آداب معاشرت صحبت با تلفن

مطالب جامع تر و کاملتر درباره آموزش سخنرانی ، فن بیان و مهارتهای ارتباطی در سایت احمد انصاری : www.ahmadansari.com

آداب معاشرت صحبت با تلفن هم مثل دیگر آداب معاشرت ها جزو جدایی ناپذیر از زندگی ما محسوب می شود و اگر ندانیم که چطور با تلفن صحبت کنیم و یکسری از آداب مکالمه با تلفن را ندانیم به احتمال زیاد دیگران روی ما حسابی باز نخواهند کرد و یا شاید هم از ما دوری کنند و تمایلی به برقراری ارتباط با ما را نداشته باشند.
من امیر مصطفی، مدرس فن بیان، سخنرانی و مذاکره هستم و قصد دارم مهم ترین باید ها و نباید های آداب معاشرت تلفن را در ادامه با شما به اشتراک بگذارم.

خاموش کردن تلفن همراه
در مکان هایی مثل، سینما، تئاتر، کتابخانه، کلاس یا هر جای شبیه به این ها بهتر است که ما گوشی تلفن همراه خودمان را خاموش کنیم و یا اگر آن را خاموش نمی کنیم می توانیم حداقل آن را در حالت بی صدا قرار دهیم.
تصور کنید برای دیدن یک فیلم به سینما رفته اید و دقیقا در نقطه حساس فیلم صدای گوشی بغل دستی یا نفر جلویی تان به صدا در می آید و بدتر از آن، آن شخص شروع به صحبت کردن می کند.

این نوع کارها جزو آن نباید ها در آداب معاشرت برای استفاده از تلفن همراه است.
بنابراین در یکسری از مکان های عمومی بهتر است گوشی خودمان را خاموش و یا در حالت بی صدا قرار دهیم تا موجب آزار دیگران نشویم.

پچ پچ کردن با تلفن در وسط کلاس یا جلسه کاری
این مورد هم جزو آن دسته از کارهایی است که نباید در آداب معاشرت تلفن انجام شود.
من خودم به عنوان یک مدرس زیاد روی این مورد حساس نیستم و خیلی تاکید داشته باشم افرادی که سر کلاس من حضور پیدا می کنند حتما باید تلفن همراه خودشان را خاموش کنند یا در حالت بی صدا قرار دهند.
حتی هیچ مسئله ای هم با جواب دادن تلفن در سر کلاس از سمت شاگردانم ندارم.
اما هر فردی با انجام دادن یا ندادن یکسری از کارها است که شخصیت خودش را به نمایش می گذارد، بنابراین آن فرد با انجام این کار شخصیت خودش را در بین دیگران پایین می آورد.
به هرحال اشخاصی که در کلاس یا در جلسه حضور دارند اصلا تمایلی به شنیدن پچ پچ های ما با تلفن را ندارند.
متاسفانه خیلی از افراد تصور می کنند که وقتی پچ پچ وار با تلفن صحبت کنند هیچ کس صحبت هایش را نمی شنوند.
ولی اتفاقا ۸۰ درصد از صحبت های آن شخص از طرف دیگران شنیده می شود.
پس اگر قصد دارید که آداب معاشرت تلفن را رعایت کنید، زمانیکه در جلسه ای حضور دارید بهتر است یا گوشی خودتان را خاموش کنید و یا در حالت بی صدا قرار دهید و زمانی که کسی با شما تماس گرفت، می توانید جلسه یا کلاس را ترک کنید و یا با بهره گرفتن از اس ام اس های از پیش تعریف شده ای که در تلفن همراه خودتان هست (که البته خودتان هم می توانید پیام های مناسب را در تلفن همراهتان تنظیم کنید) پیامی برای شخص تماس گیرنده ارسال کنید.
برای مثال:

الان در جلسه کاری هستم، در اولین فرصت با شما تماس می گیرم.
یا

الان سر کلاس هستم، بعد از کلاس با شما تماس می گیرم.
ما با انجام این کارها نشان می دهیم که به حریم دیگران احترام می گذاریم و از طرفی هم با انجام دادن یا ندادن این کارها شخصیت ما بین دیگران رشد می کند.

استفاده از زنگ های بلند نامتعارف و ناهنجار
واقعا این مورد توضیح خاصی ندارد، یکسری از آهنگ های زنگخور به قدری ناهنجار و گوش خراش هستند که اگر در یک جای عمومی به صدا در بیاد همه به آدم چپ چپ نگاه می کنند.
پس سعی کنید که یک آهنگ زنگخور با ریتم و صدای مناسب بر روی تلفن همراه خودتان بگذارید.

حواسمان به میزان بلندی صدایمان باشد
اگر تلفن همراهتان آنتن نمی دهد و طرف مقابل صدای تان را به سختی می شنود، با بلند صحبت کردن صدایتان بهتر و واضح تر به شخص پشت تلفن منتقل نمی شود.
یکسری از افراد به قدری پشت تلفن بلند صحبت می کنند که تا ده تا ساختمان آن طرف تر هم صدایشان شنیده می شود.
روی این مورد واقعا تاکید دارم که در زمان صحبت با تلفن باید حواستان به میزان بلندی صدایتان باشد.
دیگران هیچ گناهی ندارند که به اجبار باید صدای بلند و گوش خراش ما را بشنوند کنند.

تاثیر هوش تجاری بر عملکرد بازرگانی بانک ها

رویکرد ECOGRAI از یک متدولوژی ساخت یافته استفاده می کند.این رویکرد از سیستم های فیزیکی و اطلاعاتی و تصمیم گیری در توسعه شاخص های عملکرد استفاده می کند.در این رویکرد شش مرحله وجود دارد.این فرایند با تحلیل جزیی سیستم تولید آغاز شده و با بهره گرفتن از تکنیکی به نام شبکه های GRAI، مکانیزم های کنترل و جریان داده ها را در بر می گیرد.شبکه های GRAI عملیات اصلی تولید را تقسیم بندی می کنند.( برای مثال کیفیت، تولید، تعمیرات و نگهداری) و آنها را توسط سه فعالیت اصلی تکمیل می کنند که عبارتند از:

  • مدیریت فعالیت
  • برنامه ریزی فعالیت
  • مدیریت منابع به کار رفته در فعالیت

سپس این فعالیت ها در سه سطح مورد بازنگری قرار می گیرند.سطوح استراتژیک و تاکتیکی و عملیاتی از این جمله اند.با این تحلیل، مراکز تصمیم اصلی (MDC) مشخص می شوند.سپس برای هر مرکز اصلی، اطلاعات و جریان های تصمیم گیری به صورت جداگانه شناسایی و ترسیم می شود.پس از مدل سازی سیستم و شناسایی مراکز اصلی تصمیم، در فاز بعد اهداف سیستم به درون مراکز اصلی تصمیم جریان می‎یابد.پس از آن متغیر های تصمیم مشخص می شود، در صورت وجود تداخل بین متغیرها، این تداخل شناسایی و جهت مدیریت، اولویت بندی می شوند.شاخصهای عملکرد با بهره گرفتن از اهداف و متغیرهای تصمیم طراحی می شوند.مشخصات شاخص عملکرد پیش از پیاده سازی در سیستم مدیریت اجرایی، در برگه ای مستند می شود.پیاده سازی در سیستم توسط سه گروه تحلیل گران سیستم انجام می شود.سه گروه یاد شده به بررسی صحت کار می پردازند و گروه تحلیل گران نتایج پیاده سازی سیستم ارزیابی عملکرد را تحلیل کرده و گزارش می دهند (عفتی داریانی و دیگران; 1386).

 

 

ج) مدل مالکوم بالدریج[1] (MB):

در کشور امریکا برای رسیدن به اهداف عالی رشد و توسعه کیفیت و بالا بردن توان رقابتی سازمان ها در کنار سایر رقبا، اقدام به طرح ریزی مدلی تحت عنوان مدل مالکوم بالدریج شد و در سال 1987 جایزه ملی کیفیت مالکوم بالدریج ابداع گردید (عفتی داریانی و دیگران; 1386 ).

این مدل در آمریکا مورد قبول سازمان های دولتی نیز قرار گرفته و سالانه جوایزی تحت عنوان جایزه ملی کیفیت مالکوم بالدریج به شرکت های موفق اعطا می شود.شرکت های موفق، آن دسته از شرکت ها هستند که بتوانند سازمان خود را با مدل و الزامات مالکوم بالدریج انطباق دهند و در توسعه ی کشور نیز نقش به سزایی ایفا کنند.ابعاد کلی مدل مالکوم بالدریج به صورت زیر می باشد:

استراتژی و برنامه ریزی اجرای تمرکز بر بازار و مشتری
2) برنامه ریزی استراتژیک
1)رهبری
3) تمرکز بر بازار و مشتری
5) مدیریت و توسعه منابع انسانی
7) نتایج تجاری
6) مدیریت فرآیندها
4) اطلاعات و تحلیل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 2-3) شمای کلی مدل مالکوم بالدریج

(منبع: عفتی داریانی;1386)

اهداف عمده ی مدل مالکوم بالدریج را می توان به قرار زیر دانست:

1.کمک به بهبود عملکرد سازمان و افزایش توانمندی آن.

2.کمک به برقراری ارتباط مناسب میان شرکت های آمریکایی و انعکاس و اطلاع رسانی شرکت های موفق میان سایرین به منظور معرفی بهترین ها و افزایش انگیزش رقابتی میان سازمان ها.

3.ایجاد ابزارهای مدیریتی برای درک و مدیریت بهتر عملکرد ها، برقراری آموزش ها و نظام های برنامه ریزی استراتژیک، تمرکز بر بازار و مشتری و نتایج جاری از طریق منابع انسانی و فرآیندها.

د) مدل تعالی بنیاد کیفیت اروپا EFQM:

 

 

رهبری

 

 

فرآیندها

نتایج کلیدی عملکرد
کارکنان
خط مشی و راهبردها
مشارکتها و منابع
نتایج جامعه
نتایج کارکنان
نتایج مشتریان
توانمندسازها
نتایج
یادگیری

مدل تعالی بنیاد کیفیت اروپا مبتنی بر هشت مفهوم بنیادین است که شامل نتیجه گرایی، مشتری گرایی، رهبری و ثبات در مقاصد، مدیریت مبتنی بر فرآیندها و واقعایت، توسعه و مشارکت کارکنان، یادگیری و بهبود مستمر، توسعه ی همکاری های تجاری و مسئولیتهای اجتماعی سازمان است.این مدل سازمانها را براساس 9 معیار، مورد ارزیابی قرار می دهد که در قالب دو بخش، یعنی توامندسازها و نتایج سازمان طبقه بندی شده اند.پنج معیار توانمندساز و چهار معیار نتایج در مدل مذکور وجود دارد ( Bou-Llusar et al.., 2005;) میان توانمندسازها و نتایج در مدل EFQM تعامل وجود دارد، به گونه ای که نتایج براثر اجرای توانمندسازها بدست می آیند توانمندسازها با اخذ بازخورد از نتایج، بهبود می یابند.نوآوری و یادگیری کمک می کنند تا توانمندسازها بهبود یافته و بهبود توانمندسازها، بهبود نتایج را به دنبال خواهد داشت (افجه و محمودزاده;1390).مدل تعالی بنیاد کیفیت اروپا در قالب شکل  بعدی ارائه شده است:

 

 

 

  مقاله : اثر هوش تجاری بر عملکرد مالی بانک های ایران

پایان نامه ارشد : تاثیر هوش تجاری بر عملکرد بازرگانی بانک ها و موسسات مالی و اعتباری

 

 

 

 

 

 

 

شکل2-4) نمودار مدل تعالی بنیاد کیفیت اروپا

(منبع: افجه و محمودزاده; 1390)

براساس مدل تعالی بنیاد کیفیت اروپا، نتایج هر سازمان مشتمل بر چهار بعد می باشد.شاخصهای مورد مطالعه برای ارزیابی هریک از این نتایج در قالب جدول صفحه بعد داده شده است.

 

جدول2-2) نتایج سازمان از منظر مدل تعالی بنیاد کیفیت اروپا(افجه و محمودزاده، 1390)

تاثیر هوش تجاری بر عملکرد بازرگانی بانک ها و موسسات مالی و اعتباری

انبار داده : مخزن یا انبار داده جزء مهمی از هوش تجاری است که بر پایه موضوع خاصی شکل می گیرد.در اوایل دهه 1990، ویلیام اینمون[1] مفهومی را که مخزن داده نامیده می شود تعریف کرد که تعدادی از نیازهای پشتیبانی تصمیم گیری مدیران را نشان می دهد.سیستم های مخزن داده به یکپارچگی سیستم های کاربردی گوناگون کمک می کند.

این سیستم ها از طریق فراهم نمودن یک پایگاه ثابت از داده های تاریخی تجمعی و یکپارچه برای تجزیه و تحلیل، پردازش اطلاعات را پشتیبانی می کند.

یک مخزن داده یک مخزن مرکزی اطلاعات است که برای جستجو و تحلیل های کارآ تشکیل می شود.یک مخزن داده، داده های متنوع جمع شده از سراسر سازمان را در برمی گیرد و به شکلی محکم و نامتناقض یکپارچه می شود (محقر و حسینی و علی منش;۱۳۸۷).در واقع مخازن داده فضایی را برای ذخیره‎سازی موضوعی داده هایی که قبلاً جمع شده و تحلیل شده‎اند، فراهم می‎کند (محمودی؛ ۱۳۸۷: ۵۴).

منابع داده : منابع داده می تواند پایگاه داده (سبد اطلاعاتی)، داده گذشته، (مثلاً اطلاعات خارجی، از سازمان های تحقیق در بازار یا از اینترنت) یا اطلاعات از محیط انبار داده کنونی باشد.منابع داده می تواند پایگاه اطلاعات متقابل یا هر ساختار داده دیگر که از مسیر کارکرد کسب و کار تبعیت می کند، باشد.اینها حتی ممکن است بر پلتفرم های بسیار مختلفی استوار باشد و می تواند شامل اطلاعات طبقه بندی شده مانند جداول و برگه های مدون، یا اطلاعات طبقه بندی نشده مانند فایل ها یا عکس ها و دیگر اطلاعات اسنادی باشد (جلالی و روحانی؛ ۱۳۸۹ : ۳۸۱).

  مقاله : اثر هوش تجاری بر عملکرد مالی بانک های ایران

پایان نامه ارشد : تاثیر هوش تجاری بر عملکرد بازرگانی بانک ها و موسسات مالی و اعتباری

مرکز عرضه داده 16.یک مرکز عرضه داده مشابه آنچه توسط اینمان17(1999) توصیف شد، مجموعه ای از نواحی مشخص است که برای تأیید تصمیمات بر اساس نیازهای قسمت داده شده، سازماندهی شده است.شاید بیشترین اهمیت را بخش های مشخص سخت افزار، نرم افزار، اطلاعات و برنامه های مشخصی دارند که مراکز عرضه داده را تشکیل می دهند.هر بخش تعبیر خودش را از آنچه یک مرکز عرضه داده باید شبیه آن باشد دارد و مرکز عرضه داده مربوط به هر بخش ویژه خود و نیاز های خود است.مشابه انبار داده، مرکز عرضه داده شامل اطلاعات کاربردی است که به کارشناسان کسب و کار کمک می کند استراتژی را بر اساس تحلیل گرایشات و تجربیات گذشته تعیین کنند.تفاوت کلیدی در این است که ایجاد یک مرکز عرضه داده بر یک نیاز ویژه و از پیش تعیین شده برای گروه بندی و موقعیت خاص انتخاب داده مبتنی است.

ابزار سوال و گزارش.فرآیند تحلیل بلادرنگ دیدگاه های چندبعدی و خلاصه از داده های کسب و کار تهیه می کند و برای گزارش، تحلیل، مدل سازی و برنامه ریزی برای بهینه کردن کسب و کار استفاده می شود.تکنیک ها و ابزار فرایند تحلیل بلادرنگ می تواند برای کار کردن با انبار داده یا مرکز عرضه داده طراحی شده برای سیستم های هوش تجاری سطح بالا استفاده شود.این سیستم ها، جستجوهایی را انجام می دهند که برای کشف تمایلات و عوامل نقد تحلیل نیاز است.نرم افزار گزارش دادن، دیدگاه هایی به هم پیوسته از داده تهیه می کند تا مدیریت را آگاه و مطلع از وضعیت کسب و کارشان نگه دارد(جلالی و روحانی؛ ۱۳۸۹: ۳۸۱ ).این ابزارها قادر به خلق و بکارگیری گزارش های ترکیبی مختلف هستند (محمودی؛ ۱۳۸۷: ۵۴).

عوامل مؤثر بر ایجاد قصدو بروز رفتار بازاریابی ویروسی در مشتریان و کاربران

برای کسب بازدید کنندگان و مشتریان جدید به سایت سه گزینه ی اصلی برای بازاریابی ایمیل وجود دارد. از دیدگاه دریافت کننده، این سه گزینه عبارتند از:

  • عملیات ایمیل سرد- در این مورد، دریافت کننده ایمیلی را از یکی از سازمانهایی که فهرست ایمیل را از یک تامین کننده ی فهرست ایمیل مصرف کننده مانند (myoffers.co.uk)، (www.claritas.com) و (www.experian.com) یا یک تامین کننده ی فهرست ایمیل کسب و کار مانند (www.mardev.com) یا ناشران تجارت و حتی تهیه کنندگان مانند VNU اجرا کرده است، دریافت می کند. اگرچه آنها با دریافت پیشنهادات به وسیله ی ایمیل موافقت کرده اند ایمیل اساساً سرد است. به عنوان مثال یک تامین کننده ی کارت اعتباری می تواند یک ایمیل سرد را برای یکی از اعضای فهرست ارسال کند که در حال حاضر عضو آنها نیست.
  • ایمیل مارک گذاری شده به طور همزمان- در اینجا دریافت کننده، ایمیلی را همراه با پیشنهادی از طرف یک شرکت دریافت می کند که احساس نزدیکی زیادی با آن دارد. به عنوان مثال یک شرکت کارت اعتباری می تواند با یک تهیه کننده ی موبایل مانند ودافون[1] شریک شود و پیشنهادی را برای مشتریانش ارسال کند. ایمیل های مارک گذاری همزمان از این دست نسبت به ایمیل های سرد نسبت به فهرست های اجاره شده پاسخگوتر هستند زیرا بین آنها رابطه وجود دارد و پیشنهادات کمتر در میان است.
  • خبرنامه ی الکترونیکی شخص ثالث- در گزینه ی کسب بازدید کننده، یک شرکت خودش را در یک خبرنامه ی الکترونیکی شخص ثالث تبلیغ می کند. این کار می تواند به شکل آگهی، ضمانت یا روابط عمومی باشد که به سایت مقصد متصل می شود.

 

گزینه های ایمیل برای تبدیل مشتری احتمالی و حفظ مشتری (فهرست خانگی):

ایمیل به طور گسترده به عنوان ابزار تبدیل مشتری احتمالی و حفظ مشتری با بهره گرفتن از «فهرست خانگی[2]» مشتریان احتمالی و مشتریانی که اجازه ی تماس با آنها از طرف یک سازمان اخذ گردیده، مورد استفاده قرار می گیرد. به عنوان مثال، سایت Lastminuti.com یک فهرست خانگی بالغ بر بیش از ده میلیون مشتری احتمالی و مشتری در اروپا ایجاد کرده است. بعضی از گزینه ها برای بازاریابی ایمیل خانگی عبارتند از:

  • ایمیل تبدیل- بعضی از افراد از یک وب سایت بازدید می کنند و علاقه شان را به یکی از کالاها یا خدمات به وسیله ثبت نام و ارائه آدرس ایمیل شان، نشان می دهند، هرچند خرید نمی کنند. ایمیل های تنظیم شده می تواند برای متقاعد کردن دریافت کننده برای بازخورد و بازنگری در کیفیت خدمات ارسال شوند.
  • نوع منظم خبرنامه ی الکترونیکی- گزینه ها برای دوره های متفاوتی مانند دوره های هفتگی، ماهیانه یا هر سه ماه یکبار با محتوای گوناگون برای مخاطبان و بخش های مختلف، مورد بررسی قرار می گیرند. این گزینه ها عموماً برای به روز رسانی اطلاعات مصرف کنندگان درباره ی آخرین محصولات یا ترفیعات یا مشتریان کسب و کار در مورد پیشرفت های داخل یک بازار، به کار می روند.
  • عملیات فهرست خانگی- اینها ایمیل های دوره ای برای پشتیبانی از اهداف مختلف مانند تشویق به آزمایش یکی از خدمات یا محصولات تازه راه اندازی شده، خریدهای مکرر یا فعال سازی مجدد مشتریانی است که مدتهاست از خدمات استفاده نکرده اند.
  • ترتیب و تسلسل ایمیل- نرم افزار می تواند مجموعه ای از ایمیل ها را با یک فاصله ی زمانی بین ایمیل های تعیین شده توسط بازاریاب ارسال کند.

 

مزایا و معایب بازاریابی ایمیل

مزایای بازاریابی ایمیل:

  • هزینه ی نسبتاً پایین اجرا- هزینه های فیزیکی ایمیل اساساً کمتر از پست مستقیم هستند.
  • رسانه ی پاسخ مستقیم اقدام فوری را به دنبال دارد- بازاریابی ایمیل باعث تشویق به کلیک بر روی یک وب سایت می شود، به طوری که خرید بلافاصله ی محصول توسط بازدید کننده را افزایش می دهد. به همین دلیل یکی از بهترین شیوه های جذب مشتریان موجود برای بازگشت به یک سایت است.
  • اجرای سریع تر عملیات- زمان مورد نظر برای کل چرخه ی عمر عملیات بازاریابی ایمیل کوتاهتر از رسانه ی سنتی است.
  • سهولت شخصی سازی- شخصی سازی ایمیل نسبت به رسانه ی فیزیکی آسانتر و ارزانتر است.
  • گزینه هایی برای آزمایش- آزمایش پیام های مختلف ایمیل نسبتاً آسان و به صرفه است.
  • ادغام- از طریق ترکیب بازاریابی ایمیل با رسانه های مستقیم دیگر مانند پست مستقیمع پیام به وسیله ی رسانه های مختلف تقویت می شود.

معایب بازاریابی ایمیل:

  • قابلیت تحویل- مشکل تحویل پیام از طریق تامین کنندگان خدمات اینترنتی ISP، و سیستم های ایمیل وب وجود دارد.
  • قابلیت ارائه- دشواری نمایش پیام در داخل جعبه ی (Inbox) سیستم های مختلف ایمیل.
  • کاهش پاسخ ایمیل- دریافت کنندگان ایمیل در هنگام دریافت نخستین ایمیل به سرعت پاسخ می دهند. اما حفظ پاسخ گویی آنها مشکل است.
  • اولویت های ارتباطات- دریافت کنندگان، دارای اولویت های مختلفی برای پیشنهادات ایمیل ، محتوا و تکرار آن هستند که بر پاسخ آنها تاثیر می گذارد. این وضعیت باید از طریق اولویت های ارتباطات مدیریت شود.
  • افزایش منبع- اگرچه پست الکترونیک فرصت های زیادی را برای هدف گیری، شخصی سازی و ارتباطات پی در پی ارائه می کند، برای ارائه ی این موارد نیاز به افراد و منابع بیشتر و تکنولوژی جدیدتری دارد.

 

مدل یابی تأثیر بازاریابی ویروسی بر ارزش ویژۀ برند مشتری

 

بازاریابی ویروسی و شفاهی:

بازاریابی ویروسی و شفاهی چیست؟

بازاریابی ویروسی تاثیر شبکه ی اینترنت را نشان می دهد و می تواند در دسترسی به تعداد زیادی از افراد موثر باشد و به طور سریع پیام بازاریابی را به عنوان یک ویروس طبیعی یا یک ویروس کامپیوتری به آنها انتقال دهد. بازاریابی ویروسی آنلاین شکلی از ارتباطات شفاهی است که گاهی اوقات بازاریابی BUZZ نامیده می شود. دو شکل اصلی بازاریابی ویروسی عبارتند از: «ایمیل های دورگذر[3]» یا «مباحثات در داخل شبکه های اجتماعی.» در هنگام برنامه ریزی عملیات تلفیقی باید به یادداشت که تاثیر بازاریابی ویروسی آنلاین از طریق رسانه های آفلاین یا تبلیغات بر روی تلویزیون و رادیو یا پرینت قابل افزایش است. «بازاریابی شفاهی (WOM[4])»، یک مفهوم ایجاد شده است که صرفاً مربوط به بازاریابی ویروسی است اما زمینه ی آن وسیع تر است. همه ی تکنیک های بازاریابی شفاهی بر اساس مفاهیم رضایت مشتری دیالوگ دو طرفه و ارتباطات شفاف است. عناصر اساسی آن عبارتند از:

  • آموزش افراد درباره ی کالاها و خدمات شرکت.
  • شناسایی افرادی که احتمال بیشتری برای تبادل نظر با آنها وجود دارد.
  • فراهم کردن ابزارهایی که تبادل اطلاعات را آسانتر می کنند.
  • بررسی چگونگی، کجایی و چرایی تبادل نطقه نظرات.
  • گوش دادن و پاسخ به حامیان، کاهش دهندگان و بی طرفها.

مزایا و معایب بازاریابی ویروسی

مزایای بازاریابی ویروسی:

مزیت اصلی بازاریابی ویروسی این است که یک عامل ویروسی موثر می تواند به مخاطبان زیادی به شیوه ی اقتصادی دست پیدا کند. همچنین مصرف کنندگان نظرات خویشاوندان، دوستان و خانواده شان را به شدت مورد ارزیابی قرار می دهند، بطوریکه شدت تاثیر آنها می تواند قابل ملاحظه باشد.

معایب بازاریابی ویروسی:

عیب اصلی بازاریابی ویروسی این است که یک تکنیک ارتباطات بازاریابی با ریسک بالاست زیرا نیازمند سرمایه گذاری اولیه ی قابل توجه در عامل ویروس است. با وجود این هیچ گونه تضمینی مبنی بر اینکه عملیات به صورت ویروسی پیش برود، وجود ندارد، در این صورت سرمایه گذاری به هدر خواهد رفت.

البته، اگرچه بازاریابی ویروسی مثبت می تواند به سرعت گسترش یابد به همین شیوه احساسات منفی در مورد شرکت نیز می تواند گسترش یابد که در بخش مربوط به مدیریت اعتبار آنلاین به آن اشاره کردیم.

بازاریابی مستقیم:

بازاریابی مستقیم می تواند روش موثری در ایجاد ترافیک برای سایت باشد همانطور که قبلاً ذکر کردیم، یک مدل پاسخ وب می تواند در جایی مورد استفاده قرار گیرد که وب سایت وسیله ای برای اجرای پاسخ است. اما یک عملیات ایمیل مستقیم برای کسب پاسخ مورد استفاده قرار می گیرد. بسیاری از شرکت های کاتالوگ به استفاده از پست مستقیم سنتی بمنظور ارسال مجموعه ای از محصولاتشان ادامه خواهند داد و دریافت کننده از طریق پیشنهادات کاملتر و مشوق هایی مانند پیشنهادات خاص وب تحریک به بازدید از سایت می شود.

یادآوری کنندهای فیزیکی دیگر:

از آنجا که ما وقت مان را بیشتر در جهان واقعی صرف می کنیم تا دنیای مجازی، یادآوری کننده های فیزیکی که توضیح می دهند چرا مشتریان باید از وب سایت ها بادید کنند، مهم هستند. آنچه که در دستان مشتری و روی دسک تاپ آنهاست به عنوان محرکی برای بازدید از سایت و مواجه با ضعف های وب به عنوان یک ابزار رسانه ی کشش عمل می کند. این وضعیت احتمالاً در زمینه ی B2B مهمتر است که در آن یک یادآوری کننده ی فیزیکی در اداره کمک کننده خواهد بود. نمونه هایی که معمولاً از طریق بازاریابی مستقیم ارائه می شوند عبارتند از: بروشورها، کاتولوگ ها، کارتهای تجاری، کارت پوستال ها. این موارد در مجلات درج می شوند و تبدیل به یادآوری کننده برای ایکسترانت های می شوند.

 

 

[1]vodafone

[2]House list

[3]Passlong e-mails

کوله‌پشتی کارآفرینی (۱) – توهم

در مجموعه مطالب کوله پشتی کارآفرینان قصد دارم تا مجموعه شایستگی ها و ویژگی هایی که کارآفرینان باید داشته باشند را بررسی کنم و به آنها بپردازم. در واقع قصد داریم فرض کنیم که یک کارآفرین کوله پشتی همراه خود دارد و همواره که در مسیر کارش پیش می رود باید چه تجربیات و نکاتی را در کوله ی خود قرار دهد و چه مواردی را باید از کوله ی خود خارج کند که سبک تر حرکت کند. خلاصه ای از موضوع هایی که به آنها خواهم پرداخت موارد زیر است:

  • خودشناسی
  • کل نگری
  • قدرت حل مسئله
  • شنیدن و دیدن
  • یادگیری مداوم
  • تهاجم ایده ها
  • تنهایی کارآفرینان
  • تصمیم و موقعیت
  • تیم سازی
  • توهمات کارآفرینی
  • استعدادهای کارآفرینی
  • ….

مطلب اول را با توهم کارآفرینی شروع می کنم. توهم هایی که باعث می شود ورود به مسیر کارآفرینی یک اتفاق از پیش شگست خورده بشود.

کارآفرینی یعنی صبح شنبه می خوابم

خاطرم هست چند سال پیش که هنوز تب کارآفرینی در کشور گسترش پیدا نکرده بود، بسیاری از افرادی که در استخدام شرکتی بودند (از جمله خودم) به این موضوع فکر می کردند که اگر شرکت خود را داشته باشند به آزادی زمانی می رسند و هروقت که بخواهند می توانند هرکاری که دوست دارند را انجام دهند. مثلا صبح های سخت شنبه را می توانند بخوابند یا در یک روز بارانی به جای کار کردن بزنند به دل طبیعت و لذت ببرند. شاید امروز توهم بودن این موضوع برای خیلی ها بدیهی باشد. روی این موضوع دست گذاشتم که اگر چنین فکری گوشه ی ذهن شما است بدانید که سخت در اشتباهید.

مسیر کارآفرینی بخصوص در چند سال اول شروع بسیار سخت و پیچیده است. شما به دلیل مسئولیتی که برعهده دارید باید بیشتر از یک کارمند کار کنید و نه تنها شنبه ها نمی توانید بخوابید یا در روزهای بارانی نمی توانید به دل طبیعت بزنید که بعد از مدتی متوجه خواهید شد آخرین روز تعطیلی که داشته اید را فراموش کرده اید.

کارآفرینی یعنی درآمد بالا

در جلسات مشاوره از کسانی که می خواهند مسیر کارآفرینی را شروع کنند می پرسم فرض کن دوسال از زمان امروز گذشته و کسب و کارت راه افتاده. موقعیت خودت را در آن زمان برایم شرح بده. عده ای شروع می کنند درباره موقعیت مالی که بدست آورده اند صحبت می کنند و من معمولا به این گروه می گویم که بیشتر درباره مسیر کارآفرینی مطالعه کنند. کارآفرین شدن الزاما به معنی کسب درآمد بالا نیست. در واقع کسب درآمد بالا هدف اصلی کارآفرینی نیست. اگر قصد کسب درآمد دارید راه های سرمایه گذاری را پیش بگیرید شاید مناسب تر باشد. کارآفرینی مسیر پیچیده و سختی است که شاید نیاز باشد تا چندسال در آن سرمایه گذاری کنید و برداشتی نداشته باشید. کارآفرین ها معمولا علاقه مند هستند با ارزشی که خلق می کنند به درآمد بالا برسند هدف اصلی آنها صرفا کسب پول و انجام یک کار کوتاه مدت نیست.

تله ی مدیر شدن

بعضی ها در روند کارآفرینی مدیر شدن را ارزش می دانند. این که شرکت خودت را داشته باشی و تیمی را اداره کنی می تواند جذاب باشد. در این باره باید دو نکته مهم را مورد توجه قرار داد. مسئله اول این است که کارآفرین با صرفا مدیریت منابع انسانی و نشستن پشت میز و دستور دادن متفاوت است. یک کارآفرین خودش کارگر شرکت اش است و باید آستین ها را بالا بزند و کار کند. من در طول تجربه ی کاری ام کارآفرینی را ندیده ام که از جایی به بعد لم بدهد روی کاناپه ی اتاق لوکسش و صرفا نظاره گر روند پیشرفت کسب و کارش باشد.

مسئله ی بعدی این است که خیلی ها دوست دارند مدیر بشوند چون تعریف درستی از مدیریت ندارند. مدیریت کردن یعنی مسئولیت آدم ها را پذیرفتن و سرنوشت کاری آنها را به دست گرفتن. مدیریت یعنی هر روز تعامل کردن با افراد، به حرف های آنها گوش کردن، کمک به رشد آنها و سپردن کار و کنترل پیشرفت کار. همین تعریف سختی مدیریت را مشخص می کند. بسیاری از افراد را بخصوص آنها که از دنیای فنی و تکنیکال وارد دنیای مدیریت می شوند را دیده ام که بعد از گذشت مدتی دلشان برای کار تخصصی شان تنگ شده است. در هر صورت در نظر داشته باشید که مدیریت کردن هدف کارآفرینی نیست و در مراقب باشید در این تله گرفتار نوشید.

تله ی شرکت بزرگ

داشتن یک شرکت بزرگ یکی دیگر از آن تله هاست. در گفتگوهای مختلف زیاد می شنوم که افراد می گویند ایده آلشان داشتن یک شرکت بزرگ است که این موضوع هم طبیعتا هدف کارآفرینی نیست. وقتی روند کسب و کار را در دنیای امروز بررسی می کنیم می بینیم که تبدیل به یک شرکت بزرگ شدن ارزش نیست. امروز کسب و کارهای کوچک و چابک اثرات بزرگ خلق می کنند. الگوی شرکت های بزرگ الگویی بود که از دنیای صنعتی و به دلیل نیاز آن زمان شکل گرفت. در حال حاضر هم ما غول های تکنولوژی را داریم اما بسیار زیاد هم کسب و کارهای کوچک اثر گذار داریم که در طول زمان توسط کسب و کارهای بزرگ تر حتی خریداری می شوند و در دل آنها ادغام می شوند.

به نظر شما چه نکات دیگری می تواند مورد توجه قرار بگیرد؟

چگونه کار می‌کنم (1) – نگرش

بیش از یک سال بود که قصد داشتم درباره سبک و سیاق کار کردنم چند مطلب بنویسم و هربار یا فراموش می شد یا اولویت دیگری پیش می آمد. در این مجموعه مطالب می خواهم توضیح دهم که چطور نسبت به کار فکر می کنم و از چه ابزارها و روش هایی برای انجام کارهایم استفاده می کنم. مطلب اول درباره ی نگرش من نسبت به کار است. نگرشی که شیوه ی کار کردن من را تا به امروز شکل می دهد. نگرشی که من دارم الزاما می تواند درست نباشد. این نگرش صرفا برای من است و شاید برای شما هم نکاتی داشته باشد.

1- به کار سخت اعتقاد ندارم

من هیچ وقت به سخت کار کردن اعتقاد نداشتم. البته که مقاطعی بوده که بسیار سخت و ممتد کار کرده ام. اما در کل طرفدار این ایده نیستم که برای موفقیت باید از خروس خون تا بوق سگ کار کرد. سعی می کنم کم کار کنم و مفید. از آنجایی که کارم بیشتر فکری است، تفکر راجع به موضوع کاری همواره در ذهنم وجود دارد و ممکن است در چند ساعت خروجی اش جمع و جور شود. به همین دلیل ممکن است از دید دیگران وقت تلف کردنم زیاد باشد اما در همان اتلاف وقت معمولا تکلیف موضوع های کاری بسته می شود.

به نظرم باید از زمان لذت برد. شاید همین باور باعث می شود که چندان دیسیپلین مشخصی برای کار نداشته باشم که هم خوب است و هم بد. خوب است چون این عدم وجود روال به قدرت خلاقیتم کمک می کند و دستم را باز می گذارد که در هر زمانی هر آنچه که باید را آزادانه انجام دهم و بد است چون داشتم یک روتین بخصوص وقتی باید با دیگران هماهنگ بشوی مهم است و این مسئله گاهی کارم را سخت می کند.

2- به اتود زدن اعتقاد دارم

هیچ وقت اعتقاد نداشته ام که برای شروع کاری حتما باید به سطح ایده آلی رسید. معمولا شرایط را به اندازه ای که بشود کار را استارت زد فراهم می کنم و بهبود کار را در مسیر انجام می دهم. به همین دلیل همیشه می دانم که نتیجه ام را در تجربه های دوم و سوم می گیرم که خیلی وقت ها آن نتیجه فراتر از انتظار خودم می رود. در واقع به قول نقاش ها به اتود زدن اعتقاد دارم ولی اون اتود رو در دفتر یادداشتم پنهان نمی کنم بلکه اتود رو عرضه می کنم که فیدبک بگیرم. این اتود زدن گاهی می شود مطالبی که می نویسم مثلا. بعضی از پروژه ها و کارها هم هستند که در ابتدا ساده و جمع و جور شروعشان می کنم و کم کم شاخ برگشان می دهم.

3- ریسک می کنم

معمولا از تجربه کردن اولین بارها نمی ترسم. اگر گاری را تجربه نکرده باشم بسیار زیاد پیش می آید که شیرجه می زنم در دلش. می گن آدما دو دسته اند. اونهایی که اول دفترچه راهنمای یک دستگاه رو می خونن و بعد باهاش قدم به قدم شروع به کار می کنند و اونهایی که اول با خود دستگاه ور می رن تا ببینند چه خبره و اگر لازم شد نگاهی هم به دفترچه راهنما می اندازند. من خودم رو بیشتر جز دسته ی دوم می دونم. توی این ریسک کردن هم گاهی پیش میاد که یک دکمه رو اشتباه می زنی و نتیجه ی معکوس می گیری. اما این قدرت ریسک بهم کمک کرده که خیلی وقتا سرعت حرکتم را بالا ببرم و نتیجه گیری های سریع تر داشته باشم.

4- تیم کوچک، دستاورد بزرگ

عقیده دارم که با یک تیم کوچک می شه دستاوردهای بزرگ داشت. به همین دلیل در کارم دنبال گسترش منابع انسانی نیستم. اگرچه در گذشته ی کاری ام به تعداد افرادی که مدیریت می کرده ام افتخار می کردم. اما بعد از گذشت زمان متوجه شدم که وقتی تیم بزرگ می شود تو به عنوان مدیر مسئولیت هایت تغییر می کند و بیشتر باید سربارها را مدیریت کنی یا بیشترین زمانت را به امور منابع انسانی بدهی. از یک جایی به بعد تصمیم گرفتم اگر قرار است پروژه ای انجام دهم، تیم را کوچک، خلاق  و قابل مدیریت موثر نگه دارم.

5- هیچ اقدامی بیهوده نیست

در طول پروسه ی کار پیش می آید که فعالیت هایی انجام می دهم که نتیجه اش را همان موقع نمی بینیم. از آن دسته از کارهایی که ممکن است با خودت بگویی چرا دست به چنین کاری زدم؟ چرا وقتم را در این پروژه صرف کردم؟ چرا با این آدم همکاری کردم؟

تجربه به من نشان داده که هیچ اقدامی بی نتیجه نخواهد ماند و همیشه نتیجه ی بذری که امروز می کاری را در آینده برداشت خواهی کرد. بنابراین ممکن است برای انجام کارهای مختلف چندان به خودم سخت نگیرم که آیا این درست ترین اقدام ممکن در زمان اکنون است یا نه. می تواند باشد و می تواند نباشد اما هر اقدامی معمولا نتیجه ای دارد.

شانس یادگیری مجدد

<br />

grid header-grid”>

نتایج شاخصهای ارزیابی
 

 

1.نتایج مشتریان

شاخصهای برداشتی و عملکردی که عبارتند از:

تصویر کلی از محصولات و خدمات سازمان

فروش و پشتیبانی خدمات پس از فروش

وفاداری مشتریان

میزان شکایات مشتریان

میزان برگشتی محصول

 

 

 

2.نتایج کارکنان

شاخصهای برداشتی و عملکردی که عبارتند از:

میزان رضایت شغلی کارکنان

میزان ترک خدمت

جابجایی

نرخ مشارکت کارکنان

سطح انگیزشی کارکنان

وفاداری سازمانی کارکنان

 

 

 

3.نتایج جامعه

شاخصهای برداشتی و عملکردی که عبارتند از:

تصویر سازمان در جامعه

میزان پاسخگویی به جامعه

همکاری با گروه های ملّی و محلّی

تقدیر نامه ها و جوایز

 

 

4.نتایج کلیدی سازمان

شاخصهای برداشتی و عملکردی که عبارتند از:

دستاوردهای مالی و غیرمالی شرکت برای سهامداران و مالکان شامل:

میزان سود سهام

افزایش ارزشی سهام سازمان

رضایت سهامداران