دانلود پایان نامه ارشد: -ارتباط بین حسابداری محافظه کارانه وبحران مالی

دانلود پایان نامه : ارتباط بین حسابداری محافظه کارانه وبحران مالی در شرکتهای پذیرفته شده در بورس

مقاله :

SID.ir | محافظه کاری حسابداری و بحران مالی

2-5-2   تاثیر بر موسسات مالی

بحران مالی از طریق فرآیندهای زیر، شرکت های تامین سرمایه و بانک های تجاری را در سراسر جهان تحت تاثیر قرار داده است:

نخست، بعضی از ناشران اوراق بهادار رهنی نتوانستند اوراق بهادار خود را در سررسید بازخرید کنند                   و از این رو تعدادی از بانک های ضامن مجبور به بازخرید این اوراق از سرمایه گذاران و ثبت آنها در ترازنامه های خود شدند و این عامل قدرت وام دهی بانک های تجاری را کاهش داد. چرا که این بانک ها ملزم به رعایت الزامات مربوط به کفایت سرمایه برای تعهد بدهی های خود بودند. (مشایخ و همکاران، 1387)دوم،ریسک طرف مقابل، عامل تعیین کنندهای در تصمیمات مربوط به پرداخت وام شد. استقراض بین بانکی کاهش یا فتو در مقابل نرخاین نوع استقراضها افزایش پیدا کرد. تمایل موسسات مالی به همکاری با موسساتیکه درگیر وام های رهنی پرریسک یا دیگر داراییهای معیوب بودند یا ارزیابی اندازه درگیری آنها با این دارایی ها قابل ارزیابی نبود، به شدت کاهش یافت. درنتیجه عدم دسترسی به استقراض بین بانکی بهعنوان یکی از منابع مهم سرمایه، موسسات مالی باعدم نقدینگی مواجه شدند (مشایخ و همکاران، 1387).سوم، کمبودنقدینگی بانکها موجب کاهش قدرت اعتبار دهی آنها برای تصاحبب نگاه های دیگرازطریق سازوکارخریداهرمی(LBO)، شد. به طورمعمول، بانکها به پشتوانه اوراق قرضه دروثیقه،اوراق بهادار باپشتوانه دارایی منتشر می کنند وآن رابه سرمایه گذاران می فروشند.امادرشرایط فعلی وبا توجه به باقی ماندن این وام ها درترازنامه بانک،آنهاتمایل چندانی به پرداخت این نوع وام ها زخود نشان نمی دهند (مشایخ و همکاران، 1387).ودرنهایت اینکه، پرتفوی تعدادی زیادی از بانک هایی که دراوراق بهادار باپشتوانه دارایی سرمایه گذاری کرده بودند، باکاهش  ارزش روبروشد و از این طریق مشکلات آنان را دو چندان کرد. نتیجه این که تعداد زیادی ازشرکتهای تامین سرمایه و بانکهای تجاری اعلام ورشگستگی کردند یا توسط دولت یارقبا خریداری گردیدند که ازمعروفترین آنها میتوان به فردیمک،فانیمی،لیمن برادرز،واشنگتن میچوال،بیمه ای آی جی،بانک اچباس انگلیس،بانک فورتیس بلژیک،بانک هییوآلمان ولندزبانک ایسلند اشاره کرد (معاونت مطالعات اقتصادی و توسعه بازار بورس اوراق بهادار تهران، 1387).

2-5-3 تاثیربربازارسرمایه

اگرچه بازارسرمایه و به ویژه بورس های اوراق بهادار نقشی درشر و بحران مالی نداشتند امابیشترین تاثیر را ازآن پذیرفتند. همچنان که درپیشتر اشاره شد،این بحران بیشتر یک بحران اعتباری بود و درابتد از طریق بازارهای خارج ازبورس که ازنظارت وضابطه مندی کمتر برخوردارهستند،گسترش پیداکرد وسپس با تاثیرگذاری برپرتفوی موسسات مالی، به بازار سرمایه و بورس های اوراق بهادار سرایت کرد. با کاهش ارزش پرتفوی شرکتهای تامین سرمایه ودیگرموسسات مالی،قیمت سهام آنها دربورس های اوراق بهادار با افت شدیدی روبرو شدودرنتیجه آن، سرمایه گذاران اعتمادخودرابه این بازارها از دست دادندو منابع مالی خود را که با کاهش ارزش سهام، بخشی از ارزش خود را از دست داده بودند، به بازارهای کم ریسک ترمنتقل کردند. این عامل باعث  شد،بازارهای اوراق بهاداردر بعضی ازکشورها بامشکل جدی مواجه شوند به گونه ای که نیاز به دخالت دولت برای کمک به آنهااحساس شد.(مشایخ و همکاران، 1387).

 

2-5-4 تاثیر بحران بر شاخص های بورس جهان

نیمه دوم ماه سپتامبر تاثیر این بحران عمیق تر شد و شاخص ها سقوط کردند، اگر چه بازارهای بورس اوراق بهادار نقشی در شروع بحران مالی نداشتند، اما بیشترین تاثیر را از آن پذیرفتند. این بحران، ابتدا یک بحران اعتباری بود و در ابتدا از طریق بازارهای خارج از بورس که نظارت کمتری برخوردار هستند، گسترش پیدا کرد. با افت بازارهای سهام در سراسر دنیا، میلیاردها دلار از ثروت جهان نابود شد. (روزنامه دنیای اقتصاد، 1387). تاثیر بحران بر شاخص های بورس جهان (آمریکا، اروپا و آسیا)، تاثیر بر قیمت فلزات اساسی (سنگ آهن، روی، آلومینیوم، مس و…)، تاثیر بحران بر قیمت نفت و کاهش آن، بخصوص در کشورهای صادرکننده نفت به صورت چشمگیری آنان را با کسری بودجه مواجه نمود. کاهش حجم تجارت جهانی و کاهش صادرات به همراه افت جریان سرمایه، منجر به کاهش سرمایه گذاری شده و مشکلات شرکت ها و بانک ها را دوچندان نمود. (دارابی، روزنامه دنیای اقتصاد، 1387)

2-5-5  ایران و بحران مالی جهان

بحران در بازارهای مالی جهان، شرایط تازه ای را نیز برای اقتصاد ایران پدید آورده است. اگرچه در ابتدای بحران برخی بر این باور بودند که این بحران به دلیل ارتباطات کم ایران با دیگر کشورها و تحریم های صورت گرفته علیه ایران چندان تاثیری بر اقتصاد کورمان نخواهد داشت، اما به نظر می رسد که ایران نیز همچون سایر اقتصادهای جهان مصون از بحران مالی جهان و رکود برخاسته از آن نخواهد بود (دارابی، 1387).مهمترین تاثیری که بحران مالی غرب بر اقتصاد ایران دارد، بهای نفت خام است که پس از چند ماه افزایش سریع در بازارهای بین المللی در هفته های اول بحران، به شدت کاهش یافته است که این امر درآمدهای نفتی را به شدت کاهش می دهد و عمده ترین اثر کاهش درآمدهای نفتی نیز بر بودجه دولت است(دارابی، 1387).

 

 

2-5-6 تاثیر بحران جهانی بر بورس اوراق بهادار تهران

بحران مالی جهانی از دو راه می تواند وارد بورس تهران شود:

اول از راه کاهش سود شرکت های بورسی و دوم از راه کاهش حجم پولی که می تواند قیمت سهام را در حد خاصی نگه دارد. تاثیر پذیری بر سود شرکتها در 4 گروه صنعتی قابل مشاهده است:

  • شرکتهایی که صادر کننده موادخام به دنیا هستند این شرکتها عبارتند از شرکتهای پایین دستی نفت، پتروشیمی و شرکتهای معدنی که بخشی از محصولات خود را صادر می کنند.
  • شرکتهایی که قیمت محصولات آنها در داخل کشور منطبق با قیمتهای جهانی است. یعنی اگر قیمت جهانی افزایش یا کاهش یابد به همان مقدار قیمت داخلی را تغییر می دهند مانند شرکت های فولادی، مس، روی و شرکتهای پتروشیمی که در داخل کشور، محصول خود را عرضه می کنند.
  • شرکتهایی که قیمت مصوب دارند اما مصرف کننده های مواد آنها به دلیل ارتباطی که با قیمت جهانی دارند روی کاهش قیمت مصوب پافشاری می کنند، مثل شرکت های تولیدکننده سنگ آهن. شرکتهای فولادی مایل اند به دلیل کاهش قیمت های جهانی، قیمت مصوب سنگ آهن را کاهش دهند.
  • شرکت های سرمایه گذاری که بخشی از پورتفوی آنها شامل سه گروه بالا می شود، بالطبع سود آنها هم به نسبت سهامی که از این شرکتها دارند، کاهش می یابد (مشایخ و همکاران، 1387).

راه دومی که بورس تهران را آسیب پذیر می کند. حجم پولی است که وارد بورس می شود یا در چرخش نقدینگی بورس مورداستفاده قرار می گیرد. سرمایه های سه گروه زیر در بورس تاثیرگذار است :

  • افرادی که از خارج بورس تهران سرمایه وارد بورس می کنند. قطعا حجم پولی که از این طریق وارد می شود با توجه به قیمت نفت و کاهش بودجه کشور و بالطبع کاهش درآمدهای مردم، کمتر می شود.
  • افرادی که همیشه در بازار حضور دارند اما برای خرید سهام نیازمند عرضه سهام دیگری هستند. با کاهش قیمت تاثیرپذیر از قیمت های جهانی، قدرت این گروه برای حفظ سهام کاهش می یابد، زیرا توان و قدرت مالی خود را برای حفظ قیمت های سهام از دست می دهند و از این رو شرکت هایی که قیمت های جهانی تاثیری بر آنها ندارد و سود آنها کاهش نمی یابد با کاهش P/E روبه رو خواهند شد.
  • افراد ریسک پذیر بورس که با دیدن کاهش قیمت ها و شاخص ها و همچنین افزایش صف های فروش نگران می شوند و اقدام به عرضه سهام خود می کنند و به این دلیل حجم زیادی از سرمایه ها را از بورس خارج می کنند. (مشایخ و همکاران، 1387)

پژوهش (پایان نامه) : انواع قیمت­ گذاری و تخفیف دهی در بازاریابی محصول

قیمت­گذاری در بازارهای مختلف بسته به نوع بازار، فرق می کند. اقتصاددانان چهار نوع بازار را شناسایی کرده اند که می توان برای هر یک سیاست قیمت­گذاری خاصی را داشت.

دانلود  پایان نامه: رتبه­ بندی مهمترین عوامل آمیزه بازاریابی مؤثر در رفتار مصرف کنندگان رب گوجه ­فرنگی

  1. تحت شرایط رقابت کامل[3]

بازار از تعداد زیادی خریدار و فروشنده تشکیل می شود که اقلام همگونی نظیر گندم، مس یا اوراق بهادار را با هم داد و ستد می کنند. در شرایط رقابت کامل، هیچ یک ازخریداران یا فروشندگان به تنهایی قادر نیستند بر قیمت های فروش جاری تأثیر بگذارند. فروشنده قادر نیست برای محصولی که عرضه می کند قیمتی بالاتر از قیمت جاری بازار مطالبه نماید، زیرا خریداران قادرند همین کالا را به هر میزانی که مایلند و به قیمت جاری بازار به­دست آورند. و به همین ترتیب فروشنده برای محصول خود قیمتی زیر قیمت جاری بازار را مطالبه نمی کند. زیرا که قادر است محصول خود را به هر میزانی در قیمت جاری بازار بفروشد. اگر قیمت فروش و سود افزایش یابد، فروشندگان جدید به آسانی وارد بازار می­شوند. در یک بازار رقابتی محض، تحقیقات بازاریابی، تکوین کالا، قیمت گذاری و تبلیغات چندان کاربردی ندارند. به همین دلیل در این بازار فروشندگان چندان توجهی به استراتژی بازاریابی ندارند.

  1. تحت شرایط رقابت انحصاری[4]

بازار از تعداد زیادی خریدار و فروشنده تشکیل شده است که برای داد و ستد کالا به جای یک قیمت، از قیمت های مختلفی استفاده می کنند. دلیل این امر این است که فروشندگان می توانند آن­چه را که به بازار عرضه می کنند، از یکدیگر متمایز کنند. این تمایز می تواند در کیفیت، طرح یا ویژگی های آن باشد. فروشندگان برای قیمت های مختلف بازار، محصولات متفاوتی را تولید کرده و علاوه بر آن آزادانه برای متمایز کردن محصولات خود از محصولات دیگران از نام و نشان و تبلیغات متفاوتی استفاده می کنند. از آن جا که در این بازار تعداد زیادی رقیب وجود دارد، هر شرکت در مقایسه با بازار انحصار چند قطبی، کمتر تحت تأثیر استراتژی های بازاریابی رقبا قرار می­گیرد.

  1. تحت شرایط رقابت انحصار چند قطبی[5]

بازار از تعداد معدودی فروشنده تشکیل شده است که هر کدام نسبت به سیاست قیمت گذاری و استراتژی های بازاریابی دیگران از خود حساسیت بسیاری نشان می دهند. محصولات مورد معامله می تواند همگن باشد، مانند فولاد و آلومینیوم و یا ناهمگن باشند. مثل اتومبیل یا کامپیوتر. در این بازار تعداد فروشندگان اندک است زیرا ورود به بازار برای فروشندگان چندان آسان نیست. هر فروشنده ای کاملاً نسبت به تحرکات و استراتژی های رقبا از خود هوشیاری نشان می­دهد. برای مثال چنان چه یکی از فروشندگان فولاد، قیمت فروش فولاد را 10 درصد کاهش دهد، تمام خریداران سریعاً به سوی او روی می آورند. در این شرایط سایر فروشندگان مجبورند واکنش نشان دهند و قیمت خود را کاهش دهند یا این که خدمات همراه را افزایش دهند.

یک انحصار گر چند جانبه هیچ گاه نباید اطمینان داشته باشد که با کاهش قیمت به طور دایمی به چیزی دست خواهد یافت. از طرف دیگر، اگر یک انحصار گر چند جانبه قیمت فروش خود را افزایش دهد، رقبا لزوماً از او پیروی نخواهند کرد. بنابراین با این انحصارگر مجبور می شود مجدداً قیمت های خود را کاهش دهد، یا اینکه بازار فروش خود را به نفع رقبا از دست خواهد داد.

  1. یک بازار انحصار کامل[6]

فقط از یک فروشنده تشکیل می شود. انحصار فروش می تواند کاملاً در دست دولت و یا یک شرکت خصوصی تحت نظارت دولت و یا کاملاً خصوصی باشد. در هر مورد، شیوه قیمت گذاری متفاوت است. انحصار فروش دولتی می تواند با قیمت گذاری، اهداف متفاوتی را دنبال کند. تحت این شرایط قیمت می­تواند حتی زیر قیمت تمام شده تعیین گردد. زیرا کالا برای خریداران از اهمیت خاصی برخوردار است، خریدارانی که توانایی پرداخت قیمتی بالاتر را ندارند. انحصار فروش دولتی می تواند قیمت را در سطحی تعیین کند که تمام هزینه ها را بپوشاند یا آن چنان که منبع درآمد خوبی برای دولت باشد. گاهی اوقات نیز هدف از تعیین قیمت در سطح بالا، تعدیل سطح تقاضاست. در انحصار فروش خصوصی با نظارت دولت، قیمت در سطحی تعیین می شود که سود متعارفی نصیب سرمایه گذار شود. انحصارگر بدون نظارت دولت، در تعیین قیمت از آزادی کاملی برخوردار است. در این شرایط قیمت بنا برکشش بازار تعیین می شود. به هر حال تحت این شرایط نیز به دلایلی چند قیمت چندان در سطح بالا تعیین نمی شود. قیمت­گذاری بالا رقبای جدید را به طرف صنعت جذب می کند و دیگر این که با قیمت پایین، امکان نفوذ سریع تری در بازار وجود دارد و احتمال مداخله دولت نیز به مراتب کمتر خواهد بود(اسماعیل پور، 1381: صص 227-224).

 

برداشت های ذهنی مصرف­کننده از قیمت و فایده

این مصرف­کننده است که سرانجام قضاوت می کند آیا قیمت کالا صحیح است یا نه. یک شرکت به هنگام تعیین قیمت باید از دریافت های ذهنی مصرف­کننده از قیمت و چگونگی تأثیر این برداشت ها بر تصمیم­گیری های مربوط به خرید آگاهی داشته باشد. وقتی مصرف­کنندگان کالایی را می­خرند، در واقع ارزشی را با ارزش دیگری مبادله می کنند. ارزشی که از دست می دهند قیمتی است که برای کالا می پردازند و ارزشی که به­دست می آورند مزایای ناشی از داشتن یا استفاده از کالاست.

قیمت گذاری منطقی و کارآمد، مستلزم آگاهی ازمیزان مزایایی است که مصرف­کنندگان با به دست آوردن کالا نصیبشان می شود. قیمت فروش کالا باید متناسب با مزایایی باشد که نصیب مصرف­کنندگان می شود. این مزایا شامل مزایای واقعی و مزایای ذهنی اند. برای مثال، محاسبه هزینه مواد یک وعده غذا در یک رستوران بسیار شیک چندان دشوار نیست ولی آیا می توان برای رضایت حاصل از مزه غذا، محیط رستوران، راحتی، لذت گفت و گو و احساس منزلتی که در اثر صرف غذا در چنین رستورانی به مصرف­کننده دست می دهد هم قیمتی تعیین کرد؟ باید توجه داشت که این فواید برای مصرف­کنندگان مختلف و بنابر اوضاع و احوال مختلف فرق می کند. برای همین است که یک شرکت، معمولاً برای اندازه گیری فایده ای که مشتریان برای کالایش قایل می شوند با مشکل مواجه می­شود اما مصرف­کننده برای ارزیابی قیمت کالا به عنوان معیار از همین فواید استفاده می کند. اگر مصرف­کنندگان تصور کنند قیمت کالا بالاتر از فایده ای است که آن کالا در بر دارد، از خرید آن امتناع می کنند ولی اگر تلقی آنها این باشد که قیمت کالا پایین تر از فایده آن است، این کالا را خواهند خرید.

با توجه به مباحث بیان شده، بازاریابان باید ابتدا دلایل مصرف­کنندگان برای خرید کالا را بدانند و آن گاه بنا بر دریافت های ذهنی آنها از فایده کالا، قیمت آن را تعیین کنند. از آن جا که مصرف کنندگان برای ویژگی های مختلف کالا ارزش جداگانه و متفاوتی قایل می شوند، بازاریابان هم اغلب برای قسمت های مختلف بازار از خط مشی های قیمت­گذاری متفاوتی استفاده می کنند. هر کالا با سطح ویژگی خاص خود، دارای قیمت خاصی است. مثلاً تولید کنندگان تلویزیون برای آن دسته از مصرف­کنندگانی که فقط خواهان تماشای برنامه های تلویزیونی اند، تلویزیون های مدل های کوچک و ازران قیمت تولید می کنند و مدل های بزرگ تر و گران قیمت­تر همراه با ویژگی های اضافی هم برای مصرف کنندگانی تولید می شود که خواهان چنین ویژگی هایی هستند. مت گذاری در جهت خریدار به این معنی است که بازاریاب نمی تواند ابتدا کالا را طراحی کرده و برنامه بازاریابی آن را تنظیم نماید و سپس قیمت آن را تعیین کند. نقطه آغاز برای یک قیمت گذاری خوب، بررسی و تجزیه و تحلیل نیازهای مصرف­کننده و برداشت های ذهنی او از قیمت کالاست. قیمت فروش کالا باید قبل از تهیه برنامه بازاریابی و همراه با سایر متغیرهای ترکیب عناصر بازاریابی مورد بررسی قرار گیرد(اسماعیل پور، 1381: صص227-228).

 

ب. قیمت و پیشنهاد رقبا

عامل دیگر خارجی مؤثر بر تصمیمات قیمت گذاری، قیمت رقبا و عکس العمل ایشان در مورد تحولات قیمتی است. وقتی یک مشتری می خواهد کالایی بخرد، مثلاً یک یخچال، قیمت آن را با یخچال های مشابه مقایسه کرده، سپس تصمیم می گیرد. هم چنین استراتژی قیمت گذاری ممکن است متأثر از طبیعت رقابت باشد، ممکن است یک شرکت تصمیم بگیرد قیمت کالایش بالا بوده و حاشیه سود بالایی نیز داشته باشد. شرکت دیگر ممکن است استراتژی قیمت کم و سهم بازار بیشتر را مورد توجه قرار دهد. استراتژی قیمت پایین و حاشیه سود پایین در هر صورت دارای حد پایینی بوده و نمی تواند از آن حد کمتر بشود، زیرا در این صورت موجب زیان خواهد شد. هر شرکتی نیاز دارد از کیفیت و قیمت کالاهای رقبا مطلع باشد. برای مثال، سازنده یخچال باید قیمت و کیفیت یخچال­های مشابه را دقیقاً بداند تا به اتکای آنها سیاست قیمت­گذاری خود را تنظیم کند.

ج. عوامل دیگر خارجی

شرکت باید هنگام قیمت گذاری، عوامل محیطی دیگری را در نظر بگیرد. برای مثال، شرایط اقتصادی، اثری خیلی قوی بر استراتژی قیمت گذاری دارد. عوامل اقتصادی نظیر تورم، رونق یا رکود اقتصادی و نرخ بهره نیز بر تصمیمات قیمت­گذاری اثر می گذارد؛ زیرا این عوامل هم بر قیمت تمام شده و هم بر برداشت مشتریان از کالای ما اثر می گذارد.

شرکت باید اثرات قیمت خود را بر دیگر عوامل محیطی مورد توجه قرار دهد، این که عکس العمل واسطه ها چگونه خواهد بود. همواره باید قیمت ها طوری انتخاب شوند که واسطه ها سود مناسبی عایدشان شود تا انگیزه لازم برای خرید و فروش مجدد کالای ما را داشته باشند.

عامل خارجی مهم دیگر دولت است. بازاریاب باید نقش دولت و موضع گیری دولت را مد نظر قرار دهد و نسبت به قوانین مربوط به قیمت ها آگاهی داشته باشد(اسماعیل پور،1381: صص229-228).

 

2 . 22 . 6 روش ها و استراتژی های قیمت­گذاری

2 . 22 . 6 . 1 هزینه بر مبنای هدف

در این روش ابتدا با تمرکز بر مشتری هدف، نیاز و امکانات او، قیمت محصول را در سطح قدرت خرید مشتری تعیین کرده، سپس تولید کننده به برنامه ریزی برای تولید محصولی اقدام می نماید که هزینه هایش با قیمت فوق هماهنگ باشد. این روش عکس روش متداول است که تولید­کننده پس از تولید محصول و مشخص شدن هزینه های آن قیمت کالا را بر اساس هزینه های محصول تعیین می کند.

 

2 . 22 . 6 . 2 قیمت­گذاری بر مبنای قیمت تمام شده+ چند درصد[7]

در این روش هزینه های تولید محصول محاسبه شده، سپس درصدی به عنوان سود به آن افزوده و قیمت کالا را تعیین می کنند. در بازارهای رقابتی و قیمت­گذاری بر مبنای تقاضا این روش چندان به کار گرفته نمی شود. نوعی از این روش قیمت­گذاری، قیمت­گذاری مبتنی بر تحلیل نقطه سربه سر است. در این روش میزان تولید در نقطه سربه سر تعیین می شود و با توجه به سود مورد انتظار میزان فروش و به تبع آن قیمت فروش مشخص می گردد(افلاکی، 1386: 170).

 

2 . 22 . 6 . 3 قیمت­گذاری بر مبنای ارزش[8]

در این روش قیمت محصول باتوجه به ارزشی که کالا برای خریدار دارد تعیین می شود. در روش متداول قیمت گذاری بر مبنای هزینه، نقطه شروع در قیمت­گذاری تحلیل هزینه های محصول است. در صورتی که در روش قیمت­گذاری مبتنی بر ارزش، برای قیمت­گذاری به شناسایی فضای ذهنی خریدار و میزان ارزشی که ویژگی ها و مزایای کالا برای او دارد می پردازند. این روش یک استراتژی قیمت گذاری پس رونده است.

 

2 . 22 . 6 . 4 قیمت­گذاری نفوذی[9]

یک استراتژی قیمت­گذاری برای افزایش سهم بازار شرکت است. در این روش با انتخاب قیمت پایین برای محصول حجم فروش بالا رفته، این امر خود به کاهش قیمت تمام شده منجر شده و امکان کاهش مجدد قیمت را فراهم می آورد. زمانی این استراتژی قیمت­گذاری مفید است که:

  1. تقاضا نسبت به قیمت حساس بوده باشد.
  2. سهم هزینه های ثابت در قیمت تمام شده زیاد باشد به طوری که با افزایش تولید و فروش، قیمت تمام شده به مقدار زیادی کاهش یابد.
  3. در نهایت ساختار بازار به­گونه ای نباشد که رقیبان بتوانند با استراتژی های شرکت مقابله کنند.

2 . 22 . 6 . 5  قیمت­گذاری پرمایه و گران[10]( با هدف عصاره کشی)

این استراتژی اغلب هنگام ورود محصول جدید به بازار مورد استفاده قرار می­گیرد. شرکت عرضه کننده با تکیه بر هزینه های سنگین سرمایه گذاری مربوط به تولید و عرضه کالا، قیمت آن را در آغاز ورود به بازار در حد بالا تعیین می کند. این شیوه قیمت­گذاری از یک طرف هزینه های سرمایه گذاری را برگشت داده، از طرف دیگر بازار را برای حضور رقیبان جدید جذاب نمایش می دهد. به طور کلی هدف استراتژی قیمت­گذاری در سطح بالا، پوشش هزینه های سرمایه گذاری محصول جدید و بیشترین بهره برداری از شرایط است. البته کیفیت محصول و تصویر ذهنی که از آن در مخاطبان ایجاد می شود باید چنان باشد که آنان حاضر به پرداخت قیمت برای کسب کالا باشند.

 

2 . 22 . 6 . 6 قیمت­گذاری پرستیژی[11]

این استراتژی نیز بر قیمت­گذاری گران البته با هدفی متفاوت نسبت به قیمت­گذاری پرمایه تأکید دارد. تعیین قیمت بالا برای محصولات در این استراتژی با هدف جایگاه­سازی برای محصول در بین افراد با درآمد بیشتر است و عمدتاً در حوزه کالاهای لوکس و غیر ضروری مثل عطر مورد استفاده قرار می گیرد. قیمت­گذاری پرستیژی یک استراتژی بلندمدت است(افلاکی، 1386: 171).

 

2 . 22 . 6 . 7  قیمت­گذاری مناقصه ای

یک استراتژی قیمت­گذاری رقابتی است که هر یک از شرکت­کنندگان برای موفقیت در مناقصه تلاش می کنند برای محصول، قیمت کمتری نسبت به دیگران اعلان نمایند. در این استراتژی بجای تأکید بر تقاضا و هزینه بر تخمین قیمت رقبا تمرکز می شود.

 

2 .22 . 6 . 8 قیمت­گذاری گروهی( خط محصول)[12]

در این روش از یک نوع محصول در اندازه های مختلف و یا با ویژگی های متنوع تولید و در یک دامنه مشخص، قیمت این گروه مرتبط باهم تعیین می شود تا خریدار متناسب با نیاز خود محصول را انتخاب نماید.

2 .22 . 6 . 9 قیمت­گذاری محصولات مکمل[13]

در این استراتژی قیمت محصول اصلی را پایین و قیمت قطعات مکمل که به طور مستمر مورد استفاده قرار می گیرد را بالا می برند، با تکیه بر این استراتژی قیمت برخی پرینترهای کوچک بسیار پایین انتخاب می­شود ولی قیمت کارتریج آنها که معمولا در کوتاه مدت نیاز به تعویض دارد نسبتا گران است. این قیمت­گذاری در مورد دوربین و باطری نیز مورد استفاده قرار می گیرد.

 

2 .22 . 6 . 10 قیمت­گذاری محصولات تزئینی( فرعی)

در مورد برخی محصولات امکان اضافه کردن ویژگی های جدید به محصول وجود دارد، در این صورت قیمت پایه ای برای محصول اصلی تعیین می شود و اجزای جدید در صورت درخواست مشتری به محصول اضافه شده، قیمت آن افزایش می یابد. از این استراتژی قیمت­گذاری در فروش اتومبیل استفاده می شود. قیمت اتومبیل در صورت اضافه شدن ویژگی هایی چون نوع خاصی از رنگ، دستگاه های خاص پخش صوت و تصویر، باربند به اتومبیل افزایش می یابد.

 

2 . 22 . 6 . 11 قیمت­گذاری مجموعه محصولات[14](بسته ای)

در این نوع قیمت­گذاری مجموعه ای از محصولات یا خدمات به طور یک­جا به خریدار فروخته می شود و قیمت مجموعه، از جمع قیمت هر یک به طور جداگانه کمتر است. از این استراتژی فروشگاه های زنجیره ای در فروش سبد محصولات غذایی و تورهای مسافرتی در فروش کلیه خدمات مثل بلیط سفر، هتل و محل اقامت، غذای مورد نیاز در ایام سفر و … استفاده می کنند، استفاده از این استراتژی منجر به افزایش کل فروش و در نهایت سود می شود.

 

  1. 22 . 6 . 12 قیمت­گذاری محصولات فرعی[15]

در برخی شرکت ها ضایعاتی که در تولید یک محصول ایجاد می شود به خودی خود یک محصول جداگانه بوده و برای شرکت های دیگر به عنوان یک ماده اولیه قابل استفاده در ساخت محصول، مورد استفاده است، مثل خاک اره در نجاری، کود حیوانی حاصل از فضولات حیوانات در باغ وحش ها. در این شرکت ها درآمد حاصل از فروش محصولات فرعی، در تعیین قیمت محصولات اصلی تأثیر می گذارد، به همین دلیل قیمت­گذاری محصولات اصلی و فرعی هم­زمان و با توجه به تجزیه و تحلیل کل درآمد انجام می گیرد.

  

2 . 22 . 6 . 13 قیمت­گذاری رهبر و رهبری قیمت[16]

رهبری قیمت متعلق به شرکتی است که بیشترین سهم بازار را دارد. معمولاً پایه قیمت محصول را رهبر بازار تعیین کرده و دیگران در قیمت­گذاری محصولات خود از وی تبعیت می کنند. اما در قیمت­گذاری رهبر، فروشنده قیمت یک محصول مورد توجه مشتریان را در سطح پایین­تر از قیمت بازار تعیین کرده و با جذب مشتریان، سبد محصولات خود را به قیمت معمول و گاهی گران­تر، به آنان عرضه می کند. این استراتژی در خرده­فروشی ها کاربرد بیشتر و اثر بخش تری دارد.

 

2 . 22 . 6 . 14 قیمت­گذاری متناسب با بخش های بازار[17]

در این روش قیمت یک محصول در بخش­های مختلف بازار متناسب با ویژگی های مشتریان، تفاوت می کند، قیمت­گذاری متفاوت با تکیه بر تفاوت های زمانی، نوع مشتری و مناطق جغرافیایی صورت می گیرد. برا مثال قیمت بلیط تئاتر برای دانشجویان کمتر از سایر افراد است. همچنین در برخی کشورها قیمت برنامه های تفریحی برای سالمندان متفاوت با سایر افراد تعیین می شود.

 

2 . 22 . 6 . 15 قیمت­گذاری روانی[18]

شرکت ها تلاش می کنند با ایجاد تصویر مناسب از یک محصول در ذهن مشتریان بالقوه، زمینه مناسب برای عرضه محصول به قیمت بالاتر را فراهم نمایند. در این راستا برخی خریداران قیمت پایه­ای برای هر نوع محصول در ذهن دارند و زمانی که با محصولات مشابه برخورد می کنند آن قیمت را به خاطر می آورند. این قیمت را مرجع می نامند.

با توجه به مباحث بیان شده، استراتژی قیمت­گذاری یک محصول، هنگامی که آن محصول عضوی از یک گروه محصول است، ویژگی­های متفاوتی دارد. در این حالت سازمان به قیمت­های محصولات گروه به­طور یک­جا توجه می­کند تا سود مجموعه را به حداکثر برساند.

2 . 22 . 7 روش ها و استراتژی های تعدیل قیمت[19]

شرکت ها به منظور ترغیب و تشویق خریداران به خرید محصول، با بهره گرفتن از روش­های مختلف تلاش می کنند هزینه دست­یابی به محصول را برای خریداران کاهش دهند. یکی از این روش ها بکارگیری سیاست­های تعدیلی است. تعدیل این هزینه بیشتر با بهره گرفتن از تخفیفات در قیمت حاصل می شود(افلاکی، 1386: 173).

 

2 . 22 . 7 . 1 تخفیف نقدی[20]

این نوع تخفیف در ازای پرداخت وجه کالا در زمان تعیین شده، به خریدار داده می شود. تخفیف نقدی یک عامل انگیزشی برای تسریع در پرداخت وجه کالا است. در تخفیفات نقدی سه عامل دوره زمانی تخفیف، درصد تخفیف و زمان سپری شده از تاریخ صورت حساب مورد نظر و توجه است.

 

2 . 22 . 7 . 2 تخفیف تجاری[21]

این نوع تخفیفات برای عوامل کانال های شرکت از قبیل خرده­فروش و عمده فروش در نظر گرفته می شود تا وظایف محوله را انجام دهند. به عبارتی حق الزحمه فروشندگان برای اجرای وظایف محول شده به آنان در ارتباط با فروش کالا است. در این ارتباط قیمت خرده­فروشی کالا مشخص شده، سپس درصد تخفیف خرده­فروش و عمده­فروش تعیین می شود. برای مثال قیمت کالایی برای مصرف کننده نهایی 10000 ریال بوده و شرکت برای خرده­فروش 7 و برای عمده­فروش 3 درصد تخفیف در نظر می گیرد. در این صورت کالا به قیمت 930 ریال (9300=%7×10000- 10000) به خرده فروش و 9021 ریال (9021=%3×9300- 9300) به عمده فروش عرضه می شود.

 

2 . 22 .7 . 3 تخفیف مقداری[22](تخفیف برای خریدهای عمده)

این تخفیف دو نوع است، غیر انباشتی و انباشتی، برای تشویق خریدار، به خرید بیشتر در هر بار، از تخفیفات مقداری غیر انباشتی استفاده می شود. مثلاً به خریدار پیشنهاد می شود اگر میزان خریدش از 100 واحد بیشتر باشد%3 و بابت خرید بیش از 500 واحد %4 از قیمت کالا کاسته می شود. اما در تخفیفات مقداری انباشتی ، هدف، ایجاد انگیزه برای خرید بیشتر در یک دوره زمانی است، مثلاً در مورد کالایی که قیمت هر واحد آن 300 تومان است به خریدار پیشنهاد می­شود در صورت ارتقای حجم خرید در سال به بیش از 4000 واحد%2 تخفیف دریافت می کند، افزایش تعداد خرید به 6000 واحد نرخ تخفیف %3 را در پی دارد و به همین ترتیب، به طور کلی، تخفیف های انباشتی در جهت حفظ و استمرار رابطه با خریدار مورد استفاده قرار می گیرد.

 

2 .22 .7 . 4 تخفیف فصلی[23]

برای محصولات فصلی است، با هدف ایجاد انگیزه برای خریدار، جهت خرید در غیر فصل معمول، مثلاً مسافرت به کیش در فصل­های پاییز و زمستان برای مردم مطلوب است و در فصل تابستان از متقاضیان سفر به کیش به شدت کاسته می شود، برای ایجاد انگیزه در مشتریان بالقوه، شرکت های مسافرتی برای سفر در تابستان به کیش، قیمت بلیط هواپیما و نرخ استفاده از اقامتگاه ها را کاهش می دهند.

 

2 . 22 . 7 . 5 تخفیف ترفیعی( ویژه)

برای ایجاد انگیزه در خریداران جهت خرید کالا، گاهی با اجرای برنامه های حراج، در قیمت کالا تخفیف قائل شده و گاهی به طور مقطعی و به مناسبت خاص به متقاضیان تخفیف داده می شود. در برخی موارد نیز تولیدکنندگان با دریافت کالای مستعمل خریدار، در قیمت کالا برای وی درصدی تخفیف قائل می شوند. این موارد، از انواع دیگر تخفیفات است که به تخفیفات ترفیعی یا تخفیفات ویژه شهرت دارند.

 

2 . 23 ترفیع[24]

ترفیع – همه ابزار ارتباطی را در بر می گیرد که می­توانند پیامی را به مخاطبان هدف برسانند. این ابزار را می توان به پنج گروه بخش کرد:

  1. تبلیغات
  2. پیشبرد فروش
  3. روابط عمومی
  4. نیروی فروش
  5. بازاریابی مستقیم( فروش حضوری) ( کاتلر، 1379: 190).

[1]. External factors affecting pricing

Market and demand.[2]

Pure Competition.[3]

Monopolistic Competition.[4]

Oligopolistic Competition.[5]

[6]. Pure Monopoly

[7]. Cost- plus pricing

[8]. Value pricing

Market penetration pricing.[9]

Market skiming pricing.[10]

[11]. Prestige pricing

Product- line pricing.[12]

Captive- product pricing.[13]

Product- bundle pricing.[14]

By- product pricing.[15]

Leader pricing.[16]

Segmented pricing.[17]

Psychological pricing.[18]

strategies  Price- adjustment.[19]

Cash discount.[20]

Fanctional( trade) discount.[21]

Quantity discount.[22]

Seasonal discount.[23]

دانلود پایان نامه ارشد: بررسی رابطه دولت الکترونیک و اعتماد عمومی

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت

عنوان : بررسی رابطه دولت الکترونیک  و اعتماد عمومی

Continue reading “دانلود پایان نامه ارشد: بررسی رابطه دولت الکترونیک و اعتماد عمومی”

دانلود پایان نامه ارشد رشته مدیریت : بررسی رابطه­ میان استقلال زنان و رفتاری باروری

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت 

گرایش : جمعیت شناسی

عنوان :   بررسی رابطه­ میان استقلال زنان و رفتاری باروری

Continue reading “دانلود پایان نامه ارشد رشته مدیریت : بررسی رابطه­ میان استقلال زنان و رفتاری باروری”

پایان نامه کارشناسی ارشد رشته روانشناسی: بررسی تأثیر موسیقی در کاهش اضطراب و دلهره

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی

با عنوان : بررسی تاثیر موسیقی در کاهش اضطراب و دلهره

در ادامه مطلب می توانید تکه هایی از ابتدای این پایان نامه را بخوانید

و در صورت نیاز به متن کامل آن می توانید از لینک پرداخت و دانلود آنی برای خرید این پایان نامه اقدام نمائید.

Continue reading “پایان نامه کارشناسی ارشد رشته روانشناسی: بررسی تأثیر موسیقی در کاهش اضطراب و دلهره”