پایان نامه  بررسی رابطه ویژگیهای شخصیت با سلامت روان و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی 

عنوان

 بررسی رابطه ویژگیهای شخصیت با سلامت روان و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر 

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چكیده:

تحقیق حاضر با هدف تبیین رابطه ویژگیهای شخصیت با سلامت روان و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر انجام شده است . این تحقیق از نوع همبستگی بوده است و جامعه ی آماری این پژوهش دانش آموزان دختر(حدود200 نفر) پایه دوم و سوم رشته های علوم انسانی و تجربی و ریاضی دوره ی متوسطه دوم آموزش و پرورش منطقه ارژن می باشند كه طبق جدول مورگان تعداد 127 نفرانتخاب گردید. جهت جمع آوری اطلاعات از دو پرسشنامهی ویژگیهای شخصیت نئو (مک کری و کوستا1985)و سلامت روان عمومی( گلدبرگ و هیلر1979)و جهت بررسی پیشرفت تحصیلی از معدل نیمسال اول سال تحصیلی 94-93 دانش آموزان استفاده گردید .برای تعیین اعتبار و پایایی گویه های پرسشنامه ها نیز از روش آلفای كرون باخ استفاده شده است .در سطح آمار توصیفی از آماره هایی نظیر فراوانی،درصد،میانگین و انحراف معیار استفاده شده است.در سطح آمار استنباطی از  آزمون همبستگی پیر سون و رگرسیون استفاده شده است .نتایج پژوهش نشان داد كه بین ویژگیهای شخصیتی ( برون گرایی ، توافق پذیری ، وظیفه شناسی) افراد با سلامت روان رابطه مستقیم و معنا دار و بین ویژگی روان نژندی با سلامت روان رابطه معکوس و معنا داری وجود دارد و همچنین بین ویژگیهای برون گرایی و وظیفه شناسی با پیشرفت تحصیلی رابطه ی مستقیم ومعناداری وجود دارد.                                                                                                             

واژه های كلیدی:ویژگیهای شخصیتی، سلامت روان ، پیشرفت تحصیلی ، آموزش و پرورش منطقه ی ارژن

مقدمه:

شخصیت از بنیادی ترین مفاهیم روان شناسی است. روان شناسی شخصیت حوزه ای است که به بررسی ویژگی های فردی اعم از هیجانی و رفتاری می پردازد که معمولاً ثابت و قابل پیش بینی اند و در زندگی روزمره قابل پیگیری هستند.                                                                                         

یکی از واقعیت های مهم جهان هستی وجود تنوع در میان پدیده های عالم است.نه تنها گونه های مختلف جانداران و گیاهان با هم فرق دارند،بلکه اعضای هر گونه نیز با یکدیگر متفاوتند .انسانها نیز مشمول همین قاعده اند.دانش آموزان از لحاظ توانایی های ذهنی ،روش های آموختن ،سبک و سرعت یادگیری ،آمادگی ،هوش و استعداد ،شخصیت ،علاقه و انگیزش نسبت به کسب دانش و انجام فعالیت های تحصیلی با هم تفاوت دارند.بنابراین ،در نظر گرفتن تفاوت های فردی دانش آموزان در آموزش و برخورد متناسب با ویژگی های خاص آنها از وظایف مهم معلم است.نتایج پژوهش های انجام شده بر این حقبقت تاکید کرده اند که توجه به تفاوت های فردی یادگیرندگان از سود معلمان در بهبود کیفیت یادگیری و افزایش سطح پیشرفت تحصیلی آنان بسیار تاثیر گذار است (سیف ،1388).                                                   

سلامت روان از ملاک های تعیین کننده سلامت عمومی تلقی شده وبه مفهوم احساس خوب بودن و اطمینان از کارآمدی خود ،اتکا به خود ،ظرفیت رقابت ،تعلق بین نسلی و خود شکوفایی توانایی های بالقوه فکری ،هیجانی و غیره است .                                                                                               

سلامت روانی به چهار جنبه انطباق عینی فرد با محیط،انطباق ذهنی فرد با محیط ، انطباق واقعی و قابلیت شناخت و دسترسی به خود اشاره می کند . عدم موفقیت تحصیلی نیز زمینه ساز مشکلات فردی واجتماعی زیاد و انحراف از دستیابی به اهداف سیستم آموزشی است .                                                     

از آنجا که پیشرفت تحصیلی از مهمترین دستاوردهای سیستم آموزشی به شمار می رود و با توجه به اهمیت حیاتی شناسایی شرایط لازم برای تربیت افراد شایسته  به خصوص در آموزش وپرورش ، که باصرف هزینه های بسیار باید کار آزموده و با کیفیت مطلوب، عهده دار ارائه مراقبتهای بهداشتی – درمانی شوند ، لذا سوال اساسی تحقیق آن است که آیابین متغیرهای سن، جنس ، مدرسه ، متوسط درآمد خانوادگی و معدل به عنوان شاخص عینی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان با سلامت روانی آنان رابطه معنا داری وجود دارد یا خیر .

ویژگی های شخصیتی از جمله روان آزرده گرایی،برون گرایی ،انعطاف پذیری ،دلپذیر بودن و با وجدان بودن، خود نقش بسزایی را در سلامت روانی دانش آموزان و به دنبال آن سلامت جامعه ایفا می کند . پژوهشها نشان داده است دانش آموزانی که از ویژگیهای شخصیتی بیرونی بر خوردار هستند به مراتب رابطه بهتری با سایر دانش آموزان دارد و در نتیجه عملکرد مدرسه بهبود می یابد و سیستم نیز از سلامت بهتری برخوردار است( صابر گرگانی ،  1377).     

ترقی و پویایی و اعتلای هر جامعه جز در داشتن عناصر و اعضای سالم و کار آمد در آن اجتماع نیست افرادی که علاوه بر وضعیت جسمانی مناسب از لحاظ روانی نیز در حد تعادل و مطلوبی باشند ، بدون تردید تقارن سلامت جسمانی و روانی ، اصلیترین نتیجه داشتن جامعه ای شکوفا و با آینده است. سلامت روانی مقوله ای بسیار حائز اهمیت است ، چرا که تاثیر روانی بر عملکرد جسمانی بر هیچکس پو شیده نیست ( شعاری نژاد،1381).                         

و اما از ضرورت این مباحث همین بس که ویژگیهای شخصیتی در سلامت روان تاثیر دارد و سلامت روان می تواند در امر پیشرفت تحصیلی و ارتقای دانش آموزان تاثیر گذار باشد و از این طریق جلو دوباره کاریهای آموزش و پرورش و هدر روی بودجه و نیروی انسانی جلوگیری شود و هچنین خانواده ها نیز از هزینه های اضافی برای تکرار پایه معاف خواهند شد و از همه مهمتر دانش آموزان که با شناخت ویژگی های شخصیتی خود و بالا بردن سلامت روانی می توانند موجبات پیشرفت تحصیلی را فراهم کنند .        

بیان مسئله

از آنجا که در هر نظام آموزشی ، پیشرفت تحصیلی یکی از مهمترین شاخص توفیق فعالیتهای علمی آموزشی محسوب می شود ، بررسی عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان از اهمیت خاصی نزد پژوهشگران علوم تربیتی و روانشناسی برخوردار است پژوهشهایی که در اوایل در مورد پیشرفت تحصیلی انجام می شد عمدتا بر روی نقش هوش متمرکز بود ، اما محققان اخیر مدعی شده اند که توصل به هوش عمومی به تنهایی برای تبیین موفقیت افراد کافی نیست ( چو 2010 ) و در بهترین شرایط ، هوش بهر فقط  می تواند تا بیست درصد از موفقیت افراد را پیش بینی کند ( گلمن ، ترجمه پارسا، 1382 ) به همین دلیل ، امروزه بیشتر به تحقیقاتی پرداخته می شود که بجای بررسی نقش تنها یک متغییر به بررسی تاثیر همزمان چندین متغییر بر پیشرفت تحصیلی بپردازند . پیشرفت تحصیلی دانش آموزان یکی از شاخص های مهم در  ارزشیابی  آموزشی  است و بیانگر میزان دستیابی به استانداردها و اهداف آموزشی است (ربر1985  ولادین 1967). 

واژه پیشرفت تحصیلی به جلوه ای از جایگاه تحصیلی دانش آموز اشاره دارد و بیانگر نمره ای برای یک دوره با میانگین نمرات در دوره ی  مربوط با   یک   موضوع   مشخص یا میانگین نمرات دوره های مختلف  می باشد(به نقل از رییس سعدی ،1386) .                                                                        

سلامت روان ازملاک های تعیین کننده سلامت عمومی تلقی شده و به مفهوم احساس خوب داشتن و اطمینان از کارامدی خود ، ظرفیت رقابت ،تعلق بین نسلی و خود شکوفایی توانایی های  بالقوه فکری ،هیجانی و غیره است .سلامت روان در تعریف سازمان جهانی بهداشت  بعنوان یکی از معیارهای لازم برای سلامت عمومی در نظر گفته شده است .از دیدگاه این سازمان   “سلامتی “عبارتست از حالت رفاه کامل جسمی ،روانی واجتماعی و نه تنها نبود بیماری (کاپلان و  سادوك،1382).                                    

شخصیت را شاید بتوان اساسی ترین موضوع علم روانشناسی دانست زیرا محور اساسی بحث در زمینه ها یی مانند یادگیری، انگیزه، ادراك، تفکر، عواطف و احساسات، هوش و مواردی از این قبیل است. به عبارتی، موارد فوق الذکر اجزای تشکیل دهنده شخصیت به حساب می آیند (کریمی ،1389).                         

برای پیشرفت تحصیلی ملاکهای گوناگونی را میتوان در نظر گرفت که مشهورترین آن میانگین نمرات کلاسی می باشد.(رادینگ 2001 ،به نقل از رئیس سعدی ،1386 )معتقد است پیشرفت تحصیلی عبارتست از یادگیری که معمولا در آزمونها و امتحانات و همچنین در بحثهای کلاسی و کارگروهی آشکار میشوند. همه این موارد اشاره به افرادی دارند که برای دستیابی به موفقیت انگیزه دارند، تکالیفی که انتخاب می کنند دارای سطح دشواری متوسط است ،دارای اعتماد به نفس هستند ،با پشتکار و پی گیرند ،شکست را نتیجه فقدان تلاش تلقی می کنند ،اهداف طولانی مدت دارند ،با اشتیاق و بلند پروازند و از آنچه که انجام می دهند احساس غرور می کنند. هرچند که یکی از مهمترین پیش بینی کننده های موفقیت دانش آموزان در مدرسه سطح توانایی آنها می باشد ولی با این وجود ، توانایی نمی تواند عملکرد تحصیلی را به طور کامل پیش بینی کند . به عبارت دیگر ،بر مبنای تفاوت در توانایی دانش آموزان نمیتوان به این سوال پاسخ داد که چرا بعضی از دانش آموزان در مدرسه نمره ی الف می گیرند در حالی که دانش آموزان دیگر با همان توانایی در امتحانات رد می شوند ؟بر این اساس ،با آگاهی از این که تفاوت در توانایی فقط می تواند بخشی از تفاوت در عملکرد تحصیلی را تببین کند ،تعداد زیادی از محققان نقش با اهمیت و پیش بینی کننده متغیرهای نا مرتبط با توانایی یا عوامل غیرتحصیلی را بر پیشرفت تحصیلی سر لوحه ی فعالیت های پژوهشی خود قرار داده اند از جمله این عوامل مرتبط با پیشرفت تحصیلی میتوان به ویژگی های شخصیتی و روشهای مطالعه اشاره كرد (استنبرگ،1999، به نقل از کدیور ،شکری ،فرزاد ،و سنگری 1385) .بنابراین مهمترین مساله این پژوهش تبیین رابطه ویژگی های شخصیتی با سلامت روان و پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان      

  دختر مقطع متوسطه دوم منطقه ارژن می باشد.       

 ضرورت و اهمیت تحقیق:                                   

درراستای تاثیرعوامل دیگربرپیشرفت تحصیلی بویژه تفاوتهای فردی مانندخصوصیات شخصیتی،این امرهمواره دربین دست اندرکاران تعلیم وتربیت مطرح بوده است که آیاپی بردن به  تیپهای شخصیتی افرادوانطباق روش تدریس ویادگیری آنها،میتواندیادگیرندگان رادرزمینه تحصیلی یاری کند؟براتکو وهمکاران  بیان میکنند که ممکن است رابطه بین پنج عامل شخصیت و عملکردتحصیلی خیلی قوی نباشد،اماشخصیت در پیش بینی عملکردمدرسه به طورمستقل ازهوش،عمل میکند .                                                  

داف1وهمکاران ،2004 ،معتقدندکه مدلهای پیش بینی کننده پیشرفت تحصیلی براهمیت متغیرهایی مانندهوش وانگیزش تمرکزکرده اندوشخصیت اغلب به عنوان یک پیش بینی کننده درکناراین متغیرهابررسی می شود( محسن كشاورز و همكاران ،1392 ).ولی امروزه همانگونه كه در تحقیقات متعدد دیده می شود.                

پنج ویژگی شخصیت به طیف گسترده ای از رفتار مربوط شده اند كه یكی از آنها پیشرفت تحصیلی می باشد.            

 یكی دیگرازمتغیرهای كه دراین پژوهش سنجیده خواهدشد،سلامت روانی است. سلامت روانی دانش آموزان ازعوامل بسیاری ازجمله شیوه های نظارت مدیران،كیفیت زندگی،عملكردمدیران وبویژه ویژگیهای شخصیتی تأثیرمی پذیرد. ویژگیهای شخصیتی ازجمله روان آزرده گرایی،برونگرایی،انعطاف پذیری،دلپذیربودن وباوجدان بودن، خودنقش بسزایی رادرسلامت روانی دانش آموزان وبه دنبا ل آن سلامت جامعه ایفامی كند.پژوهشها نشان داده است دانش آموزانی كه ازویژگیهای شخصیتی بیرونی برخوردارهستند بمراتب رابطه بهتری با سایردانش آموزان دارندودرنتیجه عملكردمدرسه بهبودمی یابدوسیستم نیزازسلامت بهتری برخورداراست. (صابرگرگانی، 1377 ). ترقی وپویایی واعتلای هرجامعه جزدرداشتن عناصرواعضای سالم وكارآمددرآن اجتماع نیست افرادی كه علاوه بروضعیت جسمانی مناسب ازلحاظ وضعیت روانی نیزدرحدتعادل ومطلوبی باشند،بدون تردیدتقارن سلامت جسمانی وروانی،اصلیترین نتیجه د اشتن جامعه ای شكوفاوباآینده است. سلامت روانی مقوله ای بسیارحائزاهمیت است؛چراكه تأثیرروانی برعملكردجسمانی برهیچكس پوشیده نیست (شعاری نژاد، 1381).همچنین باید خاطر نشان كرد كه هدف اصلی سلامت روانی كمك به همه ی افراد در رسیدن به زندگی كامل تر ،شادتر،هماهنگ تر ،شناخت وسیع و پیشگیری از بروز اختلالات خلقی ،عاطفی و رفتاری است مقابله با بیماری های روانی برای ایجاد جامعه سالم از وظایف اصلی دولتها و افراد جامعه است و هر اجتماعی كه خواستار بهزیستی و شادكامی افراد خود می باشد ،باید مردم سازگار و هماهنگ پرورش دهد(میلانی فر ،1378).                                                              

و اما از ضرورت این مباحث همین بس  که ویژگی های شخصیتی در سلامت روان تاثیر دارد و سلامت روان   می تواند در امر پیشرفت تحصیلی و ارتقا دانش آموزان تاثیر گذار باشد و از این طریق جلو دوباره کاریهای آموزش و پرورش و هدر روی بودجه و نیروی انسانی جلوگیری شود و هچنین خانواده ها نیز از هزینه های اضافی برای تکرار پایه معاف خواهند شد و از همه مهمتر دانش آموزان که با شناخت ویژگی های شخصیتی خود و بالا بردن بهزیستی روانی می توانند موجبات پیشرفت تحصیلی را فراهم کنند .      

در یك جامعه وقتی پیشرفت مفهوم واقعی خود را پیدا می كند كه تمام اجزا جامعه با یكدیگر رشدی یكپارچه داشته باشند.در این راستا تحقیق یا پژوهش می تواند معیار نسبتا” مطمئنی جهت پیشرفت جامعه مورد نظر باشد.اهمییت این تحقیق به نوبه خود می تواند مسئولان و دست اندركاران امر نظیر مشاوران ،مسئولین آموزش و پرورش و…را بر آن دارد كه برای سلامت روانی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان چاره جویی كنند و آنان را نسبت به این مسئله كه بهبود ویژگی های شخصیت و غنی كردن آن در میان قشر دانش آموز می تواند تبعات بسیار شفاف در بالندگی كشور در تمامی عرصه ها داشته باشد.                          

لذا با توجه به اهمیت پیشرفت تحصیلی و سلامت روان و تاثیر ویژگی های شخصیتی بر این دو بعد و نیز خلاء انجام چنین تحقیقاتی بخصوص در این منطقه آموزش و پرورش ،این پژوهش می تواند از اهمیت خاص و ویژه ای برخوردار باشد.

تعداد صفحه :104

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

Posted in دسته‌بندی نشده

پایان نامه شناسایی مکانیسم های دفاعی ، سلامت روان و خودافشاگری درافراد راست برتر و چپ برتر

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی 

عنوان:

شناسایی و مقایسه مکانیسم های دفاعی ، سلامت روان و خودافشاگری درافراد راست برتر و چپ برتر

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

هدف : پژوهش حاضر به شناسایی و مقایسه مکانیسم های دفاعی ، سلامت روان و خودافشاگری درافراد راست برتر و چپ برتر پرداخته است . روش: جامعه آماری شامل تمامی کارمندان سازمان بهزیستی شهر تهران و دانشجویان مراجعه کننده به کتابخانه ملی درسال 94-95 بودکه با بهره گرفتن از روش نمونه گیری داوطلبانه (غیر تصادفی) انتخاب شدند.ازتعداد کل 100نفرنمونه انتخاب شد که شامل 50نفر راست برتر و50 نفر چپ برتر بودند. دراین پژوهش از پرسشنامه سبک­های دفاعی DSQ ، پرسشنامه سلامت روان معنوی پور ، خود افشاگری (مهریزی، معنوی پور)  و پرسشنامه سنجش برتری نیمکره های مغز (ولزورادلف واگنر) استفاده شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از روش آزمون تحلیل واریانس چند متغیری(MANOVA) استفاده شد.یافته ها: نتایج به دست آمده حاکی از آن است که  سلامت روان در گروه چپ برتر بیشتر از راست برتر است. همچنین سبک دفاعی رشد نایافته در گروه راست برتر بیشتر از چپ برتر است.  در بین خرده مقیاس­های خودافشاگری، خرده مقیاس­عدم واقع بینی در گروه چپ برتر و راست برتر تفاوت معناداری داشت. میزان عدم واقع بینی در گروه چپ برتر بیشتر از راست برتر است. نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت بین مکانیسم های دفاعی ، سلامت روان ، خودافشا گری و نیمکره های مغزی رابطه وجود دارد و بین میانگین کلی مکانیسم های دفاعی ، سلامت روان وخود افشاگری در افراد راست برتر و چپ برتر تفاوت معنا داری وجود دارد.

واژه های کلیدی: مکانیسم های دفاعی ، سلامت روان، خود افشا گری، راست برتر، چپ برتر

1-1-مقدمه:

در سالهای اخیر توجه ویژه ایی به امر سلامت و بهداشت روانی، هم از سوی مقامات دولتی و هم از جانب مردم نشان داده شده است. امروزه با برقراری کلینیک ها ، مراکز مشاوره و روان درمانی، برگزاری کلاس ها، کارگاه ها ، سمینارها و برنامه های آموزشی، گام مهمی برای پیشگیری و یا درمان بیماری ها، معضلات و مشکلات روانی برداشته شده است. به ویژه با مطرح شدن نظریه های مبنی بر تاثیر ذهن بر تن و جسم، به این علم بیشتر پرداخته اند (تاشک،1393).

ازقرن نوزدهم شواهدی وجود دارد که کارکرد نامتقارن مغز را نشان می دهد.بروکا وجکسون دریافتنند که اختلالهای زبان شناختی به دنبال آسیب به نیمکره چپ رخ می دهند. از آن زمان به بعد شواهد بالینی زیادی به دست آمده است که مشاهدات آنها را تایید می کند و تخصص نیمکره راست را در انواع فرآیندهای شناختی غیر کلامی، دیداری- فضایی نشان می دهد (اصلاح کارلاکمه سر،1387).

حجم عمده ایی از یافته ها امروزه مشخص کرده اند که نیمکره های مغز به سبکهای متفاوت و تا حدودی متعارض درونشد های حسی را پردازش و اعمال حرکتی را کنترل می کنند. ازاین روی، هریک از نیمکره ها ابعاد متمایزی از یک داده حسی را استخراج می کنند. در مجموع مطالعات در خصوص جانبی شدن مغز مشخص کرده است که نیمکره چپ بیشتر مستعد پردازش اخبار تحلیلی، متوالی، گزاره ایی و تولید گفتار است و در مقابل نیمکره راست بیشتر مختص ادراک کلی، متقابل و درک روابط ترکیبی است.

در زمینه هشیاری نیز مطالعات انجام شده در خصوص مغز دو نیمه شده، تفاوت سبک آگاهی و نا آگاهی هریک از نیمکره ها رانشان داده اند. سبک شناختی حاکم برنیمکره راست ماهیتی تجسمی و غیرکلامی دارد، و سبک استدلال آن براساس تداعی و نه توالی منطقی و زمانی است. از این روی عملیات نیمکره راست بیشتر با روان تحلیل گری ناهشیار همخوان است.

از آنجا که امروزه توجه و علاقه به مطالعه عدم تقارن نیم کره ای در بین روان شناسان پدیدآمده است و روشهای تجربی شامل ارائه مطالب دیداری یا شنیداری است که از لحاظ مکانی به سمت چپ یا راست میدان بینایی آزمودنی ارائه می شود. بدین ترتیب در دسته ایی از مطالعات، اطلاعات به گونه ایی جهت داده می شود که به یک نیمکره مغز منتقل شود، ولی به نیمکره دیگر انتقال صورت نگیرد. بدین ترتیب می توان بین عملکرد در شرایطی که درون داد به نیمکره چپ جهت داده می شود با شرایطی که درون داد به نیمکره راست ارسال می شود مقایسه به عمل آورد (کوهن[1]، 1977).

1-2- بیان مسئله :

مطالعات گسترده در دو دهه گذشته نشان داده اند افشا، چه گفتاری وچه نوشتاری ، عملکردسیستم ایمنی، اعصاب خودمختار و سلامت جسمانی و روانی را بهبود می بخشد(قربانی،1392).

 مطالعه درباره افشای هیجان ها به بررسی های علمی داروین در دهه 1870 برمی گردد. بیان هیجان، تجربه هیجان، و برانگیختگی هیجانی سه مولفه اساسی هیجان هستتند و انعکاس هیجانی، مفهوم ثانویه به حساب می آید که اندیشه هایی را درباره این سه مولفه اساسی در برمی گیرد . به عقیده کندی مورو و واتسون ، بیان هیجان، چهار عملکرد اصلی دارد : 1- نظم دهی به برانگیختگی ، 2-درک خود، 3- ارتقاء مهارت های مقابله ای و 4- بهبود در روابط بین فردی (نوربالا، علی پور،شقاقی،نجیمی،آگاه هریس، 90).

برخی پژوهشگران بر این باورند که خودافشا گری[2] یا افشای هیجان ها شامل آن دسته از برداشت هایی است که فرد به گونه ایی آگاهانه و مسوولانه و اختیاری با دیگران در مورد خود در میان می گذارد. به نظر دیگر پژوهشگران ،خود افشاگری باید برای برداشت ها از فردی به کار رود که خود آن را می داند و دیگران احتمالا به آن دسترسی ندارند ویا نمی توانند آن را به راحتی کشف کنند. خود افشا گری به راحتی به فرد اجازه می دهد که به میزان گشودگی یا باز کردن خودرا گسترش دهد و با آگاهی بیشتر به مسائل پیرامون خود بپردازد ، که به تکامل و بالندگی او منجر می شود.مطالعات مختلف نشان داده اند که افشا درباره تجربیات عاطفی و هیجان ها با تقویت فرد برای نفوذ بر خود ، کاهش خلق منفی ، کاهش بازداری، احساس کنترل شخصی و انتخاب رفتارهای سازش یافته را سبب می شود(قربانی،1392).

 هنگام افشا و لمس واقعی احساسات و هیجانها،واژه ها، امکان ساخت دهی، سازمان دهی ودر نهایت درونی سازی تجارب هیجانی و رویدادهای مسبب آنها را فراهم می سازند و ارتباط دو نیمکره مغز هماهنگ می شود(قربانی،1392).

 با افشا ی هیجانها فردبه بازنگری و بررسی زندگی خود می پردازد و این امر مستلزم تغییر رویکرد ، توانایی جدا شدن از خود ومحیط اطراف است .به طوری که افرادبابیان داستان زندگی خود می توانند به تصحیح آن بپردازند. در مقابل بازداری روانشناختی یعنی ناتوانی از بیان افکار واحساسات ،  وقتی ایجاد می شود که فرد تصور کند به آسانی نمی تواند درباره خویش با دیگران صحبت کند. خواه به دلیل اینکه به دیگران اعتماد ندارد یا به این سبب که صحبت درباره تجارب احساسی، نتایج نا خوشایندی برایش دربردارد. بازداری و سرکوب گری از مکانیسم های دفاعی هستنند که برخی افراد در نظم بخشی هیجان ها و کاهش استرس از آن استفاده می کنند . پژوهش هانشان داده اند افشای هیجانی با باز گشایی ناهشیار ، بینشی صحیح درافراد ایجاد می کند که در پی آن ، مکانیسم های دفاعی نظیر جبران، واکنش وارونه ، باز داری ، سرکوب گری و . . . بهبود می یابند.  یکی از عواملی که بر افشای هیجانها اثر می گذارد ومانع از افشا ء می شود استفاده از مکانیسم های دفاعی است (نوربالاوهمکاران ،1390).

مفهوم مکانیسم های دفاعی با نخستین مقالات فروید1 در سال 1936 آغازشد .وی مکانیسم های دفاعی را به عنوان کارکردهای ذهنی تعریف کرد ،که افراد را در برابر اضطراب زیاد ناشی از رویدادهای استرس زای بیرونی و حالت های مخرب درونی محافظت می کند ، نقش حفاظتی مکانیسم های دفاعی از طریق تعدیل ، انحراف یا حذف افکار، احساسات و ادراک های استرس زا انجام می شود (آفر[3]،لاویه[4]، گادلف[5] وآپتر[6]،2000).

 اصطلاح دفاع اشاره به آن نوع شگردهای خاص روان دارد که احساسات را از حیطه خودآگاه به ناخوداگاه می رانند. دوتن از متخصصین حوزه روان تحلیلی  آنا فروید (سندلر[7]وفروید[8] ،1983) و چارلز برنر 2002، تاکید داشتنند که هر چیزی ممکن است دفاع تلقی شود . به طور کلی آن دسته ازفعالیتها و رفتارهای روانی که شما را از تجربه هیجانات ناخوشایند محافظت می کنند ، رفتار دفاعی نامیده می شوند. دفاع ها آن دسته از اقدامات روانی هستنند که طی قواعد خاصی مانع از آگاه شدن فرد به مضمون یا مضامین عاطفی غیر لذت بخش (تفکر، احساس و یا هردوی آنها) و مانع از ورود آنها به حیطه ی هوشیاری شوند(بلکمن[9]،  2004،ترجمه جوادزاده،93 13 ).

فروید تعدادی مکانیسم دفاعی معرفی کرد و در مورد آنها اظهار داشت ما به ندرت فقط یکی از این دفاع ها را استفاده می کنیم و معمولا با بهره گرفتن از چندین مکانیسم به طور همزمان از خود در برابر اضطراب دفاع می کنیم (جواهری، قنبری، زرندی،1390).

دفاع هرنوع سازوکار برای گریز از احساسات واقعی است و مقاومت استفاده از دفاع های یاد شده در موقعیت درمانی است. به همین دلیل دفاع، که ماهیت خودفریبی دارد، در موارد مرضی هویت خودتخریبی یافته و واقعیت درونی و بیرونی را تحریف می کند. دفاع ها به طور کلی به دو دسته تقسیم می شوند دفاع های اصلی و دفاع های تاکتیکی، دفاع های اصلی را فروید کشف کرد و آنا فروید بسط داد، این دفاع ها با هدف پیشگیری از هوشیاری به افکار و احساساتی به کار می روندکه تهدیدآمیز تلقی می شوند. دفاع های تاکتیکی را دوانلو1990 مفهوم سازی کرد، این دفاع ها اولین سطح لایه های دفاعی بیمار هستنند که تمایز کامل آنها از دفاع های اصلی ممکن نیست، و عمدتا جهت پیشگیری از صمیمیت و نزدیکی احساسی به کار می روند، بنابراین می توان گفت که دفاع های اصلی عمدتا ماهیت درون روانی دارند و دفاع های تاکتیکی عمدتا ماهیت بین شخصی(قربانی،92).

دفاع های اصلی به دو دسته تقسیم بندی می شوند:دفاع سرکوب گرا، دفاع واپس گرا، دفاع های سرکوب گرا شامل عقلانی سازی، دلیل تراشی،ناچیز انگاری، جابه جایی و واکنش وارونه می شود و دفاع های واپس گرا شامل انکار،فرافکنی، جسمانی سازی است. همچنین دفاع های تاکتیکی به دو دسته کلامی وغیرکلامی تقسیم می شوند، دفاع های تاکتیکی کلامی شامل مبهم حرف زدن وتمایل به رک گویی است که در آن عبارات متضاد، طعنه زدن وکنایه گویی و گفتگوهای بیهوده یا از شاخه ایی به شاخه دیگر پریدن استفاده می شود. برخی دفاع های تاکتیکی غیرکلامی عبارتنداز: اجتناب از ارتباط چشمی ، لبخند زدن وبا خنده حرف زدن وگریه کردن، یا فاصله بدنی گرفتن. ژست های بدنی بسیار خشک و بدون انعطاف یا بسیار نرم و وانهاده که نشانگرسد دفاعی بیمار در برابر رابطه نزدیک هیجانی و برقراری صمیمیت است(دلاسلوا،1996 ،ترجمه یوسفی لویه و نوربخش،1391).

 مکانیسم های دفاعی به دلیل اهمیت ویژه ایی که در مفهوم پردازی اختلالهای روانی و درمان آنها از دیدگاه روان پویشی دارند، مورد توجه بالینی و پژوهشی خاصی قرار گرفته اند. در نظام روان تحلیلگری هر اختلال روانی با مکانیسم های دفاعی همراه است و دفاع ها نقش مهمی در سلامت روانی افراد ایفا می کنند بررسی های متعددی از این فرض حمایت کرده اندو در تحقیقات مشخص شده است که سلامت جسمی و روانی افراد به طور معناداری با مکانیسم های دفاعی آنها در ارتباط است(افضلی،آشتیانی،فلاح،1387).

 طبق پزوهشهای انجام شده استفاده از مکانیسم های دفاعی با برتری جانبی نیمکره های مغز در ارتباط است. مطالعات در زمینه جانبی شدن عاطفی نیز به یافته های جالبی منتهی شده اند و در این زمینه دو فرضیه را مطرح می گردد. در فرضیه اول بحث اختصاصی نیمکره راست به عواطف منفی ونیمکره چپ به عواطف مثبت و در فرضیه دوم غلبه نیمکره راست در تمام جنبه های رفتار هیجانی مطرح می شود(قربانی،1392).

مطالعات در زمینه عملکرد اختصاصی نیمکره های مغزی اینطور نشان می دهند که نیمکره غالب، نیمکره ی عمل گرا و نیمکره غیر غالب از نظر عملکردی بیشتر در فرایندهای عاطفه دخالت دارند. (هیلمن وبادرس و همکاران)1987 براین باورند که نیمکره راست با داشتن فیبرهای عصبی ارتباطی بیشتربا هسته های مغزی که در برانگیختگی و توجه نقش عمده دارند بیشتر از نیمکره چپ در ارتباط است. و همانطورکه آمار نشان می دهد”نادیده انگاری حوزه ادراکی” معمولا درآسیبهای نیمکره راست اتفاق می افتد.نقش بادامه یا آمیگدال در پردازش اطلاعات هیجانی قبلا مورد توجه قرار گرفته است . همچنین پردازش اطلاعات هیجانی توسط نیمکره راست در اختلال پس از ضربه برای اولین بار توسط حق شناس با روش تحلیل امواج مغزی مورد بررسی آزمایشی فرار گرفته است (اصلاح کارلاکمه سر،1387).

درمجموع اغلب آزمایشها برغلبه نیمکره راست دربازشناسی و ابرازهیجانها تاکید کرده اند از این روی عملیات نیمکره راست بیشترباآنچه در روان تحلیل گری، ناهشیار خوانده می شود همخوان است. این به معنای در نظرگرفتن نیمکره چپ به عنوان مرکز هشیاری، ونیمکره راست به عنوان مرکزناهشیاری نیست چرا که بدون تردید ابعادی از کنش وری هردو نیمکره ناهشیارند.اما کیفیت تجربه درونی ناشی از نیمکره راست ، ازآنجایی که میانجی گفتاری ندارد، با ناهشیاری مطرح شده در دیدگاه های روان پویشی قرابت بیشتری دارد. آسیبهای نوروزی ونبودسلامت روان عمدتا از احساسات مدفون شده غیرقابل پذیرش و مکانیسم های سازش نایافته برای مقابله با این احساسات تشکیل شده است. از این روی، نوروز محصول تعارض بین احساسات سرکوب شده  در تکاپوی ابراز و سیستم های دفاعی برای جلوگیری از بروز این احساسات است و علائم اختلال نیز مصالحه بین این احساسات و دفاع ها هستنند. این احساسات اضطراب برانگیزند و زمینه فقدان سازمان یافتگی روانی را بیشتر فراهم می کنند. این الگو را می توان بر اساس ناهماهنگی در کار دو نیمکره با یکدیگر به خوبی توصیف کرد. اگرنیمکره راست در پردازش بار عاطفی اخبار نقش بیشتری داشته باشد،بنابراین کانون احساسات غیرقابل قبول در نیمکره راست ودرمقابل نیمکره چپ کانون فعالیت سیستمهای دفاعی و کنترل عواطف غیرقابل قبول نیمکره راست است. ناهماهنگی یاد شده در ارتباط بین دو نیمکره پیامدهای متعددی دارد، نخست عملیات سازش نایافته سیستم های دفاعی در نیمکره چپ آثارتخریبی درسازش یافتگی فرد دارد. دوم، گریز ازتجربه احساسات موجود در نیمکره راست، نیمکره چپ را ازدستیابی به اطلاعات ضروری برای تصمیم گیری سازنده محروم می کند(قربانی،1392).

تعداد صفحه :112

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

Posted in دسته‌بندی نشده

پایان نامه رابطه ی بین استرس شغلی و فرسودگی شغلی با سلامت روان در بین کارکنان

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

 دانشگاه آزاد اسلامی 

واحد علوم تحقیقات کرمانشاه

گروه روانشناسی

)  روانشناسی عمومی       M.Aپایان نامه جهت اخذ درجه  کارشناسی ارشد(

عنوان پایان نامه :

رابطه ی بین استرس شغلی و فرسودگی شغلی با سلامت روان در بین کارکنان

اداره آموزش وپرورش شهر کرمانشاه

تابستان  1393

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

چکیده. ل

فصل یکم  : مقدمه پژوهش… 1

1-1 مقدمه. 2

1-2  بیان مسأله : 4

1-3  اهمیت و ضرورت انجام پژوهش… 7

1-4   اهداف پژوهش… 8

1-4-1- هدف کلی.. 8

1-4-2 اهداف اختصاصی……………………………………………………………………………………………………..8

1-5 فرضیه های پژوهش… 8

1-6  تعریف متغیرها : 9

1-6- 1  تعریف مفهومی.. 9

1-6-2 تعریف عملیاتی ………………………………………………………………………………………………………10

فصل دوم   :پیشینه ی پژوهش… 11

2-1 استرس شغلی.. 12

2-1-1 تعاریف استرس.. 12

2-1-2 نظریه های استرس.. 15

2-1-2-1 نظریه هانس سلیه 15

2-1-2-2 نظریه استرس عینی.. 17

2-1-2-3 نظریه زمینه قبلی.. 17

2-1-2-4 نظریه الگوی شخصیت.. 18

2-1-3 تفاوت استرس با اضطراب.. 19

2-1-4 تعاریف استرس شغلی.. 22

2-1-5  عوامل ایجاد استرس شغلی.. 24

2-1-5-1 شیفت های كار. 24

2-1-5-2 اذیت و آزارهای شغل. 25

2-1-5-3  حقوق كم. 25

2-1- 6 اثرات استرس شغلی.. 25

2-1-6-1 رفتارهای تهاجمی انفعالی.. 26

2-1-6-2 جریانات منفی.. 26

2-1-7  راه های کاهش استرس شغلی.. 27

2-1-8  پیشگیری از استرس شغلی.. 27

2-1-9  استرس  شغلی و عملکرد کاری.. 29

2-2-  فرسودگی شغلی.. 29

2-2-1 تعاریف فرسودگی شغلی.. 29

2-2-2 رویكرد های مختلف نسبت به فرسودگی شغلی.. 32

2-2-2-1 رویكرد بالینی.. 32

2-2-2-2  رویكرد مسلش… 34

2-2-2-3  رویكرد تعاملی چرنیس… 35

2-2-2-4  مدل كپنر. 37

2-2-3 سیر و مراحل ایجاد فرسودگی شغلی.. 37

2-2-4  عوامل پیش سندرم فرسودگی شغلی.. 39

2-2-5  دلایل ایجاد عدم انگیزه و رسیدن به فرسودگی شغلی.. 40

2-2-6  علایم  افسردگی شغلی.. 41

2-2-7  علایم هشداردهنده فرسودگی شغلی.. 42

2-2-8  ویژگیهای افراد مستعد فرسودگی.. 46

2-2-9 عوامل مؤثر در فرسودگی شغلی.. 46

2-2-10  شیوه های مقابله با فرسودگی شغلی.. 47

2-3  سلامت عمومی.. 48

2-3-1  تعاریف سلامت عمومی.. 48

2-3-2  نظریه های سلامت عمومی.. 50

2-3-2-1  نظریه زیگموند فروید. 51

2-3-2-2  نظریه کارل یونگ… 51

2-3-2-3  دیدگاه راجرز. 53

2-3-2-4  دیدگاه آلپورت.. 53

2-3-2-5 نظریه اریک اریکسون. 54

2-3-2-6  نظریه آلبرت الیس… 54

2-3-2-7  نظریه پرلز. 55

2-3-2-8 الگوی ریف… 55

2-3-2-9  دیدگاه مزلو. 57

2-3-3   عوامل موثر بر سلامت عمومی.. 58

2-3-4  رابطه حمایت و انسجام اجتماعی و خانوادگی با سلامتی عمومی.. 60

2-3-5 محورهای برنامه ریزی استراتژیک در زمینه عوامل تعیین کننده اجتماعی سلامت  عمومی.. 61

2-3-6  ابعاد سلامتی عمومی.. 61

2-3-6-1 بعد جسمی.. 61

2-3-6-2  بعد روانی.. 62

2-3-6-3  بعد معنوی.. 62

2-3-6-4  بعد اجتماعی.. 63

2-3-7 عوامل موثر برسلامت.. 63

2-3-7-1 عوامل ژنتیكی و فردی.. 63

2-3-7-2  عوامل محیطی.. 64

2-3-7- 3 محیط اجتماعی ـ اقتصادی.. 65

2-3-7-4  شیوه های زندگی مردم. 65

2-3-7-5  وسعت و كیفیت ارائه خدمات.. 65

2-3-7-6  عوامل دیگر. 66

2-3- 8 شاخص‌های سلامتی جامعه. 66

2-4 پیشینه ی  پژوهش… 67

2-4-1 پیشینه ی پژوهش های داخلی.. 67

2-4-2 پیشینه ی پژوهش های خارجی.. 69

2-5  جمع بندی.. 74

فصل سوم   :روش  پژوهش… 75

3-1  طرح پژوهش… 76

3-2 متغیرهای پژوهش………………………………………………………………………………………………………..76

3-3   جامعه آماری ، نمونه و روش نمونه گیری.. 76

3-4   ابزار پژوهش… 76

3-4-1 پرسش نامه استرس شغلی.. 76

3-4-2  پرسش نامه فرسودگی شغلی.. 77

3-4-3   پرسش نامه سلامت عمومی( GHQ ).. ………………………………………………………………………79

3-5  شیوه اجرای پژوهش… 81

3-6  ر وش‌ تجزیه و تحلیل داده‏ها: 81

فصل چهارم  : یافته های پژوهش… 82

4-1یافته های توصیفی.. 83

4-2 یافته های استنباطی ………………………………………………………………………………………………………87

فصل پنجم  : بحث ونتیجه گیری.. 92

5-1 بحث و نتیجه گیری.. 93

5-2-محدودیت ها 98

5-3-پیشنهادات.. 98

5-3-1- پیشنهاد کاربردی.. 98

5-3-2- پیشنهاد پژوهشی.. 99

منابع…………………………………………………………………………………………………………………………..100

الف: منابع فارسی.. 101

ب: منابع انگلیسی.. 112

پیوست   ها 117

Abstract 133

چکیده

هدف : پژوهش حاضر  با هدف  بررسی رابطه ی  بین استرس شغلی و فرسودگی  شغلی  با سلامت روان

 در بین کارکنان اداره آموزش و پرورش شهر کرمانشاه انجام گرفت  .

ابزار وروش بررسی : این تحقیق در چارچوب روش همبستگی از نوع توصیفی  است که  تعداد 210  نفر ازکارکنان آموزش و پرورش  شهرکرمانشاه  ، تحت سه پرسش نامه  سلامت روانی گلدبرگ ، فرسودگی شغلی  مسلش و پرسش  نامه استرس شغلی فیلیپ  ال رایس مورد بررسی قرارگرفتند . 

نتیجه گیری :  نتایج نشان داد :

1-  بین سلامت روانی و استرس شغلی  رابطه  ی مثبت معنادار  وجود دارد  .

2-  بین سلامت روانی و فرسودگی شغلی رابطه ی مثبت معنادار وجود دارد .

3 –  بین استرس شغلی و فرسودگی شغلی رابطه ی مثبت معنادار وجود دارد .

4­­-  استرس شغلی و فرسودگی شغلی ، می توانند  سلامت روان را دربین  کارکنان اداره آموزش  و پرورش پیش بینی کنند.

کلید واژه ها : استرس شغلی ، فرسودگی شغلی ، سلامت روان

  1-1 مقدمه

   در اساسنامه سازمان جهانی بهداشت  ،  ( 2003 )  سلامت روان به معنی رفاه کامل جسمی ، روانی و

اجتماعی است . بر این اساس  یکی از سه رکن   سلامت انسانها ، سلامت روان می باشد که در تعامل با

 سلامت  جسمی  و اجتماعی  باعث  سلامت کلـی می گـردد . عوامل مهمی سلامت روان  انـسان را  به

 مخاطره می اندازد .  

مواجه  شدن  او با وقایع   ناخوشا یندی  که به طور روزمره  با آنها  سروکار دارد  وقایعـی  نظیر  مرگ 

 نزدیکان  ، بیماری ، حوادث و سوانح ، مشکلات اقتصادی ، بی عدالتی های اجتماعی ، انجام خطا های

روزمره ، مشکلات محیط کار ،  هر یک از این  وقا یع انسا ن را تحت  فشار روانی قرار می دهد .   فشار

 روانی  از  طریق ساز و کار های  روانی _ عصبی  بر جسم و روان انسان اثر می گذارد و در  دراز مدت 

  میتواند ایجاد و به تشدید اختلالات جسمی یا روانشناختی بینجامد .

درصورتی که افراد زیادی از جامعه تحت تاثیر آثار ناشی از فشار روانی باشند ،به طبع آن ،این وضعیت

باعث آثار سو ء اجتماعی   نیز خواهد شد . افراد در موقعیتهای  فشار آور از شیوه های  مقابله ای متفاوتی

استفاده می  کنند . کار آمد یا نا کار آمد بودن این شیوه های مقابله ، نقش اساسی در بهزیستی  جسمی ،

 روانی و ا جتماعی افراد دارد .

  همچنین  نحوه کار افراد و محیط آن  میتواند  بر روی سلامت روان تاثیرگذار  باشد  و در نتیجه  باعث 

ارتقاء یا افت کاری گردد . اکثر تحقیقات  نشان می دهد که  نگرش  خوش بینانه در مواجه  با  فقدان ها

 و  شکست ها ، سلامت روان  را  بالا می برد  در حالیکه  بد بینی تاثیر منفی  بر آن دارد . افکار  ما به طور

زیادی  بر مشکلات  هیجانی و شخصی مان تاثیر مـی گذارد . تجربیات  نشان می دهد  زمانی که  ما  در

  موقعیتها  به  طرز  خوشحال ، غمگین و عصبانی فکر می کنیم اغلب  احساسات مربوطه بوجود می آیند.

در بسیاری از بررسی ها  (آندرورا  و ساپنیگتون  1382)  معلوم شده است که  محیط برکارکرد روانی ما

 تاثیر می گذارد .یکی از   مشکلات ناشی از محیط کار موضوع  استرس می باشد که  اگر  به مدت زمان

طولانی و  به طو  وسیع توسط شخص احساس شود احتمال دارد  نشانه ها شکل قطعی به خود بگیرد  و به

مرحله  فرسودگی زیاد بینجامد . بنابراین پدیده ی رایج  محیط های شغلی امروزی ،  موضوع فرسودگی

 شغلی  می باشد و آن  به فشار روانی در محیط های  شغلی اسناد می شود که امروزه  اقدامات   فراوانی

 برای  پیشگیری  از آن در دست اجرا است .  .

لذا از آنجا که مهمترین منبع هر سازمانی نیروی انسانی آن می باشد ، باید به این امر توجه کافی صورت

پذیرد که در دهه های  اخیر توجه  به استرس های شغلی  و  مطالعه ی آن گسترش  فراوان یافته است  تا 

با شناخت منابع و عوامل زمینه ساز فرسودگی شغلی بتوانند با آموزش روشهای مقابله ای  به افزایش اثر

بخشی فعالیتهای افراد در سازمان بیافزایند و سنگ زیر بنای سلامتی بیشتر و بهزیستی را بنا نهند .         

1-2  بیان مسأله :

سلامت از نیازهای اساسی انسان است كه در توسعه پایدار نقش حیاتی دارد(صفری و فتاح زاده ، 2003)اگر چه در ابتدا فقط به سلامت جسم به عنوان سلامتی توجه می شد؛ با پیشرفت علم و رسیدن به سطحی قابل قبول از سلامت جسمی و با مبارزه علیه بسیاری از بیماری ها، بشر به جنبه های دیگر سلامت از جمله سلامت روان توجه كرده است (قادری، 1381)

مفهوم سلامت روان شامل احساس درونی خوب بودن و اطمینان از كارآمدی خود، اتكاء به خود، ظرفیت رقابت، وابستگی بین نسلی و خودشکوفایی توانایی های بالقوه  فكری و هیجانی و غیره می باشد. البته با در نظرگرفتن تفاوت های بین فرهنگ ها، ارائه تعریف جامع از سلامت روان غیرممكن می نماید.با وجود این، بر سر این امر اتفاق نظر وجود دارد كه سلامت روان چیزی فراتر از نبود اختلالات روانی است . آنچه مسلم است این است كه حفظ سلامت روان نیز مانند سلامت جسم حائز اهمیت است. (عباس زاده ،1382)طبق دست آورد تحقیقاتی دانشكده بهداشت دانشگاه هاروارد، سازمان جهانی بهداشت و بانك جهانی، اختلا لات روانی به عنوان یكی از مهمترین و معنی دارترین اجزای بار كلی بیمار ی ها به شمار می رود ( محمدی، داویدیان،هاراطون ،نوربالا، ملک فضلی ، تقوی و پور اعتماد، 1382).توجه به بهداشت روانی در تمام عرصه های زندگی از جمله زندگی كاری فرد حائز اهمیت بوده و جای بحث دارد .

عوامل موجود در محیط كار بطور وسیعی با سلامت و بیماری افراد شاغل در ارتباطند. به گزارش سازمان بین المللی كار ( 2000 ) از هر سه نفر مستخدم یك نفر از كشمكش بین كار و محیط خانواده به عنوان یكی از بزرگترین مشكلات زندگی یاد می كند. (ایلو[1]،2000) در ارتباط با تأثیرات مهم نادیده انگاشتن بهداشت حرفه ای بر سلامت روانی، تردیدی وجود ندارد و تحقیقات وسیعی نشان دهنده این مسئله می باشد.در تحقیقی كه اورنگی با هدف بررسی استرس شغلی و ارتباط آن با سلامت روان 397 نفر از پرسنل بیمارستان های دانشگاه علوم پزشكی شهر شیراز انجام داد، به این نتیجه رسید كه میزان استرس شغلی با سلامت روان كادر اداری و درمانی این بیمارستان ها ارتباط دارد و همچنین مشخص شد كه پرسنل درمانی این بیمارستان ها نسبت به كادر اداری از سلامت روان كم تری برخوردارند (اورنگی و هاشم زاده ، 1379) و از بین كاركنان خدمات بهداشتی ، منزلت حرفه ای واجتماعی پرستاران نسبت به سایر گروه ها، در معرض تنش قابل ملاحظه ای قرار دارد . (مک گرس[2]،2003).

فرسودگی شغلی از جمله خطرات شغلی است كه در سالهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است (بحری،مقیمیان، عطار باشی و قرچه ، 1382) و برای توصیف پاسخ های انسان در برابر فشارهای روانی تجربه شده استفاده می شود.

یکی دیگر از عواملی که سلامت روانی افراد را به خطر می اندازد ، استرس شغلی است. موسسه ملی امنیت و سلامت شغل(ادوارد، بومارد ،کویل ، فوترجیل و هانیگان[3]، 2000).استرس شغلی را ناشی از مشكلات زیاد در محیط كاری، تغییرات مداوم خارج از كنترل، جابه جایی مداوم، اضافه كاری، ساعت كاری زیاد، بی نظمی ساعت كاری می داند. گرینبرگ[4](2002) معتقد است كه استرس زیاد شغلی منجر به فرسودگی شغلی می شود. زمانی كه فرد استرس زیاد، مداوم وكنترل نشده در محیط كار تجربه می كند؛ تقاضای محیط كار بیش از حد توانایی فرد باشد و نتواند به اهداف خویش برسد و همچنین افرادی كه آستانه تحمل پایینی دارند و توانایی مقابله با استرس را ندارند بیشتر در معرض فرسودگی شغلی قرار می گیرند .در تعریف فرسودگی شغلی می توان گفت فرسودگی شغلی نشانگان فروپاشی عاطفی بعد از سالها درگیری و اشتغال به كاراست.این نشانگان خصوصاً در بین افرادی كه در شغل های خدمات انسانی از قبیل کارکنان آموزشی و پزشكی که شاغل اند، بیشتر شایع است. نشانه های فروپاشی شغلی با فقدان شور و اشتیاق،احساس محرومیت وشكست،غیبت از كار ،بی علاقگی نسبت به قبول مسئولیت، افسردگی و علائم جسمانی مشخص می شود.علل فروپاشی شغلی متعدد است . بعضی علل خارجی هستند(وظایف محیط كار)وبعضی علل داخلی) درگیر شدن بیش از حد در كار و انتظارات غیر واقعی درمورد آنچه می تواند انجام شود  .(

در همین راستا هال [5]  (1996، به نقل از روحانی و ابوطالبی ، 1388) و لاندا [6](2008) در نتیجه مطالعاتشان نشان دادند که بین استرس شغلی و سلامت روان رابطه معناداری وجود دارد و با افزایش فشار شغلی و تنش ها و استرس های شغلی سلامت روان افراد تحت تاثیر قرار می گیرد ، چرا که افرادی که در محیط کار پر استرس قرار دارند به نوع خود مسائلی را تجربه می کنند که سبب استرس آنها شده و چه بسا بر سلامت روان آنها تاثیر بگذارد.

همچنین عبدی و همکاران (1386) در بررسی رابطه فرسودگی شغلی با سلامت روان روی کارکنان دانشگاه به این نتایج رسیدند که بین فرسودگی شغلی و سلامت روان رابطه معنی داری وجود دارد و افراد هرچه در شرایط کاری احساس یکنواختی و نارضایتی و به دنبال آن دچار فرسودگی شغلی شوند ، سلامت روان آنها دستخوش تغییر خواهد شد و رابطه بین سلامت روان و فرسودگی شغلی رابطه ای منفی و معنادار بود .  از این رو هدف از پژوهش حاضر  تعیین رابطه بین استرس شغلی و فرسودگی شغلی با سلامت روان در بین کارکنان آموزش و پرورش شهر کرمانشاه است.

1-3  اهمیت و ضرورت انجام پژوهش

خسارات اجتماعی ناشی از استرس تاكنون بسیار بالا بوده ، به طوری كه همچنان سیر صعودی خود را طی می كند. جامعه ، هزینه های خدمات اجتماعی همچون ارائه خدمات پزشكی برای افرادی كه در اثر استرس شدید دچار بیماری می شوند ، حقوق بازنشستگی زود هنگام برای افرادی كه به علت بیماری های ناشی از استرس شدید از كار افتاده اند و هزینه های معلولیت ناشی از حوادث كه به علت استرس بالا به وجود آمده اند  مانند تصادفات را متحمل می شود؛ علاوه بر آن ، استرس اغلب ، مردم را تند مزاج می كند و این امر روی كیفیت كلی زندگی افراد تأثیر می گذارد. استرس بلند مدت ، یكی از شایعترین علل بیماری هایی مانند فشار خون بالا و سایر بیماری های قلبی ، شناخته شده است . امروزه اعتقاد بر این است كه استرس بلندمدت می تواند خطر ابتلا به بیماری های روحی _روانی را افزایش دهد و موضوع تحلیل قوای كاركنان یا فرسودگی شغلی در حال حاضر، یك مشكل شایع دراکثر سیستم های کاری و اداری است. به طوری كه طبق آمار موجود از هر هفت نفر شاغل در پایان روز، یك نفر دچار تحلیل می شود(فروغ،1373). اداره اطلاعات كل آمریكا نشان می دهد كه در میان مشاغل موجود، مشاغل بهداشتی­­ _ درمانی بالاترین میزان صدمات شغلی و از جمله فرسودگی شغلی را دارند (پورالمشی،1380). از آنجا كه فرسودگی شغلی باعث كاهش بازده كاری، افزایش غیبت از كار، افزایش هزینه های بهداشتی و جابجایی پرسنل، تغییرات رفتاری و فیزیكی و در برخی موارد مصرف مواد ، (فلتون[7]،1998). كاهش كیفیت خدمات ارائه شده  و بدنبال آن نارضایتی از خدمات می شود ، بنابراین شناخت و پیشگیری از فرسودگی شغلی در ار تقاء بهداشت روانی افراد و ارتقاء سطح كیفیت خدمات ارائه شده، نقش بسزایی خواهد داشت .بنابراین ضرورت  انجام پژوهش حاضر احساس می شود. از طرف دیگر با توجه به اینکه شغل محقق حاضر، تدریس در دبیرستان  و پیش دانشگاهی می باشد لذا به بررسی رابطه استرس شغلی و فرسودگی شغلی با سلامت روان پرداخته شد .

1-4   اهداف پژوهش

1-4-1- هدف کلی

بررسی رابطه ی بین استرس شغلی و فرسودگی شغلی  با سلامت روان در بین کارکنان اداره آموزش و پرورش شهر کرمانشاه  

  • اهداف اختصاصی
  • تعیین رابطه ی بین سلامت روانی و استرس شغلی در بین کارکنان اداره آموزش و پرورش شهر کرمانشاه .
  • تعیین رابطه ی بین سلامت روانی و فرسودگی شغلی در بین کارکنان اداره آموزش و پرورش شهر کرمانشاه .
  • تعیین رابطه ی بین استرس شغلی وفرسودگی شغلی در بین کارکنان اداره آموزش و پرورش شهر کرمانشاه .
  • تعیین میزان پیش بینی کنندگی سلامت روان از طریق استرس شغلی و فرسودگی شغلی در بین کارکنان اداره آموزش و پرورش شهر کرمانشاه .

5-1 فرضیه های پژوهش

  • بین سلامت روان و استرس شغلی در بین کارکنان اداره آموزش و پرورش شهر کرمانشاه رابطه

وجود دارد .

  • بین سلامت روان و فرسودگی شغلی در بین کارکنان اداره آموزش و پرورش شهر کرمانشاه رابطه

وجود دارد

  • بین استرس شغلی و فرسودگی شغلی در بین کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرکرمانشاه رابطه

 وجود دارد .

  • استرس شغلی و فرسودگی شغلی پیش بینی کننده های سلامت روان در بین کارکنان اداره آموزش

و پرورش شهر کرمانشاه هستند .

تعداد صفحه :147

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

Posted in دسته‌بندی نشده

پایان نامه رابطه مقابله های مذهبی، سبک های حل مسئله و نشخوار فکری با سلامت روان والدین

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه خوارزمی

پردیس تهران

گروه روان شناسی

رابطه مقابله های مذهبی، سبک های حل مسئله و نشخوار فکری با سلامت روان والدین دارای فرزندان مبتلا به سرطان

پایان نامه برای دریافت درجه ی کارشناسی ارشد

در

روان شناسی بالینی

شهریور 1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

فصل اول : کلیات پژوهش………………………………………………………………………………………………………………………1

1-1مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………………………2  

1-2بیان مسئله  ………………………………………………………………………………………………………………………………….4

1-3اهمیت و ضرورت پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………….8  

1-4اهداف پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………………….9  

1-5فرضیه های پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………….10  

1-6تعاریف مفهومی و عملیاتی واژه ها و متغیرها…………………………………………………………………………………..10  

فصل دوم : ادبیات و پیشینه پژوهش……………………………………………………………………………………………………12

 2-1مقدمه    ………………………………………………………………………………………………………………………………….13

2-2 سرطان ……………………………………………………………………………………………………………………………………13

2-2-1تعریف سرطان    ………………………………………………………………………………………………………………….13

 2-2-2سرطان در کودکان……………………………………………………………………………………………………………….13

2-2-3 نیازهای والدین کودکان مبتلا به سرطان………………………………………………………………………………..15

 2-3سلامت روان…………………………………………………………………………………………………………………………….16

 2-3-1سلامت روان  ……………………………………………………………………………………………………………………..16

 2-3-2تعریف سلامت روان …………………………………………………………………………………………………………….16

2-3-3 نظریات مرتبط با سلامت روان………………………………………………………………………………………………17

 2-3-4سلامت روان والدین کودکان مبتلا به سرطان…………………………………………………………………………18

2-4 مقابله مذهبی ………………………………………………………………………………………………………………………..19

 2-4-1تعریف مقابله  ……………………………………………………………………………………………………………………19

2-4-2 مقابله مذهبی…………………………………………………………………………………………………………………….20

2-4-3 مقابله مذهبی مثبت  ………………………………………………………………………………………………………….21

2-4-4 مقابله مذهبی منفی ……………………………………………………………………………………………………………22

 2-4-5بررسی تاثیر باورهای مذهبی خانواده های دارای کودک مبتلا به سرطان در روند درمان ان ها……..23

2-5 حل مسئله……………………………………………………………………………………………………………………………..24

2-5-1 تعریف حل مسئله  …………………………………………………………………………………………………………….24

2-5-2 سبک های حل مسئله…………………………………………………………………………………………………………25

2-5-3 سبک حل مسئله و سلامت روان……………………………………………………………………………………………26

 2-6 نشخوار فکری…………………………………………………………………………………………………………………………29

 2-6-1تعریف نشخوار فکری……………………………………………………………………………………………………………29

 2-6-2 رابطه ی بین نشخوار فكری و افسردگی با باورهای فراشناختی مثبت و منفی…………………………….29

 2-6-3 نشخوار فكری، آغاز و دوام افسردگی……………………………………………………………………………………..30

 2-6-4 نظریه سبک های پاسخ………………………………………………………………………………………………………31

 2-7پیشینه مطالعاتی…………………………………………………………………………………………………………………….33

 2-7-1سرطان دوران کودکی و اثر آن بر سلامت روان والدین…………………………………………………………….33

2-7-2 رابطه بین سلامت روان با مقابله مذهبی………………………………………………………………………………..34

 2-7-3رابطه بین سلامت روان با حل مسئله …………………………………………………………………………………..37

2-7-4 رابطه سلامت روان با  نشخوار فکری  …………………………………………………………………………………..41

 2-7-5رابطه مقابله مذهبی با حل مسئله………………………………………………………………………………………..42

2-7-6 رابطه حل مسئله با نشخوار فکری…………………………………………………………………………….42

2-7-7 رابطه حل مسئله با نشخوار فکری و سلامت روان ………………………………………………………………….42    

2-7-8رابطه مقابله مذهبی و حل مسئله و سلامت روان  …………………………………………………………………..43  

2-8 نتیجه گیری……………………………………………………………………………………………………………………………43

فصل سوم : روش شناسی پژوهش…………………………………………………………………………………………………….44

  3-1 مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………………….45

3-2 طرح پژوهش………………………………………………………………………………………………………………………….45

3-3 جامعه آماری و روش نمونه گیری پژوهش…………………………………………………………………………………45

3-4 شیوه اجرای پژوهش………………………………………………………………………………………………………………..46

 3-5 ابزار پژوهش………………………………………………………………………………………………………………………….46

3-6 پرسشنامه اطلاعات فردی…………………………………………………………………………………………………………46

3-7 پرسشنامه مقابله مذهبی …………………………………………………………………………………………………………47

 3-8 پرسشنامه حل مسئله …………………………………………………………………………………………………………….47

3-9 پرسشنامه سبک پاسخ‌دهی نشخواری……………………………………………………………………………………….48

 3-10پرسشنامه سلامت روان………………………………………………………………………………………………………..49

3-11 روش های آماری برای تجزیه و تحلیل داده ها………………………………………………………………………..50

فصل چهارم : یافته های پژوهش…………………………………………………………………………………………………….51

4-1 مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………………..52

4-2 یافته های توصیفی………………………………………………………………………………………………………………..52

 4-3 بررسی متغیرهای اصلی و فرضیات تحقیق………………………………………………………………………………53

   4-4 یافته­های استنباطی……………………………………………………………………………………………………………54

4-4-1 تعیین سهم مقابله مذهبی، حل مساله و نشخوار فکری در پیش‌بینی علایم جسمانی………………..55

4-4-2 تعیین سهم مقابله مذهبی، حل مساله و نشخوار فکری در پیش‌بینی اضطراب………………………….57

4-4-3 تعیین سهم مقابله مذهبی، حل مساله و نشخوار فکری در پیش‌بینی بدکارکردی اجتماعی………..58

4-4-4 تعیین سهم مقابله مذهبی، حل مساله و نشخوار فکری در پیش‌بینی افسردگی…………………………61

4-4-5 تعیین سهم مقابله مذهبی، حل مساله و نشخوار فکری در پیش‌بینی سلامت روان…………………….62

فصل پنجم : نتیجه گیری……………………………………………………………………………………………………………….64

5-1 مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………………65

5-2 خلاصه یافته های پژوهش………………………………………………………………………………………………………..65

5-3 نتیجه گیری فرضیات……………………………………………………………………………………………………………….66

5-4 نتیجه گیری……………………………………………………………………………………………………………………………71

5-5 محدودیت های پژوهش……………………………………………………………………………………………………………71

5-6 پیشنهادات پژوهشی…………………………………………………………………………………………………………………72

5-7 پیشنهادات کاربردی…………………………………………………………………………………………………………………72

منابع………………………………………………………………………………………………………………………………………………74

پیوست ها  …………………………………………………………………………………………………………………………………….88

چکیده انگلیسی……………………………………………………………………………………………………………………………..99

1مقدمه

سرطان[1] یکی از بیماری‌های مزمن و نادر کودکان است و تشخیص سرطان فرزندان، استرس قابل ملاحظه‌ای را برای خانواده ها به همراه دارد (ایزر[2]، 2004). علی‌رغم پیشرفت‌های پزشکی، توسعه‌ی درمان‌های سرطان و افزایش تعداد افراد بهبود یافته، این بیماری احساس درماندگی و ترس عمیقی در فرد و خانواده‌ی او ایجاد می‌کند . اضطراب یکی از مهم‌ترین اختلالات روان شناختی در فرد مبتلا به سرطان و خانواده‌ی او است (لی – مین[3]،وو[4]،جیان – مینگ[5]، 2012). بیماران سرطانی و خانواده‌های آن ها اضطراب و تنش‌های زیادی را همراه با تشخیص این بیماری، تجربه می‌کنند (شارما[6]،سود[7]،لوپرینزی[8]،پراساد[9]،2012). والدین کودکان مبتلا به سرطان بیشتر از والدین کودکان سالم در معرض مشکلات روان‌شناختی از قبیل اضطراب، افسردگی و استرس قرار می گیرند (کریستین[10]، رابینسون[11]،سیندیا[12]،گرهارد[13]،2007) و سلامت روان آن ها به مخاطره می افتد.

عوامل متعددی به انعطاف پذیری در برابر فشارهای زندگی و سازگاری با  شرایط استرس زا کمک می‌کنند و موجب بالا رفتن توان مقابله در والدین کودکان سرطانی می‌شوند. مهارت های حل مسئله و مقابله مذهبی مثبت از جمله ی این عوامل هستند.

فرآیندهای حل مسئله شامل روش هایی هستند که فرد برای مهار و نظم جویی هیجان ها و افکار به کار می برد و از طریق آن ها رفتار و فعالیت های خود را در محیط های اجتماعی و غیر اجتماعی هدایت می کند(جوردن و تراث، 2002 نقل از کمپبل و نتوبدزیا،2007). به بیان دیگر، توانایی حل مسئله راهبرد مهمی است که فرد را قادر می سازد تا موقعیت های مشکل آفرین زندگی روزمره و تاثیر هیجانی منفی آن ها را به خوبی مهار کند (بار-ان و پارکر،2000).

پارگامنت معتقد است مذهب، منابعی برای مقابله با موقعیت های مضر یا تهدید کننده فراهم می کند و همچنین کمک می کند که موقعیت ها به شکل متفاوت ارزیابی شود و توانایی فرد را در مقابله با این شرایط افزایش می دهد. او معتقد است نمی توان بدون هیچ تکیه گاهی با حوادث استرس زا روبرو شد . مذهب در واقع نظامی از عقاید، اعمال، آرمان ها و ارتباطاتی است که تعیین می کند فرد در لحظه های سخت چگونه رفتار کند تا سلامت روانش حفظ شود.

عوامل ذکر شده باعث ارتقای سلامت روان در والدین کودکان سرطانی می شوند؛ اما نشخوار فکری و مقابله مذهبی منفی به عنوان عوامل کاهنده‌ی سلامت روان در افراد محسوب می شوند.

نشخوار فکری طبقه ای از افکار آگاهانه و منفعلانه و تکراری است که بر علل و نتایج علایم متمرکز می شود و مانع از حل مسئله ناسازگارانه شده و به افزایش افکار منفی می انجامد که سطح اضطراب را در افراد بالا می برد (مارتین[14]،1996).

مقابله مذهبی منفی ” علامتی از بحران و آشفتگی در معنویت است ” (پارگامنت ، دسیا،مک کونل،2006). این مقابله تلاشی است برای حفظ یا تغییر معنویتی که تهدید کننده یا آسیب رسان است (پارگامنت،مورای ،سوانک،آنوی،2005).

در این پژوهش به بررسی رابطه مقابله های مذهبی، سبک های حل مسئله و نشخوار فکری با سلامت روان والدین کودکان مبتلا به سرطان پرداخته شد.

1-2 بیان مسئله

سلامت روان یكی از مباحث مهمی است كه در رشد و بالندگی خانواده و جامعه موثر می باشد. سازمان بهداشت جهانی[15] (2004) سلامت روان را به عنوان حالتی از بهزیستی كه درآن فرد توانمندی خود را شناخته، از آن ها به نحو موثر و مولد استفاده كرده و برای اجتماع خویش مفید است تعریف می‌كند. طبق تعریف فرهنگ روانشناسی آرتور (1985) واژه سلامت روان برای افرادی به کار می رود که عملکردشان در سطح بالایی از سازگاری هیجانی و رفتاری است و نه در مورد افرادی که صرفاً بیماری روانی ندارند. از نظر کاپلان و سادوک (1989) سلامت روان آن حالت بهزیستی است که افراد قادر می باشند به راحتی درون جامعه شان عمل کنند و پیشرفت ها و خصوصیات شخصی برایشان رضایت بخش باشد. سلامت روان قدرت آرام زیستن و با خود و دیگران در آرامش بودن است، آگاهی از درون احساسات خویشتن است، قدرت تصمیم گیری در بحران ها و مقابله با فشارهای زندگی است. سلامت روان دارای چهار ویژگی است: نشانه های جسمانی، اضطراب، کارکرد اجتماعی و افسردگی.

نشانه‌های جسمانی: احتیاج اصلی بدن برقرار كردن تعادل داخلی است. احتیاج موجود را برای نگهداری و ادامه محیط طبیعی و ثابت درونی،‌ تعادل حیاتی می‌نامند. هنگامی كه به دلایلی یكی از دستگاه های فیزیولوژیكی مختل شود، یك احتیاج جسمانی به وجود می‌آید و اگر این احتیاج ارضاء نشود در وظایف و فعالیت موجود اختلال حاصل خواهد شد زیرا به هم خوردن تعادل جسمانی نوعی خطر برای موجود زنده محسوب می‌شود (شاملو، 1382). اضطراب به حالتی اشاره دارد که به موجب آن، فرد بیش از اندازه درباره اتفاق افتادن چیز وحشتناکی در اینده نگران، تنیده و ناراحت است (هالجین،1392). سازگاری اجتماعی بر این ضرورت متكی است كه نیازها و خواسته‌های فرد با منافع و خواسته‌های گروهی كه در آن زندگی می‌كند هماهنگ و متعادل شود و تا حد امكان از برخورد و اصطكاك مستقیم و شدید با منافع و ضوابط گروهی جلوگیری به عمل آید (اسلامی نسب،1373). افسردگی از دیدگاه ‌روان پزشكی عبارت است از كاهش نیروها و فعالیت های جسمانی و روانی بر اثر ناراحتی و اندوه‌. از دیدگاه روان‌شناسی حالت غم‌انگیر و اندوهگینی است كه با احساساتی حاكی از تهدید، گناه، خصومت، ناامیدی، اندوه، ناكامی و نیز ركود كنش های فرد همراه است (شفیع آبادی، 1377).

والدین کودکان مبتلا به سرطان به عنوان مهم ترین افراد در سیستم حمایتی کودک می توانند تنش و اضطراب را به کودک منتقل نمایند. والدین اغلب به دلیل عدم آگاهی از علت و نحوه انجام روش های درمانی و مراقبتی، پیامدهای اقتصادی ناشی از بیماری فرزند، رنج تحمیل شده بر فرزند در طول بیماری، جدایی از کودک، عدم آگاهی از آینده بیماری (سنجری،2004) و مراقبت های طولانی مدت و واکنش های جامعه در مقابل بیماری کودک رنج می برند و این مسائل می تواند منجر به استرس و مشکلات روانی – اجتماعی و در نتیجه کاهش سلامت روان در هر یک از والدین شود (توسلی و الحانی،2011). بسیاری از تحقیقات نشان داده اند تشخیص سرطان، بحرانی در کودک به وجود می آورد که باعث استرس شدیدی در والدین شده و عملکرد آن ها را متاثر می کند (هان[16]،2003). کمبود اطلاعات در مورد بیماری و دانش کم برای سازگاری کودک با موقعیت های اخیر از جمله ی عواملی هستند که باعث استرس روانی در والدین می شوند (اوتمن،2011). این والدین به دلیل مشکل پیش آمده، به راحتی نمی توانند خود را با شرایط گوناگون اجتماع وفق داده و رفتار بهنجار از خود نشان دهند و به دلیل عدم سازگاری با شرایط و محیط پیرامون، دچار افت در کارکرد اجتماعی می گردند (اسلامی نسب،1373).والدین کودکان مبتلا به سرطان بر اثر ناراحتی و اندوه از بیماری فرزند، اغلب دچار افسردگی می شوند که با احساساتی همچون گناه، ناامیدی، ناکامی همراه است (شفیع آبادی،1377). از نشانه های سلامت روان، داشتن تعادل حیاتی است که ممکن است در والدین کودکان مبتلا به سرطان به دلیل بیماری فرزند دچار اختلال شود. بدین صورت که دستگاه های فیزیولوژیکی بدن مختل شوند و فعالیت آن ها به هم ریزد که سبب به هم خوردن تعادل جسمانی در آن ها می شود (شاملو،1382).

یكی از سازه هایی که با سلامت روان ارتباط دارد، مقابله است. پژوهش های اخیر نشان داده اندکه مقابله نه تنها سلامت روان، بلکه بهزیستی جسمانی فرد را نیز تحت تاثیر قرار می دهد (ایرلند[17] و همکاران،2005). مقابله فرآیندی است که از طریق آن افراد استرس های ناشی از عوامل استرس زا را کنترل می کنند و هیجانات منفی ایجاد شده به وسیله این عوامل را تحت کنترل در می آورند. به عبارت دیگر مقابله تلاش شناختی، هیجانی و رفتاری شخص برای کنترل درخواست های بیرونی و درونی ویژه ای است که فرد را تهدید می کند، یا به مبارزه می طلبد (کلینکه[18]،1999). در زمینه ارتباط سلامت روان با روش های مقابله ی کارآمد، کولینز(1999) معتقد است که پاسخ مقابله ای می تواند بر سلامت روان فرد با تعدیل فشار روانی تاثیر بگذارد.

یکی ازانواع مقابله ها، مقابله مذهبی است. مقابله مذهبی به عنوان روشی تعریف شده است که فرد از منابع مذهبی مانند دعاونیایش، توکل و توسل به خداوند برای مقابله با استرس ها استفاده می کند (پارگامنت،2000). یافته های اخیرنشان داده اند ازآن جا که این نوع مقابله ها، هم به عنوان منبع حمایت عاطفی وهم وسیله ای برای تفسیرمثبت حوادث زندگی هستند و می توانند به کارگیری مقابله های بعدی راتسهیل نمایند، از این رو به کارگیری آن ها برای والدین کودکان مبتلا به سرطان مفید واقع می شود (کارور[19]،2002). تحقیقات متعددی نشان میدهند بیماران مبتلا به سرطان و یا بیماری های تهدید کننده زندگی وهم چنین خانواده های آنان، در مقابله با چنین بیماری هایی به مذهب روی می آورند(هکسم[20]،مولن[21]،کارول[22]،لنکتت[23]وفودتنر[24]،2011؛والوروپالی[25]،لودردال[26]،بالبونی[27]،فیلپز[28]،بلوک[29]،نگ[30]،کاچنیک[31]،واندرویل[32] وبالبونی[33]؛2012؛راگسدال[34]،کوتون[35]،ولدریگ[36]،گریمز[37]،سید[38]،2010).با این حال دراتچاس[39] وآناندراجاح[40](2014)، گزارش داده اند که باورهای مذهبی و معنوی، هم می تواند سازگاری با بیماری های مزمن مانند بیماری سرطان را بهبود دهد و هم می تواند مانع بهبود بیماری شود. در این زمینه، شاید پژوهش در مورد انواع مقابله های مذهبی موثر و مفید باشد. پارگامنت و همکاران(1998)، مقابله های  مذهبی را به دو دسته مثبت و منفی تقسیم کردند. «مقابله مذهبی مثبت» سبک هایی از مواجهه با رویدادهای منفی زندگی است که در آن فرد با بهره گیری از ارزیابی ها و تفسیرهای مثبت مرتبط با یاری پروردگار به استقبال رویدادها می رود (پارگامنت و همکاران،1998). برای مثال فرد معتقد است که در هنگام مواجهه با یک رویداد دردناک، خدا او را تنها نخواهد گذاشت. این الگوی مقابله ای به طور تجربی با سازگاری روان شناختی سالم مرتبط است (آنو[41]،وسکانسلز[42]،2005). والدین کودکان سرطانی وقتی از باورهای مذهبی برخوردار باشند به راحتی می توانند با بیماری فرزندشان مقابله کنند و از سلامت روان بیشتری برخوردار شوند (شعاع کاظمی،1388). اما در شکل دیگری از مقابله که با نام «مقابله مذهبی منفی» نام گذاری شده است، فرد رابطه اجتنابی و نامطمئن با خدا برقرار می نماید (پارگامنت و همکاران،2005). مقابله مذهبی منفی در واقع کشمکشی است که فرد به هنگام مواجهه با مشکلات و سختی های زندگی درباره عقاید و باورهای مذهبی خود دارد که دربردارنده مسائلی نظیر شک کردن به قدرت خدا، رها کردن خداوند، عصبانی شدن از دست خداوند، شک کردن به وجود خدا، پس دادن تقاص گناهان و تنبیه شدن توسط خدا است (فاگین،2008). توجه جدی به مقابله های مذهبی منفی ضروری است و می تواند از اثرات جدی بر سلامت روان والدین پیشگیری کند (کوتون،2010).

یکی از عوامل مرتبط با سلامت روان، حل مسئله است. حل مسئله فرآیندی شناختی-رفتاری است که توسط فرد هدایت می شود و بدان وسیله فرد سعی می کند راه حل های موثری برای مشکلات خاصی که در زندگی روزمره خود با آن روبرو می شود، کشف کند یا به دست آورد (دزوریلا[43]،1992، به نقل از دهقانی زاده،1384). کسیدی[44] و لانگ [45](1996)، شش سبک حل مسئله شامل مهارحل مسئله، حل مسئله خلاق، اعتماد به حل مسئله، سبک روی آوردی، سبک اجتنابی و سبک درماندگی را معرفی کردند. حل مسئله خلاق به برنامه ریزی و درنظرگرفتن راه حل های متنوع در موقعیت های مسئله ساز اشاره دارد. اعتماد به حل مسئله نشان دهنده اعتقاد فرد به توانایی شخصی خویشتن در حل مشکلات است. سبک روی آوردی به بازخورد مثبت نسبت به مشکلات وتمایل به مقابله رو در رو با آن ها مربوط می شود . سبک مهار حل مسئله گویای تاثیر مهار کننده های بیرونی و درونی در موقعیت مسئله ساز است. سبک اجتنابی حالتی از تمایل به نادیده گرفتن مشکلات به جای حل آن ها است و سرانجام سبک درماندگی، بی یاوری فرد درموقعیت های مسئله ساز را نشان می دهد. سه سبک نخست، شیوه های حل مسئله سازنده و سه سبک بعدی شیوه های حل مسئله غیر سازنده خوانده می شود (کسیدی و لانگ ، 1996). توانایی حل مسئله در برابر رویدادهای منفی محیط مانند بیماری چون سپر عمل خواهد کرد. بنابراین حل مسئله یک فرآیند مقابله ای آگاهانه، منطقی، پرتلاش و هدفمند است که می تواند توانایی والدین کودکان مبتلا به سرطان را برای مقابله ی سودمند با انواع وسیعی از موقعیت های استرس زا افزایش دهد (دزوریلا،1995). والدین کودکان مبتلا به سرطان از آنجایی که در  مواجهه با بیماری فرزند احساس درماندگی می کنند، با از دست دادن حس کارآمدی و اثر بخشی خود، در رویارویی با مشکل دچار هراس شده و اعتماد خود را برای حل مسئله از دست می دهند (زارعان،1386).

یکی از عواملی که سلامت روان والدین کودکان مبتلا به سرطان را دچار چالش می کند، نشخوار فکری است. نشخوار فکری یعنی این که فرد به دنبال حالت افسردگی و غمگینی رفتارها و افکاری را نشان می دهد که توجه او را به سمت علائم و معنای علائم افسردگی جلب می کند . این افراد هنگامی که افسرده می شوند به دو شکل به افسردگی پاسخ می دهند. حالت اول سبک پاسخ دهی نشخوار فکری است که پاسخی ناکارآمد به افسردگی است که به طولانی شدن و شدت یافتن نشانه های افسردگی می انجامد. حالت دوم سبک منحرف کننده حواس است که پاسخی کارآمد به افسردگی است که باعث کاهش شدت و مدت افسردگی می شود (یوسفی،1388­). نشخوارفکری به عملکرد حل مسئله لطمه می زند. عملکرد ضعیف افراد دارای نشخوار فکری بیانگر نقص در مهارت های حل مسئله آن ها است و ناتوانی در استفاده از بازخورد برای تصحیح عملکرد و حفظ راهبرد موجود می تواند به دلیل انعطاف ناپذیری شناختی رخ دهد. افراد دارای نشخوار فکری در تغییر شناخت هایشان متناسب با شرایط محیطی مشکل بیشتری دارند. این افراد از نظر ذهنی به یک شیوه و سبک خاص در ارتباط با یک موضوع “می چسبند” (رایس[46]،هرمانس[47]، ویلیامز[48]،دیمیتانر[49] ،ساب[50]،پیترز[51]، الن[52]،2005؛کاو[53]،دریتچل[54]،و آستل[55]،2006). نکته مهم آن که افراد دارای نشخوار فکری بدون در نظر گرفتن خلق منفی راه حل های ناموثرتر بیشتری به یاد آوردند (نورن، وایت،دریتچل[56]،2015). از این رو برای یافتن راه حل های بهتر و موثرتر تلاش نمی کنند و در نتیجه راهبردهای حل مسئله آن ها آسیب دیده و در حل مشکل شکست می خورند. مطالعات مختلف از این یافته حمایت کرده است که نشخوار فکری به مهارت های حل مسئله فرد آسیب زده و باعث کاهش راهبردهای حل مسئله موثر می شود (پاپاجورجیو[57]،2004). والدین کودکان مبتلا به سرطان که خلق افسرده بیشتر و نشخوار فکری بیشتری داشتند، راه حل های موثر کمتری گزارش دادند.

با توجه به اینکه مشخص نبود هر یک از عوامل بالا تا چه حد پیش بین سلامت روان والدین هستند، یا تا چه میزان واریانس سلامت روان والدین را تبیین می کنند، پژوهش حاضر به منظور دست یابی به این پاسخ انجام شد.

تعداد صفحه :109

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

Posted in دسته‌بندی نشده

پایان نامه رابطه جهت گیری مذهبی و ابعاد شخصیت با سلامت روان در بین معلمان زن مقطع ابتدایی

post” name=”frm_jahanpay64″ class=”form-group”>

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد کرمانشاه

پایان نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی«M.A»

موضوع

رابطه جهت گیری مذهبی و ابعاد شخصیت با سلامت روان در بین معلمان زن مقطع ابتدایی شهرستان کرمانشاه در سال 94-93

سال 94-93

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

فصل یکم:مقدمه پژوهش    2

مقدمه 3

بیان مسئله 5

اهمیت و ضرورت انجام تحقیق  8

اهداف مشخص تحقیق  10

هدف اصلی  10

اهداف فرعی  10

فرضیه های تحقیق  10

تعاریف مفهومی و عملیاتی  11

تعاریف مفهومی  11

تعاریف عملیاتی  11

فصل دوم: پیشینه پژوهش    13

تعریف سلامت روانی  14

سلامت روان زنان  17

مشخصه های سلامت روان  17

دیدگاه های مرتبط با سلامت روان  18

دیدگاه روان تحلیلی  18

دیدگاه هستی گرایی  21

دیدگاه انسان گرایی  23

دیدگاه شناختی  25

دیدگاه رفتار گرایی  27

تعریف دین  28

تاریخچه روان شناسی دین  29

مذهب و بهداشت روانی  31

نظریه های روان شناسی مرتبط با دین  35

نظریه یونگ   35

نظریه ویلیام جیمز  37

نظریه آلپورت   40

نظریه گالتون  41

نظریه هال  42

تعریف شخصیت   43

رویکرد صفات   46

نظریه گوردون آلپورت   47

نظریه ریموند بی کتل  48

نظریه هانس جی. آیزنک   49

مدل پنج عاملی صفات شخصیت   51

پیشینه تحقیق  57

پیشینه ی داخلی  57

پیشینه خارجی  60

فصل سوم: روش پژوهش    64

طرح پژوهش    65

متغیرهای پژوهش    65

جامعه آماری  65

نمونه و شیوه نمونه گیری  65

ابزار پژوهش    66

پرسشنامه سلامت روان (GHQ-28 ) 66

پرسشنامه سنجش جهت گیری های درونی و بیرونی مذهبی آلپورت   67

پرسشنامه شخصیت NEO-FFI مک کری و کاستا 68

شیوه اجرا 69

روش ها و ابزار تجزیه و تحلیل داده ها 69

فصل چهارم:یافته های پژوهش    71

الف. داده های  توصیفی  72

ب. داده های استنباطی  74

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری  78

محدودیت های پژوهش    83

پیشنهادات   83

پیشنهادات پژوهشی  83

پیشنهادات کاربردی  84

منابع  85

چکیده

هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی رابطه جهت گیری مذهبی و ابعاد شخصیت با سلامت روان است.

روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بوده و حجم نمونه شامل 100 نفر از معلمان زن مقطع ابتدایی شهر کرمانشاه می باشد که به شیوه ی نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از سه پرسشنامه جهت گیری مذهبی (آلپورت، 1950)، سلامت روان (گلدبرگ و هیلر، 1979) و پرسشنامه شخصیت نئو (کاستا و مک کری، 1993) استفاده شد .

یافته ها: نتایج نشان دادند که بین عوامل برون گرایی و دلپذیر بودن با سلامت روان رابطه معنادار و مثبت وجود دارد و بین عامل روان رنجور خویی و سلامت روان رابطه ی معنی دار و معکوس وجود دارد. اما بین عوامل انعطاف پذیری و مسئولیت پذیری با سلامت روان رابطه ی معنادار وجود ندارد. همچنین بین جهت گیری مذهبی درونی و سلامت روان رابطه ی معنادار و مثبت وجود دارد اما بین جهت گیری مذهبی بیرونی و سلامت روان رابطه معنادار وجود ندارد.

نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد عوامل ابعاد شخصیت از جمله روان رنجور خویی، مسئولیت پذیری، دلپذیر بودن و انعطاف پذیری سهم معناداری در پیش بینی سلامت روان دارند و این عوامل می توانند میزانی از واریانس سلامت روان معلمان زن را تبیین کنند.

واژگان کلیدی: جهت گیری مذهبی، ابعاد شخصیت و سلامت روان

مقدمه

بررسی ها نشان می دهد که پیوند دیرینه ی مذهب و سلامت روانی در حال تبدیل شدن به یک باور عمومی در میان روان شناسان و روان پزشکان است. پایبندی ها و گرایش های دینی، تأثیرات مثبت و قابل ملاحظه ای بر سلامت روان می گذارند و ما اکنون شاهد چرخش چشم گیر تحقیقات به سوی نقش اعتقادات دینی و معنویت در سلامت روان هستیم. (سالاری فر و همکاران، 1390).به قول فرانکل[1]  التیام فرد و جامعه فقط با مراعات سه جنبه ی انسانی یعنی جسمی، روانی و دینی حاصل می شود. آلپورت[2] و راس[3] استدلال می کنند که نگرش های مذهبی تعیین می کنند که چگونه کارکردهای مذهبی به عنوان مکانیزمی برای ارزشیابی و در ارتباط با حوادث استرس زای زندگی به کار می روند. این ارزش یابی می تواند بین نگرش های مذهبی و سلامتی اتصال برقرار کند. آنها بر این باورند که میل و گرایش دینی یک عامل مستقل و خود مختار در شخصیت انسان بوده و تمام اجزاء دیگر، شخصیت را در یک سیستم واحد کلی، وحدت می بخشد. آنان در بحث شخصیت انسان متوجه شدند که کل زندگی انسان وابسته به ایمان اوست. به این معنا که هر چه فرد دارای دین داری درونی باشد، سلامت روان بیشتری دارد، اما هر چه دین را در جهت رفاه و برآورده کردن نیازهای اجتماعی به کار ببرد و به اصل آن توجه نداشته باشد از سلامت روان پایینی برخوردار است (آلپورت و راس، 1967).

همچنین می توان گفت انسجام و یکپارچگی شخصیت، نسبت مستقیم با سلامت روانی فرد دارد، یعنی هر چه انسجام شخصیت بیشتر، سلامت روانی فرد بالاتر خواهد بود.(آذربایجانی، 1390).

در دنیای متحول امروز، تمام کشورها به مربیان و معلمان کارآمد و با انگیزه نیاز دارند تا با سلامت روان و انگیزه بالا، بیشترین کارایی را در نظام آموزشی داشته باشند و بدیهی است که به خطر افتادن سلامت و بهداشت روان آنان باعث ایجاد نارضایتی از شغل خویش و حتی زندگی خویش و بالطبع عملکرد ضعیفشان در محیط کار می گردد. نتایج تحقیقات حاکی از شیوع بالای اختلالات روانی در ایران و جهان است. به طوری که تعداد بسیاری از افراد شاغل در مشاغل گوناگون از اختلالات روحی و روانی رنج می برند که این امر بر کارایی و اثر بخشی آنان بیشترین تأثیر را می گذارد. تدریس و معلمی نیز به دلیل اهمیت و انتظارات زیادی که از معلمان می رود اساساً کار پر تنش و پر فشاری است. فونتانا[4] و آبوسیری[5] با بهره گرفتن از یک نمونه از معلمان ابتدایی و متوسطه انگلستان نشان دادند که بیش از 72% معلمان به طور خفیف و 23% به طور جدی فشارهای روانی ناشی از کار را تجربه می کنند. (فونتانا و آبوسیری، 1993، ترجمه فروغان، 1382 به نقل از فیاض و همکاران، 1393).

بر این اساس می توان به اهمیت بهداشت روان معلمان پی برد. چرا که معلمانی که از سلامت روان برخوردار باشند می توانند اثر بخشی بیشتری داشته و نقش مهمتری در تربیت دانش آموزان به ویژه در مقطع حساس ابتدایی ایفا نمایند. زیرا دانش آموزان بیشترین تأثیر را از معلمان خود می گیرند.

بیان مسئله

امروزه سلامت روان به عنوان یکی از ابعاد مهم سلامت مورد توجه می باشد. زیرا فشارهای روانی ناشی از زندگی مدرن و تغییرات سریع اجتماعی که تحت تاثیر رشد سریع زندگی صنعتی شکل می گیرد ، تاثیرات عمده ای بر سلامت روان[6]  انسان دارد.

سلامت روان یکی از مهمترین مولفه های یک زندگی سالم است که عوامل بیشماری در شکل بندی صحیح یا ناصواب آن دخیل هستند ( ,[7]WHO2007).

در گستره ی بهداشت روانی ، انسان سالم ، در جستجوی معنای زندگی ، سعادت  ، کامروایی و شادکامی است. (فرانکل[8] ، 1976). مسئله ی سلامت روان معلمان با توجه به ارتباط نزدیک آنها با دانش اموزان و نفوذی که بر آنها دارند ، اهمیت بیشتری نسبت به سایر طبقات اجتماعی پیدا می کند. (کاوه و همکاران ، 1381)

معلمان دوره ابتدائی که روزهای بیشتری از هفته را نسبت به دوره های بالاتر در مدرسه با بچه ها سرو کار دارند ، با فشار کاری بیشتری روبه رو هستند. بنابراین تشخیص به موقع اختلال روانی در بین معلمان مهمترین مسئله می باشد. در صورتی که سیستم غربالگری جامعی در سطح کشور باشد ، به راحتی می توان این اختلال را برطرف کرد. (اتکینسون[9] و هور نبی[10] ،1994،ترجمه رهنما و فریدی ، 1384)

مذهب نیز می تواند به عنوان یک اصل وحدت بخش و یک نیروی عظیم برای سلامت روان مفید و کمک کننده باشد . از دیدگاه آلپورت جهت گیری مذهبی به دو صورت «درونی»[11] و «بیرونی»[12] می باشد. در جهت گیری مذهبی درونی ، ایمان به خودی خود به عنوان یک ارزش متعالی تلقی می گردد و یک تعهد انگیزش فراگیر ، نه وسیله ای ، برای دستیابی به اهداف در نظر گرفته می شود. اما در جهت گیری مذهبی بیرونی ، مذهب امری خارجی و ابزاری برای ارضای نیازهای فردی از قبیل مقام و  امنیت مورد  استفاده قرار می گیرد. به عبارت دیگر دینداری برای کسب امنیت و پایگاه اجتماعی است. افرادی که چنین جهت گیری دارند از دین به عنوان وسیله ای برای رسیدن به حاجات خود استفاده می کنند.(آلپورت و راس[13] ، 1967).

شخصیت مجموعه ای از صفات هیجانی و رفتاری  است که فرد را در زندگی روزمره اش احاطه و همراهی می کند. به عبارت دیگر ، شخصیت ، خصوصیات مستمری است که فرد از طریق آنها تعامل و سازگاری خود را با دیگران و محیط اجتماعی تنظیم می نماید.(آلبرت،مانیا،برجسیوک و بوگتو[14]،2006)

مدل پنج عاملی شخصیت یکی از مسلط ترین و تاریخی ترین مدل های ساختاری شخصیت است و بسیاری از روان شناسان بیان کرده اند که مدل پنج عاملی بسیاری از متغیرهای شخصیت را در بر می گیرد.

مطابق نظر مک دونالد[15] (1999) این مدل ابتدا توسط گالتن[16] (1884) مطرح شد. پنج عامل که در مطالعات انجام شده به وفور آمده اند عبارتند : ثبات هیجانی ، برونگرایی ، گشودگی تجربه ، همسازی و وظیفه شناسی[17].

هم چنین شخصیت و سلامت روانی معلمان بیش از سایر طبقات اجتماعی مورد توجه و مهم است زیرا ارتباط نزدیک معلم با دانش آموزان و نفوذ او بر آن ها در سلامت فکری و روانی دانش آموزان نقش مهمی ایفا می کند.

تعداد صفحه :105

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

Posted in دسته‌بندی نشده

پایان نامه رابطه ابعاد شخصیتی(درونگرایی، برونگرایی)و سلامت روان با کمال‌گرایی در کارکنان

post” name=”frm_jahanpay64″ class=”form-group”>

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشکده علوم انسانی گروه آموزشی روانشناسی

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد

رشته روانشناسی گرایش عمومی 

عنوان:

رابطه ابعاد شخصیتی(درونگرایی، برونگرایی)و سلامت روان با کمال‌گرایی در کارکنان

نیم‌سال تحصیلی:

1394-1393

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

چکیده

فصل اول: کلیات پژوهش

1-1- مقدمه. 3

1-2- بیان مساله. 4

1-3- ضرورت‌های انجام پژوهش…. 6

1-4- اهداف پژوهش…. 7

    1-4-1- هدف کلی.. 7

    1-4-2- اهداف جزیی.. 7

1-5- فرضیه‌های پژوهش…. 8

1-7- تعریف واژه‏ها به صورت مفهومی ‌و عملیاتی: 8

    1-7-1- تعریف مفهومی.. 8

    1-7-2- تعریف عملیاتی.. 9

فصل دوم: پیشینه تحقیق

پیشگفتار. 11

2-1- تعریف شخصیت… 11

    2-1-1- دیدگاههایی درباره شخصیت… 13

    2-1-2- دیدگاه روانکاوی.. 13

    2-1-3- دیدگاه پدیدار شناختی.. 14

    2-1-4- دیدگاه یادگیری یا رویکرد رفتاری.. 14

    2-1-5- دیدگاه گرایشی.. 14

    2-1-6- دیدگاه پردازش اطلاعات… 15

    2-1-7- دیدگاه صفات… 15

    2-1-8- طبقه بندی شخصیت… 15

    2-1-9- بقراط و جالینوس… 15

    2-1-10- کرچمر. 16

    2-1-11- ویلیام شلدون. 17

    2-1-12- آیزنک… 17

    2-1-13- ادبیات مدل 5 عاملی.. 18

    2-1-14- پیدایش و تحول الگوی 5 عاملی شخصیت… 19

    2-1-15- ساخت شخصیت در الگوی 5 عاملی.. 20

    2-1-16- رابطه بین الگوهای 5 عاملی و سایر الگوهای عاملی شخصیت… 20

    2-1-17- ساختار و اندازه گیری شخصیت… 21

2-2 سلامت روان. 25

    2-2-1- نظریه سیستم‌ها 26

    2-2-2- رویکرد اکولوژیکی.. 27

    2-2-3- مفهوم تعادل حیاتی.. 28

    2-2-4- عوامل موثر در شکل گیری روانشناسی سلامت… 29

    2-2-5 ملاک‌های سلامت روان. 29

    2-2-6- عوامل موثر بر سلامت روان. 30

    2-2-7- همه گیر شناسی.. 31

2-3- کمال گرایی.. 33

    2-3-1 نظریه‌های كمال‌گرایی.. 34

    2-3-2- كمال‌گرایی از دیدگاه اسلام. 39

    2-3-3- انواع كمال‌گرایی.. 39

    2-3-4- ابعاد كمال‌گرایی.. 41

    2-3-5- ویژگی‌های افراد كمال‌گرا 42

2-4- تحقیقات انجام شده خارجی و داخلی.. 44

    2-4-1- تحقیقات داخلی.. 44

    2-4-2- تحقیقات خارجی.. 48

فصل سوم: روش اجرای تحقیق

3-1- پیشگفتار. 54

3-2- روش پژوهش…. 54

3-3- جامعه آماری.. 54

3-4- حجم نمونه و ویژگیهای آن. 54

3-5- ابزار اندازه گیری پژوهش…. 54

3-6- شیوه جمع آوری اطلاعات… 56

3-7- روشهای تجزیه و تحلیل داده ها 56

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده‌ها و یافته‌های تحقیق

4-1- مقدمه. 58

4-2- بررسی سوال‌های پژوهش…. 60

    4-3-1- فرضیه فرعی اول. 62

    4-3-2- فرضیه فرعی دوم. 62

    4-3-3- فرضیه فرعی سوم. 63

فصل پنجم: نتیجه‌گیری و پیشنهادات

5-1- خلاصه پژوهش و نتیجه گیری.. 68

5-2- بحث و نتیجه گیری.. 68

5-3- محدودیت‌های پژوهش…. 74

    5-3-1- محدودیت در اختیار پژوهشگر. 74

    5-3-2- محدودیت خارج از دست پژوهشگر. 74

5-4- پیشنهادهای پژوهش…. 75

5-5- پیشنهادات کاربردی.. 75

    5-5-1- بر اساس یافته‌های نتایج فرضیه اصلی.. 75

    5-5-1- بر اساس یافته‌های نتایج فرضیه فرعی اول. 75

    5-5-2- بر اساس یافته‌های نتایج فرضیه فرعی دوم. 75

    5-5-3- بر اساس یافته‌های نتایج فرضیه فرعی سوم. 75

منابع و مآخذ

پیوست

Abstract

چکیده

این پژوهش با هدف تعیین رابطه ابعاد شخصیتی(درونگرایی، برونگرایی)و سلامت روان با کمال‌گرایی در کارکنان ایران رادیاتور انجام گرفت. روش پژوهش حاضر توصیفی همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش کلیه کارکنان کارخانه ایران رادیاتور که در سال 1394 در این کارخانه مشغول به کار هستند، می‌باشد. به روش نمونه گیری تصادفی ساده و براساس جدول براورد حجم نمونه مورگان، تعداد 278 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. در این پژوهش برای گردآوری داده‌ها از پرسشنامه ابعاد شخصیتی(درونگرایی، برونگرایی) آیزنگ، سلامت روان گلدبرگ و کمال‌گرایی هیل استفاده شده است. برای آزمون فرضیه‌های پژوهش، از آزمون‌های آماری پارامتریک ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام استفاده شد.در ضمن کلیه عملیات آماری با بهره گرفتن از نرم افزار spss20  تجزیه و تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان دادند که مقادیر همبستگی بین ابعاد شخصیتی(درونگرایی، برونگرایی)و سلامت روان با کمال‌گرایی در کارکنان بجز درونگرایی از نظر آماری معنی‌دار است(05/0>p). درضمن با اطمینان 99/0 نتیجه می‌گیریم که پیش بینی کمال‌گرایی در کارکنان، بر اساس ابعاد شخصیتی(درونگرایی، برونگرایی)و سلامت روان معنی‌دار است و متغیر پیش بین ابعاد شخصیتی(درونگرایی، برونگرایی)و سلامت روان قدرت پیش بینی متغیر ملاک (کمال‌گرایی در کارکنان) را دارند.

کلیدواژه: ابعاد شخصیتی(درونگرایی، برونگرایی)، سلامت روان، کمال گرایی 

1-1- مقدمه

     سلامت‌روانی عبارت است از سازش با خود و محیط، سازگاری داشتن به صورت موفقیت­آمیز و نداشتن بیماری روانی. فرد سالم، دارای سلامت فكر است و قدرت و توانایی كافی برای تحرك، لذت، ‌پیشرفت و تكامل در حد فردی و گروهی را دارد. به عبارت دیگر، سلامت‌روانی مجموعة فعل و انفعال­ها، اقدامات و فعالیت­ها و كارهایی است كه ما را به سمت تأمین سلامت فردی و اجتماعی از نظر روانی هدایت می­كند و از آنجا كه ابعاد روانی جدا از ابعاد جسمی‌‌ و اجتماعی نیست، طبعاً اهداف و فعالیت­های بهداشت روانی اغلب متوجه فعالیت­های بهداشت عمومی‌‌ و بهداشت جسمی‌‌ است.

     بررسی‌ها نشان دادند شخصیت افراد می‌‌ تواند مهم ترین عامل تأثیر گذار در سازگاری وسلامتی آنان به شمار آید(مك كری و كوستا[1]،1986، هایز و جوزف[2]،2003)امروزه، بسیاری از پژوهشگران براین عقیده اند كه مدل پنج عاملی شخصیت، می‌‌ تواند دانش ما را درباره‌ی شخصیت وسلامتی افزایش دهد. چنان كه می‌‌ توان هریك از پنج عامل اصلی، روان نژندگرایی(N)، برونگرایی(E)، انعطاف پذیری (O)، دلپذیر بودن(A)، و با وجدان بودن(C)، را به عنوان مجموعه ای از صفات سازش یافته ای دانست كه می‌‌ توانند هم به فرد و هم به گروه جهت رسیدن به نیازهای اساسی شان كمك نمایند(كروتكوف و هانا[3]،2004)در چند بررسی معلوم گردید كه برون گرایی به صورت مثبت با سلامت‌روانی، و هیجانی فرد ارتباط دارد، در حالی كه، روان رنجور خویی ارتباط منفی با سلامت‌روانی افراد دارد(كوستا و مك كری،1984، واستون و كلارك، مك اینتایر و هامیكر[4]،1992، نقل از شولتز،1991).مك كری و كوستا(هایز و جوزف،2003) عنوان می‌‌ كنند كه بعد انعطاف پذیری شخصیت باعث می‌‌ شود كه شخص، هم حالات عاطفی مثبت و هم حالات عاطفی منفی را بیشتر تجربه نماید، بنابراین، هیچ ارتباط مستقیمی‌‌ بین این بعد وسلامتی وجود ندارد. بررسی‌های طولی درباره افراد نشان می‌‌ دهد افرادی كه در ابعاد دلپذیر بودن و با وجدان بودن نمرات بالایی داشتند از اشخاصی كه در این ابعاد نمرات پایین داشتند سلامت‌روانی بیشتری را نشان دادند(مك كری و كوستا،1991، نقل از شولتز،1991).

كمال گرایی، یكی از متغیرهایی است كه در چند دهه گذشته به عنوان یك سازه چند بعدی  مورد مطالعه قرار گرفته است. پژوهشگران مختلف در تعاریف گوناگونی كه از کمال‌گرایی ارائه داده اند، به جنبه‌های منفی وناسازگارانه‌ی آن بیشتر از جنبه‌های مثبت و سالم، اهمیت داده، و روی هم رفته، کمال‌گرایی را به عنوان یك ویژگی منفی، روان رنجور و ناسازگارانه قلمداد كرده اند(بلات[5]،1995). در سال‌های اخیر بسیاری از پژوهشگران، رویكردی چند بعدی برای مطالعه کمال‌گرایی در پیش گرفته اند. از جمله می‌‌ توان به هویت و فلت(1991)اشاره كرد كه سه بعد را برای کمال‌گرایی قائل شده اند. این ابعاد عبارتند از: کمال‌گرایی خود مدار (وضع معیارهای بالا و غیرواقع گرایانه برای خود)، کمال‌گرایی دیگر مدار (داشتن انتظارات بالا و غیرواقع بینانه در باره‌ی دیگران) وکمال‌گرایی جامعه مدار(باور فرد مبنی بر این كه دیگران از فرد، انتظار كامل بودن دارند و او باید انتظارات آنان رابرآورده سازد). در زمینه‌ی ارتباط کمال‌گرایی و سلامتی، شواهد زیادی وجود دارد مبنی بر این كه این سازه با جنبه‌های مختلف ناسازگاری و انواع آسیب‌های روانشناختی مانند اضطراب، افسردگی، بی اشتهایی عصبی، علائم وسواس وباورهای غیرمنطقی ارتباط دارد(پارکر و استامف[6]،2000).

     افراد شاغل در صورتی که بتوانند با توجه به ویژگیهای شخصیتی خویش شغلی را انتخاب کنند، می‌‌ توانند با حسن سلوک و بردباری و بدون تحمل فشار روانی زیاد به کار بپردازند و مثمرثمرباشند. نیروی انسانی در صورتی می‌‌ تواند کار مفید و مؤثرداشته باشد که دارای انگیزه مناسب، روحیه مناسب و رضایت و تعهد بالایی باشد. رضایت شغلی و تعهد شغلی جایگاه ویژه ای را در مطالعات مدیریت منابع انسانی و رفتار سازمانی دارا می‌‌ باشد. زیرا این ساختار می‌‌‌تواند در جهت پیش بینی رفتارهای سازمانی در آینده نظیر ترک شغلی، تأخیر، کم کاری، غیبت و. مؤثرباشد و در نهایت بر بهره وری نیروی انسانی تأثیر به سزایی داشته باشد. با توجه به اینکه اولین و مهمترین جزء سیستم سازمان، افراد انسانی با شخصیت‌های مختلف خود می‌‌ باشند لذا انگیزه ها، تواناییها، تمایلات، عقاید و افکار که در واقع از اجزاء مهم تشکیل دهنده ی شخصیت انسان می‌‌ باشد حدود انتظارات و توقعات افراد را نسبت به یکدیگر و همچنین نسبت به سازمان تعیین می‌‌ کنند.

1-2- بیان مساله

     براساس تعریف سازمان بهداشت جهانی، سلامت عمومی‌عبارت است از رفاه کامل جسمی، روانی و اجتماعی فرد که بین این سه جنبه تأثیر متقابل و پویا وجود دارد. بنابراین، سلامت روان به عنوان یکی از ملاک­های تعیین­کننده سلامت عمومی‌افراد درنظرگرفته می­شود؛ که مفهوم آن عبارت است از احساس خوب بودن و اطمینان از کارآمدی خود، اتکا به خود، ظرفیت رقابت، تعلق بین نسلی و خود شکوفایی توانایی­های بالقوه فکری، هیجانی و… (سازمان بهداشت جهانی، 2001). سلامت روانی  به طور کلی برای اطلاق به کسی به کار می‌رود که در سطح بالایی از سازگاری و انطباق رفتاری و هیجانی قرار دارد، نه صرفاً کسی که بیمار روانی نیست(آرتور اس.ربر[7]،۲۰۰۵).

     علت این همه توجه به سلامت روان این است که سلامت جسمی، روانی و اجتماعی لازمه رشد و شکوفایی انسان­ها می­باشد. بدین منظور ایجاد و حفظ سلامت فکر و اندیشه، توانایی مقابله با مشکلات روزمره زندگی، توانایی ایجاد روابط سالم و صمیمانه با همنوعان و داشتن زندگی هدف­دار و پرثمر از اهمیت زیادی برخوردار است، به­خصوص در جامعه رو به رشد کنونی که جوانان بیش از گذشته در برابر شرایط و متغیرهای نامساعد و فشارآور زندگی قرار گرفته­اند (کوشان، واقعی،1382).

     یکی از محورهای ارزیابی سلامتی جوامع مختلف، سلامت روانی آن جامعه است. سلامت روانی نقش مهمی‌در تضمین پویایی و کارآمدی هر جامعه ایفا می­کند. هر کس در اصل به یکی از دو طریق با جهان ارتباط برقرار می‌کند.این دو طریق شامل برونگرایی و درون گرایی می‌باشد. هر چند که فرد از یکی از این جهات استفاده می‌برد ولی جهت دیگر نیز برای او باقی می‌ماند.در حالت درون گرایی جهت گیری اصلی فرد به درون خویش است وشخص زیر نظر عوامل درونی و ذهنی خویش است. در حالت بیرونی جهت گیری فرد به سمت بیرون است و بیشتر به جهان خارج گرایش دارد.این شخص از نظر اجتماعی درگیر و فعال است(پروین و جان[8]،2002) شخصیت انسانهارا می‌تـوان بـا معیارهـای گـونـاگونی به دسته‌ه ای مختلف تـقسیم بندی كرد. در اینـجا شخصیت انسانها نخست بـا نحوه ارتباطشان با دیگران به دو دسته درونگرا و برونگرا تـقسیم بندی شده است. هـر دوی ایـن دو نوع شخصیت كاملا طبیـعـی و نـرمـال می‌بـاشـد. برونگرایان به سوی جهان عینی متمایل بوده و درونـگرایان به سوی جهان ذهنی و غیر عینی.از دیدگاه یونگ (۱۹۱۳) پدیده‌های برونگرایی و درونگرایی دو جنبه مهم از شخصیت انسانی را تشکیل می‌دهند. برونگرایی: هنگامی‌که توجه به اشیا و امور خارج چنان شدید باشد که افعال ارادی و سایر اعمال اساسی آدمی‌نتیجه ارزیابی ذهنی نباشد، بلکه معلول مناسبات امور و عوامل خارجی باشد، برونگرایی خوانده می‌شود(سیاسی،۱۳9۱). افراد درون‌گرا از لحاظ روانی دارای سرعت فعالیت مغزی بالاتر از حد طبیعی هستند و این امر سبب می‌‌شود که افراد درون‌گرا به قوای محرکه  کمتر از حد طبیعی نیاز پیدا نمایند. افراد درون‌گرا دارای دیدگاه درونی و ذهنی هستند و آمادگی بیشتری را برای خودداری و تسلط بر نفس خویش از خود نشان می‌دهند.این افراد اوقات خود را به مطالعه و بیشتر در تنهایی سپری نموده و کمتر مایل به معاشرت با دیگران هستند(فورسمان[9]، 2012).از سوی دیگر افراد برون‌گرا دارای سرعت فعالیت مغزی پایین‌تر از حد طبیعی هستند و از این رو این افراد برای اداره امور زندگی خویش به قوای محرکه بالاتر از حد طبیعی نیاز دارند. افراد برون‌گرا بیشتر دارای دیدگاه عینی و خارجی بوده و دارای فعالیت عملی عالیتری هستند (سیاسی،1391). ولی میزان تسلط آنها بر نفس خودشان نسبت به افراد درون‌گرا کمتر است. این افراد مایلند که بر محیط افراد خود تأثیر گذارده و به رقابت با دیگران پرداخته و در مجامع عمومی‌بیشتر ظاهر می‌شوند.

     کمال‌گرایی یكی از ویژگی‌های شخصیتی می‌باشد كه می‌تواند هم سازنده، مفید و مثبت باشد و هم نوروتیك و كژ كنش (بیطرف،1390). نیروی انگیزشی هر فرد به سوی رشد و خود شكوفایی است. همه افراد نیاز دارند كه توانایی‌های بالقوه خود را تا بالاترین اندازه ممكن شكوفا كنند و به رشدی فراتر از رشد كنونی خود دست یابند. گرایش طبیعی افراد حركت از مسیر تحقق توانایی‌های بالقوه خودش است، هرچند ممكن است در این راه با برخی موانع محیطی و اجتماعی رو به رو شوند. البته رسیدن به كمال و شكوفا ساختن استعدادها و توانایی‌های نهفته و بالقوه فرد به خودی خود بسیار ارزشمند است و در این وادی كمال‌گرایی امری مثبت و پسندیده است ولی آن‌چه كه به آن اشاره شده است جنبه افراطی یا منفی كمال‌گرایی است (بیطرف،1390).

     با توجه به توضیحات گفته شده در این پژوهش به دنبال یافتن جواب این سوال هستیم آیا بین ابعاد شخصیتی(درونگرایی و برون گرایی)و سلامت روان با کمال‌گرایی در کارکنان ایران رادیاتور رابطه وجود دارد؟

1-3- ضرورت‌های انجام پژوهش

     از گرایشهای طبیعی انسان، حرکت در مسیر تحقق توانائیهای بالقوه خویش و شکوفا ساختن آنها تا بالاترین حد ممکن می‌باشد. این امر به خودی خود ارزشمند بوده و کمال‌گرایی در این مفهوم امری مثبت و پسندیده است. کمال گرایی، از جمله متغیرهایی است که در چند دهه گذشته به عنوان یک سازه چند بعدی مورد مطالعه قرار گرفته است. گزینش اهداف غیر قابل دسترس و نامتناسب با قابلیتهای فردی موجب می‌شود که کمال‌گرایی وجه منفی پیدا کرده و آثار زیانباری را برای فرد در پی داشته باشد از این رو به نظر بسیاری کمال‌گرایی با انواع اختلالات نوروتیک و رفتارهای ناسازگار رابطه دارد(پارك،2004، استامف و پارکر،2000).در سالهای اخیر بسیاری از محققان، رویکردی چند بعدی را در مطالعه کمال‌گرایی هدف پژوهشهای خود قرار داده اند (فراست[10]،1990). بنابراین، عوامل متعددی می‌توانند شکل گیری کمال‌گرایی نقش داشته باشند. این عوامل شامل متغیرهای کلان مانند وضعیت اقتصادی – اجتماعی، سطح درآمد، تحصیلات، مذهب، سن، و یا متغیرهای روان شناختی مانند: ابعاد شخصیت، سلامت روان و کمال‌گرایی می‌باشند. پژوهش‌های متنوعی پیرامون ابعاد سلامت روان در کارکنان صورت گرفته از جمله می‌توان به پژوهش مردانی حموله(1391) اشاره کرد که در پژوهش خود نشان داد که /81% کارکنان پرستاری از سلامت روان برخوردار بودند و 9/18% آنان در مواجهه با اختلالات روان از جمله 3/7% شکایات جسمانی، 8/5% افکار پارانوییدی و5% اضطراب بوده اند. صاحبی و همکاران (1385) نیز در پژوهشی نشان دادند جسمانی72/6، اضطراب67/6، عملکرد اجتماعی 48/6، افسردگی 28/3 و سلامت روانی2/23 بود؛ همچنین سلامت روانی به طور معنی‌داری با الگوی خواب غیر طبیعی، عدم فعالیت بدنی و عدم رضایت شغلی در ارتباط بود و مشخص شد که احتمال ابتلای کارکنان مؤنث بیشتر است. حاجلو و همکاران(1390) نشان داد، فرسودگی شغلی رابطه ی منفی ای با ابعاد انتظار پدر و مادر، معیارهای شخصی و سازماندهی داردنتایج تحلیل رگرسیون هم نشان داد كه تنها، بعد سازماندهی، توانایی پیش بینی متغیر فرسودگی شغلی را دارد بررسی متغیرهای جانبی چون سن نشان داد كه سن به عنوان متغیر پیش بینی كننده در ارتباط با متغیر ملاك کمال‌گرایی در دو گروه جوان‌تر معنی دار بوده است.در یک جمع بندی کلی می‌توان نتیجه گرفت با تقویت ابعاد مثبت كمال‌گرایی چون سازماندهی و معیارهای شخصی می‌‌ توان فرسودگی شغلی را كاهش داد. همچنین، افراد در اوایل تا اواسط سال‌های كاریشان كمال‌گراتر هستند. از این رو شاید بهتر باشد كه كمال‌‌گرایی این گروه سنی جوان‌تر را به سمت درست و ابعاد مثبت آن هدایت كرد. هدف این پژوهش بررسی رابطه ابعاد شخصیتی(درونگرایی و برون گرایی)و سلامت روان با کمال‌گرایی در کارکنان گروه صنعتی ایران رادیاتوراست.

1-4- اهداف پژوهش

1-4-1- هدف کلی

     تعیین رابطه ابعاد شخصیتی(درونگرایی، برونگرایی)و سلامت روان با کمال‌گرایی در کارکنان ایران رادیاتور

1-4-2- اهداف جزیی

     تعیین رابطه ابعاد شخصیتی(درونگرایی، برونگرایی)با کمال‌گرایی در کارکنان ایران رادیاتور

     تعیین رابطه سلامت روان با کمال‌گرایی در کارکنان ایران رادیاتور

     تعیین نقش پیش بینی کننده گی کمال‌گرایی با توجه به ابعاد شخصیتی(درونگرایی، برونگرایی) و سلامت روان

1-5- فرضیه‌های پژوهش

فرضیه اصلی

     بین ابعاد شخصیتی(درونگرایی، برونگرایی)و سلامت روان با کمال‌گرایی در کارکنان ایران رادیاتور رابطه وجود دارد.

فرضیه‌های فرعی

     بین ابعاد شخصیتی(درونگرایی، برونگرایی) با کمال‌گرایی درکارکنان ایران رادیاتور رابطه وجود دارد.

     بین سلامت روان با کمال‌گرایی در کارکنان ایران رادیاتور رابطه وجود دارد.

     ابعاد شخصیتی(درونگرایی، برونگرایی)و سلامت روان می‌تواند واریانس کمال‌گرایی را پیش بینی کند.

1-6- متغیرهای پژوهش

     متغیر پیش بین: ابعاد شخصیتی(درونگرایی، برونگرایی)و سلامت روان

     متغیر ملاک: کمال‌گرایی

     متغیر مزاحم:سبک فرزند پروری فرد- سبک تفکر- باورهای روانشناختی- باورهای مذهبی

     شرایط کنترل متغیرهای مزاحم:

     1)نمونه‌ها به صورت تصادفی انتخاب شدند.

     2)از کارکنان یک شرکت انتخاب شدند.

     3)جنسیت فقط مرد گرفته شد.

تعداد صفحه :117

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

Posted in دسته‌بندی نشده

پایان نامه پیش بینی سلامت روان بر اساس باورهای مذهبی و هوش اجتماعی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج

دانشکده روانشناسی

پایان نامه

جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد

رشته روانشناسی عمومی

موضوع پژوهش

پیش بینی سلامت روان بر اساس باورهای مذهبی و هوش اجتماعی

سال تحصیلی1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                               صفحه

چکیده

فصل اول : کلیات پژوهش

1-1- مقدمه ………………………………………………………………………………………………………… 2

1-2- بیان مساله …………………………………………………………………………………………………… 4

1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش ……………………………………………………………………………. 10

1-4- تعریف نظری و عملیاتی متغیرهای پژوهش ………………………………………………. 16

1-4-1- تعریف نظری ………………………………………………………………………………… 16

1-4-2- تعریف عملیاتی ……………………………………………………………………………… 17

1-5- متغیرهای پژوهش ……………………………………………………………………………………….. 17

1-6- اهداف پژوهش …………………………………………………………………………………………… 18

1-7- فرضیات پژوهش ………………………………………………………………………………………… 18

فصل دوم : ادبیات و پیشینه تحقیق

2-1- مقدمه ……………………………………………………………………………………………………….. 21

2-2- ادبیات پژوهش …………………………………………………………………………………………… 21

2-3- تعریف مفاهیم و نظریه های مربوط  به مذهب ……………………………………………………. 25

2-3-1- تعریف دین……………………………………………………………………………………… 26

2-3-2- دیدگاه های نظری درباره دین ………………………………………………………………. 28

2-3-3- روانشناسی مذهبی از دیدگاه انسانگراها ………………………………………………….. 30

2-3-4- دیم به عنوان رفتار عامل ……………………………………………………………………… 40

2-3-5- فطری بودن دین ……………………………………………………………………………….. 45

2-3-6- منشأ دین ………………………………………………………………………………………… 48

2-3-7- دیدگاه قرآن …………………………………………………………………………………….. 49

2-3-8- معتقدان به آثار منفی دین بر سلامت ………………………………………………………. 55

2-3-9- سرآغاز روانشناسی دین ……………………………………………………………………… 57

2-3-10- روان شناسی دین ……………………………………………………………………………. 60

2-3-11- نگرش مذهبی ………………………………………………………………………………… 63

2-3-12- رفتار مذهبی ………………………………………………………………………………….. 64

2-4- تعریف مفاهیم و نظریه های مربوط به هوش اجتماعی ………………………………………….. 65

2-4-1- هوش …………………………………………………………………………………………… 65

2-4-2- هوش اجتماعی ………………………………………………………………………………. 65

2-4-3- سازگاری اجتماعی ………………………………………………………………………….. 70

2-4-4- ماهیت مهارتهای اجتماعی …………………………………………………………………. 71

2-4-5- فرایند پردازش اطلاعات اجتماعی ………………………………………………………. 75

2-4-6- پردازش اطلاعات …………………………………………………………………………… 77

2-4-7- آگاهی اجتماعی ……………………………………………………………………………… 80

2-4-8- منش اجتماعی بودن ………………………………………………………………………… 80

2-4-9- کارکرد اجتماعی …………………………………………………………………………….. 81

2-4-10- ارتباط مذهب و سلامت روان ………………………………………………………….. 82

2-5- تعریف مفاهیم و نظریه های مربوط به سلامت روان …………………………………………….. 85

2-5-1- بهداشت عقل (خرد) ……………………………………………………………………….. 89

2-5-2- بهداشت دل ( قلب ) ………………………………………………………………………. 89

2-6- پیشینه پژوهش……………………………………………………………………………………………. 100

2-6-1- تحقیقات داخلی ……………………………………………………………………………. 100

2-6-2- تحقیقات خارجی ………………………………………………………………………….. 109

فصل سوم : روش پژوهش

3-1- مقدمه ……………………………………………………………………………………………………… 118

3-2- جامعه پژوهش ………………………………………………………………………………………….. 118

3-3- حجم نمونه ………………………………………………………………………………………………. 118

3-4- رو ش نمونه گیری ……………………………………………………………………………………… 119

3-5- ابزار پژوهش …………………………………………………………………………………………….. 119

3-5-1- پرسشنامه نگرش سنج مذهبی ……………………………………………………………. 119

3-5-2- پرسشنامه سلامت روان …………………………………………………………………… 120

3-5-3- پرسشنامه هوش اجتماعی ………………………………………………………………… 121

3-6- روایی و پایایی آزمون …………………………………………………………………………………. 123

3-7- معیارهای ورود به پژوهش …………………………………………………………………………… 124

3-8- روش گردآوری داده ها ……………………………………………………………………………….. 125

3-9- روش تجزیه و تحلیل آماری …………………………………………………………………………. 125

فصل چهارم : تجزیه و تحلیل آماری

4-1- مقدمه ……………………………………………………………………………………………………… 127

4-2- یافته های توصیفی ……………………………………………………………………………………… 127

4-3- ویژگی های جمعیت شناختی ………………………………………………………………………… 127

4-4- تحلیل استنباطی …………………………………………………………………………………………. 131

4-5- فرضیه اسلی پژوهش ………………………………………………………………………………….. 131

4-6- فرضیه های فرعی پژوهش …………………………………………………………………………… 133

فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری

5-1- اطلاعات توصیفی ………………………………………………………………………………………. 137

5-2- بحث و نتیجه گیری ……………………………………………………………………………………. 137

5-3- فرضیه اصلی پژوهش ………………………………………………………………………………….. 137

5-4- اولین فرضیه فرعی …………………………………………………………………………………….. 138

5-5- دویمن فرضیه فرعی …………………………………………………………………………………… 138

5-6- محدودیت ها ……………………………………………………………………………………………. 139

5-7- پیشنهادات ……………………………………………………………………………………………….. 140

منابع ومأخذ ………………………………………………………………………………………………………. 141

پیوست …………………………………………………………………………………………………………….. 158

پیوست 1: پرسشنامه سلامت روان …………………………………………………………………………… 159

پیوست 2: پرسشنامه نگرش سنجش مذهبی ……………………………………………………………….. 160

پیوست 3: پرسشنامه هوش اجتماعی ………………………………………………………………………… 161

چکیده انگلیسی 162

چكیده   :

هدف از پژوهش حاضر پیش بینی سلامت روان بر اساس باورهای مذهبی و هوش اجتماعی در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج بود. روش پژوهش رگرسیون چند متغیری و همبستگی پیرسون بود. بدین منظور از جامعه آماری دانشجویان عادی در مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد واحد کرج نمونه ای به حجم 120نفر (60نفر دختر و 60 نفر پسر )که در سال تحصیلی 1393-1394 به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب گردید. از ابزار پرسشنامه 28 سوالی سلامت روان گلدبرک و 25 سوالی نگرش مذهبی براهنی و 21 سوالی هوش اجتماعی ترومسو توسط آزمودنی ها تکمیل و نتایج آن با بهره گرفتن از نرم افزارSPSS  ورژن 23 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت . نتایج بدست آمده نشان داد که بین باورهای مذهبی با سلامت روان و هوش اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد . بدین معنا که هرچه باورهای مذهبی افراد مثبت تر شود از سلامت روان بهتری برخوردارند و همچنین افرادی که از هوش اجتماعی بالاتری برخوردار بودند از سلامت روان بهتری برخوردارند.

کلید واژه : سلامت روان ، باورهای مذهبی،هوش اجتماعی، دانشجویان  

1-1- مقدمه

انسان مجموعه‌ای است از بدن، اعصاب، روح و روان. از این رو نیاز است که تمام جنبه‌های حیات او    مد نظر قرار گیرند. در واقع وقتی از انسان به عنوان موجودی یکپارچه، با تمام ویژگی­های گوناگونش صحبت    می شود لازم است علاوه بر جنبه‌های زیستی ‌او جنبه‌های اجتماعی،روحی، روانی و معنوی‌اش هم مد نظر قرارگیرد. بنابراین دین به عنوان یکی از جنبه­های روحی و روانی انسان، از موضوعات مهم و خاص بوده و بررسی تاثیرات آن می­تواند از نظر بهداشت روانی کمک حال انسان باشد (اختیاری و دهقانی­آرانی،1390).

از آنجا که دانشجویان از اقشار مستعد و برگزیده جامعه و سازندگان آینده کشور خویش هستند و سطح سلامت و کیفیت زندگی آنها تأثیر بسزایی در یادگیری و افزایش آگاهی علمی و موفقیت‌های تحصیلی‌شان خواهد داشت، ضروری به نظر می‌رسد كه مسائل بهداشت و سلامت مربوط به جنبه‌های شناختی، عاطفی و روانی این قشر عظیم، جدی تلقی شود و مورد رسیدگی قرار گیرد. و چون در هر جامعه توجه به وضعیت سلامت جسمی، روانی، اجتماعی، فرهنگی و علایق معنوی و فراهم آوردن زمینه لازم برای تحقیق یک زندگی پویا و سالم ضامن سلامتی آن جامعه برای سال‌های آینده به شمار می رود (کریمی و پیراسته، 2001).

«لَقَد خَلَقنَا الإنسانَ فی أحسَنِ تَقویم * ثُمَّ رَدَدناهُ أسفَلَ سافِلین»،( سوره تین، آیات 4-5.) در این آیه خداوند متعال، انسان را به امری بس عظیم و خطیر توجه داده است و آن این که چه حیاتی موجب حفظ و بقای مرتبه رفیع احسن تقویمی است و انسان چگونه باید زندگی کند که در وادی هولناک و از بین برنده اسفل سافلینی ساقط نشده و تازیانه­های عذاب بر او نواخته نشود. زندگی فراخور نیک­بختی و سعادتمندی چه ویژگی­هایی باید داشته باشد و همچنین تباهی و نگون­بختی که نشانگر انحطاط و شقاوتمندی است از چه نوع نادانی­ها و گمراهی­ها نشأت می­گیرد؟ (جوادی آملی، 1391).

امام موسى­بن­جعفر علیه­السلام می­فرمایند: «وَجَدْتُ عِلْمَ النّاسِ فى أرْبَعٍ: أَوَّلُها أنْ تَعْرِفَ رَبَّكَ، وَالثّانِیَةُ أنْ تَعْرِفَ ما صَنَعَ بِكَ، وَالثّالِثَةُ أنْ تَعْرِفَ ما أرادَ مِنْكَ، وَالرّبِعَةُ أنْ تَعْرِفَ ما یُخْرِجُكَ عَنْ دینِكَ. تمام علوم جامعه را در چهار مورد شناسایى كرده­ام: اوّلین آنها این كه آفریدگار خود را بشناسى و نسبت به او شناخت پیدا كنى. دوّم، این كه بفهمى كه از براى وجود تو و نیز براى بقاء حیات تو چه كارها و تلاش­هایى صورت گرفته است. سوّم، بدانى كه براى چه آفریده شده­اى. چهارم، معرفت پیدا كنى به آن چیزهایى كه سبب مى­شود از دین و اعتقادات خود منحرف شوى یعنى راه خوشبختى و بدبختى خود را بشناسى و در جامعه چشم و گوش بسته حركت نكنى.» (کلینی، 1369).

امام خمینی (ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران می­فرماید: «بدان ای عزیز که چنانچه از برای این بدن صحت و مرضی است و علاج و معالجی، برای نفس انسانی و روح آدمیزاده نیز صحت و مرض و سقم و سلامتی و علاج و معالجی است. صحت و سلامت آن عبارت است از اعتدال در طریق انسانیت، و مرض و سقم آن اعوجاج از طریق و انحراف از جاده انسانیت است. و اهمیت امراض نفسانیه هزاران درجه بیشتر از امراض جسمانیه است.» (امام خمینی (ره)، 1371).  

ایشان با این بیان به این نکته اساسی اشاره فرمودند که دنیا فقط همین بعد ظاهری و جسمی ما نیست که تمام هم و غم­مان اصلاح و آبادانی جسم و بدن باشد و اگر دچار بیماریی در بدن شدیم دنبال درمان آن باشیم و توجهی به بعد روحانی خود نداشته باشیم. بلکه باید بدانیم که در پس این دنیای فانی و پست بعد دیگری برای انسان است به نام بعد معنویت و روحانیت، که اگر سلامتی برای بدن هست برای روح نیز می­باشد. اگر بدن بیمار می­شود، روح نیز بیمار می­گردد و مهمترین بیماری روحی که از هزاران بیماری جسمی خطرناکتر می­باشد، انحراف از جاده انسانیت و دوری از خداوند متعال است.

در عصر حاضر به علت پیشرفت­های فناوری و تأثیر مستقیم آن بر کیفیت زندگی انسان، پرداختن به مسأله سلامت و عوامل تأثیرگذار بر آن اهمیت ویژه­ای یافته است و تأمین سلامتی افراد جامعه یکی از مهم­ترین مسائل اساسی در هر کشوری محسوب می­گردد. مطالعات علمی وسیعی که در این زمینه صورت می­گیرد، می­تواند با شناسایی دقیق­تر عوامل تهدیدکننده سلامتی و رفع ابهامات و پیچیدگی­های مربوط به بیماری­شناسی، کیفیت و سبک ­زندگی و علل آسیب­های اجتماعی، راهگشای برنامه­های ارتقاء سلامت جسمانی، روانی و اجتماعی باشد (نایدو و ویلز[1]، 2008).

با توجه به مطالب ذکر شده، جامعه­ای از سلامت روان و جسم بهره­مند می­شود که به آموزه­های ناب اسلامی پای­بند باشد و خود را موظف به انجام دستورات و راهکارهای آن بداند.

تعداد صفحه :179

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

2

Posted in دسته‌بندی نشده

پایان نامه بررسی رابطه هوش معنوی با سلامت روانی و سبک های دلبستگی در بین دانشجویان

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی 

عنوان:

بررسی رابطه هوش معنوی با سلامت روانی و سبک های دلبستگی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد واحد دلفان

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه هوش معنوی با سلامت روانی و سبک های دلبستگی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد واحد دلفان است . این مطالعه از نوع مطالعات توصیفی – تحلیلی و مقطعی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانشجویان مشغول به تحصیل در دانشگاه آزاد اسلامی استان لرستان واحد دلفان می باشد. لازم به ذکر است که این جامعه آماری تمام رشته های تحصیلی این دانشگاه را شامل می شود که 480 نفر می باشد . در این پژوهش با بهره گرفتن از روش نمونه گیری طبقه ای و متناسب با تعداد دانشجو هر رشته نمونه ها به صورت تصادفی انتخاب شدند . با توجه به جدول کرجسی و مورگان از 214 نفر انتخاب گردیدند ( 107 نفر دختر و107 نفر پسر ) . با توجه به متغیرهای بکارگرفته شده، در این تحقیق ابزار مورد استفاده 3 نوع پرسشنامه مربوط به هوش معنوی ( پرسشنامه عبدالله زاده و همکاران ) ، سلامت روانی (پرسشنامه GHQ-28 گلدبرگ و هیلر ) و سبک های دلبستگی ( پرسشنامه هازن و شیور ) می باشد . در این پژوهش از آمار توصیفی ( فراوانی ، میانگین ، انحراف معیار و واریانس ) و آمار استنباطی ( رگرسیونی چند متغیری، آزمون تی مستقل و ضریب همبستگی پیرسون ) استفاده گردید . نتایج حاصل از بررسی های آماری نشان داده است که بین هوش معنوی وسلامت روان ، سلامت روان و دلبستگی و همچنین هوش معنوی و دلبستگی رابطه وجود دارد یعنی دانشجویانی که دارای هوش معنوی بالایی بودند از سلامت روان و دلبستگی خوبی برخوردار بودند . بین دو گروه دانشجویان دختر و پسر از لحاظ متغیرهای سلامت روان، هوش معنوی و انواع سبک های دلبستگی تفاوت معنی داری وجود ندارد.

کلمات کلیدی

هوش معنوی ، سلامت روانی ، سبک های دلبستگی

مقدمه 

    هوش مفهومی است كه از دیرباز آدمی به پژوهش و تفحص در مورد ابعاد، تظاهرات و انواع آن علاقمند بوده است . هوش رفتار حل مسئله سازگارانهای است كه در راستای تسهیل اهداف كاربردی و رشد سازگارانه جهتگیری شده است.  وکسلر ( 1985 )،  هوش را شامل تواناییهای فرد برای یك اقدام هدفمندانه، تفكر منطقی، و برخورد مؤثر با محیط تعریف كرد. تعریف بینه و سیمون ( 1995 ) از هوش قضاوت و به عبارت دیگر، عقل سلیم شعور عملی، ابتكار، استعداد انطباق خود با موقعیتهای مختلف. به خوبی قضاوت كردن، به خوبی استدلال كردن، به خوبی درك كردن، اینها فعالیتهای اساسی هوش دانستند) گری گراث ، 1384 ) گاردنر هوش را مجموعه ای از تواناییهایی می داند كه برای حل مسئله و ایجاد محصولات جدیدی كه در یك فرهنگ ارزشمند تلقی میشوند، به كار میرود. از نظر وی انواع نه گانه هوش عباتند از: هوش زبانی، موسیقیایی، منطقی  ریاضی، فضایی، بدنی  حركتی، هوش های فردی، هوش طبیعی و هوش وجودی كه شامل ظرفیت مطرح كردن سؤالات وجودی است.

     آمرام معتقد است هوش معنوی [1]شامل حس معنا و داشتن مأموریت در زندگی، حس تقدیس در زندگی، درك متعادل از ارزش ماده و معتقد به بهتر شدن دنیا می شود (غباری بناب و دیگران، 1386) هوش معنوی برای حل مشکلات و مسائل مربوط به زندگی آسان بوده و به زندگی معنا بخشیده و ارزشها را در انسان تکامل می دهد و باعث آرامش نسبی و روانی در زندگی می شود ( غباری بناب و دیگران ، 1386 ) هوش معنوی دست كم پنج مهارت و كارآیی دارد كه  می توان بخشی از دانش پایه را در برگیرد و به رفتارهایی بیانجامد كه سازگاری با محیط را در پی آورد ( صمدی، 1385) . ویژگیهایی كه لازمه هوش معنوی هستند احتمالاً در كنار تواناییها و فعالیت های دیگری قرار دارند كه عبارتند از: دعا كردن، تعمق، رویاها و تحلیل رویاها، باورها و ارزشهای دینی و معنوی، شناخت و مهارت در فهم و تفسیر مفاهیم مقدس و توانایی داشتن حالات فراروندگی به عنوان مثال ؛ بعضی از حقایق قدیمی همانند آزار نرساندن در تقویت هوش معنوی مطرح می باشد.  همچنین مسائل معنوی ممكن است شامل مواردی از قبیل تفكر در مورد سؤالات وجودی مانند وجود زندگی پس از مرگ ، جستجوی معنا در زندگی ، علاقمندی و به عبارت دیگر تعمق مؤثر ، رشد حس هدفمندی زندگی، رشد رابطه با خود ، هماهنگی یا قدرت برتر و نقش آن در زندگی خود باشد( ناسل، 2004) همچنین نوبل و وگان معتقدند مؤلفه های هشت گانه ای كه نشاندهنده هوش معنوی رشد یافته هستند عبارتند از:  درستی و صراحت ، تمامیت ، تواضع ، مهربانی ، سخاوت ، تحمل ، مقاومت و پایداری و تمایل به برطرف كردن نیازهای دیگران .

کارشناسان سازمان بهداشت جهانی سلامت فکر و روان را اینطور تعریف می کنند : « سلامت فکر عبارت است از قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران ، تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی و حل تضاد ها و تمایلات شخصی به طور منطقی ، عادلانه و مناسب».

    تاکنون تعاریف متعددى از «سلامت روان‏» ارائه شده که همگى بر اهمیت تمامیت و یکپارچگى شخصیت تاکید ورزیده‏اند. گلدشتاین [2]، سلامت روانى را تعادل بین اعضا و محیط در رسیدن به خود شکوفایى مى‏داند . چاهن[3] ( 1991 ) ، نیز سلامت روانى را وضعیتى از بلوغ روان‏ شناختى تعبیر مى‏کند که عبارت است از حداکثر اثربخشى و رضایت ‏به دست آمده از تقابل فردى و اجتماعى که شامل احساسات و بازخوردهاى مثبت نسبت ‏به خود و دیگران مى‏شود. در سال‏هاى اخیر، انجمن کانادایى بهداشت روانى، «سلامت روانى‏» را در سه بخش تعریف کرده است:

بخش اول: بازخوردهاى مربوط به خود شامل: تسلط بر هیجان‏هاى خود ، آگاهى از ضعف‏هاى خود ،  رضایت از خوشى‏هاى خود.

بخش دوم: بازخوردهاى مربوط به دیگران شامل: علاقه به دوستى‏هاى طولانى و صمیمى ، احساس تعلق به یک گروه ، احساس مسؤولیت در مقابل محیط انسانى و مادى.

بخش سوم: بازخوردهاى مربوط به زندگى شامل: پذیرش مسؤولیت‏ها ، ذوق توسعه امکانات و علایق خود ،  توانایى اخذ تصمیم‏هاى شخصى ( اسدالهی ، 1391 ) .

     هوش معنوی برای حل مشكلات و مسائل مربوط به معنای زندگی و ارزش ها مورد استفاده قرار می گیرد و سؤال هایی همانند «آیا شغل من باعث تكامل من در زندگی می شود؟» و یا «آیا من در شادی و آرامش روانی مردم سهیم هستم؟» را در ذهن ایجاد می كند (ویگلزورث، 2004 به نقل از: سهرابی، 1385) در مورد خود و دیگران احساس خوبی دارند. در محیط کار و روابطشان مسئولیت پذیر می باشند. زیرا وقتی از سلامت روانی برخوردار باشیم انتظار بهترین چیزها را در زندگی داریم و آماده برخورد با هر حادثه ای هستیم. ما با آموختن ویژگی های سلامـت روانی بهتر می توانیم به روح و روان متعادل و شاد دست یابیم. سلامت روانی در بسیاری از موارد مانند سلامت جسمی است و باید به آن توجه کافی داشت. سلامت روانی برای خوشبختی انسان ضروری اند. رسیدن به سلامت روانی به هیچ وجه تصادفی نیست، نیل به این هدف با صرف زمان و زحمت محقق می شود.همچنین نباید فراموش کرد که اعتماد به نفس، کلید سلامت روانی است. (رحیمی نیا ،1384).

دلبستگی یک رابطه هیجانی خاص است که مستلزم تبادل لذت، مراقبت و آسایش می‌باشد. ریشه پژوهش‌ها در زمینه دلبستگی به نظریه فروید درباره عشق باز می‌گردد امّا غالباً از پژوهشگر دیگری به نام پدر نظریه دلبستگی نام برده می‌شود . جان بالبی پژوهش‌های گسترده‌ای درباره مفهوم دلبستگی به عمل آورد . او دلبستگی را چنین توصیف کرده است : « ارتباط و پیوند روانی پایدار بین دو انسان » (بالبی، 1969). بالبی با این دیدگاه روانکاوانه موافق بود که تجربیات اولیه کودکی، تأثیر مهمی بر رشد و رفتارهای بعدی در زندگی دارد. به عقیده او، سبک‌های دلبستگی اولیه ما در دوران کودکی و از طریق رابطه کودک / پرستار شکل می‌گیرد . 
     بالبی همچنین عقیده داشت که دلبستگی دارای مولفه‌ای تکامل یابنده است و به بقای انسان کمک می‌کند. «گرایش به ایجاد پیوندهای عاطفی قوی به افراد بخصوص ، یک مؤلفه اصلی طبیعت انسان است . » (بالبی، 1988) . پژوهشهای متعددی به این نتیجه رسیده اند كه بین سبكهای دلبستگی بزرگسال و باورهای مذهبی رابطه وجود دارد.  كراك پاتریك و شیور( 1992 ) نشان دادند كه نمرات افراد در پرسشنامه سبك دلبستگی عاشقانه هازن و شیور، ( 1978 )همبستگی معنی داری با نمرات آنان در میزانهای مختلف مذهبی دارد كسانی كه در پرسشنامه دلبستگی خود را ایمن ارزیابی كرده بودند به طور معنی داری نمرات بالاتری نسبت به اجتنابی ها در میزان مذهبی به دست آوردند) قیامی،1384 ).

     پایه های نظریه دلبستگی به دنبال مطالعات بالبی در مورد نوجوانان بزهكار به خصوص دوران كودكی و رابطه آنان با مادرشكل گرفت ، منظور از دلبستگی رابطه ای نخستین میان كودك و مادر است كه پس از شكل گیری عامل محافظت » پایگاه امن « فرد از نابودی خواهد آمد.  رابطه توأم با دلبستگی نهایتاً به پدیده منتهی شده و احساس ایمنی و رفتار اكتشافی ره آورد آن خواهد بود (بشارت، 1380 ) جان بالبی پژوهشهای گسترده ای درباره مفهوم دلبستگی به عمل آورد او دلبستگی را چنین توصیف كرده است: ارتباط روانی پایدار بین دو انسان. بالبی عقیده داشت كه دلبستگی دارای چهار ویژگی مختلف است.1- حفظ نزدیكی: تمایل به نزدیك بودن به كسانی كه به آن ها دلبستگی داریم.2-  پناهگاه امن: بازگشت نزد فردی كه به آن دلبستگی داریم.3- پایه مطمئن: فردی كه به آن دلبستگی وجود دارد، پایه مطمئن و قابل اتكایی برای كودك به وجود میآورد تا به كشف محیط و جهان پیرامونش بپردازد.4- اندوه جدایی: اضطراب ناشی از عدم حضور فردی كه به آن دلبستگی وجود دارد. محقق در این تحقیق رابطه بین هوش معنوی و سلامت روانی و سبک های دلبستگی در دانشجویان دانشگاه آزاد مرکز نورآباد دلفان را مورد بررسی قرار می دهد .

بیان مسئله

     هوش معنوی زیر بنای باورهای فرد و نقشی است كه این باورها و ارزش ها در كنش هایی كه فرد انجام می دهد و به زندگی خود شكل می دهد ، ایفا می كند ، به عبارت دیگر هوش معنوی به دلیل پیوندش با معنا ، ارزش و تخیل می تواند به انسان توان تغییر در تحول دهد (صمدی ، 1385) .

هوش معنوی ذهن را روشن و روان انسان را با بستر زیر بنایی وجود مرتبط می سازد، به فرد كمك می كند تا واقعیت را از خیال (خطای حسی) تشخیص دهد. این مفهوم در فرهنگ های مختلف به عنوا ن عشق ، خردمندی ، مطرح است ( وگان ، 2003 ) . مفهوم هوش معنوی در بردارنده نوعی سازگاری و رفتار حل مسأله است كه بالاترین سطح رشد را در حیطه های مختلف شناختی ، اخلاقی و هیجانی شامل می شود و فرد را در جهت هماهنگی با پدیده های اطرافش و دستیابی به یكپارچگی درونی و بیرونی یاری می نماید این هوش به انسان دیدی كلی در مورد زندگی و محیط كار می دهد و او را به چار چوب بندی و تغییر مجدد تجارب خود قادر می سازد تا شناخت و معرفت خویش را عمیق بخشد . هوش معنوی مفاهیم معنویت و هوش را درون یك سازه جدیدتر تركیب می كند و به انسان این فرصت را می دهد كه در مقابل واقعیت های مادی و معنوی حساس باشد و تعالی را هر روز در لابه لای اشیاء ، مكان ها ، ارتباطات و نقوش ها دنبال كند (سهرابی، 1387(  . محیط دانشگاهی ضمن این که ماهیتاً یک محیط آموزشی است ،یک محیط اجتماعی نیز می باشد دانشجویان به عنوان متخصصین آینده و ایفا گر نقشهای مهم در شبکه ارتباطات اجتماعی و پیشرفت و ترقی یک کشور با گسترۀ وسیعی از گرفتاریها و مشکلات روانی درگیر هستند . میزان اختلالات روانی دانشجویان در کشورهای پیشرفته 10 تا 12 درصد گزارش شده است مشکلات مربوط به دوره انتقال از نوجوانی به جوانی ،عدم آشنایی با محیط دانشگاهی ، دوری از خانواده و احساس غربت ،عدم علاقه به رشتۀ تحصیلی ،وضعیت غیر قابل پیش بینی آینده کاری و نگرانی درباره انتخاب شغل ، مشکلات ازدواج، نداشتن تفریح و سرگرمی ، مشکلات اقتصادی و هزینه های تحصیلی ، شرایط نامساعد زندگی خوابگاهی و … موارد مهمی هستند که سلامت روانی دانشجویان را تهدید می کنند . ارتقای سلامت روانی دانشجویان ، بهداشت روانی جامعه ، ترقی و پیشرفت کشور را در پی خواهد داشت ( ناصری ، 1384 ) .

     در آستانۀ ورود به آینده ای پیچیده و پر تنش رویکردهای نوین در حوزه علم روانشناسی بوجود آمده اند . مطرح شدن مفاهیمی همچون کشش معنوی ، باور به خدا، سلامت معنوی ، تحویل و بهزیستی معنوی همگی حکایت از ظهور یکی از اساسی ترین رویکرد هاست . در همین راستا با توجه به تاکید سازمان جهانی بهداشت بر بعد معنوی انسان در کنار ابعاد دیگر زیستی ، روانی و اجتماعی ،امروزه عقیده بر این است که هوش شناختی (IQ)و هوش هیجانی (EQ)دیگر پاسخگوی نیازهای انسانی نیستند بلکه به عامل سومی هم نیاز است که از آن به عنوان هوش معنوی (SQ)نام برده می شود . مطالعات جدید در حوزه عصب شناسی نشان می دهد که فعالیت های لپ های گیجگاهی مغز انسان با تجربه های معنوی او پیوستگی دارد عصب شناسان این بخش از مغز را منطقه یا ناحیۀ خدا نامیده اند زیرا با تحریک معنوی این منطقه موضوع های معنوی از قبیل دیدار با خدا ،گفتگوی دینی ، ازخودگذشتگی ،فداکاری ،انسان دوستی ،معنا جویی و …. پدیدار می شود . انسانها در كودكی از بابت تأمین نیازهای اولیه و داشتن امنیت روانی و مادی كافی وابستگی زیادی به نزدیكان خود دارند . اگر با وجود این نزدیكان مانند پدر و مادر (بجای محیط امن و راحت) باعث ایجاد محیط پر از فشار و تنش و نگرانی و ترسهای خفقان آور شوند ( بدلیل عدم شكل گیری واكنشهای دفاعی در كودكان) این امر باعث شكل گیری خشم و عصبانیت زیاد می شود . فردی كه دارای سبك دلبستگی اجتنابی است ، بهای سنگینی پرداخت می كنند ، چرا كه از روابط شان هرگز لذت نمی برند، سبكهای دوست داشتن و دلبستگی كه افراد در روابط خود به كار می گیرند بستگی به زمینه های فرهنگی و اولویت های فردی دارد ( محمدی ، 1383) . افرادی که دارای هوش معنوی بالایی هستند ممکن است که از دلبستگی خوبی برخوردار باشند بنابراین محقق در این تحقیق بر آن است که  ارتباط هوش معنوی با سلامت روان و سبكهای دلبستگی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی مرکز دلفان را انجام دهد.

تعداد صفحه :93

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

Posted in دسته‌بندی نشده

پایان نامه بررسی رابطه سلامت روان و پایگاه های هویت  و منبع­کنترل با اختلالات تغذیه ای در زنان

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

  دانشگاه آزاد اسلامی

پایان نامه جهت دریافت درجه کارشناسی ارشد رشته  روانشناسی عمومی

عنوان:

بررسی رابطه سلامت روان و پایگاه های هویت  و منبع­کنترل با اختلالات تغذیه ای در زنان

شهریور 134

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست

چکیده فارسی: 1

فصل یکم. 2

کلیات پژوهش… 2

1-1-مقدمه: 3

1-2-بیان مسأله  تحقیق : 5

1-3-اهمیت و ضرورت انجام تحقیق : 7

1-4-اهداف تحقیق : 8

1-4-1-هدف اصلی: 8

1-4-2-اهداف فرعی : 8

1-5-فرضیه‏های تحقیق: 8

1-6-تعریف مفهومی و عملیاتی: 9

1-6-1-تعاریف مفهومی: 9

اختلالات تغذیه ای: 9

سلامت روانی: 9

سبکهای هویت : 9

1-6-2-تعاریف عملیاتی: 10

فصل دوم. 11

مبانی نظری و پیشینه پژوهش… 11

2-1-سلامت روانی : 12

2-1-1-اهمیت سلامت روانی: 12

2-1-2-معیارهای سنجش رفتار نابهنجار: 13

2-1-3-تعریف سلامت روان: 14

2-1-4-ملاك های سلامت روان  : 15

2-1-5-تاریخچه ی بهداشت روانی: 15

2-1-6-تاریخچه  بهداشت روانی در ایران: 18

2-1-7-اهداف بهداشتی روانی: 20

2-1-8-عملکرد بهداشت روانی: 22

2-1-8-1-الف) پیش گیری انواع  آن: 22

2-1-8-2-ب- درمان و انوع آن : 23

2-1-8-3-ج- توان بخشی وانواع آن : 25

2-2-هویت : 26

2-2-1- نظریه های مربوطه به هویت : 26

2-2-2-پایگاه هویت: 30

2-2-3-بحران  هویت  : 32

2-2-4-جامعه بسترمهم هویت: 33

2-2-5-مهمترین بسترهایاجتماعی  هویت  : 33

2-2-6-پیامدهای بحرانهویت  : 34

2-2-7-1-عوامل  موثر درپدیدآیی  بحران هویت  : 34

2-3-منبع کنترل: 35

2-3-1-کنترل درونی در برابر  کنترل بیرونی : 35

2-3-2-ارزیابی منبع کنترل: 36

2-3-3-عوامل مرتبط بین منبع کنترل با تغذیه: 36

2-3-4-افراد دارای کنترل درونی : 38

2-3-5-افراد دارای کنترل بیرونی: 39

2-3-6-پیوستارکانون کنترل : 39

2-3-7-نوسان در پیوستار کا نون کنترل : 40

2-3-8- پیآمدها و تأثیرات کانونکنترل : 41

2-3-9-شکلگیریکانونکنترل: 42

2-3-10-پرورش دادن منبع کنترل در کودکی : 43

2-4-اختلالات  تغذیه : 44

2-4-1-کم اشتهایی روانی و پراشتهایی روانی: 44

2-4-2-مشخصه های بالینی بی اشتهایی روانی : 45

2-4-3-زیر تیپ های بی اشتهایی روانی : 46

2-4-4-شیوع و دوره و همایندی مرضی بی اشتهایی روانی : 46

2-4-5-مشخصه های بالینی پراشتهایی روانی : 47

2-4-6-زیر تیپ های پر اشتهایی روانی : 47

2-4-7-شیوع و دوره و همایندی مرضی پراشتهایی روانی: 48

2-4-8-شباهت و تفاوت بین دو نوع اختلالات خوردن : 48

2-4-9-سبب شناسی وعوامل علیتی در اختلال خوردن : 49

2-4-10-درمان و مداخله های درمانی : 51

2-4-11-دیگر اختلالات خوردن : 53

2-5-پیشینه پژوهش : 54

2-5-1-تحقیقات داخلی.. 54

2-5-2-تحقیقات خارجی.. 55

2-6-مدل مفهومی: 57

فصل سوم. 59

روش پژوهش… 59

3-1-طرح پژوهش : 59

3-2-متغیرهای تحقیق: 59

3-3-جامعه آماری، نمونه ،روش نمونه‏گیری: 60

جامعه آماری: 60

نمونه آماری: 60

روش نمونه گیری: 60

3-4-ابزار پژوهش : 60

آزمون سبک هویت : 62

پرسشنامه منبع کنترل درونی-بیرونی راتر: 63

3-5-شیوه اجرا: 64

3-6-روش‌ها و ابزار تجزیه و تحلیل داده‏ها: 64

فصل چهارم. 66

یافته های پژوهش… 66

4-1-الف)یافته های توصیفی.. 66

4-2-ب) یافته های استنباطی.. 67

فصلپنجم. 71

بحث و نتیجهگیری.. 71

5-1- بحث و نتیجه گیری : 71

5-2-محدودیت های پژوهش : 76

5-3-پیشنهاد ها: 76

5-3-1-پیشنهاد های پژوهشی : 76

5-3-2-پیشنهاد های کاربردی : 76

منابع : 77

ضمائم. 82

پرسشنامه سلامت عمومی GHQ 28. 82

مقیاس کنترل راتر (بیرونی – درونی) 85

آزمون سبک هویت.. 88

چکیده فارسی:

هدف پژوهش حاضر بررسی  رابطه سلامت روان و پایگاه های هویت  و منبع­کنترل با اختلالات تغذیه­ای در زنان .پژوهش حاضر با توجه به هدف کاربردی و شیوه اجرای آن همبستگی است ازجامعه مورد نظر تعداد   100نفراز زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره  بر اساس جدول مورگان و کرجسی وبااستفاده از نمونه­گیری دردسترس انتخاب شده­اند و به­کمک پرسشنامه­های سلامت عمومی  GHQ28وپرسشنامه سبک هویت و پرسشنامه منبع­کنترل راتر داده های مورد نظرجمع آوری شد. فرضیه ها شامل:1-بین مؤلفه­های سلامت روان با اختلالات تغذیه­ای رابطه وجود دارد.2-بین مؤلفه­های منبع کنترل با اختلالات تغذیه ای رابطه وجود دارد.3-بین مؤلفه های پایگاه هویتی با اختلالات تغذیه­ای رابطه وجود دارد. 4- مؤلفه های سلامت روان و منبع کنترل و پایگاه های هویت پیش بینی کننده اختلالات تغذیه هستند، می­شود. و نتایج تحلیل آماری به وسیله نرم افزار SPSS16 از روشهای آمار توصیفی مانند میانگین و انحراف معیارو ازروشهای  آمار استنباطی ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره نشان دادکه: که بین مولفه های سلامت روان (علائم جسمانی ،علائم اضطرابی ،ناکنشوری اجتماعی ، افسردگی و نمره كلی سلامت روان با اختلالات تغذیه ای رابطه مثبت و معنادار وجود دارد(p<0/01) به عبارت دیگر، با افزایش نمرات  سلامت روان در زنان، اختلالات تغذیه ای آنان نیز افزایش یافته است. بین منبع كنترل درونی با اختلالات تغذیه ای رابطه منفی و معنادار وجود دارد(p<0/05). بین منبع كنترل بیرونی با اختلالات تغذیه ای رابطه مثبت و معنادار وجود دارد(p<0/01). به عبارت دیگر، زنان دارای اختلالات تغذیه ای از منبع كنترل بیرونی برخوردارند، و بین مولفه های پایگاه هویتی با اختلالات تغذیه ای رابطه ای وجود ندارد.و نیز مقدار رگرسیون پیش بینی اختلالات تغذیه زنان از روی مولفه های سلامت روان و منبع کنترل معنی دار می باشد (001/0>p و 61/13=F). بنابراین متغیر علائم جسمانی با ضریب بتای 28/0 می توانند به طور مثبت و معنی داری اختلالات تغذیه زنان را پیش بینی کنند. 

واژگان کلیدی:اختلالات تغذیه ،سلامت روان ،منبع کنترل ،پایگاه هویت ،شهرستان کرمانشاه ،

1-1-مقدمه:

اختلالات تغذیه‌ای[1] از جمله مشکلاتی هستندكه ارتباط نزدیك با شیوه­زندگی وفرهنگ جامعه دارند. تمایل­شدید برخی از فرهنگ‌‌‌‌‌‌ها به خصوص فرهنگ غرب در توجه به زیبایی اندام، لاغری و تناسب اندام، اغلب اوقات، آن‌ها را به اعمال رژیم­های غذایی سخت و طاقت فرسا وادار می­كند و یا حتی بعضی از آن‌ها به اقدامات دیگری نظیر ورزش‌های شدید، استفراغ عمدی[2]، استفاده از داروهای مسهل[3] و غیره روی می‌آورند. اكثر موارد گزارش شده مربوط به كشورهای غربی است اما از كشورهای آسیایی نیز گزارش هایی ارائه شده است كه حاكی از نفوذ آن در كشورهای آسیایی می­باشد(فیربورن،2006). اختلالات تغذیه‌ای شامل دو دسته عمده می‌باشند، در نوعی از آن تحت عنوان بی‌اشتهایی عصبی[4]، بیمار با امتناع از غذا خوردن سعی در كاهش وزن خود دارد به نحوی كه حتی كاهش وزن بیشتر از 20% نیز رضایت بخش نمی­باشد. پرخوری عصبی[5] حالت دیگری است كه در آن بیمار پس از خوردن با ایجاد حالت تهوع و استفراغ عمدی و یا استفاده از دارو‌های مدر و مسهل سعی در كاهش اجباری وزن خود‌‌‌‌ دارد طبق بررسی‌های صورت گرفته در مطالعات همگانی و استفاده از آمار تشخیصی، اختلالات تغذیه­ای در بین زنان نسبت به مردان 9 برابر شیوع بیشتری داشته است. اختلالات تغذیه­ای، دارای تظاهراتی در زمینه‌های مختلف گوارشی، پوستی، اختلالات الكترولیتی و غیره است. طبق ملاك‌های تشخیصی ذكر شده در متن تجدید نظر شده بیماری­های روانی آمریکا 5  (2012)برای تشخیص قطعی اختلالات تغذیه­ای، بروز رفتارهای زیر لازم است: اشتغال ذهنی دائم با غذا و میل شدید به غذا و عدم كنترل در غذا خوردن، كوشش برای رفع اثرات چاق­كننده غذا با رفتارهای جبرانی6 نامناسب مثل استفراغ عمدی، سوء مصرف دارو‌های مسهل، استفاده از محدودیت‌های غذایی و دوره­های متناوب گرسنگی كشیدن، مصرف دارو‌های بازدارنده اشتها، مصرف تركیبات تیروئیدی یا دارو‌های مدر، آسیب روانی شامل ترس مرضی از چاقی، به­طوری­كه بیمار، آستانه وزن بسیار دقیقی را برای خود در نظر می­گیرد كه آشكارا از وزن قبل از بیماری كه بر اساس نظر پزشكان متناسب و در سطح بهینه بوده است پائین‌تر است و تاثیر فشارهای اجتماعی بر غذا خوردن. موارد ذكر شده از علائم اختلالات تغذیه‌ای می‌باشند و در مرحله بعد، افراد مبتلا طبق تشخیص علائم گزارش شده برای هر یك از گروه‌های پراشتهایی عصبی یا بی­اشتهایی عصبی، می‌توانند در هر یك از این دو گروه قرار بگیرند. جاكلین [6]و همكارانش (2007) سن شروع اختلالات بی‌اشتهایی عصبی را اواسط دوره نوجوانی تشخیص داده­اند .هویت یابی به موازات رشد فیزیکی ،شناختی ،اجتماعی و عاطفی  اهمیت خاصی دارد فرد  با شور زیادی از خود سوال می کنند که جایگاه من کجاست ؟شغل؟موقعیت تحصیلی؟ازدواج و…. من چگونه خواهد شد این سوالات در واقع تلاش برای یافتن هویت است که در نحوه برخورد با دیگران اثر می گذارد و با تغییر زمینه اجتماعی دچار دگرگونی می شود(احدی،جمهری 1385). اریکسون معتقد است عمده ترین تکلیف یک فرد حل بحران هویت است که برای رسیدن به هویتی کم و بیش ثابت باید نیازها ،آرزوها و توانایی های خود را به شکل تازه ایی سازمان دهد تا بتواند خورا باشرایط و انتقادات موجود در جامعه وفق دهد( احدی-جمهری1385). سلامت روانی جنبه ایی از مفهوم کلی سلامت است و به عقیده فروید انسان سالم کسی است که هر یک از مراحل رشد روانی-جنسی را با موفقیت گذرانده باشد و در هیچ یک از مراحل مزبور بیش از حد  تثبیت نشده باشد و به عقیده اسکینر فردی که رفتارش منطبق بر قوانین و ضوابط جامعه باشد و با بهره گرفتن از  شیوه ها را اصلاح رفتار برابر بهبود و به هنجار کردن رفتار خود اقدام کند فرد سالمی است و از نظر راجرز انسانی که  سلامت روانی دارد، انعطاف پذیر است، پیش داوری ندارد، احساس آزادی و خلاقیت می­کند و سازمان بهداشت جهانی آن را مفهومی کلی یعنی توانایی کامل برای ایفای نقش های اجتماعی، روانی، جسمی قلمداد می کند. چه کسی یا چه چیزی سرنوشت شما را تعیین می­کند؟ وقایع و حوادث زندگی روزمره­ی خود را خوب درنظر بگیرید؛ چه کسی مسئول این وقایع است؟ در صورت بروز مشکلات چه کسی را سرزنش می­کنید و در مورد موفقیتهای به دست آمده چه کسی را مؤثر می­دانید؟ پاسخ شما به این سؤالات کانون کنترل شما را نشان میدهد. انسا نها یاد گرفته اند که وقایع زندگی را به نحوخاصی ببینند؛کانون کنترل  به نحوه ی نسبت  دادن علتها به وقایع زندگی گفته میشود. این عامل نشان  می­دهد که شما عادت دارید کجا دلایل رویدادهای زندگی را جستجو کنید. هر انسانی به طور طبیعی یک دستگاه ادراکی دارد که خودش از وجود آن باخبر نیست. این عقیده که چیزی درکنترل شماست، قویاً بر گفت وگوی درونیتان با خود و جهانی که درآن زندگی می­کنید تأثیر دارد.  شما به سؤالات ساده ولی اساسی زندگی به شیو های قابل پیش بینی پاسخ  می­دهید. چون ادراک شما در مورد اینکه وقایع زندگی چگونه کنترل می­شود، معمولاً از یک ثبات نسبی برخوردار است (مک گراو،2001). به عقیده ی راتر یکی از ابعادی که افراد را از یکدیگر متمایز می­کند، درجه ی کنترلی است که افراد تصور می­کنند بر رویدادهای زندگی خوددارند. به سخن دیگر میزان اعتقاد انسانها بر کنترل رویدادهای مؤثر در زندگی، عاملی است که سبب تمایز آ نها از یکدیگر می­شود. لذا پزوهش حاضر سعی دارد به بررسی رابطه متغییرهای سلامت روان و پایگاه های هویت ومنبع کنترل با اختلالات تغذیه­ای در زنان مراجعه­کننده به مراکز مشاوره تغذیه شهرستان کرمانشاه بپردازد.

1-2-بیان مسأله  تحقیق :

اختلالات تغذیه ای یا خوردن[7] بر حسب آشفتگی شدید در رفتار خوردن مشخص می شود که شامل بی اشتهایی روانی[8] می شود که معمولا” بین 10 تا 30 سالگی شیوع پیدا می کند و میزان آن در دختران 10 تا 20 برابر بیشتر از پسران است. این بیماران از حفظ وزن بدنشان در سطح حداقل وزن مورد انتظار و یا افزایش وزن مورد انتظار در دوره رشد خودداری می نمایند،این بیماران مشخصا” از چاق شدن می ترسند و وجه مشخصه آنان اختلال عمیقی است که اینها در برداشت از تصور بدنی خود دارند.اختلال بعدی را پرخوری عصبی-روانی[9] تشکیل می­دهد که عبارت است از دوره های تکرار شونده­ی پرخوری، احساس فقدان کنترل بر خوردن،استفراغ عمدی و سوء مصرف مواد ملین و روزه داری و ورزش افراطی برای پیشگیری از افزایش وزن.اختلال بعدی شامل چاقی[10] می شود که حالتی از تجمع بیش از حد چربی در بدن را در بر می گیرد بطور قراردادی وقتی وزن بدن بیست درصد بیشتر از وزن معیار معمول باشد چاقی مطرح می شود که می تواند با تعیین میزان چربی در شاخص توده بدن مشخص شود[11] که عامل ژنتیکی،هیجانی،و عادات تغذیه از جمله عوامل تاثیر گذار بر آن است(فیربورن،2006).یکی از سازه های مهم در نظریه یادگیری اجتماعی منبع کنترل است یا همان کنترل بیرونی و درونی طبق نظریه راتر[12]  افراد با جهت گیری درونی معتقدند که تقویت کننده ها مشروط به کنترل آنها و نتیجه مهارتهای آنها در انجام کارهاست در مقابل افراد با جهت گیری بیرونی ارتباط اندکی و گاه هیچ ارتباطی بین رفتار خود و تقویت کننده های مختلف نمی بینند آنها پیش آمد تقویت کننده ها را نتیجه بخت و اقبال و شانس و یا افراد قدرتمند می دانند اعتقاد به کنترل درونی در خانواده ها آموخته می شود که در آن والدین صمیمی و پشتیبان کودکان هستند و سعی نمی کنند کنترل مستبدانه ای بر آنها داشته باشند همچنین والدین در شیوه تربیت فرزتدان ثبات رفتاری دارند افراد کنترل درونی از توانایی بیشتر در حل مسائل زندگی برخوردارند و در مقایسه با کنترل بیرونی از لحاظ اجتماعی سازگارترند این افراد به صورت مستقل تصمیم گیری می کنند و وابسته به دیگران نیستند این افراد از لحاظ سلامت جسمی در وضعیت بهتری هستند و خود را مسئول سلامت جسمیشان می دانند لذا به بررسی این مولفه مهم در کنترل رفتار در افراد مبتلا به اختلال خوردن می پردازیم (فیست و فیست، 1994 ).تاکنون تعاریف متعددی از سلامت روان ارائه شده است که همگی بر اهمیت یکپارچگی و تمامیت شخصیت تاکید ورزیده اند.برخی سلامت روانی را تعادل بین اعضا و محیط در رسیدن به خودشکوفایی می دانند(چاهن[13]،1991). سلامت روانی را وضعیتی از بلوغ روانشناختی تعبیر  می­کنند که عبارتند از حداکثر رضایت به دست آمده و اثربخشی از تعامل  ضروری و اجتماعی که شامل احساسات و بازخوردهای مثبت نسبت به خود و دیگران می شود.انجمن کانادایی بهداشت روانی سلامت روانی را در سه بخش شامل بخش اول:بازخوردهای مربوط به خود الف)تسلط بر هیجان ب)آگاهی از ضعف های خود ج) رضایت از خوشی های خود. بخش دوم:بازخوردهای مربوط به دیگران الف)علاقه به دوستی های طولانی و صمیمی ب)احساس تعلق به یک گروه ج)احساس مسئولیت در مقابل انسانی و مادی.بخش سوم:بازوخوردهای مربوط به زندگی الف)پذیرش مسئولیت ها ب)ذوق توسعه امکانات و علاقه خود ج)ذوق خوب کار کردن. هفت ملاک برای سلامت روان معرفی نموده اند: 1-رفتار اجتماعی مناسب 2-رهایی از نگرانی و گناه3-فقدان بیماری روانی 4-کفایت فردی و خودمهارگری 5-خویشتن پذیری و خودشکوفایی 6- توحید یافتگی و سازمان یافتگی شخصیت 7-انعطاف پذیری.موضوع هویت از مهمترین مسائل مربوط به زندگی انسان ا ست( اسکندری ،1389) .هویت یک حس درونی در فرد است که ناشی از نیاز روانشناختی آنها  به تعلق و وابستگی می باشد مانند حس همانندی با گروهی از مردم ،اریکسون[14] هویت را ایجاد هماهنگی میان تصور فرد از خود به عنوان یک فرد بی نظیر و باثبات می­داند. بروزونسکی و کاک[15] (2010) سه سبک هویتی اطلاعاتی[16] ،هنجاری[17]،و سردرگم-اجتنابی[18] را از یکدیگر متمایز کردند. از نظر مارسیا[19]  حالت های هویت عبارتند از هویت سردرگم[20]،هویت اجتماعی[21]،هویت زودهنگام[22]،هویت مهلت خواه[23]  می باشد. باتوجه به بیان نظریات و دیدگاه های مهم درباره مؤلفه های پژوهش سعی شده به بررسی رابطه بین متغیرهای مذکور پرداخته شود .

  1. Eating disorders
  2. Laxativetic
  3. Anorexia nervosa
  4. Bulimia nervosa
  5. Diagnostic and Statistical Manual
  6. Compensatory behaviors

تعداد صفحه :103

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

Posted in دسته‌بندی نشده

پایان نامه بررسی رابطه سبک های دلبستگی ،مکانیسم های دفاعی و سلامت روانی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد گرمسار

دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد (M.A)

رشته :روانشناسی

گرایش:عمومی

عنوان :

بررسی رابطه سبک های دلبستگی ،مکانیسم های دفاعی و سلامت روانی

بهار 1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

چکیده…………..1

فصل اول: کلیات پژوهش

مقدمه: 3

1-1بیان مساله: 4

1-2اهمیت و ضرورت پژوهش: 6

1-3اهداف تحقیق : 7

1-4فرضیه های  تحقیق: 7

تعریف متغیر های پژوهش: 7

الف) تعاریف مفهومی متغیرها: 7

تعاریف عملیاتی متغیرها: 8

فصل دوم: ادبیات نظری و پیشینه تحقیق

2-1- سلامت روانی: 10

2-1-1-تعریف سلامت روانی: 10

2-1-2- تعریف بهداشت روان در فرهنگهای مختلف: 12

2-1-3- اصول سلامت روانی: 13

2-1-4- خصوصیات افراد دارای سلامت روانی: 15

2-1-5-مبانی نظری: 17

2-نظریه ی کلی : 18

3- نظریه ی هارتمن : 18

6- نظریه ی اتکینسون و همکاران : 19

7-نظریه ی زیگموند فروید: 19

8-نظریه ی آدلر: 20

9-نظریه ی سالیون: 20

10-نظریه ی کارل راجرز: 21

11-نظریه ی آلبرت الیس: 21

12-نظریه ی ویلیام گلاس: 23

13-نظریه ی اسکینر: 23

2-1-6-بهزیستی روانشناختی : 24

2-2-مکانیسم های دفاعی : 26

2-2-1- ویژگیهای مکانیسم های دفاعی : 27

2-2-2-تقسیم بندی مکانیسم های دفاعی : 28

2-3- دلبستگی.. 28

2-3-1-مفهوم دلبستگی.. 28

2-3-2-روﯾﮑﺮدﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ در ﻣﻮرد دﻟﺒﺴﺘﮕﯽ.. 30

2-3-2-1-ﻓﺮوﯾﺪ به گفته فروید اگر كودك شیرخواری می‌توانست فكر خود را بیان كند، بی‌شك اعتراف می‌كرد كه مكیدن پستان مادر مهم‌ترین چیز در زندگی است‌ (كرین؛ ترجمه فدایی 1383). 30

2-3-2-2-كلاین.. 31

2-3-2-3-ارﯾﮑﺴﻮن. 32

2-3-2-4-دیدگاه  رفتار گرایی.. 33

2-3-2-5-دیدگاه كردار شناسی.. 33

2-3-2-6-هارلو. 35

2-3-2-7-دﻟﺒﺴﺘﮕﯽ در ﻧﻈﺎم ﺑﺎﻟﺒﯽ.. 36

2-3-2-8-ﻣﺮاﺣﻞ دﻟﺒﺴﺘﮕﯽ.. 37

2-3-4-ﺳﺒﮑﻬﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ دﻟﺒﺴﺘﮕﯽ در دوران ﮐﻮدﮐﯽ.. 40

2-3-5-عوامل موثر بر کیفیت د‌لبستگی.. 41

2-3-6-دﻟﺒﺴﺘﮕﯽ در ﺑﺰرﮔﺴﺎﻟﯽ.. 42

2-4-پیشینه تحقیقاتی: 43

2-4-1-پیشینه داخلی: 43

2-4-2-پیشینه خارجی: 45

فصل سوم: روش پژوهش

مقدمه. 48

3-1- روش تحقیق : 48

3-2-فرآیند تحقیق. 48

3-3-جامعه آماری، حجم نمونه و روش نمونه گیری.. 49

3-4-ابزار انداره گیری: 49

3-5- روش گردآوری اطلاعات.. 52

3-6-روش تحلیل داده‌ها 52

3-7- ملاحظات اخلاقی.. 52

خلاصه فصل.. 53

فصل چهارم54تجزیه و تحلیل داده ها

مقدمه. 55

4-1.آمار توصیفی.. 55

4-1-1. ویژگی های جمعیت شناختی.. 55

4-2 استنباط آماری داده ها 58

فرضیه پنجم. 63

فصل پنجم65بحث  و نتیجه گیری65

مقدمه: 66

5-1- خلاصه  تحقیق: 66

5-2- بیان یافته های توصیفی پژوهش… 66

5-3-نتیجه گیری از هر فرضیه: 67

5-3-1) بررسی نتایج فرضیه های تحقیق و مقایسه ی نتایج با یافته های پیشین.. 67

5-3-2) بحث و نتیجه گیری: 69

5-4- محدودیت های تحقیق: 71

5-4-1- محدوده های قابل کنترل: 71

5-4-2-محدودیت های غیرقابل کنترل: 71

5-5-پیشنهادات کاربردی: 72

5-6-پیشنهادات پژوهشی: 72

فهرست فارسی: 74

چکیده:

هدف: پژوهش حاضر با هدف   بررسی رابطه بین سبک های  دلبستگی، مکانیسم های دفاعی وسلامت روانی دانشجویان انجام شد.

روش: روش تحقیق در پژوهش حاضر پیمایشی از نوع همبستگی  می باشد. جامعه آماری در این پژوهش شامل تمامی دانشجویان رشته ی اقتصاد و حسابداری دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز بود.  حجم نمونه با بهره گرفتن از جدول کرجسی و مورگان  260 نفر به دست آمد. جهت انتخاب افراد نمونه از روش نمونه گیری طبقه ای با نسبت مساوی استفاده شد. ابزار اندازه گیری در پژوهش حاضر شامل سه دسته پرسشنامه می باشد. پرسشنامه سبک های  دلبستگی هزین و شیور( 1987)، پرسشنامه سبك های دفاعی بشارت، شریفی، ایروانی( 1381 ) و پرسشنامه 28سوالی سلامت روان(GHQ-28). به منظور بررسی فرضیات از آزمون های همبستگی و تحلیل واریانس در محیط نرم افزار SPSS استفاده شده است .

یافته ها: نتایج حاصل از پژوهش حاضر مبین آن است که بین سبک های دلبستگی ایمن و مکانیسمهای دفاعی رشد یافته دانشجویان رابطه مثبت  و معناداری وجود دارد. بین سبک های دلبستگی نا ایمن  (اجتنابی و دوسوگرا) و مکانیسمهای دفاعی رشد نایافته و نورتیک دانشجویان رابطه مثبت و معناداری  وجود دارد. بین مکانیسمهای دفاعی رشد یافته و سلامت روانی دانشجویان رابطه مثبت وجود دارد.افزایش سلامت عمومی باعث افزایش مکانیسم های دفاعی رشد یافته می شود.بین مکانیسمهای دفاعی رشد نا یافته و نورتیک و سلامت روانی دانشجویان رابطه منفی وجود دارد.افزایش سلامت عمومی باعث کاهش مکانیسم های دفاعی رشدنایافته و نوروتیک می شود. بین سبک های دلبستگی ایمن و سلامت روانی دانشجویان رابطه مثبت وجود دارد. بین سبک های دلبستگی نا ایمن  (اجتنابی و دوسوگرا) و سلامت روانی دانشجویان رابطه منفی وجود دارد.

کلید واژه: سبک های  دلبستگی، مکانیسم های دفاعی ،سلامت روانی ،دانشجو

مقدمه:

بالبی (2006) دلبستگی را چنین توصیف کرده است: «ارتباط و پیوند روانی پایدار بین دو انسان» بالبی  با این دیدگاه روانکاوانه موافق بود که تجربیات اولیه کودکی، تأثیر مهمی بر رشد و رفتارهای بعدی در زندگی دارد. به عقیده او، سبک‌های دلبستگی اولیه ما در دوران کودکی و از طریق رابطه کودک / پرستار شکل می‌گیرد. بالبی  همچنین عقیده داشت که دلبستگی دارای مولفه‌ای تکامل یابنده است و به بقای انسان کمک می‌کند. «گرایش به ایجاد پیوندهای عاطفی قوی به افراد بخصوص، یک مؤلفه اصلی طبیعت انسان است.» (بالبی [1]، 2006).

ﻛﺴﻴﺪی و ﺷﻴﻮر[2]اﺷﺎره ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﭘﻴﺎﻣﺪ ﻓﺮآﻳﻨﺪ دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ اﻳﻤﻦ، اﻳﺠﺎد اﺣﺴﺎس اﻳﻤﻨﻲ در ﻓﺮد اﺳﺖ و ﭘﻴﺎﻣﺪ دﻟﺒﺴﺘﮕﻲﻫﺎی ﻧﺎاﻳﻤﻦ، اﻳﺠﺎد  ﺗﺮس و وﺣﺸﺖ در ﻓﺮد اﺳﺖ (کاسیدی ، 2008). راﺑﺮﺗﺰ و ﻫﻤﻜﺎران[3]  ﺑﺮ اﻳﻦ ﻋﻘﻴﺪه اﻧﺪ ﻛﻪ ﭘﻴﺎﻣﺪ روانﺷﻨﺎﺧﺘﻲ ﺳﺒﻚﻫﺎی دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ ﻧﺎاﻳﻤﻦ در ﺷﺮاﻳﻂ ﺗﻨﺶزا، اﺿﻄﺮاب و اﻓﺴﺮدﮔﻲ اﺳﺖ و ﭘﻴﺎﻣﺪ روانﺷﻨﺎﺧﺘﻲ ﺳﺒﻚ دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ اﻳﻤﻦ در ﭼﻨﻴﻦ ﺷﺮاﻳﻄﻲ، آراﻣﺶ رواﻧﻲ اﺳﺖ (راﺑﺮﺗﺰ و ﻫﻤﻜﺎران، 1996).

از اینرو سبک های دلبستگی روشهای مواجهه با موقعیتهای تنیدگی زا را هم متاثر می سازد. افراد ایمن ضمن تصدیق موقعیت به سادگی از دیگران کمک می گیرند، اجتنابگرها در تصدیق موقعیت و جستجوی کمک و حمایت با مشکل مواجه می شوند و نشان برجسته دوسو گراها حساسیت بیش از حد نسبت به عواطف منفی و نگارهای  دلبستگی   است به گونه ای که سد راه خودمختاری آنها می شود. در حالیکه کاهش تنش یکی از کنش های سبک های  دلبستگی ایمن است. سبکهای دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا، تنیدگی و نگرانی فزاینده ای را بر فرد تحمیل می کنند و وی را به استفاده از شیوه دفاعی ناکارآمد وادار می سازند. (ویلنت[4] ،1994)

مکانیسم های دفاعی روانی فرایندهای تنظیم کننده ی خود کاری هستند که برای کاهش نا هماهنگی شناختی و به حداقل رساندن تغییرات ناگهانی در واقعیت درونی و بیرونی از طریق تأثیر گذاری بر چگونگی ادراک حوادث  تهدید کننده عمل می کنند ( به نقل از بشارت 1384). در این راستا هدف کلی پژوهش حاضر بررسی رابطه بین سبک های دلبستگی، سلامت روان و مکانیسمهای دفاعی دانشجویان می باشد.

1-1بیان مساله:

ﺳﺒﻚﻫﺎی دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ از ﻣﻨﺎﺑﻊ درونﻓﺮدی ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻣﻲﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺳﻄﻮح ﺗﻨﺶ و ﻧﺎﺗﻮاﻧﻲ را در ﺷﺮاﻳﻂ ﻧﺎﮔﻮار ﺗﻌﺪﻳﻞ ﻛﻨﻨﺪ و اﺛﺮات ﻣﻨﻔﻲ ﺗﻨﺶ را ﻛﻢرﻧﮓﺗﺮ ﺟﻠﻮه دﻫﻨﺪ. ﺑﻨﺎ ﺑﺮ ﻧﺘﺎﻳﺞ ﭘﮋوﻫﺶﻫﺎ، ﺳﺒﻚﻫﺎی دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ اﻫﻤﻴﺖ ﭘﻴﺶﺑﻴﻨﻲﻛﻨﻨﺪه ی زﻳﺎدی در ﺑﻬﺪاﺷﺖ رواﻧﻲ دارد  (لاینلی[5]، 2007).

ﺑﺮ اﺳﺎس ﻧﻈﺮﻳﺎت ﺑﺎﻟﺒﻲ ، دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی ﭘﻴﻮﻧﺪ ﻋﺎﻃﻔﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ در ﻛﻮدﻛﻲ، ﺑﻴﻦ ﻛﻮدك و ﻣﺮاﻗﺐ اﺻﻠﻲ وی ﺷﻜﻞ ﻣﻲﮔﻴﺮد و ﺑﺮ رﺷﺪ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و اﺣﺴﺎس ﻛﻮدك درﻛﻞ زﻧﺪﮔﻲ ﻣﻮﺛﺮ اﺳﺖ (گوردون[6] ، 2010).

رواﺑﻂ دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ، ﻧﻘﺶ ﺑﺴﻴﺎر ﻣﻬﻤﻲ در اﺣﺴﺎس اﻣﻨﻴﺖ اﻓﺮاد دارﻧﺪ (جان بالبی[7] ، 2006). ﻳﻜﻲ از اﺻﻮل ﭘﺎﻳﻪای دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ رواﺑﻂ دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ اوﻟﻴﻪ ﺑﺮ ﻃﻮل زﻧﺪﮔﻲ ﻓﺮد ﻣﻮﺛﺮ اﺳﺖ.  ﺑﺎﻟﺒﻲ اﻇﻬﺎر داﺷﺖ ﻛﻪ ﭘﻴﻮﻧﺪ واﻟﺪ-ﻛﻮدك، ﺑﺎﻓﺖ ﻏﻴﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﺟﺎﻳﮕﺰﻳﻨﻲ را ﺑﺮای رﺷﺪ ﻫﻴﺠﺎﻧﻲ ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﻲﻧﻤﺎﻳﺪ. ﺑﻪ ﻧﻈﺮ وی اﻛﺜﺮ ﻣﺸﻜﻼت دوران ﻛﻮدﻛﻲ و ﺑﺰرﮔﺴﺎﻟﻲ ﻣﻨﺘﺞ از ﺗﺠﺮﺑﻴﺎت واﻗﻌﻲ دوران ﻛﻮدﻛﻲ اﺳﺖ(داویلبا بورگ[8] ، 1999).

ﻧﻈﺮﻳﻪی دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ ﺗﻮﺳﻂ ﺑﺎﻟﺒﻲ در ﺳﺎل 1969 ﺑﺎ ﻋﻨﻮان دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ و ﺟﺪاﻳﻲ اراﻳﻪ و ﺑﺎ اﻧﺠﺎم ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺗﻲ  و ﻫﻤﻜﺎراﻧﺶ ﻗﺎﺑﻞ ﺑﻬﺮهﺑﺮداری ﺷﺪ (گوردون[9]، 2008). در ادامه اﻳﻨﺰورث ﺑﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺑﺮ روی 23 ﻛﻮدك ﻳﻚ ﺳﺎﻟﻪ، اﻟﮕﻮﻫﺎی دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ را ﺑﻪ اﻧﻮاع  دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ اﻳﻤﻦ و ﻧﺎاﻳﻤﻦ دوﺳﻮﮔﺮا  ، ﻧﺎاﻳﻤﻦ اﺟﺘﻨﺎﺑﻲ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻧﻤﻮد  (جان بالبی، 2006).

اﻓﺮاد ﺑﺎ دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ اﻳﻤﻦ، ﺳﻄﺢ ﺑﺎﻻﺗﺮی از اﻋﺘﻤﺎد و رﺿﺎﻳﺖ و ﺳﻄﺢ ﭘﺎﻳﻴﻦﺗﺮی از ﺗﻌﺎرﺿﺎت دارﻧﺪ، در ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ اﻓﺮاد ﺑﺎ دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ دوﺳﻮﮔﺮا ﺑﺎ ﻋﺪم ﺗﻌﺎدل در اﺣﺴﺎﺳﺎت و ﺗﻌﺎرﺿﺎت ﺑﻴﺸﺘﺮ و اﻓﺮاد ﺑﺎ دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ اﺟﺘﻨﺎﺑﻲ ﺑﺎ رﺿﺎﻳﺖ و ﺻﻤﻴﻤﻴﺖ ﻛﻤﺘﺮ و ﺗﻌﺎرﺿﺎت ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﺸﺨﺺ ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ (کالینز[10] ، 2002).

رینک اظهار میدارد که الگوهای نا کارآمد دلبستگی یک از عوامل موثر بر ایجاد روان بنه های مضطرب است.  وی همچنین میگوید: دلیل اصلی مسیر رشد افراد به سمت اضطراب، پیشرفت احساس فقدانی است که در دلبستگیشان در ارتباط به والدین خود داشته اند. اﺿﻄﺮاب، ﻣﻌﻤﻮلﺗﺮﻳﻦ ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ ﻣﺤﺮك ﺗﻨﺶزا اﺳﺖ. ﻣﻨﻈﻮر از اﺿﻄﺮاب، ﻫﻴﺠﺎﻧﻲ ﻧﺎﺧﻮشآﻳﻨﺪ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻫﻤﻪی ﻣﺎ درﺟﺎﺗﻲ از آن را در ﻗﺎﻟﺐ ﻛﻠﻤﻪﻫﺎﻳﻲ ﭼﻮن دﻟﺸﻮره، ﻧﮕﺮاﻧﻲ و ﺗﺮس ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻛﺮده اﻳﻢ. ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﭘﺎﺳﺦ ﻣﻌﻤﻮل آدﻣﻲ ﺑﻪ ﻧﺎﻛﺎﻣﻲ، ﭘﺮﺧﺎﺷﮕﺮی ﻓﻌﺎل اﺳﺖ، ﺑﺎ اﻳﻦ ﺣﺎل رﻓﺘﺎر واروﻧﻪی آن ﻳﻌﻨﻲ ﻛﻨﺎرهﮔﻴﺮی و ﺧﻤﻮدﮔﻲ ﻧﻴﺰ رواج دارد. وﻗﺘﻲ ﺷﺮاﻳﻂ ﺗﻨﺶزا اﺳﺘﻤﺮار ﭘﻴﺪا ﻛﺮده و ﺷﺨﺺ ﺗﻮﻓﻴﻘﻲ در ﺣﻞ و ﻓﺼﻞ آنﻫﺎ ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﺧﻤﻮدﮔﻲ ﻋﻤﻴﻖ ﺷﺪه و ﺑﻪ ﺻﻮرت اﻓﺴﺮدﮔﻲ درآﻳﺪ (اتکینسون و همکاران[11]، 2006).

از جمله موضوعات مرتبط با اضطراب مكانیزم های دفاعی  است. فروید اصطلاح مكانیزم های دفاعی را به آن دسته از تدابیر ناهوشیار اطلاق می كند كه آدمی برای حل و فصل هیجان های منفی به كار می برد. این تدابیر هیجان مدار موقعیت تنش زا را تغییر نمی دهد بلكه فقط شیوه های دریافت یا اندیشیدن شخص را به آن عوض می كند. به این ترتیب در همه مكانیزم های دفاعی، عنصر خودفریبی در كار است. ما آدمیان، همگی، گه گاه مكانیزم های دفاعی را به كار می بریم و باكمك مكانیزم های دفاعی شرایط دشوار را از شدت می اندازیم تا اینكه بتوانیم به صورتی مستقیم تر آن موقعیت تنش زا را حل و فصل كنیم. كاربرد مكانیسم های دفاعی فقط در صورتی حاكی از ناسازگاری است كه راه و رسم عمده ی پاسخ دهی در برابر سختی ها و دشواری ها بشود  (اتکینسون و همکاران، 2006).

اضطراب حالتی است دردناك كه تحمل آن برای مدت طولانی ناممكن است. انسان به طور ناهوشیار روش هایی برای تحریف واقعیت پیدا كرده است، یعنی احساسات خود را از حیطه هوشیاری دور نگه می دارد تا مضطرب نشود. افراد از مكانیزم های دفاعی علیه اضطراب استفاده می كند. فرض روان كاوان بر این است كه اگر چه مكانیزم های دفاعی در كاهش اضطراب مفیدند، ولی از این نظر كه فرد را از واقعیت دور می كنند، ناسازگارانه تلقی می شوند.  مكانیزم های دفاعی در نظریه ی فروید همان پاسخ های شناختی عاطفی به عوامل استرس زا، همانند ناكامی ها، عدم موفقیت و عدم ارضا است. علیرغم كمبود پژوهش های آزمایشی در این باره یافته های موجود نشان می دهد كه دفاع ها یك ارتباط قوی با آسیب شناسی روانی دارند (ابراهیمی، 1387 ).

 مكانیزم های دفاعی كه مسئولیت محافظت از من را در مواجهه با شكل های مختلف اضطراب بر عهده دارند، بر حسب نوع كنش وری ممكن است، به هنجار یا نابهنجار و كارامد یا ناكارآمد باشند. وایلنت [12](1976) و اندروز، سینگ و بوند[13](1993)  بر اساس طبقه بندی سلسله مراتبی ویلنت در مورد مكانیسم های دفاعی، 20 مكانیسم را به سه سبك دفاعی رشد یافته، نوروتیك و رشد نایافته تقسیم كرده اند. مكانیزم های دفاعی به دلیل اهمیت ویژه ای كه در مفهوم پردازی اختلا لهای روانی و درمان آن ها از دیدگاه روان پویشی دارند، مورد توجه بالینی و پژوهشی خاصی قرار گرفته اند (كرامر[14]، 2000).

در نظام روان تحلیلگری هر اختلال روانی با مكانیزم های دفاعی غیر انطباقی مشخصی همراه است (بوند و پری[15]، 2004 ؛ بلایا، دورنلز، كیپر، هلدت، ایولن  ، بوند[16]، 2006 ) و دفاع ها نقش مهمی در سلامت روانی افراد ایفا می كنند.

بررسی های متعددی از این فرض حمایت كرده اند، و در پژوهش ها مشخص شده است كه سلامت روانی و جسمی افراد به طور معناداری با مكانیزم های دفاعی آن ها در ارتباط است (بوند و پری،2004). در این راستا مسئله اساسی پژوهش حاضر این است که آیا بین سبک های دلبستگی، سلامت روان و مکانیسمهای دفاعی دانشجویان رابطه معناداری وجود دارد؟

1-2اهمیت و ضرورت پژوهش:

ﺳﺒﻚﻫﺎی دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ ﻣﺸﺎﻫﺪه ﺷﺪه در دوران ﻧﻮزادی، در ﻗﻮاﻧﻴﻦ و راﻫﻜﺎرﻫﺎی ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﺗﻨﺶ در ﺑﺰرﮔﺴﺎﻟﻲ ﻣﻨﻌﻜﺲ ﻣﻲﺷﻮد  و اﻓﺮاد ﺑﺎ دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ ﻧﺎاﻳﻤﻦ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ اﻓﺮاد اﻳﻤﻦ ﺑﻴﺸﺘﺮ در ﻣﻌﺮض ﻣﺸﻜﻼت رواﻧﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ اﺿﻄﺮاب و اﻓﺴﺮدﮔﻲ ﻣﻲﺑﺎﺷﻨﺪ.از نظر بالبی دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﺑﺎ اﺿﻄﺮاب و اﻓﺴﺮدﮔﻲ ﻣﺮﺗﺒﻂ اﺳﺖ  (ﺳﺎﻓﻮرد، 2002) و در این میان اضطراب  از جمله موضوعات مرتبط با مكانیزم های دفاعی  است. چرا که افراد می توانند به کمک مكانیزم های دفاعی شرایط دشوار را از شدت بیاندازند تا بتوانند به صورتی مستقیم تر آن موقعیت تنش زا را حل و فصل نمایند. و از این طریق سبکهای دلبستگی می تواند مکانیسم های دفاعی و سامت روان افراد را متاثر سازد.

بطور کلی در تبیین اهمیت و ضرورت پژوهش  حاضر می توان گفت که به وسیله این پژوهش می توان با مکانیسم های مثبت و منفی و شرایط و موارد استفاده آنها آشنا شد.لوینسون[17] (1978) چهار تکلیف برای دوره اوایل بزرگسالی مطرح می کند که شاید فرا گیرترین آنها تشکیل رویا است.یعنی احساس اینکه چگونه با دنیای بزرگسالی انطباق پیدا کند و به عقیده ی آدمی در اوایل بزرگسالی نیاز دارد تا یک رابطه صمیم برقرار کند و وارد قلمرو و دوره پدری و مادری شود و تکلیف بعدی انتخاب علاقه ها، گزیدن یک شغل و به دست آوردن مهارتها  و تأییدهایی که موقعیت در آن شغل کمک می کند.

از طرفی از آنجایی که تاکنون تحقیقی با موضوع مشابه  تحقیق ما انجام نشده است و سه مقوله سبک های دلبستگی، سلامت روان و مکانیسمهای دفاعی موضوعات بسیار مهمی هستند و در زندگی افراد تاثیر غیر قابل انکاری دارند ، ضروری به نظر می رسد که تحقیقی در این مورد انجام شود.

1-3اهداف تحقیق :

هدف اصلی:    بررسی رابطه بین سبک های  دلبستگی، مکانیسم های دفاعی و سلامت روانی

اهداف فرعی:

  1. بررسی رابطه بین سبک های دلبستگی ایمن و مکانیسمهای دفاعی رشد یافته دانشجویان
  2. بررسی رابطه بین سبک های دلبستگی نا ایمن (اجتنابی و دوسوگرا) و مکانیسمهای دفاعی رشد نایافته و نورتیک دانشجویان
  3. بررسی رابطه بین مکانیسمهای دفاعی رشد یافته و سلامت روانی دانشجویان
  4. بررسی رابطه بین مکانیسمهای دفاعی رشد نا یافته و نورتیک و سلامت روانی دانشجویان
  5. بررسی رابطه بین سبک های دلبستگی ایمن و سلامت روانی دانشجویان
  6. بررسی رابطه بین سبک های دلبستگی نا ایمن (اجتنابی و دوسوگرا) و سلامت روانی دانشجویان

1-4فرضیه های  تحقیق:

  1. بین سبک های دلبستگی ایمن و مکانیسمهای دفاعی رشد یافته دانشجویان رابطه مثبت وجود دارد.
  2. بین سبک های دلبستگی نا ایمن (اجتنابی و دوسوگرا) و مکانیسمهای دفاعی رشد نایافته و نورتیک دانشجویان رابطه مثبت وجود دارد.
  3. بین مکانیسمهای دفاعی رشد یافته و سلامت روانی دانشجویان رابطه مثبت وجود دارد.
  4. بین مکانیسمهای دفاعی رشد نا یافته و نورتیک و سلامت روانی دانشجویان رابطه منفی وجود دارد.
  5. بین سبک های دلبستگی ایمن و سلامت روانی دانشجویان رابطه مثبت وجود دارد.
  6. بین سبک های دلبستگی نا ایمن (اجتنابی و دوسوگرا) و سلامت روانی دانشجویان رابطه منفی وجود دارد.

تعریف متغیر های پژوهش:

الف) تعاریف مفهومی متغیرها:

  • سبکهای دلبستگی : ﺑﺮ اﺳﺎس ﻧﻈﺮﻳﺎت ﺑﺎﻟﺒﻲ ، دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی ﭘﻴﻮﻧﺪ ﻋﺎﻃﻔﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ در ﻛﻮدﻛﻲ، ﺑﻴﻦ ﻛﻮدك و ﻣﺮاﻗﺐ اﺻﻠﻲ وی ﺷﻜﻞ ﻣﻲﮔﻴﺮد و ﺑﺮ رﺷﺪ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و اﺣﺴﺎس ﻛﻮدك درﻛﻞ زﻧﺪﮔﻲ ﻣﻮﺛﺮ اﺳﺖ (گوردون[18] ، 2010). دلبستگی عبارتند از یک رابطه و علاقه عاطفی میان یک شخص و شخصی دیگر

( لطافتی، 1388).

  • مکانیسم های دفاعی[19]: شیوه هایی هستند که باعث کاهش با رفع اضطراب شده و تعادل روانی را حفظ می کنند و در نتیجه شخص قدرت سازگاری و تطابق با عواملی که پیش آمده ایجاد می کند (میلانی فر، 1382) همچنین ﻃﺒﻖ ﺗﻌﺮﻳﻒ آﻧﺪرﺳﻮن[20]، (1985) ﻣﻜﺎﻧﻴﺴﻢﻫﺎی دﻓﺎﻋﻲ ﻛﺎﻫﺶ ﻧﺎﻫﻤﺎﻫﻨﮕﻲ ﺷﻨﺎﺧﺘﻲ و ﺑﻪ ﺣﺪاﻗﻞ رﺳﺎﻧﺪن ﺗﻐﻴﻴﺮات ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﻲ در واﻗﻌﻴﺖ دروﻧﻲ و ﺑﻴﺮوﻧﻲ از ﻃﺮﻳﻖ ﺗﺄﺛﻴﺮﮔﺬاری ﺑﺮ ﭼﮕﻮﻧﮕﻲ ادراك ﺣﻮادث ﺗﻬﺪﻳﺪ ﻛﻨﻨﺪه ﻋﻤﻞ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ. ﺳﺎزوﻛﺎرﻫﺎی دﻓﺎﻋﻲ ﻣﻲﺗﻮاﻧﻨﺪ ادراك ﻫﻴﺠﺎﻧﻲ را ﺗﺤﺮﻳﻒ ﻛﺮده، ﺗﻐﻴﻴﺮ دﻫﻨﺪ (آﻧﺪرﺳﻮن[21]، 1985).
  • سلامت روانی: سلامت روانی عبارت است از« حالت سلامتی کامل روانی و اجتماعی نه فقط فقدان بیماری یا ناتوانی » ( کاپلان ؛ و سادوک ، 1375 ) . سلامت روانی حالتی از بهزیستی و وجود این احساس در فرد است که می تواند با جامعه کنار بیاید. سلامت روانی به معنای احساس رضایت، روان سالمتر و تطابق اجتماعی با موازین مورد قبول هر جامعه است(کاپلان و سادوک[22]،  1999، ترجمه پور افکاری ،1376).

تعاریف عملیاتی متغیرها:

سبکهای دلبستگی : نمره ای است که آزمودنی از پرسشنامه هیزن و شیور (1987)بدست می آورد.

مکانیسم های دفاعی : نمره ای است که آزمودنی در پرسشنامه سبكهای دفاعی بشارت، شریفی، ایروانی(1381 ) بدست می آورد.

سلامت روانی: نمره ای است که آزمودنی از پرسشنامه 28 سوالی سلامت عمومی گلدبرگ و ماری(1986) بدست می آورد.

تعداد صفحه :103

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

Posted in دسته‌بندی نشده