پایان نامه تاثیر تسهیلات بانک رفاه بر اشتغال بخش صنعت در استان گیلان طی 5 سال

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت 

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد رشت

دانشکده مدیریت و حسابداری

گروه آموزشی مدیریت

پایان­نامه تحصیلی جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد 

رشته: مدیریت بازرگانی 

عنوان:

تاثیر تسهیلات بانک رفاه بر اشتغال بخش صنعت در استان گیلان طی 5 سال

زمستان 1393

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

اصلی‌ترین وظیفه سیستم‌های مالی در صنایع، تسهیل مبادلات تجاری است و می‌تواند سرمایه‌گذاری را نیز افزایش داده و با ایجاد محرک‌هایی، سرمایه‌های کارگزار اقتصادی و فعالان بازار سرمایه را به جایی که بیشترین بازده را دارند، هدایت کند. تحقیق حاضر با هدف تبیین میزانرابطه تسهیلات بانک رفاه بر اشتغال بخش صنعت در استان گیلان در طی 5 سال می باشد. از اینرو با بهره جستن از روش اثرات ثابت، داده های بانک رفاه استان در 23 نوع فعالیت در بخش صنعت و طی سال‌های 1388 تا 1392 مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج تحقیق حاضر نشان داده است تسهیلات بانک رفاه رابطه مثبت و معنی داری با میزان اشتغال در بخش صنعت استان گیلان داشته است. همچنین کل تسهیلات اعطایی بانک بر اشتغال بخش مذکور نیز تاثیر گذار است. البته میزان توضیح دهندگی تسهیلات بخش صنعت به نسبت کل تسهیلات بیشتر بوده است. همچنین تسهیلات بخش صنعت بر سرمایه‌گذاری و ارزش افزوده ایجاد شده توسط این بخش تاثیر مثبت و معنی‌داری داشته است.

 کلمات کلیدی: تسهیلات بانک، بخش صنعت، اشتغال، سرمایه‌گذاری، ارزش افزوده، بانک رفاه.

فهرست مطالب

چکیده 3

فصل اول: کلیات تحقیق

1-1-مقدمه. 11

1-2-بیانمسئله. 12

1-3-ضرورتانجامتحقیق.. 14

1-4- اهدافتحقیق.. 16

1-4-1-هدفاصلی.. 16

1-4-2-اهداففرعی.. 16

1-5-سوالاتتحقیق.. 16

1-6- چارچوبنظری.. 16

1-7- فرضیههایتحقیق.. 17

1-7-1-فرضیه‌اصلی.. 17

1-7-2-فرضیههایفرعی.. 17

1-8- کلیاتروشانجامکار. 18

1-9-  قلمروپژوهش… 19

1-9-2 قلمرومکانی.. 19

1-9-3 قلمروموضوعیپژوهش… 19

فصل دوم: ادبیات و پیشینه تحقیق

2-1-مقدمه. 20

2-2-مفهوماشتغال. 22

2-3-اشتغالورشداقتصادی.. 23

2-3-1-روندهایجهانیاشتغال. 25

2-3-2-اشتغالدربخشصنعت.. 26

2-3-2-1-ارزشافزودهبخشصنعت.. 26

2-3-2-2- سرمایهگذاریدربخشصنعت.. 27

2-3-3-سهمبخشصنعتازتولیدناخالصداخلی.. 28

2-4-بانکهاووظایفآنهادراقتصادکشور. 30

2-5-تعریفاعتباراتبانکی.. 32

2-6-نقشواهمیتبانکدرایجاداشتغال. 33

2-7-نقشتسهیلاتبراشتغالبخشصنعت.. 36

2-8-انواعتسهیلاتاعتباریبانكی.. 38

2-9-نحوهتاثیرتسهیلاتبرتولیدازدیدگاهمکاتبمختلفاقتصادی.. 40

2-9-1-نظرکلاسیکهاونئوکلاسیکها 40

2-9-2-دیدگاهکینزینها 40

2-9-3-دیدگاهمکتبپولی.. 41

2-9-4-کلاسیکهایجدید. 41

2-9-5-مکتبکینزیجدید. 41

2-10-بانکرفاه 42

2-10-1-خصوصیسازیبانکرفاه 42

2-11-پیشینهتحقیق.. 44

2-11-1-مطالعاتداخلی.. 44

2-11-2-مطالعاتخارجی.. 48

فصل سوم: روش اجرای تحقیق

3-1- مقدمه. 51

3-2- روشکلیتحقیق.. 51

3-3- روشگردآوریاطلاعات.. 53

3-4- جامعهآماری،روشنمونه‌گیریوحجمنمونه. 53

3-5- روشانجامکار. 53

3-5-1-مرحلهاول : تصریحسنجی.. 54

3-5-2- مرحلهدوم : تجزیهوتحلیلدادهها (دادهسنجی) 54

3-5-3- مرحلهسوم : روشسنجی.. 55

3-5-3-1- تحلیلرگرسیونوتحلیلهمبستگی.. 55

3-5-3-2-روشتجزیهوتحلیلدادهها 56

3-5-3-2-1- سریزمانی.. 56

3-5-3-2-2-فرایندتصادفیمانا 57

3-5-3-2-3- آزمونریشهواحد. 57

3-5-3-2-4- آزمونهمانباشتگی.. 59

3-5-4- مرحلهچهارم : تخمینواستباطآماری.. 60

3-5-5-مرحلهپنجم: نتیجهگیری.. 60

3-6- فرضیاتتحقیق.. 60

3-6-1-فرضیه‌اصلی.. 61

3-6-2-فرضیههایفرعی.. 61

3-7- خلاصهفصل.. 61

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها

4-1- مقدمه. 63

4-2- تبیینمدلتحقیق.. 63

4-2- 1- آمارتوصیفیتحقیق.. 65

4-2-1-1- اشتغالدربخشصنعت.. 65

4-2-1-2- میزانسرمایه‌گذاریدربخشصنعت.. 67

4-2-1-3- ارزشافزودهایجادشدهدربخشصنعت.. 68

4-2-1-4- تسهیلاتاعطائیبانک… 69

4-2-1-5- تسهیلاتاعطائیبانکبهبخشصنعت.. 71

4-2- 2- آماراستنباطی.. 72

4-2-2-1- آزمونریشهواحد. 72

4-2-3-تخمین‌مدل. 72

4-3-خلاصهفصل.. 81

فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات

5-1-مقدمه. 83

5-2- جمعبندی.. 83

5-3- بحثبرروینتایج.. 83

5-4- نتایجآزمونفرضیه. 84

5-5-نتیجهگیریکلی.. 85

5-6-1- پیشنهادات.. 86

5-6-1- پیشنهاداتبرایتحقیقاتآتی.. 86

5-7- محدودیتهایپژوهش… 86

منابعومنآخذ. 87

ضمائم. 91

الف- خروجینرمافزار. 92

مقدمه

مهمترینموضوعیکهذهنبرنامهریزانکشورراهموارهبهخودمشغولمیداردایناستکه بتوانندنقشومیزانسرمایهموردنیازبرایدستیابیبهاهدافموردنظردربخش هایاقتصادیرابرآورد کنند.تاازاینطریقبتوانندمنابعمحدودموجودرابینفعالیتهایاقتصادیتخصیصدهند.باتوجهبه محدودیتسرمایههایدولتیوتسهیلاتبانکیبرایتجهیزمنابعسرمایه،بخشهایمختلفاقتصادی کشوربرایجذباینمنابعبایکدیگربهرقابتبرمیخیزند(امینی و همکار، 1377). مطالعات نشان می‌دهند که در میان این عوامل تنها از طریق افزایش سرمایه گذاری، می توان بیكاری را كاهش و بهره‌وری را افزایش داد (كشاورزیان پیوستی و ضیایی بیگدلی، 1385).

فعالیت بانك‌ها و مؤسسات مالی در حوزه‌های اعطای تسهیلات سرمایه‌گذاری، صدور انواع اوراق قرضه، صدور انواع گواهی سپرده‌ها، صدور ضمانت‌نامه‌های ریالی،گشایش انواع اعتبارات اسنادی و به عبارت دیگر به ایفای نقش در بازار پول و سرمایه، آنها را در معرض مخاطرات ریسك‌های خاص اینگونه فعالیتها قرارداده است و بانكها را با انواع متنوعی از ریسك‌ها روبرو نموده است. اصلی‌ترین وظیفه سیستم‌های مالی در صنایع، تسهیل مبادلات تجاری است و می‌تواند سرمایه‌گذاری را نیز افزایش داده و با ایجاد محرک‌هایی، سرمایه‌های کارگزار اقتصادی و فعالان بازار سرمایه را به جایی که بیشترین بازده را دارند، هدایت کند(هاشمی، 1377). در نتیجه از طریق انباشت سرمایه بیشتر و تخصیص بهینه آن، رشد و توسعه اقتصادی را تسهیل کند(Awojobi, 2011).

هدف از فصل اول، بیان کلیات پژوهش می باشد. از این رو پس طرح مسئله به ضرورت و اهمیت انجام مطالعه حاضر پرداخته شده و در ادامه اهداف و سوالات، چارچوب نظری و بر اساس آن، فرضیه های تحقیق تدوین و ارائه شده است. در نهایت به تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها و قلمرو تحقیق به لحاظ مکانی، زمانی و موضوعی پرداخته شده است.

1-2-بیان مسئله

نظر به اینکه سرمایه‌گذاران از مهمترین متغیرهای تعیین‌کننده سرنوشت بلندمدت اقتصاد هستند. بنابراین، برای فراهم نمودن بستری مناسب برای جذب و حضور گسترده این طیف وسیع و جلب اعتماد آنها، نیازمند ابزارها، معیارها و اطلاعات متنوع می‌باشند، که یکی از مهمترین این ابزارها، شناخت حساسیت متغیرهای عمده کلان اقتصادی از قبیل نرخ تورم، رشد اشتغال، تولید ناخالص داخلی و … می‌باشد. رشد سریع جمعیت در سه دهه اخیر به نحوی تاثیرات خودرا بعد از 20 سال در بازار كار كشور ظاهر نموده است. هم اکنون ساماندهی نیروی كار جمعیت فعال10 ساله و بیشتر کشور از مقولات اساسی اقتصاد ملی می‌باشد، به‌گونه‌ای كه افزایش اشتغال و کاهش بیکاری، به‌عنوان یكی از شاخص‌های توسعه‌یافتگی تلقی می‌گردد. نرخ بیکاری نیز یكی از شاخص‌هایی است كه برای ارزیابی شرایط اقتصادی هر کشوری مورد استفاده قرار می‌گیرد (نمازیان، 1390).

در ایران بانک‌ها،بزرگترین نهاد مالی بوده و اعتبارات رگ حیات سیستم بانکی و تمام‌ واحدهای اقتصادی می‌باشد.همچنین توزیع اعتبارات برای هردو بخش فوق متأثر از سیاست‌های‌ کلان اقتصادی،علی‌الخصوص در حوزه مالی و پولی هستند.از آنجا که بانک‌های کشور از لحاظ سرمایه اکثرا وابسته به بخش دولتی هستند،در نتیجه اولین توجه به منظور تأمین منابع به سوی‌ این بانک‌ها معطوف می‌شود. تسهیلات زود بازدهازانواعاعتباراتهدایتشدههستندكهباهدفگسترشورشدتولیدات بهافراداعطامی‌شوند.اعتبارات،برایتوسعهضروری‌اندوسرمایهموردنیازجویندگان کار وكارآفرینانبرایسرمایه‌گذاری‌هایجدیدویاپذیرشفن‌آوری‌هایجدیدرافراهممی‌سازند(بهروزی، 1392). افزایشدسترسیفقیرانبهاعتبارات،درسال‌هایاخیربه عنوانابزاریبرایرشدبهره‌وریواستانداردهایزندگی،بهتمركزسیاستیعمده‌ایدر كشورهایدرحالتوسعهتبدیلشدهاست. زیرادسترسی ناكافیبهسرمایهمی‌تواندمدیرانبنگاه‌هایكوچكوغیررسمیراگرفتارتلةفقركند(Syeda, 2006) . دستیابیبهاعتبارات،آثارمستقیمیبررفاهخانوارهاوعملكردشغلیدارد، چراكهاعتباراتمی‌توانندباهدفافزایشبرابریدرمشاغل،مورداستفادهقرارگیرند(Khandker, 2003) . شومپیتر[1](1911) دركتابنظریهتوسعهاقتصادی،تأكیدمی‌کندكهكارآفرینانبهمنظورتأمینمالیلازمبرایپذیرشفنونجدیدتولید،نیازمند اعتباراتبهویژهاعتباراتبانكیهستند .

از سوی دیگر صنعت یکی از بخش های مهم اساسی اقتصاد کشور، و رشد و توسعه اقتصادی مستلزم رشد و توسعه صنعتی است(Khandker, 2003). رشد و توسعه بخش صنعت، زمینه رشد و توسعه سایر بخشها، از جمله کشاورزی، خدمات، حمل و نقل و انرژی را فراهم می سازد. بدون رشد و توسعه صنعت، عوامل و نهاده های لازم برای فعالیتهای بخش های اقتصادی فراهم نمی شود و نیز محصولات و خدمات تولیدی بخش ها به آسانی به بازار عرضه نمی گردد. شناسایی عوامل موثر بر اشتغال در بخش صنعت ، با توجه به سهم این بخش در تولید ناخالص ملی از یک طرف، و از طرف دیگر توزیع آن در سطح استان در جهت رشد و توسعه متوازن اشتغال استانی، اهمیت ویژه ای دارد.

با وجود اینکه تسهیلات زود بازده نقش عمده‌ای در تامین سرمایه موردنیاز برای اشتغال‌زایی می‌توانند ایفا نمایند ولی شواهد حاکی از آن هستند که بخش زیادی از این وام‌ها دچار مخاطرات اخلاقی گردیده‌اند. به عبارت دیگر، نحوه هزینه‌کرد این وامها مشخص نیست و در جهت اشتغال‌زایی مصرف نمی‌شود. در واقع مسئله اصلی تحقیق حاضر اینست که تسهیلات اعطایی بانک رفاه نتوانسته است بر اشتغال بخش صنعت در استان گیلان تاثیر چشم گیری داشته باشد. لذا تحقیق حاضر با هدف تبیین میزانرابطه تسهیلات بانک رفاه بر اشتغال بخش صنعت در استان گیلان در طی 5 سال، در صدد پاسخگویی به این سوال هستیم که آیا تسهیلات بانک رفاه می تواند بر افزایش اشتغال در استان موثر باشد؟

1-3-ضرورت انجام تحقیق

اشتغال به عنوان متغیر وابسته در مباحث اقتصادی و تحلیل‌های آن وارد می‌شود. به عبارت دیگر، برای تغییر اشتغال کشور باید از تغییر سایر متغیرها مثل سرمایه‌گذاری، صادرات، مبارزه با قاچاق کالا، بهره‌وری نیروی کار، تنظیم دستمزدها و رابطه بین عرضه و تقاضا در بازارکار و … استفاده کرد. همچنین اشتغال به عنوان عامل مؤثر در رشد اقتصادی، توزیع عادلانه‌تر درآمدها، حفظ کرامت و عزت نفس انسان، افزایش ابتکارها و اختراع ها و بیکاری به عنوان ریشه بسیاری از ناهنجاری های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، پیامدها و تبعات اقتصادی و اجتماعی ناگواری را به دنبال دارد. بانکها در تامین منابع مالی در کسب و کار نقش بسیار مهمی را ایفا می‌کنند(کریمی، 1392).

یکی از فعالیتهای عمده که با اقتصاد هر کشور در ارتباط نزدیک است بانکداری است، این پیوند آنچنان مستحکم است که بدون وجود بانکداری پررونق و فعال، امکان دسترسی به توسعه اقتصادی،امکان ناپذیر به نظر می‌رسد(Monge-Naranjo, 2003). برای دسترسی به چنین نظام بانکی، تمرکز وجوه وپس‌اندازهای کوچک و بزرگ نزد بانکها ضرورت حتمی است و به منظور تحقق این هدف، بانکها باید از اعتماد عمومی برخوردار باشند تاپس‌اندازکنندگان، این موسسه‌ها را به عنوان امن‌ترین مکان برای نگهداری پس‌انداز و سرمایه‌گذاری خود بشناسند؛ در این صورت هر فردی تلاش خواهد کرد که قسمتی از درآمدهای خود را به بانک یا موسسهپس‌انداز مورد قبول خود واگذار کند. امروزه دنیای بانکداری سریعاً در حال تحول و تغییر است و برتری راهبردی بانکها از رشد در اندازه صرف به سوی تاکید بر سودآوری، عملکرد و ایجاد ارزش در درون موسسه بانکی تغییر جهت داده است در این شرایط، اگر مدیران و کارشناسان بانکها در نظر داشته باشند، تصمیم‌های مهمی اتخاذ کرده یا سیاست صحیحی را اجرا نمایند. پاسخگویی به انتظارهای سپرده‌گذاران از جمله مهمترین دست‌‌آوردهای آن خواهد بود.افراد جامعه هم با شناخت انواع بانکها و اطلاع یافتن از خصوصیات هر گروه بانکی و آشنایی با انواع سپرده‌گذاری‌ها و خدمات‌دهی این گروه‌های اقتصادی و اینکه بانکها سپرده‌های آنان را چگونه مورد استفاده قرارداده و به آنان چه منافعی را خواهد رساند و اطلاع از عملیات بانکی در ایجاد شناخت به سپرده‌گذاران می‌تواند مفید و موثر باشد(ورمزیاری، 1389).

هکچنین یكی از مشكلات عمده مدیریت بانك‌ها، تمركز بر اهداف كوتاه‌مدت، بیش از اهداف بلندمدت و همچنین توجه كم به مدیریت ریسك و كیفیت دارایی‌ها می‌باشد كه تأثیر مطلوبتری در پایداری بلندمدت نهاد مالی را داراست. درحالی كه سودآوری در كیفیت ارزش‌گذاری مجدد دارایی و بدهی‌ها و افزایش سرمایه خالص است و سرمایه تابعی از كل دارایی‌ها و بدهی‌ها است. یكی از ویژگی‌های مشترك در صنعت بانكداری كه در سراسر جهان مورد توجه است افزایش تعداد بانك‌های ورشكسته می‌باشد (Saunders and Wilson, 2001).

نکته اساسی این جاست که تسهیلات‌ اعتباری باید با چه ملاک و الگویی به بخش‌های‌ مختلف اقتصاد کشور منتقل شود؟این مسأله در کشوری همچون ایران که با کمبود منابع مالی‌ مواجه است و از نیمه دوم دهه 70 برای مهار تورم لجام گسیخته،سیاست‌های انقباضی و شبه‌انقباضی پولی اعمال شدهو پس‌اندازها و پول‌های در دست مردم صرف خرید اوراق‌ مشارکت و پیش‌پرداخت معاملات سوداگرانه‌ اتومبیل و تلفن همراه و…شده است،اهمیت‌ ویژه‌ای پیدا می‌کند(بهروزی، 1392).

در حقیقت،لازم استبانک‌ها و مؤسسات‌ اعتباری دقت خاصی را در تخصیص وام‌های‌ خود به بخش‌های مختلف کشور به خرج دهند تا از اتلاف منابع مالی پرهیز شود و علاوه بر این، سرمایه‌گذاری‌ها به گونه‌ای صورت پذیرد که‌ بیشترین منفعت برای اقتصاد ملی حاصل آید.

1-4- اهداف تحقیق

1-4-1-هدف اصلی

سنجش ارتباط تسهیلات بانک رفاه بر اشتغال بخش صنعت در استان گیلان

1-4-2-اهداف فرعی

  • سنجش ارتباط کل تسهیلات بانک با اشتغال بخش صنعت در استان گیلان.
  • سنجش ارتباط تسهیلات بخش صنعت با سرمایه‌گذاری بخش صنعت در استان گیلان.
  • سنجش ارتباط کل تسهیلات بانک  با سرمایه‌گذاری بخش صنعت در استان گیلان.
  • سنجش ارتباط تسهیلات بخش صنعت با ارزش افزوده بخش صنعت در استان گیلان.
  • سنجش ارتباط کل تسهیلات بانک با ارزش افزوده بخش صنعت در استان گیلان.

1-5-سوالات تحقیق

  • آیا تسهیلات بخش صنعت بانک رفاه با اشتغال بخش صنعت در استان گیلان رابطه معنی دار دارد؟
  • آیاکل تسهیلات بانک رفاه با اشتغال بخش صنعت در استان گیلان رابطه معنی دار دارد؟
  • آیاتسهیلات بخش صنعتبانک رفاه با سرمایه‌گذاری بخش صنعتدر استان گیلان رابطه معنی دار دارد؟
  • آیا کل تسهیلات بانک رفاه با سرمایه‌گذاری بخش صنعتدر استان گیلان رابطه معنی دار دارد؟
  • آیاتسهیلات بخش صنعتبانک رفاه با ارزش افزوده بخش صنعتدر استان گیلان رابطه معنی دار دارد؟
  • آیاکل تسهیلات بانک رفاه با ارزش افزوده بخش صنعت در استان گیلان رابطه معنی دار دارد؟

1-6- چارچوب نظری

چارچوب نظری پایه ای است که تمام تحقیق بر روی آن تکیه می کند.یک شبکه منطقی،توسعه یافته،توصیف شده و کامل بین متغیرهایی است که از طریق فرایندهایی مانند مصاحبه،مشاهده و بررسی ادبیات موضوع پیشینه ی تحقیق مشخص شده اند.این متغیر ها با مساله تحقیق در ارتباط است.یک چارچوب نظری خوب،متغیرهایی مهم و موثر در شرایط به مساله ای تعریف شده را شناسایی و نشان می دهد و ارتباط بین متغیرها را به صورتی منطقی توصیف می کند(خاکی،1389). الگوی مفهومی با توجه به مطالعه بهروزی در سال 1392 و همچنین  چند مطالعه انجام شده در داخل و خارج از کشور می باشد. متغیر وابسته مدل حاضر، اشتغال بخش صنعت، سرمایه‌گذاری و ارزش افزوده ایجاد شده در این بخش است. و متغیرهای مستقل عبارتند از کل تسهیلات بانک رفاه و تسهیلات بخش صنعت بانک.

تعداد صفحه :105

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه بررسی رابطه سبک زندگی اسلامی با ویژگی های شخصیتی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی 

عنوان

بررسی رابطه سبک زندگی اسلامی با ویژگی های شخصیتی

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

  • مقدمه

     علی رغم پیشرفت های گسترده در صنعت و تکنولوژی و گسترش وسایل مادی ، جوامع بشری هنوز هم با مشکلات متعددی روبه رو هستند و روز به روز از آرامش حقیقی و سلامت روان دورتر شده و آلام و رنج های روانی بیشتری را تجربه می کنند.

     انسان امروز درون خود تکیه گاهی برای خود نمی یابد. او روز به روز خودش را تنها و تنها تر میبیند تا جایی که از خودش نیز ناامید می شود. خود و زندگی خود را پوچ میبیند. با بهره گرفتن از وسایل تخدیری می خواهد این رنج تنهایی را از خود دور کند و خود را به بیخیالی بکشاند تا از شدت دردهای انفجار کننده، منفجر نشود(غفوری،1355). به نظر می رسد عامل اصلی  بروز چنین عارضه هایی عدم توجه به آموزه های الهی به عنوان یک نظام کارساز برای کلیه ی برنامه ریزی های فردی و اجتماعی و همچنین سبک و شیوه ی اشتباهی است که انسان برای زندگی اش در این عصرانتخاب کرده است.

     پژوهشگران بسیاری گسترش انواع بیماری های روانی به ویژه ها اضطراب ها، از جمله اضطراب وجودی[1] در عصر حاضر را به دوری از معنویت و دین ربط داده اند. این نوع اضطراب منجر به بی معنا دانستن دنیا، بی علاقه بودن و بی تفاوت بودن، لذت نبردن از موقعیت های عادی زندگی و سرانجام گرایش به خودکشی در افراد می شود(پناهی میرشکار و مرزیه، 1384). در مطالعات مختلف نشان داده شده که معنویت به افراد کمک می کند که هیجانات منفی خود را کاهش داده و از تنش و اضطراب خود بکاهند و بهتر بتوانند مشکلات زندگی شان را مدیریت کنند و بتوانند از راهبردهای مناسبی در جهت کاهش استرس و افسردگی شان استفاده نمایند و در عین حال سلامت روانشان را حفظ نمایند زیرا وجود افسردگی و تنش و اضطراب به عنوان یک عامل خطرساز می تواند زمینه بروز بیماری های جسمی و مشکلات متعدد بهداشت روان را فراهم کند(حسینی قمی و همکاران، 1389). همچنین نشان داده شده که رفتارهای مذهبی در معنایافتگی زندگی، ارزش مثبت دارد. رفتارهایی از قبیل توکل به خدا و زیارت، می توانند از طریق ایجاد امید و تشویق به نگرش های مثبت، موجب آرامش درونی و معنوی فرد شوند (عیوضی، 1390،ص152).  در واقع دین از طریق تامین حمایت اجتماعی، سبک زندگی سالم، انسجام شخصیت و پدید آیی احساس معنا و هدف سبب بهزیستی می شود(ویلیام سی[2]، ترجمه صالحی، 1388).  به نظر می رسد سبک و شیوه ی زندگی که فرد انتخاب می کند هم در ایجاد اختلالات روانی از جمله اضطراب و هم در نحوه ی مقابله با آن ها موثر باشد.            

      سبک زندگی روشی است که افراد در طول زندگی انتخاب کرده اند و زیر بنای آن در خانواده پی ریزی می شود که در واقع متاثر از فرهنگ، نژاد، مذهب، وضعیت اقتصادی-اجتماعی و باورها می باشد(فاضل، حق شناس و کشاورز،1390). همچنین پژوهش ها نشان داده اند که عواملی چون ویژگی های شخصیتی، تغذیه، ورزش، خواب، مقابله با استرس، حمایت اجتماعی، استفاده از دارو شیوه ی زندگی فرد را تحت تاثیر قرار می دهد(کوکرهام[3]، 2005). نظریه های مختلفی درباره ی شخصیت و ویژگی های آن مطرح شده، اما به نظر می رسد پنج عامل شخصیت (روان رنجورخویی[4]، برون گرایی[5]، تجربه پذیری[6]، توافق پذیری[7]، با وجدان بودن[8]) که کاستا و مک کری[9] در دهه 80 میلادی مطرح نمودند، در انتخاب سبک زندگی بسیار موثر باشد.

      همچنین هر مکتب و مذهبی، سبک زندگی برای بشریت ارائه می دهد و مدعی است، جامعه مطلوب و زندگی سالم در نتیجه پیروی از روش زندگی است که آنان ارائه می دهند. بنابراین اسلام نیز یکی از ابزار های سازنده سبک زندگی انسان می باشد(رجب نژاد و همکاران،1391،ص9). باید اذعان داشت که اسلام با احکام جاودانه خود، سبک زندگی[10] آرمانی و در عین حال، واقع گرایانه ای را پیشنهاد نموده است. این سبک زندگی  براساس نگرش های متعالی به انسان و هستی شکل گرفته است. با اعتقاد به این باور که عالم طبیعت برای آدمیان خلق شده است و جهان غیب و شهود تحت تدبیر خالقی دانا و بی همتا اداره می شود.

     گسست میان مبانی عقیدتی و روش زندگی، ممکن است فرد و جامعه را به سمت بی هویتی و بلکه بی دینی سوق دهد. به نظر می رسد عامل اصلی چالش مذکور را در فقدان شناخت و معرفت نسبت به تعامل سبک زندگی و مبانی معرفت دینی باید جست و جو نمود. درک این مهم متوقف بر فهم مفهوم سبک زندگی ،بومی سازی آن و نحوه ی تعامل آن با تعالیم دینی است. مقوله ی سبک زندگی با عناوینی همچون معنای زندگی، هدف زندگی، اخلاق، الگو و اسوه، سنت و سیره، شخصیت، هویت، مهارت های زندگی و… در ارتباط است. هرچند از نظر ماهوی با این امور تفاوت دارد (فیضی،1392). در این پژوهش سعی شده تا به بیان  و تشریح ارتباط بین سبک زندگی با برخی از این امور پرداخته شود.

  • بیان مساله

     در طی تاریخ، آدمی همیشه مسائلی را درباره سرشت و سرنوشت خود طرح کرده است؛ این که او کیست، از کجا آمده، به سوی کجا می رود، چه آینده ای در انتظار اوست و قدر و منزلت او در کل نظام هستی چیست و مختصات وجودی او کدام است و… لکن فقط در سبز فایل است که انسان یقینش را درباره ماهیت خود از دست داده و با خود بیگانه شده است(کین،مارسل؛ ترجمه ملکیان،1375).

     در دنیای پیشرفته امروز بسیاری از افراد از احساس تنهایی و ناامیدی رنج می برند و در احساسی از بی معنایی دست و پا می زنند. همین مساله، ریشه روان آزردگی و اضطراب روزمره ای است که سلامت روانی آنان را تهدید می کند(محمدپور،1390).

     اضطراب مساله ای است که امروزه بسیار پررنگ شده وتقریبا اکثریت جامعه با آن مواجه هستند و سلامت جسمانی و روانی آنان را تهدید می کند. یکی از انواع اضطراب ها، اضطراب وجودی است که در عصر حاضر گریبانگیر افراد بسیاری به ویژه جوانان شده و در کشور ما و در حوزه روانشناسی کمتر به آن پرداخته شده است.

     از دیدگاه اگزیستانسیالیسم، اضطراب حالتی است که در آن موجودی از عدم احتمالی خود با خبر است. همین معنا را می توان در عبارتی موجز تر بیان کرد: اضطراب آگاهی وجودی از عدم است(پل تیلیش[11]، ترجمه فرهادپور،1366). رولو می[12](به نقل از می و یالوم،2000،ص275) اضطراب را به صورت” تهدید وجود یا ارزش هایی که وجودمان با آنها شناخته می شود” تعریف می کند. از نظر می، احساس اضطراب از احساس تنهایی و پوچی نشئت می گیرد(می ، 1953،ص40). اضطراب وجودی به سه شکل ظاهر می شود: اضطراب از سرنوشت و مرگ، اضطراب از پوچی و بی معنایی و اضطراب از گناه و محکومیت(پل تیلیش، ترجمه فرهادپور،1366).

     به نظر می رسد سبک و شیوه ی زندگی که فرد انتخاب می کند در ایجاد اضطراب و نحوه ی مقابله با آن موثر باشد. سبک زندگی روشی است که افراد در طول زندگی انتخاب کرده اند و زیر بنای آن در خانواده پی ریزی می شود که در واقع متاثر از فرهنگ، نژاد، مذهب، وضعیت اقتصادی-اجتماعی و باورها می باشد(فاضل، حق شناس و کشاورز،1390). هر مکتب و مذهبی، سبک زندگی برای بشریت ارائه می دهد و مدعی است، جامعه مطلوب و زندگی سالم در نتیجه پیروی از روش زندگی است که آنان ارائه می دهند. اسلام یکی از ابزار های سازنده سبک زندگی انسان می باشد(رجب نژاد و همکاران،1391،ص9).

     سبک زندگی اسلامی یکی از انواع  سبک هاست که تعدادی از افراد جامعه ما آن را انتخاب و بر اساس آن زندگی می کنند. مولفه های سبک زندگی اسلامی نقل از کاویانی(1388) شامل:اجتماعی، اخلاق،خانواده، سلامت، عبادی، تفکر و علم، دفاعی – امنیتی و باورها و عقاید می باشد.

     پژوهش های معتبری تاثیر جهت گیری های مذهبی و دینداری را بر میزان اضطراب وجودی و زیر شاخه های آن از جمله اضطراب مرگ نشان داده اند. مسعود نورعلیزاده و میانجی و جان بزرگی(1389) در پژوهشی دریافتند که دین داری سهم زیادی در تاثیر گذاری بر کاهش اضطراب، به ویژه اضطراب وجودی داشت و افراد مذهبی کمتر از اضطراب جودی رنج می برند. کوهن[13] و همکارانش(2005) در پژوهشی به این نتیجه رسیدند که بین جهت گیری مذهبی درونی و بیرونی با اضطراب مرگ و رضایت از زندگی و اعتقاد به زندگی بعد از مرگ، رابطه ی معنی داری وجود دارد..سیسرلی[14] (2002)  نشان داد که اعتقاد به زندگی پس از مرگ و گرایش های مذهبی به طور منفی با ترس از مرگ ارتباط دارد. کرافت[15] و همکارانش(2007) در طی انجام پژوهشی اظهار داشتند که مردمی که انگیزه های مذهبی درونی داشتند از افرادی که انگیزه های مذهبی بیرونی داشته اند، به طور قابل توجهی سطح پایین تری از اضطراب مرگ را تجربه کرده اند.  

     از سوی دیگر سبک زندگی متاثر از شخصیت فرد و ویژگی های محیطی می باشد. شکل گیری شخصیت خود تحت تاثیر عوامل ژنتیکی و تربیتی – اجتماعی صورت می گیرد. این ویژگی ها به طرق مختلفی بر سبک زندگی افراد اثر می گذارد(میرزایی و همکاران،1393).

     آلپورت[16]، روانشناس متخصص شخصیت در سال 1961 میلادی، با تاکید بر شخص و اهمیت او در مقابل محیط تعریف زیر از شخصیت را ارائه کرده است:

     ” شخصیت عبارت است از سازمان پویای درون فردی که (این سازمان) مشتمل است بر آن دسته از سیستم های روان-تنی که رفتارها و افکار ویژه انسان را معین می سازند.”

     در مورد تفاوت های فردی و شخصیت، نظریات گوناگونی از زمان های دور تا به امروز وجود داشته است. اما حوزه ی شخصیت طی دو دهه ی گذشته با مدل پنج عاملی شخصیت صورت غالبی پیدا نمود(خانی فر و همکارن،2009). این عوامل به طور معمول شامل برون گرایی، سازگاری، وظیفه شناسی(با وجدانی)، روان رنجوری(در مقابل ثبات احساسی)  گشودگی در برابر تجربه می باشد(بورداج و همکاران[17]،2007).

     پژوهشی که مستقیما به بیان رابطه سبک زندگی اسلامی و ویژگی های شخصیتی بپردازد یافت نشد اما تحقیقاتی در مورد رابطه ی سبک زندگی با ویژگی های شخصیتی یا رابطه متغیرهای همایند با سبک زندگی اسلامی از جمله دینداری و مذهب با شخصیت و پنج عامل آن صورت گرفته است.

     اصغر زره پوش و همکارانش(1392) دریافتند که رگه های شخصیتی با جهت گیری مذهبی رابطه داشته و از بین آنها عامل گشودگی نسبت به تجربه نقش مهم تری را ایفا می کند. در پژوهش دیگری که توسط پرویز میرزاخانی و همکارانش(1393) انجام شد، یافته ها نشان داد که تمامی مولفه های ویژگی شخصیتی بر روی هوش معنوی تاثیرگذار هستند و به جز مولفه روان نژندی که رابطه ی معکوس دارد مابقی مولفه ها ارتباط مستقیم با با هوش معنوی دارند. مک کولاف[18] و همکاران(2003) در طی انجام پژوهشی بر روی نوجوانان دریافتند که وجدان تنها عامل شخصیت است که مذهبی بودن را پیشگویی می کند.

     با توجه به نو و جدید بودن متغیر سبک زندگی اسلامی، پژوهش های اندکی در این زمینه صورت گرفته و با توجه به این که اضطراب وجودی و زیر شاخه های ان در جامعه ی جوان ما در حال گسترش است و همچنین نقشی که ویژگی های شخصیتی در انتخاب نوع سبک زندگی ایفا می کنند،لذا مسئله ی پژوهش حاضر برسی رابطه بین سبک زندگی اسلامی با میزان اضطراب وجودی و ویژگی های شخصیتی انتخاب شده است.

  • اهمیت و ضرورت پژوهش

     سبک زندگی از مفاهیم وارداتی و تولید شده در بستر مدرنیته غربی می باشد که لازم است بومی سازی شود. هویت جامعه اسلامی مبتنی بر نظام باورها و اعتقادات از یک سو و نظام ارزش ها و اخلاقیات از سوی دیگر است. لایه ی خارجی و نمود بیرونی هویت افراد و جامعه همواره در معرض قضاوت قرار دارد. اصولا عینیت بخشیدن به باورها و تنظیم رفتارها با آموزه های دینی بدون توجه به شیوه و سبک زندگی، عقیم می ماند. یکی از چالش های بزرگ زندگی متدینان، عدم تطابق میان رفتارها با زندگی دین داران و باورهای آنهاست(فیضی، 1392).

     سبک زندگی فعلی مردم در برخی از موارد آنقدر نابهنجار شده که مشکلات عدیده ای را برای سایر مردم ایجاد کرده است و راه برون رفت از این مشکلات عدیده توجه همگانی به سبک زندگی و ترسیم یک مدل مطلوب اسلامی-ایرانی است.

     مقام معظم رهبری در مورد لزوم پرداخت به سبک زندگی اسلامی این چنین می فرمایند:”ما اگر از منظر معنویت نگاه کنیم ( که هدف انسان، رستگاری و فلاح و نجات است)، باید به سبک زندگی اهمیت دهیم. اگر به معنویت و رستگاری معنوی اعتقادی هم نداشته باشیم، برای زندگی راحت، زندگی برخوردار از امنیت روانی و اخلاقی، باز پرداختن  به سبک زندگی مهم است. بنابراین مسئله، مسئله ی مهمی است (بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با جوانان خراسان شمالی، 23مهر 1391).

     امروزه با توجه به رواج الگوهای غلط زندگی و سبک های غربی که نامتناسب با جوامع اسلامی می باشد، صنعتی شدن جوامع و گسترش فرآیندهای توسعه مدرن و کاهش ارتباطات انسانی،  سلامت روانی افراد مورد تهدید واقع شده و بیماری های روانی بیش از پیش گسترش یافته است . در صورت عدم پیشگیری، این مسئله منجر به پیدایش جامعه ای فرسوده، از کار افتاده و غیرسازنده می شود. تحقیقات نشان می دهد که سبک زندگی در ارتباط با وضعیت سلامت روانی و جسمی و کیفیت زندگی بزرگسالان قرار می گیرد(روحرر[19] و همکاران2005،ایزو[20] و همکاران1994).). بنابر این پرداختن به سبک زندگی و اصلاح آن  برای جامعه ضرورت خواهد داشت.

     از سوی دیگر سبک زندگی هر فرد خود متاثر عوامل مختلفی از جمله شخصیت می باشد(کوکرهام،2005).صفات شخصیتی نیز از نظر تربیتی و اخلاقی بسیار اهمیت دارند، زیرا فضایل و صفات نیک در تنظیم روابط و سعادت فرد و جامعه نقش بارزی دارند، بنابراین چگونگی رشد جنبه های مختلف شخصیت یکی از اهداف مهم علم روانشناسی است(شاملو،1363).

     همچنین اضطراب وجودی یک مساله شایع و صعب العلاج می باشد که تا کنون پژوهش های اندکی در مورد آن صورت گرفته است. این نوع اضطراب با سایر بیماری های روانی از جمله افسردگی وسایر رگه های اضطرابی در ارتباط است(ومز و همکاران،).به گونه ای کرکگار(1855-1813)”اضطراب وجودی” را خاستگاه اولیه ی بیماری های روانی می دانست(به نقل از نورعلیزاده میانجی و جان بزرگی، 1389). با توجه به اینکه جوانان بیش از نسل سالخورده از خلا وجودی رنج می برند(فرانکل، ترجمه تبریزی،1383) و کشورما، کشوری با جمعیت جوان می باشد و همچنین با توجه به نقشی که سبک زندگی به ویژه سبک زندگی اسلامی و مذهب و معنویت در مهار این نوع اضطراب دارد، پرداختن به این موضوع حائز اهمیت می باشد.

  • اهداف پژوهش

1- بررسی رابطه سبک زندگی اسلامی با اضطراب وجودی.

1-1-بررسی رابطه بین خرده مقیاس های سبک زندگی اسلامی(با زیر مقیاس های عبادی، اخلاق، سلامت، زمان شناسی، باورها و عقاید، تفکر و علم، مالی، خانواده ،اجتماع و دفاعی – امنیتی) با اضطراب وجودی.

2- بررسی رابطه سبک زندگی اسلامی با ویژگی های شخصیتی(با وجدان بودن، توافق پذیری، تجربه پذیری، بون گرایی و روان رنجور خویی).

2-1- بررسی رابطه بین خرده مقیاس های سبک زندگی اسلامی (با زیر مقیاس های عبادی، اخلاق، سلامت، زمان شناسی، باورها و عقاید، تفکر و علم، مالی، خانواده ،اجتماع و دفاعی – امنیتی) با ویژگی های شخصیتی(با وجدان بودن، توافق پذیری، تجربه پذیری، بون گرایی و روان رنجور خویی).

  • فرضیه های پژوهش

1-بین سبک زندگی اسلامی با اضطراب وجودی رابطه وجود دارد.

  • بین خرده مقیاس های سبک زندگی اسلامی( با زیر مقیاس های عبادی، اخلاق، باورها و عقاید، سلامت، خانواده، تفکر و علم، مالی، زمان شناسی، اجتماعی و دفاعی – امنیتی ) با اضطراب وجودی رابطه دارد.

2- بین سبک زندگی اسلامی با ویژگی های شخصیتی رابطه وجود دارد.

2-1- بین خرده مقیاس های سبک زندگی اسلامی(با زیر مقیاس های عبادی، اخلاق، باورها و عقاید، سلامت، خانواده، تفکر و علم، مالی، زمان شناسی، اجتماعی و دفاعی – امنیتی) با ویژگی های شخصیتی رابطه وجود دارد.

3- سبک زندگی اسلامی پیش بینی کننده اضطراب وجودی است.

4-سبک زندگی اسلامی پیش بینی کننده  ویژگی های شخصیتی است.

  • متغیرهای پژوهش

 متغیرها بر حسب نقش هایی که در این پژوهش دارند به دو دسته تقسیم می شوند:

  • متغیر مستقل یا پیش بین: سبک زندگی اسلامی در اینجا به عنوان متغیر پیش بین درنظر گرفته می شود.
  • متغیر وابسته یا ملاک: متغیرهای اضطراب وجودی و ویژگی های شخصیتی به عنوان متغیرهای ملاک در نظر گرفته می شوند.

تعداد صفحه :133

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه بررسی تاثیر انواع مختلف سیاست های تقسیم سود بر قیمت سهام در شرکت های عضو بورس اوراق بهادار تهران

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته حسابداری

 
دانشگاه پیام نور
دانشکده حسابداری
 
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد
رشته حسابداری
گروه علوم اجتماعی- رفتاری
 
بررسی تاثیر انواع مختلف سیاست های تقسیم سود بر قیمت سهام در شرکت های عضو بورس اوراق بهادار تهران
بین سال های 1388 الی 1392
 
 
تیر ماه 94
 

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود
(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)
تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :
(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

سود هر سهم یکی از فاکتورهای مالی بسیار مهم است که مورد توجه مدیران، سرمایه گذاران و تحلیل گران  مالی می باشد و اغلب برای تصمیم گیری در خصوص سرمایه گذاری، ارزیابی سودآوری و ریسک مرتبط با سود و نیز قضاوت در خصوص قیمت سهام استفاده می شود، از این رو پیش بینی آن برای مدیران و ذینفعان حائز اهمیت اساسی است. بر اساس مدل های موجود سرمایه گذاران نسبت به دریافت سود نقدی از یک بنگاه واکنش نشان می دهند. و در مورد ارزش بازار بنگاه قضاوت می کنند. این قضیه در مورد سود تقسیمی هر سهم نیز صادق می باشد. در این تحقیق از بین کلیه شرکت های عضو بورس اوراق بهادار تهران در این پنج سال فقط شرکت هایی در نظر گرفته شده اند که در بین سال های 88 الی 92 عضو بورس اوراق بهادار تهران باشند ،طی سال های مذکور سهام آنها مورد معامله قرار گرفته باشد، این شرکت ها طی سال های مذکور سود ده باشند و طی سال های مذکور بین سهامداران سود تقسیم کرده باشند. ارتباط میان سود هر سهم، سود تقسیمی با ارزش سهام مورد آزمون قرار گرفت. تعداد نمونه 127 شرکت می باشد. روش تحقیق مورد استفاده همبستگی پیرسون است. نتایج حاصل از این تحقیق بر  پیش بینی های مدل پرنده در دست منطبق بوده و نشان می دهد ارتباط مستقیم میان انواع مختلف سیاست های تقسیم سود با ارزش سهام وجود دارد.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
فهرست
چکیده. ‌ج
فصل اول.. 1
کلیات تحقیق.. 1
1-1 مقدمه. 2
1-2 بیان مسئله. 2
1-3 ضرورت و اهمیت انجام تحقیق.. 4
1-4 سوالات پژوهش…. 4
1-5 اهداف تحقیق.. 5
6-1 فرضیات… 5
1-7 تعاریف مفهومی متغیرهای تحقیق.. 5
1-8 متغیرهای پژوهش…. 6
1-9 چارچوب نظری و مدل تحقیق.. 6
1-10 قلمرو تحقیق.. 7
1-10-1 قلمرو موضوعی تحقیق.. 7
1-10-3 قلمرو مکانی تحقیق.. 7
مقدمه: 9
2-1 تعریف سهام: 9
2-2 انواع سهام: 10
2-2-1 سهم با نام: 10
2-2-2 سهم بی نام: 10
2-2-3 سهام ممتاز: 11
2-2-4 سهم موسس یا انتفاعی: 11
2-3 شکل سهام و مطالبه مبلغ اسمی سهام: 12
2-4 تبدیل سهام: 12
2-5  وثیقه سهام: 13
2-6 تعریف سود. 13
2-7 اهداف گزارش گری سود عبارت است از: 13
2-8 اهمیت سود: 13
2-9 دلایل تقسیم سود: 14
2-10 فلسفه تقسیم سود. 15
2-11  تئوری های تقسیم سود: 15
2-12 روش های تقسیم سود: 16
2-12-1 تقسیم سود نقدی : 17
2-12-2 سود متغیر: 17
2-12-3  سود ثابت به علاوه حاشیه متغیر: 17
2-12-4  سود مازاد : 18
2-12-5 پرداخت سود سهام با اعطای سهام جایزه: 18
2-12-5-1  دلایل انتشار سهام جایزه : 18
2-12-6 تجزیه سهام: 19
2-12-7 تجمیع سهام: 20
2-12-8  بازخرید سهام: 20
2-12-9 سود سهام به صورت اوراق قرضه: 20
2-12-10 سود سهام به صورت دارایی: 21
2-13 عوامل موثر بر سیاست تقسیم سود : 21
2-13-1 محتوای اطلاعاتی تقسیم سود : 22
2-13-2 علایق سرمایه گذاران : 22
2-13-3  سود آوری فرصت های آتی : 22
2-13-4  ملاحظات مالیاتی : 23
2-13-5 الزامات قانونی : 23
2-13-6 نیازهای نقدینگی : 24
2-13-7  ملاحظات هزینه ای : . در تامین مالی از. 24
2-13-8  تورم : 25
2-13-9 کنترل : 25
2-13-10 ثبات سودآوری : 25
2-13-11 قدرت تامین مالی : 25
2-13-12  درجه اهرم مالی : 25
2-13-13  هزینه های نقل و انتقال و تقسیم پذیری سهام : 26
2-13-14 منابع و مصارف وجوه : 26
2-20-15  توانایی استقراض : 26
2-13-16 بازپرداخت بدهی : 27
2-13-17 نرخ رشد وتوسعه شرکت : 27
2-3-18  تاثیر دوره های تجاری : 27
2-13-19  نوع شرکت : 28
2-13-20 هزینه های نمایندگی : 28
2-14 روش های تعیین قیمت سهام : 28
2-14-1 ارزش هر سهم عبارت است از : 29
2-14 انواع روش های ارزیابی سهام : 29
2-15 تجزیه و تحلیل گران بنیاد گرا : 30
2-16 ابزار محاسبه سهام بنیادگرایان : 30
2-17 تجزیه و تحلیل گران تکنیکی : 31
2-26-1  مفروضات تجزیه تحلیل گران تکنیکی : 31
2-17-2  تکنیک های مورد استفاده : 32
2-18 نظریات عدم ارتباط تقسیم سود با ارزش شرکت: 33
2-18-1 نظریه میلر و مودیلیانی: 33
2-18-2 اثبات ریاضی نظریه مولر و مودیلیان: 36
2-18-2 انتقاد از نظریه میلر و مودیلیانی: 37
2-19 غیر مرتبط بودن سیاست سود سهام در بازار های ناقص: 38
2-20 اثر متقاضی (مشتری): 38
2-21 نظریه درآمد باقیمانده: 39
2-22 نظریات ارتباط سیاست تقسیم سود با ارزش شرکت : 40
2-23  مدل ارزیابی گوردون 41
2-23-1 روابط در مدل تقسیم سود گوردون : 43
2-23-2 تاثیر سیاست تقسیم سود بر قیمت از نظر گوردون : 45
2-24 مدل والتر: 49
2-25 مطالعات انجام شده در داخل و خارج از کشور: 51
2-26 در زمینه تحقیقات خارجی : 59
3-1 مقدمه. 63
3-2 روش تحقیق.. 63
3-3 جامعه آماری.. 64
3-4 نمونه آماری.. 64
3-5 حجم نمونه آماری.. 64
3-5-1 روایی نمونه آماری.. 65
3-5-2 تناسب حجمی نمونه آماری.. 65
3-7 ابزار گرد آوری داده ها و اطلاعات… 67
3-7-1استفاده از اطلاعات و مدارك موجود: 67
3-7-2 مشاهده. 67
3-8 متغیرهای پژوهش…. 68
3-10-2 نامگذاری متغیرها 68
3-8-2-1 متغیر مستقل.. 69
3-10-2-2 متغیر وابسته. 69
11-3 روش تحقیق  مورد استفاده. 69
3-12 روش های تجزیه و تحلیل داده ها 69
4-1 مقدمه. 72
4-2 آزمون نرمال بودن توزیع داده ها 72
جدول 4 – 1 آزمون کولموگروف اسمیرنوف… 73
4-3 بررسی آزمون فرضیات تحقیق با روش ضریب همیستگی پیرسون.. 73
4-3-1 بررسی فرضیه اول سال 88.. 73
4-3-3 بررسی فرضیه فرعی اول سال 90.. 74
4-3-4 بررسی فرضیه فرعی اول سال 91.. 75
4-3-5 بررسی فرضیه فرعی اول سال 92.. 75
4-3-7 بررسی فرضیه دوم سال 89.. 76
4-3-8 بررسی فرضیه فرعی دوم سال 90.. 77
4-3-9 بررسی فرضیه فرعی دوم سال 91.. 77
4-3-10 بررسی فرضیه فرعی دوم سال 92.. 78
5-3-10 بررسی فرضیه فرعی اول تجمعی.. 78
مقدمه : 82
5-1  خلاصه فصول قبل پژوهش : 82
5-3 محدودیت ها : 83
5-4  پیشنهاد ها : 84
منابع: 86
منابع لاتین : 87
 
 
 
 
 
 
 
 
 

فصل اول

کلیات تحقیق

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

1-1 مقدمه

سیاست تقسیم سود و استراتژی طراحی آن از جمله وظایف مدیریت مالی است که تاثیر قابل ملاحظه ای بر ساختار سرمایه و قیمت گذاری سهام شرکت را دارد . تشکیل سرمایه یکی از مهمترین عوامل وارد شدن کشورهای در حال توسعه به فرآیند توسعه یافتگی است. تشکیل سرمایه مستلزم آن است که قسمتی از منابع کشور صرف سرمایه گذاری در پروژه های سرمایه ای شود. در ایران سرمایه گذاری بیشتر به سوی خرید اموال و مستغلات و داراییهای فیزیکی می رود تا خرید سهام شرکت ها ، وجود بازار بورس یکی از علائم توسعه اقتصادی و فعال بودن آن موجب سهولت تامین مالی شرکت ها ، هدایت سرمایه های کوچک سرمایه داران خرد در مسیر تولیدی و جلوگیری از راکد ماندن احتمالی سرمایه های کوچک و کسب درآمد برای عموم و سایر مزایای مربوط به بازار بورس خواهد بود. از جمله دلایلی که باعث گرایش مردم به سرمایه گذاری می شود و شاید دلیل اصلی سرمایه گذاری افزایش ثروت می باشد.

 

1-2 بیان مسئله

در بازارهای پیچیده امروزی برای آنکه بتوانیم تحلیل درستی از بازار ارائه کنیم. باید کلیه عوامل اثرگذار بر آن را بشناسیم. یکی از عوامل تاثیـر گذار در بازارهای مالی سیاست تقسیم سود می باشد،سیاست تقسیم سود هر شرکتی نقش مهمی درارزش سهام آن شرکت دارد. تئوری هـــای مختلفی درباره سیاست تقسیم سود ارائه شده است که هریک بر موارد خاصی تمرکز کرده وآن جنبه را مورد توجه قرار داده اند همچنین عواملی که در مورد سیاست تقسیم سود در موسسات انجام شده نشان می دهد که سیاست های تقسیم سود به کار گرفته شده از سوی موسسات عملا مبینی بر هیچ یک از فرضیات و مدل های ارائه شده نیست حال این سوال مطرح است که موسسات چگونه سیاست های تقسیم سود خود را اتخاذ می کنند.(علینقیان، 1389)
در مکتب بازارهای کامل عقیده بر این است که سیاست پرداخت سود سهام شرکت ها اساسا نامربوط و بدون اهمیت است. پیروان مکتب مزبور استدلال می کنند که هزینه تامین مالی از منابع داخلی و خارج انتشار سهام یکسان است . بنابراین میزان و نوع سرمایه گذاری های واحدهای انتفاعی به منبع تامین مالی مربوط بستگی ندارد. در هریک از دوره های مالی، واحد انتفاعی می تواند سیاست مناسب پرداخت سود سهام را انتخاب و هرگونه وجه لازم مازاد بر منابع داخلی را از طریق انتشار سهام جدید تامین کند.
میلر و مودیلیانی( 1961 ) در مقاله ای حاصل کار تئوریکی خود را در این خصوص ارائه دادند. آنها به این نتیجه رسیدند که سود پرداختی تاثیری بر روی قیمت سهام ندارد و فقط سیاست سرمایه گذاری عاملی است که می تواند از طریق آن درآمد حاصله شرکت و در نتیجه قیمت سهام آن را افزایش داد. در مقابل تصمیمات مربوط به سرمایه گذاری، نحوه تقسیم سود از ارزش چندانی برخوردار نبوده و بی اهمیت می باشد. نظریه آنان در مورد ساختار سرمایه در واقع مبانی اصلی برای نظریه بی ارتباطی تقسیم سود به حساب می آید.  (کاشانی زاده، 1390)
در تئوری غیر مرتبط بودن سیاست سود سهام در بازار های ناقص آنچه اهمیت دارد، ترجیحات سرمایه گذاران است، منظور از ترجیحات سرمایه گذاران اولویت دادن به سود سهام و یا نگهداری آن به عنوان سود انباشته در شرکت است. برخی ادعا می کنند پرداخت سود سهام کمتر، موجب افزایش ارزش سهام می شود و مدیران برای حداکثر نمودن ارزش سهام با نسبت پرداخت بالای سود موافق هستند. (علینقیان، 1389)
در روش اثر متقاضی، سیاست سود سهام شرکت ها متفاوت است تعدادی نسبت بالای پرداخت سود سهام دارند و برخی نسبت پرداخت پایین، ترجیحات سرمایه گذاران متفاوت است. هر سرمایه گذار علاقه خاصی دارد تعدادی سود سهام بالا را ترجیح می دهند و برخی دیگر سود سهام پایین و منافع سرمایه ای بالارا ترجیح می دهند. (بیچارا، 2010)
پروفسور والتر چنین استدلال می کند که خط مشی تقسیم سود تقریبا همیشه بر ارزش شرکت تاثیر می گذارد.
 پس مسئله اصلی در این پژوهش ، بررسی سیاست تقسیم سود بر قیمت سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد.
 
 
 

1-3 ضرورت و اهمیت انجام تحقیق

امروزه با توجه به نوسانات قیمت نفت و تحریم های گوناگون در زمینه خرید نفت از ایران وکاهش درآمدهای کشور و کاهش قدرت ریال در مقابل ارزهای خارجی ،جایگزینی بعضی از انرژیها در آینده نه چندان نزدیک به جای نفت وهمچنین نرخ رشد جمعیت ،کشور مادر معرض بحران اقتصادی و بحران تشکیل سرمایه برای توسعه طرح ها وپژوهش های اقتصادی قرار گرفته است. بنابراین بازار بورس اوراق بهادار می تواند یکی از روش های تامین سرمایه در سطح کلان محسوب گردد  همچنین با رونق بورس اوراق بهادار می توان سرمایه های سرگردان را جمع آوری نمود و باعث رشد اقتصادی وایجاد اشتغال برای جوانان شد. و با توجه به اینکه حداکثر کردن ثروت سهامداران یک بنگاه به عنوان وظیفه اصلی مدیران بنگاه تعریف می شود. در چارچوب فعالیت در بازار سرمایه حداکثر کردن ارزش دارایی های سهامداران(ثروت)معادل حداکثر کردن ارزش بنگاه است. با این تفسیر می توان انتظار داشت که مدیران بنگاه توجه ویژه ای به قیمت سهام در بازار سرمایه داشته باشند و این قیمت به عنوان یکی از پارامترهای مهم در تصمیم گیری های بنگاه و سیاست گذاری های آن وارد شود.
موضوع این پایان نامه نیز حول همین محور قرار دارد و مدل پاسخ به تقاضای سرمایه گذاران برای سود نیز بر اساس تاثیر گذاری قیمت سهام بر سیاست پرداخت سود بنگاه ایجاد شده است.در این پایان نامه اثرگذاری سیاست تقسیم سود بر قیمت سهام بنگاه را به تفصیل بررسی می کنیم.
 

1-4 سوالات پژوهش

آیا سود هر سهم با قیمت سهام بین سال های 88 تا 92  در بورس اوراق بهادار تهران ارتباط دارد؟
آیا سود تقسیمی هر سهم با قیمت سهام بین سال های 88 تا 92  در بورس اوراق بهادار تهران ارتباط دارد؟
 
 
 

1-5 اهداف تحقیق

بررسی نقش و تاثیر سود هر سهم و سود تقسیمی هر سهم بر قیمت سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 88 الی 92
بررسی اهمیت و نقش سود تقسیمی هر سهم بر قیمت سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 88 الی 92
بررسی اهمیت و نقش سود تقسیمی هر سهم و تاثیر سود هر سهم بر قیمت سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 88 الی 92
تعداد صفحه :105
قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه تبیین اثربخشی مشاوره گروهی با رویکرد واقعیت درمانی بر کیفیت و امید به زندگی در بیماران سرطانی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگا ه آزاد اسلامی 

عنوان:

تبیین اثربخشی مشاوره گروهی با رویکرد واقعیت درمانی بر کیفیت و امید به زندگی در بیماران سرطانی

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده :

این پژوهش با هدف تبیین اثربخشی مشاوره گروهی با رویکرد واقعیت درمانی بر کیفیت و امید به زندگی در بیماران سرطانی انجام شده است . روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون همراه با گروه آزمایش و کنترل بوده است . جهت انتخاب نمونه آماری از بین بیماران زن جوان در محدوده سنی 18 تا 30 سال ،  تحت شیمی درمانی مرکز درمانی شهید رجایی شهر یاسوج 30 نفر بطور هدفمند  انتخاب و با پرسشنامه های امید به زندگی اشنایدر و کیفیت زندگی فرم 36 سوالیمورد ارزیابی قرار گرفتند . پس از تحلیل آماری پرسشنامه های فوق ، افراد به صورت تصادفی دو گروه 15 نفره آزمایش و گواه تقسیم شده و پس از طی 8 جلسه آموزشی واقعیت درمانیگروهی بر گروه آزمایش ، از هر دو گروه آزمون مجدد به عمل آمد و مورد تحلیل آماری قرار داده شد . این تحلیل در تمامی مقیاس ها و زیر مقیاس های مورد ارزیابی و بررسی در پیش آزمون و پس آزمون کوواریانس، بهبود شرایط بیماران سرطانی را به وضوح مورد تایید قرار داد .

نتایج به دست آمده از پژوهش نشان داد که واقعیت درمانی گروهی برکیفیت زندگی و امید به زندگی در بیماران سرطانی تاثیر معنادار دارد ومیتوان از این روش به عنوان درمان تکمیلی در کنار درمان های پزشکی سود جست و متعاقباً میتوان در راستای بهبود مشکلات روانشناختی مذکور در این بیماران استفاده کرد.

کلید واژه ها : واقعیت درمانی گروهی ، کیفیت زندگی ، امید به زندگی

مقدمه

امروزه بیماری سرطان[1] بعنوان دومین عامل مرگ و میر بعد از بیماریهای قلبی عروقی مطرح است(سبحانی فر، 1380) . سرطان صرفا یک رویداد یا پایان معین زندگی نمی باشد بلکه یک موقعیت دایمی مبهم است که با تاثیرات دور رس و تاخیری ناشی از بیماری و مسایل روانشناختی بر جای مانده آن مشخص میشود( لین[2]، 2003) . اغلب افراد زمانی که از وجود بیماری سرطان در وجود خود آگاه می­شوند با انکار و خشم ، واکنش نشان می دهند که این شرایط خود می تواند نشانه های روانشناختی وجسمانی بیمار را تشدید کند و این در حالی است که این چنین واکنش هایی در بیماری های ساده کمتر به چشم می خورد ( هزارروسی ، 1385)

مطالعات انجام شده در بیماران مبتلا به سرطان نشان میدهد كه شدت علایم و فشارهای روحی بر كیفیت زندگی تأثیر دارد ( نورثوث[3] ،کافی[4]، دیچل بوز[5]1999 )و پژوهشها حاكی از بالا بودن اختلالات هیجانی نظیر استرس، افسردگی و اضطراب در بیماران سرطانی است (فراریو [6]،زوتی[7]، مسر [8]2003 ) از این رو به منظوركاهش فشارهای روانی مرتبط با بیماریها در سه دهه گذشته، دنیای پزشكی همزمان با گسترش جنبش روانشناسی مثبتنگر و توجه به تجربه های مثبت و قدرت سازگاری انسان ( سلیگمن[9] ، 2005 ) ، توجهات بسیار جدی بر روی قدرت شفابخشی عوامل مختلفی نظیر استفاده از علوم روانشناختی و روان درمانی  آغاز كرده است ( سیوارد[10] ، 2012 ) . 

بنا بر این در این پژوهش ، به بررسی تاثیر روان درمانی با رویکرد واقعیت درمانی بر ارتقاء کیفیت زندگی و امید به زندگی در افراد درگیر با بیماری سرطان پرداخته می شود .

بیان مسئله:

 سرطان یک موقعیت تهدید زا و استرس زا است که درمقایسه با سایر بیماری ها تاثیر بیشتری بر سطح امید به زندگی دارد (رلایف[11]،1992) .

در بیماران مبتلا به سرطان عوامل مختلفی پیرامون شهرت بد بیماری ، درمان های طولانی مدت و تاثیر هر یکی از این عوامل بر ابعاد روانی –اجتماعی می تواند سرانجام فرد را به سرآشیبی نا امیدی و افسردگی بکشاند .

  پایان یافتن زندگی یک واقعیت انکار ناپذیر در زندگی انسان است . بیمار سرطانی که نسبت به مرگ قریب الوقع خود اطلاع می یابد اغلب بعداز انکار و خشم دچار درماندگی و بدبینی نسبت به آینده ، نا امیدی و احساس شکست می شود که در این میان عوارض جسمانی ناشی از سرطان و شیمی درمانی [12]نیز مزید بر علت  شده و می تواند بر امید زندگی که فرایندی است که طی آن افراد اهداف خود را در زندگی تعیین می کند راهکارهایی برای رسیدن به آن اهداف خلق کرده وانگیزه لازم برای به اجرا در آوردن آن ندارند و کیفیت زندگی افراد که درک فرد از وضعیت کنونی اش باتوجه به فرهنگ ونظام ارزشی وشرایط محیطی اجتماعی که درآن زندگی می کند اثرات سوء بگذارد (مردانی حموله ، 1388) .

امید، در تمام ابعاد زندگی عنصری ضروری است . امید، توانایی باور داشتن احساساتی بهتر در آینده می باشد . امید، با نیروی نافذ خود سلسله فعالیتهایی را تحریک می کند تا بتوان تجربه های نو کسب نمود و نیروهای تازه ای را در موجودات زنده ایجاد می کند . به طور کل امید یک مقوله آگاهانه نیست و هر گاه فردی در شرایط دشوار و بحران قرار می گیرد ، احساس امیدواری در فرد زنده می شود و این امید است که پس ار بحران به فرد آرامش می بخشد (به نقل از رابینسون[13]،1983) .

امید به زندگی ، یک شاخص آماری است که نشان می‌دهد متوسط طول عمر در یک جامعه چقدر است و یا به عبارت دیگر هر عضو آن جامعه چند سال می‌تواند توقع داشته باشد. هر چه شاخص‌های بهداشتی و همچنین درمانی بهبود یابد امید زندگی افزایش خواهد یافت و از این رو این شاخص یکی از شاخص‌های سنجش پیشرفت و عقب ماندگی کشورهاست. امید زندگی زنان در همه جوامع چند سال (در کل جهان چهار و نیم سال) بیشتر از مردان است.

         در راستای عواملی نظیر ارتقاء اطلاعات و آگاهی پیرامون جنبه های جسمی روانی،

افزایش انگیزش، حمایت و مشاوره باعثبهبود وضعیت جسمانی ، کاهش اضطراب ،تقویت ادراک شخص ازاهداف زندگی، کاهش اختلالات خلق وخو­،بهبود سازگاری ورفتارهای تطابق یبماران میشودکهخود می­تواند سبب ارتقاء کیفیت زندگی[14]گردد . (برونر[15]،2000).

        در نگرش و بینش قرآنی ، امید عاملی مهم برای تحرك و تلاش و زندگی و مانعی برای دوری از افسردگی ، خودكشی و طغیان است (منصوری ، 1391) . قرآن امید را عاملی مهم در حركت و زندگی بشر بر می ‌شمارد ، آن را عاملی می‌داند كه وی را به ‌سوی كار، یا عملی سوق می‌دهد. از نظر جهان‌بینی توحیدی ، امید تحفه الهی است كه چرخ زندگی را به گردش واداشته و موتور تلاش و انگیزه را پرشتاب می‌كند (مجلسی، 1404ق) . گستردگی این مفهوم در متون دینی، اندیشمندان مسلمان را بر آن داشت تا نسبت به آن اظهار نظر نمایند .

       فیض كاشانی(1379) ، امید را به‌ عنوان یك مقوله هیجانی قلمداد ، و آن‌ را شادمانی درونی بیان می‌كند: « امید شادمانی دل به خاطر انتظار چیزی است كه آن محبوب اوست و این حالت هیجانی ثمرة علم به جریان اكثر اسباب است. ایشان امید را مایة حركت به ‌سوی عمل معرفی و بیان می‌كند كه این حالت برحسب امكان موجب كوشش در تهیه سایر اسباب و برانگیزنده عمل است . ازاین‌رو ، امید در همة احوال موجب طول مجاهده بر عمل و دوام مواظبت بر طاعت است.

        برخلاف فیض كاشانی، آیت‌الله مصباح(1380)  ، امید را امری شناختی قلمداد و بیان می‌كند : ” امید یك حالت روانی است كه از علم معرفت و شناخت نسبت به مبدأ و معاد حاصل می‌شود” . 

  درکنار دارمان های دارویی ، شیمی درمانی ، پرتو درمانی[16] و گاهی اوقات درمان های طب سنتی در بیماران سرطانی که ظاهرا  فقط نیاز های جسمانی فرد را تامین می نماید و به نیازهای روحی بیمار توجه کمتری دارد ، درمان های مکمل که شامل مجموعه ای از فنون و تکنیکهای روانشناختی و مشاوره ای به جهت بالا بردن سطح سلامتی و بهتر شدن وضعیت کنونی بیمار به کار می رود . کمک های مشاوره روانی به افرادی که دچار مشکلات روانی اجتماعی وخانوادگی شده اند یکی از اهداف بهداشت روانی است ، زیرا مشاوره مقاومت فرد را در برابر پیامدهای زیانبار ویا عوارض درمان های صورت گرفته بیماری افزایش میدهد .  برآیند حاصل ازمشاوره با بیماران باعث کاهش تنش های روانی آنان شده ؛ به طوریکه راهنمایی و یاری دیگران رابرای سازگاری با هیجانات خودلازم دانسته اند ( رمضانی ،1380) .

  واقعیت درمانی[17] یکی از رویکرد های جدید مشاوره روان درمانی محسوب می شود . اصطلاح واقعیت درمانی توسط ویلیام گلاسر[18](1961)  ابداع شد . این رویکرد درمانینوعی روش رفتار درمانی است که درآن سعی میشود با توجه به مفاهیم واقعیت ، مسولیت وامور درست و نادرست در زندگی فرد به رفع مشکلات اوکمک شود . در این روش از طریق تبیین طبیعت انسان تعیین قوانین رفتاری وطرح چگونگی فرایند درمانی به افرادی که نیازمند کمک و روان یاری هستند کمک می شود . دراین نظریه انسان مسئول اعمال ورفتارهایش است و فرد قربانی تحت تاثیرمحیط[19] و وراثت[20] نیست . 

  در واقعیت درمانی واژه بیماری روانی کمتر به کار میرود و در نتیجه تشخیص وطبقه بندی اختلالات روانی در این مکتب رایج نیست.کسی بیمار میشود که نتواند دو نیاز اساسی خود رادر حیطه واقعیت وپذیرش مسئولیت وتشخیص موارد درست ونادرست ارضاء کند.

شدت بیماری هم به درجه وعدم توانایی فرددرارضای نیازهایش بستگی دارد.

گلاسر معتقد است رفتار غیر مسئولانه افراد باعث بروز اضطراب و ناراحتی روانی است نه اینکه ناراحتی روانی باعث غیرمسئول بودن فرد شود .تمرکز بر بعد مسئولیت هسته اصلی واساسی کارتعلیم وتربیت روان درمانی است و پذیرش مسئولیت به مثابه نشانه بارز سلامتی روان تلقی میشود (حبیب زاده 1384) .

   هدف اصلی واقعیت درمانی این است که به درمان جویان کمک کند با افراد انتخابی دنیای کیفی خود ارتباط یا ارتباط مجدد برقرارکنند . هدف اصلی این درمان علاوه بر ارضاء کردن این نیاز به محبت وتعلق پذیری این است که به درمان جویان کمک کند راه های بهتر ارضاء کردن تمام نیاز های خود رایاد بگیرند (کوری[21] ،  1992) .

بر این اساس پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این پرسش است که آیا مشاوره گروهی[22] با رویکرد واقعیت درمانی میتواند بر كیفیت زندگی و امید به زندگی[23] در بیماران مبتلا به سرطان اثر بخش باشد ؟

ضرورت و اهمیت انجام پژوهش

بر اساس آمار اعلام شده از سوی سازمان بهداشت جهانی[24] ، سرطان عامل 8 میلیون مرگ در سال 2008 بوده که این رقم به 5/11 میلیون نفر در سال2030 افزایش خواهد یافت .بیماران مبتلا به سرطان به طور معمول دامنه ای از علایم شامل درد و رنج و انواع ناراحتی های جسمی و روانی را تجربه می کنند . بلافاصله بعد از تشخیص بیماری ممکن است اضطراب و دیگر اختلالات خلقی در فرد به وجود بیاید که این علایم با گذشت زمان و در پاسخ به تشخیص ، عود و بهبود بیماری دستخوش تغییر می شوند( رنک[25]، 2005) . بر پایه نظریه روبرت[26]امید بخشی به بیماران جنبه ای از نقش حرفه ای پرستار به شمار می آید  (پونکار ، 1994 )[27]

افراد مبتلا به سرطان در محدوده سنی18تا65سال در گذر زمان و به مدد تجربیات دریافتند ، مهمترین عامل مربوط به سلامت روان كه بر كیفیت زندگی آنها اثر داشته است ، اضطراب  می باشد و درصورت داشتن سن بالای50سال ، سطوح تحصیلی پایین وعدم اشتغال به كار ، كیفیت زندگی بیماران نا مطلوب می شود ( دیستفان[28] ، 2008) .

از این طرف چنانچه خشم به وجود آمده دربیماران سرطانی ، به  درستی ابراز نگردد ، این امكان وجود دارد كه به درون فرد جهت یابد و منجر به افسردگی[29] ، نا امیدی و تلاش در راستای خودكشی شود . بسیاری ازبیماران سرطانی مبتلا به افسردگی بوده و در سطح تمركز و میزان توجه خود ، كاهش نشان می دهند .

به بیان دیگر پیشگیری از بروز اختلالات عاطفی از جمله افسردگی در مبتلایان به سرطان ضروری می باشد زیرا افسردگی سبب تنزل كیفیت زندگی آنها خواهدشد و مداخله جهت كاهش افسردگی میتواند به بهبود كیفیت زندگی آنها منجرشود .   ( جوور [30]، 2008) .

مركز تحقیقات رفتاری انجمن سرطان آمریكا با مطالعه739  نفر از اعضای خانواده های بیماران مبتلا به سرطان به این نتیجه رسیدند که ، سطوح بالای تنشهای روانی آنان با اختلال در ابعاد عملكرد فیزیكی ، روانی واجتماعی رابطه دارد ( اسپیلرس[31] ،2008).  ازسوی دیگر،همین مشكلات گوناگون روانی واجتماعی ، باعث اختلال در روند طبیعی زندگی و كیفیت آن نیز میگردد .

تعداد صفحه :84

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه پیش بینی بهزیستی روانشناختی افراد براساس کیفیت زندگی و مهارتهای مقابله ای

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد کرمانشاه

دانشکده تحصیلات تکمیلی

پایان نامه جهت دریافت کارشناسی ارشد رشته روانشناسی بالینی

عنوان :

پیش بینی بهزیستی روانشناختی افراد براساس کیفیت زندگی و مهارتهای مقابله ای

در دانشجویان دانشگاه آزاد

تابستان 94

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان           صفحه

Contents

چکیده 1

فصل یکم: مقدمه پژوهش

مقدمه. 3

بیان مسأله. 6

اهمیت و ضرورت پژوهش…. 10

اهداف پژوهش…. 12

هدف اصلی.. 12

اهداف فرعی.. 12

فرضیه های پژوهش…. 12

تعریف متغیر ها 12

تعاریف مفهومی.. 12

فصل دوم: پیشینه تحقیق

بهزیستی روانشناختی و سلامت روان. 15

مکتب روانشناسی مثبت‌نگر. 19

حوزه‌ های اصلی روانشناسی مثبت‌نگر. 20

حوزه های تحقیقاتی روانشناسی مثبت نگر. 22

کاربردهای روانشناسی مثبت… 23

روان درمانی مثبت… 24

روان‌درمانی مثبت ودرمان وجودی (اگزیستانسیال). 25

درمان مثبت یا متمرکز بر راه حل یا متمرکز بر فرآیند.. 26

هدف روانشناسی مثبت‌نگر. 27

بهزیستی روانشناختی و مؤلفه‌های آن. 28

مدل ریف در خصوص بهزیستی روانشناختی.. 29

تعریف مقابله. 31

تدابیر و منابع مقابله ای.. 32

سبك مقابله مسأله مدار. 33

سبك های مقابله ای هیجان مدار. 34

مقابله های ناكار آمد و غیر مفید. 35

انواع مقابله و كاركردهای آن. 35

منابع یا عوامل بیرونی.. 36

مقابله ی رویكردی- شناختی.. 37

مقابله رویكردی- رفتاری.. 37

مقابله اجتنابی – شناختی.. 37

مقابله اجتنابی- رفتاری.. 38

کیفیت زندگی.. 38

تعریف کیفیت زندگی.. 39

کیفیت زندگی.. 40

اصول اساسی کیفیت زندگی.. 41

عوامل موثر بر کیفیت زندگی.. 43

ابعاد کیفیت زندگی.. 44

پیشینه‌ی پژوهشی.. 45

پیشینه داخلی.. 45

پیشینه خارجی.. 49

فصل سوم:روش پژوهش

روش تحقیق.. 53

متغیرها 53

جامعه آماری.. 53

حجم نمونه و روش نمونه گیری.. 53

ابزارهای پژوهش…. 54

پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف…. 54

پرسشنامه سبك مقابله ای موس و بلینگز. 55

روش نمره گذاری پرسشنامه پاسخ های مقابله ای.. 55

پرسشنامه کیفیت زندگی.. 56

روش اجرای پژوهش…. 56

روش آماری تحلیل داده ها 56

فصل چهارم:یافته های پژوهش

یافته های توصیفی پژوهش…. 58

یافته های استنباطی پژوهش…. 60

فصل پنجم:بحث و نتیجه گیری

بحث و نتیجه گیری.. 72

بین بهزیستی روانشناختی با سبک مقابلهای رابطه وجود دارد. 73

بین بهزیستی روانشناختی با کیفیت زندگی رابطه وجود دارد. 74

محدودیتهای پژوهش…. 75

پیشنهادات… 75

پیشنهادات کاربردی.. 75

پیشنهادات پژوهشی.. 76

منابع.. 77

الف) فارسی.. 77

ب)منابع لاتین.. 79

پیوست… 81

چکیده

پژوهش حاضر با هدف تعیین پیش بینی بهزیستی روان­شناختی افراد بر اساس  کیفیت زندگی و مهارتهای مقابله­ای در دانشجویان انجام شد. این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود.جامعه ی پژوهش را تمامی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه در سال تحصیلی 94-93 می باشد. نمونه ای به حجم 250 نفر(125پسر و 125 دختر) نفر با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. آزمودنی ها به سه پرسشنامه بهزیستی روانشناختی (ریف)،سبک های مقابله ای(بلینگز) و کیفیت زندگی پاسخ دادند.دادهای پژوهش با شاخص های آمار توصیفی و نیز آمار استنباطی شامل تحلیل رگرسیون با بهره گرفتن از نرم افزار SPSS-2l مورد تحلیل قرار گرفت.یافته های پژوهش نشان داد که سبک های مقابله ای کیفیت زندگی با هم توانایی پیش بینی بهزیستی روانشناختی را دارند. همچنین یافته ها نشان داد که بین بهزیستی با سبک های مقابله ای رابطه وجود دارد اما بین بهزیستی و کیفیت زندگی در دانشجویان رابطه معناداری دیده نشد. با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت سبک های مقابله ای و کیفیت زندگی از متغییرهای پیش بین و مرتبط با بهزیستی روانشناختی می باشند که این نکته میتوان مورد توجه برنامه ریزی های سلامت روان قرار گیرند.

واژگان کلیدی:سبک های مقابله ای ،کیفیت زندگی، بهزیستی روانشناختی.

مقدمه

در عصر حاضر علیرغم تمامی پیشرفت‌های علمی بواسطه‌ی این که جامعه‌ی امروزی بشر دستخوش تحولات سریع و همه جانبه بویژه از لحاظ فرهنگی و سبک زندگیست، بسیاری از افراد در مواجه با مشکلات و حتی در کنار آمدن با مسائل روتین زندگی خود، فاقد توانایی‌های لازم بوده و در برابر فشارهای روانی آسیب‌پذیر نموده، لذا نه تنها در معرض ابتلا به انواع اختلالات جسمی و روانی قرار دارند به علاوه مؤلفه‌هایی همچون بهزیستی[1]، رضایت از زندگی، امید،شادمانی،خوش‌بینی و سایر ویژگی های مثبت از این دست را که به عنوان سازه‌های مهم و شاخص های سلامت روان[2] در روانشناسی مثبت‌گرا[3] مطرح‌اند را کمتر تجربه می‌کنند. اغلب تحقیقات نیز به جای آنکه سلامت روان را بوسیله‌ی اثرات مثبت آن بررسی کنند، از طریق آسیب شناسی روانی، آن را ارزیابی می‌کنند (اینگرسول و همکاران[4]، 2001).این در حالیست که در روانشناسی علاوه بر اهمیتی که برای پیشگیری قائل می‌شویم به دنبال دستیابی به ویژگی‌ها و کیفیاتی هستیم که سالم، سازگار و در یک کلام مطلوب به شمار می‌آیند- مواردی که نمی‌توان صرفاً از طریق توجه محض به پیشگیری به آنها دست یافت- کما این که این طرز تلقی با تعریف کامل بهداشت روانی نیز مطابقت بیشتری دارد (اندرو اِ ساپینگتون[5]، 1986، ترجمه حمیدرضا برواتی، 1392).  مفهوم بهزیستی روانشناختی[6] به عنوان رویکردی که روانشناسی مثبت‌نگر به سلامت روان در سال‌های اخیر مطرح کرده بر ویژگی های مثبت و رشد توانایی های فردی تأکید داشته و در واقع بر سلامت ذهنی مثبت دلالت دارد(ریف و سینگر[7]،1998). ریف[8](1989) اظهار داشت که سلامت روانشناختی شامل آن چیزی است که فرد به لحاظ روانشناختی نیازمند فاکتورهای مختلف آن است تا با احراز آن بتواند سالم باشد.این خصایص با شخصیت سالم اریکسون موازی میباشد(ولیورا و بوسما[9]،2004(.بهزیستی روانشناختی در نتیجه ی ترکیب تنظیم هیجانی،ویژگی های شخصیتی،هویت و تجارب زندگی به وجود می آید و شناسایی مؤلفه‌های مؤثر در پیش‌بینی بهزیستی روانشناختی می‌تواند به فهم جنبه‌های مثبت و رفتارهای سازگارانه ی افراد مختلف جامعه کمک کند.(دستجردی و همکاران،1390). در این بین دانشجویان به عنوان قشر جوان جامعه جزء مهمترین سرمایه‌های انسانی هر کشور هستند که بخشی از بهترین سال‌های عمر خود یعنی سنین جوانی را صرف دوران تحصیل می‌کنند.بسیاری بسیاری از افراد وقتی که به مسیر زندگی خود فکر می­کنندسال‌های تحصیل در دانشگاه را به صورت سال‌هایی سازنده و با نفوذتر از هر دوره‌ی دیگر بزرگسالی می‌دانند، این تعجب‌آور نیست چرا که سال‌های تحصیل در دانشگاه دوره توجه کردن کامل به کاوش ارزش‌ها، نقش‌ها و رفتارهای دیگر است (لورابرک، 2007، ترجمه یحیی سید محمدی، 1387).با توجه به اینکه دانشگاه و تجربه‌های استرس‌زای مرتبط با آن ممکن است در افزایش مشکلات روانی و رفتاری دانشجویان نقش داشته باشد و نهایتاً مانع از بهزیستی روانشناختی آنها و رشد و پیشرفتشان شود لذا پژوهش‌های بیشتری در خصوص شناخت عامل‌های مثبت و منفی مرتبط با سلامت روانشناختی دانشجویان مورد نیاز است تا بتوان مداخله‌های مؤثری برای افزایش بهزیستی آنها فراهم نمود. شناخت خصوصیاتی که ممکن است باعث تجربه‌های استرس زا در دانشجویان شود می‌تواند گام مهم در جهت توسعه‌ی این مداخله‌ها می‌باشد (بوریس، برچیتنگ، سالسمن و چارلسون[10]، 2009). از جمله مؤلفه‌های مهم در پیش بینی بهزیستی روانشناختی می‌توان شخصیت را نام برد چرا که ویژگی‌های شخصیتی افراد می‌تواند الگوهایی برای پیش‌بینی رفتار و حالت‌های روانی آنها فراهم آورد و تفاوت‌های فردی افراد عامل مهمی است که نشان می‌دهد چرا برخی از افراد بهتر از دیگران با شرایط و متغیرهای محیطی­کنار می‌آیند و از سطوح مختلف انگیزش، رضایت و سلامت روان برخوردارند (رولینسون و همکاران، 1988، به نقل از تقوا و عبدالهی، 1392). عوامل متعددی بر بهزیستی روانشناختی دانشجویان می تواند تأثیرگذار باشد از جمله کیفیت زندگی و سبک های مقابله ای در سبک های مقابله ای كه به طور كلی می توان آن ها را در سه گروه تقسیم بندی كرد : الف – عوامل شخصی ب -عوامل مربوط به دانشگاه ج – عوامل اجتماعی.نکته حائز اهمیت در رابطه با سلامت روانی این است که در چند سال اخیر سازه ها و مفاهیم متعددی با آن مورد مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است که در این میان می توان به سبک های مقابله ای و سبک هویت اشاره کرد.تاکید مطرح در سلامت روانی بر توانایی های مقابله ای ،به ویژه توانایی مقابله با فشار روانی بر توانایی های مقابله ای، به ویژه توانایی مقابله با فشار روانی به این دلیل است كه انسانها همواره در معرض فشار روانی هستند. اگر منبع فشار روانی كنترل و مهار نشود ، فرد در معرض بسیاری از بیماری های جسمانی و روان ی قرار می گیرد(ورلی و لیتینگ[11]، 2002) براساس نظر ( لازاروس[12] ،2000 به نقل از فتی و همكاران،1385) دو نوع مقابلة اصلی در برابر فشار روانی وجود دارد. در مقابلة مسأله مدار فرد بر عامل فشار آور متمركز می شود و سعی می كند اقدامات سازنده ای در راستای تغییر شرایط فشارآور یا حذف آن انجام دهد (فتی و همكاران، 1385).در مقابل در مقابلة هیجان مدار  فرد سعی می كند، پیامدهای هیجانی واقعة فشارآور را مهار كند. كاركرد اولیة مقابلة هیجان مدار تنظیم و مهار هیجانی عامل فشارآور است تا تعادل هیجانی فرد حفظ شود.(دافعی،1376).در رابطه با کیفیت زندگی نیز می توان گفت که جوانی یكی از مهم ترین دوره های زندگی افراد به خصوص دانشجویان می باشد كه سلامت روان آن ها تأثیر مثبتی بر سلامت اجتماعی و كیفیت زندگی آنان دارد. در این دوره افراد با تغییرات زیادی ازجمله تغییر در عواطف، احساسات، رفتار، وضعیت جسمی و اقتصادی- اجتماعی مواجه اند. همچنین به دلیل تغییرات در شرایط، سبك و محیط زندگی، دانشجویان در مقایسه با بزرگسالان با مشكلات روانی و اجتماعی بیشتری در زندگی دانشجویی خود روبه رو هستند.بنابراین پرداختن به این امر مهم تلقی می شود و پژوهشگر در این زمینه اقدام به بررسی پیش بینی بهزیستی روان­شناختی افراد بر اساس  کیفیت زندگی و مهارتهای مقابله­ای در دانشجویان »دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه کرده است.

بیان مسأله

تقریبا 60سال قبل سازمان بهداشت جهانی، سلامت را به عنوان حالتی از بهزیستی کامل جسمی، ذهنی و اجتماعی و نه صرفا بیمار نبودن تعریف کرد.سلامت یک مفهوم چند بعدی است که علاوه بر بیمار و ناتوان نبودن احساس بهزیستی[13] را نیز در برمی­گیرد احساس بهزیستی یا رضامندی از زندگی به ویژگی مهم روانی که فرد واجد سلامت می بایستی از آن برخوردار باشد اشاره دارد. احساس بهزیستی اصطلاحاً اینگونه تعریف می گردد: احساس مثبت و رضامندی عمومی از زندگی که شامل خود و دیگران در حوزه های مختلف شغل، خانواده و… است. بهزیستی روان شناختی به معنی قابلیت یافتن تمام استعدادهای فرد است. در دهه گذشته ریف و همکارانش الگوی بهزیستی روانشناختی[14] یا بهداشت روانی مثبت را رائه کردند. بر اساس الگوی ریف بهزیستی رواشناختی از 6عامل تشکیل می­شوند: پذیرش خود[15](داشتن نگرش مثبت به خود)، رابطه مثبت با دیگران[16](برقراری روابط گر و صمیمی با دیگران و توانایی همدلی)، خودمختاری[17](احساس استقلال و توانایی ایستادگی در مقابل فشارهای اجتماعی)، زندگی هدفمند[18](داشتن هدف در زندگی و معنا دادن به آن)، رشد شخصی[19](احساس رشد مستمر) و تسلط بر محیط[20](توانایی فرد در مدیریت محیط) (ریف و کینز[21]، 1995). الگوی ریف به طور گسترده مورد توجه قرار گرفته است(چانگ و چن[22]،2005).

ریف این الگو را بر اساس مرور متون بهداشت روانی ارائه کرد و اظهار داشت مولفه­های الگو، معیارهای بهداشت روانی مثبت[23] است و این ابعاد کمک می­کند تا سطح بهزیستی و کارکرد مثبت شخص را اندازه­گیری کرد.بر اساس مطالعات در روان­شناسی مثبت نگر، رضایت از زندگی، رفاه و کیفیت بالای زندگی معمولا در افزایش بهداشت روانی و بهزیستی روان­شناختی موثر در نظر گرفته شده است(ویلنر[24]،2011).

ارزیابی مثبت فرد به نوبه خود می­تواند بر سازش روان­شناختی وی تأثیر بگذارد، یعنی باعث افزایش بهزیستی روان­شناختی او شود.نتایج پژوهش ها نشان می­دهد که بسیاری از حیطه های کیفیت زندگی با سلامت روان­شناختی همبستگی معنادار دارد.کیفیت زندگی تحت تأثیر سلامت فیزیکی فرد، وضعیت روان­شناختی، ارتباطات اجتماعی و ارتباط آنها با عوامل برجسته محیط آنان قرار می­گیرد.پژوهش ها نشان دادند کیفیت زندگی در هماهنگی روابط بین فردی، زندگی راحت، سلامت روانی و فردی، غلبه بر محدودیت­ها و دستیابی به کنترل و کاهش درد و رنج و به طور کلی بهزیستی روان­شناختی تأثیر دارد. همچنین بر اساس مطالعات ویلنر[25](2011) در رونشناسی مثبت­نگر، رضایت از زندگی، رفاه و کیفیت بالای زندگی معمولی در افزایش بهداشت روانی و بهزیستی روان­شناختی موثر در نظر گرفته شده است(ویلنر، 2011).

کیفیت زندگی از نظر کالمن، گستردگی و انبساط آرزو است که از تجارب زندگی ناشی می­شود و از نظر فرانس و پاورس[26]، کیفیت زندگی، ادراک فرد از رفاه است که به نظر می­رسد از رضایت یا عدم رضایت در حیطه های اصلی زندگی ناشی می­شود. به عقیده تستا[27] کیفیت زندگی، ابعاد جسمی، روانی و اجتماعی را دربرمی­گیرد که محدود به تجارب، اعتقادات و انتظارات و ادراک فرد است. کیفیت زندگی درکی است که افراد از موقعیت­شان در زندگی،در زمینه فرهنگی و سیستم­های ارزشی دارند و با اهداف، آرزوها و استانداردهای آنها در ارتباط است (بارباتو، گویلمن و چو،2001). کیفیت زندگی مفهوم وسیعی است که همه ابعاد زندگی از جمله سلامت را دربرمی­گیرد و چیزی بیش از سلامت جسمانی است و شامل احساس سالم بودن، سطح رضایت­مندی و وجود حس کلی خودارزشمندی است، مفهومی انتزاعی و پیچیده شامل زمینه های گوناگونی که تمام آنها در رضایت شخصی سهم دارند؛ گاهی اوقات کیفیت زندگی معادل رضایت از زندگی تعریف می­شود و شامل طیف وسیعی از رضایت افراد از کلیه مسائل زندگی خود می باشد. کیفیت زندگی با بهداشت روانی افراد ارتباط دارد و به بیان حالات و تغییرات و توانایی­های افراد و میزان رضایت افراد از عملکردهای زندگی می­پردازد (اندیکوت ، نی و هریسون، 1993). پژوهش ها وجود رابطه بین کیفیت زندگی و ابعاد سلامت، اعم از جسمی، محیطی و روان­شناختی را ثابت کرده­اند(مکوندی و زمانی،1389).

سازه مطرح در کیفیت زندگی، راهبرد مقابله است که روانشناسی سلامت برای مهارت مقابله­ای در سلامت جسمانی و روانی اهمیت زیادی قائل است و آن را به عنوان گستره­ترین موضوع مطالعات در روانشناسی معاصر و یکی از مهم­ترین عوامل روانی و اجتماعی می­داند (سامرفیلد و مک کرا، 2000). ویتمن[28](به نقل از والتون[29]) بیان می­کند که استرس افراطی می­تواند برای عملکرد آموزشگاهی دانشجویان مضر باشد.افراد در دانشگاه آریاه وسیعی از وقایع استرس­زا را تجربه می­کنند(هاد و همکاران،2000) با توجه به منابع زیادی که برای استرس دانشجویان وجود دارد و تأثیرات تهدیدکننده­ای که استرس می­تواند بر سلامت و کیفیت زندگی داشته باشد، آنچه می­تواند این اثرات را تعدیل کرده و دانشجویان را از تأثیرات منفی استرس رها کند نوع راهبرد اتخاذ شده برای مقابله با آن است. مهارت­های مقابله روش­های خاصی هستند که افراد به شرایط استرس­زا پاسخ می­دهند(موربرگ[30] و همکاران،2001).

فولکمن و لازاروس مقابله را فرآیندی پیچیده می­دانند که با توجه به ارزیابی­هایی که فرد از موقعیت استرس­زا و فشارهای آن موقعیت دارد، تغییر می­کند و تلاش­های رفتاری شناختی فعال فرد را دربرمی­گیرد. پژوهشگران معتقدند که بیشتر مردم ترجیح می­اهند تا از روش­های مقابله­ای خاصی در موقعیت­های استرس­زا استفاده کنند که در واقع مجموع این راهبردها، مهارتهای مقابله­ای فرد را شکل می­دهد(حمید، یو و لانگ، 2003).

اندلر و پارکر[31] (1990) بر اساس تحقیقی به منظور بررسی فرایند مقابله عمومی ، افراد را بر حسب سه نوع اساسی مهارت مقابله متمایز می‌کنند : مهارت مقابله مسأله مدار[32] ، مهارت مقابله هیجان مدار[33] و مهارت مقابله اجتنابی[34] .

مهارت مقابله مسئله مدار شیوه­هایی را توصیف می‌کند که بر اساس آن فرد اعمالی را که باید برای کاهش یا از بین بردن یک عامل تنیدگی زا انجام دهد ، برنامه ریزی می‌کند؛ راهبردهای مقابله‌ای هیجان مدار عبارتند از تنظیم پاسخ هیجانی فرد در برابر مسأله ؛ در صورتی كه موقعیت یا رویداد ، غیرقابل تغییر باشد و یا فرد چنین تصوری داشته باشد در این حالت از راهبرد هیجان مدار استفاده می نماید ( بند و درایدن[35] ، ۲۰۰۴) . مهارت مقابله اجتنابی مستلزم فعالیت ها و تغییرات شناختی است که هدف آنها اجتناب از موقعیت تنیدگی‌زا می‌باشد . در این حالت فرد به دنبال برگرداندن آرامش به هم خورده ای است که به خاطر موقعیت فشارزا ، به وجود آمده است و کوشش می کند تا خود را از آشفتگی‌های موجود برهاند (کلینکه ، 1387)

درک واکنش­ها و راهبردهای مقابله و تأثیر آن بر کیفیت زندگی حوزه­ای است که برای همه اهمیت دارد. مهارتهای مقابله به طور معنادار با کیفیت زندگی مرتبط بوده است. افرادی که از نظر هیجانی دارای اشتغال ذهنی بودند یا آنهایی که رویکرد مقابله­ای غیرفعال­تر را برای مقابله به کار می­بردند سطوح پایین­تر کیفیت زندگی را گزارش می­دادند(تاچمن، 2007).پیترز و همکاران(2008) نشان دادند که راهبردهای مقابله­ای واکنش هیجانی و اجتنابی با کیفیت پایین زندگی مرتبط هستند. پژوهش­های اخیر نشان داده­اند که نوع راهبردهای مقابله مورد استفاده به وسیله فرد بهزیستی روان­شناختی را تحت تأثیر قرار می­دهد. آریندل[36] و همکاران(2003) دریافتند در بررسی رابطه بین بهزیستی روان­شناختی و سلامت عمومی به این نتیجه رسیدند که با افزایش بهزیستی روان­شناختی سلامت عمومی نیز تحت تأثیر قرار گرفته و افزایش می­یابد.ایرلند و ایرلند(2005) نیز نشان دادند که مهارتهای مقابله­ای نقش پیش­بینی کننده­ای در سلامت روان­شناختی دارد.

با توجه به الگوی فولکمن و لازاروس در فرآیند مقابله، فرد با بهره گرفتن از راهبرد مقابله­ای مسئله­مدار از مهارتهای شناختی برای حل مشکل استفاده می­کند، یعنی راه های مقابله با مشکل بررسی شده و در واقع با یافتن راه حل مناسب برای مشکل رضایت روان­شناختی شناختی برای فرد فراهم می­شود(لازاروس و فولکمن،1984) که حوزه شخصی رضایت و افزایش کیفیت زندگی  و به دنبال آن بهزیستی روان­شناختی می­تواند محصول این فرآیند مقابله­ای باشد و نیز استفاده از راهبرد مقابله­ای کارآمد مسئله­مدار موجب کاهش تنش در افراد می­شود(پرلاین و اسکولار،1999) که وجود سطح تنش پایین هم موجب استفاده مناسب از مهارتهای شناختی و افزایش آرامش روانی در برخورد با مشکل می­شود و در نتیجه رضایت بیشتری را برای فرد فراهم می­سازد و در نتیجه باعث افزایش بهزیستی روان­شناختی در افراد می­گردد.

این پژوهش با هدف قرار دادن جامعه دانشجویان، قشری که استرس­های زیادی را تحمل می­کنند،که در پژوهش­های مختلفی مانند شریفی1383و بیاتی و همکاران(1387)  تایید شده است و همچنین توجه به متغیر کیفیت زندگی و نقش آنها در پیش بینی بهزیستی روانشناختی قصد دارد بینش جدیدی را در خصوص موضوع مورد مطالعه بدست آورد.بنابراین هدف پژوهش حاضر «پیش بینی بهزیستی روان­شناختی افراد بر اساس  کیفیت زندگی و مهارتهای مقابله­ای در دانشجویان »دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه است.

اهمیت و ضرورت پژوهش

پژوهش­های زیادی درخصوص رابطه مهارتهای مقابله و کیفیت زندگی انجام شده است و پیامدهای ناخوشایند آن انجام شده است. پژوهش­هایی نیز در خصوص نوع شیوه اتخاذ شده برای مقابله با استرس و نتایج هر کدام از آنها انجام شده است. اما بشتر این پژوهش­ها در جمعیت­های دارای بیماری خاص و در عین حال در جامعه­ای غیر از جامعه ایران انجام شده است.

کیفیت زندگی به واسطه نقشی که در سلامت روانی افراد دارد از اهمیت زیادی برخوردار است به خصوص اینکه یکی از عواقب عمده کاهش کیفیت زندگی را افزایش مشکلات روان­شناختی ذکر کرده­اند.

امروزه دانشجویان به دلیل نقش مهمی که در اداره آینده کشور دارند یکی از قشرهای مهم جامعه به شمار می­آیند. چون این قشر از جامعه است که در آینده متخصصان در زمینه­های گوناگون علمی، فنی و هنری بوده و مدیران اصلی در اداره کشور و هدایت سایر اقشار جامعه به سمت کمال و اهداف کشور هستند.منابع مقابله نامناسب ممکن است به نتایج اجتماعی ضعیف مانند عملکرد آموزشگاهی، مشکلات رفتاری، افسردگی، خودکشی، اختلالات خوردن و خشونت منجر شود و در نهایت موجب پایین آمدن کیفیت زندگی و بهزیستی روان­شناختی می­شود. دانشجویانی که از مقابله شناختی استفاده می­کنند اقدامات هدفدار و مسئله­مدار را برای حل مسئله، سازمان­بندی مجدد ذهنی از مسائل و کوشش در تغییر موقعیت با تأکید بر مسئله برنامه­ریزی و حل مسئله انجام می­دهند.

از طرف دیگر برآورده کردن انتظارات آموزشگاهی و وظایف گوناگون شغلی و گاها متأهل بودن برخی از آنان ممکن است که آنها را با فشار روانی موجه کرده و کیفیت زندگی آنها را به طور منفی تحت تأثیر قرار دهد و رضایت زندگی و بهزیستی روانشناختی این افراد را پایین آورد. با توجه به اینکه    پژوهش­های انجام شده نمایانگر بروز برخی حالات و رفتارهای نامساعد روان­شناختی نظیر اضطراب، افسردگی در محیط دانشگاهی هستند.با توجه به اینکه قسمت اعظمی از نیروی انسانی ما را جوانان تشکیل می دهند، و یکی از بهترین قشرهای جوانان دانشجویان می باشد، شناخت ویزگی های روانی و تاثیر مداخلات رانپزشکی و مشاوره ای در این افراد در سطح دانشگاه ها پدیده ای نوین می باشد ،بنابراین شناخت عواملی که بتواند کیفیت زندگی این قشر را افزایش دهد مهم تلقی شده و باید مورد تأیید قرار گیرد.

تعداد صفحه :98

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه بررسی اثر راهبردهایِ کنارآمدن با فشارِ روانی(بر اساسِ مدلِ لازاروس)

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی

پایان نامه جهت دریافت درجه کارشناسی ارشد

عنوان:

بررسی اثر راهبردهایِ کنارآمدن با فشارِ روانی(بر اساسِ مدلِ لازاروس) بر میزانِ خودکنترلی و سلامت روان: مدلی برایِ ارتقاء سلامتِ روان بر اساسِ نظریۀ علاقۀ اجتماعیِ آلفرد آدلر

1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

. 1

فصل اول: کلیات پژوهش… 6

مقدمه. 6

بیان مسئله. 10

اهمیت و ضرورت پژوهش… 15

اهداف پژوهش… 20

فرضیه های پژوهش… 21

تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها 21

تعاریف مفهومی.. 21

راهبردهای مقابله ای.. 21

خودکنترلی.. 22

سلامت روان. 23

تعاریف عملیاتی.. 23

راهبردهای مقابله ای.. 23

خودکنترلی.. 23

سلامت روان. 24

فصل دوم. 24

پیشینه و ادبیات پژوهش… 24

بخش اول: پیشینه نظری.. 25

مفهوم سلامت روان: 25

نظریه مکتب زیگموند فروید: 27

نظریه کارل یونگ: 27

نظریه اریک اریکسون: 28

نظریه اریک فروم : 28

نظریه آبراهام مازلو: 29

ویکتور فرانکل : 30

نظریه روانشناسی فردی آدلر: 31

ارتباط سبک زندگی و بعد مثبت تعریف سلامت روان. 31

ارتباط سلامت روان با نحوه جبران حقارت آدلری.. 34

سبک زندگی ناکارآمد و سلامت روانی پایین.. 35

نابهنجاری روانی از دیدگاه آدلر. 37

گرایشهای محافظ.. 39

علاقه اجتماعی.. 40

حمایت اجتماعی.. 42

مفهوم سازی حمایت اجتماعی.. 43

انواع حمایت اجتماعی.. 45

کارکردهای کلی حمایت اجتماعی.. 45

نقش های کارکردی حمایت اجتماعی در محدوده فرایند استرس و مقابله. 47

الگوهای مربوط به کارکردهای ضربه گیرانه حمایت اجتماعی در برابر استرس… 49

سبک های مقابله ای.. 51

علاقه اجتماعی، و سبک های مقابله. 57

نظریه های مقابله با استرس… 60

الگوی مبتنی بر پاسخ استرس… 60

الگوی مبتنی بر محرک استرس… 62

الگوی تبادلی استرس… 64

خودکنترلی.. 67

پیشینه پژوهش… 70

پیشینه پژوهش های خارجی.. 70

پیشینه پژوهش های داخلی.. 80

فصل سوم. 84

روش پژوهش… 84

روش پژوهش… 85

جامعه آماری، نمونه و روش نمونه گیری.. 85

ابزار گردآوری اطلاعات.. 86

پرسشنامه راهبردهای مقابله ای: 86

ب) مقیاس خودکنترلی.. 87

سلامت عمومی: پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ) 88

روش اجرا 89

روش تجزیه و تحلیل داده ها 90

رعایت اخلاق پژوهش… 91

مقدمه

بالغ بر سه دهه قبل، قلمرو مطالعاتی استرس و مقابله با هدف بازشناسی تعامل پویای بین فرد و محیط پدید آمد (موس[1]، 2002). برای چندین سال، محققان علاقمند به مطالعه علمی محیط، به منظور عینی سازی و کمی سازی محیط اطراف، تعداد رخدادهای منفی زندگی افراد و گرفتاری های روزانه آنها را در طول یک ماه گذشته بررسی کردند.

بررسی­ها نشان می­دهند که تنیدگی و استرس با بیماری روانی و مشکلات روانی ارتباط مثبت دارد (اسریواستاوا[2]،1991). افراد غالباً در مواجهه با عوامل استرس­زا، طیف گسترده­ای از راهبردهای مقابله­ای را مورد استفاده قرار می­دهند. این­که کدام راهبرد مقابله­ای به­کار گرفته شود، تا حدود زیادی به ماهیت علل استرس­زا و مشکلاتی که توسط آن ایجاد می­شود، بستگی دارد. تحقیقات بیلینگ[3] و موس (1982) نشان می­دهد که مردم عموماً مایلند مقابله مسأله مدار را بیشتر از روش هیجان­مدار به­کار برند. مقابله مسأله­مدار در موقعیت­هایی که می­توان کارهای سازنده انجام داد، به­کار می­رود و مقابله هیجان مدار اساسأ بعد از رویدادهایی به­کار می­رود که نمی­توان موقعیت را تغییر داد

بر خلاف نظریه های دیگر استرس، الگوی تبادلی استرس، الگوی رابطه بین فرد و محیط را ـ که به مثابه یک رابطه متقابل تلقی می­شودـ، بررسی می­کند (لازاروس و فولکمن[4]، 1998). در یک رویکرد مرجح تر درباره تعریف استرس، بر تعامل بین فرد و محیط تاکید شده است. در الگوی تبادلی لازاروس و فولکمن (1984)، فرایند استرس به مثابه رابطه ویژه بین فرد و محیط تلقی می­شود که در طی آن فرد مطالبات محیطی اثرگذار بر بهزیستی خود را از منابع فردی خویش، فراتر ارزیابی می­کند. دیو[5] (1989) پیشنهاد کرد تعریف تبادلی استرس به سه دلیل از تعاریف مبتنی بر پاسخ-محرک متفاوت می­باشد:1) استرس فقط نتیجه یک موقعیت یا یک پاسخ نیست، 2) فرایند استرس مستلزم تبادل بین فرد و محیط است و 3) مقابله و انطباق، قسمت های آشکار تبادل بین فرد و محیط می­باشند که در شکل گیری تجارب استرس زا اثرگذارند.

پاین[6] (2001) بیان می کند که در رویکرد تبادلی بر ادراک فرد از مطالبات محیط (یا عوامل استرس زا) و منابع فردی برای مقابله (برای مثال حمایت اجتماعی) ـ که به مثابه مهمترین عوامل تعیین کننده بهزیستی قلمداد می شوند ـ، تاکید می شود. در این رویکرد فرض می شود که افراد به طور مستمر محیط اطراف خود را ارزیابی می کنند و استرس، نتیجه ادراک فرد از عدم انطباق بین مطالبات ادراک شده و منابع در دسترس برای مقابله با آن مطالبات می باشد.

با این وجود، محققان علاقمند به قلمرو مطالعاتی حمایت اجتماعی از نظریه های استرس و مقابله نیز تاثیر پذیرفته اند (دانکل ـ اسچتر[7]، فولکمن و لازاروس، 1987). در این چارچوب، حمایت اجتماعی به مثابه تبادلات بین فردی وابسته به استرس تلقی می شود که از طریق آن، اعضای شبکه، در مواجهه با یک مساله از یکدیگر حمایت لازم را به عمل می آورند. در این معنا، حمایت اجتماعی در مواجهه با یک عامل استرس زا به مثابه یک راهبرد مقابله ای تلقی می شود (لیبرمن[8]، 1986).

خودکنترلی یکی دیگر از عوامل مطرح شده در نظریه های روانشناختی مرتبط با راهبردهای مقابله ای است. خودكنترلی عبارت است از تعارض درون فردی بین منطق و هوس، بین شناخت و انگیزه و بین برنامه ریز درونی و عمل كننده درونی، كه غلبه قسمت اول هر كدام از این زوج ها بر قسمت دوم است (راچلین[9]، 1995). ساسمن، دنت و لیو[10] (2003) در پژوهش خود كه با یك نمونه1050 نفری انجام گرفت. در یك مطالعه طولی كه توسط آدابرادوتیر و رافنسون[11] (2002) انجام گرفت نشان داده شد دانش آموزانی كه رفتارهای ضد اجتماعی بیشتری دارند سطح خودكنترلی كمتری دارند و در خطر بیشتری برای مواجهه و مشکلات رفتاری قرار دارند. اسودی[12] (1999) خودكنترلی پایین را به عنوان یك عامل كلیدی برای  مشکلات رفتاری در میان جوانان معرفی نمود. همچنین، شواهد تجربی مختلف به منظور تبیین تفاوت‌‌های فردی در الگوی پاسخ‌های رفتاری و شناختی دانش آموز در مواجهه با موقعیت‌های پیشرفت تحصیلی اعم از: مطالعه، یادگیری و امتحان، بر نقش با اهمیت خودکنترلی در حفظ توجه و دقت (مارچند، گوین، گاتیرز و آنتونیو[13]، 2012) و همچنین بر نقش منابع اطلاعاتی چندگانه مانند: باورهای خودکارآمدی (تیموتی[14]، 2004)، اهداف پیشرفت (پکران[15]، 2009)، ارزیابی‌های شناختی (شوجی، هاریگان، وول، استیون و میلر[16]، 2010) و خودنظم جویی تحصیلی(دانیلز[17] و استاپنیسکی[18]، 2012)، بیش از پیش تاکید کرده‌اند. نظریة کنترل ـ ارزش[19] هیجان‌های تحصیلی یا پیشرفت پکران، 2002، به مثابه یکی از مطمئن­ترین و پراستنادترین دیدگاه­های نظری دربارة هیجان‌ها در موقعیت­های آموزشی بر بنیادهای نظری مرتبط بر الگوی اثرگذاری هیجان‌ها بر موقعیت‌های آموزشی متمرکز است. نظریة کنترل ـ ارزش یک دیدگاه شناختی اجتماعی دربارة انتظارات فراگیران و معلمان فراهم می­آورد. این نظریه مفروضه­های رویکردهای نظری کنترل-ارزش را انسجام می­بخشد. در این نظریه فرض می­شود که ارزیابی­های کنترل و ارزش مرتبط با یادگیری، آموزش و پیشرفت در پیش­بینی الگوی تجارب هیجانی فراگیران و معلمان دارای اهمیت بالایی است (مگنو[20]، 2010).

رویکردهای درمانی مختلفی به طور گسترده در زمینه درمان و بهبود بخشیدن به سلامت روانی افراد به کار رفته‌اند، یکی از این رویکردها رویکرد آموزشی خودکنترلی می باشد که در افزایش سلامت روانی و درمان برخی از اختلالات اعصاب و روان می‌تواند موثر باشد. گرانت[21]، استینسون[22] و هارفورد[23](2001)  خودکنترلی را به عنوان یک فرآیند شناختی- رفتاری برای شناسایی راه حلهای موثر برای حل مشکلات خاص که افراد در زندگی روزمره با آن مواجه می شوند، تعریف می کنند. این فرآیند، انواع پاسخهای بالقوه موثر برای سروکار داشتن با موقعیت مسئله ساز را در دسترس  قرار می­دهد و احتمال انتخاب مؤثرترین پاسخ از میان این راه حل های متناوب را افزایش می دهد. طبق مدل دی زوریلا، پیامدهای حل مسئله در جهان واقعی عمدتاً بوسیله دو فرآیند عمده نسبتاً مستقل یعنی گرایش به مسئله و حل مسئله تعیین می شود. نتایج پژوهش های مختلف حاکی از آن است که سازش یافتگی اجتماعی، تحت تأثیر تفکر مبتنی بر حل مسئله اجتماعی است؛ به عبارت دیگر، غنی سازی محیط اجتماعی از لحاظ مهارت های حل مسئله اجتماعی، می تواند سبب شکل گیری سازگاری اجتماعی شود (تگلاسی و راتمن[24]، 2001). محققین بسیاری (هاروی، فلچر و فرنچ[25]، 2001؛ پاکسلاتی و کلتیکانگاس-جاروینن[26]،2000) معتقدند که الگوهای نادرست در پردازش اطلاعات اجتماعی، راهبردهای حل مسئله اجتماعی و استدلال اجتماعی در شکل گیری سازش نایافتگی، نقش عمده ای ایفا می کنند.

نقش نظریه انسجام اجتماعی[27] و نظریه تعامل نمادین[28] در فراهم آوردن برخی زمینه های نظری اولیه درباره قلمرو مطالعاتی حمایت اجتماعی اجتناب ناپذیر می باشد. نظریه انسجام اجتماعی توضیح می دهد که مشارکت در یک جامعه منسجم، افراد را در برابر کارکردهای مختل کننده و آشفته حمایت می کند (پیرخائفی، 1393). طبق نظریه تعامل نمادین، مشارکت در روابط اجتماعی، به ویژه مشارکت در روابط نزدیک و قوی، با فراهم آوردن بستر لازم برای شکل گیری هویت های ثابت و ادراک از خود مثبت، بر بهزیستی روان شناختی اثرگذارند (تویتس[29]، 1995).

بیان مسئله

در نظریه تبادلی استرس و مقابله[30] (لازاروس و فولکمن، 1984)، راهبردهایِ کنارآمدن با فشارِ روانی به چگونگی رابطه بین فرد و محیط اطلاق می شود (مک کانی ـ راسل و سالیوان[31]، 1999). در این مقابله یا کنارآمدن، عوامل گوناگونی می توانند موثر باشند که خودکنترلی، حمایت اجتماعی و سلامت روان از آن جمله اند. در پژوهش حاضر بر بررسی رابطه خودکنترلی و راهبردهایِ کنارآمدن با فشارِ روانی مبتنی بر مدل لازاروس پرداخته می شود و همچنین رابطه راهبردهایِ کنارآمدن با فشارِ روانی  با سلامت روانی از طریق حمایت اجتماعی مبتنی بر مدل آدلر مورد بررسی قرار می گیرد.

حمایت اجتماعی به میزان برخورداری از محبت، مساعدت و توجه اعضای خانواده، دوستان و سایر افراد اشاره دارد (کوب،1986) یافته­های تحقیقات مختلف نشان می­دهد که استفاده از حمایت اجتماعی مختلف با افزایش و یا کاهش سطوح استرس ارتباط دارند. لذا یک رویکرد ترکیبی که شامل برنامه­های مبارزه با استرس و حمایت اجتماعی است، می­بایست به­عنوان یک برنامه عملی در کاهش استرس مورد ارزیابی قرار گیرد (کسلوایتز، 1989).  

مفهوم خودکنترلی[32] که در سال (1974) توسط اشنایدر[33] گسترش یافت، به این معنی است که یک شخص در مقابل امیال خود چه قدر انعطاف​پذیر یا چه قدر پایدار است (کاشال و کوانتس[34]، 2006). خودكنترلی عبارت است از تعارض درون فردی بین منطق و هوس، بین شناخت و انگیزه و بین برنامه ریز درونی و عمل كننده درونی، كه غلبه قسمت اول هر كدام از این زوج ها بر قسمت دوم است (راچلین[35]، 1995). وجود خود کنترلی برای موفقیت در بسیاری از حوزه​های زندگی بسیار حساس و ضروری است. خود کنترلی به نظر می​رسد حتی پیش​بین بهتری برای سلامت روان می​باشد (داکورث و سلیگمن[36]، 2006).

سلامتی حالتی از به­زیستی کامل جسمانی و روانی و اجتماعی است و نه فقط نبود بیماری یا کسالت (بلدر[37] و فالن[38]، 1995؛ به نقل از حسین زاده بازرگانی، 1382). سلامت روانی شامل سازش انسان­ها با محیط و با یکدیگر در حالتی که حداکثر رضایت و خشنودی را دارند، می­دانند. سلامت روان[39] مفهومی است که چگونگی احساس، تفکر و عملکرد فرد را در مواجهه با موقعیت های زندگی نشان می دهد و به درک فرد از خود و زندگی اش بستگی دارد. در حقیقت سلامت روان چیزی بیش از عدم وجود بیماری روانی است (اندرو ساپینگتون، 1379). همچنین بسته به میزان برخورداری از سلامت روان عملکرد ما در کنترل استرس، برقراری ارتباط با دیگران، ارزیابی ها و انتخابمان متفاوت است (دانیل و استاپنیسکی [40]، 2012). سلامت روان بیانگر وضعیت سلامت فرد از نظر جسمانی و روانی می باشد و ضعف در آن با مجموعه علائم جسمانی، اضطراب و اختلال خواب، اختلال در كنش اجتماعی و افسردگی شدید مشخص می شود (اسپیس و جورجینا[41]، 2012). سازمان بهداشت جهانی [42] (2004) سلامتی را “رفاه جسمی، روانی و اجتماعی، نه فقط فقدان بیماری یا ناقص بودن” تعریف می کند و بر این نکته تاکید دارد که هیچ یک از این ابعاد بر دیگری اولویت ندارد. فردی با سلامت روانی از سه ویژگی عمده از جمله احساس راحتی، احساس درست نسبت به دیگران و قدرت تامین نیاز های زندگی برخوردار است.

طبق دیدگاه شناختی –رفتاری ها نقص سلامت روان، محصول برخورد نادرست در تعامل با خود و محیط است. در این دیدگاه نقص سلامت روان، حاصل سازوكارهای مقابله‌ای ناسازگارانه‌ای هستند كه با افزایش مهارتهای حل مساله و مهارتهای مقابله‌ای، می‌توان آنها را كاهش داد

تعداد صفحه :139

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه  بررسی اثر بخشی تحلیل رفتار متقابل بر تعارضات زناشویی، سبک های عشق ورزی، هوش هیجانی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی

 واحد شهرکرد

دانشكده علوم انسانی

 پایان‌نامه برای دریافت درجه كارشناسی‌ارشد

در رشته روانشناسی عمومی

 بررسی اثر بخشی تحلیل رفتار متقابل بر تعارضات زناشویی، سبک های عشق ورزی، هوش هیجانی و هوش معنوی زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره اصفهان

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست

فصل اول. 2

مقدمه. 3

1-1-بیان مسئله. 6

1-2-اهمیت و ضرورت پژوهش.. 8

1-2-1-اهمیت پژوهش.. 8

1-2-2- هوش معنوی.. 13

1-2-3- هوش هیجانی. 16

1-2-4- تعارض زناشویی. 16

1-2-5- سبک های عشق ورزی زوجین. 17

1-3-اهداف پژوهش.. 18

1-3-1- هدف کلی. 18

1-3-2- اهداف جزئی. 18

1-4-فرضیه های پژوهش.. 19

1-4-1- فرضیه کلی. 19

1-4-2- فرضیه های فرعی. 19

1-5-تعاریف نظری.. 19

1-5-1- تعریف نظریه درمان گروهی. 19

1-5-2- تعریف نظری رویكرد تحلیل رفتار متقابل (TA) 20

1-5-3-تعریف نظری تعارض… 20

1-5-4-تعریف نظری سبک های عشق ورزی.. 20

1-5-5-تعریف نظری هوش هیجانی. 20

1-5-6-تعریف نظری هوش معنوی.. 20

1-6-تعریف عملیاتی. 21

1-6-1- تعریف عملیاتی آموزش تحلیل رفتار متقابل. 21

1-6-2- تعریف عملیاتی بهبود رفتار زوجین. 21

1-6-3- تعریف عملیاتی تعارض زناشویی زوجین. 21

1-6-4- تعریف عملیاتی سبک های عشق ورزی.. 21

1-6-5-تعریف عملیاتی هوش هیجانی. 22

1-6-6-تعریف عملیاتی هوش معنوی.. 22

فصل دوم 23

2-1-تحلیل رفتار متقابل. 24

2-2-الگوهای حالات نفسانی («والد»-«بالغ» -« کودک») 28

2-2-1-«والد». 28

2-2-2-«بالغ». 29

2-2-3-«کودک». 31

نمودار تحلیل کنشی حالات نفسانی.. 32

نمودار تشخیص حالات نفسانی: اریک برن برای تشخیص حالات نفسانی چهار روش ارائه داده است. که به شرح زیر میباشد. 33

2-3-آلودگی. 35

2-3-1- آلودگی به والد 35

تصویر3. آلودگی به والد. 36

2-3-2- آلودگی به کودک.. 36

تصویر 4. آلودگی به کودک.. 36

2-3-3- آلودگی دو طرفه. 36

تصویر 5. آلودگی دو طرفه. 37

2-4-طرد یا برون راندن. 37

2-4-1-طرد والد 37

تصویر6. طرد والد. 37

2-4-2-طرد بالغ. 38

تصویر 7. طرد «بالغ » 38

2-4-3- طرد کودک.. 38

تصویر 8. طرد کودک.. 38

2-5-روابط متقابل. 39

2-5-1-روابط متقابل مکمل. 40

تصویر شماره 9. 41

2-5-2-روابط متقابل متقاطع. 41

تصویر 10  ارتباط متقاطع «والد» به «کودک»، «بالغ» به «بالغ» 42

محاوره متقاطع نوع دو=   واکنش انتقال متقابل                             محاوره متقاطع نوع یک =واکنش انتقال    تصویر 11. محاوره های متقاطع نوع یک و دو  43

انگیزه از طرف شوهر یک انگیزه «بالغ » بود اما زن پاسخ را به «والد» کشاند. این نکته ما را به قانون دوم ارتباطات در «تحلیل رفتار متقابل » می رساند: وقتی انگیزه و پاسخ در طرح «والد- «بالغ »- کودک» خطوط متقاطع به وجود می آورند رفتار متقابل متمم نیست بلکه متقاطع است و ارتباط متوقف می شود (تامس و هریس به نقل از فصیح 1390). 43

2-3-1-روابط متقابل همراه با پیامهای پنهان. 43

2-4-نوازش.. 45

2-4-1-صمیمیت.. 47

2-4-2-انزوا 48

2-4-3-مراسم و مناسک… 48

2-4-4- وقت گذرانی ها 48

2-4-5-فعالیتها 49

2-4-6- کلک بازی ها 49

2-5- ریشه های پیش نویس.. 51

2-5-1-پیش نویس بازنده 52

2-5-2-پیش نویس غیر برنده 52

جدول وضعیت های زندگی.. 53

2-5-3-آلبوم بازیهای مورد علاقه خانواده 60

2-5-4- مثلث نمایشی کارپمن. 60

تصویر 12 مثلث نمایش کارپمن.. 61

2-6- تحلیل رفتار متقابل و درمان. 61

2-6-1-نادیده انگاشتن، برداشت غلط، همزیستی. 62

2-6-1-1- برداشت غلط. 62

2-6-1-2-نادیده انگاشتن. 63

2-6-1-3- همزیستی. 63

2-6-2-تخریب، تمبر و بازیهای روانی. 63

2-6-3 استقلال و خود پیروی.. 64

2-7-فرض های فلسفی نظریه «تحلیل رفتار متقابل» TA)) 65

2-8-ارتباط باز. 67

2-9-کاربرد، اهداف تغییرات در «تحلیل رفتار متقابل» T.A)) 68

2-10-دستورالعمل درمان. 69

2-10-1- درمانگران پیرو مکتب «تحلیل رفتار متقابل». 70

2-10-2-مکتب تصمیم مجدد 70

2-10-3-مکتب نیرو گذاری روانی. 70

2-10-4-فراسوی «سه مکتب». 71

2-10-5-تعریف گروه 73

2-10-6-روان درمانی گروهی. 73

2-10-7-گروه درمانی با رویکرد «تحلیل رفتار متقابل». 74

2-10-8-وظایف درمانگر در رویکرد «تحلیل رفتار متقابل». 75

2-10-9- هدف درمان با رویکرد «تحلیل رفتار متقابل». 75

2-11-تعارض… 76

2-11-1-مقدمه ای بر تعارضات زناشویی. 76

2-11-2-منابع تعارض… 79

2-11-3-سبك های تعارض زناشویی. 80

2-11-4-ابعاد تعارضات زناشویی. 81

2-11-5-اثرات مخرب تعارض… 82

2-11-6-اهمیت ارتباط صحیح در حل تعارضات زناشویی. 83

2-12-سبک های عشق ورزی.. 85

2-12-1-مقدمه ای بر عشق و سبک های عشق ورزی.. 85

جدول 1. انواع سبك های عشق ورزی از دیدگاه «لی» 91

2-13-هوش هیجانی. 94

2-13-2-راهبردهای افزایش هوش هیجانی. 101

2-14-هوش معنوی.. 106

2-15-تحقیقات انجام شده در داخل و خارج کشور. 116

2-15-1-تحقیقات انجام شده در داخل کشور در مورد تحلیل رفتار متقابل. 116

2-15-2-تحقیقات انجام شده در خارج در مورد تحلیل رفتار متقابل. 122

2-15-3-پیشینه تعارض در داخل و خارج کشور بر اساس ارتباط متقابل. 125

2-15-4-بررسی پیشینه تاریخی اثر بخشی آموزش تحلیل رفتار متقابل بر سبک های عشق ورزی.. 127

2-15-4-2-بررسی خورده مقیاس ها  سبک های عشق ورزی در مطالعات داخلی وخارجی. 128

2-15-5-بررسی هوش هیجانی در مطالعات داخلی و خارجی. 130

2-15-6-بررسی هوش معنوی در مطالعات داخلی و خارجی. 132

فصل سوم 134

3-1- مقدمه. 135

3-2- روش‫شناسی تحقیق. 136

3-3 روش پژوهش.. 136

3-4 جامعه مورد مطالعه. 137

3-5 حجم نمونه و شیوه نمونه گیری.. 137

3-6 ابزارهای اندازه گیری.. 138

3-6-1-پرسشنامه تعارضات زناشویی. 138

3-6-1-1-روش نمره دهی و تفسیر. 138

3-6-1-2-اعتبار (پایایی) و روایی. 139

3-6-2-مقیاس نگرشهای مربوط به عشق(LAS) 139

3-6-3-پرسشنامه هوش هیجانی بار- آن (EQ-i) 141

3-6-3-1-مقیاس های آزمون هوش هیجانی عبارتند از. 142

3-6-3-2- پایایی. 144

3-6-3-3-روایی. 145

3-6-3-4- روش اجراء نمره گذاری (EQ-i) 146

3-6-3-5-تفسیر نتایج. 147

3-6-4-پرسشنامه هوش معنوی کینگ (SISRI) 148

3-6-4-1 نمره گذاری پرسشنامه هوش معنوی کینگ (SISRI) 148

3-7- قابلیت اعتماد و اعتبار ابزار پژوهش.. 149

3-7-روش اجرای تحقیق. 150

3-8-روش تجزیه و تحلیل داده ها 151

فصل چهارم. 152

4-1- مقدمه. 153

4-2- قسمت اول: تحلیل اطلاعات جمعیت شناختی یافته ها 154

4-3 یافته های توصیفی پژوهش.. 156

4-4 پیش فرضهای آماری.. 164

4-4-1-پیش فرض نرمال بودن. 164

4-4-2-پیش فرض تساوی واریانسها 165

4-5 یافته های استنباطی فرضیه های اصلی پژوهش.. 166

4-5-1 فرضیه اصلی اول. 166

4-5-2 فرضیه اصلی دوم 167

4-5-3 فرضیه اصلی سوم 168

4-5-4 فرضیه اصلی چهارم 169

4-6 یافته های استنباطی فرضیه های فرعی پژوهش.. 169

4-6-1 فرضیه فرعی اول. 169

4-6-2 فرضیه فرعی دوم 171

4-6-3 فرضیه فرعی سوم 173

4-6-4- فرضیه فرعی چهارم 174

فصل پنجم. 177

5-1- مقدمه. 178

5-2- خلاصه پژوهش.. 179

5-3- بحث و نتیجه گیری یافته ها 179

5-3-1- فرضیه اصلی اول. 179

5-3-2-فرضیه اصلی دوم 182

5-3-3-فرضیه اصلی سوم 184

5-3-4-فرضیه اصلی چهارم 187

5-3-5-فرضیه فرعی اول. 191

5-3-6-فرضیه فرعی دوم 194

5-3-7-فرضیه فرعی سوم 195

5-3-8-فرضیه فرعی چهارم 196

5-4- محدودیت های پژوهش.. 198

5-5- پیشنهادهای پژوهش.. 199

5-5-1- پیشنهادات پژوهشی. 199

5-5-2- پیشنهادات کاربردی پژوهش.. 200

چکیده

در سال های اخیر زوجین با مشکلات جدیدی مواجه گرده ایده اند که ضرورت توجه بیشتر به روابط زوجین را در پژوهش های مرتبط برجسته می سازد. بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش گروهی به روش تحلیل رفتار متقابل بر تعارضات زناشویی، سبک های عشق ورزی، هوش هیجانی و معنوی زوجین شهر اصفهان بود. روش پژوهش حاضر به دلیل عدم نمونه گیری احتمالی، نیمه تجربی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش را زوجین ارجاع داده شده به شوراهای حل اختلاف شهر اصفهان تشکیل می دادند. نمونه آماری این پژوهش شامل 32 زوج بود که به روش نمونه گیری غیراحتمالی در دسترس انتخاب شده و به صورت گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گواه گمارده شدند. سپس گروه آزمایش مداخلات آموزشی مربوط به تحلیل رفتار متقابل را در طی 10 جلسه آموزشی دریافت نمودند، در حالی که گروه گواه از دریافت این مداخله در طول فرایند پژوهش بی بهره بود. ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه تعارضات زناشویی، سبک های عشق ورزی، هوش هیجانی و هوش معنوی بود. داده های جمع آوری شده بوسیله تحلیل کواریانس چند و تک متغیره توسط بسته نرم افزاری SPSS20 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج تحلیل چند متغیره نشان داد آموزش تحلیل روابط متقابل توانسته منجر به کاهش معنادار تعارضات زناشویی، افزایش سبک های عشق ورزی، هوش هیجانی و هوش معنوی زوجین گروه آزمایش در مرحله پس آزمون شود(001/0=P). طبق یافته های این مطالعه می توان گفت مشاوره گروهی به شیوه تحلیل ارتباط متقابل، روش مناسبی برای کاهش تعارضات زناشویی، افزایش سبک های عشق ورزی، هوش هیجانی و هوش معنوی زوجین بوده است و می توان از این روش در تغییر مولفه های روان شناختی زوجین بهره برد.

کلید واژگان: تحلیل ارتباط متقابل، تعارضات زناشویی، سبک های عشق ورزی، هوش هیجانی و معنوی، زوجین

مقدمه

من کیستم؟ این دشوارترین، پیچیده ترین و مهمترین پرسشی است که همواره ذهن و روح بشر را در طول تاریخ به خود مشغول داشته و رویای یافتن پاسخ قانع کننده به این پرسش، از شیرین ترین آرزوهای بشر بوده است از میان باورها و ارزشیابی ها ی ما، هیچکدام مانند قضاوت و طرز فکر مادر مورد خودمان مهم و اساسی نیست و شاید بتوان گفت زیر بنای همه ارزیابی های ما از هستی، نوع نگاه ما به خودمان است. ما عصاره و نماینده ای از کل آفرینش هستیم؛ از حیث کرامت جایگاه و مرتبه وجودی، آزاد اندیشی و در برداشتن تمامی استعدادهایی که برای کامل شدن و وصال لازم است. از این رو شناخت خود یعنی شناخت نماینده ای زیبا از کل هستی. به خصوص زمانی که احساس میشود، مکاتب (ایسم های) حاکم بر دنیا، پاسخ قانع کننده ای که در خور روح انسان باشد، به این پرسش او نداده اند. بنابراین لازم است هر زبانی و هر قلمی با هر روشی که می تواند، در رساندن بشر به پاسخ حقیقی این پرسش یاری رساند. یکی از کسانیکه در این خدمت موثر بود استاد بزرگ دکتر اریک برن بود(خودشناسی، بی باک،1393). رویكرد تحلیل رفتار متقابل، به اشخاصی كه به جای تطبیق با دیگران می خواهند تغییر كنند، به اشخاصی كه به جای سازش می خواهند دگرگونی در درون خود به وجود آورند جوابهای تازه ای داده است(شفیع آبادی 1390).

تحلیل رفتار متقابل نظریه ای است در مورد شخصیت، و روش منظمی است برای روان درمانی به منظور رشد و تغییرات شخصی. این تعریفی است که به وسیله ی انجمن بین المللی تحلیل رفتار متقابل ارائه شده است. در میان دیدگاه های مختلف روان شناسی، تحلیل رفتار متقابل از نظر عمق تئوری و کاربرد وسیع و متنوع آن بسیار برجسته است. تحلیل رفتار متقابل به عنوان نظریه شخصیت، تصویری از ساختار روانشناختی انسانها را به ما ارائه می دهد. به این منظور از یک الگوی سه بخشی به عنوان الگوی حالات نفسانی خود استفاده می کند. همین الگوی شخصیتی به ما کمک می کند تا دریابیم انسانها چگونه عمل و رفتار می کنند و این که چگونه شخصیت خود را در قالب رفتارهایشان آشکار می سازند(استورات، به نقل از دادگستر 1389).

شیوه تحلیل رفتار متقابل، روشی عقلانی است که فرد را در تجزیه و تحلیل و درک رفتار خویش و همین طور در کسب آگاهی و قبول مسئولیت، با توجه به آنچه که در زمان حال اتفاق می افتد یاری می دهد (شفیع آبادی و ناصری 1375).چنین تحلیلی در چهار زمینه اتفاق می افتد، تحلیل سازه ای یا تحلیل شخصیت فرد، تحلیل رفتار متقابل یا تحلیل رفتار رابطه ای فرد با دیگری و روابط بین افراد، تحلیل بازی ها یا تحلیل رفتار متقابل پنهانی که برای فرد دارای بازدهی یا نتیجه است، و تحلیل نمایشنامه و پیش نویس یا تحلیل داستان خاص زندگی فرد که او بازیگر اصلی آن است (احمدی 1374). در واقع وظیفه اصلی مشاور معتقد به «تحلیل رفتار متقابل» آن است که مهارتهایی را برای علاقه مندان ایجاد کند که آنها را به سوی شرایطی هدایت نماید که در آن بتوانند روابط خود را تحلیل و نتایج آن را مشاهده نمایند. گفته شد «تحلیل رفتار متقابل» نظریه ای است که به طور اخص بر روابط بین افراد تاکید می کند (سلامت و همکاران 1386).

این نظریه به خصوص برای مشاوره بسیار مناسب است. به طور کلی «تحلیل رفتار متقابل» در هر زمینه ای که نیاز به درک افراد، روابط و ارتباطات باشد می تواند به کار رود (استورات به نقل از دادگستر 1389). دکتر اریک برن بانی نظریه «تحلیل رفتار متقابل» معتقد است هرگونه واحد آمیزش اجتماعی یک رفتار متقابل نام دارد. هر وقت یک انسان با یک نفر یا بیشتر در تماس باشد. دیر یا زود یکی از آنها حرفی می زند یا علامتی را نشان می دهد که حضور دیگری را ثابت می کند. ما این را یک انگیزة رفتار متقابل می نامیم. سپس آن شخص متقابلاً حرفی می زند یا علامتی را نشان می دهد که به طریقی پاسخی به آن انگیزه است. و آن پاسخ رفتار متقابل نامیده می شود. تحلیل رفتار متقابل روش بررسی این رفتار و اعمال است که در آن من با تو کاری می کنم و تو هم در مقابل من با من کاری می کنی و در این میان معلوم می شود که کدام جنبه از شخصیت چند جنبه ای انسان دخالت داشته است. تحلیل رفتار متقابل همچنین روش طبقه بندی اطلاعات ناشی از تجزیه و تحلیل این اعمال انسانی است و نتیجه مطلوب وقتی حاصل می شود که این رفتار را به صورت کلماتی در آوریم که برای همه دارای معنی و مفهوم مشخصی باشد (تامس هریس[1] به نقل از فصیح 1390).این روش بهتر از هر جا در گروه ها ثمر بخش است. از طریق روش تحلیل رفتار متقابل گروهی به اعضا كمك می شود تا در سطح مقبول و مناسبی با دیگران ارتباط برقرار سازند و آگاهی و ارتباط خود را با دیگران فزونی بخشند. به نظر اریک برن[2](1961) مراحل تغییر رفتار عبارتند از: زدودن عوامل نامناسب از رفتار، تخلیه ی روانی، توصیف و روشن سازی شیوه های ارتباط و جهت یابی جدید( شفیع آبادی، 1385 ). در این رابطه هریس می گوید: “از اینكه اغلب مشاهده می كنم چگونه از همان جلسه اول مردم شروع به تغییر می كنند، خوب می شوند و رشد می كنند و اولین حركت را برای خلاصی از استبداد گذشته آغاز می كنند، لذت ژرفی به من دست می دهد. اگر اشخاص بتوانند تغییر كنند، دنیا می تواند تغییر كند. این امیدی است كه ما در دل می پرورانیم”( هریس[3] ترجمه فصیح 1390 ).

1-1-بیان مسئله

ازدواج به عنوان مهمترین و عالی ترین رسم اجتماعی، برای دست یابی به نیازهای عاطفی و امنیت افراد، همواره مورد تائید بوده است ازدواج رابطه انسانی پیچیده، ظریف و پویا می باشد که از ویژگی خاص برخودار است. همچنین توجه به کا نون خانواده، محیط سالم و سازنده، روابط گرم و تعاملات میان فردی عواملی هستند که می توانند موجب رشد و پیشرفت افراد گردد(برنشتاین[4] 1380؛احمد نیری 2014).

انسان باید نیازهای زیستی خود را در اوضاع و احوال اجتماعی به ویژه خانواده ارضاء نماید. اوضاع و احوال زندگی دائم در حال تغییر و دگرگونی است، چرا كه هیچ انسانی در خلاء زندگی نمی كند و بخش قابل ملاحظه‌ای از رفتار انسان مراوده با سایر مردم بخصوص اعضا خانواده‌اش است. انسان در بسیاری از شئون زندگی اجتماعی و خانوادگی خود با سایر افراد جامعه و اعضای خانواده در رابطه با فعل و انفعالات مداوم قرار دارد. او باید برای ادامه حیات و تأمین حوائج خود به زندگی گروهی تن دهد و با دیگران برای رسیدن به هدفهای مشترك، تشریك مساعی كند. در چنین شرایطی و در ارتباط با سایر افراد جامعه و خانواده است كه هر كس ناگزیر باید به نوعی سازگاری رضایت بخش دست یابد و به همین دلیل است كه مشكلات و موانع سازگاری انسان از حیات اجتماعی و خانوادگی او سرچشمه می گیرد (مورینو[5] 1975؛ به نقل از مهرآبادی 1385) .

خانواده به عنوان بنیادی ترین نهاد اجتماعی، نیاز به ایجاد روابط زناشویی پر دوام دارد. تحقق این رابطه، مستلزم دستیابی به اهداف زندگی مشترك است. خانواده به عنوان یك نهاد اجتماعی، همچون دیگر نهادهای اجتماعی در حال پیچیده تر شدن است، به طوری كه عضویت و تداوم زندگی در آن توسط یك زوج، مستلزم مهارتهای بسیار بیشتر از دوران گذشته است( نور الهی 1382). هدف اصلی و اساسی این پژوهش آموزش مهارتهای اختصاصی رفتاری بین فردی برای تغییر رفتار است بر مبنای آموزش تحلیل رفتار متقابل شرکت کنندگان در این برنامه ها، مهارتهای منطقی دریافت می کنند که به آنها کمک می کند ارتباطات رضایت بخشی را به همراه پذیرش همدلانه با نزدیکان برقرار کنند. این برنامه به آنها کمک می کند احساسات خود و دیگران را شناخته و بپذیرند این برنامه به افراد کمک می کند انگیزه هایشان را به صورت روشن تر درک و فرمول بندی کنند به طوری که به رشد کامل شخصیت شان منجر شود. شرکت کنند گان به گو نه ای که قادر شوند مشکلات ارتباطی خود را حل کرده و از آن به عنوان یک روش برای حل تعارض استفاده کنند(محمد نظری ،1393).تحلیل رفتار متقابل با آموزش مهارتهای ارتباطی موجب کاهش هیجان مداری و افزایش مساله مداری در شیوه های مقابله ای زوجین در رویارویی با استرس شده است و همین در تقویت هوش هیجانی افراد بسیار موثر می باشد (احمد علی پور، 1389). این برنامه به آنها کمک میکند فرد با شناخت هر چه بیشتر خود با کشف منابع پنهان عشق و لذت که به گو نه ای نهفته در زندگی آشفته و پر استرس روزمره می باشد، به خود و دیگران کمک نماید در آخر بر طبق گفته دکتر فرانکل به نقل از نیچه «کسی که چرایی زندگی را یافته، با هر چگونگی نیز خواهد ساخت» (ویکتور فرانکل[6] ،ترجمه، نهضت صالحیان، مهین میلانی، 1393). این هدف اصلی آموزش تحلیل رفتار متقابل است.

1-2-اهمیت و ضرورت پژوهش

1-2-1-اهمیت پژوهش

امروزه رویکرد ها ی گوناگونی برای درمان و مهار مشکلات خانواده بوجود آمده است که بیشتر آنها خانواده را به عنوان یک سیستم و ساختار پیچیده مورد بررسی و ارزیابی قرار می دهند. در این میان دید گاه تحلیل رفتار متقابل از چند جهت قابل تامل و توجه بیشتر می باشد. نخست آنکه این دیدگاه به عنوان رویکرد روانکاوانه نوین توانسته است در بین دیدگاه های سیستمی جایگاه شایستهای داشته باشد و هم در دیدگاهای تحلیلی. از این رو می توان با اطمینان خاطر بیشتری از آن در پیشگیری و درمان مشکلات و اختلال های رفتاری و ارتباطی درون نظام خانواده استفاده کرد (جیمز هوریتز[7] ؛ترجمه، زیارتی، تبریزی، کریمی، 1390).

نیاز و تمایل[8]به ارتباط و تعامل با همنوعان، نیازی قدرتمند[9]و جهان شمول[10]در میان انسانها است (هارجی و دیکسون، 2004). انسانها نیاز دارند که رابطه با همنوعان خود و مخصوصاً افراد نزدیک را شروع کرده و آن را رشد دهند. تعامل و عمق بخشی به رابطه برای انسانها لذت بخش است (گابل و شین2000). در صورتی که انسانها قادر نباشند ارتباطی با معنا با دیگران برقرار کنند، احساس تنهایی[11]، ناخوشحالی[12] و افسردگی در آنها ایجاد خواهد شد (ویلیامز وزادیر[13]، 2000) ارتباط با دیگران اساس شکل گیری هویت است. «خود»[14]پدیده ای مستقل که به خودی خود شکل بگیرد نیست. خود از طریق تعامل با دیگران به وجود می آید (هارجی و دیکسون، 2004). در حقیقت می توان گفت که انسان شدن انسانها حاصل تعامل با دیگران است. از سویی یکی دیگر از ویژگی های ارتباط عامل گسترش روابط صمیمی بوده و درسطح کاربردی، به زوجها اجازه می دهد که مشکلاتشان را مورد بحث قرار داده و حل کنند. ارتباط همچنین عاملی برای تبادل اطلاعاتی بین زوجها است. همسرانی که نمی توانند احساساتشان را برای یکدیگر بیان کنند، در بحث بر سر مسائل جنسی مشکل خواهند داشت گاهی برای حل مشکلاتشان به سرزنش یکدیگر می پردازند که این عمل باعث می شود دامنه مشکلات آنها گسترش پیدا کند. زوجهایی که نمی توانند عدم توافق را به توافق تبدیل کنند، اغلب گرفتار چرخه ای از گرفتاریهای پایان ناپذیر می شوند که برای سالها تکرار می گردد. درمانگران به اتفاق عقیده دارند که مشکلات ارتباطی شایعترین مشکل ارتباطی و مخرب ترین مشکل ازدواج های شکست خورده است (جکو بسن، وادرون و مور[15] 1980)

ارتباط سالم می تواند مشکلات انسانها را التیام بخشد .به منظور بهبود وضعیت ارتباطی زوجها باید به آنها کمک شود تا در یابند که ارتباط متشکل از مجموعه مهارتهایی است که قابل یاد گیری هستند . این مهارتها می توانند به صورت گروهی و یا در کارگاههای آموزشی آموخته شوند (کرواو ریدلی[16]، 1990). در این آموزشها، آموزش مهارت ارتباط[17]، آموزش تبادل رفتاری[18]، آموزش حل مساله[19]، و آموزش حل تعارض[20] می باشد (ترانبام و هرزینگ[21]،1998). در سال 1965 گریکوری بیتسون عنوان کرد که خانواده های مختل، دارای ارتباط مختل هستند. بعدها ویرجینیا سیتیر (1983)، خانوده درمانی بر اساس رویکرد ارتباطی را توسعه داد. یکی از کمک های سیتر، تمرکز بر تغییر الگو های ارتباطی خانواده به عوض درمان شخصیت بود. بعد از آن اریک برن (1961)،پایه گذار مکتب تحلیل رفتار متقابل، درمان را بر مراوده ها و تبادلات رفتاری و عاطفی بین انسانها متمرکز نمود و به طور گسترده به شرح بازیهایی که برای جلب توجه و کسب صمیمیت انجام میشوند پرداخت. او الگو های ارتباطی حالات من را ترسیم کرد

اریک برن ارتباط بد را به عنوان «مراوده های متقاطع» و ارتباط خوب را «حرکت به سمت مراودات مکمل تلقی کرد». آموزش مهارتهای ارتباطی از جمله گوش دادن فعال، بیان نیازها و احساسات و درک طرف مقابل باعث می شود که زوجین تعارضات کمتر و کنترل خشم بیشتری بر روی رفتار خود داشته باشند و در نتیجه در برقراری ارتباط با یکدیگر به طور شایسته ای عمل کنند. و از مشاجرات «والد»-«والد» که علت اصلی بسیاری از این مشاجرات و تعارضات است بکاهند. و تلاش کنند روابط خود را هر چه بیشتر به سوی رابطه مکمل پیش ببرند(مبانی زوج درمانی؛ علی محمد نظری، 1392).

با توجه به این كه در ایران در مورد تحلیل رفتار متقابل اریک برن تحقیق زیادی صورت نگرفته بویژه در مشكلات رفتاری و خانوادگی، پژوهشگر حاضر سعی برآن دارد كه مشخص كند كه آیا درمانگر با تكیه بر رویكرد «تحلیل رفتار متقابل» (TA) بر افزایش هوش معنوی و هوش هیجانی، و بهبود تعارضات زناشویی و تغییر در سبکهای عشق ورزی تاثیر دارد؟.

در زندگی مشترك، غالباً به هنگام مواجه با مشكلات احساس ناكامی، تحقیر و، احساسات و هیجانات به جای عقل و منطق بر همسران غلبه می كند، لذا شناخت و هدایت راه های صحیح مواجهه با تعارضات زناشویی و موقعیت های هیجانی برای حفظ روابط متقابل بسیار مهم است. نتایج تحقیقات حاكی از آن است كه “كفایتهای عاطفی، توان تحمل استرس و حل مشكلات روزانه را افزایش میدهد و این مهارت های شخصی میتواند فرد را در مقابله با فشارهای ناگهانی محیطی، موفق سازد ( حیاتی؛ 1386). روابط صمیمانه زوجین نیاز به مهارت های ارتباطی دارد از قبیل توجه افراد به مسائل از دید همسرشان و توانایی درك همدلانه آنچه كه همسرشان تجربه نموده است و همچنین حساس و آگاه بودن از نیازهای او ( گاتمن[22] و همكاران 1989، ترجمه مصباح و همكاران 1385). بدیهی است كه عوامل متعددی میتوانند در افزایش تعارضات زناشویی، بهبود سبکهای عشق ورزی و افزایش هوش معنوی و هوش هیجانی زوجین دخالت داشته و آن را تحت تاثیر قرار دهد. وقتی یك زوج در چرخه فزاینده انتقاد، قرارگرفتن در موضع دفاعی، خاموشی گزیدن، افكار منفی و پذیرش مكرر درماندگی هیجانی اسیر شوند، این چرخه به خودی خود منعكس كننده این واقعیت است كه در توانایی خود آگاهی، خویشتنداری، همدلی، تسكین دادن به خود و به یكدیگر، اختلالی وجود دارد ( گلمن[23] 1995).

بدین ترتیب اهمیت پرورش مهارتها و شیوه های مطلوب و صحیح مواجهه با رفتارهای غیرسالم اجتماعی و خانوادگی و تعارضات زناشویی و تقویت هوش معنوی و هوش هیجانی و بهبود سبکهای عشق ورزی بیشتر آشكار میگردد. همسرانی كه از خود آگاهی بالاتری برخوردارند بهتر میتوانند نقاط قوت و ضعف خود را شناخته و به نیازهای واقعی خود و توقع از همسرانشان واقف باشند. افرادی كه توانایی كنترل احساسات و هیجانات خود را دارند (خویشتنداری) و بر نحوه رفتار متقابل خود نسبت به دیگران خصوصاً همسرشان تسلط دارند، مانع بروز بسیاری از برخوردها و سوءتفاهمات در روابط زناشویی و روابط اجتماعی و خانوادگی خود میشوند. همچنین آنهایی كه توان همدلی كردن با دیگران را دارند، توان درك رفتار متقابل دیگری را دارند و برای همسران خود حق داشتن رفتار مستقل و دیدگاه مستقل را قائل میشوند. همسرانی كه برای رسیدن به هدف معین در زندگی، خود انگیزه دارند نسبت به آینده و موقعیت های خود در مواجهه با دشواریها، خوشبین بوده و دارای انرژی روانی كافی هستند و آنها كه توانایی مدیریت روابط خود و دیگران را دارند و به مهارتها اجتماعی مجهزند به راحتی میتوانند رفتارهای دیگران را با انگیختن ایشان برای عملكردی خاص، هدایت كنند.

تعداد صفحه :266

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه اثربخشی آموزش استرس‌زدایی مبتنی‌بر ذهن‌آگاهی (MBSR) در طرح‌واره‌های هیجانی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه خوارزمی‌

گروه روانشناسی

پایان‌نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی

 عنوان :

اثربخشی آموزش استرس‌زدایی مبتنی‌بر ذهن‌آگاهی (MBSR) در طرح‌واره‌های هیجانی، کاهش استرس ناباروری و نشانه‌های افسرده‌وار خانم‌های نابارور در اولین دوره IVF

1394 شمسی

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

مقدمه: ناباروری و بررسی‌های تشخیصی و درمانی آن به‌خصوص ناباروری ملزم به استفاده از لقاح آزمایشگاهی و ماهیت فن‌آوری کمک باروری بسیار پیچیده و استرس‌زا است. تشخیص ناباروری می‌تواند تاثیرات زیادی بر عملکرد‌های هیجانی فرد بگذارد و ابعاد روانی و اجتماعی زندگی فرد را درگیر کند.

هدف: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش استرس‌زدایی مبتنی‌بر ذهن‌آگاهی(MBSR) در طرح‌واره‌های هیجانی، کاهش استرس ناباروری و نشانه‌های افسرده‌وار در خانم‌های نابارور در اولین دوره IVF انجام شد.

روش: در این پژوهش از طرح تک‌آزمودنی استفاده شد و برای بررسی ملاک‌های ورود تشخیص ناباروری اولیه از طرف متخصص زنان و مصاحبه بالینی‌ ساختاریافته برای اختلالات محور(SCID–I) I و مصاحبه بالینی برای اختلالات محورII (SCID-II)توسط روانشناس مرکزدرمانی صورت گرفت. و تعداد 3 نفر وارد برنامه آموزش استرس‌زدایی مبتنی‌بر ذهن‌آگاهی شدند. ابزارهای پژوهش(پرسشنامه استرس ناباروری نیوتن، پرسشنامه افسردگی بک و نسخه فارسی پرسشنامه طرح‌واره‌های هیجانی) در مرحله پیش‌آزمون، جلسه چهارم، پس‌آزمون ومرحله پیگیری یک ماهه توسط شرکت‌کنندگان تکمیل گشت.

یافته‌ها: نتایج نشان داد آموزش استرس‌زدایی مبتنی‌بر ذهن‌آگاهی منجر به کاهش استرس ناباروری و کاهش نشانه‌های افسرده‌وار خانم‌های نابارور شد، همچنین آموزش استرس‌زدایی مبتنی‌بر ذهن‌آگاهی در تعدیل طرح‌واره‌های هیجانی اثرگذاری متوسط رو به بالا داشت. اثربخشی این آموزش در طرح‌واره هیجانی سرزنش، معنادار نبود.

نتیجه‌گیری: باتوجه به نتایج پژوهش، می‌توان نتیجه گرفت که. برنامه کاهش استرس مبتنی‌بر ذهن‌آگاهی(MBSR)می‌تواند برنامه‌ای موثر جهت کاهش استرس‌ناباروری، نشانه‌های افسرده‌وار و تعدیل طرح‌واره‌های هیجانی خانم‌های نابارور در اولین دوره IVF باشد.

مقدمه

شیوع جهانی ناباروری بین 8-12% است(ماسکارنهاس[1]، فلاکسمن[2]، بورما[3]، واندرپول[4] و استیون[5]، 2012). ناباروری یکی از مشکلات عدیده پزشکی در دنیای امروز است و میزان آن در جهان از سال 1955 تا سال 2001 افزایش یافته است(الیویا[6]، اسپیرا[7] و مولتیگنر[8]،2001). تخمین زده میشود که از هر شش زوج، یکی نابارور باشد(استوبر[9] و سولومون[10]،2008). ناباروری تقریبا 12% زوجهای در سن باروری را شامل میشود(انجمن پزشکی باروری آمریکا[11]،2013). در مطالعه بووین[12] و همکاران در سال 2007، شیوع 12 ماهه ناباروری بین 5/3 تا 7/16 درصد در کشور‌های توسعه یافته و بین 9/6-3/9 درصد در کشور‌های کمتر توسعه یافته است. در مطالعه سیستماتیکی که در سال 1392 در ایران انجام گردید(دیرکوند مقدم، دل‌پیشه و سایه‌میری) میانگین کلی ناباروری در ایران 2/13% با فاصله اطمینان (95)گزارش شد. همچنین فراوانی کلی ناباروری اولیه در ایران 2/5% و ناباروری ثانویه 2/3 % بود.

برطبق گفته جامعه تکنیکی کمک باروریSART (2009)، حدود 50% از زوجهایی که تشخیص ناباروری دریافت میکنند از این روشهای درمان استفاده میکنند و طبق گفته جیمگ و همکاران، بیش از 10% جمعیت نابارور به دنبال این هستند تا از روش‏های کمک باروری ART، از جمله لقاح مصنوعی، به ویژه IVF ، برای آبستن شدن استفاده نمایند (جینگ و همکاران، 2014). هنگامی‌که نمونه اسپرم طبیعی است و مشکل و سوءظنی درمورد باروری تخمکگذاری نباشد، درمان باروری معمولا با درمان هورمونی آغاز میشود. که این درمان درابتدا متمرکز بر تحریک تخمکگذاری زن است. اگر هیچ علت دیگری که تاثیر منفی بر باروری دارد وجود نداشته باشد، شانس زیادی در باروری ایجاد میکند(ویلبک و ولف،2004). اگر درمان هورمونی کافی نبود، از روشهای کمک باروری(ART)[13] مانند تکثیر کمکی[14] و کاشت(تلقیح)[15] و سایر روشها استفاده میشود. درکاشت، اسپرم آماده در زمان تخمکگذاری به رحم زن تزریق میشود(سدراستروم[16] و آنتیلا[17]،2009). که متداولترین آن تلقیح و در بارداری آزمایشگاهی[18]،IVF است.

داشتن فرزند از طریق ART، عوارض بدنی و روانشناختی بسیاری دارد. درمانی که برای تعدیل هورمونها در خانم‌ها استفاده میشود نشانههایی چون: افزایش وزن، کاهش عملکرد جنسی و نشانههای یائسگی مانند: گرگرفتگی، خشکی واژن و خستگی است(دونی[19] و مککینی[20]،1992). این درمانها بصورت تزریق واژنی، مقعدی و یا زیر جلدی صورت میگیرد تا هورمونها را تنظیم کرده و یا تخمک و پوشش رحم را تحریک کند.

ناباروری بر اساس مدل‏های کل‏نگرانه، ترکیبی از پدیده‏های بیولوژیک، روان‏شناختی و اجتماعی است. بر این علت، ناباروری را نمی‏توان انحصاراً یک ناتوانایی فیزیولوژیکی برای آبستن شدن، تلقی نمود (دیویدوا و پیچووا،2014). مهم­ترین دلایل فیزیولوژیکی آن شامل جنبه­های پزشکی است، واکنش­های فردی به ناباروری مثل افسردگی و اضطراب جزء جنبه‏های روانی است و کاربردهای اجتماعی مانند برچسب‏زنی و تابو که جنبه اجتماعی است با ناباروری مرتبط است (تورن، 2009).

تاکنون، بررسی‏های متمرکز بر پیامدهای روان‏شناختی ناباروری نتایج مختلفی را در برداشته است. اکثر زوج‏ها در برخورد با ناباروری توانایی تطابق و مقابله را دارند، اما همان‏طور که اشاره شد، پاسخ‏های هیجانی عده‏ای دیگر به این موضوع پاسخ‏هایی مسئله‏ساز همچون افسردگی، اضطراب و استرس است (گریل[21] و همکاران، 1997؛ ورهاک[22] و همکاران، 2007؛ اسمنک[23] و همکاران، 2010؛ ولگستین[24] و همکاران، 2008؛ به نقل از گالهاردو و همکاران، 2013؛ جینگ و همکاران، 2014).

پیامد روانشناختی این موضوع چند بعدی است و از طیفی از غم و اندوه تا آشفتگی روانی را شامل میشود. بعد از تشخیص ناباروری، آشفتگی هیجانی که زوج با آن مواجه میشود میتواند بسیار وحشتناک باشد. بعد از تشخیص، زوجی که برای درمان اقدام میکند مسیر متفاوتی از مسائل مالی و هیجانی را طی خواهد کرد. از این به بعد زندگی آنها در حواشی باردار شدن میچرخد (براورمن[25]،1997). ناباروری، مسئولیت والدینی که بخشی از زندگی بزرگسالی است را تهدید می‌کند و یکی از بحران‌های عمده زندگی است(میندس[26]، اینگرام[27]، کلیور[28] و جیمز[29]،2003). طبق پژوهش‌های انجام گرفته فاکتورهای روان‏شناختی چون نشانه‏های افسردگی، اضطراب، پریشانی و مکانیسم‏های مقابله‏ای خاص، دور باطلی از مشکلات را فراهم آورده و با کاهش شانس باروری (شرایت و لوون، 2013) در ارتباط‏اند.

در اغلب مراجعین نابارور، خانم‌ها دیسترس یا پریشانی[30] بیشتری را ابراز میکنند چه خودشان عامل ناباروری باشند و چه نباشند(بنیامن[31]، گورلن[32] و کوکیا[33]،2009). تحقیقات نشان داده است خانم‌هایی که ناباروری را تجربه میکنند استرس، اضطراب و افسردگی را در حد خانم‌هایی که سرطان، بیماری‌های قلبی و HIV مثبت دارند و تحت درمان هستند، حس می‌کنند(دومر[34]،2007).

مطالعات رو به گسترشی وجود دارد که نشان داده‌اند که عوامل روانشناختی می‌تواند هم در ایجاد ناباروری دخالت داشته باشد و هم اینکه ناباروری می‌تواند پیامد روانشناختی بسیاری را با خود به همراه داشته باشد. بر اساس شواهد موجود، عوامل روانی می‌تواند در نتایج برخی از درمان‌های ناباروری نقش داشته باشد. برای مثال تجربه استرس از طریق تاخیر یا عدم تخمک‌گذاری می‌تواند در نتیجه درمان ناباروری اثر بگذارد(ابی[35]،1998).

از آنجا که ناباروری یک عامل تنش‌زای ناخواسته و غیر برنامه‌ریزی شده است، می‌تواند باعث بحران‌ها و فشار‌های روانی نظیر افسردگی، اضطراب، مشکلات بین فردی، خشم سرکوب شده، ناامیدی، احساس پایین بودن نسبت به همکاران و احساس گناه به‌طور ناخودآگاه شود(اسچنید-کافمن،2005؛گکس،2006، به نقل از طلائی و همکاران،1393).

فرد نابارور با هیجانات منفی(پهلوانی،1375) و استرس ناباروری مواجه می‌گردد(ملائی‌نژاد و همکاران،1379). این هیجانات منفی و استرس ناباروری بر روی زندگی فرد و همینطور سیر درمان ناباروری وی، اختلال ایجاد می‌کند(ابی،1998). به طور کلی، آن‏چه که غالبا در زنجیره اختلالات اضطراب و افسردگی شایع در ناباروری مهم به نظر می‏رسد و بر اساس پژوهش‏های صورت گرفته مورد تایید است، نقص در مدیریت صحیح هیجانات‏ در برابر رویداد‏های روزمره زندگی )هوکسما[36]، 2008)، ناتوانی در مدیریت اطلاعات هیجان‏آور و برانگیزاننده (بون[37]، 2003؛  جاکوبز[38] و همکاران، 2008سوگیری‏ در بازیابی و پردازش اطلاعات مربوط به محرک‏های فراخوان اضطراب (مک‏کابی[39]،1999؛ به نقل از مشهدی و همکاران، 1392؛ کمپبل[40] و همکاران،2006) و عدم پذیرش و آگاهی بدون قضاوت از محرک‏های محیطی است.

در سال‌های اخیر درمان‌های روانشناختی بسیاری روی افراد نابارور کار شده است(حمید،1390؛ فیلی و همکاران،1390). یکی از این گروه درمان‌ها، درمان‌های مبتنی‌بر ذهن‌آگاهی، موسوم به درمان‌های موج سوم رفتار درمانی هستند(شهرستانی و همکاران،1391). پژوهش حاضر به دنبال تاثیر آموزش استرس‌زدایی مبتنی‌بر ذهن‌آگاهی در طرح‌واره‌های هیجانی، کاهش استرس و نشانه‌های افسرده‌وار خانم‌های نابارور در اولین دوره IVF است، مولفه‌هایی که بررسی‌های متعدد نشان داده‌اند جزء لاینفک ناباروری هستند.

1-2 بیان مسأله

سازمان بهداشت جهانی، WHO، ناباروری را به عنوان ناتوانی در بارور شدن تعریف کرده است. برطبق WHO، یک زوج از نظر کلینیکی زمانی نابارور تلقی میشوند که حداقل یک سال از مقاربت بدون جلوگیری آنها گذشته باشد(WHO،2004و زگرس هوچشیلد[41] و همکاران،2009). البته این زمان برای خانم زیر 35 سال است و برای خانم بالای 35 سال، این زمان به 6 ماه تقلیل مییابد. در جمعیت‏شناسی، ناباروری یا ناتوانی در بچه‏دار شدن به‏طور غیرمستقیم بر اساس فراوانی زنان متاهلی تعریف‏ می‏شود که پس از یک دوره زمانی (غالباً 5 سال) در بارداری یک بچه زنده، ناموفق بوده‏اند (نایس[42] ،2013).

زوجی که هیچوقت توانایی داشتن فرزند را نداشته است چه به دلیل عدم توانایی در باردار شدن و چه ناتوانی در بهدنیا آوردن بچه زنده پس از باروری و یا کسانی که سقط جنین ناخواسته متناوب داشتند، همگی جزو ناباروری اولیه محسوب میشوند و وقتی زوج بارداری موفقیتآمیز قبلی را داشته است اما اکنون ناتوان از بارور شدن است، بارداری ثانویه نامیده میشود(WHO،2004).

جدول1-4

تعاریف منتشر شده ناباروری(گوروناث[43]، پاندیان[44] و همکاران،2001)

سازمان تعریف
موسسه ملی بهداشت، درمان و دستورالعمل تعالی بالینی[45] ناباروری باید به عنوان شکست بعد از مقاربت جنسی منظم در طی 2سال انگاشته شود، در صورت نبود آسیب‌شناسی در تولید مثل.
ASRM2008[46] ناباروری شکست در حاملگی موفقیت‌آمیز بعد از 12ماه نزدیکی بدون جلوگیری محسوب می‌شود و برای خانم‌های بالای 35 سال این زمان به 6 ماه تقلیل می‌یابد.
کمیته بین‌المللی برای نظارت بر کمک باروری و سازمان بهداشت جهانی[47] (تعریف کلینیکی) ناباروری: بیماری سیستم تولید مثل در شکست برای حاملگی، بعد از 12 ماه یا بیشتر، از نزدیکی بدون جلوگیری است.
تعریف جمعیتی[48] ناتوانی خانمی که از نظر جنسی فعال بوده و جلوگیری نمی‌کند در زاییدن فرزند زنده.

در متون کلینیکی، لغت «فرزند نداشتن غیرارادی»[49] مترادف ناباروری است. درحالیکه ناباروری ممکن است تنها برای شرایط پزشکی استفاده شود و نه جنبههای اجتماعی و روانشناختی(اینهورن[50] و ونبلن[51]،2002 ).

شیوع جهانی ناباروری بین 8-12% است(ماسکارنهاس[52]، فلاکسمن[53]، بورما[54]، واندرپول[55] و استیون[56]، 2012) و در واقغ در حدود 60 تا 80 میلیون زوج در سرار جهان از فرزنددارنشدن رنج می‏برند (دی‏سوزا و همکاران، 2014). ناباروری یکی از مشکلات عدیده پزشکی در دنیای امروز است و میزان آن در جهان از سال 1955 تا سال2001 افزایش یافته است(الیویا[57]، اسپیرا[58] و مولتیگنر[59]،2001). تخمین زده میشود که از هر شش زوج، یکی نابارور باشد(استوبر[60] و سولومون[61]، 2008). درصد علل ناباروری در منابع مختلف باهم متفاوت است، طبق گفته ماسکارنهاس و همکاران(2012)، 25% از علل ناباروری مربوط به آقایان ، 25% مربوط به خانم‌ها و 25% مربوط به هردو میشود و 25%سایر عوامل. در این موارد «فرزند نداشتن غیرقابل توضیح»[62] مدنظر بوده است و طبق گفته دنیلوک[63] و ترچنج[64] (2007)، 35% از ناباروری به خانم، 35% به آقا و بطور پایه 20% به هر دو و 10% مراجعین به علل ناشناخته نابارور هستند. روی هم رفته تقریبا 12% زوجهای در سن باروری را شامل میشود(انجمن پزشکی باروری آمریکا[65]، 2013).

اصطلاحات پزشکی در درک توضیح علل ناباروری پیچیده و دشوار است اما ویلیامز[66]، بیچخوف[67] و لودس[68] (1992) دلایل ناباروری را برای افراد غیرحرفهای[69] بطور قابل درک توضیح دادند که برطبق گفته آنها، در مورد خانم‌ها بیشتر مشکل درخصوص عدم تولید و رهاشدن تخمک است و یا مشکلات لوله فالوپ و در آقایان پایین بودن سطح کیفیت و فعالیت اسپرم مشکل عمده محسوب می‌شود.

مرحله درمان با یک ارزیابی از علل احتمالی ناباروری آغاز میگردد. که این مرحله شامل یک پرسوجوی کامل از سابقه پزشکی زن و شوهر، یک نظرسنجی از وضعیت سبکزندگی و معاینات بالینی از هردو مرد و زن میباشد. رحم، تخمدان و لولههای فالوپ زن مورد بررسی قرار میگیرد و بررسی هورمونی شامل چرخهقاعدگی و تخمکگذاری میباشد. آزمایش اسپرموگرام یا آنالیز کیفیت جنبش و ساختار اسپرم[70] در آقایان انجام میشود. این ارزیابی بهعنوان پایهای برای یافتن علت ناباروری مورد استفاده قرار میگیرد. و بعد باتوجه به درخواست زوجها درمان برنامهریزی میشود(ویلبک[71] و ولف[72]،2004).

زوجی که تحت درمان باروری قرار می‌گیرد در اغلب موارد از کاهش رضایت جنسی خبر می‌دهند. از دست دادن میل جنسی به علت اثر داروها، اضطراب عملکرد و کاهش حس خود بودن در یک زندگی جنسی سالم را منجر می‌گردد(لیبلوم[73]،1997). در درمان ناباروری که لازم است در زمان‌های مشخص به منظور افزایش شانس بارداری نزدیکی صورت گیرد، احتمال کاهش میل جنسی افزایش می‌یابد. اختلال نعوظ و یا انزال زودرس نیز ممکن است به علت این فشارها رخ دهد، اختلال در ارگاسم و مرطوب شدن واژن نیز ممکن است در خانم‌ها به علت درمان‌های هورمونی رخ دهد، روابط جنسی به حالت مکانیکی تبدیل شود و صمیمیت و دلبستگی جایگاه خود را از دست بدهد. وقتی صمیمیت جنسی تبدیل به لذت باروری شود این احتمال می‌رود که رضایت جنسی در زوجی که در تلاش برای باروری هستند از بین برود(دنیلوک،2007). . این موارد خود منجر به تشدید استرس می‌گردد. استرس ناباروری مجموعه‌ای از نشانه‌هاست[74] که به دنبال ابتلاء به ناباروری در افراد بروز می‌کند و مشابه بسیاری از علائم اختلالات ناشی از (PTSD)[75] می‌باشد و به‌ویژه در افکار و احساسات مربوط به ناباروری و تلاش برای رهایی از این افکار و احساسات صدق می‌کند(لین[76]،2002).

ناباروری از مسائل مهم ایجاد نگرانی در زوجین نابارور است (دی سوزا[77]، نورنها[78] و نایاک[79]؛ 2014). از نظر عوامل استرسزای زندگی، برخی نویسندگان ناباروری را معادل مرگ فرزند یا همسر دانستهاند(کدم[80] و همکاران،1990؛ اسکارف[81] و ونشل[82]،2000) و به عنوان یک بحران زندگی فشار هیجانی‏اش برابر با وقایع آسیب‏زای زندگی است (جینگ و همکاران، 2014). تحقیقات متعدد نشان می‌دهد که فرآیندهای درمان ناباروری موجب ایجاد سطح بالایی از تنش روانی و استرس در زنان نابارور می‌گردد(اندرهیم[83] و همکاران، 2005).

تجربه ناباروری منجر به حس از دست‌دادن[84] می‌شود که این حس برای زوج محسوس و یا نامحسوس است. محسوس مانند شکست در فرآیند پزشکی و سقط جنین و نامحسوس مانند احساس نامطمئن از نتایج(دیاموند[85] و همکاران،1999). همانطور که با هر از دست دادن غصه‌دار می‌شویم، عزاداری برای کودک متولد نشده پیچیده است. تا از دست‌دادن واقعی نباشد کسی نمی‌تواند سوگواری کند. بنابراین بسیاری از این زوج‌ها در برزخ هستند و از دست دادن مبهم یکی از زیان‌های استرس‌زایی است که زوج می‌تواند تجربه کند(باس[86]،1999). ممکن است زوج‏های نابارور در کل از نظر سلامتی روانی نرمال باشتند ولی چندین مطالعه نشان داده است که مقابله با ناباروری با افزایش قابل توجه سطوح علائم روانی چون پریشانی، افسردگی و اضطراب همراه است (جینگ و همکاران، 2014).

یکی از مواردی که در بین زوجهای نابارور بسیار تحقیق و بررسی شده است، افسردگی است(دنیلوک و ترنچ[87]،2007؛دیاموند[88] و همکاران،1999؛ کرایج[89]، گارنفاسکی [90]و ولیتاسترا[91]، 2008؛ لیکریدو[92]، گرونتی، دلتسیدو، لوترلدیس و وسلاماتزیس[93]2009؛ نوربلا [94]و همکاران،2008؛ مککیلان، گریل،وایت و جکوب[95]، 2003؛ شهید[96]،2009؛ اسپکتور[97]،2004 ؛ توزنده‌جانی و همکاران،1393؛ طلائی و همکاران، 1393). شهید در تحقیقی نشان داد که نرخ افسردگی در خانم‌های نابارور دو برابر بیشتر از خانم‌های بارور است. اخیرا در تحقیقی نوربلا[98]و همکاران(2009) روی یک نمونه ایرانی انجام دادند، متوجه اختلالات روانپزشکی، اللخصوص افسردگی، حساسیت بینفردی و افکار پارانویید شدند که این خانم‌ها دوبرابر بیشتر از خانم‌های نابارور دارند. در تحقیقی که در سال 1991 توسط برگ و ویلسون [99]انجام شد، نشان داد که افسردگی و حساسیت بینفردی همراه با نشانههای سایکوتیک در جمعیت خانم‌های نابارور بطور قابل ملاحظهای بیشتر از جمعیت خانم‌های بارور بود.

افسردگی در بین خانم‌های تحت درمان باروری هستند، ممکن است بر اثر انباشته شدن ناامیدیها و استرسهایی باشد که از یک سری شکستهای درمان بوجود آمده است(دیاموند[100] و همکاران، 1999). ناراحتی، خشم، ناامیدی و ناکامی حاصله از شکست در درمان، ممکن است منجر به افسردگی و سایر اختلالات روانشناختی شود چراکه زمانی برای ناراحتی و غصهخوردن در بین دورههای درمان باروری که زمانبر هست وجود ندارد و در حین این فرایند افزایش سن نیز اتفاق میافتد که این امر روی خوب بودن[101] روانشناختی هم اثر خواهد گذاشت(برنادت[102]،2010).

یکی از موضوعات مورد تاکید در پژوهش‌های اخیر طرح‌واره‌های هیجانی است که با بسیاری از اختلالات روانی از جمله اضطراب، استرس، افسردگی(لیهی،2011)، تعارضات زناشویی(لیهی،2004)، سندرم خستگی مزمن، سندرم روده تحریک‌پذیر، اختلال جسمانی‌سازی، اختلالات خوردن، فوبی اجتماعی، PTSD(لیهی،2002؛ ریمز[103] و چالدر[104]، 2010) و اختلالات شخصیت(لیهی و ناپولیتانو[105]، 2005) ارتباط دارد.

درحالیکه عوامل روانشناختی بسیاری بر روی بیماران نابارور تاثیرگذار است اما سطح اضطراب، افسردگی و استرس افراد در طی دوره‌های مختلف درمان متفاوت است(ویلکینز[106] و همکاران،2010؛ ویلیامز[107] و زاپر[108]،2006) و بسته به اینکه در کدام دوره درمان قرار دارند خانم‌ها در حالتی بین امیدواری و ناامیدی در نوسان‌اند(دومر[109] و همکاران،1992؛ ادنس[110] و همکاران،1999). پژوهش حاضر بر روی خانم‌های ناباروری انجام گرفت که در اولین دوره لقاح آزمایشگاهی(IVF) قرار می‌گیرند، چراکه تحقیقات نشان داده است که بیماران در اولین دوره IVF، سطح اضطراب و استرس و افسردگی متفاوتی از سایر سطوح درمان دریافت می‌کنند(ورهاک[111] و همکاران،2001).

ناباروری از جمله استرس‌هایی است که ساختار روانی و روابط بین فردی شخص را به‌شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد(نجمی و همکاران، 1380). هرچند ناباروری در مراحل اولیه به عنوان یک وضعیت بالینی تلقی می‌گردد اما تشخیص آن می‌تواند تاثیرات زیادی بر عملکرد هیجانی زوجین درگیر در این مشکل بر جای بگذارد(ابی[112] و همکاران،1998). این تاثیرات منفی در مطالعات متعدد نشان داده شده است(خیاتا[113] و همکاران،2003؛ مونگا[114] و همکاران، 2004؛ ابی و همکاران، 1992؛ فراهانی،1380؛ حسن‌پور ازغدی و همکاران،1392؛ نجمی و همکاران،1378).

از نظر روان‏شناختی، ناباروری یک دوره‏ی بحرانی است که از عدم تعادل شناختی و هیجانی بین زوج‏هایی که انتظار داشتن بچه را دارند و آنهایی که قادر نیستند به هدفشان برسند، ناشی می‏شود (نیکلز[115] و همکاران، 2001؛ دس‏سوزا و همکاران، 2014). ناباروری می‏تواند نوعی بحران زندگی، بحران هویت، یک بیماری مزمن، یک آسیب، یا علتی از اندوه و سوگواری یا یک تجربه‏ی هستی‏گرایانه و آمیزه‏ای از همه‏ی اینها در نظر گرفته شود (دیاموند و همکاران، 2000). عده‏ای نیز بر این باورند که ناباروری در بیشتر موارد باعث تنش هیجانی می‏شود. آنها شدت هیجان ناشی از ناباروری را به عنوان بحران ناباروری توصیف می‏کنند و معتقدند که ناباروری، در تمام زمینه‏های شخصی، ارتباطی و شغلی زوج‏ها تاثیر می‏گذارد (تقوی و فتحی آشتیانی، 1388).

هنگامی که زوجی نابارور تشخیص داده می­شوند، عمدتا استرسورهای متنوعی را تجربه می­کنند که شامل؛ اختلال در زندگی فردی زوج و روابط زناشویی (اسچمیت، 2009؛ جانسون و جانسون، 2009؛ نیلفروشان و همکاران، 1384)، تغییرات در کیفیت هیجانی مثل اضطراب (فردریکسون، 2015) و افسردگی (تورن، 2009)، روابط جنسی و تغییر در روابط زوج با همکاران (نایس[116]،2013)، خانواده و دوستان (خیاتا و همکاران، 2003؛ بلیت، 2003)، کاهش ارتباط با یکدیگر و اطرافیان، اشکال در فعالیت جنسی (علیزاده و همکاران، 1384)، کاهش حمایت عاطفی همسر (مستوبایشی و همکاران، 2004؛ دی‏سوزا و همکاران، 2014) و حمایت اطرافیان (ماری آنا و همکاران، 2011؛ کالن و هننسی، 2000) و وسواس در مورد باردار شدن، تصمیم­گیری در زندگی، اختلال عاطفی و هیجانی (مظاهری و همکاران، 2001) می­شود. هیجانات معمول همراه ناباروری طولانی مدت شامل؛ بروز رفتارهای تکانشی و خشم­های پراکنده، اضطراب، از دست‏دادن کنترل (نیلفروشان و همکاران، 1384)، به خود بستن شکست‏ها، از دست دادن مقبولیت اجتماعی (جاکوب، مک‏کویلان و گریل، 2007)، احساس تنهایی (کارل و همکاران، 2005)، احساس نارضایتی، احساس گناه، و حسادت (بویوین، گری‏فیث و ونیتیس، 2011) احساس درماندگی و احساس بی‏ارزشی و بی‏کفایتی، انکار، انزوا (نجمی و همکاران،1380) است. چرا که به بر اساس پژوهش‏های فراوانی، افرادی که تحت فشارهای عمده و مزمن قرار گرفته باشند بیش از همکاران در معرض ابتلا به بیماری­هایی مانند افسردگی (تورن، 2009؛ نایس ،2013)، اضطراب (نایس ،2013)، نارضایتی (خسروی، 1380) و اعتماد به نفس پایین (ماهلدست و همکاران، 1987؛ کرمی نوری، 1380) قرار دارند.

 شواهد بالینی و تجربی (بشلیده، مکتبی و تقی­پور، 1380؛ موسانی و سیلورمن، 2009؛ احسان‏پور و همکاران، 2009؛ دی‏سوزا و همکاران، 2014) بسیاری نشان می­دهند که ناباروری به­عنوان یک عامل فشارزا موجب بروز انواع اختلالات روانی یا رفتاری در شخص نابارور می‏گردد. از سویی دیگر، تحقیقات مختلف (پترسون و همکاران، 2008)، نشان داده­اند ناباروری انتظارات زندگی زوج نابارور را به چالش می­کشد و منجر به بروز مشکلاتی در ارتباط زناشویی می‏شود (اسچمیت، 2009) و زندگی آنها را با خطر جدایی و طلاق تهدیدی می‏کند (سودها و ردی، 2011). خاتمه ارتباط زناشویی ممکن است استرس­زا باشد. بررسی­های اسمینک و همکاران (2001)، نشان می­دهند زنان بارورشده با درمان‏های کمک بارداری هم‏چون افراد نابارور از اضطراب، افسردگی و ترس‏های مختلف که مرتبط با عارضه‏شان است، رنج می­برند، نتایج این پژوهش همسو با نتایج حاصل از مطالعات احسان‏پور و همکاران (2009) است.

برگ و ویلسون (1991، به نقل از رشیدی و همکاران، 1391) نشان دادند که؛ افرادی که تحت درمان IVF  قرار می‏گیرند، در مقایسه با دیگران به اضطراب (ورهاک و همکاران، 2007) و آسیب‏های عاطفی و هیجانی بیشتری مبتلا می‏شوند. اضطراب و افسردگی به عنوان شایع‏ترین اختلالات خلقی و اضطرابی، به عنوان علل احتمالی شکست اولین دوره IVF مطرح شده‏اند (اولیویوس و همکاران، 2004). البته هنوز معلوم نیست سطح بالای آسیب‏های روان‏شناختی در زوجین نابارور مربوط به IVF باشد (ییلاق‏بیگی و همکاران، 1393). هم‏چنین، ممکن است این آسیب‏ها به شرایط خاص دیگری هم مربوط باشند؛ به عنوان مثال سن در هنگام درمان عامل بسیار مهمی است (رشیدی، منتظری، عابدی‏نیا، شریعت، اشرفی و رمضان زاده، 1391). هم‏چنین، تحقیقات نشان می‌دهد كه زنان تحت درمان ناباروری هیجاناتی مساوی یا بیشتر از بیماران سرطانی و قلبی دارند (موسانی و سیلورمن، 2009). زوج‌های نابارور تجربه‌ای طولانی‌مدت و مزمن از استرس در هر ماه را دارند. به عبارت دیگر، با رشد درمان‏های ناباروری و روش­های پیچیده‏تر، استرس به همان اندازه افزایش‏یافته و می‏تواند بر نتایج درمان نیز تأثیر بگذارد (موسانی و سیلورمن، 2009).

 فرآیند درمان ناباروری نیز پر استرس است (پیوندی و همکاران، 1390) و هیجانات و شناخت‏های فرد را متاثر می‏سازد (دیویدوا و پیچووا، 2014). برنامه­های درمانی غیر منعطف ناباروری (نیاز به رابطه جنسی صرفاً برای باروری نه به­خاطر احساس لذت از رابطه جنسی)، هم­چنین درمان­های طولانی و وقت­گیر، هزینه‏های فوق‏العاده زیاد درمانی و درمان­های رنج‏آور، به­ویژه هنگامی که منجر به شکست درمان می­شود، همگی ایجاد کننده استرس شدید در زوجین می‏باشند (فراهانی،1380).

تعداد صفحه :159

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه اثر بخشی آموزش راهبرد­های فراشناخت و خلاقیت بر خود پندارۀ تحصیلی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد رشت

دانشکده علوم انسانی

گروه آموزشی روانشناسی

پایان ­نامه تحصیلی جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد

رشته: روانشناسی          گرایش: عمومی

عنوان:

اثر بخشی آموزش راهبرد­های فراشناخت و خلاقیت بر خود پندارۀ تحصیلی

بهمن 1393

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                              صفحه

چکیده 1

فصل اول: کلیات تحقیق. 2

1-مقدمه 3

1-1بیان مسأله: 4

1-2هداف پژوهش… 7

الف )هدف اصلی: 7

ب)اهداف فرعی: 7

1-3 فرضیه‏های پژوهش: 7

1-4 اهمیت و ضرورت تحقیق. 7

1-5 تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها 8

1-5-1تعریف مفهومی راهبردهای فراشناختی: 8

1-5-2تعریف مفهومی خلاقیت: 9

1-5-3تعریف مفهومی خود پنداره تحصیلی: 9

1-5-4 تعریف عملیاتی راهبردهای فراشناختی: 9

1-5-5 تعریف عملیاتی خلاقیت: 9

1-5-6 تعریف عملیاتی خودپندارۀ تحصیلی: 9

1-6 متغیرهای تحقیق: 10

فصل دوم: مبانی نظری پژوهش و پیشینه تحقیق. 11

2-مقدمه : 12

2-1تعریف فراشناخت.. 12

2-1-1 راهبردهای فراشناختی. 13

2-1-1-1 خودآموزی. 16

2-1-1-2 خودبازبینی. 16

2-1-1-3 خودپرسی. 16

2-1-1-4 خود نظم دهی. 17

2-1-1-5 تدریس دو جانبه 17

2-1-1-6 بازآموزی اسنادی. 18

2-1-2 راهبردهای براون در بارهی کمک به فراشناخت دانشآموزان. 18

2-1-3 راهبردهای گوستا برای پرورش فراشناخت دانشآموزان. 20

2-1-4 ویژگی راهبردهای فراشناختی. 23

2-1-5 ارزشیابی رشد توانایی های فراشناختی. 27

2-2تعاریف خلاقیت.. 27

2-2-1 اهمیت خلاّقیت.. 31

2-2-2 مراحل خلاّقیت.. 31

2-2-3 ویژگی های مهم در خلاقیت.. 32

2-2-4 عوامل مؤثر در خلاّقیت و رشد آن. 34

2-2-5 خلاّقیت از دیدگاه مکاتب مختلف.. 35

2-2-5-1 مکتب رفتارگرایی: 35

2-2-5-2 مکتب روانکاوی : 36

2-2-6 ویژگیهای افراد خلاق. 37

2-2-6-1 ویژگیهای شناختی افراد خلاق. 37

2-2-6-2 ویژگیهای انگیزشی افراد خلاق. 37

2-2-6-3 ویژگیهای شخصیتی افراد خلاق. 38

2-2-7پرورش خلاّقیت و ایدهپردازی در دانشآموزان. 42

2-2-8 اصول تورنس… 43

2-2-9 الگوی پرورش خلاقیت ویلیافر. 44

2-3 خود پنداره 46

2-3-1 تعاریف خود پنداره 47

2-3-2منابع تشکیل دهندۀ خود پنداره 49

2-3-3 ابعاد خودپنداره 50

2-3-4 رشد و تغییر خود پنداره 51

2-3-5 عوامل موثر بر رشد خودپنداره 52

2-3-6اهمیت خودپنداره 53

2-3-7 اجزا و عناصر خودپنداره 54

2-3-8 ویژگیهای خود پنداره 56

2-3-9 الگوهای نظری خودپنداره 58

2-3-9-1الگوهای تک بعدی : 58

2-3-9-2الگوی چند بعدی خودپنداره 59

2-4 پیشینه تحقیق. 63

2-4-1 مروری بر پیشینه داخلی. 63

2-4-2 مروری بر پیشینه خارجی. 64

فصل سوم:روش اجرای تحقیق. 69

3- مقدمه 70

3-1روش تحقیق. 70

3-2 جامعه آماری. 70

3-3 نمونه و روش نمونه گیری. 70

3-4 ابزارهای تحقیق. 71

3-5 روش اجرای تحقیق. 72

3-5-1 بسته آموزشی راهبردهای فراشناختی. 72

3-5-2 بستۀ آموزشی خلاقیت.. 72

3-6 روش تحلیل داده ها 72

فصل چهارم: یافته های پژوهش… 73

4- مقدمه 74

4-1توصیف داده ها 75

4-2 یافته های استنباطی. 78

4-3 فرضیه اول پژوهش… 79

4-4 فرضیه دوم پژوهش… 80

4-5 فرضیه سوم پژوهش… 82

فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات.. 83

5-1 بحث و نتیجه گیری: 84

5-1-1بحث و بررسی فرضیه اول: 84

5-1-2 بحث و بررسی فرضیه دوم: 84

5-1-3 بحث وبررسی سوم فرضیه سوم 85

5-2محدودیتها و مشکلات تحقیق. 87

5-2-1 محدودیتهای در اختیار: 87

5-2-2محدودیتهای خارج از اختیار: 88

5-3 پیشنهادها 88

5-3-1 پیشنهادهای کاربردی. 88

5-3-2 پیشنهاد برای سایر پزوهشگران. 89

پیوست ها 90

منابع و مآخذ. 109

منابع فارسی. 109

منابع انگلیسی. 112

چکیده

به منظور بررسی تأثیر آموزش راهبرد­های فرا شناختی و خلاقیت برخود پندارۀ تحصیلی دانش آموزان در یک روش شبه آزمایشی 54 نفر از دانش­آموزان دختر پایه هفتم یکی از مدارس منطقه 2 تهران از میان 75 نفر از دانش­آموزان همین پایه در مکان مذکور بصورت تصادفی ساده انتخاب و بصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 18 نفر ) گمارش شده­اند. افراد نمونه قبل و بعد از اجرای متغیر­های مسـتقل راهبرد­های فراشناختی (گروه آزمایشی1) و آموزش خلاقیت (گروه آزمایشی2) پرسشنامه خودپندارۀ تحصیلی (دلاور،1372) را تکمیل کرده­اند. آموزش راهبرد­های فراشناختی با بهره گرفتن از مدل سکستون و همکاران(1998) در گروه آزمایشی 1و آموزش خلاقیت با بهره گرفتن از مدل ویلیامز(1970) و تورنس (1962) در گروه آزمایشی 2 اجرا شده و گروه گواه هیچ نوع آموزشی دریافت نکرده­است.

تحلیل کوواریانس چند متغیره نشان داده­است با 95 درصد اطمینان آموزش راهبرد­های فراشناختی بر خودپنداره تحصیلی دانش­آموزان پایه هفتم مؤثر است ضمن آنکه با 95 درصد اطمینان آموزش خلاقیت نیز بر خودپنداره تحصیلی این گروه از دانش­آموزان مؤثر می­باشد.

کلید واژه­ها: دانش آموزان پایۀ هفتم­_ راهبرد­های فراشناختی_ خلاّقیت _ خودپندارۀ تحصیلی        

1- مقدمه

از برجسته­ترین ویژگیهای انسان و اساس تداوم حیات قدرت اندیشه است. و یکی از کمبود­های حسرت­بار  در بسیاری از دانش آموزان و در مراحل بعد بزرگسالان، ناتوانی آن­ها در بیان اندیشه و حل مسئله و به نوعی ابداء و نوآوری می­باشد. اگر چه انسان در طول زندگی خویش هرگز از تفکّر و اندیشه فارغ نبوده وبا نیروی تفکّر صحیح، تصمیم گرفته و توانسته است به حل مسائل و مشکلات بپردازد و به رشد و تعالی نایل گردد. ولی لازمه­ی درست اندیشیدن و تفکر خلاّق، حل مسئله، تمرین اسـت.با توجه به اینکه از پیچیده­ترین و عالی­ترین جلوه­های اندیشه انسان تفکّر خلاّق است. لازم است دانش آموزان با اندیشه­های زیبا خو بگیرند. بنابراین مهمترین نقش مربی این است که دانش آموزانرا به این راه هدایت کند و از راهبرد­های مختلفی استفاده نماید. از جمله این راهبرد­ها آموزش فرا شنـاخت و آموزش دست سازه­های خلاّق اسـت که در سال­های اخیر مورد توجه آموزش و پرورش قرار گرفته­است. تجربه نشان می­دهد که اگر مفاهیم روان شناسی شناختی و فرا شناختی و کار­های عملی (دست سازه­ها) خوب توصیف کنیم و آموزش دهیم شاهد پیشرفت چشمگیری در جهت پرورش نسلی خلاّق با قدرت حل مسئله بالا و شکوفایی استعداد­ها در زمینه­های مختلف تحصیلی در آموزش و پرورش خواهیم بود. که به نوعی این امر سسب با رفتن عزت نفس در نوجوانان ما خواهد شد و در پی آن بر افزایش خود پندارۀ تحصیلی افزوده می­گردد.

این مفاهیم با بسیاری از اعتقادات، متخصصان آموزش و پرورش تناسب دارد. یعنی با حمایت از یادگیری فعال و نه منفعل و با قائل بودن ارزش برای تفاوت­های فردی و با احساس درباره­ی اینکه دانش آموزان انسان­های جامع­ای هستند. دانش آموزان اغلب سعی می­کنند، آموزش­هایی را دنبال کنند، در حالی که عقیده­ای درباره­ی کاری که انجام می­دهند، ندارند و غالباً از تشریح روش­های خودشان برای حل مسائل ناتوان هستند. و یا قادر به نوآوری و ساخت نیستند. اگر رفتار هوشمندانه به عنوان محصول تعلیم و تربیت گسترش پیدا کند، باید راهبرد­های آموزشی که بطور هدفمند سوگیری شده و توانایی­های فراشناخت و تفکّر خلاّق، و ساخت و تولید ابزاری جدید که بر گرفته از فکر و ایدۀ نو برای ایجاد بازار کار را گسترش می­دهد، در روش­های تدریس آموزش و پرورش برنامه ریزی شود.

جالب توجه است که آموزش مستقیم فراشناخت ممکن است مفید نباشد، زیرا وقتی راهبرد­های حل مسأله به دانش آموزان تکلیف می­شود به جای اینکه به وسیله­ی خود آن­ها ایجاد شود ممکن است عملکرد آن چندان مطلوب نباشد، باید توجه کرد که وقتی فرا شناخت تدریس می­شود  فشار اضافی  به دانش آموزان برای تمرکز بیشتر وارد نشود.

از راه های مختلفی می توان توانایی فرا شناخت و خلاّقیت دانش آموزان را افزایش داد. از جمله این روش­ها طرح سؤال و الگو دادن به دانش آموزان می باشد (درویزه1377) در این رابطه پالینسکار[1]و براون[2] آموزش دوجانبه را مطرح کردند.

علاوه­بر­این، بزرگسالان هدف­ها و منظور­شان را به وسیله­ی هماهنگی ماهرانه­­ی راهبرد­های متنوع پیشرفت می­دهند که شامل تولید کردن، سازمان­دهی، ارزیابی و تدوین گفته­های خود، می­باشد. بر عکس، دانش­آموزانی 

که در فرآیند  حل مسئله مشکل دارند روش­های متفاوت و ناآگاهانه­ای را برای ترکیب کردن به کار می­برند که نقش برنامه­ریزی را به حداقل می­رساند و عمدتاً بدون کنترل فراشناختی عمل می­کنند (مکاچن[3] 1981،به نقل از دلاپازو گرام،1977)

در پژوهش حاضر محقق در صدد است اثرآموزش راهبرد­های فراشناختی (سکستون وهمکاران 1977)   TREE[4]و خلاقیت را برخودپندارۀ تحصیلی دانش­آموزان دختر با استفاده ازپنج خرده فرایند راهبرد­های فرا شناختی  و آموزش خلاقیت برای ایجاد تفکّر خلاّق با توجه به اصول ویلیامز و تورنس  بررسی کند.

1-1بیان مسأله:

یکی  از صفات ممتاز آدمیان آفرینندگی (خلاقیت) است . خلاقیت در علم ، هنر، ادبیات، و سایر جنبه­های فرهنگ و تمدن همواره مورد احترام انسانها بوده است، و به همین سبب پرورش استعداد­­های خلاق باید سر لوحه هدفهای آموزش و پرورش قرار گیرد. امروزه صاحب نظران، خلاقیت را دانشی بنیادی برای هر گونه تغییر و نو­آوری وعاملی مهم در شتاب بخشیدن به نوآورریهای علمی و فناورانه بشر می­دانند. مطالعات موجود نیز نشان می­دهند که مر کز ثقل حرکات نوین در آینده را خلاقیت و میزان بهر ه گیری از تفکر خلاّق تشکیل می­دهند. بر این اساس، یکی از چالش های جدی و قا بل پیش بینی بشر در آینده مساله میزان بهره گیری از ذهن و شخصیت­های خلاق در حوزه های مختلف علمی و پژوهشی، فناورانه و بهداشتی است (پیرخائفی و همکاران،1388)   خلاقیت به عنوان پر­قدرت­ترین توانایی بشری در نهاد آدمی از کودکی گرفته تا بزرگسالی جای دارد. به قول راجرز آدمی ذاتاً خلاق متولد می شود، با این حال خلاقیت در مراحل ابتدایی زندگی تکامل یافته و پیشرفته نیست و به همین دلیل نیازمند به توجه و هدایت است. قطعاً نخستین جایگاه خلاقیت دوران کودکی است. بنابراین مدت زیادی لازم است که کودک تجربه اندوزی کند و خلاقیتش را غنا بخشد. بدون تردید، خلاقیت تنها برای دوران کودکی مورد نیاز نیست.کودک به خلاقیت برای تمامی عمر نیاز دارد. گیلفورد خلاقیت را عمل یا رفتاری می­شناسد که راه حلی مناسب برای مشکل ارائه نماید. او می­گوید خلاقیت عبارت است از نشان دادن عمل یا رفتار و توانایی خلاق و به طور کلی عمل خلاقانه یعنی ارائه  راه حل مناسب برای مسائل و مشکلات. بنابراین  انسان تا با مشکل روبرو نشود خلاقیتی از او صادر نمی­شود. بنابراین خلاقیت مستلزم بهره گیری از نوعی تفکر است که گیلفورد آن را تفکر واگرا می نامد یعنی یافتن راه حل مسئله به صورت  متفاوت راه حل­های معمولی(پیر خائفی،1384) خلاقیت یکی از ابعاد شناختی فرد است که در رشد و تکامل فرد و تمدن بشری نقش موثری دارد. تمامی اختراعات و دستاورد­های علمی و هنری بشر از خلاقیت سر چشمه می­گیرد. پژو هش­های انجام شده در زمینه خلاقیت نشان می­دهد که با کار برد شیوه­های مناسب می توان آنرا پرورش داد. به نظر می­رسد  آموزش راهبرد­های فرا شناختی یکی از شـیوه­های پرورش خلاقیت باشد.خود پنداره نیز از متغیر­هایی هستند که هم می­توانند با خلاقیت در ارتباط باشند و هم اینکه تحت تأثیر تغیرات ناشی از آموزش راهبرد­­های  فرا­شناختی قرار گیرد.

خود پنداره، شبکه­ای از عقاید و باور­های مثیت و منفی در مورد خود، پذیرش یا رد خود می­باشد.در پژوهـش­های مختلف این مفهوم با اصطلاحات متفاوتی  مترادف با عزت نفس و خود تنظیمی  تعریف شده است.خودپنداره تحصیلی نیز فرایند شکل گیری ارزشیابی  از خود پنداره متأثر از تجـربه­های آموزشی دانـش­آموزان و تفسیر محیط آموزشی (پکران [5]و همکاران،2011) و بیانگر دانش و ادراکات فردی درباره نقاط قوت و ضعف خود­مان در یک حوزه تحصیلی معین و عقاید فردی در باره توانایی­هایمان در انجام موفقیت آمیز تکالیف تحصیلی در سطوح طراحی شده است و یکی از بهترین پیش بینی کننده­ها و میانجی­ها برای متغیر­های انگیزشی اثر بخش و غیر اثر بخش و از جمله عوامل مؤثر در فرایند یادگیری می­باشد (اکرم راناوظفراقبال،2005) راهبرد­های شناختی راه های یادگیری هستند. در قیاس با آنها، راهبرد­های فرا­شناختی تدبیری­هایی هستند برای نظارت بر راهبرد­های شناختی و کنترل و هدایت آنها.(فلاول[6]،1979) هر چند این راهبرد­ها قابل یادگیری هستند ولی بعضی از یاد گیرندگان از عهده یادگیری آن بر نمی­آیند و لازم است در این زمینه آموزش ببینند (سیف،1392)

وقتی که ما یک چیز را شناسایی می­کنیم، نامی را به خاطر می­آوریم، جمله را می­فهمیم یا نظری ارائه  می­کنیم و یا یک مسئله را حل می­کنیم دست به عمل شناخت می­زنیم. فرا­شناختی نیز نقش بارزومهمی در حل مسئله، کنترل خود، خود آموزی و تغییر رفتار دارد (نیازآذری،1382)  

در فرایند یادگیری، باید فضایی ایجاد کردتا دانش آموزان فرصت اندیشه پیدا کنند و معلم به جای آموزش اندیشه، چگونه اندیشـیدن را آموزش دهد. بسـیاری از محافل آموزشی به جای این که برای پرورش اسـتعداد­های فکری نوجوانان اهمیت قائل شوند، بر ­یادگیری اطلاعات و محتویات تأکید می­کنند. با توجه به اهمیت خودپندارۀ تحصیلی دانش­آموزان بویژه از بعد اثر آن در موقعیت تحصیلی و کاهش افت تحصیلی تحقیق زیر درصدد پاسخگویی به سولات خاصی است. آیا آموزش خلاقیت سبب تغییر خودپنداره تحصیلی دانش­آموزان دختر می­شود؟ آیا آموزش راهبرد­های فراشناختی در تغییر خودپنداره تحصیلی دانش­آموزان دختر مؤثر است؟ چه تفاوتی میان آموزش فراشناختی و آموزش خلاقیت در تغییر خودپنداره تحصیلی دانش­آموزان دختر وجود دارد؟                                                                                                                                                                                            

1-2هداف پژوهش

الف )هدف اصلی:

شناسایی تأثیر آموزش راهبرد­های فرا شناختی و خلاقیت برخودپنداره تحصیلی دانش آموزان دختر پایه هفتم

ب)اهداف فرعی:

– شناسایی تأثیر آموزش راهبرد­های فرا شناختی در تغییر خودپنداره تحصیلی دانش آموزان دختر پایه هفتم

– شناسایی تأثیر آموزش خلاقیت در تغییر خودپنداره تحصیلی دانش آموزان دختر پایه هفتم.

– شناسایی تفاوت اثر بخشی آموزش خلاقیت و آموزش راهبرد­های فراشناختی در تغییر خودپنذارۀ تحصیلی دانش­آموزان

1-3 فرضیه‏های پژوهش:

1-آموزش راهبرد­های فراشناختی بر تغییرخود پنداره تحصیلی  دانش آموزان دختر پایه هفتم اثر گذار است .

2-آموزش خلاقیت برتغییر خود پنداره دانش آموزان دخترپایه هفتم اثر گذار است. .  

3-بین آموزش راهبرد­های فراشناختی و آموزش خلاقیت از نظر اثر گذاری بر تغییر خودپنداره تفاوت معنی داری وجود دارد.

1-4 اهمیت و ضرورت تحقیق

در دهه اخیر ، شاهد ظهور و گسترش بی­سابقه تحقیقات علمی در باره­ی خلاقیت، نوآوری و اثر بخشی بوده­ایم. علت این تمرکز ویژه را شاید بتوان بیش از هر چیز، حساسیت و اهمیت نگران کننده این موضوع در سال های اخیر دانست.

خلاقیت یک توانایی همگانی است که هم ناشی از عوامل مختلف فردی و شخصیتی است و هم عوامل اجتماعی آن مطرح است. هر چند توانایی تفکر خلاق به طور بالقوه و به نحو فطری در انسان به ودیعه نهاده شده است، اما ظهور آن مستلزم پرورش آن است. هر چند توانایی تفکر خلاق به طور بالقوه و به نحو فطری در انسان به ودیعه نهاده شده است، اما ظهور آن مستلزم پرورش آن است. یکی از مکانهای پرورش و رشد خلاقیت، مدرسه است.هنگامیکه کودک واردمدرسه می­شود، فراینداجتماعی شدن در محیط آموزشی شروع می­شود.عوامل بسیار زیادی چون: تکالیف زیاد، تأکید بر حفظ دروس، اجرای برنامه­های هماهنگ، عدم توجه به تفاوتهای فردی و سر انجام یا بی­توجهی به ویژگی­های کودکان خلاق، سبب  می­شود که قدرت خلاقیت آنان به تدریج کاهـش یابد. اما اگر مدرسه شرایط خود و روش­های تدریس را بر پایه شناخت، روش­های فرا­شناختی وآموزش روش­های عملی خلاقیت استوار سازد. نه تنها بر افزایش خلاقیت  بلکه برخود پنداره تحصیلی آنها خواهد­ افزود.

نظریه­های مختلفی در تبیین خلاقیت وجود دارد. هنسی و آمابیل (1987) معتقد است که خلاقیت پدیده­ای اجتماعی است و از نیاز­ها، مقتضیات جامعه و شرایط خانوادگی برمی­خیزد.عده­ای دیگرنظیر تورنس (1979) معتقدند که خلاقیت یک اثر شخصیتی است؛ یعنی به عواملی نظیر انگیزش، هیجان، عواطف، احساسات، تجربه­ها و یاد­گیری­های شخصی وابسته است. عده­ای نیز مانند گیلفورد (2005) معتقدند که خلاقیت بعدی فرا­شناختی دارد و با فرایند های عالی ذهنی نظیر تفکر، هوش، تخیل و پردازش اطلاعات ارتباط دارد. گروهی هم مانند استرنبرگ (2009) و میهالی (2007) معتقدند که خلاقیت پدیده ای چند متغیری است یعنی عواملی نظیر جامعه، خانواده، شخصیت و توانایی­های شناختی همزمان بر آن تأثیر می­گذارد.              

1-5 تعاریف نظری و عملیاتی متغیر­ها

1-5-1تعریف مفهومی راهبرد­های فراشناختی:

فلاول بیان می­­کند که فراشناخت، دانش فرد درباره­ی فرایندهای شناختی خود است، و در بر گیرنده­­ی به عمل در آوردن، سامانیدن و هماهنگ کردن مجموعه­ی این جریان­هاست. فراشناخت انواع آگاهی درباره شناخت­ها یا فرایند­های اجرایی تصمیم­گیری است که موجود انسانی باید هم فرایند­های شناختی را انجام دهد و هم پیشرفت آن را بررسی کند. (بران و همکارانش، 1980)

1-5-2تعریف مفهومی خلاقیت:

 فرایندی روانی فرض شده­است، که در آن به حل کردن، ایده پروری، مفهوم سازی، خلق اشکال هنری، نظریه­ها یا تولیدات یگانه و بدیع اقدام می­شود. در واقع بر اساس این تعاریف یکی از ملاک های متمایز فکر خلاقه از افکار غیر خلاقه اصل یگانه و ابداعی بودن فرض شده­است. (پیر خائفی،1384)

1-5-3تعریف مفهومی خود پنداره تحصیلی:

شبکه­ای از عقاید و باور­های مثبت و منفی در مورد خود، پذیرش یا رد خود می­باشد. خود پندارۀ تحصیلی نیز فرایند  شکل­گیری  ارزشیابی از خود پندارۀ متأثر از تجربه­های آموزشی دانش آموزان و تفسیر محیط آموزرسی آنها­ست. چرا که هر فرد در ذهن خود، تصویری از خویشتن دارد، به عبارت دیگر، ارزشیابی کلی فرد از شخصیت خویش را «خود پنداره» یا «خود انگاره» می­نامند. این ارزشیابی ناشی از ارزشیابی­های ذهنی است که معمولاّ از ویژگی­های رفتاری خود به عمل می­آوریم. در نتیجه، خودپنداره ممکن است مثبت یا منفی شود.

1-5-4 تعریف عملیاتی راهبرد­های فراشناختی:

در این تحقیق راهبرد­های فراشناختی شامل آموزش فنون خود نظم­دهی TREE سکستون و همکاران(1988) می­باشد و شامل 5 فرایند برنامه­ریزی، سازمان­دهی، نوشتن، ویرایش و اصلاح بوده که از طریق تولید و فعال کردن زمینه دانش، دانش­آموزان از طریق یادداشت جملات، ذکر دلایل فرضیه، بیان درستی فرضیه و تدوین متنی برای پایان نتیجه­گیری از فرضیه در طی 10 جلسه می باشد.

1-5-5 تعریف عملیاتی خلاقیت:

در این تحقیق خلاقیت شامل یک بستۀ آموزشی شامل دست­سازه­های خلاقیت بصورت عملی است ودر طی 10 جلسه از افراد خواسته می­شود تا به کمک ابزار ووسایل که عمدتاٌ در محیط زندگی به وفور یافت می­شوند خلاقانه به تولید ایده یا شی خاص بپردازند.

1-5-6 تعریف عملیاتی خودپندارۀ تحصیلی:

در این تحقیق شامل نمره­ای است که دانش­آموزان در آزمون خودپندارۀ تحصیلی (دلاور،1372) کسب می­کنند و حداکثر نمرۀ اکتسابی 120 می­باشد.

1-6 متغیر­های تحقیق:

– متغیر­ مستقل: آموزش راهبرد­های فراشناختی، آموزش خلاقیت

-متغیر وابسته: خودپندارۀ تحصیلی

-متغیر کنترل: منطقۀ آموزشی، جنسیت، سن وپایه تحصیلی

-متغیر مداخله­گر: شخصیت دانش­­آموزان، سوابق وپیشینه تجارب دانش­آموزان

تعداد صفحه :129

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com

پایان نامه اثر اعتیاد به اینترنت بر افسردگی و اعتماد به نفس و سلامت روان دانش آموزان

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد کرمانشاه

پایان نامه:

جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد در رشته

روانشناسی عمومی

 موضوع:

اثر اعتیاد به اینترنت بر افسردگی و اعتماد به نفس و سلامت روان دانش آموزان

تابستان 1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                         صفحه

فصل اول:

مقدمه 2

بیان مساله 5

اهمیت و ضرورت مساله 8

اهداف تحقیق. 10

فرضیه‏های تحقیق. 10

تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها 10

فصل دوم:

سلامت.. 14

تعریف سلامت روان. 15

ویژگی های افراد دارای سلامت روانی. 16

سلامت روان از منظر الگوی پزشکی و روان پزشکی. 17

سلامت روان از نظر مکتب روان تحلیلی. 19

الگوی رفتارگرایی. 20

الگوی انسان گرایی. 21

اعتماد به نفس… 22

اعتماد به نفس از دیدگاه رویکردهای روانشناسی. 23

افسردگی. 26

نظریه های مربوط به افسردگی. 27

نظریه ی زیست شناسی. 27

نظریه روان کاوی. 27

نظریه یادگیری. 28

نظریه شناختی در مورد افسردگی. 29

دیدگاه رفتاری. 30

دیدگاه انسان گرایی یا هستی گرایی. 30

انواع افسردگی و علائم آن. 31

علائم افسردگی. 31

بررسی علت های افسردگی. 32

اعتیاد به اینترنت.. 33

انواع اعتیاد به اینترنت.. 35

1-اعتیاد به سایبر سكس… 35

2-اعتیاد از نوع روابط سایبر. 36

3-اعتیاد به خرید، تجارت و مزایده 37

4-اعتیاد به جست‌وجو ذخیره بیش از اندازه اطلاعات.. 37

5-اعتیاد به كامپیوتر (انجام وسواس‌گونه بازیهای كامپیوتری و یا برنامه نویسی علوم كامپیوتر) 37

رویکردهای نظری درباره اینترنت.. 38

محیط های تعاملی در اینترنت.. 38

نظریه كنش ارتباطی هابرماس.. 38

نظریه كلی و ولخارت در مورد تأثیر گروه 40

محیط های شبه تعاملی. 41

تئوری های ارتباط جمعی. 41

دیدگاه ها و نظریه ها در تبیین گرایش به اینترنت.. 42

نظریه یادگیری اجتماعی. 42

نظریه کنترل اجتماعی. 43

نظریه روان كاوی. 46

نظریه شناختی. 46

نظریه رفتاری. 46

نظریه شناختی رفتاری. 48

نظریه بیولوژیکی. 48

نظریه سازه گرایی اجتماعی. 49

نظریه جان سولر. 50

تاثیر اعتیاد به اینترنت بر سلامت روان، اعتماد و افسردگی. 52

پیشینه پژوهش… 57

پیشینه داخلی. 57

پیشینه خارجی. 60

فصل سوم:

مقدمه 65

روش پژوهش… 65

جامعه آماری. 65

حجم نمونه و روش نمونه گیری. 65

ابزار جمع آوری داده ها 66

پرسشنامه افسردگی بک… 66

پرسشنامه اعتماد به نفس کوپر اسمیت.. 67

پرسش نامه سلامت روان(GHQ-28) 67

پرسشنامه اعتیاد به اینترنت یانگ… 69

روش اجرای پژوهش… 70

روش های آماری برای تحلیل داده ها 70

فصل چهارم:

مقدمه 72

آمار توصیفی. 72

آمار استنباطی. 75

بررسی فرضیه های پژوهش… 75

یافته های جانبی. 79

فصل پنجم:

یافته های پژوهش… 83

محدودیت های پژوهش… 87

پیشنهادات.. 87

پیشنهادات پژوهشی. 87

پیشنهادات کاربردی. 88

خلاصه پژوهش… 88

منابع فارسی. 91

منابع لاتین. 96

چکیده

این پژوهش با هدف بررسی تاثیر اعتیاد به اینترنت بر افسردگی و اعتماد به نفس و سلامت روان دانش آموزان شهرستان صحنه صورت گرفته است. روش پژوهش توصیفی و از نوع علی مقایسه ای (پس رویدادی) می باشد. برای ارزیابی متغیرها از پرسشنامه های افسردگی بک، اعتماد به نفس کوپر اسمیت، سلامت روان و اعتیاد به اینترنت یانگ استفاده شده است. انتخاب نمونه با بهره گرفتن از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای و از بین کلیه دانش آموزان شهرستان صحنه تعداد 140 نفر(70 دانش آموز دختر و 70 دانش آموز پسر) بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس چند متغیری (MANOVA)، تحلیل واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی شفه استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین سلامت روان، افسردگی و اعتماد به نفس با اعتیاد به اینترنت دانش آموزان شهرستان صحنه رابطه وجود دارد.

کلیدواژه ها: اعتیاد به اینترنت، افسردگی، اعتماد به نفس، سلامت روان

فصل اول:

کلیات پژوهش

مقدمه

اینترنت یکی از ابزارهای پیشرفته فن آوری است که تشخیص اعتیادآور بودن آن از مصرف مفید بسیار دشوار است. اگر چه راهنمای آماری تشخیص اختلالات روانی که توسط انجمن روانپزشکان آمریکا (DSM-IV) منتشر شده جهت شناسایی این اختلال مواردی را عنوان کرده است(فرود و اسکرودر[1]، 2011). با این وجود امروزه استفاده از اصطلاح اعتیاد به اینترنت به وفور توسط پژوهشگرانی چون کندل و یونگ دیده می شود. رشد روزافزون و عوارض ناگواری که اعتیاد به اینترنت به همراه دارد باعث شده که از این اختلال به عنوان اعتیادی که سرآمد همه اعتیادهای رفتاری است یاد شود. این اختلال یک پدیده بین رشته ای است که علوم مختلف پزشکی، رایانه ای، جامعه شناسی، حقوق، اخلاق و روان شناسی هر یک از ابعاد مختلفی این پدیده را مورد بررسی قرار داده اند. با وجود تمام محاسنی که استفاده از اینترنت برای انسان امروزی به همراه دارد ولی این فن آوری نوین ارتباطی همچون یک شمشیر دو لبه می تواند مضرات و مشکلات فراوانی را به خصوص برای نسل جوان به همراه داشته باشد(جعفری و فاتحی زاده، 1391).

اعتیاد اینترنتی رفتاری وسواسی یا آرزوی برقراری پیوند یا حتی نمودی از انتقال یا بازتاب روابط و یا رفع نیاز قلمداد می شود. لفظ اعتیاد، بیشتر تداعی كننده اعتیادهای سنتی همچون اعتیاد به الكل، نیكو تین، مواد مخدر و قمار است، اما اعتیاد از طریق اینترنت با وجه جدیدی روبه رو شده است. گسترش رایانه های شخصی و افزایش اتصال به اینترنت در خانه و محل كار، منجر به ظهور اعتیاد آنلاین شده است. اعتیاد به اینترنت شامل اعتیاد به اتاق های گپ، آنلاین و خریدهای اینترنتی می شود. همچون دیگر اعتیادها، اعتیاد به اینترنت، فرد معتاد را از خانواده و اطرافیانش منزوی می سازد. اعتیادهای رفتاری، همچون اعتیاد به شبكه های اینترنت می تواند موجب تخریب سلامت، روابط، احساسات و نهایتا روح و روان فرد گردند. به نظر می رسد كه استفاده اعتیادی از اینترنت، همانند دیگر انواع اعتیاد، دارای دوره تحمل و ترك مشابهی است(ین[2] و همکاران، 2007).

كامپیوتر و نفوذ گسترده تكنولوژی اینترنت در دنیای امروز باعث شده كه هر كسی به نحوی با این تكنولوژی درگیر شده و با آن سروكار داشته باشد. این تقاضای فزاینده به تكنولوژی اینترنت برای بسیاری از افراد با مشكلات عمده بهداشت روانی و ارتباطات اجتماعی ناسالم، همراه بوده است(حسن زاده، 1388).

استفاده بیش از حد از اینترنت، انسان ها را از جامعه و ارتباطات اجتماعی واقعی دور ساخته و با حذف تعاملات واقعی اجتماعی و تسلط بر زندگی افراد می تواند با احساس تنهایی و در نهایت افسردگی در ارتباط باشد. زیرا كاربران اغلب با انتصاب روابط برخطی كه ساختگی و ضعیف است و جایگزینی و ترجیح آن بر تعاملات عینی زندگی، به روابط واقعی زندگی كمتر بها می دهند و همین موضوع، می تواند با بروز افسردگی در ارتباط باشد. با افزایش افسردگی و تنهایی، معتادان اینترنتی باز هم بیشتر و هربار برای مدت طولانی تری به اینترنت وصل می شوند. این همان چرخهای است كه در الكلی ها هم دیده می شود؛ یعنی نوشیدن برای فرار از مشكلات، سپس احساس بدتر شدن و سرانجام بیشتر نوشیدن برای رهایی از احساسات ناخوشایند. نتیجه ای كه در این بحث بدست می آید، اثبات اصل همایندی اعتیاد به اینترنت با اختلالات دیگر است. یعنی اعتیاد به اینترنت غالباً با یكی دیگر از اختلالات روحی و روانی در افراد همراه است(یانگ، 1998، به نقل از بیدی و همکاران، 1391).

با توجه به عواقب اعتیاد به اینترنت، مثل تغییر دادن سبک زندگی به منظور صرف زمان بیشتر در اینترنت، کاهش عمومی فعالیت بدنی، بی توجهی به سلامت خود در نتیجه کار با اینترنت، اجتناب از فعالیت های مهم زندگی به منظور صرف وقت بیشتر در اینترنت، کاهش روابط اجتماعی، نادیده گرفتن خانواده و دوستان، مشکلات مالی و مشکلات تحصیلی، لازم است پدیده اعتیاد به اینترنت از زوایای گوناگون به طور دقیق بررسی شود و عوامل و زمینه های شکل گیری و پیامدهای آن شناسایی شود(بیدی و همکاران، 1391).

این پژوهش درصدد بررسی تاثیر اعتیاد به اینترنت بر افسردگی و اعتماد به نفس و سلامت روان دانش آموزان شهرستان صحنه می باشد.

بیان مساله

تاکنون تعاریف مختلفی از سلامت روان صورت گرفته است. کارل مننجر می گوید :”سلامت روانی عبارتست از حداکثر سازش ممکن فرد با جهان اطرافش، به طوری که باعث شادی و برداشت کاملا مفید و موثر فرد از زندگی باشد”. سازمان جهانی بهداشت، نیز سلامت را نه فقط صرفا فقدان بیماری و ناراحتی، بلکه به صورت بهزیستی کامل فیزیکی، روانی و اجتماعی تعریف می کند(حسام و همکاران، 1390). عوامل مختلفی بر سلامت روان افراد تاثیر می گذارند. یکی از این عوامل اعتیاد به اینترنت می باشد. اعتیاد به اینترنت به عنوان یک ناتوانی در کنترل استفاده از اینترنت تعریف شده است. این امر ممکن است به اختلال جدی در عملکرد روانشناختی و اجتماعی فرد منجر شود. محققان گزارش کرده اند که بین خیلی از اختلالات روانپزشکی با اعتیاد به اینترنت همزیستی وجود دارد(لی[3] و همکاران، 2014).

اینترنت به خودی خود ابزار بی ضرری است، اما استفاده بیش از حد و نادرست از آن، خطر اعتیاد به آن را به دنبال دارد که این پدیده مشکل عمده ای را برای بهداشت روانی جامعه ایجاد کرده است(میرزائیان و همکاران، 1390). همانند تمام انواع دیگر اعتیاد، اعتیاد به اینترنت نیز با علائمی همچون اضطراب، افسردگی، کج خلقی، بی قراری و افکار وسواسی یا خیالبافی راجع به اینترنت همراه است. از طرفی، در عین حال که روابط این افراد در جهان مجازی افزایش می یابد، در مقابل از دامنه ی روابط آنان در جهان واقعی کاسته می شود. اختلال اعتیاد اینترنتی نوعی اختلال روان شناختی – اجتماعی است که از مشخصه های آن، علایم کناره گیری، اختلالات عاطفی و از هم گسیختگی روابط اجتماعی است. اعتیاد اینترنتی، انسان ها را به افرادی رها شده تبدیل می کند و بر روابط اجتماعی آنان تأثیر می گذارد. در نتیجه استفاده بیش ازحد از اینترنت، بهره وری و بازده کاری کاربران اینترنت، پایین می آید. آنان با تأخیر به محل کار می روند و دچار کم کاری می شوند. عدم تحرك جسمی و چاقی به همراه علایمی چون درد کمر، پشت و ماهیچه، از دیگر تبعات این مسأله اند. این کاربران به هرحال، حتی در صورت کناره گیری از اینترنت، دچار علایم اختلال می شوند(میرزائیان و همکاران، 1390).

اعتیاد به اینترنت می تواند منجر به افسردگی افراد شود. افسردگی اختلالی روانشناختی است كه باعث ایجاد تغییرات زیادی در خلق و خو، دیدگاه، كمال طلبی، توانایی تفكر ، میزان فعالیت و فرایندهای بدنی نظیر خواب، انرژی و اشتهای افراد می شود(همان). آمار سازمان بهداشت جهانی نشان می دهد كه نزدیك به 41 میلیون نفر از كل جمعیت جهان مبتلا به افسردگی هستند كه علل آن بیش از 50 مورد ذكر شده است. در حالی كه نمازی[4] و همكاران (2005)، دریافتند بین میزان استفاده از اینترنت و افسردگی كاربران رابطه معنادار وجود ندارد اما كاربرانی كه بیشتر از اتاق های گفتگو(چت) استفاده می كنند افسرده تر هستند(به نقل از میرزائیان و همکاران، 1390). كینگ استورم[5](2003)، افراد معتاد به اینترنت را كمرو، خجالتی و افسرده دانسته. كوبی، لاوین و باروز[6](2001)، افراد معتاد به اینترنت را دارای مشكلات خواب، تحصیلی، تنهایی، جسمی، اضطراب و افسردگی دانسته است.

اعتیاد به اینترنت، با عزت نفس نیز در ارتباط است .به نظر برخی پژوهشگران ، افرادی كه عزت نفس پایین و مهارتهای اجتماعی كمی دارند، بیشتر از همه احتمال دارد كه وسوسه شوند تا در فضای مجازی، كنترل را به دست بگیرند و احساس هویت و جایگاهی را كه در زندگی واقعی ندارند به دست آورند. با این همه نوع رابطه بین عزت نفس و اعتیاد به اینترنت معلوم نیست و نمی توان گفت كه عزت نفس پایین از اعتیاد به اینترنت حاصل می شود یا این كه كسانی كه عزت نفس پایین دارند به سراغ اینترنت رفته و به آن معتاد می شوند. رابطه عزت نفس پایین با اعتیاد به اینترنت در تحقیقات متعددی، تأیید شده است. (جانسون، 2011).

طبق دیدگاه های موجود هنوز مشخص نیست اعتیاد به اینترنت نتیجه سلامت روان پایین، افسردگی و اعتماد به نفس کم می باشد یا افرادی که سلامت روان پایین، افسردگی و اعتماد به نفس پایینی دارند به اینترنت معتاد می شوند. می توان گفت که فرد ارتباط با اینترنت را به عنوان راه فرار از مشکلات واقعی، خلاص شدن از احساس کسالت خود، رهایی از احساسات درماندگی، گناه، تنهایی، اضطراب یا افسردگی انتخاب کرده است و از آن استفاده می کند(آندرسون، 2001).

با توجه به اهمیت شناخت اعتیاد به اینترنت و اشاعه این نوع اعتیاد به ویژه در بین کودکان و نوجوانان، این پژوهش درصدد بررسی تاثیر اعتیاد به اینترنت بر افسردگی و اعتماد به نفس و سلامت روان دانش آموزان شهرستان صحنه می باشد.

اهمیت و ضرورت مساله

جامعه ما اكنون در حال انتقال تاریخى از اشكال صنعتى تولید به سوى یك شكل اطلاعاتى نظم اجتماعى است. این انتقال تا حدى به این معناست كه اشكال جدیدى از كنش متقابل اجتماعى به كار گرفته خواهد شد. در نتیجه، چیزى كه امروزه به عنوان اعتیاد اینترنتى ترسیم مى شود ممكن است در سال هاى آتى به عنوان رفتارى متداول تلقّى شود. ما در حال مشاهده تولد یك نظم اجتماعى تكنونولوژیكى تازه اى هستیم كه براى تحقیقات جامعه شناختى اهمیت فراوانی دارد. اگر قرار باشد تعریفی نسبتاً جامع از اعتیاد اینترنتی ارائه دهیم باید بگوییم كه «اعتیاد اینترنتی به گستره وسیعی از مشكلات رفتاری و كنترل انگیزه استفاده از اینترنت اشاره دارد و به‌عنوان یك رفتار وسواسی، یا آرزوی برقراری پیوند، یا شاید حتی نمودی از انتقال و یا بازتاب روابط، و یا رفع نیاز قلمداد می‌شود(معیدفر و همكاران، 1386). این اعتیاد دارای جنبه های بسیاری از جمله اعتیاد به سایبر سكس، اعتیاد از نوع روابط سایبر، اعتیاد به خرید، تجارت و مزایده، اعتیاد به جست‌وجو ذخیره بیش از اندازه اطلاعات و بالاخره اعتیاد به كامپیوتر می باشد. اعتیاد اینترنتی دارای پیامدها و عوارض خواسته و ناخواسته بسیار جسمی و روحی می باشد. حجم رو به رشدی از تحقیقات صورت گرفته پیرامون گرایش های اینترنتی، حكایت از آن دارد كه اختلال اعتیاد اینترنتی نوعی اختلال روانشناختی ـ اجتماعی است كه از مشخصه‌ های آن، تحمل، علائم كناره‌گیری، اختلالات عاطفی، و ازهم‌گسیختگی روابط اجتماعی است. به هر حال، پدیده اعتیاد اینترنتی، همزمان با افزایش دسترسی روزانه مردم به منابع آنلاین شایع‌تر می‌شود. وب، دارای منابع غنی و سرگرم‌كننده است. اما برای بسیاری از مردمی كه به آن معتادند، این منافع، در حال تبدیل شدن به آسیبها و نابهنجاریهای روانی و رفتاری است. مطالعات نشان داده است كه 14 درصد از كاربران اینترنت، دچار علائم رفتارهای وسواسی، حالت روان‌شیدایی، افسردگی و جز این‌ها هستند (میرزائیان و همکاران، 1390). از دیدگاه رفتارىشناختى نشانه هاى اختلال اعتیاد به اینترنت شامل افكار وسواسى دربارة اینترنت، كنترل تكانة ضعیف، ناتوانى در متوقف كردن استفاده از اینترنت و مهم تر از همه این باور است كه اینترنت تنها دوست فرد است. علاوه بر این در موقعى كه تماس برقرار نیست به فكر اینترنت بودن، بار آینده تماس گرفتن را پیش بینى كردن و صرف مخارج زیاد دربارة اینترنت و كارهاى مربوط به آن نیز نشانه هاى دیگر این اختلال هستند. مشكل عمده دیگر جداكردن فرد از دوستان خود به نفع دوستان اینترنتى است و در نهایت نوعى احساس گناه، دربارة استفاده از اینترنت و دروغ گفتن به دوستان درباره وقت صرف شده و به صورت سرى نگهداشتن آن نشانه هاى دیگر این اختلال هستند. این افراد در حالیكه مى دانند كارشان از نظر اجتماعى مورد پسند نیست، نمى توانند آن را متوقف كنند چرا كه خود به خود به خودارزشى كمتر و در نتیجه نشانه هاى بیشتر مى انجامد(خانجانی و اکبری، 1390).

با توجه به شیوع استفاده از اینترنت و وابستگی جمع کثیری از کودکان، نوجوانان و جوانان بررسی تاثیرات وابستگی و اعتیاد به اینترنت ضرورت دارد. از آنجایی که کودکان و نوجوانان به مرحله بلوغ عقلی کامل نرسیده اند امکان دارد با بهره گرفتن از اینترنت جنبه های دیگر زندگیشان را فراموش کنند و نیز از اینترنت استفاده نابجا کنند، لذا در این پژوهش دانش آموزان مورد بررسی قرار گرفته اند. با انجام این پژوهش دانش آموزان از مضرات اعتیاد به اینترنت و تاثیرات آن بر افسردگی و اعتماد به نفس و سلامت روان آگاه می شوند. مدیران و مسئولین مدارس می توانند طبق نتایج این پژوهش آموزش های لازم برای آگاهی از تاثیرات اعتیاد به اینترنت به دانش آموزان داده می شود. پژوهشگران آینده نیز طبق نتایج این پژوهش می توانند به بررسی بیشتر اعتیاد به اینترنت و آثار آن بپردازند. بنابر توضیحات فوق و گسترش روزافزون پدیده اجتماعی- روانشناختی اعتیاد به اینترنت، بسیار حائز اهمیت است كه تحقیقات علمی و روشمندانه مبتنی بر داده های برگرفته از واقعیت های موجود جامعه، صورت بگیرد و منجر به ارائه راهكارهای عملی و كاربردی درین خصوص گردند. لذا این تحقیق در صدد بررسی تاثیر اعتیاد به اینترنت بر افسردگی و اعتماد به نفس و سلامت روان دانش آموزان شهرستان صحنه می باشد.

تعداد صفحه :112

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  merisa.jami@gmail.com