پایان نامه خلاقیت و افزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران-پایان نامه رشته روانشناسی

دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

عنوان کامل پایان نامه :

 اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران

تکه هایی از این پایان نامه :

واژه کارآفرین ازکلمه فرانسوی (Entreprendre) به معنای متعهد شدن است .

– فرد کارآفرین کسی است که توانایی تشخیص و ارزیابی فرصتهای کسب و کار را دارد و می تواند منابع لازم را جمع آوری کرده و از آنها بهره برداری نموده و عملیات مناسبی را برای رسیدن به موفقیت پی ریزی کند .

– در فرهنگ وبستر ، کارآفرین فردی تعریف شده است که سازماندهی می کند و خطر مربوط به مؤسسه اش را می پذیرد . (اینترنت، عظیمی، 1386).

– کارآفرین کسی است که با دوری از بی کفایتی های دیگران به کامیابی دست می یابد .

– کارآفرین کسی است که کارهای جدیدی انجام دهد مانند ( ساختن کالای تازه ، ارائه روشی نو در فرآیند تولید ، یافتن منابع جدید ، ایجاد تشکیلاتی نوین در کسب و کار و گشایش بازاری جدید ) و صاحبان سرمایه را نسبت به مطلوبیت نوآوری خویش متقاعد می سازد .

– کارآفرین کسی است که خطر واقع بینانه را می پذیرد زیرا میخواهد که موفق شود .

اگر چه ارائه تعریفی جامع و مانع برای کارآفرینی ، دشوار است اما با توجه به تعاریف یاد شده در این جا تعریفی نسبتاً جامع از کارآفرینی ، و کارآفرین ارائه می شود :

« کارآفرینی پدیده موقعیتی است و فرد کارآفرین انسانی نوآور است که با ذهنیت مثبتی که دارد ، فرصتهای سودآور و کشف نشده را تشخیص می دهد و می کوشد تا ترکیبهای جدیدی از منابع نادر را ارائه کند و با پذیرش خطرهای ناشی از ابتکارات خویش ، با تلاشهایی که انجام می دهد خود و جامعه اش را بهره مند سازد» (احمدپور, 1383).

کارآفرینان کسانی هستند که فرصتهایی را تشخیص میدهند که از نظر دیگران وضعیتی بغرنج یا آشفته جلوه می کند. (کورانکو، [1] ترجمه: عامل محرابی ، 1383)

کارآفرینی :

کارآفرینی موضوعی است میان رشته ای که رشته های مختلفی همچون اقتصاد, روان شناسی , مردم شناسی ,جامعه شناسی و مدیریت بر تکامل آن نقش اساسی داشته اند (احمدپور و مقیمی, 1385).

فرآیندی است که منجر به ایجاد رضایت مندی و یا تقاضای جدید می گردد . کارآفرینی عبارتست از فرآیند ایجاد ارزش از راه تشکیل مجموعه منحصر به فردی از منابع به منظور بهره گیری از فرصتها .

کارآفرینی چیزی بیش از ایجاد کار است. گرچه این بطور قطع یکی از وجوه مهم آن است، تصویر کاملی از کارآفرینی ارائه نمی دهد، خصوصیاتی همچون جستجو به دنبال فرصتها ، به جان خریدن خطرات و اصرار در تحقق پیوستن ایده ها. در مجموع دیدگاه خاصی را تشکیل می دهد که کارآفرینان را به تصویر می کشند . (کورانکو، ترجمه: عامل محرابی، 1383)

کارآفرین ( مستقل ) :

حالتی است که فردی کسب و کار مستقل ایجاد می کند یا نمایندگی آن را از طریق شناساییی فرصت و بسیج منابع و امکانات لازم بدست می آورد و تمرکز او بر نوآوری و توسعه فرایند ایجادمحصولات یا خدمات جدید است (احمدپور و مقیمی,1385).

فردی که مسؤلیت اولیه وی جمع آوری منابع لازم برای شروع کسب و کار است و یا کسی که منابع لازم برای شروع و یا رشد کسب و کاری را بسیج می نماید و تمرکز او بر نوآوری و توسعه فرآیند ، محصول یا خدمات جدید می باشد(اینترنت، عظیمی، 1386).

به عبارت دیگر ، کارآفرین فردی است که یک شرکت را ایجاد و اداره می کند و هدف اصلی اش سود آوری و رشد است. مشخصه اصلی کارآفرین ، نوآوری می باشد (احمدپور , 1383).

کارآفرینی سازمانی:

فرآیندی است که در آن محصولات یا فرآیندهای نوآوری شده از طریق القاء و ایجاد فرهنگ کارآفرینانه در یک سازمان از قبل تأسیس شده به ظهور می رسند. به تعریفی دیگر : فعالیتهای کارآفرینانه فعالیت هائی است که از منابع و حمایت سازمانی به منظور دستیابی به نتایج نوآورانه برخوردار می باشد(اینترنت، عظیمی، 1386).

در این کارآفرینی یک شرکت یا سازمان , محیطی را فراهم می سازد تا اعضاء بتوانند در امور کارآفرینی مشارکت کنند و طی آن محصولات و خدمات یا فرایندهای نوآورانه از طریق ایجاد فرهنگ کارآفرینی به ظهور برسند (احمد پور و مقیمی, 1385).

کارآفرین سازمانی :

کسی که تحت حمایت یک شرکت ، محصولات ، فعالیتها و تکنولوژی جدید را کشف و به بهره برداری می رساند . کارآفرین ممکن است به گونه ای مستقل عمل کند و یا در درون سازمان ها و شرکتهای موجود کارآفرینی کند و با فعالیتهای نوآورانه خود باعث به وجود آندن ایده ها ، فرآیندها ، روشها ، رویه ها ، کالاها و خدمات نوینی در سازمان شود و به این ترتیب ، موجبات رشد و بالندگی سازمان را فراهم آورده ، بر ثمر بخشی و اثر بخشی آن بیفزاید . کارآفرینان سازمانی کسانی هستند که فکر می کنند کارها را می توان به طریقی دیگر و به نحوی بهتر انجام داد .چنین افرادی با درک محیط ، برای خود ، بینش و آرمانی تعیین می کنند و برای نیل به  آرمان خویش با پشتکار و پیگیری ، تلاش می ورزد  (سعیدی کیا, 1382).

کارآفرینی شرکتی :

کارآفرینی شرکتی به مفهوم تعهد شرکت به ایجاد و معرفی محصولات جدید ، فرآیندهای جدید و نظام های سازمانی نوین است (سعیدی کیا, 1382).

آموزش :

فراگیری تخصص ها ، مهارتها ، شناخت و آگاهی است که فرد را جهت پذیرش سمت جدید و با انجام وظایف مختلف در مقطع زمانی خاص که از پیش تعیین شده است ، آماده و تجهیز می نماید به تعبیری دیگر : آموزش کوششی است که توسط سازمانها برای تغییر رفتار افراد از طریق فرآیند یادگیری و بخاطر افزایش اثر بخشی آنها صورت می گیرد (احمدپور , 1383).

پس :

کارآفرینی فرآیند خلق چیز جدید و با ارزش است با اختصاص زمان و تلاش لازم در نظر گرفتن ریسکهای مالی ، روانی و اجتماعی و رسیدن به رضایت فردی و مالی واستقلال .

این تعریف بر چهار جنبه اساسی کارآفرینی تأکید می ورزد بدون در نظر گرفتن زمینه کار. نخست ، کارآفرینی مستلزم فرآیند خلق است – خلق هر چیز ارزشمند و جدید این خلق باید برای کارآفرین و مخاطبی که این خلق برای او انجام شده است ارزش داشته باشد (احمدپور, 1383).

کارآفرینی و ا نواع آن :

– پروسه ایجاد ثروت.

– پروسه تخریب خلاق.

– پروسه هدایت به « خلق سازمان جدید » بدون توجه به نوع و پتانسیل سازمان.

– توسعه موقعیتها و اقداماتی نوآورانه همراه با خطر ، چه در سازمانی که قبلاً تأسیس شده یا به صورت آزاد ومستقل .

– روش اداره ای است که فرصتها را بدون در نظر گرفتن منابع موجود و قابل کنترل فعلی ، تعقیب می کند .

– وظایف ، فعالیتها و اعمالی که برای تحقق فرصت شناخته شده و ایجاد سازمانی مناسب با آن ، کمک می کند .

– پروسه ای است فراتر از شغل و حرفه بلکه کارآفرینی یک شیوه زندگی است . به طورکلی ادبیات کارآفرینی نشان می دهد که کارآفرینی در سه زمینه یا قالب ذیل شکل می گیرد :

1- در قالب افرادآزاد وغیر وابسته به سازمان ( کارآفرینان شخصی- کارآفرینی مستقل )[2]

2- در قالب کارکنان سازمان ( کارآفرینان سازمانی – کارآفرینی درون سازمانی )[3]

3- در قالب سازمان ( سازمان کارآفرین – کارآفرینی سازمانی )[4]

( هیسریچ و پیترز ، ترجمه: فیض بخش ،  1383 ).

کارآفرینان مستقل ( شخصی ) :[5]

صاحبنظران و اندیشمندان درباره کارآفرینان مستقل نظرهای متنوعی اظهار داشته اند که متعاقباً به آنها خواهیم پرداخت ولی اساساً سه انگیزه اولیه باعث می شود که کارآفرینان برای خود ، کار کنند که عبارتند از:

  • نیاز به پیشرفت ؛
  • علاقه به آزادی و استقلال ؛
  • احتیاج به رضایت شغلی ؛ (سعیدی کیا, 1382).

کارآفرینان سازمانی[6]

درواژه intrapreneur ، پیشوند intra به معنی within است ، بنابر این intrapreneur یعنی کارآفرینی که در استخدام شرکتی قرار گرفته است و در همه سطوح سازمانی یافت میشود کلمه intrapreneur در حقیقت مخفف Intracorporate entrepreneur است. البته در ادبیات کارآفرینی ، کلمه intraentrepreneur  نیز به معنی کارآفرین سازمانی دیده شده است .

در ابتدا اعتقاد بر این بود که کارآفرینها شخصاً صاحب و مالک کار خود هستند ، اما امروزه معتقدند کارآفرین ها می توانند در استخدام شرکتها درآیند ، از همین جا واژه کارآفرین سازمانی[7] به وجود آمد . چنانچه بپذیریم که کارآفرینان مستقل به دلیل استفاده از امکانات مالی و دانش فنی سازمانهای بزرگ به استخدام آنها در می آیند ، در آن صورت کارآفرینان سازمانی و مستقل ذاتاً فرق چندانی نخواهند داشت ، اما هنگامی که فرد کارآفرینی به استخدام سازمانی در می آید به تبع محدوده مسئولیتها و اختیارات سازمانی خود ، نقش دیگری پیدا می کند که کمی با نقش آزاد و مستقل آن تفاوت دارد (سعیدی کیا, 1382).

نقش کارآفرینان در جامعه:

 کارآفرینان بعنوان موتور توسعه اقتصادی ، نقشهای مختلفی را در جامعه ایفا می کنند که هر یک از اهمیت ویژه ای برخوردار است . فهرست زیر خلاصه ای است از آثار و نقشهای کارآفرینان در جامعه :

  • عامل اشتغال زایی ؛
  • عامل انتقال تکنولوژی ؛
  • عامل ترغیب و تشویق سرمایه گذاری ؛
  • عامل شناخت ، ایجاد ، و گسترش بازارهای جدید ؛
  • عامل تعادل در اقتصاد های پویا ؛
  • عامل تحول و تجدید حیات ملی و محلی ( کارآفرین فراتر از شغل و حرفه است ، بلکه یک شیوه زندگی است – کارآفرینی همه فعالیتهای بشر را در برمی گیرد ، از شعر گفتن تا رهبری جنگ ) ؛
  • عامل کاهش بوروکراسی اداری ( کاهش پشت میز نشینی و مشوق عمل گرایی و ….)
  • عامل نوآوری و روان کننده تغییر ؛
  • به عنوان یکی از عوامل تولید مثل : زمین ، سرمایه ، انسان و ….
  • عامل تحریک ، و تشویق حس رقابت ؛
  • عامل ساماندهی منابع و استفاده اثر بخش از آنها ؛
  • عامل یکپارچگی و ارتباط بازارها ؛
  • عامل رفع خلل ، شکافها ، و تنگناهای بازار و اجتماع (احمدپور,1383).

ویژگیهای شخصیتی کارآفرینان :

آنچه یک فردکارآفرین را از سایر افراد متمایز می کند ، یک مشخصه ی خاص نیست مجموع خصایص و ویژگی ها درتعیین هویت یک کارآفرین و بروز نشانه های کارآفرینی مؤثر است . مجموع این نشانه هاست که سبب می شود درعرف فرهنگ کارآفرینی به شخصی عنوان کارآفرین اطلاق شود. برخی از ویژگی های مشترک و بارز کارآفرینان که در مطالعات روان شناختی به دست آمده است،نشان میدهد که اغلب این افراد دارای روحیه ی ریسک پذیری ، نوآوری (خلاقیت وایده سازی(    ، اعتماد به نفس ، پشتکار ، آرمان گرایی ، فرصت گرایی ، نتیجه گرایی و آینده نگری هستند اغلب در کارها پیشقدم می شوند و شدیداً اهل کار و عمل اند .

کارلند[8] و همکارانش اهم ویژگیهایی را که در مورد کار آفرینان مورد بررسی واقع گردیده و تائید شده بودند، جمع آوری نمودند که اهم آنها عبارتند از:

1- نیاز به توفیق [9]   2- تمایل به مخاطره پذیری [10] 3- نیاز به استقلال   [11]    4- دارای مرکز کنترل درونی [12] 5- خلاقیت –  6- نوآوری [13]7- اعتماد به نفس [14]  8- دانش فنی [15] (اینترنت عظیمی 1386)

اما برخی از محققان ، کارآفرینان را از ابعاد گسترده تر و دیدگاه های جدیدتری مورد بررسی قرار داده اند و مشخصات زیر را درباره ی آن ها ارائه داده اند :

1- کارآفرینان در صورت لزوم قواعد و قوانین را زیر پا می گذارند.

2- آنها به فرهنگ تشکر و قدردانی از پرسنل واطرافیان خود اعتقاد دارند و آن را به کار می گیرند.

3- نتیجه ی اعمال خود را به راحتی قبول می کنند.

4- اعمال خود را با دیگران مقایسه می کنند.

5- ظرفیت رویارویی با ابهام در حل مسائل را در خود به وجود می آورند.

 

 

 

 

آآ

6- مدام در حال جست و جو و کسب اطلاعات اند.

7- رابطه ای آنان با اطرافیان و پرسنل اغلب دوستانه و غیر رسمی است .

8- افراد قاطعی اند ؛ به سرعت تصمیم می گیرند و به سرعت به تصمیم خود عمل می کنند.

9- در آنها امید به موفقیت بیشتر از ترس از شکست است.

8- افرادقاطعی اند ؛ بسرعت تصمیم میگیرند و بسرعت به تصمیم خود عمل می کنند.

9- در آنها امید به موفقیت بیشتر از ترس از شکست است.

10-  تمایل به کنترل سهل گیر دارند تا سخت گیر.

11- آنها پرورش دهنده ی افکار جدید خود و دیگرانند.

12- در برابر موانع و مشکلات قاطعانه تلاش و پشتکار از خود نشان می دهند.

13- با حالتی جست و جو گر در حال یافتن فرصت های جدیدند.

14- با برنامه ریزی دقیق به طرف هدف تعیین شده خود حرکت می کنند  (احمدپور,1383).

خلاقیت می تواند به راههای مختلف در کارآفرینی وارد شود کارآفرین ممکن است ایده ای جدید برای محصول یا خدمت داشته باشد کاری که از آنچه قبلا وجود داشته است متفاوت بوده توسط مشتریان مفید یا مطلوب تلقی گردد. در حقیقت کارآفرینی غالبا بصورت پیگیری فرصتها بدون توجه به منابعی که اکنون در اختیار دارد تعریف می شود (اینترنت , قاسم زاده,1386).

کارآفرینان به بهره گیری از نیرویی که در خود برای حل خلاقانه مسئله ، ریسک پذیری ، تحمل ابهام و ….. سراغ دارند ، قادرند به زیرکی و ظرافت و سرعت هر چه تمامتر ، تهدیدات و تنگناهای محیطی را تبدیل به فرصت کنند و در شرایط سخت مثل کمبود ارز ، تورم ، جنگ و غیره ، فرصتهای جدیدی را کشف و از آنها بهره برداری کنند که هم به نفع خود آنهاست و هم نهایتا ً منجر به رفع تنگناهای جامعه می شود . به عنوان مثال : امروزه به خوبی شاهد هستیم که چطور شرکتهای کارآفرین بزرگ با به کارگیری « استراتژی بازاریابی محیط زیست محور کارآفرینانه گرا »[16] ،  تنگناهای « آلودگی محیط زیست » را به یک فرصت و مزیت رقابتی تبدیل کرده اند که نهایتا ً هم خود منتفع شده اند و هم به خواسته های جامعه ، سیاستهای دولت و مسئولیت اجتماعی خود ، لبیک گفته اند (احمدپور , 1383).

خصوصیات و قابلیت های کارآفر ینان را به سه بخش می توان متمایز ساخت: 1) مهارت های کلیدی متهورانه و مبتکرانه    2 ) کارآفرین به عنوان یک مدیر    3) کارآفرین به عنوان یک تاجر یا یک بازرگان    .

اگر چه مهارتهای کلیدی گاهی اوقات به نظر می رسد جزء صفات شخصیتی باشندکه همراه انسان به دنیا می آیند ولی برخی از این مهارتها می تواند رشد داده شوند. کارمارامن[17] ( 2002) مهارتهای کلیدی را شامل توجه بیشتر بر ایجاد فعالیت های  یادگیری در راستای خودجهت دهی ، نوآوریهای آموزشی و تعلیمی و همچنین محصور کردن مفاهیم آموزشی مرتبط با آموزش حرفه ای را بیان می کند.

ادبیات کارآفرینی بر اساس خصوصیات و صفات یک کارآفرین متمرکز شده است. پیشرفت یک کارآفرین اغلب مهم جلوه می کند. چیزی شبیه یک حادثه بحرانی و تکان دهنده در زندگی یک کارآفرین به شمار می آید. موقعیت آن چیزی است که کارآفرین به هنگام تصمیم گیری آن را انتخاب می کند. هرچند مینربرگ[18] در ادبیات کارآفرینی روی خصوصیات و ویژگیهای کارآفرینان توجه کرده است و به شدت بر ادله تجربی متکی می باشد. یادهر کویپ[19] (1996) بر تعدادی از این صفات نظیر انگیزش نیاز، به خود مختاری ، استقلال، خلاقیت و اصیل بودن، ابتکار عمل داشتن، ریسک پذیری، پیروی از احتمالات ، هدفهای چالشگرانه، اعتماد به نفس ، مرکز کنترل درونی و بردباری اشاره دارد. (0 جرون آنستنک[20] 2003 ترجمه: عزیز زاده )

کارآفرین کیست ؟

در جواب این سوال که چه کسی می تواند کارآفرین باشد ، باید گفت : « کسانی که بتوانند به درستی تصمیم بگیرند ، می توانند کارآفرین باشند .» از واژه ی کارآفرین نیز تعاریف بسیاری ارائه شده است اما چکیده ی این تعاریف را می توان به شرح زیر بیان کرد . کارآفرین کسی است که :

  • یک واحد تجاری جدید را تأسیس کند . 2- مدیریت عمومی یک فعالیت تجاری یا تخصیص منابع آن را به عهده بگیرد. 3- بتواند از کالا ، فرآیند ، بازار ، مواد اولیه یا سازمان جدید بهره برداری تجاری کند . 4- مخاطره ی ناشی از زیان یا شکست بالقوه ی یک واحد تجاری را که به طور غیره متعارفی زیاد است ، قبول کند . 5- هدف او دستیابی به سطوح بالای رشد و سودآوری در یک واحد تجاری باشد (احمدپور, 1383).

کارآفرین، توانایی ایجاد ساخت یک دیدگاه از هیچ است کارآفرینی اساسا یک عمل خلاقانه انسانی است ، به کارگیری انرژی در آغاز و پیاده سازی یک پروژه اقتصادی یا یک سازمان ، که صرفا تماشاگران یا تحلیل نمودن این دیدگاه مستلزم خطرپیشگی حساب شده ، چه شخصی و چه مالی است و سپس انجام هر آنچه که ممکن باشد برای کاهش دادن احتمال شکست کارآفرینی، همچنین شامل توانایی ساخت یک تیم اقتصادی یا کارآفرین برای پیاده سازی مهارتها و استعدادهای فرد است . حس کردن فرصتهایی که دیگران آن را آشوب و نابسامانی می بینند.

اینکه چگونه منابع را یافته و آن را کنترل کرد. (گرامی نژاد ، 1385)

کارآفرین به منظور تحقق ایده اش عوامل مورد نیاز مانند نیروی انسانی ، تجهیزات مواد اولیه و سرمایه را فراهم می آورد و با استفاده از قدرت تصمیم گیری ، مهارت ها و استعدادهای فردی ، ایده اش را محقق می سازد و به وسیله طراحی، سازماندهی، راه اندازی و مدیریت واحد جدید ، به کسب درآمد بپردازد.

همچنین در این راه خطرات شکست را به دلیل فعالیت در محیط غیر قابل کنترل و مبهم می پذیرد. بطور خلاصه کارآفرین سازمان دهنده و فعال کننده یک واحد اقتصادی یا غیر اقتصادی به منظور دستیابی به سود دستاوردهای شخصی یا اجتماعی است . ( سعیدی کیا، 1385)

اگر منشاء تقریبا هر کسب کاری را در دنیا بررسی کنیم یک کارآفرین می یابیم – فردی که یک ایده یا یک فرصت برای ارائه یک فرآورده یا خدمت را به نحوی سودآور تشخیص داده و صرف نظر از اشکالاتی که در سر  راهش وجود داشته آن را به ثمر رسانده است, با توجه به مانع های زیادی که بر سر راه یک کارآفرین در چنین طرح پیچیده ای وجود دارد , خلاقیت قابل ملاحظه ای لازم است( اینترنت , قاسم زاده 1386).

به بیانی دیگرکارآفرین ، فردی است که دارای ایده و فکر جدید است و از طریق فرآیند تأسیس و ایجاد یک کسب و کار( کسب و کار در منزل[21] ، کسب و کار الکترونیکی[22] e –، کسب و کار مجازی[23] ، کسب و کار کوچک و متوسط SME [24] ، کسب و کارخانوادگی[25] و قبول مخاطره ی مالی و اجتماعی ، محصول یا خدمات جدیدی را به بازار معرفی می کند  . او کسی است که توانایی درک و پیدا کردن خلاها و فرصت ها را دارد و از طریق پرورش فکر و تبدیل فکر خود به یک محصول و خدمات جدید ، در جامعه اقدام به ارزش آفرینی از هیچ می کند (احمدپور , 1383).

کارآفرینی و توسعه :

با تغییر و تحولات سریع و شتابان محیط بین المللی و گذر از جامعه ی صنعتی به جامعه ی اطلاعاتی و جهانی شدن اقتصاد ، مباحثی اساسی درباره ی راهکارهایی که منجر به توسعه و رشد اقتصادی و حل معضلات اشتغال ، عدالت اجتماعی و رفاه جامعه مطرح می شود ، ارائه می گردد . با توجه به شرایط فوق یکی از مفاهیم جدید ، نقش کارآفرینی در توسعه ی پایدار در جوامع دارای پتانسیل بالا و جوامع خواهان تحول و تغییر است . به نظر بسیاری از دانشمندان سوال اصلی در اذهان عمومی این است که چرا کشورشان نسبت به کشورهای دیگر عقب افتاده است و چگونه می شود راه ترقی و پیشرفت را هموار کرد . این سوال بیشتر در ذهن نخبگان دانشگاهی و قشر روشنفکری عمیق تر است . « دلیل این که ما هر روز بیشتر عقب می مانیم ، چیست ؟ » با توجه به این که وقتی افراد یک جامعه از نظر فردی ، هوشی و استعداد و مهارت خود را با افراد و کارگزاران سایر جوامع مقایسه می کنند ، هیچ نقصانی در خود نسبت به آنان نمی یابند . پس دلیل این عقب ماندگی چیست ؟

به عبارت دیگر پیش فرض اساسی این است که کشوری موفق و توسعه یافته است که قدرت ایجاد شرکتهای برتردرسطح کلاس جهانی را داشته باشد . در پاسخ به سوال که چگونه می توان این شرکتهای موفق کلاس جهانی را تأسیس کرد بایستی دراین مسیر جست و جو کردکه اساساً چه کسانی خالقان این شرکت های موفق کلاس جهانی هستند ؟ ازاین افراد بعنوان قهرمانان توسعه ،خالقان ارزش ها، وکارآفرینان یاد می کنیم . بنابر این کارآفرینانها به عنوان لکوموتیورانان توسعه ، نقش اساسی دراین شرکت های کلاس جهانی را به عهده دارند و کشوری درآینده در مسیرتوسعه پایدار قرارمیگیرد که ساز و کارهای ایجاد شرکت های درکلاس بین المللی را هرچه بیشتر و سهل تر فراهم کند (احمدپور, 1383).

کارآفرینی و اقتصاد:

در شرایط گذر یک جامعه ی صنعتی به سمت جامعه ی اطلاعاتی ، بنیان های تبدیل ماده و انرژی به دانش و دانایی تغییر می کند و جامعه به جای توجه به نیروی بازو مدار به نیروی مغز مدار توجه می کند . از سطح کلان جامعه گرفته تا سازمان ، کار و نیروی انسانی دچار تغییرات مداوم مرتبط با محیط بین المللی می شوند . ضرورت دارد تا مدیران ما نیز با مفاهیم جدید کسب و کار آشنا شوند (احمدپور, 1383).

بوجود آوردن شرایط خارجی مناسب در سه محور , اقتصاد, سیاست و علم, تعیین کننده رشد و توسعه خلاقانه در هر اجتماع است. اهمیت حیاتی رشد نظام های طبقه بندی اطلاعات علمی در کشور نباید از دید برنامه ریزان دور شود. (احمدپور و مقیمی , 1385).

[1] Kuranko . Donald.F

[2] – Individual   entrepreneurs – independent  entrepreneurship

 

[3] – Intrapreneurs – intrapreneurship (intrapreneuring )

 

[4] – Entrepreneurial  Organizatron – corporate  entrepreneurship

 

[5] – (individual   or   independent  entreprenurs )

 

[6] – intrapreneurs

[7] – intrapreneur

[8] – Carland

[9] Need for Achievement

[10] Risk beaning

[11] Indepen dence

[12] Lo cus of control Internal

[13] Innovation

[14] Self- Confidence

[15] Technical Knawledge

[16] – enviropreneurial, marketing strategy

[17] – Kamaramen

[18] – Minner Berg

[19]– Yaddherquip

[20] – Jrown Anstenk

[21] – home business

[22] – business

[23] – virtual business

  1. Small medium enterprises

[25] – Family business

فرضیه های پژوهش :

فرضیه اصلی: آموزش خلاقیت بر افزایش نگرش کارآفرینانه بیکاران مؤثر است .

فرضیه های فرعی:

 1) آموزش خلاقیت بر افزایش رفتار کارآفرینانه مؤثر است.

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان :اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران با فرمت ورد

دانلود پایان نامه تاثیر خلاقیت و افزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران-پایان نامه رشته روانشناسی

دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

عنوان کامل پایان نامه :

 اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران

تکه هایی از این پایان نامه :

کارآفرینی و توسعه اقتصادی : نقش کارآفرینی در توسعه اقتصادی منحصر به افزایش بازده و درآمد سرانه نیست، بلکه شامل پایه گذاری و آغاز اعمال تغییرات ساختاری در فعالیت اقتصادی و اجتماعی است. این تحول با رشد و افزایش بازده همراه است که امکان تقسیم بین شرکت کنندگان مختلف را بیشتر فراهم میکند. چه چیزهایی در منطقه توسعه و تحول مورد نیاز را تسهیل می کند؟ یکی از نظریه های توسعه اقتصادی ، نوآوری را عامل کلیدی معرفی می کند که نه تنها در تولید محصول ( یا خدمات رسانی ) جدید در بازار، بلکه در جلب سرمایه گذاری در فعالیت کارآفرینانه جدید نقش دارد. این سرمایه گذاری جدید در دو طرف عرضه و تقاضای معادله رشد نقش دارد ؛ سرمایه جدید به وجود آمده برای گسترش ظرفیت رشد ( طرف عرضه) به کار میرود و مخارج جدید حاصل ازآن صرف خروجی و ظرفیت جدید مصرف ( طرف تقاضا) میشود. علی رغم اهمیتی که سرمایه گذاری و نوآوری در توسعه اقتصادی منطقه دارند، فقدان درک فرآیند تکامل محصول همچنان باقی است. این فرآیندی است که از طریق آن نوآوری شکوفا میشود و با فعالیت کارآفرینانه تجاری می گردد که به نویه خود به رشد اقتصادی می انجامد (هیسریچ و پیترز, ترجمه: فیض بخش , 1383).

کار آفرینی و نوآوری : هرچند سیاستهای مرتبط با کارآفرینی تکنولوژیک در این گروه از سیاستها قرار نمی گیرد لیکن به دلیل رابطه نزدیکی که بین نوآوری و کارآفرینی وجود دارد مناسب است. نگاهی گذرا به این مقوله بنماییم. نوآوری باید ایده یا یک نقش جدید آغاز میشود. با این حال تبدیل دانش جدید به کاربرهای اقتصادی خود به خود رخ نمی دهد. زیرا فاصله بازدارنده ای بین دنیای تحقیقات ( که منشا اکثر دانش های جدید است و دنیای کسب وکار وجود دارد. هدف اصلی سیاستهای انتقال دانش، از بین بردن این فاصله است چه نهادهای تحقیقاتی و چه کسب و کارهای خصوصی یا هر دو از این سیاستها منتفع میشوند. محققان بدلیل اینکه دستاوردهای تحقیقاتی آنان به بازار میرود نفع مالی می برند و شرکتها نیز بدلیل اینکه دانش جدید به ایشان یک منبع مهم پیشرفت به حساب می آید. منتفع می گردند (هیسریچ و پیترز, ترجمه: فیض بخش , 1383).

کارآفرینی و یادگیری:کارآفرینی پدیده ای وضعیتی و اقتضایی است و از شرایط حاکم بر موقعیت ، تأثیر می پذیرد . گزینه های موقعیت نیز برآیندی از ویژگیهای فردی و محیطی است . مجموعه ای از شرایط است که رفتار کارآفرینی و نوطلبی را باعث می شود و نواندیشان و نورپردازان را می پروراند . کارآفرینی یک رفتار است و رفتار نیز ، معلول است . پیشینه هایی وجود دارند که زمینه بروز رفتار را فراهم می آورند . براساس نظریه یادگیری اجتماعی[1] مناسب ، الگوهای موفق و نحوه برخورد جامعه ، زمینه یادگیری را در فرد فراهم می آورند . مشاهده آنچه که برای دیگران اتفاق می افتد ( الگوهای مشاهده ای ) ، یکی از راههای یادگیری است . اصولاً نام یادگیری اجتماعی بدان جهت نهاده شده که بر یادگیری افراد در اجتماع تأکید دارد . بر اساس این نظریه ، بخشی از رفتارهای افراد ناشی از تجربه دیگران است . با مشاهده رفتار دیگران ، ما آن رفتار را یاد می گیریم و ممکن است از آن الگو بگیریم . افراد از آن چیزی تقلید می کنند که می بینند نه آنچه که می خوانند . وجود کارآفرینان موفق در اجتماع ، نحوه برخورد جامعه با آنان ، میزان پشتیبانی که از کارآفرینان فعال و کارا می شود و ….. همه به گونه ای نظام مند متشکل از اجزای متعامل می تواند در گسترش فراگیر کارآفرینی در جامعه موثر باشند  (کورانکو, ترجمه: عامل محرابی, 1383).

کارآفرینی و نقش اجتماعی: یک استاد دانشگاه ، سیاستمدار ، فیزیک دان یایک چاه کن می تواند رفتار کارآفرینانه داشته باشد اگر چه در موقعیت و مقام کارآفرین نباشد و بلعکس ممکن است کسی که در مقام و وضعیت کارآفرینی قرار دارد رفتار کارآفرینانه ای نداشته باشد مک کله لند معتقد است ، اگر فقط نقشها یعنی رفتارهای کارآفرینانه را بدون توجه به وضعیت[2] آنها در نظر بگیریم کارآفرینی بسیار گسترده تر می شود و کلیه فعالیتهای انسان را در بر می گیرد ، زیرا همه فعالیتهای انسان می تواند به روش کارآفرینانه به اجرا در آید ، از شعر گفتن تا رهبری جنگ ، و اضافه می کند « اگر بخواهیم همه محدوده زندگی بشر را بررسی کنیم تعریف کارآفرینی بسیار مشکل خواهد بود ، لذا فقط متمرکز بر فعالیتهای کسب و کاری می شویم که بیشتر درک می شوند » (اکبری, تدوین: هاشمی, 1380).

کارآفرینی و زنان:

تعداد زنان کارآفرین و خود اشتغال در اتحادیه اروپا با مردان به میزان قابل توجهی کمتر است. در سال 2000 میلادی تنها 8 در صد از زنان شاغل, خود اشتغال بودند. در حالیکه مردان دو برابر این میزان را به خود اختصاص داده اند. اما دلایل متفاوتی نشان می دهد که زنان روز به روز تمایل بیشتری به شروع کسب کار جدید از خود نشان می دهند.

آخرین تحقیقات علمی نشان می دهد زنان در بخش هایی که نیازمند نوآوری است با همان موانعی روبرو هستند که زنان کارآفرین در بخشهای مختلف دیگر با آن مواجه اند. متاسفانه مزایای تحصیلات عالی و تجربیات کاری نمی تواند عقب ماندگی ناشی از جنسیت و زن بودن در جامعه برای زنان کارآفرین را جبران کند . زنان از نبود مدلی کارا و موفق برای کسب حمایت سایر زنان و کسب نیازهایشان در بر پایی کسب کار برای خود رنج می برند. متاسفانه تعداد زنان در بخش هایی که نیازمند نوآوری است بسیار کم است. این کم بودن نه به دلیل ناتوانی های فردی که بیشتر بدلیل مشکلات ساختارهای اجتماعی است. (اینترنت , بوجتس[3] ترجمه: یوسفی, 1386).

کارآفرینی و اصول اخلاق : زندگی کارآفرین ساده نیست. کارآفرین در حالی که سرمایه اش را برای فروش و تحویل محصولات و خدمات به خطر انداخته است باید در مقایسه با متوسط افراد هر فعالیت اقتصادی انرژی بیشتری را صرف نوآوری کند. کارآفرین هر روز با موقعیتهای سخت و پرتنش دست و پنجه نرم می کند. در عین حال باید بتواند بین مقتضیات اخلاقی ، مصالح اقتصادی و مسئولیتهای اجتماعی تعادل برقرار کند: تعادلی که با روش تفکر مدیران فعالیتهای اقتصادی معمولی در حوزه مسائل اخلاقی متفاوت است (هیسریچ و پیترز, ترجمه: فیض بخش , 1383).

برخورد مدیران با مسئولیت پذیری شرکت به شرایط سازمانی در مواجه با قوانین و استانداردهای اخلاقی در هر حرفه ای بستگی دارد. به عبارت دیگر ، کارآفرینان با تأسیس شرکت نسبتاَ جدیدشان که با الگوهای کارکردی معدودی همراه است معمولاَ از اصول اخلاقی خاص خود پیروی می کنند. بنابراین کارآفرینان هنگام تعیین روال مناسب اخلاقی بیش از سایر مدیران به نظامهای ارزشی شخصی خود اتکا دارند.

کارآفرینان علی رغم اتکا به نظام ارزشی شخصی خود، به فشار همتایان و هنجارهای کلی اجتماعی در روابطشان و نیز فشار سایر رقبا حساس اند. تفاوتهای کارآفرینان در گروههای مختلف جوامع و کشورها، تا حدودی هنجارها و ارزشهای این جوامع و کشورها را منعکس می کند. در کشوری خاص، این تفاوت در شهرها و شهرهای معمولی به طور واضح دیده میشود

به عنوان مثال ، مدیران آمریکایی فردگرایی بیشتر و جمع گرایی کمتری از همقطاران آلمانی واسترالیایی شان دارند (هیسریچ و پیترز, ترجمه: فیض بخش , 1383).

کارآفرینی و خودکارآفرینی

با توجه به محدودیتها و فرصتهای محیطی برای اشتغال نیروی کار در قرن 21 و با توجه به حرکت روزافزون جامعه جهانی به سمت مؤلفه های یادشده، و حرکت کاروان جهانی به سمت جهانی شدن اقتصاد، فرهنگ و سیاست، پیش بینی درگیری نیروی کار جوامع در حال توسعه در محیط تصویر شده در آینده نزدیک، امر جدیدی نیست. لذا نیروی کار قرن 21 در جوامع در حال توسعه نیز باید با رعایت استانداردهای نیروی کار در قرن 21 که پیشتر به آن اشاره شد و با بهره گیری از فرصتهای ایجاد شده، اقدام به کار در محیط تجاری کند.

برای بیان ویژگیهای راهبرد خودکارآفرینی، لازم است که در ابتدا تعریفی از کارآفرینی و شرایط لازم برای ارتقای آن ارائه گردد.

کارآفرینی نوآوری، ارائه کالا و روشی جدید برای انجام کارها، و نمونه هایی از این دست است که می تواند زمینه ساز اشتغال نیروی کار باشد. برخی براین عقیده اند که کارآفرینی لزوماً منجر به شغل آفرینی نمی شود. البته زمانی که یک نوآوری جدید در بازار مطرح می گردد، تا زمانی که زمینه بهره برداری کاربردی از آن برای سایر اعضای جامعه فراهم نگردد، این امر منجر به شغل آفرینی و افزایش اشتغال نخواهد شد.

اما در مفهومی که از خودکارآفرینی ارائه خواهد شد، هر گونه نوآوری که برای انجام فعالیتهای اقتصادی توسط خود فرد ایجاد می شود منجر به ایجاد شغل برای فرد و همچنین افزایش اشتغال می شود.

پیتر دراکر کارآفرینی را شروع یک فعالیت اقتصادی کوچک توسط یک فرد میداند و می گوید:

«کارآفرین کسی است که فعالیت اقتصادی کوچک و جدیدی را با سرمایه خود شروع کند.»

البته برخی براین عقیده اند که اگر فعالیت اقتصادی شروع شده نوآوری جدیدی نبوده، و پیروی از روشهای قبلی فعالیتهای اقتصادی باشد، نمی تواند بعنوان یک فعالیت کارآفرینانه به حساب آید. اما چنانچه شرایطی در جامعه ایجاد گردد که در محیط اقتصاد دیجیتالی و سازماندهی مجازی ساختار اقتصادی، نیروی کار با کسب مهارتهای جدید و انجام کار با شیوه های بهتر، بطور مداوم به عقد قرارداد عضویت در شبکه های سازمانی مختلف بپردازد، و این در قالب پیش بینی های یادشده به صورت فراگیر در جامعه رواج پیدا کند، چهره جدیدی از کارآفرینی تحت عنوان خودکارآفرینی در جامعه نیروی کار کشور، این نیرو را به سمت اشتغال مولد سوق می دهد.

بنابراین می توان گفت خودکارآفرینی در این معنا تلاش و اقدامی است که نیروهای کاری جامعه برای:

1)کسب تواناییها و شایستگیها      2) رفع نقاط ضعف    3) بهره گیری از فرصتها

4) مواجهه با تهدیدات حاکم بر نظام نیروی کار جامعه، با هدف یافتن جایگاه مناسب در محیط اقتصادی، و تأمین امنیت شغلی خود در ارتباط با شبکه های سازمانی انجام می دهند.

البته در دید اول این راهبرد به عنوان یک راهبرد فردی و در سطح خرد مد نظر قرار می گیرد. اما با عنایت بیشتر به ماهیت این راهبرد و با در نظر گرفتن اثرات ناشی از فراگیر شدن آن در نیروی کار جامعه، که خود نیازمند دقت نظر و برنامه ریزی دقیق اقتصادی و فرهنگی در سطح کلان جامعه است، خودکارآفرینی، راهبردی کلان برای کاهش بیکاری، و بهره برداری کارا و اثربخش از منابع و به ویژه منابع انسانی جامعه است.) مقاله خودکارآفرینی، راهبرد اشتغال برای ورود به قرن 21، سعید فتحی، تدوین: هاشمی، 1380 (

[1] – Social  Learning  Theory

[2] – Status

[3] – Bujets

فرضیه های پژوهش :

فرضیه اصلی: آموزش خلاقیت بر افزایش نگرش کارآفرینانه بیکاران مؤثر است .

فرضیه های فرعی:

 1) آموزش خلاقیت بر افزایش رفتار کارآفرینانه مؤثر است.

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان :اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران با فرمت ورد

پایان نامه آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران-دانلود پایان نامه رشته روانشناسی

دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

عنوان کامل پایان نامه :

 اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران

تکه هایی از این پایان نامه :

نظام آموزش و پرورش سنتی: م

 

 

 

 

 

 

برخی مسائل فرهنگی در هر جامعه می تواند مانعی بر سر راه بروز خلاقیت باشد به عنوان مثال جامعه امریکا بر تعلیم و تربیت منطقی تاکید کرده و تجربه عواطف بویژه در جستجوی حقایق بودن را سرکوب می کند .

در صورتی آگاهی عاطفی و ابراز آن برای کسب دستاوردهای خلاق مفید و موثر شناخته شده اند(کیا , 1386).

بر عکس این عقیده اسلام اعتقاد به تعادل , جبر و اختیار دارد و در قرآن آمده است که سرنوشت هیچ قومی تغییر نمی کند مگر آنکه آنان خود متغیر شوند و آنچه را که در خودشان است تغییر دهند (کیا, 1386).

2– خیال پردازی به معنی وقت تلف کردن ، تنبلی و حتی دیوانگی است

3- بازی و بازی گوشی فقط مال بچه هاست

4- منطق ، عمل گرایی ، عدد و رقم و محاسبه خوب است ، اما احساس ، هیجان و کشف و شهود و غیره اموری عادی و طبیعی نیست :

5- ترجیح دادن سنتها به تغییر و تحولات

6- هرمشکلی با پول وتفکر علمی حل میشود (میرمیران، 1385).

و- موانع تاریخی: مثل تفکرات منفی که در طول تاریخ مانع از بروز خلاقیت در افراد شده است مثلا وجوداین عقیده در یونان باستان که تاکید می کرده «تاریخ تکرار می شود. » و به همین دلیل باعث می شد تا افراد تصور کنند تلاش هایشان بی نتیجه خواهد بود (کیا , 1386)

د- موانع فردی خلاقیت :

1- موانع بیولوژیکی : عده ای از دانشمندان معتقدند که استعداهای خلاق جنبه ارثی دارند . پس استعداد در ژنتیک افرادی خاص است و فقط آنها می توانند خلاق باشند البته این که ژنها در میزان هوش نقش اساسی دارند شکی نیست ولی این امر دلیلی قانع کننده نیست که دیگران نتوانند خلاقیت و نوآوری داشته باشند (امیرحسینی, 1384).

2- موانع روانی : مهمترین و شایعترین موانع درراه پرورش تفکر خلاق ، موانع روانی است که اهمیت آن به مراتب بیشتر ازموانع تاریخی ، بیولوژیکی ، فیزیولوژیکی و اجتماعی است. دربروز این موانع خود فرد عامل اصلی است .اوست که با گفتن « نمی دانم » و« نمی شود » ، « تحقیر می شوم » ، « طرد می شوم » ، « بد است » ، مسخره و تنبیه می شوم ، طرد می شوم ، مانع خلاقیت خود می شود (امیرحسینی , 1384).

3- موانع احساسی هیجانی خلاقیت :

1- ترس از شکست یا ریسک گریزی.

2- عدم تحمل مسائل مبهم.

3- تمایل به قضاوت در مورد ایده ها ، در مقابل تولید ایده های جدید.

4- ناتوانی در سپردن موضوع به ضمیر ناخودآگاه.

5- نداشتن هیجان ، شور و رقابت پذیری.

6- ضعف خیال پردازی و ناتوانی در تشخیص واقعیت از خیال

7- ترس از ابراز وجود یا قضاوت دیگران واقعاً می تواند جلوی خلاقیت را بگیرد .

8- احساس بیگانگی با مسأله .

9- ابهام یا پریشانی خود خواسته

10- خواسته های حقیر و ناچیز

11- مطابقت : به علت ترس ازمتفاوت بودن با دیگران به وجود می آید و این احساس که فرد درراهی قدم برداشته که کس دیگری درآن مسیر نبوده است . و او تنها چنین اقدامی راکرده است پس شاید کار درستی نکرده است مانع بزرگی در تحقق و ظهور خلاقیت است . افراد برای همخوانی با دیگران سعی می کنند در چارچوبی عمل کنند که دیگران عمل کرده اند و این نمی تواند منجر به ابتکار عمل گردد (میرمیران، 1385).

فرضیه های پژوهش :

فرضیه اصلی: آموزش خلاقیت بر افزایش نگرش کارآفرینانه بیکاران مؤثر است .

فرضیه های فرعی:

 1) آموزش خلاقیت بر افزایش رفتار کارآفرینانه مؤثر است.

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان :اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران با فرمت ورد

پایان نامه خلاقیت و افزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران-دانلود پایان نامه رشته روانشناسی

دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

عنوان کامل پایان نامه :

 اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران

تکه هایی از این پایان نامه :

خلاقیت و فواید آن :

1- مهارتهای خلاقیت باعث غنای زندگی میشوند زیرا از این مهارتهای تفکر میتوان در منزل به هنگام تفریح و به خصوص در رابطه با دیگران استفاده کرد .

2- می توان در زمینه شغلی موفقیت های بیشتری کسب کرد و به شغل خود ، چالش و هیجان بیشتری بخشید .

3- پیگیری آرزوها و احتمالات ، باعث ایجاد احساسات نیروبخشی چون حس ماجراجویی حوادث غیر مترقبه ، لذت و تفریح می شوند .                                                                                                         4- با به کارگیری مهارتهای حل خلاق مسئله ، راه حلهای نوآورانه و افکار جدید برای حل مسئله با نیازی مشخص ، به ذهن خطور می کند . چنین افکاری از راه حلهای معمول کاملاً متمایز بوده و کیفیت بالایی دارند (فیض بخش , 1383).

5- از آنجا که مهارتهای حل خلاق مسأله افکار تحلیلی و تخیلی را در هم می آمیزد ، باعث ایجاد تعادل در تفکر می شود ، همانگونه که تفکر شهودی برای دستیابی به نتایج برتر حائز اهمیت است ، تفکر انتقادی و ساختاری نیز دارای اهمیت می باشند .

6- اگر ما در پی یافتن راه حلهای مناسب برای بسیاری از مشکلات فنی ، اقتصادی ، بومی ، آموزشی ، اجتماعی و سیاسی دنیای صنعتی خود هستیم ، نیاز به متفکران خلاق داریم .

7- با بهره جستن ازتفکرخلاق و قابل انعطاف ، رهبران و اکثر افرادی که با یکدیگر مشغول به فعالیت هستند ، میتوانند برای حل چنین مسائلی به راهکارهای نوین دست یابند .

8- مهارتهای تفکرخلاقانه به افراد این امکان را میدهدکه علاوه بر قبول تغییرات ، خود را با آن وفق دهند (فیض بخش, 1382).

خلاقیت و CPS                                                  Creative    Problem   Solving                                                                   

تا همین چندسال پیش ، حل مسئله را بیشتر به عنوان یک امر استدلالی و عقلایی تعریف می کردند. هنگامی که دانشمندان و پژوهشگران مدیریت سعی می کردند فرآیند حل مسئله را بهبود بخشند توجه خود را به عوامل کیفی و تجزیه و تحلیل آنها معطوف می کردند اما در سالهای اخیر ، یک روش کاملاً عقلایی و استدلالی تمامی ابعاد حل مسئله را در بر نمی گیرد . خلاقیت برای موفقیت آمیز بودن حل مسئله ، امری حیاتی است . بنابر این فرآیند حل مسئله را می توان به عنوان فرآیند CPS نام برد  (هیگینز, ترجمه: احمدپور1384)

در فرآیند CPS هشت مرحله اصلی وجود دارد :

1- تجزیه و تحلیل محیط : در این مرحله فرد یا سازمان اقدام به جمع آوری اطلاعات از محیط        بیرونی می کند در مورد سازمان ها اطلاعات محیط بیرونی و درونی هر دو لازم است یعنی    اطلاعاتی در مورد مشتریان ، رقبا بازار ، صنعت ، اقتصاد و سیاست و ….. جمع آوری گردد                                              اگر شما دائماً در جستجوی نیازها ، مشکلات و فرصتها نباشید ، چطور می توانید آنها را بیابید ؟ یا چطور می توانید مشکلات را حل کنید ؟ و از فرصتها استفاده کنید در صورتی که آنها را قبلاً کشف نکرده باشید ؟

( هیگینز، ترجمه: احمدپور، 1384).

2- تشخیص مسئله : پیش از اینکه بتوانید مسئله ای را حل کنید یا از فرصتی استفاده کنید باید از وجود آن مسئله یا فرصت باخبر شوید . با استفاده از اطلاعاتی که به هنگام تجزیه و تحلیل محیط به دست می آورید می توانید از وجود مسئله یا فرصت آگاه شوید اغلب فردی که حلال مسئله است ، صرفاً احساس مهمی نسبت به اشتباه بودن چیزی یا وجود فرصتی دارد . ظاهراً یک دوره تردید و گمان سپری می شود که طی آن ، وی اطلاعات محیط پیرامونی را در ضمیر ناخودآگاه خود پردازش کرده و در نهایت ، وجود مسئله یا فرصت در ضمیر آگاهش نقش می بندد  (هیگینز, ترجمه: احمدپور1384).

3- شناخت مسئله :

مرحله شناخت مسئله مرحله ای است که اطمینان حاصل می شود تلاشهای سازمان به سمت حل مسئله واقعی و نه صرفاً از بین بردن نشانه ها و علایم ظاهری ، سوق خواهد یافت . در این مرحله همچنین ، اهداف فرآیند حل مسئله تعیین و دلایل برطرف شدن مسئله مشخص می شود . حاصل کار این مرحله معیارهای تصمیم گیری برای ارزیابی راهکارهای گوناگون است .

تفکر استدلالی و شهودی هر دو در این مرحله صورت می گیرد اما شناسایی عمدتاً یک فرآیند عقلایی و استدلالی است .

سؤالات اصلی که باید مطرح شود عبارتند از :

1- چه اتفاقی افتاده یا خواهد افتاد ؟

2- روی چه کسی تأثیر گذاشت یا خواهد گذاشت ؟

3- چه زمانی اتفاق افتاد یا خواهد افتاد ؟

4- چگونه اتفاق افتاد یا خواهد افتاد ؟

5- چرا اتفاق افتاد یا خواهد افتاد ؟

6- چه باید بکنیم تا موفق تر شویم ؟

در طرح این پرسشها توجه اصلی معطوف به رسیدن به مسئله اصلی یا شناسایی فرصت واقعی است  (هیگینز, ترجمه: احمدپور1384).

4- فرضیه سازی : فرضیه سازی درباره وضعیت عوامل آینده درشرایط حل مسئله امری ضروری است برای مثال :وضعیت اقتصاد بهنگامی که محصولات جدید راه اندازی میشود چگونه خواهد بود ؟ واکنش مدیران نسبت به پیشنهادها چه خواهد بود ؟ فرضیه ها ممکن است مانعی بر سر راه موفقیت بالقوه یک راه حل باشند ، یا ممکن است باعث شوند قابلیت یک راهکار خاص را برای حل مؤثر مسئله دست کم بگیرید  (هیگینز, ترجمه: احمدپور1384).

5- ارائه راهکارهای مختلف : خلق راهکارهای گوناگون مستلزم فهرست بندی راهکارهای شناخته شده ( که یک عمل عقلانی است ) و ایجاد راهکارهای اضافی ( که یک عمل ادراکی و شهودی است ) می باشد در این مرحله بیشتر فعالیتهای خلاقیت بسیار مفید واقع خواهد شد .

هدف از ارائه راهکارهای مختلف این است که مطمئن شوید با راه حلهای بالقوه کافی به مرحله گزینش CPS رسیده اید . تکنیکهای خلاق برای ارائه راهکارها می تواند به تدوین راه حلهای احتمالی خیلی بیشتری نسبت به عدم استفاده از این تکنیکها کمک کند . خلق راه کارهای مختلف تا حدودی یک امر عقلایی و استدلالی و تا حدودی شهودی و غیر استدلالی است .

از این نظر استدلالی است که از سلسله ای مراحل پیروی می کند و از این نظر ادراکی است که این مراحل ، طراحی و تدوین می شود تا قدرت ادراک و شهود شما را آزاد سازد و بتوانید به طرز مؤثری از آن استفاده کنید در این مرحله به کمیت افکار جدید بیشتر علاقه مندید تا به کیفیت آنها. برای بیشتر افراد ، خلاقیت در این مرحله از CPS به بالاترین سطح خود می رسد  (هیگینز, ترجمه: احمدپور1384).

6- ارزیابی و انتخاب :  تصمیم گیری باید بر اساس ارزیابی اصولی راهکارهای گوناگون در مقابل معیارهای از قبل تعیین شده صورت پذیرد . بخش کلیدی و بسیار عقلانی این فرآیند مستلزم تعیین نتایج احتمالی راه حلهای مختلف است. این اطلاعات برای تصمیم گیری اهمیت به سزایی دارد هر قدر کار خلق راهکارها و تعیین نتایج احتمالی آنها بهتر انجام پذیرد شانس انتخاب مؤثر یک راهکاربیشتر خواهد بود فرآیند گزینش عمدتاً یک فرآیند عقلایی و استدلالی است . اما تصمیم گیرندگان خیلی ماهر بر قدرت ادراک و شهود خود نیز تکیه می کنند به ویژه در خصوص مسائل پیچیده  (هیگینز, ترجمه: احمدپور1384).

7- اجرا : پس از آنکه دیدگاه روشنی نسبت به کاری که می خواهید انجام دهید پیدا کرده و برنامه ای برای انجام آن داشتید آنگاه می توانید عملاً دست به کار شوید اجرا مستلزم توجه دائم است این امر یعنی دقیق شدن در جزئیات و پیش بینی موانع و غلبه بر آنها . اهداف خاصی را مشخص و مهلت های معقولی را معین کنید و پشتیبانی دیگران را از راه حل پیشنهادی خود جلب کنید اجرا مجموعه ای از مسائل و فرصتها را در خود دارد    (هیگینز, ترجمه: احمدپور1384).

8- کنترل : ارزیابی نتایج آخرین مرحله فرآیند حل خلاق مسئله است که اغلب نادیده گرفته می شود هدف از ارزیابی ، تعیین میزان حل مسئله از طریق اقداماتی است که به عمل آورده اید. این مرحله مستقیماً به مرحله تجزیه و تحلیل محیط راه پیدا می کند و چرخه جدیدی از خلاقیت و حل خلاق مسئله آغاز می شود تشخیص نقایص در صورت لزوم در راه حلها در این مرحله حائز اهمیت است اگر بتوانید به اشتباهات خود اعتراف کنید یا بدون اینکه احساس شرمندگی کنید یا حالت تدافعی بگیرید تصمیم خود را عوض کنید در آن صورت ، مهارت انطباق با فکر روشن را درک کرده اید این امر مستلزم تفکر عینی ، شجاعت فکری ، و اعتماد به نفس است  (هیگینز, ترجمه: احمدپور1384).

خلاقیت و تکنیکها :تکنیکهای خلاقیت که مهمترین خلاقیت قرن نوزدهم شناخته شده است در واقع همان اختراع روش اختراع هست که استفاده از آنها به ما کمک می کند تا از مکانیزم طبیعی و غیر خلاقانه ذهن نجات یابیم . مکانیزی که سالیان سال با آن فکر کرده ایم تصمیم گرفته ایم و مثل یک عینک همیشه از پشت آن به دنیا نگاه کرده ایم و فقط برای لحظاتی به طور اتفاقی و غیر آگاهانه از آن خارج شده ایم .

یکی از بهترین روشهای پرورش خلاقیت ، استفاده از تکنیکهای ( فرآیندهایی ) است که استعداد خلاقیت را دریک شرایط معین، افزایش میدهد اینگونه تکنیکها را می توان درهمه مراحل فرآیند CPS به کار بست . بسیاری از این تکنیکها مستلزم استفاده از گروه ها است که تجربه نشان داده است وجود این گروه ها در ارتقای سطح خلاقیت بسیار مفید است (صمدآقایی, 1380).

فرضیه های پژوهش :

فرضیه اصلی: آموزش خلاقیت بر افزایش نگرش کارآفرینانه بیکاران مؤثر است .

فرضیه های فرعی:

 1) آموزش خلاقیت بر افزایش رفتار کارآفرینانه مؤثر است.

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان :اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران با فرمت ورد

پایان نامه اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران-دانلود پایان نامه

دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

عنوان کامل پایان نامه :

 اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران

تکه هایی از این پایان نامه :

موانع محیطی خلاقیت :

1-تأثیرات عوامل اقتصادی محیط : چنانچه فرد یا سازمانی بیش از حد تحت تأثیر عوامل اقتصادی محیط مثل: ( نرخ بهره ، تعرفه ها ، نرخ ارز و …..) قرار گیرد ، انگیزه لازم برای کارهای خلاق را از دست می دهد (کیا, 1386).

2 تأثیرات عوامل بازار و عرضه کنندگان : توجه بیش ازحد به رکود و رونق بازار با افزایش قیمت مواد وکاهش عرضه کنندگان و ….. به مرور درفرد یا سازمان قالبهای ذهنی ای ایجاد میکند که مانع خلاقیت میشوندوهمواره امور خلاق وتصمیمات مربوطه به آن را تحت لوای آن قالب بررسی می کنند

3- ویژگی و مشخصات صنعت مربوطه : امکان نوآوری وخلاقیت دربرخی از صنایع به دلایل خاصی ازقبیل نوع تکنولوژی یا نو بودن آن رشته و…. بیشتر است (مثال بارز آن صنعت کامپیوتراست ) وبالعکس دربعضی از صنایع ، خلاقیت و نوآوری به حد اشباع رسیده و یا از نظر قانونی مثل قانون انحصار تولید و غیره ، شرایطی ایجاد می شود که عملاً نیازی به خلاقیت حس نمی شود ؛ مانند وضعیتی که صنعت خودرو سازی کشور 30  سال دچار آن بود  (مقصودی، 1384)

4- سیاست های دولت : بسیاری ازسیاستهای دولت میتواند به یک مانع برای خلاقیت ختم شود ؛ مثل :تشویق نکردن واحدهای تحقیق و توسعه R&D  ، مبتکران و مخترعین و ……

5قدرت : صاحبان قدرت ( در کشورهای جهان سوم ) چون این را درک نموده اند که تغییرات موجب گردش قدرت می شود لذا به شیوه های مختلف می خواهند از بروز تغییرات جلوگیری کنند.

6- قوانین و مقررات : بعضی از قوانین و مقرارت میتواند صدمه روحی و مالی شدیدی به افراد خلاق کشور زده و عملاً مانع بزرگی برای رشد خلاقیت گردد ، مانند قانون ثبت اختراعات ناقص یا غلط و یا فقدان قانون مالکیت های ذهنی و معنوی ومالی (میرمیران، 1385)

7- موانع کلان ساختاری : شیوه ساختاری روابط بنیادین علمی – صنعتی در کشورهای پیشرفته و جهان سوم به شدت مغایرت دارد ، روابط متقابل نهادهای بنیادین در کشورهای پیشرفته سیال و دوسویه است در صورتی که این روابط در کشورهای جهان سوم منقطع وگسسته است (کیا, 1386

8- شغل : بسیاری از اوقات شغل افراد مانع بزرگی در جهت رشد خلاقیت آنهاست . بخصوص کارهای سخت و اجباری که فرد بدون هیچ گونه انگیزه ای به آن تن داده است . طبیعی است که در زمانی که فرد به آن کار اشتغال دارد هیچگونه ایده تازه ای نداشته باشد و پس از فراغت از کاره خستگی و کمبود وقت مانعی برای پیشرفت فرد می گرددو ضوابط و مسئولیتهای اداری منجر به کارهای یکنواختی می گردد که هرگز زمینه بروز خلاقیت را فراهم نمی آورد (حسینی 1381). 

فرضیه های پژوهش :

فرضیه اصلی: آموزش خلاقیت بر افزایش نگرش کارآفرینانه بیکاران مؤثر است .

فرضیه های فرعی:

 1) آموزش خلاقیت بر افزایش رفتار کارآفرینانه مؤثر است.

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان :اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران با فرمت ورد

پایان نامه اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران-پایان نامه رشته روانشناسی

دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

عنوان کامل پایان نامه :

 اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران

تکه هایی از این پایان نامه :

–  موانع سازمانی خلاقیت :

1– عدم دسترسی به اطلاعات

2- فقدان ارتباط افقی و عمودی مناسب

3- اندازه سازمان

4- ساختار نامناسب سازمانی

5- افق زمانی کوتاه مدت مدیران برای سودآوری

6- تخصیص دقیق هزینه ها علیرغم عدم پیش بینی دقیق درآمدها

7- فقدان سیستم پیشنهادات مؤثر و دقیق

8- فقدان لوازم و ابزار لازم

9- فقدان سیستم تشویق و پاداش هدفمند و منعطف

10- ناسازگاری ، استرس و نارضایتی کارکنان

11- مبارزات و سیاست بازیهای سازمانی

12- دلگرمی زیاد از حد مدیریت

13- اعتقاد به اینکه نوآوری به راحتی به دست می آید

14- فشار برای اخذ نتیجه سریع (کیا، 1386).

ج- موانع فرهنگی خلاقیت                                

 به عنوان نمونه ترس از انحراف از قراردادهای اجتماعی می تواند یکی از بزرگترین موانع خلاقیت از طر ف دیگر, تعصبات قومی , نژادی و اجتماعی نیز عوامل دیگری هستند که بسیاری از راههای خلاقیت را مسدود می کنند. فرد خلاق می باید فراتر از مرزهای خانوادگی, قومی و نژادی اندیشه کند و باید بداند که این جهان , جهان علت معلول است و نمی توان پدیده های هستی را با خرافات و طالع بینی تفسیر و تعبیر کرد (کیا , 1386).

1-مذهب : بعضی ازمذاهب و فرق بطورکلی یا نسبی و موردی ، خلاقیت و نوآوری را به شکل رسمی و غیررسمی نهی کرده و اموری مثل تکنولوژی را راهی انحرافی یا غیر مستقیم میدانند که زندگی بشر را به مخاطره می اندازد . موانع خرافی در قالب مذهب مثل اعتقاد به صبر افراطی که موجب می شود افراد از تلاش برای رفع مشکلات خود و رسیدن به زندگی آرام دست بردارند و بر این عقیده باشند که ه8ر بلا و ظلمی که به آنها می رسد را پدیده الهی بدانند و در نتیجه بسیار منفعلانه با سرنوشت خود و آینده شان برخورد کنند.

فرضیه های پژوهش :

فرضیه اصلی: آموزش خلاقیت بر افزایش نگرش کارآفرینانه بیکاران مؤثر است .

فرضیه های فرعی:

 1) آموزش خلاقیت بر افزایش رفتار کارآفرینانه مؤثر است.

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان :اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران با فرمت ورد

پایان نامه اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران-دانلود پایان نامه

دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

عنوان کامل پایان نامه :

 اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران

تکه هایی از این پایان نامه :

خلاقیت و آموزش :

خلاقیت چیزمرموزی نیست که فقط دراختیار عده ای خاص باشد ، هرکسی می تواند آن را فرا گیرد اما توسعه این قابلیت و تبدیل آن به مهارت ، عمدتاً توسط پدر و مادر ، معلمان ، رؤسایی که قواعد و قوانینی را درباره رفتارهای قابل قبول تجویز میکنند ، خنثی و بی نتیجه می شود و از آنجایی که فقط تعداد کمی از رفتارها مجاز شمرده می شوند ، خلاقیت سرکوب می گردد  (هیگینز, ترجمه : احمدپور , 1384).

خلاقیت می تواند به صورت تصاعدی و افزایشی باشد که  طی گامهای کوتاه رو به جلو روی دهد ، نظیرتحقیقات دراز مدت و بسیار دقیقی که به اختراع واکسن فلج اطفال انجامید . عکس این قضیه نیز صادق است و خلاقیت می تواند با گامهای بلند وجهشی صورت پذیرد که طی آن بسیاری ازحلقه ها درزنجیره تکامل مفاهیم ، با یک تلاش یکباره ای پشت سرهم گذرانده میشود . بسیاری از قابلیتهای کامپیوتر شخصی مکنتیاش شرکت اپل کامپیوترکه سیستم بسیارپیشرفته ای به شمار می رفت در زمانی که به جهانیان معرفی شد جهش بزرگی در فن آوری بود  (هیگینز, ترجمه : احمدپور , 1384).

در بروز خلاقیت, تحصیلات عامل اساسی نیست . بسیار دیده می شود افرادی که تحصیلات رسمی نداشته اند خلاقیت هایی از خود بروز داده اند که در افراد با تحصیلات بالا و عالی مشاهده نشده است (کیا ,1386).

لزومی ندارد که حاصل تلاش خلاقیت آمیز، یک شئ فیزیکی باشد ، بلکه می تواند یک فکر ، ارتباط بین وقایع ، یک بینش ، یایک فرآیند کارآمدتر و مؤثرتر و یا یک محصول یا خدمات جدید باشد . هر یک ازاینها هنگامی که بطورکامل ابراز شوند دارای ارزش خواهند بود ( هیگینز ، ترجمه: احمد پور ، 1383)

خلاقیت خلق الساعه نیست ، برای آن برنامه ریزی لازم است تفکر مثبت وجستجوگر نیازدارد ، درحین آموزش مخاطره پذیری ضروری است . نگرشی که درپی گزینه های دیگر باشد . انعطاف و توانایی ذهنی گسترش یابد . هدف اصلی آموزش جمع آوری دانش نیست ، بلکه یادگیری تفکر خلاق ، خودآموزیو ودر پی پاسخ دادن به سوالهایی است که هنوز بررسی نشده اند( حائری زاده ،  1381 ).

زمانی خلاقیت به عنوان خصیصه ی منحصر به فرد و ذاتی درنظرگرفته می شد ، ولی امروزه برخی ازمکاتب فکری معتقدند که خلاقیت قابل آموزش و یادگیری است (احمدپور, 1383).

آموزش دادن تفکر خلاق آموزش دادن مهارت است . یعنی آموزش ابزارهایی که به آسانی مورد استفاده واقع می شوند ولی با وجود سادگی نیرومندند . برای نشان دادن این که این ابزارها چگونه موثر واقع می شوند لازم است مثالهای زیادی ارائه شود . باید تمرین های زیادی داده شود. این تمرین ها باید همیشه آمیزه ای از نمونه های مغایر باشند که با موضوعات مورد علاقه کسانی که مورد آموزش هستند، مستقیما مربوط نباشند . (دوبونو، ترجمه غفاری پور و بصیری، 1382)

خلاقیت و آزمون : آزمونهای قدرت خلاقانه ، شناخته شده ترین نوع سنجش خلاقیت هستند آنها از روی آزمونهای سنجش هوش الگو برداری شده اند و به طورکلی در بسیاری از روشها مانند هم هستند . بیشتر آنها آزمونهای کاغذ و مدادی هستند که به امتحان شونده مسائل سختی داده می شود تا در زمانی مشخص آنها را انجام دهد (فیض بخش , 1381)

تئوری ساختارذهنی گیلفورد ( 1956) نقش اساسی درروشن کردن توانائیهای ذهنی دارد که در افکارخلاقانه دخیل هستند و درنتیجه درامتحانات خلاقیت باید اندازه گیری شوند ، به طورخاص ، توانایی درگیر شدن در افکار مختلف محک اصلی به کار برده شده دراکثر امتحانات است . اگر چه لازم به ذکر است که گیلفورد نمی گوید : که افکار مختلف با خلاقیت مترادف نیست . افکار مختلف را میتوان این طور تعریف کرد : توانایی تولید ارتباطات غیرمعمول یا جزئی برای سؤال محرک بر خلاف افکار متقارب که روی یک راه حل درست مسأله منطقی ، به ترتیب و متمرکز هستند .یکی از شناخته شده ترین امتحانات افکار مختلف ، امتحان استفاده از غیرمعمولهای تورنس است . که درآن از افراد خواسته می شود تا درباره هر تعداد راهی که می شود از یک شیء معمولی ( مانند گیره کاغذ) استفاده کرده ، فکر کنند (فیض بخش , 1381).

در اوایل دهه 1960 ، تورنس تعدادی از آزمون توانایی خلاقیت طرح کرد ( امتحانات تورنس درباره تفکرات مختلف یا TTCT ) که احتمالاً بیش تر از دیگر آزمونها به کار برده شده اند این آزمون ها که برای مسائل تحصیلی تهیه شده اند بیشتر امتحانات کتبی و شفاهی هستند . از امتحان شوندگان خواسته می شود که در مدت زمانی معین هر تعداد که می توانند پاسخ های غیر معمول و هوشمندانه ارائه دهند (فیض بخش 1381).

آزمون خلاقیت درسنین متفاوت نشان میدهد که درچهل سالگی 2 0/0 از افراد خلاق بودند ؛ در سی سالگی 2 0/0 ، در 25 سالگی 2 0/0 ، در 17 سالگی 10 0/0 ، اما در 5 سالگی 90 0/0 آنها خلاق بودند (حائری زاده, 1381).

 خلاقیت و کارآفرینی : بطورکلی متغیرهای مربوط به کارآفرین وکارآفرینی علاوه بر رویکردهای جامعه شناختی مورد مطالعه و توجه دانشمندان و صاحب نظران روان شناسی نیز قرارگرفته است .یکی ازاین متغیرها که مورد توجه روان شناسان دراواسط قرن 20 توجه خود را به تجزیه و تحلیل فرد معطوف داشتند و اکثرآنها به دنبال کشف پاسخ این سؤال بودند که کدام ویژگیهای فردی کارآفرین است که وی را از غیرکارآفرین تمایز میسازد و هدف روان شناسان درواقع کشف چگونگی ایجاد ویژگی هاست . روان شناسان کارآفرینی را به عنوان محصول رفتارهای انسان مانند تصمیم گیریها ، افکار و عملکردها درنظرمیگیرند و تمامی آنها را تجلی انگیزه ها و نیازهای غریزی و غیرغریزی می دانند . بنابر این آنها تمرکز خود را معطوف به شناخت این انگیزه ها و نیازها کردند . در این رویکرد عملکرد کارآفرین مورد توجه قرار می گیرد که دربرگیرنده رویکرد شخصی نیز می باشد . دراین میان مهمترین رویکرد هایی که بیشتر مورد توجه قرار گرفت : نیاز به توفیق، مخاطره پذیری،  تحمل ابهام ، داشتن مرکزکنترل درونی ، خلاقیت و استقلال طلبی می باشد .درهمین زمان بعضی از روان شناسان که سرشناس ترین آنها « دیوید مک کلند » بوده به طرح نظریه روان شناسی توسعه اقتصادی پرداخت . براساس این نظریه وی معتقد است که عامل عمده عقب ماندگی اقتصاد کشورهای توسعه مربوط به عدم درک خلاقیت فردی است ، وی به سه نیازتوفیق، قدرت وعاطفه ( احساس تعلق ) درنظریه خود درمورد کارآفرینان معتقد بود (مهرابی, 1385).                                

فرضیه های پژوهش :

فرضیه اصلی: آموزش خلاقیت بر افزایش نگرش کارآفرینانه بیکاران مؤثر است .

فرضیه های فرعی:

 1) آموزش خلاقیت بر افزایش رفتار کارآفرینانه مؤثر است.

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان :اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران با فرمت ورد

پایان نامه اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران-دانلود پایان نامه روانشناسی

دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

عنوان کامل پایان نامه :

 اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران

تکه هایی از این پایان نامه :

خلاقیت و ویژگیهای شخصیتی :

بازبودن رابطه خلاق و خصوصیات بالقوه انسان باعث شده است تا این خصوصیات درطیف وسیعی از ویژگیهای خاص طبقه بندی شود بطوریکه پاره ای ازاین ویژگیها را دریکطرف طیف و دیگر ویژگیهای متضاد انسان را درطرف دیگر طیف و درمقابل اولی قراربگیرد ، وقتی این دوگروه از ویژگیها درمقابل همدیگر قرار می گیرند بصورت اضداد درمی آیند . محققین دریافته اند که این ویژگیهای متضاد درافراد خلاق بیشتر به صورت وحدت اضداد جلوه گر است (آقایی فیشایی, 1377)

مفهوم وحدت اضداد را می توان درتحقیقات « مک کنیون » و « بارون » درانستیتوی ارزیابی و تحقیقات شخصیتها که دردانشگاه کالیفرنیا در برکلی واضح و روشن است داد.

آنان دریافتند که افراد فوق العاده خلاق بیش ازهمتایان کمترخلاقشان دروفق دادن خود با تضادهای دروینشان موفق بوده اند . آنان درآن واحد دارای ویژگیهای مذکر و ویژگیهای مؤنث ، مستقل و وابسته ، دارای خودکاری بیشتر و نیزپذیراتر و بازتر نسبت به این ویژگیهای متضاد در بین افراد خلاق و از نتایج چنین تحقیقاتی در تعجب اند (آقایی فیشایی, 1377).

« ویلیام میلر» درکتاب « سهم خلاق» ، ویژگیهای خلاقیت فردی را تحت عنوان SPIRITED [1] برشمرده است . او می گوید : فکری تازه ؛ عجیب و غریب ؛ متضمن ریسک ، شوخی و لطایف از رفتارهای بارز آنهاست همچنین پرانرژی ، دلیر ، مثبت ، مستقل و مصردرنظریات خویش هستند . به مشکلات به طریق جدید نگاه کرده ، بعضی ازاوقات شکاک بوده و برخورد راحت با پدیده ها را نمی پذیرند تمایل به سهیم شدن در افتخارات را داشته و قدردانی ، بیشتر از پول مورد توجه آنان قرار می گیرد (امیر حسینی , 1384).

« تورنس»[2] ( 1980) بعد ازمطالعه بیست و دوساله خویش ازکودکان و نوجوانان نتیجه گرفت اساس شخصیت افراد خلاق عبارت است از :استقلال اندیشه ، شیفتگی فراوان نسبت به مسأله یا فعالیت مورد علاقه شان . او شجاعت ، صداقت ، کنجکاوی ، میل برای ریسک نمودن را نیز به عنوان صفت بارز افراد خلاق ذکر کرد . ( تورنس 1983 ) به نقل از حسینی, 1381).

ویژگی خاص افراد خلاق درتوانائیهایی است که درزمینه تولید از خود نشان می دهند ، یعنی با استفاده ازعوامل تولید ، مثل زمین ، نیروی کار و سرمایه کالا یا خدمات جدیدی را عرضه می نمایند . افرادخلاق و نوآور درپی فرصتهایی هستند که مدیران اجرایی نمی توانند آنها را ببینند یا به آنها توجهی نمی نمایند . افراد خلاق یا نوآور از اطلاعاتی استفاده میکنند که برای تولید چیزهای جدید در دسترس همگان قرار دارد ( آقایی فیشایی ، 1377 ).

« استرانبرگ[3] » (1985) افراد خلاق را با ویژگیهای متمایز زیر بیان می دارد :

1- علاقه به ریسک نمودن دارند .

2- محدودیتها وموانع را قبول نمی کند و برای انجام کارهای ناممکن تلاش می نماید .

3- به فعالیتهای هنری و موزیک علاقه دارند .

4- دارای توانایی بهره برداری از امکانات محیط پیرامون خویش برای ساختن چیز تازه و منحصر به فرد هستند .

5- سؤالات و فرضیات زیادی راجع به نرمهای اجتماعی دارند .

6- افرادی کنجکاو هستند .

7- آمادگی طرد شدن و عدم تأیید از طرف دیگران را دارند  (آقایی فیشایی, 1377).

خلاقیت و موانع :

امروز اکثر قریب به اتفاق صاحب نظران و تئوریسین های خلاقیت و نوآوری ، معتقدند :

همه افرادکم و بیش فطرتاً خلاق هستند ، اما اگر درجامعه افرادی دیده می شوند که اصلاًخلاقیت ندارند ویا عده ای ازخود خلاقیت بیشتری نشان میدهند ، علتش این است که افراد مختلف بطور غیرارادی ممکن است از بدو تولد و بلکه قبل از آن در شرایطی قرارگرفته باشند که موانع کمتری برای رشد و شکوفایی استعداد بالقوه خلاقیت وجود داشته است  (کیا , 1386).        

1.Spontaneous  , Persitent , Inventive , Rewarding , Inner openness  ,Transecendent , Evaluation , Demoeratie

  1. Torrance

3- Stren  berg

فرضیه های پژوهش :

فرضیه اصلی: آموزش خلاقیت بر افزایش نگرش کارآفرینانه بیکاران مؤثر است .

فرضیه های فرعی:

 1) آموزش خلاقیت بر افزایش رفتار کارآفرینانه مؤثر است.

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان :اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران با فرمت ورد

پایان نامه اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران-دانلود پایان نامه رشته روانشناسی-دانلود

دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

عنوان کامل پایان نامه :

 اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران

تکه هایی از این پایان نامه :

خلاقیت و خواب :

تحقیقات بسیاری وجود دارد که نشان می دهد خواب می تواند تأثیر مثبتی در عملکرد انسان داشته باشد و خلاقیت نیز جزئی از آن است . خواب خوب شبانه می تواند قدرت هوش و فراست انسان را 40/0 افزایش دهد (دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد به نقل از فیض بخش, 1381).

خواب درحافظه وآموختن نیزتأثیر به سزایی دارد ، به این معنی که خواب پدیده ای منفعل نیست ، بلکه درکارکرد مغز اثر فعال دارد ، بویژه هنگامی که چشم حرکات سریع می کند ، با غشای مغز ارتباط پیدا می کند .در این نقطه است که حافظه تداعی کننده انسان ذخیره میکند ، همچنین از نظرپردازش نیز تأثیرمثبت دارد . درست مانند بعضی جنبه های خلاقیت خواب خوب این امکان را فراهم می آورد که واقعیت ها و تصورات خود راپردازش کنیم و الگوهای منطقی و منسجمی به وجود آوریم .

مغزدرحال خواب کارگاه اضطراب خلاق نامیده میشود . که به تخیل ، استعاره و نمادگرایی تکیه دارد ترکیب تفکرجدی و منطقی با تفکر عرضی[1] و رویا ، خلاقیت را تقویت میکند .نمونهایی بسیاری از این نوع رویای خلاق نزد اشخاص خلاق و موفق تاریخ وجود دارد مشکل اینجاست که درجامعه جدید غالباً آن قدرمشغولیم که نمی توانیم به حدکافی بخوابیم (فیض بخش 1381 )

خلاقیت و گروه :

سینرژی : یکی از نظریه های اساسی درباره خلاقیت این است که فعالیت های خلاق در صورتیکه درگروه انجام شود ، به صورت متزاید درخواهد آمد به این معنی که اشخاص اگر دسته جمعی کارکنند ، اندیشهای بیشتر یا بهتری تولید خواهند کرد تا به تنهایی ، با وجود این تک تک اعضاء می توانند از اکثر فنون خلاقیت نیز بهره ببرند   (گرت لوایز, ترجمه : گروه کارشناسان ایران, 1381).

1.Hateral   Thinking

فرضیه های پژوهش :

فرضیه اصلی: آموزش خلاقیت بر افزایش نگرش کارآفرینانه بیکاران مؤثر است .

فرضیه های فرعی:

 1) آموزش خلاقیت بر افزایش رفتار کارآفرینانه مؤثر است.

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان :اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران با فرمت ورد

پایان نامه :اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران-دانلود پایان نامه رشته روانشناسی

دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

عنوان کامل پایان نامه :

 اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران

تکه هایی از این پایان نامه :

خلاقیت و مغز :

مغز انسان کارگاهی است که اندیشه ها و تصورات ما درآنجا شکل می گیرد . شناخت ما نسبت به نحوه کارشرطی بیست سال گذشته به طرز شگفت آوری افزایشی داشته است . دراینجا پاره ای واقعیت ها و فرآیندهای مغز و نقش آنها را درتوانایی های خلاق خود ملاحظه خواهیم کرد .

کارآیی شگرف مغز انسان از سازمان یافتگی یک نوع سیستم ویژه نشأت می گیرد که بی نظمی و آشفتگی ، نظم و ترتیب ایجاد می کند ، اما بجای تشخیص نظمی نوین، نظمی  کهنه ای را تحمیل می کند.

سیستم مغز زیست و بقا را ممکن می سازد و اما ماجراجویی و ریسک را دشوار می کند.

بنظر می رسد بر حسب یک برنامه وسیع کاربردی ، مغز بعنوان سیستم حافظه تکراری ، تبعیض گر، خود بزرگ بین و در مرحله بعد سازمان یافته است . مانند هر سیستم دیگری، چنین سیستمی از ویژگیهای کاربردی مختص خود برخوردار است . در نوع بخصوص این سیستم عملکردی عالی دارد و در نوع دیگر عملکرد سیستم ضعیف است. ( دوبونو، ترجمه: رضا خانی ، 1376)

نیمکره چپ بخش آگاهتر و منطقی تر مغز به نظر می رسید که فرآیندهای منطقی وجود انسان را کنترل می کند (گرت لوایز, ترجمه : گروه کارشناسان ایران, 1381).

نیمکره راست که به صورت جایگاه تخیل، شوخ و مجموعه نگر مشاهده گردید که مشخصه آن ابهام و استعاره است . به این ترتیب چنین نتیجه گیری شد که خلاقیت  به نیمکره راست مغز ارتباط دارد که ما ظاهراً در محیط عادی کار خود استفاده بسیار اندکی از آن می کنیم اگر فقط می توانستیم بیشتر با نیمکره راست مغز خود کار کنیم مطمئناً خلاقیت در وجودمان جاری می شد این استدلال وسوسه انگیز بود که بسیاری از مفسران عنوان می کردند  (گرت لوایز, ترجمه : گروه کارشناسان ایران, 1381).

نیمکره چپ مغز اطلاعات را بطور خطی, منطقی  و متوالی پردازش نموده و اساسا با اطلاعات شفاهی سر و کار دارد. نیمکره راست , اطلاعات را بطور غیر خطی, از طریق درک مستقیم (شهودی) و بطور همزمان پردازش نموده و با اطلاعات تصویری, شنوایی, عصبی و عاطفی سر و کار دارند (آقایی فیشایی, 1375).

متأسفانه تحقیقاتی که از دهه 80 – 1970 آغاز شده است این برداشت را تا حدی تار کرده است . واقعیت های آشکار شده بسیار پیچیده تر از قبل به نظر می رسد و حتی مفسران معتبر نیز دیگر درباره کارکرد دقیق نیمکره های مغز اتفاق نظر ندارند  (گرت لوایز, ترجمه : گروه کارشناسان ایران, 1381).

شمار زیادی از پردازش های پیچیده اطلاعات و کارکرد مفاهیم در سراسر مغز پخش شده و توافق قریب به یقینی وجود دارد که فعالیتهای خلاق در مراحل مختلف با بسیاری از این کارکردها یا تمام آنها ارتباط پیدا می کند .همچنین نبایستی این واقعیت را از نظر دور داریم که بسیاری از فرآیند های پیچیده فکری برای تحقق خود به هر دو قسمت مغز نیاز دارد . درک لطیفه مثال خوبی در این زمینه است زیرا مستلزم آن است که اطلاعات هم از جنبه واقعیت و هم از نظر احساسی پردازش شود .

تمایزدیگری که شاید به اندازه تقسیم مغزبه دو نیمکره مفید باشد تمایز میان بخش آگاه مغز و بخش کمتر آگاه یا کاملاً نا آگاه آن است (گرت لوایز, ترجمه : گروه کارشناسان ایران, 1381).

بنظر می رسد هنگامی که مغز اطلاعات را پرازش می نماید , اطلاعاتی که به صورت منظم و هماهنگ است و با عواطف مثبت مرتبط است توسط نیمکره چپ پردازش می شود و هنگامیکه اطلاعات دارای ویژگیهای متضاد و متناقضند و با عواطف منفی مرتبط می باشند توسط نیمکره راست پردازش می شوند (آقایی فیشایی, 1375).

کارکردهای والاتر: خلاقیت با بسیاری از کارکردهای والاتر مغز ارتباط دارد .

برداشتها از عوامل کلیدی کارکردهای والاتر معرفتی ما است و بخشی از روشهایی را تشکیل می دهد که برای درک و پردازش حجم عظیم اطلاعات و تبدیل آنها به موادی قابل هضم وعملی به کار می بریم . ادراک ما از مشخصه های عمده ای است که ما را از موجودات دیگر متمایز می سازد .

اما مفاهیم و برداشتها از کجا سرچشمه می گیرند ؟

آنها در نتیجه توانایی ما نسبت به عمومیت بخشیدن به تجربیات و طبقه بندی اندیشه هایمان حاصل میشود ناگفته پیداست که هریک ازما مفاهیم یا برداشتهای خود را به روشهای کاملاً ویژه ای شکل می دهیم این خود ، نوعی کارکرد خلاقیت ما است توانایی شکل دادن وتجدید تشکل اطلاعات ، تسلط بسیار حساسی بر محیط اطرافمان بوجود می آورد  (گرت لوایز, ترجمه : گروه کارشناسان ایران, 1381).

اگر شما مسئله ای را به صورت تحلیلی و یا با نگاه بر آمار و ارقام حل می کنید و آن را در داخل فرمول منطقی یا فرآیند دنباله دار ( با توالی ) قرار می دهید . از سمت چپ مغز استفاده می کنید . اگر به دنبال الگوها و مقادیری هستید که تأثیرات حسی را در بردارد که به شما یک ادراک شهودی از کل پدیده ای می دهد از سمت راست مغز استفاده کرده اید (حائری زاده , 1381).

فرضیه های پژوهش :

فرضیه اصلی: آموزش خلاقیت بر افزایش نگرش کارآفرینانه بیکاران مؤثر است .

فرضیه های فرعی:

 1) آموزش خلاقیت بر افزایش رفتار کارآفرینانه مؤثر است.

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان :اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران با فرمت ورد