پایان نامه چالش های بیمه اجباری سازمان تامین اجتماعی و تاثیر آن بر اشتغال

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت 

دانشگاه آزاد اسلامی واحدکرمانشاه

گروه مدیریت

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی

گرایش بین الملل

عنوان:

چالش های بیمه اجباری سازمان تامین اجتماعی و تاثیر آن بر اشتغال (مطالعه موردی بیمه شدگان شهر دزفول)

بهار 1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

 چکیده 1

فصلاول:کلیاتپژوهش

1-1مقدمه 3

1-2بیانمسئله 4

1-3اهمیتوضرورتپژوهش 6

1-4اهدافپژوهش 7

1-4-1 هدفاصلی 7

1-4-2 اهداففرعی 8

1-5فرضیههایپژوهش 8

1-6متغیرهایپژوهش 8

1-7تعریفمتغیرها 9

1-7-1 تعاریفمفهومیمتغیرها 9

1-7-2 تعاریفعملیاتیمتغیرها 12

1-8قلمروپژوهش 14

1-8-1 قلمروموضوعیپژوهش 14

1-8-2 قلمرومکانیپژوهش 14

1-8-3 قلمروززمانیپژوهش 14

1-9 مدلمفهومیپژوهش 14

فصلدوم:ادبیاتوپیشینهپژوهش

2-1 چالشهایبیمهاجباریسازمانتامیناجتماعی 16

2-1-1تعریفبیمه 16

2-1-2 عناصرتشكیلدهندهبیمه 17

2-1-2-1خطر 17

2-1-2-2 حقبیمه 18

2-1-2-3 خسارت 18

2-1-3 انواعبیمه 19

2-1-4بیمهمسئولیت 20

2-1-5 بیمههایاجتماعیوشخصی 21

2-1-6تفاوتبیمه‌هایاجتماعیبابیمه‌هایبازرگانی 22

2-1-7 سهماتکاییاجباریبیمه‌هایزندگیچراییواثرات 23

2-1-8 بیمهاتکاییاجباریچیست؟ 24

2-1-9بیمهخدماتدرمانی 28

2-1-10 بیمهبازنشستگی 28

2-1-11 بیمه،وجهکاربردیتأمیناجتماعی 29

2-2 اشتغال 30

2-2-1تعریفاشتغال 30

2-2-2 تعریفبیکاری 31

2-2-3 انواعبیکاری 33

2-2-4 نرخبیکاریواشتغالدرایران 35

2-2-5 مقایسهتغییراتنرخبیکاریواشتغالدرکشورهایجهان 37

2-2-6. عللوعواملموثربرکاهشاشتغالوایجادبیکاری 39

2-2-7. پیامدهایبیکاری 44

2-2-7-1 ناامنیملی 44

2-2-7-2 فقروناهنجاریهایروانی 45

2-2-7-3 خرابکاری،بزهکاریوروسپیگری 45

2-2-7-4 قاچاقموادمخدر 46

2-2-8 اولویتهایایجاداشتغال 46

2-3 پیشینهپژوهش 51

2-3-1 پیشینهداخلیپژوهش 51

2-3-2 پیشینهخارجیپژوهش 53

فصلسوم:روشپژوهش

56

3-1 مقدمه 57

3-2- نوعروشپژوهش 57

3-3- جامعهآماری 58

3-4 حجمنمونهوشیوهنمونه‌گیری 58

3-5 روشجمع‌آوریداده‌ها 59

3-6 ابزارجمع‌آوریداده‌ها 59

3-7 رواییوپایاییابزارپژوهش 61

3-8 شیوهتحلیلداده‌ها 62

فصلچهارم:یافتههایپژوهش

63

4-1 مقدمه 64

4-2 شاخصهایتوصیفیمتغیرهایاصلیپژوهش 64

4-3 دادههایاستنباطی 71

فصلپنجم:بحثونتیجهگیری

5-1 مقدمه 90

5-2 بحثونتیجهگیری 90

5-3 پیشنهادهایپژوهش (پیشنهادبرایمحققانآینده) 99

5-4 محدودیتهایپژوهش 99

5-4-1  محدودیتهایدراختیارپژوهشگر 99

5-4-2 محدودیتهایخارجازاختیارپژوهشگر 100

منابعفارسی 101

منابعانگلیسی 105

چکیده

هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی چالش های بیمه اجباری سازمان تامین اجتماعی و تاثیر آن بر اشتغال (مطالعه موردی بیمه شدگان شهر دزفول) بود. به این منظور تعداد 379 نفر از بیمه شدگان بیه اجبایر شهر دزفول با روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گرد آوری داده ها از پرسش نامه چالش های بیمه اجباری استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار spss  و  Amosاستفاده گردید. نتایج نشان دادکه فقدان مرکز فعال و موثر برای مطالعات، دخالت های بیش از حد دولت، برداشت های سلیقه ای از بیمه اجباری،بی توجهی به تامین اجتماعی، ناپایداری بر سیاست های اجتماعی و اعمال سیاست های سلیقه ای مدیران بر اشتغال تاثیر منفی معنادار دارد.

کلید واژه ها: بیمه اجباری، اشتغال، چالش های بیمه اجباری

1-1مقدمه

امروز کشور ما تشنه فعالیت اقتصادی سالم وایجاد اشتغال برای جوانان وسرمایه گذاری مطمئن است واین همه به فضائی  نیازمند است که در آن سرمایه گذار و صنعتگر و عنصر فعال در کشاورزی ومبتکرعلمی و جوینده کار و همه قشرها از صحت وسلامت ارتباطات حکومتی و امانت و صداقت متصدیان امور مالی و اقتصادی مطمئن بوده واحساس امنیت و آرامش کنند. مقوله امنیت بویزه امنیت اقتصادی از مباحث بسیار مهم وحساس است که نمی توان یک شبه وبا تصویب یک طرح یا لایحه به آن دست یافت بلکه این پدیده انعکاسی است از رفتار های مختلف سیاسی, اقتصادی ,نظامی ,فرهنگی و اجتماعی آحاد مردم و مسئولان از این رو باید شرایط کشور را در طول زمان به گونه ای تغییر داد و رفتار های اجتماعی را در عرصه های مختلف به گونه ای تعریف کرد که در نهایت هر چیزی در جایگاه واقعی خود قرار  گیرد و با طبیعت آن منطبق گردد واین مستلزم تلاش گسترده همه اقشار و آحاد جامعه و حکومت است(اورنگی، هاشم زاده و بهره دار، 1389، 51). و بیمه های اجباری در راستای این مهم از مهمترین روشها وابزارهای علمی موجود تلقی می گردند. در مجموعه حاضر ضمن ارائه اطلاعاتی در خصوص بیمه, انواع آن وجایگاه قانونی وعرفی بیمه های مسئولیت, اشاره ای به اثرات اقتصادی و اجتماعی آن خواهد شد (اقدانی باهنر، نجارپوراستادی و لیوارجانی، 1392، 36).

اساس بیمه ریسک است. وجود ریسک بر عملکرد عامل و بنگاههای اقتصادی تاثیر می گذارد از این رو به تخصیص بهینه منابع و توسعه اقتصادی کشور ها محدودیتهایی تحمیل می کند. ریسک وجه مشترک تصمیاتی است که انسانها می گیرند. بنابراین علاوه بر اینکه در آمد و اموال هر عامل و بنگاه اقتصادی با توجه به ریسکهای موجود ممکن است در معرض خطر باشد,عملا با حوادثی روبرو می شود که به علت خسارت وارده بر اموال یا لطمات شخصی به دیگران، قانونا مسئول خواهد بود (ایزدی، 1390، 41). تعیین نوع و میزان خسارتهایی که خواهان متحمل شده اغلب دشوار است ودر بعضی موارد حتی غیر قابل جبران خواهد بود. لذا اگر عامل یا بنگاه اقتصادی به تنهایی بخواهد با حوادث و خطرات ناشی از آنها مقابله کند، عملا از دور رقابت خارج شده و امکان بقاء نخواهد داشت. در اینجاست که نقش روز افزون و غیر قابل انکار بیمه در ثبات فعالیتهای اقتصادی آشکار می شود.مسئله ای که در این تحقیق به آن پرداخته می شود(آقا محمدیان، 1380، 68).

1-2بیان مسئله

خود واژه بیمه به معنی حفظ و نگهداری در برابر حوادث و خطرات معنا شده است و همچنین در علم اقتصاد، بیمه را چنین تعریف کرده اند: قراردادی است که براساس آن، بیمه گزار در مقابل پرداخت مبالغ معینی به بیمه گر، دارایی خود را در مقابل حوادث پیش بینی نشده بیمه می کند و بیمه گر هم تعهد می نماید، در صورت بروز حادثه، بخشی یا تمامی مبلغ مورد ادعای بیمه گزار را براساس قرارداد اولیه بین طرفین، به وی پرداخت کند (آوالیا[1]، 2013، 308).

اما در بیمه، به دو بخش عمومی و خصوصی و به عبارت دیگر، اجتماعی و شخصی تقسیم می گردد. در بیمه های اجتماعی، کوشش بر آن است که از خطرات اجتماعی و مخارجی که متوجه افراد معینی از طبقات کم درآمد است جلوگیری نموده و خسارت آنان جبران شود. برخلاف بیمه های شخصی که شرط استفاده از تسهیلات خدماتی و حمایتی، پرداخت سهم و قبول مشارکت در صندوق یا قرارداد بیمه است. در بیمه های اجتماعی، دولت از بودجه های عمومی، هزینه های خدماتی را تأمین می کند و چون ارائه خدمات رایگان است، سرمایه های هزینه شده، بازگشت ندارد، ولی در بیمه های خصوصی، هم سرمایه از آن اعضا و مشترکان است و هم وجوه به دست آمده میان سهام داران توزیع می گردد (آلسینا و پروتی[2]، 2012). قالب اصلی بیمه های اجتماعی، بیمه های اجباری است که در ذیل روابط کار فرما ، کارگر و دولت شکل می گیرد و ساز و کار های آن به نحوی است که تعارض چندانی در مؤلفه های این بیمه مشاهده نمی شود و معمولاً به این صورت است که حق بیمه به تناسب و به طور معمول از سوی کار فرما و کارگر و نیز دولت پرداخت می شود و این پرداخت به نحوی است که کارگر در ان دخالت چندانی ندارد ، زیرا سهم اصلی از سوی کار فرما،  با سهم کمتر کارگر هر ماه قبل از پرداخت مزد و حقوق کسر و به حساب صندوق بیمه واریز می شود  و این مبالغ متناسب با دستمزد دریافتی است (آناند و کانبور[3]، 2014، 28).

این در حالی است که  بیمه های اجباری برای سازمان تامین اجتماعی از جهات مختلف به یکی از معضلات جدی تبدیل شده است و چالش های بسیاری را برای این سازمان به همراه داشته است. در جوامع صنعتی و پیشرفته، این بیمه ها به عنوان یکی از عناصر هویتی دولت های رفاه شناخته می شود که با کاهش رشد، ابعاد این بیمه ها کم کم مورد پرسش قرار گرفته، و از طرفی مردم در جوامع رو به توسعه نیز  به صورت روز افزون در پی تقاضا برای بیمه های اجباری و کسب آرامش خاطر نسبت به آینده  خود هستند و در حالی که دولت ها و سازمان تامین اجتماعی در پاسخ گویی مطلوب به این تقاضا دچار مشکل شده است (کامپانو و سالواتور[4]، 2013، 270).

کاین[5](2014، 29)در پژوهشی به بررسی رابطه رشد بهره وری ، افزایش نا برابری درآمد ، و بیمه اجتماعی در کشور پرداخت و بیان نمود، هنگامی که سطح بیمه اجتماعی کاهش می یابد، نرخ رشد اقتصادی نیز کاهش می باد و همچنین مطرح نمود که تغییرات بزرگ در سطح بیمه ممکن است، تغییر کمی را در نابرابری درآمد ایجاد کند و لذا معتقد است که بیمه اجتماعی به خودی خود ممکن است، ابزار مؤثری برای کاهش نا برابری نباشد.  از طرف دیگر در ایران به دلیل افزایش روز افزون بیکاری و کاهش اشتغال، افراد بیشتر در پی بهره مندی از این نوع بیمه ها برمی آیند. و این سئوال مطرح می شود که آیا این نوع بیمه ها با اشتغال ارتباط دارند و اینکه چالش های بیمه های اجباری در سازمان اجتماعی کدام هستند و پژوهش حاضر در پی پاسخ گویی به این دسته از سئوالات است.

1-3اهمیت و ضرورت پژوهش

کاهش نرخ اشتغال ، نابرابری بالا در توزیع درآمد و رشد روز افزون آمار بیکاری باعث ایجاد شکاف بیشتر در طبقات جامعه و گسترش فقر می شود. طبیعتا بیکاری و کاهش نرخ  اشتغال مسائل بسیاری را برای جوامع درگیر این معضل به همراه دارد (محمدی، 1392). کشور هایی مانند کشور ایران درگیر درصد بالایی از بیکاری در بین جوانان است و این در حالی است که مقوله های اشتغال و بیكاری، اثرات، تبعات و پیامدهای اقتصادی بسیاری را از خود برجای می گذارند (جعفری و ابراهیمی، 1392). مسائل و مشخصه های جمعیت و نیروی كار در ایران حكایت ازجوان بودن جمعیت، نرخ بالای رشد جمعیت فعال، نرخ بالای بیكاری، كم كاری و بیكاری پنهان،  و کاهش نرخ اشتغال در سالهای اخیر است. ایران جوانان تحصیل کرده بسیاری وجود دارند که علیرغم تحصیلات بالا بیکار هستند و بیکاری و کاهش نرخ اشتغال طبیعتا خود منجربه مسائل و مشکلات بسیاری برای جامعه خواهد شد از این روسیاست گذاران برای رسیدن به هدف کاهش نرخ بیکاری و ایجاد اشتغال، راهکارهای بسیاری را مد نظر قرار داده اند و از ابزار های بسیاری برای این هدف استفاده کرده اند که یکی از این ابزار ها بیمه های اجباری است و اعتقاد سایست گذاران بر این است که بیمه ها که شامل بیمه بیکاری ، بیمه بازنشستگی ، بیمه عمر و بیمه های اجباری می باشند ، می توانند در توزیع مناسب درآمد ها و امکانات نقش مؤثری داشته باشند. و به تبع این نقش، بتوانند میزان اشتغال را افزایش دهند. توجه به بیمه های اجباری به عنوان یکی از ابزارها برای ایجاد اشتغال، چالش های بسیاری را پیش روی سازمان های تامین اجتماعی قرار می دهد و واضح است که شناسایی این چالش ها یکی از ضرورت ها محسوب می شود. این در حالی است که در خصوص موضوع پژوهشی حاضر تا به حال در ایران هیچ گونه پژوهشی صورت نگرفته است، بنابراین با توجه به مطالب بیان شده، اهمیت و ضرورت پژوهش حاضر احساس می شود.

1-4اهداف پژوهش

1-4-1 هدف اصلی

بررسی تاثیر چالش های بیمه سازمان تامین اجتماعی بر اشتغال.

1-4-2 اهداف فرعی

  1. بررسی تاثیر فقدان مرکز فعال و موثر برای مطالعات بر اشتغال.
  2. بررسی تاثیر دخالت های بیش از حد دولت بر اشتغال.
  3. بررسی تاثیر برداشت های سلیقه ای بر اشتغال.
  4. بررسی تاثیر بی توجهی به تامین اجتماعی از سوی سیاستمدارن بر اشتغال.
  5. بررسی تاثیر ناپایداری در سیاست اجتماعی بر اشتغال.
  6. بررسی تاثیر اعمال سیاست های سلیقه ای مدیران بر اشتغال.

1-5فرضیه های پژوهش

  1. فقدان مرکز فعال و موثر برای مطالعات بر اشتغال تاثیر منفی معنادار دارد.
  2. دخالت های بیش از حد دولت بر اشتغال تاثیر منفی معنادار دارد.
  3. برداشت های سلیقه ای بر اشتغال تاثیر مثبت منفی دارد.
  4. بی توجهی به تامین اجتماعی از سوی سیاستمدارن بر اشتغال تاثیر منفی معنادار دارد.
  5. ناپایداری در سیاست اجتماعی بر اشتغال تاثیر منفی معنادار دارد.
  6. اعمال سیاست های سلیقه ای مدیران بر اشتغال تاثیر منفی معنادار دارد.

1-6متغیرهای پژوهش

متغیر ملاک: اشتغال

متغری پیش بین: چالش های بیمه اجباری

1-7تعریف متغیرها

1-7-1 تعاریف مفهومی متغیرها

بیمه

سازوکاری است که طی آن یک بیمه‌گر، بنا به ملاحظاتی تعهد می‌کند که زیان احتمالی یک بیمه‌گذار را در صورت وقوع یک حادثه در یک دوره زمانی خاص، جبران نماید و یا خدمات مشخصی را به وی ارائه دهد. بنابراین، بیمه یکی از روشهای مقابله با ریسک است (نوبخت، 1392، 42).

بیمه اجباری

قالب اصلی بیمه های اجتماعی، بیمه های اجباری است که در ذیل روابط کار فرما ، کارگر و دولت شکل می گیرد و ساز و کار های آن به نحوی است که تعارض چندانی در مؤلفه های این بیمه مشاهده نمی شود و معمولاً به این صورت است که حق بیمه به تناسب و به طور معمول از سوی کار فرما و کارگر و نیز دولت پرداخت می شود و این پرداخت به نحوی است که کارگر در ان دخالت چندانی ندارد ، زیرا سهم اصلی از سوی کار فرما ، با سهم کمتر کارگر هر ماه قبل از پرداخت مزد و حقوق کسر و به حساب صندوق بیمه واریز می شود . و این مبالغ متناسب با دستمزد دریافتی است (آناند و کانبور، 2014، 28).

فقدان مرکز فعال و موثر برای مطالعات

حذف مؤسسه عالی پژوهش تأمین‌اجتماعی و تضعیف جدی برنامه‌ریزی مبتنی بر تحقیقات علمی و کار کارشناسی در سازمان تأمین‌اجتماعی در ادوار گذشته، باعث از میان رفتن تصویری دقیق و علمی از وضعیت فعلی این سازمان و چالشهای آن در آینده شده است و امکان برنامه ریزی علمی و مبتنی بر آمار را از مدیران این سازمان سلب کرده است. همچنین به دلیل نبود آمار صحیح، امکان دخالت و تاثیرگذاری معادلات بیمه ای و آکچوئری در تصمیمات کلان مقدور نیست (مولایی، 1392، 23).

دخالت و تاثیرات دولت

دخالت دولت بعداز تأسیس وزارت رفاه و تأمین‌اجتماعی برخلاف نیات خوب طراحان آن به تدریج و برخلاف روح این قانون افزایش یافتو درسال‌های اخیر با تغییرات پیاپی مدیریتی آشکارا تشدید شد. طی 8 سال گذشته در حوزه رفاه و تأمین‌ اجتماعی شاهد افزایش دخالتهای دولت بوده ایم. برای پویایی حوزه تأمین‌اجتماعی وکاهش دخالت در این حوزه باید اساسنامه سازمان تأمین‌اجتماعی بازنگری شود و با تشکیل شورای عالی تأمین‌ اجتماعی و رعایت اصل سه جانبه‌گرایی (با مشارکت بیمه‌شدگان، کارفرمایان و نهاد دولت) مسیر نادرست فعلی اصلاح گردد. عدم اجرای صحیح قانون ساختار نظام جامع تامین اجتماعی باعث دخالت دولت در جابه جایی چندین باره مدیر عامل و اعضای هیات مدیره به وفور شده است(احمدی، 1393، 28).

تعداد صفحه :140

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر تعامل والد-كودك و بازی‌درمانی کودک محور

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی

پایان نامه کارشناسی ارشد روان شناسی بالینی

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر تعامل والد-كودك و بازی‌درمانی کودک محور در علائم اختلالات اضطرابی و افسردگی کودکان ‌دبستانی و خودکارآمدی والدین

تابستان 1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

هدف: پژوهش حاضر به منظور بررسی و مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر تعامل والد-كودك و بازی‌درمانی کودک محور بر علائم اختلالات اضطرابی و افسردگی کودکان‌ دبستانی و خودکارآمدی والدین انجام شد.

روش اجرا: طرح پژوهش حاضر شبه‌آزمایشی از نوع پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه کنترل بود. نمونه شامل 36 نفر از کودکان دبستانی مبتلا به اختلالات اضطرابی مراجعه کننده به مراکز مشاوره روانشناختی منطقه 4 شهر مشهد به همراه مادرانشان بودند که 12 نفر در گروه‌ درمان مبتنی بر تعامل والد-كودك، 12 نفر در گروه بازی‌درمانی کودک محور و 12 نفر در گروه گواه گمارش شدند. مادران عضو گروه‌ درمان مبتنی بر تعامل والد-كودك تعداد 8 جلسه درمان مبتنی بر تعامل والد-كودك و کودکان عضو گروه‌ بازی‌درمانی کودک محور، تعداد 8 جلسه بازی‌درمانی کودک محور را دریافت کردند، اما برای اعضای گروه‌ گواه مداخله خاصی ارائه نشد. قبل و بعد از اجرای مداخلات، آزمون غربالگری اختلالات هیجانی مرتبط با اضطراب دوره کودکی (SCARED)، مقیاس افسردگی کودکان و مقیاس خودکارآمدی والدینی توسط اعضای نمونه تکمیل شدند.

یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که در پس آزمون، علائم اختلالات اضطرابی و افسردگی آزمودنی‌های دو گروه‌ آزمایشی نسبت به گروه گواه، کاهش معناداری داشته است، اما بین میزان کاهش علائم اختلالات اضطرابی و افسردگی در دو گروه آزمایشی تفاوت معناداری مشاهده نشد. همچنین نتایج نشان داد که در پس آزمون، خودکارآمدی والدینی آزمودنی‌های گروه‌ درمان مبتنی بر تعامل والد-كودك نسبت به گروه بازی‌درمانی کودک محور و گروه گواه، افزایش معناداری داشته است، اما بین گروه بازی‌درمانی کودک محور و گروه گواه تفاوت معناداری در افزایش خودکارآمدی مشاهده نشد.

نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش مؤید این مهم است كه درمان مبتنی بر تعامل والد- كودك و بازی‌درمانی کودک محور باعث کاهش علائم اختلالات اضطرابی و افسردگی کودکان‌ دبستانی می‌گردند. همچنین درمان مبتنی بر تعامل والد- كودك، خودکارآمدی والدینی مادران شرکت کننده در درمان را افزایش می دهد

کلید ‌واژه‌ها: درمان مبتنی بر تعامل والد- كودك، بازی‌درمانی کودک محور، علائم اختلالات اضطرابی، افسردگی، خودکارآمدی والدینی، کودکان دبستانی.

فهرست مطالب

تقدیر و تشكر. أ

تقدیم.. ب

چکیده فارسی.. پ

فهرست مطالب… ت

فهرست جداول.. ث

فصل اول: کلیات تحقیق.. 1

1-1. مقدمه. 2

 1-2. بیان مسئله. 3

1-3. اهمیت و ضرورت پژوهش…. 10

1-4. اهداف پژوهش…. 11

1-5. پرسش های پژوهش…. 11

1-6. فرضیه های پژوهش…. 12

1-7. تعاریف عملیاتی متغیرها 12

فصل دوم: ادبیات و پیشینه پژوهش…. 14

2-1 .موضع‌گیری های نظری پیرامون اضطراب کودکان.. 15

2-1-1. ماهیت و تعریف اضطراب… 15

2-1-2. اختلالات اضطرابی در کودکان.. 17

2-1-3. شیوع اختلالات اضطرابی در کودکان.. 19

2-1-4. نظریه‌های روانشناختی پیرامون اضطراب کودکی  20

2-1-4-1. دیدگاه روانکاوی.. 20

 2-1-4-2. دیدگاه رفتاری.. 22

 2-1-4-3. دیدگاه شناختی.. 23

2-1-4-4. دیدگاه بین فردی.. 23

2-2. موضع‌گیری‌های نظری درخصوص افسردگی کودکان. 25

2-2-1. تعریف افسردگی.. 26

 2-2-2. علائم و نشانه‌های بالینی افسردگی  28

2-2-3. همه‌گیرشناسی و سیر افسردگی.. 28

2-2-4. نظریه‌های افسردگی.. 31

2-2-4-1. نظریه‌های زیست شیمیایی افسردگی.. 31

2-2-4-2. نظریه‌های روانكاوی افسردگی.. 32

2-2-4-3. نظریه‌های یادگیری افسردگی.. 33

2-2-4-4. نظریه‌های شناختی افسردگی.. 33

 2-2-5. شکل‌گیری افسردگی در کودکان 36

2-2-6. پدیدارشناسی افسردگی کودکان. 37

2-2-6-1. نشانه‌های وابسته به افسردگی.. 37

2-2-6-2. نشانه‌های وابسته به رنج افسرده‌وار. 37

2-2-6-3. نشانه‌های دفاعی علیه افسردگی.. 45

2-2-6-4. رفتارهای معادل افسردگی.. 47

2-3. موضع‌گیری نظری درخصوص خودکارآمدی والدینی.. 49

2-3-1. تعریف خودکارآمدی والدینی.. 49

2-3-2.  نقش خودکارآمدی والدینی.. 52

2-3-3. عوامل موثر بر خودکارآمدی والدینی.. 54

2-3-3-1. وضعیت اجتماعی- اقتصادی.. 59

2-3-3-2. خصوصیات والدین.. 62

2-3-3-3. خصوصیات کودک…. 62

2-4. موضع‌گیری نظری درخصوص آموزش تعامل والد- كودك…. 65

2-4-1. ماهیت و نقش تعامل والد – کودک…. 65

2-4-2. نظریه‌های مختلف پیرامون تعامل والد – کودک…. 54

2-4-2-1. نظریه اریكسون.. 59

2-4-2-2. نظریه راجرز. 62

2-4-2-3. نظریه فروید. 62

2-4-3. درمان تعامل والد- فرزند بر اساس رویکرد تحولی- تفاوت‌های فردی مبتنی بر ارتباط.. 65

2-4-3-1. رشد هیجانی کارکردی (D) 65

2-4-3-2. تفاوت های فردی (I). 79

2-4-3-3. روابط و تعاملات (R). 81

2-4-4. درمان مبتنی بر تعامل والد- کودک…. 81

2-4-5. درمان تعامل والد- کودک برای کودکان دارای اختلالات اضطرابی.. 90

۲-5. موضع‌گیری‌های نظری پیرامون بازی درمانی.. 92

2-5-1. تعریف بازی.. 95

۲-5-2. کاربردهای مختلف بازی در درمان کودکان.. 73

۲-5-2-1. افزایش درک تشخیصی.. 74

۲-5-2-2. خلق اتحاد درمانی.. 74

۲-5-2-3. تسهیل  بیان کلامی و برون ریزی تنش و مطالب ناهشیار. 78

۲-5-2-4. اهمیت تکاملی بازی.. 79

۲-5-2-5. ورود به دنیای کودک از طریق تجربیات بازی.. 81

۲-5-3. تعریف بازی درمانی.. 81

۲-5-4. تجربه کودک در بازی درمانی.. 90

2-5-5. اهمیت بازی درمانی.. 92

۲-5-5-1. نقش بازی در رشد شناختی کودکان.. 95

۲-5-5-2. ارزش درمانی بازی.. 103

۲-5-5-3. نقش بازی در رشد جسمانی.. 104

۲-5-5-4. نقش بازی در رشد روانی- اجتماعی و ارتباط با همسالان.. 117

2-6. یافته‌های پژوهشی در خصوص موضوع تحقیق.. 118

فصل سوم: روش تحقیق.. 119

3-1. طرح پژوهش…. 127

3-2. جامعه. 119

3-3. حجم نمونه. 127

3-4. روش نمونه‌گیری.. 139

3-5. ابزار تحقیق.. 119

2- مقیاس افسردگی کودکان.. 127

3- مقیاس خودکارآمدی والدینی.. 139

3-6. روش اجرای تحقیق.. 119

3-7. روش تجزیه و تحلیل داده‌ها 127

3-8. ملاحظات اخلاقی.. 139

فصل چهارم: یافته های آماری تحقیق.. 119

4-1. مقدمه. 120

4-2. بررسی جمعیت شناختی.. 139

4-3. بررسی توصیفی اطلاعات… 119

4-4. تجزیه و تحلیل استنباطی داده‌ها 127

فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری.. 119

5-1. بحث و نتیجه‌گیری.. 127

5-2. جمع بندی نهایی.. 119

5-3. محدودیت های پژوهش…. 127

5-4. پیشنهادهای پژوهش…. 139

منابع  119

چكیده انگلیسی.. 139

مقدمه

توجه به وضعیت سلامت جسمی، روانی، اجتماعی، فرهنگی و علایق کودکان و فراهم آوردن زمینه لازم برای تحقق یک زندگی پویا و سالم برای آن‌ها، ضامن سلامتی جامعه برای سال‌های آینده به شمار می رود. کودکان از اقشار مستعد جامعه و سازندگان آینده کشور خویش می‌باشند و سطح سلامت آن‌ها تأثیر بسزایی در یادگیری و افزایش آگاهی علمی و موفقیت‌های تحصیلی شان در آینده خواهد داشت. بنابراین امروزه تلاش در جهت شناخت آسیب‌شناسی روانی در کودکان به عنوان یک هدف ویژه برای بهبود جامعه به شمار می‌رود (چراغ ملایی، خسروی و بنی جمال،1389).

دوران کودکی به خاطر نقش و اهمیتی که در زندگی انسان دارد، در هر زمان مورد توجه دانشمندان، روانشناسان و نویسندگان آن عصر بوده است. روانشناسان مختلف نحوه‌گذران این دوران را تعیین کننده زندگی روانشناختی فرد در بزرگسالی دانسته‌اند. همه این اشارات و توجهات نشان دهنده اهمیتی است که این دوره از زندگی می‌تواند داشته باشد. این دوره را همچنین می‌توان مرحله مهمی در اکتساب رشد روانی- اجتماعی تلقی کرد (رابین و کاپلان[1]،2010).

یکی از مشکلات عمده که تاثیر بازدارنده و مهمی بر کارآمدی و پویایی کودکان دارد و از شکل‌گیری سالم هویت و نیز شکوفایی استعدادها و قوای فکری و عاطفی در آنان جلوگیری می‌کند، بروز علائم آسیب شناسی روانی از قبیل اضطراب و افسردگی است. از مهمترین موانع سازگاری کودکان با محیط های اجتماعی از قبیل مدرسه و همسالان، علائم اضطراب و افسردگی می‌باشد. در سی سال گذشته به علائم آسیب شناسی روانی کودک به عنوان یک مسئله خیلی مهم و مورد علاقه توجه شده‌است و پژوهش‌های گسترده‌ای در جهت درک این پدیده، عوامل موثر بر آن و مداخلات مفید برای کاهش آن انجام شده است (کویدمیر و دمیر[2]،2008). علائم اضطراب و افسردگی از مشکلاتی هستند که کودکان زیادی از آن رنج می‌برند و به مشکلاتی از قبیل افت تحصیلی و ناتوانی در استفاده از توانایی‌های بالقوه کودک منجر می‌شوند (منتظرغیب و قدسی،1388).

با توجه به آثار نامطلوب اضطراب و افسردگی بر جنبه‌های مختلف سلامت  و رشد روانی کودکان، بررسی مداخلات تاثیر گذار بر این متغیرها از اهمیت بسزایی برخوردار است. لذا محقق در تحقیق حاضر بر آن شد تا به بررسی و مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر تعامل والد- كودك و بازی‌درمانی کودک محور بر  علائم اختلالات اضطرابی و افسردگی کودکان ‌دبستانی و خودکارآمدی والدین آنها بپردازد. 

1-2. بیان مسئله

از دیدگاه بسیاری از پایه‌گذاران علم روانشناسی، دوران کودکی، دوران سرنوشت سازی است که نحوه گذران آن، تعیین‌کننده چگونگی زندگی بزرگ‌سالی بشر است. بااین‌وجود تا چندی پیش به مشکلات روان‌شناختی کودکان اهمیت لازم داده نمی‌شد و مباحث آسیب‌شناسی روانی بیشتر حول محور بزرگ‌سالان قدم برمی‌داشت؛ اما امروزه ثابت شده است که در دوران کودکی نیز انسان استعداد زیادی برای ابتلا به انواع بیماری‌های روانی دارد. یکی از مشکلات روان‌شناختی گریبان‌گیر کودکان، اضطراب[3] است. اضطراب یکی از شایع‌ترین اختلالات در میان کودکان است (لوبی[4]،2013).

در دوره‌هایی از رشد تقریباً همه كودكان وقتی از مراقبان اصلی خود دور می‌شوند و یا در محیطی جدید و ناآشنا قرار می‌گیرند، اضطراب را تجربه می‌كنند. در حقیقت بروز گونه‌های خاصی از اضطراب، مانند اضطراب جدایی در سال‌های نوپایی كودك (18 تا 24 ماهگی) از دیدگاه رشدی امری عادی است؛ نوپایان اغلب در لحظه‌های جدایی از والدین گریه می‌کنند، به آن‌ها می‌چسبند و قشقرق راه می‌اندازد (عباسی و همکاران،1389)؛ اما علائم اضطراب در برخی کودکان در مراحل بعدی رشدی به‌صورت نابهنجار ادامه می‌یابد و عملکرد روانی- اجتماعی آن‌ها را مختل می‌کند. در چنین مواقعی باید علائم را با دقت بیشتری مورد بررسی قرار داد و آن‌ها را در طبقات تشخیصی اختلالات اضطرابی گنجاند (انجمن روان‌پزشکی امریكا[5]، 2013).

اضطراب در کودکان حالتی است كه با احساس وحشت مشخص می‌شود و با علائم جسمی كه بیانگر افزایش فعالیت دستگاه عصبی خودمختار است، همراه است. اضطراب بر عملكرد جسمانی و شناختی اثرگذار است و موجب تحریف‌های ادراكی می‌شود (سادوک و سادوک،1391). اضطراب معمولاً به‌عنوان احساس پراکنده و مبهم و نامطبوع ترس و تشویش تعریف  می‌شود. کودک مضطرب خصوصاً در مورد خطرات ناشناخته بسیار نگران است و ترکیبی از این علائم را نشان می‌دهد: طپش قلب، تنگی نفس، شب‌ادراری، جویدن ناخن، اسهال، بی‌اشتهایی‌، سستی، سرگیجه، تعریق، بی‌خوابی، تکرار ادرار و لرزش بدنی (رومر و اورسیلو،2002 ). اضطراب یک حالت خلقی منفی است که با علائم جسمی مانند تنش عضلانی و اندیشناکی[6] نسبت به آینده مشخص می‌شود (بارلو، 2007). اضطراب یک علامت هشداردهنده است که خبر از خطری قریب‌الوقوع می‌دهد و شخص را برای مقابله آماده می‌سازد. ترس که یک علامت هشداردهنده مشابه است، از اضطراب با خصوصیات زیر تفکیک می‌شود: ترس واکنش به تهدیدی معلوم، خارجی و از نظر منشأ بدون تعارض است، اما اضطراب واکنش در مقابل خطری نامعلوم، درونی، مبهم و از نظر منشأ همراه با تعارض است (سادوک و سادوک، 1390).

تحقیقاتی که در زمینه اضطراب کودکان انجام شده است، نرخ شیوع این اختلال در کودکی را 5/13 درصد گزارش نموده‌اند (سادوک و سادوک،1391). پژوهش‌های مرتبط با علائم اضطراب کودکان در دو مسیر به انجام رسیده‌اند. یک دسته از این پژوهش‌ها به بررسی عوامل تأثیرگذار بر شکل‌گیری اضطراب کودکان پرداخته‌اند و دسته دیگر تأثیرات علائم اضطرابی را بر رشد روانی- اجتماعی کودکان موردتوجه قرار داده‌اند. پژوهش­هایی که به بررسی عوامل تأثیرگذار در ایجاد علائم اضطرابی کودکان پرداخته­اند، از یک‌سو این اختلال­ها را نوعی واکنش کودک نسبت به نابسامانی­های خانوادگی دانسته­اند (شنیدر[7] و همکاران، 2011) و از سوی دیگر، به محرک­های محیطی نامناسب مانند عدم پذیرش کودک، عدم محبت و حمایت کافی از طرف والدین، افراط در محبت، نابسامانی در خانواده، عدم مراقبت و دلسوزی­های مادر، دلبستگی ناایمن در دوران کودکی و استرس والدین نسبت داده‌اند (پاندینا[8]، بیلدر[9] و کیت[10]، 2007). همچنین، نبود تعامل مناسب بین کودک و والدین، محرومیت هیجانی در دوران کودکی، نبود تکیه­گاهی که نیازهای مراقبتی و رشدی کودک را برآورده سازد، والدین غیر پاسخگو، اعتماد کم و فاصله زیاد بین والدین و فرزند، نبود همدردی مشترک در مسائل استرس­زا، در سوق دادن کودکان به سمت علائم اضطراب از نقش تعیین کننده و انکارناپذیری برخوردارند (پری[11]، 2007).

تحقیقاتی که به بررسی تأثیرات اضطراب بر رشد روانی- اجتماعی کودکان پرداخته‌‌اند، حاکی از این هستند که اضطراب نه‌تنها در زمان بروز باعث ایجاد مشکلاتی در تجربه استقلال کودک در محیط‌های بازی و تحصیلی می‌گردد، بلکه شکل‌گیری مهارت‌های اجتماعی که اساس پیشرفت تحصیلی و شغلی او در آینده هستند را با مانع مواجه می‌سازد. این تحقیقات نشان داده است که کودکان مبتلا به اضطراب در بزرگ‌سالی نسبت به کودکانی که اضطراب را نشان نداده‌اند، وضعیت روان‌شناختی نامناسب‌تری دارند و بیماری‌های روانی بیشتری را گزارش می‌کنند (پترسون و کارتر[12]،2007؛ نقل از کندال،2013).

بخشی از مطالعاتی که در رابطه با تأثیرات بلندمدت اضطراب کودکان انجام شده است، نشان داده‌اند که تجربه اضطراب در دوره کودکی، مشکلاتی را برای افراد ایجاد می‌کند که علاوه بر ناراحتی‌های شخصی، ممکن است بر چگونگی پیشرفت تحصیلی و اجتماعی آن‌ها در دوره نوجوانی و بزرگ‌سالی نیز، تأثیرات منفی داشته‌ باشد (فینوکان و مرکر،2006). از سوی دیگر، تحقیقات طولی مختلف حاکی از این است که تجربه نشانگان اضطراب در دوران کودکی، پیشایند گرایش به مصرف مواد مخدر و دیگر اختلالات روانی است و درصورتی‌که فرایند درمان اضطراب به درستی انجام نگیرد، افت شدید سازگاری اجتماعی پیش‌بینی می‌شود (زولونسکی و همکاران،2006).

بر اساس گزارش لاست[13] (2006؛ نقل از کندال،2013) سه‌چهارم كودكانی كه از مدرسه گریزانند مبتلا به اختلال اضطراب می‌باشند و در صورت عدم اقدام به‌موقع برای درمان ممكن است این كودكان به‌طور ثانوی دچار اختلالات روانی شدید شوند. اختلالات اضطرابی به نظر می‌رسد چنانچه درمان نشود دارای سیری مزمن خواهد بود (لوینسون، هولم‌دنوما، اسمال، سیلی و جوینر[14]، 2008؛ نقل از کندال،2013)؛ بنابراین با توجه به تأثیرات منفی اضطراب بر جنبه‌های مختلف زندگی روان­شناختی کودکان، پرداختن به آن و شناسایی مداخلات تأثیرگذار بر آن از اهمیت بسزایی برخوردار است.

از نشانگان آسیب‌شناسی روانی که در میان کودکان مبتلا به اضطراب به‌وفور مشاهده می‌شود و در اکثر موارد با اختلالات اضطرابی همبودی دارد، افسردگی است. افسردگی، اختلالی است كه خصوصیت اول و عمده آن تغییر خلق است و شامل یك احساس غمگینی است كه از یك ناامیدی خفیف تا احساسات یأس شدید ممكن است نوسان داشته باشد. این تغییر خلق نسبتاً ثابت و برای روزها، هفته‌ها ماه‌ها و یا سال‌ها ادامه دارد و برای این تغییر خلق تغییرات مشخصی در رفتار، نگرش، تفكر، کارایی، اعمال بدنی وجود دارد. افسردگی از توانایی‌های زیستی، جسمانی، فعالیت و اراده شخص می‌كاهد و با پیش آوردن اختلال‌های ذهنی اعتمادبه‌نفس او را متزلزل می‌كند. در کودک بهنجار افسردگی شدید تنها در پی یك عام اندوه‌بار مانند از دست دادن یكی از عزیزان یا شكست در یكی از جنبه‌های زندگی و یا ناامیدی بروز می‌كند. زمانی می‌توان افسردگی را بیماری دانست كه از نظر شدت و مدت با عامل اندوه‌بار پیش‌آمده در زندگی کودک تناسبی نداشته باشد (سادوک و سادوک،1391).

افسردگی یکی از شایع‌ترین مشکلات حیطه سلامت روان در جهان و علائم افسرده ساز رایج‌ترین شکایات کودکان و نوجوانان است. میزان شیوع افسردگی در طی عمر برای نوجوانان در سراسر دنیا 14 درصد تخمین زده شده است، اما میزان شیوع افسردگی کودکی و نوجوانی در ایران به‌طور دقیق مشخص نیست و علت آن عدم انجام یک تحقیق کامل و مبتنی بر نمونه‌گیری صحیح در کل کشور است. این میزان در تحقیقات مختلف و بر مبنای پرسشنامه‌های مختلف محقق ساخته، پرسشنامه افسردگی بک و پرسشنامه افسردگی کودکان کواکس (CDI) بین 10 تا 30 درصد برآورد شده است (بانکی، امیری و اسعدی،1388). با توجه به شیوع گسترده افسردگی در کودکان و نوجوانان، گاهی اوقات از آن به‌عنوان بیماری سرماخوردگی در میان اختلالات روان‌پزشکی کودکان یاد می‌شود (استافر،2000). به دلیل اینکه تقریباً دوسوم کودکان افسرده به بزرگ‌سالان مبتلا به افسردگی اساسی تبدیل می‌شوند و 10 تا 15 درصد آن‌ها از این طریق به زندگی خود خاتمه می‌دهند، پرداختن به اختلال افسردگی در کودکان و شناسایی روش‌های درمانی اثربخش بر کاهش آن از اهمیت بسزایی برخوردار است (سگال، ویلیامز و تیزدل، 2002).

 از دیگر عواملی که تأثیر قابل‌ملاحظه‌ای بر شکل‌گیری اختلالات اضطرابی در کودکان دارد، ویژگی‌های روان‌شناختی والدین آن‌ها علی‌الخصوص خودکارآمدی است. بسیاری از رفتارهای انسان با سازوکارهای نفوذ بر خود، برانگیخته و كنترل می‌شوند. در میان مكانیسم‌های نفوذ برخود، هیچ‌کدام مهم‌تر و فراگیرتر از باور به خود كارآمدی شخصی نیست. اگر فردی باور داشته باشد كه نمی‌تواند نتایج مورد انتظار را به‌ دست آورد و یا به این باور برسد كه نمی‌تواند مانع رفتارهای غیرقابل‌قبول شود، انگیزه او برای انجام كار كم خواهد شد. اگرچه عوامل دیگری وجود دارند كه به‌عنوان برانگیزنده‌های رفتار انسان عمل می‌کنند، اما همه آن‌ها تابع باور فرد هستند. خودكارآمدی، توان سازنده‌ای است كه بدان وسیله، مهارت‌های شناختی، اجتماعی، عاطفی و رفتاری انسان برای تحقق اهداف مختلف، به‌گونه‌ای اثربخش ساماندهی می‌شود (بندورا،2006). خودكارآمدی به داشتن مهارت یا مهارت‌ها مربوط نمی‌شود، بلكه به داشتن باور به توانایی انجام كار در موقعیت‌های مختلف، اشاره دارد. خودکارآمدی عبارت است از باور فرد، در این خصوص که توانایی انجام تکالیف را دارد یا خیر. خودکارآمدی بر روشن شدن لیاقت و قابلیت فرد، برای کنار آمدن مؤثر با بسیاری از موقعیت‌های تنش‌زا مبتنی است (شوارزر و لوزیسیزک، 2005) و دربرگیرنده احساس خوشایند فرد در انجام تکالیف است که به‌طور فراگیری با انگیزش و انجام موفقیت‌آمیز تکالیف در تمامی انسان‌ها مرتبط است (سالیوان و مالیک،2000).

به‌طور خاص خودکارآمدی والدین تأثیر گسترده‌ای بر کیفیت ارتباط والد با فرزندش دارد (کلارک،2007). خودکارآمدی والدینی به میزان صلاحیت و شایستگی‌ای گفته می‌شود که والدین در مدیریت مشکلات فرزندشان احساس می‌کنند (ماش[15] و جانستون[16]،2005). والدین به‌منظور احساس خودکارآمدی نیازمند دانش و اطلاعات در زمینه تکنیک‌های مؤثر مراقبت از کودک هستند. آن‌ها بایستی به توانایی‌های خود اعتماد کرده و مطمئن باشند که عملکردشان تأثیر مثبتی بر رفتارهای کودک می‌گذارد (کولمن[17] و کاراکر[18]،2003؛ تتی[19] و گلفند[20]،2007). خودکارآمدی والدینی یک ساختار شناختی مهم در ارتباط با عملکرد والدین است. خودکارآمدی والدینی به ارزیابی والدین نسبت به توانایی خود در ایفای موفقیت‌آمیز نقش والدگری اطلاق می‌شود؛ بنابراین افرادی که به توانایی‌ها و مهارت‌های خود در نقش والدگری اعتماد داشته باشند، خودکارآمدی بالاتری را احساس می‌کنند (جونز[21] و پرینز[22]،2005).

خودکارآمدی والدینی تأثیر به سزایی بر نحوه تعاملات والد- کودک و کیفیت والدگری دارد. بر این اساس والدینی که خودکارآمدی بالاتری دارند، گرایش بیش‌تری به استفاده از روش‌های مثبت والدگری مثل پاسخ‌گو بودن، حساس بودن، گرمی، تحریک‌کنندگی، استفاده از سبک‌های کارآمد سازگاری و مراقبت بدون تنبیه دارند. برعکس والدینی که خودکارآمدی پایین‌تری دارند، گرایش به استفاده از شیوه‌های خشن، تهدیدآمیز، پرخاشگرانه و استفاده از سبک‌های ناکارآمد سازگاری دارند (سندرس[23] و وولی[24]،2005؛ کولمن و کاراکر،2003).

در زمینه‌ مداخلات درمانی به‌منظور بهبود وضعیت روان‌شناختی کودکان مبتلا به اختلالات اضطرابی مداخلات متنوعی صورت گرفته است. درمان‌های رایج اضطراب کودکان به‌طور عمده بر شیوه‌های شناختی- رفتاری تمرکز داشته‌اند. این درمان‌ها در كاهش اضطراب کودکان مؤثر بوده است و تغییرات حاكی از آن، در دوره‌های پیگیری بالای دو سال نیز حفظ شده است (میچایلیزن و کندال[25]،2012). با این وجود درمان‌های شناختی- رفتاری که فقط بر روی کودک متمرکز بوده‌اند، در بعضی اختلالات کودکان که در رابطه با تعاملات اجتماعی کودک شکل می‌گیرد، مانند اختلالات اضطرابی، اثربخشی باکفایتی ندارند. ازآنجایی‌که تحقیقات نشان داده است كه بهبود عملكرد اعضای خانواده و افزایش تعاملات مثبت والد-كودك می‌تواند در پیشگیری یا رشد اختلالات اضطرابی در كودكان مفید باشد، درمان‌های شناختی- رفتاری به سمتی پیش‌ رفته‌اند که والدین را در فرایند درمان درگیر سازند (مک کناچی و همکاران، 2007؛ نقل از کندال،2013). 

در حیطه روان‌درمانی کودکان تلاش‌های گسترده‌ای به‌منظور درگیر ساختن والدین در فرایند درمان کودکان مبتلا به اختلالات اضطرابی انجام شده و به ثبت رسیده است. یکی از این مداخلات که از پیشینه نظری و پژوهشی گسترده‌ای برخوردار است ‌درمان مبتنی بر تعامل والد- کودک[26] است. ‌درمان مبتنی بر تعامل والد- کودک، روشی است که به یاری والدین می‌پردازد تا رابطه‌شان را با کودکان مشکل‌دار بهبود بخشند تا بتوانند مسائلشان را حل کنند (کندی[27] و همکاران،2014). درمان مبتنی بر تعامل والد- کودک، یک رویکرد درمانی است که تکنیک‌های رفتاری و سنتی را در درمان مشکلات رفتاری کودکان، یکپارچه می‌کند. درمان مبتنی بر تعامل والد- کودک، درمانی است که از لحاظ تجربی مورد حمایت بوده و برای درمان اختلالات رفتاری در کودکان و خانواده‌هایشان طراحی شده است. هدف از ایجاد درمان مبتنی بر تعامل والد- کودک این بود که از سوء رفتاری که والدین با فرزندانشان دارند، جلوگیری به عمل آید (کندی و همکاران،2014).

درمان مبتنی بر تعامل والد- کودک به والدین کمک می‌کند تا با کودکانشان روابطی گرم و پاسخگرانه برقرار سازند و رفتارهای کودک را به‌طور مؤثرتری مدیریت نمایند. درمان مبتنی بر تعامل والد- کودک بر این فرض استوار است که بهبود تعامل والد- کودک منجر به بهبود عملکرد خانواده و کودک خواهد شد (انتن و گولان،2009). تحقیقات نشان داده مادرانی كه سطوح بالایی از اضطراب دارند گرایش دارند كه از كودكانشان بیش‌ازاندازه حمایت كنند، گرمی كمتری به كودك ابراز می‌كنند و به وی خودمختاری و استقلال كمتری دهند (بایر، سانسون و همفیل[28]، 2006؛ نقل از کندی،2014). با توجه به اینكه عواملی از قبیل حمایت بیش‌ازحد والدین باعث می‌شود ترس حضور در موقعیت‌های جدید در دل فرزندان به وجود آید، كودكان چنین والدینی فاقد تعاملات اجتماعی می‌شوند؛ چون نمی‌دانند در جمع چه باید بكنند، لذا ترجیح می‌دهند در گوشه‌ای تنها و ساكت بنشینند. همچنین والدینی كه مرتب درباره‌ی نظرات دیگران راجع به كودك خود صحبت می‌كنند، ترس از ابراز وجود را در دل فرزندانشان به وجود می‌آورند. بنابراین بازسازی و بهبود این‌گونه رفتارهای والدین در تعامل صحیح والد- كودك می‌تواند نقش مهمی در کاهش اضطراب كودك داشته باشد.

از مداخلات دیگری که اثربخشی آن در زمینه اختلالات اضطرابی کودکان از حمایت نظری و پژوهشی گسترده‌ای برخوردار است، بازی‌درمانی است. بازی‌درمانی، روشی است که به یاری کودکان مبتلا به اختلالات روانی می‌پردازد تا بتوانند مسائلشان را حل کنند و درعین‌حال نشان‌دهنده این واقعیت است که بازی برای کودک همانند یک وسیله طبیعی است، با این هدف که او بتواند ویژگی‌های درون خود را از طریق بازی بروز دهد و آن‌ها را به نمایش بگذارد، همانند آن‌گونه از درمان‌هایی که بزرگ‌سالان از طریق آن با سخن گفتن مشکلات روانی خود را بیان می‌کنند (ری،2008). بازی‌درمانی روشی درمانی است که از رابطه متقابل و سالم بین والدین و فرزند الگوبرداری شده است. لون فلد (2003) معتقد است نقش اساسی بازی آن است که کودک را از مرحله عدم بلوغ هیجانی به بلوغ هیجانی رهنمون می‌سازد. هدف متخصصینی که با کودکان کار می‌کنند، این است که رشد کودک را سرعت بخشند و بازی‌درمانی یکی از راه‌های مؤثر برای بهبود رشد کودک است (نقل از براتون و همکاران،2005).

بازی مهم‌ترین شکل فعالیت در سنین کودکی است که می‌تواند بر کل شخصیت کودک و رشد و شکوفایی او در تمام زمینه‌های آن اعم از اجتماعی، عقلانی، اخلاقی و … مؤثر باشد (لندرث،2002). کودکانی که در بازی پرورش کافی یافته باشند، قطعاً بیشتر قادر خواهند بود که در جهان پرهیاهوی امروز از نیروی تفکر بهتری برخوردار شوند (باگرلی و جن‌کینس،2009). پژوهش‌ها نشان داده‌اند که درمان غیر دارویی اختلالات اضطرابی همچون روان‌درمانی با بهره گرفتن از شیوه‌های بازی‌درمانی برای درصد قابل‌ملاحظه‌ای از کودکان، نتیجه‌بخش بوده است. هرگاه زبان کلامی برای ابراز افکار و احساسات کودکان کفایت نکند، درمانگران از بازی‌درمانی برای کمک به کودکان برای ابراز آنچه آن‌ها را مضطرب کرده است، استفاده می‌کنند (پاون و همکاران،2008). رابطه حسنه‌ای که بین درمانگر و کودک در طول جلسه‌های بازی‌درمانی شکل می‌گیرد، تجربه مهمی را که برای درمان لازم است فراهم می‌آورد. در بازی‌درمانی اسباب‌بازی‌ها مثل کلمات کودک و بازی، زبان کودک است (لندرث،2002)

تعداد صفحه :143

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه رابطه ی بین استرس شغلی و فرسودگی شغلی با سلامت روان در بین کارکنان

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

 دانشگاه آزاد اسلامی 

واحد علوم تحقیقات کرمانشاه

گروه روانشناسی

)  روانشناسی عمومی       M.Aپایان نامه جهت اخذ درجه  کارشناسی ارشد(

عنوان پایان نامه :

رابطه ی بین استرس شغلی و فرسودگی شغلی با سلامت روان در بین کارکنان

اداره آموزش وپرورش شهر کرمانشاه

تابستان  1393

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

چکیده. ل

فصل یکم  : مقدمه پژوهش… 1

1-1 مقدمه. 2

1-2  بیان مسأله : 4

1-3  اهمیت و ضرورت انجام پژوهش… 7

1-4   اهداف پژوهش… 8

1-4-1- هدف کلی.. 8

1-4-2 اهداف اختصاصی……………………………………………………………………………………………………..8

1-5 فرضیه های پژوهش… 8

1-6  تعریف متغیرها : 9

1-6- 1  تعریف مفهومی.. 9

1-6-2 تعریف عملیاتی ………………………………………………………………………………………………………10

فصل دوم   :پیشینه ی پژوهش… 11

2-1 استرس شغلی.. 12

2-1-1 تعاریف استرس.. 12

2-1-2 نظریه های استرس.. 15

2-1-2-1 نظریه هانس سلیه 15

2-1-2-2 نظریه استرس عینی.. 17

2-1-2-3 نظریه زمینه قبلی.. 17

2-1-2-4 نظریه الگوی شخصیت.. 18

2-1-3 تفاوت استرس با اضطراب.. 19

2-1-4 تعاریف استرس شغلی.. 22

2-1-5  عوامل ایجاد استرس شغلی.. 24

2-1-5-1 شیفت های كار. 24

2-1-5-2 اذیت و آزارهای شغل. 25

2-1-5-3  حقوق كم. 25

2-1- 6 اثرات استرس شغلی.. 25

2-1-6-1 رفتارهای تهاجمی انفعالی.. 26

2-1-6-2 جریانات منفی.. 26

2-1-7  راه های کاهش استرس شغلی.. 27

2-1-8  پیشگیری از استرس شغلی.. 27

2-1-9  استرس  شغلی و عملکرد کاری.. 29

2-2-  فرسودگی شغلی.. 29

2-2-1 تعاریف فرسودگی شغلی.. 29

2-2-2 رویكرد های مختلف نسبت به فرسودگی شغلی.. 32

2-2-2-1 رویكرد بالینی.. 32

2-2-2-2  رویكرد مسلش… 34

2-2-2-3  رویكرد تعاملی چرنیس… 35

2-2-2-4  مدل كپنر. 37

2-2-3 سیر و مراحل ایجاد فرسودگی شغلی.. 37

2-2-4  عوامل پیش سندرم فرسودگی شغلی.. 39

2-2-5  دلایل ایجاد عدم انگیزه و رسیدن به فرسودگی شغلی.. 40

2-2-6  علایم  افسردگی شغلی.. 41

2-2-7  علایم هشداردهنده فرسودگی شغلی.. 42

2-2-8  ویژگیهای افراد مستعد فرسودگی.. 46

2-2-9 عوامل مؤثر در فرسودگی شغلی.. 46

2-2-10  شیوه های مقابله با فرسودگی شغلی.. 47

2-3  سلامت عمومی.. 48

2-3-1  تعاریف سلامت عمومی.. 48

2-3-2  نظریه های سلامت عمومی.. 50

2-3-2-1  نظریه زیگموند فروید. 51

2-3-2-2  نظریه کارل یونگ… 51

2-3-2-3  دیدگاه راجرز. 53

2-3-2-4  دیدگاه آلپورت.. 53

2-3-2-5 نظریه اریک اریکسون. 54

2-3-2-6  نظریه آلبرت الیس… 54

2-3-2-7  نظریه پرلز. 55

2-3-2-8 الگوی ریف… 55

2-3-2-9  دیدگاه مزلو. 57

2-3-3   عوامل موثر بر سلامت عمومی.. 58

2-3-4  رابطه حمایت و انسجام اجتماعی و خانوادگی با سلامتی عمومی.. 60

2-3-5 محورهای برنامه ریزی استراتژیک در زمینه عوامل تعیین کننده اجتماعی سلامت  عمومی.. 61

2-3-6  ابعاد سلامتی عمومی.. 61

2-3-6-1 بعد جسمی.. 61

2-3-6-2  بعد روانی.. 62

2-3-6-3  بعد معنوی.. 62

2-3-6-4  بعد اجتماعی.. 63

2-3-7 عوامل موثر برسلامت.. 63

2-3-7-1 عوامل ژنتیكی و فردی.. 63

2-3-7-2  عوامل محیطی.. 64

2-3-7- 3 محیط اجتماعی ـ اقتصادی.. 65

2-3-7-4  شیوه های زندگی مردم. 65

2-3-7-5  وسعت و كیفیت ارائه خدمات.. 65

2-3-7-6  عوامل دیگر. 66

2-3- 8 شاخص‌های سلامتی جامعه. 66

2-4 پیشینه ی  پژوهش… 67

2-4-1 پیشینه ی پژوهش های داخلی.. 67

2-4-2 پیشینه ی پژوهش های خارجی.. 69

2-5  جمع بندی.. 74

فصل سوم   :روش  پژوهش… 75

3-1  طرح پژوهش… 76

3-2 متغیرهای پژوهش………………………………………………………………………………………………………..76

3-3   جامعه آماری ، نمونه و روش نمونه گیری.. 76

3-4   ابزار پژوهش… 76

3-4-1 پرسش نامه استرس شغلی.. 76

3-4-2  پرسش نامه فرسودگی شغلی.. 77

3-4-3   پرسش نامه سلامت عمومی( GHQ ).. ………………………………………………………………………79

3-5  شیوه اجرای پژوهش… 81

3-6  ر وش‌ تجزیه و تحلیل داده‏ها: 81

فصل چهارم  : یافته های پژوهش… 82

4-1یافته های توصیفی.. 83

4-2 یافته های استنباطی ………………………………………………………………………………………………………87

فصل پنجم  : بحث ونتیجه گیری.. 92

5-1 بحث و نتیجه گیری.. 93

5-2-محدودیت ها 98

5-3-پیشنهادات.. 98

5-3-1- پیشنهاد کاربردی.. 98

5-3-2- پیشنهاد پژوهشی.. 99

منابع…………………………………………………………………………………………………………………………..100

الف: منابع فارسی.. 101

ب: منابع انگلیسی.. 112

پیوست   ها 117

Abstract 133

چکیده

هدف : پژوهش حاضر  با هدف  بررسی رابطه ی  بین استرس شغلی و فرسودگی  شغلی  با سلامت روان

 در بین کارکنان اداره آموزش و پرورش شهر کرمانشاه انجام گرفت  .

ابزار وروش بررسی : این تحقیق در چارچوب روش همبستگی از نوع توصیفی  است که  تعداد 210  نفر ازکارکنان آموزش و پرورش  شهرکرمانشاه  ، تحت سه پرسش نامه  سلامت روانی گلدبرگ ، فرسودگی شغلی  مسلش و پرسش  نامه استرس شغلی فیلیپ  ال رایس مورد بررسی قرارگرفتند . 

نتیجه گیری :  نتایج نشان داد :

1-  بین سلامت روانی و استرس شغلی  رابطه  ی مثبت معنادار  وجود دارد  .

2-  بین سلامت روانی و فرسودگی شغلی رابطه ی مثبت معنادار وجود دارد .

3 –  بین استرس شغلی و فرسودگی شغلی رابطه ی مثبت معنادار وجود دارد .

4­­-  استرس شغلی و فرسودگی شغلی ، می توانند  سلامت روان را دربین  کارکنان اداره آموزش  و پرورش پیش بینی کنند.

کلید واژه ها : استرس شغلی ، فرسودگی شغلی ، سلامت روان

  1-1 مقدمه

   در اساسنامه سازمان جهانی بهداشت  ،  ( 2003 )  سلامت روان به معنی رفاه کامل جسمی ، روانی و

اجتماعی است . بر این اساس  یکی از سه رکن   سلامت انسانها ، سلامت روان می باشد که در تعامل با

 سلامت  جسمی  و اجتماعی  باعث  سلامت کلـی می گـردد . عوامل مهمی سلامت روان  انـسان را  به

 مخاطره می اندازد .  

مواجه  شدن  او با وقایع   ناخوشا یندی  که به طور روزمره  با آنها  سروکار دارد  وقایعـی  نظیر  مرگ 

 نزدیکان  ، بیماری ، حوادث و سوانح ، مشکلات اقتصادی ، بی عدالتی های اجتماعی ، انجام خطا های

روزمره ، مشکلات محیط کار ،  هر یک از این  وقا یع انسا ن را تحت  فشار روانی قرار می دهد .   فشار

 روانی  از  طریق ساز و کار های  روانی _ عصبی  بر جسم و روان انسان اثر می گذارد و در  دراز مدت 

  میتواند ایجاد و به تشدید اختلالات جسمی یا روانشناختی بینجامد .

درصورتی که افراد زیادی از جامعه تحت تاثیر آثار ناشی از فشار روانی باشند ،به طبع آن ،این وضعیت

باعث آثار سو ء اجتماعی   نیز خواهد شد . افراد در موقعیتهای  فشار آور از شیوه های  مقابله ای متفاوتی

استفاده می  کنند . کار آمد یا نا کار آمد بودن این شیوه های مقابله ، نقش اساسی در بهزیستی  جسمی ،

 روانی و ا جتماعی افراد دارد .

  همچنین  نحوه کار افراد و محیط آن  میتواند  بر روی سلامت روان تاثیرگذار  باشد  و در نتیجه  باعث 

ارتقاء یا افت کاری گردد . اکثر تحقیقات  نشان می دهد که  نگرش  خوش بینانه در مواجه  با  فقدان ها

 و  شکست ها ، سلامت روان  را  بالا می برد  در حالیکه  بد بینی تاثیر منفی  بر آن دارد . افکار  ما به طور

زیادی  بر مشکلات  هیجانی و شخصی مان تاثیر مـی گذارد . تجربیات  نشان می دهد  زمانی که  ما  در

  موقعیتها  به  طرز  خوشحال ، غمگین و عصبانی فکر می کنیم اغلب  احساسات مربوطه بوجود می آیند.

در بسیاری از بررسی ها  (آندرورا  و ساپنیگتون  1382)  معلوم شده است که  محیط برکارکرد روانی ما

 تاثیر می گذارد .یکی از   مشکلات ناشی از محیط کار موضوع  استرس می باشد که  اگر  به مدت زمان

طولانی و  به طو  وسیع توسط شخص احساس شود احتمال دارد  نشانه ها شکل قطعی به خود بگیرد  و به

مرحله  فرسودگی زیاد بینجامد . بنابراین پدیده ی رایج  محیط های شغلی امروزی ،  موضوع فرسودگی

 شغلی  می باشد و آن  به فشار روانی در محیط های  شغلی اسناد می شود که امروزه  اقدامات   فراوانی

 برای  پیشگیری  از آن در دست اجرا است .  .

لذا از آنجا که مهمترین منبع هر سازمانی نیروی انسانی آن می باشد ، باید به این امر توجه کافی صورت

پذیرد که در دهه های  اخیر توجه  به استرس های شغلی  و  مطالعه ی آن گسترش  فراوان یافته است  تا 

با شناخت منابع و عوامل زمینه ساز فرسودگی شغلی بتوانند با آموزش روشهای مقابله ای  به افزایش اثر

بخشی فعالیتهای افراد در سازمان بیافزایند و سنگ زیر بنای سلامتی بیشتر و بهزیستی را بنا نهند .         

1-2  بیان مسأله :

سلامت از نیازهای اساسی انسان است كه در توسعه پایدار نقش حیاتی دارد(صفری و فتاح زاده ، 2003)اگر چه در ابتدا فقط به سلامت جسم به عنوان سلامتی توجه می شد؛ با پیشرفت علم و رسیدن به سطحی قابل قبول از سلامت جسمی و با مبارزه علیه بسیاری از بیماری ها، بشر به جنبه های دیگر سلامت از جمله سلامت روان توجه كرده است (قادری، 1381)

مفهوم سلامت روان شامل احساس درونی خوب بودن و اطمینان از كارآمدی خود، اتكاء به خود، ظرفیت رقابت، وابستگی بین نسلی و خودشکوفایی توانایی های بالقوه  فكری و هیجانی و غیره می باشد. البته با در نظرگرفتن تفاوت های بین فرهنگ ها، ارائه تعریف جامع از سلامت روان غیرممكن می نماید.با وجود این، بر سر این امر اتفاق نظر وجود دارد كه سلامت روان چیزی فراتر از نبود اختلالات روانی است . آنچه مسلم است این است كه حفظ سلامت روان نیز مانند سلامت جسم حائز اهمیت است. (عباس زاده ،1382)طبق دست آورد تحقیقاتی دانشكده بهداشت دانشگاه هاروارد، سازمان جهانی بهداشت و بانك جهانی، اختلا لات روانی به عنوان یكی از مهمترین و معنی دارترین اجزای بار كلی بیمار ی ها به شمار می رود ( محمدی، داویدیان،هاراطون ،نوربالا، ملک فضلی ، تقوی و پور اعتماد، 1382).توجه به بهداشت روانی در تمام عرصه های زندگی از جمله زندگی كاری فرد حائز اهمیت بوده و جای بحث دارد .

عوامل موجود در محیط كار بطور وسیعی با سلامت و بیماری افراد شاغل در ارتباطند. به گزارش سازمان بین المللی كار ( 2000 ) از هر سه نفر مستخدم یك نفر از كشمكش بین كار و محیط خانواده به عنوان یكی از بزرگترین مشكلات زندگی یاد می كند. (ایلو[1]،2000) در ارتباط با تأثیرات مهم نادیده انگاشتن بهداشت حرفه ای بر سلامت روانی، تردیدی وجود ندارد و تحقیقات وسیعی نشان دهنده این مسئله می باشد.در تحقیقی كه اورنگی با هدف بررسی استرس شغلی و ارتباط آن با سلامت روان 397 نفر از پرسنل بیمارستان های دانشگاه علوم پزشكی شهر شیراز انجام داد، به این نتیجه رسید كه میزان استرس شغلی با سلامت روان كادر اداری و درمانی این بیمارستان ها ارتباط دارد و همچنین مشخص شد كه پرسنل درمانی این بیمارستان ها نسبت به كادر اداری از سلامت روان كم تری برخوردارند (اورنگی و هاشم زاده ، 1379) و از بین كاركنان خدمات بهداشتی ، منزلت حرفه ای واجتماعی پرستاران نسبت به سایر گروه ها، در معرض تنش قابل ملاحظه ای قرار دارد . (مک گرس[2]،2003).

فرسودگی شغلی از جمله خطرات شغلی است كه در سالهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است (بحری،مقیمیان، عطار باشی و قرچه ، 1382) و برای توصیف پاسخ های انسان در برابر فشارهای روانی تجربه شده استفاده می شود.

یکی دیگر از عواملی که سلامت روانی افراد را به خطر می اندازد ، استرس شغلی است. موسسه ملی امنیت و سلامت شغل(ادوارد، بومارد ،کویل ، فوترجیل و هانیگان[3]، 2000).استرس شغلی را ناشی از مشكلات زیاد در محیط كاری، تغییرات مداوم خارج از كنترل، جابه جایی مداوم، اضافه كاری، ساعت كاری زیاد، بی نظمی ساعت كاری می داند. گرینبرگ[4](2002) معتقد است كه استرس زیاد شغلی منجر به فرسودگی شغلی می شود. زمانی كه فرد استرس زیاد، مداوم وكنترل نشده در محیط كار تجربه می كند؛ تقاضای محیط كار بیش از حد توانایی فرد باشد و نتواند به اهداف خویش برسد و همچنین افرادی كه آستانه تحمل پایینی دارند و توانایی مقابله با استرس را ندارند بیشتر در معرض فرسودگی شغلی قرار می گیرند .در تعریف فرسودگی شغلی می توان گفت فرسودگی شغلی نشانگان فروپاشی عاطفی بعد از سالها درگیری و اشتغال به كاراست.این نشانگان خصوصاً در بین افرادی كه در شغل های خدمات انسانی از قبیل کارکنان آموزشی و پزشكی که شاغل اند، بیشتر شایع است. نشانه های فروپاشی شغلی با فقدان شور و اشتیاق،احساس محرومیت وشكست،غیبت از كار ،بی علاقگی نسبت به قبول مسئولیت، افسردگی و علائم جسمانی مشخص می شود.علل فروپاشی شغلی متعدد است . بعضی علل خارجی هستند(وظایف محیط كار)وبعضی علل داخلی) درگیر شدن بیش از حد در كار و انتظارات غیر واقعی درمورد آنچه می تواند انجام شود  .(

در همین راستا هال [5]  (1996، به نقل از روحانی و ابوطالبی ، 1388) و لاندا [6](2008) در نتیجه مطالعاتشان نشان دادند که بین استرس شغلی و سلامت روان رابطه معناداری وجود دارد و با افزایش فشار شغلی و تنش ها و استرس های شغلی سلامت روان افراد تحت تاثیر قرار می گیرد ، چرا که افرادی که در محیط کار پر استرس قرار دارند به نوع خود مسائلی را تجربه می کنند که سبب استرس آنها شده و چه بسا بر سلامت روان آنها تاثیر بگذارد.

همچنین عبدی و همکاران (1386) در بررسی رابطه فرسودگی شغلی با سلامت روان روی کارکنان دانشگاه به این نتایج رسیدند که بین فرسودگی شغلی و سلامت روان رابطه معنی داری وجود دارد و افراد هرچه در شرایط کاری احساس یکنواختی و نارضایتی و به دنبال آن دچار فرسودگی شغلی شوند ، سلامت روان آنها دستخوش تغییر خواهد شد و رابطه بین سلامت روان و فرسودگی شغلی رابطه ای منفی و معنادار بود .  از این رو هدف از پژوهش حاضر  تعیین رابطه بین استرس شغلی و فرسودگی شغلی با سلامت روان در بین کارکنان آموزش و پرورش شهر کرمانشاه است.

1-3  اهمیت و ضرورت انجام پژوهش

خسارات اجتماعی ناشی از استرس تاكنون بسیار بالا بوده ، به طوری كه همچنان سیر صعودی خود را طی می كند. جامعه ، هزینه های خدمات اجتماعی همچون ارائه خدمات پزشكی برای افرادی كه در اثر استرس شدید دچار بیماری می شوند ، حقوق بازنشستگی زود هنگام برای افرادی كه به علت بیماری های ناشی از استرس شدید از كار افتاده اند و هزینه های معلولیت ناشی از حوادث كه به علت استرس بالا به وجود آمده اند  مانند تصادفات را متحمل می شود؛ علاوه بر آن ، استرس اغلب ، مردم را تند مزاج می كند و این امر روی كیفیت كلی زندگی افراد تأثیر می گذارد. استرس بلند مدت ، یكی از شایعترین علل بیماری هایی مانند فشار خون بالا و سایر بیماری های قلبی ، شناخته شده است . امروزه اعتقاد بر این است كه استرس بلندمدت می تواند خطر ابتلا به بیماری های روحی _روانی را افزایش دهد و موضوع تحلیل قوای كاركنان یا فرسودگی شغلی در حال حاضر، یك مشكل شایع دراکثر سیستم های کاری و اداری است. به طوری كه طبق آمار موجود از هر هفت نفر شاغل در پایان روز، یك نفر دچار تحلیل می شود(فروغ،1373). اداره اطلاعات كل آمریكا نشان می دهد كه در میان مشاغل موجود، مشاغل بهداشتی­­ _ درمانی بالاترین میزان صدمات شغلی و از جمله فرسودگی شغلی را دارند (پورالمشی،1380). از آنجا كه فرسودگی شغلی باعث كاهش بازده كاری، افزایش غیبت از كار، افزایش هزینه های بهداشتی و جابجایی پرسنل، تغییرات رفتاری و فیزیكی و در برخی موارد مصرف مواد ، (فلتون[7]،1998). كاهش كیفیت خدمات ارائه شده  و بدنبال آن نارضایتی از خدمات می شود ، بنابراین شناخت و پیشگیری از فرسودگی شغلی در ار تقاء بهداشت روانی افراد و ارتقاء سطح كیفیت خدمات ارائه شده، نقش بسزایی خواهد داشت .بنابراین ضرورت  انجام پژوهش حاضر احساس می شود. از طرف دیگر با توجه به اینکه شغل محقق حاضر، تدریس در دبیرستان  و پیش دانشگاهی می باشد لذا به بررسی رابطه استرس شغلی و فرسودگی شغلی با سلامت روان پرداخته شد .

1-4   اهداف پژوهش

1-4-1- هدف کلی

بررسی رابطه ی بین استرس شغلی و فرسودگی شغلی  با سلامت روان در بین کارکنان اداره آموزش و پرورش شهر کرمانشاه  

  • اهداف اختصاصی
  • تعیین رابطه ی بین سلامت روانی و استرس شغلی در بین کارکنان اداره آموزش و پرورش شهر کرمانشاه .
  • تعیین رابطه ی بین سلامت روانی و فرسودگی شغلی در بین کارکنان اداره آموزش و پرورش شهر کرمانشاه .
  • تعیین رابطه ی بین استرس شغلی وفرسودگی شغلی در بین کارکنان اداره آموزش و پرورش شهر کرمانشاه .
  • تعیین میزان پیش بینی کنندگی سلامت روان از طریق استرس شغلی و فرسودگی شغلی در بین کارکنان اداره آموزش و پرورش شهر کرمانشاه .

5-1 فرضیه های پژوهش

  • بین سلامت روان و استرس شغلی در بین کارکنان اداره آموزش و پرورش شهر کرمانشاه رابطه

وجود دارد .

  • بین سلامت روان و فرسودگی شغلی در بین کارکنان اداره آموزش و پرورش شهر کرمانشاه رابطه

وجود دارد

  • بین استرس شغلی و فرسودگی شغلی در بین کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرکرمانشاه رابطه

 وجود دارد .

  • استرس شغلی و فرسودگی شغلی پیش بینی کننده های سلامت روان در بین کارکنان اداره آموزش

و پرورش شهر کرمانشاه هستند .

تعداد صفحه :147

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه رابطه شیوه های فرزندپروری با پرخاشگری و اضطراب کودکان پیش دبستانی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد قزوین

دانشکده علوم انسانی 

پایان­نامه برای دریافت درجه کارشناسی­ارشد”M.A

رشته روانشناسی ، گرایش عمومی

عنوان:

رابطه شیوه های فرزندپروری با پرخاشگری و اضطراب کودکان پیش دبستانی (مورد مطالعه كودكان پیش دبستانی فردیس كرج)

زمستان 93

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب صفحه
فصل اول: كلیات  
1-1 مقدمه ………………………………………………………………………………………………………… 2
1-2 بیان مسئله  …………………………………………………………………………………………………. 4
1-3 اهمیت و ضرورت پژوهش …………………………………………………………………………… 9
1-4 اهداف پژوهش ……………………………………………………………………………………………. 11
1-5 فرضیه های پژوهش …………………………………………………………………………………….. 12
1-6 متغیرهای پژوهش ……………………………………………………………………………………….. 12
1-7 تعریف عملیاتی و نظری پژوهش …………………………………………………………………… 13
فصل دوم: ادبیات و پیشینه پژوهش  
2-1 مقدمه  ……………………………………………………………………………………………………….. 15
2-2 تاریخچه شیوه فرزندپروری ………………………………………………………………………….. 15
     2-2-1 شیوه های فرزندپروری ………………………………………………………………………. 17
     2-2-2 ابعاد شیوه های فرزندپروری ……………………………………………………………….. 17
2-3 الگوهای بامریند از شیوه های فرزندپروری  ……………………………………………………. 23
2-4 نظریه های مرتبط با فرزندپروری …………………………………………………………………… 28
2-5 پرخاشگری ………………………………………………………………………………………………… 32
فهرست مطالب صفحه
     2-5-1 تعریف پرخاشگری ……………………………………………………………………………. 33
    2-5-2 تاریخچه مطالعه پرخاشگری …………………………………………………………………. 35
   2-5-3 پیامدهای پرخاشگری …………………………………………………………………………… 36
2-6 شیوه های ابراز خشم  ………………………………………………………………………………….. 43
2-7 شیوع پرخاشگری ………………………………………………………………………………………… 48
      2-7-1 علائم پرخاشگری طبق ملاكها ……………………………………………………………. 50
      2-7-2 عوامل پیش بینی کننده پرخاشگری …………………………………………………….. 51
2-8 نظریه های پرخاشگری ………………………………………………………………………………… 59
2-9 عوامل خانوادگی پرخاشگری ………………………………………………………………………… 64
2-10 تاریخچه اضطراب ……………………………………………………………………………………… 78
       2-10-1 تعاریف اضطراب ………………………………………………………………………….. 78
2-11 نظریه پیرامون اضطراب ………………………………………………………………………………. 79
       2-11-1 درمان اختلالات اضطرابی در كودكان ………………………………………………. 88
2-12 پیشینه پژوهش ………………………………………………………………………………………….. 90
       2-12-1  پژوهش های انجام شده در ایران…………………………………………………….. 90
       2-12-2 پژوهش های انجام شده در خارج…………………………………………………… 91
2-13 چارچوب نظری ………………………………………………………………………………………… 94
فهرست مطالب صفحه
فصل سوم: روش اجرای پژوهش  
3-1 مقدمه ………………………………………………………………………………………………………… 99
3-2 نوع پژوهش ……………………………………………………………………………………………….. 101
3-3 ابزار گردآوری اطلاعات ……………………………………………………………………………….. 101
      3-3-1 پرسشنامه شیوه های فرزندپروری ……………………………………………………….. 101
      3-3-2  شیوه نمره گذاری پرسشنامه فرزندپروری……………………………………………. 102
      3-3-3  روایی………. …………………………………………………………………………………… 103
       3-3-4 پایایی …………………………………………………………………………………………….. 103
       3-3-5 شیوه اجرای پرسشنامه فرزندپروری پژوهش ………………………………………. 103
3-4 پرسشنامه پرخاشگری ………………………………………………………………………………….. 104
    3-4-1 مقیاس اضطراب کودکان پیش دبستانی اسپنس ……………………………………….. 104
    3-4-2 روایی و پایایی  ………………………………………………………………………………….. 104
    3-4-3روش اجرا ………………………………………………………………………………………….. 105
3-5 جامعه آماری ………………………………………………………………………………………………. 105
     3-5-1 حجم نمونه  ……………………………………………………………………………………… 105
      3-5-2 شیوه نمونه گیری ……………………………………………………………………………… 106
فهرست جداول صفحه
3-6 شیوه تجزیه و تحلیل اطلاعات  …………………………………………………………………….. 106
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها  
4-1 مقدمه ………………………………………………………………………………………………………… 109
4-2 توصیف آماری ……………………………………………………………………………………………. 109
4-3 بررسی فرضیه ها (استنباطی) ………………………………………………………………………… 115
فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری  
5-1 مقدمه ………………………………………………………………………………………………………… 125
5-2 یافته های پژوهش ……………………………………………………………………………………….. 126
5-3 محدودیتها و مشكلات …………………………………………………………………………………. 131
5-4 پیشنهادات پژوهش ………………………………………………………………………………………. 131
منابع …………………………………………………………………………………………………………………. 133
چكیده انگلیسی ………………………………………………………………………………………………….. 138

چكیده:

هدف از پژوهش حاضر شناسایی رابطه بین شیوه های فرزندپروری والدین با پرخاشگری و اضطراب کودکان آنها در مقطع پیش دبستانی استان البرز، شهر فردیس می باشد. جامعه مورد بررسی تعداد 60 نفر از کودکان مشغول به تحصیل در مقطع پیش دبستانی به همراه مادران آنها می باشند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه شیوه فرزندپروری بامریند، پرسشنامه پرخاشگری واحدی و همچنین پرسشنامه اضطراب اسپنس و دیگران بود كه هر دو برای كودكان می باشد. پس از جمع آوری اطلاعات، داده ها با کمک نرم افزار آماری 21SPSS و LISREL8. 8 استفاده شد. آمار توصیفی که شامل جداول فراوانی، نمودارهای شاخص پراکندگی و نمودارهای شاخص گرایش مرکزی و آمار استنباطی جهت تجزیه و تحلیل قرار گرفت. سپس برای بررسی متغیرهای مستقل بر روی متغیر پیش بین از رگرسیون گام به گام استفاده شد. سطح معنی داری01/0= a و 05/0=a به منظور آزمون فرضیه ها در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد شیوه سهل گیر با ضریب مسیر 0.19- پرخاشگری را پیش بینی میکند و شیوه مستبد با ضریب مسیر 0.53 پرخاشگری را پیش بینی میکند. و  شیوه مستبد با ضریب مسیر 0.25 اضطراب را پیش بینی می نماید. این ارتباطات نشان می دهند فرضیه کلی پژوهش تایید شده است و بین شیوه های فرزند پروری با اضطراب و پرخاشگری كودكان پیش دبستانی رابطه وجود دارد.

كلید واژه : شیوه های فرزندپروری، پرخاشگری. اضطراب ، كودكان پیش دبستانی

1-1 مقدمه

          تأثیر خانواده به عنوان اولین و مؤثرترین واحد اجتماعی بر فرزندان امری بدیهی و مشخص است و تردیدی نیست كه خانواده به عنوان قویترین سیستم بر پایه ریزی و شكل گیری شخصیت و فرآیندهای درونی فرزند تأثیر عمیق و به سزایی دارد و آنها را شكل می دهد بسیاری از ویژگی های شخصیتی كودك تحت تأثیر ویژگی های شخصیتی و شیوه های فرزندپروری والدین است. (پارسا،1387؛305)

          محیط خانواده با ثبات گرم و آزادمنش باعث الگوی رفتاری خودرهبری، نبودن تنش، وجود آرامش روحیه واقع گرا، ابتكار، استقلال عمل، رقابت با همتایان می شود و محیط خانواده با گذشت حمایت كننده باعث الگوی رفتاری تأخیر در بلوغ، نداشتن خودرهبری، نبودن احساس مسئولیت، كمبود اعتماد به نفس می شود و محیط خانواده سختگیر. خودكامه باعث الگوی رفتاری اطاعت كوركورانه یا آزادی پرخاشجویانه، كشاكش بر سر وابستگی طغیان آشكار و نهان می شود. (پارسا،1387؛305)

با توجه به تحقیقات انجام شده معلوم شده که فرزندپروری دو جنبه گسترده دارد:

جنبه اول: پرتوقع بودن.

بعضی از والدین معیارهای عالی برای فرزندان خود دارند و از آنها توقع دارند تا این معیارها را برآورده سازند. برخلاف این دسته از والدین، والدین دیگری هستند که توقع کمی از فرزندان خود دارند.

جنبه دوم: پاسخدهی است.

برخی از والدین نسبت به فرزندان خود پذیرا هستند و به درخواست­های آنها پاسخ می دهند. آنها معمولاً با فرزندانشان به بحث آزاد می پردزاند و در مقابل بعضی از والدین هم، طرد کننده و  بی اعتنا هستند (ماسن و همکاران، ،1391؛650).  

          حال که مهمترین کانون رشد و تربیت کودک خانواده است پس چه باید کرد؟ قدری تأمل برانگیز است. طفل با امکانات بالقوه ارثی پا به محیط خانواده می گذارد و بعد این محیط است که با قدرت های رفتاری از بدو تولد و حتی قبل از آن او را احاطه کرده و فرآیند اجتماعی شدن به برکت تعامل با تک تک اعضای خانواده می باشد و از طرف دیگر والدین با ایجاد روابط عاطفی سالم و سازنده، ابراز محبت و پذیرش کودک و با تعیین ملاک های با ثبات از رفتارهای مطلوب بهترین و مؤثرترین شیوه های اجتماعی شدن و بقای یک تربیت صحیح را فراهم کنند (ماسن و همکاران، ،1391؛650).  

روی هم رفته والدینی خوب هستند که سعی در شناخت نیازهای جسمانی، عاطفی، اجتماعی، عقلانی و اقتصادی فرزندانشان داشته باشند و با در نظر گرفتن شرایط و نیز جوانب و عواقب آن به رفع آن نیازها بپردازند و با مراجعه به متخصصین امر و مطالعه آثار دانشمندان در زمینه های مربوط به تربیت کودکان بهترین روشها را برای تربیت فرزندانشان برگزینند و در پرورش شخصیت آنان تلاش نمایند (كدیور، 1390؛276).

انسان موجودی سلطه طلب و خطرناک است. این موجود از ترکیب توانایی های ذهنی[1] و تناسب عضلانی و چالاکی توانسته است با مهارت اما بی رحمی به چنین مرتبتی از قدرت دست یابد. اما حتی همین ویژگی ها به تنهایی ضامن استیلا و بقای او نیستند، در ورای همه ی این ها نیرویی عظیم و پویا نهفته است که او را به رقابت و پیروزی و موفقیت سوق می دهد. هرگاه سدی در برابر این نیروها قرار گیرد و یا جریان آن به نحوی مختل شود، این نیروی نهفته به جای آنکه تحلیل برود، وسعت می یابد و تقویت می گردد. نتیجه ی این تقویت، خشم است. متأسفانه در حالیکه نیروی نهفته در رفتار خشمگینانه، ضامن رقابت انسان با جهان پیرامونش است و او را از کناره گیری و انزوا برحذر می کند اما ریشه در سیر تکاملی گذشتة ما دارد و با توانایی های ارزشمند ذهنی ما بی ارتباط است به همین دلیل نیز وقتی خشم عرصه ی تاخت و تاز می یابد، عقل سلیم[2]، آداب پسندیده، احترام به قانون و جامعه به باد فراموشی سپرده می شود. خشم می تواند سازنده و یا مخرب باشد. دکتر روان شناس آنتونی استور یادآوری می کند که خشم سرکوب شده، می تواند به شکل افسردگی، تنش و یا بیماری های جسمی تظاهر کند. (كدیور، 1390؛276).

          اضطراب در واقع ترس و بیمی كلی مبهم و بسیار ناخوشایند است آدم های بسیار مضطرب خیلی نگران هستند ولی اضطرابشان لزوماً لطمه ای به عملكردشان نمی زند اختلالات اضطرابی اختلالاتی هستند كه در آنها بی قراری حركتی (از جا پریدن، لرزش، ناآرامی) بیش فعالی (گیجی، تند زدن قلب، و گاهی عرق كردن) و بیمناكی دیده می شود تقریباً 1/19 میلیون نفر از بزرگسالان 18 تا 54 ساله آمریكایی یعنی حدوداً 3/13 درصد این گروه سنی اختلال اضطرابی دارند (سانتراگ،2013 ؛ 188) اما به رغم این شیوع بالا،بسیاری از کودکان دچار اختلالهای اضطرابی بدون درمان باقی                   می مانند.(ماناسیز،2008؛71)،و یکی از مهمترین دلایل این موضوع عدم تشخیص دقیق علایم اضطرابی کودکان توسط والدین ونیز عدم توانایی کامل کودکان در بروزحالت های اضطرابی و گزارش آن ها به درمانگر است(بالدوین و همكاران،2007؛252).

          در پهنه زندگی، محیط اجتماعی چالش های متفاوتی را پیش روی ما می گذارد كه مستلزم رشد مهارت ها، باورها یا احساسات جدید است. طی دوران كودكی ترس ها و اضطراب ها این قبیل چالش ها را بوجود می آورند. كودكان با فراگیری روش های مقابله با موقعیت های اضطراب زا و ترس آور این دوران نحوه كنار آمدن با ترس ها و اضطراب های زندگی آتی را می آموزند برای مثال اذعان به ترس رویارویی و سپس مقابله با آن در نهایت نترسیدن در واقع توالی رشد كودك است تا در آینده برای مقابله با ترس و اضطراب آماده باشد ترس و اضطراب چالش های طبیعی رشد برای رسیدن به بلوغ فردی است(كندال،1384؛158).

1-2 بیان مساله

در دهه­های اخیر ، تحقیقات بسیاری در مورد اثرات شیوه­های فرزندپروری والدین بر رشد کودک انجام گرفته است. خانواده نخستین پایگاهی است که پیوند بین کودک و محیط را فراهم می­کند. کودک در خانواده نگرش­های اولیه را درباره جهان فرا می­گیرد، از لحاظ جسمی و ذهنی رشد می­یابد، شیوه­های سخن گفتن را می­آموزد ، هنجارهای اساسی رفتار را یاد می­گیرد و سرانجام نگرش­ها، اخلاق و روحیاتش شکل می­گیرد و اجتماعی می­شود (هیبتی،1381؛92). اکثر مشکلات رفتاری کودکان منعکس کننده شرایط پیچیده بین فردی اعضای خانواده بویژه والدین می­باشد. به عبارت دیگر وجود مشکلات رفتاری کودک به منزله روابط معیوب اعضای خانواده با یکدیگر است و با روش­های تربیتی نادرست والدین و تعاملات معیوب آنها با فرزندان ارتباط دارد (گلگلی،1391؛102).

پژوهشگران نشان داده­اند که در بین عوامل مختلف شکل­گیری شخصیت ، شیوه­های فرزندپروری، از مهم­ترین و بنیادی­ترین عوامل محسوب می­شوند (نوابی نژاد،1384؛58). از سوی دیگر اهمیت سنین پیش از دبستان مورد تاکید و توجه بسیاری از نظریه­پردازان و روان­شناسان رشد کودک واقع شده است. آنها بر این باورند که کودک قبل از پنج سالگی به 80% رشد نهایی خود می­رسد و هوش، استعداد، مهارت، خلق و خو و شخصیت وی در این دوران شکل می­گیرد ( شفیع آبادی،1381؛83).گزل[3] معتقد است کودکان از سنین پنج تا شش سالگی نسخه کوچک فردی هستند که درآینده خواهند بود . به عبارت دیگر ، گزل بیشترین تاکید را بر اهمیت دوران پیش­دبستانی دارد و سهم حیاتی این دوره را در شکل­گیری شخصیت کودک گوشزد می­کند. چرا که پایه­های راستین شخصیت، در سنین پیش­دبستانی استوار می­شود (مولوی و همکاران، 1385؛15).

بامریند[4] (1966،1971) الگوی نسبتاً متفاوتی برای سبکهای تربیتی ارائه کرده است:

الف- سبک تربیتی استبدادی (والدین خودکامه و مستبد) : والدین واجد این سبک تربیتی         می­کوشند تا رفتار کودک را طبق ارزش­ها و معیارهای مطلق و سنتی، کنترل و ارزیابی کنند. از ویژگیهای این سبک تربیتی ، اطاعت و فرمانبرداری، پرهیز از تشویق­های کلامی و کاربرد روش­های انضباطی سخت و زورمندانه است (رحمانی ، 1390؛69 ).

ب- سبک تربیتی قاطع و اطمینان بخش: والدین دارای یک سبک تربیتی تلاش می کنند تا به فعالیتهای کودک جهت­گیری­های روشن و محکم همراه با آزادی­های معقول و محدودیت­­های منطقی بدهند. همچنین می­کوشند تا در اجرای برنامه­ها از دلایل و توضیحات منطقی استفاده کنند (رحمانی ، 1390؛69).

ج- سبک تربیتی سهل گیر و بی بند و بار: والدین واجد این سبک تربیتی سعی بر آن دارند که محیطی پذیرا ، تاییدکننده و آرام برای کودکان خود بوجود آورنده به رغم این جنبه های مثبت تربیتی ، آنان از کودکان خود در زمینه مسئولیت­های اجتماعی، تصمیم­گیری و اجرای برنامه­ها انتظارات معینی ندارند (رحمانی ، 1390؛69).

پرخاشگری[5] نوعی گرایش در پاسخ به خشم است. طبق نظریه روان کاوی[6]، پرخاشگری  سائقه ای ناشی از ناکامی است و بنابر نظریه یادگیری اجتماعی، پاسخی است آموخته شده که دارای حکمت هاییدیگری نیز از جمله دفاع و دفع خطراتی است که بقا و ادامه زندگی را تهدید کند و اگر مهار نشود و به راه های صحیح هدایت نگردد و همین ابزار دفاعی موجب آسیب های جبران ناپذیری می شود.

خانواده و شیوه های تربیتی والدین تأثیر خیلی مهمی بر روی چگونگی ابراز خشم و میزان پرخاشگری و میزان کنترل پرخاشگری دارد.

سه روش فرزندپروری که شامل آزادگذاری مطلق[7] استبدادی[8] و اقتدارمنطقی[9] است، این سه روش از یک جهت نحوه ارتباط اعضای خانواده را مشخص می سازد و از جهت دیگر در طرز ارتباط آنها با هم تأثیر می کند (رحمانی ، 1390؛73).

طرز برخورد افراد یک خانواده با هم در پرورش شخصیت و رفتار کردن نفوذ شدید دارد. چون فرزندان از درون خانواده یاد می گیرند و می آموزند، علاوه بر آن که خشم سائقه ای ناشی از آن است که نگرش ها، برداشت ها، عوامل محیطی، خانوادگی، عوامل درونی و عاملین خشونت منجر به خشونت می شوند. وقتی که خشم عرصه تاخت و تاز یابد عقل سلیم، آداب پسندیده، احترام به قانون و جامعه به باد فراموشی سپرده می شود. کنترل خشم و پرخاشگری در انسان می تواند باعث جلوگیری از بروز آسیب های ناشی از این امر باشد، بروز خشم در انسان می تواند عوامل متعددی را دربرگیرد و این توجه خاص تا حدودی به دلیل اهمیت اجتماعی مسئله خشم است (رحمانی ، 1390؛73).

از نظر اجتماعی در عصری که سلاح های هسته ای به صورت گسترده در دسترس است حتی یک اقدام پرخاشگرانه نیز می تواند فاجعه به بار آورد. تاکنون گفته شد خشم می تواند در تمامزمینه های زندگی انسان وجود داشته باشد و این نکته حائز اهمیت است که چگونه می توان آن را نمایان کرد و چطور آن را کنترل کرد (کریمی ، 1384؛119). 

دیر زمانی است که معلوم شده برخی از گرایش­های تربیتی والدین با پیدایش رفتارهای غیرانطباقی کودکان رابطه دارد (بکر[10] ، 1969) و (فرانز[11] ، 1991) پژوهش­های بسیاری که در زمینه چگونگی برخورد والدین با کودکان و روش­های تربیتی انجام شده ، نشان می­دهند که روش­های تربیتی والدین اثرات طولانی بر رفتار، انتظارات و در نهایت بر شخصیت افراد در آینده دارند. والدینی که اجازه نمی­دهند کودک ابزار وجود یا اظهار نظر کنند، مانع بروز هیجانات و احساسات درونی کودک می­شوند و در نتیجه این کودکان در آینده افرادی روان آزرده ، مضطرب و پریشان و پرخاشگر خواهند شد (احمدیان، 1384؛58).

از مسائل مبتلا به بسیاری از خانواده­ها مساله­­­ی پرخاشگری کودکان و ابراز خشم و خشونت نسبت به والدین ، برادران و خواهران و حتی افراد کوچه ، مدرسه و خیابان است. رفتار آنان به­گونه­ای است که موجبات رنج و زحمت والدین را فراهم آورده و در مواردی وضعی پدید می­آوردند که دیگر قابل دفاع نیست و سبب شرمندگی اولیای آنهاست. یکی از شایع­ترین مشکلات رفتاری که موجب ناراحتی و پریشانی دیگران می­شود و بهداشت روانی فرد ، خانواده و جامعه را مختل می کند پرخاشگری است (قائمی ،1383؛223 ).

پرخاشگری، عدم کنترل رفتار در برابر موقعیت­های ناخواسته می باشد. به اعتقاد هیلگارد پرخاشگری به رفتاری اطلاق می­شود که هدف از آن نابود کردن خود یا افراد و یا صدمه رساندن به آنان (جسمانی یا زبانی) است (اتكینسون ، 1388؛125) . بدلیل رشد نایافتگی کافی دستگاه عصبی و عدم تحول روانی کامل در کودکان، رفتار آنان نیز در تحول و تغییر خواهد بود. از آنجا که کودک به رشد فکری لازم دست نیافته است ، لذا نمی تواند مانند بزرگسالان بر رفتار خود کنترل داشته باشد (نساجی زاده،1385؛20) .

اساساً پرخاشگری در دوران کودکی تا حدودی عادی است ، ولی بتدریج کودک با رشد شخصیتی برخورد مسلط می­شود. گاهی پرخاشگری اولین علامت یک افسردگی است ولی اغلب واکنشی است انفجاری و آتشین نسبت به محرومیت و ناکامی ، چون کودک نمی­تواند به تعویق افتادن خواسته­های خود را تحمل کند. پرخاشگری شدید ممکن است به علت احساس رنجش کودک در اثر بی­عدالتی یا تبعیض اولیاء باشد. (نساجی زاده،1385؛20).

شیوه­های فرزندپروری و تعاملات والدین با همدیگر و با کودک می تواند در کاهش یا افزایش پرخاشگری موثر باشد. تربیت نادرست والدین یکی از عوامل موثر در ایجاد پرخاشگری است. عدم ارائه جهت کافی ، داشتن رابطه سرد ، تبعیض میان کودکان ، کتک­زدن و بدرفتاری والدین با کودکان پرخاشگری را تشدید می­کند (فرجاد،1389؛201). اما غالباً کشمکش­های درونی و تضادهای وی در مقابل عوامل آزاردهنده یا احساس عجز و ناتوانی موجد پرخاشگری است (نساجی زاده ،1385؛21).

مددی (1387)، نشان داد که برنامه آموزش مدیریت استرس به والدین دارای نوجوانان با اختلال سلوک مفید است و باعث بهبود روابط والدین- فرزند می­شود.سبحانی (1385)، در تحقیقات خود با عنوان اثربخشی برنامه آموزش خانواده در تغییر نگرش مادران نسبت به رفتار پرخاشگرانه فرزندان­شان تفاوت معناداری در پیش­آزمون و پس­آزمون پیدا کرد و این نشانگر ارتقای بهداشت روانی خانواده­ها بود (داستانی و همکاران،1389؛29).

از انواع پرخاشگری که در اوایل سال­های پیش دبستانی پدیدار می شود ” پرخاشگری خصمانه ” است که شامل  دو حالت پرخاشگری آشکار و رابطه­ای می­باشد. پرخاشگری آشکار فیزیکی و کلامی شامل رفتارهای خصمانه نظیر زدن ، هل دادن، لگد زدن و نیز تهدید به انجام این اعمال به صورت کلامی است. ” پرخاشگری رابطه­ای ” شکلی از پرخاشگری است که فرد پرخاشگر با هدف برهم زدن روابط دوستانه و بین فردی قربانی ، اقدام به پخش شایعات یا بدگویی یا وادار کردن افراد به قطع ارتباط با فرد می­نماید و از این طریق باعث منزوی شدن او می­گردد . پرخاشگری دلایل متعددی دارد که یکی از این دلایل اضطراب است بطور کلی اضطراب نتیجه استرس­های مداومی است که در طول زمان در فرد باقی می­ماند. پرخاشگری بدنی با اضطراب رابطه مثبت دارد، یا می توان گفت افرادی که پرخاشگری بدنی بالایی از خود نشان می­دهند، میزان اضطراب بیشتری را هم تجربه می­کنند. نکته اساسی این است که بین اضطراب و پرخاشگری بدنی، رابطه­ای مستقیم وجود دارد.کودکان مضطرب نمی­توانند کودکان آرامی باشند، آنها رفتارهایی پرخاشگرانه از خود بروز می­دهند (رجب پور ،1390؛20).

“اضطراب” یک احساس منتشر، ناخوشایند و مبهم هراس و دلواپسی با منشا ناشناخته ، که به فرد دست می­دهد و شامل عدم اطمینان ، درماندگی و برانگیختگی فیزیولوژی است. وقوع مجدد موقعیت­هایی که قبلاً استرس­­زا بوده­اند یا طی آنها به فرد آسیب رسیده است باعث اضطراب در افراد می­شود. استرس و اضطراب در لغت جنبیدن ، لرزیدن، تپیدن، پریشان حال شدن ، یکدیگر را با چیزی زدن ، بهم واکوفتن، آشفتگی، بی­تابی ، بی­آرامی می­باشد. اختلالات اضطرابی یکی از اختلالات روانی شایع دوران کودکی است. کودکان هم مانند بزرگسالان در طی زندگی­شان به اضطراب مبتلا می­شوند و به میزان بزرگسالان از این اضطراب­ها رنج می­برند. از جمله وقایع استرس­زای زندگی مثل شروع مدرسه ، جابجایی از جایی به جایی دیگر یا از دست دادن والدین می­تواند جرقه­ای برای شروع اضطراب در آنها شود (محمدخانی،1380؛25 ).مطالعات حاکی از آن است  که در حدود 8-12% کودکان دچار انواع اختلالات اضطرابی هستند، که نشان­دهنده میزان اهمیت این اختلال می­باشد. از جمله اختلالات اضطرابی شایع در دوران کودکی می­توان به اضطراب جدایی، اضطراب فراگیر، اختلال وحشت­زدگی یا بدون گذر هراس، اختلال وسواس فکری و عملی، وهراس­های ­خاص اشاره کرد (بیدل[12] ،2005؛263 ). یکی از عوامل موثر در اضطراب بروز رفتار پرخاشگرانه می­باشد. عدم توانایی در کنترل رفتار پرخاشگرانه باعث اضطراب می­گردد. بالا بردن میزان مقاومت و تحمل کودک در برابر ناکامی و سختی­ها، ارضاء صحیح نیازهای کودک ، ایجاد امنیت روانی و بوجود آوردن الگوهای رفتار مناسب می­تواند در پیشگیری رفتار پرخاشگرانه موثر باشد (محمدخانی،1380؛25 ).

هرچند که پرخاشگری و اضطراب باهم مرتبط هستند ، ولی این که هریک چه سهمی در شیوه­های فرزندپروری دارند و سهم هریک چه میزان است، نامشخص است. نقش این متغیرها در شیوه­های فرزندپروری ، به جهعت بهبود روابط والدین با کودکان خود حائز اهمیت بسیاری می باشد. بنابراین پژوهش حاضر قصد دارد در نهایت به این سوال کلی پاسخ دهد که آیا بین شیوه­های فرزندپروری والدین با پرخاشگری و اضطراب کودکان پیش­دبستانی رابطه وجود دارد؟

1- 3 اهمیت و ضرورت پژوهش  

اجتماعی شدن فرآیندی است که طی آن کودک ناتوان بتدریج به شخص خودآگاه، دانا و ورزیده در شیوه های فرهنگی که در آن متولد گردیده است تبدیل می شود. همچنین راه های زندگی کردن در جامعه را می آموزند و ظرفیتهای او را در جهت انجام وظایف فردی به عنوان عضو جامعه توسعه می بخشند.

از آنجا که انسان به غرایز متنوعی مجهز نشده است برای آن که بتواند به حیات خود ادامه دهد به ناچار می آموزد که چگونه به دیگران بپیوندد و یا از آنها دوری گزیند و حتی برای رفع نیازهای خود با آنها رقابت کند. آنچه همکاریهای میان افراد بشر و وابستگی متقابل آنها به یکدیگر را ممکن می سازد نظامی از الگوهای رفتار آموخته شده است که دیگر اعضای یک فرهنگ در آن سهیم هستند.

پرورش اجتماعی رفتار و عقاید اخلاقی یکی از تکالیف عمده در همه فرهنگهاست. همه جوامع باید راههایی بیابند تا مانع از آن شوند که اعضای آن یکدیگر را بکشند یا به هم آسیب برسانند و همانگونه که در زمینه رفتارهای ضد اجتماعی تحقیقات فراوانی انجام شده می بایست مطالعات بیشتری در زمینه جنبه های نوعدوستانه تر، رفتارهای اجتماعی از قبیل همکاری، کمک کردن و مشارکت، همدلی و به طور کلی رفتارهای جامعه پسندانه تر انجام پذیرد زیرا نوعدوستی رفتاری است که همه افراد جامعه با دیدی مثبت به آن می نگرند اما پرخاشگری به منزله رویدادی نامطلوب و ناخوشایند و در عین حال رایج به آن نگریسته می شود. 

پرخاشگری یکی از انواع اختلالات کرداری است که به طور پیوسته و به صورت آزار و اذیت دیگران و تجاوز به حقوق دیگر افراد می باشد. بنابراین رفتاری را می توان پرخاشگرانه نامید که تکرار شود و فرد همواره در موقعیتهای مختلف از خود نشان دهد.

پرخاشگری در رابطه با افراد به صورت زدن، شکنجه دادن و آزار رساندن و دیگر اعمال شبیه تمایلات سادیستی است و این امری است که کم و بیش صورت قالبی دارد.

 البته گاهی هم به صورت سرزنش کردن، استهزاء و مسخره کردن دیگران، بیان سخنان زشت و خشن، اقدام به دزدیهای موذیانه، زمینه سازی برای درگیری و دعوا و زمانی هم بصورت دروغهای شاخدار گفتن است.

در رابطه با اشیاء و پدیده ها پرخاشگری بصورت خراب کردن، نابود کردن اشیاء و ویرانگری ابزار و تسلط بر اشیاء است. او برای به چنگ آوردن آنچه موردنظر است به همه کس و همه چیز به جنگ و ستیز می پردازد و حتی ممکن است شی را بشکند و از بین ببرد اگرچه برای او مفید فایده نباشد. افراد پرخاشگر در رفتار خود ارکان عدالت را در هم می شکنند، رفتارشان خشونت آمیز، گفتارشان درشت است، حقوق افراد را نادیده میگیرند و از خود و طرف مقابل را محکوم مینمایند. پرخاشگری در رابطه با خود بصورت خودکشی و یا اقدام به خودکشی نمایان می شود(كوچك انتظار، 1385؛ 125).

          در تربیت کودک خواه از نظر سازگاری خود کودک و خواه از نظر تأثیر آن روی جامعه هیچ قالب رفتاری دیگر به اندازه پرخاشگری حایز اهمیت نیست و قصور در شیوه های تربیتی کودکان و عدم پیشگیری از رفتار ناسازگارانه می تواند عواقب درازمدت وخیمی را به بار آورد. اگر پرخاشگری کودکان از همان سنین خردسالی تحت کنترل در نیاید در سنین بعدی سرکشی ها و رفتارهای خشونت آمیز دائماً رو به فزونی می گذارد. آنچنان که در دوران بلوغ شدت بسیار می یابند این امر بدان خاطر است که احساس قدرت در فرد بالغ بسیار شده، خود را بر انجام هر  کاری توانا میابد(كوچك انتظار،1385؛ 125)

تعداد صفحه :158

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه تعیین ویژگیهای روانسنجی مقیاس مراحل آمادگی تغییر رفتار وانگیزه برای درمان

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد کرمانشاه

دانشکده علوم انسانی،گروه روانشناسی

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی(M.A)

گرایش: بالینی

عنوان:

تعیین ویژگیهای روانسنجی مقیاس مراحل آمادگی تغییر رفتار وانگیزه برای درمان در سوءمصرف کنندگان مواد مراجعه کننده به مراکزدرمانی شهرستان کرمانشاه

استاد راهنما:

دکترعلی اکبرپرویزی فرد

شهریور1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

عنوان                                                                                                                            صفحه

چکیده……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..1

فصل یکم…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..2

1-1-مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….3

1-2-بیان مسئله…………………………………………………………………………………………………………………………………………………..4

1-3-اهمیت وضرورت پژوهش………………………………………………………………………………………………………………………………7

1-4-اهداف پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………………………………..8

1-4-1-هدف کلی……………………………………………………………………………………………………………………………………………….8

1-4-2-اهداف اختصاصی……………………………………………………………………………………………………………………………………..8

1-4-3-اهداف کاربردی………………………………………………………………………………………………………………………………………8

1-5-سوالات پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………………………………..9

1-6-تعریف مفهومی وعملیاتی متغیرها……………………………………………………………………………………………………………………9

1-6-1-دقت……………………………………………………………………………………………………………………………………………………….9

1-6-2-روایی………………………………………………………………………………………………………………………………………………………9

1-6-3-پایایی…………………………………………………………………………………………………………………………………………………….10

1-6-4-تعریف نظری افرادوابسته به مواد……………………………………………………………………………………………………………..11

1-6-5-تعریف عملیاتی افراد وابسته به مواد………………………………………………………………………………………………………….11

1-6-6- تعریف نظری مراحل آمادگی برای تغییرواشتیاق برای درمان…………………………………………………………………..11

1-6-7- تعریف عملیاتی مراحل آمادگی برای تغییرواشتیاق برای درمان……………………………………………………………11

فصل دوم:پیشینه پژوهش ………………………………………………………………………………………………………………………………12

2-1-مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………………………………13

2-2-مفهوم انگیزش…………………………………………………………………………………………………………………………………….13

2-3-مدل مراحل تغییررفتاراعتیادی……………………………………………………………………………………………………………….16

2-4-مدل های درمان وابستگی مواد………………………………………………………………………………………………………………20

2-5-مدل های یکپارچه نگر……………………………………………………………………………………………………………………………23

2-6-بازنگری برخی از پژوهش های انجام شده درباره مقیاس های سنجش آمادگی برای تغییر……………………………..24

2-7-بررسی روش های اندازه گیری آمادگی برای تغییر(RTC)………………………………………………………………………….24

2-7-1-الگوریتم های مرحله ای………………………………………………………………………………………………………………………24

2-7-2پرسش نامه های خوداجرا……………………………………………………………………………………………………………………..27

2-7-3-مقیاس سنجش تغییر دانشگاه روودآیلند(URICA)…………………………………………………………………………………..27

2-7-4-پرسش نامه آمادگی برای تغییر(RTCQ)…………………………………………………………………………………………………29

2-7-5-مقیاس مراحل آمادگی تغییر واشتیاق برای درمان(SOCRATES)……………………………………………………………..30

2-8-بحث……………………………………………………………………………………………………………………………………………………31

2-9-تلویحات بالینی……………………………………………………………………………………………………………………………………32

فصل سوم:روش پژوهش………………………………………………………………………………………………………………………………..33

3-1-مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………………………………..34

3-2-جامعه آماری،نمونه وروش نمونه گیری…………………………………………………………………………………………………34

3-3-ملاک های ورود وخروج آزمودنی ها ………………………………………………………………………………………………….34

3-4-طرح پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………………………34

3-5-روش اجرای پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………………..35

3-6-ابزارهای پژوهش………………………………………………………………………………………………………………………………..37

3-7-تحلیل داده ها……………………………………………………………………………………………………………………………………….39

فصل چهارم: نتایج پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………………….40

مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………41

4-1- بخش اول: ویژگی های جمعیت شناختی نمونه مورد بررسی…………………………………………………………………….41

4-2- بخش دوم: یافته های اصلی پژوهش…………………………………………………………………………………………………………48

4-2-1-ضریب پایایی پرسش نامه 19سوالیSOCRATES…………………………………………………………………………………..48

4-2-2-روایی محتوا وسازه پرسش نامه  SOCRATES………………………………………………………………………………………49

4-2-3-تحلیل عاملی مقیاس SOCRATES………………………………………………………………………………………………………..50

4-2-4-تعیین نقطه برش مقیاس SOCRATES…………………………………………………………………………………………………….54

فصل پنجم:بحث ونتیجه گیری…………………………………………………………………………………………………………………………….56

5-1- تعیین میزان پایایی پرسش نامه 19سوالی SOCRATES…………………………………………………………………………………57

5-2-روایی محتوا وسازه پرسش نامه 19سوالیSOCRATES…………………………………………………………………………………58

5-3-تحلیل عاملی………………………………………………………………………………………………………………………………………………58

5-4-نقطه برش مقیاس SOCRATES…………………………………………………………………………………………………………………..59

5-5- یافته های جانبی……………………………………………………………………………………………………………………………………….59

5-6-نتیجه گیری…………………………………………………………………………………………………………………………………………….61

5-7-محدودیت های پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………………..61

5-8-پیشنهادات……………………………………………………………………………………………………………………………………………..61

منابع……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….

پیوست ها…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….

چکیده به انگلیسی………………………………………………………………………………………………………………………………………………….

صفحه مشخصات پایان نامه به انگلیسی………………………………………………………………………………………………………………………

چکیده

تعیین ویژگیهای روانسنجی مقیاس مراحل آمادگی تغییر رفتار وانگیزه برای درمان در معتادان خودمعرف مراجعه کننده به مراکزدرمانی شهرستان کرمانشاه.

پیشینه وهدف: سنجش مراحل آمادگی برای تغییر رفتاروانگیزه برای درمان یکی از مولفه های اصلی موفقیت درمان سوءمصرف کنندگان مواد در مراکز درمانی می باشد. هدف پژوهش حاضر، تعیین ویژگی های روان سنجی مقیاس مراحل آمادگی تغییررفتاروانگیزه برای درمان SOCRATES-19)) درنمونه ای از مراجعه کنندگان سوءمصرف مواد به مراکز درمان(MMT) شهرستان کرمانشاه بود.

مواد و روش ها: این پژوهش یک مطالعه توصیفی – تحلیلی و در حوزه ی ابزارسازی و روانسنجی می باشد. روش کار به این صورت بود که ابتدا مقیاس اصلی SOCRATES به فارسی ترجمه و سپس به انگلیسی برگردانده شد ودوباره اصلاح و ویرایش گردید.در این مطالعه مقیاس اصلی SOCRATES روی تعداد 388نفراز مراجعه کنندگان سوءمصرف مواد به مراکز درمانی شهرستان کرمانشاه که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده بودند طی دو مرحله اجرا گردید. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه بالینی غیرساختار یافته، پرسش نامه ویژگی های جمعیت شناختی و مقیاس آمادگی برای تغییر و اشتیاق برای درمان( (SOCARTES بود.داده هابا استفاده ازروش آماری توصیفی،ضریب همبستگی،تحلیل عاملی،آلفای کرونباخ،ضریب دونیمه سازی گاتمن،منحنی راک وبا استفاده از نرم افزارSPSS نگارش 21تحلیل شد.

یافته ها: نتایج نشان داد ضریب پایایی نسخه ی ابرانی مقیاس SOCRATES به روش آلفای کرونباخ 0.91 به روش آزمون – بازآزمون 0.88 وبه روش دونیمه سازی 0.87 می باشد.ضریب همبستگی این مقیاس در دو مرحله برابربا0.79 بدست آمد.تحلیل عاملی نیزنشان داد سه عامل در مجموع253/58از واریانس مقیاس آمادگی برای تغییر و اشتیاق برای درمان( (SOCARTES را تبیین نمودند. نتایج پژوهش نشان داد که  بهترین نقطه برش کل نمرات نسخه ی ایرانی مقیاس SOCARTES در نمونه مورد بررسی به ترتیب  با میانگین  918 /22 و انحراف معیار811/5می باشد. 

نتیجه گیری: نسخه ی ایرانی مقیاس آمادگی برای تغییر و اشتیاق برای درمان(19-(SOCARTESازهمسانی درونی،پایایی وروایی بالا ومناسبی برخورداست.

 کلیدواژه : سوءمصرف مواد، تئوری مراحل تغییر،ویژگی های روان سنجی،مقیاس آمادگی برای تغییر و انگیزه برای درمان(19-(SOCARTES،

1-1-مقدمه:

در این فصل ابتدا به طور مختصراطلاعاتی درباره ی اختلالات مصرف مواد و پی آمد های آن در جهان و ایران و نیز مدل های مختلف درمانی اختلالات وابسته به مواد ارایه می گردد. در ادامه ی بحث، با توجه به موضوع پژوهش به ترتیب درباره ی بیان مسئله ، اهمیت وضرورت پژوهش، اهداف کلی واختصاصی، سوالات پژوهش ، و همچنین تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای پژوهش توضیح داده می شود.

مصرف موادیکی ازجدی ترین معظلات بشری درسالهای اخیرویکی از پیچیده ترین پدیده های انسانی است که پایه هاوبنیان های جامعه ی انسانی را به تحلیل می برد وپیشگیری ازآن نیازمند کاربرد تئوریهای متعدددررشته های علمی مختلف وتکنیک های متنوع است (یونسکو[1]،1994;به نقل از صرامی،1392). دامنه ی تاثیرات اعتیاد از آن رو حایز اهمیت است که علاوه بر فرد معتاد ،خانواده ودوستان نیز در معرض آثارویرانگر آن قرارخواهند گرفت (چیریلو[2]،1378;به نقل از صرامی،1392). سوء مصرف مواد در ایران یکی از مهم ترین مسایل بهداشتی ،درمانی ،اجتماعی وفرهنگی به شمار می رود، به گونه ای که بیش از ٩٠درصدمردم نسبت به مصرف مواد در جامعه، ابراز نگرانی جدی کرده اند.آمارها بیانگر آن است که نرخ شیوع مصرف مواد مخدردر جمعیت سنی ١٥ تا٦٤ ساله کشور ایران معادل٦٥ /٢ درصد بوده به طوری که تعداد تقریبی معتادان یک میلیون و٣٢٥ هزار نفربرآورد شده است( صرامی،1392). این فراوانی بوِیژه هنگامی اهمیت بیشتری می یابد که به عوارض جسمی ،روانی واجتماعی اعتیاد توجه کنیم .درمان سوء مصرف مواد نیزپرهزینه،دشوار وطاقت فرسا است. ادبیات پژوهش نشان می دهد که تاکنون شش مدل مختلف برای درمان اختلالات وابسته به مواد مطرح شده است. هیچ یک از این مدل ها کاملا در درمان این اختلالات موفق نبوده اند وهر کدام محاسن ومعایب خاص خود را دارند.هر یک از این مدلهای مختلف درمانی ،بر حسب پیش فرض هایی که در خصوص سبب شناسی وابستگی مواد مطرح می سازند،اهداف وراهبردهایی را برای درمان این اختلالات ارائه می دهند. اولین مدل درمانی ، مدل اخلاقی است ، که گرچه توسط اغلب متخصصان درمانی مورد انتقاد واقع شده است ، اما در حقیقت بنیان الکلی های بی نام با تجلی این مدل شکل گرفت . دومین مدل ، مدل یادگیری ، اگرچه در مورد مرکز کنترل کننده سوء مصرف مواد اختلاف نظر وجود دارد ، با این وجود این مدل به وسیله اکثر برنامه های درمانی مبتنی بر خویشتنداری مورد استفاده قرار می گیرد. سومین مدل ، مدل بیماری ،که هم اکنون از اهمیت خاصی

برخوردار است ، گاهی اوقات اختلالات “همزیست” را نادیده می گیرد .چهارمین مدل ، مدل خود درمانی که گرایش دارد وابستگی مواد را به عنوان یک” نشانه مرضی” تلقی نماید می تواند توجه لازم را به سوی اختلالات”همزیست ” بیمار جلب نماید . پنجمین مدل ، مدل اجتماعی بر اهمیت تاثیرات محیطی ومیان فردی در درمان تاکید می کند، هر چند که سوء مصرف کنندگان مواد ممکن است از آن به عنوان توجیهی برای پذیرفتن نقش یک قربانی استفاده نمایند. مدل ششم ، مدل تشخیص دوگانه به عنوان نمونه ای از اینکه چگونه دو مدل بنیادی می تواند جهت گسترش کانون درمانی وافزایش سطح درمان یکپارچه شود ارائه شد (پرویزی فردوهمکاران،1380). بنابراین،پیشگیری ازسوء مصرف مواد می تواند در جلوگیری از تحمیل هزینه های سنگین به اجتماع جلوگیری کند.یکی از شیوه های مهم  پیشگیری از اعتیاد، آگاه کردن اقشار مختلف مردم از خطرات ومضرات سوء مصرف مواد وارایه آموزش مهارت های زندگی است. اگر هر فرد از تاثیر نامطلوب مصرف مواد برسلامت جسمی ، روحی ،روانی واجتماعی خود وخانواده اش مطلع باشد وآن راباور کند، کمتر به آن دست می زند(طارمیان ،١٣٨٠).

1-2-بیان مسئله

مصرف مواد مخدرواختلالات ناشی ازآن یک مشکل جدی بهداشت عمومی درسراسر جهان است. (مارلت[3]،2005).براساس آمارهای موجودوابستگی وسوءمصرف مواد در بین جوانان برای کارگزاران بهداشتی درمانی تبدیل به یک مشکل بهداشتی واجتماعی اساسی درسطح کشور شده است. آمارها نشان می دهدکه هم مقدارمصرف موادوهم تعدادمعتادان به موادمخدردرکشورسیر صعودی نشان می دهد( مکری[4]، 2002). مطالعات قبلی نشان داده است اکثرمعتادان به موادمخدر (46٪) بین سنین 17 و22شروع به مصرف می کنند (مدنی[5] ورزاقی،[6]2004؛مکری، 2002،رهبر[7]، 2003).ازآنجاکه اکثریت جمعیت ایران دراین محدوده سنی می باشد، بنابراین یکی ازاولویتهای اساسی ونگرانی عمده برای دولت این است که روش های مناسبی برای پیشگیری ودرمان سوء مصرف موادمخدردرمیان جوانان پیدا کند. درمان ضعیف معتادان به موادمخدردرمراکزتوان بخشی ایران باعث ایجادعود دوباره اعتیاد می شود(مدنی ورزاقی، 2004). ﻣﺘﺄﺳﻔﺎﻧﻪ ﻋﻮد اﻋﺘﯿﺎد ﺗﺄﺛﯿﺮات زﯾﺎدی ﺑﺮ ﻓﺮد و ﺟﺎﻣﻌﻪ وﺧﺎﻧﻮاده  دارد، ﻓﺮدی ﮐﻪ ﺑﻌﺪ از ﺗﺮك دوﺑﺎره ﺑﻪ ﺳﻮی ﻣﻮاد ﺑﺮ ﻣﯽ ﮔﺮدد اﺣﺴﺎس ﮔﻨﺎه ،ﻧﺎاﻣﯿﺪی ،ﺧﺠﺎﻟﺖ وﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ گریبان گیر او ﻣﯽ ﺷﻮد.ﻋﻮد ﻣﮑﺮراز ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻫﺎی روزﻣﺮه ﻓﺮد ﺟﻠﻮﮔﯿﺮی ﻣﯽ ﮐﻨﺪ،اﻋﺘﻤﺎد ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ،ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﭘﺬﯾﺮی وﮐﺎرآﻣﺪی ﻓﺮد ﮐﺎﻫﺶﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪوﺑﻪﺗﺒﻊ ﺗﺄﺛﯿﺮات زﯾﺎدی ﻧﯿﺰ ﺑﺮﺧﺎﻧﻮاده ﻣﯽ ﮔﺬارد،ﻣﺸﮑﻼت ﺧﺎﻧﻮادﮔﯽ از ﺳﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد،ﺑﯽ اﻋﺘﻤﺎدی اﻋﻀﺎی ﺧﺎﻧﻮاده ﺑﻪ ﻓﺮد ﻣﻌﺘﺎد ﺗﻘﻮﯾﺖ ﺷﺪه وﺗﺮك ﺑﻌﺪی وﭘﺬﯾﺮش آن راﻣﺸﮑﻞ ﺗﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .ﺣﺮﻣﺖ ﻫﺎی ﺧﺎﻧﻮادﮔﯽ ازﺑﯿﻦ ﻣﯽ رود وﺑﻨﯿﺎد ﺧﺎﻧﻮادﮔﯽ ﺳﺴﺖ وﻣﺘﺰﻟﺰل ﻣﯽ ﮔﺮدد،واﮔﺮ ﻓﺮد ﻣﻌﺘﺎد ﻧﻘﺶ ﭘﺪر ﯾﺎ ﻣﺎدر را درﺧﺎﻧﻮاده  دارا ﺑﺎﺷﺪ

ﻣﺸﮑﻼت ﺑﺴﯿﺎرﻋﺪﯾﺪه ای ﭼﻪاز ﻟﺤﺎظ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ،اﻗﺘﺼﺎدی وﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺑﻪ دﻧﺒﺎل دارد.و اﮔﺮﻓﺮزﻧﺪ ﺧﺎﻧﻮاده ﺑﺎﺷﺪ ﻫﺮ ﺑﺎرﮐﻪ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪاﺳﺘﺮس ﺷﺪﯾﺪی ﺑﺮ ﺳﺎﯾﺮ اﻋﻀﺎء وارد ﻣﯽ آورد. ﺗﺄﺛﯿﺮات ﻋﻮد ﺑﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻧﯿﺰ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﺄﻣﻞ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ اﯾﻦ ﺗﺄﺛﯿﺮات ازﻟﺤﺎظ اﻗﺘﺼﺎدی،ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ،اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ واﻣﻨﯿﺘﯽ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﺄﻣﻞ ﺑﺎﺷﺪ زﯾﺮازﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ اﯾﻦ اﻓﺮاد دوﺑﺎره ﻣﻌﺘﺎد ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ از ﻧﻈﺮ رواﻧﯽ ﻓﺸﺎر ﺷﺪﯾﺪی ﺗﺤﻤﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ و ﺑﺮای ﺗﻬﯿﻪ ﻣﻮاد ﺷﺎﯾﺪ دﺳﺖ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺟﺮﻣﯽ ﺑﺰﻧﻨﺪ و اﻣﮑﺎن ﺗﺮك دوﺑﺎره ﮐﻤﺘﺮ ﻣﯽ ﺷﻮد.ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪاﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﻌﺪاز ﺗﺮك و درﻣﺎن اﻓﺮاد ﻣﻌﺘﺎد، ﭘﺲاز ﻣﺪت ﻧﻪ ﭼﻨﺪان ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮاﯾﻦاﻓﺮاد دوﺑﺎره ﺑﻪ ﻣﻮاد ﻣﺨﺪرروی ﻣﯽآورﻧﺪ و اﺳﺘﻔﺎده را از ﺳﺮﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ.ﻣﻮﺿﻮع ﻋﻮد ﻣﮑﺮرﻗﺎﺑﻞ ﺗﺄﻣﻞ اﺳﺖ .اﯾﻦ اﻓﺮاد ﺑﻌﺪ از ﺗﺮك ﻫﻨﻮز ﺳﺮدرﮔﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ و داﺋﻤﺎً ﺑﺎ وﺳﻮﺳﻪ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﺠﺪد از ﻣﻮاد ﻣﺨﺪر رو ﺑﻪ رو ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ، ﮐﻪ در ﻧﻬﺎﯾﺖ در اﮐﺜﺮ ﻣﻮارد ﺑﻪ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﺠﺪدازﻣﻮاد ﻣﻨﺠﺮ ﻣﯽ ﺷﻮد وﺗﺎ ﺑﻪ ﺣﺎل ﺗﻘﺮﯾﺒﺎً اﮐﺜﺮ درﻣﺎن ﻫﺎ ﭼﻨﺪان ﻣﻮﻓﻖ ﻧﺒﻮده اﻧﺪو در ﮐﺎﻫﺶ ﻣﯿﺰان ﻋﻮد ﺗﺄﺛﯿﺮ ﭼﻨﺪاﻧﯽ ﻧﺪاﺷﺘﻪ اﻧﺪ و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ دراﮐﺜﺮ درﻣﺎن ﻫﺎ ﻓﺮد ﻣﻌﺘﺎد ﭘﺲ از ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺳﻢ زداﯾﯽ در ﺟﻠﺴﺎت روان درﻣﺎﻧﯽ ﻓﺮدی ﯾﺎ ﮔﺮوﻫﯽ ﻗﺮار ﻣﯽﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ ﺑﺪون ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اﯾﻨﮑﻪ ﺗﺎ ﭼﻪ اﻧﺪازه آﻣﺎدﮔﯽ ﺗﻐﯿﯿﺮ و ﭘﺬﯾﺮش درﻣﺎن را دارد و ﻃﺒﯿﻌﺘﺎً، ﺑﺪون ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اﯾﻦ ﻋﺎﻣﻞ ﻣﻬﻢ اﺣﺘﻤﺎل ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﮐﺎﻫﺶ ﻣﯽیافته است (علی مددی،1384).دررابطه بامراحل تغییررفتارهای ناشی از موادمخدر، یکی ازمشکلات بزرگ کلینیکی حفظ و نگهداری تغییرات ایجادشده درجهت سلامت معتاددرطول زمان است(بندورا[8]،1992).نتایج برخی مطالعات نشان می دهد که بیشتراز70 درصدازکسانی که به مراکز بازپروری جهت درمان رجوع می کنند بعدازطی دوره درمان، احتمالا” دوباره به مصرف مواد مخدر روی می آورند(مکری،2002). مطالعات مختلف نشان داده است که عوامل مختلفی باعث عود و مصرف دوباره مواد مخدردرمعتادان می شود. این عوامل شامل عوامل روانی، فقدان انگیزه وخودکارآمدی بیمار، ونداشتن سیستم حمایتی خانواده و جامعه می باشد. به غیر ازاین عوامل ذکرشده عدم انگیزه وآمادگی برای تغییررفتارناشی ازمواد نیز درمیان معتادان به مواد مخدرازعوامل کلیدی درعود(گرایش به مواد) به مواد مخدر هستند.نتایج برخی مطالعات نشان می دهد دلیل اصلی شکست معتادان درجهت تغییررفتارموادمخدر،به دلیل عدم وجودانگیزه بیمار(فرد معتاد) برای درمان است(مکری و همکاران ،2002). در تحقیقات دیگری که توسط بلانچارد[9] و همکاران (2003)انجام شدمشخص گردیدکه سوءمصرف کنندگان مواد همیشه درفراینددرمان انگیزه ای برای تغییر ندارند.کسانی که مجبور به دریافت اجباری درمان توسط دادگاه ویاکارفرمایان هستند تمایلی به درمان نداشته ومشکلاتی درجهت تغییررفتاراعتیادآوردرآنها به وجود می آید.باتوجه به میزان بالای عودسوءمصرف مواددربین معتادان پس ازترخیص ازمراکز توان بخشی،پژوهشگران مختلف علاقمند به ارزیابی وافزایش انگیزه این بیماران برای تغییررفتارسوءمصرف موادمی باشند(مکری و همکاران ،2002 ).یکی ازاولویت های مهم برای محققان ودرمانگران تهیه ابزارهای روان شناختی مناسب برای بررسی و سنجش میزان آمادگی انگیزشی ورفتاری سوءمصرف کنندگان موادوپیش بینی نتایج درمان درمعتادانیاست که درمراکزدرمان وتوان بخشی تحت درمان هستند(مارلت وهمکاران ،2005).درمانگران ومحققان ازروشهای مختلفی برای ارزیابی،تشخیص ودرمان افرادمبتلابه اختلالات مربوط به مصرف مواد مخدراستفاده می کنند. تهیه ابزارهای روان شناختی واجد ویژگی های معتبرو پایاروان سنجی برای ارزیابی آمادگی انگیزشی سوءمصرف کنندگان موادبرای ترک اعتیاد قبل وپس ازدرمان مهم ترین عامل موفقیت در جهت ایجاد تغییردراین بیماران برای جلوگیری ازعود بیماری است. پژوهشگران ومتخصصین بالینی معتقدند که درمان موفقیت آمیزمعتادان وکاهش فراوانی میزان بالای عود مستلزم بررسی وارزیابی آمادگی انگیزشی ورفتاری معتادان جهت ترک اعتیاد قبل و پس ازترخیص درمراکز بازپروری است که تحقق این هدف مهم بالینی ودرمانی نیازمنداستفاده ازابزارهای روان شناختی معتبروپایادراین حوزه می باشد(پرویزی فردو همکاران ،2012). یکی از مهمترین ابزار های روان شناختی مهمی که در مراکز توان بخشی اعتیاد توسط پژوهشگران و متخصصین بالینی به منظور بررسی و سنجش میزان آمادگی انگیزشی ورفتاری معتادان جهت ترک اعتیاد قبل و پس ازترخیص درمراکز بازپروری به کاربرده می شود”مقیاس مراحل آمادگی برای تغییرواشتیاق برای درمانSOCRATES[10] ویژه سوء مصرف کنندگان مواد” می باشد. نسخه اصلی مقیاس SOCRATES توسط میلر[11]وهمکاران (1996) برای ارزیابی انگیزه وتغییرات رفتاری این افراددرجهت ترک مصرف مواد طراحی شده است.مقیاسSOCRATESیک ابزارارزیابی است که برای سنجش انگیزه معتادان برای تغییررفتارخودوپیش بینی نتایج درمان درمیان جمعیتهای بالینی استفاده میشود(میلر،1996).مقیاس SOCRATES  شامل 19عبارت دررابطه با تغییر رفتار سوءمصرف مواد می باشد. در این مقیاس بیمار آمادگی انگیزشی ورفتاری خودرابرای ترک مواد بااستفاده ازیک مقیاس پنج گزینه ای لیکرت(بین کاملامخالف (1) تاکاملاموافق(5)بیان می کند. به طورنظری تغییرپذیری نمرات بیماردراین مقیاس بین نمره 19تا95درنوسان است.مقیاس SOCRATESدارای سه خرده مقیاس می باشد که به ترتیب عبارتنداز یک خرده مقیاس “شناخت/آگاهی[12]“بیمارکه شامل 7آیتم است که چگونگی نگرش بیماردرخصوص استفاده ازموادمخدربه عنوان مشکل ارزیابی می کند.دوم خرده مقیاس”دوسوگرایی[13]“بیماراست که شامل4 آیتم می باشد که عدم اطمینان بیمار درموردتصمیم گیری برای تغییرمصرف مواد مخدر ارزیابی می کند.وسوم خرده مقیاس “اقدامات عملی[14]” که شامل 8 آیتم می باشدکه رفتارهای صورت گرفته ازجانب بیمار برای ترک مصرف موادرا ارزیابی می کند. باتوجه به آمار بالای عود معتادان پس از درمان در مراکز بازپروری و فقدان ابزاری معتبر و پایا برای بررسی وسنجش میزان آمادگی انگیزشی و رفتاری معتادان برای ترک مواد قبل و پس ازترخیص ازمراکزدرمانی،هدف اصلی این پژوهش تعیین ویژگیهای روانسنجی مقیاس SOCRATES درمیان سوء مصرف کنندگان موادمراجعه کننده به مراکزدرمانی شهرستان کرمانشاه می باشد.

1-3-اهمیت وضرورت پژوهش

سنجش آمادگی انگیزشی ورفتاری معتادان قبل و پس از ترخیص از مراکز بازپروری یکی از مهم ترین مولفه های موفقیت درمانی ترک مواداست(مکری ،2002 ).سنجش آمادگی انگیزشی و رفتاری معتادان به منظور ایجاد تغییرو با هدف ترویج رفتار های سلامت (بهداشتی) در برنامه های درمان سوء مصرف مواد مخدر بسیار مهم است. برخی از محققان دریافتند،آمادگی برای ایجاد تغییر مفهومی است که با درمان موفقیت آمیز در ارتباط است. انگیزه بیمار(فرد معتاد) برای تغییر در درمان سوء مصرف به مواد مخدر بیشتر بر روی علاقه به درمان و ناامیدی متمرکز است. انگیزه به عنوان یک رکن پیش نیاز برای درمان است، و بدون انگیزه درمانگرنمی تواند کمک زیادی در جهت درمان انجام دهد. و همچنین می توان این چنین گفت که نداشتن انگیزه برای درمان سبب شکست افراد برای شروع، ادامه، و موفقیت در درمان می شود. یکی دیگرازشاخص های مهم پیش بین تغییر رفتار ودرمان موفق آمیز سوء مصرف مواد بررسی و سنجش میزان انگیزه یامصر بودن بیماران برای ترک یا پرهیز از مواد است که تحقق این امر مستلزم استفاده از ابزارهای معتبر و پایابرای سنجش این مولفه ی مهم درمانی است. افزایش میزان عود در میان سوءمصرف کنندگان مواد پس از ترخبص از مراکز بازپروری ودرمانی به علت عدم بررسی و ارزیابی آمادگی انگیزشی و رفتاری آنان برای ترک مواد باعث به وجود آمدن یک تصور منفی در میان خانواده ها و بیماران در رابطه با اثر بخشی برنامه های درمانی مراکزایجاد شده توسط دولت شده است (پرویزی  فرد و  همکاران ، 2012). یکی ازاساسی ترین موارد ضرورت انجام این مطالعه بررسی وارزیابی میزان آمادگی انگیزشی ورفتاری معتادان مراجعه کننده  قبل و پس از ترخیص از مراکز بازپروری و متناسب کردن اقدامات توانبخشی و درمانی با توجه به میزان انگیزشی و آمادگی رفتاری آنان برای ترک مواد است. از آن جا که تاکنون مقیاس SOCRATES برروی جمعیت ایرانی ترجمه و هنجاریابی نشده است بنابراین نتایج این مطالعه می تواند برای غلبه بر مشکل اعتیاد و محدود کردن میزان عود درسوء مصرف کنندگان مواد که به علت عدم آمادگی انگیزشی و رفتاری برای ترک اعتیاد به مراکز درمانی مراجعه می کنند به متخصصین درمانی کمک کند.

تعداد صفحه :86

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه بررسی رابطه ­ی بین مکانیزم­های دفاعی، طرحواره های ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشکده ادبیات و علوم انسانی

گروه روانشناسی

پایان‏نامه کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی عمومی

بررسی رابطه ­ی بین مکانیزم­های دفاعی، طرحواره های ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی با رفتارهای بیمارگونه خوردن در دختران دانش آموز

شهریور ماه 1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

بررسی رابطه­ی بین مکانیزم­های دفاعی، طرحواره­های ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی با رفتارهای بیمارگونه خوردن در دختران دانش آموز

به وسیله‏ی

مریم نجمی نژاد

زمینه: امروزه اختلالات خوردن یکی از اختلالات نسبتا شایع روانپزشکی است که عمدتا در انتهای نوجوانی و ابتدای جوانی در افراد مشاهده می­شود. عوامل متعدد زیست­شناختی، روان­شناختی و محیطی زمینه­ساز این اختلال می­باشند.

هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی سهم سه سازه­ی روانشناختی (مکانیزم­های دفاعی، طرحواره­های ناسازگار اولیه و تنظیم هیجانی) در پیش­بینی رفتار­های بیمار­گونه خوردن در نوجوانان دختر است.

روش‏شناسی: نمونه شامل 350 نفر از دانش­آموزان دبیرستان شهر سیرجان بود؛ نمونه مورد نظر به روش نمونه­گیری خوشه­ای چند مرحله­ای انتخاب شد. تمام آزمودنی­ها به چهار پرسشنامه­ی مکانیزم­های دفاعی(DSQ-40)، طرحواره ناسازگار اولیه یانگ،دشواری تنظیم هیجانی و سیاهه­ی اختلال خوردن پاسخ دادند و نتایج بااستفاده از روش رگرسیون گام به گام تحلیل شد.

یافته‏ها: بر­اساس نتایج تحلیل رگرسیون مکانیزم دفاعی رشد­نایافته، طرحواره­ی ناسازگار اطاعت، طرحواره­ی ناسازگار محرومیت هیجانی، طرحواره­ی ناسازگار وابستگی / بی­کفایتی، طرحواره­ی ناسازگار انزوا / بیگانگی، طرحواره­ی ناسازگار رها­شدگی/ بی­ثباتی، طرحواره­ی ناسازگار ایثار­گری،طرحواره­ی ناسازگار گرفتاری، بعد دشواری کنترل تکانه، فقدان آگاهی هیجانی و عدم پذیرش هیجانی در پیش بینی ابعاد رفتارهای بیمارگونه خوردن نقش داشتند.

 نتیجه‏گیری: بر­اساس یافته­های پژوهش نقش عوامل روانشناختی در رفتارهای بیمارگونه خوردن در نوجوانان شایان توجه است. با توجه به ارتباط طرحواره­های ناسازگار اولیه، مکانیزم­های دفاعی و تنظیم هیجانی با رفتارهای بیمارگونه خوردن  می­توان به وسیله­ی ارتقاء توانایی افراد در تنظیم هیجانی و آگاهی آنها از وجود طرحواره ی ناسازگار و مکانیزم های دفاعی مداخلات پیشگیرانه در زمینه اختلالات خوردن انجام داد.

واژگان کلیدی: مکانیزم­ دفاعی، طرحواره­­ی ناسازگار اولیه، تنظیم هیجانی، اختلالات خوردن

فهرست مطالب

فصل اول: چارچوب پژوهش                    1                                                                                          

1-1. مقدمه                                                                                                    2          

2-1. بیان مساله              4

3-1. اهمیت و ضرورت تحقیق                                                                            8

4-1.اهداف تحقیق                                                                                           9

5-1.فرضیات تحقیق                                                                                         10

6-1. تعاریف متغیرها                                                                                        11

1-6-1.   باورهای اختلالات خوردن                                                                  11

2-6-1.  مکانیزم های دفاعی                          11

 3-6-1. طرحواره ناسازگار اولیه              11

4-6-1.  تنظیم هیجانی                          12

فصل دوم: پیشینه پژوهش                  13

1-2. مقدمه                                                                                                    14

2-2. اختلالات خوردن                                                                                       14

1-2-2.  هرزه خواری                          14

2-2-2.  اختلال نشخوار              15

3-2-2.  اختلال مصرف غذای دوری جو- محدودکننده        15

4-2-2. بی اشتهایی عصبی                          16

5-2-2.  پراشتهایی عصبی                          18

6-2-2.  اختلال پرخوری                          20

7-2-2. اختلال تغذیه یا خوردن مشخص دیگر            21

8-2-2.  اختلال تغذیه یا خوردن نا مشخص                                22

3-2. مکانیزم های دفاعی                                                                                  22

1-3-2. شخصیت و مولفه های آن                22

2-3-2.اضطراب و نقش آن در ساختار شخصیت                24

      1-2-3-2.ماهیت اضطراب                                                                                 24

3-3-2. مکانیزم های دفاعی من                  25

4-3-2.  انواع مکانیزم های دفاعی         25

       1-4-3-2. سرکوبی                                                                                         25

       2-4-3-2.واکنش سازی                                                                                  25

       3-4-3-2.ابطال                                                                                                                26

       4-4-3-2.فرافکنی                                                                                           26

       5-4-3-2. دلیل تراشی                                                                                  27

       6-4-3-2.انکار                                                                                                  27

       7-4-3-2.همانند سازی                                                                                    28

       8-4-3-2.تثبیت و واپس گرایی                                  29

       9-4-3-2.تصعید                                                                                              30

5-3-2.دیدگاه وایلانت                                                                                        30

       1-5-3-2.دفاع های نارسیستیک                        31

       2-5-3-2.دفاع های نابالغ                                                                                                31

       3-5-3-2.دفاع های نوروتیک                                                   32

       4-5-3-2.دفاع های سالم                                                                                           34

6-3-2. طبقه بندی دیگری از دفاع ها                                                                                        34

       1-6-3-2. دفاع های بسیار سازگارانه         35

       2-6-3-2. بازداری های ذهنی                  35

       3-6-3-2. دفاع هایی که تصورات ذهنی را اندکی تحریف می کنند     35

       4-6-3-2. دفاع های انکاری                  35

       5-6-3-2. دفاع هایی که تصورات ذهنی را خیلی تحریف می کنند     36

       6-6-3-2. دفاع هایی که اقداماتی را در بر دارند        36

       7-6-3-2. دفاع هایی که جدایی از واقعیت را دربردارند                          36

4-2. طرحواره های ناسازگار اولیه                                                                        36

1-4-2. ریشه های تحولی طرحواره های ناسازگار اولیه             37

       1-1-4-2.نیازهای هیجانی اساسی                38

       2-1-4-2.تجارب اولیه زندگی                                              38

       3-1-4-2.خلق و خوی هیجانی                                         39

2-4-2. حوزه های طرحواره های ناسازگار اولیه                 39

       1-2-4-2.حوزه اول: بریدگی و طرد   39

       2-2-4-2.حوزه دوم: خودگردانی و عملکرد مختل          40

       3-2-4-2.حوزه سوم: محدودیت های مختل            41

       4-2-4-2.حوزه چهارم: دیگر جهت مندی               42

       5-2-4-2.حوزه پنجم: گوش به زنگی بیش از حد و بازداری          43

5-2. تنظیم هیجانی                                                                                          44

1-5-2. کاربردهای تنظیم هیجانی در زندگی                 47

2-5-2. شیوه های ایجاد تنظیم هیجانی                         48

       1-2-5-2.مشاهده و توصیف                                                            48

       2-2-5-2.افزایش هیجانات مثبت                48

       3-2-5-2.عمل متضاد با هیجان     49

6-2. پیشینه پژوهش                                                                                        50

1-6-2. پیشینه داخلی                           50

2-6-2.پیشینه خارجی                       53

فصل سوم: روش‏شناسی پژوهش                               57

1-3. مقدمه                                                                                                    58

2-3. جامعه و نمونه آماری                          58

3-3.  ابزارهای جمع آوری اطلاعات                  58

1-3-3. سیاهه ی اختلال خوردن                   58

2-3-3. پرسشنامه سبکهای دفاعی                                                              59

3-3-3. پرسشنامه طرحواره ناسازگار یانگ                       61

4-3-3.پرسشنامه تنظیم هیجانی                                                                                      62

4-3. روش اجرا                                                                                                63

5-3. روش های آماری                      63

فصل چهارم: یافته‏های پژوهش                                64

1-4. مقدمه                                                                                                    65

2-4. یافته های توصیفی پژوهش                                65

3-4. یافته های استنباطی پژوهش                           70

1-3-4. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد گرایش به لاغری رفتارهای بیمارگونه خوردن                     70

2-3-4. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد آگاهی درونی رفتارهای بیمارگونه خوردن                     71

3-3-4. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد پرخوری رفتارهای بیمارگونه خوردن                        72

4-3-4. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد نارضایتی بدنی رفتارهای بیمارگونه خوردن                     74

5-3-4. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد ناکارآمدی رفتارهای بیمارگونه خوردن                     75

6-3-4. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد ترسهای بلوغ رفتارهای بیمارگونه خوردن                     76

7-3-4. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد کمال گرایی رفتارهای بیمارگونه خوردن                     77

8-3-4. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد بی اعتمادی بین فردی رفتارهای بیمارگونه خوردن                 78

9-3-4. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی رفتارهای بیمارگونه خوردن                            78

فصل پنجم: نتیجه‏گیری و پیشنهادها       80

1-5. مقدمه                                                                                                    81

2-5. تفسیر نتایج تحقیق                                                                                  81

1-2-5. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد گرایش به لاغری رفتارهای بیمارگونه خوردن                     81

2-2-5. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد آگاهی درونی رفتارهای بیمارگونه خوردن                     82

3-2-5. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد پرخوری رفتارهای بیمارگونه خوردن                        82

4-2-5. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد نارضایتی بدنی رفتارهای بیمارگونه خوردن                     84

5-2-5. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعدناکارآمدی رفتارهای بیمارگونه خوردن                        85

6-2-5. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد ترسهای بلوغ رفتارهای بیمارگونه خوردن                     86

7-2-5. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد کمال گرایی رفتارهای بیمارگونه خوردن                     87

8-2-5. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد بی اعتمادی بین فردی رفتارهای بیمارگونه خوردن              87

9-2-5. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی رفتارهای بیمارگونه خوردن                            88

3-5. محدودیت های پژوهش                                89

4-5. پیشنهادات پژوهشی                    89

5-5. پیشنهادات کاربردی                    89

منابع                            91

پیوست‏ها           103

مقدمه

امروزه یکی از اختلالات نسبتا شایع روان­پزشکی که عمدتا در دوران انتهای نوجوانی و ابتدای جوانی در افراد مشاهده می­شود، اختلالات خوردن[1] است که تحت عنوان اختلالات تغذیه و غذا خوردن نام گذاری شده است(راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی، 2013).

اختلالات تغذیه و غذا خوردن با یک اختلال مداوم در غذا خوردن یا رفتار مربوط به غذا خوردن مشخص می­شود که منجر به تغییر مصرف یا جذب مواد غذایی شده  و به طور قابل توجهی باعث اختلال در سلامت جسمی و عملکرد روانی فرد می­شود(راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی، 2013).

اگر­چه اختلالات خوردن هم زنان و هم مردان را در بر­می­گیرد اما زنان تقریبا 10برابر بیشتر از مردان تشخیص این اختلال را دریافت می­کنند. بطوریکه میزان شیوع بی­اشتهایی عصبی[2] در بین زنان جوان 4/0درصد است و نسبت زنان و مردان 10 به 1 می باشد و معمولا در طول نوجوانی و اوایل جوانی آغاز می­شود(راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی،2013).

همچنین میزان شیوع پر­خوری عصبی[3] نیز در بین زنان جوان5/1-1درصد است و نسبت زنان و مردان 10 به 1 می­باشد و بیشترین شیوع در طول نوجوانی می­باشد(راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی،2013).

این دسته از اختلالات باعث ایجاد اشکال در سلامت جسمی و عملکرد روانی فرد می­شوند؛ کیفیت زندگی فرد مبتلا را مختل کرده و همچنین ممکن است سبب افزایش مرگ و میر شوند. علت اصلی این اختلالات هنوز به خوبی شناخته نشده است و درمان آن­ها نیز مشکل است(ماترز و همکاران، 2000؛ به نقل از استریگل- مور[4] و بولیک[5]، 2007). سبب شناسی اختلالات خوردن عوامل متعدد زیست شناختی، روان پویشی، روان شناختی و محیطی را در این اختلال دخیل می­داند(سادوک [6]،سادوک؛ 1390). پژوهش­ها درمورد سبب شناسی و علل زمینه ساز علایم اختلالهای خوردن به عوامل مختلفی از قبیل عوامل فرهنگی، اجتماعی، تعاملات خانوادگی، عوامل زیست شناختی و روان شناختی اشاره می­کند(ویلیامسون[7]،استوارت[8]، مارتین[9]؛2004).

نظریه­های شناختی رشد و نگهداری اختلالات خوردن پیشنهاد می­کنند که نشانگان  اختلالات خوردن توسط افکار منفی و بدکارکردی پنداشتها درباره خوردن، وزن و شکل بدنشان بوجود می­آید(بک،1976؛به نقل از دامیون[10] ، ریس[11]، رید[12]، اتکینس[13]،پاتون[14]، 2015). بطوریکه افرادی که از این اختلال رنج می­برند به  تغذیه، وزن و شکل بدن خود و همچنین به توانایی­هایشان برای کنترل داشتن روی این جنبه­های زندگی­شان اهمیت زیادی قائل می­شوند(فریبورن، کوپر و شافران2003؛ به نقل از دامیون و همکاران، 2015).

همچنین نظریه­های شناختی- رفتاری اختلالات خوردن بر نقش نگرش­ها و باور­های مربوط به وزن، شکل و خوردن در شکل­گیری و تداوم اختلالات خوردن و علایم آن تاکید می­کنند. این باور­ها عموما در افکار خود­آیند مربوط به وزن، شکل و خوردن منعکس می‌­شوند(سادوک و سادوک، 1391). رز[15]،کوپر[16] و ترنر[17](2006) اهمیت این باور­ها را در بروز اختلالات خوردن تصدیق می­کنند. به هر حال وجود افکار خود­آیند منفی و باور­های نا­مطلوب مربوط به شکل و وزن ممکن است توضیحات شناختی مناسبی برای اختلال خوردن فراهم کنند(رز و همکاران،2006).

همچنین امروزه مکانیزم­های دفاعی[18] به دلیل اهمیت ویژه­ای که در مفهوم­پردازی اختلالات روانی و درمانی آنها از دیدگاه روان‌پویشی دارند مورد توجه زیادی قرار گرفته اند . بطوریکه سبک­های دفاعی غیر انطباقی منجر به بروز نشانه­های روان پزشکی می شوند(یونگ جان[19] ، لی[20]، یونگ یو[21]، سونگ[22]، کیم[23]،2015). در نظام روان­تحلیل گری هر اختلال روانی با مکانیزم­های دفاعی مشخصی همراه است و دفاع­ها نقش مهمی در سلامت روانی افراد ایفا می­کنند. با این توصیف مکانیزم­های دفاعی بطور منطقی این ظرفیت را دارند که به عنوان یکی از عامل­های تأثیرگذار در بروز اختلالات روانی در نظر گرفته شوند(افضلی، فتحی آشتیانی، آزاد فلاح، 1388).

هیجان­ها نیز نقش حیاتی در زندگی انسان ایفا می­کنند و بسیاری از فرایند­های اجتماعی و شخصی را شکل می­دهند. اما گذشته از این که انسان­ها در اعمالشان تحت تاثیر هیجانات هستند، به نوبه­ی خود توانایی تنظیم کردن پاسخ­های هیجانی را بوسیله مکانیزم­های متفاوت نیز دارند(ورتیکا[24]، ویلیومیر[25] و ساندر[26]، 2011). در حقیقت اختلالات روان­پزشکی متعددی با بی­ثباتی عاطفی و بی­نظمی هیجانی ارتباط داده شده است (کوئنیسبرگ و همکاران ، 2002؛ فیلیپس و همکاران، 2003، به نقل از چمبرز[27] و همکاران، 2009). در دهه گذشته، توجه روزافزونی به پدیده هیجانات شده است و مفهوم تنظیم هیجانی، نقطه آغازین پژوهش‌ها در این زمینه بوده است (سوارس[28]، 2003). در سال‌های اخیر تنظیم هیجانی به عنوان یک فرایند اساسی در تحقیق و درمان آسیب‌شناسی روانی مورد هدف قرار گرفته است. تنظیم هیجانی[29] یک مهارت کلیدی اجتماعی است و کسانی که در تسلط داشتن در آن شکست می‌خورند در معرض خطر اختلال‌های بالینی هستند (لام[30] ،گرانیس[31]،زلازو[32] و لوئیس[33] ، 2011).

گیلبا-اسکچمن[34] و همکاران(2006) دریافتند که زنان دارای اختلال خوردن در مقایسه با گروه سالم از هیجانات خود کمتر آگاهند و در کنترل هیجانات خود مشکل دارند، همچنین افراد کم اشتها در مقایسه با افراد پر­اشتها از آگاهی هیجانی کمتری برخوردارند. در مقابل افراد پراشتها نسبت به افراد کم اشتها در تنظیم هیجانات خود مشکلات بیشتری دارند.

باتوجه به مطالب گفته شده و شیوع انواع اختلالات روانی در بین جوانان جامعه در این تحقیق سعی بر آن است که به بررسی عوامل پیش بینی کننده اختلالات خوردن پرداخته شود. به همین منظور سازه های روانشناختی طرحواره های ناسازگار اولیه، مکانیزم­های دفاعی و دشواری تنظیم هیجانی مورد توجه قرار گرفته­اند.

2-1. بیان مساله

اختلالات خوردن در دهه های اخیر یکی از رایج ترین اختلالات روانی (روجا[35]و همکاران، 2003) و یکی از شایع ترین اختلالات در بین نوجوانان و جوانان محصل می­باشد به طوریکه که انواع اختلالات خوردن در4 درصد نوجوانان و جوانان دانش­آموز  گزارش شده است(سادوک سادوک،1390). یکی از گروه­های در معرض خطر این بیماری­گروه دختران 25-14سال است. در نوجوانان دختر اختلالات خوردن شایع­ترین بیماری­ها بعد از بیماری­هایی چون چاقی و آسم تعریف شده اند (گولدن[36]،2003). حدس زده می شود که بی اشتهایی عصبی در 5/0 تا 1 درصد دختران نوجوان روی می دهد و شیوع آن 10 تا 20 برابر در دخترها بیشتر از پسرها است( انجمن ملی اختلال خوردن،2005؛ به نقل از رجبی و حسینی، 1392). حال آنکه پر اشتهایی روانی شایع تر از بی اشتهایی روانی است و تخمین های شیوع پراشتهایی روانی بین 1 تا 3 درصد در زن­های جوان است(رجبی و حسینی،1392).

 این اختلالات اختلالهای روانشناختی هستند که با نگرانی بیمارگونه در مورد شکل بدن، خوردن و وزن مشخص گردیده است(پیتیرنی[37] ،کاستلینی[38]، ریکا[39]،پولیتو[40]، پاپی[41]،فاراولی[42]، 2011) و با افکار و رفتارهای خطرناک کنترل وزن شناخته می شوند(ویسلبرگ[43]،گونزالز [44]و فیشر[45]،2011)،که اغلب در طول نوجوانی شروع شده و تغییر رفتار راجع به خوردن و وزن منجر به مشکلات جسمی و نیز روانی اجتماعی می­شود(سادوک سادوک،1390).

در راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی(2013) این اختلالات، تحت عنوان اختلالات تغذیه و خوردن نام گذاری شده اند. هرزه‌خواری، اختلال نشخوار، بی‌اشتهایی عصبی و پراشتهایی عصبی از مهم‌ترین اختلالات این طبقه هستند. پرخوری نیز یه عنوان یک تشخیص قابل کدگذاری در این طبقه قرار می­گیرد.(راهنمای اماری و تشخیصی اختلالات روانی،2013).البته چاقی علی رغم خطر مرگ و میر بالا در مجموعه اختلالات خوردن قرار نمیگرد(جاکیومنت و همکاران2011 به نقل از گونارد[46]،2012).

اختلالات خوردن در طول زندگی رخ می دهد و با اختلالاتی هم چون افسردگی اساسی(پناس-لیدو[47] و همکاران،2009) اختلال وسواس فکری-عملی(جیمنز مورکیا[48] و همکاران،2007) اختلالات اضطراب(پنلو[49] و همکاران،2010) اختلال سومصرف مواد(روت[50] و همکاران2012) و اختلال شخصیت(اگورا[51] و همکاران،2012) همبودی دارد.

از جمله اختلالات مهم این گروه بی اشتهایی عصبی و پر اشتهایی می­باشد که در کتابچه تشخیصی و آماری اختلالات روانی ویرایش پنجم (DSM-V ) بی­اشتهایی عصبی،اختلالی تعریف شده است که در آن فرد از حفظ حداقل وزن طبیعی امتناع می­کند، شدیدا از افزایش وزن خود می­ترسد و به میزان زیادی در مورد بدن خود و شکل آن برداشت­های اشتباهی دارد (راهنمای اماری و تشخیصی اختلالات روانی،2013).

دسته دیگر اختلالات خوردن پر­اشتهایی عصبی می­باشد که مشخصه آن استفاده از روش­های نا­متناسب جلوگیری از افزایش وزن است. مزاحمت اجتماعی یا ناراحتی جسمانی پرخوری را خاتمه می دهد و اغلب پس از خاتمه پرخوری شخص دچار احساس گناه، افسردگی یا نفرت از خود می­شود. پراشتهایی عصبی شایع­تر از بی­اشتهایی عصبی است. تخمین­های شیوع این اختلال 2 تا 4 درصد در زن­های جوان است (سادوک و سادوک،1390). میزان مرگ و میر این اختلال56/0 درصد در هر سال است(بولیک و همکاران،2008؛ به نقل از فورکانو[52] و همکاران،2011)؛ و شیوع تلاش های خود کشی در این گروه افراد 56/8 درصد می باشد.(فورکانو و همکاران، 2011).

پرخوری نیز از دیگر طبقات مهم این گروه می باشد. ویژگی اصلی این اختلال دوره های مکرر پرخوری است که این دوره­ها به صورت خوردن در مدت زمان مجزا با مقدار غذایی که قطعا بیشتر از میزانی است که اغلب افراد در زمان مشابه و تحت شرایط مشابه می خورند(سید محمدی،2013). رایج ترین پیشایند آن عاطفه منفی است. راه اندازهای دیگر عبارتند از عوامل استرس زای میان فردی،محدودیت غذایی،احساسات منفی در ارتباط با وزن ،شکل بدن ،غذا و بی حوصلگی(سید محمدی،2013). این دسته از اختلالات باعث ایجاد اشکال در سلامت جسمی و عملکرد روانی می­شوند و کیفیت زندگی فرد مبتلا را مختل می­کنند و همچنین ممکن است سبب افزایش مرگ و میر شوند. علت اصلی این اختلالات هنوز به خوبی شناخته نشده است و درمان آن­ها مشکل است(ماترز و همکاران، 2000؛ به نقل از استریگل- مور و بولینگ، 2007)

سبب شناسی اختلالات خوردن عوامل متعدد زیست شناختی، روان پویشی، روان شناختی و محیطی را در این اختلال دخیل می داند(سادوک ،سادوک،1390). پژوهش ها درمورد سبب شناسی و علل زمینه ساز علایم اختلالهای خوردن به عوامل مختلفی از قبیل عوامل فرهنگی و اجتماعی،تعاملات خانوادگی،عوامل زیست شناختی و روان شناختی اشاره می کند(ویلیامسون،استوارت، مارتین،2004). از این رو به نظر می رسد که عوامل روانشناختی یکی از  پیشایندهای مهم این اختلال باشد و هیجان ها، شناخت ها و دفاع ها فرایندهای اصیل روان شناختی هستند که این متغیرهای پیچیده و چند وجهی روابط در هم تنیده ای با هم دارند و ممکن است پایه ای برای این اختلال باشند(بشارت و همکاران،1393).

نظریه­های شناختی-رفتاری اختلالات خوردن بر نقش نگرش­ها و باور­های مربوط به وزن، شکل و خوردن در شکل­گیری و تداوم اختلالات خوردن و علایم آن تاکید می­کنند. این باور­ها عموما در افکار خود­آیند مربوط به وزن، شکل و خوردن منعکس  می‌شوند(سادوک و سادوک،1391). رز،کوپر و ترنر(2006) اهمیت این باور­ها را در بروز اختلالات خوردن تصدیق می­کنند.به هر حال وجود افکار خود­ایند منفی و باور­های نا­مطلوب مربوط به شکل و وزن ممکن است توضیحات شناختی مناسبی برای اختلال خوردن فراهم کنند(رز و همکاران،2006).از طرفی والر،دیکسون و اوهانیون (2002) بیان می کنند: مدل­های شناختی- رفتاری بر الگوهای ناسازگار تفکر(افکار خودآیند منفی و تصورات ناکارآمد) خاص مبتلایان به اختلال خوردن متمرکزند و بسیاری از مطالعات نشان داده اند که چنین بیمارانی اغلب دارای شناخت­های ناکارآمد و باورهای ناسازگار هسته­ای هستند که مستقیما به غذا، وزن و شکل مربوط نمی باشد.

باور­های اختلال خوردن نوعی باور یا طرحواره خاص اختلال خوردن است. یکی از ویژگی های اختلال خوردن تفکر و رفتار بر اساس یک طرحواره غالب و بنیادی می­باشد(شایقیان،1388). باورها در سطوح طرحواره­ها نقش مهمی در اختلالات خوردن ایفا می­کنند خصوصا آنکه خود سبب تعمیم طرحواره­های گذشته می­شوند و طرحواره­های مشابه را سازمان می­دهند. باورها و طرحواره­های مربوط به وزن خود آسیب شناسی خاص اختلالات خوردن را نشان می­دهند (شایقیان و همکاران، 1388). برای مثال بیمار مبتلا به بی اشتهایی عصبی علی رغم باور اصلی نقص و شکست اغلب بر فعالیت های کمال گرایی اصرار دارند(لاک و همکاران، 2006)؛ اختلال خوردن ممکن است در پاسخ به طرحواره عدم کنترل شخصی و شکست در رسیدن به هدف (تلاش برای کنترل مرگ خود )رخ دهد و بیماران مبتلا به بی اشتهایی عصبی علی رغم باورهای اصلی نقص و شکست اغلب بر فعالیت-های بیشتر و کمال گرایی اصرار دارند(شایقیان و وفایی،1388).

شواهد نشان می دهد که فرایند­های طرحواره نقشی در اختلال خوردن ایفا می کنند. بعضی تایید­های هیجانی و شناختی نیز بر باورهای هسته­ای و خود­باورهای منفی متمرکز هستند (کوپر وهمکاران، 1997). یانگ معتقد است هر کدام از علایم آسیب شناسی روانی با یک یا تعداد بیشتری از طرحواره­های اولیه مرتبط است (دیلاتره و همکاران، 2004). مولودی و همکاران (1388) در تحقیق خود این نتیجه رسیدند که افراد چاق مبتلا به پرخوری در مقایسه با افراد چاق فاقد اختلال پرخوری در طرحواره های رهاشدگی /بی ثباتی ،محرومیت هیجانی ،خویشتنداری وخودانظباطی ناکافی به طور معناداری نمرات بیشتر کسب کردند.برخی تحقیقات گویای آن است که دختران مبتلا به بی­اشتهایی عصبی و دختران چاق خود­باوری­های منفی دارند و بیشتر باور­های آنها در طرحواره های محرومیت هیجانی،ترس از ترک شدن،سلطه پذیری و خودکنترلی ناکافی گزارش  شده است(راهنمای تشخیصی اختلالات روانی،2000،به نقل از شایقیان و همکاران،1389).بنابراین یکی از متغیرهای احتمالی تأثیرگذار بر این اختلال روانی طرحواره های ناسازگار اولیه می باشد . طرحواره­های ناسازگار الگوهای هیجانی و شناختی خود آسیب رسان فرد هستند که در ابتدای رشد و تحول در ذهن فرد شکل گرفته و در مسیر زندگی تکرار می­شوند (یانگ، 1989). یانگ معتقد است هر کدام از علائم آسیب شناسی روانی با یک یا تعدادبیشتری از طرحواره های اولیه مرتبط است (دیلاتره و همکاران، 2004).

یکی از عوامل روانشناختی دیگر که می تواند در بروز نشانه های اختلالات خوردن موثر باشد مکانیسم­های دفاعی است. مکانیسم­های دفاعی اولین بار توسط فروید مطرح شدند. نظام روان تحلیل گری فروید تأثیر عظیمی برنظریه و عمل در روانشناسی،روانپزشکی و تصور ما از ماهیت انسان و درک ما از شخصیت داشته است(شولتز و شولتز، 1387). فرض بنیادی نظریه روان تحلیل گری مبتنی بر این موضوع است که قسمت عمده ای از زندگی هر شخص در فرایندهای ناهشیار ریشه دارد.در نظام فرویدی مخزن تکانه های غریزی غیرقابل دسترس، تجربه های سرکوب شده، امیال نیرومند ولی ارضا نشده می باشد( مارشال ریو،1381). به عقیده فروید شخص برای رهایی از امیال، تکانه­ها و افکار ناخوشایند از مکانیسم­های دفاعی به عنوان ابزاری جهت اصلاح و تحریف واقعیت سود می­جوید. این مکانیسم­ها می­توانند سازشی و از طرف دیگر آسیب­زا باشند. ادراک ما از خود، اهداف و عقاید و احساسات مرتبط با واقعیات درونی و بیرونی به وسیله مکانیسم­های دفاعی تغییر می­کند ( مارشال ریو،1381). مکانیسم های دفاعی به دلیل اهمیت ویژه ای که در مفهوم پردازی اختلالات روانی و درمان آنها دارد مورد توجه بالینی و پژوهشی خاصی قرار گرفته اند(کرامر[53]،2007). در نظام روان تحلیل گری هر اختلال روانی با مکانیزم های دفاعی غیر انطباقی مشخصی همراه است و دفاعها نقش مهمی در سلامت روانی افراد ایفا می کنند(اندروس و همکاران،2000؛بوند2004؛به نقل از بلایا[54] و همکاران، 2006). بنابراین مکانیسم­های دفاعی نقش مهمی در آسیب­شناسی روانی و شکل­گیری انواع اختلالات روانپزشکی دارند (بلایاوهمکاران،2006). وایلنت(2000، به نقل ازبلایاوهمکاران،2006) با بهره گرفتن از نیمرخهای روانی به دست آمده­ی افراد در مصاحبه­ها و پرسشنامه­ها اولین مطالعات بالینی را در زمینه مکانیسم­های انجام داد. او مکانیسم­های دفاعی را بر روی یک پیوستاری از دفاع­های رشد­نایافته تا رشد­یافته قرار داد و اعتقاد داشت همه افراد صرف نظر از آسیب روانی از آن­ها استفاده می کنند. در مطالعاتی که انجام شده نتایج نشان داد که مکانیسم­های دفاع­های رشد­نایافته با اضطراب، افسردگی و اختلالات خوردن همراه بودند. همچنین تحقیقات نشان داد که مکانیسم­های دفاعی سازش یافته باسلامت جسمی و رضایت از زندگی در ارتباط است (وایلنت،2000؛ به نقل از بلایا و همکاران،2006).

همچنین امروزه مکانیزم های دفاعی به دلیل اهمیت ویژه ای که در مفهوم پردازی اختلالات روانی و درمانی آنها از دیگاه روان‌پویشی دارند مورد توجه زیادی قرار گرفته اند. بطوریکه سبک های دفاعی غیر انطباقی منجر به بروز نشانه­های روان پزشکی می شوند(یانگ جان وهمکاران، 2015). در تحقیقی که شمیدت[55] و همکارانش (2011) انجام دادند به بررسی رابطه بین ناملایمات دوران کودکی و سبک های دفاعی در بزرگسالی در بیماران مبتلا به اختلال خوردن پرداختند. نتایج نشان داد بیماران مبتلا به پر خوری عصبی نسبت به گروه کنترل دفاع های بالغ کمتری را به کار می بردند و افراد دارای بی اشتهایی عصبی نسبت به گروه های دیگر بیشتر دفاع های نابالغ را به کار می برند.در مطالعه ای دیگر که توسط استیگر [56]وهمکارانش (2007) تحت عنوان سبک دفاعی و سبک والدینی در زنان مبتلا به اختلال خوردن انجام شد نتایج حاکی از این بود که زنان دارای اختلال خوردن بیشتر از دفاع های ابتدایی و کمتر از دفاع های بالغ استفاده می کنند و والدین این بیماران بیشتر کنترل کننده بودند و این بیماران همدلی کمتری از والدین دریافت می کردند.

از این رو  مکانیزم­ها از جمله عوامل روانشناختی هستند که به عنوان پیشایندهای نشانه­های اختلل خوردن مورد توجه قرار می­گیرند(کچویی و همکاران،1391). در دیدگاه روان تحلیل­گری هر اختلال روانی با  مکانیزم­های دفاعی ناسازگارانه خاص خود مشخص و همراه است(باند[57] و پری[58]،2004). به عنوان مثال اشتاین[59] ، برونشتاین[60] و وایزمن[61](2003) نشان دادند ترکیب دفاع­های نوروتیک و رشدنایافته ممکن است خطری برای ابتلا به اختلال خوردن باشد. همچنیین کچویی و همکارانش(1389) در پژوهشی نشان دادند که سبک دفاعی رشد نایافته همبستگی بالایی با نشانه­های اختلال خوردن دارد.بطور کلی در نظام روان تحلیل­گری هر اختلال روانی با مکانیزم­های دفاعی مشخصی همراه است و دفاع­ها نقش مهمی در سلامت روانی افراد ایفا می­کنند. با این توصیف مکانیزم­های دفاعی بطور منطقی این ظرفیت را دارند که به عنوان یکی از عامل­های تأثیرگذار در بروز اختلالات روانی در نظر گرفته شوند(افضلی و همکاران، 1388).

روانشناسان شناختی پیوسته کوشیده‌اند تا خطاهای شناختی افراد مبتلا به اختلالات خوردن را شناسایی کنند. در سال‌های اخیر، با پی بردن به نقش خلق منفی به عنوان یکی از عوامل موثر در بروز این اختلال، تحقیقات زیادی در حوزه هیجان و تنظیم هیجانی در حوزه اختلالات خوردن صورت گرفته است(ونگر[62] و همکاران، 2002). محققین بر این باورند که افراد مبتلا به اختلالات خوردن در تنظیم هیجانات خود با مشکلاتی روبرو هستند و مهارت‌های لازم برای مقابله با هیجانات منفی را ندارند و خوردن راهکاری است که به وسیله آن می‌توانند برای مدتی هر چند کوتاه از این احساسات ناخوشایند فاصله بگیرند (اسمیت[63] وهمکاران، 2007).

تنظیم هیجانی می­تواند  به عنوان بخشی از  خود تنظیمی در نظر گرفته شود و می­تواند شامل تنظیم بیرونی نیز باشد که ممکن است داوطلبانه یا غیر داوطلبانه و خود­مختار انجام بگیرد، همچنین می تواند هشیار باشد یا ناهشیار (گراس، 2002). همچنین در سال­های اخیر تنظیم هیجانی به عنوان یک فرایند اساسی در تحقیق و درمان آسیب شناسی روانی مورد هدف قرار گرفته است. تنظیم هیجانی یک مهارت کلیدی اجتماعی است و کسانی که در تسلط داشتن در آن شکست می خورند در معرض خطر اختلال­های بالینی هستند (لام[64] و همکاران، 2011). همچنین مدل های نظری در بی اشتهایی عصبی از نقص تنظیم هیجانی به عنوان یک عامل نگهدارنده یاد میکنند (مانوئل[65] و وید[66]،2013).

در حقیقت اختلالات روان­پزشکی متعددی با بی­ثباتی عاطفی و بی­نظمی هیجانی ارتباط داده شده است (کوئنیسبرگ و همکاران ، 2002؛ فیلیپس و همکاران، 2003 به نقل از چمبرز و همکاران، 2009). در دهه گذشته، توجه روزافزونی به پدیده هیجانات شده است و مفهوم تنظیم هیجانی، نقطه آغازین پژوهش‌ها در این زمینه بوده است (سوارس[67]،2003). بنابراین تنظیم هیجانی یک جنبه‌ی بنیادی از کارکرد روانشناختی سالم است (گریشام و گیولون، 2012). گیلبا-اسکچمن و همکاران(2006) دریافتند که زنان دارای اختلال خوردن در مقایسه با گروه سالم از هیجانات خود کمتر آگاهند و در کنترل هیجانات خود مشکل دارند، همچنین افراد کم اشتها در مقایسه با افراد پراشتها از آگاهی هیجانی کمتری برخوردارند. در مقابل افراد پراشتها نسبت به افراد کم اشتها در تنظیم هیجانات خود مشکلات بیشتری دارند.

از انجاییکه اختلالات خوردن در بین نوجوانان یکی از  شایع­ترین اختلالات است و عوامل روانشناختی متعددی بر ان تاثیر­گذارند، در این پژوهش سعی بر این است رابطه بین طرحواره­های ناسازگار اولیه، مکانیزم­های دفاعی و تنظیم هیجانی با اختلال خوردن بررسی شود و به این سوال پاسخ داده شودکه آیا بین طرحواره های ناسازگار اولیه، مکانیزم های دفاعی  و تنظیم هیجانی با باورهای بیمارگونه دانش آموزان دختر رابطه ای وجود دارد و کدام یک سهم معناداری در پیش بینی رفتارهای بیمارگونه­ی خوردن در دانش­آموزان دختر دارند؟

3-1.  اهمیت و ضرورت پژوهش

در هر جامعه توجه به وضعیت سلامت  جسمی، روانی، اجتماعی، فرهنگی و فراهم آوردن زمینه لازم برای تحقق یک زندگی پویا و سالم، ضامن سلامتی آن جامعه برای نسل­های آینده است. برای دستیابی به چنین هدف ارزشمندی پیشگیری از بروز اختلالات روانشناختی  امری لازم و ضروری است. این اختلالات علاوه بر اثرات نامطلوب شخصی بر افراد، مشکلات اجتماعی عدیده ای را نیز برای جوامع در برخواهند داشت، لذا شناخت، تشخیص، درمان و پیشگیری از آنها حائز اهمیت است.

نکته ای که امروزه باید مورد توجه قرار بگیرد گسترش فرهنگ­ها بخصوص فرهنگ غرب و پدیده جهانی شدن است. امروزه در جامعه­ی غرب تب لاغری فراگیر است و افراد در تلاش برای کاهش وزن در جهت زیباتر جلوه نمودن هستند که منجر به افزایش مشکلات مربوط به نگرش، رفتار­ها و اختلالات خوردن می­شود. بطوریکه امروزه اختلالات خوردن محدود به جوامع غربی نیست  و اکنون به عنوان یک مساله جهانی در نظر گرفته می­شود. از این رو باید در جوامع در حال توسعه از جمله ایران به آن توجه خاص نشان داد(ضرغامی و چیمه،1383). در دهه اخیر توجه به اختلالات خوردن از سوی پژوهشگران و متخصصان بالینی به طور قابل ملاحظه­ای افزایش یافته است. این اختلالات اختلال­های روانشناختی هستند که با نگرانی بیمارگونه در مورد شکل بدن، خوردن و وزن مشخص گردیده است(پیتیرنی و همکاران،2011).

این اختلال علاوه بر اینکه بر کیفیت زندگی افراد اثر می­گذارد عوارض روانشناختی و جسمانی متعددی از قبیل سوءتغذیه، کندی حرکات معدی و حالات خلقی بد(غمگین وافسرده)، مشکل در تمرکز را ایجاد می­کند(آزاد، 1384؛ به نقل از خسروی و همکاران، 1390). دانش و اطلاعات بدست آمده درباره­ی علل رفتارهای بیمارگونه­ی خوردن قطعی نیست. در تلاش برای کشف و فهم منشاءهای اختلالات خوردن، محققان توجه خود را بر روی عوامل شخصیتی، ژنتیکی و عوامل زیست شیمیایی افراد مبتلا به اختلالات معطوف ساخته­اند(آزاد، 1384، به نقل از خسروی و همکاران، 1390 ). اختلالات خوردن می­تواند خطرات جسمانی و روانی زیادی به همراه داشته باشند و چون معلوم شده است که افراد مبتلا به این اختلالات نگرشی منفی نسبت به بدن خود دارند و همواره دچار احساس گناه هستند(آزاد ،1384)؛ بنابراین قبل از هر اقدام لازم است که به مسایل روانشناختی آنان توجه شده و افکار و نگرش­های منفی آنان درباره­ی وزن و بدنشان اصلاح و تعدیل گردد (آزاد،1384).

با توجه به اهمیت مساله اختلالات خوردن که در ردیف یکی از 10عامل اصلی مرگ و میر زنان جوان قرار دارد(استریگل[68] و بولیک[69]،2007)، و نسبت آن در بین زنان و مردان 10به 1است و در طول نوجوانی و واوایل جوانی آغاز میشود(راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی،2013). اختلال خوردن در نوجوانان به وفور مشاهده می شود به همین دلیل نیازمند مطالعات بیشتر در این گروه سنی است(کوپر و همکاران،2006) و از آن جاییکه دانش­آموزان نقش مهمی در آینده کشور بر عهده دارند از این رو اهمیت سلامت آنان پیش از پیش مشخص می­شود.

همانطور که از ابتدای فصل گفته شد این پژوهش در تلاش برآمده است به بررسی عوامل روانشناختی  مؤثر بر اختلال خوردن از قبیل طرحواره های ناسازگار اولیه، مکانیزم های دفاعی و دشواری های تنظیم هیجانی در دانش آموزان دختر بپردازد.

4-1. اهداف پژوهش

اهدافی که در پژوهش حاضر مورد بررسی قرار می­گیرند؛ عبارتند از:

هدف اصلی:

تعیین رابطه بین طرحواره­های ناسازگار اولیه، ابعاد مکانیزم­های دفاعی و ابعاد تنظیم هیجانی با  باورهای بیمارگونه خوردن در دانش­آموزان دختر

اهداف فرعی:

  1. تعیین سهم ابعاد طرحواره­های ناسازگار اولیه در پیش بینی رفتارهای بیمارگونه خوردن.
  2. تعیین سهم مكانیزم­های دفاعی رشد یافته در پیش بینی رفتارهای بیمارگونه خوردن.
  3. تعیین سهم مكانیزم­های دفاعی نوروتیک در پیش بینی رفتارهای بیمارگونه خوردن.
  4. تعیین سهم مكانیزم­های دفاعی رشد نایافته در پیش بینی رفتارهای بیمارگونه خوردن.
  5. تعیین سهم ابعاد تنظیم هیجانی در پیش بینی رفتارهای بیمارگونه خوردن.
  6. تعیین سهم طرحواره های ناسازگاراولیه و ابعاد مكانیزم­های دفاعی در پیش بینی رفتارهای بیمارگونه خوردن.
  7. تعیین سهم بین طرحواره های ناسازگاراولیه و ابعاد تنظیم هیجانی در پیش بینی رفتارهای بیمارگونه خوردن.
  8. تعیین سهم بین ابعاد مكانیزم­های دفاعی و ابعاد تنظیم هیجانی در پیش بینی رفتارهای بیمارگونه خوردن.

9.تعیین سهم طرحواره­ های ناسازگار اولیه، مکانیزم های دفاعی و تنظیم هیجانی در پیش بینی رفتارهای بیمارگونه خوردن

5-1- فرضیات تحقیق

  • ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی سهمی در پیش بینی بعد لاغری رفتارهای بیمارگونه خوردن دارد.
  • ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی سهمی در پیش بینی بعد هشیاری به امعا و احشاء(آگاهی درونی)  رفتارهای بیمارگونه خوردن دارد.
  • ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی سهمی در پیش بینی بعد پرخوری رفتارهای بیمارگونه خوردن دارد.
  • بین ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی سهمی در پیش بینی بعد نارضایتی بدنی رفتارهای بیمارگونه خوردن دارد.
  • ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی سهمی در پیش بینی بعد ناکارآمدی رفتارهای بیمارگونه خوردن  دارد.
  • ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی سهمی در پیش بینی بعد ترسهای بلوغ رفتارهای بیمارگونه خوردن ارتباط وجود دارد.
  • ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی سهمی در پیش بینی بعد کمال گرایی رفتارهای بیمارگونه خوردن ارتباط وجود دارد.
  • ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی سهمی در پیش بینی بعد بی اعتمادی بین فردی رفتارهای بیمارگونه خوردن ارتباط وجود دارد.
  • ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی سهمی در پیش بینی رفتارهای بیمارگونه خوردن دارند.

6-1. تعریف متغیرها

در این قسمت به منظور آشنایی با متغیرهای پژوهش مورد نظر به تعریف نظری  و عملیاتی آنها می پردازیم.

1-6-1- اختلالات خوردن:

تعریف نظری: طبق تعریف راهنمای تشخیصی اختلالات روانی( (DSM-V,2013 اختلال تغذیه و خوردن اختلالی است که با آشفتگی  مداوم در خوردن یا رفتارهای مرتبط با خوردن مشخص می­شود که منجر به تغییر در مصرف و یا جذب موادغذایی شده و به طور قابل توجهی باعث اختلال در سلامت جسمی و یا عملکرد روانی-اجتماعی می­گردد.

تعریف عملیاتی : در این پژوهش ویژگی­های روانشناختی و نشانه­های مرتبط با اختلالات خوردن بوسیله­ی پرسشنامه­ی اختلال خوردن گارنر(EDI)  سنجیده می­شود.

2-6-1- مکانیزم های دفاعی:

تعریف نظری: فرآیند­های تنظیم‌کننده خودکاری هستند، که برای کاهش ناهماهنگی شناختی و به حداقل رساندن تغییرات ناگهانی در واقعیت درونی و بیرونی از طریق تأثیرگذاری بر چگونگی ادراک حوادث تهدیدکننده عمل می­کنند( وایلنت 2004؛ به نقل از گنجی و همکاران، 1392).

تعریف عملیاتی: در این پژوهش هر یك از سه دسته مكانیزم های دفاعی رشدیافته، رشدنایافته و نوروتیک بر حسب نمره ای كه آزمودنی در پاسخ به سه زیر مقیاس پرسشنامه سبك های دفاعی (DSQ-40)بدست می­آورد، سنجیده می­شود.

3-6-1- طرحواره های ناسازگار اولیه:

تعریف نظری: ساختارهای ذهنی فرضی برای ارائه مفاهیم کلی ذخیره شده در حافظه است که نه تنها برای تفسیر اطلاعات، بلکه در چگونگی رمزگشایی اطلاعاتی که ارایه می­شوند نیز مهم است(یانگ و همکاران،2003). محتوای هر طرحواره از طریق تجربه­های زندگی فردی ساخته می­شود، سازمان می­یابد و در ادراک و ارزیابی اطلاعات جدید مورد استفاده قرار می­گیرد(مارتین،1990؛ به نقل از دیوانداری و همکاران،1388).

تعریف عملیاتی: این متغیر در پژوهش مورد مطالعه به وسیله نمرات افراد در فرم کوتاه پرسشنامه طرحواره یانگ(1998) مورد اندازه گیری قرار خواهد گرفت.

4-6-1-تنظیم هیجانی:

تعریف نظری: به عنوان فرایند آغاز، حفظ، تعدیل و یا تغییر در بروز، شدت و یا استمرار احساس درونی و هیجان مرتبط با فرایندهای اجتماعی- روانی، فیزیکی در به انجام رساندن اهداف فرد تعریف می شود(ویمز [70]و پینا[71]،2010).

تعریف عملیاتی: در این پژوهش تنظیم هیجانی توسط مقیاس تنظیم هیجانی گراتز [72]و رومئر[73](2004) ارزیابی می­شود.

تعداد صفحه :134

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه   بررسی رابطه سبک های دلبستگی و ویژگی های شخصیتی با میزان هیجان خواهی در امدادگران

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

  دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه

 دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی

 پایان‌نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد رشته روان شناسی بالینی

  عنوان:

  بررسی رابطه سبک های دلبستگی و ویژگی های شخصیتی با میزان هیجان خواهی در امدادگران هلال احمر شهرستان کنگاور

 خرداد 1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

بین انسان ها از نظر میزان هیجان خواهی تفاوت های زیادی وجود دارد و یکی از این تفاوت ها به ویژگی های شخصیتی افراد بر می گردد. همچنین تحقیقات نشان داده است که هیجان خواهی با انتخاب مشاغل پرخطر و ماجراجویانه رابطه دارد لذا هدف از اجرای این پژوهش، بررسی رابطه سبک های دلبستگی و ویژگی های شخصیتی با هیجان خواهی در امدادگران هلال احمر سهرستان کنگاور بوده است. از این رو 250نفر از امدادگران هلال احمر که با بهره گرفتن از نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند نمونه ما را تشکیل دادند. ابزار این پژوهش شامل پرسشنامه‌های هیجان خواهی نسخه پنجم زاکرمن ، پنج عاملی شخصیت مک کری و کاستا و سبک های دلبستگی هازن و شیور  بود. نتایج نشان داد که ویژگی های شخصیتی و سبک های دلبستگی با هیجان خواهی دارای رابطه معناداری هستند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که  با بهره گرفتن از ویژگی های شخصیتی و سبک های دلبستگی می توان برای سنجش میزان هیجان خواهی افراد استفاده کرد.

واژگان کلیدی: هیجان خواهی، ویژگی های شخصیتی، سبک های دلبستگی

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                    صفحه

فصل اول: کلیات پژوهش

چکیده

مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 1

بیان مساله………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 3

ضرورت و اهمیت پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………….. 7

اهداف پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………………………….. 9

فرضیه‌های پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………………….. 9

تعریف مفاهیم و واژگان اختصاصی…………………………………………………………………………………………………….. 10

فصل دوم: ادبیات و پیشینه پژوهش

مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 12

گفتار اول:                                                                                                                             

هیجان خواهی……………………………………………………………………………………………………………………………………… 12

مدل هیجان خواهی زاکرمن……………………………………………………………………………………………………………….. 14

مولفه های هیجان خواهی…………………………………………………………………………………………………………………… 17

جست و جوی تجربیات تازه………………………………………………………………………………………………………………… 18

مبنای زیستی هیجان خواهی……………………………………………………………………………………………………………… 18

ویژگی های افراد هیجان خواه…………………………………………………………………………………………………………….. 19

هیجان خواهی و رفتارهای پرخطر……………………………………………………………………………………………………… 20

گفتار دوم:

سبک های دلبستگی…………………………………………………………………………………………………………………………… 21

مراحل شکل گیری دلبستگی……………………………………………………………………………………………………………… 22

دلبستگی و الگوی فعال درونی……………………………………………………………………………………………………………. 24

نظریه های دلبستگی…………………………………………………………………………………………………………………………… 27

نظریه روانکاوی……………………………………………………………………………………………………………………………………… 27

نظریه کردارشناسی………………………………………………………………………………………………………………………………. 28

نظریه شناختی……………………………………………………………………………………………………………………………………… 28

نظریه دلبستگی جان بالبی…………………………………………………………………………………………………………………. 29

انواع دلبستگی……………………………………………………………………………………………………………………………………… 30

رابطه دلبستگی با بروز رفتارهای پرخطر……………………………………………………………………………………………. 34

گفتار سوم:

ویژگی های شخصیت…………………………………………………………………………………………………………………………… 35

مبانی نظری شخصیت………………………………………………………………………………………………………………………….. 35

رویکرد روانکاوی……………………………………………………………………………………………………………………………………. 36

رویکرد پویایی روانی-اجتماعی رفتار انسان……………………………………………………………………………………….. 37

نظریه پدیدار شناختی…………………………………………………………………………………………………………………………. 39

دیدگاه رفتار گرایی………………………………………………………………………………………………………………………………. 39

رویکرد تحلیل عوامل……………………………………………………………………………………………………………………………. 40

ریشه های تاریخی نظریه پنج عامل بزرگ…………………………………………………………………………………………. 41

مدل پنج عاملی در فرهنگ های مختلف…………………………………………………………………………………………… 45

پیشینه مفهوم دلزدگی زناشویی…………………………………………………………………………………………………………. 46

پنج بزرگ ایرانی(گردون)…………………………………………………………………………………………………………………….. 47

ابعاد شخصیت بر اساس مدل پنج عامل بزرگ شخصیت…………………………………………………………………. 48

ثبات و تغییر در شخصیت…………………………………………………………………………………………………………………… 52

پیش بینی پیامدهای مهم زندگی از طریق پنج عامل بزرگ شخصیت…………………………………………… 54

علایق شغلی و تحصیلی………………………………………………………………………………………………………………………. 54

آشنایی با تاریخچه هلال احمر……………………………………………………………………………………………………………. 56

تاسیس در ایران…………………………………………………………………………………………………………………………………… 57

امدادگری………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 57

پیشینه پژوهش در داخل کشور…………………………………………………………………………………………………………. 58

پیشینه تحقیق در خارج از کشور……………………………………………………………………………………………………….. 60

فصل سوم: روش پژوهش

مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 63

طرح پژوهش………………………………………………………………………………………………………………………………………… 63

جامعه آماری…………………………………………………………………………………………………………………………………………. 63

نمونه و روش نمونه‌گیری…………………………………………………………………………………………………………………….. 63

ابزارهای پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………………………… 63

پرسشنامه هیجان خواهی زاکرمن نسخه پنجم…………………………………………………………………………………. 64

شیوه نمره‌گذاری پرسشنامه………………………………………………………………………………………………………………… 64

روایی و پایایی پرسشنامه…………………………………………………………………………………………………………………….. 65

پرسشنامه سبک های دلبستگی…………………………………………………………………………………………………………. 68

شیوه نمره گذاری پرسشنامه………………………………………………………………………………………………………………. 68

روایی و پایایی پرسشنامه سبک های دلبستگی………………………………………………………………………………… 69

شیوه اجرا……………………………………………………………………………………………………………………………………………… 70

شیوه تجزیه‌وتحلیل داده‌ها…………………………………………………………………………………………………………………… 70

فصل چهارم: تجزیه‌وتحلیل داده‌ها

مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 72

یافته های توصیفی………………………………………………………………………………………………………………………………. 72

یافته های استنباطی……………………………………………………………………………………………………………………………. 77

فصل پنجم: بحث و نتیجه‌گیری

مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 81

بحث و نتیجه‌گیری………………………………………………………………………………………………………………………………. 81

محدودیت های پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………….. 88

پیشنهادات پژوهش………………………………………………………………………………………………………………………………. 88

                                                              فهرست منابع

 

منابع فارسی…………………………………………………………………………………………………………………………………………. 90

منابع انگلیسی………………………………………………………………………………………………………………………………………. 96

مقدمه

هیجان خواهی از زمانی که توسط زاکرمن و همکارانش در سال 1962، معرفی شده، علایق و پژوهش های فراوانی را به وجود آورده است(وفایی، عسکری زاده، رحمتی، 1390). وبه عنوان میزان فعالیت های متنوعی که تازه، مشکل و غیر عادی هستند و به افزایش انگیختگی منجر می شوند، تعریف می شود(زاکرمن، 2007؛ به نقل از یوراسک[1]، 2009). افرادی که این مشخصه را دارند به علت سطوح بالای انگیختگی تمایل دارند خطرات اجتماعی و جسمانی را تجربه کنند(زاکرمن، 1994؛ به نقل از یوراسک، 2009). کرول و زاکرمن[2](1982) در پژوهش های خود نشان دادند که بین انسان ها از نظر میزان هیجان خواهی تفاوت های زیادی وجود دارد. به عقیده زاکرمن، هیجان خواهی با برخی از رفتارها نظیر موتور سواری و رانندگی با سرعت زیاد، انجام کارهای خطرناک، ریسک پذیری و مصرف سیگار و جنایت کاری رابطه دارد(آقا محمدیان و حسینی، 1380). چون افراد زیاد هیجان خواه نیاز بیشتری به تجربیات تحریک کننده و متنوع دارند، در مقایسه با افراد کم هیجان خواه شغل های متفاوتی را انتخاب می کنند. مردانی که نمرات بالایی در هیجان خواهی گرفتند در رغبت سنج استرانگ نیز نمرات بالایی کسب کردند وعلاقه به حرفه های کمک رسانی مانند روانشاسی، پزشک، روان پزشک، مددکار اجتماعی، مددکار اجتماعی و کشیش را نشان دادند(شولتز، شولتز، 2007؛ ترجمه سید محمدی، 1391). زاکرمن وهمکاران وی(1992) دریافتند که افراد زیاد و کم هیجان خواه پاسخ های فیزیولوژیکی متفاوتی به محرکها نشان می دهند. افرا زیاد هیجان خواه پاسخ های فیزیولوژیکی نیرومند تر یا بسیار برانگیخته تر و آستانه تحمل  بالاتری برای درد، صدای بلند، و سایر محرکهای استرس زا نشان داده اند. چون افراد زیاد هیجان خواه بهتر می توانند افزایش در انگیختگی را تحمل کنند، زاکرمن معتقد است که آن ها باید بهتر از کسانی که تحمل کمتری برای انگیختگی دارند با استرس مقابله کنند. با این که هیجان خواهی عمدتا ارثی است، ولی زاکرمن تاثیر عوامل موقعیتی یا محیطی را نیز تشخیص داده است. یکی از عوامل هیجان خواهی والدین هستند. والدین کم هیجان خواه ممکن است بیش از حد ترسو، محافظت کننده و مهار کننده فرزندانشان باشند و به آنها اجازه ندهند که به رفتارهای مخاطره آمیز بپردازند. والدین زیاد هیجان خواه  ممکن است فرزندان خود را برای پرداختن به فعالیت های غیر عادی ترغیب و تقویت کنند وبین ترتیب رفتار های هیجان خواهی بیشتری را در آن ها به وجود آورند (زاکرمن، 1979). از جمله عواملی که نقش آن در هیجان خواهی و تمایل افراد به انجام رفتارهای پرخطر نیاز به مطالعه بیشتری دارد ویژگیهای شخصیتی و سبک های دلبستگی است.

بررسی های ویلز[3](1994) نشان داد هیجان خواهی با ویژگی های شخصیتی ارتباط دارد. لسلو[4](1996) نیز دریافت که ویژگی های شخصیتی برون گرایی، رفتار جنایت کارانه و قضاوت غیر اخلاقی با یکدیگر رابطه معناداری دارند. روانشناسان علاقمند به رفتارهای شغلی، معتقدند که شخصیت افراد با نوع حرفه ای که انتخاب می کنند و نحوه عمل آنها در آن حرفه در ارتباط است، به عبارت دیگر، افراد دارای ویژگی های مشخص، مشاغل خاصی را انتخاب و در آن زمینه در مقایسه با دیگران بهتر کار می کنند. برای مثال، براساس الگوی پنج عاملی، افرادی که در عامل وظیفه شناسی نمره بالایی می گیرند در مشاغل رسمی و مسئولیت دار بهتر عمل می کنند و افراد دارای نمره بالا در عامل برون گرایی، مشاغل اجتماعی، جسورانه و با هیجان خواهی بالا را انتخاب می کنند.(بریک، مونت و گوپتا، 2003؛ به نقل از گوهری، 1393). و نیز سایر عوامل پنج عاملی پیش بینی کننده جنبه های مختلف عملکرد شغلی و رضایت شغلی هستند.

سبک های دلبستگی به عنوان یک متغیر مهم دیگر شخصیتی، می تواند زمینه ساز برخورد فرد با مسائل آتی در زندگی از قبیل مسائل عاطفی، تحصیلی، شغلی وغیره باشد و نیز می تواند شیوه نگرش فرد را نسبت به مسائل و ترجیح های شغلی مشخص سازد و همچنین آمادگی های فرد را نسبت به حل و فصل مشکلات و کنش ها و عکس العمل های فرد در برابر چالش ها و موقعیت های استرس زا متاثر سازد(سلیمی کوچی، 1393).  نظریه سبک های دلبستگی، فرایند پیوند عاطفی، هیجانی، متقابل کودک با والدین (بویژه مادر) را نشان می دهد (برک[5]، 2001، ترجمه سید محمدی، 1387). جان بالبی[6](1982) معتقد است که سبک والگوی دلبستگی از دوران کودکی شکل می گیرد و در گستره زندگی نسبتا پایدار می ماند. هر الگویی از دلبستگی مجموعه ویژگی های رفتاری خاص را در افراد بر می انگیزد و روابط نزدیک و تجارب هیجانی آن ها را تحت تاثیر قرار می دهد و مبنای تعاملات و چارچوب های فکری و عاطفی آنان را در آینده شکل می دهد. با وجود اینکه گرایش به رفتار های پر خطر و انتخاب مشاغل با هیجان خواهی بالا ممکن است یک کنجکاوی ساده باشد، اما بدون شک این گرایش ها می تواند با سبک های دلبستگی ارتباط داشته باشد(سلیمی کوچی، 1393). با توجه به مطالبی که ذکر شد ویژگی های شخصیتی و سبک های دلبستگی در ایجاد هیجان خواهی  نقش مؤثری می توانند داشته باشند و اهمیت آن در چگونگی انتخاب مشاغل و سایر جنبه‌های زندگی نمایان می‌شود و هر پژوهش یا دیدگاهی که قصد دارد علل بروز رفتارهای با هیجان خواهی بالا را بررسی کند، باید سهم قابل توجهی را به نقش ویژگی های شخصیتی و سبک های دلبستگی اختصاص دهد.

 از این رو هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی و  سبک های دلبستگی با میزان هیجان خواهی است.

بیان مساله

هیجان ها پاسخ های فیزیولوژی درونی هستند که ادراک، یادگیری و عملکرد ما را تحت تاثیر قرار می دهند. طبق نظر زاکرمن[7](1979) ساختار هیجان خواهی به مقدار انگیختگی که دستگاه عصبی مرکزی شخص( مغز و نخاع شوکی) از منابع بیرونی نیاز دارد، مربوط است(وفائی، عسکری زاده، رحمتی، 1390). زاکرمن هیجان خواهی[8] را به صورت صفتی تعریف کرده که ویژگی های آن، جستجوی هیجان وتجربه متنوع، تازه، پیچیده و جدید و میل به پرداختن به خطرهای بدنی، اجتماعی ومالی به خاطر خود این تجربه ها است(واگنر[9]، 2001).  بررسی پیشینه پژوهشی نشان می دهد که هیجان خواهی با انتخاب مشاغل پرخطر و ماجراجویانه رابطه دارد(روبرتی[10]، 2004)؛ در این میان محل خدمت برای حرفه های حیاتی مثل امدادگران حلال احمر، آتش نشان ها و یا پرسنل فوریتهای پزشکی که باید در محل وقوع حادثه حضور پیداکنند، باعث به وجود آمدن هیجان های محیطی و نیازمند سطح  هیجان خواهی بالاتری نسبت به افراد و حرفه های دیگر است. بسیاری از پژوهش ها به این نتیجه دست یافته اند که افراد هیجان خواه با شرکت در فعالیت های خطرناک در پی رساندن سطح پایین برانگیختگی خود به یک سطح بهینه هستند. احتمالا سطوح پایین برانگیختگی آنها موجب می شود که نسبتا نترس باشند. چنین افرادی برای رسیدن به یک سطح بهینه برانگیختگی در جستجوی تحریک هایی هستند که برای افراد عادی، جدید و خطرناک است و اضطراب ناخوشایند ایجاد می کند(مک کارد، 1978؛ لیونسون، 1990؛ به نقل از محوی شیرازی، 1387). در رابطه با خطرجویی و هیجان خواهی تحقیقات گوناگونی انجام شده اسـت . نتـایج تحقیقـات مختلـف نشانگر رابطه بین تیپ های شخصیت با خطرجویی و هیجان طلبی بالا است و نیـز بیـانگر رابطـه متغیرهـای مختلف دیگری نظیر  سبکهای زندگی والدین و طرز رفتار آنها با فرزندان خویش اسـت(سلمانی، حسنی، آریاناکیا، 1393؛ بهاری و شیر خانی، 1388). همچنـین پاره ای از تحقیقات نشانگر رابطه سبکهای دلبستگی با  هیجان خواهی (هازن و شیور[11]، 1993 و ساعدی، 1382) است. 

هیجان خواهی با دامنه وسیعی از متغیرهای رفتاری، شناختی، شخصیتی و فیزیولوژیکی ارتباط دارد.

پـژوهشهـای زیـادی نشـان  داده انـد کـه سبک های دلبستگی[12] در گرایشهای شخصی و  شکل گیری شخصیت یک  تعیین کننـده مهـم اسـت(سروف، 1977). برخی روانشناسان (بـالبی ، 1973؛ به نقل از بهاری و شیر خانی، 1388)؛ اریکسـون ، 1976؛ بـه نقـل از اتکینسون و همکاران، ترجمۀ براهنی 1393) معتقدند که اساس اعتماد نسبت به دیگران تجاربی اسـت کـه فـرد طی سال های اولیه زندگی کسب می کند. به عبارت دیگر عدم تکوین دلبستگی به یک یا چند فـرد مهم در سالهای اولیه زندگی با ناتوانی فرد در برقراری روابـط نزدیـک بـا دیگـران در بزرگسـالی ارتباط دارد  به عبارتی دیگر بر طبق نظر بـالبی (1969) نتیجـه عمـده کنش متقابل مابین مادر و کودك  به وجود آمدن نوعی دلبستگی عاطفی بین فرزند و مادر است.(بهاری و شیر خانی، 1388). بررسی ادبیات تحقیق نیـز نشـان می دهد که تجارب اولیه فرد با والدین و یا نوع رابطه عاطفی فرد با والدین خود در دوران کـودکی می تواند روابط وی را در بزرگسالی تحت تأثیر قرار دهـد (سیمپسـون و رولـز  ،1998؛ بـه نقـل ازعیدی، 1383). جان بالبی، اولین فردی بود که تعریفی گسترده و منظم از دلبستگی ارایه داده است. او برای پرداختن به این مفهوم و بسط آن از نظریه های مختلفی کمک گرفته است. این نظریه ها عبارتند از: نظریه های کردار شناسی، روان کاوی، روانشناسی تجربی، نظریه های یادگیری، روانپزشکی و بعضی رشته های مرتبط (کرین[13]، 1997، ترجمه فدایی، 1379). به دنبال خط پژوهشی بالبی، آینسورث، واتر و وال(1987؛ به نقل از مشهدی و محمدی، 1388) سه سبک دلبستگی را توصیف نمودند: ایمن، اضطرابی دوسوگرا و اضطرابی اجتنابی. نقش این سبک های دلبستگی در روابط بزرگسالان را هازان و شیور(1987) مورد پژوهش قرار دادند. تحقیقات مختلف نشان داده اند که سبک های دلبستگی با هیجان خواهی رابطه دارند به طور مثال مهرابی زاده هنرمند و همکاران(1387) در تحقیقی با عنوان “بررسی افسردگی، هیجان خواهی، پرخاشگری، سبک های دلبستگی و وضعیت اقتصادی-اجتماعی به عنوان پیش بین های وابستگی به مواد مخدر در نوجوانان پسر شهر اهواز” به این نتیجه دست یافتند که سبک های دلبستگی قادر است رفتارهای پرخطر و با هیجان خواهی بالا مثل وابستگی به مواد مخدر را پیش بینی کند و با آن رابطه معناداری دارد.  و همچنین سکال-کاتز و همکاران(2003) در یک مطالعه ارتباط ویژگی های خانوادگی(دلبستگی به والدین و ساختار خانواده) با رفتارهای پرخطر و سطح هیجان خواهی بالا شامل بزهکاری، مصرف مواد و سیگار در نوجوانان را مورد بررسی قرار دادند.  و نتایج نشان داد که ارتباط معنی داری بین دلبستگی والدین و هر کدام از رفتارهای با هیجان خواهی بالا وجود دارد. همچنین تحقیقات نشان داده که دلبستگی ایمن با هوش هیجانی رابطه مثبت دارد و دو سبک دیگر دلبستگی، یعنی اجتنابی و دو سوگرا با هوش هیجانی دارای رابطه ای منفی هستند(کیم[14]، 2005).  از سویی در بروز رفتارهای پرخطر و با هیجان خواهی بالا مثل حرفه های امدادی، علاوه بر ویژگـی هـای شخصیتی خاص بـا دامنـه ای نـه چنـدان گسـترده مثـل سبک های دلبستگی، عوامل شخصیتی گسترده مثل سـازگاری و وظیفه شناسی، برون گرایی، گشودگی به تجربه و … نیز، که برآمده از نظریۀ پنج عامل بزرگ شخصیت هسـتند، نقـش دارنـد. شخصیت بیانگر آن دسته از ویژگیهای فردی است که الگوی ثابت رفتاری آنها را نشان می دهد (پروین[15]،1989؛ ترجمه جوادی و کدیور1390). از جمله رویکردهایی که به ویژگی های شخصیتی پرداختند می توان به رویکرد روان کاوی فروید، رویکرد پویایی روانی-اجتماعی آدلر، هورنای،فروم ، سالیوان؛ نظریه­های پدیدار شناختی آبراهام مزلو؛ دیدگاه رفتار­گرایی واتسون و اسکینر و رویکرد تحلیل عوامل آلپورت، کتل و آیزنگ اشاره کرد. اگر چه خصوصیات شخصیتی زیادی وجود دارد اما از جمله مهمترین و با نفوذترین مدلها در بررسی صفات شخصیت در دهه های اخیر مدل پنج عاملی بوده است که بیش از همه، پژوهش در حوزه شخصیت را به خود اختصاص داده است (مک کری و کاستا[16]، 2004). کاستا و مک کری با بهره گرفتن از روشهای تحلیل عاملی، به این نتیجه رسیدند که می توان در خصوصیات شخصیتی پنج بعد اصلی روان آزرده-خویی (N)[17]، برونگرایی (E)[18]، گشودگی (O)[19]، مقبولیت (A)[20]، وظیفه شناسی (C)[21]، را در نظر گرفت. (شولتز، شولتز، 2007؛ ترجمه سید محمدی، 1391). بررسی پژوهش های انجام شده در این زمینه ایـن نکتـه را روشن میکند که از این عوامل مـی تـوان بـرای فهـم بهتر احتمـال شـرکت در رفتارهـا و مشاغل پرخطـر استفاده کرد(سلمانی و همکاران، 1393). به طور مثال ، سلمانی و همکاران(1393) در پژوهشی با عنوان بررسی نقش صفات شخصیتی در رفتارهای پرخطر به این نتیجه رسیدند که که بین هیجان خواهی و رفتارهای پر خطر رابطه مثبت معناداری و بین سازگاری و وظیفه شناسی ورفتارهای پر خطر رابطه منفی معنی داری وجود دارد. میلر، زیمرمن، لوگان، لیوکفلد و کلایتون[22](2004) در پژوهشی دیگر دریافتند که از بین پنج عامل شخصیت، دو عامل گشودگی نسبت به تجربه و برون گرایی زیاد به طور معناداری با هیجان خواهی زیاد ارتباط دارد. همچنین هیل و اسمیت[23](2009). در یک بررسی نشان داددند که بین ویژگی های هیجان خواهی، الگوهای رفتاری تیپ A و برون گرایی همبستگی مثبت معناداری نشان داده اند. با توجه به آنچه در بالا آمد ویژگیهای شخصیتی و سبک های دلبستگی ازجمله عواملی هستند که می‌توانند بر بسیاری از ویژگی‌های افراد از جمله میزان هیجان خواهی شان تاثیر بگذارد، ازاین‌رو با توجه به اهمیت موضوع و اینکه تاکنون پژوهشی به بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی و سبک های دلبستگی با میزان هیجان خواهی نپرداخته است، محقق درصدد پاسخ‌گویی به این سؤال است که آیا هیجان خواهی امدادگران هلال احمر تحت تأثیر ویژگی های شخصیتی و سبک های دلبستگی است؟

ضرورت و اهمیت پژوهش

هیجان خواهی از جمله صفات روانشناختی است که ممکن است شرایط روانی مساعدی را برای قرار گرفتن در معرض انتخاب مشاغل با هیجان خواهی بالا مهیا کند. ویژگی هیجان خواهی، یکی از صفات شخصیتی است که پایه ی مفهومی آن سطح توانایی و استعداد فرد در برانگیخته شدن است که به صورت جستجوی هیجان افراطی،ماجراجویی، تمایل به کسب تجربه های متنوع و تازه، پرشور بودن، میل به ریسك کردن بدنی ،اجتماعی، قانونی و مالی نمایان می شود(قائمیان، عبدی و نجفی زاده، 1389). فرد دارای هیجان خواهی بالا، تحریك بیرونی دائمی مغز را ترجیح می دهد و از کارهای عادی خسته شده و مرتبا در جستجوی راه هایی برای افزایش انگیختگی از طریق تجربه های هیجان انگیز است. این افراد به ورزشهای خطر آفرین از قبیل سقوط آزاد و پرش در ارتفاع بلند، کوهنوردی، موتورسوای، چتر بازی، خلبانی و مشاغلی که ریسک پذیری بالایی را می طلبد بیشتر علاقه دارند(رجبی، نریمانی و حسینی، 1392). به طور مثال مشاغلی مثل امدادگران، آتش نشانان، ماموران پلیس و… از میزان خطر پذری و ریسک پذیری بدنی  زیادی برخوردار می باشد و نیازمند سطح  هیجان خواهی بالاتری نسبت به افراد و حرفه های دیگر است. و براساس نظریه‌ی شغلی – شخصیتی هالند بین افراد و محیط‌های کاریشان ارتباط متقابل وجود دارد. با توجه به نظریه هالند در زمینه انتخاب شغل یکی از عوامل موثر در انتخاب شغل برای افراد ویژگی های شخصیتی آنان است(سوانسون و فواد، 2001؛ ترجمه موسوی، 1381). از آنجایی که سازمانها براساس تحقیقات زیادی در یافتند، كاركنانی كه از كار خود راضی هستند نسبت به افراد ناراضی كار بیشتری از خود  نشان میدهند. و همچنین می دانند كه شخصیت افراد بعنوان اهرمی مؤثر در انجام صحیح وظایف و مسئولیتها نقش دارد. لذا دست بابی به اهداف سازمان مبتنی بر توانائیهای پرسنل درانجام وظایف تعییین شده و تطبیق پذیری آنها با محیط متغییر می باشد  و از این رو برای افزایش اثر بخشی و عملكرد كاركنان خود سرمایه گذاریهای زیادی درمقاطع مختلف انجام میدهند. یکی از این سازمانها که تناسب ویژگی های شخصیتی افراد با انتخاب شغل بسیار مهم و حیاتی می باشد سازمان هلال احمر می باشد.  در این بین توجه مدیران سازمان های هلال احمر به ابعاد شخصیت افراد باعث می شود تا افرادی جذب این شغل شوند که دارای میزان لازم هیجان خواهی مثبت و متناسب با ویزگی های لازم برای شغل امدادگری باشند. و از این طریق بر كارایی خود و اثر بخشی سازمان بیفزایند. این تحقیق سعی دارد عوامل شخصیت را بر انتخاب فرد و تناسبی كه بین  انتخاب شغل و شخصیت افراد وجود دارد را مورد بررسی و سنجش قرار دهد از این رو تناسب بین شغل امدادگری و ویژگی های شخصیتی افراد یك اصل مهم است كه نادیده گرفتن آن باعث بروز مشكلات زیادی از جمله نارضایتی شغلی و عدم انجام صحیح مسئولیت ها و بهره وری پایین  خواهد شد . در نتیجه بررسی رابطه سبک های دلبستگی و ویژگی های شخصیتی با میزان هیجان خواهی در امدادگران هلال احمر ضروری به نظر می رسد.

اهداف تحقیق

هدف اصلی

بررسی رابطه ویژگی های  شخصیتی و سبک های دلبستگی با میزان هیجان خواهی امداد گران حلال احمر شهرستان کنگاور

 فرضیه های تحقیق

1- بین روان رنجور خویی با هیجان خواهی رابطه وجود دارد.

2- بین برونگرایی با هیجان خواهی رابطه وجود دارد.

3- بین گشودگی به تجربه با هیجان خواهی رابطه وجود دارد.

4- بین مقبولیت با هیجان خواهی رابطه وجود دارد.

 5- بین وظیفه شناسی با هیجان خواهی رابطه وجود دارد.

6- بین سبک دلبستگی ایمن با هیجان خواهی رابطه وجود دارد.

7- بین سبک دلبستگی اجتنابی با هیجان خواهی رابطه وجود دارد.

8- بین سبک دلبستگی دوسوگرا با هیجان خواهی رابطه وجود دارد.

تعداد صفحه :116

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه اثربخشی آموزش مهارتهای زندگی بر استرس و راهبردهای مقابله ای در افراد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی

دانشكده ی تحصیلات تكمیلی، گروه روانشناسی

پایان نامه برای دریافت درجه ی كارشناسی ارشدرشته روان شناسی

گرایش عمومی

عنوان:

اثربخشی آموزش مهارتهای زندگی بر استرس و راهبردهای مقابله ای در افراد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد

تابستان 94

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست

عنوان                                                                                                           صفحه

فصل یکم: مقدمه پژوهش…. 1

1-1 مقدمه. 2

1-2 بیان مسئله. 5

1-3 اهمیت و ضرورت پژوهش…. 11

1-4 اهداف پژوهش…. 12

1-4-1 هدف اصلی.. 12

1-4-2 اهداف فرعی.. 12

1-5 فرضیه های پژوهش…. 13

1-6 تعاریف مفهومی و عملیاتی.. 13

1-6-1 تعاریف مفهومی.. 13

1-6-1-1 مهارتهای زندگی.. 13

1-6-1-2 راهبردهای مقابله ای.. 13

1-6-1-3 استرس… 13

1-6-1-4 اعتیاد. 14

1-6-2 تعاریف عملیاتی.. 14

فصل دوم: پیشینه پژوهش…. 15

2-1 مهارتهای زندگی.. 16

2-1-1 تعریف مهارتهای زندگی.. 17

2-1-2 تاریخچه مهارت های زندگی.. 17

2-1-3 اهمیت مهارت های زندگی.. 17

2-1-4 مهارتهای اصلی زندگی.. 18

2-1-4-1 مهارت خود آگاهی.. 19

2-1-4-2 مهارت همدلی.. 19

2-1-4-3 مهارت روابط بین فردی.. 19

2-1-4-4 مهارت ارتباط موثر. 19

2-1-4-5 مهارت مقابله با استرس… 19

2-1-4-6 مهارت مدیریت بر هیجانها 20

2-1-4-7 مهارت حل مساله. 20

2-1-4-8 مهارت تصمیم گیری.. 20

2-1-4-9 مهارت تفکر خلاق.. 20

2-1-4-10 مهارت تفکر نقادانه. 20

2-2 مهارت های مقابله ای.. 21

2-2-1 مفهوم مقابله. 21

2-2-2 تدابیر ومنابع مقابله. 21

2-2-3-1 انواع مقابله های كارآمد. 22

2-2-3-2 مقابله های ناكارآمد و غیرمفید. 24

2-3 استرس… 26

2-3-1 ماهیت استرس… 28

2-3-2 آستانه استرس… 30

2-3-3 نظریه ها و الگوهای استرس… 30

2-3-3-1 نظریه روان تحلیل گری.. 30

2-3-3-2 نظریه ضعف جسمانی.. 31

2-3-3-3 نظریه تکوین و تعادل خودکار. 31

2-3-3-4 نظریه پردازش اطاعات… 32

2-3-3-4-1 الگوی فرهنگی- اجتماعی.. 32

2-3-3-4-2 الگوی مذهبی.. 32

2-3-3-4-3 الگوی روان تنی.. 33

2-3-3-4-4 الگوی واکنش حفاظتی.. 34

2-3-3-4-5 الگوی پاسخ فیزیولوژیکی.. 34

2-3-3-4-6 الگوی بیوشیمی.. 35

2-3-3-4-7 الگوی دوهرنوند. 36

2-3-3-4-8 الگوی متغیرهای روان شناختی و اختلال های جسمانی.. 37

2-4 تاریخچه اعتیاد در ایران. 39

2-5 بررسی پژوهشهای موجود. 40

2-5-1 تحقیقات انجام شده در داخل ایران. 40

2-5-2 تحقیقات انجام شده درخارج ازکشور. 44

فصل سوم: روش پژوهش…. 47

3-1 روش پژوهش…. 48

3-2 معرفی متغییرها 48

3-3 جامعه آماری.. 48

3-4  نمونه آمار. 48

3-5 روش نمونه گیری.. 48

3-6 ابزار پژوهش…. 48

3-6-1 پرسشنامه استرس بِک… 48

3-6-2 چک لیست راهبردهای مقابله ای لازاروس و فولکمن.. 50

3-6-3 آموزشهای مهارتهای زندگی.. 50

3-7 شیوه اجرا 57

3-8 روشهای تحلیلی آماری.. 57

فصل چهارم: یافته های  پژوهش…. 58

4-1 آمار توصیفی.. 59

4-2 آمار استنباطی.. 61

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری.. 65

5-1 بحث و نتیجه گیری.. 66

5-2 محدودیت ها 72

5-3 پیشنهادات… 72

5-3-1 پیشنهادات پژوهشی.. 72

5-3-2 پیشنهادات کاربردی.. 72

فهرست منابع. 73

منابع فارسی.. 74

منابع غیر فارسی.. 81

پیوست… 84

پیوست 1 : پرسشنامه راهبردهای مقابله ای لازاروس… 85

پیوست 2 : پرسشنامه اضطراب بِک… 88

چکیده

مقدمه: اعتیاد بلای خانمان­سوز و ریشه مشکلات اجتماعی است و با توجه به این مسئله هدف از انجام این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش مهارتهای زندگی بر استرس و شیوه های مقابله با استرس افراد معتاد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد است.

روش: جامعه آماری این پژوهش شامل  کلیه افراد  مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد استان کرمانشاه است.نمونه پژوهش تعداد 40 نفر بطور تصادفی در 2 گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند، گروه آزمایش متشکل از 20 نفر از افراد معتاد که آموزش گروهی مهارتهای زندگی را در طول 10 جلسه هفتگی دریافت کردند و گروه گواه متشکل از همین تعداد افراد، که این آموزشها را دریافت نکردند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه های استرس بک و راهبردهای مقابله ای لازاروس و فولکمن بود که در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون بر روی 2 گروه آزمایشی وگواه انجام شد. برای تحلیل داده‏ها از شاخص آماری تحلیل کوواریانس، در نرم افزار spss استفاده شده است.

یافته ها: نتایج تحلیل نشان داد که آموزش مهارتهای زندگی، موجب کاهش معنا داری در میانگین نمرات استرس گروه آزمایشی نسبت به گروه گواه گردید.همچنین این آموزشها، موجب افزایش معناداری در میانگین نمرات راهبردهای مقابله ای مسئله محور در بین گروه آزمایشی شد اما این آموزش­ها موجب کاهش معناداری در راهبردهای مقابله ای هیجان محور نگردید.

نتیجه گیری و بحث: نتایج این پژوهشها نشان داد که آموزش مهارتهای زندگی می تواند بعنوان یک روش مداخله ای مفید برای کاهش استرس و افزایش اتخاذ راهبردهای مسئله محور در برابر استرس معتادین به کار رود.

واژگان کلیدی : استرس، مهارتهای زندگی، راهبردهای مقابله ای، معتادان، کرمانشاه

1-1 مقدمه

سازمان بهداشت جهانی سلامت روانی را به عنوان “حالتی از بهزیستی كه در آن فرد توانایی­های خود را می­شناسد و می­تواند با فشارهای روانی بهنجار زندگی كنار آید و به نحو پر ثمر و مولدی كار كند و برای اجتماع خویش مفید باشد “و” توانایی انجام رفتار سازگارانه و مثبت به گونه ای  که فرد بتواند با چالشها وضروریات زندگی خود کنار بیاید”  تعریف می­كند و بطور کلی مهارتهای زندگی عبارتند از: توانا یی­های که منجربه ارتقای بهداشت روانی افراد جامعه، غنای روابط انسانی، افزایش سلامت و رفتارهای سلامتی در سطح جامعه می­گردند. مهارتهای زندگی هم به صورت کسب راهکار سلامت و رفتارهای سلامت روانی و هم بصورت ابزاری در پیشگیری از آسیب های روانی- اجتماعی مبتلا به جامعه نظیر اعتیاد، خشونت­های خانگی و اجتماعی، آزارکودکان، خودکشی، ایدز و موارد مشابه قابل استفاده است. مهارتهای زندگی ابزاری قوی در دست متولیان سلامت روانی جامعه در جهت توانمندسازی جوانان در ابعاد روانی،اجتماعی است. این مهارتها به افراد کمک می­کنند تا مثبت عمل کرده، هم خودشان و هم جامعه را از آسیب های روانی-اجتماعی حفظ کرده و سطح بهداشت روانی خویش و جامعه را ارتقاء بخشند.(قاسم زاده ، 1383). فقدان آموزش لازم برای زندگی امروزه در تمام سطوح و مشاغل و طبقات اجتماعی به خوبی قابل مشاهده است و به تبع آن آموزش­های لازم برای زندگی، برای همه افراد و مشاغل  و طبقات اجتماعی امری ضروری است اما تفهیم این مسئله و تغییر در رفتارهای غلط، موضوعی نیست که با صحبت کردن و یا چند جلسه مشاوره امکان پذیر باشد. بی شک انتخاب روش­های ناکارآمد، روابط اجتماعی نا­موثر، عدم توانایی در بیان احساس، ناتوانی در کنترل خشم، بی تفاوتی نسبت به درد و رنج دیگری، ضعف در برقراری رابطه ای موثر از طریق گوش دادن فعال، برنامه ریزی برای اولویت بندی امور مهم زندگی، تصمیم گیری و حل مسئله و داشتن تفکر خلاق و انتقادی نسبت به دیده ها وشنیده هایمان، همگی وهمگی نیازمند اتخاذ دو مرحله مهم است: الف) شناخت روش­های مقابله کارآمد با بحران­های زندگی   ب)تغییر رفتارهای آموخته شده گذشته. این دو مرحله در آموزش مهارتهای زندگی برای فائق آمدن با مشکلات پیش رو در زندگی آموخته می­شوند و باید این آموزش­ها از محورس تا مکان­های شغلی و هر محیطی دیگر که انسانها با هم زندگی می­کنند ترویج و تشویق شود مخصوصاَ مکان­ها و مشاغلی که بیشتر در معرض فشارها، اضطراب و تنشهای گوناگون هستند(سهرابی، 1387). شاید اگر بدانیم که توجه به واقعیت­ها و اینکه در مرتبه اول این خودمانیم که سرنوشتمان را می سازیم نه دیگران، بتواند ما را در بدست آوردن راهبرد مناسب برای زندگیمان، یاری کند. در واقع یافتن چگونه زندگی کردن و درنهایت آموختن مهارتهای زندگی، همان فرمول مناسب برای دستیابی به زندگی مطلوبتر است(زندی، 1385).

اعتیاد یک بیماری جسمی ، روانی ، اجتماعی ومعنوی است (گلانتر،2006). یکی از مشکلات اساسی در جامعه است ؛ مشکلی که میلیون ها زندگی را ویران و سرمایه های کلان ملی را صرف هزینه مبارزه ، درمان و آسیب های ناشی از آن می­کند. روزانه شمار زیادی از افراد به مصرف مواد روی می آورند و دچار پیامدهای جسمانی ، روانی ، فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی ناشی از آن می شوند.کشور ما نیز بنا به برخی دلایل فرهنگی ، باورهای اشتباه وموقعیت جغرافیایی خاص ، وضعیت مناسبی برای روی آوردن جوانان به اعتیا دارد(خلعتبری وبازرگانیان، 1390). اعتیاد مصرف تکراری مواد است بصورتی که باعث شکست در کار ، تحصیل ، نقش های خانوادگی یا موقعیت های حساس مثل رانندگی با اتومبیل می شود یا مشکلات قانونی مرتبط به مصرف مواد ایجاد می کند (فونتین، 2007).از تبعات اعتیاد افت تحصیلی فرزندان، افزایش آمار طلاق و خشونت خانوادگی است (وست، 2006).مصرف مواد نه فقط سلامت فرد ، بلکه سلامت خانواده و جامعه را نیز به مخاطره می اندازد و موجب انحطاط روانی و اخلاقی فرد می شود (پرویزی، احمدی ونیکبخت نصرآبادی، 1383). در زمینه وابستگی به مواد ، عوامل گوناگون روان شناختی ، اجتماعی، خانوادگی و زیست شناختی درگیر هستند(کولدر و استرود، 2009؛ فرانکویس، اوریاکومب و تیگنول، 2000). پدیده اعتیاد به مواد مخدر مسئله ای جهانی است که همه کشورها به نوعی با آن درگیرند و هریک با توجه به زیرساختهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود راه حل هایی را برای برخورد با این معضل برمی گزینند (آقابخشی، صدیقی، اسکندری، 1388). اعتیاد به مواد مخدر از مسائل ومعضلات اجتماعی عصر حاضر خصوصا در کشورهایی مانند ایران با شرایط اجتماعی جوان و شرایط جغرافیایی خاص خود می باشد. فرد معتاد به علت اینکه پا را فراتر از هنجارها و ارزشهای اجتماعی گذاشته، منحرف تلقی می شود. وی بیماری است که معلول شرایط اجتماعی و فرهنگی واقتصادی است و منحرفی است که مسیر انحرافی اش او را به دیگر انحرافات سوق میدهد. اعتیاد بحرانی اجتماعی برای ایران است که اگر به آن رسیدگی نشود، انواع واقسام انحرافات، بیماری­ها ومشکلات اجتماعی را در آینده ای نزدیک به دنبال خواهد داشت (مظفر، ذکریایی و ثابتی، 1388).

وجود استرس  و فشارهای اجتماعی ، سلامت روانی انسان را به خطر می اندازد و او را به سمت اختلالات  روانی و انجام رفتارهای پرخطرمانند سوء مصرف موادمخدر سوق می د هد . بنابراین در صورتی که فرد راه صحیح مقابله با استرس را نیاموخته باشد و بعبارت دیگر مهارتهای مقابله با استرس را نیاموزد،دچارمشکلات جدی تر خواهد شد . انتخاب راه های مقابله ای مناسب در برابر فشارهای روانی می تواند از تاثیر این فشارها بر سلامت جسمی و روانی فرد بکاهد (رحیمی ،1389).

مفهوم مقابله توسط لازاروس [1](1996) معرفی شد و از آن پس شیوه­ی مقابله افراد با مشکلاتشان مورد بررسی قرار گرفت و ابزارهایی برای اندازه­گیری آن تهیه شدند. مقابله شامل ابعادشناختی، رفتاری، عاطفی است و می­تواند همراه با حل مشکل یا سازگاری با مشکل بدون ارائه­ی راه­حل انجام شود (سارافینو[2]،1386؛ ترجمه ابهری و همکاران). روشهای مقابله از جمله حل مسأله، روشهایی برای مقابله با استرس و حل مشکلات زندگی می­باشند و برای ارتقا زندگی به مطلوب­ترین سطح ممکن، افراد می­توانند راه­های مختلف مقابله با استرس را بیاموزند (هاوتون[3]، کرک[4]، سالکووس کیس[5]، کلارک[6]، 1385). کنار آمدن و سازگاری موفقیت­آمیز با محیط اجتماعی مستلزم مجموعه­های از مهارتهای حل مسائل بین شخصی است که نمی­توان آنها را به وسیله­ی آزمون­های رایج هوش یا آزمون­های شخصیت اندازه­گیری کرد. حل مسأله بر یک فرایند رفتاری-شناختی دلالت دارد که پاسخ­های بالقوه مؤثر را برای یک موقعیت مشکل فراهم می­آورد و احتمال انتخاب مؤثرترین پاسخ را از میان پاسخ­های متعدد افزایش می­دهد. در واقع آموزش حل مسأله را می­توان فرایند کمک به فرد برای رشد یادگیری او در نتیجه افزایش، احتمال مقابله مؤثر در طیف وسیعی از موقعیت­ها تعریف کرد(مالوف[7]، تورستینسون[8]، اسکاتل[9]، 2007). تاریخ پژوهش­های بسیاری بیانگر رابطه­ای پایدار بین تعداد رویدادهای فشارزای زندگی آدمی با سلامت جسمانی و هیجانی وی است (اتکینسون[10]،هیلگارد[11]، 1380). از آنجائی که ارتباط تنگاتنگی بین شرایط جسمانی و هیجانی فرد با رویدادهای فشارزای زندگی وجود دارد، و همچنین استفاده از راهبردهای مقابله­ای سازگار می­تواند منجر به برخورد مؤثر با فشار روانی و در اغلب موارد کاهش مشکل یا مسأله مسبب فشار روانی منجر شود، بخصوص روشهای حل مسأله، میتواند اثربخشی این روشها را معین کند. مقابله به عنوان یک فرایند روان شناختی ، به کوشش های شناختی و رفتاری اشخاص برای حل و فصل شرایط استرس زا گفته می شود. مقابله در برگیرنده تلاش ها، اعم از کنش محور و درون روانی، برای اداره و تنظیم تقاضاهای محیطی، درونی و کشمکش میان آنهاست و دو کارکرد مهم دارد: تنظیم هیجان های ناگوار و در پیش گرفتن کنشی برای تغییر و بهبود مساله ای که باعث ناراحتی شده است(لازاروس وفولکمن، 1989). براساس نظر لازاروس به نقل ازفتی، موتابی ،محمدخانی ،بوالهری و کاظم زاده عطوفی،1385). دو نوع راهبرد مقابله ای مساله محور در برابر فشار روانی وجود دارد: راهبرد مقابله ای مساله محور و راهبرد مقابله ای هیجان محور. در راهبرد مقابله ای مساله محور فرد بر عامل فشارآور متمرکز می شود و سعی می کند اقدامات سازنده ای در راستای تغییر شرایط فشار آور یا حذف آن انجام دهد (فتی و همکاران ، 1385). اما در راهبرد مقابله ای هیجان محور فرد سعی می کند پیامدهای هیجانی واقعه فشار آور را مهار کند. کارکرد اولیه مقابله هیجان محور فرد سعی می کند پیامدهای هیجانی واقعه فشارآور را مهارکند. کارکرد اولیه مقابله هیجان محور تنظیم و مهار هیجانی عامل فشارآور است تا تعادل هیجانی فرد حفظ شود. در راهبرد مقابله ای مساله محور فرد بر مساله تمرکز می کند و سعی در حل آن دارد. در واقع فرد به جمع آوری اطلاعات مربوط به حادثه فشارزا می پردازد و با بهره گرفتن از منابع، طرح ونقشه ای برای حل مساله به کار می برد.برعکس راهبردهای مقابله ای هیجان محور شیوه ای را توصیف می کنند که بر اساس آن فرد بر خود متمرکز می شود و تمام تلاش او متوجه کاهش احساسات خویش است. از سویی راهبرد مقابله ای اجتنابی ممکن است به شکل روی آوردن و در گیر شدن در یک فعالیت تازه و یا به شکل روی آوردن بر اجتماع و افراد دیگر شود . به عبارتی فرد با فاصله گرفتن از مشکل اقدام به فرار و اجتناب می کند (هارن و میچل،2003).

1-2 بیان مسئله

آنچه تحت عنوان مهارت های مقابله ای مطرح می شود همان روش های برخورد با مسائل است كه از طرف فرد به طور آگاهانه طراحی و به اجرا در می آید و نتیجه آن حل مسئله و یا افزایش ظرفیت روانشناختی فرد برای از سرگذراندن موفقیت آمیز شرایط بحرانی و دور ماندن از آسیب های ناشی از بحران های روحی پیش آمده است. مقابله های ناكارآمد نیز تلاش هایی هستند كه گرچه برای مقابله با شرایط دشوار به كار گرفته می شوند ولی نوعاً به بدتر شدن اوضاع و پیچیده تر شدن وضعیت منجر می شوند، لذا نمی توان از این دسته مقابله ها به مهارت تعبیر كرد. مثلاً فردی كه برای كاستن از استرس به مواد مخدر روی می آورد، گرچه نوعی مقابله با استرس و هیجان منفی در كوتاه مدت به وقوع می پیوندد ولی باید هزینه این لذت های كوتاه مدت را به صورت تحمل اعتیاد و عوارض شوم آن بپردازد (ریو ۱۹۹۷ ترجمه سید محمدی 1376). در پژوهشی از زنوزیان و همکاران (1389) با عنوان اثربخشی آموزش حل مسأله در تغییر راهبردهای مقابله­ای دانشجویان، نتیجهی یافته­ها حاکی از آن بود که آموزش حل مسأله باعث تغییر در راهبردهای مقابله­ای میشود که در برخی از آنها (حل مسأله، جلب حمایت اجتماعی) تفاوت بین دو گروه آزمایش و گروه کنترل از لحاظ آماری معنادار میباشد. همچنین در سایر راهبردهای مقابله­ای (مانند ارزیابی شناختی، مهار هیجانی، مهار جسمانی) هر چند تغییرات بالینی مشاهده شد، ولی از لحاظ آماری معنادار نبود. مبتنی بر یافته­ها میتوان نتیجه گرفت که آموزش مهارت حل مسأله به طور کلی می­تواند به تغییر در راهبردهای مقابله­ای منجر گردد که نتایج این پژوهش در راستای پژوهش­های پیشین در این زمینه می­باشد. در پژوهشی از بهادری خسروشاهی و هاشمی نصرت آباد(1390) با عنوان رابطه سبک های دلبستگی، راهبردهای مقابله ای و سلامت روانی با اعتیاد به اینترنت نتایج نشان داد که اعتیاد به اینترنت با راهبردهای مقابله ای مسله محور رابطه منفی و با راهبردهای مقابله ای هیجان محور و اجتنابی رابطه مثبت دارد. جفری(2002) درپژوهشی گزارش کرد که آموزش مهارتهای زندگی قدرت سازگاری با استرس را در فرد افزایش می­دهد و افراد بهتر موانع و مشکلات موقعیتی را کنار می­زنند. گرمن )2002( در پژوهشی دیگر تاکید نمود که آموزش مهارتهای زندگی باعث کاهش سوء مصرف مواد و رفتارهای وابسته به آن مانند خشونت، گوشه گیری، فرار از مدرسه و دزدی می­شود. این پژوهش بر روی کودکان مدرسه­ای که در مدرسه دارای پرونده بزهکاری بوده صورت پذیرفت و یافته­ها نشان داد که این آموزش­ها می­تواند به عنوان یک بسته پیشگیری کننده و یا بازدارنده به ارتکاب جرم یا نابهنجار نا بهنجارهای رفتاری برای کودکان عمل کند. بوتوین و همکاران (2004) اثر برنامه­های آموزش مهارتهای زندگی را به مصرف الکل، سیگار و دارو بررسی نمودند، این برنامه شامل آموزش مهارتهای ارتباطی، تصمیم گیری، اضطراب و استرس بود. نتایج نشان داد که آموزش­ها در کاهش مصرف سیگار، الکل و دارو موثر بوده­اند. موضوعی که هودسان (1992) براساس مطالعات خود بدان اشاره کرد که افراد با عزت نفس پایین­تر و برخودار از حمایت­های اجتماعی و خانوادگی کمتر به دلیل فشار روانی استرس بالایی را تحمل می­کنند بیشتر راهبردهای هیجان محور و اجتنابی را به کار می­برند. نتایج پژوهش (بوکارتس،2010؛  هپکو و همکاران،2007) نشان داد که آموزش مهارتهای زندگی برکاهش اضطراب موثر است. نتایج پژوهش­های تونل (2006) از اثربخشی آموزش مهارتهای زندگی بر بهبود توانایی برقراری ارتباط مثبت وهمچنین انعطاف پذیری در افراد خبر می­دهد. آموزش مهارتهای زندگی، دربرنامه­های گوناگون موثر و مفید بوده است. مثل برنامه­های پیشگیری از سوء مصرف دارو(بوتوین وهمکاران،2004؛ پیشگیری ازایدز،سازمان جهانی بهداشت،1994). در پژوهشی از بوتوین وهمکاران (2000) مربوط به برنامه پیشگیرانه، آموزش مهارتهای زندگی این نتیجه حاصل شده است که استفاده از مواد مخدر بین دانش آموزانی که در این برنامه آموزشی شرکت کردند، حداقل نصف میزان مصرف دانش آموزانی بوده است که دراین برنامه شرکت نداشتند. برنامه­های پیشگیری مبتنی بر آموزش مهارتهای زندگی، براساس مطالعات انجام شده بسیار موثرتر ازگرایش­های سنتی است. مثلا پری و کلدر (1992) دریافتند که گرایش­های جامع پیشگیری ازسوء مصرف مواد(شامل آموزش مهارتهای زندگی برای ارتقاء مهارتهای اجتماعی ) در به تعویق انداختن شروع مصرف الکل و ماری جوانا بسیار موثرتر از گرایش­های مبتتی بر ارائه دانش و اطلاعات و گرایش­های مبتی بر رهبری همسالان بوده­اند و همچنین گلین (1989) در مروری بر گرایش موثر در پیشگیری از مصرف سیگار، به این نتیجه رسید که آموزش مهارتها، جزء ضروری برنامه­های موفق وموثر است(نوری و محمدخانی، 1389). انسیکویچ و وایسونگ(1990) پژوهش کنترل شده وسیعی درباره پیشگیری ازسوء مصرف مواد برروی جمعیت678 نفری از دانش آموزان کلاس پنجم انجام دادند و مقایسه پیش آزمون و پس آزمون نشان داد که مهارتهای مقابله گروه آزمایشی در مقابل افراد گروه کنترل افزایش چشمگیری داشت.(نوری و محمدخانی، 1389). پژوهش ارکات وهمکاران (1991) که به صورت پژوهش تجربی و کنترل شده اجرا شد2530 دانش­آموز در گروه کنترل و2530 دانش­آموز در گروه آزمایشی را مورد بررسی قرار داد. گروه آزمایشی در مورد مهارتهای ارتباطی، تصمیم گیری و مراحل حل مساله آموزش داده شده­اند نتایج نشان داد که در گروه آزمایشی مصرف سیگار، الکل و سایر مواد مخدر کاهش چشمگیری یافت. چنین برنامه­ای در فنلاند، بر روی 4523 دانش­آموز اجرا شده و نتایج مشابهی بدست داد (آقاجانی، 1381). پژوهشهای اخیر حاکی از آن هستند که عزت نفس ضعیف با: سوء مصرف الکل و دارو(کامفر وترنر،سینگ، 1994)، بزهکاری(دوکز و لورچ، 1989)، بی بندوباری جنسی (کدی، 1992)، افکار مربوط به خودکشی(چوکت و همکاران، 1993؛ نوری ومحمدخانی، 1389) همبستگی دارد. در پژوهشی که احمدیان (1389)، تحت عنوان بررسی اثرآموزش مهارتهای زندگی در دانش آموزان خفیف فکری انجام دادند به این نتیجه رسیدند که پس از آموزش مهارت خودشناسی، اجتماعی و روابط بین فردی، مدیریت خشم، اثرات مثبت زیادی در این افراد دیده شد. ثمری و لعلی فاز(1385) درپژوهشی نشان دادند که آموزش مهارت­های زندگی در مجموع موجب بهبود نسبی شاخص­های سلامت روان ( استرس خانوادگی و پذیرش اجتماعی) در گروه­های شرکت کننده می­شود. نتایج بررسی اجرای آموزش مهارتهای زندگی برای مقاطع چهارم و پنجم ابتدایی در شش استان کشور(تهران، کرمانشاه، شهرستانهای استان تهرن، سیستان و بلوچستان، آذزبایجان غربی و ایلام) توسط دفتر بهداشت و تغذیه وزارت آموزش و پرورش درسال تحصیلی 77-78 نشان داد که در پیش آزمون بین گروه کنترل و آزمایش تفاوت وجود ندارد. اما در مرحله پس آزمون تفاوت معنی داری بین میانگین نمرات دو گروه وجود دارد و در مقایسه با استانها استان کرمانشاه بالاترین نتایج را نسبت به استانهای دیگر دارد(اسماعیلی 1380). راشد (1387) در پژوهشی به بررسی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی در توانایی کنترل خشم و پرخاشگری نوجوانان پرداخته است. روش این پژوهش آزمایشی بوده است که برای انجام آن در یک طرح پیش آزمون- پس آزمون یک گروهی، سی نفر از نوجوانان کم توان ذهنی (20پسر10دختر) به شیوه نمونه گیری خوشه ای یک مرحله ای از سه مرکز توانبخشی ذهنی بالای 14 سال بهزیستی استان مازندران انتخاب شده و پس از تاییدِ عقب ماندگی ذهنی خفیف براساس آزمون­های هوشی وکسلر و یا ریون و وایلند وارد طرح پژوهش شدند. اثربخشی آموزش مهارت های زندگی در سه مهارت پایه ای مورد نیاز این گروه یعنی خودآگاهی، ارتباط بین فردی روابط اجتماعی، و کنترل خشم وپرخاشگری بوسیله آزمون t مستقل مورد ارزیابی قرارگرفت و نتایج طرح تاثیر کلی آزمون مهارت های زندگی، (t=7/136) ، مهارت خودآگاهی(t=5/882) ارتباط بین فردی ،(t=7/430) ، کنترل خشم( t=4/762) معنادار ارزیابی شد. در مجموع نتایج تاثیر مثبت آموزش مهارت های زندگی در گروه شرکت کنندگان را نشان داد. ابزار سنجش پرسشنامه سلامت عمومی بود و داده­ها از طریق کواریانس چند متغیری (مانووا) تحلیل شد. یافته ها نشان داد آموزش مهارت های زندگی و راهبردهای مقابله با فشار روانی به طور معنا دار موجب افزایش سلامت روان در دانشجویان می­گردد. در پژوهشی که توسط وردی (1383)، انجام شد تاثیر آموزش مهارت­های زندگی بر سلامت عمومی، ابراز وجود، عزت نفس و مسوولیت پذیری دانش­آموزان دختر سال اول متوسطه ناحیه یک اهواز مورد بررسی قرار گرفت نتایج نشان داد که آموزش مهارت­های زندگی بر سلامت عمومی، عزت نفس و خود ابرازی دانش­آموزان تاثیر مثبت داشته و موجب افزایش معنی­دار هر کدام از متغیرها شده است. در طرح تحقیقاتیِ آقاجانی (1381) تحت عنوان نقش آموزش مهارتهای زندگی و شیوه های مقابله بیانگر رشد توانایی های فرد در مقابله با استرس و حل مشکل اعتماد به نفس رشد و بهبود روابط خانوادگی و ارتباط با همسالان پیشگیری از ترک تحصیل بین دانش آموزان و جلب مشارکت فعال دانش آموزان درجهت آموزش و انتقال آموخته می­باشد. باقری وهمکاران (1380)آموزش مهارتهای زندگی بر دانش آموزان موجب ایجاد تغییرات معنی دار در دانش نگرش وعزت نفس آنها درسطح(>p../.)شده است. کچوئیان (1390) در تحقیقی که توسط کارشناسی بهداشت تغذیه آموزش و پرورش استان تهران بر روی 1517نفر از دانش آموزانی که مهارتهای زندگی به آنها آموزش داده شد انجام گرفت. نتایج نشان داد که در مرحله پیش آزمون بین دو گروه هیچ گونه تفاوت معنی داری وجود ندارد اما در مرحله پس آزمون میانگین نمرات گروه آزمایشی تفاوت معنی داری با گروه کنترل نشان داد که حاکی از موفق بودن برنامه آموزش مهارتهای زندگی بود. خاکپور(1381) اجرای برنامه آموزش مهارتهای زندگی اثرات بلند مدتی در پیشگیری از شروع مصرف مواد مخدر یا گرایش به مواد مخدر را تایید می­نماید. همچنین مشخص گردید که عملکرد تحصیلی دانش آموزان نیز بهبود چشمگیری پیدا کرده است. در پژوهشی که توسط یاوری (1383) ، صورت گرفت تاثیر آموزش مهارتهای زندگی بر سلامت عمومی و عزت نفس و خود ابرازی دانش آموزان دختر سال اول متوسطه شهرستان اهواز مورد بررسی قرار گرفت و نتایج نشان داد که آموزش مهارتهای زندگی برسلامت عمومی، عزت نفس و خود ابرازی دانش آموزان تاثیر مثبت داشته و موجب افزایش معنی­دار هر کدام از متغیرها شده است. نتایج تحقیق شریفی (1390) نشان می­دهد که آموزش مهارت حل مساله می تواند در بهبودی یا کاهش میزان افسردگی نوجوانان و علائم اختصاصی افسردگی آنان موثر باشد و موجب افزایش میزان کفایت شخصی آنها و توانایی ایشان در روابط بین فردی با همسالان گردد. احمدی زاده(1373) در تحقیق خویش به این نتیجه دست یافت که آموزش مهارت حل مساله با افزایش شایستگی­های اجتماعی و ارتقاء سطح روابط بین فردی نوجوانان ارتباط قاطع دارد و بر افزایش مفهوم خود تحقیقی نوجوانان موثر می­باشد. پاپیری(1389) در تحقیق خود26 نفر از دانش آموزان دختر و پسر که سابقه اقدام به خودکشی داشتند را بطور تصادفی انتخاب نموده و به 2 گروه آزمایشی و کنترل تقسیم نمود بعد از12 جلسه آموزش حل مساله به 2گروه آزمایشی این نتایج حاصل شد که اموزش مهارت حل مساله می­تواند در کاهش میزان افسردگی و نا امیدی و بهبود مهارتهای مقابله ای نوجوانان اقدام کننده به خودکشی موثرباشد. الف)آموزش مهارتهای زندگی سلامت رئان آزمودنی ها را بهبود می بخشد. ب)تاثیرآموزش مهارتهای زندگی برمنبع کنترل آزمودنی هی معنا دار نبوده است. ج) بین سلامت روان و شیوه های مقابله ای وهم چنین بین منبع کنترل و شیوه های مقابله ای ارتباط مثبت و معنی­داری وجود دارد اما  بین سلامت روان و منبع کنترل ارتباط مثبت و معنی­داری وجود ندارد. طارمیان(1389) آموزش مهارتهای زندگی را بر افزایش سلامت جسمانی و روانی مانند اعتماد به نفس، مقابله با فشارهای محیطی و روانی، کاهش اضطراب و افسردگی، کاهش افکار خودکشی گرایانه، کاهش افت تحصیلی، تقویت ارتباطات بین فردی و رفتارهای سالم و مفید اجتماعی، کاهش سوء مصرف مواد مخدر و پیشگیری مشکلات روانی رفتاری و اجتماعی موثر قلمداد کرده است. در پژوهشی از ریانی و همکاران (1393) با عنوان استرسورها و راهبردهای مقابله ای در بیماران تحت همودیالیز، تحلیل داده ها نشان داد که واحد های مورد پژ‍وهش استرسورهای روانی اجتماعی را عذاب آورتر از استرسورهای فیریولوژیک می دانستند وآنها را بیشتر تجربه کرده بودند. مکانیسم مقابله ای خوشبینانه رایج ترین راهبرد مقابله ای مورد استفاده در آنان بود. بیشترین استرسورهای فیزیولوژیک تجربه شده خستگی، محدودیت مایعات، محدودیت غذا و سوراخ شدن رگ ها و بیشترین استرسورهای روانی اجتماعی تجربه شده محدودیت مکانی و زمانی برای گذراندن تعطیلات، بی حوصلگی، اختلالات خواب واختلال در شغل بود. با توجه به گزارش بیماران مبنی بر عذاب آور تربودن استرسورهای روانی اجتماعی در قیاس با استرسورهای فیزیولوزیک اولویت برنامه ریزی برای کاهش و یا تعدیل آنان ضروری به نظر می رسد. آشنائی با استرسورهای تجربه شده و میزان استفاده و تاثیر راهبردهای مقابله ای بکار رفته، می تواند در تدارک برنامه های مناسب به منظور تسهیل سازگاری و کسب مهارت های لازم برای بیماران و خانواده آنان موثر باشد. نورعلی و عابدین (1390) در پژوهشی با عنوان مقایسه متغییرهای هوش هیجانی و راهبردهای مقابله ایدر موفقیت و عدم موفقیت در آزمون سراسری نتیجه گرفتند که افراد موفق، خوش­بین­تر و خودشکوفاترند و تکانه های خود را بهتر کنترل می­کنند سازکاری ببهتری دارند و هوش هیجانی آنها بالاتر است و به نحو بهتری با فشارها مقابله می­کنند و از طرفی افراد ناموفق از راهبردهای مقابله ای متمرکز بر هیجان بیشتر بهره می­جویند. در پژوهشی از فرزین راد و همکاران (1387) بیان کردند که دانشجویان افسرده در مقایسه با دانشجویان غیرافسرده از راهبرد حل مساله، ارزیابی شناختی و مهار جسمانی بیشتری استفاده کردند؛ از طرفی، دانشجویان افسرده در مقایسه با غیرافسرده از نظر ویژگیهای شخصیتی با هم تفاوت معنی­داری نشان دادند و نتیجه­گرفتند بین راهبردهای مقابله و ویژگیهای شخصیتی رواننژندی، برونگرایی و باز بودن به تجربه­ها با افسردگی رابطه وجود دارد. جلالی مقدم و همکاران (1386) طی پژوهشی بیان کردند که مادران دارای دارای کودکان اختلالات فراگیر در مقایسه با مادران دارای کودکان عادی بیشتر از راهبردهای مقابله ای مبتنی بر مهار جسمانی استفاده می­کنند. علیپور و همکاران(1389) طی پژوهشی بیان کردند بین راهبردهای مقابله ای مسله محور با راهبردهای مقابله ای هیجان محور با شادکامی ارتباط منفی وجود دارد و علت این ناهمسویی را تفاوت جنسیتی و ویژگی های شخصیتی عنوان کردند. برخی پژوهش ها راهبردهای هیجان ودار را به دو گروه مثبت و منفی تقسیم کرده اند و تاثیر راهبردهای هیجان محور مثبت راهم راستا با راهبردهای مسله محور و راهبردهای هیجان محور منفی را متعارض با آن می­دانند(بشارت، 1386) غضنفری و قدم­پور (1387) طی پژوهش با عنوان بررسی رابطه راهبردهای مقابله ای و سلامت روانی در ساکنین شهر خرم آباد نتیجه گرفتند بهداشت روانی افراد در زمینه های جسمانی، روانی و اجتماعی تحت تاثیر شیوه مقابله فرد با مسائل قرار می­گیرد، شیوه هیجان محور در کاهش بهداشت روانی و شیوه مساله محور در افزایش آن نقش دارد. پژوهش مسعودنیا (1386) با عنوان خودكارآمدی ادراك شده و راهبردهای مقابله ­ای در موقعیت های استرس­زا از جمله پژوهش های مهم در این زمینه بوده است که نتایج آن نشان داد بهره گیری بیشتر افراد با خودكارآمدی بالا از راهبردهای مقابل های مسأله محور، و كاربرد بیشتر افراد با خودكارآمدی پایین از راهبردهای مقابله ای هیجان محور، مقابله اجتنابی و خویشتن داری، مورد تردید قرار می گیرد. علیلو و همکاران (1390) با پژوهشی تحت عنوان رابطه ویژگی های شخصیتی و راهبردهای مقابله ای در معتادان HIV مثبت، نتیجه گرفتند روان نژندی با راهبرد هیجان محور همبستگی مثبت، توافق پذیری با راهبرد هیجان محور رابطه همبستگی منفی، برونگرایی با راهبرد مسله محور همبستگی مثبت، با وجدان بودن با مسله محور همبستگی مثبت دارد. بخشی پور رودسری و همکاران (1387) با عنوان مقایسه ویژگی ها و اختلال های شخصیت و راهبردهای مقابله ای معتادان خودمعرف و گروه بهنجار، بیان کردند معتادان خود معرف در مقایسه با گروه بهنجار، از حل مسأله سازنده كمتر و در رویارویی با مشكلات ، راه حل های غیرسازنده را بیشتر به كار می گرفتند. برای پاسخ دادن به این پرسش كه آیا راهبردهای حل مسأله در دو گروه متفاوت است؟ تحلیل واریانس چندمتغیره­ انجام شد و یافت­ها گویای آن است كه دو گروه دست كم در یك راهبرد حل مسأله از هم متفاوت هستند. غرابی و همکاران (1387) در پژوهشی تحت عنوان ارتباط اختلال­های رفتاری سبك­ها و راهبردهای مقابله­ای در دانش آموزان نتیجه گرفتند سبك های مقابل ه ای كارآمد و ناكارآمد و راهبردهای مربوط به آنها توانایی پیش بینی معنی دار اختلال های رفتاری را دارند. مقابله ای می­توانند بخشی از تغییرات مربوط به اختلال های رفتاری را تبیین کنند. حسینی و جمشیدی(1393) در پزوهشی با عنوان مقایسة راهبردهای مقابله ای دختران فراری و عادی نتیجه گرفتند دختران فراری نسبت به دختران عادی در رویارویی با تنش ، كمتر از راهبردهای مسأله محور و هیجان محور استفاده می كردند.

1-3 اهمیت و ضرورت پژوهش

مصرف بی رویه و روز افزون مواد مخدر، بعنوان یکی از بزرگترین مشکلات قرن حاضر تلقی می­گردد و زیان­های ناشی از آن در زمینه اجتماعی و اقتصادی بسیار سنگین است بطوری که تقریبا تمام کشورهای جهان سعی دارند تا برنامه­هایی را در جهت پیشگیری از اعتیاد و درمان معتادان به اجرا گذارند بدیهی است چنانچه حرکتی هر چند کوچک جهت حفظ بقاء در معتادان ایجاد شود مطمئنا در همان سراب غرق خواهد شد پس باید بیش از این فریادهای هشدار دهنده را به گوش جوانان رساند تا از تاریکی راه بی مقصد اعتیاد آگاه شوند و تلخی و مشکلات زندگی را با کوشش و اعتماد به نفس به شیرینی مبدل سازند و از فرار به پشت دیوارهای خیال که با کوچکترین باد حقیقت ویران می­گردد بپرهیزند. چه بسا جوانانی که ندانسته بر سر سفره نابودی می­نشینند و جرعه جرعه زهر در کام خود فرو می­ریزند تا به مرگ گرفتار شوند(صالحی ،1371). این روزها عمق و گسترش فاجعه اعتیاد به مواد مخدر و فزونی گرفتن معتادان به جمعیت کشورمان از دل نگرانی های اصلی ایرانیان شده است آن گونه که به یقین می­توان گفت که مسئله اعتیاد­، معتادان و پیامدهای اجتماعی آن، از مسائل راهبردی ایران امروز می­باشد. جا دارد که برای برون رفت از این ناهنجاری خانمان­سوز که به تباهی نسل ها، فروپاشی روابط انسانی و باز ماندن چرخه تولید و پیشرفت می­انجامد چاره­ای اندیشیده شود. اعتیاد اکنون جزء پیچیده­ترین مشکلات جوامع بشری است که سالانه میلیونها دلار در سرتاسر جوامع بشری صرف مقابله با آن می­شود اما متاسفانه هر چه بیشتر به مبارزه با آن پرداخته شده گروه­های تبهکاری قوی­تر شده­اند و آمار مبتلایان بالاتر رفته است و اکنون معضل پیچیده اعتیاد شیمیایی و قرص­های انرژی­زا مشکل را پیچیده می­کند زیرا تولید این مواد احتیاج به هیچ هزینه خاصی ندارد و در آزمایشگاه­های مخفی تولید می­شود که کنترل این لابراتورها بسیار مشکل می­باشد و از طرف دیگر طبیعت بیماری اعتیاد بسیار عودکننده است و افراد گرفتار حتی در بهترین شرایط بارها دچار عود می­گردند لذا  آگاهی دادن به مردم به منظور شناخت این پدیده و علل و عوامل آن­، راه های درمان اعتیاد و پیشگیری از آن از جمله اقدامات اساسی برای حل این معضل بزرگ اجتماعی است در این صورت است که در زمانی کوتاه این بلای خانمان­سوز را ریشه کن کرده و به معتادین، شخصیت های سالم و درمان یافته­ای را خواهیم بخشید و جامعه­ای پاک و مترقی خواهیم داشت همه این موارد باعث می­شود که به فکر این باشیم که بهترین راه مقابله با اعتیاد، ایمن سازی جامعه و خانواده­ها و افراد از طریق آگاهی بخشی و دادن بینش صحیح به آنهاست (فدایی،1383 ). استرس یا تنیدگی برای ما مفهومی قابل درک می­باشد استرس بالا افراد را به سرعت به سوی اضمحلال فیزیکی و فروپاشی عاطفی، شناختی و ادراکی پیش می­برد. در حالی که وجود کمی استرس در زندگی روزانه عادی است اما استرس زیاد از لحاظ فیزیکی و روانی صدماتی به همراه دارد. فردی که مورد حمله فشارهای عصبی و روحی قرار می­گیرد مسلمأ در تصمیم­گیری و برنامه ریزی و امور زندگی، برقراری روابط با دیگران دچار مشکل می­شود. پژوهش­های متعدد نشان داده­اند که خودآگاهی، عزت نفس و اعتماد به نفس شاخص­های اساسی توانمندی­ها و ضعف­های هر انسان است. این سه ویژگی فرد را قادر می­سازد که فرصت­های زندگی­اش را مغتنم شمرده برای مقابله با خطرات احتمالی آماده باشد به خانواده و جامعه­اش بیاندیشد و نگران مشکلاتی که در اطرافش وجود دارد باشد و به چاره اندیشی بپردازد. مهارت­های زندگی به عنوان واسطه­های ارتقای سه ویژگی فوق الذکر در آدم­ها می­توانند فرد و جامعه را در راه رسیدن به اهداف فوق کمک نمایند. با توجه به بحرانی بودن شرایط افراد معتاد و مفید و سودمند بودن اثر مهارت­های زندگی بر افراد لازم دانستیم در جهت بهبود اوضاع زندگی معتادین گامی برداریم و این پژوهش می­تواند نوید بخش زندگی بهتر برای این گروه از افراد باشد.

1-4 اهداف پژوهش

1-4-1 هدف اصلی

  • هدف اصلی این پژوهش میزان اثربخشی آموزش مهارتهای زندگی بر استرس و سبک­های مقابله ای در افراد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیادِ شهرستان کرمانشاه در سال 1394 است.

1-4-2 اهداف فرعی

  • تعیین اثربخشی آموزش مهارت­های زندگی بر میزان استرس افراد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیادِ شهرستان کرمانشاه.
  • تعیین میزان اثربخشی آموزش مهارت­های زندگی بر سبک­های مقابله ای(راهبرد مسله محور، راهبرد هیجان محور) در افراد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیادِ شهرستان کرمانشاه.

1-5 فرضیه های پژوهش

  • آموزشِ مهارت­های زندگی بر کاهش استرسِ افراد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیادِ شهرستان کرمانشاه موثر است.
  • آموزشِ مهارت­های زندگی بر سبک­های مقابله­ایِ (افزایش راهبردِ مسله محور و کاهش راهبردِ هیجان محور) افراد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیادِ شهرستان کرمانشاه تاثیر دارد.

تعداد صفحه :103

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه اثربخشی آموزش مهارت­های زندگی بر سرسختی روانشناختی و بهزیستی اجتماعی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

 دانشگاه آزاد اسلامی 

واحد رشت

دانشکده روان شناسی

گروه آموزشی روان شناسی

پایان نامه تحصیلی جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد

رشته: روان شناسی – گرایش: بالینی

عنوان:

اثربخشی آموزش مهارت­های زندگی بر سرسختی روانشناختی و بهزیستی اجتماعی در خانم­های خانه دار و شاغل

تابستان 1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست                                                                                                                              صفجه

چکیده…………………………………………………………………………………………………………………………..     1

فصل اول: طرح تحقیق                                                                                     

1-1-موضوع پژوهش……………………………………………………………………………………………………..      2

1-2-مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………     2

1-3- بیان مسأله…………………………………………………………………………………………………………….      5

1-4-اهمیت و ضرورت پژوهش………………………………………………………………………………………       7

1-5-اهداف پژوهش……………………………………………………………………………………………………….     9

1-5-1-هدف کلی………………………………………………………………………………………………………….     9

1-5-2-هدف جزئی………………………………………………………………………………………………………..     9

1-6- فرضیه های تحقیق……………………………………………………………………………………………………    10

1-7-متغیرهای پژوهش…………………………………………………………………………………………………….     10

1-8-تعریف متغیرهای پژوهش………………………………………………………………………………………….     11

1-8-1- آموزش مهارت های زندگی………………………………………………………………………………….      11

1-8-2-سرسختی روان شناختی………………………………………………………………………………………….    11

1-8-3-بهزیستی اجتماعی………………………………………………………………………………………………….   11

فصل دوم: ادبیات پژوهش

2-1- مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………..   13

2-2- آموزش مهارت های زندگی………………………………………………………………………………………     15

2-2-1- تعریف……………………………………………………………………………………………………………….   15

2-2-2- موارد کاربرد مهارت های زندگی…………………………………………………………………………..      15

2-2-3- تاریخچه…………………………………………………………………………………………………………….    16

2-2-4- نظریه…………………………………………………………………………………………………………………   17

2-3- سرسختی روانشناختی………………………………………………………………………………………………     24

2-3-1- تعریف……………………………………………………………………………………………………………….   24

2-3-2- نظریه…………………………………………………………………………………………………………………   25

2-3-3- مولفه‌های سرسختی……………………………………………………………………………………………..     30

2-4- بهزیستی اجتماعی……………………………………………………………………………………………………    33

2-4-1- تعریف……………………………………………………………………………………………………………….   33

2-4-2- نظریه…………………………………………………………………………………………………………………   35

2-4-3- شاخص های سلامت اجتماعی……………………………………………………………………………..      37

2-4-4- سازمان جهانی سلامت…………………………………………………………………………………………     38

2-4-5- حمایت اجتماعی…………………………………………………………………………………………………    39

2-5- پیشینه پژوهش………………………………………………………………………………………………………..    41

فصل سوم: روش تحقیق                                                                                    

3-1- مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………  46

3-2- روش پژوهش…………………………………………………………………………………………………………..  46

3-3- روش گردآوری داده ها………………………………………………………………………………………………   46

3-4- جامعه و نمونه آماری…………………………………………………………………………………………………   47

3-5- روش نمونه گیری……………………………………………………………………………………………………..   47

3-6- ابزار پژوهش…………………………………………………………………………………………………………….  47

3-6-1- مهارتهای زندگی…………………………………………………………………………………………………..   47

3-6-2- پرسشنامه سرسختی روان شناختی…………………………………………………………………………..     48

3-6-3- پرسشنامه بهزیستی اجتماعی…………………………………………………………………………………..    48

3-7- روش های تجزیه و تحلیل آماری……………………………………………………………………………….     48

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها                                                                      

4-1- آمار توصیفی…………………………………………………………………………………………………………….  50

4-2- آمار استنباطی……………………………………………………………………………………………………………   51

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری                                                                           

5-1- بحث و نتیجه گیری…………………………………………………………………………………………………..   58

5-2- نتیجه گیری کلی……………………………………………………………………………………………………….   61

5-3- پیشنهاد پژوهش………………………………………………………………………………………………………..   62

5-3-1- پیشنهاد کاربردی…………………………………………………………………………………………………..   62

5-3-2- پیشنهاد پژوهشی…………………………………………………………………………………………………..   62

5-4- محدودیت پژوهش……………………………………………………………………………………………………   63

منابع………………………………………………………………………………………………………………………………… 64

پیوست……………………………………………………………………………………………………………………………..  69

چکیده:

این پژوهش به هدف مقایسه اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر آشفتگی روانشناختی و تاب آوری در خانم­های خانه دار و شاغل و  از نوع آزمایشی است. در این پژوهش روش جمع آوری داده ها پرسشنامه بوده که در این پژوهش از دو پرسشنامه «سرسختی روان شناختی» و «بهزیستی اجتماعی» در دو نوبت «پیش از ارائه برنامه آموزش مهارت زندگی» و «پس از ارائه برنامه آموزش مهارت زندگی» بر روی نمونه ها اجرا گردید. جامعه آماری این پژوهش خانم­های شاغل و خانه دار شهر رشت می باشند. در این تحقیق نمونه ها بر اساس نمونه گیری تصادفی از بین خانم­های شاغل و خانه دار شهر رشت در سال 1393 به دست آمد حجم نمونه عبارت است از 60 مادر (30 شاغل و 30 خانه دار) است که از دو دبستان شهید فهمیده و دبستان شهید فتحی پور انتخاب گردیدند. در این پژوهش از آزمون های آمار توصیفی و استنباطی و با نرم افزار spss ورژن 20 بهره برده شد. در این پژوهش هر دو متغیر پارامتریک هستند. از این رو از آزمون های پارامتریک تحلیل کواریانس و T مستقل بهره برده شد. یافته ها نشان داد با اطمینان 99% می توان گفت آموزش مهارت های زندگی بر سرسختی روانشناختی و بهزیستی اجتماعی در زنان اثربخش می­باشد. هیچگونه تفاوت معناداری بین زنان شاغل و خانه دار در پیش آزمون و پس آزمون در زمینه بهزیستی اجتماعی وجود ندارد.

کلید واژه: اثربخشی، آموزش مهارت­های زندگی، آشفتگی روانشناختی، تاب آوری، زنان.

فصل اول

کلیات پژوهش

  • موضوع:

اثربخشی آموزش مهارت­های زندگی بر سرسختی روانشناختی و بهزیستی اجتماعی

در خانم­های خانه دار و شاغل

  • مقدمه:

مهارتهای زندگی عبارت است از مجموعه‌ای از توانایی‌ها که زمینه سازگاری و رفتار مثبت و مفید را فراهم می‌آورند. پژوهش‌های متعدد و گسترده‌ای تأثیر مثبت آموزش مهارتهای زندگی را در کاهش سوء مصرف مواد، پیشگیری از رفتارهای خشونت‌آمیز، تقویت اتکا به نفس، افزایش مهارتهای مقابله با فشارها و استرس‌ها، برقراری روابط مثبت و مؤثر اجتماعی و … نشان داده‌اند (مک دانالد و همکاران، 1991).

آدمی در مسیر تكاملی خود مالك منابع و وسائلی برای زندگی مؤثر است، اوست كه می‌تواند خود را در زمان حال تجربه كند و گذشته و آینده را از طریق به یاد آوردن و پیش بینی وقایع به تجربه در آورد.

خداوند متعال نیز آدمی را آگاه و مسئول آفریده است تا بتواند از طریق آگاهی های خود ، قادر به انتخاب باشد و مسئولیت  رفتارهای نهان و آشكار خود را بپذیرد و توانائی آن را به دست آورد كه پاسخ های  مناسبی به محرك های درونی و بیرونی خود ارائه نماید و به عنوان موجودی متكامل شامل جسم، هیجانات، افكار، احساسات و ادراكات در محیطی مناسب به اصلاح و تعادل رفتار خود بكوشد و خود را به شكوفائی برساند (آقازاده، 1379).

برای دستیابی به فضائل، موانع و دردها و رنج­های فراوانی در برابر انسان است. اگر آدمی بتواند بر مشكلات خود فائق آید و از سدهای پیش راه بگذرد، نگهداشتن و پایداری فضیلت‌های به دست آمده را آسان از دست نمی دهد و چنان چه فرزندان ما به این حكمت زیبا در كسب فضائل آگاه شوند قطعاً در بردباری و شكیبائی ها استوارتر خواهند بود. نقش مشاور نیز در این مسیر تكاملی نقشی حساس و مؤثر است، آگاه كردن آدمی به چگونگی مقابله و مبارزه با مشكلات، پشتیبانی و حمایت از مراجعان و تقویت روحیه و بالا بردن ظرفیت های احساسی و روانی آنان از نكات ممتاز كاركرد او در کمک به كسب فضائل است و تلاش های او در جهت تقویت خود باوری، اعتماد به نفس و استقلال زمینه های تكامل و تقرب آدمی را به منبع والای پاكی ها فراهم خواهد نمود (آقازاده، 1379).

مهارت های زندگی عبارتند از: مجموعه ای از توانائی ها كه زمینه سازگاری و رفتار مثبت و مفید را فراهم می آورند، این توانائی ها فرد را قادر می سازند كه مسئولیت های نقش اجتماعی خود را بپذیرد و بدون لطمه زدن به خود و دیگران با خواست ها ، انتظارات و مشكلات روزانه ، به ویژه در روابط بین فردی به شكل مؤثری روبرو شود. انسان در تعاملات حیاتی خود با محیط اجتماعی واجد صفاتی خاص می شود . مهم ترین تأثیراتی كه محیط زندگی بر رفتار به جای می گذارد از طریق احساسات و عواطف است و همین ها است كه نگرش آدمی را تحت تأثیر قرار داده، تغییراتی اساسی را رقم خواهد زد و نهایتاً‌ در این تعاملات آدمی تجربیاتی را كسب می كند که پس از تكرار و تمرین  رفتارها ، مهارت هائی را به وجود می آورد. پژوهشگران معتقدند تعدادی از مهارت های كسب شده پایه فعالیت های مربوط به ارتقای بهداشت روان را سبب خواهد شد (حسینی، 1363).

مهارتهای زندگی شخص را قادر  می سازند تا دانش ، نگرش و ارزش های وجودی خود را به توانائی های واقعی و عینی تبدیل كند و بتواند از این توانائی ها در استفاده صحیح تر نیروهای خود بهره گیرد و زندگی مثبت و شادابی را برای خود فراهم سازد.

شخصی كه از مهارتهای زندگی در مراوده و ارتباط با دیگران كمك می گیرد به احراز موفقیت‌های ذیل نائل خواهد شد

الف: قدرت تحمل نسبت به نظرات مختلف و احساس امنیت  نسبت به گفتار دیگران

ب: انجام  بموقع  كار با توجه به شرایط زمان و مكان

ج: برنامه ریزی و كوشش در امور مفید و دوری از هر كار بی فایده 

د: راز داری و كنترل گفتار

هـ : برداشت واقع بینانه از جهان و عبرت آموزی از وقایع تاریخ گذشته 

و: تقویت خود پنداره و اتكاء به نفس

ز: استفاده از ظرفیت ها و كنش های هوش

همچنین مهارتهای زندگی اثر مناسبی در جهت كاهش آسیب های فردی و اجتماعی خواهند داشت و با ایجاد نگرش های اصولی و علمی در انتخاب بهترین شیوه در انجام بهینه هر فعالیت نقش مؤثر خود را اثبات  خواهند نمود.

در معرفی انواع مهارت های زندگی كه در ساختار شخصیتی انسانها مشاهده و در عملكرد آدمی نقش های ارزنده ای بجای می گذارد در این مقاله به اختصار سخن گفته خواهد شد ، تعداد و تنوع این مهارت ها در دیدگاه های متفاوت و جوامع مختلف قابل بررسی است ، هدف اصلی ما بررسی نقش سازنده مشاوره در چگونگی ایجاد مهارت های زندگی و گزینش بهینه آن است كه می تواند تحول عظیمی را در ساختار زندگی انسان بوجود آورد (سیف، 1371).

تعدادی از مهارت های زندگی بشرح ذیل ارائه خواهد شد.

1-تصمیم گیری

2- حل مسئله

3- تفكر خلاق

4- تفكر انتقادی

5- روابط مؤثر اجتماعی

6- خودشناسی

7- همدلی

8- انعطاف پذیری (شعاری نژاد، 1384)

مهارت های زندگی می تواند با آموزش به فرد در زمینه واکنش درست به مشکلات بر سرسختی روان شناختی و در نتیجه بهبود وضعیت زندگی و بهزیستی اجتماعی بیافزاید.

سرسختی روان شناختی، یک ویژگی شخصیتی است که در رویارویی با حوادث تنش زای زندگی به عنوان منبع مقاومت و سیر محافظ عمل می کند و ترکیبی از باورها در مورد خود و جهان است که از سه جزء تعهد، کنترل و مبارزه جویی تشکیل شده است. اما در عین حال مجموعه ای واحد است که از عمل هماهنگ این سه جزء تشکیل یافته است (کوباسا[1]، 1979، 1).

بهزیستی اجتماعی را ارزیابی فرد از ابعاد به هم وابسته اما از نظر تجربی مستقل، عاطفه مثبت، عاطفه منفی و رضایت زندگی فرد نیز تعریف کرده اند (هاریس و لایتسی، 2005، 19).

آموزش مهارتهای زندگی
سرسختی روان شناختی
بهزیستی اجتماعی

  • بیان مسأله:

سازمان جهانی بهداشت مهارتهای زندگی را چنین تعریف نموده است: توانایی انجام رفتار سازگارانه و مثبت به گونه ای که فرد بتواند با چالشها و ضروریات زندگی روزمره خود کنار بیاید. بطور کلی مهارتهای زندگی عبارتند از توانایی هایی که منجر به ارتقای بهداشت روانی افراد جامعه، غنای روابط انسانی، افزایش سلامت و رفتارهای سلامتی در سطح جامعه می گردند. مهارتهای زندگی هم به صورت یک راهکار ارتقای سلامت روانی و هم به صورت ابزاری در پیشگیری از آسیب های روانی – اجتماعی مبتلا به جامعه نظیر اعتیاد ، خشونت های خانگی و اجتماعی ، آزار کودکان ، خودکشی ، ایدز و موارد مشابه قابل استفاده است به طور کلی مهارتهای زندگی ابزاری قوی در دست متولیان سلامت روانی جامعه در جهت توانمندسازی جوانان در ابعاد روانی – اجتماعی است. این مهارتها به افرادکمک می کنند تا مثبت عمل کرده، هم خودشان و هم جامعه را از آسیب های روانی – اجتماعی حفظ کرده و سطح بهداشت روانی خویش و جامعه را ارتقاء بخشند (پارسا، 1388، 1).

با رشد فزاینده آگاهی در حوزه روان­شناختی و پیدایش گستره­های نو، مفهوم سرسختی به عنوان یکی از ویژگی­های شخصیتی مورد توجه نظریه پردازان روان شناسی به ویژه روا شناسان مثبت­گرا قرار گرفته است. در این چهارچوب سرسختی به عنوان ترکیبی از نگرش ها و باورها تعریف می شود که به فرد انگیزه و جرأت می دهد تا در مواجهه با موقعیت های فشارزا و دشوار، کارهای سخت و راهبردی انجام دهد و برای سازگاری با آن شرایط سرسختانه فعالیت کند تا از میان رویدادهایی که می تواند به صورت بالقوه واجد پیامدهای فاجعه آمیز و ناخوشایند باشند راهی به سوی رشد و تعالی باز کند و فرصت هایی برای رشد فراهم آورد (مدّی[2]، 2002، 173).

سرسختی احساس بنیادی از کنترل است که به فرد سرسخت امکان ترسیم و دسترسی به فهرستی از راهبردها را می دهد و باعث پرورش دیدی خوش بینانه نسبت به استرس ها می شود. نتایج برخی از مطالعات نشان می دهند که افرادی که از سرسختی روان شناختی قوی برخوردارند، در مقایسه با افراد دارای سرسختی روان شناختی ضعیف در پاسخ به تنش کمتر، دچار آسیب جسمانی و یا روانی شوند. در دو مطالعه که بر روی نمونه های متفاوت انجام شده مشخص شده رابطه مثبت و معنی داری بین سرسختی و کیفیت زندگی وجود دارد. در دو مطالعه دیگر نیز بین سرسختی روان شناختی و سلامت روان رابطه معنی­دار یافته شده است. همچنین در مطالعه بر روی بازماندگان زلزله بم مشخص شد بین سرسختی و خودتاب آوری با سلامت روان رابطه مثبت معنی دار وجود دارد (حقیقی، 1392، 386).

این یافته ها شاید بتواند نشان دهد که سرسختی یک نیاز اساسی برای افزایش بهزیستی اجتماعی است.

به طور کلی بهزیستی ارزیابی یک فرد از کیفیت تجربیات، آگاهی ها، ارتباط ها و سایر مسایل فرهنگی و مرتبط با ارزشمندی­های فرد در زندگی اوست (کییز و همکاران، 2002، 82).

ریان و دسی (2001) و دیگر پژوهشگران ابعاد گوناگونی از احساس بهزیستی را مورد دقت قرار داده اند.

چنانچه در سال 1948 سازمان بهداشت جهانی، بهزیستی اجتماعی را یکی از چند متغیر کلی سلامت فرد تعریف کرد. مدل چند وجهی کییز (1998، 2) از بهزیستی اجتماعی شامل پنج جنبه می شود که میزان کارکرد بهینه افراد را در عملکرد اجتماعی آن­ها معلوم می کند.

پنج عنصر یا جنبه ی بهزیستی اجتماعی از نظر کییز (1998، 2) یعنی پیوستگی، یکپارچگی پذیرش، تشریک مساعی و شکوفایی با اندازه های مربوط به سلامت روان مربوط هستند.

با توجه به آنچه گفته شد این پژوهش برآن است تا بداند آیا آموزش مهارت­های زندگی بر سرسختی روانشناختی و بهزیستی اجتماعی خانم­های خانه دار و شاغل اثربخش می باشد؟

  • اهمیت و ضرورت پژوهش:

پژوهش های متعدد نشان داده اند که خودآگاهی، عزت نفس واعتماد به نفس شاخص های اساسی توانمندی ها وضعف های هر انسان است. این سه ویژگی فرد را قادر می سازد که فرصت های زندگی اش رامغتنم شمرده برای مقابله با خطرات احتمالی آماده باشد به خانواده و جامعه اش بیاندیشد ونگران مشکلاتی که در اطرافش وجود دارد باشد و به به چاره اندیشی بپردازد. مهارت های زندگی به عنوان واسطه های ارتقای سه ویژگی فوق الذکر در آدم ها می توانند فرد وجامعه را در راه رسیدن به اهداف فوق کمک نمایند (پارسا، 1388، 1).

کوباسا (1979) سخت کوشی را به عنوان سازه ای متشکل از سه مؤلفه به هم وابسته شامل تعهد، کنترل و مبارزه طلبی معرفی کردند. این سازه هنگام مواجهه فرد با ظرایط و حوادث استرس زا بر تفسیرها و برداشت های او برای سازش بهتر تأثیر می گذارند. مرلفه تعهد به باور فرد نسبت به اهمیت، ارزش و معناداری فعالیت ها  امور زندگی اطلاق می شود؛ مرلفه کنترل تعیین کننده این باور است که تغییرات زندگی قابل پیش بینی و کنترل پذیر هستند؛ و مؤلفه مبارزه طلبی بیان کننده این باور است که تغییرات زندگی واقعیییت هایی معمول هستند و به منزله موقعیت ها و آوردگاه­هایی برای مبارزه تلقی می شوند نه تهدید. این باورها می توانند نقش محافظتی داشته باشند زیرا ویژگی استرس زایییی یک حادثه را کاهش می دهند و در نتیجه تأثیر عامل استرس زا بر سلامت روانی را تحلیل می برند (بشارت، 1388، 3).

سرسختی روانشناختی سازه ای است که به عنوان یک ویژگی شخصیتی و با نقش موثر خود در تعدیل پیامدهای استرس، مطالعات گسترده ای را تا کنون به خود اختصاص داده است. فلاسفه و دانشمندان علوم اجتماعی در طول سالها تحقیق، افراد بسیاری را مشاهده کردند که به دلیل ویژگی های شخصیتی معینی، بهتر با موقعیت های ناخوشایند زندگی، سازگار بودند (سامانی و همکاران، 1386، 290).

در فرهنگ عامه نیز افرادی هستند که با صفاتی چون «مقاوم» و «صبور» شناخته می شوند، این افراد ظاهراً بهتر از سایرین، مشکلات را تحمل می کنند و دیرتر از پای در می آیند. تا سه دهه اخیر، پژوهش های بسیار اندکی در زمینه ویژگی های شخصیتی (رفتاری و شناختی) چنین افرادی انجام شده بود. در اواخر دهه 1970 یک تیم تحقیقاتی به سرپرستی سالواتور مدی و سوزان کوباسا یک پژوهش طولی در زمینه شغلی انجام دادند. آنها میان افرادی که در شرایط شغلی همراه با استرس شدید، در کارشان موفقیت کسب کرده بودند و کسانی که در شرایطی مشابه، دچار مشکلات عملکردی شده بودند، تمایز قایل شدند. آنها باور سرسختی را به عنوان یک سیستم حیاتی برای حفظ سلامت و عملکرد، در برابر استرس پیشنهاد كردند و فرض كردند كه سرسختی از اثرات زیان آور فشار روانی جلوگیری می­كند و به این ترتیب شخصیت سرسخت از بیماریهای وابسته به فشار روانی محافظت می­كند (مجیدیان، 1386، 120).

کییز (1998، 2) بهزیستی­اجتماعی را به عنوان گزارش شخصی افراد از کیفیت ارتباطات آنها با دیگران تعریف می­کند.

از ابتدا نیز بهزیستی اجتماعی به عنوان ادراک  افراد از یکپارچگی آنها با جامعه پذیرش دیگران، پیوستگی با اجتماع و احساس فرد از مشارکت با جامعه تعریف می شد (لارسون، 1996، 38).

کییز (1998، 2) درک کیفیت، سازمان بندی و قابل فهم بودن دنیا را عنصر پیوستگی و کیفیت ارتباط با جامعه را عنصر یکپارچگی در نظر می گیرد.

از نظر او شناخت و پذیرش دیگران، عنصر پذیرش و ارزش فرد به عنوان یک شریک اجتماع عنصر تشریک مساعی و سرانجام باور به تحول مثبت اجتماعی عنصر شکوفایی بهزیستی اجتماعی است. این عناصر می تواند وحدت اجتماعی، تشریک مساعی، پیوند اجتماعی و حس ظرفیت برای رشد مداوم جامعه و میزان راحتی افراد را در پذیرش دیگران ارزیابی کنند (کییز، 2005، 83) و در مجموع وجود یا عدم وجود سلامت روان را مطرح می کند.

  • اهداف پژوهش:

هدف از این پژوهش کمک به زنان در راستای افزایش سرسختی روانشناختی و بهزیستی اجتماعی برای افزایش توانایی در رویارویی با سختی ها و زندگی و مهارتهای ارتباطی می باشد.

1-5-1- هدف اصلی پژوهش:

بررسی تفاوت اثربخشی آموزش مهارت­های زندگی بر سرسختی روانشناختی و بهزیستی اجتماعی

1-5-2- اهداف فرعی پژوهش:

  • بررسی تفاوت سرسختی روان شناختی بین زنان شاغل و خانه دار
  • بررسی تفاوت بهزیستی اجتماعی بین زنان شاغل و خانه دار
    • فرضیه های پژوهش:
      • فرضیه اصلی پژوهش:

آموزش مهارتهای زندگی بر سرسختی روان شناختی در زنان اثربخش می باشد.

آموزش مهارتهای زندگی بر بهزیستی اجتماعی در زنان اثربخش می باشد.

  • فرضیه های فرعی پژوهش:
  • میزان سرسختی روان شناختی در زنان شاغل و خانه دار متفاوت می باشد.
  • میزان بهزیستی اجتماعی در زنان شاغل و خانه دار متفاوت می باشد.
    • متغیرهای پژوهش:

متغیر مستقل: آموزش مهارت های زندگی

متغیرهای وابسته: سرسختی روان شناختی، بهزیستی اجتماعی

متغیر تعدیل کننده: شغل

متغیر کنترل: جنسیت

متغیرهای مزاحم: تحصیلات، درآمد، وضعیت خانوادگی

  • تعریف متغیرهای پژوهش:

1-8-1- آموزش مهارت های زندگی

تعریف نظری: مهارتهای 10 گانه زندگی عبارتند از: خودآگاهی – روابط بین فردی -ارتباط- تفکر نقادانه- تفکر خلاق- تصمیم‌گیری- حل مسئله- مقابله با فشار-مقابله با هیجان‌های ناخوشایند- هم‌دلی (اسمیت و گری، 2005).

تعریف کاربردی (عملیاتی): آموزش مهارت زندگی در این پژوهش برگزاری کلاس آموزش مهارت های زندگی به زنان شاغل و خانه دار در شهر رشت می باشد.

1-8-2- سرسختی روان شناختی

تعریف نظری: برخی افراد راهکار‌های خاصی برای مقابله با مشکلات دارند، مرگ عزیزان، شکست‌های مالی و بیماری‌های مختلف سرنوشت مشترک همه انسان‌هاست ولی واکنش‌های افراد به این مسائل به هیچ عنوان شبیه به هم نیستند. در روان‌شناسی از این افراد تحت عنوان سخت جان یاد می‌شود. مطلب حاضر با تکیه بر نگاه روان‌شناسانه بیشتر به ویژگی‌های شخصیتی افراد سخت‌جان می‌پردازد. به اعتقاد روان‌شناسان شخصیت سر سخت از 3 مؤلفه اصلی تعهد، کنترل و مبارزه‌جویی تشکیل شده است (نمازی، 1391، 13).

تعریف کاربردی: در این پژوهش سرسختی روان شناختی نمره ای است که آزمودنی در پرسشنامه سنجش سرسختی روان شناختی کیامرثی (1377) به دست می آورد.

1-8-3- بهزیستی اجتماعی:

تعریف نظری: سلامت اجتماعی عبارت است از آن بخش از سلامت افراد که نه جسمانی است و نه به سلامت روان آنها مربوط است (منظری، 1391، 1).

تعریف کاربردی: در این پژوهش بهزیستی اجتماعی نمره ای است که آزمودنی در پرسشنامه سنجش بهزیستی اجتماعی PWI-A به دست می آورد.

تعداد صفحه :89

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه اثر بخشی بازی درمانی گروهی بر کاهش رفتارهای پرخاشگرانه

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی  

 واحد رشت

دانشکده علوم انسانی

گروه آموزشی روانشناسی

پایان­نامه تحصیلی جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد 

رشته: روانشناسی گرایش بالینی

عنوان:

اثر بخشی بازی درمانی گروهی بر کاهش رفتارهای پرخاشگرانه و افزایش مهارت های اجتماعی کودکان پیش دبستانی

تابستان 94 

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                            صفحه

چکیده…………………………………………………………………………………………………………………. 1

فصل اول: کلیات پژوهش

1-1- مقدمه ………………………………………………………………………………………………………… 3

1-2- بیان مسئله……………………………………………………………………………………………………. 4

1-3- ضرورت واهمیت پژوهش ……………………………………………………………………………… 5

1-4- اهداف پژوهش…………………………………………………………………………………………….. 7

1-5- فرضیه های پژوهش ……………………………………………………………………………………… 8

1-6- متغیرهای پژوهش………………………………………………………………………………………….. 8

1-7- تعاریف مفهومی وعملیاتی متغیرها…………………………………………………………………….. 8

فصل دوم: پیشینه پژوهش

 2-1- تعریف بازی………………………………………………………………………………………………. 11

 2-2- اهمیت بازی………………………………………………………………………………………………. 11

2-3- معنا وکارکردهای بازی…………………………………………………………………………………… 12

2-4- تاریخچه و تحولات بازی درمانی ……………………………………………………………………. 13

2-5- رویکرد های نظری بازی درمانی………………………………………………………………………. 14

2-5-1- بازی درمانی کلاسیک……………………………………………………………………………….. 14

2-5-2- بازی درمانی ساخت دار…………………………………………………………………………….. 15

2-5-3- بازی درمانی روان تحلیل گری…………………………………………………………………….. 16

2-5-4- بازی درمانی رهایشی………………………………………………………………………………… 18

2-5-5- بازی درمانی غیر رهنمودی…………………………………………………………………………. 19

2-6- بازی در فرآیند درمان……………………………………………………………………………………. 19

2-7- پرخاشگری…………………………………………………………………………………………………. 21

2-8- میزان وسن شیوع پرخاشگری …………………………………………………………………………. 22

2-9- نظریه­های پرخاشگری……………………………………………………………………………………. 23

2-9-1- نظریه فروید …………………………………………………………………………………………… 23

2-9-2- نظریه لورنز…………………………………………………………………………………………….. 23

2-9-3- نظریه یادگیری اجتماعی…………………………………………………………………………….. 24

2-9-4- نظریه شناختی…………………………………………………………………………………………. 24

2-10- راه کارهای کنترل پرخاشگری……………………………………………………………………….. 25

2-11- تعریف مهارت های اجتماعی ………………………………………………………………………. 28

2-12- تحول مهارت اجتماعی………………………………………………………………………………… 28

2-13- نظریه های مربوط به تحول اجتماعی……………………………………………………………….. 31

2-13-1- نظریه روان تحلیل گری فروید………………………………………………………………….. 31

2-13-2- نظریه اریکسون …………………………………………………………………………………….. 32

2-13-3- نظریه پیاژه……………………………………………………………………………………………. 32

 2-14- اهمیت و ضرورت کسب مهارت های اجتماعی ………………………………………………. 33

فصل سوم: روش پژوهش

3-1- طرح پژوهش………………………………………………………………………………………………. 40

3-2- جامعه ی آماری و روش نمونه گیری………………………………………………………………… 41

3-3- ابزار پژوهش………………………………………………………………………………………………. 41

3-4- روش اجرای پژوهش …………………………………………………………………………………… 43

3-5- روش تجزیه و تحلیل داده ها………………………………………………………………………….. 47

فصل چهارم: یافته ها

4-1- یافته های توصیفی………………………………………………………………………………………… 49

4-2- یافته های استنباطی……………………………………………………………………………………….. 53

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری

5-1- بحث و نتیجه گیری………………………………………………………………………………………. 59

5-2-محدودیتهای پژوهش……………………………………………………………………………………… 62

5-3-پیشنهادهای پژوهش………………………………………………………………………………………. 62

منابع………………………………………………………………………………………………………………….. 64

منابع فارسی…………………………………………………………………………………………………………. 64

منابع انگلیسی………………………………………………………………………………………………………. 69

پیوست……………………………………………………………………………………………………………….. 73

چکیده انگلیسی…………………………………………………………………………………………………….. 80

چکیده

بازی درمانی یکی از روشهای موثر در درمان مشکلات رفتاری و روانی کودکان است. بطور کلی بازی نقش موثری در رشد کودک دارد و در خلال بازی می توان به بسیاری از ویژگیها، مسائل و رشد کودک پی برد.  از این رو پژوهش حاضر به منظور بررسی اثر بخشی بازی درمانی گروهی بر کاهش رفتارهای پرخاشگرانه و افزایش مهارت های اجتماعی کودکان پیش دبستانی شهر لاهیجان در سال تحصیلی94-93 انجام شد. طرح پژوهش شبه تجربی با طرح پیش آزمون – پس آزمون است که با اعمال متغیر مستقل بازی درمانی گروهی بر گروه آزمایشی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی کودکان دختر و پسر پیش دبستانی شهر لاهیجان (تعداد 360 نفر) می باشد که از بین این تعداد، پنج کلاس آموزشی پیش دبستانی مختلط(تعداد 134 نفر)به طور تصادفی انتخاب شد و از والدین کودکان خواسته شد که به پرسشنامه پرخاشگری پیش دبستانی واحدی و همکاران (1387) و پرسشنامه مهارت های اجتماعی ماتسون فرم کودکان (1983) پاسخ دهند. پس از غربالگری 24 نفر از کودکانی که بیشترین نمره را در پرخاشگری و کمترین نمره را در مهارت های اجتماعی کسب نمودند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه 12 نفره آزمایش و کنترل جایدهی شدند. برنامه آموزشی بازی درمانی گروهی طی 8 جلسه 45 دقیقه ای هفته ای دو بار برای گروه آزمایش انجام شد. پس از اتمام برنامه آموزشی، پس آزمون برای هر دو گروه اجرا و داده ها با بهره گرفتن از تحلیل کوواریانس تک متغیری و  چند متغیری  تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد که آموزش بازی درمانی گروهی، کاهش رفتارهای پرخاشگرانه  (p ≤ 0 ⁄01 ) و افزایش مهارت های اجتماعی (p ≤ 0 ⁄01) را موجب شد. همچنین می توان گفت رفتارهای پرخاشگرانه و مهارت های اجتماعی تحت تاثیر بازی درمانی گروهی است به گونه ای که بازی درمانی گروهی موجب کاهش پرخاشگری کلامی، فیزیکی، رابطه ای و تکانشی و همچنین افزایش مهارت اجتماعی مناسب و اطمینان به خود و از سوی دیگر موجب کاهش حسادت و گوشه گیری و تکانه ای عمل کردن و جسارت نامناسب می شود.

کلید واژه ها: بازی درمانی گروهی، پرخاشگری، مهارت های اجتماعی، کودکان پیش دبستانی.

پیش درآمد

این فصل از پژوهش شامل بخش های مقدمه، بیان مسئله، اهمیت و ضرورت، اهداف، فرضیه ها و متغیرهای پژوهش و تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهاست.

1-1- مقدمه

بازی با تولد کودک آغاز می گردد و بلافاصله پس از تولد فعالیت های انطباقی جهت سازگاری با محیط جدیدتر ظاهر می شود. باید توجه داشت که بازی، طبیعی ترین شکل تمایل کودک برای تماس و برخورد با دنیای اطرافش است. اندیشمندان و علمای تربیتی از صدر اسلام تاکنون بر ضرورت بازی تاکید نموده و باور داشته اند که کودکان حتی باید شغل دلخواه آینده خود را به صورت بازی تمرین کنند و بیابند. در تعلیم و تربیت امروزی، بازی به عنوان یکی از موثرترین وسایل تربیتی شناخته شده است. بازی هم وسیله ای است در خدمت تربیت و کمکی در راه تعلیم و تربیت کودکان و هم از طریق بازی درمانی می توان به درمان برخی از بیماری های روانی و مشکلات رفتاری کودکان پرداخت. قابل ذکر است که بازی، هم به عنوان روش یادگیری و یا تقویت یادگیری و پیشرفت اجتماعی کودک و هم به عنوان وسیله ای برای بیان عواطف و احساس ها دارای قابلیت تربیتی و سازندگی قابل توجهی است و به کودک فرصت رشد و بالندگی و خویشتن سازی را می دهد(احمدوند، 1382). از لحاظ رشد اجتماعی، تعامل در بازی با دیگر کودکان، کودک را قادر می سازد تا تصورش را از خود و دیگران به صورت عام رشد دهد. کودکی که بازی می کند نقش خود را به طور مرتب تغییر می دهد و مجبور می شود چشم انداز خود را نیز تغییر دهد. در بازی درمانی گروهی که دارای مقررات و قواعد است کودک توانایی بر عهده گرفتن نقش دیگران را نیز در خود رشد و توسعه می دهد همچنین کودکانی که به خاطر بعضی از رفتارهای ناسازگارانه خود چون پرخاشگری دچار نوعی انزوا و عدم تعامل اجتماعی سالم می شوند را می توان از طریق بازی درمانی درمان کرد زیرا پرخاشگری تاثیرات مخربی از جمله صدمه، آسیب زدن، حملات آسیب زا به خود و دیگران، مرگ غیر منتظره و رفتارهای پر خطر را ممکن است به دنبال داشته باشد(جنتری، 2007). از این رو روانشناسان و پژوهشگران در صدد درمانی برای این کودکان برآمدند که در میان روش های مختلف درمانگری در کودکان، بازی درمانی یکی از شاخص ترین و پرکاربرد ترین روش هاست.

پژوهش حاضر تاثیر بازی درمانی گروهی بر کاهش رفتارهای پرخاشگرانه و افزایش مهارت های اجتماعی را ارزیابی می کند.

1-2- بیان مسئله

کودکان قشر عمده ای از جمعیت جهان را تشکیل می دهند به طوری که در کشور های در حال توسعه، سهم این قشر از کل جمعیت تقریباً به 50 درصد می رسد (کوشان و بهنام، 1381). در هر جامعه سلامت کودکان و نوجوانان اهمیت ویژه ای دارد و توجّه به بهداشت روانی آنان کمک می کند تا از نظر روانی و جسمی سالم بوده و نقش اجتماعی خود را بهتر ایفا کنند. امروزه این گفته که وجود مهارت های اجتماعی در یک کودک برای شکل گیری ارتباطات وی با سایر همسالان نقش اساسی دارد، تأیید شده است. مهارت های اجتماعی در واقع مجموع رفتارهای مثبت اجتماعی هستند که رضایت از ارتباطات اجتماعی و چگونگی الگوی رفتار اجتماعی فرد راپی ریزی می کنند و اشکال مختلفی دارد. مهارت های اجتماعی یک نوع رفتار است که در موقعیت های اجتماعی نشان داده می شود. این مهارت ها شامل مهارت های انفرادی وابسته به خود فرد، مهارت های علمی، کنترل گری وکارآفرینی او می باشد و برای کودکان ضروری است که مهارت های ارتباطی ساده مثل مکالمه، لبخند زدن، تماس چشمی، گوش دادن، مهارت های دسترسی پیدا کردن و همکاری را داشته باشند تا فرصت کار کردن با گروه را به عنوان بودن یک عضو در گروه و همکاری با دیگران داشته باشند به دست نیاوردن این مهارت ها برای کودکان، باعث خطرات اجتماعی بزرگی در دوره آموزش پیش دبستانی می شود (رنجبر، 1382).

در این راستا، شناخت صحیح ابعاد مختلف جسمی و روانی این گروه سنی و کوشش در راه تأمین شرایط مادی و معنوی مناسب برای رشد بدنی، عاطفی و فکری آنان واضح تر از آن است که احتیاج به تأکید داشته باشد (کوشان و بهنام، 1381). از طرف دیگر شایان توجه است که رفتار پرخاشگرانه در کودکان، مشکل متداولی است که در همه جای دنیا نیاز به توجّه فزاینده ای دارد و تحقیق درباره ی راه حل های مؤثر، چالش بزرگی برای متخصصان و نظریه پردازان ایجاد کرده است. آن چه باعث توجّه محققان به رفتار های پرخاشگرانه شده، اثر نامطلوب آن بر رفتار های بین فردی و همچنین اثر ناخوشایند آن برحالات درونی است. پرخاشگری رفتاری است که هدف آن صدمه زدن به خود یا دیگران می باشد. در این تعریف قصد و نیت حائز اهمیت است؛ یعنی یک رفتار آسیب زا در صورتی پرخاشگری محسوب می شود که از روی قصد و عمد به منظور صدمه زدن به دیگری یا به خود انجام گرفته باشد (بارون، 2005؛ ترجمه کریمی، 1389). همچنین پرخاشگری دارای عوارض جسمی، روانی و اجتماعی فراوان می باشد و موجب مشکلاتی مانند احساس درماندگی، تنهایی، ناسازگاری اجتماعی، بی توجهی به حقوق و خواسته های دیگران، زخم معده، میگرن، اختلال فشار خون، افسردگی، اضطراب می گردد. از این رو روانشناسان وپژوهشگران در صدد درمانی برای این کودکان برآمدند. که در میان روش های مختلف درمانگری در کودکان، بازی درمانی یکی از شاخص ترین و پرکاربرد ترین روش ها است که طی چندین دهه از این روش برای درمان طیف وسیعی از اختلالات و مشکلات بهره جستند و اثربخشی آنها را تأیید کردند بر این اساس به نظر می رسد که می توان از بازی درمانی برای ارتقاء رفتار های اجتماعی مثبت کودکان بهره جست. بازی درمانی، اولاً یک اقدام مشاوره ای است که مرحله تحولی کودک را نشان می دهد. مشاور با مشاهده رفتار کودک در ضمن بازی به نگرانی های او پی می برد و درمورد رفع آن اقدام می کند. ثانیاً وسیله مناسبی برای ایجاد رابطه میان کودک و مشاور در یک سطح مناسب می باشد و ثالثاً بازی مناسب ترین روش یادگیری برای کودک است و سبب یادگیری مهارت های جدید می شود. این تکنیک به عنوان یک بعد مداخله ای اولیه با نفوذ برای جمعیت کودکان محسوب می شود و وسیله اولیه درک و ارتباط با کودک پیش دبستانی و جزء مرکزی مراحل درمان است. امروزه استفاده از روش های غیر دارویی بیش از گذشته مورد توجّه قرار گرفته است. بازی درمانی یک روش درمانی کودک است که برای درمان مشکلات و اختلالات کودک مورد استفاده قرار می گیرد. هر چند کاربرد های بازی درمانی برای کودکان مشکل دار در مقالات مختلف مورد تأکید قرار گرفته است. امّا وجود انواع روش های بازی درمانی ذهن پژوهشگران و متخصصان امر را به این مسئله معطوف داشته که کدام یک از این نوع درمان ها می تواند تأثیر گذاری و ماندگاری بیشتری بر بهبود نشانگان مرضی این کودکان داشته باشد. (کوشان و بهنام، 1381). با توجّه به آنچه که بیان گردید تحقیق حاضر در صدد پاسخگویی به این پرسش است که، آیا بازی درمانی گروهی می تواند برکاهش رفتارهای پرخاشگرانه و افزایش مهارت های اجتماعی کودکان پیش دبستانی مؤثر باشد؟

1-3- ضرورت واهمیت پژوهش

دوران کودکی مهم ترین و حساس ترین دوران شکل گیری شخصیت هر فرد است. بی توجهی به آن نتایج جبران ناپذیری به دنبال خواهد داشت زیرا پایه و اساس جامعه فردا را کودکان امروز تشکیل می دهند از سوی دیگر اختلال های رفتاری، مشکلات فردی و اجتماعی فراوانی را به وجود می آورد. کودکان مبتلا به این اختلال ها، خانواده، آموزشگاه و اجتماع را با مسائل و دشواری های گوناگونی مواجه می کنند و آن ها را نیز در برابر آشفتگی های روانی – اجتماعی دوران نوجوانی و حتی بزرگسالی، آسیب پذیر می سازند. از طرفی دیگر خشم و پرخاشگری از شایع ترین مشکلات کودکان و نوجوان و از دلایل مهم ارجاع آنها به مراکز مشاوره و روان درمانی است. دوران کودکی سال های مناسبی برای تشخیص مشکلات کودکان، مداخله به هنگام و پیشگیری از بروز مشکلات عاطفی، اجتماعی و تحصیلی آنان در آینده است. در واقع مداخله به هنگام و اصلاح رفتار های ناسازگار کودک در این دوره حساس، موجب افزایش مهارت های اجتماعی و تحصیلی آنان در آینده است. در واقع مداخله به هنگام و اصلاح رفتار های ناسازگار کودک در این دوره حساس، موجب افزایش مهارت های اجتماعی و محبوبیت نزد همسالان و بزرگسالان می شود و کودک را برای پذیرش مسئولیت های آتی آماده می سازد (شهیم، 1386). خشم و پرخاشگری هیجان های جهان شمولی هستند که در همه فرهنگ ها مشاهده می شوند. در چهار دهه گذشته، به دو مسأله اساسی، مهم و مرتبط با رفتار های پرخاشگرانه توجّه شده، اوّل اینکه میزان رفتار های پرخاشگرانه در میان افراد جوامع افزایش یافته؛ و دوّم اینکه بیشترین میزان بروز خشم و پرخاشگری در میان کودکان و نوجوانان اتفاق می افتد و به این دلیل این گونه رفتار ها در دوران کودکی و به ویژه نوجوانی بیشتر مورد توجّه قرار می گیرد. اجتماعی شدن نیز فرایندی است که به انسان، راه های زندگی کردن در جامعه و تعامل با انسان ها را می آموزد، به فرد شخصیت و هویت می دهد و ظرفیت های او را در جهت انجام وظایف فردی و به عنوان عنصر جامعه توسعه می بخشد. برای آنکه فرد بتواند به حیات خود ادامه دهد، به ناچار می آموزد که چگونه به دیگران بپیوندد و حتی برای رفع بنیادی ترین نیاز های خود با آنها همکاری کند در واقع کودک در هر موقعیتی نیازمند بازی است. بازی فواید و ارزش های زیادی برای کودک دارد. او در طی آن پدیده ها را درک می کند، روابط را می فهمد و احساس راحتی می کند و از آن به عنوان ابزاری برای ایجاد ارتباط، مبادله و آزمایش و تسلط بر واقعیت های بیرونی استفاده می کند (لطفی کاشانی و وزیری، 1383).

بازی به عنوان یک روش صحیح و درست در درمان کودک است، زیرا کودکان اغلب در بیان شفاهی احساساتشان دچار مشکل هستند و از این طریق کودکان می توانند موانع شان را کاهش داده، احساسات خود را بهتر نشان دهند. بازی درمانی به عنوان یک ارتباط بین فردی پویا بین کودک و یک درمانگر آموزش دیده توصیف می شود، که رشد یک ارتباط امن را برای کودک تسهیل می نماید، تا کودک به طور کامل خود را بیان کند. از طریق بازی درمانی، کودک می تواند مهارت های شاهد خود را بهتر فرا گیرد و کسب کند (جلالی و همکاران، 1390). بازی بیشتر ناشی از انگیزه ی درونی است تا انگیزه ی بیرونی و این بازتاب درون کودک است و موجب می شود که کودک احساسات و ارتباطات بیرونی اش را بیان کند و همچنین موجب توسعه ی تمایلات، مهارت های ارتباطی و افزایش شادی و سازگاری کودک با محیط اطرافش می شود (لاندریت[1]، 2009). بازی درمانی گروهی پیوند طبیعی دو درمان مؤثر است. این رویکرد درمانی برای کودکان فرایند روان اجتماعی برای رشد و یادگیری برای خودشان و دیگران فراهم می آورد. ترکیب بازی درمانی و گروه درمانی، یک فرایند روانی و اجتماعی است که در آن کودکان از طریق ارتباط با یکدیگر در اطاق بازی چیز هایی را در مورد خودشان یاد می گیرند، و برای درمانگر فرصتی را فراهم می کند تا به کودکان کمک کند که چگونه تعارضات را حل نماید. اهداف کلی از مداخله بازی درمانی گروهی، کمک به مشارکت یادگیری، خودشاهدی، مسئولیت، ابراز احساسات، احترام گذاشتن، پذیرفتن خود و دیگران و بهبود رفتار هایی چون مهارت های اجتماعی، حرمت خودوکاهش پرخاشگری است (ری[2]، 2008).

بازی، شیوه موثری در کاهش نشانه های برون سازی کودکان پیش دبستانی است. در جریان بازی، مهارت های ارتباطی و اجتماعی کودکان رشد پیدا می کندو در چنین چهارچوبی می توانند با باز پدید آوری مکرر موضوع ها و رویداد های مهم، احساسات و هیجان های خود را برون ریزی کنند، به بینش جدیدی دست یابند و شیوه های سازش یافته تر بیان حل مسئله را برگزینند. در راستای استفاده بهینه از نتایج پژوهش حاضر، خانواده ها و کارشناسان آموزشی می توانند در جریان این نتایج قرار بگیرند و به ابزاری قوی در امر کاهش مشکلات رفتاری و افزایش سازگاری کودکان مجهز شوند. با توجه به ارزش جسمانی، درمانی، اجتماعی و آموزشی بازی و تاثیر آن بر کاهش مشکلات رفتاری کودکان، والدین و مربیان کودک می توانند با کاربرد بازی در کاهش پرخاشگری و نادیده گرفتن قواعد در کودکان آشنا شوند وپیامد مثبت آن را در بهبود ارتباط کودکان با همسالان مشاهده نمایند. از سوی دیگر زمینه را برای کاهش مشکلات در عملکرد تحصیلی آتی کودک فراهم نمایدو از این طریق بسیاری از مشکلاتی را که ممکن است در زمینه عملکرد تحصیلی و تبعیت از قواعد اجتماعی برای فرد ایجاد شود پیشگیری نمایندو همچنین از نتایج این پژوهش می توانند در مهد کودک ها ودر دبستان ها که با کودکان سروکار دارندو در مشاوره با کودکانی که به خاطر این مشکلات به مراکز مشاوره ارجاع داده می شوند بهره ببرند.

در همین راستا پژوهش حاضر درصدد پاسخگویی به اثر بخشی بازی درمانی گروهی بر کاهش رفتارهای پرخاشگرانه و افزایش مهارت های اجتماعی کودکان پیش دبستانی دختر و پسر است.

1-4- اهداف پژوهش

1-تعیین اثر بخشی بازی درمانی گروهی بر کاهش رفتارهای پرخاشگرانه ومولفه های آن در کودکان پیش دبستانی

2-تعیین اثر بخشی بازی درمانی گروهی برافزایش مهارت های اجتماعی و مولفه های آن در کودکان پیش دبستانی

1-5- فرضیه های پژوهش

1-بازی درمانی گروهی برکاهش رفتارهای پرخاشگرانه و مولفه های آن در کودکان پیش دبستانی موثراست.

2-بازی درمانی گروهی برافزایش مهارت های اجتماعی و مولفه های آن در کودکان پیش دبستانی موثر است.

1-6- متغیرهای پژوهش

متغیر مستقل: بازی درمانی گروهی.

متغیرهای وابسته: پرخاشگری، مهارت های اجتماعی.

متغیرهای کنترل: سن و پایه تحصیلی.

1-7- تعاریف مفهومی وعملیاتی متغیرها

تعریف مفهومی بازی درمانی گروهی

بازی، وسیله طبیعی کودک برای بیان و اظهار خود است. آلفرد آدلر، روان‌شناس معروف می‌گوید: هرگز نباید به بازی‌ها به عنوان روشی برای وقت‌کشی نگاه کرد. و یا گاری لندرث، اظهار می‌دارد که بازی کردن برای کودک، مساوی است با صحبت کردن برای یک بزرگسال. بازی و اسباب‌بازی، کلمات کودکان هستند. متاسفانه هیچ تعریف واحد و جامعی در مورد بازی وجود ندارد. تنها تعریفی که اغلب بدان استناد می‌شود از اریکسون است که می‌گوید: بازی عملکرد خود است، کوششی جهت هماهنگ کردن فرایندهای جسمی و اجتماعی خویشتن (لندرث، 2000؛ ترجمه آرین، 1389).

 تعریف عملیاتی بازی درمانی گروهی

منظور آموزش های بازی درمانی گروهی (گلدارد، 1999؛ نقل از ارجمندی، 1393) با پیروی از اصول بازی درمانی(اکسلاین، 2002؛ نقل از مزینی، 1381) است که به مدت 8 جلسه 45 دقیقه ای هفته ای دو بار برای گروه آزمایش اجرا شد. خلاصه جلسات بازی درمانی گروهی ازاین قراراست.

جلسه اول: آشنایی درمانگرباکودکان، ارائه قوانین ووظایف هرعضو. جلسه دوم: پذیرش کودک و شناسایی احساسات کودکان. جلسه سوم: کمک به کودکان در جهت شناخت احساسات مثبت و منفی. جلسه چهارم: آموزش شناسایی افکار منفی از جمله پرخاشگری. جلسه پنجم: آموزش مهارت کنترل خشم از طریق رعایت اصل احترام به کودک. جلسه ششم: آشنایی کودک با رفتارهای پسندیده (باید کردها)و رفتارهای ناپسند(نباید کردها). جلسه هفتم: آموزش همکاری و ایجاد ارتباطات اجتماعی در کودکان. جلسه هشتم: نتیجه گیری و مرور و تمرین آموخته های قبل.

تعریف مفهومی پرخاشگری:

پرخاشگری به رفتاری اطلاق می شود که هدفش اعمال صدمه و رنج باشد. به بیان دیگر رفتاری که قصد آن صدمه رساندن (جسمانی یا زبانی) به فرد دیگر یا نابود کردن دارائی افراد می باشد واژۀ اصلی در این تعریف قصد است به بیان دیگر پرخاشگری عبارت است از حالت منفی ذهنی همراه با نقص ها و انحرافات شناختی و رفتار های ناسازگارانه و همچنین به رفتارآشکار اعم از فیزیکی و کلامی اطلاق می شود که منجر به آسیب به شخص، شی و یا سیستم دیگری می شود (ری، 2008).

تعریف عملیاتی پرخاشگری:

در این پژوهش نمره ای که آزمودنی از پرسشنامه پرخاشگری کودکان پیش دبستانی که برای اولین بار درسال(1387)توسط واحدی، فتحی آذر، حسینی نسب و مقدم طراحی گردیدکسب می کند یک نمره

کلی و چهار خرده مقیاس پرخاشگری کلامی-تهاجمی، پرخاشگری فیزیکی-تهاجمی، پرخاشگری رابطه ای و خشم تکانشی را می سنجد. همچنین نقطه برش درانتخاب افراد پرخاشگربراساس این پرسشنامه، دوانحراف معیاربالاتراز میانگین است.

تعداد صفحه :90

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com