الگوی سبک زندگی زن مسلمان ایرانی و راهکارهای تقویت آن در جامعه

  • تفاوت های زن و مرد در خلقت ۳۰

1.2. نقصان عقل ۳۳
2.2. کمال احساس ۳۵
3.2. ضعف جسمانی ۳۵
4.2. غیرت در مردان ۳۶
1.2. صبر و حیا در زنان . ۳۷

  1. آفرینش اصیل زن . ۳۸

ت. مبانی معرفت شناختی . ۴۰

  1. منزلت عقل در هندسه معرفت دینی . ۴۰
  2. منزلت وحی در هندسه معرفت دینی ۴۱
  3. نسبت میان عقل، نقل و وحی ۴۳

ج. مبانی دین شناختی ۴۵

  1. فرد و جامعه . ۴۵
  2. نقش دین در تشریع و قانونگذاری . ۴۶
  3. معیار ارزشمندی و ارزش گذاری ۴۷
  4. نظام حق و تکلیف ۴۸
  5. عدل و حکمت الهی . ۴۹

جمع بندی . ۵۱

عنوان                                                                                                                                      صفحه
فصل سوم: مولفه های الگوی نقش اجتماعی زن مسلمان ایرانی پس از انقلاب اسلامی
مقدمه . ۵۵
الف. اصول و پیش فرض های حاکم بر دیدگاه اجتماعی اسلامی . ۵۶

  1. تعالی فرد در گرو تعالی جامعه ۵۶
  2. معیار ارزشمندی نقش ها . ۵۶
  3. جایگاه مرد و زن در اقتصاد خانواده و جامعه . ۵۸
  4. نقش های مکمل و موازی . ۵۹
  5. اصالت خانواده و مصالح آن . ۶۰

ب. نظام ارزشی حاکم در بحث نقش زنان ۶۴

  1. مطلوب نبودن اختلاط زن و مرد ۶۴
  2. عزت و احترام زن ۶۵
  3. محوریت زن در خانواده . ۶۶
  4. تاکید بر مربی بودن زن . ۶۸

پ. مولفه های نقش اجتماعی زنان ۷۰

  1. همسری ۷۰
  2. مادری ۷۲
  3. خانه داری . ۷۴
  4. تحصیل . ۷۵
  5. آموزش و تربیت . ۷۸
  6. اشتغال و فعالیت اقتصادی ۷۹
  7. مشارکت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی . ۸۷

جمع بندی ۸۹
فصل چهارم: مولفه های الگوی مصرف زن مسلمان ایرانی پس از انقلاب اسلامی
مقدمه . ۹۰
عنوان                                                                                                                                      صفحه
الف. اصول و پیش فرض های حاکم بر دیدگاه اسلام در باب مصرف ۹۱

  1. سطوح رفاه در دیدگاه اسلامی ۹۱
  2. مصرف مطابق با شان عرفی افراد . ۹۱
  3. فقر و غنا . ۹۲
  4. قاعده نفی سبیل و ارتباط مصرف با تولید ۹۴
  5. مفهوم نیاز ۹۵

1.5. مد و مصرف گرایی مدرن . ۹۶
2.5. تاملی بر پدیده خرید فراغتی . ۹۸
3.5. نقش تبلیغات بازرگانی در ایجاد نیاز کاذب . ۱۰۰
4.5. فرهنگ مبتنی بر چشم و هم چشمی . ۱۰۱
ب. نظام ارزشی اسلام در باب مصرف ۱۰۲

  1. نکوهش اسراف ۱۰۲

1.1. محدوده اسراف ۱۰۳

  1. زهد ۱۰۵
  2. قناعت و صرفه جویی . ۱۰۷
  3. انفاق ۱۰۷
  4. تبرج مطلوب برای زن . ۱۰۸
  5. نکوهش چشم و هم چشمی ۱۰۹
  6. مذمت تجمل گرایی . ۱۱۰
  7. شکر و طلب روزی از خدا ۱۱۱

پ. مولفه های الگوی مصرف زن مسلمان ایرانی ۱۱۲

  1. پوشاک ۱۱۲
  2. وسایل زندگی . ۱۱۳
  3. مصارف آرایشی و بهداشتی ۱۱۴

عنوان                                                                                                                                      صفحه

  1. وقت و زمان . ۱۱۵
  2. وسیله نقلیه شخصی . ۱۱۵
  3. انفاق ۱۱۶

جمع بندی . ۱۱۷
فصل پنجم: مولفه های الگوی پوشش زن مسلمان ایرانی پس از انقلاب اسلامی
مقدمه ۱۱۸
الف. ملاحظات مهم پیرامون حجاب و پوشش ۱۱۹

  1. از بین بردن زمینه ایجاد فساد لازمه تعالی جامعه ۱۱۹
  2. حجاب امری اجتماعی و نه فردی ۱۱۹
  3. کارکردهای فردی حجاب برای زنان ۱۲۰
  4. کارکردهای اجتماعی حجاب ۱۲۴

ب. مولفه های الگوی حجاب زن مسلمان ایرانی . ۱۲۷

  1. حجاب در پوشش و لباس . ۱۲۷
  2. حجاب در رفتار . ۱۲۷
  3. حجاب در گفتار ۱۲۸
  4. حجاب چشم . ۱۲۸

جمع بندی . ۱۲۹
فصل ششم: راهکارهای تقویت الگو در میان زنان جامعه پس از انقلاب اسلامی

مقدمه . ۱۳۰
الف. راهکارهای تقویت الگوی نقش اجتماعی زن مسلمان ۱۳۱
ب. راهکارهای تقویت الگوی مصرف زن مسلمان ۱۳۴
پ. راهکارهای تقویت الگوی حجاب زن مسلمان ۱۳۵
جمع بندی . ۱۴۵
عنوان                                                                                                                                      صفحه
نتیجه گیری . ۱۵۷
منابع ۱۵۹
– بیان مساله
آن چیزی که در بدو پیدایش حرکت انقلاب اسلامی در نگاه بنیانگذار و حامیان آن وجود داشت آن بود که انقلاب اسلامی ادامه مسیر صدر اسلام و گفتمان عاشوراست که در جهت تمدن سازی اسلامی و جهانی شدن و صدور دین مبین اسلام پیش خواهد رفت. واضح است که وقتی صحبت از تمدن[۱] به میان می آید پای قدمت و تاریخ و نیز گستردگی در همه شئون یک جامعه نیز به بحث باز می شود. ویل دورانت در تعریف این مفهوم می نویسد: «تمدن را می‌توان به شکل کلی آن، عبارت از نظمی اجتماعی دانست که در نتیجه وجود آن، خلاقیت فرهنگی امکان پذیر می شود و جریان پیدا می کند» (دورانت[۲]،۵:۱۳۷۸).
در تعریف دیگری که آقای روح الامینی از هرسکویتس[۳] در کتاب خود درباره تمدن ارائه می کند:
تمدن عبارت است از مجموعه ی دانشها، هنرها، فنون، آداب و رسوم، تاسیسات نهادهای اجتماعی که در پرتو ابداعات و اختراعات و فعالیتهای افراد و گروه های انسانی طی قرون و اعصار گذشته توسعه و تکامل یافته و در تمام قسمتهای یک جامعه و یا چند جامعه که با هم ارتباط دارند رایج است. مثل تمدن مصر، تمدن بونان، تمدن ایران و. که هر کدام دارای ویژگیهایی است که به عوامل جغرافیایی، تاریخی و تکنیکی خاص بستگی دارند (روح الامینی،۴۹:۱۳۷۷).
هر دوره تاریخی به دو مرحله فرهنگ و تمدن تقسیم می‌شود که اولی را مقدمه دومی می دانند و برای به وجود آمدن تمدن، شکل گیری فرهنگی متناسب با آن ضرورت دارد. رضا داوری اردکانی در باب ارتباط فرهنگ و تمدن می گوید:
تمدن صورت خاص زندگی مردم بر مبنای فرهنگ و تفکر است.به عبارت دیگر تمدن مجموعه ی آداب و رسوم و سنن و رفتار و کردار و فنون و صنایعی است که با تعلق به

مطلب دیگر :

بررسی اپلیکیشن باهمتا؛ راهی نوین برای تراکنش های بانکی

 اصول و مبانی است، نه آنکه بسط و تحول تمدن به خودی خود بتواند موجب تفکر تازه باشد (داوری،۶۴:۱۳۸۰).

لذا همان طور که تمدن غرب بر پایه فرهنگ و تفکر خاصی بنا شده و اکنون در همه شئون اجتماعی نفوذ کرده است، برای برپا کردن تمدنی متفاوت در مقابل این تمدن نسبتا فراگیر امروز، می بایست فرهنگی متفاوت و تفکری متزاحم با فرهنگ و تفکر مدرنیته بنا کرد. اکنون ارائه تعریفی از فرهنگ نیز می تواند زوایایی از بحث را روشن تر نماید. مفهوم فرهنگ از آن دسته از مفاهیم و واژه هاست که تعاریف بسیار متعدد و متنوعی از آن ارائه گردیده است و شاید ارائه یک تعریف فراگیر و مورد اتفاق همه اندیشمندان از این واژه و مفهوم امکان پذیر نباشد. اما معروف ترین و پر استفاده ترین تعریف برای مفهوم فرهنگ، تعریفی است که «ای.بی.تایلور[۴]» مردم شناس انگلیسی از این مفهوم ارائه داده است. این مردم شناس در تعریف فرهنگ می گوید: «فرهنگ آن کل پیچیده ای است که دانش ها، عقاید، هنرها، اخلاقیات، قوانین، آداب و رسوم و قابلیت ها و عاداتی را که انسان به عنوان عضوی از جامعه کسب می کند در بر می گیرد» (ترنر[۵]،۸۹:۱۳۷۱). فرهنگ فارسی معین نیز در یک تعریف دیگری فرهنگ را «مرکب از دو واژه فر و هنگ به معنای ادب، تربیت، دانش، علم، معرفت و آداب و رسوم» تعریف کرده‌ است (معین،۳۴۵:۱۳۸۱).
حال با این تعریف از فرهنگ می توان به این نکته پی برد که یکی از محورهای ایجاد و تمایز یک فرهنگ از دیگری، به سبک های مختلف زندگی افراد و نظام های رفتاری آنان برمی گردد. شیوه های رفتاری و سبک های زندگی مردم یک جامعه در طول سالها و قرن ها به شکل گیری تمدن های کهن می انجامد. لذا برای بازیابی و تمایز یک فرهنگ خاص از دیگری، یکی از راهکارهای آن مراجعه به شیوه های رفتاری و سبک های زندگی مردم آن جامعه است.
امروزه گسترش تعاملات جهانی و برخوردهای فرهنگ ها و سبک های زندگی با یکدیگر از یک سو، و تمرکز قدرت های رسانه ای و تبلیغاتی در دست متولیان و حامیان فرهنگ و تمدن غرب از سوی دیگر، باعث شده است که سبک زندگی دنیای مدرن به فرهنگ غالب دنیا تبدیل شود. فرهنگی که پایه های اصلی آن بر تفکر اومانیستی و لیبرالیستی انسان مدرن بنا شده است و شاید ضرورتا سنخیتی با زمینه های اجتماعی و فرهنگی جوامع مختلف از جمله جامعه ما نداشته باشد (زرشناس،۷۶:۱۳۸۱). امروزه دیگر این بشر نیست که فکر می‌کند چگونه بپوشد، چگونه بخوابد و چگونه زندگی کند؛ بلکه این رسانه‌های جهانی هستند که این برنامه‌ریزی‌ها را به عهده گرفته‌اند و هر روز با دستور کمپانی‌های اقتصادی و سرمایه‌داری نظام سلطه به تغییر ذائقه‌های مخاطبان خود می‌پردازند (بودریار[۶]،۱۲۷:۱۳۸۹).
از این منظر چیزی که در نگاه یک اندیشمند اجتماعی بدیهی می نماید آن است که برای رسیدن به تمدن دینی که مولفه های اساسی آن بر مبنای خدامحوری و دین محوری پایه ریزی می شود، راهی جز گذر از فرهنگ و تمدن انسان محور و سکولاریستی دنیای متجدد وجود ندارد و برای درانداختن طرح تمدنی جدید و متناسب با مولفه های دنیای دینی، نیازمند تبیین و ارائه مدل های دینی از شیوه ها و سبک های زندگی و نظام های رفتاری و احساسی و هنجاری در جامعه خودمان می باشیم. از منظر دیگر مقوله تفاوت های جنسیتی در یک جامعه از بدیهیات است و به نظر می رسد برای تبیین مدل های رفتاری و فرهنگی متناسب با هر جامعه اهتمام به تفاوت های جنسیتی مورد نیاز است.
باید در نظر داشت که مسئله زنان در دنیا هر چه که باشد موضوع سخن در اینجا زن ایرانی است. زن ایرانی و مسئله آن، با زنان دیگر سرزمین ها تفاوت عمیقی دارد گو اینکه دغدغه ها و اصول مشترکی نیز میان زنان وجود دارد. زن ایرانی و مسئله آن ریشه در فرهنگ و رسوم سرزمینی با تاریخ چند هزار ساله دارد و قریب ۱۴ قرن است که دارائی های تمدنی زن ایرانی با یکی از فربه ترین ادیان جهان آمیزش یافته و در بروز خارجی آن با موجودی مواجه هستیم به نام ” زن ایرانی مسلمان” که برای تبیین نظام رفتاری و سبک زندگی آن باید به هر سه جزء این عنوان توجه کرد و غفلت یا تغافل از یکی از این سه جزء و یا فروکاستن هر کدام به دیگری به حل مسئله زنان چندان کمکی نمی کند (کرمی،۲۳:۱۳۸۵).
امروزه به دلیل غلبه فرهنگ و سبک زندگی[۷] مدرن بر نظام رفتاری افراد جامعه ما، تفاوت های معناداری میان الگوی سبک زندگی زنان نسل حاضر جامعه با الگوی اسلامی نظام رفتاری زن مسلمان ایرانی مشاهده می گردد که نیازمند آسیب شناسی و ارائه راهکار به منظور حل این مساله است. لذا این تحقیق بر آن است تا به این پرسش اساسی پاسخ دهد:
الگوی سبک زندگی زن مسلمان ایرانی پس از انقلاب اسلامی دارای چه مولفه ها و ویژگیهایی بوده و راهکار تقویت آن در جامعه چگونه خواهد بود؟
ب- اهمیت و ضرورت تحقیق
۱- فواید نظری
۱-۱- فایده نظری این تحقیق عبارتست از ارائه مولفه هایی هر چند محدود از یک مدل و الگوی اسلامی – ایرانی از نظام رفتاری زن بعد از انقلاب اسلامی.
۱-۲- بسط دانش نظری در حوزه سبک زندگی زنان مسلمان
۲- فایده عملی
۲-۱- ارائه راهکارهایی پیرامون چگونگی تقویت یک نظام رفتاری متعادل برای زن مسلمان ایرانی در جامعه امروز ایران
پ- اهداف تحقیق
۱- هدف اصلی

  • شناخت الگوی سبک زندگی زن مسلمان ایرانی و ارائه راهکارهای تقویت آن در جامعه پس از انقلاب اسلامی

۲- اهداف فرعی

  • شناخت مبانی نظری الگوی سبک زندگی زن مسلمان ایرانی پس از انقلاب اسلامی
  • شناخت مولفه های الگوی نقش اجتماعی زن مسلمان ایرانی پس از انقلاب اسلامی
  • شناخت مولفه های الگوی مصرف زن مسلمان ایرانی پس از انقلاب اسلامی
  • شناخت مولفه های الگوی پوشش زن مسلمان ایرانی پس از انقلاب اسلامی
  • بررسی راهکارهای تقویت این الگوها در میان زنان جامعه پس از انقلاب اسلامی

ت- سوالات تحقیق
۱- سوال اصلی

  • الگوی سبک زندگی زن مسلمان ایرانی و راهکارهای تقویت آن در جامعه چگونه است؟

۲- سوالات فرعی

  • مبانی نظری الگوی سبک زندگی زن مسلمان ایرانی چیست؟
  • مولفه های الگوی نقش اجتماعی زن مسلمان ایرانی پس از انقلاب اسلامی کدام است؟
  • مولفه های الگوی مصرف زن مسلمان ایرانی پس از انقلاب اسلامی کدام است؟
  • مولفه های الگوی پوشش زن مسلمان ایرانی پس از انقلاب اسلامی کدام است؟
  • راهکارهای تقویت این الگوها در میان زنان جامعه پس از انقلاب اسلامی کدام است؟

ث- تعریف مفاهیم
۱- الگو[۸]: در ادبیات اسلامی آنچه در تعریف الگو به کار برده شده است واژه «اسوه» است که به معنای مقتدا است و یا در فارسی به معنای «در پی رفتن» را می رساند (یاحقی،۶۳:۱۳۷۲). در قران کریم در آیه ۲۱ سوره احزاب پیامبر اکرم(ص) به عنوان اسوه حسنه معرفی شده است. لذا به نظر می رسد در ادبیات قرانی، اسوه به کسی اطلاق می گردد که در عمل، حالات، سلوک و روش مورد اقتدا و پیروی قرار می گیرد (سبحانی،۸۰:۱۳۸۶). توماس کوهن، در تعریف الگو می نویسد: «الگوها نمونه‌های قابل قبول تمرینات علمی می‌باشند، نمونه‌هائی که در خود، قانون، تئوری، کاربرد و ابزار را دارا می‌باشند» (کوهن،۷۳:۱۳۸۶).
۲- سبک زندگی: در تعریف سبک زندگی تنوع بسیاری به لحاظ تعریفی در میان اندیشمندان علوم اجتماعی وجود دارد. مهمترین تعاریف موجود از این مفهوم عبارتند از: فرهنگ رندوم هاوس چنین می نویسد: «عادات یا منش ها، رویکردها، ذوقها و قرایح، استانداردهای اخلاقی، سطح اقتصادی و. که همه اینها در مجموع روش زیستن فرد یا گروه را می سازند (Random House Dictionary, 1987).
۳- نقش اجتماعی[۹]: نقش اجتماعی دربرگیرنده طرز تلقین ها، ارزش و رفتارهایی است که جامعه برای یک فرد و تمامی افراد یک پایگاه مشخص در نظر می گیرد (بیرو[۱۰]،۳۷۴:۱۳۸۴).

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*