانشناس می گوید:” اشخاص تصویری از دنیای احساسی متفاوتی در مقایسه با دیگران دارند.” حال، برای اینکه منظور خود را به دیگران منتقل کنید، ابتدا باید بفهمید که آنها چگونه می فهمند و یا دستکم برای درک کردن چه کوششی به خرج می دهند. وقتی بدانید دیگران اطلاعات را چگونه پردازش می کنند، می توانید اطلاعات خود را به گونه ای انتقال دهید که با درک آنها همخوانی داشته باشد. همچنین باید بدانید که افراد شیوه ارتباطشان چگونه است و ادراک آنها از چه راهی صورت می پذیرد. زیرا افراد و مخاطبانی که با آنها در ارتباط هستیم دارای شیوه های ارتباطی  و ادراکی متفاوتی هستند، که اگر از آنها اطلاع داشته باشیم، مطمئنا در برقراری ارتباط با آنها، فهم و درک آنها و گفته هایشان در وضعیت بهتری قرار خواهیم گرفت و امکان بیشتری برای موفقیت نفوذ در آنها به وجود خواهد آمد. بر همین اساس انسانها را به دسته های زیر تقسیم کرده ایم:

الف- اشخاص پدیداری(تصویری)

این افراد دنیای روانی خود را بر اساس تصاویر و فضاسازی تنظیم می نمایند. این افراد فضا را دوست دارند و دوست داراند که با شما ارتباط نزدیکتری داشته باشند و بیشتر تعامل شخصی را دوست دارند. این افراد از واژه هایی مانند من تصور میکنم، فضای اجتماعی اینگونه به نظر می رسد و… استفاده کرده و اغلب در انتهای جلسات مینشینند.

 

ب- اشخاص احساسی(همجواری)

دنیای روانی خود را با احساسهای درونی و بیرونی ترسیم می کنند و واژه های احساسی مانند دوست دارم، احساس می کنم و… بیشتر استفاده می کنند. از نظر ارتباط خیلی به شما نزدیک می شوند هرچند که ممکن است فکر شود حالت تهاجمی دارند و بیشتر میز و صندلی خود را نزدیک به شما می گذارند و در جلوی جلسات می نشینند.

ج- اشخاص شنیداری(صوتی)

این افراد دنیای روانی خود را با صداها دارند.آنها به چشمان مخاطب خود نگاه نمی کنند و گوش خود را میزان کرده اند. ضمن مکالمه یا ارائه یک مطلب ممکن است به نقطه دیگری نگاه کنند، زیرا آنان با گوش فرا دادن سعی به گرفتن مطالب مینمایند. قصد بی ادبی و بی اعتنایی ندارند و سعی میکنند آنچه گفته می شود را بفهمند. این افراد بجای خوب فهمیدی میگویند خوب شنیدی و از زیر و بم صدا خوششان می آید.

د- اشخاص ارقامی(زبانی)

این گروه ترکیبی از سه دسته پیشین هستند. آنان قبل از اینکه بتوانند دنیای روانی خود را ترسیم کنند، مجبورند دریافتهای خام حسی را به یک زبان خاص، از طریق کلمات، اعداد یا علایم کامپیوتری منتقل نمایند. آنها دوست دارند اطلاعات مکتوب و به سبک منطقی به آنان ارائه شود، واژه ها باید تعریف شده باشند و از نظر املائی، علایم نقطه گذاری، دستوری، حواشی و صفحه بندی درست باشد و همچنین عناوین، پاراگرافها و فواصل کوتاه را در نگارش دوست دارند. برای جلب توجه آنها کافیست بخشهایی از پیام بصورت 1- 2- 3 و یا الف- ب- ج تنظیم شود.

 

چگونه شرایطی فراهم آوریم که دیگران ما را درک کنند

 

وقتی از شیوهء مورد علاقه شخص مخاطب خود و اطرافیان استفاده می کنید، آنها به اقدام و خواستهء شما پاسخ مثبت میدهند. ممکن است مجبور باشید که کمی بیشتر تلاش کنید، این تلاشی ارزشمند است که به اجرا و انجام آن می ارزد، زیرا در وقت و نیروی آینده شما صرفه جویی می کند . شخص مخاطب شماو اطرافیانتان نیز از اقدامی که کرده اید استقبال خواهند کرد زیرا می فهمند که برای تماس با شما از چه شیوهای باید استفاده کنند تا آنها را به نتیجه دلخواهشان برساند. یکی از بهترین راه های کسب اطلاع در این زمینه که مخاطب شما چه روشی را می پسندد این است که از او مستقیما سوال کنید و نظرش را جویا شوید در مواقعی که اطلاع یافتن از روش برقراری ارتباط با اطرافیان و مخاطبان دشوار به نظر می رسد، بهتر است از روش آزمایش و خطا استفاده کنید. به عبارت دیگر اگر ندانید که آنها از میان انواع شخصیتهای ارتباطی دیداری ،شنیداری،احساسی، ارقامی کدام را بیشتر می پسندند، می توانید در فواصل صحبتها با او گاهی لحظه ای مکث کنید و از او بپرسید : ( آیا این نقطه نظر را قبول دارید؟)،(آیا می توانید خود را ببینید که به این روش کار میکنید؟) یا ( این مطلب به نظرتان چگونه است؟)،….

اگر نتوانید پاسخ مورد نظرتان را دریافت کنید به روش دیگری متوسل شوید. مثلا از روش دیداری به روش شنیداری روی آورید و اگر روش شنیداری خواسته شما را برآورده نساخت ، از روش احساسی استفاده کنید.یکی از اشتباهات رایجی که اشخاص مرتکب می شوند این است که وقتی از مخاطب خود جواب مساعد نمی گیرد، فورا فرض را بر این می گذارند که روش مورد استفاده آنان مناسب  نبوده، حال آنکه در واقع ممکن است روش مورد استفاده آنان مناسب بوده باشد و خود آنان نتوانسته اند به شکل مناسب و حساب شده از روش مورد اشاره استفاده کنند. در واقع تقصیر از خود شخص است که نمی تواند با مخاطب خود ارتباط سازنده و مؤثر برقرار کند. با داشتن انعطاف در سبک رفتاری می توانیم از یک شیوه ادراکی به شیوه دیگر روی آوریم، می توانیم به اشخاص بیشتری دسترسی پیدا کنیم و آنان نیز به نحو بهتری از خواسته های ما آگاه می شوند. این کار به ما امکان می دهد که همکاری و حمایت آنان را جلب کنیم.

 

مردم را دوست داشته باشید

موفقیت هر شخصی به حمایت دیگران بستگی دارد پس مردم را دوست داشته باشید تا شما را دوست داشته باشند و از شما حمایت کنند. شما در انجام کارهایتان به حمایت و پشتیبانی آنها نیاز دارید، زیرا برخی از کارها فقط با همکاری دیگران امکانپذیر خواهد بود. ولی در این مورد همواره به یاد داشته باشید که با چه کسانی ارتباط دارید و چه کسانی از شما حمایت می کنند.هنر شناخت و ارتباط با افراد با تملق ها و چاپلوسیهای رایج بسیار متفاوت می با شد. برخی سعی دارند با تملق به اهداف خود دست یابند. تملق یقینا تباه کننده هر رابطه مپبت است. همکاری با دیگران مستلزم شناختی عمیق از شخصیت آنهاست واز این طریق است که به اطلاعاتی دست می یابیدو در مذاکرات و مباحثات به کارتان خواهد آمد.

رعایت نکات زیر از شما مصاحبی صدیق و مطلع می سازد:

  • سعی کنید روحیه اطرافیان خود را خوب بشناسید.
  • با آگاهی از قلق ها وشیوه های مورد پسند مخاطب خود، هیچگاه درایجاد ارتباط و گفتگو با او، درگیر نخواهید شد.
  • برای ایجاد رابطه ای سالم با طرف مخاطب هرگز از حربه تهدید و گوشه و کنایه استفاده نکنید، بهترین راه نرمش، حوصله و دقت در طرز فکر طرف مقابل است.

اصول زیر را بکار گیرید زیرا باعث می شود مورد حمایت قرار گرفته و شما را آسان تر به اوج موفقیت برسانند:

  • سعی کنید اسامی افراد را به خاطر بسپارید. این نشان می دهد به آنها اهمیت می دهید.
  • فرد راحتی باشید تا هیچکس در معاشرت با شما احساس ناراحتی و اجبار نکند.
  • این اعتقاد را در خودتان تقویت کنید که ” هرچه پیش آید، خوش آید” در اینصورت هیچ چیز نمی تواند آرامشتان را بهم بزند. این به شما کمک می کند که برای مقابله با هر موقعیتی همواره آماده باشید.
  • خودپرست نباشید و بیهوده تظاهر نکنید که به همه چیز آگاهی دارید، به یادداشته باشید عالمان متواضع ترند.
  • خصوصیاتی را در خودتان پرورش بدهید که جالب توجه باشد و مردم در معاشرت با شما به برداشتهای ارزشمندی برسند.
  • شخصیت خودتان را زیر ذره بین ببرید، تا بتوانید عوامل ” ناهنجار” را از آن خارج کنید. زیرا هممین عوامل ناهنجار منفی هستند که باعث دور شدن دیگران از اطراف ما می شوند.
  • صمیمانه وباروحیه سعی کنیدخودتان را ازشر سوء تفاهم ها خلاص کرده وگلایه ها را از ذهنتان بیرون کنید.
  • آنقدر دوست داشتن افراد را تمرین کنید که این کار به صورت یک عادت ثانویه در شما درآید.
  • همیشه از فرصتهایی که برای تیریک گفتن یا احساس همدردی در غم، اندوه و ناکامیهای افراد پیش می آید استفاده کنید. و سعی کنید این کار را در همان زمان خودش انجام دهید و به آینده موکول نکنید.
  • به مردم قدرت روحی بدهید تا محبت بی ریایشان را نصیبتان کنند.

به کار بردن بعضی عبارات، در دیگران ایجاد مقاومت می کند و سبب از دست دادن حمایت دیگران می شود. سه عبارت است که در هنگام محاوره و ایجاد ارتباط با دیگران می توان به کار برد، بطوریکه هم احترام طرف مقابل را حفظ کنید و هم مطلب خود را منتقل سازید:

  • با شما موافقم
  • نظر شما را تحسین می کنم
  • به عقیده شما احترام می گذارم

برداشت و باور:

اغلب مسائل ارتباطی ریشه در برداشت مردم از واقعیتها دارد، هرکسی دنیا را به زعم خود معنی میکند و برداشتها و استنباطهای ما می توانند منجر به “تضاد شخصیت” و یا “فروپاشی ارتباط ” شوند. حل و فصل مسائل استنباطی دشوار است، زیرا همه معتقدند که دنیا به همان شکلی است که آنها استنباط می کنند و در واقع این اشخاص می گویند “اگر با من مخالفت کنی، خود به خود در اشتباهی زیرا تردید ندارم که حق با من است”، اگر افراد بدانند که مشکل اصلی در ارتباط برداشت آنها از واقعیتهاست، اغلب مشکلات ارتباطی حل و فصل می شوند.

نگرشها و رفتارها :

 برای ایجاد ارتباط بهتر به نگرشهای ویژه ای احتیاج داریم.

نگرشها :

  • به تو ایمان دارم، صمیمیت تو را مورد تردید قرار نمی دهم.
  • به روابطمان بها می دهم و می خواهم اختلافاتمان را بر طرف کنم.
  • من حرف حساب را می پذیرم و به راحتی تغییر می کنم.

رفتارها :

  • گوش کنید تا بفهمید.
  • حرف بزنید تا شما را بفهمند.
  • از موارد مورد توافق شروع کنید و به تدریج به موارد مورد اختلاف بروید.

وقتی این سه نگرش در شما ایجاد شد، تقریباً تمام مسائل استنباطی را می توانید حل کنید. وقتی فردی این موضوع را درک کند طرز سخنش را تغییر می دهد به جای اینکه بگوید “همانطور است که من میگویم”می گوید : “من چنین نظری دارم” به جای “من درست می گویم” می گوید : “به نظر من…” یا به “اعتقاد من…” یا ” آنطور که من استنباط می کنم…” وقتی این چنین با دیگران برخورد می کنیم در واقع به آنها می گوییم” تو هم مهم هستی و حق داری احساسات و نظراتت را مطرح کنی.” وقتی دیگران در مورد ما قضاوت می کنند یا نظر دیگری دارند، می توانیم به آنها بگوییم ” شما طور دیگری به مساله نگاه می کنید مایلم بدانم شما چه استنباطی دارید”.زمانیکه با نظر کسی مخالفیم به جای گفتن “من درست می گویم و تو در اشتباهی” می توانیم بگوییم “من طور دیگری فکر میکنم. بگذار نظرم را با تو در میان بگذارم.”

کلمات و مناسبات :

بعد مهم در برقراری ارتباط، رابطه است. بسیاری از مشکلات از ارتباط ناشی می شود. وقتی روابط خوب نیست باید مراقب کلماتی باشیم که به کار می بریم در غیر اینصورت ممکن است سوء تفاهم ایجاد شود. وقتی روابط خوب نیست طبیعتاً افراد به هم سوء ظن پیدا می کنند و اعتمادشان را به یکدیگر از دست می دهند و به جای توجه به نیت و منظور گوینده به عبارات او استناد می کنند و حرفهایشان را به حساب توهین می گذارند.

از سوی دیگر وقتی روابط هماهنگ باشد، حتی بدون کلمه هم می توانیم ارتباط برقرار کنیم وقتی اعتماد و احساس خوبی جاری باشد نیازی نیست مراقب کلاممان باشیم.می توانیم در صورت تمایل لبخند بزنیم یا نزنیم و با این حال منظورمان را مخابره کنیم و به تفاهم برسیم. وقتی روابط حسنه نیست حتی یک فصل کلمه برای مخابره پیام کافی نیست زیرا معانی را نمیتوان در کلمات یافت، معانی در اشخاص هستند.

نکته مهم در ارتباط موثر رابطه شخص با شخص است، به محض اینکه با کسی اینگونه ارتباط برقرار میکنیم در یکدیگر اعتماد و اطمینان به وجود می آوریم. در همین زمینه ببینید که ملاقات خصوصی مدیران با کارکنان و صحبت خصوصی با یک مشتری یا موکل تا چه اندازه اهمیت دارد.

نقشه و قلمرو :

ایجاد روابط هماهنگ و رسیدن به تفاهم متقابل می تواند دشوار باشد، همه ما در دو دنیا زندگی میکنیم. یکی دنیای خصوصی ذهنی که در سر ماست و دیگری دنیای عینی که بیرون از ما قرار دارد. میتوانیم اولی را نقشه های شخصی و دومی را قلمرو در نظر بگیریم.

هیچ کس نقشه صد در صد کامل و بی کم و کاستی از قلمرو و یا دنیای عینی و حقیقی ندارد، هر ا ز گاهی تجاربی پیدا می کنیم که استنباط یا نقشه ذهنی ما از قلمرو یا از جهان عینی را تغییر می دهد. وقتی این اتفاق می افتد، رفتارمان تغییر میکند و استنباط جدیدی پیدا می کنیم. در واقع سریع ترین راه تغییر رفتار یک شخص این است که نقشه یا قالبهای استنباطی او را تغییر دهیم و این کار میسر نیست مگر اینکه به آن شخص نقش یا مسئولیت جدیدی واگذار کنیم ویا او رادر موقعیت متفاوتی قرار دهیم.

مهارت و امنیت :

مهارتهای ارتباطی شبیه یک کوه یخ شناور هستند، بخش کوچکی از کوه یخ شناور که از آب بیرون آمده سطح مهارت ارتباط است. توده عظیم کوه یخ که پنهان از دید ماست سطح عمیق تری را در بر گرفته است می توانیم این سطح را مبنای امنیت شخصی در نظر بگیریم، برای اینکه بهبود بلند مدت معنی داری در توانایی برقراری ارتباط خود ایجاد کنیم باید به دو سطح مهارت و امنیت توجه داشته باشیم.ارتباط موثر مستلزم مهارت است، برای بهبود مهارتهای میان فردی باید تمرین کرد و احتیاج به صرف وقت دارد ولی متاسفانه بعضی ها اصلاً علاقه ای به آموختن مهارتهای جدید ندارند و نمی خواهند در مقام بهبود مهارتهای همدلانه باشند.گوش فرادادن با تمام وجود به گفته دیگران به امنیت خاطر بسیار زیادی احتیاج دارد، آسیب پذیریهای انسان را بروز میدهد. ممکن است تغییر کنیم و اگر در اعماق وجود خود احساس عدم امنیت کنیم جرات تغییر یافتن را به خود نخواهیم داد و خیلیها از دور نمای تغییر وحشت دارند. اگر در اثر گوش دادن همدلانه تغییر کنیم و یا تحت تاثیر قرار بگیریم باید بتوانیم بگوئیم که : “اشکالی ندارد، تفاوت چندانی ایجاد نمی کند.” زیرا اعماق وجود ما بدون تغییر باقی مانده است. در اعماق وجود ما مجموعه ارزشها و احساساتی وجود دارند که خویشتن حقیقی ما را نشان می دهد.احساس ارزشمندی که مستقل از رفتار دیگران با ماست این خویشتن مخدوش نشدنی هویت واقعی ماست.

منطق و احساس :

ارتباط موثر ایجاب می کند که به زبان منطق و احساس صحبت کنیم، زبان منطق و زبان احساس دو زبان متفاوت هستند و در این میان زبان احساس و عاطفه بسیار قدرتمندتر و انگیزه بخش تر است. به همین دلیل است که می گوییم باید با تمام وجود یعنی ابتدا با چشمان و با دل گوش کنیم و بعد از گوشهایمان برای شنیدن استفاده نماییم.

برای ابراز موثر نقطه نظر خود باید نظرات دیگران را درک کرد.

همدردی و همدلی :

توجه با تمام وجود ، حضور داشتن کامل، خود را به جای دیگران گذاشتن و از دریچه چشم آنان نگاه کردن مستلزم شجاعت، شکیبایی و احساس امنیت خاطر است، به معنای آمادگی برای یادگرفتن و تغییر کردن است، به معنای رفتن به اذهان و دلهای دیگران به منظور نگاه کردن از زاویه دید آنان است. بدین معنانیست که احساس آنها را داشته باشید،این همدردی است. بلکه منظور این است که احساس آنها را درک کنید و ببینید که چگونه به دنیا نظر می کنند، این همدلی است. همدلی شما را پذیرا، باز و گشوده نگاه می دارد، دیگران احساس می کنند که چیزی می آموزید. به این نتیجه می رسند که نفوذ پذیر هستید. برای نفوذ بر دیگران ، آنها ابتدا باید به این نتیجه برسند که میتوانند روی شما نفوذ کنند.وقتی گوش دادن را می آموزیم و برای فهمیدن تلاش می کنیم ، درباره ارتباط به درک تازه ای می رسیم. به این نتیجه می رسیم که استفاده از ذهن برای غلبه بر دل تلاشی بیهوده است. به این نتیجه می رسیم که که با دو زبان روبرو هستیم، یکی زبان منطق و دیگری زبان احساس و اینکه اشخاص بیش از آن مقدار که فکر می کنند از روی احساس خود حرف می زنند، به این نتیجه می رسیم اگر میان اشخاص احساس خوبی وجود نداشته باشد، تحت تاثیر موانع احساسی نمی توانند به زبان منطق با هم حرف بزنند. ارتباط موضوعی مربوط به اعتماد کردن به دیگران و پذیرفتن آنهاست و پذیرفتن عقاید و احساسات آنهاست. پذیرفتن این حقیقت است که آنها متفاوت از دیگران هستند و اینکه خود را بر حق می دانند.

 

ارتباط ارزشی ارقام حسابداری و عدم تقارن اطلاعاتی-تاثیر ویژگی‌های کمیته حسابرسی بر ارتباط ارزشی اطلاعات حسابداری -متن …

تصمیمات مدیرتی توسط تاثیرشان بر ثروت سهامداران یا به عبارتی بر بازده کل سهامداران مورد قضاوت و ارزیابی قرار می گیرند. از میان متغیرهای عملکرد که بتواند به طور شفاف با اهداف شرکت که همانا حداکثر کردن ثروت سهامداران است، مرتبط باشد و هم بتواند نتیجه تصمیمات مدیریت را خوب ارزیابی کند، سود حسابداری جایگاه مهمی دارد. اغلب قراردادهای استخدامی مبنای پاداش و ترفیع مدیران را سود خالص قرار می دهد. سود خالص گزارش شده در متن قرارداد نسبت به گزارشگری به سرمایه گذاران نقش متفاوتی دارد. نقش آن این است که در مورد عملکرد مدیران آگاهی دهنده و همچنین محرک عملکرد مدیران باشد.

در حالی که تئوری ممکن است دلایل خوبی وجود داشته باشد که ارقام حسابداری در توضیح عملکرد بازار سهام مرتبط اند اما در عمل، موانع متعددی از جمله عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیریت و سهامداران و انگیزه های متعددی از جمله عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیریت و سهامداران و انگیزه های متعددی که برای مدیریت سود وجود دارد مانع از نتایج مشابه برای آزمون های تجربی می شود.

سود خالص حسابداری از جمله معیارهای عملکردی است که به طور شفاف با اهداف شرکت مرتبط است و می تواند نتیجه تصمیمات مدیریت را به خوبی ارزیابی کند. در حالی که در تئوری حسابداری دلایل زیادی وجود دارد مبنی بر اینکه سود خالص حسابداری می تواند مبنای خوبی برای توضیح بازده سهامداران باشد، اما در عمل موانع متعددی از جمله عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیریت و سهامداران مانع از نتایج مشابه در آزمون های تجربی می شود. علیمردانی(1390) با بررسی تاثیر عدم تقارن اطلاعاتی بر ارتباط ارزشی ارقام حسابداری و بازده سهامداران، نشان داد که رابطه ی مثبت و معنی دار بین سود خالص و بازده سهامداران وجود دارد. همچنین نتایج وی نشان می دهد افزایش عدم تقارن اطلاعاتی می تواند موجب تضعیف رابطه سود خالص و بازده سهامداران گردد. این در حالی است که کاهش عدم تقارن اطلاعاتی تاثیری بر تقویب رابطه سود خالص حسابداری و بازده سهامداران ندارد.

 

دانلود پایان نامه ارشد شناسائی نیاز عامل اصلی در طراحی و بکارگیری فناوری در شهرداری  -تاثیر فناوری …

تاثیر فناوری اطلاعات بر ارائه خدمات در شهرداری کاشان

دارای اهمیت است. در اینجا سوالی که به ذهن خطور میکند آن است که چگونه ساختار مدیریت شهری بطور کل و شهرداری بطور خاص را دراین مسیر، میتوان بطور صحیح منتقل و پس از انتقال، ساختار موجود را بر وضعیت مطلوب منطبق و پس از انطباق بطور کامل و با برنامه مشخص هدایت نمود.

اگر قراراست، شهروند یک نوع خدمت را تقاضا کند و مراکز خدمات شهری نیز فقط یک محصول را تولید کنند، آیا ایجاد یک فضای مجازی برای بهره مندی آسان و سریع برای شهروندان مقرون به صرفه میباشد!؟ (زیاری، 1393: 22)

گستردگی ریسک و افزایش جمعیت و نیازهای متفاوت ، تنوع خدمات را موجب میشود و زمینه را برای حضور و بروز فعالیت و تغییر روشها فراهم می آورد.

امروزه هرگاه بنگاه اقتصادی و یا در سطح بالاتر سازمان، نیازهای مشتری یا مشترکین خود را بداند،  انتظارات وی و نیازهای او را شناسائی کند و سطح رضایتمندی  را در نظر بگیرد در آنصورت توسط کارشناسان و خبرگان خود، میتواند اقدام به طراحی خدمت بنماید.

با توجه به وجود مطالعات صورت گرفته، لازم است که ویژگی کالا یا خدمت مورد نظر، متناسب با ابعاد مختلف نیاز و انتظارات شهروندان، تعریف و طراحی شود که از این نکته میتوان بعنوان پایه و اساس طراحی سیستمIT  در  هر سازمان بالاخص مدیریت شهری یاد نمود.

اگر در تعریف این ابزارهای خدماتی و راهبردهای اقتصادی، انطباق، بخوبی صورت نپذیرد، براحتی می توان نتیجه عمل که همان نارضایتی شهروندان، پس از دریافت و استفاده از کالا یا خدمت مورد نظر میباشد را پیش بینی نمود، شرایط رقابتی حاکم بر بازار و فضای اقتصادی حاکم، موجبات تزلزل و بی ثباتی را برای سازمان به ارمغان می آورد، چرا که الگوهای اجرائی از جایگاه مطل وبی برخوردار نبوده است، در این جاست که بدون در نظر گرفتن ابعاد گسترده و مطالعات بازار دقیق از نیارمندیها وانتظارات مشتریان ، مدیریت نمیتواند از جایگاه خوب و ایده ال برخوردار باشد. (سعیدی، 1382: 78)

در مدیریت شهری نیز در صورت عدم انطباق بین نیاز ها و خدمات ارائه شده مدیرمرکز خدماتی یا شهرداران نمیتوانند از جایگاه مطلوب در بین شهروندان برخوردار باشند .

واقعیت این است که ظهور فمینیسم و رواج آن نشانه بحران در تفکر معاصر غربی محصول رنسانس است که در ستیز با واقعیت طبیعی و داده های علمی (روانشناختی، زیست شناختی) قراردارد و فمینیست در تمامی شاخه ها و جلوه هایش هدف و نتیجه ای جز ایجاد اختلاف و ناسازگاری بین دو جنس و تشدید بحران و عدم تفاهم انسانها ندارد. فمینیست ها با نادیده گرفتن نقشها و کارکردهای ویژه زنان و مردان سعی در ایجاد یک هماهنگی مصنوعی و بعضاً حتی انقیاد مردان توسط زنان دارند. اندیشه فمینیستی از آثار تفکرات سکولاریسم لیبرالیسم، و اومانیسم است و تنها در قلمرو «هوس مداری» و «آزادی مطلق» و «عدم توجه به وحی و احکام الهی» قابل طرح است و لذا به هیچ وجه با حقیقت و ماهیت دینی نسبت ندارد.[1]

1ـ5 حقوق زنان در قوانین داخلی جمهوری اسلامی ایران

اینک سیر تحول قوانین و مقررات داخلی در این زمینه را در قوانین عادی بررسی می کنیم. در قلمرو قوانین عادی، تأکید ما بر قانون ازدواج مصوب 1310، قانون مدنی مصوب 1313 و قانون حمایت از خانواده و برخی قوانین مصوب جدید پس از پیروزی انقلاب اسلامی و سال های اخیر خواهد بود

خرید و دانلود متن کامل با فرمت ورد (docx)  :  پایان نامه ارتقاء حقوق زن در قوانین جمهوری اسلامی ایران

[1]. مگی هام، فرهنگ نظریه های فمینیستی، ترجمه نوشین احمدی خراسانی، فیروزه مهاجر، فرخ قره داغی، تهران: انتشارات توسعه،. 1382، ص419.

آلیسون وایلی، فمینیسم و علوم اجتماعی، ترجمه عباس یزدانی، مجموعه مقالات فمینیسم و دانش های فمینیستی، قم: دفتر مطالعات و تحقیقات زنان،. 1382، ص 418.

پایان نامه بررسی حقوقی جرم اعتیاد به مواد مخدر و روانگردان -با توجه به قانون اصلاحی سال …

 

1ـ عنصر مادی جرایم ارسال، صادر و ترانزیت

ارسال با فعل مادی مثبت فرستادن مواد مخدر، از نقطه­ای به نقطۀ دیگر (مانند پست کردن مواد مخدر) تحقق می­یابد. ویژگی­ای که این جرم دارد این است که عموماً شخص مرتکب در جابه­جایی مواد مخدر مباشرت ندارد و این جابه­جایی با علم و اطلاع یا بدون علم و اصلاع توسط دیگری صورت می­گیرد.[2]

خرید و دانلود فایل:

(docx ):

بررسی حقوقی جرم اعتیاد با توجه به قانون اصلاحی قانون مبارزه با مواد مخدر سال 1389

صادر کردن عبارت است از فعل مادی مثبت، که منتهی به خارج کردن مواد مخدر و روان گردان از مرزهای زمینی، دریایی و هوایی کشورگردد. تفاوت عنصر مادی این جرم با ارسال کردن در این است، که در این جرم گاهی مباشرت در انتقال مواد مخدر به خارج از کشور با خود شخص صادر کننده است و گاهی هم به دستور او و توسط دیگری مواد مخدر از کشور خارج می­شود. معیار و ملاک برای تحقق این جرم خروج مواد مخدر از کشور محسوب می­شود.[3]

ترانزیت یا حق عبور اینگونه تعریف شده است: «هرگاه کالای کشوری از کشور دیگر عبور داده شود تا در کشور ثالث مورد معامله قرار گیرد و در کشور دوم از پرداخت گمرک و مالیات معمولی معاف باشد و فقط حقی بابت عبور بپردازد، این حق را حق عبور یا ترانزیت گویند.»[4] ذکر این واژه در قانون مبارزه با مواد مخدر به معنی ممنوع بودن ترانزیت مواد مخدر است، یعنی حتی اگر قصد وارد کنندۀ مواد مخدر به داخل کشور عبور دادن از کشور و انتقال به کشورهای دیگر باشد باز هم عمل وی جرم است. برای تحقق عنصر مادی ترانزیت باید مواد مخدر از یک نقطۀ مرزی وارد کشور شده و از نقطه مرزی دیگر خارج شود. بنابراین اگر عمل ارتکابی در هر مرحله­ای قطع شود و مواد مخدر در داخل کشور کشف شود، عنوان ترانزیت بر آن صدق نمی­کند و ممکن است عناوین دیگری پیدا کند.[5] قانون­گذار در مواد 4، 5 و 8 قانون مبارزه با مواد مخدر اشاره­ای به ترانزیت مواد مخدر در کنار مصادیق دیگر اعمال مجرمانه نکرده است.

 

2ـ عنصر معنوی جرایم ارسال، صادر و ترانزیت

هر سه جرم ارسال کردن، صادر کردن و ترانزیت مواد مخدر ار جمله جرائم عمدی هستند و زمانی شخص تحت تعقیب و مجازات می­گیرد که سوء نیت وی در ارتکاب جرم محقق گردد. اگر شخص بسته­ای را به سفارش دیگری پست کند، ولی نداند که داخل بسته، مواد مخدر جاسازی شده است، نمی­توان او را به عنوان ارسال مواد مخدر تعقیب نمود.

 

3ـ عنصر قانونی جرایم ارسال، صادر و ترانزیت

اصطلاح ارسال و ترانزیت، همانگونه که قبلاً گفته شد از ابداعات قانون اصلاحی سال 67 است که در قانون اصلاحی سال 89 هم این دو واژه آورده شده است و در ماده یک این قوانین، در بند2 به  کلمات ارسال و صادر و در بند 3 به کلمه ترانزیت اشاره کرده، و آنها را به عنوان مصادیق جرایم مواد مخدر و روان گردان شناخته شده است، البته کیفر این جرایم نیز همان مجازات­هایی است که در ماده 4 و 8 قانون 89 برای جرم ورود مواد مخدر و روان گردان، مقرر می­باشد.

[1]– ساکی، محمد رضا، جرایم مواد مخدر از دیدگاه حقوق داخلی و حقوق بین الملل،  ص 61.

[2] همان ، مواد مخدر و روان گردان از دیدگاه علوم جنایی و حقوق بین الملل، پیشین، صص 118و119.

پایان نامه ارشد: کیفیت افشا و عدم تقارن اطلاعاتی–افشای اطلاعات حسابداری

فرانسیس[7] و همکاران (2004) این مسئله را بررسی و اثبات نمودند که سیاست وسیع افشا شرکتی ساز و کاری است که عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیران و سرمایه گذاران را از بین می برد. در برخی پژوهش ها بر کیفیت سود گزارش شده به عنوان تفسیری از کیفیت اطلاعات و افشا شرکتی اشاره شده است(فرانسیس و همکاران به نقل از کوهن، 2002). در برخی تحقیقات رابطه بین کیفیت سود و افشا[به عنوان دو معیار اصلی از عدم تقارن اطلاعاتی(موسلی[8]و همکاران،2012) سنجیده شده و تاثیر هم زمان آن ها بر روی هزینه سرمایه سنجیده شده است. در تحقیق موسلی و همکاران(2012) بین کیفیت اقلام تعهدی و کیفیت افشا رابطه مثبتی یافته شد. در تحقیق فرانسیس و همکاران(2008) رابطه مکملی میان کیفیت سود و کیفیت افشا یافت شد. بدین صورت که هرچه کیفیت گزارشات مالی(کیفیت سود) افزایش یابد، مدیران انگیزه بیشتری برای افشا دارند. هرچه احتمال اطلاعات محرمانه افزایش یابد،  به دنبال آن احتمال  افشا باکیفیت تر و بیشتر گسترش می یابد. دلیل این امر را می توان بدین صورت ابراز کرد که بازار احتمالاً عدم افشا اطلاعات را به عنوان خبر بد تلقی نموده و در نتیجه ارزش شرکت را کاهش می دهد. شرکت ها به منظور کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه سرمایه خود، انگیزه دارند تا بالاترین سطح افشا را انجام دهند و این در شرایطی است که هزینه های افشا اطلاعات عبارتند از: تسهیم ریسک، هزینه ی نمایندگی و هزینه های مالکانه. این هزینه ها مزیت کاهش هزینه سرمایه ناشی از افشا اطلاعات را از بین برده و در نتیجه موجب عدم افشا کامل توسط شرکت ها می گردد. همچنین آن ها در تحقیق خود یافتند که در صورت وجود هم زمان معیارهای کیفیت افشا و کیفیت سود در یک مدل و تاثیر هم زمان آن ها بر روی هزینه سرمایه، متغیر کیفیت افشا معناداری خود را از دست داده و در نتیجه کیفیت سود به عنوان متغیر اصلی و موثر تاثیر گذار بر روی هزینه سرمایه می باشد. یک بخش بسیار مهم از ادبیات در مورد افشا، این مسئله را مورد بررسی قرار می دهد که افشا داوطلبانه و با کیفیت در واکنش به عدم تقارن اطلاعاتی وجود دارد. درون زایی[9] افشا داوطلبانه به وسیله ی گیتزمان و ترومبتا[10](2003) بررسی گردید. آن ها دریافتند که شرکت ها توسط افشا داوطلبانه با کیفیت و انتخاب سیاست های حسابداری، اطلاعاتی را در مورد وضعیت خود به بازار مخابره می نمایند. در نتیجه افشا داوطلبانه، برای شرکت هایی با سیاست های حسابداری متهورانه[11]، بر روی هزینه ی سرمایه شرکت تاثیر می گذارد. مدل های مربوطه بدون توجه به جهت رابطه بین کیفیت افشا و کیفیت سود، افشا داوطلبانه و با کیفیت بالا را در واکنش به  میزان کیفیت اطلاعاتی مالی در نظر گرفته اند.

[1]-Diamond and Verrecchia

[2]-Beysian investors

[3]– Hopkins

[4]– Brown and Hillegeist

[5]-Botosan

[6]-Lobo and Zhou

[7] -Francis

[8]-Mouselli

[9] – Endogeneity

[10]– Gietzmann and Trombetta

دانلود پایان نامه : استقلال در صدور رأی:بررسی اصول دادرسی عادلانه در آیین …

دادگاه هیچگاه نباید به صدور رأیی خاص الزام شود.این اصل،در تمامی نظام های حقوقی و به انحای مختلف به رسمیت شناخته شده است.به همین خاطر،در بین اعضای قضایی در نظام قضایی،هیچگونه رابطه سلسله مراتبی از آنگونه که در نهادهای اداری وجود دارد،نباید باشد.منظور از رابطه سلسله مراتبی در اینجا این است که مقام زیر دست باید از مقام بالادست خود تبعیت کند.همچنین،در مواردی که شهادت شهود،نظر هیأت منصفه و یا نظر کارشناس وجود دارد،نباید قاضی را ملزم به تبعیت از نظر آنها و صدور رأی نمود.قاضی باید تا آن حد استقلال رأی داشته باشد که بتواند همه مسائل مربوطه را ارزیابی کرده و به عنوان نماینده اجرای عدالت،ارزش اتباتی هر کدام از دلائل و شواهد را بررسی کند.در واقع،استقلال نهاد قضایی را با بهره گرفتن از دو معیار زیر مشخص کرد:

  • جایگاه و پست مقام قضایی باید به نحوی باشد که به آنها اجازه دهد در جریان رسیدگی نقشی مهم و اساسی داشته باشند.

    خرید و دانلود فایل (متن کامل پایان نامه ) با فرمت ورد در لینک زیر :

    wq

    بررسی اصول دادرسی عادلانه در آیین دادرسی مراجع حل اختلاف کار

  • رأی مقام قضایی باید تا حدی مهم باشد که بتواند تصمیم نهاد قضایی را تحت تأثیر قرار دهد.

البته بدیهی است که صدور رأی،آخرین مرحله دادرسی نیست.در صورت فقدان حمایت های قانونی از رأی صادر شده از سوی قضات،این احتمال وجود داشت که در مراحل بعدی رأی صادر شده تغییر یافته و یا اجرا نشود.به همین خاطر،به عنوان یکی از اصول مربوط به دادرسی منصفانه،باید اشاره کرد که تصمیمات نهاد قضایی نباید مورد بازنگری واقع شود مگر در موارد زیر:

  • بازنگری توسط یک نهاد قضایی بالاتر صورت پذیرد؛
  • روند بازنگری توسط قانون مشخص شده باشد.