پایان نامه رابطه شیوه های فرزندپروری با پرخاشگری و اضطراب کودکان پیش دبستانی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد قزوین

دانشکده علوم انسانی 

پایان­نامه برای دریافت درجه کارشناسی­ارشد”M.A

رشته روانشناسی ، گرایش عمومی

عنوان:

رابطه شیوه های فرزندپروری با پرخاشگری و اضطراب کودکان پیش دبستانی (مورد مطالعه كودكان پیش دبستانی فردیس كرج)

زمستان 93

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب صفحه
فصل اول: كلیات  
1-1 مقدمه ………………………………………………………………………………………………………… 2
1-2 بیان مسئله  …………………………………………………………………………………………………. 4
1-3 اهمیت و ضرورت پژوهش …………………………………………………………………………… 9
1-4 اهداف پژوهش ……………………………………………………………………………………………. 11
1-5 فرضیه های پژوهش …………………………………………………………………………………….. 12
1-6 متغیرهای پژوهش ……………………………………………………………………………………….. 12
1-7 تعریف عملیاتی و نظری پژوهش …………………………………………………………………… 13
فصل دوم: ادبیات و پیشینه پژوهش  
2-1 مقدمه  ……………………………………………………………………………………………………….. 15
2-2 تاریخچه شیوه فرزندپروری ………………………………………………………………………….. 15
     2-2-1 شیوه های فرزندپروری ………………………………………………………………………. 17
     2-2-2 ابعاد شیوه های فرزندپروری ……………………………………………………………….. 17
2-3 الگوهای بامریند از شیوه های فرزندپروری  ……………………………………………………. 23
2-4 نظریه های مرتبط با فرزندپروری …………………………………………………………………… 28
2-5 پرخاشگری ………………………………………………………………………………………………… 32
فهرست مطالب صفحه
     2-5-1 تعریف پرخاشگری ……………………………………………………………………………. 33
    2-5-2 تاریخچه مطالعه پرخاشگری …………………………………………………………………. 35
   2-5-3 پیامدهای پرخاشگری …………………………………………………………………………… 36
2-6 شیوه های ابراز خشم  ………………………………………………………………………………….. 43
2-7 شیوع پرخاشگری ………………………………………………………………………………………… 48
      2-7-1 علائم پرخاشگری طبق ملاكها ……………………………………………………………. 50
      2-7-2 عوامل پیش بینی کننده پرخاشگری …………………………………………………….. 51
2-8 نظریه های پرخاشگری ………………………………………………………………………………… 59
2-9 عوامل خانوادگی پرخاشگری ………………………………………………………………………… 64
2-10 تاریخچه اضطراب ……………………………………………………………………………………… 78
       2-10-1 تعاریف اضطراب ………………………………………………………………………….. 78
2-11 نظریه پیرامون اضطراب ………………………………………………………………………………. 79
       2-11-1 درمان اختلالات اضطرابی در كودكان ………………………………………………. 88
2-12 پیشینه پژوهش ………………………………………………………………………………………….. 90
       2-12-1  پژوهش های انجام شده در ایران…………………………………………………….. 90
       2-12-2 پژوهش های انجام شده در خارج…………………………………………………… 91
2-13 چارچوب نظری ………………………………………………………………………………………… 94
فهرست مطالب صفحه
فصل سوم: روش اجرای پژوهش  
3-1 مقدمه ………………………………………………………………………………………………………… 99
3-2 نوع پژوهش ……………………………………………………………………………………………….. 101
3-3 ابزار گردآوری اطلاعات ……………………………………………………………………………….. 101
      3-3-1 پرسشنامه شیوه های فرزندپروری ……………………………………………………….. 101
      3-3-2  شیوه نمره گذاری پرسشنامه فرزندپروری……………………………………………. 102
      3-3-3  روایی………. …………………………………………………………………………………… 103
       3-3-4 پایایی …………………………………………………………………………………………….. 103
       3-3-5 شیوه اجرای پرسشنامه فرزندپروری پژوهش ………………………………………. 103
3-4 پرسشنامه پرخاشگری ………………………………………………………………………………….. 104
    3-4-1 مقیاس اضطراب کودکان پیش دبستانی اسپنس ……………………………………….. 104
    3-4-2 روایی و پایایی  ………………………………………………………………………………….. 104
    3-4-3روش اجرا ………………………………………………………………………………………….. 105
3-5 جامعه آماری ………………………………………………………………………………………………. 105
     3-5-1 حجم نمونه  ……………………………………………………………………………………… 105
      3-5-2 شیوه نمونه گیری ……………………………………………………………………………… 106
فهرست جداول صفحه
3-6 شیوه تجزیه و تحلیل اطلاعات  …………………………………………………………………….. 106
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها  
4-1 مقدمه ………………………………………………………………………………………………………… 109
4-2 توصیف آماری ……………………………………………………………………………………………. 109
4-3 بررسی فرضیه ها (استنباطی) ………………………………………………………………………… 115
فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری  
5-1 مقدمه ………………………………………………………………………………………………………… 125
5-2 یافته های پژوهش ……………………………………………………………………………………….. 126
5-3 محدودیتها و مشكلات …………………………………………………………………………………. 131
5-4 پیشنهادات پژوهش ………………………………………………………………………………………. 131
منابع …………………………………………………………………………………………………………………. 133
چكیده انگلیسی ………………………………………………………………………………………………….. 138

چكیده:

هدف از پژوهش حاضر شناسایی رابطه بین شیوه های فرزندپروری والدین با پرخاشگری و اضطراب کودکان آنها در مقطع پیش دبستانی استان البرز، شهر فردیس می باشد. جامعه مورد بررسی تعداد 60 نفر از کودکان مشغول به تحصیل در مقطع پیش دبستانی به همراه مادران آنها می باشند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه شیوه فرزندپروری بامریند، پرسشنامه پرخاشگری واحدی و همچنین پرسشنامه اضطراب اسپنس و دیگران بود كه هر دو برای كودكان می باشد. پس از جمع آوری اطلاعات، داده ها با کمک نرم افزار آماری 21SPSS و LISREL8. 8 استفاده شد. آمار توصیفی که شامل جداول فراوانی، نمودارهای شاخص پراکندگی و نمودارهای شاخص گرایش مرکزی و آمار استنباطی جهت تجزیه و تحلیل قرار گرفت. سپس برای بررسی متغیرهای مستقل بر روی متغیر پیش بین از رگرسیون گام به گام استفاده شد. سطح معنی داری01/0= a و 05/0=a به منظور آزمون فرضیه ها در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد شیوه سهل گیر با ضریب مسیر 0.19- پرخاشگری را پیش بینی میکند و شیوه مستبد با ضریب مسیر 0.53 پرخاشگری را پیش بینی میکند. و  شیوه مستبد با ضریب مسیر 0.25 اضطراب را پیش بینی می نماید. این ارتباطات نشان می دهند فرضیه کلی پژوهش تایید شده است و بین شیوه های فرزند پروری با اضطراب و پرخاشگری كودكان پیش دبستانی رابطه وجود دارد.

كلید واژه : شیوه های فرزندپروری، پرخاشگری. اضطراب ، كودكان پیش دبستانی

1-1 مقدمه

          تأثیر خانواده به عنوان اولین و مؤثرترین واحد اجتماعی بر فرزندان امری بدیهی و مشخص است و تردیدی نیست كه خانواده به عنوان قویترین سیستم بر پایه ریزی و شكل گیری شخصیت و فرآیندهای درونی فرزند تأثیر عمیق و به سزایی دارد و آنها را شكل می دهد بسیاری از ویژگی های شخصیتی كودك تحت تأثیر ویژگی های شخصیتی و شیوه های فرزندپروری والدین است. (پارسا،1387؛305)

          محیط خانواده با ثبات گرم و آزادمنش باعث الگوی رفتاری خودرهبری، نبودن تنش، وجود آرامش روحیه واقع گرا، ابتكار، استقلال عمل، رقابت با همتایان می شود و محیط خانواده با گذشت حمایت كننده باعث الگوی رفتاری تأخیر در بلوغ، نداشتن خودرهبری، نبودن احساس مسئولیت، كمبود اعتماد به نفس می شود و محیط خانواده سختگیر. خودكامه باعث الگوی رفتاری اطاعت كوركورانه یا آزادی پرخاشجویانه، كشاكش بر سر وابستگی طغیان آشكار و نهان می شود. (پارسا،1387؛305)

با توجه به تحقیقات انجام شده معلوم شده که فرزندپروری دو جنبه گسترده دارد:

جنبه اول: پرتوقع بودن.

بعضی از والدین معیارهای عالی برای فرزندان خود دارند و از آنها توقع دارند تا این معیارها را برآورده سازند. برخلاف این دسته از والدین، والدین دیگری هستند که توقع کمی از فرزندان خود دارند.

جنبه دوم: پاسخدهی است.

برخی از والدین نسبت به فرزندان خود پذیرا هستند و به درخواست­های آنها پاسخ می دهند. آنها معمولاً با فرزندانشان به بحث آزاد می پردزاند و در مقابل بعضی از والدین هم، طرد کننده و  بی اعتنا هستند (ماسن و همکاران، ،1391؛650).  

          حال که مهمترین کانون رشد و تربیت کودک خانواده است پس چه باید کرد؟ قدری تأمل برانگیز است. طفل با امکانات بالقوه ارثی پا به محیط خانواده می گذارد و بعد این محیط است که با قدرت های رفتاری از بدو تولد و حتی قبل از آن او را احاطه کرده و فرآیند اجتماعی شدن به برکت تعامل با تک تک اعضای خانواده می باشد و از طرف دیگر والدین با ایجاد روابط عاطفی سالم و سازنده، ابراز محبت و پذیرش کودک و با تعیین ملاک های با ثبات از رفتارهای مطلوب بهترین و مؤثرترین شیوه های اجتماعی شدن و بقای یک تربیت صحیح را فراهم کنند (ماسن و همکاران، ،1391؛650).  

روی هم رفته والدینی خوب هستند که سعی در شناخت نیازهای جسمانی، عاطفی، اجتماعی، عقلانی و اقتصادی فرزندانشان داشته باشند و با در نظر گرفتن شرایط و نیز جوانب و عواقب آن به رفع آن نیازها بپردازند و با مراجعه به متخصصین امر و مطالعه آثار دانشمندان در زمینه های مربوط به تربیت کودکان بهترین روشها را برای تربیت فرزندانشان برگزینند و در پرورش شخصیت آنان تلاش نمایند (كدیور، 1390؛276).

انسان موجودی سلطه طلب و خطرناک است. این موجود از ترکیب توانایی های ذهنی[1] و تناسب عضلانی و چالاکی توانسته است با مهارت اما بی رحمی به چنین مرتبتی از قدرت دست یابد. اما حتی همین ویژگی ها به تنهایی ضامن استیلا و بقای او نیستند، در ورای همه ی این ها نیرویی عظیم و پویا نهفته است که او را به رقابت و پیروزی و موفقیت سوق می دهد. هرگاه سدی در برابر این نیروها قرار گیرد و یا جریان آن به نحوی مختل شود، این نیروی نهفته به جای آنکه تحلیل برود، وسعت می یابد و تقویت می گردد. نتیجه ی این تقویت، خشم است. متأسفانه در حالیکه نیروی نهفته در رفتار خشمگینانه، ضامن رقابت انسان با جهان پیرامونش است و او را از کناره گیری و انزوا برحذر می کند اما ریشه در سیر تکاملی گذشتة ما دارد و با توانایی های ارزشمند ذهنی ما بی ارتباط است به همین دلیل نیز وقتی خشم عرصه ی تاخت و تاز می یابد، عقل سلیم[2]، آداب پسندیده، احترام به قانون و جامعه به باد فراموشی سپرده می شود. خشم می تواند سازنده و یا مخرب باشد. دکتر روان شناس آنتونی استور یادآوری می کند که خشم سرکوب شده، می تواند به شکل افسردگی، تنش و یا بیماری های جسمی تظاهر کند. (كدیور، 1390؛276).

          اضطراب در واقع ترس و بیمی كلی مبهم و بسیار ناخوشایند است آدم های بسیار مضطرب خیلی نگران هستند ولی اضطرابشان لزوماً لطمه ای به عملكردشان نمی زند اختلالات اضطرابی اختلالاتی هستند كه در آنها بی قراری حركتی (از جا پریدن، لرزش، ناآرامی) بیش فعالی (گیجی، تند زدن قلب، و گاهی عرق كردن) و بیمناكی دیده می شود تقریباً 1/19 میلیون نفر از بزرگسالان 18 تا 54 ساله آمریكایی یعنی حدوداً 3/13 درصد این گروه سنی اختلال اضطرابی دارند (سانتراگ،2013 ؛ 188) اما به رغم این شیوع بالا،بسیاری از کودکان دچار اختلالهای اضطرابی بدون درمان باقی                   می مانند.(ماناسیز،2008؛71)،و یکی از مهمترین دلایل این موضوع عدم تشخیص دقیق علایم اضطرابی کودکان توسط والدین ونیز عدم توانایی کامل کودکان در بروزحالت های اضطرابی و گزارش آن ها به درمانگر است(بالدوین و همكاران،2007؛252).

          در پهنه زندگی، محیط اجتماعی چالش های متفاوتی را پیش روی ما می گذارد كه مستلزم رشد مهارت ها، باورها یا احساسات جدید است. طی دوران كودكی ترس ها و اضطراب ها این قبیل چالش ها را بوجود می آورند. كودكان با فراگیری روش های مقابله با موقعیت های اضطراب زا و ترس آور این دوران نحوه كنار آمدن با ترس ها و اضطراب های زندگی آتی را می آموزند برای مثال اذعان به ترس رویارویی و سپس مقابله با آن در نهایت نترسیدن در واقع توالی رشد كودك است تا در آینده برای مقابله با ترس و اضطراب آماده باشد ترس و اضطراب چالش های طبیعی رشد برای رسیدن به بلوغ فردی است(كندال،1384؛158).

1-2 بیان مساله

در دهه­های اخیر ، تحقیقات بسیاری در مورد اثرات شیوه­های فرزندپروری والدین بر رشد کودک انجام گرفته است. خانواده نخستین پایگاهی است که پیوند بین کودک و محیط را فراهم می­کند. کودک در خانواده نگرش­های اولیه را درباره جهان فرا می­گیرد، از لحاظ جسمی و ذهنی رشد می­یابد، شیوه­های سخن گفتن را می­آموزد ، هنجارهای اساسی رفتار را یاد می­گیرد و سرانجام نگرش­ها، اخلاق و روحیاتش شکل می­گیرد و اجتماعی می­شود (هیبتی،1381؛92). اکثر مشکلات رفتاری کودکان منعکس کننده شرایط پیچیده بین فردی اعضای خانواده بویژه والدین می­باشد. به عبارت دیگر وجود مشکلات رفتاری کودک به منزله روابط معیوب اعضای خانواده با یکدیگر است و با روش­های تربیتی نادرست والدین و تعاملات معیوب آنها با فرزندان ارتباط دارد (گلگلی،1391؛102).

پژوهشگران نشان داده­اند که در بین عوامل مختلف شکل­گیری شخصیت ، شیوه­های فرزندپروری، از مهم­ترین و بنیادی­ترین عوامل محسوب می­شوند (نوابی نژاد،1384؛58). از سوی دیگر اهمیت سنین پیش از دبستان مورد تاکید و توجه بسیاری از نظریه­پردازان و روان­شناسان رشد کودک واقع شده است. آنها بر این باورند که کودک قبل از پنج سالگی به 80% رشد نهایی خود می­رسد و هوش، استعداد، مهارت، خلق و خو و شخصیت وی در این دوران شکل می­گیرد ( شفیع آبادی،1381؛83).گزل[3] معتقد است کودکان از سنین پنج تا شش سالگی نسخه کوچک فردی هستند که درآینده خواهند بود . به عبارت دیگر ، گزل بیشترین تاکید را بر اهمیت دوران پیش­دبستانی دارد و سهم حیاتی این دوره را در شکل­گیری شخصیت کودک گوشزد می­کند. چرا که پایه­های راستین شخصیت، در سنین پیش­دبستانی استوار می­شود (مولوی و همکاران، 1385؛15).

بامریند[4] (1966،1971) الگوی نسبتاً متفاوتی برای سبکهای تربیتی ارائه کرده است:

الف- سبک تربیتی استبدادی (والدین خودکامه و مستبد) : والدین واجد این سبک تربیتی         می­کوشند تا رفتار کودک را طبق ارزش­ها و معیارهای مطلق و سنتی، کنترل و ارزیابی کنند. از ویژگیهای این سبک تربیتی ، اطاعت و فرمانبرداری، پرهیز از تشویق­های کلامی و کاربرد روش­های انضباطی سخت و زورمندانه است (رحمانی ، 1390؛69 ).

ب- سبک تربیتی قاطع و اطمینان بخش: والدین دارای یک سبک تربیتی تلاش می کنند تا به فعالیتهای کودک جهت­گیری­های روشن و محکم همراه با آزادی­های معقول و محدودیت­­های منطقی بدهند. همچنین می­کوشند تا در اجرای برنامه­ها از دلایل و توضیحات منطقی استفاده کنند (رحمانی ، 1390؛69).

ج- سبک تربیتی سهل گیر و بی بند و بار: والدین واجد این سبک تربیتی سعی بر آن دارند که محیطی پذیرا ، تاییدکننده و آرام برای کودکان خود بوجود آورنده به رغم این جنبه های مثبت تربیتی ، آنان از کودکان خود در زمینه مسئولیت­های اجتماعی، تصمیم­گیری و اجرای برنامه­ها انتظارات معینی ندارند (رحمانی ، 1390؛69).

پرخاشگری[5] نوعی گرایش در پاسخ به خشم است. طبق نظریه روان کاوی[6]، پرخاشگری  سائقه ای ناشی از ناکامی است و بنابر نظریه یادگیری اجتماعی، پاسخی است آموخته شده که دارای حکمت هاییدیگری نیز از جمله دفاع و دفع خطراتی است که بقا و ادامه زندگی را تهدید کند و اگر مهار نشود و به راه های صحیح هدایت نگردد و همین ابزار دفاعی موجب آسیب های جبران ناپذیری می شود.

خانواده و شیوه های تربیتی والدین تأثیر خیلی مهمی بر روی چگونگی ابراز خشم و میزان پرخاشگری و میزان کنترل پرخاشگری دارد.

سه روش فرزندپروری که شامل آزادگذاری مطلق[7] استبدادی[8] و اقتدارمنطقی[9] است، این سه روش از یک جهت نحوه ارتباط اعضای خانواده را مشخص می سازد و از جهت دیگر در طرز ارتباط آنها با هم تأثیر می کند (رحمانی ، 1390؛73).

طرز برخورد افراد یک خانواده با هم در پرورش شخصیت و رفتار کردن نفوذ شدید دارد. چون فرزندان از درون خانواده یاد می گیرند و می آموزند، علاوه بر آن که خشم سائقه ای ناشی از آن است که نگرش ها، برداشت ها، عوامل محیطی، خانوادگی، عوامل درونی و عاملین خشونت منجر به خشونت می شوند. وقتی که خشم عرصه تاخت و تاز یابد عقل سلیم، آداب پسندیده، احترام به قانون و جامعه به باد فراموشی سپرده می شود. کنترل خشم و پرخاشگری در انسان می تواند باعث جلوگیری از بروز آسیب های ناشی از این امر باشد، بروز خشم در انسان می تواند عوامل متعددی را دربرگیرد و این توجه خاص تا حدودی به دلیل اهمیت اجتماعی مسئله خشم است (رحمانی ، 1390؛73).

از نظر اجتماعی در عصری که سلاح های هسته ای به صورت گسترده در دسترس است حتی یک اقدام پرخاشگرانه نیز می تواند فاجعه به بار آورد. تاکنون گفته شد خشم می تواند در تمامزمینه های زندگی انسان وجود داشته باشد و این نکته حائز اهمیت است که چگونه می توان آن را نمایان کرد و چطور آن را کنترل کرد (کریمی ، 1384؛119). 

دیر زمانی است که معلوم شده برخی از گرایش­های تربیتی والدین با پیدایش رفتارهای غیرانطباقی کودکان رابطه دارد (بکر[10] ، 1969) و (فرانز[11] ، 1991) پژوهش­های بسیاری که در زمینه چگونگی برخورد والدین با کودکان و روش­های تربیتی انجام شده ، نشان می­دهند که روش­های تربیتی والدین اثرات طولانی بر رفتار، انتظارات و در نهایت بر شخصیت افراد در آینده دارند. والدینی که اجازه نمی­دهند کودک ابزار وجود یا اظهار نظر کنند، مانع بروز هیجانات و احساسات درونی کودک می­شوند و در نتیجه این کودکان در آینده افرادی روان آزرده ، مضطرب و پریشان و پرخاشگر خواهند شد (احمدیان، 1384؛58).

از مسائل مبتلا به بسیاری از خانواده­ها مساله­­­ی پرخاشگری کودکان و ابراز خشم و خشونت نسبت به والدین ، برادران و خواهران و حتی افراد کوچه ، مدرسه و خیابان است. رفتار آنان به­گونه­ای است که موجبات رنج و زحمت والدین را فراهم آورده و در مواردی وضعی پدید می­آوردند که دیگر قابل دفاع نیست و سبب شرمندگی اولیای آنهاست. یکی از شایع­ترین مشکلات رفتاری که موجب ناراحتی و پریشانی دیگران می­شود و بهداشت روانی فرد ، خانواده و جامعه را مختل می کند پرخاشگری است (قائمی ،1383؛223 ).

پرخاشگری، عدم کنترل رفتار در برابر موقعیت­های ناخواسته می باشد. به اعتقاد هیلگارد پرخاشگری به رفتاری اطلاق می­شود که هدف از آن نابود کردن خود یا افراد و یا صدمه رساندن به آنان (جسمانی یا زبانی) است (اتكینسون ، 1388؛125) . بدلیل رشد نایافتگی کافی دستگاه عصبی و عدم تحول روانی کامل در کودکان، رفتار آنان نیز در تحول و تغییر خواهد بود. از آنجا که کودک به رشد فکری لازم دست نیافته است ، لذا نمی تواند مانند بزرگسالان بر رفتار خود کنترل داشته باشد (نساجی زاده،1385؛20) .

اساساً پرخاشگری در دوران کودکی تا حدودی عادی است ، ولی بتدریج کودک با رشد شخصیتی برخورد مسلط می­شود. گاهی پرخاشگری اولین علامت یک افسردگی است ولی اغلب واکنشی است انفجاری و آتشین نسبت به محرومیت و ناکامی ، چون کودک نمی­تواند به تعویق افتادن خواسته­های خود را تحمل کند. پرخاشگری شدید ممکن است به علت احساس رنجش کودک در اثر بی­عدالتی یا تبعیض اولیاء باشد. (نساجی زاده،1385؛20).

شیوه­های فرزندپروری و تعاملات والدین با همدیگر و با کودک می تواند در کاهش یا افزایش پرخاشگری موثر باشد. تربیت نادرست والدین یکی از عوامل موثر در ایجاد پرخاشگری است. عدم ارائه جهت کافی ، داشتن رابطه سرد ، تبعیض میان کودکان ، کتک­زدن و بدرفتاری والدین با کودکان پرخاشگری را تشدید می­کند (فرجاد،1389؛201). اما غالباً کشمکش­های درونی و تضادهای وی در مقابل عوامل آزاردهنده یا احساس عجز و ناتوانی موجد پرخاشگری است (نساجی زاده ،1385؛21).

مددی (1387)، نشان داد که برنامه آموزش مدیریت استرس به والدین دارای نوجوانان با اختلال سلوک مفید است و باعث بهبود روابط والدین- فرزند می­شود.سبحانی (1385)، در تحقیقات خود با عنوان اثربخشی برنامه آموزش خانواده در تغییر نگرش مادران نسبت به رفتار پرخاشگرانه فرزندان­شان تفاوت معناداری در پیش­آزمون و پس­آزمون پیدا کرد و این نشانگر ارتقای بهداشت روانی خانواده­ها بود (داستانی و همکاران،1389؛29).

از انواع پرخاشگری که در اوایل سال­های پیش دبستانی پدیدار می شود ” پرخاشگری خصمانه ” است که شامل  دو حالت پرخاشگری آشکار و رابطه­ای می­باشد. پرخاشگری آشکار فیزیکی و کلامی شامل رفتارهای خصمانه نظیر زدن ، هل دادن، لگد زدن و نیز تهدید به انجام این اعمال به صورت کلامی است. ” پرخاشگری رابطه­ای ” شکلی از پرخاشگری است که فرد پرخاشگر با هدف برهم زدن روابط دوستانه و بین فردی قربانی ، اقدام به پخش شایعات یا بدگویی یا وادار کردن افراد به قطع ارتباط با فرد می­نماید و از این طریق باعث منزوی شدن او می­گردد . پرخاشگری دلایل متعددی دارد که یکی از این دلایل اضطراب است بطور کلی اضطراب نتیجه استرس­های مداومی است که در طول زمان در فرد باقی می­ماند. پرخاشگری بدنی با اضطراب رابطه مثبت دارد، یا می توان گفت افرادی که پرخاشگری بدنی بالایی از خود نشان می­دهند، میزان اضطراب بیشتری را هم تجربه می­کنند. نکته اساسی این است که بین اضطراب و پرخاشگری بدنی، رابطه­ای مستقیم وجود دارد.کودکان مضطرب نمی­توانند کودکان آرامی باشند، آنها رفتارهایی پرخاشگرانه از خود بروز می­دهند (رجب پور ،1390؛20).

“اضطراب” یک احساس منتشر، ناخوشایند و مبهم هراس و دلواپسی با منشا ناشناخته ، که به فرد دست می­دهد و شامل عدم اطمینان ، درماندگی و برانگیختگی فیزیولوژی است. وقوع مجدد موقعیت­هایی که قبلاً استرس­­زا بوده­اند یا طی آنها به فرد آسیب رسیده است باعث اضطراب در افراد می­شود. استرس و اضطراب در لغت جنبیدن ، لرزیدن، تپیدن، پریشان حال شدن ، یکدیگر را با چیزی زدن ، بهم واکوفتن، آشفتگی، بی­تابی ، بی­آرامی می­باشد. اختلالات اضطرابی یکی از اختلالات روانی شایع دوران کودکی است. کودکان هم مانند بزرگسالان در طی زندگی­شان به اضطراب مبتلا می­شوند و به میزان بزرگسالان از این اضطراب­ها رنج می­برند. از جمله وقایع استرس­زای زندگی مثل شروع مدرسه ، جابجایی از جایی به جایی دیگر یا از دست دادن والدین می­تواند جرقه­ای برای شروع اضطراب در آنها شود (محمدخانی،1380؛25 ).مطالعات حاکی از آن است  که در حدود 8-12% کودکان دچار انواع اختلالات اضطرابی هستند، که نشان­دهنده میزان اهمیت این اختلال می­باشد. از جمله اختلالات اضطرابی شایع در دوران کودکی می­توان به اضطراب جدایی، اضطراب فراگیر، اختلال وحشت­زدگی یا بدون گذر هراس، اختلال وسواس فکری و عملی، وهراس­های ­خاص اشاره کرد (بیدل[12] ،2005؛263 ). یکی از عوامل موثر در اضطراب بروز رفتار پرخاشگرانه می­باشد. عدم توانایی در کنترل رفتار پرخاشگرانه باعث اضطراب می­گردد. بالا بردن میزان مقاومت و تحمل کودک در برابر ناکامی و سختی­ها، ارضاء صحیح نیازهای کودک ، ایجاد امنیت روانی و بوجود آوردن الگوهای رفتار مناسب می­تواند در پیشگیری رفتار پرخاشگرانه موثر باشد (محمدخانی،1380؛25 ).

هرچند که پرخاشگری و اضطراب باهم مرتبط هستند ، ولی این که هریک چه سهمی در شیوه­های فرزندپروری دارند و سهم هریک چه میزان است، نامشخص است. نقش این متغیرها در شیوه­های فرزندپروری ، به جهعت بهبود روابط والدین با کودکان خود حائز اهمیت بسیاری می باشد. بنابراین پژوهش حاضر قصد دارد در نهایت به این سوال کلی پاسخ دهد که آیا بین شیوه­های فرزندپروری والدین با پرخاشگری و اضطراب کودکان پیش­دبستانی رابطه وجود دارد؟

1- 3 اهمیت و ضرورت پژوهش  

اجتماعی شدن فرآیندی است که طی آن کودک ناتوان بتدریج به شخص خودآگاه، دانا و ورزیده در شیوه های فرهنگی که در آن متولد گردیده است تبدیل می شود. همچنین راه های زندگی کردن در جامعه را می آموزند و ظرفیتهای او را در جهت انجام وظایف فردی به عنوان عضو جامعه توسعه می بخشند.

از آنجا که انسان به غرایز متنوعی مجهز نشده است برای آن که بتواند به حیات خود ادامه دهد به ناچار می آموزد که چگونه به دیگران بپیوندد و یا از آنها دوری گزیند و حتی برای رفع نیازهای خود با آنها رقابت کند. آنچه همکاریهای میان افراد بشر و وابستگی متقابل آنها به یکدیگر را ممکن می سازد نظامی از الگوهای رفتار آموخته شده است که دیگر اعضای یک فرهنگ در آن سهیم هستند.

پرورش اجتماعی رفتار و عقاید اخلاقی یکی از تکالیف عمده در همه فرهنگهاست. همه جوامع باید راههایی بیابند تا مانع از آن شوند که اعضای آن یکدیگر را بکشند یا به هم آسیب برسانند و همانگونه که در زمینه رفتارهای ضد اجتماعی تحقیقات فراوانی انجام شده می بایست مطالعات بیشتری در زمینه جنبه های نوعدوستانه تر، رفتارهای اجتماعی از قبیل همکاری، کمک کردن و مشارکت، همدلی و به طور کلی رفتارهای جامعه پسندانه تر انجام پذیرد زیرا نوعدوستی رفتاری است که همه افراد جامعه با دیدی مثبت به آن می نگرند اما پرخاشگری به منزله رویدادی نامطلوب و ناخوشایند و در عین حال رایج به آن نگریسته می شود. 

پرخاشگری یکی از انواع اختلالات کرداری است که به طور پیوسته و به صورت آزار و اذیت دیگران و تجاوز به حقوق دیگر افراد می باشد. بنابراین رفتاری را می توان پرخاشگرانه نامید که تکرار شود و فرد همواره در موقعیتهای مختلف از خود نشان دهد.

پرخاشگری در رابطه با افراد به صورت زدن، شکنجه دادن و آزار رساندن و دیگر اعمال شبیه تمایلات سادیستی است و این امری است که کم و بیش صورت قالبی دارد.

 البته گاهی هم به صورت سرزنش کردن، استهزاء و مسخره کردن دیگران، بیان سخنان زشت و خشن، اقدام به دزدیهای موذیانه، زمینه سازی برای درگیری و دعوا و زمانی هم بصورت دروغهای شاخدار گفتن است.

در رابطه با اشیاء و پدیده ها پرخاشگری بصورت خراب کردن، نابود کردن اشیاء و ویرانگری ابزار و تسلط بر اشیاء است. او برای به چنگ آوردن آنچه موردنظر است به همه کس و همه چیز به جنگ و ستیز می پردازد و حتی ممکن است شی را بشکند و از بین ببرد اگرچه برای او مفید فایده نباشد. افراد پرخاشگر در رفتار خود ارکان عدالت را در هم می شکنند، رفتارشان خشونت آمیز، گفتارشان درشت است، حقوق افراد را نادیده میگیرند و از خود و طرف مقابل را محکوم مینمایند. پرخاشگری در رابطه با خود بصورت خودکشی و یا اقدام به خودکشی نمایان می شود(كوچك انتظار، 1385؛ 125).

          در تربیت کودک خواه از نظر سازگاری خود کودک و خواه از نظر تأثیر آن روی جامعه هیچ قالب رفتاری دیگر به اندازه پرخاشگری حایز اهمیت نیست و قصور در شیوه های تربیتی کودکان و عدم پیشگیری از رفتار ناسازگارانه می تواند عواقب درازمدت وخیمی را به بار آورد. اگر پرخاشگری کودکان از همان سنین خردسالی تحت کنترل در نیاید در سنین بعدی سرکشی ها و رفتارهای خشونت آمیز دائماً رو به فزونی می گذارد. آنچنان که در دوران بلوغ شدت بسیار می یابند این امر بدان خاطر است که احساس قدرت در فرد بالغ بسیار شده، خود را بر انجام هر  کاری توانا میابد(كوچك انتظار،1385؛ 125)

تعداد صفحه :158

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه اثربخشی آموزش مهارتهای زندگی بر استرس و راهبردهای مقابله ای در افراد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی

دانشكده ی تحصیلات تكمیلی، گروه روانشناسی

پایان نامه برای دریافت درجه ی كارشناسی ارشدرشته روان شناسی

گرایش عمومی

عنوان:

اثربخشی آموزش مهارتهای زندگی بر استرس و راهبردهای مقابله ای در افراد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد

تابستان 94

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست

عنوان                                                                                                           صفحه

فصل یکم: مقدمه پژوهش…. 1

1-1 مقدمه. 2

1-2 بیان مسئله. 5

1-3 اهمیت و ضرورت پژوهش…. 11

1-4 اهداف پژوهش…. 12

1-4-1 هدف اصلی.. 12

1-4-2 اهداف فرعی.. 12

1-5 فرضیه های پژوهش…. 13

1-6 تعاریف مفهومی و عملیاتی.. 13

1-6-1 تعاریف مفهومی.. 13

1-6-1-1 مهارتهای زندگی.. 13

1-6-1-2 راهبردهای مقابله ای.. 13

1-6-1-3 استرس… 13

1-6-1-4 اعتیاد. 14

1-6-2 تعاریف عملیاتی.. 14

فصل دوم: پیشینه پژوهش…. 15

2-1 مهارتهای زندگی.. 16

2-1-1 تعریف مهارتهای زندگی.. 17

2-1-2 تاریخچه مهارت های زندگی.. 17

2-1-3 اهمیت مهارت های زندگی.. 17

2-1-4 مهارتهای اصلی زندگی.. 18

2-1-4-1 مهارت خود آگاهی.. 19

2-1-4-2 مهارت همدلی.. 19

2-1-4-3 مهارت روابط بین فردی.. 19

2-1-4-4 مهارت ارتباط موثر. 19

2-1-4-5 مهارت مقابله با استرس… 19

2-1-4-6 مهارت مدیریت بر هیجانها 20

2-1-4-7 مهارت حل مساله. 20

2-1-4-8 مهارت تصمیم گیری.. 20

2-1-4-9 مهارت تفکر خلاق.. 20

2-1-4-10 مهارت تفکر نقادانه. 20

2-2 مهارت های مقابله ای.. 21

2-2-1 مفهوم مقابله. 21

2-2-2 تدابیر ومنابع مقابله. 21

2-2-3-1 انواع مقابله های كارآمد. 22

2-2-3-2 مقابله های ناكارآمد و غیرمفید. 24

2-3 استرس… 26

2-3-1 ماهیت استرس… 28

2-3-2 آستانه استرس… 30

2-3-3 نظریه ها و الگوهای استرس… 30

2-3-3-1 نظریه روان تحلیل گری.. 30

2-3-3-2 نظریه ضعف جسمانی.. 31

2-3-3-3 نظریه تکوین و تعادل خودکار. 31

2-3-3-4 نظریه پردازش اطاعات… 32

2-3-3-4-1 الگوی فرهنگی- اجتماعی.. 32

2-3-3-4-2 الگوی مذهبی.. 32

2-3-3-4-3 الگوی روان تنی.. 33

2-3-3-4-4 الگوی واکنش حفاظتی.. 34

2-3-3-4-5 الگوی پاسخ فیزیولوژیکی.. 34

2-3-3-4-6 الگوی بیوشیمی.. 35

2-3-3-4-7 الگوی دوهرنوند. 36

2-3-3-4-8 الگوی متغیرهای روان شناختی و اختلال های جسمانی.. 37

2-4 تاریخچه اعتیاد در ایران. 39

2-5 بررسی پژوهشهای موجود. 40

2-5-1 تحقیقات انجام شده در داخل ایران. 40

2-5-2 تحقیقات انجام شده درخارج ازکشور. 44

فصل سوم: روش پژوهش…. 47

3-1 روش پژوهش…. 48

3-2 معرفی متغییرها 48

3-3 جامعه آماری.. 48

3-4  نمونه آمار. 48

3-5 روش نمونه گیری.. 48

3-6 ابزار پژوهش…. 48

3-6-1 پرسشنامه استرس بِک… 48

3-6-2 چک لیست راهبردهای مقابله ای لازاروس و فولکمن.. 50

3-6-3 آموزشهای مهارتهای زندگی.. 50

3-7 شیوه اجرا 57

3-8 روشهای تحلیلی آماری.. 57

فصل چهارم: یافته های  پژوهش…. 58

4-1 آمار توصیفی.. 59

4-2 آمار استنباطی.. 61

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری.. 65

5-1 بحث و نتیجه گیری.. 66

5-2 محدودیت ها 72

5-3 پیشنهادات… 72

5-3-1 پیشنهادات پژوهشی.. 72

5-3-2 پیشنهادات کاربردی.. 72

فهرست منابع. 73

منابع فارسی.. 74

منابع غیر فارسی.. 81

پیوست… 84

پیوست 1 : پرسشنامه راهبردهای مقابله ای لازاروس… 85

پیوست 2 : پرسشنامه اضطراب بِک… 88

چکیده

مقدمه: اعتیاد بلای خانمان­سوز و ریشه مشکلات اجتماعی است و با توجه به این مسئله هدف از انجام این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش مهارتهای زندگی بر استرس و شیوه های مقابله با استرس افراد معتاد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد است.

روش: جامعه آماری این پژوهش شامل  کلیه افراد  مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد استان کرمانشاه است.نمونه پژوهش تعداد 40 نفر بطور تصادفی در 2 گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند، گروه آزمایش متشکل از 20 نفر از افراد معتاد که آموزش گروهی مهارتهای زندگی را در طول 10 جلسه هفتگی دریافت کردند و گروه گواه متشکل از همین تعداد افراد، که این آموزشها را دریافت نکردند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه های استرس بک و راهبردهای مقابله ای لازاروس و فولکمن بود که در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون بر روی 2 گروه آزمایشی وگواه انجام شد. برای تحلیل داده‏ها از شاخص آماری تحلیل کوواریانس، در نرم افزار spss استفاده شده است.

یافته ها: نتایج تحلیل نشان داد که آموزش مهارتهای زندگی، موجب کاهش معنا داری در میانگین نمرات استرس گروه آزمایشی نسبت به گروه گواه گردید.همچنین این آموزشها، موجب افزایش معناداری در میانگین نمرات راهبردهای مقابله ای مسئله محور در بین گروه آزمایشی شد اما این آموزش­ها موجب کاهش معناداری در راهبردهای مقابله ای هیجان محور نگردید.

نتیجه گیری و بحث: نتایج این پژوهشها نشان داد که آموزش مهارتهای زندگی می تواند بعنوان یک روش مداخله ای مفید برای کاهش استرس و افزایش اتخاذ راهبردهای مسئله محور در برابر استرس معتادین به کار رود.

واژگان کلیدی : استرس، مهارتهای زندگی، راهبردهای مقابله ای، معتادان، کرمانشاه

1-1 مقدمه

سازمان بهداشت جهانی سلامت روانی را به عنوان “حالتی از بهزیستی كه در آن فرد توانایی­های خود را می­شناسد و می­تواند با فشارهای روانی بهنجار زندگی كنار آید و به نحو پر ثمر و مولدی كار كند و برای اجتماع خویش مفید باشد “و” توانایی انجام رفتار سازگارانه و مثبت به گونه ای  که فرد بتواند با چالشها وضروریات زندگی خود کنار بیاید”  تعریف می­كند و بطور کلی مهارتهای زندگی عبارتند از: توانا یی­های که منجربه ارتقای بهداشت روانی افراد جامعه، غنای روابط انسانی، افزایش سلامت و رفتارهای سلامتی در سطح جامعه می­گردند. مهارتهای زندگی هم به صورت کسب راهکار سلامت و رفتارهای سلامت روانی و هم بصورت ابزاری در پیشگیری از آسیب های روانی- اجتماعی مبتلا به جامعه نظیر اعتیاد، خشونت­های خانگی و اجتماعی، آزارکودکان، خودکشی، ایدز و موارد مشابه قابل استفاده است. مهارتهای زندگی ابزاری قوی در دست متولیان سلامت روانی جامعه در جهت توانمندسازی جوانان در ابعاد روانی،اجتماعی است. این مهارتها به افراد کمک می­کنند تا مثبت عمل کرده، هم خودشان و هم جامعه را از آسیب های روانی-اجتماعی حفظ کرده و سطح بهداشت روانی خویش و جامعه را ارتقاء بخشند.(قاسم زاده ، 1383). فقدان آموزش لازم برای زندگی امروزه در تمام سطوح و مشاغل و طبقات اجتماعی به خوبی قابل مشاهده است و به تبع آن آموزش­های لازم برای زندگی، برای همه افراد و مشاغل  و طبقات اجتماعی امری ضروری است اما تفهیم این مسئله و تغییر در رفتارهای غلط، موضوعی نیست که با صحبت کردن و یا چند جلسه مشاوره امکان پذیر باشد. بی شک انتخاب روش­های ناکارآمد، روابط اجتماعی نا­موثر، عدم توانایی در بیان احساس، ناتوانی در کنترل خشم، بی تفاوتی نسبت به درد و رنج دیگری، ضعف در برقراری رابطه ای موثر از طریق گوش دادن فعال، برنامه ریزی برای اولویت بندی امور مهم زندگی، تصمیم گیری و حل مسئله و داشتن تفکر خلاق و انتقادی نسبت به دیده ها وشنیده هایمان، همگی وهمگی نیازمند اتخاذ دو مرحله مهم است: الف) شناخت روش­های مقابله کارآمد با بحران­های زندگی   ب)تغییر رفتارهای آموخته شده گذشته. این دو مرحله در آموزش مهارتهای زندگی برای فائق آمدن با مشکلات پیش رو در زندگی آموخته می­شوند و باید این آموزش­ها از محورس تا مکان­های شغلی و هر محیطی دیگر که انسانها با هم زندگی می­کنند ترویج و تشویق شود مخصوصاَ مکان­ها و مشاغلی که بیشتر در معرض فشارها، اضطراب و تنشهای گوناگون هستند(سهرابی، 1387). شاید اگر بدانیم که توجه به واقعیت­ها و اینکه در مرتبه اول این خودمانیم که سرنوشتمان را می سازیم نه دیگران، بتواند ما را در بدست آوردن راهبرد مناسب برای زندگیمان، یاری کند. در واقع یافتن چگونه زندگی کردن و درنهایت آموختن مهارتهای زندگی، همان فرمول مناسب برای دستیابی به زندگی مطلوبتر است(زندی، 1385).

اعتیاد یک بیماری جسمی ، روانی ، اجتماعی ومعنوی است (گلانتر،2006). یکی از مشکلات اساسی در جامعه است ؛ مشکلی که میلیون ها زندگی را ویران و سرمایه های کلان ملی را صرف هزینه مبارزه ، درمان و آسیب های ناشی از آن می­کند. روزانه شمار زیادی از افراد به مصرف مواد روی می آورند و دچار پیامدهای جسمانی ، روانی ، فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی ناشی از آن می شوند.کشور ما نیز بنا به برخی دلایل فرهنگی ، باورهای اشتباه وموقعیت جغرافیایی خاص ، وضعیت مناسبی برای روی آوردن جوانان به اعتیا دارد(خلعتبری وبازرگانیان، 1390). اعتیاد مصرف تکراری مواد است بصورتی که باعث شکست در کار ، تحصیل ، نقش های خانوادگی یا موقعیت های حساس مثل رانندگی با اتومبیل می شود یا مشکلات قانونی مرتبط به مصرف مواد ایجاد می کند (فونتین، 2007).از تبعات اعتیاد افت تحصیلی فرزندان، افزایش آمار طلاق و خشونت خانوادگی است (وست، 2006).مصرف مواد نه فقط سلامت فرد ، بلکه سلامت خانواده و جامعه را نیز به مخاطره می اندازد و موجب انحطاط روانی و اخلاقی فرد می شود (پرویزی، احمدی ونیکبخت نصرآبادی، 1383). در زمینه وابستگی به مواد ، عوامل گوناگون روان شناختی ، اجتماعی، خانوادگی و زیست شناختی درگیر هستند(کولدر و استرود، 2009؛ فرانکویس، اوریاکومب و تیگنول، 2000). پدیده اعتیاد به مواد مخدر مسئله ای جهانی است که همه کشورها به نوعی با آن درگیرند و هریک با توجه به زیرساختهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود راه حل هایی را برای برخورد با این معضل برمی گزینند (آقابخشی، صدیقی، اسکندری، 1388). اعتیاد به مواد مخدر از مسائل ومعضلات اجتماعی عصر حاضر خصوصا در کشورهایی مانند ایران با شرایط اجتماعی جوان و شرایط جغرافیایی خاص خود می باشد. فرد معتاد به علت اینکه پا را فراتر از هنجارها و ارزشهای اجتماعی گذاشته، منحرف تلقی می شود. وی بیماری است که معلول شرایط اجتماعی و فرهنگی واقتصادی است و منحرفی است که مسیر انحرافی اش او را به دیگر انحرافات سوق میدهد. اعتیاد بحرانی اجتماعی برای ایران است که اگر به آن رسیدگی نشود، انواع واقسام انحرافات، بیماری­ها ومشکلات اجتماعی را در آینده ای نزدیک به دنبال خواهد داشت (مظفر، ذکریایی و ثابتی، 1388).

وجود استرس  و فشارهای اجتماعی ، سلامت روانی انسان را به خطر می اندازد و او را به سمت اختلالات  روانی و انجام رفتارهای پرخطرمانند سوء مصرف موادمخدر سوق می د هد . بنابراین در صورتی که فرد راه صحیح مقابله با استرس را نیاموخته باشد و بعبارت دیگر مهارتهای مقابله با استرس را نیاموزد،دچارمشکلات جدی تر خواهد شد . انتخاب راه های مقابله ای مناسب در برابر فشارهای روانی می تواند از تاثیر این فشارها بر سلامت جسمی و روانی فرد بکاهد (رحیمی ،1389).

مفهوم مقابله توسط لازاروس [1](1996) معرفی شد و از آن پس شیوه­ی مقابله افراد با مشکلاتشان مورد بررسی قرار گرفت و ابزارهایی برای اندازه­گیری آن تهیه شدند. مقابله شامل ابعادشناختی، رفتاری، عاطفی است و می­تواند همراه با حل مشکل یا سازگاری با مشکل بدون ارائه­ی راه­حل انجام شود (سارافینو[2]،1386؛ ترجمه ابهری و همکاران). روشهای مقابله از جمله حل مسأله، روشهایی برای مقابله با استرس و حل مشکلات زندگی می­باشند و برای ارتقا زندگی به مطلوب­ترین سطح ممکن، افراد می­توانند راه­های مختلف مقابله با استرس را بیاموزند (هاوتون[3]، کرک[4]، سالکووس کیس[5]، کلارک[6]، 1385). کنار آمدن و سازگاری موفقیت­آمیز با محیط اجتماعی مستلزم مجموعه­های از مهارتهای حل مسائل بین شخصی است که نمی­توان آنها را به وسیله­ی آزمون­های رایج هوش یا آزمون­های شخصیت اندازه­گیری کرد. حل مسأله بر یک فرایند رفتاری-شناختی دلالت دارد که پاسخ­های بالقوه مؤثر را برای یک موقعیت مشکل فراهم می­آورد و احتمال انتخاب مؤثرترین پاسخ را از میان پاسخ­های متعدد افزایش می­دهد. در واقع آموزش حل مسأله را می­توان فرایند کمک به فرد برای رشد یادگیری او در نتیجه افزایش، احتمال مقابله مؤثر در طیف وسیعی از موقعیت­ها تعریف کرد(مالوف[7]، تورستینسون[8]، اسکاتل[9]، 2007). تاریخ پژوهش­های بسیاری بیانگر رابطه­ای پایدار بین تعداد رویدادهای فشارزای زندگی آدمی با سلامت جسمانی و هیجانی وی است (اتکینسون[10]،هیلگارد[11]، 1380). از آنجائی که ارتباط تنگاتنگی بین شرایط جسمانی و هیجانی فرد با رویدادهای فشارزای زندگی وجود دارد، و همچنین استفاده از راهبردهای مقابله­ای سازگار می­تواند منجر به برخورد مؤثر با فشار روانی و در اغلب موارد کاهش مشکل یا مسأله مسبب فشار روانی منجر شود، بخصوص روشهای حل مسأله، میتواند اثربخشی این روشها را معین کند. مقابله به عنوان یک فرایند روان شناختی ، به کوشش های شناختی و رفتاری اشخاص برای حل و فصل شرایط استرس زا گفته می شود. مقابله در برگیرنده تلاش ها، اعم از کنش محور و درون روانی، برای اداره و تنظیم تقاضاهای محیطی، درونی و کشمکش میان آنهاست و دو کارکرد مهم دارد: تنظیم هیجان های ناگوار و در پیش گرفتن کنشی برای تغییر و بهبود مساله ای که باعث ناراحتی شده است(لازاروس وفولکمن، 1989). براساس نظر لازاروس به نقل ازفتی، موتابی ،محمدخانی ،بوالهری و کاظم زاده عطوفی،1385). دو نوع راهبرد مقابله ای مساله محور در برابر فشار روانی وجود دارد: راهبرد مقابله ای مساله محور و راهبرد مقابله ای هیجان محور. در راهبرد مقابله ای مساله محور فرد بر عامل فشارآور متمرکز می شود و سعی می کند اقدامات سازنده ای در راستای تغییر شرایط فشار آور یا حذف آن انجام دهد (فتی و همکاران ، 1385). اما در راهبرد مقابله ای هیجان محور فرد سعی می کند پیامدهای هیجانی واقعه فشار آور را مهار کند. کارکرد اولیه مقابله هیجان محور فرد سعی می کند پیامدهای هیجانی واقعه فشارآور را مهارکند. کارکرد اولیه مقابله هیجان محور تنظیم و مهار هیجانی عامل فشارآور است تا تعادل هیجانی فرد حفظ شود. در راهبرد مقابله ای مساله محور فرد بر مساله تمرکز می کند و سعی در حل آن دارد. در واقع فرد به جمع آوری اطلاعات مربوط به حادثه فشارزا می پردازد و با بهره گرفتن از منابع، طرح ونقشه ای برای حل مساله به کار می برد.برعکس راهبردهای مقابله ای هیجان محور شیوه ای را توصیف می کنند که بر اساس آن فرد بر خود متمرکز می شود و تمام تلاش او متوجه کاهش احساسات خویش است. از سویی راهبرد مقابله ای اجتنابی ممکن است به شکل روی آوردن و در گیر شدن در یک فعالیت تازه و یا به شکل روی آوردن بر اجتماع و افراد دیگر شود . به عبارتی فرد با فاصله گرفتن از مشکل اقدام به فرار و اجتناب می کند (هارن و میچل،2003).

1-2 بیان مسئله

آنچه تحت عنوان مهارت های مقابله ای مطرح می شود همان روش های برخورد با مسائل است كه از طرف فرد به طور آگاهانه طراحی و به اجرا در می آید و نتیجه آن حل مسئله و یا افزایش ظرفیت روانشناختی فرد برای از سرگذراندن موفقیت آمیز شرایط بحرانی و دور ماندن از آسیب های ناشی از بحران های روحی پیش آمده است. مقابله های ناكارآمد نیز تلاش هایی هستند كه گرچه برای مقابله با شرایط دشوار به كار گرفته می شوند ولی نوعاً به بدتر شدن اوضاع و پیچیده تر شدن وضعیت منجر می شوند، لذا نمی توان از این دسته مقابله ها به مهارت تعبیر كرد. مثلاً فردی كه برای كاستن از استرس به مواد مخدر روی می آورد، گرچه نوعی مقابله با استرس و هیجان منفی در كوتاه مدت به وقوع می پیوندد ولی باید هزینه این لذت های كوتاه مدت را به صورت تحمل اعتیاد و عوارض شوم آن بپردازد (ریو ۱۹۹۷ ترجمه سید محمدی 1376). در پژوهشی از زنوزیان و همکاران (1389) با عنوان اثربخشی آموزش حل مسأله در تغییر راهبردهای مقابله­ای دانشجویان، نتیجهی یافته­ها حاکی از آن بود که آموزش حل مسأله باعث تغییر در راهبردهای مقابله­ای میشود که در برخی از آنها (حل مسأله، جلب حمایت اجتماعی) تفاوت بین دو گروه آزمایش و گروه کنترل از لحاظ آماری معنادار میباشد. همچنین در سایر راهبردهای مقابله­ای (مانند ارزیابی شناختی، مهار هیجانی، مهار جسمانی) هر چند تغییرات بالینی مشاهده شد، ولی از لحاظ آماری معنادار نبود. مبتنی بر یافته­ها میتوان نتیجه گرفت که آموزش مهارت حل مسأله به طور کلی می­تواند به تغییر در راهبردهای مقابله­ای منجر گردد که نتایج این پژوهش در راستای پژوهش­های پیشین در این زمینه می­باشد. در پژوهشی از بهادری خسروشاهی و هاشمی نصرت آباد(1390) با عنوان رابطه سبک های دلبستگی، راهبردهای مقابله ای و سلامت روانی با اعتیاد به اینترنت نتایج نشان داد که اعتیاد به اینترنت با راهبردهای مقابله ای مسله محور رابطه منفی و با راهبردهای مقابله ای هیجان محور و اجتنابی رابطه مثبت دارد. جفری(2002) درپژوهشی گزارش کرد که آموزش مهارتهای زندگی قدرت سازگاری با استرس را در فرد افزایش می­دهد و افراد بهتر موانع و مشکلات موقعیتی را کنار می­زنند. گرمن )2002( در پژوهشی دیگر تاکید نمود که آموزش مهارتهای زندگی باعث کاهش سوء مصرف مواد و رفتارهای وابسته به آن مانند خشونت، گوشه گیری، فرار از مدرسه و دزدی می­شود. این پژوهش بر روی کودکان مدرسه­ای که در مدرسه دارای پرونده بزهکاری بوده صورت پذیرفت و یافته­ها نشان داد که این آموزش­ها می­تواند به عنوان یک بسته پیشگیری کننده و یا بازدارنده به ارتکاب جرم یا نابهنجار نا بهنجارهای رفتاری برای کودکان عمل کند. بوتوین و همکاران (2004) اثر برنامه­های آموزش مهارتهای زندگی را به مصرف الکل، سیگار و دارو بررسی نمودند، این برنامه شامل آموزش مهارتهای ارتباطی، تصمیم گیری، اضطراب و استرس بود. نتایج نشان داد که آموزش­ها در کاهش مصرف سیگار، الکل و دارو موثر بوده­اند. موضوعی که هودسان (1992) براساس مطالعات خود بدان اشاره کرد که افراد با عزت نفس پایین­تر و برخودار از حمایت­های اجتماعی و خانوادگی کمتر به دلیل فشار روانی استرس بالایی را تحمل می­کنند بیشتر راهبردهای هیجان محور و اجتنابی را به کار می­برند. نتایج پژوهش (بوکارتس،2010؛  هپکو و همکاران،2007) نشان داد که آموزش مهارتهای زندگی برکاهش اضطراب موثر است. نتایج پژوهش­های تونل (2006) از اثربخشی آموزش مهارتهای زندگی بر بهبود توانایی برقراری ارتباط مثبت وهمچنین انعطاف پذیری در افراد خبر می­دهد. آموزش مهارتهای زندگی، دربرنامه­های گوناگون موثر و مفید بوده است. مثل برنامه­های پیشگیری از سوء مصرف دارو(بوتوین وهمکاران،2004؛ پیشگیری ازایدز،سازمان جهانی بهداشت،1994). در پژوهشی از بوتوین وهمکاران (2000) مربوط به برنامه پیشگیرانه، آموزش مهارتهای زندگی این نتیجه حاصل شده است که استفاده از مواد مخدر بین دانش آموزانی که در این برنامه آموزشی شرکت کردند، حداقل نصف میزان مصرف دانش آموزانی بوده است که دراین برنامه شرکت نداشتند. برنامه­های پیشگیری مبتنی بر آموزش مهارتهای زندگی، براساس مطالعات انجام شده بسیار موثرتر ازگرایش­های سنتی است. مثلا پری و کلدر (1992) دریافتند که گرایش­های جامع پیشگیری ازسوء مصرف مواد(شامل آموزش مهارتهای زندگی برای ارتقاء مهارتهای اجتماعی ) در به تعویق انداختن شروع مصرف الکل و ماری جوانا بسیار موثرتر از گرایش­های مبتتی بر ارائه دانش و اطلاعات و گرایش­های مبتی بر رهبری همسالان بوده­اند و همچنین گلین (1989) در مروری بر گرایش موثر در پیشگیری از مصرف سیگار، به این نتیجه رسید که آموزش مهارتها، جزء ضروری برنامه­های موفق وموثر است(نوری و محمدخانی، 1389). انسیکویچ و وایسونگ(1990) پژوهش کنترل شده وسیعی درباره پیشگیری ازسوء مصرف مواد برروی جمعیت678 نفری از دانش آموزان کلاس پنجم انجام دادند و مقایسه پیش آزمون و پس آزمون نشان داد که مهارتهای مقابله گروه آزمایشی در مقابل افراد گروه کنترل افزایش چشمگیری داشت.(نوری و محمدخانی، 1389). پژوهش ارکات وهمکاران (1991) که به صورت پژوهش تجربی و کنترل شده اجرا شد2530 دانش­آموز در گروه کنترل و2530 دانش­آموز در گروه آزمایشی را مورد بررسی قرار داد. گروه آزمایشی در مورد مهارتهای ارتباطی، تصمیم گیری و مراحل حل مساله آموزش داده شده­اند نتایج نشان داد که در گروه آزمایشی مصرف سیگار، الکل و سایر مواد مخدر کاهش چشمگیری یافت. چنین برنامه­ای در فنلاند، بر روی 4523 دانش­آموز اجرا شده و نتایج مشابهی بدست داد (آقاجانی، 1381). پژوهشهای اخیر حاکی از آن هستند که عزت نفس ضعیف با: سوء مصرف الکل و دارو(کامفر وترنر،سینگ، 1994)، بزهکاری(دوکز و لورچ، 1989)، بی بندوباری جنسی (کدی، 1992)، افکار مربوط به خودکشی(چوکت و همکاران، 1993؛ نوری ومحمدخانی، 1389) همبستگی دارد. در پژوهشی که احمدیان (1389)، تحت عنوان بررسی اثرآموزش مهارتهای زندگی در دانش آموزان خفیف فکری انجام دادند به این نتیجه رسیدند که پس از آموزش مهارت خودشناسی، اجتماعی و روابط بین فردی، مدیریت خشم، اثرات مثبت زیادی در این افراد دیده شد. ثمری و لعلی فاز(1385) درپژوهشی نشان دادند که آموزش مهارت­های زندگی در مجموع موجب بهبود نسبی شاخص­های سلامت روان ( استرس خانوادگی و پذیرش اجتماعی) در گروه­های شرکت کننده می­شود. نتایج بررسی اجرای آموزش مهارتهای زندگی برای مقاطع چهارم و پنجم ابتدایی در شش استان کشور(تهران، کرمانشاه، شهرستانهای استان تهرن، سیستان و بلوچستان، آذزبایجان غربی و ایلام) توسط دفتر بهداشت و تغذیه وزارت آموزش و پرورش درسال تحصیلی 77-78 نشان داد که در پیش آزمون بین گروه کنترل و آزمایش تفاوت وجود ندارد. اما در مرحله پس آزمون تفاوت معنی داری بین میانگین نمرات دو گروه وجود دارد و در مقایسه با استانها استان کرمانشاه بالاترین نتایج را نسبت به استانهای دیگر دارد(اسماعیلی 1380). راشد (1387) در پژوهشی به بررسی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی در توانایی کنترل خشم و پرخاشگری نوجوانان پرداخته است. روش این پژوهش آزمایشی بوده است که برای انجام آن در یک طرح پیش آزمون- پس آزمون یک گروهی، سی نفر از نوجوانان کم توان ذهنی (20پسر10دختر) به شیوه نمونه گیری خوشه ای یک مرحله ای از سه مرکز توانبخشی ذهنی بالای 14 سال بهزیستی استان مازندران انتخاب شده و پس از تاییدِ عقب ماندگی ذهنی خفیف براساس آزمون­های هوشی وکسلر و یا ریون و وایلند وارد طرح پژوهش شدند. اثربخشی آموزش مهارت های زندگی در سه مهارت پایه ای مورد نیاز این گروه یعنی خودآگاهی، ارتباط بین فردی روابط اجتماعی، و کنترل خشم وپرخاشگری بوسیله آزمون t مستقل مورد ارزیابی قرارگرفت و نتایج طرح تاثیر کلی آزمون مهارت های زندگی، (t=7/136) ، مهارت خودآگاهی(t=5/882) ارتباط بین فردی ،(t=7/430) ، کنترل خشم( t=4/762) معنادار ارزیابی شد. در مجموع نتایج تاثیر مثبت آموزش مهارت های زندگی در گروه شرکت کنندگان را نشان داد. ابزار سنجش پرسشنامه سلامت عمومی بود و داده­ها از طریق کواریانس چند متغیری (مانووا) تحلیل شد. یافته ها نشان داد آموزش مهارت های زندگی و راهبردهای مقابله با فشار روانی به طور معنا دار موجب افزایش سلامت روان در دانشجویان می­گردد. در پژوهشی که توسط وردی (1383)، انجام شد تاثیر آموزش مهارت­های زندگی بر سلامت عمومی، ابراز وجود، عزت نفس و مسوولیت پذیری دانش­آموزان دختر سال اول متوسطه ناحیه یک اهواز مورد بررسی قرار گرفت نتایج نشان داد که آموزش مهارت­های زندگی بر سلامت عمومی، عزت نفس و خود ابرازی دانش­آموزان تاثیر مثبت داشته و موجب افزایش معنی­دار هر کدام از متغیرها شده است. در طرح تحقیقاتیِ آقاجانی (1381) تحت عنوان نقش آموزش مهارتهای زندگی و شیوه های مقابله بیانگر رشد توانایی های فرد در مقابله با استرس و حل مشکل اعتماد به نفس رشد و بهبود روابط خانوادگی و ارتباط با همسالان پیشگیری از ترک تحصیل بین دانش آموزان و جلب مشارکت فعال دانش آموزان درجهت آموزش و انتقال آموخته می­باشد. باقری وهمکاران (1380)آموزش مهارتهای زندگی بر دانش آموزان موجب ایجاد تغییرات معنی دار در دانش نگرش وعزت نفس آنها درسطح(>p../.)شده است. کچوئیان (1390) در تحقیقی که توسط کارشناسی بهداشت تغذیه آموزش و پرورش استان تهران بر روی 1517نفر از دانش آموزانی که مهارتهای زندگی به آنها آموزش داده شد انجام گرفت. نتایج نشان داد که در مرحله پیش آزمون بین دو گروه هیچ گونه تفاوت معنی داری وجود ندارد اما در مرحله پس آزمون میانگین نمرات گروه آزمایشی تفاوت معنی داری با گروه کنترل نشان داد که حاکی از موفق بودن برنامه آموزش مهارتهای زندگی بود. خاکپور(1381) اجرای برنامه آموزش مهارتهای زندگی اثرات بلند مدتی در پیشگیری از شروع مصرف مواد مخدر یا گرایش به مواد مخدر را تایید می­نماید. همچنین مشخص گردید که عملکرد تحصیلی دانش آموزان نیز بهبود چشمگیری پیدا کرده است. در پژوهشی که توسط یاوری (1383) ، صورت گرفت تاثیر آموزش مهارتهای زندگی بر سلامت عمومی و عزت نفس و خود ابرازی دانش آموزان دختر سال اول متوسطه شهرستان اهواز مورد بررسی قرار گرفت و نتایج نشان داد که آموزش مهارتهای زندگی برسلامت عمومی، عزت نفس و خود ابرازی دانش آموزان تاثیر مثبت داشته و موجب افزایش معنی­دار هر کدام از متغیرها شده است. نتایج تحقیق شریفی (1390) نشان می­دهد که آموزش مهارت حل مساله می تواند در بهبودی یا کاهش میزان افسردگی نوجوانان و علائم اختصاصی افسردگی آنان موثر باشد و موجب افزایش میزان کفایت شخصی آنها و توانایی ایشان در روابط بین فردی با همسالان گردد. احمدی زاده(1373) در تحقیق خویش به این نتیجه دست یافت که آموزش مهارت حل مساله با افزایش شایستگی­های اجتماعی و ارتقاء سطح روابط بین فردی نوجوانان ارتباط قاطع دارد و بر افزایش مفهوم خود تحقیقی نوجوانان موثر می­باشد. پاپیری(1389) در تحقیق خود26 نفر از دانش آموزان دختر و پسر که سابقه اقدام به خودکشی داشتند را بطور تصادفی انتخاب نموده و به 2 گروه آزمایشی و کنترل تقسیم نمود بعد از12 جلسه آموزش حل مساله به 2گروه آزمایشی این نتایج حاصل شد که اموزش مهارت حل مساله می­تواند در کاهش میزان افسردگی و نا امیدی و بهبود مهارتهای مقابله ای نوجوانان اقدام کننده به خودکشی موثرباشد. الف)آموزش مهارتهای زندگی سلامت رئان آزمودنی ها را بهبود می بخشد. ب)تاثیرآموزش مهارتهای زندگی برمنبع کنترل آزمودنی هی معنا دار نبوده است. ج) بین سلامت روان و شیوه های مقابله ای وهم چنین بین منبع کنترل و شیوه های مقابله ای ارتباط مثبت و معنی­داری وجود دارد اما  بین سلامت روان و منبع کنترل ارتباط مثبت و معنی­داری وجود ندارد. طارمیان(1389) آموزش مهارتهای زندگی را بر افزایش سلامت جسمانی و روانی مانند اعتماد به نفس، مقابله با فشارهای محیطی و روانی، کاهش اضطراب و افسردگی، کاهش افکار خودکشی گرایانه، کاهش افت تحصیلی، تقویت ارتباطات بین فردی و رفتارهای سالم و مفید اجتماعی، کاهش سوء مصرف مواد مخدر و پیشگیری مشکلات روانی رفتاری و اجتماعی موثر قلمداد کرده است. در پژوهشی از ریانی و همکاران (1393) با عنوان استرسورها و راهبردهای مقابله ای در بیماران تحت همودیالیز، تحلیل داده ها نشان داد که واحد های مورد پژ‍وهش استرسورهای روانی اجتماعی را عذاب آورتر از استرسورهای فیریولوژیک می دانستند وآنها را بیشتر تجربه کرده بودند. مکانیسم مقابله ای خوشبینانه رایج ترین راهبرد مقابله ای مورد استفاده در آنان بود. بیشترین استرسورهای فیزیولوژیک تجربه شده خستگی، محدودیت مایعات، محدودیت غذا و سوراخ شدن رگ ها و بیشترین استرسورهای روانی اجتماعی تجربه شده محدودیت مکانی و زمانی برای گذراندن تعطیلات، بی حوصلگی، اختلالات خواب واختلال در شغل بود. با توجه به گزارش بیماران مبنی بر عذاب آور تربودن استرسورهای روانی اجتماعی در قیاس با استرسورهای فیزیولوزیک اولویت برنامه ریزی برای کاهش و یا تعدیل آنان ضروری به نظر می رسد. آشنائی با استرسورهای تجربه شده و میزان استفاده و تاثیر راهبردهای مقابله ای بکار رفته، می تواند در تدارک برنامه های مناسب به منظور تسهیل سازگاری و کسب مهارت های لازم برای بیماران و خانواده آنان موثر باشد. نورعلی و عابدین (1390) در پژوهشی با عنوان مقایسه متغییرهای هوش هیجانی و راهبردهای مقابله ایدر موفقیت و عدم موفقیت در آزمون سراسری نتیجه گرفتند که افراد موفق، خوش­بین­تر و خودشکوفاترند و تکانه های خود را بهتر کنترل می­کنند سازکاری ببهتری دارند و هوش هیجانی آنها بالاتر است و به نحو بهتری با فشارها مقابله می­کنند و از طرفی افراد ناموفق از راهبردهای مقابله ای متمرکز بر هیجان بیشتر بهره می­جویند. در پژوهشی از فرزین راد و همکاران (1387) بیان کردند که دانشجویان افسرده در مقایسه با دانشجویان غیرافسرده از راهبرد حل مساله، ارزیابی شناختی و مهار جسمانی بیشتری استفاده کردند؛ از طرفی، دانشجویان افسرده در مقایسه با غیرافسرده از نظر ویژگیهای شخصیتی با هم تفاوت معنی­داری نشان دادند و نتیجه­گرفتند بین راهبردهای مقابله و ویژگیهای شخصیتی رواننژندی، برونگرایی و باز بودن به تجربه­ها با افسردگی رابطه وجود دارد. جلالی مقدم و همکاران (1386) طی پژوهشی بیان کردند که مادران دارای دارای کودکان اختلالات فراگیر در مقایسه با مادران دارای کودکان عادی بیشتر از راهبردهای مقابله ای مبتنی بر مهار جسمانی استفاده می­کنند. علیپور و همکاران(1389) طی پژوهشی بیان کردند بین راهبردهای مقابله ای مسله محور با راهبردهای مقابله ای هیجان محور با شادکامی ارتباط منفی وجود دارد و علت این ناهمسویی را تفاوت جنسیتی و ویژگی های شخصیتی عنوان کردند. برخی پژوهش ها راهبردهای هیجان ودار را به دو گروه مثبت و منفی تقسیم کرده اند و تاثیر راهبردهای هیجان محور مثبت راهم راستا با راهبردهای مسله محور و راهبردهای هیجان محور منفی را متعارض با آن می­دانند(بشارت، 1386) غضنفری و قدم­پور (1387) طی پژوهش با عنوان بررسی رابطه راهبردهای مقابله ای و سلامت روانی در ساکنین شهر خرم آباد نتیجه گرفتند بهداشت روانی افراد در زمینه های جسمانی، روانی و اجتماعی تحت تاثیر شیوه مقابله فرد با مسائل قرار می­گیرد، شیوه هیجان محور در کاهش بهداشت روانی و شیوه مساله محور در افزایش آن نقش دارد. پژوهش مسعودنیا (1386) با عنوان خودكارآمدی ادراك شده و راهبردهای مقابله ­ای در موقعیت های استرس­زا از جمله پژوهش های مهم در این زمینه بوده است که نتایج آن نشان داد بهره گیری بیشتر افراد با خودكارآمدی بالا از راهبردهای مقابل های مسأله محور، و كاربرد بیشتر افراد با خودكارآمدی پایین از راهبردهای مقابله ای هیجان محور، مقابله اجتنابی و خویشتن داری، مورد تردید قرار می گیرد. علیلو و همکاران (1390) با پژوهشی تحت عنوان رابطه ویژگی های شخصیتی و راهبردهای مقابله ای در معتادان HIV مثبت، نتیجه گرفتند روان نژندی با راهبرد هیجان محور همبستگی مثبت، توافق پذیری با راهبرد هیجان محور رابطه همبستگی منفی، برونگرایی با راهبرد مسله محور همبستگی مثبت، با وجدان بودن با مسله محور همبستگی مثبت دارد. بخشی پور رودسری و همکاران (1387) با عنوان مقایسه ویژگی ها و اختلال های شخصیت و راهبردهای مقابله ای معتادان خودمعرف و گروه بهنجار، بیان کردند معتادان خود معرف در مقایسه با گروه بهنجار، از حل مسأله سازنده كمتر و در رویارویی با مشكلات ، راه حل های غیرسازنده را بیشتر به كار می گرفتند. برای پاسخ دادن به این پرسش كه آیا راهبردهای حل مسأله در دو گروه متفاوت است؟ تحلیل واریانس چندمتغیره­ انجام شد و یافت­ها گویای آن است كه دو گروه دست كم در یك راهبرد حل مسأله از هم متفاوت هستند. غرابی و همکاران (1387) در پژوهشی تحت عنوان ارتباط اختلال­های رفتاری سبك­ها و راهبردهای مقابله­ای در دانش آموزان نتیجه گرفتند سبك های مقابل ه ای كارآمد و ناكارآمد و راهبردهای مربوط به آنها توانایی پیش بینی معنی دار اختلال های رفتاری را دارند. مقابله ای می­توانند بخشی از تغییرات مربوط به اختلال های رفتاری را تبیین کنند. حسینی و جمشیدی(1393) در پزوهشی با عنوان مقایسة راهبردهای مقابله ای دختران فراری و عادی نتیجه گرفتند دختران فراری نسبت به دختران عادی در رویارویی با تنش ، كمتر از راهبردهای مسأله محور و هیجان محور استفاده می كردند.

1-3 اهمیت و ضرورت پژوهش

مصرف بی رویه و روز افزون مواد مخدر، بعنوان یکی از بزرگترین مشکلات قرن حاضر تلقی می­گردد و زیان­های ناشی از آن در زمینه اجتماعی و اقتصادی بسیار سنگین است بطوری که تقریبا تمام کشورهای جهان سعی دارند تا برنامه­هایی را در جهت پیشگیری از اعتیاد و درمان معتادان به اجرا گذارند بدیهی است چنانچه حرکتی هر چند کوچک جهت حفظ بقاء در معتادان ایجاد شود مطمئنا در همان سراب غرق خواهد شد پس باید بیش از این فریادهای هشدار دهنده را به گوش جوانان رساند تا از تاریکی راه بی مقصد اعتیاد آگاه شوند و تلخی و مشکلات زندگی را با کوشش و اعتماد به نفس به شیرینی مبدل سازند و از فرار به پشت دیوارهای خیال که با کوچکترین باد حقیقت ویران می­گردد بپرهیزند. چه بسا جوانانی که ندانسته بر سر سفره نابودی می­نشینند و جرعه جرعه زهر در کام خود فرو می­ریزند تا به مرگ گرفتار شوند(صالحی ،1371). این روزها عمق و گسترش فاجعه اعتیاد به مواد مخدر و فزونی گرفتن معتادان به جمعیت کشورمان از دل نگرانی های اصلی ایرانیان شده است آن گونه که به یقین می­توان گفت که مسئله اعتیاد­، معتادان و پیامدهای اجتماعی آن، از مسائل راهبردی ایران امروز می­باشد. جا دارد که برای برون رفت از این ناهنجاری خانمان­سوز که به تباهی نسل ها، فروپاشی روابط انسانی و باز ماندن چرخه تولید و پیشرفت می­انجامد چاره­ای اندیشیده شود. اعتیاد اکنون جزء پیچیده­ترین مشکلات جوامع بشری است که سالانه میلیونها دلار در سرتاسر جوامع بشری صرف مقابله با آن می­شود اما متاسفانه هر چه بیشتر به مبارزه با آن پرداخته شده گروه­های تبهکاری قوی­تر شده­اند و آمار مبتلایان بالاتر رفته است و اکنون معضل پیچیده اعتیاد شیمیایی و قرص­های انرژی­زا مشکل را پیچیده می­کند زیرا تولید این مواد احتیاج به هیچ هزینه خاصی ندارد و در آزمایشگاه­های مخفی تولید می­شود که کنترل این لابراتورها بسیار مشکل می­باشد و از طرف دیگر طبیعت بیماری اعتیاد بسیار عودکننده است و افراد گرفتار حتی در بهترین شرایط بارها دچار عود می­گردند لذا  آگاهی دادن به مردم به منظور شناخت این پدیده و علل و عوامل آن­، راه های درمان اعتیاد و پیشگیری از آن از جمله اقدامات اساسی برای حل این معضل بزرگ اجتماعی است در این صورت است که در زمانی کوتاه این بلای خانمان­سوز را ریشه کن کرده و به معتادین، شخصیت های سالم و درمان یافته­ای را خواهیم بخشید و جامعه­ای پاک و مترقی خواهیم داشت همه این موارد باعث می­شود که به فکر این باشیم که بهترین راه مقابله با اعتیاد، ایمن سازی جامعه و خانواده­ها و افراد از طریق آگاهی بخشی و دادن بینش صحیح به آنهاست (فدایی،1383 ). استرس یا تنیدگی برای ما مفهومی قابل درک می­باشد استرس بالا افراد را به سرعت به سوی اضمحلال فیزیکی و فروپاشی عاطفی، شناختی و ادراکی پیش می­برد. در حالی که وجود کمی استرس در زندگی روزانه عادی است اما استرس زیاد از لحاظ فیزیکی و روانی صدماتی به همراه دارد. فردی که مورد حمله فشارهای عصبی و روحی قرار می­گیرد مسلمأ در تصمیم­گیری و برنامه ریزی و امور زندگی، برقراری روابط با دیگران دچار مشکل می­شود. پژوهش­های متعدد نشان داده­اند که خودآگاهی، عزت نفس و اعتماد به نفس شاخص­های اساسی توانمندی­ها و ضعف­های هر انسان است. این سه ویژگی فرد را قادر می­سازد که فرصت­های زندگی­اش را مغتنم شمرده برای مقابله با خطرات احتمالی آماده باشد به خانواده و جامعه­اش بیاندیشد و نگران مشکلاتی که در اطرافش وجود دارد باشد و به چاره اندیشی بپردازد. مهارت­های زندگی به عنوان واسطه­های ارتقای سه ویژگی فوق الذکر در آدم­ها می­توانند فرد و جامعه را در راه رسیدن به اهداف فوق کمک نمایند. با توجه به بحرانی بودن شرایط افراد معتاد و مفید و سودمند بودن اثر مهارت­های زندگی بر افراد لازم دانستیم در جهت بهبود اوضاع زندگی معتادین گامی برداریم و این پژوهش می­تواند نوید بخش زندگی بهتر برای این گروه از افراد باشد.

1-4 اهداف پژوهش

1-4-1 هدف اصلی

  • هدف اصلی این پژوهش میزان اثربخشی آموزش مهارتهای زندگی بر استرس و سبک­های مقابله ای در افراد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیادِ شهرستان کرمانشاه در سال 1394 است.

1-4-2 اهداف فرعی

  • تعیین اثربخشی آموزش مهارت­های زندگی بر میزان استرس افراد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیادِ شهرستان کرمانشاه.
  • تعیین میزان اثربخشی آموزش مهارت­های زندگی بر سبک­های مقابله ای(راهبرد مسله محور، راهبرد هیجان محور) در افراد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیادِ شهرستان کرمانشاه.

1-5 فرضیه های پژوهش

  • آموزشِ مهارت­های زندگی بر کاهش استرسِ افراد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیادِ شهرستان کرمانشاه موثر است.
  • آموزشِ مهارت­های زندگی بر سبک­های مقابله­ایِ (افزایش راهبردِ مسله محور و کاهش راهبردِ هیجان محور) افراد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیادِ شهرستان کرمانشاه تاثیر دارد.

تعداد صفحه :103

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه های دانلودی رشته جغرافیا

 در این صفحه لیست همه پایان نامه های رشته جغرافیا

سایت سبز فایل را در یک صفحه می توانید ببینید

و برای استفاده در پروپوزال ،پایان نامه، تحقیق ، پروژه ، گزارش سمینار

و دیگر فعالیت های علمی خودتان از آنها استفاه کنید

دانلود رایگان متن کامل پایان نامه ارشد :تاثیر اقلیم در تیپولوژی معماری شهرستان گنبد


Widget not in any sidebars

پایان نامه ارشد:تحلیل فضایی بلوارهای شهری ( مطالعه موردی: بلوار شهید انصاری رشت)

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته :جغرافیا

گرایش :برنامه ریزی شهری

عنوان : تحلیل فضایی بلوارهای شهری ( مطالعه موردی: بلوار شهید انصاری رشت)

Continue reading “پایان نامه ارشد:تحلیل فضایی بلوارهای شهری ( مطالعه موردی: بلوار شهید انصاری رشت)”

پایان نامه ارشد:بررسی تحولات کالبدی و کارکردی مبادی ورودی شهری

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته : جغرافیا

عنوان : بررسی تحولات کالبدی و کارکردی مبادی ورودی شهری

Continue reading “پایان نامه ارشد:بررسی تحولات کالبدی و کارکردی مبادی ورودی شهری”

دانلود پایان نامه ارشدرشته مدیریت : تاثیر آموزه های دینی بر رفتار شهروند سازمانی در شهرداری کاشان

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت 

عنوان :  تاثیر آموزه های دینی بر رفتار شهروند سازمانی در شهرداری کاشان 

Continue reading “دانلود پایان نامه ارشدرشته مدیریت : تاثیر آموزه های دینی بر رفتار شهروند سازمانی در شهرداری کاشان”