دانلود پایان نامه ارشد: عوامل ایجاد قصدو بروز رفتار بازاریابی ویروسی در مشتریان و کاربران-معرفی سایت دانلود پایان …

مفهوم رابطه های ضعیف و قوی برای توضیح روش ارتباطی گردش ها در یک شبکه اجتماعی کافی نیست. بهره حال، مهم است که درک شود، چگونه این شبکه های اجتماعی متحول می شوند، چگونه آن ها در جریان اطلاعات میان مشتریان تاثیر می گذارند و درنتیجه چگونه آن ها در تاثیر ارتباط دهان به دهان نقش دارند. امانوئل روزن[1] در کتاب آناتومی شایعه، ویژگی های خاص شبکه های اجتماعی را تجزیه و تحلیل کرد[2] و ده اصلی که در آن ها فرایند دهان به دهان موثر است را مطرح نمود.

طبق گفته روزن، یک اصل اساسی شبکه های اجتماعی آن است که مردم مایل به دوست داشتن و همراه با مردمی هستند که علائق یا شغل مشابه ای با آن ها دارند و از یک زمینه مشابه یا زندگی در موقعیت های مشابه بهره می برند.

 

این تمایل کلاً اشاره به عنوان«هموفیلی» دارد و به این مفهوم است که می تواند سرعت انتقال کلام را بسیار محدود کند زیرا«شناگران با شناگران صحبت می کنند»،«بازیکنان گلف با بازیکنان گلف صحبت می کنند» و«اسکی بازان با اسکی بازان صحبت می کنند»، بخاطر همین علائق متقابل، مشتریان مایل به شکل دهی گروه ها و ارتباط مکرر با این گروه ها هستند. در نتیجه«بازاریابانی که مایل به دسترسی به این گروه های متفاوت هستند باید افرادی را بیایند که در چند تا از این گروه ها قویاً وارد شده و عضویت دارند.»[3]

بعلاوه، اطلاعات، غالباً برای بدام انداختن، به گروه ها داده می شود، بنابراین بسختی بین گروه های اجتماعی مختلف پخش می شود. حتی با آن که مردم معمولاً به بیشتر از یک گروه در شبکه اجتماعی شان از قبیل فامیل، محل کار یا دوستان تعلق دارند ولی شکاف های گوناگون بین این گروه ها، اغلب مانع از جریان سلیس اطلاعات بین آن ها می شود. با این وجود گاهی اوقات با وجود به اصطلاح میان برها، می توان براین مشکل فائق آمد. تعدادی از افراد با مقداری از رابطه های ضعیف، متوسط و بالا، وجود دارند. روزن با اشاره به آن ها بعنوان کانون های شبکه ای می گوید که آنان«افرادی هستند که نسبت به یک فرد با روحیه متوسط در مورد یک محصول معین ارتباط بیشتری دارند.»[4]

اصل وجود میان برها توسط مالکم کلادول[5] مطرح می شود:«افرادی هستند که در حلقه اجتماعی چهار یا پنج برابر مردم دیگر مؤثر هستند. به بیان دیگر، تعدادی افراد، در هر محیطی وجود دارند که استعدادز یادی برای ایجاد دوستی ها و آشنایی ها، دارند. آن ها رابط ها هستند.»[6] یک چنین مردمی موهبتی طبیعی و غریزی برای ایجاد رابطه های اجتماعی دارند و قادر به مشغول کردن چند دنیای متفاوت بوده و خرده فرهنگ ها و مکان های مختلف را تحت کنترل دارند.[7] این آشکارا بستگی به اصل رابطه های ضعیف دارد. افرادی هستند که علاقه واقعی به حفظ یک شبکه وسیع رابطه های بی ربط از نظر اجتماعی دارند. درنتیجه رابط ها می توانند میانبر بزنند و از این رو جریان اطلاعات بین گروه های اجتماعی را تسهیل کنند که در فرآیند دهان به دهان ضروری است. کلادول حتی یک گام بیشتر برداشت: کلام این نیست که من در مورد یک رستوران جدید با غذای عالی به شما می گویم و شما به یک دوست می گویید و آن دوست به یک دوست دیگر می گوید. کلام وقتی آغاز می شود که یک جایی در طول این زنجیره کسی به یک رابط می گوید.[8]

خصوصیت دیگر شبکه های اجتماعی که به ویژه برای بازاریابی ویروسی مهم می باشد عبارت است از:«شبکه رابطه های ضعیف را پرورش دادن».[9] ظاهراً آن برای حفظ رابطه های ضعیف ما روی اینترنت روش آسان تری است و رابطه های جدیدی را می توان به سرعت ایجاد کرد برای مثال، در چت یا اتاق های گفتگو، از طریق گردهمایی ها و بولتن های خبری یا از طریق شرکت در یک جامعه آنلاین، این رابطه های جدید ایجاد شده را می توان بمنظور کسب سریع اطلاعات جدید یا برای تبادل نظرها بکار برد: گواه نمونه، سودمندی کسب اطلاعات جدید از روی رابطه های ضعیف روی شبکه است. بعضی افراد در گروه های خبری و بازارهای آنلاین، یا رابطه های ضعیف بسیاری را حفظ می کنند یا کلاً همدیگر را نمی شناسند. رابطه های ضعیف بطور شگرفی با اینترنت فراگستر می شوند.»[10]

همان گونه که خصوصیت های فوق، جریان ارتباطات در شبکه های اجتماعی را روشن کرد، استفاده نمودن از افراد کاملاً مرتبط شده، که می توانند بعنوان«پل هایی» بین دسته ه ای اجتماعی خاص عمل کنند، نیز خیلی مهم است. بازاریابان ویروسی این«مراکز شبکه ای» یا رابط ها را بمنظور بهره برداری کامل از نیروی رابطه های ضعیف و جهت تسهیل در ارسال یک پیام، از طریق شبکه های گوناگون، نیاز دارند. آن ها با اهمیت دادن زیاد به فرایند بازاریابی ویروسی، اطلاعات زیادی را در مورد این مردم خواهانند. در ادبیات مربوطه، آن ها معمولاً بیشتر اشاره به رهبران افکار می کنند.

دهان به دهان

«تکنیک های دهان به دهان برای ارزیابی روی اینترنت بسیار مهم است. طبق گفته شرکت پژوهشی اینترنتی Jupiter Reseaech، مشتریان می گویند که منبع اولیه معتبری که باعث می شود تا آن ها یک وب سایت را بررسی کنند. معمولاً یک ایمیل از طرف یک دوست، است».[11] امروزه، مقدار زیادی از همکنشی مشتری علاوه بر همکنشی B2B آنلاین روی می دهد. بخاطر ارتقاء فرصت ها جهت در میان گذاشتن افکار، ایده ها و توصیه های آنلاین، واژه هایی از قبیل«دهان به دهان» و ارائه اخبار از طریق مردم[12] اخیراً بکار برده می شود. بنظر می رسد اینترنت دهان به دهان مثل«یک گفتگوی بی مرز بر تعداد نامحدودی از کاربران شبکه، بوطر بالقوه ای اثر می گذارد».[13] این تأثیر در افکار مشتری با سایت هایی مثل Eopinions.com یا شرکت های آلمانی ciao.com و Dooyoo.de، جایی که مشتریان می توانند بحث کنند و محصولات را ارزیابی نمایند، اتفاق می افتد.

چون بازاریابی ویروسی، اینترنت و ایمیل را بعنوان وسیله های اصلی به کار می برد، توجه به چگونگی امور در فرایند دهان به دهان روی اینترنت و میزان تفاوت آن نسبت به ارتباط رو در رو سنتی، ضرورت دارد.

مدل یابی تأثیر بازاریابی ویروسی بر ارزش ویژۀ برند مشتری

سابرامانی و راجاگوپالان در تحقیقاتشان با نفوذ در شبکه های آنلاین از طریق بازاریابی ویروسی، مزیت های احتمالی که کلام در یک محیط با بکارگیری کامپیوتر و اینترنت و ایمیل بر شیوه های سنتی مکالمه دارد را بررسی کردند. آن ها دریافتند که«شبکه های اجتماعی آنلاین، بطور فزاینده ای به عنوان یک منبع مهم اطلاعاتی با نفوذ در فرایند و تصمیم برای محصولات شناخته شده است.»

«میزان و حدود نفوذ عمیق و گسترده کامپیوتر طوری قابل توجه است که به تعداد زیادی از افراد امکان می دهد تا به رابط های اطلاعاتی وصل شوند که قبلاً از طریق تماس رو در رو یا از طریق رسانه سنتی مثل تلفن کمتر عملی بوده است».[14] در ارسال یک پیام به تمام کانال های تماس یک شخص نسبت به ارسال آن پیام فقط به یک کانال، تلاش بیشتری مورد نیاز است. از این رو، تعداد افرادی که می توانند بطور نظری تحت تأثیر قرار گیرند، از طریق کاربرد تکنولوژی های جدید ارتباطی، فوق العاده افزایش یافته است.«بیشتر، این کاهش در تلاش برای دست یافتن به دیگران، تعداد موقعیت ها را وقتی افزایش می دهد که افراد با انگیزه طبیعی شان برای در میان گذاشتن معلومات و ارسال پیام به دیگری عمل کنند تا برای دیگران در شبکه شان مفید و بموقع بنظر برسند.»[15]

ارتباط به واسطه کامپیوتر از طریق ایمیل، پیام آنلاین و اتاق های چت، دسترسی دریافت کنندگان را نیز بسیار وسعت بخشیده است. بطور نظری، تاثیرگذاران روی شبکه، واقعاً در هر زمانی به کاربران آنلاین دسترسی دارند. مفهوم دیگر یک محیط براساس کامپیوتر آن است که در زمان واقعی بازخوردی را با اعمال نفوذ بیشتر ارائه می دهد. این منجر به ایجاد یک قابلیت زیاد برای افرادی می شود که تلاش در جهت هماهنگی با استراتژی های موثر، می کنند و بنابراین تاثیر تلاش هایشان برای نفوذ بیشتر می شود، بطور کلی، توانایی به منظور نفوذ بر تعداد زیادی از افراد، موجب می گردد که با تلاش کمتر و انعطاف پذیری بیشتر، بتوان بر تعداد بیشتری از افراد، با یک استراتژی خاص و از طریق بکارگیری تکنولوژی اطلاعات، تاثیر گذاشت که این ها ترکیب قوی موثرسازی شبکه های اجتماعی آنلاین هستند که بطور قابل توجه ای، جالب تر و نافذتر از همکنشی های میان فردی سنتی است».[16]

تصور بازاریابی ویروسی بعنوان«بازاریابی دهان به دهان با استروئیدها»[17] دقیقاً مربوط به این مفاهیم کلیدی نفوذ کلام آنلاین روی مکالمات سنتی است. اهمیت رهبری افکار با یافته های راجاگاپولا و سابرامانی در مورد قلمرو نفوذ فزاینده آنلاین بیشتر توجیه می شود. هر دو مربوط به بازاریابی ویروسی هستند چون آن بهره برداری از هم تسریع انتشار اطلاعات آنلاین و هم تاثیر شبکه های اجتماعی آنلاین را درنظر دارد. با نفوذکنندگان الکترونیکی مورد نظر مربوط به مارک ها یا محصولات یک شرکت و بهره گیری«نیروی رابطه های ضعیف»، بازاریابان در بازاریابی ویروسی با یک رویکرد جدید بطور واقعی برای ارتباطات دهان به دهان آماده می شوند: ارتباط در سراسر دسته ها و گروه های اجتماعی.

پژوهش و هدف

ماهیت واقعی یک ویروس آن است که بمحض این که پخش شد از کنترل خارج می شود و از لحاظ نظری می تواند هر کسی را مبتلا کند. درنتیجه یک مسئله تکراری که در مرحله طرح یک پیکار بازاریابی ویروسی مطرح می شود تصور آن است که«بازاریابان، بازاریابی ویروسی را مثل یک هنر مشاهده می کنند، زیرا اجازه کنترل سطح بالا را نمی دهد».[18] با این مشکل در کنترل اشاعه و عرضه پیام ویروسی، خطر غفلت از پژوهش دقیق و تعیین هدف، قبل از این که پیکار آغاز شود وجود دارد. واکنش مسئله ساز دیگر، درخصوص فقدان کنترل آن است که بازاریابان، فقط متکی به غرایز خود هستند.«خطر در این تکنیک بازاریابی، فرضیات شاغلین در مورد این که چه چیزی اشاعه می یابد یا نمی یابد و توصیه ها در مورد این که چه افرادی باید آن را مشاهده کنند، می باشد، که می تواند منجر به این شود که اشاعه دهنده طرف مشتری است یا این که محصول براساس سلایق تولید تهیه گردیده است.»[19] از قرار معلوم«هدف درست در آغاز، اصل موفقیت پیکارهای بازاریابی ویروسی است».[20] اکثر فعالیت های موفق بازاریابی براساس هدف و پژوهش موشکافانه است، ولی سطح محدود کنترل روی پیامی که در بازاریابی ویروسی موجود است یک سطح بالاتر اختصاصی کنترل را حتی در این مرحله از فرایند ایجاب می کند. بنابراین بازاریابان باید«مطمئن شوند کسانی که پیام را دریافت می کنند، تماس می گیرند، خصوصاً آن هایی که شما در ابتدا درنظر داشتید، کسانی هستند که علاقه کافی به محتوای شما دارند».[21] بعلاوه دریافت کنندگان موج اولیه شما باید مردمی، کاملاً شبکه ای، با نفوذ و نماینده یا متقاضی بازار مورد نظر شما باشند.»[22]

[1]Emanuel Rosen

[2]Granovetter

[3]Rosen ،

[4]Gladwell

[5]Malcolm Gladwell.

[6]Gladwell ،

[7]Gladwell ،

[8]ibid

[9]Gladwell ،

[10]Rosen ،

[11] watier, thevenot

[12]Cf. Sansoni،

[13]Stauss

[14]Rajagopalan, subramani

[15]Rajagopelen, subramani ،

[16]Rajagopelen, subramani

[17] 2004, phillippi

[18] 2004, Diorio

[19]Kirby

[20]Whitaker, Perry ،

[21]Whitaker, Perry

پایان نامه دانشگاهی : رابطه بین هوش هیجانی با تعهد سازمانی و رضایت شغلی-دسترسی پایان نامه ها

این خرده مقیاس درون­فردی به­صورت توانایی ادراک صحیح، فهم و پذیرش خود تعریف می­شود. احترام به خود، توانایی احترام گذاشتن به خود و پذیرفتن خود به­صورت اساساٌ خوب می­باشد. احترام گذاشتن به خود دوست داشتن آن چیزی است که هستیم، و پذیرش خود توانایی پذیرفتن جنبه­های ادراک شده مثبت و منفی خودمان و هم­چنین محدودیت­ها و امکاناتمان است. این مولفه­ی مفهومی هوش­هیجانی– اجتماعی به­طور­کلی به احساس امنیت، قوت درونی، اطمینان به خود، اعتماد به خود و احساس خود بسندگی می­شود. احساس اطمینان از خود به احترام به خود و عزت نفس مربوط می­شود که مبتنی بر یک احساس نسبتاٌ توسعه­یافته در رابطه با هویت می­باشد. شخصی با احترام به خود خوب احساس می­کند که ارضا و خشنود است.

فردی که به خودش (و­ به ­دیگران) اعتماد می­کند، بر این عقیده است که صلاحیت به­عهده گرفتن و انجام تکالیف را دارد. رهبرانی که می­توانند احساس اطمینان به خود کارکنا­شان را افزایش دهند و کاری کنند که آن­ها احساس خوبی در رابطه با کارشان داشته باشند، آن­ها را قادر می­سازند که مشاغلشان را با خوش­بینی به انجام برسانند.

خودآگاهی هیجانی

این خرده­مقیاس درون­فردی به­صورت توانایی آگاه بودن و درک هیجانات خود تعریف می­شود. خودآگاهی هیجانی، توانایی بازشناسی هیجانات است. این نه­تنها توانایی آگاه بودن از هیجانات خود است، بلکه توانایی تمیزگذاری بین آن­ها، توانایی دانستن این­که چه احساسی داریم و چرا و توانایی دانستن این است که چه چیزی باعث به وجود آمدن آن­ها می­شود. وقتی احساساتی را که با آن مواجهه شده است و یا احساساتی را که نتیجه یک واقعه یا مواجهه با فردی دیگر هستند را در ذهنش ثبت و به آن­ها توجه می­کند، هیجانات ادراک می­شوند. ناکارایی جدی در این حوزه در اختلالات هیجانی به چشم می­خورد.

قاطعیت

این خرده مقیاس عبارت­است از توانایی بیان احساسات, عقاید و اندیشه­ها و دفاع از حقوق به شیوه ای غیر­مخرب. بنابراین، قاطعیت شامل سه مولفه بنیادی است: 1- توانایی بیان احساسات­مان 2- توانایی بیان عقاید و نظرات­مان 3- توانایی استقامت برای حقوق­مان و این­که به دیگران اجازه سوء­استفاده از خودمان را ندهیم و نگذاریم که دیگران ما را به زحمت یا دردسر بیاندازد. افرادی که دارای قاطعیت هستند، نه متخاصمند و نه سوء استفاده­گر. اما همان­طور که گفته شد قادرند از حقوق خود به شیوه­ای غیر­مخرب دفاع کنند. افرادی که قاطعیت نشان می­دهند، احساس می­کنند که چه چیزهایی برایشان ارزشمند و مهم است و دیگران نیز در آن اشتراک دارند، و بنابراین دیگران را قادر می­سازند که عقاید، ارزش­ها، نظرات خود را آزادانه بیان کنند. افراد قاطع می­توانند بخش هیجانی انتقادات را از خود آن­ها مجزا کنند و بر موضوعات واقعی تمرکز کنند. آن­ها می­توانند در رابطه با احساسات­شان و در نظر گرفتن نقطه نظرات دیگران باز عمل کنند. آن­ها سریع نتیجه­گیری نمی­کنند، اما به دیگران اجازه می­دهند تا بدانند که پیامد رفتارشان امری معمول است. فردی که به شیوه­ای قاطعانه عمل می­کند، درباره انتظارات و احساساتش عباراتی واضح و غیر­تدافعی می­سازد، موضوعات را دنبال می­کند و با احترام به عقاید، مذاکرات و انتقادات دیگران، به شیوه­ای توصیفی تا قضاوتی، گوش فرا می­دهد. زبان بدن، کلمات و ویژگی­های صدای افراد قاطع موقرانه است، اما عاری از هر­گونه حالت توهین­آمیز و تحقیر­کننده­ای نسبت به دیگران است. قاطعیت، ربطی به ارجحیت دادن اهداف شخصی بر اهداف سازمانی ندارد.

استقلال

این خرده مقیاس درون­فردی به صورت توانایی خود­اتکاء بودن و رهایی از وابستگی هیجانی به دیگران تعریف می­شود. استقلال توانایی خود­هدایتی در افکار و اعمال و رها بودن از وابستگی هیجانی است. استقلال شامل پذیرفتن مسئولیت استفاده از قضاوت خود می­باشد. بنابراین افراد مستقل در برنامه­ریزی و تصمیم­گیری­های مهم خود­اتکاء هستند. با این همه، آن­ها می­توانند قبل از تصمیم­گیری، عقاید و نظرات دیگران را جستجو کنند و آن­ها را مورد بررسی قرار دهند، اما مشورت با دیگران نشانه وابستگی در این رابطه نمی­باشد. به­علاوه استقلال، توانایی کنش به شیوه­ای خودمختار در برابر نیاز به حمایت و محافظت دیگران است افراد مستقل از چسبیدن به سایرین برای ارضای نیازهای هیجانی­شان اجتناب می­کنند. توانایی مستقل بودن بر درجه خود­اطمینانی،  قدرت درونی، به­علاوه تمایل به برآورده ساختن انتظارات و الزامات بدون تسلیم خودمان می­باشد.

خودشکوفایی

این خرده مقیاس درون­فردی به­صورت توانایی تعیین اهداف شخصی و هدایت خود به­سمت دستیابی آن­ها به منظور شکوفا­ساختن خود بالقوه می­باشد. اساساٌ، خود­شکوفایی به توانایی تشخیص ظرفیت­های بالقوه­مان مربوط می­شود. خود­شکوفایی از طریق درگیر­شدن در پیگیری اهدافی که منجر به یک زندگی غنی، کامل و معنی­دار می­شود، آشکار می­گردد. تلاش برای شکوفا ساختن خود بالقوه­مان متضمن توسعه­ی فعالیت­های لذت­بخش و با معناست و می­تواند به معنای تلاشی طولانی و تعهدی مشتاق نسبت به اهداف بلند­مدت باشد. خودشکوفایی، فرایند تلاشی پیش­رونده و پویا به سمت توسعه بیشینه شایستگی­ها، مهارت­ها و استعدادها می­باشد. خودشکوفایی به تلاش مداوم برای انجام بهترین چیزها و تلاش برای بهبود خودمان به­طور­کل مربوط می­شود. به­علاوه برانگیختگی در رابطه با علایقمان به ما انرژی می­دهد و ما را برمی­انگیزاند تا این علایق را دنبال کنیم. خودشکوفایی به احساس خشنودی از خود نیز مربوط می­شود. سطوح پایین خودشکوفایی با افسردگی رابطه دارد.

هوش میان­فردی

این فرا­عامل هوش­هیجانی شامل همدلی، مسئولیت­اجتماعی و روابط بین­فردی است که در زیر تعریف شده­اند و اساساٌ مربوط به توانایی آگاه بودن از احساسات، نگرانی­ها و نیازهای دیگران، و توانایی ایجاد و حفظ روابط خشنود­کننده متقابل مشارکتی و سازنده می­باشد. آن­هایی که در این حوزه کنش خوبی دارند، مسئولیت­پذیر و قابل­اتکاء هستند. آن­ها دیگران را می­فهمند، با آن­ها تعامل می­کنند و به خوبی با سایرین ارتباط برقرار می­کنند، آن­ها الهام­بخش اعتماد و فعالیت خوب به عنوان عضوی از گروه هستند.

همدلی

این خرده مقیاس میان­فردی به­صورت توانایی آگاه بودن از چگونگی احساس کردن دیگران و فهم این موضوع تعریف می­شود. همدلی عبارت­است از حساس بودن نسبت به این موضوع که مردم با شیوه­ای خاص احساس کردنشان، نسبت به چه چیزهایی احساس دارند، چگونه احساس می­کنند و چرا این­گونه احساساتی دارند. همدل بودن به معنای توانایی ذهن­خوانی هیجانی سایر افراد است. افراد همدل مراقب سایرین هستند و نسبت به آن­ها علاقه نشان می­دهند و نگرانشان هستند. کمبود جدی در همدلی برای تشخیص اختلال شخصیت ضد­اجتماعی اساسی است.

مسئولیت اجتماعی

این خرده مقیاس به­صورت توانایی همانندسازی با گروه اجتماعی و مشارکت با سایرین تعریف می­شود. مسئولیت اجتماعی توانایی نشان دادن خودمان به­عنوان اعضایی مشارکتی، یاری­رسان و سازنده در گروه اجتماعی می­باشد( در خانواده، میان دوستان و در کار). این توانایی شامل عمل به شیوه­ای مسئولانه، حتی در مواقعی است که احساس می­کنیم نفع شخصی نمی­بریم. افرادی که به لحاظ اجتماعی مسئول هستند، دارای وجدان اجتماعی هستند و یک نگرانی اساسی در رابطه با دیگران دارند که با توانایی به­عهده گرفتن مسئولیت­های گروهی و اجتماع­مدار نشان داده می­شود. این مولفه­ی هوش­هیجانی- اجتماعی با انجام کارهایی برای دیگران و به­همراه دیگران، پذیرش دیگران، عمل بر طبق وجدان و قوانین مبرم اجتماعی ارتباط دارد. این افراد یک احساس اکتسابی حساسیت میان­فردی دارند، و قادرند سایرین را بپذیرند و از استعدادهای آن­ها برای سودمندی جمعی استفاده کنند( و نه فقط برای سودمندی خود). افرادی که به­طور جدی در این توانایی کمبود دارند، ممکن است نگرش­های ضد اجتماعی داشته باشند، نسبت به دیگران به شیوه­ای ناصحیح عمل کنند و از دیگران سوء­استفاده کنند( سبحانی­صراطی، 1386، ص91 ).

روابط بین­فردی

این خرده مقیاس به­صورت توانایی ایجاد و حفظ روابط خشنود­کننده متقابل و توانایی روابط خوب با دیگران است. خشنودی متقابل، تعاملات اجتماعی با معنایی را توصیف می­کند که به­صورت بالقوه، برای کسانی که در آن درگیرند پاداش­دهنده و لذت­بخش هستند. چیرگی در مهارت­های روابط بین­فردی از طریق دادوستد گرم، عاطفه و انتقال صمیمیت مشخص می­شود. این مولفه هوش­هیجانی نه تنها به درجه اشتیاق ترویج روابط دوستانه مرتبط است، بلکه با توانایی داشتن احساس راحتی و اطمینان در چنین روابطی نیز رابطه دارد، و هم­چنین به داشتن انتظارات مثبت در رابطه با تعاملات اجتماعی مربوط است. این مهارت اجتماعی مبتنی بر حساسیت نسبت به سایرین، تمایل به ایجاد روابط، به­علاوه احساس خشنودی از روابط می­باشد.

توانایی مدیریت استرس

این فراعامل شامل تحمل استرس و کنترل تکانه است که در زیر تعریف شده­اند. این مولفه­ی هوش­
هیجانی- اجتماعی اصولاٌ به مدیریت و کنترل هیجانی مربوط می­شود و به توانایی ما در پرداختن به هیجانات دلالت دارد به­صورتی که برای ما مفید به فایده باشند، نه این­که بر علیه ما عمل کنند. افرادی که در این حوزه صاحب چیرگی هستند، قادرند در برابر استرس ایستادگی کنند، و به­طور کارآمدی با آن مقابله کنند، بدون این که کنترل خود را از دست بدهند. آن­ها نوعاٌ خونسردند، به ندرت تکانشی هستند و به خوبی تحت فشار کار می­کنند، آن­ها می­توانند فعالیت­های پراسترس، اضطراب بر­انگیز و حتی خطرناک را اداره کنند.

تحمل استرس

خرده مقیاس تحمل استرس به­صورت توانایی مدیریت هیجانات به شیوه­ای کارآمد و سازنده تعریف می­شود. در اصل، تحمل استرس عبارت­است از توانایی ایستادگی در برابر وقایع ناسازگار و موقعیت­های پراسترس، و پرداختن به آن­ها از طریق مقابله فعالانه و مثبت با استرس بدون دست­پاچه شدن. این توانایی مبتنی است بر: 1- انتخاب جریانی از اعمال برای مقابله با استرس، که به معنای کاردان بودن و کارآمدبودن، توانایی رسیدن به راه حل­های مناسب و به معنای دانستن این است که باید چه کاری انجام داد و چگونه آن را انجام داد؛

2- گرایشی مثبت نسبت به تجارب جدید و به­طور­کلی نسبت به تغییر و هم­چنین به سمت توانایی مان برای غلبه موفق بر مشکلات خاصی که در دست هستند، که این موجب اعتقاد به توانایی­مان برای مواجهه و اداره کردن این موقعیت­ها می­شود؛ 3- این احساس که ما می­توانیم موقعیت­های استرس­آمیز را کنترل کنیم یا بر آن­ها فایق آییم. تحمل استرس عبارت­است از دارا بودن خزانه مناسبی از پاسخ­ها نسبت به موقعیت­های پراسترس. تحمل استرس به ظرفیت آرام بودن، خونسرد بودن و مواجهه خونسردانه با مشکلات بدون این­که بر اثر هیجانات قوی از صحنه دور شویم، مربوط می شود.

افرادی که ظرفیت توسعه یافته خوبی برای تحمل استرس دارند، به جای این­که تسلیم احساسات درماندگی و ناامیدی شوند، تمایل به مواجهه با مشکلات و بحران­ها را دارند. اضطراب غالباٌ وقتی نتیجه می­شود که این مولفه هوش­هیجانی- اجتماعی به­طور بسنده­ای عمل نکند. تفکر قاطعانه می­تواند به کاهش استرس کمک کند.

کنترل تکانه­ها

خرده مقیاس کنترل تکانه­ها به­صورت توانایی کنترل هیجانات به شیوه­ای کارآمد و سازنده تعریف می­شود.
دقیق­تر بگوییم، کنترل تکانه توانایی مقاومت یا به تأخیر انداختن یک تکانه، کشاننده یا وسوسه­ای برای عمل می­باشد. این مولفه در­برگیرنده ظرفیت پذیرش تکانه­های خصمانه­مان، خونسرد بودن و کنترل پرخاشگری، خصومت و رفتار غیر­مسئولانه است. مشکلات در کنترل تکانه به­صورت ظرفیت تحمل پایین ناکامی، تکانش­گری، مشکلات کنترل خشم، فحاشی، از دست دادن کنترل شخصی، رفتار انفجاری و غیر­قابل پیش­بینی آشکار می­شود.

قابلیت سازگاری

این فراعامل هوش­هیجانی در­برگیرنده آزمون واقعیت، انعطاف­پذیری و حل مسأله است که در زیر تعریف شده­اند. این فراعامل اصولاٌ به مدیریت تغییر مربوط می­شود، یعنی ما چگونه با تغییرات شخصی و میان­فردی و هم­چنین تغییر در محیط بلافاصل خود مقابله می­کنیم، و با آن­ها سازگاری حاصل می­کنیم. قابلیت سازگاری تعیین می­کند که ما تا چه اندازه قادریم با تقاضای روزمره، به شیوه­ای کارآمد، مقابله کنیم و به موقعیت­های گیج­کننده بپردازیم. افرادی که ظرفیت بالایی برای سازگاری دارند، نوعاٌ منعطف و واقع­گرا هستند و در فهم موقعیت­های گیج­کننده کارآمد هستند، و برای رسیدن به راه­حل­هایی بسنده از خود جدیت نشان می­دهند، این افراد به­طور­کلی می­توانند شیوه­های خوبی برای پرداختن به مشکلات روزمره بیابند. موفقیت در این حوزه به معنای این است که ما می­توانیم مشکلات را به چنگ آوریم و راه­حل­های کارآمدی را تدبیر کنیم، وقتی موضوعات متعددی در منزل، با دوستان و یا محیط کار پیش می­آید، به آن­ها بپردازیم و آن­ها را حل کنیم.

آزمون واقعیت

این خرده مقیاس قابلیت سازگاری، بر توانایی اعتباریابی احساسات و افکارمان با واقعیت خارجی، به­صورت عینی، دلالت دارد. این خرده مقیاس شامل ارزیابی تناظر بین آن چیزی که تجربه می­شود و آن چیزی که واقعاٌ موجود است، شامل یک جستجو در رابطه با شواهد عینی در جهت تأیید، تصدیق و حمایت از احساسات ادراکات و اندیشه­ها می­شود. آزمون واقعیت، اساساٌ متضمن تنظیم خود با محیط بلافاصل، تلاش برای نگاه داشت چیزها در چشم­اندازی صحیح، وتجربه چیزها به­صورت آن چیزی که واقعأ هستند، بدون خیال­پردازی مفرط یا رویاپردازی در رابطه با آن­ها می­باشد. تأکید بر عمل­گرایی، عینیت، بسندگی ادراکان­مان و اعتبار­بخشی به عقاید و اندیشه­هایمان می­باشد. جنبه مهم خرده مقیاس سازگاری، میزان وضوح ادراکی است که هنگام تلاش برای ارزیابی و مواجهه با موقعیت­ها آشکار می­گردد، و این متضمن توانایی تمرکز در آن زمانی است که شیوه­های وارسی مقابله با موقعیت­ها ظاهر می­گردند. آزمون واقعیت با عدم­کناره­گیری از دنیای خارج، تنظیم خود با موقعیت بلافاصل، و روشنی و وضوح در فرایندهای ادراک و اندیشه رابطه دارد. به عبارت ساده، آزمون واقعیت، توانایی اندازه­گیری موقعیت بلافاصل است.

انعطاف­پذیری

این خرده­مقیاس قابلیت سازگاری، معرف توانایی سازگارکردن و تنظیم کردن احساسات، افکار و رفتارمان با موقعیت­های جدید است. این خرده­مقیاس شامل تنظیم احساسات، اندیشه­ها و رفتارمان با موقعیت­ها و شرایط در حال تغییر است. این مولفه هوش هیجانی– اجتماعی اشاره به توانایی کلی سازگار شدن ما با موقعیت­های ناآشنا، غیر­قابل­ پیش­بینی و اوضاع و شرایط پویاست. افراد منعطف، چابک، همکار و دارای قابلیت واکنش نسبت به تغییر هستند، بدون این­که دارای تحجر و خشکی باشند. این افراد قادرند هنگامی که شواهد بیان می­کنند که آن­ها اشتباه کرده­اند، ذهن خود را تغییر دهند. آن­ها به­طورکلی نسبت به ایده­ها، جهت­گیری­ها، شیوه­ها و اعمال متفاوت باز هستند و با مدارا رفتار می­کنند.

حل مسأله

این خرده مقیاس قابلیت سازگاری، بر توانایی حل مشکلاتی که ماهیت شخصی و بین­فردی دارند، به شیوه­ای کارآمد، دلالت دارد. حل مسأله شامل توانایی شناسایی و تعریف مشکلات، به­علاوه خلق و به­کارگیری
راه­حل­های بالقوه کارآمد می­باشد. این خرده مقیاس ماهیتاٌ چند مرحله­ای است و شامل توانایی پیشروی در فرایندهای زیر می­شود: 1- حس مشکل و احساس اطمینان و به علاوه انگیختگی برای پرداختن به آن به شیوه­ای کارآمد. 2- تعریف و فرمول­بندی مشکل به آن واضحی که امکان دارد آن­چنان که جمع­آوری اطلاعات مرتبط را ایجاب کند. 3- ایجاد راه­حل­های بسیار تا آن­جا که امکان دارد و 4- اجرای یکی از راه­حل­ها بعد از وزن­دهی معایب و مزایای هر یک از راه­حل­های ممکن و انتخاب بهترین جریان اعمال. افرادی که در حل مسأله چیره­ دست هستند، غالباٌ در نزدیک شدن به موقعیت­های چالش­برانگیز، وظیفه­شناس، نظم­پذیر و در روش، اسلوب­دار و نظام­مند هستند. این مهارت به­جای اجتناب از مشکلات، با تمایل برای انجام بهترین کار در قبال آن­ها و مواجهه با آن­ها نیز رابطه دارد.

خلق کلی

این فرا­عامل هوش هیجانی– اجتماعی دربرگیرنده­ی خوش­بینی و شادی است که در زیر تعریف شده­اند. این فرا­عامل به­طور تنگاتنگی با خود­انگیزی ارتباط دارد. این خرده مقیاس، توانایی لذت بردن از خودمان، دیگران و به­طورکلی زندگی را تعیین می­کند، و به­علاوه بر نگاه کلی ما بر زندگی و احساس کلی خرسندی اثر می­گذارد. افرادی که در این تسهیل­کنند­ه­ی هوش هیجانی- اجتماعی چیره دست هستند، نوعاٌ بشاش، امیدوار مثبت و خودانگیخته هستند و می­دانند چگونه از زندگی لذت ببرند.

خوش­بینی

این خرده مقیاس خلق­کلی به­صورت توانایی حفظ یک نگرش مثبت و امیدوارانه به زندگی، حتی در مواجهه با بدبختی و فلاکت، تعریف می­شود. این مولفه معرف رویکردی مثبت نسبت به زندگی روزانه است و یک عامل بسیار مهم در انگیختن آن­چه ما انجام می­دهیم محسوب می­شود. خوش­بینی در مقابل بدبینی قرار دارد نشانه­ای معمول از افسردگی است.

به­طور­کلی خوش­بینی نگاه کردن به جنبه­ی روشن­تر زندگی به­همراه حفظ نگرشی مثبت می­باشد.

شادی این خرده مقیاس خلق­کلی به­صورت توانایی داشتن احساس رضایت از خودمان، دیگران و به­طورکلی زندگی تعریف شده است. شادی عبارت ­است از توانایی داشتن احساس خشنودی از زندگی­مان، لذت بردن از دیگران و داشتن شوخ­طبعی است. این مولفه­ی هوش هیجانی- اجتماعی متضمن توانایی لذت بردن از جنبه­های مختلف زندگی است. افراد شاد غالباٌ احساس خوبی دارند و در کار و لذت احساس راحتی می­کنند. شادی به احساس کلی بشاشیت و اشتیاق مرتبط است. ناتوانی در تجربه­ی شادی و مشکل در ایجاد عاطفه­ی مثبت، غالباٌ نشان­دهنده­ی ناخشنودی، ناخرسندی و گرایش­های افسرده­ساز است.

بر اساس مفهوم­سازی این مدل، باهوش بودن از نظر هیجانی و اجتماعی، فهم و ابزار موثر هیجانات، فهم دیگران به خوبی و توانایی ارتباط برقرار کردن با آن­ها، و مقابله­ی موفقیت­آمیز با تقاضاهای روزانه، چالش­ها و فشارها می­باشد. هوش هیجانی در درجه­ی اول مبتنی بر توانایی ما برای آگاهی از خودمان، فهم نقاط قدرت و ضعفمان و بیان احساسات و اندیشه­هایمان به­شیوه­ای غیر­مخرب می­باشد.

در سطح بین­فردی، باهوش بودن از نظر هیجانی و اجتماعی شامل داشتن توانایی آگاه بودن از هیجانات، احساسات و نیازهای دیگران و توانایی ایجاد و حفظ روابط ارضاکننده­ی متقابل سازنده و مشارکتی است. نهایتاٌ، باهوش بودن به لحاظ هیجانی و اجتماعی به معنای مدیریت موثر تغییرات شخصی، محیطی و اجتماعی از طریق مواجهه­ی واقع­بینانه و منعطف با موقعیت­های بلافاصل، حل مشکلات و تصمیم­گیری در هر زمانی که لازم شود، می­باشد. برای انجام چنین کاری ما نیاز به مدیریت هیجانات داریم به­طوری که آن­ها برای ما کار کنند و نه برعلیه ما و هم­چنین نیاز داریم به اندازه­ی کافی خوش­بین، مثبت و خودانگیخته باشیم.

دانلود پایان نامه ارشد (متن کامل) :

رابطه بین هوش هیجانی با تعهد سازمانی و رضایت شغلی کارکنان استانداری

بار- آن (2002)، این فرضیه را مطرح ساخت که آن دسته از افرادی که متوسط بهره­ی­هیجانی دارند،
به­طورکلی دربرآورده ساختن تقاضاها و فشارهای محیطی موفق­ترند. وی هم­چنین خاطر نشان کرده است که ناکارآمدی در هوش هیجانی می­تواند به معنای نبود موفقیت و حضور مشکلات هیجانی باشد. به اعتقاد بار- آن (2002)، مشکلاتی که در مواجهه با محیط برای افراد به وجود می­آید، عمدتاٌ در بین افرادی معمول است که در زیر مقیاس­های آزمون واقعیت، حل مسأله، تحمل استرس و کنترل تکانه با نقصان مواجه هستند. به­طورکلی بار- آن(2002)، این­طور توصیف می­کند که هوش­هیجانی و هوش­شناختی به­طور مساوی در هوش­کلی یک شخص مشارکت دارند که هر کدام نشانه­ای از پتانسیل موفقیت یک فرد در زندگی را ارائه می­کند.

در ادامه رضایت­شغلی و تعهد­سازمانی مورد بررسی قرار خواهد گرفت. رضایت­شغلی و تعهد­سازمانی در زمینه­ی روانشناسی صنعتی/  سازمانی بارها مورد مطالعه قرار گرفته­اند و با متغیرهای بسیار زیادی در ارتباط گذاشته­ شده­اند. از همین­رو، در کتب، مقالات و پایان­نامه­های مقاطع مختلف تحصیلی به کرات تعریف شده­اند و پیشایندها و پیامدهای آن مشخص شده­اند. در این­جا به خلاصه­ای از آن­ها می­پردازیم.


نظام های نوین مدیریت، منابع انسانی را مهم ترین دارائی سازمان به شمار می آورند و ارج نهادن به ارزش ها و نیازهای کارکنان را مؤثرترین گام در راه تحقق اهداف سازمان می دانند (چو و لوئیس[1]، 2012).

<br />

یکی از نیازها و انتظارات کارکنان که بر عملکرد و واکنش های آنان اثرگذار است، رعایت عدالت[2] در سازمان است. تحقق عدالت، نه تنها سنگ پایه ی مشروعیت حاکمیت و مبنای توجیه ضرورت وجود دولت ها تلقی می شود (پور عزت، 1380)، بلکه به عنوان یک متغیر راهبردی نقش تأثیرگذاری در بهره وری سازمان ایفا می نماید (وائی فات[3] و همکاران، 2010). بحث درباره ی چیستی عدالت، همواره به عنوان یکی از محوری ترین سؤالات فلسفه ی سیاسی وجود داشته است (پور عزت به نقل از رضائی کلید بری و همکاران، 1390: 310).

عدالت واژه ای تجریدی است که در علوم انسانی، فلسفه و نظریه پردازی، واژه ی مهمی محسوب می شود. چرا که هر جا انسان و نهادهای انسانی حضور داشته باشند، این مفهوم آنجا حضور دارد و چون از مفهوم مجرد برخوردار است، هر چه قدر ترکیب نهادهای انسانی پیچیده تر باشد، عدالت با غلظت بیشتری آنجا حاضر می شود. عدالت در لغت معادل نظم و ادب است و در فلسفه «هر چیز در جای خود» معنی کرده اند. در دیدگاه انسانی، عدالت به نام قانون نمودار شده است، زیرا عدالت عبارت است از رفتار مطابق قانون، این تعریف که به نظر ما جامع ترین تعریف عدالت است؛ می تواند شامل همه ی پدیده ها و رفتارهای عادلانه باشد (www.wikipedia.Org).

کلمه ی معادل عدالت در فرانسه و انگلیسی justice و در لاتین justitia است (اخوان کاظمی به نقل از صادقی، 1389: 64). فرهنگ لغات آکسفورد عدالت را به عنوان حفظ حقوق با اعمال اختیار و قدرت و دفاع از حقوق با تعیین پاداش یا تنبیه توصیف کرده است (حسین زاده و ناصری، 1386).

اما آنچه در تعاریف این واژه به مقاصد ما نزدیکتر است مفهوم عدالت به معنای برابری و تساوی، دادگری و انصاف، داوری با راستی و درستی و مفاهیم دیگری از این قبیل است (همان منبع). یولا و رابسانا معتقدند واژه ی عدالت بر انصاف دلالت دارد، و می کوشد تا درک منطقی از شکل صحیح و منصفانه را به نمایش بگذارد. از نظر آن ها در بافت سازمانی عدالت، یعنی” آنچه که به عقیده ی کارمندان درست و منصفانه باشد ” (یولا و رابسانا[4] ، 2009).

عدالت مبتنی بر مجموعه ای از اصول اخلاقی انتزاعی است که افراد به علّت اقدام به ارزش های انسانی، نسبت به آنها حساس هستند (مائورین[5]، 2002، ص 812-803 و پورعزّت، 1387، ص 245- 239 به نقل از الوانی، پورعزت و سیّار، 1387، ص 10). مازلو[6] عدالت را تقریباً یک نیاز اساسی مطرح کرده و آن را به همراه انصاف، صداقت و نظم در یک گروه قرار داده است و از آن ها به عنوان پیش شرط های اساسی برای ارضای نیازها یاد کرده است (تایلور[7]، 2003).

واین[8] و همکاران، معتقدند عدالت قبل از هر چیز یک استاندارد اخلاقی است، صداقت، امانت، اعتبار، صمیمیت، برابری، بیطرفی، قابلیت اعتماد، احترام، معیارهای روحی و اخلاقی باید در عصر حاضر راهنمای رفتار رهبران آموزشی در خصوص تصمیم گیری در سازمان های خدماتی باشند (واین و همکاران، 2004).

به گفته ی نادیسیک[9](2006) عدالت به مثابه ی یک ارزش انسانی ممکن است به مقوله ی یک ارزش اساسی سازمان شناخته شود.

در بحث مربوط به تعاریف عدالت، توجه به سه عامل زیر که جملگی به نحوه ی برخورد عادلانه ی سازمان با اقشار مختلف و پرهیز از تبعیض دلالت دارند ضروری به نظر می رسد:

  • برابری: پرداخت حقوق و مزایای مناسب و عادلانه و نیز نگاه یکسان به عموم کارکنان به عنوان عضوی از سازمان
  • بی طرفی: بی طرفی در تصمیم های مربوط به گزینش و ارتقای کارکنان
  • عدم تبعیض: اجتناب از هر گونه تبعیض و اعطای حق استیناف به کارکنان، یعنی حق تجدید نظرخواهی در تصمیم ها (فانی، دانایی فرد و زکیانی، 1392: 137).

میزان ادراک کارکنان از انصاف و رعایت عدالت در محیط کاری در بستر نظریه ی مبادله ی اجتماعی[10] رخ می دهد. در نظریه ی مبادله اجتماعی آمده است روابط کارکنان با رهبرانشان در سازمان ها همچون یک داد و ستد غیر رسمی بر طبق قراردادی روانی است. زمانی که سازمان توقعات و انتظارات کارکنان را برآورده سازد، کارکنان نیز انتظارات و توقعات سازمان را برآورده خواهند کرد. از جمله انتظارات مهمی که کارکنان از رهبران سازمان خود دارند، رفتار عادلانه و توأم با انصاف با آنان است. کارکنان انتظار دارند رفتار رهبرانشان توأم با انصاف و بی طرفی باشد، در این صورت است که آنان سعی خواهند نمود در آورده هایشان به سازمان انصاف را رعایت کرده، بیشتر خود را درگیر کرده و عملکرد بالاتری از خود به جای بگذارند (ساکز[11]، 2006 به نقل از قادری، سیادت و شمس مورکانی، 1391: 54).

2-1-15 اهمیت مطالعه ی عدالت در سازمانها

در حالی که به طور فزاینده بر پویایی و دگرگونی محیط سازمان ها افزوده می شود، عدالت سازمانی به عنوان یک حوزه ی مطالعاتی جدید اهمیت بیشتری برای مدیران و کارکنان پیدا می کند (معمارزاده و خدایی محمودی، 1388: 49). محققان برای توضیح اینکه چرا افراد به عدالت اهمیت می دهند تلاش نموده اند (لایپونن و همکاران[12]، 2004 به نقل از قنبری و حجاری، 1391: 47). به طور کلی دو چارچوب برای مطالعه ارائه شده است:

  • مدل ابزاری (نفع شخصی)
  • مدل رابطه ای (ارزش گروهی) (رضائیان، 1389).
  • در مدل منفعت شخصی؛ اهمیت عدالت بر این مبنا توجیه می شود که، حداکثر سازی درآمد شخصی را امکان پذیر می سازد؛ یعنی افراد به این دلیل برای رویه های منصفانه ارزش قائلند که معتقدند رویه های منصفانه نهایتاً به نتایج مطلوب منجر می شوند.
  • در مدل ارزش گروهی؛ عدالت مهم تلقی می شود، زیرا کارکنان با ادراک رفتار منصفانه ی سرپرستان با آنها، از شأن عضویت و هویت گروهی مطلع می شوند. فولگر[13] (1998) رویکرد سومی را برای درک اهمیت عدالت معرفی می کند و آن را یک ویژگی اخلاقی می داند.

نتایج سال ها پژوهش اکنون به خوبی نشان داده است که ادراک کارکنان از عدالت در سازمان، عاملی بسیار اساسی و اثرگذار بر پیامدهای کاری و سازمانی متعدد است (شوفلی و باکر[14]، 2003 به نقل از قادری و همکاران، 1391: 50). عدالت سازمانی مجموعه ای از پیامدهای روانی و رفتار را به دنبال دارد؛ زمانی که افراد احساس کنند با آن ها به طور غیرمنصفانه رفتار می شود، این حس برخورد غیر منصفانه ی سازمان با کارکنان باعث تضعیف روحیه، جابجائی و ترک شغل و حتی در مواردی تقابل و رودرروئی آن ها با مسئولین سازمان می گردد (کوهلمیر و پارکر[15]، 2005: 357).

همچنین ادراک از رفتار ناعادلانه و غیرمنصفانه با تأثیرات مضر فراوانی از جمله: پیامدهای منفی روی سلامت، رفتارهای منحرف عمدی و غیر عمدی، همراه است (پیندر[16]، 2008 به نقل از اورن، تی زاینر، ناهشان و شارونی[17]، 2013).

همانطور که راولز[18] معتقد است عدالت از مهم ترین شاخص های سلامتی مؤسسات اجتماعی است (راولز، 1971، ص 157 به نقل از الوانی و همکاران، 1387: 9) که توجه به رعایت آن در هر سازمانی از الزامات اساسی می باشد. به عقیده ی گرینبرگ[19]، ادراک عدالت در سازمان، برای کارآیی بهتر عملکرد سازمان ها و رضایت کارکنان ضروری است و سازمان باید در جهت تحقق این مهم، همه ی تلاش و کوشش خود را به کار گیرد (گرینبرگ، 1987: 14).

2-1-16 تاریخچه ی عدالت سازمانی[20]

عدالت، پدیده ای اجتماعی که توجه بسیاری از متخصصان روانشناسی اجتماعی و اساتید رفتار سازمانی را به خود جلب کرده است (طبرسا، اسمعیلی گیوی و اسمعیلی گیوی 1389). چرا که بسیاری از رفتارها و نگرش های بسیار مهم سازمانی می توانند به صورت مستقیم به ادراک کارکنان از عدالت مربوط شوند. محققان دریافته اند که ادراک کارکنان از عدالت، اثرات گسترده ای روی رفتار کارکنان دارد (جمال الدین[21]، 2009 به نقل از حسینی و کریمی، 1391: 69).

مطالعه در مورد عدالت در سازمان ها به اوایل دهه ی 1960 بر می گردد. در حدود 40 سال پیش روانشناسی به نام جی استیسی آدامز[22] در نظریه ی برابری اش نشان داد که افراد تمایل دارند در قبال انجام کار، پاداش منصفانه دریافت کنند؛ به عبارت دیگر به اندازه ی همکارانشان از پاداش های انجام کار بهره مند شوند (گرینبرگ[23]، 2002).

برابری طبق نظر آدامز زمانی حاصل می شود که کارکنان احساس کنند که نسبت های ورودی ها (تلاشها) به خروجی هایشان (پاداش ها) با همین نسبت ها در همکارانشان برابر باشد (ایوانکوویچ و ماتسون[24]، 1996: 171).

در واقع نظریه ی آدامز بیان می کند: اگر نسبت بین نتایج حاصل با ورودی های یک تبادل در مقایسه با دیگران، توازن داشته باشد، آنگاه رفتار عادلانه پدیدار می شود (ول بورن[25] و دیگران، 1995 به نقل از اسجارودین[26]و همکاران، 2013). در نظریه ی برابری، مرجع یا چیزی که فرد خود را با آن مقایسه می کند از اهمیت زیادی برخوردار است. بر این اساس سه مرجع همواره مورد توجه است:

  1. دیگران: همان دوستان و همکارانی هستند که کارهای مشابه در همان سازمانی که فرد فعالیت می کند، انجام می دهند.
  2. سیستم: مقصود از آن سیاست های سازمان در مورد پرداخت حقوق و پاداش و شیوه ی اجرای این سیاست ها است.
  3. خود: که مقصود از آن محاسبه و مقایسه ی داده ها با شیوه های فردی است. این نسبت در مورد هر شخص منحصر به فرد است (رابینز[27]، 1388: 86).

در ادبیات سازمان و مدیریت، اصطلاح عدالت سازمانی نخستین بار توسط گرینبرگ (1987)، به کار گرفته شده است (کونستانت[28]، 1998). و از سال 1990 به بعد نیز به صورت گسترده در رشته هایی چون مدیریت، روانشناسی کاربردی و رفتار سازمانی مورد تحقیق و مطالعه قرار گرفت (کوهلمیر و پارکر، 2005).

گرینبرگ، اولین کسی بود که از اصطلاح عدالت سازمانی برای توصیف رفتار سازمان و رفتار متناظر کارمندان در ازای عدالت یا بی عدالتی، استفاده کرد (ابراهیم و پرز[29]، 2014).

دانلود پایان نامه ارشد :

بررسی رابطه ی بین اعتماد سازمانی و عدالت سازمانی با بهره وری نیروی انسانی کارکنان بیمارستان فاطمیه ی شاهرود   

لینک 2

<td class=”arial” width=”100%”>

2-1-17 چیستی عدالت سازمانی (مروری بر نظریات اندیشمندان)

از دیدگاه گرینبرگ، عدالت سازمانی یعنی: رفتارهای منصفانه و عادلانه ی سازمان ها با کارکنانشان (گرینبرگ، 1987). به بیانی دیگر، عدالت سازمانی از دیدگاه وی به قضاوت های فردی و جمعی از انصاف یا شایستگی های اخلاقی، اشاره دارد (گرینبرگ، 1990).

بیوگری[30](1998) تعریف جامع تری از عدالت سازمانی ارائه کرده است: عدالت سازمانی عبارت است از انصاف ادراک شده از تعاملات صورت گرفته در سازمان، که می تواند شامل تعاملات اقتصاد اجتماعی و همچنین در برگیرنده ی روابط فرد با رؤسا، زیردستان، همکاران و سازمان به عنوان یک سیستم اجتماعی باشد (معمارزاده و خدایی محمودی، 1388، ص51).

در عدالت سازمانی مطرح می شود که باید با چه شیوه هایی با کارکنان رفتار شود تا احساس کنند به صورت عادلانه با آنها برخورد شده است (مورمن[31]، 1991، ص: 845 به نقل از گری رودر[32]، 2003).  از نظر مورمن عدالت سازمانی به صورت مجموع عدالت توزیعی، رویه ای و تعاملی یا مراوده ای تعریف می شود (اسکاندورا[33]، 1999).

  • عدالت توزیعی: توصیف انصاف در نتایج و عایدات یک کارمند مانند (حقوق، دستمزد و غیره) (مورمن، 1991، ص 845 به نقل از گری رودر 2003).
  • عدالت رویه ای: توصیف انصاف در روش های مورد استفاده برای تعیین حقوق و غیره (همان منبع).
  • عدالت تعاملی: توصیف انصاف در شیوه ای که در آن روش ها انجام شده است (مورمن، 1991، ص 852 به نقل از گری رودر، 2003).

از دیدگاه جکس و بیر[34](1999)، عدالت سازمانی به ادراک کارکنان از انصاف و رفتارهای عادلانه ی شغلی اشاره دارد (فوکس و همکاران[35]، 2001 به نقل از قنبری و حجاری، 1391: 46). آریی[36] و همکارانش در سال 2003 عدالت سازمانی را به اداراک فرد از بی طرفی رفتارها از سوی سازمان تعریف نمودند (لیما، میشل و کااتانو[37]، 2013).

آماندسون و همکارانش، در تعریفی عدالت سازمانی را ادراک کارکنان از انصاف سازمان و مدیران سازمان در توزیع تصمیمات، رویه های انجام تصمیمات و نحوه ی رفتار مدیران سازمان ها با آنها توصیف کردند. بنابراین در تعریف ذکر شده، عدالت سازمانی به سه بعد توزیعی، رویه ای و تعاملی تقسیم می شود (آماندسون[38] و همکاران، 2004).

کوئیتزی[39] اذعان می کند، عدالت سازمانی یعنی اینکه با کارکنان چگونه رفتار شود تا احساس کنند با آنها عادلانه رفتار شده است؛ به عبارت دیگر عدالت سازمانی، تلاش برای تشریح و توضیح نقش عدالت در محیط کار است (کوئیتزی، 2005).

به اعتقاد کولکوئیت[40] (2005 به نقل از ارشدی و هاشمی، 1389) عدالت سازمانی به ادراک فرد از منصفانه بودن بازده ها و پاداش هایی که از سوی سازمان ارائه می شوند، اشاره دارد (پیریایی و ارشدی، 1391: 80).

[1]- Cho & Lewis

[2]- Justice

[3]- Kwai Fatt

[4]- Ullah & Rabsana

[5]- Maureen

[6]- Maslow

[7]- Taylor

[8]- Wayne

[9]- Nadisic

[10]- Social Exchange Theory (SET)

[11]- Saks

[12]- Lipponen et al

[13]- Folger

[14]- Schauffli & Bakker

[15]- Kohlmeyer & Cropanzano

[16]- Pinder

[17]- Oren, Tziner, Nahshon and Sharoni

[18]- Rawls

[19]- Greenberg

[20]- Organizational Justice

[21]- Jamaludin

[22]- J. Staey Adams

[23]- Greenberg

[24]- Ivancevich & Matteson,

[25]- Welbourne

[26]- Sjahruddin

[27]- Robbins

[28]- Constant

[29]- Ibrahim &Perez

[30]- Beugre

[31]- Moorman

[32]- Gary J. Ruder

[33]- Scandura

[34]- Jex & Beehr

[35]- Fox et al

[36]- Aryee

[37]- Lima, Michel & Caetano

[38]- Amundson

[39]- Coetzee

فروش فایل پایان نامه : علل گرایش جوانان و نوجوانان کاشان به مواد مخدر(اعتیاد) و راهکارهای مقابله …

در حالی که در تقسیم پیشگیری ، به پیشگیری مستقیم(کنشی) و غیر مستقیم(واکنشی) مرحله دخالت یا زمان اقدام برای پیشگیری مورد نظر است و یا در صورتی که محل یا زمینه یا موضوع دخالت، خود مرتکب یا شرایط و عوامل بر او باشد. در این صورت به آن پیشگیری مرتکب مدار گفته می شود مانند پیشگیری اصلاحی، اعم از اصلاحات فردی و اجتماعی اما اگر زمینه و محل دخالت ، بزه دیده باشد به آن بزده دید مدار گفته می شود مانند پیشگیری وضعی.

به عبارت دیگر، در جرم شناسی پیشگیرانه با عنایت به معیارهای مختلف، پیشگیری را به اقسام مختلف تقسیم بندی کرده اند که گاه معیار این تقسیم بندی موضوع پیشگیری و گاه ماهیت اقدامات پیشگیرانه است. بدیهی است این طبقه بندی ها مطلق نیست و در عمل می تواند با یکدیگر ترکیب و تلفیق شود. این تقسیمات گاه مشمول برداشت مضیق و گاه مشمول موسع در پیشگیری است که گاهی با یکدیگر تداخل نیز دارند که در این گفتار به منظور آمادگی ذهنی به گونه هایی از این تقسیمات اشاره می گردد.

 

بند اول ـ پیشگیری انفعالی و پیشگیری فعال

پیشگیری انفعالی همان هشدار دادن و اخطار دادن به جامعه برای جلوگیری از قربانی شدن و بزه دیدگی است. هشدار دادن به جامعه برای مصون سازی خود در مقابل جرم یک تکنیک و روش برای جلوگیری از جرم است.

بنابراین اخطار دادن در مورد جرم همراه با اقدامات عملی نیست یعنی از وقوع جرم جلوگیری نمی کند در حالی که پیشگیری فعال در جهت جلوگیری از جرم یا بزه عملاً اقدامات مثبت و موثر انجام می دهد. نکته مهم دیگر اینکه در پیشگیری انفعالی به دادن هشدار کفایت می شود و این هشدار به کسانی داده می شود که بالقوه استعداد قربانی جرم واقع شدن را دارند. در واقع پیشگیری انفعالی یک نوع اطلاع رسانی به بزه دیدگان جرم است. مثل اطلاع رسانی از طریق وسایل ارتباط جمعی، شاید بتوان گفت که این نوع پیشگیری یک نوع پیشگیری از قربانی جرم واقع شدن است در حالیکه در پیشگیری فعالی اقدامات جامعه عملی می گردد.

 

بند دوم ـ پیشگیری بزه دیده مدار و مرتکب مدار

این تقسیم بندی بر اساس اینکه نقطه اتکاء و اعمال سیاست پیشگیری ، مجنی علیه باشد یا خود مرتکب به دو نوع پیشگیری مبتنی بر بزه دیده و مبتنی بر مرتکب تقسیم می شود که نوع اول ضرورتاً ابتکاری(کشی) است اما نوع دوم می تواند به دو صورت ابتکاری(کنشی) یا عکس العمل(واکنشی) از وقوع جرم باشد.

 

بند سوم ـ پیشگیری سه مرحله ای بر اساس الگوی پزشکی

این تقسیم بندی که منسوب به براتینگهام[1] و فاوست[2] (1976) می باشد، ملهم و برگرفته از پیشگیری و درمان بیماری های همه گیر است. این پیشگیری به پیشگیری اولیه[3]، پیشگیری ثانویه[4] و پیشگیری ثالث یا نهایی[5] تقسیم می گردد، دو نوع اول و دوم فعلی و ابتکاری و قبل از ارتکاب جرم به کار می رود و نوع سوم عکس العملی و پس از ارتکاب جرم است.[6]

 

الف ـ پیشگیری اولیه

پیشگیری اولیه متضمن تدابیر و اقداماتی است که به دنبال سالم سازی محیط طبیعی و اجتماعی و تغییر اوضاع و احوال و شرایط جرم زا است. این پیشگیری در صدد آن است تا با بهبود شرایط زندگی افراد از بزهکاری جلوگیری نمایند.[7]

از این رو اتخاذ تدابیری مناسب در زمینه هایی مانند فقرزدایی، اشتغال، مسکن و بالا بردن سطوح درآمد افراد نمونه هایی از این پیشگیری است. پیشگیری اولیه همان مبارزه با به وجود آمدن میکروب و جلوگیری از شیوع آن در جامعه است، به روشی که در علوم پزشکی مرسوم است.

پیشگیری اولیه در زمینه جلوگیری از اعتیاد به مواد مخدر شامل تدابیر و اقداماتی است که سبب می شود تا زمینه های مساعد برای گرایش به اعتیاد با کاهش مواجه شود. اقداماتی مانند: آموزش لازم به شهروندان درباره خطرها و مشکلات ناشی از استفاده مواد مخدر و تغییر نگرش مردم نسبت به این موا از جمله جلوه های این پیشگیری به شمار می روند.[8]

در این مرحله از پیشگیری که بیش از مراحل دیگر بر آن تأکید می شود سعی بر آن است که از عوامل بازدارنده[9] اعم از ارشاد فرهنگی مذهبی و اقدامات بهداشتی و اجرایی طوری استفاده شود که موثر باشند و مانع آشنایی افراد به مواد مخدر شوند. مرحله آشنایی زمانی است که در طی آنف شخص مواد مخدر و روان گردان را برای اولین بار مصرف می نماید و به این ترتیب ، با مواد زیان آور که بعدها او را بسیار رنج خواهد داد و زندگی او را به تراژدی و کابوس مبدل خواهد کرد آشنا می شود.

در این مرحله اقدامات و آموزش های اقشار مختلف به ویژه گروه های آسیب پذیر به نحوی باید صورت گیرد که افراد هرگز تمایلی به مصرف مواد مخدر از خود نشان ندهند، همانطور که تمایلی به مأکولات حرام از جمله گوشت مرده ندارند، برای انجام پیشگیری اولیه باید با بهره گرفتن از روشهای سه گانه حذف بیماری زا (مواد مخدر) کنترل شرایط محیطی(سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی) و تقویت مقاومت میزبان(برد معتاد) اقدام نمود.[10]

بدین ترتیب، پیشگیری اولیه از اعتیاد بر روی مسائیل از قبیل عدم دسترسی به مواد مضره اعتیاد آور ، دور ماندن از استرس های روانی، فراهم کردن مراکز و وسایل و محیط های ورزشی و تفریحگاه آموزش خانواده و جلوگیری از گسسته شدن رشته های سنتی خانوادگی، آموزش اطلاعات اساسی درباره مواد مختلف و خطرات آنها، ارتقاء سطح علمی، خودداری از رفتارهای تبعیض آمیز و خودداری از طبابت خانگی و خود درمانی با مواد افیونی، اشتغال به کار و پر کردن اوقات فراغت ، یاد دادن مهارت های اجتماعی ضروری برای مقاومت در برابر فشارهای دوستان برای استفاده از مواد، ایجاد نگرش های منفی نسبت به سوء مصرف مواد، تقویت مهارتهای شناختی لازم برای تشخیص موقعیتهای خطرناک و یا احتراز از آنها، برجسته سازی توانایی و تقویت مهارت تأکید دارد.

 

ب ـ پیشگیری ثانویه

پیشگیری ثانویه یا دومین همچون پیشگیری اولیه قبل از ارتکاب بزه اعمال می گردد. در واقع پیشگیری ثانویه به دنبال شناسایی و جلوگیری از بزهکاری افرادی است که بیشتر از دیگران در معرض هجوم عوامل جرم زا و بزهکاری قرار دارند. مثل مرتکبین و بزه دیدگان بالقوه و دارای حالت خطرناک و مستعد برای حمله به دیگر سخن ، پیشگیری ثانویه یعنی کمک به افرادی که در ورطه مشکلات مصرف مواد مخدر قرار گرفته اند.

هدف از انجام پیشگیری ثانویه این است که میزان شیوع مشکل و بیماری را در جامعه کاهش دهد و از طرفی نسبت به تشخیص و درمان معتادان اقدام نمود در حقیقت، هدف این سطح از پیشگیرانه محدود کردن میزان آسیب وارده به فرد یا جامعه تا حد امکان است. پیشگیری ثانویه شامل اقدام های پیشگیرنده می شود که ناظر به گروه های خاص است که بیم ارتکاب جرم از سوی اعضای آن می رود. پیشگیری دومین تا حد زیادی با مفهوم درمان سریع یا به موقع به یک معنی است. این مرحله از پیشگیری، شامل اقداماتی است که به منظور جلوگیری از مصرف مجدد مواد اعتیاد آور توسط شخصی که یکبار این مواد را تحت هر عنوان خواه تفننی، خواه آزمایشی مصرف نموده انجام می شود. در اینجا شخص با مواد مخدر و نحوه استعمال آن آشنایی پیدا کرده ولی به طور کامل به این مواد اعتیاد پیدا نکرده است.

معمولاً افرادی که برای پیشگیری دومین در نظر گرفته می شوند در مقایسه با کسانی که موضوع پیشگیری نخستین در سنین بالاتری قرار دارند و تعداد قابل توجهی از آنها علاوه بر مشکل سوء مصرف مواد با عواقب ناشی از آن همچون اختلافات خانوادگی، از دست دادن کار، مشکلات جسمی و مالی هم درگیر هستند.

به طور کلی عوامل متعددی افراد را تشویق می کند تا احیاناً مواد مخدر را تجربه کنند . در پیشگیری ثانویه به محض اطلاع از مصداق ، باید چاره ای اندیشید که این تجربه تکرار نشود. البته از تمام راه های پیشگیری که در مرحله اول به کار گرفته می شود می توان در این مرحله استفاده کرد. ولی باید شرح حال خوب از بیمار بگیرد و پس از آنکه علت و نوع بیماری را شناخت به انتخاب دارو مبادرت ورزید . بدیهی است صرفاً دور نگهداشتن فرد از مواد مخدر نه تنها او را مصون نمی کند بلکه او را به حکم «الانسان حریص علی ما منع» به کوشش در دستیابی به آن ماده حریص تر می شود.

به طور خلاصه می توان گفت: این گونه پیشگیری در صدد است تا از تبدیل شدن معتادان احتمالی به معتادان واقعی جلوگیری نماید. بدین سان، تشخیص زود هنگام نشانه های خطر در شماری از افراد که در آستانه معتاد شدن قرار دارند تاثیر به سزایی بر پیشگیری از اعتیاد دارد.[11]

 

ج ـ پیشگیری ثالث یا نهایی(سومین)

پیشگیری نهایی که به آن پیشگیری از تکرار جرم نیز گویند در بر گیرنده ی آن دسته از تدابیر است که پس از وقوع جرم و به منظور جلوگیری از بزهکاری درباره افراد اعمال می شود. اینگونه از پیشگیری با بهره گرفتن از ساز و کارهای دستگاه عدالت کیفری مانند کیفر زندان تلاش می کند تا با رویکردی اصلاحی ـ درمانی از ورود دوباره برهکاران به وادی بزهکاری جلوگیری کند زیرا پیشگیری سومین، کیفر را دارای خاصیت اصلاحی ـ درمانی می داند. در این پیشگیری ، با افراد سر و کار داریم که یا مرتکب جرم شده اند و یا بزه دیده واقع گردیده اند.

هدف از انجام سطح سوم پیشگیری آن است که بتوان به تدمین ، حفظ ارتقای فعالیت بزهکار و بازتوانی او دست یافت. به سخن دیگر، هدف اصلی و مهم در این پیشگیری  درمان مرتکبین و جبران خسارت وارده به بزه دیدگان است. ایجاد شبکه حمایتی از معتادان درمان شده، سازمان دهی برنامه گسترده و موثر پیشگیری برای این افراد، جلوگیری از ایجاد اثرات منفی ناشی از محل نگهدای معتادان، جلوگیری از برچسب خوردن معتاد در جامعه، مددکاری و توان بخشی، بازگرداندن سلامت معتاد و سرانجام سازماندهی امکانات و بازتوانی شغلی آنان از جمله مصادیق بارزی است که در این مرحله قرار دارد.

در واقع، در این مرحله تلاش می شود به افرادی که ترک اعتیاد کرده اند کمک شود تا با اعتیاد باز نگردند. پیشگیری ثالث به معنای بازپروری معتاد است . در این پیشگیری، تلاش می شود تا معتاد بتواند به زندگی عادی قبل از اعتیاد برگردد. در این حرله ضمن مقابله با زیاده طلبی معتاد، درمان وی نیز به روش مناسب در دستور کار فرار می گیرد تا ترک اعتیاد حاصل شود و معتاد سلامت خود را بازیابد و به جامعه بازگردد که انجمن معتادین گمنام (N.A) به نحوی به این نوع پیشگیری مبادرت می نماید.

بند چهارم ـ پیشگیری عام و پیشگیری خاص

الف . پیشگیری عام

پیشگیری عام یک سلسله اقداماتی است که علیه عوامل جرم زا به کار می رود . این دسته از تدابیر که به آنها تدابیر پیشگیرانه اولیه از بزهکاری نیز می گویند دارای خصیصه ی جمعی هستند و هدفشان مبارزه با عوام جرم زای محیط و اطرافیان به طور کلی است.

در رابطه با پیشگیری عام از اعتیاد بعهنوان یک جرم و ناهنجاری از آنجا که عوامل متعددی نظیر عوامل فردی، فرهنگی، خانوادگی، اقتصادی، سیاسی و روانی در ایجاد اعتیاد نقش دارد. بایستی برای پیشگیری از آن روی تمام عوامل فوق الذکر تاکید نمود. مثلاً در عوامل فردی گرایش به اعتیاد، باید به مسایلی چون فشار و ناملایمات روحی و روانی، محرومیت ها، نواقص جسمانی و عوامل یگر چون لذت جویی، تقلید و کنجکاوی فرد توجه کرد در حالیکه در عوامل اجتماعی باید بر روی عواملی همچون تبعیضات اجتماعی نابرابری ها و عدم وجود عدالت اجتماعی که در گرایش به اغتیاد موثرند توجه نمود. همچنین توجه به عوامل اجتماعی و اقتصادی مثل فقر و بیکاری، تورم و بحران های اقتصادی که در ایجاد اعتیاد موثر هستند، لازم و ضروری است.

عوامل فرهنگی نظیر جهل و بی سوادی از دیگر عوامل موثر در اشاعه ی فرهنگ اعتیاد است که در پیشگیری عام بسیار مورد توجه است. در واقع مسائل فرهنگی در همه ی سطوح اجتماع نقش مهم و اساسی را ایفا می نماد. به بیان دیگر نقش تبلیغات و افزایش اطلاعات عمومی و نقش وزارتخانه ها، سازمانها و نهادهای دولتی و خصوصی در جلوگیری از وقوع جرم که مهمترین رکن از ارکان پیشگیری عام از اعتیاد است بسیار اهمیت دارد.

دانلود پایان نامه »

متن کامل پایان نامه رشته حقوق با عنوان : علل گرایش جوانان و نوجوانان شهرستان کاشان به مواد مخدر و راهکارهای مقابله با آن   با فرمت ورد

  1. Thertiary Prevention
  2. Bratingham
  3. Faust
  4. Primary Prevention
  5. Secondary Prevention

 

  1. علی صفاری، مبانی نظری، پیشگیری از جرم، 1380، ص 288.
  2. علی حسین نجفی ابرند آبادی، همان، ص 137.
  3. شعله آتشین، اعتیاد در جامعه، ص 77
  4. Preventers
  5. رضا جمشیدی ، پیشگیری از اعتیاد، 1379، ص 46.

پایان نامه سرقت های الکترونیکی و جرایم کامپیوتری -جرم شناختی سرقت در فضای سایبری

با گسترش کامپیوتر و تکنولوژی اطلاعاتی و بروز و نمود جرایم مرتبط با آن همانند سیر بخش های حقوق جزاء آیین دادرسی نیز در برخورد با سرقت رایانه­ای دچار چالش های جدی شده است تا آنجایی که بسیاری از قوانین کهنه و مرسوم توان رویارویی با این چالش ها را ندارند.

هدف از تحقیقات مقدماتی در خصوص جرایم مربوطه به کامپیوتر، کسب داده­های معین از شبکه­ها و سیستم­های کامپیوتری است. ممکن است برای مقامات تحقیق، اشیاء و موضوعات محسوس مرسوم، هدف توفیق باشد و در صورت مقتضی، به متخصص مربوطه ارائه شود تا بیشتر روی آنها تحقیق شود. چنین تحقیقاتی به کمک یک کامپیوتر امکان پذیر خواهد بود ولی زمانی این تحقیقات با مشکل مواجه می­شود که جرم ارتکابی در یک سیستم شبکه­ای که متشکل از وسایل متعدد بوده و بوسیله سیستم های کامپیوتری یا مخابراتی به هم مرتبط شده اند اتفاق افتاده باشد.

تفتیش و توقیف داده­های ذخیره یا پردازش شده در سیستم­های کامپیوتری مهمترین ابزار و روش تحصیل دلیل در محیط های کامپیوتری است. جمع آوری داده های ذخیره شده در سیستم های کامپیوتری مستلزم ورود و بازرسی محل نصب کامپیوتر و توقیف داده ها است. حال آیا طبق قوانین آیین دادرسی کیفری، داده­ها یا اطلاعات بعنوان یک شی ملموس قابل ضبط و توقیف است. ضمن اینکه این مشکل نیز مطرح است که بازرسی و ضبط داده ها ممکن است لطمه جدی برای فعالیت تجاری دیگران یا تضییع کننده حقوق فردی باشد. با توجه به مشکلات موجود بر سر راه کشف و ضبط ادله ی کامپیوتری که بیشتر سیستم های حقوقی کشورهای دنیا در قوانین مربوطه به خود یا نقصان در این رابطه مواجه می­باشند.[2]

قواعد مربوط به تفتیش اماکن و حتی اطلاعات موجود در سیستم­های کامپیوتری، کاربردی در محیط سایبر و فضای شبکه­های بین المللی وجود ندارد چرا که گاه مکان ارتکاب با مکان ادله تفاوت دارد. گاه تجهیزات مربوطه نزد کامپیوتر شخص ثالث و در محیط و مکان دیگری است.

گاه فرد، ادله دیجیتال را پنهان می­کند و برای آن رمز گذاری می­کند تا کسی نتواند به آن دست یابد. علاوه بر مسائل فوق، جرایم در محیط شبکه­های بین­المللی در خصوص توقیف وتفتیش پایگاه داده­ها که باید از طریق سیستم­های مخابراتی بین­المللی انجام گیرد مشکلات خاصی را در ارتباط با حقوق بین الملل و تعارض قوانین و حاکمیت کشورها که اطلاعات از طریق دیتایی آن کشور ارسال یا ذخیره شده بوجود می­آورد.

مهمترین بخش از دادرسی مربوط به تکنولوژی کامپیوتر ناظر به ادله اثبات دعوا است. ادله اثبات به تبع جرم مطرح می­شود از این رو تعریف دلیل کامپیوتری نوع دلیل، منابع آن، طریق حصول، قابلیت قبول، نحوه ارائه و چگونگی صدور حکم بر مبنای آن در محیط های کامپیوتری از موارد متنازع فیه است.

پس از نوع ادله تحصیل و ارائه دلیل وظیفه طرفین در اثبات دلایل و صدور حکم توسط دادرس می­باشد با پیدایش و تکامل تکنولوژی اطلاعات و نفوذ آن در امور حقوقی بحث ادله دیجیتال و الکترونیک بوجود می­آید.

مسائل همچون کاغذی بودن یا نبودن داده­ها واطلاعات کامپیوتری، دوام، بقاء واصالت آنها مطرح می­شود. داده­ها و مدارک قابل مشاهده در صفحه مانیتور ظاهر می­شود ولی با خاموش کردن دستگاه یا تغییر فایل ناپدید می­شود وبه راحتی محو می­گردند، خاصیت بقاء و دوام به مضموم فیزیکی و معمولی وجود ندارد و اصالت مرسوم در اسناد رسمی را نیز فاقد هستند زیرا یک نسخه با ارزش و واحد را نمی­توان برای آنها در نظر گرفت.

مواردی که کشف و تحت پیگرد قرار دادن سرقت رایانه­ای را دشوار می­نماید عبارت از:

1- قربانیان سرقت رایانه ای خود با این مسئله با بی میلی برخورد می­کنند. این گونه قربانیان که معمولاً موسسات اداراتی هستند که علاوه از بکارگیری وسیع کامپیوتر برای سهولت امور ارائه خدمات به این استفاده و بکارگیری کامپیوتر می­بالند و از پخش اخبار مربوطه به سوءاستفاده از کامپیوتر که منجر به از بین رفتن اعتبار موسسه و نیز بی­اعتمادی افراد و اشخاص می­شود خوشحال نخواهند شد بلکه برعکس سعی بیشتری برای مسکوت ماندن قضیه می­نمایند و از هر گونه کمک برای کشف جرم خودداری می­کنند.

2- پیچیدگی عملکرد وکاربرد کامپیوتر که عموماً دارای تکنولوژی دائماً پیشرونده است کار رسیدگی و تعقیب را دشوار می­سازد و درک نوع جرم و تحلیل عناصر آن را برای ضابطین دشوار می­کند.

3- سرعت وقوع جرم، به نحوی که یک جرم (مثل سرقت اطلاعات) ممکن است ظرف چند ثانیه صورت بپذیرد، یعنی قبل از اینکه هرگونه عکس العملی از جانب مقامات مربوطه برای جلوگیری از تحقق این جرم باقی اطلاع از وقوع آن جرم برای ممانعت از فرار مجرم انجام گیرد، به همین ترتیب کلیه آثار نیز محو می­شود که کار تعقیب جرم و مجرم را در بسیاری موارد غیر ممکن می­سازد.

4-از لحاظ ابعاد بین المللی نیز با توجه به اینکه مرتکب سرقت رایانه­ای لزوما حضور فیزیکی در محل وقوع جرم ندارد و با بهره گرفتن از ارتباطات شبکه بین الملل، اعمال مجرمانه خود را انجام می­دهد و دیگر اینکه دستیابی به یک سیستم یا شبکه در جهت کشف، تعقیب و تحصیل دلیل، ممکن است پردازش داده در کشور دیگر محسوب شود که خود تعرض به حاکمیت دولتها خواهد بود.

در این راستا می­توان طراحی سیستم های امنیتی را در سطح بین الملل توسعه داد و بدین ترتیب امکان بهرمندی از تجربه به کشورهای دیگر را فراهم نمود مانند، همکاری در زمینه ضابطه­مند کردن تدابیر امنیتی مربوط به کارتهای عابر بانک، امضاهای الکترونیکی و …. از نمونه های بارز همکاری های بین المللی در مقابله با جرایم رایانه ای می­توان به اقدامات پلیس بین المللی (اینترپل) در زمینه دوره های آموزشی مختلف در مورد کشف و پیگرد جرایم رایانه­ای اشاره کرد.[3]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جرایم رایانه­ای جرایمی سازمان یافته می­باشند که از طریق اشخاص حرفه­ای و باسواد انجام می­شود و همیشه قصد آنها سوءاستفاده از اشخاص دیگر است.

یکی از مصادیق جرایم رایانه­ای که با انگیزه  کسب منافع مادی  نامشروع  در محیط شبکه­های رایانه­ای ارتکاب می­یابد جرم سرقت رایانه­ای می­باشد.

 بزه سرقت همچون بسیاری از پدیده های انسانی دیگر روز به روز متحول شده و مصادیق جدیدی از آن رو می­نمایاند با فراگیر شدن استفاده از رایانه و نرم افزارهای رایانه ای در عرصه های مختلف زندگی، سرقت از شیوه سنتی به شیوه مدرن تبدیل شده­است.

متن کامل:

جرم شناختی سرقت در فضای سایبری-پایان نامه حقوق

عوامل بساری در ایجاد سرقت رایانه­ای موثر است، که ازجمله می­توان به عامل اقتصادی که نقش بسزایی در سرقت دارد اشاره کرد.

بدون تردید فقر اقتصادی و نیاز مالی تاثیر به سزایی در ارتکاب سرقت سایبری دارد. فقر و محرومیت مادی یکی از  مهمترین عوامل به وجود آورنده سرقت است. فردی که دچار این آسیب اجتماعی است از یک سو از لحاظ روانی احساس حقارت ومغبون بودن می­کند، از جامعه طلبکار می­شود و از سوی دیگر چون  جامعه را مسئول محرومیت و فقر خود می پندارند نوعی احساس انتقام در او پرورش می­یابد.

بسیاری از سرقت­های رایانه­ای علاوه بر ریشه اقتصادی، ناشی از عوامل سیاسی و اجتماعی است. از قبیل افزایش توقعات، تجمل گرایی به ویژه توسط رهبران جامعه، که علاوه بر تاثیر نامطلوب در جامعه، انگیزه ارتکاب جرایم مالی را افزایش می­دهد.

اساسا حوزه تاثیر گذاری جرایمی که در فضای سایبر واقع می­شوند نسبت به جرایم سنتی بسیار وسیع­تر است و به مراتب خسارت بیشتری نیز بر جای خواهد گذاشت، پس همان طور که جوامع با وقوع جرم در دنیای فیزیکی مقابله می­کنند، جلوگیری از وقوع جرم در محیط مجازی که از اوصاف و ویژگی­های متفاوتی نسبت به محیط واقعی بر خوردار است، ارائه راهکار­های مناسب امری ضروری است.

بنابراین آنچه در به کار­گیری راهکارهای غیر کیفری مورد توجه می­باشد مقابله اجتماعی و وضعی در برابر وقوع جرم است. در تدابیر اجتماعی جهت مبارزه با جرم سرقت رایانه­ای باید ارتقاء سطح فرهنگ افراد در استفاده از فناوری نوین و تغییر نگرش افراد و آشنایی آنها از کارکرد اصلی این فناوری و تقویت نقش تربیتی و آموزشی والدین و موسسات آموزشی در کاهش جرم مورد تاکید قرار گیرد. باعدم  توفیق مقابله اجتماعی در کاهش یا مهار جرم ، مقابله وضعی با آن مطرح خواهد شد. یکی از دلایلی که می توان جهت توجیه پیشگیری وضعی از این جرایم بر شمرد، قابلیتی است که فناوری تبادل اطلاعات فراهم آورده است. همان طور که گفته شد، جرم رایانه­ای به گونه­ای است که نمی­توان با دست تهی مرتکب آن شد و باید علاوه بر صرف اندیشه کافی، ابزار و لوازم مورد نیاز را هم در اختیار داشت.

از این رو هدف از مقابله وضعی، سلب فرصت ارتکاب جرم از سوی نفوذ کننگان به سیستم­های رایانه­ای است. در این رابطه شناسایی خطرات متوجه سیستم رایانه­ای، مهمترین اقدام در جهت ایجاد یک برنامه حفاظتی مناسب برای مقابله  با جرم سرقت رایانه­ای است.

از طرف دیگر همان طور که اشاره شد، این مجرمین از خصوصیاتی برخوردارند که هر نوع ضمانت اجرای قهر آمیزی نسبت به آنها نه تنها صحیح نیست، کارآمد هم نمی باشد. آنچه اهمیت دارد این است که با اتخاذ تدابیر مدبرانه و راهگشا، حتی­المقدور موانع موجود را بر طرف کنیم و بازدهی این اقدامات را به حداکثر برسانیم.

با این توضیحاتی که آمد، مشخص می­شود که جرایم رایانه ای در فضا و بستری ارتکاب  می­یابند که امکان  شناسایی و مقابله با آنها بسیار دشوار است و از این لحاظ نسبت به نظایر فیزیکی­شان، از رقم سیاه بالاتری برخوردارند و به همین دلیل از لحاظ تجزیه و تحلیل علمی و جرم شناختی این مشکل وجود دارد که نمی­توان با استناد به آمار و ارقام به دست آمده تصمیمات دقیقی اتخاذ کرد.

علاوه بر این سرقت رایانه ای در روش و نحوه وقوع آن با سرقت سنتی تفاوت دارد، قلمرو وقوع و گسترش سرقت رایانه ای نسبت به سنتی مراتب بیشتر است، سرعت گسترش سرقت رایانه ای در مقایسه با سرقت سنتی به مراتب زیادتر است و خسارت و مخاطرات ناشی از وقوع سرقت رایانه ای علی­الاصول در مقایسه با سرقت سنتی سنگین تر است.

با توجه به مقایسه­ای که میان سرقت سنتی و مدرن انجام گرفته، با این وصف شایسته بود که قانونگذار مجازات شدیدتری را در جرایم رایانه­ای برای جرم سرقت در فضای سایبر مورد توجه قرار می­داد، چرا که با توجه به ویژگی­های سرقت رایانه­ای همچون دقت بالا، سرعت زیاد، ذخیره سازی حجم زیاد اطلاعات، خستگی ناپذیری و سایر محاسن از طرفی و فراملی بودن و محدود به مکان خاص نبودن گستردگی فضای کامپیوتر و کاربران از طرف دیگر  این اقتضا را به دنبال دارد.

یک سارق کامپیوتری جزء نخبگان علمی جامعه است و با یک بزهکار خیابانی تفاوت دارد. پس می­بایست در محاکمه این طیف از مجرمین نهایت سعی و تلاش را بنماییم تا نتواند از چنگال قانون فرار کند.

با بیان اینکه اکثر صاحب نظران و جرم شناسان معتقدند که شدت مجازات باعث کاهش جرایم نمی­شود، اما در مورد سارقین سایبری باید نگاه خاصی با توجه به خصوصیت سارقین و انگیزه­های آن داشت.

در زمینه میزان مجازاتها، در مورد سارقین سایبری باید بازدارندگی بیشتری داشته باشد تا هم سبب ارعاب مردم و هم سبب عبرت گرفتن مجرمین شود تا دیگر اقدام به چنین جرایمی ننمایند.

مهمترین چالشی که در وضع تدابیر پیشگیرانه کیفری وجود دارد، انتخاب نوع ضمانت اجراهای قهر آمیزی است که باید نسبت به نقض کنندگان هنجارهای حاکم بر فضای تبادل اطلاعات اتخاذ شود.

هدف از اجرای بسیاری از مجازات­ها در سطح جوامع، ایجاد حس بازدارندگی در میان افراد جامعه به ویژه مجرمان و افراد دارای حالت خطرناک است.

این صفت روانی به سبب ظرفیت بالای ارتکاب جرم در فضای سایبر، کاهش پیدا کرده و موجب ارتکاب گسترده برخی از جرایم رایانه­ای شده­است. چنانچه این صفت در نهاد افراد جامعه کم­رنگ شود، قبح برخی جرایم از بین رفته، احساس بازدارندگی در افراد کاهش می­یابد.

با توجه به اینکه هدف از اجرای حکم تعزیر در سرقت اینترنتی، محرومیت و محدودیت سارق است و ثمره آن ایجاد امنیت در جامعه می­باشد، بنابراین در سرقت مزبور که اخذ غیر فیزیکی بوده و از طریق هوش و فکر کاربر است; هر چند که شیوه­های تعزیر ذکر شده در ماده 12 قانون جرایم رایانه ای ( حبس و جزای نقدی) شاید بتواند تا حدودی موثر واقع شود، ولی به نظر می­رسد با توجه به ماهیت عمل و نوع جرم ونحوه انجام آن باید شیوه­ای را اتخاذ کرد تا هم کاربر سارق علاوه بر تنبیه و تادیب، نتواند مجددا مرتکب آن شود و هم برای دیگران درس عبرت باشد. لذا بهتر است به جای مجازات های معمولی، مجازات هایی از نوع فضای مجازی برای این گونه مجرمین تعریف شود. مجازاتهایی چون ممانعت از دسترسی وی به داده هایش، توقف داده ها، اختلال در سیستم و ….

جرایم رایانه‏ای، مبتنی بر فناوری اطلاعات است و در جهان شبکه‏ای امروز، دیگر هیچ جزیره‏ای منزوی محسوب نمی‏شود. از این رو، جرایم رایانه‏ای طبع جهانی دارد و مقابله با آنها اقدامات یکسان بین‏المللی را می‏طلبد و چنانچه این جرایم در سیستم‏های قضایی کشورهای مختلف به صورت یکسان تعریف نشوند، تلاش‏های ضابطان اجرایی برای برخورد هماهنگ با این جرایم، غامض و پیچیده خواهد شد.

به نظر می­رسد آن قدر که قانون گذاران داخلی مجبور هستند در حوزه جرایم رایانه­ای ملاحظات بین المللی را رعایت کنند، این الزام نسبت به جرایم فیزیکی که عمدتا به مرزهای کشور ها محدود هستند و تابع اصل سرزمینی می­باشند  وجود نخواهد داشت.

نکته قابل توجه دیگر این است که بحث جرایم رایانه­ای و تلاش در جهت پیشگیری از وقوع یا تکرار آنها و مقابله با مرتکبان و حمایت از بزهدیدگان، به یک حوزه خاص منحصر نمی­شود. کما اینکه به طور کلی این مبحث یک  حوزه میان رشته­ای را تشکیل می­دهد و از تعامل حقوق با فناوری به وجود آمده است. هر چند نباید دیگر حوزه­ها نظیر علوم اجتماعی یا روانشناسی را نیز نادیده انگاشت.

سرقت های الکترونیکی و جرایم کامپیوتری از حیث تعقیب و دادرسی نیز با چالش و تحول مواجه می باشد. آیین دادرسی مدنی بایستی به دنبال یک تعقیب موثر جرم در زمینه تکنولوژی اطلاعات باشد زیرا این تکنولوژی رشد بسیاری در زمینه­های اقتصادی و زندگی اجتماعی داشته و مشکلات جرم یابی خاصی را به دنبال آورده است. در عین حال آیین دادرسی کیفری بایستی به حمایت از آزادیهای مدنی و مظنونین و شهود بپردازد و در زمینه تعقیب بین المللی جرایم می بایست بر مبنای تعاون و همکاری بین المللی با رعایت اصول حاکمیت و امنیت کشور مقابل صورت گیرد.

سیاست جنایی موثر برای مبارزه با سرقت های الکترونیکی و پیشگیری از آن بایستی مبتنی بر اصول ذیل باشد:
1-آگاهی دادن به کاربران کامپیوتر و تشویق آنان برای بکارگیری تدابیر امنیتی.
2-ارتقای تدابیر امنیتی استاندارد.
3-کاهش فرصت و موقعیت های جرم زا.
4-تشویق بزه دیدگان به اعلام وقوع جرم.
5-تدوین قوانین مناسب و انجام اصلاحات ضروری.
6-توسل به همکاری همه جانبه ی بین المللی در امر کشف جرایم کامپیوتری و تعقیب مرتکبین.
با توجه به ماهیت فراملی بودن سرقت های الکترونیکی و جرایم کامپیوتری، فعالیت های ملی و بین المللی در آینده بایستی بر موضوعات ذیل متمرکز باشد.
1-در زمینه های جدید حقوقی باید مطالعات تطبیقی و همکاری بین المللی بیش از گذشته گسترش یابد.
2-لزوم تعاون بین المللی در تدوین قوانین و تعقیب بین المللی مجرمین کامپیوتری بسیار اهمیت دارد.
3-آموزش نیروی پلیس و کادر قضایی متخصص در این زمینه.
4-فرهنگ همکاری با پلیس در زمینه کشف، شناسایی و تعقیب این جرایم گسترش یابد.
5-مقررات آیین دادرسی کیفری و بین المللی این جرایم بگونه هماهنگ و منسجم ،تبیین ،تدوین و تقنین شود.

آخر سخن اینکه فضای تبادل اطلاعات چیزی نیست که بتوان در دنیای امروز از آن فاصله گرفت و عطایش را به لقایش بخشید. هر یک از ما هم از لحاظ فردی و هم در بعد زندگی اجتماعی خود ناگزیر از برقراری ارتباط با این فضا هستیم و همان طور که از مزایای شگفت انگیز آن بهرمند می­شویم، با چالش های آن نیز مواجه می­شویم.

 

 

 

[1]  .  قانون آیین دادرسی دادگاه­های عمومی و انقلاب در امور کیفری، 28/6/1378.

پیشگیری اجتماعی از سرقت رایانه­ای-رشته حقوق

<br />4-1-2-1-1- محیط اقتصادی

 

شرایط اقتصادی فرد و جامعه، رابطه ای موثر با جرم دارد. نابرابری اقتصادی، مولد بزهکاری است و آمارها، نشان دهنده رشد بزهکاری به موازات رشد اختلافات طبقاتی است.

یک رابطه همبستگی بین تمرکز ثروت و وقوع جرم وجود دارد. اقتصاد عامل اصلی توسعه یافتگی محسوب می­شود. سیاست گذاری های اقتصادی بایستی به گونه ای باشد که یک نوع توازن و انسجام اقتصادی را در کشور به وجود آورد[1]. فقرو محرومیت مادی را شاید بتوان گفت از مهمترین عوامل به وجود آورنده سرقت است.

فردی که دچار این آسیب اجتماعی است از یک سو از لحاظ روانی احساس حقارت و مغبون بودن می­کند و از جامعه طلبکار می­شود و از سوی دیگر چون جامعه را مسئول محرومیت و فقر خود می­پندارد نوعی احساس انتقام در او پرورش می­یابد.[2]

در موارد بسیاری ارتکاب جرایم رایانه­ای که به ظاهر اقتصادی نیست با انگیزه اقتصادی شکل می­گیرد و بالعکس برخی جرایم رایانه ای به ظاهر اقتصادی با انگیزه­های غیر اقتصادی ارتکاب می­یابد. به عنوان مثال در پرونده ای فرد پس از نفوذ به سیستم رایانه ای قربانی خود و تحصیل اسناد و مدارک شخصی وی اقدام به اخاذی از او کرد و بالعکس در پرونده ای دیگر متهم صرفاً با هدف ابراز توانایی خود در هک مبادرات به نفوذ به حساب بانکی یکی از مشتریان بانک کرده و مبلغی را برداشت و آن را عیناً به بانک مسترد کرد تا فقدان امنیت شبکه بانکی وتوانایی بالای خود را در این زمینه به رخ بکشد.[3]

 

 

 

 

 

 

4-1-2-1-1-1- بیکاری

 

عامل مهم دیگری که در ایجاد سرقت سایبری نقش عمده دارد بیکاری است. بیکاری از دو جهت در ازدیاد سرقت نقش دارد:

 

4-1-2-1-1-1-1- وجود فرصت­های اضافی و خالی بودن اوقات فراغت

 

وقتی افراد جامعه به ویژه جوانان فرصت های اضافی داشته باشند و این فرصت ها از مجرای درست و صحیح نتواند مورد استفاده قرار گیرد و طبعاً به روش های غیر اصولی و ضد اجتماعی کشیده می­شود. موارد بسیاری از سرقت­ها و بزهکاریی که از روی بی حوصلگی و یا برای تنوع و سرگرمی صورت می گیرد، نمونه هایی از این نوع است.[4]

 

4-1-2-1-1-1-2- نداشتن درآمد کافی برای گذران زندگی

 

هر فرد بیکاری ناچار باید به نحوی زندگی خود را بگذراند و برای این گذران باید درآمدی داشته باشد. چون کسب درآمد نمی­تواند از راه ها و شیوه های درست و قانونی تامین شود چه بسا که به راه­های غیر قانونی کشیده می شود.

 

4-1-2-1-2- محیط سیاسی

 

بی ثباتی سیاسی یکی از عوامل سرقت در فضای سایبری است. تاثیر عوامل سیاسی بر سرقت سایبری بیشتر بر پایه و مبنا جاسوسی اطلاعات، اختلال در داده­ها و برنامه­ها و ضربه زدن به اقتصاد جامعه است. ضمن این که آسیب­های سیاسی آن، موجب تضعیف اقتدار و حاکمیت دولت شده، آن را در ایجاد وحدت ملی و امنیت اجتماعی و امنیت اطلاعاتی دچار چالش های جدی می­کند.

غالباً دولت­ها قادر به حمایت مستقیم از شهروندان خود در زمینه جرایم ارتکابی در فضای سایبر نمی­باشند. اما می­توانند صرفاً ابزارهای کافی اتخاذ کنند تا به واسطه آن شهروندان بتوانند خودشان از خودشان حمایت کنند.[5]

 

4-1-2-1-3- آماده نبودن کشور برای ارائه خدمات رایانه­ای

 

در حال حاضر سیاست گسترش و افزایش ظرفیت تبادل بین المللی داده­ها از سیاست­های جاری دولت است و افراد، سازمانها و شرکتها به گونه ای نامحدود امکان دسترسی به سرویس دهندگان رسانه­های جدید را دارند. برای دسترسی به اینترنت هیچ گونه مجوز یا تاییدیه دولتی لازم نیست و هنوز سرویس دهندگان اطلاعات مربوط به مشترکان، کاربران و محتوای داده­های تبادل شده را به سازمان های دولتی ارائه نمی دهند.

هیچ قانون یا دستورالعملی برای منع رمزگذاری محتوای داده­های مبادله شده وجود ندارد و هیچ قانونی نیز وجود ندارد که سرویس دهندگان را ملزم به کنترل محتوا نماید یا آنان را مسئول محتوای سایت­های روی سرویس بداند. از طرف دیگر خدمات اینترنت در ایران به سرعت ارزان شده وکافه­های اینترنتی به سرعت در حال رشد است.

 

4-1-2-2- محیط مجازی

4-1-2-2-1- گمنامی

 

از آنجا که فضای سایبری صحنه­ای فرهنگی و اجتماعی است که فرد خود را در موقعیت های متنوع، نقش ها و سبک های زندگی قرار می­دهد، خود زمینه­ای است برای آسیب پذیری شخصیت کاربر که در نتیجه موجب چند شخصیتی شدن کاربر خواهد شد. در فضای سایبر بیش از آن که هویت ظاهری فرد مطرح گردد، درون مایه های افراد بروز می­کند.[6]

گمنامی و نامرئی بودن کاربران، از دیگر ویژگی روابط اینترنتی است که موجب پیدایش آسیب­های جدی در افراد می­ شود. در فضای سایبر شخص می­تواند هر نقابی را به خود بپوشاند و بدین وسیله هر کاری که بخواهد انجام می­دهد، بدون اینکه ترس از شناخته شدن و رسوا شدن داشته باشد.

4-2- پیشگیری از سرقت رایانه­ای

 

هر چند برخی بر این باورند که اصلاح قوانین سنتی جزایی پاسخگوی نیازها در برابر جرایم سایبری است در مقابل عده ای معتقدند دنیای مجازی دنیای جدیدی است و مجرمان سایبر از لحاظ  جرم شناسی از مجرمان دیگر متفاوتند و مجازات ها و درمان های متفاوتی را نیز نیاز دارند.

استاد گسن پیشگیریی درمعنای جرم شناسی پیشگیرانه را مجموعه تدابیر سیاست جنایی به استثنای تدابیر معمول به هنگام مداخله نظام کیفری تعریف می کند که هدف انحصاری یا لااقل اصلی آنها محدود کردن امکان وقوع مجموعه ای از اعمال مجرمانه ، از طریق غیر ممکن کردن ، دشوارتر کردن یا کاهش احتمال آنهاست .[7]

 

4-2-1- پیشگیری غیر کیفری سرقت رایانه­ای

 

پیشگیری تنها به حوزه علوم جنایی محدود نمی­شود و در هر حوزه­ای  که یک سری ناهنجارها وجود داشته باشد،  سعی می شود از طریق اتخاذ تدابیر پیشگیرانه  از قوع آنها جلوگیری  شود، چرا که این اتفاق نظر وجود دارد که «پیشگیری بهتر از درمان است».[8]

در این راستا، برای پیشگیری از سرقت رایانه­ای الگو های گوناگونی از رشته­های مختلف در حوزه علوم جنایی پیاده شده­اند که البته هر یک بعد خاصی را مد نظر قرار داده اند و به همین خاطر با نواقصی مواجه می­باشند. اما کاملترین الگویی که تا به حال ارائه شده پیشگیری اجتماعی  و وضعی از این جرم است.[9]

 

 

 

 

 

4-2-1-1- پیشگیری اجتماعی[10] از سرقت رایانه­ای

 

پیشگیری اجتماعی شامل اقدام­هایی است که به طور مستقیم یا غیر مستقیم، هدفشان تاثیرگذاری بر شخصیت افراد است تا از سامان دادن فعالیت خود حول انگیزه­های بزهکارانه بپرهیزد و بیش از ارتکاب جرم صورت می­گیرد و از این طریق خلاءها و ناهنجاری های وی را بر طرف می­کند.[11]

محور اقدامات در این نوع پیشگیری فرد است، زیرا کلیه اقدامات روی فرد یا محیط وی صورت  می­گیرد تا ریشه های سرقت را نشانه گرفته و مانع از شکل گیری علل بزهکاری گردد.

 

4-2-1-1-1- تبیین پیشگیری اجتماعی سرقت رایانه­ای

 

با این توضیح، باید گفت پیشگیری اجتماعی در حوزه جرایم سایبری از جمله سرقت سایبری از اهمیت قابل توجهی برخوردار است و در توجیه آن حداقل می توان دو دلیل اشاره کرد.

1-سرقت رایانه ای از ویژگی هایی برخوردار است که اتخاذ تدابیر پیشگیرانه  وضعی را تا حد زیادی خنثی می­کنند.

2- طیف وسیعی از مجرمان  و بزه دیدگان این جرایم را افراد کم سن و سال  تشکیل می­دهند و همان طور که گفته شداین گروه مخطبان اصلی تدابیر پیشگیرانه اجتماعی هستند .به این ترتیب، چنانچه یک برنامه منسجم و کارآمد برای این گروه طرح ریزی شود و آنها با این دنیای جدید و خطرات بالقوه آن آشنا شوند، تا حد زیادی می­توان از الحاق آنها به طیف مجرمان و بزه دیدگان جلوگیری کرد.[12]

البته باید خاطر نشان ساخت که آموزش و آگاه سازی افراد بزرگ سال از خطرات و آسیب پذیری های این دنیا جدید نیز امری ضروری است .

چرا که بخش بزرگی از بزهدیدگی سرقت رایانه­ای به خاطر آشنایی یا کمی آگاهی از فضای تبادل اطلاعات است و بنابراین می­توان گفت، پیشگیری اجتماعی در سرقت رایانه ای نسبت به افراد بزرگسال نیز نتیجه بخش است.[13]

پیشگیری اجتماعی به دو نوع تقسیم می شود:

1- پیشگیری اجتماعی رشد مدار[14] که این نوع پیشگیری جنبه تربیتی و فنی دارد. اختلالات رفتاری و روانی طفل هدف قرار می­گیرد، و سعی دارد چنانچه کودکی به هر دلیلی از خود مظاهر بزهکاری را بروز داد با مداخله زودرس در وی و پیرامونش از مزمن شدن بزهکاری در آینده جلوگیری کند.

2- پیشگیری اجتماعی جامعه مدار[15]، در برگیرنده تدابیر و اقداماتی است که هدف آن کاهش یا حذف علل جرم در محیط اجتماعی است و در اصل برای تغییر شرایطی که به وقوع بزهکاری در اجتماع­های محلی و مسکونی کمک می­نمایند، طراحی می­گردند.

متن کامل:

جرم شناختی سرقت در فضای سایبری-پایان نامه حقوق

 

4-2-1-1-2- اعمال پیشگیری اجتماعی در سرقت سایبری

 

4-2-1-1-2-1- گسترش و توسعه مهارت­ها و صلاحیت­های تربیتی والدین

 

اینترنت یک ابزار ارتباطی مدرن است که حذف آن از فعالتهای روزانه امکان پذیر نیست و باید از آن به طور مناسب استفاده شود. استفاده مناسب از اینترنت به ارتقای سطح اطلاعات والدین هم پای فرزندانشان نیاز دارد. در صورتی که والدین اطلاعات کمی نسبت به اینترنت داشته باشند از استفاده فرزندانشان از این ابزار  مهم تکنولوژی ممانعت به عمل آورده و در نهایت این محدودیت ها منجر به استفاده نا مناسب جوانان از اینترنت می­شود.[16] والدین باید سطح دانششان را در مورد اینترنت افزایش داده و به فرزندانشان طریق درست استفاده از آن را آموزش دهند.

<sub>[1] . ضرابی ا و شاصیوندی، ا ،1389، تحلیلی بر پراکندگی شاخص های توسعه اقتصادی در استان های ایران ، مجله جغرافیا و برنامه  ریزی محیطی، شماره 38، ص 52.

.[2]  ضرابی ا، شاهیوندی ا، همان، ص 48.

[3]. طرزی ع، جرم شناسی سایبر، کارشناس ارشد حقوق و قاضی ویژه جرایم سایبر پایگاه نشر مقالات حقوقی، حق گستر.

[4] . قربان حسینی 1371 ، ص 176(نقل از ستوده، همان، 1381 ).

[5] . زیبر ا، 1381 ، حرکت به سوی هزاره جدید مسئولیت در اینترنت، ترجمه: محمدحسین دزیانی، خبرنامه انفورماتیک، ش 83، مرداد.

.[6] جی  و آیکاو، راه کارهای پیشگیری و مقابله با جرایم رایانه­ای، ترجمه­ی: اکبر استرکی(و دیگران…).

[7]. لازرژ  ک ، 1382، سیاست جنایی،  ترجمه­ی: دکتر حسین علی نجفی ابرندآبادی چاپ اول ،  یلدا، ص 569.

[8]. جلالی فراهانی ا،  1383 ، پیشگیری از جرایم رایانه­ای، مجله حقوقی دادگستری، تابستان، شماره47، ص101.

[9] .  نجفی ابرند آبادی ع، 1380،  تقریرات درس جرم شناسی، دوره دکتری، دانشگاه تربیت مدرس،  تنظیم  محمد علی بابایی، ص 212.

[10] Indiridual-based prevention

[11] .گسن ر، 1370،  جرم شناسی کاربردی،  ترجمه­ی: مهدی کی نیا،  چاپ اول،  تهران،  مجد، ص 78.

[12]. جلالی فراهانی ا، همان، ص 104 .

[13]. همان، ص 102.

[14] Social prevention of crime

[15] Devlop mental (Early) prevention

محیط پایدار-بررسی معماری پایدار در زمینه های طراحی مسکونی

 

3-4-1-3- محیط پایدار

اکوسیستمی که در محیط جریان دارد شامل روابط بین موجودات زنده، اعم از انسان ها، حیوانات، گیاهان، عوامل جوی و…… می باشد که از پیدایش هستی تاکنون برقرار است. با گذشت زمان و استفاده بی رویه از سوخت های فسیلی و نیز تاثیر عواملی چون آلودگی زمین و هوا و آب در اثر تولید گازها و زباله های شیمیایی و….. این اکوسیستم دستخوش تغییراتی شده که نتیجه آن بر هم خوردن نظم موجود در طبیعت و محیط طبیعی است مانند: تغییرات ازون، منقرض شدن نسل بعضی از موجودات دریایی و زمینی، پدیده گرم شدن جهانی، تخریب زیستگاه های طبیعی و آلودگی هوا …… این موضوعات باعث مطرح شدن موضوع محیط زیست پایدار شد. با توجه به اینکه زیستن انسان ها اعم از کار، تجارت، سکونت، تحصیل و…. در محیط معماری انجام می شود و تلاش بشر همواره بهتر زیستن است. بنابراین معماری به عنوان یکی از حوزه های پایداری محیط زیست مطرح شد تا از رهگذر توجه به طراح صحیح فضا، امکان هر چه بهتر زیستن بشر و نیل به هدف محیط زیست پایدار نائل گردد(کاظمی، محمد،1381،ص5).

براین اساس می توان “محیط پایدار انسان ساخت “را این گونه جمه بندی نمود”یک محیط کالبدی پایدار انسانی به ساکنین خود در طول زمان کمینه مشکلات روانشناختی و فیزیکی را وارد می کند- به طور مثال عدم تناسب فضاها با نیازها، خواست و یا الگوهای رفتاری کاربران، نیاز به تعمیر، تعویض و یا نگهداری پر هزینه و….- کمینه میزان منابع زمین، آب، خاک و سوخت (بسترهای کلی جهت حل مشکل) را از محیط فراگیر خود می طلبد و در نتیجه کمترین بار محیطی را به محیط خود وارد می آورد(مزینی،1376).

 

3-4-1-4- معماری پایدار

کاربرد مفاهیم پایداری و توسعه پایدار در معماری مبحثی به نام معماری پایدار را به وجود آورده است.

که مهم ترین سرفصل های آن را عناوین “معماری اکو – تک”، “معماری و انرژی” و “معماری سبز” تشکیل می دهد.

بهترین مفهوم معماری پایدار این است که محیط مصنوع را با توجه به افزایش کیفیت زندگی حال و مرتفع ساختن نیازهای آیندگان بسازیم(آذربایجانی و همکار،1382). بنابراین تعریف پایداری در معماری این نیست که صرفا بناهایی بسازیم که شرایط اقلیمی و مصرف انرژی پایینی داشته باشند بلکه نیازهایی دیگری نیز وجود دارد که زندگی انسان ها با آن آمیخته شده است. با توجه به این مقوله معماریی را می توان پایدار نامید که به نیازهای اجتماعی فرهنگی، زیست محیطی و اقتصادی زمان خود پاسخگو باشد.

معماری پایدار – که در واقع زیرمجموعه طراحی پایدار است – را شاید بتوان یکی از جریان های مهم معاصر به حساب آورد که عکس العملی منطقی در برابر مسایل و مشکلات عصر صنعت به شمار می رود. برای مثال، 50 درصد از ذخایر سوختی در ساختمان ها مصرف می شود که این به نوبه خود منجر به بحران های زیست محیطی شده و خواهد شد. بنابراین، ضرورت ایجاد و توسعه هرچه بیشتر مقوله پایداری در معماری بخوبی قابل مشاهده است(آذربایجانی و همکار،1382).

 

3-4-2- ابعاد پایداری

توسعه پایدار به عنوان مفهومی فراگیر، ابعاد متفاوتی شامل: ابعاد اقتصادی، زیست محیطی، اجتماعی و فرهنگی دارد.

 

3-4-2-1- پایداری اجتماعی در معماری

به طور کلی آنچه در معماری به عنوان پایداری اجتماعی مطرح میشود  برگرفته از رویکرد اجتماعی-فرهنگی است که در آن عامل اصلی شکل گیری فضاها نیروهای اجتماعی و تعاملات است و در نهایت با فرهنگ همخوانی پیدا می کند و بستر لازم برای زندگی پایدار را فراهم می کنند. در این جاست که برای پایداری و بهبود کیفیت فضایی رویداد های دیگری مانند حسن تعلق، عناصر هویت ساز و حسن مکان وجود دارند که باعث تقویت این موضوع می شوند تا معماری و محیطی پایدار داشته باشیم (بذر افکن و همکار،1390).

در این بین فضاها و نشانه های شهری به عنوان مکان هایی برای برقراری روابط اجتماعی و ایجاد مشارکت بین افراد زمینه را برای پایداری اجتماعی کالبد شهرها فراهم می کند(پورجعفر و همکار،1383). این فضاها با ارائه خدمات و آموزش های فرهنگی و مشارکت دادن مردم نقش موثری در پایداری و ماندگاری معماری دارند.

یان گل در کتاب خود ایده ی تبدیل شهرها به مکان هایی برای مشارکت و درگیر کردن مردم با فضاها اشاره می کند. مکان های پر رونق و پرهیجان که مردم از حضور در آن لذت ببرند(بذر افکن و همکار،1390،ص 6)

ج-نصوص عام و خاص
بیع در سنت رسول خدا (ص) و ائمه اطهار (ع) و خلف صالح و اصحاب به نحو مطلوبی رواج داشته است به نحوی که عدم توجه و رها سازی آن، کم خردی شمرده شده است. در سنت از نحوه خریداری و این که آیا ممکن است قبل از تحویل مبیع، آن را به دیگری فروخت نیز سخن گفته شده است. در این بحث به بررسی نصوص عام و خاص خواهیم پرداخت.
علاوه بر اجماع نصوص عامه نیز بر صحت خیار شرط دلالت دارد و همان طور که گفتیم از آنجا که خیار شرط، از مصادیق شروط است، نصوص عامه مبنی بر صحت شروط و لزوم وفا به شروط، دلیل و مستند صحت خیار شرط نیز محسوب می شود. از مهم ترین نصوص عامه «المسلمون عند شروطهم» است.15
علاوه بر عمومات باب شروط، می توان به نصوص خاصی که دلالت بر جواز جعل خیار از طریق شرط در ضمن عقد می کنند استدلال کرد و با توجه به اینکه فقهاء بیع شرط را از اقسام خیار شرط می دانند، نصوص خاصه ای که در این زمینه وارد شده، قابل استناد است. نصوص خاصه، دال بر صحت بیع شرط دارد اما به غیر از آنها روایت هایی نیز در این زمینه وجود دارد. برای مثال روایت نبوی راجع به یکی از اصحاب پیامبر (ص) در مدینه به نام حنان بن منقذ عمر انصاری. او مردی بود که جراحت سختی بر سرش وارد شده و در زبانش نقصی و در عقلش آفتی بود، ولی اهل معامله و بازار بود و غالباً او را مغبون می کردند.16 اهل او نزد رسول خدا (ص) شکایت کرد و ایشان راه حل خاصی برای او ارائه دادند و به او فرمودند:
«التزام به بیع مشروط باشد به عدم خدع و غبن و این که برای من، حق خیار تا 3 روز ثابت است.»
به این حدیث مشهور فقیهان اهل سنت به خصوص حنفیه و مالکیه استناد کرده اند و اگرچه مورد آن غبن و خدعه و تدلیس است، اما مورد استدلال در روایت، جعل خیار است ولو اینکه که به علت غبن باشد. بنابراین اشکال بعضی بر آن از لحاظ ارتباط به غبن وجهی ندارد، اگرچه وجود روایات معتبر از طریق امامیه، ما را از این استدلال مستغنی می سازد.17
د-ضرورت اجتماعی
نظام حقوقی از اجزاء و بخش ها و شاخه های مختلفی تشکیل شده است که در برهه ای از زمان در اثر نیازهای فردی و اجتماعی زاده می شوند، به حیات خود ادامه می دهد و زمانی نیز ممکن است حیات شان به پایان برسد. به نظر می رسد در دو مرحله از مراحل فوق بتوان از تحول در نظام حقوقی و ابزارهایی که در دست دارد بهره برد. در مرحله اول نیازها و تحولات اجتماعی است که ایجاد یک قاعده حقوقی را لازم می دارد. پس در مرحله تولد و پیدایی قواعد حقوقی نباید و نمی توان از نیازها غافل ماند.
در مرحله ادامه حیات حقوقی ممکن است آن نهاد به اسم اولیه و با حفظ شکل نخستین خود به حیات خود ادامه دهد، اما نیازها و تحولات بر روند ادامه حیات آن تاثیر بگذارد، به نحوی که دیگر نتوان از وجود همان نهاد اولیه به شکل زادروز خود سخن راند. در مورد قرارداد به نظر می رسد حالت اخیر بیشتر مصداق داشته باشد.18
در واقع تحولاتی که در مجموعه یک نظام اجتماعی به صورت تدریجی و گاهاً با فرآیند زمانی طولانی اتفاق می افتد، بر نظام حقوقی نیز تاثیر می گذارد. گاهی نیز تغییر در نظام های حقوقی ممکن است تغییرات اجتماعی را در پی داشته باشد که بحث در مورد آن از حوصله این نوشتار خارج است. دلبستگی واکاوانه و تحلیلی با تاثیر پیوسته ای از جنبش واقع گرا همراه بوده است و شک و بد بینی به سودمندی دیدگاه تحلیلی، کانون نظریه واقع گرا را تشکیل می داده است.19
بعضی از فقهای عامه هم برای صحت و اعتبار شرط خیار به احتیاج و ضرورت اجتماعی آن استدلال کرده اند، زیرا در بسیاری از معاملات، مردم برای دفن غبن، احتیاج ضروری به تروی، یعنی اندیشیدن، ارزیابی و مهلت گرفتن در این امر دارند.20 از این رو می توان گفت که تبیین بر مبنای ضرورت اجتماعی موضوع مهمی است که مبنای این تحلیل را قرار داده است. البته باید دید با توجه به دلایلی که مخالفان ایجاد شرط می آورند باز هم می توان به ضرورت اجتماعی استناد جست یا خیر. از آنجایی که ممکن است بین منافع یکی از طرف های رابطه قراردادی با دیگری تعارض پیش آید تکلیف در جمع بین ضرورت های فردی و اجتماعی چه خواهد بود. این پرسشی است که تنها در صورتی می توان بدان پاسخ گفت که دلایل را از جانب دیگر قضیه نیز مورد نقد و بررسی قرار دهیم.
مبحث سوم- معنا و مفهوم ضمان و اوصاف و شرایط دین مورد ضمان
واژه «ضمان» از ضمن گرفته شده است. در کتب لغت عربی این ریشه را با قرائت ها و معانی گوناگون آورده اند. از میان آنها ریشه «ضَمن» به معنی قبول مسئولیت، تعهد، ضمانت، پذیرفتاری و التزام، برای مفهوم ضمان قراردادی متناسب تر و قابل استفاده تر به نظر می رسد.21 در کتب لغت فارسی نیز «ضمان» به معنی قبول کردن، پذیرفتن، بر عهده گرفتن وام دیگری و ملتزم شدن آمده است.22
گفتار اول- معنای ضمان
ضمان در لغت به معنای التزام، تعهد و کفالت است و در ادبیات حقوقی به معنای تعهد، بدون شی بر عهده و بر عهده گرفتن و شی ای را در عهده قرار دادن آمده است.23 حقوقدانان عرب به جای ضمان بیشتر از واژه التزم استفاده کرده اند برای مثال سنهوردی التزام را اینگونه تعریف نموده است:
«التزام یک نوع حالت قانونی است که به مقتضای آن شخص معینی با نقل حق عینی و یا انجام عمل معین و یا ترک آن ارتباط پیدا می کند».24 این نویسنده واژه التزام را مناسب تر از واژه تعهد می داند زیرا تعهد بیشتر ضمان عقد و یا ضمان ناشی از عقد مانند بیع را می رساند حال آنکه التزام مفهوم عامتری است و شامل کلیه مسئولیت های ناشی از عقد و سایر موجبات ضمان می باشد. پس به طور کلی می توان گفت مفهوم ضمان به عنوان اصطلاح مترادف در قلمرو فقه و حقوق خصوصاً در ابواب معاملات، حقیقتی واحد به معنی تعهد، مسئولیت و التزام است. چنانچه وجود قاعده «ما یضمن بصحیحه یضمن بفاسده» با قطع نظر از کلیت و عدم کلیت، موجبات ضمان در آن، شاهد بر مدعا نیست و معنی ضمان را در تمامی ابواب معاملات می رساند. البته این مفهوم واحد به اعتبار اسباب گوناگون ایجاد تعهدات و مورد تعهد اکثر می باشد و تقسیم ضمان به معاوضی، قهری و عقدی یا قراردادی در متون فقهی و حدیث به همین اعتبار صورت گرفته است.
ضمان یکی از اصطلاحاتی است که در حقوق اسلامی، فرآوان درمورد آن بحث شده است و بیشتر فقهای عامه آن را در قالب مفهوم اعم این کلمه آورده اند؛ که مفهوم اعم آن شامل ضمان به معنای اخص حواله و کفالت نیز می باشد. در حقوق ایران این نهاد حقوقی جایگاه ویژه ای یافته است، به طوری که هم در قانون تجارت و هم در قانون مدنی این نهاد مورد پذیرش قرار گرفته است.
گفتار دوم-انواع ضمان
حقوق دانان در یک تقسیم بندی کلی ضمان را فارغ از ماهیت آن که عقد باشد یا ایقاع به سه دسته ضمان عقدی، ضمان قهری و ضمان معاوضی تقسیم بندی کرده اند. به دلیل ارتباط تام با موضوع مطروحه به شرح آن خواهیم پرداخت.
الف-ضمان عقدی
ضمان در عرف حقوقی به معنی تعهد و مسئولیت است. اصطلاح ضمان قهری ناظر به مسئولیت هایی است که در فصل دوم جلد اول قانون مدنی پیش بینی شده و شامل غصب، اتلاف، تسبیب و استیفاء می باشد.25 همچنین قاعده ضمان ید که در ماده 303 قانون مدنی پیش بینی شده از موارد مسئولیت غیرقراردادی است.26 در پاره ای از موارد به تعهدات ناشی از قرارداد نیز ضمان ناشی از عقد اطلاق می شود. مانند ضمان بایع نسبت به درک مبیع و یا ضمان بایع نسبت به تسلیم مبیع و ضمان مشتری نسبت به پرداخت ثمن که اصطلاح ضمان در این موارد ناظر به تعهدات قراردادی است. ولی ضمان عقدی از قراردادهای ویژه است که در فصل چهاردهم جلد اول قانون مدنی تعریف شده است. ماده 684 در تعریف ضمان می گوید:
«عقد ضمان، عبارت است از اینکه شخصی مالی را که بر ذمه دیگری است به عهده بگیرد.»
از ظاهر این ماده چنین برمی آید که نویسندگان قانون مدنی به نظریه نقل ذمه که در فقه امامیه پذیرفته شده است توجه داشته و از آن پیروی کرده اند. تعهد به مالی که بر عهده دیگری است تعریفی است که مؤلف شرایع الاسلام از عقد ضمان کرده است. ولی در ماده 698 قانون مدنی صریح در نقل ذمه است:
«بعد از اینکه عقد ضمان به طور صحیح واقع شد، ذمه مضمون عنه بری و ذمه ضامن به مضمون له مشغول می شود.» در مجموع در تعریف ضمان می توان گفت؛ عبارت است از التزام اختیاری یا قهری به پرداخت مالی به کسی و یا التزام به پرداخت مالی به کسی، اعم از اینکه به اختیار باشد یا به موجب قانون. پس التزام یا ناشی از قرارداد است و یا به حکم قانون. ضمان ناشی از قرارداد، اختیاری و ارادی است که به آن «ضمان عقدی» گویند، مثل ضمان ناشی از عقد ضمان. در صورتی که قصد متعهد در ایجاد ضمان موثر نباشد و مبنای ضمان حکم قانون باشد، ضمان، ضمان قهری است مثل ضمان ناشی از اتلاف و تسبیب.27
ضمان عقدی عبارت است از انتقال ذمه مضمون عنه به ذمه ضامن. به این ضمان، ضمان عقدی گویند که انعقاد آن نیز نیاز به ایجاب و قبول دارد؛ ایجاب از جانب ضامن و قبول از جانب مضمون له. مضمون عنه نسبت به این عقد بیگانه است و حتی رضای او شرط نیست.28
در ضمان عقدی تعهد به پرداخت مال اختیاری است و متعهد به اختیار عهده دار پرداخت می شود. این تعهد اثر مستقیم عقد است و آن یا به موجب عقد ضمان است29 و یا به موجب عقد حواله.30 در عقد ضمان، ذمه ضامن نسبت به مضمون عنه به طور معمولی بری است و به او مدیون نیست. ولی در عقد حواله ذمه محال علیه نسبت به محیل مشغول است. اگر محال علیه به محیل مدیون نباشد، پس از قبولی در حکم ضامن است.31
در این مفهوم ضمان به دو معنی عام و خاص نیز به کار رفته است. ضمان به معنی اخص عبارت است از تعهد به مال است که در ذمه‏ی دیگری قرار دارد. به این ضمان، ضمان عقدی هم می‏گویند. ضمان به معنی اخص همان ضمانی است که در ماده 648 قانون مدنی از آن بدین صورت تعریف کرده است:
«عقد ضمان عبارتند از این که شخصی مالی را که بر ذمه دیگری است به عهده می‏گیرد».
ضمان به معنی اعم عبارت است از این که شخصی دین دیگری را تعهد کند و یا این که تعهد کند که شخص مدیون را بر طبق مقرر حاضر کند. پس ضمان به معنی اعم هم شامل حواله و هم شامل کفالت و هم شامل ضمان به معنی اخص  می‏باشد؛ بدین صورت اگر مورد ضمان شخص باشد آن را کفالت گویند چنان که در تعریف کفالت در ماده 734 ق.م آمده است:
«کفالت عقدی است که به موجب آن یکی از طرفین در مقابل طرف دیگر احضار شخص ثالثی را تعهد می‏کند».
اگر مورد ضمان مال باشد از دو حال خارج نیست: یا شخص ضامن، به مقداری که از دیگری تعهد کرده به او مدیون است که در این صورت حواله است. و یا این که ضامن مدیون او نباشد که در این صورت ضمان به معنی اخص است.32
ب-ضمان قهری
در ضمان قهری، بر خلاف ضمان عقدی، قصد متعهد در ایجاد ضمان موثر نیست و مبنای ضمان حکم قانون است. به بیان دیگر، در ضمان قهری تعهد به پرداخت مال اختیاری نیست، چه مبنای ضمان قرارداد باشد و چه واقعه حقوقی. در عهد شکنی همان طور که گفته شده است ضمان ناشی از قراراد است و اگر دو طرف عقد در میزان خسارت توافق کرده باشند، مسئولیت متعهد مبنای قراردادی دارد. با وجود این به نظر می رسد دور از منطق حقوقی نیست که اگر گفته شود توافق طرفین در مورد قرارداد درباره میزان خسارت و نحوه پرداخت آن موجب نمی شود تا مسئولیت متعهد قراردادی به شمار رود. در توجیه این نظر می توان گفت در قراردادهایی که مسئولیت متعهد پیش بینی شده، بر خلاف عقد ضمان و عقود معوض، ضمان نه اثر مستقیم عقد است و نه اثر غیرمستقیم آن، بلکه تنها اثر عهد شکنی است و در نتیجه تخلف از مفاد قرارداد بر عهد شکن تحمیل می شود.
ج-ضمان معاوضی
دیدیم که ضمان عبارت است از التزام به پرداخت اختیاری یا قهری مالی به کسی. در ضمان عقدی، تعهد به پرداخت اثر عقد است. منشاء ایجاد ضمان معاوضی نیز عقد است و از این جهت با ضمان عقد وجه مشترک دارد ولی باید توجه داشت که در عقد ضمان، تعهد اثر مستقیم عقد است در حالی که در عقود معوض تملیکی، مثل عقد بیع، تعهد به تسلیم اثر غیرمستقیم و تبعی عقد به شمار می رود.33
در عقود معوض تملیکی، انتقال مالکیت اثر مستقیم عقد است، که با وقوع عقد و بدون واسطه تحقق می یابد، ولی تسلیم، تعهدی است که باید ایفاء شود. به عنوان مثال تملیک عین در عقد بیع و تملیک منافع در عقد اجاره، اثر مستقیم عقد است و تعهد به تسلیم مبیع از جانب بایع و تعهد به تسلیم عین مستاجره برای استیفای منفعت از جانب موجر، اثر تبعی و غیرمستقیم آن است. در عقد معوض، تعهد هر یک از دو طرف عقد در مقابل عین دریافتی، تعهد به دادن عوض معین است. به این تعهد ضمان معاوضی گویند.34
گفتار سوم- شرایط دین و اوصاف مال مورد ضمان
عقد ضمان یکی از عقود تبعی است که به دنبال تحقق دین منعقد می شود. این عقد دارای چهار رکن اساسی است که عبارتند از ضامن، مضمون له، مضمون عنه، مضمون به یا مورد عقد ضمان. در ذیل به شرایط این عقد می پردازیم.
الف- شرایط دین مورد ضمان
یکی از شرایط اساسی وجود دین یا سبب آن، قبل از انعقاد ضمان است. لذا اگر دین مورد ضمان محقق نشده باشد و یا سبب آن نیز به وجود نیامده باشد ضمان از آن، ضمان ما لم یجب و باطل است. در بیان این مفهوم گفته شده است ضمان مانند هر عقد دیگر دارای ویژگی هایی است که قهراً موجب خواهد شد احکام خاصی بر آن مترتب گردد. یکی از ویژگی های تبعی بودن آن، این است که تعهد ضامن تعهد دینی است که مدیون اصلی بر ذمه داشته است به عبارت دیگر ضمان وقتی قابل تحقق است که در ابتدا میان دو نفر اعم از حقیقی و حقوقی رابطه دینی وجود داشته باشد به گونه ای که یکی طلبکار و و متعهد له و دیگری بدهکار و متعهد باشد که در این وضعیت شخص ثالثی به واسطه عقد ضمان تعهد بدهکار را بر عهده می گیرد. بنابراین اگر پیش تر دینی وجود نداشته باشد منطقی نیست که شخص ثالثی آن را تعهد کند و به پرداخت آن ملزم گردد، چرا که ضمان تابع دین و فرع بر آن است و بدیهی است که وقتی که اصل دین موجود نباشد قهراً فرع یعنی ضمان هم قابل تحقق نخواهد بود و قصد آن قصد کردن امری معدوم است که هیچ پشتوانه منطقی ندارد.35
همچنین به استناد اجماع نیز می توان ضمان مالم یجب را باطل دانست. اینکه همه فقیهان در بطلان ضمان مالم یجب تردیدی به خود راه نداده اند دلیل محکم و قانع کننده ای است بر باطل بودن ضمان از دینی که در ذمه ثابت نشده است و پرواضح است که اجماع یکی از ادله استنباط احکام و منابع فقه است. شاید بر پایه همین اجماع است که تا به امروز هیچ فقیهی آن را مورد نقد قرار نداده است و حقوقدانان نیز به کلی آن را پذیرفته اند یا به ندرت با آن مخالفت کرده اند و تنها در این صدد بوده اند که به هر طریق ممکن مسائل مربوط به آن را به گونه ای توجیه کنند که مصداق مالم یجب نباشد.36
اما لزوم دین مورد ضمان شرایط اساسی نیست. لذا از دیونی که سبب آن ها جایز است نیز می توان ضمانت کرد. به عنوان مثال ضمان از مال جعاله پیش از انجام کار صحیح است، هر چند سبب دین در اینجا عقد جعاله است که عقدی جایز می باشد. در مورد شرایط عمومی عقد ضمان می توان از معلوم و معین بودن مورد ضمان . همچنین از مشروع بودن موضوع عقد ضمان یاد کرد که در بخش بعد در عنوان اوصاف بدان خواهیم پرداخت.37
رکن اصلی ضمان، تعهدی است که ضامن در برابر طلبکار تعهد می‏کند تا دین مضمون‏عنه را بپردازد. پس ضمان عقدی است عهدی که بین ضامن و مضمون‏له منعقد می‏شود که در نتیجه‏ی آن ضامن دین مضمون‏عنه را در مقابل مضمون‏له به عهده می‏گیرد تا آن را بپردازد. لذا مضمون‏عنه هیچ گونه نقشی در عقد ضمان ندارد و عقد بدون مداخله او منعقد می‏شود بخاطر همین ماده 685 قانون مدنی چنین می‏گوید: «در ضمان رضای مدیون اصلی شرط نیست» زیرا طلبکار مالک ذمه مدیون است و طبق قاعده مذکور در ماده 30 ق.م هر مالکی نسبت به مایملک خود حق همه گونه تصرف و انتفاع را دارد. بخاطر همین بدون رضایت مدیون می‏تواند او را ابراء کند و ضمان تبرعی هم صحیح می‏باشد.
ب-اوصاف مال مورد ضمان
چیزی که مورد ضمان قرار می‏گیرد باید مال باشد خواه آن که عین باشد مانند ده تن گندم و یا منفعت باشد مانند مسافرت با هواپیما و خواه عملی باشد که باید انجام شود مانند خیاطی. عملی می‏تواند مورد ضمان واقع شود که قید مباشرت متعهد در آن نشده باشد والا اگر مورد تعهد عمل شخص متعهد باشد آن امر قابل انتقال به ذمه دیگری نیست و چنان چه تعهدی بشود تبدیل تعهد خواهد بود.
1-مال بودن
ماده 684 قانون مدنی بیان می دارد:
«عقد ضمان عبارت است از این که شخصی مالی را که بر ذمه دیگری است به عهده بگیرد…»
بنابراین از تعهدات غیرمالی اشخاص مانند حضانت، تمکین و امثال آنها نمی توان ضمانت کرد. می توان الزام دیگری به تعهدات غیرمالی را بر عهده گرفت و برای عدم انجام آن، وجه التزامی تعیین کرد، اما این، تعهد به فعل ثالث است، نه عقد ضمان به معنای اصطلاحی آن.
همچنین طبق ماده 390 قانون مدنی:
«اگر بعد از قبض ثمن، مبیع کلاً یا جزئاً مستحق للغیر درآید، بایع ضامن است، اگرچه تصریح به ضمان نشده باشد.» منظور از واژه ضامن در این ماده، مسئول است. قانونگذار، ضمان از این مسئولیت را مجاز دانسته و در ماده 697 قانون مدنی مقرر داشته است:
«ضمان عهده از مشتری یا بایع نسبت به درک مبیع یا ثمن در صورت مستحق للغیر درآمدن جایز است.» ضمان عهده به این معنی است که اگر مبیع مستحق للغیر درآمد، ضامن، ثمن را به بایع بازگرداند و اگر ثمن مستحق للغیر درآمد، ضامن مبیع را مشتری بازگرداند. ضمان عهده در واقع ضمان از ضمان درک است. به این معنی که ضمان درک حسب مورد بر عهده مشتری یا بایع است، بر عهده ضامن قرار می گیرد. باید دقت کرد که ضمان درک ثمن و مبیع با ضمان ثمن و مبیع اشتباه نشود. لازم به یادآوری است که مستحق للغیر درآمدن در ماده یاد شده از باب تمثیل است و موارد دیگر بطلان را نیز دربرمی گیرد.
2-قابلیت ایفاء توسط دیگری
ضمان از تعهداتی که مباشرت مدیون در آن شرط است ممکن نیست. ضمان از عین معین، چه اعیان مضمونه و چه غیرمضمونه، امکان ندارد. بنابراین می شود گفت که دین مورد ضمان باید کلی باشد. زیرا در عین معین رد عین فقط در اختیار متصرف است و این کار توسط دیگری قابل انجام نیست و در اعیان غیر مضمونه به طور خاص، باید گفت که دینی وجود ندارد که از آن ضمانت شود. اگر منظور از ضمان، ضمان جبران خسارت ناشی از تلف باشد، باید گفت که در اعیان غیرمضمونه، ید متصرف امانی است و ید امانی هم نسبت به جبران خسارت مسئولیتی ندارد. در نتیجه باید گفت که دینی وجود ندارد که از آن ضمانت شود. سبب آن هم به وجود نیامده است. زیرا سبب مسئولیت در این گونه موارد وقوع تعدی یا تفریط از سوی امین است و تا زمانی که تعدی و تفریط واقع نشده، سبب مسئولیت به وجود نیامده است.
این نکته را نباید فراموش کرد که این گونه موارد را می توان تحت عنوان تعهد به فعل ثالث ضمانت کرد که در ماده 234 قانون مدنی از آن یاد شده است. تعهد به فعل ثالث نهادی است غیر از عقد ضمان. برخی حقوقدانان، ضمان از عین معین را هم صحیح دانسته و گفته اند:
«محدود ساختن ضمان به دینی که بر ذمه استوار باشد صحیح نیست. نیازهای اجتماعی ایجاب می کند که هر چه در چهارچوب تکلیف یا تعهدات مالی قرار دارد و قانون برای آن ضمانت اجرایی را مقرر کرده است، بتوان مورد ضمان قرار گیرد. بنابراین طبیعت تعهد اصلی تأثیری در صحت ضمان ندارد اگرچه در عمل غالبا عقد ضمان در مورد بدهی های وجه نقد و در عملیات مربوط به وام و اعتبار است ولی هیچ چیز مانع آن نیست که تعهدات دیگری مانند تسلیم مال، انجام یا انجام ندادن عمل نیز مورد ضمان قرار گیرد. زیرا همه این موارد در چهارچوب گسترده مفهوم تعهد قرار می گیرند.»38
3-مشروع بودن
مشروع در لغت، اسم مفعول از ریشۀ شرع به معنای شرعی است. در فقه مشروع به امری گویند، که مطابق با شرع مقدس اسلام بوده و شرع آن را مقرر داشته باشد. در این باره که آیا مباحث و احکامی که شرع به آنها تصریح نکرده را می توان مشروع تلقی کرد یا خیر، اختلاف نظر وجود دارد.
گروهی معتقدند مشروع هر آن امری است که در شرع بیان شده باشد و گروهی دیگر هر امری را که با شرع اسلام مخالفتی نداشته باشد مشروع می دانند. با تسامح می توان نظر دوم را پذیرفت. اما سوال آن است که مشروع در حقوق کشورهایی که مبنای شرعی برای قوانین و مقررات خود تعریف نکرده‏اند به چه معناست؟ در حقوق کشورهای آنگلوساکسون واژه «legitimate» را در برگردان شرعی به کار برده‏اند. به نظر می رسد در حقوق این کشورها، شرعی مفهومی مرادف با قانونیت و قانونی بودن داشته باشد.39
مشروع بودن ضمان عبارت است از اینکه دین مورد ضمان از راه شرعی حاصل شده باشد. بنابراین از دین یا تعهدی که از راه نامشروع به وجود آمده باشد نمی توان ضمانت کرد. چون عمل نامشروع است و عمل ممنوع نمی تواند مورد هیچ یک از عقود و قراردادها، از جمله ضمان، واقع شود.40 دین نامشروع، باطل است و به منزله عدم دین است. در نتیجه ضمان از چنین دینی باطل است. گروهی ضمان از غرامت ناروای مظلوم در قبال حاکم ستمگر را صحیح دانسته اند. به نظر ما این دیدگاه درستی نیست. زیرا آنچه غرامت را قابل مطالبه کرده است، زورگویی حاکم، نامشروع را مشروع نمی کند. به همین دلیل اگر حاکم ستمگر ساقط شود، آن دین قابل مطالبه نخواهد بود.41
4-معین بودن
طبق ماده 216 قانون مدنی مورد معامله باید مبهم نباشد، مگر در موراد خاصه که علم اجمالی به آن کافی است.» ضمان از عقود مسامحه است و در نتیجه علم تفصیلی به میزان دین طلبکار نیاز نیست، بلکه علم اجمالی به آن کفایت می کند. ضامن می تواند دین مدیون را بدون اینکه مقدار آن معلوم باشد، ضمانت کند، اما ضمانت یکی از چند دین، به طوری که معلوم نباشد که منظور کدام دین است، صحیح نیست. همچنین ضمانت از بخش مبهمی از دین درست نیست. ماده 694 قانون مدنی در این باره می گوید:
«علم ضامن به مقدار و اوصاف و شرایط دینی که ضمانت آن را می نماید شرط نیست، بنابراین اگر کسی ضامن دین شخصی شود بدون اینکه بداند آن دین چه مقدار است، ضمان صحیح است، لیکن ضمانت یکی از چند دین به نحو تردید باطل است.»42
معین بودن مورد معامله به موجب بند 3 ماده 190 قانون مدنی از جمله شرایط صحت معامله می باشد. ضرورت معلوم بودن مورد معامله نیز از ماده 216 قانون فوق استنباط گردید. حال توضیحات بیشتری راجع به این مواد ضروری به نظر می رسد. هر چند که در قانون از معین بودن مورد معامله نام برده شده است اما از آن تعریفی به عمل نیامده ولی مستفاد مواد 564 و 694 قانون مدنی این است که منظور قانون گذار از «معین بودن» مورد معامله نهی از مردد بودن آن می باشد. به عبارت دیگر مورد معامله نمی تواند یکی از چند چیز به نحو مردد باشد و ظاهراً غرض از لزوم معین بودن مورد معامله نیز رفع غرر است که بحث آن گذشت و منظور قانون گذار این بوده که طرفین قرار داد بر موضوع واحدی اراده نمایند تا قصد انشای معامله محقق گردد. به همین دلیل گفته شده چنانچه بر روی موضوع واحدی قصد انشای عقد متمرکز شود و در قرارداد شرط شود که احد از متعاملین بتواند در صورت تمایل ظرف مدت معینی یکی از عوضین را پس داده و شئی دیگری را در عوض آن اخذ نماید اشکالی بر صحت عقد وارد نیست.
گفتار چهارم-مشخصه های عقد ضمان
در نظام حقوقی ایران به تبعیت از حقوق فرانسه عقود دارای مشخصه ها و تقسیم بندی هایی می باشند. از جمله بارزترین مشخصه های عقد ضمان، لازم بودن، رضایی بودن و تبعی بودن است. به تبعیت از اصل لزوم لازم بودن عقد ضمان مطرح شده است. همچنین این عقد رضایی است و نیاز به تشریفات ویژه ای ندارد. تبعی بودن این عقد نیز بدان معناست که تعهد ضامن تابع تعهد مضمون عنه است و اگر چنانچه مضمون عنه تعهدی در قبال مضمون له نداشته باشد ضمان محقق نمی شود.
الف-لازم بودن عقد ضمان
فقهاء شیعه با تمسک به قاعده اصاله االزوم در هر عقدی و جواز شرط خیار از طرف ضامن و مضمون له در عقد ضمان قائل به لزوم هستند.43 به عبارت واضح تر هدف از هر قرارداد اثر آن است، مثلا درعقد بیع هدف این است که مشتری به مبیع و بایع به ثمن مالک باشند و در آنها تصرف نمایند و این هدف تأمین نمی شود مگر اینکه قائل به لزوم آن قرارداد باشیم، بنابراین در هر عقدی اصاله اللزوم جاری می کنند مگر دلیل بر جواز آن باشد و از طرف دیگر عقودی که جایز هستند، نیاز به شرط خیار ندارند زیرا خود به خود خیار دارند و هر موقع می توانند قرارداد را به هم بزنند. در حالی که در عقد ضمان گفته شده، ضامن و مضمون له می توانند برای خود شرط خیار داشته باشند. بنابراین این از جواز شرط خیار هر دو طرف می فهمیم که عقد ضمان نسبت به ضامن و مضمون له از لزوم برخوردار است و هیچ کدام حق فسخ ندارند. در قانون مدنی در ماده 701 مقرر شده است:
«ضمان عقدی است لازم و ضامن و مضمون له نمی توانند آن را فسخ کنند مگر در صورت اعسار ضامن به طوری که در ماده 690 مقرر است یا در صورت بودن حق فسخ نسبت به دین مضمون له و یا در صورت تخلف از مقررات عقد.»
بنابراین قانونگذار نیز ضمان را نسبت به هر دو تای ضامن و مضمون له عقد لازم دانسته است، این در حالی است که مکاتب حقوقی کشورهای عربی لزوم عقد ضمان را فقط از جانب ضامن می دانند و می گویند در عقد ضمان، ضامن متعهد می شود که اگر چنانچه مضمون عنه دین را پرداخت نکرده، ایشان پرداخت نماید و در این امر مضمون له هیچ تعهدی نداده تا لزوم آن نیز احساس شود. بنابراین عقد ضمان فقط از جانب ضامن لزوم دارد.44به طور کلی صر فنظر از نظرات مختلف در این خصوص ، به نظر می رسد عقد ضمان عقدی است لازم که موارد فسخ آن صرفا محدود به موارد مصرحه در ماده 701 قانون مدنی می باشد.
ب-رضایی بودن عقد ضمان
قرارداد رضایی یا تشریفاتی آن است که برای انعقاد آن تشریفاتی به کار می رود. در عصر ما نمونه قرارداد تشریفاتی مثلا عقد نکاح است. از دیگر قراردادهای تشریفاتی خرید و فروش از طریق مناقصه و مزایده است. در مقابل عقود تشریفاتی عقود رضایی قرار دارند. قرارداد رضایی آن است که عقد با ایجاب و قبول که حکایت از قصد و رضا و اهلیت طرفین و آگاهی از شرایط عقد و شرایط موضوع عقد می نماید واقع می شود و به کار دیگری نیاز نباشد. البته باید توجه داشت که ایجاب و قبول به فعل هم انجام می شود و نیاز به بیان آنها به زمان ماضی نیست که بحث در مورد آن از حوصله این نوشتار خارج است.
عقد ضمان به مجرد تراضی مابین ضامن و مضمون له منعقد می شود. بنابراین در انعقاد عقد ضمان به امری یا امور دیگری نیاز نیست. با توجه به اینکه عقد ضمان بین ضامن و مضمون له منعقد می شود، پس رضایت آن دو ملاک عمل و موثر است و در این میان رضایت مضمون له هیچ نقشی ندارد.45 جز در رجوع و عدم رجوع ضامن به وی که در صورت رضایت و اذن از جانب مضمون عنه نسبت به ضمانت و تأدیه دین، ضامن می تواند بعد از پرداخت دین به مضمون عنه مراجعه نماید، و اگر چنانچه بدون اذن مضمون عنه ضامن دین را پرداخت کند اینکه باز هم حق رجوع به مضمون عنه وجود دارد یا خیر مورد اختلاف است .

رشته معماری: طراحی سرای سالمندان

      رضایتمندی یکی از مهم ترین مولفه های سلامت روانی است که نیاز به آن از یک سو باعث ارتقای کیفیت زندگی، دستیابی به امکانات و دستاوردهای جدید و از سوی دیگر افزایش حس خودباوری و اعتماد به نفس می شود. در روزگار ما با توجه به گوناگونی پدیده ها و نیازهای بشر، رضایتمندی از شکل یک نیاز ساده خارج شده است به طوری که وجود یا نبود آن در محیط اجتماعی ، خانوادگی و شغلی به طور مستقیم کیفیت زندگی فرد را تحت تاثیر قرار می دهد ، در این زمینه کارشناسان تلاش می کنند از طریق پرسشنامه ها یا نظرسنجی ابعاد رضایتمندی افراد را بسنجند تا راه های رسیدن به آن را هموارتر کنند.

اگر بخواهیم رضایت از زندگی را به صورت ملموس تری بررسی کنیم، باید بگوییم که هر انسانی یک وضع موجود دارد و یک وضع ایده آل. هرچه فاصله آن چه داریم و آن چه دوست داریم کمتر باشد، احساس رضایتمان از زندگی بیشتر است.

رضایتمندی و خشنودی نتیجه ادراکی است که انسان بر مبنای ارزیابی مثبت محیطی و تجربه فردی نسبت به جامعه خود بدست می آورد، بعبارت دیگر رضایتمندی پیامد احساسات و نگرشهای مثبت نسبت به موقعیت خود در جامعه است به طوری که این حالت مثبت به سلامت فیزیکی _ ارگانیکی و  بهداشت روانی منجر شود.

رضایتمندی اگر به شکل صحیحی ایجاد شده باشد می تواند به مرتبه بالاتری بنام تعهد اجتماعی ، که یک نگرش مستمرو وفادارانه  نسبت به جامعه است منجر شود. انسان خشنود می تواند در عین حالی که رضایتمند است با عوامل ناخوشایند و فشارهای محیطی به سازگاری مثبت بپردازد. بنابراین خشنودی      می تواند سازگاری را بدنبال داشته باشد ولیکن سازگاری لزوما به خشنودی نمی انجامد(آزاد 1384، 47).

2-1-2-رضایتمندی سکونتی

نظریه«رضایتمندی سکونتی» برای تعیین یک چهارچوب راهنما جهت شناخت خصوصیات ساختاری خانوارها و بافت محل سکونت آنها ( اعم از خانه و محله) که بر جوانب گوناگون رضایتمندی تاثیرگذار است به کار می رود. رضایتمندی سکونتی بنا به تعریف گلاستر عبارت است از: «شکاف قابل مشاهده بین آمال و نیازهای ساکنین و واقعیت موجود بستر سکونتی آنها». در تعریفی دیگر، رضایتمندی سکونتی معادل میزان رضایت تجربه شده فرد یا عضوی از یک خانواده از موقعیت سکونتی فعلی خود محسوب شده است. این مفهوم دارای ماهیتی مرکب و نمایانگر رضایت فرد از واحد مسکونی، محله و ناحیه سکونتی اوست. طبق دیدگاه انیبوکام علاوه بر عناصر فنی – مهندسی، جوانب اجتماعی، فرهنگی و رفتاری تشکیل دهنده یک سیستم محیطی- اجتماعی یکپارچه نیز در شکل گیری قابلیت زندگی در یک واحد مسکونی موثر است. از سوی دیگر در زنجیره متغیرهای موثر بر رضایتمندی نسبی ساکنین از وضعیت سکونت خویش، مسکن تنها یکی از حلقه های این زنجیر است. بطور کلی تقلیل مفهوم سکونت گاه به واحد مسکونی اشتباه بزرگی بوده و می باید آن را به عنوان مفهومی مرکب از کلیه اجزاء و مولفه های اجتماعی و کالبدی تشکیل دهنده یک سیستم سکونتگاهی محسوب نمود.

از جمله مدل های ارائه شده از سوی محققین درباره پژوهش در باب رضایتمندی، می توان به مدل آمریگو(2002) و آراگونس(1997) اشاره کرد که رویکردی روش شناختی و تئوریک در زمینه مطالعه رضایتمندی سکونتی و دیدگاهی کلی در باره تعامل مردم و محیط مسکونی ارائه دادند(رفیعیان و خدائی 1388، 238-239).

2-1-3-رویکرد سنجش میزان رضایتمندی سکونتی

بسیاری از افراد به چیزهایی که نمی توانند داشته باشند تمایل دارند و بنابراین به دلایل اقتصادی و یا سایر دلایل، آنها باید محلی را که تمایل کمتری به آن دارند برگزینند. وقتی آنچه را تمایل داریم می توانیم انتخاب کنیم، رضایتمان جلب می شود(گیفورد 1378، 355-360). مطالعه اولیه مربوط به رضایتمندی، بیشتر بر اساس دیدگاه تک بعدی دنبال شده است. به عنوان مثال برخی از محققان، مراحل درک میزان رضایتمندی افراد را با دیدگاه ادراکی توصیف کرده اند، بدین ترتیب که شخص با توجه به مجموعه ای از نیازها و آرزوهایی که دارد، شرایط فعلی سکونتی اش(واحد سکونتی/واحد همسایگی) را ارزیابی می کند(میشل سون 1966، 355-360). نیازها و آرمان های شخص، مجموعه ای از هردو ویژگی فردی(همچون طبقه اجتماعی، مرحله زندگی و نظایر آن) و نیز معیارهای فرهنگی تاثیرگذار بر روی فرد است(اسمید  1979، 105-130). چنانچه شرایط فعلی در سازگاری نزدیک با همان چیزی باشد که فرد برای نیازها و آرمان هایش تعریف کرده است، رضایتمندی حاصل می گردد. در غیر این صورت، دو حالت امکان پذیر است، حالت اول مربوط به افراد معتقد به تقدیر و سرنوشت است. این افراد با تطبیق دادن ناسازگاری از طریق تجدید نظر کردن در نیازها و کاستن آرمان ها و یا از طریق تغییر ایجاد کردن در ارزیابی شرایط فعلی، رضایتمندی شان را ایجاد می کنند(مارکوس 1971، 193-217).

حالت دوم مربوط به افرادی است که به هیچ طریقی نمی توانند خود را با شرایط فعلی سکونت- که موجب ایجاد نارضایتی شده است- وفق دهند. این افراد در بیشتر موارد، مستعد تلاش برای کاهش نارضایتی شان هم از طریق تجدید نظر کردن در نیازها و هم به وسیله تغییر دادن شرایط در واحد مسکونی از طریق تعمیر یا نقل مکان به شرایط مسکونی با سازگاری بیشتر هستند(موریس 1976، 309-320).

در میان پژوهشگران، میزان رضایت از نواحی سکونتی و عوامل تاثیر گذار بر روی آن، کمتر از دیدگاه رفتاری بررسی شده است. از جمله افرادی که در این زمینه کار کرده اند می توان به آمریگو و آراگونز اشاره کرد که در سال 1977 تحقیقی بر روی رضایتمندی و ارزیابی سکونتی انجام دادند. آنها سعی کردند تا مدل های رفتاری را با درجه رضایتمندی سکونتی ارتباط معناداری دارند، شناسایی کنند. نتایج این کار نشان داد که بطور کلی ساکنانی که در صدد اصلاح یا بهبود خانه برنیامده بودند و یا عکس العملی در خصوص مهم ترین مسائل محل سکونتشان انجام نداده بودند، در مقایسه با سایر افراد راضی تر بودند( احتمالا نیاز برای اقدامات اصلاح و بهبود شرایط موجود، نشان دهنده نارضایتی است). همچنین شرکت در فعالیت های واحد همسایگی و ملاقات های مکرر با همسایه ها با رضایتمندی سکونتی(با درصد بالایی) رابطه داشته است(امریگو و آرگونز 1997، 47-57).

از آنجا که رضایتمندی سکونتی، بخشی از حوزه رضایتمندی از زندگی در معنای عام به شمار می آید، یکی از مطالعه شده ترین موضوعات در زمینه محیط مسکونی قلمداد می شود(جی و هوگو،2006). در دهه های اخیر، رضایتمندی در تحقیقات مرتبط با سنجش میزان کیفیت محیط در نواحی سکونتی مطرح شده است. از آنجا که کیفیت محیط های مسکونی شهری به صورت مفهومی سلسله مراتبی و چند بعدی عنوان شده است و کیفیت محیط از طریق چند ویژگی اساسی توصیف می شود(وان پل 1997، 151).

لذا رضایتمندی نیز به صورت مفهومی با ویژگی های چندگانه مطرح می گردد. در مطالعه ای که لنسینگ و مارانز در سال 1969 صورت دادند، رضایتمندی یکی از معیارهای اصلی سنجش میزان کیفیت محیطی مطرح گردید و بدین ترتیب کیفیت محیط را چنین تعریف کردند: «محیط با کیفیت بالا، احساس رفاه و رضایتمندی را به واسطه ویژگی هایی که ممکن است فیزیکی، اجتماعی و یا سمبلیک باشد، به جمعیتش منتقل می کند»(لنسینگ و مارانز 1969، 195-199). بدین ترتیب از دیدگاه پژوهشگران مختلفی، رضایتمندی به عنوان معیاری عام برای سنجش ادراک کیفیت محیط مطرح شده است.

احساس آزردگی به مثابه نوعی احساس نارضایتی، همراه با هر عامل یا شرایطی که به نظر میرسد تاثیر بدی بر روی فرد و یا یک گروه می گذارد، تعریف شده است (لیناول و رادفورد 1973، 1-36). این احساس به عنوان متداول ترین اثر از ویژگی های نازل محیطی شناخته می شود که تاثیر منفی بر روی رضایتمندی سکونتی می گذارد(وان پل 1997، 11).

2-1-4-عوامل و متغیرهای تاثیر گذار بر رضایتمندی سکونتی

اندازه گیری میزان رضایت از سکونتگاه پیچیده است و به عوامل بسیاری بستگی دارد(گیفورد 1378، 98). بررسی و مرور نوشتارهای مربوط به میزان رضایت از محیط سکونتی، نشان از آن دارد که درک میزان رضایت از سوی هر شخص و در شرایط مختلف شخصی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و فیزیکی، متفاوت است. به عنوان مثال، اضافه کردن ویژگی های شخصی به تجزیه و تحلیل ها قدرت پیش بینی را بالاتر می برد(وان پل، 1997: 22). برخی از ویژگی های شخصی و خانوار همچون سن، جنسیت و مالکیت بر روی اداراک کیفیت محیط تاثیر می گذارند. بطور کلی افراد سالخورده بیش از افراد جوان از شرایط سکونتی شان راضی هستند(همان، 163).

کارپ و کارپ در سال 1982 تاثیر سن و جنس را بر روی ارزیابی محل سکونت هر فرد بر اساس 15 بعد از کیفیت محیط بررسی کرده اند. نتایج نشان داد که سن، رابطه معنی دار خطی مثبتی با ادراک کیفیت محیط و رضایتمندی ساکنان دارد. نتایج جنسیت تنها در سه بعد(صدا، امنیت، حریم) متفاوت از یگدگر بوده اند.بطورکلی، زنان جوان در مقایسه با مردان جوان از شرایط زندگی شان راضی تر بودند، درحالی که برای سالمندان شرایط برعکس بود(کارپ و کارپ 1982، 295-312).

بطور کلی در ایجاد رضایت مندی و نشاط عوامل مختلفی نقش دارند. برای درک روان شناسی رضایتمندی از  یک محیط مسکونی ، یک چهار چوب نظم دهنده نیاز است . چهار گروه از عوامل اصیل در این مورد عبارتند از : عوامل شخصی ، اجتماعی ، فیزیکی و فرهنگی که در  زیر بررسی می شوند(دایر،1373) .

2-1-4-1-رضایت از کیفیت بخش ها و عوامل فیزیکی

خصوصیات فیزیکی یک خانه نیز تاثیر زیادی بر اولویتها و رضایت ما از خانه دارد .مانند: فرم ساختمان ، سبک معماری ، فضاهای داخلی و فضاهای خارجی و کیفیت بخشها مانند: وسعت فضا ، زیبایی ، نور . و رابطه بین نوع استفاده ساکنان و کیفیت ساختمان مثل نور برای مطالعه و یا نور برای شستن ظروف، رنگ، بافت، ایمنی فیزیکی، ارتفاع، دسترسی ها و غیره ….این خصوصیات بسته به سن افراد تغییر می کند چنانچه در یک گزارش در مورد سالمندان عنوان شده که آنها واحدهای انتهایی راهرو را ترجیح می دهند.

2-1-4-2-تاثیرات شخصی و رضایت

مسلماً سلیقه و خوشنودی ، بعضا بستگی به شخص ساکن دارد. در بررسی های انجام شده در مورد سبک خانه افراد بالغ  و جوان به عنوان سکونتگاه با تزئینات و آراستگی را ترجیح می دادند و افراد بالغ مسن تر نوع ساده تر را می پسندیدند . سادگی ممکن است جالب نباشد ولی بیانگر وضوح است ، این موضوع برای افراد مسن مهم است زیرا برای آنها تحرک و ادراک مشکل تر از گذشته است . افراد بالغ جوان سکونتگاه اسرار آمیز را دوست دارند در صورتی که افراد مسن تر ترجیح می دادند که این مرموز بودن را در کتابهای داستان پیدا کنند جایی که زندگی آنها را مشکل تر نمی کند .

2-1-4-3-تاثیرات اجتماعی و رضایت

روابط متقابل ما با دیگران ، ارتباطمان با آنها ، هنجارهایی که در قبول آنها با دیگران شریک هستیم ، خلوت خصوصی در مقابل استقلال و امنیت نقش مهمی در اولویتهای ما در مورد سکونتگاه دارد . در حقیقت بخش مهمی از تعریف کاشانه عملکرد اجتماعی آن است . در یک تحقیق از افراد خواسته بودند که خانه ای طرح کنند که دارای خصوصیات خلوت خصوصی با امنیت و یا معاشرت اجتماعی باشد . خانه هایی که برای خلوت خصوصی طراحی شده بود دارای قسمتهای تعریف شده بیشتری بودند ، آنها دارای اتاقهای بیشتر و در نتیجه راهروهای بیشتر و اتاقهای کوچکتر بودند . خانه هایی که برای ایمنی طراحی شده بودند دارای کوچکترین ابعاد بودند . خانه کوچکتر به معنای فضای کمتری برای تدافع است و ساکنان به یکدیگر نزدیکتر می باشند که می تواند به دفاع از خانه کمک کند . خانه هایی که برای معاشرت اجتماعی طراحی شده بودند فضاهای داخلی آن دارای دید بیشتری بودند و دیوارهای آن انحنای بیشتری داشتند.

 

 

2-1-4-4-تأثیرات فرهنگی و رضایت

افراد ترجیح می دهند در خانه هایی زندگی کنند که مطابق فرهنگ گذشته آنها باشد ، این به این دلیل است که سکونتگاه ها که تبلوری از فرهنگ می باشند ، مکمل الگوهای رفتاری آن فرهنگ شده اند. در بررسی فرم خانه در هفتاد و سه فرهنگ مختلف مشاهده گردیده است که میزان تقسیم بندی فضاهای داخلی بستگی به میزان پیچیدگی های اجتماعی – سیاسی در آن فرهنگ دارد .

2-1-4-5-تاثیر طبیعت بر رضایت

طبیعت یک منبع لازم برای زندگی است. نیروی زندگی بخش است که در بطن همه ی ایده ها ،خلاقیت ها و سلامت انسان وجود دارد.درک طبیعت و ارتباط با آن، خداشناسی رادر انسان تقویت می کند و به زندگی انسان معنا می بخشد. تحقیقات نشان داده است که ارتباط با طبیعت باعث نزدیکی بین انسان ها می شود. انسان برای برطرف کردن نیازهای روحی ، روانی و عاطفی خود ، نیاز به طبیعت و فضای سبز دارد .افرادی که در اطراف خانه یا محل کار به محیط طبیعی دسترسی دارند سالم‎تر از افراد دیگر هستند . اثر دراز مدت و غیر مستقیم طبیعت اطراف شامل افزایش رضایت از خانه ، کار و زندگی است . شواهد نشان می‏دهد که ارتباط با طبیعت باعث کاهش فشار خون ، کلسترول ، استرس و افزایش امید به زندگی می‎شود. مشارکت در فعالیتهای گروهی در فضاهای سبز و پارک‏ها باعث افزایش حس خودشناسی و هویت‏بخشی ، حس جزئی از یک گروه بودن و تنها نبودن ، وحدت طبیعت ، بیدار شدن حس وظیفه‏شناسی و مسئولیت نسبت به جامعه و رها شدن از مشغله روزمره می‎شود. فضاهای خارجی در اطراف خانه تأثیر بسیار زیادی در رضایت افراد دارد، چنانچه در مطالعاتی که توسط فرانسوی ها انجام شده است، معلوم گردید که فضای سبز در مجاورت محله مهمترین عامل رضایت در بین همسایه بوده است(رفیع زاده،1383) .

2-2- سرای سالمندان

2-2-1-پیدایش و تجربه سراهای سالمندان در جهان

گرچه منبع کامل و دقیقی درباره تاریخچه ایجاد و تاسیس مراکز نگهداری سالمندان در دست نیست ولی از مطالب و اطلاعات پراکنده می توان دریافت که مراکز سالمندان اولیه در هر جامعه، متناسب با وضعیت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آنها به صورت های کنونی گسترش و تجلی یافته اند.

در قرون وسطی، سالمندانی که خانواده ای نداشتند و یا خانواده آنها قادر به نگهداری از آنان نبود؛ معمولاً توسط دیر محل نگهداری می شدند.دیر اولین مکانی است که برای نگهداری و مراقبت سالمندان تنها و نیازمند اختصاص یافت. در این خانه ها با سالمندان مانند دیوانه ها رفتار می شد و از هر 10 نفر، 8 نفربه ناراحتی روانی دچار می شد و 2 نفر جان خود را از دست می داد. این آمار تکان دهنده حقیقت انکار ناپذیری است که امروزه متخصصان پیری شناسی در دنیا به آن واقفند.

در بسیاری از کشورها برای جلوگیری از عوارض دوران بازنشستگی بمنظور ادامه زندگی اجتماعی و حفظ خصوصیات اجتماعی و روانی افراد سالمند، باشگاه های مخصوص سالمندان تاسیس گردیده است که در آن وسایل متعددی برای تفریح ،سرگرمی، ورزش و مطالعه وجود دارد. همچنین در بسیاری از باشگاه ها، محل هایی برای اقامت افراد سالمند در نظر گرفته شده که خانه سالمندان نامیده می شود و افراد سالمند با پرداخت مبلغی به طور ماهیانه و سالیانه و در بعضی از مراکز ویژه که احتمالا توسط دولت ها به حمایت از سالمندان تاسیس گردیده اند به طور رایگان و با شهریه کمی اقامت می کنند(اناری 1388، 24). این خانه ها در کشورهای اروپایی نخست با عنوان خانه بازنشستگان تاسیس شد، رفته رفته به شکل خانه پیران درآمد و علاوه بر بازنشستگان، گوشه نشینان و سالخوردگانی را هم که به عللی نمی توانستند در بین خانواده هایشان زندگی کنند در خود جای داد و گرچه موسسات خدمات اجتماعی و بهداشتی به آن کمک های بسیاری کردند و برنامه های ویژه بحث و بررسی برای جلوگیری از احساس تنهایی پیران ترتیب یافت ولی باز نتوانست محیط  مطبوع و قابل تحملی برای آنان فراهم کند زیرا در این نوع خانه ها که به مثابه یک جامعه بسته (جامعه ای که منحصرا از سالخوردگان تشکیل شده) است نسبت مرگ و میر بسیار بالا است و درنتیجه افراد هر روز شاهد از دست رفتن دوست، هم صحبت یا همسایه ای می شوند. و مشکل روانی احساس تبدیل شدن به موجودی بی ثمر، مطرود از اجتماع که در انتظار مرگ است به آسانی قابل تحمل نیست(زنجانی 1386، 128).

بررسی های مختلفی که در کشورهای توسعه یافته صورت گرفته نشان می دهد که گروه کثیری از پیران می خواهند حتی الامکان به زندگی مستقل خود ادامه دهند و گروهی دیگر متمایل به زندگی در میان خانواده اند و عده ای نیز می خواهند به هر ترتیبی که هست روابط اجتماعی خود را حفظ کنند (پالت 1971، 143). آنچه درباره خانه پیران باید گفت این است که از لحاظ روانی این نوع خانه ها در نظر پیران سمبل انزوا و نمونه گویای تمایل جامعه به طرد آنها (شبیه تمایلی که جامعه برای طرد بیماران دارد) تلقی می شود از این رو سالخوردگان همواره واکنش منفی در قبال این نوع خانه ها داشته اند و متاسفانه این نکته در همه بررسی های مربوط به مسکن پیران در کشورهای مختلف نیز مشاهده شده است. “پل پایا” مدیر قسمت مربوط به مطالعه مشکل پیران در موسسه ملی مطالعات جمعیتی فرانسه که اخیرا نیز از طرف سازمان ملل به ریاست کمیسیون بررسی مشکل پیران در جهان برگزیده شده است می گوید: «با اینکه رفتار پیران در قبال مسئله مسکن برحسب سن تغییر می کند اما علاقه ای که همیشه افراد مسن تر به زندگی در خانه خود نشان می دهند تغییر ناپذیر است». شاید این امر تا حدودی ناشی از نیازی است که به مواظبت بیشتر احساس می کنند و به همین دلیل از اقامت در خانه سالمندان اکراه دارند(پیشین،27).

کشورهای غربی پس از تجربیات فراوان بالاخره به این نتیجه رسیده اند که خانه پیران، مساکن دسته جمعی و هم سکنایی با فرزندان هیچکدام چاره این درد نیست زیرا اکثر پیران ترجیح می دهند در چهار دیواری اختیاری به زندگی خود ادامه دهند و این نکته سخت مورد توجه طراحان تامین مسکن سالمندان در کشورهای پیشرفته امروز قرار گرفته است و با تلفیق آن با ضروریات رفاهی و ویژگی های اقتصادی و اجتماعی کشور خود راه حلی یافته اند که هرچند هنوز مدت زمان زیادی از آن نگذشته ولی توفیق بسیار یافته است.

در دانمارک ساختن مساکن کوچک یک طبقه به صورت بخشی از مجتمع خانه سازی این کشور در آمده و در انگلستان روش جدیدی که دولت آن را تایید کرده ساختن خانه های کوچک با اطاق هایی است که به تمام وسایل و تجهیزات لازم مجهز است. محل این خانه ها در نقشه کلی ساختمان طوری انتخاب شده است که حتی الامکان از انزوای پیران جلوگیری شود این سیاست در سوئد و سویس نیز دنبال می شود. کمیسیون عالی مشکل مسکن پیران در فرانسه که به نام کمیسیون لاروک معروف است پس از بررسی های زیاد به این نتیجه رسیده است که علیرغم مدت کوتاهی که از ایجاد این نوع خانه ها می گذرد، عکس العمل روانی سالمندانی که در این منازل سکنی گزیده اند نشان می دهد خانه های مذکور موجبات رضایت آنان را فراهم کرده است(زنجانی 1386، 130-131).

در ایالات متحده آمریکا چندین مرکز سالمندان به نام «شهر خورشید» یا «آفتاب شهر» برای اسکان سالخوردگان باسطح زندگی بالا وجود دارد. در فرانسه 45/1 درصد از مردم سالخورده را در خانه های دولتی که مخصوص سالمندان است نگهداری میکنند.

اکثر سالمندان در نیوزلند در منازل شخصی زندگی می کنند. به نحوی که از هر 10 سالمند، 9نفر منزل شخصی دارند و8/2 درصد در آسایشگاه زندگی می کنند.

در ژاپن علاوه بر خانه سالمندان، خانه هایی با شهریه کم و مناسب برای نگهداری افراد سالمند تاسیس شده است، در ژاپن به دلیل اهمیتی که برای سالمندان خود به عنوان کیان خانواده قائلند، روز 15 سپتامبر هر سال به عنوان روز «توجه به سالمند» نام گذاری کرده اند و آن روز را تعطیل عمومی اعلام داشته اند. «دهکده پیران» که شهرت جهانی دارد،1919 در کپنهاک ساخته شد و در سال 1950 ، آن را نوسازی کردند ( اناری 1388، 24) .

ذکر این نکته نیز ضروری است که در مکانیابی مربوط به سرای پیران در ایران  که هنوز وسایل نقلیه عمومی به نحو مطلوبی سازمان نیافته است باید این نوع مساکن در نزدیکی بازارها، مراکز بهداشتی و مذهبی ایجاد شود زیرا علاوه بر این که رفع نیازهای روزمره را تسهیل می کنند تقریبا در همه کشورهای مسلمان و بویژه در ایران مساجد از مراکز مهم اجتماعی روزانه افراد سالمند محسوب می شود بنابراین باید از آنها به عنوان مناسب ترین و بهترین وسیله جلوگیری از انزوای پیران و یافتن راه حل های ارزنده ای در جهت انطباق با شرایط زندگی همواره در حال تغییر و تحول امروزی و در جهت کسب رضایت آنها استفاده نمود(پیشین، 28 ).

2-2-2-پیدایش سراهای سالمندان در ایران

اولین خانه سالمندان ایران در شهر رشت و براساس نیاز یکی از مردم این شهر که ناتوان از نگهداری مادر زمین گیرش بود توسط یک خیر مسیحی تاسیس شد و به این ترتیب آرسن میناسیان که به داروسازی اشتغال داشت و از ارامنه شهر رشت بود با همراهی خیرین دیگر این مرکز را برای نگهداری از سالمندان و معلولین راه اندازی کردند.

در ایران توجه به سالمند به صورت جدی در اوایل دهه چهل قرن حاضر در قانون برنامه چهارم عمران کشور مطرح شد و در آن برنامه اعتباری به منظور جمع آوری سالمندان در خانه های مخصوص ونگهداری از آنها پیش بینی گردید که بر اساس آن ، دو آسایشگاه خیریه در سال 1342 در تهران تاسیس گردید و سپس در سالهای بعد برتعداد آنها افزوده گشت. در سال 1360، این واحد از حوزه معاونت حمایتی بهزیستی به حوزه معاونت توانبخشی انتقال یافت و به نام آسایشگاه سالمندان معلول نامیده شد.

در حال حاضر 43 آسایشگاه در سطح کشور فعالیت دارند که 28 واحد آن دولتی و 15 واحد آن غیر دولتی است و رقمی حدود 3000 سالمند را تحت پوشش دارند. از کل آسایشگاه های کشور 18 واحد آن در استان تهران و بقیه در دیگر استان ها قرار دارند. علاوه بر خانه های سالمندانی که به صورت رسمی و به همین منظور ساخته شده اند تعداد زیادی خانه سالمند نیز در سراسر کشور وجود داردکه مشغول ارائه خدمات به سالمندان می باشند. ( اناری 1388، 23).

خانه های سالمند در ایران زیر نظر مسوولان و پزشکان قرار دارند و اداره بهزیستی و وزارت بهداشت و درمان به طور مداوم بر کار آن نظارت دارد. از سال 1361 تا کنون، بتدریج سپردن سالمندان به آسایشگاه ها سیر صعودی داشته است، چنان که از 1/6 درصد به 29/7 درصد در سال 1370 افزایش یافته است. این امر نشان دهنده چند عامل مهم می تواند باشد:

  1. دگرگونی سیستم خویشاوندی و گذر خانواده از مرحله گسترده به هسته ای به گونه ای 6/53 درصد از سالمندان بنوعی تنها و بدون خانواده زندگی می کنند و این مسئله می تواند ناشی از انزوای اجتماعی سالمندان باشد که ناشی از تغییرات سیستم خویشاوندی است.
  2. افزایش تعداد افراد خیلی پیر و نیز ناتوان و همچنین افزایش تعداد افرادی که ناتوانی جسمی ویا مشکلات بهداشت روانی دارند.
  3. کاهش تعداد افرادی که برای مراقبت از سالمند در دسترس و نزدیک آنها زندگی می کنند.

با توجه به مسائل عنوان شده و این مسئله مهم که هرچه افراد پیرتر می شوند، بیشتر به سمت خانه تمایل پیدا می کنند و اهمیت خانه به عنوان پناهگاه، هر چه که بقیه عوامل اجتماعی از زندگی فرد محو می شوند، افزایش می یابد و همچنین از آنجا که آسایشگاه های کنونی غالبا در اماکنی تشکیل شده اند که برای این کار ساخته نشده و اغلب آنها شرایط رفاهی و ایمنی لازم را برای زیستن سالمندان ندارند، لذا تحقیقات مبنی بر ضوابطی کامل و مناسب جهت طراحی این گونه خانه سالمندان بسیار لازم و ضروری است و نیز لازم است تا مسائل خاص سالمندان در تعیین ضوابط معماری و شهرسازی مورد توجه قرار گیرد. البته لازم است تا برنامه ریزی دقیق و سنجیده ای در این خصوص انجام گیرد تا سالمندان به آسایش و رضایت کامل برسند ( همان: 24).

2-2-3-انواع سرای سالمندان در ایران

آسایشگاه سالمندان در ایران یه طور کلی از نظر نحوه اداره و مالکیت به چهار دسته تقسیم بندی می شوند:

  • آسایشگاه سالمندان دولتی که زیر نظر سازمان بهزیستی است و در هر استان به تعداد مورد نیاز وجود دارد و در آن از سالمندان بی پناه، درماندگان و بیماران طی شرایطی مراقبت می کنند.
  • آسایشگاه هایی که جنبه خیریه دارند.
  • دسته ای از آسایشگاه ها به صورت خیریه و شهریه دار تواماً اداره می شوند.
  • آسایشگاه هایی که جنبه خصوصی دارند و با مبالغ ماهانه ای که از اولیای سالمندان می گیرند اداره می شوند. (سیام 1381).

همچنین بر اساس چگونگی استفاده از این مراکز، به دو دسته موقتی و دائمی تقسیم می شوند:

الف- مرکز خدماتی روز

حمایت این مراکز از سالمندان به صورت موقت می باشد و به طور کلی این مجموعه ها توسط افرادی که در منازل خودشان زندگی می کنند مورد استفاده قرار می گیرند، اما در بعضی موارد افرادی که در مساکن مراقبتی، چه در بیمارستان و چه در سرای مراقبتی سالمندان هستند نیز از آن استفاده می کنند. این مراکز می توانند نیازهای بهداشتی، اجتماعی ، آموزشی و فرهنگی سالمندان را همراه با خدمات روزانه مناسب در جوامع محلی با توجه به درک الگوهای جمعیتی در محل، و چگونگی تغییر این الگوها تامین نمایند.

هنگامی که عنوان خدمات روزانه در ارتباط با افراد سالمند به کار می رود، طیف وسیعی از خدمات در زمینه های متنوع ، از باشگاه های اجتماعی گرفته تا خدمات نشسته در منزل خود سالمند و مراکز مراقبت های روزانه و بیمارستان های روزانه را در بر می گیرد. بیشتر مجموعه های روزانه، کمک به مستقل ماندن سالمندان را در جامعه هدف اصلی خود می دانند. دیگر اهداف این مجموعه ها به فراخور نوع گروه استفاده کننده متغیر است. از بیمارستان های روزانه بیشتر می توان توقع داشت که مراقبت های پزشکی و پرستاری، از اهداف والای آنها باشد. در مقابل، از مراکز روزانه می توان توقع داشت که حمایت های اجتماعی، کمک رسانی به مراقبین سالمند در تامین غذا و دیگر احتیاجات او، از اهداف اولیه شان باشد (سازمان بهزیستی 1365).

ب- خانه سالمندان

این مراکز به عنوان خانه دوم سالمندان می باشد و به صورت دائمی از سالمندان حمایت می کنند و بسته به میزان حمایت لازم، به سه دسته تقسیم می شوند:

  • خانه سازی برای سالمندان

الف-شامل آپارتمان هایی است که پذیرای نیازهای سالمندان می باشد، بطوری که آنها را از انتقال به خانه های سالمندان تا سرحد امکان بی نیاز می سازد. این گونه خانه سازی معمولا پیرامون مناطق مسکونی با فشردگی 2 تا 10 در صد پراکنده است.

ب- خانه سازی حفاظت شده ، بطورکلی گروهی از آپارتمان های با زیر بنای کمتر از 20 مترمربع داخل یک ساختمان است با اتاق های مشترک و یک چایخانه. یک راه حل مناسب، احداث این امکانات در نزدیکی آسایشگاه سالمندان است که غذا، تفریح و و امکانات درمانی متنوع را ارائه میکند.

  • خانه های سالمندان

خانه های سالمندان، امکانات مراقبتی مسکونی را ارائه می کنند و باید با مقررات طراحی و مجوزها تطابق داشته باشند. میزان فوق العاده فضای جانبی مورد نیاز، به معنای آن است که مقرون به صرفه ترین اندازه، جا برای حدود 120 نفر است. غذا ، سرگرمی، درمان و بخش پرستاری و توان بخشی  در این اماکن محیا شده است.

  • آسایشگاه سالمندان

مراقبت هایی را برای افرادی که به صورت مزمن بیمار بوده و نیازمند مراقبت و توجه پزشکی هستند مهیا می سازند (سازمان بهزیستی 1365).

متن کامل :

پژوهش (پایان نامه) : خانه کودک با رویکرد بازی و خلاقیت-مهندسی معماری …

روانشناسان دوره کودکی را دوره بازی کردن کودک می دانند . بازی کودک ابتدا با اشیاء است و سپس شامل انسان ها می شود . از سنین 3 و 4 سالگی کودک به تدریج به بازی های گروهی و اجتماعی رو می آورد . در این گونه بازی ها کودک رفتار با دیگران را تمرین می کند و با اصول زندگی جمعی و چگونگی رفتار با دیگران به تدریج آشنا می شود و این به رشد اجتماعی و اخلاقی او کمک می کند . بازی حس کنجکاوی ، ابتکار و خلاقیت کودک را بر می انگیزد و به رشد ذهنی او کمک می کند . همچنین بازی از لحاظ جسمی موجب هماهنگی عضلات و اعضای بدن می شود و در نتیجه حرکات بدنی طفل را به بهترین وجه ممکن شکل می دهد . بازی باعث نیرومندی کامل و رشد صحیح جسمانی می گردد . از طریق بازی حواس دیگر کودک مثل لامسه ، بینایی ،توازن و تعادل به کار افتاده و مهارت های لازم را برای کودک ایجاد می کند. پس به خاطر داشته باشیم که شغل کودک مخصوصا از 4 تا 7 سالگی بازی است.

 

فواید و نکات مثبت بازی در کودکان و دانش آموزان

  • بازی در رشد جسمی انسان تاثیر می گذارد . فروبل اعتقاد دارد بازی یکی از مهمترین عواملی است که می تواند باعث هماهنگی رشد کودک از لحاظ جسمی ، روانی و اجتماعی گردد. شاید بتوان گفت که این فایده بازی اولین و بدیهی ترین تاثیر بازی است و مسلمادر سلامت و شادابی جسم و روان تاثیر به سزایی دارد.
  • بازی عاملی است که به وسیله آن می توان نقط قوت و ضعف خود را شناخت و این در واقع نوعی واقعیت آزمایی است که بدان وسیله می توان با شناخت خود به تقویت بیشتر نقاط قوت و برطرف کردن نقاط ضعف اقدام نمود .
  • بازی تعیین کننده جایگاه اجتماعی است ، کودک از طریق بازی به فعالیت های مفرحیمی پردازد که در آن مقبولیت اجتماعی بیابد و هر چه در این راه موفق باشد جامعه پذیری راحت و سهل تری خواهد داشت. مشارکت ، همکاری و رعایت حقوق و رعایت قوانین اجتماعی در بازی ها یاد گرفته می شود .
  • بازی وسیله ارتباط با کودک است ، با بهره گرفتن از بازی می توان با کودکان رابطه برقرار نمود. در کودکان به علت اینکه از لحاظ کلامی به پختگی لازم نرسیده اند ، بازی می تواند وسیله موثر ارتباط باشد، الفت و موانست با کودک از طریق بازی به راحتی صورتمی گیرد.
  • کودک از طریق بازی علاقه اجتماعی را که نمادی از ظرفیت انسان برای تعامل با اجتماع است یاد می گیرد.
  • بازی باعث شکوفایی شخصیت شده ، در تکوین آن موثر می باشد ، با توجه به اینکه بازی نوعی بیان خود است و کودک از طریق آن خود را می نمایاند لذا جهت شناخت نیازها ،علایق ،استعدادها و سایر ویژگیهای شخصیتی شیوه ای موثر می باشد . ورود به دنیای کودک از طریق تجربیات بازی منجر به پیدایش نظام درمانی، بازی درمانی شده است .
  • روش برخورد کودک با بازی ، انتخاب او و اهمیتی که بدان می دهد همه بیانگر نگرش و رابطه او با محیط و چگونگی وابستگی او با هم نوعان خود است (لندرث، 1370).
  • بازی های کودک در رشد اجتماعی او موثر هستند زیرا شخصیت خود را چنانکه هست در میدان بازی آشکار می سازد ، در بازی است که کودک نوع و میزان تصور و تخیل ، استعداد همکاری و معامله منصفانه خود را آشکار می کند . بازی عامل موثر و مهمی در تعیین و تربیت ارزش های اجتماعی است ( شعاری نژاد، 1368).
  • بازی نوعی تخلیه روانی است . به ویژه برای کودکانی که ابزار اساسی سازش با اجتماع یعنی زبان را کسب نکرده اند و قادر به بیان نیات خود به صورت کلامی نمی باشند ، بازی می تواند بهترین وسیله ی تخلیه ی روانی باشد ، ارسطو نیز به این ویژگی اشاره داشته و گفته است که بعضی از ویژگی های روانی چون پرخاشگری ، افسردگی و … در بازی برون ریزی شده یا تصعید می یابد.
  • حس کنجکاوی کودک در جریان بازی او را به تفکر خلاق ، سازنده و ابتکار و خلاقیت رهنمون می سازد .
  • بازی عامل جبران کننده یا جانشین کار است ، به این معنی که تا زمانی که کودک توانایی انجام کار ندارد، بازی جای آن را گرفته و به عنوان عاملی در خشنود سازی او عمل می نماید . در این رابطه بازی نشانه ای از آرزوهای برآورد نشده ای محسوب می شود که در موقعیت واقعی امکان تحقق آن میسر نیست .
  • بازی در ایجاد الگوی رفتاری مطلوب و خاموش سازی رفتار نامطلوب موثر است و این نوعی یادگیری است . کودک درضمن بازی با اسباب بازی های گوناگون ، به مرور اندازه ، رنگ ، ترکیب ، ارزش و اهمیت اشیاء را یاد می گیرد و اطلاعاتی درباره محیط زندگی خود به دست می آورد ( شعاری نژاد، 1368).
  • از بازی می توان جهت پرورش خلاقیت نیز استفاده نمود . عده ی زیادی از مردم مقداری از وقت خود را صرف بازی های مختلف می کنند که بعضی از آن ها می توانند روشی برای پرورش خلاقیت باشد . بازی های فکری از قبیل حل جدول ، معما و بازی شطرنج می تواند خلاقیت را شکوفا سازد . اگر در بازی های سازنده ای مانند سبد سازی ، مدل سازی و سایر کارهای هنری و دستی فرد خودش طرح را ساخته و به اتمام برساند خلاقیت بیشتر نمایان خواهد شد (اسبورن، 1375).
  • بازی به عنوان یک وسیله آموزشی هم مورد استفاده قرار می گیرد . در مدارس پیش دبستانی ، مهدهای کودک و کودکستان ها با بهره گرفتن از بازی های مختلف به آموزش و پرورش کودکان اقدام می نمایند . این فایده بازی به صورت علمی توسط مونته سوری ، دکرولی و دیگران پیشنهاد شده است و استفاده ی عملی فراوانی دارد.

 

2-6-1 بازی و شخصیت

شخصیت که به عنوان اساسی ترین موضوع علم روانشناسی و محور بحث در زمینه های انگیزش، ادراک ، تفکر ، عواطف ، احساسات ، یادگیری و هوش و … شناخته شده است نمی تواند از بازی و تاثیرات آن در رشد و تکامل خود بی نیاز باشد. با توجه به نظر فروید مبنی بر اینکه شخصیت عمدتا در دوران کودکی شکل می گیرد می توان به نقش بازی و سایر فعالیت های خلاقه چون نقاشی ، قصه گویی و … در رشد شخصیت انسان پی برد. این نکته که بازی در رشد شخصیت انسان تاثیر دارد شاید از بدیهی ترین موضوع و در عین حال پیچیده ترین آن باشد با این حال از زمان فروید که به نقش دوران کودکی در رشد شخصیت توجه بیشتری داده شده، بازی نیز به عنوان وسیله ی ارتباطی بین کودک و محیط ، طرفدارانی پیدا نمود .

 

2-6-2 بازی و رشد اجتماعی

فروبل معتقد است که باید کودک را برای زندگی اجتماعی تربیت نمود زیرا در کودک توان بالقوه ی اجتماعی بودن موجود است و همنشینی با دیگران باعث به فعل در آمدن توان بالقوه ی اجتماعی کودک می شود این همنشینی و تعامل با دیگران از طریق بازی به شیوه ای موثر صورت می پذیرد . بازی عاملی برای ایجاد مراوده و دوستی میان کودکان می باشد . کودکان با انتخاب نوع بازی و سازماندهی آن و ملزم ساختن خود به رعایت اصول و مقررات در بازی نوعی از زندگی اجتماعی را نیز یاد می گیرد . بازی های مناسب ، کودک را قادر می سازد تا به بلوغ اجتماعی رسیده ، نقش خود را در زندگی بیابد و با شجاعت و اعتماد بنفس با آن برخورد کند . کودک از طریق بازی با همسالان و تقلید از بزرگسالان و همانند سازی با آن ها به تمرین رفتارهای اجتماعی می پردازد . به این نقش بازی در رشد همه جانبه ی کودکان به ویژه در نظریه ی پیش تمرینی گروس بیش از سایر نظریات توجه شده است.

 

2-6-3 نقش بازی در رشد و زندگی کودک

امروزه به یمن کتاب های روانشناسی ، انواع بازی برای کودکان از بدو تولد وجود دارد که با توجه به سن کودکان ، این نوع بازی ها طبقه بندی می گردد . حتی این بازی ها برای کودکان 3 ماهه متفاوت از 4 ماهه است . با توجه به این مساله در می یابیم که بازی چه نقش مهمی را در زندگی کودکان ایفا می کند ، به گونه ای که می توان بازی را شکل دهنده شخصیت کودک دانست . اگر تحلیل دقیقی روی بازی کودک در خردسالی داشته باشیم ، می توانیم تا حد زیادی شخصیت او را در بزرگسالی بیابیم . خشونت ، کمرویی ، عصبی بودن ، ترس و وحشت و عدم اعتماد به نفس در بزرگسالان جز مواردی هستند که در بازی های کودکانه این افراد قابل کشف می باشند و اگر در همان دوران به کمک کودکان برویم ، در بزرگسالی با مشکلات کمتری روبه رو خواهند شد .  در بازی ، کودک توانایی ارتباط جمعی با دنیای اطراف خود را پیدا کرده و قادر به حل مشکلات کوچک و بزرگ خود خواهد بود . با توجه به زندگی ماشینی امروز و خانه هایی که روز به روز کوچک تر می شوند ، نیازمند یافتن بازی های مناسب در آپارتمان هستیم ، هر چند هیچکدام از این نوع بازی ها جایگزین بازی در فضای باز نمی شود .

 

2-7 کودک و هنر

هنر از دیر باز به عنوان ابزار در دست انسان برای بیان ایده ها ، افکار و احساساتش بوده و دستخوش تحولات بسیاری گردیده است. ابزار هنری گاه تکه استخوانی بوده که بر روی دیوار نقشی را حک می کرده است و گاه قلم مو و بومی.کودکان نیز برای به نمایش گذاشتن ذهنیات خود از این ابزار بهره می گیرند اغلب خردسالان برای خلق آثار هنری نیاز به تشویق خیلی کمی دارند و با ساده ترین امکانات و بی ادعا قادر به خلق هستند. شاخه های هنری موجود و مورد استفاده کودکان عبارتند از : تئاتر و هنر های نمایشی، موسیقی، آواز، شعر و قصه، نقاشی، مجسمه سازی و … که در ادامه به اختصار درباره برخی از آن ها توضیحاتی داده خواهد شد. دو اصل آزادی و لذت از اصول مهم در سرگرمی های خلاق و سازنده به شمار می رود.

 

2-7-1 تئاتر و هنرهای نمایشی

تئاتر و فعالیت های نمایشی از جمله امکانات آموزشی و تربیتی برای کودکان بوده و دارای ارزش فراوانی است.بازی های نمایشی وسیله ای برای تکامل کودک و پرورش ادراک ، حافظه و تخیلات او شده و نیروی عضلانی کودک را تقویت می کند و علاوه بر این استفاده از مهارت های حرکتی در فعالیت های نمایشی باعث نشاط و شادمانی کودک می شود. تئاتر خاص کودکان شامل سه نوع فعالیت است:

1- تئاتر برای بچه ها: بشر از دیر باز به نقش و اهمیت تئاتر برای کودکان توجه داشت و معمولا بزرگتر ها برای سرگرم کردن کودکان به انجام تئاتر می پرداختند.

2- تئاتر به وسیله بچه ها:تئاتر به وسیله کودکان معمولا از سن یک و نیم تا دو سالگی شروع می شود و با ورود به مدرسه بسیاری از جذابیت های خود را از دست می دهد. اوج بازی های هیجان انگیز نمایشی در سنین 3 تا 5 سالگی است.

3- تئاتر سازنده (خلاق):در این نوع نمایش کودک به اجرای موضوع های فی البداهه می پردازد. او به تقلید از بزرگسالان می پردازد و نقش های زندگی واقعی را به طرز جدی ایفا می کند. اهمیت اینگونه فعالیت ها در این است که کودک به استعداد های درونی خود پی برده و قدرت تخیل و بیان خود را تقویت می نماید. نقش های مختلف را به اجرا در آورده و رفتارهای اجتماعی خود را شکل می دهد.

از اهمیت نمایش عروسکی در پیشرفت کودک می توان موارد ذیل را نام برد :

  • توسعه خلاقیت
  • بیان احساس
  • حل مشکل گفتاری
  • خوب گوش دادن
  • تشویق به همکاری

 

2-7-2 موسیقی و کودک

موسیقی کودک نوعی موسیقی ویژه است که نقش کلیدی در آموزش و پرورش و شکوفایی خلاقیت های مختلف در او دارد. به این معنا که شناخت حسی او را از جهان، عمیق تر و بارورتر می سازد. بیشترین لذت ناشی از موسیقی برای کودکان گوش کردن به موسیقی تولید شده توسط خودشان است.ذوق موسیقی به طور غریزی در وجود کودک نهفته است، بعضی ها با بهره گرفتن از آلات موسیقی و ساختن اشعار خنده دار کودکانه با موسیقی آشنا می شوند، بعضی ها توسط ریتم جلب موسیقی می شوند و بعضی ها به وسیله ملودی و یا حتی هارمونی و شاید تحت تاثیر هیجانی که از شنیدن موسیقی به آن ها دست می دهد مشتاق آن می گردند.

نقش موسیقی کودک از دیدگاه روانشناسی و تعلیم و تربیت، در آموزش کودکان و پرورش استعدادهای آنان به کمک موسیقی سه زمینه زیر مورد بحث است.

  • نقش آموزشی موسیقی:

مهمترین نقش آموزشی موسیقی ، پرورش حواس به مثابه ابزار شناخت در کودکان است و همچون دریچه ای است که آنان را با جهان خارج پیوند می دهد و امکان شناخت را برای آن ها فراهم می کند . ترکیب اطلاعاتی که کودک از راه حواس مختلف در می یابد ، شناخت او را عمیق تر می سازد . نقش پرورش حواس در سنین کودکی از اهمیت بیشتری برخوردار است ، زیرا اولا کودکان در مرحله ای هستند که مشاهده و تجربه مستقیم اعداد ، رنگ ، شناخت محیط طبیعی و اجتماعی اگر با شعر و موسیقی همراه باشد ، یادگیری کودک سریعتر ، عمیق تر و پایدار تر خواهد بود .

  • نقش پرورشی موسیقی:

موسیقی در پرورش عواطف کودکان نیز نقش انکار ناپذیری دارد . موسیقی بر حسب نوع خود ، حالت های غم ، شادی ، تحرک ، سکوت ، خشم ، آرامش ، مهربانی ، جنگاوری ، دوستی و مانند آن ایجاد کند . پرورش احساسات مثبت کودکان از طریق موسیقی به سلامت روانی آنان کمک فراوانی می کند .

  • نقش درمانی موسیقی:

کودکان معمولا از نظر رفتاری ،مشکلاتی دارند که اگر پیش از تثبیت به آن ها توجه شود ، بر طرف کردنشان چندان دشوار نیست . رفتارهایی که می توان به کمک موسیقی آن ها را در جهت مثبت تغییر داد عبارتند از: پرخاشگری، ناآرامی، خجالت، عدم اعتماد بنفس، افسردگی، اضطراب و بی نظمی.

هدف از آموزش موسیقی را می توان چنین خلاصه کرد :

وقتی به این موضوع توجه می کنیم خواهیم دید که موسیقی می تواند برای پیشرفت کودکان در درس ریاضی و سایر علوم ، بسیار موثر باشد . کودکان از طریق موسیقی ، برنامه ریزی و زمان بندی را یاد می گیرند . آن ها با شناخت و نظارت بر توانایی های خویش ،می آموزند که چگونه کارهای خود را در طی شبانه روز تقسیم و تنظیم کنند .  اگر تنها تعداد بیشتری از افراد جامعه ، با مطالعات و حقایق موجود درباره ی موسیقی آشنا شوند ، آن گاه مشاهده می کنند که تا چه میزان ، موسیقی می تواند برای کودکان (تا قبل از سنین دبستان ) مفید واقع شود .

 

2-7-3 آواز

آواز خواندن یکی از رایج ترین انواع بیان خود است ، کودکان خردسال دوست دارند آواز بخوانند. حتی نوزادان با صداهای نا مفهوم نوعی از بیان خود را دارند . کودکان نه تنها اصوات را می پذیرند بلکه در اضافه کردن به آن ها سلیقه و مهارتی خاص بروز می دهند .

 

2-7-4 قصه و قصه گویی

یکی از عمده ترین و رایج ترین راه های  انتقال تجربه و سرگرمی ، هنر قصه گویی و گوش سپردن به قصه است. قدمت قصه به روزگاری بر می گردد که انسان برای ایجاد ارتباط با همنوعان خود از زبان  استفاده نمود. (از این رو هیچ ملت و قومی را در تاریخ نمی تواند یافت که دارای قصه نباشد . این مساله اهمیت قصه گویی را مشخص می کند). موارد اهمیت قصه را می توان چنین خلاصه کرد :

  1. تحریک حس کنجکاوی وماجراجویی کودک.
  2. سرگرم شدن و یافتن نظم ذهنی منطقی.
  3. کودک به کمک قوه تخیل ، خود را جایگزین یکی از شخصیت های قصه می کند و با دنبال کردن ناکامی ها و پیروزی های او به تلطیف عواطف و احساسات خویش می پردازد و یا شادمانی و لذت را نصیب خود می کند.
  4. رشد نیروی بیان و تکلم ، غنی شدن گنجینه لغات کودک.
  5. افزایش شناخت اجتماعی و آشنا شدن با مسائل زندگی.
  6. یادگیری مفاهیمی چون عدالت،نیکوکاری،راستگویی و …. باتوجه به محتوای قصه.
  7. انس باکتاب وایجادشوق وعلاقه به مطالعه کودک.
  8. عادت به خوب گوش دادن و یافتن تمرکز.
  9. تاثیردرتقلیدوهمانندسازی.
  10. ایجاداعتماد متقابل و روابط صمیمانه میان قصه گو و مخاطب .
  11. حذف فاصله میان قدرت (خواندن ) و قدرت ( درک کردن) در کودک .
  12. افزایش ارتباط باادبیات شفاهی وایجاد فرصت برای تجربه کردن زبان زنده برای کودکان ودرنهایت بایدگفت قصه می تواند میل به خواندن، نوشتن، ایفای نقش و نقاشی کردن را در کودکان ایجاد کند و کودکان با کمک روش هایی که از قصه می آموزند می توانند خود را به نحوی خلاقانه و با دیدی انتقادی ابراز کنند.

 

2-7-5 شعر

فواید آموزشی شعر در برنامه های کودکان بسیار است . از جمله لذت زبان آموزی از طریق شعر ، لذت فعالیتهای گروهی از طریق شعر ، تحرک همراه با شعر ، تصویر گذاری روی اشعار ( نقاشی شعرها ) و … ، با چنین فعالیتهایی نه تنها به پیشرفت زبان و بیان آن ها کمک می کنیم ، بلکه تشویقشان می کنیم تا خلاقیت و خود پنداری مثبت خودشان را نیز بروز دهند ، بخش مهمی از پیشرفت و توسعه و رشد ادراکات بچه ها از طریق وانمود سازی و مهارت توان انجام آن صورت می پذیرد .

 

2-7-6 نقاشی

کودک موجودی است ویژه که در هر دوره از سن و رشد توان ذهنی ، علایق ، خواست ها و نیازهای خاص خودش را دارد . یکی از نیازهای اساسی و طبیعی کودکان، نیاز به بیان خود و ارتباط با دیگران و محیط پیرامونش است. نقاشی از جمله شیوه های خاص و سازنده ای است که کودکان در قالب آن ها، احساسات و آرزوهای خود را بیان می کنند و با جهان ارتباط برقرار می سازند. نقاشی در درجه اول به عنوان یک نیاز روانی و طبیعی برای بیان و ارتباط مطرح می شود و در مرحله بعد وسیله ای برای سرگرمی و بازی آنان است و گاه به مثابه تفکر نمادین کودک مطرح می شود و می تواند ابزاری باشد در جهت رشد و پرورش خلاقیت او.

 

2-7-6-1 نقاشی و فرا فکنی

امروزه نقاشی به خاطر جایگاه خاصی که در هنرهای تجسمی پیدا کرده است ، دارای شان و منزلت خاصی است و کودکان به شیوه های متفاوت نقاشی می کنند و این نقاشی در تشکیل شخصیت و روان کودک اهمیت بسزایی دارد. نقاشی به منزله فرافکنی ناهشیار ، از آغاز قرن حاضر با هدف شناخت شخصیت و حل مشکلات روانی کودکان، به کار گرفته شده است. همه پرسش های پنهان ، شادی ها ، اضطراب ها ، عشق ها و ترس های کودک در نقاشی بازیافته می شوند . کودک الفاظی را برای بیان احساسات خود در اختیار ندارد و نقاشی از راه رمزهایی مانند : خورشید ، آب ، درخت یا خانه بدون هیچ قید و بندی به جای او سخن می گوید . رنگ به خودی خود وسیله پر قدرتی برای بیان و نشان دادن حالت های عمیق درونی است. نقاشی کودکان نمونه روشنی از ارائه رنگ های متنوع در سطح وسیع می باشد. فقدان رنگ در تمام یا قسمتی از موضوع نقاشی کودکان نشانگر خلاء عاطفی و یا گاهی دلیل بر گرایش های ضد اجتماعی اوست. کودکان سازگار در نقاشی های خود از 5 رنگ استفاده می کنند. در حالی که کودکان گوشه گیر و یا آن ها که ارتباط با دنیای خارج را دوست ندارند بیشتر از یک یا دو رنگ به کار نمی برند. نقاشی های کودک به ما نشان می دهد که وی خود را چگونه می بیند ، چگونه متحول می گردد و چگونه با جهان پیرامون خویش مرتبط می شود.

2-8 کودک و معماری

هر کودکی بر روی کره زمین، زمانی آرزوی دنیایی پاک تر را در دل پرورانده است. دنیایی مبرا از این هزاران آزارهای زندگی و در عوض مزین به باغ جادویی پر از عجایب، مخفیانه، امن، مکانی برای تفرج و تماشای بی پایان انسان ها و محیط پیرامونشان که در تاثیر پذیری متقابلند. کودکان به سبب محدودیت های جسمی و روانی خود در قیاس با بزرگسالان ،تاثیر پذیری بیشتر و عمیق تری داشته و در عوض، تاثیر گذاری کمتری بر محیط دارند و به این ترتیب بیش از بزرگسالان اجبارا تابع شرایط محیطی اند. کودکان حساس ترین و تاثیرپذیر ترین گروه سنی جامعه را تشکیل می دهند و در حساس ترین و مهم ترین سال های زندگی شان یعنی زمانی که پایه های رشد شخصیتی، ذهنی، جسمی و اجتماعی آن ها شکل می گیرد تا زمانی که وارد شهر می شوند نیازمند این هستند که زندگی اجتماعی را در مقیاس خود تجربه کنند و این امر مستلزم فراهم بودن فضایی کودکانه و صمیمانه است. فضایی به دور از هیاهوی دنیای بزرگتر، دنیای پر از شادی با رنگ های زیبا که در آن کودک فرصت بیان افکار تازه و پرورش و رشد استعداد هایش را داشته باشد، فضایی که زمینه ای مناسب برای خلاقیت کودکان فراهم آورد.

دانلود پایان نامه ارشد : خانه کودک با رویکرد بازی و خلاقیت