نظریه های گوناگون اخلاقی در زمینه های مسئولیت اجتماعی، اخلاق کسب و کار و اداره امور تحت عنوان نظریه های توصیفی و تحلیلی در دایره اخلاق[1] ارائه می شوند. الگوی سنتی این دایره از 32 قسمت مساوی تشکیل می شود. در نظریه جدید جو اخلاقی سازمان تحت تاثیر  8  عامل قرار می گیرد. از این رو برای تحلیل جو اخلاقی سازمان باید به 8 عامل مبنایی توجه نمود (الوانی و همکاران، 1389).

1) نسبیت اخلاقی[2] : نسبیت اخلاقی موقعیتی است که در آن هیچگونه مطلق اخلاقی و هیچگونه درستی و نادرستی اخلاقی وجود ندارد و به جای آن، درستی و نادرستی بر اساس هنجارهای اجتماعی است. به هر حال اخلاق نسبی (موقعیتی) زیر گروهی از نسبیت اخلاق است . نسبیت اخلاقی بدین معنی است که انها در طول زمان تغییر می یابند و مطلق نیستند. این نظریه با نادیده گرفتن قابلیتها و دستاوردهای برخی از فرهنگها باعث کاهش سطح اخلاق و ایجاد نژادپرستی و تعارض و تضاد در محیطهای کاری می شود.

2) نفعگرایی[3] فردی: این نطریه به مفهوم بالاترین خوبی و خواسته است. به این مفهوم که خوشی و نبود ناراحتی برای تمامی انسانها عاملی انگیزشی است. این نظریه نقاط اشتراک بسیاری با نظریه نفعگرایی جمعی دارد که تا حدودی در مبحث مربوط به آن نظریه به شرح آن پرداخته شده است.

3) عمل گرایی[4] : این نظریه قائل به این باور است که حقیقت امری جدا از انسان نیست؛ بلکه تنها دلیل برای اینکه یک نظر درست و حقیقی است و یک نظر، باطل و خطا، این است که اولی در عمل برای انسان کارآمد و موثر باشد و دیگری چنین نباشد. لذا صدق هر گزاره، فقط توسط نتایج عملی آن سنجیده می شود، نه در مقایسه با واقعیت خارجی. یک فکر یا عقیده تا وقتی که فقط عقیده است، به خودی خود نه صحیح است و نه غلط؛ بلکه فقط در جریان آزمایش و کاربرد عملی آن است که بر حسب نتایجی که از آن نظر گرفته می شود، صادق یا کاذب می شود.

4) نفعگرایی جمعی: فایده گرایی در درجه اول یک نظریه اخلاقی است و بر این فرض بنا شده که انچه مفید است، خوب می باشد و اینکه فایده به طور عقلانی قابل شناخت و اندازه گیری است. کرداری درست است که منتهی به بیشترین خشنودی برای بیشترین افراد شود. هم چنانکه از آین تعریف برمی آید نظریه نفعگرایی جمعی از یک سو در تضاد با خودخواهی به معنای پیگیری نفع شخصی بدون درنظر گرفتن هزینه های آن برای دیگران است و از سویی دیگر، مخالف هرگونه نظریه اخلاقی است که برخی کردارها یا انواعی از کردارها را مستقل از نتایج آن، درست یا غلط تلقی می کند.

5) کثرت گرایی اخلاقی[5]: در زندگی امروزی انسانها مجبورند که در کنار هم زندگی کنند. زیرا بدون همزیستی نمی توانند به زندگی خود ادامه دهند، مگر اینکه مانند انسانهای نخستین، تمامی امور خود را شخصاً انجام دهند که این امر عملا از عهده افراد خارج است. پس به بیان دیگر انسانها در گروهی زندگی می کنند که مردم نام دارد؛ این زندگی قوانین و شرایطی دارد که باید به آن احترام گذاشته شود و حقوق دیگران تضییع نگردد. از سویی دیگر با توجه به این که هر یک از انسانها در محیطی خاص پرورش یافته اند و خصوصیات روحی و روانی متفاوتی دارند، پس طبیعی است که در اموری با هم توافق نداشته باشند؛ اما این تفاوتها نباید در همزیستی انسانها تاثیر بگذارد. اساس کثرت گرایی نیز همین است. یعنی به تکثر و تعدد عقاید و آرا، احترام گذاشته شود و مشروعیت عقلی و عرفی و کلامی منحصر به مبنای فکری فرد نشود.

6) اخلاقیات قانون طبیعی[6]: طبق این عامل قانون طبیعی همان عقل سلیمی است که در مطابقت با طبیعت باشد؛ قانونی که جهان شمول، تغییرناپذیر و جاوید است؛ قانونی که از طریق فرامینش تعهدآفرین است و از طریق نواهی اش از انجام عمل نادرست باز می دارد. فرامین و نواهی این قانون بر انسانهای خوب فرامین بیهوده ای نیستند، گرچه این فرامین تاثیری در افراد فاسد نداشته باشند. تغییر این قانون گناه است و تلاش بر بی اعتباری نمودن آن مجاز نیست و حذف تمام آن غیرممکن است.

7) نظریه قرار داد اجتماعی[7]: این نظریه در سطوح کلان سیاسی جامعه و در سطوح خرد سازمانی نفوذ کرده است. در سطح اقتصاد سیاسی، این نظریه بنیانی برای قوانین مربوط به مبادلات ملی و بین المللی آمریکا و اروپا و همچنین، قانون اساسی و قوانین تجارت خارجی آمریکا، دادگاه جهانی لاهه، سازمان پیمان آتلانتیک شمالی ناتو، سازمان تجارت جهانی، یونیسف، سازمان بین المللی کار می باشد. در سطح سازمانی، قرار دادهای فیمابین کارگران و کارفرمایان، قراردادهای بین واحدهای تجاری و کارکنان سایر سازمانها، قراردادهای مقاطعه کاری کارفرمایان که کارکنان به صورت فردی با آن درگیر هستند، همگی بر اساس اصول اخلاقی و اقتصاد اجتماعی مربوط به نظریه فوق بنیان نهاده شده است.

8) آرمانگرایی[8]: آرمانگرایی اخلاقی به معنای اعتقاد داشتن به اندیشه ها و آرمانها و حقایق اخلاقی ثابت و فضایل عقلایی یا متعالی است که زندگی بشر باید با آنها منطبق باشد. انسان آرمانگرا، به لحاظ اخلاقی، به فضایل و رذایل و موازین و معیارهای ثابت و مطلق و احکام جهان شمول اخلاقی و ارزشی معتقد است و بنای رفتار فردی و جمعی خود را بر تطابق با آن اندیشه های اخلاقی قرار می دهد. آرمانگرایی اخلاقی، امکانی برای نسبی انگاری فراهم نمی آورد و انسانهایی آرمانگرا و اصولگرا و دارای شاخصهای اخلاقی استوار تربیت می کند(الوانی و همکاران، 1389).

2-2-13) راهبردهای اخلاقی سازمان

سازمانها به منظور تشویق رفتارهای اخلاقی منشورهای اخلاقی[9]  تدوین می کنند.  منشورهای اخلاقی   راهبرد موثر سازمانی در شکل گیری و جهت دهی به رفتار اخلاقی می باشند. این منشورها برای اینکه در جلوگیری از رفتارهای غیر اخلاقی مؤثر باشند، باید بوسیله مدیریت تقویت شوند و کارکنان به اجرای آنها وادار گردند(احمدی و پناهی، 1388).  منشورهای اخلاقی سازمان بازتاب ارزش های بنیادین سازمان بوده و در آنها رویه های اخلاقی مدونی برای حفظ جایگاه سازمانی در آشیانه سازمانی و در میان رقبا و ذی نفعان وجود دارد.

تلاش برای حفظ جایگاه، رویه های حفظ امنیت اطلاعات سازمان و محیط پیرامونی، سبک زندگی موسسان سازمان،  توجه به سطوح فوقانی فرهنگ سازمانی از جمله پوشش و نحوره برقراری ارتباطات رسمی و غیر رسمی ، شیوه برخورد با تعارضات سازمانی، عدالت و مساوات، آزادی های فردی و مواردی از این قبیل از تاکیدات منشورهای اخلاقی در سازمان محسوب می گردد.

دانلود پایان نامه ارشد :

دانلود پایان نامه ارشد: بررسی تاثیر جو اخلاق سازمانی برمدیریت دانش در سازمان اموراقتصادی و دارایی

لینک در ایران داک

2-2-14) چارچوب توسعه اخلاقی کهلبرگ[10]

این بعد بر نظریه توسعه اخلاقی شناختی گهلبرگ اتکاء دارد. گهلبرگ یک چارچوب توسعه اخلاقی شناختی ابداع کرده است که به موجب آن مهارت استدلال اخلاقی افراد (مهارت در چگونگی حل مسائل اخلاقی) بر مبنای عوامل شخصی و موقعیتی درشش مرحله تغییر و توسعه پیدا میکند. افراد در طول این مراحل به سمت درک بهتر الزامات اخلاقی پیشرفت می کنند. افراد در مرحله شش باید نسبت به افراد در مراحل اول تا پنج از خود توانایی بیشتری در استدلال مخمصه های اخلاقی بطورمؤثرتری نشان بدهند. این چارچوب شامل سه سطح اخلاقی شناختی (پیش متعارف، متعارف و پس متعارف) است، که هر کدام از دو مرحله تشکیل شدهاند. افراد در یک سلسله مراحل ثابت حرکت میکنند که هر کدام بیانگر یک مدل متفاوت کیفی از تفکر اخلاقی میباشد. در سطح اول استدلال اخلاقی(یعنی سطح پیش متعارف ) یک فرد، قوانین را برخود تحمیل شده مشاهده میکند. تصمیمات اخلاقی با توجه به پاداشها و تنبیهات توجیه می شوند. در مرحله اول؛ افراد، قضاوتهای اخلاقی هدایت شده را به وسیله اطاعت وجلوگیری از تنبیه شکل میدهند. قضاوتهای اخلاقی در مرحله دوم به وسیله یک هنجارتقابلی هدایت میشوند. در سطح دوم(یعنی سطح متعارف)؛ یک فرد، هنجارهای اخلاقی مشترک جامعه یا گروهی از جامعه(از جمله خانواده) را درونی می کند. چیزی که اخلاقا درست در نظر گرفته می شود، چیزی است که دیگران از فرد انتظار دارند و انجام وظایف، قوانین و مقررات می باشد. افراد در مرحله سوم، رفتار اخلاقی را چیزی می یابند که خوشایند دیگران باشد و به آنهاکمک کند. از دیدگاه افراد مرحله چهارم، به جامعه ای که عضوی از آن هستند، توجه می شود. در این مرحله به قضاوتهای اجتماعی، سیستمهای اجتماعی، قانونی یا مذهبی که به منظور ارتقای منفعت عمومی طراحی شده اند، توجه می شود. در سطح سوم(یعنی سطح پس متعارف)؛ فرد، فراسوی شناخت به وسیله انتظارات دیگران، قوانین و مقررات اقدام و حرکت می کند. مرحله پنجم، فرد، نسبی بودن ارزشهای شخصی را درک می کند. آنها همچنان بر قوانین و مقررات به دلیل اینکه قراردادهای اجتماعی را

عرضه می کنند، تأکید می کنند اما آنها درک کرده اند که قوانین می توانند برای اهداف مفید اجتماعی تغییر یابند. در مرحله ششم، افراد به وسیله اصول اخلاقی خود انسجامی عدالت و حقوق بشری هدایت می شوند. کهلبرگ ادعا کرده است که قضاوتهای اخلاقی درمراحل بالاتر از قضاوت های اخلاقی مراحل پایین تر، بهتر و مطلوبتر هستند. این نظریه در جدول زیر به صورت خلاصه آمده است (خورشید ومحسنی،1389)

[1] The moral compass

[2] Ethical Relativism

[3] Hedonism

[4] Pragmatism

[5] Moral Pluralism

[6] Natural Law Ethics

[7] Social Contract

[8] Idealism

[9] Ethical Codes

[10] Kohlberg

مقاله (پایان نامه) : علل گرایش جوانان و نوجوانان کاشان به مواد مخدر(اعتیاد) و راهکارهای مقابله با آن

بنابراین افراد جامعه خصوصاً در سنین پایین تر برای مقابله با استرس ها، موقعیت های مختلف و تعارض های زندگی به کارکردهایی نیاز دارند که آنان را در کسب این توانایی ها تجهیز نماید. این کارکردها بسیار زیربنایی بوده و می توانند در فرایند تعلیم و تربیت از طریق برنامه درسی شکل گیرد. کارکردهایی نظیر آموزش خانواده ها و بهبود نظام آموزشی و … که در جهت ارتقاء بهداشت روانی و پیشگیری از آسیب های اجتماعی مانند اعتیاد به کار بسته می شود.

 

الف ـ آموزش خانواده ها

بدون تردید آموزش بزرگترهای خانواده و مربیان از جهت نحوه برخورد آنان با نوجوانان و جوانان در خانه و آموزشگاه، امری ضروری است و این وظیفه آموزش، بر عهده انجمن های اولیاء و مربیان، رادیو، تلویزیون ، مطبوعات و تمام افرادی است که توان علمی و تجربی دارند.

انجمن های اولیاء و مربیان باید در جلسات خود از اولیای دانش آموزان دعوت نمایند تا افراد کارشناسی و با تجربه در زمینه های مربوط به علل روی آوری دانش آموزان به استفاده نابجای مواد اعتیاد آور سخن بگویند و خانواده ها را آگاه نمایند. بایستی والدین را آگاه کرد که احتمال ابتلای فرزندانشان به مواد مخدر وجود دارد و هیچ نوجوان و جوانی از خطر اعتیاد مصون نیست. باید به آنان گوشزد کرد که در محافظت از فرزندانشان در مقابل اعتیاد مسئول هستند و می توانند با هوشیاری از ابتلای آنان پیشگیری نمایند.

می توان مطالب ذیل را به والدین آموزش داد:

  • نوع مواد، شکل، اسامی رایج آنها و ابزاری که برای مصرف مواد مخدر استفاده می شود.
  • نحوه تهیه و محل مصرف مواد مخدر
  • عوامل و موقعیت هایی که موجب مصرف مواد مخدر می شود.
  • علایم مصرف مواد مخدر
  • عوارض و خطرات کوتاه مدت و طولانی مدت مصرف مواد مخدر
  • باید به والدین تذکر داده که خودداری از مصرف سیگار و مواد مخدر، الگوی مناسبی برای فرزندانشان باشند
  • والدین نباید اجازه مصرف هر گونه دارو بدون تجویز پزشک را به فرزندانشان بدهند
  • به محض اطلاع از مصرف مواد مخدر توسط فرزندانشان، فوراً آن را با یک پزشک با تجربه در زمینه مشاوره و درمان اعتیاد در میان بگذارند.

به طور کلی بایستی والدین را در فرصت های مناسب، از پیامدهای شوم بی توجهی به امور فرزندان و تربیت صحیح آنان آگاه نمود زیرا محرومیت های فرهنگی یکی از عوامل استفاده نابجای مواد مخدر، داروهای روان گردان، الکل و سیگار می باشد. نتیجه آن یکی از عوامل مهم پیشگیری از اعتیاد فرزندان آموزش بزرگترهای خانواده است.[1]

 

ب ـ بهبود نظام آموزشی

یکی از مشکلات فعلی جامعه ما وضعیت نابه سامان آموزش و پرورش است. متاسفانه روند تربیت معلم و آموزش مشاوران تناسبی با مسائل و مشکلات، نوجوانان و جوانان این مرز و بوم ندارد. به همین دلیل دو قشر دانش آموز ـ معلم و مشاور با هم فاصله زیاد دارند. در تدوین برنامه های آموزشی و پرورشی و تربیت معلمان و مربیان، مهم ترین عاملی که علاوه بر فلسفه پرورشی و نیاز جامعه باید در نظر گرفته شود نیازهای دانش آموزان است. متاسفانه هم برنامه های درسی و هم الگوهای پرورشی ارائه شده هیچکدام در محک آزمون، پیروز نبوده اند. حجم قابل ملاحظه دانش آموزانی که ترک تحصیل نموده و دچار مشکلات متعدد عاطفی هم چون اضطراب ، افسردگی، شب ادراری، لکنت زبان، اعتیاد به مواد مخدر می شوند حکایت از این مسئله دارد.

مساله دیگر که بسیار هم حیرت انگیز و در عین حال تاسف بار است عدم پوشش مناسب بخش مشاوره مدارس ابتدایی و راهنمایی است. گو این که در مقطع متوسطه نیز مشاور صرفاً یک نقش راهنمای تحصیلی را ایفا می کند. پرسشی که مطرح می شود این است که چگونه بیش از چند میلیون نفر دانش آموز که اکثر آنها در سنین حساس نوجوانی به سر می ّرند بدون یک بخش تخصصی شناخته شده در دنیا(مشاوره) می توانند عاری از مشکلات عاطفی، هیجانی، تحصیلی، خانوادگی به پرورش و خودشکوفایی دست یابند؟

متاسفانه در بخش آموزش و پرورش با وجود تلاش های صادقانه بسیاری از مدیران و متخصصان قصور فراوانی به وقوع پیوسته است. اگر خواهان کاهش روند اعتیاد و آسیب های اجتماعی دیگر هستیم باید اولاً بخش مشاوره تخصصی(استفاده از افرادی که در رشته های روان شناسی و مشاوره آموزش دیده اند و مجرب و کارآزموده باشند) را در سه مقطع ابتدایی، راهنمایی و متوسطه و حتی دانشگاه به سرعت گسترش داده، آنها را به عنوان یک نهاد رسمی، صاحب اختیار و مستقل به حساب آوریم. ثانیاً با نظر اساتید فن(روان شناسان، متخصصان تعلیم و تربیت) در برنامه های درسی یک تجدید نظر اساسی شود. ثالثاً به آموزش ویژه معلمان دوره های تربیت معلم متناسب با نیازهای دانش آموزان آنها همت گماشته یک بازنگری کامل در نحوه تدریس، ارائه دروس و آموزش و پرورش آنها به عمل آورد و در نهایت به منظور بازآموزی و توسعه دانش فنی معلمان و مشاوران علمی ، یکسری دوره های آموزشی تخصصی متناسب با نیازها و مشکلات دانش آموزان در نظر گرفته شود تا همه آنها این آموزش ها را به طور جدی ببینند.[2]

 

و به طور کلی باید هدف از هر نوع برنامه آموزشی، حتی در سطوح تحصیلات عالیه بیان زیان های مصرف مواد مخدر و ایجاد نفرت از مواد مخدر در فرد یا گروه مورد آموزش باشد و قبح آن را در فرهنگ گروه تحت آموزش جا بیاندازد و در کتب درسی به جوانان و نوجوانان در خصوص مضرات مواد مخدر اطلاع رسانی شود.

 

ج ـ آموزش مهارت های اساسی زندگی

آموزش مهارت های زنگی، اساسی ترین برنامه پیشگیری در سطح اولیه به شمار می رود و آموزش این مهارتها به ارتقاء بهداشت روانی کودکان و نوجوانان کمک می کند. مهارتهای زندگی مجموعه ای از توانایی هایی است که زمینه سازگاری و رفتار مثبت و مفید افراد را فراهم می آورند این توانایی افراد را قادر می سازد تا مسئولیت های اجتماعی نقش خویش را پذیرفته و بدون لطمه زدن به حقوق دیگران به خواسته ها، نیازها، انتظارات و مشکلات روزانه به ویژه در روابط بین فردی به شکل موثری روبرو شود.

پژوهش های بی شماری نشان داده اند که بسیاری از مشکلات بهداشتی و اختلال روانی ـ عاطفی ریشه ای روانی ـ اجتماعی دارند. در زمینه اعتیاد و مصرف مواد مخدر مشخص شده است که سه عامل مرتبط با مصرف مواد مخدر عبارتند از عزت نفس ضعیف ، ناتوانی در بیان احساسات و فقدان مهارتهای اجتماعی.

از سوی دیگر پژوهش ها نشان دادند که بین خودکارآمدی ضعیف ، مصرف سیگار و الکل، سوء مصرف مواد مخدر، رفتارهای مخاطره آمیز و ضعف عملکرد شناختی رابطه معناداری وجود دارد. تحقیقات بسیاری در این حیطه صورت گرفته و اثرات مثبت آن تایید شده است که می توانیم از آموزش مهارتهای اساسی زندگی به منظور پیشگیری از گرایش به مواد مخدر و حذف عوامل مستعد کننده آن استفاده کنیم.[3]

لذا شناخت و دسته بندی عواملی که موجب سوء مصرف مواد می شود و استفاده از الگوهای جامع مفهومی در زمینه شروع به مصرف مواد نه تنها در زمینه فرمول بندی نظریه های مرتبط با علت شناسی اعتیاد بلکه در زمینه روشهای موثرتر پیشگیری مفید است. نکته پیشگیرانه آن است که باید به دانش آموز توانایی داد و ظرفیت او را در پاسخگویی قاطع در مقابل نفوذ اجتماعی استفاده از مواد مخدر بالا برد و در نهایت برنامه پیشگیری باید میزان مستعد بودن فرد را در برابر تاثیرات اجتماعی کم کند.

روش هایی که می تواند آسیب پذیری جوانان را کم کند شامل افزایش اعتماد به نفس و کنترل خود و احساس خودبسندگی است. می توان به جوانان کمک نمود تا با اضطراب اجتماعی مقابله کند. به کمک آموزشهایی که میزان کفایت فردی و اجتماعی جوانان را بالا ببرد می توان به عمل پیشگیری مبادرت کرد به این ترتیب منطق نظری به منظور ایجاد آموزش مهارتهای زندگی به ترتیب زیر است.

آموزش مهارت های زندگی با هدف کاهش انگیزه افراد، در رفتن به سمت مواد مخدر و کاهش میزان آسیب پذیری فرد در تعامل های اجتماعی به عنوان یک روش به حساب می آید . علاوه بر این مقاومت در برابر فشارهای گروهی به شاگردان یاد داده می شود تا در موقعیت هایی که نه گفتن ضروری است، توانایی ابراز مخالفت داشته باشد و یاد بگیرند که در موقعیت هایی که بیشتر در معرض خطر اعتیاد قرار می گیرند و احتمال دارد تحت فشار همسالان قرار گیرند، شناسایی نموده و مقاومت نمایند. به علاوه باید درباره اثرات منفی مواد مخدر اطلاعاتی در اختیار جوانان قرار داد.

یکی دیگر از آموزش های مهارت های زندگی آموزش پیش از ازدواج است، در شرایط پیچیده زندگی کنونی، چالشهایی که یک زن و شوهر جوان از بدو زندگی مشترک با آن مواجه می شوند بسیار زیاد است و حل و فصل آن نیاز به مهارت های فردی و اجتماعی قابل ملاحظه ای دارد. لذا باید سوء برداشت های غلطی که در خصوص مصرف مواد مخدر وجود دارد اصلاح گردد و این امکان پذیر نمی باشد مگر با آموزش صحیح افراد در پرسشنامه گردآوری شده از 100 نفر از معتادین کاشان یکی از موثرترین نحوه پیشگیری را آموزش مناسب افراد معرفی نموده اند.

د ـ آموزش از طریق رسانه های گروهی

رسانه های گروهی شامل تلویزیون، رادیو، سینما، تئاتر، کتاب، مجلات و … می شود . بدیهی است یک جامعه رشد یافته، بر اساس ملاک های فرهنگی پذیرفته شده خود این رسانه ها را سامان می بخشد. در چند سال اخیر در تلویزیون (بعنوان پرمخاطب ترین رسانه گروهی) و در رسانه های صوتی و تصویری دیگر، برنامه هایی برای پیشگیری از اعتیاد ساخته شده است که به دلیل فقدان ساختار کارشناسی در برنامه تولید شده علاوه بر اینکه بسیاری اوقات هیچ کمکی به پیشگیری نشده است بلکه متاسفانه در برخی اوقات در جهت گرایش به سوی مواد مخدر نیز تبلیغ شده است. عدم آشنایی برخی از فیلم سازان با مسئله همانند سازی و الگوگیری باعث شده است که برخی اوقات در یک فیلم با پرداختن به یک شخصیت جذاب سینمایی و ایجاد حس همدلی، علاقه و رغبت به آن شخصیت در مخاطب ، پس از معتاد شدن هنرپیشه به جای اینکه در بیننده حس انزجار از مواد مخدر شکل گیرد، نوعی همدلی و همرنگی با شخصیت معتاد ایجاد می شود.

مشکلاتی از این دست در پیامها و شعارهایی که در مجلات، روزنامه ها و … انعکاس می یابد نیز دیده می شود یکی دیگر از مشکلات دیگر پیامهایی است که محتوای غیرواقع بینانه دارند(مانند اعتیاد مرگ حتمی است یا نشان دادن یک اسکلت که سیگاری بر دست دارد) اگر در انعکاس پیامهای بهداشتی ارائه شده موارد واقع بینانه در نظر گرفته نشود به جای اینکه پیام موثر باشد گاهی نتیجه معکوس گرفته می شود.

به جا است در امر پیشگیری و استفاده از رسانه های گروهی، یک سیاست مشترک اتخاذ شده، از نظر تخصصی اهل فن بهره گرفته شود. این روش دارای بیشترین هزینه اثربخشی است و هیچ روش آموزشی تا این اندازه مخاطب ندارد که لازم است جهخت اثربخشی هر چه بیشتر مواردی از قبیل شناخت مخاطبان، استفاده از افراد ماهر و متخصص برای تهیه برنامه های آموزشی، عدم تبلیغات بیش از اندازه، تنوع در برنامه ها و استفاده از افراد الگو اعم از شخصیت های علمی، مذهبی، ورزشی و سینمایی را رعایت نمود تا برنامه های صدا و سیما در جهت کاهش تقاضا از کیفیت مطلوبی برخوردار شد.

 

بند سوم ـ فعالیت های جایگزین و پر کردن اوقات فراغت

پر کردن اوقات فراغت با فعالیت های جایگزین جذاب یکی از شیوه های علمی پیشگیری اولیه از روی آوری به مصرف مواد مخدر است. همه افراد از اوقات فراغت خود به دلخواه استفاده می نمایند، افرادی که برای گذراندن این اوقات برنامه ریزی صحیحی نداشته باشند، ممکن است از ساعات بیکاری و آزاد خود استفاده غیر سازنده بنمایند معمولاً در چنین مواقعی است که افراد برای اولین بار با مواد مخدر آشنا می شوند و به سمت آن می روند. از این رو پر کردن اوقات فراغت به ویژه در سنین نجوانی و جوانی بسیار اهمیت دارد. ما بایستی برنامه های مدرن، مفید و متنوع برای این گروه های سنی داشته باشیم.

اوقات فراغت جوانان و نوجوانان و ساعات خلاء آنان اگر در فضای ورزشگاه ها، باشگاه ها، پارک ها، مراکز فرهنگی، سینمایی و سالن های تئاتر و موسیقی قرار داده شود گرایش به مواد مخدر به سرعت کاهش می یابد . در ایران متاسفانه مراکز و محیط های ورزشی به نسبت جمعیت کل کشور کم است. در حالیکه نزدیک به 50 درصد از جمعیت ها را جوانان زیر 20 سال تشکیل می دهد. درصد اماکن ورزشی و ظرفیت کل آنها نسبت به جمعیت، زیر دو درصد است . یکی از راه های پیشگیری از ابتلای جوانان و نوجوانان به اعتیاد توسعه امکانات ورزشی است. زیرا بدون شک جوانانی که به ورزش روی می آورند از مصرف مواد مخدر، روان گردان، الکل و سیگار اجتناب می ورزند.

مسئولان محترم شهرستان کاشان باید بدانند که اگر خواهان رشد و بالندگی و شکوفایی جمعیت جوان شهرمان هستند بایستی به توسعه این مراکز بپردازند. به ازای هر پارک، سینما و باشگاه یا ورزشگاهی که ساخته شود تعداد زیادی از مراکز توزیع مواد مخدر بسته می شوند که خود یک مبارزه جدی غیر مستقیم با توزیع و مصرف مواد مخدر است. که امید است با توجه بیشتر مسئولان شهر در این زمینه قدم اساسی برداشته شود.

 

بند چهارم ـ تغییر نگرش افراد

مطالعات مختلف در جهان نشان داده شده است که یکی از عوامل محافظت کننده افراد در مقابل مصرف مواد مخدر داشتن اعتقاد و باورهای راسخ دینی و نگرش منفی به مواد مخدر است. بنابراین رواج و پرورش این ارزش ها نزد کودکان و نوجوانان در پیشگیری اهمیت زیادی دارد.

 

مطالعات و نتیجه تحقیق صورت گرفته در معتادین کاشان ثابت کرده است که افرادی که نسبت به مواد مخدر، نگرش و باور مثبت دارند، احتمال مصرف و اعتیادشان بیشتر از کسانی است که نگرش های خنثی یا منفی دارند. تقویت نگرش های منفی یا تغییر نگرش از خنثی به منفی آسانتر از تغییر نگرش های مثبت به منفی است. بعنوان مثال افرادی که سیگار نمی کشند بیش از کسانی که سیگار می کشند به اطلاعاتی که در مورد خطرات سیگار داده می شود توجه می کنند.

متاسفانه اغلب برنامه های آگاه سازی از مدارس شروع می شود در حالیکه شخصیت کودکان قبل از 7 سالگی شکل می گیرد و تغییر نگرش ها باید قبل از سن مدرسه و زمانی صورت پذیرد که هنوز باورهای آنان به طور کامل شکل نگرفته باشد.

بعضی از افراد نگرش اشتباهی از مواد مخدر دارند و در تحقیق به عمل آمده 18 درصد افراد مورد مطالعه لذت بردن جنسی بیشتر را علت گرایش به مواد مخدر بیان نموده اند که یک نگرش اشتباه می باشد و در صورتی که نگرش افراد اصلاح شود فرد در می یابد جهت ارضاء بهتر نیاز جنسی از راه های اصولی عمل نماید. مواد مخدر نه تنها در ارضاء دیرتر جنسی موثر نیست، بلکه در غالب موارد پس از مدتی کوتاه باعث سرد شدن نیاز جنسی می شود.

در مواردی نوجوانان و جوانان مضرات اعتیاد را اطلاع دارند اما باور نمی کنند که مصرف یکبار مواد مخدر می تواند منجربه اعتیاد تدریجی گردد و در مواردی مواد مخدر را امتحان می کنند و ایده آنان این است که اراده من آنقدر قوی است که نمی گذارم معتاد شوم و مواد را به صورت تفریحی و سرگرمی می کشم، که با نشان دادن افرادی چنین باوری را در شروع به مصرف مواد مخدر داشته اند و معتاد شده اند می توان این عقاید را رد نمود و نگرش افراد را تغییر داد تا افراد به اعتیاد به مواد مخدر کشیده نشوند.

 

بند پنجم ـ ارتقاء فرهنگی شهرستان کاشان

یکی از بسترهای اصلی پیشگیری از مصرف مواد مخدر، ارتقاء فرهنگی است که با توجه به شرایط اجتماعی و فرهنگی هر منطقه قابل تعیین است. در بدو امر در ارتقاء فرهنگ شهرستان کاشان باید سطح دانش جامعه را بالا برد ، معمولاً هر چه دانش افراد جامعه بیشتر باشد، آسیب پذیری آنها در برابر مصرف مواد مخدر کمتر خواهد بود .

 

متاسفانه در بعضی از خانواده ها مشاهده می شود که تعریف و تمجیدهای اغراق گونه ای از وصف تریاک می کنند که این امر باعث به وجود آمدن نگرش مثبت در اعضای خانواده بخصوص فرزندان می شود و نهایتاً به مصرف مواد مخدر و تریاک تشویق می گردند. بنابراین با اصلاح و ارتقاء فرهنگی جامعه می توان از گرایش افراد به مصرف مواد مخدر جلوگیری نمود.

 

مسئولین شهرستان باید بیماری اعتیاد را در بخش رفاه اجتماعی و در سطح جامعه مطرح کنند و پیشگیری از این بلای خانمان سوز را در سطح کل شهرستان در دستور کار خود قرار دهند و با برنامه ریزی کلی تمام افراد آسیب پذیر را پوشش دهند و معتادینی را که ترک اعتیاد نموده اند طرد و نفی ننمایند و فرصت دوباره به آنان بدهند تا بار دیگر شخصیت از دست رفته خود را به دست آورند. در پایان بحث پیشگیری ، نتیجه پرسشنامه یکصد نفر از معتادین مورد مطالعه در خصوص بهترین راه برای پیشگیری بیان شده است که ار نظر معتادین مورد نمونه اطلاع رسانی ، آموزش ، تقویت ایمان و تغییر نگرش افراد بهترین شیوه پیشگیری به حساب می آید.

 

  1. ساسان باوی، همان منبع، ص 19.
  2. ناصر سراج خرمی، شناخت و پیشگیری و درمان اعتیاد، 1382، ص 124
  3. حمید فریفته، پیشگیری از اعتیاد با آموزش مهارت های اساسی زنگی، 1383، ص 60-58 .
  4. جدول شماره 13- درصد نمونه های تحت بررسی براساس راهکار پیشگیری از اعتیاد در شهرستان کاشاندانلود پایان نامه »

    متن کامل پایان نامه رشته حقوق با عنوان : علل گرایش جوانان و نوجوانان شهرستان کاشان به مواد مخدر و راهکارهای مقابله با آن   با فرمت ورد

  5. بررسی نمونه آماری حاکی است که عدم معاشرت با دوستان ناباب 40% در پیشگیری از گرایش بر اعتیاد جوانان و نوجوانان به مواد مخدر مؤثر واقع می گردد. به نظر می رسد فرهنگ سازی جامعه و خانواده و مدارس باید در راستای قبح گردش با فرد ناباب پیش برود. چراکه در حال حاضر در جامعه اسلامی ایران قبح گرایش به اعتیاد بر کسی پوشیده نیست و در واقع کل جامعه بر این عمر متفقند که اعتیاد امری مضر و ناپسند برای هر فرد است. علی رغم این باور ولی باز گرایش به سمت مواد مخدر وجود دارد لذا چنانچه فرهنگ سازی به طرف قبیح بودن گذران وقت با افراد ناباب پیش رود و همه گیر شود مؤثرتر خواهد بود و باید به صورت همزمان برای هر دو علت برنامه ریزی شود. در درجه دوم اهمیت فراهم نمودن امکانات تفریحی و فرهنگی با 25% تأثیر بر عدم گرایش به مواد مخدر نقش ایفا می کند. در حال حاضر جامعه اسلامی ایران به دلیل نوپا بودن و وجود مشکلات اقتصادی به علت جنگ و تحریم های ناعادلانه برنامه ریزی دقیقی در زمینه فراهم نمودن امکانات تفریحی، ورزشی و پرورشی نداشته است. در درجه بعد جلوگیری از فراوانی مواد مخدر عاملی در حد 15% در پیشگیری از اعتیاد نقش دارد. متأسفانه سودآوری مواد مخدر و فراوانی تعداد آنها موجبی برای در دسترس بودن این مواد زیان آور در جامعه است و در هر محله یا مکانی می توان این مواد را بدست آورد و حتی اطفال و نوجوانان در هر محله مواد فروش محله را می شناسند. لذا جمع آوری افرادی که مواد را در دسترس قرار می دهند و در عین حال در بین اجتماع زندگی می کنند دارای اولیت بیشتری است و سیاست دولت در پرداختن به قاچاقچیان عمده که بصورت پنهانی و ناشناخته اقدام می کنند باید در درجه دوم قرار گیرد. وقتی بازار تقاضا نباشد بازار عرضه و سودآوری این تجارت کمرنگ می شود. اطلاع رسانی و آموزش 13% در پیشگیری از اعتیاد مؤثر واقع شده است. اما گذاشتن این وظیفه به دولت یا نهاد خاص جوابگو نخواهد بود بلکه یک عزم ملی را می طلبد حتی امر به معروف از طرف یک فرد به فرد دیگر باید مدنظر قرار گیرد. برخورد کیفری و اعمال مجازات شدید 7% در پیشگیری از اعتیاد مؤثر بوده است به نظر می رسد که این عمل راجع به قاچاقچیان عمده باید برگزیده شود چرا که معتاد بیمار است و نیاز به درمان دارد ولی قاچاقچی مجرم است و هر جرمی باید با واکنش کیفری مناسب روبرو گردد. پس برای معتاد درمان و برای جرائم مربوط بر مواد مخدر باید مجازاتهای شدید و بازدارنده برگزیده شود. مهمترین عامل در عدم گرایش افراد به انجام جرایم ارعاب از مجازات است که باید در تعیین مجازاتهای قانونی در نظر گرفته شود.

تحقیق (پایان نامه) : رابطه‌ سرمایه‌ اجتماعی و میزان گرایش به ارتکاب جرم

2-4-2-1-1- مرتن[1]

نظریه های فشار عمومیت شان را به جامعه شناس آمریکایی رابرت مرتن (1968) مدیونند. او فاصله میان اهداف فرهنگی و راه های نهادینه شدن برای نیل به اهداف را زیربنای افزایش آمار جرم می­دارند (سخاوت،59:1381).

تئوری ابزار – هدف انحراف از رابرت مرتن (1938) نیز در گروه تئوری های مرتبط با احساس ناکامی و فشار طبقه بندی می شود «بر اساس دیدگاه مرتن جرم هنگامی پدید می آید که فاصله میان آرزوها ی تعریف شده­ی فرهنگی برای موفقیت های اقتصادی با امکانات توزیع دهی ساختار برای پیشرفت به وجود می آید، این نظر یه می کوشد توضیح دهد چرا جرم به ویژه در میان طبقات پایین متمرکز شده است. طبقه ای که دارای حداقل فرصت های قانونی برای پیشرفت است».

توضیح اینکه ساخت های اجتماعی فشارهای خاصی بر برخی افراد وارد می کند و آن ها در میان عناصر تشکیل دهنده ساخت اجتماعی مرتن دو عنصر را از لحاظ کژ رفتاری مهمتر می شمارد هر چند این دو در جامعه واقعی تفکیک نا پذیرند،اما به منظور تحلیل آن ها را از هم تفکیک می کنیم.

یک عنصر از ساخت اجتماعی، هدف ها با مقاصدی است که فرهنگ جامعه تعیین می کند و به صورت آرمان های اجتماعی در میاید،احساس مردم نسبت به آن ها و میزانی که برای هدف ها ارزش قائل می شوند یکسان نیست، برخی از این اهداف فرهنگی به سائق های اولیه وجود انسان بر می گردد، اما توسط آن ها تعیین نمی شود. عنصر دیگر ساخت اجتماعی راه هایی است که جامعه برای رسیدن به هدف ها و آرمان های فرهنگی توصیه می کند،هر گروه اجتماعی هدف هایش را با راه های مجاز و نهادی شده منطبق می سازد و بر اساس افراد هر جامعه را در دو دسته قرار می دهد.

1- افراد راست رفتار (یا کسانی که اهداف فرهنگی و ابزارهای نهادی شده را پذیرفته اند).

2- افراد کج رفتار (یا کسانی که نتوانسته اند بین دو عامل فوق همسازی ایجاد کنند).

کج رفتاری دسته دوم از نظر مرتن شامل چهار نوع است:

1-نو آوری

2- مناسک گرایی

3- واپس زنی

4- شورش و طغیان

ملاحظه می شود که مرتن، ساخت اجتماعی را در ایجاد جرم موثر می­داند و این تأثیر گذاری ساخت را از دریچه اهدافی که در چنین ساختی نهادی شده می بیند. در حالی که امکان دستیابی همگان برای تیل به اهداف مورد نظر در این ساخت مقدور نیست. بر این اساس به طور مثال پول و پولدار شدن به عنوان یک هدف نهادی شده پذیرفته شود و نظام اجتماعی، قادر به ایجاد مشاغل یا راه هایی که بتواند افراد را به آن هدف برساند، نباشد،آنومی با نا- بسامانی و از هم گسیختگی اجتماعی ایجاد می شود که در آن صورت باید منتظر هنجار شکنی و انحراف بود، خاطر نشان می سازد،تبیین انحرافات اجتماعی در نظر یه مرتن بیش از آن ها متوجه تمامی افراد جامعه باشد.بیشتر معطوف به گروه های فقیر و محروم جامعه است (عبداللهی ،1381، 145). در عین حال راه های دیگری نیز هست که با هنجار ها و دستورات اخلاقی جامعه تضاد دارد، اما باز دهی آن ها سریع است بسیاری از این راه ها که رسیدن به هدف را آسان می سازد از نظر جامعه غیر اخلاقی است احتکار،دزدی و تقلب از جمله راه های سریع و فوری است که جامعه آن ها را منع کرده است.

هر چند هدف ها و راه های تیل به آن ها در ترکیب با هم عمل می کنند، به این معنی نیست که همیشه رابطه پایدار و ثابت با یکدیگر دارند.تاکید بر هدف ها ممکن است با تاکید بر وسا یل رسیدن به آن ها فرق داشته باشد.چنانچه رفتن از هر راهی برای رسیدن به باز باشد نشاندهنده آن است که جامعه دچار ناهماهنگی یا نا بسامانی است.

شکل دیگر از ناهمگویی فرهنگی هنگامی پدید می آیدکه وسایل لازم برای رسیدن به هدف های فرهنگی خود هدف اصلی فراموش شود،در این صورت حوزه انتخاب راه ها به شدت محدود می شود و گرچه ثبات جامعه تضمین می شود،ولی تغییر به سخره گرفته می شود. نمو نه این وضع ،جامعه مذهبی متکی به سنت است که در آن به نظر افراد هر گونه انحراف از راه های پذیرفته شده هراس انگیز می نماید. وسواس شغلی کارمند اداری نمونه ای از این وضع است و بالاخره وضعیتی در جامعه وجود دارددکه در آن ها بین هدف های فرهنگی و راه های نهادی شده میل به هدف ها توازن وجود دارد عناصر اینگونه جوامع هماهنگی بسیار دارند گروه ها نسبتا با ثبات هستند و راه تغییر بر نمی شدند.

تا زمانی که افراد با انتخاب هدف ها و پیروی از راه های نهادی شده توفیق حاصل کنند، توازن میان عناصر فرهنگی حفظ می شود. رضایت افراد دو جانبه است رضایت از رسیدن به هدف ها و رضایت از طی کردن راه های نهادی شده در نظام اجتماعی متوازن زیان هایی که فرد از این طریق متحمل می شود باید به نحوی که جامعه تعیین کرده است جبران شود.

توزیع نقش در پایگاه های اجتماعی باید به شکلی باشد که افراد در هر نقش و پایگاهی که هستند با پیروی از هدف و راه ها پاداش مناسب دریافت کنند،بنابراین هر جا که انحراف از هنجارها مشاهده شود نشانه ان است که اتحاد بینآرمانهای تعریف شده فرهنگی و راه های نهادی شده ،گسسته شده است.

هیچ جامعه ای نیست که هنجارهای تنظیم کننده رفتا ر نداشته باشد،آنچه جوامع را متفاوت می سازد ،میزان تأثیر رسمها ،عادات و نظارت های اجتماعی در رسیدن افراد به هدف های فرهنگی است. وقتی راه های نهادی شده رها می شوند،افراد ممکن است بین راه های جدید راهی را انتخاب کنند که سریعتر و راحت تر آن ها را به هدف می رساند.در چنین وضعیتی وحدت عناصر تشکیل دهنده ساخت سست می شود و حالت بی هنجارها (آنومی) پدید می آید هنگامی که میان هدف های فرهنگی وراههای نهادی شده هماهنگی وجود نداشته باشد،فریبکاری ،فساد و رشوه خواری و ارتکاب انواع جرم ها افزایش می یابد(مصواتی اذر ، ۱۳۷۴ ،85)

نظریه مرتون به رغم کاربرد فراوانش در بررسی و تحلیل مسائل اجتماعی و آسیب های اجتماعی، از مفهوم اتومی دورکیم دور است. اگر بخواهیم به درستی درباره این نظریه قضاوت کنیم ،باید بگوییم که نظریه مرتون یک نظریه عدم تعادل ساختاری است. این عدم تعادل ساختاری (بین اهداف فرهنگی وسایل دسترسی به انها) نوعی فشار را در سطح فردی ایجاد می کند، که فرد را به سوی یافتن راه های برای انطباق بهتر خودش با این شرایط سوق دهد. در واقع حق با طرفداران نظریه فشار ساختاری است که مرتون را واضع نوعی فشار ساختاری می داند (کوثری: ۹۲:۱۳۸۵).

 

[1] . Merton

متن کامل :

بررسی رابطه‌ی سرمایه‌ی‌ اجتماعی و میزان گرایش به ارتکاب جرم

از برخی جهات، سرمایه ی اجتماعی مشابه علوم اجتماعی مدرن است، که تمایل دارد از بحث سیاسی قرن بیستم خود را کنار بکشد. در واقع در دهه های 1970 و 1980 برخی از محافل سیاسی تصور می کردند که تنها آزادی برای دموکراسی اهمیت دارد و حتی از آن زمان به بعد تعریف اقتصادی ضعیفی از آزادی یعنی آزادی بازار وجود دارد. در دهه 1990 به طور فزاینده ای پذیرفته شد که دموکراسی چیزی بیش از آزادی است و نیازمند مجموعه ای از ارزش ها، نگرش ها و فرضیاتی از این نوع است که سرمایه ی اجتماعی را تشکیل می دهد. صرفنظر از هر چیز دیگری، معاملات اقتصادی در بازار بر مبنای اعتماد استوار است(آرو: 1972، 357) زیرا اعتماد نادانی های بخردانه را به همکاریهای مؤثر تبدیل می کند. به طورکلی، انجمن (یا سرمایه ی اجتماعی) نگرانی در مورد آزادی فردی معکوس را به نگرانی همیشگی برای آزادی جمعی و عدالت اجتماعی تبدیل می کند. بحث های اخیر بین لیبرال ها و اجتماع گرایان درباره ی جامعه مدنی، شهروندی و اعتماد سیاسی در مورد اهمیت سرمایه ی اجتماعی یا انجمن نیزهست (شارع پور، 103).

 

2-2-7- شبکه ها

برخی از نویسندگان بر شبکه هایی از افراد، گروه ها و سازمان ها به عنوان اجزای اساسی سرمایه ی اجتماعی تأکید می کنند، زیرا توانایی بسیج طیف وسیعی از ارتباطات اجتماعی شخصی را دارد که در عملکرد مؤثر زندگی اجتماعی و سیاسی اساسی می باشند. اگرچه شبکه های اجتماعی و اعتماد اجتماعی آشکارا ارتباط بسیار نزدیکی به هم دارند ولی به دو دلیل بایستی آن ها را به لحاظ مفهومی از همدیگر تفکیک کرد: اول در حالی که هنجارها و ارزش ها ذهنی و نامحسوس هستند، شبکه های اجتماعی و سازمان ها، عینی و ملموس هستند. دوم، اگر چه ما ماهیت و منشأ سرمایه ی اجتماعی را درک می کنیم اما متمایز نمودن رویکردهای هنجارها و شبکه از همدیگر مهم است. به بیان ساده، آیا واقعا شبکه های اجتماعی سطح اعتماد لازم را برای زندگی اجتماعی و سیاسی متمدنانه پدید می آورند، یا بر عکس، در وهله نخست وجود اعتماد گسترده است که موجب توسعه و رشد شبکه های اجتماعی احتمالی می گردد؟ به عقیده توکویل و میل، شبکه های فعالیت داوطلبانه اعتماد و تعاون را به وجود می آورند. میل(1910: 164) انجمن های داوطلبانه را به عنوان وسیله «آموزش ذهنی» در نظر می گرفت و توکویل بدان به عنوان «مدرسه آزاد و بزرگ » دموکراسی آمریکایی اعتقادداشت. به نظر پاتمن ما مشارکت را به وسیله مشارکت کردن یاد می گیریم، و به گفته استروم شبکه های فعالیت مدنی هنجارهای مستحکمی از روابط متقابل را می پرورانند. پوتنام می نویسد: «افرادی که با همدیگر ارتباط بر قرار می سازند افرادی هستند که به همدیگر اعتماد دارند…. احتیاط اساساً از پیوند با اعتماد ناشی می شود». در عین حال، درک اینکه چگونه شبکه های اجتماعی را می توان ایجاد کرد مشکل است مگر اینکه از ابتدا اعتماد وجود داشته باشد. شاید علوم اجتماعی هرگز نتواند معمای پیچیده این ارتباط دوسویه را کاملاً حل کند.

 

 2-3- نظریات جامعه شناسانه در مورد سرمایه ی اجتماعی

مفهوم سرمایه ی اجتماعی مفهومی است که علی رغم تازگی و پیچیدگی، توجه بسیاری از صاحب نظران حوزه های مختلف علوم انسانی را به خود جلب کرده است و توانسته از ابهامات و کاستی های نظری بحث های گوناگون علوم اجتماعی تا حد زیادی بکاهد. این مفهوم قابلیت آن را دارد که به برخی از اصلی ترین سوالات ما پاسخ داده و حتی دیدگاه ما را در برنامه ریزی اقتصادی ـ اجتماعی تصحیح کند. با این حال توجه به این نکته ضروری است که نباید آن را به نحوی تأویل کنیم که کلید همه مشکلات انگاشته شود. در این فصل به نقطه نظرات برخی از مهمترین اندیشمندان این حوزه خواهیم پرداخت.

 

2-3-1-نظریه جیمز کلمن[1]

«کلمن سعی می کند با تلفیق دو رویکردی که برای مطالعه پدیده های اجتماعی وجود دارد، یعنی «اصل اقتصادی کنش فردی عقلانی» و «تحلیل ساختارهای اجتماعی» که در جنبه هایی هم چون هنجارها، قوانین و تعهدات اجتماعی متجلی می شود، ابعاد مفهومی سرمایه ی اجتماعی را به مثابه ابزاری برای پژوهش اجتماعی روشن سازد. وی بر این باور است که سرمایه ی اجتماعی در روشن ساختن یکی از مشکلات مهم تحلیل اجتماعی یا آنچه پیوند خرد ـ کلان نام گرفته است، سودمند است» (تاجبخش، 1384، 11).

«یکی از این رویکردها، که وجه بارز بیشتر جامعه شناسان است، کنشگر را کسی تعریف می کند که جامعه پذیری و کنش را رفتاری می داند که براساس حاکمیت هنجارهای اجتماعی، قواعد و مقررات و تکالیف الزام آور شکل می گیرد. مزیت این جریان فکری در قابلیت آن برای توصیف کنش در متن شرایط اجتماعی و نحوه شکل گرفتن در معرض قید و بندها واقع شدن، و هدایت دوباره و سمت و سو یافتن آن به وسیله شرایط اجتماعی است. رویکرد دیگر که وجه مشخص کار اقتصاددانان است، کنشگر را دارای اهدافی می بیند که به طور فردی بدان ها نایل آمده، مستقلاً عمل می کند و یکسره در پی منافع خویش است. فضیلت اصلی این جریان آن است که اصل بر حداکثر رساندن فایده است» (همان: 44). کلمن علی رغم انتقادها و تجدیدنظرهای موجود بر هر دری این جریانات فکری، اجمالاً مفهوم کنش عقلانی را در سر جای خود باقی می گذارد و سازمان اجتماعی و نهادی را به آن اضافه می کند و نهایتاً  هدف خود را متفاوت از آن ها می داند، به طوری در مقاله «نقش سرمایه ی اجتماعی در ایجاد سرمایه ی انسانی» می نویسد:

«من می خواهم مفهوم اصلی عمل عقلانی مورد اشاره اقتصاددانان را برای استفاده در تحلیل نظام های اجتماعی به معنای اخص آن، که شامل نظام های اقتصادی شده ولی به آن محدود نمی شود وارد کنم و این کار را چنان انجام می دهم که در این میان صدمه ای به اعتبار سازمان اجتماعی نخورد. مفهوم سرمایه ی اجتماعی ابزاری برای کمک به این مهم است.» (همان: 48)

کلمن سرمایه ی اجتماعی را بر مبنای کارکرد آن چنین توصیف می کند: سرمایه ی اجتماعی ذات واحدی نیست بلکه دارای عناصر متعددی است، ولی همه این عناصر دارای دو ویژگی مشترک هستند: نخست این که آن ها همگی شامل برخی جنبه های ساختار اجتماعی هستند، بدین معنی که سرمایه ی اجتماعی در ساختار روابط میان کنشگران (اعم از اشخاص حقوقی یا حقیقی) نهفته است. و دومین نکته این است که سرمایه ی اجتماعی کنش های اجتماعی را تسهیل می کند. سرمایه ی اجتماعی مانند سایر اشکال سرمایه ی مولد است، یعنی تحقق اهداف معینی را که در نبودش محقق نمی شود امکان پذیر می گرداند. سرمایه ی اجتماعی مانند سرمایه ی فیزیکی انسانی کاملاً قابل معاوضه یا جانشینی بلکه ممکن است مختص فعالیت های معینی باشد، به عبارتی نوع معینی از سرمایه ی اجتماعی که در تسهیل کنش های معینی سودمند است، شاید برای کنش های دیگر بی فایده یا حتی زیان بخش باشد (همان: 11 و 49).

کلمن پنج منبع از سرمایه ی اجتماعی را مورد بحث قرار داده است، به این معنی که سرمایه ی اجتماعی از طریق این پنج منبع سبب تسهیل کنش می شود: تکالیف و انتظارات، مجاری اطلاعاتی، هنجارهای اجتماعی، روابط اقتدار، و سازمان اجتماعی انطباق پذیر. از سرمایه ی اجتماعی تعاریف مختلفی ارائه گردیده است. یکی از تعاریف مطرح امنیت که سرمایه ی اجتماعی مجموعه هنجارهای موجود در سیستم های اجتماعی است که موجب ارتقای سطح همکاری اعضای آن جامعه گردیده و موجب پایین آمدن سطح هزینه های تبادلات و ارتباطات می گردد. سرمایه ی اجتماعی را می توان حاصل پدیده های ذیل در یک سیستم اجتماعی دانست: اعتماد متقابل، تعامل اجتماعی متقابل، گروه های اجتماعی، احساس هویت جمعی و گروهی، احساس وجود تصویری مشترک از آینده، کارگروهی.

یکی از مفاهیم مفید در تبیین مفهوم سرمایه ی اجتماعی، شبکه اعتماد است. شبکه اعتماد عبارت از گروهی است که براساس اعتماد متقابل به یکدیگر، از اطلاعات، هنجارها و ارزش های یکسانی در تبادلات فیمابین خود استفاده می کنند. از این رو، اعتماد فیمابین نقش زیادی در تسهیل فرآیندها و کاهش هزینه های مربوط به اینگونه تبادلات دارد. شبکه اجتماعی نیز به همین موضوع اشاره دارد. افراد وقتی در درون گروه ها قرار می گیرند با گروه ها تعاملاتی دارند و بین آن ها روابطی ایجاد می شود. شبکه ها نقش حیاتی در زندگی اجتماعی دارند و افراد می توانند از وجود شبکه ها برای مشورت در حل مشکلات، برای یافتن شغل، پیشرفت های شغلی، پیشرفت تحصیلی استفاده کنند. فوکویاما شبکه را گروهی از عاملان انفرادی می داند که در هنجارها و ارزش های فراتر از ارزش های متد اول بازار، مشترک هستند. مفهوم مفید بعدی شعاع اعتماد[2] است. تمامی گروه های اجتماعی دارای میزان خاصی از شعاع اعتمادند که به مفهوم میزان گستردگی دایره همکاری و اعتماد متقابل اعضای یک گروه است. بنابراین می توان گفت که هر چه یک گروه اجتماعی دارای شعاع «مرتبط» (اعتماد) بالاتری باشد سرمایه ی اجتماعی بیشتری نیز خواهد داشت. چنان چه یک گروه اجتماعی برون گرایی مثبتی نسبت به اعضای گروه های دیگر نیز داشته باشد، شعاع اعتماد این گروه از حد داخلی آن فراتر می رود (رضایی، 1385، 63)

در میان جامعه شناسان کلاسیک امیل دورکیم نسبت به دیگر جامعه شناسان تأکید بیشتری بر انسجام و همبستگی اجتماعی دارد. و نقش محوری برای این مفهوم در تحلیل های نظری خود قائل است. پرودیو در دوران معاصر نخستین کسی است که سرمایه ی اجتماعی را در چارچوب تفکر نئومارکسیم مفهوم بندی می کند. از دید وی سرمایه ی اجتماعی باید در ارتباط با میزان دسترسی به منابع قدرت در جامعه تفسیر شود. شاید مهمترین فردی که نام سرمایه ی اجتماعی با نام او پیوند خورده است رابرت پاتنام است. وی به کارکردهای اعتماد و هنجارهای اجتماعی در شکل گیری مبادلات و تعاملات اجتماعی توجه تام دارد. فوکویاما از طریق این مفهوم با مفهوم اعتماد و تعریف آن در چارچوب کاملاً اقتصادی بحث می کند. وی تلاش می کند تا تفاوت عملکرد اقتصادی کشورها را برحسب تفاوت میزان سرمایه ی اجتماعی را توضیح می دهد. بر اساس نتایج مبانی و چهارچوب نظری تحقیق که با الهام از نظرات کلمن (1988)، پوتنام (1995) و فوکویاما (1999) به صورت ترکیبی شکل گرفته است. این سه شاخص عبارت اند از، اعتماد اجتماعی، احساس تعهد اجتماعی و احساس تعلق اجتماعی.

 

2-3-2- نظریه کلاس افه و سوزان فوش[3]

افه و فوش در مقاله خود سرمایه ی اجتماعی را به عنوان یک منبع با مالکیت جمعی متعلق به محله، جوامع، مناطقع و بخش ها معرفی نموده اند و آن را متغیر، کوچک و بزرگ و یا زیاد و کم می­دانند. آنان مفهوم سرمایه ی اجتماعی را با سه عنصر اصلی معرفی می کنند: آگاهی و توجه، اعتماد و انجمن پذیری.

[1] .Colman

[2] . radiusoftrast

[3] . Oufeh & foosh

متن کامل :

دانلود پایان نامه ارشد – تاثیر آموزش کنترل پرخاشگری والدین بر کاهش علائم نافرمانی در کودکان مبتلا به نافرمانی …

2-2-9 ویژگی های کودکان دارای علائم اختلال نافرمانی مقابله ای

کودکان دارای علائم اختلال نافرمانی مقابله ای ارتباطات نامتعادلی با والدین، همسالان و معلمین دارند. در مقیاس سازگاری اجتماعی، 2 انحراف معیار از حد نرمال پایین تر هستند، البته آسیب اجتماعی بیشتر از کودکان دارای علائم اختلال دو قطبی، افسردگی ماژور و اختلالات اضطراب چندگانه است.در مقایسه با اختلال نافرمانی مقابله ای تنها اختلال سلوک واختلال تحولی پیشرونده تفاوت قابل ملاحضه ای در سازگاری اجتماعی نشان نداده اند (اسکولوز و تریون، 2007). تئوری های اخیر تصور کرده اند که کودکان با اختلال نافرمانی کمبودهایی را در یک مهارت مجزا دارا می باشند که به رفتار نافرمانی منجر می شود. از قرار معلوم کودک ناشایست که پاسخ به تقاضای والدین را رد می کند ممکن است فاقد مهارت های عاطفی و شناختی مورد نیاز برای انجام تقاضای بزرگترها باشد. اینکه کودک دیگران را بخاطر رفتار بد خود مقصر دانسته و سرزنش می کند ممکن است نشان دهنده نقص هایی در مهارت های شناختی اجرایی باشد. توانایی حافظه، مدیریت تغییر رفتار و سازماندهی مهارت حل مسأله، توانایی کودک برای انجام دستورات بزرگترها را تعیین می کند. چنین کمبودهایی اگر با عوامل دیگر مانند تعامل نادرست والد-کودک ترکیب شود می تواند اختلال نافرمانی را ایجاد کند(واتسون، 2003)

2-2-9-1 ویژگی های رفتاری در خانه

کودکان لجباز در برابر دستورات از خود مقاومت نشان می دهند و نارضایتی خود را از عملی که حتی ممکن است مورد علاقه شان باشد اعلام می دارند. خواسته های خود را با بهانه گیری و گریه مطرح کرده و می کوشند آنرا به هر طریقی که ممکن است به دست آورند. گاهی در برابر دستورات والدین راه مسخرگی را در پیش گرفته و در رابطه با امر و نهیشان سرکش می شوند. گاهی لجبازی در خوردن و خوابیدن است، جسارت به میهمان و میزبان است. حتی ممکن است با گرسنگی و ناراحتی بخوابند ولی تسلیم رای و نظر دیگران نشوند. (قائمی، 1366)

2-2-9-2 ویژگی رفتاری در مدرسه

به طور آشکارا با هرچه معلم برای آن ارزش قائل است، مخالفت می ورزند. اگر معلم از آنها چیزی بخواهد، یا آن را انجام نمی دهند یا بسیار آهسته و تفریحی تا به بقیه بچه ها نشان دهند که نظر معلم مهم نیست. در هنگام انجام این تکالیف خاص ممکن است به انجام تکالیف دیگر بپردازند. تذکرات معلم را در مورد نحوه انجام تکالیف نادیده می گیرند. معمولی ترین روش مقاومت آنها در کلاس عبارت است از انجام ندادن تکالیف(نایئنیان و بیابانگرد، 1377)

2-2-9-3 ویژگی شناختی

این کودکان در مدرسه پیشرفت خوبی ندارند. کاوال و والکر[2](1999 به نقل از گیمپل وهالند، 2003) مطرح کرده اند که ناتوانی انجام تکالیف در مدرسه نمی تواند به فاکتورهای جسمی، حسی و هوشی نسبت داده شود. اجرای ضعیف تحصیلی همچنین باعث محدویت در روابط بین فردی رضایت بخش و ایجاد افسردگی می شود.(کان، 2004). اتگینز وامسی کی[3] (1996) بیان کرده اند که کمبودهای تحصیلی ممکن است از درجه بالایی از رفتارهای منفی ناشی شود که باعث می شود دانش آموزان، آموزش اصلی را از دست بدهندیا معلمان از اصرار به دانش آموزان جهت انجام تکالیف درسی دلسرد شوند، آنها پیشنهاد می کنند که اگر پیشرفت تحصیلی بهبود یابد می تواند بر فاکتورهای دیگر مانند ایجاد خودپنداره مثبت، هویت نژادی، ابراز همدلی، تعیین و دستیابی اهداف شغلی، حمایت تحصیلی و خانوادگی، مشارکت در فعالیت های تفریحی، بهره مندی از حمایت مثبت همسالان و خدمات اجتماعی و تحصیلی تاثیر گذارد (کاری، اسپلز و دیکلن[4]، 2001). مشکل است تعیین کنیم که آیا اجرای تحصیلی ضعیف ایجاد کننده مشکلات رفتاری است ویا برعکس در حالی که این دو متغییر از یکدیگر مستقل هستند. اتگینز(1996 به نقل از باری، 2001) مطرح کرده که دانش آموزان دارای علائم اختلالات رفتاری که معلم خصوصی دارند از لحاظ تحصیلی و اجتماعی بهبود بیشتری را نشان می دهند.

 

2-2-9-4 ویژگی عاطفی

کودکان نافرمان بسیار زود عصبانی می شوند آنچنان که در برابر کمترین رنج و ناراحتی به منتهای خشم و ناراحتی رسیده و کارهای ایذایی خود را آغاز می کنند. پای به زمین می کوبند، رود زمین دراز می کشند، به شدت اشک می ریزند، عرصه زندگی را بر دیگران تنگ می کنند، گاهی دق دل خود را سر دیگران خالی کردهو اگر دستشان به آنها نرسد ناراحتی خود را سر اشیا و اسباب بازی در می آورند. این کودکان برای اینکه خود را از عوارض سرکشی دور دارند خود را بی گناه جلوه داده و سر از دلیل تراشی در می آورند و عملاً نشان می دهند که والدین آنها مقصرند و باعث زحمت آنها شده اند. (قائمی، 1366)

2-2-9-5 دلبستگی

همچنان که نوزاد رشد می کند، یکی از اواع دلبستگی بین کودک و مراقبت کننده اولیه که معمولاً والدین و مخصوصاً مادر است در کودک شکل می گیرد. بالی(1982) دلبستگی را یک سیستم بیولوژیکال ذاتی در همه انسانها دانسته است. از لحاظ رفتاری، دلبستگی طلب نزدیکی و حفظ آن می باشد. 2 شکل دلبستگی در زیر توضیح داده شده است.

الف- دلبستگی ایمن: کودکی که دلبستگی ایمن دارد، یک احساس امنیت جهت اکتشاف جهان اطرافش و رشد سالم هویت خود دارد. هنگان احساس تهدید، کودک ارتباط با والدین را جستجو می کند. دلبستگی ایمن در کودکی برای دلبستگی ایمن در بزرگسالی لازم و ضروری است.

ب- دلبستگی ناایمن: که در این نوع دلبستگی کودک به تلاش کمی برای کشف محیط می پردازد.کودک اغلب کج خلق و آشفته به نظر می آید. کودک امنیت و آسایش را از والدین دریافت نکرده است ودر اینجا مشکلات تعاملی والد-کودک آغاز خواهد شد. طبق تئوری دلبستگی، هر کودک نیاز اساسی به امنیت، حمایت و محبت دارد. نتایج دلبستگی ایمن عبارتند از بیگانگی، سوء ظن ، خشم، درماندگی و نداشتن مسئولیت رفتار(اسکالز، 1999). این کودکان رفتارشان از بیرون کنترل می شودو یک منبع درونی جهت کنترل رفتار ندارند. بنابراین مسئولیتی برای رفتارشان نداردو پرخاشگگر و مخرب می شوند(باری،2001). رفتارهای منفی ممکن است راهی باشد که کودک از طریق آن بتواند پاسخی را از والد دریافت کند(کن و هورس[5]، 2006). کازدین(1987)مطرح کرده است که رفتارهای نافرمانی از فرایند نامناسب دلبستگی بین والد- کودک ناشی می شود. رفتارهای مقابلای از یک دلبستگی نا ایمن ناشی می شودکه در آن فرد احساس نزدیکی به خانواده را کسب نمی کند. رفتار در جوانی و بزرگسالی به نظر می رسد، نتیجه ای از رفتارهای دلبستگی تجربه شده در کودکی باشد(اسکولوز و تریون،2007). گرینبرگ (1999) ارتباط بین نمونه های دلبستگی و رفتارهای مقابله ای را مطالعه کرده است. او در مطالعات خود تلاش کرده است والدین را تشویق کند تا توجه، نزدیکی و تماس با کودکشان را ادامه دهند. مطالعه شاو و همکاران (2001) نیز نشان داده است که بین بروز اختلال نافرمانی و رفتارهای دلبستگی در کودکی رابطه وجود دارد(کازدین و وایتلی،2003).

بررسی تاثیر آموزش کنترل پرخاشگری والدین بر کاهش علائم نافرمانی در کودکان مبتلا به نافرمانی مقابله ای

2-2-10- ضرورت انجام مداخله برای کودکان دارای علائم اختلال نافرمانی مقابله ای

طبق گزارش DSM-IV-TR ، 16 درصد کودکان دارای علائم اختلال نافرمانی مقابله ای هستند(کاپلا و سادوک، 1379 ترجمه پورافکاری). کازدین(1987) مطرح کرده است که کودکان با اختلالات رفتاری بین 2/1 تا 3/1 کودکان و نوجوانان ارجاع داده شده به کلینیک های روانپزشکی هستند. اختلالات رفتاری دلیل بسیار رایجی برای ارجاع کودکان به مراکز خدمات سلامت روان است. کودکان با اختلالات رفتاری احتمالاً از مدرسه اخراج می شوند، بیکارند و رفتارهای اجتماعی مناسبی ندارند(کازدین و وایتلی، 2003).

[1]- Petty & Mick

[2]- Kaval & Walker

[3]- Etkins & Mckey

[4]- Coy & Speltz & Deklyen

هویت -بـررسی سبـک پوشش زنـان و عـوامل موثر بر آن

شخص در یک شهر بزرگ ترجیح می دهد به گونه ای حساب شده مصرف نماید تا بوسیله آن دارای یک “حس هویتی”گردد که آرزوی رسیدن به آن را دارد .به عنوان مثال ،انواع دکراسیون منزل و یا لباسی که یک شخص بخصوص مورد استفاده قرار می دهد.مجموعه ای از علایم می باشند که جدای از دیگران بوده و فرد می خواهد از طریق آنها توسط دیگران شناخته شده و تعریف شود.زیمل مضمون هویت فردی را خوب توضیح داده است.

“ما  نیاز داریم جزیی از دیگران ،حلقه دوستان ،خانواده ،جامعه ،ملت و بخشی از بشریت باشیم،دیگران ما را جزیی از خود بدانند ،دوستمان بدارند و تاییدمان کنند ،همچنین نیاز داریم بر تمایز خود از دیگران پافشاری کنیم فردیت خود را به اثبات برسانیم و نشان دهیم که مسئولیت تضادهای حاصل از این فردیت را می پذیریم.”(آلتمن،73:1382)

زیمل در تحلیل خود از مد عنوان می کند که دو نیروی متضاد،تغییر در مد را پیش می برند .گروه های فرعی یا تابع سعی می کنند با نمادهای پایگاهی گروه های بالاتر منطبق شوند؛به گونه ای که به قله نردبان تحرک اجتماعی برسند . بر این اساس سبکهای مسلط از طبقات بالاتر سرچشمه می گیرند.( خسروی18:1375)

2-2-2-2-3 گافمن[1]

گافمن معتقد است افراد در چارچوب نظم تعاملی،درباره هویت های خود چک و چانه می زنند و با بسیج کردن مهارت های تعاملی شان در درون روال های موقعیتی (چارچوبی) تصویری از خود به دیگران ارایه می دهند تا مورد پذیرش آنان قرار گیرد.(جنکینز،121:1381)

در جریان زندگی روزمره ،ما خود را از طریق کنشهای متقابل ، به دیگران عرضه می کنیم.این فرایند از طرق روشهای مختلفی نظیر صحبت کردن،لباس پوشیدن و ..صورت می گیرد.در جریان این کنش متقابل،مرزهای خود و غیر خودی-یعنی آنها که به لحاظ هویتی با ما مشابه هستند و آنها که با ما تفاوت دارند-مشخص می شوند.

گافمن انتخاب مد را به هویت های متعددی که افراد معاصر موظف به انجام نقشهای مختلف هستند مربوط می داند. مُد مجالی برای فاصله گرفتن از نقش رسمی است  و موجب می شود سایر نقشها راهی برای ظهور پیدا کنند. همانطور که گافمن سالها قبل از مطرح شدن مبحث پست مدرنیست اشاره کرده است پوشاک عنصر اصلی در ” نظام موقعیتی فعال ” بشمار می آید، نظام خاص ارتباطی که در آن عامل ،انتخاب خود را برای یکی از هویت های چندگانه انجام داده یا تصمیم می گیرد کدام هویت خود را در یک موقعیت خاص در اولویت قرار دهد (گافمن، 1961).

طبق نظر گافمن فکر دائمی برای تغییر و تمایل به تمایز  خودمان با سایرین و بیشتر با توجه به اینکه دیگران معمولاً چه انتظاری از ما دارند عنصر اصلی علاقمندی ما به مد بشمار می آید که ابزاری برای کنترل تصور  خودمان در اذهان دیگران را در اختیار ما قرار می دهد. ” فاصله  از نقش نسبت به نقش مانند مُد است نسبت به عرف ” (گافمن، 1961). در عین حال قبل از آنکه سایر افراد شروع به صحبت کنند این ظاهر و پوشاک آنهاست که بر ادراکات ما از آنها تأثیر می گذارد. در تصمیم گیری برای آغاز هرگونه ارتباطی، در ابتدا به ارزیابی ظاهر بیرونی شخص می پردازیم. نکته متناقض در اینجا آنست که برای فهمیدن آنچه در پشت ظاهر یک فرد قرار دارد باید در ابتدا قضاوت خود را بر اساس ظاهر او قرار دهیم (گافمن، 1959).

اهمیتی که گافمن برای عرضه خود در تعامل اجتماعی قایل بود به همین دلیل است، گر چه مردم بر پیامهایی که راجع به خودشان برای دیگران می فرستند تا حدودی کنترل دارند اما ما از این لحاظ که نمی توانیم از دریافت یا تفسیر صحیح آنها مطمئن شویم یا این که به طور قطع از این که پیامها اصلا دریافت و تفسیر شونداطمینان حاصل کنیم در وضع نامساعدی به سر می بریم(جنکینز،37:1381)

گافمن در این زمینه اهمیتی را برای راهبردهای مدیریت تاثیر گذار قایل است(ریتزر:29،1382) مدیریت تاثیر گذار وجه نمایشی هویت اجتماعی و این واقعیت را که هویت اجتماعی در قالب عمل اجتماعی تجسم می یابد به خاطر آورد.موضوع مهمی که گافمن فرض کرده این است این است که افراد به طور آگاهانه اهداف خود  را دنبال می کنند آن ها در صدد آن هستند چیزی یا کسی باشند .یا آن که آن طور به نظر برسند تا بتوانند با موقعیت هویت های اجتماعی خاصی را به دست بیاورند.(جنکینز،38:1381)

اساس نوشته های گافمن این است که افراد به ناچار وارد اجتماع می شوند و باید بهترین وجه ممکن در آن پیشرفت کنند در این خصوص می تواند دید که اولویت تعیین کننده ای به ساختار اجتماعی داده شده است که در درون آن ارایه خود در زندگی هر روزه تشریفات و شعایر و کنش متقابل،تاثیر گذاری و شیوه های دیگر که مردم با بهره گرفتن از آن ها بیشتر زندگی را در می نوردند رخ می دهد.(کیوسیتو،163:1380)

خرید و دانلود فایل (متن کامل پایان نامه ) با فرمت ورد در لینک زیر :

wq

بـررسی سبـک پوشش زنـان و عـوامل موثر بر آن در شـهر مشهد 

گافمن در این خصوص پیشنهاد می کند،باید توجه خویش را به پیوند سنت  بین عمل های کنش متقابلی و ساخت های اجتماعی،معطوف کرد(لوپزو اسکات:152،1385)گافمن مانند خود آیینه سان کولی بر آن بودکه نمی توان حس هویت فردی  را بدون  حمایت آشکار یا ضمنی دیگران به وجود آورد و حفظ کرد.بنابراین این گونه کنش های متقابل معمولی ،مانند کنش های متقابلی که در رفتارهای مودبانه ی  عادی و هر روزه رخ می دهد.به هیچ وجه بی اهمیت نیست و بر عکس اهمیتی حیاتی در کمک به مردم برای ابراز هویت شان نشان دارد.(کیویستو،163:1380)

پایان نامه ارشد: بـررسی سبـک پوشش زنـان و عـوامل موثر بر آن

در هر جامعه ای نیک و بد،زیبا و زشت ،شرافتمندانه و ننگبار و به طور کلی ارزش های معلوم و معینی وجو دارد.ارزش های اجتماعی به عوامل و عناصری اطلاق می شود که اکثریت جامعه به اهمیت و اعتبار آن پی برده و به صورت واقعیت ها و اموری در آمده اند که نیازهای مادی و معنوی افراد جامعه را بر آورده می سازند؛به بیانی دیگر هر چیزی که برای یک نظام اجتماعی مورد نیاز،محترم و مقدس،خواستنی و مطلوب تلقی شود،جزء ارزشهای آن جامعه است. (ستوده،47:1380)ارزش ها نیز در حقیقت مفاهیم جمعی هستند که فرهنگ یک جامعه در قالب مجموعه ای کلی از هدف ها برای اعضایش تدارک می بینند.ارزش های اجتماعی تعیین می کنند که برای مردم یک جامعه چه چیز مهم است و چه چیز از نظر اخلاقی درست است.ارزش ها بر رفتار افراد موثر هستند و به عنوان ضابطه ای به منظور ارزیابی اعمال دیگران مورد استفاده قرار می گیرند.معمولا رابطه مستقیمی میان ارزش ها،هنجارها و قضاوت های جامعه وجود دارد.(محسنی تبریزی،67:1376)

خرید و دانلود فایل (متن کامل پایان نامه ) با فرمت ورد در لینک زیر :

wq

بـررسی سبـک پوشش زنـان و عـوامل موثر بر آن در شـهر مشهد 

دانلود پایان نامه ارشد گرایش جوانان به شبکه های اجتماعی مجازی

2-2-3- آینده شبکه های اجتماعی:

با توجه به روند رو به رشد استفاده از اینترنت، پیوسته قابلیت های جدیدی به این پدیده افزوده می شود و بشر کارکردی تازه از آن می­طلبد. از همین روی می توان پیش بینی کرد که شبکه های اجتماعی، به مثابه تابعی از اینترنت، در آینده برای زندگی انسان ها بسیار مهم تر خواهند بود زیرا پایگاه ها گسترش بیشتری خواهند یافت؛ به گونه ای که برنامه های کامپیوتری به منظور سهولت زندگی فیزیکی اشخاص از طریق شبکه های مجازی، قابلیت حمل، حضور و آگاهی از مکان را نیز شامل خواهند شد. به این ترتیب، افراد خواهند توانست شبکه اجتماعی را در جیب خود حمل کنند. همچنین از این طریق شما نه تنها خواهید دانست که کدام  یک از دوستانتان برخط است بلکه نزدیک ترین دوست خود را نیز خواهی یافت. سیستم های مکان یاب تجارت های منطقه ای و آگهی های تبلیغاتی را بر اساس علاقه مندی هایی که اشخاص در پروفایل خود ذکرکرده اند به آنها منتقل می کنند. مسافران تجاری به آسانی می توانند با همکاران و مشتریان خود در کنفرانس ها و محافل تجاری ملاقات کنند. محتمل است که در آینده شبکه های اجتماعی با پیشرفت فناوری به گونه ای باشد که بتوانیم با بهره گرفتن از دستگاهی که دارای مکان یاب است از همه جزئیات محیط پیرامون خود آگاه شویم به این گونه که با اسکن تصویر آن شخص یا مکان بتوانیم از طریق مطالبی که در اشخاص در شبکه های اجتماعی وارد کرده اند، از آنها اطلاعاتی به دست آوریم. برای نمونه می توان با اسکن تصویر شخصی که در خیابان مشاهده می شود، دانست که نام او چیست، به چه چیزهایی علاقه دارد و… همچنین در آینده شبکه های اجتماعی هوشمندتر خواهند شد به گونه ای که پایگاه های اجتماعی اطلاعات کاربران را از میان وب خواهند کاوید. همچنین شبکه های اجتماعی بوک مارک[2]مانند دیگر شبکه های اجتماعی ممزوج خواهند شد و با فناوری های خودآموز نظیر پاندورا[3] یا استامبل آپون[4] تقویت خواهند شد و پایگاه هایی که کارکردهای برچسب زدن دارند مانند فیلکر[5] شبکه های اجتماعی را بهبود خواهند بخشید.
در آینده، پایگاه اجتماعی علایق شما را بر اساس کارهایی که در پایگاه انجام داده اید، یعنی پایگاه ای که مشاهده کرده اید، مقالاتی که خوانده اید، موسیقی هایی که گوش داده اید، دوستانی که با آنها چت کرده اید و علاقه مندی های آنها خواهد شناخت. چنین اطلاعاتی کاربران را از تغییراتی که در اخبار رخ می دهد آگاه می کند و از بمباران اصوات و اطلاعات ناخواسته  مصون می دارد. به این ترتیب کاربر در یک پایگاه کاملاً سفارشی رها خواهد بود و کاربران دیگر کمترین ورود مستقیمی به قلمرو او نخواهند داشت(بخشیان، 1393: 7-5).

شاید در آینده بتوان به فناوری هایی دست یافت که شبکه های اجتماعی بتوانند تعامل بیشتری با هم داشته باشند به گونه ای که کاربر با عضویت در یک شبکه اجتماعی بتواند از خدمات شبکه های اجتماعی دیگر نیز بهره برد البته این کار باید بر اساس توافق نامه صورت گیرد و شبکه های اجتماعی شرایط و وضعیت خود را در آن ارائه دهند. این کار در حال حاضر نیز در حد محدود انجام می گیرد که در آن «دو شبکه اجتماعی Cliqset و Status.net برای اولین بار در تاریخ اینترنت امکانی را برای اعضای خود فراهم کرده اند که از طریق آن کاربران می توانند با حساب کاربری خود تنها در یکی از این شبکه ها با موجودیت کاملاً مستقل در وب که استفاده عمومی نیز دارد ارتباط برقرار کنند؛ بدون نیاز به اینکه در هر یک از این سرویس ها دارای حساب کاربری باشند. این دو شبکه توسط پروتکلی به نام Salmon کار می کنند که در حال حاضر نیز گوگل برای سرویس خود آن را در دست اجرا دارد» همان گونه که وب 1 از سوی مدیران به پیش می رفت و وب 2 به وسیله کاربران به ایجاد محتوا می پرداخت، آینده شبکه های اجتماعی بر روابط کاربر و محتوا مبتنی است که رفتار کاربر برای سازمان دادن محتوا آن را مستدل می­کند. شاید در واقع بتوان گفت شبکه های اجتماعی آینده گونه ای از تجسم و عینیت یافتن هوش مصنوعی باشند که در آن پایگاه می تواند به گونه  حقیقی کاربرانی را که دارای علایق همسان اند در یک جا گرد آورد. چنین شبکه های اجتماعی بدون نیاز به تکمیل پرسش نامه های طویل کاربرانی را که علایق سازگار دارند گرد هم می آورند. هر زمان که کاربری به لینکی کلیک می­کند یا به مطلب وبلاگی امتیاز می دهد یا در موضوع خاصی چت می کند. این پایگاه به او در بهبود و اتقای شبکه اجتماعی اش کمک می­کند. بر اساس آنچه گفته شد شاید ناروا نباشد که بگوییم شبکه های اجتماعی مجازی در آینده پیوند وسیع تری با اجتماعات حقیقی خواهند داشت به گونه ای که نمی توان مرزی بین این دو در نظر گرفت. وجود شبکه های اجتماعی تخصصی در زمینه های فنی، پزشکی، ادبی، و… شاید در آینده به گونه ای پیشرفت کند که همه فعالیت این متخصصان در همین محیط صورت پذیرد و نیاز کمتری به تجمع های فیزیکی وجود داشته باشد(سازمان ملی جوان، 1384: 46-45). در سال های اخیر، با ارائه ی نسل های جدید تلفن ها و تبلت های هوشمند به بازار، شبکه های اجتماعی و نرم افزارهای اجتماعی وارد تلفن ها همراه شدند و توانستند کاربران زیادی را جذب کنند. علاوه بر این، ارائه ی نسل های سه و چهار شبکه ی تلفن همراه، زیرساخت ارتباطی مورد نیاز برای توسعه ی رسانه ها و نرم افزارهای اجتماعی را در تلفن همراه فراهم کرد. نسل جدید شبکه ی تلفن همراه با رویکرد چندرسانه ای است. تری جی برخلاف جی اس ام که نسلی برای انتقال صدا و اطلاعات بود، سرعت بالا برای انتقال چندرسانه ای را فراهم می سازد. در نسل سوم همه چیز در قالب اطلاعات دیجیتال منتقل می شود. با سرعت نسبتاً بالایی که در تلفن های نسل سوم پیش بینی شده است، امکاناتی از قبیل تلفن های تصویری بی سیم، با کیفیت مناسب مقدور خواهد بود. انتظار می رود طی سال های 2013 تا 2014 نسل چهارم واقعی تلفن همراه، که پروتکل شبکه ی آن اساساً مبتنی بر اینترنت (IP) خواهد بود، منجر به ایجاد امکان اتصال پهن باند چندگیگابیتی شود. نسل چهارم، یک راه حل جامع برمبنای IP برای انتقال صدا، تصویر و داده استفاده می کند و برپایه ی اصل هر جا و هر زمان، داده ها را با سرعتی بسیار بالاتر از نسل های قبل در اختیار کاربر قرار می دهد. در نسل چهارم، برای ارتباط در حال حرکت، مانند استفاده در قطار یا خودرو، حداکثر سرعت 100 مگابیت در ثانیه و برای ارتباطات نسبتاً ثابت و بدون جابه جایی، مانند کاربران پیاده رو یا ساکن، یک گیگابیت در ثانیه است. بنابراین عوامل گوناگونی مانند پیشرفت و توسعه ی شبکه های اجتماعی مجازی، نرم افزار ها و اپلیکیشن های متنوع و گسترش زیرساخت های ارتباطی، به شکل روزافزونی موجب توسعه ی رسانه های اجتماعی در تلفن های همراه می شود. در سال های اخیر، نرم افزارهای اجتماعی مختلفی برای پلتفرم های تلفن های هوشمند توسط شرکت ها عرضه شد. همچنین شبکه های اجتماعی اینترنتی مانند فیسبوک، نسخه ی موبایل خود را به کاربران عرضه کرده اند. برخی برای توصیف و تقسیم بندی وسایل جدید ارتباطی که زمینه ی ارتباطات اجتماعی را فراهم می کنند، از اصطلاح نرم افزار اجتماعی استفاده می کنند. ویژگی نرم افزارهای اجتماعی را فراهم کردن تعامل در سطح بالا و پشتیبانی از کنش متقابل نمادین می دانند. ابزارهای ارتباطی این نرم افزار ها کار گردآوری، ذخیره و عرضه ی اطلاعات را به صورت نوشتاری و یا صوتی و تصویری انجام می دهد.  ابزارهای تعاملی در واقع نقش واسطه برای تعامل بین گروهی از کاربران را ایفا می کند. بسیاری از کاربران این اصطلاح را فقط به فناوری های اینترنتی جدیدتری مثل ویکی ها و وبلاگ ها و شبکه های اجتماعی اطلاق می کنند اما بسیاری معتقدند که اصطلاح نرم افزارهای اجتماعی را فقط نباید به یک یا چند نرم افزار خاص اطلاق کرد، بلکه باید آن را به ارتباطات رایانه ای اطلاق کرد که باعث شکل گیری یک گروه و اجتماعی از کاربران اینترنت می شود. از این رو، نرم افزارهای اجتماعی دامنه ی وسیعی از شبکه سازی حول بازی، اشتراک محتوا، مدیریت رابطه، خرید و فروش و گفت وگو را شامل می شود(بهرامی، 1392: 4-3).

[1]- Orkut

[2]-Book Mark

[3]- Pandora

 

[4]- StumbleUpon upon

2-6-خانواده بی سرپرست:

خانواده بی سرپرست به خانواده ای گفته می شود که به طور موقت یا دائم سرپرست خود را از دست داده باشد. خانواده های بی سرپرست به دو دسته تقسیم می شوند:

  1. افراد بدون خانواده و خانواده هایی که به دلیل از دست دادن سرپرست خود بدون استفاده از حمایت های مالی و خدماتی، توانایی امرار معاش و گذران زندگی را ندارند.
  2. افراد و خانواده هایی که با وجود داشتن سرپرست، به دلیل وجود مشکلات اقتصادی و اجتماعی، به آن درجه از آسیب پذیری رسیده اند که بدون پشتیبانی و کمک های مالی و خدماتی قادر به تأمین حداقل نیازهای اساسی زندگی خویش نیستند.

افراد خانواده های بی سرپرست و نیازمند، شامل کودکان بی سرپرست و خانواده، خردسالان زیر سن مدرسه، کودکان و نوجوانان متعلق به خانواده های بی سرپرست، خانواده های پر اولاد و کم درآمد، خانواده ها و جوانان آسیب پذیر و کم بهره، و سالمندان نیازمند و بدون خانواده است.

2-7-فرزندخواندگی:

فرزندخواندگی جریان اجتماعی و قانونی پدر شدن یا مادر شدن است. بعد از آنکه مردی یا زنی، یا زن و شوهری، کودکی را به فرزندی می پذیرند، حقوق و مناسبات متقابل آنان همه ی پدران و مادران واقعی و کودکان آنها می شوند.

2-8-محل نگداری کودکان بی سرپرست:

2-8-1-شبانه روزی:

به مکان بسته ای که مجموعه ای از فرزندان دور از خانواده در آن زندگی می کنند شبانه روزی گفته می شود. پرورشگاه، دار الایتام، شبه خانواده و کانون کودک نیز واژه های مترادف شبانه روزی اند.

2-8-2-خوابگاه:

خوابگاه، حکم اتاق خواب جمعی کودکان را دارد که مطالعه، استراحت، غذاخوری، و حتی پاره ای از بازی های کودکان در این اتاق که در واقع سالنی بزرگ است انجام می شود.

2-8-3-پرورشگاه:

مؤسسه ای رفاهی – تربیتی است که کودکان و نوجوانان بی سرپرست را از بدو تولد تا سن قانونی نگهداری و سرپرستی می کنند.

 

 

2-8-4-مهدکودک:

مؤسسه ای برای نگهداری، پرورش جسمانی، عقلانی، روانی و اجتماعی کودکان سالم از نوزادی تا سن ورود به کودکستان است. در مهد کودک، مربی کودک، مشاور روانی، مشاور اجتماعی یا مددکار اجتماعی و کارشناس تغذیه و مشاور بهداشتی و پزشکی با یکدیگر همکاری دارند.

2-8-5-کانون اصلاح و تربیت:

کانون اصلاح و تربیت مرکزی است که نگهداری، تهذیب و تربیت اطفالی را که حسب مقررات قانون توسط دادگاه کودکان بزهکار به آن سپرده می شود به عهده می گیرد. این کانون دارای سه قسمت است: قسمت نگهداری موقت، قسمت اصلاح و تربیت و زندان.

کودکانی که هنوز از طرف دادگاه در مورد ایشان تصمیمی اتخاذ نشده است در قسمت نگهداری موقت مراقبت می شوند.

در قسمت های اصلاح و تربیت فرزندان، اطفالی که محکوم شده باشند طبق رأی دادگاه نگهداری می شوند.

2-8-6-خانه شبانه روزی، شبه خانواده:

نهادی اقامتی، زیستی و اجتماعی است که تحت سرپرستی و مراقبت اشخاصی مانند یک زن و شوهر یا مربیان زن و مرد که به صورت یک خانواده زندگی می کنند، امکان زندگی و پرورش و آموزش تعدادی کودک و نوجوان بی سرپرست را فراهم می کند. فلسفه ی تأسیس خانه شبانه روزی، ایجاد یک محیط نسبتاً طبیعی خانوادگی و برقرار کردن ارتباط های صمیمانه و عاطفی بین کودکان و سرپرستان (شبه پدر و مادر) است.

2-8-7-شیرخوارگاه:

شیرخوارگاه واحدی است که از کودکان بی سرپرست در سنین نوزادی تا پایان 2 سالگی نگهداری و مراقبت می کند.

2-8-8-خانه نوباوگان:

خانه نوباوگان، واحدی است که سرپرستی از کودکان بی سرپرست پذیرش شده در سنین 3 تا 6 سالگی را بر عهده دارد.

2-8-9-شبانه روزی مجتمع خدمات حمایتی:

یکی از واحدهای فعالیت مجتمع های حمایتی است که از فرزندان 6 الی 12 ساله به تفکیک سن و جنس نگهداری و مراقبت می کند.

2-8-10-شبانه روزی مستقل:

واحد مستقلی است که از فرزندان 12 تا 18 ساله تمام به تفکیک سن و جنس نگهداری و مراقبت می کند.

2-9-روندها وگرایش ها :

با تشکیل سازمان بهزیستی  کشور در سال 1359،به لحاظ تاکید نظام بر حفظ بافت خانواده و حراست و حمایت از کیان ان، دولت با انواع سرمایه گذاری ها کوشید که فرزندان شبانه روزی ها با پرداخت مقرری به خانواده های آنان بسپارد، به طوری که جمعیت فرزندان نگهداری شده در شبانه روزی ها و شیر خوارگاه های سراسر کشور در سال 1364 به حدود یک هزار نفر رسید فعالیت های سازمان  بهزیستی پس از تأسیس درسه شاخه امور توانبخشی، امور حمایتی و امور عمومی متمرکز شد. فرزندانی که به نوعی از حمایت و سرپرستی خانواده محروم بوده و دارای عارضه اجتماعی بی سر پرستی بودند  چون سایر افراد دارای آسیب های اجتماعی، تحت سرپرستی بهزیستی قرار گرفتند.

سازمان بهزیستی برای حمایت از خانواده های بی سرپرست به ایجاد مجتمع های خدمات حمایتی اقدام کرده است  که تحت نظر معاونت حمایتی سازمان فعالیت می کنند.  ایجاد مجتمع های خدمات حمایتی، در جهت پیشگیری از ورود فرزندان خانواده های  نیازمند و بی سرپرست به پرورشگاه است.  مجتمع خدمات رفاهی سازمان چند خدمت رفاهی نظیر حمایت از خانواده های بی سرپرست، ایجاد و اداره ی مهد کودک، حرفه آموزی به افراد خانواده های بی سرپرست، تنظیم و اجرای برنامه برای جوانان، خدمات تولیدی، اجتماعی، مددکاری و ایجاد و اداره شبانه روزی برای نگهداری کودکان یتیم را انجام می دهد. سیاست اصلی سازمان بهزیستی در خصوص کودکان بی سرپرست، سپردن آنان به خانواده ها و یا بستگان و حمایت آنها از این طریق است با وجود این در مورد کودکان فاقد خانواده، فاقد سرپرست خویشاوندان نزدیک و خانواده های داوطلب، سازمان با ایجاد شبانه روزی در مشکل  شیرخوارگاه، شبانه روزی  مجتمع خدمات حمایتی، شبانه روزی مستقل و شبه خانواده به نگهداری، حمایت، تربیت و رسیدگی به وضعیت زندگی این افراد پرداخته است.

سازمان بهزیستی کشور به عنوان سازمانی حمایتی در تنظیم و اجرای برنامه های مربوط به سرپرستی فرزندان بی سرپرست در کشور فعالیت و نظارت کامل دارد. در حال نگهداری، سرپرستی و مراقبت از کودکان و فرزندان فاقد سرپرست تحت شش الگوی سر پرستی به شرح زیر صورت می گیرد.

انتقال به خانواده خودی، بستگان نسبی و سببی داوطلب و فرزندخواندگی.

شبه خانواده یا کودک پناه.

شیرخوارگاه و خانه نوباوگان.

خانه کودکان و نوجوانان.

خانه فرزندان.

خانه موقت کودکان و نوجوانان.

روش های چون فرزندخواندگی  استفاده از افراد و خانواده های داوطلب و واجد شرایطی که برای پذیرش و نگهداری یک یا حداکثر دو نفر از فرزندان سازمان اعلام آمادگی می کنند، در اولویت اول قرار دارد فرزندان تحت سرپرستی آنان به مراتب، آینده و آتیه بهتری در قیاس با فرزندان شبانه روزی ها یا خانه فرزندان خواهند داشت. برای اثبات این نظر حداقل برای کارشناسان و افراد ذیصلاح نیاز به استدلال و تحقیق نیست.

شبه خانواده و خانه فرزندان برای اولین بار پس از وقوع انقلاب اسلامی به عنوان یک روش نگهداری از کودکان بی سر پرست و بدسرپرست در جامعه ما مطرح شد و مورد استفاده قرار گرفت. با وجود این شیوه ای طولانی در جهان دارد مثلاً قدمت آن در امریکا بیش از 70 سال است.  به طور خلاصه روند تغییرات پس از انقلاب را می توان به شرح زیر مطرح کرد:

کاهش تعداد فرزندان در واحد ها و گرایش به سمت خانواده از نظر تعداد و گشودن باب عاطفی با بستگان.

ترخیص الزامی پسران از سنین سربازی و ترغیب دختران به استقلال از راه ازدواج و اشتغال.

افزایش حمایت های جانبی از فرزندان جهت زندگی در خارج از محیط

دانشکده حقوق

پایان نامه برای دریافت درجه ارشد  در رشته حقوق

گرایش فقه و مبانی حقوق اسلامی

عنوان:

بررسی فقهی و حقوقی فرزند خواندگی با تاکید بر قانون جدید

حمایت از کودکان بی سر پرست و بد سرپرست

 

 

http://www.payanname.net/%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D9%82%D9%87%DB%8C-%D9%88-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%A7/

پایان نامه ارشد – بررسی نگرش به فساد اداری و عوامل اقتصادی اجتماعی مرتبط با آن

 

در جامعه ما، سازمان ها نقش نسبتاً غالب یا حداقل نقشی برجسته دارند و زندگی ما را شکل می دهند. ما در سازمان ها متولد می شویم، در سازمان ها به تحصیل می پردازیم و به وسیله آن­ها آموزش می بینیم و اغلب اوقات زندگی خود را در سازمان ها برای کارکردن می گذرانیم.

سازمان ها در جوامع صنعتی با تعدد و تنوع بیشتری حضور دارند در قدیم امور سازمان ها به سربازگیری، جمع آوی مالیات و مرزداری منحصر می شد، در حالی که امروزه برای انجام اهداف بسیار متنوع طراحی و ایجاد می شوند. نظیر اکتشاف (سازمان های پژوهشی)، اجتماعی شدن یا جامعه پذیری (مدارس و دانشگاه ها)، جامعه پذیری مجدد (تیمارستان ها و زندان ها)، تولید و توزیع کالاها (شرکت های صنعتی، بنگاه های عمده فروشی و خرده فروشی)، تدارک و ارائه خدمات (سازمان های خدماتی، مشاوره ای، تعمیراتی، مراقبت های پزشکی)، حفاظت از جان و مال (نیروهای نظامی و انتظامی، شرکت های بیمه و اتحادیه ها)، حفظ فرهنگ (موزه ها، نگارخانه ها، کتابخانه ها)، ارتباطات (شبکه های رادیویی و تلویزیونی، مخابرات، اینترنت) و ارائه خدمات تفریحی (باشگاه های ورزشی، پارک های جنگلی و پارک های وحش).

سازمان ها در جنبه های مختلف زندگی انسان به گونه ای نافذ تأثیر گذاشته اند. در این میان کارکردهای سیاسی سازمان ها حساس تر بوده است. نفوذ در حکومت و تصمیمات و خط مشی گذاری ها، دفاع از علایق و منافع فرد یا گروه خاص و اعمال نفود در تصویب قوانین به نفع خود از جمله اقدامات سازمان­ها در عرصه سیاسی است. از این رو شاید بتوان گفت یکی از مسائل مهم در دهه های اخیر، مسئله قدرت، نفوذ و تأثیرات سازمان ها بر جامعه است. امروزه سازمان ها ابزار قدرتمندی برای مداخلات سیاسی محسوب می شوند. سازمان های بزرگ با تکیه بر اقتدار و حق مالکیت و حاکمیت خود حتی تصمیمات و خط مشی های دولت را تحت الشعاع قرار می دهند و منافع آن ها را تهدید می کنند. برخی از صاحب نظران شکل گیری و توسعه بوروکراسی ها و سازمان ها را تهدیدی علیه دموکراسی محسوب می کنند، در حالی که عده ای دیگر آن ها را عناصری ضروری برای جامعه دموکراتیک می دانند. واقعیت این است که سازمان ها ابزار اعمال قدرت اند و می توان آن­ها را علیه دموکراسی یا برای حمایت از آن به کار گرفت. از زاویه دیگر، سازمان ها سخن گو و نماینده گروه های ذی نفوذ و ذی نفع برای فشار بر گروه ها و سازمان های دیگر به شمار می­روند. در عرصه فعالیت های اقتصادی نیز سازمان ها نیروهایی محسوب می شوند که از طریق تولید کالاها و ارائه خدمات، بخش عمده ای از جریانات اقتصادی جامعه را هدایت می کنند. آن ها کالاها و خدمات مورد نیاز مردم را فراهم می کنند و برای حداکثر ساختن سود و حفظ سهم خود در بازار، به توسعه شبکه های توزیع و هدایت سلیقه های مصرف کنندگان می پردازند.

از دیدگاه روان شناسان، سازمان ها محیط مناسبی هستند برای ارضای نیازهای اجتماعی افراد و نیاز به شخص و منزلت اجتماعی. در صورت طراحی محیط کاری مناسب در سازمان، افراد سازمان را متعلق به خود دانسته اند و خود را با سازمانی که در آن کار می کنند، معرفی و تعیین هویت می کنند. سازمان ها فضای مناسبی برای همکاری افراد مهیا می سازند و تأمین مایحتاج زندگی و ارضای نیازهای فیزیولوژیک آنان نیز معمولاً از طریق سازمان ها صورت می گیرد (همان، 1390: 33).

 

2-2-1-3-ماهیت فساد اداری

به نظر می رسد مناسب ترین مدخل به منظور ورود به مبحث فساد اداری، تجسم شمای کلی فساد باشد. در یک نگاه کلی، عمده ترین اقسام فساد عبارتند از: فساد سیاسی، فساد قانونی و فساد اداری که مورد اخیر دقیقاً در متن سازمان اتفاق می افتد و دو مورد اول یعنی فسادسیاسی و قانونی در سطوح کلانتر پدیدار می شوند. به هر حال هر سه مقوله فوق نتیجه تعاملات میان سیاستمداران، بوروکرات ها و شهروندان است.

فساد سیاسی به طور کلی یعنی استفاده از قدرت سیاسی به منظور تحقق اهداف شخصی و نامشروع. فساد سیاسی و قدرت همزاد یکدیگرند، یعنی تا زمانی که قدرت وجود نداشته باشد از فساد سیاسی نیز اثری نخواهد بود.

منظور از فساد قانونی، وضع قوانین تبعیض­آمیز به نفع سیاستمداران قدرتمند و طبقات مورد لطف دولت است. بر این اساس، این باور عمومی که فساد فقط شامل اعمالی می شود که مغایر با قانون باشد، چندان قابل اعتماد نیست.

در زمینه فساد اداری تعاریف متعددی ارائه شده است، از جمله تعاریف، فساد اداری به رفتار آن دسته از کارکنان بخش عمومی اطلاق می شود که برای منافع خصوصی خود، ضوابط پذیرفته شده را زیر پا می گذارند. به عبارتی فساد ابزاری نامشروع برای برآوردن خواستهای نامشروع از نظام اداری است (حسینی و فرهادی نژاد، 1380، 39).

 

2-2-1-4-علل ظهور فساد اداری

رخ دادن فساد اداری در هر شکل و زمینه که باشد مستلزم وجود دو وضعیت اساسی است که عبارتند از تمایل و فرصت. تمایل به ارتکاب تخلف و فرصت به مهیا­بودن شرایط محیطی مربوط می شود. چنانچه تمایل و فرصت یک جا فراهم شود فساد متولد خواهد شد و در صورت مهیا بودن سایر شرایط رشد خواهد کرد. مهم ترین دلایل پیدایش فساد اداری بدین شرح عنوان می گردد.

1- اختلاف فاحش میان سطح زندگی کارمندان دولت و سایر شهروندان: می توان توزیع نامناسب درآمد و تفاوت نسبتاً زیاد در سطح زندگی گروه های مختلف مردم را که منجر به ایجاد احساس بی عدالتی در اقشار آسیب پذیر می گردد، یکی از مهم ترین علل پیدایش فساد اداری معرفی کرد.

2- روابط خویشاوندی: در جوامع گرم از جمله ایران که روابط خویشاوندی سلطه بسیار بر روابط افراد دارد، اعضای خانواده و دوستان یک کارمند از او انتظار دارند که در مقام انجام امور ایشان، ضوابط و معیارها را نادیده بگیرد. لذا در این جوامع فساد اداری از نوع خویشاوند سالاری بیشتر خواهد بود. وجود پدیده هایی همچون سرمایه سیاسی و سرمایه اجتماعی نیز روایت گر تأثیر شرایط فرهنگی بر فساد اداری است. سرمایه اجتماعی به مجموعه دیونی اطلاق می شود که  افراد در مقابل یکدیگر در یک شبکه ارتباطی قرار دارند. سرمایه سیاسی نیز مجموعه دیونی است که ریشه در ارتباطات سیاسی افراد دارد. به طوری که هر چه ارتباطات سیاسی فرد بیشتر باشد، فرصت های سود آور تر بیشتری فراهم خواهد شد. در جوامع سنتی، برخورداری از سرمایه سیاسی و سرمایه اجتماعی در مقایسه با جوامع پیشرفته کارکرد بیشتری دارد.

3- وسعت دامنه دخالت های دولت در تصدی امور: عرصه های بروز فساد پا به پای پیچیدگی دستگاه دولت که وظایف جدید نظارت و مدیرت را نیز برعهده گرفته وسعت می یابد. دخالت دولت در بخش تصدی گری و ایفا گری نقش تولیدی و توزیعی، فرصت های زیادی برای سودجویی، رانت جویی و اخاذی توسط کارکنان بخش عمومی فراهم می آورد. همچنین دخالت های گسترده دولت در زمینه اختیار صدور مجوز برای فعالیت های گوناگون باعث می شود که متصدیان امر فرصت یابند دست به انتخاب متقاضیانی بزنند که چراغ سبز نشان داده اند.

دانشگاه پیام نور تهران

واحد رباط کریم(پرند)

پایان نامه

برای دریافت مدرک کارشناسی ارشد

رشته جامعه شناسی

عنوان پایان نامه:

بررسی نگرش به فساد اداری و عوامل اقتصادی اجتماعی مرتبط با آن (مطالعه موردی کارکنان و مراجعه کنندگان به ادارات شهر یاسوج)

بهار­ 1394

پایان نامه ارشد : بررسی نگرش به فساد اداری