پایان نامه مقایسه ی چشم انداز زمان، کیفیت زندگی، تصویر بدنی در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد رشت

دانشکده علوم انسانی

گروه آموزشی روانشناسی

پایان نامه کارشناسی ارشد رشته

رشته: روانشناسی    گرایش: عمومی

عنوان:

مقایسه ی چشم انداز زمان، کیفیت زندگی، تصویر بدنی در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم

زمستان 1393

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                صفحه

چکیده 1

فصل اول: کلیات پژوهش

1- 1مقدمه. 3

1-2 بیان مسئله. 4

1-3 اهمیت وضرورت پژوهش… 6

1-4 اهداف پژوهش… 7

1-5 سوالات پژوهش… 8

1-5-1 سوال اصلی.. 8

1-5-2  سوالهای فرعی.. 8

1-6 تعاریف نظری پژوهش… 8

1-7 تعریف عملیاتی.. 9

فصل دوم: ادبیات و پیشینه تحقیق

2-1 پیش درآمد. 11

2-2مبانی نظری تحقیق.. 11

2-2-1تعریف سرطان. 11

2-2-1-1بررسی علائم و نشانه در سرطان. 12

2-2-1-2 اپیدمیولوژی.. 13

2-2-1-3 پاتوژنز سرطان. 13

2-2-1-4 نگاهی کلی به بیماری سرطان پستان. 14

2-2-1-5 عوامل خطرساز سرطان پستان. 15

2-2-1-6 واکنش روانی.. 16

2-2-1-7 کنار آمدن با سرطان. 17

2-2-1-8 مداخلات روانی اجتماعی برای سرطان. 17

2-2-1-9 عوامل ایجاد کننده سرطان. 17

2-2-1-10درمان سرطان. 18

2-2-2چشم انداز زمان. 19

2-2-2-1مفهوم چشم انداز زمان. 20

2-2-2-2چهار چوب چشم انداز زمان. 23

2-2-2-3 چشم انداز زمان گذشته. 24

2-2-2-4چشم انداز زمان حال. 24

2-2-2-5چشم انداز زمان آینده 25

2-2-3 کیفیت زندگی.. 26

2-2-3-1 تعریف کیفیت زندگی.. 27

2-2-3-2 تاریخچه کیفیت زندگی.. 28

2-2-3-3 ویژگی های كیفیت زندگی.. 29

2-2-3-4 عوامل موثر بر كیفیت زندگی از دیدگاه  فرانس… 30

2-2-3-5 اصول اساسی در ارتباط با كیفیت زندگی.. 31

2-2-3-6ویژگی های کیفیت زندگی.. 32

2-2-3-7 نظریه روانشناختی فلسفی کیفیت زندگی.. 33

2-2-4 تصویر بدنی.. 34

2-2-4-1 دیدگاه های نظری در مورد تصویربدنی.. 35

2-2-4-2 عوامل تأثیرگذار بر تصویربدنی.. 37

2-3 تحقیقات انجام شده داخلی و خارجی.. 43

2-3-1تحقیقات داخلی.. 43

2-3-2تحقیقات خارجی.. 45

فصل سوم: روش اجرای تحقیق

3-1روش اجرای تحقیق.. 50

3-2جامعه آماری.. 50

3-3 نمونه و روش نمونه گیری.. 50

3-4 ابزار تحقیق.. 50

3-4-1پرسش نامه چشم انداز زمان. 51

3-4-2 پرسش نامه تصویر بدنی فیشر. 51

3-4-3پرسش نامه کیفیت زندگی 36 – SF. 52

3-5 چگونگی اجرای تحقیق.. 54

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل اطلاعات

4-1 پیش درآمد. 56

4-2 یافته های توصیفی.. 56

4-3 فرضیه های تحقیق.. 57

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری

5-1  پیش درآمد. 69

5-2 بحث و نتیجه گیری.. 69

5-3 بررسی فرضیه های فرعی.. 71

5-4-محدودیتهای پژوهش… 76

5-5- پیشنهادات… 76

5-5-1 پیشنهادات پژوهشی برای محققین آتی.. 76

5-5-2 پیشنهادات کاربردی.. 77

منابع : 78

1مقدمه

افزایش شیوع سرطان در سالهای اخیر و اثرات آن بر ابعاد مختلف جسمی- روانی و اجتماعی زندگی بشر سبب شده است که سرطان به عنوان مشکل عمده بهداشتی قرن شناخته شود. سرطان به عنوان سومین علت مرگ و میر بعد ازبیماریهای قلب و عروق و حوادث و دومین علت مرگ درکشور ایران پس از سرطان ریه مطرح است. سرطان پستان% 32 موارد سرطان زنان را تشکیل میدهد. سالانه بیش از 7 میلیون نفر در جهان در اثر ابتلا به سرطان جان خود را از دست میدهند و پیش بینی میشود که تعداد موارد جدید ابتلا تا سال 2020 سالانه از 10 میلیون به 15 میلیون نفر برسد. در این بین سرطان پستان شایعترین نوع سرطان در بین زنان است بر اساس آمار سازمان بهداشت آمریکا، در جهان سالانه بیش از1/1 میلیون موارد جدید سرطان پستان در میان زنان شناسایی میشود. این رقم شامل 10 در صد از کل موارد جدید سرطان و 23 درصد از کل سرطانهای زنان میشود. میزان بروز اختصاصی سنی سرطان پستان در 100000نفر، در جمعیت زنان در کشورهای پیشرفته 8/67نفر و در کشورهای کمتر توسعه یافته 8/23 نفر و در کل جهان 5/37 نفر است. میزان بروز این بیماری در کشورهای توسعه یافته سالانه 1تا 2 درصد و در کشورهای کمتر توسعه یافته هر سال تا حدود 5 درصد افزایش می یابد. در حال حاضر درایالات متحده زنی که تازه به دنیا بیاید 12%(1مورد از 8 مورد) شانس ابتلا به سرطان پستان در طول زندگی را دارد. با در نظر گرفتن شیوع بالای سرطان پستان در خانمها وپیشرفتهای درمانی ایجاد شده که منجر به بقای طولانی مبتلایان گردیده تاثیر بیماری و روشهای درمانی در زندگی مبتلایان به سرطان پستان قابل بحث و مطالعه است. زن بودن و افزایش سن دو عامل مهم و غیر قابل تغییر در بیماری سرطان پستان است، به این خاطر یک مشکل جدی در حوزه سلامت زنان کنترل و پیشگیری از سرطان پستان است. اغلب مطالعات حاکی از آن است که در کمتر از 5% مبتلایان به سرطان پستان عوامل ژنتیکی عامل مستعد کننده بیماری محسوب میشود. قاعدگی زودرس، ناباروری، سن بالا در هنگام اولین زایمان، یائسگی دیررس، رژیم غذایی، فعالیت جسمانی و فاکتورهای هورمونی درونزا(سطح بالای استروژن آزاد نسبت به استروژن متصل به پروتئینهای سرم) یا برونزا(مثل استفاده طولانی مدت از قرصهای جلوگیری از بارداری یا هورمون جایگزین در زنان یائسه) جزء عوامل خطرزای سرطان پستان شناخته شده اند. شیردهی باعث کاهش خطر میشود، بخصوص اگر مدت زمان آن طولانی باشد. توزیع بروز بیماری در گروه های مختلف سنی بین زنان ایرانی و غربی متفاوت است. تحقیقات حاکی از آن است که میانگین سن ابتلا در کشورهای غربی حدود 55 سال است که این میانگین در ایران حدود 10 سال پائینتر از کشورهای غربی است. امروزه از موضوعات قابل بحث در تحقیقات بالینی، ارزیابی کیفیت زندگی که شامل درجه احساس اشخاص از تواناییهایشان در مورد کارکردهای جسمی، عاطفی و اجتماعی است، چشم انداز زمان که شامل آینده، گذشته مثبت، گذشته منفی، تقدیر نگری در حال و لذت جویی درحال است و تصویر بدنی می باشد.  سرطان بر زندگی بیماران در درجات مختلف تاثیر می‎گذارد. عمده مسائل و مشکلاتی که به طور معمول، مبتلایان به سرطان را تحت تاثیر قرارمیدهد، شامل: آثار روانی و عاطفی ناشی از ابتلا به بیماری، اقدامات تشخیصی و درمانی، استرس، درد، افسردگی و آثار بیماری بر روابط خانوادگی، زناشویی، اجتماعی، مشکلات اقتصادی ناشی از بیماری، مسائل تغذیه ای و عوارض ناشی از درمان است. لذا در پژوهش حاضر سعی شده کیفیت زندگی در ابعاد مختلف، چشم انداز زمان و تصویر بدنی زنان مبتلا به سرطان پستان با زنان سالم مقایسه و بررسی شود و برنامه های مداخله‎ای- مراقبتی موثر در ارتقا سلامت این قشر که نقش حساس و مهم در خانواده و اجتماع را دارند شناسایی گردد (محدثی و همکاران، 1391).

1-2 بیان مسئله

      علی رغم پیشرفت های پزشکی توسعه درمان های سرطان و افزایش تعداد بازمانده های سرطان، این بیماری از لحاظ احساس درماندگی و ترس عمیقی را که در فرد ایجاد می کند بی همتاست (لی و وو[1]، 2002). در این میان سرطان پستان شابع ترین و کشنده ترین و از نظر عاطفی و روانی تأثیرگذارترین سرطان در بین زنان است. سالانه حدود یک میلیون بیمار مبتلا به سرطان سینه در جهان شناسایی می شوند و علت مرگ و میر 370 هزار نفر  از زنان مبتلا به سرطان، سرطان سینه است(گارنری و کنت[2]، 2004). یکی از آخرین گزارش های انجمن سرطان ایران نیز نشان از آن است که 25 درصد از کل سرطان ها در زنان ایرانی را سرطان سینه تشکیل  می دهد. در واقع سرطان باعث می شود شغل، وضعیت اقتصادی- اجتماعی و زندگی خانوادگی مختل شود و به خصوص برجنبه های مختلف کیفیت زندگی بیمار شامل وضعیت روحی، روانی، اجتماعی و عملکرد جنسی تأثیر دارد (ودتا و همکاران[3]، 2001).

      چشم انداز زمان اندازه گیری درجه ای از تفکر فرد نسبت به آینده، حال و یا گذشته است. دیدگاه زمان به عنوان یک میانجی بالقوه اجتماعی و اقتصادی با رفتارهای بهداشتی در ارتباط است. تحقیقات نشان داده کسانیکه دارای مشاغل حرفه ای هستند در جهت گیری آینده دچار اشتباه کمتری نسبت به کسانیکه مشاغل غیر حرفه ای دارند، می شوند. چشم انداز زمان برای تصمیم گیری در مورد مواجه شدن با موقعیتی مثل نوجوانان وسیگار کشیدن، زمان تشخیص یک بیماری جدید مناسبترین گزینه است و نقش مهمی در سلامت دارد.

     لوین[4] (1951) تاثیر چشم انداز زمان برشرایط روانی را مورد بررسی قرار داد. او اعتقاد داشت که چشم انداز زمان پس زمینه های اجتماعی و فرایندهای انگیزشی فرد را تحت تاثیر قرار می دهد. وی معتقد بود که چشم انداز زمان بخشی از فرد است. در طی پژوهشی که توسط هولمن و زیمباردو[5] (2003) انجام شد نشان داده شد که رابطه معنی داری بین استانداردهای آموزشی و چشم انداز زمان وجود دارد. در واقع آنها نشان دادند که افراد با سطح سواد ابتدایی و متوسطه نگرش منفی تری ازچشم انداز زمان نسبت به فارغ التحصیلان دارند.

همچنین شواهدی وجود دارد که نشان می دهد افرادی که بر تجارب منفی گذشته خود تمرکز می کنند دچار مشکلات شخصیتی شدیدتری می شوند. آنهایی که بر گذشته منفی خود تمرکز می کنند افسرده تر هستند و افکار خودکشی بیشتری را گزارش می دهند، در مقابل افرادیکه بر روی خاطرات شیرین و لذت بخش گذشته متمرکز می شوند مشکلات شخصیتی کمتری دارند. بر اساس نتایج پژوهش هولمن و زیمباردو (2003) بین چشم انداز گذشته مثبت و عملکرد سالم فرد رابطه معنا داری وجود دارد. در این راستا کلارک و تیس دیل (1982) نشان دادند که روحیه فرد تحت تاثیر بازیابی خاطرات مثبت گذشته قرار می‎گیرد.

      دنیرو[6] و همکاران (1999) در پژوهشی رابطه بین دیدگاه های زمان، صفات شخصیتی و رضایت زندگی را مورد بررسی قرار دادند. نتایج پژوهش آنها نشان داد، افرادی که برونگرا هستند و چشم انداز گذشته مثبتی دارند، در مقایسه با افرادیکه چشم انداز گذشته منفی دارند، از زندگی حال  خود راضی تر هستند. همچنین آنها نشان دادند که صفات شخصیتی به شدت با سلامت ذهنی مرتبط است و قویترین پیش بینی کننده خلق و خوی فعلی می باشند.

     از آنجا که سینه به عنوان یک قسمت مهم در تصور بدن زن به شمار می آید، لذا هر نوع نابهنجاری در سینه می تواند به تصور بدنی منفی در زن بیانجامد. توصیف احساس فردی که با این مشکل مواجه می شود و یک یا هر دو سینه خود را از دست می دهد بسیار مشکل است، این به معنی پایان زنانگی است. زنی که با سرطان سینه مواجه می شود احتمالاً از صمیمیت با افراد دیگر اجتناب می کند، حتی ممکن است از حمام رفتن به دلیل نقصی که در بدن دارد نیز اجتناب کند(نقی پورو همکاران ، 1391).

    بیماران ماستکتومی مشکلات تصور بدنی را تجربه می کنند، زیرا جراحی این احساس را در بیمار به وجود می آورد که«همه چیز»را از دست داده است و یا به دلیل عکس العمل منفی همسرانشان این احساس در آنها به وجود می آید. چنین شواهدی دال بر این است که اختلال تصور بدنی و رضایت زناشویی با یکدیگر رابطه دارند. به ویژه، همسران از اثر زخم یا جراحی بیزارند و کاهش رضایت زناشویی در آنها پیش بینی می شود. در تحریف و نامتقارنی، تنۀ ناقص پیوسته یادآور ارتباط بدن با تصور خود، هویت جنسی و شرح جنسی است و همیشه یادآور احتمال عود یا متاستاز است. معلوم شده است هویّت جنسی(عزّت نفس جنسی، رخدادهای جنسی و رضایت جنسی) و تصور بدنی در بهزیستی روانی کلی و رضایت زندگی همۀ افراد مهم است. این افراد با مسائلی مانند: احساس انزوای اجتماعی، وحشت از واکنش همسر در صورت تأهل، نگرانی دربارۀ ازدواج در صورت تجرد، ترس از مرگ، دلهرۀ عقیم شدن بر اثر درمانهای مختلف و دلشورۀ از دست دادن جذابیت روبه رو هستند (برونرو سودارث، حسین زاده، 1384).

مطالعات فاکس[7] (1999)، هوساکا[8] و همکاران (2000)و مک گاروی[9] و همکاران (2001) روش تصورات ذهنی هدایت شده را برای افزایش راحتی، بهبود حالتهای روحی، بالا بردن کیفیت زندگی و کاهش حساسیت این اشخاص نسبت به ریزش موها بر اثر شیمی درمانی مفید دانستند.

        از سویی در مطالعات مختلف نشان داده شده که کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به سرطان پستان پایین است(وحدانی نیا، 1383). زیرا مسائل روانی ناشی از تشخیص  سرطان  و مشکلات جسمی ناشی از خود بیماری و عوارض جانبی از درمان بر کیفیت زندگی اثر منفی می گذارد. کانر[10] و همکاران (2003)  در مطالعه خود بر روی زنان زیر 65 سال مبتلا به سرطان سینه نشان دادند که  جنبه های فیزیکی، هیجانی، اجتماعی و کیفیت زندگی آنها تحت تأثیر وضعیت منفی سلامت روانی افت می کنند. با توجه به مطالب فوق محقق بر آن شد تا به مطالعۀ این موضوع بپردازد که آیا بین چشم انداز زمان در بین زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم تفاوت معنا داری وجود دارد ؟آیا بین کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم تفاوت معنا داری وجود دارد؟آیا بین تصویر بدنی زنان مبتلا به سرطان پستان با زنان سالم تفاوت معنا داری وجود دارد؟

1-3 اهمیت وضرورت پژوهش

     با توجه به شیوع سرطان در جامعه و با در نظر گرفتن این که تأثیر این بیماری بر روی تمام ابعاد زندگی فرد مبتلا وی را درگیر مشکلات فراوان دیگر می کند. از جمله آن می توان به تغییر در روابط بین فردی، اضطراب، عزت نفس کم و تصویر بدنی نامطلوب از خود اشاره کرد. بیشترین میزان مرگ ومیر ناشی ازسرطان پستان درسنین ٦٠ – ٣٠ سالگی میباشد . لذا این بیماری به علت رقم بالای مرگ و میر آن در سالهایی كه زنان در اوج مسئولیتهای خانوادگی وشغلی هستند و هم به دلیل نسبت فزاینده زنان مسن در جمعیت ، حائز اهمیت  می باشد. تنیدگیهای روانشناختی ناشی از بیماری سرطان، سبب اضطراب و افسردگی در بیماران میشود و عدم کاهش و درمان این واکنش ها، باعث طولانی ترشدن مدت بستری بیمار، اختلال در درمان های پزشکی و کاهش شانس ومدت زنده ماندن میشود. بسیاری از نگرانیها و افسردگیها در افراد مبتلا به سرطان به دلیل از دست دادن عضو یا قسمتی از بدن یا عملکرد آن عضو، وابستگی به دیگران و از دست دادن نقش خود در جامعه یا خانواده می باشد .اضطراب و افسردگی، شایعترین واکنشهای روانشناختی در بیماران سرطانی است که در برخورد با تشخیص، پیش آگهی و گزینه های درمانی دامنگیر فرد بیمار میشود و درمانهای انجام شده برای خود بیماری نیز میتواند اضطراب برانگیز باشد. از طرفی، تحمل درد در بیماران سرطانی اثرشدید روی کیفیت عمومی زندگی بیمار با تأثیر بر جنبه های جسمانی و روان شناختی دارد. از سویی دیگر درمان های متداول  و رایج در کشور ما بیشتر منوط به شیمی درمانی های طولانی وعمدتاً بر آن است که مرگ بیمار مبتلا به سرطان را به تأخیر بیندازد. بدون در نظر گرفتن نیازهای روانی نمی توان انتظار بهبودی داشت. شناخت متغیرهای این پژوهش می تواند در زندگی این افراد تأثیر بسزایی داشته باشد و شاید بتوان دورنمای زمانی بیماران را تغییر داد و نرخ امید به زندگی را در آنان افزایش داد و تواناییهای شغلی آنها را به حداکثر رساند و وضعیت عملکردی آنان را بهبود بخشید و با تعیین کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به سرطان میتوان راه حلهای جدیدی پیش روی روانشناسان و مشاوران و کارکنان درمانی قرار داد تا به بیماران کمک کنند که به طور مستقل قادر به اداره امور زندگی خود درشرایط بحرانی و غیر بحرانی باشند. بنابراین با توجه به افزایش شیوع سرطان سینه و اهمیتی که تأثیر این بیماری در تمام ابعاد زندگی فرد مبتلا دارد و با در نظر گرفتن اینکه افراد مبتلا به سرطان دارای مشکلات متعددی هستند و با عنایت به اینکه اكثریت این مطالعات در كشورهای غربی صورت گرفته كه از لحاظ ساختارجغرافیایی، اقتصادی و اجتماعی تفاوتهای زیادی با كشور ما دارند ، محقق بر آن شد تا با توجه به ویژگیهای زنان ایرانی با انجام مطالعه ایی به مقایسه چشم انداز زمان و تصویر بدنی و کیفیت زندگی در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم بپردازد.

 

  1-4 اهداف پژوهش

         پژوهش حاضر سعی کرده است که متغیرهایی که تاکنون در بیماران مبتلا به سرطان مورد بررسی قرار نگرفته است را مورد شناسایی و بررسی قرار دهد. مخصوصاً در مورد چشم انداز زمان که پژوهشی‎های اندکی در ایران روی این متغیر انجام شده است. نتایج این پژوهش می‎تواند برای دانشگاه ها، مراکز و کلینیک های روان شناختی و بیمارستانهای که در این زمینه خدمات ارائه می دهند نوید بخش نتایج سودمند ی باشد.

هدف اصلی: مقایسه ی چشم انداز زمان، تصویر بدنی و کیفیت زندگی در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم

اهداف فرعی:

مقایسه ی چشم انداز زمان بین زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم

مقایسه ی تصویر بدنی بین زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم

– مقایسه ی کیفیت زندگی بین زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم

1-5 سوالات پژوهش

1-5-1 سوال اصلی

آیا بین چشم انداز زمان و تصویر بدنی و کیفیت زندگی در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم تفاوت وجود دارد؟

1-5-2  سوالهای فرعی

آیا بین چشم انداز زمان در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم تفاوت وجود دارد؟

آیا بین تصویر بدنی در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم تفاوت وجود دارد؟

آیا بین کیفیت زندگی در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم تفاوت وجود دارد؟

1-6 تعاریف نظری پژوهش

چشم انداز زمان: بر پایه نظریه چشم انداز زمان هنگامی که فرد در تصمیم گیری گرایش بیشتری به یکی از جنبه های زمان (مثلاً آینده) داشته باشد دورنمای ذهنی وی نسبت به آن زمان شکل می گیرد (زیمباردو و بوید[11]، 1999)

تصویر بدنی: تصویر بدنی در برگیرنده اطلاعات، احساسات و ادراکات آگاهانه و غیر آگاهانه شخص در مورد بدن می باشد. این تصویر از زمان تولد شکل گرفته و همزمان با رشد فرد کامل شده و در طی مراحل زندگی فرد تغییر می کند. (کش و همکاران[12]، 2002).

کیفیت زندگی: دانان جایا  (2006 ؛ به نقل از نجومی و عنبری، 1387) كیفیت زندگی را مجموعه ای چند بعدی از رفاه اقتصادی، شرایط محیطی و وضیعت سلامتی تعریف كرده است كه به وسیله شخص یا گروهی از افراد درك می شود. سازمان جهانی بهداشت، كیفیت زندگی را به عنوان درك فرد از موقعیت خود در زندگی، در متن فرهنگ و نظام ارزشی جامعه می داند كه با اهداف، انتظارات واستانداردهای وی در ارتباط است.

1-7 تعریف عملیاتی

چشم انداز زمان: منظورازچشم انداززمان نمره ای است که آزمودنی ها از پرسشنامه چشم انداز زمان  ZIPI به دست خواهد آورد.

 تصویر بدنی: منظور از تصویر بدنی نمره ای است که آزمودنی ها از پرسشنامه تصویر بدنی فیشربه دست خواهد آورد.

کیفیت زندگی: منظور از کیفیت زندگی نمره ای است که آزمودنی ها از پرسشنامه کیفیت زندگی واروشربون ( 1992 ) به دست خواهد آورد.

تعداد صفحه :117

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه مقایسه اضطراب اجتماعی، تصور بدنی و اُمید به زندگی در زنان و مردان

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

    دانشگاه آزاد اسلامی  واحد رشت

دانشکده علوم انسانی

گروه آموزشی روان شناسی

پایان­نامه تحصیلی جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد 

  رشته: روان شناسی   گرایش: بالینی

عنوان:

مقایسه اضطراب اجتماعی، تصور بدنی و اُمید به زندگی در زنان و مردان متقاضی جراحی زیبایی با افراد عادی

نیمسال تحصیلی

١١،١٣۹٣

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده:

پژوهش حاضر، با هدف مقایسه اضطراب اجتماعی، تصور بدنی و اُمید به زندگی در مردان و زنان متقاضی جراحی زیبایی با افراد عادی صورت گرفته است.

روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه علّی _ مقایسه ای می باشد. در این پژوهش ١٠۰ نفر از افراد متقاضی جراحی زیبایی که به مراکز درمانی و کلینیک های شهر رشت مراجعه کرده بودند به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده بودند با ١۰٠ نفر از افراد غیر متقاضی که از نظر جنس، تحصیلات با گروه متقاضی همتاسازی شده بودند، مورد مقایسه قرار گرفتند. اطلاعات پژوهش طی اجرای پرسشنامه های اضطراب اجتماعی (SPIN)، تصور بدنی کش (MBSRQ) و اُمید به زندگی اشنایدر گردآوری شد و با بهره گرفتن از آمار استنباطی تحلیل واریانس چند متغیری MANOVA مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

نتایج: یافته ها نشان داد که ١. بین اضطراب اجتماعی، تصور بدنی و اُمید به زندگی در متقاضیان جراحی زن و مرد با افراد عادی تفاوت معنادار وجود دارد. (01/0 > P ). ٢. به لحاظ اضطراب اجتماعی بین متقاضیان جراحی زیبایی زن و متقاضیان جراحی زیبایی مرد با افراد عادی تفاوت وجود دارد. . (01/0 > P ). ٣. به لحاظ تصور بدنی بین متقاضیان جراحی زیبایی زن و متقاضیان جراحی زیبایی مرد با افراد عادی تفاوت وجود دارد. (01 /0 > P ). ٤. به لحاظ اُمید به زندگی بین متقاضیان جراحی زیبایی زن و متقاضیان جراحی زیبایی مرد با افراد عادی تفاوت وجود دارد. (01 /0 > P ).

کلید واژه ها: اضطراب اجتماعی، تصور بدنی، اُمید به زندگی

فهرست

 مقدمه                                                                                                                                       ١

١-١ بیان مسأله                                                                                                  ٣

١-٢ اهمیت و ضرورت پژوهش                                                                              ٥

١-٣ اهداف تحقیق                                                                                              ٦

١-٣-١ اهداف اصلی                                                                                           ٦

١-٣-٢ اهداف فرعی                                                                                           ٦

١-٤ سوالات تحقیق                                                                                            ٦

١-٤-١ سوالات فرعی تحقیق                                                                                  ٧

١-٥ فرضیه های تحقیق                                                                                        ٧

١-٥-١ فرضیه اصلی                                                                                            ٧

١-٦ تعاریف نظری                                                                                             ٧

١-٦-١ جراحی زیبایی                                                                                         ٧

١-٦-٢ اضطراب اجتماعی                                                                                     ٨

١-٦-٣ تصور بدنی                                                                                             ٨

١-٦-٤ اُمید به زندگی                                                                                          ٨

١-٧ تعاریف عملیاتی                                                                                           ۹

١-٧-١ اضطراب اجتماعی                                                                                     ۹

١-٧-٢ تصور بدنی                                                                                             ۹

١-٧-٣ اُمید به زندگی                                                                                          ۹

فصل دوم

ادبیات پژوهش                                                                                                  ١١

٢-١ اضطراب اجتماعی                                                                                         ١٢

٢-٢ تصویر بالینی از فردی با اختلال اجتماعی                                                              ١٣

٢-٣ تشخیص                                                                                                   ١٧

٢-٤ سبب شناسی                                                                                               ١٨

٢-٥ دیدگاه روان پویشی                                                                                       ١٨

٢-٦ دیدگاه رفتارگرایی                                                                                         ١٨

٢-٦-١ شرطی شدن اضطراب                                                                                 ١٩

٢-٦-٢ شرطی شدن کلاسیک                                                                                  ١٩

٢-٦-٣ شرطی شدن عامل                                                                                      ١٩

٢-٧ دیدگاه شناختی                                                                                            ٢٠

٢-٨ دیدگاه زیست شناختی                                                                                    ٢٣

٢-٩ دیدگاه انسان گرایی                                                                                       ٢٤

٢-١٠دیدگاه اجتماعی                                                                                           ٢۵

٢-١١ جنبه های مختلف اضطراب اجتماعی                                                                  ٢۵

٢-١١-١ جنبه های رفتاری                                                                                     ٢۵

٢-١١-٢ جنبه های شناختی                                                                                    ٢٦

٢-١١-٣ جنبه های بدنی                                                                                       ٢٧

٢-١٢ همه گیر شناسی                                                                                          ٢٧

٢-۱٣ پیشینه تحقیق                                                                                             ٢٨

٢-١٤ جمع بندی پیشینه ی داخلی و خارجی                                                                ٣۵

٢-١۵ تصور بدنی                                                                                               ٣٦

٢-١٦ دیدگاه های روانشناسی اجتماعی درباره تصور بدنی                                                 ٤٠

٢-١٦-١ نظریه فرهنگی اجتماعی تامپسون                                                                             ٤٠

٢-١٦-٢ نظریه تصور از بدن کش                                                                                       ٤٣

٢-١٦-٣ نظریه ی مقیاس اجتماعی                                                                            ٤٦

٢-١٧ دید گاه های مُدرنیستی درباره ی بدن                                                                 ٤٧

٢-١٨ اروینگ گافمن                                                                                           ٤٧

٢-١٨-١ برخی از مفاهیم نظری گافمن                                                                       ٤٨

٢-١٨-٢ داغ ننگ                                                                                               ٤٨

٢-١٨-٣ سندرم سیندرلا                                                                                        ٤٨

٢-١٨-٤ مدیریت تأثیرگذاری                                                                                  ٤٩

٢-١٩ آنتونی گیدنز                                                                                              ٤٩

٢-١٩-١ برخی مفاهیم نظری گیدنز                                                                           ۵٠

٢-١٩-٢ هویت                                                                                                  ۵٠

٢-١٩-٣ جهانی شدن و مخاطره                                                                               ۵١

٢-٢٠ دیدگاه ساختارگرایی درباره بدن                                                                        ۵١

٢-٢٠-١ مری داگلاس                                                                                         ۵١

٢-٢٠-٢بوردیو                                                                                                  ۵٢

٢-٢١دیدگاه پساساختار گرایی درباره ی بدن                                                                ۵٢

٢-٢١-١ ایده ی محوری میشل فوکو                                                                          ۵٢

٢-٢١-٢ فدرستون                                                                                              ۵٣

٢-٢٢ دیدگاه فمنیستی درباره ی بدن                                                                         ۵٣

٢-٢٢-١ نظریه ی خودشی انگاری                                                                            ۵۵

٢-٢٣ پیشینه تحقیق                                                                                             ٥٥

٢-٢٤ جمع بندی پیشینه تحقیقات داخلی و خارجی                                                        ٦٤

٢-٢٥ اُمید به زندگی                                                                                            ٦٦

٢-٢٦ ابعاد اُمید                                                                                                 ٧٢

٢-٢٧ پیشینه تحقیق                                                                                             ٧٣

٢-٢٨ جمع بندی پیشینه تحقیقات داخلی و خارجی                                                        ٧۹

٢-٢۹ جراحی زیبایی                                                                                           ٨۰

٢-٣٠ پیشینه تحقیق                                                                                             ٨٤

فصل سوم

روش اجرای پژوهش                                                                                           ۹٥

3-1 پیش درآمد                                                                                                 ۹٦

٣-٢ طرح پژوهش                                                                                              ۹٦

3-3 جامعه و نمونه پژوهش                                                                                   ۹٦

3-4 حجم نمونه و روش نمونه گیری                                                                         ۹٧

٣-٥ ابزار پژوهش                                                                                               ۹٧

٣-٥-1 سیاهه هراس اجتماعی                                                                                 ۹٧

٣-٥-2 پرسشنامه روابط چند بُعدی خود – بدن                                                             ۹٨

٣-٥-3 مقیاس اُمید بزرگسالان اشنایدر                                                                        ١۰١

٣-٦ روش گردآوری داده ها                                                                                   ١٠٢

٣-٧ روش تجزیه و تحلیل داده ها                                                                           

فصل چهارم

٤-١ مقدمه                                                                                                       ١۰٤

٤-٢ یافته های مربوط به فرضیه های پژوهش                                                               ١۰٤    

فصل پنجم

بحث و نتیجه گیری                                                                                             ١١٢

۵-٢ محدودیت های پژوهش                                                                                  ١١٣

۵-٣ پیشنهادات تحقیق                                                                                         ١١٤

۵-٤ پیشنهادات کاربردی                                                                                       ١١٤

منابع

منابع فارسی                                                                                                     ١١٨

منابع انگلیسی                                                                                                   ١٢۵

جداول مربوط به یافته های جانبی                                                                             ١٣۵

مقدمه:

انسان موجودی زیبا و دوست داشتنی است و تمایل به زیبایی از دیرباز در سرشت انسان ها وجود داشته است (ولپ، 2002). زیبایی گرایش کاملاً طبیعی و مشترک بین تمامی انسان هاست، اما امروزه گرایش به زیبایی به مرحله ظاهر پرستی و خودنمایی رسیده است به طوریکه بسیاری از افراد جامعه با مصرف هزینه های گزاف و قبول عواقب جسمی وروانی و حتی جانی در صدد کسب سهم بیشتری از زیبایی هستند (تیگمن[1]، 2001).

چهره مطلوب، تصور فرد نسبت خود را بهتر می سازد و به او اعتماد به نفس می بخشد و در نتیجه فعالیت های اجتماعی قابل قبول تری شکل می گیرد (جورابچی، 1389). جراحی زیبایی یکی از آخرین دستاوردهای انسانی برای خلق زیبایی است، رشد فزاینده ای داشته است (گیلمن، 1994؛ به نقل از میرساردو و همکاران، 1389).

جراحی زیبایی که جهت بهبود بخشیدن به ظاهر به کار گرفته می شود، تخصصی است که به ترمیم، نگهداری یا بهبود ظاهر فیزیکی فرد از طریق تکنیک های جراحی پزشکی می پردازد و در دهه گذشته به طور چشمگیری افزایش یافته است (سوامی، 2009). براساس آمار منتشر شده در سال 2003، پنج جراحی معمول و رایج زیبایی شامل: لیپوساکشن، افزایش و کاهش حجم سینه، جراحی پلک و جراحی سینه بوده است. و تزریق بوتاکس، برداشتن مو با لیزر، میکُرودرم ابریژن، پیلینگ شیمیایی و تزریق کُلاژن هم به عنوان شایع ترین مُداخلات زیبایی غیر جراحی مطرح شده است (انجمن جراحان پلاستیک آمریکا، 2004).

در قرن بیستم مخصوصاً در چند دهه اخیر برداشت های تازه ای از زیبایی شده است و زیبایی به عنوان مجموعه ای از مؤلفه های چون تناسب اندام، آرایش، پوشش و جذابیت و بی نقص بودن تعریف می شود. امروزه جراحی زیبایی به یکی از دغدغه های انسان تبدیل شده است. طبق گزارش انجمن جراحان پلاستیک آمریکا[2] در سال 2010 بیش از 13 میلیون جراحی پلاستیک در این کشور انجام گرفته است. در یک بررسی ملی در کشور نروژ[3] مشخص شده است که 03/0 از مردان و 07/0 از زنان 65-18 ساله یک نوع جراحی پلاستیک انجام داده اند. در کشور ما از حدود دهه 70 تقاضا برای جراحی زیبایی 080/0 رشد داشته و این آمار در حال حاضر رو به افزایش است .جراحی های زیبایی منحصر به طبقه مُرفه جامعه نیست و از هر طبقه اجتماعی افرادی وجود دارند که بخشی از صورت یا اندام خود را به تیغ جراحان زیبایی سپرده اند. این روند به گونه ای ادامه یافته که مردم ایران در کنار کشورهای ترکیه و برزیل در رده های نخست میزان جراحی های جهان قرار دارند.

ظاهر که برای خود شخص و دیگران دیدنی و نمایش دادنی است، می تواند به منزلۀ نشانه ای برای کنش به کار رود. در نتیجه بدن نه تنها موجودیتی ساده، بلکه وسیله ای برای کنار آمدن با اوضاع و احوال بیرونی است و حالات چهره و حرکات بدن، محتوای اساسی نشانه هایی است که ارتباطات روزمرۀ افراد مشروط به آنهاست و برای آن که بتوانند نظارتی مداوم و موفق بر چهره و بدن خود اعمال کنند، جنبه ای را نمایان می کنند که برای همگان پذیرفتنی باشد (آزادارمکی، 1381). نکه بتوانند نظارتی مداوم و موفق بر چهره خود اعمال کنند، آ

ظاهر فیزیکی قسمت مهمی از تصویر بدنی است زیرا اولین منبع اطلاعاتی است که دیگران برای تعاملات اجتماعی با افراد از آن استفاده می کنند. بدن قابل مشاهده ترین قسمت خود و خودآگاهی فرد است. تصویر بدنی تجسم درونی ظاهر بیرونی فرد است که این بازنمایی ابعاد جسمانی، ادراکی و نگرشی را در بر می گیرد. ابعاد اصلی این نگرش شامل مؤلفه های ارزیابی، سرمایه گذاری فرد در برخورد با طرحواره های ظاهر و عواطف است که اهمیت ظاهر درونی سازی شده را نمایان می سازد (یاکبسن، 1967؛ قلعه بندی، 1390).

دانشمندان علوم اجتماعی در یافته اند که مردم، زیبایی ظاهری با ویژگی های شخصیتی پسندیده همچون، هوش، شایستگی، دلپذیر بودن و پذیرش اجتماعی ربط می دهند. و جراحی زیبایی بیشتر برای از میان بردن ناخشنودی از ظاهر خود و گاهی افزایش عزت نفس انجام می دهند (قلعه بندی و همکاران، 1381). زیرا عزت نفس پائین و احساس نداشتن جذابیت فیزیکی و جنسی در افراد، احتمال گرایش افراد را به انجام جراحی فیزیکی افزایش می دهد (بشارت، 1386).عزت نفس پائین و تصویر بدنی منفی معمولاً استرس هایی را برای فرد به دنبال می آورد که فرد برای مقابله با آنها راهبردهای خاصی را به کار می گیرد (محمدپناه و همکاران، 1391).

ظاهر بخشی از هویت فرد است و در موقعیت های اجتماعی بلافاصله در برخورد با دیگران نمایان می شود، بنابراین اهمیت این سازه شخصیتی بسیار بارز است (سوامی و همکاران، 2009).

تلفیق زیبایی با دستاوردهای صنعتی و پزشکی باعث شده است زیبایی تنها یک مشخصه طبیعی و زیستی نباشد و ویژگی اکتسابی پیدا کند (وبستر، 1983). امروزه جراحی زیبایی به عنوان یکی از شایع ترین جراحی در سطح جهان مطرح است که میزان بهره گیری از آن رو به فزونی است (هوانگ، 2004). همانند دیگر تخصص ها در پزشکی، مداخله های جراحی زیبایی نیز باید قبل از آن که بر روی بیماران اعمال شوند، تحت کار آزمایی های بالینی دقیقی قرار بگیرند، مرز بین نوآوری در جراحی و آزمایش بر روی انسان مرز مبهمی است و همیشه با تأکید برحفاظت از سلامت و تندرستی بیماران است.
تاثیر پیشرفت های تکنولوژی های زیبایی بر بدن افراد و تلاش های افراد برای کنترل بر بدن هایشان و مالکیت داشتن نسبت به بدن خود باعث شده است در سال های اخیر افراد به ویژه زنان به یکی از مصرف کنندگان دائمی این تکنولوژی ها بدل شوند. این امر سبب شده است افراد به طور خاص درد کشیدن و به طور عام سلامت خود را از دست دهند. از اهداف اصلی این پژوهش مقایسه اضطراب اجتماعی  ، تصور از بدن و امید به زندگی در افراد متقاضی جراحی زیبایی با افراد عادی است. در این مقاله از روش علی مقایسه ای و نمونه گیری هدفمند استفاده شده است.

11 بیان مسأله اساسی:

اضطراب اجتماعی اساساً ترس از مورد نظاره دیگران واقع شدن است. این ترس، ممكن است تا حدودی ذاتی بوده باشد. اما وقتی نگاه دیگران، چه به عمد (واقعی) و چه با تصور فرد (خیالی) در موقعیتهای خــاص ناراحتی فوق العاده ایجاد كند، نتیجه آن «اضطراب اجتماعی» است؛ اضطراب اجتماعی به این معنی كه نگاه دقیق دیگران همیشه به نوعی وجود دارد. مورد مضحكه واقع شدن به صورت پنهان وجود دارد. پشت این ترس ، نیز «ترس از عملكرد» ، یعنی ترس از اینكه شخص قادر به ایفای نقش خود نباشد و یا كنترل خود را در مقابل نگاه دیگران از دست بدهد، وجود دارد.ترس از عملكرد غالباً موجب همان چیزی می شود كه شخص، بیش از همه از وقوع آن می ترسد؛ یعنی عملكرد معیوب. مثلاً سخنران وحشتزده نمی تواند هیچ كلمه ای را بر زبان آورد. در بعضی موارد ، اضطراب اجتماعی به خاطر آن است كه مبادا دیگران ، اضطراب اجتماعی او را ببینند؛ مانند سرخ شدن یا لرزش اندام (دانلد گودوین ، 1373) . این اضطراب اجتماعی كه با ترس مداوم از تعامل یا انجام عملی در موقعیت های اجتماعی كه ناشی از نگرانی از هول شدن، تحقیر شدن یا ارزیابی منفی دیگران است، مشخص می شود، اغلب یك حالت مزمن و ناتوان كننده است (اسچنیر[4] و همكاران ، 1992؛به نقل از غلامی، 1384). یکی دیگر از عوامل تأثیرگذار بر رفتار تصور بدنی می باشد مفهوم تصور بدنی اولین بار توسط شلدر مطرح شد وی تصور بدنی را با یک چشم انداز روانشناسانه اینگونه تعریف نموده است: (تصویری از بدنمان که در ذهنمان شکل می دهیم و شیوه ای که بدن برایمان آشکار می شود، تصور بدنی یک فرایند شناختی نیست بلکه خواسته ها، نگرش های عاطفی و کنش متقابل با دیگران را منعکس می سازد). «شلدر 1950» این مفهوم یک سازه پیچیده است که دارای دو بُعد اصلی سرمایه ی تصور بدنی و ارزیابی تصور بدنی است، که سرمایه ی تصور بدنی به بازتاب درجه اهمیت رفتاری و شناختی که مردم به بدن و ظاهرشان نسبت می دهند می پردازد و ارزیابی تصور بدنی به درجه رضایت و نارضایتی از بدن و ظاهرشان مربوط می شود (کش و پروژنسکی 2002). شکل گیری این دو بُعد، راهبردهای کنش/کنش متقابل افراد در پیوندهای اجتماعی مرتبط با بدن و یا ظاهر فیزیکی آنان را معلوم می کند.تصور بدنی تجربه ی روانشناختی از جسم فیزیکی است که افکار، عقاید، احساسی و نگرشی تغییر می کند تصور بدنی و احساسی که افراد به خود دارند رفتار آنان را تحت تأثیر قرار می دهد.  با توجه به آنچه که گفته شد داشتن امید به زندگی باعث آسان شدن سختی ها وتقویت روحیه می گردد. به عبارت دیگر انسان برای هر عملی باید انگیزه و هدفی داشته باشد و داشتن امید بیشتر، احتمال موفقیت در کارها به خصوص کارهای سخت و دشوار را بیشترمی سازد. یکی از کارهایی که سبب بالا رفتن امید به زندگی در مردم می شود، برقراری روابط عاطفی و دوستانه با دیگران می باشد که زندگی انسان را از بی معنایی خارج نموده و سبب ایجادآرامش درونی وتعادل روحی می گردد(یوسفی،1389). از سوی دیگر امروزه جراحی زیبایی به یکی از دغدغه­های انسان تبدیل شده است. میزان جراحی پلاستیک در سال 2005 در ایالات متحده­ی آمریکا در حدود 2/10 میلیون بوده که در سال 2007 به 7/11 میلیون افزایش یافته است. افراد به طور فزاینده نیاز درونی را برای همانندسازی ظاهرشان با مدل­های زیبایی خاص به عنوان یک عُرف اجتماعی احساس می­کنند (مولکنز و همکاران[5]،2006). با این وجود، فهم حد و مرز بین آرزوی رایج برای بهبود ظاهر یک شخص و روان­رنجوری، بسیار مهم است. نارضایتی افراطی از ظاهر ممکن است حالات روانی بیمارگونه را پنهان کند و غفلت از آن ممکن است عواقب پزشکی جدی را به همراه داشته باشد . افرادی که متحمل جراحی­های زیبایی می­شوند اغلب اوقات به دلیل اضطراب بالا و فقدان تصورات مثبت از خود، بدریختی بدنی یا کسب توجه عمومی، تن به این کار می­دهند  و داشتن منبع کنترل پایین و احساس نداشتن جذابیت فیزیکی و جنسی در افراد، احتمال گرایش آن­ها را به انجام جراحی­های پلاستیک افزایش می­دهد (پین و همکاران[6]،2008). تصویری بدنی و زیبایی که شخص به دنبال آن است بیانگر نگرش فرد از خود همراه با احساسات و افکاری است که می تواند تغییر دهنده رفتار و در شرایط گونگون در جهات مثبت یا منفی باشد و این زیبایی که افراد در شرایط گوناگون به دنبالش می رود می تواند تحت تأثیر عوامل متعددی باشد.

از این رو باورهای افراد در مورد توانایی هایشان بر میزان فشار روانی و افسردگی که در موقعیت های تهدیدزا یا استرس زایی تجربه می کنند اثر می گذارد. افرادی که می توانند تهدیدها یا فشارهای روانی بالقوه را کنترل کنند شناخت های آشفته ساز را به خود راه نمی دهند و به وسیله آنها آشفته نمی شوند در مقابل فقدان باورهای امید به زندگی برای کنترل تهدیدهای بالقوه به تجربه فشار و برانگیختگی اضطرابی می شود .(بندورا[7]،1993 به نقل از معتمدی،1383). اُمید به زندگی پایین می تواند انگیزش را نابود کند آرزوها را کم کند با تواناییهای شناختی تداخل نماید و تاثیر نامطلوبی بر سلامت جسمانی بگذارد از این رو می توان انتظار داشت که  تصور بدنی به نوعی با احساس اُمید به زندگی ارتباط داشته باشد. به نظر می رسد حرکت کارآمد افراد به سمت هدفهای فرد علت تغییرهای مثبت در اُمید به زندگی و خوشبختی آنهاست و به طور کلی تلاش برای هدفهای درونی باعث کاهش اضطراب اجتماعی می شود (رایان و دی سی،2000). در این راستا محقق ضرورت انجام پژوهش با چنین طرحی را احساس نمود و بر همین مبنا در این پژوهش این سوال را مطرح می كند كه آیا بین اضطراب اجتماعی ، تصور بدنی با امید به زندگی در مردان و زنان متقاضی جراحی زیبایی با افراد عادی تفاوت معنی داری وجود دارد؟

تعداد صفحه :157

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه تبیین اثربخشی مشاوره گروهی با رویکرد واقعیت درمانی بر کیفیت و امید به زندگی در بیماران سرطانی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگا ه آزاد اسلامی 

عنوان:

تبیین اثربخشی مشاوره گروهی با رویکرد واقعیت درمانی بر کیفیت و امید به زندگی در بیماران سرطانی

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده :

این پژوهش با هدف تبیین اثربخشی مشاوره گروهی با رویکرد واقعیت درمانی بر کیفیت و امید به زندگی در بیماران سرطانی انجام شده است . روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون همراه با گروه آزمایش و کنترل بوده است . جهت انتخاب نمونه آماری از بین بیماران زن جوان در محدوده سنی 18 تا 30 سال ،  تحت شیمی درمانی مرکز درمانی شهید رجایی شهر یاسوج 30 نفر بطور هدفمند  انتخاب و با پرسشنامه های امید به زندگی اشنایدر و کیفیت زندگی فرم 36 سوالیمورد ارزیابی قرار گرفتند . پس از تحلیل آماری پرسشنامه های فوق ، افراد به صورت تصادفی دو گروه 15 نفره آزمایش و گواه تقسیم شده و پس از طی 8 جلسه آموزشی واقعیت درمانیگروهی بر گروه آزمایش ، از هر دو گروه آزمون مجدد به عمل آمد و مورد تحلیل آماری قرار داده شد . این تحلیل در تمامی مقیاس ها و زیر مقیاس های مورد ارزیابی و بررسی در پیش آزمون و پس آزمون کوواریانس، بهبود شرایط بیماران سرطانی را به وضوح مورد تایید قرار داد .

نتایج به دست آمده از پژوهش نشان داد که واقعیت درمانی گروهی برکیفیت زندگی و امید به زندگی در بیماران سرطانی تاثیر معنادار دارد ومیتوان از این روش به عنوان درمان تکمیلی در کنار درمان های پزشکی سود جست و متعاقباً میتوان در راستای بهبود مشکلات روانشناختی مذکور در این بیماران استفاده کرد.

کلید واژه ها : واقعیت درمانی گروهی ، کیفیت زندگی ، امید به زندگی

مقدمه

امروزه بیماری سرطان[1] بعنوان دومین عامل مرگ و میر بعد از بیماریهای قلبی عروقی مطرح است(سبحانی فر، 1380) . سرطان صرفا یک رویداد یا پایان معین زندگی نمی باشد بلکه یک موقعیت دایمی مبهم است که با تاثیرات دور رس و تاخیری ناشی از بیماری و مسایل روانشناختی بر جای مانده آن مشخص میشود( لین[2]، 2003) . اغلب افراد زمانی که از وجود بیماری سرطان در وجود خود آگاه می­شوند با انکار و خشم ، واکنش نشان می دهند که این شرایط خود می تواند نشانه های روانشناختی وجسمانی بیمار را تشدید کند و این در حالی است که این چنین واکنش هایی در بیماری های ساده کمتر به چشم می خورد ( هزارروسی ، 1385)

مطالعات انجام شده در بیماران مبتلا به سرطان نشان میدهد كه شدت علایم و فشارهای روحی بر كیفیت زندگی تأثیر دارد ( نورثوث[3] ،کافی[4]، دیچل بوز[5]1999 )و پژوهشها حاكی از بالا بودن اختلالات هیجانی نظیر استرس، افسردگی و اضطراب در بیماران سرطانی است (فراریو [6]،زوتی[7]، مسر [8]2003 ) از این رو به منظوركاهش فشارهای روانی مرتبط با بیماریها در سه دهه گذشته، دنیای پزشكی همزمان با گسترش جنبش روانشناسی مثبتنگر و توجه به تجربه های مثبت و قدرت سازگاری انسان ( سلیگمن[9] ، 2005 ) ، توجهات بسیار جدی بر روی قدرت شفابخشی عوامل مختلفی نظیر استفاده از علوم روانشناختی و روان درمانی  آغاز كرده است ( سیوارد[10] ، 2012 ) . 

بنا بر این در این پژوهش ، به بررسی تاثیر روان درمانی با رویکرد واقعیت درمانی بر ارتقاء کیفیت زندگی و امید به زندگی در افراد درگیر با بیماری سرطان پرداخته می شود .

بیان مسئله:

 سرطان یک موقعیت تهدید زا و استرس زا است که درمقایسه با سایر بیماری ها تاثیر بیشتری بر سطح امید به زندگی دارد (رلایف[11]،1992) .

در بیماران مبتلا به سرطان عوامل مختلفی پیرامون شهرت بد بیماری ، درمان های طولانی مدت و تاثیر هر یکی از این عوامل بر ابعاد روانی –اجتماعی می تواند سرانجام فرد را به سرآشیبی نا امیدی و افسردگی بکشاند .

  پایان یافتن زندگی یک واقعیت انکار ناپذیر در زندگی انسان است . بیمار سرطانی که نسبت به مرگ قریب الوقع خود اطلاع می یابد اغلب بعداز انکار و خشم دچار درماندگی و بدبینی نسبت به آینده ، نا امیدی و احساس شکست می شود که در این میان عوارض جسمانی ناشی از سرطان و شیمی درمانی [12]نیز مزید بر علت  شده و می تواند بر امید زندگی که فرایندی است که طی آن افراد اهداف خود را در زندگی تعیین می کند راهکارهایی برای رسیدن به آن اهداف خلق کرده وانگیزه لازم برای به اجرا در آوردن آن ندارند و کیفیت زندگی افراد که درک فرد از وضعیت کنونی اش باتوجه به فرهنگ ونظام ارزشی وشرایط محیطی اجتماعی که درآن زندگی می کند اثرات سوء بگذارد (مردانی حموله ، 1388) .

امید، در تمام ابعاد زندگی عنصری ضروری است . امید، توانایی باور داشتن احساساتی بهتر در آینده می باشد . امید، با نیروی نافذ خود سلسله فعالیتهایی را تحریک می کند تا بتوان تجربه های نو کسب نمود و نیروهای تازه ای را در موجودات زنده ایجاد می کند . به طور کل امید یک مقوله آگاهانه نیست و هر گاه فردی در شرایط دشوار و بحران قرار می گیرد ، احساس امیدواری در فرد زنده می شود و این امید است که پس ار بحران به فرد آرامش می بخشد (به نقل از رابینسون[13]،1983) .

امید به زندگی ، یک شاخص آماری است که نشان می‌دهد متوسط طول عمر در یک جامعه چقدر است و یا به عبارت دیگر هر عضو آن جامعه چند سال می‌تواند توقع داشته باشد. هر چه شاخص‌های بهداشتی و همچنین درمانی بهبود یابد امید زندگی افزایش خواهد یافت و از این رو این شاخص یکی از شاخص‌های سنجش پیشرفت و عقب ماندگی کشورهاست. امید زندگی زنان در همه جوامع چند سال (در کل جهان چهار و نیم سال) بیشتر از مردان است.

         در راستای عواملی نظیر ارتقاء اطلاعات و آگاهی پیرامون جنبه های جسمی روانی،

افزایش انگیزش، حمایت و مشاوره باعثبهبود وضعیت جسمانی ، کاهش اضطراب ،تقویت ادراک شخص ازاهداف زندگی، کاهش اختلالات خلق وخو­،بهبود سازگاری ورفتارهای تطابق یبماران میشودکهخود می­تواند سبب ارتقاء کیفیت زندگی[14]گردد . (برونر[15]،2000).

        در نگرش و بینش قرآنی ، امید عاملی مهم برای تحرك و تلاش و زندگی و مانعی برای دوری از افسردگی ، خودكشی و طغیان است (منصوری ، 1391) . قرآن امید را عاملی مهم در حركت و زندگی بشر بر می ‌شمارد ، آن را عاملی می‌داند كه وی را به ‌سوی كار، یا عملی سوق می‌دهد. از نظر جهان‌بینی توحیدی ، امید تحفه الهی است كه چرخ زندگی را به گردش واداشته و موتور تلاش و انگیزه را پرشتاب می‌كند (مجلسی، 1404ق) . گستردگی این مفهوم در متون دینی، اندیشمندان مسلمان را بر آن داشت تا نسبت به آن اظهار نظر نمایند .

       فیض كاشانی(1379) ، امید را به‌ عنوان یك مقوله هیجانی قلمداد ، و آن‌ را شادمانی درونی بیان می‌كند: « امید شادمانی دل به خاطر انتظار چیزی است كه آن محبوب اوست و این حالت هیجانی ثمرة علم به جریان اكثر اسباب است. ایشان امید را مایة حركت به ‌سوی عمل معرفی و بیان می‌كند كه این حالت برحسب امكان موجب كوشش در تهیه سایر اسباب و برانگیزنده عمل است . ازاین‌رو ، امید در همة احوال موجب طول مجاهده بر عمل و دوام مواظبت بر طاعت است.

        برخلاف فیض كاشانی، آیت‌الله مصباح(1380)  ، امید را امری شناختی قلمداد و بیان می‌كند : ” امید یك حالت روانی است كه از علم معرفت و شناخت نسبت به مبدأ و معاد حاصل می‌شود” . 

  درکنار دارمان های دارویی ، شیمی درمانی ، پرتو درمانی[16] و گاهی اوقات درمان های طب سنتی در بیماران سرطانی که ظاهرا  فقط نیاز های جسمانی فرد را تامین می نماید و به نیازهای روحی بیمار توجه کمتری دارد ، درمان های مکمل که شامل مجموعه ای از فنون و تکنیکهای روانشناختی و مشاوره ای به جهت بالا بردن سطح سلامتی و بهتر شدن وضعیت کنونی بیمار به کار می رود . کمک های مشاوره روانی به افرادی که دچار مشکلات روانی اجتماعی وخانوادگی شده اند یکی از اهداف بهداشت روانی است ، زیرا مشاوره مقاومت فرد را در برابر پیامدهای زیانبار ویا عوارض درمان های صورت گرفته بیماری افزایش میدهد .  برآیند حاصل ازمشاوره با بیماران باعث کاهش تنش های روانی آنان شده ؛ به طوریکه راهنمایی و یاری دیگران رابرای سازگاری با هیجانات خودلازم دانسته اند ( رمضانی ،1380) .

  واقعیت درمانی[17] یکی از رویکرد های جدید مشاوره روان درمانی محسوب می شود . اصطلاح واقعیت درمانی توسط ویلیام گلاسر[18](1961)  ابداع شد . این رویکرد درمانینوعی روش رفتار درمانی است که درآن سعی میشود با توجه به مفاهیم واقعیت ، مسولیت وامور درست و نادرست در زندگی فرد به رفع مشکلات اوکمک شود . در این روش از طریق تبیین طبیعت انسان تعیین قوانین رفتاری وطرح چگونگی فرایند درمانی به افرادی که نیازمند کمک و روان یاری هستند کمک می شود . دراین نظریه انسان مسئول اعمال ورفتارهایش است و فرد قربانی تحت تاثیرمحیط[19] و وراثت[20] نیست . 

  در واقعیت درمانی واژه بیماری روانی کمتر به کار میرود و در نتیجه تشخیص وطبقه بندی اختلالات روانی در این مکتب رایج نیست.کسی بیمار میشود که نتواند دو نیاز اساسی خود رادر حیطه واقعیت وپذیرش مسئولیت وتشخیص موارد درست ونادرست ارضاء کند.

شدت بیماری هم به درجه وعدم توانایی فرددرارضای نیازهایش بستگی دارد.

گلاسر معتقد است رفتار غیر مسئولانه افراد باعث بروز اضطراب و ناراحتی روانی است نه اینکه ناراحتی روانی باعث غیرمسئول بودن فرد شود .تمرکز بر بعد مسئولیت هسته اصلی واساسی کارتعلیم وتربیت روان درمانی است و پذیرش مسئولیت به مثابه نشانه بارز سلامتی روان تلقی میشود (حبیب زاده 1384) .

   هدف اصلی واقعیت درمانی این است که به درمان جویان کمک کند با افراد انتخابی دنیای کیفی خود ارتباط یا ارتباط مجدد برقرارکنند . هدف اصلی این درمان علاوه بر ارضاء کردن این نیاز به محبت وتعلق پذیری این است که به درمان جویان کمک کند راه های بهتر ارضاء کردن تمام نیاز های خود رایاد بگیرند (کوری[21] ،  1992) .

بر این اساس پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این پرسش است که آیا مشاوره گروهی[22] با رویکرد واقعیت درمانی میتواند بر كیفیت زندگی و امید به زندگی[23] در بیماران مبتلا به سرطان اثر بخش باشد ؟

ضرورت و اهمیت انجام پژوهش

بر اساس آمار اعلام شده از سوی سازمان بهداشت جهانی[24] ، سرطان عامل 8 میلیون مرگ در سال 2008 بوده که این رقم به 5/11 میلیون نفر در سال2030 افزایش خواهد یافت .بیماران مبتلا به سرطان به طور معمول دامنه ای از علایم شامل درد و رنج و انواع ناراحتی های جسمی و روانی را تجربه می کنند . بلافاصله بعد از تشخیص بیماری ممکن است اضطراب و دیگر اختلالات خلقی در فرد به وجود بیاید که این علایم با گذشت زمان و در پاسخ به تشخیص ، عود و بهبود بیماری دستخوش تغییر می شوند( رنک[25]، 2005) . بر پایه نظریه روبرت[26]امید بخشی به بیماران جنبه ای از نقش حرفه ای پرستار به شمار می آید  (پونکار ، 1994 )[27]

افراد مبتلا به سرطان در محدوده سنی18تا65سال در گذر زمان و به مدد تجربیات دریافتند ، مهمترین عامل مربوط به سلامت روان كه بر كیفیت زندگی آنها اثر داشته است ، اضطراب  می باشد و درصورت داشتن سن بالای50سال ، سطوح تحصیلی پایین وعدم اشتغال به كار ، كیفیت زندگی بیماران نا مطلوب می شود ( دیستفان[28] ، 2008) .

از این طرف چنانچه خشم به وجود آمده دربیماران سرطانی ، به  درستی ابراز نگردد ، این امكان وجود دارد كه به درون فرد جهت یابد و منجر به افسردگی[29] ، نا امیدی و تلاش در راستای خودكشی شود . بسیاری ازبیماران سرطانی مبتلا به افسردگی بوده و در سطح تمركز و میزان توجه خود ، كاهش نشان می دهند .

به بیان دیگر پیشگیری از بروز اختلالات عاطفی از جمله افسردگی در مبتلایان به سرطان ضروری می باشد زیرا افسردگی سبب تنزل كیفیت زندگی آنها خواهدشد و مداخله جهت كاهش افسردگی میتواند به بهبود كیفیت زندگی آنها منجرشود .   ( جوور [30]، 2008) .

مركز تحقیقات رفتاری انجمن سرطان آمریكا با مطالعه739  نفر از اعضای خانواده های بیماران مبتلا به سرطان به این نتیجه رسیدند که ، سطوح بالای تنشهای روانی آنان با اختلال در ابعاد عملكرد فیزیكی ، روانی واجتماعی رابطه دارد ( اسپیلرس[31] ،2008).  ازسوی دیگر،همین مشكلات گوناگون روانی واجتماعی ، باعث اختلال در روند طبیعی زندگی و كیفیت آن نیز میگردد .

تعداد صفحه :84

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه بررسی عملکرد نوجوانان افسرده اساسی و مبتلا بهPTSD  در شاخص های ادراک زمان

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشكده علوم تربیتی و روان شناسی

گروه روانشناسی

پایان‌نامه

جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی کودک و نوجوان

عنوان

بررسی عملکرد نوجوانان افسرده اساسی و مبتلا بهPTSD  در شاخص های ادراک زمان، حافظه فعال و سرعت پردازش

1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی عملکرد نوجوانان مبتلا به افسردگی و PTSD در ادراک زمان، حافظه کاری و سرعت پردازش اطلاعات اجرا شد. روش: در یک بررسی علی- مقایسه ای، 15 نوجوان مبتلا به اختلال افسردگی اساسی، 15 نوجوان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه و 15 نفر از افراد بهنجار که در متغیرهای سن، هوش و وضعیت اجتماعی- اقتصادی همسان بودند، شرکت کردند. برای دستیابی به هدف پژوهش، از مصاحبه بالینی ساختار‌یافته برای اختلالات محور I در (SCID-I) DSM_IV، پرسشنامه خود‌سنجی تأثیر رویداد (IES-R)، سیاهه اضطراب حالت – رگه اسپیلبرگر، آزمون شاخص پردازش اطلاعات، خرده آزمون توالی حروف-اعداد آزمون حافظه وکسلر، خرده آزمون نماد ارقام (رمزگردانی) آزمون هوش وکسلر (سرعت پردازش) و آزمون ادراک زمان استفاده شد. سپس داده‌های بدست آمده با روش آماری تحلیل واریانس یک راهه و چند متغیری، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های این پژوهش مهر تاییدی بر اختلالات در حافظه کاری و سرعت پردازش اطلاعات نوجوانان مبتلا به افسردگی و اختلال استرس پس از سانحه است. با وجود اختلال حافظه بیشتر در مبتلایان به PTSD ، تفاوت معناداری در سرعت پردازش اطلاعات میان دو گروه مبتلا وجود ندارد. خطای معنادار ادراک زمان در مقایسه با گروه بهنجار، تنها در تعداد معدودی از خرده آزمون‌ها مشاهده شد. تنها تفاوت آشکار میان PTSD  و افسردگی نیز در نمره کلی تخمین کلامی بود و این خطا در مبتلایان به PTSD بارزتر از افسردگی بوده، و نشانگر گذر سریعتر زمان بود. در سایر موارد تفاوت معناداری مشاهده نشد.

کلید واژه: ادراک زمان، حافظه کاری، سرعت پردازش، افسردگی ،PTSD

فهرست مطالب

چکیده. ت‌

فهرست مطالب… ث‌

1-1- مقدمه. 2

1-2- بیان مسئله. 3

1-3- ضرورت انجام پژوهش…. 10

1-4-اهداف پژوهش…. 12

1-4-1- هدف کلی: 12

1-4-2- اهداف اختصاصی.. 12

1-5- فرضیه‌های پژوهش…. 12

1-6- تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها 13

2-1- اختلال استرس پس از سانحه. 17

2-2- شناخت و PTSD.. 18

2-3- زیربنای عصبی اختلال استرس پس از سانحه. 21

2-4- اختلال افسردگی اساسی.. 23

2-5- افسردگی و شناخت… 24

2-6- ادراک زمان. 27

2-6-1- تعریف ادراک زمان. 30

2-6-2- پردازش اطلاعات زمانی.. 32

2-6-3- رویکرد عصب‌شناختی.. 34

2-6-4- تأثیر دوپامین بر ادراک زمان. 36

2-6-5- عوامل مختلف مؤثر در ادراک زمان. 38

2-6-5-1- ویژگی محرک و افراد. 38

2-6-5-2- هیجانات… 39

2-6-6- فضا و زمان. 41

2-6-7- ادراک زمان در افراد دارای اختلالات جسمانی و روانی.. 42

2-6-7-1- بیماری‌های جسمانی.. 42

2-6-7-2- اختلالات روانی.. 43

2-7- تأثیر اختلال استرس پس از سانحه بر ادراک زمان. 44

2-8- افسردگی و ادراک زمان. 47

2-9- حافظه فعال یا کاری.. 50

2-9-1- الگوی حافظه فعال. 50

2-9-2- تفاوت‌های فردی در ظرفیت حافظه فعال و عملکرد. 51

2-10- اثر اختلال استرس پس از سانحه بر حافظه فعال. 52

2-11- افسردگی و حافظه فعال. 56

2-12- پردازش اطلاعات… 58

2-13- سرعت پردازش اطلاعات در اختلال استرس پس از سانحه. 60

2-14- سرعت پردازش و افسردگی.. 62

2-15- جمع‌بندی.. 65

3-1- روش پژوهش…. 68

3-2- جامعه، نمونه و انتخاب نمونه. 68

3-3- روش و ابزار جمع‌آوری اطلاعات… 69

3-4- روش اجرای پژوهش…. 73

3-5- روش تجزیه ‌وتحلیل داده‌ها 73

4-1- مقدمه. 75

4-2- یافتههای مرحله همتاسازی از نظر هوشی و سن.. 75

4-3- یافتههای تحلیل توصیفی و استنباطی داده ها 77

4-3-1- آزمون استنباطی فرضیه‌های پژوهش…. 78

4-3-1-1- فرضیه پژوهشی اول: خطای ادراک زمان در نوجوانان افسرده اساسی و مبتلا به PTSD بیشتر از نوجوانان بهنجار و در افسردگی بیشتر از PTSD است. 79

4-3-1-2- فرضیه پژوهشی دوم: اختلال حافظه کاری در نوجوانان افسرده اساسی و مبتلا به PTSD بیشتر از نوجوانان بهنجار و در PTSD بیشتر از افسردگی است. 90

4-3-1-3- فرضیه پژوهشی سوم: اختلال در سرعت پردازش اطلاعات در نوجوانان افسرده اساسی و مبتلا به PTSD بیشتر از نوجوانان بهنجار و در افسردگی بیشتر از PTSD است. 93

5-1- مقدمه. 96

5-2- بررسی فرضیات پژوهش…. 96

5-2-1- عملکرد گروه ها در تکالیف مربوط به ادراک زمان. 96

5-2-2- عملکرد گروه ها در تکالیف مربوط به حافظه کاری.. 99

5-2-3- عملکرد گروه ها در تکلیف مربوط به سرعت پردازش اطلاعات… 101

5-3- نتیجه گیری.. 102

5-4- محدودیت های پژوهش…. 103

5-5- پیشنهادات… 103

منابع. 105

مقدمه

رابطه بین شناخت و هیجان طی قرن‌های متمادی برای فیلسوفان مهم و جالب بوده است؛ اما این موضوع اخیراً مورد توجه روان‌شناسان قرارگرفته و به‌عنوان یکی از مهم‌ترین موضوعات پژوهشی مورد توجه آن‌ها درآمده است. مباحث مربوط به رابطه بین شناخت و هیجان، بر تأثیرات هیجان بر روی فرایندهای شناختی یا نقش فرایندهای شناختی در پدید آیی حالت‌های هیجانی تمرکز دارد؛ و اغلب نظریات بالینی بر وجود رابطه متقابل میان شناخت و هیجان تأکید دارند (پاور[1] و دالگلیش[2]، 2008).

    از سوی دیگر ورود یافته‌های مربوط به روانشناسی شناختی، به حوزه بالینی سبب گردید که در ادبیات اخیر نظریه‌های متعددی در خصوص چگونگی و تبیین رابطه میان شناخت و اختلالات هیجانی، نظیر اختلال استرس پس از سانحه و افسردگی ارائه گردد.

    طی هزاران سال ضربه‌های روان‌شناختی برای مردم منبع ترس و وحشت بوده‌اند. تجاربی که افراد را با خطر مرگ واقعی یا قریب‌الوقوع یا تباهی و نابودی مواجه می‌کنند، وحشت‌آور هستند. زمانی که واکنش‌های استرس افراد به این رویدادهای آسیب‌زا، مزمن و ناتوان‌کننده باشد، دیگر آن‌ها یک واکنش طبیعی به وضعیت‌های غیرطبیعی نیستند، بلکه تبدیل به اختلال استرس پس از سانحه می‌شوند. نرخ اختلال استرس پس از سانحه در جمعیت‌های عمومی پس از الکلیسم، افسردگی اساسی و هراس اجتماعی بیشترین میزان است که این اختلال را به چهارمین اختلال شایع روان‌پزشکی در ایالات‌متحده‌ی آمریکا می‌کند (بارلو[3]، 2002).

    در میان گروه‌های سنی مختلف در جامعه کودکان و نوجوانان به دلیل شرایط خاص جسمی و سنی بیشتر از دیگر اقشار جامعه در معرض خطر ضربه‌های روان‌شناختی و تجربه رویدادهای آسیب‌زا قرار دارند (محمدخانی و همکاران، 1383). از دیگر سو شیوع افسردگی به‌طور قابل‌توجهی در سراسر دوران نوجوانی افزایش‌یافته است و این افزایش در زنان بیشتر از مردان بوده است (اوَن اوولی[4] و همکاران، 2015). بررسی‌های مقایسه‌ای کودکان و نوجوانان افسرده با غیر افسرده گویای وجود بد کارکردی‌ها و کاستی‌هایی در عملکردهای اجرایی و شناختی و در کنش‌های سرعت پردازش، حافظه کلامی هست (بروکس[5] و همکاران، 2010). در بررسی‌های انجام‌گرفته در رابطه با اختلال استرس پس از سانحه، اسکومن[6] و همکاران (2009) دریافتند نوجوانان مبتلابه PTSD که با انواع تروما مواجه شده بودند، بد عملکردی در کارکردهای اجرایی را نشان می‌دهند. ازجمله کارکردهای اجرایی که توجه کمتری را به خود معطوف داشته است ادراک زمان می‌باشد. تاثیر پذیری ادراک زمان از هیجان در مطالعاتی که از لغات دارای بار هیجانی استفاده کرده‌اند بررسی‌شده است (یامادا[7] و کواب[8]،2011). با توجه به اهمیت کارکردهای اجرایی حافظه کاری، ادراک زمان و سرعت پردازش در اختلالات هیجانی و اهمیت پرداختن به اختلالاتی که از شیوع بالایی در جمعیت‌های نوجوانان برخوردارند، در ادامه به بررسی مؤلفه‌های مذکور در نوجوانان افسرده اساسی، و مبتلابه PTSD خواهیم پرداخت.

1-2- بیان مسئله

دوره نوجوانی به خاطر نقش و اهمیتی که در زندگی دارد، موردتوجه، روانشناسان و متخصصان هست. ازاین‌رو توجه به اختلالات و سلامت روان این افراد حائز اهمیت است. دو بعد گسترده رفتار آسیب‌زا در این دوره شامل رفتارهای درون‌سازی و رفتارهای برون‌سازی هستند (ویلم شورست[9]،2005). اختلالات درون‌سازی ” با علائم اولیه شامل هیجانات درونی مخالف با رفتار بیرونی” است (تاکری[10]و هریز[11]، 2005). مشکلات درون‌سازی تداوم پاسخ‏های خارج از کنترل را نشان می‌دهند که مشکلات درونی خود از قبیل اضطراب، افسردگی، شکایات جسمانی بدون مبنای شناخته‌شده پزشکی، و کناره‌گیری از ارتباط اجتماعی را نمایش می‌دهد (آخنباخ[12] و رسکولا[13]،2001). ازجمله این اختلالات می‌توان به افسردگی و اختلال استرس پس از سانحه اشاره کرد.

اختلال استرس پس از سانحه از اختلالات بسیار شایع، مزمن و ناتوان‌کننده روان‌پزشکی هست که بر اساس ویراست پنجم راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی (DSM-5)، جزء مجموعه تشخیصی اختلالات تروما و وابسته به استرس هست که پس از مواجهه با یک رویداد آسیب‌زا ایجادشده و با چهار خوشه از نشانه‏ها مشخص می‌شود: مزاحمت‎ها، اجتناب، تغییرات منفی در شناخت و خلق و تغییرات برجسته در برانگیختگی و واکنش‌پذیری. این اختلال غالباً با افسردگی اساسی، سایر اختلالات اضطرابی، اختلالات سوءمصرف مواد و باکیفیت پایین زندگی همراه هست (DSM-5، 2013؛ سیمونز[14]، 2010؛ کاهی[15] و همکاران، 2006).

تحقیقات نشان می‌دهد کودکان و نوجوانانی که یک رویداد آسیب‏زا را تجربه کرده‏اند، در معرض خطر بالاتری برای ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه قرار دارند (کناردی[16] و همکاران، 2006). مطالعه مرکز ملی اختلال استرس پس از سانحه در ایالات‌متحده‌ی آمریکا نشان می‌دهد که 15 تا 43 درصد از دختران و 14 تا 43 درصد از پسران در طول زندگی خود حداقل یک رویداد آسیب‌زا را تجربه کرده‌اند که از این میزان 3 تا 15 درصد دختران و 1 تا 6 درصد پسران واجد ملاک‌های تشخیص اختلال استرس پس از سانحه هستند (همبلن[17]، 2007)؛ این در حالی است که میزان شیوع این اختلال در زنان 10 تا 12 درصد و در مردان 5 تا 6 درصد تخمین زده می‌شود (اهلرز[18]، 2000).

در طول دو دهه گذشته تحقیقات فراوانی در مورد ابعاد شناختی PTSD انجام‌گرفته است. ازاین‌رو آسیب‌شناسی اختلال استرس پس از سانحه با نواقصی در شناخت و حافظه که در ملاک‌های DSM-5 منعکس‌شده‌اند، برجسته‏تر شده است. از آن جمله می‌توان به یادزدودگی رویداد، اجتناب از تصاویر و افکار مرتبط با آسیب، ارزیابی‌هایی از داشتن آینده‏ای شکننده اشاره کرد. اهلرز و کلارک (2000) بر اساس مدل شناختی برای PTSD نشان دادند که تغییر در ارزیابی منفی و حافظه مربوط به تروما به‌وسیله‌ی یک سری از راهبردهای شناختی و مشکلات رفتاری بازداری می‌شوند.

مطالعات بسیاری، نابهنجاری در کارکردهای اجرایی افراد مبتلا به این اختلال را به‌طور خاص نشان داده‌اند (برای مثال، الف[19] و همکاران، 2014؛ آپرال[20] و همکاران، 2012). مطالعات انجام گرفته نقایص مشابه بزرگسالان را در کارکردهای اجرایی کودکان مبتلا به PTSD نشان داده‌اند (برای مثال، بیرز[21] و دی بلیز[22]، 2002؛ دی بلیز و همکاران، 2009). اسکومن[23] و همکاران (2009) نیز دریافتند نوجوانان مبتلا به PTSD که با انواع تروما مواجه شده بودند، بد عملکردی در کارکردهای اجرایی را نشان می‌دهند. گزارش‏های مربوط به میزان و ماهیت مشکلات شناختی در بیماران متفاوت و متنوع است و شامل دامنه وسیعی از نواقص شناختی کلی تا اختلالات مربوط به حافظه را دربرمی گیرد (برم نر[24] و همکاران، 1995). این نواقص شناختی می‌تواند زمینه‏هایی چون پردازش اطلاعات و ادراک زمان را نیز شامل شوند.

مطالعات نشان داده‌اند که افراد مبتلا به PTSD از مشکلات مربوط به حافظه رنج می‌برند و این مشکلات اغلب به وقایع آسیب‌زایی مربوط می‌شود که برایشان اتفاق افتاده است (انجمن روانپزشکی آمریکا، 2000). علاوه بر این سوگیری حافظه برای اطلاعات هیجانی در کودکان و نوجوانان و بزرگسالان دارای اختلال استرس پس از سانحه نشان داده‌شده است (مرادی و همکاران، 2000). یاسیک[25] و همکاران (2007) در بررسی حافظه کلی و کلامی دریافتند همانند آنچه در بیماران PTSD بزرگسال مشاهده‌شده، اختلال در حافظه کلی و کلامی در نوجوانان مبتلا به PTSD نیز قابل‌توجه هستند. کانستنس و همکاران (2008) نشان دادند که در اختلال استرس پس از سانحه کارکرد طبیعی حافظه دچار مشکل می‌شود و اطلاعات همراه با خطا پردازش و بازیابی می‌شوند. مرادی و همکاران (1389) در بررسی خود در رابطه با عملکرد حافظه در افراد بازمانده از جنگ مبتلا به PTSD نشان دادند که مبتلایان به این اختلال علاوه برداشتن مشکلات در بخش‌های مختلف حافظه مانند حافظه شرح‌حال، حافظه مربوط به آینده، حافظه کاری در حافظه کلی نیز از نقص برخوردار هستند. آکوستا[26] (2000) در بررسی خود در رابطه با عملکرد نوجوانان مبتلابه اختلال استرس پس از سانحه در تکالیف حافظه کلامی و غیر‌کلامی، دریافت که این نوجوانان به‌طور معناداری عملکرد ضعیف‌تر از گروه بهنجار دارند.

 ازجمله مشکلات حافظه، می‌توان به حافظه کاری آسیب‏دیده در این بیماران اشاره کرد. کلارک و همکاران (2003) در تکالیف حافظه فعال کلامی بیماران مبتلا به PTSD، کاهش فعالیت قشر پیش پیشانی را مشاهده کردند. حافظه کاری توانایی نگه‌داری اطلاعات به‌طور موقت و فعالیت بر روی آن‌ها در ذهن هست (لویس و کارپندال، 2002).

کارکرد مهم دیگری که در مبتلایان دچار آسیب می‌شود پردازش اطلاعات هست. اسکویت وردر[27] و همکاران (2013) در فرا تحلیلی به ادغام پیشینه‌های پژوهش در رابطه با کارکردهای شناختی بزرگسالان سالخورده مبتلا به PTSD پرداختند. آن‌ها دریافتند که مبتلایان به PTSD بدترین عملکرد شناختی را در رابطه با حافظه نشان دادند و پس‌ازآن بدکارکردی های قابل توجهی در مقایسه با گروه کنترل در یادگیری، سرعت پردازش و کارکردهای اجرایی نشان دادند. نقص در سرعت پردازش اطلاعات در مطالعات دیگری نیز بدست آمده است (کورشی[28] و همکاران، 2011؛ تواملی[29] و همکاران، 2009؛ واسترلینگ[30] و همکاران، 2002). پردازش اطلاعات شیوه‏ای است که افراد محرک‏های برخواسته از محیط را درک می‌کنند (موسی و لپین، 2000). سرعت پردازش اطلاعات از شاخص‌های مهم در ارزیابی توانایی‌های ذهنی به شمار می‌رود.

 متغیر شناختی دیگر که در این مطالعه بررسی آن مدنظر خواهد بود، ادراک زمان هست. ماهیت ادراک زمان در بیماران دارای اختلالات پارکینسون (ویردن[31] و همکاران 2008)، اسکیزوفرنی (داوالوس[32] و همکاران، 2011)، آفازی (فینک[33] و همکاران، 2006)، اتیسم (والاس[34] و هپ[35]، 2008) و دیس‏لکسی (مارتین[36] و همکاران، 2001) مطالعه شده است. بررسی‏ها نشان می‌دهد که مطالعات اندکی به مطالعه تأثیر PTSD بر ادراک زمان پرداخته است؛ اما مطالعاتی در مورد اثر اضطراب بر این مولفه انجام‌گرفته است. وایمن[37] و مووس[38] (1967) در مطالعه خود با هدف بررسی رابطه میان سطوح اضطراب (بالا و پایین) و ادراک زمان به این نتیجه رسیدند که افراد با سطوح بالاتر از اضطراب، تحریف زمان بیشتری را نشان می‌دهند. در مقابل در مطالعه لوئک[39]‏ (2007) تمایز معناداری از لحاظ تخمین زمان در افراد مضطرب یافت نشد.

ادراک زمان به‌عنوان توانایی پیش‌بینی و پاسخ کارآمد به رویدادهای در حال وقوع شناخته می‌شود (یانگ[40] و همکاران، 2007) و شامل توانایی تمایز میان فواصل کوتاه از میلی‌ثانیه تا ثانیه (تمایز مدت) است و در مورد تفکیک‌پذیری دو محرک مجزا با کمک دوره‌های زمانی کم (قضاوت زمانی) داوری می‌کند تا دوره‌ی زمانی خاص را با دقت بیشتر تولید (تولید و بازسازی مدت)، یا مدت رویداد یا ارائه‏ی محرک خاص را برآورد (برآورد کلامی) و یا شروع آن را (پیش‌بینی زمانی) کند (توپلاک و همکاران، 2006).

الگوی «ضربان‌ساز-ذخیره‌کننده[41]» در پاسخ به نحوه‌ی اندازه‌گیری زمان توسط مغز پیشنهاد شده است. در این الگو، مغز دستگاه تنظیم‌کننده فطری است که تعداد ضربان‌های قلب را در هر لحظه در قسمتی از گره پایه‏ی مغز ذخیره می‌کند و در هنگامی که نیازمند برآورد کردن مدت زمان گذشته هستیم، این کرنومتر فطری باعث آزاد شدن انتقال‌دهنده‌های عصبی می‌شود و آن را به سایر نواحی مانند قشر پیش‌پیشانی می‌فرستد تا اطلاعات را یکی کند و مدت زمان گذشته را برآورد کند (ویلیامز[42]، 2006). تصویر‌برداری مغناطیسی کارکردی در حین تکلیف نشان می‌دهد که نواحی گره پایه، قشر پیش پیشانی، قشر آهیانه‌ای و مخچه فعال هستند (پلامر[43] و هامفری[44]، 2009).

اختلال درون‌سازی دیگری که در این پژوهش قصد مطالعه و مقایسه آن با PTSD را داریم افسردگی هست. افسردگی یک مشکل روان‏شناختی مهم در دوره‌ی نوجوانی است که هم به عملکردهای روان‌شناختی نوجوان در حال حاضر و هم در بزرگسالی صدمه می‌زند. در کاربرد بالینی، اصطلاح افسردگی برای توصیف دسته‏ای از نشانه‏ها، شامل تغییرات عمده در خلق، تفکر و فعالیت، به‌کاربرده می‌شود. این نشانه‌ها پایدارند و منجر به بروز تغییراتی در عملکرد شخصی و اجتماعی فرد، حداقل در دوره‌ای به مدت دو هفته، می‌گردند (وردوین[45] و همکاران، 2009). افسردگی نوجوانان ممکن است از نظر تشخیصی بسیار متفاوت با افسردگی بزرگسالان باشد (هاراسیلتا[46] و همکاران، 2004).

در نوجوانی میزان افسردگی بین سنین 13 و 18 سالگی به‌طور قابل‌توجه افزایش می‌یابد. شیوع افسردگی اساسی در نوجوانان در طول عمر و شیوع 12 ماهه آن به ترتیب %11 و 5/7% بودند. نرخ‌های مربوط به افسردگی اساسی شدید نیز 3% و 3/2 درصد بود. شیوع افسردگی به‌طور قابل‌توجهی در سراسر دوران نوجوانی افزایش یافته است و این افزایش در زنان بیشتر از مردان بوده است (اون اوولی[47] و همکاران، 2015).

با آنکه افسردگی به‌عنوان یک اختلال خلقی شناخته می‌شود، بررسی‌ها نشان می‌دهند که این اختلال با نارسایی چشمگیر شناختی همراه است و از نظر ماهیت و شدت، با سایر اختلالات خلقی تفاوت دارد. بررسی‌های مقایسه‌ای کودکان و نوجوانان افسرده با غیر افسرده گویای وجود بد کارکردی‌ها و کاستی‌هایی در عملکردهای اجرایی و شناختی و در کنش‌های سرعت پردازش، حافظه کلامی هست (بروکس[48] و همکاران، 2010). نشانه‏های یادشده می‌توانند نقش تعیین‌کننده‏ای در بقای بیماری و سیر نشانه‏های شناختی آن داشته باشند. بیماران افسرده اغلب تجربه ذهنی کاهش سرعت پردازش ذهنی را گزارش می‌کنند (اوکانر[49] و همکاران،1990). کندی شناختی ممکن است در اختلال عصب روان‌شناختی مرتبط با افسردگی اساسی نقش داشته باشد (بربیون[50] و همکاران، 2000)؛ بنابراین کاستی‌های شناختی افراد افسرده را می‌توان به منابع و فرایند نادرست پردازش اطلاعات در این دسته از افراد نسبت داد (رز[51] و امبیر[52]، 2006).

از جمله منابعی که در فرایند پردازش اطلاعات دخالت دارند، حافظه کاری هست. امروز در بین صاحب‌نظران این توافق عمومی وجود دارد که سوگیری حافظه در بیماران افسرده امری شایع است؛ همچنین معتقدند که آسیب‌های حافظه فعال، اصلی‌ترین مشکل حافظه در بیماران افسرده است، چراکه بر اساس یافته‌های پژوهشی عملکرد حافظه افراد افسرده نسبت به افزایش پیچیدگی تکالیف حساس است، به این معنی که با پیچیده‌تر شدن تکلیف، عملکرد حافظه افت شدیدی پیدا می‌کند (پیلوسی[53] و همکاران، 2000). پین[54] و همکاران (2004) در مطالعه‌ی خود نشان دادند که افسردگی اساسی در نوجوانان عملکرد حافظه را به‌طور معناداری کاهش می‌دهد. هوران[55] و همکاران (1997) نیز در مقایسه بزرگسالان و نوجوانان افسرده در مقیاس حافظه دریافتند که دختران نوجوان عملکرد ضعیف‌تر از بزرگسالان داشتند این در حالی بود که تفاوتی میان بزرگسالان و پسران وجود نداشت. اختلال در حافظه کاری و سرعت پردازش نوجوانان افسرده در مطالعاتی دیگر نیز نشان داده شده است (برای مثال، کلیم کیت[56] و همکاران، 2011).

در ارتباط با اثرات افسردگی بر ادراک فرد از زمان شواهد بالینی حاکی از کاهش سرعت زمان در افسردگی است، اما شواهد تجربی درباره مشکلات حوزه قضاوت زمانی نسبتاً اندک بوده و آنچه وجود دارد تا حدودی متناقض است (هاکینز و همکاران، 1998؛ به نقل از سویگنی و همکاران،2003).

باوجود بدکارکردی‌های مشابه میان افسردگی و PTSD در برخی از کارکردهای روانشناختی مغز در نواحی اصلی درگیر در این دو اختلال تفاوت‌هایی وجود دارد. در اختلال استرس پس از سانحه، مشکلات بیشتر شامل کاهش حجم فعالیت هیپوکامپ (کارل[57] و همکاران، 2006)، کاهش حجم فعالیت آمیگدال و قشر کمربندی پیشین (پانو-هایز[58] و همکاران، 2009) و نابهنجاری در ساختارهای پیش‌پیشانی میانی (کاسای[59] و همکاران، 2008) است. در رابطه با درگیری نواحی خاصی از مغز در بیماری افسردگی، الدرکین- تامپسون[60] و همکاران (2006) گزارش کردند که هر چند اندازه لوب فرونتاال در بیماران افسرده سالخورده مطابق انتظار، تغییری نکرده بود، اما اندازه‏ی سینگولای پیشین، شکنج رکتوس و ماده خاکستری پیشین حدقه‌ای در بین این بیماران کاهش یافته است که حاکی از تغییرات خاص مربوط به بیماری است که متفاوت از دیگر فرایندهای تباهی دیررس مغز است. ناکارآمدی کرتکس سینگولای پیشین و کرتکس پره فرونتال پشتی-جانبی را در بیماران افسرده به اثبات رسانده‌اند (واگنر[61] و همکاران، 2006).

با توجه به همبودی بسیار بالای اختلال افسردگی و PTSD در نوجوانان و آنچه در پژوهش‌های پیشین انجام گرفته، در رابطه با تأثیر افسردگی بر ادراک زمان و سیستم ساعت درونی اتفاق‌نظر وجود ندارد و این مؤلفه در اختلال PTSD مورد بررسی قرار نگرفته است، این مطالعه قصد دارد تا به بررسی مقایسه‌ای کارکردهای اجرایی (سرعت پردازش، ادراک زمان و حافظه کاری) در اختلال افسردگی و اختلال استرس پس از سانحه بپردازد.

1-3- ضرورت انجام پژوهش

احساس افسردگی یکی از تجارب مشترک بشر است که اغلب به‌عنوان یک پاسخ طبیعی به رویداد‌های خارجی یا آسیب‌های درون‌فردی روی می‌دهد و اما تخمین زده می‌شود افسردگی اساسی چه روان‏زاد و چه درون‏زاد در بین چهار بیماری آسیب‌زای شاخص از سال 2000 تا 2012 مقام دوم را دارد (یوریب و همکاران، 2008). گرایش به بروز اولین وقوع افسردگی در سنین پایین‏تر گسترش یافته و درصد بالای نوجوانان مبتلا به افسردگی شدید، نگران‌کننده است (روزنهان و سلیگمن، 1999). افسردگی بر تکامل شناختی، هیجانی و فیزیکی نوجوان اثر می‌گذارد (ویلیام[62] و ویکینگ[63]،2003؛ به نقل از حبیب پور و شریعتی، 1387).

علاقه به بررسی جنبه‌های شناختی این اختلال در دو دهه گذشته رشد فزاینده‏ای یافته است. پژوهش حاضر گامی برای بررسی بیشتر این اختلال و برخی جنبه‌های شناختی این اختلال ازجمله بررسی ادراک زمان، حافظه کاری و پردازش اطلاعات با بهره گرفتن از آزمون‌های مناسب روان‌شناختی می‌باشد. در رابطه با ادراک زمان در بیماران افسرده پژوهش‌های اندکی انجام گرفته که نتایج آن‌ها هم متناقض بوده است.

حقیقت (1388) در مطالعه‌ای به بررسی رابطه ادراک زمان در بیماران افسرده، اسکیزوفرن و بهنجار به این نتیجه دست یافت که بیماران مبتلا به افسردگی اساسی گرایش به کم تخمین زدن زمان محرک‌های دیداری، شنیداری و دیداری-شنیداری داشتند. برخی از مطالعات نیز نقایصی در حافظه کاری افراد افسرده یافته‌اند (لندرو[64] و همکاران، 2001؛ نبز[65] و همکاران، 2000 و پرتر[66] و همکاران، 2003) درحالی‌که برخی از مطالعات نیز نتایج متناقض با این رابطه نشان داده‌اند (بارچ[67] و همکاران، 2003؛ مک لوین و همکاران، 2000). پردازش اطلاعات نیز از حوزه‌هایی است که بهبود آن، بهبود در افسردگی را به دنبال خواهد داشت (بسبوم[68] و دیجن[69]، 2006).

اختلال استرس پس از سانحه نیز از اختلالات شایع می‌باشد. علی‌رغم مطالعات صورت گرفته بر روی اختلال استرس پس از سانحه در جمعیت‌های بزرگسال، پژوهش‌های اندکی در زمینه میزان مواجهه کودکان و نوجوانان با رویدادهای آسیب‌زا و نیز شیوع این اختلال در آن‌ها صورت گرفته است. کودکان و نوجوانان به دلیل شرایط خاص جسمی و سنی، بیشتر از دیگر اقشار جامعه در معرض خطر ضربه‌های روان‌شناختی و تجربه‌ی رویدادهای آسیب‌زا قرار می‌گیرند، از طرف دیگر ازآنجایی‌که راهبردهای مقابله‌ای در آن‌ها هنوز به اندازه

 کافی برای روبه‌رو شدن با صدمات جسمی و روحی ناشی از این ضربه‌های رشد نکرده است، مواجهه با یک عامل استرس‌زا در آنان بیش از بزرگسالان می‌تواند منجر به بروز اختلال استرس پس از سانحه شود (سادوک و سادوک، 2007؛ ترجمه رضایی 1388).

نوجوانان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه مشکلات قابل‌ملاحظه‌ای در زمینه حافظه در مقایسه با جمعیت‌های بالینی دیگر دارند (سوترلند و برایانت، 2007).

در زمینه‌ی سرعت پردازش اطلاعات نیز بروکس و همکاران (2010) به اشکالاتی در این حوزه‏ی شناختی در نوجوانان مبتلا به PTSD اشاره دارد. حال با توجه به خلأهایی که بدان اشاره شد، عدم وجود مطالعه‏ای در رابطه با تأثیر PTSD بر ادراک درونی زمان و کمبود مطالعه بر روی جمعیت نوجوانان، این پژوهش قصد دارد به بررسی مقایسه‌ای مؤلفه‌های مذکور در نوجوانان مبتلا به اختلالات افسردگی و PTSD بپردازد.

1-4-اهداف پژوهش

1-4-1- هدف کلی:

  1. بررسی عملکرد نوجوانان مبتلا به افسردگی و PTSD در ادراک زمان، حافظه کاری و سرعت پردازش اطلاعات

1-4-2- اهداف اختصاصی

  1. سنجش ادراک زمان در نوجوانان مبتلا به افسردگی
  2. مقایسه ادراک زمان نوجوانان مبتلا به افسردگی، اختلال استرس پس از سانحه و افراد بهنجار
  3. سنجش حافظه کاری در نوجوانان مبتلا به افسردگی
  4. مقایسه حافظه کاری در نوجوانان مبتلا به افسردگی، اختلال استرس پس از سانحه و افراد بهنجار
  5. سنجش سرعت پردازش اطلاعات در نوجوانان مبتلا به افسردگی
  6. مقایسه سرعت پردازش اطلاعات در نوجوانان مبتلا به افسردگی، اختلال استرس پس از سانحه و افراد بهنجار

1-5- فرضیه‌های پژوهش

  1. خطای ادراک زمان در نوجوانان افسرده اساسی و مبتلا به PTSD بیشتر از نوجوانان بهنجار و در افسردگی بیشتر از PTSD است.
  2. اختلال حافظه کاری در نوجوانان افسرده اساسی و مبتلا به PTSD بیشتر از نوجوانان بهنجار و در PTSD بیشتر از افسردگی است.
  3. اختلال در سرعت پردازش اطلاعات در نوجوانان افسرده اساسی و مبتلا به PTSD بیشتر از نوجوانان بهنجار و در افسردگی بیشتر از PTSD است.

تعداد صفحه :132

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه بررسی رابطه سلامت روان و پایگاه های هویت  و منبع­کنترل با اختلالات تغذیه ای در زنان

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

  دانشگاه آزاد اسلامی

پایان نامه جهت دریافت درجه کارشناسی ارشد رشته  روانشناسی عمومی

عنوان:

بررسی رابطه سلامت روان و پایگاه های هویت  و منبع­کنترل با اختلالات تغذیه ای در زنان

شهریور 134

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست

چکیده فارسی: 1

فصل یکم. 2

کلیات پژوهش… 2

1-1-مقدمه: 3

1-2-بیان مسأله  تحقیق : 5

1-3-اهمیت و ضرورت انجام تحقیق : 7

1-4-اهداف تحقیق : 8

1-4-1-هدف اصلی: 8

1-4-2-اهداف فرعی : 8

1-5-فرضیه‏های تحقیق: 8

1-6-تعریف مفهومی و عملیاتی: 9

1-6-1-تعاریف مفهومی: 9

اختلالات تغذیه ای: 9

سلامت روانی: 9

سبکهای هویت : 9

1-6-2-تعاریف عملیاتی: 10

فصل دوم. 11

مبانی نظری و پیشینه پژوهش… 11

2-1-سلامت روانی : 12

2-1-1-اهمیت سلامت روانی: 12

2-1-2-معیارهای سنجش رفتار نابهنجار: 13

2-1-3-تعریف سلامت روان: 14

2-1-4-ملاك های سلامت روان  : 15

2-1-5-تاریخچه ی بهداشت روانی: 15

2-1-6-تاریخچه  بهداشت روانی در ایران: 18

2-1-7-اهداف بهداشتی روانی: 20

2-1-8-عملکرد بهداشت روانی: 22

2-1-8-1-الف) پیش گیری انواع  آن: 22

2-1-8-2-ب- درمان و انوع آن : 23

2-1-8-3-ج- توان بخشی وانواع آن : 25

2-2-هویت : 26

2-2-1- نظریه های مربوطه به هویت : 26

2-2-2-پایگاه هویت: 30

2-2-3-بحران  هویت  : 32

2-2-4-جامعه بسترمهم هویت: 33

2-2-5-مهمترین بسترهایاجتماعی  هویت  : 33

2-2-6-پیامدهای بحرانهویت  : 34

2-2-7-1-عوامل  موثر درپدیدآیی  بحران هویت  : 34

2-3-منبع کنترل: 35

2-3-1-کنترل درونی در برابر  کنترل بیرونی : 35

2-3-2-ارزیابی منبع کنترل: 36

2-3-3-عوامل مرتبط بین منبع کنترل با تغذیه: 36

2-3-4-افراد دارای کنترل درونی : 38

2-3-5-افراد دارای کنترل بیرونی: 39

2-3-6-پیوستارکانون کنترل : 39

2-3-7-نوسان در پیوستار کا نون کنترل : 40

2-3-8- پیآمدها و تأثیرات کانونکنترل : 41

2-3-9-شکلگیریکانونکنترل: 42

2-3-10-پرورش دادن منبع کنترل در کودکی : 43

2-4-اختلالات  تغذیه : 44

2-4-1-کم اشتهایی روانی و پراشتهایی روانی: 44

2-4-2-مشخصه های بالینی بی اشتهایی روانی : 45

2-4-3-زیر تیپ های بی اشتهایی روانی : 46

2-4-4-شیوع و دوره و همایندی مرضی بی اشتهایی روانی : 46

2-4-5-مشخصه های بالینی پراشتهایی روانی : 47

2-4-6-زیر تیپ های پر اشتهایی روانی : 47

2-4-7-شیوع و دوره و همایندی مرضی پراشتهایی روانی: 48

2-4-8-شباهت و تفاوت بین دو نوع اختلالات خوردن : 48

2-4-9-سبب شناسی وعوامل علیتی در اختلال خوردن : 49

2-4-10-درمان و مداخله های درمانی : 51

2-4-11-دیگر اختلالات خوردن : 53

2-5-پیشینه پژوهش : 54

2-5-1-تحقیقات داخلی.. 54

2-5-2-تحقیقات خارجی.. 55

2-6-مدل مفهومی: 57

فصل سوم. 59

روش پژوهش… 59

3-1-طرح پژوهش : 59

3-2-متغیرهای تحقیق: 59

3-3-جامعه آماری، نمونه ،روش نمونه‏گیری: 60

جامعه آماری: 60

نمونه آماری: 60

روش نمونه گیری: 60

3-4-ابزار پژوهش : 60

آزمون سبک هویت : 62

پرسشنامه منبع کنترل درونی-بیرونی راتر: 63

3-5-شیوه اجرا: 64

3-6-روش‌ها و ابزار تجزیه و تحلیل داده‏ها: 64

فصل چهارم. 66

یافته های پژوهش… 66

4-1-الف)یافته های توصیفی.. 66

4-2-ب) یافته های استنباطی.. 67

فصلپنجم. 71

بحث و نتیجهگیری.. 71

5-1- بحث و نتیجه گیری : 71

5-2-محدودیت های پژوهش : 76

5-3-پیشنهاد ها: 76

5-3-1-پیشنهاد های پژوهشی : 76

5-3-2-پیشنهاد های کاربردی : 76

منابع : 77

ضمائم. 82

پرسشنامه سلامت عمومی GHQ 28. 82

مقیاس کنترل راتر (بیرونی – درونی) 85

آزمون سبک هویت.. 88

چکیده فارسی:

هدف پژوهش حاضر بررسی  رابطه سلامت روان و پایگاه های هویت  و منبع­کنترل با اختلالات تغذیه­ای در زنان .پژوهش حاضر با توجه به هدف کاربردی و شیوه اجرای آن همبستگی است ازجامعه مورد نظر تعداد   100نفراز زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره  بر اساس جدول مورگان و کرجسی وبااستفاده از نمونه­گیری دردسترس انتخاب شده­اند و به­کمک پرسشنامه­های سلامت عمومی  GHQ28وپرسشنامه سبک هویت و پرسشنامه منبع­کنترل راتر داده های مورد نظرجمع آوری شد. فرضیه ها شامل:1-بین مؤلفه­های سلامت روان با اختلالات تغذیه­ای رابطه وجود دارد.2-بین مؤلفه­های منبع کنترل با اختلالات تغذیه ای رابطه وجود دارد.3-بین مؤلفه های پایگاه هویتی با اختلالات تغذیه­ای رابطه وجود دارد. 4- مؤلفه های سلامت روان و منبع کنترل و پایگاه های هویت پیش بینی کننده اختلالات تغذیه هستند، می­شود. و نتایج تحلیل آماری به وسیله نرم افزار SPSS16 از روشهای آمار توصیفی مانند میانگین و انحراف معیارو ازروشهای  آمار استنباطی ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره نشان دادکه: که بین مولفه های سلامت روان (علائم جسمانی ،علائم اضطرابی ،ناکنشوری اجتماعی ، افسردگی و نمره كلی سلامت روان با اختلالات تغذیه ای رابطه مثبت و معنادار وجود دارد(p<0/01) به عبارت دیگر، با افزایش نمرات  سلامت روان در زنان، اختلالات تغذیه ای آنان نیز افزایش یافته است. بین منبع كنترل درونی با اختلالات تغذیه ای رابطه منفی و معنادار وجود دارد(p<0/05). بین منبع كنترل بیرونی با اختلالات تغذیه ای رابطه مثبت و معنادار وجود دارد(p<0/01). به عبارت دیگر، زنان دارای اختلالات تغذیه ای از منبع كنترل بیرونی برخوردارند، و بین مولفه های پایگاه هویتی با اختلالات تغذیه ای رابطه ای وجود ندارد.و نیز مقدار رگرسیون پیش بینی اختلالات تغذیه زنان از روی مولفه های سلامت روان و منبع کنترل معنی دار می باشد (001/0>p و 61/13=F). بنابراین متغیر علائم جسمانی با ضریب بتای 28/0 می توانند به طور مثبت و معنی داری اختلالات تغذیه زنان را پیش بینی کنند. 

واژگان کلیدی:اختلالات تغذیه ،سلامت روان ،منبع کنترل ،پایگاه هویت ،شهرستان کرمانشاه ،

1-1-مقدمه:

اختلالات تغذیه‌ای[1] از جمله مشکلاتی هستندكه ارتباط نزدیك با شیوه­زندگی وفرهنگ جامعه دارند. تمایل­شدید برخی از فرهنگ‌‌‌‌‌‌ها به خصوص فرهنگ غرب در توجه به زیبایی اندام، لاغری و تناسب اندام، اغلب اوقات، آن‌ها را به اعمال رژیم­های غذایی سخت و طاقت فرسا وادار می­كند و یا حتی بعضی از آن‌ها به اقدامات دیگری نظیر ورزش‌های شدید، استفراغ عمدی[2]، استفاده از داروهای مسهل[3] و غیره روی می‌آورند. اكثر موارد گزارش شده مربوط به كشورهای غربی است اما از كشورهای آسیایی نیز گزارش هایی ارائه شده است كه حاكی از نفوذ آن در كشورهای آسیایی می­باشد(فیربورن،2006). اختلالات تغذیه‌ای شامل دو دسته عمده می‌باشند، در نوعی از آن تحت عنوان بی‌اشتهایی عصبی[4]، بیمار با امتناع از غذا خوردن سعی در كاهش وزن خود دارد به نحوی كه حتی كاهش وزن بیشتر از 20% نیز رضایت بخش نمی­باشد. پرخوری عصبی[5] حالت دیگری است كه در آن بیمار پس از خوردن با ایجاد حالت تهوع و استفراغ عمدی و یا استفاده از دارو‌های مدر و مسهل سعی در كاهش اجباری وزن خود‌‌‌‌ دارد طبق بررسی‌های صورت گرفته در مطالعات همگانی و استفاده از آمار تشخیصی، اختلالات تغذیه­ای در بین زنان نسبت به مردان 9 برابر شیوع بیشتری داشته است. اختلالات تغذیه­ای، دارای تظاهراتی در زمینه‌های مختلف گوارشی، پوستی، اختلالات الكترولیتی و غیره است. طبق ملاك‌های تشخیصی ذكر شده در متن تجدید نظر شده بیماری­های روانی آمریکا 5  (2012)برای تشخیص قطعی اختلالات تغذیه­ای، بروز رفتارهای زیر لازم است: اشتغال ذهنی دائم با غذا و میل شدید به غذا و عدم كنترل در غذا خوردن، كوشش برای رفع اثرات چاق­كننده غذا با رفتارهای جبرانی6 نامناسب مثل استفراغ عمدی، سوء مصرف دارو‌های مسهل، استفاده از محدودیت‌های غذایی و دوره­های متناوب گرسنگی كشیدن، مصرف دارو‌های بازدارنده اشتها، مصرف تركیبات تیروئیدی یا دارو‌های مدر، آسیب روانی شامل ترس مرضی از چاقی، به­طوری­كه بیمار، آستانه وزن بسیار دقیقی را برای خود در نظر می­گیرد كه آشكارا از وزن قبل از بیماری كه بر اساس نظر پزشكان متناسب و در سطح بهینه بوده است پائین‌تر است و تاثیر فشارهای اجتماعی بر غذا خوردن. موارد ذكر شده از علائم اختلالات تغذیه‌ای می‌باشند و در مرحله بعد، افراد مبتلا طبق تشخیص علائم گزارش شده برای هر یك از گروه‌های پراشتهایی عصبی یا بی­اشتهایی عصبی، می‌توانند در هر یك از این دو گروه قرار بگیرند. جاكلین [6]و همكارانش (2007) سن شروع اختلالات بی‌اشتهایی عصبی را اواسط دوره نوجوانی تشخیص داده­اند .هویت یابی به موازات رشد فیزیکی ،شناختی ،اجتماعی و عاطفی  اهمیت خاصی دارد فرد  با شور زیادی از خود سوال می کنند که جایگاه من کجاست ؟شغل؟موقعیت تحصیلی؟ازدواج و…. من چگونه خواهد شد این سوالات در واقع تلاش برای یافتن هویت است که در نحوه برخورد با دیگران اثر می گذارد و با تغییر زمینه اجتماعی دچار دگرگونی می شود(احدی،جمهری 1385). اریکسون معتقد است عمده ترین تکلیف یک فرد حل بحران هویت است که برای رسیدن به هویتی کم و بیش ثابت باید نیازها ،آرزوها و توانایی های خود را به شکل تازه ایی سازمان دهد تا بتواند خورا باشرایط و انتقادات موجود در جامعه وفق دهد( احدی-جمهری1385). سلامت روانی جنبه ایی از مفهوم کلی سلامت است و به عقیده فروید انسان سالم کسی است که هر یک از مراحل رشد روانی-جنسی را با موفقیت گذرانده باشد و در هیچ یک از مراحل مزبور بیش از حد  تثبیت نشده باشد و به عقیده اسکینر فردی که رفتارش منطبق بر قوانین و ضوابط جامعه باشد و با بهره گرفتن از  شیوه ها را اصلاح رفتار برابر بهبود و به هنجار کردن رفتار خود اقدام کند فرد سالمی است و از نظر راجرز انسانی که  سلامت روانی دارد، انعطاف پذیر است، پیش داوری ندارد، احساس آزادی و خلاقیت می­کند و سازمان بهداشت جهانی آن را مفهومی کلی یعنی توانایی کامل برای ایفای نقش های اجتماعی، روانی، جسمی قلمداد می کند. چه کسی یا چه چیزی سرنوشت شما را تعیین می­کند؟ وقایع و حوادث زندگی روزمره­ی خود را خوب درنظر بگیرید؛ چه کسی مسئول این وقایع است؟ در صورت بروز مشکلات چه کسی را سرزنش می­کنید و در مورد موفقیتهای به دست آمده چه کسی را مؤثر می­دانید؟ پاسخ شما به این سؤالات کانون کنترل شما را نشان میدهد. انسا نها یاد گرفته اند که وقایع زندگی را به نحوخاصی ببینند؛کانون کنترل  به نحوه ی نسبت  دادن علتها به وقایع زندگی گفته میشود. این عامل نشان  می­دهد که شما عادت دارید کجا دلایل رویدادهای زندگی را جستجو کنید. هر انسانی به طور طبیعی یک دستگاه ادراکی دارد که خودش از وجود آن باخبر نیست. این عقیده که چیزی درکنترل شماست، قویاً بر گفت وگوی درونیتان با خود و جهانی که درآن زندگی می­کنید تأثیر دارد.  شما به سؤالات ساده ولی اساسی زندگی به شیو های قابل پیش بینی پاسخ  می­دهید. چون ادراک شما در مورد اینکه وقایع زندگی چگونه کنترل می­شود، معمولاً از یک ثبات نسبی برخوردار است (مک گراو،2001). به عقیده ی راتر یکی از ابعادی که افراد را از یکدیگر متمایز می­کند، درجه ی کنترلی است که افراد تصور می­کنند بر رویدادهای زندگی خوددارند. به سخن دیگر میزان اعتقاد انسانها بر کنترل رویدادهای مؤثر در زندگی، عاملی است که سبب تمایز آ نها از یکدیگر می­شود. لذا پزوهش حاضر سعی دارد به بررسی رابطه متغییرهای سلامت روان و پایگاه های هویت ومنبع کنترل با اختلالات تغذیه­ای در زنان مراجعه­کننده به مراکز مشاوره تغذیه شهرستان کرمانشاه بپردازد.

1-2-بیان مسأله  تحقیق :

اختلالات تغذیه ای یا خوردن[7] بر حسب آشفتگی شدید در رفتار خوردن مشخص می شود که شامل بی اشتهایی روانی[8] می شود که معمولا” بین 10 تا 30 سالگی شیوع پیدا می کند و میزان آن در دختران 10 تا 20 برابر بیشتر از پسران است. این بیماران از حفظ وزن بدنشان در سطح حداقل وزن مورد انتظار و یا افزایش وزن مورد انتظار در دوره رشد خودداری می نمایند،این بیماران مشخصا” از چاق شدن می ترسند و وجه مشخصه آنان اختلال عمیقی است که اینها در برداشت از تصور بدنی خود دارند.اختلال بعدی را پرخوری عصبی-روانی[9] تشکیل می­دهد که عبارت است از دوره های تکرار شونده­ی پرخوری، احساس فقدان کنترل بر خوردن،استفراغ عمدی و سوء مصرف مواد ملین و روزه داری و ورزش افراطی برای پیشگیری از افزایش وزن.اختلال بعدی شامل چاقی[10] می شود که حالتی از تجمع بیش از حد چربی در بدن را در بر می گیرد بطور قراردادی وقتی وزن بدن بیست درصد بیشتر از وزن معیار معمول باشد چاقی مطرح می شود که می تواند با تعیین میزان چربی در شاخص توده بدن مشخص شود[11] که عامل ژنتیکی،هیجانی،و عادات تغذیه از جمله عوامل تاثیر گذار بر آن است(فیربورن،2006).یکی از سازه های مهم در نظریه یادگیری اجتماعی منبع کنترل است یا همان کنترل بیرونی و درونی طبق نظریه راتر[12]  افراد با جهت گیری درونی معتقدند که تقویت کننده ها مشروط به کنترل آنها و نتیجه مهارتهای آنها در انجام کارهاست در مقابل افراد با جهت گیری بیرونی ارتباط اندکی و گاه هیچ ارتباطی بین رفتار خود و تقویت کننده های مختلف نمی بینند آنها پیش آمد تقویت کننده ها را نتیجه بخت و اقبال و شانس و یا افراد قدرتمند می دانند اعتقاد به کنترل درونی در خانواده ها آموخته می شود که در آن والدین صمیمی و پشتیبان کودکان هستند و سعی نمی کنند کنترل مستبدانه ای بر آنها داشته باشند همچنین والدین در شیوه تربیت فرزتدان ثبات رفتاری دارند افراد کنترل درونی از توانایی بیشتر در حل مسائل زندگی برخوردارند و در مقایسه با کنترل بیرونی از لحاظ اجتماعی سازگارترند این افراد به صورت مستقل تصمیم گیری می کنند و وابسته به دیگران نیستند این افراد از لحاظ سلامت جسمی در وضعیت بهتری هستند و خود را مسئول سلامت جسمیشان می دانند لذا به بررسی این مولفه مهم در کنترل رفتار در افراد مبتلا به اختلال خوردن می پردازیم (فیست و فیست، 1994 ).تاکنون تعاریف متعددی از سلامت روان ارائه شده است که همگی بر اهمیت یکپارچگی و تمامیت شخصیت تاکید ورزیده اند.برخی سلامت روانی را تعادل بین اعضا و محیط در رسیدن به خودشکوفایی می دانند(چاهن[13]،1991). سلامت روانی را وضعیتی از بلوغ روانشناختی تعبیر  می­کنند که عبارتند از حداکثر رضایت به دست آمده و اثربخشی از تعامل  ضروری و اجتماعی که شامل احساسات و بازخوردهای مثبت نسبت به خود و دیگران می شود.انجمن کانادایی بهداشت روانی سلامت روانی را در سه بخش شامل بخش اول:بازخوردهای مربوط به خود الف)تسلط بر هیجان ب)آگاهی از ضعف های خود ج) رضایت از خوشی های خود. بخش دوم:بازخوردهای مربوط به دیگران الف)علاقه به دوستی های طولانی و صمیمی ب)احساس تعلق به یک گروه ج)احساس مسئولیت در مقابل انسانی و مادی.بخش سوم:بازوخوردهای مربوط به زندگی الف)پذیرش مسئولیت ها ب)ذوق توسعه امکانات و علاقه خود ج)ذوق خوب کار کردن. هفت ملاک برای سلامت روان معرفی نموده اند: 1-رفتار اجتماعی مناسب 2-رهایی از نگرانی و گناه3-فقدان بیماری روانی 4-کفایت فردی و خودمهارگری 5-خویشتن پذیری و خودشکوفایی 6- توحید یافتگی و سازمان یافتگی شخصیت 7-انعطاف پذیری.موضوع هویت از مهمترین مسائل مربوط به زندگی انسان ا ست( اسکندری ،1389) .هویت یک حس درونی در فرد است که ناشی از نیاز روانشناختی آنها  به تعلق و وابستگی می باشد مانند حس همانندی با گروهی از مردم ،اریکسون[14] هویت را ایجاد هماهنگی میان تصور فرد از خود به عنوان یک فرد بی نظیر و باثبات می­داند. بروزونسکی و کاک[15] (2010) سه سبک هویتی اطلاعاتی[16] ،هنجاری[17]،و سردرگم-اجتنابی[18] را از یکدیگر متمایز کردند. از نظر مارسیا[19]  حالت های هویت عبارتند از هویت سردرگم[20]،هویت اجتماعی[21]،هویت زودهنگام[22]،هویت مهلت خواه[23]  می باشد. باتوجه به بیان نظریات و دیدگاه های مهم درباره مؤلفه های پژوهش سعی شده به بررسی رابطه بین متغیرهای مذکور پرداخته شود .

  1. Eating disorders
  2. Laxativetic
  3. Anorexia nervosa
  4. Bulimia nervosa
  5. Diagnostic and Statistical Manual
  6. Compensatory behaviors

تعداد صفحه :103

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه  بررسی اثربخشی درمان اجتماع مدار بر کارکردهای اجرایی، حافظه شرح‌حال

post” name=”frm_jahanpay64″ class=”form-group”>

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشكده علوم تربیتی و روان‌شناسی

گروه آموزشی روانشناسی بالینی

پایان‌نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد رشته روانشناسی بالینی

عنوان

 بررسی اثربخشی درمان اجتماع مدار بر کارکردهای اجرایی، حافظه شرح‌حال و تنظیم شناختی هیجان در افراد مبتلا به اعتیاد مواد محرک

تابستان ۱۳۹۴

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

مقدمه:  هدف پژوهش جاری بررسی اثربخشی درمان اجتماع مدار در ارتقاء بخشی از قابلیت‌های شناختی می‌باشد. به‌عبارت‌دیگر این پژوهش سعی دارد تا مشخص کند تا چه میزان درمان اجتماع مدار قدرت بازتوانی شناختی را در میان افراد مبتلاء دارد.

روش و ابزار: به همین منظور با روش نمونه‌گیری هدفمند یک گروه ۲۷ نفری از مصرف‌کنندگان مواد محرک که در مرکز درمان اجتماع مدار شهر تهران پذیرش‌شده بودند، انتخاب شدند. و در هنگام ورود، پیش‌آزمون و در خاتمه درمان پس‌آزمون،‌روی این افراد انجام شد. از پرسشنامه‌های راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، حافظه شرح‌حال و آزمون­های فراخانی ارقام، کارت‌های ویسکانسین، برج لندن و آزمون استروپ برای جمع‌آوری اطلاعات استفاده گردید.

یافته‌ها: نتایج نشان می‌دهد که افراد مقیم مرکز در خاتمه درمان با بهبود راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، اختصاصی شدن حافظه شرح‌حال و بهبود کارکردهای اجرایی همراه هستند.

بحث و نتیجه‌گیری: پژوهش حاضر اثربخشی درمان اجتماع مدار را در کارکردهای اجرایی، حافظه شرح‌حال و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان نشان می دهد.

کلیدواژه: اثربخشی، درمان اجتماع مدار، کارکردهای اجرایی، حافظه شرح حال، تنظیم شناختی هیجان، اعتیاد، مواد محرک

فهرست مطالب

کلیات پژوهشی

1-1.­ مقدمه. ۲

1-2. بیان مسئله. ۲

1-3. اهمیت و ضرورت پژوهش۷

1-4. اهداف پژوهش۸

1-۴-۱. هدف کلی.. ۸

1۴-۲. اهداف فرعی.. ۹

1-۵. سوال های پژوهش۹

1-۶. فرضیه های پژوهش۹

1-۷. تعاریف عملیاتی و مفهومی متغیرها ۹

1-۷-۱. تعاریف مفهومی.. ۹

1-۷-۲. تعارف عملیاتی.. ۱۰

پیشینه و ادبیات پژوهشی

2-1. اعتیاد. ۱۳

2-۱-۱. اعتیاد به مواد محرک.. ۱۴

2-۱-۲. تاثیرات مواد محرک.. ۱۴

2-۱-۳. اختلال مصرف مواد محرک و سندرم ترک.. ۱۵

2-۱-۴. شیوع مصرف مواد ترک.. ۱۶

2-۱-۵. درمان های روانشناختی و مواد ترک.. ۱۶

2-۲. هیجان.. ۱۸

2-۲-۱. تنظیم هیجان.. ۱۸

2-۲-۲. اهمیت تنظیم هیجان.. ۱۹

2-۲-۳. تنظیم شناختی هیجان.. ۲۰

2-۲-۴. تنظیم شناختی هیجان و اعتیاد. ۲۱

2-۳. حافظه شرح حال. ۲۲

2-۳-۱. انواع حافظه شرح حال. ۲۳

2-۳-۲. کارکرد حافظه شرح حال. ۲۳

2-۳-۳. سن و حافظه شرح حال. ۲۳

2-۳-۴. مدل های ساختاری حافظه شرح حال. ۲۵

2-۳-۵. بنیاد عصب شناختی حافظه شرح حال. ۲۶

2-۴. کارکردهای اجرایی.. ۲۷

2-۴-۱. قشر پیشانی ۲۹

2-۴-۲. کارکردهای اجرایی در اعتیاد. ۳۱

2-۵. درمان اجتماع مدار. ۳۲

2-۵-۱. تعریف درمان اجتماع مدار. ۳۳

2-۵-۲. دیدگاه های درمان اجتماع مدار و وابستگی روانی.. ۳۴

2-۵-۳. انواع درمان های غیردارویی در درمان اجتماع مدار   ۳۵

2-۵-۴. دیدگاه درمان اجتماع مدار درمورد فرد معتاد. ۳۸

2-۵-۵. دیدگاه درمان اجتماع مدار به بهبودی و زندگی سالم. ۳۸

2-۵-۶. رویکرد اجتماعی در درمان اجتماع مدار. ۳۹

2-۵-۷. عناصر درمانی و آموزش۴۰

2-۵-۷-۱. سرپرست ها و همتاها در درمان اجتماع مدار. ۴۰

2-۵-۸. مراحل برنامه. ۴۱

2-۵-۸-۱. مرحله آشنایی.. ۴۰

2-۵-۸-۲. مرحله درمان.. ۴۲

2-۵-۸-۳. مرحله ورود مجدد. ۴۲

2-۵-۹. روش های درمان اجتماع مدار. ۴۳

2-۵-۱۰. مقیمان در درمان اجتماع مدار. ۴۵

2-۶. پیشینه پژوهش۴۶

2-۶-۱. پیشینه خارجی.. ۴۶

2-۶-۲. پیشینه داخلی.. ۴۷

روش پژوهش

۳. روش۵۰

۳-۱. طرح پژوهش۵۰

۳-۲. ملاحظات اخلاقی.. ۵۰

۳-۳. ملاک های انتخاب نمونه. ۵۰

۳-۴.جامعه آماری.. ۵۱

۳-۵. نمونه و روش نمونه گیری.. ۵۱

۳-۶. روش و ابزار جمع آوری اطلاعات.. ۵۲

۳-۶-۱. روش تحلیل داده ها ۵۲

۳-۶-۲. ابزار. ۵۲

۳-۷.  فرایند پژوهش۵۸

یافته های پژوهش

۴.  تجزیه تحلیل داده ها ۶۰

۴-۱.  اطلاعات توصیفی.. ۶۰

۴-۲.  تجزیه تحلیل داده ها در راستای فرضیه های پژوهش۶۱

بحث و نتیجه گیری

۵-۱-۱.  فرضیه اول. ۶۸

۵-۱-۲.  فرضیه دوم. ۷۱

۵-۱-۳.  فرضیه سوم. ۷۲

۵-۲. محدودیت های پژوهش۷۲

۵-۳. پیشنهادات پژوهش۷۴

۵-۳-۱.  پیشنهادات پژوهشی.. ۷۴

۵-۳-۲.  پیشنهادات کاربردی.. ۷۴

منابع. ۷۵

  • مقدمه

اعتیاد از مهم‌ترین مشکلات پزشکی، اجتماعی، اقتصادی و سلامت عمومی جوامع می‌باشد (مولر[1]، ۲۰۱۳). امروزه مفهوم اعتیاد فقط محدود به مصرف مواد مخدر نمی‌شود بلکه به‌تمامی رفتارهای تکرارشونده که مشکل‌آفرین می‌باشد اطلاق می‌شود (مودری[2] و همکاران، 2011). اصطلاح اعتیاد به‌عنوان حالت بیمارگونه‌ای که با مصرف دارو یا رفتار خاصی که با بدکارکردی های روانی و احساس غیرقابل‌کنترل ولع مصرف در غیاب مصرف که به شکل اجبارگونه است تعریف می‌شود. درمان اعتیاد به مواد محرک از چالش‌های بزرگ نظام پزشکی و سلامت و به‌ویژه درمانگران حوزه اعتیاد می‌باشد، درمان اعتیاد به مواد افیونی با رشد درمان‌های نگه‌دارنده مانند متادون، بوپره نورفین و نالتروکسان رشد مناسبی داشته است اما در درمان مواد محرک هنوز درمان نگه‌دارنده‌ای وجود ندارد و تمرکز عمده بر درمان‌های روان‌شناختی می‌باشد (فیلیپس[3] و همکاران، ۲۰۱۴). بنابراین؛ پرداختن به موضوع درمان­های روان‏شناختی در کنار درمان‌های دارویی باید از اهداف اصلی درمانگران قرار گیرد تا با طراحی، تدوین و آزمون اثربخشی آن‌ها بتوان گام‌های عملی در کنترل این معضل بزرگ جامعه برداشت. هدف پژوهش جاری بررسی اثربخشی درمان اجتماع مدار در ارتقاء بخشی از قابلیت‌های شناختی می‌باشد. به‌عبارت‌دیگر این پژوهش سعی دارد تا مشخص کند تا چه میزان درمان اجتماع مدار قدرت بازتوانی شناختی را در میان افراد مبتلاء دارد.

  • بیان مسئله

یکی از بزرگ‌ترین معضلاتی که در طی زمان‌های مختلف، همواره جوامع بشری را درگیر مشکلات و پیامدهای شوم خود نموده، پدیده اعتیاد می‌باشد. این معضل بزرگ که سالانه میلیون‌ها دلار از سرمایه‌های ملی کشورها را مصرف می‌کند، در کمین نابودی گران‌مایه‌ترین و پرارزش‌ترین سرمایه جوامع انسانی هر کشور، یعنی جوانان می‌باشد، این آسیب اجتماعی همانند سایر آسیب‌ها و اختلالات، عوارضی را به دنبال دارد که شامل اختلالات جسمی نظیر سکته، آسیب دائمی مغز، نارسایی قلبی، فلج موقتی، بیماری کلیه و کبد، دید تار، مشکل تنفس (هالجین و کراس ویتبورن،1387)؛ اختلالات روانی همچون هراس، اضطراب منتشر، اختلال تبدیلی، اختلال انطباقی و دیستایمی و همچنین مشکلات فرهنگی، خانوادگی، اقتصادی (صرف هزینه‌های گزاف برای مبارزه و درمان افراد معتاد) و اجتماعی را که با از بین رفتن نیروی انسانی جوامع (احمد وند،1386) همراه است، دربرمی گیرد کشور ما نیز درزمینه اعتیاد روند رو به رشدی را در بین اقشار مختلف جامعه دارا بوده است درصد زیادی از جمعیت کشور ما را جوانان تشکیل می‌دهند و بیشتر معتادین کشور نیز زیر 40 سال می‌باشند (مسکنی و همکاران،1387)؛ اما علی‌رغم افزایش روزافزون مصرف مواد و پیامدها و عوارض زیان‌بار جسمانی، روانی و اجتماعی آن (مولر، ۲۰۱۳) هنوز درمان قطعی و مناسبی برای بسیاری از انواع وابستگی‌ها به مواد یافت نشده است و درمان‌های کنونی در طولانی‌مدت مؤثر واقع نشده‌اند (فیلیپس و همکاران، ۲۰۱۴).

در دهه اخیر توجه به کارکردهای شناختی در درمان اعتیاد رشد چشمگیری داشته است (شران، گولویتزر و بارگ[4]، ۲۰۱۳). مشکلات حافظه که از مصرف مواد ناشی می‌شود، نقش مهمی در عود مصرف دارد (میلتون[5]، ۲۰۱۲). مصرف مواد باعث کاهش فعالیت نواحی مغزی که در کنترل شناختی و توجه نقش دارند، می‌شود (جاسترزاب[6] و همکاران، ۲۰۱۲؛ لی[7] و همکاران، ۲۰۱۲). همچنین مصرف مزمن مواد موجب کاهش ظرفیت حافظه کاری و انعطاف­پذیری شناختی (بالداچینو[8] و همکاران، ۲۰۱۲؛ پروسر[9] و همکاران، ۲۰۰۹) و آسیب به کارکردهای شناختی مانند یادگیری، توجه و کارکردهای اجرایی می‌شود (چو[10] و همکاران، ۲۰۰۳؛ فرناندز سرانو[11] و همکاران، ۲۰۱۱؛ ارسچ و ساهاکین[12]، ۲۰۰۷). اعتیاد به مواد محرک موجب نقص‌های متعدد روان عصب‌شناختی می‌شود که همگی باعث خلل در زندگی روزمره و فرایند درمان می‌شود. در مطالعات زیادی به نقص بخش‌های مختلف حافظه مانند کارکردهای اجرایی و فرایند پردازش اطلاعات در افراد مصرف‌کننده مواد محرک اشاره‌شده است (آلبین اوریوس[13] و همکاران، ۲۰۱۲؛ کونولی[14] و همکاران، ۲۰۱۲؛ بل[15] و همکاران، ۲۰۱۳؛ دسانتیس[16] و همکاران؛ ۲۰۱۴). در مطالعات متعددی به تأثیرات منفی مواد محرک بر حافظه کلامی (هافرمن[17] و همکاران، ۲۰۰۶)؛ کارکردهای اجرایی (علی پور، پیمان و سعیدپور، ۱۳۹۳)، حافظه آینده‌نگر (هافرمن، ۲۰۱۰؛ ۲۰۱۲) و حافظه شرح‌حال (گاندولف[18] و همکاران، ۲۰۱۳) پرداخته‌اند.

همان‌طور که گفته شد یکی از آسیب‌های روان‌شناختی اعتیاد، آسیب به کارکردهای اجرایی می‌باشد (گلاس[19] و همکاران، ۲۰۰۹). کارکردهای اجرایی به قابلیت‌هایی اطلاق می‌شود که فرد را به ایجاد الگوی رفتار جدید و طرق فکر کردن و بازبینی افکار توانا می‌سازد. این قابلیت‌ها در موقعیت‌های ناآشنا بسیار موردنیاز است، جایی که فرد نمی‌داند باید چه کند، یا موقعیت‌هایی که روش‌های ایجادشده قبلی رفتار، دیگر مفید و مناسب نیستند (هالیگان و همکاران[20]،2003). کارکردهای اجرایی نقش مهمی در انعطاف پذیری شناختی و کنترل آن، هیجان و عمل دارد و برای زندگی روزمره بسیار حیاتی است (کان گارانتام و اسبجرسن[21]، 2007). به‌طور سنتی آزمون توانایی آغاز، توقف و تغییر رفتار در پاسخ به تغییر محرک، بخشی از ارزیابی مربوط به ناکارآمدی ناحیه پیشانی بوده است (مارنات[22]، 2003). همه توانایی‌های مذکور مربوط به کارکردهای اجرایی مغز می‌باشد که به توانایی‌های شناختی لازم برای انجام رفتارهای پیچیده معطوف به هدف و سازگاری با طیف وسیعی از تغییرات و مطالبات محیطی ازجمله برنامه‌ریزی، پیش‌بینی (انعطاف‌پذیری شناختی)، معطوف کردن منابع توجه به ملزومات رویدادهای غیرمعمول و همچنین خودیابی رفتار اطلاق می‌گردد (لورینگ[23]،1999). وابستگی به مواد موجب بروز آسیب‌هایی در عملکرد شناختی ازجمله حل مسئله، برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی، یادگیری مطالب جدید، توانایی انتزاعی فضایی، بینایی، انعطاف‌پذیری شناختی و مهارت‌های حافظه می‌شود (هستر[24] و همکاران،‌۲۰۱۰). عملکرد شناختی معیوب ناشی از مصرف مواد، منجر به عدم شرکت در درمان، افزایش ریزش، فقدان استفاده از خدمات پس از درمان و بیکاری پس از درمان می‌شود (گرابر[25] و همکاران، ۲۰۱۲).

از دیگر توانایی‌های شناختی و روان عصب‌شناختی که در فرایند اعتیاد با آسیب روبرو می‌شود، حافظه شرح‌حال می‌باشد (گاندولف و همکاران، ۲۰۱۳) حافظه‌ی شرح‌حال دانشی است که فرد از خود و گذشته خویش دارد. حافظه‌ی معنایی شخصی به دانش واقعیت‌های وابسته به شرح زندگی، دانش عمومی و عقایدی که فرد در مورد خویش دارد اشاره می‌کند، حافظه‌ی ضمنی شرح‌حال به یادآوری روشن از رویدادهای شخصی که در زمان و مکان معینی رخ‌داده است، مربوط می‌شود (ایبر[26]، 1999). در سال‌های اخیر چند مطالعه در خصوص حافظه‌ی شرح‌حال افراد دارای سوءمصرف مواد صورت گرفته است، ایبر (1999) طی مطالعه‌ای به بررسی حافظه‌ی شرح‌حال معنایی و ضمنی در افراد افسرده وابسته به مواد افیونی و مقایسه آن با گروه کنترل پرداخت، نتایج مطالعه نشان داد که افراد افیونی در حافظه‌ی شرح‌حال کاهش داشتند اما در حافظه‌ی شرح‌حال معنایی افزایش در یادآوری نشان دادند. فیتزجرالد و شیفلی گرو[27] (2004) در تحقیقی مشابه بر روی زنان الکلیک نشان دادند که این افراد در مقایسه با گروه کنترل سالم، به‌دشواری خاطرات اختصاصی حافظه‌ی شرح‌حال خود را یادآوری می‌کنند. اولیورا[28] و همکاران (2007) به بررسی حافظه‌ی شرح‌حال و حافظه‌ی معنایی گروهی از نوجوانان مصرف‌کننده‌ای مواد و مقایسه‌ی آنان با گروه کنترل، نوجوانان بدون مصرف مواد پرداخت؛ که در هر گروه 25 پسر قرار داشت که محدوده‌ی سنی آن‌ها از 13 تا 17 سال بود، نتایج نشان داد، نوجوانان مصرف‌کننده‌ی مواد در دستیابی به حافظه‌ی شرح‌حال و حافظه‌ی معنایی دشواری‌های زیادی دارند. در ادبیات پژوهشی به تأثیرات کاهش اختصاصی بودن حافظه شرح‌حال بر تنظیم هیجان پرداخته‌اند که کلی شده این نوع حافظه با مشکلاتی در تنظیم هیجان و آشفتگی‌های روانی مرتبط می‌باشد (دالگلیش[29] و همکاران، ۲۰۰۸؛ ویلیامز[30] و همکاران، ۲۰۰۷).. مرادی و همکاران نیز (1388) در پژوهشی در نوجوانان افسرده و افسرده دارای سوءمصرف مواد پرداختند، نتایج نشان داد که نوجوانان افسرده، در مقایسه با گروه کنترل (افراد سالم) در بازیابی حافظه شرح‌حال، میزان کلی گویی بیشتری دارند. نوجوانان افسرده‌ی دارای سوءمصرف مواد، نسبت به نوجوانان سالم، از لحاظ میزان کلی گویی حافظه شرح‌حال نمرات بیشتری کسب کردند.

یکی دیگر از آسیب‌های روان‌شناختی اعتیاد، تنظیم هیجان می‌باشد (پارکر[31] و همکاران، ۲۰۰۸) تنظیم هیجان نقش مهمی در سازگاری ما با وقایع استرس‌زای زندگی دارد. نتایج پژوهش‌ها نشان می‌دهد که ظرفیت افراد در تنظیم مؤثر هیجان‌ها بر شادمانی روان‌شناختی، جسمانی و بین فردی تأثیر می‌گذارد. به‌عنوان‌مثال، نشانه‌های نارسایی تنظیم هیجان در بیش از نیمی از اختلالات محور یک و در تمام اختلالات شخصیتی محور دو اتفاق می‌افتد (گروس[32]،1999) یکی از ابعاد مهم هیجان نظم جویی هیجان می‌باشد نظم جویی هیجان برای حفظ روابط اجتماعی پایدار و بهزیستی نقش مهمی را در زندگی افراد ایفا می‌کند. نظم جویی هیجان دارای ابعاد و جنبه‌های مختلفی است. یکی از جنبه‌های مهم فرایند نظم جویی هیجان، تنظیم تجارب هیجانی از طریق به خدمت گرفتن عناصر شناختی می‌باشد. این مفهوم در متون روانشناسی نظم جویی شناختی هیجان نامیده می‌شود. نظم جویی شناختی هیجان دلالت بر شیوه دست‌کاری ورود اطلاعات فراخواننده هیجان دارد (اوکسنر و گروس[33]، 2005). نظم جویی شناختی هیجان به‌تمامی سبک‌های شناختی اطلاق می‌شود که افراد از آن به‌منظور افزایش، کاهش و یا حفظ تجارب هیجانی استفاده می‌کنند (گروس 2001 به نقل از حسنی،1387). به‌بیان‌دیگر، راهبردهای شناختی نظم جویی هیجان، کنش‌هایی هستند که نشانگر راه‌های کنار آمدن فرد با شرایط استرس‌زا و یا اتفاقات ناگوار است (گارنفسکی و کرایج 2006، به نقل از حسنی،1387). مفهوم کلی تنظیم شناختی هیجان دلالت بر شیوه شناختی دست‌کاری ورود اطلاعات فراخواننده هیجان دارد (تامپسون[34]،199۴؛ اوکسنر[35] و گروس،2004،2005). به‌عبارت‌دیگر، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، به نحوه تفکر افراد پس از بروز یک تجربه منفی یا واقعه آسیب‌زا برای آن‌ها اطلاق می‌گردد پژوهش‌های پیشین نه راهبرد متفاوت تنظیم شناختی را به‌صورت مفهومی شناسایی کرده‌اند: ملامت خویش[36]، پذیرش[37]، نشخوار گری[38]، تمرکز مجدد مثبت[39]، تمرکز مجدد بر برنامه‌ریزی[40]، برنامه‌ریزی، ارزیابی مجدد مثبت[41]، دیدگاه پذیری[42]، فاجعه انگاری[43] و ملامت دیگران[44] (گارنفسکی[45]، کرایج و اسپینهاون[46]،2001،2002؛ گارنفسکی و همکاران،2002). اعتیاد به مواد محرک و مواد افیونی با مشکلاتی در هیجان خواهی (علی پور، سعیدپور و حسنی، ۱۳۹۴) و تاثیرات منفی در سلامت روان همره می‌باشد (علی پور و سعیدپور، ۱۳۹۳). که مشخص می شود مواد محرک باعث مختل شدن تنظیم هیجان در افراد و تاثیر منفی بر هیجانات وی می باشد که عامل مهمی در تداوم مصرف و عود مصرف دارد.

  • اهمیت و ضرورت پژوهش

اعتیاد یکی از مهم‌ترین معضلات سلامت در تمامی کشورها می‌باشد هزینه‌هایی که اعتیاد بر دوش فرد، خانواده و جامعه می‌گذارد با هیچ اختلال دیگری قابل‌مقایسه نیست متأسفانه به دلیل ساختارهای پیچیده‌ای که مواد محرک دارند هنوز درمان موثری که بتواند در درمان این نوع مواد مؤثر باشد در دسترس نیست و تلاش‌های متخصصین حوزه روانشناسی در این نوع اعتیاد بایستی بیشتر مرود توجه قرار گیرد (سوفوگلو[47] و همکاران، ۲۰۱۰) متغیرهای کارکردهای اجرایی، حافظه شرح‌حال و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در جریان اعتیاد دچار بدکارکردی می‌شوند و حتی پس از دوره سم‌زدایی و پرهیز از مواد، نقش زیادی در ولع مصرف ایفا می‌کنند که ولع مصرف نیز کلید محوری عود در اعتیاد می‌باشد (گیولیانی، پفیفر[48]، ۲۰۱۴؛ آلن[49] و همکاران، ۲۰۰۸) و از طرفی نیز مواد محرک در مقایسه با مواد افیونی، تاثیرات مخرب تری در کارکردهای اجرایی (علی پور، ۱۳۹۴) و تنظیم شناختی هیجان (علی پور، ۱۳۹۴) دارد.

با توجه به نقش کارکردهای اجرایی، حافظه شرح‌حال و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در ولع مصرف و نقشی که ولع مصرف در عود اعتیاد مواد محرک دارد، درمان‌های اثربخش بایستی بر متغیرهای تأثیرگذار در ولع مصرف تأثیرگذار باشند و ازآنجایی‌که در درمان به مواد محرک، نقش درمان‌های روان‌شناختی (بدون دارو) پررنگ‌تر می‌باشد و درمان اجتماع مدار نیز یکی از این درمان‌ها می‌باشد، همچنین یکی از راه­های اطمینان از درمان‌های اثربخش مبتنی بر پژوهش، مطالعه اثربخشی این درمان‌ها بر عوامل روان‌شناختی آزمودنی‌ها می‌باشد (تاچمن و ساراسون[50]، ۲۰۱۱) در این پژوهش بر آن شدیم تا به بررسی اثربخشی درمان اجتماع مدار بر کارکردهای اجرایی، حافظه شرح‌حال و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در افراد مصرف‌کننده مواد محرک بپردازیم.

  • اهداف پژوهش

1-۴-1- هدف کلی

بررسی اثربخشی درمان اجتماع مدار در ارتقاء کارکردهای اجرایی، حافظه شرح‌حال و تنظیم شناختی هیجان در افراد مصرف‌کننده مواد محرک

1-۴-2- اهداف فرعی

  1. بررسی اثربخشی درمان اجتماع مدار در کارکردهای اجرایی افراد مصرف‌کننده مواد محرک
  2. بررسی اثربخشی درمان اجتماع مدار در حافظه شرح‌حال افراد مصرف‌کننده مواد محرک
  3. بررسی اثربخشی درمان اجتماع مدار در تنظیم شناختی هیجان افراد مصرف‌کننده محرک
  • سؤال‌های پژوهش
  1. درمان اجتماع مدار چه تأثیری در کارکردهای اجرایی افراد معتاد به مواد محرک دارد؟
  2. درمان اجتماع مدار چه تأثیری در حافظه شرح‌حال افراد معتاد به مواد محرک دارد؟
  3. درمان اجتماع مدار چه تأثیری در تنظیم شناختی هیجان در افراد معتاد به مواد محرک دارد؟

1-۶-           فرضیه‌های پژوهش

  • درمان اجتماع مدار در ارتقاء عملکرد کارکردهای اجرایی افراد معتاد به مواد محرک مؤثر است.
  • درمان اجتماع مدار در اختصاصی کردن حافظه شرح‌حال افراد معتاد به مواد محرک مؤثر است.
  • درمان اجتماع مدار در بهبود تنظیم شناختی هیجان افراد معتاد به مواد محرک مؤثر است.

۱-۷- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها

1-۷-1- تعاریف مفهومی

کارکردهای اجرایی

اصطلاح کارکردهای اجرایی به مجموعه وسیعی از فرایندهای فراشناختی آگاهانه از قبیل برنامه‌ریزی، جستجوی سازمان‌یافته، کنترل تکانه، رفتار هدفمند، نگهداری مجموعه، به‌کارگیری راهکارهای انعطاف‌پذیر، توجه انتخابی، کنترل توجهی، راه‌اندازی اعمال، سیالی و روانی اعمال و ارزیابی خود اشاره می‌کند (گیان کولا[51]، 2007).

حافظه شرح‌حال

حافظه شرح‌حال جنبه‌ای از حافظه است که به تجدید خاطرات، تجارب، موضوعات و رویدادهای شخصی زندگی گذشته فرد مربوط می‌شود، به عبارتی حافظه شرح‌حال با عنوان بازنمایی جزئیات خاص یک رویداد تعریف می‌شود (کانوی و پلی دل پیرس[52]2000).

نظم جویی هیجان

 افکار و­ راهبردهایی که افراد به‌طور ذهنی برای نظم­جویی هیجان‌هایشان به کار می‌برند (گاارنفسکی[53]،2001).

مواد محرک

مواد محرک شامل گروهی از مواد می‌باشد که با مصرف آن‌ها با افزایش انرژی، طول ارگاسم اعتمادبه‌نفس، توجه و کاهش نیاز به خواب و تغذیه همراه می‌باشد (فیلیپس و همکاران، ۲۰۱۴).

تعداد صفحه :105

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه اثربخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان نشخوار فکری ،افسردگی و احساس نگرانی در زنان شاغل

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد گرمسار

پایان نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد( M.A)

در رشته روانشناسی گرایش عمومی

عنوان :

اثربخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان نشخوار فکری ،افسردگی و احساس نگرانی در زنان شاغل در بخش اورژانس بیمارستان شهدا

تابستان 1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                                              صفحه

چکیده ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..ط

فصل یکم-کلیات پژوهش

1-1- مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………………………………….1

1-2- بیان مساله……………………………………………………………………………………………………………………………………………2

1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………….3

1-4-اهداف پژوهش………………………………………………………………………………………………………………………………………4

1-5- فرضیه های پژوهش………………………………………………………………………………………………………………………………5

1-6- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای پژوهش …………………………………………………………………………………………6

فصل دوم-ادبیات و پیشینه تحقیق

2-1-مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………………………………..10

2-2- نگرانی و عاطفه منفی……………………………………………………………………………………………………………………………10

2-2-1-تفاوت نگرانی با عواطف منفی دیگر…………………………………………………………………………………………………….11

2-2-2- انواع نگرانی…………………………………………………………………………………………………………………………………….11

2-2-3- علل نگرانی……………………………………………………………………………………………………………………………………..12

2-2-4- ویژگی های شخصیتی افراد نگران………………………………………………………………………………………………………12

2-2-5- حوزه های نگرانی…………………………………………………………………………………………………………………………….13

2-2-6- عدم تحمل بلاتکلیفی و نگرانی………………………………………………………………………………………………………….13

2-3-افسردگی………………………………………………………………………………………………………………………………………………14

2-3-1- انواع اختلال افسردگی……………………………………………………………………………………………………………………….16

2-3-2- عوامل مرتبط با افسردگی…………………………………………………………………………………………………………………..17

2-3-3- علائم و نشانه های افسردگی……………………………………………………………………………………………………………..17

2-3-4- تفاوتهای جنسی در افسردگی…………………………………………………………………………………………………………….19

2-3-5- همه گیر شناسی افسردگی…………………………………………………………………………………………………………………20

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                                  صفحه

2-4- سبک پاسخی نشخواری……………………………………………………………………………………………………………………….21

2-4- 1- تفاوتهای جنسیتی…………………………………………………………………………………………………………………………..21

2-4- 2- تفاوتهای فردی………………………………………………………………………………………………………………………………22

2-5- ذهن آگاهی…………………………………………………………………………………………………………………………………………23

2-5- 1- کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی………………………………………………………………………………………………….26

2-5- 2- مکانیزم دخیل در ذهن آگاهی………………………………………………………………………………………………………….27

2-6- پیشینه تحقیق………………………………………………………………………………………………………………………………………27

2-6- 1- تحقیقات انجام شده در خارج از کشور……………………………………………………………………………………………..27

2-6- 2- تحقیقات انجام شده در داخل کشور…………………………………………………………………………………………………30

فصل سوم- روش تحقیق

3- 1- مقدمه ……………………………………………………………………………………………………………………………………………..34

3- 2- طرح پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………………………….34

3- 3- جامعه آماری……………………………………………………………………………………………………………………………………..35

3- 4- ملاکهای ورود و خروج………………………………………………………………………………………………………………………35

3- 5- روش های جمع آوری داده ها…………………………………………………………………………………………………………….36

3- 6- ابزار اندازه گیری داده ها…………………………………………………………………………………………………………………….36

3-6- 1- پرسشنامه سبک پاسخ RSQ…………………………………………………………………………………………………………..36

3-6- 2- آزمون افسردگی بک………………………………………………………………………………………………………………………38

3-6-2- 1- توصیف پرسشنامه……………………………………………………………………………………………………………………..40

3-6- 2-2- اعتبار روایی………………………………………………………………………………………………………………………………42

3-6- 2-3- روش اجرا و نمره گذاری……………………………………………………………………………………………………………43

3-6- 2-4- تفسیر نمرات……………………………………………………………………………………………………………………………..43

3-6- 3- پرسشنامه نگرانی پن……………………………………………………………………………………………………………………….44

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                                  صفحه

3-6- 3-1- شیوه اجرای پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………………44

2-5- 1- تجزیه و تحلیل داده ها …………………………………………………………………………………………………………………………48

فصل چهارم-تجزیه و تحلیل یافته ها

4- 1- یافته های توصیفی……………………………………………………………………………………………………………………………………50

4- 2- یافته های استنباطی…………………………………………………………………………………………………………………………………..51

4- 2-1- فرضیه اول پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………………….52

4- 2-2- فرضیه دوم پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………………….54

4- 2-3- فرضیه سوم پژوهش………………………………………………………………………………………………………………………………56

فصل پنجم بحث و نتیجه گیری

5- 1- مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………………… ………………59

5- 2- چکیده فصول………………………………………………………………………………………………………………………………………….59

5- 3- بحث …………………………………………………………………………………………………………………………………………………….60

5- 4- نتیجه گیری…………………………………………………………………………………………………………………………………………….61

5- 5- محدودیت های پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………………65

5- 6- پیشنهاد های پژوهش………………………………………………………………………………………………………………………………..65

5- 7- پیشنهاد های کاربردی……………………………………………………………………………………………………………………………….66

5- 8- منابع فارسی…………………………………………………………………………………………………………………………………………….66

5- 9- منابع لاتین………………………………………………………………………………………………………………………………………………70

چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان نشخوار فکری ،افسردگی و احساس نگرانی در زنان بخش اورژانس بیمارستان شهدا انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل کلیه زنان شاغل در بخش اورژانس بیمارستان شهدا شهر تهران در سال1394می باشند. با بهره گرفتن از روش نمونه گیری تصادفی از بین زنان شاغل در بخش اورژانس ، ،با توجه به ملاک‌های در نظر گرفته شده تعداد 30 نفر از این زنان انتخاب شدند و آنها را به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم(15نفر برای هر گروه) سپس آزمون‌های نشخوار فکری نولن-هوکسما، افسردگی بک و احساس نگرانی پن، از هر دو گروه گرفته شد، گروه آزمایش در برنامه 8 جلسه‌ای 90 دقیقه‌ای آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی شرکت کرد و گروه کنترل در این مدت آموزشی دریافت نکرد.

تجزیه وتحلیل داده ها با بهره گرفتن از شاخص های آماری تحلیل کوواریانس نشان داد آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی طی 8 جلسه تاثیر معناداری  (001/0p<)  برمیزان نشخوارفکری،افسردگی و احساس نگرانی در زنان شاغل در بخش اورژانس داشته است.

واژگان کلیدی : شناخت درمانی مبتنی برذهن آگاهی، نشخوار فکری ،افسردگی ، احساس نگرانی

مقدمه

ذهن آگاهی نوعی هشیاری است، زمانی پدیدار می شود که ما با تجربیاتمان  به گونه ای دقیق و با جزئیات ، حاضر در زمان حال و بدون قضاوت مواجه می شویم .به زبان ساده آگاه بودن از چیزی است که در حال وقوع است ،توجه دقیق و مستقیم به آن و ارتباط با آن همراه با پذیرش است(کرینه[1]،2009). شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی یک درمان روانشناختی است که جنبه های شناخت درمانی بک و برنامه ی کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی کابات زین[2] (1990) را با یکدیگر ترکیب می کند و با معطوف کردن توجه به زمان حاضر و یک آگاهی غیر قضاوتمندانه به تجارب درونی و بیرونی مشخص می شود .در این روش برای خطاهای شناختی و بیرون راندن افکار از هشیاری تلاشی نمی شود.همچنانکه شخص مهارتهای ذهن آگاهی را یاد میگیرد، می آموزد که برای قضاوت و سرزنش کردن خود، که سوخت و تغذیه کننده ی افکار منفی هستند، قدرت ، اختیار و ارزش کمتری قائل شود و به این حالت ها با مهربانی و پذیرش  پاسخ دهد.(کویکن[3] ،2010).آموزه ی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی برای بیماران به این هدف صورت می گیرد که آنان به درک این نکته نائل آیند که ، افکار تنها ” فکر” هستند و “واقعیت” نیستند.هنگامی که آنها توانستند به افکارشان صرفا به عنوان یک فکر و چیزی جدا و بیرون از خودشان بنگرند ،آنگاه می توانند با دید روشن تری به واقعیت بنگرند و مدیریت بیشتری بر وقایع داشته باشند . این روش درمانی توجه و تمرکز و استفاده از تکنیک هایی جهت تمرین این تمرکز و بکار بستن آن در لحظه لحظه ی زندگی را به افراد می آموزد و این توانایی را به آنان میدهد که با وقوع اولین نشانه ها ، از قبیل خلق منفی ، افکار منفی و شیوه های پردازش ناکارآمد ، خودشان را به لحظه ی حال بیاورند و با تمرکز بر اجزایی مانند تنفس ، احساسات بدنی و اعمالشان درنهایت از افتادن در دام ” مارپیچ نزولی” افسردگی رهایی یابند(سگال[4]،2002).

بیان مسئله:

یکی از بخش هایی که زنان شاغل در بیمارستان، به فعالیت می پردازند،بخش اورژانس است. کار زنان در بخش اورژانس،خطرناک و پر استرس می باشد،زیرا زنان در این بخش ها مرتب با جریانی از محرک های استرس آور و خسته کننده روبرو هستند(آینوی[5]،2006).

برقراری ارتباط در برخی موقعیتها نیاز به مهارت خاصی دارد.کسانی که دچار گرفتاری های عصبی و روانی می شوند،به تدریج تحت تاثیر عوامل نامساعد محیطی،صبر خود را از دست می دهند.بنابراین زنان دارای قابلیت های مدیریتی، با آگاهی از نگرانی وعوامل تنش زا می توانند،با برنامه ریزی لازم،محیط را برای انجام کار مساعد سازند. (مورلاس[6]،2001).

احساس نگرانی ضمن رویارویی با عامل تهدید کننده خیالی یا واقعی بروز می­کند. که طی آن فرد، نمایش ها و داستان های خیالی مصیبت بار را در ذهن خود می پروراند و عواقب و پیامدهای آن را در ذهن تصور می کند و سعی می کند به صورت ذهنی اعم از رویارویی یا اجتناب، مشکل را حل کند.(منین[7]، 2001). یکی از ویژگی های افراد نگران عدم تحمل بلاتکلیفی است، عدم تحمل بلاتکلیفی، یک ویژگی شخصیتی است که از مجموعه­ای از عقاید منفی درباره­ی عدم قطعیت تشکیل شده است. برای مثال، افرادی که عدم تحمل بلاتکلیفی دارند معتقدند که بلاتکلیفی، نگران کننده است، وجود شک و تردید در مورد آینده غیر قابل تحمل است، وقایع غیر منتظره منفی هستند و باید از آنها اجتناب کرد، شک و تردید موجب ناتوانی فرد برای عمل کردن می­شود (داگاس و کورنر، 2005).

 علاوه برارتباط این سازه با نگرانی، آشفتگی ناشی ازبلاتكلیفی به صورت معناداری با برانگیختگی اضطرابی،نشخوارفکری وافسردگی همراه بافقدان لذت همبسته است. (دی­جونگ-میر، بک و راید[8]، 2009) درپژوهش خویش به این نتیجه رسیدندكه تحمل بلاتكلیفی وباورهای فراشناخت رابطه­ای قوی با نشخوارفكری وافسردگی دارند.

نشخوار فکری بیانگر افکاری است که تمایل به تکرار داشته،آگاهانه بوده و پیرامون یک موضوع متمرکز هستند و حتی در صورت غیبت محرک های محیطی فوری و ضروری این افکار باز هم پدیدار می شوند(مارتین و تسر،1989).

بیماران با بهره گرفتن از مهارتهای ذهن آگاهی یاد میگیرند که برای قضاوت و سرزنش کردن خود، که سوخت و تغذیه کننده ی افکار منفی هستند، قدرت ، اختیار و ارزش کمتری قائل شوند و به این حالت ها با مهربانی و پذیرش  پاسخ دهد.(کویکن،2010).

آموزش ذهن آگاهی کاهش پریشانی روان شناختی و نشانه های اضطراب و افسردگی را به دنبال دارد و موجب بهبود بهزیستی روانی، جسمانی، هیجانی و معنوی ، بهبود کیفیت خواب و کاهش نشانه های فیزیکی می شود (کیوست استیجن،2008).

هدف ذهن آگاهی تغییر سبک تفکر به سمت شیوه ی “بودن” است. در این روش درمانی هدف این است که روشی به بیماران آموزش داده شود که بتوانند بطور متفاوتی با افکار و تجربیاتشان برخورد کنند.(کارن ،2009)

با توجه به موضوعات ذکر شده، مسئله پژوهش حاضر این است که آیا آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان نشخوار فکری، افسردگی و احساس نگرانی در زنان شاغل در بخش اورژانس موثر است؟

اهمیت و ضروت پژوهش:

از آنجائیکه بخش اورژانس از مهمترین بخش های بیمارستان است, بیمارانی که به این بخش مراجعه می نمایند از نظر جسمانی در حالت بحرانی به سر می برند و رسیدگی به وضعیت آنها در اسرع وقت و با بالاترین کیفیت،از وظایف کادر پزشکی و پرستاری است، لذا توجه به بهداشت روانی کارکنانی که در این بخش ویژه به بیماران خدمات ارائه می دهند و با آنان در ارتباط هستند, دارای ضرورت و اهمیت ویژه ای است که در این میان تکنیک های شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی می تواند به کارکنان این بخش وبه نحوه بهتر ارتباط آنان با بیماران کمک شایانی کند.همچنین باتوجه به جو محیطی و پرتنش بخش اورژانس بیمارستان و فشارشیفت های متعدد کاری،به خصوص شیفت شب برای زنانی(زنان خدمه،ماما،کمک پرستار،پرستار) که در بخش اورژانس به فعالیت مشغولند، همچنین مراجعه بیماران مختلف به این بخش ،محقق را بر آن داشت تا برای کاهش هجوم افکار منفی ،نگرانی و افسردگی و تمرکز هرچه بهتر زنان در بخش اورژانس, شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی ازجمله(تکنیک دیدن وشنیدن،برخورد با افکار صرفا به عنوان فکر نه واقعیت،ارائه تمرین هایی به زنان که درمحیط کار احساس تسلط وتمرکز هرچه بهتر به آنها میدهد) را به زنان آموزش دهد.

اهداف تحقیق 

– تعیین اثر بخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان نشخوار فکری ،افسردگی واحساس نگرانی در زنان شاغل در بخش اورژانس بیمارستان شهدا

– تعیین اثر بخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی برذهن آگاهی بر میزان نشخوار فکری زنان شاغل در بخش اورژانس بیمارستان شهدا

– تعیین اثر بخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان افسردگی زنان شاغل در بخش اورژانس بیمارستان شهدا

– تعیین اثر بخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان احساس نگرانی زنان شاغل در بخش اورژانس بیمارستان شهدا

فرضیه‏های تحقیق:

1- آموزش شناخت درمانی مبتنی برذهن آگاهی بر میزان نشخوار فکری, افسردگی و احساس نگرانی در زنان موثر است.

2- آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان نشخوار فکری زنان موثر است.

3- آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان افسردگی زنان موثر است.

4- آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان احساس نگرانی زنان موثر است.

تعاریف متغیر های پژوهش:

الف)تعاریف مفهومی

شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی:

شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی ،یک درمان روانشناختی است که جنبه های شناخت درمانی بک و برنامه ی کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی کابات زین(1990) را با یکدیگر ترکیب می کند و با معطوف کردن توجه به زمان حاضر و یک آگاهی غیر قضاوتمندانه به تجارب درونی و بیرونی مشخص می شود .در این روش بر خلاف شناخت درمانی بک برای تصحیح خطاهای شناختی و بیرون راندن افکار از هشیاری تلاشی نمی شود(سگال،2000).

– نشخوار فکری :

 نشخوارفکری به صورت تفکر افسرده ساز چرخه ای و مداوم تعریف می شود و پاسخ نسبتا رایج به خلق منفی و خاصیت شناختی برجسته ای از احساس ملالت و اختلال افسردگی عمده است(ری پری[9]،1977).

افسردگی:  

افسردگی از گروه اختلالات خلقی است. خلق حال و هوای احساسی نافذ وپایداری است که به صورت درونی تجربه می شود و بر رفتار ودرک فرد از جهان تاثیر می گذارد. عاطفه[10] به تظاهر بیرونی خلق اطلاق می شود. خلق ممکن است طبیعی[11]، بالا[12] یا افسرده[13] باشد. اختلالات خلقی گروهی از اختلالات بالینی هستند که مشخصه آنها احساس از بین رفتن تسلط و تحمل رنج وعذاب زیاد است. در بیمارانی که خلق افسرده دارند (یعنی درافسردگی)، ازدست دادن انرژی وعلاقه، احساس گناه، دشوارشدن تمرکز، از دست دادن اشتها وافکار مرگ یا خودکشی وجوددارد(کاپلان و سادوک، 2007، ترجمه رضاعی، 1387).

نگرانی:

نگرانی حالتی از اضطراب است که فرد  به واسطه ی آن نمیتواند درست تصمیم بگیرد. یا کارهایش را انجام دهد.فرد نگران معمولا دارای اعتماد به نفس پایینی است و برای تشخیص میزان نگرانی می توان میزان اعتماد به نفس وی را سنجید  برخی نگرانی ها و باور های غلط اضطراب را به وجود می آورد.و فرد را مضطرب میکنند که واکنش هایی از خود نشان میدهد که معمولا ناخوشایند است(واتکینز،2005).

ب)تعاریف عملیاتی

شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی:

دراین پژوهش برای آموزش به مراجعان،از بسته آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی،به مدت 8جلسه(هفته ای یکبار هر جلسه 90دقیقه ای)استفاده خواهد شد.اهداف جلسات :جلسه های اول تاچهارم:یادگرفتن پرداختن به توجه و انجام امور روزمره با توجه و تمرکز-پی بردن به ذهن سرگردان-کنترل ذهن سرگردان با تمرین تنفس و مرور بدن.موضوع جلسه های پنجم تا هشتم:آگاهی کامل نسبت به فکرها و احساس ها و پذیرفتن آن-تغییر خلق و افکار-هشیاری نسبت به نشانه های افسردگی ونشخوارفکری و نگرانی-برنامه ریزی و تدوین فهرستی ازفعالیتهای لذت بخش و آموزش تکنیکهایی که به فرد کمک کند تا احساس تسلط بهتر برخود ومحیط کار خود داشته باشد

تعداد صفحه :88

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه اثربخشی آموزش شادکامی به شیوه شناختی رفتاری فوردایس بر میزان خوش بینی وکیفیت زندگی زنان

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی

واحدعلوم و تحقیقات  کرمانشاه

دانشكده علوم انسانی

پایان نامه جهت اخذ درجه كارشناسی ارشد در رشته روان شناسی

(گرایش بالینی)

موضوع:

 اثربخشی آموزش شادکامی به شیوه شناختی رفتاری فوردایس بر میزان خوش بینی وکیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان

تابستان  1393

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                             صفحه

فصل اول: مقدمه پژوهش1

مقدمه. 2

1-1 بیان مساله. 3

1-2 اهمیت و ضرورت انجام تحقیق. 6

1-3 اهداف تحقیق. 6

1-3-1 هدف اصلی. 6

1-3-2 اهداف فرعی. 7

1-4 فرضیه های تحقیق. 7

1-5 تعریف متغیرها 7

1-5-1 تعریف مفهومی وتعریف عملیاتی. 7

فصل دوم: پیشینه پژوهش9

بخش اول : شادکامی. 10

2-1 تعریف شادکامی. 10

2-2 جایگاه شادی در چهار چوب هیجانها 11

2-3 شاخص های شادکامی. 13

2-4 دیدگاه شناختی و شادکامی. 13

2-5 دیدگاه های نظری در مورد شادکامی. 16

2-5-1 دیدگاه لذت گرایی. 16

2-5-2 دیدگاه معنوی.. 17

2-5-3 نظریه ی داینر و همکاران. 19

2-5-4 نظریه ی آرگایل و همکاران. 19

2-5-5 دیدگا ه های شناختی و شادی.. 20

2-5-6 دیدگاه های زمینه ایدر مورد شادی.. 21

2-5-7 نظریه روابط و فعالیتهای اجتماعی. 22

2-5-8 شادی در نظریه فروید. 22

2-5-9 نظریه تعادل حالات هیجانی. 22

2-5-10 شادی در نظریه الیس… 23

2-5-11 نظریه زیست شناختی در مورد شادی.. 23

2-5-12 شادی در نظریه فاوا 25

2-5-13 شادی در نظریه مزلو. 25

2-5-14 شادکامی از دیدگاه دنیل گیلبرت.. 25

2-5-15 شادی از دیدگاه مارتین سلیگمن. 29

2-5-16  شادی درنظریه فوردایس… 31

2-6 عوامل تأثیر گذار بر شادکامی. 32

2-6-1 تفاوت های جنسیتی. 32

2-6-2 درآمد. 33

2-6-3  ازدواج. 34

2-6-4 سن. 34

2-6-5 تحصیلات.. 35

2-6-7 رضایت شغلی. 35

2-6-8 سلامتی. 36

2-6-9 مذهب.. 37

2-6-10 اوقات فراغت و تفریح. 37

2-6-11 موفقیت و تأ یید اجتماعی. 38

بخش دوم: خوش بینی. 38

2-7 تعریف خوش بینی. 43

2-7-1 خوش بینی سرشتی یا گرایشی. 43

2-7-2 خوش بینی تبیینی یا اسنادی.. 44

2-7-3 پایه های زیستی –عصبی خوش بینی و بد بینی. 44

2-7-4 خوش بینی سرشتی یا گرایشی. 46

2-7-5 رشد و تحول خوش بینی سرشتی. 47

2-7-6 سنجش خوش بینی سرشتی. 49

2-8 اهمیت خوش بینی سرشتی در بهزیستی جسمانی و روان شناختی. 50

2-8-1 تأثیرات جسمانی. 50

2-8-2 تأثیرات روان شناختی. 51

2-8-3 رشد و تحول خوش بینی تبیینی. 52

بخش سوم: کیفیت زندگی. 55

2-9 تعریف کیفیت زندگی. 55

2-9-1 ویژگی‌های کیفیت زندگی. 57

2-9-1-1 خصیصه گروهی و کیفیت زندگی. 57

2-9-1-2 تنوع و کیفیت زندگی. 57

2-9-1-3 انسجام و کیفیت زندگی. 58

2-9-1-4 انتخاب كردن و کیفیت زندگی. 58

2-9-2 نظریه پردازان سبك زندگی. 59

2-9-2-1 دیوید چینی :کیفیت زندگی و مصرف فرهنگی. 59

2-9-2-2 میشل سوبل و سبك زندگی. 60

2-9-2-3 پیر بوردیو: نظریه پرداز رسمی کیفیت زندگی و مصرف فرهنگی. 60

2-9-2-4 نظریه دیوید رایزمن. 66

2-9-2-5 جورج زیمل و فرهنگ مدرن. 69

2-9-2-6  نورشتاین وبلن: ثروت و کیفیت زندگی. 70

2-9-2-7  ماركس وبر : منزلت اجتماعی و کیفیت زندگی. 72

2-9-3 گیدنز و ساختار یابی و کیفیت زندگی. 74

2-9-4  داگلاس هالت : فرا ساختار گرایی و کیفیت زندگی. 77

2-10 سوابق تحقیق. 77

2-10-1 سوابق تحقیق در خارج. 77

2-10-2 سوابق تحقیق در ایران. 79

فصل سوم: روش پژوهش82

3-1 روش… 83

3-2 طرح تحقیق. 83

3-3 متغیرهای پژوهش… 83

3-4 جامعه اماری.. 84

3-5 نمونه. 84

3-6 روش نمونه گیری.. 84

3-7- ابزار گرداوری اطلاعات.. 84

3-8 روش اجرای تحقیق. 86

3-9 محتوای جلسات اموزش شادکامی. 87

فصل چهارم : یافته های پژوهش89

مقدمه. 90

4-1- آمار توصیفی. 91

فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری.. 100

مقدمه. 101

5-1- خلاصه پژوهش… 101

5-2- تبیین فرضیه های تحقیق. 102

5-3- پیشنهادات کاربردی.. 105

5-4 محدودیت های پژوهش… 106

منابع و ماخذ. 107

پرسشنامه کیفیت زندگی دینر. 113

مقدمه

سرطان از جمله بیماری های شایع در دهه های اخیر به شمار می رود. در این میان زنان به دلیل عدم اگاهی ذاز علایم و نشانه های سرطان ممکن است علی رغم ابتلا به این بیماری از ان اطلاع نداشته باشند. زنان دچار بیماری سرطان از نظر وضعیت روان شناختی با مشکلات متعددی مواجه می شوند.

در تحلیل مفهوم شادی نظریه پردازان عمدتا” به دو مؤلفه شناختی و هیجانی اشاره داشته اند،مؤلفه شناختی بیشتردلالت بر رضایت از زندگی و مؤلفه هیجانی بیشتر برحالاتی نظیرخندیدن وشوخ طبعی وهمچنین تعادل بین هیجان های مثبت ومنفی،دلالت دارد(آرگایل،2001؛سلیگمن2002).علاوه بر این ، امروزه کنکاش های نظری و پژوهشی نشان می دهد که نمی توان شادی را تنها حالتی عکس افسردگی ، با بیش بینی کننده های  مشابه فرض نمود.این ادعا مبتنی بر پژوهش هایی است که نتایج آن ها نشان داده اند که هیجان های مثبت و منفی خاستگاه و پیامد های متفاوتی دارند (سلیگمن،2002).شلدون، لیمبومیرسکی (2005)اخیرا”الگوی جدیدی در باب عوامل تعیین کنندۀ شادی ارائه نموده اند که این عوامل عبارتند از:1)نقطۀ شروع ثابت [1]،2)شرایط [2]3) کنش های عمدی .این پژوهشگران عامل نقطۀ شروع(یا آمادگی های ژنتیکی )و شرایط (نظیر وضعیت اقتصادی، اجتماعی)را به ترتیب عوامل ثابت و ایستا ی الگو در نظر گرفته اند و کنش های عمدی [3] را عامل متغیر الگو معرفی نموده اند.

کنش های عمدی اشاره به فرایند های تلاش مدار و مقصودنگرزندگی فرد دارد که شامل جنبه های شناختی (مانند داشتن نگرشهای مثبت و کمال گرا)،رفتاری (مثل ابراز علاقه به دیگران یا ورزش کرردن )و خواسته های دارای [4] (مانند تعیین و دنبال کردن هدف های شخصی معنی دار)می باشد.بنا براین در الگوی مذکور کنش های عمدی از بیشتر سطح تغییر و کنترل پذیری برخوردار است و پژوهش های انجام شده در زمینه های راهکارهای مداخله ای برای افزایش شادی و پژورهش خوشبختی حول محور این عامل بوده است.(لیمبومیر سکی ،تکاچ [5] و یلورتون[6] ،2004 به نقل از شلدون و همکاران ،2004).واژۀشادکامی چندین مفهوم متفاوت را به ذهن متبادر می کند (برای مثال شادی،خوشنودی ،لذت و خوشایندی و…)از این رو تعدادی از روان شناسان، به سازه ی بهزیستی روانی[7] اشاره می کنند که یک اصطلاح پوششی در بر گیرنده انواع ارزشیابی هایی است که فرد از خود و زندگی اش به عمل می آورد (داینر،2002).این ارزشیابی ها ،مواردی از قبیل رضایت از زندگی  ،هیجان و خلق مثبت و فقدان افسردگی و اضطراب را شامل می شود و جنبه های مختلف آن نیز به شکل شناخت ها و عواطف است (داینر و ساه،1997).در صورتی که افراد از شرایط زندگی راضی بوده و عواطف مثبت بیشتر و عواطف منفی کمتری را تجربه کنند گفته می شود که از بهزیستی روانی بالایی برخوردارند .بهزیستی روانی،اصطلاح روان شناختی معادل شادی است که به دلیل مفاهیم بسیاری که در خود نهفته دارد،ارجح است ،اما با این وجود در ادبیات مربوطه به جای یکدیکر به کار می روند. (ادنیگتون وشومن 2004)

در این میان شادکامی  و خوش بینی می تواند بر کیفیت  زندگی بیماران مبتلا به سرطان تاثیر گذار بوده و می تواند زمینه ساز توسعه سلامت روان در انها باشد و به بهبود هرچه بهتر آنها کمک شایانی نماید بیماران سرطانی نیز از این موضوع مستثنی نیستند و شادکامی و خوشبینی می تواند موجب تغییر در کیفیت زندگی انها را فراهم اورد.

1-1 بیان مساله

شادکامی یکی از متغیرهایی است که در سال های اخیر در حوزه روان شناسی سلامت مورد توجه قرار گرفته است . پژوهش هایی هم در این زمینه انجام شده است که برخی از آنها موید رابطه مستقیم شادکامی با بهبود سیستم ایمنی بدن است . (مازلو ، به نقل از شولتس [8]، 1386)

سیلبرمن[9] (2000 به نقل از مرادی ، 1387) معتقد است که در درمان بیماری های سخت و دشوار می بایستی در کنار عناصر درمان ، شادی و شادکامی نیز مورد توجه پرسنل درمان قرار گیرد ، زیرا شادی محصول زندگی متعادل ، متنوع و رضایت بخش است که در آن نیازهای اساسی انسان برآورده می شود . به اعتقاد نودینگ[10] (2009) شادکامی سرچشمه اعتماد خوش بینانه فرد به توانایی هایش و یکی از شرایط اعتلای مناسبات واقعی او با محیط پیرامونش می باشد . به اعتقاد آرگایل[11] (2010) شادکامی می تواند برای فرد شرایطی را فراهم آورد که در آن امکان و فرصت رشد و بالندگی به وجود آید و به نوعی شرایط بهزیستی روانی وذهنی را به او ارمغان دهد .

شوارز و استراک (2008) معتقدند که افراد شادکام کسانی هستند که در پردازش اطلاعات در جهت خوش بینی و خوشحالی سوگیری دارند ، یعنی اطلاعات را طوری پردازش و تفسیر می کنند که به شادکامی آنها منجر شود .

از طرفی دیگر ، اغلب پژوهشگران از جمله آرگایل ولو (2005) ، کوست و مک کری[12] (2007) ، فارنهام و چنگ (2006) و مایرز و دانیر (2005) معتقدند که شادکامی یک ویزگی شخصیتی است که می تواند در درمان بسیاری از ناراحتی های روانی به ویژه در درمان اختلالات کرونیک و مزمن ، دشوار و صعب العلاج نقش سازنده ای داشته باشد .

فوردایس (1997) به عنوان یکی از نظریه پردازان روان شناسی شادی ، برنامه ای آموزشی ارایه نمود که دارای 14 مولفه بوده و تحت عنوان «برنامه افزایش شادی» مطرح شده است . فوردایس (1999) در اقدامات آموزشی فرد یک رویکرد آموزش را مورد استفاده قرارداده است که هم جنبه شناختی دارد و هم بعد رفتاری دارد . در این برنامه وی امکان پذیری افزایش شادی و راه کارهای افزایش آن را ارایه نموده است . فوردایس (1999) معتقد است که شادکامی یکی از مهمترین نیازهای بیماران دچار سرطان بوده و می تواند تأثیر عمده ای در کارکرد و بهبود وضعیت جسمانی و روانی این بیماران داشته باشد .  به اعتقاد لانگو ارایه برنامه های مبتنی بر روان شناسی مثبت و شادگرا ، می تواند کیفیت زندگی بیماران سرطانی را افزایش داده و نگرش آنها را نسبت به زندگی دگرگون سازد .

از سویی دیگر به زعم رنیز (2010) شادکامی ضمن بهبودبخشی به سلامت روان ، در بین بیماران مبتلا به سرطان توانسته است سبب بهبود روابط اجتماعی و میان فردی آنها گردد . در بعد خوش بینی نیز یافته ها و نتایج تحقیقات صاحب نظران نشان می دهد که رابطه مستقیمی بین شادکامی و خوش بینی وجود دارد . به عنوان مثال لیپتون (2009) در پژوهش میدانی که بر روی 20 نفر از بیماران سرطانی انجام داده است نتیجه گرفته است که ارایه آموزش های مبتنی بر شادمانی توانسته است سطح خوش بینی را در این بیماران افزایش دهد .

در این مورد که رویکردهای روان شناختی مبتنی بر شادکامی می تواند به ارتقای سطح خوش بینی در میان بیماران صعب العلاج کمک نماید نوعی توافق همگانی وجود دارد . (استین و همکاران 2008 و مورلی ، 2006) در درمان بیماری سرطان شواهد قابل ملاحظه ای توسط ویلیامز و همکارانش (2007) طی یک دهه فعالیت بالینی بر روی این گونه بیماران جمع آوری گردیده شده است که یافته های آن تأیید کننده اثربخشی ارایه برنامه های شادکامی بر بهبود وضعیت خوش بینی آنها است . به اعتقاد آندرسیک (2009) عوامل بیولوژیکی به تنهایی نمی توانند آسیب پذیری جسمانی را در بیماران سرطان بالا ببرند و نوع و سطح بدبینی یا خوش بینی فرد و حتی کادر درکان نسبت به بیماری عامل مهمی در تعیین وضعیت بالینی بیمار تلقی می شود . علاوه بر این یافته های تحقیق وایزلیس (2009) نشان می دهد که  درمان های دارویی برای بسیاری از بیماران مبتلا به سرطان به تنهایی و به اندازه کافی مفید نیستند و نیز عوارض جانبی متعددی این داروها برجای می گذارند . علی رغم این که اثربخشی شادکامی بر روی ابعاد کیفیت زندگی و خوش بینی بیماران سرطان در تحقیقات متعدد خارجی تأیید شده است . اما طی بررسی های به عمل آمده مشخص شده است که در کشورمان سوابق تحقیقاتی و پژوهش های صورت گرفته در این زمینه اندک است . با نظر گرفتن این موضوع که هر ساله بر تعداد بیماران سرطانی افزوده می شود و نیز این که بیماری سرطان  می تواند عملکرد فرد مبتلا ، خانواده و حتی جامعه را نیز تحت تأثیر خود قرار دهد و خسارات و زیان های زیادی را از بعد روانی ، اقتصادی ، جسمانی و اجتماعی برای فرد مبتلا و خانواده وی به همراه داشته باشد لذا شناسایی روش های درمان این معضل دارای اهمیت زیادی است . براین اساس مسأله تحقیق حاضر حول دو محور اساسی خواهد بود که آیا آموزش شادکامی در ایجاد و افزایش  کیفیت زندگی و خوش بینی زنان مبتلا به بیماری سرطان تأثیر گذار و کارآمد می باشد ؟

1-2 اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

سرطان از جمله بیماریهای شایع در کشورمان  است که سلامت جسمانی و روانی افراد مبتلا را تهدید نموده و هزینه های فراوانی را برای بیمار ، خانواده و سیستمهای پزشکی بر جای می گذارد.  لذا شناسایی روشهای کارامد که بتواند مشکلات و نگرانیهای ای دسته از بیماران را کاهش دهد از اهمیت زیادی برخوردار است. از سوی دیگر با بررسی های به عمل امده مشخص گردید در زمینه اموزش شادکامی به شیوه رفتاری شناختی فوردایس بر روی بیماران  مبتلا به سرطان تاکنون در کشورمان تحقیقات بسیار اندک صورت گرفته و به نوعی با خلا ها و کمبودهای  تحقیقاتی مواجه هستیم و امید می رود انجام این تحقیق بتواند تا حدودی این نقیصه را برطرف نماید. همچنین در بیان اهمیت و ضرورت انجام این تحقیق می توان موارد زیر را مطرح ساخت:

الف- لزوم و ضرورت توجه مربی به آموزش و عوامل ایجاد کننده شادی در بین بیماران به طور عام و بیماران سرطان به طور خاص

ب- تأثیرات همه جانبه شادکامی در کیفیت زندگی و  سلامت جسمانی بیماران و شکل گیری مناسب شخصیت این افراد بیمار

ج- کاهش خسارات ناشی از بی توجهی به امر شادمانی در محیط های مختلف زندگی و در میان افراد و اعضای خانواده های مبتلا به بیماران سرطانی

د- کاهش هزینه های درمان ناشی از افسردگی بیماران و افزایش سطح رضایت از چرخه درمان در بیماران یاد شده

1-3 اهداف تحقیق

1-3-1 هدف اصلی

هدف اصلی این تحقیق بررسی اثربخشی آموزش شادکامی به شیوه شناختی- رفتاری فوردایس بر میزان خوش بینی و کیفیت زندگی زنان  مبتلا به سرطان در بیمارستان امام خمینی شهر تهران در سال 1392است.

1-3-2 اهداف فرعی

– تعیین  میزان اثربخشی آموزش شادکامی به شیوه شناختی- رفتاری فوردایس در میزان خوش بینی زنان مبتلا به سرطان

2- تعیین میزان اثربخشی آموزش شادکامی به شیوه شناختی- رفتاری فوردایس در میزان کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان

1-4 فرضیه های تحقیق

  • آموزش شادکامی به شیوه شناختی- رفتاری فوردایس باعث افزایش خوش بینی زنان مبتلا به سرطان می شود.
  • آموزش شادکامی به شیوه شناختی- رفتاری فوردایس باعث افزایش میزان کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان اثر بخشی می شود.

1-5 تعریف متغیرها

1-5-1 تعریف مفهومی وتعریف عملیاتی

شادکامی ( تعریف نظری و مفهومی): شادکامی ارزشیابی هایی است که افراد از خود وزندگیشان به عمل می آورند . این ارزشیابی می تواند جبنه ی شناختی داشته باشد مانند قضاوت هایی که درمورد رضایت درزندگی صورت می گیرد و یا جنبه ی عاطفی که شامل خود وهیجان هایی است که درواکنش به رویدادهای زندگی ظاهر می شود .بنابراین شادکامی ٬از چها رجزء تشکیل یافته که عبارت است از:رضایت از زندگی ، خلق و هیجان های مثبت و خوشایند، نبود خلق و هیجانهای منفی و عوامل دیگر مانند خوش بینی ،عزت نفس و احساس شکوفایی( ویلسون،2005)

تعریف عملیاتی: نمره ای که آزمودنی از پرسشنامه شادی اکسفورد که توسط فوردایس (2002) به دست آورده است.

خوشبینی( تعریف نظری و مفهومی): شی یر5و کارور6(1985 )رویکردی در مورد خوش بینی ارائه کردند از نظر آن ها خوش بینی ٬ انتظار فراگیر است مبنی بر اینکه حوادث  آینده ٬ مثبت خواهد بود

تعریف عملیاتی: به منظور سنجش  خوش بینی فرد از پرسشنامه  خوشبینی شییر و کاروراستفاده شده و نمره ازمودنی در این نشان دهنده میزان خوشبینی  فرد می باشد.

کیفیت زندگی (تعریف مفهومی و نظری):

کیفیت زندگی به عنوان یک الگوی همگرا اطلاق می شود که همه حوزه های رفتاری ، اجتماعی ، اقتصادی و نیز هویت فرد را در بر می گیرد.(سگالن،2000)

 تعریف عملیاتی :به منظور سنجش  کیفیت زندگی فرد از پرسشنامه  کیفیت زندگی مورگان(2010) استفاده شده و نمره ازمودنی در این نشان دهنده  نحوه کیفیت زندگی فرد می باشد.

بیماران عادی :

منظور از بیماران عادی دراین تحقیق زنانی است که به بیماری سرطان مبتلا هستند اما تحت درمان اموزش شادکامی قرار نمی گیرند منظور از بیماران سرطانی در این تحقیق ، زنانی هستند که با تشخیص یکی از انواع بیماری سرطان  تحت درمان شیمی درمانی بوده و حداقل به مدت شش ماه به ادامه درمان بپردازند و در درمان گروهی و اموزش شادکامی قرار بگیرند.

تعداد صفحه :132

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه بررسی حدود حریم عفت زنان در قانون کیفری ایران و اسناد بین الملل

  

دانشگاه آزاداسلامی

واحد کرمانشاه

عنوان:

بررسی حدود حریم عفت زنان در قانون کیفری ایران و اسناد بین الملل

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                           صفحه

چکیده……………………………………………………………………………………………………………….. 1

مقدمه……………………………………………………………………………………………. 2

فصل اول: کلیات

مبحث اول: طرح تحقیق…………………………………………………………………………………………………………………………….. 6

1-بیان مساله………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 6

2-اهمیت و ضرورت تحقیق………………………………………………………………………………………………………………………. 6

3-اهداف تحقیق…………………………………………………………………………………………………………………………………………. 7

4-سوالات تحقیق……………………………………………………………………………………………………………………………………….. 7

5-فرضیه های تحقیق………………………………………………………………………………………………………………………………… 8

6-روش تحقیق……………………………………………………………………………………………………………………………………………. 8

7-پیشینه تحقیق………………………………………………………………………………………………………………………………………… 8

مبحث دوم: مفاهیم و مبانی تحقیق………………………………………………………………………………………………………… 9

گفتار اول:مفهوم عفت………………………………………………………………………………………………………………………………… 9

1)تعریف عفت……………………………………………………………………………………………………………………………………………… 9

2)انواع عفت…………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 9

گفتار دوم: راه های پیشگیری از بی عفتی …………………………………………………………………………………………. 13

1)مفهوم حجاب……………………………………………………………………………………………………………………………………….. 13

2)تاثیر حجاب در آزادی فکری و معنوی  …………………………………………………………………………………………. 14

3) تاثیر حجاب در سلامت جسمی………………………………………………………………………………………………………. 14

4) تاثیر حجاب در تشکیل و تحکیم نهاد خانواده……………………………………………………………………………… 15

5) تاثیر حجاب در حضور اجتماعی زنان جامعه ……………………………………………………………………………….. 15

گفتار سوم : مفهوم حریم عفت در حقوق ایران ………………………………………………………………………………… 15

1) ضابطه تشخیص اعمال منافی عفت ………………………………………………………………………………………………. 16

گفتار چهارم : مفهوم حریم عفت در اسناد بین المللی ……………………………………………………………………. 17

گفتار پنجم : زن در گذرگاه تاریخ ……………………………………………………………………………………………………….. 18

گفتار ششم : تمدن های غربی …………………………………………………………………………………………………………….. 19

1) تمدن یونان…………………………………………………………………………………………………………………………………………. 19

2) تمدن روم…………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 19

گفتارهفتم : تمدن های آسیایی…………………………………………………………………………………………………………….. 20

1) تمدن سومر…………………………………………………………………………………………………………………………………………. 20

2) تمدن هند……………………………………………………………………………………………………………………………………………. 20

3) تمدن چین………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 22

4 ) تمدن ژاپن…………………………………………………………………………………………………………………………………………. 23

5) دوران جاهلیت……………………………………………………………………………………………………………………………………. 24

6) تمدن ایران باستان…………………………………………………………………………………………………………………………….. 24

7) سایر اقوام و تمدن ها………………………………………………………………………………………………………………………… 25

گفتارهشتم : خشونت علیه زنان …………………………………………………………………………………………………………… 25

گفتارنهم : انواع خشونت علیه زنان ……………………………………………………………………………………………………… 29

1)خشونت جسمی…………………………………………………………………………………………………………………………………… 29

2)خشونت جنسی……………………………………………………………………………………………………………………………………. 30

1_2برخی از مصادیق خشونت جنسی………………………………………………………………………………………………… 33

الف) تعرض جنسی………………………………………………………………………………………………………………………………….. 33

ب) آزار جنسی…………………………………………………………………………………………………………………………………………. 34

ج)هتک ناموس(زنای به عنف)……………………………………………………………………………………………………………….. 34

د) قاچاق جنسیتی زنان به منظور بهره کشی جنسی و فحشاء………………………………………………………. 34

ه) گفتار شهوانی……………………………………………………………………………………………………………………………………….. 34

و) نگاه شهوت آلود و آزار دهنده……………………………………………………………………………………………………………. 34

ز) آدم ربایی به قصد ارتکاب اعمال منافی عفت………………………………………………………………………………… 34

3)خشونت روانی………………………………………………………………………………………………………………………………………. 35

4) خشونت اقتصادی و مالی………………………………………………………………………………………………………………….. 36

گفتار دهم : حوزه های اعمال خشونت در ایران ……………………………………………………………………………….. 37

1) اجتماع در سطح خرد………………………………………………………………………………………………………………………… 37

1_1) در خانه پدر…………………………………………………………………………………………………………………………………… 38

1ـ2) در خانه شوهر………………………………………………………………………………………………………………………………… 41

2) اجتماع در سطح کلان………………………………………………………………………………………………………………………. 43

1ـ2) آداب و رسوم………………………………………………………………………………………………………………………………….. 43

2ـ2) فرهنگ شفاهی و کتبی……………………………………………………………………………………………………………….. 43

3ـ2) سنت ها و پاره ای تفاسیر سنتی از دین ………………………………………………………………………………….. 45

4ـ2) موسسات اجتماعی ………………………………………………………………………………………………………………………. 46

فصل دوم:حمایت از حریم عفت زنان در حقوق ایران

مبحث اول : حمایت های قوانین ایران در حریم عفت زنان ……………………………………………………………. 50

گفتاراول: تجاوز به عنف (زنای به عفت)………………………………………………………………………………………………. 50

گفتار دوم: ازاله بکارت ……………………………………………………………………………………………………………………………. 52

گفتار سوم: قوادی …………………………………………………………………………………………………………………………………… 54

گفتار چهارم: از بین رفتن قدرت تولید مثل و بارداری …………………………………………………………………….. 56

گفتار پنجم: قطع آلت زنانه…………………………………………………………………………………………………………………….. 57

گفتار ششم: افضاء…………………………………………………………………………………………………………………………………….. 57

گفتار هفتم: ازدواج قبل از بلوغ……………………………………………………………………………………………………………… 58

گفتار هشتم: تهیه فیلم یا عکس مستهجن و مبتذل…………………………………………………………………………. 58

گفتار نهم: تعرض به زنان در اماکن عمومی………………………………………………………………………………………… 61

مبحث چهارم: مبارزه ایران علیه قاچاق زنان ……………………………………………………………………………………… 62

گفتار اول : مبارزه با قاچاق زنان در قوانین قبل از انقلاب ……………………………………………………………….. 62

گفتار دوم : مبارزه با قاچاق زنان در قوانین بعد از انقلاب ……………………………………………………………….. 63

فصل سوم:حمایت از حریم عفت زنان در اسناد بین الملل

مبحث اول : حمایت های اسناد بین المللی از حریم عفت زنان …………………………………………………….. 68

گفتار اول : پدیده قاچاق ……………………………………………………………………………………………………………………….. 68

1ـ مفاهیم ………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 68

1ـ1) تعریف کلمه قاچاق ………………………………………………………………………………………………………………………. 68

2ـ1) تعریف قاچاق انسان …………………………………………………………………………………………………………………….. 68

3ـ1) تعریف قاچاق زنان ……………………………………………………………………………………………………………………….. 69

گفتار دوم : قاچاق زنان به مقصد فحشاء……………………………………………………………………………………………… 70

گفتار سوم : پیدایش بردگی …………………………………………………………………………………………………………………. 71      

گفتار چهارم : علل قاچاق زنان …………………………………………………………………………………………………………….. 73

1) علل فرهنگی ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 73

1ـ1) تغییر ارزش ……………………………………………………………………………………………………………………………………. 73

2ـ1) ضعف اعتقادات دینی ………………………………………………………………………………………………………………….. 73

3ـ1) عدم تناسب بین نقش ها و پاداش ها ………………………………………………………………………………………. 74

2ـ علل اقتصادی …………………………………………………………………………………………………………………………………….. 74

2ـ1) سود کلان ناشی از قاچاق …………………………………………………………………………………………………………… 74

2ـ2) عدم وجود فرصت های شغلی مناسب برای قاچاقچیان و قربانیان ……………………………………… 74

3) علل حقوقی ……………………………………………………………………………………………………………………………………….. 75

3ـ1) کم خطر بودن ………………………………………………………………………………………………………………………………. 75

2ـ3) وجود خلاء های قانونی و سوء استفاده از آنها …………………………………………………………………………. 75

گفتار پنجم : آثار پیامدهای قاچاق انسان ………………………………………………………………………………………….. 75

1)مخدوش شدن شأن و کرامت انسانی ……………………………………………………………………………………………… 75

2) ابتلا به بیماری های مختلف جسمی و جنسی ……………………………………………………………………………. 75

3ـ تنزیل مقام و ارزش وجودی زنان …………………………………………………………………………………………………… 76

4) فروپاشی نهاد خانواده ها …………………………………………………………………………………………………………………. 76

گفتار ششم : طرق ارتکاب جرم قاچاق ……………………………………………………………………………………………….. 76

مبحث دوم : جرم قاچاق زنان در سطح بین الملل ……………………………………………………………………………. 77

گفتار اول : اسناد بین الملللی در مورد قاچاق زنان ………………………………………………………………………….. 78

1) مبارزه با قاچاق زنان قبل از تشکیل سازمان ملل متحد ……………………………………………………………. 78

1-2) مقاوله نامه 18 مه 1904 ………………………………………………………………………………………………………….. 78

2ـ2) قرار داد 4 مه 1910 …………………………………………………………………………………………………………………… 80

2) مبارزه با قاچاق زنان بعد از تشکیل جامعه ملل ………………………………………………………………………….. 82

   1ـ2) قرار داد بین المللی الغاء خرید و فروش نسوان و کودکان ……………………………………………….. 82

2ـ2) قرار داد بین المللی 1933 (قرار داد بین المللی راجع به جلوگیری از معامله نسوان کبیره) 83

3ـ2) کنوانسیون سرکوب قاچاق اشخاص و بهره کشی از روسپی گری دیگران ………………………… 84

4ـ2) کنوانسیون 1949 ……………………………………………………………………………………………………………………….. 84

گفتار دوم : کنفرانس های سازمان ملل متحد ………………………………………………………………………………….. 90

1) اعلامیه رفع خشونت علیه زنان ………………………………………………………………………………………………………. 90

2) کنوانسیون رفع هر نوع تبعیض علیه زنان ……………………………………………………………………………………. 91

3) کنفرانس نایروبی ………………………………………………………………………………………………………………………………. 91

4) کنفرانس پکن ……………………………………………………………………………………………………………………………………. 92

گفتار سوم : پروتکل و پیشگیری سرکوب و مجازات قاچاق اشخاص به ویژه زنان و کودکان 2000 .. 95

مبحث سوم : سایر جرائم علیه عفت زنان در سطح بین المللی …………………………………………………… 107

گفتار اول جنایات علیه بشریت …………………………………………………………………………………………………………. 107

1) جرائم جنگی در قانون شمار 10 شورای کنترل و آلمان ………………………………………………………… 108

2) جنایات علیه بشریت در منشور توکیو…………………………………………………………………………………………. 109

3) جنایات علیه بشریت در اساس نامه یوگسلاوی ………………………………………………………………………… 109

4)جنایات علیه بشریت در اساس نامه دیوان رواندا ……………………………………………………………………….. 110

5)جنایات علیه بشریت در اساس نامه دیوان کیفری بین المللی ……………………………………………….. 110

گفتار دوم : تفاوت جنایات علیه بشریت از جنایات جنگی …………………………………………………………… 111

1) برخی مصادیق جنایات علیه بشریت ………………………………………………………………………………………….. 112

1ـ1) تجاوز به عنف …………………………………………………………………………………………………………………………….. 112

2ـ1) عنصر خاص تجاوز جنسی ……………………………………………………………………………………………………….. 112

3ـ1) بردگی جنسی : (ازدواج اجباری) …………………………………………………………………………………………… 113

4ـ1) حاملگی اجباری ………………………………………………………………………………………………………………………… 113

5ـ1) فاحشگی اجباری ……………………………………………………………………………………………………………………….. 114

1ـ5ـ1)عنصر خاص فاحشگی اجباری ……………………………………………………………………………………………… 114

1ـ6) عقیم کردن اجباری ………………………………………………………………………………………………………………….. 114

نتیجه گیری ………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 116

منابع و مأخذ ………………………………………………………………………………………………………………………………………… 118

چکیده:

موضوع پایان نامه حاضر در ارتباط با حمایت های کیفری و قانونی از حریم زنان در ایران و اسناد بین المللی باشد. نهاد خانواده اصلی ترین و مهم ترین و ابتدایی ترین نهاد برای پرورش افراد است . از آنجا که زن محور اصلی تربیت نسل آینده می باشد ، ضروریست برای تضمین اینکه بتواند از عهده این مهم برآید ، قوانینی هنه جانبه در حمایت از آنان وضع شود .

در مقدمه قانون اساسی آمده است : خانواده واحد بنیادین جامعه و کانون اصلی رشد و تعالی انسان است و توافق عقیدتی و آرمانی و تشکیل خانواده که زمینه ساز اصلی حرکت تکاملی و رشد یابنده انسان است اصل اساسی بئده و فراهم کردن امکانات جهت نیل به این مقصود ، از وظایف حکومت اسلامی است ، زن در چنین برداشتی از واحد خانواده ، از حالت (شیئی بودن ف و یا ابزار کار بوده) در خدمت اشاعه مصرف زندگی و استثمار ، خارج شده و ضمن باز یافتن وظیفه خطیر و پر ارج مادری در پرورش انسان های مکتبی پیش آهنگ و خود همرزم مردان در میدان های فعال حیات می باشد و در نتیجه پذیرای مسئولیتی خطیرتر و در دیدگاه اسلامی برخوردار از ارزش و کرامتی والاتر خواهد بود .

ضعیف تر بودن زنان از نظر جنستی و وابستگی اقتصادی آنان به دیگران یکی از دلایلی است که همواره آسیب پذیری آنها را دو چندان کرده است ؛ در این میان هرگز نمی توان نقش عوامل فرهنگی ، عرفی ، مذهبی و سطح آگاهی زنان را نادیده گرفت . خشونت علیه زنان به هیچ وجه خاص جوامع عقب افتاده یا مسلمان نیست ؛ حتی در پیشرفته ترین کسورهای دنیا نیز زنان از آزار ؛ خشونت جسمی ، جنسی و روانی مصون نیستند . این خشونت ها نه تنها باعث بر هم زده تعادل روانی و جسمی زنان می شود بلکه سلامت نسل آینده را نیز به خطر می اندازد. متأسفانه خلاء های قانونی نیز بر شدت این خشونت ها می افزاید .

گاهی خشونت علیه زنان در برخی رسوم و عرف ها به حدی است که اگر یک زن ، کوچکترین عمل منافی با عنف یا عرف را انجام دهد سزاوار سرزنش و تحقیر خواهد بود . به عنوان مثال ابراز علاقه ابتدایی یک زن نسبت به یک مرد در بسیاری عرف ها نکوهیده و ناپسند است و حمل بر بی عفتی و بی حیایی وی می شود . در حالی که انجام این عمل از سوی یک مرد و اصرار بر آن نشان از مردانگی دارد و نه تنها نکوهیده نیست بلکه همگان آن را قابل تحسین و نیکو می دانند .

کلید واژه:

زنان، عفت، حریم عفت، قانون کیفری ایران، اسناد بین الملل

مقدمه

نهاد خانواده اصلی ترین ریال مهم ترین و ابتدایی ترین نهاد برای پرورش افراد است . از آنجا که زن محور اصلی تربیت نسل آینده می باشد ، ضروریست برای تضمین اینکه بتواند از عهده این مهم برآید ، قوانینی هنه جانبه در حمایت از آنان وضع شود .

در مقدمه قانون اساسی آمده است : خانواده واحد بنیادین جامعه و کانون اصلی رشد و تعالی انسان است و توافق عقیدتی و آرمانی و تشکیل خانواده که زمینه ساز اصلی حرکت تکاملی و رشد یابنده انسان است اصل اساسی بئده و فراهم کردن امکانات جهت نیل به این مقصود ، از وظایف حکومت اسلامی است ، زن در چنین برداشتی از واحد خانواده ، از حالت (شیئی بودن ف و یا ابزار کار بوده ) در خدمت اشاعه مصرف زندگی و استثمار ، خارج شده و ضمن باز یافتن وظیفه خطیر و پر ارج مادری در پرورش انسان های مکتبی پیش آهنگ و خود همرزم مردان در میدان های فعال حیات می باشد و در نتیجه پذیرای مسئولیتی خطیرتر و در دیدگاه اسلامی برخوردار از ارزش و کرامتی والاتر خواهد بود .

ضعیف تر بودن زنان از نظر جنستی و وابستگی اقتصادی آنان به دیگران یکی از دلایلی است که همواره آسیب پذیری آنها را دو چندان کرده است ؛ در این میان هرگز نمی توان نقش عوامل فرهنگی ، عرفی ، مذهبی و سطح آگاهی زنان را نادیده گرفت . خشونت علیه زنان به هیچ وجه خاص جوامع عقب افتاده یا مسلمان نیست ؛ حتی در پیشرفته ترین کسورهای دنیا نیز زنان از آزار ؛ خشونت جسمی ، جنسی و روانی مصون نیستند . این خشونت ها نه تنها باعث بر هم زده تعادل روانی و جسمی زنان می شود بلکه سلامت نسل آینده را نیز به خطر می اندازد. متأسفانه خلاء های قانونی نیز بر شدت این خشونت ها می افزاید .

نبود یا ضعیف عمل کردن برخی قوانین باعث تجری افراد در ارتکاب و تکرار جرائم علیه زنان می شود . پایین بودن سطح فرهنگی و نگریستن به زنان به عنوان جنس دوم ، تعصبات خارج از حد ، قوانین سخت گیرانه عرف و مذهب ، سوء استفاده از زیر دست بودن زنان و … باعث شده اند که جرائم و خشونت علیه زنان به حد کمال خود برسد . ضرب و شتم زنان ، خشونت جنسی ، تجاوز به عنف ، قطع اندام جنسی ، پاشیدن اسید به صورت زنان ف فحشای اجباری ، عقیم کردن اجباری ، سوء استفاده از تجاوز در جنگ ها به عنوان حربه ای جهت تضعیف روحیه دشمن و یا در بازداشتگاها و زندان ها برای اخذ افراد ، قتل های نوامیسی همه از مصادیق خشونت علیه زنان است . از سوی دیگر توهین به شخصیت و هتک حرمت زنان با فحاشی به آنها به نمایش گذاشتن اندام آنها برای تبلیغات و جلب رضایت مشتری در کاباره ها ، نمایشگاه ها و شبکه های ماهواره ای ، ارزش وجودی زنان را در حد یک کالا و ابزار تنزل می دهد . «زنان اصلی ترین قربانیان بحران امنیت به شمار می آیند قوانین موجود به ویژه در این زمینه ناکارآمد به نظر می رسند خاصه اینکه ساختار و مناسبات قدرت نیز از عوامل عمدهاین بحران امنیت به شمار می آیند . با این همه جنبه حمایتی قوانین بسیاری از کشورها مخصوصا برخی کشورهای عربی و اسلامی از زنان در برابر عماملی که موقعیت آنها را تهدید می کند ،  بسیار کم رنگ و ناچیز است زنان در واقع در خانئاده و اجتماع از کم ترین حاشیه امنیتی برخوردارند . آنان پیوسته در معرض خشونت های مرئی و نامرئی ف تنبیه فیزیکی ، آزار روحی ، تجاوز جنسی و قتل نفس قرار دارند به طوری که به موجب گزارش یونیسف در ایالات متحده آمریکا در هر 8 ثانیه یک زن مورد اهانت واقع می شود و در هر 6 دقیقه یک زن به عنف مورد تجاوز قرار می گیرد همچنین یک پژوهش ملی در این کشور نشان می دهد که 21 تا 30 درصد از زنان حداقل یک بار در زندگی و حداقل نیمی از این زنان بیش از سه بار در سال توسط شوهران خود مورد ضرب و شتم واقع می شوند . در کانادا 54 درصد از زنان قبل از رسیدن به سن 16 سالگی بدون خواسته قبلی و تمایل مورد حمله و 51 درصد از زنان مورد ت جاوز قرار می گیرند . در پرو 90 درصد از مادران جوان بین 12 تا 16 ساله از سوی خانواده آزار و تنبیه فیزیکی واقع می شوند . 

زنان جهان به ویژه جوامع روستایی ،از ضریب امنیتی بسیار پایینی برخوردارند به طوری که براساس یک مطالعه میدانی ، فقطق یک پنجم زنان روستایی از خشونت خانوادگی در امان هستند . قطع نظر از این خشونت ها ، تجاوز ها و آزارهای ج نسی ، خرید و فروش زنان نیز از قصه های پر غصه دوران معاصر و البته از تجارت های پردرآمد برای آدم فروشان قرن بیست و یکم است. »[1]  

«تجاوز و خشونت جنسی همیشه دردیکتاتوری های ستمگر به چشم می خورند و بعضی از کشورها یا تحت شرایط خاصی حتی در نبود بحران داخلی یا سایر فشار های جدید باز هم امکان دارد زنان با تجاوز ، خشومت های نزدیکان ، ازدواج اجباری ، عقیم سازی اجباری یا باروری اجباری ، کشیده شدن به فحشاء قطع اندام جنسی (ختنه ) شرکت در مراسم مهبی سخت گیرانه یا رسوم سنتی مانند حجاب و یا نداشتن اجازه شرکت در اجنماع بدون مرد خویشاوند باشند . »[2]

گاهی خشونت علیه زنان در برخی رسوم و عرف ها به حدی است که اگر یک زن ، کوچکترین عمل منافی با عنف یا عرف را انجام دهد سزاوار سرزنش و تحقیر خواهد بود . به عنوان مثال ابراز علاقه ابتدایی یک زن نسبت به یک مرد در بسیاری عرف ها نکوهیده و ناپسند است و حمل بر بی عفتی و بی حیایی وی می شود . در حالی که انجام این عمل از سوی یک مرد و اصرار بر آن نشان از مردانگی دارد و نه تنها نکوهیده نیست بلکه همگان آن را قابل تحسین و نیکو می دانند .

فصل اول

کلیات

مبحث اول: طرح تحقیق

1-بیان مساله

یکی از اهداف اصلی هر قانون ایجاد امنیت در جامعه برای افراد انسانی و حمایت از انان می باشد و این حمایت شامل جسم افراد و هم شخصیت انان می شود و در این میان زنان بنا بر وضعیت خاص و آسیب پذیری بیشتر نیازمند حمایت بیشتری می باشند و در ایران مجموعه عوامل فرهنگی و مذهبی نقش مهمی در تدوین چنین مقرراتی داشته و دارند. و در اسناد بین المللی نیز مقررات متعددی در خصوص جرایم علیه عفت زنان از جمله تجاوز به عنف، فحشای اجباری، حاملگی اجباری، قاچاق زنان و امثال ان پیش بینی شده و در این تحقیق به بررسی تطبیقی رویکرد اتخاذی در اسناد بین المللی خواهد پرداخت.

همواره یکی از اهداف اصلی هر قانون ایجاد امنیت در جامعه برای افراد انسانی و حمایت از آنان می باشد این حمایت هم شامل جسم افراد و هم شخصیت آنان می شود . در این میان زنان بنا بر وضعیت خاص و آسیب پذیری بیشتر نیازمند حمایت بیشتری می باشند . در هر جامعه بنا بر معیارهای متعددی ، از جمله عوامل فرهنگی ، مذهبی و سطح آگاهی مردم ، نظام های حقوقی تلاش کرده اند تا قوانین و مقرراتی را برای حمایت از حریم عفت زنان پیش بینی نمایند . در ایران مجمعه عوامل فرهنگی و مذهبی نقش مهمی در تدوین چنین مقرراتی داشته و دارند . بر همین اساس در نظام قانون گذاری ایران قوانین و مقررات متعددی به ویژه در قانون مجازات عمومی و بعدها در قانون مجازات سلامی در حمایت از حریم عفت زنان پیش بینی است . حریم عفت از جمله اصطلاحاتی است که شاید ارائه یک تعریف از آن کار چندان آسانی نباشد . اما بطور کلی از حیث مفهومی باید گفت هم شامل وضعیت جسمی و هم وضعیت شخصیتی زنان می شود . بنابراین در موارد متعددی از قانون مجازات اسلامی مقرراتی در حمایت از حریم عفت زنان پیش بینی شده است که نیازمند بررسی می باشد .

 2-اهمیت و ضرورت تحقیق

 بدون تردید حمایت از حریم عفت زنان را باید هم حمایت از عفت عمومی جامعه و هم حمایت از کانون خانواده دانست . از این رو ضرورت دارد تا قوانین ایران در این خصوص مورد مطالعه قرار گیرد و ضمن شناسای حمایت های ارائه شده ، نقاط ضعف و قوت نیز بررسی شود به علاوه مواردی که احتمالا با خلاء قانونی مواجه است شناسای و حمایت های لازم پیشنهاد شود . از سوی دیگر تحولات علمی و فناوری نیز به طور طبیعی جرایم جدیدی را می تواند علیه حریم عفت زنان فراهم سازد که لازم است تا در این خصوص نیز بررسی شود . اسناد بین المللی که به شکل الزام آور می باشند و توسط دولت بر طبق قانون اساسی تصویب می شوند ، به صراحت ماده 9 قانون مدنی بخشی از نظام حقوقی کشورمان محسوب می شوند که لازم است برای اجرایی کردن آن ها راهکارهای قانوونی نیز در نظر گرفته شود از این رو لازم است تا در این اسناد مورد مطالعه و برسی قرار گیرند . به علاوه حمایت های کیفری پیش بینی شده در این اسناد خود می تواند به عنوان یک معیار سنجش تلقی شود که انتظار می رود قانونگذار داخلی این معیار هار را تا آن جا که امکان پذیر است در حمایت از حریم عفت زنان مورد پذیرش قرار دهد . چون تا کنون تحقیق جامعی انجام نگرفته ضرورت دارد تا با انجام تحقیق ضمن بررسی قوانین داخلی و اسناد بین المللی در زمینه حمایت کیفری از حریم عفت زنان نواقص و معایب این کار و راهکارهای مناسب جهت اصلاح قوانین داخلی انجام شود.

3-اهداف تحقیق:

هدف اصلی :

تعیین موارد حمایت کیفری از حریم عفت زنان در حقوق داخلی ایران و اسناد بین المللی

اهداف فرعی:

1-تعیین نواقص و معایب موجود در قوانین داخلی و اسناد بین المللی در زمینه حمایت کیفری از حریم عفت زنان

2-ارائه پیشنهادهای مناسب جهت رفع نواقص و معایب قوانین در زمینه حمایت کیفری از حریم عفت زنان

4-سؤالات تحقیق:

سئوال اصلی:

وضعیت قوانین داخلی و اسناد بین المللی در زمینه جرایم علیه عفت زنان چگونه می باشد؟

سئوالات فرعی:

  • وضعیت قوانین داخلی در زمینه جرم انگاری حمایت کیفری از حریم عفت زنان چگونه می باشد؟
  • وضعیت اسناد بین المللی در زمینه جرم انگاری حمایت کیفری از حریم عفت زنان چگونه می باشد؟
  • وضعیت قوانین داخلی راجع به مجازات در زمینه حمایت کیفری از حریم عفت زنان چگونه می باشد؟
  • وضعیت اسناد بین المللی راجع به مجازات در زمینه حمایت کیفری از حریم عفت زنان چگونه می باشد؟

حکیم پور ، محمد ، حقوق زن در کشاکش سنت و تجدد ، انتشارات نغمه نواندیش ، سال 1384 ، چاپ دوم ، ص14 .[1]    زنان – حقوق بشر ، مجموعه مقالات ، حمیدی ، فریده ، قاسمیان ، پروانه ، صباغ نوین ، سولماز ، انتشارات روشنفکران و مطالعات زنان ، سال 1385 ، ص 134 . 

تعداد صفحه :132

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه دکترا بررسی فلسفه خانواده با تاکید برابعادساختاری وکارکردی ودلالت‌های تربیتی آن مبتنی برآموزه‌های قرآن

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

دانشگاه خوارزمی

دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی

گروه فلسفه تعلیم و تربیت

 

رساله

جهت اخذ درجه دکترا

رشته فلسفه تعلیم و تربیت

 

 

عنوان

بررسی فلسفه خانواده با تاکید برابعادساختاری وکارکردی ودلالت‌های تربیتی آن مبتنی برآموزه‌های قرآن

 

 

اردیبهشت ماه 1394

چکیده

در این پژوهش به بررسی فلسفه خانواده با تاکید بر ابعاد ساختاری و کارکردی و دلالت‌های تربیتی آن مبتنی بر آموزه‌های قرآن پرداخته شده است. بنا به اقتضای سوالات پژوهش از روش‌‌های تحقیق تحلیلی، هرمنوتیک و استدلال قیاسی (عملی) بهره گرفته شده است. فلسفه خانواده، نخست با بررسی بعد ساختاری (چیستی) و سپس بعد کارکردی (چرایی) خانواده در آموزه‌های قرآنی و درنهایت ترسیم دلالت‌های ابعاد فوق (چگونگی) در امر تربیت، تببین گردیده است. برای این منظور از تفکر سیستمی، در پرتو بهره‌مندی از آموزه‌های دینی به منظور رفع برخی محدودیت ها، استفاده شده است.معیار‌های ساختاری به منزله درون‌داد و کارکرد‌های به مثابه برون‌داد سیستم می‌باشد.در بعد ساختاری خانواده ضمن در نظر گرفتن و لحاظ نمودن محور‌های سنخیت در انسان بودن، تضاد در جنسیت و عدم ازدواج با محارم، بنای خانواده با معیار‌های ایمان ، پاکدامنی (اشکار وپنهان)، تقوا، اخلاق خوب و شرافت خانوادگی ترسیم می‌گردد.

در بعد کارکردی، مولفه‌های آرامش، مودت و رحمت، رشد و تکامل فردی، مراقبت، حمایت و زمینه سازی تربیت در قالب‌های جامعه‌پذیری، تربیت اجتماعی و پرورش دینی و مذهبی برون داد‌های سیستم خانواده محسوب می‌شوند.دلالت‌های تربیتی منبعث از مباحث بیان شده، در دو محورالف) تیپ خانواده متعالی با اصول هدفمندی، مسوولیت پذیری و اراستگی و ب) سبک فرزند‌پروری مسوولانه با اصول پاسخ‌دهی و محبت استخراج گردیده است.نگاه جامع و سیستماتیک به خانواده با ویژگی‌های بیان شده، علاوه بر کمک به تشکیل ساختار بهتر و تسهیل مسیر رسیدن به کارکرد‌ها و دلالت‌های تربیتی، موجبات تحکیم خانواده را فراهم می‌اورد.

 

کلید واژه: ساختار، کارکرد، دلالت‌های تربیتی، آموزه‌های قرآن

 

 

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                                                            صفحه

چکیده. ت‌

فهرست مطالب… ث‌

فهرست تصاویر و نمودارها ر‌

فصل نخست: کلیات پژوهش…. 1

1-1. مقدمه. 2

1-2. بیان مساله. 3

3-1. ضرورت انجام تحقیق.. 6

1-4. اهداف تحقیق.. 11

1-5. سوال‌های تحقیق.. 11

1-6. تعاریف واژگان.. 11

1-6-1. خانواده. 11

1-6-2. بعد ساختاری.. 13

1-6-3. بعد کارکردی.. 13

1-6-4. دلالت‌های تربیتی… 14

1-6-5. آموزه‌های قرآن.. 14

فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه پژوهش…. 15

2-1. مقدمه. 16

2-2. معنای خانواده. 16

2-2-1. مفهوم Family. 16

2-2-2. خانوار. 16

2-2-3. خانه. 17

2-3. چیستی و ماهیت خانواده. 18

2-4. تعاریف خانواده. 19

2-5. شکل‌های اصلی خانواده. 21

2-5-1. خانواده هسته‌ای.. 22

2-5-2. خانواده گسترده. 22

2-5-3. خانواده گسترده ی محدود. 23

2-6. اهمیت خانواده. 23

2-6-1. اهمیت خانواده در دوران کودکی… 24

2-6-2. اهمیت خانواده در دوران نوجوانی و بالاتر. 25

2-7. خانواده از منظر فیلسوفان.. 27

2-8. خانواده در اندیشه آرمان‌شهرگرایی… 28

2-9. مکتب فرانکفورت… 29

2-10. خانواده از منظر فمنیسم. 30

2-10-1. دیدگاه‌هاى متعادل‏تر در فمینیسم. 31

2-10-2. چرخش U شکل از سوی مادر فمنیسم. 32

2-11. خانواده در اندیشه اسلامی‌ و از منظر برخی اندیشمندان مسلمان.. 34

2-11-1. ابن سینا 34

2-11-2. غزالی… 35

2-11-3. خواجه نصیرالدین طوسی.. 35

2-11-4. ملامحسن فیض کاشانی… 36

2-11-5. علامه طباطبایى… 36

2-12. خاستگاه خانواده (پیدایش خانواده) 37

2-13. اهم انواع و صور ازدواج (زوجیت) 38

2-13-1. نظریه دموکراتیک… 42

2-13-2. نظریه عشق رمانتیك… 42

2-14. نظریه همسان همسری.. 45

2-15. نظریه ناهمسان همسری.. 49

2-16. مکتب کارکردگرایی… 50

کارکردگرایی و دیگر ایده پردازی‌های نظری.. 57

2-16-1. مارکسیسم. 57

2-16-2. فمنیسم. 57

2-16-3. رویکرد‌های تفسیری.. 57

2-16-4. تفکر راست نو. 57

2-16-5. کاهش کارکرد خانواده. 58

2-17. جایگاه خانواده. 62

2-18. نظریه‌ی سیستمها 63

2-18-1. انواع تقسیم‌بندی سیستم‌ها 65

2-18-1-1. سیستم بازو سیستم بسته. 65

2-18-1-2. سیستم‌های اصلی و فرعی… 66

2-18-1-3. سیستم‌های ساده و پیچیده. 67

2-18-2. تفاوت سیستم و تفكر سیستمی… 68

2-18-3. خصوصیات سیستم. 68

2-19. سیستم خانواده. 69

2-19-1. خصوصیات سیستمی‌خانواده. 70

2-20. تیپ های خانواده. 71

2-20-1. خانواده گسسته. 72

2-20-2. خانواده متزلزل.. 72

2-20-3. خانواده متعادل.. 74

2-21. شناخت نیاز‌ها پایه‌ی خود شکوفایی… 75

2-22. خود شكوفایی… 77

2-22-1. بررسی خودشکوفایی در منابع اسلامی… 78

2-23. فرزندپروری.. 78

2-23-1. نظریه عمل.. 80

2-24. الگوهای تغییرات تحولی در تعامل والد- فرزند. 81

2-24-1. فرزندپروری مقتدرانه. 84

2-24-2. فرزند‌پروری سهل‌گیرانه. 84

2-24-3. فرزندپروری مستبدانه. 85

2-24-4. فرزندپروری مسامحه‌كارانه. 85

2-25. پی‌آمدهای شیوه تربیتی منتخب والدین بر فرزندان.. 85

2-26. نظریه مبادله. 87

2-26-1. ویژگی‌‌های نظریه مبادله. 87

2-27. نظریه انصاف… 90

2-28. دیدگاه اسلام. 91

2-28-1. انواع زوجیت‌های برشمرده درقرآن.. 92

2-28-1-1. ازدواج اسارتی… 92

2-28-1-2. ازدواج معامله‌ای.. 92

2-28-1-3. ازدواج ارثی… 92

2-28-1-4. ازدواج شغار. 92

2-28-1-5. نکاح البدل.. 92

2-28-1-6. نکاح الجمع. 93

2-28-1-7. نکاح الخدن.. 93

2-28-2. تعریف خانواده در قرآن.. 93

2-28-3. گستره‌ی خانواده در اسلام. 95

2-28-4. خانه در قرآن.. 96

2-28-4-1. محل تسكین.. 96

2-28-4-2. محل ذكر و تلاوت ایت الهی… 97

2-28-4-3. محل رابطه‌ای مقدس…. 97

2-28-4-4. لزوم حفظ حریم خانه. 97

2-28-5. تشكیل خانواده در قرآن.. 97

2-28-5-1. طبیعی، فطری یا الهی بودن خانواده در آموزه‌های دینی… 99

2-29. الگو‌های جایگزین خانواده. 102

2-29-1. همخانگی یا زندگی مشترک بدون ازدواج. 102

2-29-2. کمون‌ها یا اجتماعات اشتراکی… 104

2-29-3. زوج‌های هم جنس باز. 105

2-30. پیشینه پژوهش داخلی… 107

2-31. پیشینه پژوهش خارجی (عربی) 111

2-32. پیشینه پژوهش خارجی (لاتین) 112

2-33. جمع بندی.. 113

فصل سوم: روش پژوهش…. 114

3-1. مقدمه. 115

3-2. روش تحقیق.. 115

3-3. جامعه‌ی آماری پژوهش…. 119

3-4. نمونه آماری.. 119

3-5. روش‌ گرداوری اطلاعات… 119

3-6. روش تحلیل اطلاعات… 120

فصل چهارم: یافته‌‌های پژوهش…. 121

4-1. محور‌های کلی فصل.. 122

4-2. خانواده اسلامی‌ذیل نگاه سیستمی… 123

4-3.  مرز‌های درون خانواده از دیدگاه اسلام. 126

4-4. مرز خانواده و اجتماع. 127

4-5. تکمیل تفکر سیستمی‌در پرتو آموزه‌های اسلامی… 128

4-6. ترسیم ابعاد ساختاری خانواده در آموزه‌های قرآنی (چیستی خانواده اسلامی) 130

4-6-1. اهمیت ساختار در بینش اسلامی… 130

4-6-2. محور‌های اصلی گزینش ساختار. 131

4-6-3. معیار‌های انتخاب… 131

4-6-3-1. سنخیت در انسان بودن.. 131

4-6-3-2. تضاد در جنسیت… 134

4-6-3-3. ممنوعیت ازدواج با محارم. 136

4-6-3-4. لزوم رعایت هنجارها 137

4-6-4. صفات لازم. 138

4-6-4-1. کفویت… 138

4-6-4-2.  ایمان.. 140

4-7. مراتب ایمان.. 141

4-8. نقش بینش‌های دینی درخانواده. 142

4-9. پاکدامنی… 145

4-9-1. پاکدامنی پنهان.. 146

4-9-2. تقوا 146

4-9-3. اخلاق نیکو. 149

4-9-4. برخی ارزشهای دیگر. 150

4-10. شرافت خانوادگی (محیط خانوادگی سالم) 151

4-11. تشکیل ساختار در قاموس قرآن (میثاق غلیظ) 153

4-12. الگوی تصمیم گیری.. 154

4-13. جمع بندی سوال اول.. 156

4-14. ترسیم ابعاد کارکردی خانواده در آموزه‌های قرآنی (چرایی خانواده اسلامی) 157

4-15. کارکرد‌های خانواده با نگرشی اسلامی… 157

4-15-1.  آرامش روانی… 158

4-15-2. رشد و تكامل فردی.. 164

4-15-3. مراقبت و حمایت… 166

4-15-3-1. مراقبت… 166

4-15-3-2. حمایت… 168

4-15-4. تامین و تثبیت جایگاه و پایگاه اجتماعی… 170

4-15-5. جلوگیری از انحرافات اجتماعی (كنترل اجتماعی) 171

4-15-6. زمینه سازی تربیت… 172

4-15-6-1. جامعه‌پذیری.. 172

4-15-6-2. تربیت اجتماعی… 173

4-15-6-3. تربیت دینی… 174

4-15-7. استحکام خانواده با وجود فروکاستن کارکردها 177

4-15-8. استحکام خانواده با فرا رفتن از نظریه مبادله. 178

4-16. جمع بندی سوال دوم. 179

4-17. دلالت‌های تربیتی… 179

4-18. تیپ خانواده اسلامی… 180

4-19. اصول بدست آمده برای خانواده متعالی… 181

4-19-1. اصل هدفمندی.. 182

4-19-1-1. وجود آرامش روحی در خانواده. 184

4-19-1-2. خوش بینی… 185

4-19-1-3. امیدوارى.. 186

4-19-1-4. اطمینان خاطر. 186

4-19-15. صبر و بردباری در برابر مشكلات… 187

4-19-1-6.  پی گیری اهداف… 187

4-19-2. اصل مسوولیت پذیری.. 188

4-19-2-1. معنا بخشی به زندگی… 190

4-19-2-2. تلاش برای رشد دیگری.. 190

4-19-2-3. تربیت الهی… 190

4-19-2-4. آگاهی از هدف و ایمان به آن.. 190

4-19-2-5. تلاش برای اعتلای جمعی… 191

4-19-2-6. خودشکوفایی… 191

4-19-3. اصل آراستگی… 192

4-19-3-1.توجه به مفاهیم. 193

4-19-3-2. استعمال تعابیر بلند. 193

4-19-3-3. بهره‌مندی دنیوی و اخروی.. 193

4-19-3-4.  سبک یا روش فرزند‌پروری اسلامی… 194

4-19-3-5. فرزندپروری مسوولانه. 195

4-19-4. اصل نظارت وتکلیف… 195

4-19-4-1. روش تربیتی: تکلیف به قدر وسع. 196

4-19-5. اصل پاسخ‌دهی و محبت… 198

4-19-5-1. روش تربیتی: بیان کردن مهر و ابراز نمودن محبت. 198

4-19-5-2. نیاز‌های اساسی فرزندان.. 198

4-20. مقایسه شیوه مسوولانه با سایر روش‌های نامبرده. 201

4-21. جمع بندی سوال سوم. 203

فصل پنجم: بحث، نتیجه‌گیری و پیشنهاد‌ها 205

5-1. مقدمه. 206

5-2. بحث و نتیجه گیری.. 207

5-3. پیشنهادها 212

5-3-1. پیشنهاد‌های پژوهشی.. 212

5-3-2. پیشنهاد‌های کاربردی.. 212

منابع. 214

منابع غیر لاتین.. 215

منابع لاتین.. 224

پیوست‌ها 231

پیوست 1. جایگاه خانواده در اسناد بالادستی کشور. 232

چکیده انگلیسی.. 243

 

 

 

 

فهرست تصاویر و نمودارها

عنوان                                                                                                                                        صفحه

شکل 2-1. حرکت سیکلی (چرخش های خانواده) 26

شکل 2-2. تعادل و توازن برون دادها، درون‌دادها و بازخوردها 69

 

 

 

 

 

فصل نخست: کلیات پژوهش

 

 

 

 

 

1-1. مقدمه

خانواده به عنوان اولین مکانی که فرزند انسان بدان راه می‌یابد و اخرین جایی که از آن بریده می‌شود، مهم‏ترین نهاد و اثرگذارترین واحد تربیتی به شمار می‏اید، به گونه‌ای که می‏تواند منشا تحول فردی و اجتماعی، رشد ارزش‏‌های انسانی و پرورش اعضا باشد. توجه به این مساله و مسائل مرتبط با آن، علاوه بر تاثیرات بنیادی، بر تربیت نسل آینده اثر مستقیم خواهد داشت.

در زندگی اغلب افراد، خانواده مهمترین موضوع است. اکثر ما در خانواده به دنیا می‌اییم و بیشتر سال‌‌های کودکی و نوجوانی خود را خواه به اختیار و خواه به اجبار در «خانواده‌مان» می‌گذرانیم، حتی افراد مجرد که تنها زندگی می‌کنند، می‌توانند نزدیک‌ترین و موثرترین اعضای خانواده را مشخص کنند و نام ببرند؛ گذشته از این بیشتر ما در زندگی با کسانی آشنا می‌شویم و این کار ممکن است به تشکیل خانواده‌‌ای منجر شود که احتمال دارد فرزندانی در آن پا به عرصه وجود بگذارند. به این ترتیب ما در داخل خانواده در مقام همسر یا والد، دوران دیگری را آغاز می‌کنیم، شاید هم با طلاق و ازدواج مجدد، مبدل به والد جدیدی شویم. حتی هنگامی‌که  فرزندان‌مان خانه را ترک می‌کنند ما با شرکت در مراسم خانوادگی یا مراقبت از بچه‌ها و یا با هدیه دادن به آن‌ها، در مقام پدر‌‌‌بزرگ یا مادربزرگ دوباره پا‌‌ی‌مان به میان کشیده می‌شود. همچنین در خانواده است که ما برای اولین بار تفاوت‌ها، تقسیم‌بندی‌ها و سلسله مراتب را تجربه می‌کنیم، زیرا خانواده حول جنسیت ‌و سن شکل می‌گیرد. (ریبنز، 1994)

لذا پرداختن به خانواده یعنی آزاد کردن اراده‌های هدفمند برای شناخت این هسته‌ی بنیادین، و تلاش برای توسعه و تحکیم آن، چرا که هستی جوامع بر خانواده نهاده شده و جامعه متشکل از خانواده‌ها است؛ مختصات هر جامعه از طریق روابط خانوادگی قابل توصیف است. اثر وجودی مفید و یا زیان‌بخش خانواده به جامعه هم می‌رسد؛ ساخت و مشی آن در سکون یا اضطراب جامعه موثر است؛ انگیزه اعضایش در انگیزه‌‌های اجتماعی تاثیر می‌گذارد؛ چگونگی مشی و سبک زندگی آن در صحت یا بیماری، اخلاق و تربیت جامعه نقش دارد.

دنیای امروز براساس تحقیقات و بررسی‌های صاحب نظران به جایی رسیده است که نیکو دریابد که اگر خانواده‌‌ها ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سالم و ‌‌استوار باشند، بسیاری از مسائل مربوط به حیات اجتماعی سر و سامان می‌یابند و اگر خانواده که خشت بنای اولیه اجتماع است از عوامل لغزش دور سازیم، جامعه تا حدود زیادی سر و سامان پیدا خواهد کرد. (قائمی، 1369) از یک نظر تشکیل خانواده، خدمتی است به زن و مردی که برای حیات مشترک پیوندی برقرار کرده‌اند و خدمتی است به اجتماع از‌‌‌ نظر دور داشتن آن از عامل فساد و لغزش و ایجاد احساس مسوولیت و به کودک که نیاز به مربی و معلمی‌ صالح دارد و به مکتب و مذهب که تعالیم آن از این طریق حیات و تداوم پیدا می‌کنند. (همان)

این نهاد تربیتی، از منظر‌های مختلف مورد توجه قرار می‌گیرد، ولی سرمایه‏گذاری و توجه هرچه بیشتر به این نهاد مقدس، از رسالت مربیان بزرگ و در راس آنان پیشوایان ادیان است.

 در‌ این پژوهش سعی بر‌ آن است که ابعاد ساختاری، کارکردی و همچنین دلالت‌های تربیتی اولین و مهم‌ترین نهاد تربیتی مورد بررسی و تبیین قرار گیرد.

1-2. بیان مساله

یکی از شکل‌های تجمع انسان خانواده است که مجموعه پیچیده‌ای از انواع روابط، روند‌ها و پدیده‌های مختلف می‌باشد. به عبارت دیگر خانواده نظامی‌است از حیات اجتماعی که در آن مناسبات جسمانی، روانی، اقتصادی، اخلاقی و فرهنگی با هم گره خورده و مجموعه یکپارچه‌ای را تشکیل می‌دهند. خانواده در مفهوم کلی خود پدیده‌ای جهانی است و در همه گستره‌های مکانی و زمانی وجود داشته است؛ چرا که به نیاز‌هایی پاسخ می‌دهد که برای تمامی ‌نوع بشر مشترک است. (محسنی، 1370)

خانواده قدیمی‌ترین و مهمترین شکل گروه اجتماعی می‌باشد. قدیمی‌ترین گروه اجتماعی، زیرا یک گروه طبیعی است که از آغاز زندگی بشر وجود داشته است و مهمترین گروه، برای آن‌که بدون آن زندگی در اجتماع متصور نیست. خانواده کوچکترین واحد بنیادی جامعه نوین می‌باشد. (مندراس، 69)

کوچک‏ترین واحد، در واقع هسته مرکزی اجتماع و نخستین اجتماعی است که شخص در آن گام می‌نهد و آداب زندگی و اصول و رسوم اجتماعی را فرا می‌گیرد. همه نقش‌های مربوط به ایجاد تمدن و انتقال مواریث رشد و شکوفایی انسانیت به آن مربوط می‌شود. همه سنت ها، عقاید و آداب و ویژگی‌های فردی و اجتماعی از طریق خانواده به نسل جدید منتقل می‌گردد (قائمی، 1369). نه‌تنها کانون حفظ سنن ملی و اخلاقی، بلکه مرکز رشد عواطف و احساسات نیز می‌باشد. هم مکتب آموزش تعاون و فداکاری است و هم کانونی برای حمایت از انسان، زیرا از همسران و کودکان ناشی از ازدواج، حمایت می‌کند.

در این نهاد اصلی‌ترین رفتار‌ها و نیاز‌ها‌ی بشری از قبیل عشق و تولد فرزند تا حمایت از اعضای خانواده و بستگان، شکل‌گیری فضای عاطفی، اجتماعی شدن، فرهنگ پذیری داوطلبانه و اجباری، تولید فرهنگ و … سامان می‌یابد. خانواده فقط قابل تفکیک به افراد تنها نیست؛ زیرا در آن هم افراد و هم اشیاء و هم خاطره‌ها و مناسبات و روابط و هم دوره‌‌های تاریخی و ابزار‌های مادی و فرهنگی حاضر می‌باشند و هر یک از این عناصر به تنهایی و مرتبط با دیگری در سازماندهی و حرکت آن به سوی جلو نقش آفرین می‌باشند؛ بدین لحاظ است که خانواده را می‌توان یک جامعه کوچک بسیار مهم دانست یا جامعه‌ای که در آن افراد همراه با دیگر امور حاضر، نقش افرینی می‌کنند؛ در صورتی که دیگر نهاد‌های اجتماعی را نمی‌توان جامعه‌ای کوچک شمرد (آزاد ارمکی، 1388). خانواده در عین حال که کوچکترین واحد اجتماعی است. هسته اصلی جامعه و بنیاد و پایه هر اجتماع بزرگ است. (کی نیا، 1360)

خانواده پناهگاه افراد است، کانونی است که نسل‌ها را به یکدیگر پیوند می‌دهد و جایی است که پیر و جوان در آن می‌اموزند که چگونه در گردش زندگی با وظایف متغیر خویش سازگار و هماهنگ گردند. اساسا افراد پس از تولد تحت تاثیر افکار، عقاید و رفتار اعضای خانواده قرار دارند. بنابراین خانواده اولین و مهمترین عامل اثر گذاری بر روی رفتار است. از طریق خانواده، کودکان با فرهنگ جامعه خود، مانوس شده و عادات و عواطفی در آن‌ها ایجاد می‌شود که شخصیت آن‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد. بطورکلی فرزندان هر خانواده تحت تاثیر والدین سپس سایر اعضای خانواده خود قرار می‌گیرند. جان برادشا به این نکته اشاره دارد که کودک در نقش پدر و مادر با خود همان‌طور که رفتار شده رفتار می‌کند. (برادشا، 1372)

گاه از خانواده به عنوان «منظومه خانوادگی» یاد می‌کنند؛ این اصطلاح که از هیات و نجوم استعاره گردیده است تا حدی صحیح و منطقی و توام با ذوق سلیم است؛ زیرا در منظومه خانوادگی، سخن از تاثیر متقابل هر یک از افراد روی دیگری است؛ و هر فرد ضمن استقلال صوری، وابستگی به نیرو‌هایی دارد که از سایر افراد بر او وارد می‌شود. همچنین تعامل این منظومه نیز مورد عنایت دقیق است. (همان)

خانواده در حفظ و گسترش قدرت ملی نقش موثری ایفا می‌کند. به بیان دیگر رابطه‌ای نزدیک بین قدرت ملی و خانواده وجود دارد و سستی و تباهی خانواده‌ها، انحطاط یک ملت را به دنبال می‌اورد، چنان که ژوسران دانشمند فرانسوی می‌گوید: تاریخ به ما می‌اموزد که تواناترین ملت‌ها مللی بوده‌اند که خانواده در آن‌ها قوی‌ترین سازمان را داشته است. (ژوسران، 2000) امروزه نیز دولت‏‌ها به رشد و توسعه کیفی خانواده توجه می‌کنند و می‏کوشند با در اختیار قرار دادن امتیاز‌ها و تسهیلات رفاهی، آموزشی و مشاور‌ه‌ای، به ارتقای سطح بهداشت و سلامت روانی خانواده کمک کنند.

خانواده به عنوان مهم‌ترین هسته‌ی اجتماعی از دیرباز مورد توجه فلاسفه، متفکران و اندیشمندان نیز بوده، همواره نسبت به اهمیت آن تاکید شده است. قدمای فلاسفه، زندگی خانوادگی را بخش مستقلی از «حکمت عملی» می‌شمردند به طوری که افلاطون در جمهوریت، ارسطو در سیاست و بوعلی سینا در شفا، با چنین دیدی و از این زاویه به زندگی خانوادگی نگریسته‌اند. افلاطون می‌گوید: اگر ما بخواهیم جمهوری خوبی را سامان دهیم، باید قوانین اصلی آن جمهوری قوانینی باشد که بتواند به مساله زناشویی سامان خوبی دهد. (افلاطون، 1392) روسو، ولتر و منتسکیو نیز در عقاید و نظریات خود در مورد حقوق فطری و اجتماعی بشر به شکلی بر این امر صحه گذارده‌اند. (مطهری، 1365) حتی برخی اندیشمندان خانواده را بر جامعه ترجیح داده و ابراز داشته‌اند که بر جامعه نوعی انضباط خشک و کسالت اور حاکم است؛ ولی فضای خانواده اکنده از احساس مشترک و آرامش و محیط انسانی است. (باوم، 1367)

دانشمندان مختلف علوم اجتماعی، روان‌شناسی اجتماعی، جمعیت شناسی، حقوق، تاریخ و حتی مسوولین سیاسی و امنیتی هر یک، از زوایای مختلف به مساله خانواده توجه کرده‌اند.کورت لوین، اندیشمند علوم اجتماعی می‌گوید: «تازمانی که دارای خانواده‌های نیک هستیم، می‌توانیم به نژاد بشر امید ببندیم» (لوین، 1951). الن ژیرال نیز معتقد است: «در میان همه مراسم و آداب و مسائل اساسی و حیاتی انسان، ازدواج از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و هیچ نهادی همانند آن تحت تاثیر دگرگونی‌های اجتماعی قرار نمی‌گیرد». (روحانی، 1389)

صاحب نظران روان‌شناسی و علوم تربیتی یکی از مهم‌ترین نهاد‌های موثر در تربیت و رفتار آدمی‌ را سازمان خانواده می‌دانند؛ زیرا این محیط، اولین و بادوام‌ترین عامل در تکوین شخصیت کودکان، نوجوانان و زمینه‌ساز رشد جسمانی، اخلاقی، اجتماعی، عقلانی و عاطفی است. (صافی، 1383)

مهم‌تر از همه آنکه، کوشش مصلحان جامعه مخصوصا پیامبران الهی این بوده است که نظام خانواده، یک نظام مستحکم و پایداری باشد و هیچ عاملی نتواند این کانون سعادت را متلاشی گرداند.

این هسته و بنیاد که جامعه، کشور و امت از همین هسته نشات می‌گیرند دارای ارزشمندی ویژه‌ای است تا این حد که پیامبر اسلام آن را محبوب‌ترین بنا نزد خداوند می‌داند. «ما بُنیَ بناء فی الاسلام احب الی ا.. عزوجل من التزویج» هیچ بنایی نزد خداوند، با عظمت تر و محبوب تر از ازدواج نیست. (حرالعاملی، 1414) دین اسلام به عنوان اخرین دین الهی بخش عمده‌ای از قوانین و توصیه‌ها را به خانواده اختصاص داده است. آداب ویژه‌ای برای زندگی خانوادگی وضع کرده و بسیاری از هنجار‌های مربوط به ازدواج و خانواده را در بخش عمده‌ای از جهان تغییر داده و در واقع ساختار مطلوب و بهنجار خانواده را براساس آموزه‌های دینی بنا نموده است. (جمل، 1404) ضمن توجه خاص به روابط درون خانواده، توصیه‌ها و دستورات اساسی، حیاتی و تربیتی برای بقای آن مقرر داشته است. (پورامینی، 1388)

منبع نورانی، مبین و حیات بخش قرآن که بیرون اورنده از تاریکی‌های جهالت به انوار هدایت (مایده، 16) است و پند و موعظه از جانب رب یگانه را راه درمان مشکلات (یونس، 57) بیان می‌نماید، طبق کلام صریح آیات در گلایه‌ی پیام اور آن، مهجور (فرقان، 30) و متروک گردیده است، درحالی که با نگاه حداکثری از کلی‌ترین تا جزیی‌ترین مسائل تربیتی مرتبط با سازماندهی و بنای این کانون رشد و تعالی انسان به تصریح یا تلویح در آن آمده و سرشار از توصیه‌های کارآمد و متناسب با عصر حاضر، در باب اساسی‌ترین مسائل خانواده است. از دیدگاه قرآنی، حیات و کمال انسانی در محیط خانواده سامان می‌یابد و انسان به تنهایی نمی‌تواند از ظرفیت‌های وجودی خود بهره‌برداری کند. نکته قابل تامل این است که این ظرفیت‌ها بیش از آن‌که مادی و غریزی باشند، روحی‌اند. پیامبر اسلام (ص) و اولیای دین (ع) به مسائل خانوادگی توجه داشتند و افراد را در زمینه روابط خانوادگی حتی روابط بسیار خصوصی زناشویی راهنمایی می‌کردند. آنان در مورد شیوه انتخاب همسر، کیفیت روابط خانوادگی خود با فرزندان و انواع روابط عاطفی در خانواده به راهنمایی و حل مشکلات مردم می‌پرداختند. (سالاری، 1383)

اسلام برای آن‌که خانواده بتواند به زندگی و ره اورد‌ها و تربیت فرزندان خود ادامه دهد، به همه اموری فرا خوانده که پیوند و پیوستگی آن را پاس می‌دارد و بنیان آن را استواری می‌بخشد، زیرا با همین زندگی خانوادگی است که حلقات زناشویی بنیان می‌یابد و ریشه دار می‌گردد و روحیه دیگر خواهی افراد خانواده نمودار می‌شود. هر عضوی از آن در حدود مسوولیت خانوادگی، خویش را وقف آن می‌گرداند و این چنین همگی دست یگانه می‌گردند که در پس ماندگاری‌اند و در جان هر یک از آن‌ها بذر اطمینان به زندگی بهتری کشت می‌شود. (اژیر، 1390) مجموعه تعالیم اسلامی‌در مورد خانواده افراد را به نظام و ساختاری رهنمون می‌شود که پاسخگوی نیاز‌های خانواده است. در استفاده از آموزه‌های دینی، بررسی مدونی لازم است تا از آن طریق نظام مشخصی پیشنهاد گردد و ساختار و کارکرد در نگاهی کل گرایانه از این آموزه‌ها استخراج، دسته بندی و اولویت‌بندی گردد.

علی‌رغم نیازمندی فوق، پژوهش‌های مرتبط با ساختار اسلامی‌ و عناصر بنایی آن و کارکرد‌های مورد انتظار، گاه به‌صورت مختصر و گذرا بیان شده است که درنهایت منجر به عدم استفاده مفید می‌گردد و بهره‌مندی در عمل، از آن بدست نمی‌اید و گاه به‌صورت پراکنده و غیر منسجم بیان می‌شود که فاقد ارتباط کل گرا و نگاهی جامع میان عناصر است. در نتیجه هم‌چنان این مساله به جای خود باقی است که عناصر مهم ساختاری خانواده در آموزه‌های اسلامی‌کدامند؟ در این نظام، خانواده چه کارکرد‌هایی را دنبال می‌نماید؟ و درنهایت دلالت‌های تربیتی که از این ساختار و کارکرد‌ها بدست می‌ایند چه دلالت‌هایی می‌باشد؟

بنابراین مساله ساختار و کارکرد هم‌چنان به عنوان مسائلی مهم اما مبهم، باقی مانده و نیازمند پژوهش و بررسی است.

با توجه به مطالب مطرح شده اعم از اهمیت، جایگاه تربیتی و توصیه‌های آموزه‌های دینی، خانواده نیازمند بازنگری بنیادین در ابعاد ساختاری و کارکردی مبتنی بر آموزه‌های قرآن – و در پار‌ه‌ای موارد روایات پیشوایان به عنوان روشن‌گر و مفسر آیات – می‌باشد. لذا تلاش بر آن است که خانواده ذیل بینشی جامع نگر (سینوپتیک)  بررسی شود و ساختار، کارکرد و دلالت‌های تربیتی مربوطه استخراج گردد.

3-1. ضرورت انجام تحقیق

پرداختن به موضوع خانواده اگر چه جدید نیست، اما هم‌چنان جدی است؛ و از مسائلی است که هر چند یک بار لازم است درباره آن صحبت شود و دیدگاه‌های تازه‌ای در آن عرضه و ارائه گردد تا نسل‌های جوان و نوخاسته به اهمیت آن بیشتر پی برند و راه و روش خود را در این رابطه انسانی بسازند. (قائمی، 1369)

1) اولین محور ضرورت، جایگاه خانواده و نقش آن در تربیت است. خانواده نخستین و مهم‌ترین کانون برای تربیت و سازندگی و براورنده نیاز‌های کودک است. امر تربیت کودک درخانه بهتر و بیشتر سامان می‌یابد؛ به‌ویژه در این رابطه که در کانون خانوادگی مهر و عدل، رحمت و انضباط به‌ صورتی توام اعمال می‌شود. (قائمی، 1366)

این نهاد جهان شمول، به رغم کوچک بودن، دارای آثار و کارکرد‌های پردامنه زیستی، روانی، دینی، آموزشی، تربیتی، جمعیتی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است. نوزاد در خانواده به دنیا می‌اید و تعاملات خود را با محیط آغاز می‌کند. در این کانون اولیه، نخستین تاثر و تاثیرات متقابل آغاز می‌شود و کودک کم کم در فرایند رشد و اجتماعی شدن قرار می‌گیرد. همان‌طور که روانشناسان معتقدند سال‌‌های اولیه کودکی نقش بسزایی در رشد شخصیت و آینده او دارد. بیشتر طرح‌واره‌‌ها و شناخت‌های کودک از خود، اطرافیان و محیط در این دوران شکل می‌گیرد. میزان سلامت جسمانی و روانی کودک بسته به ارتباط‌هایی است که خانواده با وی دارد و این که تا چه حد تلاش می‌کنند نیاز‌های او را براورده سازند.

بسیاری از تفکرات افراد در اولین نهاد تربیتی یعنی خانواده شکل می‌گیرد و مجموعه مبانی و تفکرات هر فرد در طول زندگی شکل‌دهنده قسمت عمد‌های از رفتار‌های وی می‌باشد. با توجه به اینکه تاثیر والدین بر فرزندان، محدود به جنبه فیزیکی و جسمانی یا همان ارثی نیست، بلکه در اکثر موارد اکتسابی می‌باشد، بنابراین چگونگی شخصیت والدین، رفتار آن‌ها، فضا‌های فیزیکی و فرهنگی که در خانه بوجود می‌آورند، شیوه‌های فرزند پروری‌شان، ارتباط کلامی‌ و فیزیکی آن‌ها با یکدیگر و با فرزندان، فرهنگ آن‌ها، سرمایه‌های فرهنگی شان و وضعیت اقتصادی آن‌ها، همه عناصری هستند که بر روی فرزندان بسیار تاثیر می‌گذارند؛ به همین جهت پایه‌ریزی و بنیاد شخصیت روانی و هویت فرهنگی فرزندان در همین اولین اجتماع و اولین آموزشگاه ساخته و شکل می‌گیرد، جامعه‌پذیری و فرهنگ‌پذیری فرزندان، بیش از هر محیطی و بیشتر از محیط‌های دیگر توسط خانواده صورت می‌گیرد. (منادی، 1385)

2) دومین محور ضرورت، تاثیر مستقیم و موثر خانواده بر اجتماع می‌باشد. تاثیر آشکار و پنهان خانواده بر دیگر نهاد‌های اجتماعی و متعاقبا تاثیرات گوناگون آن نهاد‌ها بر خانواده باعث شده است که اندیشمندان حوزه‌های مختلف علوم انسانی و نیز سیاست‌گزاران و برنامه ریزان اجتماعی به طور فزاینده به مسائل خانواده علاقه نشان دهند. (بستان، 1390)

خانواده به عنوان اولین آموزشگاه بشری براساس نوع رابطه با فرزندان بیشترین تاثیر را اولا، بر چگونگی شخصیت روانی، اجتماعی و فرهنگی فرزندان دارد، ثانیا به صورت غیر مستقیم جامعه را متاثر از نوع روابط فرهنگ خود می‌کند، در واقع به مرور زمان تغییرات در خانواده فرزندان را تغییر داده و با ورود فرزندان به جامعه، جامعه نیز دگرگون خواهد شد؛ به عبارتی می‌توان گفت که سلامت خانواده سلامت جامعه را می‌رساند. این نهاد رابطه تاثیر دو سویه  با جامعه داشته و متاثر از آن نیز می باشد .

خانواده هم‌چنان که از یک سو از نهاد‌های مختلف اجتماعی تاثیر می‌پذیرد، از سوی دیگر بر فرزندان خود تاثیر می‌گذارد و درنهایت چگونگی شکل ساختار و کارکرد شخصیت روانی و هویت فرهنگی فرزندان امروز نیز چگونگی شکل ساختار و کارکرد روانی فرهنگی فردای جامعه را نشان می‌دهد، یعنی فرزندان امروز به نوبه خود، آینده جامعه را تحت تاثیر قرار می‌دهند. بنابراین یک چرخه سازندگی (چه به صورت سالم و چه ناسالم) بین جامعه، والدین، فرزندان و سپس جامعه برقرار است؛ یعنی ورود فرزندان به سطح جامعه، چه جهت آموزش و چه در سنین بالاتر جهت انجام فعالیت‌های مختلف اجتماعی، به دنبال خود این تاثیرات را به جامعه انتقال می‌دهد. (ستیر، 1380) در نتیجه خانواده‌های سالم در سلامت فرزندان و سپس سلامت جامعه نقش مهمی‌ را دارند.

 3) محور دیگر ضرورت تاکید کنوانسیون‌های بین المللی مانند اعلامیه جهانی حقوق بشر و حقوق بشر اسلامی ‌بر اهمیت جایگاه خانواده می‌باشد. بند (3) ماده 26 اعلامیه جهانی حقوق بشرمی‌گوید که: «حق تقدم در انتخاب نوع آموزش فرزندان با والدین است». کنوانسیون حقوق کودک (1989) به طور صریح از مسوولیت اصلی والدین در تربیت کودکان سخن گفته است. بند (1) ماده 18 این کنوانسیون ابراز می‌دارد که: والدین یا قیم قانونی، مسوولیت اصلی برای رشد و پیشرفت کودک را بر عهده دارند، اساسی‌ترین مساله آنان منافع عالیه کودک است.»

بند (الف) ماده‌ی هفت اعلامیه‌ی حقوقی بشر اسلامی ‌نیز مقرر می‌دارد که: «هر کودکی از بدو تولد، حقوقی برگردن والدین، جامعه و دولت، در محافظت، تربیت و تامین نیازمندی‌های مادی و بهداشتی و تربیتی خود دارد…» بند (ب) همان ماده می‌افزاید: «والدین و کسانی که از نظر قانون شرع به منزله‌ی والدین هستند حق انتخاب نوع تربیت فرزندان خود را دارند، آنان باید تربیتی را برگزینند که منافع و آینده فرزندان را در پرتو ارزش‌های اخلاقی و احکام شرعی تامین نماید.»

در مقدمه قانون اساسی ایران، خانواده به عنوان واحد بنیادی جامعه و کانون اصلی رشد و تعالی انسان تلقی شده است. دراصل دهم قانون اساسی نیز آمده است: «از آنجا که خانواده واحد بنیادی جامعه اسلامی‌است همه قوانین و مقررات و برنامه‌ریزی‌های مربوط باید برای اسان کردن تشکیل خانواده، پاسداری از قداست آن و استواری روابط خانوادگی بر پایه حقوق و اخلاق اسلامی‌باشد.». (احمدی، 1390)

4) محور دیگر، تهدید‌ها و آسیب‌هایی است که در دهه‌های اخیر نهاد خانواده را به‌صورت جدی در عرصه جهانی به چالش کشیده و پیآمد‌های منفی شدید برای آن به بار آورده است. دنیای امروز که دنیایی مضطرب و پریشان است، علی‌رغم پیشرفت‌های حیرت‌انگیز علم و صنعت، در مساله خانواده دچار مشکلات و چالش‌های اساسی بزرگی گردیده و حتی گاه اساس و تمامیت آن نیز زیر سوال رفته است. متاثر از تحولات اجتماعی صنعتی و علمی، در بیشتر جوامع (از جمله ایران) مشکلات متعددی برای خانواده پدید آمده است.

به طور خاص کمرنگ شدن رویکرد اخلاق محور و همچنین روند رو به رشد رفع محدودیت‌های ارتباط بین مردان و زنان در محیط‌های عمومی، گسترش روابط آزاد جنسی، غلبه رویکرد حقوقی به حل مسائل و مشکلات خانواده، نادیده گرفتن یا انکار تفاوت‌‌های طبیعی زن و مرد و در نتیجه مقابله با هر گونه تمایز جنسیتی بین زن و مرد در زمینه حقوقی و مسوولیت‌ها و کوشش در جهت حذف این تمایز‌ها از بارزترین این تهدید‌ها و آسیب‌هاست که نخست جوامع غربی و پس از آن‌ها دیگر جوامع را همچون توفان‌هایی سهمگین درنوردیده است. شگفت‌اور آن‌که این رویکرد‌های نظری و عملی ضد خانواده معمولا از پشتوانه نظریه‌‌های به ظاهر علمی ‌برخوردار بوده‌اند و با بهره‌گیری از اهرم‌های سیاسی و حقوقی، از جمله معاهدات بین‌المللی بعضا الزام‌اور، مسیر گسترش خود به همه جوامع را هموار کرده‌اند. (بستان، 1390)

اختلافات خانوادگی، طلاق، فرزندان بی سرپرست و بزهکاری نوجوانان و جوانان و … نشان‌دهنده مشکلات اساسی در خانواده‌هاست. سنت‌ها، اخلاقیات و روش‌هایی که به تقویت خانواده می‌انجآمد، بعضا متزلزل شده‌اند و دوری از هویت ملی و دینی و پذیرش هویت‌های دنیا گرایانه و دور از اخلاقیات انسانی بسیاری از افراد را تهدید می‌کند. در پی تغییرات ارزشی و حقوقی دهه‌های اخیر، فروپاشی خانواده با رشد بی سابقه‌ای روبه‌رو شده است. به گزارش یونسكو در كشور‌های صنعتی جهان از هر چهار مورد ازدواج سه مورد به جدایی می‌انجآمد (سجادی، 1383)

در ایالات متحده محاسبه فراوانی طلاق نسبت به کل جمعیت نشان می‌دهد از هر هزار نفر، 1/4 نفر اقدام به جدایی می‌کنند (وارد، 1998). درحدود دو میلیون کودک امریکایی سالانه جدایی والدین را تجربه می‌کنند (گراسک، 1988). میزان فروپاشی خانواده در کانادا به بیش از 270 هزار نفر در سال 1991 رسید (الان، 2001). در سایر کشور‌های اروپایی مانند سوید، دانمارک، مجارستان، فنلاند، المان و فرانسه هر سال بیش از سیصد طلاق در مقابل هزار ازدواج واقع می‌شود. (گراسک، 1988)

تحقیقات نشان می‌دهد که کودکان پس از جدایی پدر و مادرشان، در واقع اغلب از اضطراب عاطفی اشکاری رنج می‌برند. کودکانی که اضطراب عاطفی شدیدی را در زمان طلاق تجربه کرده‌اند و در سن قبل از مدرسه هستند، دچار سردرگمی‌ و وحشت می‌شوند، و معمولا خود را به خاطر این جدایی مقصر می‌دانند. کودکانِ بزرگتر بهتر می‌توانند انگیزه‌‌های پدر و مادرشان را برای طلاق درک کنند؛ اما اغلب نگران اثرات آن بر آینده خود بوده و غالبا احساس خشم شدیدی را نشان می‌دهند. (گیدنز، 1374) روان‌شناسان با مطالعه همه جانبه و بررسی‌هایی که به عمل اورده‌اند، کودکانی که پدر و مادرشان از یکدیگر جدا شده‌اند و یا والدین خویش را از دست داده‌اند، معمولا به عوارضی چون ترس بدون دلیل، بی‌خوابی، بی اشتهایی، اختلال در تغذیه، لکنت زبان، پرخاشگری و تجاوز به دیگران دچار می‌شوند.

بجز عامل طلاق، دیگر ناهنجاری‌های خانوادگی همچون ستیز و ناسازگاری پدر و مادر، نبود روابط گرم و محبت‌امیز و حمایت‌گرانه بین والدین و فرزندان و بدرفتاری و خشونت آنان با فرزندان در گرایش افراد به کجروی موثر شناخته شده است (سیگل، 1997). براساس تحقیقات به عمل آمده 96 درصد مجرمین خطرناك در خانواده‌های خود تحت تاثیر مشكلات ناشی از جدایی‌های گوناگون والدین قرار گرفته‌اند، 34 درصد از مجرمان خطرناک و 28 درصد از مجرمان اتفاقی، کسانی بوده‌اند که قبل از پنج سالگی بطور قطعی یا متناوب از پدر یا مادر خود محروم گشته‌اند (مساواتی اذر، 1374). 4/60 درصد نوجوانان بزهكار متعلق به خانواده‌‌هایی بوده‌اند كه در اثر مرگ و میر والدین یا طلاق از هم پاشیده‌اند، 44 درصد معتادان از سرپرستی خوب والدین محروم بوده‌اند، 70 درصد افرادی كه گرفتار آسیب‌های اجتماعی می‌شوند، كودكان طلاق هستند، 70 درصد از بیماران روانی، افراد كژخوی و كسانی كه با جامعه و قانون در ستیز می‌افتند، عموما از خانواده‌هایی آمده‌اند كه به نحوی دچار آسیب و لطمه شده‌اند. (همان)

5) با وجود توصیه‌های تربیتی اسلام و روش‌های مبتنی بر آن متاسفانه آمار از روند رو به رشد فروپاشی خانواده، تربیت‌های ناصحیح و مشکلات منبعث از نابهنجاری‌های خانواده در کشور‌های مسلمان حکایت دارند.

طبق گزارش‌های آماری، طلاق در كشور‌های اسلامی‌ سیر صعودی نگران كننده‌ای دارد؛ از باب نمونه در عربستان سعودی 24 درصد ازدواج‌ها به جدایی می‌انجآمد، در كویت به ازای هر چهار ازدواج، یك مورد به طلاق می‌انجآمد. (مساواتی اذر، 1374) براساس آمار سازمان ثبت احوال ایران، نرخ آمار طلاق در سال 1357، 19/4 و در سال 1386، 31/14بوده است. همچنین در سال 1357 در مقابل هر 1/12ازدواج، یک طلاق ثبت شده، ولی در سال 1386 در مقابل هر4/8 ازدواج یک طلاق ثبت شده است. (محمدی ری شهری، 1387) با توجه به سنت پرهیز از طلاق و استبداد عده‌ای از مردان در كشور‌های اسلامی، آمار یاد شده به هیچ وجه نمی‌تواند گویای واقعیت فروپاشی نهاد خانواده باشد و بی‌تردید واقعیت در این كشور‌ها تلخ‌تر از گزارش‌های رسمی ‌می‌باشد. (همان)

همه این مشکلات نشان می‌دهد که خانواده‌ها نیازمند توصیه‌های تربیتی و روان‌شناختی بسیاری برای رویارویی با پیچیدگی‌های زندگی کنونی هستند. اکنون برقراری روابط مناسب با همسر و تربیت فرزندان، به سادگی چند دهه گذشته نیست. عوامل موثر بر خانواده به قدری زیادند که برای مقابله با عوامل آسیب‌زا، نیازمند آموزش و تربیت خانواده‌ها در سطح ملی هستیم. (سالاری فر، 1385)

با توجه به جایگاه خانواده و نقش آن در تربیت و چالش‌ها و آسیب‌هایی که خانواده در عرصه جهانی با آن روبروست، همچنین مشکلات و آسیب‌هایی که خانواده در کشور‌های اسلامی‌ و بخصوص ایران با وجود توصیه ها، سفارش‌ها و آموزه‌های دینی اسلام بر جایگاه خانواده با آن مواجه است اهمیت و ضرورت موضوع مورد تحقیق ضروری‌تر می‌گردد.

6) متون دینی اسلام، یعنی آیات نورانی قرآن کریم و کلمات پیامبر (ص) و معصومان (ع)، که مسوولیت هدایت و تربیت بشر را به دوش دارند سرشار از توصیه‌های کارآمد و متناسب با عصر حاضر در باب اساسی‌ترین مسائل خانواده و جزیی‌ترین موارد آن در رابطه با ساختار و کارکرد می‌باشد. به عبارتی دیگر، علاوه بر ساختار خانواده، اهداف تشکیل آن نیز، از گزاره‌های متون اسلامی ‌استنباط می‌گردد. بهره‌مندی از پیشینه فرهنگی و علمی ‌غنی و کارآمدی برای رویارویی با مسائل خانواده در قالب مجموعه تعالیم اسلامی‌در این مورد، به نظامی ‌رهنمون می‌شود که پاسخگوی نیاز‌های مادی، روانی و معنوی خانواده‌هاست. بنابراین بحث و بررسی پیرامون خانواده، با توجه به اهمیت ساختار و کارکرد‌های حیاتی خانواده و با عنایت به غنای آموزه‌های اسلام در این زمینه، با لذات و به خودی خود دارای اهمیت است.

موارد برشمرده فوق همچون آمار‌های نامبرده و مشابه آن، حکایت از ناهنجاری‌ها و آسیب‌های گوناگون موجود در خانواده است. هر چند بروز و وجود این مشکلات می‌تواند زمینه‌ها و بستر‌های ایجاد متعدد و متفاوتی داشته باشند؛ لیکن در نگاهی مجموعی و کلی می‌توان عمده‌ترین علل آن‌ها را به دو بعد اساسی و قابل توجه ساختار و کارکرد، به‌عنوان مهم‌ترین ابعاد، مرتبط دانست. برطبق این بیان، در بعد ساختار، چنان‌چه معیار‌های صحیح، برای تشکیل بنای خانواده در نظر گرفته نشود و یا به درستی لحاظ نگردد، ساختاری نااستوار به وجود می‌اید که احتمال فرو پاشی آن دور از انتظار نخواهد بود. پایه‌گذاری ساختار صحیح، علاوه بر اهمیت ذاتی و بنیادی و عاملیت در استحکام اولیه بنا، در رسیدن به کارکرد‌ها نیز تاثیر خواهد داشت. در این نگرش برخی از عوامل ناهنجاری‌ها به بعد کارکرد منسوب می‌شود، که می‌توان از آن‌ها با عناوین عدم کارکرد یا کارکرد بد خانواده یاد نمود. بنابراین اساس و ریشه مشکلات در این راستا به مسائل ساختاری و کارکردی مرتبط می‌گردد.

7) بسیاری از پژوهش‌ها‌ی انجام شده در این زمینه در عین ارزشمندی فراوان، بر معضلات و مشکلات بوجود آمده پس از ازدواج و آن هم از منظر روان‌شناسی، حقوقی، جامعه‌‌شناسی و امثال آن متمرکز شده است. در مجموعه تحقیقات انجام شده، به ماهیت این نهاد تربیتی، فلسفه تشکیل و کارکرد‌های آن با نگاه کلان و رویکردی دینی، پرداخته نشده است. بنابراین فلسفه و چرایی تشکیل ساختار خانواده هم‌چنان از سوال‌های بدون پاسخ می‌باشد. علاوه بر این، بررسی کلی کارکرد‌ها با در نظر داشتن رابطه ساختار و کارکرد در بینش مجموعه‌ای از ضرورت‌هایی است که مورد غفلت واقع شده است و سوال‌های چگونگی ترسیم ابعاد ساختاری و کارکردی در آموزه‌های قرآن و تبیین دلالت‌های تربیتی این ابعاد انچنان که شایسته است، پاسخ داده نشده است. پرداختن به این مسائل، علاوه بر شفاف و واضح نمودن مجهولات موجود، مسیر رسیدن به پاسخ پرسش‌های متعدد دیگر را نیز هموار می‌سازد.

1-4. اهداف تحقیق

1- تبیین ابعاد ساختاری خانواده براساس آموزه‌های قرآن (چیستی خانواده)

2- تبیین ابعاد کارکردی خانواده براساس آموزه‌های قرآن (چرایی خانواده)

3- تبیین دلالت‌های ابعاد ساختاری و عملکردی خانواده مبتنی بر آموزه‌های قرآن در امر تربیت (چگونگی خانواده)

1-5. سوال‌های تحقیق

1- ابعاد ساختاری خانواده در آموزه‌های قرآنی چگونه ترسیم گردیده است؟

2- ابعاد کارکردی خانواده در آموزه‌های قرآنی چگونه ترسیم گردیده است؟

3- دلالت‌های ابعاد ساختاری و عملکردی خانواده مبتنی بر آموزه‌های قرآن در امر تربیت چگونه است؟

1-6. تعاریف واژگان

1-6-1. خانواده

خانواده را از دیدگاه‌های مختلف می‌توان تعریف کرد که پاره‌ای از آن‌ها سطحی و پاره‌ای دیگر عمقی است. واضح است که هرچه دیدگاه عمیق‌تر باشد، شناختی کامل‌تر و قابل اعتماد تر بدست می‌اید و هرچه شناخت از خانواده کامل‌تر و عمیق‌تر باشد، بهتر می‌توان به این نهاد مقدس، رونق بخشید و تزلزل و ناپایداری را از محیط آن دور ساخت.

خانواده تعاریف متفاوتی دارد که نه تنها براساس فرهنگ ها، بلکه در درون یک فرهنگ نیز بر پایه دیدگاه‌های مختلف فرق می‌کند.

 خانواده مجموعه‌ای از افراد خویشاوند است که از طریق ازدواج، از طریق نسبت یا از طریق فرزند خواندگی به یکدیگر متصل‌اند و زیر یک سقف زندگی می‌کنند. یعنی بر دو اصل خویشی و همزیستی متکی است. (بوردیو، 1380)

شرفی به نقل از مرداک می‌نویسد: خانواده یک گروه اجتماعی است که اعضای آن بوسیله دودمان، ازدواج، یا فرزند خواندگی با یکدیگر پیوند برقرار می‌کنند و نیز کسانی که در زندگی با هم از تشریک مساعی در تامین درآمد، اقتصاد زندگی و نگهداری از فرزندان برخوردار هستند. (محمودیان، 1388)

علاوه بر دو تعریف ساختاری و کارکردی، ده‌ها تعریف دیگر در مورد خانواده وجود دارد. (منادی، 1385)

برخی محققان اسلامی‌ نیز تعاریف دیگری بیان داشته‌اند:

عنصر اصلی تشکیل دهنده خانواده، یک زن و یک مرد است که مطابق آداب و رسوم اجتماعی خویش با یکدیگر پیوند زناشویی بسته اند و بعد فرزند یا فرزندانی برجمع آن‌ها افزوده شده است. (بهشتی، 1385)

فروهی با عنایت به مضمون آیه سیزدهم سوره مبارکه حجرات این تعریف را برگزیده است: خانواده عبارت است از کوچکترین واحد تشکیل دهنده هر جامعه، که حداقل از یک زن و شوهر تشکیل شده است و با فرزندان تکمیل می‌شود. (فروهی، 1384)

قائمی‌معتقد است که خانواده به مفهوم محدود آن عبارت است از یک واحد اجتماعی ناشی از ازدواج یک زن و مرد که فرزندان پدید آمده از آن‌ها آن را تکمیل می‌کند. (قائمی، 1373) همچنین خانواده را شامل «مجموعه‌ای از افراد می‌داند که به هدف و منافع مشترک زیر سقفی گرد هم می‌ایند.»

در تعریف شورای عالی انقلاب فرهنگی، نهاد خانواده جزء عوامل موثر در تربیت شمرده شده و شامل پدر و مادر و دیگر اعضای خانواده و بستگان ذکر شده است.

منظور محقق از خانواده در اینجا، همسران (پدر و مادر) و فرزندان آنان می‌باشد. خانواده‌ای که در تعریف جامعه‌‌شناسی، خانواده هسته‌ای نامیده شده متشکل از والدین و فرزندان متعلق به آنان است که جدا از دیگر بستگان و با یکدیگر زندگی می‌کنند.

1-6-2. بعد ساختاری

ساختار به معنی ساختمان، ترکیب، سبک، سازمان، بنا، تشکیلات دادن، پی‌ریزی کردن، چگونگی ساختمان چیزی، همچنین ترتیب اجز ا و بخش‌های یک جسم و معادل آن واژه structure  می‌باشد. (معین، 1390)

بعد ساختاری مشتمل بر اعضا است که چارچوب و بدنه خانواده را تشکیل داده و الگو‌های پیوند میان اعضای خانواده می‌باشد. از نظر ساختاری ماهیت دوتایی ، زن و شوهر، هر یک از والدین و فرزندان، ارتباط فرزندان مورد توجه قرار می‌گیرد.

خانواده به عنوان یک نهاد می‌تواند واجد ساختار‌های متفاوتی باشد. هر ساختاری از ابعاد و ویژگی‌‌های ذاتی و عرضی برخوردار است. ویژگی‌های ذاتی در واقع ویژگی‌های هویت‌ساز هستند. برای تعیین ساختار هر نهاد لازم است که ویژگی‌های ذاتی آن نهاد کشف شود. ویژگی‌های منعطف و زمان‌مند نهاد به جنبه‌های غیرذاتی نهاد برمی‌گردد. اینکه خانواده‌ها چگونه هنجار‌هایی را برای رفتارخود و رفتار قابل قبول اعضای خود بوجود می‌آوردند در زمره‌ی مطالعه ساختاری خانواده قرار می‌گیرد.

ازدواج شرط اساسی تحقق ساختار خانواده است که با توجه به تنوع الگو درگستره زمان‌ها و فرهنگ‌ها و نگرش‌های ارزشی گوناگون نسبت به هر یک از این الگو‌ها شامل تعاریف متفاوتی است. دو فرد به‌عنوان عناصر تشکیل دهنده این بنیاد می‌باید دارای حداقل ویژگی‌هایی همچون تخالف جنسی، روابط جسمانی، پایایی و قرارداد اجتماعی باشند.

از دیدگاه اسلام نیز، مفهوم خانواده مستلزم مفهوم ازدواج بوده، لذا قیود، شرایط و پیش شرط‌های تربیتی اخذ شده در ازدواج بطور غیرمستقیم، مفهوم خانواده را تهدید می‌کند، هرچند عکس این مطلب کلیت نداشته و نمی‌توان ازدواج را مستلزم تشکیل خانواده دانست. صفات اخلاقی مورد نظر برای طرفین که به طور ضمنی در آیات به آن‌ها اشاره شده است به‌عنوان بخش مهم ساختار مدنظر می‌باشد.

به غیر از ساختار ذکر شده از نمونه‌های دیگری که در آیات بد‌ان‌ها اشاره شده و ذیل این مقوله جای دارند می‌توان فرزندخواندگی، فرزندان همسران و چندهمسری را نام برد.

1-6-3. بعد کارکردی

کارکرد در لغت به مفهوم عمل و کار و کردار و فعل، رفتار، زحمت، خدمت (فرهنگ معین) و معادل آن واژه function می‌باشد.

کارکرد گزاره ناظر به بیان اثر و نتیجه مطلوب (مورد انتظار) از فعالیت نظام (یا زیر نظام) که برای تحقق غایت و انجام رسالت هر یک از عوامل و نهاد‌های تربیتی ضروری باشند. همچنین کارکرد را فعالیت یا کلیت فعالیت‌های یک موجود مرکب که نتوان آن را به هیچ یک از اجزا به تنهایی نسبت داد.

بعضی کارکرد را مفهوم عامی‌در نظر می‌گیرند که شامل دو قسم مثبت و منفی می‌شود اما گروهی دیگر، واژه کارکرد را مترادف با کارکرد مثبت به کار می‌برند و در نتیجه آن را مقابل کارکرد منفی قرار می‌دهند.

در ضمن، مثبت بودن یک کارکرد لزوما بدین معنی نیست که هم نسبت به جامعه و هم نسبت به فرد مثبت باشد. گاهی یک کارکرد نسبت به جامعه، مثبت و نسبت به فرد، منفی است و بالعکس؛ برای مثال جامعه‌ای ممکن است برای بقای خود به اعضای جدیدی نیاز داشته باشد، ولی یک بارداری اضافه می‌تواند برای مادر یا خانواده‌ای خاص، باری تقریبا تحمل ناپذیر باشد، یا فرزند اضافه می‌تواند دلیل قدرت جنسی مرد محسوب شود، اما جامعه به عنوان یک کل ممکن است دچار اضافه جمعیت باشد.

در این بحث گاه با نگاه توصیفی و تبیینی به بررسی کارکرد‌ها یا نتایجی پرداخته خواهد شد که نهاد خانواده در واقعیت عینی برای اعضای خانواده و برای کل نظام اجتماعی به بار می‌اورد. چنان‌چه با نگاه هنجاری به بررسی غایات مطلوب زندگی خانوادگی بپردازیم تعبیر اهداف خانواده برای اشاره به این رویکرد بکار می‌رود. البته از آنجا که اصطلاح کارکرد‌ها شامل نتایج مثبت و منفی و نیز آشکار و پنهان است، (ساروخانی، 1370) مصادیق کارکرد‌ها و اهداف بطور کامل بر یکدیگر منطبق نیستند زیرا اهداف فقط به غایات مثبت و آشکار اطلاق می‌شود. از سوی دیگر کارکرد‌ها به نتایج تحقق یافته اختصاص دارد درحالی که اهداف ممکن است تحقق خارجی نیابند. لیکن از آنجا که در بحث پیش رو، معنی نخست و مثبت کارکرد مورد نظر می‌باشد، منظور از بعد کارکردی، اهدافی است که تشکیل و مساعی خانواده در راستای تلاش برای رسیدن به آن هدف‌هاست. می‌توان ادعا نمود که دستیابی به این اهداف باعث ثبات، استحکام، کارایی و رشد مطلوب خانواده می‌گردد.

1-6-4. دلالت‌های تربیتی

منظور از دلالت‌های تربیتی، اصول تربیتی است که از نتایج بررسی مباحث ساختار و کارکرد بدست می‌اید. بدین منظور از گزاره‌های توصیفی و تجویزی بدست آمده در مباحث ساختار و کارکرد و با روش قیاس عملی، اصول یاد شده استنتاج می‌گردد.

1-6-5. آموزه‌های قرآن

 منظور رهنمودها، توصیه‌ها و دستورات قرآن است که با مراجعه به آیات شریف قرآن، تفاسیر معتبر و روایات صحیح، توسط محقق به صورت مستدل استخراج می‌گردد.

تعداد صفحه :275

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  minoofar.majedi@gmail.com