تاثیر بانکداری الکترونیک بر عملکرد مالی بانک -متن کامل

 

<br />

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بخش دوم : عملکرد مالی بانک

2-8) ارزیابی عملکرد مالی بانک

بدون نظارت مستمر بر وضعیت بانک ها، مشکلات موجود می تواند از نظر دور مانده و درآینده منجر به ورشکستگی مالی گردد. از سوی دیگر، سپرده گذاران نیز از آنجایی که مجاز به داشتن بازده ثابت نبوده و حفظ ارزش اسمی سپرده هایشان تضمین شده نیست، علاقه مند به مشخص گردیدن وضعیت بانک های خود هستند، تجزیه و تحلیل درآمدها، ارزیابی کار یک سازمان مالی را ممکن ساخته و نشانگر توانایی رقابت آن سازمان بوده و همچنین تاثیر سیاستهای کلان مالی بر موسسات مالی را نشان می دهد. تجزیه و تحلیل و ارزیابی عملکرد بانک ها و موسسات مالی را نشان می دهد. تجزیه و تحلیل و ارزیابی عملکرد بانک ها و موسسات مالی تابع چاچوبی خاص و کاملا متفاوت از شرکت ها و سایر موسسات انتفاعی است. هر چند پرداختن به این مقوله پراهمیت در سیاستگذاری ها و تدوین استراتژی بانک ها در ایران با توجه به دولتی بودن نظام بانکی و کمرنگ بودن ریسک ورشکستگی چندان مورد توجه قرار نگرفته است، لیکن از دوره برنامه سوم توسعه کشورو با پیدایش بانک های خصوصی و افزیش رقابت در این عرصه، بویژه با توجه به اینکه بانک های خصوصی خود را مجبور به حضور در فعالیتها و فرصت های کمتر سودآور نمی بینند، لازم است بانک های دولتی از طریق ارزیابی لحظه به لحظه فعالیت ها و عملکرد و شناسایی نقاط قوت و ضعف خود، آمادگی لازم برای رویارویی با چالش های پیش رو را در خود ایجاد کنند.

پیشرفت تکنولوژی ارتباطات، دسترسی بانک ها به هم و آگاهی از اوضاع یکدیگر را ساده تر و سریع تر و آگاهی مردم از کارایی بانک ها را محوری اساسی در ارزیابی از موقعیت بانک ها نموده است. ارتباط مذکور مستلزم شناخت بانک ها از توانایی هم و آشنایی با نحوه عملکرد و ارزیابی یکدیگر است. این توانایی در زمینه ارزیابی عملکرد مالی بانک ها یکی از مشخصه های مهم گستردگی و وسعت ارتباطات بین بانکی است. بنابراین معیارهای ارزیابی کارایی بانک ها اکنون متحدالشکل و جهان شمول شده است تا آنکه هم مردم و هم کارشناسان بانکی بتوانند به راحتی گزارشهای مالی بانک ها را مورد بررسی قرار داده و نسبت به  برقراری ارتباط مالی با آن تصمیم بگیرند. در این میان بانک ها نیز برای استفاده از منابع مالی بازار سرمایه نیاز به مبادله اطلاعات بانکی با یکدیگر دارند تا بر اساس همین معیارهای متحدالشکل و جهان شمول، بتوانند با دید باز و با بهره گرفتن از اطلاعات صحیح و شفاف بازارهای مالی فعالیت نمایند و هریک در چارچوب امکانات و تواییها و کارایی خود، درجه ریسک و هزینه تدارک منابع را به حداقل ممکن و بازدهی تسهیلات اعطا شده و سرمایه گذاری های خود را به حداکثر برسانند. بدیهی است در این میان بانک هایی که نتوانند گزارشات مالی و سایر اطلاعات ضروری را به نحوی که در جهان مالی امروز رایج است، در اسرع وقت ارائه نمایند، نخواهد توانست ارتباط کاری لازم را با سایر بانک های مستقر در مراکز عمده مالی جهان برقرار نوده و از تسهیلات مالی بین امللی استفاده نمایند . به منظور عملکرد بانک ها دولتی از جمله مواردی که باید مورد توجه بیشتر قرار گیرد بحث نحوه گزارش گیری بانک ها و موسسات مالی و شفافیت صورت های مالی آنهاست. از آنجا که بانک های دولتی با توجه به هدف ایجاد آنها به بانک های تجاری و بانک های تخصصی تفکیک می شوند و فلسفه تاسیس بانک های تخصصی، ایجاد کانال های مخصوص برای هدایت منابع به فعالیت های خاص اقتصادی و با اهداف توسعه ای بوده است، بایستی نحوه ارزیابی عملکرد بانک ها از یکدیگر متمایز گردد (رستمی، 1390، 41).

در واقع بانک در هر ساختار سازمانی (دولتی یا خصوصی) در گام نخست واحدی انتفاعی است. از اینرو برای عهده دار شدن و اجرای نقش کارگزاری مخاطرات باید رویدادهای موثر بر بانک توصیف و تحلیل شود. صورتهای مالی بانک ها بهترین وسیله گزارشگری و سنجش جزر و مد های اقتصادی به شمار می رود و نیز بانک ها می توانند با تصمیمات و سیاستهای اعتبار خود منشا تغییرات کلان در تصمیم ها، برنامه ها و معماری اقتصادی کشور شوند. چنین جایگاهی تهیه و ارائه صورتهای مالی کاملی را که اطلاعات حسابداری درآن به نحو مناسب و کافی افشا شده باشد را ضروری می سازد (دربندی، 1387، 18).

2-9) نسبت های مالی عملکرد بانک

تجزیه و تحلیل مالی فرآیندی است که طی آن مشخصات و ویژگیهای بارز مالی و عملیاتی واحد اقتصادی با بهره گرفتن از صورتهای مالی و سایر اطلاعات مالی مشخص می  شود و در امر تصمیم گیری، استفاده کنندگان از صورتهای مالی را یاری می کند. یکی از روش های متداول تجزیه و تحلیل صورت های مالی، تجزیه و تحلیل صورت های مالی، تجزیه و تحلیل صورت های مالی با بهره گرفتن از نسبت های مالی می باشد. نسبت های مالی در یک دسته بندی کلی به پنج دسته تقسیم می شوند:

2-9-1) نسبت های نقدینگی

نسبت های نقدینگی توانایی موسسه را نسبت به پرداخت تعهدات کوتاه مدت نشان می دهد. وجود نقدینگی برای اداره فعالیت های موسسه ضرورت دارد، این نسبت برای اعتبار دهندگان اهمیت خاصی دارد، زیرا اگر وضعیت نقدینگی ضعیف باشد، ممکن است موسسه نتواند به موقع اصل و بهره بدهی های خود را بازپرداخت کند. برخی از مهمترین معیارهای نقدینگی عبارتند از: سرمایه در گردش خالص، نسبت جاری، نسبت آنی.

2-9-2) نسبت های فعالیت

دارایی ها برای تحقق فروش به کار گرفته می شوند. بنابراین هر حسابی از دارایی برای ایجاد درآ»د فروش، نقشی اساسی دارد. نسبت های فعالیت ، میزان مشارکت حسابها در تحقق فروش را نشان می دهند. این نسبت ها غیر از عملکرد حسابها، توان نقدینگی شرکت را نیز نشان می دهند که مهمترین آنها عبارتند از: نسبت های حسابهای دریافتنی، نسبتهای موجودی کالا، دوره عملیات، نسبت گردش داراییها

2-9-3) نسبت های اهرمی

این نسبتها نشان دهنده میزان استفاده از بدهی در ساختار سرمایه و تامین مالی موسسه هستند. این نسبتها نشان می دهند موسسه تا چه حد قادر به پرداخت بدهی های خود در سررسید هستند در تجزیه و تحلیل توانایی پرداخت بدهی های واحد تجاری، عواملی مانند ساختار عملیاتی مالی شرکت و میزان بدهی های بلند مدت در ساختمان سرمایه مورد توجه قرار می گیرد. توانایی پرداخت بدهی ها به سودآوری نیز بستگی دارد زیرا در بلند مدت در صورتی موسسه بدهی هایشان را پرداخت کند که سودآور باشد. برخی از نسبتهای اهرمی عبارتند از: نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام، نسبت پوشش هزینه های بهره.

نسبت های ارزش بازار: این نسبتها، معیارهایی هستند که بین قیمت بازار و ارزش دفتری هر سهم و سود ارتباط برقرار می کند. این گروه شامل نسبتهای مربوط به سود سهام نیز هستند. برخی از این نسبتها عبارتند از: نسبت قیمت به سود، ارزش دفتری هر سهم عادی، نسبتهای سود سهام.

2-9-4) نسبتهای سودآوری

این نسبتها میزان سودآوری شرکت در یک دوره را نشان می دهند. توانایی تحصیل سود و بازده کافی سرمایه گذاری، معیار سلامت مالی و مدیریت موثر شرکت است. معمولا سرمایه گذاران مایل نیستند که در شرکتهایی که توانایی سودآوری ضعیفی دارند، سرمایه گذاری کنند. اعتباردهندگان نیز به این شرکتها علاقه ای ندارند زیرا ممکن است طلب آنها وصول نشود. برخی از نسبتهای مهمی که نتایج عملیات شرکت را اندازه گیری می کنند به شرح زیر است: نسبت سود ناخالص، نسبت سود خالص، بازده سرمایه گذاری (ROI)، بازده مجموع دارایی ها (ROA) ، بازده حقوق صاحبان سهام (ROE).

بنابراین نسبتهای سودآوری نشان دهنده کارایی کلی مدیریت و سود ناشی از عملیات فروش و سرمایه گذاری است. در ارزیابی عملکرد بانک ها دو نسبت حقوق صاحبان سهام و بازده دارایی ها مورد توجه قرار دارد.

2-9-4-1) بازده حقوق صاحبان سهام (ROE)

بازده حقوق صاحبان سهام، در واقع بازده سرمایه گذاری صاحبان سهام عادی را نشان می دهد.

ROE=(متوسط حقوق سهامداران عادی/ سود متعلق به سهامداران عادی)

در ارزیابی عملکرد بانک ها محاسبه  ROEبه شرح زیر می باشد.

ROE=میانگین حقوق صاحبان سهام/ سود خالص

2-9-4-2) بازده مجموع داریی ها (ROA)

این نسبت میزان کارایی مدیریت را در کاربرد منابع موجود در جهت تحصیل سود را نشان می دهد.

ROA=(متوسط مجموع دارایی ها / سود خاالص)

بازده مجموع دارایی ها را می توان به صورت دیگری نیز نشان داد که به فرمول دوپونت معروف است و در آن رابطه بین حاشیه سود و گردش مجموع داراییها نشان داده می شود.

ROA=(فروش خالص/سود خالص)*(متوسط مجموع دارایی ها / فروش خالص)

در نتیجه:

ROA=(گردش مجموع دارایی ها * حاشیه سود خالص)

(طاهری، 1389، 10).

بخش سوم: رابطه بانکداری الکترونیک و عملکرد مالی

2-10) تاثیر بانکداری الکترونیک بر عملکرد  بانکها

فناوری در صنعت بانکداری دانشی است که با بهره مندی از ابزارهای نوین داده کاوی، مدیران صنعت بانکداری کشور را قادر به نظارت کنترل و ارتقای خدمات مدرن مالی و بانکی می نماید. در عصر حاضر ارتقای سطح دانش بانکی مدیران، از پردازش آماری اطلاعات به مدیریت توانمندسازی دانش، نه تنها یک نیاز درون سازمانی بلکه یک الزام عملی است.

تمام موضوعات خدمات مالی به عنوان یک صنعت درباره پول است. در این کسب به جای عملیات تجاری بر امور مالی متمرکز شده کارها، استفاده از هوش تجاری در خدمات مالی ارزش ایجاد کرده است. هوش تجاری نقش موثری را در پیگیری سوء استفاده از دارایی های مالی که شامل کشف و ردیابی کلاهبرداری و تقلب است ایفا کند. داده کاوی در صنعت بانکداری می تواند در حوزه های مختلفی از جمله دسته بندی مشتریان، تعیین میزان سود بخشی مشتریان، امتیاز دهی اعتبار، تصویب اعتبار، بازاریابی، تشخیص تراکنش های متقلبانه، مدیریت پول نقد، پیش بینی عملیات و رتبه بندی سرمایه گذاری ها به کارگرفته شود. بانک ها برای حفظ قدرت رقابت خود، داده کاوی را در فرآیند های تصمیم گیری خود به کار می گیرند و از مزایای آن در کسب و حفظ مشتری و در نتیجه افزایش سودآوری بهره می گیرند.

علاوه بر این بانک ها می توانند از داده کاوی برای شناسایی مشتریان کارت اعتباری که بیشترین سود بخشی را دارند یا برای شناسایی متقاضیان وامی که دارای ریسک بالا هستند استفاده کنند. از کاربردهای داده کاوی در بانکداری می توان به موارد زیر اشاره کرد:

الف- بازاریابی

یکی از مهمترین کاربردهای داده کاوی در صنعت بانکداری در حوزه ی بازاریابی است. دپارتمان بازاریابی بانک می تواند از داده کاوی برای تحلیل پایگاه داده مشتریان استفاده کند و سرویس ها و محصولات ترجیحی مشتریان را تشخیص دهد. با ارائه سرویس ها و محصولاتی که مشتریان واقعا متقاضی آنها هستند از هدر رفتن هزینه برای تامین سرویس های بدون متقاضی جلوگیری می شود. بنابراین واحد بازاریابی بانک می تواند با کسب دانش بیشتر در مورد مشتریان، بیشتر بر روی نیازهای آنها تمرکز کند.

ب- مدیریت ریسک

مدیران تصمیم گیری بانک برای بسیاری از تصمیمات نیاز دارند بدانند که آیا مشتریان بانک قابل اطمینان هستند یا خیر. اگر آنها اطلاعات کاملی در مورد مشتریان خود نداشته باشند، ارائه کارت های اعتباری به مشتریان جدید، گسترش اعتبار مشتریان کنونی و تصویب وام ها، دارای ریسک برای بانک هستند. داده کاوی می تواند با استخراج داده در مورد مشتریان ریسک بانک ها را در این موارد تصمیم گیری کاهش دهد. با تحلیل رفتارهای تراکنشی مشتریان با حساب های سپرده هایشان می توان رفتار آنها را در ارتباط با وام و بازپرداخت وام ها پیش بینی کرد. امتیاز دهی اعتباری یا Credit Scoring  یکی از اولین ابزارهای مدیریت ریسک تولید شده، می باشد و در صنعت بانکداری برای گرفتن تصمیم در مورد اعطای وام به مشتریان بسیار با ارزش است. وام دهندگان بهتر است برای تصمیم گیری، ابزار ارزیابی ریسک داشته باشند. سوابق متقاضیان وام خوب و بد می تواند برای ایجاد یگ الگو برای تشخیص خوب یا بد بودن متقاضیان جدید به کارگرفته شود.

مقاله : بانکداری الکترونیکی و کاربرد کارتهای بانکی

مقاله :  بانکداری الکترونیک در ایران موانع، مشکلات و چالش ها

دانلود پایان نامه ارشد : تاثیر بانکداری الکترونیک بر عملکرد مالی بانک مسکن

ج– تشخیص تقلب

یکی دیگر از حوزه های مهم در صنعت بانکداری که داده کاوی می تواند در آن موثر باشد تشخیص تقلب است. “Flacon’s Fraud Assessment System” یکی از سیستم هایی که در تشخیص تقلب موثر بوده، این سیستم توسط بسیاری از بانک های صادر کننده کارت اعتباری به کار گرفته شده است. مثلا این سیستم در امریکا و با بهره گرفتن از داده کاوی 80% تراکنش های کارت های اعتباری صادر شده را بررسی کرده است.

د- به دست آوردن و حفظ مشتری

عوامل مؤثر بر ایجاد قصدو بروز رفتار بازاریابی ویروسی در مشتریان و کاربران -پایان نامه ارشد

  • چالش های توسعه و مدیریت استراتژی بازاریابی اینترنتی
  • بعضی از چالش های مدیریت استراتژی بازاریابی اینترنتی که معمولاً در بسیاری از سازمان ها دیده می شوند عبارتند از:

    • مسئولیت های نامشخصی برای بسیاری از فعالیت های بازاریابی اینترنتی.
    • نامشخص بودن اهداف تعیین شده برای بازاریابی اینترنتی.
    • بودجه ی ناکافی برای بازاریابی اینترنتی اختصاص داده می شود زیرا تقاضای مشتری برای خدمات آنلاین دست کم گرفته می شود و رقبا به طور بالقوه سهم بازار را از طریق فعالیت های برتر آنلاین به دست می آورند.
    • بودجه به خاطر آزمایش بخش های مختلف سازمان با بهره گرفتن از ابزارهای مختلف یا تأمین کنندگان بدون دسترسی به اقتصادهای مقیاس، هدر می رود.
    • طرح های جدید ارزشی آنلاین توسعه داده نمی شوند، و این در حالی است که اینترنت به عنوان«تنها کانال دیگر برای بازار» بدون توجه به فرصت ها برای ارائه خدمات آنلاین پیشرفته و متمایز مورد استفاده قرار می گیرد.
    • نتایج حاصل از بازاریابی دیجیتالی به طرز کافی سنجیده یا مورد بررسی قرار نمی گیرد، بنابراین اقدامات برای بهبود بهره وری انجام نمی شوند.
    • به جای یک رویکرد برنامه ریزی شده، یک رویکرد تجربی برای استفاده از ابزارهای ارتباطی الکترونیک همراه با یکپارچگی ضعیف بین ابزارهای ارتباطات بازاریابی آنلاین و آفلاین، اتخاذ می شود.
    • در تحقیق انجام شده بوسیله ی Econsultancy در سال 2008، چالش های مدیریت بازاریابی اینترنتی مورد بررسی قرار گرفت. براساس این تحقیق بسیاری از شرکت ها در حال تجربه ی مشکلات مربوط به تعیین منابع صحیح برای بازاریابی اینترنتی بودند.

    چالش ها طبق موارد زیر توسط پاسخ دهندگان درجه بندی شدند:

    • دسترسی به مدیریت یا منابع بالا(67٪ موافق)
    • کسب مانع از طریق کارکردها یا مارک های بازاریابی سنتی(66٪ موافق)
    • دسترسی به منبع«IT» یا پشتیبانی فنی(61٪ موافق)
    • پیدا کردن پرسنل مناسب(75٪ موافق)
    • پیدا کردن آژانس های رسانه ای دیجیتال مناسب(54٪ موافق)

    باتوجه به تحقیق فوق الذکر چالش ها هم در مدیریت انواع مختلف منابع داخلی و هم در پیدا کردن پرسنل مناسب وجود دارند. چالش های اصلی مذکور شامل کسب منابع و بودجه همراه با مناقشات مالکیت و تنش های بین یک تیم بازاریابی دیجیتال و تیم های دیگر مانند بازاریابی سنتی، IT، مدیریت مالی و ارشد است. هماهنگی با کانال های مختلف در رابطه با تیم هایی که در حال مدیریت برنامه های بازاریابی در هر جای دیگر هستند نیز از جمله چالش ها بود

    یک چهارچوب استراتژیک برای توسعه استراتژی بازاریابی اینترنتی

    برای تشخیص مزایای بازاریابی اینترنتی و جلوگیری از دام ها و خطرات ، یک سازمان نیاز به طراحی یک رویکرد برنامه ریزی شده و ساختاری دارد.

    فرآیندی برای توسعه و اجرای یک طرح بازاریابی اینترنتی پیشنهاد می گردد که براساس تعریف استراتژی در طیف وسیعی از شرکت ها قابل استفاده است. اکنون فعالیت های اصلی و زیر گروه های آن ها را که مربوط به ایجاد یک استراتژی بازاریابی اینترنتی می باشند در ذیل یادآور می شویم:

    • انتخاب رویکرد استراتژیک

    1-تعریف استراتژی بازاریابی الکترونیک. انتخاب استراتژی های مناسب برای دسترسی به اهداف تعیین شده در مرحله ی

    2- تعریف طرح ارزش مشتری. تعریف طرح ارزشی موجود از طریق کانال آنلاین و چگونگی ارتباط آن با طرح اصلی ارائه شده توسط شرکت. بررسی آمیخته ی بازاریابی و ارزش های مارک به منظور ارزیابی چگونگی پیشرفت آنلاین آن ها.

    3- تعریف آمیخته ارتباطات الکترونیک. انتخاب ابزارهای ارتباطی آنلاین و آفلاین برای تشویق به استفاده از خدمات آنلاین سازمان و ایجاد فروش. توسعه ی ارتباطات جدید برای حمایت از مشتریان از طریق ایجاد رابطه ی آن ها با شرکت.

    مدل یابی تأثیر بازاریابی ویروسی بر ارزش ویژۀ برند مشتری

    • ارائه نتایج به صورت آنلاین

    1-اجرای طرح بازاریابی الکترونیکی. این بخش به جزئیات اجرای استراتژی می پردازد.

    2- اجرای تجربه مشتری. ایجاد وب سایت و ارتباطات بازاریابی ایمیل که باعث شکل گیری تعاملات آنلاین مشتریان با شرکت می شود. توانایی های مدیریت رابطه مند و آنلاین مشتری برای شناخت ویژگی های مشتریان، نیازها و رفتارهای آن ها جهت تحویل ارزش موردنظر ایجاد می شود.

    3- اجرای ارتباطات الکترونیک. مدیریت ارتباطات مستمر بازاریابی آنلاین شامل موتورهای جستجوی بازاریابی، شراکت ها، ضمانت ها و ساز و کارهای وابسته به آن و ارتباطات بازاریابی الکترونیک تبلیغاتی مانند آگهی های تبلیغاتی آنلاین، بازاریابی ایمیل و میکروسایت هایی برای تشویق به استفاده از خدمات آنلاین و جذب و حفظ مشتری و ادغام کانال های رسانه ای دیجیتال با بازاریابی سنتی می شود.

    4-ایجاد پروفایل مشتری، بررسی و تقویت فعالیت های آنلاین و حفظ فعالیت های آنلاین، به دست آوردن پروفایل و داده های رفتاری در مورد تعاملات مشتری با شرکت و خلاصه کردن و ارسال گزارشات مربوط به عملکرد نسبت به اهداف به منظور تقویت عملکرد.

    مقدمه ای بر ارتباطات بازاریابی دیجیتال

    برای سال ها، تبلیغات بازاریابی براساس رسانه های سنتی مانند تلویزیون، پرینت و تبلیغات رادیویی و پست مستقیم ناشی از از روابط عمومی بود. اما در چند سال اخیر، از زمانی که مفهوم وب برای نخستین بار در دهه ی 1980 توسط«سرتیم برنرز- لی[1]» مطرح شد، تغییرات بزرگی در ارتباطات بازاریابی بوجود آمده است. رسانه های دیجیتالی معادل این رسانه های سنتی، که معروف به کانال های رسانه ای دیجیتال هستند، اجزای حیاتی اکثر تبلیغات بازاریابی می باشند. به عنوان مثال، در یک تبلیغات آنلاین، بازاریابان می توانند از شیوه های زیر استفاده کنند:

    آگهی های تبلیغاتی، و آگهی های آسمان خراش در بسیاری از سایت های آنلاین، آگهی های«پرداخت در ازای کلیک[2]» برای کسب موقعیت های بالاتر در فهرست نویسی طبیعی در گوگل، بازاریابی وابسته که در آن سایت هایی برای یک تاجر فروش ایجاد می کنند، کمیسیون دریافت می کنند و بازاریابی مستقیم که مؤثرترین روش است پیام ها را به مشتریان موجود ارسال می کند. بسیاری از این تکنیک های ارتباطات دیجیتال هم جنس و مشابه با معادل های سنتی شان هستند، به عنوان مثال، آگهی های تبلیغاتی عمدتاً معادل پرینت بوده و آگهی های تبلیغاتی و بازاریابی ایمیل معادل پست مستقیم هستند.

     

    [1]Sir Tim Berners-Lee

    [2]Pay-Per Click(PPC)

    کوله‌پشتی کارآفرینی (۱) – توهم

    در مجموعه مطالب کوله پشتی کارآفرینان قصد دارم تا مجموعه شایستگی ها و ویژگی هایی که کارآفرینان باید داشته باشند را بررسی کنم و به آنها بپردازم. در واقع قصد داریم فرض کنیم که یک کارآفرین کوله پشتی همراه خود دارد و همواره که در مسیر کارش پیش می رود باید چه تجربیات و نکاتی را در کوله ی خود قرار دهد و چه مواردی را باید از کوله ی خود خارج کند که سبک تر حرکت کند. خلاصه ای از موضوع هایی که به آنها خواهم پرداخت موارد زیر است:

    • خودشناسی
    • کل نگری
    • قدرت حل مسئله
    • شنیدن و دیدن
    • یادگیری مداوم
    • تهاجم ایده ها
    • تنهایی کارآفرینان
    • تصمیم و موقعیت
    • تیم سازی
    • توهمات کارآفرینی
    • استعدادهای کارآفرینی
    • ….

    مطلب اول را با توهم کارآفرینی شروع می کنم. توهم هایی که باعث می شود ورود به مسیر کارآفرینی یک اتفاق از پیش شگست خورده بشود.

    کارآفرینی یعنی صبح شنبه می خوابم

    خاطرم هست چند سال پیش که هنوز تب کارآفرینی در کشور گسترش پیدا نکرده بود، بسیاری از افرادی که در استخدام شرکتی بودند (از جمله خودم) به این موضوع فکر می کردند که اگر شرکت خود را داشته باشند به آزادی زمانی می رسند و هروقت که بخواهند می توانند هرکاری که دوست دارند را انجام دهند. مثلا صبح های سخت شنبه را می توانند بخوابند یا در یک روز بارانی به جای کار کردن بزنند به دل طبیعت و لذت ببرند. شاید امروز توهم بودن این موضوع برای خیلی ها بدیهی باشد. روی این موضوع دست گذاشتم که اگر چنین فکری گوشه ی ذهن شما است بدانید که سخت در اشتباهید.

    مسیر کارآفرینی بخصوص در چند سال اول شروع بسیار سخت و پیچیده است. شما به دلیل مسئولیتی که برعهده دارید باید بیشتر از یک کارمند کار کنید و نه تنها شنبه ها نمی توانید بخوابید یا در روزهای بارانی نمی توانید به دل طبیعت بزنید که بعد از مدتی متوجه خواهید شد آخرین روز تعطیلی که داشته اید را فراموش کرده اید.

    کارآفرینی یعنی درآمد بالا

    در جلسات مشاوره از کسانی که می خواهند مسیر کارآفرینی را شروع کنند می پرسم فرض کن دوسال از زمان امروز گذشته و کسب و کارت راه افتاده. موقعیت خودت را در آن زمان برایم شرح بده. عده ای شروع می کنند درباره موقعیت مالی که بدست آورده اند صحبت می کنند و من معمولا به این گروه می گویم که بیشتر درباره مسیر کارآفرینی مطالعه کنند. کارآفرین شدن الزاما به معنی کسب درآمد بالا نیست. در واقع کسب درآمد بالا هدف اصلی کارآفرینی نیست. اگر قصد کسب درآمد دارید راه های سرمایه گذاری را پیش بگیرید شاید مناسب تر باشد. کارآفرینی مسیر پیچیده و سختی است که شاید نیاز باشد تا چندسال در آن سرمایه گذاری کنید و برداشتی نداشته باشید. کارآفرین ها معمولا علاقه مند هستند با ارزشی که خلق می کنند به درآمد بالا برسند هدف اصلی آنها صرفا کسب پول و انجام یک کار کوتاه مدت نیست.

    تله ی مدیر شدن

    بعضی ها در روند کارآفرینی مدیر شدن را ارزش می دانند. این که شرکت خودت را داشته باشی و تیمی را اداره کنی می تواند جذاب باشد. در این باره باید دو نکته مهم را مورد توجه قرار داد. مسئله اول این است که کارآفرین با صرفا مدیریت منابع انسانی و نشستن پشت میز و دستور دادن متفاوت است. یک کارآفرین خودش کارگر شرکت اش است و باید آستین ها را بالا بزند و کار کند. من در طول تجربه ی کاری ام کارآفرینی را ندیده ام که از جایی به بعد لم بدهد روی کاناپه ی اتاق لوکسش و صرفا نظاره گر روند پیشرفت کسب و کارش باشد.

    مسئله ی بعدی این است که خیلی ها دوست دارند مدیر بشوند چون تعریف درستی از مدیریت ندارند. مدیریت کردن یعنی مسئولیت آدم ها را پذیرفتن و سرنوشت کاری آنها را به دست گرفتن. مدیریت یعنی هر روز تعامل کردن با افراد، به حرف های آنها گوش کردن، کمک به رشد آنها و سپردن کار و کنترل پیشرفت کار. همین تعریف سختی مدیریت را مشخص می کند. بسیاری از افراد را بخصوص آنها که از دنیای فنی و تکنیکال وارد دنیای مدیریت می شوند را دیده ام که بعد از گذشت مدتی دلشان برای کار تخصصی شان تنگ شده است. در هر صورت در نظر داشته باشید که مدیریت کردن هدف کارآفرینی نیست و در مراقب باشید در این تله گرفتار نوشید.

    تله ی شرکت بزرگ

    داشتن یک شرکت بزرگ یکی دیگر از آن تله هاست. در گفتگوهای مختلف زیاد می شنوم که افراد می گویند ایده آلشان داشتن یک شرکت بزرگ است که این موضوع هم طبیعتا هدف کارآفرینی نیست. وقتی روند کسب و کار را در دنیای امروز بررسی می کنیم می بینیم که تبدیل به یک شرکت بزرگ شدن ارزش نیست. امروز کسب و کارهای کوچک و چابک اثرات بزرگ خلق می کنند. الگوی شرکت های بزرگ الگویی بود که از دنیای صنعتی و به دلیل نیاز آن زمان شکل گرفت. در حال حاضر هم ما غول های تکنولوژی را داریم اما بسیار زیاد هم کسب و کارهای کوچک اثر گذار داریم که در طول زمان توسط کسب و کارهای بزرگ تر حتی خریداری می شوند و در دل آنها ادغام می شوند.

    به نظر شما چه نکات دیگری می تواند مورد توجه قرار بگیرد؟

    در نظام بانکی اسلامی عقود مشارکتی به عنوان اساس این نظام معرفی شده است که از اهمیت ویژه ای برخوردار است زیرا در صورت مورد استفاده قرار گرفتن نظام مشارکت در سود و زیان است که بازگشت سرمایه به تولید بستگی پیدا می کند، تخصیص بهینه وجوه محقق می شود، حجم سرمایه گذاریها، و در نتیجه میزان اشتغال افزایش می یابد، سفته بازی و احتکار از بین می رود و در کل اهداف اقتصاد اسلامی محقق می شود.(اسماعیل الاحمد2006)

    مدل مشارکت در سود و زیان به گونه ای است که دیده بانی موثر جزء ذات آن است . اما در بانکداری در مدل وام دهی با محوریت بهره چنین دیده بانی و نظارتی نه ضروری است ونه وجود دارد.(رجایی 1385)

    اما اجرای مشارکت در سود و زیان برای بانکداری در ایران امکان پذیر نیست 1. به دلیل وجود اطلاعات نا متقارن 2. هزینه های مربوط به کنترل و نظارت  3. خطر اخلاقی 4. انتخاب معکوس(عبدالمجید، 1387)

     

    2-14-2 الگوهای حسابداری

    رویه های حسابداری که بانکهای اسلامی باید به اجرا  بگذارند مشکل تکنیکی دیگری است که بانکها و نهادهای مالی اسلامی با آن روبه رو هستند. بانکهای اسلامی بر مبنای متفاوت از بانکهای متعارف از نظر اهداف، مفروضات و اصول بنا شده اند این مبانی با ترکنش های متفاوت نظیر حساب های مشارکت در سود و زیان می انجامد.(اقبال 1997)

    بانکهای متعارف رویه های حسابداری یکسانی دارند از این رو حتی در سطح جهان می توان به راحتی صورتهای مالی و عملکردهای آن را با هم مقایسه نمود. لیکن شباهت نداشتن صورت های مالی اسلامی با آنها باعث می شود نتوان مقایسه معنا داری را با آنها انجام داد. (سلی، 2007)

     

    2-14-3 جریمه و خسارت تأخیر تأدیه

    هم اکنون بیشتر بانکهای اسلامی از عقود مبادله ای استفاده می کنند که موجد بدهی است مانند مرابحه. اگر کارگزار بدهی خود را در زمان مقرر پرداخت نکند سود بانگ به مخاطره می افتد و اگر بانک مبلغی را تحت عنوان جریمه با دیر کرد مطالبه کند مرتکب فعل حرام شده است ودر صورت نبود جریمه مشتریان گرایش به تأخیر پیدا می کنند و اگر بانک بخواهد وثیقه سنگین بگیرد عملا استفاده از تسهیلات را فقط محدود به به گروه ثروتمندان نموده است.(القری بن عید 1384)

     

     

    2-14-4 حاکمیت شرکتی

    موضوع حاکمیت شرکتی که در نهادهای مالی متعارف غربی مطرح است با کمی تفاوت در بانکهای اسلامی مشاهده می شود در نهادهای مای متعارف هنگام ورشکستگی است که سپرده گذاران به عنوان اعتبار دهندگان حق اعمال نظر پیدا می کنند ان ها در این حد که مطمئن شوند اصل و سود سپرده هایشان تضمین شده است اطلاعات لازم دارند اما در بانکهای اسلامی سپرده گذاران به دلیل وارد شدن به عقودی چون مشارکتی درسود وزیان بانک شریک اند و به میزان بانک ریسک را پذیرفته اند اما از قدرت نظارت برخوردار نیستند )آرچر2006)

     

    2-14-5 مدیریت ریسگ و مدیریت نقدینگی

    مدیریت ریسک یکی از مهم ترین فعالیت هایی است که توسط هر بانک صورت می گیرد بانک مرکزی نیز با ابزارهای خاص بر میزان ریسک هر بانک نظارت دقیق می کند تا از حد مجاز فراتر نرود. چرا که ورشکستگی بانک بر کل نظام مالی یک کشور تأثیر می گذارد اهمیت ریسک و مدیریت آن به ویژه در دهه های اخیر دو چندان شده است و کسب مزیت رقابتی در عصر کنونی به میزان زیادی منوط به مهارت بانک در مدیریت ریسک می باشد.

    بانک های اسلامی و متعارف دارای برخی از ریسک های مشترک اند مانند ریسک تغییر نرخ ارز، ریسک بازار  ریسک اعتباری و … لیکن در برخی دیگر متفاوت اند به عنوان مثال بانکهای متعارف به دلیل ترکیب داراییهایشان به شدت در معرض ریسک تغییر نرخ بهره هستند در حالیکه بانک های اسلامی به دلیل ماهیت بلند مدت تراکنش ها و معاملات بیشتر در معرض مخاطرات ناشی از سرمایه گذاری در پروژه ها هستند. هم چنین بانکهای اسلامی در معرض ریسک غیر شرعی بودن معاملات نیز هستند که بانکهای متعارف به هیچ وجه با آنها مواجه نیستند که به علت محدود بودن کم و تنوع کم ابزارهای مالی اسلامی جهت مدیریت ریسک و هم چنین دشوار بودن اندازه گیری کمی ریسک به علت پیچیدگی قراردادهای مالی اسلامی، دشواری و اهمیت مدیریت ریسک اسلامی دو چندان شده است.(کربهری 2004)

    متن کامل پایان نامه ارشد :

     بررسی موانع رشد بانکداری اسلامی در ایران

    ( (Alazmi & Zairi, 2003, pp.199-204 (نقل از مدهوشی ونیازی،1390)

    <br />

     

    دانلود پایان نامه ارشد :

    دانلود پایان نامه ارشد: بررسی تاثیر جو اخلاق سازمانی برمدیریت دانش در سازمان اموراقتصادی و دارایی

    لینک در ایران داک

    <td class=”arial” width=”100%”>

    نوآوری تکنولوژیک

    دانلود پایان نامه ارشد :

    بررسی تاثیر نوآوری سازمانی وقابلیت های تکنولوژیکی بر عملکرد شرکت ( مطالعه موردی شرکت های مواد غذایی استان گیلان)

    دانلود مقاله :

    2-2-3 عملکرد سازمان :

    عملکرد سازمانی یکی از مهمترین سازه های مورد بحث در پژوهش های مدیریتی است و بدون شک مهم ترین معیار سنجش موفقیت در سازمان ها به شمار می آید.ولی به طور کلی در خصوص اینکه متغیرها و شاخص­های عملکرد سازمانی کدامند, هنوز توافق نظر کاملی در بین صاحب نظران وجود ندارد.به طور کلی شاخص های عملکرد سازمانی به دو دسته ذهنی و عینی قابل تقسیم است.شاخص­های عینی عملکرد سازمانی , شاخص­هایی است که به صورت کاملا واقعی و بر اساس داده های عینی اندازه گیری  می شود.از جمله شاخص های عینی عملکرد سازمانی می­توان به شاخص­های سودآوری نظیر بازده دارایی, بازده حقوق  صاحبان سهام , بازده سرمایه گذاری , و سود هر سهم بازده سهام, اشاره کرد.شاخص­های ذهنی عملکرد سازمانی بیشتر شاخص­هایی را شامل می شود که بر مبنای قضاوت گروه­های ذینفع سازمان شکل می گیرد.از جمله این شاخص ها می توان به رضامندی مشتری, رضامندی کارکنان , موفقیت در ارائه خدمات و… اشاره کرد.(ابزری و همکاران,1388)

    سازمان با عملکرد برتر سازمانی است که در یک دوره زمانی بلند مدت از طریق توانایی انطباق مناسب با تغییرات و واکنش سریع به این تغییرات، ایجاد ساختار مدیریت مسنجم و هدفمند، بهبود مستمر قابلیتهای کلیدی و رفتار مناسب با کارکنان به عنوان اصلی ترین دارایی  به نتایجی بهترازسازمانهای هم ترازدست می یابد (Waal,2005).

    جیمز کالینز (2001) دریک پژوهش 5 ساله دیگر 28 شرکت از میان شرکت های برگزیده مجله فورچون شرکتهایی که در یک بازه زمانی 15 ساله سود مرکب سهام انان به سه برابر ارزش بازار رسیده بود را مورد مطالعه قرار داند. پژوهش آنها ویژگی های ذیل را در خصوص این شرکتها آشکار کرد و نتایج در کتابی تحت عنوان از خوب به عالی منتشر گردید. حاکمیت رهبری سطح پنجم ، رویکرد ابتدا فرد بعد هدف ، توان رویارویی با حقایق ناخوشایند و درعین حال یقین داشتن به موفقیت، حاکمیت مفهوم خارپشتی و سادگی در سه محور، فرهنگ مبتنی بر نظم گرایی، بهره گیری از شتاب دهنده­های فن آوری به عنوان مجموعه ویژگیهای شرکتهای رهسپار تعالی مطرح شد(کالینز 2001).

    گری هارپست در یک مطالعه 5 راز شرکتهای با عملکرد برتر را تیم رهبری قوی، توانایی جذب و نگهداری کارکنان با کیفیت ، رویکرد مسنجم و منظم به کسب و کار ، توانایی استفاده استراتژیک از فنآوری ، استفاده مناسب از تامین کنندگان قابل اعتماد ذکر میکند Harpest,2006)).

    ویلیام جویس وهمکاراندربررسی خود از 160 شرکت در صنعت های مختلف و مطالعه بیش از 200 تکنیک مدیریتی در طی 5 سال مجموعه عواملی که باعث رسیدن به نتایج برتر برای سهامداران می­شد را بررسی کردند و نتیجه تحقیق خود را فرمول 2+4 نامیدند. در این تحقیق دو دسته از عوامل شناسایی شد که به عوامل اولیه و ثانویه تقسیم می­شود. عوامل اولیه شامل استراتژی متمرکز،اجرا، فرهنگ عملکرد و سازمانهای تخت و سریع. عوامل ثانویه شامل هوشمندی، رهبری متعهد، نوآوری­های تحول آمیز در صنعت و رشد از طریق ادغام ها و مشارکت . برای رسیدن به موفقیت می بایست تمامی عوامل اولیه و حداقل دو تا از عوامل ثانویه وجود داشته باشند که اصطلاحا به آ ن فرمول 2+4 موفقیت کسب و کار اطلاق می­شود(Joyce,2003).

    دالتون در بررسی خود در خصوص عناصر اصلی سازمان با عملکرد برتر5 جز اصلی یک سازمان با عملکرد برتر را مشارکت کارکنان ، تیم های کاری خودگردان ، فن آوری تولیدی منسجم، یادگیری سازمانی و مدیریت کیفیت فراگیر عنوان نموده است(Dalton,2000).

    هاردستی در بیان ده ویژگی یک سازمان موثر شفاف بودن ماموریت سازمانی، قدرت چشم انداز رهبری ، تعهد ، باور و تعلق خاطر به چشم انداز مشترک در سرتاسر سازمان ، تیم رهبری متعادل و مسنجم، اهداف و مقاصد روشن و قابل اندازه گیری، مکانیزمهایی برای دریافت بازخورد از خارج سازمان ، اشتیاق به­یاد گیری مستمر، در جستجوی تعالی و برتری بودن، فرایندهای برنامه ریزی و تصمیم گیری کارآمد و پاس داشتن موفقیتهای دسته جمعی را در دستیابی به عملکرد برتر موثر می داند(Hardesty,2003).

    گریگوری اسمیت درمقاله خود هفت راز ایجاد سازمانهای با عملکرد برتر را تعهد و مشارکت مدیریت ارشد ، تمرکز استراتژیک ، تیم های راهبری، شناسایی پروژه های کلیدی بهبود ، تیم گرایی، ایجاد منشور و اندازه­گیری (سنجش) ذکر میکند (Smith,2002). تفکر سازمان­های با عملکرد برتر یک تفکر استراتژیک بوده که از بصیرت عمیق نسبت به قواعد کسب و کار ناشی می شود . تفکر استراتژیک سبب می­شود که منابع سازمان بر روی فعالیتهای ارزش آفرین متمرکز شود و از پرداختن به همه امور اجتناب شود. تفکر استراتژیک بصیرتی است که از طریق تلفیق فعالیتهایی که در کنارهم برای مشتری ارزش و برای سازمان مزیت رقابتی خلق می­کند (غفاریان و کیانی 1384).

    تفکر خارپشتی حاکم بر این سازمانها باعث می شود که سازمان بر روی یک زمینه که درآن می تواند بهترین باشد تمرکز نموده و از پراکنده کاری، متفرق و بی ثبات بودن پرهیز کند. این مفهوم از طریق سه محور فکری قابل دستیابی است: شناسایی زمینه ای که در آن می توان بهترین عملکرد را داشت، شناسایی عامل حرکت و موتور اقتصادی و شناسایی زمینه ای که به آن اعتقاد وافر وجود دارد. برای داشتن یک مفهوم خارپشتی کاملا رشد یافته به تمام این سه محور فکری نیاز است. سازمان به جای بهترین بودن در هر زمینه ای سعی دارد که در یک زمینه که توانایی خاصی دارد بهترین شود(کالینز، 2001،).

    همانگونه که روبرت جانسون مدیرعامل جانسوناندجانسونمیگوید”هرگزکاری را که از آن اطلاع ندارید نپذیرید”یکی از مدیران ارشد سابق پروکتر اند گمبل میگوید “شرکت ما هرگز اصلیت خود را فراموش نکرده است. ما تنوع و گوناگونی را تا حدی که با کارمان تشابه داشته باشد قبول می کنیم. هرگز نمیخواهیم سازمانی متشکل از انواع شرکتهای به هم نامربوط باشیم”. تحقیقات نشان داده است که شرکتهایی که در زمینه حیطه کاری خود اقدام به تنوع بخشی و ادغام گرده اند بدونه هرگونه تردید در موقعیت عالی قرار داشتند . این شرکتها با پیروی از استراتژی خود تنها به گسترش ها و تنوع هایی توجه دارند که با صلاحیت و توانایی های اصلی شرکت در ارتباط است. این شرکتها علیرغم میل شدید به تنوع بخشیدن به فعالیتهای خود از پرداختن به کارهایی که مدیریت شرکت با آنها آشنایی ندارد خودداری می­کنند. شرکتهای با عملکرد بهتر استراتژی تنوع بخشیدن به کارهای خود را با توجه به مهارت و یا توانایی های اصلی خود انجام می دهند(عیسی خانی,1387) همچنین Grahom,Anderasion در سال (1989) دریافتند که عمکلرد تعیین کننده ناشی شده از اهداف رقابتی است. آنها از یک شبیه  سازی موسساتی استفاده می کنند تا یک هدف خودمجور را بر علیه یک هدف رقیب محور مقایسه کنند. هدف سهام بازار زمانی که بازار چرخش می کند، کاهش سود است Szymanski و Bharadwaj و varndarojon در سال 1993). یک مطالعه متاآنالیزی مربوط به سهام بازار و سود و منفعت را انجام داده اند. این مطالعات بخش بخش، ارتباطا مثبت را بین سهام بازار و سود را نشان می دهند. اکثر ناطران به این نتیجه رسیده اندکه رابطه علی می باشد در حالی که سایرین (مثل Aak er,Jacobson در سال 1985،  venkatraman,kohli,Prescottدر سال 1986) با این مخالف هستند. برای مثال موسسات با سودهایی که هدف آنهاست، ممکن است محصولات بهتری را تولید کنند و در نتیجه ، هم به سهام بازار دست یابند و هم به سود خودشان.

    همچنین اهمیت موضوع درباره مطالعاتی است که اهداف مدیران را تعیین و مورد آزمایش قرار می دهد. مطالعاتی که برای مدت طولانی انجام می­گیرند، دارای رویکردی هستند که یک رابطه منفی را بین سهام بازار و سود پیدا می کنند. Graham,Anterasian در سال (1989)، داده ها و اطلاعات را در باره 24 موسسه و شرکت در صنعت در حال چرخش بودند را مورد مطالعه قرار داد، شرکت هایی که در طی  رشد دوره های مربوط به دوره سهام است، رشد خود را از دست داده اند. Tschoegel و Yu در سال (1990)در یافتند که یک سهام بازار در بدست آوردن سهام کمک نکرده اند و ایجاد  ثبات در فروش موسسه نمی­کنند wernefelt, Montgomery در سال (1991)، عملکرد شش brewers بزرگ آمریکایی یک محور بازار، معیارهایی را برقرار کرده و معتقد است که اندازه گیری یک تلاش سازمانی برای پاسخ موثر به مشتریان و  رقیبان است. بنابراین محور بازار اعتقاد بر این دارد که یک تاثیر مثبت بر روی عملکرد موسسه داشته باشد. گروهی از محققان مثل (koh li,Jawarski در سال 1993، Hanet در سال 1998و Ketchen, Hult در سال 2001، zhou در سال 2005). محققان ، عمدتا تمرکز برتاثیر تولید/ خدمات دارند که به عنوان سینرژی در خطوط مختلف تجارت تعریف شده است (گروهی از نویسندگان، 1985، kim) در سال 1997 این گونه بحث کرد که توانایی یک سازمان برای مدیریت چنین تخصیص یافتگی، بستگی به توانایی­ها و ظرفیت های عملکردی آنها و فعالیت های مربوط به آنها دارد. به طور رایج پذیرفته شده است که خط تاثیر عملکرد و دستورالعمل های مختلف داخلی در محدوده­ی یک سازمان و تعامل بین آنها برای مدیریت ضروری است (Norasiohan&kiu2002, Palich 2000). از بحث های بالا به وضوح روشن­است که قابلیت­های عملکردی (فعالیت ها و بازاریابی) وتاثیر بروی عملکرد موسسه در استراتژی به کار برده شده بسیار مهم است. تعدادی از پژهش ها پیشنهاد می کنند که مالکیت منابعی خاص تنها زمانی منجر به سود و عملکرد جایگاهی برتر می شود که شرکت ها اقدامات استراتژیکی مناسبی را برای تبدیل منابع به سرمایه را انجام می­دهند (ketche,Halt,slater,2007, Halt,ketchen,&slater,2005). علاوه بر این شاید توانایی یک شرکت در گسترش دادن منابعش از راه قابلیت های سازمانی نسبت به درجات منابع محض در عملکرد مهمتر باشد (Disarbo,DiBendetto,&song,2007; mcrgan,vorhies­&mason,2009; vorhies,morgan,&Autry,2009). یافته های این مطالعات تاثیر مثبتی از قابلیت های بازاریابی برعملکرد تجاری را نشان می­دهد و کم ویژه این قابلیت ها به اجرای موثر استراتژی را تایید می­کند. اثر قابلیت های بازاریابی بر عملکرد شرکت همراه با ویژگی های خود شرکت تغییر می کند (اورتگاو ویلوارد، 2008) دو تا و همکاران (1990) نشان دادند که در بین سه مولفه ی قابلیت های بازاریابی ، قابلیت های تحقیق و توسعه و قابلیت های عملیاتی را در بازارهای با تکنولوژی بالا منجر به نتایج مطلوب می شوند، قابلیت های بازاریابی بیشترین اثر را بر روی عملکرد شرکت دارد. ورهامیر و مورگان (2005) نیز بیان کردند که قابلیت برنامه ریزی بازار و قابلیت­های بازاریابی اثر مثبتی بر عملکرد کسب و کار دارند، سانگ در سال 2007 نقش استراتژی­های شرکت را مطالعه کرد و دریافت که قابلیت های بازاریابی بر عملکرد مالی شرکت هایی که می توانند وفاداری مشتریان شان را از طریق ارتباطات بازاریابی خاص حفظ کنند اثر مثبتی دارد.

    برخی از کارشناسان بحث می کنند که اگر چنانچه سودها و مزیت ها به طور موثر، مدیران را تشویق نکنند، اقدامات مربوطه مانند سهام بازار، باید مورد استفاده قرار گیرد (kotler در سال 1988 صفحه 333) اظهار می دارد که هدف استراتژیک از بسیاری از موسسات، قرار است سهام بازار آنها را افزایش دهد، با در نظر گرفتن اینکه این موضوع منجر به بازدهی بیشتر خواهد شد.

    در مقایسه با بزرگ نمایی سود، چنین اهداف رقابتی ممکن است قابل مشاهده باشد زیرا عملکرد یک موسسه دیگر به عنوان یک شاخص عمل می­کند. در مقابل یک آینده احتمالی، سهام بازار می­تواند به عنوان یک هدف میانجی عمل کند که موقعیت­ها برای بازدهی بلند مدت است. اهداف رقابتی در پاورقی ها، تخصیص داده شده اند و همچنین در مجلات و روزنامه ها آمده اند. برای مثال Hendon (1986 P1) تاکید  بر رقیبانی دارد که همه اهداف آنها برای بزرگ نمایی سود می باشد. وی اظهار داشت که تجارت یک جنگ است! افراد نظامی قصد دارند یک هدف را خراب کنند، اجزائیات تجاری قصد دارد یک رقیب را از بین ببرد  Lookman, Pharr, Parks در سال (1994) می­گوید: فقط بودن در یک جنگ این است و واقعیت جنگ سهام بازار این است که موفقیت یک فرد  بستگی به شکست طرف بازنده دارد. طی نیم قرن گذشته،  پیشرفت ها در سیستم های اطلاعاتی، اطلاعات رقابتی ر ا به وجود آورده است که بسیار موثر است.

    این گونه استقرار یافته است که اهداف، عملکرد را تحت تاثییر قرار می­دهند (ocke,lathan) در سال 1990). خصوصا اینکه اهداف دارای یک تاثیر قوی می باشند. این یافته ها هم برای گروه ها به کار می روند و هم برای افراد (Frank,O’Leary-Kelly,Martocchio در سال 1994). وقتی که درباره تاثیرات یک عملکرد رقابتی بحث می شود، مردم ، اغلب ، از ورزش­ها ، جنگ و سایر چیزها به ذهنشان می آید. بازبینی kohn در سال (1986) از رقابت، شامل 388 مرجع است که نشات گرفته از تعداد زیادی رشته می باشد، مانند ورزش، آموزش و هنرهای دستی. او نتیجه گرفت که اگر چه ممکن است شرایطی وجود داشته باشد که طی آن اهداف رقابتی، عملکرد را بهبود بخشند که به طور کلی آنها انجام نمی دهند. Furrer,Campbell در سال (1995) نتیجه گرفتند که رقابت دارای یک تاثیر مهم بر روی عملکرد فعالیت است. در مطالعات Deutsch (در سال 1960 و 1958)، وقتی که به مشارکت کنندگان گفته شد بهتر عمل کنند، هر دو گروه ها خودشان را آماده کردند.

    سهام بازار ، اغلب به عنوان یک اقدام مربوطه از عملکرد، مورد استفاده قرار می گیرد و برای نفوذ و منفعت بلند مدت است. زیرا مستقیما آنچه را که مورد نیاز است را ارزیابی نمی کنند. یک پتانسیلی برای عوامل دیگر برای دخالت وجود دارد که موجب تاثیرات بر روی منافع شوند. همچنین تصمیمات پایه بر روی سهام بازار دارای تاثیرات خطرناکی است مانند جنگ های قیمت Gassady ، کسی که جنگ­های قیمت واقعی را مورد آزمایش  قرار داد، نتیجه گرفت که در برخی از شرایط، وام دهندگان، تاکید خودشان برای جلوگیری از موفقیت رقیبان را ارائه می­کنند  (خلاصه شده توسط Teger,1980)

    همچنین Grahom,Anderasion در سال (1989) دریافتند که عمکلرد تعیین کننده ناشی شده از اهداف رقابتی است. آنها از یک شبیه  سازی موسساتی استفاده می­کنند تا یک هدف خود مجور را بر علیه یک هدف رقیب محور مقایسه کنند. هدف سهام بازار زمانی که بازار چرخش می­کند، کاهش سود است Szymanski و Bharadwaj و varndarojon در سال 1993). یک مطالعه متاآنالیزی مربوط به سهام بازار و سود و منفعت را انجام داده اند. این مطالعات بخش بخش، ارتباطا مثبت را بین سهام بازار و سود را نشان می دهند. اکثر ناطران به این نتیجه رسیده اندکه رابطه علی می باشد در حالی که سایرین (مثل Aak er,Jacobson در سال 1985، venkatraman,kohli,Prescottدر سال 1986) با این مخالف هستند. برای مثال موسسات با سودهایی که هدف آنهاست، ممکن است محصولات بهتری را تولید کنند و در نتیجه ، هم به سهام بازار دست یابند و هم به سود خودشان.

    1993) Jaworskiو Kohli ، دریافتند که تاثیر محور بازار بر روی عملکرد، عمدتا بوسیله نوسان بازار تعدیل می شود و همچنین نوسانات تکنولوژی  نیز در آن موثر است. Narver , slater در سال 1994 فقط سه تا از 12 شرایط را یافتند که در آن عوامل محیطی  به طور عمده، تاکید بر روی مشتری را تعدیل می کند و رابطه عملکردی را تعدیل می نماید. طبق پایه های این یافته ها Narver , slater در سال 1994به این نتیجه رسیدند که طی عملکردها برای انتقال ارزش مشتری بهتر، یک تجارت بازار محور باید بتواند به یک مزیت رقابتی در هر موقعیت محیطی دست یابدو نگهداری کند و همچنین، مدیران نباید تلاش کنند تا محور بازار خودشان را به پویایی های بازار کنونی وصل کنند.

    در عوض Xuereb, Gatignon در سال (1997) در مطالعه درباره صنعت خود دریافتند که محور مشتری وقتی که احتمال تقاضا زیاد می­شود، افزایش می یابد، محور رقابتی، زمانی که تقاضا افزایش می یابد، کمتر موثر است. اما وقتی که رشد بازار بالا است، بهتر کار می کند Han et al در سال (1998) دریافت که وقتی تکنولوژی به سرعت تغییر می یابد، محورهای مشتری و رقابتی، تاثیر بسیار زیادی بر روی نوآوری های سازمانی دارند که در آن عملکرد بهتری پیدا می­کنند. آنها دریافتند یافته های تعدیلی ممکن است به خاطر تفاوت های صنعت باشد. ما می دانیم که اینها دریافته اند که (1998) وقتی تکنولوژی تغییرسریع پیدا می کند، هر دو محور مشتری و بازار تاثیر بسیار زیادی بر روی نوآوری های سازمانی می گذارد تا عملکرد مو سسه بهبود پیدا کند. به طور کلی ، محور بازار به عنوان درک و رضایت مشتریان تعریف نشده و دیگری مربوط به سهامداران می باشد (Narver, Day1994 درسال 1990 و slater درسال 1990) به عبارت دیگر، اجرای مفهوم بازار می باشد (Jaworski,kohli  در سال 1990).

    بنابراین، محور بازار، توانایی سازمان را تحت تمرکز قرار داده تا برای مشتریان و سهامداران به عنوان مسئول به شمار رود و سودمند باشد. همه اهداف در این جهت است که عملکردها را بهبود بخشند. اکثر مطالعات، محور بازار را مورد آزمایش قرار می دهند که یک رابطه مستقیم آن را با عملکرد مورد بررسی قرار دهندو. یک متن مدیریتی وجود دارد که تاکید بر ادغام محورهای بازاریابی و عملکردی دارد (گروهی از نویسندگان در سال 2002). ادغام نادرست بین این دو عملکرد، منجر به نارضایتی مشتری می شود در حالی که یک ارتباط مناسب و ادغام درست منجر به فضای رقابتی مناسب و منفعت و بازده پایدار می­شود (wind,2005). تئوری اقتصاد سنتی از موسسات می خواهد تا دارایی و ثروت سهامداران را افزایش دهد، اما اغلب مدیران به صورت ضمنی مزیت های بزرگ نمایی را به کار برده و دنبال می کنند (Muleer,1992) در عوض آنها مکررا تصمیماتی را اتخاد می کنند تا با رقیبان خود فعالیت هایی را انجام دهند که ما از آنها به عنوان اهداف رقابتی یاد می کنیم.

    پژوهش ها رابطه مثبتی میان گرایش بازار و عملکرد مبنی بر این فرض که یک گرایش بازار ، درک بهتری از محیط و مشتریان یک سازمان فراهم می نماید، را پیشبینی نمود، که در نهایت منجر به رضایت مشتری بیشتر (پیشرفته) می شود. پژوهش های تجربی نتایجی را مبنی بر وجود یک رابطه مثبت میان گرایش بازار و بینش مدیران از عملکرد کلی سازمان، بینش مدیران از عملکرد مالی، بینش مدیران از رشد فروش و بینش مدیران از عملکرد کالای جدید، بیان می دارندJaworski and Kohli 1993))

    به طور همزمان، تجزیه و تحلیل های متعددی نیز از یک رابطه مثبت مستقیم میان عملکرد و گرایش بازار ، پشتیبانی نمی کنند، و پیشنهاد می نمایند که یک چارچوب اقتضایی می تواند برای تبیین این رابطه، مناسب باشد. برای مثال، در دو تجزیه و تحلیلی که از سنجه های هدف عملکرد به عنوان متغیر وابسته استفاده می کنند، گرایش بازار با سهم بازار واقعی یک سازمان، یا رشد درآمد خالص واقعی، مرتبط نمی باشد.. (Jaworski and Kohli,1993) با بهره گرفتن از سنجه های ادراکی عملکرد، Atuahene-Gima در سال 1996 ، هیچ اثر مستقیمی برای گرایش بازار در عملکرد بازار محصول جدید، گزارش نمی­کند. Pelham و Wilson در سال 1996 هیچ اثر مستقیمی برای گرایش بازار در سهم بازار درک شده یا رشد درک شده در سهم بازار گزارش نمی کنند و با بهره گرفتن از یک نمونه از تجارت های کلا، Narver وSalter در سال 2009 یک ضریب منفی برای گرایش بازار و یک ضریب مثبت برای مربع گرایش بازار گزارش نمودند که نشان دهنده یک رابطه غیر خطی (خمیده) میان گرایش بازار و عملکرد مالی درک شده، می باشد. نتایج تجربی همچنین از چارچوبی اقتضایی برای توصیف رابطه میان عملکرد شرکت و مشتری متمایز، رقیب، و گرایشات محصول ،  پشتیبانی می کنند. با بهره گرفتن از یک روش عاقلانه جزء[1] برای بررسی رابطه میان عملکرد و گرایش بازار، Kim و Srivastava در سال 1998 گزارش نمودند که تلاطم فنی رابطه میان عملکرد نوآوری هدف و مشتری و گرایش رقیب را تعدیل می نماید. Gatignon و Xuereb در سال 1997 گزارش نمودن که عدم قطعیت تقاضا رابطه میان موفقیت نوآوری درک شده و هر کدام از سه گرایش­های استراتژیک، مشتری، رقیب و محصول را تعدیل می­نماید. برای خلاصه سازی، با اینکه دلیل برای باور اینکه قدرتمندی رابطه میان عملکرد و هر کدام از ابعاد گرایش استراتژیک ممکن است بسته به ویژگی های صنعت، ویژگی­های مشتری، یا نوع سنجه عملکرد استفاده شده تفاوت نماید، وجود دارد، اما ادبیات عموما این قضیه را پشتیبانی می کند که سازمان های بازار گرا و نوآور، از رقبای خود بهتر عمل خواهند نمود(Day 1994; Gatignon and Xuereb 1997; Jaworski and Kohli 1993; Narver and Slater 1990; Slater and Narver 1994; Tushman and Anderson 1986). نوآوری و ظرفیت اجرای نوآوری عامل تعیین کننده در دستیابی به عملکرد برتر برای سازمان می باشد.شرکت هایی که با ظرفیت بیشتری برای نوآوری فعالیت می­کنند منابع موفقیت را را در پاسخ به محیط ترکیب و قابلیت­های خود را توسعه می­دهند, که باعث دستیابی به مزیت رقابتی پایدار و ظرفیت بیشتر نوآوری می­شود که این خود منجر به عملکرد برتر می­شود(Hurlly & hult,19+98).در بسیاری از سازمان ها ، شاخص­های مالی دارای اهمیت فراوانی هستند.این سازمان ها برای افزایش درآمد،کاهش هزینه ها ، ریسک و استفاده موثر از دارایی ها و افزایش بهره وری تلاش می نمایند.در واقع کسب نتایج مالی مناسب در شرکت­ها و موسسات اقتصادی برای بقا و رشد آنها الزامی است.اندازه گیری و تحلیل نتایج مالی به عنوان حاصل مهم عملکرد یک سازمان از ضروریات بررسی نقاط ضعف و قوت سازمان هاست (فقهی فرهمند،1385)

    نمونه ای از معیارهای مالی معمول ، بازگشت سرمایه ، بازده سهام  و درامد عملیاتی است. در شرایطی که اهداف مالی نیازمند تنظیم دایمی هستند، بیشتر سازمان ها با به کار گیری اهداف مالی یکسان برای کلیه واحدهای تجاری خود مرتکب اشتباه می شوند، آنان بر این نکته آگاه نیستند که واحدهای تجاری مختلف درون یک سازمان ممکن است از استراتژی های کاملا متفاوتی پیروی کنند.بنابراین یک هدف مالی ممکن است برای محدوده وسیعی از واحدهای تجاری مناسب نباشد.برای مثال معیارهای مالی برای سازمانی که خدمات یا محصولاتش در یکی از سه مرحله رشد،بلوغ و پیری و افول در چرخه حیات خود قرار گرفته اند متفاوت خواهد بود(فقهی فرهمند،1384)

    در اواخر دهه 1980 مقالات متعددی در نشریات مدیریتی اروپا و امریکا در مورد ناکارآمدی روش های ارزیابی عملکرد شرکت ها منتشر می شد.در سال1987 تحقیقی توسط انجمن حسابدارن امریکا نشان داد که 60 درصد از مجموع260 مدیر مالی و 64 مدیر اجرایی شرکت های آمریکایی از سیستم ارزیابی عملکرد شرکت ناراضی بودند.سیستم های سنتی ارزیابی عملکرد ، عمدتا متکی به سنجه های مالی بوده و امور مالی شرکت ها مسئول انجام این ارزیابی بودند. در عصر اقتصادی معیارهای مالی شاخص­های خوبی برای برای سنجش موفقیت شرکت ها بودند چرا که مزیت رقابتی آن عصر عمدتا مبتنی بر کاهش بهای تمام شده ناشی از  صرفه جویی در مقیاس و تولید انبوه بود.پیچیده تر شدن مناسبات اقتصادی و مسائل کسب و کار در آستانه قرن 21 اتکای شرکت ها به سنجه های مالی برای ارزیابی عملکرد و نشان دادن نقاط قوت و ضعف آنها ،کم رنگ شد و نارسایی سنجش های مالی صرف ، بیش از پیش نمایان گردید.

    با توجه به مطالب فوق روش های سنتی ارزیابی عملکرد که عمدتا بر سنجه های مالی استوار بودند،نه تنها در انعکاس کامل دلایل توفیق یا عدم توفیق شرکت ها کفایت لازم را نداشتند بلکه ارتباطی منطقی و علت و معلولی بین عوامل محرکه توفیق و دست آورد های حاصله نیز برقرار نمی­کرد و از این رو در حمایت از برنامه های مدیریت به خصوص برنامه های استراتزیک سازمان ناتوان بودند.

    اندازه گیری عملکرد از جمله بهترین راه­های به دست آوردن اطلاعات برای تصمیم­گیری در سازمان هاست  همواره در هر دوره زمانی ،نیاز به انداره گیری عملکرد سازمان در مدیران حس می­شده لذا آنها سعی داشتند تا عملکرد سازمان های خود را به واسطه اندازه ها و سنجه های مختلف ارزیابی نمایند. ابعاد سنتی اندازه ها که در تصمیم­گیری مدیریتی برای اندازه گیری عملکرد سازمان به کار می­روند، ابعاد مالی این اندازه ها هستند که در واقع به گفته کاپلان در سال 1984 اندازه های مالی که به واسطه سیستم های حسابداری سنتی به وجود آمدند یک تصویر ناقص از عملیات و عملکرد سازمان را ارائه می­کنند. با توجه به اینکه شاخص های مالی عمدتا جوابگوی ارزیابی عملکرد سازمان نبودند و همچنین قابلیت ارزیابی کل سازمان را نداشتندتعیین مدل مناسب برای سنجش میزان عملکرد سازمان به عنوان یکی از اصول اساسی در سازمان ها جهت رشد و پیش رفت قلمداد می گردد.(ایران زاده،برقی،1388)

    به طور خلاصه ارزیابی عملکرد فرایندی است که برای ارزیابی پیش رفت به سوی دست یابی به اهداف تعیین شده ، مشتمل بر اطلاعاتی در مورد کارایی تبدیل محصولات و خدمات ارائه شده و میزان رضایت مندی مشتریان ، دست آورد ها و اثربخشی فعالیت ها در راستای اهداف مشخص آنها می باشد. و مدیریت عملکرد استفاده از اطلاعات اندازه گیری عملکرد برای ایجاد تغییر مثبت در فرهنگ سازمانی ، فرایندها و سیستم ها با کمک به تنظیم اهداف عملکرد ، الویت بندی و تخصیص منابع خواهد بود(ستاری فرد،1383)

    اندازه گیری عملکرد از جمله بهترین راه های به دست آوردن اطلاعات برای تصمیم گیری در سازمان هاست.به همین جهت همواره در هر دوره زمانی ، نیاز به اندازه گیری عملکرد سازمان در مدیران حس می شده است.سازمان های امروزی برای اینکه بتوانند در دنیای رقابتی نوین فعالیت کنند و بقا و سهم بازار خود را حفظ نمایند باید بتوانند در مقابل مسئولیت ها و اختیارات خود پاسخگوی مشتریان بوده و خدمات و کالاهایی با کیفیت هرچه مطلوب تر به آحاد جامعه ارائه نمایند.بنظر می رسد دستیابی به این موارد مهم جز با بازنگری و ایجاد برخی تغییرات اصلاحی در رویه ها و سیستم های موجود ممکن نباشد(2004،Kaplan & Norton).

    [1]Component wise

    پایان نامه ارشد – تاثیر مدیریت سرمایه در گردش بر عملکرد شرکتهاخرید …

    مفاهیم انعکاسی سود با فرآیند تصمیم گیری سرمایه گذاران واعتباردهندگان، عکس العمل قیمت اوراق بهادار در بازارهای سازمان یافته، تصمیمات مدیریت در زمینه مصارف سرمایه ای و عکس العمل های مدیریت، حسابداران و گزارشگری سود ارتباط پیدا می کند. به عبارت دیگر دراین سطح از تئوری، رفتار فرستنده اطلاعات درگیرنده اطلاعات تأثیر می کند. دراین سطح از تئوری برای سود مفاهیم زیر بیان شده است:

    الف) سود به عنوان معیاری برای پیش بینی: در این مورد بیانیه شماره یک FASB عنوان می کند که سرمایه گذاران و اعتباردهندگان نسبت به پیش بینی های شرکت در مورد جریانات نقدی خالص علاقه مند هستند. آنان غالباً از سود برای ارزیابی قدرت بازده حقوق صاحبان سهام، پیش بینی سودهای آتی یا تعیین ریسک سرمایه گذاری و یا وام دهی به شرکت استفاده می کنند. در نتیجه بین سود گزارش شده و جریانات نقدی از جمله سود نقدی توزیع شده، ارتباطی در نظر گرفته می شود. ارزش جاری یک شرکت و ارزش هر سهم آن، به جریان سود سهام آتی مورد انتظار که بین سهامداران توزیع خواهد شد بستگی دارد. بر پایه این انتظارات، سهامدار فعلی شرکت می تواند نسبت به فروش یا نگهداری سهام خود تصمیم گیری نماید و سرمایه گذار بالقوه نیز می تواند در مورد خرید سهام شرکت و یا سرمایه گذاری در جای دیگر، تصمیم گیری نماید. دارندگان اوراق قرضه واعتباردهندگان کوتاه مدت نیز در مورد سود آتی علاقه مند هستند. پیش بینی سود برای شرکت، موجب افزایش اطمینان آنان در خصوص دریافت بازده سالانه و همچنین بازپرداخت اصل وام در سررسید می شود.

    ب) سود به عنوان معیاری جهت تصمیم گیری مدیریت: صورتهای مالی اساسی برای استفاده کننده گان خارج از شرکت تهیه می شود ولی حسابداران باید ابزار مورد نیاز مدیریت را نیز جهت کنترل و اتخاذ تصمیمات مناسب فراهم کنند. همانند سرمایه گذاری که به جریانات سود سهام آتی شرکت علاقمند است، مدیران نیز به آنچه در آینده اتفاق خواهد افتاد علاقه دارند. در این ارتباط تا زمانی که مدیریت از سود برای اهداف تصمیم گیری و کنترل استفاده می نماید مسئله و مشکلی نخواهد بود ولی نباید سود به عنوان مبنایی برای تصمیمات مدیریت درجهت گمراه کردن استفاده کنندگان، سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان مورد استفاده قرار گیرد (شباهنگ، 1389).

     

    2-7 پیشینه تحقیق

    2-7-1 تحقیقات صورت گرفته در داخل کشور

    طالبی و جلیلی (1381)، در پژوهش خود با عنوان «کاربرد اطلاعاتی ارزش افزوده اقتصادی در ارزیابی عملکرد مالی» شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در سال های 1376 و 1377 به این نتیجه رسیدند که بین ارزش افزوده اقتصادی و بازده سهام ارتباط معنا داری وجود ندارد.

    شیرازیان (1383)، در تحقیقی رابطه عملکرد شرکت های سرمایه گذاری براساس سه شاخص، ترینر، جنسن و شارپ را با اندازه (ارزش بازار) و نقد شوندگی آنها مورد بررسی قرار داد و به این نتیجه رسید که میانگین عملکرد شرکت های کوچک براساس این شاخص ها با میانگین عملکرد شرکت های بزرگ براساس این شاخص ها برابرند. بدین معنی که اندازه شرکت ها هیچ تأثیری در عملکرد شان در سال های مورد تحقیق نداشته است.

    عنایتی (1383)، پس از بررسی وضعیت سرمایه در گردش شرکت های مورد مطالعه در طی سال های 1377 تا 1381 در قالب پنج فرضیه، به نتایج زیر رسیده است.

    روش های مدیریت وجه نقد بر نقدینگی شرکت ها تاثیر دارد و رابطه معناداری بین آنها وجود دارد.

    رابطه معناداری بین روش های مدیریت مطالبات و نقدینگی شرکت ها وجود دارد.

    شیوه مدیریت موجودی کالا بر دوره موجودی کالا تاثیر دارد، ولی بر شاخص فراگیر نقدینگی تاثیر ندارد.

    روش های تامین مالی بر نقدینگی شرکت ها تاثیر دارد و همچنین نوع صنعت و اندازه شرکت ها هم عوامل تعیین کننده ای در مدیریت وجه نقد و اثر بخشی آن هستند.

    هنگامی که شرکت ها را بر حسب نوع صنعت و اندازه آنها تفکیک و دسته بندی کنیم و تاثیر ماهیت آنها را بر شاخص های نقدینگی شان ، بررسی کنیم رابطه معناداری مشاهده می کنیم.

    آزان آخاری (1385)، به بررسی ارتباط ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده با معیارهای معمول ارزیابی عملکرد از قبیل سود هر سهم و نسبت قیمت به سود هر سهم در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 1380 الی 1383 پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که بین ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده با سود هر سهم و نسبت قیمت به سود هر سهم، رابطه آماری معنی دار وجود ندارد. هر چند وجود رابطه آماری مذکور براساس تحلیل های آماری به اثبات نرسیده است؛ اما این موضوع به معنی فقدان هیچ گونه رابطه بین متغیر های پژوهش نیست. درصد های ضریب همبستگی و ضریب تعیین محاسبه شده نشان می دهد که بین ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده و معیار های معمول ارزیابی عملکرد از جمله سود هر سهم و نسبت قیمت به سود هر سهم، رابطه همبستگی ضعیفی وجود دارد. با این حال، شدت این همبستگی برای نسبت قیمت به سود هر سهم کمی قوی تر از سود هر سهم است.

    خرم نژاد (1386)، بر اساس تفکیک سیاست های مالی و عملیاتی شرکت ها، تجزیه و تحلیل مدیریت سرمایه درگردش شرکت های صنعت دارو سازی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را انجام داد. در این تحقیق تاثیر عوامل مختلف محیطی و درونی شرکت بر روی دو جزء سرمایه در گردش شامل وجه نقد خالص و سرمایه در گردش مورد نیاز مورد مطالعه قرار گرفته است.

    این تحقیق با ارائه مدل مطرح شده در تحقیق تفکیک سیاست های مالی از عملیاتی شرکت  به دنبال این موضوع بود که نمی توان گفت سیاست های یک شرکت در کل جسورانه است یا محافظه کارانه . بلکه دیدگاه شرکت نسبت به مسائل تامین مالی و مسائل عملیاتی می تواند متفاوت باشد . ممکن است سیاست های تامین مالی شرکتی جسورانه باشد ، ولی در مورد سیاست های عملیاتی جسورانه عمل نکند.با توجه به نتایج تحقیق ، می توان تا انداز ه ای تفکیک سیاستها را مشاهده نمود . سیاست های مالی شرکت های داروئی در کل جسورانه بوده است و سیاست های عملیاتی آنها محافظه کارانه است . با توجه به نتایج این تحقیق مانده نقد خالص که نشان دهنده سیاست های مالی شرکت ها است در کمترین حد خود بوده و نیز سرمایه در گردش مورد نیاز که نشان دهنده سیاست های عملیاتی آنها است در بیشترین حد خود قرار دارد.

    حیدر پور و مستوفی (1388) به بررسی همبستگی بین نسبت  Qتوبین و ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده برای شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1379 الی 1383 پرداختند. هدف آنان این بود که در صورت اثبات همبستگی بین دو معیار فوق با توجه به سهولت محاسبه Q توبین سرمایه گذاران می توانند از این معیار به جای معیار ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده استفاده کنند. برای بررسی این موضوع نمونه ای تصادفی از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انتخاب و از ضریب همبستگی اسپیرمن برای بررسی همبستگی بین دو متغیر استفاده شد. نتایج تحقیق بیانگر آن است که در سطح اطمینان 95 درصد می توان ادعا نمود که بین نسبت  Qتوبین و ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده رابطه معنی داری وجود دارد.

    محمدی(1388)، در این تحقیق، تاثیر مدیریت سرمایه در گردش بر سودآوری شرکتها در جامعه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، مورد بررسی قرار گرفته است. نمونه آماری این تحقیق شامل 92 شرکت می باشد که بین سال های 1375 تا 1384 مورد بررسی قرار گرفته اند. در این تحقیق از متغیر  نسبت سود ناخالص به جمع دارائیها  به عنوان معیار سودآوری شرکت ها و از متغیرهای، دوره وصول مطالبات، دوره گردش موجود ی ها، دوره واریز بستانکاران و چرخه تبدیل وجه نقد به عنوان معیارهای مدیریت سرمایه در گردش و از متغیرهای، اندازه شرکت، رشد فروش، نسبت دارایی های مالی به کل دارایی ها و نسبت بدهی های مالی به کل دارایی ها به عنوان متغیرهای کنترل استفاده شده است. نتایج این تحقیق حاکی از این بود که بین سودآوری شرکت ها با دوره وصول مطالبات، دوره گردش موجود ی ها، دوره واریز بستانکاران و چرخه تبدیل وجه نقد، رابطه معکوس معناداری وجود دارد. به عبارتی مدیران می توانند با کاهش دوره وصول مطالبات و دوره گردش موجود ی ها در حد معقول سودآوری شرکتشان را افزایش دهند. همچنین نتایج این تحقیق در رابطه با دوره واریز بستانکاران می تواند بیانگر این امر باشد که شرکت هایی که سودآور می باشند دوره واریز بستانکاران کوتاه تری دارند.

    دانلود پایان نامه ارشد :

    بررسی تاثیر مدیریت سرمایه در گردش بر عملکرد شرکتها در بورس اوراق بهادار تهران

    دانلود مقاله :

    یعقوب نژاد و دیگران(1389)، این تحقیق به بررسی رابطه بین مدیریت سرمایه در گردش و سود آوری در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته است .به این منظور تعداد 86 شرکت در طی دوره زمانی 1386-1381 انتخاب گردید. در این تحقیق اثر متغیرهای مختلف مدیریت سرمایه در گردش شامل متوسط دوره وصول مطالبات، دوره گردش موجودی کالا، متوسط دوره پرداخت بدهی و چرخه تبدیل وجه نقد را برسود خالص عملیاتی شرکتها مورد مطالعه قرارگرفت. نسبت جاری ،نسبت بدهی واندازه شرکت (که با لگاریتم طبیعی فروش اندازه گیری شده است)به عنوان متغیرهای کنترلی مورد استفاده قرار گرفته است .برای تجزیه وتحلیل از همبستگی پیرسون و رگرسیون استفاده شده است.

    نتایج تحقیق نشان می دهد بین متغیرهای مدیریت سرمایه در گردش و سودآوری رابطه عکس وجود دارد .نتایج نشان می دهد که اگر دوره وصول مطالبات،دوره پرداخت بدهی،دوره گردش موجودی کالا و چرخه تبدیل وجه نقد افزایش یابد منجر به کاهش سودآوری در شرکتها خواهد شد، ومدیران می توانند با کاهش دوره وصول مطالبات،دوره پرداخت بدهی،دوره گردش موجودی کالا و چرخه تبدیل وجه نقد به حداقل سطح ممکن یک ارزش مثبت برای سهامداران بوجود آورند.

    تاثیر مدیریت سرمایه در گردش بر عملکرد شرکتها در بورس اوراق بهادار تهران-سایت های دانلود …

    اهرم مالی[2](LEVRG): بر اساس تئوری سلسله مراتب[3] یک شرکت زمانیکه  با کمبود وجه مواجه می شود تمایل به افزایش سرمایه در داخل قبل از صدور سهام جدید و یا قرض گرفتن پول از خارج دارد)مایرز، 1984). ازاین رو این شرکت سرمایه خود را -اگر وجود داشته باشد- برای مصرف داخلی یا پرداخت بدهیها نگه می دارد.بدهی بیشتر به معنی این است که سرمایه کمتری برای عملیات در داخل در دسترس است که این ریسک را افزایش می دهد.انتظار می رود نسبت بدهی به ارزش بازار منفی شود. این امر ممکن است موجب ظرفیت برای جمع آوری پول و افزایش سودآوری شود. از رابطه زیر بدست می آید:

    (1-8)

     

    1-8  قلمرو تحقیق

    1-8-1 قلمرو موضوعی تحقیق

    قلمرو موضوعی این تحقیق بررسی رابطه بین مدیریت سرمایه در گردش و عملکرد شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد.

    1-8-2 قلمرو مکانی تحقیق

    قلمرو مکانی در این پژوهش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد.

     

    1-8-3 قلمرو زمانی تحقیق

    مبنای زمانی در این تحقیق از ابتدای سال 1386 تا پایان سال 1390 می باشد.

     1-9 تعریف واژه ها و اصطلاحات تخصصی

     مدیریت سرمایه در گردش : مدیریت سرمایه در گردش عبارت است از ترکیب بهینه اقلام سرمایه در گردش، یعنی داراییها و بدهیهای جاری؛ به گونه ای که ثروت سهامداران را حداکثر سازد (رهنمای رود پشتی، 1389). مدیران واحدهای انتفاعی  در شرایط مختلف با توجه به عوامل درونی و بیرونی و با در نظر گرفتن ریسک و بازده باید راهبردهای مناسبی را برای اداره و مدیریت سرمایه در گردش واحد خود انتخاب کنند؛ به گونه ای که منجر به افزایش بازده، توان نقدینگی، توان پرداخت بدهی و در نهایت تداوم فعالیتهای واحد انتفاعی گردد. سرمایه در گردش  یکی ازمنابع تامین مالی به ویژه برای شرکتهای کوچک ومتوسط و در حال رشد است. مدیران مالی واحدهای کسب وکار، روزانه با تصمیمهای مربوط به “مدیریت سرمایه در گردش ” روبه رو می شوند. برای نمونه، نگهداری حجم بالایی از موجودیها باعث کاهش در هزینه های وقفه احتمالی در چرخه تولید یا زیانهای تجاری ناشی از کمبود محصولات، کاهش هزینه های عرضه و حفاظت در مقابل نوسانهای قیمتها می شود و از طرف دیگر، به فروش شرکت از جهات مختلف اعتبار تجاری مناسب می بخشد. با اینکه سرمایه گذاری زیاد شرکتها در موجودیها و کسب اعتبار تجاری باعث کاهش ریسک می شود، اما در مقابل سودآوری را نیز کاهش می دهد. & Lazaridis, 2006) (Tryfonidis

    از نگرانیهای مدیریت، میزان  سرمایه گذاری در داراییهای جاری و مدیریت سرمایه درگردش است؛ به گونه ای که از یک طرف سهم بازار و اعتبار تجاری کسب شده بین مشتریان و عرضه کنندگان خود را حفظ کند و از طرف دیگر، سودآوری خود را افزایش دهد.لذا مدیریت این داراییها و بدهیهای کوتاه مدت به این دلیل نیازمند توجه خاص است که مدیریت سرمایه در گردش، نقش مهمی در سودآوری و نقدینگی شرکتها وهمچنین ریسک و بازده آن بازی می کند

    مدیریت وجوه نقد: شرکت ها استراتژی های مدیریت وجوه نقد خود رابر محور دو هدف تعیین می کنند : 1. تهیه و تأمین وجه نقد برای انجام پرداخت های شرکت . ۲ . به حداقل رساندن موجودی هایی که در  شرکت به صورت راکد باقی می ماند (پی نوو، ریموند، ۱۳۸۶).

    بنابراین می توان با توجه به این وظایف برای مدیریت وجوه نقد این چنین استدلال کرد که مدیریت مناسب و بهینه وجوه نقد بر روی مدیریت سرمایه در گردش سازمان تاثیر خواهد گذاشت چرا که بر روی دوره وصول مطالبات و دوره پرداخت بدهی ها تاثیر می گذارد و  آنها را در سطح بهینه نگه می دارد.( 24. Polák & Kocurek 2007).

     نسبت بدهی: با این نسبت کل وجوهی که از محل بدهی ها تامین شده محاسبه می شود و از تقسیم کل بدهی ها بر کل دارایی ها به دست می آید. چیو وچنگ  در مطالعه ای که بر روی عوامل موثر بر مدیریت سرمایه در گردش داشته اند، دریافتند که نسبت بدهی ارتباط منفی معناداری با تراز نقدینگی خالص و نیازمندی های سرمایه در گردش و در نتیجه با مدیریت سرمایه در گردش دارد و هر چه میزان نسبت بدهی بالاتر باشد میزان سرمایه در گردش لازم برای عملیات روزمره سازمان کاهش می یابد (فتحی،1388)

    جریان نقدی عملیات: چیو وچنگ(2005) در مطالعه اثر جریان نقدی عملیاتی بر روی مدیریت سرمایه در گردش دریافتند که جریان نقدی عملیاتی ارتباط مثبت معناداری با تراز نقدینگی خالص و ارتباط منفی معنادار با نیازمندی های سرمایه در گردش دارد و در نتیجه بر روی مدیریت سرمایه در گردش سازمان تاثیر گذار می باشد. (فتحی،1388)

    دانلود پایان نامه ارشد :

    بررسی تاثیر مدیریت سرمایه در گردش بر عملکرد شرکتها در بورس اوراق بهادار تهران

    دانلود مقاله :

    یکی از مرتبط ترین ریسک ها به سرمایه در گردش سازمان،  ریسک نقدینگی می باشد.ریسک نقدینگی ریسک نبود وجه نقد برای بازپرداخت تعهدات است.عموماً شرکتها هنگامی که به علل مختلف نتوانند محصولات خود را به فروش برسانند (افزایش موجودی کالا )، یا نتوانند وجوه نقد ناشی از فروش را دریافت کنند (وصول مطالبات ) و یا این که هزینه ها ی آنها افزایش بی رویه داشته باشد با مشکل نقدینگی مواجه می شو ند. بروز مشکل نقدینگی باعث نقصان در ساختار مالی شرکت گردیده و متعاقب آن خرید مواد اولیه و پرداخت تعهدات جاری با مشکل مواجه می شود در این شرایط مدیریت ریسک به عنوان عاملی مؤثر برای حل مشکل نقدینگی شرکتها در نظر گرفته می شود. گانداولی بحث می کند که مدیریت ریسک بخش مهمی از فرآیند جریان نقدی می باشد و شرکت ها می توانند با انجام اقداماتی همچون سیاستهای اعتباری مناسب، هزینه ها ی بدهی را کاهش داده و ریسک اعتباری خود را بهتر مدیریت کنند. (فتحی،1388)

    [1] Firm Size

    [2] Financial Leverage

    نویسنده مولفه های مدیریت دانش
    Wiig (1996) فرایند های مربوط به دانش:ایجاد-سازماندهیانتقال-تبدیل-به کارگیری ونگهداری دانش
    Davenport (1998) زیراساختارهای سازمان وفنی-ساختاردانش-حاکمیت فرهنگ وجو دوستانه در سازمان-هدف های روشن وزبان مشترک-وجودمسیرچندگانه برای انتقال دانش-حمایت مدیریت عالی-رفع موانع انگیزش
    Davenport &Prusak(1998) تکنولوژی-ایجاددانش-توزیع دانش-مخازن الکتریکی دانش-آموزش-فزهنگ ورهبری-اعتماد
    Morey (1998) در دسترس بودن دانش-درست بودن-اثربخش بودن-قابل استفاده بودن
    Trussler (1998) وجودزیرساختارهای مناسب در سازمان-تعهدمدیریت-ایجادانگیزه برای تقسیم دانش-یافتن افراد واطلاعت درست-فرهنگ-تکنولوژی-تبدیل وانتقال دانش-آموزش ویادگیری
    Finneran(1999) ایجادفرهنگ مناسب-توزیع اطلاعات ودانش-ایجاد دانش
    Liebowitz(1999) راهبردمدیریت دانش مبتنی برحمایت مدیریت عالی-ایجادفرهنگ حمایت ازمدیریت دانش-تشویق کارکنان به توزیع دانش-(تکنولوژی)ابزاروسیستم مدیریت دانش-(مخازن دانش)حافظه سازمانی مولفه های مدیریت دانش
    Manasco(1999) گروه های دانشی-ایجادزمینه باشرایط مناسب-کارگروهی-توانمندسازی کارکنان-حمایت مدریت عالی-اجبارسازمانی-بنج مارکینگ-ساختاردانش
    Bassi(2000) یادگیری-توزیع-اجراوبه کارگیری دانش
    Choi (2000) آموزش-درگیرکردن کارکنان درفرایندهای مدیریت دانش-کارگروهی-توانمندسازی کارکنان-حمایت مدیریت عالی-اجبارسازمانی-بنج مارکینگ-ساختاردانش
    Skyrme (2000) حمایت مدیریت عالی-آگاهی ازفرایند های دانش-رهبری دانش-فرایندهای نظام منددانش-توسعه زیرساختارهای دانش-ایجادفرهنگ نوآوری،یادگیری ودانش-زیرساختهای تکنولوژی
    Skyrme & Amidon(2000) داشتن یک چشم اندازالزام آور-ارتباط قوی بافرایندهای تجاری-رهبر دانش-ایجاددانش وفرهنگ توزیع آن-یادگیری هوشمندانه- -فرایندهای سیستماتیک
    Heising (2001) وجودفرهنگ مناسب-حمایت مدیریت عالی-حمایت تکنولوژی-انسجام فرایندهای مدیریت دانش-ترکیب وظایف مدیریت دانش باوظایف روزمره
    Steele (2001) ساختاردانش-سازماندهی دانش-ارتباط باز-توزیع اطلاعات-به روزبودن دانش-حمایت مدیریت