فروش فایل پایان نامه : علل گرایش جوانان و نوجوانان شهرستان کاشان به مواد مخدر و راهکارهای …

گروهی نیز این مواد را بر حسب منابع طبیعی طبقه بندی کرده اند و معیار بعضی دیگر نیز تجارب شخصی بوده است. در این مبحث در بند اول به طبقه بندی های اولیه می پردازیم و در بند دوم به طبقه بندی نهایی که توسط سازمان بهداشت جهانی صورت گرفته و مورد قبول جامعه جهانی نیز واقع شده است خواهیم پرداخت.

بند اول ـ طبقه بندی های اولیه

در سال 1928 میلادی، لوین اولین طبقه بندی مواد مخدر را پیشنهاد کرد. در این طبقه بندی مواد مخدر بر اساس خواصی که دارند در 5 گروه متمایز قرار داده شدند:

الف. کیف آورها:[1] مانند تریاک و مشتقات آن و کوکائین.

ب. توهم زاها:[2] مثل LSD و حشیش.

ج. خمر آورها یا مست کننده ها: [3] مانند الکل و اتر.

د. خواب آورها: [4] مثل بربی توریک ها

هـ. محرک ها: [5] مثل آمفتامین ها (ایرج صالحی ، همان، ص 10)

 

بند دوم ـ طبقه بندی پروفسور دونیکر

در سال 1971 پروفسور دونیکر طبقه بندی های خاصی را ارائه کرد یکی از آنها بر مبنای منشاء مواد و دیگری بر اساس تاثیر مواد قرار داشت.

الف. طبقه بندی دونیکر که بر اساس منشاء مواد است:

  • موادی که منشاء طبیعی دارند مانند تریاک و مشتقات آن، حشیش، الکل.
  • مواد شیمیایی که از منشاء اصلی خود فاصله گرفته اند مثل خواب آورها، آرام بخش ها.
  • موادی که نتیجه تحقیقات آزمایشگاهی هستند مثل برخی از توهم زاها، LSD .

 

ب. طبقه بندی دونیکر از مواد مخدر بر اساس اثرات سمی مواد

1- مواد مخدر مرگ آور مثل هروئین و آمفتامین ها و غیره که تزریق آنها به مقدار زیاد در رگ باعث مرگ می شود.

2- مواد مخدر مخرب که قادر به تولید پسیکوزهای دارویی هستند مثل آمفتامین ها و برخی مشتقات شانور و LSD

  • موادی که باعث ایجاد وابستگی و یا اعتیاد می گردند (اغلب مواد مخدر)[6]

 

بند سوم ـ طبقه بندی تجربی

یکی دیگر از طبقه بندی هایی که صورت گرفته و در نوع خود جالب است طبقه بندی تجربی است. این طبقه بندی که بر اساس تجارب شخصی پایه گذاری شده ارزش علمی چندانی ندارد. شارل دوشوسوا پس از تجربه کردن تمام مواد می گوید: برای شخص معتاد دو نوع ماده مخدر به طور کلی وجود دارد:

  • مواد مخدری که باعث پرواز می شوند.
  • مواد مخدری که حالت سفر ایجاد می کنند.

پرواز حالتی است عالی که رابطه شخص با حقیقت و دنیای حقیقی هرگز قطع نمی شود. اما سفر حالتی است که فرد خود را به طور طبیعی به جای دیگری احساس می کند و می پندارد که او خود به تنهایی یک دنیاست.

ماری جوانا، تریاک و حشیش باعث پرواز می شوند و موادی چون مرفین، هروئین، کوکائین، ال اس دی، مسکالین و آمفتامین ها انسان را به سفر می برد.[7]

طبقه بندی های تجربی بدین لحاظ که توسط مصرف کنندگان مواد مخدر صورت می گیرد می تواند بر اطلاعات مورد نیاز دانشمندان و محققات بیفزاید اما از آنجا که واکنش های هر فرد در مقابل هر ماده قابل پیش بینی نیست و با دیگران متفاوت است لذا کمتر می توان برای آن معیاری در نظر گرفت.

بند چهارم ـ طبقه بندی نهایی

همان طور که قبلاً نیز گفته شد این طبقه بندی توسط سازمان بهداشت جهانی صورت پذیرفته و در سطح جهانی نیز مورد قبول قرار گرفته است. ما نیز با پذیرش این طبقه بندی، در این گفتار به بررسی هر یک از گروه های آن می پردازیم. در این طبقه بندی، مواد مخدر به هشت گروه اصلی تقسیم شده اند که ما در هشت بند به مطالعه آنها خواهیم پرداخت.

 

الف. مخدرها:

مخدرها فعالیت سیستم اعصاب مرکزی را کند می کنند و از لحاظ فیزیکی و روانی اعتیاد آورند. مخدرها مصادیق زیادی دارند از جمله تریاک، کدئین، مرفین، هروئین، متادرن، پتیدین، پرکدن، ویلاودید، دارون، دتین اکسیلات، هیدرومرفین و …[8]

اما برای جلوگیری از طولانی شدن بحث تنها 3 تا از مهمترین این مواد را بررسی می کنیم.

1- تریاک:[9] تریاک قدیمی ترین و مشهورترین ماده مخدر است که در فارسی به صورت تریاق و دریاق آمده است . تریاک عبارت است از شیره الکالوئید داری که از تیغ زدن گرز خشخاش و لخته شدن نارس به دست می آید.[10] تریاک ماده ای است به رنگ قهوه ای تیره تریاک دارای حدود 25 الکالوئید، سه اسید همراه الکالوئید و سه ماده خنثی (مسکوئیئ، مسکونوزین و اپیون) و انواع مشتقات است که مهمترین آنها مرفین، هروئین، شیره، بتائین و کدئین است.[11]

تغییرات حاصله از مصرف تریاک معمولاً در سطوح ذهنی ـ ادراکی و تصوری بروز می کند و شخص پس از مصرف احساس می کند ایده هایش روشن و تصوراتی شده و روحی لطیف دارد. اثر بسیار مهم تریاک این است که فرد از تاثیرات خارجی یا محیطی فاصله می گیرد. مخصوصاً تاثیراتی که نیاز به قضاوت، تجزیه و تحلیل و تعقل دارد.[12]

2- مرفین:[13] مرفین اولین الکالوئید تریاک است که در سال 1805 میلادی توسط شخصی به نام (سوتورنر) شناخته شد و نام آن از نام خدای یونان باستان یعنی مورفئوس گرفته شده است. مورفین ماده موثر و جزء اساسی تریاک بوده و 7 تا 14 درصد آن را تشکیل می دهد. مورفین از تریاک خام تصفیه می شود ، ضد درد است و سیستم مرکزی اعصاب را نیز تضعیف می کند.[14]

مورفین پودری کریستالی به رنگ قهوه ای روشن و یا سفید که به طور غیرمستقیم از ساقه خشخاش می آید، مورفین طعمی تلخ و بویی تند زننده دارد و یکی از قوی ترین و قدیمی ترین داروهای خواب آور است. مصرف مورفین تمام احساسات را تغییر می دهد و به تجربه های ادراکی، تلخی و حسی و اساساً ارتباطات شخصی با دنیای خارج، ظاهری دلنشین می بخشد.

کارکردهای ذهنی در سطوح بالا مثل قدرت استدلال نه تنها دچار اشکال و اختلال نمی گردد. بلکه عملکرد آن با هیجان و شور توام است. مورفین به صورت پودر، قرص، کپسول و آمپول در دسترس قرار می گیرد و از طریق خوراکی، کشیدن از راه مجاری تنفسی، تزریق زیرپوستی و تزریق داخل سیاهرگی مورد مصرف قرار می گیرد.[15]

  • هروئین:[16] هروئین نام شیمیایی آن دی استیل هورفین است در سال 1898 میلادی شناسایی شد و در سال 1900 م به عنوان وسیله ای برای درمان موثر اعتیاد به مورفین ارائه گردید. پس از مدتی متوجه شدند که گرچه هروئین خواب آوری کمتری دارد اما قدرت مسموم کنندگی آن 5 تا 10 برابر مورفین است و این ماده خود بسیار مخرب است و رهایی از آن از رهایی مورفین مشکل تر است. هروئین تزریق شده احساس لذت عمومی و سریع و شدیدی را تولید می کند.[17]

هروئین از طریق خوراکی، کشیدن از راه مجاری تنفسی و تزریق مورد مصرف قرار می گیرد و به طور متوسط اثر آن 6-4 ساعت در بدن باقی می ماند کمبود هروئین زودتر از مورفین احساس می شود . هروئین بر خلاف الکل که بعضی رفتارهای سرکوب شده را آزاد می کند، تعدادی از رفتارهای پایه مثل رفتار جنسی، خشونتی و رفتارهای گرسنگی را سرکوب می کند و از قدرت آن کم می کند.[18]

 

ب. توهم زاها:

این مواد مجموعه ای ناهماهنگ و غیر متجانس از موادی را تشکیل می دهند که به گروه های متنوع شیمیایی و دارویی تعلق دارند و بیشتر به موادی اطلاق می شود که اسید لیسرژیک داشته و دارای اثرات انبساط خاطر هستند این گروه از مواد مخدر نیز سیستم مرکزی اعصاب را تضعیف و یا تحریک می کند و مهمترین اثر آنها ایجاد حالات عاطفی، رفتاری، خلقی، روانی متغییر در مصرف کننده است. همچنین ایجاد حالات توهمی سمعی و بصری و تصورات موهوم که اغلب به رویاهای شبانه شباهت دارد از جمله اثرات سوء دیگر این مواد است.[19]

شناخته شده ترین و رایج ترین نوع داروهای این گروه ال اس دی است. و بقیه عبارتند از ام دی آ، پی ام آ، تی ام آ، دی ام تی، اس تی پی و … در این بند نیز تنها مشهورترین ماده توهم زای این گروه را بررسی می کنیم.

ای اس دی (L.S.D) در سال 1938 میلادی توسط شیمیدانی به نام آلبرت هوفمن ، رئیس آزمایشگاه کارخانجات ساندوز شهربال از راه ترکیب به وسیله اسیدلیسرژیک به دست آمد و از    مهم ترین و قوی ترین ترکیبات شیمیایی مصنوعی است. ال اس دی به طور طبیعی در قارچ گندم سیاه وجود دارد.[20]

اثرات عمده ال اس دی بر روی مصرف کننده مانند دیگر توهم زاها دو اثر بارز و مشخص است:

1- بروز زمینه های شخصی

2- افزایش قدرت تلقین پذیری که باعث بالا رفتن حساسیت فوق العاده مشخص نسبت به تاثیرات خارجی(محیط) وجود اجتماعی اطراف(گروه) می شود.[21]

ال اس دی معمولاً به صورت گرد سفید رنگ و همچنین مایعی صاف و روشن بدون رنگ و بو یافت می شود. این ماده معمولاً از طریق خوراکی مصرف می شود که این ماده به سرعت از طریق معده جذب شده و اثرات آن 12-8 ساعت در بدن باقی می ماند و اثرات آن عبارت است از اختلالات خلق و خوی، افزایش حس های بینایی و اشتباهات در حس بینایی، تخریب تصویر بدنی و دگرگونی شخصیتی ، دوگانگی شخصیت، اختلالات ذهنی، اختلالات رفتاری و ایده های هندیانی(قدرت خواندن فکر دیگران) مصرف دائمی ال اس دی احتمالاً ایجاد وابستگی روانی می کند اما وابستگی جسمی و فیزیکی ندارد.

 

ج. مسکن ها:

مسکن ها آن گروه از داروها و موادی را در بر می گیرند که علاوه بر آنکه فعالیت سلسله اعصاب مرکزی را کند می کند . بر شعور و حس هوشیاری فرد هم اثر سوء و منفی می گذارد و مسکن ها معمولاً با تجویز پزشک به عنوان مسکن برای برطرف کردن درد یا ایجاد خواب و آرامش و از بین بردن اضطراب و عصبانیت مورد استفاده قرار می گیرد.

مصرف بیش از حد آنها ایجاد حالت های مسمومیت شدید، بیهوشی و مرگ می کند . این مواد در اثر مصرف مداوم و منظم ایجاد وابستگی می کنند. معروف ترین دسته این گروه را باربیتو ریکها تشکیل می دهند که شامل سکونال، فنوباربیتال، استیال متاکوالن، ترینال، دوریدن، متی پریلون و پلاسیدین می باشد.[22]

 

د. آرام بخش ها

این گروه نیز تضعیف کننده سیستم مرکزی اعصاب است و مانند مسکن ها با مصرف کم حالت آرامش ایجاد می کند. بدون اینکه خواب آور باشند. این مواد برای ناراحتیهای خفیف روانی کمتر از مسکن ها ایجاد وابستگی می کند. از اثرات مصرف این مواد کاهش هشیاری ذهنی و واکنش های عاطفی و آسیب به حس جهت یابی است.

دیازپام، کلردیازپوکساید، اگزازپام و مپروبامات از این گروه هستند. مصرف منظم دیازپام ایجاد تحمل می کند و در نتیجه مصرف کننده میزان مصرف ماده را افزایش می دهد تا به تاثیر مطلوب برسد.[23]

 

 

 

هـ. چسب و مواد فرار(استنشاقی ها):

استنشاقی ها در بسیاری از محصولات صنعتی مانند چسب هایی که زود خشک می شوند، سوختنی ها مثل بنزین، حلالها مثل استون و مواد پاک کننده یافت می شوند. این مواد پس از استنشاق از طریق شش ها وارد رگ ها می شوند و آنگاه به دیگر اندام های بدن به خصوص مغز و کبد می رسند.

پس از مصرف به فرد حالت و احساس سرخوشی ، سبک حالی، بی باکی و بی پروایی دست می دهد. تنفس، ضربان قلب و دیگر اعمال بدن به کندی می گراید. استنشاق مداوم این مواد موجب آسیب دیگری کبد و کلبه، پریدگی رنگ پوست، احساس ضعف و بی حالی ، عدم توانایی تفکر صحیح، لرزش ، عطش زیاد، کاهش وزن، تحریک پذیری، افکار پارانوئیدی، حالات تهاجمی و ستیزه جویی می گردد.[24]

شدیدترین و سریعترین وابستگی به کراک است که باید به طور دائم در حال استعمال آن باشد. مشهورترین مواد این گروه، آمفتامین ها و فراورده های کوکاست و در این بند کوکائین را مطالعه می کنیم.

کوکائین از برگ گیاه کوکا به دست می آید و الکالوئید اصلی برگ کوکاست و نیز قوی ترین محرک گیاهی هم هست. اثرات کوتاه مدت آن مشابه آمفتامین ها است و بر خلاف هروئین وابستگی فیزیکی تولید نمی کند بلکه تنها وابستگی شدید روانی ایجاد می کند. تغییرات حاصله از مصرف کوکائین که در مجمع به مستی کوکائینی اشتهار دارد در سه مرحله مشخص می شود.

1- حالیت کیفوری که فرد خود را خیلی آگاه، قدرتمند و مفید احساس می کند که با احساس نیاز به تحرک و سرعت زیاد همراه است.

2- فرد دچار اغتشاش ذهنی و توهم می گردد، ابتدا در قوای بینایی و شنوایی و سپس در سطح پوست به صورت احساس غیر طبیعی سرما و سوزنی شدن (در نوک انگشت ها) که می تواند به تمام نقاط بدن سرایت کند.

3- خواب آلودگی که مخصوص کوکائینی های مزمن است و اینها به علت زوال فیزیکی و روانی و اخلاقی دارای رفتار خشن و تهاجمی و نابهنجار هستند و تخریب ضمیر خود آگاه باعث بروز حالت اغتشاش دهنی و هذیان دائمی می گردد.[25]

دانلود پایان نامه »

متن کامل پایان نامه رشته حقوق با عنوان : علل گرایش جوانان و نوجوانان شهرستان کاشان به مواد مخدر و راهکارهای مقابله با آن   با فرمت ورد

ز. کاتابیس یا شاهدانه

علت اینکه فرآورده های گیاه شاهدانه را در فراز جدا از طبقه بندی مواد می آورند آن است که این مواد بسته به مقدار کم یا زیاد، ویژگی های مصرف کننده ، زمان و مکان مصرف و کیفیت ماده در گروه های توهم زا، سستی زا، محرک ، فرار و غیر مرئی قرار می گیرند. کاتابیس تولید وابستگی فیزیکی نمی کند اما مصرف آنچه دائمی و چه نامرتب تولید وابستگی روانی می کند. مصرف کاتابیس یک عامل ظاهر کننده و یا شدت دهنده صفات روانی، صفات پسکوتیکی و یا نوروتیکی است و به مقدار زیاد تلقین پذیری شخص را افزایش می دهد . از مهمترین فراورده های شاهدانه، حشیش و ماری جوانا می باشد.

  • حشیش: حشیش ماده ای است به رنگ سبز تیره و گاهی قهوه ای مایل به سبز شبیه حنا. این ماده مخدر از صمغ گلها و قسمت انتهایی گیاه تولید می شود و حاوی ماده ای شیمیایی به نام تترا هیدرو کاتابیول (T.H.C) است که ماده ای بسیار قوی و خطرناک می باشد و یکی از ترکیبات فعال شاهدانه است. این ماده شیمیایی یک ترکیب حلال، قوی و توهم زا است و اثرات آن شبیه به ال اس دی است.

اثرات حشیش در عرض چند دقیقه پس از مصرف ظاهر می شود و فرد پس از مصرف احساس آرامش و راحتی می کند. از جمله اثرات آن، اضطراب، افسردگی، هیجان، تحرک زیاد، گرسنگی است. مصرف حشیش بر خلاف سایر مواد مخدر از جمله تریاک ، هروئین ، مرفین، وابستگی جسمی ایجاد نمی کند و تنها وابستگی روانی این ماده قابل ملاحظه است و به همین دلیل بسیاری از پزشکان این ماده را اعتیاد آور نمی دانند.

  • ماری جواما(بنگ): از قسمت های فوقانی برگ ها، گل ها و تخمه های شکفته شده بوته شاهدانه جنس ماده که بریده و خشک شده تهیه می شود. ماری جوانا یک ماده مخدر سبک و ملایم است و تاثیراتش از بقیه فراورده های شاهدانه ضعیف تر است . از اثرات استعمال آن، حالت سرخوش ، اختلال در هوشیاری و ادراکات، عدم توازن و اغتشاش فکری است.

 

ح. داروهای نامرئی یا فراموش شده :

این مواد که در اصطلاح به الکل، نیکوتین و کافئین اطلاق می شود در واقع سه گروه از موادی را شامل می گردد که به طور وسیع و گسترده مورد مصرف قرار می گیرند، اما بیشتر مصرف کنندگان این داروها تشخیص نمی دهند و یا غفلت می کنند که این مواد جزء داروهای اعتیاد آور و زیان بخش هستند.

1- الکل: از نظر طبقه بندی فارماکولوژی، الکل تضعیف کننده سیستم مرکزی اعصاب است. برای تهیه الکل از شیوه های تخمیر مواد نشاسته ای و قندی و یا از شیوه های سنتز یا مصنوعی استفاده می شود.

الکل تا هنگامی که به مقدار لازم و معینی مصرف شود هیچگونه علامت ظاهری از خود نشان نمی دهد و هیچ تغییری در حالت آگاهی شخصی به وجود نمی آید. بعد از این مرحله مستی کمی پدیدار می شود و خلق و خوی فرد تغییر می کند و با مصرف بیشتر مستی سنگین تر می شود. اثرات الکل دارای دو جنبه مهم و اساسی است یکی اثر آزاد کننده غرایز و دیگری اثر تخریبی بر ضمیر آگاه انسان ، آزادی غرایز از سطح به سمت عمق صورت می گیرد، یعنی ابتدا غریزه جنسی و سپس غریزه خشونت آزاد می گردد.

مصرف دائمی الکل وابستگی فیزیکی و روانی تولید می کند که با تحمل ارگانیسم همراه است و این تحمل از نوع معموس است یعنی رفته رفته مقدار نسبتاً کمی الکل می تواند باعث واکنش های ارگانیسم به همراه شدت اولیه گردد، تغییر حالات آگاهی در الکلیسم مزمن به صورت های خفیف، حاد، یا مزمن ظاهر می شود اما وجه مشترک آنها اغتشاش روانی یا ذهنی کم و بیش عمیق است.[26]

2- نیکوتین : توتون، برگ های خشک شده گیاه تنباکوست که می تواند به صورت کشیدنی و احیاناً جویدنی در اشکال مختلف مورد استفاده قرار گیرد. از ترکیبات خطرناک توتون نیکوتین تارومنوکسید کربن.

توتون تحریک کننده و تضعیف کننده سیستم مرکزی اعصاب است. تار موجود در سیگار در ریه ها جمع می شوند و موجب ناراحتی های دستگاه تنفس از جمله برونشیت مزمن، تنگی نفس، افزایش فشار خون و … می گردد. دو یا سه قطره نیکوتین می تواند موجب مرگ آنی باشد و هر نخ سیگار کمتر از یک میلی گرم نیکوتین را وارد خون می کند.[27]

کافئین: پودر کریستالی شکل سفید است با طعم تلخ که در دانه های قهوه، برگ چای برگ های کاکائو و دانه های کولا وجود دارد. کافئین نیز مانند سایر آمفتامین اعتیاد آور است و این قبیل داروها مسکن هایی هستند که انسان را از درد جسمانی راحت کرده ولی اجتماعی دیگر چون اعتیاد برایشان خلق می کند و کافئین عبارت است از افزایش متابولیسم، افزایش فشار خون، تقلیل خواب، تحریک ترشحات اسید معده، کاهش اشتها و افزایش قند خون. استفاده منظم و مرتب بیش از 600 میلی گرم کافئین در روز موجب بی خوابی مزمن، اضطراب و افسردگی می شود. [28]

 

  1. Euphorica
  2. Phantastica
  3. Ineberianta
  4. Hyphotica
  5. Excitantia
  6. همان منبع، ص 12.
  7. ایرج ، صالحی، همان، ص 13.
  8. حسن اسعدی، جامعه سبز، ص 6.
  9. Opiom
  10. حسن اسعدی، پژوهش نامه ای درباره بحران جهانی مواد مخدر، ص 94.
  11. همان، ص 49
  12. ایرج صالحی، همان، ص 30

 

  1. Morphin
  2. حسن اسعدی، همان، ص 49
  3. ایرج صالحی، همان منبع، ص 30.
  4. Heroin
  5. همان، ص 30.
  6. حسن اسعدی، همان، ص 7.
  7. همان، ص 7
  8. علی اصغر، قربان حسین، همان، ص 39.
  9. ایرج صالحی، همان، ص 8
  10. حسن اسعدی، همان، ص 80
  11. همان، پژوهش نامه ای درباره بحران جهانی مواد مخدر، همان، ص 102
  12. حسن اسعدی، همان، ص 103.
  13. علی اصغر قربان حسینی، همان، ص 34
  14. ایرج صالحی، همان، ص 24
  15. حسن اسعدی، همان، ص 114
  16. همان، ص 115

کیفیت زندگی کاری از طریق درگیر کردن کارکنان

یکی از متداولترین شیوه های مورد استفاده برای ایجاد زندگی کاری با کیفیت از طریق«در گیر کردن کارکنان» [25]است. در گیر کردن کارکنان در برگیرنده مجموعه ای از شیوه های منظم است که به کارکنان قدرت همکاری در تصمیم گیریهایی را می دهد که آنان و رابطه شان یا سازمان را متأثر می سازد. از طریق در گیر کردن کارکنان،آنان احساس مسئولیت،حتی«مالکیت» در مورد تصمیمهایی که در گرفتن آنها همکاری داشته اند می کنند. گرچه برای آنکه در گیری کارکنان موفقیت آمیز باشد باید بیش از فقط یک نگرش سیستمی باشد،بلکه باید از طریق ورود به فلسفه مدیریت بخشی از فرهنگ سازمانی شود. برخی از شرکتها این فلسفه را برای دهه ها در ساختار شرکت ترکیب کرده اند، آنها کوشش می کنند که یک همکاری قوی در ایجاد زندگی کاری با کیفیت از طریق همکاری کارکنان به وجود آورند. نشانه های موجود برای مدیران و متخصصین منابع انسانی حاکی از آن است که : فرهنگ سازمانی ایجاد کنند که به راستی مردم را به عنوان کسانی که در کار خود ماهر هستند نگریسته، به آنها قدرت لازم برای به کار گیری مهارتهایشان را بدهد. زمانی که مدیریت این چنین عمل کند اثر پیگمالیون* به دست می آید. زمانی این اثر ظاهر می شود که مردم در حد انتظارات بالایی که دیگران از آنها دارند،عمل کنند. اگر مدیریت فرض کند که کارکنان مایل به همکاری هستند و راههایی برای جذب این همکاری بیابد، دستیابی به تصمیمهایی بهتر، کارآیی بهبود یافته تر و زندگی کاری با کیفیت بالاتر متحمل است( جزئی، 1380،ص 288)

<br />

می توان مشارکت را اساس کیفیت زندگی کاری به حساب آورد. مورهد گریفین بیان می دارند:«وجه مشترک تحقیقات مربوط به کیفیت زندگی کاری مشارکت مشترک کارکنان و مدیران با هدف شناخت مسائل و مشکلات و فرصتهای محیط جهت اتخاذ تصمیمات و اجرای تغییرات می باشد»( 1377،ص 21).

نیروی انسانی به عنوان رکن اساسی تولید و مهمترین عامل در بهبود و ارتقای مستمر بهره وری مطرح است. مشارکت نیروی انسانی در سازمان از راه های اساسی برای بهبود کیفیت زندگی کاری به شمار می آید( سیاحی، 1377،ص 136).

10.2.2 – ویژگی های برنامه کیفیت زندگی کاری

برنامه های کیفیت زندگی کاری کارگران را تشویق می کند که با مدیریت در تصمیم گیری در خصوص مشکلات و فرصتهای موجود در محیط کار همکاری نمایند این برنامه ها با تأثیر کار بر اثر بخشی سازمانی و مشارکت کارگر در سازمان ارتباط دارند.

یک محیط برخوردار از کیفیت زندگی کاری بالا دارای ویژگیهایی به شرح زیر می باشد.

نقش کارکنان در تصمیم گیری ها: هنگامی که کارکنان فرصت دخالت و اعمال نفوذ در تصمیم گیری هایی که در شغل آنها موثر است داده می شود احساس می کند بر سرنوشت خود کنترل بیشتری داشته و کمتر به اجرای کوچک یک ماشین عظیم شباهت دارند. اجازه دادن به کارکنان برای دخالت در تصمیم گیری به معنای واگذاری حق قانونی و امتیاز ویژه مدیریت به آنها نیست. چرا که تصمیم گیری به عنوان مسئولیت مدیر باقی می ماند. این امر، بیشتر به معنای توجه دقیق و ارزیابی درست این دخالتهاست.

مشارکت کارکنان در حل مشکلات: بهره گیری مستمر از نظرات کارکنان و مشارکت آنها در فرآیند حل مشکلات تا حد زیادی کارکنان را در سهیم شدن در امور سازمان و دستیابی به حسن پیشرفت و ارزش ارتقاء می بخشد.

سهیم شدن در اطلاعات: هنگامی افراد نسبت به سازمان احساس تعلق بیشتری می کنند که از پیشرفتها و نیروهای شکل دهنده سازمان کاملاٌ مطلع باشند. ارائه گزارشهای سالانه و فصلی به کارکنان، به تنهایی کافی نیست با سهیم شدن در اطلاعات یعنی مطلع ساختن کارکنان از پیشرفتهایی که در سازمان تاثیر می گذارد و توضیح دلایل منطقی و تصمیم های متخذه توسط مدیریت، کارکنان بهتر می توانند به حل مشکلات کمک کنند و در مقابل شرایط متغیر واکنش مثبتی داشته باشند.

بازخورد سازنده: نیاز به آگاهی از اینکه چه طور عمل کنیم. چه طور ممکن است عملکرد خود را بهبود بخشیم از خصوصیات طبیعی ما انسانها می باشد. بازخورد مرتب و منظم،تقویت کننده عملکرد خوب و مشوق تعالی شخص است.

کارگروهی و تشریک مساعی: اکثر افراد از اینکه عضوی از یک گروه باشند و برای رسیدن به هدفهای مشترک با دیگر اعضای سازمان کار کنند،لذّت می برند آگاهی و احساسا تعهد نسبت به آرمان و اهداف شرکت این احساس را در کارکنان پدید می آورد که جهت و اهداف مشترکی دارند.

مفهوم داشتن و مبارزه طلبی کار: کارکنانی که مسئولیت طیفی از وظایف را به عهده دارند و از استقلال و آزادی عمل نسبی برخوردارند نسبت به کسانی که کارشان تکرار و خسته کننده است از کار خود احساس رضایت بیشتری می کنند.

امنیت شغلی: به دشواری می توان کسی را که نگران از دست دادن شغلش می باشد،متقاعد ساخت که از کیفیت زندگی کاری بالایی برخوردار است. بدون استثناء در هر نوع فعّالیتی جهت بهبود بهره وری، مسأله امنیت شغلی برای کارکنان مطرح می شود زیرا آنها نمی دانند که آیا کمک به فرآیند موجب از دست دادن شغل همکاران با خودشان خواهد شد یا خیر؟

یکی از ابزارهای قدرتمند غلبه بر این مانع، آن است که ضمن بهبود کیفیت زندگی کاری به طور همزمان سپردن این تعهد به کارکنان است که هیچ یک از انها در نتیجه بهبود بهره وری،شغل خود را از دست نخواهد داد( راهنمای جامع مدیریت، به نقل از فرجام، 1383،ص 42).

11.2.2 – آینده برنامه های کیفیت زندگی کاری

آیا کیفیت زندگی کاری می تواند پاسخگوی نیاز مدیریت به افزایش بهره وری باشد؟ بیشتر متخصصین معتقدقند که هنوز زود است که به این سوال پاسخ دهیم به هر حال تمایلات زیر می تواند مبنایی را در این زمینه برای مدیریت فراهم نماید.

  1. ایجاد تنوع در سیستم پرداختها براساس مسئولیت شغلی و عملکرد افراد مانند سیستم پرداخت تشویقی و یا دادن جوایز به کارکنان. این عوامل باعث تقویت و حفظ روحیه همکاری گروهی، تلاش جمعی و کارگروهی می شود.
  2. تحول در سیستم پرداختها و طرحهای سالانه به منظور از بین بردن اختلاف طبقات اقتصادی، کاهش دوره ای اختلاف در پرداخت ها و تامین امنیت اقتصادی.
  3. بررسی مجدد طرحهای حقوق بازنشستگی بمنظور تشویق کارکنان به انجام خدمت طولانی تر.
  4. توسعه بیمه خدمات درمانی به منظور پوشش دادن همه افراد و ارایه خدمات همه جانبه به آنها.
  5. تقدیر رسمی از خدمات و عملکرد گذشته افراد به عنوان ایجاد کننده امنیت شغلی.
  6. تاکید و اهمیت زیاد به تطبیق شغل در داخل موقعیت های کاری ویا از طریق انتقال به موقعیتهای کاری دیگر.
  7. پرداخت مزد براساس میزان خدمات افراد به منظور کاهش مشکلات اقتصادی ناشی از کم کاری،ایجاد آنچنان نظام پرسنلی که هر یک از کارکنان را به عنوان یکی از مهمترین دارایی های سازمان در نظر گیرد. نظامی که کارکنان بتوانند برای آموزش و پرورش و ترفیع،رقابت نمایند. سیستمی که مسیرهای پیشرفت شغلی را برای تحرک عمودی رشد حرفه ای و ترقی کارکنان فراهم نماید. نظامی که در آن ارجاع مشاغل آنچنان متمایز،گوناگون و برانگیزنده است که موجبات گسترش مهارتها، توانایی ها و معلومات کارکنان را امکان پذیر نماید.
  8. پذیرش بیشتر زمان های کاری شناور، ساعات کاری غیر ثابت و استخدام پاره وقت،آنچنان فضای کاری که کارکنان احساس نمایند که یک جزء مهمی از کل سازمان هستند و به آن تعلق دارند.
  9. افزایش مشارکت افراد در تصمیم گیری در سطح اداره و کارخانه، نظامی که اشتراک مساعی کارکنان را هدف قرار می دهد. خلاقیت و ابتکار و استعداد فردی را مورد شناسایی قرار می دهد.
  10. تاکید بیشتر بر دموکراسی صنعتی در جایی که کارکنان نقش بیشتری در تعیین اهداف و برنامه ها دارند. شناخت این مسئله که سازمان نوین در مقیاس کوچکتر خود یک اجتماع کامل است و کارکنان استحقاق برخورداری از حقوق و امتیازاتی موافق با عضویت داوطلبانه در سازمان دارند. این حقوق و امتیازات شامل آزادی بیان،حق خلوت کردن با خود،حق ترک عضویت،حق رفتار منصفانه و مساوی و حق پرداختن به کلیه فعالیت های مربوط به کار می باشد.

در بیشتر سازمانها این تمایلات به صورت واقعی وجود دارد. این موضوع که مدیران چگونه با آن برخورد می کنند،تعیین کننده سطوح بهره برداری و تداوم بقای آنها می باشد. برنامه های کیفیت زندگی کاری ممکن است یکی از روشهایی باشد که مدیریت استفاده می کند و یا ممکن است خود را با این تمایلات وفق دهد.

با توجه به عواملی که برای بهبود کیفیت زندگی کاری ذکر شد چنانچه سازمان ها سیاست های خود را در جهت یک چنین بهبودهایی در زندگی کاری کارکنان هدایت نمایند،سطح بازدهی کارکنان آنها نیز بهبود می یابد. هرگونه تلاشی برای بهسازی کیفیت زندگی کاری به منزله قایل شدن عزت نفس بیشتر برای افراد و گروه می باشد. و این امر تقویت و افزایش کشش به سوی کار،همبستگی قوی تر با گروه کار و سازمان و ارزش شخصی را به دنبال خواهد داشت( فردی پور، 1379،ص 41)

3.2. مبانی نظری متغیر وابسته( فرسودگی شغلی)

1.3.2. فرسودگی شغلی:

انسان همواره برای تامین نیازهای خود به کار و تلاش پرداخته. بدیهی است نقش کار در زندگی انسان فراتر از هدف و مقصود ظاهری آن است. در صورت عدم تناسب میان خصوصیات فردی و شررایط و ویژگی های شغلی،کار می تواند موجب نارضایتی،تحلیل قوای جسمی و روانی و نهایتاٌ بیماری شود.

یکی از عمده ترین مسائل شغلی که معمولا به شکل واکنش در برابر فشارهای شغلی و سازمانی در میان کارکنان خدمات انسانی دیده می شود، پدیده فرسودگی شغلی است. فرسودگی شغلی کاهش قدرت سازگاری فرد با عوامل فشارزاست و سندرمی است مرکب از خستگی جسمی و عاطفی که منجر به ایجاد خود پنداره ی منفی در فرد،نگرش منفی نسبت به شغل و فقدان احساس ارتباط با مراجعان به هنگام انجام وظیفه می شود. در سال های اخیر،اصطلاح فرسودگی شغلی در نوشته های مختلف با استرس حرفه ای ارتباط داده شده است و از سال 1974 و از زمانی که اصطلاح فرسودگی شغلی توسط فرویدنبرگر (1974) مطرح شد به عنوان موضوع بسیاری از تحقیقات مورد توجه بوده است( فاربر، 1982، ص 92).

2.3.2. پیشینه تاریخی فرسودگی شغلی

فرسودگی شغلی ابتدا به عنوان مشکل اجتماعی مطرح شد نه به عنوان ساختار علمی. بنابراین مفهوم اولیه فرسودگی شغلی به وسیله واقع گرایی شکل گرفت تا مفاهیم علمی. در این مرحله مقدماتی شکل گیری مفهوم،تمرکز بر روی توصیف های بالینی فرسودگی شغلی بود. و بعد از آن مرحله تجربی که در آن تأکید بر تحقیقات سیستماتیک بر روی فرسودگی شغلی به خصوص ارزیابی این پدیده بود، شکل گرفت. از طریق این دو مرحله بود که تئوری ها رشد یافته و مفهوم گسترده فرسودگی شغلی و چارچوب های فرضی دیگر،یکپارچه شدند( مزلج و شافلی[26]، 1984، به نقل از بدری گرگری، 1374).

مزلج و همکاران(2001) معتقدند پژوهش های مربوط به فرسودگی شغلی در دو مرحله جداگانه توسعه یافته اند:

  • مرحله مقدماتی: در این مرحله ماهیت کار مورد بررسی قرار گرفت و هدف از آن ایجاد اصطلاح فرسودگی و توصیف این پدیده بود. اولین نوشتارها در این مورد در اواسط دهه 1970 میلادی در ایالت متحده به رشته تحریر درآمدند و به توصیف این پدیده پرداختند.
  • مرحله تجربی: در دهه 1980 میلادی تحقیق در مورد فرسودگی به سوی پژوهش های تجربی منظم تغییر جهت داد.

3.3.2. مفاهیم و تعاریف فرسودگی شغلی:

فرسودگی شغلی عبارت از کاهش قدرت سازگاری فرد بر اثر عوامل فشارزا و نشانگان خستگی جسمی و هیجانی. این نشانگان منجر به ایجاد خود پنداره منفی در فرد،نگرش منفی نسبت به شغل و فقدان احساس ارتباط با دیگران می گردد. این نشانگان ممکن است فرد را به سوی انواع بیماری های روانی و جسمانی سوق دهد( مزلج و جکسون ، 1981 ، ص 31)

فرسودگی شغلی واکنشی نسبت به استرس وابسته به شغل است که ماهیتاٌ از نظر شدت و مدت با استرس متفاوت است( اسکیدمور[27]و همکااران، 1991؛ به نقل از عابدی، 1381) .

فرسودگی شغلی یک پاسخ طولانی مدت به عوامل تنش زای میان فردی و هیجانی شدید در کار است و این اصطلاح با سه بعد خستگی عاطفی، مسخ شخصیت و احساس اثر بخش نبودن تعریف شده است. همچنین فرسودگی شغلی به عنوان یک مشکل اجتماعی است که در حرفه های خدمات انسانی وجود دارد( مزلج و کریستیانا [28] ، 2000).

فرسودگی شغلی یک سندرم روانشناختی است که مستلزم پاسخ طولانی مدت به عوامل تنش زای محیط کار است. فرسودگی شغلی بخصوص،مستلزم فشار شدیدی است که در نتیجه عدم انطباق کارگر با شغل به وجود می آید( گرین[29]، 1961، به نقل از از بهزادی، 1383)

فرسودگی یک وضعیت جسمی،روانی و خستگی عاطفی است. فرسودگی به طور منفی پر شور و نشاط،اهداف، خود پنداره و نگرش های فرد تاثیر می گذارد( شوفلی [30]،مزلج و مارک [31]، 1993)

فرسودگی شغلی فرایند پیش رونده ای است که نتیجه آن نه فقط فرسودگی جسمی همراه با فقدان جسمی است،بلکه با فرسودگی هیجانی همراه با فقدان احساسات و اعتماد همراه است( مزلج، 1982، به نقل از حسینیان، 1378).

لنگستر[32] (1988، به نقل از بابلی، 1380) فرسودگی شغلی را انطباق غیر اثر بخش با استرس بیان می کند. جاسپروایت [33](1996، به نقل از کشتکاران، 1375) اعتقاد دارد که اگر شرایط زندگی پرفشار باشد و شخص اطلاعات شغلی اندکی را در انجام مسئولیت هایش داشته باشد و خدمات شغلی لازم به فرد ارائه نشود، آنگاه فرسودگی شغلی بارز می گردد.

فرسودگی شغلی حالتی از خستگی جسمی،عاطفی و روحی است که در نتیجه مواجهه مستقیم و دراز مدت با مردم و شرایطی که از لحاظ عاطفی طاقت فرساست، ایجاد می شود( فاربر، 1982، به نقل از صادقی، 1382)

مزلچ(2001، ص 398) در یک مقاله جامع در سالنامه((مرور مطالب روانشناختی[34]) فرسودگی شغلی را چنین تعیرف می کند: یک نشانه روانشناختی که در پاسخ به فشارهای بین فردی و مزمن در شغل به وجود می آید.

 

متن کامل پایان نامه هایی درباره کیفیت زندگی کاری را در سایت www.40y.ir  می توانید دانلود کنید

فرویدنبرگر و رچپلسون[35] (1982، به نقل از پاکی، 1380) فرسودگی شغلی را حالتی از رنج و محرومیتی می داند که در اثر روش زندگی و یا روابطی که موفق به کسب ارزشهای مورد انتظار فرد می گردد،عارض می شود.

پانیس و آرونسون(1981) فرسودگی شغلی را همان نشانگان خستگی جسمانی و هیجانی می دانستند که در نتیجه توسعه گرایشات منفی شغلی و از دست دادن احساس و علاقه نسبت به کار در فرد ایجاد می شود( پیامی بوساری، 1374).

در تعریف دیگری فرسودگی شغلی نوعی کیفیت روانی یا پدیده روانی-رفتاری است و زمانی به وجود می آیند که کیفیت عملکرد شغلی فرد تنزل کرده باشد و در طولانی مدت به مرحله ایست برسد( رحیمی، 1379، ص 83)

فرسودگی شغلی یک نوع اختلال است که به دلیل قرار گرفتن طولانی مدت شخص در معرض فشار روانی ایجاد می شود و نشانه مرضی آن فرسودگی هیجانی،جسمی و ذهنی است( ساعتچی،1376، ص 214)

4-7-3. هیپنوتیزم

هیپنوتیزم یکی از روشهای درمان مکمل است که برای ارتقای شرایط زندگی بیماران بیماریهای مزمن کاربرد گسترده ای دارد. در همین راستا می توان از هیپنوتیزم برای بیماران مبتلا به سرطاننیز استفاده نمود.

هیپنوتیزم به عنوان یک روش درمانی اصلی یا درمان کمکیِ موثر در بسیاری از انواع مشکلات جسمی و روانی، کاربرد ارزشمندی دارد. هیپنوتیزم حالت تغییر یافته ای از هوشیاری است که طی آن درمانگر واجد شرایط این فرصت را پیدا می کند که با تاثیر مستقیم بر فرآیندهای ناخودآگاه و ارائه تلقینات درمانی مناسب به اصلاح ساختار روانی بیمار بپردازد و یا زمینه ای برای اجرای یک روش درمانی پزشکی مثل جراحی و … فراهم سازد.

با توجه به لزوم کاربرد شیوه هایی که به ارتقای کیفیت زندگی بیمارانی که با بیماری های مزمنی که با درد همراه است زندگی می کنند منجر شود ، امروزه استفاده از هیپنوتیزم به عنوان وسیله ای برای ایجاد بی حسی موضعی برای انجام درمانها پزشکی و کاهش و از بین بردن درد کاربرد گسترده ای دارد. بر همین اساس از هیپنوتسزم در درمانهای مختلف سرطان در بزرگسالان و کودکان نیز استفاده می شود.

در حال حاضر ” هیپنوتیزم درمانی” یک روش درمانی است که در یک مرحله یا مراحلی از آن از هیپنوتیزم استفاده می شود. (iransalamat.com، 1393)

 4-7-4. تصویر سازی ذهنی Imagery

تصویر سازی ذهنی یک روش استفاده از رویای در روز است که از تمام احساسات و حواس شما استفاده میکند . این روش معمولا با چشم بسته انجام داده میشود. برای شروع ، به آهستگی شروع به نفس کشیدن کرده تا احساس آرامش کنید .احساس یک گویی از انرژی را ( مثلا یک نور سفید ) تصویر سازی کنیدکه در نقطه ای از بدن شما می باشد. وقتی شما توانستید این گوی انرژی را ببنید ، در هنگامی که نفس خود را داخل میکشید تصور کنید که این گوی انرژی را به قسمتی از بدن که درد یا ناراحتی دارد یا احساس مشکل میکنید مانند تهوع و استفراغ وارد میکنید.

وقتی نفس را بیرون می دهید هوا همراه این توپ از بدن شما بیرون میرودوهمراه آن دردو آلام شما هم خارج میشود ( نفس خود را خیلی آرام بکشید و به صورت فوت کردن و تنفس با صدا نباشد). این تصویر سازی ورود این توپ انرژی به درون خود و خروج آنرا ادامه دهید . شما می بینید که این توپ انرژی به تدریج هر چه وارد و خارج می شود بزرگتر و بزرگتر میشودو درد و الام شما کمتر می شود .در انتها این تصویر سازی ، به آهستگی شماره از سه به پایین بشمارید ، نفس عمیق بکشید ، وچشم خود را باز کنید و به خودتان بگویید ( من بیدار میشوم و احساس آرامش میکنم )

4-7-5 . ماساژدرمانی

استفاده از لمس برای بهبود در یک فکر قدیمی می باشد . اولین دستنوشته در این مورد به 3000 سال قبل در چین برمیگردد.ماساژدرمانی به لمس قسمتهای مشخصی از بدن با روشهای خاص مانند ضربه زدن به عضلات بدن یا مالش آن نواحی گفته می شود.این درمان باید توسط افراد متبحر و دارای مجوز با ید انجام شود و با پزشک خود در این مورد مشورت کنید .

4-7-6 . عبادت و دعا Meditation and Prayer

عبادت یک روش تمدد اعصاب و آرامش بخش می باشد که به شما اجازه می دهد انرژی خود را روی یک مسئله خاص متمرکز کنید و به یک مورد خاص فکر کنید .بخصوص وقتی فکر و بدن شما تحت استرس درمان کانسر می باشد به شما کمک می کند . به عنوان مثال ، شما یک کلمه یا جمله را مرتب تکرار می کنید و یا به طور دائم به یک شکل نگاه میکنید .

روش دیگر دعا کردن اجازه دادن به تفکراتتان است که احساس کنند و تصویر سازی کنند که شما خارج میشوند .در افرادی که به نیروی معنوی برتر اعتقاد دارند ، نماز و عبادت،یک احساس قدرت و آرامشو الهام بسیار قوی در هنگام درمان کانسر به آنها خواهد داد.دعا چه به تنهایی یا همراه با فامیل یا با هم کیشان به شما کمک فراوان خواهد کرد.روحانیون میتوانند در ورود شما با این مراسم شما را کمک کنند.

4-7-7 .کشش ونرمش عضلات

در یک اطاق آرام دراز بکشید.به آرامی وآهستگی نفس بکشید.درهنگام دم عظلات و گروهی از عظلات را منقبض کنید.به عنوان مثال ، یک چشم را در هم بکشید ، یا اخم کنید ، یا دندانها را به هم بفشارید ، مشت کنید ، بازو یا ران خود رامنقبض کنید.نفس خود را نگه دارید وعظلات خود را چند دقیقه منقبض نگه دارید.سپس بازدم کرده و عظلات خود رارها کرده، واجازه دهید بدنتان رلاکس و شل شوید.

این سیر را با عضلات دیگر تکرار کنید .ازطریق دیگراین روش درمان را میتوانید انجام دهید به این طریق رلاکسیشن یا تمدد اعصاب پیشرونده گویند،از انگشت شصت پا شروع گنید ، کم کم بالاتر بیایید و به تدریج عظلات تمام یک پا را منقبض کنید و شل کنید . سپس همین کاررابا پای دیگر انجام دهید .سپس عظلات قسمتهای دیگر بدن را همین کار کنید تا تمام بدن از جمله عظلات جمجمه را هم شامل شود . به یاد داشته باشید در هنگام انقباض عظلات در دم باشید و در هنگام شل کردن عظلات در حال بازدم.

4-7-8 . ورزشهای فیزیکی

ورزش می تواند در کاهش درد کم کند ، عظلات ضعیف را تقویت می کند ، بالاتس را برقرار میکند ، و افسردگی و ضعف را کاهش می دهد . بعد از گرفتن تایید ورزش از پزشک خود و مشخص کردن میزان تحمل به ورزش برای شما ، ابتدا ورزش را 5-10 دقیقه پیاده روی در روز شروع کرده و بتدریح فعالیت خود را افزایش دهید

4-7-9. تنفس منظم

در یک وضعیت مناسب قرار بگیریدوتمام عظلات خود را شل کنید . اگر چشمان شما باز است به یک نقطه دور نگاه کنید.واگر چشمان شما بسته است به یک مسئله آرامش بخش یل خنثی فکرکنید وفکرخود را به تنفس خود متمرکز کنید.

نفس خودراآهستگی وآرامش از طریق بینی به درون و بیرون بدهید.شما میتوانید یک ریم ثابت به تنفس خود با شماره کردن تنفس بدهید “دم : یک دو ـ بازدم : یک دو ” .خودتان را با هر تنفس شل و رلاکس کنید .

شما میتوانید این تکنیک را فقط برای چند ثانیه یا تا ده دقدقه ادامه دهید . با سه شماره به آهستگی به این تنفس ریمیک حاتمه دهید. ( مکاریان ،1393)

4-8 . روش های نوین درمان کودکان

هنر و سلامت فردی

از دیگر عواملی که تاثیر بسزایی در احساس سلامت دارد مقوله هنر می باشد. شواهد زیادی وجود دارد که نشان می دهد تماشای آثار هنری تاثیرات مثبتی بر سلامتی و بهبود دارد. همچنین بسیاری از پزشکان و محققان ارتباط بین مشارکت در فعالیتهای هنری و سلامتی را مورد اشاره قرار داده اند که این تحقیقات هم در مورد شرکت کنندگان در فعالیتهای هنری و هم مخاطبان آنها صورت گرفته است. وجود این ارتباط از نظریه دکتر استیو سوتر استاد دانشگاه روانشناسی کالیفرنیا قابل استخراج است، او توضیح می دهد که بهبودی فرآیند ای طولانی مدت است که بصورت فیزیولوژیکی با مقاومت بدن در برابر بیماری و عملکرد بهینه سیستم ایمنی بدن تعریف می شود. این فرآیند از لحاظ فیزیولوژیکی توسط پتانسیل رشد یا خودشکوفایی، از لحاظ عمومی با حس ذهنی بهبود یا رضایت از زندگی و از نظر رفتاری با حس شایستگی و سودمندی تکوین می یابد.

HAI انجمنی است که به بررسی تاثیر هنرها بر نتایج پزشکی پرداخته و در جستجوی یافتن تاثیرات مثبت انجام کارهای هنری بر بیماران می باشد. این موسسه همچنین به مقایسه اثرات ناشی از انجام فعالیتهای هنری و یا دیدن آن فعالیتها از طریق فیلم، ویدئو، تلویزیون و یا اینترنت می پردازد. تحقیقات این موسسه تحت عنوان تجربیات هنری و اثر آن بر سلامت و بهبود، وجود رابطه بین ذهن و جسم را به تایید رسانده و با انجام مصاحبه هایی با پزشکان، روانشناسان و سایر متخصصان امر درمان، تاثیر انجام کارهای هنری بر بیماران را مثبت ارزیابی کرده است. یکی از محورهای اصلی این تحقیق، شناخت مکانیسم های اثرگذاری ذهن و احساسات بر جسم و نیز بررسی چگونگی تاثیر گذاری هنرها بر ذهن، احساسات و نتیجتاً بر جسم انسان می بادش. کشف رابطه بین ذهن و جسم و توانایی تاثیر گذاردن آنها بر یکدیگر از دیدگاه های مختلف- دیدگاه فرعی، مکمل و کل نگر- در دهه های اخیر در کشورهای غربی مورد بررسی قرار گرفته است. در حالیکه اعتقاد به رابطه بنیادی و یکپارچه بین ذهن و جسم برای قرنها بخشی از اعتقاد و دانش درونی درباره درمان و بهبود در دیدگاه های شرقی بوده است که از آنها می توان به پزشکی سنتی چین و یا تبت اشاره کرد. تحقیقات انجم شده با بهره گرفتن از تکنیکهای جدید تصویر مغزی نشان داده است که مکانیسم های بیولوژیکی وجود دارند که می توانند افکار، عقاید و تمایلات انسان را به ایجاد تغییر در سلولها، بافتها و ارگانها تبدیل کنند. دکتر Howard Fields استاد روانشناسی دانشگاه کالیفرنیا، در این باره می نویسد: «تفکر جدایی ذهن و جسم سالها ما را به اشتباه انداخته است، یک فکر مجموعه ای از شلیک های نرونی است که از طریق شبکه مغزی می تواند باعث فعال سازی مراکز احساس، درد، خاطرات و سیستم عصبی اتوماتیک و سایر بخشهای عصبی شود که همگی آنها در ایجاد احساسات فیزیکی ما دخالت دارند.»

4-8-1. هنر درمانی

در قرن 18 با اولین پذیرش کودکان در بیمارستانها، متخصصین به تاثیر جنبه های روانی بر بستری بودن کودکان پی بردند. برای مثال در سال 1777 پزشکی به نام آرمسترانگ به درمان روانی کودکان بسیار توجه کرده و با جداسازی کودکان بیمار از مادرانشان مخالفت کرد. متأسفانه بسیاری از اصول روانشناسی راجع به ارتباط مادر و فرزند تا نیمه آخر قرن بیستم پذیرفته شده نبودد. اولین بیمارستان مادر و کودک توسط Sir James spenes در سال 1946 در بیمارستان Nen Castle on Tyne که در سال 1927 تأسیس شده بود، ایجاد شد. در سال 1956 کمیته ای در انگلستان مامور جمع آوری اطلاعات از متخصصان بیمارستانی، پرستاران، پزشکان، کادر اداری و روانپزشکان در رابطه با تأمین رفاه کودکان در بیمارستانها شد.

در قرن حاضر بررسی تحقیقات انجام شده در رابطه با روشهای درمان نوین پزشکی، نشانگر توجه روز افزون به استفاده از روشهای درمان ککی در کنار درمانهای دارویی می باشد که هم در داخل و هم در خارج محیطهای درمانی قابل استفاده و اجرا بوده و بعنوان مکمل درمانهای دارویی عمل می کنند. این روشها برای کم کردن اضطراب و استرس، ایجاد آرامش، کم کردن ناراحتی و میزان استفاده از داروها، درمان مشکلات روان- حرکتی، ذهنی و آموزشی، از بین بردن مشکلات احساسی، ارتقاء آگاهی و مهارتهای فردی، رفتار یو حل مسئله و افزایش اعتماد به نفس در بیماران و افراد عادی مورد استفاده قرار می گیرند. استفاده از این روشها ضمن کاهش نیاز به درمانهای دارویی و نتیجتا کم کردن هزینه های درمان، در ایجاد محیطی خلاق که نقش مهمی در تسریع روند درمان دارد نیز بسیار موثر می باشد. هنرمندان هنرهای بصری، ادبی و نمایشی با حضور در مجموعه درمانی و تعاملشان با بیماران و کارکنان باعث انسانی تر شدن فضای بیمارستانها شده و هنر درمانگران نیز در ارائه مراقبتهای درمانی خاص به بیماران تلاش کرده و بعنوان بخشی از تیم درمانی عمل می کنند. در مجموع هدف نهایی هنر درمانی استفاده از ابزارهای هنری برای تغییر وضعیت، حالات و رفتار بیماران می باشد.

انجمن هنر درمانگران انگلستان در سال 2001 هنر درمانی را اینگونه تعریف کرده است: «هنردرمانی فرآیند ایجاد تعامل بین پدید آورنده اثر (بیمار)، محصول هنری و درمانگر می باشد که در آن درمانگر، محیط، ابزارهای هنری و مهمتر از همه راهکارها و برنامه های درمانی خود را بر حسب زمان، توجهات و نیازهای بیماران برنامه ریزی کرده و سازماندهی می کند.» هدف از هنر درمانی ایجاد زبان سمبلیکی است که بتواند درمانگر را به سمت درک احساسات و توانایی های خلاقانه بیمار هدایت کرده، به تغییرات درمانی اجازه اجرا دهد. در واقع هنر درمانی رشته ای وابسته به رون درمانی بوده که به تخلیه احساسات و افکار منفی پرداخته و بیمار در آن نیازی به داشتن تخصص هنری ندارد، بلکه با راهنمای یهای درمانگران و فرصتهایی که برایش ایجاد می شود، این امکان به او داده می شود که به مدیریت احساسات، عواطف، اضطراب  و استرس خود پرداخته و ارتباطات خود با افراد، گروه ها و متخصصان درمانی را افزایش دهد.

روشهای هنردرمانی از دو جنبه «انجام» و «دیدن» کارهای هنری در جهت درمان استفاده می کنند چرا که فرآیند ایجاد و درک اثر هنری فعالیتی درونی است که در بهبود و سلامت فیزیکی، احساسی و روحی دخالت دارد و لذا برای افرادی که توانایی انجام کار هنری ندارند، دیدن آثار هنری نیز مفید است. نکته ای که می بایست به آن توجه کرد اینست که هدف از هنردرمانی، هنر برا یهنر نبوده و آنچه در آن حائز اهمیت است تخلیه احساسات و جنبه درمانی کار هنری است تا صرف ایجاد اثر هنری. در واقع کار هنری ممکن است هیچگاه به کسی نشان داده نشود و یا حتی پایان نپذیرد، لیکن خلاقیت بکار رفته در خلق اثر هنری در نفس خود خوشایند بوده و فرد با انجام کارهای هنری و عینیت بخشیدن ب افکار خود، آنها را برای خود و دیگران روشنتر کرده و این فرآیند با ایجاد حس کمال، اعتماد به نفس و حس استقلال فرد را تقویت می کند. این روش خصوصا برای کودکان که توانایی بیان شفاهی احساساتشان را ندارند جهت برقراری ارتباط آسانتر، کم کردن استرس و تطبیق پیدا کردن با شرایط موجود بسیار مطلوب ارزیابی شده است. تحقیقات بیانگر آن است که هنر درمانی در تمام گروه های سنی در موارد زیر نتایج مثبتی در پی داشته است: کاهش اضطراب، افسردگی و سایر بیماریها و یا ناتوانیها احساسی و ذهنی، درمان آسیبهای جنسی و اعتیاد، بهسازی روابط نابسامان خانوادگی، کاهش خشونت و ناتوانیهای اجتماعی ناشی از بیماری، کاهش مشکلات جسمی، افزایش کنترل شخصی، ذهنی و روانی و رفع مشکلات روان اجتماعی ناشی از درمان بیماریها که هدف نهایی آن با توجه به نیازهای فردی و علایق هر فرد برای او مشخص می گردد.

4-8-2. تعریف رشته های هنردرمانی

هنر درمانی شامل تمام رشته هایی می شود که بر پایه هنر به مشارکت در درمان می پردازند که درمانهای مبتنی بر هنرهای بصری، موسیقی درمانی، رقص/ حرکت درمانی، نمایش درمانی و شعر درمانی اهم این روشها می باشند. (درمانهای دیگری نیز ممکن است ذیل عنوان هنردرمانی قرار گیرند ولی در رساله حاضر روشهای معمول که میزان استفاده از آنها بیشتر می باشد مطرح شده اند).

– هنر درمانی (درمانهای مبتنی بر هنرهای بصری): انجمن هنر درمانی آمریکا این واژه را بصورت زیر تعریف کرده است: هنردرمانی تخصصی است که از ابزارهای هنری، تصاویر، فرآیندهای خلاقانه و پاسخهای بیمار یا استفاده کننده به فعالیت هنری صورت گرفته، بعنوان وسیله ای برای تعیین میزان رشد فردی، تخمین تواناییها، خصوصیات شخصیتی، خواستها، علایق و رفع مشکلات فرد استفاده می کند.

– رقص درمانی: انجمن رقص درمانی آمریکا رقس/ حرکت درمانی را استفاده روان درمانگرانه از حرکت بعنوان ابزاری برای هماهنگ کردن احساسات، ذهن و جسم فرد تعریف کرده است. استفاده از حرکات بدن بعنوان روشی درمانگر قدمت زیادی داشته و رقص وسیله ای برای بیان و بروز احساسات فرد و برقراری ارتباط او با دیگران و طبیعت می باشد.

– نمایش درمانی: انجمن نمایش درمانی آمریکا نمایش درمانی را بصورت زیر تعریف کرده است: استفاده سیستماتیک و ارادی از تئاتر و نمایش برای دستیابی به اهداف درمانی در جهت از بین بردن نشانه های بیماری و دست یابی به یکپارچگی فیزیکی و احساسی و رشد فردی. نقش گذرای روانی نیز یکی از شاخه های نمایش درمانی می باشد که موسسه روان درمانی آن را رشته ای درمانی متشکل از اجرای نمایش، فعالیت گروهی و آموزش نقشها برای ایجاد تغییرات بنیادی در زندگی شرکت کنندگان تعریف کرده است. این رشته بر پایه تئوریها و متدلوژی های Jacob L.Moreno پایه گذاری شده است.

– موسیقی درمانی: موسیقی درمانی توسط انجمن موسقی درمانی آمریکا بعنوان رویکردی درمانی تعریف شده است که موسیقی را با روشهای انسانی، روان پویشی، رفتاری و پزشکی ترکیب می کند تا به استفاده کننده در جهت رسیدن به اهداف درمانی کمک کند. این اهداف می توانند ذهنی، فیزیکی، احساسی، اجتمعی یا روحی باشند.

– شعر درمانی: انجمن شعر درمانی آمریکا شعر درمانی را بعنوان استفاده ارادی از شعر  و سایر صورتهای ادبیات برای درمان و رشد فردی تعریف کرده است.

رشته معماری: طراحی سرای سالمندان

      رضایتمندی یکی از مهم ترین مولفه های سلامت روانی است که نیاز به آن از یک سو باعث ارتقای کیفیت زندگی، دستیابی به امکانات و دستاوردهای جدید و از سوی دیگر افزایش حس خودباوری و اعتماد به نفس می شود. در روزگار ما با توجه به گوناگونی پدیده ها و نیازهای بشر، رضایتمندی از شکل یک نیاز ساده خارج شده است به طوری که وجود یا نبود آن در محیط اجتماعی ، خانوادگی و شغلی به طور مستقیم کیفیت زندگی فرد را تحت تاثیر قرار می دهد ، در این زمینه کارشناسان تلاش می کنند از طریق پرسشنامه ها یا نظرسنجی ابعاد رضایتمندی افراد را بسنجند تا راه های رسیدن به آن را هموارتر کنند.

اگر بخواهیم رضایت از زندگی را به صورت ملموس تری بررسی کنیم، باید بگوییم که هر انسانی یک وضع موجود دارد و یک وضع ایده آل. هرچه فاصله آن چه داریم و آن چه دوست داریم کمتر باشد، احساس رضایتمان از زندگی بیشتر است.

رضایتمندی و خشنودی نتیجه ادراکی است که انسان بر مبنای ارزیابی مثبت محیطی و تجربه فردی نسبت به جامعه خود بدست می آورد، بعبارت دیگر رضایتمندی پیامد احساسات و نگرشهای مثبت نسبت به موقعیت خود در جامعه است به طوری که این حالت مثبت به سلامت فیزیکی _ ارگانیکی و  بهداشت روانی منجر شود.

رضایتمندی اگر به شکل صحیحی ایجاد شده باشد می تواند به مرتبه بالاتری بنام تعهد اجتماعی ، که یک نگرش مستمرو وفادارانه  نسبت به جامعه است منجر شود. انسان خشنود می تواند در عین حالی که رضایتمند است با عوامل ناخوشایند و فشارهای محیطی به سازگاری مثبت بپردازد. بنابراین خشنودی      می تواند سازگاری را بدنبال داشته باشد ولیکن سازگاری لزوما به خشنودی نمی انجامد(آزاد 1384، 47).

2-1-2-رضایتمندی سکونتی

نظریه«رضایتمندی سکونتی» برای تعیین یک چهارچوب راهنما جهت شناخت خصوصیات ساختاری خانوارها و بافت محل سکونت آنها ( اعم از خانه و محله) که بر جوانب گوناگون رضایتمندی تاثیرگذار است به کار می رود. رضایتمندی سکونتی بنا به تعریف گلاستر عبارت است از: «شکاف قابل مشاهده بین آمال و نیازهای ساکنین و واقعیت موجود بستر سکونتی آنها». در تعریفی دیگر، رضایتمندی سکونتی معادل میزان رضایت تجربه شده فرد یا عضوی از یک خانواده از موقعیت سکونتی فعلی خود محسوب شده است. این مفهوم دارای ماهیتی مرکب و نمایانگر رضایت فرد از واحد مسکونی، محله و ناحیه سکونتی اوست. طبق دیدگاه انیبوکام علاوه بر عناصر فنی – مهندسی، جوانب اجتماعی، فرهنگی و رفتاری تشکیل دهنده یک سیستم محیطی- اجتماعی یکپارچه نیز در شکل گیری قابلیت زندگی در یک واحد مسکونی موثر است. از سوی دیگر در زنجیره متغیرهای موثر بر رضایتمندی نسبی ساکنین از وضعیت سکونت خویش، مسکن تنها یکی از حلقه های این زنجیر است. بطور کلی تقلیل مفهوم سکونت گاه به واحد مسکونی اشتباه بزرگی بوده و می باید آن را به عنوان مفهومی مرکب از کلیه اجزاء و مولفه های اجتماعی و کالبدی تشکیل دهنده یک سیستم سکونتگاهی محسوب نمود.

از جمله مدل های ارائه شده از سوی محققین درباره پژوهش در باب رضایتمندی، می توان به مدل آمریگو(2002) و آراگونس(1997) اشاره کرد که رویکردی روش شناختی و تئوریک در زمینه مطالعه رضایتمندی سکونتی و دیدگاهی کلی در باره تعامل مردم و محیط مسکونی ارائه دادند(رفیعیان و خدائی 1388، 238-239).

2-1-3-رویکرد سنجش میزان رضایتمندی سکونتی

بسیاری از افراد به چیزهایی که نمی توانند داشته باشند تمایل دارند و بنابراین به دلایل اقتصادی و یا سایر دلایل، آنها باید محلی را که تمایل کمتری به آن دارند برگزینند. وقتی آنچه را تمایل داریم می توانیم انتخاب کنیم، رضایتمان جلب می شود(گیفورد 1378، 355-360). مطالعه اولیه مربوط به رضایتمندی، بیشتر بر اساس دیدگاه تک بعدی دنبال شده است. به عنوان مثال برخی از محققان، مراحل درک میزان رضایتمندی افراد را با دیدگاه ادراکی توصیف کرده اند، بدین ترتیب که شخص با توجه به مجموعه ای از نیازها و آرزوهایی که دارد، شرایط فعلی سکونتی اش(واحد سکونتی/واحد همسایگی) را ارزیابی می کند(میشل سون 1966، 355-360). نیازها و آرمان های شخص، مجموعه ای از هردو ویژگی فردی(همچون طبقه اجتماعی، مرحله زندگی و نظایر آن) و نیز معیارهای فرهنگی تاثیرگذار بر روی فرد است(اسمید  1979، 105-130). چنانچه شرایط فعلی در سازگاری نزدیک با همان چیزی باشد که فرد برای نیازها و آرمان هایش تعریف کرده است، رضایتمندی حاصل می گردد. در غیر این صورت، دو حالت امکان پذیر است، حالت اول مربوط به افراد معتقد به تقدیر و سرنوشت است. این افراد با تطبیق دادن ناسازگاری از طریق تجدید نظر کردن در نیازها و کاستن آرمان ها و یا از طریق تغییر ایجاد کردن در ارزیابی شرایط فعلی، رضایتمندی شان را ایجاد می کنند(مارکوس 1971، 193-217).

حالت دوم مربوط به افرادی است که به هیچ طریقی نمی توانند خود را با شرایط فعلی سکونت- که موجب ایجاد نارضایتی شده است- وفق دهند. این افراد در بیشتر موارد، مستعد تلاش برای کاهش نارضایتی شان هم از طریق تجدید نظر کردن در نیازها و هم به وسیله تغییر دادن شرایط در واحد مسکونی از طریق تعمیر یا نقل مکان به شرایط مسکونی با سازگاری بیشتر هستند(موریس 1976، 309-320).

در میان پژوهشگران، میزان رضایت از نواحی سکونتی و عوامل تاثیر گذار بر روی آن، کمتر از دیدگاه رفتاری بررسی شده است. از جمله افرادی که در این زمینه کار کرده اند می توان به آمریگو و آراگونز اشاره کرد که در سال 1977 تحقیقی بر روی رضایتمندی و ارزیابی سکونتی انجام دادند. آنها سعی کردند تا مدل های رفتاری را با درجه رضایتمندی سکونتی ارتباط معناداری دارند، شناسایی کنند. نتایج این کار نشان داد که بطور کلی ساکنانی که در صدد اصلاح یا بهبود خانه برنیامده بودند و یا عکس العملی در خصوص مهم ترین مسائل محل سکونتشان انجام نداده بودند، در مقایسه با سایر افراد راضی تر بودند( احتمالا نیاز برای اقدامات اصلاح و بهبود شرایط موجود، نشان دهنده نارضایتی است). همچنین شرکت در فعالیت های واحد همسایگی و ملاقات های مکرر با همسایه ها با رضایتمندی سکونتی(با درصد بالایی) رابطه داشته است(امریگو و آرگونز 1997، 47-57).

از آنجا که رضایتمندی سکونتی، بخشی از حوزه رضایتمندی از زندگی در معنای عام به شمار می آید، یکی از مطالعه شده ترین موضوعات در زمینه محیط مسکونی قلمداد می شود(جی و هوگو،2006). در دهه های اخیر، رضایتمندی در تحقیقات مرتبط با سنجش میزان کیفیت محیط در نواحی سکونتی مطرح شده است. از آنجا که کیفیت محیط های مسکونی شهری به صورت مفهومی سلسله مراتبی و چند بعدی عنوان شده است و کیفیت محیط از طریق چند ویژگی اساسی توصیف می شود(وان پل 1997، 151).

لذا رضایتمندی نیز به صورت مفهومی با ویژگی های چندگانه مطرح می گردد. در مطالعه ای که لنسینگ و مارانز در سال 1969 صورت دادند، رضایتمندی یکی از معیارهای اصلی سنجش میزان کیفیت محیطی مطرح گردید و بدین ترتیب کیفیت محیط را چنین تعریف کردند: «محیط با کیفیت بالا، احساس رفاه و رضایتمندی را به واسطه ویژگی هایی که ممکن است فیزیکی، اجتماعی و یا سمبلیک باشد، به جمعیتش منتقل می کند»(لنسینگ و مارانز 1969، 195-199). بدین ترتیب از دیدگاه پژوهشگران مختلفی، رضایتمندی به عنوان معیاری عام برای سنجش ادراک کیفیت محیط مطرح شده است.

احساس آزردگی به مثابه نوعی احساس نارضایتی، همراه با هر عامل یا شرایطی که به نظر میرسد تاثیر بدی بر روی فرد و یا یک گروه می گذارد، تعریف شده است (لیناول و رادفورد 1973، 1-36). این احساس به عنوان متداول ترین اثر از ویژگی های نازل محیطی شناخته می شود که تاثیر منفی بر روی رضایتمندی سکونتی می گذارد(وان پل 1997، 11).

2-1-4-عوامل و متغیرهای تاثیر گذار بر رضایتمندی سکونتی

اندازه گیری میزان رضایت از سکونتگاه پیچیده است و به عوامل بسیاری بستگی دارد(گیفورد 1378، 98). بررسی و مرور نوشتارهای مربوط به میزان رضایت از محیط سکونتی، نشان از آن دارد که درک میزان رضایت از سوی هر شخص و در شرایط مختلف شخصی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و فیزیکی، متفاوت است. به عنوان مثال، اضافه کردن ویژگی های شخصی به تجزیه و تحلیل ها قدرت پیش بینی را بالاتر می برد(وان پل، 1997: 22). برخی از ویژگی های شخصی و خانوار همچون سن، جنسیت و مالکیت بر روی اداراک کیفیت محیط تاثیر می گذارند. بطور کلی افراد سالخورده بیش از افراد جوان از شرایط سکونتی شان راضی هستند(همان، 163).

کارپ و کارپ در سال 1982 تاثیر سن و جنس را بر روی ارزیابی محل سکونت هر فرد بر اساس 15 بعد از کیفیت محیط بررسی کرده اند. نتایج نشان داد که سن، رابطه معنی دار خطی مثبتی با ادراک کیفیت محیط و رضایتمندی ساکنان دارد. نتایج جنسیت تنها در سه بعد(صدا، امنیت، حریم) متفاوت از یگدگر بوده اند.بطورکلی، زنان جوان در مقایسه با مردان جوان از شرایط زندگی شان راضی تر بودند، درحالی که برای سالمندان شرایط برعکس بود(کارپ و کارپ 1982، 295-312).

بطور کلی در ایجاد رضایت مندی و نشاط عوامل مختلفی نقش دارند. برای درک روان شناسی رضایتمندی از  یک محیط مسکونی ، یک چهار چوب نظم دهنده نیاز است . چهار گروه از عوامل اصیل در این مورد عبارتند از : عوامل شخصی ، اجتماعی ، فیزیکی و فرهنگی که در  زیر بررسی می شوند(دایر،1373) .

2-1-4-1-رضایت از کیفیت بخش ها و عوامل فیزیکی

خصوصیات فیزیکی یک خانه نیز تاثیر زیادی بر اولویتها و رضایت ما از خانه دارد .مانند: فرم ساختمان ، سبک معماری ، فضاهای داخلی و فضاهای خارجی و کیفیت بخشها مانند: وسعت فضا ، زیبایی ، نور . و رابطه بین نوع استفاده ساکنان و کیفیت ساختمان مثل نور برای مطالعه و یا نور برای شستن ظروف، رنگ، بافت، ایمنی فیزیکی، ارتفاع، دسترسی ها و غیره ….این خصوصیات بسته به سن افراد تغییر می کند چنانچه در یک گزارش در مورد سالمندان عنوان شده که آنها واحدهای انتهایی راهرو را ترجیح می دهند.

2-1-4-2-تاثیرات شخصی و رضایت

مسلماً سلیقه و خوشنودی ، بعضا بستگی به شخص ساکن دارد. در بررسی های انجام شده در مورد سبک خانه افراد بالغ  و جوان به عنوان سکونتگاه با تزئینات و آراستگی را ترجیح می دادند و افراد بالغ مسن تر نوع ساده تر را می پسندیدند . سادگی ممکن است جالب نباشد ولی بیانگر وضوح است ، این موضوع برای افراد مسن مهم است زیرا برای آنها تحرک و ادراک مشکل تر از گذشته است . افراد بالغ جوان سکونتگاه اسرار آمیز را دوست دارند در صورتی که افراد مسن تر ترجیح می دادند که این مرموز بودن را در کتابهای داستان پیدا کنند جایی که زندگی آنها را مشکل تر نمی کند .

2-1-4-3-تاثیرات اجتماعی و رضایت

روابط متقابل ما با دیگران ، ارتباطمان با آنها ، هنجارهایی که در قبول آنها با دیگران شریک هستیم ، خلوت خصوصی در مقابل استقلال و امنیت نقش مهمی در اولویتهای ما در مورد سکونتگاه دارد . در حقیقت بخش مهمی از تعریف کاشانه عملکرد اجتماعی آن است . در یک تحقیق از افراد خواسته بودند که خانه ای طرح کنند که دارای خصوصیات خلوت خصوصی با امنیت و یا معاشرت اجتماعی باشد . خانه هایی که برای خلوت خصوصی طراحی شده بود دارای قسمتهای تعریف شده بیشتری بودند ، آنها دارای اتاقهای بیشتر و در نتیجه راهروهای بیشتر و اتاقهای کوچکتر بودند . خانه هایی که برای ایمنی طراحی شده بودند دارای کوچکترین ابعاد بودند . خانه کوچکتر به معنای فضای کمتری برای تدافع است و ساکنان به یکدیگر نزدیکتر می باشند که می تواند به دفاع از خانه کمک کند . خانه هایی که برای معاشرت اجتماعی طراحی شده بودند فضاهای داخلی آن دارای دید بیشتری بودند و دیوارهای آن انحنای بیشتری داشتند.

 

 

2-1-4-4-تأثیرات فرهنگی و رضایت

افراد ترجیح می دهند در خانه هایی زندگی کنند که مطابق فرهنگ گذشته آنها باشد ، این به این دلیل است که سکونتگاه ها که تبلوری از فرهنگ می باشند ، مکمل الگوهای رفتاری آن فرهنگ شده اند. در بررسی فرم خانه در هفتاد و سه فرهنگ مختلف مشاهده گردیده است که میزان تقسیم بندی فضاهای داخلی بستگی به میزان پیچیدگی های اجتماعی – سیاسی در آن فرهنگ دارد .

2-1-4-5-تاثیر طبیعت بر رضایت

طبیعت یک منبع لازم برای زندگی است. نیروی زندگی بخش است که در بطن همه ی ایده ها ،خلاقیت ها و سلامت انسان وجود دارد.درک طبیعت و ارتباط با آن، خداشناسی رادر انسان تقویت می کند و به زندگی انسان معنا می بخشد. تحقیقات نشان داده است که ارتباط با طبیعت باعث نزدیکی بین انسان ها می شود. انسان برای برطرف کردن نیازهای روحی ، روانی و عاطفی خود ، نیاز به طبیعت و فضای سبز دارد .افرادی که در اطراف خانه یا محل کار به محیط طبیعی دسترسی دارند سالم‎تر از افراد دیگر هستند . اثر دراز مدت و غیر مستقیم طبیعت اطراف شامل افزایش رضایت از خانه ، کار و زندگی است . شواهد نشان می‏دهد که ارتباط با طبیعت باعث کاهش فشار خون ، کلسترول ، استرس و افزایش امید به زندگی می‎شود. مشارکت در فعالیتهای گروهی در فضاهای سبز و پارک‏ها باعث افزایش حس خودشناسی و هویت‏بخشی ، حس جزئی از یک گروه بودن و تنها نبودن ، وحدت طبیعت ، بیدار شدن حس وظیفه‏شناسی و مسئولیت نسبت به جامعه و رها شدن از مشغله روزمره می‎شود. فضاهای خارجی در اطراف خانه تأثیر بسیار زیادی در رضایت افراد دارد، چنانچه در مطالعاتی که توسط فرانسوی ها انجام شده است، معلوم گردید که فضای سبز در مجاورت محله مهمترین عامل رضایت در بین همسایه بوده است(رفیع زاده،1383) .

2-2- سرای سالمندان

2-2-1-پیدایش و تجربه سراهای سالمندان در جهان

گرچه منبع کامل و دقیقی درباره تاریخچه ایجاد و تاسیس مراکز نگهداری سالمندان در دست نیست ولی از مطالب و اطلاعات پراکنده می توان دریافت که مراکز سالمندان اولیه در هر جامعه، متناسب با وضعیت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آنها به صورت های کنونی گسترش و تجلی یافته اند.

در قرون وسطی، سالمندانی که خانواده ای نداشتند و یا خانواده آنها قادر به نگهداری از آنان نبود؛ معمولاً توسط دیر محل نگهداری می شدند.دیر اولین مکانی است که برای نگهداری و مراقبت سالمندان تنها و نیازمند اختصاص یافت. در این خانه ها با سالمندان مانند دیوانه ها رفتار می شد و از هر 10 نفر، 8 نفربه ناراحتی روانی دچار می شد و 2 نفر جان خود را از دست می داد. این آمار تکان دهنده حقیقت انکار ناپذیری است که امروزه متخصصان پیری شناسی در دنیا به آن واقفند.

در بسیاری از کشورها برای جلوگیری از عوارض دوران بازنشستگی بمنظور ادامه زندگی اجتماعی و حفظ خصوصیات اجتماعی و روانی افراد سالمند، باشگاه های مخصوص سالمندان تاسیس گردیده است که در آن وسایل متعددی برای تفریح ،سرگرمی، ورزش و مطالعه وجود دارد. همچنین در بسیاری از باشگاه ها، محل هایی برای اقامت افراد سالمند در نظر گرفته شده که خانه سالمندان نامیده می شود و افراد سالمند با پرداخت مبلغی به طور ماهیانه و سالیانه و در بعضی از مراکز ویژه که احتمالا توسط دولت ها به حمایت از سالمندان تاسیس گردیده اند به طور رایگان و با شهریه کمی اقامت می کنند(اناری 1388، 24). این خانه ها در کشورهای اروپایی نخست با عنوان خانه بازنشستگان تاسیس شد، رفته رفته به شکل خانه پیران درآمد و علاوه بر بازنشستگان، گوشه نشینان و سالخوردگانی را هم که به عللی نمی توانستند در بین خانواده هایشان زندگی کنند در خود جای داد و گرچه موسسات خدمات اجتماعی و بهداشتی به آن کمک های بسیاری کردند و برنامه های ویژه بحث و بررسی برای جلوگیری از احساس تنهایی پیران ترتیب یافت ولی باز نتوانست محیط  مطبوع و قابل تحملی برای آنان فراهم کند زیرا در این نوع خانه ها که به مثابه یک جامعه بسته (جامعه ای که منحصرا از سالخوردگان تشکیل شده) است نسبت مرگ و میر بسیار بالا است و درنتیجه افراد هر روز شاهد از دست رفتن دوست، هم صحبت یا همسایه ای می شوند. و مشکل روانی احساس تبدیل شدن به موجودی بی ثمر، مطرود از اجتماع که در انتظار مرگ است به آسانی قابل تحمل نیست(زنجانی 1386، 128).

بررسی های مختلفی که در کشورهای توسعه یافته صورت گرفته نشان می دهد که گروه کثیری از پیران می خواهند حتی الامکان به زندگی مستقل خود ادامه دهند و گروهی دیگر متمایل به زندگی در میان خانواده اند و عده ای نیز می خواهند به هر ترتیبی که هست روابط اجتماعی خود را حفظ کنند (پالت 1971، 143). آنچه درباره خانه پیران باید گفت این است که از لحاظ روانی این نوع خانه ها در نظر پیران سمبل انزوا و نمونه گویای تمایل جامعه به طرد آنها (شبیه تمایلی که جامعه برای طرد بیماران دارد) تلقی می شود از این رو سالخوردگان همواره واکنش منفی در قبال این نوع خانه ها داشته اند و متاسفانه این نکته در همه بررسی های مربوط به مسکن پیران در کشورهای مختلف نیز مشاهده شده است. “پل پایا” مدیر قسمت مربوط به مطالعه مشکل پیران در موسسه ملی مطالعات جمعیتی فرانسه که اخیرا نیز از طرف سازمان ملل به ریاست کمیسیون بررسی مشکل پیران در جهان برگزیده شده است می گوید: «با اینکه رفتار پیران در قبال مسئله مسکن برحسب سن تغییر می کند اما علاقه ای که همیشه افراد مسن تر به زندگی در خانه خود نشان می دهند تغییر ناپذیر است». شاید این امر تا حدودی ناشی از نیازی است که به مواظبت بیشتر احساس می کنند و به همین دلیل از اقامت در خانه سالمندان اکراه دارند(پیشین،27).

کشورهای غربی پس از تجربیات فراوان بالاخره به این نتیجه رسیده اند که خانه پیران، مساکن دسته جمعی و هم سکنایی با فرزندان هیچکدام چاره این درد نیست زیرا اکثر پیران ترجیح می دهند در چهار دیواری اختیاری به زندگی خود ادامه دهند و این نکته سخت مورد توجه طراحان تامین مسکن سالمندان در کشورهای پیشرفته امروز قرار گرفته است و با تلفیق آن با ضروریات رفاهی و ویژگی های اقتصادی و اجتماعی کشور خود راه حلی یافته اند که هرچند هنوز مدت زمان زیادی از آن نگذشته ولی توفیق بسیار یافته است.

در دانمارک ساختن مساکن کوچک یک طبقه به صورت بخشی از مجتمع خانه سازی این کشور در آمده و در انگلستان روش جدیدی که دولت آن را تایید کرده ساختن خانه های کوچک با اطاق هایی است که به تمام وسایل و تجهیزات لازم مجهز است. محل این خانه ها در نقشه کلی ساختمان طوری انتخاب شده است که حتی الامکان از انزوای پیران جلوگیری شود این سیاست در سوئد و سویس نیز دنبال می شود. کمیسیون عالی مشکل مسکن پیران در فرانسه که به نام کمیسیون لاروک معروف است پس از بررسی های زیاد به این نتیجه رسیده است که علیرغم مدت کوتاهی که از ایجاد این نوع خانه ها می گذرد، عکس العمل روانی سالمندانی که در این منازل سکنی گزیده اند نشان می دهد خانه های مذکور موجبات رضایت آنان را فراهم کرده است(زنجانی 1386، 130-131).

در ایالات متحده آمریکا چندین مرکز سالمندان به نام «شهر خورشید» یا «آفتاب شهر» برای اسکان سالخوردگان باسطح زندگی بالا وجود دارد. در فرانسه 45/1 درصد از مردم سالخورده را در خانه های دولتی که مخصوص سالمندان است نگهداری میکنند.

اکثر سالمندان در نیوزلند در منازل شخصی زندگی می کنند. به نحوی که از هر 10 سالمند، 9نفر منزل شخصی دارند و8/2 درصد در آسایشگاه زندگی می کنند.

در ژاپن علاوه بر خانه سالمندان، خانه هایی با شهریه کم و مناسب برای نگهداری افراد سالمند تاسیس شده است، در ژاپن به دلیل اهمیتی که برای سالمندان خود به عنوان کیان خانواده قائلند، روز 15 سپتامبر هر سال به عنوان روز «توجه به سالمند» نام گذاری کرده اند و آن روز را تعطیل عمومی اعلام داشته اند. «دهکده پیران» که شهرت جهانی دارد،1919 در کپنهاک ساخته شد و در سال 1950 ، آن را نوسازی کردند ( اناری 1388، 24) .

ذکر این نکته نیز ضروری است که در مکانیابی مربوط به سرای پیران در ایران  که هنوز وسایل نقلیه عمومی به نحو مطلوبی سازمان نیافته است باید این نوع مساکن در نزدیکی بازارها، مراکز بهداشتی و مذهبی ایجاد شود زیرا علاوه بر این که رفع نیازهای روزمره را تسهیل می کنند تقریبا در همه کشورهای مسلمان و بویژه در ایران مساجد از مراکز مهم اجتماعی روزانه افراد سالمند محسوب می شود بنابراین باید از آنها به عنوان مناسب ترین و بهترین وسیله جلوگیری از انزوای پیران و یافتن راه حل های ارزنده ای در جهت انطباق با شرایط زندگی همواره در حال تغییر و تحول امروزی و در جهت کسب رضایت آنها استفاده نمود(پیشین، 28 ).

2-2-2-پیدایش سراهای سالمندان در ایران

اولین خانه سالمندان ایران در شهر رشت و براساس نیاز یکی از مردم این شهر که ناتوان از نگهداری مادر زمین گیرش بود توسط یک خیر مسیحی تاسیس شد و به این ترتیب آرسن میناسیان که به داروسازی اشتغال داشت و از ارامنه شهر رشت بود با همراهی خیرین دیگر این مرکز را برای نگهداری از سالمندان و معلولین راه اندازی کردند.

در ایران توجه به سالمند به صورت جدی در اوایل دهه چهل قرن حاضر در قانون برنامه چهارم عمران کشور مطرح شد و در آن برنامه اعتباری به منظور جمع آوری سالمندان در خانه های مخصوص ونگهداری از آنها پیش بینی گردید که بر اساس آن ، دو آسایشگاه خیریه در سال 1342 در تهران تاسیس گردید و سپس در سالهای بعد برتعداد آنها افزوده گشت. در سال 1360، این واحد از حوزه معاونت حمایتی بهزیستی به حوزه معاونت توانبخشی انتقال یافت و به نام آسایشگاه سالمندان معلول نامیده شد.

در حال حاضر 43 آسایشگاه در سطح کشور فعالیت دارند که 28 واحد آن دولتی و 15 واحد آن غیر دولتی است و رقمی حدود 3000 سالمند را تحت پوشش دارند. از کل آسایشگاه های کشور 18 واحد آن در استان تهران و بقیه در دیگر استان ها قرار دارند. علاوه بر خانه های سالمندانی که به صورت رسمی و به همین منظور ساخته شده اند تعداد زیادی خانه سالمند نیز در سراسر کشور وجود داردکه مشغول ارائه خدمات به سالمندان می باشند. ( اناری 1388، 23).

خانه های سالمند در ایران زیر نظر مسوولان و پزشکان قرار دارند و اداره بهزیستی و وزارت بهداشت و درمان به طور مداوم بر کار آن نظارت دارد. از سال 1361 تا کنون، بتدریج سپردن سالمندان به آسایشگاه ها سیر صعودی داشته است، چنان که از 1/6 درصد به 29/7 درصد در سال 1370 افزایش یافته است. این امر نشان دهنده چند عامل مهم می تواند باشد:

  1. دگرگونی سیستم خویشاوندی و گذر خانواده از مرحله گسترده به هسته ای به گونه ای 6/53 درصد از سالمندان بنوعی تنها و بدون خانواده زندگی می کنند و این مسئله می تواند ناشی از انزوای اجتماعی سالمندان باشد که ناشی از تغییرات سیستم خویشاوندی است.
  2. افزایش تعداد افراد خیلی پیر و نیز ناتوان و همچنین افزایش تعداد افرادی که ناتوانی جسمی ویا مشکلات بهداشت روانی دارند.
  3. کاهش تعداد افرادی که برای مراقبت از سالمند در دسترس و نزدیک آنها زندگی می کنند.

با توجه به مسائل عنوان شده و این مسئله مهم که هرچه افراد پیرتر می شوند، بیشتر به سمت خانه تمایل پیدا می کنند و اهمیت خانه به عنوان پناهگاه، هر چه که بقیه عوامل اجتماعی از زندگی فرد محو می شوند، افزایش می یابد و همچنین از آنجا که آسایشگاه های کنونی غالبا در اماکنی تشکیل شده اند که برای این کار ساخته نشده و اغلب آنها شرایط رفاهی و ایمنی لازم را برای زیستن سالمندان ندارند، لذا تحقیقات مبنی بر ضوابطی کامل و مناسب جهت طراحی این گونه خانه سالمندان بسیار لازم و ضروری است و نیز لازم است تا مسائل خاص سالمندان در تعیین ضوابط معماری و شهرسازی مورد توجه قرار گیرد. البته لازم است تا برنامه ریزی دقیق و سنجیده ای در این خصوص انجام گیرد تا سالمندان به آسایش و رضایت کامل برسند ( همان: 24).

2-2-3-انواع سرای سالمندان در ایران

آسایشگاه سالمندان در ایران یه طور کلی از نظر نحوه اداره و مالکیت به چهار دسته تقسیم بندی می شوند:

  • آسایشگاه سالمندان دولتی که زیر نظر سازمان بهزیستی است و در هر استان به تعداد مورد نیاز وجود دارد و در آن از سالمندان بی پناه، درماندگان و بیماران طی شرایطی مراقبت می کنند.
  • آسایشگاه هایی که جنبه خیریه دارند.
  • دسته ای از آسایشگاه ها به صورت خیریه و شهریه دار تواماً اداره می شوند.
  • آسایشگاه هایی که جنبه خصوصی دارند و با مبالغ ماهانه ای که از اولیای سالمندان می گیرند اداره می شوند. (سیام 1381).

همچنین بر اساس چگونگی استفاده از این مراکز، به دو دسته موقتی و دائمی تقسیم می شوند:

الف- مرکز خدماتی روز

حمایت این مراکز از سالمندان به صورت موقت می باشد و به طور کلی این مجموعه ها توسط افرادی که در منازل خودشان زندگی می کنند مورد استفاده قرار می گیرند، اما در بعضی موارد افرادی که در مساکن مراقبتی، چه در بیمارستان و چه در سرای مراقبتی سالمندان هستند نیز از آن استفاده می کنند. این مراکز می توانند نیازهای بهداشتی، اجتماعی ، آموزشی و فرهنگی سالمندان را همراه با خدمات روزانه مناسب در جوامع محلی با توجه به درک الگوهای جمعیتی در محل، و چگونگی تغییر این الگوها تامین نمایند.

هنگامی که عنوان خدمات روزانه در ارتباط با افراد سالمند به کار می رود، طیف وسیعی از خدمات در زمینه های متنوع ، از باشگاه های اجتماعی گرفته تا خدمات نشسته در منزل خود سالمند و مراکز مراقبت های روزانه و بیمارستان های روزانه را در بر می گیرد. بیشتر مجموعه های روزانه، کمک به مستقل ماندن سالمندان را در جامعه هدف اصلی خود می دانند. دیگر اهداف این مجموعه ها به فراخور نوع گروه استفاده کننده متغیر است. از بیمارستان های روزانه بیشتر می توان توقع داشت که مراقبت های پزشکی و پرستاری، از اهداف والای آنها باشد. در مقابل، از مراکز روزانه می توان توقع داشت که حمایت های اجتماعی، کمک رسانی به مراقبین سالمند در تامین غذا و دیگر احتیاجات او، از اهداف اولیه شان باشد (سازمان بهزیستی 1365).

ب- خانه سالمندان

این مراکز به عنوان خانه دوم سالمندان می باشد و به صورت دائمی از سالمندان حمایت می کنند و بسته به میزان حمایت لازم، به سه دسته تقسیم می شوند:

  • خانه سازی برای سالمندان

الف-شامل آپارتمان هایی است که پذیرای نیازهای سالمندان می باشد، بطوری که آنها را از انتقال به خانه های سالمندان تا سرحد امکان بی نیاز می سازد. این گونه خانه سازی معمولا پیرامون مناطق مسکونی با فشردگی 2 تا 10 در صد پراکنده است.

ب- خانه سازی حفاظت شده ، بطورکلی گروهی از آپارتمان های با زیر بنای کمتر از 20 مترمربع داخل یک ساختمان است با اتاق های مشترک و یک چایخانه. یک راه حل مناسب، احداث این امکانات در نزدیکی آسایشگاه سالمندان است که غذا، تفریح و و امکانات درمانی متنوع را ارائه میکند.

  • خانه های سالمندان

خانه های سالمندان، امکانات مراقبتی مسکونی را ارائه می کنند و باید با مقررات طراحی و مجوزها تطابق داشته باشند. میزان فوق العاده فضای جانبی مورد نیاز، به معنای آن است که مقرون به صرفه ترین اندازه، جا برای حدود 120 نفر است. غذا ، سرگرمی، درمان و بخش پرستاری و توان بخشی  در این اماکن محیا شده است.

  • آسایشگاه سالمندان

مراقبت هایی را برای افرادی که به صورت مزمن بیمار بوده و نیازمند مراقبت و توجه پزشکی هستند مهیا می سازند (سازمان بهزیستی 1365).

متن کامل :

دانلود پایان نامه ارشد: مقایسه باورهای غیرمنطقی اساسی، طرحواره های ناسازگار اولیه و بهزیستی روانی

پژوهش هایی که با توجه به طرحواره یانگ انجام شده نشان داده است که پرسش نامه طرحواره یانگ که ابزار سنجش وجود و شدت طرحواره های ناسازگار اولیه است با مقیاس های ناراحتی روانشناختی، احساس ارزشمندی، آسیب پذیری شناختی نسبت به افسردگی روایی همگرا دارد (اسمیت، جوینر، یانگ و تلچ، 1999). درپژوهشی که محققان در یک نمونه 457 نفری از دانشجویان در حال تحصیل انجام دادند نیز بین طرحواره ها و نشانه های اختلالات عاطفی (افسردگی، اضطراب، خشم) رابطه معناداری بدست آمد (کالویت، استر، استیوز، 2007). پژوهش های متعددی نیز تایید کردند که وجود طرحواره ها پیش بینی کننده افسردگی است. علاوه بر پژوهش هایی از سنخ فوق که به بررسی رابطه نمره کل طرحواره ها با اختلالات روانی پرداخته اند، پژوهش هایی نیز صورت گرفته که ارتباط بین هر طرحواره و اختلال مربوط به آن بررسی شده است. در زمینه افسردگی و اختلال شخصیت افسرده خویی، طرحواره های بی اعتمادی/ بد رفتاری، انزوای اجتماعی، نقص/ شرم، اطاعت و شکست همبستگی معناداری با این اختلالات آشکار کردند (سسرو، 2007).

موریس (2008) با اجرای پرسشنامه های خود گزارش دهی در نمونه ی 173 نفری از نوجوانان به این نتیجه رسید که 52% واریانس نشانگان افسردگی و 38% واریانس نشانگان اضطراب توسط مقیاس طرحواره یانگ تبیین می شود. در ایران نیز نتایج نشان داده است که از لحاظ نظری بین طرحواره های معین و علائم اختلال روانی ارتباط وجود دارد و طرحواره های منفی گرایی/ بدبینی، انزوای اجتماعی/ بیگانگی، نقص/ شرم، محرومیت هیجانی با افسردگی ارتباط معنی دار دارد (احمدیان، گرجی،1388).

2-1-    بهزيستی روان شناختی

بهزيستي بر حسب كيفيت و كميت مؤلفه هايي تعريف مي شود كه براساس آن افراد زندگي خود را لذت بخش مي بينند. به عبارت ديگر، اينكه افراد چگونه زندگي خود را ارزيابي مي كنند، به بهزيستي مربوط مي شود (دينر[1]، 2000). كيس و شومتاكين (2002) بيان كردند كه بهزيستي روان شناختي، ادراك درگيري مثبت با چالش هاي موجود زندگي است. در اين حوزه، بهزيستي روان شناختي براساس معنا، درك نفس و سطح عملكرد مشخص مي شود. در تلاش براي فهم و ارزيابي بهتر بهزيستي روان شناختي، ريف يك مدل چند بعدي را ارائه داد كه بيانگر نظريه ي بهزيستي است. مدل ريف براي حل اين مشكل بوجود آمد كه پژوهش هاي قبلي در ارزيابي واقعي بهزيستي با شكست مواجه شده بودند (ريف و سينگر، 1989). با در نظر گرفتن مشكلات در تعيين ويژگي هاي اساسي بهزيستي روان شناختي مثبت در حوزه هاي پژوهشي، ريف ارزيابي جامعي از بهزيستي روان شناختي ارائه داد. با بهره گرفتن از ديدگاه رواني-اجتماعي اريكسون، كار نيوگارتن روي تغيير شخصيت در بزرگسالي و ديدگاه آلپورت در مورد رسش، ريف، شش بعد بهزيستي روان شناختي را مشخص كرد. اين شش بعد شامل احساس استقلال، تسلط بر محيط، رشد شخصي، روابط مثبت با ديگران، داشتن هدف در زندگي و خويشتن پذيري مي شوند (ريف، 1989). ابعاد بهزيستي روان شناختي ريف ديدگاه بهتري از بهزيستي روان شناختي را فراهم مي كند و اينكه افراد چگونه در اين ابعاد با هم متفاوت هستند، را مشخص كرد.

بعد احساس استقلال مشخص مي كند كه چگونه فرد فشارهاي اجتماعي را مديريت مي كند و خودش را چگونه ارزيابي مي كند. فردي كه در اين بعد بالا ارزيابي مي شود خود تصميمي و احساس استقلال دارد، در حالي كه افرادي كه در اين بعد، پائين ارزيابي مي شوند در مورد نظر ديگران در مورد خود نگران هستند.

بعد تسلط بر محيط با توانايي شخص براي اداره ي محيط مشخص مي شود. فردي كه احساس بالايي در تسلط بر محيط دارد، احساس مي كند كه در هدايت محيط و فعاليت هاي خود فردي شايسته است، در حالي كه فردي كه احساس پائيني از تسلط بر محيط را گزارش مي كند، نمي تواند مشكلات را حل نمايد و احساس مي كند كنترل پائيني بر محيط دارد.

بعد رشد شخصي با احساس فرد از رشد پيوسته مشخص مي شود. افرادي كه در اين بعد بالا ارزيابي مي شوند، احساس مي كنند پيوسته در طول زندگي در حال رشد هستند، در حالي كه افراد داراي احساس پائين در اين بعد، دچار احساساتي از قبيل خستگي، عدم علاقه يا ركود در زندگي هستند.

بعد داشتن هدف در زندگي با اهداف فردي و چگونگي معنا دادن به زندگي مشخص مي شود. فردي داراي احساس بالا در اين بعد، احساسی قوي از هدف دارد، در حالي كه فرد داراي احساس پائين هدف در زندگي، اهداف كمي در زندگي دارد و احساس مي كند كه زندگيش بدون معني است.

بعد روابط مثبت با ديگران، با تعامل شخص با ديگران و اينكه آيا فرد داراي روابط قابل اعتماد است، مشخص مي شود. فردي كه در اين بعد روابط بالا را گزارش مي كند، از رابطه با ديگران رضايت دارد، در حالي كه فرد داراي احساس پائين روابط با ديگران با ديگران رابطه ي اجتماعي ندارد و فاقد حس اعتماد به ديگران است.

در نهايت بعد خويشتن پذيري با نگرش فرد در جهت خود و مسير زندگي مشخص مي شود. فرد داراي احساس بالا در اين بعد نگرش مثبت و واقعي اي نسبت به خويش دارد و فرد داراي احساس پائين در اين بعد احساس نااميدي در زندگي اش را تجربه مي كند (دنور[2]، 2010).

پژوهش روي بهزيستي رواني نشان مي دهد كه بزرگسالان كاهش احساس هدف در زندگي و رشد شخصي را گزارش مي كنند. پژوهش ها همچنين نشان مي دهد زماني كه از بزرگسالان راجع به انتظارات آن ها در مورد بهزيستي رواني سوال مي شود، آن ها بهزيستي پائين تري را نسبت به جوانان گزارش مي كنند. عليرغم اين كاهش در بهزيستي رواني مرتبط با سن، نظريه هاي زيادي نشان مي دهند كه بزرگسالان براي مقابله با استرس هاي زندگي راه حل هاي منفي انتخاب مي كنند و اين منجر به پائين آمدن بهزيستي روانی آنان مي شود ( وايت بورن[3]، 1996؛ به نقل از امانتي، 1388).

 

[1] Diener

[2] Denver

[3] White Born

دانلود پایان نامه : مقایسه باورهای غیرمنطقی اساسی، طرحواره های ناسازگار اولیه و بهزیستی …

فصل اول: مقدمه و گستره ی مسئله مورد پژوهش…. 1

1-1- مقدمه. 2

1-2- بیان مسئله. 4

1-3- ضرورت و اهمیت تحقیق.. 9

1-4- اهداف پژوهش… 10

1-4-1- هدف کلی.. 10

1-4-2- اهداف اختصاصی.. 10

1-5- سوالات یا فرضیه پژوهش… 10

1-6- تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها 11

1-6-1- افسردگی.. 11

1-6-2- اضطراب.. 11

1-6-3- بهزیستی روانی.. 11

1-6-4- باورهای غیرمنطقی.. 12

1-6-5- طرحواره های ناسازگار اولیه. 12

فصل دوم: گستره ی نظری و پیشینه پژوهش    13

2-1- باور منطقی.. 14

2-2- باور غیرمنطقی.. 14

2-2-1- ویژگی باورهای غیرمنطقی.. 15

2-2-2- انواع باورهای غیرمنطقی الیس… 15

2-3- باید ها 21

2-4- طرحواره های ناسازگار اولیه. 21

2-4-1- مفهوم طرحواره. 21

2-4-2- طرحواره های شناختی و ناخودآگاه در روان تحلیل گری: 23

2-4-3- طرحواره ها در سیستم شناختی.. 24

2-4-4- طرحواره های ناسازگار اولیه و حوزه های مرتبط با آن ها 26

2-4-5- ارتباط طرحواره ها و افسردگی و اضطراب   32

2-5- بهزیستی روان شناختی.. 33

2-5-1- نظریه های بهزیستی روانی.. 35

2-5-1-1- مدل تعادل پویا 35

2-5-1-2- الگوی ویسینگ و وان ایدن.. 35

2-5-1-3- نظریه ی ناهمخوانی.. 36

2-5-1-4- نظریه ی هدف غایی.. 37

2-6- افسردگی.. 37

2-6-1- نظریه های افسردگی.. 37

2-6-1-1- مدل پرخاشگری درونی شده. 37

2-6-1-2- فقدان عزت نفس و افسردگی: 38

2-6-1-3- افسردگی و تقویت… 38

2-6-1-4- مدل شناختی.. 39

2-7- اضطراب.. 39

2-8- پیشینه پژوهش های انجام شده در ایران: 41

2-9- پیشینه پژوهش های انجام شده در کشورهای دیگر. 44

فصل سوم: روش شناسی پژوهش… 47

3-1- روش پژوهش… 48

3-2- جامعه پژوهش… 48

3-3- نمونه پژوهش و روش نمونه گیری.. 48

3-4- ابزارهای پژوهش… 48

3-4-1- پرسشنامه فرم کوتاه یانگ… 48

3-4-1-1- اعتبار و پایایی پرسشنامه یانگ… 49

3-4-2- پرسشنامه باورهای غیرمنطقی (IBT) 50

3-4-3- مقیاس بهزیستی روانی ریف ((SPWB   50

3-4-4- افسردگی بک (BDI) 51

3-4-4-1- روایی و پایایی آزمون افسردگی بک    51

3-4-5- پرسشنامه اضطراب بک (BAI) 52

3-4-5-1- روایی و پایایی آزمون اضطراب بک    52

3-5- روش اجرا و جمع آوری داده ها 53

3-6- روش تجزیه و تحلیل آماری داده ها 53

فصل چهارم: یافته های پژوهش… 54

4-1- مقدمه. 55

4-2- نتایج توصیفی تحقیق (جداول یک بُعدی) 55

4-2-1- توزیع فراوانی پاسخ گویان برحسب سن   55

4-2-2- توزیع فراوانی پاسخ گویان برحسب مقطع تحصیلاتی.. 55

4-2-3- توزیع فراوانی پاسخ گویان برحسب وضعیت تاهل.. 56

4-3- یافته های توصیفی.. 57

4-4-    تحلیل های آمار استنباطی.. 61

4-5-    بررسی فرضیه های پژوهش… 62

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری. 67

5-1- مقدمه. 68

5-2- خلاصه تحقیق.. 68

5-3- نتیجه حاصل از یافته های توصیفی.. 69

5-4- نتیجه گیری حاصل از آزمون فرضیات.. 70

5-4-1- فرضیه های تحقیق.. 70

5-4-2- بحث و نتیجه. 75

5-5-    محدودیت های تحقیق.. 76

5-5-1- محدودیت های در اختیار پژوهشگر. 76

5-5-2- محدودیت های خارج از اختیار پژوهشگر. 76

5-6-    پیشنهادات.. 77

مراجع    78

پیوست ها 87

پیوست 1……………………………………………………. 86

پیوست 2……………………………………………………. 90

پیوست 3……………………………………………………. 97

پیوست 4…………………………………………………. 104

 

 

فهرست جداول

جدول 4-1: داده های توصیفی بر حسب میانگین و انحراف معیار سن جامعه نمونه. 55

جدول 4-2: توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب تحصیلات… 56

جدول 4-3: توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب وضعیت تاهل.. 57

جدول 4-4: نمره میانگین و انحراف استاندارد میزان افسردگی و اضطراب دانشجویان.. 58

جدول 4-5: میانگین و انحراف استاندارد مولفه های طرحواره های ناسازگار بین دو گروه 58

جدول 4-6: میانگین و انحراف استاندارد مولفه های بهزیستی روانی بین دو گروه 60

جدول 4-7: جدول نرمالیته. 61

جدول 4-8: نتایج آزمون لوین در مورد پیش فرض تساوی واریانس های دوگروه در مؤلفه های بهزیستی روانی و باورهای غیرمنطقی اساسی.. 62

جدول 4-9: نتایج آزمون معناداری تحلیل واریانس چند متغیری بر روی مؤلفه های بهزیستی روانی و باورهای غیرمنطقی اساسی در دو گروه 63

جدول 4-10: نتایج آزمون تحلیل واریانس چند متغیری(مانوا) در مولفه های بهزیستی روانی و باورهای غیرمنطقی اساسی در دوگروه 63

جدول 4-11: نتایج آزمون لوین در مورد پیش فرض تساوی واریانس های دو گروه در مؤلفه های طرحواره های ناسازگار 64

جدول 4-12: نتایج آزمون معناداری تحلیل واریانس چندمتغیری بر روی مؤلفه های طرحواره های ناسازگار در دو گروه 65

جدول 4-13: نتایج آزمون تحلیل واریانس چند متغیری(مانوا) در مولفه های طرحواره های ناسازگار در گروه 65

 

 

 

فهرست اشکال و نمودارها

شکل 2‑1: عناصر اصلی نظریه طرحواره های اختلال هیجانی.. 25

نمودار 4-1: توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب مقطع تحصیلاتی.. 56

نمودار 4-2: توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب وضعیت تاهل.. 57

 

 

افسردگی[1] یکی از شایع ترین اختلال های خلقی محسوب شده که زندگی افراد را به شیوه های گوناگون تحت تاثیر قرار می دهد، به گونه ای که منجر به اختلال در عملکرد، کار و روابط فرد با دیگران می شود و زندگی وی را به مخاطره می اندازد. افسردگی با احساس ناراحتی و بیچارگی و با علائمی همچون اختلال در خواب، اختلال در اشتها، کاهش میل جنسی، عدم تمایل به انجام فعالیت های روزمره، کندی جریان فکر، احساس گناه، خجالت، محکوم کردن خود و بیزاری از خویش و کاهش روابط اجتماعی همراه است. علاوه بر این، افسردگی می تواند مزمن و عود کننده باشد، چنان که با وجود اثربخشی رویکرد های درمانی، بین نصف تا سه چهارم افسرده ها در فاصله زمانی دو سال پس از بهبود، دوباره به دوره دیگری از افسردگی مبتلا می شوند (چاد[2]، به نقل از بانهوفر[3]، 2009).

اضطراب[4] به منزله بخشی از زندگی انسان هاست که حد متعادلی از آن در همه افراد وجود دارد و پاسخی سازش یافته برای محرک های درونی و بیرونی تلقی می شود؛ به طوری که اگر نباشد، زندگی عادی انسان را مختل می سازد. اضطراب در پاره ای از مواقع سازندگی و خلاقیت در فرد پدید می آورد، امکان تجسم موقعیت ها و سلطه بر آن ها را فراهم می سازد و او را برای مواجه شدن با مسئولیت های مهمی مانند آماده شدن برای امتحان یا پذیرفتن وظیفه اجتماعی بر می انگیزد. مثلاً اضطراب انسان را وادار می کند تا به موقع از خواب بیدار شود و سر کارش حاضر باشد، هنگام رانندگی خوابش نبرد، از پول و اشیای قیمتی خود مراقبت کند و برای کارهای مهم زندگی اش برنامه ریزی نماید (بیابانگرد، 1383).

بنابراین اضطراب به منزله بخشی از زندگی هر انسان، یکی از مؤلفه های ساختار شخصیت وی را تشکیل می دهد و از این زاویه است که پاره ای از اضطراب های کودکی و نوجوانی را می توان بهنجار دانست و تأثیر مثبت آن ها را بر فرایند زندگی پذیرفت، چرا که این فرصت را برای افراد فراهم می آورد تا مکانیزم های سازشی خود را در راه مواجهه با منابع تنیدگی زا و اضطراب انگیز گسترش دهد. پس اضطراب لزوماً پدیده ای نابهنجار و مرضی نیست؛ چنانکه در تعریف آن گفته شده: «اضطراب، واکنش فطری و بهنجار به یکی از این دو امر است: تهدیدی که متوجه شخص، نگرش ها یا حرمت خود او می شود؛ به فقدان افراد یا چیزهایی که مایه اطمینان و امنیت او می باشند منجر شود». اما اگر اضطراب از حد متعادل فراتر رود، یعنی جنبه مزمن و مداوم بیابد، نه تنها پاسخ سازش یافته نیست؛ بلکه منبع شکست، سازش نایافتگی و استیصال گسترده ای می شود که فرد را از بخش عمده امکاناتش محروم می کند و انواع اختلال های اضطرابی را که از اختلال های شناختی و بدنی، تا ترس های ناموجه و وحشت زدگی ها گسترده اند، به وجود می آورد. از طرفی پیچیدگی های جاری تمدن، سرعت تغییرات و بی توجهی به مذهب و ارزش های خانوادگی، برای افراد و اجتماع، تعارض ها و اضطراب های تازه ای به وجود آورده و در این میان، زنان که توان کمتری دارند، آسیب بیشتری می بینند (کاستلو[5]، به نقل از هاتون[6]، 2006).

الیس به عنوان یک روانشناس و صاحب نظریه درمان عقلانی– هیجانی، معتقد است فرد ضمن قبول نکردن واقعیت و جذب شدن در فرایند باورهای غیرمنطقی[7] در برتری جویی مفرط خود مبتلا به عوارض نسبتاً شدید می شود که اغلب آن را اختلال عاطفی می نامیم. به عقیده وی توسل به این عقاید، به اضطراب و ناراحتی روانی منجر می شود. وقتی که فرد به چنین عقایدی توسل می جوید در نگرش و برداشت های خود شدیداً بر اجبار الزام و وظیفه تاکید دارد و اگر خود را از این قیدها براند به احتمال قوی در جهت سلامت و رشد شخصیت حرکت خواهد کرد. الیس اضطراب و اختلالات عاطفی را نتیجه طرز تفکر غیرمنطقی و غیرعقلانی می داند و به نظر او افکار عواطف، واکنشهای متفاوت و جداگانه ای نیستند. از این رو تا زمانی که تفکر غیرمنطقی جریان دارد اختلالات عاطفی نیز به قوت خود باقی خواهند بود. انسان اختلالات و رفتار غیر منطقی اش را از طریق بازگو کردن آنها برای خود تداوم می بخشد به نظر الیس فردی که خود را اسیر و گرفتار افکار غیرمنطقی می کند، احتمالاً خود را در حالت احساس خشم، مقاومت، خصومت، دفاع، گناه، اضطراب، سستی و رخوت مفرط، عدم کنترل و ناچاری قرار می دهد. انسان به وسیله اشیاء خارجی مضطرب نمی شود بلکه دیدگاه و تصوری که او از اشیاء دارد موجب نگرانی و اضطرابش می شوند. تمام مشکلات عاطفی افراد از تفکرات جادویی و موهومی آنها سرچشمه می گیرد که از نظر تجربی معتبر نیستند (الیس، 1999).

طرحواره های ناسازگار اولیه[8] درون مایه ها یا الگوهای فراگیر و عمیقی درباره خود و دیگران هستند که به شدت ناکارآمد هستند. این طرحواره ها از خاطرات، هیجان ها، شناخت ها و احساسات بدنی تشکیل شده اند که طی دوران کودکی یا نوجوانی پدید آمده و در طول زندگی پیچیده تر می شوند و نقش عمده ای در چگونگی تفکر، احساس و ارتباط با دیگران ایفا می کنند. (یانگ[9]، کلوسکو[10]، ویشار؛ ترجمه حمید پور، 1393)

مفهوم بهزیستی[11] و عوامل مرتبط به آن از دیرباز مورد توجه مطالعات انسانی بوده است و دیدگاه ها و نظریات گوناگونی در این زمینه وجود داشته است. علاقمندی پژوهشی بی شماری درباره توصیف وضعیت بهزیستی روانی دانشجویان در کشورهای مختلف وجود دارد. در گذشته مطالعات روانشناختی بیشتر بر روی بیماری های روانی تمرکز داشته است و همچنین بیشتر به درمان توجه کرده است. به عبارتی دیگر تعریف سلامت مترادف با فقدان بیماری روانی و علائم مرتبط با آن تلقی می شده است. از دهه 1980 به بعد در تعریف سلامت تغییرات زیادی بوجود آمد. روانشناسی سلامت تنها به جنبه های منفی و رفع آن ها توجه ندارد؛ بلکه همانطور که در تعریف سازمان جهانی بهداشت وجود دارد؛ به جنبه های مثبت سلامت و تقویت آن ها نیز توجه دارد؛ بنابراین فردی واجد شرایط سلامت است که از جنبه های اجتماعی، روانی و زیستی در شرایط مطلوبی قرار داشته باشد. ویژگی مهم روانی که فرد واجد سلامت، می بایست از آن برخوردار باشد؛ احساس بهزیستی است. بهزیستی روانی[12] به طور گسترده ای مورد بررسی و به روشهای مختلفی مفهوم سازی شده است. آنها همچنین بهزیستی را احساس مثبت و احساس رضایتمندی عمومی از زندگی می دانند که شامل خود و دیگران در حوزه های مختلف خانواده و شغل است (مایرز و دینر[13]، به نقل از بهزادنیا، 1389). با توجه به نکات ذکر شده و اینکه باورهای غیرمنطقی، طرحواره های ناسازگار اولیه و بهزیستی روانی در افراد افسرده و اضطرابی متفاوت عمل می کنند، تفاوت این عوامل بین افراد افسرده و اضطرابی در این پژوهش مورد بررسی قرار می گیرد. بنابراین پژوهش حاضر به دنبال مقایسه باورهای غیرمنطقی، طرحواره های ناسازگار اولیه و بهزیستی روانی دانشجویان با علائم افسردگی و علائم اضطرابی است.

[1] Depression

[2] Jad

[3] Banhofer

[4] Anxiety

[5] Costello, C.

[6] Hawton, K.

[7] Irrational Beliefs

[8] Early maladaptive schemas

[9] Young

[10] Kolosko

[11] Well- being

[12] Mental Well- being

[13] Myers & Diener

پایان نامه – بررسی نقش صمیمیت میان زوجین

همچنين حضرت رسولˆ فرمودند: « إِذَا أَحْبَبْتَ رَجُلًا فَأَخْبِرْهُ بِذَلِكَ فَإِنَّهُ أَثْبَتُ لِلْمَوَدَّةِ بَيْنَكُمَا» هرگاه كسي را دوست داشتي، او را بدان آگاه ساز؛ زيرا اين كار، دوستي را در ميان شما استوارتر مي سازد (کافی، ۱۳۶۹).

لازمة شادابي و نشاط رواني زن و مرد به ويژه زن اين است كه خود را محبوب همسر خويش ببيند و از عشق و علاقة او نسبت به خود مطمئن باشد. اگر زن در مورد محبت و علاقة همسرش نسبت به خود ترديد كند يا به علاقة او به افراد ديگر پي ببرد، احساس درماندگي و ناتواني عاطفي به او دست مي دهد و از اينكه نتوانسته عواطف شوهر را تصرف كند، احساس خسران مي كند. در نتيجه اين احساس، ممكن است رو به پژمردگي نهاده و از نشاط روحي اش كاسته شود. اين مسئله چنان بر روان زن تأثير مي گذارد كه علاقة او نسبت به فرزندانش نيز كمتر مي شود؛ يعني حتي عاطفة مادري نيز به شدت از عواطف شوهر نسبت به زن تأثير مي پذيرد. حمايت و مهرباني قلبي مرد، آن قدر براي زن ارزش دارد كه زندگي زناشويي بدون آن, براي زن قابل تحمل نبوده و هرگز احساس خوشبختي نمي كند (حیدری، ۱۳۸۵).

زن به دليل ويژگي هاي خاصي كه دارد اغلب نمي تواند به طور مستقيم از بي مهري يا كم توجهي شوهرش نسبت به خود گلايه كند؛ گويي اين كار را يا در شأن خود نمي داند و يا آن را مايه تحقير خود و چه بسا مايه تحقير شوهر بداند. حال اگر از چنين وضعي پيوسته رنج ببرد، آثار نامطلوب اين احساس دروني به مرور زمان در رفتارهاي او با اعضاي خانواده به ويژه همسر پديدار مي شود. زن اگر از عواطف همسري ارضا شود، عالي ترين احساسات خود را نثار شوهر مي كند و بيش ترين فداكاري را نثار زندگي و شوهر خواهد كرد. بنابراين مهم ترين وظيفه اخلاقي و انساني مرد اين است كه همسر خود را از همان آغاز زندگي از محبتي كه به او دارد آگاه سازد و پيوسته با نثار محبت و انجام كارهايي كه نشان از علاقه و عشق او به همسر است او را مطمئن كند و سعي كند با بذل محبت ومهرباني ، نهال نورسيدة زندگي زناشويي را سيراب و سرسبز سازد. زن نياز دارد كه حرف هاي پرمهر و محبت را به طور مداوم بشنود، با شوهرش بيرون برود، در تحسين و تمجيد از هرچيزي، با شور و شوق شوهرش شريك شود و نيز يكي شدن واقعي با همسرش را در سكوتي لذت بخش تجربه كند. براي زن عشق به معناي علاقه دايمي و در سطح عالي است؛ درست به همين دليل است كه مي خواهد هميشه در كنار شوهرش باشد. زن براي ساعت هايي كه شوهرش در كنار اوست ,ارزش قايل است؛ جمعه هايي كه او در خانه است و غروب هايي كه شوهر او را به مهماني يا تفريح مي برد ,ارزش زيادي قايل است.اگر شوهر به كاري و تفريحي بپردازد كه مورد رضايت زن نيست (مثل فوتبال يا فيلم هاي پليسي) زن احساس مي كند ديگر مورد علاقه شوهر نيست و از اين كار مرد, عصباني مي شود (تورینر، ۱۳۷۹).

زن نيز بايد به شوهر خود عشق بورزد و از اظهار محبت به او دريغ نكند و علاقة خود را به گونه هاي گوناگون بيان نمايد. از خدمات مرد و تلاش او قدرداني كند و با برجسته كردن فداكاري هاي مرد، او را مورد توجه قرار دهد. ابراز علاقة زن به شوهر علاوه بر جلب رضايت و عواطف شوهر، باعث افزايش انگيزه مرد براي تلاش و تأمين آسايش خانواده مي گردد، همچنين باعث رضايت خاطر مرد از زندگي و احساس ارزشمندي در خانواده مي گردد.

امام صادق† در اين باره مي فرمايند: « وَ إِظْهَارُ الْعِشْقِ لَهُ بِالْخِلَابَةِ وَ الْهَيْئَةِ الْحَسَنَةِ لَهَا فِي عَيْنِه» زن بايد با اظهار علاقه و با دلربايي و آرايش در برابر شوهر به گونه اي عمل كند كه رضايت و خوشنودي شوهر جلب شود (مجلسی، ۱۴۰۳).

بنابراين حُسن معاشرت حق و وظيفه طرفين است، از ناحيه زن، زن بايد با شوهرش به نيكويي معاشرت كند و با اخلاق خوش و چهرة بشاش برخورد كند. اسلام، افراد را به احسان كردن به خانواده ,دعوت مي كند و هرچه را به بنيان خانواده زيان برساند حرام مي داند. خداوند مي فرمايد: « وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ [1]» با همسرتان خوش رفتاري كنيد و نيز مي فرمايد: « وَلَا تُضَارُّوهُنَّ لِتُضَيِّقُوا عَلَيْهِنَّ [2]» به زنان زيان وارد نسازيد كه زندگي برايشان سخت شود. همچنين پيامبرˆ فرمودند: « خيرُكُم خيرُكُم لاَهله وَ انا خيرُكُم لاَهلي » بهترين شما بهترين كس براي خانواده اش هست، و من براي خانواده ام بهترينم (عاملی، ۱۳۷۶).

اسلام بر ديباچة كتاب زناشويي سرلوحه اي از مهر و محبت نگاشته است، طرفين اين معامله مهم اجتماعي را دو دل رئوف و دو قلب مهربان قرار داده، آفرينش زن و مرد را يكسان و از خمير واحدي اعلام كرده: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفُسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا [3]» «اي مردم از پروردگارتان بترسيد، آن خدايي كه شما را از نفس واحده اي آفريد و از همان نفس واحده همسرش را بيافريد».

 

3-8- مرز میان حسن معاشرت و سوءمعاشرت

صمیمیت یکی از ويژگی هاي رابطه زوجین است. رابطه اي که با خود افشایی واقعی و درك شخص دیگر در مشارکتی برابر تعریف می شود. صمیمیت میزان نزدیکی و حمایتی است که هر عضو احساس و بیان می کند. البته، مرز بین حسن معاشرت و سوءمعاشرت، دقیقا تعیین نشده است. اما به طور کلی می توان گفت خروج از این مرز و تغییر آن به سمت سوءمعاشرت، زوجه را مصداق نشوز قرار می دهد و در چنین موضعی، نفقه او ساقط می شود.

در جایی که  زوج از حد معروف خارج شده و اعمال و رفتار او عنوان سوءمعاشرت به خود بگیرد، تا حدی که ادامه زندگی مشترک را برای وی غیر ممکن گرداند، همسر می تواند برای اخذ حکم طلاق به محکمه مراجعه کند. از آن جا که احکام قانون مدنی در باب نکاح و طلاق منبعث از دستورات دین مبین اسلام است، قانونگذار ضمن ملحوظ نظر قرار دادن دستور آیه 19 سوره مبارکه نساء، به زوجین متذکر می شود که ازدواج و زناشویی صرف نظر از قواعد الزامات قانونی، نیازمند رعایت اصول والای اخلاقی و دینی است و بدون در نظر گرفتن این اصول اخلاق و دینی، زندگی مشترک به سر منزل مقصود نخواهد رسید.

قرآن کریم حسن معاشرت را اصل حاکم بر روابط زوجین می داند و 39 آیه در قرآن لفظ معروف را که نماد معاشرت زوجین در کانون خانواده است، تکرار می کند.لذا اصل معروف موازنه ای را در نظام خانوادگی برقرار می سازد و معاشرت به معروف و معاضدت و تشیید همان چیزی است که قوانین جمهوری اسلامی ایران زوجین را ملزم به رعایت آن می کند. حسن معاشرت، تبلور حاکمیت اصل معروف در زندگی است که مایه استحکام بنیان خانواده است. بنابراين عمل به معروف بر تمامی ارتباطات زوجین و حتی نحوه ارتباط والدین با کودک سایه انداخته است. از مصادیق اصل معروف در نظام حقوقی خانواده می توان به تامین نفقه زوجه و طفل، رعایت معروف در حین طلاق و پرداخت حقوق زوجه بعد از طلاق، عمل به معروف و رعایت حسن معاشرت از سوی زوج و زوجه را که در تحکیم مبانی خانواده نقش به سزایی دارد، نام برد و از آنجا که خانواده مهم ترین تجلی گاه اصل معروف است، خداوند متعال زوجین را به رعایت این اصل توصیه می کند و همواره ایشان را به کسب فضایل در روابط مشترک دعوت می کند.

[1]  سورة نساء، آيه 19

[2]  سوره طلاق، آيه7

[3]  سورة نساء، آيه 1

دانلود از لینک زیر :

ترسیم ابعاد کارکردی خانواده در آموزه‌های قرآنی (چرایی خانواده اسلامی)

برای حفظ خصوصیات مهم سیستم به ویژه کلیت و سازمان، بهترین منبع احصاء اهداف سیستم به عنوان برون داد، همان منبعی است که درون داد ها از آن استخراج شده اند؛ زیرا در صورت متفاوت بودن این دو، روند سیستم دچار مشکلات جدی خواهد شد. بنابراین لازم است بین ساختار و کارکرد هر سیستم، سنخیت لحاظ شود. لذا آموزه های قرآنی هم چنان که منبع بدست آوردن صفات ساختاری در نظر گرفته شد، بهترین منبع بدست آوردن کارکرد های خانواده نیز می باشند. در اینصورت است که بین درون داد های اسلامی و برون داد ها یگانگی و وحدت وجود داشته و می توان ادعا نمود که صفات بر شمرده، شایستگی تسهیل گری و مدد رسانی سیستم برای رسیدن به اهداف اسلامی را دارند.

هم چنان که در فصل دوم بیان شد مصادیق کارکرد ها و اهداف بطور کامل بر یکدیگر منطبق نیستند. زیرا اصطلاح کارکرد ها شامل نتایج مثبت و منفی و نیز آشکار و پنهان است. درحالی که اهداف فقط به غایات مثبت و آشکار اطلاق می شود. از سوی دیگر کارکرد ها به نتایج تحقق یافته اختصاص دارد درحالی که اهداف ممکن است تحقق خارجی نیابند. لیکن در اینجا کارکرد های مثبت خانواده مدنظر می باشد.

کارکرد گزاره ناظر به بیان اثر و نتیجه مطلوب (مورد انتظار) از فعالیت نظام (یا زیر نظام) که برای تحقق غایت و انجام رسالت هر یک از عوامل و نهاد های تربیتی ضروری باشند.

به منظور وضوح و انسجام مطالب و جلوگیری از پراکندگی، نظریات برخی اندیشمندان در ذیل کارکرد مربوطه بیان خواهد گردید.

4-15. کارکرد های خانواده با نگرشی اسلامی

آموزه های دینی و از جمله، آیات قرآنی با ادبیات و زبان خاص خود بر کارکرد خانواده– به ویژه والدین، به عنوان دو عنصر اصلی شکل دهنده، صیانت گر و تداوم بخش نهاد خانواده – اهتمام افزون ورزیده و کارکرد اعضا را در حراست از کیان خانواده، بسیار مهم و تعیین کننده قلمداد کرده است.

در دیدگاه اسلامی کارکرد های مطرح شده در فصل دوم واقعیاتی مفروض تلقی می شوند و ازجهت ارزشی نیز برخورد اسلام با بیشتر این کارکرد ها تاییدی است. البته انعطاف پذیری الگوی اسلامی، امکان انطباق یافتن آن بابسیاری ازتغییرات فرهنگی واجتماعی رافراهم می اورد. در این بینش، کارکرد های دیگری نیزعلاوه برمواردفوق وجودداردکه هرچند به صورت مدون وصریح بیان نشده است لیکن با بررسی آیات وتفاسیر می توان به آن ها دست یافت. بخشی از مهمترین کارکرد های خانواده که بر پیوست و گسست آن نیز تاثیر جدی بر جای می گذارد، با الهام از متون دینی به ویژه قرآن کریم را می توان چنین برشمرد.

4-15-1.  آرامش روانی

بشر از ابتدا به دنبال کسب آرامش بوده و هست. آرامش جویی در نهاد بشر باعث ثبات او و لذت از زندگی است و اصولا زندگی بدون آرامش برای انسان معنایی پیدا نمی کند.

در یک نگاه، آرامش را به دو بخش آرامش حقیقی و آرامش کاذب و به عبارتی آرامش کوتاه مدت و آرامش دایمی می توان تقسیم نمود. توجه خاصی که اسلام به روابط درون خانواده داشته و توصیه های اساسی و حیاتی که برای بقای آن مقرر داشته است، باعث بوجود آمدن آرامش حقیقی و دایمی خواهد بود.

از هدف های مهم ازدواج، تحصیل آرامش روانی و سکون قلبی هر دو فرد در سآیه برقراری روابط عاطفی و اجتماعی بسیار نزدیک آن ها به هم است. در قرآن کریم فلسفه ازدواج و تشکیل خانواده اینگونه بیان شده است وَ مِنْ آیاتهِ آن خَلَقَ لَكُمْ مِنْ انْفُسِكُمْ ازْواجا لِتَسْكُنُوا الَی ها وَ جَعَلَ بَینَكُمْ مَوَدَّه وَ رَحْمَه آن فی‏ ذلِكَ لَایاتٍ لِقَوْمٍ یتَفَكَّرُون (21 روم) و از آیات الهى است كه از جنس خودتان براى شما همسرانى آفرید تا به وسیله آنان آرامش یابید و بین شما مودّت و رحمت قرار داد كه در این كار، نشانه‏هایى براى اهل تفكّر هست.

در لابلای آیات قرآن مهم ترین فلسفه ای که برای ازدواج بیان شده، آرامش یابی است، هر چند موارد دیگری مانند تداوم نسل نیز از آثار ازدواج شمرده شده، یگانه موردی که با «لام تعلیل» آمده عبارت «لِتَسْكُنُوا الَی ها »است (روم، 21) از اهداف آفرینش زن و مرد رسیدن به آرامشی است که این دو در ارتباط با هم خواهند بود. این آیه با عبارت «لِتَسْكُنُوا الَیها» هدف از ازدواج را آرامش بخشی و تسکین جان آدمی بیان می دارد. این آرامش از چند عامل بر می خیزد:

نخست؛ تشابه هر دو در جنبه جسمانی، روانی که چیزی بیش از هم نوعی آن هاست.

دوم؛ تفاوت های جسمانی، روانی، که سبب جذب آن دو به یکدیگر و انس گرفتن آنان با یکدیگر می شود. افزون بر این، زمینه مکمل بودن شخصیت آن ها برای یکدیگر را فراهم می کند. تشابه و مکمل بودن نیازها، دو عامل مهم در جاذبه میان فردی است (اذربایجانی ودیگران، 1382) بیشتر مفسران به این دو عامل مهم، در تفسیر رابطه آرامش بخش زن وشوهر تصریح کرده اند[1].

عامل سوم؛ نیاز پیوند جویی در انسان است. هر یک از زن و مرد، محرک مثبت برای یکدیگر به شمار می روند. هنگام بروز مشکلات همراه و رفیق و حامی عاطفی یکدیگرند با پیوند به هم، ناراحتی ناشی از عدم اطمینان به آینده را کاهش می دهند و در رابطه آن ها با یکدیگر نیاز به توجه در ضمن ستایش و تمجید یکدیگر براورده می شود.

هریک از زن و مرد با ویژگی های جسمی و روانی خاصی پدید آمده اند که بدون ارتباط با هم آرامش تحقق نمی یابدآرامش جویی در نهاد بشر باعث ثبات اوو لذت از زندگی است و اصولا زندگی بدون آرامش برای انسان معنایی پیدا نمی کند.

بررسی وضعیت روانی افراد (دختر و پسر) پیش از ازدواج، چگونگی تاثیرگذاری ازدواج در آرامش روانی را آشکار می کند. فرد در استانه ازدواج، در اثر نیاز های جنسی به نوعی دچار ناارامی و اضطراب است و دوستی های دوره جوانی نمی تواند آرامش مطلوب را فراهم کند از سوی دیگر، رفتار های جنسی خارج از چهار چوب ازدواج قانونی، اهمیت محبت و عواطف متقابل در سآیه ازدواج را بیشتر کرده است. به گونه ای که نیاز به مهر ومحبت و داشتن شریک و همراه در زندگی از مهم ترین انگیزه های ازدواج است[2].

گویا محبت به هم احساسی لازم برای زندگی و غم خواری و پذیرش هم در تجربه های زندگی امری ضروری است. (بورنستین، 1380) كششهای احساسات متعارض و درعین حال قوی جوانی را چیزی مانند ازدواج حل كننده و آرامش دهنده نیست. (رشید، ج 9، 1303)

و چنان چه گذشت، آیات قرآن نیز بر سكونت و آرامش بخشی ازدواج تصریح دارد. در واقع می توان گفت در میان انسان ها، نزدیك ترین رابطه عاطفی، میان زن وشوهر برقرار می شود و همین رابطه در كاهش نگرانی ها، اضطراب ها و اشفتگی ها نقش اساسی دارد، بطوریكه خانواده منبع مهمی برای تامین حمایت روانی و عملی در مقابله با تنش شناخته شده است. (مظاهری و دیگران، 1382)

نقش روابط زن وشوهر وقتی روشن ترمی شود كه تاثیر فقدان یا آسیب به این روابط را مشاهده كنیم. در میان حوادث استرس زا، شدیدترین استرس ها در اثر ضربه و از هم گسیختگی روابط خانوادگی پدید می اید بطوری كه مرگ همسر 100، طلاق 73، زندگی جدا از همسر65 و تغییر عمده در روابط در اثر مشاجرات خانوادگی 35درجه تنیدگی به دنبال دارد. هر محرکی که در انسان ایجاد تنش کند، استرس زا یا عامل تنیدگی نامیده می شود (دیماتیو، 1378) همسر می تواند بزرگ ترین منبع رضایت باشد و رضایت زناشویی با نبود افسردگی رابطه نزدیكی دارد.

بر این اساس، از بهترین راه های مقابله با استرس برقراری روابط مناسب و رضایت بخش بین زن و شوهر است هنگام نیاز به حمایت اجتماعی نیز، زن و شوهر می توانند مهمترین یاور یكدیگر باشند. مطالعات نشان می دهد كه كمك مالی، حمایت عاطفی و همكاری سه عامل مهم رضایت در زندگی خانوادگی است هر چند دو عامل اول مهم تر اعلام شده است. (ارگیل، 1382)

بخش دیگری از جلوه های عاطفی كه همراه با آرامش روانی است. در ارتباط دوسویه میان والدین و فرزندان صورت می گیرد. بیشتر والدین شادی را به عنوان یك مزیت از كودكانشان دریافت می كنند و معمولا كودكان و والدین با هم می خندند. در واقع بدین گونه است كه خانواده به عنوان محملی برای ظهور عواطف و پیوند اجتماعی انسانی، زمینه ساز بسیار مطلوبی برای حصول دلبستگی، انس و آرامش است.

همچنین در تبیین آیه فوق اینچنین بیان شده كه هر یك از دو فرد، فی نفسه ناقص و محتاج به طرف دیگر است و به خاطر همین نقص و احتیاج است كه هر یك به سوی دیگری حركت می كند و چون بدان رسید ارام می شود و از مجموع آن دو واحدی تام و تمام درست می شود، چون هر ناقصی مشتاق به كمال است و هر محتاجی مایل به زوال حاجت و فقر خویش می باشد. (طباطبایی، ج 16، 1374)

طبق مبانی حكمت متعالیه، شوق و علاقه میان دو چیز، پیوند خاص وجودی است و چون حقیقت هستی دارای مراتب تشكیكی است، اشتیاق و كشش در تمام ذرات هستی وجود دارد و نیز هر مرتبه از هستی، حكم خاص همان در جه را داراست. گاهی به صورت جذب و دفع در نهاد گوهرهای كانی ظهور دارد و زمانی به صورت اخذ و اعطادر گیاهای رستنی جلوه می نماید و هنگامی به شكل شهوت و غضب در حیوان های تربیت نشده پدید می اید و گاهی به صورت میل و نفرت در حیوان های تربیت شده و برخی از افراد تربیت نشده انسانی ظهور می كند و انگاه فاصله های طولانی را می پیماید تا به صورت تولی و تبری و حب فی الله و بغض فی الله تجلی نماید. (جوادی آملی، 1391)

راستی ایا راز آفرینش زن و مرد، سر گرایش این دو به هم، انگیزه تاسیس خانواده و تربیت انسان كامل، گرایش جنسی است كه هدفی جز اطفاء نایره شهوت ندارد و در حیوانات وحشی نیز بیش از انسان یافت می شود و جاهلیت جدید چونان جاهلیت كهن به آن دامن می زند؟ یا راز انعطاف زن و مرد، هدف تشكیل حوزه رحامت و پرورش مسجود فرشتگان و جلوه خلیفه الهی و جامع جلال و جمال و همه اسمای خداوندی، گرایش عقلی و مهر قلبی و انس اسمایی است تا بتواند ملایكه تربیت نماید و فرشتگان فراوانی را به خدمت گیرد و راز بسیاری از اسرار آفرینش را بگشاید؟ چون گرایش جنسی در حیوان های نر و ماده نیز یافت می شود و درباره آفرینش حیوان ماده، انگیزه ویژه ای جز همان راز عمومی خلفت و كیفیت خلق زوجین از هر جنس گیاهی و حیوانی، مطرح نیست. هدف آرامش زن و مرد است نه گرایش غریزی و اطفاء نایره شهوت، و خداوند اصالت را در ایجاد این آرامش به زن داده و او را در این امر روانی، اصل دانسته و مرد را مجذوب مهر زن معرفی كرده است ضمن آن كه حقیقت هر دو را یك گوهر دانسته و هیچ امتیازی از لحاظ مبدا قابلی آفرینش، میان آن دو قائل نشده است. (اعراف، 189)

نفس واحده در آیه بالا همان حقیقت و گوهر واحد است یعنی مبدا قابلی همه شما انسان ها یك حقیقت است و در این امر، هیچ فرقی بین زن و مرد نیست.

تحلیل عمیق این مطلب، مرهون تبین مبادی تصوری و پذیرش مبادی تصدیقی و مهم ترین مبادی تصوری بیان یاد شده، تمایز بین مهر عاطفی و انس عقلی و میان گرایش غریزی و شهوت حیوانی است تا روشن گردد اساس خانواده بر محور دوستی انسانی و عقلی است. (همان)

عجیب است كه بعضی از افراد نمی توانند میان شهوت و رافت فرق بگذارند، خیال كرده اند چیزی كه زوجین را به یكدیگر پیوند می دهد منحصرا طمع و شهوت است، حس استخدام و بهره برداری است، همان چیزی است كه انسان را با ماكولات، مشروبات، ملبوسات و مركوبات پیوند می دهد آن ها نمی دانند كه در خلقت و طبیعت علاوه بر خودخواهی و منفعت طلبی، علایق دیگری هم هست آن علایق ناشی از خودخواهی نیست از علاقه مستقیم به غیر ناشی می شود این افراد گمان كرده اند كه فقط شهوت است كه مرد وزن را به یكدیگر پیوند می دهد در صورتیكه پیوندی بالاتر از شهوت است كه پایه وحدت زوجین را تشكیل می دهد. (مطهری، 1386)

به هر حال این آرامش و سكونت هم از نظر جسمی و هم از نظر روحی و هم از جنبه فردی و اجتماعی است.

هنگامی كه فرد از مرحله تجرد گام به مرحله زندگی خانوادگی می گذارد شخصیت تازه ای در خود می یابد و احساس مسوولیت بیشتری می كند كه به احساس آرامش در سآیه ازدواج منجر می گردد.

در قرآن كریم چنانكه پیش تر گفته شد بر محبت و پیوند زنان و مردان به یكدیگر، نام رحمت و مودت نهاده شده و در شمار آیات و نشانه های الهی، جای گرفته است. و از آنجا كه ادامه این پیوند در میان همسران خصوصا و در میان همه انسان ها عموما نیاز به یك جاذبه و كشش قلبی و روحانی داردبه دنبال آن اضافه می كند و در میان شما مودت وو رحمت افرید.

كلمه «مودت» تقریبا به معنای محبتی است كه اثرش در مقام عمل ظاهر باشد، در نتیجه نسبت مودت به محبت نسبت خضوع است به خشوع [3]و «رحمت» به معنای نوعی تاثیر نفسانی است كه از مشاهده محرومیت محرومی كه كمال را ندارد و محتاج به رفع نقص است، در دل پدید می اید و صاحبدل را وادار می كند به اینكه در مقام براید و او را از محرومیت نجات داده و نقصش را رفع كند. یك از روشن ترین جلوه گاه ها و موارد خودنمایی مودت و رحمت، جامعه كوچك خانواده است چون همسران در محبت و مودت ملازم یكدیگرند. [4] همچنین واژه مودت به معنای دوست داشتن و رحمت، به معنای رقت قلب و مهربانی نیزآمده است. در لسان العرب آمده است که رحمت به معنای رقت و مهربانی كردن است و به همین معناست مرحمت. (ابن منظور،1414)

در آیه شریفه فوق، مودت و رحمت میان زن و شوهر دو طرفه دانسته شده و این بدان معناست كه هر یك از این دو، در ژرفای وجود خویش نیاز به مهربانی و شفقت ورزی از جانب دیگری را نهفته دارد واین نیاز، تنها با تشكیل خانواده لبریز از محبت، براورده می شود. پس در تشكیل خانواده، تنها رفع نیاز جنسی، مطلوب و مورد نظر نیست، بلكه افزون بر رفع نیاز، نوعی نیاز به احسان و عطوفت از هر دو جانب زوجین نسبت به دیگری وجود دارد كه منت گذاری و تلخ كامی را، از همكاری، تعامل و رفع نیاز دو طرف از سوی دیگری پیرایش می كند و هر دو جانب از این رفع نیاز احساس شادمانی و خوشی می كند بی آن كه هر گونه تلاش و تحمل رنج در این راه بتواند او را دچار ملال و خستگی كند. پس هدف از ازدواج، تنها ارضای غریزه جنسی نیست بلكه رسیدن به یك آرامش جسمی و روانی است.

مساله مودت و رحمت در حقیقت چسب مصالح ساختمانی جامعه انسانی است چرا كه جامعه از فردفرد انسان ها تشكیل شده همچون ساختمان عظیم و پرشكوهی كه از اجر ها و قطعات سنگ ها تشكیل می گردد. اگر این افراد پراكنده و آن اجزا مختلف، با هم ارتباط و پیوند پیدا نكنند جامعه یا ساختمانی بوجود نخواهد آمد. و آن كه انسان را برای زندگی اجتماعی آفریده این پیوند و ربط ضروری را نیز در جان او ایجاد كرده است.

از آنجا که ازدواج مبادله روح با روح و عقد ازدواج، پیمان رحمت و مودت است، نه پیمان مالك شدن جسم در بذل مال، از همین رهگذر، فقیهان گفته اند كه عقد ازدواج به عبادت نزدیك تر است تا داد وستد های مالی و بر همین مبناست كه عقد ازدواج را با نام خدا و بر پایه كتاب خدا و سنت رسول خدا جاری می كنند. (مغنیه، ج3، 1424)

در بینش اسلامی، از انجایی که خانواده محل رشد و بالندگی استعدادها، بروز خلاقیت ها، مهد تربیت انسان ها و سرچشمه محبت و عاطفه است همچون یک کارخانه انسان سازی است که بنای آن برالفت، همدلی و همدمی استوار بوده، و روابط آن بر مودت و رحمت پایه گذاری شده است.

فرق میان مودت و رحمت ممكن است از جهات مختلفی باشد: 1) مودت انگیزه ارتباط در آغاز كار است اما در پایان كه یكی از دو همسر ممكن است ضعیف و ناتوان گردد و قادر بر خدمتی نباشد رحمت جای آن را می گیرد. 2) مودت در مورد بزرگتر ها است كه میتوانند نسبت به هم خدمت كنند اما كودكان و فرزندان كوچك در سآیه رحمت پرورش می یابند. 3) مودت غالبا جنبه متقابل دارد. اما رحمت یك جانبه و ایثار گرانه است زیرا برای بقا یك جامعه گاه خدمات متقابل لازم است كه سرچشمه آن مودت است و گاه خدمات بلا عوض كه نیاز به ایثار و رحمت دارد. (مکارم شیرازی، ج 16، 1373) مودت و رحمت هر دو با هم كار ساز است. مودت بدون رحمت و خدمت به سردی كشیده می شود و رحمت بدون مودت نیز دوام ندارد.

بدین سان كانون خانواده از آن روی كه بزم محبت و مودت است، اكسیر ارام بخشی، اضطراب پیرایی و «سكن» بودن برای هر دو همسر را در خود دارد. ره یافتن به این واقعیت كاركردی خانواده، اشكارا اعتراف به این واقعیت نیز هست كه هر گاه خانواده از محبت و مودت تهی گردد، شالوده آن سست و لغزنده می شود و هران احتمال فروپاشی و گسست آن می رود. سزاوار است كه سنگ بناهای آغازین بنیاد خانواده، بر شالوده محبت و دوستی ها، و نه شور غرایز عشق نما و زود گذر شهوانی، گذاشته شود چنانكه در فراز و فرود زندگی زناشویی نیز این اكسیر بقا و پایداری، نه تنها باید مصون و محفوظ بماند كه بر اثر اخلاق كریمانه و آشنای دو همسر نسبت به یكدیگر و تولد فرزندان، این محبت و دوستی ریشه دار و راسخ تر گردد. تا بنای قدسی خانواده استحكام بیشتری بیابد.

با تامل در مضمون آیه (21 سوره روم) كه در آغاز بحث بدان اشاره شد به نظر می رسد این آیه از یك سو به آرامش روانی همسران به عنوان هدف ازدواج و از سوی دیگر به دوستی و مهربانی، به عنوان كاركرد آن اشاره دارد، زیرا در مورد اول از حرف لام غایت استفاده شده كه بر هدف آفرینش همسران دلالت دارد و در مورد دوم فعل «جعل» به خداوند اسناد داده شده كه حاكی از تحقق عینی این كاركرد است البته، با توجه به واقعیات خانوادگی، روشن است كه این آیه شریف، دلالت بر علیت تامه ندارد، بلكه در مقام بیان این مطلب است كه خداوند متعال به صورت اقتضایی، تمهیدات لازم را برای رسیدن به همسران خشنودی عاطفی در خانواده فراهم كرده است و از این رو، تحقق عینی این كاركرد در گرو بودن شرایط و نبودن موانع است.

اینكه از مودت و رحمت به عنوان جعل الهی یاد شده است بدین معناست كه خداوند متعال آن را میان همسران برقرار می سازد زیرا مودت و رحمت پیوند قلب هاست و جز از خداوند برنمی اید. که البته به معنای نقش نداشتن همسران در این زمینه نیست (پسندیده، 1389) آنان به اندازه خود و در طول خواست الهی وظیفه ای دارند كه باید انجام دهند تا چرخه محبت تكمیل گردد.

بنابراین تحقق مودت و رحمت، تركیبی از خدا وهمسران است كه به نحو طولی تنظیم می شود. براساس منابع اسلامی چگونگی بنا نهادن«ساختار خانواده» نقش اساسی و بی بدیل در تحقق مودت و رحمت دارد و تحقق آن نیز تضمین كننده یك زندگی بالنده و همراه با رضامندی و خرسندی است.

تاكید افزون متون دینی در تعامل و معاشرت كریمانه و صمیمی زن و شوهر با یكدیگر را می توان ناظر بر این موضوع اساسی قلمداد كرد. سنت اسلامی، كمترین رفتار و سخنی را كه از آن بوی بی مهری استشمام شود، از زن بر شوهر و از شوهر بر زن شایسته نمی داند و آن را ناپسند می شمارد.[5]

اسلام علاوه بر تایید این روحیه، از طریق ظرفیت های اعتقادی و ایمانی، درصد تقویت آن برآمده است.

قرآن شفقت نسبت به خانواده را از ویژگی های اهل بهشت می داند و اینگونه به تصویر می کشد: «قالُوا انَّا كُنَّا قَبْلُ فی‏ اهْلِنا مُشْفِقینَ (26) فَمَنَّ اللَّهُ عَلَینا وَ وَقانا عَذابَ السَّمُومِ (27) انَّا كُنَّا مِنْ قَبْلُ نَدْعُوهُ انَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحیمُ (28) » (طور، 28-26)؛ «مى‏گویند ما در میان خانواده خود خدا ترس بودیم. در نتیجه، خدا بر ما منت گذارده و ما را از عذاب كشنده حفظ فرموده است. ما از پیش او را مى‏خواندیم كه او نیك و مهربان است.»

بهشتیان غرق نعمات الهی و لذت های جاودانه و بی نقص بهشتی با هم گفت و گو می كنند از اینكه چطور شد به بهشت آمدند می گویند: ما پیش از این در دنیا با خانواده خویش مشفق بودیم.

4-15-2. رشد و تكامل فردی

تجربه های همسر شدن و پس از آن پدر یا مادر شدن، نوعی كمال شخصیت محسوب می شود این تجربه ها موجب می شود فرد، دیگران را بخشی از وجود خود احساس كند كه این نوعی توسعه خویشتن است. (آیت اللهی ودیگران، 1391) حركت از خود میان بینی به سوی میان واگرایی، در سیر تحول كودك دلیل تحول شخص به مرحله بالاتر می باشد. (منصور، 1374)

در ازدواج نیز فرد از خود میان بینی به سوی میان واگرایی حركت می كند. ایثار و فداكاری فرد برای همسر و فرزندانش، تجلی این سیر تحولی است. [6] افراد انسانی پس از بلوغ، ضمن آن كه خواهان رسیدن به استقلال فكری اند به ازدواج تمایل می یابند تا در كنار همسری شایسته، اسباب رشد و تكامل خود را فراهم سازند بی شك به دلیل تشویق ها، حمایت ها و كمك های زن و شوهر نسبت به یكدیگر، فرد احساس مسوولیت بیشتر می كند؛ استقلال می یابد؛ زندگی اش هدف دار می شود و از ثمرات تلاش خود بهره مند می گردد. (نوابی نژاد، 1386)

یکی از مهم ترین علل سنت بودن و استحباب ازدواج از نظر اسلام انست که هر مقدار الفت زوجین به یكدیگر بیشتر شود یك قدم از خود فردی، خارج شده اند یعنی منیت را كنار گذاشته اند. تجربه نشان داده افرادی كه مجرد زندگی كرده اند و به خاطر هدف های معنوی نخواستند ازدواج كنند، در تمام عمر یك نوع خامی در آن ها وجود داشته است. زیرا این ازدواج است كه سبب كمال آدمی است. آن ها كه پشت پا به این سنت الهی می زنند وجود ناقصی دارند چرا كه یك مرحله تكاملی آن ها متوقف شده (مگر آن كه به راستی شرایط خاص و ضرورتی ایجاب تجرد كند).

امام رضا (ع) فرمود: زنی در نزد جدم، امام باقر عرض كرد كه من دنیا را ترك كرده ام و هرگز نمی خواهم ازدواج كنم. حضرت پرسیدند: چرا؟ او گفت: در پی كسب فضیلتم حضرت فرمود: دست بردار! اگر در این كار فضیلتی بود، فاطمه (س) از تو سزاورتر به آن بود. هیچ كس نیست كه در فضیلت بر او سبقت گیرد. (مجلسی، ج103، 1403)

همچنین در تبیینی دیگر، ثمره ازدواج علاقمند شدن به سرنوشت دیگران را می توان اینگونه بیان نمود که یك خصایص اخلاقی هست كه جز در مكتب تشكیل خانواده، انسان در جای دیگر نمی تواند كسب كند؛ یعنی یك نوع علاقه مند شدن به سرنوشت دیگران، تا انسان ازدواج نکرده باشد و دارای فرزند نشده باشد و آن فرزند شدیدا عواطف او را تحریك نكند و بعد هم در مواقعی كه فرزند وی مریض می شود او را به هیجان نیاورد یا مثلا لبخند وی در او اثر نگذارد، او با خواندن كتاب، با مطالعه كردن كتاب نمی تواند به دیگران علاقه مند شود. اسلام برخلاف مسیحیت ازدواج را نوعی خارج شدن از خود طبیعی فردی می داند و توسعه پیدا كردن شخصیت است. (اسکندری، 1381) که دران، وقتی فردمی خواهد كاری انجام دهد، برای من تنها نیست، آن من تبدیل به ما می شود بطوری كه انسان آن قدر كه به سرنوشت خانواده علاقه مند می شود، به سرنوشت شخص خودش توجه ندارد و رنج می برد تا آن ها در اسایش باشند.

از آثار مهم ازدواج رشد کمال معنوی زن و شوهر نیز می باشد. در کلمات اولیای دین (ع) تصریح شده است كه فرد با ازدواج نیمی از دین خود را كامل می كند. (حر العاملی، ج14، 1414) و ارزش اعمال عبادی او چندین برابر افراد مجرد می شود. (همان) حفظ اخلاق و عفت علاوه بر بالا بردن درجه معنوی فرد، شخصیت وی را نیز رشد می دهد. [7]

مراد بندگان رحمان از اینكه در دعای خود درخواست می كنند همسران و ذریه شان قره عین ایشان باشند این است كه موفق به طاعت خدا واجتناب از معصیت او شوند و در نتیجه از عمل صالح آنان، چشم ایشان روشن گردد. بندگان رحمان همسر و ذریه ای را دوست دارند كه بنده خدا باشند. وَ الَّذینَ یقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ ازْواجِنا وَ ذُرِّیاتِنا قُرَّه اعْینٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقینَ (فرقان، 74) همان ‏افرادی كه مى‏گویند: پروردگارا! ازهمسران ما فرزندانى به ما عنایت كن كه باعث روشنى چشم ما گردند و ما را براى اهل تقوا پیشوا قرار ده.

4-15-3. مراقبت و حمایت

4-15-3-1. مراقبت

ناتوانی نوزاد انسان در محافظت از خود، كه برخلاف بسیاری از گونه های حیوانی تا چند سال پس از تولدش ادامه می یابد، مراقبت فیزیكی از كودك را در راستای تداوم نسل بشر، ضروری ساخته است.

افزون بر آن، عجز و ناتوانی انسان در دوران سالخوردگی كه بسیاری از افراد در چرخه حیاتی خود با آن روبرو می شوند و نیز، ناتوانایی های ناشی از نقص عضو یا بیماری، ضرورت و اهمیت موضوع مراقبت را دو چندان می سازد. مسوولیت قانونی و اخلاقی ایفای این مهم در طول تاریخ بر عهده خانواده ها بوده است. حتی در جوامع صنعتی معاصر كه برای حمایت از افراد ناتوان، برنامه های رفاهی متنوعی به اجرا درآمده است، قانون از والدین می خواهد كه از اولادشان به گونه ای مناسب حمایت كنند و دولت تنها زمانی این مسوولیت را بر عهده می گیرد كه والدین ناتوانی خود را از ایفای آن، به اثبات رسانند، یا اینكه اصلا والدین موجود یا در دسترس نباشند. (استکس، 1989)

در ارتباط با موضوع حفظ فرزندان و مراقبت از آنان، نخستین نکته در خور توجه، تاکید فراوان اسلام بر حق حیات آنان است. روشن است که همگان در برابر این حق مسوولیت دارند اما با توجه به رواج پدیده اسف بار فرزند کشی در دوران جاهلیت، متون دینی عمدتا والدین را در این جهت مورد خطاب قرار داده اند. بر حسب آیه (اسراء، 31) والدین از کشتن فرزندان به دلیل تنگدستی نهی شده اند و چنین اقدامی خطای بزرگ نامیده شده است. (انعام، 151) و این اقدام عملی نابخردانه و موجب خسران معرفی شده است. (انعام، 140) آیه 12سوره مبارکه ممتحنه یکی از موارد بیعت نامه زمان با پیامبر خدا (ص) را لزوم اجتناب آنان از کشتن فرزندان قرار داده است.

آمار های تکان دهند سقط جنین در دوران معاصر از این واقعیت پرده برداشته اند که جاهلیت جدید در زمینه فرزند کشی گوی سبقت را از جاهلیت قدیم ربوده است. [8]

در الگویی كه اسلام در این زمینه ارائه داده، مراقبت خانوادگی بر مراقبت غیر خانوادگی و مراقبت مادرانه بر مراقبت بوسیله غیر مادر ترجیح داده شده است، هر چند این ترجیح ها به حد الزام نمی رسند. به موجب این الگو، در شرایط عادی مطلوب نیست كه شیوه های مراقبت نهادی، جایگزین مراقبت خانوادگی گردند؛ زیرا هیچ نهاد یا موسسه ای حتی در بهترین شرایط قادر نیست آن فضای ارتباطی عاطفی را پدید اورد كه در خانواده های طبیعی بین والدین و فرزندان می تواند شكل گیرد. با این حال انعطاف پذیری واقع بینانه دیدگاه اسلام در این مساله به پذیرش برخی شیوه های جایگزین مانند سپردن كودكان شیرخوار به دآیه ها و مشاركت خویشاوندان در تربیت فرزندان در شرایط خاص، منجر شده است.

از سوی دیگر، مادر به واسطه حمایتی كه از پدر به ویژه در قالب نفقه دریافت می كند، این امكان را به دست می آورد كه فارغ از دل مشغولی تامین معشیت به ایفای كاركرد مرقبت از فرزندان به نحو احسن بپردازد. شواهد قرآنی و روایی متعددی بر این الگوی تقسیم كار در خانواده دلالت دارند از جمله آیه شریفه 233 سوره مباركه بقره می فرماید: «الْوالِداتُ یرْضِعْنَ اوْلادَهُنَّ حَوْلَینِ كامِلَینِ لِمَنْ ارادَ آن یتِمَّ الرَّضاعَه وَ عَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ كِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لا تُكَلَّفُ نَفْسٌ الا وُسْعَ ها لا تُضَارَّ والِدَه بِوَلَدِ ها وَ لا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ وَ عَلَى الْوارِثِ مِثْلُ ذلِكَ فَانْ ارادا فِصالا عَنْ تَراضٍ مِنْهُما وَ تَشاوُرٍ فَلا جُناحَ عَلَیهِما وَ آن ارَدْتُمْ آن تَسْتَرْضِعُوا اوْلادَكُمْ فَلا جُناحَ عَلَیكُمْ اذا سَلَّمْتُمْ ما اتَیتُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا آن اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ بَصیرٌ ». (233بقره)

مادران، فرزندان خود را دو سال تمام شیر دهند. این براى كسى است كه بخواهد دوران شیرخوارگى را كامل كند و بر آن كسى كه فرزند برایش متولد شده لازم است خوراك و پوشاك آن ها را به شایستگى فراهم نماید و هیچ كس بیش از توانش تكلیف ندارد. مادر و پدر نباید به فرزند زیان برسانند و بر گردن وارث پدر نیز همین وظیفه است و اگر پدر و مادر با رضایت و مشورت یكدیگر بخواهند كودك را از شیر بگیرند، گناهى بر آن ها نیست و اگر بخواهید براى فرزندانتان دآیه بگیرید، گناهى بر شما نیست در صورتى كه حق گذشته مادر را به شایستگى بپردازید و از خدا بترسید زیرا خداوند به آن چه انجام مى‏دهید بیناست.

آیه فوق به روشنی بر اولویت ایفای نقش مادری از سوی مادران طبیعی دلالت می كند . و از سوی دیگر، وظیفه انفاق بر مادران را در طول دوره شیردهی بر عهده پدران قرار داده است.

برخلاف ادعای فمنیست ها، الگوی مراقبت مادرانه صرفا خاستگاه اجتماعی ندارد، بلكه ریشه در مبانی طبیعی دارد و اسلام نیز بر پایه همین مبانی طبیعی است كه این الگو را ترجیح داده و قواعد حقوقی متناسب با آن [9] را مقرر نموده است.

در مورد مراقبت از سالخوردگان نیز علیرغم تغییرات مهمی كه در سال های اخیر به وجود آمده، فرزندان هم چنان مسوولیت اصلی را بر عهده دارند. در 80 درصد موارد، هر گونه مراقبتی كه شخص سالخورده بدان نیاز دارد، از سوی خانواده اش تامین می شود و این به دلیل احساس تعهد نیرومندی است كه حتی در زمان سست بودن رابطه عاطفی والدین و فرزند، وجود دارد. البته در مورد مراقبت از سالمندان و بیماران، به نظر می رسد كاهش نقش خانواده در این زمینه و ایفای این نقش توسط نهادهای جایگزین كه از نیاز های زندگی شهری جدید است، احیانا به شیوه هایی صورت می گیرد كه با ارزش های اسلامی مانند لزوم احسان به والدین و خودداری از هر رفتار یا سخنی که باعث رنجش هر چند اندک آنان گردد ناسازگارند وَ قَضى‏ رَبُّكَ الا تَعْبُدُوا الا ایاهُ وَ بِالْوالِدَینِ احْسانا امَّا یبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ احَدُهُما اوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما افٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلا كَریما (23) وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَه وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّیانی‏ صَغیرا (24) (اسرا 23و24)؛ پروردگارت حكم قطعى كرده كه غیر او را بندگى نكنند و به پدر و مادر احسان نمایند چنان كه هر دو آن ها و یا یكى از آن ها پیر شدند، به آن ها حتى كلمه اف نگویید و یا بر سر آن ها فریاد نكشید و با اهنگى نرم و ملایم با آن ها سخن گویید. (23) همواره بالهاى تواضع خود را در برابرشان از روى محبت و رحمت بگشایید و بگویید: پروردگارا! به پدر و مادرم رحم كن همان گونه كه آن ها در كودكى مرا تربیت نمودند.

آثار منفی این شیوه ها بر شخصیت سالمندان و بیماران در درجه نخست و سست شدن انگیزه های فردی برای مراقبت پرورش فرزندان در درجه بعدی می تواند تا حدودی مخالفت اسلام با شیوه هایی از این دست را مدلل سازد.

شایان ذکر است که در بیان حکمت تاکید فراوان اسلام بر این وظیفه می توان گفت وجوب احسان به والدین بر مبنای قائده عقلی وجوب شکر منعم و به تعبیر قرآن، جزای احسان با احسان (الرحمن، 60) استوار است؛ زیرا همگان اذعان دارند که زحمت ها و رنج هایی که والدین در امر پرورش فرزندان خود متحمل می شوند از بی شایبه ترین نعمت هایی است که در جوامع بشری یافت می شود و از این رو، هیچ انسان منصفی در لزوم سپاس گذاری فرزندان نسبت به والدین تردید روا نمی دارد.

مهمترین شاخصه های احسان، مراقبت، حمایت، اطاعت، احترام و محبت می باشد.

4-15-3-2. حمایت

در طول تاریخ، خانواده همواره در جایگاه حامی و تامین کننده به اعضای خود خدمت کرده است. در برابر دشمنان، در برابر طبیعت، در برابر ارواح بدن ها و مهم تر از همه در برابر نیرو های هم آوای انسان های دیگر. نهادی که خانواده نامیده می شود در صورتی که به درستی حمایت شود دست کم تا حدی قدرت مراقبت از خود در برابر تهاجم های حقوقی سیاسی، درمانگرانه، فیزیکی یا اقتصادی را دارد.

کارکرد حمایتی خانواده اعم از حمایت اقتصادی، تامین پایگاه اجتماعی و کنترل اجتماعی است.

در خصوص حمایت اقتصادی خانواده، اسلام با ارائه مجموعه ای از توصیه های وجوبی و استحبابی، زمینه تحقق این کارکرد را فراهم کرده است. از یک سو والدین و فرزندان متقابلا به عنوان افراد واجب النفقه معرفی گردیده اند. بدین معنی که تامین هزینه های زندگی فرزندان در صورت نیازمندی بر عهده پدر (یا جد پدری) و با فقدان پدر بر عهده مادر است و مدرک فقهی آن همان ادله ای است که متقابلا انفاق برپدر و مادر نیازمند را جزء وظایف فرزند به شمار آورده اند و تامین هزینه های زندگی والدین در صورت نیازمندی بر عهده فرزندان است؛ [10] و حتی اجبار و الزام قانونی در این باره پیش بینی شده است[11]. از سوی دیگر تاکید فراوان بر ارزش هایی مانند احسان، تعاون بر کار های نیک و صله ارحام در معنای وسیع آن شامل کمک های مالی نیز می شود. ابعاد دیگر عنایت اسلام بر کارکرد حمایتی اقتصادی خانواده را به نمایش می گذارد. تحکیم هنجار های اسلامی یاد شده می تواند آثار منفی زندگی شهری جدید بر کارکرد حمایتی خانواده را تا حدودی خنثی سازد.

البته کارکرد اقتصادی در اشکال مختلف گاه ذیل عنوانی جداگانه از ره اورد های تشکیل خانواده محسوب می شود. زیرا خانواده همواره واحدی اقتصادی بوده که اعضای آن برای تامین نیاز های معیشتی مشترک با همکاری یکدیگر به کار تولیدی یا خدماتی می پرداخته اند، هر چند در جوامع معاصر کارکرد اقتصادی خانواده دستخوش تغییرات جدی شده و در نتیجه، شاهد تبدیل شدن خانواده به یک واحد مصرفی هستیم.

برخی اندیشمندان از اینکه در تحلیل های رایج از خانواده، واقعیت های مربوط به تجارت خانوادگی در نظر گرفته نمی شود. اظهار تعجب می نمایند درحالی که موتور تولید ثروت در جوامع صنعتی را واحد خانواده می دانند و معتقدند که ازدواج انگیزه بسیار قدرتمندی برای مردان ایجاد می کند تا تولید ثروت کنند و خانواده ها در صورتیکه برای آینده انگیزه داشته باشند، ثروت جاری بزرگی برای کل کشور تدارک می بینند. بنابراین شکستن قداست ازدواج و خانواده سبب بر هم زدن تجارت خانوادگی و در نتیجه درهم شکستن اقتصاد کشور آزاد است همان گونه که ازدواج سبب می شود مردان جوانی که به حال می اندیشند، انگیزه لازم جهت تولید ثروت برای آینده را بیابند، واحد خانواده نیز تمام جوامع را برای آینده دارای انگیزه می کند بدون چنین انگیزه ای جوامع در گنداب راکد منافع شخصی و ارضای نفس می پوسند. (گاردنر، 1386) یکی از عوامل مهم حفظ بقای خانواده هسته ای، تشریک مساعی اقتصادی براساس تقسیم کار بین زن و شوهر است. (فانون، 1361)

با توجه به اینکه برای رفع نیاز های مالی و معیشتی، گزینه های دیگری غیر از ازدواج و چه بسا بهتر و ساده تر از آن در دسترس افراد قرار دارد، در اسلام تاکید خاصی بر تامین نیاز های معیشتی به عنوان یک از اهداف اصلی ازدواج صورت نگرفته است و حداکثر می توان آن را هدفی فرعی در نظر گرفت. با اینحال اوضاع واقعی اغلب به این صورت است که زن و شوهر در تامین نیاز های معیشتی به یکدیگر وابسته می شوند و از این رو، می توان تامین نیاز های معیشتی را یکی از کارکرد های خانواده تلقی کرد.

متون دینی برخلاف واقعیت وعرف زندگی بشر امروزی و حتی عرف پذیرفته نزد اکثر مسلمانان- که نداشتن مسکن، درآمد ثابت و شغل و کار مشخص را از بهانه های ترک ازدواج و تجرد زیستن می انگارند- بر آن است که تشکیل خانواده، خود یکی از عوامل ر هایی از فقر و از جمله اسباب ثروتمندی و دسترسی به امکانات و رفاه بیشتر زندگی است. وَ انْكِحُوا الْایامى‏ مِنْكُمْ وَ الصَّالِحینَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ امایكُمْ آن یكُونُوا فُقَراءَ یغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلیم (نور، 32) و مردان و زنان بدون همسر را همسر دهید و نیز بردگان و كنیزان درستكار را به ازدواج دراورید. اگر فقیر باشید، خداوند شما را از جانب فضلش بى‏نیاز مى‏كند كه پروردگار وسعت بخش و اگاه است.

چنان که پیداست آیه شریفه در پی نمایاندن کارکرد اقتصادی خانواده است و تشکیل خانواده و ازدواج را در ثروت افزایی موثر می شناسد و با دو بیان موکد، براورده شدن نیاز های مالی خانواده را تضمین می کند.[12]

گذشته از تحلیل های دینی و باور به فضل و آمداد الهی، که فقر و ثروت، سلب و اعطای نعمت، در دست اوست، نقش ازدواج و تشکیل خانواده در ثروت افزایی را شاید بتوان از منظر عقلی بدین گونه ارزیابی کرد که فرد در حالت تجرد، امید و انگیزه کمتری برای کار، تلاش و جدیت دارد زیرا احساس مسوولیت تامین معاش نسبت به دیگری نمی کند. با تشکیل خانواده و به ویژه تولد فرزند تکلیف و احساس مسوولیت تازه ای برای هر یک از پدر و مادر پدید می اید و از آنجا که هر دو همسر، پیشرفت در رشد اقتصادی خود را در گرو تلاش یکدیگر می دانند و توفیقات و خوش بختی فرزند را نیز در گرو کار و فعالیت خود می بینند با تحمل هر گونه تلخی و مشقت در پی برآوردن نیاز های وی بر می ایند. چنین مسیری بطور طبیعی به رفاه و ثروت افزایی می انجآمد.

البته تشکیل خانواده الزاما به معنای ثروتمندی نیست، کانون خانواده تنها بستر و زمینه رشد اقتصادی را فراهم می اورد، اما شرایط و باید های دیگری همچون کار و تلاش پی گیر فکری، عقلی و جسمی لازم است، تا آن بستر ها و ظرفیت ها به فعلیت بنشیند حتی آمداد های الهی نیز در هر زمینه ای که باشد، از معبر اسباب و وسایط فیضان می یابد و نه جزاف و خارج از قانون مندی نظام هستی چنان که در آیه شریفه اشاره گردیده است وَانْ لَیسَ لِلْانسان الا ما سَعى‏ (39) ونیست براى انسان جز آن چه را باسعى و عمل به دست مى‏اورد.

[1] (زمخشری، 1407، ج 3) ؛ (رشید، ج 9، 1303) (طباطبایی، ج16، 1374)

[2]هر چند زندگی زن و مردی با هم، ممكن است زمینه محبت متقابل را تا حدی فراهم كند ولی از آنجا كه این امر در بسیاری از فرهنگ ها نابهنجار محسوب می شود و افزون بر آن، نوعی پیوند متزلزل است، به گونه ای كه هر یك از زن و مرد می توانند با شریك جنسی دیگر ارتباط داشته باشند، هیچ گاه نمی تواند زمینه مناسبی برای حمایت عاطفی و روانی زن و مرد از یكدیگر باشد.

 

[3]چون خضوع آن خشوعی را گویند كه در مقام عمل اثرش هویدا است به خلاف خشوع كه معنای نوعی تأثیر نفسانی است كه از مشاهده عظمت و كبریایی در دل پدید می آید

[4]و همسران با هم و مخصوصا زن، فرزندان كوچكتر را رحم می كنند، چون در آن ها ضعف و عجز مشاهده می كنند و می بینند كه طفل صغیرشان نمی تواند حوایج ضروری زندگی خود را تأمین كند. لذا آن محبت و مودت وادارشان می كند به اینكه در حفظ و حراست وتغذیه، لباس، منزل و تربیت او بكوشند، و اگر این رحمت نبود، نسل به كلی منقطع می شد و هرگز نوع بشر دوام نمی یافت. نظیر این مورد مودت و رحمتی است كه در جامعه بزرگ شهری و در میان افراد جامعه مشاهده می شود، یكی از افراد وقتی همشهری خود را می بیند، با او انس می گیردو احساس محبت می كند و به مسكینان و ناتوانان اهل شهر خود كه نمی توانندبه واجبات زندگی خود قیام كنند ترحم می نماید (موسوی همدانی، ج16، 1374)

[5]از امام صادق روایت شده است كه فرموده اند:هر زنی كه به شوهرش بگوید من از تو خیری ندیدم، اعمال نیك او باطل می شود أیما المرأه قالت لزوجها: ما رأیت من وجهك خیرا فقد حبط عملها؛ (حرالعاملی، ج 14، 1414)

[6]امام علی (ع) در وصیت های خود به فرزندش ابوحنیفه فرمود: با همسر خود در هر شرایطی مدارا و خوش رفتاری كن، تا زندگی برایت گوارا گردد. فدار ها علی كل حال احسن الصحبه ل ها لیصفو عیشك (حر العاملی، ج 14، 1414)

 

[7]حضرت علی (ع) در مورد تأثیر ازدواج در تكامل فرد می فرماید: هیچ یك از اصحاب پیامبر نبودند كه ازدواج كنند مگر آن كه پیامبر اكرم می فرمود دینش كامل شد. « لم یكن احد من اصحاب رسول اله یتزوج الا قال رسول اله كمل دینه» (نوری، ج14، 1408)

 

[8]بر طبق برخی برآورد ها در فرانسه تعداد واقعی حاملگی هایی که به طور زودرس خاتمه یافته اند هر سال به حدود 250هزار مورد یعنی یک سقط جنین در برابر سه زایمان بالغ گردیده (سگالن،، 1375) و در آمریکا سالانه فقط بیش از 5/1میلیون سقط جنین قانونی به وقوع پیوسته است. (گراگلیا

[9]از جمله وجوب نفقه

[10] امام صادق (ع) در تعیین افراد واجب النفقه فرموده اند: الوالدان والولد و الزوجه (حرالعاملی،، ج 15، 1414)

[11] حرالعاملی،، ج 15، 1414

[12] از رسول خدا روایت شده که فرموده اند: اتخذوا اهلا فانه ارزق لکم. تشکیل خانواده دهید که برای شما روزی رسان تر است. (حرالعاملی، ج14، 1414)

متن کامل در سایت زیر :

پایان نامه دکترا بررسی فلسفه خانواده با تاکید برابعادساختاری وکارکردی ودلالت های تربیتی آن مبتنی برآموزه های قرآن