دانلود پایان نامه ارشد: -ارتباط بین حسابداری محافظه کارانه وبحران مالی

دانلود پایان نامه : ارتباط بین حسابداری محافظه کارانه وبحران مالی در شرکتهای پذیرفته شده در بورس

مقاله :

SID.ir | محافظه کاري حسابداري و بحران مالي

2-5-2   تاثير بر موسسات مالي

بحران مالي از طريق فرآيندهاي زير، شركت هاي تامين سرمايه و بانك هاي تجاري را در سراسر جهان تحت تاثير قرار داده است:

نخست، بعضي از ناشران اوراق بهادار رهني نتوانستند اوراق بهادار خود را در سررسيد بازخريد كنند                   و از اين رو تعدادي از بانك هاي ضامن مجبور به بازخريد اين اوراق از سرمايه گذاران و ثبت آنها در ترازنامه هاي خود شدند و اين عامل قدرت وام دهي بانك هاي تجاري را كاهش داد. چرا كه اين بانك ها ملزم به رعايت الزامات مربوط به كفايت سرمايه براي تعهد بدهي هاي خود بودند. (مشايخ و همكاران، 1387)دوم،ريسك طرف مقابل، عامل تعيين كنندهاي در تصميمات مربوط به پرداخت وام شد. استقراض بين بانكي كاهش يا فتو در مقابل نرخاين نوع استقراضها افزايش پيدا كرد. تمايل موسسات مالي به همكاري با موسساتيكه درگير وام هاي رهني پرريسك يا ديگر داراييهاي معيوب بودند يا ارزيابي اندازه درگيري آنها با اين دارايي ها قابل ارزيابي نبود، به شدت كاهش يافت. درنتيجه عدم دسترسي به استقراض بين بانكي بهعنوان يكي از منابع مهم سرمايه، موسسات مالي باعدم نقدينگي مواجه شدند (مشايخ و همكاران، 1387).سوم، كمبودنقدينگي بانكها موجب كاهش قدرت اعتبار دهي آنها براي تصاحبب نگاه هاي ديگرازطريق سازوكارخريداهرمي(LBO)، شد. به طورمعمول، بانكها به پشتوانه اوراق قرضه دروثيقه،اوراق بهادار باپشتوانه دارايي منتشر مي كنند وآن رابه سرمايه گذاران مي فروشند.امادرشرايط فعلي وبا توجه به باقي ماندن اين وام ها درترازنامه بانك،آنهاتمايل چنداني به پرداخت اين نوع وام ها زخود نشان نمي دهند (مشايخ و همكاران، 1387).ودرنهايت اينكه، پرتفوي تعدادي زيادي از بانك هايي كه دراوراق بهادار باپشتوانه دارايي سرمايه گذاري كرده بودند، باكاهش  ارزش روبروشد و از اين طريق مشكلات آنان را دو چندان كرد. نتيجه اين كه تعداد زيادي ازشركتهاي تامين سرمايه و بانكهاي تجاري اعلام ورشگستگي كردند يا توسط دولت يارقبا خريداري گرديدند كه ازمعروفترين آنها ميتوان به فرديمك،فانيمي،ليمن برادرز،واشنگتن ميچوال،بيمه اي آي جي،بانك اچباس انگليس،بانك فورتيس بلژيك،بانك هييوآلمان ولندزبانك ايسلند اشاره كرد (معاونت مطالعات اقتصادي و توسعه بازار بورس اوراق بهادار تهران، 1387).

2-5-3 تاثيربربازارسرمايه

اگرچه بازارسرمايه و به ويژه بورس هاي اوراق بهادار نقشي درشر و بحران مالي نداشتند امابيشترين تاثير را ازآن پذيرفتند. همچنان كه درپيشتر اشاره شد،اين بحران بيشتر يك بحران اعتباري بود و درابتد از طريق بازارهاي خارج ازبورس كه ازنظارت وضابطه مندي كمتر برخوردارهستند،گسترش پيداكرد وسپس با تاثيرگذاري برپرتفوي موسسات مالي، به بازار سرمايه و بورس هاي اوراق بهادار سرايت كرد. با كاهش ارزش پرتفوي شركتهاي تامين سرمايه وديگرموسسات مالي،قيمت سهام آنها دربورس هاي اوراق بهادار با افت شديدي روبرو شدودرنتيجه آن، سرمايه گذاران اعتمادخودرابه اين بازارها از دست دادندو منابع مالي خود را كه با كاهش ارزش سهام، بخشي از ارزش خود را از دست داده بودند، به بازارهاي كم ريسك ترمنتقل كردند. اين عامل باعث  شد،بازارهاي اوراق بهاداردر بعضي ازكشورها بامشكل جدي مواجه شوند به گونه اي كه نياز به دخالت دولت براي كمك به آنهااحساس شد.(مشايخ و همكاران، 1387).

 

2-5-4 تاثير بحران بر شاخص هاي بورس جهان

نيمه دوم ماه سپتامبر تاثير اين بحران عميق تر شد و شاخص ها سقوط كردند، اگر چه بازارهاي بورس اوراق بهادار نقشي در شروع بحران مالي نداشتند، اما بيشترين تاثير را از آن پذيرفتند. اين بحران، ابتدا يك بحران اعتباري بود و در ابتدا از طريق بازارهاي خارج از بورس كه نظارت كمتري برخوردار هستند، گسترش پيدا كرد. با افت بازارهاي سهام در سراسر دنيا، ميلياردها دلار از ثروت جهان نابود شد. (روزنامه دنياي اقتصاد، 1387). تاثير بحران بر شاخص هاي بورس جهان (آمريكا، اروپا و آسيا)، تاثير بر قيمت فلزات اساسي (سنگ آهن، روي، آلومينيوم، مس و…)، تاثير بحران بر قيمت نفت و كاهش آن، بخصوص در كشورهاي صادركننده نفت به صورت چشمگيري آنان را با كسري بودجه مواجه نمود. كاهش حجم تجارت جهاني و كاهش صادرات به همراه افت جريان سرمايه، منجر به كاهش سرمايه گذاري شده و مشكلات شركت ها و بانك ها را دوچندان نمود. (دارابي، روزنامه دنياي اقتصاد، 1387)

2-5-5  ايران و بحران مالي جهان

بحران در بازارهاي مالي جهان، شرايط تازه اي را نيز براي اقتصاد ايران پديد آورده است. اگرچه در ابتداي بحران برخي بر اين باور بودند كه اين بحران به دليل ارتباطات كم ايران با ديگر كشورها و تحريم هاي صورت گرفته عليه ايران چندان تاثيري بر اقتصاد كورمان نخواهد داشت، اما به نظر مي رسد كه ايران نيز همچون ساير اقتصادهاي جهان مصون از بحران مالي جهان و ركود برخاسته از آن نخواهد بود (دارابي، 1387).مهمترين تاثيري كه بحران مالي غرب بر اقتصاد ايران دارد، بهاي نفت خام است كه پس از چند ماه افزايش سريع در بازارهاي بين المللي در هفته هاي اول بحران، به شدت كاهش يافته است كه اين امر درآمدهاي نفتي را به شدت كاهش مي دهد و عمده ترين اثر كاهش درآمدهاي نفتي نيز بر بودجه دولت است(دارابي، 1387).

 

 

2-5-6 تاثير بحران جهاني بر بورس اوراق بهادار تهران

بحران مالي جهاني از دو راه مي تواند وارد بورس تهران شود:

اول از راه كاهش سود شركت هاي بورسي و دوم از راه كاهش حجم پولي كه مي تواند قيمت سهام را در حد خاصي نگه دارد. تاثير پذيري بر سود شركتها در 4 گروه صنعتي قابل مشاهده است:

  • شركتهايي كه صادر كننده موادخام به دنيا هستند اين شركتها عبارتند از شركتهاي پايين دستي نفت، پتروشيمي و شركتهاي معدني كه بخشي از محصولات خود را صادر مي كنند.
  • شركتهايي كه قيمت محصولات آنها در داخل كشور منطبق با قيمتهاي جهاني است. يعني اگر قيمت جهاني افزايش يا كاهش يابد به همان مقدار قيمت داخلي را تغيير مي دهند مانند شركت هاي فولادي، مس، روي و شركتهاي پتروشيمي كه در داخل كشور، محصول خود را عرضه مي كنند.
  • شركتهايي كه قيمت مصوب دارند اما مصرف كننده هاي مواد آنها به دليل ارتباطي كه با قيمت جهاني دارند روي كاهش قيمت مصوب پافشاري مي كنند، مثل شركت هاي توليدكننده سنگ آهن. شركتهاي فولادي مايل اند به دليل كاهش قيمت هاي جهاني، قيمت مصوب سنگ آهن را كاهش دهند.
  • شركت هاي سرمايه گذاري كه بخشي از پورتفوي آنها شامل سه گروه بالا مي شود، بالطبع سود آنها هم به نسبت سهامي كه از اين شركتها دارند، كاهش مي يابد (مشايخ و همكاران، 1387).

راه دومي كه بورس تهران را آسيب پذير مي كند. حجم پولي است كه وارد بورس مي شود يا در چرخش نقدينگي بورس مورداستفاده قرار مي گيرد. سرمايه هاي سه گروه زير در بورس تاثيرگذار است :

  • افرادي كه از خارج بورس تهران سرمايه وارد بورس مي كنند. قطعا حجم پولي كه از اين طريق وارد مي شود با توجه به قيمت نفت و كاهش بودجه كشور و بالطبع كاهش درآمدهاي مردم، كمتر مي شود.
  • افرادي كه هميشه در بازار حضور دارند اما براي خريد سهام نيازمند عرضه سهام ديگري هستند. با كاهش قيمت تاثيرپذير از قيمت هاي جهاني، قدرت اين گروه براي حفظ سهام كاهش مي يابد، زيرا توان و قدرت مالي خود را براي حفظ قيمت هاي سهام از دست مي دهند و از اين رو شركت هايي كه قيمت هاي جهاني تاثيري بر آنها ندارد و سود آنها كاهش نمي يابد با كاهش P/E روبه رو خواهند شد.
  • افراد ريسك پذير بورس كه با ديدن كاهش قيمت ها و شاخص ها و همچنين افزايش صف هاي فروش نگران مي شوند و اقدام به عرضه سهام خود مي كنند و به اين دليل حجم زيادي از سرمايه ها را از بورس خارج مي كنند. (مشايخ و همكاران، 1387)

پایان نامه ارشد: آيين دادرسي خاص دادگاه خانواده

آيين دادرسي خانواده نيز بسيار گسترده است و شامل نحوه رسيدگي به دعاوي طلاق، نگهداري و حضانت اطفال، فرزند خواندگي و … مي شود.( بداغي، ، 1388 ، ص 33)

اما در آيين دادرسي خاص براي دادگاه خانواده، بخش قابل توجهي از قواعد مشترك، بين آيين دادرسي در امور مدني و خانواده وجود دارد. براي مثال: تشكيل جلسه، تبادل لوايح يا استماع اظهارات طرفين يا طواري دادرسي، همگي مشترك بوده و لذا امكان و نياز به طرح همه اين موارد در اين تحقيق وجود ندارد و موضوع اين پايان نامه نيز نمي باشد.

آن چه كه در اين مبحث در زمينه آيين دادرسي خاص دادگاه خانواده، مورد بررسي قرار گرفته است، ابتدا تبيين ضرورت اختصاصي بودن آيين دادرسي دعاوي خانوادگي و اصول حاكم بر آن است. سپس، بررسي موضع قانون جديد حمايت خانواده نسبت به آيين دادرسي خاصِ دادگاه خانواده و بررسي آن دسته تحولاتي است، كه در قانون جديد حمايت خانواده، نسبت به قوانين فعلي صورت پذيرفته است. و لذا بر همين اساس، از ذكر موارد مشترك و تكراري اجتناب شده است. براي مثال قوانين مربوط به طرز واخواهي، تجديد نظر خواهي و فرجام خواهي از احكام صادره از سوي محاكم خانواده كه تابع مقررات قانون آيين دادرسي دادگاه هاي عمومي و انقلاب مصوب 21/1/1379 است و يا قوانين مربوط به اجراي احكام خانواده، كه تابع قانون اجراي احكام مدني مصوب 1/8/1356باشند، هيچ تغييري پيدا نكرده اند و اصلا قانون حمايت خانواده متعرض آنان نشده است.

مبحث ششم-  ضرورت اختصاصي بودن آيين دادرسيِ دعاويِ خانوادگي

آيين دادرسي در تمام نظام هاي حقوقي در درجه اول از اهميت قرار دارد؛ زيرا با رعايت اين قواعد است كه شخص مي تواند احقاق حق نمايد و رعايت آن موجب مي شود، نظم و امنيت در جامعه حاكم شود و اشخاص براي احقاق حق خويش، از توسل به وسايل شخصي پرهيز نمايند و كاملا واضح است،هرچه روابط اجتماعي پيچيده تر مي شود، قواعد دادرسي بيشتر مورد توجه قرار مي گيرد.در توجيه تدوين و تصويب آيين دادرسي ويژه دعاوي خانوادگي، موارد زير قابل توجه است:

1-متمايز بودن دعاوي خانوادگي به لحاظ ماهيت

ماهيت دعاوي خانوادگي با توجه به ويژگي هاي كانون خانواده كه كانوني استوار بر عشق و عاطفه است، ايجاب مي كند، نگاه قاضي به دعاوي خانوادگي و نحوه رسيدگي به اين دعاوي متفات باشد.

2 متمايز بودن دعاوي خانوادگي از لحاظ متأثرين از حكم دادگاه

اعطاي حق به ذيحق در روابط حقوقيِ غير خانوادگي، صرفا در رابطه با طرفين دعوا موثر بوده و به ندرت نسبت به اشخاص ثالث اثر مي گذارد. اما احكام قاضي در دعاوي خانوادگي ممكن است بر اشخاص ثالث ( مانند تأثير حكم حضانت بر فرزندان) و حتي جامعه (مانند آثار مخرب طلاق بر جامعه) تأثير گذار باشد. لذا با توجه به تأثير فرايند طولاني دادرسي بر متأثرينِ از دعاوي خانوادگي، ضرورت نگاه ويژه و خاص، بدان، جهت تقليل آثار مخرب آن توجيه مي شود.( نوروند، عصمت، پيشين، ص 31)

3 متمايز بودن دعاوي خانوادگي از نظر ضمانت اجرايي

اجراي تصميمات در دعاوي غير خانوادگي، هم از قابليت اجرايي بيشتري برخوردار است و هم اجراي آنان، آثار سوء كم تري دارد. اين در حالي است كه ضمانت هاي اجرايي در دعاوي خانوادگي يا غالبا بي اثر است (مثل الزام زوجه ناشزه به تمكين) يا اين كه اجراي آن با آثار سوء بيشتري مواجه است.( مثل ملاقات طفل در دعواي حضانت). بنابراين فرآيند دادرسي در دعاوي خانوادگي، طوري بايد لحاظ شود كه آثار سوء ناشي از ضمانت هاي اجرايي را به حداقل برساند.( همان، ص 32)

مبحث هفتم- اصول دادرسي در دعاوي خانوادگي

در رسيدگي به دعاوي خانوادگي به جهت ماهيت دعوا رعايت اصول خاصي، علاوه بر ديگر اصول حاكم بر دادرسي ضرورت دارد كه عبات اند از:

1- اصل سرعت

فيصله دادن سريع دعاوي خانوادگي، به دليل ارتباط اين دعاوي با حقوق افراد ضعيف(كودكان) يانيازمند حمايت( زنان) ضروري است. از سوي ديگر اطاله دادرسي در دعاوي خانوادگي كه معمولا بابلاتكليفي همراه است، مي تواند به فروپاشي خانواده بينجامد(آقائي، مهديه، پيشين، ص 65). تسريع به رسيدگي دعواي نفقه زوجه يا دعواي حضانت كودك به ويژه آن گاه كه موضوع حضانت، طفلي شيرخوار است، امري ضروري ومنطقي به نظر مي رسد.

همچنين تسريع در رسيدگي به دعواي الزام به تمكين زوجه، از آن جهت كه معمولا اين دعاوي، باترك زندگي توسط زوجه، زندگي زناشويي متوقف شده و ادامه اين توقف مي تواند به سرد شدن رابطه خانوادگي و تشديد كينه منتهي شود، مورد تأييد عقل و منطق است.

2- اصل دقت و تأمل

اين اصل با اصل سرعت در رسيدگي به دعاوي خانوادگي، در تعارض نمي باشد. سرعت در رسيدگي نبايد مانع دقت در آن شود و از سوي ديگر سرعت در دعاوي از جمله طلاق، گاه با آثار سوء همراه است؛ به عنوان مثال در دعواي طلاق، اصل بر عدم تعجيل است و دادرس دادگاه بايد موضوع را به داوري ارجاع دهد و داوران در داوري، بايد سعي در ايجاد صلح و سازش نمايند و در اين ميان نيز دادگاه بايد نظارت بر عملكرد داوران و چگونگي اجراي امر دادرسي داشته باشد. در اين صورت است كه رعايت اصل دقت موجب مي شود تا كانون خانواده با جرقه اي شعله ور نشده و خرمن آن به آتش كينه از بين نرود.

3 اصل مصالحه

اگر چه تكليف دادگاه ها در تمام دعاوي، سعي در ايجاد مصالحه بين متداعيين است، اما در دعاوي خانوادگي اين امر نمود بيشتري دارد. مسلما تعيين تكليف دعوا با صدور رأي، آسان ترين راه براي فيصله دادن به پرونده است، اما در دعاوي خانوادگي، ختم دعوا با مصالحه، نتيجه بهتري به دنبال خواهد داشت.

توجه به اين نكته لازم است كه مصالحه هميشه در جهت بازگشت به زندگي نيست؛ بلكه چه بسا توافق زوجين به جدايي از يكديگر، نتيجه اي مناسب به حال خانواده و فرزندان داشته باشد. اصل مصالحه در تمام دعاوي خانوادگي مي تواند آثار مطلوبي به جاي گذارد. به عنوان مثال؛ در دعواي حضانت فرزند كه دادگاه مكلف به تعيين تكليف بر اساس تبصره ماده قانون مدني 1169 است يا مطابق ماده 1173 قانون مدني درصدد بررسي صلاحيت والدي است كه طفل تحت حضانت اوست،مسلما والدين بهتر از قاضي مي توانند در اين زمينه براي حضانت طفل تصميم بگيرند.

نكته ديگر اين كه؛ مصالحه طرفين دعواي خانوادگي در يك پرونده، از مفتوح شدن پرونده ديگري پيشگيري مي نمايد. به عنوان مثال، دعواي طلاق از ناحيه زوج، معمولا دادخواست مطالبه حقوق مالي از سوي زوجه را به همراه دارد. يا دعواي مطالبه نفقه از سوي زوجه، معمولا با دعواي الزام به تمكين از سوي زوج روبرو مي گردد. لذا اختتام يك پرونده ازطريق تصالح طرفين، از افتتاح پرونده هاي ديگر جلوگيري مي كند و اين امر ضمن اين كه كاهش بار دادگاه ها را به دنبال دارد، از رفت و آمدهاي مكرر متداعيين كه با صرف وقت و هزينه بسياري صورت مي پذيرد و متعاقبا تخريب جسمي و روحي  رواني آنان را به دنبال دارد، مي كاهد.

4- اصل حمايت و تسهيل

به موجب اين اصل، نبايد قواعد خشك حاكم بر دادرسي در دعاوي خانوادگي اجرا و اعمال شود.( بداغي، فاطمه، پيشين، ص 35) به عنوان مثال؛ چنانچه طفل غير رشيدي كه به جهت خروج از سن حضانت، به دادگاه خانواده جهت مطالبه نفقه مراجعه مي نمايد، نبايد به سراغ مباحث اهليت استيفاء و رشد رفت؛ بلكه اين موضوع بايد از باب هزينه نگهداري طفل به فردي كه طفل نزد او زندگي مي كند، پرداخت گردد ولو اين كه آن شخص قانونا چنين وظيفه اي را نداشته باشد.

5 اصل ساده و ارزان بودن دادرسي

آيين دادرسي خانواده بايد ساده باشد؛ چرا كه معمولا زوجين و اطفال توانايي تخصصي دفاع از خود را ندارند و به جهت احساسات و عواطف قادر به سنجش و پيشبرد دعاوي خود در دادگاه خانواده نمي باشند.

همچنين آيين دادرسي خانواده، بايد ارزان باشد؛ چون كه غالبا جنبه غير مالي دعاوي خانوادگي غلبه دارد و ارزش مادي اين دعاوي در برابر گرفتاري هاي عاطفي آن ناچيز است.(همان،ص۳۶)

 مبحث هشتم- موضع قانون نسبت به آيين دادرسيِ خاصِ دادگاه خانواده

1 عدم رعايت تشريفات آيين دادرسي مدني در دادگاه خانواده

ماده 8 قانون جديد حمايت خانواده در اين خصوص چنين مقرر داشته است :«رسيدگي در دادگاه خانواده با تقديم دادخواست و بدون رعايت ساير تشريفات آيين دادرسي مدني انجام مي شود عدم لزوم رعايت تشريفات آيين دادرسي مدني در دادگاه خانواده مقرره جديدي نيست؛ چرا كه درماده 1 قانون حمايت خانواده ۱۳۵۳نيز چنين چيزي مقرر شده بود و هم اكنون نيز حقوقدانان معتقد به عدم نسخ اين ماده و لزوم رعايت آن در محاكم خانواده مي باشند. البته امروزه در عمل، محاكم خانواده، تشريفات آيين دادرسي مدني را در رسيدگي به دعاوي خانوادگي رعايت مي كنند.( مدني كرماني،، 1381 ، ص 30) بنابراين باتأكيد قانون موضوع بحث بر عدم لزوم رعايت تشريفات دادرسي مدني، مسلما رويه دادگاه ها نيز تغيير پيدا خواهد نمود.

اما در مقايسه با قوانين فعلي و حاكم بر دعاوي خانوادگي، مقرره فوق دو تغيير پيدا كرده است:

اول اين كه بر اساس ماده يك قانون حمايت خانواده 1353 كه هنوز نيز قابل اجراست، رسيدگي به دعاوي خانوادگي حتي از طريق ارائه درخواست نيز ميسر است، هرچند كه در عمل، قضات اين محاكم فقط دادخواست را براي شروع رسيدگي مي پذيرند.(همان ص۳۱) اين در حالي است كه بر اساس ماده 8 قانون موضوع بحث، شروع رسيدگي در دادگاه خانواده، مستلزم تقديم دادخواست است.

دوم اين كه بر اساس ماده 5 قانون جديد حمايت خانواده، مراجعين به دادگاه خانواده، اصولا بايدهزينه دادرسي را بپردازند، مگر اين كه دادگاه، آنان را بي بضاعت تشخيص دهد. همچنين به موجب تبصره اين ماده، افراد تحت پوشش كميته امداد و مددجويان سازمان بهزيستي كشور از پرداخت هزينه دادرسي معاف مي باشند. اين در حالي است كه به موجب قوانين فعلي، فقط افراد تحت پوشش كميته امداد امام خميني(ره) و بنياد شهيد و بنياد مستضعفان، از پرداخت هزينه دادرسي معاف اند.( شمس، ص 60) ولي مددجويان سازمان بهزيستي بايد هزينه دادرسي را بپردازند. اما در اين زمينه اشكالاتي در قانون وجود دارد كه درخور تأمل است:

اول اين كه بر اساس متن اوليه ماده 5 قانون جديد حمايت خانواده، افراد بي بضاعت، در صورت تشخيص دادگاه از پرداخت ساير هزينه ها؛ نظير هزينه كارشناسي و داوري نيز معاف مي گرديدند و سپس دادگاه در صورت صدور حكم به نفع آنان، محكوم عليه را محكوم به پرداخت هزينه هاي مذكور مي كرد. اما شوراي نگهبان در اين زمينه اين ايراد را گرفت كه پرداخت هزينه هاي مذكور از سوي محكوم عليه در غير موارد تسبيب، خلاف موازين شرع است. بر همين اساس عبارت انتهايي ماده 5 قانون موضوع بحث حذف گرديد، ليكن چيزي جايگزين آن نگرديد و لذا در صورت تصويب اين ماده به همين شكل معلوم نيست، در صورت معافيت شخص بي بضاعت از پرداخت هزينه داوري، تكليف پرداخت اين هزينه چه مي شود؟ آيا داور مكلف است مجاني داوري كند؟ و يا اين كه اين هزينه بايد از صندوق دادگستري پرداخت شود؟ مسلما با وضع آيين نامه نيز نمي توان از دو طريق فوق، مشكل را حل كرد و لذا با اين وضعيت، خلاء قانوني ايجاد مي شود و لذا مناسب است قانونگذار تكليف اين مورد را مشخص نمايد.

دوم اين كه بنا بر ماده 8 قانون موضوع بحث، رسيدگي در دادگاه خانواده با تقديم دادخواست ولي بدون رعايت تشريفات آيين دادرسي مدني انجام مي شود. در اين زمينه يكي از حقوقدانان چنين گفته است« منظور از تشريفات آيين دادرسي در نظام حقوقي ما حتي براي حقوقدانان روشن نيست و تا كنون نيز چندان منقح نشده است. از اينرو بسياري از حقوقدانان و وكلا همواره بدين امر انتقاد مي كنند. در حقوق ما مبهم بودن عنوان تشريفات آيين دادرسي تا جايي است كه قواعد اساسي دادرسي از جمله ابلاغ و اصل تقابل و بي طرفي، همواره مورد تعرض قرار گرفته است و حتي در مواردي مشاهده شده است كه به عنوان مثال، در شوراهاي حل اختلاف كه حكمي مشابه در مقررات مربوط به آن پيش بيني شده، وكالت دعاوي را از اشخاص عادي به اين بهانه مي پذيرند(محسني،پيشين، ص 84) بنابراين ضروري است كه قانونگذار مفهوم تشريفات دادرسي را مشخص و مصاديق آن را بيان و حتي احصاء كند تا در عمل، محاكم، قضات و وكلا با چنين مشكلي، مواجه نگردند.

با فرمت ورد : پایان نامه حقوق خصوصی درباره:بررسی نوآوری های قانون جدید حمایت خانواده

 مقاله بررسی نوآوری ها و چالش های ماهوی قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۹۱ (با فرمت PDF)

2-تغيير مقررات دستور موقت

ماده 20 قانون حمايت خانواده مصوب 1353 كه هم اكنون نيز قابل اجراست، در مورد دستور موقت  چنين مقرر داشته است :«طرفين دعوي يا هر يك از آن ها مي توانند از دادگاه تقاضا كنند قبل ازورود به ماهيت دعوي، مسئله حضانت و هزينه نگاهداري اطفال يا نفقه زن را مورد رسيدگي فوري قرار  دهد و قراري در اين باره صادر كند. دستور موقت دادگاه فورا به مورد اجرا گذاشته مي شود همان طور كه ملاحظه مي شود، ماده فوق حاوي سه نكته در مورد صدور دستور موقت است:

اول اين كه امكان مطالبه صدور دستور موقت، فقط تا قبل از ورود دادگاه به ماهيت دعوا امكان پذير است.

دوم اين كه فقط در مسئله حضانت، هزينه نگهداري طفل و نفقه زن، امكان صدور دستور موقت وجود دارد.

سوم اين كه در رويه قضايي، در مورد اين كه آيا ساير شرايط مقرر در قانون آيين دادرسي مدني، جهت صدور دستور موقت، نظير لزوم تأييد رييس حوزه قضايي، اخذ تأمين مناسب براي جبران خسارت احتمالي و … لازم است يا خير، تشتت آراء وجود دارد.

تحقیق (پایان نامه) : عوامل مؤثر بر عملكرد-بررسی تاثیر عدالت سازمانی بر عملکرد

2-15-1.عوامل رفتاري

ـ رعايت مقررات و انضباط اداري: حضور به موقع و انجام به موقع كارها.

ـ رفتار و برخورد مناسب با ارباب رجوع: برخود خوب، كوشش درجهت رفع

مشكلات و پي گيري آن، روابط صميمانه با همكاران

ـ جديت در كار: اجراي سريع دستورات، پيگيري امور محوله

ـ كوشش در جهت فراگيري كارها: كوشش در جهت افزايش مهارت هاي شغلي، فراگيري مهارت هاي مختلف، شركت در كلاس هاي آموزشي.

ـ انعطاف پذيري: پذيرش اشتباهات، اصرار نورزيدن بيش از حد در مورد نظرات خود در پذيرش راهنمايي ديگران.

ـ قابل اعتماد بودن: تسلط در كار و انجام آن بدون نظارت مستمر، توجه به درستي و صحت كار، دلسوزي در انجام كار، احساس مسؤوليت، مراقبت از وسايل.

ـ خود جوشي: تشخيص نيازهاي واحد و ارايه راه حل هاي مناسب براي رفع آنها  و داشتن انگيزه براي كار  و ايجاد كار سازنده، پيش قدم بودن در اجراي فعاليت هاي شغلي(حقیقی و همکاران،1388).

2-15-2.عوامل فرايندي

ـ عوامل مربوط به شرايط كار: تأمين وسايل، تجهيزات مناسب، امنيت شغلي و بيمه مسؤوليت.

ـ عوامل مربوط به احترام و قدر و منزلت: احترام از سوي مديران، ايجاد روابط صميمي، تشويق و دلگرمي در ميان افراد، رفع تبعيض و بي عدالتي.

ـ عوامل مربوط به رفع نيازهاي آموزشي و فراهم ساختن شرايط ارتقا: برگزاري دوره هاي بازآموزي، فراهم ساختن زمينه تحقيق و پژوهش هاي علمي ـ كاربردي، تقويت اطلاع رساني.

ـ عوامل مربوط به مشاركت: مشاركت در تصميم گيري، نظرخواهي افراد در مورد موضوعات مرتبط با آنها .

ـ عوامل مربوط به مديريت صلاحت دار و شايسته(حقیقی و همکاران،1388).

2-16.عوامل مؤثر بر عملكرد از ديدگاه محققان

اتكينسون (1958) عملكرد را تابعي از توان و تمايل مي داند. پورتر و لولر (1968) عامل ادراك نقش را به عوامل فوق اضافه مي كنند: (ادراك نقش، تمايل و توان ) F = عملكرد

لورنس و لورش (1972) علاوه بر ويژگي هاي فردي نظير توان و تمايل، عوامل سازماني و محيطي را نيز مطرح مي كنند  و معتقدند كه هدايت و سازماني و انطباق كار با نيازهاي محيطي بر عملكرد مؤثر است:

(درك نقش و تمايل و توان، انطباق كار با نيازهاي محيطي، هدايت و پشتيباني سازماني) F = عملكرد

هرسي گلداسميت (1980) در آخرين تحقيقات مربوط به عوامل موثر بر عملكرد به هفت عامل اصلي به شرح زير اشاره نموده است.

-توانايي: عبارتست از دانش كاري مربوطه، تجربه كاري مربوطه و استعداد.

-شناخت يا وضوح (درك نقش): منظور درك و پذيرش كار، زمان، محل و چگونگي انجام آن كار مي باشد. بايد اهداف و برنامه هاي كاري مشخص بوده و فرد اولويت ها را در كار خود بداند. ضمناً تعيين محدوده كار و شرح وظايف از عوامل موثر در پذيرش و درك صحيح نقش مي باشد.

-كمك يا حمايت سازماني: عبارتست از حمايتي كه كاركنان براي انجام موفق و مؤثر كار به آن نياز دارند. عواملي مانند بودجه، تجهيزات و وسايل و … متغيرهاي مؤثر در انجام موفقيت آميز كار مي باشند.

-انگيزش يا تمايل: انگيزه عبارتست از يك محرك دروني براي بروز يك اقدام بيروني توسط انسان كه اين اقدام ممكن است، فيزيكي، فكري و يا هنري باشد.

-بازخور عملكرد: منظور ارايه رسمي و غيررسمي نتايج عملكرد روزانه به فرد مي باشد.

-اعتبار: به متناسب بودن تصميم هاي مديريت اشاره دارد. اين تناسب در ارتباط با قوانين و هنجارهاي پذيرفته شده مي باشد. هر چه تصميمات معتبرتر و خط مشي هاي سازمان هماهنگ تر باشد، از پذيرش بيشتري برخوردار است.

-سازگاري محيطي: عبارت از كنترل عوامل خارج از سازمان مي باشد كه اين عوامل مي توانند بر عملكرد سازمان تأثير بگذارند. اين كار از عهده فرد و سازمان خارج بوده، ولي به طور مستقيم بر روي عملكرد تأثير مي گذارند. عناصر كليدي محيط عبارتنداز:

رقابت، تغيير وضعيت بازار، عوامل فرهنگي ـ اجتماعي، سياست ها، قوانين و مقررات و …

ساير متغيرهاي مؤثر بر عملكرد عبارتنداز:

الف. اثرات فرهنگي سازمان بر روي فرد،

ب. ساختار سازماني،

ج. شرايط فيزيكي حاكم بر كار،

د. اثرات گروه ها و روابط همكاران،

هـ . تفاوت ها و نيازهاي فردي گوناگون (حقیقی و همکاران،1388).

 

سيستم عملكرد فردي
هر فردي كه در سازمان كاري را انجام مي دهد، بخشي از سيستمي است كه متشكل از داده، ستاده، پيامدها، بازخور، دانش / مهارت و ظرفيت افراد مي باشد، كه اين سيستم را سيستم عملكرد مي نامند. اگر يك سازمان نتواند اين متغيرها را به درستي سازماندهي كند، عملكرد آن از سطح بهينه پايين تر خواهد شد .
داده ها: داده هاي عملكرد عبارتند از مواد جاري يا ضروري براي انجام كار.
ستاده: چيزي است كه فرد در سازمان توليد مي كند.
پيامدها: پاداش ها، كه نه تنها جبران خدمت، بلكه ارتقا، جايزه و رضايت شغلي را نيز شامل مي شود.
بازخور: افراد بايد نتيجه كار خود را به صورت واضح بينند.
دانش / مهارت: آموزشي كه به فرد داده مي شود بايد متناسب با كاري كه انجام مي دهد باشد.
ظرفيت فردي: زماني كه كار چندان رضايت بخش نيست، اين متغير اولين چيزي است كه مورد سئوال قرار خواهد گرفت(حقیقی و همکاران،1388).
شکل2- 2 سيستم عملكرد فردي(فيشر، 1997، به نقل ازحقیقی و همکاران،1388).

خرید فایل کامل:

1-مبتني كردن تعقيب بر شكايت شاكي از عيوب مهمي است كه اين سيستم دارد. زيرا در بسياري از موارد جرايمي اتفاق مي افتد كه ممكن است شخص شاكي به جهت ترس يا به دلايل ديگري، اقامه دعوي نكند. فلذا بسياري از جرايم بدين جهت از ديد قاضي پنهان مي مانند و مورد رسيدگي قرار نمي گيرند. به همين جهت در سال هاي اخير در كشورهاي تابع نظام دادرسي اتهامي مثل انگلستان، آمريكا و غيره يك قاضي را به عنوان سلطنتي مشخص نموده اند كه در مورد جرايم عمومي وظيفه تحقيق را به عهده دارد. البته تشكيلاتي كه پيش بيني شده مانند تشكيلات دادسرا نمي باشد كه به تعداد مورد نياز قاضي داشته باشد، بلكه اين قاضي سلطنتي دستور تعقيب را صادر مي كند و نقش اساسي براي تعقيب و جمع آوري دلايل را، قاضي تحقيق يا پليس ايفاء مي كند. بنابراين در نظام فعلي اتهامي كه در رأس آن قاضي سلطنتي وجود دارد، تا حدودي نقش دادستان در سيستم دادرسي مختلط را انجام مي دهد.

2- اينكه الزامي وجود ندارد، قاضي از ميان متخصصين امور حقوقي انتخاب شود، از معايب عمده نظام دادرسي اتهامي بوده كه البته در سال هاي اخير اين روش اصلاح شده است چرا كه انجام امر قضاوت از عهده همه افراد برنمي آيد، همان گونه كه ذكر شد اين شيوه تعديل شده است و قضات از ميان تحصيلكرده هاي رشته حقوق برگزيده مي شوند، لذا اين ايراد در حال حاضر وارد نيست.

3- ايراد ديگر اين نظام ترافعی بودن دادرسي است، چرا كه اين امر موجب اطاله دادرسي خواهد شد، شاكي و متهم در مقابل همديگر قرار دارند و اگر وكيل داشته باشند، غالباً وكلاي دوطرف به مجادله مي پردازند. چرا كه در اين سيستم آزادي نسبي در اين زمينه وجود دارد.[1]

بند دوم: محاسن سيستم دادرسي اتهامي

1-اولين حسن علني بودن دادرسي است. زيرا حضور افراد در دادگاه ها موجب مي شود كه جلو قضاوت هاي نادرست گرفته شود و همچنين اينكه طرفين بتوانند قاضي را تحت تأثير قرار دهند. ممانعت بعمل مي آورد. وقتي افراد ديگري در دادگاه حضور داشته باشند. به نوعي بر امر دادرسي نظارت مي كنند و قاضي كمتر به خودش اجازه مي دهد كه با موضوع دعوي به صورت ساده اي برخورد نمايد، البته علني بودن دادگاه بدين معنا است كه همه افراد بتوانند بر مسئله نظارت داشته باشند اما در مجموع حركت هاي احتمالي ناصحيح را محدود مي سازد.

2- مهم ترين حسن نظام دادرسي اتهامي، ترافعی بودن دادرسي است يعني هم شاكي و هم متهم در اقامه دعوي و دفاع، از آزادي كامل برخوردار هستند و براي دفاع از حقوق خويش، در هر يك از مراحل دادرسي، مي توانند نسبت به معرفي وكيل اقدام نمايند. چون دادن حق انتخاب وكيل به طرفين امر كيفري بخصوص متهم يكي از راه كارهاي تضمين حق دفاع متهم مي باشد.[2]

گفتار دوم: سيستم دادرسي تفتيشي

از ديدگاه تاريخي اين سيستم با پيدايش رژيم هاي استبدادي مثل ايتاليا در زمان حكومت موسوليني و آلمان در زمان حكومت هيتلر و اتحاد جماهير شوروي (سابق) به وجود آمد. مشخصات اين سيستم دادرسي اصولاً عكس مشخصاتي است كه در سيستم اتهامي مطرح شده كه ذيلاً به آنها اشاره مي نماييم.

1-در اين سيستم اصولاً اقامه شكايت برعهده ي شاكي نمي باشد. مخصوصاً در جرايمي كه جنبه عمومي دارند، تعقيب موضوع كيفري و تحقيق و جمع آوري دلايل به عهده قاضي تحقيق است.

2- در اين نظام دادرسي يك ارگان و سازماني به عنوان سازمان تعقيب كننده وجود دارد كه قضات آن وظيفه رسيدگي به جرايم و تعقيب متهم را برعهده دارند.

3- دادرسي در اين نظام به صورت كتبي صورت مي گيرد. يعني از همان مراحل شروع به تحقيق و تعقيب، هر اقدام قضايي كه در پرونده صورت مي گيرد، بايد به صورت مكتوب باشد. از جلب متهم تا صدور كيفرخواست و نيز صدور رأي بايد مكتوب و مندرج در پرونده باشد. در مرحله تحقيقات، هر اقدام قضايي از قبيل بازجويي، تحقيق محلي، ارجاع به كارشناسي، گزارش هايي كه ضابطين دادگستري ارائه مي كنند بايد در پرونده به صورت كتبي منعكس باشد ادعاي شاكي و دفاع متهم همه بايد به صورت كتبي باشد.

4- قاضي الزاماً بايد از ميان افراد تحصيلكرده و صاحب تجربه در علم حقوق انتخاب شود چرا كه قضاوت از ديدگاه اين نظام امري تخصصي و فني مي باشد، كه فقط از سوي تحصيلكرده حقوق برمي آيد نه از سوي افراد عادي يا ساير متخصصين در رشته هاي ديگر.

5- نحوه دادرسي در اين سيستم اصولاً سري است بنابراين اصل بر محرمانه بودن دادرسي است مگر در جايي كه خود قاضي تشخيص دهد كه دادرسي به صورت علني برگزار شود.

6- در نظام دادرسي تفتيشي، دادرسي به صورت غيرترافعی است. يعني اينكه اختيارات شاكي و متهم محدود به موارد قانوني است و اختيار و آزادي تام ندارند، زيرا قضات تحقيق وجود دارند كه وظيفه جمع آوري دلايل و ارائه به دادگاه را برعهده دارند، مقام هاي مزبور همانند داديار و بازپرس در نظام دادرسي مختلط مي باشند.

خرید و دانلود متن کامل :

پایان نامه جایگاه حقوق متهم در قانون آیین دادرسی کیفری جدید

پایان نامه جایگاه حقوق متهم در قانون آیین دادرسی کیفری جدید

مطابق روشي كه در سيستم اتهامي، شاكي و متشاكي در مقابل هم قرار مي گرفتند، در سيستم دادرسي تفتيشي وجود ندارد، زيرا نقش اساسي برعهده مقام قضايي است كه در روز دادگاه حاضر مي شود و دلايل ارتكاب جرم را به محضر دادگاه ارائه مي كند.

در اين سيستم اصولاً طرفين حق معرفي وكيل ندارند. به خصوص متهم حق معرفي وكيل ندارد. زيرا سيستم مزبور مبتني بر شيوه استبدادي است و در جهت رعايت حقوق و آزادي هاي فردي نيست، چون هدف از دادرسي در اين نظام حفظ منافع حاكميت و نظام سياسي حاكم مي باشد.

7- در نظام تفتيشي غالباً هيأت منصفه نقشي ندارد. چون قضاوت يك امر حكومتي است و بايد صرفاً از سوي قضات منصوب از سوي حاكم صورت گيرد. بنابراين افراد ديگر مثل اعضاي هيأت منصفه نمي توانند در قضاوت مداخله نمايند.

8- اين نظام دادرسي مبتني بر ادله قانوني است، روش ارزيابي ادله قانوني توسط قاضي وجود ندارد، قاضي بايد بر مبناي ادله قانوني قضاوت كند و به عبارت ديگر قاضي حق استناد به دلايلي كه قانون گذار آنها را در شمار ادله احصاء نكرده، ندارد. لذا قاضي حق ندارد برخلاف ادله قانوني قضاوت نمايد. در جايي كه شهادت به عنوان ادله پذيرفته شده است، حتي اگر كتاب باشد، قاضي بايد به استناد آن رأي صادر نمايد و مسئوليتي از اين جهت برعهده ي وي نمي باشد

[1]- گلدوست جویباری، رجب، آیین دادرسی کیفری منطبق با ق.آ.د.ک جدید مصوب 4/12/1392، جنگل، جاودانه، 1393، ص26.

[2]- گلدوست جویباری، رجب، همان، ص27.

پایان نامه – سازش و داوری در امور حسبی

١- سازش در دفتر اسناد رسمي بين طرفين واقع شود، در اين صورت با ارایه سازش نامه رسمي، دادگاه ختم امر را به موجب سازش در پرونده قيد مي كند و اجراي چنين سازش نامه اي تابع مقررات راجع به اجراي اسناد لازم الاجرا مي باشد.

٢- هرگاه سازش در دادگاه واقع شود، دادگاه پس از خواستن توضيحات لازم نسبت به موضوع سازش و شرايط آن، سازش را به ترتيبي كه واقع شده است در صورت مجلس نوشته و اين صورت مجلس به امضاء دادرس دادگاه و طرفين مي رسد.

٣- ممكن است سازش در خارج از دادگاه بين طرفين واقع شده و صلح نامه تنظيم شده غير رسمي باشد. در اين صورت طرفين بايد در دادگاه حاضر شده و ضمن تقديم سازش نامه به دادگاه به صحت آن اقرار كنند. در اين صورت اقرار طرفين در صورت مجلس نوشته شده و به امضاي دادرس دادگاه و طرفين دعوي مي رسد. مفاد صلح نامه اي كه در دادگاه تنظيم شود و يا در خارج از دادگاه تنظيم شده و در دادگاه به صحت آن اقرار شده و صورت مجلس شود، مفاد چنين سازش نامه اي نسبت به طرفين و قائم مقام آن ها نافذ و معتبر بوده و مانند احكام دادگاه هاي دادگستري به موقع اجرا گذاشته مي شود. بر اساس ماده ی ديگر، هرگاه سازش به نتيجه نرسد، حقوقي كه طرفين در مذاكرات نسبت به هم گذشت كرده بودند، ديگر لازم الرعايه نبود. قانون مزبور حكايت دارد كه قانونگذار از روش سازش براي حل و فصل اختلافات غافل نبوده و آن را به طور اجمال در يك باب از آئين دادرسي بيان كرده است. لكن پيداست اولاً به روش سازش به عنوان روش مستقل صرفاً يك راه حلي را پيش پاي دادگاه مي گذاشت كه در صورت سازش طرفين دعوي، دادگاه پرونده را به يكي انحاء مذكور مختومه كند و در آن صورت غير موضوع صورت مجلس سازش، اعتبار امر مختومه را پيدا كرده و مفاد آن براي طرفين لازم الاجرا مي شده است.[1]

  • سازش در آئين دادرسي مدني فعلي:

قانون گذار ايران در فصل نهم از باب سوم قانون آئين دادرسي دادگاه هاي عمومي و انقلاب در امور مدني، دو نوع سازش را مورد توجه قرار داده است:

نوع اول-  سازش در دعواي جرياني:

اين مورد در مبحث يكم تبيين شده است و تقريباً همان مقررات باب هفتم از آئين دادرسي مصوب ١٣١٨ با اضافات مختصري است كه به قاضي اجازه مي دهد در صورتي كه طرف هاي اختلاف در دفتر اسناد رسمي يا در حضور دادگاه يا خارج از دادگاه و حتي در جريان اجراي قرار سازش كنند، پس از احراز سازش بين طرفين دادگاه رسيدگي را ختم و مبادرت به صدور گزارش اصلاحي نمايد. مفاد چنين سازش نامه اي نسبت به طرفين، وارث و قائم مقام قانوني آن ها نافذ و معتبر بوده و مانند احكام دادگاه ها به موقع اجرا گذاشته مي شود. اعم از اين كه مورد سازش مخصوص به دعوي مطروحه باشد يا شامل دعاوي يا امور ديگر  مي باشد. در اين جا هم ملاحظه مي شود كه قانون گذار درصدد استفاده از يك روش جايگزين براي حل و فصل اختلاف نبوده، بلكه ترتيبات تعيين تكليف دعواي مطروحه اي را كه طرفين آن با هم سازش نموده اند مشخص كرده و اعتبار آن را در رديف احكام دادگاه يا اسناد لازم الاجرا قرار مي دهد.[2]

در اين خصوص، ماده 178 آیین دادرسی مدنی مصوب 79 مقرر می دارد:

«در هر مرحله از دادرسی مدنی طرفین می توانند دعوای خود را به طریق سازش خاتمه دهند.» در حقیقت قانونگذار به دادگاه اجازه داده است که بین طرفین یک سند صلح لازم الاجرا تنظیم کند و این سند صلح ماهیت رأی ندارد و لازم الاجرا بودن آن همانند سایر اسناد رسمی، به علت رسمی بودن و به علت تأکیدی است که قانون بر لازم الاجرا بودن آن کرده است. به همین علت است که چنین صلحنامه ای قابل تجدید نظر خواهی نیست.»

دانلود پایان نامه ارشد: مقایسه باورهای غیرمنطقی اساسی، طرحواره های ناسازگار اولیه و بهزیستی روانی

پژوهش هایی که با توجه به طرحواره یانگ انجام شده نشان داده است که پرسش نامه طرحواره یانگ که ابزار سنجش وجود و شدت طرحواره های ناسازگار اولیه است با مقیاس های ناراحتی روانشناختی، احساس ارزشمندی، آسیب پذیری شناختی نسبت به افسردگی روایی همگرا دارد (اسمیت، جوینر، یانگ و تلچ، 1999). درپژوهشی که محققان در یک نمونه 457 نفری از دانشجویان در حال تحصیل انجام دادند نیز بین طرحواره ها و نشانه های اختلالات عاطفی (افسردگی، اضطراب، خشم) رابطه معناداری بدست آمد (کالویت، استر، استیوز، 2007). پژوهش های متعددی نیز تایید کردند که وجود طرحواره ها پیش بینی کننده افسردگی است. علاوه بر پژوهش هایی از سنخ فوق که به بررسی رابطه نمره کل طرحواره ها با اختلالات روانی پرداخته اند، پژوهش هایی نیز صورت گرفته که ارتباط بین هر طرحواره و اختلال مربوط به آن بررسی شده است. در زمینه افسردگی و اختلال شخصیت افسرده خویی، طرحواره های بی اعتمادی/ بد رفتاری، انزوای اجتماعی، نقص/ شرم، اطاعت و شکست همبستگی معناداری با این اختلالات آشکار کردند (سسرو، 2007).

موریس (2008) با اجرای پرسشنامه های خود گزارش دهی در نمونه ی 173 نفری از نوجوانان به این نتیجه رسید که 52% واریانس نشانگان افسردگی و 38% واریانس نشانگان اضطراب توسط مقیاس طرحواره یانگ تبیین می شود. در ایران نیز نتایج نشان داده است که از لحاظ نظری بین طرحواره های معین و علائم اختلال روانی ارتباط وجود دارد و طرحواره های منفی گرایی/ بدبینی، انزوای اجتماعی/ بیگانگی، نقص/ شرم، محرومیت هیجانی با افسردگی ارتباط معنی دار دارد (احمدیان، گرجی،1388).

2-1-    بهزيستی روان شناختی

بهزيستي بر حسب كيفيت و كميت مؤلفه هايي تعريف مي شود كه براساس آن افراد زندگي خود را لذت بخش مي بينند. به عبارت ديگر، اينكه افراد چگونه زندگي خود را ارزيابي مي كنند، به بهزيستي مربوط مي شود (دينر[1]، 2000). كيس و شومتاكين (2002) بيان كردند كه بهزيستي روان شناختي، ادراك درگيري مثبت با چالش هاي موجود زندگي است. در اين حوزه، بهزيستي روان شناختي براساس معنا، درك نفس و سطح عملكرد مشخص مي شود. در تلاش براي فهم و ارزيابي بهتر بهزيستي روان شناختي، ريف يك مدل چند بعدي را ارائه داد كه بيانگر نظريه ي بهزيستي است. مدل ريف براي حل اين مشكل بوجود آمد كه پژوهش هاي قبلي در ارزيابي واقعي بهزيستي با شكست مواجه شده بودند (ريف و سينگر، 1989). با در نظر گرفتن مشكلات در تعيين ويژگي هاي اساسي بهزيستي روان شناختي مثبت در حوزه هاي پژوهشي، ريف ارزيابي جامعي از بهزيستي روان شناختي ارائه داد. با بهره گرفتن از ديدگاه رواني-اجتماعي اريكسون، كار نيوگارتن روي تغيير شخصيت در بزرگسالي و ديدگاه آلپورت در مورد رسش، ريف، شش بعد بهزيستي روان شناختي را مشخص كرد. اين شش بعد شامل احساس استقلال، تسلط بر محيط، رشد شخصي، روابط مثبت با ديگران، داشتن هدف در زندگي و خويشتن پذيري مي شوند (ريف، 1989). ابعاد بهزيستي روان شناختي ريف ديدگاه بهتري از بهزيستي روان شناختي را فراهم مي كند و اينكه افراد چگونه در اين ابعاد با هم متفاوت هستند، را مشخص كرد.

بعد احساس استقلال مشخص مي كند كه چگونه فرد فشارهاي اجتماعي را مديريت مي كند و خودش را چگونه ارزيابي مي كند. فردي كه در اين بعد بالا ارزيابي مي شود خود تصميمي و احساس استقلال دارد، در حالي كه افرادي كه در اين بعد، پائين ارزيابي مي شوند در مورد نظر ديگران در مورد خود نگران هستند.

بعد تسلط بر محيط با توانايي شخص براي اداره ي محيط مشخص مي شود. فردي كه احساس بالايي در تسلط بر محيط دارد، احساس مي كند كه در هدايت محيط و فعاليت هاي خود فردي شايسته است، در حالي كه فردي كه احساس پائيني از تسلط بر محيط را گزارش مي كند، نمي تواند مشكلات را حل نمايد و احساس مي كند كنترل پائيني بر محيط دارد.

بعد رشد شخصي با احساس فرد از رشد پيوسته مشخص مي شود. افرادي كه در اين بعد بالا ارزيابي مي شوند، احساس مي كنند پيوسته در طول زندگي در حال رشد هستند، در حالي كه افراد داراي احساس پائين در اين بعد، دچار احساساتي از قبيل خستگي، عدم علاقه يا ركود در زندگي هستند.

بعد داشتن هدف در زندگي با اهداف فردي و چگونگي معنا دادن به زندگي مشخص مي شود. فردي داراي احساس بالا در اين بعد، احساسی قوي از هدف دارد، در حالي كه فرد داراي احساس پائين هدف در زندگي، اهداف كمي در زندگي دارد و احساس مي كند كه زندگيش بدون معني است.

بعد روابط مثبت با ديگران، با تعامل شخص با ديگران و اينكه آيا فرد داراي روابط قابل اعتماد است، مشخص مي شود. فردي كه در اين بعد روابط بالا را گزارش مي كند، از رابطه با ديگران رضايت دارد، در حالي كه فرد داراي احساس پائين روابط با ديگران با ديگران رابطه ي اجتماعي ندارد و فاقد حس اعتماد به ديگران است.

در نهايت بعد خويشتن پذيري با نگرش فرد در جهت خود و مسير زندگي مشخص مي شود. فرد داراي احساس بالا در اين بعد نگرش مثبت و واقعي اي نسبت به خويش دارد و فرد داراي احساس پائين در اين بعد احساس نااميدي در زندگي اش را تجربه مي كند (دنور[2]، 2010).

پژوهش روي بهزيستي رواني نشان مي دهد كه بزرگسالان كاهش احساس هدف در زندگي و رشد شخصي را گزارش مي كنند. پژوهش ها همچنين نشان مي دهد زماني كه از بزرگسالان راجع به انتظارات آن ها در مورد بهزيستي رواني سوال مي شود، آن ها بهزيستي پائين تري را نسبت به جوانان گزارش مي كنند. عليرغم اين كاهش در بهزيستي رواني مرتبط با سن، نظريه هاي زيادي نشان مي دهند كه بزرگسالان براي مقابله با استرس هاي زندگي راه حل هاي منفي انتخاب مي كنند و اين منجر به پائين آمدن بهزيستي روانی آنان مي شود ( وايت بورن[3]، 1996؛ به نقل از امانتي، 1388).

 

[1] Diener

[2] Denver

[3] White Born

بعد فعاليت‌هاي مورد علاقه كودكان -زبان آموزی

دانلود متن کامل از لینک زیر :

دانلود متن کامل پایان نامه ارشد :

پایان نامه اثر برنامه ریزی چندبعدی بر رشد زبان گفتاری کودکان دوره آمادگی 6-5 ساله شهر تهران

همانطور كه در راهبردهاي برنامه زبان آموزي اشاره شد مهم ترين شيوه ها و فنون تدريس در 12 شيوه (شيوه رفتاري كامل، شيوه نمايشي، شيوه ايفاي نقش، شيوه بحث گروهي، شيوه حفظ و تكرار، شيوه پرسش و پاسخ، شيوه بازي هاي آموزشي، شيوه نمايش عروسكي، شيوه قصه گويي، شيوه كتابخواني و شيوه شعر و سرودخواني) خلاصه شده است كه به منظور تسهيل  در اجراي اين شيوه ها رسانه هاي آموزشي از قبيل: رسانه انساني، رسانه هاي مكتوب، رسانه هاي شنيداري- ديداري و وسايل كمك آموزشي براي آن پيش بيني شده است. در اينجا راهبردهاي مذكور و رسانه هاي موردنظر را در بعد فعاليت هاي مورد علاقه كودك براساس مدل برنامه ريزي چندبعدي بررسي كرده و در ادامه نحوه ي تاثيرگذاري تركيبي از فعاليت ها و رسانه ها براساس اين مدل كه موجب رشد زبان گفتاري كودكان و تقويت مهارت برقراري ارتباط در آنها مي شود را بيان مي كنيم.

 

قصه، قصه گويي و قصه خواني

يكي از فعاليت هاي منتخب در بعد فعاليت ها، قصه خواني و قصه گويي است. قصه و داستان پيونددهنده ي هنر و علم هستند. قصه، آنجا كه به رنگ تخيل درمي آيد هنر، و هنر آنجا كه به واقعيت نزديك مي شود، علم است. قصه به عنوان بابي از باب هاي برنامه ريزي چندبعدي در نظر گرفته شده است زيرا دنياي قصه، دنياي راز و رمز و هيجان است. قصه با هر بار گفتن يا خواندن، دوباره نو مي شود. در ذهن هر مخاطب و راوي، دوباره جان مي گيرد و رمزي ديگر از رمزهاي آن گشوده مي شود. پس ضروري است دريچه ا ي از تمدن از راه قصه به روي كودكان گشوده شود كه رسانه اي براي برقراري ارتباط با دنياي آنان است (بازرگان، 1384).

از قصه گويي به دو صورت مي توان در تقويت مهارت هاي زباني و ارتباطي كودكان استفاده كرد:

الف) مربي نقش قصه گو را ايفا كند كه در اين حالت مهارت زباني گوش­دادن در كودكان تقويت مي شود.

ب) كودكان نقش قصه گو را ايفا كنند كه در اين حالت مهارت صحبت­كردن کودکان تقويت مي شود و مربي با دعوت ديگران به خوب گوش دادن، مهارت هاي شفاهي آنها را ارتقا مي دهد (زندي، 1386).

«ماندلر[1] و جانسون[2] معتقدند كه گوش دادن به قصه، كودكان را در پرورش مهارت هاي زير ياري مي دهد: توالي وقايع، شناخت روابط علت و معلول و درك آغاز و پايان داستان. همه ي اين مهارت ها در واقع براي تقويت مهارت خواندن (و خوب گوش دادن) اهميت دارند. كاملا مشهود است كودكاني كه در فعاليت هاي قصه گويي شركت مي كنند نسبت به ديگران از نظر درك مطالب خواندني و ذخيره واژگاني در سطح بالاتري قرار دارند» (به نقل از زندي، 1386، ص 69).

قصه ها در برنامه ريزي چندبعدي در قالب كارت هاي قصه گويي، نوار قصه گويي و نگاره هاي قصه گويي و تك جلدي هاي كودكانه، تحت عنوان قصه هاي خواندني- شنيدني ارائه شده اند. یک دسته از قصه ها، قصه هايي كه قابليت پرده خواني داشته و به صورت نگاره مصور شده اند و دسته ی دیگر قصه هاي نگاشته شده ای براساس برنامه ريزي چندبعدي هستند که به صورت تك جلدي هاي كودكانه، تحت عنوان قصه هاي شنيدني- قصه هاي خواندني عرضه شده اند. مربي مي تواند پس از گفتن قصه با تلفيق اين شيوه با شيوه ايفاي نقش، از كودكان بخواهد قصه گفته شده را به صورت نمايش اجرا كنند. با اين شيوه «نگهداشت ذهني مطالب» در كودكان تقويت خواهد شد. همچنين كودكان علاوه بر شركت در فعاليت گوش دادن (شنيدن قصه از زبان مربي)، به فعاليت گفتن نيز خواهند پرداخت) (بازرگان، 1384).

 

نمايش

يكي از زبان هاي كودكان براي بيان درون خويش و برقراري ارتباط با دنياي بيرون نمايش است. ساده ترين نمايش ها از دوره كودكي وانمود بازي و شكل مرسوم آن «خاله بازي» است كه پذيرش نقشي از زندگي واقعي بازي هاي كودكانه با اين نقش است. در برنامه ريزي چندبعدي، نمايش در ساده ترين شكل آن (بازي نقش) تا فرمي از تئاتر با متن هاي ساده (نمايشنامه) به كار گرفته شده است (بازرگان، 1384).

در واقع بازي نمايشي يكي از فرصت هاي موثر يادگيري مهارت هاي زباني به شمار مي آيد. در بازي نمايشي دختران خردسال در قالب خاله بازي و پسرها در قالب پليس بازی و فروشندگي به ايفاي نقش مي پردازند. بازي هاي مربوط به نقش هاي اجتماعي، توانايي بياني خوبي را طلب مي كند و كودكان را براي استفاده كارآمد از زبان تحريك مي كند. همچنين با معرفي اشيا جديد در محل بازي نمايشي رشد زبان شفاهی تقویت می شود. بنابراين با معرفي هوشمندانه ي اشياي جديد در صحنه بازي نمايشي، مي توان شناخت كودكان از واژگان جديد را تقويت كرد (زندي، 1386).

 

بازي

بازي براي كودك كشف، تجربه، اختراع و نوآوري و سازگاري با محيط و عوامل موجود در آن است. تدارك محيط غني براي بازي كودك، همه ي آن چيزي است كه موردنظر برنامه ريزي چندبعدي است. فعالیتی به نام بازی در بحث نظري برنامه ريزي چندبعدي وجود دارد و با آن كاملا منطبق است. بازی فعاليتي خودانگيخته، لبريز از شوق و كنجكاوي و پويايي كه محور آن كودك و خلاقيت اوست. كودك از پيشبرد آن لذت مي برد، از طريق آن بسياري از مهارت ها را تمرين مي كند و به نگرش ها و اطلاعاتي دست مي يابد (بازرگان، 1384).

استفاده از بازي هايي كه به ارتباط زباني و در نتيجه يادگيري مهارت هاي زباني و ارتباطي منجر شود در امر زبان آموزي بسيار مفيد هستند. بازي هاي مختلفي مانند بازي «تكرار در سكوت» به منظور تقويت مهارت هاي شنيداري كودك و همچنين بازي پيدا كردن نام داستان، بازي صحبت كردن درگوشي و بازي گسترش جمله همگي بازي هايي هستند كه در برنامه ريزي چندبعدي مورد توجه قرار گرفته اند و در قالب كارت هاي فعاليت يا مراكز يادگيري، فرصت هاي زبان آموزي و تقويت مهارت هاي زباني و ارتباطي را براي کودکان فراهم مي كنند.

[1] – Mandaler

 

 

دانلود متن کامل از لینک زیر :

دانلود متن کامل پایان نامه ارشد :

پایان نامه اثر برنامه ریزی چندبعدی بر رشد زبان گفتاری کودکان دوره آمادگی 6-5 ساله شهر تهران

 

زبان یک مضمون میان رشته ای

 

در برنامه ريزي چندبعدي، زبان به اين لحاظ ارزش و اهميت دارد كه بنيان هاي زبان از دوره ي كودكي شكل مي گيرد و گسترش واژگان كودك و كاربرد آنها در محيطي غني و پويا امكانپذير است. گستره ي پروژه هاي برگرفته از زندگي كودك و مهارت هاي مرتبط با اين گستره بر بستر فعاليت هاي مورد علاقه ي كودك، زمينه اي معنادار براي يادگيري زبان و كاربرد آن فراهم مي كند. در پروژه هاي متفاوت برنامه ريزي، واژگان علمي و وابسته به هر پروژه، در كتاب راهنماي مربي معرفي شده اند تا مربي در جريان كار كودك در هر پروژه، واژه ها را به كار گيرد و آنها را به صورت واژ ه هاي فعال كودكان درآورد. تلاش براي بكارگيري ديگر مهارت هاي زباني همچون خواندن، نوشتن و سخن گفتن و مهارت هاي تفكر در ارتباط با زبان نيز مورد توجه قرار گرفته اند. ايجاد شرايط مناسب براي سخنگويي كودكان، يكي از موارد مورد توجه در برنامه ريزي چندبعدي است. «عكس هاي مستند» در هر پروژه، الگوها و بازي هايي را براي بكارگيري واژه هاي معادل عكس هاي مستند فراهم مي كنند. اين عكس ها در كنار تجربه ها و فعاليت هاي ديگر در هر پروژه (قصه، شعر، فعاليت علمي، كارت قصه گويي، نوارهاي صوتي و تصويري)، كاربرد واژه ها را در موقعيت هاي متفاوت و در حوزه ي مهارت هاي مختلف زباني امكان پذير مي كنند. نگاره جدول سخنگويي، امكان ديگري براي کاربرد مهارت هاي زباني در تلفيقي مناسب براي كليه ي پروژه هاي برنامه ريزي چندبعدي در تعامل با بعد مضامين ميان رشته اي است. فرم هاي ثبت مشاهده و بازبيني پيشرفت كودك در كتاب ثبت مشاهد و بازبيني پيشرفت نيز روند رشد زباني كودك را پيگيري مي كند و مورد توجه قرار مي دهد (بازرگان، 1384).

در بعد مضامين ميان رشته اي توجه به مجموعه اي از توانايي هاي اكتسابي زباني كه بليايف آنها را عبارت از: توانايي هاي آوايي، توانايي هاي واژگاني، توانايي هاي دستوري، توانايي كاربرد شناختي، شم زباني و انديشه با زبان موردنظر در برنامه ريزي چندبعدي مي داند، موجب تقويت مهارت هاي زباني شده و همچنين به گفته بليايف اين توانايي ها به هيچ وجه جدا از هم نيستند و به لحاظ شبكه اي بودن زبان، آموزش اين توانايي ها در برنامه ريزي چندبعدي در ارتباط كامل با هم طراحي شده و در كنار دانشي كه براساس بعد پروژه ها براي كودكان پيش بيني شده است و از طريق به كارگيري اين مهارت ها در قالب فعاليت هايي كه در بعد فعاليت ها تعريف شده اند، در مجموع امكان دستيابي به توانش زباني و ارتباطي را براساس يك مدل كودك محور براي كودكان فراهم مي آورند.

يكي از موارد مطرح در بعد مضامين، نگرش ها و مهارت هاي ميان رشته اي، مهارت هاي يادگيري هستند. در ديدگاه برنامه ريزي چندبعدي، كودك همواره براي تمرين و ممارست مهارت هاي يادگيري در تلاش است. مشاهده، طبقه بندي، اندازه گيري و تخمين، برقراري ارتباط، استنتاج، جمع آوري و ثبت و تفسير يافته ها، فرضيه سازي، الگوسازي و كاربرد آن و آزمايش، از جمله مهارت هاي انديشيدن هستند كه دانشمندان به صورت حرفه اي و كودكان در حين بازي و علم آموزي و كارهاي هنري به آنها مي پردازند. در برنامه ريزي چندبعدي، بارها و بارها هر يك از مضامين، نگرش ها و مهارت هاي ميان رشته اي در فعاليت هاي گوناگون و از طريق رسانه هاي مكتوب و غيرمكتوب، مورد تمرين و ممارست و ارزيابي قرار مي گيرند كه مهارت برقراري ارتباط از آن جمله است. مهارت برقراري ارتباط يك مضمون ميان رشته اي است، زيرا همه نيازمندند، در هر رشته و حوزه اي كه تحصيل مي كنند، و در هر جامعه اي كه زندگي مي كنند و در هر گروه سني كه هستند، احساسات، افكار و نيازهاي خود با ديگران در ميان بگذارند. كودكان نيز به خوبي آموخته اند كه برقراري ارتباط، شرط اساسي در حل مسائلشان است (بازرگان، 1384).

پایان نامه : رسانه‌ها و ابزارهاي زبان‌آموزي (مواد و وسايل آموزشي)

  1. رسانه انساني: مربي زبان آموزي
  2. رسانه هاي مكتوب: كتاب درسي مصور، كتاب هاي قصه
  3. رسانه هاي شنيداري: ضبط صوت (نوارهاي آموزشي)
  4. رسانه هاي شنيداري- ديداري (سمعي و بصري): تلويزيون يا ويدئو
  5. وسايل كمك آموزشي: لوحه هاي ديواري، كارت هاي آموزشي، كتابچه هاي مصور (زندي، 1386).

 

دانلود متن کامل از لینک زیر :

دانلود متن کامل پایان نامه ارشد :

پایان نامه اثر برنامه ریزی چندبعدی بر رشد زبان گفتاری کودکان دوره آمادگی 6-5 ساله شهر تهران

 

مدل برنامه ريزي چندبعدي

برنامه ريزي چندبعدي برنامه ريزي كل نگري است كه كليت موردنظر در پرورش شخصيت كودك را حداقل در سه قلمرو مورد توجه قرار مي دهد. قلمروهاي برنامه ريزي آموزشي و درسي چند بعدي براي دوره ي پيش از دبستان حداقل وجود سه بعد را در برنامه ريزي ايجاب مي كند.

الف) قلمرو فعاليت ها: كنش و تعامل كودك با محيط خويش كه فعاليت هاي جذاب و كودكانه را دربرمي گيرد.

ب) قلمرو پروژه هايي از زندگي كودك آنچه كه كودك علاقه مند به دانستن آن است.

پ) قلمرو مضامين ميان رشته اي (مهارت ها و نگرش هايي كه بر كل شخصيت كودك اثر مي گذارد.

قلمروهاي الف و ب را در كتاب هاي درسي فعلي، به صورت فهرست عنوان هاي مطالب و روش هاي تدريس براي آموزش عنوان هاي موردنظر ديده ايم. قلمرو بسيار مهم براي اين گروه سني، قلمرو مضامين ميان رشته اي است كه دربرگيرنده ي مهارت ها و نگرش هايي است كه در فرايند آموختن، براي كودك قابل دستيابي هستند و در برنامه ريزي مرسوم كمتر مورد توجه قرار گرفته اند؛ اگرچه در امر آموزش بسيار مهم و حياتي هستند (بازرگان، 1384).

برخلاف بسياري از برنامه هاي آموزشي و درسي كه فعاليت محور يا موضوع محور هستند اين نوع برنامه ريزي با جا دادن قلمرويي بسيار مهم در درون خود با نام قلمرو مضامين ميان رشته اي كه شامل مهارت ها، نگرش ها، احساسات و هيجانات كودك است نام خود را از ساير برنامه ريزي هاي مرسوم جدا كرده و مهارت محوري را سرلوحه ي اصلي پرورش شخصيت كودك قرار داده است. البته اين بدان معنا نيست كه ابعاد ديگر تاثيري در رشد شخصيت كودك ندارند بلكه آنچه اهميت دارد، تعامل و ارتباط اين سه بعد در برنامه ريزي آموزشي و درسي براي كودكان است كه كليتي را براي پرورش كل شخصيت كودك و دستيابي او به بنيان هاي تمدن، با كمك مولفه هاي موثر در پرورش او مطرح مي كند. هيچ يك از بعدها بر ديگري اولويت ندارند. بلكه رسالت اين نوع برنامه ريزي، مراقبت از پرداختن به تمام ابعاد است كه براي رشد همه جانبه ي كودك ضروري شناخته شده است (بازرگان، 1384).

موقعيت يادگيري نقطه ي آغاز آموزش را از يكي از اين ابعاد تعريف مي كند. چه بسا نقطه ي شروع يك موقعيت آموزشي، يك فعاليت مورد علاقه ي كودك باشد كه از طريق آن مي توان دانش، مهارت و نگرش او را به تبع فعاليت مورد علاقه اش، سمت و سو داد. آنچه اهميت دارد، تلفيق بجا و مناسب از سه بعد اصلي و اجزاي آنها، با توجه به راهبردهاي برنامه ريزي چندبعدي است. اجراي اين برنامه با توجه به تنوع چندبعدنگري، فرصت بروز خلاقيت در مربي و كودك و انعطاف پذيري را در برنامه فراهم مي آورد (بازرگان، 1384).

دانش، مهارت، احساسات و طبع و خلق و خو از جمله پيش فرض ها و بخش هايي است كه در قلمروهاي برنامه ريزي چندبعدي پيش بيني شده است. بخش مربوط به دانش، مفاهيم بنيادي علمي و اجتماعي كه كودكان در زندگي روزانه به نوعي با آن سروكله دارند و شامل اطلاعات مقدماتي (حقايق) و تجربه ي شخصي از دانش است. اين بخش در قلمرو پروژه هايي برگرفته از زندگي كودك قرار مي گيرد؛ پروژه هايي كه با معيارهاي خاص و براساس رغبت و تمايل كودكان انتخاب شده اند.