پایان نامه مقایسه میزان باورهای مذهبی، پرخاشگری و سازگاری در دانش آموزان دوره متوسطه

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی

پردیس علوم و تحقیقات شاهرود

پایان نامه کارشناسی ارشد رشته  روانشناسی (MA)

گرایش: بالینی

عنوان :

مقایسه میزان باورهای مذهبی، پرخاشگری و سازگاری در دانش آموزان دوره متوسطه

تابستان 1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                     شماره صفحه

چکیده 1

فصل اول : کلیات تحقیق

1-1 مقدمه : 3

1-2 بیان مسأله: 5

1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق: 7

1-4 اهداف پژوهش: 8

1-5 فرضیه های تحقیق: 9

1-6 تعریف متغییرهای پژوهش: 9

1-6-1تعاریف مفهومی. 9

1-6-2تعاریف عملیاتی. 9

فصل دوم : مروری بر ادبیات تحقیق و پیشینه تحقیق

2-1 مقدمه 11

2-2پرخاشگری: 12

2-3چشم اندازهای پرخاشگری و مبانی نظری آن. 13

2-3-1 نظریه های زیست شناختی. 14

2-3-2 دید گاه روان تحلیل گری. 15

2-3-3 نظریه های سائق. 16

2-3-4 نظریه یادگیری اجتماعی. 17

2-3-5 دید گاه تحولی. 19

2-3-6 دیدگاه شناختی. 20

2-3-7 دیدگاه شناختی ـ رفتاری. 21

2-4 تفاوتهای جنسیتی در رفتارهای پرخاشگرانه 22

2-5 پرخاشگری و ناسازگاری اجتماعی. 23

2-6 سازگاری. 24

2-7 عوامل مؤثر بر سازگاری. 25

2-7-1 خانواده 25

2-7-2 مدرسه 26

2-7-3 گروه همسالان. 26

2- 8 فرآیند سازگاری. 26

2-9 نشانه های ابتدایی هشدار دهنده در مورد ناسازگاری. 27

2-10 شناسه های ناسازگاری تحصیلی. 27

2-11 سازگاری اجتماعی. 27

2-12 سازگاری آموزشی یا تحصیلی. 30

2-13 سازگاری عاطفی. 31

2-14 ویژگی های افراد با سازگاری عاطفی. 32

2-15 مروری بر الگوها و نظریه های سازگاری. 32

2-15-1 نظریه ها و الگوهای سازگاری با رویکرد زیست شناختی. 32

2-15-2 نظریه ها و الگوهای سازگاری با رویکرد رفتاری. 33

2-15-3 نظریه ها و الگو های سازگاری با رویکرد شناختی. 33

2-15-4 نظریه ها و الگوهای سازگاری با رویکرد ترکیبی و کل گرای زیستی. 34

2-16 باورهای مذهبی. 35

2-17 منابع باورها 36

2-18 مفاهیم مرتبط با باور. 36

2- 18-1 عقیده 36

2-18-2  نگرش.. 37

2-18-3  دید قالبی. 37

2-18-4  تعصب و پیش داوری. 37

2-19 دین. 38

2-20 روانشناسی دین. 38

2-21 آغاز روانشناسی دین. 39

2-22 اشخاص برجسته در روانشناسی دین. 39

2-22-1 ویلیام جیمز(1915-1842) 39

2-22-2 زیگموند فروید(1939- 1856) 39

2-22-3 کارل یونگ(1961-1875) 40

2-22-4 گوردن آلپورت (1967- 1897) 41

2-22-5 اریک اریکسون(1994- 1902) 42

2-23 جهت گیری مذهبی. 42

2-24 تحقیقات انجام شده در داخل و خارج کشور. 44

فصل سوم : روش اجرای تحقیق

3-1 طرح پژوهش.. 51

3-2 متغییر های پژوهش.. 51

3-3 جامعه آماری، روش نمونه گیری و حجم نمونه 51

3-4 ابزار سنجش و نحوه گرد آوری اطلاعات.. 51

3-4-1 پرسشنامه سازگاری دانش آموزان دبیرستانی (AISS) : 51

3-4-2 پرسشنامه پرخاشگری اهواز (AGQ) : 52

3-4-3  مقیاس جهت گیری درونی ـ بیرونی آلپورت: 52

3-5 شیوه جمع آوری اطلاعات.. 52

3-6 روش تجزیه و تحلیل داده ها 53

فصل چهارم : روش تحقیق

4-1 : مقدمه 55

4-2: آمار توصیفی. 56

4-2-1: ویژگیهای جمعیت شناختی. 56

4-3 :آمار استنباطی. 59

4-3-1: بررسی نرمال بودن توزیع نمرات.. 59

4-3-2: فرضیه اول. 60

4-3-3: فرضیه دوم 61

4-3-4: فرضیه سوم 61

4-3-5: فرضیه چهارم 63

4-3-6: فرضیه پنجم 65

4-4: جمع بندی. 66

فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری

5-1: مقدمه 69

5-2: مقایسه نتایج و تبیین فرضیه ها 69

5-2-1: فرضیه اول، بین باورهای مذهبی و پرخاشگری دانش آموزان رابطه وجود دارد. 69

5-2-2: فرضیه دوم، بین باورهای مذهبی و سازگاری دانش آموزان رابطه وجود دارد. 70

5-2-3: فرضیه سوم، بین پرخاشگری دانش آموزان دختر و پسرتفاوت وجود دارد. 71

5-2-4: فرضیه چهارم، بین سازگاری دانش آموزان دختر و پسرتفاوت وجود دارد. 71

5-2-5: فرضیه پنجم، بین باورهای مذهبی دانش آموزان دختر و پسرتفاوت وجود دارد. 72

5-3: پیشنهادات.. 72

5-4: محدودیتها 73

منابع فارسی. 74

منابع انگلیسی. 79

پیوست ها 85

پرسشنامه سازگاری دانش آموزان دبیرستانی سینها و سینگ… 86

پرسشنامه پرخاشگری AGQ.. 88

پرسشنامه جهت گیری مذهبی. 89

چکیده

باورهای مذهبی در تمام جنبه های زندگی روانشناختی بشر، تأثیرات بسزایی دارد و تقویت این باورها باعث افزایش سلامت روان، سازگاری بهتر و کاهش پرخاشگری می شود. هدف پژوهش حاضر مقایسه میزان باورهای مذهبی، پرخاشگری و سازگاری در دانش آموزان دوره متوسطه است. نمونه پژوهشی شامل 300 نفر(150 دختر و 150 پسر)از دانش آموزان مقطع دبیرستان شهر شاهرود بود که به روش تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. به منظور گرد آوری داده ها از پرسشنامه جهت گیری مذهبی آلپورت (1967)، پرسشنامه سازگاری دانش آموزان دبیرستانی سینها و سینگ(1993) و پرسشنامه پرخاشگری اهواز(1375) استفاده شده است.جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش همبستگی پیرسون، آزمون کولموگراف ـ اسمیرنف جهت بررسی نرمال بودن نمرات، آزمون لون برای بررسی همگنی واریانس داده ها و آزمون t مستقل استفاده شد. یافته های تحقیق نشان داد که بین متغیرهای جهت­گیری مذهبی درونی و جهت­گیری مذهبی کل، با پرخاشگری و زیرمقیاس­های آن رابطه منفی، مستقیم و معنادار مشاهده می شود، به این معنی که هر چه میزان باورهای مذهبی (درونی و نمره کل) بالاتر باشد میزان پرخاشگری و زیرمقیاس­های آن کمتر می­شود، این میزان همبستگی در سطح آلفای 1% با 99 درصد اطمینان معنادار است. همچنین بین جهت­گیری مذهبی بیرونی با پرخاشگری و زیرمقیاس­های آن رابطه منفی وجود دارد ولی این میزان همبستگی در سطح آلفای 5% با 95 درصد اطمینان معنادار نیست. همچنین بین متغیرهای جهت­گیری مذهبی درونی و جهت­گیری مذهبی کل، با سازگاری و زیرمقیاس­های آن رابطه مثبت، مستقیم و معنادار مشاهده شد، به این معنی که هر چه میزان باورهای مذهبی بالاتر باشد میزان سازگاری (نمره کل) و زیرمقیاس­های آن بیشتر می­شود، همچنین این میزان همبستگی در سطح آلفای 1% با 99 درصد اطمینان معنادار است. همچنین بین جهت­گیری مذهبی بیرونی با سازگاری و زیرمقیاس­های آن رابطه مثبت وجود دارد ولی این میزان همبستگی در سطح آلفای 5% با 95 درصد اطمینان معنادار نیست. نمرات زیرمقیاس خشم و عصبیت در دختران این پژوهش بیش از پسران است، همچنین نمرات در زیرمقیاس لجاجت و کینه توزی در پسران این پژوهش بیش از دختران است.  نمرات در زیرمقیاس­های سازگاری اجتماعی و سازگاری آموزشی در پسران این پژوهش بیش از دختران است و تفاوتی در نمرات جهت­گیری مذهبی در دو گروه مشاهده نشد.

واژه های کلیدی: باورهای مذهبی، سازگاری، پرخاشگری

1-1 مقدمه :

دین کهن ترین، نافذترین و اثر گذار ترین نهاد اجتماعی بشر است. در جهان امروز از انسان دین ـ ورز سخن می گویند زیرا مطالعات جدید نشان داده است دین مداری و گرایش به دین در تمام جهان از کشورهای توسعه نیافته تا کشورهای پیشرفته در حال افزایش است. نظریه انحطاط دین بر اثر پیشرفت و افزایش رفاه مادی در آستانه خروج از ادبیات علمی است(آذربایجانی، 2009).

دینی بودن به هر فرد یا پدیده ای که ارزش ها و نشانه های دینی درآن متجلی باشد اطلاق می شود. دینداری شخص در گرایش و کنش های آشکار و پنهان او قابل شناسایی است. فرد دینی به دو روش قابل شناسایی است. یکی از میزان پایبندی و التزام دینی و دیگری از روی افکار، گرایش ها و اعمالی که متأثر از نگرش دینی باشد. به عبارت دیگر دینداری عبارت است از داشتن اهتمام دینی به گونه ای که نگرش ها و کنش های فرد متأثر از آن باشد(شجاعی زند، 2005).

یکی از موضوعاتی که از دیر باز در حوزه مطالعات و تحقیقات روان شناسی در باره هیجانات منفی و فراهم آوردن سلامت روان مطرح بوده ، بررسی تأثیر دین داری و معنویت گرایی است و در حال حاضر ، مطالعات نسبتا قابل توجهی وجود دارد که چگونگی تأثیر دین داری و معنویت را بر سلامت جسمی و روانی مد نظر قرار می دهند(هادی بهرامی احسان و دیگران،1384).

     در اولین تحقیقات نظام مند آماری در حوزه روانشناسی دین، فرانسیس گالتون مشهورترین کار خود را درباره تأثیر عینی نیایش حاجت مندانه انجام داد . از این پس تحقیقات در حوزه دین داری و موضوعات همبسته با دین ادامه یافت و به تولید نظریه های بسیار و احیاناً نتایج متفاوت منجر شد(بهرامی احسان و تاشک، 1383).

     روبرت آمونز (1999م) معتقد است که دین تا حدودی به این علت که یکپارچگی شخصیت را فراهم  می سازد ، موجب افزایش بهزیستی می شود( جان بزرگی، 1378).

     نوغانی و همکاران (1383) از آموزش مجموعه معارف و فرائض دینی ( نماز، روزه و مناجات) و تأثیر آن در جهت تسکین افسردگی بهره برده و به این نتیجه رسیده اندکه 55 در صد از افرادی که در این بررسی شرکت کرده اند ، پس از انجام عبادت ها احساس آرامش بهتری داشته اند.    

     با توجه به این که در تحقیقات مختلف، آثار مثبت نگرش مذهبی بر سلامت جسمانی و روانی تأیید شده و در موارد دیگر چنین آثاری یافت نشده و حتی بر آثار منفی آن نیز تاکید شده است ، در خصوص ناهمسانی این یافته ها یک فرضیه این است که عوامل متفاوتی به چگونگی تأثیر دین داری و بهزیستی روانی کمک   می کند . بنابر این یافته های نا همسان ضرورتآً ارتباط میان بهزیستی و دین داری را نفی نمی کنند، بلکه موقعیت هایی را مشخص می کنند که ارتباط در آنها قوی تر است . از جمله باید بین نوعی جهت گیری دینی که به سلامت روانی کمک می کند و نوعی که با بهزیستی کمتر رابطه دارد یا ندارد، تفاوت قایل شد ( عباسی و جان بزرگی، 1389).

      یکی از آسیب های اجتماعی، پرخاشگری است که در جامعه رو به افزایش است . به همین جهت، پرخاشگری یک مسئله اجتماعی و یکی از موضوعات اساسی بهداشت روانی به شمار می آید(وکیلی، 1386).

     آمارها حاکی از شیوع و گسترش روز افزون پرخاشگری در جوامع انسانی حکایت دارد . از این رو، جرائم پرخاشگرانه از جمله قتل، تجاوز جنسی، ایراد ضرب و جرح و ایذاء دیگران، سرقت های توام با پرخاشگری مانند سرقت مسلحانه، زور گیری و کیف قاپی از شایع ترین موارد پرخاشگری است که مورد توجه محققان قرار گرفتند(ابوالمعالی، 1389).

     روانشناسان به کمک تحقیقات خود ، سعی کرده اند پرخاشگری را بفهمند، علت های آن را بیابند و راه های کاهش اثر آن را معلوم کنند(بدار و همکاران، 1380).هرچند بارها اصطلاح پرخاشگری را شنیده ایم ، اما هنگام تعریف دقیق و تحلیل آن، اصطلاحی مبهم و کلی به نظر می رسد(درتاج و همکاران، 1388).اگر چه ساختار خشم مشترکاتی با پرخاشگری و خصومت دارد، اما این اصطلاحات با هم مترادف نیستند.دلوکیو و الیوری عنوان می کنند که خصومت به نگرش پرخاشگرانه اطلاق می شودکه فرد را به سوی رفتار پرخاشگرانه هدایت می کند. در حالی که پرخاشگری به رفتار قابل مشاهده و به قصد آسیب رساندن اطلاق می شود. خشم یک حالت هیجانی یا احساس درونی ناشی از برانگیختگی فیزیولوژیکی است(نویدی، 1387).

      بنابر این برای جدا کردن این سه مفهوم ، می توان خشم را به عنوان یک هیجان، خصومت را به عنوان یک نگرش، پرخاشگری را به عنوان رفتار در نظر گرفت.خشم به عنوان یک حالت هیجانی توصیف می شود که شالوده خصومت و پرخاشگری را تشکیل می دهد(همان). از واژه پرخاشگری در پژوهش های گوناگون ، به معانی متفاوت استفاده شده است. پژوهشگران معانی متفاوت به آن نسبت داده اند. بنابر این، تعریفی از پرخاشگری وجود ندارد که همگان روی آن توافق نظر داشته باشند، زیرا تعاریف پرخاشگری مبتنی بر دیدگاههایی است که این مؤلفان دارند(بدار و همکاران ، 1380). ولی در یکی از تعریف هایی که بین روانشناسان متداولتر است ، گفته می شود که پرخاشگری عبارت است از: هر گونه آسیب رساندن عمدی به دیگران، خود یا اشیاست(فرانزوی،1381).

     در لغت نامه دهخدا ، سازگاری ، موافقت در کار ، حسن سلوک و در مقابل ناسازگاری ، بدسلوکی، بدرفتاری و سازگاری نکردن معنی شده است. مک دونالد می گوید: وقتی می گوییم فردی سازگار است که پاسخ هایی که او را به تعامل با محیطش قادر می کند آموخته باشد و به طریق قابل قبول اعضای جامعه خود رفتار کند تا نیازهایی در او ارضا شود. یک فرد در یک موقعیت اجتماعی خاص می تواند خود را به طریق زیادی با آن موقعیت تطبیق و سازگاری دهد.

     روانشناسان همچنین سازگاری فرد را در برابر محیط مورد توجه قرار داده اند و خصوصیاتی از شخصیت را بهنجار می دانند که موجب سازگاری فرد با محیط خود می گردد. یعنی با دیگران در صلح و صفا زندگی کند و جایگاهی در جامعه برای خود بدست آورد. بسیاری از روانشناسان دیگر معتقدندکه اگر اصطلاح سازگاری در معنای همنوایی با اعمال و اندیشه های دیگران اعمال شود ، دیگر نمی توان توصیفی از شخصیت سالم به عمل آورد ، آنها بیشتر بر ویژگی های مثبتی مانند فردیت، آفرینندگی و شکوفایی استعدادهای بالقوه تأکید دارند. در شکل گیری سازگاری عواملی چون شیوه های تربیتی، ارزشها و اعتقادات حاکم بر فرد و جامعه، همسالان ، خانواده و آموزش و پرورش مؤثر هستند. و در این میان مذهب و باورهای مذهبی عاملی است که به هنگام شکست ناشی از دست نیافتن به اهداف یا وجود تعارض، فرد را قادر می سازد تا ضمن شناخت بهتر خود و دیگران به ایجاد ارتباطات مناسب با مردم و سازگاری با محیط و اجتماع بپردازد.

1-2 بیان مسأله:

    ارتقای سلامتی افراد جامعه که یکی از مهم ترین مسائل اساسی هر کشوری محسوب می شود باید از چهار بعد جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی مد نظر قرار گیرد. طبق تعریف سازمان جهانی بهداشت ، بهداشت روانی علمی است که با آن انسان ها قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران را خواهند داشت و قادر به تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی، حل تضادها و تمایلات شخصی به طور منطقی، عادلانه و متناسب می شوند.

     هدف بهداشت روانی پیشگیری، درمان و بازتوانی بیماران است . طب دنیای امروز و فردا طب پیشگیری و برنامه ریزی برای بهتر زیستن است. در عین حال ، آرامش درونی تمنای دائمی انسان و حلقه مفقود جوامع امروزی است. در جوامعی که از مذهب و اخلاق فاصله گرفته اند، هر چه این جدایی بیشتر است بیماری های روانی نیز به همان اندازه افزایش یافته است. بنابر این در پیشگیری اولیه باید به مسائل تأثیر گذار بر شخصیت برای کاهش تظاهرات هیجانی و عاطفی و عوامل استرس زا توجه شود (برخوردار و نجفی ، 1380).

      یکی از این عوامل تأثیر گذار مذهب است . به رغم نگاه بد بینانه روانشناسان در سطح برخی نظامهای کلی به مذهب، از همان ابتدای شکل گیری روانشناسی کاربردی، تحقیقات در زمینه رابطه مذهب و سلامت روانی ، اغلب بیانگر رابطه ای مثبت بین این دو متغییر بوده است از دهه 50 میلادی تحقیقات بیانگر تأثیر مداخلات مذهبی بر بهبود آلام روانشناختی بودند از جمله می توان به تأثیر نماز و ” دعا درمانگری” بر کنترل اختلالات روانشناختی اشاره کرد(وولف،[1] 1997).

کارکرد اصلی دین در زندگی افراد، آرامش بخشی، تولید شادابی، معنا دادن به زندگی و رضایت درونی و اصیل است. نقش اصلی دین در تأمین نیازهای آدمی، کاهش رنج و درد با معنابخشی به این رنج ها و دردهاست . شاید علم، توانایی کاهش رنج های بشری را داشته باشد، اما قادر به معنا بخشی به آلام و مصیبت های بشر نیست( حاتمی، 2009). مطالعات متعدد محققان مسلمان نشان داده است برخورداری از باورهای دینی و به جا آوردن اعمال و مناسک مذهبی نقش مهمی در کاهش اختلالات روانی، بزهکاری، گرایش به خودکشی و سوء مصرف مواد دارد(قدرتی، 2009؛ دل آزار، 2008)

      از دهه 90 به دنبال ناکامی نسبی متخصصین بهداشت روانی از فنون و شیوه های مداخله ای مرسوم و به دنبال تحقیقات متعدد و نتایج آنها که بیانگر تأثیر مثبت مذهب بر سلامت روان بود ، روی آوری به مذهب روز افزون گردید. در زمینه اضطراب به عنوان یک اختلال شایع روانی مطالعات نشان می دهند که شرکت در مراسم مذهبی اضطراب را کاهش می دهد( نیلمن[2] و همکاران، 1997).

      برخی مطالعات نشان می دهند که آموزش روشهای حل مسأله در چار چوب مذهبی، ضمن افزایش سازش یافتگی روانشناختی، اضطراب آزمودنی ها را کاهش می دهد ( شافر[3] و همکاران،1991). همچنین بین مذهب یا رفتار مذهبی و افسردگی مطالعاتی انجام شده است که بیانگر تأثیر مذهب در کاهش افسردگی است . مذهب به طور کلی بر سلامت روانی تأثیر مثبتی دارد( ونتیس[4]، 1995).

     اختلالات رفتاری کودکان و نوجوانان به مجموعه اعمالی اطلاق می شود که خلاف قانون، عرف، سنت ها و هنجارهای جامعه است و در اعضای این طبقه خودنمایی می کند. اختلالات رفتاری اصطلاحی در روان شناختی است که جامعه شناسان آن را بزهکاری می نامند.

      جامعه شناسان و روان شناسان از ابعاد گوناگون به اختلالات رفتاری پرداخته اندتا به علل، زمینه ها و شیوه های مقابله پیشگیری و درمان آن دست یابند. علل و زمینه هایی همانند استعداد ژنتیکی و ارثی، خانواده های آشفته و نابسامان، والدین متخلف و ضد اجتماعی، ارتباط با همسالان بزهکار، زندگی در محله های پر جمعیت و جرم خیز، فقدان اعتقادات مذهبی ، از جمله عواملی هستند که در شکل دهی به این گونه رفتارها از جمله پرخاشگری و ناسازگاری مؤثر دانسته شده اند.

      شاید یکی از کارکردهای مهم و عمده منابع جامعه پذیری یعنی خانواده و مدرسه، تهذیب و شکل دادن به شخصیت کودکان و نوجوانان برای کنترل وسوسه های بزهکارانه و غیر اخلاقی یا بالعکس تسلیم شدن به این وسوسه ها باشد. یکی از اختلالات رفتاری پرخاشگری است .  پرخاشگری از مسائل مبتلا به در دوران نوجوانی است . کن نل لی[5] و همکاران (2010) پرخاشگری را به عنوان یک مشکل جهانی در میان همه نوجوانان اعلام کرده اند و آن را مختص فرهنگ و جامعه خاصی نمی دانند .آنچه باعث توجه محققان به رفتار پرخاشگرانه شده است ، آثار نامطلوب آن بر رفتار بین فردی و همچنین ، آثار ناخوشایند آن بر حالات درونی افراد است . نوجوانان پرخاشگر غالبا قدرت مهار رفتار خود را ندارند و رسوم و اخلاق جامعه ای را که در آن زندگی میکنند زیر پا میگذارند (صادقی ، 1385). نتایج پژوهشها نشان داده است که پرخاشگری از شاخصهای مهم پاره ای از اختلالات روانی مانند اختلال سلوک ، و اختلال شخصیت ضد اجتماعی به شمار می آید (سوخودولوسکی و راچکین[6] ، 2004).همچنین رفتار پرخاشگرانه با بیماری های جسمانی مانند بیماری قلب و عروق و سردرد تنشی نیز در ارتباط است (ماترازو، کاشکات و پریچارد[7] ،2000). علاوه بر این پژوهش های دیگر نشان میدهد که کودکان پرخاشگر نسبت به کودکان دیگر از نظر شیوه تفکر متفاوت هستند ، آنها راهبردهای مثبت کمتری ارائه میدهند و بیشتر اطمینان دارند که راهبرد پرخاشگرانه سازگارانه تر است و این طور قضاوت می کنند که راهبردهای پرخاشگرانه کمتر باعث آسیب می شود (عارفی و رضویه، 1382).

      تسلسل پیدایش نیازها و ارضای آن نیاز را سازگاری می نامند. بنابر این چنانچه انسانها در مناسبات خود بتوانند براحتی نیازهای خود را ارضاء نمایند دارای سازگاری می باشند(والی پور ، 1376). این که شخص تا چه حد می تواند با محیط و تغییرات آن سازگار شود به دو عامل بستگی دارد :

الف) خصوصیات شخص مثل مهارتها ، نگرشها، ارزشها، باور های دینی و حالات بدنی . ب) ماهیت موقعیت هایی که با آن روبرو می شود .این دو عامل در تعیین سازگاری ، خشنودی و کامیابی فرد مؤثرند .چون شخص و محیط همواره در حال تغییرند ، پس سازگاری باید بین این دو عامل خاص صورت پذیرد (گاطع زاده، 1384). با توجه به اینکه نوجوانان در مقطع سنی خود با مسائل و مشکلاتی در سازگاری با روابط بین فردی ، بلوغ ، تحصیلی و … مواجه می شوند ایجاد شایستگی های لازم و تقویت باورهای مذهبی برای مقابله موثر و کار آمد با چالش های حال و آینده ضروری به نظر می رسد .

      نوجوانی از دیر باز هم برای نوجوانان و هم برای والدین و مربیان ، دوره ای دشوارتر از سال های کودکی قلمداد شده است . این مرحله از زندگی را روسو تولد دوم نامیده است (تقی پور ظهیر، 1376). لذا با توجه به حساس بودن دوران نوجوانی و نیز تغییرات مهمی که در این دوران در زمینه اعتقادات مذهبی و حالات رفتاری در فرد رخ میدهد تعیین تأثیر باورهای مذهبی در پیشگیری از رفتارهای پرخاشگرانه و افزایش قدرت سازگاری ضروری به نظر میرسد

     بنابر این پژوهش حاضر با هدف مقایسه میزان باورهای مذهبی باپرخاشگری و سازگاری دانش آموزان انجام میگیرد . تا به این ترتیب گامی دیگر در جهت تحقق اهداف پیشگیرانه در افزایش سازگاری و کنترل پرخاشگری نوجوانان و جوانان برداشته شود.

 

1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق:

       محققان در اکثر جوامع بشری چه از جنبه تاریخی و چه در زمان معاصر پنج نهاد اصلی را در شکل گیری شخصیت افراد مؤثر می دانند که عبارتند از : اجتماع ، خانواده، همسالان، مدرسه و مذهب ( شاملو، 1366). با مطالعه تاریخ ادیان ، می توان دریافت که انسان در تمامی ادوار حیات خود دارای مذهب بوده و شاید بتوان گفت که گرایش به مذهب همواره در انسان وجود داشته و به شکلهای وجدان، عقل، خرد و غیره بروز کرده است ( قدیانی، 1374). علامه طباطبایی (1363) دین را یک روش مخصوص در زندگی می داند که صلاح دنیا را به نحوی که موافق حیات دائمی حقیقی باشد، تأمین می کند.ماهیت پویای انسان از یک سو و سؤالات بی پاسخ بسیار در جوامع امروزی از سوی دیگر موجب شده است که توجه به مذهب نزد متخصصان بهداشت روانی مهم و غیر قابل اجتناب گردد .

       امروزه این نگاه که موضوعات فرا مادی جایی در حیطه علوم ندارند، کاملا تغییر کرده تا آنجا که برخی از سازمان های بهداشتی به بازنگری تعاریف موجود در مورد انسان و ماهیت بشر پرداخته اند. برای مثال سازمان جهانی بهداشت در تعریف جنبه های وجودی انسان به ابعاد : جسمانی، روانی، اجتماعی و معنوی اشاره می کندو بعد چهارم یعنی معنویت را نیز در رشد و تکامل انسان مطرح می ـ سازد (وست، 1383). در متن تجدید نظر شده ی چهارمین ویرایش راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-IV-TR) ، بخش جدیدی تحت عنوان ” مشکلات مذهبی یا معنوی ” وجود دارد . در این بخش این چنین می خوانیم : این طبقه زمانی به کار می رود که کانون توجه بالینی ، یک مشکل مذهبی یا معنوی باشد و نمونه هایی از قبیل تجربه های پریشان کننده از دست دادن ایمان یا تردید در مورد آن و مشکلات مربوط به گرویدن به دین جدید یا تردید در ارزشهای معنوی را شامل می شود(انجمن روانپزشکی آمریکا، 1384) . در مجموع اهمیت معنویت و تأثیر مذهب در بهداشت روانی و بهبود زندگی انسان ها طی چند دهه گذشته بیش از پیش مورد توجه روانشناسان و متخصصان بهداشت روانی قرار گرفته است.

        روانشناسان معروفی از جمله جیمز[8](1985)، آلپورت[9](1950) و یونگ[10](1969) به نقش و تأثیر مثبت مذهب بر زندگی افراد پرداخته اند و آن را مهم می دانند . اخیرا پژوهشهای متعددی در مورد اثر مذهب بر سلامت روانی انجام شده است و نتایج حاصل از این تحقیقات نشان دهنده ی اثر مثبت مذهب بر سازگاری و بهداشت روانی و اثر کاهنده آن بر نشانه های بیماری و اختلالات رفتاری از جمله پرخاشگری بوده است(سیف و نیکوی، 1383). به اعتقاد هاریسون[11] (2001) با وجود این که مدتهاست تصور می شود بین مذهب و سلامت روانی ارتباط مثبتی وجود دارد اما اخیرا روانشناسی مذهبی ، شواهد تجربی بسیاری را در این زمینه فراهم کرده است.

       دین به شکل خاصی در هر فرهنگ شناخته شده ای وجود دارد و می توان آن را از دیدگاه آیین ها ، شخصیت های نمادین و انواع دعاها بررسی کرد(کاظمیان مقدم، مهرابی زاده هنرمند، 2009) . اعتقادات دینی و مذهب به انسان آرامش می دهد ، امنیت فرد را تضمین می کند ، خلاء های اخلاقی، عاطفی و معنوی را در فرد و اجتماعات استحکام داده و پایگاه محکمی برای انسان در برابر مشکلات و محرومیت های زندگی ایجاد می کند( اسدی نوقانی، امیدی و حاجی آقا جانی، 2005) . تحقیقات نیز نشان می دهد که مذهب در زندگی نقش مهمی داشته و در بسیاری از افراد احساس تعلق و آرامش را به وجود می آورد (بدل[12]، 2002). دستورات و آیین های مذهبی اگر درست به کار گرفته شود می ـ تواند موجبات سلامت شادکامی و سازگاری افراد را در جامعه ای که در آن زندگی می کنند فراهم آورد.

      رابطه بین مذهب و سلامت در بسیاری از پژوهشها تأیید شده است . شریفی، مهرابی زاده هنرمند و شکرکن (1382) در برسی خود نشان دادند که بازخورد مذهبی با اختلال در سلامت عمومی رابطه منفی و با شکیبایی رابطه مثبت و معنا دار دارد. خداپناهی و خاکسار بلداجی (1384) طی پژوهشی با عنوان “رابطه جهت گیری مذهبی و سازگاری روان شناختی در دانشجویان ” دریافتندکه بین جهت گیری مذهبی و سازگاری رابطه معناداری وجود دارد. در پژوهش بهرامی احسان و تاشک(1383) بین جهت گیری مذهبی با افزایش سلامت روانی و کاهش اختلالهای روانی به رابطه مثبت معنا دار و توانایی پیش بینی سبک مقابله مذهبی مثبت توسط جهت گیری مذهبی مثبت دست یافتند. در این پژوهش بین حرمت خود و جهت گیری مذهبی نیز رابطه معنادار مثبت به دست آمد.

      با توجه به آنچه گفته شد و همچنین با توجه به نقش مذهب در تأمین سلامت روان افراد و پیشگیری از آسیبهای روانی و اجتماعی پژوهش حاضر می تواند با هدف یافتن پاسخی برای این سوال که آیا باورهای مذهبی در پیشگیری از رفتارهای پرخاشگرانه و بالا بردن سطح سازگاری دختران و پسران نوجوان مؤثر است نقش بسزایی را داشته باشد.

تعداد صفحه :102

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه رابطه ابعاد معنویت و کمال گرایی با کنترل خشم و تنیدگی در دانشجویان علوم قرآنی کرمانشاه

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه

گروه  روانشناسی

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد رشته روانشناسی بالینی (MA)

عنوان:

رابطه ابعاد معنویت و کمال گرایی با کنترل خشم و تنیدگی در دانشجویان علوم قرآنی کرمانشاه

بهار 1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

فصل اول: کلیات پژوهش

1-1مقدمه. 3

1-2بیان مسئله. 4

1-3اهمیت و ضرورت پژوهش. 6

1-4اهداف پژوهش. 7

1-4-1هدف اصلی پژوهش. 7

1-4-2اهداف فرعی پژوهش. 8

1-5فرضیه های پژوهش. 8

1-6تعاریف متغیرهای پژوهش. 8

1-6-1تعاریف مفهومی متغیرها. 8

1-5-2تعاریف عملیاتی متغیرها. 11

فصل دوم: پیشینه پژوهش

بخش اول: چارچوب نظری و پیشینه‌ی مطالعاتی. 13

2-1 تنیدگی. 13

2-1-1 تعاریف تنیدگی. 13

2-1-2 نظریه های تنیدگی. 17

2-1-2-1 نظریه هانس سلیه . 17

2-1-2-2 نظریه تنیدگی عینی. 19

2-1-2-3 نظریه زمینه قبلی. 19

2-1-2-4 نظریه های الگوی شخصیت. 20

2-1-3 تفاوت تنیدگی با اضطراب. 22

2-2 کنترل خشم. 24

2-2-1تعریف خشم. 24

2-2-2 خصومت. 25

2-2-3عوامل برانگیزاننده خشم. 25

2-2-4ده علت خشم افراد. 26

2-2-5 علائم هشدار دهنده نشانه های خشم. 27

2-2-6 نشانه های جسمانی همراه با خشم. 27

2-2-7نشانه های رفتاری خشم. 28

2-2-8 نشانه های هیجانی. 28

2-2-9نشانه های شناختی. 29

2-2-10باورهای غلط در ابراز خشم. 29

2-2-11خشم در محیط کار. 30

2-2-12راههای مهار و کنترل خشم. 31

1.كنترل زبان. 31

2.به تعویق انداختن خشم. 31

3.نفس عمیق بکشید. 32

4.از مسائل و مشکلات جزیی عصبانی نشوید. 32

5.اهمیت ندهید. 32

6.دیدگاه‌های مختلف را مد نظر قرار دهید. 33

7.كمی قدم بزنید تا خشمتان فروكش كند. 33

8.قبل از نشان دادن هرگونه واكنش، توضیح بخواهید   33

9.از قانون 10 ثانیه ای استفاده كنید. 33

10.باكسی كه می تواند آرامتان كند حرف بزنید. 34

11.برای از بین بردن عصبانیتتان ورزش كنید. 34

12.ببینید چه چیز باعث عصبانیتتان می شود. 34

13.همكارانتان را بشناسید. 35

14.واكنش افراد دیگر را پیش بینی كنید. 35

15.خود را برای حفظ آرامش آماده كنید. 35

16.شروع به نوشتن كنید. 35

17.قبل از نوشتن هر ایمیل نامحترمانه كمی صبر كنید   36

2-3 کمال گرایی. 36

2-3-1تاریخچه کمال گرایی. 36

2-3-2 تعاریف کمال گرایی. 38

2-3-3 نظریه ها، دیدگاه ها و ابعاد کمال گرایی   39

2-3-3-1 ابعاد کمال گرایی. 39

2-3-3-2 نظریه های کمال گرایی. 41

2-3-3-2-1 نظریه فروید. 41

2-3-3-2-2 نظریه کاری هورنای. 41

2-3-3-2-3 نظریه آدلر. 43

2-3-3-2-4 نظریه ی پرلز. 44

2-3-4عوامل موثر بر کمال گرایی. 45

2-3-5 تفاوت های  افراد در کمال گرایی. 50

2-4 ابعاد معنویت. 50

2-4-1 معنویت چیست؟. 50

2-4-2 مفهوم معنویت در اسلام و مسیحیت و تفاوت های آن   53

2-4-3منبع معنویت. 54

2-4-4معنویت در غرب. 58

2-2 پیشینه پژوهش. 62

2-2-1 پیشینه داخلی پژوهش. 62

2-2-2 پیشنه خارجی پژوهش. 65

فصل سوم: روش پژوهش

3-2 روش پژوهش. 68

3-3 متغیرهای پژوهش. 68

3-4 جامعه ، نمونه و روش نمونه گیری. 68

3-5 ابزار  پژوهش. 68

1-پرسش نامه کمال گرایی اهواز. 69

2-پرسش نامه سنجش ابعاد معنویت. 69

3-پرسش نامه خشم باس و پری. 70

4-پرسش نامه تنیدگی بک. 71

3-6 روش اجرای پژوهش. 71

3-7روش های آماری تجزیه و تحلیل داده ها. 71

فصل چهارم: یافته های پژوهش

4-2  شاخص های توصیفی متغیرهای پژوهش. 73

4-2 داده های استنباطی. 76

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری

5-1- بحث و نتیجه گیری. 86

تبیین یافته های مربوط به فرضیه های پژوهش. 86

5-2- محدودیت ها. 94

5-3- پیشنهادات:. 94

5-3-1- پیشنهادات پژوهشی. 94

5-3-2- پیشنهادات کاربردی. 95

منابع فارسی. 95

منابع انگلیسی. 98

ضمائم… . 101

1مقدمه

استپ توی[1] (2008، به نقل از ایزدی، 1390) تنیدگی را به این صورت تعریف کرده است: هنگامی که الزامات مربوط به فعالیتی فراتر ازتوانایی فردی و اجتماعی است، پاسخ‌هایی ارائه می‌شوند که به آن‌ها تنیدگی می‌گویند. تنیدگی یک احساس ناخوشایند است و البته به جز تنیدگی احساسات ناخوشایند دیگری نیز وجود دارد و یکی از آنها خشم است. خشم یك احساس پیچیده است كه به صورت جسمانی و هیجانی ابراز می شود. خشم واكنش طبیعی ارگانیسم نسبت به شرایط و موقعیت هایی است كه در آن دچار ناكامی می شویم و احساس تهدید می كنیم، یا معتقدیم صدمه خواهیم دید یا فردی در مورد ما دچار اشتباه شده است. این احساس می تواند از یك احساس خفیف ناخوشایند تا یك احساس شدید عصبانیت را در برگیرد (عبدالحسنی، 1394).  اما در مورد اینکه آیا کمال گرایی و اعتقادت معنوی فرد می تواند بر این دو سازه تاثیر داشته باشد یا نه، بحث های زیادی همیشه مطرح بوده است. کمال گرایی  در یک تعریف به افکار و رفتار های خود تخریب گرانه ای اشاره می کند که هدف آنها نیل به اهداف به شدن افراطی و غیر واقع گرایانه است. در جامعه امروزی به اشتباه کمال گرایی چیزی مطلوب و حتی لازم برای موفقیت در نظر گرفته می شود( احمدپور، 1389). 

در تعریف دیگر کمال گرایی  را به این شکل تعریف می کنند: گرایش افراطی فرد به بی عیب و نقص بودن، کوچک ترین اشتباه خود را گناهی نا بخشودنی پنداشتن و مضطربانه انتظار پیامد های شوم شکست را کشیدن(نوربالا و باقری یزدی، 2013).  افراد کمال گرا معیار های بسیار بالایی را برای موفقیت در نظر می گیرند و اگر به آن اهداف بلند پروازانه نرسند، خودشان را شکست خورده می دانند (بشارت، 1393).

از طرف دیگر برای تعریف معنویت، طیف گسترده‌ای از مفاهیم، ارائه شده كه شامل تعریف معنوی بودن به عنوان همه اشكال خودآگاهی، تا تمام حالات آگاهی می‌شود كه دارای ارزش‌هایی ورای حد متوسط هستند (باقری یزدی، 1389). به‌طور كلی، بعضی‌ها رشد شخصی را به‌عنوان معنویت درونی قلمداد می‌كنند، در حالی‌كه برخی دیگر از پژوهشگران،‌ از واژه معنویت به‌عنوان هر نوع رشدی كه انسان را فراتر از درمان غیرمذهبی غربی می‌برد، استفاده می‌كنند. بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ابعاد معنویت و کمال گرایی با کنترل خشم و کاهش تنیدگی در دانشجویان دانشگاه علوم قرآنی شهر کرمانشاه است.

1-2بیان مسئله

معنویت یک کیفیت روانی است که فراتر از باور های مذهبی قرار دارد و در انسان ایجاد انگیزه می کند و احساساتی مثل درک هیبت الهی و احترام به خلقت را در شخص به وجود می آورد. فرد معنوی در زندگی هدفمند است و معنی زندگی را دریافته حتی در مواردی که فرد به وجود خداوند اعتقاد نداشته باشد ، بعد معنوی انسان را وا می دارد تا درباره ی خلقت و جهان لایتناهی اندیشه کند ز مانی این بعد مهم در زندگی برجسته و مهم می شود که انسان در برابر فشار های عاطفی، بیماری های شدید و مرگ قرار گیرد (رضایی، 1389).

نجاتیان (1388) در پژوهشی مطرح نمود که ابعاد معنویت فرد، سازه ای است که پرخاشگری و خشم افراد را تحت تأثیر قرار می دهد و افراد بر حسب بعد معنویت خود در شرایط خشم رفتار متفاوتی دارند. خشم بنابر تعریف بر انگیخته شدن عواطف جریحه دار شده است. اگر چه نقطه آغاز این برانگیختگی عواطف و احساسات ماست اما دامنه تأثیر آن به فکر و بدن ما نیز سرایت می کند . به عبارت دیگر خشم همه ی ابعاد وجود ما را در بر می گیرد. خشم مخرب است و کنترل آن تأثیر بسزایی در میزان سلامتی افراد دارد و یکی از راه های کنترل خشم اعتقادات معنوی است  (بناب ، 1384).

علاوه بر تأثیر معنویت در خشم، اعتقاد بر این است که کل افراد دارای معنویت رفتار خود تخریب گرانه کمتری مانند خودکشی سیگار کشیدن و مصرف مواد مخدر از خود بروز می دهند، تنیدگی کمتری دارند و رضایت کلی رضایتشان از زندگی بیشتر است (باقری یزدی ، 1389). یزدی (1390) بیان نمود که هر چیزی که در تمامیت زیست شناختی ارگانیسم خللی به وجود آورد و شرایطی ایجاد کند که ارگانیسم طبیعاً از آن پرهیز کند، استرس شمرده می شود.

متغیر مورد بحث دیگر پژوهش حاضر کمال گرایی است که کمال گرایی از ویژگی های روان شناختی است که مورد علاقه ی بسیاری روان شناسان دنیا می باشد و منزله تمایل پایدار فرد به وضع معیار های کامل و دست نیافتنی و تلاش برای تحقق آنها است (والان ، 2013) . کمال گرایی به افکار و رفتار های خود تخریب گرانه ای اشاره می کند که هدف آنها نیل به اهداف به شدت افراطی و غیر واقع بینانه است. در جامعه امروزی به اشتباه کمال گرایی چیزی مطلوب و حتی لازم برای موفقیت در نظر گرفته می شود (فریدمن و بوث ، 2011) . ملکی (1392) در پژوهشی به بررسی رابطه کمال گرایی با سازه دیگری به نام تنیدگی پرداخت و به این مسأله اشاره نمود که کمال گرایی سازه ای دو مقوله ای است ، کمال گرایی منفی و کمال گرایی مثبت ، و افراد دارای کمال گرایی منفی در شرایط مختلف تنیدگی و خشم بیشتری از خود نشان می دهند و چون ارزو های بزرگی دارند، خود را در شرایط بیشتری از فشار و تنیدگی و استرس قرار می دهند. از طرفی افراد دارای کمال گرایی مثبت به دلیل اهداف واقع بینانه و تلاش و امید بیشتر برای دست یافتن به اهداف خود ، در شرایط سخت کنترل بیشتری بر میزان تنیدگی و خشم خود دارند و مقاومت و سرسختی بیشتری برای رسیدن به هدف خود به خرج می دهند. از این رو هدف پژوهش حاضر پاسخ گویی به این سئوال است که ابعاد معنویت و کمال گرایی با کنترل خشم و کاهش تنیدگی در دانشجویان علوم قرآنی کرمانشاه رابطه دارد؟

1-3اهمیت و ضرورت پژوهش

ضرورت این پژوهش، به ویژه هنگامی روشن می شود که پی می بریم تاریخ بشر نشان داده است که معنویت همواره از آغاز خلقت انسان زندگی وی را تحت الشعاع قرار داده است. به هر حال، برخی نتایج به ظاهر متناقض که از پژوهش های متعدد به دست آمده اند ، موجب پدید آیی دو جریان موافق و مخالف شده اند ؛ با وجود این ، نتایج فرا تحلیل های پژوهشگران انواع گوناگونی از معنویت و ابعاد مختلفی از معنویت و دین داری را پیشنهاد می کند . انها یاد آور می شوند چه بسا ابعاد مورد اشاره ، توجیه کننده ی مناسبی برای نا همگونی ها باشد و بر اساس این تمایز ها ، می توان به برخی تناقض های موجود پایان بخشید . مؤلفان متعددی به این تمایز میان ابعاد دین داری و انواع برخورداری از معنویت در میان افراد ، توجه کرده انمد و این توجه همچنان رو به افزونی است (نجاتیان 1388) . باید گفت این است که یکی از مهم ترین چالش ها در این زمینه ، نا دیده انگاری حیات روحانی بشر و بی توجهی نسبت به بخشی از معارف است که از طریق وحی به دست انسان رسیده است . اگر در علم جدید برای جهان هستی غایت و هدفی منظور نشود و سازمان وجودی کلیه موجودات هستی فقط به صورت مکانیکی و تنها بر اساس عناصر و فعل و انفعالات بیو شیمیایی و فیزیکی تعبیر و تفسیر شود ، حضور اراده های ذی شعور، به هر نحوی نا دیده گرفته می شود (باقری یزدی ، 1389) . از طرفی دیگر همیشه اسین بحش وجود داشته است که آیا کمال گرایی یک اختلال است و اگر چه پژوهش هایس بسیاری بیان نمودند که کمال گرایی یک اختلال نیست ، اما عامل آسیب زایی است که مشکلاتی را برای بزرگ سالان ، نوجوانان و کودکان به وجود می آورد . اغلب مردم ، کمال گرایی را با موفقیت طلبی وظیفه شناسی اشتباه می گیرند . کمال گرایی با این نگرش ها تفاوت دارد . کمال گرایی یک الگوی نا بهنجار از رفتارهاست ، که می تواند منجر به اختلالات زیادی شود . کمال گرایی مستلزم سطوح نا مناسبی از انتظارات و اهداف ملموس و فقدان دائمی خشنودی ، پرخاشگری و خشم است ، از طرف دیگر بعد مثبت کمال گرایی بسیار سازنده است (رایس و دلو ، 2012) . بنابراین شناسایی کمال گرایی و معنویت از نظر تأثیری که در کنترل خشم و تنیدگی دارند بسیار سازنده است چرا که کاملاً آشکار است که تنیدگی و خشم دو مقوله نا خوشایند و اسیب رسان به سلامت افراد محسوب می شوند . از طرفی دانشجویان اینده سازان هر جامعه ای محسوب می شوند و راه های کمک کننده به تنیدگی و خشم در آینده جامعه هم بی شک بی تدثیر نخواهد بود . بنابراین با توجه به مطالب بیان شده ، ضرورت پژوهش حاضر احساس می شود

1-4اهداف پژوهش

1-4-1هدف اصلی پژوهش

هدف اصلی پژوهش حاضر تعیین رابطه ابعاد معنویت و کمال گرایی با کنترل خشم و کاهش تنیدگی در دانشجویان علوم قرآنی کرمانشاه در سال تحصیلی 1394-1393 است.

1-4-2اهداف فرعی پژوهش

  1. تعیین رابطه ابعاد معنویت با کنترل خشم در دانشجویان
  2. تعیین رابطه ابعاد معنویت با کاهش تنیدگی در دانشجویان
  3. تعیین رابطه کمال گرایی با کنترل خشم در دانشجویان
  4. تعیین رابطه کمال گرایی با کاهش تنیدگی در دانشجویان
  5. تعیین میزان توان پیش بینی کنترل خشم و تنیدگی توسط ابعاد معنویت و کمال گرایی

1-5فرضیه های پژوهش

  1. بین معنویت با کنترل خشم در دانشجویان رابطه وجود دارد .
  2. بین معنویت با کاهش تنیدگی در دانشجویان رابطه وجود دارد .
  3. بین کمال گرایی با کنترل خشم در دانشجویان رابطه وجود دارد .
  4. بین کمال گرایی با کاهش تنیدگی در دانشجویان رابطه وجود دارد .
  5. ابعاد معنویت و کمال گرایی توان پیش بینی کنترل خشم و تنیدگی را دارند.

1-6تعاریف متغیرهای پژوهش

1-6-1تعاریف مفهومی متغیرها

  • معنویت

معنویت به حقیقت نهایی یا غیر مادی اشاره دارد . راهی درونی که شخص را قادر به کشف ماهیت هستی یا عمیق ترین ارزش ها و معانی زندگی مردم می سازد ؛ تمرین های معنوی شامل مدیتیشن ، نماز و مراقبه هدفشان زندگی درونی شخص است . چنین تمرین هایی به تجربه یا ارتباط با حقیقت برتر منجر می شوند ؛ یعنی فهم بهتر خود در ارتباط با اشخاص دیگر یا با جامعه انسانی ، با طبیعت یا جهان یا با عرصه روحانی . معنویت غالباً به عنوان انرژی یا جهت یابی در زندگی قلمداد می شود. می توان آن را با توجه به حقایق غیر مادی یا ماندگار یا ذات متعالی جهان دانست (رضایی ، 1389)

  • کمال گر ایی

کمال گرایی در یک تعریف به افکار و رفتار های خود تخریب گرانه ای اشاره می کند که هدف آنها نیل به اهداف به شدن افراطی و غیر واقع بینانه است . در جامعه امروزی به اشتباه کمال گرایی چیزی مطلوب و حتی لازم برای موفقیت در نظر گرفته می شود (احمد پور ، 1388). در تعریف دیگر کمال گرایی را به این شکل تعریف می کنند : گرایش افراطی فرد به بی عیب و نقص بدون ، کوچکترین اشتباه خود را گناهی نا بخشودنی پنداشتن و مضطربانه انتظار پیامد های شوم شکست را کشیدن (نور بالا و باقری یزدی ، 2013)

تعداد صفحه :125

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه رابطه شیوه های فرزندپروری با پرخاشگری و اضطراب کودکان پیش دبستانی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد قزوین

دانشکده علوم انسانی 

پایان­نامه برای دریافت درجه کارشناسی­ارشد”M.A

رشته روانشناسی ، گرایش عمومی

عنوان:

رابطه شیوه های فرزندپروری با پرخاشگری و اضطراب کودکان پیش دبستانی (مورد مطالعه كودكان پیش دبستانی فردیس كرج)

زمستان 93

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب صفحه
فصل اول: كلیات  
1-1 مقدمه ………………………………………………………………………………………………………… 2
1-2 بیان مسئله  …………………………………………………………………………………………………. 4
1-3 اهمیت و ضرورت پژوهش …………………………………………………………………………… 9
1-4 اهداف پژوهش ……………………………………………………………………………………………. 11
1-5 فرضیه های پژوهش …………………………………………………………………………………….. 12
1-6 متغیرهای پژوهش ……………………………………………………………………………………….. 12
1-7 تعریف عملیاتی و نظری پژوهش …………………………………………………………………… 13
فصل دوم: ادبیات و پیشینه پژوهش  
2-1 مقدمه  ……………………………………………………………………………………………………….. 15
2-2 تاریخچه شیوه فرزندپروری ………………………………………………………………………….. 15
     2-2-1 شیوه های فرزندپروری ………………………………………………………………………. 17
     2-2-2 ابعاد شیوه های فرزندپروری ……………………………………………………………….. 17
2-3 الگوهای بامریند از شیوه های فرزندپروری  ……………………………………………………. 23
2-4 نظریه های مرتبط با فرزندپروری …………………………………………………………………… 28
2-5 پرخاشگری ………………………………………………………………………………………………… 32
فهرست مطالب صفحه
     2-5-1 تعریف پرخاشگری ……………………………………………………………………………. 33
    2-5-2 تاریخچه مطالعه پرخاشگری …………………………………………………………………. 35
   2-5-3 پیامدهای پرخاشگری …………………………………………………………………………… 36
2-6 شیوه های ابراز خشم  ………………………………………………………………………………….. 43
2-7 شیوع پرخاشگری ………………………………………………………………………………………… 48
      2-7-1 علائم پرخاشگری طبق ملاكها ……………………………………………………………. 50
      2-7-2 عوامل پیش بینی کننده پرخاشگری …………………………………………………….. 51
2-8 نظریه های پرخاشگری ………………………………………………………………………………… 59
2-9 عوامل خانوادگی پرخاشگری ………………………………………………………………………… 64
2-10 تاریخچه اضطراب ……………………………………………………………………………………… 78
       2-10-1 تعاریف اضطراب ………………………………………………………………………….. 78
2-11 نظریه پیرامون اضطراب ………………………………………………………………………………. 79
       2-11-1 درمان اختلالات اضطرابی در كودكان ………………………………………………. 88
2-12 پیشینه پژوهش ………………………………………………………………………………………….. 90
       2-12-1  پژوهش های انجام شده در ایران…………………………………………………….. 90
       2-12-2 پژوهش های انجام شده در خارج…………………………………………………… 91
2-13 چارچوب نظری ………………………………………………………………………………………… 94
فهرست مطالب صفحه
فصل سوم: روش اجرای پژوهش  
3-1 مقدمه ………………………………………………………………………………………………………… 99
3-2 نوع پژوهش ……………………………………………………………………………………………….. 101
3-3 ابزار گردآوری اطلاعات ……………………………………………………………………………….. 101
      3-3-1 پرسشنامه شیوه های فرزندپروری ……………………………………………………….. 101
      3-3-2  شیوه نمره گذاری پرسشنامه فرزندپروری……………………………………………. 102
      3-3-3  روایی………. …………………………………………………………………………………… 103
       3-3-4 پایایی …………………………………………………………………………………………….. 103
       3-3-5 شیوه اجرای پرسشنامه فرزندپروری پژوهش ………………………………………. 103
3-4 پرسشنامه پرخاشگری ………………………………………………………………………………….. 104
    3-4-1 مقیاس اضطراب کودکان پیش دبستانی اسپنس ……………………………………….. 104
    3-4-2 روایی و پایایی  ………………………………………………………………………………….. 104
    3-4-3روش اجرا ………………………………………………………………………………………….. 105
3-5 جامعه آماری ………………………………………………………………………………………………. 105
     3-5-1 حجم نمونه  ……………………………………………………………………………………… 105
      3-5-2 شیوه نمونه گیری ……………………………………………………………………………… 106
فهرست جداول صفحه
3-6 شیوه تجزیه و تحلیل اطلاعات  …………………………………………………………………….. 106
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها  
4-1 مقدمه ………………………………………………………………………………………………………… 109
4-2 توصیف آماری ……………………………………………………………………………………………. 109
4-3 بررسی فرضیه ها (استنباطی) ………………………………………………………………………… 115
فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری  
5-1 مقدمه ………………………………………………………………………………………………………… 125
5-2 یافته های پژوهش ……………………………………………………………………………………….. 126
5-3 محدودیتها و مشكلات …………………………………………………………………………………. 131
5-4 پیشنهادات پژوهش ………………………………………………………………………………………. 131
منابع …………………………………………………………………………………………………………………. 133
چكیده انگلیسی ………………………………………………………………………………………………….. 138

چكیده:

هدف از پژوهش حاضر شناسایی رابطه بین شیوه های فرزندپروری والدین با پرخاشگری و اضطراب کودکان آنها در مقطع پیش دبستانی استان البرز، شهر فردیس می باشد. جامعه مورد بررسی تعداد 60 نفر از کودکان مشغول به تحصیل در مقطع پیش دبستانی به همراه مادران آنها می باشند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه شیوه فرزندپروری بامریند، پرسشنامه پرخاشگری واحدی و همچنین پرسشنامه اضطراب اسپنس و دیگران بود كه هر دو برای كودكان می باشد. پس از جمع آوری اطلاعات، داده ها با کمک نرم افزار آماری 21SPSS و LISREL8. 8 استفاده شد. آمار توصیفی که شامل جداول فراوانی، نمودارهای شاخص پراکندگی و نمودارهای شاخص گرایش مرکزی و آمار استنباطی جهت تجزیه و تحلیل قرار گرفت. سپس برای بررسی متغیرهای مستقل بر روی متغیر پیش بین از رگرسیون گام به گام استفاده شد. سطح معنی داری01/0= a و 05/0=a به منظور آزمون فرضیه ها در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد شیوه سهل گیر با ضریب مسیر 0.19- پرخاشگری را پیش بینی میکند و شیوه مستبد با ضریب مسیر 0.53 پرخاشگری را پیش بینی میکند. و  شیوه مستبد با ضریب مسیر 0.25 اضطراب را پیش بینی می نماید. این ارتباطات نشان می دهند فرضیه کلی پژوهش تایید شده است و بین شیوه های فرزند پروری با اضطراب و پرخاشگری كودكان پیش دبستانی رابطه وجود دارد.

كلید واژه : شیوه های فرزندپروری، پرخاشگری. اضطراب ، كودكان پیش دبستانی

1-1 مقدمه

          تأثیر خانواده به عنوان اولین و مؤثرترین واحد اجتماعی بر فرزندان امری بدیهی و مشخص است و تردیدی نیست كه خانواده به عنوان قویترین سیستم بر پایه ریزی و شكل گیری شخصیت و فرآیندهای درونی فرزند تأثیر عمیق و به سزایی دارد و آنها را شكل می دهد بسیاری از ویژگی های شخصیتی كودك تحت تأثیر ویژگی های شخصیتی و شیوه های فرزندپروری والدین است. (پارسا،1387؛305)

          محیط خانواده با ثبات گرم و آزادمنش باعث الگوی رفتاری خودرهبری، نبودن تنش، وجود آرامش روحیه واقع گرا، ابتكار، استقلال عمل، رقابت با همتایان می شود و محیط خانواده با گذشت حمایت كننده باعث الگوی رفتاری تأخیر در بلوغ، نداشتن خودرهبری، نبودن احساس مسئولیت، كمبود اعتماد به نفس می شود و محیط خانواده سختگیر. خودكامه باعث الگوی رفتاری اطاعت كوركورانه یا آزادی پرخاشجویانه، كشاكش بر سر وابستگی طغیان آشكار و نهان می شود. (پارسا،1387؛305)

با توجه به تحقیقات انجام شده معلوم شده که فرزندپروری دو جنبه گسترده دارد:

جنبه اول: پرتوقع بودن.

بعضی از والدین معیارهای عالی برای فرزندان خود دارند و از آنها توقع دارند تا این معیارها را برآورده سازند. برخلاف این دسته از والدین، والدین دیگری هستند که توقع کمی از فرزندان خود دارند.

جنبه دوم: پاسخدهی است.

برخی از والدین نسبت به فرزندان خود پذیرا هستند و به درخواست­های آنها پاسخ می دهند. آنها معمولاً با فرزندانشان به بحث آزاد می پردزاند و در مقابل بعضی از والدین هم، طرد کننده و  بی اعتنا هستند (ماسن و همکاران، ،1391؛650).  

          حال که مهمترین کانون رشد و تربیت کودک خانواده است پس چه باید کرد؟ قدری تأمل برانگیز است. طفل با امکانات بالقوه ارثی پا به محیط خانواده می گذارد و بعد این محیط است که با قدرت های رفتاری از بدو تولد و حتی قبل از آن او را احاطه کرده و فرآیند اجتماعی شدن به برکت تعامل با تک تک اعضای خانواده می باشد و از طرف دیگر والدین با ایجاد روابط عاطفی سالم و سازنده، ابراز محبت و پذیرش کودک و با تعیین ملاک های با ثبات از رفتارهای مطلوب بهترین و مؤثرترین شیوه های اجتماعی شدن و بقای یک تربیت صحیح را فراهم کنند (ماسن و همکاران، ،1391؛650).  

روی هم رفته والدینی خوب هستند که سعی در شناخت نیازهای جسمانی، عاطفی، اجتماعی، عقلانی و اقتصادی فرزندانشان داشته باشند و با در نظر گرفتن شرایط و نیز جوانب و عواقب آن به رفع آن نیازها بپردازند و با مراجعه به متخصصین امر و مطالعه آثار دانشمندان در زمینه های مربوط به تربیت کودکان بهترین روشها را برای تربیت فرزندانشان برگزینند و در پرورش شخصیت آنان تلاش نمایند (كدیور، 1390؛276).

انسان موجودی سلطه طلب و خطرناک است. این موجود از ترکیب توانایی های ذهنی[1] و تناسب عضلانی و چالاکی توانسته است با مهارت اما بی رحمی به چنین مرتبتی از قدرت دست یابد. اما حتی همین ویژگی ها به تنهایی ضامن استیلا و بقای او نیستند، در ورای همه ی این ها نیرویی عظیم و پویا نهفته است که او را به رقابت و پیروزی و موفقیت سوق می دهد. هرگاه سدی در برابر این نیروها قرار گیرد و یا جریان آن به نحوی مختل شود، این نیروی نهفته به جای آنکه تحلیل برود، وسعت می یابد و تقویت می گردد. نتیجه ی این تقویت، خشم است. متأسفانه در حالیکه نیروی نهفته در رفتار خشمگینانه، ضامن رقابت انسان با جهان پیرامونش است و او را از کناره گیری و انزوا برحذر می کند اما ریشه در سیر تکاملی گذشتة ما دارد و با توانایی های ارزشمند ذهنی ما بی ارتباط است به همین دلیل نیز وقتی خشم عرصه ی تاخت و تاز می یابد، عقل سلیم[2]، آداب پسندیده، احترام به قانون و جامعه به باد فراموشی سپرده می شود. خشم می تواند سازنده و یا مخرب باشد. دکتر روان شناس آنتونی استور یادآوری می کند که خشم سرکوب شده، می تواند به شکل افسردگی، تنش و یا بیماری های جسمی تظاهر کند. (كدیور، 1390؛276).

          اضطراب در واقع ترس و بیمی كلی مبهم و بسیار ناخوشایند است آدم های بسیار مضطرب خیلی نگران هستند ولی اضطرابشان لزوماً لطمه ای به عملكردشان نمی زند اختلالات اضطرابی اختلالاتی هستند كه در آنها بی قراری حركتی (از جا پریدن، لرزش، ناآرامی) بیش فعالی (گیجی، تند زدن قلب، و گاهی عرق كردن) و بیمناكی دیده می شود تقریباً 1/19 میلیون نفر از بزرگسالان 18 تا 54 ساله آمریكایی یعنی حدوداً 3/13 درصد این گروه سنی اختلال اضطرابی دارند (سانتراگ،2013 ؛ 188) اما به رغم این شیوع بالا،بسیاری از کودکان دچار اختلالهای اضطرابی بدون درمان باقی                   می مانند.(ماناسیز،2008؛71)،و یکی از مهمترین دلایل این موضوع عدم تشخیص دقیق علایم اضطرابی کودکان توسط والدین ونیز عدم توانایی کامل کودکان در بروزحالت های اضطرابی و گزارش آن ها به درمانگر است(بالدوین و همكاران،2007؛252).

          در پهنه زندگی، محیط اجتماعی چالش های متفاوتی را پیش روی ما می گذارد كه مستلزم رشد مهارت ها، باورها یا احساسات جدید است. طی دوران كودكی ترس ها و اضطراب ها این قبیل چالش ها را بوجود می آورند. كودكان با فراگیری روش های مقابله با موقعیت های اضطراب زا و ترس آور این دوران نحوه كنار آمدن با ترس ها و اضطراب های زندگی آتی را می آموزند برای مثال اذعان به ترس رویارویی و سپس مقابله با آن در نهایت نترسیدن در واقع توالی رشد كودك است تا در آینده برای مقابله با ترس و اضطراب آماده باشد ترس و اضطراب چالش های طبیعی رشد برای رسیدن به بلوغ فردی است(كندال،1384؛158).

1-2 بیان مساله

در دهه­های اخیر ، تحقیقات بسیاری در مورد اثرات شیوه­های فرزندپروری والدین بر رشد کودک انجام گرفته است. خانواده نخستین پایگاهی است که پیوند بین کودک و محیط را فراهم می­کند. کودک در خانواده نگرش­های اولیه را درباره جهان فرا می­گیرد، از لحاظ جسمی و ذهنی رشد می­یابد، شیوه­های سخن گفتن را می­آموزد ، هنجارهای اساسی رفتار را یاد می­گیرد و سرانجام نگرش­ها، اخلاق و روحیاتش شکل می­گیرد و اجتماعی می­شود (هیبتی،1381؛92). اکثر مشکلات رفتاری کودکان منعکس کننده شرایط پیچیده بین فردی اعضای خانواده بویژه والدین می­باشد. به عبارت دیگر وجود مشکلات رفتاری کودک به منزله روابط معیوب اعضای خانواده با یکدیگر است و با روش­های تربیتی نادرست والدین و تعاملات معیوب آنها با فرزندان ارتباط دارد (گلگلی،1391؛102).

پژوهشگران نشان داده­اند که در بین عوامل مختلف شکل­گیری شخصیت ، شیوه­های فرزندپروری، از مهم­ترین و بنیادی­ترین عوامل محسوب می­شوند (نوابی نژاد،1384؛58). از سوی دیگر اهمیت سنین پیش از دبستان مورد تاکید و توجه بسیاری از نظریه­پردازان و روان­شناسان رشد کودک واقع شده است. آنها بر این باورند که کودک قبل از پنج سالگی به 80% رشد نهایی خود می­رسد و هوش، استعداد، مهارت، خلق و خو و شخصیت وی در این دوران شکل می­گیرد ( شفیع آبادی،1381؛83).گزل[3] معتقد است کودکان از سنین پنج تا شش سالگی نسخه کوچک فردی هستند که درآینده خواهند بود . به عبارت دیگر ، گزل بیشترین تاکید را بر اهمیت دوران پیش­دبستانی دارد و سهم حیاتی این دوره را در شکل­گیری شخصیت کودک گوشزد می­کند. چرا که پایه­های راستین شخصیت، در سنین پیش­دبستانی استوار می­شود (مولوی و همکاران، 1385؛15).

بامریند[4] (1966،1971) الگوی نسبتاً متفاوتی برای سبکهای تربیتی ارائه کرده است:

الف- سبک تربیتی استبدادی (والدین خودکامه و مستبد) : والدین واجد این سبک تربیتی         می­کوشند تا رفتار کودک را طبق ارزش­ها و معیارهای مطلق و سنتی، کنترل و ارزیابی کنند. از ویژگیهای این سبک تربیتی ، اطاعت و فرمانبرداری، پرهیز از تشویق­های کلامی و کاربرد روش­های انضباطی سخت و زورمندانه است (رحمانی ، 1390؛69 ).

ب- سبک تربیتی قاطع و اطمینان بخش: والدین دارای یک سبک تربیتی تلاش می کنند تا به فعالیتهای کودک جهت­گیری­های روشن و محکم همراه با آزادی­های معقول و محدودیت­­های منطقی بدهند. همچنین می­کوشند تا در اجرای برنامه­ها از دلایل و توضیحات منطقی استفاده کنند (رحمانی ، 1390؛69).

ج- سبک تربیتی سهل گیر و بی بند و بار: والدین واجد این سبک تربیتی سعی بر آن دارند که محیطی پذیرا ، تاییدکننده و آرام برای کودکان خود بوجود آورنده به رغم این جنبه های مثبت تربیتی ، آنان از کودکان خود در زمینه مسئولیت­های اجتماعی، تصمیم­گیری و اجرای برنامه­ها انتظارات معینی ندارند (رحمانی ، 1390؛69).

پرخاشگری[5] نوعی گرایش در پاسخ به خشم است. طبق نظریه روان کاوی[6]، پرخاشگری  سائقه ای ناشی از ناکامی است و بنابر نظریه یادگیری اجتماعی، پاسخی است آموخته شده که دارای حکمت هاییدیگری نیز از جمله دفاع و دفع خطراتی است که بقا و ادامه زندگی را تهدید کند و اگر مهار نشود و به راه های صحیح هدایت نگردد و همین ابزار دفاعی موجب آسیب های جبران ناپذیری می شود.

خانواده و شیوه های تربیتی والدین تأثیر خیلی مهمی بر روی چگونگی ابراز خشم و میزان پرخاشگری و میزان کنترل پرخاشگری دارد.

سه روش فرزندپروری که شامل آزادگذاری مطلق[7] استبدادی[8] و اقتدارمنطقی[9] است، این سه روش از یک جهت نحوه ارتباط اعضای خانواده را مشخص می سازد و از جهت دیگر در طرز ارتباط آنها با هم تأثیر می کند (رحمانی ، 1390؛73).

طرز برخورد افراد یک خانواده با هم در پرورش شخصیت و رفتار کردن نفوذ شدید دارد. چون فرزندان از درون خانواده یاد می گیرند و می آموزند، علاوه بر آن که خشم سائقه ای ناشی از آن است که نگرش ها، برداشت ها، عوامل محیطی، خانوادگی، عوامل درونی و عاملین خشونت منجر به خشونت می شوند. وقتی که خشم عرصه تاخت و تاز یابد عقل سلیم، آداب پسندیده، احترام به قانون و جامعه به باد فراموشی سپرده می شود. کنترل خشم و پرخاشگری در انسان می تواند باعث جلوگیری از بروز آسیب های ناشی از این امر باشد، بروز خشم در انسان می تواند عوامل متعددی را دربرگیرد و این توجه خاص تا حدودی به دلیل اهمیت اجتماعی مسئله خشم است (رحمانی ، 1390؛73).

از نظر اجتماعی در عصری که سلاح های هسته ای به صورت گسترده در دسترس است حتی یک اقدام پرخاشگرانه نیز می تواند فاجعه به بار آورد. تاکنون گفته شد خشم می تواند در تمامزمینه های زندگی انسان وجود داشته باشد و این نکته حائز اهمیت است که چگونه می توان آن را نمایان کرد و چطور آن را کنترل کرد (کریمی ، 1384؛119). 

دیر زمانی است که معلوم شده برخی از گرایش­های تربیتی والدین با پیدایش رفتارهای غیرانطباقی کودکان رابطه دارد (بکر[10] ، 1969) و (فرانز[11] ، 1991) پژوهش­های بسیاری که در زمینه چگونگی برخورد والدین با کودکان و روش­های تربیتی انجام شده ، نشان می­دهند که روش­های تربیتی والدین اثرات طولانی بر رفتار، انتظارات و در نهایت بر شخصیت افراد در آینده دارند. والدینی که اجازه نمی­دهند کودک ابزار وجود یا اظهار نظر کنند، مانع بروز هیجانات و احساسات درونی کودک می­شوند و در نتیجه این کودکان در آینده افرادی روان آزرده ، مضطرب و پریشان و پرخاشگر خواهند شد (احمدیان، 1384؛58).

از مسائل مبتلا به بسیاری از خانواده­ها مساله­­­ی پرخاشگری کودکان و ابراز خشم و خشونت نسبت به والدین ، برادران و خواهران و حتی افراد کوچه ، مدرسه و خیابان است. رفتار آنان به­گونه­ای است که موجبات رنج و زحمت والدین را فراهم آورده و در مواردی وضعی پدید می­آوردند که دیگر قابل دفاع نیست و سبب شرمندگی اولیای آنهاست. یکی از شایع­ترین مشکلات رفتاری که موجب ناراحتی و پریشانی دیگران می­شود و بهداشت روانی فرد ، خانواده و جامعه را مختل می کند پرخاشگری است (قائمی ،1383؛223 ).

پرخاشگری، عدم کنترل رفتار در برابر موقعیت­های ناخواسته می باشد. به اعتقاد هیلگارد پرخاشگری به رفتاری اطلاق می­شود که هدف از آن نابود کردن خود یا افراد و یا صدمه رساندن به آنان (جسمانی یا زبانی) است (اتكینسون ، 1388؛125) . بدلیل رشد نایافتگی کافی دستگاه عصبی و عدم تحول روانی کامل در کودکان، رفتار آنان نیز در تحول و تغییر خواهد بود. از آنجا که کودک به رشد فکری لازم دست نیافته است ، لذا نمی تواند مانند بزرگسالان بر رفتار خود کنترل داشته باشد (نساجی زاده،1385؛20) .

اساساً پرخاشگری در دوران کودکی تا حدودی عادی است ، ولی بتدریج کودک با رشد شخصیتی برخورد مسلط می­شود. گاهی پرخاشگری اولین علامت یک افسردگی است ولی اغلب واکنشی است انفجاری و آتشین نسبت به محرومیت و ناکامی ، چون کودک نمی­تواند به تعویق افتادن خواسته­های خود را تحمل کند. پرخاشگری شدید ممکن است به علت احساس رنجش کودک در اثر بی­عدالتی یا تبعیض اولیاء باشد. (نساجی زاده،1385؛20).

شیوه­های فرزندپروری و تعاملات والدین با همدیگر و با کودک می تواند در کاهش یا افزایش پرخاشگری موثر باشد. تربیت نادرست والدین یکی از عوامل موثر در ایجاد پرخاشگری است. عدم ارائه جهت کافی ، داشتن رابطه سرد ، تبعیض میان کودکان ، کتک­زدن و بدرفتاری والدین با کودکان پرخاشگری را تشدید می­کند (فرجاد،1389؛201). اما غالباً کشمکش­های درونی و تضادهای وی در مقابل عوامل آزاردهنده یا احساس عجز و ناتوانی موجد پرخاشگری است (نساجی زاده ،1385؛21).

مددی (1387)، نشان داد که برنامه آموزش مدیریت استرس به والدین دارای نوجوانان با اختلال سلوک مفید است و باعث بهبود روابط والدین- فرزند می­شود.سبحانی (1385)، در تحقیقات خود با عنوان اثربخشی برنامه آموزش خانواده در تغییر نگرش مادران نسبت به رفتار پرخاشگرانه فرزندان­شان تفاوت معناداری در پیش­آزمون و پس­آزمون پیدا کرد و این نشانگر ارتقای بهداشت روانی خانواده­ها بود (داستانی و همکاران،1389؛29).

از انواع پرخاشگری که در اوایل سال­های پیش دبستانی پدیدار می شود ” پرخاشگری خصمانه ” است که شامل  دو حالت پرخاشگری آشکار و رابطه­ای می­باشد. پرخاشگری آشکار فیزیکی و کلامی شامل رفتارهای خصمانه نظیر زدن ، هل دادن، لگد زدن و نیز تهدید به انجام این اعمال به صورت کلامی است. ” پرخاشگری رابطه­ای ” شکلی از پرخاشگری است که فرد پرخاشگر با هدف برهم زدن روابط دوستانه و بین فردی قربانی ، اقدام به پخش شایعات یا بدگویی یا وادار کردن افراد به قطع ارتباط با فرد می­نماید و از این طریق باعث منزوی شدن او می­گردد . پرخاشگری دلایل متعددی دارد که یکی از این دلایل اضطراب است بطور کلی اضطراب نتیجه استرس­های مداومی است که در طول زمان در فرد باقی می­ماند. پرخاشگری بدنی با اضطراب رابطه مثبت دارد، یا می توان گفت افرادی که پرخاشگری بدنی بالایی از خود نشان می­دهند، میزان اضطراب بیشتری را هم تجربه می­کنند. نکته اساسی این است که بین اضطراب و پرخاشگری بدنی، رابطه­ای مستقیم وجود دارد.کودکان مضطرب نمی­توانند کودکان آرامی باشند، آنها رفتارهایی پرخاشگرانه از خود بروز می­دهند (رجب پور ،1390؛20).

“اضطراب” یک احساس منتشر، ناخوشایند و مبهم هراس و دلواپسی با منشا ناشناخته ، که به فرد دست می­دهد و شامل عدم اطمینان ، درماندگی و برانگیختگی فیزیولوژی است. وقوع مجدد موقعیت­هایی که قبلاً استرس­­زا بوده­اند یا طی آنها به فرد آسیب رسیده است باعث اضطراب در افراد می­شود. استرس و اضطراب در لغت جنبیدن ، لرزیدن، تپیدن، پریشان حال شدن ، یکدیگر را با چیزی زدن ، بهم واکوفتن، آشفتگی، بی­تابی ، بی­آرامی می­باشد. اختلالات اضطرابی یکی از اختلالات روانی شایع دوران کودکی است. کودکان هم مانند بزرگسالان در طی زندگی­شان به اضطراب مبتلا می­شوند و به میزان بزرگسالان از این اضطراب­ها رنج می­برند. از جمله وقایع استرس­زای زندگی مثل شروع مدرسه ، جابجایی از جایی به جایی دیگر یا از دست دادن والدین می­تواند جرقه­ای برای شروع اضطراب در آنها شود (محمدخانی،1380؛25 ).مطالعات حاکی از آن است  که در حدود 8-12% کودکان دچار انواع اختلالات اضطرابی هستند، که نشان­دهنده میزان اهمیت این اختلال می­باشد. از جمله اختلالات اضطرابی شایع در دوران کودکی می­توان به اضطراب جدایی، اضطراب فراگیر، اختلال وحشت­زدگی یا بدون گذر هراس، اختلال وسواس فکری و عملی، وهراس­های ­خاص اشاره کرد (بیدل[12] ،2005؛263 ). یکی از عوامل موثر در اضطراب بروز رفتار پرخاشگرانه می­باشد. عدم توانایی در کنترل رفتار پرخاشگرانه باعث اضطراب می­گردد. بالا بردن میزان مقاومت و تحمل کودک در برابر ناکامی و سختی­ها، ارضاء صحیح نیازهای کودک ، ایجاد امنیت روانی و بوجود آوردن الگوهای رفتار مناسب می­تواند در پیشگیری رفتار پرخاشگرانه موثر باشد (محمدخانی،1380؛25 ).

هرچند که پرخاشگری و اضطراب باهم مرتبط هستند ، ولی این که هریک چه سهمی در شیوه­های فرزندپروری دارند و سهم هریک چه میزان است، نامشخص است. نقش این متغیرها در شیوه­های فرزندپروری ، به جهعت بهبود روابط والدین با کودکان خود حائز اهمیت بسیاری می باشد. بنابراین پژوهش حاضر قصد دارد در نهایت به این سوال کلی پاسخ دهد که آیا بین شیوه­های فرزندپروری والدین با پرخاشگری و اضطراب کودکان پیش­دبستانی رابطه وجود دارد؟

1- 3 اهمیت و ضرورت پژوهش  

اجتماعی شدن فرآیندی است که طی آن کودک ناتوان بتدریج به شخص خودآگاه، دانا و ورزیده در شیوه های فرهنگی که در آن متولد گردیده است تبدیل می شود. همچنین راه های زندگی کردن در جامعه را می آموزند و ظرفیتهای او را در جهت انجام وظایف فردی به عنوان عضو جامعه توسعه می بخشند.

از آنجا که انسان به غرایز متنوعی مجهز نشده است برای آن که بتواند به حیات خود ادامه دهد به ناچار می آموزد که چگونه به دیگران بپیوندد و یا از آنها دوری گزیند و حتی برای رفع نیازهای خود با آنها رقابت کند. آنچه همکاریهای میان افراد بشر و وابستگی متقابل آنها به یکدیگر را ممکن می سازد نظامی از الگوهای رفتار آموخته شده است که دیگر اعضای یک فرهنگ در آن سهیم هستند.

پرورش اجتماعی رفتار و عقاید اخلاقی یکی از تکالیف عمده در همه فرهنگهاست. همه جوامع باید راههایی بیابند تا مانع از آن شوند که اعضای آن یکدیگر را بکشند یا به هم آسیب برسانند و همانگونه که در زمینه رفتارهای ضد اجتماعی تحقیقات فراوانی انجام شده می بایست مطالعات بیشتری در زمینه جنبه های نوعدوستانه تر، رفتارهای اجتماعی از قبیل همکاری، کمک کردن و مشارکت، همدلی و به طور کلی رفتارهای جامعه پسندانه تر انجام پذیرد زیرا نوعدوستی رفتاری است که همه افراد جامعه با دیدی مثبت به آن می نگرند اما پرخاشگری به منزله رویدادی نامطلوب و ناخوشایند و در عین حال رایج به آن نگریسته می شود. 

پرخاشگری یکی از انواع اختلالات کرداری است که به طور پیوسته و به صورت آزار و اذیت دیگران و تجاوز به حقوق دیگر افراد می باشد. بنابراین رفتاری را می توان پرخاشگرانه نامید که تکرار شود و فرد همواره در موقعیتهای مختلف از خود نشان دهد.

پرخاشگری در رابطه با افراد به صورت زدن، شکنجه دادن و آزار رساندن و دیگر اعمال شبیه تمایلات سادیستی است و این امری است که کم و بیش صورت قالبی دارد.

 البته گاهی هم به صورت سرزنش کردن، استهزاء و مسخره کردن دیگران، بیان سخنان زشت و خشن، اقدام به دزدیهای موذیانه، زمینه سازی برای درگیری و دعوا و زمانی هم بصورت دروغهای شاخدار گفتن است.

در رابطه با اشیاء و پدیده ها پرخاشگری بصورت خراب کردن، نابود کردن اشیاء و ویرانگری ابزار و تسلط بر اشیاء است. او برای به چنگ آوردن آنچه موردنظر است به همه کس و همه چیز به جنگ و ستیز می پردازد و حتی ممکن است شی را بشکند و از بین ببرد اگرچه برای او مفید فایده نباشد. افراد پرخاشگر در رفتار خود ارکان عدالت را در هم می شکنند، رفتارشان خشونت آمیز، گفتارشان درشت است، حقوق افراد را نادیده میگیرند و از خود و طرف مقابل را محکوم مینمایند. پرخاشگری در رابطه با خود بصورت خودکشی و یا اقدام به خودکشی نمایان می شود(كوچك انتظار، 1385؛ 125).

          در تربیت کودک خواه از نظر سازگاری خود کودک و خواه از نظر تأثیر آن روی جامعه هیچ قالب رفتاری دیگر به اندازه پرخاشگری حایز اهمیت نیست و قصور در شیوه های تربیتی کودکان و عدم پیشگیری از رفتار ناسازگارانه می تواند عواقب درازمدت وخیمی را به بار آورد. اگر پرخاشگری کودکان از همان سنین خردسالی تحت کنترل در نیاید در سنین بعدی سرکشی ها و رفتارهای خشونت آمیز دائماً رو به فزونی می گذارد. آنچنان که در دوران بلوغ شدت بسیار می یابند این امر بدان خاطر است که احساس قدرت در فرد بالغ بسیار شده، خود را بر انجام هر  کاری توانا میابد(كوچك انتظار،1385؛ 125)

تعداد صفحه :158

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه تعیین اثربخشی آموزش جرات ورزی بر اضطراب، عزت نفس و عملکرد تحصیلی دانش آموزان پسر

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی 

عنوان: 

تعیین اثربخشی آموزش جرات ورزی بر اضطراب، عزت نفس و عملکرد تحصیلی دانش آموزان پسر  پایه اول دوره دوم متوسطه در سال تحصیلی 94-93 شهرستان بابل

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چكیده[1]

این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی آموزش جرات ورزی بر اضطراب، عزت نفس و عملکرد تحصیلی              دانش آموزان پسر  پایه اول دوره دوم متوسطه در سال تحصیلی 94-93 شهرستان بابل انجام شده است. که تعداد آزمودنی ها 128 نفر بوده و از بین آنها 30 نفر به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای از         طریق اجرای پرسشنامه های زیر انتخاب شده، و در دو گروه آزمایشی و گواه گمارده شده اند. سپس برنامه ی                   جرات آموزی گروهی طی 8 جلسه به گروه آزمایش آموزش داده شد و این برنامه ها گروه گواه را شامل                    نمی شد. بعد از این دوره آموزشی، دوباره آزمون اضطراب اجتماعی کانور و پرسشنامه عزت نفس کوپر اسمیت روی هر دو گروه انجام گرفت. در نهایت برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل کو واریانس (مانوا) ازطریق نرم افزار  SPSS22استفاده گردید. با توجه به نتایج به دست آمده، گروه آزمایش عملکرد بهتری نسبت به گروه کنترل در آزمون های فوق الذکر داشته است. یعنی برنامه جرات آموزی گروهی در کاهش اضطراب، افزایش عزت نفس و عملکرد تحصیلی مطلوب تر دانش آموزان پسر گروه آزمایش مؤثر بوده و از تفاوت معناداری برخودار بوده است. ضمناً طرح پژوهشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بوده است.

پیام واضح پژوهش حاضر این است كه از طریق آموزش می توان با اضطراب اجتماعی مقابله كرده و به پرورش ابراز وجود و تقویت عزت نفس دانش آموزان همت گماشت. توفیق در عملكرد اجتماعی و تحصیلی مستلزم برخورداری از اعتماد به نفس، ابراز وجود و جرات مندی است .

كلید واژگان: آموزش جرات ورزی، اضطراب اجتماعی، عزت نفس و عملکرد تحصیلی دانش آموزان.

1-1- مقدمه

در دهه های اخیر جرأت ورزی[2] توجه بسیاری از روان شناسان و پژوهشگران بالینی را به خود جلب كرده است. اهمیت جرأت ورزی در ارتباط های میان فردی، نقش مؤثر آن در فعالیت های اجتماعی و فراوانی رفتارهای غیر جرأت ورزانه در جمعیت های بالینی سبب شده است كه در این زمینه پژوهش های زیادی           صور ت گیرد و برنامه هایی تحت عنوان جرأت آموزی، طرح ریزی شود (پی سی نین، مك كاری و چیزلت ، ١٩٨٥ و هر وكافمن، ١٩٨٧، كیپر، ١٩٩٢، وین  هارت، كاری و وردشیاس، ١٩٩٨).

پژوهش حاضر با هدف تعیین اثر بخشی آموزش گروهی جرأت ورزی بر اضطراب اجتماعی، عزت نفس و عملکرد تحصیلی دانش آموزان پسر پایه اول دوره دوم متوسطه انجام شده است.

انجام پژوهش های عملی و بالینی در مورد مفهوم جرأت ورزی ، ویژگی های آن و همین طور آموزش و درمان رفتارهای غیر جرأت ورزانه، بیشتر به كارهای ولپه[3] مربوط است. وی در توصیف و تبیین این مفهوم به تضاد میان بارز ساختن هیجان خشم و بازداری از اضطراب، توجه خاصی نشان می داد. وی اولین دانشمندی بود كه اصطلاح جرأت ورزی را به كار برد و آموزش آن را مدنظر قرار داد(حجازی ،غباری بناب، 1389).

در طی دو دهه گذشته، اختلال اضطراب اجتماعی به عنوان یکی از شایع ترین اختلال های روانپزشکی مزمن و شایع ترین اختلال اضطرابی شناخته شده است، اختلال اضطراب اجتماعی ترس افراطی و یا غیرمعقول از موقعیت هایی است که رفتار یا عملکرد فرد ممکن است مورد وارسی  یا ارزیابی قرار بگیرد. جوانان مبتلا به اضطراب اجتماعی به طور کلی مراودات، اجتماعی ضعیف و توانایی تطابق کمتری نسبت به همسالان خود دارند و در مواجهه با انتظارات دوران بزرگسالی با مشکلات بیشتری روبه رو می شوند. باید توجه داشت اضطراب اجتماعی با کاهش زیاد، کیفیت زندگی مرتبط است. گفته شده که به لحاظ میزان شیوع، اضطراب اجتماعی یکی از سه اختلال شایع روانپزشکی بعد از افسردگی اساسی و الکلیسم است (بوگلز، آلدن، بیدل، پین  و کلارک،2010 به نقل از علی پور، حیدری، بختیارپور،1390فصلنامه علمی پژوهشی زن و فرهنگ سال سوم. شماره دهم). کیمبرل، 2008، آلفانو و بیدل2011 و دالریمپل، گالیونو، هرابوسکی، چلمینسکی و یونگ، 2011  بیان می دارند مبتلایان اضطراب اجتماعی نسبت به افراد سالم بهره وری اقتصادی بهتری در محیط دارند. برخورداری از مهارت های قاطعیت، راهبردهایی را برای حل تعارضات، ارتباط قاطعانه و توسعه ارتباط در محیط های کاری و زندگی فردی فراهم می سازد.

دوره نوجوانی[4] نیاز  به تعادل هیجانی و عاطفی به خصوص تعادل بین عواطف و عقل، درک ارزش وجودی خویشتن با انتخاب هدف های واقعی در زندگی، استقلال عاطفی از خانواده، حفظ تعادل روانی و عاطفی خویش در مقابل عوامل فشارزای زندگی و برقراری روابط سالم با دیگران در دوست یابی، شناخت زندگی سالم و مؤثر و چگونگی برخورداری از آن مهم ترین نیازهای نوجوان می باشد. بنابراین کمک به نوجوانان در رشد و گسترش مهارت های اجتماعی مورد نیاز برای زندگی مؤثر، ایجاد یا افزایش اعتماد به نفس در برخورد با مشکلات و حل آن و نیز کمک به آنها در رشد و تکامل عواطف و مهارت های اجتماعی لازم جهت سازگاری با محیط اجتماعی و زندگی سازنده در جامعه ضروری به نظر می رسند )شعاری نژاد[5]، 1376).    

كالیوند، شفیع آبادی و سودانی[6] ( 1385 ) در یك بررسی دریافتند كه افراد مبتلا به فوبی اجتماعی از           عزت نفس پایی نتری در مقایسه با افراد عادی برخوردار بودند. به وسیله آموزش جرات مندی اجتماعی به نوجوان می توان وی را برای ادامه یک زندگی مطلوب یاری نمود. آموزش جرأت ورزی یك شیو ه مداخله ساخت یافته است كه از آن برای بهبود اثربخشی روابط اجتماعی استفاده می شود. از این روش برای درمان                  اختلال های اضطرابی و ترس های مرضی كودكان ، نوجوانان و بزرگسالان بهره گرفته می شود.

ولپه و لازاروس اضطراب را به عنوان عامل اصلی بازدارندگی از جرأت ورزی می دانستند. داوکت، شال ، رز و تیونبرگ (2010) در مقایسه کودکان غیرمضطرب با کودکان دارای ترس اجتماعی دریافتند که این افراد توانایی اجتماعی پایین تری دارند و در پاسخ به همسالان شان کمتر جرأت ورزی هستند (بیدل، ترنر و موریس، 1999، نقل از علی پور، حیدری، بختیارپور،1390 فصلنامه علمی پژوهشی زن و فرهنگ سال سوم. شماره دهم).

1-2- بیان مسئله

عزت نفس باوری درونی ناشی از شناخت قضاوت دیگران راجع به کارآمدی ها و از این رهگذر رفتار مستقل و روان و کم اضطراب در تعامل های اجتماعی می باشد. در این راستا به نظر می رسد پایین بودن           عزت نفس، احساس ارزشمندی فرد را دچار تحریف کرده و از این رهگذر حالت های اضطرابی را در فرد نمایان می سازد. زندگی بشر تحت تاثیر تغییرات وسیع صنعتی، اجتماعی، فرهنگی، دچار تحول شده است. شمار زیادی از افراد قادر نیستند بین محرك های متنوع بیرونی و نیروهای متعارض درونی توازن ایجاد كنند و در فرایند رشد موزون و همه جانبه كه همانا هدف اصلی تعالی انسان است، دچار مشكل می شوند. بدیهی است كه كودكان و نوجوانان به سبب بی تجربگی و نا آگاهی از مهارت های بازدارنده و تسهیل كننده، اصلاحی، بیشتر در معرض آسیب های جدی درونی و اجتماعی هستند.

عزت نفس بر زندگی روزانه اثر می گذارد و آن از طریق احساسات نوجوان، افکار، یادگیری ها و خلاقیت های نوجوان، ارزیابی های او از خود و روابط او و طرز رفتارش با دیگران یکی از موثرترین راه کمک به فرزندان دانش آموز از راه عزت نفس آنهاست.

مهرابی زاده، تقوی و عطاری (2009) نیز در پژوهشی به منظور بررسی تاثیر آموزش مهارت های جرات ورزی بر مهارت های اجتماعی، اضطراب اجتماعی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دختر پایه اول مقطع متوسطه پرداختند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که آموزش مهارت های جرأت ورزی، به طور معناداری مهارت های اجتماعی، اضطراب اجتماعی و عملکرد تحصیلی، دانش آموزان را افزایش داده است

مطالعات اخیر همه گیرشناسی نشان داده اند كه شیوع اضطراب اجتماعی در جمعیت عمومی در طول عمر دارای دامنه ای از4/2 تا 16 درصد است كه در میان جمعیت نوجوانان شایع تراست (بتانی، مارتین، كورنر و ایكن2012). در زمینه ی پژوهش های صورت گرفته در مورد اضطراب اجتماعی، در كنار بررسی عوامل تأثیرگذار و همبسته های این اختلال، اصلاح این عوامل و همبسته ها به عنوان یك میانجی در بازسازی شناختی چرخة معیوب اضطراب اجتماعی مطرح بوده است( آلفانو، پینا، ویلالتا، بیدل، آمرمن 2009( ، ( كیمبرل و كروسبی2008 ) و ( گینزبورگ، بوهن، هوفلینگ، كلارك2012 به نقل از حسنوند عموزاده تابستان 1392).

روش های متعددی برای درمان اضطراب جهت افزایش عملکردهای تحصیلی و شغلی وجود دارد که یکی از آنها است . اولین بار سالتر(1991) آموزش مهارت های قاطعیت به درمان اضطراب با روش آموزش قاطعیت پرداخت. تاکید وی در این روش بر بیان احساسات، اظهار عقیده مخالف، پذیرش و تمجید از طرف دیگران و استفاده از ضمیر من و حاضر جوابی بوده است (حسنوند عموزاده تابستان 1392).

دستیابی به بهره وری و بهبود کیفیت نظام آموزشی از اثر گذارترین عوامل توسعه و نیز موفقیت تحصیلی دانش آموزان از جمله اهداف اصلی برنامه های آموزشی کشورهاست. آمار بالای افت تحصیلی به صورت  ترک، فرار و اخراج از تحصیل از نظر هزینه های آموزشی خسارت زیادی را به جهان وارد کرده است. فردی که با جرأت است می تواند ارتباط نزدیک با دیگران برقرا کند و خودش را از سوء استفاده دیگران حفظ نماید. رفتار جرأت ورزانه با خودپنداره مثبت، عزت نفس، تسلط خود پسندی و اعتماد به نفس همبستگی دارد و      رفتار های غیر جرأت ورزانه، باز دارنده و اجتنابی هستند و همبستگی مثبت با هراس ها و اضطراب اجتماعی دارند. آموزش جرأت ورزی باعث افزایش ابراز وجود، عزت نفس و کاهش اضطراب اجتماعی می شود.

جرأت ورزی برخی از نیازهای فرهنگی قوی و فراگیر را ارضاع می کند و دو هدف عمده دارد:               

به عقیده ی واتلر[7](1991) یکی کسب کاهش اضطراب اجتماعی و دیگری کسب عزت نفس و مهارت اجتماعی است. عزّت نفس جزئی از خودپنداره فرد است یعنی درجه تصویب، تأیید، ارزشی که فرد نسبت به خودش احساس می کند و یا قضاوتی که فرد نسبت به ارزش خود دارد. بین عزت نفس و پیشرفت تحصیلی ارتباط مثبت وجود دارد. بطورکلی بیشتر یافته های حاصل از مطالعه در دانش آموزان نشان داد که بین  عزت نفس و موفقیت تحصیلی همبستگی بیشتری بوده و با افزایش مقطع تحصیلی مانند دانشجویان دانشگاه این رابطه کم رنگ تر می شود. اضطراب به عنوان یک نوع از اشتغال ذهنی خود است که در کوچک شماری و به حداقل رساندن خود پتانسیل آشکار است که اغلب در شناخت منفی، عدم تمرکز،  واکنش های فیزیولوژیکی نامطلوب و به کاهش عملکرد منجرمی شود. پس از آن انتظار می رود یک رابطه منفی معنی داری بین نمرات اضطراب و نمرات آزمون وجود دارد.. برنامه آموزش جرأت مندانه یک برنامه پیشگیرانه است. این پژوهش جهت تعیین تأثیر آموزش جرأت ورزی بر اضطراب اجتماعی[8]، عزت نفس[9] و عملکرد تحصیلی[10] دانش آموزان را نشان خواهد داد(اسکات، گلاور ترجمه ساناز قاسمی ۱۳۸۴).

1-3- اهمیت وضرورت پژوهش

زندگی با دیگران و برقراری ارتباط با آنها به شکل جوهر اجتماعی است. این نوع از ارتباطات شکل
اساس زندگی انسان است(فتحی، 2005 به نقل از زهرا لک دانشگاه علامه طباطبایی،1391).

مدارس و والدین تا چه اندازه اجاز ه ى جرأت ورزی و جسارت را به كودكان و نوجوانان می دهند؟            هنوز شائبه های مترادف قلمداد كردن جسارت با گستاخی و بی ادبی بین ما رواج دارد. جرأت ورزی امكان خروج از كلیشه ها و پویایی و نوآوری در زندگی را فراهم می كند. برنامه ى آموزش جرأت ورزی در مدارس بدین منظور طرح ریزی می شود تا عقاید و رفتارهای جرأ ت مندانه ى افراد را بهبود بخشد؛ به طوری كه آ نها بتوانند با دیدی بهتر به خود بنگرند، به”خود اعتمادی” برسند، عواطف و تفكرات فردی خود را به  طور مناسب نشان دهند و در نتیجه روابط میان فردی مؤثرتری با دیگران برقرار كنند(دکتر شهناز هاشمی مجله پژوهش های مدیریتی شماره3، 1389).

به سبب بروز مسائل خاص، این دوره، با نوعی سردرگمی همراه با کاهش عزت نفس، خود کم بینی            و خودپنداره منفی[11] همراه با احساس خشم و اضطراب همراه است که سبب کاهش فعالیت های طبیعی            و تعاملات اجتماعی می شود. به وسیله آموزش مهارت های اجتماعی به نوجوان می توان وی را برای ادامه ی یک زندگی مطلوب یاری نمود. بنابراین توجه به نقاط مثبت، تقویت اعتماد به نفس و احساس خودباوری           و خود ارزشمندی از مهمترین کارهایی است که بزرگان دین و علمای تعلیم و تربیت به آن توجه خاصی           داشته اند. تکریم شخصیت چیزی است که نوجوانان سخت بدان نیاز دارند. از این رو ترغیب و تشویق نوجوان، ایجاد الگوهای رفتاری موفق، تقویت مهارت های اجتماعی وی، اجتناب از هرگونه رفتار تنبیهی           و تحقیرآمیز و یاددهی شیوه های صحیح غلبه بر ناملایمات زندگی از مهم ترین اقداماتی است که می توان در مسیر کمک به نوجوانان انجام داد. فردی که می خواهد خود را کارآمد و ارزشمند بداند و حرمت خود بالایی[12] داشته باشد از سلامت روانی بیشتری بهره مند بوده و در برابر اضطراب، مشکلات روانی و حوادث طبیعی توان مقابله بیشتری خواهد داشت(شجاعی، 1383).

فردی كه با جرأت است می تواند ارتباط نزدیك با دیگران برقرار كند، خودش را از سوء استفاده            دیگران دور نگه دارد و دامنه وسیعی از نیازها و افكار مثبت و منفی را ابراز نماید، بی آنكه احساس گناه و اضطراب كند و یا به حقوق دیگران لطمه بزند (واتلر ،1998) كودكانی كه با همسالان خود ارتباط اندكی دارند، موقعیت هایی را كه مهارت های اجتماعی – شناختی و نیز اخلاقی را میسر می سازند از دست می دهند.                            همچنین از نظر اجتماعی منزوی هستند، تمایل به افسردگی و تنهایی دارند و در مدرسه عملكردهای كمتری دارند(گرین ، بك[13] ، وسك، ١٩٨٠ ).

در آموزش جرأت ورزی به فرد آموخته می شود كه چگونه رفتار مبتنی بر جرأت و جسارت از خود نشان دهد. فرد با تلاش برای كشف و تعریف مشكل، پیگیری هدف های مورد نظر همواره با رفتار توأم با جرأت تكرار نقش گذاری، واژگون سازی نقش و ارائه تدریجی و متوالی رفتارهای مطلوب، شیوه های مناسب مبتنی بر جرأت را برای بیان خواسته های خود می آموزد(سادوک، ساد، 1387).

بنابراین کمک به نوجوانان در رشد و گسترش مهارت های اجتماعی مور نیاز برای زندگی مؤثر، ایجاد یا افزایش اعتماد به نفس در برخورد با مشکلات و حل آن و همچنین کمک به آنها در رشد و تکامل عواطف و مهارت های اجتماعی لازم جهت سازگاری موفق با محیط اجتماعی  و زندگی مؤثر و سازنده در جامعه ضروری به نظر می رسند . بهترین توصیف دوره نوجوانی، فرایند پیشرفت است كه مشخصه ی آن افزایش توانایی تسلط بر چالش پیچیده ی تكالیف تحصیلی، بین فردی و هیجانی و در عین حال جستجوی استعدادها، هویت های اجتماعی و علایق جدید است (سادوک، ساد، ترجمه رضاعی 1387).

1-4- اهداف تحقیق[14]: (شامل اهداف علمی، كاربردی و ضرورت‌های خاص انجام تحقیق)

1-1-4- هدف کلی

– تعیین تأثیر آموزش جرأت ورزی بر اضطراب اجتماعی، عزت نفس و عملکرد تحصیلی  دانش آموزان.

– دستیابی به یافته های کاربردی جهت پیشبرد اهداف تحصیلی و سلامت روان[15] دانش آموزان.

1-2-4- اهداف جزئی

1- تعیین تأثیر آموزش جرأت ورزی بر اضطراب اجتماعی دانش آموزان پسر.

2- تعیین تأثیر آموزش جرأت ورزی بر اضطراب اجتنابی دانش آموزان پسر.

3- تعیین تأثیر آموزش جرأت ورزی بر اضطراب ترس دانش آموزان پسر.

4- تعیین تأثیر آموزش جرأت ورزی بر اضطراب فیزیولوژکی دانش آموزان پسر.

5- تعیین تأثیر آموزش جرأت ورزی بر عزت نفس دانش آموزان پسر.

6- تعیین تأثیر آموزش جرأت ورزی بر عزت نفس عمومی دانش آموزان پسر.

7- تعیین تأثیر آموزش جرأت ورزی بر عزت نفس اجتماعی دانش آموزان پسر.

8- تعیین تأثیر آموزش جرأت ورزی بر عزت نفس خانوادگی دانش آموزان پسر.

9- تعیین تأثیر آموزش جرأت ورزی بر عزت نفس تحصیلی دانش آموزان پسر.

10- تعیین تأثیر آموزش جرأت ورزی بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان پسر.

1-5- فرضیه های تحقیق[16]

  • آموزش جرأت ورزی باعث کاهش اضطراب اجتماعی دانش آموزان می شود.
  • آموزش جرأت ورزی باعث کاهش مولفه های اضطراب اجتماعی دانش آموزان می شود.
  • آموزش جرأت ورزی باعث افزایش عزّت نفس دانش آموزان می شود.
  • آموزش جرأت ورزی باعث افزایش مولفه های عزّت نفس دانش آموزان می شود.

 5- آموزش جرأت ورزی باعث افزایش عملکرد تحصیلی دانش آموزان می شود.

متغییرهای پژوهش

متغییر مستقل[17]؛ متغییر مستقل در این پژوهش آموزش جرات ورزی است.                            

 متغییر وابسته[18]؛ متغییر وابسته در این پژوهش اضطراب اجتماعی، عزّت نفس و عملکرد تحصیلی است. 

1-6- تعاریف اصطلاحات و متغییرها

1-6-1- تعاریف نظری یا مفهومی

1-6-1-1- جرأت ورزی: عبارت است از ابراز عقاید[19]، احساسات و افکار خود به طور مناسب(محمدخانی،1389).

1-6-1-2- عزت نفس: عقیده ای است كه فرد درباره مجموعه ای از تواناییها ویژگیها و شایستگی های خود دارد. عزّت نفس عبارت است از چگونگی احساس فرد درباره خودش ( اعم از مثبت یا منفی ). احساس مثبت درباره خود نشانه عزت نفس بالا و احساس منفی نشانگر عزّت نفس پایین است(بیابانگرد[20] 1373).

1-6-1-3-  اضطراب اجتماعی : اضطراب اجتماعی (که به عنوان ترس بیمارگونه از اجتماع شناخته شده است) عبارت از ترس غیرمنطقی از مورد ارزیابی قرار گرفتن و دیده شدن توسط دیگران(مقربی،1385)

1-6-1-4- عملکرد تحصیلی: ارزیابی معلومات یا مهارت‌های اکتسابی عمومی یا خصوصی در موضوعات درسی است که معمولاً به‌وسیله‌ی آزمایش‌ها و نشانه‌ها یا هر دو – که معلمان برای دانش‌آموزان وضع می‌کنند، اندازه‌گیری می‌شود(فصلنامه‌ی علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی).

تعداد صفحه :152

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه بررسی سبك های دلبستگی مادران دارای كودكان  مبتلا به اختلالات افسردگی-اضطراب با کودکان  عادی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد علوم تحقیقات واحد شاهرود

دانشکده علوم انسانی، گروه روانشناسی بالینی

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی (M.A)

گرایش: بالینی

عنوان :

بررسی و مقایسه سبك های دلبستگی مادران دارای كودكان  مبتلا به اختلالات افسردگی-اضطراب با کودکان  عادی سنین 8-12 سال

تابستان 1392

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست

عنوان           شماره صفحه

 چکیده 1

فصل اول

1-1 مقدمه  2

1-2 بیان مسأله  4

1-3 اهمیت و ضرورت انجام تحقیق   5

1-4 اهداف مشخص تحقیق   6

1-5 سؤالات و فرضیه‏های تحقیق   6

1-6 تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای پژوهش     6

1-6-1 تعاریف نظری.. 6

1-6-2 تعاریف عملیاتی.. 7

فصل دوم

1-2 مقدمه  9

2-2 تحقیقات انجام شده در مورد دلبستگی : 12

2-2-1 تحقیقات داخلی.. 12

2-2-2 تحقیقات خارجی.. 17

2-3 مفهوم شناسی دلبستگی : 20

2-3-1 سبكهای دلبستگی : 21

2-3-2 عوامل مؤثر بر سبك دلبستگی.. 25

2-3-3 شكل گیری دلبستگی در نوزادان. 26

2-3-4 تبیینهای نظری دلبستگی.. 29

2-4 توصیف اضطراب    31

2-4-1 طبقه‌بندی اختلالهای اضطرابی بر اساس DSM-IVTR.. 33

2-4-2 سبب شناسی ترسها، نگرانیها و اضطراب در کودکان. 42

               

2-5 توصیف افسردگی   47

2-5-1افسردگی در کودکان و نوجوانان. 48

2-5-2 افسردگی و رشد. 48

2-5-3 تشریح افسردگی.. 49

2-5-4 الگوهای نظری افسردگی.. 51

فصل سوم

3-1 مقدمه  58

3-2 روش پژوهش : 58

3-3 جامعه آماری   58

3-4 روش نمونه گیری   60

3-5 روش اجرا 60

3-6 متغیر ها 60

3-7 ابزارپژوهش     60

3-8 روش ها و ابزار تجزیه و تحلیل داده ها 66

3-9 ملاحظات اخلاقی   67

فصل چهارم

4-1 مقدّمه  68

4-2 آمار توصیفی   69

4-3 تحلیل داده ها (آمار استنباطی) 75

4-3-1 تحیل رگرسیون اضطراب… 81

4-3-2 تحلیل رگرسیون افسردگی.. 83

فصل پنجم

5-1 مقدمه  85

5-2 بررسی فرضیه ها 85

5-3 بحث و نتیجه گیری   89

5-4 محدودیت ها 92

5-5 پیشنهادات    92

فهرست منابع  93

Abstrac  100

فهرست جدول ها

أ‌.         جدول شماره 4 – 1 توزیع متغیرهای تحقیق در گروه نمونه کل…………………………………………….. 66 

ب‌.     جدول شماره 4 – 8 خلاصه نتایج و ضرایب تحلیل رگرسیون افسردگی………………………………….. 67

ت‌.     جدول شماره 4-3 فراوانی سطح تحصیلات کودکان دو گروه نمونه و گروه کل………………………..69

ث‌.     جدول شماره 4 – 4 خلاصه نتایج آزمون t گروه های مستقل………………………………………………….71

ج‌.      جدول شماره 4 – 5 ماتریس همبستگی متغیّرهای تحلیل رگرسیون اضطراب……………………………..72

ح‌.      جدول شماره 4 – 6 خلاصه نتایج و ضرایب تحلیل رگرسیون اضطراب……………………………………72

خ‌.      جدول شماره 4 – 7 ماتریس همبستگی متغیّرهای تحلیل رگرسیون افسردگی……………………………74

د‌.        جدول شماره 4 – 2 توزیع متغیرهای تحقیق در دو گروه نمونه به تفکیک…………………………………74

 

فهرست جدول ها

أ‌.         جدول شماره 4 – 1 توزیع متغیرهای تحقیق در گروه نمونه کل…………………………………………….. 66 

ب‌.     جدول شماره 4 – 8 خلاصه نتایج و ضرایب تحلیل رگرسیون افسردگی………………………………….. 67

ت‌.     جدول شماره 4-3 فراوانی سطح تحصیلات کودکان دو گروه نمونه و گروه کل………………………..69

ث‌.     جدول شماره 4 – 4 خلاصه نتایج آزمون t گروه های مستقل………………………………………………….71

ج‌.      جدول شماره 4 – 5 ماتریس همبستگی متغیّرهای تحلیل رگرسیون اضطراب……………………………..72

ح‌.      جدول شماره 4 – 6 خلاصه نتایج و ضرایب تحلیل رگرسیون اضطراب……………………………………72

خ‌.      جدول شماره 4 – 7 ماتریس همبستگی متغیّرهای تحلیل رگرسیون افسردگی……………………………74

د‌.        جدول شماره 4 – 2 توزیع متغیرهای تحقیق در دو گروه نمونه به تفکیک…………………………………74

چکیده

مقدمه: در نظریه دلبستگی، رفتارمادرانه و واکنش های مادرانه به فرزند تحت تأثیر سبک دلبستگی است. هدف این پژوهش بررسی و مقایسه سبک دلبستگی، مادران دارای کودکان اختلالات اضطراب وافسردگی با مادران کودکان عادی  سنین 8 تا12 سال انجام شده است.

روش: پژوهش حاضر از نوع مطالعات علی- مقایسه ای است. نمونه مورد بررسی در این تحقیق شامل 120 نفر از دانش آموزان دختر و پسر مقطع ابتدائی بودکه در خصوص مادران کودکان بهنجار، از روش نمونه گیری تصادفی و درخصوص مادران کودکان دارای اختلالات اضطرابیافسردگی از روش نمونه گیری دردسترس استفاده شد. ابزارمورد استفاده در این مطالعه آزمون راترکودکان و پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگسالان(RAAS) بود. داده های بدست آمده ازطریق روش آزمونهای آماری تی گروه های مستقل ورگرسیون لوجستیک موردبررسی قرارگرفت.

یافته ها: نتایج پژوهش،(t=4/23,p=0/000) در سبک دلبستگی اضطرابی ، (t=3/69,p=0/003) در سبک دلبستگی اجتنابی و (t=3/70,p=0/000) در سبک دلبستگی ایمن نشان می‌دهد، میان سبکهای دلبستگی اضطرابی، اجتنابی و ایمن مادران کودکان عادی ودارای اضطراب وافسردگی تفاوت معناداری وجود دارد . بعلاوه نتیجه تحلیل رگرسیون اضطراب نشان داد که سبکهای  دلبستگی اضطرابی، ایمن و اجتنابی می تواند به عنوان پیش بینی کننده های اضطراب به حساب آیند. وهمچنین تحلیل رگرسیون افسردگی نشان داد که سبکهای دلبستگی اضطرابی و اجتنابی مادران می تواند به عنوان پیش بینی کننده های افسردگی کودکان به حساب آیند.

نتیجه گیری: یافته های حاضر با حمایت از نظریه دلبستگی، اهمیت تعامل مادر-کودک را نشان می دهد. دلبستگی نا ایمن و اجتنابی مادران می تواند پیش بینی کننده مهمی برای ایجاد اختلالات افسردگی و اضطراب در کودکان باشد.

کلیدواژه: سبک دلبستگی مادران،کودکان اختلالات افسردگی- اضطراب،کودکان عادی  

1-1 مقدمه

سالهای اولیه ی زندگی یکی از بحرانی ترین مراحل رشد و تحول به شمار می رود و در طی این مرحله به خصوص سه سال اول زندگی، سیستم ایمنی کودک شکل گرفته، مغز و سیستم عصبی، ارتباط عصبی در مغز و سیستم اعصاب به سرعت رشد می کنند. از این رو می توان گفت که هر گونه آسیب وارده از نظر جسمی، روانی، تاثیرات پایداری را بر سایر مراحل رشد انسان  می گذارد (کوهن و همکاران، 2005).

از آنجایی که نوزاد انسان در بدو تولد از نوزاد هر موجود دیگری ناتوان‌تر است و زمان رشد او مدت بیشتری طول می‌کشد و باید سالیان دراز تحت مراقبت والدین بخصوص مادر قرار بگیرد بنابراین تعامل اجتماعی کودک  با مادر در طول مراحل رشد او نیز اهمیت بسزایی دارد. این تعامل، میان کودک و مادر باعث ایجاد یک جریان عاطفی عمیقی می‌شود که بالبی از آن به‌عنوان سبک دلبستگی یاد می‌کند (ریتچر[1] ،2004).

اگر مادر یا مراقب اصلی، اطمینان و امنیت کافی را برآورده کند، کودک به رشد روان شناختی مثبت و کافی دست خواهد یافت. درصورتی که نیازهای کودکی ناکام شده باشند ،کودک  ناامن، متوقع ، حسود و خودخواه خواهد شد و از رشد روان شناختی او جلو گیری  می شود که تمام این مراحل می تواند باعث اضطراب شود  در واقع سبک دلبستگی که در دوران کودکی شکل گرفته، و یکی از مهمترین عوامل موثر در تعاملات بین فردی است، و در سنین بعدی ادامه می یابد. سبکهای دلبستگی نشانگر شخصیت است و این سبکها، نه تنها منشأ اثرات مهمی بر روی روان شناسی شخصیت و روان شناسی تحولی بوده بلکه تاثیر غیر قابل اغماضی بر آسیب شناسی دارد  (حمیدی ،1387).

به دنبال نظریات بالبی در مورد دلبستگی و مهم بودن این موضوع در سنین کودکی، ماری آینورث و همکارانش برای تشخیص کیفیت دلبستگی نوباوگان آزمایشی را طراحی کردند. این آزمایش، که موقعیت ناآشنا نام گرفت، که در بخشهای بعدی مورد بررسی قرار میگیرد. نظریه دلبستگی که برمبنای تحقیقات بالبی ادامه یافت، مبعث از دو رویکرد روان تحلیل گری و رفتاری- شناختی است (برک، 1383).

نظریه دلبستگی که توسط بالبی مطرح شد، امروزه، الهام بخش پژوهشهای فراوانی گردیده و دربارۀ نقش دلبستگی در تحول شخصیت، رشد اجتماعی و حتی، در بوجود آوردن انواع اختلالات روانی مانند اضطراب، اضطراب جدایی، مدرسه هراسی و افسردگی محرز گردیده (آرمسدن و همکاران[2] ،1990؛ آبلا و همکاران[3] ،2005).

گرایتون (2010) معتقداست که سبک دلبستگی، با سلامت روانی و میزان رضایت از زندگی در سالهای بعدی زندگی در ارتباط است .

ارتباط  انواع دلبستگی غیر ایمن با اختلالات عمده روان پزشکی و از جمله دسته ی اختلالات اضطرابی و افسردگی در کودکان بارها مورد تایید قرار گرفته است (آرمسدن و همکاران ،1990؛ آبلا و همکاران ،2005).

استی جیمز و رابرتس  به نقل از ابارشی (1389)، در پژوهشی که انجام دادند مشخص کردند که، 51-21 درصد کودکان در سالهای اولیه مدرسه دچار اختلالات اضطرابی، خلقی و رفتاری می شوند. و با توجه به این درصد بالا، (کالکینز وهمکاران[4]، 2000به نقل از بارلو و همکاران، 2003)، معتقدند که این اختلالات هیجانی و رفتاری کودکان در سالهای اولیه زندگی، با رفتار و ارتباط مادر و استرس او در ارتباطند (هایز  و همکاران[5]، 2008). و پذیرا نبودن والدین در امر مراقبت مطمئن کودکان، رابطۀ مستقیمی با بوجود آمدن اختلالات فوق الذکر دارد (نجفی و حسن زاده،1389).

پر واضح است که اختلالات عمدۀ  روانپزشکی مادران بر کیفیت ایجاد دلبستگی کودکان موثرند (آرمسدن و همکاران ،1990؛ آبلا و همکاران ،2005). بنابراین، اختلالات مادر در طی رشد و تکامل کودک می‌تواند آسیب شناسی روانی کودکش را توجیه کند . و یا اینکه می‌توان نتیجه گرفت که کودک دارای والدینی با اختلالات روانپزشکی، در ابعاد بیشتری آسیب پذیر هستند با تشخیص و درمان بموقع اختلالات روانپزشکی والدین، می توان کمک بسزایی به بهداشت روانی خانواده کرد، تا کودک از نظر  روانی- جسمی سالمتر بهبود یابد (اوکونر و همکاران[6]،2005 ؛ بیدرمن و همکاران،2001).

با توجه به اینکه اختلالات روانی کودکان رو به افزایش است و ابتلای کودک به این اختلالات، بهزیستی وی را تحت الشعاع قرار می دهد، شناسایی آن برای پیشگیری و سنجش، گامی مثبت محسوب می‌شود. همانگونه که ذکر شد، وجود اختلالاتی، بر کیفیت روابط والد- کودک سایه می‌افکند و رشد شناختی و هیجانی کودک را پایه گذاری می کند (مانیتما[7]، 2006 به نقل از ابارشی و همکاران،1389). بنابراین، در این پژوهش به این می خواهیم دریابیم که آیا سبك دلبستگی  مادر توانایی پیش بینی ابتلای  فرزند به اختلالات اضطراب و افسردگی را دارد ؟

1-2 بیان مسأله

دلبستگی به معنای پیوند عاطفی است که در کودکی بین کودک و مراقب اصلی وی شکل می‌گیرد و بر رشد اجتماعی و احساسی کودک موثر است. و همچنین روابط دلبستگی، نقش بسیار مهمی در احساس امنیت افراد دارد (گاردن،2008). یکی از اصول پایه‌ای دلبستگی این است که روابط دلبستگی اولیه بر طول زندگی فرد موثر است و بر روابط بعدی و عملکرد کودک اثر می‌گذارد (صفرزاده،2006). افراد با دلبستگی ایمن، سطح بالاتری از اعتماد و رضایت و سطح پایین‌تری از تعارضات دارند، در حالیکه افراد با دلبستگی دوسوگرا با عدم تعادل در احساسات و تعارضات بیشتر و افراد با دلبستگی اجتنابی با رضایت و صمیمیت کمتر و تعارضات بیشتر مشخص می‌شوند (کولینز و همکاران،2002).

به اعتقاد بالبی اکثر مشکلات دوران کودکی و بزرگسالی منتج از تجربیات واقعی دوران کودکی است (صفرزاده،2006). بالبی به صراحت پیش‌بینی کرده است که اختلال در رابطه دلبستگی، با ایجاد اضطراب فراگیر و بی‌اعتمادی در کودک می‌تواند به اختلال‌های روان‌شناختی بی‌انجامد.

تحقیقات نشان داده‌اند که دلبستگی ناایمن کودکان باعث ایجاد اختلالات هیجانی، رفتاری، مشکلات تحصیلی، اختلال در حافظه و یادگیری و اعتماد به نفس پایین می‌شود (1973 به نقل از رازقی و دیگران، 1385).

دلبستگی ممکن است به دلایلی از این قبیل به خطر بیافتد: گرفتاری‌های فکری زیاد والدین یا فرد مراقب، افسردگی پس از زایمان مادر، بستری شدن کودک و در نتیجه جدایی از والد، والدینی که در روابط خود دچار مشکلاتی هستند و در نتیجه از فرزند خود غافل می‌شوند، عوامل ژنتیکی، اختلالات رشدی، والدینی که نیازهایشان در دوره کودکی ارضا نشده و در نتیجه نیاز‌های فرزندشان خبر ندارند (خوشابی،1386). در این تحقیق بر آن شدیم تا بررسی کنیم آیا سبک دلبستگی مادران نیز ممکن است از عوامل ایجاد اختلال در سبک دلبستگی کودکان و در نتیجه باعث بروز اختلالات هیجانی از جمله اضطراب و افسردگی شود.

1-3 اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

یکی از شایع ترین اختلالات دوره کودکی، مشکلات اضطراب – افسردگی است (نایینیان و همکاران، 1383).

اطلاعات حاصل از تحقیقات اخیر نشان می دهند که والدین كودكان نابهنجار و حتی والدین كودكان مستعد، نیاز به مهارتهایی دارند تا با نیازهای ویژه كودك به خوبی كنار بیایند. و بکار بستن این مهارتها موجب كاهش استرس آنان شده، و سلامت خانواده را تسهیل می كند (بك من 1981، شانكوف و هاسر كرام، 1989). در برخی خانواده ها، چالشهای روزانه و فشارهای ناشی از بزرگ كردن یك كودك نابهنجار، ممكن است تاثیر منفی بركیفیت زندگی کودک بگذارد. و بدینوسیله، این کودک ممکن است بعدها متمایل به بدبینی، خشم، اضطراب، احساس گناه، فشار روحی، ناامیدی و یا افسردگی گردد (گودمن و گتلیب، 2002).

واقعیت این است كه هركودكی كه در خانواده به دنیا می آید، از والدین خود تأثیر می پذیرد. بدین طریق، روشن است كه زندگی اجتماعی و عاطفی او، زیر بنایی والدینی خواهد داشت (فیلدر[8]، 1994). كمیته كودكان دارای مشکلات ناسازگاری (2001)،  معتقد است كه، والدین نقش اساسی در تأمین سلامت و رفاه كودكان ایفاء می كند.

هیچ پدر و مادری دوست ندارد که فرزندش به اختلال روانی و از آن جمله اضطراب و  افسردگی مبتلا گردد، اما وقتی این اتفاق افتاد، والدین نیازمند تصحیح روابط گذشته اشان با فرزندانشان هستند (فرناندز[9]، 1997).

به هنگام تولد یك كودك دارای اختلال روانی، كاركردهای روانشناختی خانواده را به هم می‌ریزد كه در سطح كلان، سلامت روان، پویایی و هدفمندی خانواده را هدف قرار می‌دهد. و در سطحی خرد، نیز مهمترین كاركردهای روان شناختی خانواده را به چالش می‌کشاند: همچون ابراز كردن، حل تعارض، استقلال، پیشرفت، تفریح و سرگرمی، ارزش های اخلاقی و مذهبی، ساختار و سازمان، رفت و آمد با اطرافیان، اتحاد، كنترل، سلامت روانی و کیفیت زندگی تحت تاثیر خود قرار می دهد  (الیری و همكاران[10]، 2001؛ به نقل از كیمیانی، 1387).

والدینی که به کودکان خود دلبستگی ایمن نشان می دهند، کودکانشان طرحواره هایی با معنای مهربانی و عاطفی دریافت می‌کنند. طرحواره هایی که شایستگی، محبوبیت و مراقب ایمن آنها را در قبال کودکان نشان می‌دهند (گنجی، 1383). شکل کلی دلبستگی در فرهنگهای مختلف را باید با احتیاط تعبیر کرد. البته به رغم تنوع فرهنگی، الگوی ایمنی رایجترین الگوی دلبستگی درکلیه جوامع است، که تا به امروز بررسی شده اند (سید محمدی، 1383).

1-4 اهداف مشخص تحقیق

بررسی نقش مادر در ایجاد اختلالات اضطرابی و افسردگی فرزندان

بررسی رابطه سبک دلبستگی مادر با اختلالات اضطرابی و افسردگی فرزند

مقایسه سبک دلبستگی مادران دارای کودکان اختلالات اضطرابی و افسردگی با مادران کودکان بهنجار

1-5 سؤالات و فرضیه‏های تحقیق

سوالات تحقیق حاضر بدین قرارند؛

آیا سبک دلبستگی مادران کودکان دارای اختلالات اضطرابی و افسردگی با سبک دلبستگی مادران کودکان عادی تفاوت دارد؟

آیا سبک دلبستگی مادر قادر است پیش بین خوبی برای ابتلای فرزند به اختلالات اضطرابی و افسردگی را باشد؟

با توجه به سوالات فوق و اهداف بیان شده فرضیات تحقیق حاضر بدین قرار است؛

بین سبک دلبستگی مادران کودکان دارای اختلالات اضطرابی و افسردگی با سبک دلبستگی مادران کودکان عادی تفاوت وجود دارد.

سبک دلبستگی مادر، توانایی پیش بینی ابتلای فرزند به اختلالات اضطرابی و افسردگی را دارد.

1-6 تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای پژوهش

1-6-1 تعاریف نظری

اختلال اضطراب کودکی: اضطراب یک حالت خلقی است که مشخصه آن، بروز هیجان منفی شدید و تنش‌های جسمانی است. که در آن، فرد با ترس ونگرانی، خطر یا حادثه ناگواری را پیش‌بینی می‌کند (بارلو،2002).

اختلال افسردگی کودکی: اختلال افسردگی کودکی، دورهای طولانی اندوه، یعنی ملال[11] هستند. آن‌ها از کارهایی که انجام می‌دهند، لذت کمی می‌برند و علاقه خود را تقریباً به همه فعالیت‌ها از دست می‌دهند- حالتی که دلمردگی[12] نامیده می‌شود (همان منبع).

دلبستگی: دلبستگی عبارت از پیوند یا رابطه هیجانی با یک فرد دیگر است. جان بالبی، روان شناس، نخستین نظریه پرداز دلبستگی بود. او دلبستگی را چنین توصیف کرده است: «ارتباط روانی پایدار بین دو انسان» (بالبی، ۱۹۶۹). دلبستگی مبنای تکاملی و زیستی دارد و فطری است (دیوس، 2004 ؛ رهولز و سمپسون، 2004).

سبك دلبستگی ایمن:

افرادی با این سبک دلبستگی، دیدگاهی  مثبت در مورد خود یا دیگران دارند و روابطی عاطفی پایدار برقرار می‌کنند (كرین ، 1384).

سبك دلبستگی اجتنابی : این افراد كه نظری منفی در مورد خود دارند به شدت از برقراری  یك ارتباط صمیمانه ” گریزانند. و معتقدند در زندگی نیازی به حمایت دیگران ندارند (دیویس،2004؛ رهولز ،2004) .

سبك دلبستگی اضطرابی (اضطراب  دوسوگرایی ): بزرگسالانی  با این  سبك دلبستگی،  به دلیل  احساس عدم شایستگی كه نسبت به خود تجربه  می كنند، عمدتاً در جریان روابط صمیمانه اشان اضطراب احساس طرد و از دست رفتن بسیاری را تجربه كرده و دائما نگران طرد شدن از جانب دیگران هستند ( رهولز، 2004 ) .

1-6-2 تعاریف عملیاتی

تعریف عملیاتی اضطراب: اختلال اضطراب در این پژوهش نمره ای است كه افراد (كودكان) در آزمون راتر به دست می آورند .

تعریف عملیاتی افسردگی: اختلال افسردگی در این پژوهش نمره ای است كه افراد (كودكان) در آزمون راتر به دست می آورند .

تعریف عملیاتی دلبستگی: دلبستگی در این پژوهش نمره ای است كه افراد در پرسشنامه دلبستگی بزرگسالان كولینز و رید به دست می آورند .

تعریف عملیاتی سبك دلبستگی ایمن: در این پژوهش، سبكهای دلبستگی، نمراتی هستنند كه از طریق پرسشنامه سبكهای  دلبستگی  بزرگسالان كولینز و رید بدست می‌آیند. 

تعریف عملیاتی سبك دلبستگی اجتنابی: در این پژوهش، سبكهای  دلبستگی نمراتی هستند  كه از طریق پرسشنامه سبكهای دلبستگی  بزرگسالان  كولینز و رید بدست می‌آیند .

تعریف عملیاتی سبك دلبستگی اضطرابی: در این پژوهش، سبكهای  دلبستگی  نمراتی هستند كه از طریق پرسشنامه  سبكهای  دلبستگی  بزرگسالان كولینز و رید بدست می‌آیند .

تعداد صفحه :105

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه بررسی رابطه طلاق عاطفی والدین با اختلال های رفتاری-هیجانی دختران 7 تا 12 سال دامغان

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی

علوم تحقیقات شاهرود

‌پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد(M.A)

 رشته : روانشناسی عمومی

عنوان :

بررسی رابطه طلاق عاطفی والدین با اختلال های رفتاری-هیجانی دختران 7 تا 12 سال دامغان

تابستان  1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان………………………………………………………………………………………………….. صفحه

چكیده فارسی………………………………………………………………………………………….. 1

فصل اول:معرفی

1-1: مقدمه……………………………………………………………………………………………. 3

1-2:بیان مساله……………………………………………………………………………………….. 7

1-3:اهمیت و ضرورت پژوهش……………………………………………………………………… 10

1-4:اهداف پژوهش…………………………………………………………………………………… 11

1-5:سوالات  پژوهش………………………………………………………………………………… 11

1-6:فرضیه های  پژوهش……………………………………………………………………………. 12

1-7: تعریف متغیرها پیش فرضها و اصطلاحات تحقیق……………………………………………. 12

فصل دوم:ادبیات و پیشینه پژوهش

2-1: مقدمه……………………………………………………………………………………………. 15

2-2: خانواده………………………………………………………………………………………….. 15

2-3: تعریف و مفهوم طلاق………….. …………………………………………………………….. 16

2-4: انواع طلاق……………………… …………………………………………………………….. 17

2-5: مراحل طلاق……………………. …………………………………………………………….. 26

2-6: مدیریت طلاق…………………… …………………………………………………………….. 27

2-7: اختلالات رفتاری و عاطفی…………………………………………………………………….. 31

2-8: علل اختلالات رفتاری………………………………………………………………………….. 33

2-9: اثرات اختلالات رفتاری………………………………………………………………………… 34

2-10:دسته بندی اختلالات رفتاری…………………………………………………………………… 35

2-11- اصول کلی رفتار درمانی اختلالات رفتاری………………………………………………….. 38

2-12- رابطه میزان شیوع کلی اختلالات رفتاری با عوامل جمعیت شناختی……………………….. 39

2-13-تحقیقات انجام شده داخلی و خارجی……………………………………………………………. 40

فصل سوم: روش تحقیق

3-1:مقدمه…………………………………………………………………………………………….. 46

3-2:روش تحقیق……………………………………………………………………………………… 46

3-3: جامعه آماری……………………………………………………………………………………. 46

3-4: روش نمونه گیری………………………………………………………………………………. 46

3-5: ابزار های پژوهش……………………………………………………………………………… 46

3-6:روش اجرای پژوهش……………………………………………………………………………. 49

3-7:تحلیل آماری……………………………………………………………………………………… 50

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل  داده ها

4-1:مقدمه…………………………………………………………………………………………….. 52

4-2: یافته های توصیفی………………………………………………………………………………. 52

4-3-یافته های استنباطی……………………………………………………………………………… 57

 

فصل پنجم:بحث و نتیجه گیری

5-1:مقدمه…………………………………………………………………………………………….. 65

5-2:بحث و نتیجه گیری……………………………………………………………………………… 65

5-3:محدودیتها………………………………………………………………………………………… 74

5-4:پیشنهادات کاربردی……………………………………………………………………………… 74

5-5:یشنهادات پژوهشی………………………………………………………………………………. 75

منابع ………………………………………………………………………………………………….. 77

پیوستها………………………………………………………………………………………………… 84

پرسشنامه اختلالات رفتاری…………………………………………………………………………… 85

پرسشنامه طلاق عاطفی……………………………………………………………………………….. 91

خروجی داده ها………………………………………………………………………………………… 94

چكیده لاتین……………………………………………………………………………………………. 100

چکیده:

 هدف از این پژوهش بررسی رابطه طلاق عاطفی والدین با اختلال های رفتاری- هیجانی کلیه  دانش آموزان دختر دبستانی7 تا 12 سال شهر دامغان بود. تحقیق حاضر توصیفی- تحلیلی از بعد هدف کاربردی و از نظر نوع روش در زمره تحقیقات پیمایشی می باشد و به شیوه نمونه گیری تصادفی 384 نفر  به عنوان نمونه  انتخاب شدند و به پرسشنامه های طلاق عاطفی و سیاهه رفتاری کودک ((CBCLاخنباخ پاسخ دادند . داده های حاصل به روش تحلیل همبستگی  و رگرسیون و آزمون اسمیرنوف با نرم افزار spss تجزیه و تحلیل شد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که رفتار پرخاشگرانه و نمره کل اختلال های رفتاری- هیجانی بهترین پیش بینی کننده طلاق عاطفی می باشند. همچنین نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که  بین متغیرهای کناره گیری با طلاق عاطفی رابطه معنادار نیست اما بین سایر مولفه های اختلال های رفتاری- هیجانی با طلاق عاطفی رابطه معنادار بود. با توجه به نتایج  باید گفت یکی از مهمترین مهارت هایی که زوجین باید بکار گیرند توانایی افراد در حل تعارض، برخورداری از صفت خودکنترلی است، افراد باید هدف های واقع گرایانه را اولویت بندی کنند و در زمان تصمیم گیری میان عواطف و عقل تعادل برقرار کنند. همچنین كودكان باید یاد بگیرند كه چگونه با مسائل روبرو شوند و چطور آنها را با روش صحیح و منطقی از سر راه خود بردارند. از این رو آشنا كردن كودك با مسائل روزمره ای كه متناسب با سنش نیز باشد باعث می شود تا تجربیات و اندیشه های تازه ای بدست آورد. این تجربیات در حل مسائل بعدی زندگی برای كودك مفید و كارساز خواهد بود.

واژگان کلیدی: طلاق عاطفی والدین، اختلال های رفتاری- هیجانی، کودکان طلاق عاطفی

فصل اول: کلیات تحقیق

1-1-مقدمه

اختلال روانی: عبارت است از «نشانگان یا الگوی رفتاری یا روانی كه اهمیت بالینی دارد و در فرد یافت می شود و  به علاوه، این نشانگان یا الگو نباید صرفاً پاسخی قابل پیش بینی و از لحاظ فرهنگی تائید شده به رویدادی خاص، مثل مرگ فرد عزیز، باشد» (انجمن روان پزشكی آمریكا، 2000). اصطلاح اختلال های روانی برای كل اقدام تشخیص و درمان، اهمیت زیادی دارد. اجازه دهید به تعریف ارائه شده در DSM-IV-TR و اشارات آن، نگاه دقیق تری بیاندازیم.

  اختلال روانی، «اهمیت بالینی» دارد.   DSM-IV-TRبرای هر اختلال، مدتی را مشخص می كند كه طی آن، نشانه ها برای تشخیص اختلال باید وجود داشته باشند. بنابراین، فكر یا خلق زودگذر، رفتار گاه و بی گاه عجیب، یا احساس زودگذر بی ثباتی یا سردرگمی، اختلال روانی را تشكیل نمی دهند. شاید بتوانید به زمانی فكر كنید كه بعد از رویدادی ناراحت كننده در زندگی تان، احساس كردید از لحاظ هیجانی آشفته هستید. اینگونه تجربیات شایع هستند و اختلال روانی محسوب نمی شوند، مگر اینكه به قدری شدید باشد كه عواقب جدی به بار آورند. برای اینكه اختلالی «اهمیت بالینی» داشته باشد باید برای مدتی پیوسته وجود داشته و به قدر كافی موثر باشد كه زندگی فرد به نحو چشمگیری تحت تاثیر قرار گیرد. با توجه به اجتماعی بودن انسان مطالعه زمینه های بهنجاری و نابهنجاری رفتارهای وی بسیار حائز اهمیت است. در پژوهش حاضر میزان رابطه طلاق عاطفی والدین بااختلالات رفتاری بین کلیه دانش آموزان دختر دبستانی 7 تا 12 سال شهر دامغان مورد بررسی قرار می گیرد.  از انجا که ساخت جمعیت کشور ما به گونه ای است که نوجوانان و جوانان بیشترین قشر آن را تشکیل می دهند  شناخت تنوع و میزان اختلالات دانش آموزان در جهت برنامه ریزی ها و فعالیتهای آموزشی و پرورشی کاری بس مهم است.

  منظور از اختلالات رفتاری آن دسته از رفتارهایی است که از دیدگاه های روان شناسی و جامعه شناسی بهنجار نمی باشد و مساله مورد تحقیق اختلالات رفتاری عبارتند از: هیجان پذیری وسواس  تمایل به گوشه گیری، رفتار و انکارپارانویایی، افسردگی، گرایش به پرخاشگری و رفتارهای تهاجمی، بی قراری، گرایش رفتارهای ضد اجتماعی است.

 خانواده یکی از رکن های اصلی جامعه به شمار می رود. دستیابی به جامعه سالم آشکارا در گرو سلامت خانواده است و تحقق خانواده سالم مشروط به برخورداری افراد آن از داشتن رابطه های مطلوب با یکدیگر است. در چنین نظامی افراد با علایق و دل بستگی های عاطفی نیرومند دیرپا و متقابل به یکدیگر پیوسته اند. این دل بستگی ها اگر چه شاید شدت وحدت شان در طی زمان کاسته شود. اما در سراسر زندگی خانوادگی پاینده خواهند بود. (گلدنبرگ،[1] به نقل از حسین شاهی و نقش بندی،  1383).
 ازدواج به عنوان مهمترین و عالیترین رسم اجتماعی برای دستیابی به نیازهای عاطفی و امنیتی افراد بزرگسال همواره مورد تائید بوده است. ازدواج رابطه ی انسانی پیچیده ظریف و پویا می باشد که از ویژگی های خاصی برخوردار است. همچنین توجه به کانون خانواده با محیط سالم و سازنده و روابط گرم و تعاملات میان فردی و صمیمی ای که می توانند موجب رشد و پیشرفت افراد گردند از جمله اهداف و نیازهای ازدواج محسوب می شوند (برنشتاین و برنشتاین،[2] 1989).         
و به طور کلی از هر چه فاصله بگیریم از خانواده نمی توانیم فاصله بگیریم چون که بدون وجود خانواده در هر شکل و صورتی که باشد مفهوم زندگی و حیاتی انسانی مصداقی نخواهد داشت.

 در سالهای گذشته دیدگاه زنان و مردان درباره ی زندگی خانوادگی تغییر کرده است. امروزه دیدگاه زنان و مردان درباره ی مفهوم خود نیز تغییر کرده است. همچنین ایده های انهادرباره ی نقش های سنتی زنان و مردان تغییر پیدا کرده است. در دهه های گذشته مشکلات اقتصادی و تغییر در انتظارات خانواده ها از زندگی، درامد بیشتر را برای بقای خانواده ها ضروری ساخته است.بین دهه های 70 تا80 تعداد زنان شاغل از 2/18 میلیون به 8/25 میلیون نفر در امریکا افزایش پیدا کرد. امروزه در اغلب کشورها سبک زندگی از خانواده ای با یک نان اور، به سمت خانواده ای با دو نفر شاغل تغییر کرده به گونه ای که زوج های هر دو شاغل تعداد زیادی از زوج ها را تشکیل میدهند (استولتزلوییک،1992).

 امروزه زنان به منظور به ظهور رسانیدن توانمندی های خود و افزایش عزت نفس و خودشکوفایی به اشتغال علاقه مند شده اند. تصویر خانواده ی سنتی که در ان یک مرد در خارج از خانه کار می کند و فرزندان و همسر همه از درامد او گذران زندگی می کنند، درحال محو شدن است. تصویر خانواده ی امروز زن و مردی با مشغله ی زیاد یا زن و مردی شاغل در بیرون از خانه را نشان می دهد که تعارض های شدیدی را بین نقش های خانوادگی و کاری تجربه می کنند (کوپر،1991).

درمانگران در صورتی می توانند به طور مؤثری به زوج های امروزی کمک کنند که مسائل خاص فراروی زوج ها و خانواد ها را با توجه به زمان درک کنند.( نظری،1386).

 در جامعه امروز به دلایل متعددی چون گذر از سنت  به مدر نیته، تغییر نظام خانواده ها و فشارهای شغلی و اجتماعی و همچنین پیدا شدن نقش های جدید مثل نقش اشتغال و اضافه شدن آن به نقش های سنتی زنان و با توجه به اهمیت ویژه و جایگاه والایی که نقش های سنتی همچون همسری و مادری زنان در نظر همسرانشان در فرهنگ ایرانی داراست مشکلات و تعارض های خانوادگی و زناشویی افزایش چشمگیری یافته اند و شواهد فراوانی گویای آن هستند که زوج ها در جامعه امروزی برای برقراری و حفظ روابط صمیمی و دوستانه به مشکلات شدید و فراگیری دچارند.

 افزایش روز افزون طلاق در دنیای کنونی هر چند در مقیاسی بسیار کمتر متاسفانه جامعه فعلی ما را نیز در بر گرفته است و نارضایتی زن و شوهر از یکدیگر و نیز از هم گسیختگی کانون های گرم بسیاری از خانواده ها و تاثیرات سوء این جدایی بر افراد خانواده نیاز به رسیدگی و رفع این مشکل را مطرح ساخته است.

 خانواده نظامی اجتماعی و طبیعی است که ویژگی های خاص خود را دارد پس از ازدواج هر یک از همسران انتظار دارند خانواده جدید همان شکلی را پیدا کند که برای او مطلوب و آشناست هر کدام  می کوشند واحد زن و شوهری را در راستای مطلوب و پذیرفته خود سازمان دهد و دیگری را برای هم سازی با خود تحت فشار گذارد (مینوچین،[3] 1380).

 سازگاری زناشویی وضعیتی است که در آن زن و شوهر در بیشتر مواقع احساس ناشی از خوشبختی و رضایت از همدیگر دارند (سین ها و ماکرجک،[4]1990).

 معمولا رفتارهای فردی موجب شکل گیری قواعد مراودات در بین زوجین می شود بنابراین پذیرش سلیقه ها و رفتار همسر و یا به عبارتی دیگر، بروز رفتارهای مقبول از سوی همسر می تواند روابط دوتایی را شکل دهد و زمینه را برای برقراری تفاهم در بین زوجین ایجاد کند و در واقع می توان گفت رضایت زناشویی یک ارزیابی کلی از وضع فعلی ارتباط ارائه می دهد (احمدی، 1382).

پدید آمدن  اختلاف و تعارض بین زن و شوهر طبیعی است و به دلیل ماهیت کنش ورزی  همسران گاه پیش می آید که اختلاف دیدگاه روی دهد یا نیاز ها بر آورده نشود و در نتیجه همسران نسبت به یکدیگر احساس خشم ناامیدی و ناخشنودی می کنند.

بعضی از موضوع های شناخته شده ای که می تواند پدید آورنده اختلاف های زناشویی باشد چنین است پول، روابط جنسی، روابط خویشاوندی، دوستان، فرزندان، خیانت جنسی، مشکلات عاطفی، مشکلات مالی، مشکلات ارتباطی(گفت و شنود)، درگیری های کاری و مانند این ها (ثنایی ذاکر، 1378).        
 اختلافات زناشویی می توانند نتایج زیان باری را به همراه داشته باشند و همانطور که مازلو در سلسله مراتب نیاز ها بیان می کند که ارضای نیازهای بالاتر مستلزم ارضا نمودن نیازهای پایین تر است، زوجین نیز با وجود تعارضات و به دلیل برآورده نشدن نیاز آنها به عشق و محبت و احترام ممکن است نتوانند به خود شکوفایی دست یابند و علاوه بر آن فرزندان را نیز در این اثرات زیان بار سهیم می کنند و باعث می شود که حتی نیازهای سطح پایین آنها از جمله نیاز به محبت و امنیت تامین نشود و این امر موجب عدم دستیابی کودکان به نیازهای سطح بالاتر و رسیدن به خود شکوفایی و تکامل شود.

 علاوه بر این ها یکی دیگر از عواملی که برای سازش زناشویی مهم است سازگاری نقش جنسی میباشد. سازش های نقش جنسی در دوران بزرگسالی اولیه شدیدا دشوارند. اکثر دختران نوجوان می خواهند وقتی به بزرگسالی می رسند نقش همسران و مادران را ایفا کنند ولی در عین حال مایل نیستند که همسران و مادران سنتی باشند یعنی نسبت به شوهرانشان در مقام پایین تری قرار بگیرند و قسمت عمده وقت خود را به خانه و فرزندان اختصاص دهند و بیرون از خانه مشغله ای نداشته باشند. بدیهی است این دیدگاه عمدتا از فرهنگ حاکم بر جامعه متاثر می شود که اغلب خانه داری را کار ارزشمندی تلقی نمی کنند(شعاری نژاد،1373).

 غالبا هر همسر مفهوم خاصی از نقش زن و شوهر داردکه بر انتظاراتش از طرف دیگر(همسر)اثر  می گذارد حال اگر انتظارات نقش تامین نشود به تعارض و ناسازگاری خواهد انجامید(شعاری نژاد، 1373)

بیشتر سردرگمی زنان و مردان دارای رابطه ی پایدار از بحث راجع به تغییر نقش های زن  و مرد ناشی می شود. نهضت زنان توجه را به روابط غیر منصفانه در ازدواج می کشاند باروری، پرورش فرزند، نبود موقعیت مساوی در کار خارج از خانه و نبود اجرت مساوی از اولین موضوعاتی است که مورد توجه قرار گرفته است (روبوتهام،[5] 1983 و اکلی،[6] 1974 به نقل از شعاری نژاد، 1373). 

1-2-بیان مساله

 خانواده به عنوان یک گروه اجتماعی دربرگیرنده بیشترین، عمیق­ترین و اساسی­ترین مناسبات انسانی است؛ و منبع اولیۀ نیازهای اساسی فرد محسوب می­شود(تاجیک اسماعیلی، 1392). بهداشت روانی نسل­های جامعه در گرو تأمین بهداشت روانی خانواده به عنوان یک کانون مملو از محبت و آرامش برای تحول در رشد استعداد­ها­ست که هرگونه آسیبی به آن، نسل آینده را از آثار سوء خود مصون نخواهد گذاشت و سازمان­های اجتماعی زیادی را درگیر خود خواهد ساخت(کاملی، 2012). ماهیت جو عاطفی خانواده، شامل روابط والدین نسبت به فرزندان، فرزندان نسبت به یکدیگر و والدین نسبت به هم است (نوابی نژاد،1390). رابطۀ زناشویی به عنوان مهمترین و اساسی­ترین رابطه انسان توصیف شده است، زیرا ساختاری اولیه را برای بنا نهادن رابطۀ خانوادگی و تربیت کردن نسل آینده فراهم می­سازد (لارسون[7]، هولمان[8]، 2013). یکی از معضلات مهم در زمینه زندگی زناشویی پدیده­ای به نام طلاق[9] است (یوسفی، کیانی،1391  ). آمار طلاق معتبرترین شاخص آشفتگی زندگی زناشویی است (هالفورد،1390 ). این آشفتگی سیستم زناشویی را چنان بی­ثبات می­کند که زن و شوهر از یکدیگر دلسرد شده قادر به بخشودن اعمال، افکار و احساسات منفی یکدیگر نیستند و در باور خود چاره­ای جز طلاق نمی­بینند. طلاق شایع­ترین جلوه تعارض است(کارنی، برادبوری[10]،1997 ). بر اساس اطلاعات مرکز آمار ایران، میزان طلاق در سال­های 1375 تا 1385 به حدود 20 درصد رسیده است(زارعی محمودآبادی و یونسی، 1389). همچنین، نرخ­ طلاق ­در سال 1390 بالغ بر142841 بوده و نسبت ازدواج به طلاق 1/6 است و در سه ماهه اول سال 1391 تعداد 34759 طلاق و نسبت ازدواج به طلاق در همان سال 4/6 در کل کشور ثبت شده، نشان دهنده رابطه معکوس میزان طلاق و ازدواج است یعنی با افزایش آمار طلاق میزان ازدواج نیز کاهش می­یابد (سازمان آمار ایران، 1391). طلاق پیامدهای منفی فراوانی از قبیل خطر فزاینده آسیب روانی، میزان تصادف­های اتومبیل منجر به مرگ، شیوع فزاینده بیماری­های جسمی، خودکشی، خشونت، قتل ، برای زوجین و خطر افسردگی و خودکشی، انزوا و شایستگی پایین، مشکلات تندرستی و عملکرد تحصیلی پایین برای فرزندان دارد(گاتمن،1994؛ به نقل از ضیاءالحق،حسن آبادی، قنبری هاشم آبادی، مدرس غروی، 1391). مطالعه روابط زوجین به درک چارچوب­های ساختاری روابط زوجین کمک می­کند( گاتمن،1993). در بررسی علل طلاق علاوه بر عوامل اجتماعی، اقتصادی و حقوقی، توجه به علل فردی و روانشناختی از اهمیت ویژه­ای برخوردار ­است. مسلماً، مشکلاتی که موجب می­شود، زوجین تصمیم به جدایی بگیرند، مزمن است، مانند انگیزه جدایی، تعارض شدید و رویدادهای خشونت­آمیز دائمی، گاهی هم عوامل غیر منتظره باعث فروپاشی زندگی زناشویی می­شود، مثل افشاء خیانت­های زناشویی و یا موقعی که یکی از همسران قصد جدایی داشته باشد و نسبت به زندگی با همسر خود تردید داشته باشد (زارعی­محمودآبادی، 1391). به منظور­ پیشگیری از پیامدهای ناشی از­ طلاق و ناسازگاری زناشویی همیشه متفکرین به دنبال راه­هایی بوده­اند­ که با ­این مسئله به نحوی مقابله نمایند (صدق­پور، 1393). سازگاری زناشویی[11] یکی از­ مهمترین فاکتورها­ در تعیین ثبات و­ تداوم زناشویی است (گال[12]، 2001؛ به نقل از بار-ان و پارکر[13]، 2006). سازگاری زناشویی فرایندی است که در­ طول زندگی زوجین به وجود ­می­آید. زیرا­ که لازمه آن انطباق سلیقه­ها، شناخت صفات شخصیتی، ایجاد­ قواعد­ رفتاری و شکل­گیری الگوهای مراوده­ای است. بنابراین سازگاری زناشویی فرایندی تکاملی بین زن و شوهر است (لا­ول، ­لاول[14]، 1983، به نقل از فقیرپور، 1390 ). سازگاری زناشویی را می­توان به عنوان منبع نظام خانواده یا­ حتی بخشی از نیروی تأمین حیات و احیا­ کننده خانواده دانست (ملازاده، محمودی، اژه­ای، کیامنش، 1391). برنشتاین (1377) تأکید می­کند که مکانیسم­های شناختی بر ­سازگاری و رضایت زناشویی تأثیر می­گذارند. ادراکات زن و شوهر و برداشت­هایی که آنها از زندگی خانوادگی خود داشته­اند ، در سازگاری زناشویی آن­ها تأثیرگذار است (سابتلی[15]، 2013). رضایت زناشویی به آسانی قابل دستیابی نیست(یوسفی، 1389). میزان بالای طلاق در جوامع تایید کننده این حقیقت است که زوجین تمایلی نسبت به ماندن در ازدواج­های ناکام ندارند(کایزر[16]،1993 ). مدیریت خودکارآمدی طلاق [17]می­تواند به زوجین کمک کند که آگاهانه تصمیم مناسب را بگیرند(زارعی محمودآبادی و همکاران، 1391) امروزه زوج­های متقاضی طلاق بیش از هر زمان دیگری به مدیریت در زمینه طلاق نیازمندند. از نظر دریمن[18](1999) مدیریت طلاق به زوج های در شرف طلاق کمک می­کند تا با دیدی وسیع با مساله طلاق مواجه شوند. اینکه کدام زوج ناراضی می­تواند از بروز درگیری و آشفتگی جلوی فرزندان خودداری کند در حیطه مدیریت طلاق قرار می گیرد.(به نقل از زارعی محمود آبادی،1391 ). در سالهای اخیر نقش عوامل شناختی در درک پویایی­­های تعاملات و روابط زناشویی، بیشتر مورد توجه قرارگرفته(برادبوری، فینچام، 1990). مدل­های نوین شناختی پیشنهاد می­کنند که محتوای ادراکات و استنباط­های فرد به وسیله طرحواره­های[19] زیربنایی نسبتا پایدار، شکل گرفته­اند (کاستونگوی[20]، هیل[21]. 2007). طرحواره­ها موجب سوگیری در تفسیرهای ما از رویدادها می­شوند و این سوگیری­ها در آسیب­شناسی روانی میان فردی (زوجین) به صورت سوءتفاهم ، نگرش­های تحریف شده، گمانه­های نادرست، هدف­ها و چشم داشت­های غیرواقع ­بینانه خود را نشان می­دهند (پاسکال، کرستین وجین[22]،2008). با توجه به اهمیت سازگاری زوجین و نیز اهمیت طرحواره­ها بر عملکرد افراد در شرایط استرس­زا زندگی زناشویی، پژوهشگر در این پژوهش  به دنبال پاسخگویی به این سوال است که آیا بین طلاق عاطفی زوجین و رابطه آن با اختلال های رفتاری – هیجانی کودکان رابطه وجود؟

1-3-اهمیت و ضرورت تحقیق

­امروزه طلاق مهمترین ­تهدید ­علیه­ بنیاد­ خانواده ­به­ شمار می­رود و شناخت ­عوامل­ مؤثر و متأثر از آن ­از اولویت­های­ بهداشت­­روان­ به ­شمار می­آید(قطبی، هولاکویی،­ جزایری،­ رحیمی[23]،2004). با استناد ­به ­آمارهای­ سازمان­ ثبت­ اسناد و املاک­کشور، نرخ­ طلاق ­در سال87 بالغ ­بر­101113مورد ­بوده ­است­ که­ در ­مقایسه با سال ­قبل­­ آن­11 درصد ­افزایش ­یافته ­است(جنوبی،1388). ­و در 9 ماهه ­اول­ سال­1389، نرخ­ طلاق ­نسبت­ به­ مدت ­مشابه در سال ­قبل­5/7 درصد ­افزایش ­داشته ­است (به ­نقل ­از پایگاه ­اطلاع­ رسانی ­سلامت ­ایران، ­1389). در آمار سه ماهه اول سال 1391 طلاق در استان کرمانشاه1068 مورد و نسبت طلاق به ازدواج 0/6 بوده یعنی به ازای هر 6 ازدواج 1 طلاق صورت گرفته است. نرخ روز افزون طلاق و افزایش مراجعات زوجین ناسازگار به مراکز مشاوره خانواده، و نیز آسیب­هایی که در خانواده­ها بر اثر وقوع طلاق به وجود می­آید، ضرورت تنظیم مداخلات زوج درمانی مؤثر برای این گروه را خاطرنشان می­سازد. ضرورت پژوهش حاضر زمانی روشن می­گردد که اختلالات رفتاری اولیه ریشه در کودکی افراد دارد و اقدام کاربردی در این زمینه منجر به بهبود روابط بین فردی در زوج­ها و امنیت در آن می­شود. بنابراین پژوهش پیش رو قصد دارد با در نظرگرفتن قدرت اختلال های رفتاری- هیجانی در روابط بین فردی زوجین و نیز نو پا بودن پژوهش­های داخلی انجام گرفته در زمینه طلاق عاطفی بر روی زوجین شهر دامغان ­بپردازد. در صورت مؤثر بودن این روش از نتایج این پژوهش می­توان در سازمان­های مراجعه کننده زوج­های متقاضی طلاق مثل دادگستری، شوراهای حل اختلاف، بهزیستی و مراکز مداخله در بحران استفاده کرد.

1-4-اهداف تحقیق

هدف اصلی:

هدف اصلی پژوهش حاضر شناسایی میزان طلاق عاطفی زوجین و رابطه آن با اختلال های رفتاری – هیجانی کودکان می باشد.

  • تعیین رابطه میان طلاق عاطفی والدین و کناره گیری/ انزواطلبی کودکان.
  • تعیین رابطه میان طلاق عاطفی والدین و شکایات جسمانی کودکان.
  • تعیین رابطه میان طلاق عاطفی والدین و اضطراب/ افسردگی در کودکان .
  • تعیین رابطه میان طلاق عاطفی والدین و مسائل اجتماعی کودکان .
  • تعیین رابطه میان طلاق عاطفی والدین و مسائل فکری کودکان.
  • تعیین رابطه میان طلاق عاطفی والدین و مسائل مربوط به توجه کودکان .
  • تعیین رابطه میان طلاق عاطفی والدین و رفتار بزهکارانه در کودکان.
  • تعیین رابطه میان طلاق عاطفی والدین و رفتار پرخاشگرانه در کودکان.

1-5-سوالات تحقیق

سوال اصلی: آیا بین طلاق عاطفی زوجین واختلال های رفتاری – هیجانی کودکان رابطه وجود دارد؟

سوالهای فرعی

سوال اول: آیا میان طلاق عاطفی والدین و کناره گیری/ انزواطلبی کودکان رابطه معناداری وجود دارد؟

سوال دوم: آیا میان طلاق عاطفی والدین و شکایات جسمانی کودکان رابطه معناداری وجود دارد؟

سوال سوم: آیا  میان طلاق عاطفی والدین و اضطراب / افسردگی در کودکان رابطه معناداری وجود دارد؟

سوال چهارم: آیا  میان طلاق عاطفی والدین و مسائل اجتماعی کودکان رابطه معناداری وجود دارد؟

سوال پنجم: آیا میان طلاق عاطفی والدین و مسائل فکری کودکان رابطه معناداری وجود دارد؟

سوال ششم: آیا میان طلاق عاطفی والدین و مسائل مربوط به توجه کودکان رابطه معناداری وجود دارد؟

سوال هفتم: آیا میان طلاق عاطفی والدین و رفتار بزهکارانه در  کودکان رابطه معناداری وجود دارد؟

سوال هشتم: آیا میان طلاق عاطفی والدین و رفتار پرخاشگرانه در  کودکان رابطه معناداری وجود دارد؟

1-6-فرضیه های تحقیق

فرضیه اصلی: طلاق عاطفی والدین می تواند  اختلال های رفتاری – هیجانی کودکان را پیش بینی کند.

فرضیه های فرعی

فرضیه اول: میان طلاق عاطفی والدین و کناره گیری/ انزواطلبی کودکان رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه دوم: میان طلاق عاطفی والدین و شکایات جسمانی کودکان رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه سوم: میان طلاق عاطفی والدین و اضطراب/ افسردگی در کودکان رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه چهارم: میان طلاق عاطفی والدین و مسائل اجتماعی کودکان رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه پنجم: میان طلاق عاطفی والدین و مسائل فکری کودکان رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه ششم: میان طلاق عاطفی والدین و مسائل مربوط به توجه کودکان رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه هفتم: میان طلاق عاطفی والدین و رفتار بزهکارانه در  کودکان رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه هشتم: میان طلاق عاطفی والدین و رفتار پرخاشگرانه در  کودکان رابطه معناداری وجود دارد.

تعداد صفحه :85

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه بررسی تاثیر آموزش کنترل پرخاشگری والدین بر کاهش علائم نافرمانی در کودکان مبتلا به نافرمانی مقابله ای

post” name=”frm_jahanpay64″ class=”form-group”>

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی 

عنوان:

بررسی تاثیر آموزش کنترل پرخاشگری والدین بر کاهش علائم نافرمانی در کودکان مبتلا به نافرمانی مقابله ای

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

     پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش کنترل پرخاشگری والدین بر کاهش علائم نافرمانی در کودکان مبتلا به نافرمانی مقابله ای انجام شده است. به این منظور ابتدا به روش نمونه گیری تصادفی یکی از نواحی پنج گانه استان اصفهان انتخاب و مجدداً به همین روش 1۰ دبستان از این ناحیه برگزیده شد. پس از مصاحبه با معلم به دانش آموزان مشکوک دارای علائم اختلال نافرمانی مقابله ای، پرسشنامه سلامت اونتاریو بخش نافرمانی داده شد تا توسط اولیائشان تکمیل گردیده و به محقق تحویل دهند. از بین کودکانی که اولیاء آنها پرسشنامه را تکمیل نموده بودند، 30 نفر از کودکان کلاس چهارم که علائم اختلال نافرمانی مقابله ای را داشتند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند. والدین گروه آزمایش 8 جلسه 45 دقیقه ای آموزش به شیوه بارکلی را دریافت نمود. بعد از پایان جلسات، پس آزمون از آنها به عمل آمد. 45 روز پس از اجرای پس آزمون نیز آزمون پیگیری انجام گرفت. تحلیل کوواریانس نتایج نشان داد که علائم نافرمانی در کودکان مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل در مراحل پس آزمون و پیگیری به طور معناداری کاهش یافته است. ( ). نتیجه گیری: نتایج پژوهش بیانگر این مطلب است که آموزش کنترل پرخاشگری به شیوه بارکلی می تواند علائم نافرمانی را در کودکان دارای علائم این اختلال کاهش دهد.

کلید واژه:اختلال پرخاشگری، اختلال نافرمانی مقابله ای، آموزش والدین، کودکان دبستانی

1-1مقدمه

     درراهنمای تشخیصی آماری جدید اختلالات  دوران کودکی به دو دسته اختلالات با منشا درونی و اختلالات با منشأ بیرونی تقسیم شده است. اختلال نافرمانی مقابله ای[1] یکی از اختلالات با منشأ بیرونی است و یکی از رایجترین اختلالات رفتاری در کودکان است. بارکلی[2](1997) مطرح کرده است که رفتارهای ناشایست و نافرمانی یکی از علت های رایج ارجاع به کیلینیک های روانشناسی و مشاوره است. کازدین[3](1995) در پژوهشی که انجام داده به این نتیجه رسیده است که نزدیک به نیمی از کودکان مراجعه کننده به کلنیک ها کودکان دارای علائم اختلال اختلال نافرمانی مقابله ای هستند. برخی از رفتارهای ناشایست و نافرمانی در دوران کودکی مخصوصاً قبل از سن دبستان طبیعی است، لیکن در تشخیص این اختلال از ویژگی های طبیعی رفتار باید سه شرط فراوانی، شدت و تداوم و دو اصل هم خوانی رشد و پیش بینی آینده را مدنظر داشت (راینیکه و همکاران، 1379، ترجمه علاقه بند راد و فرهی). اختلال اختلال نافرمانی مقابله ای عبارت است از “الگوی عود کننده از رفتارهای منفی کارانه، نافرمانی، سرکشی و خصم آلود در برابر اشخاص صاحب قدرت” این اختلال تاثیرات وسیعی بر فرد، خانواده، مدرسه و اجتماع دارد(کاپلان و سادوک، 1379 ترجمه نصرالله پورافکاری). کودکان دارای علائم این اختلال در برابر دستورات از خود سرپیچی و مقاومت نشان می دهند و نارضایتی خود را از امری که حتی ممکن است مورد علاقه شان نیز باشد اعلام می دارند. خواسته های خود را با گریه و بهانه گیری و به صورتی که ممکن باشد به دست می آورند. در مقابل مقاومت والدین خود را روی زمین می کشند، اشک می ریزند و موجبات دردسر دیگران را فراهم می کنند. این کودکان بسیار زود عصبانی می شوند آنچنان که در برابر کمترین رنج و ناراحتی به منتهای خشم خود رسیده و کارهای ائذایی خود را آغار می کنند. آنها برای اینکه خود را از عوارض ناشی از سرکشی دور دارند، سعی می کنند دیگران را مقصر معرفی کنند(قائمی،1366). در مورد دلایل بروز این اختلال تفاوت نظر وجود دارد. پژوهش ها حاکی از این است که بیشترین عامل تاثیرگذار بر بروز اختلال اختلال نافرمانی مقابله ای، رفتار والدین با کودک است(بارکلی، 1997). والدین این کودکان به تقویت رفتار مقابله ای و خاموش سازی و یا تنبیه رفتارهای اجتماعی می پردازند(پترسون، 1976 به نقل از راینیکه و همکاران، 1379 ترجمه علاقه بند راد و فرهی). علاوه بر والدین کودکان دارای علائم اختلال نافرمانی، به آنان بیش از اندازه دستور می دهند، انتقاد می کنند، اجازه استقلال به آنها نمی دهند و آنها را تحقیر می کنند. به غیر از روش فرزندپروری، عوامل فشارزای دیگری بر تعامل والدین و کودک و در نتیجه آن بروز اختلالات رفتاری تاثیر می گذارد از جمله آسیب شناسی روانی والدین، طلاق، تک والدی، فشارهای مالی، ناسازگاری های زناشویی که می توانند باعث بد رفتاری والدین با کودک شده و رفتار نافرمانی را ایجاد و یا آن را شدت بخشد. مطالعات و پژوهش های زیادی جهت درمان این کودکان انجام گرفته است زیرا این اختلال مانع پیشرفت کودک از لحاظ تحصیلی و اجتماعی می شود و همین امر خودپنداره منفی را در او رشد می دهد. پژوهش کلمن[4] (2007)، دراگلی و لارسون[5] (2006) و کاستین و لیچت[6](2004) به این نتیجه رسیده اند که بهترین روش درمانی برای کودکان دارای عائم اختلال نافرمانی، آموزش والدین است. آموزش والدین براساس تئوری یادگیری اجتماعی است. طبق این تئوری رفتار کودک در محیط آموخته شده و سپس تقویت می شود و یا از بین می رود. در روش آموزش به والدین شیوه هایی آموزش داده می شود که به کمک آن بتوانند رفتار کودکشان را اصلاح کنند. بیشترین پژوهش در زمینه تاثیر آموزش والدین برکودکان نافرمان توسط بارکلی صورت گرفته است. او در روش آموزش خود به والدین پرخاشگر  آموزش می دهد که چگونه فرایندهای تعاملی ناقص خود را با تعاملات مناسبتر و موثرتر تغییر دهند. بارکلی معتقد است که والدین کودکان دارای علائم اختلال مذکور به ندرت کودکان خود را پس از انجام کار مثبت بلافاصله تقویت می کنند. او دلیل این عمل را این گونه توصیف می کند که والدین دوست ندارند با کودکان خود تعامل کنند و در هر زمان ممکن از تعامل با کودکان خود اجتناب می کنند حتی ممکن است آنقدر زمانی را که با کودک می گذرانند  کاهش دهند تا رفتار غیر قابل قبولی را از او مشاهده نکنند (به نقل از باری[7]،2001). برنامه بارکلی از دو بخش تشکیل شده است: در بخش نخست نقش والدین می آموزند که به رفتارهای مثبت کودک توجه کرده و رفتارهای منفی او را نادیده بگیرند و در بخش دوم والدین استفاده از تنبیه ملایم مانند زمان محرومیت را می آموزند (بارکلی1997). در بخش حاضر نیز از روش بارکلی استفاده شده است. به طور کل به علت مشکلاتی که این کودکان برای خود وسایرین ایجاد می کننددرمان این اختلال امری لازم و ضروری است. در زمینه آموزش والدین پژوهش های متعددی در ایران و خارج از ایران صورت گرفته است ولیکن در ایران تاکنون تحقیقی مبنی بر تاثیر آموزش والدین پرخاشگر بر کودکان نافرمان به شیوه بارکلی صورت نگرفته است. به همین منظور در این پژوهش از شیوه بارکلی برای آموزش به والدین کودکان دارای علائم اختلال اختلال نافرمانی مقابله ای استفاده شده است و مسأله مورد بررسی این است که آیا آموزش والدین می تواند علائم نافرمانی را در کودکان دارای علائم این اختلال کاهش دهد یا خیر ؟

1-2 بیان مسأله

     اختلال نافرمانی مقابله ای یکی از رایج ترین اختلالات دوران کودکی است (ریتاویکس و آلن سی، 1380 ترجمه منشی طوسی). طبق تعریف راهنمای تشخیصی انجمن روانپزشکی آمریکا۱ اختلال نافرمانی مقابله ای “الگوی عود کننده از رفتارهای منفی کارانه، نافرمانی، سرکشی و خصم آلود در برابر اشخاص صاحب قدرت”می باشد. برای اینکه به کودکی برچسب اختلال نافرمانی بزنیم حداقل باید 4 ملاک از ملاک های زیر را در طی 6 ماه داشته باشد. 1- لجبازی 2- جرو بحث با بزرگسالان 3- امتناع از اطاعت کردن از درخواستها یا اوامر بزرگسالان 4- ازار عمدی دیگران 5- سرزنش کردن دیگران 6- زود رنجی در برابر دیگران 7- خشمگین شدن و رنجیدن 8- غرض ورزی و انتقام جویی. این رفتار باید فراوانتر از آنچه متناسب سن است باسد و تخریب قابل ملاحضه ای در زمینه اجتماعی، تحصیلی و شغلی ایجاد کند. این اختلال زمانی که فقط در یک اختلال پیسکوتیک یا خلقی روی دهدو نیز وقتی که ملاک های اختلال سلوک[8] یا اختلال ضد شخصیت ضد اجتماعی در شخص زیر 18 سال وجود داشته باشد تشخیص گذاشته نمی شود (کاپلان و سادوک، 1379 ترجمه پورافکاری). دو موضوع با تشخیص اختلال نافرمانی مقابله ای ارتباط دارد: 1- رفتار مقابله ای بهنجار و تشخیص آن از سایر اختلال ها مخصوصاً اختلال ایذای. رفتار نافرمانی در سنین پیش دبستانی، رفتار بهنجار و نرمال است که باید اختلال نافرمانی را از نافرمانی بهنجار متمایز کنیم. این امر با توجه به فراوانی و شدت رفتارهای ذکر شده و نیز تداوم این رفتار قابل تشخیص است. 2- موضوع قابل تشخیص دیگر از نافرمانی مقابله ای، سایر اختلالات بیرونی مانند اختلال سلوک، اختلال نقص توجهبیش فعالی است. اختلال نافرمانی مقابله ای ممکن است با اختلال نقص توجه-بیش فعالی همراه بوده و در نتیجه پیش آگاهی وخیم تر داشته باشد. پیدایش نافرمانی، خصومت و سایر نشانه های مقابله ای در اوایل کودکی گاهی نشانه پیدایش رفتارهای ضد اجتماعی شدیدتر است به نحوی که نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای ممکن است توام با نشانه های اختلال سلوک رخ دهد (راینیکه و همکاران، 1379 ترجمه علاقه بند راد و فرهی). گرچه همه کودکان دارای اختلال نافرمانی مقابله ای رفتارهای نشان دهنده اختلال سلوک را دارا نیستند، بنابراین تشخیص افتراقی جهت کاربرد درمان بسیار حائز اهمیت است. علاوه بر تشخیص دقیق اختلال، تعیین عوامل ایجاد کننده اختلال نیز جهت درمان بسیار مهم است. با اینکه عده ای تفاوت اختلال نافرمانی را را با اختلال سلوک تنها در شدت و مدت رفتارها دانسته اند اما عواملی نیز تعیین کننده این تفاوت هستند؛ یکی از این عوامل این است که اختلال سلوک برخلاف اختلال نافرمانی مقابله ای با رعایت نکردن و بی احترامی به حقوق اساسی دیگران ارتباط دارد. کودکان دارای علائم اختلال به عنوان کسانی شناخته می شوند که نسبت به تاثیر رفتارشان بر دیگران بی توجه هستند و به عواقب اعمالشان کمتر فکر می کنند و از تحلیل و تجزیه اخلاقی عاجزنداما کودکان نافرمان با اینکه با انتظارات و قوانین دیگران مخالفند اما ذاتاً مانند کودکان دارای علائم اختلال سلوک، دیگران درنظر آنها حقیر نیستند، بلکه مهارت های حل مسأله آنها ضعیف است (راینیکه و همکاران، 1379 ترجمه علاقه بند راد و فرهی) با توجه به مطالب بالا هنگام تشخیص و درمان بهتر است مبانی شناختی، تفاوت باورها، نگرش ها، انتظارات و اسنادهای کودکان دارای علائم اختلال نافرمانی و اختلال سلوک را مد نظر داشته باشیم.

     اکثر تحقیقاتی که در زمینه اختلال نافرمانی مقابله ای انجام شده است بر نقش خانواده تاکید دارد از جمله مطالعات کروسی و تولان(1991 به نقل از راینیکه و همکاران، 1379 ترجمه علاقه بند راد و فرهی) سه ویژگی را در والدین کودکان دارای علائم اختلال نافرمانی مقابله ای برشمرده اند: 1- مشکلات روانی والدین 2- شیوه های ناموثر تربیت فرزند 3- از هم گسیختگی زناشویی.

     برای آموزش والدین تعاریف متعددی ارائه شده است از جمله: هدایت والدین در جهت هرگونه مداخله ای که فرزندان را تحت تاثیر قرار می دهد (کالاس، 1987، به نقل از کلانتری، 1372، ص 86). اموزش والدین توسط دوازدهمین نظام بین المللی روانپزشکی آمریکا به عنوان یک کیفیت درمانی معتبر تجربی مطرح شده است(کاستین و لیچت، 2004)

          به طور کلی برای اینکه آموزش والدین موثر باشد ابتدا باید باورها و خصوصیات والدین را مورد ارزیابی و اصلاح قرار داد تا از این طریق بتوان بر رفتار کودک نیز تاثیر گذاشت،  اگر شخصیت والدین ضد اجتماعی باشد، فنون شناختی رفتاری حل مسأله و کنترل رفتار والدین ضرورت دارد. اگر مشکل اصلی اختلاف زناشویی است، آموزش مهارت های حل مسآله و ارتباطی لازم است و اگر رفتار والدین به علت تجارب دوران کودکی است باید به تغییر اسنادهای معطوف به خود و تمایز بین شیوه انضباطی صحیح و بدرفتاری یا اجبار بی دلیل متمرکز باشد(آلن ای، 1384 ترجمه توزنده جانی و قناویزچی).

     مساله و هدف پژوهش بررسی تاثیر آموزش کنترل پرخاشگری والدین به شیوه بارکلی بر کاهش علائم اختلال نافرمانی مقابله ای در کودکان واجد علائم مذکور بوده است.

1-3 اهمیت نظری پژوهش    

     امروزه بحث کودکان نافرمان مقابله ای یکی از مباحث مهم در مسائل رفتاری کودکان است. زیرا اگر این اختلال در کودکی درمان نشود، ممکن است باعث ایجاد اختلال سلوک در بزرگسالی شود.

     کودکان نافرمان به علت رفتارهایی که دارند ممکن است در مدرسه در معرض طرد همکلاسی ها و معلم قرار بگیرند و این امر علاوه بر اینکه بهداشت روان کودک را دچار آسیب می کند، باعث می شود از لحاظ تحصیلی نیز دچار دلزدگی شود. این اختلال اگر به وضعیتی مزمن تبدیل شود می تواند در روابط بین فردی و عملکرد تحصیلی دخالت کرده و باعث شود فرد یا فاقد دوست بوده و یا روابط دوستانه، او را ارضا نکند (کاپلان و سادوکف 1379 ترجمه پورافکاری).

     اکثر کودکان نافرمان دارای هوش طبیعی هستند ولی به علت مشکلات رفتاری ممکن است نتوانند کارکرد تحصیلی مطلوب را نشان دهند. این کودکان به علت رفتارهای مقابله ای و در نتیجه ضعف در تحصیل و برقراری رابطه با دیگران دارای خودپنداره ضعیف، درماندگی آموخته شده، افسردگی و پرخاشگری هستند (بینک[9]، 2002). به این منظور که کودکان دارای علائم نافرمانی مقابله ای بتوانند از هوش خود نهایت استفاده را ببرند و نیز بتوانند از بهداشت روانی مناسبی برخوردار بوده  و برای اینکه تعاملات اجتماعی مناسبی را با دیگران داشته باشند، مداخله امری لازم و ضروری است که چون اموزش والدین بهترین درمان شناخته شده برای این کودکان است، این تحقیق تأثیر آموزش والدین بر کاهش رفتارهای نافرمانی در کودکان دارای علائم اختلال نافرمانی مقابله ای را مورد بررسی قرار داده است.

1-4 اهداف پژوهش

1-4-1 اهداف اصلی

  • تعیین اثر بخشی اموزش والدین بر کاهش شدت علائم نافرمانی در کودکان دارای علائم اختلال نافرمانی مقابله ای در مرحله پس آزمون.
  • تعیین اثر بخشی آموزش والدین بر کاهش شدت علائم نافرمانی در کودکان دارای علائم اختلال نافرمانی مقابله ای تا مرحله پیگیری

1-4-2 هدف فرعی

     بررسی ارتباط بین متغیرهای جمعیت شناختی و شدت علائم نافرمانی مقابله ای در کودکان دارای علائم اختلال نافرمانی مقابله ای.

1-5 فرضیه های پژوهش

     آموزش کنترل پرخاشگری والدین درکاهش علائم نافرمانی مقابله ای موثر است

     کاهش علائم نافرمانی براثرآموزش والدین در کودکان دارای علائم نافرمانی مقابله ای تا مرحله پیگیری پایدار است.

1-6 تعریف اصطلاحات

1-6-1 تعاریف نظری

     اختلال نافرمانی مقابله ای: اختلال نافرمانی مقابله ای ” الگوی عودکننده ای از رفتارهای منفی کارانه، نافرمانی، سرکشی خصم آلود در برابر اشخاص صاحب قدرت” می باشد. (کاپلان وسادوک، 1379 ترجمه نصرت الله پورافکاری)

      اموزش والدین: هدایت والدین در جهت هرگونه مداخله ای که فرزندانشان را به منظور ایجاد و یا حذف ویژگی خاص تحت تاثیر قرار دهد.(کالاس، 1987 به نقل از کلانتری، 1372).

1-6-2- تعاریف عملیاتی

     اختلال نافرمانی مقابله ای: نمره ای است که فرد در آزمون سلامت کودک انتاریو بخش نافرمانی به دست می آورد.

     آموزش کنترل پرخاشگری والدین: شیوه ای است که والدین به منظور ایجاد و یا حذف ویژگی رفتاری در کودکان خود دریافت می کنند که در این پژوهش آموزش کنترل پرخاشگری والدین به روش بارکلی در 8 جلسه ارائه شده است که در فصل 3 و پیوست اشاره خواهد شد.

تعداد صفحه :138

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه بررسی سبک های دلبستگی و اختلالات رفتاری کودکان اوتیسم

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی 

عنوان 

بررسی سبک های دلبستگی و اختلالات رفتاری کودکان اوتیسم

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

هدف پژوهش حاضر تبیین رابطه ی سبک دلبستگی مادران و سبک کمال گرایی مادران و سبک والدگری با اختلالات رفتاری کودکان اوتیسم می پردازد.روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی از نوع همبستگی است.جامعه آماری شامل 180 نفر کودکان اوتیسم شهر شیراز بودند و به دلیل کوچک بودن حجم جامعه همه آنها به عنوان نمونه انتخاب شدند،ابزار پژوهش شامل پرسشنامه ی سبک های دلبستگی کولینز ورید،(کولینز و رید[1]،1990،به نقل از پاکدامن،1380)،به منظور بررسی روایی و پایایی آزمون نشان دادند که زیر مقیاسهای نزدیک بودن،وابستگی و اضطراب در فاصله زمانی 2 ماده و حتی در طول 8 ماه پایدار ماندند آلفای کرونباخ در تمامی موارد مساوی یا بیش از 80% است آزمون از اعتبار بالایی برخوردار است،سبک های کمال گرایی تری-شورت ضریب بازآزمایی این آزمون 86% بود ،سبک های والدگری بامریند اعتبار بازآزمایی این پرسشنامه را برای سهل گیرانه 69%،برای آمرانه 77% و برای اقتدار منطقی 73% گزارش کرده است،اختلالات رفتاری کودکان اوتیسم (فرم والدین) برای پایایی آزمون از آلفای کرونباخ استفاده شد،به منظور بررسی روایی نسخه ی نهایی آزمون از روش تحلیل عاملی استفاده شد ، ضریب اعتبار نیز با آلفای کرونباخ پس از حذف 13 سوال برابر با 94% بدست آمد که توسط مادران تکمیل شدند.برای تحلیل داده های پژوهش از روش های آماری شامل میانگین وانحراف معیار ودر سطح استنباطی از همبستگی و رگرسیون خطی همزمان استفاده شد.نتایج پژوهش نشان داد که سبک های دلبستگی و سبک های کمال گرایی مادران و سبک های والدگری با اختلالات رفتاری کودکان اوتیسم رابطه ی معنادار دارد.بنابراین سبک دلبستگی ایمن ، کمال گرایی مثبت  و سبک والدگری اقتدار منطقی اختلالات رفتاری کودکان اوتیسم را بطور منفی و معکوس پیش بینی می کند.دلبستگی اجتنابی و اضطرابی، کمال گرایی منفی و  سبک والدگری آزاد گذار اختلالات رفتاری کودکان اوتیسم را بطور مثبت و مستقیم پیش بینی می کنند.

واژه های کلیدی :سبک های دلبستگی،سبک های کمال گرایی،سبک های والدگری،اختلالات رفتاری،کودکان اوتیسم

مقدمه

اختلالات نافذرشد[2] اولین بار در سال 1980 برای شرح گروهی از اختلالات بكار برده شد كه با مشخصات اختلال در ایجاد روابط معمول بین فردی و اجتماعی و اختلال درفعالیتهای تصوری [3]و اشكال در به دست آوردن مهارتهای گفتاری وغیر گفتاری و تمایلات محدود به یك سری فعالیتها و علائق و تمایل به تكرار نمودن آنها تعریف می شد. اوتیسم یكی از شایع‌ترین اختلال‌های روان‌پزشكی كودكی اوتیسم می‌باشد. علیرغم دامنه وسیع رفتارهایی كه به‌وسیله واژه اوتیسم پوشش داده می‌شود، تقریبا چهار نشانه وجود دارد كه به‌طور غیرقابل تغییر مورد تأكید است: انزوای اجتماعی، عقب‌ماندگی ذهنی، نقایص زبانی و رفتارهای كلیشه‌ای. این كودكان از هر تماس اجتماعی كناره‌گیری می‌كنند؛ وضعیتی كه در تنهایی افراطی‌ اوتیسم نامیده می‌شود (شهریاری،1386،به نقل از سالمی خامنه،1391)،اوتیسم یک بی نظمی پیچیده در کارکرد ارتباطی است که با اختلال رفتاری همراه است. این آسیب شناسی به مجموعه ای از ابزارهای ارتباطی و تماس با دیگری مربوط می شود و بزودی به عنوان یک اختلال رشدی ظاهر شده و تمام قلمروهای اکتسابی کودک را دچار آسیب می کند (دومانت و دبرا[4]،2005 به نقل از یقینی ،1392). این اختلال معمولاً تا پیش از 3 سالگی تشخیص داده می­شوند، ولی با بررسی دقیق رفتار کودک، می­توان سن تشخیص را تا زیر 2 سال، تقلیل داد(گری و تانژ[5]،2001).

ویژگی­های اختلال اوتیسم و همچنین گاهی تشخیص دیر هنگام و دشوار، بروز علایم بعد از یک دوره طبیعی و نرمال رشد کودک، فقدان درمان­های قطعی و موثر و پیش آگهی نه چندان مطلوب، می­تواند فشار روانی شدیدی را بر خانواده و والدین کودک تحمیل کند. در هر اختلال مزمنی پس از مراجعه به پزشک و انجام معاینه­ها و آزمایش های متعدد اختلال تشخیص داده می­شود، شرایط پر درد و رنج برای خانواده به وجود می آید و خانواده را به شدت تحت تاثیرخود قرار می دهد. واکنش­های اولیه والدین به این مساله می­تواند بسیار متفاوت باشد اما اغلب این واکنش­ها تحت تاثیر باورهای  مختلف پدر و مادر و محیط اطرافشان دارای طیف وسیعی از انکارکلی مساله و کنار نیامدن با آن و یا پی­گیری شدید برای درمان متفاوتند و به خاطر مشکلات فراوان این کودکان، خانواده­ها و به خصوص مادران دارای کودک اوتیسم از تنش­ها و فشار های روانی زیادی رنج می­برند ( رضایی و همکاران ،1391،به نقل از میرهاشمی،1385).

تحقیقات نشان داده است که خانواده­های کودکان اوتیسم بیشتر از خانواده­های کودکان عقب مانده  ذهنی و سندرم داون استرس داشته و با آن درگیر هستند(گری[6]،1997). این اختلال تنیدگی­های روانی بسیاری را برخانواده تحمیل می­کند از آن جمله می­توان به سطوح بالای اضطراب، تنیدگی، انزوا و بلاتکلیفی، در والدین و همشیران کودک در خودمانده اشاره کرد (وبستر[7] و همکاران،2004،به نقل از عبادی بناب،1385).کودک اوتیسم و والدین نه تنها بر یکدیگر تاثیر متقابل دارند بلکه سایر اعضای نظام خانواده یعنی دیگر فرزندان را تحت تاثیر قرار می دهند. وجود کودک اوتیسم اغلب ضایعات جبران ناپذیری را بر پیکر خانواده وارد می کند. میزان آسیب پذیری خانواده در مقابل این ضایعه گاه به حدی است که وضعیت سلامت روانی خانواده دچار آسیب شدیدی می شود (نریمانی ، آقا محمدیان و رجبی ،1386) .

کودک اوتیسم درگیر مشکلات رفتاری از قبیل 1- این کودکان به ندرت ارتباط چشمی با دیگران برقرار می کنند. 2- به چیزهایی که علاقه مند هستند اشاره نمی کنند 3- قایم موشک یا دالی موشه بازی نمی کنند 4- لبخند اجتماعی یا حالات چهره ای (خنده ،گریه،تعجب،هیجان،ترس،خشم و …) را به ندرت نشان می دهند. 5- وقتی کودکان دیگر می خواهند به آنها نزدیک و یا با آنها ارتباط برقرار کنند،از آنها دوری و اجتناب می کنند. 6- واکنش شدیدی در مقابل بافت ها، صداها یا نورهای خاص نشان می دهند. 7- اصرار بر اجرا و انجام کارهای روزمره در یک حالت یا توالی خاص دارند،خود را مستلزم به استفاده از روال یا غذای خاصی می کنند و در صورت بروز تغییر کوچکی به سختی آرام می شوند. 8- علاقه ای خاص به اشیای غیر عادی مانند:پریز برق،درها،پنکه ها وچرخ ها دارند،به صورتی که پرت کردن حواسشان از این گونه کارها بسیار دشوار است. 9- ترس های غیر عادی دارند ،اما ممکن است از بزرگترها نخواهند که آن ها را آرام کنند (ساحل مرادی،1392).

مطالعات انستیتو فرانس پاستور در18 دسامبر 2006 حاکی از این است که اختلال های درخودماندگی ناشی از تغییرات جزئی در ژن هایی است که ساختار مغز را کنترل می کند ، هیچ ژن آتیسم منفردی وجود ندارد اما، تغییرات در حوزه مشخصی از یک کروموزوم انسان غالباً در افراد با اختلالات طیف اتیسم دیده می شود( شانک 3) نام یکی از سه ژن در این قسمت کروموزوم می باشد. برگران  و همکاران او به این نتیجه رسیدند که افراد مهارتهای گفتار و زبان اجتماعی را به نحو مناسبی فقط وقتی پرورش می دهند که دقیقاً مقدار درستی از این ژن و سایر ژن های مرتبط با اتیسم را داشته باشند ( دانیل دنون[8] ، 2006 ؛  به نقل از ، یقینی و همکاران ،1391).علیرغم آثار شناخته شده ی ژنتیکی بر این اختلال نمی توان نقش خانواده بویژه مادر را در اختلالات رفتاری این کودکان نادیده گرفت.

بسیاری از فرزندان موفقیتهای خود را مرهون رفتار والدین به ویژه مادر می دانند. مادر با تشویق فرزندان می تواند موجب تقویت اعتماد به نفس در آنها شود اما باید توجه داشت که توقع زیاد و ایده آلی موجب احساس ضعف و کمبود در فرزند می شود. به تدریج رفتار دیگران را نیز کامل و شایسته ستایش و تحسین نمی بیند. بدین ترتیب نمی تواند به طور صادقانه به افراد محبت بورزد و از زندگی لذت ببرد و امکان دارد منزوی شود. در مقابل مادرانی که می پذیرند همه افراد نکات ضعف و قوت دارند و فرندانشان نیز از این مورد مستثنی نیستند عموماً فرزندانی منطقی-عادل و منصف خواهند داشت که در روابط اجتماعی نیز افرادی موفق و فعال بوده و از بودن با افراد گوناگون با خصوصیات متفاوت لذت می برند. فرزندان باگذشت مادر ارزش بخشش را درمی یابند و در ضمن اینکه کینه توز نخواهند شد اشتباهات خود را نیز مانند دیگران می بخشند و احساس گناه نمی کنند تا این احساس را به دیگران هم منتقل کنند(مرکز تخصصی تستهای سلامت جنین و غربالگری نوزادان،1393).

زیلروسیگمن[9](2002،به نقل از غباری بناب،1385) ، نیز در پژوهش خود دریافتند كه رفتارها و حساسیت والدین كودكان درخودمانده بر رشد مهار تهای ارتباطی در كودكانشان تأثیر می گذارد. روان تحلیل گران ویژگیهای مادر را عامل تأثیرگزار مهمی در رشد كودك می دانند. از این دیدگاه ماهیت رابطه والدین با كودك طی دوران نوزادی و كودكی عامل علّی اساسی درشخصیت  و رفتار كودك است. ویژگیهای مادر نحوه و كیفیت تعامل مادر با كودك را تحت تأثیر قرار می دهد. ماهلر معتقد است باید مبانی نابهنجاریها را در قلمرو روابط مادر- كودک جستجو كرد. به عقیده او درخودماندگی ناشی از شكست در گذار از مرحله درخودماندگی بهنجار به مرحله همزیستی است(دادستان،1378،به نقل از مردانی،1391).

توجه به اهمیت نقش مادر در شکل گیری ویژگی های مثبت و منفی ممکن است موجب نادیده گرفتن نقش پدر و نحوه ی کلی تعاملات والدفرزندی، در خانواده شود.بنابراین پژوهش حاضر با در نظر گرفتن اولویت مادر به بررسی سبکهای والدگری خانواده که در بر گیرنده ی نقش پدر و مادر است نیز می پردازد.

بیان مسئله

اختلال درخودماندگی[10] كه بر اساس تحول نا بهنجار تعامل اجتماعی و ارتباطی و بر مبنای محدودیت قابل ملاحظه فعالیتها ور غبتها مشخص می شود، از وخیم ترین و ناشناخته ترین اختلالات دوران كودكی است. احتمالاً علل زیست شناختی متعدد و همراه با تأثیر عوامل روانیاجتماعی مختلف به طیف گسترده رفتارهای نامعمول افراد درخودمانده منجر می شو عملکر د غیرطبیعی در هر یک از زمینه های مذکور تا سن ۳ سالگی بروز می نماید(دادستان،1387،به نقل از غباری بناب،1385).

اختلالات نافذ رشد شامل اختلالات درخودماندگی اوتیسم، سندرم رت[11] ،توقف رشد در ۱۲ ماهگی و کاهش رشد سر، سندرم آسپرگر[12]،اوتیسم خفیف، رشد گفتار و زبان طبیعی با نقایص اجتماعی کم تر از اوتیسم اختلال فروپاشنده دوران کودکی، از بین رفتن قدرت تکلم و عقب ماندگی ذهنی و اختلال فراگیر رشد طبقه بندی نشده می باشد که در این میان اوتیسم از همه شا یع تر است . بیش از دوسوم افراد مبتلا به اوتیسم، دچار عقب ماندگی ذهنی می باشند و وجود عقب ماندگی ذهنی برای تشخیص ضروری نیست علت این بیماری شناخته شده نیست اما به نظر می رسد عوامل ژنتیکی نقش مهمی در بروز آن داشته باشند.

بیش از دوسوم افراد مبتلا به اوتیسم،دچار عقب ماندگی ذهنی می باشند و وجود عقب ماندگی ذهنی برای تشخیص ضروری نیست. شیوع این اختلال در پسرها حدود 3 تا 4 برابر دخترها می‌باشد. میزان شیوع اتیسم حدود 2 تا 6 نفر از هر 10000 كودك آمریكایی است. در كشوری مانند ایران با جمعیت حدود 70 میلیون نفر احتمال می رود حدود 280 هزار بیمار اُتیستیك وجود داشته باشند و فراموش نكنید كه این تعداد هر روز در حال رشد می باشد (به نقل از مركز كنترل و پیشگیری بیماریها در آمریكا سال ،2001)

با تولد كودك دچار درخودماندگی و آگاهی از اختلال وی، والدین غالباً دچار بهت زدگی، ناباوری و درپی آن سرخوردگیهای  شدیدی می شوند. آنها بایستی با این واقعیت كه كودكشان شرایطی دارد كه وی را تا پایان عمر درگیر می كند، كنار بیایند و انتظاراتشان را متناسب با محدودیتهای او كنند(پیرس و بیلی و هیگنیز[13]،2005).وجود این نوع مشکلات رفتاری در کودکان می تواند بر رفتار فرزندپروری والدین نیز تأثیرگذار باشد(فاربوتکو،سوفرونوف[14]،2007).والدینی که فرزندان دارای مشکل رفتاری با اختلال اوتیسم دارا هستند از استرس بالا،اضطراب،تنش،انزوا و بلاتکلیفی برخوردار هستند که همه اینها بر نحوه عملکرد و حتی بهبود عملکرد کودکان  و یا ایجاد مشکلات رفتاری تاثیر دارد (شیفر[15]،2004).بنابراین پدر و مادر کودک دارای اختلال رفتاری به عنوان اولین مربی به مشکل گفتار، مهارتهای اجتماعی،خودآزاری،دیگر آزاری،پرخاشگری کودکان خود کمک می کنند)هوگستن[16]،2010،به نقل از تاینگ زو،2014).دو عامل مهم که بر مشکل رفتاری کودکان می تواند تاثیر مثبت و منفی بگذارد:1-استرس و سطح احساسات کودک 2-استرس و سطح احساسات پدر و مادر،که احساسات والدین تاثیر تعیین کننده ای بر احساسات کودک و رفتار کودک دارد(می کاب[17]،2012،به نقل از تاینگ زو،2014).

برقراری پیوندهای عمیق با شخص مهم زندگی یعنی مادر برای نوزاد انسان،ارزش حیاتی دارد و این توانایی به صورت ذاتی در او وجود داردو موجب مشکلات رفتاری و اضطراب کمتر فرزند می گردد ( محمدی، ۱۳۸۳).مراقبتهای منظم و محبت آمیز مادر برای ایجاد احساس اعتماد در کودک  ضروری است و خصیصه ی تکراری و ارضاء کننده ی این مراقبت ها، موجب می شود که بعدها کودک بتواند مشکل رفتاری و  ناکامی را بهتر تحمل کند،در عوض اگر مراقبت پایدار نباشد،در کودک مشکلاتی از جمله: احساس عدم اعتماد نسبت به اطرافیان رشد کرده و سبب دلهره و اضطراب و مشکل رفتاری خصوصا در شرایط ناکام کننده می شود (دیلی[18]،2010،به نقل از ایگور سوتگیا،2011).برای آنکه کودک به شکل سالم و هنجار رشد یابد بایستی در حد معقول نیازهای شخصیتی ، روانی ، فیزیکی و اجتماعی او ارضا شود . ناکامی در رفع این نیازها باعث مشکلات رفتاری ، بزهکاری و ناشادی کودک میگردد و شرایط خانوادگی زمینه ساز این ناکامی هاست . از جمله این شرایط : خانواده های از هم پاشیده ، طردشدگی کودک ، سخت گیری و محدودیت شدید ، فقر و کمبودهای شخصی و نبودن معیارهای صحیح اعتقادی و اخلاقی در خانواده را می توان نام برد)سیف نراقی و نادری،1389).

بالبی مدعی شد كه پاسخ گویی والدین به نشانه های رفتار دلبستگی كودك و در دسترس بودن آن ها در موقعیت های استرس زا، پایگاهی امن برای كودك فراهم میسازد كه بر اساس آن انتظارات وی از محیط سازماندهی می شود( کشکولی،1379،به نقل از مرادی،1392).

اینسورث، بلهار، واترز و وال(2008)، بیان کردند كه سبك های دلبستگی محصول تجربه های كودك از رابطة كودكمادر هستند و سه سبك دلبستگی ایمن، اجتنابی واضطرابی را متمایز کردند.بنابراین معتقد بودند که كودكان ایمن به دسترس پذیری مادر بیش تر اعتماد دارند و بیش از كودكان ناایمن اجتنابگر و دوسوگر ا از وی به عنوان پایگاه امن استفاده می كنند. هنگام بازگشت مادر پس از جدایی كوتاه مدت، كودكان ایمن با وی به سهولت تماس و تعامل برقرار می كنند، كودكان اجتناب گر با گسستن و اجتناب ورزیدن واكنش نشان می دهند، و كودكان دوسوگرا به افزایش تردید و دوسوگرایی بین دلبستگی و عصبانیت است و در این مواقع است که کودک درگیر مشکلات رفتاری می گردد.با توجه به اینکه سبک های دلبستگی به سالهای بزرگسالی نیز انتقال می یابد و مادری که در دوران کودکی خود به هر کدام از سبک های دلبستگی گرایش داشته باشد ،در بزرگسالی با فرزند خود مطابق با همان سبک رفتار می کند ،پژوهش حاضر این مسئله را مد نظر قرار داده است.علاوه بر این ویژگی شخصیتی کمال گرایی مادر نیز از جمله مواردی است که می تواند بر تعامل او و کودکش اثرگذار باشد.

هماچك[19](1978،به نقل از آرمین،1390)،با تمایز كمال گرایی بهنجار و نوروتیك معتقد است كه كمال گرای بهنجار از تلاش و رقابت برای برتری و كمال لذت می برد و در عین حال محدودیت های شخصی را به رسمیت می شناسد؛ و كمال گرای نوروتیك به دلیل انتظارات غیر واقع بینانه هرگز از عملكرد خود خشنود نخواهد شد . به طور كلی دو بعد بهنجار و نابهنجار كما ل گرایی مورد تأیید قرار گرفته است. تری  شورت، اوئنز، اس لد و دیویی(2009،به نقل از خرمایی،1390)،بر اساس تقسیم بندی بهنجار نوروتیك كمال گرایی در چارچوب یك مدل نظری، دو نوع كمال گرایی مثبت و منفی را متمایز كردند. كمال گرایی مثبت به آن دسته از شناخت ها و رفتارها اطلاق می شود كه هدفشان كسب موفقیت ها و پیشرفت های سطح بالا به منظور دستیابی به پیامد های مثبت است. كمال گرایی منفی به شناخت ها و رفتارهایی گفته می شود كه هدفشان كسب موفقیت ها و پیشرفت های سطح بالا به منظور اجتناب یا فرار از پیامدهای منفی است.

شكست مادر در ایجاد یك ارتباط گرم، حساس وپاسخ دهنده در سال اول زندگی مشكلات خلقی و رفتاری پایداری در كودك ایجاد میكند(شفران [20]و همکاران،2002).فرزندان والدین کمال گرا از اختلالاتی نظیر بی اشتهایی عصبی،افسردگی،پرخاشگری،اختلال وسواسی ،پرخوری روانی فاصله دارند(منسل[21]،2007).والدین کمال گرا از تایید رفتار فرزندان خود اجتناب می کنند و  به بهتر انجام دادن آن رفتار اصرار می ورزند(پپ[22] ،1998). سازه کمال گرایی می تواند بهنجار یا نوروتیک باشد.کمال گرایی یک عامل تهدید کننده دزر رشد بی اشتهایی روانی و پرخوری روانی به شمار می رود.همچنین شواهدی وجود دارد که نشان می دهد کمال گرایی می تواند موانعی را در درمان موفقیت آمیز افسردگی،پرختشگری،مشکل رفتاری ایجاد کند و بخش مهم اختلال شخصیت وسواس-بی اختیاری محسوب گردد(کامور[23]،1960).کمال گرایی را شیوه ای از زندگی می داند که فرد برای رهایی از اضطراب اساسی آن را به کار می بندد. گرچه در مفهوم کمال گرایی به صورت گسترده توجه روانشناسان را به خود اختصاص داده است.اما هنوز به عنوان پدیده ای تقریبا” ناشناخته و ناسازگار تعریف شده است(شفران،کوپر و فربرن،2001).بدیهی است که مادران کمال گرا به ویژه کمال گرای منفی معیار های خود را برای کودکانشان نیز به کار می گیرند و پیامد های منفی معیار های سخت گیرانه شامل حال فرزندان آنها هم خواهد شد.این موضوع بویژه زمانی که کودک آنها دارای اختلال اوتیسم باشد حساسیت ویژه ای پیدا می کند.

اگر کمال گرایی را دو روی یک سکه فرض کنیم در این صورت یک روی آن کسب موفقیت و نیل  به هدف و روی دیگر آن ترس از شکست یا سرزنش افراد یا دیگر پیامدهای اجتماعی مربوط به شکست است.قربانیان چنین ترسی معمول تلاش می کنند تا آنجا که می توانند از موقعیت هایی که پیش بینی می کنندعملکردشان در آن موقعیتها طبق استانداردها و ملاکها ی سطح بالا مورد قضاوت قرار خواهد گرفت اجتناب کنند .از سوی دیگرتاثیر تفکر کمال گرایی بر اضطراب نیز مورد ارزیابیهای دیگران از خود که از مولفه های بنیادین کمال گرایی منفی است بارشد و حالات اضطرابی در ارتباط است(شفران،کوپر و فربرن[24]،2001).

گستره ادبیات پژوهشی مربوط به عوامل خطرساز مشکلات رفتاری در کودکان، عمدتاً روی عوامل خانوادگی به عنوان پیش بینی کننده های مشکلات رفتاری  تمرکز نموده اند(مارشاک و سیلیگمن[25]،2000).خانواده های کودکان بامشکلات رفتاری اغلب به علت نیازهای خود با چالشهای زیادی روبرو هستند و به طور معمول برای سازماندهی محیط خانوادگی خود و به دست آوردن منابعی که نیازهای کودك خویش را، برآورده کنند، تلاش زیادی را انجام می دهند(حسینی،1388). شیوة فرزند پروری از دو عنصر تشكیل شده است : در خواست كنندگی والدینی كنترل، و پاسخ دهندگی والدینی گرمی یا پذیرش شده است(فروید[26]،1999).

 برخی از محققان بر این باورند كه یكی از مهمترین عوامل تاثیر گذار بر پیشرفت از سوی دیگر تاثیر روشهای تربیتی كه والدین در دوران كودكی ونوجوانی اعمال می نمایند بر تمام كاركردهای فرد تاثیر نافذ، انكار ناپذیر و متفاوتی دارند (کیپر[27]،2007).

دارلینگ مدلی را مطرح کرد که والدین مقتدرانه، ،مستبدانه، سهل گیرانه که از آن سه سبک والدگری نتیجه می شود(روپنارین.[28]،2006).والدین مقتدر پیوسته گرم، مسئول و حمایتگر بوده و به صورت منطقی روی فرزندان خود كنترل داشته، با احترام به نظرات آنان به رشد عقلانی آنها كمك بالا و ابتكار حرمت خود  می كنند(آندریس[29]،2002). فرزندان این والدین دارای عمل فردی بوده و محبوب معلمان و دوستان خود هستند . فرزندان این شیوه دارای سازگاری اجتماعی و موفقیت تحصیلی بالا می باشند(آلفرد[30]و همکاران،2003). سبك  والدگری مستبدانه با كنترل و توقع بالا برای تغییر و تصحیح رفتار كودك بیشتر بر تنبیه مبتنی می باشد(کیپ[31]و همکاران،2005).والدین سهل گیر با روابط گرم و پذیرا، كنترل چندانی روی فرزندان خود ندارند وفشار كمتری روی آنان اعمال می كنند(نیلی[32]،2007).نوجوانان خانواده های سهل گیر عزت نفس و مهارت اجتماعی بالا دارند و می توانند روابط گرمی با والدین خود داشته باشند. فرزندان این والدین دارای انگیزش پایین درتحصیل بوده است، ولی دارای سازگاری روانی بالایی می باشند(شیکر[33]،2010).

برای کاهش اختلال رفتاری کودکان پدر و مادر باید اولا تعامل صحیح و مثبت با یکدیگر داشته باشند و همچنین روابط صحیح مادر با کودک خود به عبارت دیگر دلبستگی که بین مادر و کودک بوجود می آید خود عامل رشد شخصیت کودک و نبودن رفتارهای ناصحیح در کودک شناخته شده اگر اختلالی در این روابط بوجود آید،موجب بهم خوردن امنیت عاطفی در کودک می شود و کودک با مشکلات رفتاری درگیر می شود(کشوری،1387).

با توجه به این که سبک‌های دلبستگی زندگی آینده فرد را رقم می‌زند و در مواردی مانند  روابط بین فردی، روابط درون‌فردی (خودپنداره)، مهارت‌های اجتماعی، مقابله تنیدگی‌ها، سازگاری زناشویی، اضطراب و تجارب اضطرابی و برخی موارد دیگر مداخله کرده و تاثیر می‌گذارد بنابراین بالبی معتقد است دلبستگی در رابطه والد و کودک به رابطه عاشقانه بزرگسالی فرد انتقال می‌یابد و می‌تواند بر رفتار، شناخت و هیجانات، در هر زمانی از زندگی، از نوزادی تا بزرگسالی تاثیر بگذارد. دلبستگی در روابط به طور ارادی و داوطلبانه و یا به طور کامل قطع نمی‌شود و هر گونه خللی در یک رابطه دلبستگی دردناک است و موجب سوگواری در فرد می‌گردد (بالبی 1969، فروید 1949، اینسورت[34]،1991). براساس این فرضیات، امنیت را می‌توان به عنوان هسته نظام دلبستگی در روابط دلبستگی بزرگسالی توصیف نمود، که عبارت است از یک رابطه امن با فردی که به او احساس دلبستگی می‌کنیم و به ما پاسخ می‌دهد و موجب اعتماد به نفس در ما می‌شود(اینسورت[35]،1999) بالبی و اینسورت معتقدند که کیفیت و الگوی دلبستگی در روابط عاشقانه بزرگسالی ممکن است شبیه الگوی دلبستگی فرد در رابطه با والدش باشد. از این روی دلبستگی‌های دوران کودکی شخص بر روابط عاشقانه بزرگسالی‌اش تاثیر می‌گذارد.

اهمیت وضرورت پژوهش:

 با توجه به نیاز جامعه و خانواده ها در خصوص مشکلات رفتاری کودکان به ویژه شیوع رو به رشد کودکان اوتیسم و همراه با آن اختلالات رفتاری نگران کننده این کودکان که یک در هر 160 کودک است ضرورت انجام پژوهش مورد این کودکان و خانواده های آنها به شدت احساس می شود و دیگر این که تا کنون پژوهشی که نقش سه متغییر کمال گرایی و سبکهای دلبستگی مادر و هم چنین سبکهای والدگری را در اختلالات رفتاری کودکان اوتیسم بررسی کرده باشد وجود ندارد.بنابراین مهمترین اهداف این پژوهش عبارت است از رابطه های معنادار که بین سبک دلبستگی و کمال گرایی مادران و والدگری با اختلالات رفتاری کودکان اوتیسم وجود دارد.

بیماری اوتیسم یکی از بیماری های جدی ،گروه بیماری های رشدی بوده که در اوایل دوره کودکی (معمولا قبل از 3 سالگی) ظاهر می شود و این چنین کودکان دارای یکسری اختلالات رفتاری از جمله تاخیر در یادگیری صحبت کردن و یا اصلا صحبت نکردن-داشتن رفتارهای تکراری برای مثال تاب خوردن مداوم، علاقه غیرطبیعی به بعضی از اشیاء -ناتوانی در گفتن اسم، برقراری ارتباط چشمی – حساس بودن به نور، صدا و یا لمس شدن-  عادات غذایی عجیب- خوردن مواد غیرخوراکی همچون گچ یا خاک-رفتار خودزنی کوبیدن سر به زمین است(شیری،1387،به نقل از اقبال،1394). عواملی وجود دارد که خانواده ها در جامعه امروزی از آن بی اطلاع یا اطلاعات ضعیفی دارا هستند که این عوامل خطر ابتلا کودکانشان به یکسری اختلالات رفتاری اوتیسم در آنها داراست:1-جنسیت کودک: پسرها چهار تا پنج برابر بیشتر از دخترها  2-سابقه خانوادگی : در خانواده هایی که یک کودک مبتلا به اختلال رفتاری و اوتیسم وجود دارد، خطر اینکه کودکی دیگر با این بیماری داشته باشند بیشتر است 3- سن والدین: ممکن است بین سن والدین و ابتلای کودک به اختلالات رفتاری رابطه ای وجود داشته باشد. اعتقاد بر این است که فرزندان والدین بزرگسال بیشتر از دیگران در خطر ابتلا به این اختلال هستند.(امیری،1388).

بنابراین چنین جامعه و خانواده هایی نیاز به پیشگیری از چنین اختلالات دارد هنوز هیچ راهی برای پیشگیری از ابتلای کودک به اختلالات رفتاری یافت نشده است. با این حال با درمان به موقع اختلال بهبود یافته و مهارت های اجتماعی و کلامی کودک ارتقا پیدا می کند. اگر کودک شما مبتلا به اختلالات رفتاری است با مراجعه به مشاوران و متخصصان برای آشنایی با راه های مختلف بهبود کودک، به کودکتان کمک نمایید. درمان بموقع برای کودک مفید بوده، زندگی را برای او آسان تر کرده و از افزایش شدت این مشکل پیشگیری می نماید.(کوهستانی،1385). والدین باید توجه داشته باشند كه مهمتر از عنوان اختلال ، پرداختن به درمان آن است و تشخیص دادن چنین کودکانی برای خانواده ها بسیار مشکل است بنابراین برای تشخیص این بیماری هیچ تست پزشكی وجود ندارد. برای تشخیص در یك كودك باید رفتار ، ارتباط و سطح رشد ذهنی كودك به دقت بررسی شود حتی اگر تشخیص زودهنگام داده شود در درمان و بهبود وضعیّت كودكان مبتلا بسیار مؤثر است.چون کودکی که دچار اختلال رفتاری است یک بیماری نیست و با تشخیص زودتر از هنگام می توان به آنها برای درمان کمک کرد.(داداری،1387). خانواده ها باید در جریان این امر قرار گیرند که مشکلات رفتاری در کودکان از سنین 24 ماهگی تا 6 سالگی خود را نشان می دهد بنابراین مسئولیت درمان این کودکان در وهله ی اول بر گردن خانواده خصوصا دلبستگی یعنی رابطه ای که اول بین مادر و کودک شکل می گیرد است که او تا حدی می تواند پی به مشکل ببرد بنابراین باید والدین خصوصا مادر 1-اطلاعات خود را افزایش دهد که بیشتر بتواند مراقب رفتار و عملکرد کودک باشد.2-والدین خود را همیشه آماده نگه دارد.برقراری ارتباط با کودک خیلی مهم است و در این پژوهش بر آن شدم تا از طریق دلبستگی بین مادر و کودک،تعامل پدر و مادر با هم و همچنین سطح کمال گرایی والدین به رابطه اینها با کاهش یا افزایش اختلال رفتاری کودکان اوتیسم پی ببریم بنابراین نظام تربیتی خانواده و یا به تعبیر دیگر روش فرزندپروری والدین،یکی از عوامل مهم در شکل گیری شخصیت کودک است.(سیاح سیاری و همکاران،1389).  با نظری اجمالی و از منزلی آن دو مشکل  است. در جامعه ما کمتر خانواده ای می بینیم که به دلیل اشتباه کوچکی که فرزندش مرتکب شده،زبان به انتقاد گشاید و یا با سپردن مسئولیت او بدون توجه به توانمندی هایش انتظار دارند که وی از عهده مسئولیت ها کاملا بر آیند.در کشور ما آن چنان که شایسته است به کمال گرایی پرداخته نشده و بشمار پژوهش ها در این زمینه محدود است.مطالعات نشان داده است که دلبستگی ایمن با احساس مثبت،منسجم،نسبت به خود مرتبط است(میکالینسر،1995).

انجام این پژوهش به منظور ارائه دیدگاه های والدین به منظور ارتقاء آگاهی آن ها نسبت به کودکان اوتیسم و همچنین شناخت آسیب ها و پالایش آن ضروری به نظر می رسد.

تعداد صفحه :108

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه ارشد با موضوع:حمایت از کودکان بزه دیده ناشی از خشونت خانواده در حقوق ایران با نگاهی به اسناد بین­المللی

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته :حقوق

گرایش :جزا  و جرم شناسی

عنوان : حمایت از کودکان بزه دیده ناشی از خشونت خانواده در حقوق ایران با نگاهی به اسناد بین­المللی

Continue reading “پایان نامه ارشد با موضوع:حمایت از کودکان بزه دیده ناشی از خشونت خانواده در حقوق ایران با نگاهی به اسناد بین­المللی”

پایان نامه :اثربخشی آموزش نوروفید بک برروی کاهش نشانه ها و بهبود عملکرد اجرایی کودکان مبتلابه ADHD 6- 11 سال شهر تهران

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته :روانشناسی

گرایش :روانشناسی عمومی

عنوان : اثربخشی آموزش نوروفید بک برروی کاهش نشانه ها و بهبود عملکرد اجرایی کودکان مبتلابه ADHD 6- 11 سال شهر تهران

Continue reading “پایان نامه :اثربخشی آموزش نوروفید بک برروی کاهش نشانه ها و بهبود عملکرد اجرایی کودکان مبتلابه ADHD 6- 11 سال شهر تهران”