کوله‌پشتی کارآفرینی (۱) – توهم

در مجموعه مطالب کوله پشتی کارآفرینان قصد دارم تا مجموعه شایستگی ها و ویژگی هایی که کارآفرینان باید داشته باشند را بررسی کنم و به آنها بپردازم. در واقع قصد داریم فرض کنیم که یک کارآفرین کوله پشتی همراه خود دارد و همواره که در مسیر کارش پیش می رود باید چه تجربیات و نکاتی را در کوله ی خود قرار دهد و چه مواردی را باید از کوله ی خود خارج کند که سبک تر حرکت کند. خلاصه ای از موضوع هایی که به آنها خواهم پرداخت موارد زیر است:

  • خودشناسی
  • کل نگری
  • قدرت حل مسئله
  • شنیدن و دیدن
  • یادگیری مداوم
  • تهاجم ایده ها
  • تنهایی کارآفرینان
  • تصمیم و موقعیت
  • تیم سازی
  • توهمات کارآفرینی
  • استعدادهای کارآفرینی
  • ….

مطلب اول را با توهم کارآفرینی شروع می کنم. توهم هایی که باعث می شود ورود به مسیر کارآفرینی یک اتفاق از پیش شگست خورده بشود.

کارآفرینی یعنی صبح شنبه می خوابم

خاطرم هست چند سال پیش که هنوز تب کارآفرینی در کشور گسترش پیدا نکرده بود، بسیاری از افرادی که در استخدام شرکتی بودند (از جمله خودم) به این موضوع فکر می کردند که اگر شرکت خود را داشته باشند به آزادی زمانی می رسند و هروقت که بخواهند می توانند هرکاری که دوست دارند را انجام دهند. مثلا صبح های سخت شنبه را می توانند بخوابند یا در یک روز بارانی به جای کار کردن بزنند به دل طبیعت و لذت ببرند. شاید امروز توهم بودن این موضوع برای خیلی ها بدیهی باشد. روی این موضوع دست گذاشتم که اگر چنین فکری گوشه ی ذهن شما است بدانید که سخت در اشتباهید.

مسیر کارآفرینی بخصوص در چند سال اول شروع بسیار سخت و پیچیده است. شما به دلیل مسئولیتی که برعهده دارید باید بیشتر از یک کارمند کار کنید و نه تنها شنبه ها نمی توانید بخوابید یا در روزهای بارانی نمی توانید به دل طبیعت بزنید که بعد از مدتی متوجه خواهید شد آخرین روز تعطیلی که داشته اید را فراموش کرده اید.

کارآفرینی یعنی درآمد بالا

در جلسات مشاوره از کسانی که می خواهند مسیر کارآفرینی را شروع کنند می پرسم فرض کن دوسال از زمان امروز گذشته و کسب و کارت راه افتاده. موقعیت خودت را در آن زمان برایم شرح بده. عده ای شروع می کنند درباره موقعیت مالی که بدست آورده اند صحبت می کنند و من معمولا به این گروه می گویم که بیشتر درباره مسیر کارآفرینی مطالعه کنند. کارآفرین شدن الزاما به معنی کسب درآمد بالا نیست. در واقع کسب درآمد بالا هدف اصلی کارآفرینی نیست. اگر قصد کسب درآمد دارید راه های سرمایه گذاری را پیش بگیرید شاید مناسب تر باشد. کارآفرینی مسیر پیچیده و سختی است که شاید نیاز باشد تا چندسال در آن سرمایه گذاری کنید و برداشتی نداشته باشید. کارآفرین ها معمولا علاقه مند هستند با ارزشی که خلق می کنند به درآمد بالا برسند هدف اصلی آنها صرفا کسب پول و انجام یک کار کوتاه مدت نیست.

تله ی مدیر شدن

بعضی ها در روند کارآفرینی مدیر شدن را ارزش می دانند. این که شرکت خودت را داشته باشی و تیمی را اداره کنی می تواند جذاب باشد. در این باره باید دو نکته مهم را مورد توجه قرار داد. مسئله اول این است که کارآفرین با صرفا مدیریت منابع انسانی و نشستن پشت میز و دستور دادن متفاوت است. یک کارآفرین خودش کارگر شرکت اش است و باید آستین ها را بالا بزند و کار کند. من در طول تجربه ی کاری ام کارآفرینی را ندیده ام که از جایی به بعد لم بدهد روی کاناپه ی اتاق لوکسش و صرفا نظاره گر روند پیشرفت کسب و کارش باشد.

مسئله ی بعدی این است که خیلی ها دوست دارند مدیر بشوند چون تعریف درستی از مدیریت ندارند. مدیریت کردن یعنی مسئولیت آدم ها را پذیرفتن و سرنوشت کاری آنها را به دست گرفتن. مدیریت یعنی هر روز تعامل کردن با افراد، به حرف های آنها گوش کردن، کمک به رشد آنها و سپردن کار و کنترل پیشرفت کار. همین تعریف سختی مدیریت را مشخص می کند. بسیاری از افراد را بخصوص آنها که از دنیای فنی و تکنیکال وارد دنیای مدیریت می شوند را دیده ام که بعد از گذشت مدتی دلشان برای کار تخصصی شان تنگ شده است. در هر صورت در نظر داشته باشید که مدیریت کردن هدف کارآفرینی نیست و در مراقب باشید در این تله گرفتار نوشید.

تله ی شرکت بزرگ

داشتن یک شرکت بزرگ یکی دیگر از آن تله هاست. در گفتگوهای مختلف زیاد می شنوم که افراد می گویند ایده آلشان داشتن یک شرکت بزرگ است که این موضوع هم طبیعتا هدف کارآفرینی نیست. وقتی روند کسب و کار را در دنیای امروز بررسی می کنیم می بینیم که تبدیل به یک شرکت بزرگ شدن ارزش نیست. امروز کسب و کارهای کوچک و چابک اثرات بزرگ خلق می کنند. الگوی شرکت های بزرگ الگویی بود که از دنیای صنعتی و به دلیل نیاز آن زمان شکل گرفت. در حال حاضر هم ما غول های تکنولوژی را داریم اما بسیار زیاد هم کسب و کارهای کوچک اثر گذار داریم که در طول زمان توسط کسب و کارهای بزرگ تر حتی خریداری می شوند و در دل آنها ادغام می شوند.

به نظر شما چه نکات دیگری می تواند مورد توجه قرار بگیرد؟

مقاله (پایان نامه) : عف -متن کامل

کارآفرینان گردشگری با ارائه خدمات خود مانند رویارویی گردشگران با جامعه محلی و آشنایی با ارزش­های منطقه، گوشه ای از زندگی جامعه محلی را به آنها نشان می­دهند (موریسون[2]، 20006).

مورسیون (2006) معتقدند که کسب و کارهای گردشگری خانوادگی کوچک از طرق زیر به منافع اقتصادی- اجتماعی و محیطی کمک می کنند:

  1. فراهم کردن راه حل­های پایدار در مقابل چالش­های اقتصادی و اجتماعی به صورت ارائه خدمات واستخدام نیروی کار
  2. خرید کالا و خدمات از تأمین کنندگان محلی
  3. حفظ محیط طبیعی
  4. جذب سرمایه از کسانی که به دنبال تغییر سبک زندگی هستند.
  5. افزودن ارزش جامعه

با این حال نتایج برخی مطالعات راجع به نگرش ساکنان محلی، حاکی از وجود پاره­ای ادراکات منفی در مورد آثار اقتصادی توسعه گردشگری است (کاظمی، 1385). نتیجه مطالعات بیانگر این واقعیت است که به دلیل ضعف بنیه مالی ساکنان محلی برای سرمایه­گذاری در ساخت هتل­ها، فروشگاه­های بزرگ و سایر زیر بناهای مورد نیاز گردشگری، ساکنان غیر بومی یا خارجی­ها وارد صحنه می­شوند و سرمایه­گذاری می­کنند و حتی اجناس مورد نیاز گردشگران را از سایر مناطق به آنجا وارد می­کنند. یکی از تأثیرات این نوع سرمایه­گذاری از دیدگاه ساکنان، به کار نگرفتن آنها در مشاغل مهم یا سمت­های بالای سازمانی این صنعت و در نتیجه مشارکت نداشتن ساکنان در سیاست­گذاری و تصمیم­گیری­های مربوط به توسعه گردشگری در منطقه است (هال و همکاران، 1378).

با توجه به مزایای کارآفرینی در حوزه گردشگری دو استراتژی جهت توسعه مقصد منطقی به نظر می رسد (کوه[3]، 1996):

  1. مقاصد گردشگری می توانند جهت جذب کارآفرینان غیر بومی به ایجاد کسب و کار در جامعه مورد نظر اقدام کنند.
  2. با تشویق ساکنین به ایجاد کسب و کار های کارآفرینانه گردشگری به رشد مقصد گردشگری کمک نمایند.

البته به کارگیری همزمان دو استراتژی مذکور نیز در صورت تمایل جامعه به داشتن صنعت گردشگری پررونق مؤثر خواهد بود (کوه، 1996)

مسئولیت محیطی کارآفرینی می­تواند مبنایی برای استفاده از منابع طبیعی باشد و بر ارزش های غیر مادی و منابع طبیعی تجدید شونده تأکید ویژه­ای داشته باشد. کارآفرینی سازگار با محیط (پایدار) باید ویژگی­های زیر را داشته باشد: توجه به محیط طبیعی، بومی، محلی، توجه به صنایع دستی و منحصر بفرد. شرکت­هایی که کارآفرینی آنها بصورت فعالیت پایدار است، معمولا کوچک هستند. تشکیلات اقتصادی توریستی در مقیاس کوچک پتانسیل زیادی برای ارائه خدمات و محصولات توریستی دارا می باشند. کارآفرینی پایدار را می توان به دسته های زیر تقسیم کرد (نجفی توه خشکه و همکاران، 1391):

  1. پاسخگویی به گردشگران و ارائه خدمات بر اساس فرصت­های متناسب با طبیعت (سازگار با محیط)
  2. بهره برداری پایدار از دانه­های وحشی، قارچها، رستنی­ها و سایر محصولات جمع آوری شده از طبیعت و بهره برداری از نباتات وحشی به عنوان مناظر و چشم انداز
  3. استفاده در مقیاس کوچک و پایدار از جنگل و فرآورده­های چوبی، بهره­برداری مناسب از زغال سنگ، سنگ­های قیمتی و سایر کانی­ها
  4. استفاده مناسب از منابع آبی
  5. استفاده مناسب از سایر خدماتی که از طبیعت گرفته می­شوند (برای مثال عکاسی از طبیعت، ایجاد خدمات تفریحی، همچنین انرژی­های تجدید شونده مانند انرژی خورشیدی، انرژی امواج دریا، خریدهای سبز، آموزش و… )

[1] Dables

[2] Morrison

[3] Koh

متن کامل :

 نقش عوامل مرتبط با توسعه کارآفرینی در تعاونی های گردشگری؛ - دانلود پایان نامه ارشد

پایان نامه نقش دولت در ارتقاء کارآفرینی

دولت­ها در کشورها سه نوع سیاست نسبت به کارآفرینی اجرا کرده اند. با ارائه کمک­های مالی و ساده­سازی قواعد بوروکراتیک محیط تنظیمی خود را برای کارآفرینی بهبود داده­اند. از طریق ارائه برنامه­هایی برای اشاعه دانش و مهارت لازم برای کارآفرینان جهت راه­اندازی یک کسب و کار کوچک محیط شناختی کشور را بهبود داده­اند و از طریق فعالیت­های لازم برای بهبود برداشت جامعه نسبت به بخش کارآفرینی، محیط هنجاری خود را تقویت کرده­اند. به طور خاص برنامه­هایی که کسب و کارهای کوچک را در درون مجموعه­ای از کارآفرینان جای داده­اند، آن­ها را به کسب قدرت به ازاء کسب صرفه جویی های ناشی از مقیاس، اشاعه دانش و تحقق دامنه­ای از دیگر مزیت­ها کمک کرده­اند. اگر چه تجویز سیاست کارآفرینی متکی به شرایط کشور است ولی توصیه می شود که خط مشی­گذاران و مالکان کسب و کارها به تشکیل جوامع کارآفرینی برای تقویت منافع ملی و فردی خود روی آورند (شاپرو و همکاران، 1982).

حجم و موفقیت فعالیت­های کارآفرینانه در یک جامعه به تصمیم­های اقتصادی مستقل هر کدام از افراد آن جامعه بستگی دارد. احتمال این که مردمان یک کشور در کسب و کارهای کارآفرینانه مشارکت کنند به انگیزه فردی آن­ها برای تبدیل شدن به کارآفرین، توانایی آن­ها برای تقبل فعالیت­های کارآفرینانه و برداشت­های آن­ها نسبت به فرصت­هایی در دسترس بستگی دارد (جینیاوالی[2] و همکاران، 1994). محیط­های حاکم بر هر کشوری می­تواند هر کدام از این عوامل را تحت تأثیر قرار دهد. سیاست­های دولت نسبت به کارآفرینان برای ارائه کمک­های مالی از طریق یارانه­ها، وام­های ترجیحی یا سیاست های مالیاتی مساعد که آن را محیط تنظیمی برای کارآفرینی می­نامند، فرصت­های قابل دسترسی برای کسب و کارهای موجود و کسب و کارهای جدید را افزایش می­دهد. در کشورهایی که برنامه­های آموزش عمومی و کاربردی کارآفرین متداول است و افراد می­دانند چگونه یک کسب و کار جدید را تأمین مالی و مدیریت کنند، احتمالاً از توانایی لازم برای مدیریت موفق کسب و کار فرد برخوردار خواهند بود. وجود چنین شرایطی اشاره به محیط شناختی برای کارآفرینی دارد. در نهایت در کشورهایی که فعالیت­های کارآفرینانه ارزشمند و قابل تحسین است، تعداد بیشتری از افراد به یافتن کسب و کار جدید یا مدیریت کسب و کار جدید برانگیخته خواهند شد. وجود چنین شرایطی اشاره به محیط هنجاری کارآفرینی دارد. محیط­های تنطیمی، شناختی و هنجاری ارکان یا پایه­های سه گانه حمایت از فعالیت­های کارآفرینانه یک کشور را شکل می­دهند (رونستات[3]، 1988).

دولت­ها بعضاً به ارتقاء یک بخش از فعالیت اقتصادی نسبت به بخش­های دیگر در شرایطی اولویت قائلند. برخی از دولت­ها ممکن است از طریق اولویت­دهی یک بخش نسبت به بخش دیگر از دخالت در بازار داخلی شان اجتناب کنند و تعداد معدودی از دولت ها ممکن است حتی کارآفرینی را تضعیف کنند. برای مثال، هنگام وضع مالیات بر  فعالیت­های خود اشتغالی در کوبا، فیدل کاسترو اعلام داشت: ما باید بر دزدی و غارتگری نوعی مالیات وضع کنیم. چنین حالتی این ایدئولوژی را تقویت می­کند که افرادی که منفعت فردی خود را بر منافع جامعه ترویج می­دهند، غارتگرند (میامی[4]، 1995).  نقش­های اصلی دولت­ها در ارتقاء کارآفرینی به شرح زیر می­باشند:

الف) نقش­های تنظیمی: کشورها از طریق کاهش یا تخفیف مالیاتی، پرداخت وام­های ضروری و دیگر برنامه­های تنظیمی، کارآفرینی را پشتیبانی می­کنند و بدین طریق احتمال این که مردم، یک فرصت جذاب را شناسایی کنند و در نتیجه، تصمیم بگیرند کسب و کار خود را راه اندازی کنند افزایش می­دهند (دوتریاکس[5] و همکاران، 1988). پشتیبانی مالی برای شرکت­های کوچک و متوسط یکی از معمول­ترین رویکردها برای ارتقاء کارآفرینی در سراسر جهان است. برای مثال، حمایت مالی با برخورد ترجیحی با کسب و کارهای کارآفرینانه به شکلی از   برنامه­های دولت در کانادا، مشوق­های مالیاتی در سنگاپور، وام­های دارای بهره پایین در جزایر ویرجین تبدیل شده است (بناونت[6] و همکاران، 1998).

این حمایت­های مالی ممکن است به طور خاص برای کارآفرینانی که از فقدان منابع مالی که از آن به عنوان مانع اصلی راه اندازی یک کسب و کار نام برده می شود، مهم باشد. برای مثال مطالعه­ای به وسیله دانشگاه شیلی انجام شد و دریافت که اگرچه برنامه ارتقاء می­تواند مزایای واقعی برای شرکت­های کوچک و متوسط فراهم کرده باشد ولی کارآفرینان کماکان فقدان تامین مالی را به عنوان مانع خود می دانند (دانایی فرد و همکاران، 1386).

برخی کشورها نیز فرایند راه اندازی کسب و کار را ساده کرده اند و الزامات بوروکراتیک را بسیار روشن کرده­اند. این تأکید بر جزئیات بوروکراتیک را بسیار روشن کرده­اند. این تاکید بر جزئیات بوروکراتیک ممکن است برای رشد کارآفرینی بسیار مهم باشد.

تحقیقات انجام شده در چین و جزایر سلیمان نشان داده است که الزامات رویه­ای دردسرزا ممکن است فعالیت کارآفرینانه را محدود کند و  عدم اطمینان و بی ثباتی در سیاست­های دولت، ممکن است علاقه کارآفرینان به تدوین استراتژی­های رشد بلندمدت را کاهش دهد.  مدارک و شواهد حاصل از بررسی کشورهای مختلف بیانگر برخی موفقیت­ها برای برنامه­های طراحی شده برای بهبود محیط تنظیمی اشان برای کارآفرینی است. به عنوان مثال، یکی از محققان شیلیایی نشان داده است که چگونه وام­های تضمینی دولت می­تواند به کارآفرینانی که فاقد سرمایه و حمایت­های جانبی نهادهای بازارند، کمک کند (دانایی فرد و همکاران، 1386).

ب) نقش­های شناختی: برنامه­هایی که بر اشاعه دانش مدیریت و مهارت­های کارآفرینی متمرکز است برای تقویت نهادهای شناختی است و این امر می­تواند توانایی کارآفرینان محلی را برای تأسیس و حفظ کسب و کارهای خصوصی خود بهبود دهد. کشورهای مختلف   تلاش­هایشان را برای بهبود درک افراد از فرایندهای راه اندازی یک کسب وکار آغاز کرده­اند. در این راستا طراحی وب سایت کارآفرینی و انتشار کتابچه­های راهنمای کارآفرینی را در دستور کار خود قرار داده­اند. همچنین برنامه­های آموزشی متعددی برای کارآفرینان ارائه می شود. برنامه­های مختلف، خدمات مشاوره­ای به کسب و کارهای کوچک ارائه می­دهند و شبکه کسب و کارهای کوچک و متوسط آموزش لازم به کارآفرینان عرضه می­دارند. مضافاً، برنامه­های خاص شرکت­ها به کار با هم برای درک محیط صنعت­شان کمک می کند. در نهایت در برخی کشورها آموزش­های لازم به شرکت­های کوچک و متوسط ارائه می­شود و یابرنامه­هایی نظیر صندوق سرمایه­گذاری اجتماعی و ارتقاء تولید، شرکت­ها را در توسعه مهارت­های کارآفرینانه لازم کمک می کند. برخی دیگر از کشورها نیز براهمیت تقویت نهادهای شناختی تأکید کرده­اند. مطالعات در آمریکا و استرالیا بر وجود برنامه­های آموزش مدیریت و آموزش کسب و کار و همینطور در دسترس بودن کمک­ها در زمینه تحقیقات بازاریابی و دیگر فعالیت­های توسعه کسب و کار به عنوان نقش­آفرینان مجموعه مهارت کارآفرینی جامعه دلالت دارند. مرکز آنکوباتورهای کسب و کاری اهمیت توسعه مجموعه مهارت شناختی کارآفرینان را نشان دهد. این مراکز صرفاً خدمات اداری برای مشارکت کنندگان ارائه نمی­کنند بلکه برای کارآفرینان نوظهور خدمات مشاوره­ای و آموزشی وسیعی نیز ارائه می دهند (هاوکینز[7]، 1993).

ج) نقش­های هنجاری: در نهایت، برنامه­های معطوف به بهبود دیدگاه جامعه نسبت به کارآفرینان می­تواند محیط هنجاری یک کشور را تحت تأثیر قرار دهد و بدین ترتیب انگیزه­های افراد برای تبدیل شدن به کارآفرینان را بهبود دهد. کارشناسان اقتصادی مدعی­اند که نهادهای هنجاری دشوارترین بخش محیط کارآفرینی هستند که باید تغییر کنند و متذکر شده­اند که می­توان برای تغییر و دگرگونی صحیح نحوه دیدگاه مردم نسبت به کارآفرینان چند نسل آن را تغییر داد. به اعتقاد یکی از کارشناسان سال­هاست که مردم به کارآفرینان به دیدگاه شک و تردید نگاه می­کنند زیرا کارآفرینان را معادل فرصت طلبان می­دانند (دانا[8] و همکاران، 1997). بسیاری از کشورها در حال اجرای استراتژی­هایی با هدف تغییر این برداشت­های اجتماعی هستند.

برنامه­های محلی نظیر ارتقاء تولید نیز برای تحقق اهدافی مشابه تدوین شده است و رهبران دولت وظیفه ارتقاء روح کارآفرینی را به عهده گرفته­اند (پننیگز[9]، 1982).

تحقیقات در مورد کشورهایی نظیر ژاپن رابطه بین نگرش­های عمومی به طرف کارآفرینی و سطح فعالیت کارآفرینی داخلی را نشان داده است. برخی از محققان توصیه کرده­اند که دولت پیشنهاد جایزه کارآفرین سال را بپذیرد و رهبران ملی به طور منظم فعالیت­های مالکان کسب و کارهای کوچک محلی را برای تغییرنگرش­های جامعه نسبت به کسب و کارهای کوچک تحسین کنند. بنابراین دولت­ها می­تواند برای ایجاد محیطی مثبت که کارآفرینی را به عنوان نوعی کارراهه مورد احترام در اقتصاد داخلی مشروعیت می­دهد فعالیت کنند (رادنیک[10] و همکاران، 2000).

[1] Pickle

[2] Gnyawali

[3] Ronstadt

[4]Miami

[5]  Doutriaux

[6] Benavente

[7] Hawkins

[8] Dana

[9] Pennings

[10] Rudnick

متن کامل :

 نقش عوامل مرتبط با توسعه کارآفرینی در تعاونی های گردشگری؛ - دانلود پایان نامه ارشد

پایان نامه بررسی علل عدم تمایل  مددجویان به  اجرای طرحهای اشتغال و خودکفایی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد کرمانشاه

دانشکده تحصیلات تکمیلی

پایان نامه جهت دریافت کارشناسی ارشد رشته مدیریت بازرگانی(M.A)

گرایش داخلی

عنوان:

بررسی علل عدم تمایل  مددجویان به  اجرای طرحهای اشتغال و خودکفایی

( مطالعه موردی : مددجویان کمیته امداد امام خمینی(ره) شهر کرمانشاه)                                      

شهریور1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان  صفحه

چکیده…………………………………………………………………………………………………………………………………………1

فصل اول:کلیات پژوهش

1-1 مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………………..3

1-2 بیان مسأله…………………………………………………………………………………………………………………………….4

1-3 اهمیت و ضرورت پژوهش……………………………………………………………………………………………………..5

1-4 اهداف پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………..6

1-5 فرضیات پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………..7

1-6 مدل مفهومی پژوهش……………………………………………………………………………………………………………..7

1-7 قلمرو پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………….8

1-7-1 قلمرو موضوعی پژوهش…………………………………………………………………………………………8

1-7-2 قلمرو زمانی پژوهش……………………………………………………………………………………………..8

1-7-3 قلمرو مکانی پژوهش……………………………………………………………………………………………..9

 

فصل دوم:مبانی نظری و پیشینه­ی پژوهش

2-1 مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………….10

2-2بیان مسئله………………………………………………………………………………………………………………………….12

2-3ضرورت واهمیت پژوهش……………………………………………………………………………………………………14

2-4 پیشینه پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………..16

2-4-1 پیشینه مطالعات داخلی………………………………………………………………………………………..16

2-4-2 پیشینه مطالعات خارجی……………………………………………………………………………………….18

2-5 موضوع پژوهش……………………………………………………………………………………………………………….19

2-6 مبانی نظری فرضیات………………………………………………………………………………………………………..20

       2-6-1فرضیه اول……………………………………………………………………………………………………………30

       2-6-2 فرضیه دوم………………………………………………………………………………………………………….33

       2-6-3 فرضیه سوم…………………………………………………………………………………………………………34

       2-6-4 فرضیه چهارم………………………………………………………………………………………………………35

       2-6-5 فرضیه پنجم………………………………………………………………………………………………………..36

         2-6-6 فرضیه ششم……………………………………………………………………………………………………..38

         2-6-7 فرضیه هفتم………………………………………………………………………………………………………39

         2-6-8 فرضیه هشتم……………………………………………………………………………………………………..40

2-7 مدل مفهومی پژوهش………………………………………………………………………………………………………..42

2-8 جمع بندی فصل دوم………………………………………………………………………………………………………..44

فصل سوم: روش شناسی پژوهش

 

3-1 مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………….48

3-2 روش تحقیق……………………………………………………………………………………………………………………..48

3-3 متغیرهای پژوهش……………………………………………………………………………………………………………….48

3-4تعریف متغیرها……………………………………………………………………………………………………………………49

3-5 جامعهآماریتحقیق……………………………………………………………………………………………………………49

3-6روش نمونه گیری وحجم نمونه…………………………………………………………………………………………..49

3-7 ابزارگردآوریداده‌ها…………………………………………………………………………………………………………50

       3-7-1 کتابخانه ای……………………………………………………………………………………………………………50

       3-7-2 پرسشنامه………………………………………………………………………………………………………………50

3-8روایی وپایایی پرسشنامه……………………………………………………………………………………………………..50

        3-8-1آزمون روایی پرسشنامه…………………………………………………………………………………………..52

        3-8-2 آزمون پایایی پرسشنامه………………………………………………………………………………………….53

3-9 روش تحلیل داده­ها…………………………………………………………………………………………………………….54

       3-9-1 آزمون های برازندگی مدل کلی……………………………………………………………………………….54

       3-9-2 شاخص های مطلق………………………………………………………………………………………………..54

       3-9-3 شاخص های نسبی………………………………………………………………………………………………..54

       3-9-4 شاخص های تعدیل یافته………………………………………………………………………………………..54

 

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده­ها

4-1 مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………………57

4-2 آمار توصیفی……………………………………………………………………………………………………………………….58

4-2-1 توصیف ویژگی­های جمعیت شناختی…………………………………………………………………….58

4-2-1-1 توصیف ویژگی­های جنسیت…………………………………………………………………58

4-2-1-2 توصیف ویژگی­های سن……………………………………………………………………….59

4-2-1-3 توصیف ویژگی­های تحصیلات……………………………………………………………..60

4-2-1-4 توصیف ویژگی­های سنوات………………………………………………………………….61

4-2-2 آمار توصیفی متغیرهای تحقیق……………………………………………………………………………….62

4-3 آمار استنباطی………………………………………………………………………………………………………………………65

4-3-1 بررسی نرمال بودن داده­ها……………………………………………………………………………………..65

4-3-2 محاسبه همبستگی بین متغیرهای تحقیق………………………………………………………………….69

4-3-3 مدل یابی معادلات ساختاری و آزمون فرضیه های تحقیق…………………………………………71

4-3-3-1 تحلیل عاملی تائیدی…………………………………………………………………………….72

                     4-3-3-2  مدل ساختاری پژوهش……………………………………………………………………….72

فصل پنجم: نتیجه­گیری و پیشنهادها

5-1 مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………………..81

5-2  نتیجه­گیری فرضیات پژوهش……………………………………………………………………………………………….81

       5-2-1 فرضیه اول……………………………………………………………………………………………………………..81

    5-6-2 فرضیه دوم……………………………………………………………………………………………………………..81

    5-6-3 فرضیه سوم…………………………………………………………………………………………………………….82

    5-6-4 فرضیه چهارم………………………………………………………………………………………………………….82

    5-6-5 فرضیه پنجم……………………………………………………………………………………………………………82

    5-6-6 فرضیه ششم……………………………………………………………………………………………………………83

     5-6-7 فرضیه هفتم…………………………………………………………………………………………………………..83

     5-6-8 فرضیه هشتم………………………………………………………………………………………………………….84

5-3 پیشنهادها اجرایی( حاصل از پژوهش)…………………………………………………………………………………..84

5-4 محدودیت پژوهش……………………………………………………………………………………………………………..84

منابع و مأخذ……………………………………………………………………………………………………………………………..88

پیوست اول: پرسشنامه………………………………………………………………………………………………………………..93

پیوست دوم: خروجی آموس……………………………………………………………………………………………………….96

                                              

                                               فهرست جداول

عنوان  صفحه

جدول3-1 متغیرهای پژوهش……………………………………………………………………………………………………….48

جدول3-2 دسته بندی سوالات پرسشنامه………………………………………………………………………………………51

جدول 3-3 مقادیر آلفای کرونباخ به تفکیک هر یک از مؤلفه­ها………………………………………………………..53

جدول 4-1 توزیع فراوانی پاسخ­دهندگان برحسب جنسیت………………………………………………………………58

جدول 4-2 توزیع فراوانی پاسخ­دهندگان برحسب گروه سنی…………………………………………………………..59

جدول 4-3 توزیع فراوانی پاسخ­دهندگان برحسب مقطع تحصیلی…………………………………………………….60

جدول 4-4توزیع فراوانی پاسخ­دهندگان برحسب سنوات…………………………………………………………………61

جدول4-5شاخص­های مرکزی، پراکندگی و توزیع متغیرهای تحقیق………………………………………………….62

جدول4-6 آزمون کلموگروف- اسمیرنوف متغیرهای تحقیق…………………………………………………………….66

جدول 4-7نحوه داوری میزان عددی ضریب  همبستگی…………………………………………………………………69

جدول4-8 نتایج آزمون همبستگی…………………………………………………………………………………………………70

جدول4-9نام گذاری کدهای مدل کلی تحقیق………………………………………………………………………………..73

جدول 4-10 شاخص­های برازش مدل ساختاری…………………………………………………………………………….76

جدول4-11شاخص های برازش مدل اصلاحی………………………………………………………………………………78

جدول 4-12 برآورد­های مدل کلی………………………………………………………………………………………………..79

چکیده:

کار ارزش محوری جامعه است و رفع بیکاری به عنوان یک پدیده ی مخرب اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، همواره از جمله دغدغه های اساسی برنامه ریزان بوده است. بدین روی موضوع اشتغال و بهره وری کامل و مناسب از نیروی انسانی باید به عنوان یکی از اهداف راهبردی توسعه ی کشور در نظر گرفته شود . امروزه در بسیاری از کشور های در حال توسعه ، بیکاری یکی از مهمترین مسائل اجتماعی است و یکی از نامطلوب ترین پدیده های اجتماعی اقتصاد که پیامد های مختلفی را در زمینه های مختلف به دنبال دارد .

در جهان بینی اسلامی ، به فعلیت رسیدن نیاز های جسمی و عقلی و رشد و شکوفایی استعداد های فطری و درونی شخصیت انسانی بسته به کار و تلاش و فعالیت اوست؛ بطوریکه فرد تنها با تمسک به کار و تلاش ، قادر خواهد بود ، ضمن ارتقای سطح تکامل فردی و معنوی  خویش در تعالی بخشی زندگی اجتماعی خود ، نقش موثر و سازنده ای را ایفا می کند.

فرایند پذیرش فرد در جامعه ی نیز معمولا بر محور شغل  او گردش می کند همچنین جایگاه و منزلتی که فرد در جامعه به دست می آورد هم مستقیما در رابطه با نقش شغلی اوست . در واقع کار به عنوان یک منبع اقتصادی برای کسب درآمد برای افراد است و بیکاری فقدان چنین منبع ارزشمندی است و به علاوه میزان اعتماد به نفس فرد در بسیاری از موارد در رابطه با میزان موفقیت او در شغل و چگونگی مناسبت شغل، با سایر ویژگی های او برقرار می گردد .

هدف این پژوهش تحلیل بررسی علل عدم اجرای طرح های اشتغال و خودکفایی توسط مددجویان کمیته امداد امام (ره)  می باشد. تعداد فرضیات مورد آزمون در این پژوهش 8 فرضیه میباشد. روش این پژوهش از نظر بررسی متغیرها از نوع توصیفی پیمایشی و از – نظرنوع هدف، کاربردی می باشد. جامعه آماری این پژوهش مطالعه موردی : کمیته امداد امام خمینی)ره(شهر کرمانشاه می باشد. روش نمونه گیری در این پژوهش تصادفی ساده می باشد که تعداد200نفر مددجو که دارای شرایط دریافت وام اشتغال می باشندبه عنوان نمونه برای جمع آوری داده ها انتخاب شدند. برای تجزیه تحلیل داده ها و آزمون فرضیات از روش تحلیل عاملی تأییدی با بهره گرفتن از نرم افزار معادلات ساختاری AMOS نسخه ی 22 استفاده شده است سختگیری بانکهای عامل،نداشتن مهارت فنی ،عدم بازدهی اقتصادی طرح ،ترس از ورشکستگی و بوروکراسی اداری  برعدم اجرای طرح خودکفایی تاثیرمثبت ومعناداری داردوپیشنهادمی شوددر راستای اشتغال و خودکفایی برای مددجویان کمیته امدا د امام (ره) شرایط ضمانت تسهیل گردد ،آموزش های فنی –حرفه ای تقویت گردد، مدت زمان دریافت تسهیلات کاهش و ضوابط خشک اداری حذف گردد

کلید واژه : اشتغال ، بیکاری ، ، نیروی انسانی ، ایران، کمیته امداد امام خمینی)ره( شهرکرمانشاه

1-1مقدمه:

موضوع توانمند سازی(Empowerment) چند سالی است که به عنوان یک مفهوم واردفعالیت های توسعه ای شده وتغییرات بی شماری را درزمینه های ساختاری بوجود آورده است به طوری که این تغییرات زمینه های اجتماعی، عملیاتی ونیز ارزیابی کنش هاوعملکردهای مردم را دراجرای طرح ها متاثر ساخته وآنها را دربرگرفته است . امروزه بدون حضور مردم (مشارکت)اجرای طرح های توسعه ای مشکل وحتی با شکست مواجه خواهدشد.زیرا مردم استفاده کنندگان نهایی طرح ها ویا گردانندگان آن خواهند بود. اکنون لزوم مشارکت مردم برسرنوشت خود برای دولت ها به قدری اهمیت یافته است که بااجرای طرح هایی نظیر تمرکز زدایی ، خصوصی سازی واخیراً توانمند سازی ، سعی درایجادرابطه متقابل با ملت ها دارند. از این منظر ، توسعه مشارکتی به منزله اصلی عملیاتی وبنیادین برای تمام برنامه ریزی های توسعه مطرح است ودرهمه فرایندهای آن ، مردم به عنوان محور وحتی طراح تلاش های توسعه، مد نظر هستند. (ولیئی،1388)

برنامه ریزی و اجرای برنامه های توانمند سازی مستلزم شناخت کافی از وضعیت اجتماعی، اقتصادی و توانمندی گروه هدف است بهمین جهت است که برنامه شناسائی مددجویان مستعد در اولویت برنامه های توانمند سازی قرار گرفته، این برنامه ها در سه مرحله پی درپی انجام می شودبه این ترتیب که ابتدا در یک عملیات گسترده اطلاعات کلیه اعضاء خانواده های تحت پوشش جمع آوری می شود در مرحله دوم کلیه افراد واجد شرایط ( افرادی که سن آنها بیشتر از پانزده و کمتر از شصت سال است)به دفاتر کارآفرینی امداد دعوت و برنامه مصاحبه و مشاوره شغلی برای آنها انجام می شود در این مرحله توانمندی های جسمی، روحی ، ذهنی، علمی ،مهارتهای فنی و حرفه ای و اقتصادی، و هم چنین آگاهیهای اجتماعی و فرهنگی گروه هدف به دقت مورد ارزیابی قرار می گیردو بر اساس نتایج حاصل از مصاحبه و مشاوره های انجام شده میزان آموزش مورد نیاز ، نوع و رشته شغلی که قرار است در آن فعالیت نمایند تعیین می گردد.در مرحله آخر افرادی که نیاز به آموزش دارند به مراکز آموزشی و اشخاصی که نیاز به آموزش ندارند به واحد اشتغال و کارآفرینی معرفی می شوند تا زیر نظر کارشناسان خودکفایی امکانات لازم برای اشتغال و فعالیت ایشان فراهم گردد.و محدوده جغرافیایی طرح در فاز اول کلیه مناطق کشور که دارای مددجوی تحت حمایت کمیته امداد امام (ره) می باشند تعیین و در فاز دوم دفاتر امداد در خارج از کشور را شامل می شود.و مراحل اجرایی طرح نیز شامل 5 مرحله1- فراهم سازی مقدمات اجرای طرح 2- جمع آوری ،کنترل،و ثبت اطلاعات،3- مصاحبه و تعیین نیازهای مددجویان4- معرفی به مراکز آموزشی 5-معرفی به واحدهای اشتغال و خودکفایی امداد می باشد.(قائدی،1387)

1-2 بیان مسأله:

در واقع، بیکاری را گاهی علاوه بر اینکه یک پدیده ی اقتصادی می دانند یکی از معضلات اجتماعی نیز قلمداد می کنند ، از آن رو فرد بیکار چون خود را سبب هیچ فایده و و انگیزه ای نمی داند ، دارای انرژی برای تخریب و کنش های غیر معقول در جامعه می باشد(کیانمهر ، 1385)

در جهان بینی اسلامی ، به فعلیت رسیدن نیاز های جسمی و عقلی و رشد و شکوفایی استعداد های فطری و درونی شخصیت انسانی بسته به کار و تلاش و فعالیت اوست؛ بطوریکه فرد تنها با تمسک به کار و تلاش ، قادر خواهد بود ، ضمن ارتقای سطح تکامل فردی و معنوی  خویش در تعالی بخشی زندگی اجتماعی خود ، نقش موثر و سازنده ای را ایفا می کند.( باقری ،1382)

فرایند پذیرش فرد در جامعه نیز معمولا بر محور شغل  او گردش می کند همچنین جایگاه و منزلتی که فرد در جامعه به دست می آورد هم مستقیما در رابطه با نقش شغلی اوست . در واقع کار به عنوان یک منبع اقتصادی برای کسب درآمد برای افراد است و بیکاری فقدان چنین منبع ارزشمندی است.(عیسی زاده و دیگران ، 1390)

به علاوه میزان اعتماد به نفس فرد در بسیاری از موارد در رابطه با میزان موفقیت او در شغل و چگونگی مناسبت شغل، با سایر ویژگی های او برقرار می گردد . وقتی یک جوان از خودش سوال می کند که « من چکاره ام »، اگر جواب مناسبی نیابد، اعتماد به نفس او رو به ضعف می رود( سام آرام ، 1382  )

در حال حاضر بیکاری ( به عنوان فقدان یا نقصان فرصت های شغلی مناسب و کافی برای جمعیت جویای  کار و عدم توازن بین عرضه و تقاضای نیروی کار ) و تبعات ناشی از آن ، یکی از معضلات اساسی کشور به شمار می آید( صیدایی ، 1382)

بی شک مساله ی بیکاری در کشورما متاثر از خیل عظیم جوانانی است که در چند سال اخیر به عنوان جویندگان شغل به بازار کار کشور وارد شده اند و همچنین افزایش نسبت زنان دانش آموخته با مدرک دانشگاهی که در گذشته و حتی تا دهه قبل هم سابقه نداشته است و قرار گرفتن آنها در صف بیکاران در جستجوی کار که منتج به ایجاد تقاضای وسیع در بازار کار به صورتی شده که  همه امکانات و ظرفیت های ایجاد شغل در کشور به صورت عادی، تنها می تواند پاسخگوی نیمی از تقاضا باشد و برای نیمی دیگر باید برنامه های جدید و روش های مکملی را بکار بست تا عوارض ناشی از این هجوم بی رویه که حداقل تا 10 سال دیگر ادامه دارد مهار گردد (سام آرام ، 1382 )

تحقیقات گوناگونی در مورد بزرگسالان و جوانان در سطح بین المللی و ملی انجام شده است و همه ی آنها نشان می دهد که کار هنوز از ارزش مطمئنی برخوردار است، به خصوص به خاطر فعالیت هایی که در جامعه ایجاد می کند و از لحاظ کیفیت کاری برای پتانسیل خود اعتبار خاصی محسوب می شود . مطالعات انجام شده در مورد جوانان شاغل نشان می دهد که کار برای آنها جنبه ی هویت دارد و آنها اضطراب و ناآرامی خاصی از دوران بیکاری دارند( ربانی ،1384)

البته در همین شرایط بحرانی ، بسیاری از جوانان کشور با ویژگی های فرهنگی ، اجتماعی ،خانوادگی و تربیتی متفاوت موفق می شوند که فرصت های شغلی مناسب خودشان را اشتغال کنند و حتی برخی از جوانان یا در انتظار شغل به سر می برند و یا هر چند وقت یک بار به شغل جدیدی می پردازند و پس از مدت کوتاهی آن را رها می کنند و مدت ها بیکار می مانند ( سام آرام ، 1383)

امروزه یکی از دغدغه های اصلی کشور حل معضل بیکاری است که به دلایل ساختاری از جمله افزایش عرضه ی نیروی کار ، کمبود سرمایه داری ، مهاجرت روستاییان ، افزایش فارغ التحصیلان دانشگاهی ، جوانی جمعیت و… بازار کار کشور با عدم توازن مواجه شده است(جمهور، 1387)

1-3ضرورت و اهمیت پژوهش:

داشتن شغل و کار مناسب به فرد احساس امنیت ، خودمختاری،احساس مسئولیت و اداره کردن خود را می دهد. داشتن شغل صرفنظر از جنبه های اقتصادی، مانع بروز بیماریهای عصبی ، روانی می شود. کار فساد را ریشه کن می کند، افراد بیکار بیمار بوده و در صدد خرابکاری، انحراف و نظایر آن هستند. افرادی که شغل مناسب و مورد علاقه دارند خود را مفید احساس می کنند و از نظر شخصیتی و موقعیت اجتماعی بی مصرف نیستند. اشتغال به کار موجب پایداری کرامت انسانی ،حفظ شان افراد و خانواده ها ، رهایی از فقر و درماندگی می گردد کار کردن وسیله ای است برای ایجاد روابط اجتماعی با دیگران، دوست داشتن و دوست داشته شدن.

اغلب افراد فقیر از داشتن وسیله معاش و شغل مناسب محرومند.این افراد اغلب در حومه شهر ها و در خود شهر بیکار و سرگردانند و یا منتظر کار هستند . برخی کارگران موقتی بوده و همگی دستمزد فقیرانه ای دریافت می کننددر حالی که هیچ گونه امنیت شغلی ندارند. کمبود و عدم امنیت شغلی از ساختارهای فقر هستند. لذا داشتن شغل مناسب ، نقش مهمی در هدایت بسوی سیاستهای توسعه است و موجب امنیت اجتماعی می گردد. علاوه بر آن اشتغال به کار موجب تضمین تامین نیازهای دیگران چون تامین غذا، بهداشت و درمان است که خود گامی است به سوی ریشه کنی فقر.

حق داشتن شغل مناسب تنها محدود به داشتن شغلهای روزمزد نمی شود بلکه آن تا حد خوداشتغالی و کار در خانه و دیگر فعالیتهای درآمد زا گسترش می یابد. لازمه چنین اشتغالی فراهم آمدن شرایط اجتماعی، اقتصادی و فیزیکی است که در این شرایط تمامی افراد به طور مساوی و عادلانه فرصت محک زدن تلاش خود را به شکلی که شان ایشان حفظ شود بیابند. لذا داشتن شغل مناسب یکی از حمایت توانائیهای افراد است و دیگری فراهم آوردن فرصتهایی برای شکوفا شدن این استعدادها در قالب شغلهای تولیدی که در نهایت منجر به تامین منبع معیشتی می شود و لذا برنامه و فعالیتهای پیش بینی شده در جهت اشتغال و خودکفایی خانوارهای نیازمند بشرح ذیل است .

1-برنامه توان سنجی، آموزش و کاریابی مددجویان

2-برنامه ایجاد فرصتهای شغلی و بهسازی فضای خودکفایی برای مددجویان

3-برنامه پشتیبانی فنی  و تدارکاتی طرحهای اشتغال زایی

4- برنامه بازاریابی و فروش محصولات تولیدی مددجویان.

5- برنامه شناسایی امکانات، مشاغل جدید ، قابلیت ها و منابع مالی مناطق مختلف کشور جهت توسعه فعالیتهای اشتغال و خودکفایی ( شیدانی آشتیانی، 1388)

عصر جدید، عرصه رقابت بر سر منابع و سرمایه هاست، کشورهای بزرگ صنعتی که فاتحان این عرصه اند بهره وری از منابع و سرمایه ها را در سرلوحه کار خود قرار داده اند و در پرتو وجود افراد تحصیلکرده و متخصص، چرخ های رشد و توسعه را به حرکت در آورده اند و به ابداعات و نوآوری هایی دست یافته اند. دسترسی به این نوآوری ها که اقتصاد کشورهای توسعه یافته را از نو زنده کرده است منوط به کارآفرینی است. کارآفرینی را به این دلیل که جامعه را به سمت تغییرات تکنیکی و مبتکرانه سوق داده و باعث رشد اقتصادی می‌شود و همچنین چون کارآفرینی دانش جدید را به خدمات و محصولات جدید تبدیل می کند حایز اهمیت است. (شان، 2003)

کارآفرینی علاوه بر ایجاد اشتغال، موجب بالا رفتن کیفیت زندگی، توزیع مناسب درآمد، کاهش اضطراب های اجتماعی و بهره وری از منابع ملی می‌شود. کارآفرینی پدیده فنی- اقتصادی جدیدی است که در دو دهه اخیر جهان اقتصاد و صنعت را با پیامدهای شگفت خود متحول ساخته است. در حال حاضر که اقتصاد کشور ما گرفتار نارسایی ها، کمبودها، و سوء مدیریت هایی است که منجر به وضعیت ناهنجار بیکاری، کمبود تولید ناخالص داخلی، کاهش قدرت سرمایه گذاری دولت، ضعف در صادرات غیر نفتی و بیماریهایی از این قبیل شده است، نیم نگاهی به وضعیت جهانی اقتصاد ما را به سوی این باور می کشاند که رشد کارآفرینی و فرهنگ کارآفرینانه به شرطی که هنرمندانه، با فرهنگ، امکانات، تواناییها و سلیقه ایرانی آمیخته شود تنها راه بهبود بیماری امروز اقتصاد کشور و پیشگیری از وخامت حال فرداست (سالازار،1383)

با توجه به دلایلی که در زمینه اهمیت کارآفرینی وجود دارد ضروری است برنامه ریزان و کارگزاران دولتی با حمایت همه جانبه از فرایند کارآفرینی و برنامه ریزی جامع، زمینه رشد و ترویج فرهنگ کارآفرینی را فراهم کنند. امروزه شواهد موجود نشان می دهد که کارآفرینی می تواند در نتیجه برنامه های آموزشی، پرورش یابد (سالازار، 1383).

نظریه‌پردازان علم مدیریت که بعد فنی کارآفرینی را  بررسی می کنند بر این اعتقاد هستند که کارآفرینان می توانند در کلاس درس آموزش ببینند و بالنده شوند(عابدی، 1381).

بنابراین کارآفرینی امروزه به یکی از مهم ترین و گسترده ترین فعالیت‌های دانشگاه‌ها تبدیل شده است (احمدپور، 1378).

با توجه به موارد فوق الذکر اهمیت اشتغال در کمیته امداد مشخص می باشد و بنده چون در این نهاد مقدس مشغول به خدمت می باشم واز نزدیک  مشکلات خانواده های تحت حمایت را لمس می نمایم و اهمیت ایجاد شغل وکسب درآمد برای مددجویان محترم از وظایف و اهداف عالیه این نهاد خدمتگزار می باشد بر آن دیدم تا به بررسی موانع و مشکلات سر راه مددجویان در خصوص ایجاد شغل و علل عدم تمایل مددجویان واجد شرایط و مستعدخودکفایی  به دریافت وام را بررسی نموده و ارائه راهکار نمایم .

1-4 اهداف پژوهش:

1-تعیین تأثیر سختگیری بانک ها بر عدم تمایل مددجویان به اجرای طرح اشتغال و خودکفایی.

2-تعیین تأثیر رشد فرهنگی بر عدم تمایل مددجویان به اجرای طرح اشتغال و خودکفایی.

3-تعیین تأثیر ترس از خود کفا شدن بر عدم تمایل مددجویان به اجرای طرح اشتغال و خودکفایی.

4-تعیین تأثیر وابستگی به مستمری بر عدم تمایل مددجویان به اجرای طرح اشتغال و خودکفایی.

5-تعیین تأثیر مهارت فنی بر عدم تمایل مددجویان به اجرای طرح اشتغال و خودکفایی.

6-تعیین تأثیر بازدهی اقتصادی بر عدم تمایل مددجویان به اجرای طرح اشتغال و خودکفایی.

7-تعیین تأثیر ترس از ورشکستگی بر عدم تمایل مددجویان به اجرای طرح اشتغال و خودکفایی.

8- تعیین تأثیر بروکراسی اداری بر عدم تمایل مددجویان به اجرای طرح اشتغال و خودکفایی.

فرضیات پژوهش:

1-سختگیری بانکهای عامل بر عدم تمایل مددجویان به اجرای طرح اشتغال و خودکفایی تاثیر معناداری دارد.

2-عدم رشد فرهنگی مددجو بر عدم تمایل مددجویان به اجرای طرح اشتغال خودکفایی تاثیر معناداری دارد.

3- ترس از خودکفا شدن بر عدم تمایل مددجویان به اجرای طرح  اشتغال خودکفایی تاثیر معناداری دارد.

4-وابستگی به مستمری امداد بر عدم تمایل مددجویان به اجرای طرح اشتغال  خودکفایی تاثیر معناداری دارد

5-نداشتن مهارت فنی بر عدم تمایل مددجویان به اجرای طرح  اشتغال خودکفایی تاثیر معناداری دارد

6-عدم بازدهی اقتصادی طرح بر عدم تمایل مددجویان به اجرای طرح اشتغال  خودکفایی تاثیر معناداری دارد

7-ترس از ورشکستگی بر عدم تمایل مددجویان به اجرای طرح  اشتغال خودکفایی تاثیر معناداری دارد

8-بروکراسی اداری بر عدم تمایل مددجویان به اجرای طرح  اشتغال خودکفایی تاثیر معناداری دارد

تعداد صفحه :123

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  minoofar.majedi@gmail.com

پایان نامه بررسی رابطه بین کارآفرینی استراتژیک و مزیت رقابتی بر عملکرد سازمانی درشرکتهای صنعتی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد کرمانشاه

  دانشکده تحصیلات تکمیلی

پایان نامه جهت دریافت درجه کارشناسی ارشد در مدیریت بازرگانی

گرایش:   مدیریت اجرایی

  عنوان 

بررسی رابطه بین کارآفرینی استراتژیک و مزیت رقابتی بر عملکرد سازمانی درشرکتهای صنعتی شهرستان کرمانشاه

شهریور   1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

 

عنوان                                                                                                              صفحه

چکیده: 1

فصل اول:کلیات پژوهش

1-1- مقدمه: 3

1-2-بیان مسئله: 4

1-3-اهدف پژوهش: 5

1-3-1-هدف اصلی پژوهش… 5

1-3-2-اهداف فرعی.. 5

1-4-فرضیه های پژوهش: 5

1-4-1- فرضیه اصلی.. 5

1-4-2-فرضیات فرعی.. 5

1-5- قلمروهای پژو هش: 6

1-6- متغیرهای پژوهش: 6

1-7- روش پژوهش : 6

1-8- تعاریف مفهومی متغیرها: 6

فصل دوم: مبانی نظری پژوهش

2-1-مقدمه: 10

2-2-بیان مسئله: 11

2-3-ضرورت انجام پژوهش: 12

2-4-پیشینه پژوهش: 13

2-4-1-پژوهش های داخلی.. 13

2-4-2-پژوهشهای خارجی.. 15

2-5-کارآفرینی استراتژیک: 16

2-5-۱-تعریف کارآفرینی: 16

2-5-2-مفهوم کارآفرینی استراتژیک: 19

2-6-مبنای تئوریک کارآفرینی استراتژیک که توسط(رضائیان و نجفی، 2012)مطرح گردیده  به شرح ذیل می باشد: 20

2-6-1-تفکر کارآفرینی.. 20

2-6-2- متعادل کننده اکتشاف و بهره برداری.. 20

2-6-3- نوآوری مستمر. 21

2-7-مزیت رقابتی.. 22

2-7-1-نظریه پورتر در مزیت رقابتی: 25

2-8- عملکرد سازمانی: 26

2-8-1-عوامل فشاردهنده عملکرد سازمان : 29

2-8-2-الگوهای نوین ارزیابی عملکرد سازمانی: 29

2-8-3-عوامل مؤثر بر عملکرد سازمانی: 31

2-9-شاخص‌های عملکرد سازمانی که توسط(رضائیان و نجفی، 2012) ارائه و مطرح گردید به شرح ذیل می‌باشد: 34

2-9-1-سهم بازار. 34

2-9-2-سودبخشی.. 34

2-9-3-رقابت.. 34

2-10-نمودار مدل مفهومی پژوهش: 34

2-11-جمع بندی فصل دوم: 35

فصل سوم: روش شناسی پژوهش

3-1- مقدمه: 39

3-2- نوع و روش پژوهش… 39

3-3- جامعه آماری مورد بررسی.. 40

3-3-1- نمونه آماری و روش نمونه‌گیری.. 40

3-3-2- حجم نمونه. 40

3-4- متغیرهای پژوهش… 41

3- 5- روش گردآوری داده ها: 41

3-5-1- ابزارهای گردآوری داده ها: 41

3-5-2- ساختار پرسشنامه. 41

3-6- روایی و پایایی پرسشنامه. 43

3- 6-1- روایی پرسشنامه. 43

3- 6-2- پایایی پرسشنامه. 44

3- 7- روش تجزیه و تحلیل داده ها 46

3-8- تعاریف عملیاتی متغیرها: 46

فصل چهارم: یافته های تحقیق

4-1- مقدمه. 49

4-2- تحلیل‌های آماری توصیفی.. 49

4-2-1- اطلاعات دموگرافیک مربوط به مدیران. 49

4-2-2-کارآفرینی استراتژیک… 55

4-2-3-مزیت رقابتی و عملکرد کارکنان. 57

4-2-4- توصیف متغیر های پژوهش… 58

4-3- آمار استنباطی.. 60

4-3-1- بررسی فرض نرمال بودن داده ها با بهره گرفتن از آزمون کولموگرف- اسمیرنوف (K- S) 60

4-3-2- آزمون های رابطه‌ای متغیرهای دموگرافیک با متغیرهای پژوهش: 63

4-3-3- آزمون همبستگی ناپارامتریک(ضریب همبستگی اسپیرمن): 64

4-3-3-1- نتایج آزمون ضریب همبستگی اسپیرمن: 65

4-3-3-2-  آزمون ضریب همبستگی اسپیرمن برای فرضیه های فرعی.. 66

4-4-معادلات ساختاری.. 70

4-4-1- تحلیل عاملی تائیدی مرتبه اول کارآفرینی استراتژیک… 72

4-4-2- تحلیل عاملی تائیدی مرتبه دوم ابعاد کارآفرینی استراتژیک: 75

4-4-3- تحلیل عاملی تائیدی مرتبه اول ابعاد عملکرد سازمانی.. 79

4-4-5- تحلیل عاملی تائیدی مرتبه دوم ابعاد عملکرد سازمانی.. 81

4-4-6- تحلیل عاملی تائیدی مدل ساختاری.. 85

فصل پنجم: بحث، نتیجه گیری و پیشنهادات

5-1-مقدمه. 90

5-2-مرور بر فصل های پنج گانه پژوهش: 91

5-3- تفسیرنتایج آمار توصیفی و استنباطی.. 92

5-4-یافته‌های پژوهش: 93

5-4-1-  وضعیت کارآفرینی استراتژیک و مزیت رقابتی بر عملکردسازمانی شرکت‌های صنعتی شهرستان کرمانشاه  93

5-4-2- وضعیت مزیت رقابتی، عملکرد سازمانی و ابعاد آن در شرکت‌های صنعتی شهرستان کرمانشاه 93

5-5- نتیجه گیری از فرضیه‌های پژوهش… 94

5-5-1- نتایج حاصل از فرضیه  اصلی.. 94

5-5-2- نتایج حاصل از فرضیات فرعی.. 94

5-6-  بحث و نتیجه‌گیری.. 95

5-7- پیشنهادهای پژوهش… 97

5-7-1-پیشنهادهای مبتنی بر فرضیات پژوهش: 97

5-7-2- پیشنهادهای کاربردی.. 99

5-7-3- پیشنهاد برای تحقیق‌های آتی.. 100

5-8- محدودیت‌های تحقیق. 101

پیوستها(منابع و پرسشنامه) 102

چکیده:

این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین کارآفرینی استراتژیک و مزیت رقابتی بر عملکرد سازمانی شهرستان کرمانشاه  به مرحله اجرا در آمده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مدیران شرکتهای صنعتی می‌شود. این مطالعه از نظرروش شناسی از نوع پژوهش‌های همبستگی و از منظر هدف، کاربردی و به لحاظ شیوه گردآوری اطلاعات پیمایشی است. روش نمونه گیری به صورت تصادفی ­­_طبقه‌ای که از جامعه آماری تعداد384 نفرانتخاب گردیده. ابزارجمع آوری داده های پژوهش شامل پرسشنامه استاندارد کارآفرینی استراتژیک12سوال، مزیت رقابتی 3سوال و عملکرد سازمانی6سوال بوده، روایی توسط نخبگان و اساتید دانشگاهی تائید، پایایی پرسشنامه با توزیع پرسشنامه در بین جامعه آماری به وسیله نرم افزارspss به ترتیب با الفالی کرونباخ891/0، 766/0، 872/0 تائید گردید. نتایج آزمون ضریب همبستگی و معادلات ساختاری نشان داده که بین کارآفرینی استراتژیک و مزیت رقابتی بر عملکرد سازمانی درشرکتهای صنعتی شهرستان کرمانشاه رابطه معناداری وجود دارد. شاخصهای تفکر استراتژیک، متعادل کننده اکتشاف و بهره برداری و نوآوری مستمر به ترتیب بیشترین اهمیت را از دید مدیران بر کارآفرینی استراتژیک داشته اند.

واژگان کلیدی: کارآفرینی استراتژیک، مزیت رقابتی، عملکرد سازمانی و شرکتهای صنعتی

1-1- مقدمه:

اندیشه و تفکر استراتژیک، ضرورت انکارناپذیر مدیریت هزاره سوم میلادی به شمار می‌رود. تحولات شگرف و دائمی در حال تغییر همه عرصه‌های تجاری و اقتصادی، مبین داشتن تفکر استراتژیک است. گسترش اهداف و قلمروهای مدیریت استراتژیک و نقش مؤثر آن در تصمیم‌گیری، موجب گردید، که برخورداری از تفکر استراتژیک در این حوزه اهمیت پیدا کند(پولاریس و یانیس[1]، 2003). کارآفرینی استراتژیک مفهومی نوظهور و ترکیبی از کارآفرینی و علم مدیریت استراتژیک است(ایرلند و همکاران[2]، 2003). تحولات پر شتاب جهانی در علم، تکنولوژی، صنعت و مدیریت و به طور کلی ارزشها و معیارها، بسیاری از سازمان‌ها و شرکتهای موفق جهان را بر آن داشته است تا اهداف، گرایش و علایق خود را در جهت به کارگیری خلاقیت و نوآوری هدایت کنند. سازمانها، مؤسسات و شرکتهای دولتی و خصوصی با توجه به عرصه رقابت سخت و شدید جهانی، بودجه واحدهای پژوهش و تحقیقات خود را نسبت به سال‌های گذشته افزایش داده‌اند. افزون بر آن برای محیطی که خلاقیت و نوآوری را ترغیب و استعدادهای افراد را در این سو متبلور کند. اهمیت قابل ملاحظه‌ای قایل شده‌اند. سازمان‌ها و شرکتها در برهه‌ای از زمان که تحت عناوین مختلف از جمله عصر دانش، عصر فرا صنعتی، عصر جامعه اطلاعاتی، عصر عدم تداوم، عصر جوامع موقت و عصر سرعت و بالاخره عصر خلاقیت و نوآوری مطرح شده است، خود را در جهت مدیریت تغییرات شتابان و دگرگونی‌های ژرف جهانی آماده می‌سازند. انباشتگی دانش پیرامون موضوع کارآفرینی سازمان  با سرعت بالایی در حال روی دادن است، بسیاری از سازمان ها به طور فزاینده‌ای به کارآفرینی سازمانی، به عنوان روشی برای مقابله با ایستایی و بوروکراسی که شر کت ممکن است به آن دچار شود، می‌نگرند. فشارهای رقابتی وارد به شرکت های بزرگ باعث شده تا آنها خصوصیات سازمان های کوچک و چابک را دارا شوند که این امر به بقاء آنها کمک شایانی کرده است بسیاری از آنها کوچکتر و چابکتر شده، لایه‌ای مدیریتی کمتر شده، وابستگی شان به روابط افقی و ساختارهای گروهی بیشتر شده و به طور فزاینده‌ای نیز از تکنولوژی بهره می‌برند که تمامی این موارد در زیر سایه یک استراتژی هدفمند و متناسب با تغییرات روز اتفاق می‌افتد(ناهید وگلابی، 1391). تغییرات تقاضای محیط جهانی کسب و کار ابزاری هستند، که بنگاههای موجود، استراتژیهای کارآفرینانه خود را با آنها به عنوان مسیری به سوی موفقیت تطبیق می‌دهند. با پیگیری استراتژیهای کارآفرینی بنگاهها خود را در موقعیت‌هایی قرارمی‌دهند که به صورت مکرر و نظام‌مند فرصتهای کارآفرینانه را تشخیص داده و از آنها بهره‌برداری کنند. کارآفرینی استراتژیک به عنوان یک دیدگاه، نشانگر یک ایدولوژی مشترک که در پی‌کسب مزیت رقابتی از این ایدئولوژی در  طریق نوآوری و رفتار کارآفرینانه، بر مبنایی پایدار می‌باشد، مطرح می‌شود(راسل[3]، 1999).

1-2-بیان مسئله:

اهمیت کارآفرینی استراتژیک در زمینه کسب و کارهای پویا تاکید می‌شود و به عنوان یک راه پیشرفت و دست‌یابی به اهداف سازمانی توسط مدیران و سازمان‌ها در نظر گرفته شده است. تحقیقات نشان می دهد که کارآفرینی استراتژیک منجر به مزیت رقابتی و ایجاد ثروت برای سازمان‌ها گردیده است. سرمایه گذاری در زمینه فن‌آوری و راه اندازی در دهه گذشته استدلال می‌کنند که بیشتر شرکت های نوآورانه شانس بیشتری برای استفاده از فرصت های رشد را دارا هستند(ایرلند و همکاران، [4]2003). رابطه بین مزیت رقابتی و عملکرد سازمانی هر چند که دستیابی به مزیت رقابتی با عملکرد برتر برابر نیست تاکید شده است. شرکت‌ها با مزایای رقابتی بیشتر قادر به بدست آوردن ارتقاء عملکرد در سطح بلاتر هستند، مطالعات کارآفرینی استراتژیک شواهد قانع کننده بیشتری در مورد نقش واسطه مزیت رقابتی بر عملکرد سازمانی ارائه داده شده. مزیت رقابتی به عنوان واسطه قابل توجهی در رابطه بین کارآفرینی استراتژیک و عملکرد سازمانی دارد. در واقع کارآفرینی استراتژیک و عملکرد سازمانی برای دستیابی به مزیت رقابتی رسیدن به اهداف شرکت را تسهیل خواهد کرد. شرکت‌ها می‌توانند با بکارگیری کارآفرینی استراتژیک اثربخشی لازم  در زمینه عملکرد سازمانی به دست آورند(ایرلند و وب[5]، 2009). کارآفرینی استراتژیک در سطح سازمان به عنوان یک الگو، بیانگر اتکای پایدار و همیشگی به رفتارهای کارآفرینانه خودآگاه یا ناخودآگاه می‌باشد(میتینز برگ[6]، 1987). کارآفرینی استراتژیک مفهومی کلیدی در ادبیات کارآفرینی استراتژیک و یک جلوه بارز از کارآفرینی در سطح بنگاه می‌باشد. محققان بسیاری  تاکید می‌کنند که نگاه به کارآفرینی استراتژیک، در حال تبدیل شدن یک منبع کلیدی مزیت‌های رقابتی بنگاه می‌باشند. همچنین راهی است که بنگاه‌های موجود می‌توانند توانمندی‌های استراتژیک خود را که برای موفقیت‌های مکرر کلیدی هستند توسعه‌دهند. در این پژوهش کارآفرینی استراتژیک به عنوان یک مفاد سه عامل تعریف می‌کند: کارآفرینی راه متعادل اکتشاف، بهره برداری و نوآوری مستمر است. بررسی ادبیات مدیریت استراتژیک نشان می‌دهد که مزیت رقابتی در عملکرد سازمانی نقش اساسی واسطه دارد.

 

1-3-اهدف پژوهش:

1-3-1-هدف اصلی پژوهش

شناسایی رابطه بین کارآفرینی استراتژیک و مزیت رقابتی بر عملکرد سازمانی در شهرکهای صنعتی شهرستان کرمانشاه می‌باشد.           

1-3-2-اهداف فرعی

  • تعیین رابطه بین طرز تفکر کارآفرینی و عملکرد سازمانی
  • تعیین رابطه بین متعادل کننده اکتشاف و بهره برداری و عملکرد سازمانی
  • تعیین رابطه بین نوآوری مستمر و عملکرد سازمانی

1-4-فرضیه های پژوهش:  

 1-4-1- فرضیه اصلی

بین کارآفرینی استراتژیک و مزیت رقابتی بر عملکرد سازمانی در شرکت های صنعتی شهرستان کرمانشاه تاثیر معناداری وجود دارد.

1-4-2-فرضیات فرعی

  • بین طرز تفکر کارآفرینی و عملکرد سازمانی تاثیر معنا داری وجود دارد.
  • بین متعادل کننده اکتشاف و بهره برداری و عملکرد سازمانی تاثیر معنا داری وجود دارد.
  • بین نوآوری مستمر و عملکرد سازمانی تاثیر معنا داری وجود دارد.

 

1-5- قلمروهای پژو هش:

1-5-1-قلمرو موضوعی پژوهش حاضر به بررسی رابطه کارآفرینی استراتژیک و مزیت رقابتی برعملکرد سازمانی است.

1-5-2- قلمرو مکانی پژوهش حال حاضر مربوط به شرکت‌های صنعتی در شهرستان کرمانشاه است.

1-5-3-قلمرو زمانی پژوهش حال حاظر مربوط به سال 1394 شمسی است.

1-6- متغیرهای پژوهش:

در این پژوهش کارآفرینی استراتژیک (متغیر مستقل)، مزیت رقابتی(متغیر میانجی) و عملکرد سازمانی(متغیر وابسته) است.

1-7- روش پژوهش :

این تحقیق از لحاظ هدف کاربردی می باشد، و همچنین از لحاظ روش جزء تحقیقات همبستگی و از شاخه پیمایشی می‌باشد. هدف اصلی پژوهش کاربردی است زیرا نتایج این پژوهش در بنگاهای اقتصادی و سازمانها بکار گرفته می‌شود، چون رابطه متغیرها را بررسی می کند از نوع تحقیقات همبستگی است به دلیل بکارگیری از پرسشنامه برای گردآوری اطلاعات استفاده می‌شود از شاخه پیمایشی است.

1-8- تعاریف مفهومی[7] متغیرها:

تعریف مفهومی کارآفرینی استراتژیک[8]: کارآفرینی استراتژیک راه‌هایی برای زندگی مجدد بخشیدن به سازمانهای موجود و نوآورتر ساختن آنها پیشنهاد می‌کنند. بر اساس برداشت‌های آمیت، بیرگام و مارکمن(2000)، کارآفرینی استراتژیک به افراد این امکان را می‌دهندکه در اتخاذ تصمیم ها نوآورتر، خلاق تر و مسئولیت پذیرتر باشند.

تعریف مفهومی تفکر کارآفرینی[9]: طرز فکر کارآفرینی به این معنی است که سازمان در جهت دستیابی که افکار نو وخلاق به فکر به افزایش ثروت و اشتغال زایی حرکت کند(رضائیان و نجفی، 2012).

تعریف مفهومی متعادل کننده اکتشاف و بهره برداری[10] : متعادل کننده اکتشاف و بهره برداری به این صورت است که اگر در سازمان اختراع یا اکتشاف در جهت و راستایی اهداف سازمانی شرکت یا سازمان بتواند از این طرح جدید استفاده کرده و آن را در چرخه تولید محصولات خود بکارگیرد و در نهایت از افکار خلاق، جدید و نو بهره لازم را ببرد(رضائیان و نجفی، 2012).

تعریف مفهومی نوآوری مستمر[11] : به عقیده مؤلف منظور از نوآوری مستمر این است که  طراحی محصول جدید و نوآورانه مربوط به مدت زمان خاصی نباشد که شرکت یا سازمان از آن در طی چندین بار از آن استفاده کند بلکه به این معنی است که سازمان بطور مداوم و همیشگی از آن استفاده کند و همچنین طرح نوآور باید به روز و استاندارد باشد(رضائیان و نجفی، 2012).

تعریف مفهومی مزیت رقابتی[12]: مزیت رقابتی از مفاهیم اساسی درکسب وکار است که موقعیت رقابتی سازمان را تعیین می کند و به سازمان توانایی ایجاد موقعیت تدافعی در برابر رقبایش را می‌دهد(مشبکی، 2009).

تعریف مفهومی عملکرد سازمان[13]: عملکرد در لغت یعنی حالت یا کیفیت کارکرد. بنابراین، عملکرد سازمانی یک سازه کلی است که بر چگونگی انجام عملیات سازمانی اشاره دارد. معروف ترین تعریف عملکرد توسط (نیلی و همکاران[14] ‌2002، ص8).

تعریف مفهومی سهم بازار[15] : سهم بازار به این معنی است که محصولات تولید شده شرکت ار لحاظ کیفیت، استحکام، نوآوری، قیمت و… چند در صد فروش بازار را نسبت به رقبای شرکت به خود اختصاص می‌دهد(رضائیان و نجفی، 2012).

تعریف مفهومی سود بخشی[16] : انجام تولیدات شرکت و ارائه محصولات جدید به بازار تاچه اندازه می‌تواند هزینه های ثابت و متغیر را جبران کند و سود دریافتی شرکت به لحظ تولید محصولات به چه میزان  است(رضائیان و نجفی، 2012).

تعریف مفهومی رقابت[17]: منظور از رقابت به این معنی است که محصولات تولید شده شرکت از لحاظ کیفیت و کمیت تا چه حد و مرزی می تواند با رقبای خود در بازار رقابت کند  و شرکت هم با توجه به رقبای موجود در بازار استراتژی‌های مناسب را تدوین کند(رضائیان و نجفی، 2012).

مقدمه:

کارآفرینی استراتژیک ترکیبی از رفتارهایی است که به طور همزمان به جستجوی فرصت وجستجوی مزیت رقابتی می‌پردازند (ایرلند و وب[1]،2003). مدیریت استراتژیک عمدتا با بهینه سازی کاربرد منابع موجود، اخذ تصمیمات عاقلانه جهت تخصیص اعتبار و کنترل و بهره برداری صحیح از آنها می‌پردازد. این در حالی است که فرهنگ کارآفرینانه در شرکت های نوپا، بر شناسایی نیازها و ارائه پیشنهاد و راه حل، تاکید دارد.  تا کنون تحقیقات اندکی در حوزه کارآفرینی استراتژیک به انجام رسیده است. بنابراین انجام تحقیقات گسترده در این زمینه ضروری به نظر می‌رسد. نتیجه مطالعات اخیر در حوزه کارآفرینی نشان می دهد که نداشتن دیدگاه استراتژیکی در فعالیت‌های کارآفرینانه، باعث وارد آمدن صدمات جبران ناپذیر سرمایه ای و معنوی به کارآفرینان در برخی فعالیت‌های کارآفرینانه، بالاخص فعالیت‌های کارآفرینانه نوپا شده است. بر این اساس شرکت های نوپا می بایست برای پیشی گرفتن از رقبا در ایجاد کسب و کار کارآفرینانه، به صورت استراتژیک عمل نمایند. صاحبان کسب و کارهای نوپا عموما در شناسایی فرصتها موفق عمل می‌کنند، اما در توسعه مزیت های رقابتی متناسب با آن فرصت ها موفقیت کمتری داشته‌اند. در مقابل، شرکتهای باثبات بزرگ اغلب در تثبیت مزیت های رقابتی نسبتاً موفق هستند، اما موفقیت کمتری در تشخیص فرصتهای جدید دارند. بنابراین شرکت‌ها با دارا بودن فرصت‌های محدود برای تاثیر گذاشتن بر ساختار بازار، می‌بایست در شروع فرآیند کسب و کار جدید، خلاقانه و بادیدگاه استراتژیک وارد بازار شوند(زهرا و همکاران[2]، 1999؛ مسم[3]، 2003). در طول دو دهه گذشته، در محیط کسب و کاری که شرکتها در آن رقابت می‌کنند تغییرات شگرفی رخ داده است. امروزه، بسیاری از شرکتهای پرنفوذ مزیت رقابتی خود را از منابعی به دست می آورند که متفاوت از منابع سنتی ایجاد ثروت هستند(بارتلت و گوشال[4]، 2005).

2-2-بیان مسئله:   

شرایط اقتصادی، صنعتی، اجتماعی و فرهنگی امروز کشور به گونه‌ای است که حل مشکلات و تنگناها، الگوها و راه حل‌های جدید و متفاوتی را طلب می‌کند. تحقیقات نشان داده که بین رشد اقتصادی و تعداد کارآفرینان در یک کشور رابطه همبستگی مثبت وجود دارد، زیرا کشوری که دارای تعداد زیادی کارآفرین باشد از محرک‌های تجاری و اقتصادی قویتری برخوردار است(وارث، 1378). برای حل مسائل و پیش بینی آینده سازمان‌ها با استراتژی های سنتی نمی توان موفق بود، و مشکلات آتی را حل نمود، بلکه باید برای پیش سازی آینده اقدام کرد.  سازمان‌ها باید به قدرکافی منعطف باشند تا بتوانند پاسخگوی تمام شرایط ممکن باشند. ایجاد کارآفرینی در سازمان ها کمک می‌کند تا این انعطاف پذیری را به دست آورند و نیز کمک می‌کند تا سازمان برای هر وضعیتی یک ایده داشته باشد تا خلاقیت در سازمان نهادینه شود. نیاز امروز جوامع به کارآفرینی سازمانی در پاسخ به چند مشکل به وجود آمده است که از آن جمله می‌توان به: رشد سریع تعداد رقبای پیچیده و جدید، حس بی‌اعتمادی نسبت به روشهای سنتی در مدیریت شرکت‌ها، خروج جمعی بهترین و درخشان ترین کارمندان از شرکت جهت تبدیل شدن به کارآفرینان کوچک، رقابت بین المللی، کوچک کردن شرکت های بزرگ و میل عمومی به بالا بردن بازدهی و بهره وری، اشاره داشت. بسیاری از سازمان‌های بزرگ هم اکنون از کارآفرینی سازمانی به عنوان روشی که در بلندمدت به آنها مزیت رقابتی بیشتری می‌دهد، استفاده می‌کنند. کارآفرینی سازمانی دو هدف اصلی دارد: خلق و پیگیری فرصت‌ها جهت ایجا د کسب و کارهای مخاطره آمیز جدید  و نوسازی بازسازی استراتژیک کارآفرینی سازمانی نوعاً بر توسعه کسب و کارهای مخاطره آمیز جدید بصورت درونی تمرکز دارد. خصوصیات فردی نیز نقش مهمی در بروز کارآفرینی ایفا می‌نماید که می تواند شامل نیاز به استقلال کاری، مرکز کنترل درونی، ریسک پذیری، تسلط بر سرنوشت خود، پر انرژی بودن، پافشاری و انگیزه کسب موفقیت باشد. استراتژی کارآفرینی سازمانی دلالت بر وجود توجه آگاهانه و مستمر بر فرصتهای کارآفرینانه در بنگاه است که برای دستیابی به رشد وپیشرفت در سازمان تلاش می‌کند(شان و ونکاتارامن[5]، 1989؛ هامل وپراهالد[6]، 2000).

 امروزه در فضای رقابتی، کسب و کارها در تلاشند تا با ایجاد مزیت رقابتی پایدار از طریق ارتقای عملکرد سازمانی، رونق یابند و خود را با تغییرات انطباق دهند. بیشتر مطالعات گذشته در زمینه‌ی عملکرد سازمانی بر مبنای عملکرد مالی شرکت بر اساس کاهش هزینه‌ها بوده‌اند، اگرچه شاخص های مالی چندان با اهداف بلندمدت یک کسب و کار، همبستگی ندارند و نمی‌توانند در شرایط حاد رقابتی، مزیت برای سازمان‌ها ایجاد کنند. تغییرات و پیشرفت‌های تکنولوژیکی سال‌های اخیر موجب تغییر شکل محیط رقابتی سازمان‌ها شده است و این تغییرات، شرکت‌ها را با چالش‌ها و فرصت‌های جدیدی مواجه ساخته است. چالش‌ها به حدی است که حتی شرکت های موفق، دیگر نمی‌توانند با تکنولوژی و تولید همیشگی، موفقیت را به آسانی تکرار کنند(ازمی[7]، 2008). ازاین رو نیازمند استراتژی‌های جدیدی هستند تا علاوه بر اینکه بتوانند به چالش‌ها پاسخ مناسبی دهند، قادر به استفاده مطلوب از فرصت ها باشند(کی یو[8]، 2011). دراین پژوهش هر سه متغیر کارآفرینی استراتژیک، مزیت رقابتی و عملکرد سازمانی مورد بررسی قرار می‌گیرد که در کمتر پژوهشی به این مسئله توجه شده است. هدف اصلی این پژوهش شناسایی رابطه بین متغیرهای پژوهش است.

2-3-ضرورت انجام پژوهش:

 سازمان‌ها و شرکتها در برهه‌ای از زمان که تحت عناوین مختلف از جمله عصر دانش، عصر فرا صنعتی، عصر جامعه اطلاعاتی، عصر عدم تداوم، عصر جوامع موقت و عصر سرعت و بالاخره عصر خلاقیت و نوآوری مطرح شده است، خود را در جهت مدیریت تغییرات شتابان و دگرگونی‌های ژرف جهانی آماده می‌سازند. انباشتگی دانش پیرامون موضوع کارآفرینی سازمان  با سرعت بالایی در حال روی دادن است، بسیاری از سازمان ها به طور فزاینده ای به کارآفرینی سازمانی، به عنوان روشی برای مقابله با ایستایی و بوروکراسی که شر کت ممکن است به آن دچار شود، می نگرند. فشارهای رقابتی وارد به شرکت های بزرگ باعث شده تا آنها خصوصیات سازمانهای کوچک و چابک را دارا شوند که این امر به بقاء آنها کمک شایانی کرده است بسیاری از آن ها کوچکتر و چابکتر شده، لایه‌ای مدیریتی شان کمتر شده، وابستگی شان به روابط افقی و ساختارهای گروهی بیشتر شده و به طور فزاینده‌ای نیز از تکنولوژی بهره می‌برند که تمامی این موارد در زیر سایه یک استراتژی هدفمند و متناسب با تغییرات روز اتفاق می‌افتد(ناهید وگلابی، 1391).      تحولات پر شتاب جهانی در علم، تکنولوژی، صنعت و مدیریت و به طور کلی ارزشها و معیارها، بسیاری از سازمان‌ها و شرکتهای موفق جهان را بر آن داشته است تا اهداف، گرایش و علایق خود را در جهت به کارگیری خلاقیت و نوآوری هدایت کنند. سازمانها، مؤسسات و شرکتهای دولتی و خصوصی با توجه به عرصه رقابت سخت و شدید جهانی، بودجه واحدهای پژوهش و تحقیقات خود را نسبت به سالهای گذشته افزایش داده‌اند. افزون بر آن برای محیطی که خلاقیت و نوآوری را ترغیب و استعدادهای افراد را در این سو متبلور کند اهمیت قابل ملاحظه‌ای قایل شده اند مطالعات در زمینه کارآفرینی روز به‌روز افزایش می‌یابد امروزه‌کارآفرینی استراتژیک نقش مهمی در توسعه صنایع و تولیدات دارد و ایجاد مزیت رقابتی  یکی از ابزارهای تجارت و تولید در دنیایی امروزی است.

همچنین بقاء و تداوم فعالیت‌های سازمان ها و مؤسسات به چگونگی عملکرد کارکنان بستگی دارد در هر اداره ای نقش نیروی کار در تمام عرصه های فعالیت مهم شناخته شده است، بنابراین مهم ترین مؤلفه کار و فعالیت انسان‌ها هستند که تصمیمات را اتخاذ می‌کنند، سپس آن را به اجرا درمی آورند و بر پایه آنها تداوم فعالیت‌های آینده را پیش بینی می‌کنند. شواهد تجربی نشان می‌دهد زمانی که عملکرد کارکنان پایین باشد مشکلات بسیاری در سازمان‌ها و ادارات به وجود می‌آید، بنابراین در حیطه مشاغل گاهی فرصت‌ها به گونه‌ای فراهم می‌شوند که فرد بتواند اولویت های شغلی خود را بدون تغییر مسیرهای شغلی خود بیان کند(دیویس،1376). با شتاب روز افزون تحولات و دگرگونی‌ها در دنیای کنونی که عصر اطلاعات و ارتباطات است و به دلیل بی ثباتی و تغییر پذیری و نیز غیر قابل پیشبینی بودن این تغییرات، آنچه که کشورهای جهان به ویژه کشورهای در حال توسعه را در جهت افزایش بهره‌وری و پیشرفت و ترقی آنها مدد می‌رساند، همانا استفاده از فرصتها در رقابت با سایر کشورهاست و این امر میسر نمی‌گردد مگر با بهبود و نوآوری مستمردر سازمان ها.

تعداد صفحه :128

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  minoofar.majedi@gmail.com

پایان نامه بررسی تأثیر مؤلفه های کنترل مدیریت فروش در گرایش به کارآفرینی سازمانی در بین کارکنان بخش فروش فروشگاه های زنجیره ای اتکا

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد کرمانشاه

دانشکده تحصیلات تکمیلی

پایان نامه جهت دریافت کارشناسی ارشد رشته مدیریت بازرگانی(M.A)

گرایش داخلی

عنوان:

بررسی تأثیر مؤلفه های کنترل مدیریت فروش در گرایش به کارآفرینی سازمانی در بین کارکنان بخش فروش فروشگاه های زنجیره ای اتکا و رفاه شهر کرمانشاه

استاد راهنما:

دکتر افشین باغفلکی

شهریور 1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                                    صفحه

چکیده…………………………………………………………………………………………………………………………………………1

فصل اول:کلیات پژوهش

1-1 مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………………..3

1-2 بیان مسأله…………………………………………………………………………………………………………………………….5

1-3 اهمیت و ضرورت پژوهش……………………………………………………………………………………………………..6

1-4 اهداف پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………..8

1-5 فرضیات پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………..8

1-6 قلمرو پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………….9

1-6-1 قلمرو موضوعی پژوهش…………………………………………………………………………………………9

1-6-2 قلمرو زمانی پژوهش……………………………………………………………………………………………..9

1-6-3 قلمرو مکانی پژوهش……………………………………………………………………………………………..9

1-7 مدل مفهومی پژوهش……………………………………………………………………………………………………………10

1-8 تعریف متغیرها…………………………………………………………………………………………………………………….11

 

فصل دوم:مبانی نظری و پیشینه­ی پژوهش

2-1 مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………………13

2-2 مبانی نظری…………………………………………………………………………………………………………………………13

2-2-1 مدیریت کنترل سازمانی………………………………………………………………………………………..14

2-2-1-1 طراحی سیستم کنترل……………………………………………………………………………15

2-2-1-3 نقش‌ مدیریت‌ در تخلفات‌ اداری‌ کارکنان‌………………………………………………..16

2-2-1-4 ساز وکارهای‌ مدیریتی‌ موثر در تخلفات‌ کارکنان………………………………………17

2-2-2 کنترل خروجی، کنترل فعالیت و کنترل ظرفیت………………………………………………………..18

2-2-2-1 فرایند کنترل………………………………………………………………………………………..19

2-2-2-1-1 سطح استـراتژیک………………………………………………………………..20

2-2-2-1-2 سطح فرآیندی…………………………………………………………………….21

2-2-2-1-3 سطح وظیفه ای…………………………………………………………………..22

2-2-3 نظام کنترل مدیریت……………………………………………………………………………………………..23

2-2-3-1 نقش هدفها و استراتژی ها در کنترل مدیریت………………………………………….24

2-2-3-2 متغیرهای کلیدی در طراحی کنترل مدیریت…………………………………………….26

2-2-3-3  متغیرهای استثنایی………………………………………………………………………………27

2-2-4 مدیریت عملکرد………………………………………………………………………………………………….30

2-2-4-1 مزیت های مدیریت عملکرد…………………………………………………………………32

2-2-4-2 نقش مدیریت عملکرد در مدیریت استراتژیک…………………………………………36

2-2-4-3 مراحل پیاده سازی و استقرار مدیریت عملکرد………………………………………..38

2-2-4-4 سیستم های سنجش عملکرد…………………………………………………………………40

2-2-5 کارآفرینی سازمانی……………………………………………………………………………………………….42

2-2-5-1 عوامل مؤثر بر کارآفرینی سازمانی………………………………………………………….44

2-2-5-2 تفاوت میان کارآفرینی فردی و سازمانی………………………………………………….46

2-2-5-3 کارآفرینی فردی (رویکرد عوامل رفتاری)……………………………………………….49

2-2-5-4 کارآفرینی سازمانی……………………………………………………………………………….50

2-2-5-4-1 کارآفرینان سازمانی (رویکرد ویژگیها)…………………………………….51

2-2-5-4-2 کارآفرینان سازمانی (رویکرد عوامل رفتاری)…………………………..52

2-2-5-5 ویژگیهای سازمان کارآفرین…………………………………………………………………..54

2-2-5-6 ابعاد ساختاری کارآفرینی سازمانی………………………………………………………….55

2-2-5-7 ابعاد موقعیتی کارآفرینی سازمانی……………………………………………………………57

2-2-5-8 مدلهای کارآفرینی سازمانی……………………………………………………………………58

2-2-5-8-1 مدل کارآفرینی سازمانی کورنوال و پرلمن………………………………59

2-2-5-8-2 دل کارآفرینی سازمانی اکهلس و نک……………………………………..60

2-2-5-8-3 مدل کارآفرینی سازمانی کوراتکو و همکارانش………………………..61

2-2-5-8-4 کارآفرینی سازمانی تامپسون………………………………………………….61

2-2-5-8-5 مدل کارآفرینی سازمانی آنتونیک و هیسریچ…………………………….61

2-2-6 مشتری گرایی……………………………………………………………………………………………………..62

2-3 پیشینه پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………….63

2-3-1 پیشینه داخلی………………………………………………………………………………………………………63

2-3-2 پیشینه خارجی…………………………………………………………………………………………………….64

فصل سوم: روش شناسی پژوهش

 

3-1 مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………….67

3-2 روش تحقیق……………………………………………………………………………………………………………………..67

3-3 جامعه آماری تحقیق……………………………………………………………………………………………………………67

3-4 روش نمونه گیری و حجم نمونه………………………………………………………………………………………….68

3- 5 ابزار گردآوری داده‌ها…………………………………………………………………………………………………………69

3-6 روایی و پایایی…………………………………………………………………………………………………………………..70

3-7 روش و ابزار تجزیه و تحلیل داده‏ها……………………………………………………………………………………..72

3-8 روش تجزیه و تحلیل داده­ها………………………………………………………………………………………………..74

 

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده­ها

4-1 مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………………81

4-2 آمار توصیفی……………………………………………………………………………………………………………………….81

4-2-1 توصیف ویژگی­های جمعیت شناختی…………………………………………………………………….82

4-2-1-1 توصیف ویژگی­های جنسیت…………………………………………………………………83

4-2-1-2 توصیف ویژگی­های سن……………………………………………………………………….84

4-2-1-3 توصیف ویژگی­های مقطع تحصیلی……………………………………………………….85

4-2-1-4 توصیف ویژگی­های سابقه کاری……………………………………………………………86

4-2-2 آمار توصیفی متغیرهای تحقیق……………………………………………………………………………….87

4-3 آمار استنباطی………………………………………………………………………………………………………………………90

4-3-1 بررسی نرمال بودن داده­ها……………………………………………………………………………………..90

4-3-2 محاسبه همبستگی بین متغیرهای تحقیق………………………………………………………………….92

4-3-3 مدل یابی معادلات ساختاری و آزمون فرضیه های تحقیق…………………………………………94

4-3-3-1 تحلیل عاملی تائیدی…………………………………………………………………………….94

4-3-3-1  مدل ساختاری پژوهش……………………………………………………………95

فصل پنجم: نتیجه­گیری و پیشنهادها

5-1 مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………….101

5-2  نتیجه­گیری فرضیات پژوهش……………………………………………………………………………………………..101

5-3 پیشنهادها اجرایی( حاصل از پزوهش)………………………………………………………………………………….103

5-4 پیشنهادهایی برای پژوهش­های آتی………………………………………………………………………………………104

5-5 محدودیت­های پژوهش………………………………………………………………………………………………………105

منابع و مأخذ…………………………………………………………………………………………………………………………….107

پیوست اول: پرسشنامه……………………………………………………………………………………………………………….113

پیوست دوم: خروجی آموس………………………………………………………………………………………………………119

چکیده:

اثربخشی سازمان فروش خلاصه ارزیابی خروجی های کلی سازمانی است. ارزیابی ممکن است برای تمام سازمان فروش یا دیگر قسمت های سازمانی باشد. شاخص های مختلفی برای سنجش اثربخشی، مانند فروش، سهم بازار، توزیع سود و رضایت مشتری استفاده می شوند. اثربخشی کارکنان واحد فروش به عنوان یک خلاصه ارزیابی از میزان رسیدن به اهداف تعریف شده بر مبنای راهبردهای واحد فروش و اهداف تعریف شده از سوی مدیران فروش برای آنها است. هدف این پژوهش بررسی تأثیر مؤلفه های کنترل مدیریت فروش در گرایش به کارآفرینی سازمانی در بین کارکنان بخش فروش می­باشد. تعداد فرضیات مورد آزمون در این پژوهش 6 فرضیه می­باشد. روش این پژوهش از نظر بررسی متغیرها از نوع توصیفی – پیمایشی و از نظرنوع هدف، کاربردی می­باشد. جامعه آماری این پژوهش فروشگاه های زنجیره ای اتکا و رفاه شهر کرمانشاه می­باشند. روش نمونه­گیری در این پژوهش تصادفی طبقه­ای می­باشد که تعداد 180 نفر به عنوان نمونه برای جمع­آوری داده­ها انتخاب شدند. برای تجزیه تحلیل داده­ها و آزمون فرضیات از روش تحلیل عاملی تأییدی با بهره گرفتن از نرم­افزار معادلات ساختاری آموس نسخه­ی 22 استفاده شده است. نتایج حاکی از این است که ابعاد کنترل مدیریت فروش بر گرایش به بازار تأثیر مثبت و معناداری داشته و همچنین گرایش کارآفرینانه نیز بر عملکرد بخش فروش فروشگاه های اتکا و رفاه شهر کرمانشاه نیز تأثیر مثبت و معناداری داشته است.

کلمات کلیدی: ابعاد کنترل مدیریت فروش، گرایش کارآفرینانه، عملکرد شرکت.

1 مقدمه:

اثربخشی سازمان فروش خلاصه ارزیابی خروجی های کلی سازمانی است. ارزیابی ممکن است برای تمام سازمان فروش یا دیگر قسمت های سازمانی باشد. شاخص های مختلفی برای سنجش اثربخشی، مانند فروش، سهم بازار، توزیع سود و رضایت مشتری استفاده می شوند. اثربخشی کارکنان واحد فروش به عنوان یک خلاصه ارزیابی از میزان رسیدن به اهداف تعریف شده بر مبنای راهبردهای واحد فروش و اهداف تعریف شده از سوی مدیران فروش برای آنها است(محمدی و عباسی، 1388). کنترل کارکنان واحد فروش به منظور افزایش اثربخشی آنها و با به کارگیری سه فرایند مدیریت(برنامه ریزی، اجرا، و ارزیابی) با کارکنان واحد فروش و فعالیت هایشان سر و کار دارد، مدیران اهداف فروش خود را مشخص کرده و برای فعالیت­های کارکنان واحد فروش برنامه ریزی می کنند. (شریعتی، 1388).

کارآفرینی مقوله ی بسیار مهمی است که بسیاری از کشورها ی توسعه یافته و در حال توسعه توجه جدی به آن مبذول داشته و می دارند. در این میان، یکی از شاخه های اصلی کارآفرینی، کارآفرینی در سازمان است که بدون شک سهم چشم گیری در توفیق و تعالی سازمان ها دارد (احمدپور، 1383). تغییرات در محصولات و مکانیسم های بازار، اغلب بدین صورت است که سازمان ها دست به بهره برداری از فرصت هایی می زنند که دیگر سازمان ها دنبال نمی کنند و گاه حتی از وجود آن ها مطلع نیستند. در این زمینه، نوآوری نقش راهبری و عمده را ایفا می کند(کالین و رم[1]، 2003)

کارآفرینی شرکتی، مجموعه فعالیت هایی است که بهره برداری از مزایای رقابتی نوآوری را در یک سازمان امکان پذیر کرده و رهیافتی در نهادینه کردن نوآوری در سازمان ها است. در حقیقت، کارآفرینی شرکتی به عنوان دریچه ای به سوی بهره برداری از مزایای رقابتی ماندگار، نوآور ی و پیشگامی برای سازمان ها قلمداد می شود(کوراتکو و دیگران، 2005). از این رو  با توجه به تماس مستقیم متصدیان فروش با مشتریان و افزایش رضایتمندی آنها به عنوان یک مزیت رقابتی، نظارت بر میزان تلاش متصدیان وتشویق آنها به افزایش رضایتمندی مشتریان از طریق ارائه ی خدمات و رویه های جدید کاری هدفی است که بررسی آن از اهداف اصلی این پژوهش است. بنابراین هدف این پژوهش بررسی تأثیر مؤلفه های کنترل مدیریت فروش در گرایش به کارآفرینی سازمانی در بین کارکنان بخش فروش فروشگاه های زنجیره ای اتکا و رفاه شهر کرمانشاه می باشد.

1-2 بیان مسأله:

در شرایط کنونی با افزایش رقابت در اکثر صنایع، رسیدن به مرحله اشباع، افزایش مراودات بین­المللی، هجوم محصولات وارداتی و ایجاد فشارهای قیمتی، واحد فروش سازمان خط مقدم مواجه با مشتریان است. با توجه به اهمیت و حساسیت واحد فروش، اثربخشی کارکنان واحد فروش مورد توجه قرار گرفته است. یکی از روش های افزایش اثربخشی فروش و کسب مزیت رقابتی گرایش به کارآفرینی و افزایش روش های جدید و نوآوارنه به قصد افزایش مشتریان و به ویژه سودآوری می باشد. در حوزه مدیریت فروش، مدیریت کارکنان واحد فروش از مهمترین مباحث در مدیریت بازاریابی شرکت­ها است(قره چه و کاشی، 1389). از جانب دیگر، مشکلات و معضلات مدیریت کارکنان واحد فروش با توجه به نوع صنعت، ورود رقبا و خارج شدن بازارها ازحالت انحصاری اهمیت یافته است. در محیط فعلی تجاری ایران با وجود تغییر و تحولات درتمامی ارکان بازار و افزایش رقابت، ضرورت این امر، خود را بیشترنشان داده است(قره چه و کاشی، 1389). یکی از مباحثی که در این پژوهش مورد توجه است، سیستمهای کنترل واحد فروش است. نوع کنترل به کار گرفته شده توسط مدیران فروش تا حدود زیادی از سیستم کنترلی موجود در شرکت­ها نشأت می­گیرد(چرچیل و دیگران[2]، 2009). کنترل مدیریت در یک سازمان تلاش مدیران به منظور اثرگذاری بر رفتار و فعالیت­های کارکنان در راستای دستیابی به اهداف سازمانی (افزایش فروش و رضیاتمندی کشتری) می­باشد(جاورسکی و مک لینز[3]، 2009). اثربخشی هر یک از نیروهای واحد فروش محصول سیستم مدیریتی آن واحد است. در یک سیستم کنترل کارکنان واحد فروش، قواعدی برای روش آموزش، نظارت، پایش، سرپرستی، ایجاد انگیزه، نوآوری و کارآفرینی و آنها حاکم است(بالداف و دیگران[4]، 2011).

در ادبیات کارآفرینی از کارآفرینی شرکتی با عنوان های اقدام های خطرآمیز شرکتی و یا کارآفرینی درون سازمانی  نیز یاد می شود. این مفهوم به مجموعه ی فرایندهایی گفته می شود که سازمانها برای دست یابی به هدف هایی مانند سودآوری گسترش نوآوری، نوسازی راهبردی، کسب دانش برای به دست آورد درآمد و ایجاد فضای مناسب برای، موفقیت در سطح بین المللی ظهور کارآفرینی پی گیری می کنند. شرایطی که شکل دهنده ی نگرش و علا قه های مدیران نسبت به فعالیت های کارآفرینانه است، سطح پشتیبانی مدیریت از آن ها و سرنوشت و اقدام های خطرآمیز شرکتی را تعیین می کند(طلایی، 1390). امروزه بسیاری از شرکت ها و به خصوص بخش فروش آنها نیاز به کارآفرینی شرکتی را درک کرده اند. این نیاز در پاسخ به چند مشکل پدید آمده است که از آن جمله عبارتند از رشد سریع تعداد رقبای جدید و پیچیده،  افزایش خواسته ها و نیازهای متنوع مشتریان و افزایش رقابت و ایجاد مزیت رقابتی است(بندریان، 1389).

 از این رو مسأله اصلی این پژوهش بررسی تأثیر ابعاد کنترل مدیریت فروش بر گرایش کارآفرینانه بخش فروش و عملکرد شرکت می باشد.

 

1-3 اهمیت و ضرورت پژوهش:

امروزه شرکت ها به اهمیت فروش به خوبی واقفند و در تلاشند تا با افزایش حجم فروش، در فضای رقابتی موجود در بازارها وضعیت خود را حفظ، تثبیت و یا بهبود بخشند. برای رسیدن به هدف فروش بالا، جذب و حفظ مشتریان بسیار با اهمیت به نظر می رسد. شرکت های موفق متوجه شده اند که در صورت کسب رضایت مشتری، فروش و سهم بازار بیشتری را به خود اختصاص خواهند داد. فروش و تبلیغات بخشی از مجموعه ای بزرگ تر با نام آمیخته بازاریابی است و آمیخته بازاریابی، مجموعه ای از ابزارهاست که برای راضی کردن و ایجاد رابطه با مشتری به کار می رود. رشد و سودآوری در بازار، یکی از اهداف اصلی تمامی موسسات و بنگاه های اقتصادی است و یکی از عوامل مهم در ارزیابی رشد و سودآوری این موسسات میزان فروش آن ها می باشد(قربانی، 1392) بدون شک اثربخشی در تمامی فعالیت های انسانی و سازمانی دخیل می باشد. بنابر این اثربخشی فروش جز عواملی است که حیات شرکت ها و سازمان های انتفاعی در گرو دستیابی به آن است. برای دستیابی به اثربخشی فروش، فروشندگانی توانا نیازمند است که بتوانند با شناخت نیازها و مشکلات مشتریان، برقراری روابطی موثر با آن ها، به شرکت ها کمک کنند تا به اهداف فروش خود دست یابند. برای دستیابی به فروش و سهم بیشتر بازار، انطباق مداوم با انتظارات، توقعات و نیازهای مشتریان از هنگام طراحی اولیه محصول، در تمامی طول عمر محصول و ارایه آن رمز اصلی موفقیت شرکت هاست و موفقیت در این امر زمانی تکمیل می شود که اصول و فنون فروش با روشی مناسب از سوی نیروی حرفه ای فروش اجرا گردد(حسینی و دیگران، 1390). روش های فروش محصولات در واقع برقراری نوعی ارتباط با مشتری است و مفهوم ارتباط در عصر جدید، ارتباطی است بلند مدت و ماندگار با مشتری که بخش اعظم مسئولیت آن به عهده نیروی فروش است. با توجه به این که فروشندگان شرکت، نمایندگان شرکت به حساب می آیند هر گونه سوء رفتار آن ها به طور مستقیم و غیرمستقیم، متوجه شرکت می گردد، نیازمند آموزش و حمایت و توجه بیشتر هستند. در مورد کالاهایی که به شدت رقابتی هستند و فروشندگان با تلاش فراوان، کالاها را به فروش می رسانند، جذب، نگهداری و پرورش مشتریان به عنوان یک مزیت رقابتی محسوب می گردد، فروشنده ای که بتواند مشتریان را جلب نماید، آنها را متقاعد به خرید نموده و وفاداری در آنها ایجاد نماید، از بقیه فروشندگان کالا یا خدمات مشابه یک گام جلوتر است(مهرابی، 1390). اثربخشی سازمان فروش خلاصه ارزیابی خروجی­های کلی سازمانی است. ارزیابی ممکن است برای تمام سازمان فروش یا دیگر قسمت های سازمانی باشد. شاخص های مختلفی برای سنجش اثربخشی، مانند فروش، سهم بازار، توزیع سود و رضایت مشتری استفاده می شوند. اثربخشی کارکنان واحد فروش به عنوان یک خلاصه ارزیابی از میزان رسیدن به اهداف تعریف شده بر مبنای راهبردهای واحد فروش و اهداف تعریف شده از سوی مدیران فروش برای آنها است(دارمن و مارتین[5]، 2011).

در عصر حاضر بهره گیری مناسب از استعدادها و توانایی های افراد در تدوین چارچوب ها و الگوهای فکری جدید، شناسایی نیازهای واقعی مخاطبین و بهبود مستمر خدمات و فرآورده های تولیدی، اهمیت فزاینده ای پیدا کرده است (مقدسی، 1388). سازمانها برای موثر بودن، نیاز به افراد آینده نگر دارند که بدانند چه کارهایی باید انجام شود تا بتوانند به راحتی با کسانی که گوش به زنگ تحولات هستند ارتباط برقرار کرده، خود و سازمانشان را برای رویارویی با چالش های فردا آماده کنند. راه حل مشکلات آینده در ابزارهایی نیست که در حال حاضر استفاده می شود بلکه در ابزارهایی مانند تشویق و حمایت مدیریت عالی از فعالیتهای خلاق و نوآور کارکنان است که تا به امروز کمتر مورد توجه بوده است(علم بیگی و دیگران، 1388).

کارآفرینی سازمانی را میتوان بعنوان گستره ای تعریف کرد که در آن محصولات و یا بازارهای جدید توسعه می یابند و بر همین مبنا، سازمانی را کارآفرین می پندارند که بیش از دیگر سازمانها به ایجاد محصولات و یا بازارهای جدید مشغول است. در کارآفرینی سازمانی با بکارگیری ظرفیت های نوآوری در سازمان، نیل به عملکرد بالاتر امکانپذیر می گردد. این امر با عرضه محصول جدید، معرفی روش جدید تولید، تشخیص بازارهای جدید، پیدا کردن منابع جدید، بهبود و توسعه کارکردهای محصول موجود و بهبود سازمان و مدیریت امکانپذیر میشود. برای ایجاد اثربخشی در فعالیتهای کارآفرینی در سازمان، مدیران باید برنامه ریزی، هدایت، تخصیص منابع، اجرای ایده های نو، ارزیابی عملکرد و بهبود مداوم و کنترل را در دستور کار خود قرار دهند(دهقان و دیگران،1391).

شواهد تحلیل به طور مداوم نشان داده است که فروش مبتنی بر مشتری عاملی کلیدی در بهبود عملکرد فروش می باشد. همین فروش مبتنی بر مشتری خود می تواند از فعالیت های سازمانی تأثیر بپذیرد. مسأله­ای که در اینجا وجود دارد این است که سازمان ها چگونه و با چه اقداماتی می توانند متصدی فروش را به انجام این رفتارهای کارآفرینانه ترغیب کنند. در میان عوامل سطح سازمانی مؤثر بر رفتار فروش، کنترل های فروش، مکانیزم های با اهمیتی در شکل دادن به رفتارهای فروش متصدی فروش هستند. از این رو بررسی تأثیر مؤلفه های کنترل فروش بر گرایش به کارآفرینی شرکتی متصدیان فروش اهمیت انجام این پژوهش را آشکار می­کند.

1-4 اهداف پژوهش:

1-4-1 هدف کلی:

– بررسی تأثیر مؤلفه های کنترل مدیریت فروش در گرایش به کارآفرینی سازمانی در بین کارکنان بخش فروش.

 

1-4-2 اهداف ویژه:

شناخت تأثیر کنترل خروجی مدیران فروش بر گرایش کارآفرینانه بخش فروش.

شناخت تأثیر کنترل فعالیت مدیران فروش بر گرایش کارآفرینانه بخش فروش.

شناخت تأثیر کنترل ظرفیت مدیران فروش بر گرایش کارآفرینانه بخش فروش.

شناخت تأثیر گرایش کارآفرینانه بخش فروش بر مشتری مداری شرکت.

شناخت تأثیر گرایش کارآفرینانه بخش فروش بر جذابیت بازار شرکت.

1-4-3 هدف کاربردی:

کمک به مدیران فروشگاهای زنجیره ای اتکا و رفاه به منظور شناخت تأثیر مؤلفه های سیستم کنترل مدبربت بر میزان عملکرد بخش فروش.

1-5 فرضیات پژوهش:

کنترل خروجی مدیران فروش بر گرایش کارآفرینانه تأثیر مثبت و معنی داری دارد.

کنترل فعالیت مدیران فروش بر گرایش کارآفرینانه تأثیر مثبت و معنی داری دارد.

کنترل ظرفیت مدیران فروش بر گرایش کارآفرینانه تأثیر مثبت و معنی داری دارد.

گرایش کارآفرینانه بخش فروش بر مشتری مداری شرکت تأثیر مثبت و معنی داری دارد.

گرایش کارآفرینانه بخش فروش بر جذابیت بازار شرکت تأثیر مثبت و معنی داری دارد.

1-6 قلمرو پژوهش:

1-6-1 قلمرو موضوعی

 قلمرو موضوعی این پژوهش، بررسی تأثیر مؤلفه های کنترل مدیریت فروش در گرایش به کارآفرینی سازمانی در بین کارکنان بخش فروش می باشد.

1-6-2 قلمرو زمانی انجام پژوهش

از نظر زمانی، دوره­ی زمانی در این پژوهش شش ماهه اول سال 1394 می­باشد.

1-6-3 قلمرو مکانی پژوهش

از لحاظ قلمرو مکانی، این پژوهش در فروشگاه های زنجیره ای اتکا و رفاه شهر کرمانشاه انجام می­گیرد.

تعداد صفحه :153

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  minoofar.majedi@gmail.com