پایان نامه آماده » عوامل مؤثر بر ایجاد قصدو بروز رفتار بازاریابی ویروسی در …

شناخت رابطه ی بین تکنیک های جدید ارتباطات دیجیتال و ارتباطات سنتی ضروری است تا فرصت های جدید از دست نروند و تبلیغات به یک شیوه ی همگرا قابل برنامه ریزی باشند. همان طور که«جنکینسون و ساین»(2001) بیان می کنند:

انواع مفاهیم و اصطلاحات هم از طرف آکادمیک ها و هم از طرف شاغلین و حرفه ای ها مورد استفاده قرار می گیرند. به عنوان مثال، یکی از تحقیقات درخصوص برنامه ریزی رسانه ای نشان داد که بعضی از افراد به عنوان شیوه های توزیع ارتباطات به رسانه و بعضی به کانال ها رجوع می کنند. و به همین صورت، بعضی به ابزارها و بقیه به کانال ها و شیوه ها به عنوان تکنیک هایی رجوع می کنند که رسانه بوسیله ی آن قابل به کارگیری است(چفی و اسمیت، 2008).

برای نشان دادن رابطه بین سطوح مختلف ارتباطات بازاریابی به جدول 1.2 رجوع کنید که براساس مفهوم شناسی معرفی شده توسط«جنکیسون و ساین[1]» در سال 2001 است و به طور فزاینده ای توسط شاغلین و دانشگاهیان مورد استفاده قرار گرفته است.

جدول 1.2 مفاهیم اصلی ارتباطات بازاریابی
اصطلاح ارتباطات بازاریابی تعریف نمونه هایی از رسانه های دیجیتالی و سنتی
وسیله(رسانه) هر چیزی که حامل پیامی است.

حامل پیام یا شیوه انتقال.

می توان از آن به عنوان نقطه تماس با مشتری یاد کرد.

پخش(تلویزیون، رادیو)، مطبوعات، پست مستقیم، سینما، پوستر، دیجیتال(وب، ایمیل، موبایل)
روش و تکنیک مجموعه ای از تکنیک های مهارتی برای ارتباطات بازاریابی

به لحاظ سنتی به این تکنیک ها و روش ها، ابزارهای ترفیع یا عناصر مختلف آمیخته ارتباطا می گویند.

تبلیغات، بازاریابی مستقیم، روابط عمومی، تحقیق بازار، فروش شخصی، ترفیع فروش، ضمانت، بسته بندی، نمایشگاه های تجاری.

همه ی آن ها به صورت آنلاین نیز مورد استفاده قرار می گیرند.

کانال ها(ابزارها) ترکیب یک شیوه با یک وسیله پست مستقیم، تلویزیون پاسخ مستقیم، تبلیغات مارک تلویزیون، کانال های دیجیتال: اشکال گوناگون تحقیق بازاریابی، بازاریابی وابسته، نمایش آگهی ها، بازاریابی ایمیل، رسانه ی اجتماعی، وبلاگ ها و فیدها.
وسیله یک کانال ویژه که برای به دست آوردن مخاطب موردنظر مورد استفاده قرار می گیرد. تلویزیون(ITV، کانال ها)، روزنامه(Sun، Metro، Times)، مجله(اکونومیت، رادیو تایمز)، رادیو(رادیو ویرجین، BBC رادیو 5) و سایت های متعلق به آن ها، موتورهای جستحوی گوناگون مانند Google hit

 

 

 

 

انواع اصلی کانال های رسانه ای دیجیتال

تعداد زیادی از ابزارهای ارتباطی آنلاین وجود دارند که بازاریابان باید آن ها را به عنوان بخشی از استراتژی ارتباطی شان یا به عنوان بخشی از برنامه ریزی تبلیغات بازاریابی آنلاین، مورد بررسی قرار دهند. برای این برنامه ریزی، چفی[2] و اسمیت[3] در سال 2008 پیشنهاد کردند که ابزارهای بازاریابی آنلاین به شش گروه اصلی تقسیم می شوند اما باید متذکر شد که این ویژگی ها در هر کانال رسانه ای دیجیتالی بشرح ذیل مورد نظر می باشند:

  1. موتورهای جستجوی بازاریابی: تایپ یک کلیدواژه ی خاص توسط کاربر برای ورود به وب سایت مورد نظر.
  2. روابط عمومی آنلاین: به حداکثر رساندن مطلوبیت شرکت، مارک ها، محصولات یا وب سایتتان نسبت به وب سایت های طرف سوم مانند شبکه های اجتماعی یا وبلاگ ها که احتمالاً توسط مخاطبان موردنظر شما مورد بازدید قرار می گیرند. هم چنین شامل پاسخ به اظهارنظرهای منفی و هدایت روابط عمومی از طریق یک سایت مانند وبلاگ است.
  3. شراکت آنلاین: ایجاد و مدیریت ساز و کارهای درازمدت برای ارتقای خدمات آنلاین بر روی وب سایت های طرف ثالث یا از طریق ارتباطات ایمیل. اشکال مختلف شراکت شامل لینک سازی، بازاریابی وابسته، ضمانت آنلاین و مارک گذاری همزمان است.
  4. تبلیغات متقابل: استفاده از تبلیغات آنلاین مانند بنرها و آگهی های رسانه ای غنی برای دست یابی به شناخت مارک و تشویق برای بازدید از سایت موردنظر می باشد.
  5. انتخاب در بازاریابی ایمیل: به اجاره ی فهرست های ایمیل یا قرار دادن آگهی ها در خبرنامه های الکترونیکی طرف سوم یا استفاده از لیست خانگی برای فعال سازی و حفظ مشتری اطلاق می گردد.
  6. بازاریابی ویروسی: بازاریابی ویروسی یک پیام بازاریابی است که توسط رسانه های مختلف مانند ایمیل یا وب سایت از شخصی به شخص دیگر منتقل می شود. بازاریابی ویروسی برای انتقال سریع پیام ها مورد استفاده قرار می گیرد.

 

مدل یابی تأثیر بازاریابی ویروسی بر ارزش ویژۀ برند مشتری

رسانه ی دیجیتال چه مزایایی را برای بازاریاب فراهم می کند؟

ارتباطات بازاریابی اینترنتی به طور قابل توجهی با ارتباطات بازاریابی سنتی و رایج متفاوت است زیرا رسانه ی دیجیتال قادر به ایجاد اشکال جدید تعامل و مدل های جدیدی برای مبادله ی اطلاعات است. مجموعه ای از تفاوت های بین این رسانه ی جدید و رسانه ی سنتی توسط مک دونالد و ویلسون مطرح شده است که به آن 6I1 آمیخته ی بازاریابی می گویند. طرح شش آی مفید است زیرا فاکتورهایی را مطرح می کند که برای جنبه های عملی بازاریابی اینترنتی مانند شخصی سازی، پاسخ مستقیم و تغییر بازاریابی به کار می روند، هم چنین مسائل استراتژیک مربوط به بازسازی صنعتی و ارتباطات کانال مربوطه را نشان می دهد.

 

  • فعل و انفعالات متقابل

جان دیتون یکی از نخستین نویسندگانی بود که این ویژگی اصلی اینترنت را به طور خلاصه نشان داد. وی ویژگی های زیر را در یک رسانه ی دیجیتال شناسایی کرد که در مورد اکثر فعالیت های بازاریابی آنلاین صدق می کند:

  • مشتری اقدام به تماس می کند.
  • مشتری در جست و جوی اطلاعات یا تجربه است.
  • زمانی که بازاریاب در حال بررسی یک وب سایت است، بازاریاب صددرصد از توجه شخصی برخوردار خواهد بود.
  • یک شرکت می تواند پاسخ افراد را جمع آوری و ذخیره کند.
  • نیازهای فردی مشتری در دیالوگ های آینده قابل شناسایی و محاسبه است.

هافمن[4] و نواک[5] معتقدند که رسانه ی دیجیتال تغییری در مدل ارتباطات را نشان می دهد که مدل یا پارادایم جدیدی برای ارتباطات بازاریابی است. آن ها معتقدند که تسهیلات اینترنتی یک محیط کامپیوتری را معرفی می کنند که در ان تعاملات بین فرستنده و گیرنده اطلاعات نیست بلکه با خود وسیله است. آن ها می گویند:

مصرف کنندگان می توانند با وسیله تعامل داشته باشند. شرکت ها می توانند محتویات را برای وسیله فراهم کنند و در رادیکال ترین خروج از محیط های بازاریابی سنتی، مصرف کنندگان می توانند محتویات بازرگانی را برای رسانه فراهم کنند.

  • جمع آوری اطلاعات

اینترنت می تواند به عنوان شیوه ای با هزینه ی نسبتاً پایین برای جمع آوری تحقیق بازاریابی بویژه در مورد تصورات مشتری از کالاها و خدمات مورد استفاده قرار گیرد. بسیاری از اطلاعات تحقیق بازاریابی از طریق خود وب سایت قابل دسترسی است. بازاریابان از رویکردهای تحلیلی وب برای کسب دانش در مورد اولویت ها و رفتار مشتری استفاده می کنند.

  • فردی سازی

ویژگی مهم دیگر ارتباطات بازاریابی متقابل این است که آن ها می توانند با هزینه های نسبتاً کم با افراد تعامل داشته باشند. مهم تر آن است که فردی سازی می تواند براساس اطلاعات جمع آوری شده درباره ی بازدیدکنندگان هر سایت و با بهره گرفتن از آن ها برای هدف مورد نظر و شخصی کردن ارتباطات برای مشتریان در راستای برقراری ارتباط در همه ی رسانه ها باشد. هر مشتری که به سیستم شرکت دسترسی پیدا می کند، پروفایلی برای وی براساس حوزه ی محصولات مورد علاقه ایجاد شده و اطلاعات موجود در آن نقش محصولات را در واحد توصیف می کنند.

زمانی که آن ها دوباره به سایت مراجعه می کنند، به آن ها اطلاعاتی متناسب با محصول مورد علاقه شان داده خواهد شد، به عنوان مثال در صورت انتخاب آن ها محصولات و ترفیعات اداری نمایش داده خواهد شد.

[1]Jankinson and Sain

[2]chaffey

[3]smith

[4]Hoffman

تبصره1: شرایط و کیفیات کنترل ارتباطات مخابراتی به موجب مصوبه شورای عالی امنیت ملی تعیین می شود.

<br />

تبصره2: کنترل ارتباطات مخابراتی محکومان جز به تشخیص دادگاه نخستین که رأی زیرنظر آن اجرا می شود یا قاضی اجرای احکام، ممنوع است».

برابر ماده ۱۵۰ قانون جدید ؛ «کنترل ارتباطات مخابراتی افراد ممنوع است، مگر در مواردی که به امنیت داخلی و خارجی کشور مربوطه باشد یا برای کشف جرائم موضوع بندهای الف،ب،پ، و ت ماده ۳۰۲ این قانون لازم تشخیص داده شود. دراین صورت، با موافقت رئیس کل دادگستری استان و با تعیین مدت و دفعات کنترل، اقدام می شود. کنترل مکالمات تلفنی اشخاص و مقامات موضوع ماده ۳۰۷ این قانون منوط به تائید رئیس قوه قضائیه است و این اختیار قابل تفویض به سایرین نمی باشد». شرایط و کیفیات کنترل ارتباطات مخابراتی به موجب مصوبه شورای عالی امنیت ملی تعیین شده( تبصره ۱ ماده ۱۵۰) و کنترل ارتباطات مخابراتی محکومان نیز به تشخیص دادگاه نخستین مجری رای یا قاضی اجرای احکام آن طبق تبصره ۲ ماده مزبور می باشد.

بعلاوه، برابر ماده ۱۵۱ قانون مزبور؛ « بازپرس می تواند در موارد ضروری، برای کشف جرم یا دست یابی به ادله وقوع جرم، حساب های بانکی اشخاص را با تائید رئیس کل دادگستری استان کنترل کند». همچنین، تفتیش و بازرسی مراسلات پستی مربوط به متهم در موارد ظن قوی به کشف جرم، دستیابی به ادله وقوع جرم و یا شناسایی متهم، به تجویز ماده ۱۵۲ این قانون بلامانع است. با وجود مراتب مزبور و علی رغم سلسله مراتب اداری و قضایی بین بازپرس و دادستان، مبنای تجویز تائید رئیس دادگستری استان نسبت به درخواست کنترل حساب های بانکی اشخاص معلوم نیست؟! با این وجود، محدودیت ها و ممنوعیت های یاد شده، در راستای حفظ و تضمین حریم خصوصی افراد و شهروندان بوده و از دغدغه ها و نو آوری های مقنن در قانون جدید به شمار رفته و تغییرات اساسی را در مفاد ماده ۱۰۴ قانون سابق و صلاحیت مقرر در آن، که انجام مراتب مزبور از زمرۀ وظایف و اختیارات دادگاه رسیدگی کننده بوده، را ایجاد کرده است.

در ارتباط با کنترل تلفن افراد متهم، قانون آیین دادرسی کیفری 1290، به علت متداول نبودن استفاده از آن، به هنگام تدوین معترض شنود تلفنی متهمان نشده بود. با این حال ق.آ.د.ک 1378 در تبصره ماده 104 چنین مقرر داشته بود: کنترل تلفن افراد جز در مواردی که به امنیت کشور مربوط است برای احقاق حقوق اشخاص به نظر قاضی ضروری تشخیص داده شود، ممنوع است.

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اصل25، ضبط و فاش کردن مکالمات تلفنی، استراق سمع و هرگونه تجسس را جز به حکم قانون ممنوع اعلام کرده است. بنابراین، اصل بر عدم جواز کنترل ارتباطات تلفنی است مگر در موارد مقرر در این ماده یا جای دیگری که قانون گذار مقرر داشته است.

با توجه به تنوع و شیوه های ارتباط مخابراتی اعم از تلفن، موبایل و اینترنت، قانون گذار به درستی برخلاف قانون سابق به جای کنترل تلفن افراد، به کنترل ارتباطات مخابراتی اشاره کرده است که به نوعی دایره شمول ماده 1 نیز گسترش داده است.

خرید و دانلود متن کامل : پایان نامه جایگاه حقوق متهم در قانون آیین دادرسی کیفری جدید

با توجه به ماده باید گفت منظور از «افراد»، افراد متهم است و نه همه افراد. از طرفی باید نظر داد که استثنا در اصل ممنوعیت استراق سمع ارتباطات مخابراتی افراد، به این موارد محدود است: 1- مربوط بودن به امنیت داخلی و خارجی کشور 2- برای کشف جرایم مستوجب مجازات سلب حیات، حبس ابد، قطع عضو، جنایات عمدی علیه تمامیت جسمانی که دارای ثلث دیه کامل یا بیش از آن است و جرایم تعزیری درجه یک تا چهار لازم تشخیص داده شود.

در موارد استثنای مذکور در نکته 4- کنترل تلفن افراد حتماً باید با موافقت رئیس کل دادگستری باشد و مدت و دفعات کنترل نیز دقیقاً مشخص شود.

لازم به ذکر است که با توجه به جایگاه افراد موضوع ماده 307 این قانون (مثل نمایندگان مجلس، رئیس جمهوری و…) قانون گذار، کنترل ارتباطات مخابراتی آنها را منوط به تأیید رئیس قوه قضائیه دانسته است و این اختیار تأیید، به هیچ وجه قابل تفویض به سایرین مانند رؤسای کل دادگستری نمی باشد.

قانون گذار در تبصره 2 این ماده به مقرره ای جدید در خصوص محکومان اشاره کرده است. با توجه به این تبصره، کنترل اطلاعات تلفنی اشخاص محکوم ممنوع است مگر به تشخیص یکی از این دو مقام: 1-دادگاه بد.وی که رأی زیرنظر آن اجرا می شود (همان دادگاه صادرکننده حکم بدوی)، 2- قاضی اجرای احکام [1]

 

[1]- خالقی، علی، آیین دادرسی، تهران، انتشارات، شهر دانش، 1392،صص287-290

دانلود پایان نامه ارشد ارکان خدمات الکترونیک شهری و تعامل آن‌ها-تاثیر فناوری اطلاعات بر ارائه خدمات

تاثیر فناوری اطلاعات بر ارائه خدمات در شهرداري كاشان

در سال هاي اخير با توجه به ارتقا و پيشرفت چشمگير تلفن هاي همراه هوشمند و استقبال فراوان شهروندان از اين وسايل به نظر مي رسد كه مديريت خدمات شهري در كشور مي بايست به سمتي حركت نمايد كه افراد بتوانند تمامي خدمات الكترونيك را هر چه بهتر و با ضريب امنيتي بالا بر روي گوشي هاي هوشمند و تبلت هاي همراه خود دريافت نمايند.

اگرچه تاكنون اين روند به خوبي پيش رفته است ولي همچنان اين نياز احساس مي شود كه دولت ها و نهادهاي حكومتي و شهرداري ها با فرهنگ سازي مناسب در جامعه و همچنين فراهم نمودن زيرساخت هاي لازم، زمينه را براي حركت به سمت شهرهاي الكترونيك و شهروندان الكترونيك مهيا سازند. (جلالی، 1387: 92)

در پايان ذكر اين نكته نيز حائز اهميت است كه همان گونه كه مقام معظم رهبري بارها در خصوص لزوم رعايت مدل توسعه شهري اسلامي نكات مهمي را اشاره فرموده اند، در حركت به سوي آنلاين و برخط شدن و ساخت شهرهايي با ساختاري الكترونيكي، همواره مي بايست مباني ديني و اخلاقي را به طور ويژه مورد توجه قرار داد. (جلالی، 1387: 95)

بايد در نظر داشت كه با توسعه و گسترش شهر و شهروند الكترونيك و فناوري اطلاعات بايد به جاي حركت شهروندان امواج را به حركت درآورد؛ گامي كه مي تواند به توسعه و ارتقاي زندگي شهري كمك بسياري كند. (جلالی، 1387: 95)

 

2-21- ارکان خدمات الکترونیک شهری و تعامل آن ها

می توان چنین استنباط نمود که «شهرهای الکترونیک» و «شهرهای مجازی» به عنوان زیربنا و قالب ارائۀ خدمات الکترونیک شهری و مفاهیم «شهرداری الکترونیک» و «شهروند الکترونیک» به عنوان دو عنصر در ساختار ارائۀ خدمات الکترونیک شهری، از ارکان اساسی استقرار و توسعۀ خدمات الکترونیک شهری به شمار می روند. (taylor,2013:101)

پیاده سازی و توسعۀ خدمات الکترونیک شهری، تأثیرات بسیاری را در زمینه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی برای ادارۀ شهر و شهروندان به دنبال خواهد داشت. در زمینۀ اقتصادی، توسعۀ تجارت الکترونیک، بانکداری الکترونیک، گسترش استفاده از کارت های اعتباری، کاهش بوروکراسی و روند اداری مبتنی بر کاغذ، کاهش هزینۀ ارائۀ خدمات، ایجاد زمینه برای سرمایه گذاری داخلی و خارجی و ارتباط تجاری شهر با سایر نقاط جهان بخشی از تأثیرات آن خواهد بود. (venkatesh,2009:54)

بهره گیری از فناوری اطلاعات و ارتباطات در عرصۀ «مدیریت شهری» نیز تأثیرات و تحوّلات شگرفی را در حوزه های فعالیت و خدمات نهادهای مدیریت شهری در پی خواهد داشت.

خدمات الکترونیک شهری با زمینه سازی و تسهیل مشارکت شهروندان، می تواند موجبات اثربخشي و کارایی برنامه هاي شهري و افزايش مقبوليت اجتماعي طرح های توسعۀ شهري را فراهم سازد. (جلالی، 1387: 25)

 

2-22-فناوری و نوآروی در خدمات شهرداری

بهره گيري از قابليت هاي خدمات الکترونيکي و تعاملي در راستاي نوآوري، توسعه و ارتقاي کيفيت خدمات شهري، مزاياي فراواني را در بر دارد، که در اين ميان شهرداري ها  به عنوان مراکز عمدۀ مديريت و ارائۀ خدمات شهري، مي توانند با توسعۀ ابعاد خدمات رساني در قالب عرضۀ خدمات شهرداري هاي الکترونيک، از مزاياي فراوان آن بهره گيرند.

پیشرفت های فناوری اطلاعات و ارتباطات و گسترش به کارگیری آن در جوامع شهری و زندگی روزمرۀ شهروندان، تحوّلات گسترده ای را در ابعاد مفهومی، اهمّیت راهبردی و تمرکز جغرافیایی خدمات شهری، در پی داشته است. امروزه شهرها، به عنوان نقاط تجلّی شکل نوین زندگی در عصر ارتباطات و موج چهارم (که به نهضت مجازی شدن تعبیر می شود) و به سبب تمرکز خدمات و حجم بیشینۀ تعاملات اجتماعی و اقتصادی، در بالاترین سطح نیاز به بهره گیری از روش ها و فناوری های نوپیدای خدمات رسانی قرار دارند.
بهره گیری از قابلیت های بی شمار فناوری اطلاعات و ارتباطات در عرصۀ مدیریت شهری نیز، پیامدها و تحوّلات شگرفی را به دنبال داشته و توسعۀ آن در قالب خدمات الکترونیکی شهرداری ها، در تعاملات و تراکنش های میان شهروندان و نهادهای مدیریت شهری یا سایر سازمان های ارائه دهندۀ خدمات شهری، به عنوان راهکاری اثربخش و کارآمد در راستای نوآوری و توسعۀ تنوع، کیفیت، سرعت و اطمینان در خدمات رسانی به شهروندان به شمار می رود. (فرهودی، 1391: 65)

شهرداري به عنوان نهادي كه با حجم گسترده اي از اطلاعات شهري رو به رو بوده و خدمات شهري بخش عمده اي از فعاليت هاي آن را تشكيل مي دهد، نمونۀ مناسبي از سازمان هايي است كه مي تواند با بهره گرفتن از فناوري اطلاعات و ارتباطات، تحوّلات گسترده اي را در راستای نوآوری و توسعه در خدمات رساني به شهروندان ايجاد كند. بدین ترتیب شهرداری ها نیز به عنوان متولّیان اصلی و عمدۀ مدیریت و عرضۀ خدمات شهری، ناگزیر از توسعۀ خدمات رسانی الکترونیک و استقرار شهرداری ها الکترونیک، می باشند. (فرهودی، 1391: 65)

يكي از پركارترين سازمان هاي عمومی- بويژه در شهرهاي بزرگ- شهرداري ها هستند، که بخش اعظمی از شهروندان بنا به دلايل گوناگونی در ارتباط با امور شهری خود به شهرداري ها مراجعه می نمایند و البته گاهی اين گذر با عدم رضایت همراه بوده است. حجم و دامنۀ گستردة فعالیت های شهرداری ها و ناكارآمدي روش هاي سنّتی و دستي پيشين، در پاسخگویی به نيازهای متنوع و فراوان شهروندان كه آشفتگی و مصرف نابهینۀ منابع گوناگون را نیز به همراه دارد، از دلايل عمدۀ این نارضایتی ها محسوب می شوند. (فرهودی، 1391: 68)

از سوی دیگر، ازدحام و تراکم جمعيت، مشکلات حمل و نقل و ترافيک شهری همراه با اتلاف زمان و آلودگي های زیست محیطی، منشاء يافتن چاره اي براي کاهش آلام ناشي از زندگي در کلان شهرها شده است. (فرهودی، 1391: 70)

در عین حال، مسئولین نظام مدیریت شهری نیز همواره خدمات رساني مطلوب به شهروندان را از اساسي ترين و مهم ترين اهداف و وظايف شهرداری ها عنوان می نمایند.

با توسعۀ روزافزون فناوری اطلاعات و ارتباطات و به کارگیری گستردۀ آن در زندگی روزمرۀ شهروندان، مفاهیم و ابعاد راهبردی خدمات نیز دستخوش تحوّلات ژرفی گشته که با ظهور مفهوم نوین خدمات الکترونیک، تجلّی یافته است. «خدمات رسانی الكترونيك» به معناي فراهم كردن شرايطي است كه نهادها بتوانند خدمات خود را با بهره گیری از قابلیت های فناوری اطلاعات و ارتباطات، به صورت شبانه روزي و در تمام ايام هفته به شهروندان ارائه كنند. (فرهودی، 1391: 72)

در این ارتباط، «خدمات الکترونیک» که معمولاً به عرضۀ خدمات از طریق اینترنت منتسب می گردد ، خدماتی است که کاملاً به صورت برخط قابل ارائه بوده و در بسیاری موارد، جایگزین سیستم های کاغذی شده است. مسئلۀ خدمات الكترونيك، يكي از مهم ترين مقولات در جامعۀ اطلاعاتي است و به كارگيري و گسترش آن غالباً در جهت انجام تغييرات در فرايندهاي دولتي نظير تمركززدايي، بهبود كارايي و اثربخشي خدمات است.

در حوزۀ شهری، «شهرهای الکترونیک»و «شهرداری های الکترونیک» یکی پس از دیگری در حال ظهور هستند و در آینده ای نزدیک ارائۀ «خدمات شهری» را کاملاً دگرگون می کنند. (فرهودی، 1391: 74)

همزمان با پیشرفت های چشمگير در عرصه علوم و فناوري هاي جدید و پيچيده، «خدمات شهری» نیز دچار تحوّلات و تغييرات اساسي گشته، که از آن تحت عنوان «خدمات الکترونیک شهری» یاد شده است.

مقاله (پایان نامه) : موفقیت هوشمندی کسب و کار: – فروش پایان نامه

  • تصمیمات بهتر با سرعت و اثربخشی بیشتر؛
  • عملیات های ساده و موثر؛
  • سیکل های کوتاه تر توسعه و عرصه محصول جدید به بازار؛
  • درآمد بیشتر از کسب و کار موجود؛
  • قابلیت بهره برداری از فرصت های جدید؛
  • رضایت بیشتر مشتری و سطوح سرویس دهی بالاتر؛
  • بهبود بازاریابی و افزایش فروش(سروش و بحرینی زاده،1388).

2- 1 – 12 مجموعه ای از عوامل موفقیت هوشمندی کسب و کار برگرفته شده از ادبیات تحقیق:

بر اساس مطالعات انجام شده پیشین ، مجموعه ای از عوامل موفقیت هوشمندی کسب و کار گردآوری شده است. این شاخص ها عبارتند از:ارتباطات، رهبری، انطباق پذیری، همکاری، مشارکت کارکنان، نوآوری، چشم انداز، انعطاف پذیری، هماهنگی، برنامه ریزی، منابع انسانی، منابع مالی، تکنولوژی مناسب، بهبود مستمر، مدیریت تغییر، مشتری مداری، یکپارچگی اطلاعات سازمان، اعتمادسازی، مدیریت دانش که به تفصیل هر یک از این عوامل معرفی می گردند.

2-1- 12- 1  ارتباطات:

ارتباطات موثر هسته اصلی و حیاتی ویژگی های لازم برای حضور در یک اقتصاد جهانی می باشد که این اقتصاد جهانی دائم در حال پیچیده تر شدن است و وابستگی عوامل در آن به یکدیگر از علل بقا می باشد و شرکت ها باید نیروی کاری فوق تخصص و با فرهنگ های مختلف را تقویت کنند که به این طرق درگیر پیچیدگی های زیادی می شوند. این بخش بر روی بسیاری از جنبه ها و مولفه های روابط میان فردی     می پردازد که این روابط به موفقیت شرکت در اقتصاد جهانی منجر می شوند. نوآوری به دلایل بسیاری اتفاق می افتد از قبیل: حرص، جاه طلبی، عظم راسخ، رویدادهای طبیعی ، اشتباهات و یاس . اما ورای دلایل فوق به نظر می رسد که یک عامل وجود دارد که این پروسه را تسهیل می کند و هر چقدر آسان تر یک رابطه برقرار شود، تغییر سریع تر رخ می دهد.

زمانی که خطوط ارتباطات بین مدیریت ونیروی کار باز هستند،منجر به ایجاد روابط شده و می توانند گزارشات ازعملکرد پرسنل و سازمان را برای مدیریت به ارمغان بیاورد. مدیریت به نوبه خود نیز می تواند برنامه ها و نگرانی های خود را به آگاهی پرسنل رسانده و بازخور عملکرد مثبت گردد.

ارتباطات دو طرفه از سطح بالای سازمان به پایین(عمودی)،از پایین به بالا و ارتباطات افقی(بین همکاران) از عوامل اصلی موفقیت هر پروژه ای می باشد. ارتباطات بین سطوح منجر به ایجاد روابط شده و می توانند گزارشات از عملکرد پرسنل و سازمان را برای مدیریت به ارمغان بیاورد. مدیریت به نوبه خود نیز می تواند برنامه ها و نگرانی های خود را به آگاهی پرسنل رسانده و بازخور عملکرد مثبت گردد.

هنگامی که شیوه هایی از ارتباطات مستحکم در حال اجراء می باشند، روابط شروع به شکل گرفتن می کنند، اگرچه برای کاربرد موثر این روابط، انتشار اطلاعات بسیار مهم از قبیل اهداف کسب و کار و همچنین اطلاعات مورد نیاز برای رسیدن به این اهداف،ضروری می باشد.

رابطه های با کیفیت عامل حیات یک سازمان می باشند که می خواهند پیچیدگی و دانش ناشی از آن را در سازمان به کار برند هنگامی که روابط از طریق راه های ارتباطات موثر شکل می گیرد، فرهنگ احترام متقابل پدیدار خواهد شد.(Olivia Parr Rud,2009)

اکثر محققان براین اعتقادندکه عملکرد شغلی یک سازه جند بعدی است و دو مورد مهم از این ابعاد عبارتند از :

عملکرد زمینه ای و وظیفه ای [1] ( حجازی ، شمس ، 1384 ، ص 33) .

“عملکرد زمینه ای” به صورت رفتاری که به اثربخشی سازمان از طریق اثر بر زمینه های روانشناختی، اجتماعی و سازمانی کار کمک می کنند؛ تعریف می شود ( براتی ، عریضی ، نوری ، 1388 ، ص 12 ) .

عملکرد زمینه ای به عنوان رفتاری تعریف می شود که بر روی زمینه روانشناسی ، اجتماعی و سازمانی که کار انجام می شود ( از قبیل کار به صورت تعاونی با دیگران ، پشتکار جهت رسیدن به اهداف مشکل  ، پیروی از قوانین سازمان و … ) تاثیر می گذارد  . در واقع عملکرد زمینه ای به آن دسته از فعالیت های مربوط به شغلی گفته می شود ( از قبیل کارکردن سخت ، کمک به دیگران ) که به صورت غیر رسمی در اثر بخشی سازمانی تاثیر دارند ولی به طور رسمی به عنوان بخشی از شغل یا وظیفه تلقی نمی شود ( حجازی ، شمس ، 1384 ، ص 33) .

نمونه هایی از عملکرد زمینه ای عبارتند از :

  • نشان دادن شوق و علاقه و پشتکار برای انجام دادن موفقیت آمیز وظایف شغلی و اتمام کارها .
  • داوطلب شدن برای انجام دادن فعالیتهایی که به طور رسمی ، جزء وظایف شغلی فرد نیست .
  • کمک کردن به کارکنان دیگر و مشارکت با آنان در انجام دادن کارها .
  • صحه گذاشتن بر هدفهای سازمانی و حمایت و دفاع کردن از این هدفها (ساعتچی، 1389 ، ص 151 ) .

 

آن بخش از عملکرد که معمولاً در شرح شغل رسمی وجود دارد ؛ “عملکرد وظیفه ای ” نام دارد. عملکرد وظیفه ای شامل رفتارهایی می شود که در فعالیت های مربوط به تبدیل و نگهداری در سازمان از قبیل تولید محصول ، مدیریت زیردستان ، ارایه خدمات و فروش کالا دخالت دارند ( حجازی ، شمس ، 1384 ، ص 33) .

عوامل مؤثر بر عملکرد کارکنان عواملی هستند که مطابق با مدل آچیو از نظر هرسی و گلداسمیت بر عملکرد کارکنان مؤثرند . این عوامل عبارت اند از توانایی (دانش و مهارت) ، وضوح(درک یا تصویر نقش)، کمک(حمایت سازمانی) ، انگیزه (انگیزش یا تمایل) ، ارزیابی (آموزش و بازخورد عملکرد) ، اعتبار (اعمال معتبر و حقوق کارکنان) و محیط (تناسب محیطی) (هرسی و بلانچارد،  1375، ص 512-507) .

در مدل آچیو عوامل هفتگانه مؤثر بر عملکرد شامل موارد زیر است:

توانایی : در مدل آچیو به دانش، تجربه و مهارتهای زیردستان در انجام وظیفه خاصی گفته می شود (هرسی و بلانچارد، 1375، ص 510).

توانایی یا آمادگی کاری، دانش و مهارت کار است(استیفن رابینز، 1377، ص 21).

اجزای اساسی توان عبارت اند از دانش کاری مربوط به شغل(کارآموزی رسمی و غیررسمی که اتمام کار طرح را به طور موفقیت آمیز تسهیل کند)و نیز استعداد مربوط به کار(رضاییان، 1373، ص 273 ).

وضوح(درک یا تصور نقش):به درک و پذیرش شیوه کار، محل و چگونگی انجام آن، گفته می شود.برای آنکه زیردستان درکی کامل از مشکل داشته باشند، باید مقاصد و اهداف عمده، شیوه رسیدن به این مقاصد و اهداف و اولویت های اهداف و مقاصد(چه هدفهایی، در چه زمانی بیشترین اهمیت را دارند)برایشان کاملاً صریح و واضح باشد (هرسی و بلانچارد، 1375، ص 510) .

حمایت سازمانی : منظور حمایت یا کمکی است که کارکنان برای انجام موفقیت آمیز کار به آن نیاز دارند.بعضی از عوامل کمکی عبارت اند از:بودجه کافی، تجهیزات و تسهیلاتی که برای انجام دادن کار مناسب است، حمایت لازم از سایر واحدهای سازمانی، در دسترس قرار دادن محصول با کیفیت و سرانجام وجود ذخیره کافی نیروی انسانی (هرسی و بلانچارد، 1375، ص 510) .

انگیزش و تمایل کارکنان : به انگیزه مربوط به تکلیف زیردستان یا انگیزش برای کامل کردن تکلیف خاص مورد تحلیل به گونه ای توفیق آمیز اطلاق می شود (هرسی و بلانچارد، 1375، ص 511) .

انگیزش افراد در مورد تکمیل تکالیفی بیشتر است که دارای پاداشهای درونی یا بیرونی هستند.در صورتی که زیردست دارای اشکال مختلف انگیزش باشد، اولین قدم بررسی استفاده از پاداش و تنبیه است(حقیقی، 1380، ص 186 ) .

ارزیابی(بازخورد گرفتن) : ارزیابی به بازخورد روزانه عملکرد و مرور کردن های گاه به گاه گفته می شود.روند بازخورد مناسب به زیردست اجازه می دهد که پیوسته از چند و چون کار مطلع باشد(حقیقی، 1380، ص 187).

منظور از این نوع بازخورد، ارائه غیررسمی عملکرد روزانه خود به او و همچنین بازدیدهای رسمی دوره ای است(رضاییان، 1373، ص 275 ) .

اعتبار کارکنان : این اصطلاح به مناسب بودن و حقوقی بودن تصمیم های مدیر در مورد نیروی انسانی اطلاق می شود.تصمیم های کارکنان باید به دلیل و مدرک همراه و بر خط مشی های عملکردگرا استوار باشد (حقیقی، 1380، ص 187) .

تناسب عوامل محیطی : عوامل محیطی به عوامل خارجی گفته می شود که حتی با وجود توانایی، وضوح، حمایت و انگیزه برای شغل، بر عملکرد تأثیر می گذارند. عوامل محیطی عبارت اند از:رقابت، آیین نامه های دولتی، تدارکات و… (حقیقی، 1380، ص 187) .

از جمله موارد مهم ومطرح در مورد عملکرد شغلی چگونگی ارزیابی آن است مهم ترین مزایای ارزیابی جامع عملکرد شغلی کارکنان ، عبارتند از :

  • از نتایج ارزیابی جامع عملکرد شغلی افراد می توان در افزایش کیفیت تصمیم گیری سازمانی در همه زمینه ها ، یعنی ، از تصمیم گیری در زمینه افزایش حقوق و مزایای کارکنان گرفته تا تصمیم گیری در زمینه اخراج آنان استفاده کرد .
  • ارزیابی جامع عملکرد شغلی می تواند موجبات افزایش کیفیت تصمیم گیریهای فردی را در زمینه های گوناگون ، یعنی از انتخاب شغلی گرفته تا رشد و بهبود فردی برای تصدی مشاغل مهمتر در آینده فراهم آورد .
  • ارزیابی جامع عملکرد شغلی می تواند بر نقطه نظر کارکنان در زمینه وابستگی خود به سازمان ، اثر بگذارد .
  • از نتایج حاصل از ارزیابی جامع عملکرد شغلی کارکنان می توان به عنوان منبع و اساس منطقی و قابل دفاع برای تصمیم گیری در زمینه ارتقا ، افزایش حقوق و دستمزد ، انتقال ، ترغیب برای شرکت در دوره های آموزشی خاص و نظایر آن استفاده کرد ( ساعتچی ، 1389 ، صص 126 ، 127 ) .

شاید بتوان عوامل ذیل را برخی از مهمترین عوامل تاثیر گذار بر ارزیابی عملکرد دانست :

  • حساسیتهای شخصی افراد .
  • وجود سوءظن نسبت به ارزیابی به دلیل اینکه تا کنون مستمسکی برای تسویه حسابهای شخصی بوده است.
  • قوانین و مقررات سازمانی و دخالت اتحادیه ها به منزله عوامل برون سازمانی ( عباسپور ، 1391 ، ص 217 ) .

همه افراد حق دارند و علاقمند هستند که از نتایج عملکرد روزانه خود آگاه باشند. این مسأله در مورد کارکنان وجه دیگری هم پیدا می کند و آن اینست که کارکنان علاقه دارند از نظرات سازمان در مورد خود مطلع گردند و از سوی دیگر سازمان نیز محقق است نظرات خود را در مورد منابع انسانی سازمان که از اصلی ترین سرمایه های سازمان بشمار می روند ابراز داشته و به اطلاع ایشان برساند ( خوشوقتی ، 1384) .

ارزشیابی عملکرد ، یکی از فعالیتهای مهم مدیریت منابع انسانی است ، زیرا از دستاوردهای آن می توان برای تصمیمها واقدامات بسیاری در زمینه ارزیابی و پرورش کارکنان استفاده کرد ( ال دولان ، اس شولر ، 1388 ، ص360 ) .

ارزیابی عملکرد ، فرایند شناسایی ، مشاهد ه ، سنجش و بهبود عملکرد انسانی در سازمانهاست . این توصیف مقبولترین تعریف از ارزیابی است . هریک از مولفه های این تعریف به یک جزء مهم از فرایند ارزیابی اشاره می کند . مولفه شناسایی به فرایند تعیین اینکه روی چه حوزه هایی باید متمرکز شود ، مربوط می شود . شناسایی نوعا در برگیرند تحلیل شغل به منزله ابزاری برای تشخیص ابعاد عملکرد و ایجاد مقیاسهای رتبه بندی است . شناسایی به این معنی است که ارزیاب باید به طریقی معین کند که چه چیزی باید مورد ارزیابی و بررسی قرار گیرد ( عباسپور ، 1391 ، ص213) .

ارزیابی عملکرد شغلی کارکنان ( چه به شیوه رسمی و چه به شیوه غیر رسمی ) ، باید به طور مداوم و در دوره های معینی از سال انجام گیرد

 نظریه های عملکرد شغلی

بالا بردن سطح عملکرد کارکنان یکی از اهداف زیربنایی هر سازمان در جهت تحقق استراتژی ها و راهبردهای آن است. در افزایش سطح عملکرد پرسنل، عواملی همچون انگیزش (شخص، بخواهد که کار را انجام دهد) ، توانایی(بتواند کار را انجام دهد ) و محیط (مواد و وسائل انجام کار را در اختیار داشته باشد ) دخیل اند و فقدان هریک از این عوامل به عملکرد ایشان لطمه خواهد زد ( اسدی ، کریمی ، رضایی ، 1387) .

موری اینسورت و نیویل اسمیت[2] عملکرد ر ا تابع وضوح نقش ، شایستگی، محیط ، ارزشها، تناسب ترجیحی و پاداش می دانند. در معادله اینسورت و اسمیت عوامل عملکرد معادله مایر با عنوان شایستگی (به جای توانائی ) و تناسب ترجیحی (به جای انگیزش ) آمده است ( خاکپور ، یمنی ، پرداختچی ، 1387 ، ص 566) .

همچنین روجلبرگ ( 2007 ) ، عملکرد را فعالیت هایی تعریف کرده است که به طور معمول بخشی از شغل و فعالیت های فرد است و باید آن را انجام دهد  ( ذاکر فرد ، همکاران ، 1390 ، صص 15 ) .

برنادین ( 1995) معتقد است که ” عملکرد را باید به عنوان نتایج کاری تعریف کرد زیرا که نتایج قوی ترین رابطه را با اهداف راهبردی سازمان ، رضایت مشتریان و مشارکت اقتصادی برقرار می کنند .”

کمپل[3] نیز بر این باور است که در عملکرد ، رفتار وجود دارد و باید از نتایج متمایز باشد زیرا که برخی از عوامل سیستم ها می توانند نتایج را از بین ببرند . صاحب نظران سازمان عملکرد را به دو بعد عملکر زمینه ای و عملکرد وظیفه ای یا فنی تقسیم کرده اند ( رحیم نیا ، مرتضوی ، دلارام ، 1390 ، ص 69 ) .

بورمن[4] و ماتاویدلو [5]بین عملکرد وظیفه ای و عملکرد زمینه ای تمایز قائل شدند ( براتی ، عریضی ، نوری ، 1388 ، ص 12 ) .

بورمن و ماتاویدلو (1993)معتقدند هرچند بعضی از کارکنان یک سازمان سخنانی می گویند یا اقداماتی را انجام میدهند که موجب افزایش اثر بخشی سازمان محل کارشان می شود و این رفتارها نیز در ورای فعالیت شغلی آنان قرار می گیرد ؛ اما معمولا ارزیابی ها به این رفتارها توجه نمی شود ( حجازی ، شمس ، 1384 ، ص 33) .

اما در رابطه با ارزیابی عملکرد برخی از محققین از جمله زرکش و بیز ( 2004 ) ارزیابی عملکرد را بخشی از جنبش بزرگ و درحال تکوین مسئولیت پاسخگویی میدانند. آنان معتقدند ارزیابی عملکرد میتواند یکی از بهترین شیوه های ارزیابی با رویکرد پاسخگویی باشد ( بابا جانی ، ستایش ، 1386 ، ص 46) .

کنون و فرای ( 1992 ) از انجمن ملی حسابداران بریتانیای کبیر در مورد ارزیابی عملکرد به این جمله بسنده میکنند که آنچه ارزیابی میشود، بهبود خواهد یافت . کوک و همکاران (1995) معتقدند که سیستم ارزیابی عملکرد میتواند مشوق مدیران در ابتکار و پاسخگویی باشد و در شفاف سازی انتظارات و التزامات نیز به مدیران کمک نماید. آنان برای ارزیابی عملکرد کارکردهای متعددی را از جمله فرمولبندی بودجه،تخصیص منابع، برانگیختن کارکنان، بهبود خدمات و تقویت توان پاسخگویی برشمرده اند ( بابا جانی ، ستایش ، 1386 ، ص 47) .

مورفی[6] و کلولند [7] (1995) معتقدند که با ارزیابی عملکرد شغلی کارکنان می توان به شیوه های مختلف به سازمان یاری رسانید ( ساعتچی ، 1389 ، صص 125 ، 126 ) .

 هوش هیجانی

دو هزار سال پیش افلاطون گفت: « تمام یادگیری ها دارای یک زیربنای هیجانی و عاطفی هستند».  بر اساس گفته ی افلاطون از آن زمان تا کنون دانشمندان، پژوهشگران و فیلسوفان زیادی در جهت اثبات یا نفی نقش احساسات در یادگیری، مطالعات زیادی انجام داده اند . متاسفانه تفکر حاکم در این 2000 سال این بود که هیجانها مانع انجام کر و تصمیم گیری صحیح می شوند و تمرکز حواس را مختل می سازند . در سه دهه گزشته حجم رو به رشد تحقیقات ، خلاف این مطلب را ثابت کرد . در سال 1950 دکتر ابراهام مازلو مقاله ای  در زمینه ارتقا نیازهای هیجانی – جسمی ، معنوی و روانی نوشت که بعد از دوره رنسانس ، انقلاب و تحول عظیمی در زمینه تجلیل از مکتب انسان گرایی به وجود آورد . بین سالهای 1970 تا 1980 نظریه مازلو موجب رشد و تحول علوم مربوط به توان و استعداد انسانها گردید . اما موضوع هوش هیجانی نخستین بار توسط پیتر سالووی[8] و جان مایر[9] در سال 1990 مطرح شد ( آقایار ، شریفی درآمدی ، 1386 ، صص 71، 72 ) .

در واقعیت امر ما دو ذهن داریم، یکی که فکر می کند و دیگری که احساس می کند. این دو راه متفاوت شناخت، در کنشی متقابل، حیات روانی ما را می سازند. ذهن خردگرا همان مقام درک و فهم است که به مدد آن قادر به تفکر و تعمق هستیم. ولی در کنار آن نظام دیگری نیز برای دانستن وجود دارد، نظامی تکانشی و قدرتمند و گهگاه غیرمنطقی، یعنی ذهن هیجانی. تقسیم ذهن به دو بخش هیجانی و خردگرا تقریبا مانند تمایزی است که عوام میان «قلب» و «سر» قائلند. احساس یقین حاصل از «گواهی  قلبی» بر درست بودن چیزی، متفاوت با گواهی عقلی و تا حدودی عمیق تر از آن است. نسبت کنترل عقلانی ذهن بر بخش هیجانی آن روند یکنواختی دارد; هر چه احساس شدید تر باشد، ذهن هیجانی مسلط تر و ذهن خردگرا بی اثر تر می گردد. به نظر می رسد که این ترتیب، از امتیازی سرچشمه می گیرد که تکامل طی اعصار متمادی به احساسات و ادراک های شهودی ما داده است تا راهنمای پاسخ های آنی ما در موقعیت های مخاطره آمیز باشند; زیرا گاها لحظه ای تامل برای فکر کردن درباره کاری که باید انجام شود، ممکن است به قیمت از دست دادن زندگی ما تمام شود. این دو ذهن در اکثر موارد بسیار هماهنگ عمل می کنند اما با این وجود، دو ذهن  خردگرا و هیجانی نیروهای نسبتا مستقل از هم هستند. عملکرد ذهن هیجانی بسیار سریع تر از ذهن  خردگراست. ذهن هیجانی بدون آنکه حتی لحظه ای درنگ کند تا بررسی کند که چه می کند، مانند فنر از جا می جهد و دست به عمل می زند. نقطه تمایز ذهن هیجانی از واکنش سنجیده و تحلیل گرایانه ای که مشخصه ذهن اندیشمند است، سرعت عمل آن است. اعمالی که از ذهن هیجانی سرچشمه می گیرند با قطعیت شدید و مشخص همراهند که حاصل روش جاری و آسان گیر ذهن هیجانی در نگریستن به اطراف است که می تواند برای ذهن خردگرا کاملا مبهوت کننده باشد. پس از فرو نشستن گرد و غبار یا حتی در میانه راه متوجه می شویم که داریم از خود می پرسیم «راستی چرا آن کار را کردم؟» این سوال نشانه ای از آن است که ذهن خردگرا در حال آگاهی یافتن از آن لحظه است اما نه با سرعت ذهن هیجانی. از متداول ترین پاسخ های هیجانی سریع و نپخته، ازدواج های غلط است; چرا که در حالات هیجانی[10]  ذهن انسان از تفکر منطقی خالی می شود و پس از فروکش کردن هیجان ها تازه می فهمیم که چه بلایی سر خود آورده ایم. ذهن هیجانی همانند یک شمشیر دولبه است; امتیاز بزرگ ذهن هیجانی در این نکته است که می تواند واقعیت هیجانی رادر یک لحظه دریابد (او از دست من عصبانی است، او دروغ می گوید، او فکر خطرناکی در کله دارد)، و دریک آن به قضاوتی شهودی دست بزند که به ما می گوید در مقابل چه کسی باید احتیاط کنیم، به چه کسی باید اعتماد کنیم و چه کسی درمانده است. ذهن هیجانی رادار ما برای اعلام خطر است. اگر ما (یا پیشینیان ما در طول دوران تکاملی) در برخی از این موارد منتظر ارزیابی عقل خردگرا می ماندیم نه تنها ممکن بود اشتباه کنیم، که حتی شاید زنده هم نمی ماندیم. اما همین ذهن هیجانی ممکن  است دردسرساز شود; مشکل اینجاست که این برداشت ها و قضاوت های شهودی از آنجا که در یک لحظه صورت می گیرند ممکن است اشتباه یا گمراه کننده باشند. حال با این مقدمه بهتر می توانیم مفهوم «هوش هیجانی» را دریابیم ( شریفی ، 1386 ) .

شواهد موجود نشان می دهند که هوش به تنهایی نشان دهنده موفقیت ما در زندگی و محیط کار نیست و عواطف نقش کلیدی در موفقیت سازمانی به عهده دارند . افراد هوشمند از نظر هیجانی می توانند اثربخشی را در تمام سطوح سازمانی گسترش دهند و نقش مهمی در کیفیت و اثربخشی تعامل اجتماعی با دیگران ایفاء نمایند  (Suliman ‚ Al-Shaikh ‚ 2007 ‚P 208 ) .

چندین راه براى تعریف هوش وجود دارد . سه نظر متداول :
هوش عبارت است از توانایى یادگیرى.
هوش عبارت است از توانایى فرد در تطبیق با محیط خود.
هوش عبارت است ازتوانایىِ تفکر انتزاعى .

این سه تعریف مغایر یکدیگر نیستند. تعریف اول تأکید بر تعلیم و تربیت دارد.  تعریف دوم بر شیوه مواجهه افراد با موقعیتهاى جدید تأکید مى‏کند، و تعریف سوم ناظر بر توانایى افراد در زمینه استدلال کلامى و ریاضى است.  به این ترتیب، این سه توانایى با یکدیگر وجوه مشترکى دارند ( صدق پور ، بامدادی ، 1377) .

هیجان ها بخش اعظمی از زندگی را در بر می گیرند. حضور مستقیم و غیرمستقیم هیجان ها را می توان در استدلال و عقلانیت مشاهده کرد . بی اعتنایی به هیجان ها، عدم مدیریت آنها و مسامحه در بیان آنها می تواند هزینه های گزافی را برای انسان درپی داشته باشد. پژوهش های نوین نشان می دهند که فقدان هوش هیجانی می تواند آثار مخربی را در زمینه های فردی و اجتماعی ایجاد کند و برعکس، تحصیل و تقویت آن، زمینه ساز موفقیت های بزرگ خواهد بود. آموزش هوش هیجانی می تواند بستر مناسبی برای اعتلای فردی و اجتماعی در حوزه های مختلف و متنوع فرهنگ فراهم آورد ( میردریکوندی ، 1390 ، ص 100 ) .

به اعتقاد برخی از صاحب نظران، هوش هیجانی در زندگی عادی اهمیت زیادی دارد. به نظر می رسد این فرض که برخی نمی توانند با هیجان های خود به خوبی کنار بیایند، روابط بین فردی مطلوبی ندارند، از سلامت روانی کمتری بهره مندند و موفقیت های شغلی کمتری را تجربه می نمایند، فرض معقولی است. حوزه هوش عاطفی به عنوان یک موضوع مورد مطالعه، از بطن روان شناسی علمی ظهور پیدا کرد، از این رو مربیان، روان پزشکان، متخصصان منابع انسانی و سایرین به این موضوع علاقمند شدند و بدین ترتیب، این حوزه توسعه یافت. از زمانی که مجله های معتبر علمی مقاله هایی در این زمینه به چاپ رساندند تا به امروز مجله ها و مقاله های پژوهشی، فعالیت های مربوط به این حوزه را گزارش می کنند  (سیاروچی و همکاران ، 1384 ، ص 21) .

هیجانها نقش مهمی را در زندگی ایفا می کنند . آنها به رویاها ، خاطرات  و ادراک ما انرژی می دهند . هیجان[11] به معنی تحریک ، تهییج ، سوق دادن و وادار کردن گرفته شده است . هیجانها معمولا به احساسات و  واکنشهای عاطفی اشاره میکند .هیجانها حالت عاطفی هشیاری یا خودآگاهی است که در آن مفاهیمی همچون شادی ، غم و  ترس ، نفرت یا عشق نهفته است . هیجان  از حالتهای شناختی و ارادی متمایز است ؛  به عبارتی هیجان مربوط به احساسات به ویژه جنبه های خوشایند و ناگوار فرایند ذهنی است . به عبارت دیگر هیجانها احساساتی هستند که به زندگی شور و نشاط می دهند و اجازه می دهند شادیها و غمها ی زندگی را تجربه کنیم . بدون وجود هیجانها زندگی بی روح ، سرد و پوچ می شود . بدون هیجان هرگز نمی توانیم لذت خوردن یک ساندویچ داغ و خوشمزه ، ندامت از یک اظهار نظر خصمانه ، شعف ناشی از دیدن یک دوست قدیمی ، غم از دست دادن یک عزیز ، شادی به خاطر پیروزی تیم ملی فوتبال کشورمان را احساس کنیم ( آقایار و شریفی درآمدی ، 1386 ، صص37 ، 38) .

ویژگی مشترک هیجانها  این است که چه خوشایند و چه ناخوشایند ، تنها در مغز باقی نمی مانند بلکه با تغییرات فیزیولوژیک و بدنی همراه هستند . احساس نوعی هیجان در مقابل یک تابلوی نقاشی یا شنیدن یک شاهکار موسیقی تنها این نیست که خیلی ساده بگوییم (( چقدر زیباست ! )). این ویژگی خیلی اهمیت دارد زیرا اجازه می دهد تا هیجانها از احساسات ساده تمیز داده شود .همچنین این ویژگی مبنای مجموعه تحقیقاتی است که درباره روابط بین هیجانها و جلوه های بدنی  انها انجام گرفته است . برخی هیجانها از بدو تولد حضور دارد اما برخی دیگر بعدا ظاهر می شود . در هر دو مورد ، یاد می گیریم که هریک از هیجانهایی که می توانیم حس کنیم ، به طور همزمان در خود و دیگران تایید کنیم . برای صحبت کردن از هیجانها و سهیم کردن اطرافیان در آنها یادمیگیریم که هیجانها را با واژه های خاصی تبیین کنیم ، مثل شادی ، شعف ، غم ، رنج ، گناه ، ترس و خشم ( موکیلی و دانتزر ، 1384 ، صص135 ، 136 ) .

از سوی دیگر بررسیها نشان می دهند که هم عوامل فطری و  هم عوامل آموختنی در بروز هیجان دخالت دارند . در واقع تعیین کننده های تکوینی اساس هیجانها را تشکیل می دهند ، اما تجلی و شکل نمایش آنها با تجربه ، محیط اجتمافی و فرهنگ ارتباط پیدا می کنند ( پارسا ، 1376 ، ص264 ) .

 نظریه های هوش هیجانی

در بین روان شناسان ، سالووی و مایر (1990) به عنوان اولین کسانی که وجود یک مهارت شناختی مهم غیر از هوش را مطرح کردند ، شهرت یافته اند ( اسپکتور ، 1388 ، ص129 ) .

هم چنین دکتر دانیل گلمن[12] از نتیجه تحقیقات سالووی و مایر و سایرین در پرفروش ترین کتابش به نام هوش هیجان در سال 1995 استفاده کرد و در این زمینه ، دو برنامه شناخت خود و رشد اجتماعی برای مدرسه ینوهاون نوشت ( آقایار و شریفی درآمدی ، 1386 ، ص73 ) .

از طرفی ثرندایک[13] استاد دانشگاه کلمبیا اولین کسی بود که مهارت های هوش هیجانی را نام گذاری کرد. اصطلاحی که او به کار برد هوش اجتماعی بود که نشانگر مهارت افراد در کنار آمدن موثر با مردم است (برادبری و گریوز ، 1386 ، ص 17 ) .

لئونل[14] هم برای اولین بار مفهوم هوش هیجانی را به زبان آلمانی در سال 1966 به کار برد . دکتر ریون بارون[15]  هم پس از 20 سال تحقیق پرسشنامه هوش هیجانی را ابداع کرد .تاکید باون بیشتر بر قابلیت های غیر شناختی بوده و پرسشنامه او میزان خودسنجی افراد در زمینه قابلیتهای غیر شناختی را اندازه گیری می کرد که به نام پرسشنامه هوش هیجانی (EQI ) معروف است ( آقایار و شریفی درآمدی ، 1386 ، صص 73 ، 74) .

در مورد هیجان و هوش داروین [16] ( 1884) معتقد است که بروز هیجان به صورتهای مختلف به خودی خود همیشه سودمند و کارآمد نیستند بلکه جلوه هایی از رفتارهای سازش پذیر قبلی هستند . پلوچیک [17] نیز معتقد است که هشت هیجان اصلی یا واکنشهای بدنی الگودار وجود دارند که هرکدام با فرایند زیستی همه گونه ها  مطابقت و سازگاری دارد . همچنین نظریه پردازان دیگراستدلال می کنند که هیجانها دارای بافت زیستی و فطری نیستند ، بلکه بارتاب و نمایش آنها معلول یادگیری است ( پارسا ، 1376 ، ص 264) .

 جان مایر [18] معتقد است که هوش هیجانی  مجموعه ای از توانایی های ذهنی است که به شما کمک می کند احساسات خود و دیگران را درک کنید و در نهایت به توانایی تنظیم احساسات خویش نایل گردید (الدر ، 1382 ، ص 55 ) .

در این باره استیوهین[19]  نیز عقیده دارد که هوش هیجانی عبارت است از توانایی مهار عواطف و تعادل برقرار کردن بین احساسات و منطق، به طوری که ما را به حداکثر خوشبختی برساند ( استیو ، 1384 ، ص 11) .

همچنین تراویس برادبری وجین گریوز[20]  می گویند هوش هیجانی همان توانایی شناخت، درک و تنظیم هیجان ها و استفاده از آنها در زندگی است ( برادبری و گریوز ، 1384 ،ص 148 ) .

از دید گلمن، هوش هیجانی این گونه تعریف شده است : ” مجموعه ی مهمی که آن را هوش هیجانی می نامیم شامل تواناییهایی است که فرد بتواند انگیزه ی خود را حفظ نماید، در مقابل ناملایمات پایداری نماید و تکانشهای خود را کنترل کند و کامیابی را به تعویق بیاندازد، حالات روحی خود را تنظیم نماید و نگذارد پریشانی خاطر ، قدرت تفکر او را خدشه دار سازد ، با دیگران همدلی کند و امیدوار باشد ( رنجبردار ، 1389، ص 12 ) .

گلمن نیز ادعا نمود که هوش هیجانی سازهای مناسب برای موفقیت شغلی  و کاری و به طور کلی موفقیت در زندگی است ( گل پرور ، خاکسار ، 1389 ، ص 20) .

دانیل گلمن ضمن مهم شمردن هوش شناختی[21]  و هوش هیجانی[22] می گوید: هوش شناختی در بهترین حالت خود تنها عامل 20 درصد از موفقیت های زندگی است در حالیکه 80 درصد موفقیت ها به عوامل دیگر وابسته است و سرنوشت افراد در بسیاری از موارد در گرو مهارت هایی است که هوش هیجانی را تشکیل می دهند. در حقیقت هوش هیجانى عدم موفقیت افراد با ضریب هوش بالا و همچنین موفقیت غیرمنتظره افراد داراى هوش متوسط را تعیین مى کند. به طوریکه مطالعات انجام شده در زمینه هوش هیجانی بیانگر آن است که افرادی که دارای هوش شناختی بالا و هوش هیجانى پایینی هستند در زندگی کاری و خصوصی خود موفق نیستند و برعکس افرادی که هوش شناختی پایین و هوش هیجانى بالایی دارند به موفقیتهای بسیاری در زندگی کاری و خصوصی خود نائل می گردند. بنابراین هوش هیجانى پیش بینى کننده موفقیت افراد در زندگی کاری و خصوصی است ( مصطفی زاده ، 1390 ) .

گلمن ابعاد تاثیر پذیر از هوش هیجانی را شامل افزایش بازدهی شهصی ، موققیت شغلی ، پرورش و افزایش خلاقیت ، افزایش عملکردهای گروهی ، انگیرش و کاهش فشار روانی افراد میداند ( مقدم و همکاران ، 1387 ،ص 100 ) .

به اعتقاد دیگینز[23](2004) هوش هیجانی به افراد در زمینه آگاهی بیشتر از روش های بین فردی، شناسایی و مدیریت تأثیر عواطف بر تفکر و رفتار، توسعه توانایی تشخیص تحرکات اجتماعی در محیط کار و درک چگونگی مدیریت روابط و بهبود آن ها کمک می نماید . هوش هیجانی اما به طور کلی تعریف های هوش هیجانی به رغم ظاهر متنوع و متفاوتشان، همگی روی یک محور اساسی تأکید دارند و آن هم آگاهی از هیجانات، مدیریت آنها و برقراری ارتباط اجتماعی مناسب است (کریمی ، لیث صفار ، حسومی ، 1390 ، ص 2 ) .

پیتر سالوی و جان مایر در سال 1990، مفهوم اساسی نظریه خود را برای اولین دفعه با عنوان «هوش هیجانی» به چاپ رساندند ( اکبر زاده ، 1383 ، ص 6 ) .

سالوی ضمن اختراع اصطلاح (سواد هیجانی)[24] به پنج حیطه اشاره کرد که عبارتند از: خودآگاهی(شناخت حالات هیجانی خویش(، اداره کردن هیجان ها (مدیریت هیجان ها به روش مناسب)، خود انگیزی، کنترل تکانش ها (تأخیر در ارضای خواسته ها و توان قرار گرفتن در یک وضعیت روانی مطلوب)، تشخیص دادن وضع هیجانی دیگران، همدلی، برقراری­ رابطه با دیگران . با وجود اظهارنظرهای مختلف درباره هوش هیجانی، می توان گفت سالوی و مایر نخستین تعریف رسمی از هوش هیجانی را در سال 1990 بدین صورت منتشر کردند : توانایی شناسایی هیجان های خود و دیگران و تمایز بین آنها و استفاده از این اطلاعات برای هدایت تفکر و رفتار فرد (جلالی ، 1385 ، ص 5) .

در سال 1980، رون بارـ آن[25] اولین بار مخفف بهره هیجانی[26] را برای این دسته از توانایی ها به کار برد و اولین آزمون را در این مورد ساخت ( اکبر زاده ،1383 ، ص 6 ).  بار ـ آن، هوش هیجانی را عامل مهمی در شکوفایی توانایی های افراد برای کسب موفقیت در زندگی تلقی می کند رون بار- آن، با طرح الگوی چندعاملی برای هوش هیحانی، آن را مجموعه ای از استعداد ها و توانایی هایی می داند که افراد را در جهت سازگاری مؤثر با محیط و کسب موفقیت در زندگی آماده می کند؛ این توانایی ها در طول زمان تغییر و رشد می یابد با روش های آموزشی قابل اصلاح و بهبود است (  خامنه مهانیان ، 1385 ، ص 310 ) .

کوپر، ساواف[27] (1997) هوش هیجانی را بر مبنای دانش اولیه تناسب هیجانی، عمق هیجانی و کیمیا گری هیجانی تعریف کرده اند. در این تعریف دانش اولیه هیجانی آگاهی و دانش فرد از ماهیت و کنشوری احساسات خود است. تناسب هیجانی، در بر گیرنده انعطاف پذیری و میزان شدت احساسات و هیجانات می باشد. عمق هیجانی استعداد رشد و تقویت یا عمق بخشیدن به هیجانات تعریف می شود و کیمیاگری هیجانی، توانایی بهره گرفتن از احساسات و هیجانات در راستای خلاقیت تعریف می شود ( میرزاده کوهشاهی ، 1387 ) .

از نظر گلمن، هوش هیجانی دست کم چهار حوزه دارد:

1-  آگاهی هیجانی (برای مثال، توانایی جدا کردن احساسات از اعمال )

2-  مدیریت هیجانات (برای نمونه، توانایی کنترل عصبانیت)

3-  تشخیص هیجانات دیگران (برای مثال، دیدن دنیا از دریچه چشم دیگران)

4- اداره کردن روابط (توانای حل مشکلات و روابط ) (سانتراک ، 1385 ، صص 31 ، 32 ) .

به نظر گاردنر ، هوش هیجانی نیز دارای دو مؤلفه است:

الف) هوش درون فردی: نشان دهنده آگاهی فرد از احساسات و هیجانات خویش، ابراز باورها و احساسات شخصی واحترام به خویش و تشخیص استعداد های ذاتی، استقلال عمل در انجام کارهای مورد نظر، و در مجموع میزان کنترل شخص بر هیجان ها و احساسات خود است؛

ب) هوش میان فردی: به توانایی درک و فهم دیگران اشاره دارد به دنبال آن است که بداند چه چیزهایی انسان ها را بر می انگیزاند و چگونه می توان با آنها همکاری داشت. به نظر گاردنر، احتمالاً فروشندگان، سیاست مداران، معلمان، متخصصان بالینی و رهبران مذهبی موفق، هوش میان فردی بالایی دارند  ( جلالی ، 1385 ، ص 95) .

از نظر وی سینگر[28] هوش هیجانی استفاده هوشمندانه از عواطف است.  به این صورت که شما آگاهانه از عواطف خود استفاده می کنید و رفتار و تفکرات خود را در جهت اهداف خود هدایت می کنید تا به نتایج جالب توجهی دست یابید ( ملکی آوارسین ، سید کلان ، 1387 ، ص 117) .

به طور کلی سه رویکرد در هوش هیجانی وجود دارد :

نخست ؛ گلمن ( 1998 ) فرض می کند که هوش هیجانی شامل خصیصه هایی مثل انگیزش ، خوش بینی ، سازگاری و گرم بودن است که می تواند موفقیت در روابط انسانی ، کار و زندگی را پیش بینی کند .

دوم ؛ مایر و سالوی (1997 ) یک الگوی مبتنی بر توانایی در هوش هیجانی ارائه کرده است . آنها هوش هیجانی را به عنوان مجموعه  توانایی هایی که درک ، ابراز ، جذب و هدایت هیجانها به منظور بهبود رشد هیجانی و هوشی در نظر می گیرند .

سوم ؛ بار – ان (1997) یک الگوی شخصیتی یا آمیخته از هوش هیجانی ارائه کرده است که در آن برکنار آمدن با اضطراب تاکید زیادی شده است . او هوش هیجانی را این گونه تعریف کرده است : مجموعه ای از توانایی ها و مهارت ها ی هیجانی ، فردی و اجتماعی که افراد را قادرمی سازد تا به طور اثر بخشی با فشارها و تقاضاهای محیطی کنار بیایند ( مقدم و همکاران ، 1387 ، صص 101 ، 102 ) .

نظریه هوش هیجانی بار – اون : مدل دیگر در حیطه رویکرد مختلط به هوش هیجانی، «مدل بار- آن» است. “بار- آن” در سال ۱۹۹۷ مدلی چندعاملی برای هوش هیجانی تدوین کرده است. ازنظر وی هوش هیجانی شامل «مجموعه ای از توانایی ها، کفایت ها و مهارت های غیرشناختی است که توانایی فرد را برای کسب موفقیت در مقابله با احتیاجات و فشارهای محیطی تحت تاثیر قرار می دهد» ( فتی ، 1387 ، ص 104 ) .

صفات هیجانی در این نوع هوش رکن اساسی است که آن را از هوش شناختی متمایز می کند. هوش هیجانی فرد یک عامل مهم در تعیین توانایی موفقیت در زندگی است و به طور مستقیم سلامت روانی وی را تحت تاثیر قرار می دهد. هوش هیجانی همچنین با سایر تعیین کننده های مهم در توانایی فرد برای موفقیت در مقابله با اقتضائات محیطی مانند شرایط و پیش آمادگی های زیستی- طبیعی، استعداد عقلی- شناختی و واقعیت ها و محدودیت های درحال تغییر محیط نیز ترکیب می گردد .  “بار- آن” (۲۰۰۰) نشان داد که افراد دارای سن و جنس متفاوت نیم رخ های بهره هیجانی متفاوتی دارند. هوش هیجانی حداقل تا سن میانسالی افزایش نشان می دهد. افراد در دهه ۴۰ و۵۰ بهره هیجانی بالاتری نسبت به جوان ترها و مسن ترها دارند  ( صبوری ، 1391 ،).
حاجی زاده (۱۳۸۳)، به نقل از جک بلاک، زنان و مردان با هوش هیجانی بالا را چنین توصیف می کند:
مردان با هوش هیجانی بالا، در روابط اجتماعی؛ متعادل، شاد و سرزنده اند و در مقابل افکار نگران کننده یا ترس آور مقاوم اند. آنان ظرفیت بالایی برای تعهد و سرسپردگی برای مردم یا اهداف خود داشته، مسئولیت پذیر، دلسوز و با ملاحظه اند. چنین افرادی با خود، دیگران و اجتماع احساس راحتی دارند و از زندگی عاطفی غنی برخوردارند.  زنان باهوش هیجانی بالا، علاقه مندند که احساساتشان را مستقیما بیان کنند، راجع به خود مثبت فکر می کنند و مانند مردان هم گروه خود، اجتماعی و گروه گرا هستند. اینان شاد و آسوده خیال اند و به ندرت احساس نگرانی و گناه می کنند، زندگی برای آنان سرشار از معنا است و برای این که بتوانند شوخ طبع، خودانگیخته و درمقابل تجارب عاطفی پذیرا باشند، به قدر کافی با خود راحتند.  هوش هیجانی آگاهی از احساس و استفاده از آن برای اتخاذ تصمیم های مناسب در زندگی و توانایی تحمل کردن ضربه های روحی و مهار آشفتگی های روحی است، توانایی پس راندن افسردگی و یاس در هنگام تفکر و امید داشتن است ( اسناوندی ، 1390) .

بار- آن” هوش هیجانی را مشتمل بر۵ مولفه می داند که با بهره گرفتن از پرسشنامه بهره هیجانی “بار- آن” سنجیده می شود و این ۵ مولفه دارای ۱۵ خرده مقیاس است ( قنبری پناه ، 1386 ، ص163 ) .

الف – مولفه های درون فردی : که شامل:

  • خود آگاهی عاطفی : توانایی اگاهی یافتن از عواطف خود و درک آنها .
  • جرات ورزی : توانایی ابراز عواطف و ابراز خود به نحوی مفید و سازنده .
  • حرمت نفس : توانایی درک و ارزیابی صحیح و مطلوب خود .
  • خودشکوفایی : توانایی حرکت برای تحقق اهداف خود و شکوفا نمودن توانایی بالقوه فردی خود .
  • استقلال : توانایی اتکابه خود و رهایی از وابستگی به دیگران ، است .

ب – مولفه های سازگاری : که شامل ،

  • واقعیت آزمایی : توانایی اعتبار بخشی عینی و بیطرفانه به افکار و احساسات .
  • انعطاف پذیری : توانایی انطباق و سازگار نمودن احساسات و افکار خود با موقعیت های جدید .
  • حل مسئله : تتوانایی حل مسائل فردی و بین فردی می باشد .

ج – مولفه های خلق و خوی عمومی : شامل :

  • خوش بینی : توانایی مثبت بودن و مثبت دیدن زندگی .
  • شادکامی : احساس رضایت مندی از خود و دیگران است .

د –  مولفه های بین فردی : این بعد هم شامل :

  • همدلی : توانایی آگاهی یافتن از عواطف دیگران و درک آنها .
  • مسئولیت پذیری اجتماعی : توانایی شناخت مسئولیت های خود در مقابل اجتماع و درک این موضوع که جزیی از یک گروه اجتماعی هستیم .
  • روابطه بین فردی : توانایی برقراری روابط خوب و مطلوب با دیگران است .

ه –  مولفه های کنترل نقش ها : که شامل :

  • تحمل استرس : توانایی مدیریت عواطف خود به شکلی موثر .
  • کنترل تکانه : توانایی کنترل عواطف است ( قنبری پناه ، 1386 ، صص 164 ، 165 ) .

نظریه هوش هیجانی گلمن : نظریه هوش هیجانی گلمن جامع ترین و معتبرترین نظریه در میان مدلهای هوش هیجانی است که اجزاء تشکیل دهنده آن به شرح ذیل است : ( آقایار و شریفی درآمدی ، 1386 ، ص 33)

  • خود آگاهی : شناخت احساسات و عواطف خود به طور آنی و عمیق و استفاده از آن برای راهنمایی در تصمیم گیری های مناسب .
  • خود تنظیمی : توانایی مهار و مدیریت هیجانات و حفظ آرامش برای کمک به تصمیم گیری و بهره گیری از توانمندی های شناختی به نحو مناسب، هماهنگی با هیجانات به نحوی که به جای اختلال در کارها ، در تسهیل آن به ما یاری رساند ( نوروزی ، 1387 ) .
  • خود انگیختگی : استفاده از عمیق ترین علایق خود برای حرکت دادن و هدایت به سمت اهداف تا کمک کند پیشقدم شده و در جهت تکامل و پیشرفت تلاش کنیم ، نه اینکه منتظر مانده تا اینکه یک واقعه یا شخص باعث ایجاد انگیزه و حرکت در ما گردد .
  • مهارت همدلی : درک آنچه افراد احساس می کنند ، توانایی در نظر گرفتن دیدگاه های دیگران و توسعه حسن تفاهم و هماهنگی با انسانهای گوناگون به منظور ارتقای کار گروهی ( به ویژه در محیط کاری و سازمانی) .
  • مهارت های اجتماعی : در روابط با دیگران ، به خوبی کنار آمدن با عواطف خود و دیگران، فهم دقیق موقعیت ها و شبکه های اجتماعی ، مهارت خوب گوش کردن و خوب ابراز وجود کردن ، حل تضادهای و تعارضها و استفاده از این مهارت ها برای متقاعد سازی رهبری و مدیریت ( ملکی آوارسین ، سید کلان ، 1387 ، صص118، 119) .

خانم سوزان دون [29]می گوید : ” هیجانها می توانند عامل کاهش بهره وری ، ضعف قضاوت ، تصمیم گیری غلط ، جذب کارکنان نامناسب ، از دست دادن کارکنان لایق ، بی انگیزگی کارکنان ، فقدان کار گروهی و خود مدیریتی و در نتیجه کاهش عملکرد شوند و در عوض عامل افزایش بهره وری ، قضاوت صحیح ، تصمیم گیری هوشمند ، استخدام افراد شایسته و حفظ آنها ، ایجاد انگیزه در دیگران ، کار گروهی قوی و خود مدیریتی و در آخر افزایش عملکرد کارکنان نیز محسوب شوند ( اقایار ، شریفی در آمدی ، 1386 ، ص 66،67 ) .

  • در مورد نظریه مایر و سالووی و کارسو [30] این است که هوش هیجانی بر عملکرد کاری و شغلی و تعاملات بین فردی تاثیر می گذارد ( گل پرور ، خاکسار ، 1389 ، ص 20) .
  • گلمن همچنین مدعی گشته که چون هوش هیجانی تقریبا تمام جنبه های زندگی کاری را تحت تاثیر قرار می دهد بنابراین افرادی که دارای هوش هیجانی بالاتری هستند دارای عملکرد بهتری نیز خواهند بود . همچنین دی و کارول [31] رابطه بین ابعاد مختلف هوش هیجانی توانایی مدار را با عملکرد در تکالیف تصمیم گیری مورد اندازه گیری قرار دادند . آنها پی بردند که ادراک هیجانی به تنهایی با عملکرد بهتر در این نوع تکالیف ( تصمیم گیری ) مرتبط است (گل پرور ، خاکسار ، 1389 ، ص 21) .
  • به نظر دانیل گلمن قابلیت هیجانی نشان میدهد چقد از توان بالقوه ما میتواند به تواناییهای ضمن کار تبدیل شود . هریک از ظرفیتهای هوش هیجانی در عملکرد شغلی موثر بوده و دارای ارتباط داخلی با هم است . این قابلیتها در برگیرنده اثرات مشخصی بر دیگران بوده است و یا توان سلسله مراتبی را دارد ( ظرفیت های هوش هیجانی بر پایه یکدیگر استوارند ) ویا هر یک از ظرفیتهای مزبور شرط لازم هستند ولی کافی نمی باشند (داشتن هوش هیجانی به هیج وجه متضمن شایستگیهای مورد نیاز نیست)این ظرفیتها باید پویا باشند ( مشاغل مختلف شایستگی متفاوتی را می خواهند ) ( آقایاری ، شریفی در آمدی ، 1386 ، ص 125 ، 126 ) .

 

 

 

 

مهارتهای ارتباطی

ارتباط، عالی ترین دستاورد بشر است و انسان به دلیل اجتماعی بودن به تعامل و بودن با دیگران نیاز دارد؛ بنابراین با توجه به تعریف ارتباط که در آن تفهیم، تفاهم و تسهیم دخیل است افراد باید توانایی صحیح درک، انتقال و تداوم ارتباط را کسب کنند و این همان مهارتی است که به دو صورت کلامی و غیرکلامی موجب ارتباط موثر و موفق میان افراد می شود. این دو ارتباط ازهم قابل تفکیک نیست؛ چرا که در حین برقراری ارتباط استفاده از زبان کلامی و زبان بدن همزمان اتفاق می افتد. اگر به گفت وگوی خود با فردی دقت کنید متوجه خواهید شد در حین ارتباط کلامی بخش عمده پیام ما از طریق ژست ها، حرکات بدن و نحوه نگاه کردن منتقل می شود ( بهبهانی ، 1392) .

برای برقراری ارتباط به تعبیری حداقل باید دو انسان وجود داشته باشند تا موضوع خاصی را به کمک ابزار یا وسایل ویژه ای به اطلاع یکدیگر برسانند . از این قضیه به عنوان فرایند ارتباطات نام می برند  ( سرمد ، 1390 ،ص 146 ) .

اگر چرخه ارتباط را محدود و مختصر کنیم و به رابطه بین فردی برسیم، دو فرد با یکدیگر در حال گفتگو هستند، آن که حرف می زند فرستنده، و آن که گوش می دهد گیرنده و آنچه بین آن دو رد و بدل می شود پیام نامیده می شود. در این رابطه بین فردی، از آنجا که نوع ارتباط افقی است جایگاه گیرنده و فرستنده قابل تغییر است. به سخن دیگر منبع می تواند به مخاطب یا به عکس، مخاطب می تواند به منبع تبدیل شود.

طبق تحلیل فوق مخاطب کسی است که در یک حرکت خطی از منبع ارسال پیام در انتهای همه  فرایندهای پیام قرار دارد. برای روزنامه مخاطب همان خواننده است. برای رادیو، شنونده و برای تلویزیون و سینما، بیننده و تماشاگر. افزون بر این، هر فرستنده ای می کوشد تا هنگام فکر کردن درباره مخاطب، مقولاتی چون نحوه ارائه پیام، میزان پذیرش توسط مخاطب، تمایلات و سن را در نظر بگیرد  ( جان رابرت ، 1376 ، ص 48 ) .

اما به طور کلی عناصر فراگرد ارتباطات عبارتند از :

  • فرستنده پیام ( منبع ) : آغاز کننده ارتباط است و مطلب مورد نظر را به بیانی که برای گیرنده پیام قابل فهم باشد در می آورد ( سرمد ، 1390 ، ص 146 ) .
  • گیرنده پیام : پس از دریافت ، آن را کشف رمز[32] کرده یا اقدام لازم را انجام می دهد ( که در این صورت فرایند ارتباطات به پایان می رسد ) ، یا مجددا رمز گردانی کرده ، واکنش خودش را به فرستنده پیام منعکس می کند ( بازخورد ) . در اینجا ممکن است فرایند ارتباطات به پایان برسد ، یا این فرایند یک یا چند مرتبه تکرار شود .
  • موانع : منظور از موانع ، انواع عوامل یا وسایلی است که در برقراری ارتباط اخلال ایجاد می کند ( سرمد ، 1390 ،147 ) .

از آنجایی که ارتباط بر اساس تعاریفی که شد یک فراگرد محسوب می شود. این فراگرد دارای ویژگی های زیر است.
1- میان کنشی بودن ارتباط
هنگامی که می گوییم فرآیند ارتباط میان کنشی است، ما خود به خود بر آن باور گرایش خواهیم داشت که، این فراگرد بر پویایی رابطه میان انسانها استوار است. اکثر جامعه شناسان و دست اندرکاران علوم اجتماعی به معنی وسیع کلمه، میان کنش یا کنش متقابل را در مورد ارتباطات مبادله دو سویه پیامها بین دو انسانی که به عمل ارتباطی پرداخته اند می دانند که به تغییر و دگرگونی در یکی از آنها یا هر دوی آنها می انجامد.
میان کنش زمانی رخ می دهد که یک جریان و رابطه داد و ستدی دربین اجزای آن فراگرد به وجود آید. میان کنش در ارتباطات عموما به تبادل پیامها اطلاق می شود که میان دو نفر در جریان است که این خود، منتج به تغییر در پیامها شود. به گونه ای روشن، وقتی دو نفر در فراگرد ارتباطی درگیر می شوند، در تمام لحظه های تبادل و میان کنش، هر یک دگرگون می شوند و این دگرگونی خود ناشی از دگرگونی در نگرشها و تمایلات هر یک از آنها است. پیامها چه کلامی و چه غیر کلامی، تاثیری در طرف مقابل می گذارند و آن تاثیر منجر به دگرگونی در نگرشها و رفتارهای فرد مقابل می شود و او را بر آن می دارد که از طریق مکانیزم باز خور عکس العملی نشان دهد که متمایز با آنچه که قبلا خود نشان داده است، باشد. این خود، در فرستنده پیام تاثیر می گذارد و او نیز دگرگون می شود و ممکن است با شدت بیشتر به کار خود ادامه دهد و یا اینکه از تاب و توان گذشته خود بکاهد.

گاه ممکن است چنین به نظر آید که فقط یکی از طرفین فراگرد ارتباطی دگرگون شده است و طرف دیگر تغییری از خود نشان نمی دهد. پژوهشهای دقیق و خرده نگر، نشان داده اند که چنین نیست. هر دو طرف فراگرد ارتباطی تغییر می پذیرند، هر چند که ممکن است یکی از آنها چنین تغییری را کمتر از خود بروز دهد و سعی در پنهان کردن احساس و رفتار خود کند. خواه ناخواه انسانی که در فراگرد ارتباطی درگیر شده است. دگرگون می شود و این دگرگونی با شدت و ضعف در او نمایان خواهد شد گاه دگرگونی در باورها و نگرشها است، و گاه در احساسات و زمانی در رفتار.  در ارتباطات آنچه میان دو نفر مبادله می شود پیام است. پیام عموما به آنچه نوشته و یا گفته می شود اطلاق می شود. اما باید توجه داشت که پیام فقط به گفتار و نوشتار خاتمه نمی یابد. بخش عظیمی از پیامهایی که میان مردم مبادله می شود در کسوت گفتار و نوشتار نمی آید. بلکه اعمالی هستند که بیشتر انجام می دهند و حرکاتی که از آنان به منصه ظهور می رسند.  به عبارت دیگر، رفتارها، طرز لباس پوشیدن، بلندی و کوتاهی موی سر و یا ریش، نوع وسیله نقلیه که استفاده می کنند. همه و همه پیامی هستند که از فردی به دیگری منتقل می شود و به او تفهیم می کند که طرف مقابل چگونه آدمی است و چگونه می اندیشد و چه احساسی دارد. اگر چیزی که ما می پوشیم و یا حرکتی که انجام می دهیم معنی خاصی را به دیگران منتقل می کند. می تواند پیامی از سوی ما به آنان باشد و آن هم می تواند هم در سطح ملی و هم در سطح بین المللی ارتباطی را به وجود آورد ( دریاباری ، 1391 ) . 

  • تعاملی یا مراوده ای بودن ارتباط
    فراگرد ارتباطی در محیط شکل می گیرد و انجام می پذیرد. محیط نه تنها به فراگرد ارتباطی و نوع آن تاثیر می گذارد. بلکه به ادراکات[33]، آنچه بین خود ردو بدل می کنیم. و حتی در سطحی که ارتباط می گیریم نیز تاثیر می گذارد. ما در خلاء با یکدیگر ارتباط نمی گیریم.

کنشها و واکنشهای ما در مقابل یکدیگر در چارجوب نظامهای اجتماعی [34]و شرایط فیزیکی حاکم برماست. آنچه شما در خانه با والدین یا خواهران و برادران خود در میان می گذارید، کاملاً متفاوت از آن است که در دانشگاه یا کارخانه با دوستان خود در میان می گذارید. یا به استادان و رؤسای خود می گویید. علاوه بر این، آنگونه که شما به جهان و دگرگونیهای آن می نگرید با توجه به عوامل محیطی و نظام اجتماعی بر رفتار ارتباطی شما اثر می گذارد. محیط فیزیکی و شرایط اجتماعی که در آن قرار می گیریم نگرش و رفتار ما را همانگونه که دیدیم تغییر می دهد و در نتیجه ما با دیگران همواره به گونه ای متفاوت ارتباط برقرار می کنیم. به عبارت دیگر ارتباط ما با دیگران موکول به وضعیت و شرایط حاکم برماست. ارتباط ما با دیگران همواره متفاوت است و ما خود نیز همواره در حالت متفاوتی نسبت به قبل خود هستیم. به گفته جیمزمک کر ا کسی[35] رفتار ارتباطی ما تغییر پذیر است و ما در مورد یک واقعیت به گونه های متفاوت عمل می کنیم». بر این اساس. واقعیت در نظر ما با توجه به فراگرد ارتباطی ما با دیگران شکل می گیرد واقعیت آن چیزی است که از طریق ارتباط با دیگران برای ما پدید آمده است ( سعادت زاده ، 1389 ) .

مهمتر آنکه ما بخشی از «خود» را از طریق ارتباطات با دیگران در میان می گذاریم. بدین سان شدنی است که، ادراک ما از جهان- یا واقعیت از نظر ما- دائماً در معرض دگرگونی است و بستگی به آن دارد که در کجائیم و محیط جغرافیایی و شرایط اجتماعی و فرهنگی حاکم بر ما چگونه است و این عوامل بر روی ما در آن برهه خاص از زمان چه تاثیری گذارده اند. ممکن است برخی از ما این تجربه مشترک را داشته باشیم که پس از سالهای سال دوری، از دوستی که در دوره کودکی و یا دبیرستان با ما بوده و بسیار صمیمی بوده ایم روبرو شویم. آن دوست در گذشته نزدیکترین فرد به ما در زندگی بوده است، و ما از همه چیز یکدیگر با خبر بوده ایم. اما اینک پس از چند سال جدایی و تغییر شرایط اجتماعی و فرهنگی برای هر کدام از ما- یکی در دانشگاه و دیگری در محیط بسته کاراحساس می کنیم دیگر نمی توانیم به درستی با یکدیگر ارتباط داشته باشیم. حرف یکدیگر را نمی فهمیم و وجود یکدیگر را به راحتی نمی توانیم تحمل کنیم. چیز زیادی برای گفتن و در میان نهادن با یکدیگر نداریم. ارتباط بین ما با دشواری انجام می پذیرد. این دشواری از این رو پدید آمده است که ما دیگر در یک محیط و شرایط یکسان با یکدیگر نیستیم. یکی دانشجوست و دیگری کارگری ساده، یکی تجارب فراوانی در محیط کار بدست آورده است و دیگری دنیای وسیعی از تفکرات و آگاهیهای علمی به رویش گشوده شده است. دیگر نزدیکی و یگانگی گذشته نمی تواند بین ما دو نفر پدید آید. مگر آنکه باز ما دو نفر در شرایط یکسان قرار گیریم. نزدیکی[36] که در ارتباط بین شخص، مبحثی گسترده و جالب توجه است در حقیقت بر پایه های یکسان محیط جغرافیایی، اجتماعی و فرهنگی و نگرشی شکل می گیرد. تفاوت هر یک از عوامل فوق در طرفین ارتباط درجه نزدیکی را کاهش می دهد. این تجربه بیانگر این واقعیت است که ارتباط در فضا و محیطی که بر ادراک ما تاثیر دارد شکل می گیرد و این فضا یا محیط است که اشکال و شیوه های ارتباطی را برای ما رقم می زند  ( سعادت زاده ، 1389 ) .

  • ارتباط یک تبادل است :

در این دیدگاه ماهیت پویا و متغییر این فرآیند مورد توجه است و بر تاثیر و تاثر ارتباط برقرار کنندگان بر یکدیگر در یک سیستم دو سویه تاکید می شود (هارجی ، ساندرز ، دیکسون،۱۳۷۷، ص۲۴).

  • ارتباط اجتناب ناپذیر است :

به نظر طرفداران دیدگاه های فراگیر در مورد اجزای ارتباط در موقعیت های اجتماعی که افراد از حضور هم آگاهند و تحت تاثیر کارهای یکدیگر هستند گریزی از ارتباط نیست ( دریاباری ، 1391) .

  • ارتباط هدفمند است :

یکی دیگر از ویژگیهای ارتباط، هدفمندی آن است: طرفین ارتباط هدفهایی دارند، آنها می خواهند از ارتباط خود نتیجه مطلوب بگیرند (هارجی ، ساندرز ، دیکسون،1377، صص 25 ، 26 ) .

  • ارتباط چند بعدی است :

یکی دیگر از ویژگیهای مهم ارتباط، چند بعدی بودن آنهاست، چون پیام ها بندرت به صورت جداگانه و مجزا مبادله می شوند ( هارجی ودیکسون ، 1377 ، ص 27 ) .

  • ارتباط برگشت ناپذیر است :

به بیان ساده می توان گفت که وقتی چیزی را گفتیم نمی توانیم آن را( پس بگیریم) گاهی با فاش کردن یک راز، اعتماد دیگران را از خودمان سلب می کنیم اما دیگر کار از کار گذشته است، و گفته ما برگشت ناپذیر است.
البته منظور این نیست که نمی توان پیامدهای شخصی و رابطه ای این عمل را اصلاح کرد. ما برای اصلاح وقایع و برای آنکه کمتر سرزنش شویم باید ماجرا را دوباره تعریف کنیم، به همین خاطر به مکانیسم شرح[37] متوسل می شویم. منظور ما از شرح ، توضیح دادن اعمال مبهم و مشکل آفرین است (هارجی ودیکسون ، 1377 ، ص 28) .

ما در مطالعه ارتباطات، با انواع پیوند های اجتماعی در جامعه سر و کار داریم. در اینجا می کوشیم ضمن تقسیم بندی ارتباطات از لحاظ محتوا و کارکرد، هر یک از آنها را بطور جداگانه بررسی کنیم .

1)  ارتباط با خود : عبارت است از اینکه جریان تفهیم و تفاهم را در درون خود انجام می دهیم، که یک نوع ارتباط درونی است. ارتباط با خود دربرگیرنده مشکلات درونی، یا حل وتعارضات درونی فرد است. این ارتباط علاوه بر برنامه ریزی برای آینده، عملکرد عاطفی و ارزیابی خود و دیگران و روابط میان خود و دیگران را مورد توجه قرار می دهد. این ارتباط کاملا باید شناخته شود. زیرا، مبنای برای ارتباطات بعدی است، ارتباط با خود عمل مداوم و پیوسته و فراگیر در زندگی روزمرّه همه انسانها است ( زمانی پور ، 1384 ) .

2)   ارتباط خصوصی و بدون واسطه : ارتباطی است فوری رو در رو که طی آن، پیام مستقیماً میان پیام دهنده و پیام گیرنده (یا دو گروه کوچک) رد و بدل می شود.

ویژگیهای این پیام عبارتند از :

الف) فرصت جا به جایی پیام گیرنده و پیام دهنده.

ب) فرصت تصحیح یکدیگر

ج) ارتباط چهره به چهره و عمیق.

د) قابل رؤیت بودن آثار پیام.

3)   ارتباط جمعی یا عمومی: ارتباط جمعی، نوعی از ارتباط است که براساس آن فرد با تعداد کثیری از انسانهای دیگر ارتباط برقرار می کند. این ارتباط فراگرد تفهیم و نفاهم و تسهیم معنی با شمارکثیری از انسانهای دیگر است. امروزه به این ارتباط توجه زیادی مبذول می شود و دست اندرکاران سیاست، تجارت و غیره کم و بیش، بیشترین تلاش خود را در جهت بهبود آن مبذول داشته و خود را ملزم و مکلّف به شناخت بهتر آن و فراگیری نکات ظریف آن می دانند. این ارتباط از طریق ( روزنامه کتاب، امواج رادیو، و غیره ) برای گروه غیرمحدودی از مردم با سرعت زیادی انجام می گیرد ( محسنی ، 1389 ) .

ویژگیهای این ارتباط عبارتند از

الف) پیامگیران نا آشنا، پراکنده

ب) بازگشت پیام یا بازخورد با تأخیر

ج) سرعت عمل زیاد

د) تکثیر پیام

ه‍ ) ارتباط سطحی ناپایدار

4) ارتباط نوشتاری: ارتباطی است که در آن، اصطلاحات از طریق قلم بر کاغذ نقش می بندد

(مانند روزنامه، نامه، کتاب، و غیره)

5) ارتباط غیر نوشتاری: ارتباطی است که اطلاعات و افکار از طریق امواج ( مانند رادیو، تلویزیون، تلفن و تلگراف و غیره)

6) ارتباط ملّی: ارتباطی است که پیام ها، اطلاعات و مفاهیم، از طریق وسایل ارتباطی جمعی (مانند رادیو، تلویزیون و مطبوعات )در چارچوب جغرافیایی یک کشور منتشر می شود ( فقیهی ، 1391 ) .

7) ارتباط فرا ملّی: پیام ها و اطلاعاتی که از طریق ماهواره ها مرزهای جغرافیایی را در می نوردد و موجبات نزدیکی میان انسانها بر روی کره زمین می َشود.

8) ارتباط کلامی: در این نوع ارتباط، اصطلاحات و افکار از طریق غیر زبانی و گفتار منتقل می شود .

9) ارتباط غیر کلامی: ارتباطی است که مفاهیم و معانی غیر زبانی و گفتاری میان انسانها منتقل می شود  . (مانند عکس، تصویر، فیلم و غیره ) ( حقیقی ، 1391) .

10) ارتباط ابزاری یا ماشین: در این نوع ارتباط، گردش اطلاعات میان دو ابزار یا ماشین رد و بدل می شود (مانند انتقال اطلاعات مخزن با بلندگو و صفحه تلویزیون)

11) ارتباط زمانی: ارتباطی است، که انتقال اطلاعات باید در زمان معین انجام گیرد در غیر این صورت، ارزش چندانی ندارد، (مانند گزارش های خبری)

12) ارتباط غیر زمانی: برعکس ارتباط زمانی مانند کتابخانه

13) ارتباط سازمانی: در این نوع ارتباط، انتقال اطلاعات و دریافت پیام امکانات گسترده فنی و برنامه ریزی و سازماندهی و نیز بودجه و پرسنل و … نیاز دارد.

14) ارتباط نمادین: ارتباطی است که طی آن، در قالب علائم و نشانه ها از طری حواس فرد و دریافت می شود (مانند حالات چهره پیام دهنده، حرکات و ژستهای او، لحن صحت او و …) این عوامل و بسیاری عوامل دیگر، بخش از پیام هستند که پیام گیرنده، آنها را نشانه خوانی می کند، این حالات و حرکات می تواند از فرهنگ به فرهنگ دیگر متفاوت باشد ( اشرفی ریزی ،1386 ، ص 24 ) .

ارتباط به طور کلی دونوع است کلامی (شفاهی ) و غیرکلامی مجموع روابطی را که از طریق گفتگو حاصل می شود ارتباط کلامی می گویند.مهارت کلامی یا گفتن ،  بین مهارت های چهارگانه مدیران، بیشترین کاربرد را دارد و برای گفتگو با کارکنان به صورت فردی یا گروهی و برگزاری نشست های مؤثر بسیار مهم تلقی می شود  (سجادی ، 1391) .

بیشترین زمان ارتباطی افراد به دو مهارت صحبت کردن و گوش کردن می گذرد. این دو مهارت مکمل یکدیگر بوده و به نوعی از هم تفکیک ناپذیرند زیرا افراد نمی توانند تنها گوینده و یا شنونده صرف باشند و این امر وابسته به موقعیت بوده و ممکن است فردی که در حال حاضر گوینده است بلافاصله در مقام شنونده قرار گیرد و بالعکس ( خطیب زنجانی ، محرری ، 1389 ، ص 27 ) .

در زندگی انسان هیچ رفتار ارتباطی به اندازه ارتباط کلامی وسعت و تأثیر ندارد و هیچ پدیده ارتباطی این قدر با زندگی انسان عجین نیست . روان شناسان در این مورد اتفاق نظر دارند که از راه زبان ، انسان تحول اساسی پیدا می کند . بعضی از نویسندگان عقیده دارند که سخن گفتن فی نفسه مجذوب کننده است .  میزان گفتگوهای افراد بخش عمده ای از زندگی روزانه آنان را فرا می گیرد ( میلر ، 1385، ص7) .

ارتباط انسانی فرایندی است که یک شخص ، مفهومی را به ذهن شخص دیگری (یا اشخاص) با بهره گرفتن از پیام های کلامی یا غیر کلامی منتقل می کنند (ریچموند،1387،ص81) .

به طور کلی ارتباطات کلامی شامل کلماتی است که بر زبان می آوریم برای مثال جذاب بودن محتوای کلام ، تهدید آمیز نبودن آن ، شور انگیز بودن موضوع صحبت ، قابل فهم بودن کلام و … که باعث تسهیل ارتباط می گردد ، از این دست در واقع به مجموعه روابطی که از طریق سخن و گفتگو حاصل می شود ارتباط کلامی می گویند . برای اینکه در روابط خود موفق شویم باید از کلمات با دقت استفاده کنیم . هر کلمه ای احساسات ، عواطف خاص و عملکرد متفاوتی را در افراد بر می انگیزد اگر کلمات در مکان مناسب خود به کار برده شوند به سرعت بر جسم و روح افراد تاثیر می گذارند . بیان الفاظ دلپذیر و موزون موجب می شود شخص مقابل با متانت به سخن ما گوش فرا دهد . اما  عبارت های مغرضانه و کینه جویانه اغلب خشم فرد دیگر را بر می انگیزد و اورا به جبهه گیری دعوت می کند و در نهایت روابط را به دشمنی و تعارض و نبرد می کشاند ( سجادی پور ، 1386 ، ص 29 ) .

گوش دادن فعال با همدلی با گوینده تشدید می شود  .گوش فرادادن یک مهارت حیاتی است که در هنگام بروز تعارض افراد کمی آن را به کار می گیرند.در هنگام بروز تعارض افراد کم تر به حرف یکدیگر گوش می دهند (مرادی ، 1391 ) .

مهارت شنودی ( گوش دادن ) :  یعنی توانایی مدیر در توجه به پیشنهادها یا سؤالات دیگران و درک آنها (آهنچیان ، منیدری ، 1383 ، ص 42 ) .

ارتباطات شنیداری چالش عمده مدیران امروزی است.مدیران در دنیای اشاره نوشتار وگفتار عمل می کنند.بیشتر وقت مدیران در ارتباطات با دیگران می گذرد ومهارت درامر ارتباطات شرط اصلی کامیابی مدیران امروزی است ( خاکی ، 1387 ) .

در برقراری ارتباط موثر گوش دادن اهمیت زیادی دارد.ما برای پاسخ دادن مناسب به دیگران باید به پیام های آنان توجه کنیم وخوب گوش دهیم . گوش دادن واقعی به معنای ساکت بودن وگوش فرادادن به آنچه دیگران می گویند ،است . شرط اصلی گوش دادن تمایل وخواست واقعی برای این کار است ( رادفر وهمکاران ، 1387 ، ص 4) .

در گوش دادن واقعی منظور این نیست که یک گوشه نشسته ودهانمان هم بسته باشد .گوش دادن فرایند فعالی است که لازمه آن مشارکت است (رادفر وهمکاران ، 1387 ، ص 4) .

مفهوم مهارتهای ارتباطی شنیداری ( گوش دادن) ،  این نیست که در هنگام گوش دادن به صحبتهای یک فرد، صرفاً گاهگاهی سر تکان دهیم و با ذکر کلمه ها و عباراتی مانند : صحیح، آهان، که اینطور، عجب و … وانمود کنیم که به صحبتهای او گوش میکنیم. در فرایند ارتباط مستقیم، بین ما و مخاطب برای برقراری ارتباط، واسطه ای وجود ندارد، درک پیام حائز اهمیت است. این امر هنگامی تحقق خواهد یافت که پیام گوینده را دقیقاً و بی کم و کاست بشنویم. در غیراین صورت، محتوای پیام و هدف گوینده را درک نخواهیم کرد و ارتباط مؤثر و هدفمند بین ما برقرار نخواهد شد ( عباسی ،  1390 ) .

ارتباطات بین فردی ، از جمله گسترده ترین ارتباطات انسانی است . همچنین از ارکان مهم و مبنای شکل گیری یک نظام اجتماعی حضور اقشار مختلف مردم و پیوند و ارتباط میان این افراد است . جامعه انسانی نیز به عنوان نظامی اجتماعی ، میان اجزاء آن ارتباط و پیوند وجود دارد .

ما بخش عمده ای از زندگی خود را در ارتباط با دیگران سپری می کنیم و یا در فکر آن به سر می بریم که ارتباطات موثری داشته باشیم. مهم ترین ابزار ارتباط زبان است، اما اولین ابزار ارتباط میان فردی لبخند اجتماعی است که بین هفته دوم تا هشتم ابراز می شود . انسان موجودی اجتماعی است به همین خاطر به روابط بین فردی نیاز دارد. سلامتی روان ما هم بستگی کاملی با کیفیت روابطمان با دیگران دارد. بسیاری از دانشمندان یکی از شاخص های سلامتی را میزان برقراری و حفظ روابط و تشریک مساعی با دیگران ذکر می کنند. افرادی که در این نوع روابط دچار مشکل هستند، اغلب دچار اضطراب های بیهودگی و انزوای روز افزون می شوند. به همین دلیل برای دور ماندن از رنج و تنهایی و کسب محبت مجبور به برقراری روابط انسانی موثر و مفید هستیم ( عاشوری ، 1390) .

درکتب ارتباطی خصوصا مبانی ارتباطات ، ارتباط را به انواع مختلفی چون : خصوصی ، جمعی ، نوشتاری ، ملی و فراملی ، کلامی و غیر کلامی ، انسانی و غیر انسانی ، سازمانی و غیری سازمانی و نمادین و …. تقسیم می کنند . اما به نحو کلی ارتباط را می توان به دو نوع انسانی و غیر انسانی تقسیم کرد که دو طرف ارتباط ، فرد و انسان مختار و عاقل قرار دارند این ارتباطات انسانی در سه سطح درون فردی ، میان فردی و جمعی قابل تقسیم هستند . (( ارتباط درون فردی یا همان ارتباط با خود به فعالیت هایی مانند پرورش افکار ، تصمیم گیری ، گوش دادن ، خود نگری و … گفته می شود . ارتباط میان فردی ، به ارتباط و مراودات بین دوفرد اطلاق می شود این نوع ارتباط شامل گفتگو ، مصاحبت و مذاکره گروهی و … می شود .در ارتباط جمعی ، فرد پیامی را به جمعی از مخاطبان می فرستد .این نوع ارتباط ممکن است مستقیم ، نظیر ارتباط چهره به چهره که طی آن پیامی از گویند به شنوندگان منتقل می شود یا مانند پیامی که توسط ابزارهایی مانند رادیو و تلویزیون پخش می شود ، غیر مستقیم باشد )) ( بستانی ، 1386 ، ص 15 ) .

بدین ترتیب ارتباط میان فردی را اینگونه تعریف میکنیم :

فرایند پویا و پیوسته ، مبتنی بر همگرایی و اعتمادی متقابل بین دو فرد است که در آن با بهره گرفتن از گفتار ، نوشتار ، علایم و رفتار ، فکر ، پیام و یا اطلاعات ، مبادله می شوند .  که این تعریف دارای ویژگی های زیر است :

  • ارتباط یک فرایند است : برای برقراری ارتباط باید حداقل دو نفر در سلسله رویدادهایی مستمر و پویا درگیر شوند که طی آن ، هر دو یک از آنها تحت لوای نظام تعیین کنندگی متقابل بر یکدیگر تاثیر می گذارند و از یکدیگر تاثیر می پذیرند . این دو نفر به طور همزمان یکدیگر را در چنین بافتی ، ادراک و ماوقع را معنا کرده و براساس همین ادراکات و معانی در مورد نحوه واکنش و پاسخ خود تصمیم گیری می کنند ( هارجی ، ساندرز ، دیکسون ، 1377 ، ص 21) .
  • ارتباط یک تبادل است : علی رغم نظر برخی نظریه پردازان قدیمی چون کلود شانون و وارن ویوور [38] که ارتباط را فرایند خطی می دانستند که طی آن ، منبع ، پیام را فرمول بندی و به گیرنده منتقل می کرد ، نظریه پردازان دیگر چون مایرز به ماهیت پویا و متغیر فرایند ارتباط توجه داشته و بر تاثیر ارتباط برقرار کنندگان بر یکدیگر در یک سیسیتم دو سویه تاکید دارند . این تاثیر بین افراد ، همان تبادلی است که ارتباط ، در بردارنده آن می باشد . چناچه یکی از طرفین ارتباط ، داخل این سیستم دو سویه ارتباطی نشود ، ارتباط به معنا واقعی خود شکل نگرفته است این دیدگاه به دیدگاه تعاملی یا تبادلی نیز معروف است (هارجی ، ساندرز ، دیکسون ، 1377 ، ص 24 ) .
  • ارتباط هدفمند است : یکی دیگر از ویژگی هایی که در تعریف اصلاحی ارتباط میان فردی بیان شد هدفمندی ارتباط است ،(طرفین ارتباط هدفهایی دارند،آنها می خواهند از ارتباط خود نتیجه ای مطلوب بگیرند،همین هدفمند است که نیروی محرکه ارتباط را افزایش میدهد و تبادل مورد نظر راجهت دار می کند) (هارجی ، ساندرز ، دیکسون ، 1377 ، ص 25 ) .

برای بررسی دقیق تر مفهوم ارتباطات سازمانی ابتدا به توضیح مفاهیم سازمان و ارتباطات می پردازیم. سازمان به مجموعه ای اجتماعی، هدفدار و وظیفه مدار اطلاق می شود. مجموعه ای که هر کدام از اعضای آن دارای هدف های فردی هستند و کل مجموعه به عنوان یک نظام دارای اهداف سازمانی می باشد. این مجموعه برای انجام فعالیتهایش به نوعی هماهنگی در چارچوب یک ساختار سازمانی نیازمند است. هیچ سازمانی نمی تواند در خلاء به وجود آید یا در آن به ادامه فعالیت بپردازد، بلکه همه سازمانها توسط محیطهای اجتماعی پیرامون که هم بر آنها اثر می گذارند و هم از آنها تاثیر می پذیرند احاطه شده اند.  برای هریک از افراد در یک سازمان دو مفهوم مهم وجود دارد؛ یکی مفهوم سازمان که حیاتی ترین امر در پروسه شغلی هر فرد است و دوم مفهوم ارتباط است که یک المان منحصر به فرد برای فهم نحوه عمل سازمان و دانستن وظیفه فرد برای ارتقاء و پیشرفت سازمان است. درحقیقت برای یک فارغ التحصیل دانشگاه هیچ فعالیت تخصصی نیست که نیاز به عضویت در یک سازمان را نداشته باشد ( داوود آبادی ، 1388) .

ارتباطات نقطه آغاز کلیه وظایف مدیریتی است. بدون ارتباطات، برنامه ریزی، سازماندهی و کنترل مقدور نیست زیرا درک اطلاعات وانتقال آنها ممکن نیست. ارتباطات عبارت است از فرایند ارسال اطلاعات از طریق یک شخص به شخص دیگر و درک آن توسط شخص گیرنده یعنی انتقال و سهیم شدن در اندیشه ها و عقاید و واقعیتها به گونه ای که گیرنده، آنها را دریافت و درک کند. به عبارت دیگر ارتباطات فرایندی است که به وسیله آن افراد در صدد بر می آیند تا در سایه مبادله پیامهای نمادین به مفاهیم مشترک دست یابند.

ارتباط سازمانی فرایندی است که مدیران را برای گرفتن اطلاعات و تبادل معنی با افراد فراوان داخل سازمان و افراد در ارگان های مربوط به خارج از آن سیستم توانا می سازد. انواع ارتباط سازمانی عبارتند از: ارتباطات عمودی در سازمان، ارتباطات رسمی و ارتباطات غیررسمی. ارتباطات عمودی از بالا به پایین با اهداف هدایت، آموزش، اطلاع و ابلاغ دستورات مقامات مافوق به زیردستان می باشد و ارتباطات عمودی از پایین به بالا جهت ارائه گزارش، پیشنهاد، ادای توضیحات و درخواست های گوناگون می باشد. در ارتباطات از پایین به بالا هر گاه زیر دست دریابد مافوق نسبت به پاره ای اطلاعات واکنش منفی از خود نشان می دهد آن گاه در ارسال آن نوع اطلاعات امساک کرده یا آنها را تعدیل می کند. در ارتباط از بالا به پایین هر گاه مدیران از دادن اطلاعات واقعی و کافی به زیردستان خودداری کنند آن گاه مرئوسان اعتماد خود را نسبت به آنان از دست داده و نمی توانند پاسخ های صحیح و درستی به پیام های ارتباطی آنها بدهند و این امور باعث تنش هایی در سازمان می شود (فولادگر، 1384 ، ص 10 ) .

ارتباط رسمی در گروه های کوچک رسمی شامل شبکه های همه جانبه، چرخی و زنجیره ای هستند. در ارتباط  همه جانبه همه اعضا می توانند آزادانه با هم در ارتباط باشند. در شبکه چرخی رهبر به عنوان کانون و مرکز این ارتباطات فعالیت می کند و در شبکه زنجیره ای یک زنجیر فرماندهی رسمی وجود دارد. وجود هر یک از این سه شبکه به هدف گروه بستگی دارد. افراد به محض ورود به سازمان بنا بر علل مختلف مانند علایق و سلیقه های مشترک، همفکری ها و همدلی ها، الفت و نزدیکی ها و غیره با هم رابطه برقرار می کنند و شبکه ارتباطات غیر رسمی را تشکیل می دهند. ارتباطات غیر رسمی در سازمان گاهی اوقات آنقدر توسعه می یابد که ارتباطات رسمی در آن محو می شود. در صورتی که ارتباطات غیررسمی با اهداف سازمان در تعارض باشد در راه رسیدن به این اهداف اختلال ایجاد می کند و در جو سازمان تنش پدید می آورد. هر گاه مدیر این گونه روابط را در راستای اهداف سازمانی ببیند آن گاه باید از آنها بهره گیرد و هر گاه آنها را مخالف و بازدارنده ببیند آن گاه باید در توقف این گونه روابط بکوشد تا بتواند تنش زدایی کند ( فولادگر، 1384 ، ص 10 ) .

به عبارت دیگر ارتباطات سازمانی فرایندی است که به وسیله آن سیستمی را برای گرفتن اطلاعات و تبادل معانی به افراد و ارگان های مختلف داخل و خارج سازمان راه اندازی می کنند. ارتباطات، نظامی برای هماهنگی و یکپارچه سازی و ایجاد زمینه مشترک برای فعالیت سازمان و در نهایت افزایش بهره وری سازمان است.

می توان یک سازمان را به بدن انسان تشبیه کرد که مدیریت، سر آن است، یعنی سازمان یک موجود زنده و نظم یافته است. همانطور که بدن انسان برای انتقال پیام های مغز که کی بخورد، کی بخوابد، کی بایستد و … به سیستم عصبی تکیه دارد؛ یک سازمان هم به ارتباطات سازمانی برای رسیدن به اهداف خود نیازمند است. اگر در بدن انسان، اختلال فیزیکی یا عصبی به وجود بیاید یعنی مانعی در راه جریان آزاد پیام ها ایجاد شود، عواقب منفی به دنبال خواهد داشت به همین صورت اگر مشکلی در ارتباطات سازمانی ایجاد شود، باید به صورت سریع و کامل برطرف شود. درک مفهوم ارتباطات سازمانی، اثربخشی کارکنان سازمان را افزایش می دهد و کمبود اصول ارتباطات سازمانی باعث ایجاد مشکل در سازمان می شود ( داوود آبادی ، 1388) .

از مهم ترین مزایای مهارت های ارتباطی عبارتند از :

کنترل کارمندان:
کنترل کارمندان نیازمند ارتباط پایدار و موثر است. اگر نتوانید با افراد زیردستتان رابطه برقرار کنید، توانایی شما در مدیریت محدود خواهد شد و روحیه ی کارکنان را از بین خواهد برد. نیاز به برقراری ارتباط به طور صحیح در زمانهای مامور کردن، تشویق کردن، درک کردن کارمندان و آموزش دادن به آنها الزامی است.
ارتباط خوب با کارمندان، به شما فرصت می دهد بتوانید آنها را ترغیب و تشویق کنید و انگیزه ی لازم برای کار را به آنها بدهید. داشتن مهارت برقراری ارتباط صحیح، از شما مدیری بهتر و کامل تر می سازد ( مبینی ، 139).

برخورد با افراد خارج از سازمان  :
چه برای یک شرکت کار کنید یا یک سازمان یا اداره ی دولتی، باید با افرادی خارج از آن شرکت یا سازمان از طریق تلفن ارتباط برقرار کنید. داشتن مهارتهای برقراری رابطه، باعث می شود بتوانید در چنین موقعیتی هم خود و شرکتتان را به بهترین شکل به طرف مورد نظر نشان دهید، از اینرو تاثیرگذاری شما دو برابر اهمیت پیدا می کند، اول به خاطر تصویری که از شرکت یا سازمان محل کار خود به آنها نشان می دهید، دوم به خاطر پیشرفت کاری خودتان ( عزیزی ، 1385 ) .
ایجاد اعتماد به نفس :
با پیشرفت مهارتهای ارتباطیتان، خواهید دید که اعتماد به نفستان نیز رو به افزایش است، از این رو تقویت مهارتهای ارتباطی می تواند جزء استراتژی های طولانی مدت شما برای رسیدن به موفقیت باشد.
بهتر است بدانید که ارتقاء مهارتهای ارتباطی در جنبه های مختلف زندگی شما، فواید و منافع متعدد دیگری نیز دارد ( مبینی ، 1390) .

سازمان به عنوان یک نهاد اجتماعی به دلیل اهداف بنیانی فراتر از ارتباطات روزمره، نوعی ارتباطات سازمانی بین افراد برقرار می کند. بدیهی است که در این زمینه ارتباطات و چگونگی جهت گیری آنها به سمت اهداف سازمانی از نکات ضروری مورد توجه مدیران است. مدیران نیز دریافته اند که ارتباط مؤثر با منابع انسانی و درک انگیزه های ارتباطی کارکنان در توفیق آنان برای دستیابی به اهداف طراحی شده سازمان عامل مؤثری است . بر این اساس مدیران سطوح مختلف، مسئول ایجاد ارتباطات صحیح در سازمان هستند، بنابراین باید از کم و کیف فرایند ارتباطی آگاه باشند و نحوه برقراری ارتباطات مؤثر را بدانند ( تقی پور و همکاران ، 1390 ، ص 20 ) .

یکی از حوزه های ارتباطات داخلی سازمان ، ارتباطات مدیران و کارکنان است ( ترابی و همکاران ، 1387 ، ص 61 ) .

از نظر مدیران ارشد سازمانها پس از بهره وری ، برپایی راههایی برای ارتباط با کارکنان یکی از اولویتهای امورکارکنان و منابع انسانی به شمار می آید . بهتر کردن ارتباط میان کارکنان ، یک روش اثر بخش و کارآمد برای بهبود بهره وری شناخته شده است . ارتباط می تواند انتقال اندیشه ها ی کارکنان را در راستای بهتر شدن فراورده ها و دگرگونیها ی سازمانی آسان سازد و در همان حال احساس مشارکت کارکنان را در کار افزایش دهد و آنان را در نظارت بر کار خود هدایت کند (ال دولان ، اس شولر ، 1388 ، ص 369 ) .

ارتباطات به دو دلیل برای مدیران حائز اهمیت می باشد :

اولا ارتباطات فرایندی است که مدیران با بهره گرفتن از آن وظایف برنامه ریزی ، سازماندهی ، رهبری ، هماهنگی و کنترل را انجام می دهند .

ثانیا ، ارتباط فعالیتی است که مدیران ، بیشتر وقت خود را به آن اختصاص میدهند زیرا فرایند ارتباط به مدیران این امکان را میدهد تا مسئولیتهای خود را به انجام رسانند .

اهمیت ارتباطات مناسب را یکی از مدیران اجرایی قدیمی به بهترین شکل خلاصه کرده و چنین اظهار میدارد که مفهوم بهترین برنامه ها بی معنی است مگر اینکه همه از آن آگاهی داشته باشند و برای کسب اهداف آن دست به دست هم دهند ( امیری ، کوهستانی ، آهنچیان ، 1387 ، ص 4 ) .

 نظریه های مهارتهای ارتباطی

مهارت ارتباطی از نظر هارجی و دیکسون (2004) توانایی لازم برای انجام رفتاری می باشد که باعث رسیدن به اهداف یک تکلیف می گردد و در واقع، فرد را قادر می سازد تا به صورتی شایسته رفتار کند. نظریه دیکسون (1993) نیز بر آن است که داشتن ارتباط ماهرانه بستگی به استفاده صحیح و تسهیل کننده از شیوه های برقراری ارتباط مناسب و کارآمد با دیگران دارد . با توجه به نقش ارتباط در زندگی انسان، برخورداری از مهارت های ارتباطی جهت توفیق در اکثر حوزه های زندگی، بنا به گفته هارجی و دیکسون (2004) از طریق توانایی ارتباط قابل پیش بینی است ( میر جعفری ، برزگر ، مشکسار ، 1390 ، ص 4 ) .

میر سپاسی معتقد است ارتباط  فرایندی پویا است که زیر بنای بقا و رشد و تحولات تمامی سازمانها و سیستمها ی زنده محسوب می شود به همین دلیل ، ارتباطات از وظایف و نقشهای حیاتی انسان و سازمان است ، زیرا به وسیله آن انسان یا سازمان واحدهای داخلی خود را با هم مرتبط می سازد ( میرسپاسی ، 1369 ، ص 409 ) .

«ریچاردز» اولین و بهترین تعریف را از ارتباط ارائه نمود : ارتباط هنگامی صورت می گیرد که یک فکر به نحوی در محیط عمل کند که فکر دیگری را تحت تأثیر قرار دهد. این کار به این صورت انجام می شود که در فکر دیگر همان تجربه ای که در فکر اول است متجلی گردد. در واقع، وقوع این نوع تجربه بخشی از همان تجربه اول است ( کاظمی پور ، 1380 ، ص 84 ) .

مک گوایر و پریستلی[39] (1981 ) می گوید : مهارت ارتباطی – اجتماعی به رفتارهایی گفته می شود که شالوده ارتباط های موفق و رو در رو را تشکیل میدهند . کلی [40] (1912) می گوید مهارت ارتباطی همان رفتارهای معین و آویخته شده ای است که افراد در روابط میان فردی خود ، برای کسب تقویت های محیطی یا حفظ آنها انجام میدهند (فیاض ، کریمی ، 1389 ، ص 12 ) .

در تعریف اشلانت و مک فال [41] (1985) مهارت ارتباطی همان فرایندهای مرکبی است که فرد را قادر می سازد به گونه ای رفتارکند که دیگران او را با کفایت تلقی کنند پس مهارت ها ، توانایی های لازم برای انجام رفتارهای هدفمند و موفقیت آمیزند ( فیاض ، کریمی ،  1389، ص 9 ) .

قربانی مهارت های ارتباطی را مجموعه ای از رفتارهایی میداند که کیفیت ارتباط فرد با فرد را مشخص می کند (قربانی ، 1384 ، ص9) .

ادوین امری[42] در کتاب « مقدمه ای بر ارتباطات جمعی » ، ارتباط را چنین تعریف می کند :« ارتباط عبارت از فن انتقال اطلاعات و افکار و رفتارهای انسانی از یک شخص به شخص دیگر است» .  ویلبر شرام در تعریف ارتباط می گوید :« مفهوم ارتباط در واقع هماهنگ شدن فرستنده و گیرنده در رابطه با یک پیام ویژه است » (فلاحی ، 1388) .

نظریه پردازان قدیمی- همچون شنون و ویور(۱۹۴۹)- ارتباط را فرآیندی خطی می دانستند که طی آن منبع پیام را فرمول بندی و به گیرنده منتقل می کند. اما اکنون دیدگاه های تبادلی جای این نظریه را گرفته اند (هارجی ، ساندرز ، دیکسون،۱۳۷۷، ص۲۴) .

بنابر نظر سوسمان و دیپ[43] ، فرایند ارتباطات دست کم متشکل از شش عنصر اصلی ذیل تشکیل شده است :

فرستنده پیام [44] ، پیام [45] ، مجرا [46] ، گیرنده پیام [47] ، بازخور [48] و زمینه [49] . هریک از این عناصر نقش اساسی و متمایزی را در موفقیت یا شکست ارتباطات بازی می کنند ( عباسپور ، 1391 ، ص 260 ) .

انان بر این باورند که نقطه آغازین ارتباطات هنگامی روی میدهد که شخصی احساساتی را ابراز ، ایده ای را خلق یا نیاز به برقراری ارتباطی را حس میکند . فرایند ارتباطات هنگامی تداوم می یابد که فرستنده پیام برای سهیم شدن در محتوای پیام با شخص دیگری دست به تعامل و اتخاذ تصمیم بزند ( گیرنده پیام ) (عباسپور ، 1391 ، ص 260  ، 261 ) .

به نظر کارسن[50] هر گاه رفتار طرفین وابسته به یکدیگر باشد- و حتی اندکی نفوذ میان فردی وجود داشته باشد- می توان گفت که دو طرف با هم ارتباط دارند.» در اینجا یادآوری جمله معروف واتز لاویک و دیگران ضروری می نماید:«ما چاره ای جز ارتباط نداریم» برخی دیگر از محققان تعریف محدود تری از ارتباط ارائه می دهند. به نظر اکمن و فریزن[51] (۱۹۶۹) زمانی ارتباط برقرار می شود که طرف رمز گردان به عمد پیامی برای طرف گوینده ارسال نماید. اما آیا طرف رمز گشا باید از منظور وی آگاهی داشته باشد؟ اگر طرف رمزگشا متوجه تعمد او نشد و بر همین اساس واکنش نشان داد(یا اصلاًَ عملی انجام نداد)چطور؟ آیا باز هم می توانیم بگوییم ارتباطی برقرار شده است؟ وینر[52]و دیگران(۱۹۷۲) نیز ارتباط را به مجموعه رفتارهایی محدود می کند که با یک رمز خاص هماهنگی داشته باشد، رمز اجتماعی مشترکی که سنبل ها را معنا نماید. اما باز هم می توان پرسید که یک رمز تا چه حد باید مشترک باشد؟ و رسمیت آن چقدر باید باشد تا بتوانیم آن را یک رمز محسوب کنیم؟ ( دریاباری ، 1391 ) .

به نظر کلرمن [53](1992) یکی از نشانه های هدفمندی ارتباط این است که ارتباط به فعالیتی«تنظیم شده» تبدیل شود. یعنی ارتباط برقرار کنندگان صحبتها و اعمال خود را متناسب با اهداف خود و الزامات موجود پی ریزی کنند. این نکته با نظر وینوگراد[54](1981) مبنی بر اینکه«تمامی چیزهایی که طرفین در برخوردهای اجتماعی خود ابراز می کنند ماحصل طرحی است برای تحقق یک هدف» هماهنگی کامل دارد. لنگر[55] و دیگران(۱۹۷۸) معتقدند که بخش اعظمی از ارتباط«بی فکر» صورت می گیرد. آنها بین فعالیت آگاهانه ای که در آن«افراد به دنیای خود توجه دارند و استراتژی های رفتاری خود را بر اساس اطلاعات دریافتی تدوین می کنند» و فعالیت ناآگاهانه که در آن«اطلاعات جدید عملاً پردازش نمی شود بلکه سناریوهای قدیمی که زمانی جدید بوده اند بطور قالبی احیاء می شوند» تمایز قائلند. کلرمن(۱۹۹۲) قاطعانه می گوید: «ارتباط هم هدفمند استراتژیک است و هم خودکار». او معتقد است که می توان بدون هر گونه آگاهی هوشیارانه ای به بازبینی رفتار هدفمند پرداخت. خلاصه هدفمندی ارتباط به این معنی نیست که الزاماً هوشیاری کاملی بر جریان ارتباط حاکم باشد. علیرغم اینکه تعهد، کنترل و آگاهی از جمله بخشهای بسیار مهم مفهوم ارتباط، بعنوان فعالیتی ماهرانه، هستند. اما ظاهراً بسیاری از زنجیره های قبلاً تمرین شده را می توان در پس ذهن نیز انجام داد . ما پس از کسب مهارتها می توانیم آنها ر ا «بدون» تفکر هوشیارانه انجام دهیم . اما گاهی این عدم آگاهی می تواند موجب عدم توفیق برخوردها شود لنگر(۱۹۹۲) تاکید می کند که:

عدم آگاهی از انتخاب کلمات در هنگام صحبت ما را از فرآیندی که به نفع ماست محروم می سازد. عدم آگاهی از این انتخابها در هنگام گوش دادن به هنگام حرفهای دیگران نیز برای ما گران تمام می شود…اگر رویکرد آگاهانه ای داشته باشیم که در آن از سایر چشم اندازها و باورها نیز مطلع گردیم آنگاه میزان کنترل ما بر ارتباط افزایش خواهد یافت (هارجی ، ساندرز ، دیکسون،1377، صص 25 ، 26 ) .  

واتز لاویک و دیگران(۱۹۶۷) معتقدند که فرآیند ارتباط در دو سطح مجزا اما به هم مرتبط روی می دهد. سطح اول مربوط به محتوی است و با موضوع اصلی مرتبط است. مثلاً صحبت درباره فیلم دیشب، انتخاب رستوران، تشریح نظریه نسبیت، و موضوعات دیگر. این مساله موضوع گفتگو را تشکیل می دهند و وقتی به آنچه در هنگام ارتباط روی داده فکر می کنیم، معمولاً همین مساله به ذهن ما خطور می کنند.

اما این کل ماجرا نیست. ارتباط جنبه های دیگری هم دارد که کمتر مشهودند. مثلاً فرافکنی هویت در حین مذاکره درباره رابطه، و یا تعریف ارتباط از سوی تعامل کنندگان. تعامل کنندگان با انتخاب موضوع بحث(و موضوعاتی که باید از آنها اجتناب کرد)، بخصوص با انتخاب کلمات و شکلهای ابراز، لهجه ها، سرعت گفتار و کل ویژگی ها و رفتارهای غیر کلامی، به ارائه خود[56]  یا کنترل برداشت می پردازند. منظور تعامل کننده، ارائه مثبت خود در نظر عموم و اصولاً ارائه خود به شکلی خوشایند است.
ایجاد برداشتی صحیح و مطلوب در اذهان، چند فایده مهم دارد، از جمله اینکه علاوه بر پاداشهای مادی، منافع اجتماعی همچون تایید، دوستی و اقتدار را هم در پی دارد. گافمن [57]درسا ل(۱۹۵۹)بر اهمیت حفظ صورتکها- که در واقع ابزار ارزشمندی شخص هستند- توسط بازگران اجتماعی تاکید می ورزد- صورتک عبارت است از ابزار ارزشمندی خودمان در حضور دیگران- گافمن متوجه شد که بازیگران اجتماعی نه تنها سعی می کنند صورتک خود را حفظ کنند، بلکه مراقب هستند تا صورتک طرف مقابل را نیز بی اعتبار نسازند. براون و لوینسون (۱۹۷۸) در یکی از فصول ارزشمند کتاب خود به این نکته اشاره می کنند که مودب بودن، شیوه ای برای کاهش احتمال لو رفتن صورتک است ( هارجی ودیکسون ، 1377 ، ص 27 ) .

بنابر گفته چیستر بارنارد[58] ، نخستین اقدام هر مدیر این است که نظامی ارتباطی پدید آورد یا نظام را بهبود بخشد  . بهترین برنامه ها نمی تواند بدون ارتباطات میسر شود . بنابراین ، مدیران به مهارت های ارتباطی موثر نیاز دارند . مهارت های ارتباطی به تنهایی می تواند یک مدیر موفق بسازد ( ترابی و همکاران ، 1387 ، ص 61).

در پشتیبانی از اهمیت مهار تهای ارتباطی شفاهی و تاثیر آن در زندگی فردی و اجتماعی، متخصصین نظرات بسیاری را مطرح نموده اند که از آن جمله می توان از آلان[59] نام برد که اذعان می دارد بیان خواسته ها، احساسات ، افکار و عقاید به طور واضح و موثر تنها نیمی از فرآیند ارتباطی مورد نیاز برای اثربخشی ارتباط میان فردی است و نیمی دیگر گوش کردن و درک آنچه دیگران در ارتباط با ما می گویند، است .  ویب [60]نیز معتقد است که تقریباً هیچ جنبه ای از زندگی انسان به اندازه بهتر گوش کردن نمی تواند در زندگی اجتماعی فرد موثر باشد . ارتباط با اعضای خانواده و دوستان تا مسائل شغلی و ارتباطات میان فردی اجتماعی، همگی متاثر از گوش کردن است. متاسفانه بیشتر ما شنوندگان خوبی نیستیم و نمی دانیم که با این ضعف بزرگ، چه چیزهای بزر گتری را از دست می دهیم ( خطیب زنجانی ، محرری ، 1389 ، ص 27 )  .

 همچنین از نظر  بارتون جی ای[61] (1990)  : مهارت شنودی یا گوش فرادادن ،جست و جوی فعال برای درک معنا می باشد .بسیاری از ما شنوندگان ناتوان هستیم.گوش دادن به تلاش ذهنی و تمرکز حواس نیاز دارد که می تواند بهبود یابد ( مرادی ، 1391 ) .

[1] – Contextual and Task Performance

[2]- Insort & Smith

[3] – Campbel

[4] – W . C. Borman

[5] – Borman, W. C، and Motowidlo.

[6] – K. R. Murphy

[7] – J . N. Clelveland

[8] – Salovey . P

[9] – Mayer. J

[10] – emotional

[11] – Emotion

[12] – Golman. D

[13]-  Thorndik

[14]- Lenel

[15] – Baron

[16] – Charles Darwin

[17] – Plutchik  R

[18] – Mayer. John

[19] – Hein. Steve

[20] – Bradberry. Travis and Greaves. Jean

[21] – IQ

[22] – EQ

[23] – Diggins

[24] – emotional litresy

[25]-  Reuven Bar-on

[26] – EQ

[27] – Cooper & Sawaf

[28] – Veisenger

[29]  – Susan Dunn  دارای مدرک دکترا از دانشگاه هاروارد در سال 1973 است . او به افراد در زمینه توسعه و رشد هوش هیجانی کمک می کند تا بتوانند نقاط فوت خود را بهتر بشناسند و در محیط زندگی و کاری از آنها بهتر استفاده کنند .

[30] – Meyer, Salovey & Caruso

[31] – Day & Carooll

[32] – decoding

[33] –  perception

[34] – social system

[35] – James Mc crocks

[36] – intimacy

[37] – account

[38] – Claude Schannon and Warren Weaver

[39] – McGuir-Priestley

[40] – Kelly

[41]-  Shlunt & McFall

[42] – Edvin Emerry

[43] –  Sussman and Deep

[44] – sender

[45] – message

[46]-  channel

[47] –  receiver

[48] – feedback

[49] – context

[50] – carson

[51] – Ekman‚ Friesen

[52] – wiener

[53] – kellerman

[54] – winograd

[55] –  langer

[56]self-presentaton

[57] – gaffman

[58] Chester I. Barnard

[59] – Alan

[60] – Weeb

[61] – Barton G – E

سازمان های اجتماعی امروزه به سبب توسعه و گسترش فعالیت های اقتصادی و خدماتی ناگریز از تدارک, حفظ و اداره نیروی انسانی پرتوان در مقیاسی بزرگ و متنوع هستند. امروزه منابع انسانی نقش مهمی در رشد و توسعه اهداف سازمان ها دارند.  با نگرشی به گذشته در می یابیم که منابع انسانی به عنوان ضرورت در کار سازمان ها مطرح است و در حال حاضر نیز با همه پیشرفت های تکنولوژیک و ورود فناوری های متنوع در سازمان ها, هنوز منابع انسانی مهم ترین بازوی رشد و ترقی سازمان ها محسوب می شوند ( سجادی ، امیدی ، 1387 ، ص 82 ) .

اکثر محققان براین اعتقادندکه عملکرد شغلی یک سازه جند بعدی است و دو مورد مهم از این ابعاد عبارتند از :

عملکرد زمینه ای و وظیفه ای [1] ( حجازی ، شمس ، 1384 ، ص 33) .

“عملکرد زمینه ای” به صورت رفتاری که به اثربخشی سازمان از طریق اثر بر زمینه های روانشناختی، اجتماعی و سازمانی کار کمک می کنند؛ تعریف می شود ( براتی ، عریضی ، نوری ، 1388 ، ص 12 ) .

عملکرد زمینه ای به عنوان رفتاری تعریف می شود که بر روی زمینه روانشناسی ، اجتماعی و سازمانی که کار انجام می شود ( از قبیل کار به صورت تعاونی با دیگران ، پشتکار جهت رسیدن به اهداف مشکل  ، پیروی از قوانین سازمان و … ) تاثیر می گذارد  . در واقع عملکرد زمینه ای به آن دسته از فعالیت های مربوط به شغلی گفته می شود ( از قبیل کارکردن سخت ، کمک به دیگران ) که به صورت غیر رسمی در اثر بخشی سازمانی تاثیر دارند ولی به طور رسمی به عنوان بخشی از شغل یا وظیفه تلقی نمی شود ( حجازی ، شمس ، 1384 ، ص 33) .

نمونه هایی از عملکرد زمینه ای عبارتند از :

  • نشان دادن شوق و علاقه و پشتکار برای انجام دادن موفقیت آمیز وظایف شغلی و اتمام کارها .
  • داوطلب شدن برای انجام دادن فعالیتهایی که به طور رسمی ، جزء وظایف شغلی فرد نیست .
  • کمک کردن به کارکنان دیگر و مشارکت با آنان در انجام دادن کارها .
  • صحه گذاشتن بر هدفهای سازمانی و حمایت و دفاع کردن از این هدفها (ساعتچی، 1389 ، ص 151 ) .

 

آن بخش از عملکرد که معمولاً در شرح شغل رسمی وجود دارد ؛ “عملکرد وظیفه ای ” نام دارد. عملکرد وظیفه ای شامل رفتارهایی می شود که در فعالیت های مربوط به تبدیل و نگهداری در سازمان از قبیل تولید محصول ، مدیریت زیردستان ، ارایه خدمات و فروش کالا دخالت دارند ( حجازی ، شمس ، 1384 ، ص 33) .

عوامل مؤثر بر عملکرد کارکنان عواملی هستند که مطابق با مدل آچیو از نظر هرسی و گلداسمیت بر عملکرد کارکنان مؤثرند . این عوامل عبارت اند از توانایی (دانش و مهارت) ، وضوح(درک یا تصویر نقش)، کمک(حمایت سازمانی) ، انگیزه (انگیزش یا تمایل) ، ارزیابی (آموزش و بازخورد عملکرد) ، اعتبار (اعمال معتبر و حقوق کارکنان) و محیط (تناسب محیطی) (هرسی و بلانچارد،  1375، ص 512-507) .

در مدل آچیو عوامل هفتگانه مؤثر بر عملکرد شامل موارد زیر است:

توانایی : در مدل آچیو به دانش، تجربه و مهارتهای زیردستان در انجام وظیفه خاصی گفته می شود (هرسی و بلانچارد، 1375، ص 510).

توانایی یا آمادگی کاری، دانش و مهارت کار است(استیفن رابینز، 1377، ص 21).

اجزای اساسی توان عبارت اند از دانش کاری مربوط به شغل(کارآموزی رسمی و غیررسمی که اتمام کار طرح را به طور موفقیت آمیز تسهیل کند)و نیز استعداد مربوط به کار(رضاییان، 1373، ص 273 ).

وضوح(درک یا تصور نقش):به درک و پذیرش شیوه کار، محل و چگونگی انجام آن، گفته می شود.برای آنکه زیردستان درکی کامل از مشکل داشته باشند، باید مقاصد و اهداف عمده، شیوه رسیدن به این مقاصد و اهداف و اولویت های اهداف و مقاصد(چه هدفهایی، در چه زمانی بیشترین اهمیت را دارند)برایشان کاملاً صریح و واضح باشد (هرسی و بلانچارد، 1375، ص 510) .

حمایت سازمانی : منظور حمایت یا کمکی است که کارکنان برای انجام موفقیت آمیز کار به آن نیاز دارند.بعضی از عوامل کمکی عبارت اند از:بودجه کافی، تجهیزات و تسهیلاتی که برای انجام دادن کار مناسب است، حمایت لازم از سایر واحدهای سازمانی، در دسترس قرار دادن محصول با کیفیت و سرانجام وجود ذخیره کافی نیروی انسانی (هرسی و بلانچارد، 1375، ص 510) .

انگیزش و تمایل کارکنان : به انگیزه مربوط به تکلیف زیردستان یا انگیزش برای کامل کردن تکلیف خاص مورد تحلیل به گونه ای توفیق آمیز اطلاق می شود (هرسی و بلانچارد، 1375، ص 511) .

انگیزش افراد در مورد تکمیل تکالیفی بیشتر است که دارای پاداشهای درونی یا بیرونی هستند.در صورتی که زیردست دارای اشکال مختلف انگیزش باشد، اولین قدم بررسی استفاده از پاداش و تنبیه است(حقیقی، 1380، ص 186 ) .

ارزیابی(بازخورد گرفتن) : ارزیابی به بازخورد روزانه عملکرد و مرور کردن های گاه به گاه گفته می شود.روند بازخورد مناسب به زیردست اجازه می دهد که پیوسته از چند و چون کار مطلع باشد(حقیقی، 1380، ص 187).

منظور از این نوع بازخورد، ارائه غیررسمی عملکرد روزانه خود به او و همچنین بازدیدهای رسمی دوره ای است(رضاییان، 1373، ص 275 ) .

اعتبار کارکنان : این اصطلاح به مناسب بودن و حقوقی بودن تصمیم های مدیر در مورد نیروی انسانی اطلاق می شود.تصمیم های کارکنان باید به دلیل و مدرک همراه و بر خط مشی های عملکردگرا استوار باشد (حقیقی، 1380، ص 187) .

تناسب عوامل محیطی : عوامل محیطی به عوامل خارجی گفته می شود که حتی با وجود توانایی، وضوح، حمایت و انگیزه برای شغل، بر عملکرد تأثیر می گذارند. عوامل محیطی عبارت اند از:رقابت، آیین نامه های دولتی، تدارکات و… (حقیقی، 1380، ص 187) .

از جمله موارد مهم ومطرح در مورد عملکرد شغلی چگونگی ارزیابی آن است مهم ترین مزایای ارزیابی جامع عملکرد شغلی کارکنان ، عبارتند از :

  • از نتایج ارزیابی جامع عملکرد شغلی افراد می توان در افزایش کیفیت تصمیم گیری سازمانی در همه زمینه ها ، یعنی ، از تصمیم گیری در زمینه افزایش حقوق و مزایای کارکنان گرفته تا تصمیم گیری در زمینه اخراج آنان استفاده کرد .
  • ارزیابی جامع عملکرد شغلی می تواند موجبات افزایش کیفیت تصمیم گیریهای فردی را در زمینه های گوناگون ، یعنی از انتخاب شغلی گرفته تا رشد و بهبود فردی برای تصدی مشاغل مهمتر در آینده فراهم آورد .
  • ارزیابی جامع عملکرد شغلی می تواند بر نقطه نظر کارکنان در زمینه وابستگی خود به سازمان ، اثر بگذارد .
  • از نتایج حاصل از ارزیابی جامع عملکرد شغلی کارکنان می توان به عنوان منبع و اساس منطقی و قابل دفاع برای تصمیم گیری در زمینه ارتقا ، افزایش حقوق و دستمزد ، انتقال ، ترغیب برای شرکت در دوره های آموزشی خاص و نظایر آن استفاده کرد ( ساعتچی ، 1389 ، صص 126 ، 127 ) .

شاید بتوان عوامل ذیل را برخی از مهمترین عوامل تاثیر گذار بر ارزیابی عملکرد دانست :

  • حساسیتهای شخصی افراد .
  • وجود سوءظن نسبت به ارزیابی به دلیل اینکه تا کنون مستمسکی برای تسویه حسابهای شخصی بوده است.
  • قوانین و مقررات سازمانی و دخالت اتحادیه ها به منزله عوامل برون سازمانی ( عباسپور ، 1391 ، ص 217 ) .

همه افراد حق دارند و علاقمند هستند که از نتایج عملکرد روزانه خود آگاه باشند. این مسأله در مورد کارکنان وجه دیگری هم پیدا می کند و آن اینست که کارکنان علاقه دارند از نظرات سازمان در مورد خود مطلع گردند و از سوی دیگر سازمان نیز محقق است نظرات خود را در مورد منابع انسانی سازمان که از اصلی ترین سرمایه های سازمان بشمار می روند ابراز داشته و به اطلاع ایشان برساند ( خوشوقتی ، 1384) .

ارزشیابی عملکرد ، یکی از فعالیتهای مهم مدیریت منابع انسانی است ، زیرا از دستاوردهای آن می توان برای تصمیمها واقدامات بسیاری در زمینه ارزیابی و پرورش کارکنان استفاده کرد ( ال دولان ، اس شولر ، 1388 ، ص360 ) .

ارزیابی عملکرد ، فرایند شناسایی ، مشاهد ه ، سنجش و بهبود عملکرد انسانی در سازمانهاست . این توصیف مقبولترین تعریف از ارزیابی است . هریک از مولفه های این تعریف به یک جزء مهم از فرایند ارزیابی اشاره می کند . مولفه شناسایی به فرایند تعیین اینکه روی چه حوزه هایی باید متمرکز شود ، مربوط می شود . شناسایی نوعا در برگیرند تحلیل شغل به منزله ابزاری برای تشخیص ابعاد عملکرد و ایجاد مقیاسهای رتبه بندی است . شناسایی به این معنی است که ارزیاب باید به طریقی معین کند که چه چیزی باید مورد ارزیابی و بررسی قرار گیرد ( عباسپور ، 1391 ، ص213) .

ارزیابی عملکرد شغلی کارکنان ( چه به شیوه رسمی و چه به شیوه غیر رسمی ) ، باید به طور مداوم و در دوره های معینی از سال انجام گیرد.

پایان نامه بررسی عوامل مؤثـّر بر برند گردشگری استان گیلان

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت

موسسه آموزش عالی کوشیار (غیرانتفاعی ـ غیردولتی )

گروه آموزشی مدیریت بازرگانی

گرایش بازاریابی

عوامل مؤثـّر بر برند گردشگری استان گیلان

استاد مشاور:

دکتر اسماعیل ملک اخلاق

شهریور 1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست

1-فصل اول: کلیات پژوهش… 1

1-1- مقدّمه. 2

1-2- بیان مسأله و چگونگی شناخت موضوع. 2

1-3- اهمیت و ضرورت اجرای تحقیق. 4

1-4- اهداف تحقیق. 5

1-5 چارچوب نظری (مدل مفهومی تحقیق) 6

1-6- فرضیه های تحقیق. 7

1-7- متغیرهای تحقیق و تعاریف آنها 8

1-7-1- تعاریف مفهومی.. 8

1-7-2- تعاریف عملّیاتی.. 8

1-8- قلمرو تحقیق. 9

1-8-1- قلمرو موضوعی.. 9

1-8-2- قلمرو مکانی.. 9

1-8-3- قلمرو زمانی.. 10

1-9- خلاصه فصل. 10

2- فصل دوم: ادبیات نظری و پیشینه تحقیق 11

2-1- بخش اول: ادبیات نظری.. 12

2-1-1- مقدّمه. 12

2-1-2- تعاریف گردشگری.. 12

2-1-3- برنامه ریزی گردشگری.. 14

2-1-4- ویژگی های مقصد گردشگری.. 14

2-1-5- بازاریابی گردشگری.. 16

2-1-6- ویژگیهای بازاریابی گردشگری و شناخت انگیزههای آن. 17

2-1- 7- انواع گردشگری ونوع مسافرت.. 18

2-1-8- چرخه حیات مناطق گردشگری.. 19

2-1-9- نقشها و کارکردهای گردشگری.. 22

2-1-10- رویکردهای متنوّع درباره صنعت گردشگری.. 23

2-1-11- صنعت گردشگری.. 24

2-1-12- عناصر صنعت گردشگری.. 25

2-1-13- برندسازی گردشگری.. 26

2-1-14- چارچوب شناسایی برند. 27

2-1-15- مدل های مربوط به برند. 28

2-1-16- مدل دانش برند کلر. 37

2-1-17- مدل ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری (CBBE) نت مایر. 38

2-1-18- مدل تاثیر کشور مبداء بر ارزش ویژه برند. 39

2-1-19- فرآیند ایجاد برند. 41

2-1-20- رابطه بین عناصر منتخب آمیخته بازاریابی و ارزش ویژه برند. 42

2-1-21- اهمیت برندسازی در گردشگری.. 44

2-1-22- عوامل مؤثّر بر برند گردشگری از دیدگاه محققان. 45

2-1-23- سایر عوامل مؤثّر بر برند گردشگری.. 49

2-1-24- موانع توسعه برند گردشگری.. 50

2-2- پیشینه تحقیق. 51

2-2-1- تحقیقات داخلی.. 51

2-2-2-تحقیقات خارجی.. 55

2-2-3 استنتاج از مبانی نظری و پیشینه های تحقیقاتی.. 57

2-3- خلاصه فصل. 58

3- فصل سوم: روش اجرای پژوهش 59

٣-١- مقدمه. 60

٣-٢- روش تحقیق. 60

٣-٣- جامعه و نمونه آماری تحقیق. 61

٣-٣-١- جامعه آماری تحقیق. 61

٣-٣-٢- نمونه آماری و حجم نمونه تحقیق. 62

٣-3-٣- نتایج آزمون بارتلت جهت بررسی کفایت نمونه. 63

٣-۴- روش‌های گردآوری داده‌ها 64

3-4-1- پرسشنامه‌ی تحقیق.. 65

3-4-2- مقیاس اندازهگیری و طیف پرسشنامه. 65

3-4-3- بررسی روایی و پایایی ابزار سنجش و گردآوری اطلاعات تحقیق.. 66

3-5- روش‌های آماری تجزیه و تحلیل اطلاعات.. 68

3-5-1- آمار توصیفی.. 69

3-5-2- آمار استنباطی.. 69

4- فصل چهارم: جمع آوری داده ها و تحلیل یافته های پژوهش    71

4-١- مقدمه. 72

۴-2- آمار توصیفی. 72

۴-۲-١- جنسیت پاسخ‌دهندگان. 73

4-2-2- رده سنی پاسخدهندگان. 73

۴-۲-3- میزان تحصیلات پاسخ دهندگان. 74

۴-۲-4- سابقه فعالیت پاسخدهندگان. 75

4-3-آزمون نرمال بودن متغیرها 76

4-4-آمار استنباطی. 77

4-4-1- نتایج آزمون t تک نمونهای.. 77

4-4-2- تحلیل همبستگی.. 80

4-4-3- تحلیل رگرسیون. 80

۴-5- جمع‌بندی فصل. 82

5- فصل پنجم: بحث، نتیجه گیری و پیشنهادهای تحقیق 84

۵-١- مقدمه. 85

۵-۲- خلاصه تحقیق. 85

۵-٣- نتایج پژوهش.. 86

۵-٣-1- نتایج مربوط به آزمون t تک نمونهای.. 86

۵-٣-2- نتایج مربوط به تحلیل رگرسیون. 88

۵-4- پیشنهادهای تحقیق. 90

۵-4-١-پیشنهادهای کاربردی.. 90

۵-4-2- محدودیتهای تحقیق.. 92

۵-4-3- پیشنهاد‌هایی برای پژوهش‌های آتی.. 92

منابع و مآخذ. 94

پیوست و ضمائم. 104

ضمیمه 1: پرسشنامه. 105

ضمیمه 2: خروجی نرم افزار SPSS. 109

ضمیمه 3: شاخصهای رقابتپذیری گردشگری.. 113

چکیده

صنعت گردشگری، صنعتی جهانی بوده و به عنوان یک کسب و کار بزرگ تلقی می­گردد و امروزه از توسعه­ی این صنعت با توجه به نقش مهمی که در توسعه­ی اقتصادی، فرهنگی و سیاسی یک کشور و استان­های آن استقبال می­شود. در این راستا، برندسازی مقصد گردشگری به یکی از جذاب­ترین و مهمترین مباحث در حوزه بازاریابی مکان و بازاریابی گردشگری تبدیل شده است. نظر به منافع زیاد برندسازی برای استان­ها و پتانسیل بالای استان گیلان به عنوان یکی از مقاصد گردشگری، در این پژوهش سعی شده تا میزان اهتمام به برندسازی و وضعیت فعلی برند گردشگری در استان بر مبنای مدل هانکینسن (2004) مورد ارزیابی قرار گیرد. زیرا برند گردشگری یک مقصد قبل از سفر، اطلاعاتی به بازدید کننده می­دهد تا مقصد را شناسایی و تعیین هویت کند، آن را از رقبایش متمایز سازد و انتظارات خود از سفر پیش روی را شکل دهد. کشورها اغلب بنا به دلایل مشابهی اقدام به برندسازی نموده اند. برند گردشگری مشوق بسیار تاثیرگذاری در تصمیم به خرید مصرف­کننده هنگام انتخاب مقصد است و دستیابی به چنین هدفی تنها با بکارگیری مفاهیم برندسازی و تلاش برای ایجاد تصویری مثبت در ذهن گردشگران حال و آتی ممکن است تا در میان رقبای بیشمار مقصد خاصی را برای سفر خود انتخاب کنند. در این میان شناسایی و بررسی تأثیر عوامل مؤثر بر برند گردشگری بسیار ضروری است. پس از مطالعات کتابخانه­ای 4 عامل از جمله خدمات ابتدایی، زیرساخت­ها، ارتباطات رسانه­ای و روابط میان مصرف­کنندگان برند شناسایی شد. لذا هدف تحقیق تبیین مؤثر بودن عوامل و بررسی تأثیر آنها بر هسته مرکزی برند با شاخص­هایی از جمله شخصیت، موقعیت­یابی و اصالت برند در نظر گرفته شد. بدین منظور 108 نفر از مدیران، مسئولان و کارشناسان سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان گیلان توسط پرسشنامه مورد نظرسنجی قرار گرفتند و پس از گردآوری پرسشنامه­ها، 97 پرسشنامه قابلیت بررسی داشتند و پس از تأیید روایی و پایایی پرسشنامه، نتایج آزمون t تک نمونه­ای نشان داد که هر 4 عامل جز عوامل مؤثر است و با تحلیل رگرسیون مشخص شد که از بین 4 عامل، فقط 2 عامل زیرساخت­های برند و ارتباطات رسانه­ای بر هسته مرکزی برند تأثیر مثبت و معناداری می­گذارد؛ و براساس ضریب تعیین بدست آمده، 54 درصد هسته مرکزی برند گرشگری به این 4 عامل بستگی دارد و مابقی 46 درصد به عوامل دیگری بستگی دارد. در نهایت نیز راهکارهایی منتج از یافته­ها ارائه گردید.

واژه­های کلیدی: خدمات اولیه برند، زیرساخت­های برند، ارتباطات رسانه­ای برند، روابط میان مصرف­کنندگان، هسته مرکزی برند، میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان گیلان

– مقدّمه

توسعه گردشگری، یکی از رویکردهای ایجاد تحوّل اقتصادی- اجتماعی در مناطق مختلف می باشد که همواره مورد توجّه پژوهشگران و برنامه ریزان قرار دارد (مافی و جوانبخت قهفرخی، 1390). در کشور ایران صنعت گردشگری ازظرفیت های بسیار بالایی برای رشد و توسعه برخوردار است. ایران با داشتن جاذبه های باستانی، تاریخی، طبیعی و آب و هوای متنوّع کم نظیر، موقعیت استراتژیک، تنوّع قومی، زبانی، دینی و مذهبی خود، با فراهم آمدن بسترهای اقتصادی و مدیریتی مناسب، می تواند تبدیل به یکی از قطب های مهم گردشگری دنیا شود (شمس و امینی، 1388).

مفهوم برندسازی در اواخر دهه 1990 در مورد مقاصد گردشگری به کار رفت. احتمالا گسترده ترین و مورد استفاده ترین رویه در برندسازی فضاها، بررسی نقش برندسازی در بازاریابی مقاصد گردشگری می باشد. این رویه از آن زمان مورد بررسی قرار گرفت که تصمیم گیرندگان صنعت گردشگری دریافتند که مقاصد به دلیل تصاویر اولیّه ای که در ذهن افراد ایجاد می کنند مورد بازدید قرار می گیرند (تاج زاده نمین و اسمعیل مشرفی، 1392: 36).

این فصل شامل بیان مسأله تحقیق، چارچوب نظری، اهداف، سوالات و فرضیه های تحقیق و هم چنین تعریف متغیرها و قلمرو تحقیق می باشد.

1-2- بیان مسأله و چگونگی شناخت موضوع

امروزه در بسیاری از کشورهای جهان،گردشگری به عنوان منبع مهم درآمد ارزی مورد توجّه قرار گرفته است.از این رو بسیاری از کشورها در رقابتی نزدیک و فشرده،در پی افزایش بیش از پیش عواید حاصل از فعّالیت های گردشگری می باشند و بسیاری از صاحبنظران،گردشگری را یک فرصت منحصر به فرد اقتصادی می دانند.بسیاری از کشورها با ایجاد اقامتگاهها و هتل های زنجیره ای ملّی و بین المللی، گسترش خدمات،مدیریت هدفمند،برنامه ریزی بلند مدت،سیستم اطّلاعاتی کارآ،تبلیغات و بازاریابی گسترده گام های بلندی را در این زمینه برداشته اند.امّا در برخی از کشورها زیر ساخت های اقامتی مناسب با خواست و تعداد گردشگران،به طور مطلوب رشد نکرده و با مشکلاتی مواجه می باشد.کشور ایران با داشتن قابلیت ها و تواناییهای بالا در جذب گردشگر،تا کنون نتوانسته شرایط مناسبی را برای بهره برداری وتوسعه صنعت گردشگری فراهم سازد. . استان گیلان به دلیل داشتن شرایط ویژه اقلیمی ، جغرافیایی و زیست محیطی ،از لحاظ اکوتوریسم بسیار با اهمیت است اما به نظر می رسد که این ویژگی به همین حد بسنده نمیکند زیرا این استان  با توجّه به موقعیّت فعلی و عوامل جغرافیایی مؤثّر و جاذبه های فرهنگی، تاریخی و طبیعی،از نظر جذب گردشگر و ارتقاء در صنعت گردشگری در حدّ مطلوبی نیست (دیبایی مهر،1393).

هر یک از شهرهای این استان دارای جاذبه های توریستی منحصر به فردی است، با این وجود تلاشی در جهت جذب هرچه بیشتر گردشگران در این استان،آنچنان که باید صورت نگرفته است.با تأملّی در کشورهای مؤفّق در صنعت گردشگری می توان دریافت که پایه و اساس توسعه گردشگری در آنها،شهر است. در بسیاری از موارد، گردشگری شهری یکی از بخش های سرآغاز توسعه پایدار در شهرهای مناطق در حال توسعه در نظر گرفته شده و سرآغاز برنامه ریزی صحیح برای دستیابی به گردشگری شهری پایدار وشناخت پتانسیل های نواحی از این منظر است. از جمله پتانسیل های نواحی مختلف در ارتباط با گردشگری شهری می توان به زیرساخت های گردشگری شهری اشاره کرد.لذا شهرها جهت بهره مندی از مزایا و منافع جذب گردشگر باید از تمامی ویژگی ها، امکانات و ظرفیت های خاص خود برای نیل به این هدف بهره گیرند. در اینجاست که نقش برندگذاری شهری و اهمیت آن مشخص می شود، چون برندگذاری تصویر دقیقی از منافع و خصایص شهر را به گردشگران بالقوه ارائه  می دهد که می تواند نقش بسیار مهمی را در جذب گردشگران به شهر داشته باشد.

از بین انواع مفاهیم برند، برند به عنوان ” شبکه ارتباطی ” اساس کار این تحقیق قرار گرفته و از مدل هانکینسن برای آسیب شناسی وضعیّت کنونی برند استان گیلان ،استفاده شده است .در مدل هانکینسن برند مکان ، توسط هسته مرکزی برند و چهار نوع ارتباطات( خدمات ابتدایی ، زیرساختها ، ارتباطات رسانه ای و روابط مصرف کنندگان)  مؤثّر مورد بررسی قرار می گیرد. بنابراین با توجّه به مطالب بیان شده سؤال اصلی تحقیق بدین صورت بیان می شود که:

چه عواملّی بر برند گردشگری در استان گیلان تأثیر دارند؟

1-3- اهمیت و ضرورت اجرای تحقیق

برند گردشگری یک مقصد قبل از سفر ، اطّلاعاتی به بازدیدکننده می دهد تا مقصد را شناسایی و تعیین هویّت کند، آن را از رقبایش متمایز سازد وانتظارات خود از سفر پیش روی را شکل دهد (مورفی[1] ودیگران ، 2007). حتّی اطّلاعات پس از سفر نیز تحت تأثیر برند مقصد قرار می گیرد. چنانچه برند سازی اقدامی راهبردی و بر مبنای نیازهای بازار هدف تلقّی شود ، برند یک کالا و یا یک مقصد باید کارآیی و عملکردهایی در راستای پیشبرد اهداف بازاریابانه داشته باشد. در پژوهش حاضر ،مفهوم برند از دیدگاه هانکینسن مورد ازریابی قرار می گیرد. آنچه از بررسی ادبیّات بر می آید،اکثریت قریب به اتّفاق مدلها تنها هسته برند یعنی تبیین شخصیت برند، موقعیت یابی برند نسبت به رقبا و تعهّد برند را در ملاحظات خود گنجانده اند و پا را از حیطه تبیین هسته برند فراتر نگذاشته اند.اما مدل هانکینسن پا را از حیطه هسته برند فراتر گذاشته و به عوامل اقتصادی – توسعه­ای (زیرساخت­ها – خدمات ابتدایی)، عوامل سیاسی و قدرت (روابط مصرف کنندگان برند)، عوامل روانشناسی و جامعه شناسی (ویژگیهای نامتعارض بازار هدف با یکدیگر و با جامعه میزبان – هنر ودانش عمومی و نحوه تجلّی آن در اذهان ) و بسیاری فاکتورهای دیگر توجّه نموده است.همین ویژگی ها باعث تمایز مدل وی از دیگر مدلهای موجود شده و کاملترین الگو برای بررسی، سنجش و درک برند مقصد را فراهم می­آورد، کما اینکه در سازگاری کامل با تمامی نظریه های تأیید شده پیش از خود و دربردارنده تمامی آنهاست. بنابراین در پژوهش حاضر هدف، بررسی وضع فعلی برند گردشگری و سنجش آن تحت مفهوم یک شبکه ارتباطی است.

گردشگری به عنوان یکی از سریع ترین بخشهای اقتصادی در حال رشد است،به گونه ای که سازمان گردشگری پیش بینی می کند که در سال2020 تعداد گردشگران به 5/1 میلیارد نفرخواهد رسید(شاو و ویلیامز، 2004). کشورهای بسیاری همچون اتریش، انگلستان، فنلاند با بهره­گیری از سیستم های مدیریت مقصد، درآمدهای بالایی را از صنعت گردشگری به خود اختصاص داده اند(فرزین و صفری ،1388). کشور ایران جزء ده کشور اوّل جهان از لحاظ جاذبه های گردشگری و جزء پنج کشور اوّل جهان از نظر تنوّع گــردشگری اســت.ایران پس از هندوستان بالاترین رتبه گردشگری را در منطقه جنوب آسیــا دارد (WTO, 2000 : 11) . از آنجا که گردشگری به عنوان یک منبع مهم درآمد ارزی محسوب می شود و در تولید ناخالص ملّی نقش مهمّی را ایفا می کند ، بسیاری از کشورها تلاش گسترده ای جهت توسعه گردشگری و جذب هر چه بیشتر گردشگران به عمل می آورند  ( کاظمی، 1386 ).

این موضوع که “اگرچه گردشگری شهری در مقیاس محلّی عمل می کند ولی پایه و اساس هر نوع توسعه گردشگری در مقیاس  منطقه ای و بین المللی محسوب می گردد “، مورد پذیرش تمامی محافل علمی و عملّی در حوزه گردشگری قرار گرفته است. بسیاری از شهرهای ایران به دلیل بهره مندی از شرایط اقلیمی متنوّع، جاذبه های گردشگری، تاریخی و فرهنگی ،نیروی بالایی را در جذب گردشگری شهری دارند که متأسّفانه هنوز جایگاه مناسب خود را در این زمینه نیافته اند. از مهمترین علل آن می توان به عدم معرفی این شهرها و جاذبه ها و قابلیّت های آنان اشاره کرد که این خود باعث ازدحام گردشگران در ایّام خاص سال در تعداد محدودی از نقاط کشور و حتّی نقاط خاصّی از یک استان می شود که به نوعی باعث اختلال روند زندگی در این نقاط می شود. گردشگری در گیلان از نظر اقتصادی اهمیت دارد و رونق این فعّالیت می تواند فاصله و شکافهای اقتصادی مردم شمال را با مردم سایر نقاط کاهش دهد و باعث اشتغال تعداد زیادی از مردم این ناحیه گردد. اهمیت گردشگری و جهانگردی و لزوم بررسی و تحقیق در مورد آن با توجّه به نقش های مهم اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن بر هیچ کسی پوشیده نیست. این فعّالیت در دنیای کنونی به صورت یکی از مهم ترین عوامل تولید ثروت کار، ایجاد پویایی جابه جایی انسان ها و ثروت ملّت ها در آمده است.لذا با گستردگی روز افزون رسانه های جمعی و اجتماعی و توسعه علم در عصر جدید، می توان با برندگذاری علمی شهرها و تبلیغ آن در رسانه های جمعی و اجتماعی،جهت معرفی توان های گردشگری شهرهای مختلف گام برداشت..

1-4- اهداف تحقیق

1 ) ارزیابی وسنجش تأثیر خدمات ابتدایی برند(خدمات خرده فروشی ها ، هتل ها و…) برهسته مرکزی برند.

2 ) ارزیابی و سنجش تأثیر زیرساخت های برند (حمل و نقل، بهداشت،کیفیت تسهیلات و …) بر هسته مرکزی برند.

3 ) ارزیابی و سنجش تأثیر ارتباطات رسانه ای برند بر کانال ارتباطی مورد نیاز میان برند و گروه مخاطب.

4 ) ارزیابی و سنجش تأثیر برند گردشگری گیلان بر برقراری روابط مؤثّر میان مصرف کنندگان (شامل جامعه محلّی، بازدیدکنندگان و …).

1-5 چارچوب نظری (مدل مفهومی تحقیق)

برند به عنوان «شبکه ای ارتباطی» اساس کار تحقیق حاضر قرار گرفته و از مدل هانکینسن برای آسیب شناسی وضعیت کنونی برند کشور و مطالعه­ای که توسط ضرغام بروجنی و بارزانی (1392) انجام داده­اند، استفاده شده است. این مدل به سبب شمول ملاحظات بیشتر و فهم آسان تر از سایر مدل ها کارآمدتر به نظر می رسد. بر اساس این مدل چنانچه هسته مرکزی برند وجود داشته و صحیح طرح ریزی شده باشد چهار نوع شاهراه ارتباطی میان هسته برند با چهار عنصر دیگر به وجود می آید. چگونگی تاثیر و اثرات متقابل هر عنصر و هسته مرکزی نشان دهنده ی میزان کارایی برند مقصد و پویایی آن است. اگر رابطه موثر و مورد انتظار میان این عناصر با هسته مرکزی مشاهده نشود ماهیت کلی برند و کارایی آن مبهم خواهد بود.

براساس مدل مزبور، روابط میان عوامل مؤثر بر برند با هسته مرکزی برند گردشگری با ابعادی از جمله شخصیت برند، موقعیت­یابی برند و اصالت برند مورد بررسی قرار گیرد. زیرا در مدل هانکینسن برند مکان، توسط هسته مرکزی برند و چهار نوع ارتباطات مؤثر مورد بررسی قرار می گیرد. این ارتباطات دینامیک بوده و در گذر زمان منجر به شکل گیری واقعیت برند و یا تجربه­ی برند می­شوند. هسته مرکزی برند در واقع طرح و نقشه ای است برای توسعه و القای برند مکان به گروه هدف که ممکن است در چشم اندازهای سازمان متولّی ذکر شده باشد. این هسته دارای سه جزء است: 1- شخصیت برند، 2- موقعیت یــابــی برند 3- اصالت برند.

[1].Murphy

– فرضیه­های تحقیق

1) خدمات ابتدایی برند از عوامل مؤثر در تقویت هسته مرکزی برند گردشگری می­باشد.

2) زیرساخت­های برند از عوامل مؤثر در تقویت هسته مرکزی برند گردشگری می­باشد.

3) ارتباطات رسانه­ای برند از عوامل مؤثر در تقویت هسته مرکزی برند گردشگری می­باشد.

4) روابط میان مصرف­کنندگان برند از عوامل مؤثر در تقویت هسته مرکزی برند گردشگری می­باشد.

5) خدمات ابتدایی برند بر هسته مرکزی برند گردشگری تأثیر مثبت و معناداری دارد.

6) زیرساخت­های برند بر هسته مرکزی برند گردشگری تأثیر مثبت و معناداری دارد.

7) ارتباطات رسانه­ای بر هسته مرکزی برند گردشگری تأثیر مثبت و معناداری دارد.

8) روابط میان مصرف­کنندگان برند بر هسته مرکزی برند گردشگری تأثیر مثبت و معناداری دارد.    

1-7- متغیرهای تحقیق و تعاریف آنها

1–1- تعاریف مفهومی

متغیر وابسته: هسته مرکزی برند

درواقع طرح ونقشه‌ای است برای توسعه والقای برند مکان به گروه هدف که ممکن است درچشم اندازهای سازمان متولّی ذکر شده باشد. این هسته دارای سه جزء مهم است: شخصیت برند، موقعیت یابی برند، اصالت برند.

متغیر مستقل: خدمات ابتدایی

خدماتی که در کانون تجربه برند قرار دارند همچون رستوران ها و هتل ها، جاذبه ها و … که نیازمند خدمات مناسب و برخورد صحیح کارکنان برای تقویت هسته اصلی برند است.

متغیر مستقل: زیرساخت ها

متشکل از الف- خدمات دسترسی: همچون حمل و نقل درون مقصد و به سمت مقصد، ب- خدمات عمومی و بهداشتی: همچون پارکینگ، سرویس بهداشتی، اتاق های مخصوص نوزادان، نظافــت خیابـان ها، ج- فضای برند به مفهوم فضایی که خدمات هسته اصلی در آن ارائه می شوند. این فضا عموماً مصنوع است و باید خدمات و تسهیلات مورد نیاز را به منظور جذاب تر ساختن برند گرد هم آورد.

متغیر مستقل: ارتباطات رسانه ای

عموماً شامل ارتباطات زنده و القایی (بازاریابی) است. این بخش در واقع کانال های ارتباطی میان برند و گروه مخاطب هستند و باید تصویر برند را جذّاب و هویت آن را منسجم نمایش دهند.

متغیر مستقل: روابط مصرف کننده

این گروه شامل جامعه محلّی، کارکنان سازمان های مقصد و بازدیدکنندگان است.

1-7-2- تعاریف عملّیاتی

متغیر وابسته: هسته مرکزی برند

 این متغیردر تحقیق حاضر با سه جزء شخصیت برند، موقعیت یابی و اصالت برند در مقیاس پنج فاصله ای لیکرت از کاملاً موافقم تا کاملاً مخالفم سنجیده می شود.

متغیر مستقل: خدمات ابتدایی

این متغیر در تحقیق حاضر با 3 سوال درباره خدمات خرده فروشی و هتل ها و خدمات تفریحی و فراغتی در مقیاس 5 فاصله ای لیکرت از کاملاً موافقم تا کاملاً مخالفم سنجیده می شود.

متغیر مستقل: زیرساخت ها

این متغیر در این تحقیق با 5سوال درباره دسترسی خدمات در درون و بیرون استان، خدمات بهداشتی و نظافتی، سازمان دهی فضای باز و کیفیت تسهیلات و خدمات فراهم آمده برای بازدیدکنندگان در مقیاس 5 فاصله ای لیکرت از کاملاً موافقم تا کاملاً مخالفم سنجیده می شود.

متغیر مستقل: ارتباطات رسانه ای

ارتباطات رسانه ای در این تحقیق با 5 سوال درباره انعکاس فرهنگ و هویت منطقه گردشگری در آموزش عمومی، فعّالیت های بازاریابی، روابط عمومی و ارتباطات سازمان، تبلیغات گردشگری، نحوه تعامل با رسانه ها در مقیاس پنج فاصله ای لیکرت از کاملاً موافقم تا کاملاً مخالفم سنجیده می شود.

متغیر مستقل: روابط مصرف کننده

روابط میان مصرف کنندگان برند در این تحقیق با 3 سؤال درباره سبک و ویژگی های بازدیدکنندگان، نحوه ارتباطات و تعاملات میان میزبان و بازدیدکنندگان، روابط و تعاملات میان سازمان ها و مؤسسات گردشگری در مقیاس پنج فاصله ای لیکرت از کاملاً موافقم تا کاملاً مخالفم سنجیده می شود.

1-8- قلمرو تحقیق

1-8-1- قلمرو موضوعی

تحقیق حاضر در حوزه بازاریابی گردشگری، به ویژه بررسی عوامل مؤثّر بر برند گردشگری استان گیلان می باشد.

 

1-8-2- قلمرو مکانی

قلمرو مکانی تحقیق حاضر شامل سازمان گردشگری و دیگر نهادهای وابسته در استان گیلان می باشد.

 

1-8-3- قلمرو زمانی

زمان انجام تحقیق از آذر ماه 1393 شروع و در مرداد ماه 1394 به پایان رسیده است.

1-9- خلاصه فصل

در این فصل به کلّیات تحقیق پرداخته شده است. ابتدا مساله تحقیق بیان شد و در ادامه  به ترتیب اهمیت و ضرورت تحقیق، اهداف تحقیق، چارچوب نظری تحقیق، سؤالات تحقیق، فرضیه ها، تعریف نظری و عملّیاتی، قلمرو تحقیق توضیح داده شده است.

تعداد صفحه :126

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  minoofar.majedi@gmail.com

پایان نامه تدوین راهکارهای بهبود ارتباطات بین سازمانی با تمرکز بر فناوری اطلاعات

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت

دانشکده‌ی اقتصاد، مدیریت و علوم اجتماعی

پایان نامه­ی کارشناسی ارشد در رشته­ ی

 مدیریت صنعتی

تدوین راهکارهای بهبود ارتباطات بین سازمانی با تمرکز بر فناوری اطلاعات و ارتباطات در دستگاه­های اجرایی شهرستان هندیجان

اسفندماه 1393

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

سازمان­ها یکی از ارکان اصلی دنیای امروز را تشکیل می­دهند که برای پاسخگویی به مطالبات افراد و سازگاری با محیط اطراف، نیاز به تغییرات ساختاری دارند؛ تغییراتی که به دلیل پیچیدگی، در یک بعد امکان پذیر نبوده و باید ابعاد مختلفی داشته باشند. یکی از ابعاد توسعه­پذیری سازمان­ها جهت پاسخگویی به نیازهای جدید، روابط بین سازمان­ها می‌باشد. عوامل مختلفی که در روابط بین سازمانی تأثیر می­گذارند عبارتند از: عوامل سازمانی، بین سازمانی، محیطی و فناوری، که هر کدام از آنها متناسب با نوع سازمان­ها و روابط بین آنها باید لحاظ گردند. در این میان فناوری اطلاعات می­تواند کاهش هزینه، جهانی شدن و افزایش بهره­برداری را به ارمغان آورد. این پژوهش به دنبال آن است که راهکارهایی برای بهبود ارتباطات بین سازمانی با تمرکز بر فناوری اطلاعات و ارتباطات در دستگاه­های اجرایی شهرستان هندیجان ارائه دهد. تحقیق حاضر از نظر هدف یک تحقیق کاربردی است و از لحاظ گردآوری داده­ها یک تحقیق توصیفی-پیمایشی و از نوع کمی محسوب می­شود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کارکنان (300)نفر می­باشند. نمونه­ شامل 169 نفر از کارکنان می­باشد که براساس روش طبقه­ای و با بهره گرفتن از فرمول کوکران مورد مطالعه قرار می­گیرد. جهت سنجش متغیرهای پژوهش از ابزار پرسشنامه خودساخته استفاده شد. به منظور ارزیابی وضعیت متغیرهای پژوهش (آزمون تی تک نمونه­ای) و بررسی رابطه متغیرهای پژوهش (آزمون همبستگی) و مقایسه سازمان­ها( آزمون تی- مستقل) استفاده شده است. داده­های حاصل از پژوهش پس از جمع­آوری جهت تعیین ارتباط با متغیرها توسط نرم افزار اس پی اس اس مورد تحلیل و بررسی قرار گرفتند. یافته­ها نشان داد که ارتباطات بین سازمانی و فناوری اطلاعات و ارتباطات در دستگاه­های اجرایی از وضعیت مطلوبی برخوردار نمی­باشند. در ارتباطات بین سازمانی بعد تمرکز بر نتایج و مسئولیت شخصی نسبت به سایر ابعاد به ترتیب مطلوب­ترین و ضعیف­ترین هستند، و در فناوری اطلاعات و ارتباطات وضعیت بعد سخت افزار/نرم افزار و کاربران نسبت به سایر ابعاد به ترتیب مطلوب­ترین و ضعیف­ترین هستند، بر طبق نتایج بدست آمده درجه همبستگی میان ارتباطات بین سازمانی و فناوری اطلاعات و ارتباطات با توجه به همبستگی اسپیرمن (758/0) و با توجه به همبستگی پیرسون (806/0) می­باشد. بر این اساس میان ارتباطات بین سازمانی و فناوری اطلاعات و ارتباطات رابطه قوی و معناداری وجود دارد. در این راستا جهت بهبود وضعیت ارتباطات بین سازمانی با تمرکز بر فناوری اطلاعات و ارتباطات راهکارها و پیشنهاداتی ارائه گردیده است.

واژگان کلیدی : ارتباطات بین سازمانی، فناوری اطلاعات و ارتباطات، دستگاه­های اجرای

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                            شماره صفحه

فصل اول: مقدمه  

1-1-کلیات. 2

1-2-بیان مسأله پژوهش.. 2

1-3-ضرورت و اهمیت پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………………..4

1-4-اهداف پژوهش.. 7

1-4-1- هدف اصلی 7

1-4-2-اهداف فرعی 7

1-5-سؤالات پژوهش.. 7

1-5-1- سوال اصلی. 7

1-5-2- سوالات فرعی. 8

1-6- تعریف واژگان کلیدی. 8

1-7-روش و مراحل اجرا 8

فصل دوم: ادبیات موضوع پژوهش

2-1- مقدمه 11

2-2- ارتباطات بین سازمانی. 12

2-2-1- پارادایم­های نظری تبیین­کننده ارتباطات بین سازمانی. 14

2-2-2- اشکال ارتباطات بین سازمانی. 19

2-2-3- عوامل مؤثر بر روابط بین سازمانی. 22

2-2-4- ابعاد ارتباطات بین سازمانی. 23

2-2-5- تعاریف ارتباطات بین سازمانی. 29

2-3- فناوری اطلاعات و ارتباطات. 30

2-3-1- عوامل مرتبط با فناوری اطلاعات و ارتباطات. 32

2-3-2- کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات درسازمان. 32

2-3-3- نقش فناوری اطلاعات و ارتباطات در فرایندهای سازمان. 33

2-3-4- فناوری اطلاعات و ارتباطات در محیط کار 34

2-3-5- انتخاب فناوری اطلاعات و ارتباطات. 34

2-3-6- اهمیت و مزایای فناوری اطلاعات و ارتباطات. 35

2-3-7- عوامل موفقیت و شکست کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در سازمانهای دولتی ایران. 36

2-4- فناوری اطلاعات و ارتباطات  و ارتباطات بین سازمانی. 37

2-5- پیشینه تجربی. 40

2-5-1- پیشینه تجربی داخلی. 40

2-5-2- پیشینه تجربی خارجی. 48

2-6- چارچوب نظری پژوهش.. 56

2-6-1- جمع­بندی و مدل پیشنهادی پژوهش.. 57

فصل سوم:روش شناسی پژوهش

3-1- مقدمه 59

3-2- روش تحقیق. 59

3-3- قلمرو پژوهش.. 59

3-3-1- قلمرو موضوعی. 60

3-3-2- قلمرو مکانی. 60

3-3-3- قلمرو زمانی. 60

3-4- جامعه آماری. 60

3-5- نمونه آماری و روش نمونه­گیری. 60

3-6- ابزار جمع­آوری داده ها 61

3-6-1- روایی. 63

3-6-2-پایایی. 63

3-7- روش گردآوری داده ها 64

3-8- ابزار و روش تجزیه و تحلیل داده ها 65

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها

4-2- آمار توصیفی. 67

4-2-1- ویژگیهای جمعیت شناختی افراد نمونه 67

4-2-1-1- توزیع فراوانی و درصد جنسیت افراد نسبت به کل آمار 68

4-2-1-2- توزیع فراوانی و درصد پست سازمانی افراد نسبت به کل آمار 68

4-2-1-3- توزیع فراوانی و درصد تحصیلات افراد نسبت به کل آمار 69

4-2-1-4- توزیع فراوانی و درصد رشته تحصیلی افراد نسبت به کل آمار 69

4-2-1-5- توزیع فراوانی و درصد سابقه خدمت افراد نسبت به کل آمار 70

4-2-1-6- توزیع فراوانی و درصد وضعیت استخدامی افراد نسبت به کل آمار 71

4-3- تحلیل استنباطی سؤالهای پژوهش.. 71

4-3-1- بررسی وضعیت ارتباطات بین سازمانی و فناوری اطلاعات و ارتباطات. 71

4-3-2- بررسی وضعیت ابعاد ارتباطات بین سازمانی و فناوری اطلاعات و ارتباطات. 72

4-3-2-1- بررسی وضعیت ابعاد ارتباطات بین سازمانی. 73

4-3-2-2- بررسی وضعیت ابعاد فناوری اطلاعات و ارتباطات. 74

4-3-3- بررسی ارتباط متغیرهای پژوهش.. 75

4-3-4- مقایسه سازمانها از بعد ارتباطات بین سازمانی و فناوری اطلاعات و ارتباطات. 76

فصل پنجم: نتیجه­گیری و پیشنهادها

5-1- مقدمه 87

5-2- نتیجه­گیری. 87

5-2-1- وضعیت ارتباطات بین سازمانی و فناوری اطلاعات و ارتباطات در دستگاه های اجرایی شهرستان هندیجان. 88

5-2-2- رابطه ارتباطات بین سازمانی و فناوری اطلاعات و ارتباطات. 89

5-2-3- ارائه راهکارهایی به منظور بهبود ابعاد ارتباطات بین سازمانی و ابعاد فناوری اطلاعات و ارتباطات در دستگاه های اجرایی شهرستان هندیجان. 91

5-2-4- ارائه راهکارهایی بهبود ارتباطات بین سازمانی با تمرکز بر فناوری اطلاعات و ارتباطات در دستگاه های اجرایی شهرستان هندیجان. 92

5-3- نوآوری­های تحقیق. 93

5-4- پیشنهادهایی برای سازمانها 93

5- 5- پیشنهادهایی برای تحقیقات آینده 93

4-5- محدودیتهای پژوهش.. 94

منابع

منابع فارسی. 95

منابع انگلیسی. 99

پیوست

پیوست یک: پرسشنامه……………………………………………………….104

 چکیده و صفحه عنوان به انگلیسی

کلیات

فصل اول پایان­نامه که کلیات تحقیق نام دارد، تصویری کلان از مسأله، ضرورت و اهمیت پژوهش، اهداف و سؤالات پژوهش، روش­شناسی تحقیق، مراحل و فرآیندهای اجرای پژوهش و تعریف واژگان تحقیق را نشان می­دهد. این فصل درک بهتری از تحقیق به خواننده می­دهد و به محقق کمک می­کند تا چارچوب تحقیق خود را روشن­تر نشان دهد.

1-2-بیان مسأله پژوهش

مقوله ارتباطات بین سازمانی از دیرباز و در قالب­های متفاوت مطرح بوده و در حال حاضر به واسطه رقابت روز افزون از یک سو و پیشرفت و گسترش چشمگیر فناوری­های نوین در زمینه­های تولید، بازاریابی، اطلاعات از سویی دیگر بیش از پیش برجسته گردیده است. در این خصوص شکل­گیری صحیح ارتباطات بین سازمانی مزیت­های فراوان و شکل­گیری نادرست آنها، معایب قابل توجهی به دنبال دارد. در واقع سازمان­ها، خواسته یا ناخواسته مجموعه­ای از ارتباطات را با سایر سازمان­ها دارند که بخشی از مشکلات و چالش­ها و در نقطه مقابل بخشی از مزیت­های رقابتی و کارآمدی آنها در این حوزه قابل طرح و بررسی است. در حال حاضر، وابستگی کارکرد و فعالیت سازمان­ها به یکدیگر، آنها را خواسته یا ناخواسته ناگزیر به برقراری ارتباطات بین سازمانی کرده که تأثیر قابل توجهی بر کارایی آنها دارد. از این رو، ارتباطات بین سازمانی، یکی از موضوعات و چالشهای جالب توجه پژوهشگران محسوب می­شود که غالباً در سطح سازمان­ها مورد بررسی قرار گرفته است، از سوی دیگر؛ ارتباطات بین سازمانی با همان منطق اما به گونه­ای دیگر در دستگاه­های دولتی وجود دارد که منشأ بسیاری از مشکلات نیز به شمار می­رود (زارعی و زارعی، 1386: 45).

روابط بین سازمان­ها از موضوعات مهمی است که توجه محققان را در سال­های اخیر به خود جلب کرده است. محققان سعی داشته­اند راهبردهای مربوط به این موضوع و مدیریت روابط را تشریح کنند و تأثیرات آن را در یادگیری و عملکرد سازمان­ها توضیح دهند (دونگ و گلایستر،2006). دانش به دست آمده از روابط بین سازمان­ها، فرصت­های جدیدی را برای سازمان­ها می­شناساند و نیروهای جهت­دهنده را برای رشد و توسعه­ی سازمان­ها فراهم می­آورد (انکپن و پاین، 2006). در سطح بین سازمانی، پژوهش پیرامون آنچه روابط بین سازمانی یا شبکه­های بین سازمانی نامیده می­شود، در حال تبدیل شدن به یک سرفصل مهم تحقیقاتی و پژوهشی است (دکر،2004: 27).

امروزه سازمان­های دولتی در ایران با مشکلات بسیاری نظیر عدم هماهنگی، فقدان یکپارچگی امور و زمان طولانی غیرقابل قبول انجام کارها مواجهند که تأثیر آنها بر کیفیت خدمات ارائه شده و رضایت مشتریان کاملاً محسوس است. در یک بیان کلی، مهمترین علت این مشکلات، حاکم بودن نگرش وظیفه­ای بر ساختار و تشکیلات این سازمان­ها است. این اندیشه سازماندهی، ریشه در تفکرات و نظریه­های سنتی دارد که براساس آن، بخش­ها و فعالیت­های لازم جهت ارائه یک خدمت یا کالا از هم مجزا شده، در واحدهای مختلف سازمان و بین کارکنان متعدد تقسیم می­گردد. شاید اغراق آمیز نباشد اگر بگوییم که جز در موارد نادر، نگرش وظیفه­گرا در افراطی­ترین و بوروکراتیک­ترین شکل خود بر طراحی ساختار سازمان­های کشور ما حاکم است. در این بین می‌توان بسیاری از مشکلات بخش دولتی را در قالب ارتباطات بین سازمانی سازمان­های دولتی شناسایی کرد (زارعی،1383: 15). امروزه، کارکردها و فعالیت­های سازمان­ها به شدت با یکدیگر پیوند خورده، به گونه­ای که تفکیک آنها از یکدیگر غیر ممکن است. شاید در گذشته، تصور سازمان­های که تنها با اتکا بر ظرفیت، توانمندی، منابع مالی، انسانی و اطلاعاتی خویش قادر به ادامه حیات بودند، امکان پذیر بود اما به همان میزان که در افق زمان و به موازات سیر تحول و تطور سازمان­ها حرکت می­شود آن واقعیت کم رنگ­تر شده و ارتباطات بین سازمانی تقویت می­گردد (هریسون و پکر[1]،1998، به نقل ازآذر و همکاران،1384 :20).

از این رو روابط نادرست بین سازمانی نیز معایبی همچون پیچیدگی مدیریت، از دست دادن اطلاعات محرمانه، ریسک­های سازمانی و مالی، ریسک وابسته شدن به­سازمانی دیگر، از دست دادن اقتدار در تصمیم‌گیری، تضاد و برخورد فرهنگ سازمان­ها، و کاهش انعطاف‌پذیری سازمانی را به دنبال دارد (بروسی و جفری،2000: 370). اکنون سازمان­دهی مؤثر روابط بین سازمانی به واسطه شکل­گیری و به کارگیری سیستم‌های پیچیده­تر، ملاحظات فرهنگی، نوآوری­های سریع در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات، چرخه­های کوتاه عمر محصولات و خدمات، روز به روز دشوارتر گردیده و ظرافت­های خاص خود را می­طلبد (هونگ،2002 :261). بنابراین مدیریت ارتباطات بین سازمانی به قابلیتی استراتژیک تبدیل گردیده و در برخی موارد، هنگامی که آن را به راحتی نتوان تقلید کرد به مزیت رقابتی سازمان تبدیل می­شود. از سوی دیگر در حال حاضر می‌توان بسیاری از مشکلات بخش دولت را در قالب ارتباطات بین سازمانی دستگاه­های دولت شناسایی کرد، که در این خصوص، ضرورت بررسی و تحلیل ارتباطات بین سازمانی بیشتر مطرح می­گردد. ارتباطات بین سازمانی را می­توان از دیدگاه مختلف مورد تحلیل و بررسی قرار داد (نیلی،1382 :20).

یکی از علل مشکلات و تنگناهای سازمان­ها و به ویژه سازمان­های دولتی، ارتباطات بین سازمانی است. بررسی­ها و مطالعات انجام شده در این خصوص حکایت از ضعف متدولوژی و ابزارهای تحلیلی مناسب دارد. پارادایم­های تئوریک، تبیین­کننده شکل­گیری، اشکال و تحلیل­های انجام شده در ارتباطات بین سازمانی اغلب با نگاه هزینه-سود هستند که عموماً با ماهیت ارتباطات بین سازمانی بخش دولتی کمتر سنخیت دارد. در بخش دولت، ارتباطات بین سازمانی جهت تحقق خواسته دولت و ذینفعان آن ضرورت می­یابد که غالب آنها به واسطه مبانی قانونی اعم از بخشنامه­ها، مصوبات و دستورالعمل­ها انجام می­گیرد (آذر و همکاران،1386: 55). سایمون، اسمیس برگ، تامپسون در کارهای کلاسیکی که انجام داده­اند اذعان می­کنند که ماهیت ارتباطات برای عملکرد دولت حیاتی است. در واقع انسداد و گرفتگی در سیستم ارتباطی یکی از جدی­ترین مشکلات در مدیریت اجرایی را به وجود می­آورد (پندی و گارنت[2]،2006: 37).

خلأ ساختاری (نبود و یا کمی ارتباطات بین سازمانی) و میزان تمرکزگرایی (ارتباطات در ارتباطات بین سازمانی) از مهمترین مسائل موجود در ارتباطات بین سازمانی سازمان­های دولتی می­باشند (وایتال،2007: 20) ‌و همچنین عدم پاسخگویی سازمان­ها به دلیل ساختار نامناسب تصمیم­گیری سازمانی، عدم توجه یا کم‌توجهی مدیران به مسئولیت اجتماعی خود، جدایی مدیران از جامعه از جمله مواردی هستند که در روابط بین سازمان‌ها مشکل ایجاد نموده­اند (الوانی و دانایی فرد،1380: 291). با توجه به وجود خلأ در ارتباطات بین سازمانی تداوم موفقیت آمیز حیات سازمان­ها، درگرو ایجاد روابط صحیح، چند به چند و رو به تکامل با یکدیگر می­باشد. از همین روی، حرکت به سمت ایجاد روابط معقول و مناسب بین سازمان­ها به عنوان واقعیتی غیر قابل انکار محسوب می­شود و چشم پوشی از آن چالش­هایی را برای سازمان­ها به همراه خواهد داشت. بنابراین سازمان­ها در این خصوص می­بایست اقدام جدی به عمل آورند (کاملی و همکاران،1388: 173).

از موانع مدیریت در بخش دولتی، اشکال در اولویت­بندی فعالیت­ها و اشکال در ارتباطات و دستیابی به توافق­های بین بخشی می­باشد. با تغییرات، دگرگونی­ها و تحولات چشم­گیری که در محیط انواع سازمان­ها از جمله سازمان­های دولتی از اوایل دهه1980 به بعد صورت گرفته، بقای آنها را با چالش­های جدی مواجه ساخته، به نحوی که ادامه حرکت در مسیر رویکردهای کنونی در اداره سازمان­ها غیرممکن به نظر می رسد. بنابراین پاسخگویی به نیازها و انتظارهای موجود و آینده جامعه در زمینه فناوری اطلاعات و ارتباطات شرایطی را فراهم کرده است که سازمان­ها برای ادامه­ی حیات خود به ناچار باید به فناوری اطلاعات و ارتباطات روی آورده و از آن به منظور ارتقای بهره­وری سازمانی استفاده کنند. در این میان توسعه کاربری فناوری اطلاعات و ارتباطات در سازمان­های دولتی در کشورهای در حال توسعه به ویژه ایران از اهمیت ویژه­ای برخوردار است. به همین دلیل این پایان­نامه به دنبال آن است که ابتدا وضعیت ارتباطات بین سازمانی و فناوری اطلاعات و ارتباطات را در دستگاه­های اجرایی شهرستان هندیجان مورد بررسی قرار دهد و سپس راهکارهای برای بهبود ارتباطات بین سازمانی با تمرکز بر فناوری اطلاعات و ارتباطات ارائه دهد.

1-3-اهمیت و ضرورت پژوهش

نظریه­پردازان سازمانی درباره روابط بین سازمانی تحقیقات بسیاری نموده­اند؛ و این کار را از زمانی شروع کردند که پای خود را از مرزهای سازمان بیرون نهادند و وارد حریم محیط سازمان شدند (کوک[3]،1977: 63). مجموعه دانش و نوشتارهایی که در این زمینه وجود دارد بیشتر به صورت گسسته، غیر منسجم و پراکنده است (گالاسکیویچ[4]،1985: 281). موضوع ارتباطات بین سازمانی دارای پیچیدگی بالایی است؛ زیرا هر پژوهشگری از زاویه متفاوتی به آن نگریسته است؛ برای مثال پرووان، بایر و کرویت بوش[5] (1980) از بعد قدرت در روابط بین سازمانی به این موضوع پرداخته­اند و یا متکاف[6] (1976) به شناسایی تأثیر عوامل محیطی بر روی روابط بین سازمانی پرداخته است. البته تنوع مطالعات به خاطر ماهیت پیچیده سازمان­ها است. این موضوع بسیار روشن است که برای شناسایی روابط بین سازمان­ها باید تحقیقات بیشتری انجام شود (هال[7]،1384: 380).

دیر زمانی است که این مسئله روشن شده است که سازمان­ها در حوزه فعالیت سازمان­های دیگر عمل می‌کنند  (وارن،1967 :402). در سیستم اقتصادی نوین، سازمان­ها خود را به عنوان تیم­هایی می­پندارند که در اثر همکاری می­توانند موفق­تر عمل نمایند و ترجیح می­دهند که دیگر به صورت واحدهای انفرادی در صحنه­ی رقابت در برابر یکدیگر قرار نگیرند، سازمان­ها همواره برای تأمین مواد اولیه و اطلاعات به همدیگر وابسته بوده‌اند. در گذشته سازمان­ها برای دست­یابی به اهداف خود و حداکثر کارایی به ایجاد رابطه­ای یک طرفه با دیگر سازمان­ها اقدام می­ورزیدند و در آن تنها به فکر منافع خود بودند؛ رابطه­ای که در آن طرف ضعیف­تر مجبور به پذیرش خواسته­های سازمان قوی­تر می­شد، یعنی نوع رابطه برد و باخت در روابط حاکم بود اما می‌توان ادعا نمود که دیگر دوران ارتباطات یک طرفه سرآمده است و در زمان کنونی سازمان­ها برای همکاری با دیگر سازمان­ها دست به تغییراتی گسترده در خود زده­اند، آن­ها می­خواهند با بهره گرفتن از ساختارهای متفاوت نسبت به گذشته در محیط متشنج ایستادگی کنند. نظریاتی که درباره­ی روابط سازمان و محیط ارائه شده است منجر به این شد که دیدگاه­های جدیدی پیش روی سازمان­ها گذاشته شود؛ مانند سیستم زیست محیطی، شبکه­های همکاری، وابستگی به منابع و الگوی وابستگی به محیط این نظریات از اهمیت بسیاری برخوردارند و درک آنها توسط مدیران سازمانی توانسته است تغییراتی عمیق در باورها، نگرش­ها و تصمیمات آنها نسبت به محیط و رقبا و شیوه­های همکاری با آنها ایجاد کند (دفت[8]،1386: 557). مدیران نوین دریافته­اند که دیگر نمی­توانند به تنهایی یکه تازی کنند و در این مسیر هیچ توجهی به سازمان­های کوچک و بزرگ دیگر نکنند.

روابط صحیح و به موقع بین سازمان­ها، مزیت­های فراوانی را به دنبال دارد از جمله این مزایا عبارتند از:

-کسب منابع اطلاعاتی، انسانی، مدیریتی و مالی جدید

– تسهیل در کسب، حفظ و ارتقای مزیت­های رقابتی پایدار

– کسب سهم بیشتر از بازار

-کاهش هزینه ارائه خدمات و تولید محصولات

– افزایش نوآوری و خلاقیت در سازمان

-کاهش هزینه­های مبادله

– امکان تأمین بیشتر منافع ذینفعان داخلی و خارجی سازمان (دوز و هامل،1998، به نقل ازعادل آذر و همکاران،1384 :20).

-بهبود عملکرد

-کسب مشروعیت در نظام خط­مشی­گذاری

-کاهش تکرار و همانندسازی

-ایجاد فرصت­های یادگیری

– هم­ افزایی حاصل از نظرات مختلف و اخذ تصمیمات با اعتبار و پایایی بالا (هیل[9]،2002: 18)

از این منظر، ارتباطات بین سازمانی از با ارزش­ترین منابع سازمان تلقی شده که هر سازمانی باید در کسب و حفظ آن بکوشد و در این راستا بخش قابل توجهی از عوامل موفقیت یا شکست سازمان­ها مربوط به کیفیت روابطی می­شود که با سایر سازمان­ها برقرار کرده­­­اند (می یر،1995: 140).

   در محیط­های اجتماعی و سیاسی کشورها و از جمله ایران، همکاری­های بین سازمانی می­توانند فرصت لازم را برای همکاری بین افراد و مؤسسات در مورد مسائل و چالش­های چندبعدی و چندبخشی نظیر خدمات آموزشی، اشتغال، و غیره بوجود آورند. زیرا این امر می­تواند قدرت و منابع آنها را افزایش دهد، لذا می­توانند تأثیر بالقوه بیشتری بر تغییرات در جامعه و رشد و توسعه آن داشته باشند. به منظور اطمینان از اثربخش بودن همکاری میان افراد و سازمان­ها در راستای منافع اجتماعی، بهتر است چگونگی انجام هرگونه همکاری و فرآیندهای اجرایی مربوط به آن بوسیله تصمیم­گیران و سیاست گذاران جامعه تعیین و ابلاغ شود. دراین راستا، علما و دانشمندان می­توانند کمک­های شایسته­ای را به جامعه و مدیران آن ارائه دهند (بیلی و کنی،1995: 21). هدف کلی استفاده از همکاری­های بین سازمانی، جهت­دهی مطلوب و مؤثر به برنامه­ها و تصمیمات مرتبط با مسائل و چالش­های چندبعدی موجود در اجتماع و ارائه خدمات هر چه بهتر و بیشتر به جامعه است (آرمسترانگ[10]،1982: 59 ) هدف از ایجاد همکاری­های بین سازمانی، تلاش به منظور اثربخشی بیشتر سازمان­ها در برنامه­ریزی و اجرای فعالیت­های مشترک در راستای خدمت هر چه بیشتر و اثرگذاری مثبت بر جامعه است. سازمان­ها در صورتی که به تنهایی کار کنند بر جامعه تأثیر خواهند داشت به گونه­ای که این تأثیر به شکلی زیبا در گفته زیر آمده است:” اتزیونی[11]، اجتماع امروز را جامعه سازمانی معرفی می­کند و معتقد است که انسان امروزین از لحظه تولد در بیمارستان تا لحظه مرگ و دفن شدن درگورستان، در سازمان­ها به سر می‌برد. زایشگاه، مهد کودک، کودکستان، مدرسه، دانشگاه، محل خدمت سی ساله و بالاخره سازمان گورستان، از جمله سازمان­هایی هستند که انسان امروزین مستقیماً با آنها در ارتباط بوده، ضمناً بصورت غیر مستقیم با سازمانهای بیشمار دیگری نیز در ارتباط است. اما وقتی که با هم کار می­کنند تأثیری به مراتب بیشتر بر جامعه خواهند داشت (اتزیونی،1961: 281).

امروزه اهمیت فناوری اطلاعات و ارتباطات، به منظور افزایش سرعت و دقت فعالیت­های مختلف سازمان، ارتباط اجزای مختلف آن با یکدیگر و در نتیجه بالا بردن بهره­وری به روشنی مشخص شده است. سازمان­ها بسیاری از مشکلات خود را از طریق این فناوری­ها رفع می­کنند یکی از واژه­هایی که با فناوری اطلاعات و ارتباطات رابطه­ی تنگاتنگی دارد، ارتباطات بین سازمانی است. مدیران برای داشتن ارتباطات موثر، به سوی استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات حرکت می­کنند. بنابراین استفاده و به کارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات در سازمان­ها به امری ضروری و اجتناب ناپذیر تبدیل شده است. انتظارات عمومی شهروندان، ارتقای بهره­وری سازمانی، کاهش هزینه­های اداری، شفاف­سازی، تأمین رضایت مردم، ارائه خدمات مطلوب به شهروندان و افزایش سرعت ارائه خدمات اهمیت موضوع را برای سازمان­های دولتی دوچندان کرده است

1-4-اهداف پژوهش

1-4-1- هدف اصلی

 تدوین راهکارهای بهبود ارتباطات بین سازمانی با تمرکز بر فناوری اطلاعات و ارتباطات در دستگاه­های اجرایی شهرستان هندیجان

1-4-2- اهداف فرعی

  • بررسی وضعیت موجود ارتباطات بین سازمانی در دستگاه­های اجرایی شهرستان هندیجان
  • بررسی وضعیت فناوری اطلاعات و ارتباطات در دستگاه­های اجرایی شهرستان هندیجان
  • بررسی رابطه ارتباطات بین سازمانی و فناوری اطلاعات و ارتباطات در دستگاه­های اجرایی شهرستان هندیجان
  • مقایسه دستگاه­های اجرایی شهرستان هندیجان از بعد ارتباطات بین سازمانی و فناوری اطلاعات و ارتباطات

تعداد صفحه :128

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  minoofar.majedi@gmail.com

پایان نامه استنادپذیری ادله الکترونیکی با نگرش به قانون جمع آوری و استنادپذیری ادله الکترونیکی مصوب

 

وزارت علوم تحقیقات و فناوری

دانشگاه شهید اشرفی اصفهانی (ره)

وزارت علوم تحقیقات و فناوری

دانشگاه شهید اشرفی اصفهانی (ره)

گروه حقوق

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد (M.A.)

گرایش حقوق جزا و جرم شناسی

موضوع

استنادپذیری ادله الکترونیکی با نگرش به قانون جمع آوری و استنادپذیری ادله الکترونیکی مصوب سال 1393

استاد مشاور

جناب آقای دکتر محمدرضا شادمان فر

مهرماه 1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

   پیشرفت روزافزون وسایل ارتباط جمعی تأثیر به سزایی بر شکل ارتباطات افراد نهاده، بدین نحو که ارتباطات مستقیم افراد به ارتباطات غیرمستقیم مبدل گردیده است. چنانچه در گذشته جرمی واقع می گردید، ادله برجای مانده از جرم، فیزیکی و ملموس بوده ولی با روی آوردن افراد به شبکه های اجتماعی و اینترنتی، در صورتی که جرمی به وقوع بپیوندد دیگر بحثی پیرامون ادله فیزیکی باقی نمانده و ادله الکترونیکی پا به منصه ظهور می گذارد. ادله الکترونیکی به واسطه بهره مندی از وسایل الکترونیکی پدید می آید که گاه به علت کاربردهای سوء از این ادله، جرایم بزرگی در فضای سایبر رخ می دهد که برای سپری نمودن مراحل قانونی از تعقیب تا محکومیت قطعی نیازمند به رسمیت شناختن ادله الکترونیکی می باشیم. بر این اساس در این پایان نامه با بهره گرفتن از روش توصیفی –  تحلیلی و تکیه بر منابع کتابخانه ای و مطالعه کتب، پایان نامه ها و مقالات به بررسی استنادپذیری ادله الکترونیکی با نگرش به قانون جمع آوری و استنادپذیری ادله الکترونیکی مصوب سال 1393 پرداخته شد و بستر این بررسی قانون جمع آوری و استنادپذیری ادله الکترونیکی (1393)، قانون جرایم رایانه ای (1388) و قانون تجارت الکترونیکی (1382) بوده و نتایج حاصله از این قرار است: 1. ادله الکترونیکی در امور اولیه (اقسام، ویژگی ها و غیره) با ادله سنتی دارای تفاوت های اجتناب ناپذیری بوده و باید درصدد یافتن قواعد مخصوص باشند؛ 2. با وجود تفاوت های ادله الکترونیکی و سنتی، به دنبال تغییر نظام دادرسی نمی باشیم بلکه قصد داریم که این دو ادله را به موازات هم در مسیر پرونده های مطروحه سازگار و همسو نماییم؛ 3. ادله الکترونیکی در بسیاری از کشورهای جهان به رسمیت شناخته شده و در دادگاه ها جایگاه خود را یافته اند و کشور ایران هم نباید از این قاعده مستثنی باشد.

   واژگان کلیدی: ادله- ادله الکترونیکی- استنادپذیری- فناوری اطلاعات

فهرست مطالب

مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………………….. 1

  1. بیان مسأله …………………………………………………………………………………………………………… 2
  2. سابقه و پیشینه ی تحقیق ………………………………………………………………………………………. 4
  3. ضرورت و نوآوری انجام تحقیق ……………………………………………………………………………. 6
  4. سؤال های تحقیق ………………………………………………………………………………………………… 7
  5. فرضیه های تحقیق ………………………………………………………………………………………………. 7
  6. هدف ها و کاربردهای مورد انتظار از تحقیق ……………………………………………………………. 7
  7. بیان روش تحقیق ………………………………………………………………………………………………… 8
  8. ساماندهی (طرح) تحقیق ………………………………………………………………………………………. 8

فصل اول: کلیات …………………………………………………………………………………………………………… 10

بخش اول: مفاهیم تا تاریخچه ی ادله ی الکترونیکی ………………………………………………………….. 11

مبحث اول: مفهوم شناسی و تحول تاریخی ادله اثبات دعوی ………………………………………………. 11

گفتار اول: تعاریف ………………………………………………………………………………………………………… 12

  1. ادله و ادله اثبات دعوی ………………………………………………………………………………………. 12
  2. فضای سایبر ……………………………………………………………………………………………………… 13
  3. داده و اطلاعات …………………………………………………………………………………………………. 14
  4. اینترنت و شبکه های رایانه ای ……………………………………………………………………………. 15
  5. ادله ی الکترونیکی …………………………………………………………………………………………….. 16

گفتار دوم: تحول تاریخی دلایل باستانی تا دلایل الکترونیکی ………………………………………………. 16

  1. دوره ی دلایل باستانی و مذهبی …………………………………………………………………………… 17
  2. دوره ی دلایل قانونی …………………………………………………………………………………………. 18
  3. دوره دلایل معنوی …………………………………………………………………………………………….. 18
  4. دوره دلایل علمی ………………………………………………………………………………………………. 20

مبحث دوم: انواع ادله اثبات دعوی سنتی و الکترونیکی ………………………………………………………. 21

گفتار اول: اقسام ادله ی سنتی …………………………………………………………………………………………. 21

گفتار دوم: اقسام ادله ی الکترونیکی …………………………………………………………………………………. 24

  1. داده های شکلی ………………………………………………………………………………………………… 24
  2. داده های محتوا …………………………………………………………………………………………………. 27

مبحث سوم: تاریخچه ی ادله ی الکترونیکی ……………………………………………………………………… 27

گفتار اول: تاریخچه ی ادله ی الکترونیکی در برخی از کشورهای جهان ……………………………….. 28

گفتار دوم: تاریخچه ی ادله ی الکترونیکی در حقوق ایران ………………………………………………….. 30

بخش دوم: آشنایی با ادله ی الکترونیکی …………………………………………………………………………… 33

مبحث اول: عناصر و ویژگی های ادله ی الکترونیکی …………………………………………………………. 33

گفتار اول: عناصر ادله ی الکترونیکی ……………………………………………………………………………….. 33

  1. قابلیت ارائه ………………………………………………………………………………………………………. 33
  2. قابلیت ایجاد علم ………………………………………………………………………………………………. 34
  3. اصالت ……………………………………………………………………………………………………………… 34
  4. قابلیت اثبات امر قضایی ……………………………………………………………………………………… 35

گفتار دوم: ویژگی های ادله ی الکترونیکی ……………………………………………………………………….. 35

  1. منقول بودن ………………………………………………………………………………………………………. 35
  2. کپی برداری ………………………………………………………………………………………………………. 36
  3. انعطاف پذیری ………………………………………………………………………………………………….. 36
  4. ذخیره سازی در نقاط متعدد ……………………………………………………………………………….. 36
  5. وابستگی …………………………………………………………………………………………………………… 36
  6. دسترسی …………………………………………………………………………………………………………… 37
  7. قابلیت اختصاص ………………………………………………………………………………………………. 37
  8. زوال پذیری ……………………………………………………………………………………………………… 37
  9. شناسایی …………………………………………………………………………………………………………… 37
  • عینیت داشتن و ارزش اقتصادی …………………………………………………………………………… 38

مبحث دوم: ارتباطات و نقاط قوت و ضعف ادله ی الکترونیکی ………………………………………….. 38

گفتار اول: نقاط قوت و ضعف ادله ی الکترونیکی …………………………………………………………….. 39

  1. نقاط قوت ………………………………………………………………………………………………………… 39
  2. نقاط ضعف ………………………………………………………………………………………………………. 40

گفتار دوم: ارتباطات ادله ی الکترونیکی ……………………………………………………………………………. 41

  1. رابطه ی ادله ی الکترونیکی و جرایم ……………………………………………………………………. 41
  2. رابطه ی جرایم با فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) ………………………………………… 42
  3. رابطه ی ادله ی الکترونیکی با نظام پزشکی کشور ………………………………………………….. 43

مبحث سوم: دلایل اهمیت و چالش های ادله ی الکترونیکی ……………………………………………….. 45

گفتار اول: دلایل اهمیت و استناد به ادله ی الکترونیکی ………………………………………………………. 45

  1. دلایل اهمیت ادله ی الکترونیکی ………………………………………………………………………….. 45
  2. دلایل استناد به منابع اینترنتی و الکترونیکی …………………………………………………………… 46

گفتار دوم: چالش ها و مشکلات استناد به ادله ی الکترونیکی ……………………………………………… 46

  1. چالش های پیش روی بررسی ادله ی الکترونیکی ………………………………………………….. 46
  2. مشکلات اساسی استناد به منابع اینترنتی و الکترونیکی ……………………………………………. 49

فصل دوم: استنادپذیری ادله ی الکترونیکی ……………………………………………………………………….. 51

بخش اول: از جمع آوری تا ارائه ی ادله ی الکترونیکی ……………………………………………………… 53

مبحث اول: زنجیره ی حفاظتی ادله ی الکترونیکی …………………………………………………………….. 53

گفتار اول: مراحل زنجیره ی حفاظتی ……………………………………………………………………………….. 54

  1. شناسایی …………………………………………………………………………………………………………… 55
  2. محافظت، جمع آوری و مستند سازی …………………………………………………………………… 57
  3. طبقه بندی، مقایسه و ماهیت نگاری …………………………………………………………………….. 60
  4. بازسازی …………………………………………………………………………………………………………… 60

گفتار دوم: لایه های هفت گانه ی شبکه های رایانه ای ………………………………………………………. 61

مبحث دوم: بررسی طرق شناسایی و ارائه ی ادله ی الکترونیکی ………………………………………….. 63

گفتار اول: تفتیش و توقیف ادله و سیستم های رایانه ای …………………………………………………….. 63

  1. شروع تفتیش و توقیف ………………………………………………………………………………………. 64
  2. روش ها و اهمیت توقیف …………………………………………………………………………………… 65
  3. تفتیش و توقیف در مکان های دوردست ………………………………………………………………. 69
  4. تعیین تکلیف اشیای توقیف شده …………………………………………………………………………. 71
  5. رعایت نکاتی ضمن تفتیش و توقیف …………………………………………………………………… 72
  6. انتخاب متخصص جنایی رایانه ……………………………………………………………………………. 74

گفتار دوم: سایر طرق شناسایی ادله ی الکترونیکی …………………………………………………………….. 75

  1. شنود داده های الکترونیکی …………………………………………………………………………………. 75
  2. معاینه ی صحنه ی جرم داده های الکترونیکی ……………………………………………………….. 78
  3. جلب نظر کارشناس خبره …………………………………………………………………………………… 79

گفتار سوم: حلقه ی پایانی جمع آوری ادله ی الکترونیکی ………………………………………………….. 79

  1. بسته بندی و حمل ونقل ادله ی الکترونیکی ………………………………………………………….. 80
  2. ارائه ی ادله ی الکترونیکی ………………………………………………………………………………….. 81

مبحث سوم: بررسی هویت پدیدآورنده ی ادله ی الکترونیکی ……………………………………………… 84

گفتار اول: مراحل احراز هویت پدیدآورنده ………………………………………………………………………. 84

  1. مرحله ی ایجاد هویت ……………………………………………………………………………………….. 85
  2. مرحله ی افزودن شناسه و ویژگی به هویت ………………………………………………………….. 86
  3. مرحله ی تأیید و تجویز ……………………………………………………………………………………… 86

گفتار دوم: ابزارهای احراز هویت پدیدآورنده ……………………………………………………………………. 88

  1. تعریف امضای الکترونیکی ………………………………………………………………………………….. 89
  2. تاریخچه ی امضای الکترونیکی …………………………………………………………………………… 90
  3. ماهیت امضای الکترونیکی ………………………………………………………………………………….. 90
  4. انواع امضای الکترونیکی …………………………………………………………………………………….. 91

بخش دوم: پذیرش ادله ی الکترونیکی تا مبنای صدور رأی دادگاه ……………………………………….. 93

مبحث اول: ارزیابی اعتبار و اصالت ادله ی الکترونیکی ………………………………………………………. 93

گفتار اول: چگونگی ارزیابی ادله ی الکترونیکی ………………………………………………………………… 94

  1. کارکردهای ادله ی الکترونیکی …………………………………………………………………………….. 94
  2. چگونگی ایجاد ادله ی الکترونیکی ………………………………………………………………………. 96
  3. حقیقت اولیه و ثانویه …………………………………………………………………………………………. 97

گفتار دوم: قواعد مربوط به اعتبار ادله ی الکترونیکی ………………………………………………………….. 98

  1. قاعده ی بهترین دلیل …………………………………………………………………………………………. 98
  2. قاعده ی ادله ی سماعی …………………………………………………………………………………… 100

گفتار سوم: وجود یا عدم وجود اصالت در اسناد الکترونیکی …………………………………………….. 101

  1. مفهوم اصالت و شناخت اصل و رونوشت اسناد الکترونیکی ………………………………….. 101
  2. شرایط لازم برای احراز اصالت اسناد الکترونیکی …………………………………………………. 103
  3. تصدیق اصالت ادله و اسناد الکترونیکی و موارد مخدوش کردن آن ها ……………………. 106

الف) تصدیق اصالت ……………………………………………………………………………………………………. 107

ب) شیوه های تعرض و مخدوش کردن اصالت ………………………………………………………………. 108

گفتار چهارم: اعتبار کپی ادله ی الکترونیکی تهیه شده از اصل ……………………………………………. 112

  1. راهکارها و ضرورت های تغییر فرمت اسناد کاغذی به الکترونیکی ………………………… 112
  2. بررسی اعتبار کپی اسناد الکترونیکی در کشورهای مختلف و ایران …………………………. 114

مبحث دوم: قابلیت یا عدم قابلیت استناد ادله ی الکترونیکی ……………………………………………… 116

گفتار اول: مفهوم استنادپذیری و مباحث پیرامون آن …………………………………………………………. 116

  1. مفهوم شناسی ………………………………………………………………………………………………….. 116
  2. اعطای ارزش اثباتی …………………………………………………………………………………………. 117
  3. قالب های ادله ی الکترونیکی و دادگاه صالح ………………………………………………………. 120

گفتار دوم: رویکرد کشورهای جهان در مواجهه با ادله ی الکترونیکی …………………………………. 124

  1. کشورهای حقوق رومی _ ژرمنی ………………………………………………………………………. 124
  2. کشورهای حقوق کامن لا …………………………………………………………………………………. 127

گفتار سوم: پرونده هایی در رابطه با استنادپذیری ادله ی الکترونیکی ………………………………….. 129

  1. دعوای ایالات متحده علیه سیمپسون ………………………………………………………………….. 129
  2. دعوای کام علیه کوپنهیفر ………………………………………………………………………………….. 129
  3. دعوای استیوجکسون گیمز علیه مأموران سرویس امنیتی ………………………………………. 130
  4. دعوای وزارت دادگستری آمریکا علیه شرکت مایکروسافت ………………………………….. 130

نتیجه گیری ………………………………………………………………………………………………………………… 133

پیشنهادها ……………………………………………………………………………………………………………………. 136

پیوست ………………………………………………………………………………………………………………………. 138

منابع و مآخذ ………………………………………………………………………………………………………………. 150

چکیده انگلیسی …………………………………………………………………………………………………………… 157

مقدمه

   در دوره های گذشته، از یک سو به دلیل عدم توسعه ی علوم و از سوی دیگر اعتقاد همگان به جایگاه راسخ معنویات و امور باطنی، عمده ی دلایل ابرازی جهت اثبات جرایم، در اقرار، شهادت و نهایتاً علم قاضی خلاصه می شد که به دلیل نبود ابزارها و امکانات لازم، حتی گزینه ی آخر نیز معمولاً به دریافت های باطنی قاضی محدود می گشت.

   با پدیدار شدن فناوری های نوین، چالش های جدیدی در دنیای حقوق پدید آمده است و پیدایش ادله ی الکترونیکی با ماهیت خاص به جای ادله ی سنتی، مقامات قضایی را با مشکلات عدیده ای در زمینه های مختلف اعم از کشف جرم، جمع آوری ادله و غیره مواجه کرده است. ادله ی الکترونیکی به دلیل دارا بودن ویژگی های منحصر به فرد خود نیازمند تدابیر و قواعد جدیدی می باشد.

   نخستین واکنش قانون گذار ایران برای مقابله با جرایم رایانه ای تبصره ی 3 ماده ی یک قانون مطبوعات در تاریخ 30/1/1379 بود که مقرر داشت: «کلیه نشریات الکترونیکی مشمول مواد این قانون است». پس از آن قوانین دیگری از قبیل: «قانون حمایت از حقوق پدیدآورندگان نرم افزارهای رایانه ای مصوب 4/10/1379»، «قانون جرایم نیروهای مسلح مصوب 17/10/1382» که در ماده ی 131 خود اقسام جرایم رایانه ای نظامیان از قبیل جعل، جاسوسی، سواستفاده ی مالی و غیره را برشمرده است و «قانون تجارت الکترونیکی مصوب 17/10/1382» مصادیقی از این نوع جرایم را احصا کرده اند. یکی دیگر از واکنش های قانون گذار تصویب قانون جرایم رایانه ای در تاریخ 5/3/1388 بود که این قانون به جرم انگاری رفتارهای قابل ارتکاب در فضای سایبر و آیین دادرسی خاص این جرایم پرداخته است و نهایتاً آخرین واکنش قانون گذار در این زمینه قانونی است تحت عنوان «قانون جمع آوری و استنادپذیری ادله الکترونیکی مصوب 12/5/1393» که پیرامون آیین دادرسی و نحوه ی جمع آوری ادله ی الکترونیکی و ارائه ی آن ها به دادگاه سخن به میان آورده است. این قانون سعی بر آن دارد تا بتواند مراحلی را که ادله ی الکترونیکی باید بپیمایند تا به عنوان ادله ی قابل قبول در محضر دادگاه مطرح شوند را به نمایش بگذارد.

   به طور کلی باید اذعان داشت که فناوری اطلاعات و ارتباطات و پیدایش ادله ی الکترونیکی توانسته در حقوق جزای ماهوی و حقوق جزای شکلی تحولات بسیار ژرف و عمیقی ایجاد نماید.

  1. بیان مسأله

   در هزاره ی نوین، تقریباً هیچ امری باقی نمانده است که به طور مستقیم و باواسطه، به فناوری های نوین اطلاعاتی و ارتباطی وابسته نباشد. این وضعیت نوپدید، حوزه های گوناگون، از جمله نظام حقوقی را تحت تأثیر خود قرار داده است. در این میان، شاید هیچ شاخه ای به اندازه ی نظام ادله ی اثبات دعاوی، تأثیر نپذیرفته باشد؛ زیرا داده های رایانه ای هیچ سنخیتی با اسناد و اطلاعات دنیای فیزیکی ندارند. این دغدغه در نظام ادله ی اثبات کیفری جدی تر است به ویژه آن که ضابطه مند شدن عملکرد مجریان قانون در مواجهه با پرونده های کیفری سایبری یا مرتبط با فضای سایبری، ضروری است. (جلالی فراهانی، 1386)

   با گسترش اینترنت و ایجاد شبکه های ارتباطی در سطح جهان، جرایمی در فضای سایبر واقع می شود که از لحاظ ساختاری، متفاوت از جرایم سنتی و در عین حال مخرب و زیان بارتر از آن ها جلوه می کنند. با توجه به این که در فضای مجازی اصل بر ناشناختگی است، کشف و تعقیب جرایم ارتکابی واقع در آن و هم چنین جمع آوری دلیل و اثبات آن جرایم از اهمیت ویژه ای برخوردار است. (مؤذن زادگان و شایگان، 1388)

   در تعریف ادله ی الکترونیکی این گونه می توان اذعان داشت: هرگونه داده و نرم افزار یا سخت افزار الکترونیکی که بتواند اطلاعات ارزشمندی در راستای اثبات ادعا، دفاع، کشف جرم یا استدلال قضایی به دست دهد. البته عده ای این طرز تفکر را دارند که ادله ی الکترونیکی تنها به رایانه ختم می گردد؛ در صورتی که این چنین نبوده و اطلاعات قابل کسب از دستگاه هایی نظیر تلفن همراه، دورنگار، پیجرتلفن، پیام گیر تلفن و غیره جزو ادله الکترونیکی محسوب می گردد. قابلیت استنادپذیری ادله الکترونیکی موضوعی بحث برانگیز است زیرا گرایش به ادله ی سنتی بسیار بوده و سوق یافتن به سوی ادله ی الکترونیکی به گذرزمان نیازمند است.

   پذیرش استنادپذیری ادله ی الکترونیکی در کشور آمریکا به حدود سال 1928 میلادی باز می گردد که نمونه بارز آن مداخله در مکالمات تلفنی است. منشأ پیدایش مداخله در مکالمات تلفنی از طرف مقامات انتظامی در آمریکا تقریباً مربوط به زمانی است که به علت اجرای قوانین تحریم مشروبات الکلی و قاچاق این گونه مشروبات از طرف قاچاقچیان، بازار آن ها گرم و جنایات دیگری که به موازات این امر به وقوع می پیوست روبه فزونی می گذاشت. به همین جهت مبارزه مقامات پلیسی و انتظامی در این عصر به اوج خود رسید و این گونه مقامات با توجه به طبیعت بزه قاچاق که جنبه ی مخفی و پنهانی بودن ارتکاب آن نسبت به سایر جرایم بیش تر بود ناگزیر دست به تدابیر مختلف زدند که از آن جمله مداخلات در مکالمات تلفنی بزهکاران بوده است. (طلیعه، 1349)

   ادله ی الکترونیکی برای قرارگیری بر روی میز محاکمه و مستند صدور رأی دادگاه شدن باید مراحلی را طی کند. جمع آوری ادله ی الکترونیکی شامل حلقه های متعددی هم چون حفاظت، تفتیش و توقیف، شنود و غیره می باشد.

   به هنگام جمع آوری ادله ی الکترونیکی باید هر قطعه ای از ادله جمع آوری شده و بر آن ها نظارت کامل شود و نباید بعضی از ادله مورد غفلت واقع شود، بنابراین، نباید پرداختن به هریک از ادله ی موجود در صحنه ی جرم (چه ادله ی سنتی و چه ادله ی الکترونیکی) موجبات غفلت از ادله ی دیگر را فراهم آورد. هم چنین به هنگام جمع آوری باید زمان مقرر مدنظر قرار گرفته شود تا هیچ یک از طرفین نتوانند نسبت به اقامه ی دعوی مبنی بر جبران خسارت و ضرر و زیان اقدام نمایند.

   در رابطه با قانون جمع آوری و استنادپذیری ادله ی الکترونیکی مصوب سال 1393 دو عنصر بسیار مهم وجود دارد که باید در بطن این قانون وجود داشته باشد که این دو عنصر به شرح زیر است:

   نخستین عنصری که به یک قانون، نشاط و حیات می بخشد پروسه تصویب آن قانون است و دومین عنصر به محتوای استاندارد و صلابت مواد قانونی در بیان مقصود و بنیان های فلسفی متن موردنظر برمی گردد؛ به عبارتی انشای تخصصی و صحیح متون قانون. (قاجارقیونلو، 1389)

   رویه ی بسیاری از افراد استفاده از اسناد کاغذی و قابل بایگانی است و تمایلی برای تغییر این رویه و مبدل کردن ادله ی کاغذی به سیستم ادله ی الکترونیکی را ندارند ولی با توجه به پیشرفت تکنولوژی و دانش بهتر است با بخشیدن ارزش اثباتی و اعتبار به ادله ی الکترونیکی، به شکل کاملاً قانونی تثبیت گردند تا در نتیجه افراد به اندیشه ی تغییر رویه و روی آوردن به ادله ی الکترونیکی واداشته شوند.

   در سایر کشورهای جهان نیز از طرق مختلفی برای مواجهه با ادله ی الکترونیکی برخوردار می باشند. این کشورها به دو دسته ی کلی تقسیم می شوند. دسته ی اول کشورهای حقوق رومی – ژرمنی که مطابق با اصل آزادی دلیل عمل می کنند. در این کشورها، قاضی می تواند اساساً تمامی انواع ادله را در نظر گیرد و عموماً در این که ادله ی رایانه ای را به عنوان ادله قبول نمایند، هیچ گونه تردیدی ندارند، کشورهایی مانند اتریش، دانمارک، آلمان، ژاپن و غیره. در مقابل کشورهای کامن لا که در این کشورها باید اصل مدرک به دادگاه ارائه شود و اصل ادله ی الکترونیکی مورد قبول است مانند انگلستان. (نرگسی، 1392، 202 – 196)

   آن چه که در این پایان نامه مداقه ی نظر می باشد این است که با توجه به تصویب قانون جمع آوری و استنادپذیری ادله ی الکترونیکی و جدید بودن قانون، به بررسی جامع موضوع استنادپذیری ادله ی الکترونیکی و بررسی مواد قانونی آن بپردازیم و در نهایت باید دید سرنوشت این نهاد به کدامین جهت در حال پویایی است.

  1. سابقه و پیشینه ی تحقیق

   ادله الکترونیکی از منظر نوع تحقیق، بازرسی محل وقوع جرم، توقیف اسباب و آلات جرم، پدیدآورنده، شرایط و غیره تفاوت های زیادی با ادله ی فیزیکی دارد و بدین خاطر نتوانسته هم چون ادله فیزیکی به نحو گسترده جای خود را در دل کتاب ها و رویه ی قضایی به عنوان یکی از ادله اثبات دعوی باز کند. اما مقالات و پایان نامه هایی پیرامون این موضوع به بررسی پرداخته اند.

   در مقاله ی «استنادپذیری ادله الکترونیکی در امور کیفری» از امیرحسین جلالی فراهانی (1386) در باب تعریف، احراز هویت پدیدآورنده، جهات قوت و ضعف ادله الکترونیکی سخن به میان آورده و بیش تر مستندات قانونی از قوانین بین المللی هم چون قانون آیین دادرسی کیفری فدرال، موازین حقوق بشر (میثاق حقوق مدنی و سیاسی سازمان ملل متحد (1966)، کنوانسیون شورای اروپا راجع به حمایت از حقوق و آزادی های اساسی بشر (1950) ) بوده و نتیجه حاصله بدین شرح است که کشورهایی همانند ایران که به تازگی با انواع سوءاستفاده های مجرمانه از فناوری اطلاعات و ارتباطات مواجه اند باید درصدد اصلاح قوانین جزایی شان برآیند و راهکارهای قانون مند و قابل اجرایی ارائه دهند.

   مقاله ای نیز تحت عنوان «استنادپذیری و تحصیل ادله الکترونیکی در حقوق کیفری ایران» از حسن علی مؤذن زادگان و محمدرسول شایگان (1388) نگارش گردیده که به بیان کلیاتی در رابطه با ادله الکترونیکی پرداخته است. در مقاله ی نامبرده شده به قوانینی چون قانون تجارت الکترونیکی، قانون جرایم رایانه ای و قانون مجازات اسلامی مصوب 1370 استناد نموده و به این نتیجه دست یافته که قانون گذار ایران ارزش اثباتی ادله الکترونیکی را پذیرفته ولی در زمینه جمع آوری و استنادپذیری ادله الکترونیکی، نظام ادله حقوق کیفری با چالش هایی روبه روست.

   در مقاله ی دیگری تحت عنوان «مروری بر بنیان های نظری تدوین قوانین سایبر و مقدمه ای بر ادله اثبات الکترونیکی» از سیامک قاجارقیونلو (1389) در رابطه با نحوه ی قانون نویسی برای جرایم در فضای سایبر سخن به میان آورده و ضمن بیان قوانین از جمله قانون تجارت الکترونیکی، قانون جرایم رایانه ای ، قانون حمایت از حقوق پدیدآورندگان نرم افزار های رایانه ای، قانون آزادی اطلاعات که در بعد کیفری به رشته ی تحریر درآمده اند اذعان می دارد که قانون باید به نحوی تدوین گردد که صلابت و استواری خود را از دست ندهد و استانداردهای علمی و عملی در آن رعایت گردد و در پایان به نتیجه ای که می رسد این است که جامعه نیازمند دادرسی الکترونیکی بوده ولی آیین دادرسی ایران کاغذ، زمان، مکان، محدودیت های جغرافیایی و حضور فیزیکی اشخاص است که جملگی در فضای سایبر مفقود است.

   مقاله ی «اعتبار کپی های برابر با اصل در اسناد الکترونیکی» از غلامعلی بازیاری سروستانی (1385) در رابطه با کپی ادله ی الکترونیکی و ایجاد نسخه ی دوم سخن گفته که برای دارا بودن اعتبار و ارزش اثباتی باید شرایطی پشت سرنهاده شود و در آخر نتیجه ی حاصله ی این مقاله این است که اعتبار و هویت سند الکترونیکی با ارجاع به کارشناس فنی متخصص احراز می گردد و اسناد الکترونیکی تا رسیدن به جایگاه واقعی و ارزشمند بودن در مناسبات و روابط حقوقی مسیری طولانی پیش رو دارند.

تعداد صفحه :173

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  minoofar.majedi@gmail.com

عوامل موثر در توسعه یادگیری الکترونیکی

هورتون و هورتون[1] (2003) معتقدند که یادگیری الکترونیکی[2] یا آموزش الکترونیکی در یک تعریف وسیع شامل هر گونه استفاده از فناوری های وب و اینترنت به منظور خلق تجربیات یادگیری است. در واقع، یادگیری الکترونیکی زاییده چرخه تحولات سریع و رو به گسترش فن آوری های نوین به مفهوم واقعی آن است(زارعی زوارکی، 1387). یادگیری الکترونیکی یعنی یادگیری که دانش آموزان از طریق مواد و رسانه ها ی الکترونیکی مانند اینترنت و اینترانت و اکسترانت و ماهواره و رسانه های شنیداری و دیداری انجام می دهند(بابایی، 1389).

2-2-9- برخی مصادیق یادگیری الکترونیکی

  • مطالعه یک مطلب در صفحات وب.
  • استفاده از شبکه جهانی وب، کتابخانه های دیجیتالی و پایگاه های اطلاعاتی به منظور پژوهش.
  • بهره گیری از مواد یادگیری تعاملی و چند رسانه ای در قالب لوح فشرده.
  • کار گروهی از طریق امکاناتی مانند کنفرانس الکترونیکی و گفتگوی اینترنتی.
  • انجام دادن یک پروژه با بهره گرفتن از سیستم مدیریت یادگیری(نوروزی؛ رضوی،1390، ص322).

 

2-2-10 – عوامل موثر در توسعه یادگیری الکترونیکی                                                                                                                                  

عوامل مختلفی باعث ظهور محیط های الکترونیکی شده است. برخی از نیروهای محرک رشد و توسعه یادگیری الکترونیکی عبارتند از :

  • دسترسی فزاینده به فناوری اطلاعات و ارتباطات و کاهش هزینه استفاده از این فناوری.
  • ظرفیت وتوانمندی فناوری اطلاعات و ارتباطات برای پشتیبانی و غنی سازی فعالیت های آموزشی با بهره گرفتن از یادگیری مبتنی بر منابع و ارتباط همزمان و ناهمزمان.
  • ضرورت دسترسی به فرصت های یادگیری در مکان های مختلفی مانند خانه، محل کار و غیره
  • تقاضای یادگیری مستقل و دسترسی کامل به خدمات و فرصت های آموزشی.
  • درک توانمندی محیط های الکترونیکی در ارائه آموزش با کیفیت بالا از سوی مراکز آموزشی.
  • نیاز مؤسسات آموزشی برای « به روز بودن » با بهره گرفتن از فناوری های نوین به منظور جلب توجه والدین، دانش آموزان و سرمایه گذاران.
  • توانمندی فناوری های جدید در کاهش هزینه های آموزشی و افزایش بهره وری(همان منبع).

 

2-2-11- ویژگی های محیط یادگیری الکترونیکی

فرصت هایی که دیدگاه ها و فناوری های جدید برای آموزش به وجود می آورد، متخصصان آموزش را به باز اندیشی در باره ماهیت یادگیری و باز مهندسی فعالیت های آموزشی وادار می کند . محصول این باز مهندسی، تغییر نقش معلمان از « عرضه کننده اطلاعات » به « تسهیل کننده یادگیری »در خلال رویکرد محوریت یادگیرنده در آموزش است. گودیر (2001، به نقل از: آرمیتاژ و الری[3] ، 2003)، اظهار داشته است که نقش معلمان در محیط های یادگیری جدید، دستخوش تغییرات متعددی شده است. مربیان در این گونه محیط های یادگیری:

  • به جای سخنرانی وارائه اطلاعات، به راهنمایی یادگیرندگان و مدیریت منابع می پردازند.
  • به جای آنکه به سؤالات پاسخ دهند، یادگیرندگان را برای یافتن پاسخ هدایت می کنند.
  • به جای آنکه صرفاً محتوا را تهیه کنند، به طراحی تجارب یادگیری برای یادگیرندگان می پردازند.
  • ساختار اصلی و چهارچوب کار را برای یادگیرندگان تدارک می بینند و آنان را تشویق می کنند که خود فرایند یادگیری را هدایت کنند.
  • چشم انداز های متفاوت یک موضوع را ارائه و بر مهمترین دیدگاه ها تأکید می کنند.
  • به جای آنکه شخصاً و به طور کامل بر محیط تدریس تسلط داشته باشند، با مشارکت یادگیرندگان این کار را انجام می دهند.
  • به سبک های یادگیری یادگیرندگان حساسیت بیشتری نشان می دهند.

به موازات تغییرات فوق، به سبب ظهور دیدگاه های نوین در یادگیری، نقش یادگیرندگان نیز تغییر کرده است. یادگیرندگان در محیط های جدید:

  • به جای آنکه منفعل و پذیرای دانش باشند، فعال اند و به تولید دانش می پردازند.
  • به جای حفظ کردن اطلاعات و حقایق، به حل مسایل پیچیده می پردازند.
  • موضوع آموزشی را از چشم انداز های گوناگون ملاحظه می کنند.
  • سوالات خود را بررسی می کنند و برای یافتن پاسخ های مناسب به جستجو می پردازند.
  • به صورت گروهی با هم کار می کنند و با انجام دادن فعالیت های مشارکتی، مسئولیت هدایت یادگیری خویش را به عهده می گیرند.
  • می کوشند فعالیت هایی را انجام دهند که با زندگی حرفه ای آنان مرتبط است.
  • می کوشند مستقل، خودکار و خودانگیخته باشند و زمان و سرعت یادگیری را تنظیم کنند.
  • به جای آنکه به گذراندن امتحان بیندیشند، در اندیشه کاربرد آموخته های خود هستند.
  • به جستجوی راهبردهای یادگیری مناسب برای خود می پردازند و می کوشند بر این اساس یادگیری خود را بهینه سازند(نوروزی و رضوی، 1390، ص323).

 

 

2-2-12- انواع یادگیری الکترونیکی

فلاش[4]  چهار نوع دسته بندی برای یادگیری الکترونیکی ارایه می دهد این 4 دسته، شامل موارد زیر می باشد:

  1. یادگیری الکترونیکی بدون حضور و بدون ارتباط الکترونیکی
  2. یادگیری الکترونیکی بدون حضور اما با ارتباط الکترونیکی
  3. یادگیری الکترونیکی ترکیب شده با حضور گاهگاهی
  4. یادگیری الکترونیکی که به عنوان یک ابزار آموزشی در کلاس مورد استفاده قرار می گیرد.

نگاش[5] و همکاران با الهام از دیدگاه فلاش، در یک مقاله ای شش دسته بندی برای یادگیری الکترونیکی ارائه کرده و تفاوت ها و  شباهت های آنها را مورد بررسی قرار می دهند. این شش دسته یادگیری الکترونیکی به قرار زیر  میباشد:

  1. یادگیری الکترونیکی با حضور فیزیکی و بدون ارتباطات الکترونیکی(از نوع چهره به چهره)
  2. یادگیری الکترونیکی بدون حضور و بدون ارتباطات الکترونیکی(از نوع خودآموزی)
  3. یادگیری الکترونیکی بدون حضور و با ارتباطات الکترونیکی(از نوع غیر همزمان)
  4. یادگیری الکترونیکی با حضور مجازی و با ارتباطات الکترونیکی(از نوع همزمان)
  5. یادگیری الکترونیکی با حضور گاهگاهی و با ارتباطات الکترونیکی(ترکیبی/دوگانه،ازنوع غیر همزمان)
  6. یادگیری الکترونیکی با حضور و با ارتباطات الکترونیکی (ترکیبی/ دوگانه، ازنوع همزمان) (ابراهیم زاده، 1389).

 

 

 

2-2-13- یادگیری الکترونیکی با حضور فیزیکی و بدون ارتباط الکترونیکی(از نوع چهره به چهره) 

این گونه، همان کلاس های مرسوم چهره به چهره هستند با این تفاوت که در این  کلاسها از ابزارهای رایج یادگیری الکترونیکی برای پشتیبانی از شیوه انتقال آموزش در کلاس استفاده می شود. در این گونه، هم آموزش دهنده و هم یادگیرنده به هنگام انتقال آموزش به شکل فیزیکی در کلاس حضور دارند و بنابراین حضور در دسترس، قلمداد می شود. مثالی از این نوع یادگیری الکترونیکی، کلاسی است که در آن کلاس از اسلایدهای پاورپوینت، کلیپهای ویدوئویی و یا چند رسانه ای برای انتقال محتوا استفاده شود. بسیاری از  کلاسهای چهره به چهره نیز از امکانات یادگیری الکترونیکی در خارج از کلاس درس بهره  می گیرند، مثلاً هنگامی که تعامل میان یاددهنده و یادگیرنده یا میان یادگیرندگان با یکدیگر، با بهره گرفتن از ابزارهایی همچون میزگرد بحث، یا پست الکترونیک، در خارج از ساعات کلاس درس، صورت پذیرد. علاوه بر این ممکن است  نوشته های سخنرانی و اسلایدهای پاورپوینت به شکل برخط برای دانشجویانی که دسترسی به ابزارهای مربوطه را دارند، پست شود. همچنین برنامه زمانی تسلیم تکالیف دانشجویان ممکن است به شکل برخط اعلام شود. باید خاطر نشان شود که در این شیوه، ابزارهای یادگیری الکترونیکی، برای آموزش درس استفاده نمی شوند و محتوا را منتقل نمی کنند، از سویی ارتباط اصلی میان یاددهنده و یادگیرنده در محیط کلاس درس و به شیوه ملاقات های رسمی یا نهایتاً از طریق تلفن صورت می گیرد و بنابراین ارتباط الکترونیکی در این شیوه در دسترس قلمداد نمی شود(همان منبع).

2-2-14- یادگیری های الکترونیکی بر حسب فن آوری مورد استفاده

فن آوری مورد استفاده در آموزش الکترونیکی سبب شده است که اصطلاحات مختلفی وارد این حوزه شود؛ به طور مثال چند اصطلاح را را که همه نوعی یادگیری الکترونیکی هستند معرفی می کنیم:

  • یادگیری مبتنی بر رایانه[6]

در این روش، از رایانه ها و ابزار های مرتبط با آن از قبیل لوح فشرده، دی وی دی[7]، و ویدیو استفاده می شود. در این روش از شبکه اینترنت خبری نیست و نوع اولیه یادگیری الکترونیکی است.

  • یادگیری مبتنی بر وب[8]

این روش یادگیری شبیه روش یادگیری مبتنی بر رایانه است، با این تفاوت که از طریق اتصال به شبکه جهانی، تبادلات بالا انجام می شود.

  • یادگیری مبتنی بر اینترانت[9]

این شیوه با روش یادگیری مبتنی بر وب شباهت هایی دارد و تفاوت آن دو در این است که در روش حاضر به جای شبکه جهانی اینترنت، مبادلات یاد شده از طریق اتصال به شبکه های داخلی سازمان ها و شرکت ها (اینترانت) صورت می گیرد(رضوی، 1386، ص238).

2-2-15-  منابع آموزشی مورد استفاده برای یادگیری الکترونیکی

  • مواد متنی دارای فرا پیوند ها که در آن تصویر، مواد گرافیکی و پویا نمایی[10] وجود دارد.
  • نوارهای ویدیویی که در آن، موضوع درسی، مصاحبه و بحث گروهی وجود دارد.
  • عناصر چند رسانه ای دارای فراپیوند مانند شبیه سازی و نظایر آن.
  • دسترسی همیشگی به پایگاه های اطلاعاتی الکترونیکی، موتورهای جستجو و کتابخانه های الکترونیکی.
  • دسترسی به موقع و مداوم به مربیان و هدایت کنندگان یادگیری از طریق ارتباط های الکترونیکی(رضوی، 1386، ص240).

  1. Horton & Horton
  2. elearning
  3. 1. Armitage & O Leary
  4. Flash

2.Negash

  1. Computer-Based Learning
  2. DVD

3.Web-Based Learning

  1. Intranet- Based Learning
  2. Animation