دانلود پایان نامه ارشد: مقایسه باورهای غیرمنطقی اساسی، طرحواره های ناسازگار اولیه و بهزیستی روانی

پژوهش هایی که با توجه به طرحواره یانگ انجام شده نشان داده است که پرسش نامه طرحواره یانگ که ابزار سنجش وجود و شدت طرحواره های ناسازگار اولیه است با مقیاس های ناراحتی روانشناختی، احساس ارزشمندی، آسیب پذیری شناختی نسبت به افسردگی روایی همگرا دارد (اسمیت، جوینر، یانگ و تلچ، 1999). درپژوهشی که محققان در یک نمونه 457 نفری از دانشجویان در حال تحصیل انجام دادند نیز بین طرحواره ها و نشانه های اختلالات عاطفی (افسردگی، اضطراب، خشم) رابطه معناداری بدست آمد (کالویت، استر، استیوز، 2007). پژوهش های متعددی نیز تایید کردند که وجود طرحواره ها پیش بینی کننده افسردگی است. علاوه بر پژوهش هایی از سنخ فوق که به بررسی رابطه نمره کل طرحواره ها با اختلالات روانی پرداخته اند، پژوهش هایی نیز صورت گرفته که ارتباط بین هر طرحواره و اختلال مربوط به آن بررسی شده است. در زمینه افسردگی و اختلال شخصیت افسرده خویی، طرحواره های بی اعتمادی/ بد رفتاری، انزوای اجتماعی، نقص/ شرم، اطاعت و شکست همبستگی معناداری با این اختلالات آشکار کردند (سسرو، 2007).

موریس (2008) با اجرای پرسشنامه های خود گزارش دهی در نمونه ی 173 نفری از نوجوانان به این نتیجه رسید که 52% واریانس نشانگان افسردگی و 38% واریانس نشانگان اضطراب توسط مقیاس طرحواره یانگ تبیین می شود. در ایران نیز نتایج نشان داده است که از لحاظ نظری بین طرحواره های معین و علائم اختلال روانی ارتباط وجود دارد و طرحواره های منفی گرایی/ بدبینی، انزوای اجتماعی/ بیگانگی، نقص/ شرم، محرومیت هیجانی با افسردگی ارتباط معنی دار دارد (احمدیان، گرجی،1388).

2-1-    بهزيستی روان شناختی

بهزيستي بر حسب كيفيت و كميت مؤلفه هايي تعريف مي شود كه براساس آن افراد زندگي خود را لذت بخش مي بينند. به عبارت ديگر، اينكه افراد چگونه زندگي خود را ارزيابي مي كنند، به بهزيستي مربوط مي شود (دينر[1]، 2000). كيس و شومتاكين (2002) بيان كردند كه بهزيستي روان شناختي، ادراك درگيري مثبت با چالش هاي موجود زندگي است. در اين حوزه، بهزيستي روان شناختي براساس معنا، درك نفس و سطح عملكرد مشخص مي شود. در تلاش براي فهم و ارزيابي بهتر بهزيستي روان شناختي، ريف يك مدل چند بعدي را ارائه داد كه بيانگر نظريه ي بهزيستي است. مدل ريف براي حل اين مشكل بوجود آمد كه پژوهش هاي قبلي در ارزيابي واقعي بهزيستي با شكست مواجه شده بودند (ريف و سينگر، 1989). با در نظر گرفتن مشكلات در تعيين ويژگي هاي اساسي بهزيستي روان شناختي مثبت در حوزه هاي پژوهشي، ريف ارزيابي جامعي از بهزيستي روان شناختي ارائه داد. با بهره گرفتن از ديدگاه رواني-اجتماعي اريكسون، كار نيوگارتن روي تغيير شخصيت در بزرگسالي و ديدگاه آلپورت در مورد رسش، ريف، شش بعد بهزيستي روان شناختي را مشخص كرد. اين شش بعد شامل احساس استقلال، تسلط بر محيط، رشد شخصي، روابط مثبت با ديگران، داشتن هدف در زندگي و خويشتن پذيري مي شوند (ريف، 1989). ابعاد بهزيستي روان شناختي ريف ديدگاه بهتري از بهزيستي روان شناختي را فراهم مي كند و اينكه افراد چگونه در اين ابعاد با هم متفاوت هستند، را مشخص كرد.

بعد احساس استقلال مشخص مي كند كه چگونه فرد فشارهاي اجتماعي را مديريت مي كند و خودش را چگونه ارزيابي مي كند. فردي كه در اين بعد بالا ارزيابي مي شود خود تصميمي و احساس استقلال دارد، در حالي كه افرادي كه در اين بعد، پائين ارزيابي مي شوند در مورد نظر ديگران در مورد خود نگران هستند.

بعد تسلط بر محيط با توانايي شخص براي اداره ي محيط مشخص مي شود. فردي كه احساس بالايي در تسلط بر محيط دارد، احساس مي كند كه در هدايت محيط و فعاليت هاي خود فردي شايسته است، در حالي كه فردي كه احساس پائيني از تسلط بر محيط را گزارش مي كند، نمي تواند مشكلات را حل نمايد و احساس مي كند كنترل پائيني بر محيط دارد.

بعد رشد شخصي با احساس فرد از رشد پيوسته مشخص مي شود. افرادي كه در اين بعد بالا ارزيابي مي شوند، احساس مي كنند پيوسته در طول زندگي در حال رشد هستند، در حالي كه افراد داراي احساس پائين در اين بعد، دچار احساساتي از قبيل خستگي، عدم علاقه يا ركود در زندگي هستند.

بعد داشتن هدف در زندگي با اهداف فردي و چگونگي معنا دادن به زندگي مشخص مي شود. فردي داراي احساس بالا در اين بعد، احساسی قوي از هدف دارد، در حالي كه فرد داراي احساس پائين هدف در زندگي، اهداف كمي در زندگي دارد و احساس مي كند كه زندگيش بدون معني است.

بعد روابط مثبت با ديگران، با تعامل شخص با ديگران و اينكه آيا فرد داراي روابط قابل اعتماد است، مشخص مي شود. فردي كه در اين بعد روابط بالا را گزارش مي كند، از رابطه با ديگران رضايت دارد، در حالي كه فرد داراي احساس پائين روابط با ديگران با ديگران رابطه ي اجتماعي ندارد و فاقد حس اعتماد به ديگران است.

در نهايت بعد خويشتن پذيري با نگرش فرد در جهت خود و مسير زندگي مشخص مي شود. فرد داراي احساس بالا در اين بعد نگرش مثبت و واقعي اي نسبت به خويش دارد و فرد داراي احساس پائين در اين بعد احساس نااميدي در زندگي اش را تجربه مي كند (دنور[2]، 2010).

پژوهش روي بهزيستي رواني نشان مي دهد كه بزرگسالان كاهش احساس هدف در زندگي و رشد شخصي را گزارش مي كنند. پژوهش ها همچنين نشان مي دهد زماني كه از بزرگسالان راجع به انتظارات آن ها در مورد بهزيستي رواني سوال مي شود، آن ها بهزيستي پائين تري را نسبت به جوانان گزارش مي كنند. عليرغم اين كاهش در بهزيستي رواني مرتبط با سن، نظريه هاي زيادي نشان مي دهند كه بزرگسالان براي مقابله با استرس هاي زندگي راه حل هاي منفي انتخاب مي كنند و اين منجر به پائين آمدن بهزيستي روانی آنان مي شود ( وايت بورن[3]، 1996؛ به نقل از امانتي، 1388).

 

[1] Diener

[2] Denver

[3] White Born

پایان نامه – عوامل موفقيت اجراي نظام پنج اس

برخي از عوامل موثر در اجرا و پياده سازي موفق اين نظام عبارتند از:

  • حمايت و پشتيباني كامل و قاطع مديريت ارشد و تاكيد بر آگاهي كامل آنها از اين نظام؛
  • بسترسازي، زمينه سازي و فرهنگ سازي مناسب در اين زمينه؛
  • آموزش مستمر در كليه سطوح (مديران ارشد، مياني و كليه كاركنان) جهت توجيه اهداف، منافع و استانداردها و مكانيزم عملكرد در نظام پنج اس؛
  • انتخاب افراد آگاه و دلسوز، علاقمند و پيگير براي مسئوليت هاي اجرايي نظام پنج اس؛
  • مستمر بودن و تداوم اجراي نظام پنج اس؛
  • تهيه دستورالعمل هاي اجرايي، چك ليست هاي ارزيابي و مميزي و انجام ارزيابي هاي دوره اي براي بهبود روش هاي پياده سازي و افزايش اثربخشي اين نظام؛
  • تهيه و اجراي روش هاي تشويقي و تنبيهي مناسب در جهت اجراي موفق تر اين نظام؛
  • تعهد مشاركت مداوم مدير ارشد و حمايت كامل وي (بخشی نیک، 1393).

 

2-8-2- موانع و مشكلات اجراي نظام پنج اس

عمده ترين موانع و مشكلات عبارتند از:

  • عدم آموزش كافي كاركنان جهت اجراي صحيح سيستم؛
  • عدم شناخت كافي از اين نظام و توانايي هاي آن و عدم حمايت لازم مديران؛
  • عدم توجه به تداوم اجراي اصول پنج اس و بلند مدت بودن اجراي آن؛
  • ساده انگاشتن نظام پنج اس و عدم بررسي عميق آن؛
  • تصوير و برداشت ناصحيح از هزينه بر بودن اجراي اين نظام در اوايل اجراي آن؛
  • نگرش حل كليه مسائل از طريق اين نظام (همان).

 

2-8-3- مزاياي اجرای نظام آراستگي پنج اس:

  • جلوگيري از انباشته شدن ضايعات؛
  • افزايش درآمد ناشي از فروش به موقع و مقرون به صرفه ضايعات صنعتي به علت تفكيك كردن آنها؛
  • استفاده از قفسه بندي و ارتفاع در چيدمان مواد و صرفه جويي در سطح اشغال محيط كار؛
  • جلوگيري از آتش سوزي، احتراق، انفجار، سقوط اجسام و ساير حوادث مشابه در اثر كاهش تراكم مواد زائد و ضايعات و مراقبت از آنها؛
  • جلوگيري از دور ريختن مواد، قطعات سالم به همراه ضايعات و زوائد؛
  • جلوگيري از گم شدن و يا مخفي ماندن، مواد، قطعات و ابزار در هم با يكديگر در اثر انباشت نامنظم آنها؛
  • سهولت در رفت آمد ليفتراك هاي دستي و ليفتراك ها در محيط كار؛
  • نمايان بودن قطعات، ابزار و مواد در قفسه ها و جلوگيري از پنهان شدن آنها از چشم؛
  • جلوگيري از هر گونه نشت آب، روغن، گاز، باد و ساير مواد به منظور ايجاد ايمني و جلوگيري از ضايع شدن و نيز صرفه جويي در انرژي؛
  • پاكيزگي سطح محيط كار و جلوگيري از لغزيدن كاركنان و زمين خوردن آنها و بروز حوادث در حين كار؛
  • رنگ آميزي مرتب محيط كار و ماشين آلات و نيز تجديد خط كشي ها؛
  • ايجاد فرهنگ پيشگيري به جاي تعمير؛
  • رعايت بهداشت، سلامتي و ايمني كاركنان؛
  • كاهش خستگي و آزردگي هاي ناشي از كار در محيط شلوغ، نامطبوع و حادثه ساز؛
  • انجام خانه تكاني هاي روزانه، هفتگي، فصلي و سالانه توسط كاركنان به منظور مشاركت عمومي در آراستگي؛
  • آمادگي مستمر و لحظه اي محيط كار براي بازديدهاي غير مترقبه مشتري و هر بازديد كننده مهم ديگر از محيط كار (کاشانی، 1372).دانلود از لینک زیر :

دانلود پایان نامه پنج اصل آراستگي در محيط كار و زندگي-نظام آراستگی و عملکرد کارکنان

خانه تكاني در محيط كار

همه ما نگران اين موضوع هستيم كه چرا به موضوعات خاص و مهم زندگي اهميت بيشتري نداده ايم. از بي نظمي هاي اطرافمان ناراحتيم، چون به ما ياد نداده اند چگونه پاكيزگي را به طور كامل رعايت كنيم. اين مشكلات از طريق نظام آراستگي يا خانه داري محل كار و زندگي، قابل حل است. مطالب زير به بررسي اين نظام پرداخته است.

خانه تكاني در چارچوب نظام آراستگي در پنج مرحله انجام مي شود.

اولين مرحله: تشخيص ضروري ها از غير ضروري ها (ساماندهي).

در اين مرحله با توجه به اصل رعايت اولويت بندي بايد آنچه برايمان ضروري است، مشخص كنيم، بهترين تصميم گيرنده در اين خصوص فرد استفاده كننده است. حذف فعاليت هاي غيرضروري، اشياء و امثالهم از مهم ترين فعاليت هاي اين مرحله مي باشد. براي شناخت ضروري ها از غير ضروري ها بايد غيرضروري ها هم تعريف و هم طبقه بندي شوند، مثلاً مطابق الگوي ذيل:

الف- مطلقاً غيرضروري: نه تنها براي هيچ يك از افراد خانواده يا اتاق ها، ضروري نيست بلكه اصلاً براي هيچ فرد و كار ديگري نيز فايده ندارد و به درد نمي خورد، مانند: تقويم و دفتر يادداشت روزانه سال گذشته، جرايد خوانده شده بي مصرف، يادداشت هاي مربوط به كارهاي زمان هاي گذشته كه انجام آنها نيز كنترل شده و مسأله به كلي منتفي شده است.

ب- غيرضروري براي بخش يا فرد خاص؛ ولي براي بخش ها و افراد ديگر احتمالاً ضرورت داد.

پ- ضروري به نحو مستمر.

ت- ضروري اما نه براي هميشه.

دو قلم نخست يعني الف و ب، را بايد به ترتيب يا بلافاصله دور ريخت و يا در بسته ها و كارتن هايي با برچسبي بر روي آنها و تعيين مهلتي براي قسمت هاي ديگر كه آنها را بازبيني و چنانچه مورد نياز شان باشد به مكان هاي كارشان انتقال دهند. در مورد دو مقوله اخير يعني اقلام ضروري بايد آنها را حسب ميزان نياز و دفعات كاربردشان طبقه بندي و براي مرحله و يا، سين دوم (نظم و ترتيب) آماده كرد. معمولاً براي اين كار، جدول يا جداولي را در نظر مي گيرند و اقلامي را كه بسيار، گاه و يا ندرتاً كاربرد دارند در آن جدول، مشخص و نسبت به جا و نحوه نگاه داشت آنها تصميم مي گيرند.

دومين مرحله: دسترسي راحت به آنچه نياز داريم (نظم و ترتيب).

واژه نظم و ترتيب به معناي دستيابي به اشياء و در برگيرنده تمامي مراحل و موارد لازم براي تحقق آن است. تا هنگامي كه از اشياء استفاده مي كنيد. بايد آنها را در اطراف خود به گونه اي گردآوريد. در اينجاست كه نظم و ترتيب در همه جنبه هاي زندگي روزمره، مطرح مي شود. از آنجا كه عوض كردن دست ها و تغيير مكان و موقعيت بدني، در اتلاف وقت نقش عمده اي دارند، بايد راه هايي براي حذف آنها بياييد. در كارگاه ها و كارخانه هايي كه نظم و ترتيب به نحوي مطلوب رعايت نمي شود. افراد وقت زيادي را صرف جست وجو براي يافتن اشياء مورد نيازشان مي كنند. شعار اين مرحله جاي دهي هر چيز در جاي مناسب و به شيوه مناسب و هدف اوليه و اساسي آن، حذف نياز به جست وجو است.

به حضرت علي (ع) گفته شد كه اي مولا، عاقل را برايمان توصيف كن، ايشان فرمودند: عاقل كسي است كه هر چيز را در جاي خود قرار دهد (حكمت ۲۳۵).

مثال ها و مصاديق: در كارخانه ها مكان و نحوه استقرار ماشين ها[1] مكان و نحوه استقرار محل هاي كار[2] انواع سيستم هاي انبارداري و ذخيره سازي، نصب و استفاده درست از تابلوهاي ابزار، جعبه هاي ابزار، سيستم درست حمل و نقل مواد[3] تهيه جداول زماني انجام كار، برنامه ريزي هاي كنترل هاي روزانه، هفتگي، مقطعي و ادواري ماشين ها و فعاليت ها و…

مثال ها و مصاديق در محيط هاي كار فكري و خدماتي: بايگاني و آرشيو درست و به روز، نحوه استقرار ميزها و صندلي ها، قفسه ها و كشوها، سيستم هاي گردش كار، تسهيل انجام فعاليت ها، رفت و آمدها، تماس و ارتباط ها، كارآيي، ايمني…

مثال ها و مصاديق در محيط هاي باز شركت ها و كارخانه ها، گذرگاه ها، پاركينگ ها، فضاي سبز، چمن كاري ها، نظافت محيط و…

در موارد بالا به روش هاي ذيل مي توان نظم را پياده كرد:

الف: تحليل وضعيت كنوني؛

ب: تعيين محل مناسب استقرار اشياء؛

ج: مشخص كردن محل و نحوه استقرار اشياء بر مبناي استقرار كاركردي؛

سومين مرحله: پاكيزگي به همراه پاكداشت (اصل پاكيزگي).

پاكيزه سازي و پاكيزه داري كه بهتر است به جزء اخير «پاكداشت» بگوييم امري است كه بايد همه روزه به آن پرداخت. حتي در جريان يك روز نيز برخي از اشياء و وسايل و يا محيط كار، آلوده و كثيف مي شوند و بايد به پاكيزه كردن آنها بپردازيم. ضرورت، نتيجه بخشي و گستره پاكيزه سازي در محيط هاي صنعتي و توليدي، خود را بهتر نشان مي دهد. در كارخانه ها عدم توجه به آراستگي به طور كلي و پاكيزه سازي و پاكداشت بخصوص موجب زيان هاي بسيار مي شود. اين زيان ها طيف گسترده اي را از درست كار نكردن ماشين آلات توليدي به دليل كثيف بودن گرفته تا كند كار كردن آن ها، كنترل كيفيت فراوري، توقف ماشين ها، شكستن و معيوب شدن قطعات و قسمت هايي از  آنها تا ايجاد ظرفيت کامل و زمان هاي كار از دست رفته و اختلال در توليد مطابق زمان هاي برنامه ريزي شده را در برمي گيرند. در برخي از محيط هاي كارهاي خدماتي نيز پاكيزه سازي و پاكداشت، ركن اساسي توفيق در انجام كار است. مصداق بارز اين امر، بيمارستان ها، درمانگاه ها و آزمايشگاه ها مي باشند كه علاوه بر حد اعلاي پاكداشت خود محيط، اكثر كاركنان آنها نيز بايد جامه سپيد بپوشند تا كوچك ترين آلودگي در جامه آنان بلافاصله خود را نشان دهد. وسايل طبي و جراحي بايد پس از هر بار استفاده، پاكيزه و ضدعفوني شوند. ملافه ها و بالش ها بايد هر روز تعويض و شستشو و ضد عفوني شوند. كف محوطه بايد روزي چند بار با ماده ضد عفوني از آلودگي پاك شود. در بسياري از بيمارستان هاي جديدالاحداث حتي ديوارها را تا سقف از سنگ بنا مي كنند تا مانند كف بيمارستان، قابل شستشو باشند. امروزه پوشيدن جامه سپيد تنها به مراكز بهداشتي و درماني اختصاص ندارد. تعدادي از محيط هاي كار اداري و خدماتي نيز پوشيدن جامه سپيد مرسوم گرديده است. در فروشگاه هاي بزرگ مواد غذایی همه کارکنان از روپوش سفید استفاده می کنند. گستره پاكيزه سازي در محيط هاي كار فكري مانند محيط هاي كار توليدي نيست. اما ضرورت پرداختن به آن به هيچ وجه منتفي نمي باشد. در حقيقت، محيط كار، خانه دوم انسان ها است و همان طور كه پاكيزه سازي را در محيط منزل رعايت مي كنيم،  در محيط كار نيز اگر چه محيط صنعتي نباشد بايد همان معيارها و تدابير را بكار گيريم. پاكيزه سازي چند ويژگي اساسي دارد:

اول: استمرار، دوم: بازبيني مداوم، سوم: التزام گروهي و در عين حال، اقدام فردي يعني هر كسي بايد پاكيزه كننده و پاك دارنده اشياء و وسايل و محيط كار خود باشد. در حقيقت، پاكيزه سازي به صورت يك عادت و يك سليقه در مي آيد. مصاديق بارز اين خلق و خو را اعم از مثبت يا منفي مي توان در خانه داري بانوان مشاهده كرد. همچنين به طور كلي مردم برخي از استان ها يا مناطق كشورمان ايران نيز از نظر رعايت اين سين در محيط خانه، مشهور و مورد مثالند. پاكيزه سازي بويژه در زمان حاضر كه آلودگي هوا بسيار زياد شده است از اهميت ويژه اي برخوردار است. نشستن غبار بر همه چيز، چه در خانه و چه در محيط كار، امري كاملاً عادي شده است و بنابراين بايد به نحو مداوم نيز عمل غبار زدايي را انجام داد.

[1] Plant layout

[2] workplacc Layout

[3] Materials Handling

دانلود از لینک زیر :