آموزش نگارش مقاله پژوهشی و ISI -بخش های مقالات علمی


آموزش نگارش مقالات علمی پژوهشی و ISI

با توجه به اینکه نگارش صحیح و مناسب یک مقاله علمی، مهمترین رکن برای پذیرش و در نتیجه منتشر شدن آن می­باشد، در این فصل ضمن معرفی قسمت­های مختلف مقالات علمی، به آموزش چگونگی نگارش هریک از آنها نیز پرداخته شده است.

بطورکلی شناخت قسمت­های مختلف مقالات علمی، اولین قدم برای نوشتن مقاله بوده و بدون داشتن درکی صحیح از این اجزاء، نمی­توان مقاله­ای مطلوب را به نگارش درآورد. افراد کم­تجربه که شناخت درستی از قسمت­های مختلف مقالات علمی و نحوه نگارش آنها ندارند، نگارش مقالات علمی را مثل انواع کتاب­ها و رمان­ها تصور کرده و با سبکی انشا مانند نسبت به نوشتن مقالات علمی اقدام می­کنند. همچنین در مواردی مشاهده می­گردد که بسیاری از دانشجویان مقالات علمی را با مقالات منتشر شده در مجلات خانوادگی و یا ورزشی اشتباه گرفته و با الهام و الگو برداری از آنها مقالات علمی را تدوین می­نمایند. این در حالی است که چنانچه در مقاله­ای اصول صحیح مقاله نویسی رعایت نشده و شمای نهایی آن مطابق با استانداردهای مقاله­نویسی نباشد، اکثر مجلات آن را غیر قابل بررسی دانسته و از پذیرش آن خودداری می­کنند.

در مقالات علمی لازم است که کلیه مطالب بیان گردیده همراه با ارائه سند و مدرک معتبر بوده و از آوردن مطالبی که فاقد پشتوانه علمی می­باشند، خودداری گردد. این در حالی است که در بسیاری از مقالات، نویسندگان مانند انواع مصاحبه و گفتگو به بیان نقطه نظرهای شخصی خود پرداخته و یا بدون ارائه سند و منبع معتبر به بیان مطالب می­پردازند. باید دقت داشت که چنین امری در هیچ مقاله علمی معتبری قابل قبول نبوده و چنین مقاله­ای صلاحیت چاپ شدن در هیچ مجله معتبری را ندارد.

کاستی­های بیان گردیده و بسیاری از نقصان­های دیگر که سبب اتلاف و بی­نتیجه ماندن بسیاری از تلاش­های نویسندگان جوان می­گردد، غالبا به علت عدم ارائه آموزش صحیح و مناسب به آنها در جهت یادگیری اصول صحیح نگارش مقالات علمی می­باشد. متاسفانه از آنجا که نام مقاله­نویسی بیشتر تداعی کننده نوشتن مطالبی در انواع روزنامه­ها، مجلات ورزشی، خانوادگی و … در ذهن اکثر افراد جامعه می­باشد، به همین دلیل افراد نگارش مقالات را امری بسیار ساده دانسته و تصور می­کنند که به راحتی می­توانند آن را به انجام برسانند. همین تصور اشتباه سبب می­گردد تا غالبا گرایشات کمتری به یادگیری روش­های مقاله نویسی وجود داشته باشد.

از آنجا که فراگیری قسمت­های مختلف مقالات علمی و روش­ها و اصول نگارش هر قسمت نیازمند یادگیری و آموزشی صحیح می­باشد، در این فصل به آموزش اصول و تکنیک­هایی کاربردی برای نگارش صحیح مقالات علمی پرداخته شده است.

 

بخش های مقالات علمی

چنانچه پیشتر نیز اشاره شد هر مقاله علمی دارای بخش­های مختلفی بوده و نگارش صحیح همه این اجزا امری ضروری و اجتناب­ناپذیر است. در این میان اجزاء مقالات علمی در تمامی زمینه­های مهندسی، علوم انسانی، پژوشکی و روان­پزشکی تقریبا یکسان بوده و تفاوت­های موجود نیز غالبا جزئی می­باشند.

بطورکلی قسمت­های مختلف مقالات علمی دقیقا به همان ترتیبی که در نگارش مقالات علمی ارائه می­گردند، عبارتند از:

  • عنوان مقاله
  • نام نویسنده یا نویسندگان
  • آدرس نویسندگان
  • چکیده
  • واژگان کلیدی
  • مقدمه
  • مبانی نظری تحقیق
  • روش تحقیق (تجربی)
  • نتایج
  • بحث
  • نتیجه­گیری
  • تشکر و قدردانی
  • فهرست منابع

 

ممکن است که در قالب همین قسمت­بندی، تعدادی از بخش­های فوق با هم ترکیب شده و در یک قسمت آورده شوند. به عنوان مثال غالبا مشاهده می­گردد که دو بخش “نتایج” و “بحث”، با هم ترکیب شده و قسمت مجزای “نتایج و بحث” را تشکیل می­دهند که در آن علاوه بر ارائه نتایج بدست آمده به بحث پیرامون آنها نیز پرداخته می­شود. همچنین وابسته به سبک و سیاق نگارش هر مجله­ای، در مواردی زیادی مشاهده می­شود که نام بخش­های فوق بدون اینکه تغییری در محتوای آنها ایجاد شده باشد، به صورتی متفاوت بیان می­گردد. به عنوان مثال بسیاری از مجلات مهندسی قسمت روش تحقیق را تجربی می­نامند. در مواردی نیز ممکن است که بخش یا قسمتی از مقاله بدون اینکه نامی از آن برده شود، در دل قسمت­های دیگر بیان گردد، مثلا در اکثر مقالات قسمت مبانی نظری تحقیق وجود ندارد و مطالبی که بایستی در این قسمت آورده شوند در مقدمه و همچنین بخش روش تحقیق مقاله ارائه می­گردند.

در بسیاری از مجلات بخصوص مجلات فعال در زمینه­های علوم انسانی، علاوه بر بخش­های بیان شده قسمت­های دیگری نیز مشاهده می­گردند. باید دقت داشته باشید که موارد بیان شده ارکان اصلی یک مقاله بوده که ممکن است شکسته شده و به چندین قسمت مختلف تقسیم گردند. چنانچه مفصلا در قسمت­های بعدی بیان خواهد شد به طور کلی مقدمه یک مقاله شامل 3 قسمت بیان مسئله، تشریح پیشینه تحقیق و معرفی پژوهش انجام شده توسط پژوهشگر می­باشد. در اکثر مقالات 3 بخش فوق صرفا در مقدمه بیان می­گردند. این در حالی است که در بسیاری از مجلات علوم انسانی ساختار ذکر شده برای مقدمه شکسته شده و موارد فوق در بخش­هایی مجزا ارائه می­گردند. بعبارت دیگر در مقدمه اصلی مقاله سه رکن بیان شده به صورت بسیار مختصر درج گردیده و تشریح مفصل هریک از آنها در قسمتی مجزا ارائه می­گردد. یکی از این بخش­های مجزا که بیان مسئله نامیده می­شود به تشریح مسئله و بیان ضرورت انجام پژوهش می­پردازد. در چنین مواردی غالبا بیان مفصل پیشینه تحقیق نیز از مقدمه حذف گردیده و به قسمتی مجزا که پیشنیه تحقیق نامیده می­شود، انتقال می­یابد. بعبارت دیگر در صورتی که در مقاله­ای اجزایی به غیر از موارد بیان گردیده وجود دارد به هیچ عنوان سردرگم نشده و مطمئن باشید طریقه نوشتن آنها نیز به صورت کامل در این نوشته توضیح داده شده است.

بطورکلی فرمت جدید مقالات در تمامی رشته­ها، درج اجزای مقاله دقیقا مطابق با فرمت ارائه شده در فوق و بدون شکستن هریک از آنها به منظور ایجاد نمودن بخش­های اضافی می­باشد. با این حال هم­اکنون نیز بسیاری از مجلات فعال در زمینه­های مربوط به علوم انسانی تنها مقالاتی که بر اساس فرمت قدیمی نگارش یافته­اند را منتشر کرده و از دریافت مقالات نگارش یافته با فرمت جدید خودداری می­کنند (البته شایان ذکر است که تعداد این مجلات هر روزه کمتر شده و به تعداد مجلات پذیرنده فرمت جدید مقاله نویسی اضافه می­گردد). طبیعی است که برای چاپ مقاله در چنین مجلاتی رعایت کامل ساختارهای مورد نظر آنها چنانچه در قسمت راهنمای نویسندگان آن مجله بیان گردیده است، امری الزامی و حتی ضروری است.

پایان نامه روانشناسی صنعتی سازمانی -پیش بینی عملکرد شغلی کارکنان بر اساس توانمند سازی :پیش بینی عملکرد شغلی کارکنان بر اساس توانمند سازی ، رفتار شهروندی سازمانی و سرمایه های روانشناختی

thesis-download

عنوان پایان نامه :پیش بینی عملکرد شغلی کارکنان بر اساس توانمند سازی ، رفتار شهروندی سازمانی و سرمایه های روانشناختی 

تکه ای  از متن پایان نامه فقط برای نمونه :

 

ارتباط عملکرد شغلی با متغیرهای دیگر:

توانائی و عملکرد شغلی:

بیشتر تلاش های روانشناسان صنعتی و سازمانی در امر گزینش کارکنان بر تعیین توانائی های لازم برای مشاغل معین و یافتن افرادی که چنین توانائی هایی را دارا هستند متمرکز است برای این منظور در ابتدا روش های تحلیل شغل کارکن محور (دانش، مهارتها، توانائی و ویژگی های دیگر شخصی) برای یک شغل مورد استفاده قرار می‌گیرد وقتی که روش ها مشخص می‌شوند گام بعدی از روش های گزینش برای یافتن افرادی که ویژگی های مناسب را دارا هستند استفاده می‌شود . بیشتر طرحهای گزینش برای ارزیابی توانائی ها شکل گرفته اند سرانجام علاوه بر آن ویژگی هایی که کارکنان با خود می آورند دانش و مهارت اضافی و مورد نیاز از طریق آموزش انجام می‌گیرد. اگر سازمانی بخواهد نیروی کار برخوردار از توانائی های لازم برای عملکرد شغلی خوب داشته باشد باید از هر سه مرحله تبعیت کند . به خوبی ثابت شده که حیطه های متفاوتی از توانائی با عملکرد شغلی مرتبط هستند. همانطور که می‌توان انتظار داشت ماهیت شغل تعیین کننده حداکثر توانائی های لازم ویژه است(مهداد، 1385) .

به عنوان مثال، کانتنبرگ[1] و همکاران، نشان داده اند که توانائی شناختی، عملکرد را در بیشتر مشاغل پیش بینی می‌کند با وجود این هرچه شغل نیازمند توانائی ذهنی بالاتری باشد ارتباط بین توانائی شغلی و عملکرد شغلی قویتر می‌شود به عبارت دیگر، توانائی برای مشاغلی که نیازمند فعالیتهای ذهنی هستند (مانند مهندسی) مهمتر است تا مشاغل ساده(مانند دفتری اداری) (مهداد، 1385) .

کالدول و اورلی[2] نشان دادند که هماهنگی توانائی های افراد با روشهای مورد نیاز برای یک شغل که از طریق تحلیل شغل به دست می‌آید ، استراتژی مفیدی برای افزایش عملکرد شغلی محسوب می‌شود آنها همچنین نشان داده اند که کارکنانی که از طریق تحلیل شغل به دست می‌آید، استراتژی مفیدی برای افزایش عملکرد شغلی محسوب می‌شود. آنها همچنین نشان داده اند که کارکنانی که توانائی هایشان با مشاغلشان هماهنگند بیشتر خشنود هستند . این نتایج با این اندیشه که عملکرد شغلی ممکن است به خشنودی شغلی منجر شود هماهنگ است. کارکنانی که ویژگی های لازم را برای عملکرد مطلوب دارا هستند در شغل خود موفق می‌شوند و در نتیجه خشنودتر می‌شوند(مهداد، 1389) .

انگیزش و عملکرد شغلی:

انگیزش یک ویژگی فردی است، اما می‌تواند هم از فرد شاغل و هم از شرایط محیطی نشأت بگیرد . تلاشهای سازمانی برای افزایش نیروی کار، بیشتر بر مداخله های محیطی استوار است تا گزینش فردی به طور نظری در ابتدا باید انگیزش را در مقتضیات کار سنجید و آنهائی را که از بالاترین سطوح انگیزشی برخوردارند گزینش کرد با وجود این روانشناسان صنعتی و سازمانی بیشتر گزینش خودشان را بر اساس توانائی ها متمرکز می‌کنند تا انگیزش افراد برای افزایش انگیزش کارکنان باید به ساختار شغل ، سیستمهای تشویقی و طرح های تکنولوژی توجه ویژه داشت (مهداد، 1385) .

 

ویژگی های شخصیتی و عملکرد شغلی:

چندین ویژگی از ویژگی کارکنان با عملکرد شغلی ارتباط دارند و حتی ممکن است توانائی انجام شغل را نیز تحت تأثیر قرار دهند در بیشتر مواقع تفکیک اثرهای انگیزشی در عملکرد شغلی مشکل است به عنوان مثال، افراد با سطح توانائی بالا سطح بالایی از انگیزش را دارا هستند همزمان با اینکه توانائیهایشان به عملکرد خوب و تشویق منجر می‌شود، انگیزش آنها برای عملکرد نیز بالا می رود افراد با توانائی بالا ممکن است به دلیل برخورداری از مهارت بالا، یا تلاش بیشتر و یا هر دو عملکرد بهتری داشته باشند. توانائی شناختی(استدلال ریاضی و کلامی) عملکرد شغلی را در بسیاری از مشاغل پیش بینی می‌کند در اینجا «پنج ویژگی شخصیتی عمده» مورد بررسی قرار می‌گیرند که بسیاری از محققان معتقدند که این ها ابعاد عمده شخصیت انسانها را تشکیل می‌دهند (شکر کن و همکاران ، 1380) .

پنج ویژگی عمده و عملکرد شغلی:

بسیاری از روانشناسان امروزه معتقدند که شخصیت انسان به وسیله پنج حیطۀ به نام یعنی : برونگرایی ، ثبات هیجانی ، توافق پذیری ، وظیفه شناسی و پذیرا بودن تجارب جدید تعیین می‌شود . در جدول صفحه بعد هر کدام از این حیطه ها به طور مختصر توصیف شده اند (شکرکن و همکاران ؛ 1380) .

حیطه توصیف
برونگرایی حراف، خوداعمال، اجتماعی
ثبات پذیر هیجانی مضطرب، افسرده، غمگین، نگران
توافق پذیری قابل انعطاف، اهمال همکاری، مؤدب
وظیفه شناسی سخت کوش، دارای انگیزه موفقیت، مسئولیت پذیر، قابل اتکاء
پذیرایی تجارب باهوش، کنجکاو، اهل تخیل، دارای ذهن باز

 

دو فرا تحلیل ، ارتباط بین هر کدام از این پنج حیطه و عملکرد شغلی را خلاصه کرده‌اند . به طور کلی این دو مطالعه نتیجه می‌گیرند که شخصیت با عملکرد شغلی در ارتباط است .  بارک و مانت وظیفه شناسی را به عنوان قوی ترین همبستگی با عملکرد شغلی یافتند ، در حالی که تت و همکاران[3] توافق پذیری را به عنوان قوی ترین همبستگی با عملکرد شغلی شناسایی کردند . علاوه بر آن بارک و مانت[4] کشف کردند که حیطه های شخصیتی خاصی برای بعضی از مشاغل خاص نسبت به مشاغل دیگر ارتباط بیشتری با عملکرد شغلی دارند . این مطالعات به طور کلی شواهدی در اهمیت شخصیت به عنوان عامل تعیین کننده در عملکرد شغلی فراهم آورده اند اگرچه بین میانگین ها ، بزرگ نیست (همان منبع- ص 33) .

جایگاه مهار و عملکرد شغلی :

جایگاه مهار به اعتقادات مردم در مورد توانائیهایشان در کنترل تقویت کننده های موجود در محیط شان اشاره می‌کند . پژوهش ها نشان می‌دهند که درونی ها ، آنهائی که باور دارند که قادر به کنترل تقویت کننده ها هستند، انگیزش شغلی بیشتری نسبت به بیرونی ها که باور دارند قادر به کنترل تقویت کننده ها نیستند، دارند. اگر چه به طور کلی انتظار می رود انگیزۀ بیشتر ،  به عملکرد بهتر منجر شود ، اما اثرهای انگیزش پیچیده تر است . بلا[5]  نحوه ارتباط جایگاه مهار رابا دو حیطه متفاوت عملکرد شغلی کارمندان بانک مورد بررسی قرار داده است  . بلا نشان داد که درونی ها زمانی سطوح بالاتری از انگیزش شغلی را نشان می‌دهند که مشاغلشان آنها را به ابتکار و نوآوری بیشتر در کل کار هدایت کند . ازطرف دیگر بیرونی ها بیشتر مطیع و همرنگ هستند و به تکالیف کاملاً ساختارمند که مستلزم نوآوری کمتر است پاسخ بهتری نشان می‌دهند . به طور کلی درونی ها در مهارتهای شغلی مهم رشد یابنده بهتر عمل می‌کنند ، در حالی که بیرونی ها در تکالیف تکراری که از ساختار بالا برخوردارند بهتر عمل می‌کنند مطالعه بالا پیشنهاد می‌کند که رابطه ها بین شخصیت و عملکرد شغلی به حیطه عملکرد معین بستگی دارد (سیلور[6] ، 1990، به نقل از نواصر، 1387) .

سن و عملکرد شغلی:

متأسفانه بسیاری از مردم تصور می‌کنند که عملکرد با افزایش سن کاهش می‌یابد. کلیشۀ غیر مولد بودن کارمندان سالمند احتمالاً ریشه در این واقعیت دارد که بسیاری از توانائی های فیزیکی با بالا رفتن سن کاهش می‌یابد و به عنوان مثال، ورزشکاران حرفه ای همیشه قبل از چهل سالگی بازنشسته می‌شوند پژوهش ها نشان می‌دهند که این کلیشه غلط است. افراد سالمند در بسیاری از مشاغل مانند جوانترها مولد هستند .

مک اووی و کاسیو[7] یک فراتحلیل متشکل از 96 مطالعه در مورد رابطه بین سن و عملکرد شغلی انجام داده اند نه تنها عملکرد شغلی با سن کاهش نیافته بلکه مطالعه شان هیچ ارتباطی بین این دو نیافته است . عملکرد کارمندان سالمند پائین تر از جوانترها نبوده است . اگرچه بعضی از توانائیها با سن کاهش می‌یابد همچنین می‌توان گفت که ویژگی های اکثر مشاغل با طیف توانائی بیشتر کارکنان سالمند منطبق است، به جز کسانی که دارای مشکلات جسمانی شدید هستند البته مشکلات جسمانی می‌توانند عملکرد شغلی هر دو گروه جوانان و سالمندان را تحت تأثیر قرار دهد ( اسپکتور ، 2000 ؛  به نقل از نواصر، 1387) .

شرایط محیط و عملکرد شغلی:

محیط شغلی به صورت های مختلف می‌تواند عملکرد شغلی را تحت تأثیر قرار دهد . محیط می‌تواند اثر مثبت یا منفی برانگیزش کارکنان داشته باشد ، که این مسأله به افزایش یا کاهش تلاش کارکنان منجر می‌گردد . همچنین محیط می‌تواند به نحوی ساختارمند شود که عملکرد را تسهیل کند و این تسهیل از طریق فراهم نمودن زمینه برای سهولت انجام عملکرد تحقق پیدا کند ، یا می‌تواند موانعی ایجاد کند که با عملکرد تداخل پیدا کند . یک مطالعه نشان می‌دهد که بعضی از چیزهای ساده مانند اجازه دادن به کارکنان به گوش دادن به موسیقی ، عملکرد شغلی را بهبود می بخشد چون موسیقی تنش را کاهش می‌دهد (الدهام ، کامینگز ، میچل ، اشمیت و زوا ، 1995؛ به نقل از نواصر، 1387) .

ویژگی های شغل و عملکرد شغلی:

یکی از مؤثرترین تئوریهایی که ویژگی های شغلی را به عملکرد مرتبط می سازد ، تئوری ویژگی های شغلی هاکمن و الداهام است ( هاکمن و الداهام[8]، 1980، 1976) این تئوری بر اساس این پیش فرض استوار است که مردم به وسیله ماهیت ذاتی تکالیف شغل برانگیخته می‌شوند . وقتی که شغل جذاب و مورد علاقه باشد، مردم به کارشان علاقه پیدا می‌کنند، انگیزش بالاتری پیدا می‌کنند و در نتیجه در سطح مطلوب عمل می‌کنند (شکرکن و همکاران ، 1380) .

1 -Countenberg

2 -Caldwell & Orely

1 -Tatt & et al

2 -Barck & Mount

3-Bella

1 -Silver

2 -McAvey & Casio

1 -Hakman & Oldham

 

 

 

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

 دانلود از لینک زیر

 

دانلود پایان نامه:پیش بینی عملکرد شغلی کارکنان بر اساس توانمند سازی ، رفتار شهروندی سازمانی و سرمایه های روانشناختی

 

 

پایان نامه روانشناسی صنعتی سازمانی -پیش بینی عملکرد شغلی کارکنان بر اساس توانمند سازی-پیش بینی عملکرد شغلی کارکنان بر اساس توانمند سازی ، رفتار شهروندی سازمانی و سرمایه های روانشناختی

thesis-download

عنوان پایان نامه :پیش بینی عملکرد شغلی کارکنان بر اساس توانمند سازی ، رفتار شهروندی سازمانی و سرمایه های روانشناختی 

تکه ای  از متن پایان نامه فقط برای نمونه :

 

عملکرد در لغت یعنی حالت یا کیفیت کارکرد. بنابراین، عملکرد سازمانی یک سازه ی کلی است که بر چگونگی انجام عملیات سازمانی اشاره دارد. معروف ترین تعریف عملکرد توسط نیلی و همکاران ( 2008) ارائه شده است: (( فرایند تبیین کیفیت اثربخشی و کارایی اقدامات گذشته)). طبق این تعریف، عملکرد به دو جزء تقسیم می‌شود: 1) کارایی که توصیف کنندۀ چگونگی استفاده سازمان از منابع در تولید خدمات یا محصولات است، یعنی رابطه بین ترکیب واقعی و مطلوب دروندادها برای تولید بروندادهای معین؛ و 2)اثربخشی که توصیف کننده ی درجه ی نیل به اهداف سازمانی است (رهنورد ، 1387) .

در تعریفی دیگر ، بویاتزیس[1] (1982)، تعریف جالبی درباه عملکرد اثربخش ارائه نمود؛ بدین ترتیب که عملکرد اثربخش یک شغل عبارتست از حصول نتایج خاص یا دستیابی به نتایج خاص از پیش تعیین شده برای شغل (نظیر درآمد)، از طریق انجام اقداماتی خاص به طوری که مطابق با سیاست ها، رویه ها و شرایط محیط سازمانی باشد.

عملکرد سازمانی به چگونگی انجام مأموریت‌ها، وظایف و فعالیت‌های سازمانی و نتایج حاصل از انجام آن‌ها اطلاق می‌شود (حقیقی و همکاران، 1389) .

عملکرد شغلی[2]:

برای اینکه سازمانی به اهدافش دسترسی پیدا کند ، کارکنان باید کارهایشان را در سطح قابل قبولی از کارایی انجام دهند این مسأله برای سازمان های دولتی که عملکرد ضعیفشان زمینه را برای شکست در انجام خدمات عمومی‌و نیز برای شرکت های خصوصی که عملکرد ضعیف آنها زمینه ورشکستگی آنها را فراهم می آورد امری حیاتی و ضروری است.

از دیدگاه اجتماعی، جالبترین نکته برای سازمانها این است که کارکنانی داشته باشند که کارهایشان را به خوبی انجام دهند عملکرد خوب، بهره وری سازمان را بالا می برد که در نهایت به افزایش اقتصاد ملی منجر می‌شود . عملکرد یک سازه ترکیبی است که بر طبق آن کارکنان موفق در مجموعه ای از رفتارها مشخص می‌شود بنابراین عملکرد شغلی یک ملاک چندگانه و گسترده است که در آن مجموع رفتارهایی که به دقت تعریف شده اند برای بیان آن مورد استفاده قرار می‌گیرد(اسپکتور [3]، 2000) .

همچنین باور بر این است که عملکرد شغلی یک سازۀ ترکیبی است که بر پایۀ آن کارکنان موفق از کارکنان ناموفق از طریق مجموعه ای از ملاکهای مشخص ، قابل شناسایی هستند ( آستین و ویلائوا[4] ، 1992 ؛ استوارت[5] ، 1998 ؛ به نقل از شکرکن و همکاران ، 1380 ).

1 -Boyatzi

1 -job performance

2 -Spector

3 – Austin & Villaova

4 – Stewart

 

 

 

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

 دانلود از لینک زیر

 

دانلود پایان نامه:پیش بینی عملکرد شغلی کارکنان بر اساس توانمند سازی ، رفتار شهروندی سازمانی و سرمایه های روانشناختی

 

 

پایان نامه روانشناسی صنعتی سازمانی -پیش بینی عملکرد شغلی کارکنان بر اساس توانمند سازی

thesis-download

عنوان پایان نامه :پیش بینی عملکرد شغلی کارکنان بر اساس توانمند سازی ، رفتار شهروندی سازمانی و سرمایه های روانشناختی 

تکه ای  از متن پایان نامه فقط برای نمونه :

 

 

محدودیت‌ها و موانع پژوهش

  • وجود موانع قانونی و مقررات اداری سازمان جهت اجرای پژوهش
  • به دلیل اینکه نمونۀ مورد نظر در پژوهش ، از پرسنل بخش اداری و مدیران میانی سازمان بودند، در تعمیم نتایج به بخشهای فنی و یا سازمانهای تولیدی ، باید جانب احتیاط را رعایت نمود.
  • عدم امکان جمع نمودن همه آزمودنیها در یک مکان جهت ارائه و تکمیل پرسشنامه ها ( به دلیل مشغلۀ کاری آنها ).

به دلیل استفاده از پرسشنامه در پژوهش حاضر که جنبۀ خود گزارش دهی می‌شود ، کلیۀ مشکلات خود گزارش دهی‌ها را شامل می‌گردد و ممکن است نتایج را تحت تأثیر قرار داده باشد. 

 

 

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

 دانلود از لینک زیر

 

دانلود پایان نامه:پیش بینی عملکرد شغلی کارکنان بر اساس توانمند سازی ، رفتار شهروندی سازمانی و سرمایه های روانشناختی

 

 

پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد-پیش بینی عملکرد شغلی کارکنان بر اساس توانمند سازی ، رفتار شهروندی سازمانی و سرمایه های روانشناختی

thesis-download

عنوان پایان نامه :پیش بینی عملکرد شغلی کارکنان بر اساس توانمند سازی ، رفتار شهروندی سازمانی و سرمایه های روانشناختی 

تکه ای  از متن پایان نامه فقط برای نمونه :

 

در عین حال باید یادآور شد که موانع بسیاری برای رشد زنان و امیدواری زنان به آیندۀ شغلی شان با توجه به نقش زن در جامعه و خانواده های سنتی ایران ، از قبیل: نگهداری و تربیت فرزندان ، مدیریت امور داخلی منزل ، همسر داری و برخی موانع اعتقادی دیگر ؛ وجود دارد که همگی سدی در برابر رشد حرفه‌ای آنان است.

با توجه به تمامی این موانع می‌توان اذعان کرد که در احساس مسئولیت و پیگیری امور و به سرانجام رساندن آنها در سازمان ، چیزی کم نگذاشته و نهایت تلاش خود را می‌کنند.

هنر سازمان، شناسایی درست ظرفیتهای کارکنان و بهره مندی از این ظرفیتها برای افزایش میزان شادابی و ارتقای کارآمدی در محیط کار است.همچنین زنان می توانند شانه به شانه مردان کار کنند و استفاده درست از قابلیتهای متفاوت زن و مرد به عنوان دو جنس مکمل، می تواند به افزایش بهره وری در سازمان کمک کند. اگر همه کارکنان، به نوعی خود را در خیر و شر سازمان سهیم ببینند، آنگاه بسیاری از مشکلات برطرف خواهد شد.

در خصوص اینکه نتایج با برخی پژوهشها ناهمسو می‌باشد ، اینگونه می‌توان تبیین نمود که ما در نظام انتقال ارزش‌های جدید دچار مشکل هستیم. مشکل ما ناشی از تغییر ارزش ها و هنجارهای اجتماعی است. در جوامع در حال توسعه از جمله ایران، به دلیل بحران نظام ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی و عدم استحکام و استقرار آنها و همچنین وجود دو نظام ارزشی متفاوت در روستاها و شهرها، فرایند جامعه پذیری درست انجام نمی‌شود. در کشورهای در حال گذر و رو به توسعه، کار هنوز در معنای جدیدش ارزش های ذاتی خود را به دست نیاورده ، در حالیکه در معنای قدیمش نیز به خاطر شرایط اقتصادی و اجتماعی جدید، اعتبار خود را تا حد زیادی از دست داده است(زندی‌پور، 1392).

بنابر این می‌توان به این نتیجه رسید که در زمان گذر به سمت توسعه، می‌بایست زیرساختهای فرهنگی و اخلاقی مربوط به رفتار و تعاملات زن و مرد در سازمانها بازنگری گردد و همگام با رشد توسعه و فناوری، رشد اینگونه متغیرها نیز تسهیل گردد. از سوی دیگر به منظور تبیین یافته‌های متناقض این پژوهش با برخی تحقیقات پیشین می‌توان بر اساس مطالب مطرح شده از سوی گنجی (1382) بیان کرد که وجود تفاوت بین زن و مرد یک واقعیت بی چون چرای زیستی است . اما اینکه بر اساس این تفاوتها باید زن و مرد را متفاوت بارآورد و شغلهای متفاوت به آنها داد به تصمیم جامعه بستگی دارد . واقعیت این است که وقتی از برابری زن و مرد صحبت می‌شود منظور این نیست که آنها عیناً مثل هم هستند و همۀ کارها را می‌توانند مثل هم انجام دهند؛ بلکه منظور این است که باید از حقوق اجتماعی یکسان برخوردار باشند و در انجام کارها باید تناسب را در نظر گرفت تا از انگیزۀ کافی برای انجام کارها برخوردار باشند و حداکثر عملکرد را داشته باشند . آخرین سخن اینکه وجود تفاوتهای بین زن و مرد به معنای برتری یکی نسبت به دیگری نیست . زن و مرد لازم و ملزوم یکدیگرند و رفتار اجتماع می‌تواند این تفاوتها را تشدید یا تضعیف کند .

4-5 : نتیجه گیری

پویایی هر سازمان در گرو توجه به رشد و تعالی نیروی انسانی سازمان است. این توجه مدیران ارشد سازمان، فرهنگ تعالی سازمانی را در محیط کاری ایجاد می‌کند و در نتیجه زمینۀ سرمایه گذاری روی انسانها را با پرورش و تقویت توانایی‌های آنها فراهم می‌آورد. از این طریق است که سازمانها با ایجاد کمک دو طرفه (هم برای فرد و هم برای سازمان) قادر می‌شوند به حیاتشان در حیطۀ سازمانی مفهوم واقعی ببخشند و در نهایت باعث تداوم و بقای سازمان خویش بطور چشمگیر شوند(سینگر[1] ، 1990).

هر فرد می‌تواند به بهترین شکل در درون سازمانی که کار می‌کند، تأثیر گذار باشد و با عملکرد مناسب می‌تواند تأثیری مثبت بر رَوَند کاری سازمان داشته باشد. بهبود عملکرد افراد در سازمان در سایۀ توجه به توانمند نمودن آنها و ایجاد فرهنگ ارزشها و رفتارهای فرانقش و توجه ویژۀ مدیران سازمان به نیروی انسانی که در عصر حاضر ، سرمایۀ اصلی و مزیت رقابتی سازمان است ، میسر می‌گردد. زیرا زمانیکه اطلاعات و دانش افراد در زمینه‌های تخصصی، فرهنگی، اجتماعی، ارتباطی و عاطفی افزایش یابد و افراد توانمند گردند، در آنان انگیزۀ لازم برای کار کردن و ابراز رفتارهای جوانمردانه بیشتر شده و از اعتماد به نفس و خودکارآمدی بالاتری بهره خواهند برد که اینگونه رفتارها و تغییرات ایجاد شده در نگرش و انگیزش کارکنان باعث هم افزایی انرژی آنها شده و عملکرد آنها را افزایش خواهد داد . در واقع عملکرد ضعیف از فقر منابع ، فقدان توانایی در انجام کارها و فقدان انگیزش کافی بوجود می آید که نهایتا به فقدان شایستگی فرد منجر می‌گردد.

لازمۀ عملکرد خوب، اطمینان از این است که همۀ کارکنان دربارۀ اینکه چه کاری از آنان خواسته شده است و عملکرد خوب چگونه است (استانداردهای عملکرد کدامند) ابهامی نداشته باشند. این دوشرط بسیار ساده است ، اما به نظر می‌رسد اغلب سازمانها بهره‌ای از آن نبرده‌اند. همچنین ایجاد انگیزش و آموزشهای تخصصی و عمومی برای کارکنان نیز می‌تواند در افزایش عملکرد تأثیر بسزایی داشته باشد.

با توجه به نتایج پژوهش حاضر و فرضیه‌هایی که مورد بررسی قرار گرفتند نیز می‌توان اظهار نمود که رفتارهای شهروندی سازمانی ، بعنوان انجام رفتارهایی فرانقش ، به همراه توانمندیهای کارکنان و توجه به سرمایه‌های روانشناختی سازمان ؛ می‌تواند عملکرد شغلی کارکنان را پیش بینی کند که با ارتقاء این متغیرها می‌توان عملکرد فردی و عملکرد سازمانی را رشد و توسعه داد و باعث حفظ و بقای سازمان در بازار رقابتی امروزه گردید. در رابطه با نقش زنان در عملکرد سازمان نیز باید گفت که برخورد مناسب مدیران ارشد سازمان با کارکنان زن باعث خواهد شد که دو جنس زن و مرد که از اساس تفاوت دارند ، تفاوتهای بیشتری در زمینه‌های دیگر پیدا نکنند.

1-Singer Marc.G

 

 

 

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

 دانلود از لینک زیر

 

دانلود پایان نامه:پیش بینی عملکرد شغلی کارکنان بر اساس توانمند سازی ، رفتار شهروندی سازمانی و سرمایه های روانشناختی

 

 

پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته : روانشناسی گرایش :صنعتی و سازمانی-دانلود پایان نامه

thesis-download

عنوان پایان نامه :پیش بینی عملکرد شغلی کارکنان بر اساس توانمند سازی ، رفتار شهروندی سازمانی و سرمایه های روانشناختی 

تکه ای  از متن پایان نامه فقط برای نمونه :

 

یکی از نشانه های وجود سقف شیشه ای ، امتناع زنان از مشارکت در شبکه های غیر رسمی مردانه است. در اکثر موارد افراد از پیوندهای اجتماعی خود برای تحرک شغلی فراتر از آنچه به وسیلۀ موقعیت ساختاری پیش بینی شده ، استفاده می‌کنند. اما زنان شاغل کمتر قادر هستند از طریق شبکه های روابط اجتماعی گستردۀ خود، تحرک شغلی پیدا کنند(جواهری و قضاوتی، 1383 ؛ به نقل از جواهری و داریاپور، 1387).

نظریۀ سقف شیشه‌ای به پدیدۀ رشد و برخورد اشتغال زنان با مانع اشاره می‌کند. در بسیاری از موارد زنان خیلی خوب در موسسات خود تا جای معینی بالا می‌روند و سپس به نظر می‌رسد مانع یا سقفی وجود دارد که از پیشرفت آنان جلوگیری می‌کند. بعنوان مثال، برخی زنان به سطوح بالای مدیریتی دست می‌یابند اما نمی‌توانند درهای مدیریت اجرایی را بگشایند. انها می‌توانند مشاغل مدیریتی و اجرایی را از پشت شیشه‌ای ببینند اما نمی‌توانند مانع را از میان بردارند. بسیاری از زنان با استعداد در برابر مانع شیشه‌ای باقی نمی‌مانند و بگونه‌ای منفعل آن را تحمل نمی‌کنند، در عوض آنها به یک شرکت دیگر می‌روند یا یک فعالیت تجاری را خود آغاز می‌کنند و اغلب به گونه‌ای موفقیت آمیز با شرکت‌هایی که آن را ترک گفته‌اند ، رقابت می‌کنند ( گودرزی ، 1388).

همچنین بر اساس نظریۀ امتداد که از دیگر آسیب‌های اشتغال زنان ، امتداد خانه به بیرون از آن را مطرح می‌کند؛ بیان می‌دارد که مرد و زن وارد بازار کار می‌شوند اما با فرصت‌ها و امکانات نابرابر. مرد با خروج از خانه کمتر در اندیشۀ شرایط خانگی است ولی زن حتماً در حین انجام کار باید به یاد خانه، فرزندان، خوراک، پوشاک و حتی محل آنان باشد. او باید هر لحظه رصد کند که فلان فرزند اکنون کجاست و خانه در چه وضعیتی است . قطعاً این امر فرصت توفیق را از زنان می‌گیرد و امکان برابری برای شکوفایی در شرایط کار را بطور یکسان به دو جنس واگذار نمی‌کند. این شرایط نیز می‌تواند به کاهش اشتیاق سازمانها برای جذب زنان بیانجامد( اسمیت، 2009) .

از طرفی شماری از مطالعات نشان می‌دهد که زنان ممکن است مستعد تعارضات نقشی بین محل کار و خانه باشند. احتمالا به این دلیل که آنان به طور سنتی مسئولیت خانوادگی بیشتری را بر عهده گرفته اند. زنان شاغل ، حداقل آنانی که فرزندانی دارند، احساس گناه و تعارض قابل توجه و فقدان همدردی از جانب کارفرمایان را تجربه می‌کنند(فلچر ، 1381). از طرف دیگر موانع سازمانی نیز باعث می‌شود عملکرد شغلی زنان کاهش پیدا کند. دسترسی محدود زنان به پست‌های بالاتر ، مشکلات مربوط به شبکه های غیر رسمی صاحبان قدرت در سازمان و تقسیم پست‌ها و مقام‌ها بین خود و نیز فقدان مهد کودک‌های مناسب در بعضی سازمان‌ها ، نمونه‌ای از این گونه موانع سازمانی محسوب می‌شود(ساعتچی ، 1382).

با اینکه قانون کار در ایران مبنای جنسیتی ندارد و برای زنان امتیازاتی در نظر گرفته است، اما به لحاظ مسائل ناشی از وظایف خاص زنان در نقش همسری و مادری از طرف برخی فعالان حقوق زن در بوتۀ نقد گذاشته شده تا شاید با تجدید نظر در آن فرصتهای شغلی بیشتری برای افزایش سطح اشتغال و انگیزش آنان و رفع موانع سنتی ایجاد گردد ( کار ، 1380) .

 

 

 

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

 دانلود از لینک زیر

 

دانلود پایان نامه:پیش بینی عملکرد شغلی کارکنان بر اساس توانمند سازی ، رفتار شهروندی سازمانی و سرمایه های روانشناختی

 

 

دانلود پایان نامه خلاقیت و افزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران-پایان نامه رشته روانشناسی

دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

عنوان کامل پایان نامه :

 اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران

تکه هایی از این پایان نامه :

کارآفرین محرک اصلی توسعه است . به همین جهت کارآفرینی ، موضوع جدیدی است که شاید توانایی پاسخ گویی به قشر دانش آموخته ی ما را داشته باشد . پاسخ گویی به سؤالی که دیری است ذهن بخشی از افراد جامعه ما را به خود مشغول کرده است ، یعنی علت عدم توسعه یافتگی . آنچه این سوال را در اذهان شدیدتر و ماندگارتر می کند ، این است که ما در سال های گذشته اختلاف سطح توسعه یافتگی را بین کشورهای آسیایی ، اروپایی و آمریکایی بررسی می کردیم ولی امروزه این تفاوت بین کشور ما با سایر کشورهای آسیایی نظیر اندونزی ، مالزی و سنگاپور بسیار سوال برانگیز شده است . کشورهایی که تا دهه ی اخیر جزء کشورهای جهان سوم به شمار می آمدند ، چنان خود را در جریان تغییر و پیشرفت قرار داده اند که ما امروز توان رقابت با آن ها در خود احساس نمی کنیم . این واقعیتی تلخ است که ما هنوز هم خود را به جهش های کوچک صنعتی و اقتصادی دلخوش کرده ایم ، غافل از این که برای دستیابی به آمال و آرزوهای ملی ، قبل از هر چیزی باید فرهنگ کار و اشتغال را معنا کنیم . فرهنگی که در آن تمام ارزش های اقتصادی وکاری نظیر تلاش صداقت ، کیفیت گرایی ، مشتری مداری و …. تعریف شده باشد (احمدپور,1383).

کارآفرینی و مدیریت:

نبود کارایی و اثربخشی مدیریت اشتغال زایی در جامعه، لزوم استفاده از ابزارهای نوین مدیریتی برای ارتقای شاخصهای یاد شده را ضروری می کند. لذا طراحی راهبردی که بتواند حرکت نظامهای اجتماعی و اقتصادی کشور را به سمت اشتغال بیشتر نظام مند کند و برای هدفی که از فلسفه یاد شده حاصل می شود صورت می گیرد. این هدف عبارتست از : « استفاده از ابزارهای نوین مدیریتی برای دستیابی به مدیریت کارا و اثر بخش و حلقه گم شده اشتغال در اقتصاد کشور است .» (هاشمی ,1380).

توانمندی مدیریت به سازگاری و انطباق 4 عامل و مولفه بستگی دارد , این 4 مولفه عبارتند از:

قوانین و مقررات لازم برای توسعه علمی , نیروی انسانی آشنا به این مقررات , مدیرانی که بتوانند این مجموعه را اداره کنند و فناوری اطلاعات (اینترنت , سایت کارآفرینی, 1386).

رویکرد تصمیم گیری هوشمند و خلاق نیز بخشی از بافت نرم افزاری علوم مدیریت است . این رویکرد به دلیل محسوس نبودن ، کاملا پیچیده است و برای بهره گیری از آن به نگرشها، احکام ، فرایند و ساز و کارهایی نیازمند است . ( حمیدزاده ، 1381)

کارآفر ینی و IT:

به عنوان یکی ازگزینه های توسعه مطرح است و امروزه فناوریهای اطلاعات زیرساخت توسعه ملی است. چرا ؟ چون  امر عدالت  اجتماعی منوط  به داشتن یک جامعه  مبتنی  بر اطلاعات است به تعبیرکلانتر،امروزه مدیریت مبتنی بردانایی[1]  حرف اول را می زند و اساس قضیه است. یعنی هر چقدر مردم به اطلاعات آگاه تر، و مشرف تر باشند در تصمیم گیریهای ملی و فردی میتوانندحضوری آگاهترداشته باشندوامروزجامعه براین پایه استواراست.ازفناوری اطلاعات یا به تعبیرکاملتر[2]ICT   که از آن به عنوان توانمند ساز (Enabler) یاد می کنند. زیرا امروزه برای تحولات و توسعه اقتصادی، اجتماعی دو نوع نگاه IT یا ICT در دنیا وجود دارد. درنگاه نخست که IT یا ICT را به عنوان یک بخش[3]،  در نظر می گیرند که کارش درباره صنعت یا کشاورزی و تولید نا خالص ملی چه سهمی داشته باشد، که بتواند تولیدات IT را به جامعه عرضه کند. مانند موبایل، انواع و اقسام وسایل الکترونیکی وغیره که  امروزه این نگاه دیگر منسوخ  شده است.  در نگاه دوم از IT  و ICT  به  عنوان توانمند ساز توسعه  اجتماعی  یاد می کنند.  یعنی آن  فناوری که زیر  ساخت  جوامع[4]  دولت الکترونیک، دانشگاه الکترونیک، مدرسه الکترونیک وهمه اینها مبتنی بر ICT است. این ارتباط بسیار وسیع را دانش توسعه امروز معرفی می کنند تا اینکه شما ICT را به عنوان یک فناوری در کنار بقیه فناوریها تلقی نکنید. این فناوری عامل اصلی توسعه اقتصادی، اجتماعی است چون اطلاعات دراختیار همگان قرار می گیرد. اینترنت یک شبکه واسط برای برخی از فعالیتهای اجتماعی تلقی نمی شود. امروزه اغلب کشورها هدف ICT خودشان را در توسعه اجتماعی تدوین کرد و یا درحال ایجاد آن هستند و هراندازه ما از این فضا عقب تر باشیم امکان فناوری بتواند نهادینه شود کمتر است. بنابراین، عامل سوم که دسترسی به منابع واطلاعات برای کارآفرینان هست یکی از مؤلفه های بسیار اساسی توسعه اجتماعی و ایجاد فضا برای کارآفرین و کارآفرینان است. و بحث چهارم و وجود خود کارآفرینان و نیروی انسانی است. کارآفرینان صبورند، خلاقند، سخت کوشند، امیدوارند، سنت شکنند، ساختارشکن هستند، فرصت جو و مشارکت جو هستند، کارآفرینان نیروهای خلق الساعه نیستند، این نظام اجتماعی است که در حوزه تعلیم، تربیت، آموزش و درگروههای اجتماعی چنین نیروهایی را با قواعد تشویقی وشیوه های آموزش، مستعد و تربیت کرده و به جامعه تحویل می دهد. بنابراین بحث چهارم اصولاَ نیروی انسانی کارآفرینی یا کارآفرینان هستند. امروزه دیگر به یک قشر خاصی به عنوان کارآفرین توجه نمی کنند همه باید به نوعی در جامعه کارآفرین باشند. اگر درمحدوده عمل خودشان به لایه های کلان تر ملی دست پیدا کنند طبیعی است که پیشتازترند، هرکس در عرصه خاص خود می تواند از این ویژگی بهره مند شود، به شرط اینکه اساس برنامه ریزیهای آموزشی و تعلیم و تربیت ملی براین پایه استوار باشد که نیروی انسانی کارآفرین تحویل بدهد و این ویژگیهای بیست و چندگانه را داشته باشد.قطعاَ باید بخشی از تحلیلها و کنکاشهای ما به موقعیت جامعه ناظر باشد. بیشتر پژوهشهایی که برای توسعه کارآفرینی صورت می گیرد ناظر به جوامع توسعه یافته صنعتی است. آنها از این مسیر گذر کرده اند، زیرساختهای خود را به صورت عقلانی برپا کرده اند و تنها افزایش سرعت کارآفرینی و گسترش نیروهای کارآفرین را مد نظر دارند و بنابراین برای امر سازوکارها و ابزارهای مختلف را پیشنهاد می کنند. این پژوهشها برای جوامعی است که از این مسیر گذر کرده اند و به آن درجه ای از توسعه یافتگی رسیده اند (صنایی, تدوین: هاشمی , 1380).

البته این بدان معنی نیست که در جوامع در حال توسعه و توسعه نیافته کارآفرین و کارآفرینی جایی ندارد. بلکه بازدهی، اثربخشی و ثمربخشی موضوع، اگر به آن ساختهای اساسی توجه نشود، محدود می گردد و جلوه آن به گونه ای است که اگرقرار باشد چنین رویدادی رخ دهد باید از مسیر توسعه یافتگی باید عبور کند. این زیر ساختها باید برقرار شده باشد تا بتوا نیم کارآفرینان بیشتری داشته باشیم و توسعه ملی را با تجهیز و پشتیبانی نیروهای کارآفرین سامان بدهیم. بنابراین اغلب در کشورهای در حال توسعه بدون توجه به پیش نیازهای اصلی ( چهار مؤلفه مورد اشاره ) که دستیا بی به آنها نیازمند برنامه ریزی بلند مدت است، ممکن است به سازوکارهایی دست بزنند که جواب لازم را ندهد و ایجاد یأس و نا امیدی کند. بنا براین باید در رویکرد بحث کارآفرینی این دو موضوع مد نظر قرار گیرد و هردو عرصه را شامل بشود   (صنایی, تدوین: هاشمی , 1380).

کار آفرینی و نظام ارزشی : در جامعه  شناسی  و روا نشناسی اجتماعی از مجمو عه  مفا هیمی ما نند  نگرشها[5] ، باورها[6] ونظام ارزشی[7] به عنوان ریشه واکنشهای افراد و جوامع استفاده میشود. به عبارت دیگر هر گونه رفتار فردی و اجتماعی به نوعی به مجموعه ای از مفاهیم یاد شده مرتبط می شود. در اینجا نظام ارزشی به عنوان نتیجه مجموعه ای از نگرشها و باورهای جامعه تلقی شده است. این نظام ارزشی برای هر جامعه و زیر سیستمهای آن وجود دارد. نظام ارزشی هر زیر سیستم با زیر سیستم دیگر متفاوت است، نظام ارزشی کل جامعه باید بتواند با حفظ یکپارچگی جامعه، شرایط رشد و توسعه زیر سیستم را نیز فرا هم کند (هاشمی , 1380).

کار آفرینی فناورا نه نیز نظام ارزشی خاص خود را دارد، با بررسی ویژگیهای کارآفرینی فناورا نه مجموعه ای از ارزشها و نگرشهایی که می توا ند به رشد و توسعه آن کمک کند مشخص میشوند که مهمترین آنها عبا رتند از:

–  نگرش مثبت به سود جویی، زیرا هدف همه فعا لیتها در کارآ فرینی فناورا نه کسب سود است.

–  نگرش مثبت به اقدامات مخاطره آمیز و جسورانه

–  نگرش مثبت به انجام تغییر ، خلا قیت و نوآوری

– نگرش مثبت به اعمال تغییرات در محیط طبیعی

– نگرش مثبت و باور امکان شناخت واقعیات (علم) برای دستیابی به شیوه تغییر در محیط

–  نگرش مثبت به توانایی انسانها و انجام تلاش فراوان، پشتکار، تعهد به کار و مسئولیت پذیری

–  نگرش مثبت به انجام فعالیتهای خارق العاده یا انجام کارها به شکل مبتکرانه و نو (هاشمی , 1380).

نظام ارزشی کارآفرینی فناورانه و نظام ارزشی جامعه ما :

در بخش پیشین ، نظام ارزشی متناسب با کارآفرینی فناورانه به صورت فشرده ارائه شد، همچنین بیان شد که ریشه رفتارهای اجتماعی، نظام ارزشی افراد و جامعه است و به عبارت دیگر، رفتارهای اجتماعی ما نشان از نظام آموزشی ما دارد. کارآفرینی و فناوری در کشور ما در سطح پایینی قرار دارد. کارآفرینان محدودی در حال فعالیت می باشند که معمولاَ پس از طی مراحلی از پیشرفت ، به نوعی خود و یا سرمایه آنها راهی خارج میشود. بسیاری از فرصتهای تجاری در داخل و خارج به راحتی ازدست می رود و………..

درباره فناوری تنها ذکر این نکته کافی است که طی سالهای اخیر ( مثلاَ دویست سال) کالا جدید، مهمی در داخل کشور از طریق نوآوری به تولید نرسیده است و این درحالی است که هر روز در دنیا دهها کالای جدید عرضه می شود. این رفتار اجتماعی نشان می دهد در نظام ارزشی جامعه ما، ارزشهای کارآفرینی و فناوری ضعیف است. برای بررسی برخی کمبودها درنظام ارزشی جامعه ما بررسی کالاهای فرهنگی می تواند مفید باشد. در یک نگاه کلی در مجموعه کالاهای فرهنگی مانند رمانها، شعرها، فیلمها، روزنامه ها، کتابها و …….  (صنوبر , تدوین: هاشمی, 1380).

کارآفرینی و مالکیت معنوی : به گونه ای کلی داراییها به دو دسته داراییهای آشکار و پنهان تقسیم میشود. داراییهای معنوی یک نوع دارایی، پنهان بوده و نمونه هایی همچون اختراع ، علایم تجاری ، طرحهای صنعتی، آثار نوشته ، سمعی ، بصری، تجسمی و فنی را دربر میگیرد. حقوق مربوط به اختراعات ، علایم و طرحهای صنعتی را در زیرمجموعه مالکیت صنعتی وحقوق مربوط به آثار ادبی و هنری را در زیر مجموعه  مالکیت ادبی طبقه  بندی  می کنند و  هر دو گروه را مالکیت  معنوی[8]  می گویند.  به گونه ای که اشاره شد  مالکیت صنعتی[9]   نوعی از مالکیت معنوی است که به خلاقیتهای فکری بشر در زمینه صنعت مربوط میشود، در حالیکه گاه به غلط در رابطه با مالکیت اموال منقول به کار رفته و درتولیدات صنعتی را شامل میشود، علایم تجاری و خدماتی، نامهای تجاری، مشخصات منابع جغرافیایی و پشتیبانی در مقابل رقابت ناسالم را نیز دربر میگیرد. مالکیت ادبی و هنری[10] دومین شاخه عمده مالکیت معنوی است وحقوق پدیدآورندگان آثار ادبی و هنری را دربرمیگیرد. نحوه پشتیبانی از حقوق پدیدآورندگان کتاب، داستان، شعر، آواز، نقشه، نقاشی، کارهای معماری و آثار سمعی و بصری در زیرمجموعه مالکیت ادبی و هنری طبقه بندی میشود و دراین اواخر نمونه هایی همچون پشتیبانی از امواج ماهواره ای حامل برنامه ها و نرم افزارهای رایانه ای نیز به موضوعات آن اضافه شده است  (صنایی, تدوین: هاشمی, 1380).

کارآفرینی و فناوری : کارافرینی فناورانه وقتی اتفاق می افتد که یک کارآفرین فعالیت خود را با یک نوآوری فناورانه شروع کند. به عبارت دیگر کارافرینی فناورانه فصل مشترک دو فرایند کارافرینی و توسعه فناوری است. همانطور که بیشتر نشان داده شد، اهمیت کارآفرینی و فناوری در حال گسترش بوده و اهمیتی رو به رشد در توسعه جوامع دارد، بنابراین کارآفرینی فناورانه نقشی پیوسته برجسته را در توسعه جوامع بر عهده دارد.

با پدید آمدن جوامع فرا صنعتی، کارآفرینی فناورانه اهمیتی حیاتی یافت. به عنوان مثال جامعه شوروی و یا کشورهای اروپایی شرقی را پیش از فروپاشی می توان یک جامعه صنعتی تلقی کرد که به دلیل نبود توسعه کارآفرینی فناورانه موفق به عبور از جامعه صنعتی و رسیدن به جامعه فراصنعتی نشد (فتحی , تدوین: هاشمی,1380).

همانند سایر جنبه های زندگی بشر، سرعت و تنوع تغییرات در عرصه فناوری نیز در حال افزایش است. افزایش سرعت و تنوع تغییرات در فناوری هر جامعه ای را با چالشهای جدی مواجه کرده است. این موضوع به ویژه در کشورهایی که دارای زیرساختهای لازم نبوده و از کشورهای پیشرفته عقب مانده اند، بسیار دشوار است. بنابراین فرایند توسعه فناوری و روزآمد کردن فناوری نقشی محوری در فرایند توسعه جوامع دارد و ضروری است که برای آن اقدامات مناسب صورت می گیرد.

توسعه فناوری فرایندی است که یک جامعه با به کارگیری دانش و سایر منابع خود با ایجاد تغییرات در محیط مادی خود و ارائه یک کالای جدید یا فرایند جدید به نیازهای خود پاسخ می دهد (فتحی, تدوین: هاشمی, 1380).

کارآفرینی و عرصه های ظهور : کارآفرینی در چه عرصه هایی صورت می گیرد؟ به نظر میرشد بیشتر عرصه های فکری و ادبیات توسعه به آن پرداخته اند، اما در کشورهایی که مبانی ارزشی آنها، عرصه های دیگری را هم، به گونه ای یکسان و دربرخی نمونه ها بیش از حوزه اقتصاد مد نظر دارند، بحث کارآفرینی هم جدی تراست. یعنی عرصه های حضور کارآفرینان هم در عرصه اقتصادی، هم در عرصه اجتماعی، هم در عرصه فرهنگی و هم در عرصه سیاسی است. درابعاد مختلف فقط توانمندی آمیختن گزینه های تولید، مد نظر کارآفرینان نیست. این موضوع در حوزه فرهنگی هم می تواند معنی بدهد. بنابراین در برنامه ریزیهای ملی عرصه متفاوت، برای بحث کارآفرینی باید مد نظر باشد: نخست عرصه های راهبردی و دیگری عرصه های کاربردی است (صنوبر, تدوین: هاشمی, 1380).

کارآفرینان اجتماعی کسانی هستند که در صدد شناسایی و رفع نیازهای جامعه اند و در این راه از اعتبار اجتماعی خود مایه می گذارند و برای رسیدن به هدف و ماموریت خود دست به ایثار و از خود گذشتگی می زنند. همچنانکه کارآفرینان سیاسی درصدد شناسایی نیازها و خلاء های سیاسی جامعه هستند و می کوشند تا موانع سیاسی موجود را جهت رشد و توسعه جامعه و استقرار عدالت و دموکراسی شناسایی و از سر راه بردارند, البته از طریقی نو و کارآفرینانه و بالاخره کارآفرینان فرهنگی افرادی هستند که ارزشهای فرهنگی را در جامعه خلق , کشفو یا احیاء می نمایند. در هر صورت از کارآفرینان اجتماعی , سیاسی و فر هنگی, همچون کارآفرینان اقتصادی دائما در جستجوی نیازها و فرصت ها هستند تا از طریق خلاقیت , ریسک پذیری و رهبری ارزشی را در جامعه ایجاد و خلاء یا نقص را رفع و اصلاح نماید (اینترنت , فصلنامه خلاقیت, 1386).

[1] – Knowledge Management

[2] – Information Communication Technology

[3] – Sector

[4] – E-Society.E-Government.E-Ecommerce

1-Attitudes

2-Belifs

3-System value

[8] – Property Intellectual

[9] – Industrial Property

[10] – Library & Artistic Works Property

فرضیه های پژوهش :

فرضیه اصلی: آموزش خلاقیت بر افزایش نگرش کارآفرینانه بیکاران مؤثر است .

فرضیه های فرعی:

 1) آموزش خلاقیت بر افزایش رفتار کارآفرینانه مؤثر است.

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان :اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران با فرمت ورد

دانلود پایان نامه تاثیر خلاقیت و افزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران-پایان نامه رشته روانشناسی

دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

عنوان کامل پایان نامه :

 اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران

تکه هایی از این پایان نامه :

کارآفرینی و توسعه اقتصادی : نقش کارآفرینی در توسعه اقتصادی منحصر به افزایش بازده و درآمد سرانه نیست، بلکه شامل پایه گذاری و آغاز اعمال تغییرات ساختاری در فعالیت اقتصادی و اجتماعی است. این تحول با رشد و افزایش بازده همراه است که امکان تقسیم بین شرکت کنندگان مختلف را بیشتر فراهم میکند. چه چیزهایی در منطقه توسعه و تحول مورد نیاز را تسهیل می کند؟ یکی از نظریه های توسعه اقتصادی ، نوآوری را عامل کلیدی معرفی می کند که نه تنها در تولید محصول ( یا خدمات رسانی ) جدید در بازار، بلکه در جلب سرمایه گذاری در فعالیت کارآفرینانه جدید نقش دارد. این سرمایه گذاری جدید در دو طرف عرضه و تقاضای معادله رشد نقش دارد ؛ سرمایه جدید به وجود آمده برای گسترش ظرفیت رشد ( طرف عرضه) به کار میرود و مخارج جدید حاصل ازآن صرف خروجی و ظرفیت جدید مصرف ( طرف تقاضا) میشود. علی رغم اهمیتی که سرمایه گذاری و نوآوری در توسعه اقتصادی منطقه دارند، فقدان درک فرآیند تکامل محصول همچنان باقی است. این فرآیندی است که از طریق آن نوآوری شکوفا میشود و با فعالیت کارآفرینانه تجاری می گردد که به نویه خود به رشد اقتصادی می انجامد (هیسریچ و پیترز, ترجمه: فیض بخش , 1383).

کار آفرینی و نوآوری : هرچند سیاستهای مرتبط با کارآفرینی تکنولوژیک در این گروه از سیاستها قرار نمی گیرد لیکن به دلیل رابطه نزدیکی که بین نوآوری و کارآفرینی وجود دارد مناسب است. نگاهی گذرا به این مقوله بنماییم. نوآوری باید ایده یا یک نقش جدید آغاز میشود. با این حال تبدیل دانش جدید به کاربرهای اقتصادی خود به خود رخ نمی دهد. زیرا فاصله بازدارنده ای بین دنیای تحقیقات ( که منشا اکثر دانش های جدید است و دنیای کسب وکار وجود دارد. هدف اصلی سیاستهای انتقال دانش، از بین بردن این فاصله است چه نهادهای تحقیقاتی و چه کسب و کارهای خصوصی یا هر دو از این سیاستها منتفع میشوند. محققان بدلیل اینکه دستاوردهای تحقیقاتی آنان به بازار میرود نفع مالی می برند و شرکتها نیز بدلیل اینکه دانش جدید به ایشان یک منبع مهم پیشرفت به حساب می آید. منتفع می گردند (هیسریچ و پیترز, ترجمه: فیض بخش , 1383).

کارآفرینی و یادگیری:کارآفرینی پدیده ای وضعیتی و اقتضایی است و از شرایط حاکم بر موقعیت ، تأثیر می پذیرد . گزینه های موقعیت نیز برآیندی از ویژگیهای فردی و محیطی است . مجموعه ای از شرایط است که رفتار کارآفرینی و نوطلبی را باعث می شود و نواندیشان و نورپردازان را می پروراند . کارآفرینی یک رفتار است و رفتار نیز ، معلول است . پیشینه هایی وجود دارند که زمینه بروز رفتار را فراهم می آورند . براساس نظریه یادگیری اجتماعی[1] مناسب ، الگوهای موفق و نحوه برخورد جامعه ، زمینه یادگیری را در فرد فراهم می آورند . مشاهده آنچه که برای دیگران اتفاق می افتد ( الگوهای مشاهده ای ) ، یکی از راههای یادگیری است . اصولاً نام یادگیری اجتماعی بدان جهت نهاده شده که بر یادگیری افراد در اجتماع تأکید دارد . بر اساس این نظریه ، بخشی از رفتارهای افراد ناشی از تجربه دیگران است . با مشاهده رفتار دیگران ، ما آن رفتار را یاد می گیریم و ممکن است از آن الگو بگیریم . افراد از آن چیزی تقلید می کنند که می بینند نه آنچه که می خوانند . وجود کارآفرینان موفق در اجتماع ، نحوه برخورد جامعه با آنان ، میزان پشتیبانی که از کارآفرینان فعال و کارا می شود و ….. همه به گونه ای نظام مند متشکل از اجزای متعامل می تواند در گسترش فراگیر کارآفرینی در جامعه موثر باشند  (کورانکو, ترجمه: عامل محرابی, 1383).

کارآفرینی و نقش اجتماعی: یک استاد دانشگاه ، سیاستمدار ، فیزیک دان یایک چاه کن می تواند رفتار کارآفرینانه داشته باشد اگر چه در موقعیت و مقام کارآفرین نباشد و بلعکس ممکن است کسی که در مقام و وضعیت کارآفرینی قرار دارد رفتار کارآفرینانه ای نداشته باشد مک کله لند معتقد است ، اگر فقط نقشها یعنی رفتارهای کارآفرینانه را بدون توجه به وضعیت[2] آنها در نظر بگیریم کارآفرینی بسیار گسترده تر می شود و کلیه فعالیتهای انسان را در بر می گیرد ، زیرا همه فعالیتهای انسان می تواند به روش کارآفرینانه به اجرا در آید ، از شعر گفتن تا رهبری جنگ ، و اضافه می کند « اگر بخواهیم همه محدوده زندگی بشر را بررسی کنیم تعریف کارآفرینی بسیار مشکل خواهد بود ، لذا فقط متمرکز بر فعالیتهای کسب و کاری می شویم که بیشتر درک می شوند » (اکبری, تدوین: هاشمی, 1380).

کارآفرینی و زنان:

تعداد زنان کارآفرین و خود اشتغال در اتحادیه اروپا با مردان به میزان قابل توجهی کمتر است. در سال 2000 میلادی تنها 8 در صد از زنان شاغل, خود اشتغال بودند. در حالیکه مردان دو برابر این میزان را به خود اختصاص داده اند. اما دلایل متفاوتی نشان می دهد که زنان روز به روز تمایل بیشتری به شروع کسب کار جدید از خود نشان می دهند.

آخرین تحقیقات علمی نشان می دهد زنان در بخش هایی که نیازمند نوآوری است با همان موانعی روبرو هستند که زنان کارآفرین در بخشهای مختلف دیگر با آن مواجه اند. متاسفانه مزایای تحصیلات عالی و تجربیات کاری نمی تواند عقب ماندگی ناشی از جنسیت و زن بودن در جامعه برای زنان کارآفرین را جبران کند . زنان از نبود مدلی کارا و موفق برای کسب حمایت سایر زنان و کسب نیازهایشان در بر پایی کسب کار برای خود رنج می برند. متاسفانه تعداد زنان در بخش هایی که نیازمند نوآوری است بسیار کم است. این کم بودن نه به دلیل ناتوانی های فردی که بیشتر بدلیل مشکلات ساختارهای اجتماعی است. (اینترنت , بوجتس[3] ترجمه: یوسفی, 1386).

کارآفرینی و اصول اخلاق : زندگی کارآفرین ساده نیست. کارآفرین در حالی که سرمایه اش را برای فروش و تحویل محصولات و خدمات به خطر انداخته است باید در مقایسه با متوسط افراد هر فعالیت اقتصادی انرژی بیشتری را صرف نوآوری کند. کارآفرین هر روز با موقعیتهای سخت و پرتنش دست و پنجه نرم می کند. در عین حال باید بتواند بین مقتضیات اخلاقی ، مصالح اقتصادی و مسئولیتهای اجتماعی تعادل برقرار کند: تعادلی که با روش تفکر مدیران فعالیتهای اقتصادی معمولی در حوزه مسائل اخلاقی متفاوت است (هیسریچ و پیترز, ترجمه: فیض بخش , 1383).

برخورد مدیران با مسئولیت پذیری شرکت به شرایط سازمانی در مواجه با قوانین و استانداردهای اخلاقی در هر حرفه ای بستگی دارد. به عبارت دیگر ، کارآفرینان با تأسیس شرکت نسبتاَ جدیدشان که با الگوهای کارکردی معدودی همراه است معمولاَ از اصول اخلاقی خاص خود پیروی می کنند. بنابراین کارآفرینان هنگام تعیین روال مناسب اخلاقی بیش از سایر مدیران به نظامهای ارزشی شخصی خود اتکا دارند.

کارآفرینان علی رغم اتکا به نظام ارزشی شخصی خود، به فشار همتایان و هنجارهای کلی اجتماعی در روابطشان و نیز فشار سایر رقبا حساس اند. تفاوتهای کارآفرینان در گروههای مختلف جوامع و کشورها، تا حدودی هنجارها و ارزشهای این جوامع و کشورها را منعکس می کند. در کشوری خاص، این تفاوت در شهرها و شهرهای معمولی به طور واضح دیده میشود

به عنوان مثال ، مدیران آمریکایی فردگرایی بیشتر و جمع گرایی کمتری از همقطاران آلمانی واسترالیایی شان دارند (هیسریچ و پیترز, ترجمه: فیض بخش , 1383).

کارآفرینی و خودکارآفرینی

با توجه به محدودیتها و فرصتهای محیطی برای اشتغال نیروی کار در قرن 21 و با توجه به حرکت روزافزون جامعه جهانی به سمت مؤلفه های یادشده، و حرکت کاروان جهانی به سمت جهانی شدن اقتصاد، فرهنگ و سیاست، پیش بینی درگیری نیروی کار جوامع در حال توسعه در محیط تصویر شده در آینده نزدیک، امر جدیدی نیست. لذا نیروی کار قرن 21 در جوامع در حال توسعه نیز باید با رعایت استانداردهای نیروی کار در قرن 21 که پیشتر به آن اشاره شد و با بهره گیری از فرصتهای ایجاد شده، اقدام به کار در محیط تجاری کند.

برای بیان ویژگیهای راهبرد خودکارآفرینی، لازم است که در ابتدا تعریفی از کارآفرینی و شرایط لازم برای ارتقای آن ارائه گردد.

کارآفرینی نوآوری، ارائه کالا و روشی جدید برای انجام کارها، و نمونه هایی از این دست است که می تواند زمینه ساز اشتغال نیروی کار باشد. برخی براین عقیده اند که کارآفرینی لزوماً منجر به شغل آفرینی نمی شود. البته زمانی که یک نوآوری جدید در بازار مطرح می گردد، تا زمانی که زمینه بهره برداری کاربردی از آن برای سایر اعضای جامعه فراهم نگردد، این امر منجر به شغل آفرینی و افزایش اشتغال نخواهد شد.

اما در مفهومی که از خودکارآفرینی ارائه خواهد شد، هر گونه نوآوری که برای انجام فعالیتهای اقتصادی توسط خود فرد ایجاد می شود منجر به ایجاد شغل برای فرد و همچنین افزایش اشتغال می شود.

پیتر دراکر کارآفرینی را شروع یک فعالیت اقتصادی کوچک توسط یک فرد میداند و می گوید:

«کارآفرین کسی است که فعالیت اقتصادی کوچک و جدیدی را با سرمایه خود شروع کند.»

البته برخی براین عقیده اند که اگر فعالیت اقتصادی شروع شده نوآوری جدیدی نبوده، و پیروی از روشهای قبلی فعالیتهای اقتصادی باشد، نمی تواند بعنوان یک فعالیت کارآفرینانه به حساب آید. اما چنانچه شرایطی در جامعه ایجاد گردد که در محیط اقتصاد دیجیتالی و سازماندهی مجازی ساختار اقتصادی، نیروی کار با کسب مهارتهای جدید و انجام کار با شیوه های بهتر، بطور مداوم به عقد قرارداد عضویت در شبکه های سازمانی مختلف بپردازد، و این در قالب پیش بینی های یادشده به صورت فراگیر در جامعه رواج پیدا کند، چهره جدیدی از کارآفرینی تحت عنوان خودکارآفرینی در جامعه نیروی کار کشور، این نیرو را به سمت اشتغال مولد سوق می دهد.

بنابراین می توان گفت خودکارآفرینی در این معنا تلاش و اقدامی است که نیروهای کاری جامعه برای:

1)کسب تواناییها و شایستگیها      2) رفع نقاط ضعف    3) بهره گیری از فرصتها

4) مواجهه با تهدیدات حاکم بر نظام نیروی کار جامعه، با هدف یافتن جایگاه مناسب در محیط اقتصادی، و تأمین امنیت شغلی خود در ارتباط با شبکه های سازمانی انجام می دهند.

البته در دید اول این راهبرد به عنوان یک راهبرد فردی و در سطح خرد مد نظر قرار می گیرد. اما با عنایت بیشتر به ماهیت این راهبرد و با در نظر گرفتن اثرات ناشی از فراگیر شدن آن در نیروی کار جامعه، که خود نیازمند دقت نظر و برنامه ریزی دقیق اقتصادی و فرهنگی در سطح کلان جامعه است، خودکارآفرینی، راهبردی کلان برای کاهش بیکاری، و بهره برداری کارا و اثربخش از منابع و به ویژه منابع انسانی جامعه است.) مقاله خودکارآفرینی، راهبرد اشتغال برای ورود به قرن 21، سعید فتحی، تدوین: هاشمی، 1380 (

[1] – Social  Learning  Theory

[2] – Status

[3] – Bujets

فرضیه های پژوهش :

فرضیه اصلی: آموزش خلاقیت بر افزایش نگرش کارآفرینانه بیکاران مؤثر است .

فرضیه های فرعی:

 1) آموزش خلاقیت بر افزایش رفتار کارآفرینانه مؤثر است.

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان :اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران با فرمت ورد

پایان نامه خلاقیت و افزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران-دانلود پایان نامه روانشناسی

دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

عنوان کامل پایان نامه :

 اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران

تکه هایی از این پایان نامه :

هفدهم :

برقراری ارتباط مجدد بین ریسک و کارآفرینی در قرن هفدهم شکل گرفت ، به طوری که کارآفرین به شخصی اطلاق می شد که به منظور عرضه خدمات یا تهیه محصولات مقرر با دولت قرارداد می بست از آنجا که قیمت قرارداد ثابت بود ، نتیجه سود یا زیان ازآن کارآفرین بود . یکی ازکارآفرینان فرانسوی  این دوره جان لا [1]بودکه مجوز تأسیس بانک سلطنتی را دریافت کرد. بانک مزبور درنهایت امتیاز نمایندگی انحصاری برای تأسیس شرکت تجاری می سی سی پی درنیو ورد[2] را گرفت متأسفانه ، زمانیکه لا تلاش کرد قیمت سهام شرکت را بالاتر از ارزش داراییهای آن ببرد ، همین حق انحصاری در بازرگانی فرانسوی منجر به ورشکستگی و از بین رفتن شرکت شد (مقصودی, 1384).

ریچاردکانتیلون ، مقاله نویس اقتصادی و نویسنده دهه 1700 ، متوجه اشتباه لاشد . کانتیلون یکی از نخستین نظریه ها را در مورد کارآفرینی عرضه کرد و به همین دلیل برخی او را بنیانگذار این وا‌ژه می شناسند . او کارآفرین را فردی می داند که اهل ریسک باشد و بنا به مشاهداتش ریسک شامل حال بازرگانان ، کشاورزان ، صنعتگران و سایر مالکان شخصی ای می شد که « به قیمت معلوم می خریدند و به قیمت نامعلوم می فروختند ، از این رو در معرض خطر بودند »  (هیسریچ و پیترز ، ترجمه: فیض بخش ،  1383 ) .

قرن هجدهم : سرانجام در قرن هجدهم ، بین صاحب سرمایه و فردی که به سرمایه نیاز دارد تفاوت گذاشته شد . به بیان دیگر ، کارآفرین از تأمین کننده سرمایه ( به بیان امروز سرمایه گذار فعالیت کارآفرینانه ) متمایز شد . یکی از دلایل این تمایز ، صنعتی شدن همه جانبه ای بود که در جهان به وقوع پیوست . بسیاری از اختراعهایی که در این دوران تحقق یافت واکنشهایی در مقابل تغییرات دنیای آن روز بود ، آن چنان که اختراعهای الی ویتنی و توماس ادیسون نیز همین گونه به وقوع پیوستند. ویتنی و ادیسون فناوریهای جدیدی را به وجود آوردند و هر دو در تأمین منابع مالی اختراعهایشان ناتوان بودند . ویتنی پول مورد نیاز برای تولید پارچه جین کتانی را از دارایی سلب شده خانواده سلطنتی انگلیس فراهم ساخت و ادیسون برای بهره برداری و انجام آزمایش در زمینه های برق و شیمی از منابع مالی خصوصی بهره برد . هردو بکار برندگان سرمایه بودند ( کارآفرینان ) نه تأمین کنندگان آن ( سرمایه گذاران فعالیتهای کارآفرینانه ) سرمایه گذار فعالیت کارآفرینانه ، مدیر حرفه ای پول است که سرمایه های مخاطره آمیز را از سرمایه های ثابت و به منظور کسب ضریب بالای بازگشت سرمایه فراهم می کند  ( هیسریچ و پیترز ، ترجمه: فیض بخش ،  1383 ).

سرانجام در قرن هیجدهم بین صاحب سرمایه و فردی که به سرمایه نیاز دارد تفاوت گذاشته شد , به بیان دیگر, کارآفرین از تامین کننده سرمایه ( به بیان امروزی  سرمایه گذ ار فعالیت کارآفرینانه 9 متمایز شد (مقصودی, 13849.

قرن نوزدهم و بیستم :

در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم ، غالباً کارآفرینان را از مدیران تمایز نمی دادند و عموماً از جنبه اقتصادی به آنها نگاه می کردند :

مختصراً اینکه ، کارآفرین بنگاه اقتصادی را به منظور منفعت شخصی سازماندهی و اداره می کند برای مواد مصرفی در کارش ، استفاده از فضا ، خدمات افرادی که به کار گرفته و سرمایه ای که نیاز دارد بهای لازم را می پردازد. قدرت ابتکار ، مهارت و هوش خود را دربرنامه ریزی ، سازماندهی و اداره بنگاه اقتصادی به کار می گیرد همچنین احتمال سود و زیان ناشی از موقعیتهای غیر قابل پیش بینی یا غیر قابل کنترل را لحاظ می کند. باقیمانده خالص دریافت سالیانه بنگاه اقتصادی پس از پرداخت کلیه هزینه ها ، چیزی است که برایش باقی می ماند  ( هیسریچ و پیترز ، ترجمه: فیض بخش ،  1383 ).

آندرو کارنگی[3] یکی از بهترین مثالهای این تعریف است. کارنگی چیزی اختراع نکرد اما درعوض ، به منظور احیای اقتصادی ، فناوری جدید را صرف تولید محصولات کرد و این امر را گسترش داد .

کارنگی ، که از خانواده ای فقیر و اسکاتلندی بود ، صنعت استیل آمریکا را به یکی از اعجاب انگیزترین صنایع دنیا تبدیل کرد . در این راه رقابت مداوم او بیش از ابداع و خلاقیتش نقش داشت  ( هیسریچ و پیترز ، ترجمه: فیض بخش ،  1383 ).

در اواسط قرن بیستم ، نظریه کارآفرین نوآور پایه ریزی شد :

وظیفه کارآفرین عبارت است از اصلاح و متحول ساختن الگوی تولید با بهره برداری از اختراع یا به طور عمومی تر امکان فنی امتحان نشده در تولید کالای جدید یا تولید کالای قدیمی به روشی جدید ، بازگشایی منابع جدید برای دسترسی به مواد یا بازار جدید محصولات با سازماندهی صنعتی جدید .

مفهوم نوآوری و تازگی ، جزء تفکیک ناپذیرکارآفرینی در این تعریف است. در حقیقت ، نوآوری ، به معنی معرفی چیزی جدید ، یکی از مشکل ترین وظایف کارآفرین است. این کار نه تنها نیازمند توانایی خلق کردن و مفهومی کردن چیزی است ، بلکه نیازمند توانایی درک تمامی نیروهای کار موجود در محیط نیز هست  ( هیسریچ و پیترز ، ترجمه: فیض بخش ،  1383 ).

در آخرین دهه های قرن بیستم , با رونق تکنولوژی اطلاعات سر فصل دیگری در مبحث کارآفرینی تکنولوژیک پدید آمد . کارآفرینانی چون بیل گیتس , مفهوم تخریب خلاقانه شومپیتر را با تکیه بر تکنولوژی اطلاعات به تصویر کشیده اند . در سالهای اخیر رشد کارآفرینی تکنولوژیک بر مبنای تکنولوژی اطلاعات به حدی بوده است که برخی صاحبنظران , اطلاق  «عصر کارآفرینی» به عصر حاضر را ناشی از از همین رویداد می دانند (مقصودی, 1384).

کارآفرینی و مکاتب :

وا‌‍‌ژه کارآفرینی بیش از دو قرن نیست که در ادبیات مدیریت و اقتصاد وارد شده و مانند سایر وا‌‍‌ژه ها تغییرات زیادی را به خود گرفته و از رشد تکاملی برخوردار بوده است. سیر تکامل فعالان اقتصادی یا کارآفرینان نشان می دهد که کارآفرینی در نظریه های اقتصادی تبلور یافته و به عنوان عامل اصلی ایجاد ثروت یا موجد ارزش اقتصادی شناخته شده و از قرن پانزدهم تاکنون ، در کانون مکاتب مختلف اقتصادی قرار داشته است. پیروان مکتب سوداگری یا مرکانتلیست ها که « توماس مان » موجد آن است ، بازرگانانی را که در کار تجارت طلا و نقره دست داشتند کارآفرین می دانستند ، فیزیوکراتها یا طبیعت گرایان منشأ ایجاد ثروت را زمین و فعالان کشاورزی را کارآفرین می گفتند کلاسیکها یعنی آدام اسمیت ، ‌ژان باتیست سه و جان استوارت میل ، عوامل اصلی ثروت آفرینی را نیروی کار ، سرمایه و مواد اولیه معرفی کرده اند و کشورهایی مثل ایتالیا و انگلیس بعد از دوران رنسانس فعالیتهای زیادی را روی این مسئله انجام دادند. بعد از مکتب کلاسیکها ، فرد جدیدی به نام شومپیتر مقوله ای را به نام کارآفرینی مطرح کرد و آن را به عنوان موتور توسعه اقتصادی معرفی کرد. شومپیتر که از اعضای مکتب اقتصادی آلمان است و در واقع پدرکارآفرینی محسوب می شود ، در سال 1948 چنین بیان می کند این تولید هست که فعالیتی دارای ارزش می شود این تولید از طریق عامل موجد ارزش نوآوری است ، چیزی که تاکنون به آن توجه نشده است اساس حرف در این است که تخریب خلاق باعث می شود تا زاد و ولد و ایجاد رشد شرکتها از طریق نوآوران به وجود آید او می گوید : کسانی که در هر فعالیت و کسب و کار تجاری ، محصول جدیدی تولید می کنند ، یا روشهای جدیدی در فرآیند تولید ، بازاریابی و …… به کار می گیرند و یا از منابع جدیدی استفاده می کنند و یا مؤسسه جدیدی را تأسیس می کنند ، دارای ویژگیهای کارآفرینی هستند و نوآور محسوب می شوند (احمدپور , 1383).

رابینز در تعریف کارآفرینی میگوید : « کارآفرینی عبارت است از قبول مخاطره ، تعقیب فرصتها و ارضای نیازها و خواستها از طریق نوآوری و تأسیس یک کسب و کار ، وکارآفرین ها افرادی هستند که چنین نقشی را ایفاء می کنند » مطالعه کارآفرینی حیطه گسترده ای از رشته های مدیریت ، اقتصاد ، جامعه شناسی و روانشناسی را در بر می گیرد و دارای ماهیت میان رشته ای است. در این جا بود که روان شناسان به کمک علم اقتصاد آمدند و تلاش آنها در سه دهه 50 تا 70 به این نکته بود که آیا می توان افرادی را شناخت که نشدنیها را شدنی کنند ، افرادی که خیلی خلاق و جدی هستند ، عزم و اراده و پشت کارشان زیاد است و…. طبق نگرش روانشناختی ، ویژگیهای شخصیتی و معینی ، افراد را مستعدکارآفرینی می کند. بنابر این یکی از مباحثی که درباره آن تحقیق شده ، جستجو برای تعیین ویژگیهای روانشناختی مشترک کارآفرینها است (احمدپور , 1383).

سؤالی که در این جا مطرح می شود این است که آیا فقط ویژگیهای فردی است که باعث موفقیت فرد می شود و یک مؤسسه را موفق می کند یا نه ؟ در این رابطه جامعه شناسان به کمک روانشناسان آمدند و مسایل اجتماعی را مطرح کردند که در واقع اصل موضوع شبیه به مثال معروف است که می گوید : اگر شما بذر خوبی داشته باشید ولی زمین مناسبی نداشته باشید ممکن است آن بذر در آن زمین رشد کند. اما اگر زمین مناسبی داشته باشید ولی بذر خوبی نداشته باشید ممکن است در آن زمین مناسب بذر هرطور شده رشد کند. این دو اندیشه با هم تلاقی دارند و به همین دلیل جوامع ، دولتها و سازمانها به فکر شناسایی بستر مناسب برای رشد و پرورش کارآفرینان افتادند که مقوله جدیدی است (هاشمی, 1380).

کارآفرینی از سویی نشان دهنده گستردگی و اهمیت موضوع است که می تواند از زوایای مختلف مورد بررسی قرار گیرد و از سوی دیگر نشان دهنده پویائی موضوع است که زمینه ارائه مدلها ، تئوریها و نظرات متفاوتی را فراهم می آورد .

اقتصاددانان بیشتر نقشهای کارکردی کارآفرین را مورد مطالعه قرار داده و جامعه شناسان و روانشناسان نیز ابعاد فرهنگی و اجتماعی تأثیرات محیط بر فرد و ویژگیهای شخصی وی را بررسی کرده اند (احمدپور, 1382).

دیدگاههای جدید:

یکی ازمهمترین دیدگاههای ارائه شده که درهمین راستا است بوم شناسی جمعیت می باشد این دیدگاه نسبتاً جدید ، توانایی سازمانهای موفق دروفق دادن خود با تغییرات محیطی را یکی از ویژگیهای برجسته آنها می داند ، و تأکید دارد که چنین سازمانهایی بقاء خواهند یافت. از طریقی این ساز و کار انتخاب ، محیط ، ویژگیهای ضروری جمعیت سازمانها را تعیین می کند و تأثیر نهایی را بر تخصیص منابع کارآفرینانه می گذارد . نظریه دیگر که برخلاف دیدگاه بوم شناسی جمعیت می باشد ، انطباق پذیری استراتژیک نامیده می شود ، تنوع رفتاری را که براساس آن سازمانهای انطباق پذیر انتخاب شده  و بقاء می یابند ، به عنوان یکی از ضروری ترین ویژگی های سازمان ها ، معرفی می نماید . در حالی که پیش از این بیشتر محققین معتقد بودند که تنها تصمیمات کارآفرین به موفقیت او و سازمانش منجر می شوند . این دیدگاه ، انطباق استراتژیک و پیش بینی شرایط محیطی را در تأسیس و موفقیت شرکت مؤثر می داند (احمدپور , 1382).

تحلیلی بر تعاریف ارائه شده درخصوص کارآفرینی :

         

به طور کلی با مروری بر سیر تعاریف کارآفرین و کارآفرینی ، موارد زیر قابل تأمل بوده و پرداختن به آنها ضروری است :

  • مفهوم کارآفرینی به تدریج دگرگون گردیده و تکامل یافته است .
  • تعریف واحد و مشابهی که به طور کامل مورد قبول یا رد باشد ، وجود ندارد .
  • مفهوم کارآفرینی ریشه در تفکر ، زیربنای فکری ، سطح تجزیه و تحلیل و زاویه دید افراد مختلف از ابعاد مکاتب اقتصادی ، جامعه شناسی ، روانشناسی ، جمعیت شناسی و اندیشمندان مدیریت و غیره دارد .
  • تلاش برای مفهوم سازی کارآفرین ازمکاتب اقتصادی آغازگردید و توسط روان شناسان و سپس جامعه شناسان و محققین علم مدیریت ادامه یافت .
  • در سیرتطورمفهوم کارآفرین ، مفاهیم دیگری از قبیل تفاوت مدیر با کارآفرین ، شرکتهای کوچک با شرکتهای کارآفرینانه ، کارآفرینی سازمانی ، کارآفرینی شرکتی ، انواع کارآفرینان و تفاوتهای سرمایه گذار با کارآفرین را می توان مشاهده کرد که توسط محققین مورد مطالعه قرار گرفته اند (احمدپور, 1383).

وقتی در غرب صحبت از کارآفرینی می شود عمدتا منظور این است که از طریق کسب و کار, درآمدی برای امور اجتماعی و عام المنفعه حاصل نماید و  ساختار اجتماعی, سیاسی یا فرهنگی کشورشان را برای تسهیل و حمایت از کارآفرینی اقتصادی تغییر, اصلاح یا تکمیل نماید.( اینترنت , فصلنامه خلاقیت و کارآفرینی 1386).

با بررسی نظریه های اقتصادی کارآفرینی در مرحله اول ، مشاهده می شود که دراندیشه و تفکر اقتصادی ، هیچ نظریه و تعریفی که مورد قبول همه صاحبنظران باشد وجود ندارد و اقتصاد دانان از دیدگاههای متفاوت به بررسی این موضوع پرداخته اند . به طور کلی ، خاستگاه بحث کارآفرینی علیرغم دیدگاهها و تعاریف متفاوت و بعضاً مغایر در تفکر و مکاتب اقتصادی قرار دارد . دیدگاههای مربوط به کارآفرینی همانند سایر مفاهیم اقتصادی

 مانند : تعادل ، بازار ، قیمت ، تحت تأثیر دیدگاههای مکاتب اقتصادی و صاحبنظران مطرح در آن مکاتب بوده است (احمدپور , 1383).

بر اساس رویکرد قیاسی , کارآفرینی عبارت است از ارزش کارآفرینی و کار آفرین کسی است که بتواند ارزشی را در جامعه خلق کند چه ارزش مادی, چه ارزش معنوی , سیاسی, فر هنگی, اجتماعی یا اقتصادی باشد. (اینترنت,  فصلنامه خلاقیت و کارآفرینی , 1386).

نظریه های اقتصاد با دو سؤال اساسی راجع به جامعه روبرو هستند . اول اینکه چگونه یک جامعه ثروت جدید را ایجاد می کند . دوم اینکه چگونه یک جامعه ثروت را میان اعضای خود توزیع می نماید . بدیهی است که پاسخ به این دو سوال که پیشرفت اجتماعی را تضمین میکند مستلزم وجود ساز وکارهای است که راه حل های ارائه شده را عملی میسازد . در این میان کارآفرینی یکی از ساز و کارهای مهمی به شمار می رود که ایجاد و توزیع ثروت را تضمین می کند . با مروری بر نظرات اقتصادی ارائه شده در این فصل ، یکی از کارکردهای مهم کارآفرینی در رابطه با ایجاد و توزیع ثروت توضیح داده شد (احمدپور,1383).

بررسی نظریهای اقتصادی کارآفرینی نشان می دهد که سه دوره متمایز را می توان تشخیص داد :

دوره اول: ارائه بحث کارآفرینی در اقتصاد و اوج گیری آن .

دوره دوم: کم رنگ شدن این موضوع در مباحث اقتصادی .

دوره سوم: طرح مجدد آن از سوی بعضی از صاحبنظران (احمدپور, 1383).

 

در رویکرد ویژگیها :

بیشتر تحقیقات در جستجوی تعیین عوامل روانشناختی و شخصیتی کارآفرینان موفق بوده است . یکی از دلایل اصلی انجام این مطالعات شناسایی ویژگی های منحصر به فرد کارآفرینان موفق است . با شناخت این ویژگی ها می توان افراد دارای این ویژگی ها را به کارآفرین شدن تشویق و افراد فاقد این ویژگی ها را به اجتناب از کارآفرینی هدایت نمود که در این صورت به افزایش تعداد شرکتهای نوپای موفق ، می انجامد . علیرغم این تلاشها به نظر می رسد که هم اکنون نیز هیچگونه الگوی قابل استناد برای تشخیص کارآفرینان موفق از غیر موفق وجود ندارد . به همین جهت ، این گونه مطالعات مورد انتقاد واقع شده است .

رویکرد دیگری که مورد استفاده محققین قرار گرفته ، رویکرد رفتاری می باشد . در این رویکرد عملکرد کارآفرین مورد توجه قرار می گیرد . در واقع رویکرد رفتاری در برگیرنده رویکرد شخصیتی نیز می باشد و فرد کارآفرین بسته به نقشهایی که در فرآیند تأسیس یک شرکت نوپا دارد ، مورد تحلیل قرار می گیرد (احمدپور, 1383).

در واقع ، با این دیدگاه علاوه بر ویژگیهای شخصیتی که در رویکرد ویژگیها مورد تأکید است ، عوامل محیطی و ویژگیهای رفتاری فرد ، شامل تجارب و سوابق شخصی و فردی وی نیز مورد توجه قرار می گیرد (احمدپور, 1383).

از جمله مهمترین عوامل مورد بررسی در رویکرد رفتاری که می توان به تأثیرات محیطی و فرهنگی بر فرد و به عبارتی سابقه و تجربیات او اشاره نمود که عواملی همچون عوامل ذیل را در بر می گیرد :

  • شرایط کودکی و تأثیر خانواده .
  • الگوی نقش .
  • تجارب شغلی قبلی .
  • عدم قرار گرفتن در پایگاه اجتماعی .
  • تحصیلات .
  • مهاجرت (احمدپور, 1383).

انواع مدلها :

فرایند کارآفرینی تنها خلق محصول جدید و یا خدمتی جدید نیست بکله خلق محصول جدیدی است که متناسب با نیازهای بازار و تقاضای موجود باشد و بتوان آن را به جامعه ارائه داد . در مجموع می توان گفت کارآفرینی فرایندی است که منجر به ایجاد رضامندی و یا تقاضای جدید می شود . کار آفرینی عبارست است از: فرایند ایجاد ارزش از راه تشکیل مجموعه ای منحصر به فردی از منابع، به منظور بهره گیری از فرصتها .

به عبارت دیگر فرایند کارآفرینی، فرایندی است که فرد کار آفرین با ایده های نو و خلاق و شناسایی فرصتهای جدید به معرفی محصول یا خدمت جدیدی و یا بهبود ساختار تولید ، که توام با پذیرش مخاطرات مالی، روانی و اجتماعی است و دریافت منابع مالی و رضایمندی شخص و استقلال او می باشد ، مبادرت می ورزد، (کیا، 1385)

تلاش محققین در ارائه مدلهای کارآفرینی با توجه به جنبه های رویکرد رفتاری و رویکرد ویژگی ها و تعاریف کارآفرینی انجام می گردد . در واقع ، می توان دو دسته مدل را ارائه نمود : مدلهای فرآیندی و مدلهای محتوایی[4] .

مدلهای محتوایی : کلیه تلاش های محققین در خصوص مطالعه رویکرد ویژگی ها که منجر به شناسایی خصوصیات فردی و شخصی افراد می گردد ، جزئی از این طبقه بندی محسوب می گردد .

آنچه که می بایستی مورد توجه قرار گیرد این است که هدف محققین در رویکرد ویژگی ها و مدلهای محتوایی ، یافتن یک چارچوب روانشناسانه و ارائه تعریف کارآفرینی بر مبنای یکسری ویژگی های فردی بوده است که با توجه به محدودیت تحقیقات در پرداختن و اظهار نظر قطعی راجع به این ویژگی های فردی ، ارائه مدل محتوایی فراگیر همواره عقیم مانده است . بر این اساس ، محققین به جای پرداختن به رویکرد ویژگی ها ، به رویکرد رفتاری و مدلهای فرآیندی روی آورده اند (احمدپور, 1383).

مدلهای فرآیندی :

مدلهای فرآیندی شامل دو دسته اصلی از مدلها می باشند ، که در ادامه تحت بررسی قرار خواهند گرفت :

الف – فرآیندهای رویدادی [5] :

در این دیدگاه ، کارآفرینی فرآیندی است که در آن فرد کلیه فعالیتهای کارآفرینانه را برنامه ریزی ، اجرا و کنترل می نماید . به علاوه ، در این بین مفاهیمی وجود دارد که بر هر رویداد در فرآیند کارآفرینانه تأثیر می گذارند . طرفداران این دیدگاه معتقدند که بروز برخی عوامل محیطی و تأثیر آن برفرد ، نقش بسیار تعیین کننده ای درتصمیم وی به کارآفرین شدن ، دارد (احمدپور, 1383).

ب- فرآیند چند بعدی :

در این دیدگاه ، کارآفرینی یک چارچوب چند بعدی و پیچیده می باشد که کلیه عوامل شامل فرد کارآفرین و ویژگیهای او ، مهارتها و سبکهای مدیریتی او ، فرهنگ ، استراتژی ، ساختار ، نظام و سازمان را در بر می گیرد . (احمدپور, 1383).

تعریف کارآفرینی :

کارآفرین در ز بان فرانسه ابتدا به کسی اطلاق می شد که گروه موزیک یا دیگر فعالیتهای تفریحی و سرگرم کننده را سازمانی می کرد . سپس در قرن شانزدهم میلادی این مفهوم برای کسانی بکار برده می شد که به ماموریتهای نظامی اعزام می شد (احمدپور و مقیمی, 1385).

از واژه کارآفرینی تعاریف متعددی شده است . ابتدا به چند نمونه از تعاریف اشاره می شود و سپس از جمع بندی تعاریف مزبور ، تعریفی نهایی به وسیله نگارنده ارائه خواهد شد .

  1. John Law
  2. New World
  3. Andrew Carnegie
  4. Content Models
  5. 2. Event Process

فرضیه های پژوهش :

فرضیه اصلی: آموزش خلاقیت بر افزایش نگرش کارآفرینانه بیکاران مؤثر است .

فرضیه های فرعی:

 1) آموزش خلاقیت بر افزایش رفتار کارآفرینانه مؤثر است.

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان :اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران با فرمت ورد

پایان نامه خلاقیت و افزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران-پایان نامه رشته روانشناسی

دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

عنوان کامل پایان نامه :

 اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران

تکه هایی از این پایان نامه :

واژه کارآفرین ازکلمه فرانسوی (Entreprendre) به معنای متعهد شدن است .

– فرد کارآفرین کسی است که توانایی تشخیص و ارزیابی فرصتهای کسب و کار را دارد و می تواند منابع لازم را جمع آوری کرده و از آنها بهره برداری نموده و عملیات مناسبی را برای رسیدن به موفقیت پی ریزی کند .

– در فرهنگ وبستر ، کارآفرین فردی تعریف شده است که سازماندهی می کند و خطر مربوط به مؤسسه اش را می پذیرد . (اینترنت، عظیمی، 1386).

– کارآفرین کسی است که با دوری از بی کفایتی های دیگران به کامیابی دست می یابد .

– کارآفرین کسی است که کارهای جدیدی انجام دهد مانند ( ساختن کالای تازه ، ارائه روشی نو در فرآیند تولید ، یافتن منابع جدید ، ایجاد تشکیلاتی نوین در کسب و کار و گشایش بازاری جدید ) و صاحبان سرمایه را نسبت به مطلوبیت نوآوری خویش متقاعد می سازد .

– کارآفرین کسی است که خطر واقع بینانه را می پذیرد زیرا میخواهد که موفق شود .

اگر چه ارائه تعریفی جامع و مانع برای کارآفرینی ، دشوار است اما با توجه به تعاریف یاد شده در این جا تعریفی نسبتاً جامع از کارآفرینی ، و کارآفرین ارائه می شود :

« کارآفرینی پدیده موقعیتی است و فرد کارآفرین انسانی نوآور است که با ذهنیت مثبتی که دارد ، فرصتهای سودآور و کشف نشده را تشخیص می دهد و می کوشد تا ترکیبهای جدیدی از منابع نادر را ارائه کند و با پذیرش خطرهای ناشی از ابتکارات خویش ، با تلاشهایی که انجام می دهد خود و جامعه اش را بهره مند سازد» (احمدپور, 1383).

کارآفرینان کسانی هستند که فرصتهایی را تشخیص میدهند که از نظر دیگران وضعیتی بغرنج یا آشفته جلوه می کند. (کورانکو، [1] ترجمه: عامل محرابی ، 1383)

کارآفرینی :

کارآفرینی موضوعی است میان رشته ای که رشته های مختلفی همچون اقتصاد, روان شناسی , مردم شناسی ,جامعه شناسی و مدیریت بر تکامل آن نقش اساسی داشته اند (احمدپور و مقیمی, 1385).

فرآیندی است که منجر به ایجاد رضایت مندی و یا تقاضای جدید می گردد . کارآفرینی عبارتست از فرآیند ایجاد ارزش از راه تشکیل مجموعه منحصر به فردی از منابع به منظور بهره گیری از فرصتها .

کارآفرینی چیزی بیش از ایجاد کار است. گرچه این بطور قطع یکی از وجوه مهم آن است، تصویر کاملی از کارآفرینی ارائه نمی دهد، خصوصیاتی همچون جستجو به دنبال فرصتها ، به جان خریدن خطرات و اصرار در تحقق پیوستن ایده ها. در مجموع دیدگاه خاصی را تشکیل می دهد که کارآفرینان را به تصویر می کشند . (کورانکو، ترجمه: عامل محرابی، 1383)

کارآفرین ( مستقل ) :

حالتی است که فردی کسب و کار مستقل ایجاد می کند یا نمایندگی آن را از طریق شناساییی فرصت و بسیج منابع و امکانات لازم بدست می آورد و تمرکز او بر نوآوری و توسعه فرایند ایجادمحصولات یا خدمات جدید است (احمدپور و مقیمی,1385).

فردی که مسؤلیت اولیه وی جمع آوری منابع لازم برای شروع کسب و کار است و یا کسی که منابع لازم برای شروع و یا رشد کسب و کاری را بسیج می نماید و تمرکز او بر نوآوری و توسعه فرآیند ، محصول یا خدمات جدید می باشد(اینترنت، عظیمی، 1386).

به عبارت دیگر ، کارآفرین فردی است که یک شرکت را ایجاد و اداره می کند و هدف اصلی اش سود آوری و رشد است. مشخصه اصلی کارآفرین ، نوآوری می باشد (احمدپور , 1383).

کارآفرینی سازمانی:

فرآیندی است که در آن محصولات یا فرآیندهای نوآوری شده از طریق القاء و ایجاد فرهنگ کارآفرینانه در یک سازمان از قبل تأسیس شده به ظهور می رسند. به تعریفی دیگر : فعالیتهای کارآفرینانه فعالیت هائی است که از منابع و حمایت سازمانی به منظور دستیابی به نتایج نوآورانه برخوردار می باشد(اینترنت، عظیمی، 1386).

در این کارآفرینی یک شرکت یا سازمان , محیطی را فراهم می سازد تا اعضاء بتوانند در امور کارآفرینی مشارکت کنند و طی آن محصولات و خدمات یا فرایندهای نوآورانه از طریق ایجاد فرهنگ کارآفرینی به ظهور برسند (احمد پور و مقیمی, 1385).

کارآفرین سازمانی :

کسی که تحت حمایت یک شرکت ، محصولات ، فعالیتها و تکنولوژی جدید را کشف و به بهره برداری می رساند . کارآفرین ممکن است به گونه ای مستقل عمل کند و یا در درون سازمان ها و شرکتهای موجود کارآفرینی کند و با فعالیتهای نوآورانه خود باعث به وجود آندن ایده ها ، فرآیندها ، روشها ، رویه ها ، کالاها و خدمات نوینی در سازمان شود و به این ترتیب ، موجبات رشد و بالندگی سازمان را فراهم آورده ، بر ثمر بخشی و اثر بخشی آن بیفزاید . کارآفرینان سازمانی کسانی هستند که فکر می کنند کارها را می توان به طریقی دیگر و به نحوی بهتر انجام داد .چنین افرادی با درک محیط ، برای خود ، بینش و آرمانی تعیین می کنند و برای نیل به  آرمان خویش با پشتکار و پیگیری ، تلاش می ورزد  (سعیدی کیا, 1382).

کارآفرینی شرکتی :

کارآفرینی شرکتی به مفهوم تعهد شرکت به ایجاد و معرفی محصولات جدید ، فرآیندهای جدید و نظام های سازمانی نوین است (سعیدی کیا, 1382).

آموزش :

فراگیری تخصص ها ، مهارتها ، شناخت و آگاهی است که فرد را جهت پذیرش سمت جدید و با انجام وظایف مختلف در مقطع زمانی خاص که از پیش تعیین شده است ، آماده و تجهیز می نماید به تعبیری دیگر : آموزش کوششی است که توسط سازمانها برای تغییر رفتار افراد از طریق فرآیند یادگیری و بخاطر افزایش اثر بخشی آنها صورت می گیرد (احمدپور , 1383).

پس :

کارآفرینی فرآیند خلق چیز جدید و با ارزش است با اختصاص زمان و تلاش لازم در نظر گرفتن ریسکهای مالی ، روانی و اجتماعی و رسیدن به رضایت فردی و مالی واستقلال .

این تعریف بر چهار جنبه اساسی کارآفرینی تأکید می ورزد بدون در نظر گرفتن زمینه کار. نخست ، کارآفرینی مستلزم فرآیند خلق است – خلق هر چیز ارزشمند و جدید این خلق باید برای کارآفرین و مخاطبی که این خلق برای او انجام شده است ارزش داشته باشد (احمدپور, 1383).

کارآفرینی و ا نواع آن :

– پروسه ایجاد ثروت.

– پروسه تخریب خلاق.

– پروسه هدایت به « خلق سازمان جدید » بدون توجه به نوع و پتانسیل سازمان.

– توسعه موقعیتها و اقداماتی نوآورانه همراه با خطر ، چه در سازمانی که قبلاً تأسیس شده یا به صورت آزاد ومستقل .

– روش اداره ای است که فرصتها را بدون در نظر گرفتن منابع موجود و قابل کنترل فعلی ، تعقیب می کند .

– وظایف ، فعالیتها و اعمالی که برای تحقق فرصت شناخته شده و ایجاد سازمانی مناسب با آن ، کمک می کند .

– پروسه ای است فراتر از شغل و حرفه بلکه کارآفرینی یک شیوه زندگی است . به طورکلی ادبیات کارآفرینی نشان می دهد که کارآفرینی در سه زمینه یا قالب ذیل شکل می گیرد :

1- در قالب افرادآزاد وغیر وابسته به سازمان ( کارآفرینان شخصی- کارآفرینی مستقل )[2]

2- در قالب کارکنان سازمان ( کارآفرینان سازمانی – کارآفرینی درون سازمانی )[3]

3- در قالب سازمان ( سازمان کارآفرین – کارآفرینی سازمانی )[4]

( هیسریچ و پیترز ، ترجمه: فیض بخش ،  1383 ).

کارآفرینان مستقل ( شخصی ) :[5]

صاحبنظران و اندیشمندان درباره کارآفرینان مستقل نظرهای متنوعی اظهار داشته اند که متعاقباً به آنها خواهیم پرداخت ولی اساساً سه انگیزه اولیه باعث می شود که کارآفرینان برای خود ، کار کنند که عبارتند از:

  • نیاز به پیشرفت ؛
  • علاقه به آزادی و استقلال ؛
  • احتیاج به رضایت شغلی ؛ (سعیدی کیا, 1382).

کارآفرینان سازمانی[6]

درواژه intrapreneur ، پیشوند intra به معنی within است ، بنابر این intrapreneur یعنی کارآفرینی که در استخدام شرکتی قرار گرفته است و در همه سطوح سازمانی یافت میشود کلمه intrapreneur در حقیقت مخفف Intracorporate entrepreneur است. البته در ادبیات کارآفرینی ، کلمه intraentrepreneur  نیز به معنی کارآفرین سازمانی دیده شده است .

در ابتدا اعتقاد بر این بود که کارآفرینها شخصاً صاحب و مالک کار خود هستند ، اما امروزه معتقدند کارآفرین ها می توانند در استخدام شرکتها درآیند ، از همین جا واژه کارآفرین سازمانی[7] به وجود آمد . چنانچه بپذیریم که کارآفرینان مستقل به دلیل استفاده از امکانات مالی و دانش فنی سازمانهای بزرگ به استخدام آنها در می آیند ، در آن صورت کارآفرینان سازمانی و مستقل ذاتاً فرق چندانی نخواهند داشت ، اما هنگامی که فرد کارآفرینی به استخدام سازمانی در می آید به تبع محدوده مسئولیتها و اختیارات سازمانی خود ، نقش دیگری پیدا می کند که کمی با نقش آزاد و مستقل آن تفاوت دارد (سعیدی کیا, 1382).

نقش کارآفرینان در جامعه:

 کارآفرینان بعنوان موتور توسعه اقتصادی ، نقشهای مختلفی را در جامعه ایفا می کنند که هر یک از اهمیت ویژه ای برخوردار است . فهرست زیر خلاصه ای است از آثار و نقشهای کارآفرینان در جامعه :

  • عامل اشتغال زایی ؛
  • عامل انتقال تکنولوژی ؛
  • عامل ترغیب و تشویق سرمایه گذاری ؛
  • عامل شناخت ، ایجاد ، و گسترش بازارهای جدید ؛
  • عامل تعادل در اقتصاد های پویا ؛
  • عامل تحول و تجدید حیات ملی و محلی ( کارآفرین فراتر از شغل و حرفه است ، بلکه یک شیوه زندگی است – کارآفرینی همه فعالیتهای بشر را در برمی گیرد ، از شعر گفتن تا رهبری جنگ ) ؛
  • عامل کاهش بوروکراسی اداری ( کاهش پشت میز نشینی و مشوق عمل گرایی و ….)
  • عامل نوآوری و روان کننده تغییر ؛
  • به عنوان یکی از عوامل تولید مثل : زمین ، سرمایه ، انسان و ….
  • عامل تحریک ، و تشویق حس رقابت ؛
  • عامل ساماندهی منابع و استفاده اثر بخش از آنها ؛
  • عامل یکپارچگی و ارتباط بازارها ؛
  • عامل رفع خلل ، شکافها ، و تنگناهای بازار و اجتماع (احمدپور,1383).

ویژگیهای شخصیتی کارآفرینان :

آنچه یک فردکارآفرین را از سایر افراد متمایز می کند ، یک مشخصه ی خاص نیست مجموع خصایص و ویژگی ها درتعیین هویت یک کارآفرین و بروز نشانه های کارآفرینی مؤثر است . مجموع این نشانه هاست که سبب می شود درعرف فرهنگ کارآفرینی به شخصی عنوان کارآفرین اطلاق شود. برخی از ویژگی های مشترک و بارز کارآفرینان که در مطالعات روان شناختی به دست آمده است،نشان میدهد که اغلب این افراد دارای روحیه ی ریسک پذیری ، نوآوری (خلاقیت وایده سازی(    ، اعتماد به نفس ، پشتکار ، آرمان گرایی ، فرصت گرایی ، نتیجه گرایی و آینده نگری هستند اغلب در کارها پیشقدم می شوند و شدیداً اهل کار و عمل اند .

کارلند[8] و همکارانش اهم ویژگیهایی را که در مورد کار آفرینان مورد بررسی واقع گردیده و تائید شده بودند، جمع آوری نمودند که اهم آنها عبارتند از:

1- نیاز به توفیق [9]   2- تمایل به مخاطره پذیری [10] 3- نیاز به استقلال   [11]    4- دارای مرکز کنترل درونی [12] 5- خلاقیت –  6- نوآوری [13]7- اعتماد به نفس [14]  8- دانش فنی [15] (اینترنت عظیمی 1386)

اما برخی از محققان ، کارآفرینان را از ابعاد گسترده تر و دیدگاه های جدیدتری مورد بررسی قرار داده اند و مشخصات زیر را درباره ی آن ها ارائه داده اند :

1- کارآفرینان در صورت لزوم قواعد و قوانین را زیر پا می گذارند.

2- آنها به فرهنگ تشکر و قدردانی از پرسنل واطرافیان خود اعتقاد دارند و آن را به کار می گیرند.

3- نتیجه ی اعمال خود را به راحتی قبول می کنند.

4- اعمال خود را با دیگران مقایسه می کنند.

5- ظرفیت رویارویی با ابهام در حل مسائل را در خود به وجود می آورند.

 

 

 

 

آآ

6- مدام در حال جست و جو و کسب اطلاعات اند.

7- رابطه ای آنان با اطرافیان و پرسنل اغلب دوستانه و غیر رسمی است .

8- افراد قاطعی اند ؛ به سرعت تصمیم می گیرند و به سرعت به تصمیم خود عمل می کنند.

9- در آنها امید به موفقیت بیشتر از ترس از شکست است.

8- افرادقاطعی اند ؛ بسرعت تصمیم میگیرند و بسرعت به تصمیم خود عمل می کنند.

9- در آنها امید به موفقیت بیشتر از ترس از شکست است.

10-  تمایل به کنترل سهل گیر دارند تا سخت گیر.

11- آنها پرورش دهنده ی افکار جدید خود و دیگرانند.

12- در برابر موانع و مشکلات قاطعانه تلاش و پشتکار از خود نشان می دهند.

13- با حالتی جست و جو گر در حال یافتن فرصت های جدیدند.

14- با برنامه ریزی دقیق به طرف هدف تعیین شده خود حرکت می کنند  (احمدپور,1383).

خلاقیت می تواند به راههای مختلف در کارآفرینی وارد شود کارآفرین ممکن است ایده ای جدید برای محصول یا خدمت داشته باشد کاری که از آنچه قبلا وجود داشته است متفاوت بوده توسط مشتریان مفید یا مطلوب تلقی گردد. در حقیقت کارآفرینی غالبا بصورت پیگیری فرصتها بدون توجه به منابعی که اکنون در اختیار دارد تعریف می شود (اینترنت , قاسم زاده,1386).

کارآفرینان به بهره گیری از نیرویی که در خود برای حل خلاقانه مسئله ، ریسک پذیری ، تحمل ابهام و ….. سراغ دارند ، قادرند به زیرکی و ظرافت و سرعت هر چه تمامتر ، تهدیدات و تنگناهای محیطی را تبدیل به فرصت کنند و در شرایط سخت مثل کمبود ارز ، تورم ، جنگ و غیره ، فرصتهای جدیدی را کشف و از آنها بهره برداری کنند که هم به نفع خود آنهاست و هم نهایتا ً منجر به رفع تنگناهای جامعه می شود . به عنوان مثال : امروزه به خوبی شاهد هستیم که چطور شرکتهای کارآفرین بزرگ با به کارگیری « استراتژی بازاریابی محیط زیست محور کارآفرینانه گرا »[16] ،  تنگناهای « آلودگی محیط زیست » را به یک فرصت و مزیت رقابتی تبدیل کرده اند که نهایتا ً هم خود منتفع شده اند و هم به خواسته های جامعه ، سیاستهای دولت و مسئولیت اجتماعی خود ، لبیک گفته اند (احمدپور , 1383).

خصوصیات و قابلیت های کارآفر ینان را به سه بخش می توان متمایز ساخت: 1) مهارت های کلیدی متهورانه و مبتکرانه    2 ) کارآفرین به عنوان یک مدیر    3) کارآفرین به عنوان یک تاجر یا یک بازرگان    .

اگر چه مهارتهای کلیدی گاهی اوقات به نظر می رسد جزء صفات شخصیتی باشندکه همراه انسان به دنیا می آیند ولی برخی از این مهارتها می تواند رشد داده شوند. کارمارامن[17] ( 2002) مهارتهای کلیدی را شامل توجه بیشتر بر ایجاد فعالیت های  یادگیری در راستای خودجهت دهی ، نوآوریهای آموزشی و تعلیمی و همچنین محصور کردن مفاهیم آموزشی مرتبط با آموزش حرفه ای را بیان می کند.

ادبیات کارآفرینی بر اساس خصوصیات و صفات یک کارآفرین متمرکز شده است. پیشرفت یک کارآفرین اغلب مهم جلوه می کند. چیزی شبیه یک حادثه بحرانی و تکان دهنده در زندگی یک کارآفرین به شمار می آید. موقعیت آن چیزی است که کارآفرین به هنگام تصمیم گیری آن را انتخاب می کند. هرچند مینربرگ[18] در ادبیات کارآفرینی روی خصوصیات و ویژگیهای کارآفرینان توجه کرده است و به شدت بر ادله تجربی متکی می باشد. یادهر کویپ[19] (1996) بر تعدادی از این صفات نظیر انگیزش نیاز، به خود مختاری ، استقلال، خلاقیت و اصیل بودن، ابتکار عمل داشتن، ریسک پذیری، پیروی از احتمالات ، هدفهای چالشگرانه، اعتماد به نفس ، مرکز کنترل درونی و بردباری اشاره دارد. (0 جرون آنستنک[20] 2003 ترجمه: عزیز زاده )

کارآفرین کیست ؟

در جواب این سوال که چه کسی می تواند کارآفرین باشد ، باید گفت : « کسانی که بتوانند به درستی تصمیم بگیرند ، می توانند کارآفرین باشند .» از واژه ی کارآفرین نیز تعاریف بسیاری ارائه شده است اما چکیده ی این تعاریف را می توان به شرح زیر بیان کرد . کارآفرین کسی است که :

  • یک واحد تجاری جدید را تأسیس کند . 2- مدیریت عمومی یک فعالیت تجاری یا تخصیص منابع آن را به عهده بگیرد. 3- بتواند از کالا ، فرآیند ، بازار ، مواد اولیه یا سازمان جدید بهره برداری تجاری کند . 4- مخاطره ی ناشی از زیان یا شکست بالقوه ی یک واحد تجاری را که به طور غیره متعارفی زیاد است ، قبول کند . 5- هدف او دستیابی به سطوح بالای رشد و سودآوری در یک واحد تجاری باشد (احمدپور, 1383).

کارآفرین، توانایی ایجاد ساخت یک دیدگاه از هیچ است کارآفرینی اساسا یک عمل خلاقانه انسانی است ، به کارگیری انرژی در آغاز و پیاده سازی یک پروژه اقتصادی یا یک سازمان ، که صرفا تماشاگران یا تحلیل نمودن این دیدگاه مستلزم خطرپیشگی حساب شده ، چه شخصی و چه مالی است و سپس انجام هر آنچه که ممکن باشد برای کاهش دادن احتمال شکست کارآفرینی، همچنین شامل توانایی ساخت یک تیم اقتصادی یا کارآفرین برای پیاده سازی مهارتها و استعدادهای فرد است . حس کردن فرصتهایی که دیگران آن را آشوب و نابسامانی می بینند.

اینکه چگونه منابع را یافته و آن را کنترل کرد. (گرامی نژاد ، 1385)

کارآفرین به منظور تحقق ایده اش عوامل مورد نیاز مانند نیروی انسانی ، تجهیزات مواد اولیه و سرمایه را فراهم می آورد و با استفاده از قدرت تصمیم گیری ، مهارت ها و استعدادهای فردی ، ایده اش را محقق می سازد و به وسیله طراحی، سازماندهی، راه اندازی و مدیریت واحد جدید ، به کسب درآمد بپردازد.

همچنین در این راه خطرات شکست را به دلیل فعالیت در محیط غیر قابل کنترل و مبهم می پذیرد. بطور خلاصه کارآفرین سازمان دهنده و فعال کننده یک واحد اقتصادی یا غیر اقتصادی به منظور دستیابی به سود دستاوردهای شخصی یا اجتماعی است . ( سعیدی کیا، 1385)

اگر منشاء تقریبا هر کسب کاری را در دنیا بررسی کنیم یک کارآفرین می یابیم – فردی که یک ایده یا یک فرصت برای ارائه یک فرآورده یا خدمت را به نحوی سودآور تشخیص داده و صرف نظر از اشکالاتی که در سر  راهش وجود داشته آن را به ثمر رسانده است, با توجه به مانع های زیادی که بر سر راه یک کارآفرین در چنین طرح پیچیده ای وجود دارد , خلاقیت قابل ملاحظه ای لازم است( اینترنت , قاسم زاده 1386).

به بیانی دیگرکارآفرین ، فردی است که دارای ایده و فکر جدید است و از طریق فرآیند تأسیس و ایجاد یک کسب و کار( کسب و کار در منزل[21] ، کسب و کار الکترونیکی[22] e –، کسب و کار مجازی[23] ، کسب و کار کوچک و متوسط SME [24] ، کسب و کارخانوادگی[25] و قبول مخاطره ی مالی و اجتماعی ، محصول یا خدمات جدیدی را به بازار معرفی می کند  . او کسی است که توانایی درک و پیدا کردن خلاها و فرصت ها را دارد و از طریق پرورش فکر و تبدیل فکر خود به یک محصول و خدمات جدید ، در جامعه اقدام به ارزش آفرینی از هیچ می کند (احمدپور , 1383).

کارآفرینی و توسعه :

با تغییر و تحولات سریع و شتابان محیط بین المللی و گذر از جامعه ی صنعتی به جامعه ی اطلاعاتی و جهانی شدن اقتصاد ، مباحثی اساسی درباره ی راهکارهایی که منجر به توسعه و رشد اقتصادی و حل معضلات اشتغال ، عدالت اجتماعی و رفاه جامعه مطرح می شود ، ارائه می گردد . با توجه به شرایط فوق یکی از مفاهیم جدید ، نقش کارآفرینی در توسعه ی پایدار در جوامع دارای پتانسیل بالا و جوامع خواهان تحول و تغییر است . به نظر بسیاری از دانشمندان سوال اصلی در اذهان عمومی این است که چرا کشورشان نسبت به کشورهای دیگر عقب افتاده است و چگونه می شود راه ترقی و پیشرفت را هموار کرد . این سوال بیشتر در ذهن نخبگان دانشگاهی و قشر روشنفکری عمیق تر است . « دلیل این که ما هر روز بیشتر عقب می مانیم ، چیست ؟ » با توجه به این که وقتی افراد یک جامعه از نظر فردی ، هوشی و استعداد و مهارت خود را با افراد و کارگزاران سایر جوامع مقایسه می کنند ، هیچ نقصانی در خود نسبت به آنان نمی یابند . پس دلیل این عقب ماندگی چیست ؟

به عبارت دیگر پیش فرض اساسی این است که کشوری موفق و توسعه یافته است که قدرت ایجاد شرکتهای برتردرسطح کلاس جهانی را داشته باشد . در پاسخ به سوال که چگونه می توان این شرکتهای موفق کلاس جهانی را تأسیس کرد بایستی دراین مسیر جست و جو کردکه اساساً چه کسانی خالقان این شرکت های موفق کلاس جهانی هستند ؟ ازاین افراد بعنوان قهرمانان توسعه ،خالقان ارزش ها، وکارآفرینان یاد می کنیم . بنابر این کارآفرینانها به عنوان لکوموتیورانان توسعه ، نقش اساسی دراین شرکت های کلاس جهانی را به عهده دارند و کشوری درآینده در مسیرتوسعه پایدار قرارمیگیرد که ساز و کارهای ایجاد شرکت های درکلاس بین المللی را هرچه بیشتر و سهل تر فراهم کند (احمدپور, 1383).

کارآفرینی و اقتصاد:

در شرایط گذر یک جامعه ی صنعتی به سمت جامعه ی اطلاعاتی ، بنیان های تبدیل ماده و انرژی به دانش و دانایی تغییر می کند و جامعه به جای توجه به نیروی بازو مدار به نیروی مغز مدار توجه می کند . از سطح کلان جامعه گرفته تا سازمان ، کار و نیروی انسانی دچار تغییرات مداوم مرتبط با محیط بین المللی می شوند . ضرورت دارد تا مدیران ما نیز با مفاهیم جدید کسب و کار آشنا شوند (احمدپور, 1383).

بوجود آوردن شرایط خارجی مناسب در سه محور , اقتصاد, سیاست و علم, تعیین کننده رشد و توسعه خلاقانه در هر اجتماع است. اهمیت حیاتی رشد نظام های طبقه بندی اطلاعات علمی در کشور نباید از دید برنامه ریزان دور شود. (احمدپور و مقیمی , 1385).

[1] Kuranko . Donald.F

[2] – Individual   entrepreneurs – independent  entrepreneurship

 

[3] – Intrapreneurs – intrapreneurship (intrapreneuring )

 

[4] – Entrepreneurial  Organizatron – corporate  entrepreneurship

 

[5] – (individual   or   independent  entreprenurs )

 

[6] – intrapreneurs

[7] – intrapreneur

[8] – Carland

[9] Need for Achievement

[10] Risk beaning

[11] Indepen dence

[12] Lo cus of control Internal

[13] Innovation

[14] Self- Confidence

[15] Technical Knawledge

[16] – enviropreneurial, marketing strategy

[17] – Kamaramen

[18] – Minner Berg

[19]– Yaddherquip

[20] – Jrown Anstenk

[21] – home business

[22] – business

[23] – virtual business

  1. Small medium enterprises

[25] – Family business

فرضیه های پژوهش :

فرضیه اصلی: آموزش خلاقیت بر افزایش نگرش کارآفرینانه بیکاران مؤثر است .

فرضیه های فرعی:

 1) آموزش خلاقیت بر افزایش رفتار کارآفرینانه مؤثر است.

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان :اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران با فرمت ورد