دانلود متن کامل از لینک زیر :

دانلود متن کامل پایان نامه ارشد :

پایان نامه اثر برنامه ریزی چندبعدی بر رشد زبان گفتاری کودکان دوره آمادگی 6-5 ساله شهر تهران

 

زبان یک مضمون میان رشته ای

 

در برنامه ريزي چندبعدي، زبان به اين لحاظ ارزش و اهميت دارد كه بنيان هاي زبان از دوره ي كودكي شكل مي گيرد و گسترش واژگان كودك و كاربرد آنها در محيطي غني و پويا امكانپذير است. گستره ي پروژه هاي برگرفته از زندگي كودك و مهارت هاي مرتبط با اين گستره بر بستر فعاليت هاي مورد علاقه ي كودك، زمينه اي معنادار براي يادگيري زبان و كاربرد آن فراهم مي كند. در پروژه هاي متفاوت برنامه ريزي، واژگان علمي و وابسته به هر پروژه، در كتاب راهنماي مربي معرفي شده اند تا مربي در جريان كار كودك در هر پروژه، واژه ها را به كار گيرد و آنها را به صورت واژ ه هاي فعال كودكان درآورد. تلاش براي بكارگيري ديگر مهارت هاي زباني همچون خواندن، نوشتن و سخن گفتن و مهارت هاي تفكر در ارتباط با زبان نيز مورد توجه قرار گرفته اند. ايجاد شرايط مناسب براي سخنگويي كودكان، يكي از موارد مورد توجه در برنامه ريزي چندبعدي است. «عكس هاي مستند» در هر پروژه، الگوها و بازي هايي را براي بكارگيري واژه هاي معادل عكس هاي مستند فراهم مي كنند. اين عكس ها در كنار تجربه ها و فعاليت هاي ديگر در هر پروژه (قصه، شعر، فعاليت علمي، كارت قصه گويي، نوارهاي صوتي و تصويري)، كاربرد واژه ها را در موقعيت هاي متفاوت و در حوزه ي مهارت هاي مختلف زباني امكان پذير مي كنند. نگاره جدول سخنگويي، امكان ديگري براي کاربرد مهارت هاي زباني در تلفيقي مناسب براي كليه ي پروژه هاي برنامه ريزي چندبعدي در تعامل با بعد مضامين ميان رشته اي است. فرم هاي ثبت مشاهده و بازبيني پيشرفت كودك در كتاب ثبت مشاهد و بازبيني پيشرفت نيز روند رشد زباني كودك را پيگيري مي كند و مورد توجه قرار مي دهد (بازرگان، 1384).

در بعد مضامين ميان رشته اي توجه به مجموعه اي از توانايي هاي اكتسابي زباني كه بليايف آنها را عبارت از: توانايي هاي آوايي، توانايي هاي واژگاني، توانايي هاي دستوري، توانايي كاربرد شناختي، شم زباني و انديشه با زبان موردنظر در برنامه ريزي چندبعدي مي داند، موجب تقويت مهارت هاي زباني شده و همچنين به گفته بليايف اين توانايي ها به هيچ وجه جدا از هم نيستند و به لحاظ شبكه اي بودن زبان، آموزش اين توانايي ها در برنامه ريزي چندبعدي در ارتباط كامل با هم طراحي شده و در كنار دانشي كه براساس بعد پروژه ها براي كودكان پيش بيني شده است و از طريق به كارگيري اين مهارت ها در قالب فعاليت هايي كه در بعد فعاليت ها تعريف شده اند، در مجموع امكان دستيابي به توانش زباني و ارتباطي را براساس يك مدل كودك محور براي كودكان فراهم مي آورند.

يكي از موارد مطرح در بعد مضامين، نگرش ها و مهارت هاي ميان رشته اي، مهارت هاي يادگيري هستند. در ديدگاه برنامه ريزي چندبعدي، كودك همواره براي تمرين و ممارست مهارت هاي يادگيري در تلاش است. مشاهده، طبقه بندي، اندازه گيري و تخمين، برقراري ارتباط، استنتاج، جمع آوري و ثبت و تفسير يافته ها، فرضيه سازي، الگوسازي و كاربرد آن و آزمايش، از جمله مهارت هاي انديشيدن هستند كه دانشمندان به صورت حرفه اي و كودكان در حين بازي و علم آموزي و كارهاي هنري به آنها مي پردازند. در برنامه ريزي چندبعدي، بارها و بارها هر يك از مضامين، نگرش ها و مهارت هاي ميان رشته اي در فعاليت هاي گوناگون و از طريق رسانه هاي مكتوب و غيرمكتوب، مورد تمرين و ممارست و ارزيابي قرار مي گيرند كه مهارت برقراري ارتباط از آن جمله است. مهارت برقراري ارتباط يك مضمون ميان رشته اي است، زيرا همه نيازمندند، در هر رشته و حوزه اي كه تحصيل مي كنند، و در هر جامعه اي كه زندگي مي كنند و در هر گروه سني كه هستند، احساسات، افكار و نيازهاي خود با ديگران در ميان بگذارند. كودكان نيز به خوبي آموخته اند كه برقراري ارتباط، شرط اساسي در حل مسائلشان است (بازرگان، 1384).

پایان نامه : رسانه‌ها و ابزارهاي زبان‌آموزي (مواد و وسايل آموزشي)

  1. رسانه انساني: مربي زبان آموزي
  2. رسانه هاي مكتوب: كتاب درسي مصور، كتاب هاي قصه
  3. رسانه هاي شنيداري: ضبط صوت (نوارهاي آموزشي)
  4. رسانه هاي شنيداري- ديداري (سمعي و بصري): تلويزيون يا ويدئو
  5. وسايل كمك آموزشي: لوحه هاي ديواري، كارت هاي آموزشي، كتابچه هاي مصور (زندي، 1386).

 

دانلود متن کامل از لینک زیر :

دانلود متن کامل پایان نامه ارشد :

پایان نامه اثر برنامه ریزی چندبعدی بر رشد زبان گفتاری کودکان دوره آمادگی 6-5 ساله شهر تهران

 

مدل برنامه ريزي چندبعدي

برنامه ريزي چندبعدي برنامه ريزي كل نگري است كه كليت موردنظر در پرورش شخصيت كودك را حداقل در سه قلمرو مورد توجه قرار مي دهد. قلمروهاي برنامه ريزي آموزشي و درسي چند بعدي براي دوره ي پيش از دبستان حداقل وجود سه بعد را در برنامه ريزي ايجاب مي كند.

الف) قلمرو فعاليت ها: كنش و تعامل كودك با محيط خويش كه فعاليت هاي جذاب و كودكانه را دربرمي گيرد.

ب) قلمرو پروژه هايي از زندگي كودك آنچه كه كودك علاقه مند به دانستن آن است.

پ) قلمرو مضامين ميان رشته اي (مهارت ها و نگرش هايي كه بر كل شخصيت كودك اثر مي گذارد.

قلمروهاي الف و ب را در كتاب هاي درسي فعلي، به صورت فهرست عنوان هاي مطالب و روش هاي تدريس براي آموزش عنوان هاي موردنظر ديده ايم. قلمرو بسيار مهم براي اين گروه سني، قلمرو مضامين ميان رشته اي است كه دربرگيرنده ي مهارت ها و نگرش هايي است كه در فرايند آموختن، براي كودك قابل دستيابي هستند و در برنامه ريزي مرسوم كمتر مورد توجه قرار گرفته اند؛ اگرچه در امر آموزش بسيار مهم و حياتي هستند (بازرگان، 1384).

برخلاف بسياري از برنامه هاي آموزشي و درسي كه فعاليت محور يا موضوع محور هستند اين نوع برنامه ريزي با جا دادن قلمرويي بسيار مهم در درون خود با نام قلمرو مضامين ميان رشته اي كه شامل مهارت ها، نگرش ها، احساسات و هيجانات كودك است نام خود را از ساير برنامه ريزي هاي مرسوم جدا كرده و مهارت محوري را سرلوحه ي اصلي پرورش شخصيت كودك قرار داده است. البته اين بدان معنا نيست كه ابعاد ديگر تاثيري در رشد شخصيت كودك ندارند بلكه آنچه اهميت دارد، تعامل و ارتباط اين سه بعد در برنامه ريزي آموزشي و درسي براي كودكان است كه كليتي را براي پرورش كل شخصيت كودك و دستيابي او به بنيان هاي تمدن، با كمك مولفه هاي موثر در پرورش او مطرح مي كند. هيچ يك از بعدها بر ديگري اولويت ندارند. بلكه رسالت اين نوع برنامه ريزي، مراقبت از پرداختن به تمام ابعاد است كه براي رشد همه جانبه ي كودك ضروري شناخته شده است (بازرگان، 1384).

موقعيت يادگيري نقطه ي آغاز آموزش را از يكي از اين ابعاد تعريف مي كند. چه بسا نقطه ي شروع يك موقعيت آموزشي، يك فعاليت مورد علاقه ي كودك باشد كه از طريق آن مي توان دانش، مهارت و نگرش او را به تبع فعاليت مورد علاقه اش، سمت و سو داد. آنچه اهميت دارد، تلفيق بجا و مناسب از سه بعد اصلي و اجزاي آنها، با توجه به راهبردهاي برنامه ريزي چندبعدي است. اجراي اين برنامه با توجه به تنوع چندبعدنگري، فرصت بروز خلاقيت در مربي و كودك و انعطاف پذيري را در برنامه فراهم مي آورد (بازرگان، 1384).

دانش، مهارت، احساسات و طبع و خلق و خو از جمله پيش فرض ها و بخش هايي است كه در قلمروهاي برنامه ريزي چندبعدي پيش بيني شده است. بخش مربوط به دانش، مفاهيم بنيادي علمي و اجتماعي كه كودكان در زندگي روزانه به نوعي با آن سروكله دارند و شامل اطلاعات مقدماتي (حقايق) و تجربه ي شخصي از دانش است. اين بخش در قلمرو پروژه هايي برگرفته از زندگي كودك قرار مي گيرد؛ پروژه هايي كه با معيارهاي خاص و براساس رغبت و تمايل كودكان انتخاب شده اند.

پایان نامه – بررسی نقش صمیمیت میان زوجین

همچنين حضرت رسولˆ فرمودند: « إِذَا أَحْبَبْتَ رَجُلًا فَأَخْبِرْهُ بِذَلِكَ فَإِنَّهُ أَثْبَتُ لِلْمَوَدَّةِ بَيْنَكُمَا» هرگاه كسي را دوست داشتي، او را بدان آگاه ساز؛ زيرا اين كار، دوستي را در ميان شما استوارتر مي سازد (کافی، ۱۳۶۹).

لازمة شادابي و نشاط رواني زن و مرد به ويژه زن اين است كه خود را محبوب همسر خويش ببيند و از عشق و علاقة او نسبت به خود مطمئن باشد. اگر زن در مورد محبت و علاقة همسرش نسبت به خود ترديد كند يا به علاقة او به افراد ديگر پي ببرد، احساس درماندگي و ناتواني عاطفي به او دست مي دهد و از اينكه نتوانسته عواطف شوهر را تصرف كند، احساس خسران مي كند. در نتيجه اين احساس، ممكن است رو به پژمردگي نهاده و از نشاط روحي اش كاسته شود. اين مسئله چنان بر روان زن تأثير مي گذارد كه علاقة او نسبت به فرزندانش نيز كمتر مي شود؛ يعني حتي عاطفة مادري نيز به شدت از عواطف شوهر نسبت به زن تأثير مي پذيرد. حمايت و مهرباني قلبي مرد، آن قدر براي زن ارزش دارد كه زندگي زناشويي بدون آن, براي زن قابل تحمل نبوده و هرگز احساس خوشبختي نمي كند (حیدری، ۱۳۸۵).

زن به دليل ويژگي هاي خاصي كه دارد اغلب نمي تواند به طور مستقيم از بي مهري يا كم توجهي شوهرش نسبت به خود گلايه كند؛ گويي اين كار را يا در شأن خود نمي داند و يا آن را مايه تحقير خود و چه بسا مايه تحقير شوهر بداند. حال اگر از چنين وضعي پيوسته رنج ببرد، آثار نامطلوب اين احساس دروني به مرور زمان در رفتارهاي او با اعضاي خانواده به ويژه همسر پديدار مي شود. زن اگر از عواطف همسري ارضا شود، عالي ترين احساسات خود را نثار شوهر مي كند و بيش ترين فداكاري را نثار زندگي و شوهر خواهد كرد. بنابراين مهم ترين وظيفه اخلاقي و انساني مرد اين است كه همسر خود را از همان آغاز زندگي از محبتي كه به او دارد آگاه سازد و پيوسته با نثار محبت و انجام كارهايي كه نشان از علاقه و عشق او به همسر است او را مطمئن كند و سعي كند با بذل محبت ومهرباني ، نهال نورسيدة زندگي زناشويي را سيراب و سرسبز سازد. زن نياز دارد كه حرف هاي پرمهر و محبت را به طور مداوم بشنود، با شوهرش بيرون برود، در تحسين و تمجيد از هرچيزي، با شور و شوق شوهرش شريك شود و نيز يكي شدن واقعي با همسرش را در سكوتي لذت بخش تجربه كند. براي زن عشق به معناي علاقه دايمي و در سطح عالي است؛ درست به همين دليل است كه مي خواهد هميشه در كنار شوهرش باشد. زن براي ساعت هايي كه شوهرش در كنار اوست ,ارزش قايل است؛ جمعه هايي كه او در خانه است و غروب هايي كه شوهر او را به مهماني يا تفريح مي برد ,ارزش زيادي قايل است.اگر شوهر به كاري و تفريحي بپردازد كه مورد رضايت زن نيست (مثل فوتبال يا فيلم هاي پليسي) زن احساس مي كند ديگر مورد علاقه شوهر نيست و از اين كار مرد, عصباني مي شود (تورینر، ۱۳۷۹).

زن نيز بايد به شوهر خود عشق بورزد و از اظهار محبت به او دريغ نكند و علاقة خود را به گونه هاي گوناگون بيان نمايد. از خدمات مرد و تلاش او قدرداني كند و با برجسته كردن فداكاري هاي مرد، او را مورد توجه قرار دهد. ابراز علاقة زن به شوهر علاوه بر جلب رضايت و عواطف شوهر، باعث افزايش انگيزه مرد براي تلاش و تأمين آسايش خانواده مي گردد، همچنين باعث رضايت خاطر مرد از زندگي و احساس ارزشمندي در خانواده مي گردد.

امام صادق† در اين باره مي فرمايند: « وَ إِظْهَارُ الْعِشْقِ لَهُ بِالْخِلَابَةِ وَ الْهَيْئَةِ الْحَسَنَةِ لَهَا فِي عَيْنِه» زن بايد با اظهار علاقه و با دلربايي و آرايش در برابر شوهر به گونه اي عمل كند كه رضايت و خوشنودي شوهر جلب شود (مجلسی، ۱۴۰۳).

بنابراين حُسن معاشرت حق و وظيفه طرفين است، از ناحيه زن، زن بايد با شوهرش به نيكويي معاشرت كند و با اخلاق خوش و چهرة بشاش برخورد كند. اسلام، افراد را به احسان كردن به خانواده ,دعوت مي كند و هرچه را به بنيان خانواده زيان برساند حرام مي داند. خداوند مي فرمايد: « وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ [1]» با همسرتان خوش رفتاري كنيد و نيز مي فرمايد: « وَلَا تُضَارُّوهُنَّ لِتُضَيِّقُوا عَلَيْهِنَّ [2]» به زنان زيان وارد نسازيد كه زندگي برايشان سخت شود. همچنين پيامبرˆ فرمودند: « خيرُكُم خيرُكُم لاَهله وَ انا خيرُكُم لاَهلي » بهترين شما بهترين كس براي خانواده اش هست، و من براي خانواده ام بهترينم (عاملی، ۱۳۷۶).

اسلام بر ديباچة كتاب زناشويي سرلوحه اي از مهر و محبت نگاشته است، طرفين اين معامله مهم اجتماعي را دو دل رئوف و دو قلب مهربان قرار داده، آفرينش زن و مرد را يكسان و از خمير واحدي اعلام كرده: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفُسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا [3]» «اي مردم از پروردگارتان بترسيد، آن خدايي كه شما را از نفس واحده اي آفريد و از همان نفس واحده همسرش را بيافريد».

 

3-8- مرز میان حسن معاشرت و سوءمعاشرت

صمیمیت یکی از ويژگی هاي رابطه زوجین است. رابطه اي که با خود افشایی واقعی و درك شخص دیگر در مشارکتی برابر تعریف می شود. صمیمیت میزان نزدیکی و حمایتی است که هر عضو احساس و بیان می کند. البته، مرز بین حسن معاشرت و سوءمعاشرت، دقیقا تعیین نشده است. اما به طور کلی می توان گفت خروج از این مرز و تغییر آن به سمت سوءمعاشرت، زوجه را مصداق نشوز قرار می دهد و در چنین موضعی، نفقه او ساقط می شود.

در جایی که  زوج از حد معروف خارج شده و اعمال و رفتار او عنوان سوءمعاشرت به خود بگیرد، تا حدی که ادامه زندگی مشترک را برای وی غیر ممکن گرداند، همسر می تواند برای اخذ حکم طلاق به محکمه مراجعه کند. از آن جا که احکام قانون مدنی در باب نکاح و طلاق منبعث از دستورات دین مبین اسلام است، قانونگذار ضمن ملحوظ نظر قرار دادن دستور آیه 19 سوره مبارکه نساء، به زوجین متذکر می شود که ازدواج و زناشویی صرف نظر از قواعد الزامات قانونی، نیازمند رعایت اصول والای اخلاقی و دینی است و بدون در نظر گرفتن این اصول اخلاق و دینی، زندگی مشترک به سر منزل مقصود نخواهد رسید.

قرآن کریم حسن معاشرت را اصل حاکم بر روابط زوجین می داند و 39 آیه در قرآن لفظ معروف را که نماد معاشرت زوجین در کانون خانواده است، تکرار می کند.لذا اصل معروف موازنه ای را در نظام خانوادگی برقرار می سازد و معاشرت به معروف و معاضدت و تشیید همان چیزی است که قوانین جمهوری اسلامی ایران زوجین را ملزم به رعایت آن می کند. حسن معاشرت، تبلور حاکمیت اصل معروف در زندگی است که مایه استحکام بنیان خانواده است. بنابراين عمل به معروف بر تمامی ارتباطات زوجین و حتی نحوه ارتباط والدین با کودک سایه انداخته است. از مصادیق اصل معروف در نظام حقوقی خانواده می توان به تامین نفقه زوجه و طفل، رعایت معروف در حین طلاق و پرداخت حقوق زوجه بعد از طلاق، عمل به معروف و رعایت حسن معاشرت از سوی زوج و زوجه را که در تحکیم مبانی خانواده نقش به سزایی دارد، نام برد و از آنجا که خانواده مهم ترین تجلی گاه اصل معروف است، خداوند متعال زوجین را به رعایت این اصل توصیه می کند و همواره ایشان را به کسب فضایل در روابط مشترک دعوت می کند.

[1]  سورة نساء، آيه 19

[2]  سوره طلاق، آيه7

[3]  سورة نساء، آيه 1

دانلود از لینک زیر :

پایان نامه : بررسی نقش صمیمیت میان زوجین

از این رو وقتی که از حضرت علی درباره ی حیات طیبه سوال می شود می فرمایند: «آن قناعت است» . «قناعت یکی از لوازم سلامت روان است اگر همه ی دنیا را به انسان بدهند ، ولی روح قناعت را از او بگیرند در آزار و رنج به سر می برد (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴). بنابراین می توان پی برد که مهم ترین دستاوردهای حیات طیبه رسیدن به بالاترین مفاهیم سلامت و بهداشت روان است . چنین همسری منبع خیر و برکت برای همه ی اعضای خانواده و حتی سایرین است .

ج) روابط متعالی

همسرانی که به این حیات رسیده اند رابطه شان بر اساس رشد و اصلاح است و اختلاف ها به سمت سازندگی هدایت می شود و هرگز در اختلافات منفعت طلبی و عدم عدالت حکم فرما نیست . قرآن کریم اززبان صاحبان حیات طیبه بیان می کند که «وَ مَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَى مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلاَّ الإِصْلاَحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلاَّ بِاللّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ [1]» « من نمی خواهم در آنچه شما را از آن باز می دارم با شما مخالفت کنم . من قصدی جز اصلاح ، تا آن جا که بتوانم ندارم». به عبارتی آیه اشاره دارد به اینکه مورد نظر و توجه من دنیای شما نیست(اصفهانی، ۱۳۶۱).   من طمعی نسبت به شما ندارم و به فکر منفعت طلبی خود نیستم. نکته دیگر اینکه مخالفت با حرف «الی» متعدی شده در حالی که بر حسب قاعده این فعل با حرف «فی» متعدی می شود . پس مخالفت در اینجا علاوه بر معنای لغوی متضمن معنای دیگری که آن معنا همیشه با حرف «الی» متعدی می شود نیز هست ، نظیر میل کردن و امثال آن .در نتیجه معنای آیه چنین می شود: من نمی خواهم با شما مخالفت نموده به آن چیزی که شمارا از آن نهی کرده ام متمایل می شوم و با بیان عدالت ، رابطه را به سمت آرامش و امنیت هدایت می کند. (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴)

 

3-6- جلوه های رفتاری همسران اسوه ی قرآنی

رفتارها و برخوردهای این همسران جلوه هایی از تدبیر و درایت و عشق و صمیمیت است که می تواند راهنمایی مناسب جهت سعادتمند شدن همسران باشد .

 

3-6-۱-  بیان زیبا

شیوه ی سخن گفتن نوع بیان در نحوه ی برقراری ارتباط بسیار مؤثر است الفاظ خوب و مناسب می تواند همسر را به سمت صلح و پذیرش بکشاند و یک لفظ نامناسب می تواند شخص را عصبی و فضا را آماده ی بحث و جنجال کند. خداوند نیز امر می کند بر پایه  احسن با یکدیگر سخن بگویید و از آن جا که معیار حاکم بر زندگی این همسران کسب رضایت الهی است . محور سخن گفتن آنها هم «قولوا للناس حسنا» است . هر چند که همسران بسیاری از آنها هیچ نقطه ی اشتراکی با ایشان نداشته اند ، اما باز آنها این اصل را رعایت می کردند . هر چند تحمل وجود شخصی که نقطه ی اشتراکی از نظر فکر و عقیده با انسان ندارد و حتی نقطه مقابل افکار و عقاید شخص است بسیار مشکل است و چه بسا راحت تر این است که شخص را اصلا مخاطب قرار نداد چه رسد به اینکه در بیان کلام متناسب با حالات و روحیات او سخن بر زبان آورد ، با وجود این همسران در سخن گفتن بسیار مراعات می کردند تا مطابق با حالات و روحیات همسرشان جملات را بر زبان آورند . نمونه ی این بیان احسن و زیبا در کلام حضرت آسیه همسر فرعون است ، بانویی که با همسری زندگی می کرده است که نه تنها خود را از زنش برتر می دید بلکه خود را از همه مردم برتر و بزرگ تر می دید و ادعایی بس بزرگ داشت ؛  «فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى [2]». از طرفی رفتارهای فرعون به قدری ظالمانه بود که قلب این بانوی بزرگ را به درد آورده بود به گونه ای که از خداوند چنین درخواستی می کند: «وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ آمَنُوا اِمْرَأَةَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِندَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِن فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ [3]» ولی همین بانو وقتی همسرش را مخاطب قرار می دهد چقدر دقیق و آگاهانه از کلمات استفاده می کند: «وَقَالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَيْنٍ لِّي وَلَكَ لَا تَقْتُلُوهُ عَسَى أَن يَنفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ [4]» این کودک نور چشم من و تو خواهد بود او را مکشید. شاید برای ما سودمند باشد یا او را به فرزندی بگیریم …».

ابتدا از واژه ی «لا تقتلوه » استفاده نمی کند که در همان ابتدا مخالفت امر همسرش صحبت کرده باشد؛ بلکه ازواژه هایی استفاده می کند که انرژی مثبت داشته باشد: «قرت عین : که به معنای وسط چشم کنایه از سرور یا کنایه از آرامش پس از اضطراب است (گنابادی، ۱۴۰۸). بعد بلافاصله می گوید: “لی ولک” به این ترتیب خود را کنار همسرش قرار می دهد و در جمله «ینفعنا» با گفتن «ینفع» بیانش را به اهداف شوهرش نزدیک می کند و به عبارتی می گوید این کارهای تو تدبیری برای آینده است (کشتن نوزادان) ولی شاید حفظ همین کودک منفعت و تدبیری را که به دنبالش هستی را به همراه آورد و تو را به هدفت برساند و به دنبال آن از ضمیر «نا» استفاده می کند که این ضمیر تفریق من و تو را از بین می برد و حاکی از یک بیان عاطفی است و در نهایت با توجه به خصوصیات روحی همسرش که همان طمع است و نمونه ی بارز این طمع را در شیوه ی حفظ تاج و تختش با کشتن نوزادان به نمایش می گذارد؛ اینگونه سخنش را به اتمام می رساند: «اونتخذه ولدا ». علت بیان این عبارت این بود که فرعون فرزند نداشت و می خواست از این راه او را به طمع اندازد؛ به این ترتیب حضرت آسیه با کمال ملایمت و عقلانیت همسرش را با نظر خود همراه و موافق می سازد. (طبرسی، ۱۳۷۲)

 

3-6-۲-  برخورد با تنگناهای زندگی

در زندگی هر کس مشکلات و موانعی ناخوشایند وجود دارد. نوع برخورد همسران با این مشکلات در روابط و فضای حاکم بر زندگی شان تأثیر گذار است . اگر انسان در مشکلات صبر لازم و توکل و ارتباط با خدا را داشته باشد آن وقت روحش به آرامش خواهد رسید . « الَّذِينَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ  [5]». در نتیجه این آرامش، رفتاری منطقی و حکیمانه خواهد داشت و دیگر به دنبال مقصر نمی گردد و خود را مبری نمی بیند و منصفانه قضاوت خواهد کرد. نمونه ی بارز این رفتار در دعای حضرت زکریا است که می فرماید :« قَالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْبًا وَلَمْ أَكُن بِدُعَائِكَ رَبِّ شَقِيًّا وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوَالِيَ مِن وَرَائِي وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا فَهَبْ لِي مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا [6]» ، « پروردگارا ، من استخوانم سست گردیده و ( موی سرم ) از پیری سپید گشته و ای پروردگار من هرکز در دعای تو  ناامید نبوده ام و … زنم نازااست …. ». « وهن» به معنای ضعف و نقصان نیروست . اگر این ضعف را به استخوان هایش اختصاص داده برای این است که آدمی تمامی حرکات و سکون هایش بر آن قرار دارد و جمله « و اشتغل الراس شیبا » که بیانگر سفیدی موهاست (طباطبایی، ۱۴۱۷). بدین ترتیب حضرت ابتدا ضعف و ناتوانی خود را بیان می کند و بعد در رابطه با همسرش صحبت می کند از استعمال فعل ( کانت ) بر می آید که همسر او از جوانی نازا بوده است ، اما هرگز از این بابت خم به ابرو نیاورده و حاضر نشده است که همسر دیگری در کنار او اتخاذ کند بلکه در مقام مناجات هم که تنها او و خدایش حضور دارند و همسرش غایب است حرمت او را پاس می دارد و چنین نمی کند که ابتدا به عیب اساسی او اشاره کند و سپس پیری خود را مطرح سازد . بلکه از شرح ناتوانی خویش شروع می کند. سپس به عقیم بودن همسرش اشاره می کند تا در این دعا او را هم مطرح و سهیم ساخته باشد و هم به شأن او جسارت و عیبش را بزرگ نکرده باشد . این نوع برخورد از هیچ انسانی سر نمی زند مگر از کسی که می داند مسبب الاسباب تنها خداست ، اوست که قادر مطلق است ، عقیم می سازد و نیز می تواند عقیم را بارور سازد و چون این فعل در حیطه ی اختیار بشر نیست نباید به واسطه ی نداشتن آن کسی را سرزنش یا باعث اذیت و آزار او شد (گرجی، ۱۳۷۶).

بنابراین اگر زندگی مشترک بر مبنای محورهای الهی باشد همسران در سختی ها و مشکلات زندگی فقط خودشان را نمی بینند بلکه مراقب هستند تا در این شرایط سخت خدشه ای به روح و جایگاه دیگری وارد نشود.

[1]  سوره هود، آیه 88

[2]  سوره نازعات، آیه 24

[3]  سوره تحریم، آیه 11

[4]  سوره قصص، آیه 9

[5]  سوره رعد، آیه 28

[6]  سوره مریم، آیات 4 و 5

دانلود از لینک زیر :

تحقیق (پایان نامه) : رابطه ویژگیهای شخصیتی ورفتار شهروند سازمانی با توجه به رضایت شغلی وتعهد سازمانی