پایان نامه حاضر تعیین میزان اثربخشی برنامه دوازده قدمی معتادان گمنام بر بهزیستی روانشناختی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی 

عنوان:

حاضر تعیین میزان اثربخشی برنامه دوازده قدمی معتادان گمنام بر بهزیستی روانشناختی و سازگاری اجتماعی معتادان

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

هدف:هدف پژوهش حاضر تعیین میزان اثربخشی برنامه دوازده قدمی معتادان گمنام بر بهزیستی روانشناختی و سازگاری اجتماعی معتادان بوده است.مواد و روش ها:روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی بوده و نمونه شامل 50نفر از اعضاء معتادان گمنام شهرستان دلفان بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند.برای گردآوری داده ها از پرسشنامه بهزیستی روانشناختی و پرسشنامه سازگاری اجتماعی استفاده شد.داده ها با بهره گرفتن از آزمون t وابسته و با بهره گرفتن از نرم افزار spss-21 بررسی شدند. یافته ها: نتایج بررسی فرضیه های پژوهش نشان داد که برنامه دوازده قدمی معتادان گمنام بر بهزیستی روانشناختی و سازگاری اجتماعی معتادان تاثیر مثبت و معنی دار داشته است.نتایج:با برسی نتایج این پژوهش می توان گفت که برنامه دوازده قدمی معتادان گمنام نقش مهمی در فرایند بهبودی و بازگشت فرد به روال یک زندگی سالم و برقراری روابط مثبت با دیگران ایفا می کند.بنابراین لازم است تا با آشنا سازی جامعه با این انجمن، امکان شرکت بیشتر معتادان در این انجمن فراهم شود.

کلید واژگان:برنامه معتادان گمنام،بهزیستی روانشناختی،سازگاری اجتماعی

مقدمه:

یکی از بلاهای خانمان سوز که آفتی بر پیکر جوامع بشری است ، مسئله مواد مخدر و اعتیاد می باشد که قدرت تفکر ،خلاقیت ،توان ،کوشش و سازندگی را از انسان ها گرفته و بنیان خانواده و اعتقاد و باورهای دینی آن ها را در معرض نابودی و از هم پاشیدگی قرار داده است و متاسفانه روزبه روز ،رو به گسترش است.کمتر کشوری است که مهمترین و یا یکی از عمده مشکلاتش ،مسئله مواد مخدر و اعتیاد نباشد.هر ساله مبالغ هنگفتی ،صرف مبارزه با آن می گردد ولی همچنان رقم باندهای قاچاق مواد مخدر و تعداد معتادان افزایش می یابد و سازندگی ها رو به سوزندگی ،توانایی ها رو به ناتوانی و ثروت ها رو به انهدام و نابودی می رود و میکده خیالی معتاد نیز به ماتمکده ای سرد مبدل می گردد(برفی،1383).اعتیاد معمولا به مجموعه وابستگی فیزیکی و روانی اطلاق می شود ولی در مجموع مفهومی مبهم دارد(بلوم[1]،1984).

کلمه اعتیاد[2] یا واژه معتاد ، مفهوم نامناسب و تحقیرآمیزی است که از نظر علمی و پزشکی نمی تواند مفهوم سوء مصرف مواد را به عنوان یک اختلال طبی مشخص کند.کلمه اعتیاد کاربرد فراوانی در ارتباط با اعتیاد به تماشای تلویزیون،اعتیاد به خرج کردن پول،اعتیاد به قمار و دزدی و غیره دارد اما در ارتباط با اختلالات وابسته به مواد اهمیت خود را از دست داده است(کاپلان و سادوک[3]،2000).

سازمان بهداشت جهانی (Who) الگوی خود را در تدوین مفاهیم ((نشانگان وابستگی))قرار داده است که به تدریج جایگزین اصطلاح اعتیاد شده است.در سال 1964، سازمان بهداشت جهانی به این نتیجه رسید که اعتیاد دیگر اصطلاح علمی نیست و اصطلاح وابستگی به مواد [4]را جایگزین آن کرد(بزمی ،1390).کمیته WHO  ،در سال 1981 تعریف خود را در ارتباط با نشانگان وابستگی به مواد اینگونه ارائه کرد که مجموعه ای از پدیده های فیزیکی،رفتاری و شناختی که در طی آن مصرف یک ماده یا مواد برای یک شخص خاصی اهمیت بیشتری نسبت به رفتارهای دیگر داشته باشند،در حالی که این گونه رفتارها ارزش و اهمیت بیشتری دارند.ویژگی توصیفی فهم وابستگی به مواد عبارتست از میل به مصرف دارو و یا داروهایی که بسیار نیرومند و گاهی اوقات مغلوب کننده اند(ادواردز،آریف،هاجسون[5]،1981).                                                                                                                        

ویرایش چهارم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی[6] (DSM-IV-TR)(انجمن روانشناسی آمریکا ،2000) اختلالات اعتیاد را به سوء مصرف [7]و وابستگی [8]طبقه بندی می کند.سوء مصرف مواد توسط DSM-IV-TR به عنوان استفاده ناسازگارنه از مواد شیمیایی تعریف می شود که در گذر زمان اتفاق می افتد و حیطه ها و مسئولیت های عمده زندگی را تحت تاثیر قرار می دهد.(یونکه[9]؛برایس هاگدورن[10]،2006).

1-1بیان مسئله

اعتیاد موضوع و پدیده ای است پیچیده و دارای ابعاد و جنبه های گوناگون و از سال های پیش محققین و سازمان های فراوانی در زمینه شناخت ،پیشگیری،کنترل و درمان اعتیاد فعالیت های گسترده ای انجام داده اند که متاسفانه اکثرا ناموفق نیز بوده اند(بزمی،1390).اعتیاد ، دامنه رفتارهای فرد را محدود به یک موضوع خاص کرده و موجب شده تا فرد از اکثر رفتارهایی که به ارتقاء و رشد توانایی های او کمک می کند غافل بماند. اعتیاد به یک رفتار به عنوان یک آسیب روان شناختی مورد توجه روانشناسان قرار گرفته است.آنها درصدد هستند ماهیت رفتار اعتیادی را تبیین کرده و به شناخت هرچه بیشتر این رفتار نائل آیند.(ناجی و زارعی،1388).در کنار روانشناسان و روانپزشکان ،موسسات و انجمن های غیرانتفاعی و مردم نهادی هم جهت درمان و پیشگیری از عود و بهبود وضعیت جسمی،روانی و اجتماعی معتادان فعالیت می کنند.

یکی از این انجمن های غیر انتفاعی ،انجمن غیر انتفاعی معتادان گمنام (NA)[11]است.بیش از نیم قرن است که این انجمن جهت درمان ، پیشگیری از عود و کمک به بهبود وضعیت روانی ،اجتماعی معتادان شکل گرفته که خوشبختانه بیش از یک دهه است که فعالیت خود را در ایران آغاز کرده و همچنان در حال فعالیت می باشد. انجمن معتادان گمنام یک انجمن غیرانتفاعیی متشکل از مردان و زنانی است که اعتیاد به مواد مخدر مشکل اصلی زندگیشان بوده است.(کمیته نشریات ان.ای1388). تنها لازمه عضویت در این انجمن تمایل به قطع مصرف مواد مخدر است.(کمیته نشریات ان.ای،1388).برنامه معتادان گمنام مرکب از اصولی است که بسیار ساده بیان شده اند و اعضاء می توانند آن ها را در زندگی روزمره خود به کار بندند.نکته بسیار مهم این برنامه عملی بودن آن است.در معتادان گمنام هیچ شرط و شروطی وجود ندارد و به هیچ سازمانی وابسته نیست و با هیچ سازمان سیاسی، مذهبی و یا انتظامی ارتباطی ندارد.هرکس که تمایل داشته باشد بدون در نظر گرفتن سن ،نژاد،هویت جنسی،اعتقاد و یا مذهب می تواند به این انجمن بپیوندد.تجربه گروهی انجمن نشان داده است که کسانی که به طور مرتب در جلسات شرکت می کنند پاک می مانند.

آنچه از کتاب ها و نشریات این انجمن برداشت می شود این است که مشکل معتادان تنها مصرف مواد مخدر نیست .بلکه بیماری اعتیاد است. تجربه افراد معتادی که پس از مدتی فطع مصرف دوباره به مصرف روی می آورند نیز بیانگر این موضوع است. برنامه انجمن معتادان گمنام بیماری اعتیاد را به این صورت تعریف می کند که یک بیماری مزمن ،پیشرونده و کشنده و لاعلاج است و فقط می توان در نقطه ای از فعالیت آن را باز داشت.برنامه NA از دوازده قدم تشکیل شده است که اصول بهبودی به شمار آمده و زمینه ای برای شناخت خود ، رابطه معنوی و ارزیابی روابط با دیگران است و بنابر تجربه افراد کارکرد قدم ها و به کار بردن اصول آن در زندگی تغییراتی بزرگ و سهمی در زندگی اعضاء به وجود می آورد. به عنوان نمونه در قدم یک فرد معتاد اقرار میکند که در مقابل بیماری اعتیاد عاجز بوده و زندگی اش غیر قابل اداره شده بود و سعی می کند بیماری خود را بپذیرد.در قدم دوم فرد باورهای نادرست و غلط خود را شناسایی میکند و باورهای جدیدی که به او کمک می کنند شکل میدهد و باورهای درست گذشته را تقویت میکند.والیانت[12] در یک مطالعه گذشته نگر در مدت 35 سال به این نتیجه رسیدند که شرکت در برنامه NA علت افزایش 22درصدی رفتارهای مناسب اجتماعی مثل ازدواج و اشتغال است.گورسکی[13] بیان می دارد که شرکت در برنامه های دوازده قدمی پیوسته با بهبود عملکرد اجتماعی ، بهبود سازگاریهای زناشویی و بهبود سازگاریهای روانی همراه است

جنبه قابل توجه دیگر این انجمن شکل گیری روابط صمیمی و یاری گرانه اعضاء با همدیگر است.

گرو[14] بیان می داردکه  حمایت اجتماعی را مکانیسم اساسی این انجمن می دانند و ادامه می دهند که شبکه های اجتماعی و حمایتی گرم بیشترین ارزش را برای بهبودی دارند و علاوه بر این حمایت اجتماعی مکانیسمی در موثر بودن برنامه دوازده قدمی در گسترش دادن سبک زندگی عاقلانه است. فرد معتاد از یک خلا معنوی رنج می بردو بر همین اساس برنامه های انجمن در جهت تقویت جنبه های معنوی افراد کار می کند. اریک[15] بیان می دارد که اعضاء انجمن معتادان گمنام پس از شرکت در جلسات گروهی دوازده قدمی جهت گیری معنوی[16] بیشتری کسب می کنند.( به نقل از حدادرحمانی،1390).چنانچه در پژوهش های  مختلف تایید شده است که معنویت یکی از جنبه های مهم سلامت روان و کارکرد اجتماعی مناسب به شمار میرود.

بهزیستی روانشناختی[17] و سازگاری اجتماعی[18] از جمله مولفه هایی هستند که تحت تاثیر اعتیاد قرار می گیرند.بهزیستی روانی جزء روانشناختی کیفیت زندگی است که به عنوان درک افراد از زندگی خودشان در حیطه رفتارهای هیجانی و عملکرد های روانی  و ابعد سلامت روانی تعریف شده است .بهزیستی روانی ساختار مهمی است که در سطح پایین منجر به افسردگی و انزوای اجتماعی و باعث فقدان احساس رضایت و اعتماد به نفس و احساس نبود اراده یا هدف در زندگی شده و به کاهش سلامت روانی و جسمانی منجر می شود.

رشد اجتماعی مهمترین جنبه رشد هر شخص محسوب می شود .معیار اندازه گیری رشد اجتماعی فرد ،میزان سازگاری او با دیگران است. سازگاری اجتماعی ، هماهنگی بین محیط و مهارت های شخصی و فعالیت در زمینه های مختلف اجتماعی،توانایی درک نیازهای دیگران و علاقه به رفاه آن ها ،عزت نفس بالا ،کارآمدی ادراک،مسولیت پذیری،مقابله با ناکامی ،تحمل اضطراب،احساس امنیت و تمایل به همکاری و همنوایی در موارد خاص ،ویژگی های اصلی افراد دارای سازگاری اجتماعی است(شوهان[19] 1991).

با توجه به تحقیقات انجام شده و گسترش فعالیت برنامه معتادان گمنام و تاثیر گذاری اعتیاد بر جنبه های روانی و اجتماعی فرد ،پژوهش حاضر به این سوال خواهد پرداخت که :

آیا برنامه معتادان گمنام بر بهزیستی روانشناختی و سازگاری اجتماعی معتادان تاثیرگذار است؟

1-2اهمیت و ضرورت

اعتیاد به ویروس شباهت دارد –سرایت می کند و به همه جنبه های زندگی شخص ، شامل حیطه های معنوی ، هیجانی، جسمانی، روانشناختی ، خانوادگی ، اجتماعی ، تفریحی و شغلی گسترش می یابد. اختلالات اعتیادی درمان نشده ، به جای اینکه با گذشت زمان بهبود یابند ، مانند بیماریهای قلبی درمان نشده سیر می کنند –یعنی، با زمان و استرس کافی ، فرد دچار یک حمله خواهد شد که معمولا به یکی از حیطه های مذکور آسیب می رساند.برخلاف اختلالات مزمن و هنوز قابل مدیریت دیگر (مانند دیابت)، اختلال اعتیادی نه تنها فرد معتاد ، بلکه همه افراد در تماس با وی را نیز متاثر می سازد(یونکه و برایس هاگدورن[20]،2006). نباید شگفت زده شد که الکل و مواد مخدر ، نقش عمده ای در میزان جرایم خشونت آمیز دارند.بیش از نیمی از همه قتل ها و تجاوزها ، مستقیما به الکل یا مواد مخدر ربط دارند(مارتین[21]،2001،نقل شده در یونکه و هاگدورن2006).

بنابر گزارش مسولان وزارت کشور  در سال 1393 ، جرم  تقریبا 70درصد زندانیان کشور ،مرتبط با اعتیاد و مواد مخدر است و این آمار اهمیت موضوع  را چند برابر می کند.در سوره مبارکه بقره آیه 195آمده است که )….ولاتلقوبایدکم الی التهلکه) با دست خویش خویشتن را به هلاکت نیندازید. شخص معتاد ،ویرانگر خود و خانواده خویش است و اثرات منفی مواد مخدر در روح و جسم او معلوم و مشخص است.دکتر دیوید ماتسو به نقل از محمد برفی روان پزشک دانشگاه پل معتقد است که می توان تمام مشکلات عمیق اجتماعی را به اعتیاد به مواد مخدر نسبت داد.بالا بودن میزان معتادین باعث می شود که مشکلات ناشی از بیکاری و عدم وجود امکانات آموزشی کافی به بوته فراموشی سپرده شود.شخص معتاد با از دست دادن بسیاری از جنبه های انسانی و گرفتاری در انحطاط روحی باطبع قادر به مراعات موازین عقلی و اخلاقی نشده و نه تنها نمی تواند صاحب فضیلت و امتیاز اخلاقی باشد ،بلکه حتی قادر به پیروی از دستورات اخلاقی و اجتماعی نبوده و به همین لحاظ فردی است لاقید و بی بند و بار و وقتی کمترین تعهد اخلاقی و اجتماعی را تحمل نمی کند ،نمی تواند زیر بار مسولیت ها و تعهدات خانوادگی خود برود درنتیجه در خیلی از موارد خانواده از هم پاشیده می شود و نتیجه ای جزء طلاق و فرزند طلاق در پی نخواهد داشت.

از سوی دیگر انجمن معتادان گمنام در ایران گسترش پیدا کرده بطوریکه بنابر آخرین آمار ارائه شده توسط مسولین کمیته روابط عمومی بیش از 18هزار گروه و 400هزار نفر عضو در ایران دارد و هر روز به تعداد آن ها افزوده می شود.انجمنی که تغییرات وسیع و مهمی بر روی اعضاء بوجود آورده است و نیازمند پژوهش های بیشتری در این زمینه است.

با توجه به اهمیت موضوع اعتیاد و تاثیرات مخرب آن بر فرد ،خانواده و جامعه و تحقیقات انجام گرفته در این زمینه و نیاز بیشتر به شناخت انجمن معتادان گمنام  و تاثیرات آن بر مولفه های روانی و اجتماعی  فرد ،پژوهش حاضر اجرا می شود.

تعداد صفحه :68

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه بررسی اثربخشی درمان شناختی –هیجانی معنوی  SCET))

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد تربت جام

پایان نامه کارشناسی ارشد

رشته وگرایش:روانشناسی عمومی

عنوان پایان نامه :

بررسی اثربخشی درمان شناختی –هیجانی معنوی  SCET))

بر روی بحران هویت زندانیان

تابستان 94

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..1

فصل اول: کلیات تحقیق…………………………………………………………………………………………………………………..2

مقدمه ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….3

بیان مسئله ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………3

اهمیت و ضرورت پژوهش………………………………………………………………………………………………………………………………..7

اهداف پژوهش …………………………………………………………………………………………………………………………………………………8

اهداف کلی………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..8

اهداف جزئی……………………………………………………………………………………………………………………………………………………..8

فرضیه های پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………………………….9

تعریف نظری متغیرها ……………………………………………………………………………………………………………………………………10

تعریف عملیاتی متغیرها…………………………………………………………………………………………………………………………………10

معرفی انواع متغیرها…………………………………………………………………………………………………………………………………..10

فصل دوم: پیشینه تحقیق…………………………………………………………………………………………………………….11

مروری بر تعاریف اصطلاحات زندان وهویت   ………………………………………………………………………………………………12

زندان………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..12

زندانی………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………12

بحران هویت……………………………………………………………………………………………………………………………………………………12

شناخت درمانی……………………………………………………………………………………………………………………………………………….14

هیجان……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..15

معنویت……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………17

جرم چیست؟………………………………………………………………………………………………………………………………………………….17

زندان و زندانی………………………………………………………………………………………………………………………………………………..18

عوامل مرتبط با جرم و زندانی شدن…………………………………………………………………………………………………………….19

هویت…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….20

تعریف هویت…………………………………………………………………………………………………………………………………………………20

دیدگاه اریکسون……………………………………………………………………………………………………………………………………………20

دیدگاه مارسیا ………………………………………………………………………………………………………………………………………………21

دیدگاه اریک فروم ……………………………………………………………………………………………………………………………………….22

دیدگاه ساختارگرایان……………………………………………………………………………………………………………………………………23

دیدگاه معنادرمانی فرانکل……………………………………………………………………………………………………………………………23

دیدگاه واقعیت درمانی گلاسر……………………………………………………………………………………………………………………..25

عوامل موثر بر شکل گیری هویت ……………………………………………………………………………………………………………..25

عوامل شناختی………………………………………………………………………………………………………………………………………………26

عوامل مربوط به والدین…………………………………………………………………………………………………………………………………26

عوامل اقتصادی……………………………………………………………………………………………………………………………………………..26

عوامل مربوط به مدرسه………………………………………………………………………………………………………………………………..26

نقش مذهب…………………………………………………………………………………………………………………………………………………..26

عوامل اجتماعی فرهنگی………………………………………………………………………………………………………………………………27

عامل تفاوتهای جنسیتی……………………………………………………………………………………………………………………………….27   

عامل سن………………………………………………………………………………………………………………………………………………………27

سبک های هویت………………………………………………………………………………………………………………………………………….28

سبک اطلاعاتی……………………………………………………………………………………………………………………………………………..28

سبک هنجاری………………………………………………………………………………………………………………………………………………28

سبک سردرگم اجتنابی………………………………………………………………………………………………………………………………..29

معنویت و روان درمانی…………………………………………………………………………………………………………………………………29

 معنا درمانی………………………………………………………………………………………………………………………………………………….30

 هوش معنوی ………………………………………………………………………………………………………………………………………………31

توحید درمانی……………………………………………………………………………………………………………………………………………….32

مداخله های معنوی………………………………………………………………………………………………………………………………………35

دعا…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………35

بحث درباره ی مفاهیم الهیات و کتاب های مقدس……………………………………………………………………………………36

 استفاده از آرامش معنوی  و فنون تصویر سازی………………………………………………………………………………………..36

ترغیب مراجعان به بخشایشگری………………………………………………………………………………………………………………….37

کمک به مراجعان برای هماهنگ شدن با ارزش های مذهبی خویش…………………………………………………………37

خود فاش سازی عقاید و تجربه های معنوی……………………………………………………………………………………………….38

بهره گیری از متون دینی……………………………………………………………………………………………………………………………..38

استفاده از شهود  یا الهام………………………………………………………………………………………………………………………………39

رویکردهای عمده در روان درمانی………………………………………………………………………………………………………………..39

رویکرد روان تحلیل گری………………………………………………………………………………………………………………………………39

رویکرد رفتاری……………………………………………………………………………………………………………………………………………….40

رویکرد انسان گرایی……………………………………………………………………………………………………………………………………….41

رویکرد درمانی راجرز……………………………………………………………………………………………………………………………………..42

رویکرد شناختی……………………………………………………………………………………………………………………………………………..42

درمان شناختی آرون بک………………………………………………………………………………………………………………………………43

درمان عقلانی – هیجانی الیس……………………………………………………………………………………………………………………..43

نظریه شناختی – هیجانی معنوی SCET……………………………………………………………………………………………………..44

مبانی فلسفی نظریها……………………………………………………………………………………………………………………………………….44

دیاگرام درمان SCET……………………………………………………………………………………………………………………………………..46

باورهای اساسی دینی چه هستند؟………………………………………………………………………………………………………………..47

باورهای مربوط به خدا……………………………………………………………………………………………………………………………………47

باورهای مربوط به انسان…………………………………………………………………………………………………………………………………48

باورهای مربوط به هستی……………………………………………………………………………………………………………………………….48

فرآیند درمان…………………………………………………………………………………………………………………………………………………..48

پیامدها و دستاوردهای نظریه………………………………………………………………………………………………………………………..51

تفاوت این نظریه با نظریه های دیگر…………………………………………………………………………………………………………….51

پیشینه تحقیق……………………………………………………………………………………………………………………………………………….52

مطالعات داخلی………………………………………………………………………………………………………………………………………………52

مطالعات خارجی…………………………………………………………………………………………………………………………………………….54

فصل سوم:طرح تحقیق…………………………………………………………………………………………………………………..56

روش پژوهش …………………………………………………………………………………………………………………………………………………57

جامعه آماری……………………………………………………………………………………………………………………………………………………57

نمونه و روش نمونه گیری………………………………………………………………………………………………………………………………57

طرح پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………………………………………57

ملاکهای ورود………………………………………………………………………………………………………………………………………………….57

ابزارهای پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………………………………..58

پرسشنامه بحران هویت…………………………………………………………………………………………………………………………………..58

روایی پرسشنامه………………………………………………………………………………………………………………………………………………58

پایایی پرسشنامه………………………………………………………………………………………………………………………………………………58

روش نمره گذاری…………………………………………………………………………………………………………………………………………….59

روند اجرای پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………………………………60

محتوای درمان شناختی-هیجانی معنوی (SCET)………………………………………………………………………………………..61

روش تجزیه و تحلیل اطلاعات………………………………………………………………………………………………………………………..61

فصل چهار:تجزیه و تحلیل آماری…………………………………………………………………………………………..62

مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..63

یافته های توصیفی…………………………………………………………………………………………………………………………………………63

یافته های استنباطی………………………………………………………………………………………………………………………………………69

فصل پنجم:بحث ونتیجه گیری…………………………………………………………………………………………………73

بحث………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..74

نتیجه گیری……………………………………………………………………………………………………………………………………………………75

همسو یا غیر همسو بودن………………………………………………………………………………………………………………………………76

کاربرد نتایج…………………………………………………………………………………………………………………………………………………….77

محدودیت های پژوهش………………………………………………………………………………………………………………………………….77

پیشنهادات تحقیق………………………………………………………………………………………………………………………………………….77

منابع فارسی……………………………………………………………………………………………………………………………………………………78

منابع انگلیسی………………………………………………………………………………………………………………………………………………..83

پیوست……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………85

چکیده

هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر درمان شناختی-هیجانی معنوی(  SCET) بر بحران هویت زندانیان می باشد.

روش و مواد:روش پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی دارای پیش آزمون وپس آزمون می باشد. جامعه آماری زندانیان زندان چناران می باشند که همه با جرم مواد مخدر میباشند. در ابتدا پرسشنامه های بحران هویت (رجایی و همکاران،1387) در میان 140 نفر اززندانیان که درداخل دو بند از زندان چناران حضور داشتند توزیع گردید و بعد از جمع آوری، افرادی را که دارای ملاکهای ورود به پژوهش را داشتند بر اساس اطلاعات مندرج در پرسشنامه انتخاب کرده که این تعداد 70 نفر بودند ، نمونه آماری پژوهش 70 نفر و گمارش هدفمند در دو گروه آزمایش و گواه قرارگرفتند. ابزار مورد استفاده، پرسشنامه بحران هویت (ICQ) که از لحاظ آماری پایا و روا می باشد. روش تجزیه تحلیل داده ها باتوجه به شاخص های توصیفی (فراوانی، میانگین، انحراف استاندارد) و شاخص استنباطی (آزمون کوواریانس) می باشد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار Spss16 استفاده می شود.

یافته ها: نتایج نهایی آزمون کواریانس نشان می داد، درمان شناختی هیجانی معنوی بر کاهش غمگینی، بی ارزشی، عدم اعتماد به نفس، نا امیدی، پوچی، بی هدفی و کل بحران هویت اثر معناداری داشت که این معناداری با آلفای 0.05p< مورد بررسی قرار گرفت.

نتیجه گیری: فرضیه پژوهش مبنی بر اینکه، درمان شناختی هیجانی معنوی به شیوه گروهی بر بحران هویت تاثیر دارد، مورد تایید قرار گرفت.

واژگان کلیدی:  درمان شناختی هیجانی معنوی، بحران هویت، زندانیان.

مقدمه

انسان امروزی در جامعهای زندگی میكند كه خطرات زیادی، آرامش و امنیت او را تهدید میكنـد. جرم، تخلف و جنایت یكی از جمله این خطرات هستند و هر روزه اخبـار و گـزارشهـای آشـفته كنندهای در مورد جرایم مختلف كه منجر به مرگ، نقص عضو و سایر آسیبهـای جسـمانی افـراد جامعه میشود به گوش میرسد. علل ارتكاب به جـرم بسـیار متفاوتنـد. انـدریوز و بونتـا [1](1994) بیكاری، پایین بودن سطح تحصیلات، مشكلات و مسایل خـانوادگی و زناشـویی، شـبكه اجتمـاعی جرم آفرین، مصرف مواد و الكل، كاركردهای اجتماعی ضعیف، نگـرشهـای ضـداجتماعی، عوامـل شخصـی و هیجـانی و اخـتلالات شخصـیتی و روانـی را از جملـه علـل و عوامـل ارتكـاب جـرم میدانند وبه دنبال آن مساله زندانی بودن است. امروزه توجه به مسائل تربیتی در زندان نسبت به گذشته بیشتر شده است و گام گذاشتن جهت بهبود وضعیت زندانیان امری لازم و ضروری به نظر می رسد. همچنین بخاطر وجود مشکلات عاطفی-شناختی و رفتاری در زندان باید روند کاهش سلامت روانی را در این قشر به حداقل رساند.

بیان مساله

یکی از مسائل مهم زندانیان و مجرمین مشکلات روانی می باشد. اختلالات روانی یكی از مشكلات بزرگ دنیای امروز است. به طوری كه گزارشهـا حـاكی از آن است كه یك چهارم از افراد جامعه آمریكا، برخی از انواع مشكلات روانـی را در طـول زنـدگی خود تجربه میكنند. در اغلب موارد وجود اختلالهای روانی در فرد نه تنها از میزان سـازگاری فردی و اجتماعی وی میكاهد، بلكه امنیت و بهداشت روانی خانواده و سایر گروه های اجتماعی را  نیز دچار مشكل میكند. در برخی موارد نیز، نوع و شدت مشكل به حدی میرسد كه موجبات آزار و تهدید حقوق اعضای دیگر اجتماع را فراهم می آورد و نتیجه آن، درگیری فرد بیمـار بـا قـانون و مراجع كیفری را فراهم می آورد. به عبارت دیگر، فرد بیمار به سبب داشتن اختلال روانی و پیامد آن ارتكاب جرم، تحت پیگرد قانونی قرار میگیرد و نهایتا وارد زندان میشود.

یافته های تحقیقات مختلف نشان داده انـد كـه بین 10 تا 15 درصد از زندانیان دچار اختلال روانی هستند و میزان شیوع اختلال های روانی در نمونه های متشکل از افراد مجرم وزندانی بسیار بالاتر از افراد دیگر جامعه است. (چیلس، میلر و کاکس، 1980).

بوردكین[2] (1993) در پژوهش ملی خود در مورد رعایت حقوق بشر در افراد استرالیایی مبتلا به بیماری های روانی گزارش كرد كه بین 30 تا 50 درصد از نوجوانان حاضر در كانونهای اصـلاح تربیت، مبتلا به یكی از مشكلات سلامت روانی هستند. همچنـین یافتـه هـای ایـن پـژوهش نشـان میدهد كه میزان شیوع اختلالات روانی در بـین ایـن نوجوانـان 7 برابـر بیشـتر از سـایر نوجوانـان است.

گروهی از متخصصان سلامت روانی در آمریكا نیز با مطالعه 541 نوجوان 13 تا 18 ساله مجرم دریافتند كه   میزان مشكلات درونی سازی[3]از (جمله افسـردگی، وسـواس، شـكایات جسمانی واسكیزوئید)ومشكلات بیرونی سازی[4] از جمله بیشفعالی، پرخاشگری و بزهكاری) در این نوجوانان دو برابـر سـایر نوجوانـان بـود. از طرفـی مشـاهده شـده اسـت كـه مددجویان مبتلا به مشكلات سلامت روانی نه تنها در زندان بیشتر مرتكب خـلاف مـیشـوند و درنتیجه به طول دوره محكومیت آنان افزوده میشود، بلكه احتمال بیشتری است كه قربانی خشـونت، سوءاستفاده و آزار و اذیت سایر مددجویان شوند (اوکنر[5] و همکاران، 2002).

مكشان[6] (1989) مشاهده كرد كه مـددجویان مبتلا به مشكلات و بیماریهای روانی پنج برابر سایر مدد جویان بـه كاركنـان زنـدان و مـددجویان دیگر حمله ور میشوند.

از طرفی تاریخچه زندان و مقابله با جرایم نیز نشان داده است كه روشهای متكی بـر تنبیـه و مجازات نه تنها نمی تواند از بروز و ارتكاب مجدد جرم جلوگیری كنـد؛ بلكـه در مـواردی نیـز بـر شدت و تعداد این موارد افـزوده اسـت. از ایـن رو، امـروزه اعتقـاد بـر ایـن اسـت كـه اسـتفاده از روشهای بازپروری و تأكید بر توانبخشی روانی مددجویان، بخصوص در آن دسته از مـددجویانی كه دچار نواقص شناختی و اختلالات روانی هسـتند، بسـیار مفیـد و مـؤثر اسـت (کریتون و تاول[7]، 2005). سـوریال و مكنزی [نقل از تاول، 2003)]. تأثیر برنامههـای مداخلـهای متكـی بـر مجـازات و برنامـههـای مداخلهای متكی بر تقویت رفتارهای مثبت را در یك اردوگاه از مددجویان مورد مقایسـه كردنـد و دریافتند كه هرچه تأكید بر مجازات در مددجویان بیشتر شود، میـزان ارتكـاب جـرم و محكومیـت مجدد نیز افزایش مییابد. براین اساس طی چند دهـه گذشـته تاكیـد مسـئولان و دسـتانـدركاران جامعه و زندان بر جایگزینی فعالیتهای تـوانبخشـی و بـازپروری بـه جـای تنبیـه و مجـازات در زندان ها است.

فرندشیپ[8] وهمكاران (2003) كارایی برنامـه هـای شـناختی- رفتـاری را در كـاهش نشـانگان روانشناختی و میزان ارتكاب جرم مجدد در دو گـروه از مـددجویان مـردی كـه دارای دو سـال و بیشتر محكومیت بودند مقایسه كردند. گروه اول یا گروه آزمایشی متشكل از 667 زنـدانی وگـروه دوم یا گروه كنترل متشكل از801نفر از مددجویانی بودند كه از نظر چند متغیـر مـرتبط بـا هـدف تحقیق با گروه اول همتاسازی شده بودند. مددجویان گروه آزمایشـی در جلسـات رواندرمـانگری گروهی مبتنی بر فنون شناختی- رفتاری شركت كردند. نتایج نشان داد كه گـروه آزمایشـی و گـروه كنترل هنگام كنترل سایر متغیرها از نظر وضعیت روانشناختی و از نظـر میـزان محكومیـت مجـدد تفاوت معناداری داشتند.

یکی از عمده ترین مشکلاتی که در زندان برای فرد به وجود می آید بحران هویت است. بنا به تعاریف بحران هویت فرد در زندان با یک من آشفته و بهم ریخته رو به رو می شود. من زندانی در مقابل ارزشهای قانون و هنجارهای کشورش است که این عامل باعث بهم ربختگی شدید هویتی در او می شود( جلالی، 1376).

بحران هویت واژه ای است که اولین بار اریکسون ارائه داده است و عدم توانایی نوجوان در قبول نقشی که جامعه از او انتظار دارد را بحران هویت نامید ولی اکنون دیگر این تعریف اصلاح شده است. از نگاهی دیگر بحران هویت، اینگونه تعریف شده است: عدم موفقیت فرد در شکل دادن به هویت فردی خود اعم از اینکه به علت تجارب نامطلوب کودکی با شرایط فعلی باشد، بحرانی ایجاد می کند که بحران هویت نامیده می شود (سیدنژاد، 1381).

اما آن تعریفی که در این پژوهش از بحران هویت و نشانه های آن مدنظر قرار می گیرد عدم توانایی و پاسخ گویی به سوال های اساسی است که انسان ها با آن ها روبرو می شوند و بدون یافتن پاسخ به این سوالات، زندگی ان ها پوچ و بی هدف خواهد شد و در نتیجه از بحرانی تحت عنوان بحران هویت رنج خواهند برد. برای پاسخ گویی به این سوالاتی که ذهن انسان ها را درگیر می کنند، باید ابتدا به باورهای مذهبی اساسی در رابطه با خداوند، هستی و انسان اعتقاد داشت تا بحران هویت کمتری را تجربه کرد زیرا زندگی برای کسانی که دچار بحران هویت هستند بی معنا، پوچ و بی هدف می شود و آنان دچار احساس ناامیدی و گم گشتگی می شوند. در حالیکه باور های مذهبی اساسی می تواند باعث احساس امیدواری، هدفمندی و آرامش در افراد دچار بحران شود (رجایی، 2008).

فرانکل[9] (2000) نیز عنوان کرده است که جستجو برای یافتن معنای زندگی از نیازهای اساسی بشر است که بایستی براورده شود به نظر او هنگامی که فرد نتواند معنای زندگی خودش را دریابد دچار خلا هستی می شود. خلا هستی در واقع شکلی از پوچی منحصر به فرد است. در میان مراجعین بسیاری که با مشکلات روانشناختی روبرو بوده اند و مخصوصا معتادن اعم از مصرف کننده و بهبود یافته، نشانه ای شبیه به خلا هستی دیده شده است که منجربه عدم شکل گیری تلاشهای هدفمند در زندگی و احساس پوچی و نا امیدی و بیچارگی در زندگی افراد می شود و در نهایت به نظر می رسد که این افراد دچار بحران هویت شده اند.

یالوم [10](1995) در مورد امیداوری بیان می کند،که امید یک عنصر اساسی فرایند درمان است. افراد به هنگام درمان معمولا شرایط مبهمی دارند و در مورد آینده مردد هستند. لذا لازم است تا با توسل به راه های مختلف افراد برای سپری کردن دوره درمان اراده و هدفمندی و امید خود را تا پایان حفظ کنند.

بک [11](1974) نیز در مورد ناامیدی به تحقیق پرداخته و رابطه تنگاتنگی میان نا امیدی  وافسردگی و افکار خودکشی یافته است به گونه ای که مقیاس نا امیدی او به گونه ای پیش بینی کننده خطر خودکشی در افراد است.

متغیر سوم این پژوهش درمانی است که برای اولین بار توسط رجایی (1388) مطرح شده است. این درمان، درمان شناختی- هیجانی معنوی (SCET) نام دارد که درمانی شناختی با رویکرد معنوی است در این درمان علاوه بر توجه به سطوح فیزیولوژیکی  و شناختی به سطح معنوی نیز در درمان اختلالات روانشناختی توجه شده است. در سطح شناختی درمان، درمانگر سعی می کند تا تفکرات غیر واقعی و غیر منطقی مراجع را که منجر به پیدایش احساسات ناخوشایند شده است شناسایی کند. در این مرحله از درمان می توان از خطاهای فکری که توسط بک مطرح شده اند و یا باورهای غیر منطقی  که توسط الیس عنوان شده اند استفاده کرد.

در سطح فیزیولوژیکی، درمانگر با در نظر گرفتن واکنشهای جسمانی و هیجانی مراجع نظیر تپش قلب و نفس نفس زدن سعی می کند این احساسات ناخوشایند را از طریق آموزش آرامش دهی یا ریلکسیشن کنترل و کاهش دهد و اما در سطح معنوی، ابتدا از مراجع خواسته می شود تا در مورد خودش ودیگران و اینکه در مورد ماهیت انسان چگونه می اندیشد، صحبت کند. اغلب مراجعین تصویر منفی از خود و انسان دارند. احساس پوبی ارزشی و نا امیدی می کنند و هدفی در زندگی ندارند. درمانگر از طریق ارائه باورهای اساسی دینی که 10 مورد هستند و راجع به انسان، هستی و خداوند می باشند سعی در کاهش احساسات ناخوشایند مراجع دارد وبکارگیری این باورها در زندگی می تواند منجربه رشد و تعالی روان در او شود.

لذا از این رو زندانیان بعلت مشکلات اجتماعی .اقتصادی. اعتقادی و مصرف مواد مخدر دچار اختلالات روانی و بحران هویت میباشند که روان درمانی شناختی –هیجانی معنوی میتواند بر بهبود اختلالات روانی و بحران هویت بوجود آمده در زندانیان برای برگشت به زندگی عادی و اجتماع لازم باشد.

چالش بحران هویت هم بعد روان شناختی و فردی دارد و هم بعد اجتماعی و سیاسی(شرفی، 1380)

در نظریه شناختی-هیجانی معنوی فرض بر این است که راهی از بحران هویت از طریق پاسخ به سوال های اساسی زندگی و باتوجه به باورهای اساسی دینی امکان پذیر است. با عنایت بر آنچه بیان شد سوال این است که آیا درمان شناختی-هیجانی معنوی( SCET )می تواند بر بحران هویت زندانیان تاثیر بگذارد؟

اهمیت و ضرورت پژوهش:

تعداد کل زندانیان کشور، ۲۱۰ هزار و ۶۷۲ نفر است. این آمار نسبت به آخرین آمار ارائه شده به سازمان‌های جهانی توسط ایران با کاهش حدود ۷ هزار نفری روبه‌رو شده است. براساس این آمار، استان تهران با ۳۱ هزار و ۹۰۰ زندانی، در صدر لیست استان‌های کشور در این زمینه قرار دارد. پس از استان تهران، خراسان رضوی با ۲۰ هزار و ۱۱۹ زندانی، فارس با ۱۵ هزار و ۵۴۰ زندانی، اصفهان با ۱۴ هزار و ۱۴۷ زندانی، خوزستان با ۱۳ هزار و ۲۸۵ زندانی و کرمان با ۱۱ هزار و ۴۱۹ زندانی در جایگاه‌های بعدی بیشترین تعداد زندانی قرار دارند (پایگاه خبری الف ، 1393.به نقل از سازمان زندانهای کشور)

همانطور که ملاحظه می شود پس از استان تهران، استان خراسان دومین استانی است که بیشترین فراوانی زندانیان را به خود اختصاص داده است. ازجایی که عوامل سبب شناسی هر زندانی نسبت به دیگری تفاوت دارد نمی توان به طور یقین بیان کرد که کل زندانیان با یک مشکل وارد زندان می شوند. همانطور که می دانید یکی از سبب شناسی های بررسی های ورودی زندان، عامل روانی است. که یکی از عوامل مهم روانی که روانشناسی همچون اریکسون و مارسیا به آن ها دامن زده اند و موفقیت فردی را در گروی آن می بینند، هویت می باشد (فرهنگی، 1390). حال اینکه چه تعداد از زندانیان بحران هویت یعنی تعهد را طی کرده اند بسیار سخت خواهد بود. نتایج پژوهش هایی نشان داده است که بین دلبستگی نا ایمن دوسوگرا و هویت زودرس و آشفته رابطه وجود دارد، که ویژگی اینگونه افراد، بی عاطفگی، بی اعتمادی، تاثیر سریع از محیط اطراف خود می باشد (باقری و همکاران، 1388).

شواهد نشان می دهند افرادی که بحران هویت را به درستی طی نکنند احتمالا در آن ها آشفتگی، بی اعتمادی، خودتنظیمی کمتر، انعطاف پذیری پایین تر خواهیم دید (فرهنگی، 1390).

به طور کلی می توان گفت کسب هویت و تعهد کسب کردن به ارزش ها و رسیدن فرد به وفاداری امری بسیار مهم جهت مقابله با مشکلات زندگی است که آن می تواند جلوی آسیب های اجتماعی از جمله زندان رفتن را بگیرد. حال توجه به بهبود افرادی که بحران هویت را به درستی طی نکردند و دچار این مشکل هستند امری ضروری به نظر می رسد. در پژوهش حاضر باتوجه به درمان گروهی شناختی-هیجانی معنوی می خواهیم بحران هویت را کاهش دهیم.

اهداف پژوهش:

هدف های کلی:

بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر بحران هویت زندانیان

هدف های جزئی:

بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر بی هدفی زندانیان

بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر پوچی زندانیان

بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر نا امیدی زندانیان

بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر عدم اعتماد به نفس زندانیان

بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر بی ارزشی زندانیان

بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر نارضایتی از زندگی زندانیان

بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر اضطراب زندانیان

بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر غمگینی زندانیان

بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر پرخاشگری زندانیان

بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر عصبانیت زندانیان

فرضیه های پژوهش:

1-درمان شناختی-هیجانی معنوی گروهی باعث کاهش عصبانیت زندانیان می شود.

2-درمان شناختی-هیجانی معنوی گروهی باعث کاهش پرخاشگری زندانیان می شود.

3-درمان شناختی-هیجانی معنوی گروهی باعث کاهش غمگینی زندانیان می شود.

4-درمان شناختی-هیجانی معنوی گروهی باعث کاهش اضطراب زندانیان می شود.

5-درمان شناختی-هیجانی معنوی گروهی باعث کاهش نارضایتی زندانیان می شود.

6-درمان شناختی-هیجانی معنوی گروهی باعث کاهش بی ارزشی زندانیان می شود.

7-درمان شناختی-هیجانی معنوی گروهی باعث کاهش عدم اعتماد به نفس زندانیان می شود.

8-درمان شناختی-هیجانی معنوی گروهی باعث کاهش نا امیدی زندانیان می شود.

9-درمان شناختی-هیجانی معنوی گروهی باعث کاهش پوچی زندانیان می شود.

10- درمان شناختی-هیجانی معنوی گروهی باعث کاهش بی هدفی زندانیان می شود.

11-درمان شناختی-هیجانی معنوی گروهی باعث کاهش بحران هویت زندانیان می شود.

تعداد صفحه :92

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه بررسی اثربخشی درمان شناختی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی (MBCGT) بر افزایش خودکارآمدی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد شاهرود

دانشکده علوم و تحقیقات

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی

گرایش بالینی

عنوان

بررسی اثربخشی درمان شناختی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی (MBCGT) بر افزایش خودکارآمدی و کاهش نشانه های افسردگی درافراد وابسته به مواد مخدر تحت درمان مراکزMMT شهر تهران

تابستان 1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

چکیده 1

فصل اول. 2

کلیات تحقیق.. 2

1-1- مقدمه. 3

1-2- بیان مسئله. 4

1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق. 7

1-4- اهداف پژوهش… 7

1-5- سوالات پژوهش… 8

1-6- فرضیه های پژوهش… 8

1-7- تعاریف متغیرها 8

1-7-1- اعتیاد. 9

1-7-2- افسردگی.. 9

1-7-3- خودکارآمدی.. 9

1-7-4- درمان شناختی گروهی.. 10

1-7-5- ذهن آگاهی.. 10

1-7-6- درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCT) 10

1-8- تعاریف عملیاتی.. 11

اعتیاد: 11

افسردگی: 11

فصل دوم. 12

مروری بر ادبیات و پیشینه تحقیق.. 12

2-1- مقدمه. 13

2-2- پیام دبیر کل سازمان ملل متحد(26 ژوئن 2005) 13

2-3- تعاریف و مفاهیم اعتیاد. 14

2-3-1-  ماده 14

2-3-2- وابستگی.. 16

2-3-3- معتاد. 17

2-3-4- پیشگیری.. 17

2-3-5-  نظریه های سوء مصرف مواد، وابستگی و درمان آن. 18

-3-5-1-  نظریه های علوم اعصاب.. 18

2-3-5-2-  نظریه های زیست شناختی.. 19

2-3-5-3-  نظریه های روانشناختی.. 20

2-3-5-4-نظریه دو وجهی اعتیاد. 25

2-3-6-علل خانوادگی.. 27

2-3-7-عوامل فرهنگی و اجتماعی.. 28

2-3-8-مواد اعتیاد آور. 29

2-3-9- تقسیم بندی انواع مواد. 29

2-3-9-1- تحریک کننده های سیستم عصبی مرکزی CNS ) ) 29

2-3-9-2- کند کننده های سیستم عصبی مرکزی.. 30

2-3-9-3- شبه افیونها 32

2-3-9-4- توهم زاها 34

2-3-10- سوء مصرف مواد و سلامت روانی.. 35

2-3-11-آزمایش های ترک اعتیاد. 35

2-3-12- چرا جامعه ایران در مقایسه با سایر جوامع بیشترین معتاد را دارد؟. 37

2-4- درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCT) 38

2-4-1حضور ذهن.. 39

2-4-2- اهداف MBCT.. 42

2-4-3- ملاحظاتی در ارتباط با کاربرد حضور ذهن برای متخصصین.. 44

2-4-4- آیا حضور ذهن در گروه یاد گرفته می شود یا در درمان انفرادی؟. 44

2-4- 5-دستورالعمل جلسات MBCT.. 45

2 – 4 – 6 – کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی.. 50

2 – 5- افسردگی.. 52

2 – 5 –1- شیوع افسردگی.. 53

2 – 5 – 2- سبب شناسی.. 53

2 – 5 – 3- طبقه بندی و نشانه های افسردگی.. 55

2 – 5 – 4- ملاکهای DSM-4-TR در مورد دوره افسردگی اساسی.. 57

2 – 5 – 5- خصایص بالینی.. 58

2 – 5 – 6- سیر و پیش آگهی افسردگی.. 59

2 – 5 – 7- معنای نابهنجاری.. 59

2 – 5 – 8- مفهوم افسردگی.. 59

2 – 5 – 9- عارضه­های افسردگی.. 60

2 – 5 – 10- ویژگیهای افراد افسرده 61

2 – 5 – 11- همه گیر شناسی.. 63

2 – 5 – 12- تحریفهای شناختی در افسردگی.. 63

2 – 5 – 13- تبیین مکاتب مختلف در مورد افسردگی.. 65

2 – 6- خودکارآمدی.. 69

2 – 6 – 1- مفهوم خودکارآمدی.. 69

2 – 6 – 2 – خودکارآمدی و سلامت روانی.. 70

2 – 6 – 3 – مولفه ها و ساختار خودکارآمدی.. 71

2 – 6 – 4 – منابع خودکارآمدی.. 72

2 – 6 – 6- خودکارآمدی و جنسیت.. 74

2 – 6 – 7- نظریه خودکارآمدی.. 75

2 – 6 – 8 – مراحل رشد خودکارآمدی.. 76

2 – 7- درمانهای رایج.. 78

2 – 7 – 1 -شناخت درمانی.. 78

2 – 7 – 2 – جلسات شناخت درمانی.. 78

2 – 7 – 3 -روانکاوی.. 79

2 – 7 – 4 – نور درمانی.. 80

2 – 7 – 5 – الکترو شوک درمانی.. 80

2 – 7 – 6 – موسیقی درمانی.. 80

2 – 7 – 7 – حرکت یا رقص درمانی.. 81

2 – 7 – 8 – درمان شناختی- رفتاری.. 81

2 – 7 – 9 – واقعیت درمانی.. 81

2 – 7 – 10 – گروه درمانی.. 83

2 – 7 – 11 – روان درمانی حمایتی.. 84

2 – 7 – 12- رواندرمانی خانواده 84

2 – 7 – 13 – درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد. 86

2 – 7 – 14 – یادگیری مهارتهای اجتماعی.. 87

2 – 7 – 15 – مهارت دهگانه زندگی.. 88

2-8-1-پیشینه تحقیقات انجام شده 90

2-8-2- پیشینه مربوط به ذهن آگاهی.. 90

2 – 8 – 3- پیشینه تحقیقات مربوط به افسردگی.. 97

2– 8– 4- پیشینه تحقیقات مربوط به خودکارآمدی.. 100

فصل سوم. 104

روش اجرای تحقیق.. 104

3-1- مقدمه. 105

3-2- طرح پژوهش… 105

3-3-جامعه آماری.. 105

3-4- حجم نمونه و شیوه نمونه گیری.. 105

3-5- روش جمع آوری داده­ها 106

3-6- ابزار گردآوری داده­ها 106

3-6-1-  پرسشنامه خودکارآمدی شرر. 106

3-6-2- پرسشنامه افسردگی بک۲ (BDI-II) 107

3-6-3-  پرسشنامه خصوصیات جمعیت شناختی.. 108

3-8- روش تجزیه وتحلیل داده ها 108

3-9- نحوه رعایت نکات اخلاقی.. 108

فصل چهارم. 109

تجزیه و تحلیل داده ها(یافته­ها) 109

یافته­های توصیفی.. 110

تحلیل داده ها 114

بررسی فرضیه­های پژوهش… 114

فرضیه اول. 115

فرضیه دوم. 116

فصل پنجم. 117

نتیجه گیری و پیشنهادات… 117

5-1-مقدمه. 118

5-2-تبیین فرضیات پژوهش… 118

5-3-محدودیت­های پژوهش… 121

5-4- پیشنهادات.. 122

منابع و مآخذ. 123

پیوست 1. 132

خلاصه راهنمای جلسات.. 132

پیوست 2. 137

پیوست 3. 139

پرسشنامه افسردگی بک… 139

چکیده انگلیسی.. 150

چکیده

اعتیاد یکی از شایعترین بیماری­های مزمن روانی اجتماعی است و افسردگی یکی از شایعترین بیماری­های روانی همراه در بیماران مبتلا به این بیماری است که خود مداخلات روان­شناختی مجزایی را طلب می­کند. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان شناخت گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCT) بر افزایش خودکارآمدی و کاهش نشانه­های افسردگی بر روی افراد وابسته به مواد مخدر بوده است. روش تحقیق از نوع نیمه آزمایشی همراه با آزمایش و کنترل بوده است. جامعه آماری تحقیق شامل 30 نفر از بین افرادوابسته به مواد مخدر تحت درمان که تمایل خود را برای شرکت در پژوهش اعلام کرده بودند، بوده است.

پس از انتخاب نمونه و گمارش تصادفی آزمودنی­ها در گروه­های آزمایش و کنترل، پرسشنامه­های پیش آزمون افسردگی و خودکارآمدی توسط آنان تکمیل شد. سپس برای شرکت کنندگان در پژوهش گروه آزمایش8 جلسه درمانی شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCT) به صورت گروهی(هر جلسه به مدت 90 تا 120 دقیقه) در مرکز سوء مصرف مواد آناهیتا شهر تهران برگزار شد. در جلسه هشتم نیز از افراد خواسته شد تا پرسشنامه­های افسردگی و خودکارآمدی را مجدداً تکمیل نمایند. در طی هشت جلسه دوره کارگاه، نتایج حاصل از آزمون آنالیز کوواریانس نشان می­دهد بین نمره خودکارآمدی در گروه کنترل و گروه آزمایش تفاوت معنی داری وجود ندارد. به عبارت دیگر آموزش گروه درمانی شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر افزایش خودکارآمدی موثر نبوده است(078/0=F؛ 782/0=SIG، 01/0<P). ولی همین آنالیز نشان می­دهد بین نمره افسردگی در گروه کنترل و گروه آزمایش تفاوت معنی داری وجود دارد. به عبارت دیگر آموزش گروه درمانی شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش نشانه­های افسردگی موثر بوده است(68/10=F؛ 003/0=SIG، 01/0>P).

با توجه به نتایج بدست آمده می­توان نتیجه گرفت که درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی در مورد افسردگی  موثر و مفید بوده ولی در مورد خودکارآمدی این چنین نبوده که می­توان این عدم تاثیر را مربوط به شرایط محیطی و یا عدم همکاری آزمودنی­ها دانست. در کل از این رویکرد می­توان برای افزایش کیفیت زندگی و بهره­وری شخصی و البته اجتماعی افراد بیمار و همچنین افزایش کیفیت زندگی افراد عادی استفاده کرد.

کلید واژگان: اعتیاد، درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCT)، افسردگی، خودکارآمدی،ذهن آگاهی.

1-1- مقدمه

دلایل نخستین استفاده از مواد با توجه به گذشته، علایق و انگیزه هر فرد، متفاوت است و یک عامل مشترک سبب شناسی برای افراد وجود ندارد. در خصوص سبب شناسی اعتیاد ، عوامل مختلفی مطرح است که از آن جمله مسائل زیست شناختی، جامعه شناختی و روان شناختی هستند. اما به نظر می رسد پاسخ شخص به داروها و موادمخدر به تلفیقی از این عوامل مربوط باشد. از آنجا که اعتیاد برآیند مجموعه ای از اختلالات مراحل رشد، تکوین شخصیت، اختلال روانی و ساختار نامطلوب محیطی است، لاجرم در درمان اعتیاد اصلاح کل این مجموعه باید مورد توجه قرار گیرد(نابدل ، 1386).­­­­

سو­مصرف مواد یکی از مشکلات بزرگ جوامع بشری است، با وجود اینکه تلاشهای زیادی برای کنترل و از بین بردن آن به عمل آمده است، ولی هنوز این بلای اجتماعی قربانیان زیادی می گیرد. کشور ما ایران نیز به دلایل موقعیت­های جغرافیایی، اجتماعی، فرهنگی و مسائل دیگر با این معضل رو به رو است و برای کنترل و مقابله با آن هزینه­های مادی و انسانی زیادی پرداخته است. سوء مصرف مواد زیان­های قابل توجهی را به جامعه جهانی به لحاظ از دست رفتن بهره وری، انتقال بیماری های عفونی، ایجاد مشکلات خانوادگی و اجتماعی، افزایش جرم و لزوم تشخیص مراقبت های بهداشتی و درمانی تحمیل می کند. علل شیوع اعتیاد متعدد بوده و با توجه به ویژگی های جوامع مختلف می تواند متفاوت باشد. یکی از عواملی که برای سو­مصرف مواد، در اکثر نظریه های روانشناختی مطرح شده است آسیب پذیری افراد در مقابل مسائل و مشکلات طبیعی و غیر طبیعی زندگی است. سبک زندگی و شیوه های تصمیم گیری افراد به مسائل و مشکلات زندگی حائز اهمیت بسیار است. با توجه به اینکه در پروتکل های درمانی اعتیاد در کشور ما توجه چندانی به مسائل روانشناختی این بیماران نمی شود، بررسی های بیشتر در این خصوص ضروری به نظر می رسد.

اعتیاد به مواد یکی از معضلات بهداشتی، روانی و اجتماعی جهان امروز است اعتیاد به داروهای مجاز و غیر مجاز در چند دهه گذشته بسیار فراگیر شده و حاکی از بروز یک مشکل جدی در سلامت جسمی، روانی و اجتماعی است. در ایجاد اعتیاد، عوامل اجتماعی و روان شناختی از یک طرف و عوامل زیست شناختی و داروشناختی از طرف دیگر نقش دارند. عوامل اجتماعی و روان شناختی بیشتر در شروع و عوامل زیست شناختی در ادامه وابستگی مطرح هستند.

سومصرف مواد و وابستگی و اعتیاد به آن اختلالی پیچیده است که با علل و آثار زیستی، روانی ، اجتماعی و معنوی همراه است. در هم پیچیدگی عوامل زیستی، روانی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی این گرفتاری و معضل را به یکی از پیچیده ترین مشکلات فردی، خانوادگی و اجتماعی تبدیل کرده است. امروزه اعتیاد یک مشکل سلامتی و بهداشت عمومی در سرتاسر جهان و در تمام کشورها محسوب می شود(باتون و همکاران[1]، 2001) به ندرت کشوری در روی کره زمین می­توان پبدا کرد که با مشکل سومصرف مواد تغییر دهنده خلق و خو و رفتار درگیر نباشد.

آثار و نتایج منفی، زیانبار و مخرب فردی، خانوادگی، اجتماعی، اخلاقی، معنوی و فرهنگی سومصرف، وابستگی و اعتیاد به مواد سبب شده است تا افراد معتاد و خانواده های آنان و مسولان جامعه برای پیشگیری، ترک و جلوگیری از بازگشت اقدام کنند و از افراد متخصص مثل روان پزشکان، روان شناسان، مشاوران و مددکاران اجتماعی یاری بخواهند. در سال های اخیر در کشورهای پیشرفته متخصصان بهداشت روانی و موسسات آموزشی و درمانی نظریه ها، مدل ها، روش ها، راهکارها و فنون مختلفی را در پیشگیری و درمان اعتیاد و جلوگیری از بازگشت پس از ترک اعتیاد ابداع، آزمایش و تجربه کرده اند . با وجود این، هنوز شیوه درمان قطعی برای آن یافت نشده است. حتی پس از آن که فرد وابسته، مصرف مواد مخدر را برای مدتی طولانی قطع نماید، نیز نمی توتن امیدوار بود که مصرف مواد را از سر نگیرد.

1-2- بیان مسئله

تاریخچه پیشگیری از بازگشت اعتیاد به اواسط دهه 1970 بر می­گردد. در طی این سال­ها عده­ای به رواج استراتژی­های پیشگیری علاقمند شدند(دیپونت[2]، 1388). بررسی­ها نشان می­دهند 20 تا 90 درصد معتادانی که تحت درمان قرار می­گیرند، دچار بازگشت[3] می­شوند. مرور مطالعات گذشته نشان می­دهد، اثربخشی درمان­های نگهدارندۀ دارویی، بدون مداخله­های روانی اجتماعی، به علت اطلاعات دارویی[4] پایین و میزان بالای ریزش[5] ضعیف می­باشد(روزن[6] و همکاران،2006).

تحقیق بر مراقبه متعالی[7](TM)، مراقبه ذهن آگاهی، مراقبه ویپاسانا[8]، یوگا و سایر فنون مراقبه­ای بهبودهای معناداری را در توان بخشی نوجوانان و زندانیان الکلی گزارش کرده­اند(ویتکیویتز ، مارلات و واکر[9]، 2005). کاهش فشار روانی به وسیله مراقبه ممکن است عامل عمده­ای در پیشگیری از بازگشت باشد(هاوکینز[10] ، 2003). در اوایل سال 1975 مراقبه در کاهش فشار روانی در سیستم عصبی پاراسمپاتیک مفید تشخیص داده شد(بنسُن[11]، 1975 به نقل از سالوستری[12]، 2009).

مطالعات جدید بر مراقبه ذهن آگاهی، رویکرد اصلی کابات – زین[13](1990) را برای درمان سومصرف مواد و نیز افسردگی، اضطراب و درد به کار برده­اند. مکانیزم شناختی چگونگی انجام این کارها با پیشگیری از بازگشت و نیز فواید طولانی مدت مراقبه ناشناخته باقی مانده است(ویتکیویتز ، مارلات و واکر ، 2005).

عناصر مراقبه ذهن آگاهی شامل وارسی بدنی، یا فن آگاهی از بدن، شامل یکسری از تغییرات عمدی می­باشد که در آغاز بر کل بدن و سپس بر هر بخشی از بدن در یک شیوه بدون داوری متمرکز می­شود. فراگیران برای مشاهده هیجانات، شناخت و اتفاق های بیرون در ضمن برگشت آگاهی از تنفس آموزش می­بینند. تمرین­های رسمی ذهن آگاهی نیز شامل مراقبه قدم زنی می­باشد. از نظر کابات-زین هدف ذهن آگاهی حالتی تغییر یافته از هوشیاری نیست بلکه حالتی از خود مشاهده­گری بدون ارزیابی یا در لحظه بودن است(کابات-زین، 1990).

به عقیده ویتکیویتز و مارلات(2004)، تعدادی عوامل تعیین کننده بازگشت وجود دارد که عبارتنداز: خودکارآمدی؛ یعنی درجه ای که در آن فرد احساس اطمینان و توانایی انجام رفتار معینی را دارد، انتظارات پیامد؛ یعنی این که چگونه فرد اعتیاد را با اشتیاق به عنوان پیش بین بی اثر بازگشت، انگیزش به عنوان عاملی قوی در پیشگیری از بازگشت، مهارت­های مقابله­ای، حال­های هیجانی نظیر اضطراب و افسردگی؛ و حمایت میان فردی یا اجتماعی در نظر می­گیرد.

به عقیده ویتکیویتز و مارلات(2004) ، خود- کارآمدی یک پیش بین پیامدها از میان همه نوع رفتارهای اعتیادی نظیر قماربازی، سیگارکشیدن، مصرف مواد می­باشد. به هر حال سازوکاری که به وسیله آن خود-کارآمدی عمل کند هنوز معین نشده است. سنجش خود-کارآمدی تاکنون دشوار بوده است. به عقیده گوالتنی و همکاران، زمینه­های پرخطر از کمترین میزان خود-کارآمدی برخوردارند(ویتکیویتز و مارلات ،2004).

درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCT[14]) ترکیبی از تمرین­های مدیتیشن، یوگا و شناخت درمانی است که به وسیله سگال و همکارانش(2002) پدید آمد و برای تسکین و درمان رنج انسان­ها، به خصوص رنج­های هیجانی که مردم را برای ابتلا به افسردگی آماده می­کند گسترش یافت.

ذهن آگاهی به تجربه بر می­گردد که در آن فرد به شیوه­ای خاص، هدفمند، در زمان حاضر و خالی از قضاوت به درون و بیرون خود آگاهی می­یابد(کابات زین[15]،1985).

در واقع، ذهن آگاهی یعنی، بودن در لحظه با هر آنچه که اکنون هست، بدون قضاوت درباره آنچه اتفاق     می­افتد. یعنی تجربه واقعیت محض بدون توضیح. ذهن آگاهی را می­توان به عنوان شیوه «بودن[16]» یا یک شیوه «فهمیدن[17]»توصیف کرد که مستلزم درک کردن احساسات شخصی است و مطمیناً به طور ضمنی شامل ایجاد و اصلاح راهی برای نزدیک تر شدن به تجربیات فردی شخصی از طریق مشاهده شخصی نظام­مند است که این کار شامل به تعویق انداختن تکانه­ها، ارزیابی کردن و قضاوت کردن به طور عمدی است و توانایی انجام فرصت­های چند گانه برای حرکت فراسوی عادات قدیمی که نسبت به آنها شرطی شده­ایم، پردازش فکر امتحان نشده و واکنش پذیری هیجانی را فراهم می­کند(سگال[18] و همکاران، 2002).

ذهن آگاهی مستلزم راهبردهای رفتاری، شناختی و فرا شناختی ویژه برای متمرکز کردن فرآیند توجه است که به نوبه خود به جلوگیری از خلق منفی– فکر منفی– گرایش به پاسخ های نگران کننده و رشد دیدگاه جدید و پدید آور افکار و هیجان­های خوش آیند منجر می­شود(سگال و همکاران 2002).

شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، از روی مدل کاهش استرس مبتنی بر روش ذهن آگاهی کابات–زین  ساخته شده و اصول درمان شناختی به آن اضافه شده است. این نوع شناخت درمانی شامل مدیتیشن­های مختلف، یوگا­ی کشیدگی، آموزش مقدماتی درباره افسردگی، تمرین مرور بدن و چندین تمرین شناخت درمانی است که ارتباط بین خلق، افکار، احساس و حس های بدنی را نشان می­دهد. تمامی این تمرین­ها به نوعی توجه به موقعیت­های بدنی و پیرامون را در«لحظه حاضر» میسر می­سازد و پردازش های خودکار افسردگی زدایی را کاهش می­دهد(یونسی و رحیمیان بوگر، 1378).

ذهن آگاهی معمولاً به عنوان حالت آگاهی و داشتن توجه به آنچه که در زمان حال روی می­دهد تعریف     می­شود(براون و رایان[19]، 2003). پژوهش­ها نشان می­دهد که افزایش حضور ذهن با انواع پیامد­های سلامتی نظیر کاهش درد(کابات زین، 2003) اضطراب، افسردگی(کابات زین و همکاران، 1992)، خوردن مرضی(کیستلر و هال[20]، 1999) و استرس(اسپکا[21]و همکاران ، 2000) ارتباط دارد. حضور ذهن می­تواند در رهاسازی افراد از افکار اتوماتیک، عادت­ها و الگو­های رفتاری ناسالم کمک کند و از این رو نقش مهمی را در تنظیم رفتاری ایفا می­کند(رایان و دسی[22]، 2000). به علاوه با افزودن وضوح و حیات به تجربیات می­تواند سلامتی و شادمانی را به همراه داشته باشد. بسیاری از نظریه­های آسیب شناسی روانی و روان درمانی اهمیت آگاهی، حضور و مشاهده­گری را در سلامت روانی مورد بحث قرار داده­اند(بروین[23]و همکاران ، 1998).

بر طبق این یافته ها، محقق در این پژوهش به دنبال پاسخ به این سوال می باشد که آیا درمان شناختی مبتنی برذهن آگاهی(MBCT) به عنوان یک درمان تکمیلی باعث افزایش خودکارآمدی و کاهش افسردگی افراد تحت درمان اعتیاد می­شود.

1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق

اعتیاد به عنوان یک بیماری جسمی – روانی عامل بوجود آمدن بسیاری از مشکلات در جامعه می باشد، مانند مشکلات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و… و مهمترین سازه اجتماعی که همان خانواده می­باشد را مورد آسیب و تحت تاثیر قرار می­دهد که بررسی این بلای خانمان سوز اهمیت زیادی دارد.

با توجه به تبیین­های صورت گرفته می­توان مشاهده کرد که اعتیاد پدیده پیچیده­ای است که تحت تاثیر عوامل متعددی قرار دارد، همچنین جنبه­های زیادی از زندگی را تحت تاثیر قرار می­دهد لذا تبیین شکل گیری آن نیاز به بررسی های نظری گسترده و عمیق دارد.

طبق بررسی های صورت گرفته به این نتیجه رسیدیم که در بررسی عوامل موثر در اعتیاد متغییر­های  «افسردگی» و «خودکارآمدی» و« درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCT)»  کمتر مورد توجه دقیق بوده اند لذا لازم دیدیم بررسی های بیشتری در این زمینه بر اساس این روش درمانی انجام دهیم.

بنابراین بر آن شدیم تا با ارایه درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی (MBCT)به افراد وابسته به مواد مخدر، خودکارآمدی و مقابله با افسردگی این افراد را افزایش دهیم و توان مقابله آنها را با این شرایط روحی و روانی را ارتقا بخشیم.

1-4- اهداف پژوهش

تعیین اثر بخشی درمان شناختی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCGT) بر افزایش خودکارآمدی افراد وابسته به مواد مخدر تحت درمان

تعیین اثر بخشی درمان شناختی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCGT) بر کاهش افسردگی در افراد وابسته به مواد مخدر تحت درمان

1-5- سوالات پژوهش

آیا درمان شناختی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCGT) بر افزایش خودکارآمدی افراد مبتلا به اعتیاد تاثیر دارد؟

آیا درمان شناختی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCGT) بر کاهش نشانه های افسردگی افراد مبتلا به اعتیاد تاثیر گذار است؟

1-6- فرضیه­های پژوهش

با در نظر گرفتن اهمیت و اهداف پژوهش حاضر به دو متغیر پرداخته شده در این پژوهش دو فرضیه را مد نظر قرار می دهیم که به شرح زیر است.

درمان شناختی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCGT) باعث افزایش خودکارآمدی در افراد مبتلا به اعتیاد می­شود.

درمان شناختی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCGT)باعث کاهش نشانه های افسردگی در افراد مبتلا به اعتیاد می­شود.

1-7- تعاریف متغیر­ها

با مدنظر قرار دادن موضوع پژوهش تحت عنوان بررسی اثر درمان شناختی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCGT) بر افزایش خودکارآمدی و کاهش افسردگی بر روی افراد تحت درمان وابسته به مواد مخدر  سنین بین 25 تا 45 سال و نوع درمان در نظر گرفته شده، متغیر­های وابسته و سن مراجعین، 5 مفهوم را در نظر گرفته و به تعاریف آنها می­پردازیم.

1-7-1- اعتیاد

اعتیاد[24]، به استفاده اجباری از دارو، بدون توجه به عواقب ناخوشایند آن، اطلاق می شود. بسیاری از حالات اعتیاد، بر اثر استفاده مکرر از دارو، به صورت تدریجی و مرحله به مرحله ایجاد می شود و می تواند تا مدت­ها بعد از محرومیت از دارو به طول انجامد(کوب، 1997؛ به نقل از زرین دست و رضایف،1381).

تعداد صفحه :166

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه اثربخشی گروه درمانی شناختی-رفتاری بر مولفه های شناختی در کاهش نا امیدی و افسردگی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد کرمانشاه

پایان نامه

جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی بالینی(M.A)

 عنوان

اثربخشی گروه درمانی شناختی-رفتاری بر مولفه های شناختی در کاهش نا امیدی و افسردگی و وسوسه افراد وابسته به مواد افیونی تحت درمان MMT

زمستان 1393

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

 فصل یکم  2

1-1 بیان مسئله. 3

1-2 ضرورت مسئله. 4

1-3 اهداف پژوهش… 6

1-3-1 هدف کلی پژوهش… 6

1-3-2 اهداف ویژه ی پژوهش… 7

1-4 اهداف کاربردی.. 7

1-5 فرضیه های پژوهش… 7

1-6 تعریف نظری و عملی متغیرها 8

1-6-1 گروه درمانی شناختی- رفتاری.. 8

1-6-2 وابستگی به مواد افیونی.. 9

1-6-3   MMT.. 9

1-6-4  وسوسه. 9

1-6-5 افسردگی.. 10

1-6-6  ناامیدی   11

1-6-7 افکار خودآیند منفی 11

1-6-8 طرح واره های ناسازگار. 11

1-6-9 پذیره های ناکارآمد. 12

     فصل دوم. 13

2-1 اعتیاد. 14

2-2 تاریخچه مواد مخدر. 16

2-3 شیوع مواد مخدر. 17

2-3-1 ابعاد وابستگی به مواد. 17

2-4 طبقه بندی کلی مواد و اثرات آنها 18

2-4-1 کند کنننده ها 18

2-4-2 محرک ها 18

2-4-3 کانابیس و توهم زاها 19

2-4-4 مواد افیونی (اپیوئیدی) 19

2-4-5 تریاک.. 20

2-4-6 مورفین.. 20

2-4-7 کراک.. 21

2-4-8 کدئین.. 21

2-4-9 هروئین.. 22

2-4-10 متادون. 23

2-4-11 اعتیاد به مواد خانوادۀ تریاک.. 23

2-5 عوارض وابستگی به مواد. 24

2-6 معیارهای DSM-5 برای مسمومیت ناشی از اپیوئید. 25

2-7 معیارهایDSM-5 برای اختلال مصرف اوپیود. 25

2-8 معیارهای DSM-5 برای سندرم پرهیز از اوپیود. 26

2-9 سبب شناسی 27

2-10 تئوری های روان پویشی(عوامل روان پویایی و آسیب شناسی روانی) 27

2-11 تئوری رفتاری.. 28

2-12 تئوری های زیست شناختی و ژنتیک… 28

2-13 عوامل نو رو شیمیایی – گیرنده ها وسیستم های گیرنده 29

2-14 مدل انتقال فرهنگی.. 30

2-15 مدل زیست ،روان ،اجتماعی 30

2-16 عوامل فردی.. 31

2-17 رابطه افسردگی و اعتیاد. 31

2-18 افسردگی.. 32

2-19 معیارهای DSM-5 برای افسردگی اساسی.. 32

2-20 نظریه شناختی.. 34

2-21 اسناد ( نسبت دادن ) و بی پناهی در افسردگی.. 34

2-22 دلایل ابتلا به افسردگی.. 35

2-23 مولفه های شناختی.. 36

2-24 افکار خودآیند منفی.. 36

2-25 پذیره های زیربنایی.. 36

2-26 باورهای اصلی(طرح واره) 37

2-27 نا امیدی 37

2-28 اشتیاق (وسوسه) 38

2-29   درمان. 38

2-30 تاریخچه ایجاد درمان نگهدارنده متادون 39

2-31 درمان نگهدارنده متادون. 40

2-32 تبیین شناختی رفتاری اعتیاد. 41

2-33 شناخت درمانی.. 44

2-34 روان درمانی گروهی.. 44

2-35 تاریخچه ی گروه درمانی.. 45

2-36 مقایسه ی راهنمایی و مشاوره ی گروهی و انفرادی.. 46

2-37 نقش در مانگر به عنوان رهبر گروه 47

2-38 ملاک های عضویت در گروه درمانی.. 47

2-39 اهداف گروه های مختلف براساس نظریه های مختلف… 48

2-40 درمان همزمان اعتیاد و افسردگی.. 48

2-41 درمان شناختی-رفتاری در اعتیاد. 49

2-42 پژوهش های داخلی.. 50

2-43 پژوهش های خارجی.. 52

    فصل سوم  54

3-1 طرح پژوهش… 55

3-2 نوع داده ها 55

3-3 جامعه آماری.. 55

3-4 متغیر های پژوهش… 55

3-5 ابزار پژوهش     56

3-6 مقیاس ناامیدی بک (BHS) 57

3-7 مقیاس نگرش ناکارآمد (DAS) 57

3-8 پرسش نامه  افکار خودآیند(ATQ) 58

3-9 پرسش نامه  ی طرح واره ی یانگ… 59

3-10 پرسش نامه ی عقاید وسوسه انگیز (CBQ) 60

3-11 روش مداخله ی گروه درمانی شناختی- رفتاری.. 60

3-12 شیوه ی اجرا 61

3-13 روش تحلیل داده ها 62

3-14 خلاصه جلسات گروه درمانی.. 63

  فصل چهارم  66

4-1 یافته‌های توصیفی.. 67

4-2 یافته های استنباطی.. 72

   فصل پنجم  78

5-1 بحث و نتیجه گیری.. 79

5-2 محدودیت های پژوهش… 87

5-3 پیشنهاد های نظری.. 88

5-4 پیشنهاد های کاربردی.. 88

    منابع   90

    پیوست    101

چکیده:

هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی – رفتاری بر مولفه های شناختی وابستگی به مواد مخدر در کاهش وسوسه، ناامیدی و افسردگی در افراد وابسته به مواد افیونی تحت درمان MMT  است.

روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با بهره گرفتن از پیش آزمون _ پس آزمون می باشد. حجم نمونه 34 نفر بود که در دو گروه آزمایش و گواه مورد بررسی قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت درمان شناختی – رفتاری منطبق بر پروتکل درمانی مایکل فری قرار گرفتند. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه های عقاید وسوسه انگیز رایت( CBQ) ،افسردگی بک (BDI-II) ،ناامیدی بک ( BHS )، افکار خودآیند منفی (ATQ  )، طرحواره ی یانگ ، نگرش های ناکارآمد( DAS ) استفاده شد. نتایج نشان داد که گروه درمانی شناختی – رفتاری موجب کاهش معنادار افسردگی، ناامیدی، وسوسه، افکار خودآیند منفی و نگرش های ناکارآمد در در افراد وابسته به مواد افیونی می شود. این نتایج در مورد اثربخشی این درمان بر طرحواره های ناسازگار اولیه معنادار نبود.

کلید واژه: افسردگی، ناامیدی، وسوسه، افکار خودآیند منفی، نگرش های ناکارآمد، طرحواره های ناسازگار اولیه، درمان شناختی – رفتاری، مواد افیونی، درمان MMT.

1-1      بیان مسئله

امروزه سوء مصرف مواد مخدر با کاهش کیفیت زندگی، افزایش میزان مرگ و میر، تقلیل ارزش های اجتماعی و اخلاقی و افزایش رفتارهای مجرمانه، یکی از مهم ترین موضوعات مرتبط با سلامت است (بکر، سالیوان، تترالت، دسی و فیلین[1]،2008).  

مصرف کنندگان مواد از اختلالاتی مانند اختلالات شخصیتی، جنسی، اضطرابی، افسردگی و اختلالات جسمی رنج می برند که در این میان وجود افسردگی بارزتر است. در سال های اخیر توجه خاصی به درمان روان شناختی یکپارچه ی اختلال افسردگی همراه با اختلال مصرف مواد شده است.(هسین[2]،2002) افسردگی با ایجاد علایمی چون درماندگی مانعی در مقابله با ترک اعتیاد و بهره گیری از منابع مقابله ای موجود محسوب می شود. این مسئله در حالی مطرح می شود که نتایج برخی پژوهش ها نشان می دهند درمان اختلالات خلقی همراه با اعتیاد ممکن است شروع و عود مجدد را کاهش دهد.( کویلو، برادی و سونه[3]،2005؛ سارا، رزماری، مارتین و رازنو[4]،2008؛ فستیمونز، وادیا و جونز[5]،2007). در این میان از بین رویکردهای روانی-اجتماعی که در زمینه ی درمان سوء مصرف مواد ارزشیابی شده اند، درمان های شناختی– رفتاری حمایت تجربی بسیار بالایی به دست آورده اند (کتلین[6]،2002). در این رویکرد درمانگر به مراجع کمک می کند تا افکاری را که برانگیزنده ی نگرش مثبت به مواد مخدر است را باز شناسد و افکار غیر منطقی و باورهای غلط را تغییر دهد. بنابراین با توجه به چرخه ی اعتیاد و مداخلات مختلف درمانی، باید با بهره گرفتن از روش های آموزشی در نگرش های معتاد تغییر ایجاد شود تا او بتواند به مراحل مختلف که باعث تغییر نگرش وی می شود وارد شده و موفق به ترک مواد شود، زیرا بازگشت مجدد افراد به سمت اعتیاد به دلیل تأثیرات عوامل شناختی و موقعیتی است و در این میان نقش عوامل شناختی مهم تر است(شکوهی، امیرآبادی،صفوی، مهدی و وکیلی،1391). اعتقاد بر این است که گروه درمانی در بیشتر اختلالات روانی مؤثر است. زیرا فرد در گروه نحوه ی برخورد خود را با اجتماع می بیند و این امر باعث رشد بینش و بصیرت او می شود، ضمن این که تجارب جدید برای برقراری ارتباط با دیگران را یاد می گیرد، با افراد جدید آشنا شده،احساس قدرت می کند و اعتماد به نفس وی بالا می رود(جنتی، عظیمی و محمودی،1382). امروزه گروه درمانی به عنوان درمان انتخابی وابستگی به مواد دارای توان بالقوه برای حمایت و مواجهه ی بیمار با اختلال و به چالش کشیدن بینش اعضا پیرامون مسایل فردی و شخصیتی است (خانتازیان[7]،1999).

درمان نگه دارنده ی متادون(MMT) یکی از درمان های طولانی مدت (حداقل یک دوره ی دو ساله) با هدف کاهش آسیب مواد مخدرمی باشد، به این معنی که بیمار مصرف مواد مخدر را متوقف کرده و داروی متادون را به جای آن مورد استفاده قرار می دهد. این دارو در اشکال قرص های 40، 20و 5 میلی گرمی به صورت محلول در هر سی سی موجود می باشد که متناوب با نوع ماده ی مصرفی و شرایط جسمی بیمار مقدار آن مشخص می شود و سپس روند بهبود بیمار در طول زمان بررسی می شود( فرهودیان و همکاران،1390).

به اعتقاد پژوهشگران با وجود نرخ بالای همبودی اختلالات افسردگی و مصرف مواد و تعامل آن ها با یکدیگر، نقش بازدارنده ی اختلال افسردگی در بهبود از مصرف مواد، روان درمانی های ارایه شده برای مصرف مواد اختلالات خلقی همراه را به ندرت در نظر گرفته اند و همین مسئله مداخله های انجام گرفته در حوزه ی اختلالات مصرف مواد را کم اثر ساخته عود مکرر را در این بیماران در پی داشته است. این مسئله در حالی است که شواهد نشان می دهند که درمان اختلالات خلقی همراه می تواند سوء مصرف مواد را کاهش دهد(کئلو، برادی و سونه،2005)

بدین سان مسئله ی اصلی در این پژوهش این است که گروه درمانی شناختی- رفتاری تا چه حد می تواند از طریق تأثیر بر مؤلفه های شناختی از قبیل افکار خودآیند منفی و پذیره های ناکارآمد در کاهش وسوسه و بهبود افسردگی و ناامیدی در افراد وابسته به مواد افیونی تحت درمان MMT مؤثر باشد.

1-2      ضرورت مسئله

براساس جدیدترین اعلام نماینده ی دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد در ایران، کشور ما دارای دومین مقام در شیوع مصرف مواد مخدر است و براین اساس مسئله اعتیاد را از مرحله ی هشدار و زنگ خطر گذرانده و ضرورت تلاش سریع تر برای درمان این پدیده ی اجتماعی را طلب می کند(دلئو[8]، 1390؛ به نقل از شکوهی، امیرآبادی، مهدی و وکیلی،1391). در بین افرادی که برای درمان وابستگی به مواد مخدر از جمله مواد شبه افیونی مراجعه می کنند، سایر اختلالات روانی شیوع بالایی دارند و در برخی مطالعات، میزان اختلالات روان پزشکی همزمان در بین معتادان، 50% گزارش شده است. در این میان، علایم افسردگی در افراد مبتلا به سوء مصرف مواد یا وابستگی به مواد شایع است.(سادوک،2008، ترجمه ی رضایی،1390)، اگر چه در مورد رابطه ی اعتیاد و افسردگی آچو و وینزیت[9](1996) معتقدند که در معتادان دارای نشانه های افسردگی، اغلب تعیین این که آیا حالت خلقی به عنوان پیامدی از مصرف دارو به شمار می رود و نشانه های محرومیت را بازنمایی می کند و یا این که یک بیماری روانی اولیه محسوب می شود، دشوار است. اما چیزی که مشهود است این نکته می باشد که ترکیب اعتیاد و افسردگی درمان را دشوار می سازد، چون وقتی فرد احساس درماندگی، ناامیدی یا غمگینی می کند، مقابله با اعتیاد او کار دشواری است که نیاز به مداخلات چند جانبه دارد(گودرزی،1380). افسردگی هم چنین می تواند نشان از درماندگی و ناامیدی در معتادان باشد که این امر می تواند به واسطه ی فعال کردن چرخه ی افکار ناکارآمد و معیوب در مصرف کنندگان مواد، مانعی برای انجام رفتارهای مؤثر برای مبارزه با اعتیاد و یا بهره گیری از منابع مقابله ای موجود در سوء مصرف کنندگان مواد محسوب شود.(آبرامز ویائورا[10]،1987؛به نقل از سارال و همکاران[11]،2008) تاکنون شیوه های درمانی متعددی از درمان های دارویی، درمان های روان کاوی، رفتاردرمانی و غیره برای بیماران مبتلا به اعتیاد صورت گرفته است اما هر یک از این شیوه ها تا حدی تأثیر گذار بوده اند و لغزش و بازگشت مجدد سوء مصرف مواد را به همراه داشته اند. به نظر می رسد که مشکل عمیق تر باشد و چیزی در جایی از درون فرد وی را در حالت مصرف مجدد قرار دهد. جانسون و همکاران (2004)  طی پژوهشی دریافتند که شواهدی در ارتباط با باورهای افراد مبتلا به اختلال در حوزه ی سوء مصرف الکل و داروها وجود دارد که آن ها را در چرخه ی مصرف مجدد و لغزش قرار می دهد(جانسون[12]،2004). پژوهش ها  نشان می دهد که گروه درمانی شناختی- رفتاری و درمان نگه دارنده ی متادون در درمان اختلالات افسردگی و اضطراب همبود با سوء مصرف مواد مؤثرند.(قدسی و ماکسول[13] ،1990؛ اتو، پاوزر و فیشمن[14]،2005؛ اسپادا، نیک و ویک، مونتا و ایرسون[15]،2006؛ پورنقاش تهرانی، 1378؛ رسولی آزاد، قنبری هاشم آبادی و طباطبایی،1388).

درمان نگه دارنده با متادون یک رویکرد شناخته شده جهت درمان وابستگی به مواد اپیوئیدی و به خصوص کاهش آسیب است (سادوک،2008؛رضایی، 1382).متادون با جلوگیری از بروز علایم محرومیت و کاهش اشتیاق(وسوسه[16]) برای مصرف و متوقف نمودن گیرنده های اوپیوئیدی در درمان اعتیاد به مواد افیونی مؤثر واقع می شود(فاگینو[17] و همکاران،2003) از آن جا که لغزش بیماران تحت درمان نگه دارنده با متادون موجب مشکلات عدیده ای از قبیل ادامه ی رفتارهای پرخطر و انتقال عفونت ها به جمعیت عمومی، مسمومیت، ارتباط با مواد فروشان، عدم ماندگاری در درمان و دست نیافتن به اهداف درمانی می گردد، توجه به لغزش و کاهش آن به وسیله ی مداخلات روان شناختی ضروری است.(اصلی نژاد، مشکی، علیمردانی وتوکلی زاده،1392).

درمیان رویکردهای روانی-اجتماعی که زمینه ی سوء مصرف مواد ارزشیابی شده اند درمان شناختی- رفتاری به خصوص به شیوه ی گروهی حمایت تجربی بسیار بالایی به دست آورده اند (شکوهی، امیرآبادی، صفوی، مهدی و وکیلی،1391).براساس نظریه ی شناختی- رفتاری وابستگی به مواد مخدر مانند سایر رفتارها، متشکل از یک رشته رفتارهای آموخته شده است که از طریق تقلید از الگوها در اثر پی بردن به نتایج ماده ی مخدر استفاده شده، مانند کاهش اضطراب و افسردگی، تسکین درد، کاهش خلق منفی و بالا بردن توانایی معاشرت اجتماعی آموخته می شود. بنابراین مهم ترین هدف درمان آن است که پیش آیند های مهم را شناسایی و روش های مؤثر تسلط بر آن ها را برای گسیختن رابطه با مواد به مراجع آموزش دهد. هم چنین، در این درمان بر شیوه های مدیریت خلق منفی و اضطراب و کنترل خشم تأکید می شود.(مارلات و اون[18]،2001).

بنابراین پژوهش حاضر با در نظر گرفتن این پیش فرض که گروه درمانی با رویکرد شناختی- رفتاری با تأثیر بر مؤلفه های شناختی از قبیل افکار خود آیند منفی ، پذیره های ناکارآمد و طرح واره های ناسازگارانه باعث کاهش معنی دار وسوسه و بهبود افسردگی  و ناامیدی در گروه آزمایشی نسبت به گروه کنترل می شود، به بررسی تأثیر درمان گروهی شناختی- رفتاری در بین مصرف کنندگان مواد افیونی تحت درمان MMT پرداخته است.

1-3      اهداف پژوهش

1-3-1  هدف کلی پژوهش

هدف کلی این پژوهش دستیابی به شواهد تجربی در مورد اثر بخشی گروه درمانی شناختی- رفتاری بر مؤلفه های شناختی وابستگی به مواد مخدر در کاهش وسوسه، افسردگی و ناامیدی در این افراد است.

1-3-2  اهداف ویژه ی پژوهش

برای نیل به هدف اصلی و کلی، پژوهش حاضر می کوشد تا جنبه های زیر را مشخص نماید:

  • تعیین اثربخشی گروه درمانی شناختی- رفتاری بر کاهش مؤلفه های شناختی افراد وابسته به مواد افیونی از جمله افکار خودآیند منفی، پذیره های ناکارآمد و طرح واره های ناسازگار.
  • تعیین اثربخشی گروه درمانی شناختی- رفتاری بر کاهش وسوسه در افراد وابسته به مواد افیونی.
  • تعیین اثربخشی گروه درمانی شناختی- رفتاری بر کاهش افسردگی در افراد وابسته به مواد افیونی.
  • تعیین اثربخشی گروه درمانی شناختی- رفتاری بر کاهش نا امیدی در افراد وابسته به مواد افیونی.

1-4      اهداف کاربردی

هم چنین این پژوهش هدفهای کاربردی زیر را تعقیب می نماید:

  • تعیین اثربخشی گروه درمانی شناختی- رفتاری به منظور استفاده از آن در کاهش مؤلفه های شناختی افراد وابسته به مواد افیونی و از آن طریق کاهش وسوسه، افسردگی و ناامیدی در این افراد به منظور تعمیم این برنامه به سایر گروه ها از بیمارانی که مولفه های شناختی معیوب و آسیب رسان دارند.
  • آموزش درمان شناختی- رفتاری به افراد شرکت کننده در این پژوهش به منظور تسهیل در رفع تنش ناشی از حوادث احتمالی پیش آمده در آینده و یا افکار ناراحت کننده ی پردازش نشده در این پژوهش.
  • اقدام به گروه درمانی شناختی- رفتاری برای گروه کنترل که فقط مشاوره ی معمول کلینیک را دریافت کرده، بعد از انجام پس آزمون، در صورت وجود علایم.

1-5      فرضیه های پژوهش

پژوهش حاضر به بررسی فرضیه های زیر می پردازد:

فرضیه ی یکم : گروه درمانی شناختی- رفتاری موجب کاهش معنادار افکار خودآیند منفی در افراد وابسته به مواد افیونی می شود.

فرضیه ی دوم: گروه درمانی شناختی- رفتاری موجب کاهش معنا دار پذیره های ناکارآمد در افراد وابسته به مواد افیونی می شود.

فرضیه ی سوم: گروه درمانی شناختی- رفتاری موجب کاهش معنا دارطرح واره های ناسازگار در افراد وابسته به مواد افیونی می شود.

فرضیه ی چهارم: گروه درمانی شناختی- رفتاری موجب کاهش معنا دار افسردگی در افراد وابسته به مواد افیونی می شود.

فرضیه ی پنجم: گروه درمانی شناختی- رفتاری موجب کاهش معنا دار نا امیدی در افراد وابسته به مواد افیونی می شود.

فرضیه ی ششم: گروه درمانی شناختی- رفتاری موجب کاهش معنا دار وسوسه در افراد وابسته به مواد افیونی می شود.

1-6      تعریف نظری و عملی متغیرها

1-6-1  گروه درمانی شناختی- رفتاری

الف- تعریف نظری

عبارت است از مجموعه روش های گروهی حاصل از تکنیک های تلفیق شده از دو رویکرد شناخت درمانی و رفتار درمانی که عمدتاً بر اساس نظریه های بک و الیس پایه گذاری شده اند. این مدل درمانی یکی از کارآمدترین مدل ها درباره ی تغییر رفتار و برداشت فرد از رویدادهاست. مخصوصاً اهمیتی که در آن به جنبه های رفتاری و عملی به شکل تکلیف خانگی، یادداشت برداری، تمرین عملی، خودبازنگری، ذهن ورزی، سنجش و عینی سازی در ارزیابی و درمان داده می شود و سازمان بندی مناسبی که در طراحی و اجرای برنامه ی درمانی آن وجود دارد در گسترش قابلیت های کاربردی آن در افراد مختلف و متناسب با شرایط مختلف فرهنگی و اجتماعی تأثیر داشته است (قاسم زاده،1380).

ب- تعریف عملی

در این پژوهش منظور از گروه درمانی شناختی- رفتاری، پروتکل درمان شناختی- رفتاری مایکل فری به صورت گروهی است. که در طول ده جلسه ی یک ساعته (60 دقیقه ای) برای یک گروه 17 نفره (گروه آزمایش) اجرا می شود.

1-6-2  وابستگی به مواد افیونی

الف- تعریف نظری

وابستگی به مواد افیونی(اپیوئیدی) شایع ترین نوع گرایش به اعتیاد می باشد. مواد افیونی شامل طبقه ای از ترکیبات هستند که از ریشه ی گیاه خشخاش[19]به دست می آیند و از جمله ی آن ها می توان به تریاک، مرفین، هروئین اشاره نمود (رزنهان و سلیگمن، 1995؛سید محمدی، 1390)[20].

ب- تعریف عملی

در این پژوهش شامل کلیه ی افرادی است که از لحظه ی ورود به درمان، وابسته به مواد افیونی شامل تریاک، شیره، کراک، هروئین، متادون غیر قانونی تشخیص داده شده اند ( طبق تست مورفین و مصاحبه ی انفرادی).

1-6-3  MMT[21]

الف- تعریف نظری

از نظر لغوی به معنای درمان نگه دارنده با متادون است. این دارو اثراتی مشابه مورفین ولی با طول اثر بلندمدت تر دارد و یکی از برنامه های متداول برای درمان وابستگی به هروئین است که عبارت است از دادن جایگزین های هروئین، یعنی داروهایی که از لحاظ شیمیایی شبیه هروئین هستند(آگونیست[22] ) و می توانند جایگزین هوس بدن به آن ماده شوند (اشتراین و همکاران،[23]1994).

ب- تعریف عملی

در این پژوهش شامل مراکزی است که از درمان نگه دارنده ی متادون جهت درمان افراد وابسته به مواد مخدر استفاده می کنند.

1-6-4  وسوسه[24]

الف- تعریف نظری

وسوسه  یا اشتیاق به مصرف را می توان عامل ایجاد علایم ترک روانی و جسمانی دانست.وسوسه را می توان یک وضعیت روان شناختی طلب مواد دانست که انگیزه ی مصرف مواد را ایجاد می نماید (بادگر و همکاران، 2006).

ب- تعریف عملی

در این پژوهش  شامل نمراتی است که از اجرای پرسش نامه ی عقاید وسوسه انگیز (CBQ) رایت (2003) به دست می آید.

1-6-5  افسردگی

الف- تعریف نظری

حداقل 5مورد از علایم زیر همزمان در یک دوره ی دو هفته ای وجود داشته باشد و تغییری در کارکرد قبلی باشد؛ حداقل یکی از علایم یا 1. خلق افسرده یا 2.بی علاقگی و بی لذتی.

این علایم عبارت اند از خلق افسرده در اکثر اوقات روز تقریباً در تمام روزها، کاهش واضح علاقه مندی یا لذت بردن از همه ی فعالیت ها، کاهش یا افزایش وزن، کاهش یا افزایش اشتها، کم خوابی یا پرخوابی، سراسیمگی یا کندی روانی-حرکتی در تقریباً همه ی روزها، احساس خستگی یا از دست دادن انرژی تقریباً در تمام روزها، احساس بی ارزشی یا احساس گناه، کاهش قدرت تفکر و تمرکز، افکار عود کننده درباره ی مرگ. این علایم از نظر بالینی رنج و عذاب چشمگیری ایجاد کرده باشد  یک اختلال دیگر یا بیماری جسمی و یا مصرف مواد و یا داغ دیدگی توجیه بهتری برای این علائم نباشد.(سادوک و سادوک،2007)

بایستی توجه داشت که وابستگی به مواد مخدر طبق نتایجی که پژوهش ها به دست آورده اند، همایندی بسیار بالایی با افسردگی دارد. لذا در این پژوهش دارا بودن معیارهای تشخیص اختلال افسردگی بر اساس متن بازنگری شده ی چهارمین راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی[25] است و صرفاً ممکن است خلق افسرده یا برخی علایم همراه را شامل باشد.

ب- تعریف عملی

منظور از افسردگی در این پژوهش نمره ای است که فرد در BDI-ɪɪ به دست می آورد.

1-6-6  ناامیدی

الف- تعریف نظری

ناامیدی عبارت است از این انتظار که اتفاقات مطلوبی نخواهد افتاد و پیامدهای بسیار ناراحت کننده ای رخ خواهند داد و این که این موقعیت را هم نمی توان تغییر داد که خود به تنهایی می تواند دلیلی برای علایم افسردگی باشد.(شمس، هاشمیان و شفیع آبادی، 1386)

تعداد صفحه :143

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه اثربخشی آموزش مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری بر افکار غیرمنطقی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی

دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی

 پایان نامه:

جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد رشته روان شناسی بالینی

موضوع :

اثربخشی آموزش مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری بر افکار غیرمنطقی و تاب­آوری در معتادان به مواد مخدر

تابستان 1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب        

فصل اول: کلیات پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 3
1-1) مقدمه ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 4
2-1) بیان مسئله ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 11
3-1) اهمیت و ضرورت پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 10
4-1) اهداف پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 11
5-1) فرضیات پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 12
6-1) تعریف نظری و عملیاتی مفاهیم ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 12
فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 15
1-2) پیشینه نظری ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 16
1-1-2) پدیده مصرف مواد مخدر و اعتیاد ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 16
6-1-2) انگیزه های شروع مصرف مواد ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 20
8-1-2) انواع مواد مخدر ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 23
9-1-2) باورهای غیر منطقی ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 26
12-1-2) طبقه بندی باورهای غیر منطقی ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 32
13-1-2) تاب آوری ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 34
14-1-2) انواع تاب آوری ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 34
17-1-2) استرس ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 36
20-1-2) مدیریت استرس ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 40
23-1-2) طرح کلی برنامه آموزشی ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 43
2-2) پیشینه تجربی پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 44
1-2-2) پژوهش های خارجی ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 44
2-2-2) پژوهش های داخلی ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 46
فصل سوم: روش پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 49
1-3) طرح پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 50
3-3) نمونه و روش نمونه گیری ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 50
4-3) ملاک های ورود افراد به دوره آموزشی ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 51
5-3) ملاک های خروج افراد از دوره آموزشی ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 51
6-3) جامعه مورد پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 51
7-3) نمونه پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 51
8-3) ابزار اندازه گیری یا روش های عملی جمع آوری داده ها ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 52
9-3) روش اجرای پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 56
10-3) روش تجزیه و تحلیل داده ها ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 56
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 57
1-1)فرضیه اول ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 63
2-4) فرضیه دوم ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 69
فصل پنجم) بحث و نتیجه گیری ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 73
1-5)خلاصه ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 74
2-5) بحث و نتیجه گیری ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 75
3-5) محدودیت ها ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 81
4-5) پیشنهاد ها ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 81
منابع فارسی ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 82
منابع انگلیسی ……………………………………………………………………………….. 87
پیوست ها ……………………………………………………………………………… 90

 مقدمه

امروزه وابستگی به مواد در میان فراگیرترین بحران های اجتماعی و سلامتی قرار گرفته و موج تخریب کننده آن بر کلیه زمینه های اجتماعی،

اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، روانی و تربیتی اثر گذاشته است.اعتیاد بعد از بحران هسته ای، جمعیت و محیط زیست چهارمین بحران بشریت است که میلیون ها نفر را به صورت مستقیم در جهان گرفتار کرده است. در ایران نیز اعتیاد در سال های اخیر روند روبه رشدی داشته است. اعتیاد در عصر حاضر پس از فقر و بیکاری سومین آسیب اجتماعی ایران است.

اعتیاد از واژه لاتین  addictus به معانی ترک کردن، علاقمند بودن به چیزی یا کسی، اختصاص دادن به، تسلیم شدن آمده است (کامنسکی، 2004 ).

مسئله اعتیاد امری است که از دیرباز گریبان گیر بشر بوده و به صورت های گوناگون وجود داشته است و به همین جهت مردم بیشتر جوامع با آن کم و بیش آشنایی دارند. اعتیاد به مواد مخدر گرچه از قدیم وجود داشته ولی این مسئله چهره خود را در قرن اخیر به صورت مشخص تر و در سطح بسیار وسیع تری نمایان ساخته است. سازمان بهداشت جهانی در سال 2008 (به نقل از برون-میلر[1]، 2009) گزارش کرده که استفاده از مواد مخدر روان گردان به طور قابل ملاحظه ای تهدیدی جدی برای سلامت اجتماع و بافت اقتصادی خانواده ها، جوامع و ملت هاست. اعتیاد به مواد مخدر امروزه یکی از معضلات اساسی زندگی بشری به شمار می رود. افزایش مواد مخدر طی قرن گذشته، نگرانی روز افزونی را برای جوامع در پی داشته است. در دهه های اخیر، جهان با آمار تکان دهنده ای از شیوع این پدیده در سطح جامعه و خصوصا در میان جمعیت جوان و نوجوان مواجه بوده است (ملازاده، و عاشورایی، 1388). طی یک قرن گذشته بطور جدی بر پیشگیری و کنترل مواد مخدر تاکید شده است و این اقدام همچنان ادامه دارد، این امر به نوبه خود بیانگر عمق مسئله اعتیاد و مواد مخدر در جهان است. مسئله زمانی حائز اهمیت بیشتر می شود که بدانیم ایران از موقعیت ژئوپلیتکی خاص (مثل هم مرزی با افغانستان و همسایه های غربی به عنوان کانال ورود مواد به اروپا) برخوردار است.

 دانشمندان رشته های گوناگون علمی در توجیه علل پدیده اعتیاد نظرها و دیدگاه های مختلفی دارند، مثلا دانشمندان علوم اجتماعی و جامعه شناسان در توجیه علل اعتیاد بیشتر به عوامل محیطی-اجتماعی و فرهنگی مانند:فقر، بیسوادی، بیکاری و … توجه دارند. دانشمندان علوم زیست شناسی و فیزیولوژیست ها در توجیه علل اعتیاد به عوامل بدنی و زیستی و گیرنده های موجود در مغز انسان بیشتر توجه می کنند.

در مورد مسئله اعتیاد دانشمندان روانشناسی نیز نظریه های گوناگونی دارند. با توجه به اینکه در طبقه بندی های اختلالات روانی، اعتیاد به مواد مخدر نیز جزء اختلالات روانی محسوب گردیده و نظریه های متفاوتی در مورد اعتیاد ابراز گردیده است. در مورد علل اختلالات روانی و شیوه های درمان آن ها در مشاوره و رواندرمانی دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. یکی از این دیدگاه های مشاوره و روان درمانی که در مورد بیشتر اختلالات روانی و نیز اعتیاد نظریه هایی را ارائه نموده است، نظریه عقلانی-عاطفی[2] آلبرت الیس[3]می باشد. الیس معتقد است که توسل به باور های غیر منطقی به اضطراب و ناراحتی روانی منجر می شود، در نگرش و برداشت های خویش شدیدا بر اجبار، الزام، و وظیفه تاکید دارد و خود را بی نهایت به واقع امر خاصی مقید می کند. بنابراین اگر فرد خود را از این قید ها برهاند به احتمال قوی جهت سلامت نقش و رشد شخصیت حرکت خواهد کرد (امین خوئی، 1377 ).

الیس (1995) در مورد مشکلات رفتاری و روانی معتقد است که بسیاری از ناراحتی های مردم و زندگی عاطفی نامنظم آنها ریشه در انواع عقاید غیر منطقی و غیر واقعی در مورد خود و جهان پیرامون آنها دارد. از نظر او مشکلات روانی نتیجه شناخت های نادرست افراد است چرا که عواطف محصول شناخت است و پیامد های فراوانی که از تفکرات غیر منطقی ناشی می شوند علل اساسی مهمترین اختلال های هیجانی به شمار می روند.

از آنجا که اعتیاد بعنوان یکی از اختلالات روانی در طبقه بندی های اختلالات روانی مطرح است و نیز به خاطر آنکه معمولا در افراد معتاد مکانیزم های روانی مورد استفاده مرضی و نابهنجار است (احمدوند، 1374)، در این پژوهش تلاش در جهت بررسی عوامل و مکانیزم های روانشناختی و عاطفی و شیوه استفاده از آنها توسط معتادان می باشیم چون تحقیقات چندی نشانگر آن است که در افراد معتاد استفاده از این مکانیزم ها هم به صورت طبیعی صورت نمی گیرد، یعنی اینکه یک فرد معتاد از باورهای غیر منطقی بیشتری برخوردار است (خدیوی، 1385).

یافته های هایرش[4]و همکاران (2003) نشان می دهد افرادی که باورهای غیر منطقی دارند اضطراب و عملکرد اجتماعی ضعیفی دارند. از نظر الیس (2001) ما گرایش نیرومندی داریم به اینکه با درونی کردن عقاید خودشکن، خود را از لحاظ  هیجانی ناراحت کنیم و به همین دلیل است که دستیابی به سلامت روان و حفظ کردن آن واقعا دشوار است. مطالعات نشان می دهند که باورهای منطقی و غیر منطقی عملکرد ادراکی فرد را متاثر می کنند. ادراک افرادی با باورهای منطقی در مقایسه با افرادی با باورهای غیر منطقی اثربخش تر و کاربردی تر است (بوند، دریدن و بریسکو[5]، 1999،مک اینس[6]، 2004)

بررسی ها متعدد ارتباط بین نگرش مثبت به مواد و مصرف آن را به تایید رسانده اند. برای مثال پژوهش های (هاکینز، کاتالانو و مایلر[7] نشان داده که میان شروع مصرف مواد و نگرش ها و باورهای نوجوان درباره مواد ارتباط وجود دارد. به واقع نگرش های مثبت درباره مصرف مواد تسهیل کننده زمان شروع مصرف مواد هستند.

انواع باورهای غیر منطقی که منجر به اختلالات عاطفی می گردند عبارتند از:

  • باور ضرورت تاثیر و حمایت از جانب دیگران[8]
  • باور انتظار بیش از حد از خود[9]
  • باور تمایل به سرزنش[10]
  • باور واکنش به ناکامی[11]
  • باور بی مسئولیتی عاطفی[12]
  • باور نگرانی بیش از اندازه توام با اضطراب[13]
  • باور اجتناب از مشکلات[14]
  • باور وابستگی به دیگران[15]
  • باور درماندگی نسبت به تغییر[16]
  • باور کمال گرایی[17]

در طول چند دهه گذشته فعالیت های مرتبط با کاهش سوء مصرف مواد مخدر، از نگاه صرف به عوامل خطرزا به سوی عوامل محافظت کننده تغییر جهت داده است. از سوی دیگر در طول دودهه گذشته مفهوم تاب آوری در حوزه روانشناسی تحولی توجهی روز افزون کسب کرده است (سی چتی[18] و همکاران1993).

امروزه انتقالی از دیدگاه های خطر نگر به سمت دیدگاه تاب آوری[19] در حوزه پژوهشی و بالینی صورت گرفته است. در این دیدگاه جدید به جای کاهش عوامل خطر بر تقویت عوامل تاب آوری در جامعه پر خطر و نیز سالم تاکید می شود.

در حال حاضر پیش گیری و در مان مشکلات روانی و سوء مصرف مواد، در درجه نخست به اجتناب یا غلبه بر رفتارها و شرایط منفی استوار است. در حالیکه چنانچه ویژگی های تاب آوری بتواند آموخته شود و در دسترس دیگران قرار گیرد، پیشگیری و درمان بعد دومی می یابد که شامل ایجاد ویژگی های مثبت و توانمندی ها در افراد است (کرد میرزا، 1388).

تحقیقاتی که توسط کاروالو[20] و همکاران (2006) انجام گرفته نشان داده که افرادی که دارای سطح بالایی از تاب آوری هستند نسبت به افرادی که تاب آوری پایینی دارند کمتر فرسوده می شوند. این افراد همچنین جهت حل مشکلات خود کمترین گرایش را به سمت سوء مصرف مواد مخدر دارند و چنانچه به هر دلیلی دچار سوء مصرف مواد شوند زودتر و آسانتر به درمان آن روی می آورند و بعد از ترک مواد نیز بیشتر به نشانه های بهبودی متعهد می مانند. تاب آوری دارای ابعادی شامل خود کارامدی[21]، تطابق پذیری[22]، سرسختی[23]، توانایی حل مسئله[24]، جهت گیری هدف[25]، تحمل آشفتگی[26]، حمایت اجتماعی قوی[27]، امید و خوش بین[28]می باشد (توماک[29]، 2011).

عوامل بیشماری از جمله انواع استرس های اجتماعی، اقتصادی و روانشناختی در زمینه سازی و بروز اعتیاد نقش دارند. استرس یا فشار روانی یکی از جدیدترین مسائل بشر از دیرباز تاکنون است. استرس می تواند اثرات منفی شدیدی بر سلامتی افراد داشته باشد. پژوهش های زیادی نشان داده اند که افراد سوء مصرف کننده ای که دچار مشکلات روانشناختی مثل استرس، اضطراب و افسردگی می شوند، برای تسکین حالات هیجانی آزارنده از مواد استفاده می کنند ( سینها، 2001). زندگی افراد دچار سوء مصرف مواد پر از استرس های گوناگون است. این افراد ممکن است روزانه با دهها مورد استرس برخورد داشته باشند، آنچه اهمیت دارد نوع مقابله نمودن با این استرس هاست.

مفهوم سازیها از استرس بطور گسترده ای متغیر است. استرس ممکن است به عنوان یک تهدید واقعی یا تفسیر شده برای تمامیت روانشناختی یا جسمانی فرد که منجر به پاسخ های رفتاری و یک تلنگر شناختی می شود تعریف شود. در زیست پزشکی، استرس اغلب اشاره به موقعیت هایی دارد که در آن کاته کولامینها و گلوکوکورتیکوئیدهای غدد فوق کلیوی به علت تجربه ای بالا می روند. با این حال تفاوت های شگرفی در تفسیر و پاسخ به آنچه که استرس زاست، وجود دارد و نیز تفاوت های فردی در آسیب پذیری نسبت به بیماری هایی که استرس ممکن است در آن نقشی داشته باشد، وجود دارد (مک ایون[30]، 2000).

روش های مختلفی برای مقابله با استرس وجود دارد از جمله مدل لازاروس و همکاران[31]، مایکنبام، کرونی[32]و … یکی دیگر از روش های مدیریت استرس، مدل مک نامارا می باشد که در سال 2005 برای کمک به نوجوانان طراحی شد. در این روش مک نامارا توصیه ها، اطلاعات و تکنیک های روانشناختی و جسمانی را برای مقابله با استرس، مهارت های مطالعه، مدیریت زمان، مهارت های ارتباطی و مقابله با افسردگی و اضطراب و بهبود بخش اعتماد به نفس ارائه می دهد (مک نامارا[33]، 2005).

یافته هایی ارتباط بین تاب آوری و استرس را تایید کرده اند. برای مثال در آزمایشی که (فرایبورگ[34] و همکاران) انجام دادند، یافته ها نشان داد که تاب آوری به عنوان واسط و میانجی درد و استرس محسوب می شود، به این صورت که افرادی که نمره بالا در تاب آوری گرفته بودند در طی تحقیق درد و استرس کمتری گزارش دادند.

تاب آوری همچنین با مصرف مواد و نگرش به آن ارتباط دارد. گلداشتاین ،فولکنر، ووکراله[35] پژوهشی درباره ارتباط تاب آوری درونی با مصرف سیگار، الکل و نشانه های افسردگی بر روی تعدادی نوجوان انجام دادند، یافته های پژوهشی مذکور نشان داد که تاب آوری درونی با مصرف سیگار سال گذشته و وابستگی نیکوتینی به طور منفی همبسته بود.

فرض اساسی در درمانهای شناختی-رفتاری در اعتیاد این است که سوء مصرف مواد در واقع ناشی از مشکلات مختلف در زندگی فرد و عدم توانایی او در برخورد صحیح با آنهاست. بنابراین مداخلات موثر در درمان سوء مصرف مواد به جای تمرکز بر عمل سوء مصرف به تنهایی، میبایست به طیف گسترده ای از رفتارهای دیگر نیز توجه نماید (اختیاری، 1388). از آنجا که مهارت مقابله با استرس قابل آموزش است، در درمان شناختی-رفتاری به این فرض نظریه یادگیری اجتماعی تاکید می شود که افراد معتاد، نیازمند فراگیری مهارتهای انطباقی و جایگزینی روشهای ناسازگارانه مقابله با استرس و جستجوی لذت هستند (رهسنوف، مارتین و مونتی[36]،2005).

تکنیک های مدیریت استرس و تمرین آرمیدگی می توانند از طریق کاهش سطح استرس فرد به کاهش تاثیر استرسها کمک کنند. مدیریت استرس به شیوه شناختی-رفتاری بر آن است تا حس کنترل، خودکارامدی، عزت نفس، مقابله کارامد و حمایت اجتماعی را در فرد استرسی افزایش دهد. این تغییرات حالات خلقی منفی و انزوای اجتماعی را کاهش می دهد و کیفیت زندگی را ارتقاء می بخشد (آنتونی[37]و همکاران، ترجمه آل محمد و همکاران، 1388). برنامه درمانی مدیریت استرس به شیوه شناختی-رفتاری ترکیبی از تکنیک های آرمیدگی و تکنیک های شناختی-رفتاری است. این برنامه شامل ترکیبی از انواع گوناگون آرمیدگی (برنشتاین و برکووک[38]، 1973)، تصویر سازی و دیگر تکنیک های کاهش اضطراب را با دیگر رویکرد های شناختی- رفتاری معمول، مانند بازسازی شناختی (بک وامری[39]، 1979)، آموزش مقابله ای موثر (فولکمن[40]و دیگران، 1991)، آموزش ابرازگری و مدیریت خشم (ایرونسون[41]و دیگران، 1989) است. این تکنیک ها همگی در یک برنامه گروهی که شامل 10 مبحث هفتگی است گرد آمده اند، همچنین در این برنامه برخی از استرس زاهای موقتی زندگی بیماران به منظور کاربرد این تکنیک های مدیریت استرس مطرح شده است ( آنتونی و همکاران، 2007؛ ترجمه آل محمد و همکاران، 1388).

 2-1) بیان مسئله

درباره نقش استرس در شروع، تداوم و عود اعتیاد پس از درمان توافق بر این نکته است که فشار روانی خودبه خود سبب ساز نمی باشد، بلکه عاملی در این میانه نقش واسطه را بازی می کند و آن فقدان مهارت های مقابله ای است ( شعاع کاظمی، 1387).

سوء مصرف مواد و الکل ممکن است زمانی که خواسته های موقعیتی فراتر از توان مقابله ی فرد باشد رخ دهد و مصرف الکل و سایر مواد به عنوان تنها روش دستیابی به پیامدهای مطلوب تلقی گردد ( ابرامز و نایورا[42]، 1987). بنابراین ناتوانی در رویارویی با عوامل استرس زا و این باور که مصرف الکل و مواد نتایج مطلوبی را در پی خواهد داشت، پایه گسترش و روی آوردن به مصرف مواد  است ( مک کی، هینسون و وال[43]، 1998).

در پژوهشی که توسط آندرسون، ریمو و بران[44](2006) با هدف بررسی نقش مهارت های مقابله ای و استرس زندگی در بازگشت به مصرف در بین افراد نوجوان صورت گرفت، نتایج نشان داد که راهبردهای مقابله ای به عنوان یک عامل حمایت کننده در پیشگیری از عود مواد در مرحله بعد از درمان و به ویژه در افراد با اختلالات همبودی که سطوح بالایی از استرس زندگی را دریافت کرده اند موثر بوده است. نتایج پژوهش جندقی نیز نشان داد که مداخله مدیریت استرس به شیوه شناختی-رفتاری منجر به کاهش مشکلات روانشناختی معتادان تحت درمان نگهدارنده با متادون می شود (جندقی،1390).

در این پژوهش از برنامه ای که شامل تکنیک های مدیریت استرس به شیوه شناختی_رفتاری همراه با تعداد قابل توجهی از روش های آرمیدگی است در جهت کمک به افراد وابسته به مواد در نشان دادن واکنش مناسب نسبت به استرس ها، ارتقاء تاب آوری و کاهش باورهای غیر منطقی استفاده خواهد شد.

با توجه به مطالب ذکر شده در بالا و همچنین کمبود منابع پژوهشی در زمینه مداخلات روان درمانی مرتبط با وابستگی به مواد، سوالی که پژوهشگر در این پژوهش دنبال می کند این است که آیا برنامه مدیریت استرس به شیوه شناختی-رفتاری باعث پایین آمدن میزان باورهای غیر منطقی و یا باعث بالا رفتن میزان تاب آوری در معتادان به مواد مخدر می شود یا خیر؟

 3-1) اهمیت و ضرورت پژوهش

  اعتیاد به مواد مخدر، علاوه بر زیان های جدی و خطرناک جسمی از قبیل ابتلا به بیماریهای عفونی واگیر دار همچون ایدز، هپاتیت و سل ، عوارض و مشکلات عدیده اجتماعی و اقتصادی از قبیل افزایش جرم های مرتبط با مواد مخدر همچون جنایت، سرقت، فقر، تکدی گری و هدر رفتن سرمایه های کلان انسانی و مادی کشور را به دنبال داشته است (بنتین، سولویک و سورسون، 1393، به نقل از میرزازاده، حق دوست و دوست محمدی، 1385).

در کشور ما اعتیاد به مواد مخدر، این سرطان اجتماعی، طی دهه اخیر یکی از مهمترین بحران های بهداشتی و اجتماعی بوده است، متاسفانه بالاترین شیوع اعتیاد با 8/2 درصد متعلق به کشور ایران می باشد؛ این در حالی است که میانگین شیوع اعتیاد در دنیا 4/. است و این میزان در اروپا 70/. درصد است (سازمان سلامت و خدمات انسانی[45]،2011).

طیف کامل روش های رواندرمانی برای درمان اختلالات وابستگی به مواد به کار رفته است، رواندرمانی فردی، رفتاردرمانی، درمان شناختی رفتاری، رواندرمانی خانوادگی و گروه های حمایتی نظیر NA و آموزش مهارت های اجتماعی که مهارت های اندکی برای زندگی در جامعه دارند، برای در مان این افراد به کار گرفته شده است (عزیزی، 1389). همچنین جهت افزایش تاب آوری افراد وابسته به مواد نیز کارهای متعددی صورت گرفته است.

احتمالا گرایش زیاد به پژوهش های تاب آوری به این دلیل باشد که عوامل محافظت کننده، نقش پراهمیتی را در زندگی فرد ایفا می کنند. اینکه عوامل محافظت کننده به عنوان سپری بر علیه رفتارهای خطرزا و پیامدهای همراه با آن مطرح هستند، تبیین کننده این موضوع است که چرا بسیاری از جوامع در سطح محلی و ملی به شناسایی عوامل موثر بر تاب آوری و به دنبال آن طرح برنامه های درمانی و ارتقای توانایی های لازم در افراد اقدام کرده اند (کرد میرزا، 1388).

اگرچه تاب آوری تا حدی نوعی ویژگی شخصی و تا حدود دیگری نیز نتیجه تجربه های محیطی افراد است، ولی انسان ها قربانی محیط و وراثت خود نیستند ومی توان واکنش افراد را در مقابل استرس، رویدادهای ناخوشایند و دشواریها تغییر داد، به طوری که بتوانند بر مشکلات و تاثیرات منفی محیط غلبه کنند (کاوه و همکاران، 1390).

استرس می تواند اثرات منفی شدیدی بر سلامتی افراد داشته باشد. استرس با جزء جزء زندگی بشر امروز عجین شده است و در تعیین سلامت و بیماری انسان اهمیت بسیار دارد (شیرازی، 1378).

روشهای مدیریت استرس و تمرین آرمیدگی میتوانند از طریق کاهش سطح استرس فرد به کاهش تاثیر استرسها کمک کنند. مدیریت استرس بر آن است تا حس کنترل، خود کارامدی عزت نفس، مقابله کارامد و حمایت اجتماعی را در فرد استرسی افزایش دهد. این تغییرات حالت خلقی منفی و انزوای اجتماعی را کاهش می دهد و کیفیت زندگی را ارتقاء می بخشد(آنتونی[46]و همکاران، ترجمه آل محمد و همکاران، 1388). لذا در صورت اثر بخشی مداخله مدیریت استرس بر اختلال وابستگی به مواد و مشکلات این بیماران میتوان از عود مجدد این افراد جلوگیری نمود و آنان را برای ادامه درمان راغبتر کرد. همچنین طبق نتایج لذا با توجه به مطالب فوق و نیز نظر به اینکه طبق بررسی های انجام شده تاکنون در کشور ما پژوهش های زیادی در زمینه روش های درمانی رفتاری و روانشناختی در کنار درمان دارویی برای پیشگیری و کنترل این اختلال و ارتقای سطح تاب آوری افراد وابسته به مواد ضروری به نظر می رسد.

تعداد صفحه :111

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه نقش و تاثیر مددکاری اجتماعی بر فرآیند ارتکاب جرم با تکیه بر قانون مجازات اسلامی

  

دانشگاه پیام نور

بخش علمی: الهیات و علوم اسلامی

پایان نامه

برای دریافت مدرک کارشناسی ارشد

رشته: حقوق جزا و جرم شناسی

عنوان پایان نامه:

نقش و تاثیر مددکاری اجتماعی بر فرآیند ارتکاب جرم با تکیه بر قانون مجازات اسلامی مصوب 1392

شهریور 1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

مددکاری اجتماعی یکی از نهادهای زیرمجموعه در سازمان زندانها و کانون اصلاح و تربیت و همچنین در سازمان های بهزیستی و دیگر ارگان ها مشغول به فعالیت هستند. لذا در قانون جدید سال 1392 هم توجه دو چندانی به این مهم نموده تا این نهاد هم به عنوان یک نوع اقدام تامینی و تربیتی مهم خصوصا برای اطفال و نوجوانان که صراحتا در قانون مجازات جدید عنوان شده است.

نتایج حاصل در مورد نقش مددکاران و مشاوران در پیشگیری اولیه این است که برخورد آنان با اطفال متفاوت از بزرگسالان است و می‌تواند مهمترین عامل در پیشگیری از وقوع جرم باشد، و نتایج حاصل از عملکرد مشاوران و مددکاران اجتماعی در پیشگیری ثانویه و تشکیل پرونده شخصیت و ارائه توصیه‌های لازم به مقام قضایی نیز نقش مهمی در احیای حقوق اطفال و نوجوانان خواهد داشت، با توجه به محیط و موضوع كار مددكار اجتماعی نقاط اشتراكی برای همكاری میان دو  علم جرم شناسی و كیفرشناسی حاصل گردیده است. چرا كه مددكار اجتماعی در شرایطی موفق است كه بتواند بر مسائل و معضلات اجتماعی فائق آید. از این رو شناخت مسائل اجتماعی و نارسائی های موجود كه عمدتا زمینه ساز جرم است، زمینه پیشرفت بهتر مددكاری اجتماعی را تسهیل می كند.

واژگان کلیدی: مددکار اجتماعی ، ارتکاب جرم ، اطفال و نوجوانان ، قانون مجازات اسلامی سال 1392

       فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                           صفحه

مقدمه. 1

الف- تعریف و  بیان مساله. 1

ب- سوالات پژوهش…. 2

ج- سابقه و ضرورت  انجام تحقیق.. 3

د- فرضیه ها 4

ه- اهداف تحقیق.. 5

و- روش تحقیق.. 5

ز- روش تجزیه و تحلیل داده ها 5

ح-قلمرو تحقیق (زمانی، مکانی، موضوعی). 5

ج- سازماندهی تحقیق.. 6

فصل اول :  مبانی ، پیشینه و اصول مدد کاری اجتماعی

1-1- تعاریف ، پیشینه و اصول  مددکاری اجتماعی.. 8

1-1-1- تعریف مددکاری اجتماعی.. 8

1-1-2- تعریف مددکار اجتماعی.. 10

1-1-3- تعریف جرم 11

1-1-3-1-جرم از منظر حقوق جزا 13

1-1-3-2- جرم از منظر جرم شناسی.. 13

1-1-4- تعریف طفل. 15

1-1-5-تعریف نوجوان. 15

1-2- پیشینه مددکاری اجتماعی.. 16

1-2-1- در جهان. 16

1-2-2-  در ایران. 19

1-3- اصول اساسی مددکاری اجتماعی.. 23

1-3-1- اصل پذیرش… 23

1-3-2- اصل مشارکت مددجو. 24

1-3-3-اصل خودآگاهی مددکار. 25

1-3-4- اصل رازداری حرفه‏ای.. 25

1-3-5- اصل رابطه حرفه‎ای.. 25

1-3-6-اصل فردیت… 26

1-4- وظایف  مددکار اجتماعی.. 27

1-5- روش های مطالعه و شناخت در مددکاری اجتماعی.. 28

1-5-1-مشاهده 28

1-5-2-مصاحبه. 29

1-5-3-بازدید منزل. 30

1-5-4- رابطه حرفه ای.. 30

1-6- روشهای اصلی و فرعی در مددکاری اجتماعی.. 32

1-6-1- مهمترین اهداف در مددکاری فردی.. 34

1-7- فرآیند مصاحبه در مددکاری اجتماعی.. 35

1-7-1- مصاحبه و نقش مددکار اجتماعی.. 37

1-7-2-  ساختار مصاحبه در مددکاری اجتماعی.. 38

1-7-3- مهارت های اولیه مصاحبه در مددکاری اجتماعی.. 42

 فصل دوم : نقش مددکار اجتماعی  در پیشگیری از  جرم

2-1- مفهوم پیشگیری.. 46

2-2- پیشگیری از جرم. 48

2-2- 1- انواع پیشگیری از جرم. 48

2-2- 2-تقسیم بندی پیشگیری از جرم در رهنمودهای سازمان ملل متحد. 49

2-3-  اﻧﻮاع ﭘﯿﺸﮕﯿﺮی جدید  از ﺟﺮم. 51

2-3- 1-پیشگیری اجتماعی.. 52

2-3-1-1- سازمان‌های مسئول در پیشگیری اجتماعی.. 56

2-3-1-2- نقش مددکاری اجتماعی در پیشگیری اجتماعی از جرم. 57

2-3- 2-پیشگیری وضعی.. 61

2-4- مسئولیت کیفری اطفال و نوجوانان  از منظر قوانین.. 63

2-4-1- در قوانین قبل از انقلاب اسلامی ایران. 63

2-4-2-  در قوانین بعد از انقلاب اسلامی 66

2-4-2-1- قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1370.. 66

2-4-2-2- در قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392.. 67

2-5-  بزهکاری اطفال و نوجوان  و ویزگی های آن. 80

2-5-1-پیشگیری از بزهکاری اطفال و نوجوانان در ایران. 81

2-6- نقش مشاوران و مددکاران اجتماعی در پیشگیری از  بزهکاری اطفال و نوجوانان. 83

2-6-1- نقش مددکاران اجتماعی  و مشاوران در پیشگیری اولیه. 83

2-6-2- نقش مددکاران و مشاوران در پیشگیری ثانویه. 86

 فصل سوم  :نقش مددکار اجتماعی در کاهش جرم

3-1- جرم. 90

3-2-  مجرم و بزهكار. 93

3-3-  کانون اصلاح وتربیت… 94

3-3-1- ساختار و تشکیلات کانون اصلاح وتربیت… 94

3-3-2- نقش مددکاران اجتماعی در زندان ها و مراکز اصلاح و تربیت… 99

3-3-3- مهارت های حرفه ای مورد نیاز. 103

3-3-3-1-  مهارت های خاص… 103

3-3-3-2- مهارت های عام. 105

3-3-4- مددکاران اجتماعی و محدودیت ها 105

3-4-  نقش و جایگاه  مددکار اجتماعی در  قانون مجازات اسلامی مصوب 1392.. 107

3-5- نقدى بر مقررات تعدد جرایم اطفال و نوجوانان  در قانون مجازات اسلامى مصوب ۱۳۹۲. 110

3-5-1- واكنش شدیدتر در تعدد جرم نسبت به تكرار جرم. 113

3-6- ‌رویکرد مددکار اجتماعی با بهره گیری سیاست جنایی در کاهش جرم. 113

3-6-1-سیاست جنایی تقنینی.. 114

3-6-1-1- جرم انگاری.. 114

3-6-1-2- جرم زدایی.. 115

3-6-1-3- كیفر زدایی.. 115

3-6-1-4-قضازدایی.. 116

3-6-1-5-قوانین شكلی.. 118

3-6-2-سیاست جنایی قضایی. 118

3-6-2-1- حتمیت در تعقیب و مجازات.. 119

3-6-2-2- سرعت در تعقیب و رسیدگی.. 120

3-6-2- 3- اجرای صحیح و عادلانه مقررات جزایی. 120

3-6-2-4- راه‌های تقویت موقعیت بزه دیده 121

3-7- نتیجه گیری و پیشنهاد ها 122

3-7-1- نتیجه گیری. 122

3-7-2- پیشنهادهای كاربردی.. 128

فهرست منابع.. 129

مقدمه

الف- تعریف و  بیان مساله

حقوق جزا و جرم شناسی با مددکاری اجتماعی رابطه متقابلی دارند و مکمل یکدیگرند. قانون مجازات اسلامی مصوب سال 92 با یاری گرفتن از مددکاری اجتماعی سعی دارد که اقدامات تامینی و تربیتی را در مورد اطفال بزهکار به سمت اصلاح و بازپروری آنها سوق دهد، تا بتوانند تا حد زیادی از تکرار  جرم در آینده توسط اطفال بزهکار که می توانند اکثریت مجرمان بزرگسال را تشکیل دهند، جلوگیری کنند.

با وجود گذشت 45 سال از تاسیس رشته مددکاری  اجتماعی در کشور و حضور هزاران  مددکار اجتماعی تحصیل کرده در سازمان‌ها و نهادهای مختلف کشور شواهد نشان می‌دهد که هنوز  بسیاری از نهادهای سیاست گذاری  رفاه اجتماعی  و برنامه‌ریزان  خدمات اجتماعی  کشور  شناخت درستی  از حرفه‌ی مددکاری اجتماعی ندارند و بخش  عظیمی  از آنها  تصور می‌کنند  که مددکاری اجتماعی  همان خدمات خیریه و عامیانه‌ای است که  صد ها سال  است در گوشه و کنار کشور ایران  توسط  افراد  خیر  ارائه می‌شود (سام آرام، 1392 : 249). جرم شناسی می کوشد کسانی را که در اثر عوامل جرم زا به بسیاری از ویژگی های انسانی پشت پا زده‌اند  به خود آورد تا حیاتی نو آغاز کنند و در آنان اندیشه های  انسانی اوج گیرد. (کی نیا، 1388 :50 )

از آنجا که اطفال و نوجوانان اغلب به دلیل عدم برخورداری از حمایت های لازم و سرپرستی مناسب، بزهکار و یا بزه دیده واقع شده‌اند، حضور افرادی با تخصص های غیر قضایی نظیر مددکاران اجتماعی به عنوان بالینی ترین مأموران غیر قضایی در فرآیند کیفری می‌تواند نقش مهمی در بازپروری و پیشگیری از تکرار جرم اطفال بزهکار و باز توانی، جلوگیری از تکرار بزه دیدگی و بزه دیدگی ثانویه اطفال بزه دیده ایفا نماید. مددکاران اجتماعی با بهره گرفتن از آموزه های علوم روانشناختی، جامعه شناختی و غیره، همچنین رعایت اصول متعدد حرفه ای مانند اصل پذیرش و اصل فردیت و ارائه خدمات مختلف به دنبال یاری رساندن به نظام عدالت کیفری می باشند. آنان می توانند با به کارگیری روش‌هایی که در شناخت افراد در اختیار دارند، در ارائه پاسخ های متناسب با شرایط فردی، خانوادگی و اجتماعی کودک کمک مؤثری نمایند و همچنین با نظارت بر اجرای احکام، کودک را تا بازپروری و بازتوانی کامل همراهی کنند. همواره حضور یک مددکار اجتماعی در روند بازپروری  بزهکاران اطفال و نوجوانان و همچنین مجرمان بزرگسال می‌توان کمک شایانی به عدم تکرار جرم و بازگشت به جامعه را در پی داشته باشد. در قانون جدید مجازات اسلامی رویکرد نوینی به مددکاری اجتماعی دارد درصدد تفکیک سن کیفری ایشان و همچنین  اعمال اقدامات تامینی و تربیتی ویژه ای را به ترتیب  برای هر رده سنی  در نظر می گیرد.  از این رو یک مددکار اجتماعی با فهم دقیق  وظایف خود می تواند به عدالت کیفری اطفال و نوجوانان کمک موثری نماید. هدف اصلی از این پژوهش نقش و تاثیر مددکار اجتماعی بر فرایند ارتکاب جرم با تکیه بر قانون مجازات اسلامی سال 92 است .

ب- سوالات پژوهش

1-نقش مددکار اجتماعی در پیشگیری از جرم در جامعه چیست ؟

2-نقش مددکار اجتماعی در قانون مجازات اسلامی 92 چیست ؟

3- نقش مددکار اجتماعی در کاهش جرم در جامعه چیست ؟

ج- سابقه و ضرورت  انجام تحقیق

تاکنون کتاب‌ها، مقاله‌ها و منابع متعددی به بررسی ابعاد مختلف دادرسی ویژه اطفال پرداخته‌اند. همچنین در خصوص نقش مددکاری اجتماعی و تأثیرات آن بر جامعه و اقشار مختلف مطالب بسیاری نگاشته شده است، اما در خصوص نقش مددکاری اجتماعی در نظام کیفری، منابع محدودی در دسترس می باشد که از آن جمله می توان به مقاله آقای دکتر زینالی با عنوان «مددکاری اجتماعی و عدالت کیفری» مقالة آقای دکتر نیازپور با عنوان «نقش مددکاری اجتماعی در پیشگیری از تکرار  جرم»، مقاله آقای دکتر صمدی راد تحت عنوان» نقش مددکار اجتماعی در زندانها و مراکز اصلاح و تربیت» و همچنین پایان نامه خانم شریعتی «نقش مددکاران اجتماعی در حمایت از اطفال بزه دیده » اشاره نمود. همچنین الیاسی (1386) در تحقیقی با عنوان بایسته های دادرسی اطفال با تاکید بر جایگاه پلیس، به بررسی روش های سیاست گذاری و اجرایی مربوط به دادرسی اطفال و نوجوانان در کشورهای گوناگون پرداخته است. همچنین مراحل گوناگون فرایند دادرسی ویژه نوجوانان را مورد بررسی قرار داده و تاکید کرده که تا حد امکان باید از برخورد نوجوان با نظام قضایی پرهیز شود و از صدور حکم محرومیت از آزادی وی باید اجتناب شود و در نهایت نوجوان با رفتاری متناسب با پیشبرد عزت نفس و ارزش انسانی مواجه شود که به منظور بازگرداندن و نه انزوا یا به حاشیه راندن او، طراحی شده است. و  کشفی (1387) در مقاله‌ای با نام «نقش پلیس در دادرسی اطفال و نوجوانان» به معضلاتی که دادرسی اطفال با آن روبروست و همچنین به طرز کار و عملکرد پلیس و مددکاران اجتماعی به‌عنوان یکی از بازوان دستگاه عدالت کیفری پرداخته است و در پایان این‌گونه نتیجه می‌گیرد که طرز کار پلیس در مرحله صدور و اجرا و پس از اجرای حکم این است که با حضور خود در هر یک از این مراحل و ارائه توصیه‌های لازم به مقام قضایی نقش مهمی در اجرای دادرسی عادلانه داشته باشد.

اطفال و نوجوانان مهمترین سرمایه و منابع انسانی هر جامعه محسوب می شوند. دوره کودکی به عنوان دوره شکل گیری شخصیت انسان، از اهمیت ویژه ای برخوردار است، به ویژه در جامعه ایرانی که جمعیت آن از بافتی جوان تشکیل یافته، عدم توجه و حمایت کافی از این گروه، کشور را متحمل لطمات جبران ناپذیری می نماید. بدون تردید یكی از اهداف اصلی جوامع بشری برخورداری افراد از رفاه اجتماعی و امنیت اجتماعی است، زیرا نیاز به امنیت از نیازهای اساسی انسان‌ها محسوب می‌شود. در این راه وظایف نهادها و مؤسسات مختلف و آگاهی و همكاری افراد و جامعه نقش اساسی دارد. از آنجا كه مددكاران اجتماعی ارائه‌کنندگان خدمات اجتماعی نیز می‌باشند در كاهش مسائل و مشكلات اجتماعی سهیم هستند. هم چنین در پیشگیری از كژ کارکردهای اجتماعی نقش مؤثری ایفا می‌کنند  .

د- فرضیه ها

1- به نظر می رسد مددکاری اجتماعی با بسیج  سایر موسسه های و نهاد های اجرایی برای کمک به  کاهش جرم و بزه از طریق نهاد های پیشگیری از  جمله خانواده بزهکار در جهت کاهش جرم و بزه گام بر می دارد.

2- به نظر می رسد قانون مجازات اسلامی 1392 با رویکرد جدیدی نسبت به مددکار اجتماعی به عنوان یک جایگزینی و  اقدام تامینی و تربیتی سعی دارد تا در نهایت او را برای کمک به اصلاح و کمک به پیشگیری از تکرار جرم و در نهایت به کاهش جرایم و بزه در جامعه گام بر دارد .

ه- اهداف تحقیق

1-بررسی و  شناسایی  مفهوم مددکاری اجتماعی

2-بررسی و شناسایی نحوه تاثیر مددکار اجتماعی در پیشگیری از  جرم و بزه در جامعه

3– بررسی و شناسایی نحوه تاثیر مددکار اجتماعی در کاهش جرم و بزه در جامعه  

و- روش تحقیق

روش تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی می باشد که اطلاعات آن از طریق مطالعه و جمع آوری کتاب ها، مقاله ها، قوانین، لوایح و سایر منابع مرتبط (شیوه کتابخانه ای) صورت می پذیرد.

ز- روش تجزیه و تحلیل داده ها

این تحلیل جنبه کیفی دارد و روش گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و ابزار آن فیش برداری است و مبنا و معیار در تجزیه و تحلیل داده ها ، استنباط و استدلال می باشد . با بهره گرفتن از کلیه منابع کتابخانه ای حقیقت موضوع کشف و مورد تحلیل و بررسی قرار می گیرد .

ح-قلمرو تحقیق (زمانی، مکانی، موضوعی)

قلمرو مکانی پژوهش حاضر  بررسی تاثیر مددکار اجتماعی در فرایند ارتکاب جرم اطفال و نوجوانان با تکیه بر قانون مجازات اسلامی سال1392 در ایران می باشد و به لحاظ زمانی بر روی رویکرد مددکار اجتماعی در دوران معاصر بویژه سال 1392 تاکید دارد قلمرو موضوع آن نیز به حیطه جرم شناسی می‌باشد.

ج- سازماندهی تحقیق

تحقیق حاضر در سه فصل سازماندهی شده است همچون اکثر تحقیق ها که در بخش اول ناگزیر به کلیات پرداخته می‌شود، در این تحقیق نیز جهت حصول شناخت نسبی، فصل اول به مبانی و مفاهیم مددکاری اجتماعی و جرم  شناسی که شامل تعاریف و پیشینه هر یک از دو رشته فوق می‌باشد، اختصاص یافته است. از طرف دیگر از آنجا که عنوان تحقیق در برگیرنده نقش مددکاری اجتماعی بر فرایند  پیشگیری ارتکاب جرم با تکیه بر قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 می‌باشد، در فصل 2 مورد بررسی قرار گرفت  و در فصل 3 نقش مددکاران اجتماعی در کاهش جرم مورد بررسی قرار خواهد گرفت .

تعداد صفحه :151

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه بررسی نقش پلیس در پیشگیری از جرم

 

دانشگاه آزاد اسلامی واحد دامغان

پایان نامه

برای دریافت مدرک کارشناسی ارشد

رشته حقوق جزا وجرم شناسی

عنوان

بررسی نقش پلیس در پیشگیری از جرم

بهار-1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

مقدمه

الف) بیان مسئله

در این پژوهش با توجه به موضوع که عبارتست از بررسی نقش پلیس در پیشگیری از وقوع جرم (کیفری، غیر کیفری)، ابتدا به مفاهیم پلیس وپیشگیری وسپس به نقش پلیس در پیشگری وضعی واجتماعی  می پردازیم:

کلمه « پلیس»1 به لحاظ لغوی از ریشه یونانی « پولی تیا  »2 به معنای «شهر و اداره امور شهر» مشتق شده و در قرن چهاردهم میلادی به  «پلیسی» و سپس در قرن پانزدهم  به «پلیس» تغییر نام یافت که مفهوم آن«قاعده وقانون اداره شهر و مقررات لازم برای استقرار نظم در شهرها» است.                                     در قرون هجدهم و نوزدهم میلادی، مفهوم و کاربرد واژه پلیس شکل محدودتری داشت ؛ اما این اصطلاح امروزه بیشتر برای توصیف نیروی اجتماعی شهری، که حفظ نظم عمومی و اجرای قانون را برای پیشگیری از جرایم، مجازات بزهکاران و کشف جرایم بر عهده دارد مورد استفاده قرار می گیرد. 3 

از میان وظایفی که برای پلیس عنوان شد، وظیفه ای که بیشتر به موضوع آموزش حقوق بشر ارتباط پیدا می کند، وظیفه پیشگیری از وقوع جرم است.

در واقع موضوع نقش پلیس در آموزش حقوق  بشر به طور عمده در چارچوب  وظیفه  پیشگیری  از وقوع جرم قابل تصور است ؛  وظیفه ای که امروزه مورد توجه متخصصان علوم جرم شناسی می باشد.

پیشگیری4 از نظر لغوی به معنای «جلوگیری و دفع» و پیشگیری کردن به معنای «مانع شدن» بکار رفته است.پیشگیری در جرم شناسی یعنی جلوگیری از بزهکاری با شیوه های گوناگون که بیرون از نظام کیفری به کار می روند یعنی اساس آن در تدابیر کنشی (غیر کیفری) است.[1]

امروزه نیروی پلیس درکشورهای پیشرفته،دوره اقتدارگرایی خود را پشت سر نهاده و وارد دوره جامعه‌گرایی شده، در این دوره پلیس در جهت برقراری یک رابطه نزدیک با افراد جامعه حرکت می‌نماید، از این رو نیروی پلیس تعامل نزدیکی با افراد جامعه دارد؛ به آموزش و آگاه سازی آنان می‌پردازد و ایشان را در حل و فصل منازعات و اختلافات محلی یاری می‌دهد. طبق این رویکرد، پلیس بایستی همواره در دسترس مردم، همجوار با مردم و در تماس مستقیم و مستمر با شهروندان و مسائل آنان باشد. پلیس می‌تواند با آگاهی از واقعیت‌های جامعه شناختی اقدام به برنامه‌ریزی جهت پیشگیری از جرم نماید. راهبرد اساسی پلیس، مشورت و رایزنی منظم و نظام‌مند با جامعه و تشکل‌های مردمی و اتخاذ تدابیر مناسب محلی برای پیشگیری از جرم در محله‌های جرم‌زا است.

بنابراین نقش پلیس در پیشگیری از جرم تنها به تحقق اهداف پیشگیری وضعی نظیر نظارت بر اماکن جرم‌زا، تقویت آماج جرم و حفظ نظم منحصر نمی‌گردد بلکه امروزه با پیدایش دوره جامعه‌گرایی و مفهوم پلیس محلی، بر نقش این نهاد رسمی در تحقق اهداف پیشگیری اجتماعی اعم از آموزش، آگاه‌سازی و میانجی گری در اختلافات محلی تأکید گردیده است.

پیشگیری اجتماعی شامل اقداماتی است كه درصدد تاثیر گذاری بر عوامل موثر بر ارتكاب جرم می‌باشد و عمدتاً بر تغییر محیط‌های اجتماعی و انگیزه‌های مجرمانه متمركز می‌شود. در پیشگیری اجتماعی تاكید و تمركز بر عوامل اجتماعی موثر در تكوین جرم است. این پیشگیری می‌كوشد تا با دستكاری و تغییر محیط و عوامل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و.. ریشه‌های جرم را بخشكاند. مدل پیشگیری اجتماعی تاكید زیادی بر «دلایل ریشه‌ای» جرم دارد.

ب) سوالات تحقیق

  1. 1. وظایف پلیس در قبال جرم چیست ؟
  2. 2. نقش پلیس درپیشگیری وضعی واجتماعی چه می تواند باشد؟

پ)  فرضیه های تحقیق

  1. 1. کارکرد پلیس در طول تاریخ حیات خود از وضعیت یکسانی برخوردار نبوده و هم اکنون نیز پلیس ها در کشورهای گوناگون بعضاً وظایف یکسانی ندارند. این امر تا حد زیادی وابسته به نوع رژیم سیاسی، ارزش ها، هنجارها، تهدیدها و قوانین حاکم بر هر کشور است. (به طور مثال، در ایران یکی از کارکردهای پلیس به استناد بند «د» ماده (8) قانون استخدامی ناجا، پیشگیری از جرم می باشد. در همین راستا، پلیس با طیفی از مداخلات پیشگیرانه اعم از: انتظامی، وضعی و اجتماعی رو به رو می باشد که در بخش اجتماعی آن نیز ارتباط و تعامل با مدارس و دانش آموزان از ویژگی خاصی برخوردار است.
  2. 2. نقش پلیس در همۀ گونه های پیشگیری به یک میزان نیست. مهم ترین و مؤثرترین نقش پلیس در پیشگیری وضعی با اعمال مراقبت های رسمی و افزایش خطر ارتكاب جرم برای مجرمین ایفا می شود.پیشگیری وضعی مبتنی بر تغییر وضعیت های قبل از وقوع جرم است كه با تجربه تحدید فرصت های ارتكاب جرم و یا مشكل تركردن تحقق این فرصت ها برای مجرمین بالقوه سعی دارد شرایط را به

 گونه ای ایجاد نماید كه پاسخ شخص به آن موقعیت، ارتكاب رفتار مجرمانه نباشد یا دست كم چنین پاسخ هایی تقلیل یابند.[2]

در برنامه ریزی اجرایی پیشگیری وضعی معمولاً سه اقدام زیر انجام می شود:

الف)دشوار ساختن ارتكاب جرم؛

ب) افزایش خطر ارتكاب جرم؛

ج)كاهش آماج های جرم وجاذبه های آن.[3]

تمرکز پلیس بر رویکردهای وضعی در زمینۀ پیشگیری از جرم موجب غلبۀ تفکرِ فرهنگ کنترل وواکنش های سرکوب گر و قهری نسبت به بزهکاران و در نتیجه کمرنگ شدن پیشگیری اجتماعی در سیاست حاکم بر پیشگیری پلیسی خواهد شد. در حالی که در پیشگیری اجتماعی بر خلاف پیشگیری وضعی به دنبال پیشگیری از جرم از طریق تحول اجتماعی به جای تغییر در محیط فیزیکی هستیم و از طریق تغییر شرایط اجتماعی به دنبال کاهش رفتار مجرمانه هستیم.

ج) اهداف و کاربردهای تحقیق

اهداف پژوهش را می توان درموارد ذیل خلاصه نمود:

  1. 1. بررسی سازمان پلیس ومسئله پیشگیری ازجرم؛
  2. 2. بررسی نقش پلیس در پیشگیری وضعی واجتماعی.

ح)  روش تحقیق

روش انجام پژوهش حاضر بصورت توصیفی  وروش گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه دوابزار آن فیش برداری است ومبنا ومعیار درتجزیه وتحلیل داده ها استنباط واستدلال می باشد.با بهره گرفتن از کلیه منابع کتابخانه ای حقیقت موضوع کشف ومورد تحلیل وبررسی قرار می گیرد.

خ)  ساختار و پلان تحقیق

عنوان موضوع

چکیده                                                                                                                     

 مقدمه

 بخش اول –  پلیس و پیشگیری از جرم

 فصل اول –  پلیس

فصل دوم –  پیشگیری از جرم

       بخش دوم –  پلیس در پیشگیری وضعی

  فصل اول –  نقش پلیس در پیشگیری وضعی

 فصل دوم –  نقش پلیس در پیشگیری اجتماعی

نتیجه گیری وپیشنهاد

فهرست منابع ومآخذ

بخش نخست :

 پلیس و پیشگیری از جرم

فصل اول : پلیس

  فصل دوم : پیشگیری از جرم

فصل اول : پلیس

فصل حاضر در دومبحث ارائه شده است .درمبحث اول، گفتار اول ،مربوط به تعریف پلیس بوده ودرگفتار دوم ،ساختارپلیس ارائه شده است .درمبحث دوم نیز گفتار اول، مربوط به  اقدامات پیشگیرانه بوده و در گفتار دوم ،اقدامات قضایی توضیح داده می شود.

مبحث اول : مفهوم و ساختار پلیس

دراین مبحث ما ابتدا به تعریف پلیس پرداخته وسپس به بررسی ساختار آن می پردازیم.

گفتار اول : تعریف پلیس

پلیس[4]واژه ای فرانسوی است که از پولی تی[5]، به معنای «شکلی ازحکومت یایک هیات سیاسی » گرفته شده است . کلمه «پلیس» به لحاظ لغوی از ریشه یونانی «پولی تیا  [6]» به معنای «شهر و اداره امور شهر» مشتق شده و در قرن چهاردهم میلادی به «پلیسی» و سپس در قرن پانزدهم به «پلیس» تغییر نام یافت که مفهوم آن «قاعده وقانون اداره شهر و مقررات لازم برای استقرار نظم در شهرها» است برخی نیز معتقدند واژه پلیس كه از كلمه پولیس گرفته شده، به زمان اسكندر مقدونی وجانشینان آن برمی گردد.[7]

درفرهنگ فارسی ، پلیس درمعنای «شهربانی ، نظمیه ، پاسبان» [8]بکار رفته است.همچنین گاهی به «اداره شهربان»نیزپلیس اطلاق می شود.

درکناراین معانی گاهی پلیس درمعنای «مجموعه قواعدی که دولت برجامعه به منظور حفظ نظم وآرامش وامنیت کشور تحمیل می کند»[9]بکار گرفته می شود .

درتعریف دیگری پلیس به معنای« حفظ نظم وآرامش کشور» و«سپاهی که نگهبان شهری است» تعریف شده است.

به اعتقاد دکتر کی نیا،  پلیس عبارت است از «یک سازمان دولتی که ماموریتش حمایت از قانون اساسی ، جلوگیری ازتخطی ، تامین نظم عمومی وحفظ جان وناموس اشخاص است».

فرهنگ آریانپور پلیس را این گونه تعریف کرده است«پلیس یک سازمان اجتماعی است که عهده دار اجرای مقررات امنیت داخلی یک کشور واعمال قدرت قانونی برای حفظ امنیت وآرامش است». ماده 19ق آ. د .ک. مصوب 1290درتعریف ضابطین بیان می دارد که«ضابطین عدلیه عبارتند از مامورینی که مکلفند به تفتیش وکشف جرایم(خلاف جنحه جنایت)وبه اقداماتی که برای جلوگیری مرتکب یا متهم ازفراریا مخفی شدن موافق مقررات قانون باید به عمل آید».

علمای حقوق دربیان تعریف پلیس تعاریف مختلفی را ارائه داده اند. پروفسورفارلیک[10]، بیان داشته اندکه پلیس عبارت است از: «یک سازمان دولتی که مأموریتش حمایت از قانون اساسی، جلوگیری از تخطی، تأمین نظم عمومی و حفظ مال و جان اشخاص می باشد».[11]

ماکس وبر جامعه شناس مشهور آلمانی پلیس را جلوه قدرت مشروع و عقلانیت ابزاری دیوا نسالاری دولت برای استقرار نظم و امنیت در جامعه می داند.[12]

در طول زمان، این واژه در مفاهیم مختلف به کار برده شده است . به عنوان مثال د ر فرانسه، سه مفهوم متفاوت برای کلمۀ پلیس ذکر شده است . مفهوم اول که مفهومی وسیع و در بر گیرندۀ کلیۀ رشته های حقوق است ، عبارت از مجموعه مقرراتی است که به وسیلۀ مقامات عمومی وضع و بر افراد جامعه تحمیل

 می شود. مفهوم دوم که محدودتر است ، شامل وضع و اجرای مقررات مربوط به تأمین آسایش ، امنیت و

 بهداشت عمومی است. مفهوم سوم پلیس که کاربرد وسیع تری پیدا کرده، به معنی سازمانی است که کارکنان آن وظیفۀ اجرای مقررات مربوط به آرامش و امنیت و بهداشت عمومی را بر عهده دارند.[13]

در جامعۀ امریکا ، پلیس به عنوان سازمانی شناخته شده که به منظور برقراری نظم و امنیت ، جلوگیری از وقوع جرم ، کشف جرم ، دستگیری مجرمین و اجرای مجازات ایجاد شده است.[14]

در ایتالیا ، پلیس را به عنوان سازمان مسئول حفظ نظم جامعه، حمایت از امنیت مالی وجانی شهروندان، الزام شهروندان به رعایت قانون و امدادرسانی در حوادث و بلایای عمومی می شناسند.[15]

در ایران نیز واژۀ پلیس در مورد سازمان های شهربانی و ژاندارمری سابق استفاده شده و با ادغام سازمان های سابق و تشکیل نیروی انتظامی، این لفظ در مورد سازمان اخیرالذکر به کار برده می شود.

 با توجه به تشکیلات جدید پلیس در ایران، تعریف زیر از پلیس قابل ارائه است:

“نیروی انتظامی سازمانی است مسلح که در تابعیت فرماندهی کل قوا و وابسته به وزارت کشور بوده و هدف از تشکیل آن استقرار نظم و امنیت و تامین آسایش عمومی و فردی و نگهبانی و پاسداری از دستاورد های انقلاب اسلامی در قلمرو کشور جمهوری اسلامی ایران است”.[16]

در قرون هجدهم و نوزدهم میلادی، مفهوم و کاربرد واژه پلیس شکل محدودتری داشت؛ اما این اصطلاح امروزه بیشتر برای توصیف نیروی اجتماعی شهری، که حفظ نظم عمومی و اجرای قانون را برای پیشگیری از جرایم، مجازات بزهکاران و کشف جرایم بر عهده دارد مورد استفاده قرار می گیرد.

نیروی پلیس در کشورهای مختلف حسب اقتضاء وابسته به سازمان ها و وزارت خانه هایی مانند: شهرداری، دادگستری، کشورو جاهای دیگر است. اما در ایران تحت عنوان «نیروی انتظامی» شناخته شده و سازمانی

 است تحت تبعیت فرماندهی کل قوا و از طرفی وابسته به وزارت کشور که طبق قانون استخدامی مربوط، در زمره نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران به شمار می رود.[17]

از منظر جامعه، پلیس سازمانی برای حل مشکلات بشری، حراست و نگهبانی از امنیت، برقراری نظم ومجازات متخلفان است.

دستگیری متخلفان و قانون شکنان، ارائه خدمات اجتماعی و امنیتی مثل: برقراری نظم در رفت و آمد شهری و حضور به موقع در مواقع بروز خطر در سطح شهر نیز اجزای تعریف جرم شناسان از پلیس را تشکیل می دهد. همچنین از نگاه دولت گرایان، پلیس جلوه اقتدار یک نظام سیاسی و مرجعیت و استقلال آن در عرصه جامعه می باشد.

4 احمدی،  محمد حسین ،  توانمندی زنان پلیس درپیشگیری از جرایم بارویکرد کودکان وزنان،  نخستین همایش پیشگیری ازجرم،  دفتر تحقیقات کاربردی پلیس پیشگیری ناجا ، 1388، ص2.

5 حق شناس وهمکاران،فرهنگ معاصرهزاره،تهران،سازمان چاپ وانتشارات وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی، چاپ هفتم، 1385،ص267.

1 جعفری لنگرودی،محمدجعفر، مبسوط درترمینولوژی حقوق ،تهران، کتابخانه گنج دانش ، چ سوم ، 1378،ص 128.

[10] Ferliak.               

3 رجبی پور،محمود،مبانی پیشگیری اجتماعی از بزهکاری اطفال و نوجوانان،آموزش و پرورش و پیشگیری اجتماعی پلیس،نشر منتهی، 1387 ، ص 115.

4  شاكری،ابوالحسن،قوه قضاییه و پیشگیری از وقوع جرم،مجموعه مقالات پیشگیری از وقوع جرم،مازندران ،1382، ص23.

1 استفانی، گاستون و لواسور، ژرژ و بولک، برنار، آیین دادرسی کیفری ، ترجمه حسن دادیان، ج 1، انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی، چ اول ، 1377صص 429-430.

2 همان.

3 انصاری، ولی اله ،حقوق تحقیقات جنایی(مطالعات تطبیقی) ، تهران ،   سمت،   چ اول ، 1380 ،  ص20.     

4 این تعریف از مواد 2و 3قانون نیروی انتظامی مصوب 27/04/1369اقتباس شده است.                      

1  وایت، راب و هینس، فیونا، درآمدی بر جرم و جرم شناسی، ترجمه میر روح الله صدیق،  چاپ دوم، نشر دادگستر، 1386،ص 325 .

تعداد صفحه :196

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه نقش پلیس در کاهش صدمات ناشی از جرم

  

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد دامغان

پایان نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد

رشته: حقوق جزا و جرم شناسی

عنوان:

نقش پلیس در کاهش صدمات ناشی از جرم

  تابستان 1392

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                               صفحه

چکیده …………………………………………………………………………………… 1

مقدمه …………………………………………………………………………………… 2   

بخش نخست : پلیس ، بزه دیده و آسیب های ناشی از جرم………………………………  6

فصل نخست : پلیس ……………………………………………………………………  7

مبحث اول : مفهوم و ساختار پلیس …………………………………………………….. 7

گفتار اول : تعریف پلیس ………………………………………………………………. 7

گفتار دوم : ساختار پلیس ………………………………………………………………. 8

بند اول : پلیس اداری و پلیس قضائی…………………………………………………… 8

بند دوم : پلیس عمومی و پلیس اختصاصی……………………………………………… 9

بند سوم : پلیس دولتی و پلیس خصوصی………………………………………………. 11

بند چهارم : پلیس عمومی و پلیس محلی……………………………………………….. 12

مبحث دوم : اهداف و وظایف پلیس……………………………………………………. 13

گفتار اول : استقرار نظم و امنیت……………………………………………………… 13

گفتار دوم :تامین آسایش عمومی و فردی ……………………………………………… 14

گفتار سوم : انجام وظیفه در مقام ضابط دادگستری …………………………………… 15

فصل دوم : بزه دیده و آسیب های ناشی از جرم………………………………………. 16

مبحث اول : بزه دیده …………………………………………………………………. 16

گفتار اول : مفهوم و اقسام بزه دیده …………………………………………………… 16

بند اول : تعریف بزه دیده …………………………………………………………….. 17

بند دوم : اقسام بزه دیده……………………………………………………………….. 19

الف : بزه دیده حقیقی و بزه دیده حقوقی ……………………………………………… 19

ب : بزه دیده مستقیم و بزه دیده غیر مستقیم…………………………………………… 19

پ : بزه دیده نخستین و بزه دیده ثانویه……………………………………………….. 19

گفتار دوم : مبانی حقوقی حمایت از بزه دیده ………………………………………… 20

بند اول : حمایت از بزه دیده در حقوق ایران ………………………………………… 20

بند دوم :  حمایت از بزه دیده در اسناد بین المللی ……………………………………. 21

الف : اعلامیه اصول بنیادی عدالت برای بزه دیدگان ………………………………… 21

ب : اصول و قواعد بین المللی ناظر به عملکرد پلیس………………………………… 22

مبحث دوم : آسیب های ناشی از جرم ……………………………………………….. 24

گفتار اول : مفهوم و اقسام آسیب های ناشی از جرم………………………………….. 24

بند اول : تعریف آسیب های ناشی از جرم……………………………………………. 24

بند دوم : اقسام آسیب های ناشی از جرم……………………………………………… 24

الف : آسیب های مادی………………………………………………………………. 24

1 – آسیب های جسمانی……………………………………………………………… 24

2 – آسیب های مالی…………………………………………………………………. 26

ب : آسیب های معنوی………………………………………………………………. 27

1 – تعریف و مصادیق آسیب های معنوی……………………………………………. 27

2 – نحوه ارزیابی آسیب های معنوی……………………………………………….. 29

پ : آسیب های منافع ممکن الحصول ………………………………………………. 32

بخش دوم : پلیس و کاهش آسیب های ناشی ازجرم …………………………………. 33

فصل نخست : رفتار پلیس با رعایت کرامت بزه دیده ………………………………. 34

مبحث اول : رفتار همراه با احترام به بزه دیده……………………………………… 35

گفتار اول : استاندارد سازی رفتار پلیس …………………………………………… 35

بند اول : منشور اخلاقی پلیس………………………………………………………….   35

بند دوم : منشور حقوق مراجعین به پلیس………………………………………………   36

گفتار دوم : توجه و همدردی  بزه دیده …………………………………………………. 37

بند اول : توجه به نگرانی ، آلام ، دیدگاه ها و نیازهای بزه دیده…………………………. 37

بند دوم : همدردی و حفظ آبروی بزه دیده………………………………………………. 38

بند سوم : مشارکت دادن بزه دیده در فرایند کیفری……………………………………… 39

گفتار سوم : تقویت و توسعه سازمان پلیس و نهادهای حامی بزه دیده در آن…………….. 41

بند اول : تقویت و تجهیز سازمان پلیس…………………………………………………. 41

بند دوم : توسعه نهادهای حامی بزه دیده در سازمان پلیس………………………………. 41

الف : مددکاری اجتماعی……………………………………………………………….. 41

ب : خدمات مشاوره حقوقی…………………………………………………………….. 44

1 – ارائه اطلاعات ضروری به بزه دیده ……………………………………………… 44

2 – ارائه اطلاعات و آموزش همگانی…………………………………………………. 45

مبحث دوم : حفظ امنیت ، شئونات و حریم خصوصی بزه دیده…………………………. 46

گفتار اول : حفاظت از امنیت بزه دیده………………………………………………….. 46

بند اول : حفاظت از امنیت بزه دیده در رویاروئی با متهم………………………………. 46

بند دوم : حفاظت از امنیت بزه دیده و شهودش در برابر تهدیدات………………………. 47

گفتار دوم : حفاظت از شئونات و حریم خصوصی بزه دیده…………………………….. 51

بند اول : تعریف شئونات و حریم خصوصی بزه دیده…………………………………… 51

بند دوم : حفاظت از هویت و اطلاعات بزه دیده ……………………………………….. 52

فصل دوم : واکنش پلیس در مقابله با جرم………………………………………………. 54

مبحث اول : آگاهی و اقدام فوری پلیس…………………………………………………. 54

گفتار اول : آگاهی پلیس از جرم………………………………………………………… 54

بند اول : دسترسی بزه دیده به پلیس و اعلام شکایت…………………………………….  54

الف : دسترسی بزه دیده به پلیس…………………………………………………………  55

ب : اعلام شکایت بزه دیده ……………………………………………………………..  55

بند دوم : اعلام جرم……………………………………………………………………… 57

الف : اعلام جرم در پاسگاه پلیس ……………………………………………………….. 57

ب : اعلام جرم به پلیس 110 …………………………………………………………… 57

بند سوم : آگاهی از جرائم مشهود………………………………………………………… 58

گفتار دوم : اقدام قضائی فوری پلیس…………………………………………………….. 61

بند اول : حفظ صحنه ، آثار و دلایل جرم………………………………………………… 61

الف : حفظ صحنه و معاینه محل…………………………………………………………. 62

ب : ضبط آلات و ادوات جرم……………………………………………………………  63

بند دوم : تحقیق ، بازجوئی و جمع آوری ادله …………………………………………..   64

الف : تحقیقات محلی ……………………………………………………………………   64

ب : تفتیش اماکن و اشیاء متهم ………………………………………………………….   66  

پ : مراقبت از فرار یا مخفی شدن متهم ………………………………………………..   69

ت : احضار و جلب و تحقیق از شهود بزه دیده………………………………………….   71

ث : نیابت قضائی در جهت حمایت از بزه دیده………………………………………….   73

بند سوم : گزارش به مقامات قضائی و اجرای تصمیمات آنان…………………………..   74  

الف : تکمیل پرونده و تنظیم گزارش نهائی……………………………………………..   74

ب : ابلاغ اوراق و اجرای تصمیمات قضائی……………………………………………   76

پ : استرداد اشیا و اموال بزه دیده………………………………………………………   80

مبحث دوم : پیشگیری از تکرار و توسعه بزه دیدگی …………………………………..   82

گفتار اول : پیشگیری از وقوع بزهکاری ………………………………………………   82

گفتار دوم : پیشگیری از تکرار بزه دیدگی …………………………………………….   85

بند اول : پیشگیری از تکرار بزه دیدگی زنان …………………………………………   88

بند دوم  : پیشگیری از تکرار بزه دیدگی کودکان ……………………………………..   91

بند سوم : پیشگیری از تکرار بزه دیدگی سالمندان و ناتوانان بزه دید……………………  94 

مبحث سوم : میانجیگری کیفری پلیس…………………………………………………… 97

گفتار اول : اهداف میانجیگری کیفری…………………………………………………..  98

گفتار دوم : پلیس و عدالت ترمیمی……………………………………………………..  99 

نتیجه و پیشنهاد ها…………………………………………………………………….  101

الف : نتیجه ها……………………………………………………………………….   101

ب : پیشنهادها………………………………………………………………………..   102 

منابع و مآخذ………………………………………………………………………….  103 

چکیده انگلیسی ………………………………………………………………………   106

چکیده:

امروزه جرم شناسان و حقوقدانان کیفری توجه خاصی به جایگاه و موقعیت پلیس در مورد  خدمات رسانی و کمک به بزه دیدگان جرایم دارند. نقش پلیس در اولین مرحله ورود افراد به نظام عدالت کیفری آشکار می شود.عموم مردم همواره این نظام را با پلیس می شناسند. از آنجا که در مرحله نخستین ورود به نظام عدالت کیفری امکان بیشترین تعرض به حقوق بنیادی و اساسی افراد مشاهده می شود توجه خاص حقوقدانان را به خود معطوف داشته است. بنابراین امروزه توجه به جایگاه علمی پلیس، وضع قوانین و مقررات محدودکننده، تعرض به حقوق بنیادی بشر، توسل به شیوه ها و اقدامات پیشگیرانه و حمایتی با هدف کاهش میزان جرایم بر سیاست جنایی نظام های مختلف تأثیر گذاشته است. کاهش آسیب های ناشی از جرم یکی از وظایف دولت ها و نهادهای رسمی است و برای تحقق کامل آن تشکیل نهادها و ارگان های مختلف اجتماعی و هماهنگی بین آنها اهمیت دارد.

پلیس به عنوان یکی از ارگان های دولتی مرتبط با مقوله آسیب های ناشی از جرم، با شناسایی افراد  آسیب دیده و بزه دیدگان بالقوه بر وضعیت وشرایط قبل، حین و بعد از ارتکاب جرم تأثیر می گذارد و فرصت ارتکاب جرم را برای مجرمان محدود می سازد و با مداخله در وضعیت بحران و نجات اشخاص آسیب دیده در صحنه های جرم و کاهش مشکلات و دغدغه های آنان در مراحل مختلف سیستم عدالت کیفری نقش بسزایی دارد.

بی تردید پلیس با کنار نهادن شیوه های منسوخ دهه های پیشین، با رویکرد نو یا اجتماع گرایی و مشارکت مداری می تواند در راهبردهای حمایتی وخدمات رسانی به بزه دیدگان به صورت مستقیم و غیر مستقیم شرکت جسته و نقش مؤثر و قابل توجه خود را در تحقق عدالت برای بزه دیدگان عملی سازد.

واژگان کلیدی: پلیس، آسیب دیده جرم، پیشگیری، بزه دیدگی، حمایت

مقدمه

الف) بیان مسئله

سیاست جنایی هر کشور مبین پاسخ و واکنش آن جامعه نسبت به پدیده مجرمانه می باشد. خانم دلماس مارتی [1] که از اساتید برجسته فرانسوی می باشد، سیاست جنایی را چنین تعریف می کند”مجموعه روشهایی که به وسیله آن بشر اجتماعی پاسخ های خود را به پدیده مجرمانه سازمان دهی میکند”.

پاسخ های جامعه به پدیده مجرمانه هم توسط مراجع دولتی و هم توسط مراجع اجتماعی صورت  می گیرد. یکی از مراجع دولتی در پاسخ به پدیده مجرمانه پلیس آن کشور است. از سوی دیگر دامنه پدیده مجرمانه شامل جرم، مجرم و بزه دیده است. موضوع بحث این تحقیق در مورد پاسخ پلیس به بزه دیده می باشد.

بزه دیده در اثر جرم متحمل آسیب ها و خساراتی می شود. نحوه پاسخ دهی مراجع دولتی به بزه دیده  می تواند در کاهش آسیب های بزه دیده و دفاع از حقوق او مؤثر باشد. نقش پلیس به عنوان اولین نهادی که بزه دیده به آن مراجعه می کند در کاهش آسیب ها و خسارات او بسیار چشمگیر و قابل توجه است. این تحقیق به دنبال نقش پلیس و اقداماتش در کاهش آسیب هایی است که از ناحیه جرم متوجه بزه دیده می شود می باشد.

ب) سابقه تحقیق

با توجه به اهمیت رفتار پلیس با مراجعین بزه دیده، برآن شدم تا موضوع تحقیق خود را با عنوان نقش پلیس در کاهش آسیب های ناشی از جرم انتخاب نمایم. با تحقیقاتی که با کمک استاد گرانقدر خود انجام دادیم دو پایان نامه در دانشگاه تهران عیناً با همین موضوع توسط آقایان مسعود قاسمی در پایان نامه کارشناسی ارشد و دکتر میرعظیم قوام در رساله دکتری یافت شد که کمک شایانی در گردآوری مطالب نمود.

شایان ذکر است مطالعه مقالاتی که در مورد پلیس و بزه دیده وجود داشت به خصوص مقاله” حقوق بزه دیدگان و خواست های آنان از پلیس” از دکتر قوام هم کمک فراوانی کرد. پایان نامه دکتر عبدالعلی توجهی هم کمک وافری در شناخت جایگاه بزه دیدگان و حمایت از آنان انجام داده است. مقالات و پایان نامه های دیگری هم وجود دارد که به صورت کلی به موضوع پلیس پرداخته اند.

توضیح براینکه با وجود اهمیت این موضوع و اهمیت حمایت از بزه دیدگان به خصوص توسط پلیس میزان منابع و تحقیقاتی که به این مهم پرداخته است اندک می باشد و امید است در آینده بیشتر به این موضوع پرداخته شود.

پ)اهداف تحقیق:

  1. بررسی وتبیین نقش پلیس درکاهش آسیب های ناشی ازجرم
  2. ارزیابی و سنجش نقادانه حقوق بزه دیده در حقوق ایران
  3. بررسی رفتار و عملکرد پلیس با بزه دیده و تبیین میزان موفقیت عملکرد پلیس
  4. بررسی اقدامات پلیس در کاهش آسیب های ناشی از جرم
  5. بررسی قوانین ناظر به نقش پلیس در کاهش آسیب های ناشی از جرم در حقوق ایران

ت) سوالات تحقیق :

  1. پلیس چه نقشی را در کاهش آسیب های ناشی از جرم از طریق پاسخ گویی به نیازها، مشکلات و آسیب های پیش روی بزه دیدگان ایفاء میکند؟
  2. میزان توجه و واکنش پلیس به آسیب ها و مشکلات بزه دیدگان رضایت بخش است؟
  3. آیا پلیس توانسته است در عصر حاضر، با بهره گرفتن از امکانات مؤثر بر میزان اثر بخشی اقدامات خود در زمینه آسیب های ناشی از جرم بیفزاید؟
  4. آیا همکاری بزه دیدگان در کاهش آسیب های ناشی از جرم مؤثر است؟

ث) فرضیات تحقیق :

  1. در مکاتب جرم شناختی به بزه دیده در جهت حمایت از وی، به عنوان آسیب دیده از جرم توجه کافی مبذول نشده است.
  2. پلیس پس از وقوع جرم در راستای کاهش آسیب های ناشی از جرم، با خواسته های مشترکی از جانب بزه دیده روبه روست.
  3. خود بزه دیدگان با نوع همکاری که با پلیس می توانند داشته باشند در کاهش آسیب هایی که از ناحیه جرم متوجه آنان می شوند تأثیر بسزایی دارند.
  4. تجهیز سازمان پلیس در کشف جرایم و کاهش آسیب های ناشی از جرم تأثیر دارد.

ج) روش تحقیق :

روشهای مرسوم در جمع آوری اطلاعات عبارتند از:1روش کتابخانه ای2روش میدانی3روش تحلیل محتوا4روش موردی

نگارنده در انجام تحقیق از روش کتابخانه ای  استفاده کرده است و داده ها به روش نظری و توصیفی بیان شده است. در بخش کتابخانه ای سعی شده است از منابع موجود اعم از کتب مرجع مربوط به پلیس و بزه دیدگان ونیز کتابها و مقالات در زمینه خدمات رسانی به بزه دیدگان به صورت جامع استفاده شود.

استفاده از نظر سنجی هایی که توسط دکتر میر عظیم قوام از بزه دیدگان در مورد نحوه واکنش پلیس به بزه دیدگی انجام شده بود، فرصتی را فراهم نمود تا نگرش مردم به عملکرد پلیس و میزان کارایی آنها در کاهش آسیب های ناشی از جرم، سنجیده و ارزیابی شود.

 

ح) معرفی پلان:

پایان نامه با موضوع نقش پلیس در کاهش آسیب های ناشی از جرم دارای دو بخش کلی می باشد. بخش نخست با عنوان پلیس، بزه دیده و آسیب های ناشی از جرم به دو فصل تقسیم شده است. فصل اول با عنوان پلیس دارای دو مبحث است؛ که در مبحث اول مفهوم و ساختار پلیس و در مبحث دوم اهداف و وظایف پلیس مطرح شده است. مبحث اول در دو گفتار جدا به تعریف پلیس و ساختار پلیس پرداخته است.

مبحث دوم در سه گفتار، سه وظیفه اصلی پلیس که1- استقرار نظم و امنیت2- تأمین آسایش عمومی و فردی3- انجام وظیفه در مقام ضابط دادگستری می باشد مطرح شده است. فصل دوم با عنوان بزه دیده و آسیب های ناشی از جرم دارای دو مبحث با عناوین1- بزه دیده2-آسیب های ناشی از جرم می باشد. مبحث اول دو گفتار با عناوین مفهوم و اقسام بزه دیده، مبانی حقوقی حمایت از بزه دیده را دارا می باشد. گفتار اول به تعریف بزه دیده و گفتار دوم به بررسی حمایت از بزه دیده در حقوق ایران و اسناد بین المللی پرداخته است. در مبحث دوم مفهوم و اقسام آسیب های ناشی از جرم بیان شده است.

بخش دوم  با عنوان کلی پلیس و کاهش آسیب های ناشی از جرم است که دارای دو فصل با عناوین رفتار پلیس با رعایت کرامت بزه دیده و واکنش پلیس در مقابله با جرم می باشد. فصل اول در دو مبحث مجزا رفتار همراه با احترام به بزه دیده و حفظ امنیت ، شئونات و حریم خصوصی بزه دیده را بررسی کرده است. برای فهم بهتر مطلب مبحث اول با سه گفتار با عناوین1- استاندارد سازی رفتار پلیس2-توجه و همدردی بزه دیده 3- تقویت و توسعه سازمان پلیس و نهادهای حامی بزه دیده در آن بیان شده است.   

مبحث دوم با دو گفتار به بررسی حفاظت از امنیت بزه دیده و حفاظت از شئونات و حریم خصوصی بزه دیده پرداخته است. فصل دوم دارای سه مبحث آگاهی و اقدام فوری پلیس، پیشگیری از تکرار و توسعه بزه دیدگی و میانجیگری کیفری پلیس است. مبحث اول به دو گفتار با عناوین آگاهی پلیس از جرم و اقدام قضایی فوری پلیس تقسیم شده است. مبحث دوم دارای دو گفتار پیشگیری از وقوع بزهکاری و پیشگیری از تکرار بزه دیدگی است. در مبحث سوم با دو گفتار1- اهداف میانجیگری کیفری و 2-پلیس و عدالت ترمیمی مطرح شده است.

[1] Delmas Marty

تعداد صفحه :108

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  minoofar.majedi@gmail.com

دانلود پایان نامه:بررسی حقوقی- جرم شناسی زورگیری مطالعه ی موردی در همدان« ملایر»

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته :حقوق

عنوان :بررسی حقوقی- جرم شناسی زورگیری مطالعه ی موردی در همدان« ملایر»

گرایش:جزا و جرم شناسی

Continue reading “دانلود پایان نامه:بررسی حقوقی- جرم شناسی زورگیری مطالعه ی موردی در همدان« ملایر»”

پایان نامه با موضوع:مبانی فقهی و حقوقی نظریه تعامل گرایی در جرم شناسی

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

کلیات تحقیق

      از آغاز تاریخ و با ظهور انسان در زندگی اجتماعی جرم یا بزه همواره وجود داشته است. اما با گسترش روزافزون جوامع و پیدایش زندگی نوین اجتماعی و در پی آن ظهور و رشد انواع فناوری و اطلاعات و تغییرات مستمر و گوناگون در زندگی ظهور جرم یا بزه نیز به نوبه خود افزایش كمی و كیفی داشته است. در این میان توجه به كودكان به عنوان نقش‌آفرینان صحنه جرم در قالب بزهكار و بزه‌دیده همواره مورد توجه دانشمندان و صاحب‌نظران و اساتید گوناگون علوم انسانی بوده است.

      آنها همواره كوشیده‌اند تا با ارائه راهكارهای مفید علمی و مؤثر شیوه‌های كنترل و برخورد با پدیده‌های مجرمانه را مورد تحلیل و بررسی قرار داده وبه مهار بزهكاری و بزه‌دیدگی كودكان مبادرت ورزند.

      با گسترش كمی و نیز اهمیت مربوط به جرم و مجرمیت و راه های برخورد با آنها، خصوصاً در قالب كیفر، نظریات و دیدگاه‌های راهبردی متعددی در طول تاریخ نسبتاً كوتاه جرم‌شناسی متولد گشته‌ا ند تا علل ارتكاب جرم و نیز مشروع جلوه دادن راه‌های برخورد با آن را چه به شكل سركوبگر و تنبیهی و چه در قالب تدابیر و اقدامات اصلاحی برای فرد و اجتماع و چه اقدامات محیطی و وضعی به منظور كاهش یا پیشگیری جرم و مجرمیت تبیین كرده و توجیه نماید.

      یكی از نظریات جرم‌شناسی كه در این پایان‌نامه مورد توجه قرار گرفته است تأثیر برچسب‌زنی می‌باشد. در واقع با توجیه و تبیین این تئوری و تطبیق آن بر بزهكاری اطفال در پی آن هستیم كه به این پرسش اساسی پاسخ دهیم كه آیا برچسب‌زنی بر بزهكاری اطفال مؤثر است یا نه؟

زیرا كودكان و نوجوانان سرمایه‌های معنوی جامعه می‌باشند و سلامت روح و جسم آن‌ها تضمین‌كننده‌ی سلامت جامعه در آینده است.

      كودك موجودی است كه جایگاه آغازین او همواره دامان پرمهر و محبت پدر و مادر به مثابه گلستان زندگی می‌باشد. به خاطر ظرافت و آسیب‌پذیر بودن این موجود ظریف، او در میانه میدان فساد و تباهی و خودخواهی‌های قومی و گروهی، همواره در معرض خطرات و ناگواری‌های گوناگون قرار داشته است. این روند ناهمگون كه عقل بشری آن را مردود شناخته و در آرمان‌های اخلاقی و دینی مورد مذمت قرار گرفته است، چاره‌جویی اخلاقی، فرهنگی، سیاسی و حقوقی را به ارمغان آورده است. بنابراین مسائل آنان از جمله مسائلی است كه باید به آنها توجه ویژه‌ای مبذول داشت. بررسی ریشه‌ای مسائل اطفال و از آن‌ جمله بزهكاری و بزه‌دیدگی اطفال، برای رسیدن به یك جامعه‌ا‌ی ایده‌آل شرطی ضروری است. از آن‌جا كه دلایل و عوامل بروز جرم در میان اطفال با افراد بزرگسال متفاوت بوده و از سوی دیگر این طبقه از جامعه دارای وضع روانی و اجتماعی حساس‌تر و به مراتب آسیب‌پذیرتری نسبت به سایرین می‌باشند، لذا باید حساس‌تر و به مراتب آسیب‌پذیرتر نسبت به سایرین باشند، و باید روشی متناسب با شرایط و موقعیت این افراد اتخاذ شود.

      از این‌رو باید مفهوم بزهكاری اطفال و تفاوت آن را با بزه‌دیدگی به لحاظ نزدیكی و هم‌مرز بودن این دو مفهوم دانست.

     


1-بیان مسئله

      بیشتر كشورها در دنیای امروز خود را مقید به رعایت حقوق بشر می‌دانند. یكی از این حقوق كه جنبه عام و جهانی یافته است حقوق كودك می‌باشد. رعایت حقوق كودك در بسیاری از مواقع به علل و عوامل زیرساختی برمی‌گردد. مثلاً توجه به روانشناسی كودك، جامعه‌شناسی كودك و… است كه در نهایت تضمین‌كننده حقوق وی است. بنابراین به غیر از عوامل ساختاری، توجه به زیر ساخت‌ها نیز دارای اهمیت می‌باشد. در این مسأله با ارزیابی و تحلیل تأثیر برچسب‌زنی و تطبیق آن بر بزهكاری كودكان در صدد آن هستیم كه به این سؤال پاسخ دهیم كه آیا برچسب‌زنی به كودك در دوران كودكی می‌تواند بر بزهكاری وی مؤثر باشد؟

 

2-سؤالات تحقیق

      سؤال اصلی تحقیق این است كه آیا برچسب‌زنی بر بزهكاری اطفال تأثیر دارد. با طرح نظریه برچسب‌زنی و توضیح درباره بزهكاری و تفاوت ان با بزه‌دیدگی اطفال و همچنین با تحلیل تئوری برچسب‌زنی در مجموع به توضیح این پرسش می‌پردازیم.سوال فرعی تحقیق این است که چگونه می توانیم آثار برچسب زنی را بر شخصیت کودک کاهش داد؟سوالاتی دیگری از قبیل اینکه نظریه برچسب زنی چیست و در چه حوزه ای از جرم شناسی مطرح می گردد نیز قابل طرح می باشد.

 

 

3-فرضیه‌های اصلی تحقیق

      1-نظریه برچسب زنی یک نظریه جرم شناختی است که در حوزه جامعه شناسی جنایی مطرح شده است.

2-به نظر می رسد با بهره گرفتن از برنامه های عدم مداخله یا حداقل مداخله می توان تاثیر این نظریه را بر شخصیت کودک کاهش داد.

 

4-پیشینه تحقیق

      در مورد پیشینه تحقیق باید گفت اگرچه تئوری برچسب‌زنی در آراء و نظرات دانشمندان علوم انسانی به خصوص در غرب، مورد توجه و امعان نظر قرار گرفته است اما در كشور ما به این نظریه تا حد زیادی بی‌توجهی شده است، تا جایی كه می‌توان گفت كتاب مستقلی در زمینه برچسب‌زنی به قدر كفایت وجود ندارد و مقالات و پایان‌نامه‌های و كارهای تحقیقی بسیار اندكی در این مورد به رشته تحریر در آمده است. در بسیاری از مقالات به صورت گذرا و موردی به این موضوع پرداخته‌اند و این مسئله نشان می‌دهد كارهای اندك تحققی در مورد موضوع مطروحه تا به حال حداقل در كشور ما انجام شده است و اكثر كتابها و مقاله‌های مربوطه در مورد حقوق كودك یا بزهكاری كودك مطرح شده است.

 

5-ضرورت انجام تحقیق

      از آن‌جایی كه بسیاری از كودكان از بدو تولد تا رسیدن و سپری شدن دوران بلوغ ممكن است با مشكل برچسب‌زنی از جانب اعضای خانواده و یا دیگر افرادی كه به نحوی از انحاء با آنها سر و كار دارند، مانند نهادهای عدالت كیفری مواجه شوند پرداختن به این موضوع یعنی برچسب‌زنی كودك و  تطبیق آن بر بزهكاری اطفال ضروری به‌نظر می‌رسد.

      چه بسیار كودكانی كه از بدو تولد با برچسب‌های گوناگون مواجه شده و اثرات مخرب روحی و روانی این برچسب‌ها تا حتی تا پایان حیات با آنها همراه خواهد بود. بدین منظور و برای جلوگیری از آثار مخرب و ویرانگر مشروح به نظر می‌رسد با پرداختن به موضوع برچسب‌زنی گامی در جهت حمایت از حقوق كودك و پیشگیری از نقض این حقوق برداشته باشیم. از آنجا كه كمتر منبع مستقلی در رابطه با موضوع در ادبیات حقوق جرم‌شناسی كشور وجود دارد در این رساله برآنیم تا با تشریح ابعاد گوناگون برچسب‌زنی گامی در جهت توسعه علمی این نظریه برداریم.

 

6-اهداف تحقیق

      هدف از این تحقیق شناخت آثار مخرب برچسب زنی بر شخصیت و رفتار كودك چه در دوران كودكی و چه در دوران بعدی زندگی وی ارائه راهكارهایی جهت پیشگیری از برچسب‌زنی به كودك می‌باشد.

      در این زمینه تحقیق و بررسی در دو محیط دارای اهمیت می‌باشد. یكی محیط خانواده كودك و دیگری محیط‌های خارج از خانواده كه كودك با آنها در تماس است. در این رساله از یك طرف به نقش خانواده و محیط خانواده در رابطه با موضوع می‌پردازیم و از طرف دیگر به نقش و جایگاه سیاست‌های دولت به مفهوم عام و سازمان‌ها و نهادهای مرتبط با حقوق كودك خواهیم پرداخت.

 

7-روش تحقیق

      روش تحقیق به دو صورت كتابخانه‌ای و میدانی می‌باشد. در روش كتابخانه‌ای با مراجعه به كتب و منابع و مأخذ معتبر حقوقی و گاهاً غیرحقوقی از قبیل كتب و مقالات روانشناسی، جامعه‌شناسی، مردم‌شناسی و… به شرح و تبیین آراء و عقاید صاحب‌نظران می‌پردازیم و با تحلیل و ارزیابی و تأثیر برچسب‌زنی بر بزهكاری اطفال نتیجه نهایی را به‌دست آورده و به ارائه راهكارها و پیشنهادات می‌پردازیم.

      در روش تحقیق میدانی با ارائه پرسش‌هایی در رابطه با برچسب‌زدن به كودكان در محیط‌هایی كه كودكان با آنها در تماس هستند از قبیل والدین، مدرسه، نهادهای قضایی و اجرایی با به‌دست آوردن نتایج مذكور به استقراء نهایی خواهیم رسید.

 

8-توجیه پلان

      رساله پیش رو دارای 3 فصل می باشد.چنانچه مرسوم و معمول است در فصل اول نظریه برچسب زنی از دیدگاه های مختلف مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.تعاریف و مفاهیم و کلیات موضوع در واقع در این فصل توضیح داده شده اند.دیدگاه های گوناگون اعم از روانشناسی،جامعه شناسی و… در این فصل مورد بحث و بررسی قرار گرفته اند.موضوع دولت ها و سازمان های غیر دولتی در رابطه با حقوق کودک،برچسب زنی در محیط های مختلف اعم از خانه و خارج از آن نظیر دادگاه و … موضوع بحث این فصل می باشد.در فصل دوم رساله آثار برچسب زنی بر کودک و راهکارهای پیشگیری از آن را بررسی نموده ایم.همچنین حمایت در مقابل برچسب زنی از دیدگاه اسناد داخلی و خارجی ،بررسی عملکرد نهادهای اصلاح و تربیت کودکان در پیشگیری از برچسب زنی ،روش های اصلاح و درمان و… در این فصل قرار دارند.در نهایت در فصل سوم تحقیق میدانی پیرامون موضوع انجام شده است.

 

فصل اول-بررسی نظریه برچسب زنی از دیدگاه های مختلف

1-1-تعریف جرم،بزه کاری و بزه دیده گی

      به‌طور كلی جرم یا بزه‌ پدیده‌ای اجتماعی است و یك مفهوم نسبی می‌باشد و برداشت از آن و فهم این اصطلاح تا حدودی تحت تأثیر شرایط زمانی و مكانی قرار دارد.[1] اما مفهوم جرم به تعبیری كه در مورد بزهكاران عادی به‌كار می‌بریم با مفهوم جرم‌ در نزد جرم‌شناسان و جامعه‌شناسانی كه نظریه برچسب‌زنی و تأثیر آن را مطرح كرده‌ اند متفاوت می‌باشد. در واقع مطرح‌كنندگان تئوری برچسب‌زنی معتقدند كه جرم در خلال كنش‌ها و واكنش‌های اجتماعی تعریف می‌شود.[2] در این كنش و واكنش اجتماعی است كه فردی مجرم تلقی می‌شود.

      و جرم‌شناسی یكی از شاخه‌های علوم جنایی است كه از جرم به عنوان یك پدیده در زندگی فرد و جامعه بحث می‌كند و علل و عواملی را تفسیر و بررسی می‌كند كه موجب ارتكاب جرم می‌شود.[3] به مانند دیگر رشته‌های مربوط به علوم انسانی، امروزه جرم‌شناسی اغلب به عنوان رشته‌ای ریشه‌دار در اندیشه‌های مدرن در نظر گرفته می‌شود. جرم‌شناسی در حوزه مطالعات اجتماعی، به بررسی جرم، اشخاص مجرم و پدیده‌های اجتماعی مربوط به جرم می‌پردازد.[4] در اواخر قرن 19 در سال 1885 رافائل گارفائولو از جمله كسانی بود كه برای نخستین با اصطلاح جرم‌شناسی را مطرح كرد و به‌كار برد.[5] پوئل تاپینارد مردم‌شناس فرانسوی نیز پس از وی این اصطلاح را وارد ادبیات حقوقی كشور فرانسه كرد.

      جرم‌شناسی به عنوان یكی از رشته‌های علوم انسانی انجام جرم را در جوامع و علت وقوع جرایم را بررسی می‌كند.[6] این دانش سال‌های زیادی است كه به مطالعه بزهكار و بزه‌دیده پرداخته است. امروزه تكامل تحقیقات دانشمندان این امكان را فراهم كرده است كه جرم‌شناسان آگاهی لازم را در مورد پدیده مجرمانه و همچنین بزهكاران و بزه‌دیدگانی كه مرتكب یا قربانی جرم به شمار می‌روند فراهم آورده است.[7]

مجرمیت نیز همانند فقر، گرسنگی، فقدان درمان و بهداشت، جهل و بی‌سوادی از دیرباز مورد توجه فلاسفه، حقوقدانان و مصلحان اجتماعی قرار گرفته است. هر چنددر سایر زمینه‌های مذكور به ویژه طی قرن گذشته گام‌های سریع و مهمی در اكثر كشورهای صنعتی برداشته شده، به گونه‌ای كه امروزه دیگر ترسی از ابتلا به پاره‌ای از بیماری‌های واگیر، گرسنگی، فقر، مرگ و میر اطفال و… فروكش كرده است، اما در همین كشورها نگرانی از جرم و مجرمیت به نحوی از سوی شهروندان ابراز شده و موجبات اشتغال فكری و به‌گونه‌ای عدم ثبات دولت‌ها را فراهم می‌آورد.[8]

اگرچه تاریخ پیدایش جرم به تاریخ خلقت انسان برمی‌گردد، اما تاریخ جرم‌شناس تاریخ جدیدی است و از سابقه علمی و آكادمیك آن چیزی بیش از یك سده نمی‌گذرد و شاید به همین دلیل است كه جرم‌شناسان سنتی و جدید تا به‌ حال نتوانسته‌اند تحلیل شایسته و كاملی را از پدیده مجرمانه ارائه دهند. تبیین كامل پدیده مجرمانه مستلزم آن است كه رفتار انسان از جنبه‌های مختلف تاریخی، روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، انسان‌شناسی و… مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.[9] جرم‌شناسی از یونان آغاز شد. اگرچه پیدایش آن به غارها و مقبره‌های مصر نیز باز می‌گردد كه جملات موجود در آنها حكایت از نافرمانی نوجوانان در آن زمان داشته است اما چهره علمی آن از قرن هفدهم به بعد ظهور كرد.[10]

از اوایل قرن هفدهم كه متفكران و مصلحان اجتماعی علیه عقوبتها و شكنجه‌های وحشیانه قیام كردند وطرد آنها را از قوانین جزایی خواستار شدند، عده‌ای دیگر و هم دیدگاه خود را از پدیده جرم به عامل آن برگرداندند و روش‌های سنتی را مردود به شمار آوردند و مصرانه‌تر از مصلحان طرفدار تعدیل مجازات‌ها و علیه كیفرها و اعمال مجازات به صورت كوركورانه بر بزهكاران به مبارزه‌ای بی‌امان و گسترده پرداختند. این دسته از جرم‌شناسان دانش با اهمیت و با عظمت جرم‌شناسی را پایه‌گذاری كردند و تمام كوشش خود را به‌كار بردند تا همه نظرها را به سوی بزهكار جلب كنند و قانونگذار را وادار نمودند تا به جای اندیشیدن به مجازات‌ها و بر شدت آن افزودن، به شرایط و احوال اجتماعی توجه كنند و بزهكار را از جهات مختلف روانی، اجتماعی، اقتصادی و… مورد توجه قرار دهند و به شخصیت او را نیز مورد توجه قرار دهند.[11]

      مبحث مهمی كه در تعریف بزهكاری مطرح می‌شود آن است كه باید بین دو واژه بزهكار و بزه‌دیده قائل به تفكیك شویم، فقط از نظر مفهومی در رابطه تعاملی با یكدیگر قرار دارند. وجود بزه‌دیده در یك جامعه علت وجود بزهكاران در آن جامعه است و ارتباط مستقیم با هم دارند و هرچه میزان بزهكاری بیشتر باشد به همان نسبت میزان بزه‌دیده‌گی نیز بیشتر خواهد بود. به عبارتی بزه‌دیده‌گی معلول فعل بزهكاری است به نحوی كه بزه‌دیده‌گان در شرایط حال بزهكار آینده خواهند بود.[12] به عبارتی می‌توان گفت كه بزه‌دیده قربانی جرم است و بعداً به مجرم تبدیل می‌شود.

      بزهكاری مجموعه‌ای از جرم‌هاست كه در یك زمان و مكان معین به وقوع می‌پیوندد. در واقع بزهكاری شناخت عواملی است كه جرم ایجاد می‌كند و یا به عبارت دیگر مطالعه این پدیده مورد بررسی قرار می‌گیرد.و كلیه پدیده‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، مذهبی، خانوادگی و.. را در جامعه شامل می‌شود.[13]

      اصطلاح بزه‌دیده یا قربانی جرم برای اولین بار توسط فن هانتینك[14]، مندلسون[15]، مارگری فرای[16]، مارولین ولفگانگ[17] و… به‌كار برده شد. اصلاح بزهكاری نوجوانان نخستین‌بار در انگلستان و در قرن نوزدهم(سال 1815 میلادی) مطرح شد. در ان دوران جرائم كودكان و نوجوانان افزایش یافته بود، از آن پس واژة بزهكاری اطفال درتمام كشورها متداول گردید. قوانین مختلف در ایالات متحده آمریكا از سال 1964 به بعد این واژه را وارد ادبیات حقوقی قانونگذاری این كشور كرد و كتب متعددی در این زمینه به رشته تحریر درآمد[18].

      واژه بزه‌دیده در قوانین كیفری ایران با واژه‌هایی نظیر مجنی علیه یا شاكی[19] مورد توجه قانونگذار قرار گرفته است. واژه بزه‌دیده از آفرینش‌های كمیسیونه بررسی اصطالاحات مربوط به وزارت دادگستری فرهنگستان ایران در سال 1317 خورشیدی بود كه امروزه به جای مجنی علیه استعمال و رایج شده است.[20]

      به‌طور كلی بزه‌دیده یا قربانی جرم[21] به شخصی گفته می‌‌‌شود كه به دنبال رویداد یك جرم آسیب یا زیان می‌بیند. تمام شخصیت بزه‌دیده به وسیله یك عامل خارجی كه هم برای خود وی و هم برای جامعه مشخص است مورد تعرض و آسیب واقع می‌شود.[22] علمی‌ترین تعریف از بزه‌دیده در سال 1968 توسط مندلسون ارائه شد. به عقیده وی بزه‌دیده شخصی است كه به خاطر وضعیت فردی یا عضویت و وابستگی در یك گروه، متحمل پیامدهای دردآور و مشقت‌بار كه فاكتورهایی با ریشه‌های فیزیكی، روانی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و حتی طبیعی دارد می‌شود. او معتقد است در برآورد نیازهای جامعه برای حداقل كردن قربانیان، جلوگیر از تكرار بزه‌دیدگی و تقلیل بزه‌دیده واقع شدن پیشگیری از بزه‌دیدگی نقش اساسی را داراست.[23]

      مثلاً در مورد سوء استفاده جنسی اطفال به عنوان بزه‌دیده و نه به عنوا بزهكار درچهارچوب حقوق كیفری قرار می‌گیرند و این جرایم به عنوان اعمال خطرناك كه طفل را در معرض خسارت فیزیكی، معنوی، اخلاقی و اجتماعی قرار می‌دهد مورد بررسی قرار می‌گیرد.[24]

      فون‌ هنتیك در سال 1948 در كتاب بزهكار و قربانی مفاهیم بزه‌دیده و بزهكار و تفاوت‌ها و ارتباطات آن دو را با یكدیگر بیان می‌كند. به عقیده او تحت عناوین بزهكار و بزه‌دیده مواردی وجود دارد كه ممكن است شخص هم بزهكار و هم بزه‌دیده واقع گردد. به عقیده او شخص می‌تواند به‌صورت پی‌درپی هم بزهكار و هم بزه‌دیده یا برعكس باشد. مثلاً كودكی كه مورد ایذاء و سوء رفتار قرار گرفته است به احتمال زیاد در آینده بزهكار می‌شود.

      همچنین ممكن است شخصی درعین حال هم بزهكار و هم بزه‌دیده واقع شود. مثلاً در منازعات و جرایم رانندگی طرفین هم بزهكار و هم بزه‌دیده هستند. بالاخره جنبه‌ای ناشناخته از شخصیت‌ انسانی می‌تواند ناگهان بروز نماید و فردی را به بزهكار یا بزه‌دیده تبدیل نماید. این مورد به ویژه در آشوب‌ها و یا شورش‌ها و اختلال‌های اجتماعی بروز می‌كند.[25]
(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

 

قیمت : 14700 تومان

***

و  همچنین به ایمیل شما نیز ارسال می شود.

پشتیبانی سایت :                 minoofar.majedi@gmail.com