پایان نامه مقایسه ی اضطراب سلامت، حساسیت پردازش حسی، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه ارومیه

دانشکده ادبیات و علوم انسانی

گروه علوم تربیتی

پایان نامه

جهت دریافت درجه کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی

عنوان :

مقایسه ی اضطراب سلامت، حساسیت پردازش حسی، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و آسیب پرهیزی بین پرستاران بخش های ویژه و عمومی بیمارستان های شهر ایلام

1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

پژوهش حاضر با هدف مقایسه ی اضطراب سلامت ،حساسیت پردازش حسی،راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و آسیب پرهیزی دربین پرستاران بخش های ویژه و عمومی انجام گرفت. نمونه ای شامل 120 پرستار که در دو گروه مقایسه ای ،60 نفر پرستار شاغل دربخش های ویژه و60 نفر پرستار شاغل در بخش های عمومی بیمارستان که بصورت نمونه ی در دسترس انتخاب شدند، مورد بررسی قرار گرفت. نمونه مورد بررسی که از بیمارستانهای آموزشی شهر ایلام انتخاب شدند، به پرسشنامه اضطراب سلامت نسخه اصلی فرم کوتاه (SHAI)، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (CERQ)، پرسشنامه حساسیت پردازش حسی آرون و آرون(1997) و پرسشنامه آسیب پرهیزی پاسخ دادند. نتایج بدست آمده از تحلیل آماری Tمستقل، آنوا و مانوا نشان دهنده ی وجود تفاوت آماری معنادار بین میانگین نمره های اضطراب سلامت، حساسیت پردازش حسی و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان وزیر مؤلفه های این متغیرها در سطح ( 0001/ >p ) بود. به طور کلی بخش های ویژه به دلیل رویارویی با سوانح و فوریت های پزشکی و عهده دار بودن امداد رسانی به مصدومان تحت استرس و هیجان های منفی بیشتری قرار دارد که این هیجان های منفی در طول زمان، زمینه را برای بروز اختلالهای روانی مثل اضطراب سلامت فراهم می آورد.

کلید واژه ها : پرستاران بخش ویژه و عمومی- اضطراب سلامت- حساسیت پردازش حسی-راهبردهای تنظیم شناختی هیجان- آسیب پرهیزی

فهرست مطالب

شماره و عنوان مطالب                                                                           صفحه

فصل اول:  کلیات پژوهش

1-1-     مقدمه………………………………………………………2

1 -2-    بیان مسئله……………………………………..6

1 -3-    ضرورت و اهمیت انجام پژوهش…………………………..11

1 -4-    اهداف پژوهش………………………………………………..13

1-4-1- هدف کلی…………………………………………………….13

1-4-2- اهداف جزئی……………………………………….13

  • سؤال و فرضیه­های پژوهش………………………………………………………………………………………………………………….13
  • تعاریف مفهومی ………………………………………………………………………………………………………………………………….14
  • تعاریف عملیاتی ………………………………………………………………………………………………………………………………….16

 فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه پژوهشی

2-1- مقدمه……………………………………………..19

2-2-اضطراب سلامتی……………………………..19

2-2-1- نظریه های مرتبط با اضطراب سلامتی ………….23

2-2-2- پژوهش های صورت گرفته در زمینه اضطراب سلامتی……………….26

2-3- حساسیت پردازش حسی………………………………..27

2-3-1- تعریف حساسیت پردازش حسی…………………………28

2-3-2- ابعاد مختلف حساسیت پردازش حسی………………..28

2-3-3- پژوهش های انجام شده در زمینه حساسیت پردازش حسی……..29

2-4-الگوهای استرس و مقابله………………………………………………34

2-4-1- هیجان……………………………………………….36

2-4-2- تنظیم هیجان………………………………………37

2-4-3- الگوی فرایند تنظیم هیجان………………………………..38

2-4-4- تنظیم شناختی هیجان……………………………………..41

2-5-الگوهای سرشت و منش………………………42

2-5-1- تعریف الگوهای سرشت و منش……………………….43

2-5-2- ارتباط آسیب پرهیزی و اضطراب…………….46

2-6- خلاصه و جمع‌بندی…………………………….50

فصل سوم: روش پژوهش

3-1- مقدمه…………………………………………………………53

3-2- روش پژوهش…………………………………53

3-3- جامعه آماری………………………………53

3-4-روش نمونه گیری…………………………………….53

3-5- ابزارهای اندازه‌گیری…………………………54

3-5-1- پرسشنامه اضطراب سلامت………………………54

3-5-2- پرسشنامه حساسیت پردازش حسی……………….55

3-5-3- پرسشنامه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان………………57

3-5-4- پرسشنامه الگوهای سرشت و منش…………………………..58

3-6- روش­های تجزیه و تحلیل داده­ها……………………..59

3-7-روش اجرا……………………………………………………………60

فصل چهارم: یافته­های پژوهش

4-1-مقدمه…………………………………………………………………………62

4-2- آمار توصیفی………………………………………………………62

4-3-آمار استنباطی…………………………………………………..68

4-3-1- پاسخ به سؤال پژوهش…………………………………………68

4-3-2 – فرضیه اول…………………………70

4-3-3- فرضیه دوم…………………………………70

4-3-4- فرضیه سوم…………………………….72

4-3-5- فرضیه چهارم………………………………….75

4-4-یافته جانبی…………………………75

فصل پنجم:  بحث و نتیجه گیری

5-1-مقدمه………………………………………………………..79

5-2- تحلیل سؤال و فرضیه ها…………………………..79

5-2-1 – سؤال پژوهش…………………………………79

5-2-2فرضیه اول………………………………………80

5-2-3- فرضیه دوم……………………………………82

5-2-4- فرضیه سوم………………………………83

5-2-5 فرضیه چهارم…………………………………..86

5-3- پیشنهادها……………………………………………..87

5-3-1- پیشنهادهای پژوهشی………………………..87

5-3-2- پیشنهادهای کاربردی………………………88

5-4-محدودیت­ها ی پژوهش……………………………89

فهرست منابع و مؤاخذ

6-1-منابع فارسی……………………………………………………..90

6-2- منابع لاتین……………………………………..92

– مقدمه

پرستاران به عنوان تنها گروه حرفه ای که در طول 24ساعت شبانه روز، خدمات خود را به صورت مستمر ارائه می کنند، از یک سو حفظ سلامت افراد را به عهده داشته و از سوی دیگر هماهنگ کننده فعالیت سایر اعضاء تیم بهداشتی درمانی می باشند (هروآبادی و مرباقی[1]، 2007).

امروزه در محیط های درمانی کشورهای مختلف، شاهد عدم تمایل پرستاران به ادامه کار و درگیری با شغل های دوم غیر مرتبط با پرستاری، تمایل به ترک کار، درخواست بازنشستگی قبل از موعد، شکایت از حجم کار زیاد و کمبود نیروی انسانی بوده و در این میان در بخش های مراقبت های ویژه از جمله )[2]CCUواحد مراقبت قلبی) و ICU[3](واحد مراقبت ویژه) و نیز در بخش های دیالیز و آنکولوژی[4] (سرطان شناسی)، این مشکلات حادتر و میزان اضطراب و استرس از سایر بخش ها چشم گیر تر است (ساترلند و کوپر[5] ،2000). تحقیقات نشان داده که رویارویی دایمی با بیماران، داشتن مسؤولیت سلامت انسان ها، انجام فرایندهای بالینی، مواجه با بیماران در حال احتضار، برخورد با موقعیت های اضطراری و اورژانس، می تواند باعث کاهش عملکرد مطلوب پرستاران شود و بر سلامتی روانی و جسمانی آنها تأثیر بگذارد ( گرینید، جیم و راگر[6]، 2001).

پرستاران در مقابل محرک های محیطی، از خود پاسخهای روانی بروز می دهند که این پاسخها ممکن است سبب شود وظایف خود رابه خوبی انجام ندهند و راهنماییها را خوب متوجه نشوند. مسائل روانی پرستاران یک بیمارستان به طور مستقیم یا غیر مستقیم نه تنها در میزان رضایت بیماران آن بیمارستان از خدمات بهداشتی– درمانی مؤثر است، بلکه در مسیر بهبود جسمی–روانی آنان نیز تأثیر خواهد داشت  ( گرینید، جیم و راگر، 2001)

اضطراب سلامت[7] اختلال شناختی گسترده ای است که بصورت ادراک نادرست درباره علایم و تغییرات بدنی که نتیجه باورهای فرد در مورد بیماری یا سلامت است شکل می گیرد (سالکووسکیس و وارویک[8]، 2000). در الگوهای شناختی- رفتاری، اضطراب سلامت از نگرانی و ترس مداوم نسبت به سلامت که به وسیله ارزشیابی نادرست هدایت می شود، تعریف می گردد (سالکووسکیس و وارویک، 2000) .

این الگوها بیانگر چندین شکل مهم از اضطراب سلامت هستند که شامل :

1) قاطعیت در مورد داشتن بیماری (پافشاری بر این باور که یک نفر دارای یک بیماری جدی است).

2) اشتغال ذهنی و نگرانی در مورد بدن (توجه بیش از حد روی احساس های بدنی و مشکلات بدن).

3) ترس در رابطه با بیماری (ترس از یک نفر که مبتلا به یک بیماری جدی است، یا در آینده به یک بیماری جدی مبتلا می شود (پاتریک و آسموندسون[9]، 2009) .

می توان اضطراب سلامت را بر روی یک پیوستار در نظر گرفت که در یک انتهای پیوستار سطوح خفیف اضطراب سلامت قرار دارد که توسط بیشتر افراد تجربه می شود (تایلور[10] و آسموندسون، 2004) . برای افرادی که در این انتها از طیف (سطوح خفیف) قرار می گیرند، اضطراب قابل تحمل است و با گذشت زمان برطرف می شود و افراد به طور سازگارانه، جویای توجه پزشکی برای درمان مشکل می شوند، یا می توانند برای اطمینان، به طور مکرر، راهنمایی پزشکی دریافت کنند (تایلور و آسموندسون، 2004) . در انتهای دیگر پیوستار شکل شدید اضطراب سلامت قرار دارد، مانند اضطراب بیماری و نیز به شکل شدیدتر نشانگان اختلال بدنی شکل ([11]DSM-5، 2013). این شرایط اغلب به دنبال پافشاری برای داشتن یک بیماری جدی، علی رغم اطمینان داشتن از عدم بیماری است و می تواند منجر به ایجاد اختلالات مهمی شود (پاتریک ، آسموندسون، 2009) .

مطالعات همه گیر شناسی گزارش می کنند که بیشتر از 9% بیماران بستری در مراکز پزشکی درمانی، اضطراب سلامت را تجربه می کنند و شیوع آن در جمعیت عمومی بیشتر از 5% گزارش شده است (گریدز و بارسکی[12]، 2004 ) . در رابطه با مدل شناختی – رفتاری، عوامل متعددی مانند پردازش شناختی اطلاعات و ارزشیابی شناختی نقش مهمی در ایجاد و حفظ اضطراب سلامت دارند (سالکووسکیس و وارویک ، 2000) . اطلاعات درونی نظیر حس های بدنی، نشانه های بدنی و فیزیکی، یا محرکهای بیرونی مرتبط با بیماری، (مانند شنیدن ابتلا یک دوست به بیماری)، دارای قدرت بالقوه برای فعال کردن شناخت معیوب در مورد سلامت و بیماری هستند. عوامل درونی و بیرونی منجر به اضطراب شدید در مورد سلامت شخصی و رفتارهای مرتبط با سلامت و تصمیم گیری و ادراک اطلاعات مرتبط با سلامت است (سالکووسکیس و وارویک ، 2000).

یکی از مشاغلی که به واسطه محیط کار در معرض ابتلا به اضطراب سلامت هستند پرستاری است و از طرفی در راستای راه کارهای ارتقاء سلامت، تمرکز روی مشاغل مرتبط با سلامت و هم چنین محیط کاری آنها، همان اهمیت توجه به بیماران را دارد ( گرینید، جیم و راگر، 2001).

محتوای نظریه شناختی که توسط بک (1976) مطرح شده است، بیان می کند که اضطراب سلامت و خود بیمار انگاری می تواند از سایر اختلالات به وسیله محتوای باورهای تخریبی ناشی از آن تفکیک گردد. افرادی که دچار اضطراب سلامت هستند سعی می کنند که نسبت به تغییرات بدنی هشیار و حساس باشند. زمانی که شخص به طور ارادی به بدنش توجه زیادی داشته باشد، میزان ادراک و هیجان ها در وی افزایش پیدا می کند (بارسکی و همکاران، 2002). بسیاری از احساس ها مانند خارش، سرفه یا خمیازه کشیدن از نظر آنها دارای یک تفکیک بیمار گونه است که می تواند به وسیله توجه دیگران و واکنش های دیگران گسترش یابد (بارسکی و همکاران،2002) .

زمانی که اطلاعات هیجانی نتوانند در فرایند پردازش شناختی ادراک ارزشیابی شوند، فرد از نظر عاطفی و شناختی دچار آشفتگی و درماندگی می شود و این ناتوانی،سازماندهی عواطف و شناختهای او را تحت تأثیر قرار می دهد. حساسیت پردازش حسی[13] بعنوان یک ویژگی خلق و خوی شخصیتی به شمار می رود که توسط حساسیت نسبت به تحریکات درونی و بیرونی از قبیل محرک های هیجانی و اجتماعی که علت پیدایش آن می باشد، مشخص می شود (جاگیلوز[14] و همکاران، 2011).

آرون و آرون[15] (1997)از حساسیت پردازش حسی بعنوان ساختاری که گرایش به پردازش انواع مختلفی از اطلاعاتی که از اهمیت بیشتری نسبت به سایر اطلاعات دریافت شده از محیط برخوردار هستند، یاد می کنند. همچنین حساسیت پردازش حسی اشاره دارد به شناسایی و پاسخ افراد به تعداد معدودی از محرک های موجود درمحیط می باشد.

هم چنین مطالعات شناختی بیانگر این است که افراد مبتلا به اضطراب سلامت در مقایسه با افراد غیر مبتلا به اضطراب سلامت، به احتمال بیشتری علایم بدنی را به عنوان یک ضعف سلامتی یا بیماری جدی تعبیر می کنند ( بارسکی، 2002) . به احتمال بیشتری باور می کنند آن ها ضعیف هستند و توان مقابله با استرس را ندارند (رایف[16]، 1998). برای برآورد بیش از اندازه شانس ابتلا به بیماری و یا تخمین بیش از اندازه خطر یک بیماری تمایل بیشتری نشان می دهند  . ممکن است اطلاعات گسترده ای صرفأ در زمینه بیماری ها داشته باشند نه در زمینه های دیگر( بارسکی، 2002).

از سوی دیگر روش های مقابله با چنین تنش ها و تشویش های روانی و رویارویی با مشکل های کاری می تواند تا حدودی شرایط روانی محل کار را مساعدتر نماید.مدیریت هیجان ها به منزله فرایندهای درونی و بیرونی است که مسئولیت کنترل، ارزیابی و تغییر واکنش های عاطفی فرد را در مسیر تحقق یافتن اهداف او بر عهده دارد و هرگونه اشکال و نقص در تنظیم هیجان ها می تواند فرد را در برابر اختلال های روانی همچون اضطراب و افسردگی آسیب پذیر سازد(گارنفسکی و کرایج[17]، 2005).

به اعتقاد محققان چگونگی ارزیابی شناختی فرد در هنگام روبه رو شدن با حادثه منفی از اهمیت بالایی برخوردار است. سلامت روانی افراد ناشی از تعاملی دو طرفه میان استفاده از انواع خاصی از راهبردهای تنظیم شناختی هیجان ها و ارزیابی درست از موقعیت تنش زا است (گارنفسکی و همکاران، 2003).

مفهوم کلی تنظیم شناختی هیجان دلالت بر شیوه شناختی دستکاری ورود اطلاعات فراخواننده هیجان دارد (اوکسنر و گروس[18]، 2004 و 2005). بعبارت دیگر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، به نحوه تفکر افراد پس از بروز یک تجربه منفی یا واقعه آسیب زا برای آنها اطلاق می گردد.

کلونینجر در مدل عصبی_زیستی خود مطرح کرده است، که سامانه های سرشتی در مغز دارای سازمان یافتگی کارکردی[19] و متشکل از سامانه های متفاوت و مستقل از یکدیگر برای فعال سازی، تداوم و بازداری رفتار در پاسخگویی به گروه های معین از محرک ها هستند.

بازداری رفتاری در پاسخ به محرک های تنبیه یا نبودن پاداش است. تفاوت های فردی در قابلیت وقفه یا بازداری رفتاری[20]،آسیب پرهیزی[21] نامیده می شود. کلونینجر آسیب پرهیزی را به همراه دو بعد دیگر نوجویی و پاداش وابستگی که هر یک دارای چهار مقیاس فرعی هستند در قسمت سرشت معرفی کرد (کلونینجر[22]، 1987 و 1991).

 

1-2– بیان مسأله

حرفه و شغل هر فرد نقش تعیین کننده در سلامت روان دارد. پرستاری از مشاغلی است که همواره با عوامل متعدد و تنش زای محیط کار رو به رو است. ماهیت این شغل به گونه ای است که با ترکیبی از نقش ها از طریق فعالیت های فنی، مهارتهای حرفه ای، روابط انسانی و احساس همدردیدر ارتباط است و هر کدام از این فعالیت ها نقش و مسئولیت زیاد را برای پرستار موجب می شود. افسردگی در زنان پرستار در اکثر موارد به علت رویدادهای تنش زای زندگی کاری بالا می باشد (مایرس[23] و همکاران، 2005). مؤسسه ملی و بهداشت شغلی اعلام کرده است که از 130 شغل مورد بررسی، پرستاری رتبه 20 را در مراجعه به پزشک جهت مشکلات ناشی از عدم سلامت جسمانی و روانی کسب کرده اند (رافی ، 1387).بنابراین به نظر می رسد که بعلت حساس بودن مسئولیت های شغلی پرستاران و تعامل مداوم آنها با بیماران، پرستاران همواره در معرض مخاطرات بیماریهای جسمی و روانی و تنش های منفی قرار می گیرند(درخشان و صالحی،1384، میرصدری،1389). دربین آنان پرستاران شاغل در بخش های ویژه به دلیل شرایط خاص ناشی از محیط کار و بیماران ممکن است بیشترین استرس را تحمل نمایند. ازجمله عوامل تنش زای بخش ویژه می توان به مواردی همچون ارتباط کاری با سایر پرستاران و کارکنان تیم بهداشتی، ارتباط و مکالمه با بیمار و همراهان وی، سطح بالای دانش و مهارت مورد نیاز برای کار در این بخش، حجم کاری بالا، لزوم پاسخ سریع و بی درنگ پرستار به موقعیت های فوری، تماس مداوم با بیماران اورژانسی، مسئولیت سنگین مراقبت از بیماران بخشهای ویژه و در معرض قرار گرفتن مشاهده مستقیم مرگ بیماران اشاره کرد(مک گراس[24] و همکاران، 2003). متخصصان سلامت گزارش کرده اند که پرستاران، نگرانی های جدی را در رابطه با ماهیت شغلی شان تجربه می کنند. آنها به واسطه تماس مداوم با بیماران و استفاده مکرر ازتجهیزات تیز همچون آمپول و غیره و تماس مستقیم با خون و مایعات بدن بیماران و مواد شیمیایی بیمارستان و داروهای پزشکی خطرناک از قبیل شیمی درمانی و غیره در معرض خطرهای جدی و نگرانی های مرتبط با سلامتی شان می باشند ( ریوجر[25]  و همکاران، 2007).

سلامت[26] مفهوم پیچیده ای است که شامل قواعد و رشته های مختلف نظیر پرستاری، پزشکی، فلسفه و روانشناسی می شود که هرکدام از این اجزاء سعی در تعریف سلامت داشته اند .دامنه تعریف سلامت از تعریف کاملی که توسط سازمان جهانی بهداشت[27] مبنی بر وضعیتی که سلامت کامل جسمانی، روانی و اجتماعی است و نه فقط عدم داشتن بیماری، تا تعریف سنتی سلامت که محدود به نداشتن بیماری جسمی است، گسترده شده است  ( ریوجر  و همکاران، 2007).

یکی از ابعادی که سلامت روانشناختی را تحت تأثیر قرار می دهد، اضطراب است به طوری که امروزه اختلالات اضطرابی[28] بیشترین شیوع را در دسته بندی اختلالات روانی دارند. میزان شیوع اختلالات اضطرابی در طول مراحل زندگی از 8% تا 29% دامنه دارد (مک گراس و همکاران، 2003). یکی از انواع اختلال های اضطراب، اضطراب سلامت است.

اضطراب سلامت اختلال شناختی گسترده ای است که بصورت ادراک نادرست درباره علایم و تغییرات بدنی که نتیجه باورهای فرد در مورد بیماری یا سلامت است ، شکل می گیرد (سالکووسکیس و واردیک، 2000).اضطراب سلامت پیوستاری است که در یک سوی آن نگرانی های خفیف مرتبط با احساس های بدنی و در سوی دیگر آن ترس های شدید مرتبط با سلامت و اشتغال ذهنی با احساس های بدنی قرار می گیرد (تانگ[29] و همکاران، 2007). ضابطه بندی اضطراب سلامت که به وسیله سالکووسکیس مطرح شده بیانگر آن است که برخی افراد طیف وسیعی از عوامل از جمله تغییرات بدنی، اطلاعات پزشکی، مشاوره های پزشکی، نتایج آزمایشها و نیز واکنش ها و توصیه های دیگران را به غلط بعنوان علایمی از یک بیماری جسمی خطرناک تفسیرمی کنند(سالکووسکیس و وارویک، 2001). این سوءتعبیرهای مبتنی بر خطر منجر به شکل گیری فرض ها و افکار منفی بیشتری می گردد. این افکار غالبأ به وسیله تصویرهای ذهنی هیجانی تقویت می شود و به این ترتیب فرد اضطراب سلامت شدیدی را تجربه می کند. افرادی که اضطراب سلامتی شدید را تجربه می کنند واجد ملاک های تشخیصی اختلال اضطراب بیماری[30] براساس پنجمین ویراست راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی[31] هستند. اختلال اضطراب بیماری بعنوان یکی از اختلال های نشانگان بدنی[32] که ویژگی اساسی آن گرایش مداوم به سوءتعبیر فاجعه آمیز علایم و نشانه های بی خطر جسمانی بعنوان شواهدی مبنی بر وجود یک بیماری خطرناک می باشد، پذیرفته شده است (DSM-5 ، 2013). یکی از مشاغلی که به واسطه محیط کار در معرض ابتلا به اضطراب سلامت هستند پرستاری است و از طرفی در راستای راه کارهای ارتقاء سلامت، تمرکز روی مشاغل مرتبط با سلامت و هم چنین محیط کاری آن ها، همان اهمیت توجه به بیماران را دارد((مک گراس[33] و همکاران، 2003).

می توان ادعا کرد که بخش عظیمی از رفتارهای ما تحت تأثیر عوامل زیستی می باشد. از آنجا که دیدگاه ها و نظریه های زیست شناختی_شخصیت، جایگاه ویژه ای در متون علمی جهان دارد، طی سالیان متمادی تلاش های زیادی برای پیوند بین روانشناسی و زیست شناسی صورت گرفته است. و باعث این شد که روانشناسان میان روان و تن و نیز رفتار و مغز پلی بزنند. حاصل این گونه تلاش ها در گرایش های علمی نظیر علوم عصب پایه نوروپسیکولوژی بازتاب خوبی داشته است (کاویانی،1386). برای مثال در اختلال نشانگان بدنی، اضطراب بیماری نتیجه محدودیت آگاهی و درک احساس های در افراد مبتلا می باشد، و از طرفی دیگر افراد مبتلا به این عارضه ، احساس های فردی خود را دقیق درک نمی کنند(DSM-5 ، 2013). زمانی که اطلاعات هیجانی نتوانند در فرآیند پردازش شناختی ادراک ارزشیابی شوند، فرد از نظر عاطفی و شناختی دچار آشفتگی و درماندگی می شود و این ناتوانی، سازماندهی عواطف و شناخت های او را تحت تاًثیر قرار می دهد. حساسیت پردازش حسی[34] به عنوان یک ویژگی خلق و خوی شخصیتی به شمار می رود که توسط حساسیت نسبت به تحریک های درونی و بیرونی از قبیل محرک های هیجانی و اجتماعی که علت پیدایش آن می باشد، مشخص می شود(جاگیلوز[35]و همکاران، 2011).

 آرون و آرون (1997) از حساسیت پردازش حسیبه عنوان ساختاری که گرایش به پردازش انواع مختلفی از اطلاعاتی که از اهمیت بیشتری نسبت به سایر اطلاعات دریافت شده از محیط برخوردار هستند، یاد می کنند. همچنین حساسیت پردازش حسی به شناسایی و پاسخ افراد به تعداد معدودی از محرک هایی که در محیط موجود می باشد، اشاره دارد. حساسیت پردازش حسی توضیحات قابل ملاحظه ای را در رابطه با ویژگی های شخصیتی افراد و سلامت روانی آنها بیان می دارد.حساسیت پردازش حسی شامل سه بعد یا مؤلفه «سهولت تحریک[36]»، «حساسیت زیبایی شناختی[37]» و «آستانه حسی پایین[38]» می باشد که هر یک از این ابعاد ارتباط های متفاوتی با سایر متغیرهای دیگر درروان شناسی دارند، که سهولت تحریک به احساس پاسخ نسبت به خواسته ها و نیازها اشاره دارد، اما حساسیت زیبایی شناختی به آگاهی از تجارب زیباییشناختی و آستانه حسی پایین به حساسیت افراد نسبت به محرک های ناخوشایند اشاره دارند.

از سوی دیگر روش های مقابله با چنین تنش ها و تشویش های روانی و رویارویی با مشکلات کاری می تواند تا حدودی شرایط روانی محل کار را مساعدتر نماید.مدیریت هیجان ها به منزله فرایندهای درونی و بیرونی است که مسئولیت کنترل، ارزیابی و تغییر واکنش های عاطفی فرد را در مسیر تحقق یافتن اهداف او بر عهده دارد و هرگونه اشکال و نقص در تنظیم هیجان ها می تواند فرد را در برابر اختلال های روانی همچون اضطراب و افسردگی آسیب پذیر سازد (گارنفسکی و کرایج[39]، 2003).

 به اعتقاد محققان چگونگی ارزیابی شناختی فرد در هنگام روبه رو شدن با حادثه منفی از اهمیت بالایی برخوردار است. سلامت روانی افراد ناشی از تعاملی دو طرفه میان استفاده از انواع خاصی از راهبردهای تنظیم شناختی هیجان ها و ارزیابی درست از موقعیت تنش زا است (گارنفسکی و همکاران، 2003).

مفهوم کلی تنظیم شناختی هیجان دلالت بر شیوه شناختی دستکاری ورود اطلاعات فراخواننده هیجان دارد (اوکسنر و گروس[40]، 2004 و 2005). بعبارت دیگر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، به نحوه تفکر افراد پس از بروز یک تجربه منفی یا واقعه آسیب زا برای آنها اطلاق می گردد.

بنابر اظهار اسپیلبرگر[41] اضطراب یک حالت هیجانی ناخوشایند است، که با نگرانی، تنش و بیم شناخته می گردد.

اضطراب هیجانی است که در زندگی روزمره هر فرد رخ می دهد و انسانها آن را تجربه می کنند، اگر این حالت شدت یابد و طولانی گردد و همچنین با موقعیت تناسب نداشته باشد، در آن صورت از حالت بهنجار دور شده و به اختلال بالینی نزدیک می گردد (خسروی و مهدیفر،1390). اضطراب را می توان به اضطراب حالت و اضطراب صفت افتراق داد. اضطراب صفت اشاره دارد بر تفاوت های فردی نسبتأ با ثبات در آمادگی به اضطراب، بدین معنا که بین مردم تمایل به پاسخ به موقعیت های تهدید کننده متفاوت است (ویتاساری[42] و همکارن،2011). اضطراب صفت نشأت گرفته از افزایش تهدید در زندگی و موقعیت زندگی شخصی، افزایش تقاضایی از فرد که یک تهدید را با ارزش تلقی می کند و حوادث فشارزایی که اعتماد به نفس فرد را تحلیل می برند می باشد، افراد مبتلا به این نوع اضطراب علائم جسمانی و روانی را تجربه می کنند (ویتاساری و همکارن،2011). کلونینجر و همکارنش یک مدل زیستی– عصبی  پیشنهاد داده اند که به طور معمول در تحقیقات بالینی مورد استفاده قرار می گیرد،این مدل چهار بعد سرشت و سه بعد منش را شامل می شود(هانسن[43]، رگس[44]، پاینتو[45]، کی جری[46]، اجمیر[47] 2007). سرشت اساس وراثتی هیجانها و یادگیری های است که از طریق رفتارهای هیجانی و خودکار کسب می شود و به عنوان عادت های قابل مشاهده در اوایل زندگی فرد دیده می شود و تقریباَ در تمام طول زندگی ثابت باقی می ماند (ابوالقاسمی، رفیعی و نریمانی، 1390). کلونینجر معتقد است که سامانه های سرشتی در مغز دارای سازمان یافتگی کارکردی [48] متشکل از سامانه های متفاوت و مستقل از یکدیگر برای فعال سازی، تداوم و بازداری رفتار در پاسخ گویی به گروه های معینی از محرکها است. کلونینجر چهار بعد برای سرشت معرفی کرده است (ابوالقاسمی و همکاران، 1390). نوجویی  به عنوان فعال سازی رفتاری[49] در پاسخ به محرکهای تازه تعریف می شود که موجب جستجوی پاداش و گریز از تنبیه می شود. آسیب پرهیزی بازداری رفتاری[50] در پاسخ به محرکهای تنبیه یا نبودن پاداش است. پاداش وابستگی به عنوان تمایل به دادن پاسخ مثبت به نشانه های پاداش می باشد که موجب حفظ پاسخ یا مقاومت در برابر خاموشی رفتار می گردد (هانسن و همکاران، 2007).

 پشتکار به معنایی استقامت در حالت خستگی و ناامیدی است (ماداگا و هانسن،[51]2007). هر یک از ابعاد سرشت و منش در یک دستگاه (شبکه) تعاملی، جریان سازگاری و تطابق تجربه های زندگی را راه اندازی و هدایت می کند. آمادگی ابتلا به اختلال های هیجانی و رفتاری از چگونگی عملکرد این دستگاه تعاملی اثر می پذیرد(کاویانی ، 1386).

جیانگ[52] ، ساتو[53]، هارا[54]، تاکی دمی[55]، اوزاکی[56]،یامادا[57] (2003). در پژوهشی به بررسی رابطه بین اضطراب صفت، شخصیت و خستگی بر اساس پرسشنامه سرشت و منش پرداختند، نتایج نشان داد که هر دو اضطراب صفت و حالت با بسیاری از گروه ها از جمله از بعد سرشت، آسیب پرهیزی با اضطراب صفت رابطه دارد.

مطالعه حاضر در پی این است که اضطراب سلامت و متغیرهای حساسیت پردازش حسی،آسیب پرهیزی و تنظیم شناختی هیجان دربین پرستاران شاغل در بخش های ویژه بیمارستان و پرستاران شاغل در بخش های عمومی بیمارستان را مورد بررسی قرار دهد.

تعداد صفحه :131

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه رابطه ناگویی هیجانی و درون/برون گرایی با رضایت زناشویی

post” name=”frm_jahanpay64″ class=”form-group”>

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد رشت

دانشکده انسانی

گروه آموزشی  روان شناسی

پایان نامه تحصیلی جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد

رشته روان شناسی گرایش بالینی

عنوان:

رابطه ناگویی هیجانی و درون/برون گرایی با رضایت زناشویی

نیمسال تحصیلی

آذر 93

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                   صفحه

چکیده ‌ز

فصل اول: کلیات پژوهش

1-1-مقدمه. 2

1-2-بیان مساله. 3

1-3-اهمیت و ضرورت پژوهش… 4

1-4-هدف های پژوهش… 6

1-6-متغیرهای پژوهش… 6

1-7-تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها 6

فصل دوم:پیشینه پژوهش

2-1-مقدمه. 8

2-2-خانواده 10

2-3-دیدگاه های نظری درباره ازدواج.. 11

2-4-مقایسه دیدگاه های نظری درباره عوامل مخرب در ازدواج.. 13

2-5-پیش بینی کننده های ازدواج موفق.. 14

2-6-چالش های عمده زندگی.. 16

2-7-رضایت زناشویی.. 17

2-8-تنوع نقش ها در ارتباطات زناشویی.. 18

2-9-زمینه های اصلی رضایت زناشویی.. 20

2-10-عوامل مؤثر در رضایت زناشویی.. 21

2-11-تعریف شخصیت… 32

2-12-دیدگاههایی درباره شخصیت… 34

2-13-اصول و مفاهیم نظریه آیزنك… 39

2-14-ناتوانی هیجانی.. 44

2-15-تفاوتهای جنسیتی و آلکسیتیمیا 48

2-16-پیشینه تحقیق.. 49

فصل سوم: روش شناسی

3-1- مقدمه. 55

3-2- روش پژوهش… 57

3-3- جامعه آماری.. 57

3-4- نمونه و روش نمونه گیری.. 57

3-5- ابزارهای اندازه گیری.. 58

3-6-تجزیه و تحلیل اطلاعات… 60

فصل چهارم: یافته های پژوهش

4-1-مقدمه. 61

4-2-تحلیل داده ها 62

4-3-یافته های استنباطی.. 67

فصل پنجم:بحث و نتیجه گیری

5-1-مقدمه. 73

5-2-بحث و نتیجه گیری.. 74

5-3- محدودیت های پژوهش… 81

5 -4-پیشنهادهای پژوهشی.. 81

5-5-پیشنهادات کاربردی.. 81

منابع. 83

پیوست ………………………………………………………………………………………………………. 99

مقدمه

در جوامع امروز زندگی انسانها در تمامی ابعاد دستخوش تغییرات سریع و شگرفی بوده است.بازتاب ماهیت پیچیده این تغییرات و تحولات در زندگی فردی و اجتماعی افراد کاملا محسوس و ملموس است.ازدواج و زندگی زناشویی و تشکیل خانواده نیز از این قاعدی مستثنی نیست.زن و مرد به دلایل متعدد از جمله شناخت ناکافی از یکدیگر،انتظارات و توقعات غیر واقعی از ازدواج و همسر،مشکلات اقتصادی و اجتماعی و اخلاقی ،لاجرم می بایست مسائل و مشکلات بسیاری را در ایجاد و حفظ و بقای زندگی زناشویی در روابط نزدیک و صمیمانه با یکدیگر تجربه کنند.(نوابی نژاد ،1380). رضایت زناشویی[1] یک ارزیابی کلی ذهنی فرد از رابطه زناشویی و میزان برآورده شدن نیازها،خواسته ها و آرزوهای شخصی و زوجی در این رابطه است(گلز[2]،1995). رضایت زناشویی می تواند انعکاسی از میزان شادی افراد  از رابطه زناشویی و یا ترکیبی از خشنود بودن به واسطه بسیاری از عوامل مختص رابطه ی زناشویی باشد.می توان رضایت زناشویی را به عنوان یک موقعیت روانشناختی در نظر گرفت که خود به خود به وجود نمی آید بلکه مستلزم تلاش هر دو زوج است.به ویژه در سالهای اولیه،رضایت زاشویی بسیار بی ثبات است و در روابط در معرض بیشترین خطر قرار دارند.(احمدی و همکاران،2010).

ناگویی هیجانی عبارت از آشفتگی در کنش های عاطفی و شناختی،همراه با ناتوانی تبدیل انگیختگی عاطفی تجربه ها به احساسات و تخیلاتی است که نماد و نشانه هیجان هاست.از ویژگی های ناگ.یی هیجانی میتوان به توصیف مدام نشانه های جسمی به جای هیجان ها،گفتار و افکار عینی وابسته به وقایع بیرونی،همچنین فقر و محدودیت زندگی تخیلی اشاره کرد(سیفنوس[3]،2000)افراد دچار ناگویی هیجانی در بازشناسی،آشکارسازی،پردازش و تنظیم هیجان ها با دشواریهایی مواجه اند.ناگویی هیجانی در کل به عنوان نقص در خودتنظیم گری هیجانی در نظر گرفته می شود(کریتلر[4]،2002).بیان عواطف عامل اساسی در تمایز زوج های راضی از ناراضی است،چون نقش مهمی در صمیمیت رابطه دارد(کاترین وتیمرمن،2003 به نقل از بشارت،1391).  ابراز متقابل عواطف در زوجین احساس حمایت شدن را ایجاد نموده و خودآشکارسازی بیشتری را به دنبال دارد(ساندرسون و اوانس[5]،2001).

شخصیت[6] بیانگر آن دسته از ویژگیهای افراد است که الگوی ثابت رفتاری آنها را نشان می دهد(پروین،1989،ترجمه ی جوادی 1378). یونگ دو واژه درون گرایی و برون گرایی را دو بعد شخصیت افراد نامید و معتقد بود که این افراد از نظر روانی در یکی از این دو می گنجند.نگرش برونگرای انها نسان را به سوی دنیای عینی سوق میدهد،درحالیکه نگرش درونگرایانه،او را متوجه دنیاید رنخود می نماید،این دو نگرش معمولادرهرشخص وجود دارد،ولی به طورمعمول یکی غالب و دیگری مغلوب و ناخودآگاه است یونگ برای هر کدام (افراد درونگرا و برونگرا) خصایصی می شمارد. درونگرایان به افکارواحساسات خویش توجه دارند،گران آینده ومحافظه کارند،اصول و معیارهارا مهمترازخود اعمال می دانند و در نوشتن بهتر از گفتن هستند. برونگرای آن به افراد و اشیا توجه دارند.درزمان حال زندگی می کنند و به خوداعمال توجه دارند.خونگرم،پرحرف،زود آشنا و اهل معاشرت و اجتماعی هستند.( شعاری نژاد،1354). بر این اساس می توانیم با توجه به شخصیت افراد چگونگی واکنش آنها را درموقعیت ای مختلف پیش بینی کنیم،شخصیت  به صورت مستقیم وبه عنوان عاملی تاثیرگذار بر فرآیند ارتباطی زوجها اثر می گذارد و بالطبع رضایت زناشویی زوجها را نیز متاثر می سازد. شخصیت یک نفر انواع معین و متفاوتی از واکنشها را ازطرف مقابل فرا می خواند که درکل بر رضایت آنها موثر است(کاگلین،هالتون و هالت[7]،2000). با توجه به آنچه که گفته شد هدف کلی از انجام پژوهش حاضر، بررسی رابطه ناگویی هیجانی و درون/برون گرایی با رضایت زناشویی می باشد.

1-2-بیان مساله

شواهد حاكی از آن است كه زوج ها در جوامع امروزی  برای برقراری و حفظ ارتباط صمیمی ودرك احساسات  از جانب همسرشان به مشكلات فراگیر و متعددی دچارند، بدیهی است كه كمبود های موجود در كفایت های عاطفی و هیجانی دو همسر در كنار عوامل متعدد دیگر از قبیل (عوامل اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و…) اثرات نامطلوبی بر زندگی اجتماعی آنها می گذارد و بطور  منطقی  هرچه نارضایتی از زندگی مشترك  بیشتر باشد،  احتمال ناسازگاری و جدایی افزایش می یابد(پارسا، 1387).

در خانواده های دارای کارکرد خوب، زوج ها نه تنها به وجود تعارض زناشویی اذعان دارند. بلکه این تعارض و مشکلات به شیوه موثری حل می شوند(گریف[8]،2000).

ناگویی هیجانی در معنای اصلی به فقدان واژه برای نامیدن و توصیف هیجانها اطلاق می شود كه از ریشه ی یونانی (الكسی[9]) نبود واژه(تیموس[10]) هیجان برگرفته شده است (كمپوس، چیوا، مورئو[11]، 2000) افراد دارای این صفت  مشكلاتی را در فهم حالات هیجانی دیگران دارند و در روابط ببین فردی همدلی محدودی را نشان می دهند( كریستال[12] ، 1979؛به نقل از هاشمی و همکاران،1391). ارتباط موثر نقش برجسته ای در رضایت زناشویی دارد و می تواند نقش مهمی در ایجاد احساس امنیت روی زوجین داشته باشد(استنلی[13] و همکاران، 2002) بیان عواطف  عامل اساسی  در تمایز زوجهای راضی از ناراضی است، چون نقش مهمی در رشد صمیمیت دارد(یام[14] و همکاران، 2003) ابراز متقابل عواطف زوجین احساس حمایت شدن را ایجاد نموده و خود آشكار سازی بیشتر در رابطه را در پی دارد(ساندرسون و اوانس[15]، 2001).

اگرچه داشتن تشابه فرهنگی ، اعتقادی، مذهبی از معیارهای لازم انتخاب همسر تعیین شده است اما وجود این عوامل برای بنیان و ادامه یك زندگی لذت بخش و موفق كافی نیست ، یكی از معیارهایی كه حتما باید به آن توجه بیشتری شود ، خصوصیات شخصی افراد است(همگونه شخصیتی) یكی از ویژگیهای شخصیتی موثر بر موفقیت و تداوم زندگی زناشویی میزان درون گرایی و برون گرایی زوجین است(برشتاین و برشتاین[16]، 2002،ترجمه سهرابی،1373). با توجه به این مسئله  كه نارضا مندی زناشویی و طلاق ، موجب بروز اختلالهای جسمانی و روانی زوجین شده اند(ساپینگتون[17]،1999؛ترجمه حسین شاهی برواتی،1382). ودر نهایت ، از جانب خانواده های ناسالم ، جامعه نیز آسیب خواهد دید،  همه این  امور محقق را وادار می كند تا در پی كشف مولفه های  رضامندی زناشویی بوده تا بتواند عوامل آن را شناسایی كند.از این رو پژوهش حاضر به دنبال پاسخگویی به این سوال است که آیا بین درون/برون گرایی و ناگویی هیجانی با رضایت زناشویی رابطه دارد؟

1-3-اهمیت و ضرورت پژوهش

در زندگی مشترک، غالبا به هنگام مواجهه با مشکلات احساس ناکامی تحقیرو…احساسات وهیجانات به جای عقل و منطق بر همسران غلبه میکند لذا شناخت وهدایت هیجانات برای حفظ روابط زناشویی بسیار مهم است. با توجه به پژوهش­های انجام شده درخصوص روابط همسران به نظر می­رسد که مولفه­های هوش هیجانی میتوانند در رضایت زناشویی موثر باشد.روابط صمیمانه زوجین نیاز به مهارتهای ارتباطی دارد از قبیل توجه افراد به مسایل از دید همسرانشان وتوانایی درک هم دلانه ی آنچه همسرشان تجربه نموده است وهمچنین حساس و آگاه بودن از نیازهای او(گاتمن[18] وهمکاران، 1976)  همسرانی که از خودآگاهی بالاتری برخوردارند(خویشتن داری)ودر نحوه ی ابراز احساسات و هیجانات خود نسبت به دیگران خصوصا همسرشان تسلط دارند مانع بروز بسیاری از برخوردها و سوتفاهمات در زندگی زناشویی خود می­شوند(پارسا،1387). رضایت زناشویی فرآیندی است كه در طول زندگی زوجین به وجود می آید، زیرا لازمه آن انطباق سلیقه ها ، شناخت وی‍ژگیهای شخصیتی، ایجاد قواعد رفتاری و شكل گیری الگوهای مراوده است (احمدی،1382).

از آنجاییكه انتخاب همسر و انعقاد پیمان زناشویی هم نقطه ی عطفی در رشد و هم پیشرفتی  شخصی تلقی می شود و از آنجا كه بی تردید یكی از مهمترین تصمیم های كه در طول زندگی خود می گیریم انتخاب یك شریك زندگی است (برنشتاین و برنشتاین،2002؛ ترجمه سهرابی،1373) اهمیت مسئله ایجاب می كند  كه در هنگام همسر گزینی، علاوه بر عوامل عینی  نظیر مذهب ، طبقه اجتماعی، نحوه لباس پوشیدن، سن، قیافه و سطح تحصیلات به عوامل زیر بنایی از جمله وی‍ژگیهای شخصیتی نیز توجه شود تا با انتخاب درست در سایه ی خشنودی و رضایت زناشویی از ازدواجی مناسب، محیطی سالم و سازنده فراهم شود كه پایه و اساس نسل های آینده، پیشرفت جامعه، اعتلای فرهنگ و انتقال ارزش ها در آن  میسر گردد(دانش،1384).

با توجه به اهمیت کارکرد متعادل خانواده و جلوگیری از متلاشی شدن آن، شناخت عوامل مرتبط با رضایت زناشویی که پایه استحکام بخش زندگی خانوادگی است، ضروری به نظر میرسد (ثنایی و همکاران،1389). شخصیت به صورت مستقیم و به عنوان عاملی تاثیرگذار بر فرایند ارتباطی زوج ها اثر میگذارد و بالطبع رضایت زناشویی زوج ها را نیز متاثر می سازد. شخصیت یک نفرانواع معین ومتفاوتی از واکنش ها را از طرف مقابل فرامی خواند که در کل بر رضایت آن ها مؤثر است (کاگلین[19] و همکاران، 2000). هیجانات دارای کیفیت بالایی هستند به این صورت که می توانند باعث واکنش مثبت و منفی در افراد شوند (گروس[20]،1998). بنابراین اگر رفتارهای شخصیتی بالاخص درون /برونگرایی و نحوه صحیح ابراز احساسات را جزو معیارهای اولیه انتخاب همسر قرار دهیم، بدون شک بسیاری از مشکلات رفتاری و مشکلات مشابه به خودی خود ازبین می رود.همچنین با ارتقا سطح رضامندی زناشویی از رضایت از زندگی، افراد جامعه با آرامش خاطر بیشتر به رشد و تعالی و خدمات اجتماعی،فرهنگی و اقتصادی خواهند پرداخت و خانواده ها نیز از این پیشرفت سود خواهند برد (ثنایی و همکاران،1389).

1-4-هدف های پژوهش:

هدف اصلی:

هدف کلی از انجام پژوهش حاضر، بررسی رابطه ناگویی هیجانی و درون گرایی/برونگرایی با رضایت زناشویی می باشد.

هدف های فرعی:

1- بررسی رابطه ناگویی هیجانی با رضایت زناشویی.

2-بررسی رابطه درون/برون گرایی زوجین با رضایت زناشویی.

3- رابطه میان درون/برون گرایی و ناگویی.

1-5-فرضیه های تحقیق:

فرضیه اصلی پژوهش: تعامل درون/برون گرایی و ناگویی هیجانی با رضایت زناشویی رابطه دارد.

فرضیه های فرعی پژوهش:

1- میان درون/برون‌گرایی و رضایت زناشویی رابطه وجود دارد.

2- میان ناگویی هیجانی و رضایت زناشویی رابطه وجود دارد.

3- میان درون/برون‌گرایی و ناگویی هیجانی رابطه وجود دارد.

1-6-متغیرهای پژوهش:

متغیر مستقل(پیش بین): ناگویی هیجانی، درون گرایی/ برون گرایی.

متغیر وابسته(ملاک): رضایتمندی زناشویی.

متغیر کنترل: سن، میزان تحصیلات.

1-7-تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها:

تعریف مفهومی درون/برون گرایی:

درون گرایی:ویژگی خُلقی است كه با دیدگاه درونی ذهنی همراه بوده و فرد دورن گراآمادگی بیشتری برای خود داری و تسلط بر نفس از خود نشان می‌دهد. این افراد كمتر تمایل به حضور در جمع دارند و و بیشتر دقت خود را به مطالعه و فعالیت های ذهنی انفرادی می‌گذرانند(آیزنک[21]، 1947،به نقل از فیست و فیست،2002،ترجمه سیدمحمدی،1391).

برون گرایی:ویژگی خُلقی است كه با دیدگاه عینی و خارجی مشخص شده و با فعالیت عملی بالاتری همراه است، افراد برون‌گرا از آمادگی كمتری برای تسلط بر نفس خویش برخوردارند(آیزنک، 1947،به نقل از فیست و فیست،2002،ترجمه سیدمحمدی،1391).

تعریف عملیاتی :

منظور از درون/برون‌گرایی در این پژوهش نمره‌ای است كه آزمودنی ها از پاسخ به 24 گویه ی مولفه ی درون/برونگرایی پرسشنامه شخصیتی آیزنک به‌دست می‌آورند،نمره خام آزمودنی ها از 0 تا 24 متغیر می باشد که پس از تبدیل به نمره درصدی،نسبت به 50 سنجیده می شوند که نمره ی بالای 50 معرف برون گرایی و نمره کمتر از 50 معرف درون گرایی است.

تعریف مفهومی ناگویی هیجانی[22]:

ناتوانی در پردازش شناختی اطلاعات هیجانی و تنظیم هیجانها ناگویی هیجانی نامیده می شود.(بگبی و تیلور[23]،1997، تیلور،2000 ، تیلور و بگبی ،2000 ، لین،آهرن،كوارتز  وكاستیاك[24]،1997؛ به نقل از بشارت،1386) ناگویی هیجانی سازه ای است چند وجهی متشكل از دشواری در شناسایی احساسات و تمایز بین احساسات و تهییج های بدنی مربوط به انگیختگی هیجانی ،دشواری در توصیف احساسات برای دیگران ،مدیریت تجسم محدود كه برخسب فتو خیال پردازی ها مشخص می شود ،سبك شناختی(غیر تجسمی) ،عمل گرا و واقعیت مدار  یا تفكر عینی (تیلور و بگبی ،2000 ، سیفنوس[25]،2000؛ به نقل از بشارت، 1386).

تعداد صفحه :109

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه رابطه تعارض زناشویی با نگرش دختران به ازدواج

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد کرمانشاه

دانشکده تحصیلات تکمیلی

پایان نامه­ جهت دریافت کارشناسی ارشد رشته روانشناسی بالینی (M.A)

عنوان :

رابطه تعارض زناشویی با نگرش دختران به ازدواج

شهریور 1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

عنوان صفحه

چکیده…………………………………………………………………………………………….. ذ

فصل یکم : مقدمهیپژوهش

1-1- مقدمه………………………………………………………………………………………. 2

1-2- بیان مسئله…………………………………………………………………………………. 3

1-3- ضرورت واهمیت پژوهش…………………………………………………………………. 4

1-4- اهداف پژوهش…………………………………………………………………………….. 8

1-5- فرضیات پژوهش………………………………………………………………………….. 8

1-6- تعاریف مفهومی وعملیاتی متغیرها…………………………………………………………. 8

فصل دوم : پیشینه پژوهش

2-1- تعارض والدین…………………………………………………………………………… 11

2-1-1-  تعاریف تعارض والدین………………………………………………………….. 11

2-1-2 دیدگاه های تعارض زناشویی…………………………………………………………… 12

2-1-2-1 دیدگاه سنتی…………………………………………………………………….. 13

2-1-1-2- مشکلات زناشویی ازدیدگاه شناختی- رفتاری:………………………………….. 13

2-1-1-3- تعارضات زناشویی ازدیدگاه تحولی……………………………………………. 14

2-1-3-هشت کارکردمثبت تعارض ازنظر…………………………………………………… 15

2-1-4-موضوعهای پدیدآورنده ی اختلافهای زناشویی:…………………………………… 5

2-1-5-مقابله های ناکارآمد و غیر مفید………………………………………………….. 16

2-1-6- تعریف جدیداززوج خوشبخت:………………………………………………… 17

2-1-7- مقایسه باورهاوعقایدزوجهای سالم وغیرسالم:………………………………….. 18

2-1-8- هرم تعارض……………………………………………………………………. 20

2-1-9- عوارض تعارض………………………………………………………………………. 20

2-1-10-تعارض وهیجانات مربوط به آن……………………………………………………… 21

2-1-11-مسایل مولد تعارض………………………………………………………………….. 22

2-1-12-مراحل تعارض……………………………………………………………………. 23

2-1-13-نقشهای جنستی وتعارضات روجین…………………………………………… 24

2-1-14-نظریه های مربوط به تعارض………………………………………………….. 25

2-1-15- تعریف راهبردهای حل تعارض………………………………………………. 26

2-1-16-بهترین سبک مؤثرمدیریت تعارض…………………………………………….. 27

2-1-17- نگرش و نیاز دو مقوله در تعارض همسران…………………………………… 27

2-1-18- نقش درک نیازهای همسردرمدیریت تعارض……………………………………….. 28

2-1-19-روشهای تسهیل کننده درکنترل تعارض………………………………………… 25

2-1-20- مراحل کنترل تعارض…………………………………………………………. 31

2-1-21-رعایت قواعدحل تعارض……………………………………………………… 33

2-1-22- سبک‌های غیرمؤثرومشکل‌ساز………………………………………………… 34

2-2- ازدواج…………………………………………………………………………………… 36

2-2-1-مقدمه………………………………………………………………………………….. 36

2-2-2-تعریف ازدواج………………………………………………………………….. 38

2-2-3خانواده ونگرش به همسرگزینی………………………………………………….. 27

2-2-4- انتخاب همسروعوامل مؤثربرآن……………………………………………………….. 40

2-2-5-مراحل انتخاب همسر…………………………………………………………… 43

2-2-6- ازدواج وخانواده دردوران نوین………………………………………………… 45

2-2-7- رعایت قواعدحل تعارض………………………………………………………. 50

2-2-8- شیوه های انتخاب همسر……………………………………………………….. 57

فصل سوم : روش پژوهش

3-1- روش پژوهش……………………………………………………………………………. 64

3-2- متغیرهای پژوهش………………………………………………………………………… 64

3-3- جامعه آماری،نمونه آماری،روش نمونه گیری……………………………………………… 64

3-4-ابزار پژوهش……………………………………………………………………………… 64

3-5-نحوه گردآوری دادها……………………………………………………………………… 67

3-6-تجزیه و تحلیل داده ها……………………………………………………………………. 67

فصل چهارم : یافته های پژوهش

4-1 آمارتوصیفی……………………………………………………………………………….. 69

4-2 آماراستنباطی………………………………………………………………………………. 70

فصل پنجم : بحث ونتیجه گیری

5-1- بحث ………………………………………………………………..76

5-2- نتیجه گیری………………………………………………………………………………. 79

محدودیتهای تحقیق……………………………………………………………………………… 80

5-3- پیشنهادات……………………………………………………………………………….. 81

5-3-1- پیشنهادهای پژوهشی……………………………………………………………… 81

5-3-2- پیشنهادهای کاربردی………………………………………………………………. 82

منابع…………………………………………………………………………………………….. 82

الف) منابع فارسی……………………………………………………………………………. 82

ب) منابع انگلیسی…………………………………………………………………………… 86

پیوست‌ها        89

چکیده

مقدمه: ازدواج یکی از مهم ترین مراحل زندگی هر فردی می تواند باشد. افراد در آستانه ازدواج بنا به بسیاری از شرایط تصمیم به انتخاب همسر می گیرند. عوامل زیادی می تواند روی نگرش به ازدواج تاثیر بگذارد. یکی از موضوعات نگرش های است که از خانواده ها به فرزندان منتقل میشود. خانواده های دچار تعارض نگرش فرزندان بخصوص فرزندان دختر را ممکن است تحت تاثیر خود قرار دهند. بنا به این موضوع، این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین تعارض والدین با نگرش فرزندان دختر به ازدواج  انجام پذیرفت.

روش اجراء: با توجه به اینکه این پژوهش یک مطالعه ای همبستگی بود تعداد 132 دانشجوی مجرد بصورت نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب گردید. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های تعارض زناشویی (MCQ) و پرسشنامه نگرش به ازدواج لارنس(1992) استفاده گردید. داده ها با بهره گرفتن از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون استفاده شد.

یافته های پژوهش: یافته های پژوهش نشان داد که بین تعارض والدین و نگرش به ازدواج رابطه معناداری وجود دارد. همچنین یافته های پژوهش نشان داد که تعارض والدین و نگرش غیر منطقی به ازدواج رابطه منفی ومستقیم دارد. یافته های پژوهش نشان داد که بین تعارض والدین و نگرش منطقی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. یافته های پژوهش نشان دادندکه تعارض والدین یک پیش بینی کننده خوب برای نگرش به ازدواج است.

نتیجه گیری: نتایج نشان داد که تعارض والدین می تواند برروی نگرش به ازدواج در فرزندان دختر تاثیر بگذارد. بنابراین لازم است در خصوص مشاوره به دختران در آستانه ازدواج و دارای والدین دچار تعارض توجه ویژه به عمل آید.

کلید واژه ها: انتخاب همسر، ازدواج، تعارض زناشویی، فرزندان دختر،

مقدمه ی پژوهش

  • مقدمه

خانواده یکی از عوامل مؤثر و اساسی در رفتار افراد می‌باشد. نفوذ والدین در کودکان تنها جنبه ارثی و وراثتی ندارد بلکه در آشنایی کودک با زندگی اجتماعی و فرهنگ پذیری وی، نقش مؤثری دارد. ساختار و شکل خانواده ها، نحوه ارتباط اعضاء هر خانواده با یکدیگر و جامعه ای که خانواده در آن زندگی می کند در بیشتر مواقع همسانی ندارند، از این رو، رفتار و تأثیر خانواده ها در افراد متفاوت است(یزدان پناه و همکاران، 1392). خانواده بر اساس نوع رابطه با فرزندان بیشترین تأثیر را اولاً بر چگونگی شخصیت روانی، اجتماعی و فرهنگی آن­ها داشته و ثانیاً به صورت غیر مستقیم جامعه را متأثر می کند. خانواده پایه و اساس بنای نگرش ها در فرزندان هستند. این خانواده ها و والدین هستند که نگرش های پایه ی را در فرزندان رشد می دهند. اینکه افراد در چه خانواده ای و با چه والدینی بزرگ شده استف قطعا” نگرش ها متفاوتی را هم خواهد داشت. نگرش به ازدواج بسیار حائز اهمیت است(ریاحی و همکاران، 1392). نگرشی که والدین با اعمال خود به فرزندان می دهد خواه هشیارانه، یا ناهشیارانه، آنها را در امر انتخاب همسر در آینده تحت تاثیر قرار می دهد. اینکه زمانی که در خانواده های والدین هموراه در حال تعارض هستند و درگیرهای لفظی و … دارند. تعارضات والدین اثرات مخربی را بر خانواده و فرزندان می گذارد. طبق یافته‌ها، کودکانی که والدینشان در هنگام کودکی آن‌ها اغلب دعوا می‌کردند کمتر از نظر هیجانی احساسی امنیت یا احساس مورد حمایت بودن داشتند. ناامنی هیجانی شامل مواردی بود همانند آشفته بودن کودکان، یا برون ریزی هیجانی مانند پرخاشگری یا زدن در حین تعارض، یا گزارش احساس رنج و نگرانی به خاطر دعوای والدین. دعوا با تأثیر بر حس امنیت احساسی درباره خانواده، بر کودکان تأثیر می‌گذارد(بختیارپور و همکاران، 1392). یک کودک، یک حس امنیت یا رفاه دارد، اگر آن را نداشته باشد از نظر هیجانی احساس آشفتگی و اضطراب می‌کند و مستعد پرخاشگری و رفتارهای خصمانه می‌شود. والدین با انواع استرسها مواجه می‌شوند و دعوا امری طبیعی است، اما باید به یاد داشته باشند که کودکشان دعوای آن‌ها را می‌بیند و می‌شنود. انسان همواره بر سر مسیر انتخاب قرار دارد. اما گاهی انتخاب های که باید انجام دهد می تواند تاثیر عظیمی را بر مسیر او بگذرد(مهرابی زاده هنرمند و همکاران، 1391). انتخاب همسر همواره یکی از موضوعات مهم دنیای انسانی بوده است. تحقیقات بیشماری برروی ویژگی ها، صفات و … برای همسر آینده انجام شده است. انتخاب همسر تحت بسیاری از عوامل از جمله فرهنگ، نژاد و … قرار دارد. در این مطالعه هدف این است که اثر تعارضات والدین را بر نگرش فرزندان دختر در خصوص انتخاب همسر مورد بررسی قرار دهد.

  • بیان مسئله

بر کسی پوشیده نیست که خانواده مهم ترین رکن هر اجتماعی را دارد. هر خانواده برای خود نظام و قوانینی را دارا می باشد. قسمتی از این قواعد و قوانین از نسل های قبلی منتقل می شود و قسمتی حاصل نگرش های جدید والدین و نوع ارتباطات آنها می باشد(ثنایی، 1387). والدین همواره به گونه ئی هشیار یا ناهشیار وام دار والدین خود هستند و تلاش می کنند نگرش ها و عقاید آنها را در خانواده های که تشکیل داده اند بکار گیرند(بوزورمینی ناگی و اسپارک، 1973). روابط نامناسب والدین موجب شكل گیری رفتارهای اجتماعی نامناسب ناخواسته ای در فرزندان می گردد كه سهم عمده ای در چگونگی روابط آنان با دوستان و همسالانشان و به طور كلی نحوه پاسخ های آنان به موقعیت های مختلف اجتماعی خواهد داشت(برانجی و همکاران، 2009). مطالعات زیادی اثرات سبک های حل تعارض را بر جنبه های مختلف فرزندان بررسی کرده اند. تحقیقات گذشته تعارضات بین فردی را مخرب دانسته و كاهش این تعارضات را به عنوان روشی مدیریتی مد نظر قرار داده اند. اما اخیراً رویكردهای حل مسأله به تعارضات بین فردی، شیوه هایی چون توافق بیشتر، توازن قدرت، رویكردهای خلا ق به حل مسأله و تسهیل تغییرات را مدنظر قرار داده اند(مک فارلند، 1992؛ به نقل از یزدان پناه و همکاران، 1392).

مطالعات زیادی اثرات سبک های حل تعارض را بر جنبه های مختلف روانی و اجتماعی فرزندان بررسی کرده اند. سیفرت و شوارز[1](2011) نشان دادند كه رفتارهای ناسازگارانه فرزندان در رابطه سبك های منفی حل تعارض و درون سپاری و برون سپاری مسائل به عنوان متغیر میانجی عمل می كند. نتایج كار آنان دلایلی ارائه داده است كه سبك های حل تعارض ناسازگاری اجتماعی فرزندان را پیش بینی می كند. شودلیچ و كامینگز[2](2007) در بررسی خود نشان دادند كه كاهش احساس امنیت در خانواده به عنوان مكانیزمی عمل می كند كه از طریق آن برخی سبك های تعارض منفی، سازگاری فرزندان را تحت تأثیر قرار می دهند. ریاحی و همکاران(1392) در پژوهش خود گزارش کردند که بین به سلامت روان مادران و مشکلات رفتاری فرزندان ارتباط مثبت و معنادار وجود دارد. بختیارپور و همکاران(1392) در بررسی خود نشان دادند که بین افسردگی و رضایت زناشویی مادران و مشکلات رفتاری دختران ارتباط مستقیم وجود دارد. همچین خانجانی و همکاران(1392) در مطالعه خود نشان دادند که ابعاد شخصیت مادران با اختلال های برونی سازی و درونی سازی دختران مرتبط است.

همانطور که بیان شد تعارضات و مشکلات والدین تاثیر مستقیم بر جنبه های روانی و اجتماعی فرزندان دارد. یکی از جنبه های که به نظر می رسد فرزندان را تحت تاثیر قرار دهد، تصمیم گیری های آنان برای ازدواج باشد. کسانی که در خانواده ی اصلی خویش با تجریه های منفی همچون تعارض و جر بحث های والدین روبه رو بوده اند مسلما با آنهایی که در خانواده های با نگرش های مثبت و بدون تعارض بوده اند بسیار متفاوت اند(وامپلر و همکاران، 2003). گذشته از یادگیری رفتار تعارض آمیز از والدین، درگیر شدن فرزندان در اینگونه روابط تعارض آمیز می تواند پایه ئی برای اختلاف ها زناشویی آنان در زندگی مشترک آینده شان باشد(ثنایی و ذاکر، 1387). ازدواج از امور اساسی انسانی است. تصمیم ی که برای ازدواج گرفته می شود بسیار حائز اهمیت است، چرا که زندگی دوم فرد را شکل می دهد. روی این تصمیم گیری، مسایل بسیار مختلفی تاثیر گذار است. به نظر می رسد تعارضات والدین یکی از  موضوعات بسیار نزدیگ با نحوه تصمیم گیری برای ازدواج است. تعارضات والدین می توانند بر جنبه های شناختی و رفتاری فرزندان تاثیر گذار باشد. کودکانی که در خانواده های با والدینی که همواره در حال تعارض هستند ، بزرگ می شوند در محیط های اجتماعی و مناسبت های اجتماعی توانایی برقرار و انجام رفتارهای مناسب را ندارند. این فرزندان ممکن در آستانه ازدواج نتوانند ارتباط های مناسبی را با دیگران داشته باشند. از طرفی شاید دختران بنا به شرایط روحی و روانی بیشترین تاثیر را از تعارضات والدین می گیرند. دختران در چنین شرایطی معمولا دچار ناراحتی های عاطفی می شوند که این ناراحتی های عاطفی می تواند دید آنها را نسبت به ازدواج و زندگی آینده تغییر دهد. با توجه به مطالب مسئله ای که این پژوهش بدنبال پاسخگویی به آن است اینست که  رابطه تعارض والدین بر نگرش فرزندان دختر به ازدواج چگونه است.

  • ضرورت و اهمیت پژوهش

خانواده به عنوان نخستین محیط اجتماعی که کودک در آن قدم می گذارد، نقش اساسی در پدیدآیی ویزگی های فردی و اجتماعی وی دارد. در این میان نقش پدر و مادر در شکل گیری این خصوصیات غیر قابل انکار است. تنها یك سوم ازدواج‌ها 16 سال پس از شكل‌گیری، هنوز دست نخورده و رضایتمندانه ادامه دارند. درباره اینكه چرا با گذشت زمان تغییراتی در رابطه زناشویی رخ می‌دهد، برخی نظریه‌پردازان به تحولات ارتباطی زوجین اشاره می‌كنند و برخی آن را به رگه‌های شخصیتی و مهارتهای ارتباطی نسبت می‌دهند كه فرد با خود وارد رابطه جدید می‌كند. از آنجایی كه طلاق والدین خطر طلاق را در فرزندان افزایش می‌دهد (گرچه تمام طلاق‌ها به دنبال یك رابطه تعارض‌آمیز طولانی بین زوجین پیش نمی‌آیند و بسیاری از ازدواج‌های دست نخورده نیز دچار تعارضات مزمن هستند) و احتمال انتقال بین نسلی آن مطرح میشود، باید احتمال مشابه را برای اختلافات زناشویی نیز آزمود(پسندیده، 1392). مطالعاتی كه تاكنون انجام شده بیشتر به صورت مقطعی و بنابر نظر افراد در مورد ازدواج خود و والدینشان صورت گرفته است. اشخاصی كه از نارضایتی والدین خود در ازدواج می‌گویند از ازدواج خود نیز مشكلات بیشتری را به خاطر می‌آورند، گرچه این امر می‌تواند به دلیل تاثیر عواطف منفی انسان‌ها در یادآوری ایشان از خاطرات گذشته (تخمین فراتر از واقعیت) باشد(رضایی و همکاران، 1393). دسته دوم از مطالعات پیشنهاد می‌كند كه بالغینی كه در كودكی در معرض مشاهده خشونت میان والدین خود بوده‌اند، اكنون در روابط صمیمانه خود بیش از دیگران قربانی میشوند و یا پرخاشگری فیزیكی نشان می‌دهند. از آنجا كه خشونت نمادی از مشكلات زناشویی است در عین حال می‌تواند تاییدی بر انتقال بین نسلی آن باشد(احمد وند و همکاران، 1393). مطالعات دیگر تاثیر طلاق والدین را بر كیفیت روابط زناشویی فرزندان سنجیده‌اند، در برخی از این مطالعات فرزندان طلاق ازدواج خود را ناشادتر، پرمشكل‌تر و جدایی را محتمل‌تر ارزیابی كرده‌اند، گرچه در مطالعات دیگر این رابطه تایید نشده است. این عدم ثبات در نتایج بدست آمده ممكن است ناشی از این واقعیت باشد كه طلاق همیشه متعاقب اختلافات شدید صورت نمی‌گردد و بسیاری از ازدواج‌های پرتعارض نیز سالها ادامه پیدا می كنند. بنابراین طلاق نمی‌تواند نشانگر كاملی از كیفیت ازدواج والدین باشد(گاتمن، 199؛ به نقل از صالحی، 1393). تعارض بین والدین با تعداد زیادی از مشكلات رفتاری كودكان و الگوی مشكل‌زای بین فردی در آینده آنان همراه بوده است كه این موارد با كیفیت ازدواج نیز رابطه منفی پیدا می‌كنند. چگونگی رفتار بین فردی والدین، وجود یا عدم وجود رفتار بین فردی گرم و حمایتگر فرزندان آنان را در ارتباطات عاشقانه پیش‌بینی می‌كند. به نظر می‌رسد تاثیر این رفتار جدا از نوع رابطه والد- فرزند می‌باشد(خانجانی و همکاران، 1392).

از طرفی مخالفت و تعارض، در هر رابطه ای از جمله رابطه زناشویی امری اجتناب ناپذیراست و علرغم تلاش والدین برای حفظ فرزندانشان از تعارض، کودکان بطور روزمره با تعارض والدین والدین مواجه می شوند(دیویس و کامینگ، 1994؛ گریچ و فینچام، 1990). تحقیقات نشان داده است که سبک های حل تعارض والدین در سازگاری نوجوانان نقش مهمی را دارد( برانجی، و دورن، وندر والک و میوز،2009). یزدان پناه و همکاران در بررسی های خود نشان دادند که تعارضات والدین تاثیر مستقیمی بر نوجوانان دارد(1391). از طرف دیگر یکی از رویداد های مهم زندگی هر فردی ازدواج است. اساس انتخاب همسر آینده کاملا به نگرش های افراد وابسته است. در ازدواج های که رابطه زن وشوهر با یکدیگر تعارض آمیز است، ارتباط والد- فرزندی مناسبی نیز وجود نخواهد داشت. از این رو فرزندانی که در این خانواده ها بزرگ می شوند دارای نگرش های متفاوتی نسبت به ازدواج و زندگی مشترک می باشند که ممکن است مانع از داشتن یک زندگی موفق و آرام در آینده شود(باوم، 2003). نابسامانی خانوادگی در یک نسل ممکن است نابسامانی در نسل های بعدی را نیز رقم بزند. طبق رویکردهای مختلف نگرش های والدین به فرزندان منتقل می شود. طبق رویکردهای روان درمانی این نگرش ها از طریق ذهن ناهشیار به فرزندان و رفتارهای آنان منتقل مشود(فریمو، 1991). طبق رویکردهای شناختی نگرش های والدین به فرزندان از الگوهای شناختی منتقل میشود(الیس، 1997). اثرات طلاق  و تعارضات زناشویی با توجه به سن کودک و جنسیت او متفاوت است و کودکان پسر و دختر در و اکنش به طلاق و تعارضات زناشویی با یک روش پاسخ ‏نمی‌دهند و با هم فرق دارند تا جایی که پسران در مقایسه با دختران اثرات تخریبی کمتری را تجربه می‌کنند که این مسئله ‏بیشتر به خاطر بار فرهنگی و اجتماعی جامعه است ولی دختران با توجه به اینکه از ساختار هویتی متفاوتی برخوردارند در جامعه ‏ایرانی دختران از جایگاه شأن متفاوتی برخوردارند در مجموع طلاق و تعارضات زناشویی بر آن‌ها تأثیرات منفی بیشتری دارد و دختران به خصوص در ‏سنین دبستانی که به بلوغ می‌رسند طلاق والدین و تعارضات والدین را معادل شکست در زندگی خود و ازدواج آینده خود تصور می‌کنند(شفیعی، 1393).

کودکانی که والدینشان در هنگام کودکی آن‌ها اغلب دعوا مو مشاجره های شدید دارند کمتر از نظر هیجانی احساسی امنیت یا احساس مورد حمایت بودن می کنند. ناامنی هیجانی شامل مواردی همانند آشفته بودن کودکان، یا برون ریزی هیجانی مانند پرخاشگری یا زدن در حین تعارض، یا گزارش احساس رنج و نگرانی به خاطر دعوای والدین است. کودکانی که از نظر هیجانی کمتر احساس امنیت دارند مشکلات روانی بیشتری دارند(رضوی، 1393). یکی از موضوعاتی که به نظر می رسد تعارضات زناشویی بر آن تاثیر داشته باشد، نگرش به ازدواج در فرزندان است. با توجه به اینکه طبق مطالعات تعارض والدین بیشتر بر نوع نگرش در دختران تاثیر میگذارد (شفعی، 1393) این پژوهش با هدف بررسی تاثیر تعارض والدین بر نگرش فرزندان دختر به ازدواج انجام پذیرفت.

  • اهداف پژوهش

1-4-1- هدف اصلی

هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه تعارض والدین با نگرش دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی شهر کرمانشاه در سال 94 بود.

1-4-2- اهداف فرعی

  • تعیین رابطه تعارض والدین با نگرش انتخاب به همسر در دختران
  • تعین رابطه تعارض والدین بر نگرش غیر منطقی به انتخاب همسر در دختران
  • تعیین تعارض والدین بر نگرش منطقی به انتخاب همسر در دختران
  • فرضیه های پژوهش
  • بین تعارض والدین با نگرش انتخاب به همسر در دختران رابطه وجود  دارد.
  • بین تعارض والدین بر نگرش غیر منطقی به انتخاب همسر در دختران رابطه وجود دارد.
  • بین تعارض والدین بر نگرش منطقی به انتخاب همسر در دختران رابطه وجود دارد.
  • تعارض والدین، نوع نگرش به انتخاب همسر در دختران را پیش بینی می کند.

تعداد صفحه :100

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه رابطه بین ارزیابی میزان استرس رویدادهای زندگی وتیپ شخصیت دربیماران مبتلا به ام اس

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد علوم و تحقیقات کرمانشاه

پایان نامه جهت دریافت درجه كارشناسی ارشد رشته روان شناسی (MA)

گرایش : بالینی

عنوان

رابطه بین ارزیابی میزان استرس رویدادهای زندگی وتیپ شخصیت دربیماران مبتلا به ام اس درکرمانشاه    سال94-93

مرداد  94

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                صفحه          

1-1 مقدمه  پژوهش……………………………….2

1-2 بیان مسئله…………………………………..4

1-3  اهمیت و ضرورت انجام پژوهش …………………….7

1 -4  اهداف پژوهش …………………………….8

1-4-1  هدف اصلی…………………………………………………….8

1-4-2  اهداف فرعی………………………………………………………………….8

1-5 فرضیه‏های تحقیق………………………………………………….9

1-5-1 فرضیه اصلی…………………………………………………………………..9

1-5-2 فرضیه فرعی ……………………………………………………….9

1-6 تعاریف مفهومی وعملیاتی …………………………………………………………………..9

1-6-1 تعریف مفهومی………………………………………………….9

1-6-2 تعریف عملیاتی……………………………………….9

2-1 استرس………………………………………………………………………12

2-1-1 تاریخچه استرس……………………………………………………………….13

2-1-2 تعاریف استرس………………………………14

2-2 علت های استرس…………………………………………17

2-2-1 دگرگونیهای زندگی……………………….17

2-2-2  گرفتاریهای زندگی………………………………………………… 17

2-3 برخی‌ از علل‌ شایع‌ استرس‌ ………………………………….18

2-4 انواع استرس………………………………………….18

2-4-1 یوسترس……………………………19

2-4-2 نوسترس…………………………………………………………19

2-4-3 دیسترس………………………………………..19

2-5 نشانه‌های استرس………………………………………………….19

2-6 فیزیولوژی استرس………………………………………………20

2-6-1 نقش دستگاه عصبی……………………………………………20

2-6-2 نقش دستگاه عصبی درون ریز…………………………..22

2-6-3 غدد فوق کلیوی………………………..23

2-7 نقش ارزیابی شناختی استرس……………………………..24

2-8  استرس و نگرشهای مربوط به آن……………………………….25

2-8-1 روی آورد روان – تنی سنتی…………………………………..25

الف- روی آورد روان تحلیل گری زیگموند فروید ………………………………………..25

ب- پزشکی روان – تنی………………………………………………………………..26

2-8-2  استرس به عنوان پاسخ درونی……………………..26

الف- سندروم كلی سازگاری………………………………………………………26

ب-عوامل محیطی استرس……………………………..27

2-9 واکنش(پاسخ)به تجربیات استرس زا…………………28

2-9-1 پاسخ هیجانی……………………………………….28

2-9-2 پاسخ جسمانی……………………………………………..29

2-9-3 پاسخ روانی   ……………………………………………………29

2-10 رویدادهای زندگی …………………………………………….31

2-12 تاریخچه پزشکی ام اس………………………………………………..34

2-13 تشخیص ام اس…………………………………………………………35

2-14 توالی بیماری……………………………………………………………………………37

2-15 علائم اصلی ام‌اس………………………………………………………….38

2-16 اپیدمیولوژی توصیفی………………………………39

2-16-1 بروز و شیوع…………………………………………………….39

2-16-2 اسکلروز منتشر در ایران………………………………….40

2 -16-3 عوامل خطرساز محیطی……………..41

2-17 علت بیماری ام اس…………………………………………….41

2-18 انواع فاکتورهای تشدید کننده……………………………………… 42

2-19  فرضیه بهداشتی و نقش ویروس اپشتین بار…………………………… 43

2-20 روش های مقابله باام اس……………………………………………..43

2-21 تیپ شخصیت………………………………44

2-22 نظریه های شخصیت…………………………………………….45

2-23 تعاریف شخصیت……………………………………………50

2-24 عوامل بوجود آورنده شخصیت…………………………………………..52

2-25 رشد شخصیت…………………………………………………..53

2-26  ویژگی شخصیتی نوع (( الف )) یا ((ب)) و استرس …………….56

2-27 پژوهشهای انجام شده درداخل وخارج………………………………..60

3-1 روش پژوهش…………………………………. 69

3-2 متغیرها………………………………………………………….69

3-3 جامعه آماری……………………………………………………..70

3-4 روش نمونه گیری……………………………………………………70

3-5 حجم نمونه………………………………………70

3-6  ابزار اندازه گیری…………………………………………………………70

3-7 روش اجرای پژوهش……………………………….71

3-8 روش آماری……………………………………………………………72

4-1 یافته های توصیفی پژوهش……………………………………74

4-2  یافته های استنباطی ……………………………76

4-2-1 فرضیه اصلی……………………………………………………….76

4-2-2 فرضیه های فرعی………………………………………………..77

5-1 محدودیت های پژوهش…………………………………………………87

5-2 پیشنهادهای پژوهش……………………………………………………………88

پیوست…………………………………………………………………………….89

  منابع……………………………………………………….92

چكیده

مولتیپل اسكلروزیس(ام اس) یك بیماری وابسته به سیستم ایمنی باعلل ناشناخته است ویكی ازمهم ترین بیماری های ناتوان كننده دربالغین است كه بخش میلین سیستم اعصاب مركزی درآن درگیر وتخریب می شود.هدف این مطالعه ارزیابی میزان استرس رویدادهای زندگی وتیپ شخصیت دربیماران مبتلا به ام اس بیمارستان امام رضا(ع)كرمانشاه می باشد.تعداد50نفر(26مردو24زن )مبتلا به بیماری ام اس دراین پژوهش به پرسشنامه تیپ شخصیت اسپنسرومقیاس افسردگی اضطراب استرس(DASS-21)پاسخ دادند.یافته های پژوهش نشان دادندكه بین تیپ شخصیتیAواسترس رویدادهای زندگی افراد رابطه معنی دار وجوددارد و همچنین بین تیپ شخصیتیBواسترس رویدادهای زندگی دربیماران مبتلابه ام اس رابطه وجوددارد. همچنین نتایج نشان دادند بین استرس رویدادهای زندگی باتوجه به نوع تیپ شخصیتی بیماران مبتلابه ام اس تفاوت معنی داری درسطحp<0/01وجوددارد.همچنین بین مؤلفه های استرس رویدادهای زندگی(استرس،اضطراب وافسردگی)دربیماران مبتلابه ام اس باتوجه به نوع تیپ شخصیتی آن ها تفاوت معنی داری درسطح p<0/01 مشاهده می شود.

واژه های كلیدی:استرس،بیماری ام اس،تیپ شخصیتی

1-1 مقدمه  پژوهش

 یكی از معضلات اساسی كه درطی چنددهه اخیر وباروی آوردن تدریجی جوامع به سمت زندگی به سبك مدرن، گریبان گیر جوامع بشری شده است پدیده استرس می باشد.زندگی هرگز بدون فشارواسترس نیست و انسان ازبدوتولد تاپایان عمربا مشكلات فراوانی روبه رواست، كه به طورروزمره باتغییرات كمی وكیفی وبه گونه های خاص خود ودرمراحل مختلف،زندگی انسان راتحت تاثیر قرارمی دهند.استرس عبارت است از «مجموعه واكنشهای عمومی انسان نسبت به عوامل ناسازگاروپیش بینی نشده داخلی وخارجی،بدان گونه كه هرگاه تعادل وسازگاری فردبه علت عوامل خارجی وداخلی ازمیان برود،استرس پدید می آید. »(افروز و صالح ، 1387) 

وقتی درحال استرس هستیم،بدن تعدادزیادی تغییرات فیزیولو‍‍‍‍ژیك كوچك وبزرگ تحمل می كند.مهمترین این تغییرات،كه می تواند مقاومت بدن درمقابل بیماریهاراتضعیف كند،آنهایی است كه به وسیله دستگاه عصبی خودكار(سمپاتیك وپاراسمپاتیك)تنظیم می شود.

مولتیپل اسكلروزیس1یك بیماری وابسته به سیستم ایمنی باعلل ناشناخته است ویكی ازمهمترین بیماری های ناتوان كننده نورولوژیك دربالغین، خصوصا جوانان، است.شایعترین زمان ابتلا،سالهایی است كه درآن فرد بیشترین مسئولیت های خانوادگی واجتماعی رابرعهده داردودرواقع درسنین باروری است.درنتیجه این بیماری به نیروهای مولدجامعه آسیب رسانده واین ضایعه متوجه كل افرادی است كه دراجتماع زندگی می كنند وبه عبارت دیگر زندگی خانوادگی،شرایط اقتصادی وارتباطات اجتماعی بیماران به دلیل درگیرشدن دراین بیماری تحت تا ثیروا قع می شود.

 

.حدود20%افرادمبتلابه ام اس،شكل خوش خیم1 این بیماری رادارند كه دراین صورت بعدازاولین حمله، نشانه های آنان كم تربوده، پیشرفت نمی كنند.تعداداندكی ازافرادنیزشكل بدخیم2 ام اس رادارندكه درنهایت به كاهش تدریجی وبدون وقفه توانایی هامنجر می شودودرنهایت دردوره كوتاهی ناتوانی شدید یاحتی مرگ فرد را از پا درمی آورد. ام-اس به جهت ماهیت اثرگذاری روی توانمندی­های حسی-حرکتی، ادراکی – شناختی و نیز روانی اجتماعی، می تواند روی بسیاری از حیطه­های عملکردی مبتلایان تاثیر داشته باشد.

درطول سالیان طولانی،روانشناسان برای طبقه بندی شخصیت ها به انواع تیپ ها،روش های بسیاری رامطرح كرده اند.یکی از متداولترین طبقه بندی هایی که روان شناسان برای شخصیت بکار می برند تیپ های شخصیتیی A و B است .افراد تیپ A  با الگوی رفتاری ویژه از قبیل تکلم سریع، رقابت جویی، بی حوصلگی، سخت کوشی، پرخاشگری، خشونت، احساس کمبود وقت شدید و انجام همزمان چند کار مشخص می شوندو در مقابل تیپ شخصیتی B، سهل گیر، محتاط ، حساس به کیفیت زندگی ، همرنگ با جماعت، پای بند به قواعد و مقررات در حالی که تیپ A به استقبال خطر می روند و به پیامدهای آن بی اعتنا هستند.رفتار تیپ A با موفقیت های اجتماعی – ا قتصادی در ارتباط است به طوری که هرچه درآمد اشخاص بیشتر می شود رفتار تیپ A تشدید می گردد. فرید من(2006) در تحقیقاتی که در زمینه ی سلامت روان و، ویژگی های شخصیتی انجام داد بیان داشت که مجموعه صفات تیپ های شخصیتی A و B با بیماری های جسمی و روانی در ارتباط است. مثلا احتمال ابتلا به بیماریهای کرونر قلبی در تیپ A بیشتر از تیپ B می باشد.

 

اصل تفاوت های فردی بیانگر آن است که نه تنها در تجارب خود از حوادث زندگی بلکه از میزان آسیب پذیری در برابر حوادث نیز با هم متفاوت اند. این تفاوت ها علاوه بر آنکه امکان دارد از تفاوت سطح دانش، نگرش و نظام ارزشی آنها متاثر باشد از رابطه ی متفاوت هر یک سرچشمه می گیرد.تیپ شخصیتی افراد دررفتار و نوع گرایش های آنان و میزان تحمل استرس ها و سلامت روان آنها تاثیر دارد. به طوری که بعضی از آنان به تغییرات تدریجی و بعضی به تغییرات تحولی گرایش دارند. همچنین وجود مشکلات شخصیتی و روانی می تواند تاثیر قابل توجهی بر انگیزه ها، عملکردها و… کارکنان داشته باشد.

1-2  بیان مسئله

بدون تردید، درتاریخ تمدن بشری، مهمترین جستجوی انسان، تلاش برای شناخت واقعیت خودش بوده است. توسعه علوم مختلف انسان شناسی و ناگزیر هستی-شناسی، نتیجه همین کنکاش بی پایان و بی انجام بوده و هست. حتّی میتوان پذیرفت پیشرفت بسیاری از علوم دیگر نیز، مستقیم یا غیرمستقیم وابسته به میزان توفیق آدمی در درک بهتر ساختار حیرت انگیز و خارق العاده خویش میباشد. رسیدن به آرامش و اطمینان و دوری از افسردگی و اضطراب واسترس از اساسی‌ترین نیازهای سرشتین آدمی و از دیرباز جزو مسائل اساسی بشر بوده‌ است. همین مسئله موجب شده تا در ادیان و آیین‌های کهن بشری، ضمن تشریح علل آرامش روحی و روانی، راهکارهایی برای پاسخ به این نیاز اساسی بشر ارائه شود.  ( روث وكوهن،1986).

امروزه هر چند مردم از لحاظ جسمی فعالیتهای زیادی دارند، ولی اکثر فعالیتهای بدنی آنها معمولا فعالیتهای سالمی نیستند،مثل دویدن با سرعت برای رسیدن به اتوبوس و… بیشتراین فعالیتها جزء فعالیتهای سالم بشمار نمی‌روند و در نتیجه در اغلب اوقات موجب ایجاد استرس در فرد می‌شوند.استرس شایعترین مشکل جوامع بشری است که می تواند دلایل مختلفی داشته باشد. بیشترین آن،خود تحمیلی است. درجامعه‌ی‌ امروزی ما یکی از شایعترین بیماریهای تهدیدکننده‌ی سلامتی است و رقمی درحدود ٧٠٪ مراجعات به پزشکان راتشکیل می‌دهد و این مشکل استرس، فشار و فرسایش بدن، به هنگامی است که با محیط پیوسته در حال تغییر سازگار شویم. چنین تغییراتی آثار جسمانی و هیجانی بر ما می‌گذارد و می‌تواند احساسات مثبت یا منفی ایجاد کند. اثرات استرس ما را ناگزیر به عمل می‌کند و چشم انداز مهیج جدیدی برای ما به ارمغان می‌آورد.آثار مثبت آن باعث کمک به ما درراستای حفاظت از خود می شود.آثار منفی استرس احساس بی اعتمادی ، طرد ، خشم و افسردگی می‌آفریند که این احساسات به نوبه خود به مشکلاتی مانند سردرد ، ناراحتی معده ، ، بی‌خوابی ، فشار خون بالا ، بیماری قلبی واعصاب و… می‌انجامد.مرگ یک عزیز ، تولد یک کودک ، ارتقای شغلی یا ایجاد یک رابطه جدید استرس به دنبال می‌آورد. چون این تغییرات ما را مجبور به سازگاری مجدد با زندگی خود می‌کند. سازگاری با شرایط متغیر، بسته به نوع واکنش ما می‌تواند آسیب زا باشد.در اکثر اوقات افراد پراسترس دارای شیوه زندگی نادرستی هستند، تغذیه ناسالم دارند، برنامه ریزی مناسب ندارند و اغلب اوقات سرشان بی‌خود و بی‌جهت شلوغ است که این نیز می تواندآسیب رساننده باشد. در مجموع ،استرس در دنیای مدرن اجتناب ناپذیر است و برای همۀ افراد پیش می آید. گاهی این استرس بیش از حد قابل انتظار است یا به صورت مزمن و دائمی وجود دارد که باعث تنش شدید فرد می شود و بر عملکرد او تأثیر می گذارد. در این موارد استرس مضر خواهد بود و نتایج منفی آن بر کیفیت زندگی، افزایش احتمال ابتلا به بیماری های جسمی یا تشدید بیماری ها یی مانند بیماری دیابت دیده می شود. (شاه منصوری ویکی پدیا،دانشنامه ازاد،1390)

هاوسلیتر ، برون و جاكل اذعان دارند كه میلین زدایی فیبرهای عصبی نه تنها بر كاركرد سیستم های حسی و حركتی اثر می گذارد، بلكه ممكن است موجب نشانه ها و علائم آسیب شناختی روانی شود.ام اس یکی از شایعترین بیماریهای مغز و اعصاب بوده و در حدود ۵٠٠٠٠ نفر در ایران و١۴۵٠ نفر در کرمانشاه به آن مبتلا هستند.و عمدتا در بالغین جوان بروز میکند. این بیماری از نظر بالینی با درگیری قسمتهای مختلف سیستم اعصاب مرکزی در زمانهای مختلف مشخص میگردد.بدین شرط که دیگر اختلالات عمل چند کانونی سیستم اعصاب مرکزی رد شده باشد. بیشترین میزان بروز بین٢٠-۴٠ سالگی است و زنان تقریبا دوبرابر مردان مبتلا میشوند.بیشتر آسیب این بیماری به ورید ها یا سیاهرگها است.این ضایعات در ماده سفید نخاع و مغز و در عصب بینایی دیده میشود.متأسفانه علت این بیماری مشخص نیست و هنوز ژن خاصی برای این بیماری مشخص نشده است، اما استعداد ارثی و اختلال در سیستم ایمنی فرد به دلایل نامشخص و عوامل زیست‌محیطی، نژادی، ویروس‌هایی که قبلاً به بدن فرد وارد شده است، واکسن‌های غیراستاندارد و استرس نقش مؤثری در ابتلا به این بیماری دارد. (شولتز،1389)

استرس های روحی و جسمی ، چه بصورت مزمن و چه بصورت حاد وناگهانی ، ممکن است سبب تاثیر دراین بیماری شوند. چنانچه مطالعات نشان می دهند . شایعترین استرس های روحی شامل طلاق ، سوگواری ، خشم ، شکست عاطفی ، و شغلی می باشند. (دکتر اشلی.ب .هارت ، 1383 ).

اتیولوژی ام اس معلوم نیست و یک اختلال چند عاملی پیچیده است که در آن عوامل محیطی در افراد از نظر ژنتیک مستعد با هم تعامل می کنند.شواهدی که از نقش عوامل ژنتیک در رویداد ام اس حمایت می کنند، عبارتند از:تجمع خانوادگی ، استعداد ابتلای کمتر در نژادهای غیر سفید پوست، رویداد زیاد هاپلوتیپهای خاص در بین موارد ام اس، رویداد زیادتر بیماری در اروپای شمالی نسبت به افراد بومی همان مناطق جغرافیایی، عدم وجود موارد ام اس زیادتر در فرزندخوانده گان مبتلایان به ا م اس(١٢-١۴). ام اس به احتمال زیاد ناشی از تعامل بین یک عامل محیطی و یک پاسخ ایمنی شناختی نسبت به یک عامل مشخص ژنتیک است. (عزیزی، جانقربانی، حاتمی١۳٨٩).

شخصیت، که تقریباً جامع تمام مباحث روان شناسی عمومی است، نه تنها مورد بحث روان شناسان، جامعه شناسان، انسان شناسان قرار گرفته است، بلکه فیلسوفان و حتی بعضی از دانشمندان دیگر نیز به مطالعه ی آن پرداخته اند. استرس با تیپ های شخصیتی و عملکرد فرد رابطه داشته و یکی از مولفه های موثر بر روان ، ایمنی و آسودگی افراد است.

روانشناسان سلامت نیاز روز افزون به تمركز بر اندازه گیری وسیع تر وضعیت سلامت،نسبت به آمار صرف مرگ ومیر و میزان ابتلا به بیماری را دریافته است.یكی از اندازه گیری هایی كه مورد پذیرش بیشتری قرار می گیرد اندازه گیری رویدادهای زندگی است.رویداد زندگی به قضاوت ادراك شده فردی در مورد اینكه چقدر از زندگی خود راضی است اشاره می كند و این امر ممكن است شباهت كمی به وضعیت سلامت جسمی واقعی آنها داشته باشد.تحقیقات نشان می دهند،در آنچه كه رویداد زندگی را تشكیل می دهد نه تنها تفاوت های فردی وجود دارد،بلكه تفاوت های بین فرهنگی نیز مؤثرند.این امر موجب می گردد كه اندازه گیری رویدادهای زندگی چالش انگیز شود.(سزابو و همكاران،1997).

 بنا به مطالب بالا، مسئله این تحقیق این است که آیابین استرس رویدادهای زندگی وتیپ شخصیت دربیماران مبتلا به ام اس ارتباط وجوددارد؟

 1-3  اهمیت و ضرورت انجام پژوهش

با پیشرفت علم و مشخص شدن بسیاری از بیماریها‏، دیدگاه های نوینی در راستای درمان به وجود آمده است كه دارای مشخصات، ملاك‌ها و معیارهای متفاوتی نسبت به دوران گذشته است. در جهان كنونی مشخص شده است که بسیاری از بیماریها از یكدیگر تأثیر می پذیرند.در عرصه جدید، افكار یا به تعبیر بهترمسائل روحی روانی به عنوان یك عامل تأثیرگذار شناخته شده و در برنامه‌ریزی­های درمان منظور می‌گردند. در نتیجه تحولات وپیدایش بلوغ علمی بیشتر، شناخت روان ومهار مسائل تنش زایی که از ان نشات می گیرندنسبت به گذشته كاملاً تغییر یافته ومورد توجه می باشد. ارتباط میان بیماریهای جسمی و روحی همواره بخش عمده ای ازمطالعات جدید را به خود اختصاص داده ودر علم روانشناسی امروزه همواره روح وروان ومسائل مربوط به ان،بعنوان مهمترین بخش مورد توجه هستند.در این تحقیق سعی بر بررسی وتشریح عوامل موثر بربیماریهای جسمانی را داریم.تا بتوانیم با زیرکی بیشتری مسائل پیرامون خودرا مورد بحث قرار دهیم.

 از نظر کاربردی این پژوهش می تواند راهکارهای کاهش استرس را به متخصصین آموزش دهد تا بتوانند به دور از هرگونه تنیدگی و استرس به درمان بیماران ام اس بپردازند همچنین به خود بیماران ام اس نیز در جهت کاهش استرس و بهبود عملکرد درمان کمک می کند .

 از نظر بنیادی نیز به افزایش دانش روانشناسی وبهبود کل فرایند درمان درمان بیماران ام اس منجر شود.

تعداد صفحه :124

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه بررسی رابطه ویژگی‌های شخصیتی با خلاقیت هیجانی و هوش هیجانی در دانش‌آموزان

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد گرمسار

دانشکده علوم انسانی

  پایان نامه برای دریافت درجه كارشناسی ارشد در رشته روانشناسی

گرایش بالینی

عنوان پایان نامه:

بررسی رابطه ویژگی‌های شخصیتی با خلاقیت هیجانی و هوش هیجانی در دانش‌آموزان شهرستان ورامین

تابستان 1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده:

پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین ویژگی شخصیت با هوش هیجانی و خلاقیت هیجانی انجام شد. بدین منظور از جامعه آماری متشکل از دانش‌آموزان که در سال تحصیلی 94-1393 مشغول به تحصیل بودند، 150 نفر به عنوان نمونه پژوهش با بهره گرفتن از روش گردآوری تصادفی و بر اساس جدول نمونه‌برداری آماری کرچسی مورگان انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری پژوهش شامل پرسشنامه پنج عاملی شخصیت(NEO)، پرسشنامه هوش هیجانی برادبری و گریوز و پرسشنامه خلاقیت هیجانی آوریل و نولز می باشدکه بین آزمودنی‌ها توزیع گردید. داده‌های به دست آمده با بهره گرفتن از آزمون‌های آماری تحلیل رگرسیون و ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شد.

یافته‌های پژوهش نشان داد که بین ویژگی‌های شخصیتی (به جز عامل پذیرا بودن) و هوش هیجانی رابطه‌ی مثبت و معنی‌داری وجود دارد. همچنین روان‌رنجور خویی با هوش هیجانی رابطه معکوس دارد. ضمناً بین کلیه ویژگی‌های شخصیتی به جز با وجدان بودن با خلاقیت هیجانی رابطه معنادار وجود دارد. علاوه بر آن، بین هوش هیجانی و خلاقیت هیجانی همبستگی معناداری وجود دارد. بر پایه‌ی ‌این نتایج و مطالعات پیشین نتیجه گیری می‌شود که هوش هیجانی و خلاقیت هیجانی به عنوان بخشی از شخصیت انسان مطرح هستند و شخصیت بستر عملکرد هوش هیجانی و خلاقیت هیجانی تلقی می‌شود. بنابراین، این دو سازه همواره باید به عنوان بخشی از نظام گسترده‌تر شخصیت مورد مطالعه قرار گیرند.

کلمات کلیدی:

ویژگی های شخصیتی، خلاقیت هیجانی، هوش هیجانی.

فهرست مطالب

عنوان                                                صفحه

فصل اول. ‌س

1-1-مقدمه. 1

1-2- بیان مسأله. 2

1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش… 6

1-4- اهداف پژوهش: 8

1-4-1- هدف اصلی: 8

1-5- فرضیه‌های پژوهش… 8

1-5-1- فرضیه اصلی.. 8

1-5-2- فرضیه‌های فرعی.. 8

1-6-متغیرها و تعاریف آن‌ها 8

1-7- تعاریف اصطلاحات.. 9

1-7-1- تعاریف تئوریك… 9

1-7-2- تعاریف عملیاتی.. 10

فصل دوم. 12

2-1-مقدمه. 13

2-1-ویژگی‌های شخصیتی.. 14

2-1-1-تعریف شخصیت.. 14

2-1-2-دیدگاه‌هایی درباره شخصیت.. 15

2-1-2-1-شخصیت از نظر فروم. 16

2-1-2-2-شخصیت از نظر یونگر. 16

2-1-2-3-شخصیت از نظر ماری.. 16

2-1-2-4-نگرش فرانكل به شخصیت.. 17

2-1-2-5-نگرش مزلو به شخصیت.. 17

2-1-3-دیدگاه‌هایی درباره رشد شخصیت.. 17

2-1-3-1-رشد شخصیت از نظر یونگر. 17

2-1-3-2-رشد شخصیت از نظر ماری.. 17

2-1-3-3-عوامل موثر بر رشد شخصیت.. 18

2-1-4-نظریه‌های شخصیت.. 18

2-1-4-1-نظریه‌های سنخ شناسی شخصیت.. 18

2-1-4-2-نظریه‌های تحلیلی عاملی شخصیت.. 19

2-1-4-2-1-نظریه كاتل. 19

2-1-4-3-نظریه انسان گرایی در شخصیت: 20

2-1-4-4-نظریه‌های شناختی شخصیت: 20

2-1-2-عوامل اصلی پنج گانه شخصیت.. 21

2-1-2-1-روان نژندی(نورُز) یا ناسازگاری(نوروتیک)(N) 21

2-1-2-2-برونگرایی (E) 22

2-1-2-3-انعطاف پذیری  (O) 23

2-1-2-4-دلپذیر بودن (A) 24

2-1-2-5-مسئولیت پذیری و با وجدان بودن (C) 25

2-1-3- مدل پنج عاملی شخصیت رابرت مک کری و پل کوستا 25

2-1-4-الگوهای عاملی شخصیت.. 27

2-1-5-نظریه پنج عاملی شخصیت.. 29

2-1-5-1-پایه‌های تجربی و مفهومی نظریه پنج عاملی.. 29

2-1-5-2-نظریه صفات و مدل پنج عاملی (FFM) 30

2-1-5-3-مسائل اساسی در سنجش شخصیت.. 32

2-2- هوش هیجانی: 32

2-2-1- تاریخچه هوش هیجانی: 32

2-2-2-تعاریف مرتبط با هوش هیجانی.. 35

2-2-2-1-هیجان چیست؟. 35

2-2-2-2- تعریف هوش: 35

2-2-2-3-تعریف هیجان. 36

2-2-2-4-تعریف هوش هیجانی: 38

2-2-3- انواع هوش از دیدگاه صاحب نظران: 41

2-2-3-1-دیدگاه اشترن برگ: 41

2-2-3-2-دیدگاه گاردنر: 41

2-2-3-3-دیدگاه بار- آن: 41

2-1-4: مدل‌های هوش هیجانی.. 42

2-1-5-پیامدهای هوش هیجانی: 49

2-1-6-عوامل موثر بر هوش هیجانی.. 52

2-1-8- حل نزاع با کاربرد هوش هیجانی: 53

2-3-خلاقیت هیجانی.. 56

2-3-1: تاریخچه خلاقیت هیجانی: 56

2-3-2: مفهوم خلاقیت هیجانی: 56

2-3-3: مراحل خلاقیت هیجانی: 60

2-3-4-پیامدهای خلاقیت هیجانی: 61

2-3-5-عوامل موثر بر خلاقیت هیجانی.. 63

2-4-بررسی رابطه و تفاوت بین متغیرها: 64

2-4-1-شخصیت و هوش هیجانی: 64

2-4-2-شخصیت و خلاقیت هیجانی: 66

2-4-3-هوش هیجانی و خلاقیت هیجانی: 68

2-5- تعاریف مفهومی و چارچوب نظری تحقیق: 69

2-6- تحقیقات هوش هیجانی: 71

2-6-1-تحقیقات داخلی: 71

2-6-2- تحقیقات خارجی: 77

فصل سوم. 80

3-1-مقدمه. 81

3-2-روش تحقیق: 81

3-3 – جامعه آماری.. 82

3-4- حجم نمونه و روش نمونه گیری.. 82

3-5-1-پرسشنامه هوش هیجانی تراویس برادبری و جین گریوز. 83

3-5-2-شیوه نمره گذاری آزمون هوش هیجانی.. 83

3-5-3- پرسشنامه خلاقیت هیجانی آوریل و نولز(ECI) 84

3-5-4-شیوه نمره گذاری آزمون خلاقیت هیجانی.. 84

3-5-5-پرسشنامه پنج عاملی شخصیت(NEO) 84

3-5-6-شیوه نمره گذاری پرسشنامه و تفسیر عوامل پنج گانه پرسشنامه شخصیت.. 85

3-6- شواهد مربوط به پایایی و روایی ابزار پژوهش… 86

3-6-1-روایی.. 86

3-6-2-پایایی.. 87

3-7- روش‌ها و فنون آماری مورد استفاده برای تجزیه و تحلیل داده ها 90

فصل چهارم. 91

مقدمه. 92

4-1- آمار توصیفی.. 92

4-2- آمار استنباطی.. 93

فصل پنجم. 99

5-1- مقدمه. 100

5-2- نتایج پژوهش… 100

5-2-1-نتیجه حاصل از فرضیه اول. 100

5-2-2-نتیجه حاصل از فرضیه دوم. 101

5-2-3-نتیجه حاصل از فرضیه سوم. 102

5-3-نتیجه گیری كلی.. 102

5-4-پیشنهادات پژوهش… 103

5-5-محدودیت‌های پژوهش… 104

5-6-منابع و مآخذ. 105

پیوستها 114

1-پرسشنامه شخصیتی ( NEO ): 115

2-پرسشنامه خلاقیت هیجانی.. 119

3-پرسشنامه هوش هیجانی تراویس برادبری و جین  گریوز. 120

مقدمه

انسان از همان بدو تولد در یک محیط اجتماعی رشد می‌کند، که این محیط در فرد به همان اندازه مؤثر است که، محیط طبیعی و فیزیکی در دگرگونی و تغییر ساختمان وجودی فرد نقش دارد. آنچه در این محیط اجتماعی می‌تواند انتخاب‌های فرد را محدود کند یا آن‌ها را گسترش دهد و مانع سهیم شدن فرد در تجربه‌های خاص با دیگران شود، یا وی را قادر سازد تا اکثر این تجربه‌ها را داشته باشد، شخصیت[1] است (اتکینسون[2]، 1996؛ ترجمه براهنی، 1383). شخصیت است که می‌تواند برخی از افراد را ملزم و محدود کند و دیگران را در معرض تجربیات جدید قرار دهد. تعداد و تنوع موقعیت‌های اجتماعی که در آن شرکت می‌کنیم و یا با دیگران تعامل برقرار می‌کنیم نیز توسط شخصیت ما تعیین می‌شود. البته تفاوت‌هایی که در نحوه‌ی ادراک یا تعبیر ما از اشخاص، اشیاء و موقعیت‌های موجود در محیط‌مان وجود دارد – طبق نظریه کلی[3] – به سبک شناختی[4] ما ارتباط پیدا می‌کند.

در واقع افرادی که از نظر پیچیدگی شناختی[5] بالا هستند، می‌توانند در بین مردم تنوع بسیار زیادی را ببینند و قادرند به راحتی یک شخص را در طبقات زیادی قرار دهند. بررسی‌های سیاستمداران آمریکا و انگلیس درباره‌ی ویژگی‌های ذهنی معلوم ساخت که، آزادی‌خواهان و میانه‌روها نسبت به محافظه‌کاران از پیچیدگی شناختی بالاتری برخوردارند، بنابراین سبک‌شناختی یکی از ابعاد مهم شخصیت است (شولتز و شولتز[6]، 2005؛ ترجمه سید محمدی، 1388). اما باید توجه داشت که انسان‌‌ها در عین حال که موجوداتی عقلانی هستند، خصایص هیجانی نیز دارند که این ویژگی، آن‌ها را به موجودی هیجانی تبدیل کرده است. سال‌ها در فرهنگ‌های مختلف به واسطه‌ی سنت‌ها و قواعد مرسوم، عمل کردن بر اساس هیجان‌ها مذموم شمرده می‌شد. زیرا این باور وجود داشت که هیجان منشأ خشونت و مختص حیوانات هستند و این ویژگی با فرآیندهای عالی تفکّر همچون هوش هیجانی[7] و خلاقیت هیجانی[8] در تضاد هستند. اما امروزه روان‌شناسان با طرح مفهوم هوش هیجانی و خلاقیت هیجانی سعی داشته‌اند این موضوع را روشن کنند که این دو مقوله یعنی هوش و هیجان و یا خلاقیت و هیجان در تقابل با یکدیگر نیستند(آوریل[9]، 2007؛ به نقل از ایوسویچ، ‌2007).

تمام هیجان‌ها در اصل تکانه‌هایی برای عمل کردن هستند، برنامه‌های فوری برای حفظ زندگی که در طی تکامل تدریجی در وجود انسان به ودیعه گذارده شده است. طبق نظر گلمن[10](1994). در پژوهش‌های جدید، نقش هوش هیجانی در دوران کودکی، در ارتباط با خلاقیت، برقراری ارتباط با والدین و در سنین بالاتر در تحصیل و انتخاب شغل آشکار است. خلاقیت نیز فرآیندی است که در طی آن تلاش برای شکوفا کردن استعدادهای بالقوه صورت می‌گیرد(مایر[11]، 1999؛ نقل از ساووی 2004).

در پرتو خلاقیت، خلاقیت هیجانی مستلزم رها شدن از واکنش‌های هیجانی معمول و خلق واکنش‌های هیجانی بدیع است(گات بزال و آوریل، 1996).

مطالعات نشان داده‌اند که شیوه‌ی افراد برای ابراز توانایی‌های شناختی از جمله هوش و خلاقیت، به شخصیت آن‌ها بستگی دارد(اتکینسون، 1996؛ ترجمه: براهنی، 1383). باید توجه داشت که وجود چنین رابطه‌ای را نیز می‌توان بین هوش هیجانی و خلاقیت هیجانی با شخصیت در نظر گرفت.

1-2- بیان مسأله

هر کسی شخصیتی دارد، شخصیت شما به تعیین محدودیت‌های موفقیت، خوشی و خرسندی در زندگی شما کمک می‌کند. ما درباره‌ی شخصیت صحبت می‌کنیم و اگر بگوییم که شخصیت شما یکی از مهمترین موهبت‌های شماست، ‌گزافه گویی نکرده‌ایم. تمام چیزهایی که انتظار دارید به دست آورید، خواه همسر یا والد خوبی باشید و حتی حالت سلامت عمومی شما می‌تواند تحت تأثیر شخصیت شما و شخصیت افرادی که با آن‌ها تعامل دارید قرار گیرد(شولتز، 2005؛ ترجمه: سید محمدی، 1388).

بی تردید میتوان گفت یكی از رایج ترین مفاهیم روان شناسی در میان همگان شخصیت است. چنانكه با اندكی توجه در صحبت‌های روزمره متوجه فراوانی كاربرد این مفهوم می‌شویم. كاربردهایی كه براساس معانی و تعابیر مختلف، گاهی دلالت بر صفات و ویژگی‌های بارز افراد، اعم از مثبت معمولی و منفی می‌نمایند و گاهی نشان‌دهنده مقام و مهارت‌های اجتماعی هستند كه نظریه پردازان درباره چگونگی تشكیل و تحول شخصیت و مفاهیم انگیزشی رفتار آدمی دارند(جمالفر، 1373ص121).

روان شناسی شخصیت حوزه بسیار گسترده‌ای است، زیرا شخصیت، خود موضوعی است پیچیده و دارای ابعاد و جنبه‌های گوناگون. برای شناخت شخصیت انسان، از دیر باز كوششهای فراوانی به عمل آمده كه برخی از آنها غیر علمی، خرافاتی، و معدودی دیگر علمی و معتبر است.(شولتز و شولتز، 2005؛ ترجمه: سید محمدی، 1388).

شناخت شخصیت، ویژگیها، چگونگی شكل‌گیری شخصیت، عوامل موثر در ایجاد شخصیت و مسائلی از این قبیل، از یك جنبه، ارضا حس كنجكاوی، و میل به حقیقت جویی را در انسان دنبال می‌كند، زیرا این شناخت نوعی خود شناسی است. از سوی دیگر این شناخت و اطلاعات به شخص امكان می‌دهد كه در ارتباط متقابل با دیگران موضع‌گیری‌های مناسب و آگاهانه داشته باشد. مطالعه شخصیت هم از جنبه‌های ارضای حس كنجكاوی و هم از نظر روابط اجتماعی دارای اهمیت است. به عبارت دیگر شخصیت شیوه‌های احساسات، افکار و اعمال افراد در طول زندگیشان را دربر می‌گیرد(چاوز-ایکل[12]، 2007).

در سال‌های اخیر با توسعه‌ی روش‌های پیچیده‌ی آماری، رویکرد صفت بر مطالعات حوزه‌ی شخصیت تسلط پیدا کرده است. یکی از اولین نظریه‌های صفت، نظریه‌ی آیزنگ[13] است که شخصیت را متشکل از سه بعد برون‌گرایی[14] – درون‌گرایی[15]، نوروزگرایی[16] – پایداری هیجانی[17] و پسیکوزگرایی[18] – کنترل تکانه[19] در نظر گرفت. بعد‌ها کتل[20] با بهره‌مندی از روش تحلیل عاملی، شانزده عامل را برای شخصیت مطرح کرد. و کاستا و مک کری[21](1989). شخصیت را متشکل از پنج عامل اصل نوروزگرایی، برونگرایی، تجربه‌پذیری[22]، سازگاری[23] و مسئولیت‌پذیری[24] عنوان کردند(حق شناس، 1385).

پس به طور کلی شخصیت در روانشناسی به مجموعه ویژگی‌های جسمی و روانی، و رفتاری كه هر فرد را از افراد دیگر شخصیت‌ها متمایز می‌كند اطلاق می‌شود(كریمی، 1375). اما باید توجه داشت که انسان‌ها در عین آنکه موجوداتی عقلانی هستند، خصایل هیجانی نیز دارند که این ویژگی، آن‌ها را به موجودی هیجانی تبدیل کرده است. سال‌ها در فرهنگ‌های مختلف به واسطه‌ی سنت‌ها و قواعد مرسوم، عمل کردن بر اساس هیجان‌ها مذموم شمرده می‌شد. زیرا در بعضی از فرهنگ‌ها این باور وجود داشت که هیجان منشأ خشونت و مختص حیوانات است و این ویژگی با فرآیندهای عالی تفکر همچون هوش و خلاقیت در تضاد می‌باشد. اما امروزه روان‌شناسان با طرح مفهوم هوش هیجانی و خلاقیت هیجانی سعی داشته‌اند این موضوع را روشن کنند که این دو مقوله یعنی هوش و هیجان و یا خلاقیت و هیجان در تقابل با یکدیگر نیستند(آوریل، 2007، به نقل از ایوچوبک[25]، 2007).

برخی از متخصصان، هوش را توانایی حل مساله می‌دانند. عده‌ای دیگر، آن را توانایی انطباق و یادگیری بر اساس تجارب روزمره می‌دانند. عده‌ای نیز معتقدند، در تعریف هوش فقط به جنبه‌های شناختی توجه شده است و سایر ابعاد هوش مثل خلاقیت و هوش عملی و میان فردی نادیده گرفته شده است(سانتراك، 1385).

هوش را توانایی درك و فهم عواطف به منظور ارزیابی افكار و خلق و خو و تنظیم آنها به گونه‌ای كه موجب تعالی و رشد عقلی و عاطفی گردد تعریف كرده‌اند(گلدمن، 1380).

بنابراین توسعه و رشد هوش و خلاقیت یك عنصر كلیدی در یادگیری و تدریس محسوب می‌شود و اگر دانش‌آموزان بتوانند این ویژگی را كسب كنند، اولین گام را در جهت كنترل و هدایت هیجان‌های خودشان برداشته و می‌توانند موانع تضعیف كننده عملكرد را از بین بردارند(آقایار، شریفی و درآمدی، 1385).

بعضی مطالعات به توصیف ویژگی‌های شخصیتی[26] اختصاص داده شده‌اند که البته نتایج  آنها بسیار ضد و نقیض‌اند. مثلاٌ در بسیاری از تحقیقات به رابطه‌ی‌ قوی درون‌گرایی و خلاقیت اشاره شده است(رودس[27]، 1990). از طرفی در برخی از تحقیقات، درون‌گرایی، به عنوان ویژگی مهم شخصیت‌ خلاق معرفی شده است(مانند دلانس[28] و گایر[29]، 1970: بارون[30] و هارینگتون[31]، ‌1980؛ به نقل از آیزنگ، ‌1994).

به نظر می‌رسد شخصیت افراد می‌تواند پیش بینی كننده هوش و خلاقیت آنها باشد. از نظر گلمن شخصیت افراد تركیب درستی از عقل و دل است، اما به لحاظ فرهنگی آموخته‌ایم كه به هیجانات خودمان همانند هیجاناتی كه اطلاعات درست ذهن را تعریف می‌كند اعتماد نكنیم. حتی گاهی واژه هیجان، بیانگر یك شخصیت ضعیف است و به كسی اطلاق می‌شود كه قادر به كنترل خویش نبوده یا حتی رفتاری كودكانه یا ابلهانه دارد(آقایار و شریفی درآمدی، 1384). مرور پژوهش‌های انجام شده، متناسب با این مبانی نظری در پیوند ویژگی‌های شخصیت و پیشرفت تحصیلی با هوش به درك بهتر كمك می‌كند. لذا اهمیت تأثیر پیشرفت تحصیلی در سلامت شخصیت دانش‌آموزان به حدی است که برخی از متخصصان آن را حداقل تا نیمه دوم دوره نوجوانی معیار اساسی برای تشخیص عملکرد سالم دانسته‌اند(سیف، ۱۳۶۳).

مطالعات نشان داده‌اند که شیوه‌ی افراد برای ابراز توانایی‌های شناختی از جمله هوش و خلاقیت به شخصیت آن‌ها بستگی دارد(اتکینسون، 1996؛ ترجمه: ‌براهنی، 1383).

خلاقیت هیجانی توانایی تجربه و بیان بدیع، ‌موثر و اصیل ترکیبی از هیجانات است(آوریل و توماس نولز[32]، 1991). و هوش هیجانی بر حسب الگوی مهارت مدار، به عنوان توانایی ادراک درست هیجانات[33]، استفاده از هیجانات در آسان‌سازی تفکر، ‌درک هیجانات و تنظیم هیجانات در خود و دیگران در نظر گرفته شده است(سالووی[34] و مایر[35]، ‌1997).

لذا به نظر می‌رسد طبق نظر آوریل(1999). رابطه‌ی هوش هیجانی و خلاقیت هیجانی با رابطه‌ی بین هوش شناختی و خلاقیت منطبق است. پژوهش‌های تجربی از این فرض حمایت می‌کند،: که هوش شناختی و خلاقیت، ‌سازه‌های مجزایی هستند(استرنبرگ و اوهارا[36]، 1999). و توجه به هوش هیجانی و خلاقیت نقش مهمی در تعلیم و تربیت دارد. و بایستی به معلمان خاطر نشان کرد که رفتار خلاق و عوامل درونی و بیرونی مرتبط با آن رفتار را می‌توان تغییر داد و در بهبود آن تلاش کرد. بار-آن(1999). لذا شناخت خصوصیات افراد خلاق و ویژگی‌های شخصیتی آنها امری ضروری است.

بدین ترتیب این فرض قوت می‌گیرد که آیا رابطه‌ی بین هوش هیجانی و خلاقیت هیجانی نیز به همین صورت است؟ و آیا بین ویژگی‌های شخصیت دانش‌آموزان با خلاقیت هیجانی و هوش هیجانی رابطه وجود دارد؟

1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش

این واقعیت که افراد از نظر استعداد، توانایی، خلاقیت و دیگر ویژگیهای شخصیتی تفاوت دارند و این تفاوتها را می‌توان اندازه‌گیری کرد، احتمالاً از‌ ابتدای‌ تاریخ مکتوب زندگی انسان مورد توجه بوده اما مطالعه علمی در مورد هوش و تواناییهای ذهنی در ابتدای قرن بیستم آغاز شده است. مفهوم خلاقیت نیز که مورد توجه‌ روانشناسان‌ قرار‌ گرفته با مفهوم هوش رابطه‌ دارد‌. لذا در روانشناسی شناختی و خبرپردازی، رابطه هوش با یادگیری، تفکر، حل مسئله و دیگر فرآیندهای شناختی مورد‌ مطالعه قرار می‌گیرد. از طرفی خلاقیت، استعداد و قابلیت انسان در تولید اثرهای ابتکاری، نوآورانه و سودبخش است(استرنبرگ[37] و لوبارت[38]، 1999). از نظر والاچ[39] و کوگان[40]، ‌با‌ انجام‌ دادن پژوهش درباره گروهی از دانش‌آموزان، آنان را بر اساس نمره‌های هوش و خلاقیت می‌توان مورد سنجش قرار داد و مطالعه رفتار و عملکرد تحصیلی این دانش‌آموزان را بررسی نمود، تا بر اساس نوآوری و اندیشه‌های جدید، میزان بهره هوشی دانش‌آموزان را در جهت رشد خلاقیت آنان و در راستای پیشرفت و رشد اطلاعات و دانش مورد محاسبه و سنجش قرار داد. از طرفی عوامل تاثیر گذار گوناگون در رشد و خلاقیت آنان در تحقیقات آتی تاثیر گذار است.

پس اجرای این نوع تحقیقات از اهمیت فزاینده‌ای برخوردار است، زیرا كه پیگیری واضحتری از سازه‌های روان‌شناختی را ارائه می‌دهد و می‌توان به شناسائی روابط بین متغیرها، طبقه‌بندی متغیرها، طبقه‌بندی روابط كمیت‌گرایی و در نهایت كسب اهمیت حیاتی برخوردار در این پژوهش بر اساس اندیشه‌های افراد پی برد. چرا که پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان و شناسایی رشد آنان چه به صورت فردی و چه تیم‌های شخصیتی متفاوت، برای شناسایی در مراحل زمانی و مكانی تحقیق بسیار حائز اهمیت و ضروری به نظر می‌رسد تا پژوهشگران، نویسندگان و صاحب نظران امر، ارتباط بین متغیرهای مورد بررسی را به نحو شایسته و علمی تعیین نموده و راهکارهای مدونی در جهت رشد و بالندگی علمی ایران اسلامی، بر مبنای دانش روز، به شکلی نوآورانه، خلاقانه و رشد یافته تدوین گردد تا شناخت ویژگی‌های شخصیتی علم آموزان، موجب تسهیل در رشد خلاقیت آنان شود. اما توسعه و غنای پژوهندگی و پیشرفت علمی-تحصیلی كه از بهترین شاخه‌های ذوق و بالندگی افراد در جامعه است، در صورتی ذوق، استعداد و مهارت رشد یافته افراد را شکوفا می‌کند که بین پژوهش و پیشرفت، هوش و تفکر، خلاقیت و نوآوری ارتباط نزدیک و تنگاتنگ باشد.

لذا اهمیت موارد ذکر شده و ضرورت پرداختن به این پژوهش عبارت است از:

  1. نتایج حاصله برای پژوهشگران و صاحب‌نظران، نقش مهمی در شناسایی و برنامه‌ریزی شخصیت روان‌شناختی دانش‌آموزان خواهد داشت.
  2. یافته‌های بدست آمده از این پژوهش، مدیران و دست‌اندرکاران حوزه آموزش و پرورش و آموزش عالی را قادر می سازد تا با شناخت بهره هوشی، نوآوری، تفکر خلاق، رشد و توسعه خلاقیت، مهارت رشد یافته، توانایی‌های ذهنی و اندیشه‌های نوآورانه دانش‌آموزان، در صدد انجام راهکارهای ملی و کشوری و ایجاد بسترهای زیربنایی و برنامه‌ریزی‌های مهم بلندمدت در حوزه سخت‌افزاری و نرم‌افزاری باشند و زمینه توجه به این امر مهم و ضروری، پدید آید.

لذا یكی از راه‌های افزایش كارایی و بهره‌وری در نظام آموزشی، شناخت و تمرکز بر شیوه یادگیری، مطالعه، پرورش استعداد و استعدادیابی دانش‌آموزان است، که با نگاه علمی و دقیق به خلاقیت و هوش فرد، می‌توان از طریق پرورش هوش هیجانی و باروری خلاقیت هیجانی با توجه و تطبیق در روان‌شناختی شخصیت در آنان، این مسئله را مورد بررسی و تعمق قرار داد.

در سازمان‌های آموزشی، پرورشی، مشاوره‌ای، روانشناسی و روان درمانی ایران كمتر به این مسائل پرداخته شده است، در حالی كه در سایر كشورها توجه و ارتباط مسائل مربوط به دانش‌آموزان در مسئله یادگیری و استعدادیابی که با موضوع خلاقیت هیجانی و هوش هیجانی در شخصیت آنان عجین شده و با توجه به جدید بودن این مبحث، مورد تحقیقات بسیاری قرار گرفته است. انشاءالله در ایران اسلامی نیز با دقت و نگرش علمی، این مسئله مهم و ضروری پیگیری و عملیاتی شده و در حد یک پژوهش تئوری باقی نماند.

تعداد صفحه :144

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه بررسی رابطه طلاق عاطفی والدین با اختلال های رفتاری-هیجانی دختران 7 تا 12 سال دامغان

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی

علوم تحقیقات شاهرود

‌پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد(M.A)

 رشته : روانشناسی عمومی

عنوان :

بررسی رابطه طلاق عاطفی والدین با اختلال های رفتاری-هیجانی دختران 7 تا 12 سال دامغان

تابستان  1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان………………………………………………………………………………………………….. صفحه

چكیده فارسی………………………………………………………………………………………….. 1

فصل اول:معرفی

1-1: مقدمه……………………………………………………………………………………………. 3

1-2:بیان مساله……………………………………………………………………………………….. 7

1-3:اهمیت و ضرورت پژوهش……………………………………………………………………… 10

1-4:اهداف پژوهش…………………………………………………………………………………… 11

1-5:سوالات  پژوهش………………………………………………………………………………… 11

1-6:فرضیه های  پژوهش……………………………………………………………………………. 12

1-7: تعریف متغیرها پیش فرضها و اصطلاحات تحقیق……………………………………………. 12

فصل دوم:ادبیات و پیشینه پژوهش

2-1: مقدمه……………………………………………………………………………………………. 15

2-2: خانواده………………………………………………………………………………………….. 15

2-3: تعریف و مفهوم طلاق………….. …………………………………………………………….. 16

2-4: انواع طلاق……………………… …………………………………………………………….. 17

2-5: مراحل طلاق……………………. …………………………………………………………….. 26

2-6: مدیریت طلاق…………………… …………………………………………………………….. 27

2-7: اختلالات رفتاری و عاطفی…………………………………………………………………….. 31

2-8: علل اختلالات رفتاری………………………………………………………………………….. 33

2-9: اثرات اختلالات رفتاری………………………………………………………………………… 34

2-10:دسته بندی اختلالات رفتاری…………………………………………………………………… 35

2-11- اصول کلی رفتار درمانی اختلالات رفتاری………………………………………………….. 38

2-12- رابطه میزان شیوع کلی اختلالات رفتاری با عوامل جمعیت شناختی……………………….. 39

2-13-تحقیقات انجام شده داخلی و خارجی……………………………………………………………. 40

فصل سوم: روش تحقیق

3-1:مقدمه…………………………………………………………………………………………….. 46

3-2:روش تحقیق……………………………………………………………………………………… 46

3-3: جامعه آماری……………………………………………………………………………………. 46

3-4: روش نمونه گیری………………………………………………………………………………. 46

3-5: ابزار های پژوهش……………………………………………………………………………… 46

3-6:روش اجرای پژوهش……………………………………………………………………………. 49

3-7:تحلیل آماری……………………………………………………………………………………… 50

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل  داده ها

4-1:مقدمه…………………………………………………………………………………………….. 52

4-2: یافته های توصیفی………………………………………………………………………………. 52

4-3-یافته های استنباطی……………………………………………………………………………… 57

 

فصل پنجم:بحث و نتیجه گیری

5-1:مقدمه…………………………………………………………………………………………….. 65

5-2:بحث و نتیجه گیری……………………………………………………………………………… 65

5-3:محدودیتها………………………………………………………………………………………… 74

5-4:پیشنهادات کاربردی……………………………………………………………………………… 74

5-5:یشنهادات پژوهشی………………………………………………………………………………. 75

منابع ………………………………………………………………………………………………….. 77

پیوستها………………………………………………………………………………………………… 84

پرسشنامه اختلالات رفتاری…………………………………………………………………………… 85

پرسشنامه طلاق عاطفی……………………………………………………………………………….. 91

خروجی داده ها………………………………………………………………………………………… 94

چكیده لاتین……………………………………………………………………………………………. 100

چکیده:

 هدف از این پژوهش بررسی رابطه طلاق عاطفی والدین با اختلال های رفتاری- هیجانی کلیه  دانش آموزان دختر دبستانی7 تا 12 سال شهر دامغان بود. تحقیق حاضر توصیفی- تحلیلی از بعد هدف کاربردی و از نظر نوع روش در زمره تحقیقات پیمایشی می باشد و به شیوه نمونه گیری تصادفی 384 نفر  به عنوان نمونه  انتخاب شدند و به پرسشنامه های طلاق عاطفی و سیاهه رفتاری کودک ((CBCLاخنباخ پاسخ دادند . داده های حاصل به روش تحلیل همبستگی  و رگرسیون و آزمون اسمیرنوف با نرم افزار spss تجزیه و تحلیل شد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که رفتار پرخاشگرانه و نمره کل اختلال های رفتاری- هیجانی بهترین پیش بینی کننده طلاق عاطفی می باشند. همچنین نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که  بین متغیرهای کناره گیری با طلاق عاطفی رابطه معنادار نیست اما بین سایر مولفه های اختلال های رفتاری- هیجانی با طلاق عاطفی رابطه معنادار بود. با توجه به نتایج  باید گفت یکی از مهمترین مهارت هایی که زوجین باید بکار گیرند توانایی افراد در حل تعارض، برخورداری از صفت خودکنترلی است، افراد باید هدف های واقع گرایانه را اولویت بندی کنند و در زمان تصمیم گیری میان عواطف و عقل تعادل برقرار کنند. همچنین كودكان باید یاد بگیرند كه چگونه با مسائل روبرو شوند و چطور آنها را با روش صحیح و منطقی از سر راه خود بردارند. از این رو آشنا كردن كودك با مسائل روزمره ای كه متناسب با سنش نیز باشد باعث می شود تا تجربیات و اندیشه های تازه ای بدست آورد. این تجربیات در حل مسائل بعدی زندگی برای كودك مفید و كارساز خواهد بود.

واژگان کلیدی: طلاق عاطفی والدین، اختلال های رفتاری- هیجانی، کودکان طلاق عاطفی

فصل اول: کلیات تحقیق

1-1-مقدمه

اختلال روانی: عبارت است از «نشانگان یا الگوی رفتاری یا روانی كه اهمیت بالینی دارد و در فرد یافت می شود و  به علاوه، این نشانگان یا الگو نباید صرفاً پاسخی قابل پیش بینی و از لحاظ فرهنگی تائید شده به رویدادی خاص، مثل مرگ فرد عزیز، باشد» (انجمن روان پزشكی آمریكا، 2000). اصطلاح اختلال های روانی برای كل اقدام تشخیص و درمان، اهمیت زیادی دارد. اجازه دهید به تعریف ارائه شده در DSM-IV-TR و اشارات آن، نگاه دقیق تری بیاندازیم.

  اختلال روانی، «اهمیت بالینی» دارد.   DSM-IV-TRبرای هر اختلال، مدتی را مشخص می كند كه طی آن، نشانه ها برای تشخیص اختلال باید وجود داشته باشند. بنابراین، فكر یا خلق زودگذر، رفتار گاه و بی گاه عجیب، یا احساس زودگذر بی ثباتی یا سردرگمی، اختلال روانی را تشكیل نمی دهند. شاید بتوانید به زمانی فكر كنید كه بعد از رویدادی ناراحت كننده در زندگی تان، احساس كردید از لحاظ هیجانی آشفته هستید. اینگونه تجربیات شایع هستند و اختلال روانی محسوب نمی شوند، مگر اینكه به قدری شدید باشد كه عواقب جدی به بار آورند. برای اینكه اختلالی «اهمیت بالینی» داشته باشد باید برای مدتی پیوسته وجود داشته و به قدر كافی موثر باشد كه زندگی فرد به نحو چشمگیری تحت تاثیر قرار گیرد. با توجه به اجتماعی بودن انسان مطالعه زمینه های بهنجاری و نابهنجاری رفتارهای وی بسیار حائز اهمیت است. در پژوهش حاضر میزان رابطه طلاق عاطفی والدین بااختلالات رفتاری بین کلیه دانش آموزان دختر دبستانی 7 تا 12 سال شهر دامغان مورد بررسی قرار می گیرد.  از انجا که ساخت جمعیت کشور ما به گونه ای است که نوجوانان و جوانان بیشترین قشر آن را تشکیل می دهند  شناخت تنوع و میزان اختلالات دانش آموزان در جهت برنامه ریزی ها و فعالیتهای آموزشی و پرورشی کاری بس مهم است.

  منظور از اختلالات رفتاری آن دسته از رفتارهایی است که از دیدگاه های روان شناسی و جامعه شناسی بهنجار نمی باشد و مساله مورد تحقیق اختلالات رفتاری عبارتند از: هیجان پذیری وسواس  تمایل به گوشه گیری، رفتار و انکارپارانویایی، افسردگی، گرایش به پرخاشگری و رفتارهای تهاجمی، بی قراری، گرایش رفتارهای ضد اجتماعی است.

 خانواده یکی از رکن های اصلی جامعه به شمار می رود. دستیابی به جامعه سالم آشکارا در گرو سلامت خانواده است و تحقق خانواده سالم مشروط به برخورداری افراد آن از داشتن رابطه های مطلوب با یکدیگر است. در چنین نظامی افراد با علایق و دل بستگی های عاطفی نیرومند دیرپا و متقابل به یکدیگر پیوسته اند. این دل بستگی ها اگر چه شاید شدت وحدت شان در طی زمان کاسته شود. اما در سراسر زندگی خانوادگی پاینده خواهند بود. (گلدنبرگ،[1] به نقل از حسین شاهی و نقش بندی،  1383).
 ازدواج به عنوان مهمترین و عالیترین رسم اجتماعی برای دستیابی به نیازهای عاطفی و امنیتی افراد بزرگسال همواره مورد تائید بوده است. ازدواج رابطه ی انسانی پیچیده ظریف و پویا می باشد که از ویژگی های خاصی برخوردار است. همچنین توجه به کانون خانواده با محیط سالم و سازنده و روابط گرم و تعاملات میان فردی و صمیمی ای که می توانند موجب رشد و پیشرفت افراد گردند از جمله اهداف و نیازهای ازدواج محسوب می شوند (برنشتاین و برنشتاین،[2] 1989).         
و به طور کلی از هر چه فاصله بگیریم از خانواده نمی توانیم فاصله بگیریم چون که بدون وجود خانواده در هر شکل و صورتی که باشد مفهوم زندگی و حیاتی انسانی مصداقی نخواهد داشت.

 در سالهای گذشته دیدگاه زنان و مردان درباره ی زندگی خانوادگی تغییر کرده است. امروزه دیدگاه زنان و مردان درباره ی مفهوم خود نیز تغییر کرده است. همچنین ایده های انهادرباره ی نقش های سنتی زنان و مردان تغییر پیدا کرده است. در دهه های گذشته مشکلات اقتصادی و تغییر در انتظارات خانواده ها از زندگی، درامد بیشتر را برای بقای خانواده ها ضروری ساخته است.بین دهه های 70 تا80 تعداد زنان شاغل از 2/18 میلیون به 8/25 میلیون نفر در امریکا افزایش پیدا کرد. امروزه در اغلب کشورها سبک زندگی از خانواده ای با یک نان اور، به سمت خانواده ای با دو نفر شاغل تغییر کرده به گونه ای که زوج های هر دو شاغل تعداد زیادی از زوج ها را تشکیل میدهند (استولتزلوییک،1992).

 امروزه زنان به منظور به ظهور رسانیدن توانمندی های خود و افزایش عزت نفس و خودشکوفایی به اشتغال علاقه مند شده اند. تصویر خانواده ی سنتی که در ان یک مرد در خارج از خانه کار می کند و فرزندان و همسر همه از درامد او گذران زندگی می کنند، درحال محو شدن است. تصویر خانواده ی امروز زن و مردی با مشغله ی زیاد یا زن و مردی شاغل در بیرون از خانه را نشان می دهد که تعارض های شدیدی را بین نقش های خانوادگی و کاری تجربه می کنند (کوپر،1991).

درمانگران در صورتی می توانند به طور مؤثری به زوج های امروزی کمک کنند که مسائل خاص فراروی زوج ها و خانواد ها را با توجه به زمان درک کنند.( نظری،1386).

 در جامعه امروز به دلایل متعددی چون گذر از سنت  به مدر نیته، تغییر نظام خانواده ها و فشارهای شغلی و اجتماعی و همچنین پیدا شدن نقش های جدید مثل نقش اشتغال و اضافه شدن آن به نقش های سنتی زنان و با توجه به اهمیت ویژه و جایگاه والایی که نقش های سنتی همچون همسری و مادری زنان در نظر همسرانشان در فرهنگ ایرانی داراست مشکلات و تعارض های خانوادگی و زناشویی افزایش چشمگیری یافته اند و شواهد فراوانی گویای آن هستند که زوج ها در جامعه امروزی برای برقراری و حفظ روابط صمیمی و دوستانه به مشکلات شدید و فراگیری دچارند.

 افزایش روز افزون طلاق در دنیای کنونی هر چند در مقیاسی بسیار کمتر متاسفانه جامعه فعلی ما را نیز در بر گرفته است و نارضایتی زن و شوهر از یکدیگر و نیز از هم گسیختگی کانون های گرم بسیاری از خانواده ها و تاثیرات سوء این جدایی بر افراد خانواده نیاز به رسیدگی و رفع این مشکل را مطرح ساخته است.

 خانواده نظامی اجتماعی و طبیعی است که ویژگی های خاص خود را دارد پس از ازدواج هر یک از همسران انتظار دارند خانواده جدید همان شکلی را پیدا کند که برای او مطلوب و آشناست هر کدام  می کوشند واحد زن و شوهری را در راستای مطلوب و پذیرفته خود سازمان دهد و دیگری را برای هم سازی با خود تحت فشار گذارد (مینوچین،[3] 1380).

 سازگاری زناشویی وضعیتی است که در آن زن و شوهر در بیشتر مواقع احساس ناشی از خوشبختی و رضایت از همدیگر دارند (سین ها و ماکرجک،[4]1990).

 معمولا رفتارهای فردی موجب شکل گیری قواعد مراودات در بین زوجین می شود بنابراین پذیرش سلیقه ها و رفتار همسر و یا به عبارتی دیگر، بروز رفتارهای مقبول از سوی همسر می تواند روابط دوتایی را شکل دهد و زمینه را برای برقراری تفاهم در بین زوجین ایجاد کند و در واقع می توان گفت رضایت زناشویی یک ارزیابی کلی از وضع فعلی ارتباط ارائه می دهد (احمدی، 1382).

پدید آمدن  اختلاف و تعارض بین زن و شوهر طبیعی است و به دلیل ماهیت کنش ورزی  همسران گاه پیش می آید که اختلاف دیدگاه روی دهد یا نیاز ها بر آورده نشود و در نتیجه همسران نسبت به یکدیگر احساس خشم ناامیدی و ناخشنودی می کنند.

بعضی از موضوع های شناخته شده ای که می تواند پدید آورنده اختلاف های زناشویی باشد چنین است پول، روابط جنسی، روابط خویشاوندی، دوستان، فرزندان، خیانت جنسی، مشکلات عاطفی، مشکلات مالی، مشکلات ارتباطی(گفت و شنود)، درگیری های کاری و مانند این ها (ثنایی ذاکر، 1378).        
 اختلافات زناشویی می توانند نتایج زیان باری را به همراه داشته باشند و همانطور که مازلو در سلسله مراتب نیاز ها بیان می کند که ارضای نیازهای بالاتر مستلزم ارضا نمودن نیازهای پایین تر است، زوجین نیز با وجود تعارضات و به دلیل برآورده نشدن نیاز آنها به عشق و محبت و احترام ممکن است نتوانند به خود شکوفایی دست یابند و علاوه بر آن فرزندان را نیز در این اثرات زیان بار سهیم می کنند و باعث می شود که حتی نیازهای سطح پایین آنها از جمله نیاز به محبت و امنیت تامین نشود و این امر موجب عدم دستیابی کودکان به نیازهای سطح بالاتر و رسیدن به خود شکوفایی و تکامل شود.

 علاوه بر این ها یکی دیگر از عواملی که برای سازش زناشویی مهم است سازگاری نقش جنسی میباشد. سازش های نقش جنسی در دوران بزرگسالی اولیه شدیدا دشوارند. اکثر دختران نوجوان می خواهند وقتی به بزرگسالی می رسند نقش همسران و مادران را ایفا کنند ولی در عین حال مایل نیستند که همسران و مادران سنتی باشند یعنی نسبت به شوهرانشان در مقام پایین تری قرار بگیرند و قسمت عمده وقت خود را به خانه و فرزندان اختصاص دهند و بیرون از خانه مشغله ای نداشته باشند. بدیهی است این دیدگاه عمدتا از فرهنگ حاکم بر جامعه متاثر می شود که اغلب خانه داری را کار ارزشمندی تلقی نمی کنند(شعاری نژاد،1373).

 غالبا هر همسر مفهوم خاصی از نقش زن و شوهر داردکه بر انتظاراتش از طرف دیگر(همسر)اثر  می گذارد حال اگر انتظارات نقش تامین نشود به تعارض و ناسازگاری خواهد انجامید(شعاری نژاد، 1373)

بیشتر سردرگمی زنان و مردان دارای رابطه ی پایدار از بحث راجع به تغییر نقش های زن  و مرد ناشی می شود. نهضت زنان توجه را به روابط غیر منصفانه در ازدواج می کشاند باروری، پرورش فرزند، نبود موقعیت مساوی در کار خارج از خانه و نبود اجرت مساوی از اولین موضوعاتی است که مورد توجه قرار گرفته است (روبوتهام،[5] 1983 و اکلی،[6] 1974 به نقل از شعاری نژاد، 1373). 

1-2-بیان مساله

 خانواده به عنوان یک گروه اجتماعی دربرگیرنده بیشترین، عمیق­ترین و اساسی­ترین مناسبات انسانی است؛ و منبع اولیۀ نیازهای اساسی فرد محسوب می­شود(تاجیک اسماعیلی، 1392). بهداشت روانی نسل­های جامعه در گرو تأمین بهداشت روانی خانواده به عنوان یک کانون مملو از محبت و آرامش برای تحول در رشد استعداد­ها­ست که هرگونه آسیبی به آن، نسل آینده را از آثار سوء خود مصون نخواهد گذاشت و سازمان­های اجتماعی زیادی را درگیر خود خواهد ساخت(کاملی، 2012). ماهیت جو عاطفی خانواده، شامل روابط والدین نسبت به فرزندان، فرزندان نسبت به یکدیگر و والدین نسبت به هم است (نوابی نژاد،1390). رابطۀ زناشویی به عنوان مهمترین و اساسی­ترین رابطه انسان توصیف شده است، زیرا ساختاری اولیه را برای بنا نهادن رابطۀ خانوادگی و تربیت کردن نسل آینده فراهم می­سازد (لارسون[7]، هولمان[8]، 2013). یکی از معضلات مهم در زمینه زندگی زناشویی پدیده­ای به نام طلاق[9] است (یوسفی، کیانی،1391  ). آمار طلاق معتبرترین شاخص آشفتگی زندگی زناشویی است (هالفورد،1390 ). این آشفتگی سیستم زناشویی را چنان بی­ثبات می­کند که زن و شوهر از یکدیگر دلسرد شده قادر به بخشودن اعمال، افکار و احساسات منفی یکدیگر نیستند و در باور خود چاره­ای جز طلاق نمی­بینند. طلاق شایع­ترین جلوه تعارض است(کارنی، برادبوری[10]،1997 ). بر اساس اطلاعات مرکز آمار ایران، میزان طلاق در سال­های 1375 تا 1385 به حدود 20 درصد رسیده است(زارعی محمودآبادی و یونسی، 1389). همچنین، نرخ­ طلاق ­در سال 1390 بالغ بر142841 بوده و نسبت ازدواج به طلاق 1/6 است و در سه ماهه اول سال 1391 تعداد 34759 طلاق و نسبت ازدواج به طلاق در همان سال 4/6 در کل کشور ثبت شده، نشان دهنده رابطه معکوس میزان طلاق و ازدواج است یعنی با افزایش آمار طلاق میزان ازدواج نیز کاهش می­یابد (سازمان آمار ایران، 1391). طلاق پیامدهای منفی فراوانی از قبیل خطر فزاینده آسیب روانی، میزان تصادف­های اتومبیل منجر به مرگ، شیوع فزاینده بیماری­های جسمی، خودکشی، خشونت، قتل ، برای زوجین و خطر افسردگی و خودکشی، انزوا و شایستگی پایین، مشکلات تندرستی و عملکرد تحصیلی پایین برای فرزندان دارد(گاتمن،1994؛ به نقل از ضیاءالحق،حسن آبادی، قنبری هاشم آبادی، مدرس غروی، 1391). مطالعه روابط زوجین به درک چارچوب­های ساختاری روابط زوجین کمک می­کند( گاتمن،1993). در بررسی علل طلاق علاوه بر عوامل اجتماعی، اقتصادی و حقوقی، توجه به علل فردی و روانشناختی از اهمیت ویژه­ای برخوردار ­است. مسلماً، مشکلاتی که موجب می­شود، زوجین تصمیم به جدایی بگیرند، مزمن است، مانند انگیزه جدایی، تعارض شدید و رویدادهای خشونت­آمیز دائمی، گاهی هم عوامل غیر منتظره باعث فروپاشی زندگی زناشویی می­شود، مثل افشاء خیانت­های زناشویی و یا موقعی که یکی از همسران قصد جدایی داشته باشد و نسبت به زندگی با همسر خود تردید داشته باشد (زارعی­محمودآبادی، 1391). به منظور­ پیشگیری از پیامدهای ناشی از­ طلاق و ناسازگاری زناشویی همیشه متفکرین به دنبال راه­هایی بوده­اند­ که با ­این مسئله به نحوی مقابله نمایند (صدق­پور، 1393). سازگاری زناشویی[11] یکی از­ مهمترین فاکتورها­ در تعیین ثبات و­ تداوم زناشویی است (گال[12]، 2001؛ به نقل از بار-ان و پارکر[13]، 2006). سازگاری زناشویی فرایندی است که در­ طول زندگی زوجین به وجود ­می­آید. زیرا­ که لازمه آن انطباق سلیقه­ها، شناخت صفات شخصیتی، ایجاد­ قواعد­ رفتاری و شکل­گیری الگوهای مراوده­ای است. بنابراین سازگاری زناشویی فرایندی تکاملی بین زن و شوهر است (لا­ول، ­لاول[14]، 1983، به نقل از فقیرپور، 1390 ). سازگاری زناشویی را می­توان به عنوان منبع نظام خانواده یا­ حتی بخشی از نیروی تأمین حیات و احیا­ کننده خانواده دانست (ملازاده، محمودی، اژه­ای، کیامنش، 1391). برنشتاین (1377) تأکید می­کند که مکانیسم­های شناختی بر ­سازگاری و رضایت زناشویی تأثیر می­گذارند. ادراکات زن و شوهر و برداشت­هایی که آنها از زندگی خانوادگی خود داشته­اند ، در سازگاری زناشویی آن­ها تأثیرگذار است (سابتلی[15]، 2013). رضایت زناشویی به آسانی قابل دستیابی نیست(یوسفی، 1389). میزان بالای طلاق در جوامع تایید کننده این حقیقت است که زوجین تمایلی نسبت به ماندن در ازدواج­های ناکام ندارند(کایزر[16]،1993 ). مدیریت خودکارآمدی طلاق [17]می­تواند به زوجین کمک کند که آگاهانه تصمیم مناسب را بگیرند(زارعی محمودآبادی و همکاران، 1391) امروزه زوج­های متقاضی طلاق بیش از هر زمان دیگری به مدیریت در زمینه طلاق نیازمندند. از نظر دریمن[18](1999) مدیریت طلاق به زوج های در شرف طلاق کمک می­کند تا با دیدی وسیع با مساله طلاق مواجه شوند. اینکه کدام زوج ناراضی می­تواند از بروز درگیری و آشفتگی جلوی فرزندان خودداری کند در حیطه مدیریت طلاق قرار می گیرد.(به نقل از زارعی محمود آبادی،1391 ). در سالهای اخیر نقش عوامل شناختی در درک پویایی­­های تعاملات و روابط زناشویی، بیشتر مورد توجه قرارگرفته(برادبوری، فینچام، 1990). مدل­های نوین شناختی پیشنهاد می­کنند که محتوای ادراکات و استنباط­های فرد به وسیله طرحواره­های[19] زیربنایی نسبتا پایدار، شکل گرفته­اند (کاستونگوی[20]، هیل[21]. 2007). طرحواره­ها موجب سوگیری در تفسیرهای ما از رویدادها می­شوند و این سوگیری­ها در آسیب­شناسی روانی میان فردی (زوجین) به صورت سوءتفاهم ، نگرش­های تحریف شده، گمانه­های نادرست، هدف­ها و چشم داشت­های غیرواقع ­بینانه خود را نشان می­دهند (پاسکال، کرستین وجین[22]،2008). با توجه به اهمیت سازگاری زوجین و نیز اهمیت طرحواره­ها بر عملکرد افراد در شرایط استرس­زا زندگی زناشویی، پژوهشگر در این پژوهش  به دنبال پاسخگویی به این سوال است که آیا بین طلاق عاطفی زوجین و رابطه آن با اختلال های رفتاری – هیجانی کودکان رابطه وجود؟

1-3-اهمیت و ضرورت تحقیق

­امروزه طلاق مهمترین ­تهدید ­علیه­ بنیاد­ خانواده ­به­ شمار می­رود و شناخت ­عوامل­ مؤثر و متأثر از آن ­از اولویت­های­ بهداشت­­روان­ به ­شمار می­آید(قطبی، هولاکویی،­ جزایری،­ رحیمی[23]،2004). با استناد ­به ­آمارهای­ سازمان­ ثبت­ اسناد و املاک­کشور، نرخ­ طلاق ­در سال87 بالغ ­بر­101113مورد ­بوده ­است­ که­ در ­مقایسه با سال ­قبل­­ آن­11 درصد ­افزایش ­یافته ­است(جنوبی،1388). ­و در 9 ماهه ­اول­ سال­1389، نرخ­ طلاق ­نسبت­ به­ مدت ­مشابه در سال ­قبل­5/7 درصد ­افزایش ­داشته ­است (به ­نقل ­از پایگاه ­اطلاع­ رسانی ­سلامت ­ایران، ­1389). در آمار سه ماهه اول سال 1391 طلاق در استان کرمانشاه1068 مورد و نسبت طلاق به ازدواج 0/6 بوده یعنی به ازای هر 6 ازدواج 1 طلاق صورت گرفته است. نرخ روز افزون طلاق و افزایش مراجعات زوجین ناسازگار به مراکز مشاوره خانواده، و نیز آسیب­هایی که در خانواده­ها بر اثر وقوع طلاق به وجود می­آید، ضرورت تنظیم مداخلات زوج درمانی مؤثر برای این گروه را خاطرنشان می­سازد. ضرورت پژوهش حاضر زمانی روشن می­گردد که اختلالات رفتاری اولیه ریشه در کودکی افراد دارد و اقدام کاربردی در این زمینه منجر به بهبود روابط بین فردی در زوج­ها و امنیت در آن می­شود. بنابراین پژوهش پیش رو قصد دارد با در نظرگرفتن قدرت اختلال های رفتاری- هیجانی در روابط بین فردی زوجین و نیز نو پا بودن پژوهش­های داخلی انجام گرفته در زمینه طلاق عاطفی بر روی زوجین شهر دامغان ­بپردازد. در صورت مؤثر بودن این روش از نتایج این پژوهش می­توان در سازمان­های مراجعه کننده زوج­های متقاضی طلاق مثل دادگستری، شوراهای حل اختلاف، بهزیستی و مراکز مداخله در بحران استفاده کرد.

1-4-اهداف تحقیق

هدف اصلی:

هدف اصلی پژوهش حاضر شناسایی میزان طلاق عاطفی زوجین و رابطه آن با اختلال های رفتاری – هیجانی کودکان می باشد.

  • تعیین رابطه میان طلاق عاطفی والدین و کناره گیری/ انزواطلبی کودکان.
  • تعیین رابطه میان طلاق عاطفی والدین و شکایات جسمانی کودکان.
  • تعیین رابطه میان طلاق عاطفی والدین و اضطراب/ افسردگی در کودکان .
  • تعیین رابطه میان طلاق عاطفی والدین و مسائل اجتماعی کودکان .
  • تعیین رابطه میان طلاق عاطفی والدین و مسائل فکری کودکان.
  • تعیین رابطه میان طلاق عاطفی والدین و مسائل مربوط به توجه کودکان .
  • تعیین رابطه میان طلاق عاطفی والدین و رفتار بزهکارانه در کودکان.
  • تعیین رابطه میان طلاق عاطفی والدین و رفتار پرخاشگرانه در کودکان.

1-5-سوالات تحقیق

سوال اصلی: آیا بین طلاق عاطفی زوجین واختلال های رفتاری – هیجانی کودکان رابطه وجود دارد؟

سوالهای فرعی

سوال اول: آیا میان طلاق عاطفی والدین و کناره گیری/ انزواطلبی کودکان رابطه معناداری وجود دارد؟

سوال دوم: آیا میان طلاق عاطفی والدین و شکایات جسمانی کودکان رابطه معناداری وجود دارد؟

سوال سوم: آیا  میان طلاق عاطفی والدین و اضطراب / افسردگی در کودکان رابطه معناداری وجود دارد؟

سوال چهارم: آیا  میان طلاق عاطفی والدین و مسائل اجتماعی کودکان رابطه معناداری وجود دارد؟

سوال پنجم: آیا میان طلاق عاطفی والدین و مسائل فکری کودکان رابطه معناداری وجود دارد؟

سوال ششم: آیا میان طلاق عاطفی والدین و مسائل مربوط به توجه کودکان رابطه معناداری وجود دارد؟

سوال هفتم: آیا میان طلاق عاطفی والدین و رفتار بزهکارانه در  کودکان رابطه معناداری وجود دارد؟

سوال هشتم: آیا میان طلاق عاطفی والدین و رفتار پرخاشگرانه در  کودکان رابطه معناداری وجود دارد؟

1-6-فرضیه های تحقیق

فرضیه اصلی: طلاق عاطفی والدین می تواند  اختلال های رفتاری – هیجانی کودکان را پیش بینی کند.

فرضیه های فرعی

فرضیه اول: میان طلاق عاطفی والدین و کناره گیری/ انزواطلبی کودکان رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه دوم: میان طلاق عاطفی والدین و شکایات جسمانی کودکان رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه سوم: میان طلاق عاطفی والدین و اضطراب/ افسردگی در کودکان رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه چهارم: میان طلاق عاطفی والدین و مسائل اجتماعی کودکان رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه پنجم: میان طلاق عاطفی والدین و مسائل فکری کودکان رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه ششم: میان طلاق عاطفی والدین و مسائل مربوط به توجه کودکان رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه هفتم: میان طلاق عاطفی والدین و رفتار بزهکارانه در  کودکان رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه هشتم: میان طلاق عاطفی والدین و رفتار پرخاشگرانه در  کودکان رابطه معناداری وجود دارد.

تعداد صفحه :85

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه  اثربخشی  زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر در بهبود مشکلات روانشناختی زوجین افسرده

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی 

دانشكده:علوم تربیتی و روانشناسی

گروه: روانشناسی

پایان­نامه­ دکتری روان­شناسی

عنوان:

 اثربخشی  زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر در بهبود مشکلات روانشناختی زوجین افسرده

1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

عنوان                                                                                                            شماره صفحه

فصل اول: کلیات تحقیق

  • مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………………….. 9

1-2- بیان مساله     …………………………………………………………………………………………………………………       11

1-3- اهمیت نظری و عملی پژوهش ……………………………………………………………………………………         18

1-4- اهداف پژوهش     ……………………………………………………………………………………………………….        20

1-5- فرضیه­ها ی پژوهش                     ……………………………………………………………………………  ……..       21  

1-6- متغیرهای پژوهش……………………………………………………………………………………………………………      22

1-7- تعریف نظری و عملی متغیرها …………………………………………………………………………………………      22

1-7-1افسردگی   …………………………………………………………………………………………………………………        22

1-7-2 زوج درمانی رفتاری……………………………………………………………………………………………………        23

1-7-3رضایت زناشویی ………………………………………………………………………………………………………..        23

1-7-4 تعارضات زناشویی    …………………………………………………………………………………………………        24

1-7-5 سازگاری              …. ………………………………………………………………………………………………        24

1-7-6 رفتارهای مثبت همسر…………………………………………………………………………………………………        24

1-7-7 خشونت و تعهد      …………………………………………………………………………………………………..        25

1-7-8 اضطراب               …………………………………………………………………………………………………..        25

1-7-9 نگرانی             ………………………………………………………………………………………………………..        25

فصل دوم: پیشینه تحقیق

2-1- مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………       27

2-2- ویژگی های تشخیصی اختلال افسردگی………………………………………………………………….        27

2-3- خانواده­درمانی        ………………….. …………………………………………………………………..        32

2-3- 1- ویژگی­های متمایزکننده­خانواده­درمانی­ازرویکردهای­سنتی­درروان­درمانی­فردی  ……….         33

2-3- 2–  پیش­فرض­های خانواده­درمانی                                                     ………………        34

2-3- 3–  مراحل چرخه زندگی خانوادگی                                                 ………… ….         41  

2-3- 4–  ویژگی های خانواده سالم و مختل                                               ……………           42      

2-3- 5- حمایت ها تجربی از زوج و خانواده درمانی                                    …………….          44

2-3- 6–  چه مدل­درمانی برای چه مشکل خاصی موثر است                            …………….         46

2-3- 7–  مدل های خانواده درمانی سیستمی                                    …………          46

2-3- 8–  رویکرد­های درمانی موثر در زوج­درمانی                                         …………….          48

2-3- 9–  گسترده روش های درمانی برای خانواده ها در رویکرد رفتاری             …………..          49

2-4–  زوج درمانی رفتاری سنتی [1]   TBCT                                        ……………………         58

2-5-  زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر     (IBCT)                        ……………….          72

2-5- 1–  ساختار درمان                                                                      …………………       83

2-5- 2 اثربخشی IBCT                                                                    ……………….        86

2-6-   پیشینه                                                                          …………………………        89

فصل سوم: فرایند روش شناختی

3-1- مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………       98

3-2- طرح کلی پژوهش…………………………………………………………………………………………..            98 

3-3- جامعه و نمونه………………………………………………………………………………………………………       98

3-4- محل انجام پژوهش و مشکلات احتمالی اجرای پژوهش و روش حل مشکلات                    99  

3-5- روش اجرای پژوهش ……………………. ………………………………. ………………………………..       102 

3-5-1 پژوهش اصلی          …………………………………………………………………………………… .        102 

3-6- ابزار اندازه­گیری متغیرهای مورد نظر( با اشاره به پایایی و اعتبار آنها…………………………….     103 

3-6-1- اجرای پرسشنامه ها و زمان بندی آنها          … …………………………………………              103 

3-6-2-   مصاحبه بالینی ساختار یافته برای تشخیص اختلالات محور SCID-I)I ) ………..         105 

3-6-3- مقیاس تعارضات زناشویی   ……………………………………………………………………………       105   

3-6-4- مقیاس سازگاری زن و شوهر …………………………………………………………………………        106

3-6-5- پرسشنامه دموگرافیک برای زوج ها ………………………………………………………………..        106   

3-6-6- پرسشنامه زوج …………………………………………………………………………………………          107   

3-6-7- پرسشنامه افسردگی بک- ویرایش دوم (BDI-II)  …………………………………………..      107  

3-6-8- شاخص رضایت زناشویی (CSI-16 )   …………………………………………………………….  108   

3-6-9- شاخص فراوانی و شایستگی رفتار همسر (FAPB )  ……………………………………………  108   

3-6-10- شاخص وضعیت زناشویی (MSI) ……………………………………………………………….    109   

3-6-11- پرسشنامه هفتگی   ……………………………………………………………………………………            109   

3-6-12- تست اضطراب بك……………………………………………………………………………………..          110  

3-6-13- پرسشنامه نگرانی ایالت پنسیلوانیا  …………………………………………………………………….      110   

3-7- فرایند درمان     …………………………………………………………………………………………………        111 

3-8- روش تجزیه و تحلیل آماری داده­ها با توجه به فرضیه­ها یا سوال­های پژوهش مطرح شده..      122 

3-8-1- تجزیه و تحلیل داده­ها از طریق تحلیل نموداری و ترسیمی    ……………………………………    122  

3-8-2- سنجش عملیاتی    …………………………………………………………………………………………        123  

3-8-3- بهبود تشخیصی  …………………………………………………………………………………………….       124  

3-8- 4- بهبود بالینی معنادار   …………………………………………………………………………………………    124

3-9-    ملاحظلات اخلاقی  …………………………………………………………………………………………      125   

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها

4-1- مقدمه                            …………………………………………………………………………………      128

4-2- ویژگی های جمعیت شناختی بیماران………………………………………………………                    128

4-3- یافته های مرتبط با فرضیه های پژوهش……………………………………………………….               131

4-3-1- یافته های مربوط به فرضیه اول پژوهش…………………………………………………….              131

4-3-2- یافته های مربوط به فرضیه دوم پژوهش                                …………………….         133

4-3-3- یافته های مربوط به فرضیه سوم پژوهش      …………………………………………………….   .  135      

4-3-4- یافته های مربوط به فرضیه چهارم پژوهش……………………………………………………….      137

4-3-5- یافته های مربوط به فرضیه پنجم پژوهش…………………………………………………………      139

4-3-6- یافته های مربوط به فرضیه ششم پژوهش…………………………………………………………     141

4-3-7- یافته های مربوط به فرضیه هفتم پژوهش…………………………………………………………     143

4-3-8- یافته های مربوط به فرضیه هشتم پژوهش………………………………………………………..     146

4-4-  نتایج مربوط به معناداری بالینی متغیّر تعارضات زناشویی……………………………….   ….     148

4-5- نتایج مربوط به معناداری بالینی متغیّر رضایت زناشویی…….                                      148

4-6- نتایج مربوط به معناداری بالینی متغیّر رفتارهای مثبت همسر  …….                             150

4-7- نتایج مربوط به معناداری بالینی متغیر خشونت و تعهد…………………………………………..    151

4-8- نتایج مربوط به معناداری بالینی متغیرسازگاری……………………………………………………..    152

4-9- نتایج مربوط به معناداری بالینی متغیر افسردگی…………………………………………………….    153

4-10- نتایج مربوط به معناداری بالینی متغیر اضطراب…………………………………………………      154       

4-11- نتایج مربوط به معناداری بالینی متغیر نگرانی……………………………………………………….   156

4-12- اندازة تغییر (چقدر کاهش در آماج‏های اصلی درمان رخ داده است……………………….     157

4-12-1- اندازه تغییر تعارضات زناشویی …………….     157                                                                         

4-12-2- اندازه تغییر رضایت زناشویی  ……………………….     157                                                                          

4-12-3- اندازه تغییر رفتارهای مثبت همسر…………………..    157                                                                      

4-12-4- اندازه تغییر خشونت و تعهد………………………………………………………………………..    157                                                                      

4-12-5- اندازه تغییر سازگاری………………………………………………………………………………….   158

4-12-6- اندازه تغییر افسردگی………………………………………………………………………………….           158

4-12-7- اندازه تغییراصطراب…………………………………………………………………………………….          158

4-12-8- اندازه تغییرنگرانی………………………………………………………………………………………..         158

4-13- کلیت تغییر (چند درصد از افراد تغییر کرده‏اند و چند درصد تغییر نکرده‏اند؟) ………..           158                     

4-14- میزان پذیرش (افراد تا چه اندازه در فرآیند درمان مشارکت داشته و آن را به پایان رسانده‏اند؟) 158  

4-15- ایمنی (آیا در اثر درمان، سلامت روانی و جسمی بیماران کاهش یافته است؟)  ………………     159                            

5-16- ثبات دستاوردهای درمان (دستاوردهای درمان چقدر دوام داشته‏اند؟) …………….       159                               

فصل پنجم: بحث و نتیجه‌گیری

5-1- مقدمه …………………………………………………………………………………………………………….         163

5-2- بررسی فرضیه ها……………………………………………………………………………………………….        163

5-3- نتایج…………………………………………………………………………………………………………………       173

5-4- نتیجه گیری………………………………………………………………………………………………………….     176

5-5- محدودیت…………………………………………………………………………………………………………….    177     

5-4- پیشنهادات…………………………………………………………………………………………………………….    177

فهرست منابع فارسی       …………………………………………………………………………………………………. 179  

فهرست منابع انگلیسی ……………………………………………………………………………………………………  180

چکیده فارسی…………………………………………………………………………………………………………………. 193

چکیده انگلیسی …………………………………………………………………………………………………………..    194 

مقدمه

      شیوع آشفتگی زناشویی هم در مطالعات شیوع شناسی اجتماعی و هم در پژوهش های بالینی نشان داده شده است.  در امریکا اغلب مطالعات میزان طلاق را در حدود 50 درصد نشان میدهند که  نصف آن در هفت سال اول ازدواج رخ میدهد(کرایدرو فیلدز[1]، 2002). جدا از بحث طلاق، پژوهشها نشان میدهند که در بسیاری از ازدواج ها، زوجین دوره هایی از آشفتگی قابل ملاحظه را تجربه نموده و حداقل یکی از آن ها را در مرحله ای از زندگی در خطر پدید آمدن اختلالات روانی(برای مثال اضطراب و افسردگی) قرار می دهد(لوینگر و هانسون[2]1990). در یک مطالعه زمینه یابی، مسائل ارتباطی شامل طلاق، متارکه و سایر مشکلات زناشویی به عنوان مهم ترین علت آشفتگی های هیجانی حاد شناخته شده اند(سویندس وهمکارن[3]، 2000). رابطه بین آشفتگی های ارتباطی و آسیب به سلامت جسمانی و روانی افراد به اهمیت ایجاد و توسعه ی استراتژی های تجربی برای درمان آشفتگی های زناشویی تاکید دارد(گلدنبرگ و گلدنبرگ

[4] 1996). در واقع شواهد فراوانی گویای آنند که زوج ها در جامعه ی امروزی برای برقراری و حفظ روابط صمیمی و دوستانه با مشکلات شدید و فراگیری درگیرند. در حقیقت معضل پریشانی زناشویی، بیشتر از هر طبقه ی تشخیص روانپزشکی دیگر، دلیل مراجعه ی درمانجویان به مراکز بهداشت روانی است.  با توجه به اینکه گزینش همسر بی گمان از مهم ترین تصمیم هایی است که انسان در زندگی خود میگیرد واگرچه بیشتر افراد در روز ازدواج قصد زندگی زناشویی دایم دارند، ولی واقعیت امر چیز دیگری است چرا که تقریبا برای 50% همسران، ازدواج امری کهنه و قدیمی خواهد شد(فیلیپ[5] و مارسی برنشتاین[6]، 1384).

      از طرفی اختلال افسردگی اسا سی[7] به عنوان یک مسئله چالشگر بهداشت روانی مطرح است  و غم برجسته ترین و فراوان ترین نشانه در این اختلال است ( بک و همکاران ، 1988 ) علاوه بر غمگینی، احساس اضطراب نیز اغلب در افسردگی وجود دارد،  همچنین فقدان مسرت و از بین رفتن شادی زندگی، تقریباً به اندازه غم در افسردگی فراگیر است . بی علاقگی معمولاً در آغاز فقط در چند فعالیت ، مثل کار وجود دارد . اما زمانی که شدت افسردگی افزایش می یابد 92 % بیماران افسرده از دلبستگی های موجود در زندگی خود نیز  احساس خشنودی نمی کنند و 64 % بیماران افسرده احساس خود نسبت به دیگران را از دست می دهند (بک[8] ، 1967 ).

          میزان خطر ابتلاء فرد به افسردگی اساسی در طول زندگی ، در حدود 12 % در مردان و 20 % در زنان است ( استورت[9]، 1984 ) .

          در هر مقطع زمانی ، حدود 5 % جامعه از افسردگی با شدت های مختلف در رنج هستند.25 % از برهه های افسردگی کمتر از یک ماه طول می کشد و 50 % در کمتر از سه ماه بهبود می یابد .

         با توجه به پژوهش های مختلفی كه  در مورد میزان شیوع افسردگی صورت گرفته است دیده شده افسردگی اختلالی شایع است برای مثال کسلی[10]،  مک گوناگل[11]،  زار [12]،  و همکاران ( 1994 ) نشان داده اند که از هر 5 نفر یک نفر در طول عمر خود دچار افسردگی می شود . اینگرام[13] ، هایز [14] و اسکات  [15] (2000 )شیوع افسردگی در طول عمر فرد را 17 % ذکر می کنند.           در طی سال های اخیر به میزان ناتوانی ناشی از افسردگ یتوجه زیادی شده است . افسردگی علاوه بر رنج و ناراحتی زیادی که به بیمار تحمیل می کند ، نتایج و پیامدهای ناگواری نیز در بر دارد . اختلال در روابط بین فردی ، طلاق ، مشکل در تربیت فرزندان مشکلات واضح جسمی و نقص در عملکرد شغلی از واضح ترین این پیامدها می باشد . افسردگی همچنین سلامت عمومی فرد را به خطر انداخته و او را دچار ناتوانی می کند.  عده ای میزان اختلال در عملکرد افراد افسرده را مشابه میزان اشکالاتی می دانند که در عملکرد افراد دچار بیماری های جسمی جدی مانند سرطان و بیماری های قلبی عروقی ایجاد می شود ( سگال[16] ، ویلیامز[17]  و تیزدل[18]، 2002 ).

     بدیهی است که عوامل شخصی فراوانی ممکن است در ایجاد یا تشدید ناخشنودی از زندگی زناشویی دخالت داشته باشد. برداشت های نادرست و انتظارهای غیرواقع بینانه از ازدواج عوامل شخصی به شمار می آید و تا هنگامی که جامعه به ترویج آرمان های رمانتیک و انتظارهای بیهوده و خیالی ادامه دهد و افراد به پذیرش آنها تن در دهند، سرخوردگی و دلسردی از زندگی زناشویی بیشتر خواهد شد. در طی دوره های  استفاده از روش های زوج درمانی شاهد فهرستی پایان ناپذیر از این انتظارها بوده ایم  و هر یک از این  انتظارهای نادرست دلسردی، نومیدی، ناکامی، افسردگی و خشم همسران را در پی دارد. در بین تمام انواع زوج درمانی، زوج درمانی رفتاری از بیشترین حمایت تجربی برخوردار است( سگال[19] ، ویلیامز[20]  و تیزدل[21]، 2002 ).

     در زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر اعتقاد بر این است که طی زمان، حتی شادترین و سالم ترین زوج ها نیز با موارد اختلاف و تفاوت مواجه خواهند شد که این موارد هم بهنجار و هم اجتناب ناپذیند. در اوایل رابطه، پذیرش و تحمل تفاوت ها برای بسیاری از زوج ها راحت است اما با گذشت زمان در برخی از زوج ها تمایل به پذیرش، تحمل و سازش در مورد تفاوتهایشان افول میابد،  تاکید برپذیرش در این نوع درمان وجود دارد.از طرفی  قرائن  فزاینده حاکی  از آن است که کمک به بیمار مبتلا به افسردگی در چارچوب خانواده درمانی استرس را کم نموده و مقابله با استرس میتواند احتمال عود را کم کند(سادوک[22]، بنجامین[23]، 1382(

1-2  بیان مسئله :

   رابطه زناشویی به عنوان مهم ترین و اساسی ترین رابطه انسان توصیف شده است، زیرا ساختاری اولیه را برای بنا نهادن رابطه خانوادگی و تربیت نسل آینده فراهم می سازد.  آنچه در ازدواج مهم بوده، سازگاری زناشویی  و رضایت از ازدواج است. سازگاری وضعیتی است که در آن زن و شوهر در بیشتر مواقع احساسی از خوشبختی و رضایت از همدیگر دارند. سازگاری در ازدواج از طریق علاقه متقابل، مراقبت از یکدیگر، پذیرش، درک یکدیگر و ارضای نیازها ایجادمی شود(سین ها [24]و ماکرجک[25]، 1990). زوجین سازگار، زن و شوهرهایی هستند که توافق زیادی با یکدیگر دارند، از نوع و سطح روابط، نوع و کیفیت گذران  اوقات فراغت  رضایت داشته و مدیریت خوبی در زمینه  وقت و مسایل مالی خودشان اعمال می کنند( گریف، [26] 2000). سازگاری زناشویی فرآیندی است که در طول زندگی زن و شوهر به وجود می آید، زیرا لازمه آن، انطباق سلیقه ها، شناخت صفات شخصیتی، ایجاد قواعد رفتاری و شکل گیری الگوهای مراودهای است. البته روزهای اول زندگی، شایسته توجه جدی است. بنابراین سازگاری زناشویی یک فرآیند تکاملی در بین زن و شوهر است( احمدی، آشتیانی و نوابی نژاد، 1384).

علاوه بر سازگاری و رضایت زناشویی ازجمله مسایل مهم در ارتباط زوجین رفتارهای مثبتی است که افراد دوست دارند همسرشان انجام دهد و رفتارهای منفی که دوست ندارند همسرشان انجام دهد، پرداختن به این رفتارها در جلسه درمان در کاهش مشکلات زناشویی حائز اهمیت است(کریستنسن و همکاران، 2004).

در زمینه چگونگی شکل گیری ناسازگاریهای زناشویی باید گفت که زن و شوهر برای رفع برخی از نیازها و انتظاراتشان با هم ازدواج می کنند. هر یک از زوجین تلاش می کنند تا روابط خود را با یکدیگر افزایش دهند، به گونه ای که با حداقل تلاش بتوانند به حداکثر فواید ازدواج دست پیدا کنند، حال اگر  فواید حاصل از ازدواج آنها، مطابق انتظاراتشان نباشد و یا میزان تلاش و زحمت آنها بیشتراز فواید ازدواجشان باشد، تعارض و اختلاف به وجود می آید. در مراحل اولیه ارتباط (دوره ی نامزدی، عقد و اوایل ازدواج)تعارضات بین زن و شوهر ممکن است بیشتر از طریق سکوت(عدم ابراز مخالفت) یا کناره گیری از موضوع نشان داده شود و چگونگی گذر از این مرحله مهم است. اگر زوجین به طور مناسب مهارت های ارتباط و حل تعارض را کسب نکنند، تعارضات به صورت کلامی و سپس به صورت رفتاری تداوم می یابد و تخریب تدریجی در سازگاری زوجین آغاز می شود(داگلاس[27]، فرازیر و رابین[28]، 1995). علاوه بر تعارضات بین همسران،  خشونت از جمله مواردی است که در بین همسران دارای مشکلات زناشویی به چشم میخورد، خشونت که شامل اعمال پرخاشگرانه ای است که زوج در یک مشاجره نشان میدهند تاثیری مخرب در ارتباط زناشویی دارد(کریستنسن و همکاران، 2004).

پژوهش های صورت گرفته در زمینه مشکلات زناشویی با بهره گرفتن از روش های مختلف درمانی همیشه مورد توجه درمانگران بوده است به عنوان مثال جراره  و طالع پسند (1390) در پژوهش خود نشان دادند رواندمانی پویشی بر افزایش رضایت زناشویی موثر است. همچنین یوسفی، عابدین و فتح آبادی( 1389) در پژوهشی نشان دادند روش آموزشی مبتنی بر طرحواره در ارتقا رضایت زناشویی موثر است. همچنین کلوری و همکاران (1390)در پژوهشی نقش توانمند سازی زناشویی را بر رضایت زناشویی زوجین در پیشگیری از بروز ناسازگاری های زناشویی نشان دادند.

 در پژوهشی حدود 30 درصد زوجین ایرانی دارای نارضایتی زناشویی تشخیص داده شده اند( احمدی، 1382) و شواهد فراوانی گویای آن است که زوج ها در جامعه امروزی برای برقراری روابط صمیمانه و دوستانه و سازگاری، با مشکلات فراوانی مواجهند. در حقیقت معضل ناسازگاری و پریشانی زناشویی بیش از هر عامل دیگر، دلیل مراجعه افراد به مراکز مشاوره و دادگاه است( نقل از شعاع کاظمی 1384).  

   هر چند مشکلات زناشویی جزء اختلالات روان پزشکی محسوب نمی شوند ولی ارتباط قوی آنها با بسیاری از اختلالات جسمی و روان شناختی شناسایی شده است. از جمله افسردگی،  اختلالات دو قطبی، سوء مصرف مواد، الکل، اختلال سلوک و ….(کریستنسن و هوی[29]، 1994). ناسازگاری پس از ازدواج نه تنها بر کنش های روانی- اجتماعی زن و شوهر بلکه بر رشد و تحول کودکان و نوجوانان نیز آثار سویی به جای می گذارد، به گونه ای که 39 درصد نوجوانان بزهکار در کانون اصلاح و تربیت ایران متعلق به خانواده های از هم گسیخته و ناسازگار بوده اند (نوابی نژاد، 1374).

     یکی از اختلالات در زوجین ناسازگار، اختلال افسردگی است، افسردگی جزء اختلالات با شیوع بالا است، و با توجه به اینکه  تقریباً دو سوم بیماران افسرده به خودکشی می اندیشند و 10 تا 15 درصد آنها به زندگی خود خاتمه می دهند، جزءاختلالات مهم روان شناختی است که باید مورد توجه قرار گیرد،           این اختلال همیشه مورد توجه بوده است و روش های  زیادی ، از جنبه های متفاوتی برای درمان این اختلال مورد بررسی قرار گرفته اند . با این وجود ، اغلب به صورت  یک دوره بالینی مزمن مشاهده می شود ،  39 – 15 درصد از موارد ممکن است یک سال بعد از شروع علائم هم چنان افسرده باشند یعنی علائم آن ها با معیارهای اختلال افسردگی اساسی مطابقت كند( برتی سرونی[30]، نری و پزولی[31] ، 1984) ، و  22  درصد موارد بعد از دو سال هم چنان ، افسرده باقی بمانند ( کلر[32]، کلرمن[33]، لاوری و کریل[34]، 1984 ) . از طرفی زنان دو برابر مردان در معرض خطر ابتلا به افسردگی هستند ( نولن – هوکسما[35] ، 1988 ).

    با در نظر گرفتن این نکته كه افسردگی شیوع بالایی دارد، پرداختن به روش های درمانی موثر و اقتصادی تر برای این اختلال سودمند و ضروری است و در این راستا درمان های مختلفی برای افراد مبتلا به افسردگی در نظر گرفته شده است.  یافته های حاصل از پژوهش های مربوط به درمان زناشویی برای افسردگی نشان می دهد که وقتی شخص میتلا به افسردگی فشار زناشویی را نیز تحمل می کند،  درمان زناشویی رفتاری به اندازه درمان شناختی در کاهش افسردگی موثر است( جاکوبسن[36] و تراکس[37]، 1991).  همچنین عیار بروز طلاق، بین بیماران مبتلا به اختلال خلقی بالا است و تقریبا نیمی از همسران اعتراف می کنند که اگر می دانستند همسر آنان مبتلا به اختلال خلقی خواهد شد با او ازدواج نکرده و فکر بچه دار شدن هم نمی کردند( کاپلان، سادوک و گرب، 1994). همچنین افسردگی معمولا با مشکلات بین فردی، شامل فشار زناشویی و خانوادگی ارتباط دارد یعنی  می توان گفت افسردگی نه تنها  بر مشکلات زناشویی تاثیر دارد بلکه مشکلات زناشویی بر شدت افسردگی می افزاید. 

    بنابراین با توجه به اینکه خانواده بنیادی ترین تشکل اجتماعی و اصلی ترین جزء اجتماع است و بر عکس سایر نظام های اجتماعی، ورود به داخل سیستم خانواده از طریق تولد، به فرزندی گرفتن یا ازدواج است و تنها با مرگ، عضویت در خانواده از بین میرود( موسوی، 1384)، با این وصف به وضوح اهمیت پیشگیری و مداخله در مشکلات زناشویی با آموزش رویکردهای زوج درمانی کاملا ضروری به نظر می رسد در حالی که پیشرفت در تکنیک ها و حتی یافته های علمی در مورد زوج درمانی با کندی بیشتری نسبت به سایر مدل های درمانی صورت میگیرد و تحقیقات صورت گرفته در این زمینه کمتر به عامل فرهنگ توجه دارند(یونسی، 1382). اکنون سوال این است که زوج درمانی چقدر موثر است؟ مطالعات نشان میدهد که انواع مختلف زوج درمانی آثار متوسط تا قابل ملاحظه ای  از نظر آماری و اغلب قابل ملاحظه از نظر بالینی دارند(اشنایدر[38]، کاستلانی و ویسمن[39] 2006).شادیش و بالدوین[40] (2003) شش پژوهش فراتحلیل را بررسی کردند که زوج درمانی را با گروه کنترل مقایسه میکرد. بر پایه ی این مطالعه شادیش و بالدوین میانگین کل اندازه اثر را برای زوج درمانی 84 درصد گزارش کردند. این اندازه اثر نشان میدهد که یک شخص متوسط دریافت کننده ی زوج درمانی در پایان درمان بهتر از 80 درصد افرادی بود که در گروه کنترل قرار داشتند. با توجه به مقدار محدود روش های زوج درمانی که توسط APA (چامبلز و هالون[41] 1997) به عنوان درمان های تثبیت شده یا احتمالا موثر تایید شده است، شادیش و بالدوین(2003) معتقدند که درمانگران باید سایر مداخلات تایید شده در مطالعات فراتحلیل را مد نظر قرار دهند. زوج درمانی رفتاری بکپارچه نگر نوعی رفتاردرمانی مبتنی بر بافت است که به زوج ها کمک میکند تا رضایتمندی و سازگاریشان افزایش یابد.

 مهم ترین استراتژی هایی که در زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر استفاده گردید به قرار زیر است:

  • ایجاد پذیرش از طریق اتحاد همدلانه
  • ایجاد پذیرش از طریق گسستگی متحدانه
  • ایجاد تحکل از طریق تمرین رفتار منفی در جلسه درمان
  • ایجاد تحمل از طریق تمرین رفتار در منزل
  • افزایش تحمل از طریق رسیدگی به خود
  • افزایش تعاملات مثبت زوج از طریق مبادله رفتار
  • آموزش ارتباط حل مسئله(ویلر، کریستنسن و جیکوبسن 2008).

    پژوهش ها ی زیادی اثربخشی این درمان رانشان داده اند به عنوان مثال، جیکوبسن و همکاران(2000)  و دیوید اتکینز و همکاران(2005). علاوه بر اینها مطالعه‌ای که روی زنان افسرده‌ی دچار ناراحتی زناشویی انجام گرفته است نشان داده که IBCT در کاهش افسردگی آنها به اندازه‌ی شناخت درمانی اختصاصی برای افسردگی، مؤثر است ( دمینژیا و همکاران 2009). همچنین جیکوبسن و همکاران(2000) نشان دادند که در استفاده ازدرمان IBCT، 80 درصد از زوج ها بهبود قابل ملاحظه از نظر بالینی داشتند، همچنین در پژوهشی دیگر کریستنسن و همکاران(2004) میزان اثر 71 درصد برای IBCT پیدا کردند. دلایل زیادی برای این میزان اثر از طرف پژوهشگران  عنوان شده است. یکی از مهم ترین این دلایل استفاده از تکنیک های پذیرش در IBCT است. همچنان که گفته شد IBCT درمان مبتنی بر پذیرش است.

     در این  پژوهش سعی شد تا این مکانیزم های درمان در افزایش سطح رضایت زوج، کاهش تعارضات زناشویی از قبیل افزایش کنار آمدن و رفتارهای مثبتی که افراد دوست دارند همسرشان انجام دهد، و کاهش خشونت که شامل اعمال پرخاشگرانه ای است که زوج در یک مشاجره نشان میدهند، استفاده شود.

      با در نظر گرفتن شیوع بالای مشکلات زناشویی و بررسی پژوهش هایی که در مورد رویکردهای زوج درمانی صورت گرفته است،  شناسایی و درمان این مشکلات اهمیتی دو چندان پیدا میکند، همچنین با توجه به  ویژگی های مثبت زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر، از جمله تاکید بر دو مولفه ی پذیرش و تغییر که لازمه داشتن یک ارتباط مناسب با همسر می باشد و  اینکه  در چندین پژوهش تجربی و کنترل شده، اثربخشی بالایی را برای  این مدل درمانی  گزارش   کرده­ اند و فقدان پژوهش کافی در زمینه بررسی اثربخشی این شیوه درمانی در زوجین ایرانی، موضوع این تحقیق اثر بخشی زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر در درمان مشکلات زناشویی است تا تاثیرات فنون مبتنی بر پذیرش مورد پژوهش قرار گیرد، از طرفی به دلیل مطرح بودن زوج درمانی به عنوان یکی از روش های اثربخش در درمان اختلال افسردگی و نقش مهم مشکلات زناشویی در افسردگی، در این پژوهش اثربخشی این درمان در  کاهش علایم افسردگی نیز مورد بررسی قرار میگیرد.

1-3 – اهمیت پژوهش :

   افسردگی اختلالی است که زندگی میلیون ها نفر در سراسر جهان را تحت تأثیر قرار داده است تا جایی که عده ای افسردگی را رایج ترین اختلال روان پزشکی می دانند. شیوع بالای افسردگی باعث شده که این اختلال همواره از سوی پژوهشگران مورد توجه قرار گیرد و بررسی آن جزء  مطالعات مهم در حوزه آسیب شناسی روانی محسوب گردد ، به طوری که نظریه ها و پژوهش های بسیاری در مورد توجیه این اختلال موجود است          از سویی دیگر افسردگی یک اختلال عود کننده نیز می باشد ، بیشتر افرادی که برای اولین بار مبتلا به افسردگی می شوند ، حتی در صورت بهبودی کامل نیز دوره هایی از عود را تجربه خواهند کرد هارتون؛ كرك و سالكوس كیس؛ كلارك (1989)پیش بینی سازمان جهانی بهداشت برای 2020 حاکی از این است که تا آن سال افسردگی در بین تمام بیماری ها ، مقام دوم را از نظر آسیب های ناشی از بیماری خواهد داشت ( سگال و همکاران 2002 ).  همچنین افسردگی یکی از مهم ترین عوامل دخیل در خودکشی نیز محسوب می گردد  و اگر احتمال بالای خودکشی در اثر افسردگی را به سایر پیامدهای آن از جمله طلاق ، اختلال در روابط بین فردی و اختلال در عملکرد شغلی و مشکل در تربیت فرزندان اضافه کنیم خطر و میزان آسیب زایی این اختلال آشکارتر می شود .

    در چنین شرایطی نیاز به پژوهش در مورد اثربخشی شیوه های درمانی موجود برای درمان افسردگی در جوامع مختلف ، به منظور بررسی میزان تناسب آنها با شرایط خاص فرهنگی ، اجتماعی و اثربخشی سریع ، پایدار ، کم هزینه و برخوردار از حمایت تجربی لازم و ضروری است .

     از طرفی با توجه به اینکه IBCT [42]رویکرد مناسبی در برطرف کردن نقاط ضعف زوج درمانی رفتاری می تواند باشد و پژوهش هایی که اجرا شده است موید این موضوع است(یلر[43] و همکاران2008)، اما مولفین این پژوهش ها نیز معتقدند که پژوهش های بیشتری به ویژه به صورت تک موردی نیاز است تا مطالعات قبلی قابل تایید و تعمیم باشد. پژوهشگران دیگر نیز ( برای مثال بارس و گوران، 2008) معتقدند که در حال حاضر هیچ یک از درمان های جدید ملاک های EST[44] را برآورد نمیکند و به ویژه IBCT باید توسط پژوهشگران مستقل ارزیابی گردد. بسیاری از پژوهشگران ( به عنوان مثال کریستنسن[45] و همکاران 2005، اشنایدر و همکاران 2006) اخیرا به این نتیجه رسیده اند که پژوهش های زوج درمانی با گروه های بزرگ تصادفی سازی شده محدودیت های فراوانی برای پژوهشگران دارد و تاکید کرده اند که کار کردن با تعداد کمی از زوج ها به صورت عمیق تر و دقیق تر فهم و بینش لازم را برای اجرای پژوهش های تصادفی سازی شده ی بزرگ، پرهزینه و زمان بر فراهم می کند.

      در چنین شرایطی نیاز به پژوهش در مورد تعیین اثربخشی شیوه­های درمانی موجود برای زوج ها در جوامع مختلف، به منظور بررسی میزان تناسب آنها با شرایط خاص فرهنگی، اجتماعی و اثربخشی سریع، پایدار، کم هزینه و برخوردار از حمایت تجربی لازم و ضروری است. از بین شیوه­های درمانی روانشناختی در زوج درمانی، رفتار درمانی مبتنی بر تغییر  و رفتار درمانی مبتنی بر پذیرش در شرایط تجربی و کنترل شده نسبت به سایر روش­های درمانی از اثربخشی بالاتری برخوردارهستند به عنوان مثال جیکوبسن و همکاران(2000) ،دیوید اتکینز و همکاران(2005) ،  دمینژیا و همکاران 2009، کریستنسن و همکاران(2004) ، کریستنسن، اتکینز و باکوم (2006). هر چند این پژوهش­ها  حاکی از برتری IBCT نسبت به سایر درمان­ها در حوزه­ی شناختی- رفتاری  و زوج درمانی رفتاری سنتی است، اما در زمینه  اثربخشی این مدل، پژوهش کافی در ایران صورت نگرفته است. بنابراین با توجه به شرایط خاص مشکلات زناشویی و فقر جدی پژوهش در زمینه مداخلات بالینی این اختلال در ایران لزوم پژوهش­های جدی در این زمینه احساس می­شود. پژوهش حاضر نیز در راستای تحقق این امر صورت گرفته است تا اثربخشی این شیوه ی زوج درمانی را که برخاسته از زوج درمانی رفتاری است در  افزایش رضایت زناشویی زوج ها بررسی کرده و تاثیرات آن را بر زنان و شوهران به صورت مستقل بسنجد.

1-4- اهداف پژوهش:

هدف اصلی این پژوهش عبارت است از:

اثربخشی  زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر در بهبود مشکلات روانشناختی زوجین افسرده

اهداف ویژه­ی این پژوهش عبارت است از:

  • تعیین اثربخشی زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر در کاهش افسردگی زوج
  • تعیین اثربخشی زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر در کاهش تعارضات زناشویی
  • تعیین اثربخشی زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر در افزایش رضایت زناشویی
  • تعیین اثربخشی زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر در افزایش رفتارهای مثبت همسر
  • تعیین اثربخشی زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر در کاهش خشونت های زوج و افزایش تعهد
  • تعیین اثربخشی زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر در افزایش سازگاری زناشویی
  • تعیین اثربخشی زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر در کاهش اضطراب زوجین
  • تعیین اثربخشی زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر در کاهش نگرانی زوجین

1-5- فرضیه­ها ی پژوهش:

  • زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگرموجب کاهش افسردگی زوج میشود.

2- زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر موجب  کاهش  تعارضات زناشویی میشود.

3- زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر موجب افزایش رضایت زناشویی میشود.

4- زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر موجب افزایش رفتارهای مثبت همسر میشود.

5- زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر موجب کاهش  خشونت و افزایش  تعهدمیشود.

6- زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر موجب افزایش  سازگاری زناشویی میشود.

7-زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر موجب کاهش اضطراب زوجین میشود.

8-  زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر موجب کاهش نگرانی زوجین میشود.

تعداد صفحه :183

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه اثر بخشی واقعیت درمانی در تمایز یافتگی وهموابستگی زوجین ناسازگار       

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشكده علوم تربیتی و روان شناسی

گروه آموزشی علوم انسانی

پایان‌نامه

جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد

رشته روانشناسی بالینی

عنوان

اثر بخشی واقعیت درمانی در تمایز یافتگی وهموابستگی زوجین ناسازگار       

تابستان ۱۳۹4

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی واقعیت درمانی برهم وابستگی و تمایز یافتگی در زوجین در شهر زنجان انجام شده است. پژوهش به روش آزمایشی است. جامعه آماری تحقیق حاضر را کلیه افراد متأهل درشهرزنجان که درسال 93-94 به مرکز مشاوره پیاژه مراجعه کرده بوده اند,  تشکیل داده که از میان انها 30 زوج با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شده اند ودر دوگروه (15 زوج گروه آزمایش و15 زوج گروه کنترل) قرار گرفتند. جهت گرد آوری داده ها  از پرسشنامه هم وابستگی اسپن-فیشر وپرسشنامه تمایزیافتگی خود(DSI)استفاده شده است. تحلیل داده ها نشان داد که در زوجین ناسازگار تاثیر واقعیت درمانی سبب شد تفاوت معناداری در نمرات پس آزمون گروه آزمایش نسبت به نمرات پیش آزمون حاصل شود ودر نتیجه میتوان مشاهده کرد که واقعیت درمانی بر میزان تمایز یافتگی وهموابستگی اثر داشته وفرضیات محقق مورد تایید می باشد.نتایج تحقیق حاضر بیانگر نوعی رابطه بیمارگون به نام هم وابستگی در زوجین ناسازگار  می باشد  که هرچند هموابستگی است اما به شکل ناسالم منجر به نارضایتی زناشویی وطلاق خواهد شد ودرمقابل تمایز یافتگی افراد در سازگاری آنها تاثیر گزار می باشد واز این رو با درمان هم وابستگی وسوق دادن افراد به سمت تمایز یافتگی  می توان گامی موثر در جهت کاهش آمار روزافزون  ناسازگاری زوجین  برداشت ودر میان روشهای درمانی می توان گفت روش واقعیت درمانی بسیار دراین زمینه موثر بوده ومی تواند بر متغیرهای فوق اثر کرده وتفاوت حائز اهمیتی در میزان تمایزیافتگی وهموابستگی ودر نهایت در سازگاری زوجین  را حاصل کند.

کلید واژه: واقعیت درمانی,تمایز یافتگی وهموابستگی

فهرست مطالب

چکیده خ‌

فصل اول. 1

کلیات پژوهش…. 1

مقدمه: 2

بیان مسأله: 4

ضرورت واهمیت تحقیق : 8

اهداف تحقیق: 10

فرضیات تحقیق: 10

تعاریف مفهومی وعملیاتی متغیرها: 10

فصل دوم. 15

مبانی نظری وپیشینه پژوهش…. 15

هم وابستگی چیست و هم وابسته كیست؟. 16

ویژگیهای افراد هم وابسته: 18

طرح ریزی برنامه بهبودی (ویتفیلد، 1992) 20

پیشینهی هموابستگی: 21

سازگاری زناشویی و هم‌وابستگی.. 24

هم‌وابستگی و ویژگی های شخصیتی و رابطه ای.. 26

تمایز یافتگی.. 30

روال کاردر رویکرد بوتن: 33

نظریه نظامهای خانواده: 36

سنجش تمایز یافتگی در نظریه بوئن: 37

طبقه بندی  افرادتمایز یافته بر اساس مقیاس بوئن : 40

هشت مفهوم اصلی در رویکرد بوئن: 43

اهداف درمانی: 44

فرآینددرمان: 45

فنون درمانی  درمانی.. 46

تمایزیافتگی درمانگر: 52

فصل سوم. 80

روش شناسی تحقیق.. 80

روش تحقیق.. 81

جامعه آماری,نمونه وروش نمونه گیری.. 81

ابزار گردآوری داده ها 82

شیوه ی اجرای تحقیق.. 87

روش تجزیه و تحلیل داده ها 90

فصل چهارم. 92

تجزیه و تحلیل داده ها 92

یافته های توصیفی: 93

پیش فرض اول: بررسی نرمال بودن داده ها 100

آزمون کلموگروف اسمیرنف((KS.. 100

پیش فرض اول: بررسی نرمال بودن داده ها 102

فصل پنجم.. 106

نتیجه گیری وپیشنهادات… 106

خلاصه تحقیق.. 107

بحث ونتیجه گیری.. 108

محدودیت های پژوهش…. 118

پیشنهاد های كاربردی در راستای یافته های تحقیق.. 119

پیشنهاد های پژوهشی.. 120

منابع. 122

Bibliography. 123

ضمائم.. 129

فهرست جداول:

جدول 1-4. فراوانی و درصد فراوانی مربوط به جنسیت فرزندان. 94

جدول 2-4. فراوانی و درصد فراوانی مربوط به تعداد فرزندان. 94

جدول 3-4. فراوانی و درصد فراوانی مربوط به تحصیلات آزمودنی ها 95

جدول 4-4. فراوانی و درصد فراوانی مربوط به شغل آزمودنیها 96

جدول 5-4. فراوانی و درصد فراوانی مربوط به سن ازدواج آزمودنیها 96

جدول 6-4. میانگین و انحراف استاندارد نمرات تمایز یافتگی گروه آزمایش وکنترل. 97

جدول 7-4. میانگین و انحراف استاندارد نمرات هم وابستگی گروه آزمایش وکنترل. 98

جدول8-4 کلموگروف اسمیرنف متغیر تمایزیافتگی.. 100

جدول9-4آزمون لون برای همگونی واریانس ها در فرض اول. 100

جدول10-4 آنالیز كواریانس نمرات تمایز یافتگی قبل و بعد از آموزش واقعیت درمانی به تفكیك گروه آزمایش و کنترل. 101

جدول11-4آزمون کلموگروف اسمیرنف متغیر هموابستگی.. 103

جدول12-4آزمون لون برای همگونی واریانس ها در فرض دوم. 103

13-4آنالیز كواریانس نمرات هموابستگی قبل و بعد از آموزش واقعیت درمانی به تفكیك گروه آزمایش و کنترل. 104

مقدمه:

امروزه خانواده بر اساس اصول و هنجارهایی ویژه شكل می گیرد و حفظ و ارتقای روابط خانوادگی از ارزشی بسیار برخوردار است (اولسون[1], 2004). به همین دلیل، در سالهای اخیر كوششهای بسیاری صورت گرفته تا ثبات و كیفیت روابط زناشویی را با بهره گرفتن از مفاهیمی چون سازگاری زناشویی[2]، موفقیت، رضایت، ثبات، خوشبختی، توافق و مفاهیمی شبیه اینها ارزیابی كنند. با وجود اهمیت همگی مفاهیم ذكر شده، آن چه در ازدواج و یگانگی زن و مرد دارای نقشی بیشتر است، سازگاری زناشویی می باشد (SheikhMohseni, 2005) سازگاری زناشویی با توجه به اهمیت نهاد خانواده در جوامع امروزی، ارتباط آن با كیفیت زنـدگی و تأثیرگـذاری بـر جنبه های مختلف از جمله سلامت جسمی و روانـی از دهـه 1990 مورد توجه قرار گرفتـه اسـت (قربانعلی پور, 1393). سـازگاری زناشـویی عبارت از وضعیتی است كه در آن زن و شـوهر در بیشـتر مواقع احساس ناشی از خوشبختی و رضایت از همـدیگر را دارند و فرآیندی است كه در طـول زنـدگی زن و شـوهر بوجود می آیدكه لازمه آن انطباق سلیقه ها، شناخت صـفات شخصیتی، ایجاد قواعد رفتـاری و شـكل گیـری الگوهـای مراودهای است (قربانعلی پور, 1393). بررسی همه گیرشناسی پژوهشها نشان میدهد كـه ناســازگاری زناشــویی یــك عامــل خطــرزای مهــم بــرای بیمارگونگی و مرگ ومیر محسوب میشود. همچنین روابط خصمانه، سلامت روانی و جسمانی زوجها را تحـت تـأثیر قرار میدهد (Rios, 2010). از سوی دیگر متغیرهای فردی، موقعیتی و ارتباطی از قبیل خودمتمایزسازی[3]، اضطراب[4]، آشفتگی[5]، دلبستگی[6] و اعتماد با توانایی فرد برای كاركرد در روابط زناشویی مرتبط هستند (E.A.&Platt, 2005) و در نظام خانواده تمایز یافتگی[7] خود برای سازگاری ارتباطی و روان شناختی ضرورت دارد (بوئن[8] ، 1978). بوئن  خود متمایز سازی سطحی رابراساس نظریة نظام های خانواده توصیف می كند كه شخص قادر است در روابطش بین كاركرد عقلانی و عاطفی خود باصمیمیت و خودمختاری تعادل برقرار كند (دی كسار2008[9],گلید[10] 2005) (زارعی, 1393). بوئن معتقدند كه افراد گرایش دارند كه سبك ارتباطی آموخته شده در خانواده ی مبدأ را در همسرگزینی و سایرروابط مهم تكرار كنند و الگوهای مشابهی را به فرزندانشان انتقال دهند (شاهی براواتی، 1392) . گیبسون [11](1993) معتقد است مفهوم تمایزیافتگی در دیدگاه بوئن پلی اسـت بـرای فهم وضیت هم وابستگی[12]؛ به عبارت دیگر هم وابستگی مترادف با تمایزیافتگی پایین است (اسكیان، 1385) . امـروزه هـم وابستگی به عنوان رفتارهای ناهنجار شامل: مشغولیت های استرس زا با زندگی دیگـران و تمركـز دائمـی بـر نیازهـا و رفتارهای آنها، شناخته می شود(اسکیان,1385). در این راستا رویکردهای درمانی بسیاری ایجاد شده و به کار گرفته شده اند.در این میان  واقعیت درمانی[13] که از جدیدترین رویکردهای مشاوره و رواندرمانی محسوب می شود، مبتنی بر نظریه انتخاب و کنترل است،و علت مشکلات روانشناختی را در انتخاب های افراد و عدم مسئولیت فرد در ارضای نیازهای خود می داند ؛ در این درمان تلاش می شود که افراد از طریق انتخاب های بهتر بتوانند نیازهای بنیادین خود را برآورده سازند (Kakia, 2010) . در حقیقت هدف اصلی رویکرد واقعیت درمانی، کمک به افراد برای آگاهی از نیازهای خود، پایش رفتار و انجام انتخاب های مناسب است، درمانگران معتقدند که مشکل اساسی اغلب درمان جویان فقدان روابط رضایت بخش یا موفق در هنگام تعامل کردن با افرادی است که در زندگی به آنها نیاز دارند(داربای[14], 2007 ) (اسلامی ر. .., 1392). اهدف اصلی واقعیت درمانی همانا تغییر هویت نامؤفق و ایجاد رفتار مسئولانه در فرداست، زیرا رفتار غیرمسئولانه انسان موجب ناراحتی و اضطراب او می شود و به نظردر واقع مشكل ناسازگاری زناشویی بیش از هـر مقولـة دیگـر سبب ارجـاع و دریافـت خـدمات رواندرمـانی و مشـاوره است (شفیع آبادی, 1390). بر این اساس مطالعة ازدواج و سازگاری زناشویی ازموضوعاتی است كه در زمینة بهداشت روان اهمیت فراوانی دارد.

بیان مسأله:

خانواده را مؤسسه یا نهاد اجتماعی معرفی کرده اند که منتج از پیوند زناشویی زن و مرد است. از جمله مظاهر زندگی اجتماعی انسان، وجود تعامل سالم و سازنده میان انسان ها و برقرار بودن عشق به هم نوع و ابراز صمیمیت و همدلی به یکدیگر است، خانواده محل ارضای نیازهای مختلف جسمانی و عقلانی و عاطفی است (Edalati, 2010). در این بین روابط بین زوجین و میزان سازگاری آنها بایکدیگر نقش عمده ای در تامین سلامت روانی  اجتماعی آنها و فرزندانشان ایفا می کند (زهراکار، 1390).

گرچه تعارض[15] یك پدیده ی جهانشمول است، با این حال راههایی كه از طریق آن زوجین تعارضهای خویش را مدیریت می كنند تا حدود زیادی متفاوت است درحالی كه حل موفقیت آمیز تعارض با رضایتمندی (گاتمن[16]، 1994 ؛ رابرتس[17]، 2000 ) و بهزیستی روانی بالاتر (سیفرت و شوارز[18]، 2011) وهمچنین صمیمیت بیشتر(دو روچرشادلیك، استتلرب، استودرا و هارینگتون[19]، 2013) در ارتباط است،فقدان حل و فصل موفقیت آمیز تعارضها با درماندگی زناشویی بالاتر(كارستنسن، گاتمن و لوینسون[20]، 1995) و سلامت روان پایینتر(دو روچر شادلیك، پاپ و كامینگز[21] ، 2004 )همراه است (ملكی, 1393). بسیاری از روانشناسان و خانواده درمانگران نیز “ویژگیهای شخصیتی زوجین و چگونگی تجارب کودکی و کیفیت روابط بین اعضای اصلی” را مهمترین عامل در موفقیت یا عدم موفقیت هر ازدواجی می دانند.  بانفوذترین این دیدگاه ها، نظریه های تمایزیافتگی بوئن و سبکهای دلبستگی بالبی است. نظریه های سبکهای دلبستگی و تمایزیافتگی، بر روابط اولیه در محیط خانواده تأکیدکرده و آن را بر روابط بعدی مؤثر می دانند ( یونگ، کلاسکو و ویشار[22]، 2003) (تیموری آسفیچی, 1391). خودمتمایزسازی از نظر بوئن  به توانایی اشخاص برای تمایز خود از خانواده اصلیشان در سطح عاطفی و عقلی اطلاق می شود. خودمتمایزسازی به میزان و درجه ای که فرد قادر است بین الف) عملکرد عقلانی و هیجانی و ب) صمیمیت و استقلال در روابط، تعادل برقرار کند(گلید[23]، 2000) (تیموری آسفیچی, 1391)  . اشخاصی که در قطب پایین این ، مقیاس قرار دارند، کسانی هستند که عقل و عاطفه شان چنان درهم آمیخته است که زندگیشان تحت اختیار احساسات اطرافیانشان قرار دارد. در نتیجه، به سادگی دچار بدکاری می شود. آنها به خاطر آنکه اشخاصی ترسو و به لحاظ عاطفی نیازمند هستند، فردیت خود را فدای کسب اطمینان از سوی دیگران می کنند. افرادی هم که در قطب بالای مقیاس قرار دارند از لحاظ عاطفی پخته هستند. آنها می توانند به میل خودشان احساس یا کردار داشته باشند و تعریف واضح و روشنی از  خود دارند (گلدنبرگ، ایرنه و گلدنبرگ، هربرت ترجمه شاهی براواتی, 1388) . براساس نظر برادبری [24](1995),گلمن وکرامر[25](1987)تجربیات و مشخصه های فردی با سازگار ی زناشویی در ارتباط هستند. خودمتمایزسازی به عنوان یكی از مشخصه های فردی با سازگاری زناشویی ارتباط دارد (زارعی, 1393). همچنین اسکورن ودندی [26](2004)درپژوهش هایی که درموردتمایزیافتگی انجام دادند به این نتیجه رسیدند،سطوح بالاترتمایزیافتگی به طور معناداری  پیش بینی کننده ی سطوح بالاترکنترل موفق درموقعیتهای مختلف وسازگاری زناشویی بالاتر بوده است .پژوهش گای یی،گلد[27](2003) نشان دادکه ارتباط منفی قابل توجهی بین سطوح تمایزیافتگی وتعارض  زوجی بین زوجین نظامی وجودارد.

از سوی دیگردلبستگی در بزرگسالان به یک پیوند قوی عاطفی میان  دو نفر مربوط است که آنها را بر می انگیزدتا به رفتاری که رابطه شان را حفظ می کند متعهد باشند (شیشه بر, 1393).

دلبستگی تقریباً با معنی وابستگی متقابل نزدیک است یعنی یک نوع وابستگی سالم بین طرفین بر قرار می شود که هیچ یک  نیاز مند نیست که طرف مقابل را به خود نیازمند کند و احساس نا امنی در آن وجود ندارد در صورتیکه در هم وابستگی رابطه ای بیمارگونه وجود دارد که در آن دو  طرف محتاج و نیازمند این نیازمند بودن طرف مقابل هستند و هریک از نیاز دیگری در جهت ارضاء خود بهره می گیرد و هر کدام برای خوشبختی به دنیای خارج از خود متوسل می شوند (شیشه بر, 1393).

رابرت سابی[28] تعریفی ازهم وابستگی به این شرح ارائه کرده است: ” وضعیت هیجانی- عاطفی، روان شناختی و رفتاری، که ناشی از مواجهه ی طولانی مدت فرد با مقررات و رسوم توان فرسا و ظالمانه ای است که از بیان آزادانه ی احساسات و همچنین گفتگوی مستقیم درباره ی مشکلات شخصی و بین شخصی جلوگیری می کند (شیشه بر, 1393). در این میان دیر، روبرت و لانگ[29])2005)، یازده تعریف برای هم وابستگی عنوان کردند و متوجه شدند که هسته اصلی ویژگی های هم وابستگی شامل تمرکزبیرونی، ایثار خود ، کنترل دیگران و سرکوب احساسات می باشد (مثقالی, 1393).”ونتایج تحقیق نوریگا[30] و همکارانش (2008) نیز نشان می­دهد که میزان هم­وابستگی در خانواده­هایی که حداقل یک عضو معتاد دارند نسبت به خانواده­هایی که معتاد ندارند ولی دارای روابط معیوب (بی­توجهی به فرزندان، عدم ارتباط احساسی و عاطفی و…) هستند، پنج برابر بیشتر است (Noriega, 2008).

واقعیت درمانی گلاسریکی از مداخلات درمانی رایج در راه توصیف انسان، تعیین قوانین رفتاری و چگونگی نیل به رضایت، خوشبختی و موفقیت محسوب می شود( جونز و پاریش [31] 2005) (قربانعلی پور, 1393).تئوری انتخاب  به عنوان روانشناسی کنترل درونی ,در نقطه مقابل روانشناسی کنترل بیرونی است وآموزه اصلی این نظریه این است که ما انسان ها بیش از آنچه تصور می کنیم بر زندگی خود تسلط داریم  ولی متاسفانه بخش زیادی از این کنترل ها غیر موثر ونا کار آمد ند ویاد نگرفته ایم انتخاب های موثر داشته باشیم (ویلیام گلاسر مترجم صاحبی, 1391) .

نظریه انتخاب اعلام می دارد هر موجود آدمی از5 نیاز اساسی برخوردار است ، نظریـه انتخــاب توضیح می دهد که ما نیـاز های خود را مستقیما ارضا نمی کنیم. آنچـه ما انجام می دهـیم ایـن است که هر کاری را که انجـام می دهیم و باعث می شود احسـاس خیلـی خـوبی کنـیم، حفـظ  می نماییم(روس [32]،2003 ). ما این دانش را در محل خاصی از مغزمان ذخیره می کنیم کـه دنیـای کیفـی نامیـده می شود. انسانها مهم ترین عنصر دنیای کیفی ما و کسانی هستنـد که بیش از همه دوست داریـم با آنها ارتباط داشته باشیم(روس ،2003 ) . واقعیت درمانی امروزی سریعاروی رابطه ناخوشایند یا فقدان رابطه تمرکز می کند که معمولاً علت مشکلات درمانجویان است (کری[33]،2005 ) (قربانعلی پور, 1393). پیترسون ,چانگ وکالینز[34](1998)فرض کردند که نظریه انتخاب  واستفاده از واقعیت درمانی در ایجاد ونگهداری یک خود پنداره مثبت به دانشجویان تایوانی کمک می کند (peterson, 1998).

 حال با توجه به افزایش آمار طلاق از یک طرف و مشکلات زوجین  همچنین ادعای رویکرد گلاسر مبنی بر افزایش میزان احتمال موفقیت، امیدواری و دیگر جنبه های مثبت ماهیت انسان به صورت مسئولیت پذیری و افزایش میزان کنترل درونی وتاکید بر ارتباط کارآمد تر, همینطور با عنایت به فقدان پژوهش در خصوص اثربخشی واقعیت درمانی بر ناسازگاری زوجین می خواهیم با توجه به این برداشت ها به این سؤال جواب دهیم که: آیا واقعیت درمانی بر هم وابستگی و عدم تمایز یافتگی، در خانواده های ناسازگار اثر دارد؟

ضرورت واهمیت تحقیق :

ازدواج در همة جوامع امری مهم شمرده می شود و داشتن زندگی زناشویی موفق تقریباً برای هر كسی یك هدف عمده و آرمانی به شمار می رود(میرز ، ماداتیل ، و تینگل[35],2005) (مثقالی, 1393). در ایران از هر هزار ازدواج حدود دویست مورد به طلاق می انجامد (زارعی محمودآبادی, 1392). سازگاری و ناسازگاری زناشویی تمام ابعاد زندگی زوجین و نیز فرزندان آنها را تحت تاثیر قرار می دهد (زهراکار, 1390).

اما در صورتی که سازگاری وجود نداشته باشد، این جنبه های مثبت از بین می روند و باعث مشکلات عدیده ای هم در زمینه ی فردی و هم اجتماعی می شود. با توجه به اینکه مسائل ناشی از ناسازگاری که حتی بسیاری از مواقع به طلاق نیز می انجامد هم فردی و هم اجتماعی است باید با ترکیبی از دیدگاه های جامعه شناختی و روان شناسی به آن پرداخت و عوامل مؤثر بر آن را بررسی کرد و صرف نظر از تمام ازدواج هایی که به طلاق منتهی می شوند، ازدواج های ناموفق زیادی وجود دارند که به دلایل مختلف، زن و شوهرها مایل به جدایی نیستند ( سایت اداره ثبت احوال كشور ، 1390).

مطالعات گاتمن (1998)نشان داد كه وضعیت زناشویی خوشایند با سلامت روان بهتر و بهزیستی فردی در ارتباط است و سازگاری زناشویی پایین به طور ویژه ای با افزایش خطر ابتلا ی به افسردگی و سایر اختلالات روانپزشكی رابطه داردآنچه ما برآن تأکید داریم اینکه خانواده و روابط اعضای آن را هم در ایجاد و هم در پیشگیری از این معضل بررسی کنیم (زارعی, 1393)  و اینکه کارکرد روی قطع یا کاهش هم وابستگی چقدر در کاهش این روند تعیین کننده می باشد (شیشه بر, 1393). به هر حال به دلیل تأثیر فو ق العاده سازگاری زناشویی بر ابعاد مختلف زوجین و فرزندان آنها، افزایش سازگاری زناشویی و کاهش ناسازگاری زناشویی از ضروریات محسوب می گردد.این تحقیق بیانگر آنست که اگر اینگونه کارکردها  و اطلاعات از هم وابستگی در خانواده صورت گیرد،آیا سرعت دسترسی به نتیجه برای جلوگیری از طلاق بالا خواهد رفت. ضمناً عدم خود تمایز یافتگی های موجود در خانواده های طلاق را نیز که اغلب خود زیر مجموعه ای ازهمین هم وابستگی ها می باشد، مورد مطالعه قرار می دهیم. بنابراین با توجه به مباحث مذکور ضروری است که بحث ناسازگاری همسران به عنوان یک موضوع مهم مورد بررسی علمی قرار گیرد و عوامل مؤثر بر آن مورد بررسی واقع شود.پژوهش حاضر هم ضمن اطلاع رسانی در مورد ویژگی های هم وابستگی و عدم تمایز یافتگی و تأثیر آن برخانواده های ناسازگار می پردازد و روش درمانی در واقعیت درمانی را نیز معرفی می کند.

اهداف تحقیق:

بررسی میزان اثربخشی فنون واقعیت درمانی در افزایش تمایز یافتگی وکاهش هموابستگی زوجین ناسازگار

اهداف فرعی:

بررسی میزان اثربخشی فنون واقعیت درمانی در افزایش تمایز یافتگی زوجین ناسازگار

بررسی میزان اثربخشی فنون واقعیت درمانی در کاهش هموابستگی زوجین ناسازگار

فرضیات تحقیق:

کاربرد واقعیت درمانی در افزایش تمایز یافتگی و کاهش هموابستگی زوجین ناسازگار موثر است.

فرضیات فرعی:

کاربرد واقعیت درمانی برافزایش تمایز یافتگی  زوجین ناسازگار موثر است.

کاربرد واقعیت درمانی در کاهش هموابستگی زوجین ناسازگار موثر است.

تعداد صفحه :147

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه اثر بخشی بازی درمانی گروهی بر کاهش رفتارهای پرخاشگرانه

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی  

 واحد رشت

دانشکده علوم انسانی

گروه آموزشی روانشناسی

پایان­نامه تحصیلی جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد 

رشته: روانشناسی گرایش بالینی

عنوان:

اثر بخشی بازی درمانی گروهی بر کاهش رفتارهای پرخاشگرانه و افزایش مهارت های اجتماعی کودکان پیش دبستانی

تابستان 94 

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                            صفحه

چکیده…………………………………………………………………………………………………………………. 1

فصل اول: کلیات پژوهش

1-1- مقدمه ………………………………………………………………………………………………………… 3

1-2- بیان مسئله……………………………………………………………………………………………………. 4

1-3- ضرورت واهمیت پژوهش ……………………………………………………………………………… 5

1-4- اهداف پژوهش…………………………………………………………………………………………….. 7

1-5- فرضیه های پژوهش ……………………………………………………………………………………… 8

1-6- متغیرهای پژوهش………………………………………………………………………………………….. 8

1-7- تعاریف مفهومی وعملیاتی متغیرها…………………………………………………………………….. 8

فصل دوم: پیشینه پژوهش

 2-1- تعریف بازی………………………………………………………………………………………………. 11

 2-2- اهمیت بازی………………………………………………………………………………………………. 11

2-3- معنا وکارکردهای بازی…………………………………………………………………………………… 12

2-4- تاریخچه و تحولات بازی درمانی ……………………………………………………………………. 13

2-5- رویکرد های نظری بازی درمانی………………………………………………………………………. 14

2-5-1- بازی درمانی کلاسیک……………………………………………………………………………….. 14

2-5-2- بازی درمانی ساخت دار…………………………………………………………………………….. 15

2-5-3- بازی درمانی روان تحلیل گری…………………………………………………………………….. 16

2-5-4- بازی درمانی رهایشی………………………………………………………………………………… 18

2-5-5- بازی درمانی غیر رهنمودی…………………………………………………………………………. 19

2-6- بازی در فرآیند درمان……………………………………………………………………………………. 19

2-7- پرخاشگری…………………………………………………………………………………………………. 21

2-8- میزان وسن شیوع پرخاشگری …………………………………………………………………………. 22

2-9- نظریه­های پرخاشگری……………………………………………………………………………………. 23

2-9-1- نظریه فروید …………………………………………………………………………………………… 23

2-9-2- نظریه لورنز…………………………………………………………………………………………….. 23

2-9-3- نظریه یادگیری اجتماعی…………………………………………………………………………….. 24

2-9-4- نظریه شناختی…………………………………………………………………………………………. 24

2-10- راه کارهای کنترل پرخاشگری……………………………………………………………………….. 25

2-11- تعریف مهارت های اجتماعی ………………………………………………………………………. 28

2-12- تحول مهارت اجتماعی………………………………………………………………………………… 28

2-13- نظریه های مربوط به تحول اجتماعی……………………………………………………………….. 31

2-13-1- نظریه روان تحلیل گری فروید………………………………………………………………….. 31

2-13-2- نظریه اریکسون …………………………………………………………………………………….. 32

2-13-3- نظریه پیاژه……………………………………………………………………………………………. 32

 2-14- اهمیت و ضرورت کسب مهارت های اجتماعی ………………………………………………. 33

فصل سوم: روش پژوهش

3-1- طرح پژوهش………………………………………………………………………………………………. 40

3-2- جامعه ی آماری و روش نمونه گیری………………………………………………………………… 41

3-3- ابزار پژوهش………………………………………………………………………………………………. 41

3-4- روش اجرای پژوهش …………………………………………………………………………………… 43

3-5- روش تجزیه و تحلیل داده ها………………………………………………………………………….. 47

فصل چهارم: یافته ها

4-1- یافته های توصیفی………………………………………………………………………………………… 49

4-2- یافته های استنباطی……………………………………………………………………………………….. 53

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری

5-1- بحث و نتیجه گیری………………………………………………………………………………………. 59

5-2-محدودیتهای پژوهش……………………………………………………………………………………… 62

5-3-پیشنهادهای پژوهش………………………………………………………………………………………. 62

منابع………………………………………………………………………………………………………………….. 64

منابع فارسی…………………………………………………………………………………………………………. 64

منابع انگلیسی………………………………………………………………………………………………………. 69

پیوست……………………………………………………………………………………………………………….. 73

چکیده انگلیسی…………………………………………………………………………………………………….. 80

چکیده

بازی درمانی یکی از روشهای موثر در درمان مشکلات رفتاری و روانی کودکان است. بطور کلی بازی نقش موثری در رشد کودک دارد و در خلال بازی می توان به بسیاری از ویژگیها، مسائل و رشد کودک پی برد.  از این رو پژوهش حاضر به منظور بررسی اثر بخشی بازی درمانی گروهی بر کاهش رفتارهای پرخاشگرانه و افزایش مهارت های اجتماعی کودکان پیش دبستانی شهر لاهیجان در سال تحصیلی94-93 انجام شد. طرح پژوهش شبه تجربی با طرح پیش آزمون – پس آزمون است که با اعمال متغیر مستقل بازی درمانی گروهی بر گروه آزمایشی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی کودکان دختر و پسر پیش دبستانی شهر لاهیجان (تعداد 360 نفر) می باشد که از بین این تعداد، پنج کلاس آموزشی پیش دبستانی مختلط(تعداد 134 نفر)به طور تصادفی انتخاب شد و از والدین کودکان خواسته شد که به پرسشنامه پرخاشگری پیش دبستانی واحدی و همکاران (1387) و پرسشنامه مهارت های اجتماعی ماتسون فرم کودکان (1983) پاسخ دهند. پس از غربالگری 24 نفر از کودکانی که بیشترین نمره را در پرخاشگری و کمترین نمره را در مهارت های اجتماعی کسب نمودند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه 12 نفره آزمایش و کنترل جایدهی شدند. برنامه آموزشی بازی درمانی گروهی طی 8 جلسه 45 دقیقه ای هفته ای دو بار برای گروه آزمایش انجام شد. پس از اتمام برنامه آموزشی، پس آزمون برای هر دو گروه اجرا و داده ها با بهره گرفتن از تحلیل کوواریانس تک متغیری و  چند متغیری  تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد که آموزش بازی درمانی گروهی، کاهش رفتارهای پرخاشگرانه  (p ≤ 0 ⁄01 ) و افزایش مهارت های اجتماعی (p ≤ 0 ⁄01) را موجب شد. همچنین می توان گفت رفتارهای پرخاشگرانه و مهارت های اجتماعی تحت تاثیر بازی درمانی گروهی است به گونه ای که بازی درمانی گروهی موجب کاهش پرخاشگری کلامی، فیزیکی، رابطه ای و تکانشی و همچنین افزایش مهارت اجتماعی مناسب و اطمینان به خود و از سوی دیگر موجب کاهش حسادت و گوشه گیری و تکانه ای عمل کردن و جسارت نامناسب می شود.

کلید واژه ها: بازی درمانی گروهی، پرخاشگری، مهارت های اجتماعی، کودکان پیش دبستانی.

پیش درآمد

این فصل از پژوهش شامل بخش های مقدمه، بیان مسئله، اهمیت و ضرورت، اهداف، فرضیه ها و متغیرهای پژوهش و تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهاست.

1-1- مقدمه

بازی با تولد کودک آغاز می گردد و بلافاصله پس از تولد فعالیت های انطباقی جهت سازگاری با محیط جدیدتر ظاهر می شود. باید توجه داشت که بازی، طبیعی ترین شکل تمایل کودک برای تماس و برخورد با دنیای اطرافش است. اندیشمندان و علمای تربیتی از صدر اسلام تاکنون بر ضرورت بازی تاکید نموده و باور داشته اند که کودکان حتی باید شغل دلخواه آینده خود را به صورت بازی تمرین کنند و بیابند. در تعلیم و تربیت امروزی، بازی به عنوان یکی از موثرترین وسایل تربیتی شناخته شده است. بازی هم وسیله ای است در خدمت تربیت و کمکی در راه تعلیم و تربیت کودکان و هم از طریق بازی درمانی می توان به درمان برخی از بیماری های روانی و مشکلات رفتاری کودکان پرداخت. قابل ذکر است که بازی، هم به عنوان روش یادگیری و یا تقویت یادگیری و پیشرفت اجتماعی کودک و هم به عنوان وسیله ای برای بیان عواطف و احساس ها دارای قابلیت تربیتی و سازندگی قابل توجهی است و به کودک فرصت رشد و بالندگی و خویشتن سازی را می دهد(احمدوند، 1382). از لحاظ رشد اجتماعی، تعامل در بازی با دیگر کودکان، کودک را قادر می سازد تا تصورش را از خود و دیگران به صورت عام رشد دهد. کودکی که بازی می کند نقش خود را به طور مرتب تغییر می دهد و مجبور می شود چشم انداز خود را نیز تغییر دهد. در بازی درمانی گروهی که دارای مقررات و قواعد است کودک توانایی بر عهده گرفتن نقش دیگران را نیز در خود رشد و توسعه می دهد همچنین کودکانی که به خاطر بعضی از رفتارهای ناسازگارانه خود چون پرخاشگری دچار نوعی انزوا و عدم تعامل اجتماعی سالم می شوند را می توان از طریق بازی درمانی درمان کرد زیرا پرخاشگری تاثیرات مخربی از جمله صدمه، آسیب زدن، حملات آسیب زا به خود و دیگران، مرگ غیر منتظره و رفتارهای پر خطر را ممکن است به دنبال داشته باشد(جنتری، 2007). از این رو روانشناسان و پژوهشگران در صدد درمانی برای این کودکان برآمدند که در میان روش های مختلف درمانگری در کودکان، بازی درمانی یکی از شاخص ترین و پرکاربرد ترین روش هاست.

پژوهش حاضر تاثیر بازی درمانی گروهی بر کاهش رفتارهای پرخاشگرانه و افزایش مهارت های اجتماعی را ارزیابی می کند.

1-2- بیان مسئله

کودکان قشر عمده ای از جمعیت جهان را تشکیل می دهند به طوری که در کشور های در حال توسعه، سهم این قشر از کل جمعیت تقریباً به 50 درصد می رسد (کوشان و بهنام، 1381). در هر جامعه سلامت کودکان و نوجوانان اهمیت ویژه ای دارد و توجّه به بهداشت روانی آنان کمک می کند تا از نظر روانی و جسمی سالم بوده و نقش اجتماعی خود را بهتر ایفا کنند. امروزه این گفته که وجود مهارت های اجتماعی در یک کودک برای شکل گیری ارتباطات وی با سایر همسالان نقش اساسی دارد، تأیید شده است. مهارت های اجتماعی در واقع مجموع رفتارهای مثبت اجتماعی هستند که رضایت از ارتباطات اجتماعی و چگونگی الگوی رفتار اجتماعی فرد راپی ریزی می کنند و اشکال مختلفی دارد. مهارت های اجتماعی یک نوع رفتار است که در موقعیت های اجتماعی نشان داده می شود. این مهارت ها شامل مهارت های انفرادی وابسته به خود فرد، مهارت های علمی، کنترل گری وکارآفرینی او می باشد و برای کودکان ضروری است که مهارت های ارتباطی ساده مثل مکالمه، لبخند زدن، تماس چشمی، گوش دادن، مهارت های دسترسی پیدا کردن و همکاری را داشته باشند تا فرصت کار کردن با گروه را به عنوان بودن یک عضو در گروه و همکاری با دیگران داشته باشند به دست نیاوردن این مهارت ها برای کودکان، باعث خطرات اجتماعی بزرگی در دوره آموزش پیش دبستانی می شود (رنجبر، 1382).

در این راستا، شناخت صحیح ابعاد مختلف جسمی و روانی این گروه سنی و کوشش در راه تأمین شرایط مادی و معنوی مناسب برای رشد بدنی، عاطفی و فکری آنان واضح تر از آن است که احتیاج به تأکید داشته باشد (کوشان و بهنام، 1381). از طرف دیگر شایان توجه است که رفتار پرخاشگرانه در کودکان، مشکل متداولی است که در همه جای دنیا نیاز به توجّه فزاینده ای دارد و تحقیق درباره ی راه حل های مؤثر، چالش بزرگی برای متخصصان و نظریه پردازان ایجاد کرده است. آن چه باعث توجّه محققان به رفتار های پرخاشگرانه شده، اثر نامطلوب آن بر رفتار های بین فردی و همچنین اثر ناخوشایند آن برحالات درونی است. پرخاشگری رفتاری است که هدف آن صدمه زدن به خود یا دیگران می باشد. در این تعریف قصد و نیت حائز اهمیت است؛ یعنی یک رفتار آسیب زا در صورتی پرخاشگری محسوب می شود که از روی قصد و عمد به منظور صدمه زدن به دیگری یا به خود انجام گرفته باشد (بارون، 2005؛ ترجمه کریمی، 1389). همچنین پرخاشگری دارای عوارض جسمی، روانی و اجتماعی فراوان می باشد و موجب مشکلاتی مانند احساس درماندگی، تنهایی، ناسازگاری اجتماعی، بی توجهی به حقوق و خواسته های دیگران، زخم معده، میگرن، اختلال فشار خون، افسردگی، اضطراب می گردد. از این رو روانشناسان وپژوهشگران در صدد درمانی برای این کودکان برآمدند. که در میان روش های مختلف درمانگری در کودکان، بازی درمانی یکی از شاخص ترین و پرکاربرد ترین روش ها است که طی چندین دهه از این روش برای درمان طیف وسیعی از اختلالات و مشکلات بهره جستند و اثربخشی آنها را تأیید کردند بر این اساس به نظر می رسد که می توان از بازی درمانی برای ارتقاء رفتار های اجتماعی مثبت کودکان بهره جست. بازی درمانی، اولاً یک اقدام مشاوره ای است که مرحله تحولی کودک را نشان می دهد. مشاور با مشاهده رفتار کودک در ضمن بازی به نگرانی های او پی می برد و درمورد رفع آن اقدام می کند. ثانیاً وسیله مناسبی برای ایجاد رابطه میان کودک و مشاور در یک سطح مناسب می باشد و ثالثاً بازی مناسب ترین روش یادگیری برای کودک است و سبب یادگیری مهارت های جدید می شود. این تکنیک به عنوان یک بعد مداخله ای اولیه با نفوذ برای جمعیت کودکان محسوب می شود و وسیله اولیه درک و ارتباط با کودک پیش دبستانی و جزء مرکزی مراحل درمان است. امروزه استفاده از روش های غیر دارویی بیش از گذشته مورد توجّه قرار گرفته است. بازی درمانی یک روش درمانی کودک است که برای درمان مشکلات و اختلالات کودک مورد استفاده قرار می گیرد. هر چند کاربرد های بازی درمانی برای کودکان مشکل دار در مقالات مختلف مورد تأکید قرار گرفته است. امّا وجود انواع روش های بازی درمانی ذهن پژوهشگران و متخصصان امر را به این مسئله معطوف داشته که کدام یک از این نوع درمان ها می تواند تأثیر گذاری و ماندگاری بیشتری بر بهبود نشانگان مرضی این کودکان داشته باشد. (کوشان و بهنام، 1381). با توجّه به آنچه که بیان گردید تحقیق حاضر در صدد پاسخگویی به این پرسش است که، آیا بازی درمانی گروهی می تواند برکاهش رفتارهای پرخاشگرانه و افزایش مهارت های اجتماعی کودکان پیش دبستانی مؤثر باشد؟

1-3- ضرورت واهمیت پژوهش

دوران کودکی مهم ترین و حساس ترین دوران شکل گیری شخصیت هر فرد است. بی توجهی به آن نتایج جبران ناپذیری به دنبال خواهد داشت زیرا پایه و اساس جامعه فردا را کودکان امروز تشکیل می دهند از سوی دیگر اختلال های رفتاری، مشکلات فردی و اجتماعی فراوانی را به وجود می آورد. کودکان مبتلا به این اختلال ها، خانواده، آموزشگاه و اجتماع را با مسائل و دشواری های گوناگونی مواجه می کنند و آن ها را نیز در برابر آشفتگی های روانی – اجتماعی دوران نوجوانی و حتی بزرگسالی، آسیب پذیر می سازند. از طرفی دیگر خشم و پرخاشگری از شایع ترین مشکلات کودکان و نوجوان و از دلایل مهم ارجاع آنها به مراکز مشاوره و روان درمانی است. دوران کودکی سال های مناسبی برای تشخیص مشکلات کودکان، مداخله به هنگام و پیشگیری از بروز مشکلات عاطفی، اجتماعی و تحصیلی آنان در آینده است. در واقع مداخله به هنگام و اصلاح رفتار های ناسازگار کودک در این دوره حساس، موجب افزایش مهارت های اجتماعی و تحصیلی آنان در آینده است. در واقع مداخله به هنگام و اصلاح رفتار های ناسازگار کودک در این دوره حساس، موجب افزایش مهارت های اجتماعی و محبوبیت نزد همسالان و بزرگسالان می شود و کودک را برای پذیرش مسئولیت های آتی آماده می سازد (شهیم، 1386). خشم و پرخاشگری هیجان های جهان شمولی هستند که در همه فرهنگ ها مشاهده می شوند. در چهار دهه گذشته، به دو مسأله اساسی، مهم و مرتبط با رفتار های پرخاشگرانه توجّه شده، اوّل اینکه میزان رفتار های پرخاشگرانه در میان افراد جوامع افزایش یافته؛ و دوّم اینکه بیشترین میزان بروز خشم و پرخاشگری در میان کودکان و نوجوانان اتفاق می افتد و به این دلیل این گونه رفتار ها در دوران کودکی و به ویژه نوجوانی بیشتر مورد توجّه قرار می گیرد. اجتماعی شدن نیز فرایندی است که به انسان، راه های زندگی کردن در جامعه و تعامل با انسان ها را می آموزد، به فرد شخصیت و هویت می دهد و ظرفیت های او را در جهت انجام وظایف فردی و به عنوان عنصر جامعه توسعه می بخشد. برای آنکه فرد بتواند به حیات خود ادامه دهد، به ناچار می آموزد که چگونه به دیگران بپیوندد و حتی برای رفع بنیادی ترین نیاز های خود با آنها همکاری کند در واقع کودک در هر موقعیتی نیازمند بازی است. بازی فواید و ارزش های زیادی برای کودک دارد. او در طی آن پدیده ها را درک می کند، روابط را می فهمد و احساس راحتی می کند و از آن به عنوان ابزاری برای ایجاد ارتباط، مبادله و آزمایش و تسلط بر واقعیت های بیرونی استفاده می کند (لطفی کاشانی و وزیری، 1383).

بازی به عنوان یک روش صحیح و درست در درمان کودک است، زیرا کودکان اغلب در بیان شفاهی احساساتشان دچار مشکل هستند و از این طریق کودکان می توانند موانع شان را کاهش داده، احساسات خود را بهتر نشان دهند. بازی درمانی به عنوان یک ارتباط بین فردی پویا بین کودک و یک درمانگر آموزش دیده توصیف می شود، که رشد یک ارتباط امن را برای کودک تسهیل می نماید، تا کودک به طور کامل خود را بیان کند. از طریق بازی درمانی، کودک می تواند مهارت های شاهد خود را بهتر فرا گیرد و کسب کند (جلالی و همکاران، 1390). بازی بیشتر ناشی از انگیزه ی درونی است تا انگیزه ی بیرونی و این بازتاب درون کودک است و موجب می شود که کودک احساسات و ارتباطات بیرونی اش را بیان کند و همچنین موجب توسعه ی تمایلات، مهارت های ارتباطی و افزایش شادی و سازگاری کودک با محیط اطرافش می شود (لاندریت[1]، 2009). بازی درمانی گروهی پیوند طبیعی دو درمان مؤثر است. این رویکرد درمانی برای کودکان فرایند روان اجتماعی برای رشد و یادگیری برای خودشان و دیگران فراهم می آورد. ترکیب بازی درمانی و گروه درمانی، یک فرایند روانی و اجتماعی است که در آن کودکان از طریق ارتباط با یکدیگر در اطاق بازی چیز هایی را در مورد خودشان یاد می گیرند، و برای درمانگر فرصتی را فراهم می کند تا به کودکان کمک کند که چگونه تعارضات را حل نماید. اهداف کلی از مداخله بازی درمانی گروهی، کمک به مشارکت یادگیری، خودشاهدی، مسئولیت، ابراز احساسات، احترام گذاشتن، پذیرفتن خود و دیگران و بهبود رفتار هایی چون مهارت های اجتماعی، حرمت خودوکاهش پرخاشگری است (ری[2]، 2008).

بازی، شیوه موثری در کاهش نشانه های برون سازی کودکان پیش دبستانی است. در جریان بازی، مهارت های ارتباطی و اجتماعی کودکان رشد پیدا می کندو در چنین چهارچوبی می توانند با باز پدید آوری مکرر موضوع ها و رویداد های مهم، احساسات و هیجان های خود را برون ریزی کنند، به بینش جدیدی دست یابند و شیوه های سازش یافته تر بیان حل مسئله را برگزینند. در راستای استفاده بهینه از نتایج پژوهش حاضر، خانواده ها و کارشناسان آموزشی می توانند در جریان این نتایج قرار بگیرند و به ابزاری قوی در امر کاهش مشکلات رفتاری و افزایش سازگاری کودکان مجهز شوند. با توجه به ارزش جسمانی، درمانی، اجتماعی و آموزشی بازی و تاثیر آن بر کاهش مشکلات رفتاری کودکان، والدین و مربیان کودک می توانند با کاربرد بازی در کاهش پرخاشگری و نادیده گرفتن قواعد در کودکان آشنا شوند وپیامد مثبت آن را در بهبود ارتباط کودکان با همسالان مشاهده نمایند. از سوی دیگر زمینه را برای کاهش مشکلات در عملکرد تحصیلی آتی کودک فراهم نمایدو از این طریق بسیاری از مشکلاتی را که ممکن است در زمینه عملکرد تحصیلی و تبعیت از قواعد اجتماعی برای فرد ایجاد شود پیشگیری نمایندو همچنین از نتایج این پژوهش می توانند در مهد کودک ها ودر دبستان ها که با کودکان سروکار دارندو در مشاوره با کودکانی که به خاطر این مشکلات به مراکز مشاوره ارجاع داده می شوند بهره ببرند.

در همین راستا پژوهش حاضر درصدد پاسخگویی به اثر بخشی بازی درمانی گروهی بر کاهش رفتارهای پرخاشگرانه و افزایش مهارت های اجتماعی کودکان پیش دبستانی دختر و پسر است.

1-4- اهداف پژوهش

1-تعیین اثر بخشی بازی درمانی گروهی بر کاهش رفتارهای پرخاشگرانه ومولفه های آن در کودکان پیش دبستانی

2-تعیین اثر بخشی بازی درمانی گروهی برافزایش مهارت های اجتماعی و مولفه های آن در کودکان پیش دبستانی

1-5- فرضیه های پژوهش

1-بازی درمانی گروهی برکاهش رفتارهای پرخاشگرانه و مولفه های آن در کودکان پیش دبستانی موثراست.

2-بازی درمانی گروهی برافزایش مهارت های اجتماعی و مولفه های آن در کودکان پیش دبستانی موثر است.

1-6- متغیرهای پژوهش

متغیر مستقل: بازی درمانی گروهی.

متغیرهای وابسته: پرخاشگری، مهارت های اجتماعی.

متغیرهای کنترل: سن و پایه تحصیلی.

1-7- تعاریف مفهومی وعملیاتی متغیرها

تعریف مفهومی بازی درمانی گروهی

بازی، وسیله طبیعی کودک برای بیان و اظهار خود است. آلفرد آدلر، روان‌شناس معروف می‌گوید: هرگز نباید به بازی‌ها به عنوان روشی برای وقت‌کشی نگاه کرد. و یا گاری لندرث، اظهار می‌دارد که بازی کردن برای کودک، مساوی است با صحبت کردن برای یک بزرگسال. بازی و اسباب‌بازی، کلمات کودکان هستند. متاسفانه هیچ تعریف واحد و جامعی در مورد بازی وجود ندارد. تنها تعریفی که اغلب بدان استناد می‌شود از اریکسون است که می‌گوید: بازی عملکرد خود است، کوششی جهت هماهنگ کردن فرایندهای جسمی و اجتماعی خویشتن (لندرث، 2000؛ ترجمه آرین، 1389).

 تعریف عملیاتی بازی درمانی گروهی

منظور آموزش های بازی درمانی گروهی (گلدارد، 1999؛ نقل از ارجمندی، 1393) با پیروی از اصول بازی درمانی(اکسلاین، 2002؛ نقل از مزینی، 1381) است که به مدت 8 جلسه 45 دقیقه ای هفته ای دو بار برای گروه آزمایش اجرا شد. خلاصه جلسات بازی درمانی گروهی ازاین قراراست.

جلسه اول: آشنایی درمانگرباکودکان، ارائه قوانین ووظایف هرعضو. جلسه دوم: پذیرش کودک و شناسایی احساسات کودکان. جلسه سوم: کمک به کودکان در جهت شناخت احساسات مثبت و منفی. جلسه چهارم: آموزش شناسایی افکار منفی از جمله پرخاشگری. جلسه پنجم: آموزش مهارت کنترل خشم از طریق رعایت اصل احترام به کودک. جلسه ششم: آشنایی کودک با رفتارهای پسندیده (باید کردها)و رفتارهای ناپسند(نباید کردها). جلسه هفتم: آموزش همکاری و ایجاد ارتباطات اجتماعی در کودکان. جلسه هشتم: نتیجه گیری و مرور و تمرین آموخته های قبل.

تعریف مفهومی پرخاشگری:

پرخاشگری به رفتاری اطلاق می شود که هدفش اعمال صدمه و رنج باشد. به بیان دیگر رفتاری که قصد آن صدمه رساندن (جسمانی یا زبانی) به فرد دیگر یا نابود کردن دارائی افراد می باشد واژۀ اصلی در این تعریف قصد است به بیان دیگر پرخاشگری عبارت است از حالت منفی ذهنی همراه با نقص ها و انحرافات شناختی و رفتار های ناسازگارانه و همچنین به رفتارآشکار اعم از فیزیکی و کلامی اطلاق می شود که منجر به آسیب به شخص، شی و یا سیستم دیگری می شود (ری، 2008).

تعریف عملیاتی پرخاشگری:

در این پژوهش نمره ای که آزمودنی از پرسشنامه پرخاشگری کودکان پیش دبستانی که برای اولین بار درسال(1387)توسط واحدی، فتحی آذر، حسینی نسب و مقدم طراحی گردیدکسب می کند یک نمره

کلی و چهار خرده مقیاس پرخاشگری کلامی-تهاجمی، پرخاشگری فیزیکی-تهاجمی، پرخاشگری رابطه ای و خشم تکانشی را می سنجد. همچنین نقطه برش درانتخاب افراد پرخاشگربراساس این پرسشنامه، دوانحراف معیاربالاتراز میانگین است.

تعداد صفحه :90

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه مطالعه تطبیقی سازوکارهای حمایت از متهم در طول بازداشت در کنوانسیون های حقوق بشری

  

 دانشگاه آزاد اسلامی

واحد دامغان

 دانشکده حقوق

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته حقوق

گرایش بین الملل

عنوان

مطالعه تطبیقی سازوکارهای حمایت از متهم در طول بازداشت در کنوانسیون های حقوق بشری و حقوق بشردوستانه

تیر 94

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                         صفحه        

چکیده……………………………………………………………………………………………………………………………………..1

مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………………….2

الف)بیان مسأله………………………………………………………………………………………………………………………….4

ب)پرسش های تحقیق……………………………………………………………………………………………………………….4

پ)فرضیات تحقیق…………………………………………………………………………………………………………………….5

ت)سوابق تحقیق……………………………………………………………………………………………………………………….5

ث)اهمیت و اهداف تحقیق…………………………………………………………………………………………………………6

ج)روش تحقیق…………………………………………………………………………………………………………………………6

چ)سازماندهی تحقیق…………………………………………………………………………………………………………………7

فصل اول:مفاهیم و مبادی حقوق بشر و حقوق بشردوستانه

مبحث اول:مفهوم حقوق بشر و حقوق بشردوستانه…………………………………………………………………………9

گفتار اول:مناسبات متقابل حقوق بشر و حقوق بشردوستانه……………………………………………………………..9

مبحث دوم:مفهوم متهم در حقوق بشر و حقوق بشردوستانه………………………………………………………….10

مبحث سوم:تفکیک بین نظامیان و غیرنظامیان………………………………………………………………………………11

فصل دوم:بازداشت و دادرسی عادلانه

مبحث اول:بازداشت و انواع آن………………………………………………………………………………………………….13

گفتار اول:بازداشت در لغت و در اصطلاح حقوقی……………………………………………………………………….13

   گفتار دوم:بازداشت قانونی و غیرقانونی……………………………………………………………………………………….14

بند اول:بازداشت قانونی……………………………………………………………………………………………………………14

بند دوم:بازداشت غیرقانونی یا خودسرانه و حق جبران خسارت…………………………………………………….15

گفتار سوم:بازداشت در حبس مجرد یا انفرادی…………………………………………………………………………….18

مبحث دوم:سایر مباحث مرتبط با بازداشت………………………………………………………………………………….19

گفتار اول:مدت و مکان بازداشت……………………………………………………………………………………………….19

گفتار دوم:شرایط بازداشت………………………………………………………………………………………………………..20

مبحث سوم:مفهوم دادرسی عادلانه……………………………………………………………………………………………..21

گفتار اول:پیشینه دادرسی عادلانه در نظام بین المللی…………………………………………………………………….22

بند اول:دادرسی عادلانه در حقوق بشر………………………………………………………………………………………..22

بند دوم:دادرسی عادلانه در حقوق بشردوستانه…………………………………………………………………………….23

فصل سوم:

استانداردهای حقوقی بین المللی در رابطه با بازداشت و حفظ حقوق متهمین طبق اسناد حقوق بشری و حقوق بشردوستانه

   مبحث اول:اسناد بین المللی حمایت از متهم در حقوق بشر و حقوق بشردوستانه……………………………..25

گفتار اول:اسناد حقوق بشری…………………………………………………………………………………………………….25

گفتار دوم:اسناد حقوق بشردوستانه…………………………………………………………………………………………….25

مبحث دوم:تضمینات قانونی حقوق متهم بازداشت شده………………………………………………………………..26

گفتار اول:حق دسترسی افراد توقیف شده به اطلاعات…………………………………………………………………..26

بند اول:اطلاع فوری از دلایل بازداشت و دستگیری و تفهیم اتهام…………………………………………………..26

   بند دوم:حق برخورداری از وکیل و اطلاع دادن به زبانی که می فهمد………………………………………………28

   گفتار دوم:حق دسترسی افراد بازداشت شده به محیط بیرون از بازداشتگاه………………………………………..31

بند اول:حق ارتباط و ملاقات…………………………………………………………………………………………………….31

بند دوم:حق اطلاع به خانواده از بازداشت و حق دسترسی به پزشک………………………………………………32

گفتار سوم:حق حضور فوری نزد قاضی یا دیگر مسولان قضایی…………………………………………………….33

گفتار چهارم:حقوق دوران بازجویی……………………………………………………………………………………………35

بند اول:ممنوعیت اقرارهای اجباری…………………………………………………………………………………………….36

بند دوم:حق سکوت و حق برخورداری از مترجم…………………………………………………………………………37

گفتار پنجم:حق برخورداری از شرایط انسانی بازداشت و رهایی از شکنجه……………………………………..38

مبحث سوم:بازداشت کودکان و زنان…………………………………………………………………………………………..39

گفتار اول:کودکان بازداشتی و دادرسی عادلانه آنان………………………………………………………………………39

گفتار دوم:زنان در حبس…………………………………………………………………………………………………………..42

مبحث چهارم:حمایت از متهمین بیگانه……………………………………………………………………………………….42

گفتار اول:دستگیری و بازداشت متهم بیگانه…………………………………………………………………………………43

گفتار دوم:حمایت و مساعدت کنسولی از متهم در زمان بازداشت…………………………………………………..43

گفتار سوم:اسناد حمایت از حقوق کنسولی اتباع بیگانه…………………………………………………………………46

مبحث پنجم:تضمینات بنیادین رفتار با غیرنظامیان و حمایت حقوقی از آن ها………………………………….47

گفتار اول:حمایت عام از تمام افراد غیرنظامی………………………………………………………………………………47

بند اول:مفهوم احترام به فرد انسانی…………………………………………………………………………………………….48

بند دوم:حق دسترسی به کمک های بشردوستانه…………………………………………………………………………..49

   گفتار دوم:حمایت خاص از برخی افراد غیرنظامی………………………………………………………………………..50

بند اول:زنان، حمایت های کلی و خاص…………………………………………………………………………………….50

بند دوم:کودکان، حمایت های کلی و خاص………………………………………………………………………………..51

بند سوم:بازداشت شدگان و حقوق حمایتی آنان…………………………………………………………………………..55

مبحث ششم:حمایت از اسیران جنگی…………………………………………………………………………………………58

گفتار اول:وضعیت حقوقی اسیران جنگی…………………………………………………………………………………….59

بند اول:رفتار انسانی با اسیران، حفظ و نگهداری آنان……………………………………………………………………60

بند دوم:شرایط زندگی اسیران جنگی و اشتغال آنان………………………………………………………………………64

بند سوم:آزادی اسیران در انجام فرایض و مکاتبات……………………………………………………………………….65

بند چهارم:شکایت از وضعیت اسارت و تدابیر انضباطی علیه اسیران………………………………………………67

گفتار دوم:حمایت بین المللی از اسیران………………………………………………………………………………………68

فصل چهارم:

شکنجه و ممنوعیت مطلق آن در معاهدات بین المللی و تعهدات دولت های عضو

مبحث اول:مباحث مقدماتی در مورد شکنجه……………………………………………………………………………….73

گفتار اول:مفهوم شکنجه در لغت و در اصطلاح…………………………………………………………………………..73

گفتار دوم:تعریف شکنجه در اسناد حقوق بشر…………………………………………………………………………….73

بند اول:اسناد جهانی…………………………………………………………………………………………………………………74

بند دوم:اسناد منطقه ای…………………………………………………………………………………………………………….74

مبحث دوم:ارکان و مصادیق شکنجه…………………………………………………………………………………………..75

گفتار اول:ارکان و عناصر شکنجه……………………………………………………………………………………………….75

   گفتار دوم:اقسام و مصادیق شکنجه……………………………………………………………………………………………..76

   بند اول:شکنجه جسمی……………………………………………………………………………………………………………..76

بند دوم:شکنجه روحی……………………………………………………………………………………………………………..77

مبحث سوم:اعمال شکنجه نسبت به افراد در بازداشت…………………………………………………………………..78

مبحث چهارم:ممنوعیت شکنجه و سایر سوء رفتارها…………………………………………………………………….80

گفتار اول:حق آزادی از شکنجه و رفتارهای غیرانسانی………………………………………………………………….81

گفتار دوم:ممنوعیت شکنجه و سایر سوء رفتارها در اسناد…………………………………………………………….82

بند اول:اسناد حقوق بشری………………………………………………………………………………………………………..82

الف:اسناد جهانی الزام آور و غیرالزام آور……………………………………………………………………………………82

ب:اسناد منطقه ای الزام آور و غیر الزام آور…………………………………………………………………………………84

بند دوم:اسناد حقوق بشردوستانه………………………………………………………………………………………………..84

گفتار سوم:ویژگی های ممنوعیت شکنجه……………………………………………………………………………………86

مبحث پنجم:تعهدات دولت ها در قبال شکنجه…………………………………………………………………………….86

گفتار اول:ماهیت تعهدات………………………………………………………………………………………………………….87

گفتار دوم:مهم ترین تعهدات دولت ها………………………………………………………………………………………..87

بند اول:جلوگیری از شکنجه……………………………………………………………………………………………………..88

بند دوم:ایجاد سازوکار دادخواهی موثر……………………………………………………………………………………….89

بند سوم:جبران خسارات قربانیان شکنجه…………………………………………………………………………………….89

بند چهارم:بی اعتبار دانستن اطلاعات حاصل از شکنجه………………………………………………………………..90

بند پنجم:سازوکارهای نظارتی……………………………………………………………………………………………………91

   بند ششم:آموزش و اطلاع رسانی………………………………………………………………………………………………..91

   نتیجه گیری……………………………………………………………………………………………………………………………..93

پیشنهادات………………………………………………………………………………………………………………………………96

فهرست منابع…………………………………………………………………………………………………………………………..97

چکیده انگلیسی……………………………………………………………………………………………………………………..106

چکیده

آزادی یکی از اساسی ترین ارزش ها در جوامع متمدن امروزی است.زمانی که فردی متهم به ارتکاب جرمی می شود، وی در معرض خطر محرومیت از آزادی و دیگر تحریم ها قرار می گیرد و ممکن است بازداشت شود.بازداشت شدیدترین نوع تعرض به آزادی های فردی و بر خلاف اصل آزادی انسان ها می باشد، به همین دلیل برابر موازین شناخته شده باید به صورت استثنایی و در مواقع خاص به اجرا گذاشته شود.در پژوهش حاضر سعی شده است به حقوق متهم در بازداشت که به عنوان یکی از مهم ترین مباحث حقوق بشر و حقوق بشردوستانه است و شامل مجموعه ای از امتیازات و امکاناتی می باشد که در یک دادرسی عادلانه از بدو اتهام تا صدور حکم لازم است متهم از آن برخوردار باشد، توجه شود و این موضوع مورد بررسی قرار گیرد.در این پژوهش با توجه به مطالعه تطبیقی صورت گرفته بین قوانین حقوق بشر و حقوق بشردوستانه می توان اشاره کرد که در اسناد متعددی نیز از جمله اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، کنوانسیون های ژنو و غیره به این موضوع توجه ویژه ای مبذول شده است.متهمی که بازداشت و وارد فرآیند کیفری می گردد تا زمانی که مسئولیت کیفری و مجرمیت او اثبات نگردد، بی گناه فرض می شود.بازداشت همچنین باید با رعایت کلیه شرایط قانونی و با در نظر گرفتن حقوق متهم انجام گیرد.نکته حائز اهمیت این است که با توجه به شأن و کرامت انسان همواره باید با او رفتاری انسانی داشت، اما این موضوع در بسیاری از موارد نادیده گرفته می شود.از جمله رفتارهای غیرانسانی که برای اخذ اقرار از متهم صورت می گیرد، آزار روحی و جسمی او است که در حقوق کیفری تحت عنوان شکنجه مورد بحث قرار می گیرد و آن در واقع یکی از شدیدترین جرایم و یک جنایت بین المللی محسوب می شود.در پژوهش حاضر سعی بر آن شده که با بیان و تأکید بر حمایت های حقوقی پیش بینی شده در اسناد بین المللی از جمله قانونی بودن بازداشت، دادرسی عادلانه، استانداردهای بین المللی در جهت حمایت از متهمین و همچنین قوانین مربوط به منع شکنجه آنان، سازوکارهای حمایتی از حقوق متهم در طول بازداشت را با روشی توصیفی – تحلیلی و به صورت مطالعه تطبیقی در اسناد حقوق بشری و حقوق بشردوستانه مورد بررسی قرار دهیم، تا حقوق انسانی این فرد به عنوان یک انسان قبل از این که متهم باشد، محفوظ بماند.لذا در پی مطالعات انجام شده و با تطبیق اسناد مربوط در این زمینه می توان بیان کرد که رعایت حقوق متهم امری الزامی است و شخص متهم در تمام طول بازداشت باید حق برخورداری از تضمیناتی که برای او در نظر گرفته شده است را داشته باشد، در غیر این صورت و عدم دسترسی به تضمینات لازم باید اظهار داشت عدالتی که شخص متهم مستحق آن می باشد، رعایت نشده است.

کلید واژگان: حقوق بشر، حقوق بشردوستانه، حقوق متهم، توقیف و بازداشت، دادرسی عادلانه، سازوکارهای حمایتی

مقدمه

حقوق بشر مجموعه تمام حقوق و وضعیاتی است که شناسایی و رعایت و تضمین علمی آن لازمه حیثیت ذاتی و طبیعی انسان انگاشته می شود.حقوق بین الملل بشردوستانه نیز که با عنوان حقوق جنگ هم شناخته می شود دربردارنده دو مفهوم اصلی است: اول این که اعلام می کند هنگام درگیری های مسلحانه دولت ها باید از سلاح هایی استفاده کنند که رنج غیرانسانی ایجاد نکنند.دوم این که از حیات، سلامت و کرامت انسان هایی که در درگیری مشارکت نکرده یا به مشارکت خود پایان داده اند شامل غیرنظامیان، اسیران جنگی، مجروحان و بیماران حمایت می کند.

هر انسانی ممکن است به علل مختلف در معرض اتهام قرار گیرد و سروکارش با مراجع قضایی بیفتد، این کلیت در سراسر جهان امکان تحقق دارد و امری جدید نیست.به عبارت دیگر همواره یکی از دغدغه های انسان این بوده که اگر در معرض اتهام قرار گرفت، امکان دفاع از خود را داشته باشد.تلاش های فراگیر بین المللی نیز برای هنجارسازی قواعد حقوق بشر و ایجاد سازوکارهای نظارتی و حمایتی لازم برای تضمین استانداردهای مزبور، ضرورت احترام به حقوق متهم را به عنوان یکی از اصول پایه دادرسی عادلانه شناخته و سعی شده است تا دولت ها نیز التزام بیشتری نسبت به رعایت حقوق انسان ها پیدا کنند.با این حال مقررات و معیارهای مرتبط با مرحله توقیف در اسناد متعدد بین المللی قابل مشاهده است و منابع اصلی حقوق بین الملل بشردوستانه نیز بر رعایت این حق در شرایط مخاصمات مسلحانه تأکید دارند.

با توجه به عنوان تحقیق و بیان اجمالی مفاهیم حقوق بشر و حقوق بشردوستانه و سایر توضیحات، حال شایسته است توضیحی اندک در مورد واژه های “متهم” و “بازداشت” نیز بدهیم: متهم از نظر حقوقی به شخصی گفته می شود که به عنوان فاعل کاری است که آن کار، جرم محسوب می شود و لحظه آغاز دوره اتهام در محاکم کیفری بین المللی هنگامی است که یک کیفرخواست معتبر علیه شخص صادر می گردد و سبب تبدیل وضعیت شخص از مظنون به متهم می شود.در ترمینولوژی حقوق بشر بین المللی اصطلاح بازداشت نیز به این شرح مورد تعریف قرار گرفته است: بازداشت به دوره ای از محرومیت آزادی شخصی که از هنگام دستگیری یا توقیف شروع شده و تا زمانی که شخص مربوطه در اثر محکومیت نهایی به جهت اقدام مجرمانه اش زندانی یا آزاد می شود، اطلاق می گردد.بازداشت یک اقدام بسیار شدید علیه فرد بوده و باعث می شود متهم معادل یک مجازات جدید را تحمل کند.

به لحاظ سابقه تاریخی، بازداشت متهم امری است که از دیرباز وجود داشته و پس از تحولات جهانی در راستای توجه به حقوق مردم، محدودیت آن مورد توجه واقع شده است و فرض بر عدم امکان بازداشت جز  

در موارد محدود که قانون تجویز نماید، قرار گرفته است.در یک بررسی اجمالی بیشترین بیانیه هایی که موسسات فعال حقوق بشری و بشردوستانه صادر کرده اند در خصوص اعتراض به بازداشت، زندان و دربند بودن افراد است.در اثر حبس برخی از حقوق اساسی فرد نیز توقیف می شود و این فی نفسه علامت سوال بزرگی در برابر صحت کارکرد این کیفر می نهد.

به طور کلی تمامی انسان ها از دسته ای حقوق بنیادین برخوردارند و هیچ فردی نمی تواند آن ها را از دستیابی به این حقوق و آزادی ها محروم سازد.حقوق و آزادی های حداقل که در معاهدات بین المللی مثل اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و معاهدات منطقه ای پیش بینی شده است باید در هر دعوای کیفری بدون استثناء نسبت به طبقات مختلف مجرمین مثل صغار بزهکار، متهمان نظامی و غیره اعمال گردد.در حقوق بشردوستانه نیز وقوع مخاصمات در سراسر جهان اعم از بین المللی و غیر بین المللی بیش از هر زمانی آشکار کرده که غیرنظامیان تا چه حد هدف حمله قرار می گیرند و نیاز روزافزونی به تضمین حمایت های حقوق بین المللی بشردوستانه نسبت به آن ها وجود دارد.بنابراین بازداشت شدگان نیز همچون دیگر افراد از این حقوق و آزادی ها منتفع اند.طبق کنوانسیون های ژنو و مجموعه اصول برای حمایت از تمامی اشخاص تحت هر شکل از بازداشت یا حبس و دیگر اسناد:

با کلیه اشخاص تحت بازداشت باید به روش انسانی و با احترام رفتار شود.توقیف و بازداشت باید مطابق قانون و توسط ماموران ذی صلاح انجام گیرد.هیچ شخصی را نمی توان بدون دستور بازداشت معتبر در زندان پذیرفت.هیچ شخص بازداشتی یا حبس نباید در معرض شکنجه یا مجازات های بی رحمانه قرار گیرد.

بدترین مجازاتی که نسبت به بازداشت شدگان اعمال می گردد شکنجه آنان است.امروزه بر خلاف گذشته شکنجه امری مذموم و از دسته جرایم علیه کرامت و مقام انسانی قلمداد می شود.شکنجه را مشتمل بر تحقیر، فشارهای روانی و رنج های جسمی می دانند.مساله شکنجه از سال 1973 جزء مسائل روز سازمان ملل قرار گرفت.کنوانسیون بین المللی ضد شکنجه تحت عنوان ” کنوانسیون ضد شکنجه و دیگر مجازات ها یا رفتارهای وحشیانه، غیرانسانی یا تحقیرکننده ” که در سال 1984 به تصویب رسید، نشانه ای است از توجه به احترام وجود بشری و نیز هشداری است برای شکنجه کنندگان.ماده 5 اعلامیه جهانی حقوق بشر مقرر می دارد: “هیچ کس نباید شکنجه شود یا تحت مجازات یا رفتاری ظالمانه، ضد انسانی یا تحقیرآمیز قرار گیرد” بنابراین تمام متهمین و افراد بازداشتی باید تحت حمایت قرار گیرند.حق شکنجه نشدن از مهمترین حقوق بنیادینی است که مطابق اسناد بین المللی، رویه های قضایی و عملکرد سازمان های بین  المللی تکلیف به رعایت آن در هر نوع اوضاع و احوال که باشد، ساقط نمی شود.

الف) بیان مسأله

با شروع زندگی اجتماعی، تخلف و ارتکاب جرم هم پدید آمد و از آن جایی که برای تداوم و حفظ نظم اجتماعی مقابله با بزهکاران و مجرمان لازم و ضروری است، دولت ها برای برقراری نظم و حفظ حکومت خود به مجازات مجرمان که گاه باید با دستگیری و بازداشت آنان همراه باشد، اقدام می نمایند.لیکن نظام قوانین بین المللی در زمینه نحوه برخورد با افراد بازداشت شده بر این نکته تأکید دارد که میان کسانی که محکوم تشخیص داده شده اند و حکم زندان دریافت کرده اند و آنان که محکوم نشده اند فاصله زیادی وجود دارد.تفکیک متهمان از محکومان یکی از آثار تفکرات جدید حقوق کیفری است، لذا این افراد به منظور جلوگیری از فرار یا تبانی و یا جلوگیری از محو دلایل بازداشت می گردند و تا زمانی که گناهشان محرز نشده، بی گناه محسوب می شوند.در طول چند دهه گذشته کمیته حقوق بشر سازمان ملل و دیوان اروپایی حمایت از حقوق بشر، به عنوان نهادهای ناظر بر اجرای اسناد بین المللی با تفسیر مقررات راجع به حقوق متهم پیش بینی کردند که از جمله حقوق متهم آزادی موقت وی پیش از محاکمه است، لذا عمل بر خلاف این قاعده یعنی بازداشت باید مبتنی بر دلایل روشن باشد.با توجه به مطالب ذکر شده و این موضوع که همه افراد دارای آزادی و حقوق بنیادین هستند، افراد بازداشت شده نیز تا زمان اثبات جرم از تمام این حقوق منتفع می باشند.کمیسیون بین آمریکایی مقرر می دارد که حق دفاع از خود مستلزم آن است که به متهم اجازه داده شود تا در هنگام بازداشت از حمایت قانونی برخوردار گردد و در جهت حمایت از این حقوق سازوکارهای نظارتی لازم طبق قوانین بشری و بشردوستانه نیز اتخاذ گردیده است که در این پژوهش به ذکر آن ها و تطبیق مسائل مربوط می پردازیم.

ب) پرسش های تحقیق

پرسش اصلی:

1.آیا در رابطه با حمایت از حقوق متهم در طول بازداشت طبق کنوانسیون های حقوق بشری و حقوق بشر دوستانه سازوکارهایی وجود دارد؟

پرسش های فرعی:

2.در رابطه با دستگیری و بازداشت افراد چه استانداردهای حقوقی بین المللی به کار گرفته شده است؟

3.آیا ممنوعیت مطلق شکنجه در مورد متهمین در معاهدات بین المللی مورد قبول واقع شده است؟

پ) فرضیات تحقیق

فرضیه اصلی:

1.به نظر می رسد کنوانسیون های حقوق بشری و حقوق بشردوستانه تا حد قابل توجهی حمایت های لازم را برای متهمین در بازداشت ارائه می کنند.

فرضیات فرعی:

2.اسناد بین المللی بسیاری در رابطه با دستگیری و بازداشت افراد به کار گرفته شده است.

3.ممنوعیت شکنجه یکی از والاترین ارزش های انسانی می باشد و در معاهدات بین المللی به طور مطلق منع شده است.

تعداد صفحه :130

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com