پایان نامه تعیین رابطه بین رفتارهای دوره‌ای شاخص‌های بازار سهام در بخش صنعت، خدمات و مالی در تولید ناخالص داخلی در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی (1380-1392) 

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته حسابداری

دانشگاه آزاد اسلامی
واحد کاشان  
دانشکده تحصیلات تکمیلی
 
پایان‌نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد
 گرایش: حسابداری
عنوان:
تعیین رابطه بین رفتارهای دوره‌ای شاخص‌های بازار سهام در بخش صنعت، خدمات و مالی در تولید ناخالص داخلی در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی (1380-1392) 

 
 

بهار 1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود
(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)
تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :
(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)
فصل اول: کلیات تحقیق
  4
1-1        مقدمه  2
1-2        شرح و بیان مسئله تحقیق.. 3
1-3        اهمیت و ضرورت انجام تحقیق.. 5
1-4        اهداف تحقیق.. 7
1-5        پرسش های تحقیق.. 8
1-6        فرضیه های تحقیق.. 9
1-7        تعاریف مفهومی و عملیاتی.. 9
1-8        قلمرو تحقیق.. 11
1-9        روش تحقیق.. 12
2-1        مقدمه  16
2-2        سهام وانواع سهام. 17
2-2-1 سهام. 17
2-2-2 اوراق سهام. 18
2-2-3 بازار سهام و رشد اقتصادی.. 19
2-2-4 توسعه بازارسهام ورشد اقتصاد. 21
2-3        نرخ ارز. 25
2-3-1 نرخ مبادله ارز. 25
2-3-2 نقش بانک مرکزی بر نرخ مبادله ارز. 27
2-3-3 رابطه ی نرخ ارز و قیمت سهام. 30
2-3-4 نظام ارزی ایران. 31
2-4        نرخ تورم. 33
2-4-1 مفهوم وتعاریف تورم. 33
2-4-2 محاسبه شاخص تورم. 36
2-4-3 تاثیر تغییرات نرخ سود بر شاخصهای كلان اقتصادی (تورم) 38
2-5        تولید ناخالص داخلی ورشد اقتصادی.. 41
2-5-1 تولید ناخالص داخلی.. 41
2-5-2 مفهوم تولید ناحالص ملی.. 42
2-5-3 اجزای تشکیل دهنده ی تولید ناخالص ملی.. 43
2-5-4 رشد اقتصادی وبازارهای مالی وسهام. 44
2-5-5 منابع رشد اقتصادی.. 47
2-5-6 شاخص های توسعه مالی.. 47
2-6        پیشینه تحقیق.. 48
2-6-1 تحقیقات خارجی.. 48
2-6-2 تحقیقات داخلی.. 59
2-6-3 جمع بندی تحقیقات خارجی و داخلی.. 66
3-1        مقدمه  69
3-2        روش تحقیق.. 70
3-3        جامعه آماری.. 72
3-4        حجم نمونه و کفایت آن. 73
3-5        روش نمونه گیری و دلیل استفاده از آن. 73
3-6        روش های گردآوری داده ها و کاربرد آن. 74
3-7 ابزار گردآوری داده ها و کاربرد آن. 75
3-8        پایایی و اعتبار ابزار تحقیق.. 76
3-9        روش ها و ابزار تجزیه و تحلیل داده ها 77
4-1        مقدمه..‏ 82
4-2        توصیف جامعه آماری..‏ 82
4-3        توصیف نمونه آماری..‏ 84
4-3        توصیف یافته ها..‏ 85
4-5        تحلیل روند متغیرها..‏ 86
4-5-1 تحلیل روند تولید ناخالص داخلی..‏ 87
4-5-2 تحلیل روند نرخ تورم..‏ 89
4-5-3 تحلیل روند نرخ ارز..‏ 93
4-5-4 تحلیل روند رشد اقتصادی..‏ 97
4-5-5 تحلیل روند نرخ بهره..‏ 100
4-5-6 تحلیل روند شاخص بورس..‏ 105
4-6        رابطه بین متغیرهای کلان و شاخص بورس..‏ 108
4-6-1 رابطه بین تولید ناخالص داخلی و شاخص بورس..‏ 109
4-6-2 رابطه بین نرخ تورم و شاخص بورس..‏ 111
4-6-3 رابطه بین نرخ ارز و شاخص بورس..‏ 113
4-6-4 رابطه بین نرخ رشد اقتصادی و شاخص بورس..‏ 115
4-6-5 رابطه بین نرخ بهره و شاخص بورس..‏ 117
4-6-6 تحلیل همبستگی متغیرها..‏ 120
4-7        جمع بندی..‏ 121
4-1        مقدمه..‏ 82
5-1        مقدمه.. 125
5-2        خلاصه یافته ها 125
5-3        نتیجه گیری.. 128
5-3-1 پرسش فرعی اول. 129
5-3-2 پرسش فرعی دوم. 130
5-3-3 پرسش فرعی سوم. 131
5-3-4 پرسش فرعی چهارم. 132
5-3-5 پرسش فرعی پنجم. 134
5-3-6 پرسش فرعی ششم. 135
5-3-7 پرسش اصلی تحقیق.. 137
5-4 پیشنهادهای تحقیق.. 143
5-4-1  پیشنهادهای كاربردی.. 143
5-4        -2  پیشنهاد برای تحقیقات آتی.. 144
5-5 محدودیت های تحقیق.. 146
5-5 منابع و مآخذ. 148
منابع فارسی.. 148
منابع لاتین.. 151
منابع اینترنتی.. 156
پیوست الف:  خروجی‌های نرم‌افزار Spss. 158
 
جدول 2-1:پیشینه تحقیقات انجام شده 66
جدول 3-1 متغیرهای تحقیق.. 80
جدول 4-1: توصیف یافته های تحقیق.. 85
جدول4-2: تولید ناخالص داخلی به میلیارد دلار. 87
جدول 4-3: نرخ تورم ماهانه به درصد.. 90
جدول 4-:4 نرخ ارز ماهانه به ریال.. 94
جدول 4-5: تغییرات نرخ ارشد اقتصادی سالانه به درصد.. 98
جدول 4-6: تغییرات نرخ بهره به تفکیک منابع مصرف(به درصد). 101
جدول 4-7: تغییرات شاخص بورس در بازه زمانی 1380 تا 1393.. 106
جدول 4-8: تغییرات تولید ناخالص داخلی بر مبنای شاخص پایه به درصد.. 109
جدول 4-9: تغییرات شاخص سهام بر پایه ثابت…. 110
جدول 4-10: نرخ تورم بر مبنای شاخص پایه. 112
جدول 4-11: تغییرات نرخ ارز بر مبنای شاخص پایه(به درصد). 114
جدول 4-12: نرخ رشد اقتصادی به درصد بر مبنای شاخص پایه. 116
جدول 4-13: تغییرات نرخ رسمی بهره بر مبنای شاخص پایه به درصد.. 118
جدول 4-14: تحلیل همبستگی متغیرهای کلان و شاخص بورس… 120
 
 
نمودار 4-1 : روند تولید ناخالص داخلی… 88
نمودار 4-2 : شیب و روند تغییرات در تولید ناخالص داخلی… 89
نمودار 4-3: روند کلی نرخ تورم طی بازه 1380 تا 1390. 91
نمودار 4-4: شیب و روند تغییرات در نرخ تورم. 92
نمودار 4-5: روند ماهانه نرخ رسمی ارز(برابری دلار به ریال). 95
نمودار 4-6: شیب و روند تغییرات در نرخ ارز رسمی به ریال.. 97
نمودار 4-7: تغییرات رشد اقتصادی سالانه. 99
نمودار 4-8: تحلیل روند و شیب تغییرات نرخ رشد اقتصادی(به درصد). 100
نمودار 4-9: تغییرات نرخ بهره رسمی در بازه زمانی مورد بررسی(به درصد). 103
نمودار 4-10: روند و شیب تغییرات نرخ رسمی بهره کشور(نرخ به درصد). 105
نمودار 4-11: تغییرات ماهانه شاخص بورس در بازه زمانی 80 تا 1392.. 107
نمودار 4-12: روند و شیب تغییرات ماهانه شاخص کلی بورس در بازه 1380 تا 1392.. 108
نمودار 4-13: مقایسه روند تغییرات تولید ناخالص داخلی و شاخص بورس…. 111
نمودار 4-14: مقایسه روند تغییرات نرخ تورم و شاخص بورس…. 113
نمودار 4-15: مقایسه روند تغییرات نرخ ارز و شاخص بورس…. 115
نمودار 4-16: مقایسه روند نرخ رشد اقتصادی و شاخص بورس(به درصد). 117
نمودار 4-17: مقایسه روند تغییرات شاخص بورس و نرخ بهره 119
 
 
چکیده
هدف از این تحقیق تعیین رابطه بین متغیرهای كلان اقتصادی مشتمل بر نرخ بهره، نرخ تورم، تولید ناخالص داخلی، رشد اقتصادی، نرخ ارز و شاخص كل بورس در باطه طمانی 1380 تا 1392 به عنوان یک بازه زمانی 13 ساله بوده است.  به جهت تعریف مقاطع زمانی به عنوان جامعه آماری و در نتیجه استفاده از سرشماری در گردآوری داده ها و به عبارتی عدم استفاده از نمونه گیری تصادفی از طرفی، و به کارگیری روش تحلیل روند در توصیف یافته ها به عنوان یک روش توصیفی از طرف دیگر جهت استنتاج از روش توصیفی استفاده شده است.  نتایج به دست آمده نشان داد که: 1) بین شاخص بورس و نرخ رشد اقتصادی رابطه بسیار ضعیف معکوس وجود دارد. به جهت اینکه علامت این ضریب منفی و مقدار ضریب همبستگی(0.0125-) به سمت صفر میل کرده است. 2)بین شاخص بورس و نرخ تورم رابطه بسیار ضعیف مستقیم وجود دارد. به جهت اینکه علامت این ضریب مثبت و مقدار ضریب همبستگی(0.0574) به سمت صفر میل کرده است.3) بین شاخص بورس و نرخ بهره رابطه بسیار ضعیف معکوس وجود دارد. به جهت اینکه علامت این ضریب منفی و مقدار ضریب همبستگی(0.1939-) حدود 0.2- و به سمت صفر میل کرده است. 4)بین شاخص بورس و تولید ناخالص داخلی رابطه بسیار ضعیف مستقیم وجود دارد. به جهت اینکه علامت این ضریب مثبت و مقدار ضریب همبستگی(0.1411) به سمت صفر میل کرده است. 5) بین شاخص بورس و نرخ ارز رابطه نسبتا قوی مستقیم وجود دارد. به جهت اینکه علامت این ضریب مثبت و مقدار ضریب همبستگی(0.8660) به سمت یک میل کرده است.  بر مبنای تحلیل های انجام شده بیشترین ارتباط بین نرخ ارز و شاخص بورس و ضعیف ترین آن مربوط به شاخص بورس و نرخ رشد اقتصادی است.
واژه های کلیدی:شاخص بورس، نرخ تورم، نرخ رشد اقتصادی، نرخ بهره، تولید ناخالص داخلی، نرخ ارز


 
 
فصل اول:
كلیات تحقیق
 

 
 

1-1   مقدمه

امروزه نقش و اهمیت بازارهای سرمایه و بورس اوراق بهادار به‌عنوان یکی از ارکان اصلی این بازار بر کسی پوشیده نیست. تجربه‌ی کشورهای توسعه‌یافته نیز نشان داده که ارتباط مستقیمی بین توسعه‌ی صنعتی این اقتصادها و توان جذب منابع مالی به بازار بورس اوراق بهادار وجود دارد( نصرالهی و همکاران،90،1390). در حال حاضر، موضوع بررسی تأثیر متغیرهای کلان اقتصادی بر بازارهای سهام، یکی از موضوعات موردتوجه دانشگاهیان و سرمایه‌گذاران است(سجادی وهمكاران،1387)
عوامل متعددی بر بازده بازار بورس اوراق بهادار تأثیرگذار می‌باشند. در این خصوص می‌توان به عوامل سیاسی، اجتماعی،فرهنگی، تکنولوژیکی و در نهایت عوامل اقتصادی اشاره داشت. عوامل اقتصادی به دودسته عوامل اقتصادی کلان و خرد تقسیم می‌شوند. ازجمله عوامل کلان اقتصادی مؤثر بر بازار سهام می‌توان به تولید ناخالص ملی، تورم، نقدینگی، قیمت سکه بهار آزادی، نرخ ارز و قیمت واقعی نفت خام اشاره نمود (زاهدی،1391).
ارزش واقعی سهام به ارزش حال سود و بازدهی سهام بستگی دارد. نرخ تنزیل و توانایی شرکت در ایجاد سود تحت تأثیر متغیرهای کلان اقتصادی است. ازجمله متغیرهای اقتصادی که می‌تواند بر بازدهی سهام تأثیرگذار باشد عبارت‌اند از، تولید ناخالص داخلی و نرخ ارز  .  كشورهای درحال‌توسعه ازجمله ایران، از درجه بالایی از بی‌ثباتی متغیرهای كلان اقتصادی برخوردار هستند. در این كشورها نرخ ارز، قیمت سهام و سایر متغیرهای مهم كلان نسبت به اقتصادهای پیشرفته و صنعتی بیشتر در حال نوسان بوده و این نوسانات نیز به‌نوبه خود، محیط نامطمئنی را برای سرمایه‌گذاران ایجاد كرده و باعث می‌شود تا سرمایه‌گذاران نتوانند به سهولت و با اطمینان بیشتر در مورد سرمایه‌گذاری آتی تصمیم‌گیری كنند و احیاناً متحمل زیان‌های وسیعی می‌شوند. لذا برای افزایش سرمایه‌گذاری و به‌تبع آن دستیابی به رشد بلندمدت و مداوم اقتصادی، توجه به بازار سرمایه، بخصوص بورس اوراق بهادار به‌عنوان یكی از اركان اصلی بازار سرمایه و عوامل تأثیرگذار بر شاخص قیمت سهام همچون نرخ ارز و  تولید ناخالص داخلی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.
یکی از مباحث عمده‌ی اقتصاد،اثر نوسانات مختلف ارز بر شاخص قیمت‌ها و سهام در سطوح کلان است. ازآنجاکه قیمت‌های داخلی سعی در تعدیل نرخ ارز دارند ،این مسئله که آیا نوسانات نرخ ارز در کشورمان بر بازار سهام مؤثر می‌باشد یا نه مطرح می‌گردد.  براساس نظریه‌های اقتصادی یک رابطه دوطرفه بین قیمت سهام و نرخ ارز وجود دارد. در این فصل ابتدا بیان مسئله و اهمیت و ضرورت موضوع توصیف‌شده و سپس اهداف ،چارچوب نظری و مدل مفهومی  ،فرضیات تحقیق و اصطلاحات کلیدی بیان‌شده‌اند.

1-2   شرح و بیان مسئله تحقیق

ارتباط شاخص بورس و متغیرهای اقتصاد کلان از نگرانی‌های اصلی برای سیاست‌گذاران و سرمایه‌گذاران برای پیش‌بینی رفتارهای آینده است. شاخص بورس معیاری جهت ارزیابی بازگشت سرمایه‌گذاری مالی‌، برای تنوع بخشیدن ریسک و فرصت‌های سرمایه‌گذاری جایگزین می‌باشند. (یوزا وبایراك،948،2012)
محققان  نشان داده‌اند که یک رابطه علی و معلولی دوسویه بین توسعه بازار سهام و عملکرد اقتصادی وجود دارد. براین اساس یک کشور با یک سیستم مالی کاملاً توسعه‌یافته در بخش توسعه سهام می‌تواند توسعه اقتصادی قابل‌توجهی را از طریق تغییرات تکنولوژی و نوآوری محصول و خدمات هدایت کند. (لوین[1] ،1997،688)
پیوند بین رفتارهای دوره‌ای شاخص‌های بازار سهام و تولید ناخالص داخلی  تأثیر مهمی بر خط‌مشی‌های استراتژی‌های توسعه دارد. اگر یک رابطه علی و معلولی یک‌سویه از توسعه شاخص‌های بازار سهام و تولید ناخالص داخلی وجود داشته باشد، در این صورت بازار سهام نه‌تنها تسهیل‌کننده تخصیص منابع مالی بین واحدهای دارای مازاد و دارای کسری است، بلکه رشد اقتصادی را از طریق تقویت سرمایه و نوآوری‌های تکنولوژی تقویت می‌کند. از سوی دیگر اگر فرایند علی و معلولی در جهت معکوس رخ دهد به این معناست که رشد اقتصادی یک پیش‌شرط برای کشور به‌منظور اصلاحات بخش بازار سهام می‌باشد چون تکامل بازار سهام  وابستگی زیادی به تقاضاهای ایجادشده توسط نمایندگان بازار دارد. به‌علاوه فرایند توسعه بازار سهام بستگی به ظرفیت جذب کشور مثل توسعه منابع انسانی خط‌مشی سرمایه‌گذاری و خط‌مشی‌های مؤثر اقتصادی کلان دارد اگر فرایند علی و معلولی دوسویه باشد بخش بازار سهام و رشد اقتصادی یک رابطه علی و معلولی تقویت‌کننده دارند (چانگ[2] وهمكاران،109،2005).
اخیرا تأکیدات  فزاینده‌ای بر شاخص‌های بازار سهام و اثر بازار سهام بر توسعه اقتصادی  معطوف شده و هم چنین در مباحث نظری نیز موردتوجه قرار گرفته است. شواهد اخیر حاکی از آن است که بازار سهام می‌تواند تأثیرات مثبت بزرگی بر توسعه‌ی اقتصادی داشته باشد. در واقع تمرکز بر بازارهای سهام به‌عنوان موتوری برای رشد اقتصادی روزنه‌ی جدیدی در ادبیات مالی است. اگرچه مزایای بازارهای سهام تا حد زیادی درگذشته نادیده گرفته‌شده است، اما در حال حاضر به جهت اثرات مثبتی که بازار سهام به ارمغان می‌آورد اجماع نظر وجود دارد( سیتانا و همکاران،2010).
 با عنایت به اهمیتی كه بازار سهام می تواند در رشد و توسعه اقتصاد هر كشوری، به ویژه كشورهای در حال توسعه داشته باشد، مناسب است که معمای رشد اقتصادی را از طریق تولید ناخالص دوباره از چشم‌انداز توسعه بازار سهام مورد بررسی قرار گیرد. به همین جهت ضروری و مناسب به نظر می‌رسد که چارچوبی سازگار با ماهیت معیارها ارائه گردد. (چانگ وهمكاران،109،2005)
در راستای ارزیابی تاثیر بازار سهام، می‌توان معیارهای سنجش را  دریك بازه زمانی مورد بازنگری و قرار داد. به‌علاوه لازم است كه تعامل در بین معیارها و نیز وزن‌های اختصاص داده ‌شده به هر معیار به‌حساب آورده شوند. این تحقیق در چارچوب مطالعه ای فراتر از سطح شركت های بورسی به عنوان یك بنگاه اقتصادی و در سطحی كلان به انجام رسیده است. هدف اساسی تحقیق حاضر مطالعه رابطه بین رفتارهای دوره‌ای شاخص‌های بازار سهام در بخش صنعت، خدمات، مالی  بورس اوراق بهادار تهران و تولید ناخالص داخلی  در بازه زمانی (1380-1392) بوده است. به عبارتی تحقیق حاضر در راستای پاسخ به پرسش اصلی زیر صورت گرفته است:
چه رابطه‌ای بین رفتارهای دوره‌ای شاخص‌های بازار سهام  در بخش صنعت، خدمات و مالی در تولید ناخالص داخلی در بورس اوراق بهادار تهران وجود دارد؟

1-3   اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

برخی از مهم ترین جنبه های اهمیت و ضرورت انجام تحقیق حاضر عبارت اند از:

  • یک بازار سهام سالم به‌عنوان کاتالیزوری برای رشد اقتصادی پایدار عمل كرده و اهمیت وی‍ژه ای خصوصا در زمینه رشد و توسعه كشورهای در حال توسعه دارد. با توجه به این مسئله مشخص شده است که توسعه بازار سهام در فرایند رشد از طریق کانالهای متعددی عمل می‌کند(سیتانا[3] وهمكاران،2،2012)
  • تولید ناخالص داخلی و نرخ رشد بالاتر برای بازار سهام منجربه ثبات وشرایط، مطلوب در اقتصاد كشور می گردد. این به این معنی است که تا زمانی که تولید ناخالص داخلی در حال رشد است، انتظار می رود که صنایع وشرکتها  به مراتب رشد بیشتری را تجربه نمایند. با توجه به تأثیر مثبت مورد انتظار از فعالیت های واقعی اقتصادی در سود آینده شرکت ها و در نتیجه درسود سهام آن در آینده، انتظار می رود ، تولید ناخالص داخلی بر بازده سهام تأثیر مثبت داشته باشدبنابراین توجه به این شاخصها امری ضروری است.(فاما،1990)
  • این تحقیق در راستای کمک به پیشبرد ادبیات تحقیق در زمینه تعیین رابطه بین رفتارهای دوره‌ای شاخص‌های بازار سهام صنعت، خدمات، مالی بورس اوراق بهادار تهران با تولید ناخالص داخلی به انجام رسیده است. بررسی ادبیات تحقیق نشان داده كه در بازه زمانی مورد مطالعه و با روش تحلیل روند تاكنون هیچ تحقیق داخلی رابطه بین رفتارهای دوره‌ای شاخص‌های بازار سهام  در بخش صنعت، خدمات و مالی در تولید ناخالص داخلی  دربورس اوراق بهادار تهران را مورد ارزیابی قرار نداده و جدید بودن تحقیق می تواند به نتایج و دستاوردهای كاربردی متفاوتی نسبت به تحقیقات مشابه در پی داشته باشد.
  • دراین نوشتار، به‌منظور ارائه مدل پایه و همچنین جنبه های عملی کار همچون آزمون و تحلیل اثر شاخص بورس پرداخته شده است. درعین حال با بیان مدلهای فنی و کلان بر وجود یک مدل اقتصاد کلان مناسب براساس پایه اقتصاد خرد نیز توجه شده ودرمجموع می توان گفت تحقیق حاضر براساس انتخاب مدلهای اقتصاد كلان به تحلیل مسائل پرداخته است.اگرچه در زمینه سیاستهای كلان  دررشد سهام وتوسعه اقتصادی تحقیقات گسترده ای صورت گرفت است، اما موضوع حاضر ودربازه زمانی مورد مطالعه تحقیق صورت نگرفته است.

1-4   اهداف تحقیق

نتایج  تحقیق حاضر با هدف كاربردی كمك به سیاست گذاران اقتصادی، سهام داران وذی نفعان، مدیران وبرنامه ریزان و سیاست گذاران  در بخش سرمایه‌گذاری در زمینه تصمیم گیری های سرمایه ای به انجام رسیده است. بر همین اساس و مبتنی بر موضوع در راستای نیل به یك هدف اصلی و با تجریه آن
برخی از مهمترین هدف های پژوهش حاضر عبارت‌اند از:
هدف اصلی
    تعیین رابطه بین رفتارهای دوره‌ای شاخص‌های بازار سهام وشاخص های كلان اقتصادی تولید ناخالص داخلی ،تورم،نرخ بهره، نرخ ارز ،رشد اقتصادی، در بازه زمانی 1380-1392 
اهداف فرعی

  • تحلیل روند شاخص بورس در بازه زمانی تحقیق
  • تحلیل روند تولید ناعالص ملی در بازه زمانی تحقیق
  • تحلیل روند نرخ تورم در بازه زمانی تحقیق
  • تحلیل روند نرخ بهره در بازه زمانی تحقیق
  • تحلیل روند رشد اقتصادی در بازه زمانی تحقیق

مقایسه روند شاخص بورس و روند نرخ ارز، تورم، نرخ بهره، تولید ناخالص داخلی و رشد اقتصادی
[1] . Levine
[2]. Choong et al
[3] . Seetanah et al
تعداد صفحه :179
قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه تاثیر قابلیت مقایسه­ی صورت­های مالی بر توانایی بازده جاری سهام در پیش­بینی سود آتی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته حسابداری

دانشگاه آزاد اسلامی
واحد مرند
 
 
پایان­نامه برای دریافت درجه­­ی کارشناسی ارشد
رشته : حسابداری
گرایش: حسابداری
عنوان:
تاثیر قابلیت مقایسه­ی صورت­های مالی بر توانایی بازده جاری سهام در پیش­بینی سود آتی
 

 
تابستان 94

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود
(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)
تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :
(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)
 
 
 
چکیده
      طیق پژوهش چوی و همکاران(2013)، قابلیت مقایسه­ی صورت­های مالی به سرمایه­گذاران امکان می­دهد که اطلاعات صورت­های مالی را با هزینه­ی کم تفسیر کنند و به آن­ها در پیش­بینی عملکرد آتی­شرکت­ها کمک می­کند. در این پژوهش تاثیر قابلیت مقایسه­ی صورت­های مالی بر توانایی بازده جاری سهام در پیش­بینی سود آتی بررسی شده است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش تحقیق از نوع علی پس رویدادی می­باشد. جامعه­ی آماری پژوهش، شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است که براساس روش نمونه­گیری حذف سیستماتیک حدود 96 شرکت عضو نمونه بوده و در دوره­ی زمانی 1383 تا 1389 بررسی شده است ولی دامنه­ی بررسی برخی متغیرها 1-t تا 3t+ است که در محدوده­ی 1382 تا 1392 مورد بررسی قرار گرفته­اند. برای آزمون فرضیه­ها از رگرسیون داده­های تابلویی استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می­دهد، قابلیت مقایسه­ی صورت­های مالی بر توانایی بازده جاری سهام در پیش­بینی سود آتی تاثیر مثبت و معنی­داری دارد.
 
کلمات کلیدی: قابلیت مقایسه­ی صورت­های مالی، بازده سهام، پیش­بینی سود، ضریب واکنش سود، ضریب واکنش سود آتی.
 
 
 
 
 
 


 
 
 
نام بعضی نفرات رزق روحم شده است، جراتم می­بخشد، روشنم می­دارد……..
تقدیم به آنان
                                                                  تقدیم به او که آموخت مرا تا بیاموزم
                                تقدیم به آنان که وجودم جز  هدیه­ی  وجودشان  نیست
                                                                                                                                   پدر  و   مادر عزیزم
                                                                                                                                                            تقدیم به همسر  مهربانم
                                                       که مسیح وار با صبرش در تمامی لحظات رفیق راهم بود.
 
 
 


 
 
 
 
سپاسگزاری
تشکر و سپاس بی­پایان مخصوص خدایی است که بشر را آفریده و به او قدرت اندیشیدن داده و توانایی­های بالقوه را در وجود انسان قرار داده و او را امر به تلاش و کوشش نموده و راهنمایانی را برای هدایت بشر فرستاده است.
       پس از ارادت خاضعانه به درگاه خداوند بی­همتا لازم است از استاد ارجمند جناب آقای دکتر مهدی علی­نژاد ساروکلائی، به خاطر سعه­ی صدر و رهنمودهای دلسوزانه که در تهیه­ی این پژوهش مرا مورد لطف خود قرار دادند، تشکر و قدردانی نمایم و هم­چنین از اساتید داور، جناب آقای دکتر مهدی حیدری و جناب آقای دکتر حیدر محمد­زاده سالطه استاد بزرگوار و مدیر گروه رشته­ی حسابداری نهایت تشکر را دارم و موفقیت همه را از درگاه احدیت خواهانم.
 
 
 
 
 
 
 


 
فهـــــــــــــــــرست مطــــــــــــــــــــالب
 
فصل اول…………………………………………………………………………………………………………………………….1
1-1مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………..2
1-2بیان مساله…………………………………………………………………………………………………………………….4
1-3 ضرورت و اهمیت موضوع……………………………………………………………………………………………7
1-4 اهداف پژوهش……………………………………………………………………………………………………………8
1-4-1 اهداف علمی…………………………………………………………………………………………………………..8
1-4-2 اهداف کاربردی……………………………………………………………………………………………………….8
1-5 پرسش­های پژوهش……………………………………………………………………………………………………..9
1-6 فرضیه­های پژوهش………………………………………………………………………………………………………9
1-7 روش پژوهش……………………………………………………………………………………………………………..9
1-8 جامعه­ی آماری و انتخاب نمونه…………………………………………………………………………………. .10
1-9 تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها و واژگان تخصصی پژوهش……………………………………….11
1-10 ساختار پایان­نامه……………………………………………………………………………………………………….13
فصل دوم………………………………………………………………………………………………………………………….14
2-1 مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………..15
2-2 مبانی نظری……………………………………………………………………………………………………………….16
2-2-1 کیفیت گزارشگری مالی…………………………………………………………………………………………..16
2-2-2 قابلیت مقایسه­ در گزارشگری مالی……………………………………………………………………………17
2-2-3 مفهوم قابلیت مقایسه……………………………………………………………………………………………….19
2-2-3-1 قابلیت مقایسه شامل همسانی……………………………………………………………………………….19
2-2-3-2 قابلیت مقایسه شامل ثبات رویه……………………………………………………………………………20
2-2-4  اطلاعات‌ مقایسه‌ای………………………………………………………………………………………………..21

  • هماهنگ­سازی استانداردهای حسابداری و قابلیت مقایسه­ی صورت­های مالی………………..22
  • روش­های ایجاد قابلیت مقایسه………………………………………………………………………………..23
  • رابطه­ی قابلیت مقایسه و تصمیمات خریداران……………………………………………………………26
  • اهداف صورت­های مالی………………………………………………………………………………………….26
  • مفهوم سود…………………………………………………………………………………………………………….27

2-2-9-1 سود به عنوان یک معیار سنجش کارایی………………………………………………………………..29
2-2-9-2 سود به عنوان یک وسیله برای پیش­بینی……………………………………………………………….29
2-2-10 ویژگی­های پیش­بینی سود…………………………………………………………………………………….30
2-2-11 نگرانی مدیران در مورد پیش­بینی و گزارش­های فصلی سود……………………………………..31 
2-2-12 بازده سهام………………………………………………………………………………………………………….32
2-2-13 رابطه­ی بازده و قیمت سهام………………………………………………………………………………….35
2-2-14 رابطه­ی بازده و سود سهام……………………………………………………………………………………36
2-2-15 رابطه­ی قابلیت مقایسه و ضریب واکنش سود…………………………………………………………38
2-3 پیشینه­ی پژوهش………………………………………………………………………………………………………40
2-3-1 پژوهش­های خارجی……………………………………………………………………………………………..40
2-3-2 پژوهش­های داخلی……………………………………………………………………………………………….44
2-4 خلاصه­ی فصل دوم………………………………………………………………………………………………….47
فصل سوم………………………………………………………………………………………………………………………48
3-1 مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………..49
3-2 روش پژوهش………………………………………………………………………………………………………….50
3-3 فرضیه­­ی پژوهش………………………………………………………………………………………………………50
3-4 جامعه­ی آماری…………………………………………………………………………………………………………51
3-5 نمونه­ی آماری………………………………………………………………………………………………………….51
3-6 روش­های گردآوری داده­ها………………………………………………………………………………………..52
3-7 ابزار گردآوری و تحلیل داده­ها……………………………………………………………………………………53
3-8 شیوه­های تجزیه و تحلیل داده­ها………………………………………………………………………………….53
3-8-1 متغیر تعدیل­گر……………………………………………………………………………………………………..53
3-8-2 متغیر مستقل…………………………………………………………………………………………………………56
3-8-3 متغیر وابسته………………………………………………………………………………………………………….57
3-8-4 متغیرهای کنترلی……………………………………………………………………………………………………57
3-8-5 مدل شماتیک………………………………………………………………………………………………………..58
3-8-6 مدل مربوط به رابطه­ی بین متغیرهای مستقل و وابسته ……………………………………………….59
3-8-7 مدل مربوط به آزمون فرضیه بدون حضور متغیر­های کنترلی………………………………………. 59
3-8-8 مدل نهایی آزمون فرضیه­…………………………………………………………………………………………60
3-9 آزمون فرضیه­ها………………………………………………………………………………………………………….60
3-9-1 آزمون اِف لیمر……………………………………………………………………………………………………….60
3-9-2 آزمون انتخاب اثرات تصادفی و اثرات ثابت در مطالعات پانل……………………………………61
3-9-3 آزمون نرمالیتی متغیرهای پژوهش…………………………………………………………………………..61
3-9-4 آزمون جانسون برای نرمال­سازی داده­ها………………………………………………………………….61
3-9-5 آزمون ضریب همبستگی بین متغیرها………………………………………………………………………61
3-9-6 آزمون برازش کیفیت مدل ……………………………………………………………………………………62
3-9-7 آزمون ناهمسانی واریانس…………………………………………………………………………………….62
3-9-8 آزمون استقلال خطاها………………………………………………………………………………………….63
3-10 خلاصه­ی فصل سوم……………………………………………………………………………………………..64
فصل چهارم…………………………………………………………………………………………………………………..65
4-1 مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………….66
4-2 شاخص­های­توصیفی­متغیرها………………………………………………………………………………………67
4-3 آزمون نرمالیتی متغیرهای پژوهش………………………………………………………………………………68
4-4 آزمون ضریب همبستگی بین متغیرها…………………………………………………………………………70
4-5 آزمون برازش کیفیت مدل ……………………………………………………………………………………….71
4-6 آزمون ناهمسانی واریانس…………………………………………………………………………………………72
4-7 آزمون استقلال خطاها……………………………………………………………………………………………..73
4-8 تجزیه وتحلیل و آزمون فرضیه­­­ی پژوهش………………………………………………………………….74
4-8-1 آزمون فرضیه­­ی پژوهش با مدل بدون متغیرهای کنترلی……………………………………………74
4-8-2 آزمون فرضیه با مدل نهایی…………………………………………………………………………………..76
4-9 خلاصه­ی نتایج آزمون فرضیه­ها………………………………………………………………………………..79
4-10 خلاصه­ی فصل چهارم………………………………………………………………………………………….80
فصل پنجم……………………………………………………………………………………………………………………81
5-1 مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………..82
5-2 تحلیل نتایج آزمون فرضیه­­ی پژوهش………………………………………………………………………..83
5-3 نتیجه­گیری کلی …………………………………………………………………………………………………….83
5-4 محدودیت­های انجام پژوهش…………………………………………………………………………………..85
5-5 پیشنهادهای حاصل از پژوهش…………………………………………………………………………………85
5-5-1 پیشنهادهای کاربردی…………………………………………………………………………………………..85
5-5-2پیشنهادهایی برای پژوهش­های آتی………………………………………………………………………..86
5-6 خلاصه­ی فصل پنجم………………………………………………………………………………………………87
منابع و ماخذ…………………………………………………………………………………………………………………88
منابع فارسی………………………………………………………………………………………………………………..88
منابع خارجی……………………………………………………………………………………………………………….91
چکیده­ی انگلیسی…………………………………………………………………………………………………………92
پیوست الف…………………………………………………………………………………………………………………93
پیوست ب…………………………………………………………………………………………………………………..95
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
فهـــــــــــــــــرست جـــــــــــــــــداول
جدول 3-1، نتایج تعیین شرکت­های عضو نمونه …………………………………………………………………53
جدول4-1، آمار توصیفی متغیرهای پژوهش…………………………………………………………………………67
جدول4-2، توزیع فراوانی متغیر  LOSS……………………………………………………………………………..68
جدول4-3، نتایج آزمون جارک برا………………………………………………………………………………………68
جدول4-4، نتایج آزمون جانسون……………………………………………………………………………………….69
جدول4-5، نتایج آزمون جارک برا بعد از نرمال­سازی داده­ها…………………………………………………69
جدول 4-6، نتایج آزمون اسپیرمن برای تعیین ضریب همبستگی بین متغیر مستقل و وابسته………70
جدول 4-7، نتایج آزمون اسپیرمن برای تعیین ضریب همبستگی بین متغیرهای کنترلی و وابسته…71
جدول4-8، برازش کیفیت مدل………………………………………………………………………………………….72
جدول4-9، نتایج آزمون ناهمسانی واریانس مدل­های پژوهش……………………………………………….73
جدول4-10، نتایج آزمون استقلال خطاها……………………………………………………………………………73
جدول4-11، برآورد مدل اول پس از رفع ناهمسانی و خود­همبستگی……………………………………..75
جدول4-12، برآورد مدل دوم پس از رفع ناهمسانی و خود­همبستگی……………………………………..77
جدول4-13، خلاصه­ی نتایج آزمون فرضیه­ها……………………………………………………………………….79
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
فهـــــــــــــــــرست نمـــــــــــودارها
نمودار شماره­ی2-1، مدل شماتیک روابط بین متغیرها……………………………………………….58
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 


 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
فصل اول:
 
 
   
 
کلیات پژوهش
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 1-1 مقدمه
       وجود اطلاعات مالی شفاف و قابل مقایسه یکی از ارکان مهم پاسخ­گویی و تصمیم­­گیری آگاهانه بوده و در رشد و توسعه­ی اقتصادی اثرگذار است. اگر چه اطلاعات مالی از منابع مختلف قابل استخراج است، اما در حال حاضر صورت­های مالی هسته­ی اولیه­ی منابع اطلاعات مالی را تشکیل می­دهد و تقریبا حسابداران مسئول تهیه و ارائه­ی این صورت­ها هستند. از آن جا که صورت­های مالی به عنوان مهم­ترین منبع اطلاعاتی برای انعکاس نتایج عملکرد و وضعیت مالی و جریانات نقدی واحدهای تجاری شناخته شده است، به همین دلیل مبنای تهیه­ی صورت­های مالی که همان استانداردهای حسابداری هستند، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است و یکی از الزامات تهیه و ارائه­ی اطلاعات مالی با کیفیت مطلوب، وضع و تدوین اصول و استانداردهای حسابداری و رعایت آن­ها در عمل می­باشد(مشایخ و همکاران،1391).
     یکی از ویژگی­های کیفی مهم استانداردهای حسابداری، قابلیت مقایسه است که باید به عنوان یک مبنا در تهیه­ی صورت­های مالی در نظر گرفته شود.
       سیستم حسابداری را می­توان به عنوان یک نقشه از رویدادهای اقتصادی صورت­های مالی تعریف کرد. دو شرکت زمانی دارای سیستم حسابداری مشابه هستند که صورت­های مالی قابل مقایسه­ای در مجموعه­ی رویدادهای اقتصادی مشابه ارائه دهند. قابلیت مقایسه­ی صورت­های مالی به استفاده­کنندگان کمک می­کند تا اطلاعات صورت­های مالی را با هزینه­ی کم تفسیر کنند و به آن­ها در شناسایی شباهت­ها و تفاوت­های بین رویدادهای اقتصادی شرکت­ها کمک می­کند. به عبارت دیگر قابلیت مقایسه­ی صورت­های مالی مطلوب است زیرا تخصیص بهینه­ی سرمایه را آسان می­کند. در نهایت زمانی که صورت­های مالی قابلیت مقایسه دارند، سرمایه گذاران قادر خواهند بود معاملات و رویدادهایی که زیربنای صورت­های مالی هستند را نسبت به گذشته ارزیابی کنند. به عنوان مثال قیمت جاری سهام منعکس­کننده­ی انتظارات بازار در مورد عملکرد آتی شرکت است و اگر پیش­بینی سودهای آتی بهتر انجام گیرد، قیمت سهام می­تواند حاوی اطلاعات مفیدی باشد(چوی و همکاران، 2013).
        چندین عامل در مورد اهمیت قابلیت مقایسه­ی صورت­های مالی شرکت­ها در تحلیل­های مالی وجود دارد. بر اساس کمیسیون بورس اوراق بهادار[1]، زمانی که سرمایه­گذاران در مورد شایستگی و قابلیت مقایسه­ی سرمایه­گذاری­هایشان قضاوت می­کنند تخصیص کارآمد سرمایه آسان و اعتماد سرمایه­گذار افزایش می­یابد. سودمندی قابلیت مقایسه در بیانیه­ی مفاهیم حسابداری هیئت استانداردهای حسابداری مالی تاکید شده است. هیات استانداردهای حسابداری مالی بیان می­کند که تصمیمات سرمایه­گذاران و اعطای وام مستلزم ارزیابی فرصت­های جایگزین می­باشد و سرمایه­گذاران اگر اطلاعات مقایسه­ای نداشته باشند نمی­توانند به طور منطقی تصمیم بگیرند. با وجود اهمیت قابلیت مقایسه، معیارهای اندازه گیری قابلیت مقایسه­ی صورت­های مالی کاملا مشخص نیست و شواهد کمی از سودمندی قابلیت مقایسه­ی صورت­های مالی برای استفاده­کنندگان وجود دارد(دی­فرانکو و همکاران، 2011).
       هیات استانداردهای حسابداری مالی[2] بیان می­کند که اهداف کلی گزارش­های مالی فراهم کردن گزارش­های شرکت­های موجود و سرمایه­گذاران بالقوه و بدهکاران با اطلاعاتی که آن­ها را به ارزیابی مقدار، زمان و خالص وجوه نقد آتی نامطمئن واحد قادر می­سازد. هیات استانداردهای حسابداری مالی بیان می­کند که صورت­های مالی قابل مقایسه در همه­ی شرکت­ها و در هر زمانی به استفاده­کنندگان در شناسایی شباهت­ها و تفاوت­های بین اقلام کمک می­کند. به­ویژه برای اطلاعاتی که قابل مقایسه باشند همه­ی چیزهای مشابه باید به طور مشابه دیده شوند و چیزهای متفاوت باید به طور متفاوت دیده شوند. قابلیت مقایسه­ی صورت­های مالی افزایش نمی­یابد اگر به چیزهای غیرمشابه به طور مشابه و اگر به چیزهای مشابه به طور متفاوت نگریسته شود( کیم و همکاران،2012). 
1-2 بیان مسئله
      هدف اصلی حسابداری ارائه­ی اطلاعات مفید برای تصمیم­گیری­های استفاده­کنندگان صورتهای مالی است. اطلاعاتی که در صورت­های مالی ارائه می­شود، در صورتی مفید خواهد بود که از ویژگی­های کیفی خاصی برخوردار باشد. استفاده­کنندگان صورت­های مالی باید بتوانند صورت­های مالی واحد تجاری را طی زمان، جهت تشخیص روند تغییرات در وضعیت مالی، عملکرد مالی و انعطاف­پذیری مالی واحد تجاری مقایسه نمایند. آن­ها هم­چنین باید بتوانند صورت­های مالی واحد­های تجاری مختلف را مقایسه کنند تا وضعیت مالی، عملکرد مالی و انعطاف­پذیری مالی آن­ها را نسبت به یکدیگر بسنجند. به منظور قابل مقایسه نمودن صورت­های مالی واحد تجاری در دوره های مختلف، ضرورت دارد اثرات معاملات و سایر رویدادهای مشابه در داخل واحد تجاری با ثبات رویه اندازه­گیری و ارائه شود(مجتهدزاره و مددی نعمتی،1384).
       یکی از مهم­ترین اهداف یکسان­سازی جهانی استانداردهای حسابداری افزایش قابلیت­مقایسه­ی صورت­های مالی است. از دیدگاه نظری این توافق وجود دارد که داشتن مجموعه­ی واحدی از استانداردهای با کیفیت بالا به نفع سرمایه­گذاران است و منجر به كاهش هزینه­های اداری جهت دسترسی به بازارهای سرمایه در سراسر جهان می­گردد. در یك بازار سرمایه­ی یكپارچه، منطق وجود مجموعه­ی واحدی از استانداردها آشكار است، زیرا این مجموعه­ی واحد، مقایسه­پذیری و درك گزارش­گری مالی را بهبود می­بخشد و بکارگیری سرمایه در فراسوی مرزهای سیاسی را كاراتر می­سازد. گزارش­گری مالی از طریق اینترنت در حال رایج شدن است و سرمایه­گذاران از هر كشوری، صرف­نظر از كشورهای محل اقامت آن­ها به اطلاعات مالی شركت­ها دسترسی دارند و تنها در صورت استفاده از استانداردهای یكنواخت گزارش­گری مالی می­توان وضعیت مالی شركت­های سراسر دنیا را با یكدیگر مقایسه کرد­(فروغی و اشرفی،1388).
       همان­طور که گفته شد یکی از اهداف حسابداری و تهیه صورت­های مالی، فراهم کردن اطلاعات سودمند به منظور تسهیل تصمیم­گیری است. از جلو­ه­ها­ی این سودمندی توان پیش­بینی اقلام صورت­های مالی است. پیش­بینی عاملی کلیدی در تصمیم­گیری­های اقتصادی است. سرمایه­گذاران، اعتباردهندگان، مدیران و دیگر اشخاص در تصمیم­گیری­های اقتصادی متکی به پیش­بینی و انتظارات هستند. از آ ن جایی که سرمایه­گذاران و تحلیل­گران مالی از سود به عنوان یکی از معیارهای اصلی برای ارزیابی شرکت­ها استفاده می­کنند، آنان تمایل به اندازه­گیری میزان سودآوری آتی دارند تا نسبت به نگهداری یا فروش سهام خود تصمیم­گیری کنند. آنان با پیش­بینی سود، نسبت به وضعیت یک شرکت قضاوت می­کنند، زیرا در اصل تفاوت در این پیش­بینی­هاست که تخصیص منابع سرمایه به بخش­ها و واحد­ها­ی مختلف تجاری را تعیین می­کند. این موضوع برای سرمایه­گذاران بالقوه نیز اهمیت دارد. آن­ها با پیش­بینی جریان­های نقدی و سودهای آتی نسبت به سرمایه­گذاری و تخصیص منابع سرمایه­ی خود اقدام می­کنند. به طور کلی ارزش اطلاعات حسابداری با ارزش و محتوای پیش­بینی آن سنجیده می­شود. از این رو هرگونه پژوهش که توان حسابداری را برای شناخت محتوای اطلاعات حسابداری، به ویژه از نظر توان پیش­بینی افزایش دهد، به همان نسبت برای حسابداری مهم است و به همین ترتیب برای زمینه­های مربوط به حسابداری نظیر مدیریت امور مالی اهمیت دارد(علوی طبری و جلیلی، 1385).
       پژوهش­های قبلی اشاره دارند که کیفیت بالای افشا می­تواند به سرمایه­گذاران در پیش­بینی عملکرد آتی شرکت کمک کند و برخی مطالعات اخیر نیز استفاده از استانداردهای بین­المللی گزارشگری مالی[3] را به عنوان یک وسیله برای بهبود قابلیت مقایسه می­پذیرند، این مطالعات حاوی اطلاعاتی از سودمندی قابلیت مقایسه در مورد افزایش تجزیه و تحلیل اطلاعات محیط کسب و کار است.
       برادشو و همکاران(2009) و همچنین دی فرانکو و همکاران[4] (2011) با بهره گرفتن از اندازه­گیری قابلیت مقایسه در سطح شرکت نشان دادند که برای شرکت­هایی که قابلیت مقایسه­ی بالایی با صنایع هم­صنف خود دارند؛ دقت پیش­بینی سود توسط تحلیل­گران مالی بالاست و پراکندگی کمتری وجود دارد. به عبارت دیگر فنگ و همکاران(2012) و کیم و همکاران[5] (2013) گزارش کردند که قابلیت مقایسه در بازارهای اعتباری خصوصی و عمومی نیز سودمند است. با توجه به پیامدهای قابلیت مقایسه برای تخصیص بهینه­ی سرمایه، چن و همکاران[6] (2013) مطالعاتی انجام داده­اند که نشان می­دهد در شرکت­هایی که با صنایع هم­صنف خود قابل مقایسه باشند، سرمایه­گذاران در محیط کسب و کار بهتر می­توانند تصمیم­گیری کنند. هم­چنین کمپبل و یانگ[7](2012) نشان دادند زمانی که قابلیت مقایسه­ی صورت­های مالی بین شرکت­ها وجود دارد تاثیر منفی اخبار صنایع هم­صنف بر قیمت سهام افزایش می­یابد و سرمایه­گذاران بهتر می­توانند تاثیر انتشار اخبار بر صنایع هم­صنف را درک کنند.
       هاو و همکاران[8](2012) نشان می­دهند سودمندی اطلاعات قیمت سهام در مورد سودهای آتی تا چه اندازه اطلاعات ارزشمندی از چشم­انداز آتی شرکت­ها را برای سرمایه­گذاران فراهم می­کند و در قیمت سهام تاثیر دارد. همچنین آن­ها نشان دادند که اطلاعات بیشتر در مورد معاملات و فعالیت­های جاری شرکت­ها می­تواند پیش­بینی دقیق سرمایه­گذاران از عملکرد آتی شرکت را تسهیل نماید. به طور مشابه، سرمایه­گذاران می­توانند برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر در مورد معاملات و فعالیت­های اساسی شرکت به صورت­های مالی قابل مقایسه اتکا کنند که از طریق رویه­ها، برآوردها و مفروضات حسابداری ایجاد می­شود. با بهره گرفتن از قابلیت مقایسه­ی اطلاعات حسابداری، سرمایه­گذاران قادر خواهند بود شباهت­ها و تفاوت­های بین شرکت­ها را شناسایی کنند(چوی و همکاران،2013). 
       در این پژوهش ارتباط بین قابلیت مقایسه و بازده سهام بررسی می­شود که برای تخصیص بهینه­ی سرمایه ضروری است از طریق ضریب واکنش سود آتی[9] رابطه­ی بازده جاری سهام و سود آتی بررسی می­شود.
1-3 ضرورت و اهمیت موضوع
       قایلیت مقایسه یکی از مهم­ترین خصوصیات کیفی صورت­های مالی است. در رابطه با سایر خصوصیات کیفی پژوهش­های مختلفی در ایران و خارج انجام شده است اما در رابطه با قابلیت مقایسه پژوهش­های بسیار اندکی در ایران انجام شده است. در مورد قابلیت مقایسه­ی صورت­های مالی نسبت به مباحث دیگر حسابداری مبانی نظری کمتری وجود دارد و مزایای قابلیت مقایسه­ی صورت­­­های مالی به خوبی تشریح نشده است، در حالی که قابلیت مقایسه­ی صورت­های مالی به استفاده­کنندگان کمک می­کند تا اطلاعات صورت­های مالی را با هزینه­ی کم تفسیر کنند و به آن­ها در شناسایی شباهت­ها و تفاوت­های بین رویدادهای اقتصادی شرکت­ها کمک می­کند. لذا در تخصیص بهینه­ی سرمایه و تصمیم­گیری­های آگاهانه، به سرمایه­گذاران کمک می­کند. به طور کلی، قابلیت مقایسه­ی صورت­های مالی می­تواند به تحلیل­گران، مدیران و سرمایه­گذاران در تحلیل و استفاده از صورت­های مالی کمک شایانی نماید.
       هم­چنین این پژوهش تاثیر قابلیت مقایسه را بر ضریب واکنش سود آتی بررسی می­کند. سود یکی از مهم­ترین اجزای صورت­های مالی است و سرمایه­گذاران در تخصیص بهینه­ی سرمایه­گذاری نگاه قابل توجهی به سود جاری و پیش­بینی سودهای آتی دارند.
       پیش­بینی سود یک افشای داوطلبانه است و مدیران نگاه قابل توجهی دارند زمانی که این پیش­بینی­ها را منتشر می­کنند. آن­ها به طور مکرر و دقیق افق پیش­بینی­هایشان را انتخاب می­کنند و این انتخاب­ها می­تواند بر توانایی بازار در تفسیر پیش­بینی­ها تاثیر بگذارد و پیامدهای پیش­بینی در قیمت جاری سهام منعکس می­شود. به عبارت دیگر ویژگی­های پیش­بینی به سرمایه­گذاران کمک می­کند تا ارتباط بین پیش­بینی و سودهای آتی را بهتر بفهمند و به آن­ها اجازه می­دهد بر اساس آن اوراق بهادار را قیمت­گذاری کنند(چوی و همکاران، 2010).
       این پژوهش مستقیما تاثیر قابلیت مقایسه بر بازده جاری سهام در عملیات جاری و آتی شرکت را منعکس می­کند. ضریب واکنش سود آتی به طور مستقیم ارتباط بین بازده جاری سهام و سود آتی را اندازه­گیری می­کند و به تحلیل­گران در پیش­بینی سود آتی کمک می­کند.
1-4 اهداف پژوهش
1-4-1 اهداف علمی
       تعیین تاثیر قابلیت مقایسه­ی صورت­های مالی بر توانایی بازده جاری سهام در پیش­بینی سود آتی.
1-4-2 اهداف کاربردی
1- با انجام این پژوهش، مبانی نظری در مورد قابلیت مقایسه­ی صورت­های مالی برای پژوهشگران در حوزه­ی ویژگی کیفی قابلیت مقایسه بیشتر تشریح می­شود.
2- سرمایه­گذاران می­توانند با توجه به اهمیت کاربرد قابلیت مقایسه در گزارشگری مالی، از طریق مقایسه­کردن شرکت­ها، تصمیم­گیری­های آگاهانه­تری داشته باشند، با هزینه­ی کمتر اطلاعات مالی شرکت­ها را تجزیه و تحلیل و تفسیر نمایند و در نهایت تخصیص بهینه­ی سرمایه داشته باشند.
3- این پژوهش به تحلیل­گران کمک می­کند با توجه به ویژگی قابلیت مقایسه­ی صورت­های مالی شرکت­ها، سودهای آتی را بهتر پیش­بینی کنند و اوراق بهادار را بهتر قیمت­گذاری کنند.
4- این پژوهش به مدیران کمک می­کند با مقایسه کردن وضعیت شرکت خود در سنوات متوالی و هم­چنین مقایسه­ی شرکت با صنایع هم­صنف دیگر، وضعیت شرکت خود را بهتر ارزیابی کنند و در جهت جبران کاستی­ها برآیند.

  1. 1. SEC

2 . FASB
[3]. IFRS

  1. 1. Bradshaw et al. (2009) and De Franco et al. (2011)
  2. Fang et al. (2012b) and Kim et al. (2013)
  3. Chen et al. (2013)
  4. Campbell and Yung (2012)
  5. Haw et al. (2012)
  6. Futur Earnings response coefficient (FERC)

تعداد صفحه :116
قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه نقش الگوهای ارتباطی،سرمایه ی روانشناختی و تنظیم شناختی هیجان زوجین در پیش بینی فرسودگی زناشویی

post” name=”frm_jahanpay64″ class=”form-group”>

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی 

عنوان 

نقش الگوهای ارتباطی،سرمایه ی روانشناختی و تنظیم شناختی هیجان زوجین در پیش بینی فرسودگی زناشویی در کارمندان متاهل شرکت بیمه رازی

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده :

 پژوهش حاضر، به منظور  بررسی نقش الگوهای ارتباطی،سرمایه ی روانشناختی و تنظیم شناختی هیجان زوجین در پیش بینی فرسودگی زناشویی در کارمندان متاهل شرکت بیمه رازی صورت گرفته است . روش این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی می باشد ؛ به همین منظور از جامعه ی مورد مطالعه که 140 نفر را تشکیل می دادند، تعداد 103 نفر به عنوان نمونه، با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب   گردید، و پرسشنامه های  راهبردهای تنظیم شناختی هیجان(CERQ) ، مقیاس دلزدگی زناشویی (CBM) ، پرسشنامه ی الگوهای ارتباطی(CPQ) و پرسشنامه سرمایه روانشناختی لوتانز، بر روی آنها اجرا شد. برای تحلیل داده ها از روش همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره(همزمان) استفاده شد. یافته ها نشان داد که در رابطه ی الگوهای ارتباطی با فرسودگی زناشویی، بین الگوهای ارتباط سازنده متقابل با فرسودگی زناشویی رابطه ی منفی و معناداری در سطح (P<0/000) وجود دارد؛ همچنین بین الگوی ارتباطی اجتناب متقابل با فرسودگی زناشویی رابطه ی مثبت و معناداری در سطح (P<0/000) به دست آمد؛ اما نتایج درمورد الگوی ارتباطی توقع/کناره گیری نشان داد که رابطه ی معناداری بین این الگوی ارتباطی و فرسودگی زناشویی وجود ندارد. سرمایه روانشناختی (امید،تاب آوری،خوش بینی،خودکارآمدی) رابطه منفی و معنی داری در سطح (P<0/000) با فرسودگی زناشویی دارد. رابطه ی تنظیم شناختی هیجان با فرسودگی زناشویی،در بعد راهبردهای مثبت تنها در مولفه ی پذیرش به صورت منفی و معنادار در سطح (P<0/000) به دست آمد،همچنین در بعد منفی نیز تنها در مولفه ی دیدگاه پذیری رابطه به صورت مثبت و معنادار کسب شد. بنابراین این نتیجه به دست آمد که متغیرهای سرمایه ی روانشناختی و تنظیم شناختی هیجان و ابعاد آنها توان پیش بینی فرسودگی زناشویی را دارند، و در مورد متغیر الگوهای ارتباطی تنها دو بعد الگوی ارتباطی اجتناب متقابل و الگوهای ارتباط سازنده متقابل توان پیش بینی فرسودگی زناشویی را دارند.

کلید واژه ها : فرسودگی زناشویی، الگوهای ارتباطی، سرمایه ی روانشناختی،  تنظیم شناختی هیجان ،کارمندان متاهل.

  1-1مقدمه:

 ازدواج به عنوان مهمترین و عالی ترین رسم اجتماعی برای دستیابی به نیازهای عاطفی افراد همواره مورد تایید بوده است .ازدواج رابطه ای انسانی ،پیچیده،ظریف،و پویا است که از ویژگی های خاصی برخوردار است .دلایل ازدواج عمدتا عشق و محبت ،داشتن شریک و همراه در زندگی ،ارضای نیازهای عاطفی_روانی و افزایش شادی و خشنودی است .عاشق شدن و عاشق ماندن ممکن است احساس خوبی باشد پایه و اساس ازدواج نیست .در ازدواج مسائلی مهمتر از عشق وجود دارد که سبب پیوند بین دونفر می شود .پایه و اساس ازدواج وحدت معنوی است . اگر شخصی زندگیش را تنها بر اساس عشق پایه ریزی کند ممکن است بعدها در زندگی فشارهای زیادی را متحمل شود که حتی فرصت فکر کردن به عشق را نداشته باد .(غلامی پور ،1390). توقعاتی که به دنبال عشق روائی به وجود می آیند ،همیشه جزئی از اعتقادات شخصی است .این توقعات ممکن است آگاهانه یا نا آگاهانه یه بیان آمده یا پنهان و فردی یا دوطرفه باشند .(پیرفلک و همکاران،1393)

زمانی که افراد پا به عرصه ی زندگی زناشویی می گذارند با انتظارات و توقعات خاصی،که از پیش در ذهن داشته اند ،وارد این رابطه می شوند ،اما زمانی که متوجه می شوند واقعیت چیز دیگری است به تدریج دچار نوعی احساس سرخوردگی و دلخوری و در نهایت فرسودگی از رابطه ی زناشویی خود می شوند (اسدی و همکاران ،1392)

فرسودگی زوج ها به علت وجود عیبی در یک یا هر دونفر یا اشکال در رابطه ی آنها نیست ،بلکه دلزدگی از عشق روندی است که به تدریج رخ می دهد و به ندرت به طور ناگهانی ظاهر می شود.در واقع صمیمیت و عشق در یک رابطه به تدریج کم رنگ می شود و به همراه آن احساس خستگی عمومی نمایان می گردد. انباشته شدن فشارهای روانی تضعیف کننده ی عشق ،افزایش تدریجی خستگی و یکنواختی و جمع شدن رنجش های کوچک به بروز فرسودگی کمک می کند . درواقع وقتی صمیمیت و عشق به تدریج رنگ می بازد به همراه آن احساس خستگی عمومی عارض می شود و در شدیدترین نوع آن ، این فرسودگی باعث فروپاشی رابطه می شود .(یوسفی و باقریان،1390). این گونه اتفاقات نه تنها سیستم خانواده و اعضای آن بلکه کل جامعه را نیز تحت تاثیر منفی خود قرار می دهد .خانواده و جامعه سالم از پیوند های آگاهانه و ارتباط بالنده و سالم زوج ها شکل می گیرد چنانچه پایه خانواده از استحکام لازم برخوردار نباشد تبعات آن نه تنها برای خانواده بلکه کل جامعه خواهد بود (احمدی ،1392). یکی از راه های برررسی فرسودگی زناشویی به عنوان یکی از مشکلات اساسی در روابط زوجی، بررسی عوامل ایجاد کننده ی آن است. از این میان در این پژوهش، الگوهای ارتباطی زوجین، سرمایه ی روانشناختی و تنظیم شناختی هیجان زوجین را به عنوان عوامل دخیل در ایجاد فرسودگی زناشویی مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته اند.

 یکی از مدل های مطرح در خانواده که به بررسی تعاملات و ارتباط در خانواده پرداخته است مدل الگوهای ارتباطی اعضای خانواده است .اصولا مفهوم الگوهای ارتباطی خانواده یاطرحواره های ارتباط خانواده ،ساختار علمی از دنیای ظاهری خانواده است که بر اساس ارتباط اعضای خانواده با یکدیگر و اینکه اعضا چه معنایی از این ارتباط دارند تعریف می شود .(فرهمند،1391). در رابطه ی زوجی خود پنداره ی هر فرد و باورهایش در مورد توانایی های خود نقش بسزایی در ایجاد و حتی کنترل فرسودگی زناشویی دارد.سرمایه ی روانشناختی موضوعی است که هر فرد به صورت باور او به توانایی هایش برای دستیابی به موفقیت ،داشتن پشتکار در دنبال کردن اهداف ،ایجاد اسنادهای مثبت درباره ی  خود و تحمل کردن مشکلات تعریف می شود (دیانت نسب 1393) .با توجه به اینکه زندگی زناشویی مملو از هیجانات مثبت و منفی است روش برخورد با هیجانات و تنظیم و کنترل شان از ویژگی های تاثیر گذار در کنترل کیفیت زندگی زناشویی می تواند باشد. بنابراین تنظیم شناختی هیجان به فرایند شناختی اطلاق می شود که اطلاعات برانگیزاننده ی هیجانی را با راهبردهای مختلف مدیریت می کنند .(واحدی و همکاران،1392).

2-1 بیان مسئله:

خانواده و در راس آن ، رابطه ی زناشویی با قراردادی قانونی و مقدس به نام ازدواج شکل می گیرد و ازدواج و تشکیل خانواده و تلاش برای حفظ آن از اصیل ترین رفتارهای اجتماعی است ،به گونه ای که علی رغم آمار بالای طلاق ، قرار داد ازدواج همچنان مهترین و مقدس ترین تعهد عاطفی و قانونی بین زن و مرد بوده و انتخاب همسر یکی از حساس ترین و سرنوشت ساز ترین انتخاب های پیش روی هر فرد بزرگسالی است. رایج ترین دلیل ازدواج ، عشق است .ازدواج از روی عشق یعنی مجموعه ای از احساسات عمیق و مثبت ما به یک فرد دیگر از جمله دلبستگی ،علاقه صمیمیت ،آمیختگی ،هوس و تفاهم(غلامی پور ،1390).

زمانی که افراد پا به عرصه ی زندگی زناشویی می گذارد با انتظارات و توقعات خاصی ،که از پیش در ذهن خود داشته وارد این رابطه می شوند اما زمانی که متوجه می شوند واقعیت چیزی دیگر است به تدریج دچار نوعی احساس سرخوردگی و دلخوری و در نهایت فرسودگی زناشویی [1] می شوند(اسدی و همکاران ،1392).  فرسودگی مجموعه علایم خستگی عاطفی ،زوال شخصیتی و کاهش بهره وری می باشد . خستگی عاطفی به تهی شدن یا خالی شدن منابع عاطفی که به وسیله تقاضاهای بین فردی ایجاد می شود ،بر می گردد.زوال شخصیت به رشد منفی و گرایشات بی رحمانه و عیب جویانه و بدگمانانه به گیرنده خدمات فردی داشتن تاکید دارد که بعضی آشفتگی ها و پریشانی ها را شامل می شود که کاملا با جنبه روانپزشکی این نشانه ها متفاوت است (نیازپور،1388). اندرسون و پاینز[2](1998)، فرسودگی زناشویی را به عنوان یک خستگی جسمانی ، عاطفی و روانی که در شرایط درگیری طولانی مدت همراه با مطالبات عاطفی ایجاد می شود ،می دانند .دراین تعریف خستگی جسمانی[3] با کاهش انرژی، خستگی مزمن ، ضعیف و تنوع وسیعی از شکایت های جسمی و روان تنی مشخص می شود . درحالیکه خستگی عاطفی[4] شامل احساسات درماندگی ، ناامیدی و فریب می شود،خستگی روانی[5] به رشد نگرش منفی نسبت به خود و کار و زندگی بر می گردد (داورنیا،1392). به اعتقاد کایزر[6](1996) ،سرخوردگی و فرسودگی زناشویی ،کاهش تدریجی دلبستگی عاطفی به همسر است که با احساس بیگانگی،بی علاقگی و بی تفاوتی زوجین به یکدیگر و جایگزینی عواطف منفی به جای عواطف مثبت همراه است .دریک ازدواج سرخورده یک یا هر دو زوج ضمن تجربه احساس گسستگی از همسر و کاهش علایق و ارتباط متقابل ، نگرانی های قابل توجهی در خصوص تخریب فزایند رابطه و پیشروی به سمت جدایی و طلاق دارند .کایزر معتقد است با وجود اینکه تمامی ازدواج ها به نوعی سرخوردگی را تجربه می کنند ،اما بسیاری از این ازدواج ها با کیفیت پایین ادامه یافته و زندگی متاهلی بی ثباتی را تشکیل می دهند که متمایز به فروپاشی است و اگر چه ممکن است لزوما به طلاق منجر نشود ولی مسلما با فراوانی افکار و تصورات درباره جدایی همراه خواهد بود .کینزل و ناسون [7](2000)فرسودگی را یک تجربه روان شناختی شخصی و درونی می دانند که احساسات ،انگیزش،انتظارات و نگرش های فرد را تحت تاثیر قرار می دهد (فیض آبادی 1392).

حال سوال و مسئله ای که پیش می آید این است که چه چیز باعث می شود عشق اولیه که می تواند تضمین کننده ی استحکام بنیه ازدواج باشد به تدریج رنگ می بازد؟ چه چیز پیش می آید که زوجین بعداز گذشت زمان تنها جسما درکنار هم زندگی می کنند و به یکدیگر حس اولیه را ندارند و اغلب جبر اجتماعی است که آنها را کنار هم در یک خانه نگه  داشته ؟این ها مواردی هستند که در تحلیل فرسودگی زناشویی باید بررسی شوند.

در این بین عوامل متعددی روابط زناشویی بین زوجین را در گذرزمان تهدید می کنند و سبب فرسایش عشق و صمیمیت در بین همسران و در نتیجه فرسودگی زناشویی در آنها می شود(پیرفلک و همکاران ،1393).

از میان عواملی که در ایجاد فرسودگی زناشویی نقش دارند می توان به سه عامل الگوهای ارتباطی [8]زناشویی ،سرمایه روانشناختی[9] زوجین و تنظیم شناختی هیجان [10]زوجین توجه کرد.

 ارتباط[11] سراسر زندگی انسان را در برگرفته است .انسان به کمک ارتباط زنده می ماند،رشد می کند و تکامل می یابد و سعادت و خوشبختی و تا حدزیادی به چگونگی رابطه ی او بادیگران بستگی دارد .در این بین ارتباط زناشویی به عنوان طولانی ترین و عمیق ترین نوع ارتباط همواره مورد توجه بوده است (زمانی،1392). مشکلات ارتباطی[12] شایع ترین و مخرب ترین مشکلات در ازدواج های شکست خورده هستند چرا که الگوهای ارتباطی ناکارآمد موجب می شود مسایل مهم زندگی مشترک ،حل نشده باقی بمانند و منبع تعارض تکراری در بین زوج ها شوند درک مشترک الگوهای ارتباطی بین زوج ها درواقع ،روشن سازی تعاملات زناشویی مثبت است که زوج ها را در دریافت و رشد مهارت های ارتباطی یاری می کند (زارعی ،احمدی سرخونی،1391). یکی از راه های نگریستن به ساختار خانواده توجه به الگوی ارتباطی زوجین ،یعنی کانال های ارتباطی[13] است که از طریق آنها زن و شوهر به ارتباط و تعامل با هم می پردازند به آن دسته از کانال های ارتباطی که به وفور در یک خانواده اتفاق می افتد ،الگوهای ارتباطی گفته می شود و مجموعه این الگوهای ارتباطی گفته می شود و مجموعه این الگوها شبکه ارتباطی خانواده را شکل می دهد (فاتحی زاده و احمدی،1384) الگوهای ارتباطی شخصیت ،یادگیری، اعتماد به نفس ، قدرت انتخاب و تصمیم گیری منطقی افراد خانواده به خصوص زوجین را تحت تاثیر قرار می دهد (جاویدی و همکاران،1392). بنابراین الگو های ارتباطی زوجین متغیری قوی و تاثیرگذار در ایجاد فرسودگی زناشویی می تواند باشد.

 

علاوه بر این سرمایه روانشناختی یکی از شاخص های روانشناسی مثبت گرا [14]می باشد که بصورت باور فرد به توانایی هایش برای دستیابی به موفقیت ،داشتن پشتکار در دنبال کردن اهداف ،ایجاد اسناد های مثبت درباره ی خود و تحمل کردن مشکلات تعریف می شود(بهادری خسروشاهی و همکاران ،1391) از نظر لوتانز[15] سرمایه ی روانشناختی سازه ای ترکیبی و به هم پیوسته است که چهار مولفه ی ادراکی – شناختی یعنی امید[16] ،خوش بینی[17]،خودکارآمدی[18] و تاب آوری[19] را دربردارد.این مولفه ها دریک فرایند تعاملی و ارزشیابانه به زندگی فرد معنا بخشیده ،تلاش فرد برای تغییر موقعیت های فشارزا را تداوم داده ، اورا برای ورود به صحنه ی عمل آماده نموده و مقاومت و سرسختی وی را در تحقق اهداف تضمین می کند (پناهی و فاتحی زاده ،1393).  امیدواری یکی از ویژگی های انسان است که به او کمک می نماید تا نامیدی ها را پشت سرگذاشته ، اهداف خود خود را تعقیب کرده احساس غیر قابل تحمل بودن آینده را کاهش دهد بندورا[20] خودکار آمدی را دریافت و داوری فرد درباره ی مهارت ها و توانمندی های خود برای انجام کارهایی که در موقعیت های ویژه به آنها نیاز است ،تعریف میکند . خوش بینی به جهت گزینی اشاره دارد که در آن معمولا پیامد های مثبت مورد انتظار هستند و این پیامد ها به عنوان عوامل ثابت ،کلی و درونی در نظر گرفته می شوند . تاب آوری سازگاری مثبت در واکنش به شرایط ناگوار است ،تاب آوری صرف مقاومت منفعل در برابر آسیب ها یا شرایط تهدید کننده نیست ،بلکه فرد تاب آور مشارکت کننده فعال و سازنده محیط پیرامونی خود است (دیانت نسب و همکاران ،1393). سرمایه روانشناختی درواقع به مفهوم (چه کسی هستی یا خود واقعی )و ( چه کسی می خواهید بشوید یا خود ممکن) بریک مبنای توسعه ای و رشدیابنده باز می گردد (فروهر،1390). بنابراین تفاوت ها در سرمایه ی روانشناختی زوجین به عنوان یک ویژگی روانی می تواند تاثیر بسزایی در شکل گیری فرسودگی زناشویی داشته باشد.

در مورد همبسته ی دیگر فرسودگی زناشویی یعنی تنظیم شناختی هیجان می توان گفت ، وقتی درباره هیجان[21] صحبت می شود ،نباید گفت انسان موجودی است که فقط هیجان ها را تجربه می کند،بلکه آنها را بازبینی ،تنظیم و در برخی موارد با آنها مبارزه می کند و این آن چیزی است که مبانی نظری تنظیم هیجانی را تشکیل می دهد (واحدی و همکاران ،1392). تنظیم هیجان در مدیریت هیجان ها نقش اساسی ایفا می کند(مرادی،1391). در حقیقت تنظیم هیجان فرآیندی واحد و همگون نیست ،بلکه از طریق سازو کارهای مختلفی تحقق می یابد (شهبازی،1392). ایزارد[22] و همکاران با تاکید بر تعامل هیجان و شناخت ،معتقدند که دانش هیجانی نقشی تسهیل کننده در رشد تنظیم هیجانی دارد شناخت ها یا فرآیند های شناختی به افراد کمک می کنند تا هیجان ها و احساسات خود را تنظیم کرده و مغلوب شدت هیجان ها نشوند(واحدی و همکاران،1390). مفهوم کلی تنظیم شناختی هیجان دلالت بر شیوه شناختی دستکاری ورود اطلاعات فراخوانده هیجان دارد . به عبارت دیگر راهبرد های تنظیم شناختی هیجان، به نحوه تفکر افراد پس از بروز یک تجربه منفی یا واقعه  آسیب زا برای آنها اطلاق می گردد . از مهمترین عوامل ایجاد کننده و پیشرفت دهنده ی فرسودگی زناشویی استرس وارد شده و اعمال شده به رابطه و زندگی زوجین است . از آنجا که انسان همواره در معرض تجربه استرس می باشد و قادر به از بین بردن عوامل استرس زا نمی باشد ، دانشمندان راهکارهایی چون تنظیم شناختی هیجان ،شیوه های مقابله با استرس، حتی سازگاری با عامل استرس را پیشنهاد کرده اند. در این راستا از تنظیم شناختی هیجان که کاربرد آن باعث می شود شخص از تنیدگی های روزمره خود بکاهد استفاده شده است (میمندپور،1390).

در این پژوهش مهم ترین سوالی که پیش می آید و محقق درصدد بررسی آن می باشد این است که : آیا الگوهای ارتباطی، سرمایه روانشناختی و تنظیم شناختی هیجان زوجین می توانند در پیش بینی فرسودگی زناشویی نقش داشته باشند ؟

تعداد صفحه :155

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه مقایسه ی چشم انداز زمان، کیفیت زندگی، تصویر بدنی در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد رشت

دانشکده علوم انسانی

گروه آموزشی روانشناسی

پایان نامه کارشناسی ارشد رشته

رشته: روانشناسی    گرایش: عمومی

عنوان:

مقایسه ی چشم انداز زمان، کیفیت زندگی، تصویر بدنی در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم

زمستان 1393

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                صفحه

چکیده 1

فصل اول: کلیات پژوهش

1- 1مقدمه. 3

1-2 بیان مسئله. 4

1-3 اهمیت وضرورت پژوهش… 6

1-4 اهداف پژوهش… 7

1-5 سوالات پژوهش… 8

1-5-1 سوال اصلی.. 8

1-5-2  سوالهای فرعی.. 8

1-6 تعاریف نظری پژوهش… 8

1-7 تعریف عملیاتی.. 9

فصل دوم: ادبیات و پیشینه تحقیق

2-1 پیش درآمد. 11

2-2مبانی نظری تحقیق.. 11

2-2-1تعریف سرطان. 11

2-2-1-1بررسی علائم و نشانه در سرطان. 12

2-2-1-2 اپیدمیولوژی.. 13

2-2-1-3 پاتوژنز سرطان. 13

2-2-1-4 نگاهی کلی به بیماری سرطان پستان. 14

2-2-1-5 عوامل خطرساز سرطان پستان. 15

2-2-1-6 واکنش روانی.. 16

2-2-1-7 کنار آمدن با سرطان. 17

2-2-1-8 مداخلات روانی اجتماعی برای سرطان. 17

2-2-1-9 عوامل ایجاد کننده سرطان. 17

2-2-1-10درمان سرطان. 18

2-2-2چشم انداز زمان. 19

2-2-2-1مفهوم چشم انداز زمان. 20

2-2-2-2چهار چوب چشم انداز زمان. 23

2-2-2-3 چشم انداز زمان گذشته. 24

2-2-2-4چشم انداز زمان حال. 24

2-2-2-5چشم انداز زمان آینده 25

2-2-3 کیفیت زندگی.. 26

2-2-3-1 تعریف کیفیت زندگی.. 27

2-2-3-2 تاریخچه کیفیت زندگی.. 28

2-2-3-3 ویژگی های كیفیت زندگی.. 29

2-2-3-4 عوامل موثر بر كیفیت زندگی از دیدگاه  فرانس… 30

2-2-3-5 اصول اساسی در ارتباط با كیفیت زندگی.. 31

2-2-3-6ویژگی های کیفیت زندگی.. 32

2-2-3-7 نظریه روانشناختی فلسفی کیفیت زندگی.. 33

2-2-4 تصویر بدنی.. 34

2-2-4-1 دیدگاه های نظری در مورد تصویربدنی.. 35

2-2-4-2 عوامل تأثیرگذار بر تصویربدنی.. 37

2-3 تحقیقات انجام شده داخلی و خارجی.. 43

2-3-1تحقیقات داخلی.. 43

2-3-2تحقیقات خارجی.. 45

فصل سوم: روش اجرای تحقیق

3-1روش اجرای تحقیق.. 50

3-2جامعه آماری.. 50

3-3 نمونه و روش نمونه گیری.. 50

3-4 ابزار تحقیق.. 50

3-4-1پرسش نامه چشم انداز زمان. 51

3-4-2 پرسش نامه تصویر بدنی فیشر. 51

3-4-3پرسش نامه کیفیت زندگی 36 – SF. 52

3-5 چگونگی اجرای تحقیق.. 54

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل اطلاعات

4-1 پیش درآمد. 56

4-2 یافته های توصیفی.. 56

4-3 فرضیه های تحقیق.. 57

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری

5-1  پیش درآمد. 69

5-2 بحث و نتیجه گیری.. 69

5-3 بررسی فرضیه های فرعی.. 71

5-4-محدودیتهای پژوهش… 76

5-5- پیشنهادات… 76

5-5-1 پیشنهادات پژوهشی برای محققین آتی.. 76

5-5-2 پیشنهادات کاربردی.. 77

منابع : 78

1مقدمه

افزایش شیوع سرطان در سالهای اخیر و اثرات آن بر ابعاد مختلف جسمی- روانی و اجتماعی زندگی بشر سبب شده است که سرطان به عنوان مشکل عمده بهداشتی قرن شناخته شود. سرطان به عنوان سومین علت مرگ و میر بعد ازبیماریهای قلب و عروق و حوادث و دومین علت مرگ درکشور ایران پس از سرطان ریه مطرح است. سرطان پستان% 32 موارد سرطان زنان را تشکیل میدهد. سالانه بیش از 7 میلیون نفر در جهان در اثر ابتلا به سرطان جان خود را از دست میدهند و پیش بینی میشود که تعداد موارد جدید ابتلا تا سال 2020 سالانه از 10 میلیون به 15 میلیون نفر برسد. در این بین سرطان پستان شایعترین نوع سرطان در بین زنان است بر اساس آمار سازمان بهداشت آمریکا، در جهان سالانه بیش از1/1 میلیون موارد جدید سرطان پستان در میان زنان شناسایی میشود. این رقم شامل 10 در صد از کل موارد جدید سرطان و 23 درصد از کل سرطانهای زنان میشود. میزان بروز اختصاصی سنی سرطان پستان در 100000نفر، در جمعیت زنان در کشورهای پیشرفته 8/67نفر و در کشورهای کمتر توسعه یافته 8/23 نفر و در کل جهان 5/37 نفر است. میزان بروز این بیماری در کشورهای توسعه یافته سالانه 1تا 2 درصد و در کشورهای کمتر توسعه یافته هر سال تا حدود 5 درصد افزایش می یابد. در حال حاضر درایالات متحده زنی که تازه به دنیا بیاید 12%(1مورد از 8 مورد) شانس ابتلا به سرطان پستان در طول زندگی را دارد. با در نظر گرفتن شیوع بالای سرطان پستان در خانمها وپیشرفتهای درمانی ایجاد شده که منجر به بقای طولانی مبتلایان گردیده تاثیر بیماری و روشهای درمانی در زندگی مبتلایان به سرطان پستان قابل بحث و مطالعه است. زن بودن و افزایش سن دو عامل مهم و غیر قابل تغییر در بیماری سرطان پستان است، به این خاطر یک مشکل جدی در حوزه سلامت زنان کنترل و پیشگیری از سرطان پستان است. اغلب مطالعات حاکی از آن است که در کمتر از 5% مبتلایان به سرطان پستان عوامل ژنتیکی عامل مستعد کننده بیماری محسوب میشود. قاعدگی زودرس، ناباروری، سن بالا در هنگام اولین زایمان، یائسگی دیررس، رژیم غذایی، فعالیت جسمانی و فاکتورهای هورمونی درونزا(سطح بالای استروژن آزاد نسبت به استروژن متصل به پروتئینهای سرم) یا برونزا(مثل استفاده طولانی مدت از قرصهای جلوگیری از بارداری یا هورمون جایگزین در زنان یائسه) جزء عوامل خطرزای سرطان پستان شناخته شده اند. شیردهی باعث کاهش خطر میشود، بخصوص اگر مدت زمان آن طولانی باشد. توزیع بروز بیماری در گروه های مختلف سنی بین زنان ایرانی و غربی متفاوت است. تحقیقات حاکی از آن است که میانگین سن ابتلا در کشورهای غربی حدود 55 سال است که این میانگین در ایران حدود 10 سال پائینتر از کشورهای غربی است. امروزه از موضوعات قابل بحث در تحقیقات بالینی، ارزیابی کیفیت زندگی که شامل درجه احساس اشخاص از تواناییهایشان در مورد کارکردهای جسمی، عاطفی و اجتماعی است، چشم انداز زمان که شامل آینده، گذشته مثبت، گذشته منفی، تقدیر نگری در حال و لذت جویی درحال است و تصویر بدنی می باشد.  سرطان بر زندگی بیماران در درجات مختلف تاثیر می‎گذارد. عمده مسائل و مشکلاتی که به طور معمول، مبتلایان به سرطان را تحت تاثیر قرارمیدهد، شامل: آثار روانی و عاطفی ناشی از ابتلا به بیماری، اقدامات تشخیصی و درمانی، استرس، درد، افسردگی و آثار بیماری بر روابط خانوادگی، زناشویی، اجتماعی، مشکلات اقتصادی ناشی از بیماری، مسائل تغذیه ای و عوارض ناشی از درمان است. لذا در پژوهش حاضر سعی شده کیفیت زندگی در ابعاد مختلف، چشم انداز زمان و تصویر بدنی زنان مبتلا به سرطان پستان با زنان سالم مقایسه و بررسی شود و برنامه های مداخله‎ای- مراقبتی موثر در ارتقا سلامت این قشر که نقش حساس و مهم در خانواده و اجتماع را دارند شناسایی گردد (محدثی و همکاران، 1391).

1-2 بیان مسئله

      علی رغم پیشرفت های پزشکی توسعه درمان های سرطان و افزایش تعداد بازمانده های سرطان، این بیماری از لحاظ احساس درماندگی و ترس عمیقی را که در فرد ایجاد می کند بی همتاست (لی و وو[1]، 2002). در این میان سرطان پستان شابع ترین و کشنده ترین و از نظر عاطفی و روانی تأثیرگذارترین سرطان در بین زنان است. سالانه حدود یک میلیون بیمار مبتلا به سرطان سینه در جهان شناسایی می شوند و علت مرگ و میر 370 هزار نفر  از زنان مبتلا به سرطان، سرطان سینه است(گارنری و کنت[2]، 2004). یکی از آخرین گزارش های انجمن سرطان ایران نیز نشان از آن است که 25 درصد از کل سرطان ها در زنان ایرانی را سرطان سینه تشکیل  می دهد. در واقع سرطان باعث می شود شغل، وضعیت اقتصادی- اجتماعی و زندگی خانوادگی مختل شود و به خصوص برجنبه های مختلف کیفیت زندگی بیمار شامل وضعیت روحی، روانی، اجتماعی و عملکرد جنسی تأثیر دارد (ودتا و همکاران[3]، 2001).

      چشم انداز زمان اندازه گیری درجه ای از تفکر فرد نسبت به آینده، حال و یا گذشته است. دیدگاه زمان به عنوان یک میانجی بالقوه اجتماعی و اقتصادی با رفتارهای بهداشتی در ارتباط است. تحقیقات نشان داده کسانیکه دارای مشاغل حرفه ای هستند در جهت گیری آینده دچار اشتباه کمتری نسبت به کسانیکه مشاغل غیر حرفه ای دارند، می شوند. چشم انداز زمان برای تصمیم گیری در مورد مواجه شدن با موقعیتی مثل نوجوانان وسیگار کشیدن، زمان تشخیص یک بیماری جدید مناسبترین گزینه است و نقش مهمی در سلامت دارد.

     لوین[4] (1951) تاثیر چشم انداز زمان برشرایط روانی را مورد بررسی قرار داد. او اعتقاد داشت که چشم انداز زمان پس زمینه های اجتماعی و فرایندهای انگیزشی فرد را تحت تاثیر قرار می دهد. وی معتقد بود که چشم انداز زمان بخشی از فرد است. در طی پژوهشی که توسط هولمن و زیمباردو[5] (2003) انجام شد نشان داده شد که رابطه معنی داری بین استانداردهای آموزشی و چشم انداز زمان وجود دارد. در واقع آنها نشان دادند که افراد با سطح سواد ابتدایی و متوسطه نگرش منفی تری ازچشم انداز زمان نسبت به فارغ التحصیلان دارند.

همچنین شواهدی وجود دارد که نشان می دهد افرادی که بر تجارب منفی گذشته خود تمرکز می کنند دچار مشکلات شخصیتی شدیدتری می شوند. آنهایی که بر گذشته منفی خود تمرکز می کنند افسرده تر هستند و افکار خودکشی بیشتری را گزارش می دهند، در مقابل افرادیکه بر روی خاطرات شیرین و لذت بخش گذشته متمرکز می شوند مشکلات شخصیتی کمتری دارند. بر اساس نتایج پژوهش هولمن و زیمباردو (2003) بین چشم انداز گذشته مثبت و عملکرد سالم فرد رابطه معنا داری وجود دارد. در این راستا کلارک و تیس دیل (1982) نشان دادند که روحیه فرد تحت تاثیر بازیابی خاطرات مثبت گذشته قرار می‎گیرد.

      دنیرو[6] و همکاران (1999) در پژوهشی رابطه بین دیدگاه های زمان، صفات شخصیتی و رضایت زندگی را مورد بررسی قرار دادند. نتایج پژوهش آنها نشان داد، افرادی که برونگرا هستند و چشم انداز گذشته مثبتی دارند، در مقایسه با افرادیکه چشم انداز گذشته منفی دارند، از زندگی حال  خود راضی تر هستند. همچنین آنها نشان دادند که صفات شخصیتی به شدت با سلامت ذهنی مرتبط است و قویترین پیش بینی کننده خلق و خوی فعلی می باشند.

     از آنجا که سینه به عنوان یک قسمت مهم در تصور بدن زن به شمار می آید، لذا هر نوع نابهنجاری در سینه می تواند به تصور بدنی منفی در زن بیانجامد. توصیف احساس فردی که با این مشکل مواجه می شود و یک یا هر دو سینه خود را از دست می دهد بسیار مشکل است، این به معنی پایان زنانگی است. زنی که با سرطان سینه مواجه می شود احتمالاً از صمیمیت با افراد دیگر اجتناب می کند، حتی ممکن است از حمام رفتن به دلیل نقصی که در بدن دارد نیز اجتناب کند(نقی پورو همکاران ، 1391).

    بیماران ماستکتومی مشکلات تصور بدنی را تجربه می کنند، زیرا جراحی این احساس را در بیمار به وجود می آورد که«همه چیز»را از دست داده است و یا به دلیل عکس العمل منفی همسرانشان این احساس در آنها به وجود می آید. چنین شواهدی دال بر این است که اختلال تصور بدنی و رضایت زناشویی با یکدیگر رابطه دارند. به ویژه، همسران از اثر زخم یا جراحی بیزارند و کاهش رضایت زناشویی در آنها پیش بینی می شود. در تحریف و نامتقارنی، تنۀ ناقص پیوسته یادآور ارتباط بدن با تصور خود، هویت جنسی و شرح جنسی است و همیشه یادآور احتمال عود یا متاستاز است. معلوم شده است هویّت جنسی(عزّت نفس جنسی، رخدادهای جنسی و رضایت جنسی) و تصور بدنی در بهزیستی روانی کلی و رضایت زندگی همۀ افراد مهم است. این افراد با مسائلی مانند: احساس انزوای اجتماعی، وحشت از واکنش همسر در صورت تأهل، نگرانی دربارۀ ازدواج در صورت تجرد، ترس از مرگ، دلهرۀ عقیم شدن بر اثر درمانهای مختلف و دلشورۀ از دست دادن جذابیت روبه رو هستند (برونرو سودارث، حسین زاده، 1384).

مطالعات فاکس[7] (1999)، هوساکا[8] و همکاران (2000)و مک گاروی[9] و همکاران (2001) روش تصورات ذهنی هدایت شده را برای افزایش راحتی، بهبود حالتهای روحی، بالا بردن کیفیت زندگی و کاهش حساسیت این اشخاص نسبت به ریزش موها بر اثر شیمی درمانی مفید دانستند.

        از سویی در مطالعات مختلف نشان داده شده که کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به سرطان پستان پایین است(وحدانی نیا، 1383). زیرا مسائل روانی ناشی از تشخیص  سرطان  و مشکلات جسمی ناشی از خود بیماری و عوارض جانبی از درمان بر کیفیت زندگی اثر منفی می گذارد. کانر[10] و همکاران (2003)  در مطالعه خود بر روی زنان زیر 65 سال مبتلا به سرطان سینه نشان دادند که  جنبه های فیزیکی، هیجانی، اجتماعی و کیفیت زندگی آنها تحت تأثیر وضعیت منفی سلامت روانی افت می کنند. با توجه به مطالب فوق محقق بر آن شد تا به مطالعۀ این موضوع بپردازد که آیا بین چشم انداز زمان در بین زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم تفاوت معنا داری وجود دارد ؟آیا بین کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم تفاوت معنا داری وجود دارد؟آیا بین تصویر بدنی زنان مبتلا به سرطان پستان با زنان سالم تفاوت معنا داری وجود دارد؟

1-3 اهمیت وضرورت پژوهش

     با توجه به شیوع سرطان در جامعه و با در نظر گرفتن این که تأثیر این بیماری بر روی تمام ابعاد زندگی فرد مبتلا وی را درگیر مشکلات فراوان دیگر می کند. از جمله آن می توان به تغییر در روابط بین فردی، اضطراب، عزت نفس کم و تصویر بدنی نامطلوب از خود اشاره کرد. بیشترین میزان مرگ ومیر ناشی ازسرطان پستان درسنین ٦٠ – ٣٠ سالگی میباشد . لذا این بیماری به علت رقم بالای مرگ و میر آن در سالهایی كه زنان در اوج مسئولیتهای خانوادگی وشغلی هستند و هم به دلیل نسبت فزاینده زنان مسن در جمعیت ، حائز اهمیت  می باشد. تنیدگیهای روانشناختی ناشی از بیماری سرطان، سبب اضطراب و افسردگی در بیماران میشود و عدم کاهش و درمان این واکنش ها، باعث طولانی ترشدن مدت بستری بیمار، اختلال در درمان های پزشکی و کاهش شانس ومدت زنده ماندن میشود. بسیاری از نگرانیها و افسردگیها در افراد مبتلا به سرطان به دلیل از دست دادن عضو یا قسمتی از بدن یا عملکرد آن عضو، وابستگی به دیگران و از دست دادن نقش خود در جامعه یا خانواده می باشد .اضطراب و افسردگی، شایعترین واکنشهای روانشناختی در بیماران سرطانی است که در برخورد با تشخیص، پیش آگهی و گزینه های درمانی دامنگیر فرد بیمار میشود و درمانهای انجام شده برای خود بیماری نیز میتواند اضطراب برانگیز باشد. از طرفی، تحمل درد در بیماران سرطانی اثرشدید روی کیفیت عمومی زندگی بیمار با تأثیر بر جنبه های جسمانی و روان شناختی دارد. از سویی دیگر درمان های متداول  و رایج در کشور ما بیشتر منوط به شیمی درمانی های طولانی وعمدتاً بر آن است که مرگ بیمار مبتلا به سرطان را به تأخیر بیندازد. بدون در نظر گرفتن نیازهای روانی نمی توان انتظار بهبودی داشت. شناخت متغیرهای این پژوهش می تواند در زندگی این افراد تأثیر بسزایی داشته باشد و شاید بتوان دورنمای زمانی بیماران را تغییر داد و نرخ امید به زندگی را در آنان افزایش داد و تواناییهای شغلی آنها را به حداکثر رساند و وضعیت عملکردی آنان را بهبود بخشید و با تعیین کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به سرطان میتوان راه حلهای جدیدی پیش روی روانشناسان و مشاوران و کارکنان درمانی قرار داد تا به بیماران کمک کنند که به طور مستقل قادر به اداره امور زندگی خود درشرایط بحرانی و غیر بحرانی باشند. بنابراین با توجه به افزایش شیوع سرطان سینه و اهمیتی که تأثیر این بیماری در تمام ابعاد زندگی فرد مبتلا دارد و با در نظر گرفتن اینکه افراد مبتلا به سرطان دارای مشکلات متعددی هستند و با عنایت به اینکه اكثریت این مطالعات در كشورهای غربی صورت گرفته كه از لحاظ ساختارجغرافیایی، اقتصادی و اجتماعی تفاوتهای زیادی با كشور ما دارند ، محقق بر آن شد تا با توجه به ویژگیهای زنان ایرانی با انجام مطالعه ایی به مقایسه چشم انداز زمان و تصویر بدنی و کیفیت زندگی در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم بپردازد.

 

  1-4 اهداف پژوهش

         پژوهش حاضر سعی کرده است که متغیرهایی که تاکنون در بیماران مبتلا به سرطان مورد بررسی قرار نگرفته است را مورد شناسایی و بررسی قرار دهد. مخصوصاً در مورد چشم انداز زمان که پژوهشی‎های اندکی در ایران روی این متغیر انجام شده است. نتایج این پژوهش می‎تواند برای دانشگاه ها، مراکز و کلینیک های روان شناختی و بیمارستانهای که در این زمینه خدمات ارائه می دهند نوید بخش نتایج سودمند ی باشد.

هدف اصلی: مقایسه ی چشم انداز زمان، تصویر بدنی و کیفیت زندگی در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم

اهداف فرعی:

مقایسه ی چشم انداز زمان بین زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم

مقایسه ی تصویر بدنی بین زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم

– مقایسه ی کیفیت زندگی بین زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم

1-5 سوالات پژوهش

1-5-1 سوال اصلی

آیا بین چشم انداز زمان و تصویر بدنی و کیفیت زندگی در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم تفاوت وجود دارد؟

1-5-2  سوالهای فرعی

آیا بین چشم انداز زمان در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم تفاوت وجود دارد؟

آیا بین تصویر بدنی در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم تفاوت وجود دارد؟

آیا بین کیفیت زندگی در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم تفاوت وجود دارد؟

1-6 تعاریف نظری پژوهش

چشم انداز زمان: بر پایه نظریه چشم انداز زمان هنگامی که فرد در تصمیم گیری گرایش بیشتری به یکی از جنبه های زمان (مثلاً آینده) داشته باشد دورنمای ذهنی وی نسبت به آن زمان شکل می گیرد (زیمباردو و بوید[11]، 1999)

تصویر بدنی: تصویر بدنی در برگیرنده اطلاعات، احساسات و ادراکات آگاهانه و غیر آگاهانه شخص در مورد بدن می باشد. این تصویر از زمان تولد شکل گرفته و همزمان با رشد فرد کامل شده و در طی مراحل زندگی فرد تغییر می کند. (کش و همکاران[12]، 2002).

کیفیت زندگی: دانان جایا  (2006 ؛ به نقل از نجومی و عنبری، 1387) كیفیت زندگی را مجموعه ای چند بعدی از رفاه اقتصادی، شرایط محیطی و وضیعت سلامتی تعریف كرده است كه به وسیله شخص یا گروهی از افراد درك می شود. سازمان جهانی بهداشت، كیفیت زندگی را به عنوان درك فرد از موقعیت خود در زندگی، در متن فرهنگ و نظام ارزشی جامعه می داند كه با اهداف، انتظارات واستانداردهای وی در ارتباط است.

1-7 تعریف عملیاتی

چشم انداز زمان: منظورازچشم انداززمان نمره ای است که آزمودنی ها از پرسشنامه چشم انداز زمان  ZIPI به دست خواهد آورد.

 تصویر بدنی: منظور از تصویر بدنی نمره ای است که آزمودنی ها از پرسشنامه تصویر بدنی فیشربه دست خواهد آورد.

کیفیت زندگی: منظور از کیفیت زندگی نمره ای است که آزمودنی ها از پرسشنامه کیفیت زندگی واروشربون ( 1992 ) به دست خواهد آورد.

تعداد صفحه :117

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه مقایسه ویژ گی های شخصیتی وسبک زندگی  در بیماران ام. اس تاثیر پذیر

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی

 واحد قزوین

دانشکده علوم و تحقیقات، گروه روانشناسی

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد (M.A)

گرایش: روانشناسی عمومی

عنوان:

مقایسه ویژ گی های شخصیتی وسبک زندگی  در بیماران ام. اس تاثیر پذیر
و عدم تاثیرپذیر از پیامهای مجله ام. اس

آذرماه  1393

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

هدف این پژوهش مقایسه ویژگیهای شخصیتی وسبک زندگی بیماران مبتلا به ام اس تاثیرپذیر و تاثیرناپذیر از پیام های مجله ام اس بود. جامعه آماری کلیه بیمارن ام اس در انجمن ام اس در شهر تهران بود که به روش تصادفی ساده تعداد 60 نفر انتخاب شدند. روش پژوهش علی- مقایسه ای بود. داده ها به وسیله پرسشنامه های شخصیت و سبک زندگی جمع آوری شدند و با بهره گرفتن از روش آماری t استودنت تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد که در بعد سخت گیرانه بودن در سبک زندگی بین بیماران مبتلا به ام اس تاثیرپذیر و تاثیرناپذیر از پیام های مجله ام. اس تفاوت معناداری وجود دارد(05/0>P). اما ویژگی های شخصیتی و ابعاد مستحق بودن، مورد علاقه بودن، کوشش برای رسیدن به کمال و ملایمت در سبک زندگی تفاوت معناداری وجود ندارد. بنابراین نتیجه گرفته شد که سبک زندگی سخت گیرانه بودن در تاثیرپذیری یا عدم تاثیرپذیری بیماران ام.اس از مجله پیام ام. اس نقش دارد و ویژگی های شخصیتی و سبک های دیگر زندگی نمی توانند درتاثیرپذیری و تاثیر نا پذیربودن از پیام های مجله ام اس نقش داشته باشند.

کلمات کلیدی:سبک زندگی، ویژگی های شخصیتی، مجله پیام  ام. اس

فهرست مطالب

عنوان                                                                                               صفحه

چکیده

فصل اول:کلیات پژوهش

-11  مقدمه. 2

1-2  بیان مساله. 3

1-3  اهمیت و ضرورت انجام پژوهش… 4

1-4  اهداف پژوهش… 5

1-4-1  هدف کلی.. 5

1-4-2  اهداف جزیی.. 5

1-5   فرضیه های پژوهش… 6

1-6  تعریف نظری و عملیاتی  اصطلاحات: 6

1-6-1 تعریف نظری بیماری  ام اس… 6

1-6-2  تعریف  بیماری  ام اس… 6

1-6-3  تعریف نظری سبک زندگی.. 6

1-6-4  تعریف عملی سبک زندگی.. 6

1-6-5  تعریف نظری شخصیت.. 6

1-6-6  تعریف عملی شخصیت.. 7

فصل دوم:مبانی نظری وپیشینه پژوهش

2- 1   ام اس» چیست؟. 9

2-2  تاریخچه بیماری ام اس… 11

2-3   علل شیوع  بیماری ام اس… 13

2-4  ساختمان وکارکرد سلول عصبی.. 14

2- 5   سیرکلی بیماری  ام اس… 15

2-6  علت افزایش بیماری ام اس در جهان. 16

2-7  عوامل موثر در توزیع بیماری ام اس… 17

2-8  روشهای تشخیص بیماری ام اس… 19

2-9  علایم و درمان بیماری ام اس… 19

2-9-1 علایم شایع بیماری ام اس… 20

2-9-2 روش درمان بیماری ام اس… 21

2-9-3  درمان بیماری ام اس با کاردرمانی.. 24

2-9-4 رژیم غذایی وتغذیه. 25

2-9-5  ویتامین D و بیماری ام اس… 28

2-9-6 داروو نقش درمان مکمل در کنترل ام.  اس… 29

2-10 داروهای متداول مصرفی در ‌ام‌اس… 29

2-11 روش‌های درمانی غیردارویی و مؤثر. 30

2-11-1  اهداف کاردرمانی دربیماران ام اس… 31

2-11-2 ورزش وبیماران ام اس… 32

2-11-3 بیماری ام اس ومثبت نگری در زندگی.. 33

2-12 تغییر در سبک زندگی.. 34

2-12-1 تکنیک آزادی عاطفی.. 36

2 – 13 مقایسه بیماری ام اس در زنان ومردان. 37

2 – 14  تاثیرحمایت های اجتماعی در بیماران ام اس… 39

2-15 ام اس و راه های پیشگیری از آن. 42

2-16  جمعیت شناسی ( اپیدمیولوژی ) بیماری ام اس در جهان. 43

2-17 رویکردهای مربوط به ام اس… 45

2-18 شخصیت.. 45

2-19 سبک زندگی.. 52

2-20 خاطرات، رویا ها، روان درمانی.. 56

2-21  تحقیقات انجام شده 57

2-22 جمع بندی فصل دوم. 60

فصل سوم:روش پژوهش

3-1  روش پژوهش… 63

3-2  جامعه پژوهش… 63

3-3  روش نمونه گیری و حجم نمونه پژوهش… 63

3-4  متغیر های پژوهش… 63

3-5  ابزار و روش گرد آوری اطلاعات.. 63

3-6  روش های آماری.. 69

فصل چهارم:تجزیه وتحلیل داده ها

4-1  بخش اول: شاخص‌های توصیفی داده‌ها 71

4-2  بخش دوم: تحلیل داده ها و مقایسه میانگین متغیرها و آزمون فرضیه‌های پژوهش… 74

فصل پنجم:بحث و نتیجه گیری

5-1  نتیجه گیری و بحث.. 78

5- 2  محدودیت های پژوهش… 80

5-3  پیشنهادها 80

الف: پیشنهادهای کاربردی.. 80

ب: پیشنهادهای  پژوهشی.. 80

منابع. 81

پیوست ها 86

مقدمه

انسان همواره در معرض حوادثی است که زندگی اورا تهدید می کند .  این حوادث به موازات تکامل بشر تحول و افزایش پیداکرده است. بیماری مولتیپل اسکلروزیس[1] (ام اس) نوعی بیماری پیش رونده وتحلیل برنده غلاف میلین سلولهای عصبی در سیستم عصبی مرکزی است. علت بیماری مشخص نیست.این بیماری دارای علائم و نشانه های مختلفی است و همچنین عوارض و عواقب متفاوتی به همراه دارد.  کم توانی ونهایتاً ناتوانی، محدودیت های حرکتی، استرس، اختلالات روحی _ روانی و عصبی، افسردگی وغیره از عوارض مهم و عمده ای است که می تواند در زندگی فردی و اجتماعی این بیماران اثر گذاشته و بیماران مبتلا به بیماری ام . اس را مبدل به افرادی منزوی و گوشه گیر نماید.  این بیماری در زنان شایعتر از مردان بوده و همچنین در نقاطی از دنیا مثل اروپای شمالی، آمریکا و کانادا نیز از شیوع بالاتری برخوردار است.  همچنین افرادی که در خانواده خود بیمار مبتلا به ام اس را دارند، ریسک بالاتری برای ابتلا به این بیماری را نسبت به سایر افراد جامعه دارند.  تاکنون دلیل پیدایش این بیماری مشخص نشده است ولی به نظر می رسد که بروز این بیماری ارتباطی با پاسخ های خود ایمنی داشته باشد . بیماری ام اس در واقع یکی از صدها یا هزاران بیماری مزمنی است که به علت ماهییت خود می تواند جنبه های مختلف زندگی فرد را تحت تاثیر قرار دهد . آنچنان که این بیماری بیشتر جوانان  وبه خصوص زنان جوان را در گیر می کند وبه علت خاصیت مزمن بیماری در تمام عمر همراه فرد خواهد بود آنچه اهمیت توجه به مقوله ام اس را به ویژه در کشور ما دو چندان می کند، شیوع رو به رشد آن به ویژه در سالهای اخیر است که اگر متاسفانه تابه حال هیچ بررسی آماری دقیق به منظور تعیین تعداد افراد مبتلا در ایران انجام نشده است، ولی بر آورد می شود بیش از 30000 نفر در حال حاضر در ایران به ام اس مبتلا باشند که اکثر این افراد را نیز زنان جوان جامعه تشکیل می دهند(ادیب نژاد ، 1384).دراین پژوهش ضمن  بحث پیرامون بیماری ام اس وعلل وعوامل آن به بررسی و تجزیه وتحلیل  ویژ گی های شخصیتی وسبک زندگی در بیماران ام اس تاثیر پذیر و تاثیر ناپذیر از پیامهای مجله ام اس پرداخته شد .

1-2  بیان مساله

بیماری ام. اس یكی از بیماریهای قرن حاضر است كه متاسفانه قشر وسیعی از دختران و پسران جوان به آن مبتلا می شوند. علت ایجاد این بیماری اكنون مشخص نشده است و نظرات مختلفی توسط متخصصان ارائه شده و روش قطعی برای درمان آن مطرح نشده است. این بیماری را اتوایمیون یا ویروسی می نامند و دلیل قانع كننده ای هم برای آن ندارند و جالبتر اینكه ویروسی بودن، این بیماری را یكی از دلائل می دانند در حالیكه هنوز برای خودشان هم اثبات نشده است. این بیماری دارای علائم و نشانه های مختلفی است و همچنین عوارض و عواقب متفاوتی به همراه دارد.  کم توانی ونهایتاً ناتوانی، محدودیت های حرکتی، استرس، اختلالات روحی – روانی و عصبی، افسردگی و غیره از عوارض مهم و عمده ای است که می تواند در زندگی فردی و اجتماعی این بیماران اثر گذاشته و بیماران مبتلا به بیماری ام . اس را مبدل به افرادی منزوی و گوشه گیر نماید (هاریسون[2] ، 2009).                                                              

ام اس بیماری خود ایمنی است که طی آن سیستم ایمنی بدن برعلیه خود بدن  فعال شده وموجب تخریب غلافی می شود که اطراف رشته های عصبی را فرا گرفته که این غلاف میلین نام دارد(ادیب نژاد1384).  بیماری مولتیپل اسکلروزیس نوعی بیماری پیش رونده وتحلیل برنده غلاف میلین سلولهای عصبی در سیستم عصبی مرکزی است. علت بیماری مشخص نیست اما به نظر می رسد که فعال شدن مکانیسم های ایمنی علیه آنتی ژن میلین در ایجاد بیماری دخیل باشد. معمولا بین سنین 20تا 40 سال بروز می کند وزنان را بیش تر از مردان گرفتار می سازد و تنها 20 درصد بیماران بعد از گذشت 15 سال از تشخیص دچار محدودیت عملکرد نمی شوند ؛ در یک سوم تا نیمی از موارد پیشرفت به سمت ام اس دیده میشودوبیماران برای حرکت نیاز به کمک خواهند داشت ( هاریسون ،2009).                                                      

 شروع بیماری ممکن است پر سر وصدا ویا آرام وتدریجی  باشد در برخی از  بیماران علایم آنقدر جزیی است که بیمار برای ماه ها تا سالها مراجعه پزشکی ندارد . شایعترین فرم بیماری به صورت حملات مراجعه اختلال عملکرد کانونی عصبی است که بطور تیپیک هفته ها تا ماه ها به طول می انجامد وبه دنبال ان درجات متفاوتی از بهبودی ایجاد می شود. بیشتر حملات ام اس بدون هیچگونه حادثه قبلی رخ می دهد . خطر پیدایش ام اس بدنبال عفونت های ویروسی نسبتا افزایش می یابد . به نظر می رسد که صدمات مختلف وحتی فشارهای روحی می تواند زمینه را برای  بروز حملات ام اس فراهم کند ؛ مدارک تایید کننده این ادعاها متقاعد کننده نیست. بدون شک ابتلا به ام اس با تجربه کردن نشانه هایی این بیماری همراه است . این نشانه ها متنوعند وهر فرد انواع خاصی از آنها را تجربه می کند. برخورد مناسب با هریک از علایم ام اس و درک چگونگی تطابق با آنها باعث خواهد شد تا زندگی با ام اس نه تنها دشوار نبوده بلکه رضایت بخش نیز باشد.بیماری مولتیپل اسکلروزیس غیرقابل پیش بینی و یکی از مهمترین بیماری های تغییر دهنده زندگی فرد است و به تدریج او را به سمت ناتوانی پیش می برد. در حال حاضر محققان زیادی در حال بررسی این احتمال هستند كه آیا ممكن است روان درمانگری راه مؤثری برای درمان ام اس باشد. درمانهای فیزیکی و شغلی نیز به بیمار کمک می کندکه محدوده حرکات خود، قدرت عضلات و انعطاف پذیری آنها را حفظ کنند و همچنین تکنیکهائی را برای جبران اختلال هماهنگی بین حرکات در تعادل را بیاموزند تا بتواند علیرغم ناتوانائی هائی که دچارآن شده اند، کارکرد خود را حفظ کرده و به شغل خود ادامه دهنداز آنجاهمکاری اعضاء خانواده و اطرافیان این افراد نقش عمده ای در بهبود شخصیت آنها دارد بطوریکه با کمک اطرافیان تواناییهای جسمی و روانی خود را به حداكثر رسانده تا زندگی اجتماعی، اقتصادی مفید و هماهنگی با محیط داشته باشند، اهمیت این موضوع آشكار می شود كه می توان با بالا بردن سطح بهداشت روان افراد مبتلا به بیماریهای جسمانی چون ام اس شانس زنده ماندن آنها را برای مدت زمان بیشتری افزود ، تا در نتیجه افراد بتوانند میزان تطابق خود را با خانواده و اجتماع بالا برده و افراد سالمی از لحاظ جسمانی ، روانی و شخصیتی داشته باشیم (ادیب نژاد، 1384).                                 

بین سلامتی و سبک زندگی افراد ارتباط نزدیکی وجود دارد با اصلاح سبک زندگی می توان از بروز حملات بیماری و ناتوانی پیشرونده جلوگیری کرد لذا شناخت سبک زندگی جهت برنامه ریزی های آموزشی اهمیت دارد. سبک زندگی واحد های مورد پژ‍وهش در برخی از ابعاد نامطلوب بود و این رفتارهای غیربهداشتی می تواند بر شدت و عود بیماری و در نهایت کیفیت زندگی بیماران تاثیر گذار باشد.لذا تغییر و تعدیل و اصلاح سبک زندگی بیماران مبتلا، ضروری به نظر می رسد و با برنامه های آموزشی جامع می توان به این مهم دست یافت ( صحراییان وهمکاران ، 1387).                              

این پژوهش در پی پاسخ به این سئوال است که آیا بین ویژگی های شخصیتی وسبک زندگی بیماران مبتلا به ام اس تاثیرپذیر و تاثیرناپذیر از پیام های مجله ام اس تفاوت وجود دارد را بیان می کند.                 

1-3  اهمیت و ضرورت انجام پژوهش

امروزه پژوهش وتحقیق در باره بیماری ام اس یکی از عمده ترین وداغ ترین مباحث پزشکی را در مراکز بزرگ علمی جهان تشکیل می دهدوروزی نیست که مقاله ای مرتبط با ام اس که حاصل پژوهشهای محققین کشور های مختلف است چاپ ومنتشر نشود(حمزه لو،1388).                                            

به همین منظور ضرورت دارد تا ویژگی های شخصیتی وسبک زندگی بیماران مبتلارا باتوجه به تاثیر پذیری وتاثیر ناپذیری آنان از ماهنامه آموزشی ، اطلاع رسانی و اجتماعی انجمن ام اس ایران مورد سنجش وارزیابی قرارگیرد. متاسفانه تعداد زیادی از مردم جهان به این بیماری مبتلا هستند و روز به روز بر تعداد مبتلایان افزوده می‌شود. در حال حاضر بیش از دو میلیون نفر از مردم جهان دارای این بیماری هستند. اكثر این افراد دارای عمری طولانی هستند. امروزه طرز تفكر افراد نسبت به ام اس عوض شده است و ام اس یك موضوع ممنوع شده نیست.افراد در مورد تشخیص ام اس خود همانند تشخیص سایر بیماری ها به راحتی می توانند صحبت كنند. در ایران نیز بیماری ام. اس را می‌توان پدیده‌ای نسبتا جدید محسوب نمود و جامعه ما نیز با موارد زیادی از این بیماری روبرو است.آنچه مهم است که خصوصا بیماران ام. اس بدانند آن است که ام. اس بیماریی است که با ترفندهای خاص، اراده، صبر، بردباری و تو کل بر خداوند متعال به راحتی می‌توان با آن کنار آمد و از پیشرفت‌ بیماری جلوگیری نمود (اعتمادی فر وهمکاران1381).                                

ام اس  در زنان شایع‌تر از مردان است. بروز آن در زنان تا ۳ برابر بیشتر از مردان بوده و احتمالا فاکتورهای هورمونی و سیستم ایمنی علت بروز بیشتر ام. ‌اس‌ در زنان می‌باشند (ادیب نژاد، 1384).                       

 استرس‌های روحی به عنوان یک عامل احتمالی برای عود و پیشرفت ام. اس ذکر شده است. به دلایلی که هنوز کاملا مشخص نیست. از طرف دیگر، به گفته كارشناسان، آمار مبتلایان به این بیمارى در حال افزایش است؛ بنابراین تحقیق و پژوهش در جنبه‌هاى مختلف این بیمارى اعم از شناسایى عوامل خطر، علت ابتلا، پیشگیرى و درمان آن بیش از پیش ضرورى است.  ام. اس درحالی بیماری اسرارآمیز لقب گرفته است که در رشته نورولوژی بیشتر از همه بیماری ها، ذهن دانشمندان و پژوهشگران را به خود مشغول کرده و هنوز علت یا حتی درمان قطعی برای این بیماری پیدا نشده است.  ‌این بیماری از یک طرف استقلال وتوانایی فرد برای شرکت موثر در اجتماع را تهدید می کند و از سوی دیگر پیش آگاهی ودوره های غیر قابل پیش بینی آن تاثیر بارزی بر کیفیت زندگی وسلامت فرد دارد. این بیماری در یافتن راهی برای حل مشکلات ودست یابی به رویکردی جهت بهبود کیفیت زندگی وسلامت خود ناتوان است.ایران در زمینه این بیماری جزو 10 کشور اول دنیاست (اعتمادی فروافتخار ، 1386).                                                                     

به همین دلیل ضروری است تا پژوهشگران متخصص این رشته به منظور شناسایی و کنترل وپیشگیری این بیماری وارد این عرصه شده وبا تلاش وکوشش به راهکارهای عملی دست یابند.                               

1-4  اهداف پژوهش

1-4-1  هدف کلی

  • مقایسه ویژگی های شخصیتی وسبک زندگی بین بیماران مبتلا به ام اس تاثیرپذیر و تاثیر نا پذیر از پیام های مجله ام اس

1-4-2  اهداف جزیی

  • مقایسه ابعاد سبک زندگی بین بیماران مبتلا به ام اس تاثیرپذیر و تاثیرنا پذیر از پیام های مجله ام اس
  • مقایسه ویژگی های شخصیتی بین بیماران مبتلا به ام اس تاثیرپذیر و تاثیرناپذیر از پیام های مجله ام اس

1-5   فرضیه های پژوهش

  • بین ابعاد سبک زندگی بیماران مبتلا به ام اس تاثیرپذیر و تاثیرناپذیر از پیام های مجله ام اس تفاوت وجود دارد.
  • بین ویژگی های شخصیتی بیماران مبتلا به ام اس تاثیرپذیر و تاثیرناپذیر از پیام های مجله ام اس تفاوت وجود دارد.

1-6  تعریف نظری و عملیاتی  اصطلاحات:

1-6-1 تعریف نظری بیماری  ام اس

بیماری ام اس (مولتیپل اسکلروزیس) یکی از بیماری های مزمن سیستم عصبی مرکزی است که مغز و نخاع را تحت تاثیر قرار می دهد (هاریسون[3] ، 2009).

1-6-2  تعریف  بیماری  ام اس

منظور ازبیماران مبتلا به ام اس در این پژوهش، بیمارانی بودند که بیماری ام اس برای آنان تشخیص داده شده است و عضو انجمن ام اس در شهر تهران هستند.

1-6-3  تعریف نظری سبک زندگی[4]

سبک زندگی: مجموعه ای نسبتا هماهنگ از همه رفتارها و فعالیتهای یک فرد معین در جریان زندگی روزمره . سبک زندگی مستلزم مجموعه ای از عادت ها و جهت گیری ها و بنابراین برخوردار از نوعی وحدت است که علاوه بر اهمیت خاص خود از نظر تداوم امنیت وجودی  پیوند بین گزینش های فرعی موجود در یک الگوی کم و بیش منظم را تأمین می کند(شولتز [5]، 1387).

1-6-4  تعریف عملی سبک زندگی

منظور از سبک زندگی در این پژوهش نمره ای است که آزمودنی ها در پرسشنامه سبک زندگی (BASIS_A) بدست آوردند.

1-6-5  تعریف نظری شخصیت[6]

شخصیت عبارت است از الگوی نسبتا پایدار صفات ؛ گرایشها ؛ یا ویژگیهای که تا اندازه ای به رفتار افراد دوام می بخشد(جس فیست وجی فیست [7]،2005).

1-6-6  تعریف عملی شخصیت:

منظور از ویژگی های شحصیتی در این پژوهش نمره ای است که آزمودنی ها در پرسشنامه ویژگی های شخصیتی  NEO (تجدید نظر شده ) معروف به فرم بلند  NEO-Pi-R (کوستا ومک کری[8] ) بدست آوردند.

تعداد صفحه :106

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه مقایسه میزان باورهای مذهبی، پرخاشگری و سازگاری در دانش آموزان دوره متوسطه

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی

پردیس علوم و تحقیقات شاهرود

پایان نامه کارشناسی ارشد رشته  روانشناسی (MA)

گرایش: بالینی

عنوان :

مقایسه میزان باورهای مذهبی، پرخاشگری و سازگاری در دانش آموزان دوره متوسطه

تابستان 1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                     شماره صفحه

چکیده 1

فصل اول : کلیات تحقیق

1-1 مقدمه : 3

1-2 بیان مسأله: 5

1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق: 7

1-4 اهداف پژوهش: 8

1-5 فرضیه های تحقیق: 9

1-6 تعریف متغییرهای پژوهش: 9

1-6-1تعاریف مفهومی. 9

1-6-2تعاریف عملیاتی. 9

فصل دوم : مروری بر ادبیات تحقیق و پیشینه تحقیق

2-1 مقدمه 11

2-2پرخاشگری: 12

2-3چشم اندازهای پرخاشگری و مبانی نظری آن. 13

2-3-1 نظریه های زیست شناختی. 14

2-3-2 دید گاه روان تحلیل گری. 15

2-3-3 نظریه های سائق. 16

2-3-4 نظریه یادگیری اجتماعی. 17

2-3-5 دید گاه تحولی. 19

2-3-6 دیدگاه شناختی. 20

2-3-7 دیدگاه شناختی ـ رفتاری. 21

2-4 تفاوتهای جنسیتی در رفتارهای پرخاشگرانه 22

2-5 پرخاشگری و ناسازگاری اجتماعی. 23

2-6 سازگاری. 24

2-7 عوامل مؤثر بر سازگاری. 25

2-7-1 خانواده 25

2-7-2 مدرسه 26

2-7-3 گروه همسالان. 26

2- 8 فرآیند سازگاری. 26

2-9 نشانه های ابتدایی هشدار دهنده در مورد ناسازگاری. 27

2-10 شناسه های ناسازگاری تحصیلی. 27

2-11 سازگاری اجتماعی. 27

2-12 سازگاری آموزشی یا تحصیلی. 30

2-13 سازگاری عاطفی. 31

2-14 ویژگی های افراد با سازگاری عاطفی. 32

2-15 مروری بر الگوها و نظریه های سازگاری. 32

2-15-1 نظریه ها و الگوهای سازگاری با رویکرد زیست شناختی. 32

2-15-2 نظریه ها و الگوهای سازگاری با رویکرد رفتاری. 33

2-15-3 نظریه ها و الگو های سازگاری با رویکرد شناختی. 33

2-15-4 نظریه ها و الگوهای سازگاری با رویکرد ترکیبی و کل گرای زیستی. 34

2-16 باورهای مذهبی. 35

2-17 منابع باورها 36

2-18 مفاهیم مرتبط با باور. 36

2- 18-1 عقیده 36

2-18-2  نگرش.. 37

2-18-3  دید قالبی. 37

2-18-4  تعصب و پیش داوری. 37

2-19 دین. 38

2-20 روانشناسی دین. 38

2-21 آغاز روانشناسی دین. 39

2-22 اشخاص برجسته در روانشناسی دین. 39

2-22-1 ویلیام جیمز(1915-1842) 39

2-22-2 زیگموند فروید(1939- 1856) 39

2-22-3 کارل یونگ(1961-1875) 40

2-22-4 گوردن آلپورت (1967- 1897) 41

2-22-5 اریک اریکسون(1994- 1902) 42

2-23 جهت گیری مذهبی. 42

2-24 تحقیقات انجام شده در داخل و خارج کشور. 44

فصل سوم : روش اجرای تحقیق

3-1 طرح پژوهش.. 51

3-2 متغییر های پژوهش.. 51

3-3 جامعه آماری، روش نمونه گیری و حجم نمونه 51

3-4 ابزار سنجش و نحوه گرد آوری اطلاعات.. 51

3-4-1 پرسشنامه سازگاری دانش آموزان دبیرستانی (AISS) : 51

3-4-2 پرسشنامه پرخاشگری اهواز (AGQ) : 52

3-4-3  مقیاس جهت گیری درونی ـ بیرونی آلپورت: 52

3-5 شیوه جمع آوری اطلاعات.. 52

3-6 روش تجزیه و تحلیل داده ها 53

فصل چهارم : روش تحقیق

4-1 : مقدمه 55

4-2: آمار توصیفی. 56

4-2-1: ویژگیهای جمعیت شناختی. 56

4-3 :آمار استنباطی. 59

4-3-1: بررسی نرمال بودن توزیع نمرات.. 59

4-3-2: فرضیه اول. 60

4-3-3: فرضیه دوم 61

4-3-4: فرضیه سوم 61

4-3-5: فرضیه چهارم 63

4-3-6: فرضیه پنجم 65

4-4: جمع بندی. 66

فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری

5-1: مقدمه 69

5-2: مقایسه نتایج و تبیین فرضیه ها 69

5-2-1: فرضیه اول، بین باورهای مذهبی و پرخاشگری دانش آموزان رابطه وجود دارد. 69

5-2-2: فرضیه دوم، بین باورهای مذهبی و سازگاری دانش آموزان رابطه وجود دارد. 70

5-2-3: فرضیه سوم، بین پرخاشگری دانش آموزان دختر و پسرتفاوت وجود دارد. 71

5-2-4: فرضیه چهارم، بین سازگاری دانش آموزان دختر و پسرتفاوت وجود دارد. 71

5-2-5: فرضیه پنجم، بین باورهای مذهبی دانش آموزان دختر و پسرتفاوت وجود دارد. 72

5-3: پیشنهادات.. 72

5-4: محدودیتها 73

منابع فارسی. 74

منابع انگلیسی. 79

پیوست ها 85

پرسشنامه سازگاری دانش آموزان دبیرستانی سینها و سینگ… 86

پرسشنامه پرخاشگری AGQ.. 88

پرسشنامه جهت گیری مذهبی. 89

چکیده

باورهای مذهبی در تمام جنبه های زندگی روانشناختی بشر، تأثیرات بسزایی دارد و تقویت این باورها باعث افزایش سلامت روان، سازگاری بهتر و کاهش پرخاشگری می شود. هدف پژوهش حاضر مقایسه میزان باورهای مذهبی، پرخاشگری و سازگاری در دانش آموزان دوره متوسطه است. نمونه پژوهشی شامل 300 نفر(150 دختر و 150 پسر)از دانش آموزان مقطع دبیرستان شهر شاهرود بود که به روش تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. به منظور گرد آوری داده ها از پرسشنامه جهت گیری مذهبی آلپورت (1967)، پرسشنامه سازگاری دانش آموزان دبیرستانی سینها و سینگ(1993) و پرسشنامه پرخاشگری اهواز(1375) استفاده شده است.جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش همبستگی پیرسون، آزمون کولموگراف ـ اسمیرنف جهت بررسی نرمال بودن نمرات، آزمون لون برای بررسی همگنی واریانس داده ها و آزمون t مستقل استفاده شد. یافته های تحقیق نشان داد که بین متغیرهای جهت­گیری مذهبی درونی و جهت­گیری مذهبی کل، با پرخاشگری و زیرمقیاس­های آن رابطه منفی، مستقیم و معنادار مشاهده می شود، به این معنی که هر چه میزان باورهای مذهبی (درونی و نمره کل) بالاتر باشد میزان پرخاشگری و زیرمقیاس­های آن کمتر می­شود، این میزان همبستگی در سطح آلفای 1% با 99 درصد اطمینان معنادار است. همچنین بین جهت­گیری مذهبی بیرونی با پرخاشگری و زیرمقیاس­های آن رابطه منفی وجود دارد ولی این میزان همبستگی در سطح آلفای 5% با 95 درصد اطمینان معنادار نیست. همچنین بین متغیرهای جهت­گیری مذهبی درونی و جهت­گیری مذهبی کل، با سازگاری و زیرمقیاس­های آن رابطه مثبت، مستقیم و معنادار مشاهده شد، به این معنی که هر چه میزان باورهای مذهبی بالاتر باشد میزان سازگاری (نمره کل) و زیرمقیاس­های آن بیشتر می­شود، همچنین این میزان همبستگی در سطح آلفای 1% با 99 درصد اطمینان معنادار است. همچنین بین جهت­گیری مذهبی بیرونی با سازگاری و زیرمقیاس­های آن رابطه مثبت وجود دارد ولی این میزان همبستگی در سطح آلفای 5% با 95 درصد اطمینان معنادار نیست. نمرات زیرمقیاس خشم و عصبیت در دختران این پژوهش بیش از پسران است، همچنین نمرات در زیرمقیاس لجاجت و کینه توزی در پسران این پژوهش بیش از دختران است.  نمرات در زیرمقیاس­های سازگاری اجتماعی و سازگاری آموزشی در پسران این پژوهش بیش از دختران است و تفاوتی در نمرات جهت­گیری مذهبی در دو گروه مشاهده نشد.

واژه های کلیدی: باورهای مذهبی، سازگاری، پرخاشگری

1-1 مقدمه :

دین کهن ترین، نافذترین و اثر گذار ترین نهاد اجتماعی بشر است. در جهان امروز از انسان دین ـ ورز سخن می گویند زیرا مطالعات جدید نشان داده است دین مداری و گرایش به دین در تمام جهان از کشورهای توسعه نیافته تا کشورهای پیشرفته در حال افزایش است. نظریه انحطاط دین بر اثر پیشرفت و افزایش رفاه مادی در آستانه خروج از ادبیات علمی است(آذربایجانی، 2009).

دینی بودن به هر فرد یا پدیده ای که ارزش ها و نشانه های دینی درآن متجلی باشد اطلاق می شود. دینداری شخص در گرایش و کنش های آشکار و پنهان او قابل شناسایی است. فرد دینی به دو روش قابل شناسایی است. یکی از میزان پایبندی و التزام دینی و دیگری از روی افکار، گرایش ها و اعمالی که متأثر از نگرش دینی باشد. به عبارت دیگر دینداری عبارت است از داشتن اهتمام دینی به گونه ای که نگرش ها و کنش های فرد متأثر از آن باشد(شجاعی زند، 2005).

یکی از موضوعاتی که از دیر باز در حوزه مطالعات و تحقیقات روان شناسی در باره هیجانات منفی و فراهم آوردن سلامت روان مطرح بوده ، بررسی تأثیر دین داری و معنویت گرایی است و در حال حاضر ، مطالعات نسبتا قابل توجهی وجود دارد که چگونگی تأثیر دین داری و معنویت را بر سلامت جسمی و روانی مد نظر قرار می دهند(هادی بهرامی احسان و دیگران،1384).

     در اولین تحقیقات نظام مند آماری در حوزه روانشناسی دین، فرانسیس گالتون مشهورترین کار خود را درباره تأثیر عینی نیایش حاجت مندانه انجام داد . از این پس تحقیقات در حوزه دین داری و موضوعات همبسته با دین ادامه یافت و به تولید نظریه های بسیار و احیاناً نتایج متفاوت منجر شد(بهرامی احسان و تاشک، 1383).

     روبرت آمونز (1999م) معتقد است که دین تا حدودی به این علت که یکپارچگی شخصیت را فراهم  می سازد ، موجب افزایش بهزیستی می شود( جان بزرگی، 1378).

     نوغانی و همکاران (1383) از آموزش مجموعه معارف و فرائض دینی ( نماز، روزه و مناجات) و تأثیر آن در جهت تسکین افسردگی بهره برده و به این نتیجه رسیده اندکه 55 در صد از افرادی که در این بررسی شرکت کرده اند ، پس از انجام عبادت ها احساس آرامش بهتری داشته اند.    

     با توجه به این که در تحقیقات مختلف، آثار مثبت نگرش مذهبی بر سلامت جسمانی و روانی تأیید شده و در موارد دیگر چنین آثاری یافت نشده و حتی بر آثار منفی آن نیز تاکید شده است ، در خصوص ناهمسانی این یافته ها یک فرضیه این است که عوامل متفاوتی به چگونگی تأثیر دین داری و بهزیستی روانی کمک   می کند . بنابر این یافته های نا همسان ضرورتآً ارتباط میان بهزیستی و دین داری را نفی نمی کنند، بلکه موقعیت هایی را مشخص می کنند که ارتباط در آنها قوی تر است . از جمله باید بین نوعی جهت گیری دینی که به سلامت روانی کمک می کند و نوعی که با بهزیستی کمتر رابطه دارد یا ندارد، تفاوت قایل شد ( عباسی و جان بزرگی، 1389).

      یکی از آسیب های اجتماعی، پرخاشگری است که در جامعه رو به افزایش است . به همین جهت، پرخاشگری یک مسئله اجتماعی و یکی از موضوعات اساسی بهداشت روانی به شمار می آید(وکیلی، 1386).

     آمارها حاکی از شیوع و گسترش روز افزون پرخاشگری در جوامع انسانی حکایت دارد . از این رو، جرائم پرخاشگرانه از جمله قتل، تجاوز جنسی، ایراد ضرب و جرح و ایذاء دیگران، سرقت های توام با پرخاشگری مانند سرقت مسلحانه، زور گیری و کیف قاپی از شایع ترین موارد پرخاشگری است که مورد توجه محققان قرار گرفتند(ابوالمعالی، 1389).

     روانشناسان به کمک تحقیقات خود ، سعی کرده اند پرخاشگری را بفهمند، علت های آن را بیابند و راه های کاهش اثر آن را معلوم کنند(بدار و همکاران، 1380).هرچند بارها اصطلاح پرخاشگری را شنیده ایم ، اما هنگام تعریف دقیق و تحلیل آن، اصطلاحی مبهم و کلی به نظر می رسد(درتاج و همکاران، 1388).اگر چه ساختار خشم مشترکاتی با پرخاشگری و خصومت دارد، اما این اصطلاحات با هم مترادف نیستند.دلوکیو و الیوری عنوان می کنند که خصومت به نگرش پرخاشگرانه اطلاق می شودکه فرد را به سوی رفتار پرخاشگرانه هدایت می کند. در حالی که پرخاشگری به رفتار قابل مشاهده و به قصد آسیب رساندن اطلاق می شود. خشم یک حالت هیجانی یا احساس درونی ناشی از برانگیختگی فیزیولوژیکی است(نویدی، 1387).

      بنابر این برای جدا کردن این سه مفهوم ، می توان خشم را به عنوان یک هیجان، خصومت را به عنوان یک نگرش، پرخاشگری را به عنوان رفتار در نظر گرفت.خشم به عنوان یک حالت هیجانی توصیف می شود که شالوده خصومت و پرخاشگری را تشکیل می دهد(همان). از واژه پرخاشگری در پژوهش های گوناگون ، به معانی متفاوت استفاده شده است. پژوهشگران معانی متفاوت به آن نسبت داده اند. بنابر این، تعریفی از پرخاشگری وجود ندارد که همگان روی آن توافق نظر داشته باشند، زیرا تعاریف پرخاشگری مبتنی بر دیدگاههایی است که این مؤلفان دارند(بدار و همکاران ، 1380). ولی در یکی از تعریف هایی که بین روانشناسان متداولتر است ، گفته می شود که پرخاشگری عبارت است از: هر گونه آسیب رساندن عمدی به دیگران، خود یا اشیاست(فرانزوی،1381).

     در لغت نامه دهخدا ، سازگاری ، موافقت در کار ، حسن سلوک و در مقابل ناسازگاری ، بدسلوکی، بدرفتاری و سازگاری نکردن معنی شده است. مک دونالد می گوید: وقتی می گوییم فردی سازگار است که پاسخ هایی که او را به تعامل با محیطش قادر می کند آموخته باشد و به طریق قابل قبول اعضای جامعه خود رفتار کند تا نیازهایی در او ارضا شود. یک فرد در یک موقعیت اجتماعی خاص می تواند خود را به طریق زیادی با آن موقعیت تطبیق و سازگاری دهد.

     روانشناسان همچنین سازگاری فرد را در برابر محیط مورد توجه قرار داده اند و خصوصیاتی از شخصیت را بهنجار می دانند که موجب سازگاری فرد با محیط خود می گردد. یعنی با دیگران در صلح و صفا زندگی کند و جایگاهی در جامعه برای خود بدست آورد. بسیاری از روانشناسان دیگر معتقدندکه اگر اصطلاح سازگاری در معنای همنوایی با اعمال و اندیشه های دیگران اعمال شود ، دیگر نمی توان توصیفی از شخصیت سالم به عمل آورد ، آنها بیشتر بر ویژگی های مثبتی مانند فردیت، آفرینندگی و شکوفایی استعدادهای بالقوه تأکید دارند. در شکل گیری سازگاری عواملی چون شیوه های تربیتی، ارزشها و اعتقادات حاکم بر فرد و جامعه، همسالان ، خانواده و آموزش و پرورش مؤثر هستند. و در این میان مذهب و باورهای مذهبی عاملی است که به هنگام شکست ناشی از دست نیافتن به اهداف یا وجود تعارض، فرد را قادر می سازد تا ضمن شناخت بهتر خود و دیگران به ایجاد ارتباطات مناسب با مردم و سازگاری با محیط و اجتماع بپردازد.

1-2 بیان مسأله:

    ارتقای سلامتی افراد جامعه که یکی از مهم ترین مسائل اساسی هر کشوری محسوب می شود باید از چهار بعد جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی مد نظر قرار گیرد. طبق تعریف سازمان جهانی بهداشت ، بهداشت روانی علمی است که با آن انسان ها قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران را خواهند داشت و قادر به تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی، حل تضادها و تمایلات شخصی به طور منطقی، عادلانه و متناسب می شوند.

     هدف بهداشت روانی پیشگیری، درمان و بازتوانی بیماران است . طب دنیای امروز و فردا طب پیشگیری و برنامه ریزی برای بهتر زیستن است. در عین حال ، آرامش درونی تمنای دائمی انسان و حلقه مفقود جوامع امروزی است. در جوامعی که از مذهب و اخلاق فاصله گرفته اند، هر چه این جدایی بیشتر است بیماری های روانی نیز به همان اندازه افزایش یافته است. بنابر این در پیشگیری اولیه باید به مسائل تأثیر گذار بر شخصیت برای کاهش تظاهرات هیجانی و عاطفی و عوامل استرس زا توجه شود (برخوردار و نجفی ، 1380).

      یکی از این عوامل تأثیر گذار مذهب است . به رغم نگاه بد بینانه روانشناسان در سطح برخی نظامهای کلی به مذهب، از همان ابتدای شکل گیری روانشناسی کاربردی، تحقیقات در زمینه رابطه مذهب و سلامت روانی ، اغلب بیانگر رابطه ای مثبت بین این دو متغییر بوده است از دهه 50 میلادی تحقیقات بیانگر تأثیر مداخلات مذهبی بر بهبود آلام روانشناختی بودند از جمله می توان به تأثیر نماز و ” دعا درمانگری” بر کنترل اختلالات روانشناختی اشاره کرد(وولف،[1] 1997).

کارکرد اصلی دین در زندگی افراد، آرامش بخشی، تولید شادابی، معنا دادن به زندگی و رضایت درونی و اصیل است. نقش اصلی دین در تأمین نیازهای آدمی، کاهش رنج و درد با معنابخشی به این رنج ها و دردهاست . شاید علم، توانایی کاهش رنج های بشری را داشته باشد، اما قادر به معنا بخشی به آلام و مصیبت های بشر نیست( حاتمی، 2009). مطالعات متعدد محققان مسلمان نشان داده است برخورداری از باورهای دینی و به جا آوردن اعمال و مناسک مذهبی نقش مهمی در کاهش اختلالات روانی، بزهکاری، گرایش به خودکشی و سوء مصرف مواد دارد(قدرتی، 2009؛ دل آزار، 2008)

      از دهه 90 به دنبال ناکامی نسبی متخصصین بهداشت روانی از فنون و شیوه های مداخله ای مرسوم و به دنبال تحقیقات متعدد و نتایج آنها که بیانگر تأثیر مثبت مذهب بر سلامت روان بود ، روی آوری به مذهب روز افزون گردید. در زمینه اضطراب به عنوان یک اختلال شایع روانی مطالعات نشان می دهند که شرکت در مراسم مذهبی اضطراب را کاهش می دهد( نیلمن[2] و همکاران، 1997).

      برخی مطالعات نشان می دهند که آموزش روشهای حل مسأله در چار چوب مذهبی، ضمن افزایش سازش یافتگی روانشناختی، اضطراب آزمودنی ها را کاهش می دهد ( شافر[3] و همکاران،1991). همچنین بین مذهب یا رفتار مذهبی و افسردگی مطالعاتی انجام شده است که بیانگر تأثیر مذهب در کاهش افسردگی است . مذهب به طور کلی بر سلامت روانی تأثیر مثبتی دارد( ونتیس[4]، 1995).

     اختلالات رفتاری کودکان و نوجوانان به مجموعه اعمالی اطلاق می شود که خلاف قانون، عرف، سنت ها و هنجارهای جامعه است و در اعضای این طبقه خودنمایی می کند. اختلالات رفتاری اصطلاحی در روان شناختی است که جامعه شناسان آن را بزهکاری می نامند.

      جامعه شناسان و روان شناسان از ابعاد گوناگون به اختلالات رفتاری پرداخته اندتا به علل، زمینه ها و شیوه های مقابله پیشگیری و درمان آن دست یابند. علل و زمینه هایی همانند استعداد ژنتیکی و ارثی، خانواده های آشفته و نابسامان، والدین متخلف و ضد اجتماعی، ارتباط با همسالان بزهکار، زندگی در محله های پر جمعیت و جرم خیز، فقدان اعتقادات مذهبی ، از جمله عواملی هستند که در شکل دهی به این گونه رفتارها از جمله پرخاشگری و ناسازگاری مؤثر دانسته شده اند.

      شاید یکی از کارکردهای مهم و عمده منابع جامعه پذیری یعنی خانواده و مدرسه، تهذیب و شکل دادن به شخصیت کودکان و نوجوانان برای کنترل وسوسه های بزهکارانه و غیر اخلاقی یا بالعکس تسلیم شدن به این وسوسه ها باشد. یکی از اختلالات رفتاری پرخاشگری است .  پرخاشگری از مسائل مبتلا به در دوران نوجوانی است . کن نل لی[5] و همکاران (2010) پرخاشگری را به عنوان یک مشکل جهانی در میان همه نوجوانان اعلام کرده اند و آن را مختص فرهنگ و جامعه خاصی نمی دانند .آنچه باعث توجه محققان به رفتار پرخاشگرانه شده است ، آثار نامطلوب آن بر رفتار بین فردی و همچنین ، آثار ناخوشایند آن بر حالات درونی افراد است . نوجوانان پرخاشگر غالبا قدرت مهار رفتار خود را ندارند و رسوم و اخلاق جامعه ای را که در آن زندگی میکنند زیر پا میگذارند (صادقی ، 1385). نتایج پژوهشها نشان داده است که پرخاشگری از شاخصهای مهم پاره ای از اختلالات روانی مانند اختلال سلوک ، و اختلال شخصیت ضد اجتماعی به شمار می آید (سوخودولوسکی و راچکین[6] ، 2004).همچنین رفتار پرخاشگرانه با بیماری های جسمانی مانند بیماری قلب و عروق و سردرد تنشی نیز در ارتباط است (ماترازو، کاشکات و پریچارد[7] ،2000). علاوه بر این پژوهش های دیگر نشان میدهد که کودکان پرخاشگر نسبت به کودکان دیگر از نظر شیوه تفکر متفاوت هستند ، آنها راهبردهای مثبت کمتری ارائه میدهند و بیشتر اطمینان دارند که راهبرد پرخاشگرانه سازگارانه تر است و این طور قضاوت می کنند که راهبردهای پرخاشگرانه کمتر باعث آسیب می شود (عارفی و رضویه، 1382).

      تسلسل پیدایش نیازها و ارضای آن نیاز را سازگاری می نامند. بنابر این چنانچه انسانها در مناسبات خود بتوانند براحتی نیازهای خود را ارضاء نمایند دارای سازگاری می باشند(والی پور ، 1376). این که شخص تا چه حد می تواند با محیط و تغییرات آن سازگار شود به دو عامل بستگی دارد :

الف) خصوصیات شخص مثل مهارتها ، نگرشها، ارزشها، باور های دینی و حالات بدنی . ب) ماهیت موقعیت هایی که با آن روبرو می شود .این دو عامل در تعیین سازگاری ، خشنودی و کامیابی فرد مؤثرند .چون شخص و محیط همواره در حال تغییرند ، پس سازگاری باید بین این دو عامل خاص صورت پذیرد (گاطع زاده، 1384). با توجه به اینکه نوجوانان در مقطع سنی خود با مسائل و مشکلاتی در سازگاری با روابط بین فردی ، بلوغ ، تحصیلی و … مواجه می شوند ایجاد شایستگی های لازم و تقویت باورهای مذهبی برای مقابله موثر و کار آمد با چالش های حال و آینده ضروری به نظر می رسد .

      نوجوانی از دیر باز هم برای نوجوانان و هم برای والدین و مربیان ، دوره ای دشوارتر از سال های کودکی قلمداد شده است . این مرحله از زندگی را روسو تولد دوم نامیده است (تقی پور ظهیر، 1376). لذا با توجه به حساس بودن دوران نوجوانی و نیز تغییرات مهمی که در این دوران در زمینه اعتقادات مذهبی و حالات رفتاری در فرد رخ میدهد تعیین تأثیر باورهای مذهبی در پیشگیری از رفتارهای پرخاشگرانه و افزایش قدرت سازگاری ضروری به نظر میرسد

     بنابر این پژوهش حاضر با هدف مقایسه میزان باورهای مذهبی باپرخاشگری و سازگاری دانش آموزان انجام میگیرد . تا به این ترتیب گامی دیگر در جهت تحقق اهداف پیشگیرانه در افزایش سازگاری و کنترل پرخاشگری نوجوانان و جوانان برداشته شود.

 

1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق:

       محققان در اکثر جوامع بشری چه از جنبه تاریخی و چه در زمان معاصر پنج نهاد اصلی را در شکل گیری شخصیت افراد مؤثر می دانند که عبارتند از : اجتماع ، خانواده، همسالان، مدرسه و مذهب ( شاملو، 1366). با مطالعه تاریخ ادیان ، می توان دریافت که انسان در تمامی ادوار حیات خود دارای مذهب بوده و شاید بتوان گفت که گرایش به مذهب همواره در انسان وجود داشته و به شکلهای وجدان، عقل، خرد و غیره بروز کرده است ( قدیانی، 1374). علامه طباطبایی (1363) دین را یک روش مخصوص در زندگی می داند که صلاح دنیا را به نحوی که موافق حیات دائمی حقیقی باشد، تأمین می کند.ماهیت پویای انسان از یک سو و سؤالات بی پاسخ بسیار در جوامع امروزی از سوی دیگر موجب شده است که توجه به مذهب نزد متخصصان بهداشت روانی مهم و غیر قابل اجتناب گردد .

       امروزه این نگاه که موضوعات فرا مادی جایی در حیطه علوم ندارند، کاملا تغییر کرده تا آنجا که برخی از سازمان های بهداشتی به بازنگری تعاریف موجود در مورد انسان و ماهیت بشر پرداخته اند. برای مثال سازمان جهانی بهداشت در تعریف جنبه های وجودی انسان به ابعاد : جسمانی، روانی، اجتماعی و معنوی اشاره می کندو بعد چهارم یعنی معنویت را نیز در رشد و تکامل انسان مطرح می ـ سازد (وست، 1383). در متن تجدید نظر شده ی چهارمین ویرایش راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-IV-TR) ، بخش جدیدی تحت عنوان ” مشکلات مذهبی یا معنوی ” وجود دارد . در این بخش این چنین می خوانیم : این طبقه زمانی به کار می رود که کانون توجه بالینی ، یک مشکل مذهبی یا معنوی باشد و نمونه هایی از قبیل تجربه های پریشان کننده از دست دادن ایمان یا تردید در مورد آن و مشکلات مربوط به گرویدن به دین جدید یا تردید در ارزشهای معنوی را شامل می شود(انجمن روانپزشکی آمریکا، 1384) . در مجموع اهمیت معنویت و تأثیر مذهب در بهداشت روانی و بهبود زندگی انسان ها طی چند دهه گذشته بیش از پیش مورد توجه روانشناسان و متخصصان بهداشت روانی قرار گرفته است.

        روانشناسان معروفی از جمله جیمز[8](1985)، آلپورت[9](1950) و یونگ[10](1969) به نقش و تأثیر مثبت مذهب بر زندگی افراد پرداخته اند و آن را مهم می دانند . اخیرا پژوهشهای متعددی در مورد اثر مذهب بر سلامت روانی انجام شده است و نتایج حاصل از این تحقیقات نشان دهنده ی اثر مثبت مذهب بر سازگاری و بهداشت روانی و اثر کاهنده آن بر نشانه های بیماری و اختلالات رفتاری از جمله پرخاشگری بوده است(سیف و نیکوی، 1383). به اعتقاد هاریسون[11] (2001) با وجود این که مدتهاست تصور می شود بین مذهب و سلامت روانی ارتباط مثبتی وجود دارد اما اخیرا روانشناسی مذهبی ، شواهد تجربی بسیاری را در این زمینه فراهم کرده است.

       دین به شکل خاصی در هر فرهنگ شناخته شده ای وجود دارد و می توان آن را از دیدگاه آیین ها ، شخصیت های نمادین و انواع دعاها بررسی کرد(کاظمیان مقدم، مهرابی زاده هنرمند، 2009) . اعتقادات دینی و مذهب به انسان آرامش می دهد ، امنیت فرد را تضمین می کند ، خلاء های اخلاقی، عاطفی و معنوی را در فرد و اجتماعات استحکام داده و پایگاه محکمی برای انسان در برابر مشکلات و محرومیت های زندگی ایجاد می کند( اسدی نوقانی، امیدی و حاجی آقا جانی، 2005) . تحقیقات نیز نشان می دهد که مذهب در زندگی نقش مهمی داشته و در بسیاری از افراد احساس تعلق و آرامش را به وجود می آورد (بدل[12]، 2002). دستورات و آیین های مذهبی اگر درست به کار گرفته شود می ـ تواند موجبات سلامت شادکامی و سازگاری افراد را در جامعه ای که در آن زندگی می کنند فراهم آورد.

      رابطه بین مذهب و سلامت در بسیاری از پژوهشها تأیید شده است . شریفی، مهرابی زاده هنرمند و شکرکن (1382) در برسی خود نشان دادند که بازخورد مذهبی با اختلال در سلامت عمومی رابطه منفی و با شکیبایی رابطه مثبت و معنا دار دارد. خداپناهی و خاکسار بلداجی (1384) طی پژوهشی با عنوان “رابطه جهت گیری مذهبی و سازگاری روان شناختی در دانشجویان ” دریافتندکه بین جهت گیری مذهبی و سازگاری رابطه معناداری وجود دارد. در پژوهش بهرامی احسان و تاشک(1383) بین جهت گیری مذهبی با افزایش سلامت روانی و کاهش اختلالهای روانی به رابطه مثبت معنا دار و توانایی پیش بینی سبک مقابله مذهبی مثبت توسط جهت گیری مذهبی مثبت دست یافتند. در این پژوهش بین حرمت خود و جهت گیری مذهبی نیز رابطه معنادار مثبت به دست آمد.

      با توجه به آنچه گفته شد و همچنین با توجه به نقش مذهب در تأمین سلامت روان افراد و پیشگیری از آسیبهای روانی و اجتماعی پژوهش حاضر می تواند با هدف یافتن پاسخی برای این سوال که آیا باورهای مذهبی در پیشگیری از رفتارهای پرخاشگرانه و بالا بردن سطح سازگاری دختران و پسران نوجوان مؤثر است نقش بسزایی را داشته باشد.

تعداد صفحه :102

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه مطالعه میزان شیوع اختلالات شخصیت در متقاضیان جراحی زیبایی بینی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار

پایان نامه کارشناسی ارشد روان­شناسی بالینی

موضوع:

مطالعه میزان شیوع اختلالات شخصیت در متقاضیان جراحی زیبایی بینی و مقایسه آن با دیگر جراحی های مختلف زیبایی

سال1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب                                                                                                 صفحه

فصل یکم:کلیات پژوهش

مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………2

بیان مسئله…………………………………………………………………………………………………………………….3

اهداف پژوهش………………………………………………………………………………………………………….5

فرضیه های پژوهش……………………………………………………………………………………………………..5

تعاریف………………………………………………………………………………………………………………………6.

فصل دوم:ادبیات و پیشینه پژوهش

مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………13

شخصیت تعریف و مفاهیم………………………………………………………………………………………………18

سیر و پیش آگهی………………………………………………………………………………………………………….63

پیشینه تحقیق درداخل کشور…………………………………………………………………………………………65

پیشینه تحقیق درخارج کشور…………………………………………………………………………………………67

فصل سوم:روش پژوهش

جامعه آماری………………………………………………………………………………………………………………70

نمونه آماری………………………………………………………………………………………………………………70.

ابزارگردآوری اطلاعات………………………………………………………………………………………………71

فصل چهارم:تجزیه و تحلیل داده های پژوهش

بررسی فرضیه های پژوهش…………………………………………………………………………………………..82.

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری

بحث ونتیجه گیری……………………………………………………………………………………………………..88

محدودیتها…………………………………………………………………………………………………………….92

پیشنهادات…………………………………………………………………………………………………………………93

پیوستها…………………………………………………………………………………………………….. …………..

منابع………………………………………………………………………………………………………… …………..99

چکیده

هدف:پژوهش حاضر با هدف مطالعه میزان شیوع اختلال شخصیت در متقاضیان عمل جراحی زیبایی بینی و مقایسه آن با جراحی های دیگر شامل کشیدن صورت ، ماموپلاستی و لیپولیز انجام شد.

روش پژوهش:جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مراجعه کنندگان به بیمارستان حضرت فاطمه که متقاضی عمل جراحی بودند ،بود. آزمودنی ها شامل 202 نفر زن ومرد در یک دوره هشت ماهه ، در سال نود و سه و نود و چهار ، که همه متقاضیان عمل جراحی زیبایی بودند و  به بیمارستان حضرت فاطمه (س) مراجعه کرده بودند، با رضایت خودشان مورد بررسی قرار گرفتند جهت بررسی اختلال شخصیت از آزمون میلون نسخه سوم استفاده شد.از آزمون های تحلیل واریانس ،یو من ویتنی و آزمون خی دو برای آزمودن معناداری فرضیات استفاده شد.

نتایج: شیوع کلی اختلال شخصیت در نمونه  مورد مطالعه چهل و یک درصد بود یعنی بدون در نظر گرفتن نوع عمل جراحی چهل و یک درصد از آزمودنی ها حداقل مبتلا به یک نوع اختلال شخصیت بوده اند اختلال شخصیت نمایشی و سپس اختلال شخصیت وسواس اجبار به ترتیب دارای بشترین شیوع بودند.در بین عمل های جراحی، بیشترین فراوانی مربوط به عمل جراحی بینی بود ، همچنین عمل جراحی ماموپلاستی و لیپولیز در رتبه های بعد قرار گرفتند. و کشیدن صورت کمترین متقاضی را در نمونه مورد مطالعه داشت..میزان شیوع اختلالات شخصیت در متقاضیان عمل جراحی بینی و سایر جراحی ها تفاوت معنادار داشت و متقاضیان عمل جراحی بینی به طور معناداری بیش از سه گروه دیگر به اختلال شخصیت مبتلا بوده اند، همچنین متقاضیان عمل جراحی لیپولیز به طور معناداری بیش از متقاضیان کشیدن صورت دچار اختلالات شخصیتی بودند. تفاوت معناداری بین مردان و زنان در متقاضیان عمل جراحی مشاهده نگردید .

کلید واژه ها: اختلالات شخصیت، عمل جراحی زیبایی

مقدمه

جراحی پلاستیک، جراحی ترمیمی است که در ابتدا برای رفع ضایعات مادرزادی استفاده می‌شده اما درمراحل بعد با اهداف زیبایی بکار گرفته شد. بعبارتی، جراحی پلاستیک زیبایی رویه ای است برای تغییر ظاهر بدن در غیاب بیماری، جراحت، نقص ارثی و مادرزادی که می‌تواند باعث ارتقاء کیفیت زندگی بشود. جراحی زیبایی در سال‌های اخیر در جهان روند فزاینده ای داشته است.

(فرشید فر و دستگردی 2013؛ به نقل از طهماسبی و همکاران،1394). انجمن جراحی پلاستیک بریتانیا، میزان 34 درصد افزایش تقاضا برای جراحی پلاستیک زیبایی را در سال 2005 نسبت به سال قبل گزارش نموده است. این پدیده صرفاً معطوف به کشورهای اروپایی نمی‌شود. انجمن جراحی پلاستیک آمریکا میزان رشد این اقدامات را از 1997 تاکنون 446 درصد گزارش نمود، این رشد درکشورهای در حال توسعه بخصوص در بین جوانان بسیار قابل توجه بوده است، این افزایش انگیزه عمدتاً بدلیل ایجاد نگرش مثبت نسبت به اعمال جراحی، بعنوان ابزاری برای بهبود ظاهر بوده است. (سوامی[1] و همکاران 2010، به نقل از طهماسبی و همکاران، 1394). در ایران سالانه حدود 25 تا 30 هزار جراحی زیبایی انجام می‌شود ،60 درصد این موارد مربوط به جراحی بینی و بقیه آن مربوط به سایر جراحی‌های زیبایی و پلاستیک است. از نظر جراحی پلک و صورت، ایران در رده چهارم و از نظر لیپوساکشن، سینه و شکم، پس از آمریکا در رده دوم قرار دارد. (کلانتر هرمزی،1393) گرایش به زیبایی، یک حس کاملاً طبیعی و مشترک بین تمامی انسان‌ها است، اما امروزه این مسئله در کسانی که نارضایتی بیشتری از بدن خود احساس می‌کنند، بیشتر دیده می‌شود. جراحی زیبایی برای خلق زیبایی و ایجاد تصویر ذهنی مطلوب، امروزه مورد توجه قرار گرفته است و در نتیجه تصور از زیبایی به عنوان امری طبیعی و خدادادی به سمت اکتسابی و کلینیکی کشیده شده است (تیگرمن[2] و راتل[3] 2013، به نقل از طهماسبی و همکاران،1394).

بیان مساله:

شخصیت[4] را می‌توان آن الگوی معین و مشخصی از تفکر، هیجان و رفتار تعریف کرد که سبک شخصی فرد را در تعامل‌های او بامحیط مادی و اجتماعیش رقم می زند. روان شناسان شخصیت، همواره کوشیده‌اند مجموعه اصطلاحات وصفات شخصیت را به دسته‌ه ای کوچکی از صفات تقلیل دهند که هم بتوان با آن‌ها کار کرد، هم بتوان انواع و اقسام شخصیت‌های بشری را در قالب آن‌ها توصیف کرد؛ همچنین می‌کوشند از ابزارهای پایا و معتبر برای سنجش صفات شخصیتی کمک بگیرند و برای کشف روابط صفات با هم و با رفتارهای مختلف پژوهش‌های آزمایشگاهی انجام می‌دهند (کاپلان وسادوک،2007، ترجمه پورافکاری، 1383).

اختلال شخصیت مطابق تعریف پنجمین کتابچه راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی[5]، عبارت است از تجارب درون ذهنی و رفتاری بادوامی که بر ملاک‌های فرهنگی منطبق نیست، نفوذی غیر قابل انعطاف دارد، از نوجوانی یا جوانی شروع می‌شود، در طول زمان تغییر نمی‌کند و موجب ناخوشنودی فرد و مختل شدن کارکردهایش می‌شود. هرگاه صفات شخصیتی غیر قابل انعطاف و غیر انطباقی باشد و کارکردهای فرد را مختل سازد و یا رنج و عذاب درون ذهنی برایش ایجاد کند، تشخیص اختلال شخصیت را می‌توان مطرح کرد. به صورت ساده ترکیب شخصیت هنگامی نابهنجار تلقی می‌شود که باعث رنجش و آزار خود شخص یا دیگران شود (پنجمین کتابچه راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی، انجمن روانپزشکی آمریکا،2013، ترجمه گنجی، 1393).

امروزه جراحی زیبایی به عنوان یکی از شایع‌ترین اعمال جراحی در سطح جهان مطرح است که میزان بهره گیری از آن رو به فزونی است، همانند دیگر تخصص‌ها در پزشکی مداخله‌های جراحی زیبایی نیز باید قبل از آنکه بر روی بیماران انجام شوند تحت کار آزمایی بالینی[6] دقیق قرار گیرند (وبستر و دریسکل،1983).

وضعیت روانی سالم نیز ،در میزان رضایت بعد از عمل جراحی زیبایی محوری تعیین کننده است که مهم‌تر از تکنیک جراحی می‌باشد (داریسی و همکاران،2005).

انجام دادن عمل جراحی زیبایی برای افرادی که دچار عدم سلامت روانی هستند می‌تواند باعث بوجود آمدن مشکلاتی هم برای بیمار و هم برای جراح شود(هانینگمن،2003).

ضرورت تحقیق:

باتوجه به اینکه پژوهشی در مورد اهمیت کاربردی شیوع اختلالات شخصیت، در متقاضیان جراحی زیبایی صورت نگرفته واکثر پژوهش‌ها بر اساس پیامدهای جراحی زیبایی صورت گرفته است وهمچنین درمورد اختلالات شخصیت می‌تواند، منجر به تقاضا برای عمل زیبایی شود و از طرفی پژوهش‌های انجام شده جنبه کلی داشته و در انواع زیبایی‌ها و تفاوت آن‌ها پژوهش بسیار اندک است ،لذا ضروریست تا در مورد این اختلال نیز پژوهش جامعی انجام گیرد.

فرضیه‌های تحقیق:

  • میزان شیوع اختلالات شخصیت در متقاضیان عمل جراحی بینی و سایر جراحی‌ها متفاوت است.
  • بین متقاضیان جراحی‌های مختلف زیبایی از نظر اختلال شخصیت تفاوت وجود دارد.
  • بین متقاضیان جراحی‌های مختلف زیبایی در زنان و مردان تفاوت وجود دارد.
  • بین متقاضیان جراحی‌های مختلف زیبایی در سنین مختلف تفاوت وجود دارد

اهداف تحقیق:

هدف اصلی:

تعیین میزان شیوع اختلالات شخصیت در متقاضیان عمل جراحی زیبایی بینی و سایر جراحی‌ها

اهداف فرعی:

  • تعیین وجود یا عدم وجود تفاوت در بین متقاضیان جراحی‌های مختلف زیبایی از نظر اختلال شخصیت
  • تعیین وجود یا عدم وجود تفاوت در بین متقاضیان جراحی‌های مختلف زیبایی در زنان و مردان
  • تعیین وجود یا عدم وجود تفاوت در بین متقاضیان جراحی‌های مختلف زیبایی در سنین مختلف

تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها:

الف) تعاریف مفهومی:

تعریفاختلال شخصیت[7]: اختلال شخصیت عبارت است از ،الگوی ناسازگارانه و با دوام تجربه درونی و رفتار که به زمان نوجوانی یا جوانی برمی گردد، و حداقل در دو زمینه زیر آشکار می‌شود: شناخت، هیجان پذیری، عملکرد میان فردی و کنترل تکانه (کاپلان و سادوک 2007، ترجمه پورافکاری 1383).

اختلالات شخصیت در پنجمین کتابچه راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی[8]

به رغم سال‌ها تحقیق درباره بازنگری ریشه ای اختلالات شخصیت ،هیات امنای انجمن روانپزشکی آمریکا نهایتاً تصمیم گرفت که فعلاً هیچگونه تغییردر تعریف ساختاری در اختلالات شخصیت اعمال نکند، با این حال یک مدل جایگزین برای اختلالات شخصیت، در بخش 3 کتاب پنجمین کتابچه راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی منظور شده است ،به عنوان بخشی که به مدل‌های درحال ظهوری می‌پردازد که به مطالعه و تحقیق بیشتر نیاز دارند. در حال حاضر معیارهای اختلالات شخصیت در پنجمین کتابچه راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی همان معیارهای چهارمین کتابچه راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی هستند

(پنجمین کتابچه راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی، انجمن روانپزشکی آمریکا،2013، ترجمه گنجی، 1393).

تعداد صفحه :104

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه شناسایی مکانیسم های دفاعی ، سلامت روان و خودافشاگری درافراد راست برتر و چپ برتر

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی 

عنوان:

شناسایی و مقایسه مکانیسم های دفاعی ، سلامت روان و خودافشاگری درافراد راست برتر و چپ برتر

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

هدف : پژوهش حاضر به شناسایی و مقایسه مکانیسم های دفاعی ، سلامت روان و خودافشاگری درافراد راست برتر و چپ برتر پرداخته است . روش: جامعه آماری شامل تمامی کارمندان سازمان بهزیستی شهر تهران و دانشجویان مراجعه کننده به کتابخانه ملی درسال 94-95 بودکه با بهره گرفتن از روش نمونه گیری داوطلبانه (غیر تصادفی) انتخاب شدند.ازتعداد کل 100نفرنمونه انتخاب شد که شامل 50نفر راست برتر و50 نفر چپ برتر بودند. دراین پژوهش از پرسشنامه سبک­های دفاعی DSQ ، پرسشنامه سلامت روان معنوی پور ، خود افشاگری (مهریزی، معنوی پور)  و پرسشنامه سنجش برتری نیمکره های مغز (ولزورادلف واگنر) استفاده شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از روش آزمون تحلیل واریانس چند متغیری(MANOVA) استفاده شد.یافته ها: نتایج به دست آمده حاکی از آن است که  سلامت روان در گروه چپ برتر بیشتر از راست برتر است. همچنین سبک دفاعی رشد نایافته در گروه راست برتر بیشتر از چپ برتر است.  در بین خرده مقیاس­های خودافشاگری، خرده مقیاس­عدم واقع بینی در گروه چپ برتر و راست برتر تفاوت معناداری داشت. میزان عدم واقع بینی در گروه چپ برتر بیشتر از راست برتر است. نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت بین مکانیسم های دفاعی ، سلامت روان ، خودافشا گری و نیمکره های مغزی رابطه وجود دارد و بین میانگین کلی مکانیسم های دفاعی ، سلامت روان وخود افشاگری در افراد راست برتر و چپ برتر تفاوت معنا داری وجود دارد.

واژه های کلیدی: مکانیسم های دفاعی ، سلامت روان، خود افشا گری، راست برتر، چپ برتر

1-1-مقدمه:

در سالهای اخیر توجه ویژه ایی به امر سلامت و بهداشت روانی، هم از سوی مقامات دولتی و هم از جانب مردم نشان داده شده است. امروزه با برقراری کلینیک ها ، مراکز مشاوره و روان درمانی، برگزاری کلاس ها، کارگاه ها ، سمینارها و برنامه های آموزشی، گام مهمی برای پیشگیری و یا درمان بیماری ها، معضلات و مشکلات روانی برداشته شده است. به ویژه با مطرح شدن نظریه های مبنی بر تاثیر ذهن بر تن و جسم، به این علم بیشتر پرداخته اند (تاشک،1393).

ازقرن نوزدهم شواهدی وجود دارد که کارکرد نامتقارن مغز را نشان می دهد.بروکا وجکسون دریافتنند که اختلالهای زبان شناختی به دنبال آسیب به نیمکره چپ رخ می دهند. از آن زمان به بعد شواهد بالینی زیادی به دست آمده است که مشاهدات آنها را تایید می کند و تخصص نیمکره راست را در انواع فرآیندهای شناختی غیر کلامی، دیداری- فضایی نشان می دهد (اصلاح کارلاکمه سر،1387).

حجم عمده ایی از یافته ها امروزه مشخص کرده اند که نیمکره های مغز به سبکهای متفاوت و تا حدودی متعارض درونشد های حسی را پردازش و اعمال حرکتی را کنترل می کنند. ازاین روی، هریک از نیمکره ها ابعاد متمایزی از یک داده حسی را استخراج می کنند. در مجموع مطالعات در خصوص جانبی شدن مغز مشخص کرده است که نیمکره چپ بیشتر مستعد پردازش اخبار تحلیلی، متوالی، گزاره ایی و تولید گفتار است و در مقابل نیمکره راست بیشتر مختص ادراک کلی، متقابل و درک روابط ترکیبی است.

در زمینه هشیاری نیز مطالعات انجام شده در خصوص مغز دو نیمه شده، تفاوت سبک آگاهی و نا آگاهی هریک از نیمکره ها رانشان داده اند. سبک شناختی حاکم برنیمکره راست ماهیتی تجسمی و غیرکلامی دارد، و سبک استدلال آن براساس تداعی و نه توالی منطقی و زمانی است. از این روی عملیات نیمکره راست بیشتر با روان تحلیل گری ناهشیار همخوان است.

از آنجا که امروزه توجه و علاقه به مطالعه عدم تقارن نیم کره ای در بین روان شناسان پدیدآمده است و روشهای تجربی شامل ارائه مطالب دیداری یا شنیداری است که از لحاظ مکانی به سمت چپ یا راست میدان بینایی آزمودنی ارائه می شود. بدین ترتیب در دسته ایی از مطالعات، اطلاعات به گونه ایی جهت داده می شود که به یک نیمکره مغز منتقل شود، ولی به نیمکره دیگر انتقال صورت نگیرد. بدین ترتیب می توان بین عملکرد در شرایطی که درون داد به نیمکره چپ جهت داده می شود با شرایطی که درون داد به نیمکره راست ارسال می شود مقایسه به عمل آورد (کوهن[1]، 1977).

1-2- بیان مسئله :

مطالعات گسترده در دو دهه گذشته نشان داده اند افشا، چه گفتاری وچه نوشتاری ، عملکردسیستم ایمنی، اعصاب خودمختار و سلامت جسمانی و روانی را بهبود می بخشد(قربانی،1392).

 مطالعه درباره افشای هیجان ها به بررسی های علمی داروین در دهه 1870 برمی گردد. بیان هیجان، تجربه هیجان، و برانگیختگی هیجانی سه مولفه اساسی هیجان هستتند و انعکاس هیجانی، مفهوم ثانویه به حساب می آید که اندیشه هایی را درباره این سه مولفه اساسی در برمی گیرد . به عقیده کندی مورو و واتسون ، بیان هیجان، چهار عملکرد اصلی دارد : 1- نظم دهی به برانگیختگی ، 2-درک خود، 3- ارتقاء مهارت های مقابله ای و 4- بهبود در روابط بین فردی (نوربالا، علی پور،شقاقی،نجیمی،آگاه هریس، 90).

برخی پژوهشگران بر این باورند که خودافشا گری[2] یا افشای هیجان ها شامل آن دسته از برداشت هایی است که فرد به گونه ایی آگاهانه و مسوولانه و اختیاری با دیگران در مورد خود در میان می گذارد. به نظر دیگر پژوهشگران ،خود افشاگری باید برای برداشت ها از فردی به کار رود که خود آن را می داند و دیگران احتمالا به آن دسترسی ندارند ویا نمی توانند آن را به راحتی کشف کنند. خود افشا گری به راحتی به فرد اجازه می دهد که به میزان گشودگی یا باز کردن خودرا گسترش دهد و با آگاهی بیشتر به مسائل پیرامون خود بپردازد ، که به تکامل و بالندگی او منجر می شود.مطالعات مختلف نشان داده اند که افشا درباره تجربیات عاطفی و هیجان ها با تقویت فرد برای نفوذ بر خود ، کاهش خلق منفی ، کاهش بازداری، احساس کنترل شخصی و انتخاب رفتارهای سازش یافته را سبب می شود(قربانی،1392).

 هنگام افشا و لمس واقعی احساسات و هیجانها،واژه ها، امکان ساخت دهی، سازمان دهی ودر نهایت درونی سازی تجارب هیجانی و رویدادهای مسبب آنها را فراهم می سازند و ارتباط دو نیمکره مغز هماهنگ می شود(قربانی،1392).

 با افشا ی هیجانها فردبه بازنگری و بررسی زندگی خود می پردازد و این امر مستلزم تغییر رویکرد ، توانایی جدا شدن از خود ومحیط اطراف است .به طوری که افرادبابیان داستان زندگی خود می توانند به تصحیح آن بپردازند. در مقابل بازداری روانشناختی یعنی ناتوانی از بیان افکار واحساسات ،  وقتی ایجاد می شود که فرد تصور کند به آسانی نمی تواند درباره خویش با دیگران صحبت کند. خواه به دلیل اینکه به دیگران اعتماد ندارد یا به این سبب که صحبت درباره تجارب احساسی، نتایج نا خوشایندی برایش دربردارد. بازداری و سرکوب گری از مکانیسم های دفاعی هستنند که برخی افراد در نظم بخشی هیجان ها و کاهش استرس از آن استفاده می کنند . پژوهش هانشان داده اند افشای هیجانی با باز گشایی ناهشیار ، بینشی صحیح درافراد ایجاد می کند که در پی آن ، مکانیسم های دفاعی نظیر جبران، واکنش وارونه ، باز داری ، سرکوب گری و . . . بهبود می یابند.  یکی از عواملی که بر افشای هیجانها اثر می گذارد ومانع از افشا ء می شود استفاده از مکانیسم های دفاعی است (نوربالاوهمکاران ،1390).

مفهوم مکانیسم های دفاعی با نخستین مقالات فروید1 در سال 1936 آغازشد .وی مکانیسم های دفاعی را به عنوان کارکردهای ذهنی تعریف کرد ،که افراد را در برابر اضطراب زیاد ناشی از رویدادهای استرس زای بیرونی و حالت های مخرب درونی محافظت می کند ، نقش حفاظتی مکانیسم های دفاعی از طریق تعدیل ، انحراف یا حذف افکار، احساسات و ادراک های استرس زا انجام می شود (آفر[3]،لاویه[4]، گادلف[5] وآپتر[6]،2000).

 اصطلاح دفاع اشاره به آن نوع شگردهای خاص روان دارد که احساسات را از حیطه خودآگاه به ناخوداگاه می رانند. دوتن از متخصصین حوزه روان تحلیلی  آنا فروید (سندلر[7]وفروید[8] ،1983) و چارلز برنر 2002، تاکید داشتنند که هر چیزی ممکن است دفاع تلقی شود . به طور کلی آن دسته ازفعالیتها و رفتارهای روانی که شما را از تجربه هیجانات ناخوشایند محافظت می کنند ، رفتار دفاعی نامیده می شوند. دفاع ها آن دسته از اقدامات روانی هستنند که طی قواعد خاصی مانع از آگاه شدن فرد به مضمون یا مضامین عاطفی غیر لذت بخش (تفکر، احساس و یا هردوی آنها) و مانع از ورود آنها به حیطه ی هوشیاری شوند(بلکمن[9]،  2004،ترجمه جوادزاده،93 13 ).

فروید تعدادی مکانیسم دفاعی معرفی کرد و در مورد آنها اظهار داشت ما به ندرت فقط یکی از این دفاع ها را استفاده می کنیم و معمولا با بهره گرفتن از چندین مکانیسم به طور همزمان از خود در برابر اضطراب دفاع می کنیم (جواهری، قنبری، زرندی،1390).

دفاع هرنوع سازوکار برای گریز از احساسات واقعی است و مقاومت استفاده از دفاع های یاد شده در موقعیت درمانی است. به همین دلیل دفاع، که ماهیت خودفریبی دارد، در موارد مرضی هویت خودتخریبی یافته و واقعیت درونی و بیرونی را تحریف می کند. دفاع ها به طور کلی به دو دسته تقسیم می شوند دفاع های اصلی و دفاع های تاکتیکی، دفاع های اصلی را فروید کشف کرد و آنا فروید بسط داد، این دفاع ها با هدف پیشگیری از هوشیاری به افکار و احساساتی به کار می روندکه تهدیدآمیز تلقی می شوند. دفاع های تاکتیکی را دوانلو1990 مفهوم سازی کرد، این دفاع ها اولین سطح لایه های دفاعی بیمار هستنند که تمایز کامل آنها از دفاع های اصلی ممکن نیست، و عمدتا جهت پیشگیری از صمیمیت و نزدیکی احساسی به کار می روند، بنابراین می توان گفت که دفاع های اصلی عمدتا ماهیت درون روانی دارند و دفاع های تاکتیکی عمدتا ماهیت بین شخصی(قربانی،92).

دفاع های اصلی به دو دسته تقسیم بندی می شوند:دفاع سرکوب گرا، دفاع واپس گرا، دفاع های سرکوب گرا شامل عقلانی سازی، دلیل تراشی،ناچیز انگاری، جابه جایی و واکنش وارونه می شود و دفاع های واپس گرا شامل انکار،فرافکنی، جسمانی سازی است. همچنین دفاع های تاکتیکی به دو دسته کلامی وغیرکلامی تقسیم می شوند، دفاع های تاکتیکی کلامی شامل مبهم حرف زدن وتمایل به رک گویی است که در آن عبارات متضاد، طعنه زدن وکنایه گویی و گفتگوهای بیهوده یا از شاخه ایی به شاخه دیگر پریدن استفاده می شود. برخی دفاع های تاکتیکی غیرکلامی عبارتنداز: اجتناب از ارتباط چشمی ، لبخند زدن وبا خنده حرف زدن وگریه کردن، یا فاصله بدنی گرفتن. ژست های بدنی بسیار خشک و بدون انعطاف یا بسیار نرم و وانهاده که نشانگرسد دفاعی بیمار در برابر رابطه نزدیک هیجانی و برقراری صمیمیت است(دلاسلوا،1996 ،ترجمه یوسفی لویه و نوربخش،1391).

 مکانیسم های دفاعی به دلیل اهمیت ویژه ایی که در مفهوم پردازی اختلالهای روانی و درمان آنها از دیدگاه روان پویشی دارند، مورد توجه بالینی و پژوهشی خاصی قرار گرفته اند. در نظام روان تحلیلگری هر اختلال روانی با مکانیسم های دفاعی همراه است و دفاع ها نقش مهمی در سلامت روانی افراد ایفا می کنند بررسی های متعددی از این فرض حمایت کرده اندو در تحقیقات مشخص شده است که سلامت جسمی و روانی افراد به طور معناداری با مکانیسم های دفاعی آنها در ارتباط است(افضلی،آشتیانی،فلاح،1387).

 طبق پزوهشهای انجام شده استفاده از مکانیسم های دفاعی با برتری جانبی نیمکره های مغز در ارتباط است. مطالعات در زمینه جانبی شدن عاطفی نیز به یافته های جالبی منتهی شده اند و در این زمینه دو فرضیه را مطرح می گردد. در فرضیه اول بحث اختصاصی نیمکره راست به عواطف منفی ونیمکره چپ به عواطف مثبت و در فرضیه دوم غلبه نیمکره راست در تمام جنبه های رفتار هیجانی مطرح می شود(قربانی،1392).

مطالعات در زمینه عملکرد اختصاصی نیمکره های مغزی اینطور نشان می دهند که نیمکره غالب، نیمکره ی عمل گرا و نیمکره غیر غالب از نظر عملکردی بیشتر در فرایندهای عاطفه دخالت دارند. (هیلمن وبادرس و همکاران)1987 براین باورند که نیمکره راست با داشتن فیبرهای عصبی ارتباطی بیشتربا هسته های مغزی که در برانگیختگی و توجه نقش عمده دارند بیشتر از نیمکره چپ در ارتباط است. و همانطورکه آمار نشان می دهد”نادیده انگاری حوزه ادراکی” معمولا درآسیبهای نیمکره راست اتفاق می افتد.نقش بادامه یا آمیگدال در پردازش اطلاعات هیجانی قبلا مورد توجه قرار گرفته است . همچنین پردازش اطلاعات هیجانی توسط نیمکره راست در اختلال پس از ضربه برای اولین بار توسط حق شناس با روش تحلیل امواج مغزی مورد بررسی آزمایشی فرار گرفته است (اصلاح کارلاکمه سر،1387).

درمجموع اغلب آزمایشها برغلبه نیمکره راست دربازشناسی و ابرازهیجانها تاکید کرده اند از این روی عملیات نیمکره راست بیشترباآنچه در روان تحلیل گری، ناهشیار خوانده می شود همخوان است. این به معنای در نظرگرفتن نیمکره چپ به عنوان مرکز هشیاری، ونیمکره راست به عنوان مرکزناهشیاری نیست چرا که بدون تردید ابعادی از کنش وری هردو نیمکره ناهشیارند.اما کیفیت تجربه درونی ناشی از نیمکره راست ، ازآنجایی که میانجی گفتاری ندارد، با ناهشیاری مطرح شده در دیدگاه های روان پویشی قرابت بیشتری دارد. آسیبهای نوروزی ونبودسلامت روان عمدتا از احساسات مدفون شده غیرقابل پذیرش و مکانیسم های سازش نایافته برای مقابله با این احساسات تشکیل شده است. از این روی، نوروز محصول تعارض بین احساسات سرکوب شده  در تکاپوی ابراز و سیستم های دفاعی برای جلوگیری از بروز این احساسات است و علائم اختلال نیز مصالحه بین این احساسات و دفاع ها هستنند. این احساسات اضطراب برانگیزند و زمینه فقدان سازمان یافتگی روانی را بیشتر فراهم می کنند. این الگو را می توان بر اساس ناهماهنگی در کار دو نیمکره با یکدیگر به خوبی توصیف کرد. اگرنیمکره راست در پردازش بار عاطفی اخبار نقش بیشتری داشته باشد،بنابراین کانون احساسات غیرقابل قبول در نیمکره راست ودرمقابل نیمکره چپ کانون فعالیت سیستمهای دفاعی و کنترل عواطف غیرقابل قبول نیمکره راست است. ناهماهنگی یاد شده در ارتباط بین دو نیمکره پیامدهای متعددی دارد، نخست عملیات سازش نایافته سیستم های دفاعی در نیمکره چپ آثارتخریبی درسازش یافتگی فرد دارد. دوم، گریز ازتجربه احساسات موجود در نیمکره راست، نیمکره چپ را ازدستیابی به اطلاعات ضروری برای تصمیم گیری سازنده محروم می کند(قربانی،1392).

تعداد صفحه :112

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه اثر بخشی گروه درمانی به شیوه شناختی ـ رفتاری بر کاهش احساس تنهایی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد علوم و تحقیقات(گیلان)

پایان نامه:

برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته روان شناسی بالینی

موضوع:

اثر بخشی گروه درمانی به شیوه شناختی ـ رفتاری بر کاهش احساس تنهایی و افزایش خودکارآمدی عمومی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی

زمستان 93

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

چکیده پژوهش………………………………………………………………………..

فصل اول (کلیات پژوهش)

مقدمه…………………………………………………………………….. 2

بیان مسأله……………………………………………………………………………… 3

اهمیت و ضرورت پژوهش……………………………………………………………………… 6

اهداف پژوهش……………………………………………………………………….. 8

فرضیه های پژوهش………………………………………………………………………. 9

متغیرهای پژوهش…………………………………………………………………… 9

تعاریف مفهومی و عملیاتی………………………………………………… 9

تعاریف مفهومی متغیرها…………………………………………….. 9

تعاریف عملیاتی متغیرها………………………………………………….. 10

فصل دوم (ادبیات و پیشینه ی پژوهش)

پیشگفتار……………………………………………………….. 13

اختلال افسردگی…………………………………………………………. 13

تعریف افسردگی………………………………………………… 18

انواع افسردگی……………………………………………………………………… 20

نظریه های افسردگی…………………………………………………………… 25

جنسیت و افسردگی………………………………………………… 32

تفاوت های فردی و افسردگی………………………………………………… 34

تأثیر افسردگی بر ابعاد زندگی………………………………………………….. 34

علائم افسردگی اساسی…………………………………………………………………………….. 36

علل افسردگی…………………………………………………………………… 39

ویژگی ها و ابعاد تشخیصی اختلال افسردگی……………………………………….. 43

درمان افسردگی…………………………………………………………. 43

روان درمانی…………………………………………………….. 44

روان درمانی از دیدگاه های مختلف ………………………….. 47

دارو درمانی…………………………………………………………….. 48

شوک درمانی ……………………………………………………………….. 50

شناختی درمانی ………………………………………………………………. 50

درمان شناختی– رفتاری …………………………………………………. 51

فرایندهای درمان شناختی- رفتاری ………………………….. 56

راهبردها و فنون رویکرد شناختی- رفتاری………………………………………. 61

آموزش مثبت نگری…………………………………………………………. 66

احساس تنهایی…………………………………………………………. 67

سبب شناسی احساس تنهایی……………………………………………………… 70

احساس تنهایی در بیماری های نوروتیک…………………………………… 72

خودکارآمدی……………………………………………………… 74

تأثیر خودکارآمدی بر سلامت ………………………………………….. 76

عوامل مرتبط با احساس کارآمدی………………………………………………. 78

پیشینه ی پژوهشی………………………………………………………………….. 79

پژوهش های انجام شده در داخل کشور…………………………………………. 79

پژوهش های انجام شده در خارج از کشور……………………………………… 82

فصل سوم (روش‌شناسی)

روش پژوهش……………………………………………………………………………. 87

جامعه آماری، حجم نمونه و روش نمونه گیری…………………………………………………… 87

ابزارهای اندازه گیری………………………………………………………………………. 87

روش اجرای پژوهش……………………………………………………………………… 89

روش‌های تجزیه و تحلیل داده‌ها…………………………………………………………. 89

خلاصه­ی پروتکل درمانی………………………………………………………………………………………………… 89

فصل چهارم (تجزیه و تحلی داده ها)

مقدمه……………………………………………………………………………….. 94

یافته­های توصیفی و جمعیت شناختی………………………………………………………………………………………………………………………… 95

تحلیل یافته­های پژوهش…………………………………………………………………………….. 100

فصل پنجم (بحث و نتیجه گیری)

مقدمه………………………………………………………………………………………………….. 109

بحث و نتیجه گیری…………………………………………………………………………………. 111

محدودیت ها…………………………………………………………………………………………… 117

پیشنهادهای کاربردی……………………………………………………………………………………. 118

پیشنهادها پژوهشی………………………………………………………………………………………………. 118

منابع فارسی……………………………………………………………………………………………………. 120

منابع انگلیسی……………………………………………………………………………………………………. 124

پیوست ها…………………………………………………………………………………………………………. 127

چکیده­ی انگلیسی…………………………………………………………………………………………….. 138

چکیده

     افسردگی واژه­ای شناخته شده اما مسأله­ای چالش برانگیز در عرصه­ی بهداشت روانی است. هدف پژوهش حاضر تعیین اثر گروه درمانی به شیوه شناختی– رفتاری بر احساس تنهایی و خود کارآمدی عمومی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی بوده است روش پژوهش از نوع نیمه تجربی با طرح پیش­آزمون- پس­آزمون دو گروهی آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه­ی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی بودند که در نیمه ی دوم  سال 1393 به مراکز و کلینیک های درمانی و مشاوره ای شهر ماسال مراجعه کرده بودند. نمونه ی آماری پژوهش شامل دو گروه 15 نفری (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه کنترل) بود که به طور داوطلبانه و به روش هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل جایگزین شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس خود کارآمد عمومی(GSE-10 و پرسشنامه احساس ­تنهایی(دهشیری، 1387) استفاده شد. برای تحلیل داده های این پژوهش از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری و تک متغیری استفاده گردید. یافته­های پژوهش حاضر نشان داد که روش درمانی شناختی- رفتاری به شیوه ی گروهی بر افرایش خودکارآمدی عمومی و نیز کاهش احساس تنهایی بیماران با افسردگی اساسی مؤثر است(05/0>P). با توجه به شیوع بالا و هزینه­های جانی و مالی اختلال افسردگی اساسی، این یافته که درمان شناختی- رفتاری به شیوه­ی گروهی، موجب بهبودی افراد مبتلایان به افسردگی اساسی از طریق افزایش خودکارآمدی عمومی و کاهش احساس­تنهایی می­گردد، می­تواند مورد استفاده­ی درمانگران و مشاوران در این گروه از بیماران قرار گیرد.

واژه­های کلیدی: افسردگی اساسی، خودکارآمدی عمومی، احساس تنهایی

مقدمه

    واقعیت این است که افسردگی، بیماری شایع عصر ماست و این بیماری نه فقط در جامعه­ی ایران بلکه در كشورهای مختلف جهان روندی فزاینده دارد. بیماری افسردگی با اینکه اختلالی شایع و آزار دهنده در سطح جامعه است، هنوز به عنوان یک برچسب نامطلوب در میان مردم شناخته می­شود. به همین دلیل، گاهی افراد تمایل دارند احساس افسردگی را انکار کنند یا تنها به عوامل استرس­زای محیط نسبت دهند. اختلال افسردگی با شیوع گسترده­ای با حدود 12-5 درصد در مردان و 25-10 درصد در زنان، به عنوان سرماخوردگی روانی از سالها پیش مورد توجه بوده است(سادوک و سادوک[1]، 2007، ص97). این در حالی است كه آمار موجود حاكی از افزایش روزافزون مبتلایان به این بیماری است. در سبب شناسی این اختلال نیز از عوامل چندی یاد نموده­اند كه عوامل زیست شناختی، توارث و عوامل روانی و اجتماعی از آن جمله­اند. متناسب با سبب شناسی این اختلال، شیوه های درمانی گوناگونی پیشنهاد شده است. زیرا افسردگی اگر درمان نشود یک بیماری ناتوان کننده و مزمن می­شود که بهترین دوران عمر شخص را به هدر می دهد. اما در صورت درمان به موقع و صحیح می تواند از عواقب بعدی آن جلوگیری شود. یكی از این رویكردها؛ درمان شناختی- رفتاری است كه از دهه­ی 1970 برای درمان انواع بیماران افسرده مطرح شد و سودمندی آن در برخی از پژوهش ها تأیید گردیده است(به نقل از رنجبر و همکاران، 1389، ص300).  

    اغلب صاحب نظران براین باورند که اختلال افسردگی به دلیل اینکه از شیوع بالایی برخوردار است، روان درمانی فردی نمی­تواند پاسخگوی این مشكل باشد(مهرابی و همکاران، 1383، ص7). از این رو، گروه درمانی شناختی- رفتاری كه از نظر هزینه و مدت درمان با صرفه تر است، جایگزین مناسبی در روان درمانی فردی گردیده است. همچنین، به تجربه اثبات شده است كه گروه درمانی در بیشتر اختلالات روانی مؤثر بوده است. به این دلیل که فرد در گروه، نحوه ی برخورد خود را با اجتماع می­بیند و این امر باعث رشد بینش و بصیرت او می شود. ضمن اینكه تجارب جدیدی را برای برقراری ارتباط با دیگران آموخته، و ضمن آشنایی با افراد جدید، احساس قدرت می­كند و اعتماد به نفس وی بالا می­رود(عظیمی و همکاران، 1382، ص 54).

     در همین راستا، مؤلفه های شناختی متعددی از جمله احساس تنهایی و کارآمدی عمومی در تبیین اختلال افسردگی اساسی مطرح شده اند. از نظر محققان افراد افسرده دچار احساس تنهایی هستند و به دلیل عدم گرایش به فعالیت خاص، بیشتر فرصت های ارتباط‌ اجتماعی را از دست می‌دهند(دیوریو ، 2003؛ ترجمه نجاریان، 1381). همچنین، این افراد به دلیل خودکارآمدی پایین، سطح تلاش و فعالیت و نیز موفقیت آنها تحت­الشعاع قرار می گیرد(مایباک و مورفی ، 1995؛ به نقل از سعید و همکاران، 1390، ص18). به نظر می­رسد که در فرایند درمان گروه درمانی شناختی- رفتاری، احساس تنهایی افراد افسرده، که گویای كاستی ها و كمبودهایی در برقراری پیوندهای عاطفی و اجتماعی در آنها می باشد، تخفیف پیدا می­کند. و خودكارآمدی عمومی که در واقع اطمینان خاطری است كه شخص درباره ی انجام یک فعالیت خاص احساس می كند، در این بیماران افزایش می یابد.

  بیان مسأله

 امروزه افسردگی واژه­ای شناخته شده اما مساله­ای چالش برانگیز در عرصه ی بهداشت روانی است. اختلال افسردگی[2]؛ یكی از شایع ترین و ناتوان کننده ترین اختلال روانپزشكی است(بایلینگ و همکاران[3]، 2006؛ ترجمه خدایاری فرد و عابدینی، 1389، ص303) كه در صورت عدم درمان، آسیب­های روانی و عوارض اجتماعی و اقتصادی بسیاری را برای این قبیل بیماران ایجاد می‌كند. از علایم اصلی افسردگی، خلق افسرده و فقدان علاقه و لذّت است. از میان انواع افسردگی ها، اختلال افسردگی اساسی[4]، از رایج ترین انواع افسردگی است كه برحسب یك یا چند دوره ی افسردگی مشخص می شود. افسردگی اساسی در مقایسه با دیگر بیماری های پزشکی و اختلال­های روانی چهارمین علت سپری شدن عمر افراد همراه با بیماری است و پیش بینی می شود در سال 2020 دومین علت این مشکل باشد(مورای و لوپز، 1997). گزارش سازمان جهانی بهداشت[5] نیز حاکی از افزایش دامنه­ی شیوع افسردگی در میان ملل درحال رشد است(به نقل از اکبری، 1387، ص212). از طرفی، افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی با مسائل و مشکلات فراوانی دست به گریبان هستند. فقدان احساس لذّت، گوشه گیری اجتماعی، عزت نفس پایین، ناتوانی در تمركز حواس، تغییر در كاركردهای زیستی مانند خواب و اشتها و شكایت های جسمانی از جمله مواردی هستند كه در اختلال افسردگی مشاهده می شوند(کاپلان، سادوک؛ ترجمه فرزین رضاعی، 1389، ص 87).

   به رغم مشکلات فراوانی که افراد مبتلا به اختلال افسردگی با آن درگیر هستند، خوشبختانه در سال های اخیر روش های درمانی مختلفی برای درمان و بهبود افسردگی اساسی بکارگرفته شده است. به ویژه شواهد درحال رشدی وجود دارد كه نشان دهنده ی کارآیی روش گروه درمانگری شناختی- رفتاری در بهبود اختلال های روانپزشکی از جمله افسردگی است. در روش شناختی- رفتاری به شیوه ی گروهی، هم قرارگرفتن فرد در گروه باعث افزایش آگاهی بیمار در باره ی خود، در اثر تعامل با سایر اعضا و دریافت بازخورد از آنها می شود، و هم به ارتقای مهارت های بین فردی، اجتماعی و انطباق افراد با محیط كمك می كند(اسپیرا و رید[6]، 2000).

     همچنین، از آنجا که اختلال افسردگی می تواند برخاسته از افکار منفی و شناخت های معیوب باشد، امروزه روان درمانگران شناختی- رفتاری تأثیر باورها و تفكّرات فرد را در ایجاد انواع مسائل روان شناختی مهم می دانند. آنها معتقدند كه بیشتر اختلال ها از جمله افسردگی، برآمده از شناخت­های معیوب هستند، به این معنی که وقایع به خودی خود تعیین كننده احساسات ما نیستند، بلكه معانی كه ما به آنها نسبت می دهیم، نقش تعیین كننده را دارند. در مورد اثر بخشی درمان افسردگی، در یک مطالعه ی فراتحلیلی، با مقایسه ی روش درمان شناختی– رفتاری و درمان های دیگر، نشان داده شد که با وجود مزیّت دارو درمانی به جهت هزینه کمتر و پاسخ سریع تر به علائم جسمانی و خلقی، درمان شناختی- رفتاری تأثیر عمیق تری بر ساختار شخصیت و نظام پردازش شناختی و هیجانی بیمار از خود باقی می گذارد(صولتی دهکردی، 1391، ص491).

    از طرف دیگر، اختلال افسردگی منشأ هیجانات، افكار، و عملكرد جسمانی متعددی است که با درجات متفاوتی از احساسات گوناگون از جمله احساس تنهایی[7] همراه است(فریدونی و همکاران، 1391، ص99). احساس­تنهایی؛ تجربه‌ای ذهنی و آزار دهنده است كه گویای كاستی‌ها و كمبودهایی در پیوندهای عاطفی و اجتماعی میان فردی است. چیره شدن بر احساس تنهایی بی‌آنكه تماس دائمی و منظمی با دیگران داشته باشیم كاری بسیار دشوار است. افراد دچار تنهایی، بیشتر فرصت ارتباط ‌های اجتماعی را از دست می‌دهند، زیرا گرایشی به انجام این كار ندارند(دیوریو[8] ،2003؛ به نقل از عابدینی نسب، 1383). احساس تنهایی زمانی بوجود می آید که بین روابط اجتماعی موجود فرد، ناهمخوانی های زیادی وجود داشته باشند. پژوهشگران دو نوع احساس تنهایی را مشخص کرده اند: تنهایی اجتماعی[9] که در نتیجه ی احساس عدم عضویت در یک گروه و نداشتن فعالیت های مشترک با دیگران ایجاد می شود، و تنهایی عاطفی[10] که نتیجه ی دوری و طرد شدگی از سوی دیگران است. اگرچه تنهایی اجتماعی و عاطفی از نیازهای متفاوتی سرچشمه می­گیرند، افراد تنها؛ چه تنهایی شان از نوع اجتماعی باشد یا عاطفی، از عزت نفس پایین رنج می برند و اغلب ناخشنود و افسرده هستند(کلنیکه[11]؛ ترجمه شهرام محمد خانی، 1391، ص178).

   از بین متغیرهای شناختی دیگری که در تبیین اختلال افسردگی مطرح می باشد، خودکارآمدی[12] عمومی است. تحقیقات متعدد نشان داده اند که خودکارآمدی پایین با نشانه های افسردگی ارتباط دارد(پیربازاری و ملکی،1390، ص26). خودکارآمدی اساساً یک مفهوم مهم در نظریه ی شناخت- اجتماعی[13] بندورا[14] است و به مفهوم اعتقاد فرد به توانایی پاسخ دادن به یک موقعیت خاص است. به این معنی که، انتظارات کارآمدی، برانتخاب های افراد، امید، سطح تلاش و پایداری، مقاومت در برابر سختی ها و مشکلات و آسیب پذیری آنان به افسردگی تأثیر می گذارد. از دیدگاه نظریه پردازان شناختی- اجتماعی، کسانی که در برابر فشارهای روانی کارآمد هستند، احتمال آسیب پذیری شان در برابر فشارهای روانی و بدکارکردی اجتماعی کمتر است و برعکس(بندورا، 1995). در این زمینه، تحقیقات مختلف نشان داده است به کارگیری روش های شناختی- رفتاری قادر است عزت نفس و احساس کارآمدی بیماران روانی را تحت تأثیر قرار دهد. زیدنر و متیوز(2003) در پژوهش خود به این یافته رسیدند که افرادی که احساس کارآمدی آنها افزایش می بابد، با ثبات بوده و از سلامت جسمانی و روانی بیشتری نیز برخوردار می­شوند. از آنجا که خودکارآمدی پایین با نشانه های افسردگی ارتباط دارد(پیربازاری و ملکی،1390، ص26). به همین دلیل، فرایندهای درمان­های شناختی- رفتاری با راهبردهای مرتبط با فعال سازی و احساس کارآمدی شروع می شود. از طرفی، در مدل درمانگری شناختی– رفتاری تجارب افراد افسرده به تشکیل فرض­ها یا طرحواره­هایی درباره خویشتن و جهان می­انجامد و طرحواره های فرضی بر سازمان بندی ادراکی و کنترل و ارزیابی رفتار تأثیر و منجر به افسردگی می گردند(هاوتون و همکاران، 1989؛ ترجمه قاسم زاده، 1383، ص226). بنابراین، با مرور پیشینه‌ی نظری، اکنون این پرسش اساسی مطرح می گردد كه آیا گروه درمانی شناختی– رفتاری به شیوه­ی گروهی برکاهش احساس­تنهایی و افزایش خودکارآمدی عمومی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی مؤثر است؟

اهمیت و ضرورت پژوهش     

   یکی از مهم ترین نعمت­ها، نعمت تندرستی و سلامت است که می­تواند در موفقّیت انسان عاملی مهم باشد. یک جامعه نیز، تنها زمانی قادر خواهد بود راه ترقّی و تکامل را طی کند که متشکل از افرادی سالم و بانشاط باشند. در این رابطه، اختلال افسردگی، یکی از مشکلات ناتوان کننده و رایجی است که حرکت پویا و با نشاط افراد را در زندگی سلب می کند. سیلیگمن(1992)، افسردگی را به عنوان سرماخوردگی روانی می شناسد. این تشبیه به خاطرشیوع فراوانی این اختلال روانی است. نماد بارز افسردگی، کاهش عزت فردی است. با توجه به وسعت میزان افسردگی در جامعه و اخباری که هر روز در رسانه های جمعی از افسردگی  منتشر می شود، چنین استنباط می­گردد که کار تحقیقی و پژوهش بیشتر در این حوزه، از اهمیت و ضرورت بسزایی برخوردار است.

    یافته های پژوهشی نشان می دهد که حدود پنجاه درصد از بیمارانی که دچار نخستین دوره ی اختلال افسردگی اساسی هستند، پیش از آنکه دوره ی اول شناسایی شود، علایم چشمگیری از افسردگی داشته اند. نخستین دوره ی افسردگی در پنجاه درصد از بیماران، بیش از چهل سالگی روی می­دهد، و اگر دیرتر شروع شود با فقدان سابقه­ی خانوادگی اختلالات خلقی، اختلال شخصیت ضد اجتماعی، و سوء مصرف الکل همراهی دارد. هرچند مطالعات نشان داده است که اثر بخشی شناخت درمانی با دارو درمانی مساوی است؛ اما در اکثر این مطالعات معلوم گردیده است که عوارض آن کمتر از دارو درمانی است؛ و در پیگیری، نتایجی بهتر از دارو درمانی داشته است(به نقل از قاسم زاده، 1383، ص230). در این زمینه، بک و همکاران(1979) توصیه می کنند که درمان­های متداول مانند بستری کردن و استفاده از دارو فقط در موارد بسیار شدید یعنی مواردی که خطر خودکشی در افراد افسرده بالا است، بکار رود.

    منابع تحقیقی فراوان بر این نکته تأکید دارند که در افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی، علاوه بر نشانه­های  بی­علاقگی، بی­اشتهایی و بی­خوابی، تغییرات روانی- حركتی مانند بی قراری، ناتوانی در نشستن، به این طرف و آن طرف رفتن و به هم فشردن دست ها یا كندی مانند كندی گفتار و حركات بدن نیز در افراد افسرده مشاهده می­شود. همچنین، شخص ممكن است خستگی مداوم بدون فعالیت جسمانی را گزارش كند. احساس گناه و بی ارزشی در دوره ی افسردگی اساسی ممكن است شامل ارزیابی های منفی و غیر واقعی از ارزش خود یا اشتغال ذهنی با احساس گناه یا نشخوار ذهنی با شكست های جزیی گذشته باشد. این قبیل افراد رویدادهای معمولی و كم اهمیت روزمره را شواهدی دال بر كاستی های شخصی دانسته و رویدادها ر اسوء تفسیر می كنند. بسیاری از افراد افسرده نیز که در توانایی تفكّر، تمركز، یا تصمیم گیری مشكل دارند، احتمال دارد به آسانی دچار حواس پرتی شوند یا مشكل حافظه داشته باشند. در اكثر موارد ممكن است افكار مربوط به مرگ، اندیشه هایی درباره ی خودكشی یا اقدام به خودكشی در این افراد وجود داشته باشد. اگرچه فراوانی، شدت و مهلك بودن این افكار نیز در نوسان است(کاپلان و سادوک، 2007، ص107).

    به دلیل اهمیت اختلال افسردگی اساسی، امروزه در بین درمان های مطرح برای مقابله با آن، شناخت درمانی به صورت گروهی از اهمیت بیشتری برخوردار می باشد و به عنوان یك مداخله كم هزینه و كوتاه مدت به عنوان درمان انتخابی این اختلال به شمار می رود. از طریق شناخت درمانی، تفكر منطقی در فرد شكل می گیرد و به بیمار كمك می كند كه با افكار خود به گونه ای متفاوت ارتباط برقرار كند و كنترل و آگاهی شناختی قابل انعطافی را گسترش دهد و به این باور برسد كه همیشه برای دیدن چیزها بیش از یك راه وجود دارد. به ویژه، در گروه درمانگری شناختی- رفتاری، که فرد در گروه بدون ترس از تنبه و سرزنش شدن احساسات خود را می شناسد و بر اثر تعلق به گروه، امنیتی در خود احساس می كند. به این وسیله می تواند با نگرانی ها و مشكلاتش مواجه شود و به یافتن راه حل برای آنها بپردازد(ولز و پایاگرجی، 2004، ص25). از سویی، به دلیل اینکه تقریباً دو سوم بیماران افسرده به خودکشی می­اندیشند و 10 تا 15 درصد آنها ا ز این طریق به زندگی خود خاتمه می دهند، اهمیت توجه به افسردگی به عنوان یکی از اختلالات مهم روان شناختی بیشتر آشکار می شود(سادوک و سادوک، 2003؛ به نقل از هاشمی و همکاران، 1389، ص86).

    افسردگی، اختلالی است که مؤلفه های شناختی زیادی در تبیین این اختلال مطرح هستند. احساس تنهایی و خودکارآمدی از جمله متغیرهای هستند که بر کیفیت و رشد افسردگی اساسی دخالت داشته و برآن اثر می­گذارند. از آنجا که در کشور ما عمدتاً به درمان های دارویی توجه می­شود و اهمیت کمتری به درمان های شناختی رفتاری صورت می­گیرد. غالب بیماران افسرده مراجعه کننده به مراکز درمانی و بیمارستان ها، معمولاً پس از مداخلات دارویی ترخیص می شوند. در نتیجه، به واسطه ی تک بعدی بودن درمان و عدم توجه به جنبه های شناخت درمانی، احتمال بازگشت مکرر علائم در این بیماران وجود دارد، لذا این ضرورت احساس می گردد تا با اجرای پژوهش حاضر تأثیرگروه درمانی به شیوه شناختی رفتاری بر کاهش احساس تنهایی و افزایش خودکارآمدی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی بررسی شود. در این راستا، هدف پژوهش حاضر نیز تلاش در زمینه ی كاربرد این شیوه ی درمانی در کاهش احساس تنهایی و افزایش خودکارآمدی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی است.

     اهداف پژوهش

هدف اصلی: تعیین اثر گروه درمانی به شیوه شناختی– رفتاری بر احساس تنهایی و خود کارآمدی عمومی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی.

اهداف فرعی

1- تعیین اثر گروه درمانی به شیوه شناختی– رفتاری بر   احساس تنهایی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی.

2- تعیین اثر گروه درمانی به شیوه شناختی– رفتاری بر خودکارآمدی عمومی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی.

فرضیه‌های پژوهش

فرضیه­ی اصلی: اثر گروه درمانی به شیوه شناختی– رفتاری بر احساس تنهایی و خود کارآمدی عمومی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی مؤثر است.

فرضیه های فرعی

1- گروه درمانی به شیوه شناختی– رفتاری بر خودکارآمدی عمومی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی مؤثر است.

2- گروه درمانی به شیوه شناختی– رفتاری بر احساس تنهایی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی مؤثر است.

متغیرهای پژوهش

متغیر مستقل: آموزش و درمان شناختی- رفتاری به شیوه ی گروهی

متغیرهای وابسته: کاهش احساس تنهایی، افزایش کارآمدی عمومی

تعاریف مفهومی و عملیاتی

الف- تعاریف مفهومی متغیرها

– روش درمان شناختی- رفتاری: درمان شناختی- رفتاری ترکیبی از نظریه‌ها و فنون رفتار درمانی و شناخت درمانی است. رویکردهای رفتاری و شناختی هر دو تا حدی از سنت تجربی برآمده‌اند و تأکید آن روی افزایش مهارت های شناختی و کاهش فعالیت های شناختی ناسازگارانه می‌باشد و از تکالیف رفتاری هم برای تغییر رفتار استفاده به عمل می‌آورد و این روشها با توجه به پیشرفت بیماران در هر جلسه برای آنها بکار گرفته می‌شود(کرامر، 2009).

    منشأ روش درمان شناختی- رفتاری به روش شناخت درمانی بک(1976) بر می گردد که به طور عمده برای درمان افسردگی ابداع شده بود. بر اساس نظریه شناختی بک؛ افراد افسرده به افکار غلط و غیر منطقی می پردازند و همین امر علت اصلی مشکلات آنان است. بنابراین، مهمترین مرحله در روش درمانی بک، کمک به مراجع برای شناخت افکار غلط و تصورات ناسازگارانه ی مولّد مشکل اوست(سیف، علی اکبر؛ 1389.ص369).

– افسردگی: افسردگی عبارت از حالت ناشادی است که تحمل آن برای فرد دشوار بوده و این حالت توأم با اضطراب می باشد(نلسون و همکاران، ترجمه منشی طوسی، 1367، ص 315). یک دوره ی افسردگی اساساً باید دو هفته طول بکشد ، به طوری که تیپیک فرد یا افسرده است یا علاقه ی خود را به اکثر فعالیت ها از دست می دهد . شخصی که تشخیص اختلال افسردگی دریافت می کند باید حداقل 4 علامت از فهرستی که شامل تغییرات در اشتها، وزن ، تغییر در خواب و فعالیت ، فقدان نیرو ، احساس گناه ، مشکلات تفکر و تصمیم گیری و افکار عود کننده مرگ و خودکشی است را دارا باشد(کاپلان، 2003)

– احساس تنهایی: زمانی که بین روابط اجتماعی موجود فرد، ناهمخوانی های زیادی وجود داشته باشند، او احساس تنهایی می کند. تنهایی تجربه ای ذهنی است چرا که متأثر از ارزیابی هایی است که وقتی انتظارات ما از روابط اجتماعی مان برآورده نمی شود، به عمل می آوریم. با توجه به تفسیرهایی که افراد از تجربه تنهایی خود به عمل می آورند، می توان به ذهنی بودن احساس تنهایی پی برد (کلنیکه، ترجمه محمد خانی، 139، ص 179).

خودکارآمدی عمومی: خودکارآمدی عمومی از نظریه شناختی- اجتماعی بندورا است که به باورها یا قضاوتهای فرد به توانائیهای خود در انجام وظایف و مسئولیت ها اشاره دارد و مبتنی بر الگوی علّی سه جانبه رفتار، محیط،  فرد است(بندورا، 1982، ص122).

تعداد صفحه :148

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه ارشد : رابطه هوش هیجانی و استرس شغلی با تاب آوری و شادکامی در کارکنان دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه